اقدامات امام

شنبه ۲۵ آذر ۱۳۹۱ ساعت ۱۹:۱۱
امتیاز این گزینه
(2 آرا)

گنجينه نزديك به دو دهه از فعّاليت موعود، آكنده از مجموعه‌اي از مقالات و مصاحبه‌هاي خواندني است كه هيچ گاه رنگ كهنگي نمي‌گيرد و همواره تازه و خواندني است. به همين دليل از ميان آنها مطالبي را گلچين كرده، فراروي خوانندگان جديد موعود قرار مي‌دهيم تا از عطر و بوي آن بي‌نصيب نمانند. ان‌شاءالله.

 


٭ ٭ ٭
از برنامه‏ها و اقدام‌هاي امام مهدي(ع)، پديد آوردن رفاه در كلّ جامعة بشري است. در آن دوران، طبق ترسيم آيات و احاديث، جامعة بشري واحدي تشكيل مي‏گردد كه مانند خانواده‏اي زندگي مي‏كنند و مسئلة ناهنجار جوامع پيشرفته و ابرقدرت و جامعه‏هاي در حال رشد و جامعه‏هاي عقب‏مانده و محروم از ميان مي‏رود1 و بشريت، ‏به طور كلّي به رفاه اقتصادي و بي‏نيازي دست مي‏يابد و همين چگونگي، زمينة اساسي رشد و تعالي معنوي و فكري انسان را مي‏سازد.
طبق تحقيقات كارشناسان و متخصّصان،2 بخش عظيم و مهمّي از مسائل عقب‏ماندگي، وابستگي، كمبود موادّ غذايي و معيشتي (اگر نگوييم تمام آن) به دو عامل بستگي دارد كه هر دو با هم در ارتباطند:
1. نظام اقتصادي حاكم بر جهان؛
2. نظام سياسي حاكم بر جامعه.


1. نظام اقتصادي حاكم بر جهان‏، يعني نظام و سيستمي كه قدرت‌هاي اقتصادي جهان در كشورهاي استعمارگر پديد آورده‏اند و هدف و آرمان آنها دست‌يابي به قدرت اقتصادي روزافزون و سلطه بر منابع ثروت جهان است. اين قدرت‌هاي سلطه‏گر، با برنامه‏ريزي‌هاي دقيق خود، مانع هرگونه استقلال، خودكفايي و رشد توليد و پيشرفت اقتصادي در كشورهاي عقب نگه‌داشته شده‏اند. اين قدرت‌ها از راه‌هاي گوناگون و شيوه‏هاي تبليغي و برنامه‏ريزي‌هاي گسترده و عميق، در ساية سلطة نظامي و سياسي و فرهنگي، آزادي فكر و عمل را از آحاد مردم در جهان سوم مي‏گيرند و روش‌ها و شيوه‏هايي در همة مسائل زندگي از جمله در توليد، مصرف، تكنولوژي، فرهنگ و راه‌هاي معيشت، بر آنان تحميل مي‏كنند كه به سود سرمايه‏داران بزرگ و سلطة بيشتر جهان پيشرفته است. در ساية اين سلب فكر و شخصيت و آزادي و آزادفكري، خوديابي و اعتماد به نفس مي‏ميرد و وابستگي، روز به روز در اعماق اجتماعات عقب‏مانده گسترش مي‏يابد. از اين رو، صاحب‏نظران مسائل اقتصادي ـ اجتماعي مي‏گويند كه كمك به كشورهاي عقب‏مانده تنها در اين است كه آنها را به خودشان واگذارند.
2. نظام سياسي حاكم بر كشورها نيز نوعاً عامل و دست‏نشاندة قدرت‌هاي جهاني كه همواره به زيان ملّت‌هاي
خود گام برمي‏دارد، براي سلب هرگونه فكر و انديشه از مردم و نفي حسّ خودشناسي و خوديابي در مردم خويش مي‏كوشد، جريان‌هاي فكري و فنّي فرمايشي را در ميان ملّت‏ خويش نشر مي‏دهد و با رسانه‏ها و ابزارهاي تبليغاتي، هرگونه استقلال فرهنگي و اقتصادي را از جامعه سلب مي‏كند. آنها توده‏ها را برده‏وار به اسارت و پيروي كوركورانة اين دو جريان مسلّط و حاكم ـ يكي بيگانه و ديگري خودي ـ وادار مي‌كنند. نخستين موضوعي كه در اين ميان صدمه مي‏بيند يا به كلّي نفي مي‏گردد، اصالت فكر و فرهنگ خودي و حسّ اعتماد به نفس و بازيابي و بازشناسايي نيروهاي نهفته در درون خود و جامعة خودي است.
در رستاخيز ظهور امام منجي(ع)، اين بندها و دام‌ها از سر راه برداشته مي‏شود و عوامل سلطه بر فكر، فرهنگ، اقتصاد و سياست جهان و كشورها نابود مي‏گردد، انسان‌ها آزاد مي‏شوند و با هدايت آن امام به خود مي‏آيند و ديگر بار خويشتن خويش را باز مي‏يابند و باز مي‏شناسند و آزادانه فكر مي‏كنند و راه‌هاي تحميلي و تبليغي را از راه اصلي و درست جدا مي‏سازند و اين است آزادي و آزادگي واقعي؛ آزادي‌اي كه در سراسر دنياي كنوني، تنها واژة آن وجود دارد و از محتوا و مفهوم آن خبري نيست...
در دوران رفاه اقتصادي و رفع همة نيازها، آدمي از اين بردگي و اسارت هستي‏سوز رهايي مي‏يابد، از بند مشكلات آن آزاد مي‏گردد، به مسائل متعالي و برتر و تكامل و رشد و صعود مي‏انديشد و در اين راستا گام برمي‏دارد.
احاديث ‏بسياري دربارة رفاه اقتصادي دوران ظهور وجود دارد و شايد از جمله مسائلي باشد كه بيشترين تأكيد بر آن شده است. همين نكته اهمّيت موضوع و نقش آن را در ساختن جامعة سالم قرآني مي‏رساند و شايد پس از اصل عدالت، دومين موضوعي باشد كه در آن دوران در جامعه‏ها پديد مي‏آيد. اين دو با يكديگر پيوندي ناگسستني دارند؛ زيرا اجراي دقيق عدالت، ‏براي از ميان بردن روابط ظالمانه و غاصبانه، اَكل و مأكولي است تا اقويا حقّ ضعيفان را نخورند و آنان را محروم نسازند. بنابراين، رفاه اقتصادي براي همه، با اجراي اصل عدالت اجتماعي و برپايي قسط قرآني امكان‏پذير است؛ بلكه رفاه و بي‏نيازي، از ميوه‏هاي درخت تناور عدل است و امام با تحقّق بخشيدن به اصول دادگري و عدالت اجتماعي، همگان را به زندگي‌اي درست و سامان‏يافته مي‏رساند.3
همچنين از نظر تعاليم اسلامي، حاكميّت اگر درست و اسلامي باشد و برنامه‏ها و مجرياني قرآني و اسلامي به كار گمارده شوند، محروميت و نيازمندي در جامعه باقي نمي‏ماند؛ زيرا اصول عدل و حق اجرا مي‏گردد و در پرتو اجراي اصول، همة مردم به رفاه و بي‏نيازي مي‏رسند.4
در پرتو حاكميّت قرآني، محمّدي و علوي امام مهدي(ع) و با اجراي اصل عدالت اجتماعي كه در سيرة انكارناپذير آن امام، ‏سامان مي‏يابد، نيازها برآورده مي‏گردد و رفاه اقتصادي و آسايش معيشتي بر تمام بخش‌ها و زواياي زندگي خانوادة بشري پرتو مي‏افكند.
با اينكه موضوع رفاه اقتصادي از شاخ و برگ‌هاي عدالت اجتماعي است، در احاديث جداگانه مطرح گرديده است و اين اهمّيت موضوع را آشكار مي‏سازد5
تأمين زندگي و رفاه تا اين پايه است كه اگر از مسلمانان كسي هنوز در بردگي مانده باشد، به دست امام خريده مي‏شود و آزاد مي‏گردد. اگر كسي بدهكار باشد، ‏بدهي او پرداخت مي‏شود. هر كس حقّي و حقوقي از ديگران برده، قصاص شده، دية او به صاحبش پرداخت مي‏گردد. هر كس به دليل جرمي به اعدام محكوم شده، بدهكاري‌هاي او پرداخت مي‏شود و پس از اعدام وي، زندگي خانواده‏اش همسان و هم‏سطح ديگر مردم تأمين مي‏گردد و اينها همه براي اجراي عدالت دقيق در سراسر آبادي‌هاي زمين است؛ يعني عدالت در آن دوران چنين مفهومي عميق، گسترده و انساني دارد كه هر مشكل و ناهنجاري و گرفتاري را برطرف مي‏سازد.6
سطح زندگي در اين حدّ بسيار متعالي و آرماني و رفاه اقتصادي تا اين پايه، در دنياي سراسر ظلم و جامعه‏هاي طبقاتي و سرشار از تضاد بر سر منافع و با روابط ظالمانة استثماري براي ما، قابل درك نيست؛ ليكن وعدة خدا است و تحقّق خواهد يافت. آيا چنين هدفي با اين بزرگي و عالم‏گستري، با شيوه‏هاي اخلاقي و پند و موعظه پديد مي‏آيد يا امام مهدي(ع) تنها با اعجاز و قدرت معنوي، اين چگونگي‌ها را در زمين پديد مي‏آورد؟ يا شيوه‏ها و روش‌هايي ويژه براي رشد ثروت و توليد كافي كالاها به كار مي‏برد كه تاكنون نبوده است؟
روشن است كه ايجاد رفاه اقتصادي در اين حد و براي يكايك افراد خانوادة بشري، كاري بزرگ و مشكلي بس عظيم است و به دشواري مي‏توان تصوّر كرد كه در آن روزگار چه مسائل و عواملي پديد مي‏آيد كه چنين زيستي نصيب انسان‌ها مي‏گردد.
با مطالعه در وضعيت زندگي كنوني بشر و با بررسي دقيق منابع طبيعي و ذخاير موجود در زمين و محاسبة استعداد انسان و محاسبة مقدار مصرف زائد و مسرفانه و تجمّلي، همة اموال جهان در نزد مهدي(ع) گرد مي‌آيد؛ آنچه در دل زمين است و آنچه بر روي زمين است. آنگاه مهدي به مردمان مي‌گويد: بياييد! و اين اموال را بگيريد.

اجتماعات مختلف بشري به اصل دست مي‏يابيم:
1. منابع طبيعي و ذخاير زمين اين استعداد را دارد كه پاسخ‌گوي مجموعه نيازهاي انسان‌ها باشد (در هر مقوله از مقولاتي كه در زندگي بدان‌ها نيازي هست) و كمبودها را برطرف سازد و آدميان را به رفاه و آسايش و تأمين معاش برساند؛
2. محاسبة مقدار مصرف تجمّلي و مسرفانة اجتماعات بشري، روشن مي‏سازد كه اگر اين اسراف‌كاري‌ها و شادخواري‌ها به صورتي درست و اصولي مهار گردد و با انضباط و قانوني سازش‏ناپذير جلوي عيّاشي و ريخت‏وپاش‌هاي زائد گروه اشراف رفاه‏طلب و شادخوار گرفته شود، نيازهاي كلّ بشريت‏ برآورده مي‏شود و زندگي همگان در روي زمين تأمين مي‌گردد؛
3. با بررسي استعداد خلّاق و هوش مبتكر انساني، روشن مي‏شود كه انسان‌ها مي‏توانند در پرتو پيشرفت دانش‌ها، به فرمول‌ها و اصول تازه‏اي دست ‏يابند كه معاش آنان بهتر تأمين شود و نيازها و خواسته‏ها بيشتر برآورده گردد و رفاه و آسايشي عمومي و همگاني پديد آيد. با توجّه به اين سه محور، امكان پديد آمدن دوران رفاه مطلق و تأمين زندگي در سطحي متعالي براي همة مردم روي زمين، روشن مي‏گردد. در اين بخش از اين مقاله، به بررسي برخي از علل و عواملي مي‏پردازيم كه ممكن است در رستاخيز قيام و انقلاب امام مهدي(ع) به كار گرفته شود و با تكيه بر آنها بودجه و مواد و منابع عظيم و كلان براي چنين اقدام عظيمي تأمين گردد و در فروغ آن زندگي بشريت ‏ساماني درخور يابد:

1. برقراري عدالت اجتماعي
عدالت اجتماعي به معناي تعادل و توازن در كلّية جريان‌هاي اقتصادي جامعه است و نظام توليد و توزيع مصرف را در بر مي‏گيرد. عدالت ‏به اين معنا، اگر گستره‏اي جهاني يابد و دقيق و بي‏استثنا حدود آن مشخّص شود و درست اجرا گردد، تعادل و توازني در كلّ جامعة بشري پديد مي‏آورد كه آرمان همة عدالت‌خواهان الهي و بشري بوده است. در پرتوي چنين عدالتي، فاصله‏هاي اقتصادي به معناي اسراف و تكاثر در بخش‌هايي و كمبود و محروميّت در بخش‌هاي فراوان ديگر ريشه‏كن مي‏گردد؛

2. اجراي اصل مساوات
رعايت قاطع اصل مساوات نيز موجب تعديل ثروت‌ها و برابري در توزيع كالاها و موادّ مورد نياز همة مردم است و از تراكم و ذخيره‏سازي گنج و اسراف‌كاري برخي طبقات و گروه‌ها مانع مي‏گردد و زمينه‏هاي اصلي كمبود و نيازمندي را برطرف مي‏سازد.
در فصل بعد روشن خواهد شد كه با اجراي اصل مساوات، نيازها برآورده مي‏گردد و محتاج و تهيدستي باقي نمي‏ماند و اين همان سطح متعالي زندگي و رفاه عمومي است كه زكات، مورد مصرف نداشته باشد و همه چيز به همة مردم برسد. اين موضوع در اصل «مساوات‏» روشن خواهد گشت؛

3. عمران و آبادي زمين
عمران و آبادي زمين و بهره‏برداري از امكانات آن تا سر حدّ امكان، از ديگر اقدامات امام است. اين كار، در دوران پيش از ظهور با همة پيشرفت علوم و تكنولوژي در همة زمينه‏ها، به طور كامل انجام نشده است. طبق نظر متخصّصان، بسياري از زمين‌ها قابل عمران، آبادي، كشاورزي و توليد است. بسياري از آب‌ها داراي استعداد ذخيره شدن و بهره‏برداري است و بسياري از مناطق زمين، متروك و رها شده مانده است و بسياري از مناطق به علّت نفوذ سياست‌هاي استعماري و ايجاد وابستگي و محروميّت‏ به طور كامل از آنها بهره‏برداري نمي‏شود و سيستم‌هاي توليد به سود طبقات محروم نيست؛ بلكه براي كشورهاي سلطه‏طلب سودمند است.
اين موضوع نيز از نظر متخصّصان و آمارگيران ثابت است كه زمين، استعداد اداره و تأمين چند برابر جمعيّت كنوني را دارد؛ به سه شرط:

الف) از همة امكانات بهره‏برداري شود؛
ب) از اسراف‌كاري و شادخواري و كامروايي فزون از حدّ گروه‌هايي اندك ممانعت ‏به عمل ‏آيد؛
ج) تكنيك‌هاي دقيق علمي و فنّي و متناسب با محيط‌ها و سرزمين‏ها به كار رود.

4. پيشرفت فنون
چنان‌كه در فصل «تكامل علم و عقل‏» در دوران ظهور خواهيم گفت، علم و دانش بشر در رستاخيز امام مهدي(ع) به تكامل نهايي مي‏رسد و امام با برنامه‏ريزي‌هاي دقيق كه از دانش بيكران الهي او برخاسته است، همة مناطق زمين را آباد مي‏كند  و براي تأمين زندگي و ايجاد رفاه همگاني، راه و روش‌هايي را عرضه مي‏كند كه تا آن روز براي بشر ناشناخته بوده است. با توجّه به اينكه راه اصلي رشد توليد و خودكفايي، بهره‏برداري از علوم و فنون و تخصّص‌هاي ويژه و طرح‌ها و برنامه‏هاي ماهرانه است، علوم و فنون بشري در رستاخيز ظهور با علوم و فنون در دوران پيش از ظهور، قابل مقايسه نيست. از اين رو، پيشرفت‌ها و رشد توليد و سرمايه در آن دوران با هيچ دورة ديگر همانند نيست. امام مهدي(ع) در همة زمينه‏ها به دانش بشر تكامل مي‏بخشد و چنان‌كه در علوم الهي و ماوراي طبيعي همة اشتباهات و جهل‌هاي بشري را برطرف مي‏سازد و معيارهاي درست در شناخت مبدأ و معاد را به انسان مي‏دهد، در علوم مادّي و تكنيك‌هاي رشد اقتصادي و سامان‌يابي زيست را نيز به انسان عرضه مي‏كند و با شيوه‏هاي بسيار دقيق، نظام توليد و بهره‏برداري را از منابع طبيعي، رشدي توصيف‏ناپذير مي‏بخشد. بدين‌گونه مشكل كمبودها و نارسايي‌ها را به كلّي برطرف مي‏كند.
فاصلة پيشرفت علمي و عقلاني و وضع دانش انسان در آن دوره با وضع كنوني، بسي افزون‌تر است از فاصلة دانش امروز بشري با دوران‌هاي گذشتة تاريخ است.

5. باران‌هاي مفيد و پياپي
از علل و عوامل مهم و اساسي رشد توليد، به ويژه در بخش كشاورزي ـ كه مادر توليد در بخش‌هاي ديگر است ـ نزولات آسماني و باران‌هاي مناسب و به موقع است. طبق تعاليم «قرآن» و احاديث، پارسايي و نيكوكاري و احسان و به خصوص دادگري، موجب نزول رحمت‌هاي الهي و وفور نزولات آسماني است8  و گناه، به ويژه ظلم، در روابط انساني موجب خشكسالي و محروميّت از رحمت الهي و قلّت نزولات است. در دوران ظهور، چون نيكي، احسان، عدل و انصاف بر سراسر گيتي پرتو مي‏افكند، روابط انساني بر اصل عدل و انصاف استوار مي‏گردد و مردمان همه به نيكي و نيكوكاري و پارسايي مي‏گرايند و ظلم و ستم را يك سو مي‏نهند. از اين رو، شايستة فضل و رحمت ‏بيشتر مي‏گردند و بارش باران‌هاي مناسب و به موقع، سبب رشدي وصف‏ناپذير در توليد خواهد گشت و بسياري از مشكلات و كمبودها و نيازمندي‌ها را برطرف خواهد ساخت.9
ـ ... امّت من در زمان (رستاخيز) مهدي(ع) به نعمت‌هايي دست ‏مي‌يابند كه پيش از آن و در هيچ دوره‏اي دست نيافته بودند. در آن روزگار، آسمان باران فراوان مي‌دهد و زمين، هيچ روييدني را در دل خود نگه نمي‌دارد.
چون مردمان به تقوا و پارسايي روي مي‏آورند، خداوند بركات و باران‌ها را فرو مي‏فرستد و خشكي و كم‏آبي در مناطق بسياري برطرف مي‏شود و اين وعدة الهي كه دربارة جامة تقواپيشگان مژده داده است، آشكار مي‏گردد؛10

6. برنامه ‏ريزي درست و از يك نقطه
چنان‌كه در آغاز اين فصل يادآور شديم، عامل محروميّت و عقب‏ماندگي اكثريت كشورها و اجتماعات بشري، كشورهاي قدرتمند و سلطه‏طلب مي‌باشند. اگر سلطه‏طلبان از ميان بروند و تقسيم جامعة بشري به دو يا سه طبقه، پيشرفته و در حال رشد و عقب‏مانده، نفي شود و همة برنامه‏ريزي‌ها و فكر و تخصّص‌ها و سرمايه‏ها و مديريّت‌ها تا سر حدّ امكان به طور يكسان در همة مناطق زمين، تقسيم گردد، تبعيض و تفاوتي در كار نباشد. جهان داراي مركزيتي يگانه و واحد شود كه بر اساس عدل و مساوات به همة انسان‌ها يكسان بنگرد و تقسيم‏بندي‌هاي ظالمانة جامعة بشري را محو سازد  و همة امكانات، طبق نيازها به مناطق عالم گسيل گردد و هيچ نقطه‏اي متروك و رها شده، باقي نماند. به طور طبيعي مشكلات و نابه‌ساماني‌هاي زندگي انسان‌ها برطرف مي‏شود و رفاه و آسايش بر سراسر زمين سايه مي‏افكند؛11

7. بهره برداري از معادن و منابع زيرزميني
براي دست‌يابي به خودكفايي و رفاه، استخراج و بهره‏برداري از منابع زيرزميني كاري ضروري است و چاره‏اي جز اين نيست كه از همة امكانات وطن انسان، يعني زمين بهره‏برداري شود. بسياري از ثروت‌ها و موادّ لازم براي زندگي، از معادن به دست مي‏آيد. اين معادن و موادّ ديگري كه براي بشر امروز شناخته شده نيست، در دوران ظهور، مورد بهره‏برداري قرار مي‏گيرد.12
در دوران پيش از ظهور بسياري از معادن شناخته شده است و بشر كنوني و آينده به سرعت آنها را استخراج مي‏كند و در زندگي به كار مي‏گيرد. بنابراين از تأكيد فراوان احاديث ‏بر موضوع معادن و آشكار شدن آنها براي امام قائم(ع)، مي‏توان حدس زد كه آنچه شناخته شده و قابل اكتشاف براي بشر كنوني است (به علّت محدوديّت دانش بشري، نسبت ‏به دوران ظهور و تكامل علم و عقل انسان با راهنمايي و تعليم معلّم بزرگ الهي حضرت مهدي(ع)، بسيار ناچيز است و در دوران آن رستاخيز عظيم، موادّ و معادني شناخته و اكتشاف مي‏شود كه چهرة زندگي‌ها را به كلّي دگرگون مي‏سازد و بايد چنين باشد؛ زيرا ايجاد رفاه براي كلّ جامعة بشري كاري ساده نيست و سرمايه‏هاي كلان و عظيمي لازم دارد. يكي از منابع تأمين اين سرمايه‏ها، معادن است و بايد از آنها كاملاً استفاده شود. با توجّه به بيكراني و فراواني منابع و معادن زيرزميني ـ به ويژه نسبت ‏به بخش‌هاي ناشناختة آن براي بشر امروز ـ روشن مي‏گردد كه اين بخش از منابع در درآمد دولت مهدي(ع)، سرمايه‏اي در خور است و به ساماني‌اي در خور و شايسته نيز مي‌رسد.
در اكثريت اجتماعات بشري امروز، شناخت و دانش ناكافي است. دوران ظهور، دوران سراسر آگاهي و شناخت‌هاي ناب و خالص است كه همة زواياي زندگي انسان را روشن مي‏سازد و در برنامه‏ريزي‌هاي فرهنگي، تربيتي، هنري، فنّي، اجتماعي، اقتصادي و... نقطة ابهام و عقب‏ماندگي باقي نمي‏ماند و شيوه‏ها و روش‌هاي اصولي و درست و مقرون به صرفه و به سود انسان ارائه مي‏شود و زندگي در همه جاي زمين، چهره‏اي زيبا و انساني و سرشار از رفاه به خود مي‏گيرد؛

8. بازپس‏ گيري ثروت‌هاي غصب شده

امام مهدي(ع) از راه ديگري كه از اهمّيت فراواني برخوردار است، سرمايه‏هاي بزرگ و كلاني به دست مي‏آورد و از آن راه، بودجة هنگفت‏ سامان بخشيدن به جامعة انساني و ايجاد رفاه عمومي را تأمين مي‏كند. امام با از ميان برداشتن جبّاران و طاغوتان و سرمايه‏دارانِ مانع اجراي عدالت، پول‌ها و سرمايه‏ها و همة امكانات آنها را كه از راه‌هاي نامشروع، استثمار، غصب، احتكار، ظلم، تعدّي و تجاوز، تصاحب به ناحق اموال عمومي و انفال، گران‌فروشي، ارزان خريدن موادّ خام و كار و كالاي مردمان محروم و ... به دست آورده بودند، باز پس مي‏گيرد و در اختيار توده‏هاي محروم بشري قرار مي‏دهد.
آنها در دوران پيش از ظهور، به ثروت‏اندوزي‌هاي كلان دست ‏يازيده‏اند و سرمايه‏هاي كلاني در همة كشورهاي جهان ذخيره كرده‏اند كه بخش اعظم ثروت‌ها و سرمايه‏هاي كشورها را تشكيل مي‏دهد و اينها همه از راه‌هاي نادرست و شيوه‏هاي استثماري و ظالمانه، روانة جيب عدّه‏اي خاص از افراد انسان شده است.13
امام مهدي(ع) در رستاخيز ظهور، اين مالكيت‌هاي دروغين و صوري را ابطال مي‏كند. «مهدي(ع) حق هر حق‌داري را بگيرد و به او دهد؛ حتّي اگر حقّ كسي زير دندان ديگري باشد، از زير دندان انسان متجاوز و غاصب بيرون كشد و به صاحب حق بازگرداند.» 14

9. استفاده از همة اموال (اموال عمومي، خصوصي)
امام مهدي(ع) براي پيشبرد اهداف انقلاب ـ طبق تعبير برخي از احاديث ـ از همة اموال خصوصي و عمومي بهره مي‏گيرد.
در احاديثي آمده است كه همة اموال دنيا نزد امام مهدي(ع) گرد مي‏آيد و امام آنها را ميان مردمان طبق قانون عدل و بر اساس نياز و رسيدن به رفاه و بي‏نيازي تقسيم مي‏كند.15
مسئلة «كنز» در قرآن مطرح گشته و با لحني قاطع و كوبنده ممنوع اعلام شده است؛16 ليكن در اثر بدآموزي و نفوذ اشرافي‌گري در حوزة اسلام، اين اصل مورد توجّه و عملكرد قرار نگرفته است. در رستاخيز ظهور كه دوران عرضة اسلام ناب و خالص و بي‏پيرايه است، اين اصل اجرا مي‏شود و همة اموال كنز شدة جامعه، خود از جمله بودجه و سرماية انقلاب جهاني مهدوي مي‏گردد و امام از آنها براي ساختن جامعة آرماني اسلامي و ايجاد رفاه و بي‏نيازي عمومي و سركوب دشمنان دين خدا ـ طبق تعبير حديث ـ بهره مي‏گيرد؛17

10. كنترل و نظارت دقيق مركزي

از جمله عوامل بسيار مهمّي كه امام مهدي(ع) در پرتو آن، نابه‌ساماني‌هاي اقتصادي و ويراني امور معاش را برطرف مي‏سازد اين است كه ايشان با مركزيّت و ايدئولوژي واحدي كه ترتيب مي‏دهد، كلّ منابع ثروت و درآمد را بدون حيف و ميل و تبعيض و امتياز، در اختيار كلّ جامعة بشري مي‏گذارد، همة امكانات را به تساوي تقسيم مي‏كند، همة سرمايه‏گذاري‌ها را عادلانه انجام مي‌دهد و از اين رهگذر، حركت ‏خودسرانه و آزمندانة گروهي مال‏پرست در بخش‌هاي خصوصي و اطرافيان حكومت‌ها و مراكز قدرت كه با چپاول ثروت‌ها و تصاحب سرمايه‏ها به مكيدن خون محرومان مي‏پردازند، كنترل دقيق مي‏كند  و عوامل اصلي فقر و كمبود ـ كه سرمايه‏داران و زراندوزانند ـ از ميان مي‏روند.
در پايان، تذكّر اين نكته نيز لازم است: آنچه دربارة انقلاب حضرت مهدي(ع) گفته مي‏شود يا به قلم مي‏آيد، نسبت ‏به آنچه خواهد شد و مسائل و طرح‌ها و برنامه‏هايي كه در آن دوران سراسر عدل و داد، شناخت، آگاهي، نظم، حق و حقوق، علم و فن و دانش و ايمان عرضه خواهد گشت، قطره‏اي است از دريا و البتّه «روشن است كه آگاهي كامل از تمام آن مسائل ـ كه پس از ظهور رخ مي‏دهد ـ در دوران پيش از ظهور دشوار است؛ ‏براي هر كس در هر درجه از آگاهي و انديشمندي. آري. در اين راستا مهم شناخت ‏برخي از اين روش‌هاست كه قوانين عمومي اسلامي آن را روشن مي‏سازد و احاديث ويژه‏اي كه در اين باره رسيده است.18

پي‌نوشت‌ها:
1. طبق برآوردهاي دقيق آماري و فنّي، عامل اصلي عقب‏ماندگي بخش‌هاي عظيمي از جامعة بشري، كشورهاي پيشرفته و ثروتمند است؛ زيرا كه اگر عقب‏ماندگي، عقب‏ماندگي فرهنگي است اين كشورهاي پيشرفته‏اند كه مانع پيشرفت فكر و فنّ و فرهنگ در اجتماعات عقب‏ مانده‏اند؛ زيرا كه رشد فرهنگ و تكنولوژي را در ميان اجتماعات عقب‏ افتاده مانع سلطة سياسي و نظامي و اقتصادي خود مي‏دانند. علّت عقب‏افتادگي اقتصادي در كشورهاي عقب‏مانده نيز كشورهاي پيشرفته است؛ زيرا نياز به واردات صنعتي كشورهاي پيشرفته اگر از ميان برود، توليدات اين كشورها بدون مشتري و بازار مي‏ماند. عقب‏افتادگي نظامي نيز وضعش روشن است و چون پديدة شوم عقب‏افتادگي در همة بخش‌ها به هم مربوط است، بنابراين درمان درد بزرگ عقب‏ماندگي و از ميان برداشتن عامل اصلي آن يعني متلاشي كردن مراكز قدرت و سلطه تحقّق مي‏يابد و مراكز سلطه و قدرت و زور و سرمايه‏داري در عالم متلاشي مي‏گردد و توده‏هاي انساني از يوغ فشار و سلطه‏جويي كامروايان تاريخ آسوده مي‏گردند.
2. به كتاب‌هاي ديكتاتوري كارتل‌ها، ترجمه و اقتباس دكتر همايون الهي،1363 اميركبير و «جهان مسلّح، جهان گرسنه‏»، ويلبرانت، ترجمة همايون‏پور، سازمان انتشارات و آموزش انقلاب اسلامي چاپ اوّل 1365 و «چگونه نيمي ديگر مي‏ميرند»، سوزان جرج، ترجمة مهدي قراچه‏داغي، پژمان،1363. و «امپرياليسم و عقب‏ماندگي‏»، دكتر همايون الهي، شركت آموزش فرهنگي انديشه، 1367. و «اقتصاد سياسي سرمايه‏داري‏» و... مراجعه شود.
3. ر.ك: «كافي‏»3/568 و ج 1، ص 542.
4. «كافي‏» 8/32؛ «مستدرك نهج‏البلاغه‏»/ 31؛ «الحياة‏» 2/493.
5. «بحار» 51/78، «بحار» 51/88، «بحار» 51/123، «تفسير عياشي‏» 1/66؛ «بحار» 52/224، «بحار» 52/337.
6.«بحار»52/390؛ «غيبت نعماني‏»/237، با اندك اختلاف.
7. عدالت اجتماعي ص‏23 ـ57.
8. و لو ان اهل‏القري امنوا واتقوا لفتحنا عليهم بركات من‏السماء والارض‏»: اگر مردم آباديها ايمان آورده و تقوا پيشه ساخته بودند،ويشان مي‏گشوديم...» اعراف‏7/96.
9. بحارالأنوار، ج 51، ص 83.
10. سوره نوح (71)، آيات 10 ـ 12؛ نيز بحارالأنوار، ج 10، ص 104.
11. «كمال‏الدّين‏» 1/231.
12. «موسوعة‏الامام‏المهدي‏»، (الكتاب الثالث)، 780، به نقل از اعلام‏الوري/413، «نهج‏البلاغه‏»/ 425، «كمال‏الدين‏» 1/331.
13. به كتاب ديكتاتوري كارتلها×» و «امپرياليسم و عقب‏ماندگي‏» و «چگونه نيمي از ديگر مي‏ميرند» و «جهان مسلح، جهان گرسنه‏» و... رجوع شود تا معلوم گردد كه چگونه سرمايه‏ها و كالاها و همه منافع و منابع انسانهاي مظلوم در سراسر جهان به جيب عده‏اي بسيار اندك (در مقايسه با افراد جامعه بشري) روانه مي‏گردد.
14. «خورشيد مغرب‏»/ 31، به نقل از «المهدي الموعودالمنتظر» 1/279.
15. براي روشن شدن اين موضوع به «الحياة‏» ج 4 ص 160 به بعد رجوع شود.
16. «موسوعة ‏الامام ‏المهدي‏»، الكتاب الثالث، 770. محمد الصدر، مكتبة‏الامام اميرالمؤمنين‏العامه، اصفهان.

محمد حکیمی