اصحاب حضرت مهدی(ع) برادران پيامبر(ص)

اصحاب حضرت مهدی(ع) برادران پيامبر(ص)

شنبه ۱۰ اسفند ۱۳۹۲ ساعت ۰۸:۵۹
امتیاز این گزینه
(6 آرا)

«روزي رسول خدا(ص) در بين جمعي از اصحاب خود، دوبار فرمودند: «خدايا ديدار برادرانم را نصيبم كن.» اصحابي كه دور حضرت بودند، گفتند: اي رسول خدا، آيا ما برادران شما نيستيم؟ حضرت فرمودند: خير، شما ياران من هستيد. برادران من قومي هستند كه در آخرالزّمان به من ايمان مي‏آورند؛ در حالي كه مرا نديده‏اند. خدا اسامي آنها و پدران آنها را قبل از آنكه آنها را از صلب پدرانشان و رحم مادرانشان خارج نمايد، به من آموخته است....

 

درخصوص حضرت وليّ‌عصر، صاحب الامر(ع)، محرم غیب و امین اسرار خداوند متعال به آنچه مورد رضایت خداوند است كه در حقّ ایشان بیان شود، متوسّل می‏شویم.
بعضی از عباراتی كه در شأن آن بزرگوار(ع) وارد شده، فهم و تصوّر اعماق دشوار است؛ مثل این فراز از دعای ندبه:
«بنفسی أنت من عقید عزٍّ لایسامی.»1
یعنی خدای متعال مقامی را به تو اعطا نموده كه با آن مقام به قلّه عزّتی رسیده‏ای كه هیچ كس را توان رسیدن به آن نیست یا مقام هیچ كس نمی‏تواند با آن برابری كند.
درك این جمله، منوط به درك مفهوم امامت و درك این مطلب است كه امام مهدی(ع) كه امامت به او ختم می‏شود، كیست؟
تمام عالم، منتظر وجود حضرت آدم(ع) و فرزندان او بود. سرّ آن در كلام خداوند متعال نهفته است كه:
«إِنِّی أَعْلَمُ ما لا تَعْلَمُونَ؛2
من چیزی را می‌دانم كه شما نمی‌دانید.»
و تمام بنی‌آدم، منتظر نبوّت و رسالت پیامبران بودند؛ زیرا رسالت پیامبران، تعلیم و تربیت بنی‏آدم و راهبری آنها تا رسیدن به نهایت كمالشان بود.
 رسالت تمام پیامبران و رسولان، انتظار خاتم انبیا(ص) بوده است؛ به دلیل اینكه تربیت انسان‌ها و رسیدن آنها به كمال، فقط با رسالت آن بزرگوار محقّق می‏شد و به ثمر می‏رسید.
امّا عجیب‏تر و بزرگ‌تر این است كه خاتم پیامبران(ص)، خود به آمدن حضرت مهدی(ع)، خاتم امامان و تحقّق دهنده اهداف رسالت، چشم دوخته بود.
اگر این مسئله را بفهمی، خواهی فهمید که وليّ‌عصر و امام زمان(ع) كیست.

امام زمان(ع)، غیب مخصوص خداوند
از امام صادق(ع) در مورد تفسیر این آیه سؤال شد:
«الم٭ ذلِكَ الْكِتابُ لا رَيْبَ فیهِ هُدىً لِلْمُتَّقین‏٭ الَّذینَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ وَ يُقیمُونَ الصَّلاةَ وَ مِمَّا رَزَقْناهُمْ يُنْفِقُون‏؛3
الف، لام، میم. این است كتابی كه در (حقّانیت) آن، هیچ تردیدی نیست، (و) مایه هدایت تقواپیشگان است. آنان كه به غیب ایمان می‌آورند، نماز را برپا می‌دارند و از آنچه به ایشان روزی نموده‌ایم، انفاق می‌كنند.»
آن حضرت(ع) در جواب فرمودند:
مراد از «متقّین»، همان شیعیان حضرت علی(ع) هستند و مراد از «غیب» همان حجّت غائب(ع) است. گواه آن فرموده خداوند متعال است، كه می‏فرماید:
«وَ يَقُولُونَ لَوْ لا أُنْزِلَ عَلَيْهِ آيَةٌ مِنْ رَبِّهِ فَقُلْ إِنَّمَا الْغَيْبُ للهِ فَانْتَظِرُوا إِنِّی مَعَكُمْ مِنَ الْمُنْتَظِرین‏؛4و5
و [كافران] می‌گویند، چرا آیتی (نشانه‌ای) از پروردگارش، برای او نازل نمی‌شود؛ پس بگو همانا غیب مخصوص خداست، پس منتظر باشید كه ما نیز از منتظران هستیم.»
جایی كه امام صادق(ع) این‌گونه استدلال می‏كنند كه نوابغ بشريّت باید عقل خود را به كار بیندازند و در اعماق كلام آن حضرت به تفكّر بنشینند، امام صادق(ع) در این مورد، به كلام خداوند استدلال می‏كنند.:
«وَ يَقُولُونَ لَوْ لا أُنْزِلَ ...
معنای این استدلال، این است كه نزول آیه از سوی خداوند، امری است قطعی، تحقّق یافته و خداوند به پیامبرش امر نموده است كه منتظر آن باشد.. این، آیه مورد انتظار از غیب است. مختص به خداوند متعال؛
«فَقُلْ إِنَّمَا الْغَيْبُ للهِ.»
بنابراین، به خاتم انبیا، اوّلین شخصيّت عالم وجود، عصاره خلقت و بعثت امر شده است كه مردم را به آیه غیب وعده دهد. آیه‏ای كه به دست فرزند موعودش(ع) تحقّق می‏یابد. به آنها بگوید:
«إِنِّی مَعَكُمْ مِنَ الْمُنْتَظِرین.»
وجود عالم، از ابتدا تا انتها، در انتظار آمدن پیامبر خدا(ص) بود. او، خود نیز در انتظار آمدن مهدی موعودش(ع). این است همان امام مهدی(عج) كه تمامی آنچه، دنیا آن را از دست داده، در وجود او پیداست. او همان كسی است كه تمام پیامبران(ع) از آدم تا خاتم، چشم به او دوخته‏اند.

یاران امام مهدی(ع)، برادران پیامبر(ص)
این همان مقام بزرگ و منزلت عظیم است كه حدیثی معتبر كه هیچ شكّی در سند آن نیست، برآن دلالت می‏كند؛ رسول خدا(ص)، خاتم‌الانبیا، سيّد رسولان، منتظر نواده خویش، مهدی موعود(عج) است و دیدار اصحاب او را آرزو می‏كند. ایشان می‏فرماید:
چقدر دوست دارم برادران خود را ببینم.
یا اینكه می‏فرمایند:
آه كه چقدر مشتاق دیدن برادران خود هستم.
اصحاب به ایشان عرض كردند: آیا ما برادران شما نیستیم. فرمودند:
«شما یاران من هستید، برادرانم، كسانی هستند كه هنوز نیامده‏اند.»
اصحاب عرض كردند كه: ای رسول خدا! چگونه آن دسته از امّت خود را كه هنوز نیامده‏اند، می‏شناسید؟
حضرت فرمودند:
«اگر كسی در بین یك گلّه اسب، اسبی ممتاز و بی‏نظیر داشته باشد، آیا می‏تواند او را به راحتی بشناسد یا خیر؟»
عرض كردند: بله، می‏تواند.
سپس پیامبر(ص) فرمودند:
«برادران من نیز در روز قیامت نوری دارند كه آنها را از دیگران جدا می‏كند، من پیش از آنها وارد حوض می‏شوم؛ امّا آگاه باشید كه عدّه‏ای هم هستند كه از كنار حوض من رانده می‏شوند؛ همچنان كه شتر گمراه رانده می‏شود. آنها را خطاب می‏كنم: آیا شتاب نمی‏كنید، گفته می‏شود: «آنها بعد از تو تغییر كردند.» من می‏گویم: «دور شوید، دور شوید.»6

ماه رمضان، ماه امام زمان(ع) است
این، ماه رمضان است كه به سوی شما می‏آید، ماه خداوند متعال، ماه قرآن:
«شَهْرُ رَمَضانَ الَّذی أُنْزِلَ فیهِ الْقُرْآنُ هُدیً لِلنَّاسِ وَ بَيِّناتٍ مِنَ الْهُدی‏ وَ الْفُرْقان‏؛7
ماه رمضان [همان ماه] است كه در آن، قرآن فروفرستاده شده است، [كتابی] كه مردم را راهبر، [متضمّن] دلایل آشكار هدایت، [میزان] تشخیص حق از باطل است.»
ماه امام زمان(ع) است كه ملائكه در شب قدر، بر او نازل می‏شوند:
«إِنَّا أَنْزَلْناهُ فی‏ لَيْلَةِ الْقَدْر٭ وَ ما أَدْراكَ ما لَيْلَةُ الْقَدْر٭ لَيْلَةُ الْقَدْرِ خَيْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ٭ تَنَزَّلُ الْمَلائِكَةُ وَ الرُّوحُ فیها بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ كُلِّ أَمْرٍ؛
ما آن [قرآن] را در شب قدر نازل كردیم.. از شب قدر، چه آگاهت كرد. شب قدر از هزار ماه ارجمندتر است. در آن [شب] فرشتگان، با روح، به فرمان پروردگارشان، برای هر كاری [كه مقدر شده است] فرود می‌آیند.»
«الملائكه» دلالت بر جنس ملك و ملكوت دارد و با آنها (ملائكه) «روح» نیز نازل می‏شود. روحی كه در مقام و منزلت، با تمام ملائكه برابری می‏كند. آری. آنها تمام امر را بر وليّ امر نازل می‏كنند.
در این ماه، اوقات خود را به امور بیهوده، سپری نكنید؛ بلكه اوقات خود را فقط در ذكر خدا بگذرانید؛ زیرا ماه، ماه خداست. همچنین وقت خود را با قرآن پر كنید؛ چرا كه ماه، ماه قرآن است. قسمت سوم وقت خود را نیز به امام زمان(ع) اختصاص دهید؛ در این ماه، به گونه‏ای عمل كنید كه اسم شما در دفتر او ثبت شود.

خادم امام زمان(ع) باشید
خادم این و آن نباشید. آیا می‏خواهید خادم كسی باشید كه با اندك قدرتی كه به‌دست می‏آورد، خود، شخصيّت و تعادل خود را فراموش می‏كند؟ خادم كسی باشید كه خداوند به بركت وجود او، آسمان را از فرو افتادن بر زمین نگاه می‏دارد.
قدر خودتان را بدانید. شخصيّت والای خود را به قیمتی ارزان نفروشید. خود را به خدا بفروشید؛ به قرآن و به صاحب الزّمان(ع). انسان چگونه می‏تواند عاشق خدا شود؛ در حالی كه عشق دیگری او را احاطه كرده است؟ یا چگونه می‏تواند عاشق صاحب الزّمان(ع) شود؛ در حالی كه عاشق كس دیگری، غیر از امام زمان(ع) است؟
مزاج عشق بس مشكل پسند است
قبول عشق بر طاق بلند است
یعنی اینكه یكی از صفات عشق، تكبّر آن است كه در قبول عاشق حقیقی، بسیار سخت‏گیری می‏كند؛ هیچ‌گاه «عدم» را شریك «وجود» قرار ندهید؛ هیچ‌گاه معدوم را با موجود تركیب نكنید؛ با وجود نور وارد تاریكی نشوید؛ خود را وقف امام زمان(ع) كنید. امام باقر(ع) به عبدالحمید واسطی فرمودند:
«آیا فكر می‏كنی، كسی كه خود را وقف خدای عزّوجلّ كند، خداوند برای او هیچ گشایشی قرار نمی‏دهد؟ البتّه. والله، خدا برای او فرج و گشایش قرار می‏دهد. خداوند رحمت كند بنده‏ای راكه خودش را وقف ما كند، خداوند رحمت كند بنده‏ای كه امر ما را احیا نماید.»
عبدالحمید می‏گوید، سؤال كردم: اگر قبل از درك حجّت قائم(عج) بمیرم، چه؟ فرمودند:
«كسی كه بگوید، اگر قائم آل محمّد(ع) را درك می‏كردم، هر آینه، او را یاری می‏نمودم، مثل كسی است كه در كنار او شمشیر می‏زند، بلكه مثل كسی  است كه در ركاب ایشان به شهادت می‏رسد.»3
اگر قدم به قدم، در این مسیر پیش بروید، شما از مخلصان هستید نه مشركان. به دو كلمه اكتفا كنید:
ـ حيّ و قيّوم. منزّهی كه وجود عالم از اوست؛
ـ و كسی كه عالم وجود به خاطر اوست؛
كه همان صاحب‌الزّمان، ارواحناله الفداست. به غیر از این دو، چیز قابل ذكری وجود ندارد. اگر خودتان را وقف این دو نمایید، از مصادیق این حدیث شریف می‏شوید كه از امام صادق(ع) نقل شده كه ایشان فرمودند:
«روزی رسول خدا(ص) در بین جمعی از اصحاب خود، دوبار فرمودند: «خدایا دیدار برادرانم را نصیبم كن.» اصحابی كه دور حضرت بودند، گفتند: ای رسول خدا، آیا ما برادران شما نیستیم؟ حضرت فرمودند: خیر، شما یاران من هستید. برادران من قومی هستند كه در آخرالزّمان به من ایمان می‏آورند؛ در حالی كه مرا ندیده‏اند. خدا اسامی آنها و پدران آنها را قبل از آنكه آنها را از صلب پدرانشان و رحم مادرانشان خارج نماید، به من آموخته است. آنها كسانی هستند كه  پایداریشان بر دین خود، از راه رونده برخار مغیلان و از نگهدارنده آتش سوزان در دست بیشتر است. آنها در ظلمات، چراغ‌های هدایتند. خداوند آنها را از هر فتنه‏ای در زمین پر از ظلمت، نجات می‏دهد.»10
این عبارت را پیامبر(ص)، دوبار فرموده‏اند؛ نه یك بار. این جمله، از كسی است كه نفسش، نگاهش و كلامش با عالم وجود برابری می‏كند. اصحاب سؤال می‏كنند كه آیا ما براداران شما نیستیم؟ می‏فرمایند: «خیر، شما اصحاب من هستید. برادرانم غیر از شمایند.»
روح من فدای شما، ای صاحب‏الزّمان(عج)، ای مرد خدایی! تو كیستی كه شاگردان مكتب تو، كسانی كه تو آنها را تربیت نموده‏ای، خادمانی كه شرف خدمت در حضور تو را دارند، به مقامی می‏رسند كه برادران پیامبر(ص) به شمار می‏روند تا جایی‌كه پیامبر(ص) آرزوی دیدار و گفت‌وگوی با آنان را دارد. چه سرّی در وجود تو نهفته است كه از آن در وجودشان دمیده‏ای؟ ای غیب پنهان خداوند، ای راز سربسته حق!
این چه معدنی است در وجود تو؟ این چگونه تربیتی است كه آنها را دردینشان سرسخت‏تر از كسی قرار می‏دهد كه در شب تار، تیغ‌های خار مغیلان دست او را می‏برند؛ امّا او هیچ اعتنایی به آن نمی‏كند، یا سرسخت‏تر از كسی كه آتش گداخته را در دست می‏گیرد و هیچ توجّهی به سوختن دست خود ندارد؟ این چه درجه‏ای از ایمان است كه سبب اشتیاق پیامبر(ص) به دیدار آنان شده است؟
آنها عصاره عالم خلقت، ثمر، درخت نبوّت و امامتند، كسانی كه امام(ع) در غیبت خود، آنها را تربیت كرده است؛ كسانی كه با صبر خود، امتحانات الهی را پشت سرگذاشته‌اند؛ به مقام برادری پیامبر(ص) نائل شده‌اند، كه مقامی بس عظیم است و بعد از مقام معصومان(ع) قرار دارد؛ اگرچه این مقام آنها به درجه مقام اخوّت امیرمؤمنان، حضرت علی(ع) یا پیامبر اكرم(ص) نمی‏رسد. آنها كسانی‏اند كه با صبر خود، وقف خود برای خدا، رسول او و حجّت او، به این مقام بلند دست یافته‏اند.

عصر غیبت، عصر آزمایش
این‌گونه است كه عصر غیبت، عصر امتحان و آزمایش است؛ عصری است كه در آن، گوهرهای پنهان با انواع امتحانات الهی آشكار می‏شوند.
عبدالرّحمان بن سبابه از امام صادق(ع) نقل كرد، كه ایشان فرمودند:
«چگونه خواهد بود، حالتان وقتی كه بی امام هادی و راهنما شوید؟ بعضی از بعضی دیگر تبرّی می‏جویند. در آن زمان است كه از یكدیگر جدا شده، پالایش و غربال می‏شوید. در آن هنگام «تميّزون» متمایز می‌شوید.»
 این، مرحله نخست است كه اشاره دارد به مرحله جدا شدن خبیث از طيّب.
 مرحله دوم، «تمحّصون» (پالایش می‌شوید)؛ مانند پالایش سنگ معدن، مثل طلایی كه ذوب می‏كنند. سپس به آن موادّی می‏افزایند تا ناخالصی‌هایش جدا شود.
 مرحله سوم، «تغربلون» (غربال می‌شوید)؛ مانند غربال كردن گندم، برای جداكردن گندم‌های تلخ و ضعیف كه از غربال به پایین می‏افتند.
در روایتی از شیخ طوسی است كه وقتی امام به اینجا رسیدند، آن را سه بار مطرح كردند؛
«لایكون فرجنا حتيّ تغربلوا ثمّ تغربلوا ثمّ تغربلوا، حتيّ یذهب الله تعالی الكدر ویبقی الصّفوّ؛
فرج ما نخواهد رسید، مگر آنكه غربال شوید. سپس غربال شوید. سپس غربال شوید؛ تا جایی‌كه خداوند متعال، آلودگان را از پاكان جدا نماید.»
یعنی این غربال مؤمنان در نزدیكی زمان ظهور، سه بار اتّفاق خواهد افتاد.11
و مرحله غربال، سخت‏ترین این مراحل است.
این همان راه و مسیری است كه رسول خدا(ص) در امّت خود انتظار آن را دارد... این همان تكامل است كه خدای متعال با قوانین و سنّت‏های خود در آزمایش امّت‏ها، انبیا و امامان(ع) قرار داده تا درخت بشريّت در سایه دولت عدل الهی به ثمر بنشیند. این از اسرار غیبت است كه خدای متعال برای خاتم امامان، از عترت پیامبر(ص) تقدیر نموده است.
این همان [امام] غایبی است كه خداوند، او را مظهر غیب و شهادت خود قرار داده است. او در غیبت خود، مظهر غیب الغیوب است؛ وقتی كه ظهور نماید، خداوند او را مظهر شهادت (احقاق كننده هر حقّی و باطل كننده هر باطلی) قرار می‏دهد. این چه قدرتی است كه خداوند به او عطا می‏كند، به وسیله او هر حقّی را احقاق می‏كند و هر باطلی را باطل می‏نماید.
سلام خدا بر تو ای نهایت آرزوها؛
«المنتهيٰ إلیه مواریث الأنبیاء، و لدیه موجود آثار الأصفیاء، المؤتمن علی السّرّ، والوليّ للأمر؛12
[كسی كه] تمام مواریث پیامبران به او رسیده و آثار برگزیدگان نزد او می‌باشد؛ امین بر اسرار (الهی) و وليّ امر (پروردگار).»
فرازی از میراث‌های انبیا را بخوانید تا خبرش را دریابید. در آن باره خداوند می‏فرماید:
«وَ إِذْ قالَ رَبُّكَ لِلْمَلائِكَةِ إِنِّی جاعِلٌ فِی الْأَرْضِ خَلیفَةً قالُوا أَ تَجْعَلُ فیها مَنْ يُفْسِدُ فیها وَ يَسْفِكُ الدِّماءَ وَ نَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَ نُقَدِّسُ لَكَ قالَ إِنِّی أَعْلَمُ ما لا تَعْلَمُون‏٭ وَ عَلَّمَ آدَمَ الْأَسْماءَ كُلَّها ثُمَّ عَرَضَهُمْ عَلَى الْمَلائِكَةِ فَقالَ أَنْبِئُونی‏ بِأَسْماءِ هؤُلاءِ إِنْ كُنْتُمْ صادِقینَ؛13
و چون پروردگار تو به فرشتگان گفت: من در زمین، جانشینی خواهم گماشت، [فرشتگان] گفتند: آیا كسی را در آن می‌گماری كه در آن فساد انگیزد و خون‌ها بریزد؟ حال آنكه ما با ستایش تو، [تو را] تنزیه می‌كنیم و به تقدیست می‌پردازیم؛ فرمود: من چیزی می‌دانم كه شما نمی‌دانید. [خدا] همه [معانی] نام‌ها را به آدم آموخت، سپس آنها را برفرشتگان عرضه نمود و فرمود: اگر راست می‌گویید، از اسامی اینها به من خبر دهید.»
سپس این امر به صحیفه‏های آدم(ع)، ادریس(ع)، نوح(ع)، پیراهن ابراهیم(ع)، عصای موسی(ع)، انگشتر سلیمان(ع)، كمال موسی(ع)، جلال و شكوه عیسی(ع) و صبر ايّوب(ع) می‏رسد و ادامه می‏یابد تا به میراث حضرت محمّد(ص) كه همان قرآن منزل است، می‏رسد.
سلام بر تو ای حافظ اسرار پروردگار جهانیان، سلام بر تو یابن رسول الله، ما به تو ظلم كردیم؛ ما به شما اهل بیت(ع) ظلم كردیم؛ در حالی‌كه هرچه ما داریم، از شماست، به بركت وجود شما اهل بیت(ع)، خلایق روزی داده می‏شوند و به بركت وجود شما زمین و آسمان ثبات دارند. ما شعار خدمت به شما را سر دادیم؛ امّا بیشتر از آنكه در خدمت شما باشیم، كمر به خدمت دیگران بستیم؛ بلكه ما به شما بی‏احترامی كردیم.
امّا كرم شما اهل بیت(ع)، حدّ و مرز ندارد؛ بابت گذشته ما، عفو خود را شامل حالمان كنید؛ عنایت خود را شامل حالمان كنید تا خدا ما را برای خدمت به شما، در باقیمانده عمر قبول فرماید. ما امیدواریم كه چشم عنایتی به ما بیفكنید، از آن نگاه‌هایی كه دنیا را متحوّل می‏كند؛ تو همان كسی هستی كه به وسیله او:
«وَ أَشْرَقَتِ الْأَرْضُ بِنُورِ رَبِّها؛14
و زمین به نور پروردگارش روشن گردد.»
پس چه می‏شود اگر تاریكی‏های وجود ما را به روشنایی خود بزدایی؟ تو همان كسی هستی كه خدای عزّوجلّ درباره‏اش فرموده است:
«اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ يُحْيِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها؛15
بدانید! همانا خداوند، زمین را پس از مرگش، زنده می‌گرداند.»
پس با آنچه خدای متعال به تو ارزانی داشته، قلب‌های ما را زنده كن.
پروردگارا! بر خلیفه و حجّت خود درود فرست، به اندازه‏ای كه در حیطه علم توست، درودی بی‏پایان، تا تداوم ملك تو ما را از اعوان، انصار، شیعیان و پیروان او قرار بده.
آخر دعوانا أن الحمدلله ربّ العالمین.


پی‏نوشت‏ها:
٭ این سخنرانی در تاریخ 14 شعبان 1420 ق. ایراد شده است؛ متن عربی برگرفته از: الحقّ المبین فی معرفه المعصومان، علی كورانی
1. محدث قمی، مفاتیح الجنان، دعای ندبه.
2. سوره بقره(2)، آیه 30.
3. سوره بقره(2)، آیه 3ـ1.
4. سوره یونس(10)، آیه 20.
5. شیخ صدوق، كمال‌الدین و تمام النعمه، ج 2، ص 340؛ نیز تأویل الآیات، ج 1، ص 31.
6. صفار، بصائر الدرجات، ص 104. در صحیح مسلم النیشابوری، ج1، ص150.
7. سوره بقره(2)، آیه 185.
8. سوره قدر(97)، آیات 4 ـ 1.
9. المحاسن البرقی، ج1، ص173.
10. صفار، همان، ص 104؛ عباس‌بن معروف از طریق نجاشی. او از طریق حمادبن عیسی او از كسانی است كه حمادبن عیسس از ابی الجارود، به توثیق شیخ مفید(ره) مورد وثوق است، او نیز از ابوبصیر، نقل كرده‏اند.
11. الامامه و التبصره، ص130؛ نیز: شیخ‌ طوسی، الغیبه، ص 339.  قرب الأسناد، ص 369؛ كلینی، اصول كافی، ج1، ص370؛ ج 8، ص 67.
12. محدّث قمی، همان، زیارت حضرت صاحب‌الأمر(ع).
13. سوره بقره(2)، آیه 30ـ31.
14. سوره زمر(39)، آیه 69.
15. سوره حدید(57)، آیه 17.

نوشتن نظر

طرح روز

جستجو

جدیدترین نظرات

اوقات شرعی