آخرین دولت

آخرین دولت

چهارشنبه ۲۲ شهریور ۱۳۹۱ ساعت ۰۹:۲۹
امتیاز این گزینه
(3 آرا)

از تنی‌ چند از بزرگان‌ بصره‌ شنیدم‌ كه‌ گفتند: علی‌بن‌ابی‌طالب‌(ع‌) پس‌ از جنگ‌ جمل‌ ناخوش‌ گردید و نتوانست‌ در نماز جمعه‌ شركت‌ كند. لذا به‌ فرزندش‌ حسن‌(ع‌) فرمود: «تو برو و نمازجمعه‌ را با مردم‌ بخوان‌». حسن‌(ع‌) به‌ مسجد آمد و بر فراز منبر رفت‌. او ابتدا حمد و ثنای‌ الهی‌ را به‌ جای‌ آورد، شهادتین‌ گفت‌، بر رسول‌ خدا درود و صلوات‌ فرستاد و فرمود:
«ای‌ مردم‌! خداوند، نبوت‌ را در میان‌ ما قرار داد و ما را بر خلق‌ خویش‌ برگزید و مقدم‌ داشت‌ و كتاب‌ و وحی‌ خود را بر ما فرو فرستاد. به‌ خدا قسم‌ كه‌ هر كس‌ چیزی‌ از حق‌ ما كم‌ گذارد، خداوند در دنیا و آخرت‌ از حق‌ او بكاهد، و هیچ‌ دولتی‌ ضدّ ما نباشد، مگر این‌ كه‌ عاقبت‌ از آنف ما باشد».

 

مقدمه‌
در اندیشه‌ مهدوی‌ مباحث‌ متعدد و متفاوتی‌ مطرح‌ می‌شود. یكی‌ از مهم‌ترین‌ آنها، مسأله‌ «دولت‌ مهدوی‌» است‌ كه‌ دامنه‌ گسترده‌ای‌ هم‌ دارد و به‌ همین‌ جهت‌ تعبیرهای‌ مختلفی‌ از این‌ دولت‌ در ادبیات‌ دینی‌ (به‌ خصوص‌ ادبیات‌ شیعه‌) شده‌ است‌ كه‌ هر كدام‌ از تعبیرها به‌ جنبه‌ای‌ از جنبه‌های‌ متعدد حكومت‌ مهدویت‌ اشاره‌ دارد.
برخی‌ از تعبیرهایی‌ كه‌ در روایات‌ در مورد دولت‌ و حكومت‌ امام‌ مهدی‌(ع‌) آمده‌ به‌ شرح‌ زیر است‌:
1. «دولت‌ جهانی‌» كه‌ اشاره‌ به‌ قلمرو حكومت‌ دارد؛
2. «دولت‌ عدالت‌» كه‌ اشاره‌ به‌ بسط‌ عدالت‌ در زمان‌ حاكمیت‌ این‌ دولت‌ دارد؛
3. «دولت‌ كریمه‌» كه‌ اشاره‌ به‌ محوریت‌ كرامت‌ انسان‌ در این‌ دولت‌ دارد و به‌ طور مشخص‌ بیان‌ شده‌ كه‌ كرامت‌ مداری‌ یعنی‌ عزت‌ اسلام‌ و مسلمین‌ از یك‌ سو و ذلتف نفاق‌ و منافقان‌ از سوی‌ دیگر؛
4. «دولت‌ صالحان‌» كه‌ اشاره‌ به‌ صالح‌ بودن‌ زمامداران‌ آن‌ است‌؛
5. «دولت‌ حق‌» كه‌ اشاره‌ به‌ حق‌مداری‌ این‌ دولت‌ و نتیجه‌ آن‌؛ یعنی‌ بسط‌ حق‌ و رفع‌ باطل‌ است‌؛
6. «دولت‌ مستضعفان‌» كه‌ اشاره‌ به‌ حاكمیت‌ یافتن‌ كسانی‌ دارد كه‌ از سوی‌ صاحبان‌ زر و زور و تزویر به‌ استضعاف‌ كشیده‌ شده‌اند؛
7. «دولت‌ امنیت‌» كه‌ اشاره‌ به‌ امنیت‌ فراگیر در آن‌ دولت‌ است‌؛ امنیتی‌ كه‌ هم‌ اجتماعی‌ است‌ و هم‌ ایمانی‌؛
8. «دولت‌ رفاه‌» كه‌ اشاره‌ به‌ فراگیری‌ رفاه‌ در پهنه‌ زمین‌ است‌ و...
یكی‌ دیگر از تعبیرهایی‌ كه‌ از دولت‌ مهدوی‌ شده‌ ولی‌ كمتر مورد توجه‌ قرار گرفته‌، تعبیر «آخرین‌ دولت‌» است‌. در این‌ نوشتار برآنیم‌ تا در این‌ باره‌ سخن‌ بگوییم‌. در این‌ بحث‌ سه‌ مسأله‌ مطرح‌ خواهد شد؛ یكی‌ این‌ كه‌ منشأ این‌ تعبیر چیست‌؟ دیگری‌ این‌ كه‌ معنی‌ آخرین‌ دولت‌ چیست‌؟ و سوم‌ این‌ كه‌ علت‌ آخر بودن‌ دولت‌ مهدوی‌ كدام‌ است‌؟

1. منشأ تعبیر آخرین‌ دولت‌
این‌ تعبیر در كلمات‌ نورانی‌ معصومان‌(ع‌) وجود دارد. امام‌ باقر(ع‌) می‌فرمایند:
دولتنا آخرالدول‌.
دولت‌ ما آخرین‌ دولت‌ است‌ .
سپس‌ در پایان‌ كلام‌ خویش‌ می‌فرمایند:
و هو قول‌الله عزوجل‌: «والعاقبه‌ للمتقین‌» 1و2
و این‌ همان‌ سخن‌ خداوند است‌ كه‌ می‌فرماید: عاقبت‌ از آن‌ پرهیزكاران‌ است‌.
همچنین‌ روایت‌ شده‌ كه‌ امام‌ صادق‌(ع‌) در بسیاری‌ از اوقات‌ این‌ شعر را زمزمه‌ می‌كردند كه‌:
لفكلّ افناسف دولةٌ یَرقفبونها و دولتنا فی‌ آخفرفالدهر تظهر 3
هر مردمی‌ را دولتی‌ است‌ كه‌ منتظر آن‌ هستند و دولت‌ ما در پایان‌ روزگار آشكار می‌شود.
در پاره‌ای‌ از روایات‌، این‌ حقیقت‌ با عبارت‌ «عاقبت‌ از آن‌ ما خواهد بود» آمده‌ و آیه‌ شریفه‌  «والعاقبه‌ للمتقین‌»  به‌ همین‌ حقیقت‌ تفسیر شده‌ است‌، این‌ مسأله‌ را در كلام‌ امام‌ باقر(ع‌) ـ كه‌ در آغاز سخن‌ نقل‌ كردیم‌ ـ به‌ وضوح‌ می‌بینیم‌.
امام‌ حسن‌(ع‌) نیز این‌ حقیقت‌ را یاد كرده‌اند و امام‌ علی‌(ع‌) آن‌ را تأیید نموده‌اند. ابن‌ سیرین‌ می‌گوید:
از تنی‌ چند از بزرگان‌ بصره‌ شنیدم‌ كه‌ گفتند: علی‌بن‌ابی‌طالب‌(ع‌) پس‌ از جنگ‌ جمل‌ ناخوش‌ گردید و نتوانست‌ در نماز جمعه‌ شركت‌ كند. لذا به‌ فرزندش‌ حسن‌(ع‌) فرمود: «تو برو و نمازجمعه‌ را با مردم‌ بخوان‌». حسن‌(ع‌) به‌ مسجد آمد و بر فراز منبر رفت‌. او ابتدا حمد و ثنای‌ الهی‌ را به‌ جای‌ آورد، شهادتین‌ گفت‌، بر رسول‌ خدا درود و صلوات‌ فرستاد و فرمود:
«ای‌ مردم‌! خداوند، نبوت‌ را در میان‌ ما قرار داد و ما را بر خلق‌ خویش‌ برگزید و مقدم‌ داشت‌ و كتاب‌ و وحی‌ خود را بر ما فرو فرستاد. به‌ خدا قسم‌ كه‌ هر كس‌ چیزی‌ از حق‌ ما كم‌ گذارد، خداوند در دنیا و آخرت‌ از حق‌ او بكاهد، و هیچ‌ دولتی‌ ضدّ ما نباشد، مگر این‌ كه‌ عاقبت‌ از آنف ما باشد».
آنگاه‌ این‌ آیه‌ را خواند كه‌:  «و لتعلمنّ نبأه‌ بعد حین‌؛ 4  و قطعاً پس‌ از چندی‌ خبر آن‌ را خواهید دانست‌.»
در این‌ كلام‌، امام‌ حسن‌(ع‌) با بیان‌ این‌ جمله‌ كه‌ عاقبت‌ از آن‌ ما است‌، به‌ این‌ حقیقت‌ توجه‌ می‌دهند كه‌ دولت‌ اهل‌بیت‌، دولت‌ آینده‌ است‌. جالب‌ این‌ كه‌ امام‌ علی‌(ع‌) سخنان‌ فرزندشان‌ را می‌شنیدند. پس‌ از اتمام‌ مراسم‌ نماز و بازگشت‌ امام‌ حسن‌(ع‌)، امام‌ علی‌(ع‌) به‌ او نگاهی‌ كرد و بی‌اختیار، اشك‌هایش‌ بر گونه‌هایش‌ جاری‌ شد و از فرزندش‌ خواست‌ كه‌ نزدیك‌ آید و میان‌ چشمانش‌ را بوسید و این‌ آیه‌ را خواند كه‌:
ذریه‌ بعضها من‌ بعض‌ والله سمیع‌ علیم‌. 5و6
فرزندانی‌ بودند، برخی‌ از نسل‌ برخی‌ دیگر پدید آمده‌، و خدا شنوا و داناست‌.
این‌ برخورد امام‌ علی‌(ع‌)، حكایت‌ از تأیید سخن‌ امام‌ حسن‌(ع‌) دارد. همچنین‌ نقل‌ شده‌ كه‌ در خطبه‌ دیگری‌ نیز امام‌ حسن‌(ع‌) همین‌ جملات‌ را درباره‌ دولت‌ اهل‌ بیت‌ بیان‌ كردند. 7
از امام‌ باقر(ع‌) نیز نقل‌ شده‌ كه‌ ایشان‌ دولت‌های‌ دیگر را «دولت‌ حال‌» نامیده‌اند و دولت‌ اهل‌ بیت‌ را «دولت‌ آینده‌». ابوبكر حضرمی‌ می‌گوید: وقتی‌ امام‌ باقر(ع‌) را نزد هشام‌ در شام‌ بردند، هشام‌ اهل‌ بیت‌(ع‌) را به‌ تفرقه‌افكنی‌ متهم‌ ساخت‌ و بدین‌ وسیله‌ امام‌ را بسیار توبیخ‌ كرد. به‌ دنبال‌ وی‌ حاضران‌ مجلس‌ نیز به‌ نكوهش‌ امام‌(ع‌) پرداختند. وقتی‌ آنان‌ خاموش‌ شدند، امام‌ باقر(ع‌) برخاست‌ و فرمود:
أیّها الناس‌، أین‌ تذهبون‌؟! و أین‌ یراد بكم‌؟! بنا هدی‌ الله أوّلكم‌ و بنایختم‌ آخركم‌. فإن‌ یكن‌ لكم‌ ملك‌ معجّل‌ فإنّ لنا ملكاً مؤجّلاً .
ای‌ مردم‌ به‌ كجا می‌روید؟ و شما را به‌ كجا می‌برند؟ به‌ وسیله‌ ما بود كه‌ خداوند پیشینیان‌ شما را هدایت‌ كرد و هدایت‌ آیندگان‌ شما نیز به‌ وسیله‌ ما انجام‌ می‌شود. اگر شما سلطنت‌ اكنون‌ را دارید، حكومت‌ ما حكومت‌ آینده‌ است‌. 8
از آنچه‌ تا كنون‌ نقل‌ كردیم‌ به‌ خوبی‌ روشن‌ می‌شود كه‌ اهل‌ بیت‌(ع‌) از دولت‌ حضرت‌ مهدی‌(ع‌) به‌ عنوان‌ «آخرین‌ دولت‌» یاد كرده‌اند. اكنون‌ دو سؤال‌ مطرح‌ است‌: نخست‌، آخرین‌ دولت‌ بودن‌ به‌ چه‌ معنا است‌؟ و دوم‌، علت‌ آخرین‌ بودن‌ دولت‌ حضرت‌ مهدی‌(ع‌) چیست‌؟ پس‌ با دو پرسش‌ روبرو هستیم‌؛ یكی‌ تفسیر آخرین‌ دولت‌ و دیگری‌ تعلیل‌ آخرین‌ بودن‌.

2. معنای‌ آخرین‌ دولت‌
در پرسش‌ اول‌ می‌خواهیم‌ بدانیم‌ منظور از صفت‌ «آخرین‌» بیان‌ مفهوم‌ زمانی‌ است‌ یا فكری‌ و اندیشه‌ای‌؛ در برخی‌ روایات‌ آمده‌ است‌ كه‌ دولت‌ اهل‌بیت‌(ع‌) پس‌ از حاكمیت‌ همه‌ اندیشه‌های‌ بشری‌ تحقق‌ می‌یابد و لذا این‌ معنا به‌ ذهن‌ می‌رسد كه‌ شاید صفت‌ «آخرین‌» برای‌ بیان‌ این‌ واقعیت‌ است‌ كه‌ دولت‌ امام‌ مهدی‌(ع‌) و یا به‌ تعبیر دیگر نظریه‌ ولایت‌ و امامت‌ آخرین‌ و مترقی‌ترین‌ اندیشه‌ در باب‌ حكومت‌ است‌. البته‌ امكان‌ دارد كه‌ پس‌ از ارائه‌ و اجرای‌ این‌ نظریه‌، بار دیگر حكومت‌ به‌ دست‌ نااهلان‌ و نامحرمان‌ بیفتد.
در مراجعه‌ به‌ روایات‌ و با استفاده‌ از آیات‌ قرآن‌، می‌توان‌ فهمید كه‌ هر دو مفهوم‌ آن‌ مراد است‌؛ یعنی‌ وقتی‌ می‌گوییم‌ حكومت‌ حضرت‌ مهدی‌(ع‌) آخرین‌ دولت‌ است‌، هم‌ به‌ این‌ معنی‌ است‌ كه‌ آخرین‌ و مترقی‌ترین‌ اندیشه‌ در باب‌ حكومت‌ و زمامداری‌ است‌ و هم‌ به‌ این‌ معنی‌ است‌ كه‌ پس‌ از آن‌ دولت‌ دیگری‌ حاكمیت‌ نمی‌یابد و تا پایان‌ تاریخ‌ ادامه‌ می‌یابد. امام‌ باقر(ع‌) به‌ دنبال‌ این‌ كه‌ می‌فرمایند «دولت‌ ما آخرین‌ دولت‌ است‌»، چنین‌ ادامه‌ می‌دهند:
ولم‌ یبق‌ أهل‌ بیت‌ لهم‌ دوله‌ إلاّ ملكوا قبلنا. 9
هیچ‌ خاندان‌ دارای‌ حكومتی‌ باقی‌ نمی‌ماند، مگر این‌ كه‌ قبل‌ از ما به‌ حكومت‌ می‌رسند.
امام‌ صادق‌(ع‌) نیز در همین‌ رابطه‌ می‌فرمایند:
ما یكون‌ هذا الامر حتی‌ لایبقی‌ صنف‌ من‌الناس‌ إلاّ و قد ولّوا علی‌الناس‌... ثم‌ یقوم‌ القائم‌ بالحقّ والعدل‌. 10
این‌ امر (حكومت‌ ما اهل‌ بیت‌) فرا نرسد تا اینكه‌ همه‌ گروه‌ها بر مردم‌ حكومت‌ كرده‌ باشند... آنگاه‌ قائم‌(ع‌) قیام‌ می‌كند و حق‌ و عدالت‌ را برپا می‌دارد.
كلام‌ امام‌ صادق‌(ع‌) وضوح‌ بیشتری‌ دارد. آنچه‌ از این‌ دو حدیث‌ برمی‌آید این‌ است‌ كه‌ همه‌ گروه‌ها و صاحب‌نظرانی‌ كه‌ درباره‌ حكومت‌، ایده‌ و نظریه‌ای‌ دارند، به‌ حكومت‌ می‌رسند و پس‌ از همه‌ آنها نظریه‌ امامت‌، حاكمیت‌ می‌یابد. این‌ بدین‌ معنی‌ است‌ كه‌ اولاً هر نظریه‌ای‌ كه‌ به‌ اندیشه‌ بشر برسد، حاكمیت‌ می‌یابد و ثانیاً روزگاری‌ فرا می‌رسد كه‌ فكر بشر، سخنی‌ برای‌ گفتن‌ ندارد؛ آنگاه‌ نظریه‌ امامت‌ حاكمیت‌ می‌یابد. بنابراین‌، آخرین‌ دولت‌ یعنی‌ آخرین‌ نظریه‌ای‌ كه‌ حكومتی‌ بر مبنای‌ آن‌ تشكیل‌ می‌شود و پس‌ از آن‌ نظریه‌ دیگری‌ وجود نخواهد داشت‌. این‌ سخن‌، صفت‌ «آخرین‌» را تفسیر می‌كند اما این‌ امكان‌ را نیز نفی‌ نمی‌كند كه‌ شاید پس‌ از این‌ دولت‌، حكومت‌ دیگری‌ بر مبنای‌ نظریه‌های‌ قبلی‌ شكل‌ بگیرد.
از برخی‌ دیگر از روایات‌، مفهوم‌ زمانی‌ را نیز می‌توان‌ فهمید و بر این‌ اساس‌ دولت‌ اهل‌ بیت‌، هم‌ از نظر اندیشه‌ آخرین‌ است‌ و هم‌ از نظر زمانی‌؛ یعنی‌ نه‌ پس‌ از آن‌ اندیشه‌ جدیدتر و مترقی‌تری‌ وجود خواهد داشت‌ و نه‌ پس‌ از آن‌ حكومت‌ دیگری‌ شكل‌ خواهد گرفت‌. امام‌ باقر(ع‌) پس‌ از آن‌ كه‌ در دربار هشام‌ فرمودند «دولت‌ شما دولت‌ حال‌ است‌ و دولت‌ ما دولت‌ آینده‌»، تصریح‌ می‌كنند كه‌:
ولیس‌ بعد ملكنا ملك‌؛ لانّا أهل‌ العاقبه‌، یقول‌الله عزّوجلّ: «والعاقبه‌ للمتقین‌». 11
و بعد از حكومت‌ ما حكومتی‌ نباشد؛ زیرا ما همان‌ كسانی‌ هستیم‌ كه‌ عاقبت‌ از آنان‌ است‌، خداوند می‌فرماید: «سرانجام‌ نیك‌ از آن‌ پرهیزكاران‌ است‌».
در این‌ حدیث‌، دو نكته‌ قابل‌ توجه‌ وجود دارد؛ یكی‌ تصریح‌ به‌ این‌ كه‌ پس‌ از حكومت‌ اهل‌ بیت‌، حكومت‌ دیگری‌ وجود نخواهد داشت‌ و دیگری‌ مستند نمودن‌ این‌ ادعا به‌ آیه‌ شریفه‌  «والعاقبه‌ للمتقین‌» . از این‌ استناد، تفسیر آیه‌ شریفه‌ نیز به‌ دست‌ می‌آید و با تكیه‌ بر آن‌، گذشته‌ از حدیث‌، آیه‌ نیز می‌تواند آخر بودن‌ زمانی‌ را گواهی‌ دهد.
جالب‌ این‌ كه‌ این‌ جمله‌ از قرآن‌ كریم‌، فراز پایانی‌ آیه‌ای‌ است‌ كه‌ در آغاز آن‌ چنین‌ آمده‌ است‌:
إنّ الارض‌ لله یورثها من‌ یشاء من‌ عباده‌ .
زمین‌ از آنف خداست‌ و به‌ هر كس‌ از بندگانش‌ كه‌ بخواهد آن‌ را به‌ میراث‌ می‌دهد.
همانگونه‌ كه‌ می‌دانید این‌ فراز از آیه‌، نیز مربوط‌ به‌ حكومت‌ حضرت‌ مهدی‌(ع‌) است‌ و لذا تأییدی‌ است‌ بر این‌ كه‌ فراز  «والعاقبه‌ للمتقین‌»  هم‌ مربوط‌ به‌ حكومت‌ حضرت‌ مهدی‌(ع‌) است‌ و با تفسیر معصوم‌(ع‌)، مفهوم‌ آن‌ این‌ است‌ كه‌ پس‌ از دولت‌ مهدوی‌، دولت‌ دیگری‌ وجود ندارد.
امام‌ باقر(ع‌) می‌فرمایند:
وجدنا فی‌ كتاب‌ علیّ علیه‌السلام‌ «إن‌ الارض‌ لله یور ثها من‌ یشاء من‌ عباده‌ والعاقبه‌ للمتقین‌» أنا و أهل‌ بیتی‌ الذین‌ أورثنا الله الارض‌ و نحن‌ المتّقون‌ والارض‌ كلّها لنا.
در كتاب‌ علی‌، كه‌ بر او درود باد، ( در ذیل‌ آیه‌ )«زمین‌ از آنف خداست‌ و به‌ هركس‌ از بندگانش‌ كه‌ بخواهد آن‌ را به‌ میراث‌ می‌دهد. و سرانجام‌ نیك‌ از آن‌ پرهیزگاران‌ است‌» چنین‌ یافتیم‌ كه‌:
«من‌ و اهل‌ بیتم‌ همان‌ كسانی‌ هستیم‌ كه‌ خداوند زمین‌ را به‌ ما ارث‌ می‌دهد و مائیم‌ پرهیزكاران‌، و زمین‌ تماماً از آن‌ ما است‌». 12
در حدیث‌ دیگری‌ از امام‌ باقر(ع‌) كه‌ پیش‌ از این‌ فرازی‌ از آن‌ را نقل‌ كردیم‌، باز استشهاد به‌ آیه‌ شریفه‌  «والعاقبه‌ للمتقین‌»  وجود دارد:
دولتنا آخرالدول‌، ولم‌ یبق‌ أهل‌ بیت‌ لهم‌ دوله‌ إلاّ ملكوا قبلنا... وهو قول‌ الله عزوجل‌: والعاقبه‌ للمتقین‌؛
دولت‌ ما آخرین‌ دولت‌ است‌، و هیچ‌ خاندان‌ صاحب‌ دولتی‌ نیست‌ مگر این‌ كه‌ پیش‌ از ما به‌ حكومت‌ می‌رسد ] و پس‌ از آن‌ ما به‌ حكومت‌ می‌رسیم‌ [ ... و این‌ همان‌ سخن‌ خداوند است‌ كه‌ می‌فرماید: «سرانجام‌ نیك‌ از آن‌ پرهیزكاران‌ است‌».
پیش‌ از این‌ گفتیم‌ كه‌ فراز نخست‌ حدیث‌ اشاره‌ دارد كه‌ هر صاحب‌ ایده‌ و نظریه‌ای‌، قبل‌ از دولت‌ اهل‌بیت‌(ع‌) به‌ حكومت‌ می‌رسد و سپس‌ ایده‌ امامت‌ به‌ حكومت‌ می‌رسد. حال‌ اگر این‌ را اضافه‌ كنیم‌ كه‌ مراد از عاقبت‌، مفهوم‌ زمانی‌ است‌، نتیجه‌ می‌گیریم‌ كه‌ دولت‌ اهل‌بیت‌(ع‌) و یا به‌ بیان‌ دیگر دولت‌ امام‌ مهدی‌(ع‌) هم‌ از نظر اندیشه‌ای‌ و هم‌ از نظر زمانی‌ آخرین‌ دولت‌ است‌.
حال‌ باید به‌ این‌ پرسش‌ پرداخت‌ كه‌ چرا این‌ دولت‌، آخرین‌ دولت‌ است‌؟

3. چرا پس‌ آخرین‌ دولت‌
در برخی‌ از روایاتی‌ كه‌ در آنها مسأله‌ آخرین‌ دولت‌ بودن‌ حكومت‌ امام‌ مهدی‌(ع‌) مطرح‌ شده‌، علت‌ آن‌ نیز تبیین‌ شده‌ است‌. مثلاً امام‌ باقر(ع‌) پس‌ از آن‌ كه‌ می‌فرمایند دولت‌ ما آخرین‌ دولت‌ است‌ و پیش‌ از آن‌، همه‌ صاحبان‌ قدرت‌ و اندیشه‌ به‌ حكومت‌ می‌رسند، در بیان‌ علت‌ آن‌ می‌فرمایند:
...لثلاّ یقولوا إذا رأوا سیرتنا: إذا ملكنا سرنا مثل‌ سیره‌ هؤلاء!
...تا وقتی‌ شیوه‌ حكومت‌ ما را دیدند، نگویند: اگر ما هم‌ به‌ حكومت‌ می‌رسیدیم‌، به‌ شیوه‌ اینان‌ رفتار می‌كردیم‌. 13
همچنین‌ امام‌ صادق‌(ع‌) پس‌ از آن‌ كه‌ می‌فرمایند پیش‌ از برقراری‌ دولت‌ ما همه‌ گروه‌ها به‌ حكومت‌ می‌رسند، علت‌ این‌ تقدم‌ و تأخر را چنین‌ بیان‌ می‌دارند:
حتّی‌ لایقول‌ قائل‌: «إنّا لو ولّینا لعدلنا» ثمّ یقوم‌ القائم‌ بالحقّ والعدل‌.
تا كسی‌ نگوید: اگر ما هم‌ به‌ حكومت‌ می‌رسیدیم‌ به‌ عدالت‌ رفتار می‌كردیم‌. پس‌ از آن‌ برپا كننده‌ حق‌ و عدل‌ قیام‌ می‌كند. 14
از مجموع‌ این‌ دو حدیث‌ چنین‌ برمی‌آید كه‌ علت‌ تأخر دولت‌ امامت‌، اتمام‌ حجت‌ تاریخی‌ و عملی‌ است‌. باید بشر به‌ تجربه‌ دریابد كه‌ راه‌ عدالت‌ جز از طریق‌ اهل‌بیت‌ نمی‌گذرد و برقراری‌ عدالت‌ جز به‌ دست‌ مردان‌ عدالت‌پیشه‌ و امامان‌ معصوم‌ ممكن‌ نیست‌. تبیین‌ این‌ حقیقت‌ در گرو توجه‌ به‌ این‌ سه‌ امر است‌:
نخست‌، عدالت‌ مهمترین‌ نیاز بشریت‌ است‌ و امور دیگر فرعی‌ و غیر اصولی‌ است‌. سامان‌ جامعه‌ بشری‌ به‌ برقراری‌ عدل‌ و داد است‌ و بدون‌ آن‌ نظام‌ زندگی‌ اجتماعی‌ از هم‌ می‌پاشد.
دوم‌، اجرای‌ عدالت‌ نیاز به‌ مردان‌ عادل‌ دارد. هر دستی‌ توان‌ عدالت‌ گستری‌ ندارد. عدالت‌گستری‌ نیاز به‌ مردانی‌ دارد كه‌ معصوم‌ و از هرگونه‌ هوس‌ به‌ دور باشند. مردان‌ آلوده‌ هوس‌، به‌ هوس‌ رفتار می‌كنند نه‌ به‌ عدالت‌. آن‌ كه‌ به‌ هوس‌ رفتار می‌كند و پیرو هوای‌ نفس‌ خویش‌ است‌، توان‌ اجرای‌ عدالت‌ را ندارد. به‌ همین‌ جهت‌ در اندیشه‌ شیعی‌، یكی‌ از شرایط‌ امامت‌، «عصمت‌» است‌.
سوم‌، عدالت‌ گستری‌ نیاز به‌ عدالت‌پذیری‌ دارد. بدون‌ عدالت‌پذیری‌، اجرای‌ عدالت‌ ممكن‌ نیست‌. اگر امام‌ عدالت‌گستر وجود داشته‌ باشد ولی‌ امت‌ عدالت‌پذیر وجود نداشته‌ باشد، عملیات‌ عدالت‌گستری‌ با شكست‌ مواجه‌ می‌شود. 15
با توجه‌ به‌ این‌ سه‌ امر، یك‌ بار مسأله‌ را مرور می‌كنیم‌: چون‌ عدالت‌ مهمترین‌ نیاز بشریت‌ است‌، خداوند هیچگاه‌ زمین‌ را بدون‌ امام‌ عدالت‌گستر نگذاشته‌ است‌. ولی‌ از آنجا كه‌ حاكمیت‌ عدالت‌، گذشته‌ از وجود امام‌ عدالت‌گستر، به‌ عدالت‌پذیری‌ ملت‌ نیز نیاز دارد، سؤال‌ این‌ است‌ كه‌ اگر پذیرش‌ عدالت‌ و تحمل‌ عدالت‌ وجود نداشته‌ باشد چه‌ باید كرد؟ اولین‌ اقدام‌ احتجاج‌ قولی‌ است‌. در این‌ مرحله‌ باید به‌ روشنگری‌ پرداخت‌ و موقعیت‌ پیش‌ آمده‌ را توضیح‌ داد و عاقبت‌ راه‌ برگزیده‌ شده‌ را روشن‌ ساخت‌ تا حجت‌ وجود داشته‌ باشد.
اگر این‌ اقدام‌ نتیجه‌ای‌ نبخشد و مردم‌ عدالت‌پذیر نشوند، نوبت‌ به‌ گام‌ دوم‌ می‌رسد كه‌ «حجت‌ عملی‌» است‌. در این‌ گام‌ باید مردم‌ آنچه‌ را به‌ آنها گفته‌ شده‌ است‌ ولی‌ نپذیرفته‌اند، در عمل‌ مشاهده‌ كنند، بن‌بست‌ها را ببینند و به‌ تجربه‌ دریابند كه‌ هیچ‌ راهی‌ برای‌ تحقق‌ عدالت‌، جز راه‌ امامت‌ وجود ندارد. به‌ بیان‌ دیگر اگربشر راه‌ خود را از راه‌ امامت‌ جدا ساخت‌ و به‌ هشدارها و اندرزهای‌ امامان‌ گوش‌ نداد، به‌ خود واگذار می‌شود تا آنچه‌ را درست‌ می‌پندارد، عمل‌ كند و بپذیرد و در این‌ راه‌ دریابد كه‌ هیچكدام‌ كلید عدالت‌ نیست‌. اگر بشر به‌ تجربه‌ درنیابد كه‌ هیچ‌ راهی‌ به‌ عدالت‌ ختم‌ نمی‌شود و هیچ‌ حاكمی‌ توان‌ اجرای‌ عدالت‌ را ندارد، مدعیانی‌ پیدا خواهند شد كه‌ بگویند راه‌ و روش‌ و هدف‌ ما هم‌ همین‌ است‌ و بدین‌ سان‌ مردم‌ را گمراه‌ سازند. اما اگر هركس‌ و هر صاحب‌ عقیده‌ای‌ و هر گروهی‌ آنچه‌ را دارد بیان‌ كند و به‌ اجرا درآورد و عملاً ثابت‌ شود كه‌ توان‌ اجرای‌ عدالت‌ را ندارد، آنگاه‌ وقتی‌ دولت‌ امامت‌ شكل‌ می‌گیرد، هیچكس‌ نمی‌گوید اگر ما هم‌ می‌بودیم‌ چنین‌ می‌كردیم‌، و چنین‌ ادعایی‌ از هیچكس‌ پذیرفته‌ نمی‌شود و خریداری‌ نخواهد داشت‌.
برای‌ عینی‌ شدن‌ بحث‌ می‌توان‌ نگاهی‌ به‌ انواع‌ حكومت‌های‌ بشری‌ و انواع‌ ایده‌های‌ بشری‌ انداخت‌. روزگاری‌ دوره‌ حكومت‌های‌ سلطنتی‌ مطلقه‌ بود. سپس‌ حكومت‌های‌ سلطنتی‌ مشروطه‌ مطرح‌ شد. بعد از آن‌ جمهوریت‌ و دموكراسی‌ مطرح‌ شد. گاهی‌ حكومت‌های‌ دینی‌ نیز تجربه‌ شده‌اند؛ مثل‌ حاكمیت‌ مسیحیت‌ و كلیسا در قرون‌ وسطی‌ و افراطیون‌ یهودی‌ (صهیونیست‌ها) در اسرائیل‌. همچنین‌ انواع‌ ایده‌ها و نظریه‌های‌ بشری‌ ارائه‌ شده‌اند مثل‌ لیبرالیسم‌ و كمونیسم‌. البته‌ بررسی‌ دقیق‌ این‌ بحث‌ با زاویه‌ نگاه‌ مطرح‌ شده‌، خود تحقیق‌ مستقلی‌ را می‌طلبد ولی‌ آنچه‌ مهم‌ است‌ این‌ كه‌ هیچكدام‌ از نظام‌ها و ایده‌های‌ بشری‌ توان‌ اداره‌ عادلانه‌ جوامع‌ بشری‌ و پاسخ‌ قانع‌ كننده‌ به‌ پرسش‌های‌ بشر را ندارند.
این‌ واقعیت‌ تلخ‌، پیش‌ از این‌ در كلمات‌ معصومین‌ اعلام‌ شده‌ بود اما بشر به‌ این‌ هشدارها و اندرزها اهمیتی‌ نداد و با خیره‌سری‌، راه‌ پر مخاطره‌ آزمون‌ و خطا را انتخاب‌ كرد و هزینه‌های‌ سنگین‌ بسیاری‌ را پرداخت‌ و هنوز هم‌ می‌پردازد و خواهد پرداخت‌. همه‌ ایده‌ها حاكمیت‌ یافتند و در عمل‌ به‌ بشر ثابت‌ شد كه‌ هیچ‌كدام‌ توان‌ اجرای‌ عدالت‌ را ندارند. در نهایت‌ پس‌ از شكست‌ همه‌ ایده‌های‌ ممكن‌، بشر با سرخوردگی‌ و سرافكندگی‌ درخواهد یافت‌ كه‌ سعادت‌ دنیا و آخرت‌ او، در اندیشه‌های‌ آسمانی‌ و نظام‌ الهی‌ است‌. این‌ مفهوم‌ همان‌ سخن‌ امام‌ باقر و امام‌ صادق‌(ع‌) است‌ كه‌ فرمودند باید در عمل‌ ثابت‌ شود كه‌ هیچكس‌ توان‌ اجرای‌ عدالت‌ را ندارد تا پس‌ از آن‌ عدالت‌گستر واقعی‌ ظهور كند و زمین‌ را پر از عدل‌ و داد نماید، پس‌ از آنكه‌ از ظلم‌ و ستم‌ پر شده‌ است‌.
و البته‌ این‌ تأسف‌ و درد جانكاه‌ بر سینه‌ بشر خواهد ماند كه‌ می‌شد این‌ آزمون‌ و خطا انجام‌ نشود و بسیار زودتر از این‌ بشر به‌ عدالت‌ دست‌ یابد. چه‌ می‌شود كرد كه‌ «خود كرده‌ را تدبیر نیست‌». 16
شایان‌ ذكر است‌ كه‌ سخن‌ بالا هرگز به‌ معنای‌ كنار گذاشتن‌ هرگونه‌ تلاش‌ و كوشش‌ برای‌ برقراری‌ عدالت‌ در عصر غیبت‌ نیست‌؛ كه‌ این‌ خود اندیشه‌ای‌ انحرافی‌ و در تعارض‌ با خواسته‌ ائمه‌ اهل‌ بیت‌(ع‌) است‌، بلكه‌ به‌ این‌ معناست‌ كه‌ هیچ‌ دولتی‌، اگر چه‌ دولتی‌ دینی‌، نمی‌تواند و نباید ادعا كند كه‌ توان‌ برقراری‌ عدالت‌ كامل‌ را به‌ طور مستقل‌ و منهای‌ حاكمیت‌ امام‌ عصر(ع‌) دارد. بنابراین‌ ـ چنانكه‌ از سیره‌ قولی‌ و عملی‌ امام‌ راحل‌(ره‌) نیز برمی‌آید ـ مسلمانان‌ باید در عصر غیبت‌ هم‌ خود عدالت‌گستری‌ پیشه‌ كنند و هم‌ امیدوار به‌ تحقق‌ كامل‌ عدالت‌ به‌ دست‌ توانای‌ امام‌ مهدی‌(ع‌) باشند.


پی‌نوشت‌ها :
1.   سوره‌ اعراف‌(7) آیه‌ 128.
2 .  الغیبه‌، طوسی‌، ص‌472، ح‌493؛ روضه‌ الواعظین‌، ص‌291.
3 .  الامالی‌، صدوق‌، ص‌396، ح‌3؛ روضه‌ الواعظین‌، ص‌234 و 293.
4 .  سوره‌ ص‌(38) آیه‌ 88.
5 .  سوره‌ ال‌عمران‌(3) آیه‌ 34.
6 .  الامالی‌، طوسی‌، ص‌82، ح‌121 و ص‌104، ح‌159؛ بشاره‌ المصطفی‌، ص‌263؛ مناقب‌ابن‌شهر آشوب‌، ج‌4، ص‌11.
7 .  مروج‌الذهب‌، ج‌3، ص‌9؛ نثرالدر، ج‌1، ص‌328.
8 .  الكافی‌، ج‌1، ص‌471، ح‌5.
9 .  الغیبه‌، طوسی‌، ص‌472، ح‌493، روضه‌ الواعظین‌، ص‌291.
10.  الغیبه‌، نعمانی‌، ص‌274، ح‌53.
11.  الكافی‌، ج‌1، ص‌471، ح‌5.
12.  سوره‌ اعراف‌(7)، آیه‌ 128.
13.  الكافی‌، ج‌1، ص‌407، ح‌1.
14.  الغیبه‌، طوسی‌، ص‌472، ح‌493.
15.  الغیبه‌، نعمانی‌، ص‌274، ح‌53.
16.  ر.ك‌: ماهنامه‌ موعود، ش‌35، ص‌30.

نوشتن نظر

جستجو

اوقات شرعی