مهمترین عامل حفظ انسان از گناه یاد آوری روز حساب است
موقعیت شما: مهدویت و آخرالزمان»مقالات مهدویت و آخرالزمان»معارف اسلامی»دین و اندیشه»مهمترین عامل حفظ انسان از گناه یاد آوری روز حساب است

مهمترین عامل حفظ انسان از گناه یاد آوری روز حساب است

دوشنبه ۲۲ ارديبهشت ۱۳۹۳ ساعت ۰۶:۰۱
امتیاز این گزینه
(0 آرا)

حضرت آیت‌الله العظمی جوادی آملی در درس تفسیر قرآن خود بیان کرد: اگر انسان بداند عملش و گناهش زنده است و انسان را رها نمی‌کند تا آبروی انسان را ببرد. اگر اینطور باشد انسان دیگر گناه نخواهد کرد مگر لغز‌ش‌های کوچکی که خداوند وعده داده است که می‌بخشد. وقتی انسان باور کند گناه زنده است و عمل زنده در خط تولید است و هیچ موجودی در عالم معطل نیست و موجود بیکار در عالم معنای ندارد، چون اینطور است پس بدون شک این گناه آبرو بر خواهد بود و اگر چه ممکن است خیلی سال طول بکشد اما جایی دامنگیر انسان خواهد شد.

 

حضرت آیت‌الله جوادی آملی در ادامه سلسله جلسات درس تفسیر خود در تفسیر آیات 26 تا 29 سوره مبارکه «ص» روز یک شنبه ،21 اردیبهشت ماه، بیان کرد: بعد از بیان توحید و وحی فرمود برخی از مشرکان حجاز یا بسیاری از آنها نسبت به وجود مبارک پیامبر (ص) بد رفتاری کردند و گفتند «هَذَا سَاحِرٌ كَذَّابٌ» و توحید را هم گفتند «إِنَّ هَذَا لَشَيْءٌ عُجَابٌ» بعد از اینکه ذات اقدس اله از ابطال شرک و تبیین توحید فراغتی از نظر بیان حاصل شد در جریان استقامت و پایداری در برابر تهمت‌های بیگانه‌ها نام شش پیامبر را برد که اجمال آن گذشت و آنگاه جریان نوح پیامبر را تبیین می‌کند که اولینش حضرت داوود است. در صدر این قصه فرمود: «إِصْبِرْ عَلَى‏ مَا يَقُولُونَ وَاذْكُرْ عَبْدَنَا دَاوُدَ» معلوم می‌شود که داوود از پیامبران منزه و معصوم الهی است در برابر تهمت‌های بیگانه‌ها مقاومت کرده و توانست توحید را کاملا تبیین کند و شرک را ابطال کند و سایر مباحث وحی و نبوت را کاملا تثبیت کند و چون این کارها را حضرت داوود به خوبی انجام داد ذات اقدس اله به وجود مبارک پیامبر فرمود بر آنچه می‌گویند صبر کند و او را یاد کن. ببین حضرت داوود چه کرد همان کار را بکن این آیه نشان می‌دهند که وجود مبارک ایشان معصوم است و از هر تهمتی منزه است و این سر فصل این داستان است.

وی افزود: تعبیرات فراونی که در قرآن در مورد حضرت داوود است اول این است که عبودیت است که خداوند امضا کرد او بنده ماست، ثانیا فرمود او دارای قدرت و قوت است که اینها را خداوند به او داده است، ثالثا فرمود او اهل رجوع است، اواب است کثیر الرجوع الی الله است.گذشته از این، تسخیر جبال و پرنده‌ها هم یک فیض خاصی است که خداوند به ایشان داده است. فضائل دیگر را در آیه «وَشَدَدْنَا مُلْكَهُ وَآتَيْنَاهُ الْحِكْمَةَ وَفَصْلَ الْخِطَابِ» بیان کرد، در این آیه سه فضیلت وجود دارد اول گسترش ملک حضرت داوود و دوم اعطای حکمت و سوم قوه قضاوت و اتمام مخاصمه‌ در پایان این داستان هم بیان کرد که ما او را خلیفه قرار دادیم و به او گفتیم که به عدالت بین آدم‌ها رفتار کند. این نشان می‌دهد که هیچ نقصی و عیب معصیت و مانند آن در برنامه موجود مبارک داوود نبود.

این مفسر قرآن بیان کرد: داستان حضرت داوود میان مفسران وجوه مختلفی دارد که بهترین آن همان است که بسیاری از مفسران فرمودند و مرحوم شیخ طوسی هم آن را نقل کرد این است که این مربوط به دو فرشته است و بحث از انسان نیست. فخر رازی بین ضرب المثل و بین تمثیل نتوانست فرق بگذارد و خیال کرد که آن بزرگانی که می‌گویند که این دو نفر یا چند نفری که آمدند فرشته بودند این‌ها به عنوان ضرب المثل است و آنها به عنوان مثل به حضرت داوود از خصم‌شان سخن گفتند که این برداشت بر خلاف ظاهر آیه است در حالی که بین تمثل و ضرب‌المثل خیلی فرق است و چون این فرق برای فخر رازی مشخص نشد گفت اگر ما این حرف‌ها را به فرشتگان اسناد دهیم این اسناد کذب به ملائکه است.

وی ادامه داد: اگر وضع تمثل روشن شود و گفت‌و گو در ظرف عالم مثال روشن شود دیگر این تعبیرات ناروا راه پیدا نمی‌کند. خود فخر رازی برای این قصه سه احتمال بیان کرده است: اول اینکه این قصه همرا با صدور ذنب کبیر از وجود مبارک داوود است که نسبت به نامحرمی طمع کرد و ... که این ذنب کبیر است به داوود در حالی که او از این منزه است احتمال دوم صدور ذنب صغیر از داوود است که آن را هم رد می‌کنند، احتمال سوم آن است که نه گناه بزرگ و نه گناه کوچک از داوود صادر نشده است چند نفری که دشمن بودند یا درباره آنها گمان دشمنی می‌رفت از بالای دیوار آمدند و این گروه که از بالا دیوار آمدند آمدنشان رعب آور بود و وجود مبارک داوود هراسناک شد و ترسید و آنها گفتند نترس و وجود مبارک داوود هم بین‌شان به حسب ظاهر این دواری کرده است. اما اگر بگویم اینها ملائکه بودند اشتباه است چرا که آنها بقی ندارند آنها مخاصمه ندارند اگر بگویید همین حرف‌ها را ملائکه زدند این اسناد دروغ گویی به ملائکه است اگر گفته شود ضرب المثل است نه واقعیت،‌ این حمل آیه بر خلاف ظاهر است.

آیت‌الله جوادی افزود: جریان تمثل در قرآن در مورد حضرت مریم تصریح شده است که در آنجا خداوند فرمود: «فَأَرْسَلْنَا إِلَيْهَا رُوحَنَا فَتَمَثَّلَ لَهَا بَشَراً سَوِيّاً» ما فرشته را برای مریم ارسال کردیم این فرشته به صورت یک مرد در آمد و مریم که برای اولین بار این صحنه را می‌دید خیال کرد که او نامحرم است به همین دلیل ترسید که آن فرشته گفت من از طرف خدا آمده‌ام. جریان تمثل اینطور بود که اگر کسی در کنار حضرت مریم می‌ایستاد نمی‌دید، مانند زمانی که بر پیامبر اکرم (ص) فرشتگان نازل می‌شدند دیگران نمی‌دیدند البته گاهی به برکت معجزه حضرت دیگران نیز می‌دیدند مانند جریان مشاهد دحیه کلبی و مانند آن. وقتی فرشته وارد می‌شود چون تمثل است تجسم نیست و دیده نمی‌شود و این تمثل در فضای هویت خود شخص است و آن شخص فقط می‌بیند این تمثل نظیر رویا است که در آن رویا جای تکلیف و تشریع نیست هر چه در عالم رویا اتفاق می‌افتد یا گزارشی از گذشته است یا زمینه‌ای برای آینده است. مردان الهی و زنان الهی همین حالت را در بیداری دارند با طهارت، وجود مبارک مریم در بیداری این حالت برای او پیش آمد اما چون برای اولین بار بود فکر کرد که نامحرم است چون به صورت بشر در آمده بود. آن عالم،‌ عالم ملکوت است و عالم شریعت و تکلیف و این‌ها نیست. جریان حضرت آدم، فرشته‌های حضرت داوود، جریان حضرت مریم از همین قبیل است. بنابراین چون سخن جریان حضرت داوود تمثل بود هیچ نقصی بر وجود مبارک داوود مطرح نیست همچنین برای فرشتگان نیز این مطرح نیست چرا که آن محل، محل تکلیف و تشریع نیست.

 

این مرجع تقلید تصریح کرد: بعد از این جریان خداوند داوود را خلیفه خود قرار داد و زمانی که کسی خلیفه و جانشین کس دیگری بود باید سمت مسئول را بشناسد و همان مسئولیت را در حوزه نیابتش اجرا کند اگر کسی خلیفه و قائم مقام شد و بخواهد حرمت قائم مقامی را بگیرد اما برای خود کار کند درست نیست چرا که این خلاف کرامت است و کرامت انسان به این است که جانشین باشد و سخن خداوند را بگوید. خداوند به داوود فرمود تو خلیفه من شدی و باید حرف من را بزنی و آن چیزی که حرف من نیست هوا است « يَا دَاوُودُ إِنَّا جَعَلْنَاكَ خَلِيفَةً فِي الْأَرْضِ فَاحْكُمْ بَيْنَ النَّاسِ بِالْحَقِّ وَلَا تَتَّبِعِ الْهَوَى فَيُضِلَّكَ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ إِنَّ الَّذِينَ يَضِلُّونَ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ لَهُمْ عَذَابٌ شَدِيدٌ بِمَا نَسُوا يَوْمَ الْحِسَابِ» ای داوود هم حاکم باش که کار سیاسی است و هم حکم بده که کار قضایی است و هر دو باید به حق باشد. پیروی از هوا چه هوای نفس چه هوای دیگر تو را از راه خدا گمراه می‌کند. انسان چون معاد را فراموش می‌کند گرفتار هوا می‌شود. مهمترین عامل حفظ انسان از گناه یاد آوری روز حساب است،‌ اگر انسان بداند عمل زنده است و انسان را رها نمی‌کند و تا آبروی انسان را نبرد رها نمی‌کند و اگر اینطور باشد انسان دیگر گناه نخواهد کرد مگر لغز‌ش‌های کوچکی که خداوند وعده داده است که می‌بخشد. وقتی انسان باور کند گناه زنده است و عمل زنده در خط تولید است و هیچ موجودی در عالم معطل نیست و موجود بیکار در عالم معنای ندارد، چون اینطور است پس بدون شک این گناه آبرو بر خواهد بود.

_____

شفقنا

نوشتن نظر