نياز بَشر به راهنما و اثبات عقلي آن

نياز بَشر به راهنما و اثبات عقلي آن

يكشنبه ۲۳ تیر ۱۳۹۲ ساعت ۱۸:۴۰
امتیاز این گزینه
(1 رای)

شر مخلوق است؛ مخلوق ذاتاً محتاج است؛ از جمله نيازهاي مخلوق هدايت و راهنمايي است و هدايت مخلوق دست خالق اوست. از آنجا كه خالق انسان خداي نامحدود است، لذا بوسيلة انبياء و اوصياء خود انسان را هدايت فرموده است. و خلاصه اينكه اين هدايت معنوي به حدّي ضروري است كه در طول تاريخ از ابتداي زندگي روي كرة زمين تا انتهاي آن، بشر همواره داراي راهنما بوده و خواهد بود و حتّي براي يك لحظه و يا يك مدّت محدود نيز هرگز بدون راهنماي الهي نبوده و نخواهد بود.

بسم الله الرحمن الرحيم

(نياز بَشر به راهنما و اثبات عقلي آن)

بشر از ابتداي خلقت و زندگي بر روي كرة زمين همواره در امور مختلف محتاج راهنما بوده است. هر چند اين مسئله بديهي و روشن است امّا براي بهتر روشن شدن بايد به دو مقدمه كاملاً عقلي و بديهي توجه داشته باشيم:

1-  انسان مخلوق است. يعني آفريده شده است. نخست نبوده و سپس بوجود آمده است.

2-  هر مخلوقي محتاج و نيازمند است. به عبارتي لازمة مخلوق بودن احتياج و نياز است.

نيازمندي يك مخلوق در دو مسئله كاملاً مسلّم و قابل درك است:

1-    امور مختلف نيازمند كمك است.

2-    نيازمند هدايت و راهنمايي است.

احتياج بشر به ياري و كمك در زندگي و بلكه اصل زنده ماندنش به حدّي ضروري است كه در بسياري موارد بدون كمك، زندگي برايش غير ممكن مي‌شود؛ مثل احتياج او به آب، غذا و هوا.

از سوي ديگر احتياج و نياز او به هدايت و راهنمايي نيز به حدّي ضروري است كه در بسياري موارد بدون آن قادر به زندگي نيست. همانطور كه در يادگيري شغلها، حرفه‌ها و فنون مختلف نيازمند راهنمايي كسي است كه در اين امور تخصص دارد تا به طور صحيح او را آموزش دهد.

حال كه نياز فطري و عقلي انسان به راهنما در بُعد مادي ثابت شد، نياز نظري و عقلي او به هدايت و راهنمايي در بُعد معنوي نيز به طريق قطع ثابت مي‌شود. چرا كه راهنمايي در مسائل مادي در محدودة محسوسات است اما راهنماي در مسائل معنوي امري فراتر از محدودة محسوسات است؛ لذا از پيچيدگي و اهميّت بيشتري در زندگي انسان برخوردار است و بايد ديد راهنماي معنوي يا هدايت انسان از سوي چه منبعي است؟ و چه كسي مي‌تواند او را هدايت كند؟ در پاسخ به اين سؤال بايد گفت: انسان مخلوق است و هر مخلوق خالقي دارد و خالق يك پديده بهتر از هر كس ديگري به احوال و مسائل مخلوق خود احاطه و آگاهي دارد. به عنوان مثال فرض كنيد يك مهندس ماهر، كامپيوتر بسيار سرّي و پيچيده‌اي را طرّاحي كرده است كه فقط خود او نسبت به ساختار و رموزش آگاهي كامل دارد. در واقع اين مهندس، خالق و سازنده است و كامپيوتر مخلوق و مصنوع اوست. حال آيا كسي بهتر از او مي‌توان يافت كه به ويژگي‌ها و برنامة اين كامپيوتر تسلّط داشته باشد؟ قطعاً پاسخ منفي است زيرا خالق و سازندة يك پديده بهتر از ديگران بر مصنوع خود و بر جزئيات آن آگاهي ارد. حال با توجه به اين مثال، همانطور كه هدايت يك برنامة كامپيوتري يا هر وسيلة ديگري نيازمند اطلاعات سازندة آن است، قطعاً هدايت انسان نيز بايد بوسيلة آفريننده و خالق او انجام گيرد. چرا كه انسان اشرف مخلوقات است و هدايت معنوي و روحي او داراي ظرافت و دقّت خاصّي است كه فقط خالق او يعني خداي تعالي به آن آگاهي و احاطة كامل دارد. همانگونه كه خداي تعالي در قرآن كريم بارها و بارها به اين حقيقت اشاره و فرموده است: (انَّ علينا لَلْهُدى)(1) (تحقيقاً راهنمايي و هدايت فقط برعهدة ماست.)

در جاي ديگر آمده است: (ربّنا الّذي أَعطى كلَّ شيءٍ خلقه ثُمَّ هَدى)(2). (پروردگار ما همان كسي است كه هر چيزي را خلق فرمود و سپس آنرا هدايت نمود.)

هدايت تكويني همان هدايتي است كه خداي تعالي در همه مخلوقات خويش از جمله جمادات يا مخلوقاتِ فاقد اختيار خود اعمال مي‌فرمايد و چون آنها اختياري ندارند، بر طبق همان هدايت يعني هدايت تكويني، خود بخود هدايت مي‌شوند؛ نظير هدايت كرات آسماني و كهكشانهاي عظيم و يا هدايت كوچكترين اجسام مثل اتم. هدايت تكويني خداي تعالي با توجّه به نظم موجود در عالم هستي كاملاً مشهود و مسلّم است. به عبارت ساده‌تر، نظم موجود در جهان هستي، همان هدايت تكويني خداوند است.

امّا هدايت تشريعي، هدايتي است كه از سوي خداي تعالي براي مخلوقاتي كه داراي اختيار هستند انجام گيرد. در اين ميان انسان نيز به عنوان يك مخلوق داراي اختيار، مشمول هدايت تشريعي پروردگار است.

اين هدايت تشريعي خداي تعالي بوسيلة نمايندگان او انجام مي‌شود. نام اين نمايندگان، انبياء و اوصياء الهي است. به عبارتي پيامبران و اوصياء از سوي خداي تعالي عهده‌دار هدايت انسان هستند و اين يك تناسب عقلايي است كه هادي و راهنما براي هدايتِ كسي كه قصد هدايت او را دارد بايد از اسباب و وسائلي استفاده كند كه كاملاً متناسب و قابل درك و مأنوس باشد. به عنوان مثال بهتر است معلّم و مربّي جهت راهنمايي و آموزش شاگرد، از جنس او باشد يعني اگر شاگردش انسان است او هم انسان باشد نه جنّ و ملك و يا غير انسان. از اين گذشته مربّي بايد به همان زبانِ مادري كه شاگردان مي‌فهمند با آنها سخن بگويد زيرا در غير اين صورت راهنمايي او بي‌نتيجه خواهد ماند چرا كه اگر زبان مربّي با زبان شاگردان متفاوت باشد شاگردان متوجّه صحبتهاي او نخواهند شد. با توجّه به اين امر، هدايت و راهنمايي خداي تعالي نيز بايد بوسيلة كساني انجام شود كه همين تناسب و اشتراكات را نسبت به ما انسانها داشته باشند يعني اوّلاً: بايد آنها همانند ما، انسان باشند نه موجود ديگري مثل جنّ و مَلك.

ثانياً: هر چند كه روح او با عظمت است ولي بايد تمام خصوصيات بدني و ظاهري ما انسانها از قبيل حواس پنجگانه، احساساتِ تشنگي، گرسنگي، درد، گرما، سرما و… يا اموري مثل صحبت كردن، خوابيدن، ازدواج و… را داشته باشد. از اين رو پيامبران و اوصياء الهي به عنوان هاديان و راهنمايان بشريّت كه وجود آنها و هدايتشان براي بشر لازم است، از ابتداي خلقت تا انتها اين وظيفة حساس و واجب، يعني هدايت بشريّت را به عهده داشته و خواهند داشت. و از جنس انسان مي‌باشند و تمامي ويژگيها و خصلتهاي ديگر افراد را دارا مي‌باشند مانند انسانهاي معمولي غذاي مي‌خورند، لباس مي‌پوشند و ازدواج مي‌كنند و حتّي خداوند آنها را از ميان قومشان برگزيد تا پيشينة آنها مورد شناخت مردم باشد و مردم نگويند كه ما پيامبر را نمي‌شناسيم و از ميان ما نيست.

با اين توضيحات به اين نتيجه مي‌رسيم كه: بشر مخلوق است؛ مخلوق ذاتاً محتاج است؛ از جمله نيازهاي مخلوق هدايت و راهنمايي است و هدايت مخلوق دست خالق اوست. از آنجا كه خالق انسان خداي نامحدود است، لذا بوسيلة انبياء و اوصياء خود انسان را هدايت فرموده است. و خلاصه اينكه اين هدايت معنوي به حدّي ضروري است كه در طول تاريخ از ابتداي زندگي روي كرة زمين تا انتهاي آن، بشر همواره داراي راهنما بوده و خواهد بود و حتّي براي يك لحظه و يا يك مدّت محدود نيز هرگز بدون راهنماي الهي نبوده و نخواهد بود.









پی نوشت

(1) سوره مباركه ليل، آيه 12.

(2) سوره مباركه طه، آيه 50.

نوشتن نظر

جستجو

اوقات شرعی