تأثير احاديث سفيانى بر پيروان امويان
موقعیت شما: اخبار»اخبار آخرالزمان»تأثير احاديث سفيانى بر پيروان امويان

تأثير احاديث سفيانى بر پيروان امويان

پنجشنبه ۱۹ ارديبهشت ۱۳۹۲ ساعت ۰۸:۰۶
امتیاز این گزینه
(4 آرا)

طبيعى است كه امويان و پيروانشان پس از سقوط دولت آنها ، از احاديث سفيانى سوء استفاده كنند و اعلام كنند كه پيامبر(صلى الله عليه وآله) ظهور اين حاكم قدرتمند را خبر داده است و برايشان مهم نبود كه سفيانى طاغى و ملعون باشد ، در نتيجه بسيارى از بنى اميه و ديگران ادعا نمودند كه سفيانى موعود بوده ، عده اى شورش ها را بر ضد عباسيان رهبرى كرده ، پيروان جنگجويى داشتند .



نويسنده كتاب خطط الشام چندين شورش به نام سفيانى را بيان كرده است ، از جمله شورش على بن عبد الله بن خالد بن يزيد بن معاويه بن ابو سفيان كه در سال 195 در شام خروج كرد ، در زمان خلافت امين عباسى كه به ابو عميطر معروف بود .

همچنين شورش سعيد بن خالد اموى پس از ابو عميطر ; و نيز  شورش مبرقع در شام در سال 227 در زمان خلافت معتصم نام مى بَرَد .  شورش عثمان بن ثقاله كه در عجلون اردن ، سال 816 شوريد و ادعا كرد سفيانى موعود است . در جایی دیگر  گفته مأمون عباسى را مى آورد : « اما رهبران « قضاعه » منتظر سفيانى و خروج اويند تا از پيروانش گردند » و نيز ديگر ادعاهاى سفيانى .

از سوى ديگر ، زياده گويى هايى درباره شخصيت سفيانى در احاديث منابع سنى مى بينيم ، تا جايى كه برخى مى پندارند كه صفات غيبى داشته و چنان كه در احاديث به آن پرداخته شده ، گويا توسط خدا مبعوث گشته است .

ابن حماد  از على(عليه السلام) نقل مى كند : سفيانى از فرزندان خالد بن يزيد بن ابو سفيان است . مردى است تنومند ، آبله رو است و لكه سفيدى در چشم دارد . از ناحيه شهر دمشق و از وادى به همراه هفت نفر خروج مى كند كه به آن وادى يابس مى گويند . يكى از آنها پرچمى دارد كه پيروزى را زير پرچم او مى پندارند . مردم تا سى ميل پيش روى سفيانى ، مى ترسند . اگر كسى آن عَلَم را ببيند و بخواهد با آن رويارويى كند ، شكست مى خورد .

از جمله زياده گويى و مبالغه گويى هايى كه درباره سفيانى مى گويند و به او ويژگى هاى غيبى مى دهند ، آن است كه مى پندارند : سفيانى در خواب سراغ افرادى مى آيد و مى گويد كه برخيز ، وى سه عصا در دست دارد كه به هر كسى بزند ، مى ميرد . . . سفيانى در خواب به او مى گويد : برخيز و بيرون شو ! پس برمى خيزد اما كسى را نمى يابد . بعد براى بار دوم سراغ شخص مى رود و همان سخن را مى گويد ; بار سوم مى گويد : برخيز و بيرون برو و ببين چه كسى درِ خانه ات هست !

بار سوم ، به طرف در خانه اش مى رود و مى بيند كه هفت يا نُه نفر كه پرچمى دارند در آن جا هستند و مى گويند : ما يارانت هستيم كه همراهشان خروج مى كند. مردمى از روستاهاى وادى يابس ، از سفيانى پيروى مى كنند . حاكم دمشق مى آيد كه با وى بجنگد . وقتى نگاهش به پرچم سفيانى مى افتد ، شكست مى خورد . والى دمشق در آن وقت ، حاكم منصوب از طرف بنى عباس است . ابن حماد 1/280 .

برخى آگاهان مى گويند كه وادى يابس ، از درعا ( نزديك مرز سوريه با اردن ) تا نزديك نابلس ( داخل فلسطين ) است .

ملاحظه سوم آن است كه اكثر احاديث سُنى ها درباره سفيانى ، مُرسَل و از گفته هاى تابعين ، و بيشتر احاديث تحريف شده از پيامبر و اهل بيت(عليهم السلام) است ، كه بافته هاى خيالى خود را به آن افزوده اند .

عقد الدرر  از ارطاة : وقتى ترك و روم گرد هم بيايند ، روستايى در دمشق فرو برود و قسمتى از ديوار غربى مسجد دمشق فرو بريزد، سه پرچم در شام برافراشته مى شود: ابقع ، اصهب و سفيانى . دمشق محاصره مى گردد و مردى و همراهانش كشته مى شوند . دو مرد از آل ابو سفيان خروج مى كنند كه پيروزى از آنِ دومى است . وقتى پيروان «ابقع»از مصر مى آيند، سفيانى با سپاهش بر عليه شان خروج مى كند، سپس آنقدر تركان وروميان را در قرقيسيا مى كشد كه حيوانانت وحشى، از گوشت شان سير مى شوند.

ص 76 از ابو قبيل : سفيانى بدترين حكمران است . عالميان و فاضلان را نيست و نابود مى كند . در ابتدا از آنها يارى مى خواهد ، هر كسى سرباز زند ، او را مى كشد .

ص 80 : سفيانى هر كسى را كه نافرمانى كند ، مى كُشد و آنها را با ميخ مى كوبد و در ديگ مى پزد . مدت حكومت او ، شش ماه است .

ص 86 از ابن عباس : سفيانى خروج مى كند و كشتار مى كند ، حتى شكم زنان را مى درد و كودكان را در ديگ هاى بزرگ مى جوشاند .

نوشتن نظر