سيماى حضرت رسول صلی الله علیه وآله در آيينه وحى
موقعیت شما: موعود»مهدویت و آخرالزمان»مقالات مهدویت و آخرالزمان»امامان و ائمه»سيماى حضرت رسول صلی الله علیه وآله در آيينه وحى

سيماى حضرت رسول صلی الله علیه وآله در آيينه وحى

دوشنبه ۰۸ آذر ۱۳۹۵ ساعت ۰۵:۲۸
امتیاز این گزینه
(0 آرا)

در این نوشتار سعی شده در حد وسع، خلق و خوی حضرتش در پرتو آیات وحیانی قرآن بررسی شود، تا به این وسیله جان و دل خود را با آیات نور روشنایی بخشیده و از صفات ستوده محمدی صلی الله علیه وآله بهره ور شویم، چرا كه بر این باوریم: زیباترین و كاملترین سیمای آن گرامی را باید در آیینه كلام وحیانی پروردگار به نظاره نشست و خصلتهای زیبای نبوت را از سرچشمه نور جستجو كرد

حضرت خاتم الانبیاءصلی الله علیه وآله در مقابل مرفهین بی دردی كه از او می خواستند از طبقات محروم فاصله بگیرد، این آیه را تلاوت می كرد: «وما انا بطارد الذین آمنوا» ;
تولد پربركت حضرت خاتم الانبیاءصلی الله علیه وآله كه بنا به اعتقاد علمای امامیه در 17 ربیع الاول سال 570 میلادی و مطابق با سال عام الفیل به وقوع پیوست، آغاز تولدی نوین و روز اعطای مدال سعادت و رستگاری از سوی حضرت حق برای جامعه بشریت می باشد. در آن روز نوزادی به این عالم خاكی قدم نهاد كه بعد از چهل سال از سوی خداوند بعنوان آموزگار وحی و مربی برترین فرهنگ زیستن به اهل جهان معرفی گردید. مقارن این ولادت پر بركت در صحنه گیتی آثار شگفت انگیز و اسرارآمیزی رخ داد كه هشداری برای حاكمان و زور مداران تاریخ به حساب آمد.
فرو ریختن 14 كنگره در ایوان كسری، خاموش شدن آتشكده فارس، جریان آب در وادی سماوه بعد از سالهای طولانی خشكی، سرنگون شدن بتها در مكه و سایر نقاط عالم، خشك شدن دریاچه ساوه، پرتوافشانی نوری از وجود آن گرامی در آفاق آسمانها و خوابهای وحشتناك انوشیروان و موبدان، از جمله علائم خارق العاده و از نشانه های هشدار دهنده ای بود كه مقارن تولد پیامبر خاتم صلی الله علیه وآله در جهان حادث شد كه در منابع معتبر تاریخی و جوامع مورد اعتماد حدیثی از آنها یاد شده است.
در مورد زندگی، سیره و سخن و خلق و خوی آن وجود گرامی آثار و مجموعه های ارزشمندی از سوی دانشمندان و محققین پدید آمده است كه هر كدام به نوبه خود قابل تحسین و تقدیر است. السیرة النبویه: ابن هشام، السیرة النبویه: ابن كثیر، حیاة النبی و سیرته، سیرة المصطفی: عبدالزهرا عثمان محمد، سیرة المصطفی: هاشم معروف الحسنی، الصحیح من سیرة النبی الاعظم، نهایة المسئول فی روایة الرسول، سیری در سیره نبوی، فروغ ابدیت، شرف النبی و حیاة القلوب، ج 2، برخی از این مجموعه های نبوی می باشند كه هر كدام با سلیقه خاص مؤلف و از زوایای مختلفی به بررسی ابعاد زندگی و سیره آن حضرت پرداخته اند.
در این نوشتار سعی شده در حد وسع، خلق و خوی حضرتش در پرتو آیات وحیانی قرآن بررسی شود، تا به این وسیله جان و دل خود را با آیات نور روشنایی بخشیده و از صفات ستوده محمدی صلی الله علیه وآله بهره ور شویم، چرا كه بر این باوریم: زیباترین و كاملترین سیمای آن گرامی را باید در آیینه كلام وحیانی پروردگار به نظاره نشست و خصلتهای زیبای نبوت را از سرچشمه نور جستجو كرد و اگر قرار است انسان برای بهتر زیستن و به سوی سعادت ابدی رفتن به دنبال الگو و سرمشق باشد، آنرا در كاملترین و مطمئن ترین منابع می توان یافت كه صفحات درخشان و زرین آن در بلندای تاریخ و در تاریكترین لحظات آن، شاهراه انسانیت را روشن نموده است. خداوند متعال فرمود: «لقد كان لكم فی رسول الله اسوة حسنة » ; (2)
«مطمئنا برای شما در (رفتار و گفتار) رسول خداصلی الله علیه وآله سرمشق نیكو (و كاملی) می باشد. »

1 - نرمخویی و مهربانی
از منظر قرآن كریم یكی از شاخصترین ویژگیهای حضرت رسول صلی الله علیه وآله، اخلاق زیبا و برخورد شفقت آمیز با دیگران بود. آن بزرگوار با داشتن این خصلت ستودنی توانست در طول 23 سال، دلهای بسیاری را به خود شیفته كرده و به صراط مستقیم هدایت نماید، در حالی كه هیچ قدرتی توان چنین كا(ر شگفتی را نداشت. خداوند متعال این عامل اساسی را چنین شرح می دهد: «فبما رحمة من الله لنت لهم ولو كنت فظا غلیظ القلب لانفضوا من حولك » ; 3)
«به بركت رحمت الهی در برخورد با مردم نرم و مهربان شدی و اگر خشن و سنگدل بودی، از اطراف تو پراكنده می شدند. »
اساسا آن حضرت بر این باور بود كه فلسفه بعثت برای تكمیل مكارم اخلاق است و می فرمود: «انما بعثت لاتمم مكارم الاخلاق; (4)
همانا من برای به سامان رساندن فضائل اخلاقی مبعوث شده ام. »
ابراز محبت و مهرورزی آن حضرت نه تنها شامل دوستان و اهل ایمان می شد، بلكه مخالفین آن بزرگوار نیز از اخلاق نرم و شفقت آمیز آن گرامی بهره مند بودند و این سبب جذب آنان به سوی اسلام می گردید. به همین جهت خداوند متعال رسول گرامی اش را تحسین كرده و فرمود: «وانك لعلی خلق عظیم » ; (5)
«و یقینا تو دارای اخلاق عظیم و برجسته ای هستی. »

2 - دلسوزی برای اهل ایمان
كسانی كه خود را وقف اصلاح جامعه كرده و برای سعادت افراد آن از هیچ كوششی فروگذار نمی كنند و با دلسوزی و عشق و علاقه به انجام وظایف محوله می پردازند، بدون تردید جایگاه خود را در جامعه و دلهای مردم تحكیم بخشیده و ارتباط نزدیكتری با مخاطبان خود پیدا می كنند، در نتیجه مردم به آنان به دیده احترام نگریسته و اعتماد كرده و به آسانی گفته ها و خواسته هایشان را می پذیرند. مردم عاشق كسانی هستند كه بدون هیاهو بدنبال اصلاح جامعه و رفع گرفتاریهای آنان باشند.
اگر این دلسوزی و خدمات بی ریا، مخلصانه و فقط برای رضای خداوند عالم باشد، نتیجه آن مضاعف و توفیق در كار حتمی و قطعی خواهد بود.

تو بندگی چو گدایان به شرط مزد مكن // كه خواجه خود روش بنده پروری داند
این ویژگی در رهبران الهی و پیشوایان جامعه از اهمیت ویژه ای برخوردار است. قرآن مجید پیامبر گرامی اسلام را با این خصلت پسندیده معرفی كرده و می فرماید: «لقد جاءكم رسول من انفسكم عزیز علیه ما عنتم حریص علیكم بالمؤمنین رءوف رحیم » ; (6)
«همانا فرستاده ای از خود شما به سویتان آمد كه رنجهای شما بر او سخت است و اصرار بر هدایت و راهنمایی شما دارد و نسبت به مؤمنان دلسوز و مهربان است. »
خداوند متعال به كسانی كه دلسوزی و مهربانی رسول اكرم صلی الله علیه وآله را نوعی ساده لوحی قلمداد می كردند و اغماض و چشم پوشیهای آن وجود گرامی را در مورد افراد خطاكار سطحی نگری انگاشته و سخنانی ناروا در مورد پیامبر به زبان می آوردند چنین می فرماید: «ومنهم الذین یؤذون النبی ویقولون هو اذن قل اذن خیر لكم یؤمن بالله ویؤمن للمؤمنین ورحمة للذین آمنوا منكم والذین یؤذون رسول الله لهم عذاب الیم » ; (7)
«از آنها كسانی هستند كه پیامبر را آزار می دهند ومی گویند: او گوشی است.(آدم خوش باوری است!) بگو: خوش باور بودن او به سود شماست، او به خدا ایمان دارد و (تنها) مؤمنان را تصدیق می كند و برای مؤمنان شما رحمت است، اما كسانی كه رسول خداصلی الله علیه وآله را می آزارند عذاب دردناكی در پیش دارند. »
دلسوزی حضرت خاتم الانبیاء به حدی بود كه گاهی از شدت غصه و ناراحتی در آستانه هلاكت قرار می گرفت. رسول مكرم اسلام نه تنها از انحراف و كجرویهای برخی از مسلمانان آزرده خاطر می شد، بلكه از گمراهی و نادانی نامسلمانان نیز در رنج و عذاب بود. تا اینكه خداوند متعال از دلسوزی رسول خویش چنین یاد می كند: «فلعلك باخع نفسك علی آثارهم ان لم یؤمنوا بهذا الحدیث اسفا» ; (8)
گویی می خواهی به خاطر اعمال (ناروای) آنان، اگر به این گفتار ایمان نیاوردند، خود را هلاك كنی.

3 - آشنایی با درد مردم
توفیق در مدیریت جامعه به عوامل مختلفی بستگی دارد كه یكی از مهمترین آنها آشنایی با مشكلات و گرفتاریهای طبقات محروم اجتماع می باشد. پیامبران الهی عموما و پیامبراسلام خصوصا از چنین خصلت والایی برخوردار بودند. آنان خود را از مردم می دانستند و هیچگونه امتیاز و تفوقی بر خویشتن نسبت به سایر اقشار جامعه قائل نبودند. پیامبر اسلام صلی الله علیه وآله می فرمود: «انما انا بشر مثلكم » ; (9) «همانا من هم همانند شما بشر هستم. » در آیه دیگری خداوند متعال می فرماید: «لقد جاءكم رسول من انفسكم » ; (10)
«پیامبری از خود شما برایتان آمده است. »
افزون بر مردمی بودن، آشنایی و آگاهی و لمس واقعیتهای پنهان جامعه از خصلتهای بارز آن حضرت بود.
البته میان امثال پیامبر اكرم صلی الله علیه وآله و كسانی كه با شعار محرومیت زدایی به عرصه های رهبری و هدایت جوامع وارد می شوند اما خود طعم تلخ محرومیت و گرفتاری را نچشیده اند و درك این واقعیتها برایشان سخت و غیر ملموس است فرق زیادی وجود دارد. آنان اگر هم بخواهند در این رابطه درست عمل كنند موفق نخواهند شد، اما كسانی كه این مشكلات و محرومیتها را از نزدیك لمس كرده اند، درد و رنج طبقات محروم جامعه را كه معمولا بالای 50% جامعه می باشند، بهتر و راحتتر درك می كنند. قرآن كریم می فرماید: «الم یجدك یتیما فآوی ووجدك ضالا فهدی ووجدك عائلا فاغنی » ; (11)
«آیا تو را یتیم نیافت و پناه داد؟! و تو را گمشده یافت و هدایت كرد و تو را فقیر یافت و بی نیاز نمود. »
حضرت خاتم الانبیاءصلی الله علیه وآله در مقابل مرفهین بی دردی كه از او می خواستند از طبقات محروم فاصله بگیرد، این آیه را تلاوت می كرد: «وما انا بطارد الذین آمنوا» ; (12)
«من هرگز مردم با ایمان را (گر چه در ظاهر محروم و بی چیز و نیازمند باشند) از خود دور نخواهم كرد. »
آری رسیدن به مقام نبوت اوصاف برجسته ای می طلبد كه یكی از آنها مردمی بودن و آشنایی با حقوق محرومان است. كسی كه می خواهد دین آسمانی او جاودانه بماند و برای هر قوم و ملتی و در هر عصر و زمانی به كار آید لازم است كه خود با ریشه های ناعدالتی و فقر و محرومیت از نزدیك تماس داشته باشد تا در بلندای تاریخ بتواند ندای عدالت خواهی و محرومیت زدایی را به گوش جهانیان برساند. قرآن با یادآوری دوران مشقت بار و سخت زندگی پیامبرصلی الله علیه وآله به آن حضرت سفارش می كند كه: «فاما الیتیم فلا تقهر واما السائل فلا تنهر» ; (13) «یتیم را از خود دور نكن و درخواست كننده را از خود مران. »
رسول خداصلی الله علیه وآله در هنگام هجرت به مدینه نیز در مقابل فریادهای دعوت دهها نفر از اهالی مدینه، در زمینی كه به یتیمان تعلق داشت فرود آمد و كانون اسلام را در همانجا متمركز نمود كه بعدها به مسجدالنبی و مركز حكومت اسلامی تبدیل شد و تصمیمات مهم جهان اسلام در همانجا اتخاذ گردید.

4 - صبر و بردباری
گذری كوتاه به تاریخ پیامبران الهی نشان می دهد كه آنان در راه اعتلای كلمه توحید و انجام رسالت خویش با سختترین موانع روبرو بوده اند، همچنانكه امام صادق علیه السلام فرمود: «ان اشد الناس بلاء الانبیاء; (14)
همانا كه انبیاء الهی سختترین گرفتاریها را داشته اند. » اما در این میان حضرت خاتم الانبیاءصلی الله علیه وآله بیش از سایر انبیاء در معرض بلاها و آزمایشات سخت قرار گرفت. آن حضرت در این مورد می فرماید: «ما اوذی نبی مثل ما اوذیت; (15)
هیچ پیامبری همانند من مورد آزار و اذیت قرار نگرفت. »
اما تحمل و بردباری پیامبر اكرم صلی الله علیه وآله در برابر كوه مشكلات كه از هر سو به آن حضرت روی می آورد و موانع گوناگونی كه هر یك می توانست سد راه اهداف بلند حضرتش باشد، تمام دشمنان و مخالفین سرسخت آن حضرت را به زانو در آورد.
استاد شهید مطهری رحمه الله در این زمینه می نویسد: «اراده و استقامتش بی نظیر بود. از او به یارانش نیز سرایت كرده بود. دوره 23 ساله بعثتش یكسره درس اراده و استقامت است. او در تاریخ زندگی اش مكرر در شرایطی قرار گرفت كه امیدها از هرجا قطع می شد، ولی او یك لحظه تصور شكست را در مخیله اش راه نداد. ایمان نیرومندش به موفقیت، یك لحظه متزلزل نشد. » (16)
گاهی خداوند متعال برای تقویت روحیه صبر و مقاومت رسول گرامیش می فرمود: «فاصبر كما صبر اولوا العزم من الرسل » ; (17)
«پس صبر و بردباری پیشه كن، آن گونه كه پیامبران اولوالعزم صبر كردند. »
رسول اكرم صلی الله علیه وآله در سخن ارزشمندی پایداری و مقاومت و اراده آهنین خود را در راه هدف به نمایش گذاشت و هنگامی كه حضرت ابوطالب پیشنهاد مشركین را مبنی بر خودداری آن حضرت از ابلاغ پیام آسمانی خویش به وی بیان كرد، به عمویش ابوطالب چنین فرمود: «یاعم! والله لو وضعوا الشمس فی یمینی والقمر فی یساری علی ان اترك هذا الامر حتی یظهره الله او اهلك فیه، ماتركته; (18)
ای عمو! به خدا سوگند اگر آنان خورشید را در دست راستم و ماه را در دست چپم قرار دهند كه از دعوت آسمانی خود ست بردارم هرگز نخواهم پذیرفت تا اینكه یا خداوند دین مرا پیروز كند و یا اینكه جانم را در راه آن از دست بدهم. »
و این چنین بود كه حضرت محمدصلی الله علیه وآله با تحمل مشكلات و صبر و پایداری توانست دین مبین اسلام را به جهانیان اعلام كند. انواع گرفتاریها و ناملایمات، صدمات جسمی و روحی، قرار گرفتن در معرض انواع اتهامات از قبیل: ساحر، مجنون، آشوبگر و سایر موانع راه پیامبر، با دو عامل ایمان به هدف و استقامت و پشتكار در راه رسیدن به آن، قابل تحمل بود.
امیر مؤمنان علی علیه السلام در این مورد می فرماید: «اشهد ان محمدا عبده ورسوله دعا الی طاعته وقاهر اعداءه جهادا عن دینه، لایثنیه عن ذلك اجتماع علی تكذیبه والتماس لاطفاء نوره; (19)
گواهی می دهم كه محمدصلی الله علیه وآله بنده و پیامبر اوست، انسانها را به عبادت خداوند دعوت نمود و با دشمنان خدا در راه دین او پیكار نموده و مغلوبشان كرد. هرگز همداستانی دشمنان كه او را دروغگو خواندند، او را از (آن دعوت به حق و كوشش در راه استقرار دین اسلام) باز نداشت و تلاش آنان برای خاموشی نور رسالت نتیجه نداد. »

5 - عبودیت
بندگی و خضوع در مقابل حق فضیلتی ستودنی است كه قرآن بارها بر این صفت زیبای محمدی صلی الله علیه وآله اشاره دارد. خداوند متعال پیامبر گرامی اش را با وصف بندگی - كه تمام اوصاف والای حضرت خاتم الانبیاءصلی الله علیه وآله را تحت الشعاع قرار داده - یاد می كند و رسول گرامی اسلام نیز به عبودیت خود در پیشگاه حق همیشه افتخار می كرد.
به چند نمونه از آیاتی كه حضرت رسول صلی الله علیه وآله را با صفت والای عبودیت توصیف می كند اشاره می كنیم:
1 - «وان كنتم فی ریب مما نزلنا علی عبدنا فاتوا بسورة من مثله » ; (20)
«و اگر در آنچه كه به بنده خودمان نازل كرده ایم شك دارید، یك سوره همانند آنرا بیاورید. »
2 - «ان كنتم آمنتم بالله وما انزلنا علی عبدنا یوم الفرقان... » ; (21)
«اگر به خدا و به آنچه كه بر بنده خود در روز جدایی (حق از باطل) نازل كرده ایم ایمان آورده اید... »
3 - «تبارك الذی نزل الفرقان علی عبده لیكون للعالمین نذیرا» ; (22)
«بزرگوار و پربركت است آن خداوندی كه قرآن را بر بنده (خاص) خود نازل كرد تا بیم دهنده جهانیان باشد. »
4 - «فاوحی الی عبده ما اوحی » ; (23)
«(در شب معراج) آنچه را كه وحی كردنی بود به بنده اش وحی نمود. »
پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه وآله آنچنان شیفته عبادت و بندگی در بارگاه ربوبی بود كه گاهی خود را فراموش می كرد و از خود بیخود می شد، تا اینكه آیه نازل شد: «طه! ما انزلنا علیك القرآن لتشقی » ;
«طه! ما قرآن را بر تو نازل نكردیم كه این قدر به زحمت و مشقت بیفتی. »
مرحوم فیض كاشانی در ذیل این آیه می نویسد: پیامبر اكرم صلی الله علیه وآله آنچنان در عبادت الهی حریص بود كه از كثرت عبادت پاهای مباركش متورم شده بود، تا اینكه خداوند متعال این آیه را فرستاد.
امام باقرعلیه السلام می فرماید: روزی یكی از همسران آن حضرت به وی گفت: یا رسول الله! چرابه خود اینقدر زحمت می دهی، در حالیكه یك بنده آمرزیده هستی.
پیامبرصلی الله علیه وآله پاسخ داد: «اولا اكون عبدا شكورا; (24) آیا بنده شكرگزاری نباشم. »
خداوند متعال در برخی از آیات برای عبادت و بندگی پیامبر گرامی اش چنین رهنمود می دهد: «اقم الصلوة لدلوك الشمس الی غسق اللیل وقرآن الفجر ان قرآن الفجر كان مشهودا ومن اللیل فتهجد به نافلة لك عسی ان یبعثك ربك مقاما محمودا» ; (25) «نماز را از زوال خورشید (هنگام اذان ظهر) تانهایت تاریكی شب (نیمه شب) به پادار; و همچنین قرآن فجر (نماز صبح) را; زیرا قرآن فجر مورد شهادت (فرشتگان شب و روز) است. و پاسی از شب را (از خواب برخواسته و قرآن و نماز بخوان و) عبادت كن. این یك عمل نافله برای توست. امید است كه خداوند متعال تو را به این وسیله به مقامی محمود (و در خور ستایش) برانگیزد. »

6 - عدالت خواهی
عدالت خواهی یكی از مهمترین اهداف بعثت پیامبران الهی است. خداوند متعال در سوره حدید می فرماید: «لقد ارسلنا رسلنا بالبینات وانزلنا معهم الكتاب والمیزان لیقوم الناس بالقسط » ; (26) «ما فرستادگان خود را با دلایل روشن فرستادیم و با آنان كتاب آسمانی و میزان نازل كردیم تا مردم به عدالت قیام كنند. »
همچنین خداوند متعال از زبان پیامبر گرامی اسلام در سوره شوری می فرماید: «وامرت لاعدل بینكم » ; (27) «من برای اجرای عدالت در میان شما مامور شده ام. »
و در آیات متعددی قرآن از عدالت خواهی پیامبر اكرم صلی الله علیه وآله كه یكی از اهداف بعثت آن حضرت نیز می باشد سخن گفته و مردم را به تبعیت از آن بزرگوار ترغیب و تشویق می كند.
عدالت طلبی در تمام زوایای زندگی انسان نقش دارد و گستره آن به گفتار و رفتار و روابط انسان، معاملات، خانواده، دوستان، فرزندان، همكاران و حتی سایر ملل نیز كشیده می شود. قرآن كریم می فرماید: «واذا قلتم فاعدلوا» ; (28) «وهنگامی كه سخنی می گویید، عدالت را رعایت نمایید. » پیامبر اكرم صلی الله علیه وآله آنچنان به این مسئله حیاتی اهمیت می داد كه حتی در نگاه كردن به دیگران عدالت را رعایت می نمود. امام صادق علیه السلام می فرماید: «كان رسول الله یقسم لحظاته بین اصحابه فینظر الی ذا وینظر الی ذا بالسویة; (29) رسول خداصلی الله علیه وآله نگاه خود را در میان اصحاب بطور مساوی تقسیم می كرد، گاهی به این و گاهی به آن دیگری به طور مساوی نگاه می كرد. »
پیامبر اكرم صلی الله علیه وآله در یك منشور جهانی عدالت خواهی و تساوی حقوق انسانها را در جوامع اعلام كرده و ملاك احترام به حقوق بشر را معین نمود. آن منادی راستین عدالت و آزادی هنگامی كه مشاهده كرد یكی از اصحاب عرب وی، سلمان فارسی را بخاطر غیر عرب بودن تحقیر می كند، در كلمات حكیمانه و معروفی فرمود: «ان الناس من عهد آدم الی یومنا هذا مثل اسنان المشط، لا فضل للعربی علی العجمی ولا للاحمر علی الاسود الا بالتقوی; (30) همه مردم از زمان حضرت آدم تا به امروز همانند دانه های شانه (مساوی و برابر) هستند. عرب بر عجم و سرخ بر سیاه برتری ندارد مگر به تقوی. »
پیامبر اسلام در اجرای قانون عادلانه الهی اهتمام خاصی داشت و اگر كسی از آن حضرت تقاضای غیرقانونی و غیراصولی می كرد، شدیدا ناراحت می شد. هنگامی كه بعضی از همسران آن حضرت بعد از جنگ احزاب در مورد تقسیم غنائم جنگی از آن بزرگوار تقاضای غیرمعقول و خلاف عادت كردند، آن بزرگوار ناراحت شد و 29 روز تمام از آنان فاصله گرفت. خداوند متعال نیز به این مناسبت آیاتی را بر آن حضرت نازل كرد و خطاب به پیامبرصلی الله علیه وآله فرمود: «یا ایها النبی قل لازواجك ان كنتن تردن الحیواة الدنیا وزینتها فتعالین امتعكن واسرحكن سراحا جمیلا» ; (31) «ای پیامبر! به همسرانت بگو: اگر شما زندگی دنیا و زرق و برق آن را می خواهید، بیایید (با هدیه ای) شما را بهره مند سازم و شما را بطرز نیكویی رها سازم. (32) »
و به این ترتیب پیامبر اكرم صلی الله علیه وآله حتی به نزدیكترین افراد خانواده اش نیز اجازه نداد از قانون الهی تخطی كرده و عدالت اجتماعی را در حكومت اسلامی آن حضرت خدشه دار سازند.

7 - راستی و امانتداری
امانتداری و صداقت پیامبر اكرم صلی الله علیه وآله نه تنها یاران و پیروان آن حضرت را شیفته ایشان نموده بود بلكه دشمنان نیز به این حقیقت اذعان داشته و صداقت آن بزرگوار را می ستودند. سه سال از بعثت می گذشت كه حضرت رسول صلی الله علیه وآله روزی در كنار كوه «صفا» روی سنگ بلندی قرار گرفت و با صدای رسایی قشرهای مختلف مردم مكه را به سوی خویش فرا خواند، آنگاه خطاب به مشركین و سایر مردم فرمود: ای مردم! هرگاه من به شما گزارش دهم كه پشت این كوه دشمنان موضع گرفته اند و قصد جان و مال شما را دارند، آیا مرا تصدیق می كنید؟ همگی گفتند: آری، زیرا ما در طول زندگی از تو دروغی نشنیده ایم (33).
حضرت خدیجه نیز هنگامی كه پیشنهاد ازدواج به آن حضرت می داد و شیفتگی خود را به آن وجود گرامی اعلام می نمود با تاكید بر امانت و صداقت آن بزرگوار، چنین گفت: «انی قد رغبت فیك لقرابتك وسطتك فی قومك وامانتك وحسن خلقك وصدق حدیثك; (34) به خاطر خویشاوندیت و بزرگواریت در میان قوم خودت و امانتداری تو و اخلاق نیك و راستگوئیت، مایلم با تو ازدواج كنم. »
در این میان تصریح آیات الهی و تاكید كلام وحیانی قرآن بر صداقت و راستی و امانتداری آن حضرت حلاوتی دیگر دارد. برخی از آیاتی كه به امانتداری و راستی پیامبر عظیم الشان اسلام اشاره دارند عبارتند از:
1 - «قل لا اقول لكم عندی خزائن الله ولا اعلم الغیب ولا اقول لكم انی ملك » ; (35)«بگو: من نمی گویم خزائن خدا نزد من است و من (جز آنكه خدا به من بیاموزد) از غیب آگاه نیستم و به شما نمی گویم من فرشته ام. »
2 - «وما ینطق عن الهوی ان هو الا وحی یوحی » ; (36) «و هرگز از روی هوای نفس سخن نمی گوید و آنچه می گوید چیزی جز وحی الهی كه (بر او) نازل می شود نیست. »
3 - «ما كذب الفؤاد ما رای » ; (37) «قلب (پاك حضرت محمدصلی الله علیه وآله) در آنچه دید هرگز دروغ نگفت. »
حضرت محمدصلی الله علیه وآله در امانتداری آنچنان شهره بود كه حتی دشمنانش بعد از بعثت آن حضرت، با این كه نقشه قتلش را طراحی می كردند، همچنان با لقب «امین » او را می شناختند و در امانتداری اش لحظه ای تردید نكردند و در شب هجرت امانتهایی نزد آن گرامی داشتند. رسول الله صلی الله علیه وآله در غار ثور در عین حالی كه از ترس مشركین مكه مخفی شده بود، به امام علی علیه السلام سفارش نمود كه یا علی! فردا در اجتماعات مردم مكه، صبح و شام با آوای بلند بگو: «من كان له قبل محمد امانة او ودیعة فلیات فلنؤد الیه امانته; (38) هر كس پیش محمد امانتی دارد بیاید امانتش را بازستاند. »
خداوند متعال در مورد ویژگیهای انسانهای وارسته و با ایمان می فرماید: «والذین هم لاماناتهم وعهدهم راعون » ; (39) «و آنان كه به امانتها و عهدو پیمانهای خود وفا می كنند. »
و پیامبر اكرم صلی الله علیه وآله اسوه كامل و نمونه بارز انسانهای وارسته و دارای تمام كمالات ویژه اخلاقی بود.
صداقت و امانتداری از منظر رسول گرامی اسلام آنچنان مهم بود كه به عنوان معیار برای برتری یارانش محسوب گردید. امام صادق علیه السلام در این مورد فرمودند: «ان علیاعلیه السلام انما بلغ ما بلع به عند رسول الله صلی الله علیه وآله بصدق الحدیث واداء الامانة; (40) یقینا علی علیه السلام با راستگویی و امانتداری به آن درجه و عظمت درنزد پیامبرصلی الله علیه وآله رسید. »

قاطعیت و شهامت
پیامبر اكرم صلی الله علیه وآله در مورد اجرای حدود الهی و قاطعیت در برابر قانون شكنان اهتمام خاصی داشت. آن حضرت در عین حالیكه به اهل ایمان و مظلومان و ستمدیدگان رئوف و مهربان بود، در مقابل كفار و اشرار، با شجاعت و شهامت تمام ایستادگی می نمود. خداوند متعال در این مورد می فرماید: «محمد رسول الله والذین معه اشداء علی الكفار رحماء بینهم » ; (41) «محمدصلی الله علیه وآله فرستاده خداست و كسانی كه با او هستند در برابر كفار سرسخت و شدید و در میان خود مهربان هستند. » داستان زیر نشانگر قاطعیت آن حضرت در مقابل متجاوزان و قانون شكنان می باشد.
گروهی از طایفه بنی ضبه به حضور پیامبر اكرم صلی الله علیه وآله آمده و ضمن شكایت از بیماری خود، از آن بزرگوار استمداد كردند. پیامبر اكرم صلی الله علیه وآله به آنان فرمود: چند روز در مدینه بمانید تا با مراقبت مسلمانان بهبودی یافته و به منطقه خود برگردید. آنان گفتند: یا رسول الله! اگر ما را در خارج از شهر مدینه اسكان دهید برایمان بهتر است. پیامبر اكرم صلی الله علیه وآله ضمن پذیرش تقاضای آنان به تنی چند از مسلمانان ماموریت داد تا تعدادی از شتران بیت المال را در چراگاههای اطراف مدینه نگهدارند و از شیر آنها افراد بیمار بنی ضبه را پذیرایی و پرستاری كنند و از آنان مراقبت نمایند.
این افراد با حمایت پیامبرصلی الله علیه وآله در مدت كوتاهی سلامتی خود را باز یافتند، اما بجای قدردانی از آن حضرت و یارانش - از آنجایی كه باطنی خبیث و دلی مریض داشتند - سه تن از نگهبانان شترها را كشته و به همراه شتران فرار كردند. هنگامی كه این خبر ناگوار به پیامبر گرامی رسید، علی علیه السلام را مامور دستگیری آنان نمود. امیرمؤمنان علی علیه السلام این خطاكاران متجاوز را در نزدیكیهای مرز یمن بازداشت كرده و به حضور پیامبرصلی الله علیه وآله آورد. در این لحظه پیك وحی نازل شده و احكام آنان را به رسول خدا ابلاغ نموده و فرمود: «انما جزاء الذین یحاربون الله ورسوله ویسعون فی الارض فسادا ان یقتلوا او یصلبوا او تقطع ایدیهم وارجلهم من خلاف او ینفوا من الارض » ; (42) «كیفر آنان كه با خدا و پیامبرش به جنگ برمی خیزند و در روی زمین اقدام به فساد می كنند این است كه اعدام شوند یا به دار آویخته گردند یا دست و پای آنها به عكس یكدیگر بریده شود و یا از سرزمین (خود) تبعید گردند. »
حضرت خاتم الانبیاءصلی الله علیه وآله از میان این چهار حكم، قطع دست و پا را انتخاب كرد و دستور داد دست و پای آنها را بر خلاف یكدیگر (دست راست و پای چپ یا بالعكس) قطع كنند (43).

اصرار بر اجرای قوانین الهی، حیاء و ادب، جوانمردی، سرمشق و الگو بودن برای انسانهای سعادت جو و حقیقت طلب، امی بودن، تواضع، گذشت، ساده زیستی، سخاوت و نیكی به دیگران، كرامت نفس و بشیر و نذیر بودن، از جمله سایر صفات ستوده حضرت خاتم الانبیاءصلی الله علیه وآله است كه در آیات الهی به آنها اشاره شده است.

در حدیث دیگران
این مقال را با نقل ابیاتی از سروده معروف شبلی شمیل از دانشمندان برجسته جهان مسیحیت، كه در ستایش عظمت حضرت رسول صلی الله علیه وآله سروده است به پایان می بریم:
انی وان اك قد كفرت بدینه هل اكفرن بمحكم الآیات
«من گر چه مسلمان نیستم اما آیا می توانم به آیات محكم قرآن كفر ورزم؟! »
او ما حوت فی ناصح الالفاظ من حكم روادع للهوی وعظات
«یا به پندها و اندرزهایی كه در آن آیات آمده است و همه بازدارنده نفس از هوی و هوس، و در لباس شكوهمندترین واژه ها می باشند منكر شوم؟! »
وشرایع لو انهم عقلوا بها ما قید العمران بالعادات
«یا به قوانینی كه اگر مردمان آنها را درك می كردند برای تحقق بخشیدن به عمران (و تمدن جهان) ، همه آیینها و سنتها را جز تعالیم اسلام كنار می گذاشتند، می توانم بی تفاوت باشم؟! »
نعم المدبر والحكیم وانه رب الفصاحة مصطفی الكلمات
«(محمد) بهترین تدبیر كننده و بهترین حكیم بود. او خدای فصاحت و (گوینده) گزیده ترین سخنان است. »
رجل الحجا رجل السیاسة والدها بطل حلیف النصر والغارات
«(محمد) یگانه مرد خردورزی، كشورداری و هوشمندی بود و قهرمان هم پیمان با پیروزی بر سپاه كفر است. »
ببلاغة القرآن قد غلب النهی وبسیفه انحی علی الهامات
«(محمد) با بلاغت قرآن، بر همه خردها و اندیشه ها چیره گشت و سرها (ی دشمنان ارزشهای انسانی) را زیر سایه شمشیر گرفت. »
من دونه الابطال من كل الوری من غائب او حاضر او آت (44)
«قهرمانان تاریخ بشر چه گذشتگان، چه آنان كه اكنون حاضرند و چه آیندگان، (همه و همه) در پایه ای فروتر و پایین تر از مرتبت او جای دارند. »

پی نوشت :

1) بخشی از مسمط مسدس شیوای ادیب الممالك فراهانی در مولود مسعود پیامبر اكرم صلی الله علیه وآله.
2) احزاب/21.
3) آل عمران/159.
4) مكارم الاخلاق، ص 8; فتح الباری، ج 6، ص 419.
5) قلم/4.
6) توبه/128.
7) توبه/61.
8) كهف/6.
9) فصلت/6; كهف/110.
10) توبه/128.
11) ضحی/6، 7، 8.
12) هود/29.
13) ضحی/9، 10.
14) الكافی، ج 2، ص 252.
15) كشف الغمه، ج 2، ص 537.
16) مقدمه ای بر جهان بینی اسلامی، ج 3، ص 137.
17) احقاف/35.
18) السیرة النبویه، ابن هشام، ج 1، ص 284.
19) نهج البلاغه، خطبه 190.
20) بقره/23.
21) انفال/41.
22) فرقان/1.
23) النجم/10.
24) تفسیر صافی، ج 3، ص 299.
25) اسراء/79 و 80.
26) حدید/25.
27) شوری/15.
28) انعام/152.
29) بحارالانوار، ج 16، ص 260; الكافی، ج 2، ص 671.
30) مستدرك الوسائل، ج 12، ص 89.
31) احزاب/28.
32) تفسیر صافی، ذیل همین آیه.
33) فروغ ابدیت، ج 1، ص 263.
34) السیرة النبویه، ابن هشام، ج 1، ص 200 و 201.
35) انعام/50.
36) النجم/3 و 4.
37) همان/11.
38) بحارالانوار، ج 19، ص 62.
39) مؤمنون/8.
40) الكافی، كتاب الایمان والكفر، باب الصدق و اداء الامانة، حدیث 5.
41) الفتح/29.
42) مائده/33.
43) الكافی، ج 7، ص 245.
44) ادبیات و تعهد در اسلام، ص 251 و 252.
منبع : ماهنامه اطلاع رسانی، پژوهشی، آموزشی مبلغان شماره41

نوشتن نظر