موعود :: صفحه مهدویت و آخرالزمان
موقعیت شما: موعود»اخبار»اخبار آخرالزمان

سالهاست که درباره تاثیر پارازیت بر سلامت مردم صحبت می شود و برخی معتقدند که پارازیتها به خصوص در چند سال اخیر تاثیر فراوانی بر سلامت مردم و سقط جنین دارد اما وزارت بهداشت این موضوع را رد می کند.
به گزارش موعود به نقل از پایگاه بین المللی همکاری های خبری شیعه ،از سوی دیگر برخی آمارها نشان می دهد که ناباروری در ایران به شدت رشد داشته است،به طوریکه از هر 10 زوج 2 زوج نابارور هستند.علتهای زیادی برای این موضوع عنوان می شود و برخی متخصصان زنان و زایمان بر این باورند که پارازیت علت اصلی این موضوع است.
در همین باره محمد مهدی آخوندی، رییس پژوهشگاه فن آوریهای نوین علوم زیستی ابن سینا به خبرآنلاین گفت: در تمام کشورها آمارهایی درباره نرخ باروری وجود دارد و آنها مطابق همین آمار متوجه شده اند که در 15 سال اخیر ناباروری رشده داشته است اما در کشور ما چنین اماری وجود ندارد که بتوانیم مقایسه کنیم .
وی با بیان اینکه برای اولین بار این مرکز در سه ماه گذشته نرخ رسمی ناباروری را اعلام کرده است افزود: برای نخستین بار در آمارگیری از 17 هزار زوج ایرانی مشخص شد که 20.2 درصد زوجین ایرانی نابارورند که از میانگین جهانی بالاتر است یعنی از هر10 زوج دو زوج نابارور هستند .
به گفته آخوندی میزان ناباروری مردان بیشتر از زنان است.
او همچنین درباره تاثیرات پارازیت بر افزایش ناباروری گفت: تا کنون به طور رسمی تحقیقی انجام نشده که به طور مستند مشخص شود این مشکل به خاطر تاثیر پارازیت است یا خیر.

 

 شورهای چین، کروواسی و الجزایر با سیلابهای شدید دست به گریبان هستند.

در ایالت چونگینگ چین به دلیل بارش بی وقفه باران، واحدهای مسکونی زیر آب ماند و زندگی ٦۰ هزار نفر تحت تاثیرات منفی وقوع سیل قرار گرفت.

در این میان خبر می رسد که در ایالت سیچوان نیز سیلابی از گل جاری شده و هرآنچه که در سر راهش بوده را با خود برده است.

به دنبال جاری شدن این سیلابها، خانه ها و وسایط نقیله در آب غرق شدند و برق منطقه نیز قطع گردید.

بر اساس اظهارات مسئولین در پی جاری شدن سیل نزدیک به ۲ هزار و ۳۰۰ سیلزده از محل حادثه انتقال داده شدند.

در جمهوری کروواسی نیز بارش شدید باران، وزش طوفان و نیز وقوع سیل در شهر زادار، موجب آبگرفتگی دهها خانه و توقف سیتسم حمل و نقل در شهر شد. 

در این شهر خودروها نیز در داخل آب غوطه ور شدند.

در کشور الجزایر نیز، به دنبال وقوع سیل، زندگی مردم در شهر اسکیکدا فلج شد.

رئیس مرکز مطالعات و پژوهش‌های جمعیتی آسیا و اقیانوسیه گفت: آمار سالمندان ایران در سال 1405 به 10 میلیون نفر می‌رسد و میانه سنی ایران در حال حاضر 27 سال است.
 
محمدجواد محمودی، رئیس مرکز مطالعات و پژوهش‌های جمعیتی آسیا و اقیانوسیه در گفت‌وگو با خبرگزاری فارس با بیان اینکه در صورتی که مطالعات جمعیت شناسان و اقتصاد دانان نشان دهد که جمعیت از حالت تعادلی خارج شده است باید سیاست‌های لازم در زمینه تعادل بخشی جمعیت تدوین و اعمال شود، گفت: در بند ج قانون برنامه اول توسعه هدفمان این بوده است که سیاست‌های تعدیل موالید از 6.4 فرزند به چهار فرزند در سال 1390 برسد؛ موضوع دیگر کاهش نرخ طبیعی جمعیت از 3.2 درصد به 2.3 درصد بود.

وی ادامه داد: سال 67، 6.2 فرزند داشتیم این تعداد در سال 1371 به 4 فرزند رسید. یعنی به هدف برنامه که باید در سال 1390 می‌رسیدیم، سه سال بعد رسیدیم. هیچ نهادی این را رصد نکرد. یعنی نهاد تخصصی متولی رصدکننده نداشته‌ایم. در سال 1379 این آمار به 2.1 فرزند رسید. این 2.1 فرزند حداقل فرزندی است که یک جامعه باید برای جایگزین کردن جمعیت خود داشته باشد تا تعادل در آن برقرار شود. این یعنی 2 فرزند جانشین پدر و مادر شود و یک دهم نیز برای مرگ و میر است.

محمودی با اشاره به چالش بحران باروری پایین که به احتمال بسیار زیاد برای کشور ما اتفاق می‌افتد، گفت: تک فرزندی و بی فرزندی و بعد سالمندی جمعیت از چالش‌های مهم جمعیتی کشور است.

به گفته وی ما در سال 1385، پنج میلیون نفر جمعیت سالمند داشته‌ایم این آمار در  سال 1405 به 10 میلیون نفر می‌رسد. میانه سنی ایران در حال حاضر 27 سال است. یعنی نصف جمعیت ما بالای 27 سال سن دارند. در حالیکه این میانه سنی در سال 1430 به 47 سال افزایش خواهد یافت که از کشورهای توسعه یافته نیز بیشتر خواهد شد.

رئیس مرکز مطالعات و پژوهش‌های جمعیتی آسیا و اقیانوسیه ادامه داد:  چالش مهم دیگر که برای اقتصاد مهم است، کاهش تعداد افراد در سن کار است. طبق برآوردی که صورت پذیرفته است از سال 1390 به بعد درصد افراد در سن کار کاهش می‌یابد و از سال 1394 قدر مطلق تعداد افراد نیز کم می‌شود. همه هنر ما این است که تعداد افراد در سن کار را تثبیت کنیم. هر چه نیروی انسانی ما در سن کار بیشتر باشد، سرمایه انسانی و جمعیت بالقوه فعال بیشتر خواهد بود.

وی افزود: باید تعادل اندام واره جمعیتی را حفظ کرد، باید تعداد فرزند که در حال حاضر به  1.6 رسیده است را به 2.1 فرزند برسانیم، یعنی حداقلی که نیاز هست تا آن اندام واره جمعیت حفظ شود. هر چند این نرخ هم ایده آل نیست.

محمودی با اشاره به وجود پارامترهایی برای کاهش باروری در کشور، خاطرنشان کرد: دخالت دولت، افزایش سن ازدواج، بالا رفتن میزان تحصیلات زنان، افزایش میزان شهرنشینی، اشتغال زنان، افزایش جمعیت تحصیل کرده، تغییر در کارکرد خانواده، توسعه اقتصادی و کاهش فاصله طبقاتی و فردگرایی از عوامل کاهش باروری در کشور است.

به گفته وی فاصله طبقاتی در ایران کم شده است، کاهش فاصله طبقاتی منجر به امیدواری مردم به آینده و کاهش تعداد فرزند می‌شود. فرزند زمانی به عنوان عصای دست پدر و مادر در زمان پیری و نوعی تامین اجتماعی برای پدر و مادر بود. فرزند نوعی کالای سرمایه‌ای بود و والدین روی آن حساب می‌کردند.

رئیس مرکز مطالعات و پژوهش‌های جمعیتی آسیا و اقیانوسیه تصریح کرد: اگر بخواهیم باروری را در کشور افزایش دهیم، نمی‌توانیم بگوییم فاصله طبقاتی باید افزایش داد، به همین راحتی نمی‌توان باروری را افزایش داد. وقتی می‌گوئید یک بچه باید دو بچه شود، مردم به این راحتی قبول نمی‌کنند. یکی از دلایل مهم بحث رشد و توسعه اقتصادی است.

وی ادامه داد: ما اعتقاد داریم در ایران توسعه اقتصادی اتفاق افتاده است، دلیل این ادعا نیز شاخص‌های توسعه انسانی است که توسط سازمان ملل منتشر و به عنوان معیاری برای سنجش رشد و توسعه اقتصادی کشورها از آن استفاده می‌شود. شاخص توسعه انسانی هم عددی بین صفر تا یک بوده است که سال به سال افزایش پیدا کرده است. تا سال 1376 این شاخص را در بین کشورهای در حال توسعه محاسبه می‌کردند. از سال 1377 این شاخص را در بین همه کشورها اندازه گیری می‌کنند. از این سال جایگاه ما در رتبه 95، 97، 90، 98 بوده است و بدترین رتبه ما 106 بوده است. همین طور 101، 99، 96، 94، 84 داشته‌ایم و سال 1388 هم 88 شده‌ایم. سال 1390 هم که اعلام کردند، باز هم رتبه ما 88 بود.

به گفته محمودی اجزای شاخص توسعه انسانی آموزش، درصد باسوادی و درصد ثبت‌نام شدگان در دوره‌های مختلف آموزشی است و تلفیق این دو می‌شود شاخص آموزش، امید زندگی و میزان درآمد سرانه تبدیل شده به قدرت خرید برابری دلار. اگر این شاخص را قبول کنیم؛ نشان می‌دهد که کشور ایران نسبت به قبل توسعه یافته‌تر شده است. پس یکی از دلایل کاهش باروری در ایران، می‌تواند افزایش رشد توسعه اقتصادی کشور طی سه دهه گذشته باشد.

روزنامه لبنانی 'السفیر' فاش كرد: كودكان زندانی بحرینی پشت دیوارهای بتونی با اهانت، شكنجه و تعرض جنسی روبرو بوده و علاوه بر آن تعداد زیادی از‌آنان با تیر مستقیم و گاز اشك آور كشته شده اند.گزارش تكان‌دهنده روزنامه السفیر لبنان از شكنجه كودكان در زندانهای بحرین

به گزارش ایرنا ، این روزنامه لبنانی نوشت: تعداد زیادی از خانواده های بحرینی كه كودكانشان در جریان درگیری های اخیر توسط نظام این كشور به شهادت رسیده اند، بر سر قبر آنها حاضر می شوند.
السفیر افزود: همچنین صدها خانواده بحرینی برای دیدن فرزندان خود به زندان های رژیم آل خلیفه مراجعه می كنند .
به نوشته این روزنامه، بحرین در سال ۱۹۹۲ توافقنامه حقوق كودكان سازمان ملل را امضا كرده است. با این وجود مركز حقوق بشر این كشور اعلام كرد كه از سال ۲۰۱۱ تا كنون ۱۱ كودك زیر ۱۸ سال توسط پلیس و نیروهای امنیتی بحرین كشته شده اند كه البته اطفال شیرخواری كه بر اثر گاز اشك آور جان باخته اند نیز باید به این آمار اضافه شود.
بر اساس گزارش این مركز، بیش از ۳۰ نوزاد توسط پلیس و نیروهای امنیتی بحرین كشته شده اند كه 'ساجده فیصل' پنج روزه و 'یحیی یوسف احمد' یك ماهه از جمله آنها هستند.
به گفته 'مریم خواجه' رییس مركز حقوق بشر بحرین كه با روزنامه السفیر گفت و گو كرده ، تاكنون ۴۵ زن بحرینی به دلیل استشمام گاز اشك آور مجبور به سقط جنین شده اند.
خواجه با اشاره به اینكه مشخص نیست چه موادی در گازهای استفاده شده از سوی ماموران رژیم آل خلیفه به كار رفته، افزود: این مواد باعث فقدان حافظه، مشكلات بینایی و مشكل دستگاه گوارشی می شود كه علاوه بر مشكلات معمول گازهای اشك آور ، غیر عادی است .
بر اساس گزارش منتشر شده از سوی این مركز، بیش از ۱۰۰ كودك بحرینی هم اكنون در بند رژیم آل خلیفه هستند كه به طرق مختلف از قبیل سیم های برق، تعرض ، ضرب و شتم و توهین و تحقیر، مورد اذیت و آزار قرار می گیرند.
به نوشته السفیر، كوچكترین زندانی در بحرین، 'علی حسن علی' ۱۱ ساله است كه ۲۵ روز به تهمت اقدام علیه امنیت ملی و ارتكاب جرایم بازداشت شده است .
به گفته خواجه، پس از نوامبر سال ۲۰۱۱ بازداشت كودكان بحرینی افزایش چشمگیری یافته و علاوه بر دستگاه اطلاعاتی كشور، نیروهای نظامی نیز مستقیما كودكان را بازداشت كرده و تحت آزار جسمی و جنسی قرار می دهند.

حجت‌الاسلام والمسلمین علی کورانی با اشاره به این که بیداری اسلامی از ایران آغاز شده است، گفت: الان می توان با اطمینان گفت که بیداری اسلامی همان موجی است که توسط امام خمینی (ره) شروع شده و الان هم ادامه دارد.

چكیده

بررسی تاریخ اجتماعی پیروان یك مذهب، توجه همه جانبه به زندگی و نكته‌های ریز دخیل در فرایند شكل‌گیری تاریخ آنان، از جمله نمادهای اجتماعی را طلب می‌كند. نمادها از مؤلفه‌های تأثیرگذار در تاریخ اجتماعی است كه از عوامل گوناگون تأثیر می‌پذیرد. بحث و مطالعه درباره تاریخ اجتماعی شیعیان نیز از این قاعده كلی مستثنا نیست. نوشتار حاضر به برخی نمادهای زبانی در تاریخ اجتماعی شیعیان در دوره حضور معصومان(ع)، اشاره می‌كند. در این نوشتار به مواردی از چگونگی عملكرد و رفتار شیعیان پرداخته شده كه اختصاص به آنان داشته و از باورها و عقاید آنان حكایت دارد، به گونه‌ای كه با مشاهده این رفتار می‌توان باور و عملكردهای شیعی را از غیر شیعی تشخیص داد.

شیطان اولین کسى که به خداى خود اعتراض کرد.
به گزارش افکار، شیطان، نخستین کسى بود که بعضى کارها را مرتکب شد و پیش از او کسى آنها را انجام نداده بود. و آنها از این قرارند:
- اولین کسى که قیاس نمود و خود را از حضرت آدم علیه السلام برتر و بالاتر دانست و گفت: من از آتشم و او از خاک در حالى که آتش از خاک بالاتر است.
- اولین کسى که در پیشگاه با عظمت الهى تکبر نمود و به دستور خالق خود عمل نکرد.
- اولین کسى که که معصیت و نافرمانى خدا را کرد و آشکارا با او مخالفت نمود.
- اولین کسى که به دروغ گفت: خدا گفته از این درخت نخورید، چون درخت جاوید است و اگر کسى از آن بخورد تا ابد زنده مى‌ماند و با خدا شریک مى‌شود.
- اولین کسى که که قسم به دروغ خورد و گفت: من شما را نصیحت مى‌کنم.
- شیطان اولین کسى است که صورت‌هاى مجسمه و بت را ساخت.
- اولین کسى که نماز خواند و یک رکعت آن چهار هزار سال طول کشید.
- اولین کسى که که غنا و آواز خواند، همان زمانى که آدم علیه السلام از درخت نهى شده خورد.
- اولین کسى که نوحه خواند و گریست؛ چون او را به زمین فرستادند، به یاد بهشت و نعمت‌هاى آن نوحه خواند و گریه کرد.
- اولین کسى که لواط کرد آنگاه که به میان قوم لوط آمد.
- اولین کسى که دستور ساختن منجنیق را داد تا حضرت ابراهیم علیه السلام را با آن در آتش اندازند.
- اولین کسى که دستور ساختن نوره را در زمان حضرت سلیمان داد، براى این که موهاى اضافى پاى بلقیس پادشاه سبا را از بین ببرند.
- اولین کسى که دستور ساختن شیشه را داد تا حضرت سلیمان علیه السلام آن را روى خندق گذارد و بلقیس را آزمایش کند.
- اولین کسى که عبادت و بندگى او، فرشتگان را به تعجب در آورد!
- اولین کسى که به خداى خود اعتراض کرد.
- اولین کسى که شبیه شدن به دیگران را مطرح و مردم را به آن تشویق کرد.
- اولین کسى که که سحر و جادو کرد و آن دو را به مردم یاد داد.
- اولین کسى که براى زیبایى ، زلف گذاشت.
- اولین کسى که شبیه شدن به دیگران را مطرح و مردم را به آن تشویق کرد.
- اولین کسى که نقاشى کرد و چهره کشید.
- اولین کسى که آتش حسدش شعله ور شد.
- اولین کسى که به ناحق مخاصمه و جدال کرد.
- اولین کسى که خداى تعالى به او لعنت نمود.
- اولین کسى که به خدا کفر ورزید.
- اولین کسى که گریه دروغى نمود.
- اولین کسى که عبادت و خلقت خود را ستود.

آیا امام مهدی (ع) متولد شده است؟ و اصولاً آیا امام حسن عسكری(ع) فرزندی داشته است؟ پرسشی است که حضرت آیت الله العظمی سبحانی به آن در پایگاه خود پاسخ داده اند. متن پاسخ ایشان به این شرح است:
پاسخ/تمامی علمای شیعه اتفاق دارند كه آن حضرت در شب نیمه شعبان سال 255ق. و به قولی 256 از مادری به نام نرجس خاتون در سامرّا و در خانة امام حسن عسكری(ع) دیده به جهان گشود و در این مورد، روایات زیادی از پدر ارجمندش حضرت عسكری(ع) وارد شده كه با نقل آنها سخن به درازا می‌كشد.
از آنجا كه تولد حضرت مهدی(ع) زنگ خطری برای تمام نظام‌های فاسد آن روز بود، پیوسته عباسیان در صدد بودند كه از تولد او جلوگیری كرده و در صورت تولد، به حیاتش خاتمه دهند. یكی از علل این كه حضرت عسكری(ع) را در سامرّا تحت نظر گرفته بودند، این بود كه از تولد فرزند او آگاه شوند.
تولد او مانند تولد موسی(ع) اعجاز آمیز بود. با مراقبت‌های پیاپی مأموران حكومت عباسی، خدا آخرین وصی خود را از نسل امام عسكری(ع) پیش از تولد و پس از آن، از گزند دشمنان محفوظ نگاه داشت. اسامی برخی از كسانی كه در زمان تولد آن حضرت حضور داشته و یا آن حضرت را پس از تولد مشاهده نموده‌اند، از این قرار است:
حكیمه خاتون دختر امام محمد تقی و عمه امام حسن عسكری‘ است. او می‌گوید: روزی به خانه امام حسن(ع) مشرف شدم. می‌خواستم شبانگاه نیمه شعبان سال 255 به منزل بازگردم كه امام حسن عسكری(ع) فرمود: عمه جان! امشب در خانه ما باش؛ زیرا ولی خدا و جانشین من در این شب متولد خواهد شد، پرسیدم از كدام یك از كنیزانت؟ فرمود: از سوسن.
من هر چه جستجو كردم اثری از بارداری در وی ندیدم، بعد از افطار با سوسن در یك اتاق خوابیدم، طولی نكشید كه بیدار شدم، به فرمایش امام حسن(ع) می‌اندیشیدم. مشغول نماز شب شدم. سوسن هم از خواب برخاست و به نماز شب پرداخت. حتی نزدیك سپیده دم، باز هم اثری از وضع حمل نبود. نزدیك بود دربارة سخن امام(ع) به شك و تردید دچار شوم كه صدای امام(ع) از اتاق دیگر آمد كه فرمود: عمه جان! تردید نداشته باش، تولد فرزندم نزدیك شده است.
لحظاتی بعد ولیّ خدا پاك و پاكیزه به دنیا آمد، ... كودك را نزد امام بردم....\[1]
به خاطر مراقبت‌های عباسیان، كمتر كسی موفق شد در حیات حضرت عسكری(ع) امام را از نزدیك ببیند، ولی در عین حال گروهی از افراد بسیار نزدیك و مورد اعتماد به زیارت آن حضرت در حیات والدش موفق شدند. اکنون به ذكر اسامی شمار اندكی از آنان می‌پردازیم:
1. ابوغانم خادم می‌گوید: فرزندی برای امام حسن(ع) متولد شد كه او را «محمد» نامیدند. روز سوم آن كودك را به اصحابش نشان داد و فرمود: این فرزندم پس از من صاحب و امام شماست و این همان قائمی است كه همه در انتظارش می‌باشند.\[2]
2. حسن بن حسین بن علوی می‌گوید: در سامرّا خدمت امام عسكری(ع) رسیدم، تولد فرزندش راتبریك گفتم.\[3]
3. حسن بن منذر می‌گوید: روزی حمزة بن ابی فتح نزد من آمد و گفت: بشارت باد كه دیشب خدا به امام حسن(ع) فرزندی عطا كرد، لیكن دستور داد كه امرش مخفی باشد. نامش را پرسیدم، گفت: نامش «محمد» است.\[4]
4. احمد بن اسحاق می‌گوید: روزی خدمت امام حسن عسكری(ع) رسیدم. قصد داشتم از جانشینش سؤال كنم. آن جناب، خود سخن آغاز كرد و فرمود: ای احمد بن اسحاق! خداوند متعال از هنگامی كه آدم(ع) را آفرید تا قیامت، زمین را هرگز از حجت خالی نگذاشته و نمی‌گذارد، به بركت وجود حجت خداست كه بلا از زمین دفع می‌شود و باران نازل می‌گردد و زمین بركاتش را بیرون می‌دهد. عرض كردم: یا ابن رسول اللّه! بعد از شما، امام و جانشین شما كیست؟ آن جناب به درون خانه رفت و كودك سه ساله‌ای را با خود بیرون آورد كه از زیبایی مانند ماه شب چهاردهم بود. او را بر دوش گرفته بود. فرمود: احمد! اگر تو نزد خدا و امامان گرامی نبودی، فرزندم را به تو نشان نمی‌دادم. بدان كه این كودك هم‌نام وهم كنیة رسول خداست؛ همان كسی است كه زمین را پر از عدل و داد می‌كند.\[5]
اینها برخی از شخصیت‌های برجسته‌ شیعیان بودند كه توفیق زیارت امام را در زمان حیات امام عسكری(ع) به دست آوردند، هر چند این توفیق منحصر به ایشان نبود و گروه بیشتری آن حضرت را در زمان زندگی پدرش در خانة وی ملاقات كردند.\[6]
در پایان یادآور می‌شویم كه گروهی از بزرگان اهل سنت به ولادت او تصریح كرده‌اند. در این مورد به كتاب منتخب الاثر، چاپ جدید، ص ‌71 تا ‌92 مراجعه شود. مؤلف این كتاب 68 نفر از اهل سنت را نام برده است كه در كتاب‌های خود، به ولادت آن حضرت از حضرت عسكری(ع) تصریح نموده‌اند، علاقمندان می‌توانند به آن مراجعه فرمایند.

--------------------------------------------------------------------------------

\[1] .  غیبت، شیخ طوسی، ص 141.
\[2] .  اثبات الهداة، ج6، ص 431.
\[3] .  اثبات الهداة، ج6، ص 433.
\[4] .  همان، ص 439.
\[5] .  بحارالأنوار، ج52، ص 23.
\[6] .  بحارالأنوار، ج52، ص 25 و 78 و 86; اثبات الهداة بالنصوص والمعجزات، ج6، ص 311 و 425 و ج7، ص 16; ینابیع الموده، باب 82.

به گزارش موعود به نقل از پرس تی‌ویهزاران تن از جوانان آفریقای جنوبی در تاکید بر خواست خود مبنی بر توانمندسازی اقتصاد و پایان دادن به استثمار آپارتایدی، در جنوب غربی این کشور تظاهرات برگزار کرده‌اند.
این تظاهرات روز دوشنبه (۶ شهریور، ۲۷ اوت) در استان کیپ غربی برگزار شد. تظاهرات کنندگان درباره برخورد با سیاهپوستان بر مبنای سیاست‌های آپارتایدی، که از نزدیک به دو قرن قبل منسوخ شده است، معترض بودند.
یکی از معترضان گفت: « دیگر بس است، ما شاهد آن هستیم که هیچ گونه خدماتی به محل‌هایی که در آن زندگی می‌کنیم نمی‌رسد.»
مخالفان اتحاد دموکراتیک، که ریشه در نظام آپارتاید سابق دارد، بر تمامی استان تسلط دارند. معترضان عقیده دارند سیاست‌های ایالتی علیه فقرا تبعیض قائل می‌شوند.
اعتراض به طرح بسته شدن نزدیک به ۳۰ مدرسه از سوی دولت ایالتی، کمبود شغل به ویژه میان جوامع فقیر و تفاوت خدمات رسانی به مردمی که به اصطلاح در «شهرک های سیاه پوستان» زندگی می‌کنند یا آن هایی که در مناطق مرفه‌تر ساکن هستند از جمله مواردی بود که در این تظاهرات مطرح شد.
این تظاهرات در حالی به پایان رسید که معترضان نتوانستند لیست خواسته‌های خود را به دست هلن زیله، شهردار شهر کیپ برسانند
معترضان عقیده دارند بیرون نیامدن هلن زیله برای دریافت فهرست خواسته های آن ها ارزش قائل نبودن برای مردم را نشان می‌دهد.

به گزارش مشرق به نقل از باشگاه خبرنگاران، در پی انتشار اخبار و گزارش‌ها مبنی بر نفوذ فرقه‌های انحرافی در بین جوانان به خصوص در محیط‌های دانشگاهی مصاحبه‌ مفصلی با‌ علی محمدی از برجسته‌ترین اساتید و كارشناسان حوزه عرفان‌های نوظهور و فرقه‌های انحرافی درخصوص مبانی پیدایش عرفان‌های نوظهور و مكاتب انحرافی ترتیب دادیم که بخش دوم این گفتگو را در ادامه می‌خوانید:

پای عرفان‌های نوظهور از چه زمانی به ایران باز شد؟

بعد از جنگ جهانی دوم غرب برای رفع افسردگی مردم، معنویتی ساختگی را به وجود آورد و با روش‌های گوناگون آن را چاشنی زندگی مردم كرد تا به اصطلاح  نشاط اجتماعی بالا رود، از دهه 70و80 و بعد از جنگ تحمیلی در کشور ما نیز اتفاقاتی افتاد که باعث پیاده شدن همین رویكرد در ایران شد با این تحلیل که اگر بخواهیم سازندگی را در كشور ایجاد كنیم، نیازمند نشاط و معنویت در جامعه هستیم و با همین تعبیرها، تحلیل غرب را پیش كشیدند و اعلام كردند كه ما ملت با نشاطی نیستیم و باید خمودگی ها را برطرف كنیم به عنوان مثال چادر و مانتو سیاه را مایه غم و اندوه می‌دانستند و می‌گفتند ما برای موفق شدن نشاط می‌خواهیم و اینچنین شد كه یک آسیب شناسی‌ غلط اجتماعی، مباحثی را تحت عنوان راه‌های رسیدن به نشاط و موفقیت، سوای اصول دینی ارائه کرد و نتیجه این شد که افرادی همچون آزمندیان، احمدی‌منش وحلّت آمدند و تحت عنوان تكنولوژی فكر تولید، جریان‌های فکری منحرفی را وارد اجتماع کردند که  از تفکرات "برایان تریسی" منشا گرفته بود که از كنار این تكنولوژی‌ها شركت‌های هرمی به وجود آمد.

ما در اسلام با تكنیك‌های فكری بیگانه نیستیم، وقتی من با سركرده‌ یکی از این فرقه‌ها صحبت می‌كردم و از وی پرسیدم: "تكنولوژی فكر یعنی چه؟" و او جواب داد: "تكنولوژی فكر می‌گوید راجع به هر چیزی كه می‌خواهی بگویی اول فكر كن" به او گفتم: "این مسئله را كه بزرگترهای ما از بچگی به ما سفارش می‌كردند كه حرف را پخته بزنیم" و این فقط بازی با کلمات است که شما تحت عنوان "تکنولوژی فکر"، جوان را به سمتی می‌برید که تصور كند این واژه چیز تازه و خارق العاده‌ای است.

کار اینها به جایی رسیده که قرآن را هم با همین تکنولوژی معرفی می‌کنند؛ به عنوان مثال برایان تریسی قانون جذب را مطرح می کند و معتقد است انسان برای موفقیت می‌تواند انرژی‌های کهکشان را جذب کند و یا اینکه به هر چیز فکر کنی، برایت اتفاق می‌افتد و این در حالی است که در اسلام معتقدیم هرچه خدا خواست همان می‌شود توفیق را خدا می‌دهد.


چه مکاتب و عرفان‌های نوظهوری در سطح کشور مشغول فعالیت هستند؟

در چند سال اخیر چند فرقه داشتیم که با همان سبک عرفان‌های وارداتی، کاذب نوظهور و معنویت‌های بدون شریعت فعالیت می‌کنند و اعتقادشان این است که ما 3 گام داریم: گام شریعت، گام طریقت و گام حقیقت و معتقدند هرچه بگویند درست است و از طریق مناسك آن‌ها می‌شود به حقیقت رسید که اولین این گروه‌ها تشکیلات "ایلیا رام‌الله" بود که البته با این فرقه‌ها شدیدا برخورد شد؛ زیرا اگر به کار خود ادامه می‌دادند افراد جامعه را دچار آسیب‌های فردی اجتماعی و خانوادگی می‌کردند.


ایلیا رام‌الله چه اصول فکری را دنبال می‌کند؟

ایلیا رام‌الله از فرد یک کاریزماتیک می‌سازد که توانایی‌های ویژه‌ای در انرژی درمانی دارد و می‌تواند هر نوع بیماری را تشخیص دهد که این گروه با همین روش توانسته جمعیت زیادی را در کشور ما با خود همراه کند که سرآمد این جریان فردی به نام (علی اکبری) بود که یک‌مرتبه این جریان را در کشور به راه انداخت و مدعی بود که می‌تواند از طریق انرژی بیماری‌های لاعلاج را درمان کند.

ایلیا رام الله تشکیلاتی بود که از طریق تاسیس دفتر جذب نیرو جذب می‌کرد و از همین طریق با توزیع سی‌دی عقاید خود را اشاعه می‌داد تا جایی که از طریق هیپنوتیزم توانست، بعضی از روانشناسانی را نیز با خود همراه کند به طوری که در کارشناسی‌های صاحب نامی را جذب کند و کار به جایی رسیده بود که برخی مدعی بودند ایلیا همان منجی جهان است که قرار است بیاید، و حتی صفاتی را نیز برایش تراشیدند؛ مانند اینکه عقل کل بشر است یا خارق العاده است اراده کند ابر می‌آید، باران می‌بارد.

مسلما جوان نیز به جهت ایده‌آل‌گرایی به دنبال کسی می‌گردد که چنین ویژگی‌هایی داشته باشد. لذا اینها كلاس‌هایی تشكیل دادند و افرادی را جذب کردند، ملاکشان هم این بود که ما محدوده‌ای نداریم؛ اصولی داریم که باید آن را قبول کنی و وارد شوی، حال می‌خواهی نماز بخوان یا نخوان، زرتشتی باش یا یهودی، برای ما فرقی ندارد؛ زیرا خط قرمزی نداریم و مهم این است که به سمت ما بیایی بعد ما می‌گوئیم چطور حرکت کن و چه مرامی داشته باش!

ایلیا در جلساتی که می‌گذاشت ادعا می‌کرد که من باطن‌بین هستم و قادرم از درون افراد با خبر شوم به همین دلیل شما می‌خواهید حجاب و روسری داشته باشید، یا نداشته باشید برای من فرقی نمی‌کند، زیرا من از باطن شما آگاهم، جوانان نیز خام می‌شدند و می‌گفتند که ایلیا سرآمد علوم باطنی در جهان است. این مسئله کم کم به بعضی چیزها در اجتماع در ورزشگاه‌ها جلساتی می‌گذاشتند کشیده شد که در آن آیه قرآن را تفسیر به رای می‌کردند، تعابیر جدید را وارد می‌کردند، کارهای خود سرانه انجام می‌دادند.


این خود شیفتگی‌های ایلیا و اینکه خود را صاحب و سرآمد تکنولوژی می‌دانست، انحراف زیادی در جامعه ایجاد و بسیاری را به مسائل دینی بی‌قید کرد. ایلیا ذکر مخصوص می‌داد، شب قدر به مردم می‌گفت به مسجد بیاید، آنوقت یک مسجد پیدا می‌کردند چند صد نفر جمع می‌شدند و زن و مرد به صورت مختلط ذکرهای ایلیا را می‌گفتند. ذکرهایی که نیمی از آن‌ها فارسی و نیمی دیگر عربی بود و ذکر تایید شده معصومین(علیهماالسلام) نبود، لذا نیروهای امنیتی دیدند خانواده‌ها در حال فروپاشی هستند و آلودگی اخلاقی ایجاد شده و بعضی موضوعاتی مطرح می‌شد که هیچ سنخیتی نه تنها با اسلام، بلکه با فرهنگ و اخلاق ایرانی جور در نمی‌آمد و به واقع اسلام در حال صدمه خوردن بود، آنها معتقد به آگاهی باطنی بودند در حالی كه دین ماحتی به علمای باطن بین اجازه نمی‌دهد آگاهی‌های خود را بیان کنند، لذا تعریف دیگری از اسلام و دین در حال شکل گیری بود.

ایلیا رام الله تلاش می‌کرد با جذب افراد و تسخیر فکر آنان گرایش به این فرقه را رواج دهد و این مسئله را کم کم به یک مشکل امنیتی تبدیل کرد، بعد از برخوردهای امنیتی، یکی از اعضای فرقه به کانادا فرار کرد، اما دائما از راه دور با وزارت اطلاعات می‌جنگید و با شبکه‌های ماهواره‌ای همکاری می‌کرد، اطلاعیه می‌داد و تبلیغات دروغین در مورد برخورد نیروهای امنیتی ایران با ایلیا رام الله را مطرح می‌کرد و جنگ روانی به راه می انداخت. آن‌ها دائما تهدید می‌کردند که اگر ایلیا به خارج از ایران بیاید نه تنها برای ایران، بلکه برای دنیا نیز صحبت می‌کند. در اینجا احساس شد که داستان چیز دیگری است، انگار سرویس اطلاعاتی آن‌ها برنامه‌ریزی شده بود تا یکسری از جوانان ما این گروه جذب شوند و اگر راهشان باز ماند بیشتر جذب کنند، اگر هم راهشان بسته شد کسانی که عضو بودند با شبکه‌های ماهواره‌ای همکاری كنند، این مسئله یکی از اهداف فرقه‌هاست و در تمام اینها دست پنهانی هست.


مبانی ایلیا رام‌الله را توضیح دهید؟

در مبانی ایلیا رام‌الله هیچ اثری از دین و قرآن نیست، بلکه برگرفته از اصول عرفان‌گرایی کاستاندا و عرفان های سرخ پوستی است که معتقد به تناسخ هستند و روی بحث مبدا و معاد تعریفی غیر از تعریف اسلام دارد و می‌گوید روح در آدم‌ها و حیوان‌ها قبل از این سرگردان بوده تا رسیده به آن‌ها رسیده، پس دیگر بهشت و جهنم وارد نیست و در اینجا یک مرحله از اعتقادات را حذف می‌کند. چرا که وقتی انسان‌ها بهشت و جهنم را کنار بگذارند خود را مجاز به هر کاری می‌دانند و خود را در قبال اعمال و رفتارشان پاسخگو نمی‌دانند.

زمانی فرد به خطای خود اعتراف می‌کند که معتقد باشد کار خطایش عقاب دارد و اگر توبه کند ممکن است عقابش کمتر شود، ایلیا توبه را قبول ندارد و می‌گوید نزد چه کسی توبه کنیم؟ و یا اینکه چرا توسل کنیم در صورتی که انسان شعور دارد، خدای درون و ندای درون دارد، توسل خرافات است. انحرافات این گروه بسیار ریشه‌دار است.

فرقه TSM چیست؟

مبنای TSM کابالیست است که یک نوع شبه عرفان و سرمنشا آن شیطان پرستی است و توسط یک خانم ایرانی مقیم آمریکا در ایران راه‌اندازی شد، کابالیست‌ها،‌ یهودیان تندرو، یعنی صهیونیست هستند و  برخی آمریکائی‌ها نیز به این عرفان را انتخاب و معتقدند که بهترین عرفان را انتخاب کرده‌اند.

TSM تکنیک‌های مدیتیشنی است که توسط خود فرد انجام می‌شود، یعنی آن‌ها در اصطلاح مراقبه می‌کنند، یعنی تکنیک‌های که از درون خودن فرد سرچشمه می‌گیرد و یک نوع خود مراقبه و خود تمرکز گرایی است.

مسئله مراقبه در دین اسلام هم، به شدت مطرح است و ما نیز معتقدیم که باید مراقب نفس خود، چشم و دست و زبان خود باشیم، به هر چیز گوش ندهیم و حتی به هر چیز فکر هم نکنیم؛ اما در مراقبه TSM باید برای شکوفائی نیروهای درونیت تمرکز کنی و شعار ابراهیم میرزایی که یکی از پیشکسوتان این فرقه است، این است که "اگر به خود آیی به خدا می‌رسی" و مراقبه را به خود آمدن می‌دانند.


این فرقه زیر بنای دین و مذهب را می‌زند و به فرد می‌گوید که ما اصول علمی تمرکز را به تو می‌دهیم تا در نماز تمرکز کنی، زیر بنای مناسک الهی را می‌گیرد. چرا که کسی که عضو این فرقه می‌شود، اصول اعتقادی و روش‌های آنان را قبول می‌کند و روش‌های دینی و مذهبی خود را کنار می‌گذرد و دچار نوعی خود باختگی و بی‌اعتقادی می‌شود. لذا نماز نمی‌خواند چرا که معتقد است مدیتیشن می‌کند و در این مدیتیشن چیزهایی را که می‌خواهد به دست می‌آورد. مثلا فرد 12 ساعت در انباری تنهایی می‌نشیند، تکان نمی‌خورد و باصطلاح مدیتیشن می‌کند تا به جایی برسد. نتیجه این مدیتیشن از خود بی‌گانه شدن است و حالت خلسه‌ای به فرد دست می‌دهد که نمی‌تواند درست فکر کند و انسان کم کم اصالت خود را در این تمرکزگیری‌ها از دست می‌دهد. چون روش الهی نیست و شیطان بر روح انسان حاکم می‌شود. خداوند در آیه شریفه می‌فرمایند: "ادعونی استجب لکم"، یعنی بخوانید مرا تا اجابت کنم شما را؛ و آیا در این مدیتیشن‌ها این حال جاری است؟

یکی دیگر از روش‌های مراقبه در دین مبین اسلام روزه‌داری است؛ یعنی چشم‌پوشی از بعضی خواسته‌های درونی برای رضای خداوند، این با دوری از اجتماع و خزیدن در انباری هم ممكن نیست، این روزه بدی‌ها را از بین می‌برد و به تو قوه فرقان می‌دهد. پس در اینجا می‌بینیم خداوند برای نزدیک کردن بندگانش به خود، یکسری اعمال عبادی تعیین می‌کند.

مدیتیشن، نیت قربة الی الله ندارد؛ تو ساعت‌ها به جایی خیره می‌شوی و بعد فکر می‌کنی آگاهی به دست آورده‌ای، این روش اصلا زیر بنای الهی ندارد، لذا شیطان بر آن حاکم می‌شود و اینجاست که شیطان بعضی چیزها را به آدم می‌دهد و انسان احساس می‌کند یکسری آگاهی‌هایی را به‌دست آورده است.

فیلم با زبان تمثیل، قصۀ زندگی یهود در گتوهای اروپا و سپس آزادی از آنجا را برای ورود به فلسطین، بازگو می‌کند. این ماجرا با نمادها و نشانه‌هایی در متن این انیمیشن قابل شناسایی است. مرغِ قهرمان فیلم یعنی خانم جینجر1 همیشه به سان حاخام های یهودی یک کلاه بر سر دارد. گرچه او به تنهایی می‌تواند فرار کند ولی با تلاش فراوان می‌خواهد تا تمام مرغ ها را فراری دهد و نقشه های زیادی برای این هدف اجرا می‌کند که همه ناکام می‌مانند، بجز آخرین نقشه یعنی ساخت هواپیما.

صنعت نوشیدنی های الکلی یکی از سودآورترین صنایع دنیا است که سالانه میلیاردها دلار سود عاید کشورهای تولید کننده این محصولات می کند. علیرغم هشدار تمامی نهادهای بهداشتی و حقوق بشری مبنی بر مضر بودن این نوشیدنی ها، تولید و توزیع این نوشیدنی ها  در تمامی کشورهای غربی آزاد است. در این گزارش می خواهیم به بررسی پشت پرده صنعت مشروبات الکلی و چگونگی فعالیت دولت های غربی، به ویژه آمریکا در این حوزه بپردازیم.



 

51 درصد آمریکایی های بزرگسال الکلی هستند

51 درصد از افراد 18 سال به بالا در آمریکا الکلی هستند. در واقع 59 درصد از مردان بزرگسال آمریکایی و 43 درصد از زنان بزرگسال این کشور الکلی هستند. کشور آمریکا در همه لیست های پرمصرف کننده ترین کشورهای استفاده کننده از انواع مشروبات الکلی در جهان در بین 15 کشور نخست است.

در جدول زیر به عنوان نمونه سرانه مصرف آبجوهای محتوی الکل در سال 2010 آورده شده است.


سرانه مصرف سرانه مصرف آبجوهای محتوی الکل در سال 2010


صنعت الکل در خدمت احزاب سیاسی آمریکا

اغلب کارخانجات مشهور تولید مشروبات الکلی، به صورت جدی و آشکارا از احزاب سیاسی خاصی حمایت می کنند. بر اساس مطالعه مرکز سیاست های پاسخگویانه در مورد امور مالی کمپین های سیاسی، این احزاب بخش عمده ای از حمایت های مالی خود را از سوی این مراکز جذب می کنند.

به عنوان مثال طبق بررسی های این مرکر، حزب دموکرات آمریکا در جریان انتخابات سال 2010 کمک های نقدی بسیار هنگفتی از سوی این کارخانجات دریافت کرد که شرکت گالو واینری (E. & J. Gallo Winery ) در صدر جدول کمک کننده ها قرار داشت. در انتخابات سال 2010، شرکت گالو و دیگر افرادی که به گروه مشروبات الکلی سونوما کانتری واینری (Sonoma County winery ) وابسته ­اند، بیش از 256700 دلار برای حزب دموکرات خرج کردند. این مقدار معادل 93 درصد کل کمک های مالی انجام شده به احزاب دموکرات در حریان این انتخابات بود.

شرکت گالو واینری همچنین یکی از اصلی ترین حامیان نانسی پلوسی، رئیس کنگره ایالات متحده، در جریان مبارزات انتخاباتی وی بوده است. افراد خانواده گالو که از سال 1940 در صنعت مشروبات الکلی فعال هستند، در دو دهه گذشته بیش از 1.58 میلیون دلار به حزب دموکرات کمک مالی کرده اند.

جمهوری خواهان نیز از این دست کمک ها بی نصیب نبوده اند. اصلی ترین حامی جمهوری خواهان خانواده جکسون هستند مشروبات الکلی کندل جکسون را تولید می کنند. این گروه در جریان انتخابات سال 2010، 107000 دلار به حزب جمهوری خواه کمک مالی کردند. کارخانجات مولسون کورز ( Molson CoorsBrewing ) نیز رابطه بسیار نزدیکی با اعضای احزاب جمهوری خواه دارند و از سال 1990 به بعد، 1.4 میلیون دلار به این حزب کمک مالی کرده اند.


افراد خانواده گالو که از سال 1940 در صنعت مشروبات الکلی فعال هستند،
در دو دهه گذشته بیش از 1.58 میلیون دلار به حزب دموکرات کمک مالی کرده اند.


با توجه به رابطه نزدیک سناتورها و رجال سیاسی آمریکا با صاحبان کارخانه های مشروبات الکلی، اغلب کمک های مالی انجام شده در جریان مبارزات انتخاباتی این افراد، از سوی کارخانه های مشروبات الکلی صورت می گیرد. به عنوان مثال در جریان انتخابات سال 2010، سه عضو از پنج عضو کمیته مبارزات انتخاباتی مایک تامپسون، سناتور دموکران ایالت کالیفرنیا، صاحبان کارخانه های مشروبات الکلی بودند. سه کارخانه گالو واینری، ساتر هوم واینری و انستیتو واین، بیش از 55000 دلار به این سناتور کمک کردند.


سه عضو از پنج عضو کمیته مبارزات انتخاباتی مایک تامپسون صاحبان کارخانه های مشروبات الکلی بودند.


جدول زیر بیانگر آن است که چگونه افراد وابسته به ده کارخانه بزرگ تولید کننده مشروبات الکلی، با اعطای کمک های مالی به احزاب سیاسی در جریان انتخابات سال 2010، سعی در اعمال نفوذ در سیاست های وضع شده از سوی آنها دارند.

ستون اول جدول نام شرکت ها و ستون های بعدی به ترتیب کل مبلغ اهدا شده و سهم دموکرات ها و جمهوری خواهان از این مقدار را نشان می دهد.


کمک های مالی افراد وابسته به ده کارخانه بزرگ تولید کننده مشروبات الکلی
به احزاب سیاسی در جریان انتخابات سال 2010


یکی از صنایعی که در جریان بحران اقتصادی آمریکا صدمه ای ندیده است و همچنان روند سودآوری را ادامه می دهد، صنعت مشروبات الکلی است. با توجه به کمک های کلان و دائمی صاحبان این صنایع به احزاب سیاسی آمریکا، بسیاری منتقدان بر این باورند که دولت آمریکا تحت نفوذ صاحبان این صنعت، با تصویب قوانین حمایتی، سعی در نگاه داشتن صنعت نوشیدنی های الکلی به دور از بحران اقتصادی رایج در این کشور است.

هزینه های اجتماعی و اقتصادی استفاده از مشروبات الکلی در غرب

استفاده از مشروبات الکلی هزینه های بسیار زیادی را متحمل کشورها می کند. هزینه هایی از قبیل معالجه معتادان الکلی، مقابله با اعتیاد به الکل، درمان بیماری های ناشی از مصرف الکل، تصادف ها و حوادث صورت گرفته به دلیل مست بودن، کاهش راندمان کارکنان به دلیل استفاده از مشروبات الکلی، مقابله با جرم های صورت گرفته به دلیل مصرف مشروبات الکلی و ... .

کشور آمریکا به عنوان یکی از مصرف کنندگان اصلی این مشروبات همواره متحمل هزینه های اقتصادی هنگفتی در این زمینه شده است. جدول زیر که از گزارش دپارتمان سلامت و خدمات انسانی ایالات متحده برگرفته شده است شامل هزینه های صورت گرفته در بخش های مختلف این کشور جهت مقابله با آثار سو استفاده از مشروبات الکلی است. ( تمامی هزینه ها بر حسب میلیون دلار است). ستون اول مربوط به بخشی است که در آن هزینه شده است. ستون دوم مربوط به مقدار هزینه ها در سال 1992 و ستون سوم مربوط به پیش بینی هزینه ها در سال 1998 است.


هزینه های صورت گرفته در بخش های مختلف در کشور آمریکا جهت مقابله با آثار سو استفاده از مشروبات الکلی


استفاده از الکل نتایج سو و جبران ناپذیری دارد که از جمله آنها می توان به افزایش تعداد حوادث رانندگی، نزاع های خیابانی و روابط نامشروع و کنترل نشده اشاره کرد. طبق آمار اعلام شده، مصرف الکل در سرتاسر جهان سبب مرگ 1.8 میلیون نفر شده است و حدود 58.3 میلیون نفر به دلیل استفاده از مشروبات الکلی معلول شده اند. نزدیک به 40 درصد از این 58.3 میلیون نفر که به دلیل استفاده از مشروبات الکلی فلج شده اند، به دلیل اختلالات روانی ناشی از مصرف مشروبات الکلی سلامتی خود را از دست داده اند. در کشورهایی نظیر آفریقای جنوبی که بیماری هایی نظیر ایدز شیوع بیشتری دارند، استفاده از الکل خطر ابتلا به این بیماری ها را به شدت افزایش می دهد. علاوه بر این، استفاده از الکل خطر قربانی تجاوزهای جنسی شدن و یا اقدام به تجاوز جنسی را افزایش می دهند.

مطالعات انجام شده بر روی مصرف کنندگان نوشیدنی های الکلی در کانادا حاکی از آن است که 20٪ آنها از اثرات منفی استفاده از الکل بر روی جنبه های مختلف اقتصادی، کاری و خانوادگی خود آگاه هستند، اما با این وجود از این نوشیدنی ها استفاده می کنند.

استفاده از الکل سالانه سه میلیارد پوند به سیستم بهداشت بریتانیا ضرر می زند. کارآفرینان و صاحبان مشاغل نیز از اثرات منفی استفاده از الکل در اما نیستند و استفاده از مشروبات الکلی توسط کارمندان آنها سالانه 6.4 میلیارد پوند به آنها ضرر می زند. این اعداد شامل هزینه های مربوط به مشکلات اجتماعی و بزهکاری های مربوط به استفاده از الکل نمی شود و در صورت در در نظر گرفتن این هزینه ها، با اعداد بسیار بزرگتری مواجه خواهیم شد.


زنان باردار آمریکایی و مصرف الکل

در ایالات متحده از بین هر 5 زن، دو نفر الکل مصرف می کنند. به عبارت دیگر 4 میلیون زن در ایالات متحده الکل مصرف می کنند که از این میان 2.5 میلیون نفر معتاد به الکل هستند. همچنین آمارها حاکی از آن است که از هر 10 مادر باردار آمریکایی، 1 نفر به مصرف نوشیدنی های الکلی اعتیاد دارد.

 


در ایالات متحده از بین هر 5 زن، دو نفر الکل مصرف می کنند.


مصرف الکل در دوران باراداری سبب بروز سندروم الکل جنینی می شود. سندروم الکل جنینی اختلالات فیزیکی و ذهنی کودکان را سبب می شود که امروز تعداد کودکانی با این اختلالات به دلیل افزایش مادران الکلی به شدت افزایش یافته است. قرار گرفتن جنین در معرض مواد الکلی سبب کاهش سرعت رشد مغز می شود که ممکن است به عفل ماندگی یا مرگ منجر شود. کودکانی که از این سندروم جان به در می برند ممکن است دارای چشم ها و لب های غیرعادی باشند و یا مخچه آنها کامل نشده باشد. همچنین ممکن است آسیب های وارده به جنین در مرحله رشد که به علت مصرف نوشیدنی های الکلی به وجود آمده اند، سب بروز بیماری های قلبی در سنین ابتدایی کودک شوند.

 


امروز تعداد کودکانی با اختلالات سندروم الکل جنینی به دلیل افزایش مادران الکلی به شدت افزایش یافته است

نتایج تحقیقات انجام شده توسط سیستم بررسی عوامل خطرناک رفتاری در سال 2002، حاکی از آن بود که تقریبا 10 درصد مادران باردار آمریکایی الکل مصرف می کنند. در این تحقیق که زنان 18 تا 44 ساله را مورد بررسی قرار داده است، مشخص شده که 50 درصد از زنانی که در شرف باردار شدن هستند، از نوشیدنی های الکلی استفاده می کنند.

 


تقریبا 10 درصد مادران باردار آمریکایی الکل مصرف می کنند.


 

نوجوانان الکلی آمریکا

مصرف نوشیدنی های الکلی در دوران نوجوانی به ویژه در سنین قبل از 15 سالگی سبب وارد شدن صدمات جبران ناپذیری به مغز می شود و ممکن است مقدمه اعتیاد به الکل را فراهم کند. نتایج تحقیقات انجام شده از سوی موسسه ملی اعتیاد به الکل حاکی از آن است که 40 درصد از افرادی که در سنین قبل از 15 سالگی مصرف الکل را تجربه کرده اند، در سنین میانسالی به الکل اعتیاد پیدا کرده اند، در حالی که تنها 10 درصد از افرادی که تا سن 20 سالگی هیچگونه نوشیدنی الکلی را تجربه نکرده اند، در دوران میانسالی به مصرف نوشیدنی های الکلی معتاد شده اند.




 

مصرف نوشیدنی های الکلی در دوران نوجوانی به ویژه در سنین قبل از 15 سالگی سبب وارد شدن صدمات جبران ناپذیری به مغز می شود

آمار ارائه شده از سوی موسسه بررسی خطرات رفتاری نوجوانان در دبیرستان های ایالات متحده حاکی از آن است که 15.1 درصد از نوجوانان آمریکایی قبل از آنکه به سن چهارده سالگی برسند حداقل یکبار مصرف نوشیدنی های الکلی را تجربه کرده اند. طی تحقیقات صورت گرفته توسط دولت ایالات متحده در 2000، حدود 9.7 میلیون نفر از افراد بین 12 تا 20 ساله، در بازه زمانی یک ماهه قبل از انجام این تحقیق، از الکل استفاده کرده بودند که این مقدار 27.5 درصد از جوانان این کشور را شامل می شود.

 


15.1 درصد از نوجوانان آمریکایی قبل از آنکه به سن چهارده سالگی برسند حداقل یکبار مصرف نوشیدنی های الکلی را تجربه کرده اند.


در ایالات متحده تقریبا سه چهارم مرگ و میر افراد بین 10 تا 24 سال به چهار علت است: 1) تصادف، 2) حوادث غیرعمدی دیگر، 3) قتل و 4) خودکشی. تحقیقات مرکز بررسی رفتارهای مخاطره آمیز نوجوانان ایالات متحده حاکی از آن است که مصرف الکل با هر 4 مورد ارتباط مستقیم و تنگاتنگی دارد.

با توجه به مضرات بیشمار نوشیدنی های الکلی در ابعاد مختلف زندگی فردی و اجتماعی افراد جامعه، این سوال مطرح می شود که چرا دولت های بزرگ نظیر آمریکا همچنان از تولید و تبلیغات گسترده جهت جذب هر چه بیشتر افراد جامعه به سوی استفاده از این نوشیدنی ها، حمایت می کنند. آیا ارتباطات پشت پرده تولید کنندگان این نوشیدنی ها با سران سیاسی این کشورها آنچنان است که آنها را مجاب می کند همچنان از این صنایع حمایت کنند و در مقابل فشارهای مجامع بهداشتی و حامیان حقوق انسانی بایستند. این سوالات و صدها سوال دیگر هر فرد متفکری را به فکر وا می دارد تا علت رشد روزافزون این صنعت را بیش از پیش درک کند.


منابع و مآخذ:



:[1] Moreira, MT.; Smith, LA.; Foxcroft, D.; Moreira, Maria Teresa (2009). "Social norms interventions to reduce alcohol misuse in university or college students.". Cochrane Database Syst Rev (3): CD006748

[2] Chersich, MF.; Rees, HV. (Jan 2010). "Causal links between binge drinking patterns, unsafe sex and HIV in South Africa: its time to intervene.". Int J STD AIDS 21 (1): 2–7.

[3] "Send Us a Message." Alcoholism in Canada. Web. 03 Apr. 2012.

[4] Dooldeniya, MD.; Khafagy, R.; Mashaly, H.; Browning, AJ.; Sundaram, SK.; Biyani, CS. (Nov 2007). "Lower abdominal pain in women after binge drinking.". BMJ 335 (7627): 992–3. doi:10.1136/bmj.39247.454005.BE. PMC2072017. PMID17991983.

[5] Office of Applied Studies. 2004 . Results From the 2003 National Surveyon Drug Use and Health: Detailed Tables. NSDUH Series H-24, DHHSPublication No. SMA 04-3963. Rockville, MD: Substance Abuse andMental Health Services Administration. oas.samhsa.gov/nhsda.htm9.

[6] National Institute on Alcohol Abuse and Alcoholism. 2003. Alcohol:A Women’s Health Issue. NIH Publication No. 03-4956. Rockville, MD:National Institutes of Health. pubs.niaaa.nih.gov/publications/brochurewomen/women.htm

[7] Grant, B.F.; Dawson, D.A.; Stinson, F.S.; et al. 2004. The 12-monthprevalence and trends in DSM-IV alcohol abuse and dependence: United States, 1991-1992 and 2001-2002. Drug and Alcohol Dependence74:223

[8] Centers for Disease Control and Prevention. 2004. Alcohol consumptionamong women who are pregnant or who might become pregnant—United States, 2002. MMWR 53(50):1178-1181.www.cdc.gov/mmwr/preview/mmwrhtml/mm5350a4.htm

[9] Batra, S.; Wrigley, ECW (April 2005). "Alcohol: The teratogen.". Obstetrics & Gynecology: 308–309.

[10] Vorvick, Linda (August 15, 2011). "Fetal alcohol syndrome". PubMed Health. Retrieved 9 April 2012.

[11] US Department of Health and Human Services, US Department of Agriculture. Nutrition and your health: dietary guidelines for Americans. 5th ed. Washington, DC: US Department of Health and Human Services, US Department of Agriculture; 2000.

[12] "Early Age At First Drink May Modify Tween/Teen Risk For Alcohol Dependence". Medical News Today. 21 September 2009.

[13] Grant, BF.; Dawson, DA. (1997). "Age at onset of alcohol use and its association with DSM-IV alcohol abuse and dependence: results from the National Longitudinal Alcohol Epidemiologic Survey.". J Subst Abuse 9: 103–10. doi:10.1016/S0899-3289(97)90009-2. PMID9494942

[14] SAMHSA 1999 NHSDA.

[15] Morbidity & Mortality Weekly Report (MMWR), Centers for Disease Control, Risk Youth Behavior Surveillance

مشرق نیوز

سرخان مردان اف، از پژوهشگران و فعالان اسلامی کشور روسیه، در گفتگو با خبرنگار بخش بین الملل آینده روشن، با اشاره به این که کشور سوریه در حدود ۱۴۸ میلیون نفر جمعیت دارد و اکثر این جمعیت مسیحی هستند، عنوان کرد: مسیحیان این کشور تماما ارتدوکس هستند و علاوه بر آنها مسلمانان و یهودیان نیز در این کشور زندگی می کنند.
وی در ادامه عنوان کرد، در روسیه در حدود ۲۰ میلیون مسلمان زندگی می کنند که از این میان ۲ میلیون نفر شیعه هستند و نکته قابل توجه این است که شیعیان این کشور تماما شیعیان اثنی عشری هستند و به ۱۲ امام بر حق اعتقاد کامل دارند.
مردان اف، ارتباط مسیحیان و یهودیان این کشور را با مسلمانان و در بین مسلمانان رابطه سنی ها و شیعیان را رابطه خوبی عنوان کرد، ولی آنطوری که صد در صد رضایت از این موضوع وجود داشته باشد هم ندانست، و علت این موضوع را هم حوادث تروریستی عنوان کرد که در کشور های مختلف اتفاق افتاد و بیشتر تبلیغات منفی باعث شد که انگشت اتهام به سمت مسلمانان و خصوصا شیعیان گرفته شود.
دانش آموخته مدرسه امام خمینی(ره) قم در ادامه گفت: البته رابطه اصلی که از آن رابطه خوبی هم یاد میشود به دلیل اطلاعات اندکی است که مردم این کشور راجع به مسلمانان دارند و خرابکاری وهابیان این کشور را به پای مسلمانان مخصوصا شیعه نمی گذارند، زیرا در این کشور جمعیت قابل توجهی وهابی زندگی می کنند و مردم روسیه از آنها شناخت کافی دارند و نگرشهای آنها را کاملا می شناسند.
وی افزود: در کشور روسیه تحصیلات اسلامی انجام میشود و به اسم دانشگاه، چنددانشگاه اسلامی در این کشور فعالیت می کنند که اغلب تحصیلاتی که در این کشور انجام میشود، برای سنی ها است و چون تعداد شیعیان کم است، کلاسهایی که برای آنها برگزار میشود، تنها به صورت کلاسهای کوتاه مدت برگزار می شود.
مردان اف در ارتباط با عقیده مسلمانان این کشور به بحث مهدویت و در کل به بحث موعود، عنوان کرد: نه تنها در میان مسلمانان، بلکه در میان مسیحیان و یهودیان انتظار برای ظهور منجی وجود دارد، امام حتی در بین شیعیان هم انتظار برای ظهور حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف به گونه ای که در ایران نمود دارد، نیست.
وی در ادامه عنوان کرد: الحمدالله در کشور روسیه به اندازه ای که مردمان این کشور نیاز دارند، اعتقاد به امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف، وجود دارد و حتی در ایام مختلف از جمله نیمه شعبان، هزاران نفر جمع می شوند و به جشن برای ولادت امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف می پردازند، در این مراسم ها علاوه بر مسلمانان از سایر ادیان هم حضور پیدا می کنند و جمعیت به حدی زیاد است که ما همیشه از تعدادی که پیش بینی کرده ایم جمعیت بالاتری می آینده و همیشه جا کم می آید.
دانش آموخته مدرسه امام خمینی(ره) قم گرایش به اسلام در میان سایر ادیان این کشور خیلی بالا نداست و گفت: با اینکه تعداد این گرایشها به اندازه ای نیست که ما انتظار داریم، اما در سالهای اخیر این گرایشها رشد روز افزونی داشته و همه ساله برتعداد مراجعه کنندگان به دین اسلام و پذیرندگان آن اضافه می شود.
مردان اف و جمعی دیگر از دوستان خود که در ایران زندگی و تحصیل می کنند، برای ترویج فعالیت های اسلامی در کشورشان به انتشار ویژه نامه ای به زبان روسی و برای ترویج دین اسلام روی آورده اند، این ویژه نامه بیشتر به مسائلی پرداخته که بیشتر برای مسلمانان پیش می آید، وی در این باره می گوید: ما در این ویژه نامه سعی کردیم که مطالبی را بگذاریم که علاوه بر اینکه به درد مسلمانان بخورد و آنها را نسبت به مسائل دینی خود بیشتر آگاه کند، باعث جذب پیروان ادیان دیگر هم شویم، به همین دلیل سعی کردیم که مطالب را به صورت غیر مستقیم بیان کنیم.
وی افزود: در این ویژه نامه بخشهای مختلفی از جمله اخبار در دنیا، ایدئولوژی، سفر، تفسیر قرآن، احکام با توجه به اهمیت آن در روسیه، زن در اسلام از نظر علمای غرب، حجاب از دید علمای غرب، تربیت، طب، تمدن قدیم، شخصیت های برجسته، ورزش در اسلام، اماکن مختلف، دنیای علمی، آیا می دانید و آشپزخانه اسلامی وجود دارد.
وی در ارتباط با اینکه چه شد که به ایران آمد و از کجا درس اسلام شناسی را آغاز کرد، گفت: ۴ سال پیش و برای ادامه تحصیلات به ایران آمدم، من در روسیه دانشگاه حقوق را تمام کردم و برای ادامه تحصیل باید یک کشور دیگری را انتخاب می کردم، طبق مشورت یکی از دوستان که در ایران تحصیل می کرد، نسبت به تحصیل در این کشور رغبت پیدا کردم و این باعث شد که به ایران بیایم.

گزارش موعود به نقل از فارس-بی بی سی خبر داد ، طوفان موسوم به «کای تک» که از روز جمعه در ویتنام آغاز شد باعث باران شدید و وزش بادهای قوی شده و براثر وزش طوفان شدید در استان‌های شمالی ویتنام حداقل 27 نفر کشته شدند.
براساس این گزارش، تقریبا 12 هزار خانه آسیب دیده و 23 هزار هکتار از زمین‌های کشاورزی نیز تخریب شده است.
در هانوی پایتخت ویتنام حدود 200 درخت از ریشه کنده شده و یک راننده تاکسی بر اثر آن کشته شده است.
ارتش ویتنام با 20 هزار سرباز به همراه بالگرد، قایق‌های نجات و دیگر تجهیزات به مناطق سیل زده اعزام شده است.

به گزارش موعود به نقل از   ابنا ـ بر اساس آمار رسمی انگلیس نام "محمد" رایج ترین نام در میان تازه متولدان  است که والدین برای اطفال انتخاب می کنند.
اداره ملی آمار انگلیس در بیانیه ای آورده است که محمد رایج ترین نام بوده و حتی تنها نامی است که جایگاه صدر بودن خود را در میان تازه متولدان در بریتانیا و ولز از سال 2007 حفظ کرده است.
برای اولین بار در سال 2009 نام "محمد" بسیار مورد استفاده قرار گرفت و سال بعد نیز با کنار زدن نام "اولیور" در مرتبه نخست قرار گرفت.
با توجه به اینکه "محمد فرح" از دوندگان انگلیسی در المپیاد لندن امسال دو مدال طلا کسب کرد، پیش بینی می شود که نام محمد طی سال جاری افزایش چشمگیری یابد.
از سوی دیگر افزایش اقلیت مسلمان در بریتانیا، افزایش استفاده از نام محمد را به دنبال دارد؛ به طوری که آمار جدید نشان می دهد نسبت مسلمانان بریتانیا در سال 1990 دو درصد بوده که در سال 2010 به 4.6 درصد رسیده است، از این رو پیش بینی می شود که این میزان در سال 2030 به 8 درصد برسد.

عملیات پاکسازی منطقه "بوابه القصب" شهر حلب، از عناصر مسلح ادامه دارد.
نیروهای ارتش سوریه در ادامه پاکسازی منطقه "بوابه القصب" در شهر حلب، شمار بسیاری از عناصر مسلح را به هلاکت رساندند.
روزنامه الوطن سوریه اعلام کرد که ارتش این کشور دیروز ـ یک شنبه 29 مرداد ـ با قطع یکی از راه های ارتباطی عناصر مسلح در حلب با ترکیه، ضربه سنگینی را به آنها وارد کرد.
این روزنامه خاطرنشان کرد، یگانهای ارتش چند کاروان نظامی عناصر مسلح را در شمال و شمال شرقی حلب منهدم کرده و خسارتهای زیادی را به آنها داخل این شهر وارد کردند.
نیروهای ارتش همچنین ده ها خودرو حامل تیربار سنگین را در روستای "کفر بسین" در شمال شهر حلب منهدم کرده و شمار قابل توجهی از عناصر مسلح را به هلاکت رساندند.

دکتر حسن رحیم پور ازغدی: امروز، بیش از هر وقت دیگر، به تعریفی دقیق از "تروریسم" نیازمندیم؛ چون درست در لحظه‌ای که ما و شما درباره تروریسم گفت‌وگو می‌کنیم، هزاران هزار جوان مسلمان در زندان‌هایی که مستقیم یا با واسطه، متعلق به ارتش‌های اشغال‌گر آمریکا، ناتو و "صهیونیسم" است، با برچسب "تروریسم"، شکنجه می‌شوند و زنان و مردان جوان مسلمان، به دست رژیم‌های دیکتاتور، سکولار و دست‌نشانده از مراکش تا اردن، بحرین، یمن و سایر حکومت‌های دست‌نشانده، به ‌نام "تروریست" و به جرم مبارزه با استبداد و امپریالیسم، شکنجه می‌شوند. هم‌چنین گروه‌هایی که ارتش‌های اشغال‌گر غربی در عراق، افغانستان، پاکستان، لبنان، سوریه و... سازماندهی کرده‌اند، هم‌زمان مشغول ترور مردم بی‌گناه در کوچه و خیابان هستند و این ترورها را به ‌نام "اسلام" می‌نویسند.
مدتی پیش، وقتی رسانه‌های غربی به ‌طور ناگهانی اعلام کردند اسامه ‌بن‌لادن را در پاکستان کشتند، به پروژه‌ای فکر کردم که غرب از سپتامبر ۲۰۰۱ آغاز کرد و در ظرف یک‌ دهه تا امروز، میلیون‌ها انسان را به خاک و خون کشید. در دهه‌ی گذشته، شاهد سناریویی تروریستی و وحشیانه علیه اسلام و مسلمین بودیم. ترور "اسلام" و ارعاب "مسلمین"، هدف پروژه ۱۱ سپتامبر تا امروز بوده است.
بعد از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران، خطر ریزش و فروپاشی رژیم‌های دیکتاتور، سکولار و دست‌نشانده‌ی غرب در جهان اسلام، از شمال آفریقا تا خلیج فارس و از شرق آسیا تا آسیای میانه به ‌وجود آمد و احتمال برافروختن انقلاب‌های اسلامی زنجیره‌ای پدیدار شد؛ انقلاب‌هایی به ‌نام خدا، نه با رویکرد سوسیالیستی، نه لیبرالیستی و نه ارتجاع مذهبی.
وقتی خطر این انقلاب‌ها جدی شد، پس از فروپاشی کمونیسم، "اسلام" را به ‌مثابه راه رهایی ملّت‌ها، رقیب و آلترناتیو اصلی غرب شناختند؛ پس باید آن ‌را هم سرکوب و هم بدنام می‌کردند.
دو ساختمان در نیویورک به ‌طرز مشکوکی منفجر می‌شود. هیچ دادگاهی تشکیل نشده و هیچ سندی ارائه نمی‌دهند. هم‌چنین تا امروز، به هیچ کمیته‌ی حقیقت‌یاب مستقل و بی‌طرفی، اجازه تحقیق درباره‌ی این مسئله را نمی‌دهند. ناگهان اعلام می‌کنند عامل این انفجارها، شخصی مسلمان بوده که در افغانستان مخفی شده است.
گروهی که غرب و متحدان عرب آن، علیه ارتش شوروی در افغانستان سازماندهی و تجهیز کرده و تا چندی پیش "مسلمانانی خوب" بودند، ناگهان به "مسلمانان بد"، تبدیل می‌شوند و نماینده‌ی اصلی اسلام در سراسر جهان اعلام و معرفی می‌شوند!! آنان را نماینده و سخن‌گوی اصلی اسلام در جهان تعریف کردند و هرگز معلوم نشد که انفجارهای نیویورک چگونه انجام شد و بن‌لادن، چه وقت و چگونه کشته شد! و آیا کشته شد یا مرد و یا هیچ کدام؟ به ‌تازگی یا چند سال پیش؟ ابتدا و انتهای پروژه‌ی ۱۱ سپتامبر، کاملاً مشکوک و مبهم است. نه ابتدا و نه انتهای آن، هرگز شفاف نشده و نخواهد شد. صورت‌ مسئله در رسانه‌های غرب و در سطح جهان، تغییر یافت؛ در ‌ازای دو ساختمان، دو کشور اسلامی را بمباران و اشغال کردند، میلیون‌ها مسلمان را آواره کردند و صدها هزار نفر را کشتند. هم‌چنین ده‌ها هزار زن و مرد مسلمان را زندانی و شکنجه کرده و به آنان تجاوز کردند. غارت منابع ملی و ساختن پایگاه‌های دائمی نظامی را در کشورهای اسلامی، تشدید کردند، بمباران‌های رسمی مردم در مرزهای افغانستان و پاکستان و عراق، همه روزه شد. انفجارهای تروریستی را علیه مردم بی‌گناه در کوچه و خیابان برای سال‌ها و سال‌ها آغاز کردند. کل صورت مسئله را به مسئله‌ی یک گروه و یک شخص تبدیل کرده و فریب رسانه‌ای بزرگ آغاز شد تا آدمیان نپرسند چه اتفاقاتی در کشورهای اسلامی می‌افتد؟
به اسلام، اهانت می‌کنند، قرآن می‌سوزانند، از پیامبر اسلام (ص) کاریکاتور می‌کشند و همه به ‌نام آزادی بیان!! صورت می‌گیرد. ده‌ها هزار مسلمان، شکنجه و تیرباران می‌شوند، حجاب زنان مسلمان اروپایی را ممنوع اعلام می‌کنند. تا ده سال بعد، نه بن‌لادن در افغانستان پیدا می‌شود و نه پس از ده سال، طالبان و القاعده، ضعیف می‌شوند، اما اشغال‌گران هر روز و هم‌چنان آدم می‌کشند.
ناگهان اعلام می‌کنند به ‌روشی تروریستی، توانستیم بن‌لادن را در پاکستان بکشیم و سر تروریسم را زدیم؛ ولی باید به اطلاع مسلمانان برسانیم که بدنه قوی‌تر شده و سرهای دیگری نیز دارد! بنابراین قتل، غارت، اشغال و شکنجه هم‌چنان ادامه خواهد یافت.
شکنجه‌گر یا پلیس بد می‌گوید: «همه‌ی مسلمانان تروریست‌اند»؛ اما پلیس خوب می‌گوید: «نه، همه‌ی مسلمانان تروریست نیستند؛ ولی همه‌ی تروریست‌ها مسلمان‌اند. پس بین مسلمان‌ها نیز آدم‌های خوب پیدا می‌شود». سپس معیاری برای آزمودن و تشخیص مسلمان خوب از مسلمان بد اعلام می‌کنند: ما کشورهای‌شان را اشغال کرده، به ‌ناموس‌شان تجاوز می‌کنیم و منابع ملی آنان را به غارت می‌بریم. اگر تسلیم شدند، استثنائاً "مسلمان خوب" هستند؛ و اگر نه طبق قاعده، "تروریست" هستند.
رژیم‌های دیکتاتور و سکولار وابسته به غرب در مصر، تونس، بحرین، یمن، اردن، مراکش و بعضی دیگر از کشورها در آسیای میانه و خاورمیانه و شمال آفریقا، مشغول شکنجه‌ی مردم و جوانان مسلمان هستند؛ اما هم‌چنان اسلام، "تروریسم" است.
مسلمانان را از شمال آفریقا تا شرق آسیا، از آسیای میانه تا بالکان، بکشید و شکنجه و غارت‌ کنید و در همان حال، آنان را "تروریست" بنامید تا نه ‌تنها تسلیم شوند، بلکه شرمنده نیز باشند و فکر "مقاومت" را به ‌سر راه ندهند، حتی "حکم جهاد" را از قاموس خود، حذف کنند؛ جهادی که برای مهار خشونت، استبداد و امپریالیسم آمده است، باید فلج شود و جهاد قلابی برای مسلمان‌کشی باید احیاء گردد!!
"بنیادگرایی" و "تروریسم" را برای شرمنده‌سازی حریفان سیاسی در سراسر جهان، به برچسب سیاسی تبدیل می‌کنند، نوعی پیش‌داوری ایدئولوژیک و تبلیغاتی برای نشنیدن استدلال و سخنان مسلمانانی که بیش از یک قرن است تحت اشغال، استعمار و استبداد‌های وابسته به غرب می‌باشند.
از ۱۱ سپتامبر تا ترور بن‌لادن، پروژه‌ای را آغاز کردند که به ‌نام آن، میلیون‌ها مسلمان، تا کنون به اشکال گوناگون ترور شده‌اند.
اگر همین امروز، از "تروریسم"، تعریفی دقیق، کالبدشناسانه و مینیاتوری ارائه نکنیم، دستمان از جنبه "سیاسی"، باز است؛ اما از نظر "حقوقی"، بسته خواهد بود. اگر تروریسم را زیر میکروسکوپ بگذاریم، رسانه‌های غرب، همواره تروریسم را به ‌گونه‌ای معنا می‌کنند که طرف مخالف‌ آنان، در هر حال، "تروریست" از آب درآید. هدف‌ آنان ارعاب مخالفان، سرکوب مقاومت‌ها و منفعل‌سازی و شرمنده‌کردن ملت‌هایی است که تحت اشغال قرار دارند؛ هر کس "مقاومت" کند، "تروریست" است.
این شیوه‌ای تروریستی در تعریف "تروریسم" است. تروریسم را چگونه تعریف کنیم که نتوانند آن‌ را از نظر حقوقی، تفسیر به رأی کنند و بتوان آن را در هر دادگاه بی‌طرف، ردیابی، افشاگری و مجازات کرد. امروز، کدام دادگاه بی‌طرف در روابط بین‌الملل وجود دارد؟ دادگاه لاهه؟! این دادگاه فقط برای حاکمان یا دیکتاتورهایی طراحی شده که تاریخ ‌مصرف‌شان برای غرب گذشته است و یا در ‌برابر ارباب سابق، سرکشی کنند و در غیر این صورت، برای تهدیدهای جدید و مخالفان غرب به‌ کار می‌رود. دادگاه لاهه، هنگامی "دادگاه" می‌شود که جورج ‌بوش، تونی ‌بلر و سران صهیونیسم را به اتهام جنایات جنگی و به ‌دلیل قتل ‌عام میلیون‌ها مسلمان در افغانستان، عراق، فلسطین و لبنان به محاکمه بکشاند.
اگر تروریسم را "ارعاب و کشتار افراد بی‌گناه به روش ناجوان‌مردانه" بدانیم، تعریف ما شامل دو قید خواهد بود، خواهش می‌کنم به این دو قید، توجه کنید: "ارعاب و کشتار افراد بی‌گناه" به روش "ناجوانمردانه".
قید اول این است که قربانیان آن با هیچ توجیه قانونی، مستحق مرگ یا وحشت نبودند و قید دوم آن که روش ارعاب و کشتار، "ناجوانمردانه" بوده است. اگر تروریسم، این است، هر مسلمانی می‌داند که این عناوین در شریعت اسلام، همواره جزء محرمات بوده است. قتل نفس و ارعاب مردم و روش غیراخلاقی در مبارزه، سه حرام شرعی و خط قرمز در سنت اسلامی و قرآنی و در مکتب اهل‌بیت پیامبر(ص) است.
۲. روابط کنونی حاکم بر جهان در عرصه‌ی بین‌الملل، "تروریست‌پرور" است. تروریسم دولتی، شیوه اشغال‌گران است و بدین وسیله فرهنگ "ترور" را جهانی کرده‌اند. "تروریسم دولتی"، منشأ "تروریسم ضد دولتی" می‌شود. تروریسم امپریالیستی اشغال‌گرانه آمریکا، ناتو و اسرائیل در جهان، بسترسازی برای "تروریسم بین‌الملل" بوده است. قوانین بین‌الملل و قطع‌نامه‌ها و ترکیب شورای امنیت را یک‌ طرفه، ناقص و غیرمنصفانه بسته‌اند و به همین شیوه نیز اجرا می‌کنند. توزیع قدرت در نهادهای بین‌المللی، ناعادلانه، جانب‌دارانه و تروریست‌پرور است.
وقتی توزیع قدرت، غیرمنصفانه باشد، روش‌های مقاومت علیه "قدرت" به ‌سوی خشونت، تمایل پیدا می‌کند و قدرت، "ضد قدرت" را می‌پروراند.
تا وقتی آمریکا و ناتو هر زمانی و به هر سرزمینی که بخواهند هجوم می‌آورند، تا وقتی مسلمانان از چچن و کشمیر تا بالکان و بوسنی تحت ستم و تحقیراند، تا وقتی رژیم‌های وابسته به غرب، مشغول دیکتاتوری و شکنجه جوانان مسلمان هستند، نبرد و مبارزه، ادامه خواهد یافت؛ هر چند نامش را "تروریسم" بگذارید. هیچ ‌کس به ‌سبب یک نام، از حق خود دست نمی‌کشد. در ‌این میان، تنها تروریست‌های واقعی‌ هستند که سوء‌استفاده می‌کنند و سوار بر موج خون و خشونت به پیش می‌روند؛ بمباران دائم مردم پاکستان و افغانستان، شکنجه‌ نهادینه‌شده صهیونیست‌ها علیه فلسطینی‌ها، جنگ‌های تجاوزگرانه‌ی شش دهه‌ی گذشته علیه لبنان و مصر و سوریه و اردن توسط صهیونیست‌ها و ارتش‌های غربی، اشغال و کشتار و غارت و شکنجه در عراق و افغانستان و آن چه ارتش‌های غربی در لیبی و سپس سوریه انجام می‌دهند و هم‌چنین بمب‌گذاری‌های خیابانی در عراق و پاکستان علیه مردم بی‌گناه که تا قبل از این هرگز سابقه نداشته است.
مردم شیعه و سنی در عراق و افغانستان، بیش از هزار سال است که در کنار یکدیگر زندگی می‌کنند؛ ولی تنها ده سال است که در مساجد و حسینیه‌ها بمب منفجر می‌شود؛ دقیقاً از تاریخی که ارتش‌های غربی وارد عراق و افغانستان شده‌اند. در هزار و اندی سال گذشته، مگر ما شیعه و سنی نداشتیم؟ مردم مسلمان هزار سال است که در کنار یکدیگر زیسته‌اند؛ ولی ناگهان بمب‌گذاری‌های تروریستی در کوچه و خیابان و بازار آغاز شد.
نظام بین‌الملل و بافت شورای امنیت نیز بر بنیان ارعاب و تروریسم بنا شده است. وقتی "حقّ وتو" را به دارندگان سلاح کشتار جمعی و بمب اتم می‌دهند، همه باید بفهمیم که "فرهنگ ترور" بر جهان، حاکم است؛ یعنی هر کشوری که قدرت کشتار بیش‌تر دارد، در یک طرف و بقیه، همه‌ی ملّت‌ها و دولت‌های جهان در طرف دیگر ترازو قرار می‌گیرند.
مگر "فرهنگ ترور" چیست؟ توزیع قدرت جهانی، نه براساس دموکراسی جهانی، بلکه بر اساس مالکیت بمب اتم؛ این همان فرهنگ ترور است.
۳. فرهنگ سیاسی مدرن غرب، نوعی "بنیادگرایی ماتریالیستی تروریست‌پرور" است. فرهنگ سیاسی مدرن غرب، ارزش‌های سکولار، از اساس، خشونت‌ساز است؛ و روش‌های غیراخلاقی را در سیاست، موجّه کرده است. به نقطه‌ی آغاز سیاست مدرن در غرب باز گردیم، به لحظه‌ای که سیاست و قدرت، "سکولاریزه" و دنیوی شد. به کلمات امثال «ماکیاولی» و «هابز»، پدران فلسفه‌ی سیاسی سکولار و مدرن، توجه کنید که چه طنین وحشیانه و خشنی دارد. یکی، از مناسبات سیاسی و انسان، "قداست‌زدایی" کرد و دیگری، انسان را ذاتاً گرگ انسان نامید. این، آغاز فرهنگ ترور در عصر مدرن و آغاز تئوریزه‌ شدن "خشونت در سیاست" است. شعارهایی از این قبیل که "سیاست بین‌الملل، علم است و از اخلاق، جداست یا سیاست از شریعت الاهی جداست"، نطفه‌ی تروریسم را بست.
"تروریسم مدرن"، روزی متولد شد که ماکیاولی در کتاب شهریار نوشت: «طریق عمل سیاسی بیش از دو راه ندارد: یکی، رفتار منطبق با قوانین و اخلاق که ویژه‌ی انسان است؛ ولی موفق و کارآمد نیست و شهریاران جهان را به هدف نمی‌رساند و دیگری، از راه اعمال زور و ترس که طریق حیوانی است؛ ولی چون شهریاران را به هدف می‌رساند، باید آن‌ را برگزید».
ماکیاولی می‌گوید: «همه می‌دانند که چه نیکوست صاحبان قدرت در جهان، صادق در گفتار و درست‌کردار در رفتار و وفادار به پیمان‌ها باشند، ولی با این شیوه‌ها نمی‌توان به قدرت رسید و در قدرت ماند. قدرت‌های اصلی در اختیار کسانی می‌ماند که با نیرنگ و دروغ پیروز شوند. به‌ خصوص، در تغییر‌دادن حالت و قیافه برای ریاکاری و سخن‌گفتن در مذمّت کاری که می‌کنند، باید مهارت کافی داشته باشند.»
هم‌چنین او به صاحبان قدرت و رسانه در غرب آموخت که علیه تروریسم و به نفع صلح و به نفع دموکراسی و آزادی شعار دهند و در همان حال، "تروریسم" را در دنیا رایج و نیز دموکراسی‌های مردمی را سرکوب کنند.
ماکیاولی می‌گوید: «پادشاه مآل‌اندیش می‌داند که هیچ پادشاهی برای بدقولی خود ضرر نکرده است. شهریاران جهان نباید بر سر قول و عهدها بمانند، بلکه باید ترس را چنان عاقلانه مستقر کرده که بتوانند ملّت‌ها را کنترل کنند. با ترس می‌توان بر بشریت حکومت کرد، نه با محبّت».
فرهنگ "سیاست مدرن" در غرب، فرهنگ "تروریست‌پرور" است، این فرهنگ بود که بمب هسته‌ای و شیمیایی و میکروبی منفجر ‌کرد. در جهان به ‌اصطلاح مدرن، التهاب و بی‌ثباتی و ناامنی به‌طرز بی‌سابقه‌ای در تاریخ بشر، نهادینه شده است. هر لحظه امکان دارد بمبی در گوشه‌ای از دنیا منفجر شود یا هر شبی ممکن است هواپیماها و تانک‌های اشغال‌گران وارد خانه‌ی شما شوند.
هم "قتل و ارعاب بی‌گناهان" و هم "روش‌های ناجوان‌مردانه" که دو قید "تروریسم" بوده، تحقق یافته است. به ‌جای آن که به دنبال جوجه‌تروریست‌ها بگردید، در پی "پدران تروریسم" باشید.
تبعیض در مواجهه با جنبش‌های کنونی مردم مسلمان در شمال آفریقا و خاورمیانه را بنگرید. در سوریه، ناگهان غرب، طرف‌دار حقوق مردم می‌شود. در مصر، تونس، اردن، بحرین، یمن، مراکش و الجزایر، غرب در کنار حکومت‌ها و علیه مردم است، اما در لیبی، وارد عملیات نظامی می‌شود. این در حالی است ‌که حکومت لیبی سال‌هاست که دیگر انقلابی نیست و مواضع ضد ‌غربی ندارد. تسلیم شده و حتی حاضر شده بود که اسرائیل را به رسمیت بشناسد، ولی در بحرین و یمن، غرب به نفع حکومت و علیه مردم، به دست‌نشانده‌ی خود در رژیم آل‌سعود و رژیم بحرین، دستور جنگ و حتی اشغال نظامی می‌دهد. این تجسم ماکیاولیسم و دامن ‌زدن به خشونت در غرب آسیای اسلامی (خاورمیانه) است.
در فلسفه‌ی سیاسی دنیامحور و غیر‌اخلاقی "مدرن"، اصالت با جنگ است؛ زیرا جنگ آنان را به قدرت و ثروت می‌رساند. "صلح" صرفاً، فاصله‌ی بین دو جنگ است و در اساس، چیزی بیش از آتش‌بسی موقت برای تجدید قوا و سپس جنگ و اشغالی دیگر نیست. اگر یک گام به عقب باز گردیم، به بنیاد هستی‌شناختی و فلسفی ترور می‌رسیم.
۴. "انسان‌شناسی مادی" و "هستی‌شناسی سکولار"، خشونت‌پرور و ذاتاً تروریستی است. وقتی جهان هستی، فاقد مبدأ و معاد الاهی و بی‌ سر و ته دانسته شود، انسان، "بلاتکلیف" شده و زندگی او بی‌معنا و عبث خواهد بود. وقتی زندگی فاقد "معنویت" شود، اخلاق، عدالت و حقوق بشر صرفاً الفاظی تبلیغاتی می‌شوند؛ برخورد ابزاری با کلمات.
در "انسان‌شناسی سکولار"، مسئولیت الاهی و روح الاهی انسان بی‌معنا می‌شود. "اخلاق"، نسبی، شخصی و قراردادی شده و "خودمحوری"، نظریه‌پردازی و توجیه و بلکه تقدیس می‌شود. "قدرت، ثروت و لذّت"، اصالت یافته و "خدا، آخرت و عدالت" به حاشیه می‌رود. "کرامت انسان"، بازی‌چه شده و جان انسان، ارزان می‌شود. نفرت، جنگ و رقابت غیراخلاقی در شخصیت انسان‌ها و در روابط بین‌الملل، اصالت می‌یابد. خدمت به انسان‌ها، احمقانه یا ریاکارانه دانسته می‌شود. "برابری و برادری" رویا گشته و جهان، زشت و بی‌معنا می‌شود، پس چرا انسان، زیبا باشد؟
وقتی "اصالت لذّت و منفعت"، مبنای "علوم ‌انسانی" شده و فلسفه‌ی معطوف به قدرت و ثروت، بنیاد "علوم ‌اجتماعی" و "ایدئولوژی‌های مادی مدرن" شود، "تروریسم"، دقیقا در آن لحظه، متولد شده است.
اما در انسان‌شناسی قرآن و اسلام چه می‌بینید؟ روح انسان، نفخه‌ی رحمانی و موجودی الاهی است؛ گران‌ترین و مقدس‌ترین پدیده بر روی زمین.
قرآن می‌فرماید: قتل یک انسان بی‌گناه، برابر با قتل هفت میلیارد انسان است. زندگی، امانت خداست و حفظ و دفاع از زندگی، "تکلیف شرعی" است. خدمت به انسان‌ها، راه نزدیکی به خداوند است. اهانت به انسان‌ها و خشونت علیه آنان، گناه کبیره و نابخشودنی است. "جهاد" در این فرهنگ، برای مهار خشونت، حذف اشغال‌گری، دفاع از حقوق مادی و معنوی انسان‌های بی‌گناه و ملّت‌های تحت ستم و اشغال است.
اسلام از آن جا که ضد خشونت و مدافع زندگی و کرامت انسان است، جهاد و قصاص را واجب کرده زیرا "قصاص" برای دفاع از "زندگی" است. در "جهاد" نیز اخلاق جنگی و حقوق اسیران و شکست‌خوردگان را واجب و شکنجه و هتک‌ حرمت و قتل اسیران را حرام کرد.
خداوند برای مهار اشغال‌گری و تروریسم، "جهاد" و "قصاص" را واجب کرد. جنبش‌های پارتیزانی ضد اشغال‌گر، گروه‌های آزادی‌بخش و مبارزان علیه استعمار و استبداد، علیه ستم و تحقیر انسان، علیه پدران خشونت و در خدمت بشریت، عمل می‌کنند و مبارزه‌ی آنان مقدس است زیرا آدم‌کشان و متجاوزان را مهار می‌کنند.
"اسلام‌شناسی غربی"، اسلام‌شناسی دروغین است. اسلام را باید از متن اسلام شناخت. اسلام، هر نوع تهدید علیه جان بی‌گناهان و امنیت عمومی را مصداق "محاربه" دانسته و مستحق مجازات شدید می‌داند. اسلام، جهاد علیه اشغال‌گران را واجب و مایه‌ی عزت خواند؛ ولی "جهاد" روش دارد.
جهاد قرآنی، کشتار بی‌گناهان نیست. اسلام به ‌دنبال پیروزی غیراخلاقی حتی بر دشمن بی‌اخلاق نیست. مبنا و هدف سیاست اسلامی، اخلاق و اخلاقی است. قرآن کریم می‌فرماید: «وَلَا یَجْرِمَنَّكُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلَى أَلَّا تَعْدِلُوا اعْدِلُوا هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَى». حتی در‌ برابر دشمن بی‌اخلاق، شما بی‌اخلاق نباشید. دشمنان شما، معلم شما نیستند. آنان بی‌گناهان را می‌کشند ولی شما نکشید. مبادا دشمنی با آن کسان، شما را برانگیزاند تا از مرزهای عدالت، عبور کنید و حقوق دشمن و اخلاق را زیر پا بگذارید. در همه‌ی لحظات شکست یا پیروزی، حقوق، اخلاق و عدالت را پاس دارید و حرمت نهید؛ این است فرمان اسلام. والسلام علیکم و رحمه‌الله و برکاته.

دکتر حسن رحیم پور ازغدی

به گزارش موعود ، فارس به نقل از بی بی سی نوشت: طوفان موسوم به «کای تک» که از روز جمعه در ویتنام آغاز شد باعث باران شدید و وزش بادهای قوی شده و براثر وزش طوفان شدید در استان‌های شمالی ویتنام حداقل 27 نفر کشته شدند.
براساس این گزارش، تقریبا 12 هزار خانه آسیب دیده و 23 هزار هکتار از زمین‌های کشاورزی نیز تخریب شده است.
در هانوی پایتخت ویتنام حدود 200 درخت از ریشه کنده شده و یک راننده تاکسی بر اثر آن کشته شده است.
ارتش ویتنام با 20 هزار سرباز به همراه بالگرد، قایق‌های نجات و دیگر تجهیزات به مناطق سیل زده اعزام شده است.

به گزارش موعود به نقل از خبرگزاری فارس: پلیس چک اعلام کرد که فردی را بازداشت کرده که نام ایمیل خود را «برویک» گذارده و در آپارتمان خود مسلسل و مواد انفجاری نگهداری می‌کرده است.
خبرگزاری فارس: پلیس چک مقلد شیطان را بازداشت کرد
به گزارش فارس به نقل از شبکه بی‌بی‌سی، پلیس جمهوری چک اعلام کرده است که فردی را که قصد داشته عملیاتی مشابه آنچه که «آندرس برویک» سال گذشته در نروژ انجام داد، اجرا کند، بازداشت کرده است.
بنا بر اعلام پلیس، در آپارتمان این فرد، یک مسلسل، مواد انفجاری، مهمات جنگی و یونیفورم پلیس کشف شده است.
این فرد جوانی 29 ساله است که یک هفته قبل در شهر «استراوا» در شرق چک بازداشت شده است.
بی‌بی‌سی گزارش داده است که، انتخاب نام «برویک» برای آدرس ایمیل یکی از مواردی بوده که پلیس را به این فرد مظنون کرده است.
فرد در هنگام دستگیری یک چاشنی انفجاری نیز همراه خود داشته است.
سال گذشته بود که «آندرس برویک» با پوشیدن یونیفورم پلیس، اقدام به بمب‌گذاری کرد و سپس مردم را به رگبار بست، که در این اقدام 69 نفر کشته شدند.
اخیرا رئیس‌ پلیس نروژ که به دلیل سهل‌انگاری نیروهای تحت امرش در جریان عملیات تروریستی سال گذشته تحت فشار قرار داشت، مجبور به استعفا شد

قصة جوجه اردک زشت دوران تبعید بنی اسرائیل به مصر را دستمایۀ خود قرار داده است. آن جوجة ناخوانده و غریب و سیاه‌روی که در این قصه در سرزمین مصر به دنیا می‌آید، سمبول و نمادی از قوم یهود و نژاد سامی است، قومی که گرچه در سرزمین غربت زندگی می کند اما به عنوان یک قوم اصیل و با نسب شریف معرفی می‌شود که ...
فیلم‌های بسیاری در هالیوود و غرب ساخته می‌شوند که در آنها از تورات و انجیل به صورت غیر مستقیم یا سمبولیک (تمثیلی) اقتباس شده است، به طوری که افراد ناآشنا با این کتب نمی‌توانند مفاهیم پنهان در این فیلم‌ها را کشف کنند. قصۀ این فیلم‌های تمثیلی معمولاً در عصر حاضر می‌گذرد ولی در لایه‌های پنهان خود یک قصۀ تاریخی بر وفق آموزه‌های تحریف شدۀ دین یهود را روایت می‌کند. این فیلم‌ها موضوعات مختلفی را دستمایۀ خود قرار داده‌اند از قبیل: آموزۀ صهیونیسم، منجی ادیان، دوران آخر الزمان، توفّق و سیطرۀ یهود بر جهان، تمسخر سایر ادیان و زندگی و قومیت یهود. ما در این سلسله مقالات قصد داریم تعدادی از این فیلم‌ها را در  هر یک از این موضوعات معرفی کرده و ضمن بازگشایی نمادها، اندیشۀ تحریف شدۀ آنها را نقد کنیم.

استقبال مفرط منتقدان غربی از فیلم سقوط (1993) Falling down و كشف یك بارة جوئل شوماخر پس از ساخت هشتمین فیلمش ، دلیلی جز مطرح كردن ایدة ارض موعود به شكلی تمثیلی ندارد. البته این امر در اصل مرهون فیلمنامه‌نویس اثر، یعنی ابه رو اسمیت (Ebbe Roe Smith) است، كه یك فیلمنامه‌نویس و بازیگر كم‌كار است.

به گزارش موعود  به نقل از مهر، با اینکه این زوج جوان روابط خوبی با یکدیگر نداشتند،؛ اما اختلاف اصلی و اساسی جوان به قتل رسیده با خانواده همسرش به ویژه از گرایشات و علاقه او به دین اسلام ناشی می شده است. این قتل برنامه ریزی شده توسط پدر حدوداً 50 ساله خانواده انجام گرفته است. وی در ویلای دخترش، داماد خود را به وسیله یک کالیبر 12 به ضرب دو گلوله از پای در آورد.
یکی از همسایه ها که متوجه سر و صدای مشکوکی از داخل ویلا شده بود، پدر خانواده را در حالی که سعی داشته بدن بی جان مرد جوان را در صندوق عقب اتومبیل جای دهد، می بیند و فوراً با اداره پلیس برای گزارش حادثه تماس می گیرد.
به گزارش «فرانس پرس»، این قتل برنامه ریزی شده دقیقاً در همان روزی اتفاق افتاده است که وزیر کشور فرانسه لیست مناطق امن در فرانسه را اعلام کرده است. این فهرست، که شامل 15 منطقه جغرافیایی فرانسه می باشد که در زمینه راهکارها و ابزارهای مبارزه با جرم از تمرکز بالاتری برخوردارند، شهر «وورت-سنت-گیل» را نیز در بر می گیرد.
بررسی این پرونده تحت عنوان «قتل با انگیزه قبلی» به قاضی تحقیق ناحیه "«نیم» سپرده شد. طبق برخی شایعات بی اساس منتشر شده توسط بعضی سایتهای ضد اسلام، اقدام خشونت بار پدر دختر در دفاع از دخترش بوده است. بنا بر شایعات مذکور، مرد جوان سعی در اجبار همسر خود به پذیرش دین اسلام داشته است. این شایعات قویاً مورد انتقاد و تکذیب قرار گرفته است.
به نظر می رسد انتشار دهندگان این شایعات بی پایه، قصد قهرمان سازی از این قاتل 53 ساله را دارند.

مشرق: فیلم‌های بسیاری در هالیوود و غرب ساخته می‌شوند که در آنها از تورات و انجیل به صورت غیر مستقیم یا سمبولیک (تمثیلی) اقتباس شده است، به طوریکه افراد ناآشنا با این کتب نمی‌توانند مفاهیم پنهان در این فیلم‌ها را کشف کنند. قصۀ این فیلم‌های تمثیلی معمولاً در عصر حاضر می‌گذرد ولی در لایه‌های پنهان خود یک قصۀ تاریخی بر وفق آموزه‌های تحریف شدۀ دین یهود را روایت می‌کند. این فیلم‌ها موضوعات مختلفی را دستمایۀ خود قرار داده‌اند از قبیل: آموزۀ صهیونیسم، منجی ادیان، دوران آخر الزمان، توفّق و  سیطرۀ یهود بر جهان، تمسخر سایر ادیان و زندگی و قومیت یهود. ما در این سلسله مقالات قصد داریم تعدادی از این فیلم‌ها را در  هر یک از این موضوعات معرفی کرده و ضمن بازگشایی نمادها، اندیشۀ تحریف شدۀ آنها را نقد کنیم.
مردی در راه‌بندان یكی از اتوبان‌های شهر، اتومبیل خود را رها كرده و رو به رانندگان عقبی معترض فریاد می‌كند كه او با پای پیاده به «خانه» خود خواهد رفت. لحظاتی بعد، از صحبت تلفنی او می‌فهمیم كه در آن «خانه»، همسر مطلّقة این مرد زندگی می‌كند و در واقع آنجا اكنون خانة او نیست. مرد سالگرد تولد دختر شش ساله‌اش را بهانة بازگشت خود قرار داده است. در صحبت تلفنی همسر سابقش او را شدیداً از بازگشت بدانجا نهی می‌كند، اما او خیلی قاطعانه سخن خود را تكرار می‌كند: «بت! من دارم به خانه می‌آیم، بت! Beth». این جمله البته برای ما معنایی به جز یك گفت‌وگوی معمولی ندارد اما برای مخاطبان یهودیِ این فیلم حامل پیامی دیگر است. كلمة «بت» (Beth) در زبان عبری به معنی «خانه» است و معادل است با كلمه «بیت» در زبان عربی.1 لهذا سخنی كه از دهان مایكل داگلاس در ابتدای فیلم بیرون می‌آید، برای یهودیان پراكنده در نقاط مختلف جهان، یادآور مسئله ارض موعود است، یعنی لزوم بازگشت به فلسطین، خاستگاه قوم یهود.
استقبال مفرط منتقدان غربی از فیلم سقوط (1993) Falling down و كشف یك بارة جوئل شوماخر پس از ساخت هشتمین فیلمش ، دلیلی جز مطرح كردن ایدة ارض موعود به شكلی تمثیلی ندارد. البته این امر در اصل مرهون فیلمنامه‌نویس اثر، یعنی ابه رو اسمیت (Ebbe Roe Smith) است، كه یك فیلمنامه‌نویس و بازیگر كم‌كار است.2
مایكل داگلاس در این فیلم، در مسیر رفتن به خانه در مواجهه با افراد مختلف ظاهراً سعی دارد تا حقوق شهروندی خود را به طور تمام و كمال استیفا كند. وقتی برای تهیة سكة تلفن مجبور به خرید نوشابه می‌شود، به سبب گران‌فروشی با آن فروشنده كره‌ای درگیر شده و چوب بیسبال او را به غنیمت می‌برد. كمی بعد در یك سبزه‌زار خلوت برای نوشیدن نوشابه‌اش بر سنگی می‌نشیند. دو جوان سبزه‌رو كه عرب‌تبار می‌نمایند با تهدید چاقو بدو تحكم می‌كنند كه چون وی وارد حوزة استحفاظی آنها شده است لذا باید كیف دستی خود را به آنها بدهد. او ناگهان با همان چوب بیسبال بر سر آنها می‌كوبد و چاقویشان را به غنیمت می‌گیرد. دقایقی بعد كه این دو جوان سوار بر اتومبیل سراسر پیاده‌رو را برای كشتن او به رگبار می‌بندند، او به قدرت خداوند به سلامت می‌گذرد! از قضا مهاجمان در همان لحظه تصادف می‌كنند و مایكل داگلاس پس از شلیك گلوله‌ای به یك فرد زخمی از آنها، بدو توصیه می‌كند كه حتماً رفته و فن تیراندازی را بیاموزد.


او سپس ساك ورزشی حاوی سلاح‌های پیشرفتة آنها را به غنیمت می‌برد. سازندگان آشكارا دست خود را رو كرده آن عرب‌تباران را تروریست و عصبی و بی‌منطق نشان می‌دهد. در همین لحظات به پاره شدن كفش این مسافر سرگردان در مسیری كه در پیش گرفته است تأكید می‌شود. لذا او به جهت خرید كفش به یك مغازة سمساری وارد می‌شود كه اتفاقاً صاحبش یك نئونازی است و از قضا در حضور او جملاتی نیز بر ضد یهودیان و نژاد سامی بر زبان می‌راند، بدون اینكه بداند چه كسی را به مغازه‌اش راه داده است. او حتی با حسن ظن نادرست خود قوطی‌های گاز زیكلون ب كه در آشوویتس استفاده می‌شده است را به این غریبه نشان می‌دهد.
از آن سو، در ادارة پلیس به تبع ماجرای تیراندازی و نیز شكایت آن فروشندة كره‌ای، افسر مهربانی به نام پِرِندِرگاسْت (رابرت دووال) در روز آخر خدمت خود مأمور شناسایی این جنتلمنِ سفیدپوشِ كراوات‌زده می‌شود. از قضا او صبح مایكل داگلاس را به وقت رها كردن اتومبیلش در بزرگراه، دیده بود و حتی آن را به كمك مردی دیگر (با بازی كوتاه جناب فیلمنامه‌نویس) كنار زده بود. كمی بعد مایكل داگلاس از مغازة سمساری به همسر سابقش زنگ زده و می‌گوید: «من از یك نقطة بدون بازگشت می‌آیم». این اصطلاح، آشكارا به آشویتس اشاره دارد. به همین دلیل آن سمسار در فیلم، تمثیلی است از نازی‌ها و تمام دشمنان قوم یهود كه در راه رسیدن ایشان به ارض موعود بایست از میان برداشته شوند. لحظاتی بعد به ادارة پلیس خبر می‌رسد كه جنازة یك سمسار كه با چاقو مقتول گشته، در ویترین مغازه‌اش پیدا شده است.

غنیمت مایكل داگلاس از این سمسار، یك دست لباس نظامی تیره‌رنگ است كه او بر تن كرده و یك قبضه بازوكا، كه او به مدد راهنمایی یك نوجوان نسل تلویزیون، آن را به سمت تأسیسات تعمیركنندگان اتوبان شلیك می‌كند. یكی از آن تعمیركاران كه حتی اجازة عبور پیاده را نیز به او نداده بود، پس از رؤیت تصادفی اسلحه پنهان او، اعتراف می‌كند كه این اتوبان هیچ عیبی ندارد. اینجا نیز بخشی از همان اتوبان ابتدای فیلم است كه مایكل داگلاس اتومبیل خود را در مسیر آن رها كرده بود.
این سكانس با سكانس ابتدای فیلم حاوی این پیام هستند كه راه اصلی و مستقیم كه به ارض موعود ختم می‌شود، فعلاً به دلایل واهی مسدود است. لذاست كه فیلم مجدداً به این مسیر غیرمتعارفی كه جناب مایكل داگلاس برای رسیدن به «خانه» برگزیده است، تاكید می‌كند. وقتی كه او وارد یك ملك خصوصی و زمین گلفِ وسیع آن می‌شود، صاحب زمین به وی اعتراض می‌كند. اما او تأكید می‌كند كه صرفاً در حال عبور از آنجا است. سپس به تلافی ضربة تصادفی توپ گلف بدو، به سوی اتومبیل آن مرد ثروتمند شلیك می‌كند كه به سكتة وی می‌انجامد. كمی بعد، پس از عبور از نرده‌های باغ بزرگ منزل یك جراح پلاستیك، به سرایدار آنجا اعتراض می‌كند كه چرا روی نرده‌ها سیم خاردار نصب كرده‌اید؟3


عبور از میان زمین‌های مردم برای رسیدن به خانه (ارض موعود) اشاره است به فرازهایی از تاریخ یهود در تورات كنونی، كه ذیلاً بدان می‌پردازیم.
خداوند مقرر كرده بود كه بنی‌اسرائیل ــ یعنی پسران یعقوب(ع) ــ  به سبب ظلمی كه به حضرت یوسف(ع) روا داشتند، از زمین خود در فلسطین تبعید شده به مصر بروند و حدود چهارصد سال در آنجا بمانند تا از این گناه پاك گردند (سفر پیدایش 15/ 13 تا 15). بنابراین موسی(ع) طبق آن وعده پدید آمد و پس از غلبه بر فرعون كه با خروج آنها مخالفت می‌كرد، ایشان را به قوت خداوند و با معجزات عدیده بیرون آورد. وفق تورات كنونی در آن وقت شمار مردان بنی‌اسرائیل ــ به غیر از اطفال ــ ششصد هزار نفر بود (خروج 12/ 37)، كه با احتساب زنان و كودكان، به بیش از 5/1 میلیون نفر بالغ می‌شده است، البته به جز آن مواشی و حیواناتی كه با ایشان همراه بود. از اینجاست كه خداوند تعالی این روز را گرامی داشت كه عید فِصَح یهود است (و ذَكِّرْهُم بِأیّامِ الله - ابراهیم/ 5 ـ سفر خروج 12/ 42). و نیز بنی‌اسرائیل را از این پس به «یهود» مسمّی فرمود. چرا كه موسی آنها را روانه كرده و به سمت فلسطین «هدایت» نموده بود. (چنانكه فرمود: الذین هادُوا ـ بقره/ 62). و خداوند برای اطمینان قلب آنها، فرشته‌ای فرستاد تا قوم را هدایت كند. ایشان البته فرشته را نمی‌دیدند، بلكه روزها ستونی از ابر را میان زمین و آسمان مشاهده می‌كردند كه پیشاپیش آنها حركت می‌كرد و در شب ستونی از آتش، كه راه را بر ایشان می‌نمود. (خروج 14/ 19). گاهی لازم بود برای رسیدن به فلسطین از زمین برخی طوایف بگذرند. بنابراین وقتی بنی‌اسرائیل در قادِش اردو زدند، موسی(ع) افرادی را به نزد رئیس قوم اَدوم فرستاد تا از او اجازت بخواهد برای عبور:
و موسی رسولان از قادِش نزد ملك ادوم فرستاد كه برادر تو اسرائیل چنین می‌گوید كه تمام مشقتی را كه بر ما واقع شده است تو می‌دانی، كه پدران ما به مصر فرود آمدند و مدت مدیدی در مصر ساكن بودیم و مصریان با ما و با پدران ما بدسلوكی نمودند و چون نزد خداوند فریاد برآوردیم او آواز ما را شنیده، فرشته‌ای فرستاد و ما را از مصر بیرون آورد و اینك ما در قادش هستیم. شهری كه در آخر حدود تو است. تمنا اینكه از زمین تو بگذریم. از مزرعه و تاكستان نخواهیم گذشت و آب از چاه‌ها نخواهیم نوشید، بلكه از شاهراه‌ها خواهیم رفت و تا از حدود تو نگذشته باشیم، به طرف راست یا چپ انحراف نخواهیم كرد. ادوم وی را گفت از من نخواهی گذشت و الا به مقابلة تو با شمشیر بیرون خواهم آمد. بنی‌اسرائیل در جواب وی گفتند از راه‌های عام خواهیم رفت و هرگاه من و مواشی‌ام از آب تو بنوشیم، قیمت آن را خواهم داد. فقط بر پاهای خود می‌گذرم و بس. گفت نخواهی گذشت. و ادوم با خلق بسیار و دست قوی به مقابلة ایشان بیرون آمد. بدین طور ادوم راضی نشد كه اسرائیل را از حدود خود راه دهد. پس اسرائیل از طرْف او رو گردانید. (سفر اعداد 20/ 14 تا 21)
لهذا بنی‌اسرائیل مجبور شدند زمین قوم ادوم را دور بزنند. نوبت به قوم اموری رسید و بنی‌اسرائیل باز اجازت خواستند برای عبور. اما اموریان مردان قوم خود را گرد آورده و به ایشان حمله كردند. در این جنگ بنی‌اسرائیل پیروز گشته شهرها و بلاد اموریان را متصرف شدند. (اعداد 21/ 21 تا 25). این جنگ البته جنبة دفاعی داشت و بنی‌اسرائیل به مدد خداوند و رهبری حضرت موسی(ع) بر دشمنان خود پیروز شد.
می‌خواستم متذكر شوم كه عبور مایكل داگلاس از زمین‌ها و املاك مردم در این فیلم، یك تمثیل است از برای وقایعی كه در تاریخ قوم یهود در راه رسیدن به ارض موعود رخ داده است. ما بررسی صحت و سقم مسئله ارض موعود را به اشاره‌ای در انتهای مقال وامی‌گذاریم.
ممكن است سخن مایكل داگلاس كه می‌گفت این زمین گلف باید به زمین بازی كودكان تبدیل شود، در ابتدا نوعی اندیشة برابری در اشتراكِ ثروت و املاك تلقی شود. اما در واقع چنین ایده‌ای در فیلم نیست. چون لحظاتی بعد خود او ضمن حسرت خوردن به داشتن چنان خانه‌ای كه آن جراح پلاستیك مالك آن بود، از سرایدار آنجا می‌پرسید كه چطور می‌توان این فن را آموخت تا بتوان ثروتمند شد.
فیلم تأكید فوق‌العاده‌ای دارد بر این كه رفتارهای مایكل داگلاس را «دفاع» صرف قلمداد كند. افسر پلیس، پرندرگاست (دووال) متوجه می‌شود كه این مرد تا یك ماه قبل در وزارت «دفاع» امریكا مشغول به كار بوده است. بر روی پلاك اتومبیل رها شدة او نیز به طور غیرمعمول كلمة «D-fens» نوشته شده است كه مشابه Defense (دفاع) تلفظ می‌شود. افسر پلیس وقتی این مسئله را كشف كرد، ضمن ابراز خوشحالی، با او همراهی نموده به یكی از همكارانش گفت كه كارهای وی قابل درك است، چون او دارد به سمت «خانه»اش می‌رود. آنها این مرد را از آن پس «دی
» نامیدند. چه اینكه در عنوان‌بندی پایانی نیز مقابل اسم مایكل داگلاس همین كلمة «D-fens» درج گردیده است.


اگر از سابقة فعالیت‌های سیاسی ـ صهیونیستی مایكل داگلاس و پدر یهودی‌اش كرك داگلاس باخبر باشیم، خواهیم دانست كه انتخاب او برای غایات صهیونیستی فیلم بسیار مناسب و هوشمندانه بوده است.4 فیزیك چهره و موی خرمایی باربارا هرشی، بازیگر نقش همسر مطلّقة او، نیز در انتخاب شدنش برای این نقش دخیل بوده است. چه اینكه او در فیلم آخرین وسوسه مسیح / اسكورسیزی (1988) نیز در نقش «مریم مجدلیه» ظاهر شده بود. در فیلم سقوط دینفس او را مكرراً با نام «بت» خطاب می‌كرد كه مخفف «الیزابت» است، كه یك نام یهودی است و شكل عبری آن «الیصابات» است. والدة حضرت یحیی(ع) (زوجة حضرت زكریا (ع)) بدین نام مسمی بوده است (انجیل لوقا 1/ 5).
دینفس نهایتاً به خانه می‌رسد اما «بت» در همان لحظه با دخترشان آدل از درب دیگر خارج ‌شده به سمت اسكله می‌دود. تماشای یك فیلم ویدیویی خانوادگی در منزل سابقش، دیفنس را به دوران خوش گذشته می‌برد. پلیس سرمی‌رسد و او به ناچار به سمت اسكله رفته و دختر شش ساله‌اش را  دیده در آغوش می‌گیرد. لحظاتی بعد پرندرگاست به كمك بت موفق می‌شوند او را خلع سلاح كنند. دینفس از افسر پلیس می‌خواهد كه به او شلیك كند تا دخترش حق بیمة او را به ارث ببرد. اما افسر نمی‌پذیرد. دینفس او را با هفت‌تیری كه مدعی است در جیب دارد تهدید كرده و او را به دوئل می‌طلبد. اما افسر نمی‌پذیرد و دینفس شروع به شمارش به قصد آغاز دوئل می‌كند. با پایان شمارش دیفنس هفت‌تیر اسباب‌بازی دخترش را بیرون كشیده و به او آب می‌پاشد. افسر نیز ناخواسته و شتاب‌زده دیفنس را هدف می‌گیرد و او لبخندزنان با گفتن جمله «هفت‌تیر من قلابی بود» از فراز اسكله به دریا «سقوط» می‌كند.


به ترقی ابزارهای دفاعی دینفس توجه كنید. در ابتدای فیلم وقتی او در اتومبیل بود با روزنامة لوله‌شده به مگسی كه او را آزرده بود حمله كرد. سپس سلاحش به چماق (چوب بیسبال)، چاقو، مسلسل، بازوكا و در نهایت یك اسلحه فوق مدرن تبدیل شد (كه با آن به اتومبیل آن گلف‌باز شلیك كرده و باعث سكتة او گشت). لحظاتی قبل نیز بت  هفت‌تیر وی را به دریا انداخت، ولی او به وقت مرگ یك هفت‌تیر اسباب‌بازی آب‌پاش در دستش بود و مدعی صلح‌خواهی و دفاع! هرچند كه او در مسیر خانه، دشمنان و مخالفانش را با این سلاح‌ها از پای در آورده بود، اما حال كه بدانجا رسیده، هفت‌تیر آب‌پاش با خود حمل می‌كند. چه اینكه او علی‌القاعده نباید به این افسر پلیس كه او را محق دانسته و با وی همدردی كرده است، شلیك كند. از آن سو طبق تصور این قوم، یك یهودی نباید به دست یك آدم فاسق، یا كافر و گمراه كشته شود. (و البته این مخالف است با تحذیری كه خداوند در تورات آورده است كه به سبب عقوبت گناهكاران ایشان، دشمنانی كه از ایشان نفرت دارند بر آنها مسلط خواهند شد. (سفر لاویان 26/ 17- مزمور 106/ 41 و 42) و در تاریخ هم عملاً همین طور واقع شده است: بخت نصر، تیتوس، هیتلر).
اولین نمای فیلم، دندان‌های كلیدشده از غضب دیفنس را نشان می‌دهد و او در سراسر فیلم این خشم خود را بروز می‌داد. به لحاظ فیلمنامه‌نویسی، این یك ضعف است كه علت طغیان او بیان نشود. چنانكه یادم هست وقتی این فیلم از برنامة «سینما یك» پخش شد، منتقدان آن برنامه این را خللی در فیلمنامه قلمداد كردند. اما اگر از منظر تمثیلی به این فیلم نگاه كنیم، خواهیم دانست كه این قصه، قصه‌ای كهن است كه عموم ما آن را شنیده‌ایم و فقط سبك بیان آن جدید و بدیع بوده است. نهایتاً اما خشم دینفس به رضایت تبدیل می‌شود و او با خرسندی و لبخندزنان به دریا سقوط می‌كند. چرا كه او به ارض موعود بازگشته و توانسته دارایی خود را برای دخترش به ارث گذارد، لذا به آیندة آنها امیدوار است. چه اینكه خود نیز در این ارض موعود جان داده است.
در غالب این گونه فیلم‌های تمثیلی همچون ای برادر كجایی؟/ برادران كوئن (2000)، كه قصة اسارت بابلی قوم یهود را می‌گوید، جنسیت آن فرزند (یا فرزندان)، دختر انتخاب می‌شود. چون كه كتاب مقدس، این قوم را با تعابیر «دختر صهیون» و «دختر یهودا» یا «زنی كه به شوهر خود خیانت می‌كند» مورد خطاب قرار داده است. (مراثی ارمیاء 2/ 1 و 2- ارمیاء 3/ 20 - 4/ 31). چه اینكه در باب شانزدهم كتاب حزقیال نبی(ع) نیز بیانی زیبا و حیرت‌انگیز در این خصوص از زبان خداوند تعالی مذكور است. اضافه بر اینها نام كتاب مقدس این قوم یعنی «تورات» نیز مؤنث است.
یكی از پیام‌های صریح این فیلم، در صداهای آن فیلم ضبط شدة خانوادگی است، كه جملات دینفس در آن مكرراً با این كلمات به گوش می‌رسد: «همه چیز مثل سابق می‌شه! دوباره اون روزها برمی‌گرده!» با این اوصاف پیام این فیلم به یهودیان سرگردان (Wandering Jews یعنی یهودیانی كه در خارج از فلسطین زندگی می‌كنند) این است كه چون بزرگراه‌ها و راه‌های معمول برای بازگشت به ارض موعود مسدود است، لذا بایست با تمام قوا در راه‌های غیرمتعارف و میان‌بر قدم نهاد و تا پای جان دادن هم ایستادگی نمود. البته این واقعیت كه راه‌های متعارف و معمول برای بازگشت قوم یهود به فلسطین بسته است، تعبیر دیگری است از این حقیقت كه نه‌تنها خداوند چنین چیزی را مقدر نفرموده، بلكه خود او ایشان را از این زمین بیرون رانده است. برای نمونه به فرازی از كتاب دانیال توجه فرمایید كه می‌گوید ما به تحذیرهای تورات (مذكور در ابواب 27 و 28 سفر تثنیة كنونی) گوش نگرفته‌ایم:
زیر تمامیِ آسمان حادثه‌ای واقع نشده مثل آن كه بر اورشلیم واقع شده است. تمامی این بلا وفق آنچه در تورات موسی مكتوب است بر ما وارد شده است. مع‌هذا نزد یهوه خدای خود مسئلت ننمودیم تا از معصیت خود بازگشت نموده راستی تو را بفهمیم. بنابراین خداوند بر این بلا مراقب بوده آن را بر ما وارد آورد. زیرا كه یهوه خدای ما در همة كارهایی كه می‌كند عادل است، اما ما به آواز او گوش نگرفتیم. (دانیال 9/ 12 تا 14)
از آنجا كه لزوماً میان قالب و محتوا نسبتی برقرار است، و از آنجا كه این گونه فیلم‌ها به صورت تمثیلی و سمبلیك ساخته می‌شوند ــ كه این شیوه‌ای غیرواقعی و خلاف معمول است ــ بنابراین نتیجه می‌گیریم كه محتوای این فیلم‌ها نیز غیرواقعی و خلاف عرف بوده است كه نمی‌توان آن را به صراحت بیان كرد. و چنانكه خواهیم دید كتاب مقدس یهود هم به خلاف این اندیشه شهادت می‌دهد.
مرگ دینفس را می‌توان یك نوع عملیات استشهادی تلقی كرد كه مرا به جهت برخی شباهت‌ها به یاد قصه «طوطی و بازرگان» در دفتر اول مثنوی می‌اندازد. آن طوطی هندی در ظاهر جان داد و بازرگان خبر مرگش را برای طوطی خود آورد بدون اینكه از محتوای آن پیام آگاه باشد. ارباب تلویزیون كه این فیلم را مكرراً پخش كرده‌اند5 ظاهراً از محتوای پیام آگاه نبوده‌اند. ما حسن ظن خود را بدیشان كماكان حفظ می‌كنیم.

تورات آموزة صهیونیسم را تأیید نمی‌كند

آیا اندیشة صهیونیسم در تورات كنونی وجود دارد؟ در ابتدا بایست گفت وقتی خداوند بنی‌اسرائیل را از مصر بیرون آورد تا به فلسطین بازآورد، در واقع اولین دورة تبعید این قوم به سبب گناه عظیمِ فروختن یوسف، به پایان رسیده بود (سفر پیدایش 15/ 13 تا 16). در میانة راه در كوه سینا حضرت موسی(ع) كتاب عظیم‌القدر تورات را برای ایشان آورد. طبق آنچه كه در همین تورات كنونی مذكور است خداوند به بنی‌اسرائیل حكم كرده است كه اگر در راه حق سلوك كنید در نفرات كثیر شده و در عمر و محصول خود بركت می‌یابید، و دشمنانتان منهزم گشته و شما برای ابد در این زمین سكونت خواهید كرد. لیكن اگر به گناهانی همچون بت‌پرستی، رباخواری، رشوه‌گیری، ظلم، قضاوت ناعدل، زنا، دزدی، شرارت و... و تحریف شریعت خدا بپردازید، آنگاه خداوند قادر متعال قوم را هلاك نموده و خودش ریشة ایشان را از زمین مقدس كنده و در جهان پراكنده خواهد ساخت (ابواب 27 تا 31 سفر تثنیه). اما چه می‌توان گفت در مورد این قوم كه هنوز پایش به ارض موعود نرسیده مكرراً با حضرت موسی(ع) منجی خود درآویختند (سفر خروج 14/ 11 – 16/ 2 – 17/ 3 – سفر اعداد 20/ 3)، و به زنا با قوم موآب پرداختند (اعداد، باب 25)، گوسالة زرین و بت‌های دیگر پرستیدند (خروج 32/ 19 – اعداد 25/ 2 و 3) و مكرراً لعنت خداوند را بر جان خود خریدند. حتی وقتی كه به آستانة زمین فلسطین (كنعان) رسیدند، فرمان خداوند در جهاد و وعدة نصرت او در آزادسازی زمین از شر عمالیق را نادیده گرفته منتظر می‌بودند تا همانطور كه حضرتش برای هلاك فرعون عمل نموده بود (خروج 14/ 14)، این نوبت نیز خداوند ساكنان فعلی زمین را بدون دخالت ایشان منهزم كند (تورات: سفر اعداد ابواب 13 و 14 ـ قرآن: مائده/ 20 تا 26). لهذا به فرمان تكوینی خداوند، ایشان چهل سال در بیابان سرگردان گشته و نسل بعدی به رهبری یوشع(ع) وصی موسی(ع) به زمین مقدس داخل شدند.
خداوند در تورات بدیشان برای زندگی در این زمین تا دو نوبت مهلت داد. هشتصد سال بعد پس از شریر گشتن وافر قوم، نوبت اول با حملة بخت‌النصر و هلاكت اكثر یهود و اسارت بردن اندكی از ایشان به بابل به پایان رسید. اما خداوند وعده كرده بود كه فرصتی دیگر به آنها خواهد داد ( عهد عتیق: نحمیا 1/ 7 تا 10 ـ قرآن: إسراء/ 6 - مائده/ 71). با فتح بابل به دست كورش و آزادی اسیران یهود به دست وی، ایشان به فلسطین بازآمده و ششصد سال دیگر در آن زندگی كردند. در انتهای این ایام حضرت عیسی(ع) از طرف خداوند كوشید تا قوم را موعظه كرده توبه دهد. اما در نهایت آن شد كه عقوبت دوم نیز برای این قوم در سال 70 میلادی با حملة تیتوس پسر امپراطور روم از راه رسید. تیتوس پس از محاصرة پنج ماهة اورشلیم و قحطی شدید ایشان، كشتار عظیمی در آن صورت داد. از آن پس الباقی یهود به حكم خداوند از فلسطین رانده شده و در سراسر زمین پراكنده گشتند تا نمونه و مثلی برای سایر ملت‌ها باشند (تثنیه 28/ 37 - 29/ 24 تا 28 –ارمیا 29/ 18). اكنون فقط سه سبط از اسباط دوازده گانة بنی‌اسرائیل باقی مانده‌اند و نُه سبط دیگر به‌سان قوم لوط منقرض گشته‌اند، چنانكه در تثنیه 29/ 23 نیز پیشگویی شده.


یهود خود بهتر از هر كس دیگر می‌داند كه مهلت و نوبت ایشان برای زندگی در زمین مقدس، به سبب فساد كردن دائمی در آن، پایان رسیده است. مطابق آنچه در تلمود یهود مكتوب است، خداوند وعده كرده است كه اگر ایشان صالح شده و توبه كنند او نیز الباقی ایشان را به ارض مقدس بازمی‌گرداند. این البته سخن حقی است و قرآن در سورة إسراء/8 یهود را بدان دلالت كرده است. اما یهود نه‌تنها از اعمال شریرانة پدران خود تبرّی نجسته بلكه در این دو هزار سال نیز به همان قیاس عمل نموده و عملاً ثابت كردند كه میراث‌بر واقعی اجداد خود هستند.
اما آنچه را كه صهیونیست‌ها اكنون از كتاب مقدس در مورد وعدة بازگشت به زمین مقدس به ما نشان می‌دهند، در واقع مربوط است به وعده‌ای كه 2500 سال قبل با اتمام دوران اسارت بابلی محقق شده است. اما همین صهیونیست‌ها عبارت‌های كثیر تورات و كتب انبیائشان كه در آنها مكرراً از عاقبت شوم یهود و لزوم بیرون راندن ایشان از زمین مقدس تذكار داده است، را مغفول می‌گذارند. مطالعة این عبارات و نیز صادق آمدن آنها، حیرت شدیدی را حتی در عقلا برمی‌انگیزد. بلكه بایست گفت كه این از معجزات خداوند است كه در این تورات كنونی كه یهود به ما نشان می‌دهد این مطالب كثیر به شرارت این قوم شهادت می‌دهد. برای نمونه كلام خداوند از طریق حضرت موسی(ع) در خصوص نتایج زندگی شریرانة ایشان در زمین مقدس پیش از ورود بدان، حضوراً بدیشان ابلاغ شد و در تورات فعلی نیز مكتوب است:
اگر به‌ عمل‌ نمودن‌ تمامی‌ِ كلمات‌ این‌ شریعت‌ كه‌ در این‌ كتاب‌ مكتوب‌ است‌ هوشیار نشوی‌ و از این‌ نام‌ مجید و مهیب‌ یعنی‌ یَهُوه‌ خدایت‌ نترسی‌ آنگاه‌ خداوند بلایای‌ تو و بلایای‌ اولاد تو را عجیب‌ خواهد ساخت‌. یعنی‌ بلایای‌ عظیم‌ و مزمن‌، و مرض‌های‌ سخت‌ و مزمن‌. و تمامیِ‌ بیماری‌های‌ مصر را كه‌ از آنها می‌ترسیدی‌ بر تو باز خواهد آورد و به تو خواهد چسبید. و نیز همه‌ مرض‌ها و همه‌ بلایایی‌ كه‌ در طومار این‌ شریعت‌ مكتوب‌ نیست‌ آنها را خداوند بر تو مستولی‌ خواهد گردانید تا هلاك‌ شوی‌. و گروه‌ قلیل‌ خواهید ماند برعكس‌ آنكه‌ مثل‌ ستارگان‌ آسمان‌ كثیر بودید زیرا كه‌ آواز یهوه‌ خدای‌ خود را نشنیدید. و واقع‌ می‌شود چنانكه‌ خداوند بر شما شادی‌ نمود تا به‌ شما احسان‌ كرده‌ شما را بیفزاید همچنین‌ خداوند بر شما شادی‌ خواهد نمود تا شما را هلاك‌ و نابود گرداند و ریشة شما از زمینی‌ كه‌ برای ‌تصرفش‌ در آن‌ داخل‌ می‌شوید كنده‌ خواهد شد. و خداوند تو را در میان‌ جمیع‌ امت‌ها از كران‌ زمین‌ تا كران‌ دیگرش‌ پراكنده‌ سازد. (تثنیه‌ 28/ 58 تا 64)
آنگاه حضرت موسی(ع) به علم نبوتش عاقبت ایشان را به كاهنان قوم اینطور پیشگویی فرمود:
موسی به لاویانی كه تابوت عهد خداوند را برمی‌داشتند وصیت كرده گفت: این كتاب تورات را بگیرید و آن را  در پهلوی تابوتِ عهد یهوه خدای خود بگذارید تا در آنجا برای شما شاهد باشد. زیرا كه من تمرّد و گردن‌كشی شما را می‌دانم. اینك امروز كه من با شما زنده هستم بر خداوند فتنه انگیخته‌اید. پس چند مرتبه زیاده بعد از وفات من؟ جمیع مشایخِ اسباط و سروران خود را نزد من جمع كنید تا این سخنان را در گوش ایشان بگویم و آسمان و زمین را بر ایشان شاهد بگیرم. زیرا می‌دانم كه بعد از وفات من خویشتن را بالكل فاسد گردانیده، از طریقی كه به شما امر فرمودم خواهید برگشت. و در روزهای آخر [اقامت خود در فلسطین] بدی بر شما عارض خواهد شد. زیرا كه آنچه در نظر خداوند بد است خواهید كرد و از اعمال دست خود خشم خداوند را به هیجان خواهید آورد. پس موسی كلمات این سرود را در گوش بنی‌اسرائیل تماماً گفت. (تثنیه 31/ 25 تا 30)

پی‌نوشت‌ها
1- كلمه «بِت» همچنین در اسامی برخی از شهرهای فلسطین همچون بیت لحم، بیت صیدا، بیت شمس نیز به كار رفته است.
2- مطابق آنچه كه در عنوان‌بندی پایانی آمده است، جناب فیلمنامه‌نویس در سكانس اول فیلم در نقشی كوتاه ظاهر شده و به همراه رابرت دووال ماشین رها شدة دیفنس را از جاده كنار زده است.
3- این اقوال یادآور فیلم وسترن مرد بی‌ستاره /كینگ ویدور( 1955) است كه كرك داگلاس (پدر مایكل) به صاحبان مزارع تگزاس همین اعتراض را داشت كه چرا بر مزارع خود سیم خاردار نصب كرده‌اند.
4- از كارهای سینمایی كرك داگلاس در این خصوص، می‌توان به فیلم تلویزیونی بازماندگان هولوكاست /جك اسمایت (1983) Holocaust Survivors…Remembrance of Love / Jack Smight  اشاره كرد.
5- فیلم سقوط اولین نوبت در سال 1379 از شبكه سوم سیما پخش شد و دو نوبت نیز از برنامه سینما یك در سال 1383. تا آنجا که ما خبر داریم آخرین پخش این فیلم یکشنبه 13 تیر 1389 از شبکه اول سیما بوده است.

مشرق: با دقت در عرصه فرهنگ سازی جهانی به مواردی خاص بر خواهیم خورد که نظام های غربی به خصوص نظام آمریکا و انگلستان با تغذیه از سرمایه های مالی و انسانی یهود، به شدت و با اصراری بسیار عجیب سعی در گسترش و تبلیغ آنها در میان مردم خود و دیگر ملت ها دارند. یکی از این موارد که شدیدا مورد توجه نظام فرهنگ سازی غرب بوده «همجنس بازی» است.

حتی اگر حمایت این نظام ها از افراد همجنس باز را (به عنوان افرادی که از نظر روانی در گرایش های طبیعی انسانی دچار مشکل شده تعادل خود را از دست داده و نیارمند کمک ها و درمان های روانکاوانه هستند) از منظر دعاوی حقوق بشری نگریسته و قبول کنیم باز تناسبی بین هجم تبلیغات و حمایت های بی حساب مالی و سیاسی و اجتماعی از این افراد و تعداد آنها در جوامع مختلف نخواهیم یافت. برای مثال تنها 1.5 درصد از مردم انگلستان را همجنس بازان تشکیل می‌دهند و گستردگی حمایت و پافشاری بر ارائه خدمات و به رسمیت شناختن این اقلیت بسیار کوچک هیچ تناسبی با تعداد آنها و یا قدرت اثر گذاری آنها بر جریان سیاسی و اجتماعی کشور ندارد.



سیاست های فرهنگی غرب در تلاش است پرچم ننگین همجنس بازی را در دنیا بیافرازد اما چرا؟

اینجاست که این سوال مطرح می شود که چرا غرب در تلاشی مصرانه سعی در گسترش پدیده ضد انسانی همجنس بازی دارد؟

چرا امروزه بخشی از برنامه ریزی های سیاسی، اجتماعی و فرهنگی غرب علنا به حمایت از توسعه همجنس بازی در میان مردم خود و ملت های سراسر جهان اختصاص یافته است؟ نظام سیاسی غرب چه سودی از همجنس باز شدن افراد می برد که اینچنین به حمایت از نهادهای حامی همجنس بازی پافشاری کرده و به انحاء مختلف سعی در عادی سازی و قبولاندن طبیعی بودن این پدیده غیر طبیعی به بشریت دارد؟ اگر تنها نگاه انسانی و حقوق بشری موجب این سطح از فعالیت های حمایتی است چرا به این افراد به صورت کسانی که به هر دلیلی (روانشناختی، جامعه شناختی و یا فیزیولوژیک) از مسیر تعادل و طبیعت بشری خارج شده و نیاز به کمک و درمان دارند تا بیش از این در باتلاق اعمال ضد اخلاقی و ضد نهاد خانواده فرو نروند؛ نگریسته نمی شود؟!

بلکه برعکس با تشویق، تبلیغ، حمایت و عادی نشان دادن این پدیده، این افراد بیمار را هرچه بیشتر به اعماق دره های ضد اخلاقی فرو می کشانند؟! شایان توجه است که موضوع حمایت از همجنس بازی مرز نگرش ها و گرایش های سنتی سیاسی را نیز درنوردیده و به نظر می رسد به صورت یک سیاست استراتژیک همگانی برای نظام های غربی درآمده است. از همین رو می بینیم که دیوید کامرون محافظه‌کار در انگلستان سیاست های مشابهی با اوبامای دموکرات در آمریکا در مورد حمایت از همجنس بازی در پیش گرفته است!



ترویج همجنس بازی یک استراتژی فرهنگی مهم و هدف دار برای غرب است.


در انگلستان از سال 2004 به بعد زوج های همجنس باز از حقوق و مزایای زوج های عادی برخوردار شده اند و عده ای از مقامات دولتی در خواست کرده اند که ازدواج همجنس بازان در سراسر انگلیس تا سال 2015 به صورت قانونی تایید شود. در آمریکا نیز شبکه سی‌ان‌ ان گزارش داده است که 53 درصد مردم خواهان قانونی شدن همجنس‌بازی در ایالت‌های این کشور هستند.
در واقع در اروپا و آمریکا دستگاه فرهنگ سازی غرب در حال کسب موفقیت و رسیدن به اهداف خود در تبدیل همجنس بازی از یک پدیده شنیع و غیر اخلاقی به یک موضوع عادی اجتماعی است. تا جایی که هم اکنون هرگونه موضع‌گیری بر علیه همجنس ‌بازی و همجنس بازان در غرب جرم محسوب شده و فرد مخالف توهین کننده محسوب شده و تحت پیگرد قانونی قرار می گیرد
. در ابتدا به برخی از مصادیق حمایت و ترویج همجنس بازی از سوی دنیای غرب می پردازیم:


افراشتگی نماد همجنس بازان در انگلیس


وانمودن همجنس‌ بازی به عنوان اتفاقی ژنتیکی

با این که همجنس بازی از نظر علمی یک انحراف جنسی است برنامه های تبلیغی غرب سعی می کنند آن را به عنوان یک اتفاق ژنتیکی مطرح کنند. این تلاش از آنجا نشات می گیرد که در صورت قبول ژنتیکی بودن این انحراف دیگر نمی توان به افراد منحرف خرده گرفت. زیرا ژنتیک امری است که از دست آنان خارج بوده و این افراد بدون این که حق انتخابی داشته باشند با این گرایش زاده شده اند! در نتیجه راه بر هرگونه اعتراض بسته خواهد شد.

این در حالی ایت که هیچ تحقیق مساقل علمی این مطلب را اثبات نکرده و نتایج تحقیقات همواره عکس آنچه بوده که در رسانه های غربی ترویج می شود.


تلاش برای تغییر بدیهی ترین تعریف بشر از خانواده

تحقیر نهاد خانواده و تعریف اصیل آن از سوی سکان داران سیاست های اجتماعی غرب به درجه تحیر آوری رسیده است. هیچ گاه در تاریخ زندگی بشر، حداقل تعریفی که از خانواده وجود داشته چیزی غیر از پیوند یک زن و یک مرد جهت تولید نسل و نگهداری از فرزندان و رشد دادن آنها نبوده است. هم اکنون در قرن حاضر نظام غرب به تلاش برای دگرگون سازی این تعریف غریزی دست زده و به تدریج در حال زمینه سازی برای این تحریف بزرگ است.

حذف نام پدر و مادر از پاسپورت‌ آمریکایی ‌ها و انگلیسی ‌ها یکی از این موارد است که به جای آن از عبارات والد 1 و والد 2 استفاده می‌شود. از سوی دیگر دولت های آمریکا و انگلیس پرورشگاه ‌ها را تحت فشار قرار داده اند تا به زوج ‌های همجنس باز فرزند اعطا کنند! در قدمی دیگر درخواست مضحک و تمسخر آمیز از کلیسا برای انجام مراسم ازدواج همجنس بازان بر اساس موازین مذهبی (؟!) همواره از سوی نظام غرب مطرح می شود که شدت تحقیر کلیسا و آیین های مذهبی آن از سوی سیاستمداران را به نمایش می گذارد.



همجنس بازان از اوباما تشکر می کنند


تبلیغ کمک مالی به پیشبرد همجنس بازی

جالب توجه است که همچون کمک به فقرا و سیل زدگان و گرسنگان، همجنس بازان نیز از سوی برنامه ریزان اجتماعی غرب در ردیف افراد مستحق کمک قرار گرفته و انجام این کار از طریق وارد کردن سازمان های خصوصی شناخته شده برای مردم سراسر جهان به این موضوع، به صورت یک ارزش جلوه داده می شود. از همین رو مدیر عامل آمازون دو میلیون و 500 هزار دلار به کمپینی کمک کرده‌ که در راه دفاع از قانون ازدواج همجنس‌ بازهای ایالت واشنگتن آمریکا فعالیت می‌کند.


چرا بیل گیتس 100 هزار دلار به همجنس بازان اختصاص می دهد؟

"استیو پالمر"، مدیرعامل مایکروسافت و "بیل گیتس"، بنیانگذار مایکروسافت نیز هر کدام 100 هزار دلار به حمایت از قانونی شدن ازدواج همجنس بازها اختصاص داده اند. چرا این مبالغ برای درمان این افراد و بازگرداندن ایشان به زندگی طبیعی و عادی صرف نمی شود؟!

 

تبلیغ هم‌جنس ‌بازی در فضای مجازی

اینترنت توانسته است در مدتی كوتاه عادات و روش های زندگی افراد را دچار دگرگونی كند و قدرت آن را دارد که حتی اصول و باورهای اخلاقی و رفتار جنسی افراد را نیز تغییر دهد. سوء استفاده از اینترنت در جستجوهای جنسی زمینه ساز ابتلا به اختلال های جنسی از جمله همجنس بازی است.

علاوه بر سایت های فراوان تبلیغ کننده همجنس بازی، شبکه های اجتماعی مانند فیس بوک نیز در تکاپو برای عادی نشان دادن زندگی جنسی دو همجنس با هم دیگر هستند. اخیرا فیس بوک آیکن ازدواج دو همجنس را به امکاناتش اضافه کرده است و برخی از افراد دخیل در سطوح مدیریتی آن خود همجنس باز بوده و اقدام به ازدواج با همجنس خود کرده اند. علاوه بر دنیای اینترنت در برخی از بازی های رایانه ای که قشر درگیر با آن را اکثرا نوجوانان تشکیل می دهند؛ امکان ازدواج هم‌ جنسان در بازی وجود دارد و کاربر بازی آزادی ازدواج با هر کسی را دارد.


جشن ازدواج همجنس بازان در تورنتوی کانادا!!

عرصه هنر و ادبیات

فضای آثار ادبی در یک دهه اخیر مملو از مضامین همجنس‌ بازانه بوده است. پیشتر نوشتن در مورد همجنس‌بازی نوعی انحراف اخلاقی شناخته می شد. اما در طول سه دهه اخیر دستگاه فرهنگ سازی غرب تغییرات اساسی در نگاه جامعه به این پدیده ایجاد کرده است تا جایی که در انگلستان، آمریکا و کانادا با کمک سرمایه داران یهودی جوایز ادبی بین ‌المللی با موضوع همجنس ‌بازی تاسیس شده‌ است که می توان به جایزه ادبی «استون وال بوک» در انگلستان، جایزه ادبی «داین اوگیلوی» در کانادا و جایزه ادبی "لامبادا" در آمریکا اشاره کرد.

همچنین در عرصه فیلم نیز جشنواره فیلم‌هایی با موضوع همجنس‌ بازان هر ساله در لندن، توکیو و شهرهایی در آمریکا از جمله سیاتل، نیویورک، فیلادلفیا . برخی شهرهای اروپایی برگزار شده و به فیلم های برگزیده جایزه داده می شود.


هالیوود

هالیوود از دهه 50 به یکی از بزرگ ترین و موثرترین ابزارهای فرهنگی برای وارد کردن همجنس بازی به زندگی بشر تبدیل شده است. در آثار هالیوود همجنس بازی عادی سازی شده و به آن مشروعیت داده می شود. افراد همجنس باز از هر طبقه ای به صورت کاملا مثبت به تصویر کشیده می شوند. رهبران و سیاست مداران بزرگ، قهرمانان و افراد موثر در آثار هالیوود می توانند همجنس باز باشند. ترویج همجنس بازی در فیلم های کمدی هالیوود که دارای مخاطب فراوان جهانی است جایگاه مهمی دارد. برای قبح زدایی و یا به گفته خودشان تابو شکنی از همجنس بازی، هالیوود تلاش دارد که از روابط همجنس بازان فیلم های مثبتی ارائه دهد. «هاوارد برگمن»، مسئول تبلیغات هالیوود كه خود را «پیشكسوت همجنس بازی» معرفی می كند بارها از مضامین همجنس بازی در آثار هالیوود دفاع کرده است.


یک نظامی همجنس باز اسرائیلی
در رژه همجنس بازان در تل آویو


ارتش همجنس بازان

یکی از وعده‌های انتخاباتی اوباما اعطای آزادی به همجنس‌ بازان در ارتش آمریکا بود. قانون «نپرس، نگو» موجب محدودیت استخدام همجنس بازان در ارتش آمریکا می شد که در یک حرکت تبلیغاتی برای انتخابات ریاست جمهوری 2012 توسط اوباما لغو شد. اوباما ادعا می کند این کار را برای برقراری برابری بین همجنس بازان و دیگر اقشار جامعه انجام داده است .

اوباما در این مورد می گوید: «من ملتزم به برقراری برابری همجنس بازان با دیگر اقشار جامعه هستم. من همیشه و در همه حال از اتحادیه همجنس‌ بازان حمایت خواهم کرد و لغو قانون «نگو و نپرس» نشان دهنده حمایت های من از این گروه است». فعالان اتحادیه همجنس‌ بازان نیز متقابلا حمایت‌های خود را از اوباما در انتخابات 2012 ریاست جمهوری آمریکا ابراز داشته اند.


اوباما  که خود متهم به همجنس بازی است
در توجه به همجنس بازی گوی سبقت را از روسای جمهور پیشین آمریکا ربوده است!


آموزش همجنس بازی در مدارس آمریکا

به دنبال حمایت های مقامات آمریکایی از همجنس بازان در آمریکا و سخنرانی انتخاباتی اخیر اوباما در میان هم جنس بازان آمریکایی، مدارس ایالت کالیفرنیا نیز آموزش همجنس بازی را وارد دروس خود کردند. به پیشنهاد یک دانشگاه یهودی در کالیفرنیا آموزش همجنس بازی به کتب درسی دانش آموزان اضافه شده و تدوین این کتاب ها نیز از سوی همین دانشگاه انجام گرفته است. این آموزش برای کلیه دانش آموزان مدارس کالیفرنیا اجباری است.

 

 

باز هم نقش یهود

همچون اکثر مفاسد گریبان گیر بشر در اینجا نیز سرمایه‌های مالی و انسانی یهود در خدمت فرهنگ سازی گسترده برای اشاعه همجنس بازی بوده که در سه حوزه فرهنگی و هنری، تبلیغی و سیاسی فعال بوده است. این فعالیت ها از تاسیس جوایز ادبی اختصاصی برای نویسندگانی که با موضوع همجنس‌بازی می‌نویسند تا حمایت سیاسی اجتماعی رژیم صهیونیستی از همجنس بازها در کشورهای مختلف به خصوص کشورهای اروپایی دامنه داشته است. بر اساس یک نظرسنجی که از سوی "آمریکن ایرلاینز" و پایگاه اطلاع‌رسانی "گی‌سیتی" به انجام رسیده است، تل آویو از نظر همجنس‌ بازان محبوب‌ ترین شهر روی زمین محسوب می شود.

 

 


تل آویو  برای همجنس بازان بهشت روی زمین محسوب می شود.


رژیم صهیونیستی یکی از ترویج کنندگان همجنس‌بازی در جهان است و اقدامات تبلیغی فراوانی مانند برگزاری رژه همجنس بازان در کشورهای مختلف را سامان می دهد. «مایکل اورن»، سفیر رژیم صهیونیستی در کنفرانس سالانه همجنس‌ بازان در آمریکا می گوید: «همجنس‌بازان در اسرائیل بخشی جدا نشدنی از جامعه هستند و چنین افرادی در بخش‌های مختلف جامعه اعم از ارتش، کنست، قوه قضائیه، پزشکان، مهندسان، مدرسان و فلاسفه دیده می شوند؛ اسرائیل بهشت همجنس‌ بازان است».

وی یکی از افتخارات رژیم صهیونیستی را سازماندهی راهپیمایی جهانی همجنس‌ بازان در طی سال‌ های اخیر می داند. در عرصه سیاسی داخلی نیز رژیم صهیونیستی دست همجنس بازان را باز گذاشته است تا جایی که «دان سلیور»، نماینده همجنس‌ بازان در حزب کار این رژیم، خود را برای راهیابی به کنست در فهرست انتخاباتی این حزب نامزد کرد. او اولین همجنس‌بازی بود که به طور آشکارا خود را نامزد انتخابات کنست کرد که مورد موافقت "شلی یاحی موویچ"، رئیس حزب کار نیز قرار گرفت. اهمیت حمایت از همجنس بازی برای اسرائیل به حدی رسیده است که در مدرسه علوم دینی یهودیان محافظه کار، مسئله خاخام شدن همجنس‌بازان زن و مرد مورد موافقت قرار گرفته و بر این اساس همجنس بازان می‌توانند خاخام شده و به برگزاری آیین های مذهبی یهود بپردازند!

 


همجنس بازان می‌توانند خاخام شده و به برگزاری آیین های یهودی بپردازند!


اهداف ترویج همجنس بازی

به انقیاد کشیدن انسان و رام کردن او در تمامی جوانب وجودی اش در برابر خواسته های شیطانی نظام سلطه جهانی هدف غایی این نظام است. این نظام برای رسیدن به این هدف از تمامی ظرفیت های خود استفاده کرده و برنامه ریزی های دقیق و بلند مدتی برای آن انجام داده است. تغییر طبیعت انسان و گرایش های او برای ساختن یک موجود مسخ شده تهی از روح پرسشگر و معترض و طغیان کننده که در برابر هرگونه خواسته سیستم سیاسی و فرهنگی رام است بدون از هم گسستن خانواده ممکن نخواهد بود.

از بعد روانشناختی فرد همجنس باز یک فرد پذیرنده است که آماده پذیرش هرگونه خواسته و دستوری است. با نگاهی به زندگی افراد همجنس باز معروف به خصوص در عرصه هنر و سیاست به خوبی مشخص است که این افراد تا چه اندازه در خدمت نظام سیاسی و فرهنگی ضد انسانی غرب هستند. در واقع به نظر می رسد نظم نوین جهانی در حال تربیت نیروی انسانی ویژه ای برای خود در میان ملت های مختلف است که کاملا رام بوده و هیچگونه حس مقابله درونی در آنها وجود نداشته باشد. حمایت همزمان سرمایه داران یهود از جبهه های مختلف نظم نوین جهانی و سیاستمدارن مدافع همجنس بازی و نیز خود همجنس بازان نشان دهنده وجود برنامه ای دراز مدت و بسیار دقیق برای آماده کردن جمعیتی منقاد، رام و سر به زیر برای دست یابی به اهداف بعدی است.

 

 


سرمایه داران یهودی بزرگترین حامیان همجنس بازی در دنیا هستند


همجنس بازی مفسده ای است که از لحاظ اجتماعی به فروپاشی کانون خانواده، انقراض نسل و فساد جامعه منجر می‌شود. با تغییر تعریف خانواده و باز کردن راه برای مضحکه ای به نام ازدواج همجنسان و ترویج و کمک به توسعه این پدیده شنیع، نظام شیطانی در تلاش است در کنار ضربات مهلکی مانند ترویج فمینیسم و اشاعه پورنوگرافی ضربه ای دیگر بر پیکر خانواده بزند. از این روست که نهاد خانواده روز به روز در غرب بیشتر رو به نابودی می‌گذارد و رشد صفر یا منفی جمعیت آن به مشکل بزرگی برای سیاست مداران غرب بدل شده است. تا جایی که برخی از سیاسیون اروپایی از تصویب قانون مجازات تبلیغات همجنس‌گرایی دفاع کرده و هدف آن را کمک به زاد و ولد انسان ها، حمایت از ارزش های سنتی و مبارز علیه بحران جمعیتی عنوان کرده اند.

بسیاری از کارشناسان معتقدند دولت آمریکا با هدف کنترل جمعیت این کشور و جهان دست به اقداماتی همچون ترویج همجنس بازی می پردازد تا مسیر ازدواج و باروری را در مردم خود و مردم کشورهای دیگر مختل کند.

 

 

منابع و مآخذ:

 

 

https://www.nytimes.com/2011/07/15/us/15gay.html?_r=1

http://parenting.families.com/blog/homosexual-agenda-being-promoted-in-schools

http://www.huffingtonpost.com/2012/04/20/gay-rabbis-approved-in-israel_n_1439936.html

http://www.ynetnews.com/articles/0,7340,L-4229064,00.html

http://www.huffingtonpost.com/2012/05/23/obama-campaign-gay-rights_n_1540705.html

http://www.huffingtonpost.com/2011/07/14/california-gay-history-law-jerry-brown_n_898745.html

http://israelgaynews.blogspot.fr

http://www.jesus-is-savior.com/Evils%20in%20America/Feminism/feminisms_dead_end.htm

http://www.newswithviews.com/Stang/alan9.htm

https://www.npr.org/2012/06/04/154279534/israel-presents-itself-as-haven-for-gay-community

http://www.illuminati-news.com

http://www.guardian.co.uk/commentisfree/2010/jul/01/israels-gay-propaganda-war

http://www.guardian.co.uk/world/2012/may/12/obama-gay-marriage-presidential-race

به گزارش موعود به نقل از پرس تی‌وی، یک تحلیل‌گر سیاسی می‌گوید، هدف نهایی از بحران در سوریه تنها تغییر رژیم نیست بلکه تجزیه این کشور به عنوان مقدمه‌ای برای تجزیه اوراسیا و حفظ سلطه جهانی امریکا به عنوان یک ابرقدرت است.
مهدی داریوش ناظم رعایا، در مقاله‌ای که روز سه شنبه (۲۴ مرداد، ۱۴ اگوست) در وبسایت پرس تی‌وی منتشر شد، نوشت: «محاصره تحت حمایت امریکا علیه سوریه بخشی از تلاش‌های واشنگتن برای تجزیه منطقه اوراسیا و حفظ سلطه و برتری امریکا به عنوان یک ابرقدرت است.»
این تحلیل‌گر افزود: «واشنگتن هیچ رحمی به دوستان و دشمنان خود نمی‌کند و کشورهایی مانند ترکیه و عربستان سعودی در نهایت به عنوان گوشت دم توپ مورد استفاده قرار خواهند گرفت.»
وی در ادامه خاطر نشان کرد، طراحان راهبردی امریکا خواهان این هستند که منطقه شامل شمال آفریقا و خاورمیانه، قفقاز، آسیای مرکزی و هند تبدیل به سیاه چاله درگیری‌ها شوند.
ناظم رعایا در ادامه ضمن مقایسه وضعیت فعلی امریکا با اتحاد جماهیر شوروی سابق قبل از فروپاشی آن در سال ۱۹۹۱ تاکید کرد، امریکا در حال تجربه ناآرامی‌های اجتماعی و اضمحلال اقتصادی مشابهی (اگر بدتر نباشد) است که اتحاد جماهیر شوروی دقیقا قبل از فروپاشی تجربه کرد.
وی با تاکید بر این‌که مقامات امریکایی مصمم هستند که در مقابل از دست دادن برتری جهانی خود به هر قیمتی مقاومت کنند، نوشت: «واشنگتن ورشکسته است، از نظر اجتماعی دچار شکاف است و از نظر نژادی در حال قطبی شدن و همچنین به سرعت در حال از دست دادن نفوذ بین‌المللی خود است.»
این نویسنده با بیان این این که «به نظر می‌رسد پاسخ واشنگتن برای جلوگیری از سقوط خود، شعله‌ور کردن ناآرامی و فتنه در منطقه اوراسیا باشد»، افزود، امریکا این روند را در ابتدا از طریق بی‌ثبات‌سازی سه منطقه متفاوت، مشخصا آسیای مرکزی، خاورمیانه و آفریقای شمالی آغاز کرد.
ناظم رعایا در ادامه به چالش‌های مشکل‌ساز در حال ظهور در ترکیه به عنوان عواقب حمایت کشورهای منطقه از اقدامات تحت هدایت امریکا علیه سوریه اشاره کرد.
وی نوشت: «اردوغان، نخست وزیر ترکیه تلاش کرده است که سوریه را عامل وقوع درگیری‌ها در مناطق کردنشین ترکیه معرفی کند اما وی این واقعیت را که خشونت‌ها در این کشور نتیجه مستقیم مداخله ترکیه در سوریه است، نادیده می‌گیرد. سلاح‌هایی که اردوغان به سوریه می‌فرستد، نهایتا به ترکیه باز خواهند گشت (اگر تاکنون بازنگشته باشند) و از سوی نیروهای ضد دولتی مورد استفاده قرار خواهند گرفت.»
این نویسنده در پایان در مورد تاثیر بالقوه سناریو تحت حمایت امریکا روی صادرکنندگان عمده جهانی انرژی یعنی روسیه و کشورهای عضو اوپک هشدار داد.
وی نوشت: «وقوع جنگی بر سر منابع انرژی می‌تواند خرابی و ویرانی گسترده‌ای برای آفریقا و مناطق صنعتی اوراسیا به بار بیاورد. این امر در حالی ممکن است رخ دهد که امریکا در نیم‌کره غربی ایستاده و از فاصله‌ای مطمئن این جنگ را نظاره می‌کند» همانطور که در جنگ‌های جهانی اول و دوم این کار را انجام داد.

گزارش موعود به نقل از شبستان، همچنان بحث اوقات فراغت جوانان و نوجوانان حلقه مفقوده در مدیریت فرهنگی شهرها به شمار می رود.
در حالی که فصل تابستان به اواخر خود نزدیک می شود همچنان بحث اوقات فراغت جوانان و نوجوانان حلقه ی مفقوده در مدیریت فرهنگی شهرها به شمار می رود.
این موضوع باعث شده تا در برخی مناطق تهران، برخی از افرادی که میانگین سنی 16 تا 19 سال دارند اقدام به برگزاری نمایش های خیابانی رقص تکنو کنند.
اخبار رسیده به شبستان حکایت از مسابقات رقص گروههای 3 تا 7 نفره نوجوانان در برخی بوستان های شهری نظیر لاله، ملت، جمشیدیه و پردیس دارد.
در این مسابقات که بعضا با ایجاد مزاحمت برای خانواده های حاضر در بوستانها نیز همراه است ضمن پخش صدای موسیقی توسط بلندگوهای شارژی (اسپیکرهای سیار) و موبایل، افراد بخشی از مسیر تردد رهگذران را مسدود کرده و اقدام به انجام حرکات موزون می کنند.
این موضوع که به زعم کارشناسان ریشه در تجمیع انرژی جوانان و نیاز به تخلیه و ابراز هویت آنان در سطح جامعه و در میان دوستانشان دارد می تواند در صورت مدیریت مطلوب فرهنگی به زمینه های آموزشی، ورزشی و تفریحی هدایت شود.

 

تا سال 1945 میلادی غالب جنگ‏ها "جنگ سخت" بود. پس از آن با توجه به دو قطبی شدن جهان به بلوک شرق و بلوک غرب، دور جدیدی از رقابت ها میان آمریکا و شوروی سابق آغاز شد که به "جنگ سرد" مشهور شد. جنگ سرد ترکیبی از جنگ سخت و جنگ نرم بود که طی آن دو ابر قدرت در عین تهدیدهای سخت از رویارویی مستقیم با یکدیگر پرهیز می‏کردند.

مدعیان دروغین همچنان بازارشان گرم است و متناسب با ساده لوحی مریدان، هرچه افزون‌تر خود را به القاب جدید مفتخر می‌کنند و گویا کیسه‌دوزی آنها برای عوام زدگان، پایانی ندارد.
نمونه‌هایی از پرونده‌های مدعیان دروغین ماه‌های اخیر، همچنان باعث روشنگری است...

ـ دو فردی که خود را امامان سیزدهم و چهاردهم معرفی کرده و مشغول القای اعتقادات منحرف مذهبی به مردم بودند، به کوشش مأموران امنیتی به همراه اعضای باند خود دستگیر و روانه زندان شدند. علیرضاـ پ به همراه یکی از دوستان خود بنام قربانعلی ـ ص، در اصفهان از بی‌اطلاعی اطرافیان سوء استفاده کرده و ادعاهای عجیب و غریب بسیاری می‌کردند، ازجمله اینکه قربانعلی ـ ص مدعی می شود که سید حسنی است و علیرضا ـ پ نیز برای معروف نمودن و جلب مرید برای سید حسنی، فعالیت می کرده است.

ـ دختری که در یکی از روستاهای توابع اهواز، ادعای ارتباط با ائمه و شفای مریضان را داشت، دستگیر شد. ز ـ ج، دختر ۲۱ ساله چندی پیش ادعا کرد که امام حسین علیه السلام به خواب او آمده و به وی اجازه داده است تا مریضان را شفا دهد. پس از آن، م ـ ح و ح ـ ج برادر و پسرعموی وی، به تهیه و توزیع و تکثیر فیلم و سی دی های تبلیغاتی در سطح وسیع اقدام کردند. این جریان تا جایی گسترش یافت که در محل سکونت وی، انبوه مردم از شهرها و روستاهای دور حاضر شده و بستگان وی، نذورات مردم را جمع آوری می کردند. نامبرده پس از مدتی ادعا کرد که یک اصله نخل خرما و درخت کنار منزلش، قادر به شفای بیماران است.

ـ انتشار شایعه‌ای در میان عوام به شدت گسترش یافت که موجبات نگرانی منتظران واقعی را از هدف شایعه پراکنی، فراهم نمود. موضوع شایعه مذکور دیدن رؤیای تولد قاتل امام عصر عجل الله تعالی فرجه، توسط یک مرجع تقلید بود که در این خبر، رؤیت چهره قاتل توسط این مرجع گرانقدر مورد تأکید قرار می گرفت. شایعه پراکنان که متأسفانه برخی عوامل توزیع محصولات فرهنگی نیز در گسترش آن نقش ایفا کردند، با چاپ علائمی از ظهور منجی آخرالزمان، مدعی می شوند: مرحوم آیت الله العظمی بهجت، هنگام وضو، بی هوش شده و پس از به هوش آمدن و جویا شدن حال ایشان، بیان می دارند که هم اکنون قاتل امام زمان عجل الله تعالی فرجه به دنیا آمده و هنگام بی هوشی چهره او را در عالم رؤیا مشاهده کردم!

خبر فوق در آذربایجان و اصفهان با شدت بیشتری منتشر و نظرهایی درباره شهروند ایرانی بودن این قاتل داده می‌شود که موجبات دلسردی مردم متدین برخی از این شهرها را فراهم می‌آورد. از همین رو یکی از شاگردان این مرجع تقلید جهان تشیع در ملاقات با ایشان، موضوع را مطرح و از وی در خصوص صحت این شایعه سؤال می‌نماید که ایشان به شدت آن را تکذیب می کنند.

ـ مصطفی پسر سیدعلی برزنجی، از مدعیان مهدویت بود که در کردستان به تبلیغ خود می پرداخت و اکنون بعد از مرگ خود، در غیبت کبری به سر می برد! دو سایت اینترنتی به چهار زبان به تبلیغ نوشته‌ها و باورهای این مدعی دروغین مهدویت می پردازند. به اعتقاد ساده لوحان معتقد به او، اکنون بعد از کشته شدن در غیبت کبری به سر می برد. وی در سال ۱۹۵۵ میلادی، در روستای کومله، از توابع شهرستان سنگسر واقع در شمال استان سلیمانیه عراق متولد شد و در سال ۱۹۸۸ ادعای مهدویت کرد و مردم را به خود فراخواند.

این شخص در سفری به ایران سعی در جلب نظر علمای شیعه کرد که با مخالفت شدید علما رو به رو شد و دوباره به عراق پناه برد و سعی کرد با تحریک احساسات قومی کردهای عراق، جایگاه خود را بین آنها مستحکم نماید. به ادعای برزنجی، کلمات الله از سوی فرشته‌ای به او الهام شده و این نوشته‌ها از سوی خداوند برای او فرستاده شده است. به باور برخی از مردم سنگسر عراق، این مهدی دروغین روزی دوباره ظهور خواهد کرد، البته نه در مکه بلکه در کردستان عراق.

ـ سیداحمد الحسن با ادعای وصایت امام مهدی عجل الله تعالی فرجه، خود را یمانی معرفی کرده و به تبلیغ گسترده خود در دنیای اینترنت پرداخته و حتی مضحکانه، مدعی شده است تاکنون برای اکثر علمای شیعه، دعوت نامه مناظره فرستاده تا آنها ادعای او را بپذیرند. در بخشی از ادعاهای این فرد، در سایت اینترنتی‌اش آمده است: سید احمد الحسن از آیت الله سیستانی به شکل خاص دعوت به مناظره علمی کرده و یا هر شخص و با هر ادله و کتب و هرگونه سؤالات به صورت نامحدود می‌تواند با ایشان وارد مناظره شود و در مقابل، سید احمد الحسن فقط با تکیه بر قرآن کریم، پاسخگوی آنها باشد، اما باز هم نپذیرفتند.

یمانی دروغین، علاوه بر این ادعا، خود را مهدی نخستین می نامد و با سوء استفاده از روایاتی سعی دارد خود را مهدی موعود معرفی کند. این فرد کتابی با عنوان بلغ مبین به قلم شیخ ناظم العقیلی نیز در اینترنت به زبان های مختلف منتشر کرده است که در آن دلایل ادعا و نیز وظایف خود را برشمرده و از همه جهانیان و علما برای پیوستن به خود دعوت کرده است.

ـ علیرضا پیغان، فرد ناشناسی است که با ایجاد سایتی با نام منجی، به تبلیغ خود به عنوان مهدی موعود پرداخته و کتابی ۶۷۳ صفحه‌ای با عنوان قائم رادرباره ادعاهای خود، در این سایت منتشر کرده است. در بخش‌هایی از این کتاب، این مدعی دروغین مهدویت ادعا کرده است: امام دوازدهم شیعیان در آغاز غیبت کبری وفات کرده و قبر او در مکه موعود، یا همان جمکران قرار دارد. این مدعی در ادامه گفته است: بعد از امام دوازدهم، دو امام با نام های علی ظهور کرده که او آخرین آنها، ملقب به سید حسنی است که مهدی موعود زمان است.

ـ فردی در یکی از روستاهای استان هرمزگان ادعا کرده است که طی خوابی مأمور ساخت مسجدی در روستایی نزدیک بندرعباس به نام درگیر شده است. متولی مسجدی که به نام امام زمان عجل الله تعالی فرجه، در حال بناست، فردی است که ادعا می‌کند امام را در خواب دیده و فرمان ساخت چنین مسجدی را داده است. رواج شایعه مبنی بر کرامت، شفای مریضان در سطح استان، موجب ازدحام در این مکان شده است.

ـ یک زن ۴۵ ساله در دشتستان نیز ادعای دیدار با امام زمان عجل الله تعالی فرجه و شفای مریضان را نموده است. وی که اصالتا اهل هرم می‌باشد، در منزل یکی از نزدیکانش در شهرک فتح برازجان، به بهانه برپای مراسم عزاداری امام حسین علیه السلام، ادعای رابطه را بیان نموده است و مدعی است که چند مریض را شفا داده است.

... و اینها تنها نمونه‌های اندکی است از مدعیان ناراستین؛ و در راه است روزی ساده‌لوحان و عوام‌زدگانی که سفیهانه در انتظار ظهور افرادی هستند با ادعای نیابت، رؤیت، ملاقات و با ارائه توقیع و نامه و دست خط جعلی منتسب به آن حضرت.

سرخان مردان اف، از پژوهشگران و فعالان اسلامی کشور روسیه، در گفتگو با خبرنگار بخش بین الملل آینده روشن، با اشاره به این که کشور سوریه در حدود ۱۴۸ میلیون نفر جمعیت دارد و اکثر این جمعیت مسیحی هستند، عنوان کرد: مسیحیان این کشور تماما ارتدوکس هستند و علاوه بر آنها مسلمانان و یهودیان نیز در این کشور زندگی می کنند.

وی در ادامه عنوان کرد، در روسیه در حدود ۲۰ میلیون مسلمان زندگی می کنند که از این میان ۲ میلیون نفر شیعه هستند و نکته قابل توجه این است که شیعیان این کشور تماما شیعیان اثنی عشری هستند و به ۱۲ امام بر حق اعتقاد کامل دارند.

مردان اف، ارتباط مسیحیان و یهودیان این کشور را با مسلمانان و در بین مسلمانان رابطه سنی ها و شیعیان را رابطه خوبی عنوان کرد، ولی آنطوری که صد در صد رضایت از این موضوع وجود داشته باشد هم ندانست، و علت این موضوع را هم حوادث تروریستی عنوان کرد که در کشور های مختلف اتفاق افتاد و بیشتر تبلیغات منفی باعث شد که انگشت اتهام به سمت مسلمانان و خصوصا شیعیان گرفته شود.

دانش آموخته مدرسه امام خمینی(ره) قم در ادامه گفت: البته رابطه اصلی که از آن رابطه خوبی هم یاد میشود به دلیل اطلاعات اندکی است که مردم این کشور راجع به مسلمانان دارند و خرابکاری وهابیان این کشور را به پای مسلمانان مخصوصا شیعه نمی گذارند، زیرا در این کشور جمعیت قابل توجهی وهابی زندگی می کنند و مردم روسیه از آنها شناخت کافی دارند و نگرشهای آنها را کاملا می شناسند.

وی افزود: در کشور روسیه تحصیلات اسلامی انجام میشود و به اسم دانشگاه، چنددانشگاه اسلامی در این کشور فعالیت می کنند که اغلب تحصیلاتی که در این کشور انجام میشود، برای سنی ها است و چون تعداد شیعیان کم است، کلاسهایی که برای آنها برگزار میشود، تنها به صورت کلاسهای کوتاه مدت برگزار می شود.

مردان اف در ارتباط با عقیده مسلمانان این کشور به بحث مهدویت و در کل به بحث موعود، عنوان کرد: نه تنها در میان مسلمانان، بلکه در میان مسیحیان و یهودیان انتظار برای ظهور منجی وجود دارد، امام حتی در بین شیعیان هم انتظار برای ظهور حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف به گونه ای که در ایران نمود دارد، نیست.

وی در ادامه عنوان کرد: الحمدالله در کشور روسیه به اندازه ای که مردمان این کشور نیاز دارند، اعتقاد به امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف، وجود دارد و حتی در ایام مختلف از جمله نیمه شعبان، هزاران نفر جمع می شوند و به جشن برای ولادت امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف می پردازند، در این مراسم ها علاوه بر مسلمانان از سایر ادیان هم حضور پیدا می کنند و جمعیت به حدی زیاد است که ما همیشه از تعدادی که پیش بینی کرده ایم جمعیت بالاتری می آینده و همیشه جا کم می آید.

دانش آموخته مدرسه امام خمینی(ره) قم گرایش به اسلام در میان سایر ادیان این کشور خیلی بالا نداست و گفت: با اینکه تعداد این گرایشها به اندازه ای نیست که ما انتظار داریم، اما در سالهای اخیر این گرایشها رشد روز افزونی داشته و همه ساله برتعداد مراجعه کنندگان به دین اسلام و پذیرندگان آن اضافه می شود.

مردان اف و جمعی دیگر از دوستان خود که در ایران زندگی و تحصیل می کنند، برای ترویج فعالیت های اسلامی در کشورشان به انتشار ویژه نامه ای به زبان روسی و برای ترویج دین اسلام روی آورده اند، این ویژه نامه بیشتر به مسائلی پرداخته که بیشتر برای مسلمانان پیش می آید، وی در این باره می گوید: ما در این ویژه نامه سعی کردیم که مطالبی را بگذاریم که علاوه بر اینکه به درد مسلمانان بخورد و آنها را نسبت به مسائل دینی خود بیشتر آگاه کند، باعث جذب پیروان ادیان دیگر هم شویم، به همین دلیل سعی کردیم که مطالب را به صورت غیر مستقیم بیان کنیم.

وی افزود: در این ویژه نامه بخشهای مختلفی از جمله اخبار در دنیا، ایدئولوژی، سفر، تفسیر قرآن، احکام با توجه به اهمیت آن در روسیه، زن در اسلام از نظر علمای غرب، حجاب از دید علمای غرب، تربیت، طب، تمدن قدیم، شخصیت های برجسته، ورزش در اسلام، اماکن مختلف، دنیای علمی، آیا می دانید و آشپزخانه اسلامی وجود دارد.

وی در ارتباط با اینکه چه شد که به ایران آمد و از کجا درس اسلام شناسی را آغاز کرد، گفت: ۴ سال پیش و برای ادامه تحصیلات به ایران آمدم، من در روسیه دانشگاه حقوق را تمام کردم و برای ادامه تحصیل باید یک کشور دیگری را انتخاب می کردم، طبق مشورت یکی از دوستان که در ایران تحصیل می کرد، نسبت به تحصیل در این کشور رغبت پیدا کردم و این باعث شد که به ایران بیایم.

طالبان پاکستان با پخش اعلامیه‌ای در منطقه قبیله‌ای پاکستان درباره دانلود موسیقی و فیلم و عکس بر روی تلفن‌‌های همراه هشدار دادند.
به گزارش فارس، این اعلامیه به طور گسترده در مغازه‌های موبایل‌‌فروشی در منطقه "خیبر ایجنسی" توزیع شده است.

در این اعلامیه به صاحبان این مغازه‌ها هشدار داده شده که به خاطر آپلود فیلم و موسیقی روی تلفن‌های همراه مرتکب عمل غیراسلامی شده‌اند و باید با ترک شغل خود به کار دیگری روی آورند.

یکی از مقامات دولتی این منطقه نیز تأیید کرد که شبه‌نظامیان تحریک طالبان این اعلامیه‌ها را بین مغازه‌های موبایل فروشی توزیع کرده‌اند.

در این بیانیه به مغازه‌داران هشدار داده شده است که در صورت عدم اجرای دستورالعمل‌های این اعلامیه، عواقب ناگواری در انتظار آنان خواهد بود و این افراد هدف حمله طالبان قرار می‌گیرند.

مشرق: در این گزارش به فهرست کوتاهی از جنایات ضد بشری و ضد انسانی نظام آمریکا اشاره می‌شود. نظامی که در ورای دم زدن از حقوق بشر کارنامه سیاهی در احترام به اولین حق طبیعی هر انسان، «زیستن»، دارد. با اطلاع از ارتکاب چنین آزمایش‌هایی به نظر می‌رسد که بر اساس مانیفست شیطانی این نظام شیطان مدار هر گونه جنایت و ظلم و تعدی نسبت به وجود نوع «انسان» در مسیر بسط قدرت نظامی و تسلیحاتی این نظام آزاد بوده و مورد تایید سردمداران چپاول گر آن است .


1- آزمایش‌های مربوط به کنترل ذهن

در برنامه کنترل ذهن و پروژه موسوم به MKULTRA ، سازمان سیا در بخشی از آزمایش‌ها از مواد روان گردان استفاده کرد. هدف کلی این پروژه دست یابی به روش‌هایی برای تحت تاثیر قرار دادن، کنترل و استخراج اطلاعات از ذهن افراد بود. برای انجام برخی از این آزمایش‌ها دکتر کامرون (Donald Ewen Cameron) که از همکاران سیا بود؛ از بین بیماران پذیرفته شده در کلینیکش استفاده کرد. این بیماران اکثرا به دلیل افسردگی و اضطراب به کلینیک او مراجعه کرده بودند. درمانی که برای ان‌ها در نظر گرفته شد بخشی از پروژه سیا بود که زندگی طبیعی آن‌ها را دگرکون کرد.

در طی سال‌های ۱۹۵۷ تا ۱۹۶۴ دکتر کامرون به آزمایش شوک الکتریکی ۳۰ تا ۴۰ برابر مقادیر استاندارد بر روی این بیماران پرداخت. او از داروهایی استفاده کرد که بیماران را برای ماه‌ها به کما می‌برد. بیماران بسیاری در اثر این آزمایش‌ها توانایی تکلم و حافظه خود را از دست داده، هویت و پدر و مادر خود را فراموش می‌کردند. به جهت سهولت تدابیر امنیتی برخی از این آزمایش‌ها بر روی کودکان انجام می‌شد که تا تجاوزات جنسی نسبت به این کودکان توسعه یافته بوده است .


کامرون، شوک الکتریکی ۳۰ تا ۴۰ برابر مقادیر استاندارد را بر روی بیماران آزمایش می کرد.


2- آزمایش گاز خردل بر روی سربازان در اتاق‌های گاز

با شروع مطالعات بر روی تسلیحات بیولوژیک و شیمیایی در دهه چهل میلادی، ارتش آمریکا برای سنجش کارایی این تسلیحات و به منظور آمادگی در مقابله با حملاتی از این نوع آزمایش‌هایی را بر روی سربازان خود انجام داد. سربازان در حالی که هیچ اطلاعای از موضوع نداشتند تحت تاثیر گاز خردل و دیگر عوامل شیمیایی قرار گرفتند. برای آزمایش کارایی ماسک‌ها و لباس‌های ضد گاز، سربازان را پس از پوشیدن و نصب لوازم مربوطه در اتاق‌های گاز در بسته زندانی کرده و عوامل شیمیایی را‌‌ رها کردند. برخی از این عوامل به راحتی از لباس‌ها عبور کرده و پوست را می‌سوزاندند. تاول‌های دردناک و التهابات پوستی شدید از نتایج تماس این عوامل با پوست بود. در صورت استنشاق ریه سربازان شدیدا ملتهب شده و تنفس برای آن‌ها غیر ممکن می‌شد. گزارش‌هایی موجود است که نشان می‌دهد علاوه بر سربازان از بیماران بستری شده در بیمارستان‌های مختلف ارتش نیز به عنوان مدل آزمایشگاهی برای آزمایش مواد شیمیایی و بیولوژیک استفاده شده است.


 

3- بمباران شیمیایی مردم

برای بررسی چگونگی مدیریت حمله‌های احتمالی شیمیایی و بیولوژیک، ارتش با کمک سیا و دولت اقدام به رهاسازی برخی از عوامل شیمیایی بر روی شهرهای آمریکا کرد تا به عنوان مدلی برای مقابله با حمله‌های احتمالی استفاده کند. عوامل سیا در شهر Tampa Bay عامل سیاه سرفه را انتشار دادند که منجر به همه گیری شد و ۱۲ نفر جان خود را از دست دادند. در آزمایشی دیگر نیروی دریایی شهر سانفرانسیسکو را با عوامل بیماری زای باکتریایی آلوده کرد که در نتیجه بسیاری از مردم به پنومونی دچار شدند. ارتش در آوون پارک، ساوانا و چند جای دیگر میلیون‌ها پشه حامل ویروس‌های تب زرد و تب دانگو را‌‌ رها کرد که موجب بیماری‌های فراوانی از جمله تیفوئید، تب‌های مختلف، مشکلات تنفسی و تولد نوزادان مرده شد. عوامل ارتش تحت عنوان گروه‌های بهداشتی به منطقه اعزام شدند و به جای کمک رسانی بهداشتی واقعی به بررسی نتایج آزمایش پرداخته و از درمان مردم جلوگیری کردند.


 

4- آلوده سازی گوآتمالا

در دهه ۴۰ آمریکا اقدام به آزمایش کارایی پنی سیلین برای مقابله با سیفلیس بر روی شهروندان گوآتمالایی کرد. ابتدا از طریق رسوخ دادن فاحشه‌های آلوده به این بیماری در بین مردم، افراد بی‌اطلاع و برخی بیماران بستری در کلینیک‌های روانی و سربازان آلوده شدند. اما انتشار بیماری با این روش به حدی نرسید که مورد نظر تحقیقات بود. در نتیجه روش آلوده سازی مستقیم انتخاب شد که طی آن باکتری‌های سیفلیس بر روی بدن و صورت مردان پاشیده می‌شد.

در تعدادی از آلوده سازی‌ها باکتری از میان مهره‌ها به مایع نخاعی افراد تزریق شد. پس از آلوده سازی جمعیت مورد نظر، بررسی روش‌های درمانی شروع شد. اما عده‌ای از افراد آلوده شده بدون درمان‌‌ رها شدند. در اکتبر ۲۰۱۰ هیلاری کلینتون از بابت انجام این ازمایش‌ها توسط آمریکا عذرخواهی کرد و اعلام کرد بررسی‌هایی برای یافتن افرادی که احتملا آلوده شده و بدون درمان‌‌ رها شده‌اند شروع خواهد شد!


هیلاری کلینتون پس از 60 سال معذرت خواهی کرد!


5- بررسی اثرات بمب اتمی بر روی انسان

در طی پروژه منهتن که منجر به ساخت و آزمایش اولین بمب اتمی شد، اثرات مواد رادیو اکتیو از طریق تزریق پلوتونیوم به تعدادی از بیماران بیمارستان‌های ارتش و بیمارستان شیکاگو بررسی شد. این بیماران از موضوع بی‌اطلاع بوده و آزمایش کاملا به صورت سری انجام شد. در پروژه‌ای موسوم به Oak Ridge این آزمایش‌ها بر روی تعدادی از سربازان نیز انجام شد. اکثر این افراد در اثر صدمات ناشی از تزریق پلوتونیوم عمر کوتاهی داشته و جان خود را از دست دادند. در ماساچوست دکتر سوئیت (William Sweet) مامور تکرار آزمایش با استفاده از اورانیوم شد. او در سال ۱۹۴۷ بودجه‌ای از طرف پروژه منهتن در اختیار داشت و به بررسی آثار تزریق اورانیوم به بیماران پرداخت.


6- تزریق عامل شیمیایی نارجی (دیوکسیدین) به زندانیان

عامل نارنجی یکی از خطرناک‌ترین مواد شیمیایی در تسلیحات نامتعارف است که آمریکایی‌ها از آن در جنگ ویتنام استفاده کردند. به تصویر کشیدن اثرات این ماده بر روی انسان و همچنین نوزادان متولد شده از زنان در معرض قرار گرفته دشوار است. کمپانی Dow Chemical بعد از دریافت بودجه‌ای برای تولید این عامل با ارتش آمریکا در مورد آزمایش آن بر روی انسان همکاری کرد. دکتر کلیگمن (Dr. Albert Kligman) در یک سری آزمایش دیوکسیدین که ماده اصلی این عامل است را به بدن زندانیان تزریق و اثرات آن را مطالعه کرد. بدیهی است با دیدن تصاویر مربوط به ویتنامی‌هایی که تحت تاثیر این ماده بوده‌اند آشکار خواهد بود که تزریق این ماده خطرناک به بدن زندانیان چه بلایی بر سر آن‌ها آورده است.

 

تاثیر عامل نارنجی بر بدن یک سرباز ویتنامی


7- عملیات پیپر کلیپ Paper Clip

طی این عملیات که بعد از جنگ جهانی دوم انجام گرفت ارتش آمریکا محققین درگیر در آزمایش‌های مرتبط با ساخت بمب‌های شیمیایی و بیولوژیک و نیز افرادی که در آزمایش بر روی انسان زنده تبحر پیدا کرده بودند را از اروپا به آمریکا منتقل کرده و ضمن حمایت از آن‌ها با اعطای هویت‌های جعلی از آن‌ها در آزمایشگاه‌های خود برای توسعه تسلیحات نامتعارف استفاده کرد. محققین اروپایی آزمایش‌های دهشتناکی مانند پیوند جسمی دو قلو‌ها برای ایجاد یک واحد جسمی، تخریب بافت عصبی افراد بدون بیهوش کردن آن‌ها و مطالعه اثرات انفجار بر این افراد انجام داده بودند که برای ارتش آمریکا بسیار جذاب بود. این محققین با امکانات فراهم شده در ارتش آمریکا به جنایات خود علیه بشریت در خاک آمریکا ادامه دادند.


 

 

 

8- مبتلا کردن مردم پورتوریکو به سرطان

در سال ۱۹۳۱ دکتر رودز (Cornelius Rhoads) با دریافت بودجه‌ای از بنیاد راکفلر مامور شد در مورد سرطان تحقیق کند. او برای این کار مردم پورتوریکو را انتخاب کرد و پس از مبتلا کردن ایشان به سرطان به آزمایش‌های خود پرداخت. این آزمایش‌ها ده‌ها مورد مرگ را در پی داشت. او بعد‌ها به عنوان نائب رئیس انجمن سرطان آمریکا انتخاب شد.


نظام ضد بشری از رودز تشکر می کند!


9- آزمایش‌های پرتودهی بر روی انسان

در دهه ۶۰ میلادی پنتاگون یک سری آزمایش‌های پرتودهی انجام داد. برای این کار مردم فقیر سیاه پوست که به سرطان مبتلا بودند انتخاب شدند. به آن‌ها گفته شده بود که نوعی فرایند درمانی بر روی آن‌ها انجام خواهد شد در حالی که هدف، آزمایش اثرات پرتودهی شدید بر روی بدن انسان بود. با ترفندهای گوناگون از این بیماران رضایت نامه‌هایی اخذ شده بود تا بعدا مشکلی پیش نیاید. به همین شکل دکتر سینگر (Eugene Saenger) از طرف آژانس حمایتی دفاع اتمی بودجه‌ای برای آزمایش پرتو X بر روی انسان دریافت کرد که نتیجه تحقیقات او مرگ حداقل ۲۰ انسان فقیر سیاه پوست بود. پرتوهای مضر تقویت شده بافت‌های درونی و پوست این بیماران را تخریب می‌کرد و آن‌ها را در وضعیت فلاکت باری قرار می‌داد.

 

سیاه پوستان انتخاب مناسبی برای آزمایش ها تلقی می شدند


 

10- پروژه کلیماکس

طی آن خانه‌هایی در نیویورک و سانفرانسیسکو ساخته شد تا محل مناسبی برای آزمایش اثرات ماده روان گردان LSD بر روی افراد باشد. برای جذب افراد به این خانه‌ها از فاحشه‌هایی که از سیا حقوق می‌گرفتند استفاده می‌شد. به افراد پس از ورود به این خانه‌ها به اجبار انواع مختلف مواد روانگردان به خصوص LSD تزریق می‌شد. سپس در چند روز آینده از خروج آن‌ها جلوگیری شده و متخصصین حاضر در این خانه‌ها به مطالعه رفتار و اثرات این مواد در افراد می‌پرداختند. در برخی موارد برای مشاهده حد نهایی اثرات، مقادیر فراوان و غیر معمولی از مواد به افراد که اکثرا نیر از جوانان بودند؛ تزریق می‌شد.

 

 

جوانان پس از ورود به خانه های کلیماکس در اختیار کارشناسان مواد روانگردان قرار می گرفتند


11- گرد و غبار اتمی در اقیانوس آرام

بعد از موفقیت آمریکا در جنایت بزرگ اتمی در هیروشیما و ناکازاکی، سردمداران این کشور شروع به تست صد‌ها بمب هسته‌ای در اقیانوس آرام کردند. این بار خطر قدرت اتمی شوروی بهانه انجام این آزمایش‌های هولناک بود. در ۱۹۵۴ در جزایر مارشال یکی از بزرگ‌ترین آزمایش‌های اتمی انجام شد. وجود این آزمایش‌ها که تا آن زمان به صورت مخفی انجام می‌شد در اثر وزش باد و انتقال گرد و غبارهای آلوده با ذرات رادیواکتیو به سوی جزایر اطراف آشکار شد و مخفی کاری آمریکا با شکست مواجه گردید.

مردم جزایری که در معرض این غبارات قرار گرفتند به بیماری‌های شدیدی دچار شدند که از جمله آن‌ها نقایص مادر زادی بود. در نسل‌های بعدی بیماری‌هایی همچون سرطان غدد تیروئید و تومورهای مختلف در بین مردم این جزایر دیده شد. آمریکا حتی به این جنایت نیز به صورت فرصتی نگاه کرده و پروژه ¼ را که شامل بررسی آثار غبارهای رادیواکتیو بر روی انسان بود را اجرا کرد. همین موضوع موجب مطرح شدن بحث‌هایی در مورد عمدی بودن ایجاد و هدایت گرد و غبارهای رادیواکتیو به سوی مردم جزایر اقیانوس آرام شد.

 

اثر پرتوهای رادیواکتیو بر بدن افراد


12- تاسکیگ:

از سال ۱۹۳۲ تا ۱۹۷۲ محققین ۴۰۰ مرد سیاه پوست را در منطقه تاسکیگ آلاباما برای مطالعه مراحل پیشرفت بیماری سیفلیس به باکتری این بیماری آلوده کردند. در حالی که هیچ‌گاه به این افراد در مورد بیماریشان چیزی گفته نشد. به آن‌ها گفته شده بود که به بیماری جعلی «خون بد» دچار هستند و پزشکان در تلاش برای معالجه آنانند. با اینکه در سال ۱۹۷۴ پنی سیلین به عنوان درمان سیفلیس مطرح شد اما باز قربانیان تاسکیگ از این موضوع بی‌خبر نگه داشته شدند تا مطالعه این بیماری که اثرات طولانی مدتی بر بدن انسان دارد تا ۳۰ سال ادامه داشته باشد. با روشن شدن جوانب این جنایت اعتراض‌های شدیدی انجام گرفت تا جایی که کلینتون مجبور به عذرخواهی رسمی از مردم این کشور گردید و گفت متاسف است که دولت «یک پژوهش‌نژاد پرستانه را ترتیب داده است«

به آن‌ها گفته شده بود که به بیماری جعلی «خون بد» دچار هستند

 

یقینا در سال‌های آینده شاهد اشکار شدن آزمایش‌های ضد انسانی و دهشتناک بیشتری بر روی انسان و دیگر موجودات زنده خواهیم بود. آزمایش‌هایی که قطعا هم اکنون نیز از سوی بزرگ‌ترین داعیه دار حقوق بشر در آزمایشگاه‌های مخفی ارتش آمریکا و یا در قالب برنامه‌های مختلف بهداشتی بر روی مردم کشورهای فقیر انجام می‌شود.

 

منابع و مآخذ برای مطالعات بیشتر:

http://news.bbc.co.uk/2/hi/england/2254664.stm

http://www.apfn.org/apfn/experiment.htm

http://rense.com/general36/history.htm

http://www.naturalnews.com/019189.html

http://www.torontoalpha.org/index.php?option=com_content&view=article&id=70&Itemid=124

http://www.heatherwokusch.com/index.php?name=News&file=article&sid=137

http://www.mnwelldir.org/docs/history/experiments.htm

http://www.chemtrails911.com/docs/-%202007/Chemical%20and%20Biological%20Testing%20on%20Human%20beings.htm

https://www.wsws.org/articles/2002/nov2002/arti-n13.shtml

http://www.rense.com/general32/cvvf.htm

http://www.prisonplanet.com/news_alert_100802_biological.htm

به گزارش جهان به نقل از خبرگزاری دانشجو، حسن عباسی در نشست بخش تحول علوم انسانی نمایشگاه قرآن با عنوان «انسان در علوم انسانی اقتدار آفرین» به ایراد سخنرانی پرداخت. وی در بخشی از سخنانش گفت: علم انسانی غربی‌ها امروز پاسخ مناسبی به پرسش اول در مورد اینكه انسان چیست و كیست، نداده است. علم غربی بیان کرده انسان حیوان غیر قابل اعتماد است. در تبیین دنیای انسان و مناسبات اجتماعی و روابط بین انسان‌ها، گل سرسبد علوم غربی كه علم اقتصاد است، جامعه را طوری به فاجعه كشانده است که آن جامعه در حال فروپاشی است.


در حداكثر و در حد اعلایش اگر ما به علم انسانی غربی ها تن در دهیم كه تن نمی‌دهیم، عاقبتی كه منتظر ماست آن اتفاقی است كه در اسپانیا، یونان، ایتالیا، ایالات متحده، كانادا، انگلیس و سایر كشورهای غربی افتاده است، غیر از این نیست مطمئن باشید. شما ببنیددر 5، 6 ماه گذشته چطور فتیله‌ ارز و سكه و دلار و اینها بدون هیچ منطقی بالا و پایین می‌شود.


بزرگترین اشتباه جمهوری اسلامی این بود که باید ابتدای انقلاب، كنار دست بانك مركزی، نهاد انقلابی صندوق درست می‌كرد. تنها جایی كه در انقلاب اسلامی به هیچ وجه روحیه‌ای انقلابی ندارد بانك مركزی است و جمهوری اسلامی از جایی زمین می‌خورد كه اسمش بانك مركزی و وزارت اقتصاد است.


رهبر معظم انقلاب در ماه رمضان بعد از فتنه در سال 88 در دیدار با اساتید دانشگاه فرمودند: علومی كه از غرب آمده است مال جامعه‌ای خودشان است و به درد ما نمی‌خورد. اینجا مسئولان با علومی كه نباید بیاموزند، تربیت می‌شوند و با همین دانش کسب شده، مسئول دستگاه‌های دولتی می شوند و نتیجه اش را امروز در در وزارت اقتصاد می‌بینیم.



كینز در مقاله‌ای در سال 1930 گفته است برای رشد اقتصادی غرب چاره جز رواج طمع و ربا را در جامعه نداریم. این سخن به ما قبل جنگ جهانی دوم بر می گردد در حالی که کینز را معمار اصلاح اقتصاد بعد از جنگ جهانی دوم قلمداد می كنند.


اکنون شیوع طمع در جامعه ما در قالب كاری است كه تلویزیون جمهوری اسلامی بواسطه تبلیغات بازرگانی‌اش انجام می‌دهد كه زندگی مردم شده فلان خوردنی توپی و موتوری. 82 سال بعد از جمله‌ای كه كینز گفت، امروز در حكومت اسلامی تلویزیون صبح تا شب در ماه رمضان برنامه‌ای اخلاقی را قطع می‌كند و در بین آن مردم را به طمع دعوت می‌كند.


توطئه صهیونیستی


خدا می‌داند اگر بانک های جمهوری اسلامی تبلیغ نكنند چه بودجه‌ای ذخیره می‌شود و آن ها می‌توانند دردهای زیادی از جامعه را درمان كنند. خدا می‌داند توطئه صهیونیستی چیزی نیست جز آنکه برای عقیم كردن دختران از چیپس و پفك استفاده كند. آخر هزینه‌ای که برای این تبلیغات سیب زمینی سرخ كرده و ذرت بو داده می شود از كجا می‌آید، كه هر ساعتی تلویزیون و رادیوی جمهوری اسلامی را روشن می‌كنیم مدل توپی و یا موتور‌ی‌اش تبلیغ می‌شود.


آن‌هایی كه فكر می‌كنند كه چرا مراكز زنان و زایمان و نازایی اینقدر پرمشتری است بروند ببینند در 20 سال گذشته مهمترین خوراك و تنقلات دختران مملكت مدل توپی‌اش بوده یا موتوری‌اش. ازدواج كه در کشور ما سنش به تاخیر افتاده و بعد از ازدواج هم كه خانم ها بچه‌دار نمی‌شوند تا دكترا بگیرند و بعد هم كه تصمیم به بچه دار شدن می گیرند، تازه اول رفت و آمد در مطب‌های زنان و زایمان و نازایی است؛ یكی از دلایل این موضوع تغذیه‌ای نامناسب هم می تواند باشد.


اصلی ترین درد جامعه‌ ما چیست!؟

کینز، 82 سال قبل فریاد می‌زند كه باید طمع را رواج داد، ما در نمایشگاه قرآن می‌نشینیم و می‌گوییم درد جامعه‌مان چیست؟ این است كه رسانه‌ ملی ما صبح تا شب مردم را به طمع دعوت می‌كند. خدا می‌داند كسانی كه این طور پیام‌های بازرگانی درست می‌كنند و این طور حرص و ولع و طمع را تولید می‌كنند عاقبتشان چیست؟ این ها اصحاب علی(ع) نیستند و نروند شب‌ها قرآن به سر بگیرند، این ها اصحاب کینز هستند.

یک آسیب شناس اجتماعی و متخصص علوم رفتاری گفت: براساس پژوهش انجام شده تعداد والدین سر راهی 20 درصد افزایش پیدا کرده است. 

دکتر مجید ابهری در گفتگو با مهر با بیان این مطلب افزود: براساس پژوهش انجام شده توسط گروه آسیب شناسی بنیاد علوم رفتاری که در مراکز نگهداری سالمندان گیلان ، زنجان ، مشهد ، قم و سرای احسان ، کهریزک و هاشمی نژاد تهران انجام شده است نشان می دهد که در حال حاضر تعداد فرزندانی که والدین خود را سر راه می گذارند نسبت به گذشته افزایش پیدا کرده است.

به گفته وی ، تا به حال بعضی از ما تصور می کردیم که واژه سر راهی را فقط برای بعضی از کودکان و نوزادان استفاده می کنند اما متاسفانه در دهه گذشته با والدین سر راهی مواجه شدیم پدر و مادرانی که به علت کهولت ، بیماری و نداشتن حمایت مالی و اقتصادی توسط فرزندان خود در بیمارستانها ، خیابانها ، و بعضی از مراکز اجتماعی رها می شوند.

این استاد دانشگاه تاکید کرد: با توجه به افزایش آمار بیماریها در سنین پیری مخصوصا آلزایمر و بیماریهای روانی و عصبی از آنجا که مراکز نگهداری اینگونه افراد بسیار محدود بوده و نیاز به هزینه های سنگین دارد بعضی از فرزندان قادر به تحمیل این هزینه ها و هزینه های دارویی پدر یا مادر خود نبوده و آنها را در خیابانها رها می کنند.

ابهری گفت: در حال حاضر 25 درصد از سالمندان موجود در خانه های سالمندان بخش دولتی ، افرادی هستند که توسط فرزندان خود به این گونه مراکز سپرده شده اند و یا توسط نیروی انتظامی از خیابانها جمع آوری شده و به این مراکز تحویل داده شده اند.

وی به دلایل این اقدام اشاره کرد و افزود: گران بودن دارو و درمان در دوران سالمندی مخصوصا داروهای مخصوص بیماریهای روانی و اعصاب ، ضرورت استفاده ازغذاهای رژیمی برای سالمندان هممچنین گرانی پرستار ، لازم است نهادهای اجتماعی مثل وزارت رفاه ، سازمان بهزیستی و کمیته امداد با تشکیل یک کارگروه ویژه نسبت به رسیدگی به وضعیت این افراد که عمر خود را صرف خدمات مختلف کرده اند، نمایند و اجازه ندهند از آنها هتک هرمت شود.

این آسیب شناس گفت: همچنین رسانه ها نیز با اطلاع رسانی و آگاه سازی به فرزندان آموزش دهند که رفتار خود را با والدین بهبود بخشند و ارائه خدمات بهداشتی و درمانی ارزان یا رایگان به سالمندان نیز می تواند از اینگونه مشکلات جلوگیری کند.

یکی از شهرک‌نشینان صهیونیست کودک فلسطینی را در شهر الخلیل با ماشین زیر گرفت.
ایسنا به نقل از سایت شبکه فلسطین الیوم نوشت: یکی از شهرک‌نشینان شهرک "کریات اربع" دوشنبه شب منقذ الجعبری 10 ساله را با خودروی خود در خیابان الالتفافی واقع در شرق شهر الخلیل در کرانه باختری زیر گرفت.

این در حالی است که منابع پزشکی اعلام کردند که کودک فلسطینی از نواحی مختلف دچار جراحت‌های شدید شده و در حال حاضر در بیمارستان است.

منابع امنیتی نیز اعلام کردند که راننده خودرو کودک فلسطینی را به طور عمدی زیر گرفته و سپس از مکان تصادف گریخته است.

تاکنون ده‌ها کودک فلسطینی در خیابان الالتفافی توسط شهرک‌نشینان تندرو به شکل عمدی با ماشین زیرگرفته شده‌اند.

فارس به نقل از پایگاه خبری "عراق القانون" نوشت: فعالان حقوق بشر عراق اعلام کردند که گروه‌های مسلح در سوریه اقدام به اعدام یک کودک شیعه عراقی کردند.

بر اساس این گزارش، خانواده این کودک در منطقه "سیدۀ زینب" در ریف دمشق ساکن بودند که تروریست‌های مسلح به منزل این خانواده حمله و پس از کشتار تمام اعضای آن، این کودک را اعدام کردند.

اعدام کودک شیعه عراقی پس از کشتار اعضای خانواده‌اش در سوریه


از سوی دیگر شیخ "محمد العریفی" شیخ وهابی سعودی از گروه‌های مسلح ضد نظام "بشار اسد" خواست که مانع انتشار تصاویر حملات خود علیه نیروهای ارتش و شهروندان سوریه و مخالفان خود شوند.

وی در صفحه خود در شبکه اجتماعی "توییتر" از تروریست‌های سوریه خواست که به حملات تروریستی و کشتار و ایجاد رعب و وحشت در میان مردم سوریه ادامه دهند اما مانع انتشار تصاویر جنایات خود شوند.

خبرگزاری شبستان - خلاء هایی که زندگی ماشینی امروز برای آدمی به ارمغان آورده عطش او را نسبت به معنویت روزافزون کرده است تا جایی که گاه برای رفع این عطش به جای تمسک به منابع اصلی در دام فرقی می افتد که با بدعت های خود می کوشند جوان شیعه را جذب کرده و از آنها برای رسیدن به اهداف خود سوء استفاده کنند.

در همین راستا چندی پیش خبری مبنی بر تغییر زمان اقامه نماز ظهر و عصر توسط فرقه منحرف دراویش گنابادی منتشر شد که البته رییس سازمان تبلیغات اسلامی شهرستان گناباد در گفت و گویی اختصاصی این خبر را رد کرد.

انتشار این خبر علی رغم تکذیب زمینه ای را فراهم کرد تا به رواج فرق مختلف در کشور نگاهی عمیق داشته باشیم. هم اکنون در کشور فرقه های متعددی در حال فعالیت هستند که فرقه تصوف یا همان تصوف فرقه ای از جمله آن ها است که خود به فرقه های متعددی همچون ذهبیه، نقش بندی، قلندری، قادری، اویسیه، کمیلیه، خاکسار110، گنابادی 121، شمسیه، کوثریه و... منشعب می شود. که از آن جمله فرقه نعمت الهی، گنابادی و سلطان علیشاهی 121، با داشتن خانقاهای متعدد فعالیت بیشتری در کشور دارند.

بدعت هایی که این فرق در دین پایه ریزی می کنند در گفت و گویی با حجت الاسلام و المسلمین عبدالرحیم بیرانوند، مدرس و پژوهشگر حوزه علمیه به بحث گذاشته شده است.

حجت الاسلام والمسلمین عبدالرحیم بیرانوند، مدرس و پژوهشگر حوزه علمیه قم با بیان این مطلب که بدعت چیزی است که در دین نبوده و کسانی می خواهند آن را وارد دین کنند و این در صورتی است که ابعاد مختلف اعتقادی، فقهی و اخلاقی دین مبین اسلام به این مسئله نپرداخته باشد، افزود: مقام قطب و سجده بر آن، خانقاه ها، عشریه، تجسم صورت قطب در نماز، آداب تشرف و... از جمله مهم ترین بدعت هایی هستند که فرقه نعمت الهی، گنابادی و سلطان علیشاهی 121 در دین مبین اسلام وارد کرده اند.

وجوب سجده بر مقام قطب دراویش!


وی اظهار کرد: این مقام قطب در مقابل امام معصوم (ع)، ولایت فقیه و مراجع تقلید قرار داشته که با تحریفاتی، بدعت های مختلف را در بعد اعتقادات ایجاد نموده اند و این مقام قطبیت خود را صاحب ولایت مطلقه کلیه می داند و مدعی است که در عصر غیبت همه امور به وی سپرده شده است. در واقع پیروان این فرقه معتقدند امام معصوم (ع) ولایت را به آنها تفویض نموده و امور محمدی (ص) و فاطمی (س) در دست آن ها می باشد.

حجت الاسلام بیرانوند با بیان این مطلب که پیروان فرقه نعمت الهی گنابادی سلطان علیشاهی 121 به وجود دو نوع ولایت اعتقاد دارند، تصریح کرد: ولایت قمری و ولایت شمسی، که ولایت شمسی مخصوص امامان معصوم (ع) و ولایت قمری مخصوص قطب های این فرقه است و به گفته آنان وقتی خورشید نیست، نور ماه هدایت گر و روشنگر راه است.

حجت الاسلام بیرانوند ادامه داد: بزرگان این فرقه همچون ملاسلطان می گویند وقتی خدمت قطب رسیدی مانند این است که خدمت یک پادشاه مقتدر رسیده ای که باید به بخشش او امیدوار باشی چرا که وی می تواند در یک آن هر دو جهان را بی سبب به تو ببخشد. پس وقتی در مقابل قطب ایستادی سجده کن(!) و صورت در خاک مذلت بگذار(!). این مسئله که از اعتقادات مهم این فرقه به شمار می آید، بدعتی بیش نیست چرا که سجده بر غیر خدا حرام بوده و تنها خداوند سبحان است که شایسته سجده و ستایش است.

کارشناس حوزه علمیه قم با بیان این مطلب که در26 آیه از قرآن کریم به صراحت لفظ مسجد و مساجد به ویژه مسجدالحرام و مسجدالاقصی آمده است، عنوان کرد: با این حال به استناد کتب بزرگان این فرقه، اولین خانقاه توسط یک پادشاه مسیحی در رمله شام ساخته شده است. این در حالی است که در روایات و احادیث مختلف ائمه معصوم (ع) بر فضیلت مسجد، نماز جماعت مسجد، احکام مسجد، ساختن بنای مسجد و حقوق مسجد بر همسایگان و... تأکید فراوان شده است.

وی تاکید کرد: بنابراین، اگر پیروان این فرقه به روایت ها و احادیث شریفی همچون حدیث ثقلین که می فرماید کتاب الله و عترتی معتقد بودند و قول، فعل و تقریر معصوم علیه السلام برای آنها حجت بود و از آیات و روایات ائمه (ع) تبعیت می کردند، در آن صورت هیچ مکانی برای آنان قدر و منزلت مسجد را دارا نبود و اساسا خانقاه دیگر برای آنها محلی از اعراب نداشت.



جایگزینی عشریه بجای خمس و زکات

کارشناس نقد و بررسی فرق و ادیان در کشور، خمس و زکات را دو واجب شرعی مسلم در دین مبین اسلام خواند و ابراز کرد: کلمه زکات 32 بار در قرآن کریم آمده که 26 مرتبه آن همراه با صلاۀ قید شده است و همچنین آیه 41 سوره انفال بر اهمیت خمس تأکید دارد. در مقابل، پیروان این فرقه معتقدند که اگر شخص یک دهم مال خود را بدهد که به آن "عشریه" گفته می شود و طبق نظر قطب پرداخت آن بر همه دراویش اجباری است، دیگر نیازی به خمس و زکات نیست.

وی بیان کرد: چنانچه ملا سلطان گنابادی موسس این فرقه می گوید: یک عشر از ارباح مکاسب و زراعات داده شود، مغنی از زکات زکویه و خمس می باشد. و این مسئله نیز از مهم ترین بدعت های فقهی می باشد که ما وقتی از مراجع عظیم الشأن تقلید در این باره استفتاء می کنیم، فتاوای ایشان نیز بر این است که عشریه بدعت است و حرام و هیچ وجه شرعی ندارد.


تجسم صورت قطب در وقت نماز!

یکی از بدعت های اقطاب و مشایخ فرقه صوفیه ادعای تجسم صورت قطب در نماز به ویژه در هنگام قرائت آیه "ایاک نعبد و ایاک نستعین" است. آنها بر این باورند و تأکید می کنند برای اینکه ذهن نمازگزار منحرف نشود بهتر است که صورت قطب را در ذهن خود تصور و تجسم کنند.

پژوهشگر فرق و ادیان حوزه علمیه قم در تبیین این بدعت آشکار گفت: ما چطور می توانیم در نمازی که رو به سوی خدای متعال می ایستیم و می گوییم: "خدایا! تنها تو را می پرستیم و تنها از تو یاری می خواهیم"، صورت یک انسان نیازمند و محتاج که دارای مشکلات عدیده ای در دین است را در ذهن متصور شویم و این عمل نیز چیزی جزء شرک و بدعت نیست.





جایگزینی غسل های پنج گانه به جای شهادتین در تشرف به اسلام...
حجت الاسلام بیرانوند اظهار کرد: گفتن شهادتین از آداب تشرف به دین مبین اسلام است، اما انجام پنج غسل از جمله غسل اسلام از آداب تشرف دراویش به فرقه صوفیه از معتقدات این فرقه می باشد که بر خلاف شریعت مقدس و دین اسلام بوده و این بدعتی دیگر از سوی اقطاب این فرقه می باشد.

نماز عصر ساعت 4 خوانده شود


وی با اشاره به تغییر زمان اقامه نماز ظهر و عصر در ماه مبارک رمضان توسط این فرقه ادامه داد: اینکه ما بیاییم و بگوییم همه کارهای این فرقه ها بدعت است کار درستی نیست، بلکه باید فعل این ها را با اسلام، قرآن و سنت بسنجیم و ببینیم آیا مطابق با دستورات اسلام است یا نه؟ و اگر نماز جماعت آنها بر اساس آداب قرآن و سنت پیامبر (ص) باشد بدعت نبوده و بلامانع است حال نماز ساعت چهار بعدازظهر برگزار شود یا اول وقت.

حجت الاسلام بیرانوند تاکید کرد: اما باید توجه داشت که تأکید اسلام بر نماز اول وقت است و در رابطه با این مهم احادیث و روایات بسیاری وجود دارد. از این رو باید از پیروان این فرقه پرسید اگر شما مسلمان هستید و تابع دستورات اسلام، چرا به تأکیدات اسلام در این مورد عمل نمی کنید آن هم در خانقاه امیرسلیمانی که مرکز این فرقه و زیر نظر قطب فرقه در کشور اداره می شود!

تبلیغ خرافه و بدعت با اختفا در عنوان حسینیه


کارشناس فرق و ادیان حوزه علمیه قم با تأکید بر لزوم آگاهی مسئولان و مردم جامعه از دام این فرقه ها تصریح کرد: ما در کشور خانقاه های متعددی داریم که معروف ترین آن ها در تهران خانقاهی به نام امیرسلیمانی است و پیروان این فرقه به این مکان حسینیه! می گویند که البته این نامگذاری بعد از انقلاب صورت گرفته و این تغییر نام در واقع یک امان نامه ای برای فعالیت های تبلیغی آنان در کشور محسوب می شود.

وی بیان کرد: فردی به نام نورعلی تابنده، قطب این فرقه بوده و سخنگوهای آنها همچون مصطفی آزمایش در فرانسه و خانم زارا نورایی در خارج از کشور هستند که با هزینه ها و تریبون هایی که غرب در اختیارشان قرار داده علیه نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران هجمه وارد می کنند و به دنبال القاء ناکارآمدی نظام اسلامی هستند.

حجت الاسلام بیرانوند تاکید کرد: برابر این هجمه ها همه مسئولان و آحاد مردم باید بیدار باشند، چرا که دشمن به واسطه ترویج اینگونه فرقه ها به دنبال انحراف مردم از اعتقادات دینی و اهداف بلند انقلاب اسلامی هستند، لذا نباید این فرقه ها را به حال خود رها کرده و مسئولان کشور باید برای محدود کردن فعالیت های تبلیغی این فرقه ها و نیز بالا بردن سطح آگاهی مردم نسبت به انحرافات و بدعت های آنها در کشور برنامه ریزی نمایند.

وی دین مبین اسلام و مذهب شیعه اثنی عشری را بالاترین نعمت الهی برای ما خواند و خاطرنشان کرد: بنابر روایات ائمه معصوم (ع) در عصر غیبت جامعه توسط مراجع عظیم الشأن تقلید و در رأس آنها ولی امر مسلمین هدایت می شود، ولیّ امری که مقابل تمام هجمه ها و مکرهای شرق و غرب و در مقابل تمام جنود شیطانی که امروز در همین فرقه ها و نحله ها و انجمن ها و جریانات سیاسی منحرف داخلی و خارجی عینیت پیدا کرده اند، به خوبی ایستاده و توانسته اند کشتی انقلاب و اسلام را به سلامت به مقصد برساند.

حال این کجا و آن کجا!؟ که اقطاب و مشایخ این فرقه ها عنکبوت وار به دنبال سلطه بر چهار مرید، خواستار تحقق امیال دنیوی خود بوده و علاوه بر دنیا ، آخرت خود و آنان را نیز تباه می سازند.


میانمار کجاست؟ و مسلمانان میانمار چه کسانی هستند؟ + تصاویر

به گزارش خبرگزاری اهل‌بیت(ع) ـ ابنا ـ  اتحادیه جمهوری میانمار کشوری است در آسیای جنوب شرقی. میانمار از شمال شرقی با چین، از شرق با لائوس، از جنوب شرقی با تایلند، از غرب با بنگلادش و از شمال غربی با هند مرز مشترک دارد و از جنوب غربی با خلیج بنگال و از جنوب با دریای آندامان محصور است.

میانمار با مساحت 678500 کیلومتر مربع دومین کشور بزرگ آسیای جنوب شرقی است. این کشور 1900 کیلوتر مرز آبی دارد. سه رشته کوه اصلی در میانمار وجود دارد که هر سه از شمال (هیمالیا) به جنوب کشیده شده‌اند.

در سال 1824 برمه توسط بریتانیا اشغال و ضمیمه حکومت هند، مستعمره بریتانیا شد. در سال 1937 بریتانیا برمه را به همراه منطقه "آراکان" که اکنون به آن راخین نیز می‌‎گویند، مستعمره ای جدا از حکومت هند خواند و آن را برمه بریتانیا نام نهاد. تا اینکه در سال 1948 بریتانیا اجازه داد تا برمه استقلال یابد و از آن زمان به میانمار تغییر نام یافت.

نظامیان پس از کودتای سال 1962 توسط ژنرال "نِ وین" که منجر به سرنگونی دولت غیرنظامی نخست‌وزیر "او نو" شد حاکمیت را در این کشور به دست گرفتند. از آن زمان رهبری میانمار تحت کنترل رهبر نظامی درآمد. این شرایط تا سال 2011 ادامه داشت، زمانی که شورا به دنبال انتخابات سال 2010 منحل شد مراسم تحلیف ریاست جمهوری دولت غیرنظامی برگزار شد.

میانمار طبق آخرین آمار بدست آمده در سال 2005 از جمعیتی بالغ بر 40 میلیون نفر برخوردار است.

تاریخ گسترش اسلام در میانمار به قرن اول هجرى برمى‏گردد. بعد از ظهور اسلام و گرایش اعراب و ایرانیان به اسلام، دریانوردان عرب و ایرانى مسافرت‏هاى دریایى خود را به طریق قبل‏ادامه مى‏دادند و در مسیر خود همچنین دست‏به تبلیغ و دعوت مردم‏به اسلام مى‏زدند.

بعدها بازرگانان مسلمان از مسیرهاى زمینى که از منطقه غربى ‏میانمار و ایالت آراکان این کشور مى‏گذشت ‏به مناطق غربى چین سفرمى‏کردند. بسیارى از این افراد در منطقه حاصلخیز و مستعد ساحلى‏ آراکان، اقامت کردند و اولین مناطق مسلمان نشین را ایجاد کردند.

تاجران چینى در نوشته‏هاى خود از مناطق ایرانى‏نشین‏ در مرزهاى بین میانمار و یونن (ایالتى در جنوب غربى چین) در قرن‏سوم میلادى یاد کرده‏اند.

دولت ژنرال ن وین‏ پس از روی کار آمدن در 1962 رفتن مسلمانان ‏به حج را ممنوع اعلام کرد تا آنکه در 1980 پس از گذشت 18 سال به‏ هفتاد نفر از مسلمانان اجازه داده شد، جهت انجام فرایض حج ‏به ‏مکه مشرف شوند و متعاقب آن عده‏اى از مسلمانان نیز جهت ‏شرکت در کنفرانسهاى مختلف اسلامى اعزام شدند.

نشریه انگلیسى «ساندى تایمز» در گزارشى از جنایات هولناک‏ چکمه‏پوشان میانمارى خاطرنشان مى‏کند، نظامیان این کشور مردم‏ مسلمان را مورد ضرب و شتم قرار داده، زنان را در جلو چشم ‏دیگران مورد تجاوز قرار مى‏دهند، مردان را مصلوب مى‏سازند و به ‏قتل مى‏رسانند.

براساس گزارش این روزنامه، هرروز شمار زیادى از مسلمانان فرارى با سرگذشتى هولناک و داستانهاى تکان دهنده‏اى از فشارهاى نظامیان میانمارى خود را به‏ اردوگاه‌هاى مرزى که در آنها غذا به اندازه کافى یافت نمى‏شود و انواع بیماری‌ها رواج دارد مى‏رسانند.

براساس این گزارش، گفته ‏مى‏شود که نظامیان قصد دارند بودایى‌ها را به ایالت آراکان‏، در غرب میانمار که در گذشته مسلمان نشین بوده است، گسیل‏دارند.

هرچند در گذشته نظامیان میانمارى سایر اقلیت‌هاى قومى را نیز مورد آزار و اذیت قرار داده‏اند، از جمله در مورد تایلندى‏ها، خشونت ‏بسیارى روا داشته‏اند، لیکن رفتارشان با مسلمانان‏ بسیار خشونت بارتر از رفتار با سایرین بوده است.

خشونت‌های جدید علیه مسلمانان میانمار در ایالت راخین بعد از کشته شدن 11 مسلمان بیگناه توسط ارتش این کشور در ماه مه 2012 و حمله یک گروه بودائیان به اتوبوس حامل مسلمانان و کشته شدن یک بودائی در پاسخ به این حمله آغاز شد.

به دنبال آغاز درگیری‌ها درغرب میانمار، بودایی‌ها با حمله به مناطق مسلمان‌نشین بیش از 2000 منزل مسکونی متعلق به مسلمانان را به آتش کشیدند و بیش از یک صد هزار نفر را آواره و بی خانمان کردند.

اغلب آوارگان مسلمان به مرزهای میانمار و بنگلادش پناه بردند و اکنون در شرایط بسیار اسف باری به سر می‌برند. آنها نیاز به غذا دارند و به علت بارش باران‌های موسمی و نداشتن سرپناه سلامت و زندگی آنها در خطر است.

این درحالیست که دولت میانمار با تامل نیروهای امنیتی خود را در منطقه افزایش داد و بعد از یک هفته در ایالت راخین وضعیت فوق العاده اعلام کرد.

این خشونت‌ها درحالی ادامه دارد که رئیس جمهور میانمار هفته گذشته اعلام کرد که مسلمانان شهروند میانمار نیستند.

"تین سین"، رئیس‌جمهور میانمار جمعیت 800 هزار نفری مسلمان روهینگیا در این کشور را قومیتی خارجی دانست و گفت: مسلمانان یا باید در اردوگاه‌های آوارگان متمرکز یا اخراج شوند.

"آنگ سان سوچی" رهبر مخالفان دولت میانمار نیز که به تازگی از حبس خانگی آزاد شده است و اخیرا در یک تور اروپایی با اغلب رهبران اتحادیه اروپا دیدار و گفتگو داشته و همچنین مورد تمجید بسیاری از همین رهبران به خاطر ژست‌های حقوق بشری خود قرار گرفته نیز تاکنون هیچ موضع‌گیری و اظهار نظری درباره کشتار فجیع مسلمانان به دست هم کیشان خود نکرده است و حتی اعلام کرده است که این افراد میانماری نیستند.

این درحالیست که پخش تصاویر کشتار مسلمانان میانمار به دست بودائیان طی روزهای اخیر که به طرز مشکوکی از جانب رسانه‌های جریان اصلی جهان نادیده گرفته شده است لزوم توجه جدی و همت کشورها و سازمان‌های اسلامی برای حمایت از مسلمانان فراموش شده میانماری را می‌طلبد.

بسم الله الرحمن الرحیم
السلام علیک یا مولای یا صاحب الزمان؛ ادرکنا ارشدنا.
السلام علیکم و رحمۀ الله
روایت را یک بار دیگر با دقت بخوان
حضرت صادق سلام الله علیه فرموده‌اند:
" فَلَمَّا طَالَ‏ عَلَى‏ بَنِی‏ إِسْرَائِیلَ‏ الْعَذَابُ ضَجُّوا وَ بَکَوْا إِلَى اللَّهِ أَرْبَعِینَ صَبَاحاً فَأَوْحَى اللَّهُ إِلَى مُوسَى وَ هَارُونَ یُخَلِّصُهُمْ مِنْ فِرْعَوْنَ فَحَطَّ عَنْهُمْ سَبْعِینَ وَ مِائَۀَ سَنَۀٍ قَالَ وَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع "هَکَذَا" أَنْتُمْ لَوْ فَعَلْتُمْ لَفَرَّجَ اللَّهُ عَنَّا فَأَمَّا إِذَا لَمْ تَکُونُوا فَإِنَّ الْأَمْرَ یَنْتَهِی إِلَى مُنْتَهَاهُ. "
(بحار الانوار ج4 ص118 چاپ بیروت)
هنگامی که عذاب بر بنی اسرائیل طولانی شد، چهل صبح به درگاه الهی "ضجه" و "گریه" کردند. پس خداوند به موسی و هارون وحی کرد که آنها را از ظلم فرعون نجات دهند. پس [به واسطه این دعا] خداوند 170 سال از دوران عذاب آنها را از بین برد.
و سپس حضرت صادق سلام الله علیه فرمودند:
همینگونه شما نیز اگر عمل نمائید، خداوند فرج ما را خواهد رسانید و اگر چنین نکنید، امر به انتهای خود می‌رسد.
اینکه "همه ما" امر به ضجه و بکاء شده ایم، یعنی چه؟
به نظر می رسد شاید به این معنا است که اوضاع به طور کلی برای همه، با هر سطح معرفتی که دارند، "دگرگون" می شود؛ چه عوام و چه اولیاء الله و چه مراجع و چه هر آنکه در این اوضاع غیبت ولی الله و جولان شیاطین، حلاوت خدمتگزاری به صاحب الزمان سلام الله علیه را می چشند؛ آری حتی اینان نیز نباید خود را مستثنا بدانند در ضجه و بکاء و بگویند که ما هم اینک نیز در بهشت خدمتگزاری هستیم؛
اگر بنا بوداوضاع و احوال فقط کمی "تغییر" کند، شاید ضجه و بکاء نیاز نباشد؛ برای همه ما و همه بشر و همه موجودات، اوضاع "دگرگون" خواهد شد و لذا "همه" خود را موظف به "ضجه" و "بکاء" می بینند. اللهم فاکشف الضر عن ولیک واجعله خلیفۀ فی ارضک کما ضمنت له
منبع: وبلاگ هکذا

ارتش امریکا به سربازان این کشور اجازه داد تا با پوشیدن یونیفرم در رژه غرور همجنس گرایان شرکت کنند.
به گزارش باشگاه خبرنگاران، وزارت دفاع امریکا در اقدامی که برای اولین بار صورت می گیرد، به اعضای فعال همجنس گرا در تمامی شاخه های ارتش اجازه داد که می توانند با پوشیدن لباس های رسمی خود در رژه همجنس گرایان مشارکت کنند.

به گزارش کریستین ساینس مانیتور، این رژه به زودی در شهر سان دیگو ایالت کالیفرنیا انجام خواهد شد. این مسئله که با دستوری داخلی در وزارت دفاع ارائه شده از همجنس گرایی در ارتش امریکا دفاع می کند. این دستور قانون سپتامبر سال گذشته را لغو می کند.

پیش از این براساس سیاست« چیزی نپرس، چیزی نگو» کسانی می توانستند در ارتش خدمت کنند که تمایلات جنسی خود را فاش نکنند. اما در حال حاضر وزارت دفاع به طور علنی از همجنس گرایان دفاع کرده و از آنها خواسته که حتی در رژه و مراسم آنها مشارکت داشته باشند.

معاون وزیر دفاع طی یادداشتی داخلی نوشت که درک و برداشت ما این است که هماهنگ کنندگان این رژه بخشی را برای نظامیان اختصاص داده اند تا آنها نیز از این مراسم بی نصیب نمانند.

اوتریچ رنه باردورف" در یادداشت خود آورده است که ما همچنین فهمیده بودیم که همجنسگرایان آن دسته از اعضای ارتش را که در این زمینه فعال هستند، تشویق کرده اند که از فرماندهان خود بخواهند تا به آنها اجازه بدهند با لباس رسمی و نظامی در رژه همجنسگرایان شرکت کنند.

معاون وزیر دفاع امریکا همچنین تصریح کرده است که به خاطر توجه و پیگیری شدید رسانه ها این اجازه به همجنسگرایان ارتش داده میشود، اما این مصوبه تنها به سال 2012 و به رژه سان دیگو اختصاص دارد و به همان محدود می شود.

با توجه به اینکه سان دیگو دارای پایگاه دریایی و پایگاه تفنگداران دریایی است انتظار میرود تعداد زیادی از ارتشی های علاقه مند به همجنسگرایی در این مراسم شرکت کنند.

اتحادیه جمهوری میانمار کشوری است در آسیای جنوب شرقی. میانمار از شمال شرقی با چین، از شرق با لائوس، از جنوب شرقی با تایلند، از غرب با بنگلادش و از شمال غربی با هند مرز مشترک دارد و از جنوب غربی با خلیج بنگال و از جنوب با دریای آندامان محصور است.
میانمار با مساحت 678500 کیلومتر مربع دومین کشور بزرگ آسیای جنوب شرقی است. این کشور 1900 کیلوتر مرز آبی دارد. سه رشته کوه اصلی در میانمار وجود دارد که هر سه از شمال (هیمالیا) به جنوب کشیده شده‌اند.
در سال 1824 برمه توسط بریتانیا اشغال و ضمیمه حکومت هند، مستعمره بریتانیا شد. در سال 1937 بریتانیا برمه را به همراه منطقه "آراکان" که اکنون به آن راخین نیز می‌‎گویند، مستعمره ای جدا از حکومت هند خواند و آن را برمه بریتانیا نام نهاد. تا اینکه در سال 1948 بریتانیا اجازه داد تا برمه استقلال یابد و از آن زمان به میانمار تغییر نام یافت.



نظامیان پس از کودتای سال 1962 توسط ژنرال "نِ وین" که منجر به سرنگونی دولت غیرنظامی نخست‌وزیر "او نو" شد حاکمیت را در این کشور به دست گرفتند. از آن زمان رهبری میانمار تحت کنترل رهبر نظامی درآمد. این شرایط تا سال 2011 ادامه داشت، زمانی که شورا به دنبال انتخابات سال 2010 منحل شد مراسم تحلیف ریاست جمهوری دولت غیرنظامی برگزار شد.
میانمار طبق آخرین آمار بدست آمده در سال 2005 از جمعیتی بالغ بر 40 میلیون نفر برخوردار است.
تاریخ گسترش اسلام در میانمار به قرن اول هجرى برمى‏گردد. بعد از ظهور اسلام و گرایش اعراب و ایرانیان به اسلام، دریانوردان عرب و ایرانى مسافرت‏هاى دریایى خود را به طریق قبل‏ادامه مى‏دادند و در مسیر خود همچنین دست‏به تبلیغ و دعوت مردم‏به اسلام مى‏زدند.



بعدها بازرگانان مسلمان از مسیرهاى زمینى که از منطقه غربى ‏میانمار و ایالت آراکان این کشور مى‏گذشت ‏به مناطق غربى چین سفرمى‏کردند. بسیارى از این افراد در منطقه حاصلخیز و مستعد ساحلى‏ آراکان، اقامت کردند و اولین مناطق مسلمان نشین را ایجاد کردند.
تاجران چینى در نوشته‏هاى خود از مناطق ایرانى‏نشین‏ در مرزهاى بین میانمار و یونن (ایالتى در جنوب غربى چین) در قرن‏سوم میلادى یاد کرده‏اند.
دولت ژنرال ن وین‏ پس از روی کار آمدن در 1962 رفتن مسلمانان ‏به حج را ممنوع اعلام کرد تا آنکه در 1980 پس از گذشت 18 سال به‏ هفتاد نفر از مسلمانان اجازه داده شد، جهت انجام فرایض حج ‏به ‏مکه مشرف شوند و متعاقب آن عده‏اى از مسلمانان نیز جهت ‏شرکت در کنفرانسهاى مختلف اسلامى اعزام شدند.




نشریه انگلیسى «ساندى تایمز» در گزارشى از جنایات هولناک‏ چکمه‏پوشان میانمارى خاطرنشان مى‏کند، نظامیان این کشور مردم‏ مسلمان را مورد ضرب و شتم قرار داده، زنان را در جلو چشم ‏دیگران مورد تجاوز قرار مى‏دهند، مردان را مصلوب مى‏سازند و به ‏قتل مى‏رسانند.

براساس گزارش این روزنامه، هرروز شمار زیادى از مسلمانان فرارى با سرگذشتى هولناک و داستانهاى تکان دهنده‏اى از فشارهاى نظامیان میانمارى خود را به‏ اردوگاه‌هاى مرزى که در آنها غذا به اندازه کافى یافت نمى‏شود و انواع بیماری‌ها رواج دارد مى‏رسانند.

براساس این گزارش، گفته ‏مى‏شود که نظامیان قصد دارند بودایى‌ها را به ایالت آراکان‏، در غرب میانمار که در گذشته مسلمان نشین بوده است، گسیل‏دارند.



هرچند در گذشته نظامیان میانمارى سایر اقلیت‌هاى قومى را نیز مورد آزار و اذیت قرار داده‏اند، از جمله در مورد تایلندى‏ها، خشونت ‏بسیارى روا داشته‏اند، لیکن رفتارشان با مسلمانان‏ بسیار خشونت بارتر از رفتار با سایرین بوده است
خشونت‌های جدید علیه مسلمانان میانمار در ایالت راخین بعد از کشته شدن 11 مسلمان بیگناه توسط ارتش این کشور در ماه مه 2012 و حمله یک گروه بودائیان به اتوبوس حامل مسلمانان و کشته شدن یک بودائی در پاسخ به این حمله آغاز شد
به دنبال آغاز درگیری‌ها درغرب میانمار، بودایی‌ها با حمله به مناطق مسلمان‌نشین بیش از 2000 منزل مسکونی متعلق به مسلمانان را به آتش کشیدند و بیش از یک صد هزار نفر را آواره و بی خانمان کردند.
اغلب آوارگان مسلمان به مرزهای میانمار و بنگلادش پناه بردند و اکنون در شرایط بسیار اسف باری به سر می‌برند. آنها نیاز به غذا دارند و به علت بارش باران‌های موسمی و نداشتن سرپناه سلامت و زندگی آنها در خطر است
این درحالیست که دولت میانمار با تامل نیروهای امنیتی خود را در منطقه افزایش داد و بعد از یک هفته در ایالت راخین وضعیت فوق العاده اعلام کرد.
این خشونت‌ها درحالی ادامه دارد که رئیس جمهور میانمار هفته گذشته اعلام کرد که مسلمانان شهروند میانمار نیستند.
"تین سین"، رئیس‌جمهور میانمار جمعیت 800 هزار نفری مسلمان روهینگیا در این کشور را قومیتی خارجی دانست و گفت: مسلمانان یا باید در اردوگاه‌های آوارگان متمرکز یا اخراج شوند.
"آنگ سان سوچی" رهبر مخالفان دولت میانمار نیز که به تازگی از حبس خانگی آزاد شده است و اخیرا در یک تور اروپایی با اغلب رهبران اتحادیه اروپا دیدار و گفتگو داشته و همچنین مورد تمجید بسیاری از همین رهبران به خاطر ژست‌های حقوق بشری خود قرار گرفته نیز تاکنون هیچ موضع‌گیری و اظهار نظری درباره کشتار فجیع مسلمانان به دست هم کیشان خود نکرده است و حتی اعلام کرده است که این افراد میانماری نیستند.
این درحالیست که پخش تصاویر کشتار مسلمانان میانمار به دست بودائیان طی روزهای اخیر که به طرز مشکوکی از جانب رسانه‌های جریان اصلی جهان نادیده گرفته شده است لزوم توجه جدی و همت کشورها و سازمان‌های اسلامی برای حمایت از مسلمانان فراموش شده میانماری را می‌طلبد.

مدیر کل امور آسیب‌دیدگان اجتماعی سازمان بهزیستی کشور با اشاره به کاهش متوسط سن زنان تن فروش در کشور، گفت: در چند سال اخیر سن این زنان همواره با کاهش مواجه بوده است و در سال 89 تا 90 نیز میانگین سنی این زنان یک سال کاهش یافته است.

دکتر حبیب الله مسعودی فرید در میزگرد "برسی آسیبهای اجتماعی پدیده زنان خیابانی" که با حضور حسن موسوی چلک ـ رییس انجمن مددکاران اجتماعی ایران ـ و لیلا ارشد ـ مددکار اجتماعی ـ به مناسبت هفته بهزیستی در محل خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) برگزار شد، اظهار کرد: بر اساس آمارهای مراکز بازپروری سازمان بهزیستی 10 تا 12 درصد زنان خیابانی متاهل هستند و اغلب آنان در سنین ابتدای جوانی 20 تا 29 سال قرار دارند، البته آمار مراکز بازپروری سازمان بهزیستی با آمارهای جامعه متفاوت است.

به گفته وی نگرش‌ها نسبت به پدیده روسپی‌گری عوض شده است و عده‌ای نه به دلیل فقر مطلق، بلکه برای کسب درآمد بیشتر به سمت این موضوع سوق می‌یابند که این امر حاکی از پیچیده‌تر شدن مقوله روسپی‌گری در ایران است و ضروریست در زمینه عوامل ریشه‌ای و تاثیرگذار در ظهور و رواج این پدیده مورد پژوهش قرار گیرد.

«فقر» و «تعارضات خانوادگی» مهمترین عوامل در بروز پدیده زنان خیابانی

مدیرکل امور آسیب‌دیدگان سازمان بهزیستی کشور همچنین عنوان کرد: طبق آمارهای سال 90، «فقر» مهم‌ترین عامل و «تعارضات خانوادگی» دومین عامل موثر در بروز پدیده زنان خیابانی است، اما آنچه در این میان اهمیت دارد این است که این زنان حاضر در مراکز سازمان بهزیستی، معرف تمام زنان خیابانی نیستند، چرا که اغلب از طریق مراجع قضایی و انتظامی و به اجبار به سازمان بهزیستی معرفی می‌شوند.

مسعودی فرید در ادامه با بیان اینکه پیش از این عامل فقر همچنان موثرترین عامل در ظهور زنان خیابانی بوده است، تاکید کرد: در زنان خیابانی که از طریق مراجع قضایی و انتظامی به مراکز سازمان بهزیستی معرفی می‌شوند، «اعتیاد» در خانواده، «طلاق» و نابسامانی خانواده و «زندگی در محله‌های آسیب‌خیز» از جمله عوامل موثر در بروز روسپی‌گری بوده است.

تهران و خراسان رضوی دارای بیشترین آمار زنان خیابانی

بنابر اظهارات این مقام مسئول در بهزیستی، شهرهای بزرگ و مهاجرپذیر، شهرهایی هستند که آمار زنان خیابانی در آنها بیشتر است و در سطح کشور مراکز استان‌های تهران و خراسان رضوی بیشترین آمار حضور زنان خیابانی را دارد و البته این بدان معنی نیست که این زنان بومی این استان‌ها هستند.

مدیرکل امور آسیب‌دیدگان سازمان بهزیستی کشور در ادامه با بیان اینکه سنجشی در زمینه بیماری‌های مقاربتی این زنان انجام نشده است، گفت: بر اساس خوداظهاری آنها 5/4 درصد به بیماری‌های مقاربتی و کمتر از یک درصد نیز به HIV مبتلا هستند.

به اعتقاد مسعودی فرید، در صورتی که نرخ ابتلا در HIV در میان زنان آسیب‌دیده مراکز بازپروری سازمان بهزیستی به پنج درصد برسد، در این صورت زنگ خطر به صدا درمی‌آید و باید رویکردهای ویژه‌ای در این زمینه اتخاذ کرد.

وی همچنین با اشاره به نقش موادمخدر صنعتی در افزایش ابتلا به بیماری‌های مقاربتی، گفت: این مواد میل جنسی را در افراد تقویت کرده و از آنجایی که معمولا در مهمانی‌های مختلط استفاده شده، سبب رواج روابط جنسی نامشروع و افزایش امکان ابتلا به HIV می‌شود.

مدیرکل امور آسیب‌دیدگان سازمان بهزیستی کشور در ادامه با بیان اینکه اطلاعات دقیق در زمینه سرنوشت زنان آسیب‌دیده بعد از خروج از مراکز بازپروری سازمان بهزیستی وجود ندارد، گفت: 70 تا 80 درصد از این زنان موفق به ترخیص از مراکز سازمان بهزیستی می‌شوند و تا شش ماه پیگیری‌هایی در زمینه سرنوشت آنها انجام می‌شود، اما به دلیل فقدان منابع این پیگیری‌ها ادامه نمی‌یابد.

مسعودی فرید همچنین خاطر نشان کرد: لازم است کلینیک‌های مددکاری پس از ترخیص، این زنان را رصد کرده تا در جامعه گم نشوند و به آنها خدمات مددکاری و روانشناسی بلندمدت ارائه داد.

با مجرم‌ انگاشتن آسیب‌دیدگان آنها از مسیر بهبودی دور می‌شوند

وی بر لزوم تفکیک و انجام تحقیق میان گروه‌های مختلف این زنان از جمله زنان خیابانی و روسپی تاکید کرد و گفت: این افراد انگیزه‌های اجتماعی، اقتصادی متفاوتی دارند. برخی برای لذت جنسی و برخی برای پول این کار را انجام می‌دهند و ریشه‌های اقدامات آنها متفاوت است. نباید تمام این افراد را به عنوان مجرم شناسایی و ساماندهی کرد، بلکه باید میان گروه‌های مختلف آنها تمیز قائل شد.

مدیرکل امور آسیب‌دیدگان سازمان بهزیستی کشور در ادامه با بیان اینکه اطلاعات دقیق در زمینه سرنوشت زنان آسیب‌دیده بعد از خروج از مراکز بازپروری سازمان بهزیستی وجود ندارد، گفت: 70 تا 80 درصد از این زنان موفق به ترخیص از مراکز سازمان بهزیستی می‌شوند و تا شش ماه پیگیری‌هایی در زمینه سرنوشت آنها انجام می‌شود، اما به دلیل فقدان منابع این پیگیری‌ها ادامه نمی‌یابد.

مدیرکل امور آسیب‌دیدگان سازمان بهزیستی کشور در ادامه با تاکید بر ضروت اتخاذ رویکرد پیشگیرانه، عنوان کرد: باید در کنار این امر افراد آسیب‌دیده را شناسایی و فرصت بازگشت آنها را به جامعه فراهم کرد، چرا که با مجرم‌انگاشتن آسیب‌دیدگان آنها از مسیر بهبودی دور می‌شوند.

مسعودی فرید همچنین تاکید کرد: مهم‌ترین عامل، فقدان رویکرد توانمندسازی ملی است، چرا که اگر این افراد دسترسی به منابع و فرصت‌ها داشته و بتوانند انتخاب کنند، در آن صورت در مسیر توانمندسازی قرار می‌گیرند.

بسته‌های خدماتی ویژه زنان خیابانی با توجه به میزان آسیبی که در معرض آن قرار گرفته‌اند، تدوین و ابلاغ شود

وی در ادامه تاکید کرد: لازم است در ابتدا تعداد شرکای جنسی زنان خیابانی را کاهش داد و سپس آنها را قانع به استفاده از روش‌های محافظتی کرد و کم‌کم با حرفه‌آموزی این زنان را در مسیر توانمند شدن و خروج از چرخه روسپی‌گری قرار داد.

مدیرکل امور آسیب دیدگان سازمان بهزیستی کشور همچنین تاکید کرد: لازم است بسته‌های خدماتی برای این زنان با توجه به میزان آسیبی که در معرض آن قرار گرفته‌اند، تدوین و ابلاغ شود به عنوان مثال باید برای دختری که مورد تجاوز قرار گرفته یا زن روسپی که سال‌هاست در چرخه روسپی‌گری قرار دارد، بسته‌های خدمات مجزایی داشت، حال آنکه در حال حاضر بسیاری از افراد مورد آسیب قرار گرفته از چرخه حمایتی بهزیستی جا می‌مانند.

فرید با تاکید بر اینکه تعداد و قابل شناسایی بودن این زنان همواره برای ما سئوال است، اظهار کرد: این در حالیست که رویکرد سازمان بهزیستی، رویکرد حمایت از این زنان است و در این راستا طرح توانمندسازی جسمی، روانی، اجتماعی و اقتصادی این زنان تدوین شده است.

8 میلیون تومان اعتبار مورد نیاز برای توانمندسازی هر زن آسیب‌دیده

وی افزود: برآوردی که در این زمینه برای توانمندشدن این زنان انجام شده است، اختصاص هشت میلیون تومان به هر زن آسیب‌دیده است. حال آنکه برای ایجاد شغل با دوام تعاونی 10 میلیون و برای دوام شغل غیرتعاونی به 40 میلیون تومان سرمایه نیاز بوده و مشخص است که هشت میلیون تومان برای اتخاذ رویکرد توانمندسازی همه‌جانبه، رقمی حداقلی است.

مدیرکل امور آسیب دیدگان سازمان بهزیستی کشور در ادامه عنوان کرد: همه خروجی‌ها در زمینه زنان آسیب دیده به سازمان بهزیستی ختم می‌شود، حال آنکه عوامل متعددی این زنان را به این سمت سوق داده و هنگامی به سازمان بهزیستی می‌رسند که توانمند شدن آنها بسیار مشکل است.

زنان آسیب دیده همواره در پایان ترین ردیف لیست اعتبارات بودجه‌ریزان قرار می گیرند

مسعودی فرید همچنین عنوان کرد: اختصاص هشت میلیون تومان به هر زن آسیب‌دیده در اعتبارات پیشنهاد شده است، اما در این زمینه محدودیت اعتبار وجود دارد و همواره اعتبار پیشنهاد داده شده تخصیص نمی‌یابد.

وی خاطرنشان کرد: در نگاه بودجه‌ریزان و سیاست‌گذاران در توزیع اعتبار، این زنان همواره در پایین‌ترین ردیف لیست اعتبارات قرار می‌گیرند و این امر حاکی از نگاه غلط سیاست‌گذاران است، چرا که فکر می‌کنند این زنان خود مسبب مشکلاتشان بوده‌اند.

مدیر کل امور آسیب دیدگان سازمان بهزیستی با تاکید بر لزوم انجام مطالعاتی در زمینه بروز و شیوع زنان خیابانی در سطح کشور، گفت: در سال گذشته 940 زن در 24 مرکز بازپروری سازمان بهزیستی پذیرفته شده‌اند که در این میان پذیرش 100 زن در استان تهران رخ داده است.

زنگ خطر برای جامعه به صدا درآمده است

مسعودی فرید خاطرنشان کرد: علی‌رغم اینکه زنان خیابانی تحت پوشش سازمان بهزیستی جزء دهک‌های پایین جامعه هستند، اما مطالعات اجتماعی نشان می‌دهد روسپیانی در جامعه ظهور کردند که وضعیت اجتماعی بهتری دارند و وزن عامل اقتصادی کاهش یافته و این حاکی از به صدا درآمدن زنگ خطر برای جامعه است، در این میان آنچه در گسترش آمار زنان خیابانی اهمیت دارد مسئولیت نهادهای اجتماعی و سیاست‌گذاران است.

میزگرد آسیب های اجتماعی

فرید در ادامه با بیان اینکه درزمینه همه آسیب‌های اجتماعی به طور معمول راه رفته را دوباره طی می‌کنیم، عنوان کرد: ضروری است در مورد زنان خیابانی، رویکرد کاهش آسیب داشته باشیم، چرا که این مقوله بی‌شباهت به مساله اعتیاد نیست و نباید تصور کرد افراد یا سالم بوده و یا در آخر خط آسیب قرار دارند، چرا که آسیب‌های اجتماعی طیف دارند و افراد در طول این طیف حرکت می‌کنند و با رویکرد کاهش آسیب می‌توان از بسیاری مسائل پیشگیری کرد.

داشتن خانواده‌های پرتنش، آزار جسمی و جنسی و‌ اعتیاد در خانواده، دلایل فرار دختران

مسعودی فرید در بخش دیگری از سخنانش با اشاره به فصل‌نامه نیروی انتظامی در زمینه فرار دختران، گفت: بنابر اطلاعات این فصل‌نامه، فرار دختران از خانه با دو عنوان "فرار به" و "فرار از" تقسیم‌بندی می‌شود و در 90 درصد مواقع "فرار از" مشکلات خانوادگی و شرایط نامناسب اتفاق می‌افتد.

مدیرکل امور آسیب‌دیدگان سازمان بهزیستی کشور در ادامه با اشاره به دلایل متعدد فرار دختران از خانه عنوان کرد: از جمله علل خانوادگی این امر می‌توان به داشتن خانواده‌های پرتنش، آزار جسمی و جنسی و‌ اعتیاد در خانواده اشاره کرد.

به گفته مسعودی فرید، از جمله عوامل اجتماعی می‌توان به افزایش سطح انتظارات افراد نام برد، به عنوان مثال نوع امکانات و زندگی که صدا و سیما در سریال‌هایش نشان می‌دهد سبب نوعی نارضایتی در بین افراد می‌شود، توقع‌ها را بالا برده و منجر به فرار از خانه می‌شود.

وی در ادامه با بیان اینکه "زمان طلایی" برای شناسایی و ساماندهی دختران پس از فرار از خانه شش ساعت است، گفت: در صورتی که این امر بیش از این به طول بینجامد، فرد در معرض آسیب‌های اجتماعی قرار گرفته و امکان دسترسی به وی کاهش می‌یابد.

بیش از 70 درصد از دختران فراری به خانواده بازمی‌گردند

مدیرکل امور آسیب‌دیدگان سازمان بهزیستی کشور همچنین با بیان اینکه بیش از 70 درصد از این دختران به خانواده بازمی‌گردند، عنوان کرد: مشکل عمده، مشکل پذیرش خانواده است، چرا که اغلب خانواده‌های این افراد بدسرپرست و ناسازگار هستند و باید خدمات تخصصی برای ساماندهی آنها ارائه کرد.

فرید در ادامه با اعلام فعالیت 31 خانه سلامت در سراسر کشور، گفت: در سال گذشته 500 دختر در معرض آسیب در این خانه‌ها ساماندهی شدند.

مدیرکل امور آسیب‌دیدگان اجتماعی سازمان بهزیستی در بخش دیگری از سخنانش با بیان اینکه هر مساله‌ای همان‌گونه که تبیین می‌شود، راهکارهایی برایش ایجاد می‌شود، اظهار کرد: نحوه نگاه کردن به آسیب‌های اجتماعی می‌تواند نوع راهکارها را تبیین کند، به عنوان مثال در سطح جهان و تا سال 1960، اعتیاد به عنوان یک نوع بیماری مطرح نبود و همواره معضلاتی در برخورد با معتادان و درمان اعتیاد وجود داشت، اما از زمانی که در این دهه اعتیاد به عنوان یک بیماری تعریف و نوع نگاه‌ها تغییر کرد، روند درمان اعتیاد تسریع یافت.

وی در ادامه با برشمردن دلایل رشد آسیب‌های اجتماعی در کشور، عنوان کرد: افزایش جمعیت کشور، تغییر ساختار جمعیتی و افزایش تعداد جوانان و نوجوانان از جمله دلایل این امر بوده است.

مسعودی فرید افزود: تغییر ساختار جمعیتی هم فرصت و هم تهدید است. فرصت است اگر برایش برنامه تدوین شده باشد و تهدید است اگر برایش برنامه‌ریزی انجام نشده باشد.

مدیرکل امور آسیب‌دیدگان اجتماعی سازمان بهزیستی همچنین تاکید کرد: رشد جمعیت شهرنشینی از دیگر علل افزایش آسیب‌های اجتماعی است، چرا که در حال حاضر شاهد افزایش نرخ شهرنشینی در کشور به 71 درصد هستیم. این در حالی است که افراد جدید ساکن در شهرها، شهروند نیستند، چرا که از امکانات شهری برخوردار نبوده و فرصت دسترسی به امکانات برابر را ندارند و این موضوع سبب ایجاد فقر قابلیتی شده است.

مسعودی فرید تصریح کرد: در کنار تمام اینها فقراقتصادی، عدم ثبات اقتصادی و توزیع ناعادلانه فرصت‌ها و دسترسی‌ها نیز از جمله مهم‌ترین علت‌های گسترش آسیب‌های اجتماعی است.

وی در ادامه با اشاره به اجرای قانون هدفمندی یارانه‌ها عنوان کرد: یکی از اهداف این قانون، ارتقای کیفیت زیرساخت‌ها برای ارتقای سطح زندگی سه دهک پایین جامعه بوده است تا از زیر خط فقر خارج شده و به سمت توانمند شدن میل کنند و لازم است دسترسی این افراد را به منابع با کیفیت ایجاد کرد و در این میان پایه‌ای‌ترین نیازها، سلامت و آموزش مهارت محور است.

به گفته مدیرکل امور آسیب‌دیدگان سازمان بهزیستی کشور، شاهد تغییر ساختار خانواده از گسترده به هسته‌ای هستیم و "خانواده" بسیاری از کارکردهای خود را واگذار کرده است و این درحالیست که جامعه و نهادهای عمومی و مدنی نیز نتوانسته‌اند این کارکردها را به عهده بگیرند.

مسعودی فرید افزود: کیفیت پایین نظام آموزشی، بکارگیری روش‌های سنتی، عدم کاربردی شدن فناوری‌های جدید آموزشی و یادگیری کاربردی از جمله عواملی است که سبب شده افراد ارزش افزوده زیادی پس از خروج از چرخه تحصیل نداشته باشند و این امر به رشد آسیب‌های اجتماعی دامن زده است.

مدیر کل امور آسیب‌دیدگان سازمان بهزیستی کشور در ادامه با اشاره به اظهارات مسئولان وزارت کار و امور اجتماعی پیشین، عنوان کرد: 85 درصد افرادی که درخواست شغل کرده بودند، هیچ گونه مهارتی نداشتند و این امر نشان‌دهنده ناکارآمدی نظام آموزشی در کشور است.

مسعودی فرید همچنین با اشاره به افزایش نرخ طلاق، کودکان بدسرپرست و بی‌سرپرست، اظهار کرد: بیش از 80 درصد کودکان حاضر در مراکز سازمان بهزیستی، کودکان بدسرپرست هستند و این امر خود نشان‌دهنده رشد آسیب‌های اجتماعی است چرا که سیستم فعالی در برخورد با آسیب‌ها نداشته‌ایم، رویکردهایمان نیزغیرفعال بوده است.

از هر چهار ازدواج در کشور یکی به طلاق می‌انجامد

مدیرکل امور آسیب‌دیدگان سازمان بهزیستی کشور در ادامه گفت: در حال حاضر از هر چهار ازدواج یک ازدواج در کشور به طلاق می‌انجامد و مشکلات خانوادگی، خشونت‌های خانگی، پرخاشگری و کودک‌آزاری در جامعه افزایش یافته است.

مسعودی فرید همچنین اظهار کرد: در بحث توسعه، تنها توسعه یک بخشی را مد نظر قرار داده و در حالی که انقلاب ما، انقلاب فرهنگی بود، سمت و سوی اقتصادی یافت.

وی در ادامه عنوان کرد: لازم است شاخص‌های توسعه انسانی به صورت استان به استان استخراج و عدم توازن‌ها به دست آمده و برایش برنامه‌ریزی شود.

لزوم توجه به پیوست اجتماعی در سیاست‌گذاری‌ها و برنامه‌ریزی‌های سیاسی و اقتصادی‌

فرید در ادامه با انتقاد از عدم توجه به پیوست اجتماعی در سیاست‌گذاری‌ها و برنامه‌ریزی‌های سیاسی و اقتصادی‌، بر لزوم تدوین پیوست اجتماعی در برنامه‌ریزی‌ها و سیاست‌گذاری‌های اقتصادی و فرهنگی و پیش‌بینی تاثیر این برنامه‌ریزی‌ها در حوزه اجتماعی تاکید کرد، چرا که در غیر این صورت سبب بروز آسیب‌های اجتماعی می‌شود.

مدیرکل امور آسیب‌دیدگان سازمان بهزیستی افزود: به عنوان مثال اداره گذرنامه تصویب می‌کند که افراد خانواده از جمله فرزندان خردسال باید پاسپورت جداگانه داشته باشند و این موضوع خود سبب آسیب‌هایی در آینده می‌شود و حتی می‌تواند به قاچاق انسان دامن بزند.

مسعودی فرید افزود: باید نگاه سیستماتیکی به موضوع آسیب‌های اجتماعی داشته باشیم و هر میزان که رویکرد پیشگیرانه را در این امر تقویت کنیم، برای کشوری با درآمد متوسط مانند کشور ما موثرتر خواهد بود.

وی گفت: در حال حاضر در حوزه سلامت در کشور ما سیستم رصد وجود ندارد، چه به برسد به حوزه آسیب‌های اجتماعی و باید سیستم رصد و مراقبت در حوزه اجتماعی ایجاد شود.

وی درادامه با بیان اینکه مغز انسان‌ها در سن 22 سالگی به تکامل می‌رسد، اظهار کرد: به این خاطر است که نوجوانان های‌ریسک‌ترین افراد جامعه هستند، چرا که هنوز تفکر منطقی در آنان رشد نیافته و ریسک‌پذیریشان بالا رفته است که برای کاهش آسیب‌های اجتماعی باید نگاه خانواده محور را با توجه به کودکان و نوجوانان به کار گرفت.

مدیرکل امور آسیب‌دیدگان سازمان بهزیستی کشور در ادامه تاکید کرد: در صورت عدم برنامه‌ریزی برای پیشگیری از آسیب‌ها در کودکان و نوجوانان هیچ‌گاه به ایران 1404 نخواهیم رسید.

مسعودی فرید در ادامه با تاکید بر ضروت اتخاذ رویکرد پیشگیرانه، عنوان کرد: باید در کنار این امر افراد آسیب‌دیده را شناسایی و فرصت بازگشت آنها را به جامعه فراهم کرد، چرا که با مجرم‌انگاشتن آسیب‌دیدگان آنها از مسیر بهبودی دور می‌شوند.

وی گفت: در حال حاضر در حوزه سلامت در کشور ما سیستم رصد وجود ندارد، چه به برسد به حوزه آسیب‌های اجتماعی و باید سیستم رصد و مراقبت در حوزه اجتماعی ایجاد شود.

از اینکه در حوزه زنان تن‌فروش در سطح اجتماع چه اتفاقاتی در حال رخ دادن است، هیچ اطلاعی در دست نیست

مدیرکل امور آسیب‌دیدگان سازمان بهزیستی کشور افزود: ضمن اینکه برآوردی در زمینه رفتارهای پرخطر در جامعه وجود ندارد و در زمینه زنان خیابانی آمارهایی که وجود دارد، آمارهای سازمان بهزیستی و سازمان زندان‌هاست. از اینکه در حوزه زنان تن‌فروش در سطح اجتماع چه اتفاقاتی در حال رخ دادن است، هیچ اطلاعی در دست نیست.

مسعودی فرید ادامه داد: پژوهش‌ها در حوزه زنان خیابانی، پژوهش‌هایی جست و گریخته است که اکران خصوصی می‌شود و جامعه از نتایج آن محروم می‌ماند و باید توجه کرد که تولید ملی تنها تولید خودرو نیست و لازم است در حوزه‌های اجتماعی تولید دانش کرد که این امر مستلزم اعطای اجازه به انجام پژوهش در زمینه‌های مختلف مسائل اجتماعی است.

وی افزود: در حال حاضر دانشجویان مقاطع کارشناسی ارشد و دکتری اجازه انجام پژوهش در زمینه بسیاری از آسیب‌های اجتماعی را ندارند و این موضوع سبب هدر رفتن ظرفیت فراوان علمی کشور می‌شود.

مدیرکل امور آسیب دیدگان اجتماعی سازمان بهزیستی کشور در پایان به فعالیت‌های انجام شده در حوزه آسیب‌های اجتماعی از 100، نمره 10 تا 15 را داده و گفت: سیاست‌های حوزه آسیب‌های اجتماعی نامشخص است و همگرایی میان ارگان‌های مختلف وجود ندارد.

مسعودی فرید در ادامه با تاکید بر لزوم بکارگیری نگاه سیستماتیک در رابطه با آسیب‌ها، عنوان کرد: 70 درصد علت بروز بیماری در افراد، عوامل محیطی و رفتاری هستند و این در حالی است که به این مسائل هیچ‌گونه توجهی نمی‌شود و 96 درصد بودجه کشور در سایر حوزه‌ها هزینه می‌شود.

وی گفت: باید در زمینه تحکیم ازدواج فعالتر وارد شد و هر ساله تحولات ساختاری جامعه را مورد بررسی قرار داده و رفتارهایی را که منجر به بروز آسیب می‌شود، استخراج و بر اساس آن برنامه‌ریزی کرد.

مدیرکل امور آسیب دیدگان اجتماعی سازمان بهزیستی کشور در پایان به فعالیت‌های انجام شده در حوزه آسیب‌های اجتماعی از 100، نمره 10 تا 15 را داده و گفت: سیاست‌های حوزه آسیب‌های اجتماعی نامشخص است و همگرایی میان ارگان‌های مختلف وجود ندارد.

رئیس پلیس فتا استان خراسان جنوبی از دستگیر شدن فردی که در فضای مجازی اقدام به انتشار افکار شیطان پرستی می‌کرد خبر داد.

به گزارش فارس، سرهنگ حسینی گفت: در راستای مجموعه فعالیت‌های پلیس فتا و کاهش جرایم و تخلفات در فضای مجازی، کارشناسان در یکی از شبکه‌های اجتماعی، صفحه‌ای را شناسایی کردند که اقدام به درج مطالب و تصاویری از گروه‌های مختلف شیطان پرستی و شرح عقاید آنها و نیز ترویج بی‌دینی کرده بود.
وی ادامه داد: با توجه به اطلاعات به دست آمده مأموران سریعاً اقدامات خود را جهت شناسایی متهم آغاز و پس از بررسی‌های صورت گرفته وی را شناسایی و دستگیر کردند.
حسینی افزود: کاربران اینترنت باید توجه داشته باشند که درج هر گونه مطالب توهین آمیز به دین مقدس اسلام و تبلیغ به نفع حزب، گروه یا فرقه منحرف و مخالف اسلام و نقل مطالب از نشریات و رسانه‌های منحرف در فضای جرم تلقی شده و پلیس با عاملان آن برخوردی قانونی و قاطع خواهد داشت.

به گزارش مشرق ، روزنامه شرق در گزارشی از فروش جعبه آرایش های 2 میلیون تومانی برای آقایان و عطرهای کوچک 6/4 میلون تومانی خبر داد.

این روزنامه همچنین به فروش کرم های صورت 900 هزار تومانی و کرم ضد استرس 450 هزار تومانی نیز اشاره کرده است.

در قسمتی از این گزارش می خوانیم: به نظر می رسد این روزها عطش استفاده از لوازم آرایش، آقایان را نیز فرا گرفته است و پرداخت یک میلیون تومان برای مجموعه لوازم اصلاح نیز برای آقایان عادی شده است. در بازار لوازم آرایشی و بهداشتی آقایان می توانید ارزان ترین ژل شست و شوی بدن را به قیمت 200 هزار تومان خریداری کنید.  استقبال آقایان از لیفت صورت و لایه برداری، پای محصولات این گروه را نیز تا قیمت 700 هزار تومان به فروشگاه ها باز کرده است.

شرق، گزارش خود را اینگونه به پایان می رساند: تولیدکنندگان با آگاهی از میزان و نوع تقاضای مصرف گرایان ایرانی اقدام به تولید کالا و روانه آن به بازار ایران کرده اند.

دادگاه استیناف نیویورک با رد دادخواستی که علیه قانون آزادی همجنس‌گرایان در این ایالت مطرح شده بود، ازدواج همجنس‌گرایان را قانونی اعلام کرد.

به گزارش فارس به نقل از خبرگزاری رویترز، یک دادگاه استیناف در ایالت نیویورک روز گذشته با صدور رأیی دادخواست مطرح شده توسط یک گروه مسیحی مبنی بر غیرقانونی بودن لایحه تصویب شده در خصوص آزادی ازدواج همجنس‌گرایان در این ایالت را رد کرد و به این ترتیب ازدواج همجنس‌گرایان را در ایالت نیویورک قانونی خواند.
بنا بر این گزارش، این گروه از مسیحیان نیویورک دادخواستی را مطرح کرده بودند که اعلام می کرد اکثریت جمهوریخواه سنای این ایالت در ژوئن سال 2011 در دیدار با "اندرو کومو" فرماندار دموکرات نیویورک و همچنین "مایکل بلومبرگ" شهردار این شهر در نشستی محرمانه برای تصویب قانون آزادی ازدواج همجنس‌گرایان تبانی کرده و قانون این ایالت را نقض کرده‌اند.
این گروه همچنین مدعی است که "دوئن مولتی" نماینده ارشد آنها در این نشست محرمانه که درباره این قانون تصمیم‌گیری نهایی شده، حضور نداشته است و از شرکت در این نشست به منظور اعمال نفوذ برای جلوگیری از تصویب آن منع شده بود.
بنا بر این گزارش، قانون نشست‌های علنی در آمریکا نیازمند این است که مقامات این کشور قوانین عمومی را در نشست‌های عمومی و علنی به تصویب برسانند و در این رابطه در نشست‌های محرمانه تصمیم‌گیری نکنند.
این گروه اعلام کرده است که برگزاری این نشست محرمانه با توجه به اینکه شرکت کنندگان در آن از احزاب مختلف بوده‌اند، نقض قانون است، اما دادگاه استیناف نیویورک اعلام کرد که در قانون "نشست‌های علنی" هیچ ماده‌ای عنوان نشده که برگزاری چنین نشستی با حضور اعضای احزاب مختلف را منع کند.
بر اساس این گزارش، نیویورک در ماه ژوئن سال 2011 با تصویب قانون آزادی ازدواج همجنس‌گرایان بزرگترین و ششمین ایالتی شد که تا آن زمان این قانون را تصویب کرده است.
دادخواست علیه این قانون در ماه ژوئن تحویل دادگاه استیناف نیویورک شده بود که روز گذشته با رأی دادگاه این دادخواست رد شد.

به گزارش فارس، به گزارش دادستانی کل استان "خوارزم" در کلینیک محله "قشقر" تجارت کودکان تازه متولد شده انجام می‌شود.

این کودکان که تولد آنان بدون عقد رسمی انجام گرفته و یا مادر از پذیرفتن کودک خودداری می‌کند به خانواده‌های بدون فرزند و یا افراد سودجو در ازای هر کودک 2 تا 3 هزار دلار واگذار می‌شود.

دادستانی این استان اعلام کرد: افرادیکه در این کلینیک چنین جنایتی را مرتکب می‌شوند پس از دستگیری در اظهارات خود فقر مالی و کافی نبودن حقوق را دلیل اصلی این جنایت دانسته و گفته‌اند که در طول یکسال گذشته 15 کودک را فروخته‌اند و در ازای هر کودک 2 هزار دلار دریافت کرده‌اند.

این افراد به شش تا نه سال زندان محکوم شده‌اند.

در همین حال، سایت "محله" در مطلبی آورده است که افراد سودجو با دادن مبالغ قابل توجهی کودکان را به کشورهای عربی برده و  در آنجا می‌فروشند.

کارشناسان بر این باورند با توجه به وجود منابع عظیم طبیعی در کشورهای آسیای مرکزی خبرهایی همچون فروش کودکان تازه متولد شده امری تعجب‌آور است و می‌توان اذعان داشت، ثروت این کشور در جهت رفاه حال عمومی مورد استفاده قرار نمی‌گیرد.

عصر ایران - خبر زیر را بخوانید:

منصوره حسینی ـ نقاش نوگرا ـ که سال گذشته به دلیل بیماری قلبی و کهولت سن در بخش سی سی یو بیمارستان شهدای «تجریش» بستری شده بود، 17 روز پیش در منزلش درگذشت و از آنجا که در تنهایی زندگی می‌کرد روز پنج شنبه - هشتم تیرماه -  درست 15 روز پس از درگذشتش، توسط همسایگان جسد او به پزشکی قانونی منتقل شد. منصوره حسینی به هنگام مرگ 86  سال داشت.

خبر بسیار تاثر برانگیز است. جامعه ما را چه می شود؟

اگر قطعا چنین اتفاقاتی در یکی از کشورهای غربی روی دهد بسیاری از رسانه های خودمان فریاد " وا انسانیتا " سر می دهند و از مرگ عاطفه و خانواده در غرب سخن می گویند ، اما چنین اتفاقاتی در کشور ایران روی می دهد که یکی از ویژگی های بارز و تاریخی آن مهربانی ، صله رحم ، خانواده دوستی و ارتباطات عمیق عاطفی و انسانی است و یا شاید باید بگوییم "بود".

در این قضیه گفتنی فراوان است . ما همه به نوعی در پیشامد چنین وقایع تاثر باری مقصر هستیم . البته شاید عده ای بگویند باید به انتخاب فردی افراد در زندگی خصوصی شان احترام گذاشت و خانم منصوره حسینی خود تنها بودن را انتخاب کرده است و طبیعتا وقتی چنین شخص بیمار و مسنی تنهایی را انتخاب می کند باید این انتظار هم باشد که چنین شود و نظایر این ؛ اما سخن بر سر این موضع خاص نیست و درگذشت این هنرمند ، تنها مناسبتی برای باز کردن این بحث است که "چقدر از هم دور افتاده ایم!".
آیا واقعاً مطمئن شدن از اینکه نبض یک همسایه پیر ، بیمار و تنها همچنان شماره دارد یا نه خیلی سخت است؟

همه ما البته در این باره ، بارها با یکدیگر سخن گفته ایم : " دو سال است در این مجتمع هستیم ، ولی هنوز همسایه مجاورمان را نمی شناسیم." و سخنانی از این دست!
البته روزمرگی ها و درگیری های همیشگی کاری و شخصی ، مساله ای است که نمی توان آن را کتمان کرد ولی نکته اینجاست که گویا همه ما با این وضعیت کنار امده ایم! نشانه این کنار آمدن هم این است که هیچ تلاشی برای تغییر ولو اندک این وضعیت نمی کنیم. مثلاً آیا نمی شود مایی که با ناراحتی از عدم شناخت همسایه ها حرف می زنیم ، یک بعد از ظهر برای صرف چایی دعوت شان کنیم و با یکدیگر آشنا و دوست شویم ؟ قطعاً می توانیم و این کاری است که ارائه دهنده این پیشنهاد ، قطعاً باید خود در اجرای آن پیشقدم باشد.

اشکال کار ما این است که منتظریم دیگران دنیا را تغییر دهند و ما هم در این میان ، بخشی از تغییر باشیم ولی هیچ کدام از ما ، آغازگر تغییر - ولو در پیرامون کوچک خود - نیستیم. بیایید از خودمان شروع کنیم ؛ هر انسانی کانون جهان است.

نسخه جدیدی از آئین های ساختگی و انحرافی که فقط نام مسیحت را یدک می کشد سعی در اشاعه فرهنگ آئیین ضاله شیطان پرستی در پوشش مسیحیت، به خانواده های ایرانی هستند.
به گزارش فارس، مبلغان مسیحیت تبشیری روند تبلیغی خود را در شبکه های فارسی زبان ماهواره ای سرعت بخشیده اند.

مدتی است افرادی که از آنها به عنوان کشیش خانگی یاد می شود با پخش ویژه برنامه های گسترده در فضای شبکه های ماهواره ای فارسی زبان، مشغول ترقیب خانواده های ایرانی برای تاسیس کلیسای خانگی برای خود و اقوامشان هستند.

بر اساس این گزارش، افرادی که در این شبکه ها به عنوان مبلغ جریان مسیحیت حضور دارند با ارائه نسخه جدیدی از آئین های ساختگی و انحرافی که فقط نام مسیحت را یدک می کشد به اشاعه آئین هایی نظیر " رقصیدن برای خدا و مسیح، اجرای موسیقی های منحرف برای خدا و ... " سعی در اشاعه فرهنگ آئیین ضاله شیطان پرستی در پوشش مسیحیت، به خانواده های ایرانی هستند.

این تیم های تبلیغی که با حمایت فکرى و مالى مؤسسات آمریکایى و غربى سازمان دهی می شوند، بعد از محدود شدن در فضاهای شهری در ایران فعالیت های خود را روی فضای ماهواره و شبکه های فارسی زبان منعکس کرده اند.

به نظر می رسد دور جدید فعالیت مبلغان تبشیری در ایران، در راستای دستورات مدیران شبکه ای آنها در کشور هایی نظیر ارمنستان باشد که با هدف افزایش یارگیری از میان مسلمانان و اشاعه فرهنگ شیطان پرستی در لایه مسحیحت در جامعه ایران صورت می گیرد.

گفتنی است، فعالیت های رسانه ای مسحیان تبشیری فارسی زبان با بودجه مستقیمی صورت می گیرد که  سازمان جاسوسی ایالات متحده و تحت عنوان پیگیری جنگ نرم علیه اسلام و ایران در اختیار آنها قرار می هد.

جدیدترین گزارشی که روزنامه گاردین اخیرا منتشر کرده، از ابعاد گسترده تجاوز جنسی افسران به کارکنان زن و زنان شاکی در پرونده‌های مختلف خبر می‌دهد.

به گزارش فارس، روزنامه انگلیسی گاردین با انتشار گزارشی اختصاصی، گوشه‌ای از موارد متعدد تجاوز جنسی افسران انگلیس به کارکنان زن اداره پلیس و حتی زنان شاکی پرونده‌های مختلف را افشا کرد.

نویسنده گاردین در ابتدا عنوان کرده است که این روزنامه مدارکی در دست دارد که نشان می‌دهد گروهی از نیروهای پلیس انگلیس از قدرت خود برای تجاوز به قربانیان جرایم، افسران مادون، و کارکنان زن شاغل در ادارات پلیس استفاده می‌کنند.

• طرح‌های پلیس انگلیس برای مبارزه با سواستفاده جنسی شکست خورده

تحقیقات انجام شده در این زمینه نشان می‌دهد که ابعاد و گستره این موضوع می‌تواند بسیار گسترده‌تر از آن چیزی باشد که تاکنون تصور می‌شد.

گاردین افزایش این معزل را نشانه‌ای از عدم تاثیرگذاری سیستم شکایات پلیس، پروسه افشا اطلاعات، بازرسی از افسران و شکست طرح‌های نظارتی در ادارات پلیس می‌داند.

افسرانی از پلیس تاکنون به دلیل انجام دایره گسترده ای از حملات، از تجاوز به عنف تا خشونت جنسی با زنان بی‌دفاعی که در حین انجام ماموریت با آن‌ها برخورد داشته‌اند، محکوم و تنبیه شده‌اند. برخی دیگر نیز در انتظار محاکمه به دلیل اتهامات وارده به خود هستند، و برخی نیز تنها با تنبیهات و تذکرات داخلی روبرو شده و هرگز با محکومیت روبرو نشده‌اند.

با وجود آنکه هیچ آمار رسمی در این باره منتشر نشده است، و جزئیات بسیار اندکی در این باره ارائه شده، گاردین تلاش کرده با انجام تحلیل برخی داده‌ها به ابعاد این موضع پی ببرد.

• پرونده زندانبان خطاکار آغازی بر بررسی فرهنگ تجاوز در پلیس انگلیس

در چهار سال گذشته 56 مورد سواستفاده افسران پلیس از قدرت و تجاوز به زنان و افراد جوان ثبت شده و یا مورد بررسی قرار گرفته است.

قرار است در ماه سپتامبر گزارشی از آمارهای مربوط به این موضوع در انگلیس منتشر شود، که همین امر موجب نگرانی کمیسیون مستقل شکایات پلیس، و انجمن افسران ارشد پلیس شده است.

انتشار این گزارش زمانی در دستور کار قرار گرفت که استفان میچل زندانبان 43 ساله انگلیسی در ژانویه 2011 به جرم حملات جنسی به زنان آسیب‌پذیر شامل معتادان و روسپیانی که به زندان منتقل می‌شده‌اند، به حبس ابد محکوم شد.

اکثر قربانیان وی زنان بوده‌اند، هرچند که گاها مردان جوان و کودکان نیز قربانی جرایم این مامور پلیس انگلیس شده‌اند.

مواردی که موجب نگرانی مسئولان انگلیسی شده است، عبارتند از متهم شدن به عدم نظارت مناسب و کم شدن بازرسی‌ها از سال 2001 به بعد، عدم ثبت مناسب تنبیهات و توبیخ‌های داخلی پلیس، گرایش بازرسان پلیس در باور نکردن شکایات زنانی که مورد تجاوز قرار گرفته بودند، و نهایتا فراگیر شدن فرهنگ تجاوز در پلیس انگلیس که موجب نادیده گرفته شدن این رفتار شده است.

• حتی به پلیس هم نمی‌توان اعتماد کرد

"دبالینا داسگوپا" وکیل فعال در زمینه موارد تجاوز افسران پلیس به زنان در این باره می‌گوید: فکر نمی‌کنم قربانیان از چیزی بیش از اینکه یک افسر پلیس آن‌ها را حتک حرمت کرده، آسیب خورده باشند. این آسیب بسیار عمیق‌تر است، چراکه آن‌ها به پلیس اعتماد کرده بودند... به باور آن‌ها پلیس باید از آن‌ها در برابر آسیب محافظت کرده و به آن‌ها در دستگیری و مجازات کسانی که مرتکب تخلفات شده‌اند، کمک کند.

او ادامه می‌دهد: سلب این اعتماد تاثیر بسیار وحشتناکی دارد: آن‌ها فکر می‌کنند که اگر نمی‌توان به پلیس اعتماد کرد، پس چه کسی قابل اعتماد است؟ آن‌ها اعتماد خود به همه را از دست می‌دهند، حتی به مسئولین.

به گزارش گاردین، مامورینی از همه رتبه‌ها و درجه‌های مختلف پلیس در این زمینه پرونده دارند. بالاترین درجه‌ای که به طور جدی در معرض اتهام تجاوز جنسی قرار داشته است، یک معاون ارشد پلیس بوده است. این فرد 26 شکایت از 13 کارمند زن اداره پلیس داشته است.

"دیوید اینسورن" معاون رئیس پلیس "ویلت‌شایر" سال گذشته خود را به دلیل اتهامات جنسی مطرح شده، کشت. وی دومین افسر پلیس انگلیس است که در چهار سال گذشته به دلیل وارد شدن این اتهامات، خودکشی کرده است.

در یکی از بدترین موارد تجاوز به عنف در چهار سال اخیر، "ترور گری" کارآگاه پلیس "ناتینگهم‌شایر" به زور وارد خانه زنی شد که پیش از این در ماموریت‌های خود با وی دیدار کرده بود. گری در حالی به این زن تجاوز کرد که فرزند این زن نیز در خانه حضور داشت. این مامور پلیس نهایتا به 8 سال حبس به جرم سواستفاده جنسی محکوم شد.

پیش از این هم گزارش‌هایی از موارد متعدد تجاوز و بدرفتاری با زندانیان به خصوص سیاه‌پوستان و اقلیت‌ها در انگلیس منتشر شده بود، اما به نظر می‌رسد گزارش اخیر گاردین ابتدای مسیری باشد که می‌تواند نهایتا به رسوایی بزرگی برای اداره پلیس این کشور بدل شود.

" ژان مارک ارو " نخست وزیر فرانسه از تصمیم دولت برای قانونی کردن ازدواج همجنس بازان در این کشور خبر داد.
به گزارش باشگاه خبرنگاران به نقل از خبرگزاری رویترز ؛ ژان مارک ارو  نخست وزیر فرانسه  روزگذشته گفت : دولت سوسیالیست جدید فرانسه ازدواج همجنس بازان در این کشور و نیز حق آنها در داشتن فرزند خوانده را قانونی خواهد کرد.  این امر تحولی در جامعه فرانسه به شمار خواهد امد که اکثریت آن کاتولیک می باشند.

شایان ذکر است که فرانسوا اولاند رییس جمهوری فرانسه نیز در مبارزات انتخاباتی خود  به رای دهندگان فرانسوی قول داده بود که اگر در انتخابات پیروز شود ازدواج همجنس بازان و استفاده از قانون فرزندخواندگی از سوی آنها را قانونی خواهد کرد. با این حال وی هیچ برنامه زمانبندی شده ای برای اینکار ارائه نداده بود.

این درحالیست که با پیروزی سوسیالیست ها در انتخابات دو هفته گذشته پارلمان فرانسه ، حزب " اتحاد برای جنبش مردمی " به عنوان مخالف قانونی شدن ازدواج همجنس بازان در دوره ریاست جمهوری نیکولا سارکوزی ، اکنون دیگر امکانی برای مخالفت با این امر و جلوگیری از تصویب آن ندارد.
در همین حال  ارو نخست وزیر فرانسه در بخش دیگری از سخنانش گفت که دولت در ماه های آینده برای تحقق تعهدات انتخاباتی خود در مبارزه با تبعیض در فرانسه، اقدام خواهد کرد.

براساس این گزارش ، دومنیک برتنوتی  وزیر مشاور در امور خانواده فرانسه نیز دیروز  گفت که قانونی در خصوص ازدواج همجنس بازان و امکان داشتن فرزندخوانده برای آنها تا یک سال دیگر تصویب خواهد شد.

به گزارش مشرق، نشریه صبح صادق در شماره اخیر خود بخشی را به معرفی مراسم شیطان پرستان اختصاص داده است. در این نشریه بخشی از مراسم شیطان پرستان چنین توصیف شده است:

مراسم بوسه مقدس
این مراسم در هنگام عضویت یک عضو جدید به فرقه شیطان پرستی انجام می شود و به این صورت است که شخص جدید عریان شده و توسط کشیش کلیسای شیطان، یا همسر وی به پنج عضو بدن او بوسه زده می شود، یکی از این اعضا، آلت تناسلی اوست. به عقیده آنها این کار «باعث خیر و برکت او، تقدس او در بین شیطان پرستان، تشکر از وی به منظور عضو شدن و در نهایت قبولی فرد خواهد شد!» احترام بیش از حد این فرقه به عضو مخصوص تولید مثل، به این دلیل است که آنها هر چه در جهان وجود دارد را مدیون آلت تناسلی می دانند و معتقدند که می بایست نهایت لذت جنسی غیراخلاقی را در این دنیا ببرند.

نماز سیاه یا نماز جماعت
مراسم مهم دیگر شیطان پرستی که در کلیسای شیطان برگزار می شود، نماز سیاه یا نماز جماعت سیاه نام دارد. این مراسم که در راستای مبارزه علنی با ادیان الهی انجام می شود، دقیقاً همانند مراسم عشای ربانی مسیحیت است با این تفاوت که تمام کارها را برعکس انجام می دهند. در نماز سیاه شیطان پرستان، کشیش و حاضران در حالی که برهنه هستند، دعاها و سرودهای مذهبی را به صورت برعکس می خوانند. مثلاً هر جا که از بهشت و زیبایی سخن گفته شده، از جهنم و زشتی سخن می گویند. هرگاه نام خدا، یا حضرت مسیح(ع) آورده می شود، همگی شروع به انجام حرکات کفرآمیز می کنند. در ابتدای شکل گیری مراسم نماز سیاه، قرار بود که فقط به مسیحیت و اعمال این آئین توهین شود و کار دیگری انجام نشود، اما پس از مدتی، اعمال جنسی و کشتن کودکان بی گناه نیز به آن اضافه شد.

همچنین در این مراسم، نمادهایی مثل صلیب وارونه، شمع و پارچه سیاه، خون، و ... مشاهده می شود. با این وجود به نظر می رسد که شیطان پرستان به طور حساب شده ای، با تقلید از مراسم عشای ربانی به توهین و تمسخر مسیحیت می پردازند، چرا که در مراسم عشای ربانی مسیحیت کارهایی انجام می شود که جای هیچ گونه دفاع منطقی را برای مسیحیان باقی نمی گذارد.

در مراسم عشای ربانی، مسیحیان به کلیسا می روند و از کشیش بزرگ قطعات کوچک نان مقدس و قطرات شراب را می گیرند. آنان معتقدند که نان تقدیس شده توسط کشیش، جسم مسیح (ع)است!! و با خوردن نان، جسم و خون مسیح(ع) را تناول کرده اند. در قرون اخیر بسیاری از کارگردانان کلیساها معتقدند که «هر کس، نان و شراب مقدس را بخورد، مسیح در او حلول می کند و او همان حیات جاودانه و هویت و شخصیت عیسای مسیح را پیدا خواهد کرد.» این عقیده غیرعقلانی و متوهمانه از خرافی ترین مسائلی است که مسیحیت معاصر به آن گرفتار شده است، به طوری که «به عاملی جهت جدایی کلیساها از یکدیگر تبدیل شده است.» پس، از آن جایی که شیطان پرستان می دانند که مسیحیان به دلیل انتقادهای جدی به عشای ربانی، حساسیت کمتری روی آن دارند، «عشای ربانی» مسیحیان را مورد توهین و تمسخر قرار می دهند.
با این وجود به نظر می رسد که این مراسم شیطان پرستان زمینه ای برای توهین کردن شان به سایر ادیان الهی است. بدون شک اگر برای این فرقه کثیف موقعیت مناسب ایجاد شود، به طور علنی در مراسم نماز سیاه، به توهین و تمسخر مبانی دین اسلام نیز می پردازند.

جشن هالووین
یکی از جشن هایی که در بسیاری از کشورهای اروپایی و آمریکایی برگزار می شود، جشن هالووین نام دارد. مردم این کشورها، اغلب شناخت زیادی از این جشن ندارند. آنها می گویند که هالووین جشن ارواح است؛ جشنی که از کودک تا بزرگسال در شکل ارواح و اجنه ظاهر می شوند تا همدیگر را بترسانند. با این حال بیشتر آنها هرگز نمی دانند که هالووین یک جشن شیطان پرستی است.

برای آشنایی بیشتر با این جشن لازم است که از پیشینه آن مطلع شویم. بنیانگذاران این جشن شیطانی، قوم اروپایی «سلت» بودند که سال ها پیش از میلاد مسیح در ایرلند و شمال فرانسه زندگی می کردند. آنها در شب آخر سال، مراسمی را به افتخار (samhain) موسوم به «پروردگار مرگ» برگزار می کردند. سلتی ها در این مراسم، دور هم جمع می شدند و آتش می افروختند و برای دستیابی به برکت فراوان (دام و غله) اولین فرزند خانواده را قربانی می کردند.

مردم این قوم باور داشتند که در این شب، جادوگران سوار بر جاروی خود، در آسمان پرواز می کنند و زنان با شیطان رابطه جنسی برقرار می کنند و در این بین شیطان شیپور می نوازد و ارواح خبیث بر بلندای تپه ها با جادوگران به رقص و پایکوبی می پردازند، به طوری که گربه های سیاه، خفاش ها و جن و پری ها نیز با آنها همراهی می کنند. این قوم خرافاتی همچنین بر این باور بودند که شب پایان سال، مرز میان دو جهان به نازک ترین حد ممکن می رسد و موقعیت برای راندن ارواح پلیدی که ممکن است به محصولات شان آسیب برسانند فراهم می شود، لذا در این مراسم که «سامهین» نام داشت، از یک طرف، صورت های خود را با نقاب پوشانده و با لباس های عجیب، خود را به شکل ترسناکی در می آوردند و با حرکت دسته جمعی، به زعم خود ارواح سرگردان را فریب داده و از روستاهای محل زندگی خود دور می کردند، از طرفی دیگر سیب و گردو و بادام و غذا و نوشیدنی را داخل سینی ها گذاشته و تقدیم ارواح می کردند.

قوم سلت، این مراسم ابلهانه شان را که منشأ شیطانی و بت پرستی داشت، هر سال انجام می دادند. تا اینکه رومی ها به این منطقه حمله کردند. یکی از نتایج این حمله ورود مسیحیان به این سرزمین بود که باعث تغییراتی در مراسم سامهین شد. رهبران کلیسا «جشن های غیرمسیحیان را با مراسم و تعطیلات مسیحیان تلفیق کردند. جشن های روز سامهین نیز با اعیاد روز تمامی قدیسان در اول نوامبر - که در آن یاد شهدای اولیه مسیحیت گرامی داشته می شود - و روز تمامی ارواح در دوم نوامبر - که در آن یاد تمامی درگذشتگان گرامی داشته می شود - ترکیب شد. شب پیش از روز تمامی قدیسان، به نام «شب تمامی مقدسات» (All Hallows Eve) نامیده می شد و واژه هالووین(Halloween) نیز برگرفته از نام همین شب است.»

در اوایل قرن 19 میلادی، بسیاری از ایرلندی ها به آمریکا مهاجرت کردند و این جشن شیطان پرستی را به آمریکا سرایت دادند. البته این مراسم در آمریکا دچار تغییراتی شد، به طور مثال آمریکایی ها حضور شیاطین و ارواح خبیث در هالووین را بیشتر مورد استقبال قرار دادند و بیشتر نمادهای ترسناک و خشن را برای آن در نظر گرفتند. برگزاری مراسم هالووین در این کشور، مشکلاتی را برای مردم ایجاد کرد، به طوری که مجرمان آمریکایی در این شب مردم را مورد آزار و اذیت قرار می دادند، به خانه ها حمله می کردند و با سنگ و کلوخ دودکش خانه ها را مسدود می کردند و در برابر اعترض مردم، ادعا می کردند که این اتفاقات ناشی از حضور ارواح مرموز و شیاطین است و آنها هستند که مردم را تحریک می کنند. آسیب هایی که این مراسم به همراه داشت باعث شد که برگزاری هالووین در آمریکا برای مدتی متوقف شود. پس از آن، برای اولین بار در سال 1920 میلادی دولت آمریکا تحت تدابیر امنیتی مجوز رسمی برگزاری این مراسم شیطان پرستی را صادر کرد.

با این حال در طی سال ها، محافظت پلیس از این مراسم بیشتر حالتی نمادین داشته است؛ چرا که اخبار حوادث در شب هالووین نشان می دهد که حوادثی نظیر آتش سوزی، ضرب و شتم و حتی مرگ به بالاترین حد خود در طول سال می رسد.
امروزه در این مراسم کارهای مختلفی انجام می شود که در اینجا به ذکر چند نمونه اکتفا می کنیم.

توزیع مواد خوراکی مسموم
در این شب شیرینی و شکلات بین مردم تقسیم می شود. این شیرینی و شکلات ها اغلب فاسد هستند. بر اساس آمار فدراسیون ملی فروشگاه های ایالات متحده، «در سال 2010 بیش از 72 درصد از آمریکاییان در روز هالووین به دیگران شکلات داده اند.»
البته در این آمار هیچ اشاره ای به میزبان شکلات های فاسد نشده است. گفتنی است، شیرینی روز هالووین از سه رنگ زرد، نارنجی و سفید تشکیل شده است. شیطان پرستان این سه رنگ را رنگ های شیطانی می نامند.

کوبیدن در منازل برای گرفتن شکلات
در این شب، افراد مزاحم، ضمن کوبیدن در خانه های مردم، شروع به جیغ و داد زدن می کنند. آنها از صاحب خانه می خواهند که برای شان هدیه ای بیاورد. در صورتی که صاحب خانه به آنها هدیه دهد، به سراغ خانه بعدی می روند در غیر این صورت، بلایی سرش می آورند که از این کارش به شدت پشیمان شود.

کدو و شلغم های کنده کاری شده
آمریکایی ها در این به اصطلاح شب ارواح، کدو ها را به شکل صورتک هایی ترسناک برش می دهند. آنها این کار را به تقلید از قوم «سلت» انجام می دهند. سلتی ها، شلغم های بزرگ را از درون خالی می کردند و به اشکال وحشتناکی در می آوردند و پشت پنجره ها قرار می دادند تا ارواح از خانه آنها دور شوند. البته اروپایی ها به جای کدو از شلغم استفاده می کنند.
اما آنچه باعث گسترش روزافزون این مراسم شده، تبلیغات رسانه های صهیونیستی و حامی صهیونیست، برای این جشن است. یکی از نتایج این تبلیغات این است که «حدود 40 درصد از مردم آمریکا در روز هالووین لباس های ویژه این روز  [که به شکل شیطان، غول و چیزهای غیرعادی است] را می پوشند و 12 درصد از آمریکاییان نیز لباس های هالووین را بر تن حیوانات خانگی خود نیز می پوشانند.» با این وجود در این رسانه ها هیچ اشاره ای به اینکه هالووین یک مراسم شیطان پرستی است، نمی شود، بلکه از آن به عنوان یک جشن معمولی که در بین کودکان و بزرگسالان محبوبیت زیادی دارد یاد می شود، اما هر انسان منصفی با کمی دقت در می یابد که اسکلت، ماسک دراکولا، زخم مصنوعی روی صورت، ماسک های گربه و سگ و خفاش، کدو و شلغم نورانی و ... فقط یک جشن معمولی برای تفریح و سرگرمی نیست.

البته این کار رسانه های غربی از دید مسیحیان پنهان نمانده و اعتراض آنها را در پی داشته است. به طور نمونه یک سایت مسیحی با تأکید بر اینکه «در پس پرده [هالووین] قدرت شیطان است که تقویت می شود.» می نویسد: «هنگامی که مسیحیت رواج یافت؛ دشمنان کلیسا با تحقیر و آزار مسیحیان در شب هالووین؛ شیطان را می ستودند. پرستندگان شیطان جمجمه و مذبح و صلیب و منبر هم در برابر خانه های خود قرار می دادند و در قرون گذشته بر دیوارهای کلیسا صلیب های زشت کشیده مسیحیان را مسخره می کردند.» با این اوصاف باید گفت که شیطان پرستان قدیمی در طی سالیان دراز، بدون اینکه از منشأ شیطانی هالووین حرفی بزنند این مراسم را انجام می دادند. اما شیطان پرستان مدرن از اینکه مردم به شیطانی بودن این جشن پی ببرند، ابایی ندارند.

شیطان پرستان مدرن، حتی تاریخ مرگ، آنتوان لاوی را دو روز پس از مرگش، یعنی در روز هالووین اعلام کردند تا به مردم بفهمانند که این یک جشن شیطانی است. اعلام خبر مرگ لاوی در روز هالووین به حدی تأثیرگذار بوده که بسیاری به اشتباه می گویند: «روز مرگ لاوی با نام هالووین در آمریکا شناخته می شود.» شایان ذکر است که در آمریکا خیلی کم از اسم هالووین استفاده می شود و بیشتر با اسم اصلی اش که «شب شیطان» است، خوانده می شود

 گروه بین‌الملل: نضال حماده، نویسنده مطرح لبنانی که در فرانسه حضور دارد و گزارش های پرطرفدارش به صورت مرتب در پایگاه اینترنتی المنار (وابسته به حزب الله لبنان) منتشر می شود، اخیرا در مطلبی کوتاه به سندی پرداخته که در آن از حضور یکی از سران مخالفان بشار اسد در یکی از پر رمز و راز ترین انجمنهای عالم پرده می دارد. ترجمه کامل این نوشته را با هم می خوانیم:

مشرق: «کریس فلوید» در دسامبر 2011 در مورد جنگ عراق گفته است: اجساد ردیف شده هزاران کودک، نوزاد و شیرخوار و کودکان دبستانی که بدن آنها متلاشی شده، زنده زنده سوخته و یا در طی حملات آمریکایی ها با گلوله سوراخ سوراخ شده در اطراف شهرهای عراق قابل مشاهده است. واقعیت آنچه که در عراق اتفاق افتاده این اجساد مچاله شده است که در مناطق بیابانی رها شده اند؛ صورت های آنها سیاه شده، امحا و احشای آنها بیرون ریخته و چشمانشان به پوچی خیره مانده است. از این دست اظهار نظرها در مورد کودکان جنگ زده عراق در مدت زمان اشغال این کشور بارها از سوی خبرنگاران و عکاسان مختلف تکرار شده است.

«رابرت فیسک» نیز در سال 2006 با انتشار مقاله‌ای نوشته بود: «بسیاری از کودکان عراق در اثر اشغال عراق توسط نیروهای آمریکایی و بمباران مستقیم شهرها و مناطق مسکونی کشته شده و جان خود را از دست داده‌اند».

دو دهه کشتار و آوارگی کودکان

در این گزارش به وضعیت کودکانی خواهیم پرداخت که قربانی طمع و شهوت قدرت و نفت شدند. کودکانی که بنا به ماهیت وجودیشان شایسته چنین رفتار و رقم خوردن سرنوشتی اینچنین هولناک از سوی سیاستمداران آمریکایی و هم پیمانان غربی آنها نبودند. طی دو دهه، حقوق کودکان عراقی همچون سایر اقشار مردم این کشور در نتیجه خشونت، جنگ، اشغال خارجی و تحریم های بین المللی نقض شده و عراق تبدیل به یکی از بدترین مناطق خاورمیانه و شمال آفریقا برای کودکان شده است: به طوری که در آن کشور سه و نیم میلیون کودک در فقر زندگی می کنند، یک و نیم میلیون نفر از کودکان زیر پنج سال دچار سوء تغذیه بوده و روزانه دست کم صد نوزاد جان خود را از دست می دهد. چنین آماری در دنیای کنونی بسیار دور از ذهن و کمیاب است.

بر اساس کنوانسیون 1949 ژنو که بر حمایت و محافظت از افراد غیرنظامی در طول جنگ تاکید دارد و نیز بنا به کنوانسیون 1989 سازمان ملل در مورد حقوق کودکان (CRC )، وضعیت کودکان عراق به هیچ وجه قابل توجیه نبوده و یکی از صدها موارد عدم پایبندی مدعیان حقوق بشر و صلح بین المللی به معاهدات بین المللی را به وضوح نشان می دهد.


عراق جنگ زده، یکی از خطرناکترین مناطق برای کودکان

آنگلو-آمریکن ها و کودکان عراق

در واقع بعد از سال 2003 نیروهای متجاوز آنگلو-آمریکن اشغال کننده عراق نتوانستند و یا نخواستند که به وظایف خود در مورد قوانین بین المللی ناظر بر حقوق کودکان عمل کنند. CRC تاکید دارد که باید حقوق کودکان از بابت کلیه جوانب فیزیکی و حیاتی، روحی، اخلاقی، روانی و رشدی در یک محیط کاملا ایمن تامین گردد که هیچگاه شاهد چنین چیزی در عراق نبودیم. هرچند نیروهای خارجی هم اکنون از عراق خارج شده اند اما تمامی مسئولیت جنایات ناشی از عدم پایبندی به این قوانین در مدت زمان اشغال و نتایج طویل المدت آن به عهده نیروهای اشغالگر خواهد بود و آنها باید در مورد وضعیتی کودکان عراقی به مردم این کشور و مراجه بین المللی پاسخگو باشند.

نیروهای اشغالگر به طور کاملا عمدی ساختار اجتماعی عراق را تغییر داده اند و از روش های پاکسازی قومی برای ایجاد گسست در یکپارچگی کشور استفاده کرده اند؛ تاسیسات تصفیه آب، امکانات بهداشتی و آموزشی را از بین برده اند و به صورت بی هدف مناطق پرجمعیت را بمباران کرده اند که در تمامی این سطوح کودکان عراقی شدیدترین و بیشترین آسیب ها را دریافت کرده اند.


تمامی مسئولیت مرگ و میر، آسیب های جسمی و روانی وارد شده به کودکان عراق به عهده کشورهایی است که به این سرزمین هجوم برده بودند.

آنچه که در انتظار کودکان عراق است

زندگی در کشوری که تحت حمله بوده و درگیر جنگ است مشکلات روانی فراوانی برای اکثریت قریب به مطلق این کودکان ایجاد کرده و موجب افسردگی و اضطراب در همه این کودکان شده است که نیازمند برنامه های حمایتی روانشناسانه چشمگیر می باشد. دستیابی به خدمات ضروری اجتماعی از جمله چالش‌های بسیار بزرگ و لاینحل خانواده‌های عراقی در طی اشغال و پس از آن بوده است که بازتاب مستقیم این مشکل بر کودکان عراق قابل ملاحظه است.

با توجه به ناکارآمدی فعلی بنیادهای حمایتی عراق در اثر از هم پاشیدگی زیرساخت ها و مشکلات فراوان دولت نوخواسته عراق پس از پایان رسمی اشغال، کودکان عراقی در معرض خطرات بسیاری هستند که از جمله می توان به موارد زیر اشاره کرد:

- مرگ

که در اثر عملیات های تروریستی، کمبود بهداشت و بسیاری عوامل دیگر روی می دهد.

- قطع عضو

کودکان بسیاری در طی اشغال دچار نقص عضو شده اند و تعدادی فراوانی نیز روزانه در نتیجه فعال شدن مین ها و بمب های به جا مانده به این خیل می پیوندند.

- ربوده شدن

بسیاری از کودکان خانواده‌های نسبتا مرفه عراقی در معرض خطر ربوده شدن برای باجگیری قرار دارند.

 


کودکان، آسیب پذیرترین اقشار در بمبارن های بی هدف مناطق مسکونی بودند.

 

 

- خشونت های جنسی و قاچاق انسان

بسیاری از گزارش‌ها تاکید دارند که کودکان عراقی قربانی پدیده‌هایی از قبیل خشونت جنسی و ازدواج‌های اجباری و تجارت کودکان هستند.

 

- به کار گرفته شدن در گروه های مسلح و بهره کشی اقتصادی به صورت کارگر

بسیاری از باندها و گروه‌ها از کودکان برای فعالیت‌های غیر قانونی خود استفاده می‌کنند. بر اساس آمارهای ارائه شده بیش از 60 درصد کودکان یتیم عراقی نان‌ آور خانواده‌های خود هستند و برای تامین هزینه هایشان وارد این گروه ها می شوند.

 

- زندانی شدن

صدها کودک عراقی در طی اشغال در زندان‌های نظامیان آمریکایی زندانی شده و تحت انواع و اقسام آزارها و شکنجه‌ها از جمله آزارهای جنسی قرار گرفته اند که این اتفاقات با توجه به عدم برقراری کامل نظم ممکن است همکچنان از سوی گروه های خود سر ادامه داشته باشد.

 

کودکان عراق؛ افسرده و دور از هیجانات کودکی

 

بدیهی است که جامعه جهانی و نهادهای حقوق بشری بین المللی موظفند به جای عملکردهای سیاسی در راستای خواسته های سیاستمداران قدرت های سلطه جو و تسلیم شدن به برنامه های آنها به این مصادیق بارز نقض حقوق بشر پرداخته و به یاری کودکان عراقی اقدام کنند.

آمارهای تاسف برانگیز مرگ و میر کودکان عراقی

آمارهای رسمی و گمانه زنی های رسانه های همگانی عراق، هفتاد تا نود و پنج درصد از مرگ های رخ داده در این کشور را نادیده می گیرند. برخی آمارهای قابل اعتماد سال 2011، تعداد کشته شدگان واقعی جنگ عراق را تا یک و نیم میلیون نفر اعلام می کنند. بررسی های انجام شده توسط گروه های معتبر نشان می دهد که 39 درصد از افراد کشته شده در اثر حملات هوایی نیروهای اشغالگر آمریکایی، کودکان بوده اند. 42 درصد مرگ و میر ناشی از خمپاره اندازی نیروهای درگیر نیز مربوط به کودکان بوده است. نزدیک به نه درصد از پنجاه هزار مرگ غیر طبیعی ثبت شده را کودکان تشکیل می دهند و 29 درصد غیرنظامیانی که با تیر مستقیم نیروهای اشغالگر کشته شده اند نیز کودکان بوده اند.


در دوران اشغال کودکان عراق حامیان خود را از دست دادند.

 

کودکان بی شمار دیگری نیز وجود دارند که به طور غیر مستقیم و در نتیجه تبعات مختلف اشغالگری جان خود را از دست داده اند. بیماری ها، قحطی و سوء تغذیه، فقر گسترده، رکود اقتصادی، آلودگی محیط زیست و نبود خدمات اولیه به صورت کاملا بی سر و صدا دست به دست هم داده و بخش وسیعی از جمعیت عراق به خصوص کودکان را از پای درآورده است. گزارش صندوق بین المللی کودکان سازمان ملل متحد حاکی است که تا سال 2006 بین 4 تا 5 میلیون کودک عراقی یکی از والدین یا هر دوی آنها را از دست داده‌؛ بی ‌سرپرست و در شرایط بسیار بد معیشتی و به دور از ساده‌ ترین وسایل معیشتی به زندگی خود ادامه می‌دهد.

افزایش شدید نقص های وراثتی مادرزادی و ابتلا به سرطان در عراق

انهدام زیرساخت های نظامی و صنعتی در طی جنگ باعث رهایی فلزات سنگین و دیگر مواد خطرناک در هوا، خاک و آب های زیرسطحی شده است و مناطقی که زباله های شهری و بیمارستانی در آنها انباشته شده منشا بیماری های خطرناکی شده اند. آلودگی اورانیومی و دیگر آلودگی های نظامی موجب افزایش شدید آمار نقص های وراثتی مادرزادی و ابتلا به سرطان در عراق شده است. آلودگی شدید منابع آبی و زمین های کشاورزی باعث آلودگی محصولات کشاورزی تولید شده در عراق گردیده که به عنوان منبع غذایی در دسترس از طرف خانواده ها مورد استفاده قرار می گیرد.


پس از خروج ظاهری آنگلو-آمریکن ها کودکان هنوز با میراث اشغال دست به گریبانند.

 

به موجب موافقت نامه‌های لاهه و ژنو مسئولیت تمام موارد فوق مستقیما متوجه انگلیس و آمریکا به عنوان کشورهای اشغال‌ کننده عراق بوده و این دو کشور باید برآورنده و تامین ‌کننده امنیت و بهداشت در عراق به ویژه برای زنان و کودکان می بودند. حال ان که هیچگونه تعهدی از سوی متجاوزین دیده نشد تا جایی که در سال 2010 پزشکان مستقر در فلوجه اعلام کردند که در این منطقه با آمار بسیار غیر قابل باوری از نقص های مادرزادی، سرطان و سقط ناگهانی روبرو هستند.

در سال 2004 نیروهای اشغالگر این منطقه را به شدت بمباران کردند و در کمتر از یک سال بعد از این حادثه یعنی در سال 2005 آمار مشکلات حاد پزشکی در این منطقه شدیدا رو به افزایش نهاد. در سال 2010 نرخ سکته قلبی در فلوجه 13 برابر نرخ گزارش شده در کشورهای اتحادیه اروپا بوده است. نقایص مادرزادی مرتبط با مشکل در سیستم عصبی نیز 23 برابر آنچه که در اروپا دیده می شود گزارش شده است. پزشکان ژاپنی معتقدند آمار نقایص مادرزادی موجود در عراق بسیار بیشتر از آمار دیده شده در شهرهای هیروشیما و ناکازاکی است که در روزهای پایانی جنگ جهانی دوم با بمب های اتمی آمریکایی با خاک یکسان شدند.


نسل آینده بی گناه عراق تبعات اشغال را در گوش و خون خود حس خواهد کرد.

 

اورانیوم تضعیف شده بلای جان مادران و نوزادان عراقی

این آمار دهشتناک ار آنجاست که آمریکا در حمله به عراق از تسلیحات حاوی اورانیوم ضعیف شده استفاده کرد. اورانیوم ضعیف شده روی جنین زنان باردار اثر گذاشته و رشد آن ‌را دچار اختلال می ‌کند و موجب تولد نوزادانی با معلولیت مادرزادی می ‌شود. نوزادانی بدون سر و بدون عضو به دنیا می ‌آیند که عملا هیچ کاری در مورد آنها از سوی پزشکان ساخته نیست. بدین ترتیب عراقی‌ها تا نسل‌ها از نقص‌های مادرزادی و سرطان رنج خواهند برد. افزایش نرخ ابتلا به سرطان، کم خونی و اختلالات مادرزادی در عراق در نتیجه استفاده از تسلیحات حاوی مواد هسته ای به خصوص اورانیوم در طی جنگ های 1991 و 2003 می باشد.


انهدام زیرساخت های بهداشتی و درمانی عراق توسط اشغالگران تاثیر مستقیم بر کودکان داشته است.

افزایش شدید سرطان خون در کودکان شهر بصره گزارش شده است و یافته ها حاکی از آن است که از سال 1991 به این طرف که اولین یورش نیروهای آمریکا به عراق اتفاق افتاد سرطان خون در کودکان عراقی به طرز چشمگیری افزایش یافته که در نتیجه استفاده از اورانیوم ضعیف شده در تسلیحات جنگی بوده است.

مین های آمریکایی

مین های زمینی و بقایای مواد منفجره به شدت جان کودکان عراقی را تهدید می کنند. طبق آمارهای منتشره در سال 2011 بیست و پنج درصد قربانیان این مین ها کودکان زیر 14 سال هستند. آمار معلولیت در اثر مواد منفجره باقی مانده که در سال 1991 حدود 5500 نفر بوده در سال 2007 به 80000 نفر رسیده است. 7/45 در صد این افراد بین 15 تا 29 سال سن داشته اند و 9/23 درصد کودکان زیر 14 سال بوده اند. در طی دهه گذشته آمار افراد قطع عضو شده در دو استان بصره و المثنی به تنهایی آمار این افراد در کل کشور نابسامان آنگولا را پشت سر گذاشته است.

عراق به کشوری مملو از کودکان قطع عضو شده تبدیل گردیده است.

نظام بهداشتی و درمانی نابسامان و کودکان نیازمند

گسیختگی نظام بهداشتی و درمانی عراق در نتیجه اشغال این کشور منجر به مرگ کودکان در اثر عوامل غیر قابل پیشگیری شده است. کشتار عمدی و مهاجرت اجباری پزشکان و پرسنل بهداشتی و درمانی عراق موجب شده است که تا 75 درصد کادر درمانی عراق اعم از پزشکان و داروسازان و پرستاران از دسترس بیمارستان ها و خدمات بهداشتی خارج شوند. تقریبا 70 درصد بیمارانی که با وضعیت وخیم به بیمارستان ها رسانده می شوند در اثر نبود نیروی متخصص و خدمات دارویی و تجهیزات لازم در بخش اورژانس جان خود را از دست می دهند که کودکان آسیب پذیرترین آمار این مرگ و میر را تشکیل می دهند.


میلیون ها کودک عراقی محروم از سیستم آموزشی کارا هستند.

تعداد زیاد کشته‌ها و زخمی ‌ها که موسسات و مراکز بهداشتی عراق را در طی اشغال به خود مشغول می داشت، عملا مانع رسیدگی پزشکان این کشور به اوضاع روحی و روانی کودکان می شد و آمارهای موجود نشان می‌دهد که بیش از 48 درصد کودکان عراقی مبتلا به انواع استرس از جمله استرس‌ های پس از حادثه هستند. این شرایط هنوز نیز به کلی رفع نشده و سازمان های بهداشتی عراق هنوز قادر به رسیدگی کامل به کودکان نیستند. صلیب سرخ هشدار داده است که سوء تغذیه در کودکان عراقی از 19 درصد قبل از اشغال این کشور در سال 2003 به 28 درصد رسیده است و از هر سه کودک زیر 5 سال عراقی فقط یک نفر به آب آشامیدنی سالم دسترسی دارد و از هر 4 مورد نیز یک نفر از سوء تغذیه شدید رنج می برد.

آلودگی و نبود خدمات تصفیه ای باعث شده است تا 70 درصد مردم به آب سالم دسترسی نداشته باشند که موجب مرگ یک کودک از هر 8 کودک عراقی قبل از 15 سالگی می شود. اسهال، وبا، تیفوئید، هپاتید و غیره بیماری هایی هستند که کودکان عراقی در نتیجه عدم در اختیار داشتن آب سالم با آنها درگیرند که اغلب موجب مرگ این کودکان می شود.


بیش از 48 درصد کودکان عراقی مبتلا به انواع استرس از جمله استرس‌ های پس از حادثه هستند.

 

 

 

منابع و مآخذ

http://globalresearch.ca/index.php?context=va&aid=30760

http://www.chris-floyd.com/component/content/article/1-latest-news/2200-war-without-end-amen-the-reality-of-americas-aggression-against-iraq-.html

http://www.icrc.org/ihl.nsf/full/380

http://www.unicef.org/crc/index_30228.html

http://www.brussellstribunal.org/Fallujah020710.htm

http://www.indymedia.org.au/2011/12/04/iraq-%E2%80%93-landmines-bombs-depleted-uranium-%E2%80%93-devastation-%E2%80%93-children-amputees-how-you-can-hel

http://www.rhrc.org/resources/Iraqi_women_girls_factsheet%20FINAL%20JAn08.pdf

http://www.alternet.org/waroniraq/70886/?page=entire

http://forums.understanding-islam.com/showthread.php?7464-Iraq-s-Children-Drug-Addicts-Dealers

http://www.equalityiniraq.com/activities/117-prostitution-and-trafficking-of-women-and-girls-in-iraq

http://www.ohchr.org/EN/Countries/MENARegion/Pages/UNAMIHRReports.aspx

جهان نوشت: "هرگاه برهنه می‌شوید شیطان با چشم طمع به شما می‌نگرد، پس خود را بپوشانید."

"کفش راحتی و سبک بپوشید و همانند اهل کتاب نباشید، کفش خوب و لباس پاکیزه بپوشید"

"هرگاه امت من از پوشیدن کفش‌ها و نعلین‌های پاره پاره و وصله دار دریغ نکنند خدا بر آنان آسان گیرد"

"هلاکت زنان امت من در دو چیز است: طلا و لباس نازک/ ای علی هر مردی از همسرش اطاعت کند خدا او را به رو در جهنم افکند. حضرت علی علیه السلام پرسید: این چه اطاعتی است؟، فرمود: در پوشیدن لباس نازک به وی اجازه دهد؛ همان گرامی به علی علیه السلام فرمود: ای برادر! به تو سفارشی می‌کنم آن را رعایت کن که شاید خدا سودی به تو برساند: لباس خشن و مناسب اندام بپوش تا غرور و تکبر تو را نگیرد؛ همچنین فرمود: از خصلت‌هایی که موجب هلاکت قوم لوط شد پوشیدن حریر(ابریشم) بود."

"شش چیز از اخلاق قوم لوط در این امت است: پوشیدن روپوش بلند از روی تکبر که بر زمین کشیده می‌شود، گشودن و باز گذاشتن دکمه‌های پیراهن و قبا و ...؛ نیز می‌فرماید: هر کس لباس فاخر بپوشد به تکبر گراید و متکبر در آتش دوزخ است."

"رسول خدا(ص) امتش را از دست کردن انگشتر طلا و پوشیدن انواع لباس زرباف و ابریشمی و ارغوانی نهی فرمود."

"کفش باریک و نوک دراز نپوشید، چرا که آن، کفش فرعون است و نخستین بار او آن را پوشید."

"رسول خدا(ص) مردان را از پوشیدن لباس زنان و زنان را از پوشیدن لباس مردان نهی می‌فرمود."

"رسول خدا(ص) از انگشت نما شدن در هر دو سو(افراط و تفریط) نهی فرموده است: نرمی و بلندی لباس یا تفریط در ضخامت، زبری و کوتاهی آن و نیز می‌فرماید: لباسی که در زیبایی یا زشتی شهرت دارد نپوشید و نیز می‌فرماید: هر کس لباس شهرت بپوشد خدا از او رو گرداند تا وقتی که آن را کنار نهد و همچنین می‌فرماید: هر کس در دنیا لباس شهرت بپوشد خدا روز قیامت لباس ذلت بر او بپوشاند."

از این نوع روایات سبک زندگی اسلامی که از 14 معصوم(س) نقل شد در "مفاتیح الحیات" کم نیستند. تمام جملات زیبای مذکور از امامان و پیامبر گرامی اسلام است که می‌بینیم کوچکترین نکات مبتلابه امروز ما را مورد اشاره قرار داده‌اند.

چند روایتی که آمد تنها بخش از فصل "لباس و پوشش" مفاتیح الحیات است. این کتاب نمونه عملی زندگی به سبک اسلامی است که می‌توان به وسیله آن خود را طراز داد، اینکه تا چه میزان اسلامی رفتار می‌کنیم، می‌پوشیم، فکر می‌کنیم، سخن می‌گوییم و ... .

اگر همین الآن برای دومین مرتبه برگردیم و روایات بالا را بازخوانی کنیم می‌بینیم که اگر نگوییم تماما بلکه اکثرا عامل به نهی‌شدگان هستند! کفش نوک باریک، انگشتر طلا، پوشیدن لباس زنان توسط مردان و بلعکس، لباس نازک و حریر، لباس شهرت، باز گذاشتن دکمه‌های پیراهن و غیره تماما همان‌هایی هستند که نهی شده و جامعه مانند قوم لوط را رقم زدند.

حالا کافیست اگر در تهران هستید، به خود زحمت دهید و به مرکز پایتخت، میدان هفت تیر بروید و ببینید چند درصد فروشگاه‌های این میدان که بورس لباس زنانه‌ است، لباس‌های قوم لوط را نمی‌فروشند؟ چند درصد عابران و خریداران لباس‌های قوم لوط بر تن ندارند؟!

دین مبین اسلام که تا این حد مسائل را باز کرده و مردم را نهی و امر، واقعا نباید در حکومتی که پس از 1400 سال توانسته تشیع را مبنا و پایه قرار دهد و از مظلومیت قدری رهانیده شود، الگو قرار گیرد؟

در پایان باید پرسید: آیا "الگوی ایرانی، اسلامی" که سال‌هاست در کلام رهبر معظم انقلاب دیده می‌شود، شنیده و عمل هم می‌شود؟

در تماسی که از سوی یک منبع نزدیک به اعضای شبکه بهایی من و تو حاصل شد پشت پرده حمایت از این شبکه ضد فرهنگی در خصوص تامین منابع مالی برنامه بفرمائید شام افشا شد.
به گزارش باشگاه خبرنگاران ، در شرایطی که تمامی شبکه های تلویزیونی اروپایی با مشکل محدودیت منابع مالی مواجه هستند اما در این شرایط اداره شبکه ای ماهواره ای با چندین استودیو و تعداد زیادی کادر فنی و اجرایی و خرید برنامه های تولید شده شبکه های دیگر هزینه ای بیش از چندین میلیارد را شامل می شود که مدیران شبکه" من و تو" براحتی از پس آن بر آمده اند !
یکی از اسرار شبکه "من و تو"  مبهم بودن منابع مالی این شبکه عریض و طویل می باشد که بنا بر اخبار بدست آمده ، این شبکه بهائی چندین منبع مالی تامین کننده دارد .

منبع آگاهی در این خصوص اظهار می دارد :"یکی از کوچکترین منابع مالی تغذیه کننده این شبکه بهائی تعدادی از شرکتهای تولید کننده مشروبات الکلی در کشورهای همسایه ایران می باشند که با توجه به ممنوعیت قانونی ، محصولات خود را بصورت قاچاق به ایران می فرستند".

این تولید کنندگان مشروبات الکلی با توجه به غیر قانونی بودن خرید وفروش محصولاتشان در ایران،  برای جذب مشتری و ترویج شراب خواری در میان مردم ایران، قراردادی با این شبکه بهائی بسته اند که در مسابقه ای تحت عنوان "بفرمائید شام" با جذابیت های یک برنامه آشپزی این مهم صورت پذیرد.
در این برنامه با روشی موذیانه شرکت کنندگان موظف می شوند در  زمان های کوتاه و در خلال برنامه آشپزی به سرو مشروب و تبلیغ شراب خواری بپردازند و در قبال این تبلیغ غیر مستقیم، شرکتهای تولید کننده مشروبات الکلی مبالغ کلانی را به این شبکه بهائی پرداخت می کنند. باشگاه خبرنگاران در مطالب آینده به ارائه مستندات و  نکات ریزتری از این پروژه خواهد پرداخت.

پارلمان دانمارک به ازدواج همجنس بازان رای مثبت داد!

به گزارش «شیعه نیوز»، اکثر نمایندگان مجلس این کشور در نشست امروز به ازدواج همجنس بازانکه شامل ازدواج در کلیساها نیز می‌شود، رای دادند.

لایحه ازدواج همجنس بازان توسط دولت سوسیال دموکرات این کشور به پارلمان ارائه شده بود.

پس از دو مورد آدمخواری که اخیرا در آمریکا رخ داد، این بار کشور برزیل شاهد یک پرونده قتل و آدمخواری است.

 

خبرگزاری فارس: آدمخواری به همسایه جنوبی آمریکا هم سرایت کرد

به گزارش فارس به نقل از روزنامه دیلی تلگراف ، سه نفر به جرم قتل و خوردن گوشت تن سه زن در برزیل دستگیر شدند. این افراد اعلام کرده‌اند که این بخشی از آداب آدمخواری آن‌ها بوده و این کار را با هدف تزکیه روح و کنترل جمعیت انجام داده‌اند.

این سه نفر که یک زوج حدود 50 ساله و یک زن 25 ساله‌اند، متهم هستند که بین سال‌های 2008 تا 2012 سه زن بین 17 تا 31 ساله را در شمال شرقی ایالت "پرنامبوکو" برزیل به قتل رسانده و خورده‌اند.

"پابلو برنگوئر" سخنگوی پلیس در مصاحبه با خبرنگاران در این‌باره گفت: متهمین پذیرفته‌اند که گوشت تن قربانیان خود را خورده‌اند.

وی همچنین ادامه داد که پلیس احتمال مرتبط بودن 4 مورد قتل دیگر با این افراد را نیز در دست بررسی دارد. به گفته برنگوئر هریک از این سه نفر نهایتا به 30 سال حبس محکوم می‌شوند.

متهمین مدعی شده‌اند که این آدمخواری را به عنوان بخشی از مراسمی موسوم به "ال کارتل" و با هدف کنترل جمعیت انجام داده‌اند.

به گفته سخنگوی پلیس، متهمین قربانیان خود را از میان کسانی که زندگی ناپاکی داشته‌اند انتخاب کرده و سپس با وعده کار و استخدام به آن‌ها نزدیک می‌شده‌اند.

حدس زده می‌شود که قاتلین پس از کشتن این افراد، گوشت تن آن‌ها را جدا کرده، و با آن کیک و کلوچه پخته‌اند.

علاوه بر این حادثه، آمریکا نیز در دو هفته اخیر شاهد دو مورد گزارش آدمخواری بوده است.

فارس: در شرایطی که امروز تل‌آویو شاهد واقعه‌ای شنیع تحت عنوان تظاهرات همجنس‌گرایان است، مقامات شهرداری مسکو اعلام کرده‌اند که چنین تظاهراتی در این شهر دست‌کم برای ۱۰۰ سال آینده ممنوع است.

به گزارش راشاتودی، پیش‌تر، دادگاه منطقه "تورسکوف" اعلام کرده بود که تصمیم شهرداری مسکو مبنی بر ممنوعیت تجمعات عمومی که از آنها بتوان به عنوان تظاهرات همجنس‌گرایان یاد کرد، بین مارس 2012 تا 2112، قانونی است.

یکی از سازمان‌دهندگان تظاهرات همجنس‌گرایان می‌گوید که به دادگاهی دیگر شکایت کرده و اگر به نتیجه نرسد، کار را به دادگاه حقوق بشر اروپا خواهد کشاند. البته وی اذعان کرده که هرگز انتظار نداشته مقامات مسکو به همجنس‌گرایان چنین اجازه‌ای بدهند اما این گروه به دنبال آن بوده است تا با به‌دست آوردن بهانه‌ای چون مخالفت با برگزاری تظاهرات، کار را به دادگاه حقوق بشر اروپا بکشد.

پیش‌تر در اوایل ژوئن، یک گروه 70 نفره از همجنس‌گرایان که خود را اقلیت جنسی می‌خوانند، تظاهراتی غیرقانونی را برگزار کردند. این تظاهرات دو ساعت به طول انجامید.

گروه‌هایی که خود را گروه‌های حقوق بشری نامیده‌اند، تصمیم شهرداری مسکو را مورد انتقاد شدید قرار داده‌اند. امسال دولت روسیه کمپینی را علیه تبلیغات همجنس‌گرایان آغاز کرده است. برخی نمایندگان دومای روسیه قصد دارند تا قانونی مشابه را برای تمام روسیه به تصویب برسانند. اخیرا دو همجنس‌گرا هم که نزدیک یک مهد کودک پوستری را تحت عنوان "همجنس‌باز بودن امری طبیعی است" بلند کرده بودند، به دادگاه کشیده شدند.

در شرایطی که پدیده شنیع همجنس‌گرایی در اروپا رو به اوج گرفتن است، اقدام مقامات روسی در مقابله با آن در قاره سبز، منحصر به‌فرد محسوب می‌شود.

جام نیوز به نقل از سایت دیلی میل نوشت: سرویس بهداشت ملی انگلیس، به خاطر ترس از رنجش و ناراحتی والدین همجنس گرا در این کشور، تصمیم به حذف واژه « بابا» از کتابچه بارداری گرفت.

مقامات این سرویس تصمیم گرفته اند به جای استفاده از این واژه، کلمه همسر را در این کتابچه راهنمای 200 صفحه‌ای، به کار برند.

این تصمیم پس از طرح یک شکایت گرفته شد که طی آن ادعا شده بود واژه «پدر» تبعیض قائل شدن علیه همسران همجنس‌گرا می‌باشد.

اما حذف این کلمه، باعث جنجال و عصبانیت عده‌ای از طرفداران خانواده در این کشور شده است که معتقدند با این کار، ارزش‌های خانوادگی سنتی تضعیف می‌شود.

نرمن ولز، از موسسه آموزش خانوادگی می‌گوید: «سرویس بهداشت ملی نباید با پیشبرد انگیزه‌ها و علائق گروه اقلیت، هزینه مالیات دهندگان را تلف نماید.»

روبرت اکسلی، از اتحادیه مالیات دهندگان هم معتقد است: «این واقعا احمقانه است که سرویس بهداشت ملی، به خاطر یک شکایت، با چاپ مجدد این کتابچه راهنما، پول مالیات‌دهندگان را تلف ‌کند.»

گفتنی است بنابر اظهارات سخنگوی سرویس بهداشت ملی سلامت این اقدام در کنار چند تغییر کوچک که منجر به چاپ 90 هزار نسخه جدید شده است، 100 هزار پوند هزینه برداشته است که تمامی آن از جیب مالیات دهندگان پرداخت می شود.

سازمان جهانی کار آمار برده های جهان را بیست و یک میلیون نفر گزارش کرد.
واحد مرکزی خبر به نقل از شبکه تلویزیونی سی ان ان نوشت: آمار بردگان جهان یا کسانی که مجبور به کار اجباری هستند، بر اساس آمار سازمان جهانی کار نسبت به گزارش قبلی تقریبا دو برابر شده است.

بر اساس این آمار در جهان از هر هزار نفر سه نفر برده هستند.

از این میزان پنجاه و شش درصد در آسیا اقیانوسیه ، هجده درصد در آفریقا، نه درصد در آمریکای لاتین و هفده درصد در دیگر نقاط جهان هستند.

بیماری جدیدی که بر اثر نیش یک حشره نه چندان شناخته شده به انسان سرایت می کند ، بخاطر کشنده بودن 'ایدز جدید آمریکا 'لقب گرفته است.

به گزارش خبرآنلاین و به نقل از دیلی میل، نام دقیق این بیماری چاگاس است که نشانه هایی مشابه دوران اولیه بیماری ایدز دارد و مثل آن بیماری کشنده در سالهای اول چندان قابل تشخیص نیست.بنا به آمار منتشر شده بیش از ده میلیون نفر درسرتاسر جهان به این بیماری دچار هستند و عمده آنها در امریکای مرکزی و مکزیک سکونت دارند والبته در مناطق مهاجر نشین و فقیر امریکا هم سی هزار بیمار شناسایی شده اند.

این بیماری از طریق حشره ای به نام تریا تومیدس به انسان سرایت می کند و می تواند به سادگی از طریق انتقال خون به دیگران منتقل شود. با توجه به شیوع این بیماری تمام بانکهای خون در آمریکا برای یافتن نشانه هایی ازا ین بیماری تست شده اند.

این بیماری در سال گذشته جان ده هزار نفر را در جهان گرفت . این بیماری با تب و خستگی عمومی بدن شروع می شود ولی بعد از مدتی دردهای عضلانی و مشکلات گوارشی به سراغ بیمار می آید و در مرحله حاد قلب بیمار دچار مشکلات جدی شده و در نهایت ترکیده و موجب مرگ ناگهانی بیمار می شود.

به دنبال برگزاری مسابقات مستهجن یوروویژن در باکو، این بار "الهام علی‌اف" در اقدامی شگرف و شرم‌آور به مناسبت روز استقلال جمهوری آذربایجان از نمادی پرده‌برداری کرد که به "آبلیسک" یا آلت شیطان شهرت دارد.

به گزارش مشرق به نقل از فارس، به دنبال برگزاری مسابقات مستهجن یوروویژن در باکو، که اعتراض مسلمانان جمهوری آذربایجان و کشورهای همسایه را در پی داشت، این بار "الهام علی‌اف" در اقدامی شگرف و شرم‌آور به مناسبت روز استقلال جمهوری آذربایجان از نمادی پرده‌برداری کرد که به "آبلیسک" یا آلت شیطان شهرت دارد.


پرده‌برداری از این مجسمه که به نماد شیطان‌پرستان و فراماسونرها شهرت دارد، در کشوری که بیش از 85 درصد آن را شیعیان تشکیل می‌دهند، بهت مردم باکو و کارشناسان منطقه را برانگیخته است.

دولت الهام علی‌اف در چند سال گذشته اقدامات ضد دینی و ضد شیعی خود را به پشتوانه حضور فزاینده و سرطانی رژیم صهیونیستی در این کشور اسلامی افزایش داده است.


هفته گذشته نیز حدود 30 تن از ایادی حزب حاکم جمهوری آذربایجان طی اقدامی گستاخانه با تجمع در مقابل سفارت جمهوری اسلامی ایران مقدسات جمهوری اسلامی و مراجع عظام تقلید را مورد هتک قرار دادند.

رئیس مرکز مطالعات و پژوهش‌های اسلامی گفت: برخی از ادیان جعلی و عرفان‌های نوظهور در کشور ما فعال هستند که آسیب‌های اعتقادی این عرفان‌ها در حوزه خداشناسی بوده و فروپاشی بنیان خانواده را نیز به دنبال دارد.
به گزارش روابط عمومی فرهنگسرای خاوران، حجت‌الاسلام والمسلمین «حمیدرضا مظاهری‌سیف» مؤسس و رئیس مرکزمطالعات و پژوهش‌های اسلامی در همایش دشمن‌شناسی «دین زاو» در فرهنگسرای خاوران گفت: امروز در دنیا پدیده‌ای به نام ادیان جدید را داریم، که تعداد آنها از تمامی ادیان در دوران گذشته بیشتر است. مؤسسه‌ای در انگلستان اعلام کرده است که در دوران معاصر بیش از 10 هزار جنبش دینی جدید شکل گرفته است که متاسفانه بسیاری از این ادیان و عرفان‌های نوظهور وارد کشور ما نیز شده است.

مظاهری‌سیف، جریانات نوظهور معنوی در ایران را به دو گروه تقسیم کرد و اظهار داشت: دسته اول خواستگاه داخلی دارند و در داخل کشور خودمان ایجاد شده است که با کار تشکیلاتی و تبلیغی گسترده، موفق به جذب افراد زیادی شده‌اند که بزرگترین آنها عرفان حلقه است که در همه شهرها ورود پیدا کرده است، دسته دوم این ادیان شبه معنوی، خواستگاه خارجی دارند که در کشورهای دیگر پدید آمده‌اند و در حال حاضر در کشور ما در حال فعالیت هستند و گستره جغرافیایی گسترده‌ای دارند.

وی ادامه داد: من مدت زیادی تحقیق و بررسی کردم و متاسقانه متوجه شدم تمامی این ادیان و عرفان‌های نوظهور و خودساخته وارد کشور ما شده است، اما به دلیل اینکه این ادیان با نام اصلی خود وارد کشور ما نشده‌اند بلکه بیشتر در قالب مؤسسات فرهنگی بوده‌اند که تشخیص آن را بسیار سخت می‌کند.

مدیر گروه مطالعات جنبش‌های معنوی نوین گفت: در بسیاری از موارد گمان می‌کردیم این عرفان‌ها و گروه‌ها در ایران وارد نشده است، اما بعدها بررسی‌های ما نشان داد که مثلا فلان عرفان در قالب یک کتاب ورک بوک و کتاب تمرینات در سال 75 ترجمه شده و ما مطلع نبودیم.

مظاهری‌سیف تصریح کرد: تمامی این عرفان‌ها آسیب‌های متعددی در حوزه‌های مختلف از جمله آسیب‌های روانی، سیاسی، اجتماعی و اعتقادی دارند و پیروان این فرقه‌ها و عرفان‌ها دچار بیماری‌های شدید روانی شده و بنیان خانوادگی آنها نیز از هم فرو می‌پاشد.

وی آسیب‌های اعتقادی این عرفان‌ها را خطرناک و غیرقابل جبران دانست و گفت: آسیب‌های دیگر این عرفان‌ها مانند آسیب‌های روانی را می‌توان با فرآیندهای مشاوره‌ای و درمانی جبران کرد ولی فردی که اعتقادات خود را از دست می‌دهد حتی برای حل بحران‌های روانی خود نیز دیگر پایگاهی ندارد و این آسیب در موردی افرادی که قبلا اعتقادات محکمی داشته‌اند بیشتر است.

مظاهری‌سیف، شروع آسیب‌های اعتقادی این عرفان‌ها را در حوزه خداشناسی و توحید عنوان کرد و ادامه داد: ما در برخی از این عرفان‌ها اصلا صحبتی از خدا نداریم که نمونه بارز آن «دالای لاما» رهبر بوداییان «تبت» است که اعلام می‌کند من دین و مذهبی را ترجیح می‌دهم که خدا نداشته باشد که دقیقا این حرف را برخی افراد در داخل کشور هم می‌زنند.

کارگردان مستند «خدا و دیگر هیچ» گفت: شیطان‌پرستی نداریم بلکه باید گفت شیطان‌گرایی. ضمن اینکه نباید در نماد شناسی دچار افراط شویم و هر چیزی از جمله «تیر برق» را یک نماد ماسونی بدانیم.

به گزارش فارس، اسماعیل حاجی حیدری، کارگردان مستند «خدا و دیگر هیچ» در همایش «دین‌ زاو» که در فرهنگسرای خاوران برگزار شد، درباره ساخته خود که به موضوع شیطان‌گرایی در ایران می‌پردازد، گفت: این مستند طی سال‌های 83 تا 85 در دو استان تهران و اصفهان و شهرستان‌های اطراف آن‌ها تصویر برداری شده است.
وی با بیان اینکه عنوان شیطان‌پرستی به غلط رایج شده است، افزود: در واقع شیطان‌گرایی نوین امروزی که به سال 1966 باز می‌گردد که یک فرد یهودی این جریان را مطرح کرد، جریانی است که به خدا و شیطان اعتقادی ندارد، و آنها انسان‌گرا هستند، هرچند که ادعای پرستش شیطان را دارند.
حاجی‌حیدری با تاکید بر اینکه نوع شیطان‌گرایی که در آمریکا وجود دارد با آنچه در کشور ماست تفاوت دارد، مدعی شد: شیطان‌گرایی در کشور ما مانند آنچه در افغانستان و لبنان وجود دارد شیطان‌گرایی کاذب و از نوع موسیقیایی است که بیشتر در گروه سنی جوانان رایج است و منشا اصلی این گرایش شیوع موسیقی «بلک متال» است.
وی با بیان اینکه حدود هفت سال پیش که به دنبال ساخت این فیلم مستند بوده است، هیچ کس برای این موضوع ارزش و اهمیتی قائل نبود، تصریح کرد: حتی یکی ـ دو بار سر ساختن این فیلم دستگیر شدم.
این مستندساز با لحنی گلایه‌آمیز ادامه داد: نه به آن زمانی که به موضوع گسترش شیطان‌گرایی توجه نمی‌کردند و نه الان که همه چیز را به شیطان‌پرستی ربط می‌دهند!
این مستندساز با هشدار دادن نسبت به بی‌توجهی به مسایل جنسی به عنوان مسئله و مشکل مهم امروز کشور تاکید کرد: متاسفانه هیچ ارگان و سازمان و فردی جرئت ورود به این موضوع را نکرده است به عنوان مثال صدا و سیما هیچ گاه به طور جدی به بحث‌های کارشناسی نپرداخته و موضوع را به طور صریح مطرح نکرده است چرا رسانه‌ها در مورد ازدواج موقت ورود نمی‌کنند، من نمی‌گویم راه حل تنها ازدواج موقت است بلکه می‌گویم باید این موضوع و مسئله را دریابیم.
وی مدعی شد: یک بار نزد یکی از مسئول فرهنگی کشور رفتم، دوستان به من گفتند که درباره رشد هرزه‌نگاری و پرنوگرافی گزارش و هشدار دهم و بگویم فلان استان در دنیا رتبه اول را در سرچ پرنو و هزره‌نگاری دارد. پس از ملاقات با آن مسئول و بعد از نیم ساعت صحبت کردن، وی از من پرسید: این پرنوگرافی که شما می‌گویید به چه معناست؟!
کارگردان مستند «خدا و دیگر هیچ» اظهار داشت: در حالی که در رسانه‌ها از محدود شدن شیطان‌گرایان و مسدود شدن وبلاگ‌های آنان و انهدام حلقه‌های شیطانی اخباری منتشر می‌شود که اغلب دور از واقعیت است.
وی مدعی شد: بنده بزرگترین مبلّغ شیطان‌گرایی در کشور را می‌شناسم که سال‌هاست به فعالیت‌های تبلیغی خود ادامه می‌دهد به طوری که هم‌اکنون روی «بودیسم تبتی» کار می‌کند و کسی هم مزاحمتی برای او ایجاد نمی‌کند!
کارگردان مستند «خدا و دیگر هیچ» با تاکید براینکه موضوع شیطان‌گرایی محدود به تهران و اصفهان نیست، افزود: متاسفانه باید بگوییم این مشکل مناطقی مانند کرج، شاهین‌شهر اصفهان، سمنان، زنجان، ورامین، گرمسار و بسیاری از نواحی دیگر است.
وی گفت: کشیش‌های مسیحی 50 سال پیش تحقیقاتی را در مورد خاصیت برعکس نمایی در موسیقی انجام دادند آنها این موسیقی‌ها را به صورت برعکس ضبط کردند و متوجه شدند که در آنها مفاهیم شیطانی وجوددارد از این رو عرفان حلقه به کشور ما وارد شد و شعرهایی را کار کردند و وقتی شما از آخر به اول می‌شنوید مفاهیم شیطانی در آن به گوش می‌رسد.
این مستندساز مدعی شد: یکی از معضلات در قشر کارشناس ما بحث نماد بازی‌هاست؛ مثلا اینکه که اصرار می‌کنند که فلان بنا نمای درستی ندارد، یک زمانی کسی توجهی به این موضوع نمی‌کرد، اما حالا هر بنایی را به عنوان نماد فراماسونری فرض می‌کنیم؛ مثلا 19 عدد بهائیت است، آیا کسی نباید از 19 استفاده کند؟!
حاجی‌حیدری در پایان سخنان خود اظهار داشت: اینکه بدانیم و متوجه باشیم خوب است اما اینکه یک کارشناس به «تیر برق» گیر دهد دیگر افراط است و درست نیست، نمادها می‌توانند تاثیر جادویی داشته باشند؛ اما نباید به این موضوع افراطی نگاه کرد.

مشرق: با شنیدن واژه بیوتروریسم آنچه که در ابتدا به ذهن می رسد مجموعه ای از اتفاقات مربوط به بیماری های خطرناک و یا اسامی باکتری ها، ویروس ها، سموم و عوامل شیمیایی است که توسط نیروهای نظامی یا گروه های خرابکار معارض در بین مردم و یا واحدهای نظامی در حال جنگ پراکنده می شوند.

در واقع آنچه که تا کنون در مورد بیوتروریسم از سوی رسانه های عمومی القا شده است منشا شکل گیری این تصویر محدود از آن در اذهان مردم است.

 



بیوتروریسم، پدیده ای فراتر از باکتری ها و ویروس ها

از زمان های دور به دلیل مزیت های موجود در استفاده از روش های بیولوژیک برای مقابله با دشمنان چه در حد یک شخص و چه در حد واحدهای نظامی و مردم شهرها، این روش ها مورد توجه قدرت های متخاصم بوده است. این روش ها در حالی که بدون سر و صدا و در خاموشی کامل اعمال می شوند قدرت تخریب کنندگی بسیار وسیع تری نسبت به تسلیحات مورد استفاده در جنگ ها و درگیری های کلاسیک دارند. اما امروز دیگر این نگاه به بیوتروریسم نمی تواند به عنوان بنیان نظری کاملی برای برنامه ریزان یک کشور محسوب شود.

تعاریف سنتی ارائه شده از واژه بیوتروریسم نیز به نوعی همراهی کننده همین نگاه محدود به این پدیده بوده و سعی در نگه داشتن حدود آن صرفا در اعمال مربوط به سوء استفاده از عوامل میکروبی و ویروسی یا فراورده های آنها به منظور ارعاب یا هلاکت انسان ها و نابودی دام ها یا گیاهان دارند. طبق یک تعریف سنتی بیوتروریسم عبارت است از ایجاد ترس و وحشت، با بهره گیری از عوامل بیولوژیک مختلف و جنگ افزار بیولوژیک نیز عبارت است از وسیله ای که به منظور انتشار عمدی ارگانیسم های مولد بیماری یا فراورده های آنها توسط غذا، آب، حشرات ناقل یا به صورت افشانه، به کار برده می شود.

بیوتروریسم تعاریف سنتی را پشت سر گذاشته است

به طور کلی آنچه که از رسانه های بین المللی در مورد بیوتروریسم تبلیغ می شود این است که بیوتروریسم عملی مجرمانه است که در آن از تسلیحات بیولوژیکی و شیمیایی علیه شهروندان و غیرنظامیان استفاده می شود و عاملان این جرایم بیولوژیکی عمدتا از میکروارگانیسم هایی همچون باکتری ها، ویروس ها و قارچ ها یا از سموم ناشی از این میکروارگانیسم ها در تسلیحات، بمب و یا اعمال خود بهره می برند.


بیوتروریسم دیگر محدود به بمب های میکروبی نیست.

 


اما با روشن شدن ابعاد جدید بیوتروریسم، این پدیده اخیرا در سطح وسیعی در محافل پزشکی، بهداشتی، سیاست گذاری های بلند مدت دفاعی، کشاورزی و سطوح امنیت ملی کشورها مطرح گردیده است.

رویکرد اخیر معتقد است که اگرچه بیش از بیست جنگ افزار بیولوژیک شناسائی و طبقه بندی شده است؛ اما نگاه به پدیده بیوتروریسم نباید صرفا در محدوده به کارگیری این بیست عامل بیولوژیک بر علیه شهروندان کشورهای مختلف محدود بماند و زمان آن رسیده است که اعمال و رفتارهای سازماندهی شده برخی قدرت های اقتصادی و صنعتی را نیز در فهرست اعمال بیوتروریستی در نظر گرفت.

 



نگاه جدید به بیوتروریسم در برنامه ریزی های غرب

لزوم داشتن نگاه جدید و وسیع به این پدیده حتی در برنامه های عاملان اصلی بیوتروریسم و تولید کنندگان اصلی عوامل خطرناک بیولوژیکی نیز دیده می شود. برای مثال سی ان ان گزارش داده است که چون بنا به پیش بینی کارشناسان آمریکایی در سال 2013 حملات بیوتروریستی افزایش خواهد یافت؛ هیاتی در کنگره امریکا در سال 2008 به بررسی بیوتروریسم و تبعات آن پرداخته است و به این نتیجه رسیده که تا 5 سال دیگر گرایش به بیوتروریسم در جنبه های مختلف آن حتی بیشتر از تسلیحات هسته ای خواهد بود و ممکن است حمله ای از این نوع به این آمریکا ده ها برابر 11 سپتامبر تلفات در بر داشته باشد. در نتیجه برنامه ریزان آمریکایی باید برای مقابله با این نوع حملات آمادگی لازم را داشته باشند.


پروپاگاندای رسانه ای آمریکا دور جدیدی از هیاهو در مورد بیوتروریسم را شروع کرده است.

نگاه جدید به پدیده بیوتروریسم از محدوده عملیات های تروریستی و نظامی خارج شده و هرگونه عمل برنامه ریزی شده ای را که به طور مستقیم یا غیر مستقیم سلامتی فردی و بهداشت عمومی شهروندان یک جامعه را در دراز مدت یا کوتاه مدت از طریق تهدید امنیت جسمی، غذایی و زیست محیطی آن جامعه به خطر بیاندازد؛ نوعی بیوتروریسم می داند. با این نگاه، شهروندان کشورهای در حال توسعه همیشه در خطر اعمال بیوتروریستی کشورهای صنعتی و قدرت های نظامی بزرگ می باشند که گاهی در نتیجه عدم آگاهی شهروندان و برنامه ریزان و یا ضعف قوانین این کشورها روی می دهد.

در این نوع نگاه به بیوتروریسم، دیگر صرفا باکتری ها و ویروس ها نیستند که عامل حمله بیوتروریستی و تهدید تلقی می شوند. بلکه از لوازم آرایشی آلوده و ارزان قیمت گرفته تا داروهای ناشناخته ای که با بهای کم و تبلیغات وسیع ماهواره ای در اختیار مردم کشورهای جهان سوم قرار می گیرند؛ غذاهای حاصل از مهندسی ژنتیک که تایید نشده و اثر آنها بر روی انسان بر روی مردم جهان سوم آزمون می شود، داروهای جدید کمپانی های بزرگ داروسازی که به صورت هدیه به کشورهای جهان سوم فرستاده می شود، زباله های خطرناک که با نام اقلام مصرفی دست دوم به کشورهای فقیر صادر می شوند، مکمل های غذایی حاوی مواد خطرناک جهت نابودسازی تدریجی سلامتی افراد، آلوده سازی بخش کشاورزی و دامی یک کشور (محصولات غذایی همواره در معرض سوء قصد عوامل تروریستی جهت نیل به اهداف شوم هستند: آگروتروریسم) و و و... همگی در حیطه اعمال یک شبکه به هم پیوسته بزرگ بیوتروریستی دیده می شود.

 



امنیت غذایی از مهمترین اهداف بیوتروریسم وسیع است.

 



برنامه های محتمل بیوتروریستی خاموش علیه ملت ایران

خوشبختانه دیده می شود که در کشور ما در نتیجه فعالیت ها و اطلاع رسانی های پیوسته در سال های اخیر نگاه جامع به بیوتروریسم در حال توسعه بوده و برنامه ریزان کشور کمابیش از دریچه چنین نگاهی به پدیده بیوتروریسم می پردازند. همانطور که اشاره شد دارو و غذا دو هدف استراتژیک مهم برای اعمال بیوتروریستی با مقیاس وسیع هستند که گاهی در برنامه های حملات بیوتروریستی علیه مردم یک کشور قرار می گیرند.

برای مثال در بهمن ماه سال 1390 معاون دارویی سازمان غذا و داروی وزارت بهداشت ایران در مورد مکملهای بدنسازی غیر مجاز که اغلب در باشگاه های ورزشی عرضه میشوند، هشدار داد و اعلام کرد که این مکمل ها به علت داشتن هورمون های غیر مجاز مصرف کنندگان را عقیم می کنند. معاون دارویی سازمان غذا و دارو اضافه می کند فراوانی این مکمل ها حاکی از آن است که توطئهای در قالب بیوتروریسم برای از بین بردن نسل ایرانی در حال اجراست و میخواهند نسل ایرانی را منقرض کنند و این بخشی از بیوتروریسم علیه ایرانیان است که بسیار فراتر و خطرناکتر از سودهای اقتصادی فروش این مکملها می باشد.


صنعت داروسازی می تواند به عنوان سلاحی اقتصادی و بهداشتی علیه ملت های دیگر مورد استفاده قرار گیرد.

 

و یا در مهرماه سال 1389 معاون تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی وزارت جهاد کشاورزی در مورد تب برفکی شایع در میان دام های بخشی از کشور در آن زمان اظهار می کند: گفته شده است تب برفکی دام به دلیل ورود دام قاچاق بوده است، اما احتمال بیوتروریسم از جانب کشورهای اروپایی یا همسایه منتفی نیست، هرچند با تلاش پژوهشگران کشور در سریع ترین زمان ممکن با آن مقابله شد. وی همچنین مقابله با آگروتروریسم را در تامین امنیت غذایی کشور موثر خواند و گفت: در این زمینه زیرساخت های لازم انجام شده و کار اصلی ایستگاهای تحقیقاتی، مبارزه با آگروتروریسم در کشور است.

 




بیوتروریسم دارویی آمریکا علیه مردم فقیر جهان


مردم فقیر کشورهای مختلف هدف بیوتروریسم دارویی آمریکا هستند.

 

با توجه به مقدمات مذکور در این گزارش به طور اختصاصی به بررسی بیوتروریسم دارویی آمریکا علیه مردم فقیر جهان می پردازیم. مردمی که کمپانی های داروسازی آمریکا از ایشان به عنوان موش آزمایشگاهی استفاده می کنند تا داروهایی که قرار است برای استفاده آمریکایی ها از سازمان غذا و داروی این کشور مجوز بگیرند را آزمایش کنند.

بودجه های اختصاص داده شده به بخش های اجرایی بر اساس قوانین مصوب در آمریکا در راستای تسریع در توسعه داروهای جدید برای کودکان، در نهایت برای تست این داروها در کشورهای فقیر خرج می شود. کشورهایی که در آنها خدمات بهداشتی بسیار پایین بوده و اعمال کمپانی های داروسازی آمریکایی نوعی تدابیر انسان دوستانه تلقی می شود! در حالی که یک بیوتروریسم خاموش و وسیع در میان مردم فقیر و کودکان بی گناه این کشورها در حال روی دادن است.

دکتر پاسکالی: کودکان آسیب پذیرترین بخش این برنامه هستند.

 

دکتر سارا پاسکالی (Dr. Sara K. Pasquali) متخصص اطفال در مرکز بهداشتی دانشگاه دوک آمریکا طی مقاله ای به این موضوع پرداخته و ارائه گزارشی در مورد عملکرد غیر انسانی شرکت های آمریکایی در کشورهای فقیر اذعان می کند: <موضوعی که ما آن را شرح داده ایم برخی مشکلات اخلاقی و علمی را آشکار کرده است. گاهی در کشورهای فقیر داروهای آزمایشی تنها خدمات پزشکی موجود است که خانواده ها به آن دسترسی پیدا می کنند و البته کودکان جمعیت آسیب پذیری هستند.>

دکتر آنگل: افراد آسیب پذیر را به آزمایشگاه های داروسازی خود تبدیل کرده ایم.

دکتر مارسیا آنگل (Dr. Marcia Angell) از استادان پزشکی اجتماعی در دانشکده پزشکی دانشگاه هاروارد معتقد است: <هم اکنون ما افراد آسیب پذیر کشورهای ضعیف را به آزمایشگاه های داروسازی خود تبدیل کرده ایم. این کار به کلی در رابطه با پول و سرمایه است. نباید در کشورهای فقیر آزمایش داروهای جدید انجام بگیرد؛ نه بر روی اطفال و نه بر روی افراد بالغ. مگر این که آزمایش در مورد داروی بیماری خاصی باشد که فقط و فقط در آن کشور و مردم اتفاق می افتد.>


کمپانی های داروسازی آمریکایی کودکان هندوستان را هدف مناسبی برای خود می دانند

 

علی رغم مشکلات به وجود آمده در آفریقا و کشورهای دیگر از سوی کارخانه های تولید کننده مواد دارویی آمریکایی، این کارخانه ها همچنان به آزمایش داروهای جدید در کشورهای فقیر ادامه می دهند و در حال گسترش این آزمایش ها نیز هستند. کمپانی های داروسازی هند را یک هدف خوب پر جمعیت برای خود می دانند که با وجود آن می توانند به خوبی از قوانین سخت گیرانه آمریکا در مورد تست داروها نجات پیدا کرده و مردمی فقیر و بی اطلاع را برای رسیدن به اهداف اقتصادی خود استثمار کنند.

یک کودک هندی که سلامتی جسمی خود را در نتیجه آزمایش دارو از دست داده است.

 

این کمپانی ها با هزینه های بسیار پایینی حتی می توانند از بین جمعیت فقیر هند داوطلبانی را نیز برای آزمودن داروهای جدید خود به دست بیاورند. یک کارگر معمولی در هند روزانه حدود 50 سنت درآمد دارد و یک کمپانی داروسازی آمریکایی برای تست داروهایش به هر نفر 100 تا 400 دلار پیشنهاد می کند. این داروها به ظاهر در رابطه با کنترل زاد و ولد، دیابت، میگرن و یا فشار خون بالا و یا بیماری های عفونی می باشند. آمارهای دولت هند میزان مرگ و میر در اثر تست داروها را سالانه فقط حدود 1500 اعلام کرده است!

کمپانی های داروسازی آمریکا در طی دهه های گذشته بخشی از فعالیت های تحقیقاتی خود را به خارج از مرزهای آمریکا انتقال داده اند و طی این فعالت ها داروهای جدید خود را بر روی مردم فقیر کشورهای مختلف از جمله روسیه، چین، برزیل و رومانی آزمایش می کنند. این کار در برخی کشورها با اطلاع دولت ها انجام می شود و گردش مالی مربوط به این جنایت بی سر و صدا سالانه تا 30 میلیارد دلار تخمین زده می شود.

منحنی افزایش مرگ و میر ناشی از تست داروهای آمریکایی در هندوستان در سال های اخیر

 

در این میان هندوستان گوی سبقت را از بقیه کشورها ربوده و با توجه به وجود فراوان افرادی که قادر به تکلم به زبان انگلیسی هستند؛ کمپانی های داروسازی آمریکا فقرای این کشور را بیشتر ترجیح می دهند. موضوع استفاده از مردم هند به جای موش آزمایشگاهی توسط کمپانی های آمریکایی در سال 2011 بحث هایی را در سطح بین المللی موجب شد تا جایی که بخش انگلیسی شبکه تلوزیونی الجزیره با ارسال گزارشگر ویژه خود به هندوستان برنامه ای در این مورد تهیه کرد.

 

گزارشگر الجزیره، زینا عواد معتقد است بر اساس آمار سازمان ملل 40 درصد از مردم هند بی سواد هستند و شرکت های تست کننده داروها از بی سوادی این مردم سوئ استفاده می کنند و حتی برخی از شرکت ها به توجه به اهداف خاص آزمایشی خود افراد را از میان بیماران بستری در بیمارستان ها انتخاب می کنند! خانواده هایی وجود دارند که در اثر آزمایش واکسن های ساخته شده برای بیماری های گوناگون کودکان خود را از دست داده اند.


کودکان آفریقایی نیز مانند کودکان هندی موش آزمایشگاهی کارخانه های داروسازی آمریکایی شده اند.

 

نبیل غیور (Nabeel Ghayur) از دانشگاه مک مستر کانادا که اصالتا پاکستانی است می گوید: شرایط در پاکستان نیز شبیه به هند است و مردم اعتماد کورکورانه ای به پزشکان خود دارند. مردم هیچ اطلاعای در مورد برنامه های ساخت داروهای جدید ندارند و چیزی در مورد آزمایش های پزشکی مربوط به آن نمی دانند. مردم به ندرت در مورد اثرات جانبی داروها می پرسند و قوانین نیز در این مورد ضعیف است و همه چیز به راحتی اتفاق می افتد و زنان و کودکان آسیب فراوانی می بینند.


زنان کشورهای فقیر هدف آزمایش داروهای کنترل زاد و ولد کمپانی های آمریکایی هستند.

هم اکنون بیش از 80 درصد از داروهای تایید شده توسط سازمان غذا و داروی آمریکا در خارج از این کشور آزمایش های انسانی را می گذرانند. طبق آمارهای موجود در سال 1990، 271 مورد از داروهای ساخته شده برای آمریکایی ها بر روی مردم کشورهای دیگر تست شده است. این رقم در سال 2008 به 6485 مورد رسیده است و آمار سازمان غذا و داروی آمریکا نشان می دهد که بیش از 80 درصد از داروهایی که خواستار مجوز بوده اند اسنادی مبنی بر آزمایش در خارج از آمریکا یه این سازمان ارائه داده اند. شرکت مرک یکی از شرکت های بزرگ دارو سازی است که دراری سابقه طولانی در تست داروهایش بر روی مردم فقیر است.


مرک  (Merck)  ، یکی از غول های داروسازی جهان

 



آیا این آمار نشان دهنده ارتکاب یک حمله خاموش بیوتروریستی وسیع علیه مردم فقیر جهان نیست؟ آیا سکوت و حمایت قوانین حقوق بشر آمریکایی از این جنایت نباید برای برخی اذهان فریب خورده کشورهای در حال توسعه حقیقت حقوق بشر استثماری و استعماری آمریکا را آشکار سازد؟!

 




منابع و مآخذ

............................................................................................................................................................................

http://www.wired.com/medtech/drugs/news/2005/12/69595

http://alaiwah.wordpress.com/2012/03/07/poor-indians-being-recruited-for-clinical-drug-trials

"http://www.reuters.com/article/2010/08/23/us-drug-tests-idUSTRE67M1VO20100823"20100823

http://www.allgov.com/US_and_the_World/ViewNews/US_Drug_Companies_Save_Money_by_Testing_New_Products_on_Poor_Foreigners_110809

http://douglassreport.com/2009/03/12/should-big-pharma-be-testing-drugs-overseas/

http://cardiobrief.org/2010/12/02/vanity-fair-article-eviscerates-globalization-of-clinical-trials/

http://www.twnside.org.sg/title2/health.info/twninfohealth034.htm

http://www.allgov.com/US_and_the_World/ViewNews/Drug_Companies_Still_Outsourcing_Dangerous_Trials_to_Poor_Nations_120313

http://www.gather.com/viewArticle.action?articleId=281474979849784

http://www.aljazeera.com/programmes/faultlines/2011/07/2011711112453541600.html

http://newamericamedia.org/2011/08/us-pharmaceutical-companies-testing-drugs-on-indias-poor.php

به گزارش مشرق: بر اساس گزارش مرکز جرایم آمریکا، روزانه در این کشور به طور میانگین 1871 زن مورد تجاوز جنسی قرار می گیرند. این آمار نشان دهنده عدم کارایی نظام امنیت اجتماعی کشوری است که به بهانه امنیت و حقوق بشر و دفاع از این مفاهیم خودساخته هر از گاهی آتش جنگی را در گوشه ای از جهان بر پا می کند. جالب است که در ساختار ابزار دفاع از امنیت شهروندان آمریکایی، یعنی ارتش این کشور، جسم و روان شهروندان نظامی آمریکا در امان نبوده و از زن تا مرد هر لحظه در معرض خطر تجاوز و آزار و اذیت جنسی است!

و باز جالب است که آمار تجاوز به زنان در ارتش آمریکا از میانگین جامعه غیر نظامی بالاتر بوده و به حدی رسیده است که مدیران ارتش اقدام به راه اندازی "یگان ویژه قربانیان" برای تجزیه و تحلیل صحنه های جرم و مصاحبه با قربانیان کرده اند تا این کارگروه ویژه بتواند اجرای عدالت در مورد مجرمان را ممکن سازد.

 


 

تجاوز جنسی در ارتش، واقعیتی ساختاری!

بحران تجاوز جنسی در ارتش آمریکا که در زیر چتری از سکوت همچنان وسیع تر می شود؛ نگرانی هایی را در بین مردم و حتی کارشناسان نظامی آمریکا ایجاد کرده است. کارشناسان این پدیده را به صورت واقعیتی سیستماتیک و حتی هدفمند در ارتش آمریکا ارزیابی می کنند که ممکن است از بعضی جهات سبب ناکارآمدی یگان های ارتش این کشور شود.

از سوی دیگر برخی نیز موضوع را از دیدگاه دیگری بررسی کرده و سکوت مقامات مسئول را نشانه ای از دستوری بودن عدم برخورد می دانند و مطرح می کنند که شاید استخدام نیروها و سربازان زن در ارتش آمریکا به خصوص در عملیات ها و پایگاه های خارجی صرفا جهت سرخوشی فرماندهان و ... انجام می گیرد.


در ارتش آمریکا از هر سه زن دست کم یک نفر مورد تجاوز قرار می گیرد



نگهبانان امنیت ملی گوی سبقت را از اراذل و اوباش شهری ربوده اند

در جامعه آمریکا از هر شش زن یک نفر مورد آزار و اذیت جنسی قرار می گیرد در حالی که این رقم در ارتش بنا به آمارهای رسمی یک مورد از هر سه نفر است. برخی معتقدند آن دو نفر دیگر نیز نمی خواهند چیزی در این مورد بگویند و الا شاید آمار دقیق تری در دست بود.

این در حالیست که تجاوز جنسی از مهمترین جرایم اجتماعی در آمریکا محسوب می شود و گروه های فعال اجتماعی شدیدترین بازخواست ها را در این مورد نشان می دهند. حال چگونه ممکن است بدون دستوری بودن سهل گیری در قبال این جرایم آمار تجاوز در ارتش حداقل دو برابر این آمار در جامعه غیر نظامی باشد در حالیکه هم اکنون زنان فقط پانزده درصد نیروهای ارتش امریکا را تشکیل می دهند.


تجاوز به زنان نظامی اتفاقی است که ممکن است در هر مکان و زمانی روی دهد


تجاوز به زنان نظامی در ارتش آمریکا اتفاقی است که ممکن است برای هر زنی در هر مکان و زمانی روی دهد و این زنان باید در مورد آن سکوت کرده و تحمل کنند. شرایط به گونه ای است که در برخی از پایگاه های نظامی زنان از دوش گرفتن در حمام های صحرایی و یا تنها بودن در شب می ترسند. زیرا در وضعیت های مذکور هر آن ممکن است از سوی یکی از همکاران مرد خود مورد تجاوز قرار بگیرند.
وجود این مناسبات در بین اعضای ارتش برخی کارشناسان نظامی را به این عقیده سوق داده است که این اتفاقات یکپارچگی کل ارتش آمریکا را تهدید کرده و موجب عملکرد ضعیف دسته های نظامی در پایگاه های مختلف خواهد شد. در واقع هم اکنون فرهنگ تجاوز به عامل بزرگ تضعیف کننده ارتش آمریکا بدل شده است تا جایی که برخی خواستار ممنوعیت ورود زنان به ارتش شده اند.

تجاوز جنسی در ارتش آمریکا موضوع نوظهوری نیست

طبق مطالعات انجام شده، در سال 1995 نود درصد زنان موجود در دسته های نظامی اعزام شده به جنگ خلیج فارس از آزار جنسی مصون نبوده اند. این آمار همواره از سوی ارتش دست کاری و جرح و تعدیل می شد تا این که در سال 2003 کنگره آمریکا وزارت دفاع این کشور را مامور کرد که تعداد تجاوزهای جنسی رخ داده در ارتش این کشور را گزارش دهد.


90 درصد زنان شاغل در ارتش آمریکا در طی جنگ خلیج فارس مورد تجاوز قرار گرفتند


در سال 2005 بازرسان جرایم نظامی 2374 مورد ادعانامه در مورد آزار و اذیت جنسی دریافت کردند که مربوط به اعضای نظامی ارتش آمریکا در سراسر جهان بود. این رقم نسبت به سال 2004 چهار درصد افزایش نشان می داد. آمار سال 2004 نیز نسبت به سال 2003 بیست و پنج درصد افزایش داشت. با این حساب در طی دو سال 65 درصد افزایش رخ داده بود. در سال 2006 تعداد تجاوزات 2974 مورد گزارش شد.

این موضوع مقامات وزارت دفاع را مجبور به دست کاری آمار و پنهان کردن تعداد دقیق زنان نظامی مورد تجاوز قرار گرفته کرد؛ به طوری که در سال 2007 وزارت دفاع آمریکا وقوع تنها 2200 مورد تجاوز جنسی را در ارتش آمریکا گزارش داد!

در سال 2009 این آمار در پرشی ناگهانی به 3300 مورد افزایش یافت و بعدها اعلام شد که یک زن از هر سه زن شاغل در ارتش آمریکا به نوعی در معرض تجاوز جنسی است!


گروه های اجتماعی در آمریکا به وضیت زنان در ارتش معترضند


پنتاگون برای سال 2010 نیز 64 درصد افزایش در تجاوز به زنان ارتشی را اعلام کرد. در بین زنان مذکور 37 درصد از این زنان بیش از یک بار و به کرات مورد تجاوز قرار گرفته بودند و تجاوز جنسی به 14 درصد از آنان نیز به صورت گروهی بوده است. تجاوز گروهی اکثرا در جنگ های درگرفته بین دول متخاصم گزارش شده است و به صورت حربه ای از سوی "دشمن" به کار گرفته می شود.

تاریخ جنگ های جهانی و جنگ هایی که در آفریقا روی می دهد خالی از این جنایت نبوده است. اما شاید ارتش آمریکا از معدود نمونه ها و یا تنها موردی در تاریخ باشد که در آن همرزمان با همکاری و همراهی یک دیگر به صورت گروهی به همکار، همرزم یا سرباز خود تجاوز می کنند!

براساس تحقیقات وزارت دفاع آمریکا، در سال 2010 بیش از 19 هزار مورد تجاوز جنسی در ارتش صورت گرفت که فقط کمتر از 3 هزار مورد آن گزارش شده است.

روزنامه آمریکایی کریستین‌ساینس مانتیور در اوایل می 2011 با اشاره به افزایش خشونت‌های جنسی در میان ارتش آمریکا تصریح کرد 19 درصد از زنان ارتش آمریکا و 2 درصد از مردان ارتش این کشور مورد حملات و خشونت های جنسی در ارتش آمریکا قرار می‌‌گیرند اما گزارش چندانی در این‌ باره منتشر نمی‌شود .


احتمال تجاوز به یک زن نظامی آمریکایی حداقل دو برابر احتمال تجاوز به یک زن غیر نظامی آمریکایی است!


با این حال اوکیناوای ژاپن، کره جنوبی، عراق، افغانستان و دیگر پایگاه های نظامی آمریکا از جمله جاهایی بوده اند که اسنادی از تجاوز به نظامیان زن و مرد در پایگاه های مستقر در آنها افشا شده است. کارشناسان ارتش افزایش تجاوز جنسی به زنان ارتشی را از پیامدهای جنگ عراق و افغانستان اعلام کردند در حالیکه تحقیقات مستقل حاکی از آن است که پدیده تجاوز در ارتش آمریکا واقعیتی ورای توسعه خواهی و جنگ طلبی داشته و بیشتر یک فرهنگ است تا یک اتفاق!


تجاوز با سلسله مراتب: دشمن داخلی

در سال 2007 دو روزنامه نگار به نام های (Pascale Bourgaux and Mercedes Gallego ) در طی مسافرتی به عراق با زنان نظامی شاغل در ارتش مصاحبه کرده و از شنیدن ماجراهای مربوط به فرهنگ تجاوز در ارتش شوکه شدند. این دو روزنامه نگار با 4 سرباز زن در عراق مواجه شدند که به کرات از سوی همرزمان خود مورد تجاوز جنسی قرار گرفته بودند. حاصل کار این روزنامه نگاران به صورت یک فیلم مستند به نام (تجاوز با سلسله مراتب: دشمن داخلی) در فستیوال فیلم مستقل نیویورک به نمایش در آمد. از میان این چهار زن یکی چند هفته بعد از تجاوز در خوابگاه خود به قتل رسیده بود.


پاسکال بورگاش، سازنده مستندی در مورد تجاوز به سربازان زن در عراق


جنگ نامرئی

مستند دیگری که در اوایل سال 2012 در این مورد در آمریکا به اکران عمومی درآمد «جنگ نامرئی» (The Invisible War ) بود. کربی دایک (Kirby Dick ) کارگردان این مجموعه، که سابقه ساختن فیلم مستندی در مورد تجاوز جنسی در کلیسای کاتولیک را در کارنامه دارد، در این فیلم نشان می دهد که تجاوز جنسی در تمامی نیروهای ارتش آمریکا اعم از دریایی، گاردهای مرزی، هوایی و دیگر نیروها روی می دهد.


در درون ارتش آمریکا جنگ نامرئی تجاوز جنسی شعله ور است


برعکس برخی از ادعاها که وقوع تجاوز را به دلیل عملیات های برون مرزی ارتش آمریکا صرفا در بین دسته های نظامی خارج از آمریکا وانمود می کنند؛ این مجموعه نشان می دهد که در این مورد تفاوت چندانی بین نیروهای داخل و نظامیان خارج از مرزها وجود ندارد و تجاوز جنسی به صورت یک الگوی فرهنگی سراسری در تمامی کمپ ها، ستادها و حتی دانشکده های نظامی ارتش روی می دهد.

دایک در این مجموعه با زن هایی مصاحبه می کند که در مورد آنچه بر سرشان آمده گفتگو می کنند و به رفتارهایی همچون ضرب و شتم گرفته تا بیهوش کردن فرد برای انجام تجاوز اشاره می کنند که از سوی فرماندهان، مربیان نظامی، همکاران و یا سربازان دیگر انجام می گیرد. این زنان پس از انجام شکایت یا با بی تفاوتی مقامات مواجه شده اند و یا از خدمت در ارتش عزل گردیده اند. دایک امیدوار است که فیلم او بتواند توجه جامعه و مقامات مسئول را به این موضوع جلب کند.


زنان پس از انجام شکایت یا با بی تفاوتی مقامات مواجه شده اند و یا از خدمت در ارتش عزل گردیده اند


متجاوزین به راحتی تبرئه می شوند

از یک نظر فضای تبرئه و عفوی که در این مورد به کار گرفته می شود شاید از خود ماجرا مهم تر باشد. در سال 2010 شبکه خبری الجزیره که خود به نوعی در خدمت پروپاگاندای جهانی نظام سلطه است گزارشی تهیه و پخش کرد که در آن اذعان شد بیش از پنجاه درصد موارد گزارش شده به دلایلی همچون عدم اثبات یا نبود اطلاعات کافی از رسیدگی کتار گذاشته می شوند. در مورد مجرمینی هم که واقعا محاکمه می شوند؛ بالاترین چیزی که روی می دهد این است که تنها 10 درصد از آنها به پرداخت جریمه سبک و یا کاهش درجه محکوم می گردند.

هشتاد درصد متهمین نیز به راحتی تبرئه می شوند. ساندرا پارک (Sandra Park) از فعالین پیگیری کننده پرونده های تجاوز به نظامیان زن در ارتش می گوید: «آنچه به کرات از نظامیان می شنویم این است که در مورد تجاوز جنسی یک فرهنگ سکوت جا افتاده وجود دارد.

هنگامی که یک زن نظامی از سوی یک نظامی دیگر مورد آزار جنسی قرار می گیرد؛ این زن مجبور است موضوع را از طریق مراتب فرماندهی خود گزارش دهد که اساسا احتمال وقوع آن چیزی نزدیک به صفر است. زیرا که فرمانده و احتمالا افراد دیگری نیز بلافاصله از وضعیت زن آسیب دیده آگاه خواهند شد.

 


ساندرا پارک: در مورد تجاوز جنسی یک فرهنگ سکوت جا افتاده وجود دارد


سیستم طوری طراحی شده است که شکایت های مربوط به آزار جنسی تاثیر نامناسبی در ارزیابی کارایی فرماندهی دارند. در نتیجه فرماندهان اشتیاقی برای گزارش مواردی که به سابقه خود آنها لطمه می زند ندارند. هنگامی که زنی برای شکایت اقدام می کند یا عزل می شود یا بد تر از آن با اقدام تلافی جویانه در برابر شکایت خود مواجه می شود».

دکتر کای وایتلی (Dr Kaye Whitley) مدیر اداره پیشگیری از جرایم جنسی در پنتاگون اعتراف می کند که «با توجه به ترس و ننگ مرتبط با جرایم جنسی، این نوع جرایم هم در جوامع نظامی و هم در جوامع غیر نظامی یکی از پنهان ترین جرم ها در میان ملت ما است». دکتر وایتلی اضافه می کند که افزایش آمار تجاوزهای جنسی گزارش شده صرفا به معنی افزایش تعداد جرم نیست؛ بلکه می تواند به دلیل عدم ترس قربانیان برای افشای این جرم نیز باشد.

 


دکتر وایتلی: افزایش آمار تجاوزهای جنسی می تواند به عدم ترس قربانیان برای افشای این جرم نیز مربوط باشد.


سربازان مرد و سکوتی سنگین تر

تجاوز جنسی در ارتش آمریکا صرفا متوجه زنان نبوده و سربازان مرد نیز از این خطر در امان نیستند. اما طبق آمارهای اداره پیشگیری از جرایم جنسی در ارتش آمریکا 79 درصد زنان و 78 درصد مردانی که در ارتش آمریکا مورد تجاوز قرار می گیرند این موضوع را افشا نکرده و از پیگیری قانونی موضوع صرف نظر می کنند. تنها یک نفر از 5 زن نظامی آمریکایی و یک نفر از 15 مرد نظامی زمانی که توسط نظامیان دیگر آمریکایی مورد خشونت جنسی قرار گرفته اند، گزارش آن را به مقامات بالاتر خود داده اند.

 

سازمان امور نظامیان سابق آمریکا اجتماع های اعتراضی متعددی برای محکوم کردن تجاوز در ارتش آمریکا برگزار می کند.


بر اساس آمار سازمان امور نظامیان سابق آمریکا (U.S. Department of Veterans Affairs) بیش از نصف سربازان مذکری که در تست های روان شناسی شرکت کرده اند علایم مثبتی در مورد بیماری روانی "آسیب روحی جنسی نظامی" نشان می دهند.

آیا ارتش آمریکا برای شکستن عزت و شخصیت انسانی سربازان و از بین بردن هرگونه حس مقاومت و پرسشگری و در نتیجه انقیاد کامل در برابر دستور کشتار و تجاوز به زنان و کودکان کشورهای دیگر و ارتکاب انواع جنایت ها، تجاوز جنسی به سربازان خود را در دستور کار خود قرار داده است؟

 


جرات داری اسلحه ات را زمین بگذار ...!

 


مارتی ریبیرو: من فقط برای لحظه‌ای اسلحه ام را زمین گذاشتم!


شبکه تلویزیونی بی‌بی‌سی در سال 2008 در گفت‌وگو با یکی از سربازان زن شاغل در نیروی هوایی آمریکا، "مارتی ریبیرو " به موضوع تجاوز به زنان در ارتش آمریکا پرداخته و افشا می کند که بسیاری از زنان شاغل در ارتش آمریکا مورد آزار و اذیت همکاران مرد خود قرار می‌گیرند و مقامات آمریکایی با وجود اطلاع از این جرایم کار در خوری برای جلوگیری یا محاکمه مجرمین انجام نمی دهند.

"
ریبیرو" می گوید: «با ورود به ارتش چیزی را دیدم که انتظار دیدن آن را نداشتم. وی با اشاره به اینکه پدربزرگ و پدرش نیز در نیروی هوایی آمریکا خدمت می‌کردند، گفت: آن ویژگی‌های شخصیتی که در پدرم هرگز مشاهده نکردم، در ارتش آمریکا دیدم.

این سرباز آمریکایی که قربانی تجاوزات جنسی در ارتش آمریکا قرار گرفته بود، در چگونگی این اقدام گفت: در ارتش آمریکا به هر فرد دستور داده می‌شود که در مناطق جنگی اسلحه خود را به روی زمین نگذارند، اما من برای لحظه‌ای برای استراحت و کشیدن سیگار این کار را کردم و این زمانی بود که از سوی همکار مرد خود مورد تجاوز قرار گرفتم. این موضوع را با مسئولان ارتش آمریکا در میان گذاشتم؛ اما آنها به من اخطار دادند، در صورتی که علیه آنها تشکیل پرونده دهم، از آن به اتهام ترک وظیفه (رها کردن اسلحه!!) بر علیه خودم استفاده خواهند کرد!


کیت اورژانسی تجاوز جنسی

شاید تنها کار مفیدی که ارتش آمریکا در مورد تجاوز به عنف به اعضای خود انجام داده است این باشد که کیت های بهداشتی و اورژانسی خاصی به نام "کیت تجاوز" تهیه کرده و به تمامی پایگاه ها و ادارات خود تحویل داده است تا از آن برای رسیدگی بهداشتی و پزشکی به قربانیان و مستند سازی تجاوز به خصوص در مواقعی که زنان مورد تجاوز دسته جمعی همکاران خود قرار می گیرند؛ استفاده شود.

 


کیت های اورژانسی تجاوز جنسی در ادارات و پایگاه های ارتش آمریکا توزیع شده است.

 

تجاوز به زنان در ارتش آمریکا از بدو ورود یعنی از اداره استخدام شروع شده تا میدان های جنگ ادامه دارد که نشان دهنده برنامه روانی پیچیده و غیر انسانی ارتش آمریکا برای شکستن حس مقاوت در سربازان تازه وارد است.
شبکه سی بی اس آمریکا طی گزارشی در سال 2009 افشا کرد که بیش از 100 زن و دختر جوان هنگام مراجعه به ادارات استخدام ارتش در دفاتر اداری مورد تجاوز قرار گرفته و سپس برگه ثبت نام و امتحانات مربوط به آن تایید شده است. از آنجا که بعضی از این دختران در سنین دبیرستانی بوده اند نیاز مبرم به وجود چنین کیت هایی در ادارات ثبت نام ارتش آمریکا امری واضح است.

 


این زنان پس از شکایت یا با بی تفاوتی مقامات مواجه شده و یا از خدمت در ارتش عزل گردیده اند.

 

 

 


منابع و مآخذ:

 


http://www.guardian.co.uk/society/2011/dec/09/rape-us-military

http://www.huffingtonpost.com/sandra-park/military-sexual-assault-rape_b_1398474.html

http://theweek.com/article/index/212187/the-us-militarys-rape-epidemic

http://edition.cnn.com/2012/04/14/health/military-sexual-assaults-personality-disorder/index.html

http://edition.cnn.com/2012/02/07/opinion/speier-military-rape/index.html

http://www.aljazeera.com/indepth/features/2010/12/2010122182546344551.html

http://www.msmagazine.com/fall2004/scandalpatrol.asp

http://www.thedailybeast.com/articles/2010/07/02/sex-crimes-in-the-military-rep-jane-harman-on-what-to-do.html

http://ipsnews.net/news.asp?idnews=54485

Speier Critical Over Military’s Handling of Rape, KGO-TV, March 7, 2012

http://www.rajanews.com/detail.asp?id=44755

http://militaryrapecrisiscenter.org/

http://madmikesamerica.com/2010/12/rape-rampant-in-us-military/

http://abcnews.go.com/Blotter/story?id=4099514

به گزارش فارس، اگر کنجکاوانه به اطراف خود نگاهی بیاندازیم، از نگین انگشتر، ‌گردنبند، تصاویر روی دست‌بندها، پیراهن، شلوار، کفش،‌ ادکلن و ساعت گرفته تا برخی ساختمان‌های سر به فلک کشیده و بعضی از میادین شهر به نمادهایی برخورد می‌کنیم که رنگ و بوی فرقه‌های انحرافی و شیطانی را با خود به همراه دارد.


بسیاری از جوانان بدون آن ‌که بدانند در پس این نمادهای وسوسه‌برانگیز چه محتوا و مضامینی نهفته است، برای خرید آنها اقدام می‌کنند. البته برخی نیز که پیرو فرقه‌های ضاله هستند، تعمدا و از روی آگاهی اقدام به تهیه این اقلام می‌کنند.

حال با وجود گسترش نمادهای معنویت‏های جدید بر آن شدیم که نمادهای مهم و رایج شیطان‌پرستان را به بحث بگذاریم، از این رو با حجت‌الاسلام والمسلمین «حمزه شریفی دوست» مدیر گروه‏های پژوهشی مرکز مطالعات بهداشت معنوی گفت‌وگویی ترتیب دادیم که مشروح آن در پی می‌آید:

*شیطان‌پرستان امروزه از نمادهای عاریه‌ای استفاده می‌کنند

شریفی‌دوست با بیان اینکه نباید کاری کرد که نمادها موضوع بحث به صورت تفسیری باشد و لازم است ابتدا زاویه دیدمان را در مورد نمادها تصحیح کنیم تا رویکردمان در این گفتگو معلوم باشد، اظهار داشت: درباره نمادهای شیطانی سه نکته اساسی باید مورد توجه قرار گیرد و غفلت از این سه امر، ممکن است به شناخت و تحلیل ناصواب فرقه شیطان‌پرستی منجر شود یا باعث ترویج ناخواسته آیین شیطانی شود: اول اینکه؛ جریان شیطانی بسیاری از نمادهایی را که در دیگر آیین‌ها و مسلک‌ها ریشه دارد، امروزه به سود خویش و در خدمت خود به کار گرفته است.

وی افزود: بسیاری از نمادهایی که امروزه به نام شیطان‌پرستی مشهور شده، متعلق به جریان شیطانی نیست و آن‌ها این نمادها را تصاحب کرده‌اند، هدف از این تردستی، اثبات ریشه‌دار بودن آیین‌ شیطان پرستی و تثبیت آن و اعتماد‌ بخشی به یاران شیطان است، پاره‌ای از این نمادها در تمدن‌های باستانی مصر و یونان ریشه دارد و بعضی دیگر متعلق به شرق است.

* شیطان‌پرستی؛ فرزند نامشروع عرفان یهود و فراماسونری

مدیر گروه‏های پژوهشی مرکز مطالعات بهداشت معنوی با اشاره به نمونه‌ای از تردستی شیطان‌پرستان در استفاده از نمادها، ابراز داشت: چنانکه «آنتوان لاوی» در کتاب خویش «کالی» و «شیوا» را که در میان هندوها و یوگی‌ها جایگاه خاصی دارند و از خدایان هندو به ‌حساب می‏آیند، همان شیطان معرفی می‌کند! بعضی از نمادهای «ماسون‌ها» یا «کابالا» نیز اکنون در خدمت این آیین قرار گرفته است، هر چند جریان شیطانی محصول عرفان یهود و فراماسونری و نتیجه نامشروع این دو جریان است، جریان شیطانی، امروزه خود را آیینی برخوردار از سنت‌های منحصر به‌ فرد، نمادهای ویژه، مبانی مجزا و در یک کلمه، یک «جریان مستقل تاریخی» معرفی می‌کند.

* نمادها نه ریشه واحد و نه معنای واحد دارند

وی در خصوص دومین ویژگی نمادها، ادامه داد: نمادها لزوما معنای واحد ندارند، علت این است که فرهنگ‌های مختلف از همدیگر تأثیر پذیرفته‌اند و اقوام و ملت‌ها، در تعامل با دیگر فرهنگ‌ها، دست به اقتباس زده و به سود خود، تغییراتی در محصولات دیگران ـ البته به نسبت آرمان‌ها و ارزش‌های بومی خود ـ داده‌اند و به مرور، این فرآورده جدید، نماد ارزش‌ها و باورهای ایشان شده است؛ بنابراین نمادها نه ریشه واحد و نه معنای واحد دارند.

نویسنده کتاب «نیم‌نگاهی به کتاب خود خدایی شیطان‌گرایان» با اشاره به نکته سوم درباره نمادها، بیان داشت: نکته سوم این‌ که چون نماد ابزاری قوی و نافذ است و چون برخورداری از نمادهای گویا و متنوع، قدرتی بی‌بدیل محسوب می‌شود، نسبت دادن نمادهای دیگر آیین‌ها به شیطان‌پرستی، تلاش غیرمستقیم برای تبلیغ این مرام انحرافی و کمک ناخواسته به آن است؛ بنابراین منظور ما از نماد در این گفت‌وگو، نمادهایی است که امروزه شیطان‌گرایان به سود خود استخدام کرده‌اند.

* توجه به نماد شیطانی در واقع توجه به عقبه سیاسی و مبانی استکباری آن است

وی افزود: آن‌ چه نباید از آن غفلت شود، این است که نمادهایی که امروزه در خدمت این جریان ضددینی و ضدتوحیدی ایفای نقش می‌کند؛ باید برای انتساب این جریان به عقبه سیاسی خود و فهم ریشه‌ها و مبانی استکباری آن مورد توجه قرار گیرد؛ نه استقلال دادن به این جریان و در نتیجه تبلیغ و تثبیت آن.

* «بافومت» و ردپای آن در کابالا

عضو هیئت مؤسس مؤسسه بهداشت معنوی با اشاره به برخی از نمادهای استفاده شده شیطان‌پرستان خاطرنشان کرد: «بافومت» (Baphomet) یکی از نمادهایی است که شیطان‌گرایان برای معرفی خود استخدام کرده‌اند، این نماد که در عرفان کابالا نیز جایگاهی دارد، بز یا قوچی به نام بافومت (Baphomet) است که هم با جانور شاخ‌دار «یوحنا» در کتاب «مکاشفات یوحنا» همانندی دارد.


وی با تاکید بر اینکه تأویل تک‌گزینه‌ای از این نماد چندان واقع‌بینانه نیست، ادامه داد: تفسیرهای دیگری هم برای این نماد گفته‏اند که پرداختن بیشتر به آن لطفی ندارد.

* ستاره پنج‌پر نمادی که در مکتب «لاوی» استفاده می‌شود

شریفی‌دوست نماد سر بز در میان ستاره پنج پَر وارونه (inverted pentagram)، ستاره پنج پَر (pentagram) را نماد ونوس الهه زیبایی و عشق شهوانی زنانه دانست که سر یک بز (بافومت) نیز در آن قرار گرفته است و به خبرنگار فارس گفت: این نماد ترکیب ستاره پنج‌پَر وارونه با سر بافومت، نماد روشن و گویایی برای تعالیم مکتب شیطان‌گرایی «کرولی» و «لاوی» است؛ چرا که شیطان را سمبل انسان محوری و اصالت هوس‌ها و لذت‌طلبی بشر می‌دانند، از همین روی، این نشانه به ‌نحو گسترده‌ای در شاخه «سیتنیسم» کاربرد دارد؛ از آن جمله می‌توان به نصب نماد مذکور روی لباس افرادی که به عضویت رسمی کلیسای شیطان در می‌آیند و رنگ به‌ کار رفته در آن نشانه درجه عضویت فرد است و همین‏ طور نصب این نشان در بالای محراب هنگام اجرای آیین‌های شیطان‌گرایی اشاره کرد.



* شیطان‌پرستان چه عددی را عدد شیطان می‌دانند

نویسنده کتاب «نگاهی کلی به عرفان‌های نوظهور» درباره علامت ۶۶۶ یا FFF، بیان داشت: عدد ۶۶۶ و FFF که ششمین حرف از حروف انگلیسی است و متناظر عددی آن ۶۶۶ می‌شود، این عدد به گفته «یوحنا» در بخش «مکاشفات یوحنا» در کتاب مقدس، «عدد شیطان» است، به طوری که در مکاشفات یوحنّا آمده است: «و دیدم وحش دیگری را که از زمین بالا می‌آید و دو شاخ مثل شاخ‌های بره دارد و مانند اژدها تکلّم می‌کند و با تمام قدرت وحش نخست در حضور وی عمل می‌کند و زمین و سکنه آن ‌را بر این وا می‌دارد که وحش نخست را که از زخم مهلک شفا یافته بپرستند و معجزات عظیم به‌ عمل می‌آورد تا آتش را نیز از آسمان در حضور مردم به زمین فرود آورد ... و همه را از کبیر و صغیر و دولتمند و فقیر و غلام و آزاد بر این وا می‌دارد که بر دست راست یا بر پیشانی‌ خود نشانی گذارند و اینک هیچ‌کس خرید و فروش نتواند کرد جز کسی که نشان، یعنی اسم یا عدد اسم وحش را داشته باشد، در این‌جا حکمت است؛ پس هرکه فهم دارد، عدد وحش را بشمارد؛ زیرا عدد انسان است و عددش ششصد و شصت و شش است».



*شیطان‌پرستان و خصومت با مسیحیت

وی ادامه داد: صلیب وارونه (Upside down cross) بر اساس تفکرات ضد مسیحی شیطان‌گرایان و به نشان خصومت با دین مسیحیت و توهین به آن استفاده می‌شود، همچنین نمادی دیگری با عنوان دست شاخدار (Horned Hand)؛ دو انگشت بر افراشته در این نماد، نشان از دو شاخ بز بافومت است که به همراه عبارت «Hail Satan» به معنای «درود بر شیطان» استفاده می‌شود، البته این نماد در موارد دیگری نیز به‌کار رفته که شاید لزوماً ارتباطی بین آن معانی و جریان‌های شیطان‌گرا وجود نداشته باشد؛ مثلا گاهی به نشانه حرف W که حرف اول کلمه «War» (جنگ) است، خصوصاً از طرف سیاستمداران و جنگ طلبان دنیا استفاده می‌شود؛ به معنای اصرار و استقامت در جنگیدن است، البته استفاده آن در مراسم شیطانی و از طرف شیطان‌گرایان مشاهده می‌شود.

*«ابلیسک» و قدمت تاریخی آن

شریفی دوست از اُبِلیسک (obelisk) به عنوان هفتمین نماد یاد کرد و بیان داشت: «اُبِلیسک» ستونی است با قاعده چهارضلعی و رأس هرمی است که ظاهراً سمبل «اُبِلیسک» در زمان حضرت ابراهیم علیه‌السلام هم وجود داشته است، لذا پیامبر بزرگ خدا با این ذهنیت در حرم الهی نماد شیطان را به صورت «ابلیسک» می‌سازد و آن را رمی می‌کند، تا با این عمل تمام اوهامی را که تا امروز هم ادامه یافته است، طرد کند، این نماد، امروزه در میدان‌های بزرگ کشورهای اروپایی و آمریکا ساخته شده و مردم هرروز به گِرد آن می‌چرخند! این درحالی که سنگ بنای «ابلیسک» از مصر باستان باقی و در شهرهایی نظیر سیسیل،‌ پاریس، لندن، نیویورک و سزاریا در قسمت اشغال شده فلسطین نصب شده است.
بزرگ‌ترین «ابلیسک» دنیا در واشنگتن

*بزرگ‌ترین ابلیسک جهان در کجاست؟/ مراسم تحلیف ریاست‌جمهوری آمریکا در کجا برگزار می‌شود

نویسنده کتاب «نیم‌نگاهی به کتاب خود خدایی شیطان‌گرایان» با بیان اینکه بزرگ‌ترین «ابلیسک» دنیا در واشنگتن ساخته شده، اظهار داشت: رئیس‌ جمهورهای‌ آمریکا در پای آن، سوگند یاد می‌کنند، «ابلیسک» نماد قدرت «ست» در زمین و حیات و حمایت جاودانی «اوزیریس» در دنیای مردگان است؛ از این رو سنگ‌هایی که شبیه آن تراشیده شده است، در قبرستان‌های آمریکا بسیار به چشم می‌خورد.

*تبلیغات پر هیاهوی شیطان‌پرستان در دهکده جهانی

وی با بیان اینکه شیطان‌گرایان و مراکز قدرت حامی آن‌ها، برای ترویج نمادهای یادشده در حوزه فرهنگ عمومی، از ابزارهای مختلفی استفاده می‌کنند؛ افزود: از آن جمله می‌توان به استفاده از این نمادها در ساخت زیورآلات، پوشاک، ‌طراحی ساختمان، نقاشی بر روی دیوار و اماکن عمومی و غیره اشاره کرد، بنابراین از این واقعیت نباید غفلت شود که امروزه شیطان‌پرستی با ابزارهای فراگیری مثل سینما، نمادهای متنوع و رسانه‌های مختلف صوتی و تصویری، به عنوان «دینِ دهکده جهانی» مطرح و تبلیغ می‌شود.

*بیان نارسایی و نقص آموزه‏های شیطان پرستی به جوانان

مدیر گروه‏های پژوهشی مرکز مطالعات بهداشت معنوی با تاکید بر اینکه کسانی که قصد دارند جلسات و محافل نقد شیطان‏پرستی برگزار کنند، باید توجه کنند که با تشریح نمادها به گسترش بیشتر شیطان‏پرستی کمک نکنند، تصریح کرد: چرا که جلساتی که با توضیح نمادها شروع شده و با آشنایی بیشتر جوانان با شیطان‏پرستی خاتمه می‏یابد، نه تنها مقابله با این جریان نیست؛ بلکه بیشتر این جریان را معرفی کرده و به ترویج آن کمک کرده‏اند، به همین جهت ما تنها بخشی از این نمادها را در این جا آورده‏ایم و تلاش کرده‏ایم که نمادها در راستای ضدیت این ایین با آموزه های وحیانی قلمداد شوند.

وی ادامه داد: کسانی که می‏خواهند با نقد شیطان پرستی کار مهمی در این زمینه انجام دهند، تلاش کنند نارسایی و نقص آموزه‏های شیطان پرستی را تبیین کنند و زمینه‏های که در غرب باعث شکل گیری این جریان شده را مورد کاوش قرار دهند و مهم‏تر از همه سستی جهان بینی شیطانی را به بحث گذارند.

در حالی که روز گذشته اخباری مبنی بر حمایت باراک اوباما از همجنگرایان منتشر شده بود، وی شخصا با حضور در یک مصاحبه تلویزیونی حمایت رسمی خود از همجنسگرایان را اعلام کرد.

فارس به نقل از شبکه بی‌بی‌سی نوشت: پس از رای منفی مردم یکی از ایالت‌های آمریکا به قانونی شدن ازدواج همچنسگرایان، باراک اوباما رئیس جمهور آمریکا در یک مصاحبه تلویزیونی، بار دیگر به حمایت از همجنسگرایان پرداخت.

باراک اوباما که این اظهارات را در آستانه انتخابات آمریکا مطرح می کند، اولین رئیس جمهوری است که به حمایت از ازدواج همجنسگرایان پرداخته است.

علاوه بر باراک اوباما، جو بایدن معاون وی، و آرنه دونکان هم از دیگر مقامات بلند مرتبه آمریکایی هستند که در چند روز اخیر از گروه های همجنس گرا حمایت کرده اند.

اوباما در مصاحبه ای که روز گذشته با شبکه تلویزیونی ای بی سی انجام داد، در حمایت از همجنسگرایان گفت: در یک نقطه مشخص من به این نتیجه رسیدم که برای من شخصا این بسیار مهم است که به جلو حرکت کنیم و بپذیریم که، فکر می کنم زوج های همجنس باید بتوانند ازدواج کنند.

اوبامه همچنین در ادامه صحبت‌هایش از تعهد خود و دولتش برای کمک به افزایش حقوق همجنس بازان خبر داد.

بحث ها در رابطه با ازدواج همجنس گرایان از آنجا آغاز شد که مردم ایالت کارولینای شمالی آمریکا، در نظرسنجی که برای قانونی اعلام کردن ازدواج همجنسگرایان انجام شده بود، شرکت کرده و رای منفی خود به این طرح را اعلام کردند. هم اکنون همجنس بازی و ازدواج همجنسگرایان در شش ایالت آمریکا به صورت قانونی انجام می‌شود.

گروهی از زنان صهیونیست با درآوردن خود به شکل زنان بدکاره، قصد دارند در قدس شریف، شهر مقدس تمام ادیان ابراهیمی دست به راه‌پیمایی بزنند.
به گزارش فارس به نقل از روزنامه صهیونیستی یدیعوت آحارونوت، تاکنون 160 نفر آمادگی خود را برای شرکت در این راه‌پیمایی اهانت‌بار اعلام کرده‌اند.

بنابراین گزارش، بهانه این جماعت برای برگزاری راه‌پیمایی مزبور اعتراض به کسانی عنوان شده است که از زنان می‌خواهند برای کاهش تجاوز و جرایم جنسی، از لباس پوشیدن شبیه به زنان روسپی خودداری کنند. این راه‌پیمایی قرار است از میدان پاریس آغاز شده و در "هورس پارک" اتمام پذیرد.

تمام آنچه این جماعت آن را اهانت به خود پنداشته و به بهانه آن قصد اهانت به تمام ادیان توحیدی را دارند، سخنان یک پلیس کانادایی بوده که از زنان خواسته است که برای آنکه مورد تجاوز واقع نشوند، به شیوه تحریک‌آمیز و شبیه به روسپیان لباس نپوشند. پیش از این نیز راه‌پیمایی‌های مشابهی در تل‌آویو و حیفا برگزار شده بود.

شدت این رسوایی به حدی است که صدای "یوسی داچ"، معاون شهردار قدس اشغالی را نیز درآورده و وی نیز با بیان اینکه "اورشلیم شهری متفاوت است" و هر آنچه در تل‌آیو اتفاق افتاد نباید در آن نیز اتفاق افتد، ابراز داشته که تلاش می‌کند جلوی این اقدام را بگیرد.

رژیم صهیونیستی که با غصب سرزمین‌های فلسطین تاسیس شد، بسیاری از مناطق اشغالی را به مامنی برای فساد اخلاقی بدل کرده که سواحل مدیترانه از آن جمله‌اند.
در پی ادامه فشار به شیعیان منطقه قشم و ایجاد ناامنی‏های تصنعی از سوی برخی عوامل تفرقه‏ساز، روز چهارشنبه یک شهروند این جزیره به قتل رسید.



به گزارش «شیعه نیوز» ، «آقای بهمن جهانگیر» یک قایق‏ساز اهل اصفهان و ساکن روستای "گوران" در جزیره قشم بود که با یکی از مشتریان خود اختلافی بر سر یک معامله پیدا کرد؛ اما متأسفانه به جای حل و فصل این قضیه به شکل قانونی، طرف مقابل تعداد زیادی از دوستان خود ـ که از ساکنان اهل سنت منطقه "طبل" هستند ـ را به کارگاه آقای جهانگیر آورد و با حمله به وی، او را کشتند.

در این اتفاق دردناک حدود 40 نفر از اهالی روستای طبل، با سنگ مرحوم جهانگیر را به قتل رساندند و فرزندش را نیز مجروح کردند.

پس از این حمله، پلیس آگاهی قشم دو نفر را بازداشت کرد اما قاتلی که ضربه اصلی را به مقتول وارد آورد ـ به نام «عادل کریمی» فرزند عبدالرحمن ـ متواری شد.

همچنین فرزند مرحوم جهانگیر به بیمارستان فاطمه زهراء(سلام الله علیها) قشم منتقل شده بود از بیمارستان مرخص گردیده است.

اگرچه قتل روز چهارشنبه دلیل مذهبی نداشته است اما مدتی است که عوامل پیدا و پنهان وهابیت با ایجاد ناامنی و فشار بر شیعیان قشم، به دنبال تبدیل منطقه طبل به "حیاط خلوت وهابیت" در جنوب ایران و شمال خلیج فارس هستند.

در همین راستا علاوه بر تعرض به منازل شیعیان روستایی، آتش زدن اموال آنان و توهین به روحانی شیعه، یک ماه پیش یک نوجوان شیعه ربوده و در بیابان رها شد که به گفته آگاهان، این فتنه‏ ها و مشکلات از عوامل وهابیان که در "طبل" مستقر شده‏اند ناشی می‏شود.

به گفته اهالی منطقه، در نتیجه این فشارها تعداد زیادی از شیعیان مهاجرت را ترجیح داده‏اند و آمار خانوارهای شیعه در "طبل" از 120 خانوار به حدود 25 خانوار رسیده است. همچنین فقر و تنگدستی شیعیان این روستا موجب شده است که آنان تنها یک مسجد داشته باشند (که به همت دفتر آیت الله سیستانی در حال ساخت است)؛ در حالی که اهل سنت همین روستا با وجود داشتن تنها 3000 نفر جمعیت، با پشتوانه مالی از آن سوی آب‏های خلیج فارس، دارای 17 مسجد هستند.

در پی حادثه امروز، شیعیان قشم در تماس با خبرگزاری ابنا از مسؤولان درخواست کردند که با تلاش بیشتر برای ایجاد امنیت و ریشه‏کن کردن دلایل ناامنی‏های ساختگی، مانع ایجاد جای پای وهابیت در این جزیره بزرگ خلیج فارس شوند زیرا این کار بدون شک موجب بروز فتنه مذهبی و اختلاف بین برادران شیعه و سنی در آینده نزدیک خواهد گردید.

شایان ذکر است «آیت الله سبحانی» در فروردین ماه امسال با هشدار نسبت به تلاش دشمنان برای تغیر ترکیب جمعیتی در مناطق مرزی گفتند: "یکی از برنامه ‏های سعودی‏ها و وهابیت در ایران، از بین بردن تراکم جمعیتی شیعیان در مناطق مرزی و همچنین پراکنده کردن جمعیت در شهرهای مختلف و از بین بردن اکثریت مطلق شیعیان در تمام شهرهای ایران است".

در شجرنامه‌ی این فرد آمده است وی برای پیدا شدن گوسفندانش با چوبدستی خود روی زمین عکس گوسفند می‌کشد و هفت سنگ را به یک نیت روی هم می‌گذارد و خدا را قسم می‌دهد که به مراد دلش برسد و سرانجام در تاریکی شب و به دلیل فرط خستگی به خواب می‌رود و در خواب مولای متقیان(ع) را به خواب می‌بیند که به وی آدرس نوری را نشان می‌دهد که محل گوسفندانش بوده است.
منطقه‌ای مشهور به «آبادعلی» در کوه‌های مشرف به بلوار چمران شیراز سه‌شنبه‌های اول هر سال شاهد حضور جمعی از مردم با عقاید خاص است که برای برآورده شده حاجات خود در این مکان جمع می‌شوند و آداب و رسوم عجیب و غریبی را به جای می‌آورند!

اوج خرافه‌گرایی و درویش‌ مسلکی این عده تا جایی است که یک درویش را واسطه‌ی حاجات خود و خدا قرار می‌دهند و با کشیدن حاجات خود بر روی زمین و سنگ، هفت مرتبه دور زدن به دور تپه‌ای در این منطقه، روشن کردن شمع و بستن پارچه‌ی سبز به درختان و … به دنبال برآورده شدن حاجات خود هستند.

ماجرای «عارف عابد علی» و منطقه «آبادعلی»!


این افراد معتقدند در زمان‌های دور شخصی که شغلش چوپانی بوده گوسفندان مردم را برای چرا به این منطقه می‌آورد اما گوسفندانش گم می‌شوند و برای پیدا شدن گوسفندان اعمالی را انجام می‌دهد که سرانجام منجر به پیدا شدن گوسفندان می‌شود!

در شجرنامه‌ی این فرد آمده است وی برای پیدا شدن گوسفندانش با چوبدستی خود روی زمین عکس گوسفند می‌کشد و هفت سنگ را به یک نیت روی هم می‌گذارد و خدا را قسم می‌دهد که به مراد دلش برسد و سرانجام در تاریکی شب و به دلیل فرط خستگی به خواب می‌رود و در خواب مولای متقیان(ع) را به خواب می‌بیند که به وی آدرس نوری را نشان می‌دهد که محل گوسفندانش بوده است.

پس از این ماجرا وی شغل چوپانی را کنار می‌گذارد و به عرفان و ریاضت روی می‌آورد و از آن به بعد «عارف عابد علی» و آن مکان نیز به «آبادعلی» مشهور می‌شود و وی نیز چون روز سه‌شنبه آن اتفاق برایش رخ داده بود هفت سه شنبه را وقفه می‌کند که به آن مکان رود و به راز و نیاز بپردازد.

آداب و رسوم منطقه‌ی آبادعلی!

در آداب و رسوم منطقه آبادعلی آمده است که حاجتمندان باید هفت سه‌شنبه بعد از سال تحویل در آن مکان که وقفه‌ی آن عارف می‌باشد حضور پیدا کنند و در ابتدای مسیر به آن تپه نیت کنند و عارف علی را واسطه‌ی خود و خدا قرار دهند.

برای برآورده شدن حاجات باید در بین راه هفت سنگ را هرکدام به یک نیت روی هم گذارند و بعد از رسیدن به بالای تپه پارچه‌ی سبزی را به درخت آنجا گره زنند و شمعی را برای روشنایی قبر اموات و آن نوری که عابدعلی در آن شب دیده بود روشن و در دل نذری کنند و بر روی زمین و تخته سنگ‌های آنجا تصویر و یا نوشته‌ی حاجت خود را حک کنند.

عده‌ای از حاجتمندان نیز به نیتی که عارف علی می‌خواسته است به خانه خدا رود دور آن تپه می‌چرخند و عده‌ای دیگر نیز از آب چشمه‌ای که آنجاست به نیت شفا و تبرک با خود می‌برند.

حرکت به سمت تپه و واسطه قرار دادن «عابد علی» بین حاجات خود و خدا!

گذاشتن هفت سنگ روی یکدیگر هرکدام به یک نیت!

گره زدن پارچه سبز به بوته‌های بالای تپه!

روشن کردن شمع به یاد نوری که «عابدعلی» دید!

نوشتن و کشیدن حاجات بر روی سنگ!

برداشتن آب به نیت تبرک و شفا!

 

 

آنچه مسلم است اینکه «سوءاستفاده‌ی عده‌ای سودجو از احساسات دینی و مذهبی مردم»، «ساده‌اندیشی و سست بودن اعتقادات مردم»، «بی‌مسئولیتی مسئولان فرهنگی، امنیتی و انتظامی» و «سکوت علما و چهره‌های دینی» باعث شده است در چنین منطقه‌ای در شیراز شاهد چنین رفتارهایی باشیم که همگان با شنیدن این اتفاق و دیدن تصاویر آن در بهت و حیرت فرو می‌روند!

با وجود درخواست وزارت دفاع آمریکا، کشیش جنجال‌ آفرین فلوریدایی که پیش از این نیز مرتکب اقدام موهن قرآن سوزی شده بود، بار دیگر عمل ننگین خود را تکرار کرد.
به گزارش ایسنا، "تری جونز"، کشیش آمریکایی، پیش از آن که یک جلد قرآن و آنچه را که گفت تصویری از حضرت محمد (ص) است، بسوزاند، بیانیه‌ای خواند و بهانه خود را از این اقدام اعلام کرد.

تصاویر این قرآن‌سوزی به صورت زنده از شبکه اینترنت پخش می‌شد.

پیش از این، وزارت دفاع آمریکا از جونز خواسته بود که با در نظر داشتن عواقب این اقدام، از تصمیمش برای سوزاندن قرآن صرفنظر کند.

مقامات پنتاگون گفته بودند که امیدوارند کشیش جونز پیش از عملی کردن این تصمیم خود، امنیت سربازان آمریکایی را که در خارج از این کشور خدمت می‌کنند، در نظر بگیرد.

این اقدام جونز بازتاب چندانی در رسانه‌های آمریکا نداشته و واکنش‌های اندکی به آن نشان داده شده است.

به گزارش بی.بی.سی، در ماه مارس سال گذشته، برنامه‌ریزی تری جونز برای اقدامی مشابه، زمینه‌ساز اعتراضاتی گسترده در افغانستان شد.

در آن زمان، باراک اوباما، رئیس‌جمهور آمریکا، آنچه را "اقدامی از روی تعصب و عدم‌تحمل" خواند، محکوم کرد.

تری جونز تهدید کرده بود که در سالگرد حوادث ۱۱ سپتامبر در سال گذشته نیز دست به اقدام مشابهی خواهد زد، ولی بعدا از این تصمیم خود صرفنظر کرد.

پس از گذشت سال‌ها از مصرف گسترده لامپ‌های کم‌مصرف و جاگزینی کامل آن از سوی خانوار‌های ایرانی، به‌صورت رسمی اخبار تایید نشده پراکنده مبنی بر سرطان‌زا بودن این لامپ‌ها و سایر زیان‌های عمیق فیزیکی و عصبی ناشی از استفاده از این لامپ‌های بر بدن انسان مورد تایید قرار گرفته است.
به گزارش جهان؛ در میان انبوه خبرهای منتشره شده از سوی رسانه‌های مختلف و در این آشفته بازار اخبار داخلی و خارجی، هفته گذشته خبری از سوی یکی از مقامات وزارت بهداشت و درمان منتشر شد که البته در هیاهوی رسانه‌ای حاکم بر کشور، انعکاس مناسبی نداشت و کسی را متوجه "خطری" که برای نخستین بار به صورت رسمی از سوی وزارت بهداشت مورد تایید قرار می‌گرفت، نکرد.

اما این خبر چه بود؟  رئیس اداره بهداشت پرتوهای وزارت بهداشت طی گفتوگویی به صورت رسمی نسبت به ضایعات و عوارض شدید  استفاده از لامپ‌های کم‌مصرف (لامپ‌های فلورسنت فشرده یا CFL) هشدار داد و از احتمال نشت "اشعه ماورای بنفش" و بخار جیوه از این نوع لامپ‌ اعلام خطر کرد و گفت: «در فرآیند تولید نور در لامپ‌های کم مصرف، 2 خطر مهم وجود دارد اول اینکه به هر علت از جمله کیفیت پایین لامپ، اندود نشدن کامل سطح لامپ با پودر فلورسنت یا هر دلیل دیگری، اشعه ماورا بنفش از لامپ نشت کند که بسیار خطرناک است و بیماری‌های پوستی و چشمی را برای افراد به دنبال دارد و تهدید دیگر مهم این لامپ‌ها استفاده از بخار جیوه است، جیوه یک فلز سنگین خطرناک است که نشت آن در محیط موجب بروز بیماری‌های عصبی می‌شود.»

بله؛ لامپ‌های کم‌مصرفی که در حدود 10 سال است استفاده و جایگزینی آن با سایر انواع لامپ‌ها از سوی مراجع رسمی توسط نهاد‌های دولتی و از طرق مختلف ترویج و توصیه می‌شود و حتی دولت برای تشویق مردم به استفاده از لامپ‌های کم‌مصرف توسط اقشار مختلف مردم، یارانه نیز در‌نظر گرفته و این نوع از لامپ‌ها با قیمتی پایین‌تر از قیمت تمام‌شده در اختیار مردم قرار می‌گیرد، عوارض مختلف جسمی و عصبی در پی دارد و در نهایت می‌تواند منجر به ایجاد سرطان در انسان شود.

اما امروز و پس از گذشت سال‌ها از مصرف گسترده این نوع از لامپ‌ها و جاگزینی کامل آن از سوی خانوار‌های ایرانی، به‌صورت رسمی آن هم از سوی وزارت بهداشت، اخبار تایید نشده پراکنده مبنی بر سرطان‌زا بودن این لامپ‌ها و سایر زیان‌های عمیق فیزیکی و عصبی ناشی از استفاده از لامپ‌های کم‌مصرف بر بدن انسان مورد تایید قرار گرفته است.

رئیس اداره بهداشت پرتوهای وزارت بهداشت در خبر مورد اشاره درباره چرایی سرطان‌زا بودن لامپ‌های کم‌مصرف با تاکید بر این نکته که این لامپ‌ها می‌توانند به علت "نشت اشعه ماورا بنفش" بیماری پوستی و چشمی به وجود ‌آورند تاکید دارد که بخار جیوه آن نیز می‌تواند موجب بروز بیماری‌های عصبی و عوارض شدید جسمی ‌شود.

حال باید از مسئولان محترم دولتی و وزات بهداشت پرسید آیا موضوع سرطان‌زا بودن استفاده از لامپ‌های کم‌مصرف و سایر مخاطرات جبران‌ناپذیر آن به تازگی از سوی این مسئولان محترم کشف و به اثبات رسیده که حالا و پس از یک دهه اصرار بر مصرف این لامپ‌ها و تحریک مردم به استفاده از آن باید نسبت عواقب خطرناک استفاده از آن هشدار داد؟!

آیا مدت زمان 10 سال برای اثرگذاری کامل و زیان‌بار لامپ‌های کم‌مصرف بر تمام اعضای خانوار‌هایی که به توصیه خردمندانه مسئولان فهیم دولتی از این نوع لامپ‌ها استفاده می‌کردند، زمان کمی است یا در طول این مدت، استفاده از این نوع لامپ‌ها هیچ اثر سوئی بر سلامت جسمی و روحی مردم این دیار نداشته است؟!

آیا صرفا می‌توان با توجیهات به ظاهر اقتصادی به صورت رسمی مروج کالاها و محصولاتی شد که جان و سلامت مردم را به مخاطره می اندازد و حتی برای تثبیت و تحریک هرچه بیشتر مردم به استفاده از این محصولان، یارانه نیز اختصاص داد که البته اگر هزینه‌هایی که در درازمدت برای درمان و سایر پیامدهای سوء استفاده از این نوع لامپ‌ها به مردم و کشور تحمیل می‌شود درنظر گرفته شود، چنین تصمیماتی حتی از جنبه اقتصادی نیز نمی‌تواند به‌صرفه و معقول باشد.

آیا نباید پیش از جایگزینی گسترده و ترویج استفاده از یک کالا، کار کارشناسی مختصری در خصوص جنبه‌های مختلف آن از حیث برخورداری از حداقل استاندارهای لازم برای سلامتی انسان صورت می‌گرفت؟

دیگر اینکه در طول سالیان اخیر بسیاری از کارشناسان امر در مراکز مختلف پژوهشی و تحقیقاتی آزاد و غیردولتی نسبت به عوارض و پیامدهای خطرناک استفاده از لامپ‌های کم‌مصرف هشدار داده بودند اما متولیان امر در وزارت بهداشت و سایر دستگاه‌های مرتبط نه تنها هیچ اقدامی برای جلوگیری از تولید و مصرف لامپ‌های کم‌مصرف در سطح کشور به عمل نیاوردند بلکه حتی از تایید رسمی عوارض آن نیز طفره رفتند.

اما حداقل انتظاری که در شرایط امروز از مسئولان دولتی به‌ویژ در وزارت بهداشت و وزارت صنایع وجود دارد این است که سریعا کالا و محصولات جایگزین مناسبی را برای لامپ‌های کم‌مصرف فعلی (لامپ‌های فلورسنت فشرده یا CFL) انتخاب و معرفی کنند که البته چند سالی است تکنولوژی‌های جایگزین مناسبی نیز برای این لامپ‌ها وارد بازار‌های جهانی و داخلی شده که از جمله می‌توان به لامپ‌های LED و LMD اشاره داشت که این نوع از لامپ‌ها در عین حالی که مصرف آنها از لامپ‌های کم‌مصرف فعلی نیز پایین‌تر(مصرفی پایین‌تر از 4 وات) است هیچ یک از عوارض و آثار سوء استفاده از لامپ‌های کم‌مصرف را نیز ندارند و البته انواع جدید این لامپ‌ها از نوردهی بسیار بالاتری نیز برخوردار است.

همچنین این مسئله باید سریعا در دستور کار هیئت دولت و وزارتخانه‌های مرتبط قرار گیرد و به‌صورت رسمی جلوی تولید و ورادات لامپ‌های کم‌مصرف گرفته شود و از سوی دیگر اطلاع‌رسانی صریح و شفافی به مردم از سوی متولیان و مسئولان امر درخصوص عوارض خطرناک استفاده از این لامپ‌ها صورت گیرد و هیچ کتمان‌کاری درباره اثرات خطرناک استفاده از آن انجام نشود.

در پایان باید بر این نکته تاکید داشت که سرعت عمل و اهتمام جدی مسئولان امر در این خصوص شاید بتواند اندکی از عواقب و پیامد‌های سوء این طرح غلط که مبدع و مروج آن خود دولت‌های حاکم (در طول یک دهه گذشته) بوده‌اند را جبران کند و پاسخی حداقلی به مطالبات و افکار عمومی جامعه باشد.
"جابر سعادتی صدر"

مهر: رئیس اداره وحدت و همبستگی و هویت ملی وزارت کشور با اشاره به فعالیت ۱۰۳ فرقه انحرافی در کشور تاکید کرد: مسیحیت تبشیری فعال‌ترین گروه در ایران است.

حجت الاسلام جواد محرابی، شامگاه یکشنبه در نشستی با موضوع واکاوی فعالیت‌های سیاسی و اجتماعی مکاتب اعتقادی و گروه‌های معنویت‌گرا در مدرسه فیضیه قم گفت: امروز دشمنان نه تنها وارد جنگ تمام عیار فرهنگی علیه ایران بلکه اسلام شده‌اند.

وی ادامه داد: ایران به عنوان تنها حکومت شیعه جهان مورد بیشترین تهاجم قرار دارد و با وجود هشدارهای مکرر مقام معظم رهبری درباره تهاجم فرهنگی عدم توجه جدی مسئولان فرهنگی شاهد خسارت‌هایی در این عرصه هستیم.

حجت الاسلام محرابی با اشاره به موفقیت‌های علمی و سیاسی نظام اسلامی در دنیا تصریح کرد: اگرچه در این عرصه ها موفقیت‌های زیادی داشته‌ایم اما از عرصه فرهنگی غفلت شده و با مشکلاتی روبرو شده‌ایم که از جمله آن‌ها مسایل اخلاقی در جامعه است.

وی تاکید کرد: تلاش برای سکولار کردن جامعه و همچنین تلاش برای تغییر مذهب و انحراف در تشیع از جمله تلاشهایی است که دشمنان در عرصه فرهنگ شروع کرده‌اند.

محرابی با بیان اینکه یک مثلث برای سکولارسازی جامعه شکل گرفته است اظهار داشت: کسانی مانند سروش در ضلع این مثلث قرار دارند و حسین بشریه در راس این مثلث است.

رئیس اداره وحدت و همبستگی و هویت ملی وزارت کشور با بیان اینکه تشیع ستون خیمه نظام اسلامی است که در راس آن ولایت قرار دارد گفت: شیعه هراسی و شیعه ستیزی با هدف دورکردن جوانان از تشیع از سوی دشمنان دنبال می‌شود.

محرابی فعالیت مسیحیت تبشیری، صوفیه، بهائیت، وهابیت و عرفانهای کاذب را به عنوان مهم‌ترین فرقه‌های انحرافی در کشور برشمرد و بیان داشت: هم اکنون ۱۰۳ فرقه انحرافی در کشور فعال‌اند که مسیحیت تبشیری بیشترین فعالیت را دارد.

محرابی اضافه کرد: این فرقه انحرافی که با عنوان صهیونیسم مسیحی فعالیت دارد علاوه بر سرمایه‌های کلان دولت‌های غربی، سرویس‌های امنیتی دشمنان همچون موساد و سیا آن را مدیریت می‌کنند.

رئیس موسسه فرق و ادیان با تاکید بر رسالت حوزه‌های علمیه در این باره تصریح کرد: حوزه باید بیش از گذشته در این عرصه فعال و به رسالت خود عمل کند.

وی با بیان اینکه بیشتر کسانی که جذب این فرق می‌شوند بدون هیچ علاقه و پشتوانه ذهنی هستند اضافه کرد: جوانانی بیشتر به این فرقه‌ها جذب می‌شوند که خالی الذهن هستند و از سویی اسیر تبلیغات فراوان ماهواره‌ای و تبلیغ چهره به چهره مسیحیت تبیشیری و دیگر فرق انحرافی می‌شوند.

محرابی تضعیف اسلام انقلابی، کسب درآمد و ترویج فساد و بی‌بندوباری را از مهم‌ترین اهداف این فرقه‌ها دانست و تاکید کرد: حوزه‌های علمیه بنابر فرمایشات رهبری باید تلاش مضاعفی برای مقابله با تهاجم فرهنگی و جنگ نرم داشته باشند.

در مدرسه علوم دینی یهودیان محافظه کار، مسئله خاخام شدن همجنس‌گرایان زن و مرد به بحث و تبادل نظر گذاشته شد و در نهایت رأی آورد که بر این اساس هم جنس‌گرایان می‌توانند خاخام بشوند.
به گزارش جام نیوز، این اجازه در حالی به همجنس‌گرایان داده شد که از سوی رهبران دینی یهودی، سالیان دراز با خاخام شدن این همجنسگرایان مخالفت می شد.

این مدرسه علوم دینی یهودی که به جنبش های یهودیان محافظه کار در اسرائیل وابسته است، اعلام نمود که از پاییز امسال ثبت نام دانش آموزان همجنس‌گرای زن و مرد را آغاز خواهد کرد.

رئیس این مدرسه مدعی شد که این مدرسه هم به قوانین یهودیت پایبند است و هم ارزش های پلورالیستی را مورد توجه قرار می دهد.

وی افزود که این نوع نگاه، به شاخه های متنوع و مختلف دین یهودیت اشاره دارد.

گفتنی است که انتصاب خاخام های یهودی زن و دیگر تصمیمات جنبش های یهودی محافظه کار، از طرف یهودیان ارتدوکس تندرو مورد مخالفت واقع شده است.

مدیرگروه عرفان‏های نوظهور نهاد رهبری در دانشگاه‏ها با اشاره به اینکه نظام سرمایه‌داری بر اساس خوی استکباری خود به رواج شیطان‌پرستی روی آورده است، «انجیل شیطانی» را مصداقی برای مدعای خود عنوان کرد.

به گزارش جهان، شیطان‏پرستی معاصر، با داعیه دین و معنویت به میدان آمده‏است، این مرام بر خلاف تصوّر رایج، جذابیت‏هایی دارد که فهم و درک آن برای کسانی که تصوّر روشنی از آموزه‏های این آیین ندارند، بسیار دشوار است، هر چند شیطان‏پرستی جدید به تقلید از شیطان‏پرستی قرون وسطایی شکل گرفته و بسیاری از آموزه‏های آن را در خود جای داده است، این جنبش، در نوع خود حرکت جدیدی است که باید با نگاه به ریشه‏های تاریخی ـ اجتماعی آن در غرب تحلیل شود.

به همین منظور فارس با حجت‌الاسلام والمسلمین «حمزه شریفی دوست» مدیرگروه عرفان‏های نوظهور نهاد رهبری در دانشگاه‏ها در خصوص نقد محتوایی «انجیل شیطانی» سلسه‌گفت‌و‌گوهایی انجام داده است که بخشی از آن از نظر می‌گذرد:

 



*به طور کلی جریانات نقد شیطان‌پرستی امروزه در چه قالبی به فعالیت خود می‌پردازند؟

- آن‏چه برای فهم این جریان به تحلیل و کاوش کم‏تری نیاز دارد، دو محور زیر است: 1. نمادهایی که امروزه در خدمت این مسلک قرار گرفته است 2. ظواهر و پوشش (مد لباس و مو) که با نام این جریان شهرت یافته است.

متأسفانه در کشور ما جلسات نقد شیطان‏پرستی هیچ‏گاه ضابطه‏مند و هوشمندانه برگزار نشده است، کسانی که قصد نقد این فرقه را داشته‏اند، بیشتر به تبلیغ این جریان دامن زده‏اند؛ نه نقد و آسیب‏شناسی صحیح، علت این است که بیش از آن‏که به ایدئولوژی شیطان‏‏گرایان بپردازند، به توضیح نمادها پرداخته‏اند و از قضا این همان کاری است که شیطان‏پرستان می‏خواهند، توضیح نماد و تفسیر آن، توصیف است نه آسیب‏زدایی، ناقدان این جریان (که اتفاقأ دلسوزانه این کار را کرده‏اند) همواره در کشور ما یا به مد لباس و مو گیر داده‏اند و یا به رمزگشایی از نمادهایی پرداخته‏اند که اصالتاً از آن شیطان‏پرستان نبوده است.

بسیاری از نمادهای شیطان‌پرستان متعلق به این گروه نیست

کسانی که قصد مبارزه با شیطان‏پرستی از طریق نمادها را دارند، باید در باب نمادها سه نکته اساسی را مورد توجه قرار دهند، غفلت از این سه امر، ممکن است به شناخت و تحلیل ناصواب این فرقه منجر شود و یا باعث ترویج ناخواسته آیین شیطانی شوند:

اول این ‌که جریان شیطانی، بسیاری از نمادهایی را که در دیگر آیین‌ها و مسلک‌ها ریشه دارد، امروزه به سود خویش و در خدمت خود به کار گرفته است، بسیاری از نمادهایی که امروزه به نام شیطان‌پرستی مشهور شده، متعلّق به جریان شیطانی نیست و آن‌ها این نمادها را تصاحب کرده‌اند، هدف از این تردستی، اثبات ریشه‌دار بودن آیین‌شیطان پرستی و تثبیت آن و اعتماد ‌بخشی به یاران شیطان است.

پاره‌ای از این نمادها در تمدن‌های باستانی مصر و یونان ریشه دارد و بعضی دیگر متعلّق به شرق است؛ چنان‌که «آنتوان لاوی» در کتابش «کالی» و «شیوا» را که در میان هندوها و یوگی‌ها جایگاه خاصی دارند و از خدایان هندو به‌ حساب می‏آیند، همان شیطان معرفی می‌کند، بعضی از نمادهای ماسون‌ها یا کابالا نیز اکنون در خدمت این آیین قرار گرفته است.

هر چند جریان شیطانی محصول عرفان یهود و فراماسونری و نتیجه نامشروع این دو جریان است، جریان شیطانی، امروزه خود را آیینی برخوردار از سنّت‌های منحصر به‌ فرد، نمادهای ویژه، مبانی مجزّا و در یک کلمه، یک «جریان مستقل تاریخی» معرفی می‌کند.

نمادهای شیطانی نه ریشه واحد دارند و نه معنای واحد

دوم اینکه؛ نمادها لزوماً معنای واحد ندارند، علّت این است که فرهنگ‌های مختلف از هم‌ دیگر تأثیر پذیرفته‌اند و اقوام و ملت‌ها، در تعامل با دیگر فرهنگ‌ها، دست به اقتباس زده و به سود خود، تغییراتی در محصولات دیگران ـ البته به نسبت آرمان‌ها و ارزش‌های بومی خود ـ داده‌اند و به مرور این فرآورده جدید، نماد ارزش‌ها و باورهای ایشان شده است؛ بنابراین نمادها نه ریشه واحد دارند و نه معنای واحد.

استفاده ابزاری از نماد شیطانی در جهت خوی استکباری

نکته سوم اینکه؛ چون نماد ابزاری قوی و نافذ است و چون برخورداری از نمادهای گویا و متنوّع، قدرتی بی‌بدیل محسوب می‌شود، نسبت دادن نمادهای دیگر آیین‌ها به شیطان‌پرستی، تلاش غیر مستقیم برای تبلیغ این مرام انحرافی و کمک ناخواسته به آن است؛ بنابراین منظور از نمادهای شیطان‏پرستان، نمادهایی است که امروزه شیطان‌گرایان به سود خود استخدام کرده‌اند، آن‌چه نباید از آن غفلت شود، این است که نمادهایی که امروزه در خدمت این جریان ضد دینی و ضد توحیدی ایفای نقش می‌کند؛ باید برای انتساب این جریان به عقبه سیاسی خود و فهم ریشه‌ها و مبانی استکباری آن مورد توجه قرار گیرد؛ نه استقلال دادن به این جریان و در نتیجه تبلیغ و تثبیت آن.

از سوی دیگر آن‏چه تاکنون مورد غفلت قرار گرفته، نگرش‏های مؤسس این جریان در باب جهان‌بینی و هستی شناسی است، «آنتوان لاوی» که شخصیت مطرح جریان شیطانی است و سهم زیادی در پی‏ریزی این بنای ضد دینی داشته است، افکارش را در کتاب مقدس شیطان‏پرستان مطرح کرده و تلاش دارد از حیث نرم افزاری این جریان را تقویت کرده و به مرز قبول نزدیک کند.

* شیطان‌پرستی معاصر یا به تعبیر خود مبتلایان «شیطان‌گرایی» چگونه شکل گرفت؟

- شیطان‏پرستی معاصر با بحران‏های بعد از جنگ جهانی دوم پیوند خورده‏ است، جنگ جهانی دوم شرایطی ناامیدکننده ایجاد کرده بود، فریاد مبارزه و اعتراض از هر کوی و برزن بلند بود، جوانان دریافتند که نظام سرمایه‏داری، جهان را به مرز نابودی و انهدام رسانده است، ظلم و خفقان شدید باعث شد گروهی از جوانان عصیان کنند و اعتراض خود را با ترویج هیپی‏گری نشان دهند؛ بلکه بتوانند با طرح تفکری نو در حوزه اخلاق و امنیت اصلاح‏گری کنند، سرانجام جوانان، به ویژه دانشجویان برخاستند و با استفاده از ظرفیت موسیقی، با شعار «سرانجام اصلاحی باید» جنبش متال را به وجود آوردند، شاید اولین گام در به انحراف کشاندن این حرکت اصلاحی، استفاده از این ابزار (موسیقی) بود.

نظام سرمایه‌داری برای مهار بحران جنگ جهانی دوم به ترویج شیطان پرستی روی آورد

در دهه اول موسیقی متال، تقریباً تمامی اشعار و ترانه‏های آن دارای خمیر مایه اعتراض‏آمیز بر ضد جنگ، عشرت‏طلبی و سلطه سیاسی بود، در این ترانه‏ها مبارزه با مدرنیته و سلطه تجاری موج می‏زد و بخش قابل توجهی از محتوای ترانه‏ها هم مربوط به مسائل معنوی، بیداری ضمیر انسان‏ها و ندای درون بود.

اما گردانندگان و طراحان نظام سرمایه‏داری بیکار نبودند، مهار بحران برای آن‏ها بسیار حیاتی بود، سرانجام با کشاندن کنسرت‏های اعتراض به دامن شیطان‏پرستی، توانستند از همراهی توده مردم با این جنبش جلوگیری کنند و با ترویج نمادها و پوشش‏های شیطانی در پاره‏ای از کنسرت‏ها، عملاً به شناساندن این مرام به مردم کمک کنند، یقیناً خواست اولیه جوانان معترض، ترویج و گسترش شیطان‏پرستی نبود، خواننده مشهور گروه انگلیسی «بلک سبت» یعنی «آزی آزبورن»؛ اولین کسی بود که به این ایده واکنش نشان داد، او در سال 1976 در مصاحبه‏ای تأکید کرد: «من و بچه‏ها هرگز دنبال تفکرات شیطانی نرفته‏ایم... من به آفریننده‏ام ایمان دارم، بلک سبت هرگز گروهی شیطان‏پرست نبوده است، من از دیدن بعضی از طرفداران‏مان که با لباس‏های سیاه و صورتی رنگ شده و شمعی در دست در سالن کنسرت حضور پیدا می‏کنند، واقعاً می‏ترسم.. واقعاً ما آن‏گونه که آن‏ها فکر می‏کنند نیستیم، ما فقط معترضیم».

ترویج سبک‌های موسیقی «راک» و «متال»

اما کار از کار گذشته بود، دستان پشت صحنه توانستد با نفوذ عوامل خود به کنسرت‏های موسیقی و به ‏دنبال آن پوشش رسانه‏ای در تلویزیون و روزنامه‏ها، توجه به شیطان را در کانون توجه توده مردم قرار دهند و زمینه‏ای فراهم کنند که گروه‏های جدید هم با تحمل این هزینه و قبول بر چسب شیطان‏گرایی به گروه‏های «راک» و «متال» ملحق شوند، در پی آن گروه‏های جدید به جای این‏که به آرمان اولیه جنبش پایبند باشند، به تخلیه انرژی اعضای خود و پرداختن به محتوای شیطانی در کنسرت‏ها سرگرم شدند، در نتیجه یکی از فراگیر‏‏ترین جنبش‏های ضد‏سرمایه‏داری در غرب که در ابتدا با آرمان‏ها‏ی انسان‏دوستانه شروع شد، نه فقط مهار که با ایده شیطان‏پرستی تغییر ماهیت یافت. چنین دست‏کاری در ماهیت این حرکت، چنان رسوایی بپاکرد که هوادران «متال» هم در تاریخچه آن از این لکه ننگ یاد می‏کنند: «موسیقی «متال»به عنوان نوعی جنبش هنری ـ اجتماعی، به مانند تمام مقولات بشری، پس از گذشت مدتی کوتاه از روزهای آغازین خود بازیچه دست سودجویان شد، گویی دالانی کثیف و تو در تو که به جیب سرمایه‏داران و ابرقدرت‏های بزرگ ختم می‏شود و هیچ‏کس را توان راه‏یابی به آن نیست، مگر در جهت برآورده ساختن اهداف آنان».

از کلیسای شیطان تا معبد ست

* در خصوص جریانات مهم شیطان پرستی توضیحاتی را ارایه بفرمایید؟

- باید دانست که دو جریان اصلی در شیطان‏پرستی حضور دارند و شیطان‏پرستی با این دو نگرش شناخته می‏شود؛ به عبارت دیگر امروزه شیطان‌پرستی در قالب دو جریان و شاخه رواج دارد:

1-سِیتنیسم (Satenism): همان شیطان‌گرایی لاوایی است و با سرکردگی «آنتوان ساندور لاوی» شناخته می‌شود، او کلیسای شیطان را در  1966 تأسیس و خود را پاپ کلیسای شیطان معرفی کرد و در سال 1969 انجیل شیطانی را منتشر کرد.

 

کلیسای شیطان

 

این گروه معتقدند که موجودی به نام شیطان وجود خارجی و عینی ندارد و شیطان فقط نماد هوا و هوس، آرزوها و لذّت‌طلبی انسان است.

 

«آنتوان ساندور لاوی» و سِیتنیسم



2ـ شاخه ستیانیسم (setians): این شاخه از سوی «مایکل اکینو»، دوست «آنتوان لاوی»، پایه‌ریزی شد، وی «معبد سِت» را در سانفرانسیسکو با نگاهی متفاوت از لاوی نسبت به وجود شیطان، بنا نهاد، «مایکل آکینو» برخلاف «لاوی» قائل به وجود خارجی شیطان و قدرت شگرف شیطان در تدبیر جهان هستی بود.

 

معبد ست

 


«اکینو» برای تسلّط خارجی شیطان بر هستی و زمینه‌سازی برای این تسلّط، مسیر خود را از «لاوی» جدا کرد و در مقابل «کلیسای شیطان» لاوی، «معبد ست» را تأسیس کرد.

 

«مایکل اکینو» و شاخه ستیانیسم

 

به گزارش «شیعه نیوز» ، حجت الاسلام والمسلمین غلام محمد فخرالدین، صبح امروز در جمع خبرنگاران در قم با ذکر این مطلب که جنایت اخیر علیه شیعیان پاکستان، توسط گروه‌های وهابی و تندرو در منطقه چیلاس، قلوب مسلمین را دردمند کرده است، اظهارداشت: این حادثه وحشتناک علیه شیعیان مظلوم پاکستان، نخستین شیعه کشی نبود که در این کشور صورت گرفته باشد، بلکه پیش از این نیز چنین فجایعی علیه این مردم مظلوم رخ داده بود.

وی افزود: پاکستان، با ورود آمریکا به بهانه مبارزه با نظام کمونیستی و شوروی سابق دستخوش تحولات بی سابقه ای شد؛ افرادی از سراسر دنیا مخوصا از کشورهای اسلامی عربی برای جهاد به پاکستان سرازیر شدند؛ آنها در پاکستان آموزش نظامی می‌دیدند و سپس به افغانستان اعزام می‌شدند تا با ارتش شوروی به مبارزه برخیزند.

رییس شعبه قم مجلس وحدت اسلامی پاکستان با بیان این مطلب که سازمان اطلاعات ارتش پاکستان(isi) با کمک مالی عربستان، تعداد زیادی مدارس دینی برای وهابیون افراطی در پاکستان تاسیس کرد، خاطرنشان کرد: این فعالیت‌ها، سرآغاز ورود تفکر افراطی و تندرو به پاکستان بوده است، زیرا در این مدارس، طلاب شستشوی مغزی می‌شدند و در کنار کمونیست‌ها، شیعیان را نیز به عنوان دشمن تلقی می‌کردند و این چنین بود که نطفه نامبارک شیعه کشی در در پاکستان، توسط تکفیری‌های تندرو بسته شد؛ در این نسل کشی شیعیان پاکستان، آمریکا، عربستان و بعضی از شاخه‌های سازمان اطلاعات ارتش پاکستان، پشت سر تکفیری‌ها قرار دارند.

وی در خصوص سابقه شیعه کشی در پاکستان، اظهارداشت: فاجعه عاشواری شهر هنگو در ایالت خیبرپختونخوا در فوریه 2006 با 35 شهید و 115 مجروح، فاجعه انفجار بمب در بیمارستان شهر دیره اسماعیل خان ایالت خیبرپختونخوا در آگوست2008 با 45 شهید، فاجعه انفجار بمب در نماز ظهر در کراچی در دسامبر 2009 با 46 شهید و 115 مجروح، فاجعه انفجار بمب در مراسم عزاداری روز شهادت امیرالمومنین(علیه السلام) در لاهور در سپتامبر 2010 با 49 شهید و 300 مجروح، انفجار در راهپیمایی روز قدس در شهر کویته در سپتامبر 2010 با 80 شهید و 200 مجروح، عملیات انتخاری در پاراچنار در فوریه 2010 با 50 شهید و صدها عملیات دیگر را می‌توان به عنوان جنایت‌هایی ذکر کرد که در این سال‌ها علیه شیعیان و توسط این گروه‌های منحرف صورت گرفته است؛‌ در این حوادث دلخراش تا کنون شخصیت‌های برجسته ای مثل علامه عارف حسین الحسینی(رهبر شیعیان پاکستان)، دکتر محمد علی نقوی ( بنیانگذار سازمان دانشجویان امامیه)، علامه حسن ترابی، علامه حافظ محمد ثقلین، رضا عسکری، سید ذوالفقار نقوی، اعجاز حسین رسولنگری و صدها شخصیت دیگر از جمله پزشکان، وکلا و افسران عالی رتبه دیگر به شهادت رسیده اند؛ در سال 2012 تا کنون 186 نفر از شیعیان پاکستان به شهادت رسیده اند.

وی در خصوص جنایت صورت گرفته در ماه‌های اخیر در پاکستان نیز گفت: در شش ماه اخیر سه حادثه بزرگ تروریستی علیه شیعیان پاکستان رخ داده است؛ یکی از آنها در شهر کویته روی داد که طی آن بر روی اتوبوس‌های زائرین امام رضا(علیه السلام) تیراندازی شد و منجر به شهید شدن بیش از 20 تن از شیعیان شد و چندین تن هم مجروح شدند؛ حادثه دوم، حمله به اتوبوس‌های مسافربری از اسلام آباد به مناطق شمالی پاکستان در منطقه کوهستان بوده است که در این حمله نیز حدود بیست تن شهید شدند؛ این حادثه در تاریخ پاکستان بی نظیر و تلخ ترین حادثه بوده است، بعد از حادثه کوهستان، رحیم ملک، وزیر کشور پاکستان به شهر گیلگت سفر کرده و با علمای شیعه این منطقه دیدار و قول مساعدت داده بود که خواسته‌های آنان را هر چه زودتر اجابت کند، ولی تمام وعده‌های وی دروغ بود.

رییس شعبه قم مجلس وحدت اسلامی پاکستان، در خصوص فاجعه چیلاس، تصریح کرد: روز سه شنبه 15 فروردین ماه سال جاری حدود 10 اتوبوس مسافربری از شهر راولپندی عازم شهر گیلگت بودند که در منطقه چیلاس قبل از رسیدن اتوبوس به شهر، از سوی افراد مسلح متوقف شدند و بعد از پیاده کردن مردم و کسانی‌که کارت شناسایی همراه نداشتند و با در آوردن پیراهن آنان و مشاهده آثار سینه زنی و زنجیر زنی و شناسایی هویت شیعه بودن، آنان را به فجیع ترین شکل ممکن به شهادت رساندند؛ این در حالی است که پاسگاه پلیس این منطقه به کنترل افراد تروریست درآمده بود و نظامیان مسلح سپاه مرزی هم که همراه کاروان اتوبوس‌ها بودند نیز نتوانستند کاری صورت دهند؛ شاهدان عینی بیان کردند که تروریست‌ها قبل از به آتش کشیدن اتوبوس‌ها، مردم را پایین آوردند و لوازم قیمتی آنان را به عنوان غنیمت غارت کردند؛ برخی از اخبار حاکی از تیراندازی افراد تروریست به سوی اتوبوس شیعیان در مقابل زنان و خواهران آنان می‌باشد؛‌ یکی از شاهدان عینی که موفق شده بود خودش را سنی جلوه دهد و زنده بماند، گفت که من دیدم یکی از تروریست‌ها یک جوان شیعه را به زمین انداخته بود و سنگی حدود 10 کیلویی را بر سر او می‌کوبید؛‌ برخی از تروریست‌ها بعد از شهادت مردم، آنان را با اسید از بین بردند و برخی جوانان را نیز سر می‌بریدند.

وی در پایان گفت: منابع خبری تعداد شهدای این حادثه را نزدیک به 60 تن و تعداد افراد گمشده را حدود 80 تن اعلام کرده اند؛‌بعد از این واقعه دولت مرکزی پاکستان مقررات حکومت نظامی را در شهر گیلگت اعلام کرده است و تمام شبکه‌های ارتباطی این منطقه را تعطیل کرده است؛ طبق آخرین گزارش‌ها چندین کودک به علت نرسیدن دارو فوت کرده اند.

ده‌ها شهرک‌نشین افراطی صهیونیست از ساعات اولیه صبح امروز با یورش به صحن‌های مسجدالاقصی سعی در به جا آوردن مراسم مربوط به عید فصح را دارند.
به گزارش فارس، ده‌ها صهیونیست افراطی امروز در اقدامی تحریک‌آمیز با حضور در خیابان‌های شهر قدیمی قدس اشغالی شروع به پایکوبی کرده و مراسم ویژه عید فصح یهودیان را به جا آوردند.

بر اساس این گزارش نگهبانان مسجدالاقصی نیز اعلام کردند که ده‌ها شهرک‌نشین افراطی از ساعات اولیه صبح امروز به صحن‌های این مسجد مبارک یورش آورده و شروع به عربده‌کشی کردند.

بنابر این گزارش صهیونیست‌های افراطی در چارچوب گروه‌های کوچک و به صورت پی درپی از باب المغاربه وارد مسجدالاقصی شدند و این در حالی است که عناصر یگان‌های ویژه پلیس رژیم اشغالگر نیز از این صهیونیست‌ها حمایت بعمل می‌آوردند.

به گفته منابع فلسطین تعدادی از شهروندان فلسطینی نیز از ساعات اولیه بامداد امروز از شهر قدس و اراضی اشغالی سال 1948 خود را به صحن‌های مسجدالاقصی رسانده‌اند تا جلوی به جا آوردن مراسم تلمودی از سوی صهیونیست‌ها را بگیرند.

رهبران افراطی یهودی و جمعیت‌های شهرک‌نشینی از صهیونیست‌ها خواسته بودند تا در مراسم آنچه "صعود به جبل البیت" خوانده شده و تعبیری از یورش به مسجدالاقصی و تلاش برای تحمیل واقعیت است، شرکت کنند.

نخست وزیر انگلیس که چالش‌های فراوانی برای قانونی کردن ازدواج هم‌جنس‌بازان در انگلیس داشته این بار تلاش کرد با پیشوایان مذهبی از در صلح وارد شود و تلاش کرد آنها را قانع کند قوانین وی تاثیری بر کلیسا نخواهد داشت.
به گزارش فارس، روزنامه انگلیسی «تلگراف» در گزارشی به سخنان «دیوید کامرون» نخست وزیر انگلیس در مورد به رسمیت شناختن ازدواج بین هم‌جنس‌بازان مرد و مشکلاتی که بر سر راه آن وجود دارد پرداخت.

به گفته «کامرون»، او قصد ندارد با رهبران مسیحی بر سر برنامه‌اش برای قانونی کردن ازدواج همجنس‌بازان «در بیفتد»، اما انتظار دارد با واکنش‌های تندی از سوی مذهبی‌ها مواجه شود.

آقای «کامرون» که برای اولین بار طی ارتباطی رو در رو با مخالفان مذهبی برنامه‌اش سخن می‌گفت تلاش کرد منتقدان برنامه‌اش را متقاعد کند گسترش ازدواج‌های مدنی به ازدواج زوج‌های هم‌جنس، تأثیری بر قوانین کلیسا نخواهد داشت.

به گزارش تلگراف، آقای «کامرون» این بار با رهبران مذهبی «از در صلح وارد شد» و گفت از این اقدام که رهبران مسیحی علیه تلاش‌های جریانات غیرمذهبی برای حذف نقش مذهب از زندگی عمومی مقابله کنند استقبال می‌کند.

دولت ائتلافی انگلیس ماه گذشته پیشنهاد اضافه کردن ازدواج هم‌جنس‌بازان به ازدواج‌های مدنی را مطرح کرد و بلافاصله با واکنش تند مسیحی‌های سنت‌گرا و قانون‌گذاران حزب محافظه‌کار انگلیس روبرو شد.

آقای «کامرون» در مراسم عید پاک که در آن کشیش‌های کلیسا و سیاستمداران بلندپایه مذهب‌گرای انگلیس حضور داشتند درخواستی را مطرح کرد که به زعم خودش «استدعای عاجزانه» از پیشوایان مذهبی بود.

نخست وزیر انگلیس گفت: «امیدوارم زیاد سر مسئله ازدواج هم‌جنس‌بازان مرد با هم در نیفتیم. منازعات زیادی اتفاق خواهد افتاد و جدل‌های شدیدی در خواهد گرفت.»

آقای کامرون تلاش کرد مخاطبانش را اقناع کند برنامه‌هایش تنها «اتفاقاتی را تحت تأثیر قرار خواهند داد که در ثبت احوال اتفاق می‌افتند نه اتفاقاتی که در کلیسا رخ می‌دهند.»

به گزارش تلگراف، مخالفان آقای کامرون با توضیحات وی قانع نشدند و بعد از جلسه به وی گفتند که تعریف قانونی ازدواج باید تنها به پیوند بین یک زن و مرد محدود شود.

مشرق: «م.ب» رئیس فرقه ابرآگاهی، فرزند قربانعلی نانوا، بیش از سه سال با روش‌های شبه‌عرفان‌های آمریکایی، جوانان به ویژه دختران دانشجو را جذب و با روش‌های تنفسی، رزمی و خلسه، کلاس‌های خود را اداره می‌کرد. نامبرده دوره‌های مختلفی را برای مریدان خود برگزار کرده بود، کلاس‌های شبانه او با گیاهان و شربت‌های روان‌گردان به اسم «ابرآگاهی» افراد را به خلسه برده و در این حالت مطالبی را به پیروانش القا می‌کرد و همچنین با استفاده از مواد روان‌گردان به تجاوز به دختران و پسران پرداخته است.

آنچه در ادامه از نظرتان می گذرد مصائب یک پدر است که فرزندش در دام گروه " ابرآگاهی" افتاده است:

عضو هیئت علمی دانشگاه هستم، با یک خانواده تحصیل کرده که بیشترین توجهمان به تحصیل بچه‌هاست. فرزند دوم من که پسر است دوران راهنمایی و دبیرستان را به مدرسه تیزهوشان رفته است. یکی از بچه‌های تیزهوشان با شخصی به اسم "م.ب." آشنا می‌شود. او ادعا می‌کند که هیپنوتیزم بلد است؛ نوجوان ها هم که نسبت به موضوعاتی از این دست کنجکاوند. دوست فرزند من برای یادگیری هیپنوتیزم با او دیدار می‌کند. او عامل نفوذ فرقه کثیف "م.ب.” در مرکز تیزهوشان کرج و جذب افراد می شود.
دوست فرزندم خانواده خود را هم جذب می‌کند؛ برادر، خواهر و مادرش. حتی سر این قضیه مادرش بیمار می‌شود. بسیاری از اقوام از جمله خاله‌ها، پسرخاله‌ها و... را هم وارد کرده. گسترش فامیلی از یک طرف و گسترش دانش‌آموزان تیزهوشان کرج از سوی دیگر. این ماجرا مربوط به سال 84 است. اما وقتی که "م.ب." از زندان چهارم بیرون می‌آید دوباره این معرکه را شروع می‌کند.
دوست فرزندم، هم در اقوام و هم در میان بچه‌های دبیرستان نیرو جمع می‌کند و حمال مفت و مجانی "م.ب." می‌شود. تا آنجایی که می‌دانم مسئولین دبیرستان در جریان قرار می‌گیرند اما برخورد قاطع و مناسبی نداشتند. تا جایی که هم در بخش دختران و هم در بخش پسران، افرادی جذب این فرقه می شوند. "م.ب." در بخش پسران از طریق دوست فرزندم و برادر او و در بخش دختران از طریق خواهرش نفوذ می‌کند. پدرشان هم فرهنگی است و دبیرستان غیرانتفاعی دارد. مسئولین دبیرستان به خصوص دبیر قرآن متوجه می‌شود ولی برخورد موثر صورت نمی گیرد. تنها به صورت تک‌تک به بچه‌های مدرسه تذکر می دهند که "م.ب.” خطرناک است و به او نزدیک نشوید؛ در همین حد.
"م.ب." هم می‌توانست به راحتی این‌طور برخوردها را خنثی کند. من از مسئولین دبیرستان انتقاد کردم ولی آنها هم نمی‌توانستند کاری کنند. همه شک دارند که این فرد از جایی حمایت می‌شود. ظن به طرف برخی از دستگاه‌هاست. همه واهمه دارند که وی از آنجا تقویت می‌شود. خیلی‌ها برای همین می‌ترسند وارد این قضیه شده و درگیر شوند. منظورشان قوه قضائیه است. برخی  می‌گویند که رئیس این فرقه شیطانی این همه جنایت کرد، حال این چه حکمی است که برای او صادر شده؟
بگذریم؛ بچه ما که از کودکی نبوغ عجیبی داشت وارد دانشگاه شد. احساس کردم برخی کارها و حرف هایش غیرطبیعی شده. محل کارم شهرستان بود و برای همین مقداری کمتر وارد ماجرا شدم. هنوز سال اول دانشگاه بود که به من گفت بچه‌ها می‌خواهند طرح صنعتی روغن زیتون اجرا کنند. قرار است ما سرمایه‌گذاری کنیم و نفری شش میلیون بگذاریم. از من خواست به او بدهم. گفتم حرفی ندارم و جور می‌کنم ولی باید اینها را بشناسم و طرح را ببینم. ضمنا رشته‌ام مرتبط با صنعت است و می‌توانم از جزئیات آن آگاهی بدهم و طرح ایشان را بشناسم. پسرم به آنها می‌گوید که پدرم چنین توانایی را دارد و برای دادن پول این شرط را گذاشته و علاوه بر این با صنعت آشنایی دارد، خوب است با ایشان مشورت شود. البته پسرم به بچه‌ها می‌گوید و آنها به "م.ب.” فشار می‌آورند واگرنه او حاضرنمی شد بپذیرد.
قرار دیدار گذاشته شد. در پارکی در کرج دیدار کردیم. پسرم می‌گفت دکتر فیزیک است. پیاده آمد و سلام علیک کرد. دیدم قیافه و حرف زدنش اصلاً به دکتری نمی‌خورد و در حد دیپلم هم نیست. کاملا شک کردم. قرار شد جلسه‌ای در دفترش بگذاریم. همان روز به پسرم گفت این شخص دکتر فیزیک نیست و بوی شیادی می‌آید. البته تاکید کردم بگذارید بعد از صحبت نهایی. اما پسرم با تعصب می‌گفت تو به همه چیز شک داری و او قطعا دکترای فیزیک دارد و بیش از صد نفر آدم تحصیل کرده اطرافش هستند. گفتم شغل اصلی او چیست؟ گفت هم در کار خرید و فروش روغن زیتون است و هم قطعات کامپیوتر.
به دفتر او رفتم؛ در خیابان آزادی. دیدم دفترش تابلویی ندارد و از نظر من اولین نشانه تردید بود. حس کردم قضیه از اینکه فکر می‌کردم بودارتر است. یکسری صحنه‌سازی کرد و گفت منشی من فعلا نیست و... سپس ظاهراً شخصی تماس گرفت. "م.ب.” تلفنی گفت: «خانم منشی چرا نیامدید دفتر؟ دفتر من بدون منشی خوب نیست و...» احساس کردم مصنوعی صحبت می‌کند.
چون با دانشگاه سر و کار داشتم گفتم در دانشگاه ما اگر مایل باشید می‌توانم به عنوان هیئت علمی معرفیتان کنم. گفت:«نه من فرصت ندارم.» احساس کردم در این فضاها نیست، حتی در کار روغن زیتون هم نبود. در جلسه، روغن زیتون موضوع اصلی بود. اما در مورد شغل دوم وی یعنی تجارت قطعات کامپیوتر، دقت کردم که در قفسه های نسبتا خالی دفترش، تعدادی قطعه بود که ربطی به کار کامپیوتر نداشت، که نشان می‌داد اصلاً در این شغل هم نیست.
راجع به اصل کار روغن زیتون دیدم از این شاخه به آن شاخه می‌پرد. اول بحث تولید بود که بحث را عوض کرد و گفت: «ما منظورمان این است که روغن را خودمان بگیریم، بسته‌بندی کنیم و به خارج بفرستیم.» تعدادی ظرف روغن زیتون گذاشته بود که احساس کردم آن هم صحنه‌سازی است. بعداز ساعتها صحبت نتیجه این شد که یک جلسه عمومی با بچه‌هایی که می‌خواهند سرمایه‌گذاری کنند برقرار کنیم. آن جلسه را با شیطنت به‌هم زد؛ به طوری که گویا از طرف من است. زمانی را با من قرار گذاشت و پرسید: موافقی؟ گفتم: بله، بعد زنگ زد گفت بچه‌ها زمان دیگری را مطرح کردند که باز هم اعلام کردم موافقم. ولی بعد از آن، تماس گرفتم که چه شد؟ اظهار کرد که جلسه زمان اولی که قرار داشتیم بود و شما نیامدید و بچه ها هم خیلی ناراحت شدند. در این فاصله به پسرم گفتم این شیاد است و به وی نزدیک نشوید. پسرم پذیرفت و من خیالم راحت شد و چون راستگو بود دیگر حساسیت به خرج ندادم. دخترم هم به واسطه پسرم وارد گروه شده بود اما کمتر از او.
شهرستان بودم و خیالم راحت بود که مشکلی نیست. احساس می‌کردم پسرم از من هم فاصله می‌گیرد. البته فضا، فضای خوبی بود و چیزی نشان داده نمی‌شد. دچار تردید شده بودم اما سرنخی نداشتم و اوضاع مبهم بود. تا موقعی که گفتم کارنامه ات را بیاور که دیدم بهانه می‌آورد، دیگر نمی‌شد ساکت ماند. گفتم می‌خواهم بیایم دانشگاه کارنامه‌ات را ببینم. خیلی پیچید به پایم که صبر کن باهم می‌رویم. احساس کردم می‌خواهد مرا منصرف کند. رفتم دانشگاه دیدم کارنامه او پر است از صفر؛ برایم خیلی وحشتناک بود. صفر یعنی امتحان نداده است. با اینکه بخشی از فعالیتهای "م.ب.” به ظاهر ورزشی بود، ولی پسرم تربیت بدنی هم صفر شده بود. با اساتید و مسئولین آموزش صحبت کردم. چون همکار بودیم به لطف نگاهم می‌کردند. چندین بار رفتم گفتند ما کمک می‌کنیم ولی باید خودش حرکتی کند. رفتم سراغ دوستانش ببینم ماجرا چیست.
به جلسه روزهای پنجشنبه گروه مشکوک بودم. لذا گفتم می‌خواهم در جلسات بیایم، اما مدام مرا دست به سر می‌کرد. دیگر کاملاً به جلسه پنجشنبه بدبین شدم و همه نابسامانی فرزندم را مرتبط با این جلسه می دانستم.
خواهرش هم پنهان کاری می‌کرد و می‌گفت از برادرش بپرسم. دخترم "قربتا الی الله" و برای ورزش‌های رزمی و کارهای معنوی و کنجکاوی درباره هیپنوتیزم رفته بود.
با برخی از دوستان پسرم ساعت‌ها صحبت کردم. دیدم همه آنها به جلسه پنج‌شنبه اشاره می‌کنند. گفتم چیزی از این جلسه نمی‌دانم. گفتند برو در این جلسات شرکت کن و توضیح بیشتری ندادند. بیشتر جستجو کردم و با برخی از دوستانش بحث کردم و اصرار کردم تا بیشتر صحبت کنند. گفتند وی جلسه‌های پنجشنبه را با تعدادی از دانشجویان علم و صنعت می‌روند، همچنین با اساتیدی که با شخص "م.ب.” ارتباط دارند.
متاسفانه در دانشگاه هم برخورد انفعالی است. من ابتدا با مسئولین بالارتبه که صحبت کردم خیلی خوشحال بودند که بدانند چه کسانی جذب این جلسات شده اند اما بعداً گفتند اسامی را به حراست دادیم و نمی‌دانیم آنها چه کردند.
یک نسل دارند نابود می‌شوند و ما فقط نگاه می‌کنیم. به دلایلی اصرار دارم که رئیس این فرقه منحرف با اسم معرفی شود: "م- ب"
مردم می‌گویند وقتی حاضر نیستند اسمش را بگویند و تنها به حرف اول نامش مثلا "م.ب.” بسنده می شود، حتما نمی‌خواهند برخورد قاطعی هم بکنند و کسانی پشت وی هستند. دیدم قضیه آشکار است، خود پسرم هم فهمیده بود که دنبال قضیه هستم و دچار ترس و وحشت شده بود. به ظاهر بعد از این اتفاقات از آن گروه بیرون می‌آید. این اتفاق همزمان شد با نوروز 90. اینها به مشهد رفتند که در راستای ترفندهای "ابرآگاهی" در آنجا شربت خاصی به آنها خورانده می شود. دختر 12 ساله‌ای هم جزء کاروان مشهد بوده است. آنها را در روز 14 فروردین که زمان مسافرت بود در باغی می‌برند. بابایی به همه افراد "ابرآگاهی" یعنی همان شربت روانگردان را می‌خوراند و همه را مشغول ذکر و خلسه می‌کند. اما به دو نفر نمی‌خوراند؛ یکی دختر کوچک و دیگری دختری است به نام "ن". اقوام این دختر به صورت دسته جمعی می‌آمدند و بابایی کارهای خلاف اخلاق بر سر آنها آورده است.
این دختر کوچک در زمانی که همه مشغول خلسه بر اثر ماده روانگردان بودند، می‌بیند که بابایی آن دختر را در آغوش گرفته و مشغول لهو و لعب است. این قضیه در ذهن دختر نوجوان می‌ماند و بعد از تمام شدن قضایا پنهانی بیان می کند که چنین چیزی را دیده است. این قضیه انفجاری را موجب می شود و اقوام آن دختر همگی از گروه بابایی خارج می شوند. تا جایی که اظهار داشتند که تابحال هرچه درباره سابقه کیفری و زندان رفتن های وی و حتی شکایت دیگر اعضاء شنیده بودیم، خوش بینانه برخورد کردیم که شاید برای بابایی حرف درآورند اما این یکی قابل انکار نیست.
خانواده ما هم دوست نزدیک آنها بود. ظاهراً پسرم هم سر این قضیه از گروه دوری می کند و طبیعتاً خواهرش هم بیرون می‌آید. من باور می‌کردم اما دیدم همچنان از من فاصله می‌گیرد. گفتم اگر بیرون آمدی چرا از من فاصله می‌گیری؟ قضیه مشکوک بود. بابایی طبق روش خود در برابر این گونه اتفاقات ضمن انکار پیشنهاد می کرد که شما به مدت 6 ماه در گروه و فعالیت ها حضورنداشته باش که هم خانواده خیالشان راحت ‌شود و هم اطرافیان باور کنند که جدا شده ای...
در این مدت با افراد زیادی که از بابایی جدا شده بودند صحبت کردم و با قضایا آشناتر شدم. وبلاگ آنها را هم مطالعه کردم. پسرم ازنظر تحصیلی در مرحله اخراج بود که با تماس‌های من فعلاً لغو شده است. این داستان شخصی من بود و در این مدت با نمونه‌های فجیعی برخورد کردم. تک‌تک می‌سوزند و زندگی را از دست می‌دهند. بچه من بر اثر فریب کاری این شیاد زندگی خود را از دست داد چون منطق و تربیتش را از دست داده است؛ هیچ صلاحی را تشخیص نمی‌دهد و به فکر آینده و تحصیل خود نیست.
اما "م-ب" همچنان جلسات خود را در خانه‌های خصوصی دایر و فعالیت می‌کند.

به طور معمول در گمانه زنی های باستان شناسی و باستان شناختی هنگامی که کاووشگران به روستا یا شهری مدفون شده در تاریخ می رسند، با جمع آوری اشیاء و اجساد نوع مدفون شدن نقطه باستانی را بازسازی می کنند.

به گزارش ایرنا، اما در عصر معاصر و در دوران مدرن، روستای لبد در شهرستان کوهرنگ به یکباره ناپدید شد و زیر هزاران هزار خروار خاک در یک چشم به هم زدن برای همیشه تاریخ مدفون شد.

رانش زمین در نوروز بیش از چهارده سال پیش در کوهرنگ چهارمحال وبختیاری یک روستا را برای همیشه بلعید و نشان داد انسان خاکی در برابر طبیعت همچنان ضعیف است.

انگار همین دیروز بود که در شهرستان کوهرنگ طبیعت خروشید و52 نفر از مردم روستای آبکار لبد را در یک شب بهاری در خاک فرو برد و زنان و مردان این روستا را در یک چشم برهم زدن در خواب ابدی فرو برد و اجساد آنان را در زیر هزاران هزار خروار خاک ناپدید کرد.

گل های بهار در کوهرنگ تازه جوانه زده بودند و بلبلان بر شاخه ساران ترانه می خوانند و مینی بوس از شهرکرد عازم کوهرنگ بود و حبیب در فکر این بود که وقتی به خانه رسید چگونه نوروز را به پدر و مادرش تبریک بگوید.

حبیب چند روزی مرخصی گرفته بود و برای خواهران کوچک خویش از شهر سوغات خریده بود تا به عنوان عیدانه ای به آنها داده باشد و در این اندیشه بود که در ایام چند روز مرخصی خود و تعطیلات نوروزی کمک حال پدر پیر خود باشد و گوسفندها را برای چرا به دامنه لبد ببرد.

خودرو کم کم به روستای محل سکونت خانواده حبیب نزدیک می شد و خستگی جاده های پیچ در پیچ و گردنه های دور را حبیب به شوق دیدار به فراموشی می سپرد که صدای راننده حبیب را به خود آورد.

حبیب نزدیکی های روستا پیاده شد و ساک بزرگ سفر را روی شانه انداخت تا بقیه راه را تا مقصد نهایی که منزل پدری اش بود با پای پیاده طی کند، هرچه که می دانست لباس هایش گلی خواهد شد.

باد صبحگاهان بهاری گونه های حبیب را نوازش می داد و حبیب سرشار از حس دیدار پدر و مادر خانواده در خود گم شده بود، که صدای شیون های بلند در دل دره ها طنین انداز شد و حبیب مات و مبهوت خشکش زد و از هوش رفت.

روستای آبکار لبد در فروردین ماه سال 1377 دریک شب بارانی بهار زیرآوار کوه برای همیشه مدفون شد و هرگز کسی از ساکنان مانده در خانه های آن روستا خبر دار نشد.

در آن حادثه تاریخی 52نفر از اهالی روستای لبد شهرستان کوهرنگ در زیر هزاران هزار تن خاک مدفون شدند و تنها از کل اهالی این روستا 13نفر که در آن شب در روستا نبودند زنده ماندند و حادثه ریزش و رانش کوه و مدفون شدن روستا ی لبد نیز از طریق روستاهای اطراف اعلام شد.

در سال 71 برای اهالی روستای لبد یک سایت و شهرک برای اسکان در نظرگرفته شده بود که آنان اسکان در این شهرک نپذیرفتند.

زمین لغزش یا رانش زمین، اژدهایی خفته و خاموش در دل خاک است که به یک چشم به هم زدن درست مثل زلزله بیدار می شود و هم چیز را ویران می کند و حتی رد پایی از خود به جایی نخواهد گذاشت.

پدیده زمین لغزش براثر دخالت های مستقیم انسان و تاثیرگذاری بر فعل و انفعالات زمین رخ می دهد و اثرات بسیار جبران ناپذیری را نیز برجای خواهد داشت.

زمین لغزش به حرکت توده ای مواد تشکیل دهنده زمین از یک شیب به سمت پایین اطلاق می شود که به ناپایداری شیب نیز معروف است و عمده زمین لغزشها نیز درحاشیه راهها و مناطق شیب دار رخ می دهد.

میزان خسارات ناشی از وقوع زمین لغزش در ایران بیش از 127 هزار میلیارد ریال است و این میزان خسارات با ثبت چهار هزار و 900 مورد انواع زمین لغزش در مناطق مختلف کشور رخ داده و وقوع زمین لغزش در کشور سالانه به صورت مستقیم و غیرمستقیم 500 میلیارد ریال خسارت وارد می کند.

در لبد شهرستان کوهرنگ همه سال در نوروز دو تا سه نفر از بازماندگان آن حادثه شوم، به نزدیکی روستا می آیند و در آستانه کوه یاد فراموش شدگان لبد را برای همیشه گرامی می دارند.

رژیم صهیونیستی در حالی در بمباران علیه فلسطینی ها از فسفر سفید استفاده می کنند که سازمان ملل و دبیرکل آن، این مسائل را می بینند و چشم هایشان را می بندند. به گزارش دانشجو، عکس زیر نشان دهنده تآثیر فسفر سفید است که صهیونسیت ها در بمباران علیه فلسطینی ها استفاده می کنند و سازمان ملل و دبیرکل آن، این مسائل را می بینند و چشم هایشان را می بندند.

مشرق: با ورود بشر به خصوص انسان غربی به زندگی مدرن در سایه مکتب لیبرالیسم، آثار فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی منتج شده از مکتب لیبرالیسم در زندگی بشر عصر مدرن بسیار ملموس و قابل تأمل جلوه می­کند.

با توجه به تعریف اجمالی از مکتب لیبرالیسم، تکیه این مکتب بر آزادی یعنی آزادی فرد در جامعه تا جایی که به آزادی دیگران لطمه‌­ای وارد نشود، به گونه­‌ای رقم خورده است که دولت بنابر توجیه آزادی، به مسائلی از قبیل خانواده توجه نکرده و این موضوعات را در دایره مسائل شخصی تفسیر می­‌کند؛ از سوی دیگر، به دنبال تکیه مکتب لیبرالیسم بر آزادی، روی کار آمدن نفکر فمینیسم با ادعای احیای حقوق زنان، نه تنها حمایتی از زنان نداشته بلکه بر مشکلات زنان افزوده است.[1]

به عنوان مثال بر اساس آمار منتشر شده درباره آمار طلاق در ایالات متحده آمریکا، آمار طلاق در میان قشر جوان آمریکا به طور متوسط 50 درصد و نصفی از ازدواج­‌های رسمی در این کشور به صورت طلاق پایان می‌­پذیرد.


آمار طلاق در ایالات متحده امریکا[2]


با توجه به آمار فوق، میزان سن طلاق میان قشر جوان ایالات متحده آمریکا در مقایسه با سنین بالا از رشد بالایی برخوردار است.

دکتر "جنیفر بیکر" عضو ارشد و رئیس بخش برنامه خانواده درمانی در مؤسسه روانشناسی فارست درباره میزان آمار طلاق در آمریکا می­گوید: با توجه به تغییر فرهنگ مردم در آمریکا، آمار بسیار وحشتناکی از طلاق و ازدواج­های غیر رسمی به چشم می­خورد، هیچ اطمینانی وجود ندارد که بگوییم 50 درصد ازدواج­های انجام گرفته، به صورت طبیعی ادامه پیدا کند و اغلب به طلاق می­‌انجامد.

جنیفر بیکر

با توجه به آمار مجله enrichment ، آمار طلاق در کشور آمریکا در ازدواج اول، دوم و سوم به طور متوسط بالای 40 درصد است.



آمار کلی طلاق در آمریکا[3]

این آمار تنها گوشه­‌ای از مشکلات فرهنگی و اجتماعی در کشور توسعه یافته­‌ای همچون آمریکاست که برای تحقیقات بیشتر درباره دلایل طلاق و رشد بیش از حد آمار طلاق نیاز به تحقیقات مبسوط تری است، لکن در این نوشتار به دنبال نشان دادن قسمتی از مشکلات فرهنگی غرب زیر نظر مکتب لیبرالیسم هستیم.

در کنار مشکلاتی همچون طلاق و ازدواج­‌های غیر رسمی در آمریکا، رشد بیش از حد سقط جنین در آمریکا یکی دیگر از مشکلات فرهنگی آمریکا است که در این نوشتار به دنبال بررسی علل و عوامل آن هستیم.


وضعیت بارداری در ایالات متحده امریکا

وضعیت بارداری در ایالات متحده آمریکا نیز با توجه به آمار مراکز علمی و تحقیقاتی همچون موسسه گاتمچر، واقعیت­‌های جالب و درخور توجهی را به مخاطب عرضه می­کند؛ بنابر آمار گاتمچر، نزدیک به نیمی از حاملگی­ زنان آمریکایی ناخواسته بوده و دلایل متنوعی همچون عدم استفاده از وسایل پیشگیری، اعمال غیر اخلاقی، تجاوز و ... وجود دارد.



آمار حاملگی در آمریکا بر اساس شرایط افراد[4]


بنابر آمار این مؤسسه با توجه به امار فوق، نزدیک به نیمی از زنان در آمریکا بصورت ناخواسته باردار شده و به دنبال راهی برای خارج شدن از این شرایط هسند.

از سوی دیگر، با توجه به قانونی شدن سقط جنین در آمریکا و ایجاد مؤسسه­‌های خصوصی برای انجام عمل سقط جنین و حتی خریداری جنین­ از زنان و خانواده­‌ها، بازار سقط جنین در آمریکا بسیار پر رونق است.

آمار سقط جنین در آمریکا توسط موسسه گاتمچر


وضعیت سقط جنین در ایالات متحده آمریکا

سقط جنین قانونی سابقه طولانی در دنیا ندارد. در ایالات متحده آمریکا قانونی شدن سقط جنین هر چند فراز و نشیب‌های فراوانی را طی کرده است و مخالفان و موافقان فراوانی داشته است، اما از دهۀ 1970 تا کنون اصل سقط جنین در این کشور قانونی شده است، البته باید به این نکته توجه داشت که به علت وجود نظام فدرالی در این کشور هر یک از ایالت‌های آمریکا قانون خاصی در این زمینه دارند که در محدوده این امر سعه و ضیق ایجاد می‌نماید. اما در هر صورت آمارهای رسمی سقط جنین در آمریکا به شدت تعجب‌آور و تأسف‌انگیز است. برخی از این آمارها عبارتند از:

چهل درصد از حاملگی‌های زنان سفید پوست، 69 درصد از حاملگی‌های سیاهپوستان و 54 درصد از حاملگی‌های آمریکایی‌های لاتین­تبار ناخواسته صورت می‌گیرد (در مجموع قریب به 50 درصد کل حاملگی‌ها در ایالات متحده) و از میان کل حاملگی‌ها در ایالات متحده آمریکا 22 درصد آن‌ها به سقط جنین ختم می‌گردد. (یعنی بیش از یکی از هر پنج مورد).

از سال 1973 (آغاز سقط جنین قانونی در ایالات متحده آمریکا) تا سال 2005 بالغ بر 45 میلیون سقط جنین قانونی در این کشور صورت گرفته است. (موارد سقط جنین غیر‌قانونی و نیز افزایش شدید به کارگیری روش­های ضد بارداری را باید جداگانه در نظر گرفت.)



در سال 1973 دادگاه عالی ایالات متحده در پرونده «رو دربرابر وید» (Roe v. Wade ) چنین حکم کرد که زنان پس از مشورت با پزشک خود این حق را دارند که اقدام به سقط جنین نمایند و دولت حق مداخله در این زمینه را ندارد.[5]

البته باید این آمار وحشتناک را اضافه کرد که در هر سال در سراسر جهان بین 42 میلیون تا 70 میلیون سقط جنین صورت می‌گیرد، این بدان معنی است که توجیه نظری سقط جنین عاملی برای تداوم یک نسل کشی وحشتناک در سراسر جهان است. از این میان شایان ذکر است که فقط یک درصد از کل سقط جنین‌های صورت گرفته به این علت صورت می‌گیرد که جنین حاصل تجاوز جنسی و یا زنای با محارم بوده است و کمتر از 5 درصد دیگر به علت خطرات حاملگی برای سلامت مادر یا جنین انجام می‌شود. این در حالی است که 93 درصد از سقط جنین‌های صورت گرفته به خواست والدین­(در این‌جا خصوصاً مادر) و بدون هیچ مشکل پزشکی صورت می‌گیرد.[6]

تعریف اجمالی از لیبرالیسم

گرایش غالب امروز حاکم بر جهان غرب این است که مردم جامعه باید در انجام خواسته‌های فردی خود، هرچه بیشتر آزاد باشند و هیچ مسئولیتی در برابر اداره جامعه برعهده افراد نیست، و تنها گروه خاصی را همین مردم انتخاب و تعیین می‌کنند تا حد لازم و ضروری مدیریت جامعه را عهده دار شوند و در اجرای مقرراتی که خود مردم وضع می‌کنند، سهیم باشند. بنابراین دولت باید کمترین تصرف را در زندگی مردم داشته باشد، و هر یک از افراد باید از بیشترین آزادی در رفتار خود برخوردار باشند.

این آزادی شامل فعالیت‌های اقتصادی، اجتماعی و سیاسی می‌شود و دولت تنها حق دارد آن اندازه­ای که برای حفظ نظم جامعه ضروری است در امور مردم دخالت کند؛ نه بیش از آن. این گرایش را، به طور عام، لیبرالیسم می‌نامند. براین اساس، حداکثر آزادی برای افراد ثابت می‌شود، اما آنان در برابر مشکلات اجتماعی مسئولیتی ندارند.[7]

نگاهی گذرا بر دو ویزگی لیبرالیسم

با توجه به مکتب لیبرالیسم، به نظر می­رسد دو ویژگی این مکتب  بیش از دیگر ویژگی­‌های لیبرالیسم، به اقدام و ترویج سقط جنین در آمریکا کمک می­‌کنند.

اولویت حق بر سعادت و عدم دخالت دولت در موضوعات شخصی و حتی دفاع از حیطه شخصی فرد، از ویژگی­‌هایی است که سبب می­‌شود حامیان سقط جنین برای توجیه اقدام خود از آن بهره ببرند، این مسئله نه تنها در بحث سقط جنین بلکه در دیگر اقدامات فرد لیبرال همچون همجنس گرایی، ازدواج، طلاق و ... ظهور پیدا می­‌کند.

تقدم حق بر سعادت

یکی از ویژگی­های لیبرالیسم، اولویت حق بر سعادت است، بدان معنا که اگر شخص اقدامی می­‌کند نه بدان جهت است که این فعل او بر مبنای سعادت انجام گرفته بلکه بر این اساس است که این شخص بنابر حقی که دارد تشخیص می­‌دهد که این اقدام در جهت منافع او است و احتمال دارد هیچ خیری پشت این اقدام قرار نگذفته باشد؛ به عنوان مثال حامیان همجنس گرایی این اقدام خود را تنها معطوف به حیطه شخصی و حقی که در قانون برای آنها مشخص شده است، توجیه می‌کنند.[8]

ورود این طرز تفکر به عرصه سیاست نیز همانند رویکرد قبلی تبعات و آثار خاص خود را به نمایش خواهد گذاشت. بنابراین اگر در عمل قائل به اولویت حق بر سعادت شویم، شاهد جامعه‌ای خواهیم بود که در آن، شیوه‌ای که مردم به آن می‌زیند و حق زیستن مطابق آن را دارند، الزاماً مطابق با شیوه صحیح و درست زندگی نیست و به عبارت بهتر مردم هیچ نیازی به این که مطابق شیوه صحیح زندگی، زندگی کنند نمی‌بینند، بلکه آن‌ها در چارچوب حقوقی که برایشان در نظر گرفته شده است زندگی می‌کنند، بدون این که در انتخاب این نوع و یا هر نوع از زندگی که حقوق آن‌ها به آنان اجازه آن را می‌دهد، نیازمند به رعایت سعادت و خیرها و یا توجه به آن‌ها (زندگی معطوف به خیر) باشند.[9]

بی‌طرفی دولت لیبرال در حقوق افراد

مایکل سندل یکی از متفکرین در عرصه لیبرالیسم می­گوید: فلسفه سیاستی که ما با آن زندگی می‌کنیم (لیبرال دموکراسی) نوع خاصی از نظریه سیاسی لیبرال است که اندیشه اصلی آن این است که دولت باید نسبت به رویکردهای مذهبی و اخلاقی­ای که شهروندان آن اتخاذ می‌کنند بی‌طرف باشد و از آن­جا که مردم بر سر بهترین راه زندگی اختلاف نظر دارند، دولت نباید در قانون، هیچ رویکرد خاصی به حیات سعادتمند را مورد تأیید قرار دهد.

بدین ترتیب سندل بی‌طرفی دولت را اندیشه اصلی لیبرال دموکراسی می‌داند، اندیشه‌ای که به همراه دیگر عوامل، فلسفه اجتماعی این مکتب را تشکیل می‌دهند. بی‌طرفی دولت و خنثی بودن آن در مورد زندگی سعادتمند، از شاخصه‌های اندیشه‌های سیاسی مدرن محسوب می‌شود.[10] [11]

مایکل سندل

در این رویکرد، دولت نسبت به انجام اموری که فرد راغب به آن است هیچ دخالتی نداشته و حتی برای راحتی فرد قوانینی وضع می‌­کند تا آزادی وی تأمین شود، به عنوان مثال قانون آزادی همجنس گرایی در آمریکا و عدم مخالف سران آمریکایی با این مسئله حاکی از نگاه لیبرالیسم به عدم دخالت دولت در منع آزادی­‌های فردی است.

رابطه میان خصوصیات لیبرالیسم و ترویج سقط جنین

چنان که پیش از این ذکر شد، سقط جنین در ایالات متحده به راستی موضوعی مناقشه­ برانگیز بوده و هست. آنچه در این بخش از نوشتار در پی آن هستیم این است که نشان دهیم رابطه‌ای وثیق میان وضعیت کنونی سقط جنین و خصوصیات اصلی اندیشه لیبرالی وجود دارد و وضعیت کنونی، حاصل اندیشه‌های لیبرالی و به کار‌گیری آن‌ها در عرصه عمل است.

به عبارت بهتر در این بخش در پی آن هستیم که نشان دهیم ترویج سقط جنین و آزاد دانستن مادران در پایان دادن به حیات جنین، برخاسته از نگاه لیبرالی است و وضعیت کنونی ایالات متحده آمریکا که در آن 93 درصد از سقط جنین‌هایی که صورت می‌گیرد بدون هرگونه اضطرار و نیاز پزشکی و صرفاً به خواست والدین می‌باشد، محصول عملی شدن نگاه لیبرالی در زندگی جمعی انسان‌ها در ایالات متحده آمریکا است.

برای نشان دادن چنین امری لازم است که اولاً نگاهی به استدلال‌های حامیان سقط جنین داشته باشیم. شایان ذکر است که حامیان سقط جنین می‌توانند در سراسر دنیا استدلال‌های مختلفی داشته باشند. آنچه ما در این جا در پی نشان دادن آن هستیم این است که حامیان سقط جنین، لیبرالیسم را مکتبی مناسب برای دفاع از خواست خود یافته‌اند و از این رو استدلال‌هایی که در حمایت از سقط جنین مطرح می‌کنند با مبانی لیبرالیستی سازگار می‌باشد. علاوه بر این در گامی دیگر روندی که سقط جنین در جامعه آمریکا طی کرده است، منطبق بر عملی شدن معیارها و شاخصه‌های لیبرالیستی در این جامعه بوده است.

دو سوی مناقشه کنونی در مورد سقط جنین در ایالات متحده آمریکا را می‌توان به تقریب زیر تقریر کرد:

الف) طرفداران آزادی سقط جنین: این عده به دلایل مختلفی از جمله آزادی و اختیار زن (در این که باردار باشد یا خیر) و آزادی زن و مرد در انتخاب آینده زندگی‌شان، استدلال می‌کنند که مطابق این دلایل زن باید نسبت به حفظ و سقط جنین خود آزاد باشد. به این ترتیب از نظر اینان درست این است که زن را مجبور به حفظ جنین و بارداری نکنند و خلاف این امر ظالمانه و اجبار­آمیز است. این نگاه کاملاً همخوان با نگاه لیبرالیستی است. چنان­که متفکرین لیبرالیسم نیز در بیان استدلال­های مختلف حامیان سقط جنین به نگاه لیبرالیستی و تقدم قائل شدن بر حق در برابر سعادت اشاره می‌کنند و از قول این گروه می‌نویسند:[12]

از آن جهت نباید علیه سقط جنین قانون‌گذاری نمود که سقط جنین یک حق است.

ب) مخالفان آزادی سقط جنین: این گروه نیز به دلالیل مختلف از جمله دستورات مذهبی، متمسک می‌شوند و مدعی آن هستند که جنین در حقیقت یک موجود زنده و انسان صاحب حق است و هیچ کس حتی مادر وی حق ندارد او را از حق حیات محروم کند. به این ترتیب به نظر اینان درست این است که حق انسان ناتوانی که امکان دفاع از خود را ندارد تضییع نشود و یک انسان از حق حیات محروم نگردد.

اعتراض مخالفین سقط جنین در آمریکا

حمایت از سقط جنین برای تجارت لوازم آرایشی و محصولات خوراکی

در کنار حمایت مکتب لیبرالیسم از آزادی سقط جنین در آمریکا، تجارت دیگری بواسطه رشد صنعت سقط جنین رونق گرفته است، تجارت لوازم آرایشی که برای تولید جنس مرغوب نیاز به روغن تولید شده از جنین است.

در کنار این تجارت پر سود، اظهارات سناتور آمریکایی رالف شورتی "Ralph Shortey " در ایالت اوکلاهاما فاش کرد که شرکت‌های پپسی، کرافت و نستله از سلول‌های کبد جنین‌های سقط شده به عنوان طعم‌دهنده نوشیدنی‌های خود استفاده می‌کنند و روزانه میلیون‌ها نفر در سراسر جهان، از این نوشیدنی‌ها استفاده می‌کنند .

 


بنابر این افشاگری مشخص شد شرکت­‌های یاد شده با همکاری و حمایت از مؤسسات خصوصی سقط جنین، کبدهای جنین سقط شده را برای مصارف خوراکی از جمله طم دهنده­‌ها مورد استفاده قرار می­‌دهند.[13]

 


صنعت سقط جنین و تجارت لوازم آرایش

"ویکی ایوان" محقق کلیسای سان فرانسیسکو در تحقیقات خود درباره سقط جنین در آمریکا نشان می­دهد بر اساس قوانین و سیاست­‌های پشت پرده، رشد سقط جنین نسبت به 30 سال گذشته بیش از 30 درصد افزایش داشته است.

بنابر تحقیقات وی، 1.787 مرکز حمایت از سقط جنین در آمریکا وجود دارد و با توجه به سیاست­‌های حمایتی دولت­‌ها از سال 1997 تا سال 2008؛ 25 درصد افزایش پیدا کرده است.

 

اظهارات یک دکتر آمریکایی درباره سقط جنین در آمریکا

بنابر تحقیقات ایوان، تبلیغات دولت­‌ها و مؤسسات خصوصی برای زیبایی اندام زنان و همچنین جلوگیری از چروک شدن پوست، بسته­‌های تشویقی برای سقط جنین ایجاد کرده و این مسائل در کنار حق قانونی برای هر فرد درباره حاملگی سبب رونق داروسازی و تجارت لوازم آرایشی شده است.

ایوان می­‌گوید: با توجه به فعالیت­‌های گسترده و آزادانه مؤسسات خصوصی در آمریکا، به نظر می‌­رسد سیاست­‌های دولتمردان برای سهولت این مسئله بسیار پررنگ است تا جایی که بنابر اسناد منتشر شده، مؤسسات خصوصی سقط جنین در انتخابات ریاست جمهوری کمک­‌های بسیاری به نامزدها و احزاب سیاسی کرده­‌اند.[14]


وی همچنین در ادامه تحقیقات خود می­گوید: بدون استفاده از اندام جنین­‌های سقط شده، عملا تجارت لوازم آرایشی سود زیادی ندارد، بسیاری از لوازم آرایشی تولید شده برای افراد سالخورده و برای جلوگیری بشتر از چروک شدن و پیری پوست به کار می‌­رود که در این لوازم آرایشی به صورت مستقیم از جنین انسان استفاده می­‌شود.

 



منابع و مآخذ:

[1] - http://www.enotes.com/william-shakespeare-william-shakespeare-5-criticism/feminist-criticism

[2] - http://www.divorcerate.org/

[3] - http://www.time.com/time/magazine/article/0,9171,1989124,00.html

[4] - http://www.guttmacher.org/pubs/FB-Unintended-Pregnancy-US.html

[5] - Cohen, Susan A., (2006) Roe or No Roe, Right to Abortion Seen Eroding under Newly Constituted Supreme Court, Guttmacher Policy Review, winter, Volume 9, Number 1.

 

[6] - Guttmacher Institute, (July/2008) Facts on Induced Abortion in the United States, www.guttmacher.org.

[7] - http://plato.stanford.edu/entries/liberalism/

[8] - http://pewresearch.org/pubs/1994/poll-support-for-acceptance-of-homosexuality-gay-parenting-marriage

[9] - عزیزی سید مجتبی، لیبرالیسم؛ فلسفۀ اجتماعی سقط جنین، درآمدی بر علوم انسانی اسلام / دکتر علی‌اصغر خندان و همکاران، تهران، دانشگاه امام صادق (علیه السلام)

[10] - Sandel, Michael J., (1996) Democracy's discontent, America in search of a public philosophy, Cambridge, mass: the bekknap press of Harvard university press.

 

[11] - عزیزی سید مجتبی، لیبرالیسم؛ فلسفۀ اجتماعی سقط جنین، درآمدی بر علوم انسانی اسلام/ پیشین

 

[12] - http://wewantthedebate.ca/for-immediate-release-abortion-there-is-everything-to-debate%E2%80%A6/

[13] - http://www.naturalnews.com/034777_Pepsi_aborted_fetus_cells_soda_flavoring.html

[14] - http://www.lifenews.com/2010/05/20/state-5108/

اظهارات توهین آمیز یک مفتی سرشناس سعودی علیه پیامبر اسلام (ص) خشم مسلمانان را برانگیخت.
به گزارش مشرق به نقل از العالم، "محمد العریفی" مفتی وهابی سعودی در اظهاراتی توهین آمیز در یک شبکه اماراتی، مدعی شد "قبل از تحریم شراب افرادی به پیامبر شراب هدیه می دادند، پیامبر اسلام نیز این شراب را می فروخته و یا هدیه می داد".

این مفتی وهابی همچنین مدعی شد  "شراب نجس نیست زیرا پس از تحریم شراب مردم بطری های شراب را در جاده ها خالی کردند، به همین دلیل پای صحابه هنگام رفتن به مسجد برای نماز به شراب آغشته می شد".
یک مسئول ارشد سازمان ملل متحد تاکید کرد کسانی که تحت عنوان مخالف درحال جنگ با نظام سوریه هستند، از کودکان بعنوان سرباز استفاده می کنند.

به گزارش مشرق به نقل از العالم، "رادیکا کوماراسوامی" نماینده ویژه سازمان ملل متحد در امور کودکان و درگیری های مسلحانه گفت، خبرهایی در خصوص وجود کودکان در "ارتش آزاد ملی" دریافت کرده ایم.

وی اظهار داشت که سازمان ملل نتوانسته است برای آگاهی از درستی این مسأله تحقیق کند.

نگرانی سازمان ملل متحد از این موضوع پس از گزارش اخیر سازمان "دیدبان حقوق بشر"  درباره اقدام مخالفان مسلح در ربودن، شکنجه و اعدام گروهی از هواداران نظام سوریه مطرح می شود.

واحد مرکزی خبر: به گفته محققان، دمای کره زمین تا سال دو هزار و پنجاه ممکن است پنج درجه افزایش یابد.

به نوشته شماره امروز روزنامه یو اس ای تودی در اینترنت: در حالیکه آمریکا گرم ترین ماه مارس در تاریخ این کشور را سپری می کند، نتایج یک مطالعه جدید که روز یکشنبه منتشر شد،‌ نشان می دهد اگر روند انتشار گازهای گلخانه ای همچنان ادامه یابد، متوسط دمای کره زمین ممکن است تا سال دو هزار و پنجاه به میزان دو و نیم تا پنج و چهار دهم درجه افزایش یابد.

یافته های این تحقیق مبتنی بر نتایج ده هزار شبیه سازی رایانه ای الگوهای آب و هوایی در آینده است که تحت نظارت محققان دانشگاه آکسفورد در انگلیس انجام گرفت.

دان رولاندز نویسنده اصلی نتایج این تحقیق در دانشگاه آکسفورد می گوید، این یافته ها نگرش مطمئن تری درباره روند صعودی گرم شدن کره زمین بدست می دهد. روند پیش بینی شده در این تحقیق سریع تر از اکثر پیش بینی های دیگر است.

اکثر دانشمندان می گویند، میزان فزاینده دی اکسید کربن در جو که ناشی از مصرف سوختهای فسیلی از قبیل نفت، گاز و زغال سنگ است، موجب می شود سیاره ما تا سطحی گرم شود که با تغییر پذیری طبیعی قابل توضیح نیست.

این مطالعه در نشریه اینترنتی «نیچر ژئوساینز» منتشر شد و تاییدی بر پیش بینی های مشابهی است که از سوی «هیئت بین دولتی بررسی تغییرات آب و هوایی» در سال دو هزار و هفت به عمل آمده بود.

به گفته رونالدز، الگوی آب و هوایی که در این مطالعه مورد تحلیل قرار گرفت، پیچیده ترین الگویی بود که تاکنون بررسی شده است و در آن به برخی تردیدهای موجود در پیش بینی های قبلی که از الگوهای ساده تری استفاده کردند، پرداخته شد.

در این مطالعه فرض بر این بود که الگوی واقع بینانه ای از تغییرات آب و هوایی طی پنجاه سال گذشته بهترین معیار برای پیش بینی روند گرم شدن کره زمین در آینده است.

این خبر را بخوانید: " شیخ عبدالعزیز آل شیخ یکی از مفتیان مشهور سعودی با صدور فتوای تخریب کلیساها در کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس اعتراض جوامع مسیحی را برانگیخت.

به گزارش عصر ایران فتوای این مفتی سعودی هفته گذشته و در پی استفتای یکی از نمایندگان پارلمان کویت در رابطه با نظر این مفتی سعودی درباره ممنوعیت ساخت کلیسا در کویت صادر شده است .

این مفتی سعودی در پاسخ به نامه این نماینده پارلمان کویت تاکید کرده است که نه تنها باید ساخت کلیسا ( در کشورهای حاشیه خلیج فارس) ممنوع شود بلکه کلیساهای موجود نیز باید تخریب شوند.

در پی صدور این فتوا برخی از اسقف های کاتولیک در کشورهای اروپایی با محکوم کردن آن ، این فتوا را ناقض حقوق میلیون ها کارگر خارجی ساکن در این کشورها دانستند."

این  اولین بار نیست که مفتیان وهابی ،‌ فتواهایی از این دست صادر می کنند ؛ فتاوایی که ممکن است در جوامعی مانند جامعه ایران ، صرفاً در حد طنز و تیتر باشند ولی در کشورهای غیرمسلمان و به ویژه در غرب ،‌ به عنوات نمادهایی از اسلام مطرح می شوند.

عربستان ، به لحاظ میزبانی ابدی قبله گاه مسلمانان و حرم نبوی(ص) ، خواه ناخواه در جهان به عنوان مظهر جهان اسلام مطرح است و خاندان سعودی ،‌ برغم همه ناپاکی های اخلاقی ، با ظاهری متشرع و مقید به احکام الهی ،‌ همواره در صدد هستند نقش پدرخوانده مسلمانان در جهان را بازی کنند ؛ از همین روست که کمک های مالی آنها به اقلیت های مسلمان در اروپا و آمریکا و سایر نقاط جهان و بنا نهادن سازمان های اسلامی و مساجد در اقصی نقاط دنیا را به عنوان یک استراتژی دائمی دنبال می کنند.
شاید از همین روست که در بسیاری از کشورهای غیر مسلمان ، لباس های رسمی عربی که سعودیان بر تن می کنند ، نه لباس عربی که لباس اسلامی پنداشته می شود!

با این ذهنیت نسبت به رابطه اسلام و سعودی ها ، طبیعی است که فتاوای نابهنجاری که مفتیان متحجر وهابی - سعودی گاه و بیگاه صادر می کنند ،‌ حکم قطعی "اسلام" و "مسلمین" تلقی شود.

در چنین شرایطی به نظر می رسد "وظیفه"‌علمای عقل اندیش و میانه روی جهان اسلام  - چه شیعه و چه سنی - این است که به طور سریع و صریح در برابر این قبیل انحرافات فتوایی موضع بگیرند و حساب آن را از حساب اسلام واقعی جدا کنند و این "جدایی حساب"‌را نیز به طور گسترده اعلام رسانه ای کنند.

قطعاً وقت آن فرارسیده است که خبر "جدا بودن وهابیت و مفتیان و فتواهایش از اسلام راستین" به طور جدی به دنیا اعلام شود و این ،‌در وهله اول وظیفه علمای شیعه و سنی و سپس رسالت رسانه ها و دولت های اسلامی است.

عدم تکذیب انتساب چنین فتواهایی به اسلام ،‌ باعث می شود رسانه های غربی که عمدتاً‌ "اسلام هراسی"‌را دنبال می کنند ،‌ مستنداتی واقعی برای اثبات ترسناک بودن اسلام(!) داشته باشند .
بدیهی است این وضعیت در دراز مدت به شکل گیری سیاست های منفی در کشورهای غیراسلامی به ممالک اسلامی و نیز مسلمانان مقیم بلاد غیراسلامی منجر می شود و زندگی را بر آنها سخت می سازد.

علمای اسلام ، حتماً به این نکته دقت دارند که این فتواها در میان غیرمسلمانان ،‌فتوای یک مفتی متحجر وابسته به یک فرقه انحرافی تلقی نمی شود بلکه به نام دین محمد(ص) تمام می شود و حیثیت دینی مسلمانان را خدشه دار می کند ، فلذا تردیدی در وجوب دفاع از حریم و حرمت و احترام اسلام توسط همه مسلمانان و به ویژه علما باقی نمی ماند.
مفتیان وهابی باید بدانند که هزینه فتوای عجیب و غریبی که صادر می کنند را باید خود بپردازند نه اسلام و فهماندن این مهم به این مفتیان جز با حرکت علمای شیعه و سنی میسر نمی شود.

شیخ عبدالعزیز آل شیخ یکی از مفتیان مشهور سعودی با صدور فتوای تخریب کلیساها در کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس اعتراض جوامع مسیحی را برانگیخت.

به گزارش عصر ایران فتوای این مفتی سعودی هفته گذشته و در پی استفتای یکی از نمایندگان پارلمان کویت در رابطه با نظر این مفتی سعودی درباره ممنوعیت ساخت کلیسا در کویت صادر شده است .

این مفتی سعودی در پاسخ به نامه این نماینده پارلمان کویت تاکید کرده است که نه تنها باید ساخت کلیسا ( در کشورهای حاشیه خلیج فارس) ممنوع شود بلکه کلیساهای موجود نیز باید تخریب شوند.

در پی صدور این فتوا برخی از اسقف های کاتولیک در کشورهای اروپایی با محکوم کردن آن ، این فتوا را ناقض حقوق میلیون ها کارگر خارجی ساکن در این کشورها دانستند.

گفتنی است عربستان سعودی تنها کشور حاشیه خلیج فارس است که در آن ساخت کلیسا ممنوع است و عبادت دسته جمعی مسیحیان حتی در خانه هایشان ممنوع می باشد .

برخی از اسقف های مسیحی با مطرح کردن رابطه نزدیک این مفتی سعودی با پادشاه عربستان دولت ریاض را به باد انتقاد گرفته و اعلام کرده اند که روابط نزدیک شیخ عبدالعزیز آل شیخ با خاندان حاکم بر عربستان و شخص ملک عبدالله ( پادشاه عربستان) مسئولیت دولت عربستان را در این زمینه بیشتر کرده است.

تلاش این مفتی سعودی برای نهی کردن سایر کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس از ساخت کلیسا در شرایطی صورت می گیرد که دولت ریاض همواره به عنوان یکی از  کشورهای نقض کننده آزادی ادیان از سوی مجامع جهانی مورد انتقاد قرار دارد ، با این حال روابط گرم خاندان سعودی با غرب ، هیچ گاه این فشارها را از سطح برخی سازمان های بین المللی کمتر موثر فراتر نبرده است .

دستورالعمل‌های راهنمای مربوط به مالیات و منافع و اسناد مهاجرت باید به گونه‌ای بازنویسی شوند که دیگر پیش‌فرض اینکه یک زوج عبارت‌ست از یک زن و یک مرد در آنها رعایت نشود.

به گزارش فارس به نقل از روزنامه انگلیسی دیلی‌میل، شب گذشته فاش شد که کلمات "زن و شوهر" به خاطر اصلاحات انجام شده در راستای حمایت از ازدواج همجنس‌گرایان از اسناد رسمی کشور بریتانیا حذف خواهد شد.
بنابراین گزارش، دستورالعمل‌های راهنمای مربوط به مالیات و منافع و اسناد مهاجرت باید به گونه‌ای بازنویسی شوند که دیگر پیش‌فرض اینکه یک زوج عبارت‌ست از یک زن و یک مرد در آنها رعایت نشود.
این اصلاحات پاییز گذشته از سوی دیوید کامرون، نخست‌وزیر انگلیس وعده داده شده بود و قصد دارد راه را برای ازدواج همجنس‌گرایان انگلیسی در حقوق مدنی این کشور برای اولین بار باز کند. این در حالی است که بر اساس سنت‌های مذهبی، ازدواج بین یک مذکر و یک مونث انجام می‌پذیرد.
اصلاحات مزبور خشم کلیسای انگلیس را برانگیخته است که ائتلاف حاکم بر این کشور را به فهم نادرست از قوانین ازدواج متهم می‌کند. با این حال، "لین فیترستون"، وزیر امور فرصت‌های برابر کابینه انگلیس به رهبران مذهبی این کشور هشدار داد که از ادبیات تند در این خصوص استفاده نکنند.
قبلا هم در پاسپورت‌های انگلیسی و همچنین آمریکایی به جای نام پدر و مادر از والد ۱ و والد ۲ استفاده شده بود.
حضرت آیت الله جوادی آملی گفت: کار مرتاض‌ها با کمک جن و شیاطین است برای همین گاهی درست و گاه اشتباه است، در برخی موارد هم با معصیت همراه است. کارهای مرتاضان از سنخ «إن الشیاطین لیوحون إلی أولیائهم» است.
به گزارش رسا، حضرت آیت الله جوادی آملی امروز در ادامه درس تفسیر قرآن که در مسجد اعظم قم برگزار می‌شود با اشاره به تفاوت بین کرامت، معجزه و کارهای مرتاضان گفت: کرامت از غیر امام و پیغمبر هم بر می‌آید و با تحدی همراه نیست ولی معجزه مخصوص پیغمبر و امام است و با تحدی نیز همراه است. تحدی به معنای مبارز طلبیدن است و مدعی نبوت یا امامت در کنار انجام معجزه، ‌تحدی می کند و می گوید چون معجزه امری الهی است از این رو نمی توانید مثل آن را بیاورید پس باید نبوت و امامت را بپذیرید.

وی ادامه داد: کار مرتاض ها با کمک جن و شیاطین است برای همین گاهی درست است و گاه اشتباه و برخی اوقات هم با معصیت همراه است. کارهای مرتاضان از سنخ «إن الشیاطین لیوحون إلی أولیائهم» است. همان طور که جن قدرت آوردن تخت از یمن برای جناب سلیمان سلام الله علیه دارد، برخی از اخبار غیب را هم می‌داند ولی همیشه با صحت همراه نیست.

این استاد عالی حوزه علمیه قم با اشاره به آیه شریفه «قال فعلتها إذا و أنا من الضالین» گفت: همانطور که حضرت موسی علیه السلام می گوید (لهم علی ذنب بزعمهم لا واقعا؛ به خیال آنها من گناهکارم نه واقعا) این جا هم می گوید (انا من الضالین بزعمهم لا واقعا،‌ من به خیال و زعم آن ها گمراه هستم نه واقعا). این گونه از آیات که متشابه است با آیات محکم و بسیاری که انبیاء علیهم السلام را مخلِص، ‌مخلَص، صالح، مصطفی و مجتبی می داند معنی می شود و طبق این محکمات، اصلا گناه و خطا در انبیاء راه ندارد.

حضرت آیت الله جوادی آملی خاطر نشان کرد: معجزه نه تنها مغلوب نمی شود بلکه شبیه‌پذیر هم نیست. مثلا قرآن کریم نه اشکال و اختلافی در آن هست که اگر باشد مغلوب است و نه کسی مثل و شبیه آن را می تواند بیاورد و اگر هر کدام از این ها اتفاق بیفتد، قرآن معاذالله شکست خورده است ولی هیچ کدام از این دو امکان ندارد.

حضرت آیت الله جوادی آملی گفت: اولین گروهی که تشخیص دادند کار حضرت موسی سحر نیست بلکه امری الهی و معجزه است،‌ ساحران بودند و شربت شهادت را نوشیدند. ساحران برای هدایت دیگران گفتند به رب العالمین که رب موسی و هارون علیهما السلام است ایمان آوردیم، مبادا که کسی گمان کند که مرادشان فرعون است که می گفت انا ربکم الاعلی.

روزنامه الاخبار لبنان گزارش داد که در ماه گذشته بیش از 90 نوجوان عراقی به بهانه استفاده از نمادهای شیطان پرستی توسط گروه های مسلح افراطی سنگسار شده اند.

به گزارش عصر ایران این روزنامه لبنانی با اشاره به بیانیه اخیر وزارت کشور عراق در زمینه مقابله با پدیده شیطان پرستی می نویسد:یک گروه افراط گرای مذهبی در بغداد مسؤول کشتن دست کم 90 نوجوان عراقی با پوشش غربی در یک ماه گذشته است.

یکی از نوجوانان که خود از  ربوده شدگان این گروه افراطی بوده و از دست آنها گریخته است ، به "الاخبار" گفت: گروه مسلح ، نوجوانانی که به نظر آنها لباس هایشان مناسب نیست را می ربایند و برای قتل آنها ،نخست یک بلوک سیمانی روی دست های آنان و یک بلوک سیمانی بزرگ روی پاهایشان می اندازند و در مرحله آخر یک بلوک سیمانی بر سر آنها می کوبند و آن قدر این کار را تکرار می کنند تا فرد بمیرد.  آنها پس از کشتن نوجوانان ،جسدشان را در سطل های زباله بغداد می اندازند.

در پی این قتل های وحشتناک زنجیره ای و انتشار بیانیه وزارت کشور عراق که در آن به مدارس درباره  استفاده دانش آموزان از مظاهر شیطان پرستی هشدار داده شده است ، بسیاری از نوجوانان و جوانان عراقی که موهای بلند دارند و یا با مظاهر غربی در سطح شهر تردد می کنند ، نسبت به احتمال ربایش و  سنگسار دچار نگرانی شده اند.
در بیانیه وزارت کشور عراق "شیطان پرستان" با نشانه هایی مانند موهای بلند ، داشتن علامت هایی از اسکلت و نیز الصاق حلقه و دیگر زیور آلات به زبان یا بینی شان معرفی شده اند.

البته وزارت کشور عراق درباره قتل 90 نوجوان طی یک ماه گذشته در بغداد اظهار نظر نداشته و این خبر را تایید یا تکذیب نکرده است ، اما این وزارت خانه روز پنج شنبه با صدور بیانیه ای از افراط گرایان مذهبی خواسته تا آزادی های عمومی شهروندان این کشور را نقض نکنند. وزارت کشور در عین حال بر لزوم برخورد با شیطان پرستی تاکید کرده است.بر اساس اعلام وزارت کشور عراق ، بیشتر کسانی که از نمادهای شیطان پرستی استفاده می کنند بین 14 تا 18 ساله اند.

همچنین انتشار عکس هایی از نوجوانان کشته شده به دست این گروه افراطی در شبکه فیس بوک موجی از ترس و وحشت را میان جوانان و دانش آموزان عراقی ایجاد کرده است.

سفیه السهیل نماینده پارلمان عراق نیز در این باره گفته است که برخی از دانش آموزان اخیرا به بهانه هایی چون پوشیدن شلوار جین آمریکایی و یا داشتن موهای بلند دستگیر شده اند.
بنا به گزارش تلویزیون الشرقیه عراق آیت الله سیستانی مرجع عالیقدر شیعه  نیز در واکنش به اقدام خودسرانه گروهی افراط گرا در سنگسارجوانان با محکوم کردن این اقدام آن را عملی تروریستی دانسته است.

خانم "حنا البیاتی " عضو " دادگاه بروکسل " که یک گروه حقوق بشری برای نظارت بر مسایل حقوق بشر در عراق است ، با ابراز نگرانی از کشته شدن دست کم 90 نوجوان عراقی در ماه گذشته در بغداد اعلام کرده است که احتمالا عناصری از وزارت کشور عراق در قتل این نوجوانان با این گروه مسلح افراط گرا همدست هستند.

تازه‌ترین تحقیقات انجام شده نشان می‌دهد که غول سینمایی آمریکا (هالیوود) در گرایش نوجوانان و جوانان به عیاشی و مصرف مشروبات الکلی تاثیر بسیار زیادی داشته است.

خبرگزاری فارس: نقش هالیوود در گرایش نوجوانان اروپایی به مصرف مشروبات الکلی

به گزارش فارس به نقل از نشریه گاردین، محققان آلمانی در پژوهش های خود به این نتیجه رسیده اند که نوجوانان و جوانان اروپایی در شش کشور این قاره پس از تماشای فیلم های هالیوودی و دیدن صحنه هایی از فیلم که در آن مصرف مشروبات الکلی به نمایش درآمده است، تمایل بیشتری برای مصرف آن از خود نشان داده اند.

بر اساس این گزارش، این پژوهش گران در تحقیقات انجام شده متوجه شده اند که مصرف مشروبات الکلی در میان نوجوانان اروپایی که فیلم های حاوی صحنه های مربوط به مصرف مشروبات الکلی را تماشا کرده اند، نسبت به دیگر نوجوانان بسیار بیشتر است.

در واقع نتایج این تحقیقات نشان دهنده این مطلب است که غول سینمایی آمریکا به یک مشوق و محرک برای نوجوانان و جوانان اروپایی برای مرف مشروبات الکلی تبدیل شده است، چرا که نوجوانانی که این فیلم ها را تماشا می کنند، تمایلشان به مصرف مشروب از تمایل آن ها به انجام کارهای دیگر بسیار بیشتر است و به نوعی به مصرف مشروب اعتیاد پیدا می کنند.

در این تحقیقات که نتایج آن در نشریه پزشکی پدیاتریکس منتشر شده است، 16 هزار نوجوان و جوان اروپایی در شش کشور اسکاتلند، آلمان، ایسلند، ایتالیا، هلند و لهستان مورد بررسی قرار گرفته اند و این در حالی است که رینر هانوینکل رییس موسسه تحقیقاتی بهداشت و درمان شهر کیل در آلمان و همکاران وی پس از بررسی نتایج تحقیقات خود در این زمینه، از نتایج مشابه آن در هر شش کشور شگفت زده شده اند. این در شرایطی است که تفاوت های سیاسی و فرهنگی زیادی در این شش کشور وجود دارد. در نتیجه محققان این مرکز متوجه شده اند که دلیل محکم تر و قوی تری برای شبیه بودن نتایج به دست آمده وجود داشته است.

هانوینکل در این باره می گوید: ما انتظار نداشتیم که این نتایج با این وضوح در مورد تاثیرگذاری هالیوود به دست آید، اما نتایج این تحقیقات نشان می دهد که رسانه ها تا چه حد می توانند بر روی زندگی نوجوانان تاثیرگذار باشند. در واقع محصولات هالیوود در سرتاسر دنیا پخش شده است و این محصولات نه تنها بر روی نوجوانان آمریکایی، بلکه بر روی نوجوانان کشورهای دیگر نیز تاثیرگذار بوده است.

در عین حال جیمز سارجنت معاون هانوینکل نیز در این باره می گوید: هر چیزی که شما از مشروبات الکلی انتظار دارید برای شما انجام دهد، از به دست آوردن ثروت، سرگرمی و چیزهای دیگر، در فیلم های هالیوودی به شما داده می شود. این مسئله باعث می شود نوجوانان به این نتیجه برسند که الکل چیز خوب و مفیدی است.

رییس دادگاه عالی شرعی قدس درباره نقشه رژیم اشغالگر جهت تخریب مسجد الاقصی با زلزله مصنوعی هشدار داد.

به گزارش شبکه العالم، "یوسف ادعیس" تأکید کرد: الاقصی به دلیل تهدیدهای رژیم اشغالگر و شهرک نشینان، وارد مرحله ای بسیار خطرناک شده است.
وی افزود: ریزش ها و ترک های مکرر منازل شهروندان در بخش قدیمی شهر قدس و فرو ریختن بخشهایی از مسجد عین سلوان، و ایجاد تفریح گاه های توراتی در بخش جنوبی مسجد الاقصی، مقدمه ای برای نابودی کامل مسجد الاقصی است.
ادعیس گفت: تحرکات و فعالیتهای محرمانه و فشرده ای در این روزها بین سران صهیونیستی و خاخام ها برای هماهنگی با دستگاه نظامی صهیونیستی جهت برنامه ریزی تخریب کامل مسجد الاقصی درجریان است.
ادعیس هشدار داد: رژیم اشغالگر تصمیم دارد با ایجاد زلزله ای مصنوعی مسجد الاقصی را ویران کند، بویژه آنکه این رژیم اکنون اطراف پایه های اصلی این مسجد را تخلیه کرده، و تونلهایی زیر این مسجد حفر کرده است.
با وجود مخالفت گروه های مختلف حقوق بشری، روحانیون فرقه وهابی دستور ممنوعیت ورزش برای بانوان را صادر کردند.
به گزارش جام نیوز به نقل از رویترز، زنان عربستانی از ورزش کردن منع شده اند و این دستور علمای مذهبی وهابی این کشور است.
شرکت ورزشکاران زن عربستانی در مسابقات بین المللی یا حتی ورزش کردن عادی، همیشه موضوعی بحث برانگیز بوده است.
عربستان تاکنون هیچ نماینده زنی در المپیک نداشته است. این موضوع و همینطور ممنوعیت ورزش کردن زنان در عربستان بارها مورد انتقاد گروه های مختلف حقوق بشری قرار گرفته است.
زنان و دختران سعودی فقط در خانه یا مدارس خصوصی حق ورزش کردن دارند، این در حالیست که شهریه این مدارس بسیار زیاد است و برای خیل عظیم خانواده های طبقه متوسط عربستانی قابل پرداخت نیست.
عالمان عربستانی معتقدند ورزش کردن زنان و دختران خلاف روال طبیعی و جنسیتی آنان است.
در بسیاری از مدارس دولتی عربستان نه تنها محلی برای ورزش کردن دختران وجود ندارد، بلکه درس یا زنگی هم به نام زنگ ورزش در نظر گرفته نشده است.
گروه «ملحدان آمریکایی» تبلیغات گسترده ای را علیه مسلمانان این کشور آغاز کرده اند که تاکنون با هیچ گونه واکنشی از سوی دولتمردان این کشور مواجه نشده است. کلمه جلاله الله در گوشه سمت چپ این پلاکارد دیده می شود و این به معنای آن است که در این تبلیغات نه تنها اسلام بلکه خدا هم انکار شده است.



به گزارش «شیعه نیوز» ، یک گروه ملحد آمریکایی با نصب پلاکاردهای تبلیغاتی جدید علیه مسلمانان در اطراف نیویورک که بر روی آن عبارت «اسلام یک افسانه است» نوشته شده است بازی ضد اسلامی جدیدی را آغاز کردند.

محمد الفیلالی از اعضای جمعیت مسلمان آمریکا در این باره می گوید: این اولین بار در تاریخ نیست که چنین هتک حرمت هایی علیه اسلام انجام می گیرد و آخرین بار هم نخواهد بود.

کلمه جلاله الله در گوشه سمت چپ این پلاکارد دیده می شود و این به معنای آن است که در این تبلیغات نه تنها اسلام بلکه خدا هم انکار شده است.

عجیب آن است که این حرکت هیچ واکنشی از سوی مسئولان و نهادهای آمریکایی در پی نداشته است. جمله توهین کننده به اسلام در این پلاکارد هم به زبان عربی و انگلیسی و هم به زبان عبری نوشته شده است. تصاویر این پلاکارد ها همچنین بر روی وب سایت «ملحدان آمریکایی» منتشر شده است.

سیلورمن، رییس این گروه مدعی شده است که مسلمانان افراد منزوی هستند که نه تلویزیون نگاه می کنند و نه به اندازه کافی مطالعه دارند و از اینترنت هم استفاده نمی کنند.

او ادعا می کند که مسلمانان در سنین بسیار پایین ازدواج می کنند و به آنها آموزش داده نمی شود که چگونه در خارج از جوامع خود زندگی کند.

بنابر گزارش آن اسلام، در حال حاضر حدود 800 هزار مسلمان در نیویورک زندگی می کنند که 10 در صد جمعیت این شهر را تشکیل می دهند. کل جمعیت مسلمان که در آمرکا زندگی می کنند نیز حدود هفت تا هشت میلیون نفر است که در اقلیت هستند. تبعیض علیه مسلمانان در جامعه آمریکایی همواره وجود داشته است و این رویکرد پس از حادثه 11 سپتامبر تشدید شده است.

یک عضو کمیته اسلامی ـ مسیحی مقدسات فلسطین با هشدار درباره خطر یهودی سازی کامل بیت المقدس ، از ملتهای عربی و اسلامی خواست مسئولیتهای خود را در قبال نقشه های رژیم صهیونیستی برای یهودی سازی این شهر مقدس بر عهده بگیرند.



به گزارش «شیعه نیوز» ، یونس عموری روز یکشنبه در گفت وگو با شبکه خبری العالم گفت: آنچه برای یاری بیت المقدس مورد نیاز است مانند خورشید آشکار است. این شهر از هر لحاظ ساعتهای پایانی خود را می گذراند و نقشه های یهودی سازی و تبدیل بیت المقدس به اورشلیم در آستانه اجرا قرار دارد.

وی افزود: حداقل آنچه مورد نیاز است اجرای تصمیمات رسمی عربی و اسلامی در قبال شهر قدس است و اینکه دولتها و ملتهای عربی مسئولیتهای خود را به عهده بگیرند و به وظایف خود در قبال این شهر مقدس عمل کنند.

عموری ادامه داد: برنامه های همه کمیته های دفاع از بیت المقدس باید هر چه سریع تر اجرا شود. همچنین همه ملتهای عربی و اسلامی باید قدس را یاری کنند چون که این شهر اکنون با خطرناک ترین روند یهودی سازی به طور علنی و آشکار روبرو است.

این عضو کمیته اسلامی ـ مسیحی مقدسات فلسطین همچنین اظهار داشت: مذاکرات با رژیم اشغالگر بنا بر اعتراف خود مذاکره کنندگان به بن بست رسیده است و دیگر نمی توان این راه را در پیش گرفت. رژیم اسرائیل تلاش می کند به هر نحوی وقت کشی کند.

عموری افزود: مساله قدس به مرحله خطرناکی رسیده و نیازمند تلاش همگانی است به خصوص که مذاکرات به جایی نرسیده است و چشم انداز سیاسی نا امید کننده ای در این زمینه وجود دارد.

وی تاکید کرد که دیگر هیچ چیزی پنهان نیست چون که مقامات رژیم اشغالگر بارها گفته اند که قدس پایتخت ملت یهود است.

عموری توضیح داد: شعار "قدس پایتخت ملت یهود است" به این معنی است که رژیم اشغالگر می خواهد قدس قبله یهودیان در سراسر جهان باشد.

وی افزود: توپ اکنون در زمین تشکیلات خودگران فلسطین، رهبری سازمان آزادیبخش و رهبران عربی و اسلامی است و همه باید به مسئولیتهای خود در قبال این شهر مقدس عمل کنند.