موعود :: صفحه مهدویت و آخرالزمان
موقعیت شما: موعود»اخبار»اخبار آخرالزمان

جُرْم « كعب » و راويان دربارى در درهم و برهم كردن چهره زمان آينده

نعمانى  از ابو بصير از ابو عبد الله(عليه السلام) آورده است : وقتى مردم در عرفات هستند ، شخصى سوار بر شتر ماده اى مى آيد و مرگ خليفه را خبر مى دهد ; با مرگ خليفه براى آل محمد و تمام مردم گشايش ايجاد مى شود .

قرب الاسناد  از امام رضا(عليه السلام) آورده است : پيش از اين امر نشانه هايى از جمله رخدادى بين حرمين وجود دارد . پرسيدم : چه رخدادى ؟ فرمود : گروهى خواهند بود ، و فلانى از آل فلانى ، پانزده مرد را مى كشند .

نعمانى  از عيسى بن اعين از ابو عبدالله(عليه السلام) آورده است : خروج سفيانى حتمى و در ماه رجب است . از آغاز تا پايان خروجش ، پانزده ماه طول مى كشد . شش ماه مى جنگد و وقتى بر پنج گنج(= منطقه)دست يافت ، نُه ماه حكمرانى مى كند و حتى يك روز هم بر اين مدت افزوده نمى شود .

منابع ما ( شيعى ) از امير مؤمنان(عليه السلام) روايت كرده اند كه فرمود : منبرى در مصر خواهم ساخت و دمشق را سنگ سنگ خراب خواهم كرد . يهوديان را از مناطق عربى بيرون و عرب را با اين عصايم ادب خواهم كرد .

بحار الانوار  از سيد على بن عبد الحميد آورده است كه وقتى سپاه سفيانى به زمين فرو برود ، قائم در مكه و در كنار كعبه است و بدان چنگ زده است و مى گويد : من ولىّ الله هستم . پس بين ركن و مقام با وى بيعت مى كنند . . . عهدى از رسول خدا همراهش هست كه همگى پدرانش پايبند آن بودند . اگر مردم از اين جهت ، ترديدى داشته باشند ، ندايى از آسمان ( كه نام مهدى و اسم پدرش را سر مى دهد ) شنيده مى شود كه ترديدى براى مردم ، باقى نمى گذارد . اثبات الهداة 3/582 .

سادات ( زادگان على و فاطمه(عليهما السلام) ) در تمام جهان به رغم اختلاف مذهب و گرايش ، براى تأييد و پيروى از مهدى(عليه السلام) جمع مى شوند . پس از زياد شدن فرزندان امام حسن و امام حسين(عليهما السلام) و پراكنده شدن آنها ، اين گردهمايى هنوز رخ نداده است .

زمین لرزه ای به قدرت چهار و هفت دهم ریشتر در ساعت 19 و 15 دقیقه گوهران هرمزگان را لرزاند.

امالى شجرى  از حصين بن مخارق از موسى بن جعفر از پدرش از پدرانش از على(عليه السلام) آورده است كه رسول خدا(صلى الله عليه وآله) فرمود : « بين دو جاهليت مبعوث شدم كه دومى بدتر از اوّلى است » .

ابن حماد  از عبد الله بن عمرو عاص آورده است كه پيامبر فرمود : محبوب ترين افراد نزد خداوند، غريبان هستند ! پرسيده شد : غريبان چه كسانى هستند؟ پاسخ داد : كسانى كه براى حفظ دينشان مهاجرت مى كنند وپيرامون عيسى بن مريم(عليه السلام) گرد مى آيند.

طبيعى است كه امويان و پيروانشان پس از سقوط دولت آنها ، از احاديث سفيانى سوء استفاده كنند و اعلام كنند كه پيامبر(صلى الله عليه وآله) ظهور اين حاكم قدرتمند را خبر داده است و برايشان مهم نبود كه سفيانى طاغى و ملعون باشد ، در نتيجه بسيارى از بنى اميه و ديگران ادعا نمودند كه سفيانى موعود بوده ، عده اى شورش ها را بر ضد عباسيان رهبرى كرده ، پيروان جنگجويى داشتند .

از ابو الحسن الرضا(عليه السلام) آورده است : پيش از اين امر (ظهور) سفيانى ، يمانى و مروانى و شعيب بن صالح مى آيند . پس چگونه مى گويند اين و آن خواهد شد ؟! ( اثبات الهداة 3/735 ; بحار 52/233 ) .

نعمانى از محمد بن مسلم آورده است كه شنيدم ابو جعفر باقر(عليه السلام) فرمود: تقواى الهى پيشه كنيد و با ورع (= پرهيز از حرام) و اجتهاد (= كوشش در انجام واجبات) در راه اطاعت خدا بر عقيده تان ، يارى بجوييد .

نعمانى  از عيسى بن اعين از امام حسین(عليه السلام) آورده است : خروج سفيانى حتمى و در ماه رجب است . از آغاز تا پايان خروجش ، پانزده ماه طول مى كشد . شش ماه مى جنگد و وقتى بر پنج گنج (= منطقه)دست يافت ، نُه ماه حكمرانى مى كند و حتى يك روز هم بر اين مدت افزوده نمى شود .

« كاش مى ديدى هنگامى را كه كافران وحشت زده اند و گريزى نمانده است و از جايى نزديك گرفتار آمده اند »

وقتى چنين رخدادهايى شد ، پسر هند جگرخوار خروج مى كند ، تا پس از آن بر منبر دمشق دست يابد . وقتى چنين شد ، منتظر خروج مهدى باشيد .

الغيبه طوسى از جابر جعفى از امام باقر(عليه السلام) آورده است : بين ركن و مقام ، سيصد و اندى ، به شمار جنگجويان بدر با قائم(عليه السلام) بيعت مى كنند  در ميان آنها نجيبانى از مصر، ابدالى از شام و نيكانى از اهالى عراق وجود دارند . تا زمانى كه خدا بخواهد ، آنجا مى ماند .

در منابع تاريخى و احاديث ، شام يا شامات به منطقه اى گفته مى شود كه دربرگيرنده سوريه فعلى و لبنان است ، جبل لبنان و دشت شام و همچنين اردن و گاه فلسطين هم شامل آن مى شود . گاهى هم از تمام منطقه به بلاد شام و فلسطين ياد مى شود ، چنان كه شام ، نامِ دمشق ، مركز سرزمين هاى شام است .

الغيبه نعمانى از محمد بن مسلم از ابو جعفر محمد بن على(عليه السلام) آورده است : سفيانى و قائم در يك سال ظهور مى كنند .
ارشاد مى گويد: خروج سه شخصيت ، خراسانى، سفيانى و يمانى در يك سال ، يك ماه و يك روز اتفاق مى افتد . در آن زمان هيچ پرچمى هدايت گرتر از پرچم يمانى مه به حق هدايت مى كند ، نيست .

كمال الدين پ از امير مؤمنان على بن ابيطالب آورده است كه فرمود : « اى حسين ! نهمين فرزند تو قائم به حق است كه دين را يارى مى كند و عدالت را مى گستراند » . حسين(عليه السلام) پرسيد : اى امير مؤمنان ! اين واقعه رخ خواهد داد ؟ فرمود : سوگند به خدايى كه محمد را به نبوت برانگيخت و بر تمامى آفريده ها برگزيد ، رخ خواهد داد ! اما پس از غيبت مهدى و حيرت (بندگان) كه جز مخلصان و دارندگان روح يقين ، ثابت قدم بر دين نمى مانند ; همان كسانى كه خدا ميثاق و عهدشان درباره ولايت ما را پذيرفته ، در دل هايشان ايمان را استوار كرده، با روح قدس الهى، آنان را مؤيد ومنصور گردانيده است .

در منابع حديثى سنى و شيعى ، احاديثى وارد شده كه عرب و بلاد عربى را ستايش مى كند ، چنان كه بعضى احاديث آنها را نكوهش مى نمايد . درباره تمام رواياتى كه در مدح يا ذمّ مناطق و اقوام آمده ، بايد اطمينان حاصل كرد ، چرا كه به خاطر اختلاف بين اقوام و مناطق و درگيرى هاى تاريخى ، دروغ در آنها زياد است . و مى بايست اوضاع و رخدادها و قرائن مربوط به هر نصّ يا نصوص مشابه را كندوكاو كرد . اين كار مهم تر از صحت سند است .

عده ای در نقاطی از دنیا برای پیوستن به فرقه سراسر کفر و تاریکی شیطان پرستی متاسفانه دست به جراحی گوش و تغیر شکل دادن آنها میزنن در زیر تصاویری زننده را از برخی افراد که تحت عمل قرار گرفته اند را میبینید….

جبرئيل نام مهدى و پدرش را ندا مى دهد
منابع شيعه و سنى احاديث ندا را روايت كرده اند . از جمله : سروشى از آسمان ، نام قائم را ندا مى دهد ، پس هر كسى بين شرق تا غرب است مى شنود . به سبب آن ندا هر كسى خوابيده ، برمى خيزد ; هر كسى ايستاده مى نشيند ; هر كسى نشسته ، روى پا مى ايستد . آن صدا ، صداى روح الأمين جبرئيل است .( الغيبة طوسى /274 ; اعلام الورى /428 ; اثبات الهداة 3/540 .)

طبرانى در معجم الأوسط  از طلحة بن عبيد الله آورده است كه پيامبر فرمود: به زودى فتنه اى رخ مى دهد كه اگر در منطقه اى آرام گيرد ، در جاى ديگر پديدار مى شود تا آن كه منادى از آسمان ندا دهد : امير شما فلانى ( مهدى ) است . ( مجمع الزوائد 7/316 ) .

عقد الدرر از ابو نعيم در صفات مهدى(عليه السلام) آورده است كه حذيفه ( رضى الله عنه ) گفت : رسول خدا برايمان خطبه خواند و از رخدادها به ما خبر داد ، سپس فرمود : اگر از دنيا جز يك روز باقى نمانده باشد ، خداى عز وجل آن روز را طولانى مى كند ، تا مردى از فرزندانم را برانگيزاند كه همنام من است .

مدیرکل دفتر مدیریت بحران استانداری مرکزی از وقوع زلزله در چهار شهر این استان در صبح امروز خبر داد.
حسین نظیفی در گفت‌وگو با فارس اظهار داشت: در پی وقوع زلزله در اصفهان در ساعت هفت و 38 دقیقه صبح امروز چهار شهر استان مرکزی به دلیل همجواری با این استان لرزید که خوشبختانه هیچ گونه خسارت جانی و مالی نداشت.
وی تصریح کرد: تکان‌های ناشی از زلزله اصفهان صبح امروز در شهرهای اراک، خمین، دلیجان و محلات احساس شد.
به گفته مدیرکل دفتر مدیریت بحران استانداری مرکزی، زلزله‌ امروز اصفهان چهار ریشتر بود که در عمق 21 کیلومتری زمین رخ داد.

زلزله‌ای به بزرگی 4.2 در مقیاس امواج درونی زمین (ریشتر) ظهر امروز حوالی بیله‌سوار استان اردبیل را به لرزه درآورد.

 در مورد دعای فرج و قرائت این دعا از  آیت الله بهجت پرسیده شد؛ دعای فرج بحمدالله در بین شیعیان زیاد خوانده می شود اگر امکان دارد در مورد قرائت دعای فرج بیشتر توضیح دهید؟

مسلمانان اتفاق نظر دارند كه پيامبر خدا ، عيسى(عليه السلام) ، در آخر الزمان ، از آسمان به زمين مى آيد . خدا مى فرمايد : « همه اهل كتاب ، پيش از مرگ مسيح ، به او ايمان مى آورند و روز قيامت بر آنها گواه خواهد بود » (نساء/159) همچنين مى فرمايد : « مسيح سبب آگاهى بر روز قيامت است ( زيرا نزول وى گواه نزديكى رستاخيز است ) . هرگز در آن ترديد نكنيد و از خدا پيروى كنيد كه اين راه مستقيم است » ( زخرف / 61 ) .

يعنى مسيح(عليه السلام) از نشانه هاى قيامت است و همه اهل كتاب ، مسيحى و يهودى ، به او ايمان مى آورند ; و ايمان آنها زمانى است كه خدا وى را به دنيا مى فرستد و مسيح و آيات و نشانه هاى خدا را مى بينند .

امام باقر(عليه السلام) فرمود : « عيسى(عليه السلام) پيش از روز قيامت ، از آسمان به زمين نزول مى كند و يهوديان و مسيحيان پيش از مرگش ، به او ايمان مى آورند . وى پشت سر مهدى نماز مى خواند » ( بحار 14/530 ) .

حكمت عروج مسيح به آسمان اين است كه خدا وى را براى مرحله حساسى از تاريخ و براى مأموريت مهمّى ذخيره كرده است ، پيروان وى بزرگ ترين نيروى جهان در آخر الزمان خواهند بود و همچنين بزرگ ترين مانع براى رسيدن نور هدايت به ملت ها و برپايى دولت جهانى عدل الهى . از اين رو طبيعى است كه مسيح(عليه السلام) در سرزمين هاى آنان فرو بيايد و جهان مسيحيت ، كه پديده هاى جاهلانه و عوامانه آن را فرا گرفته ، آمدن حضرت را موجب يارى خود در برابر ظهور مهدى(عليه السلام) و مسلمانان بدانند . طبيعى است كه مسيح(عليه السلام) از كشورهاى مختلف مسيحى بازديد مى كند ; خدا انواع معجزات را به دست او ظاهر مى سازد و تعداد بسيارى به دست ايشان هدايت مى شوند .

نخستين ثمره نزول حضرت عيسى ، كاهش دشمنى غربى ها با اسلام و مهدى(عليه السلام) و برقرارى پيمان صلح و آشتى بين دولت هاى غرب و امام مهدى(عليه السلام)است .خداوند مى فرمايد : « فرشتگان گفتند : اى مريم ! خدا تو را به كلمه اى ( وجود با عظمتى ) بشارت مى دهد كه نامش مسيح ، عيسى پسر مريم ، است . در اين جهان و جهان ديگر ، صاحب شخصيت و از مقربان الهى خواهد بود . در گهواره و در حالت كهولت با مردم سخن مى گويد و از شايستگان است » ( آل عمران /45 ـ 46 ) .

بعيد نيست كه نماز خواندن عيسى(عليه السلام) پشت سر مهدى(عليه السلام) چند سال پس از نزول يعنى زمانى باشد كه دولت هاى غربى پيمان صلح را شكسته و لشكريان خود را براى جنگ با مهدى(عليه السلام) بسيج كنند . در اين هنگام است كه مسيح(عليه السلام)موضع روشن خود را در جانبدارى از امام مهدى(عليه السلام) آشكار مى كند و به او اقتدا مى كند .

اما معقول آن است كه شكستن صليب ها و كشتن خوك ها كه منابع سنى آن را روايت كرده اند ، پس از شكست غربى ها در نبرد با امام بوده و بعد از آن است كه امام و مسيح(عليهما السلام) وارد مراكز كشورهاى مسيحى شوند و ملت ها با تكبير و هلهله از او استقبال كنند .

 

به گزارش موعود به نقل از روزنامه الوطن آمریکا نوشت: مرکز زمین شناسی آمریکا از احتمال وقوع یک زلزله به بزرگی ۱۰ ریشتر در منطقه خاورمیانه و خلیج فارس خبر داد. مرکز زمین شناسی آمریکا از پیش بینی وقوع زلزله‌ای بسیار بزرگ در منطقه خاورمیانه بین ۲۵ تا ۳۰ آوریل (۵ تا ۱۰ اردیبهشت) خبر داد.

امير مؤمنان فرموده است : پسر هند جگرخوار از سمت وادى يابس ( بيابان بى آب و گياه) مى آيد . مردى ميانه قامت ، زشت رو با سر بزرگ است و نشان آبله بر صورتش وجود دارد . اگر او را ببينى ، گمان مى كنى كه يك چشم دارد ، نامش عثمان ، پدرش عنبسه و از فرزندان ابو سفيان است . آن قدر جلو مى آيد تا بر سرزمينى آرام برسد و بر منبر آنجا بنشيند1

از امام محمد باقر(عليه السلام) آورده است : سفيانى سرخ گون، بور ، و چشمانى آبى دارد . هرگز خدا را پرستش نكرده ، مكه و مدينه را نديده ، با اين حال مى گويد : خدايا ، انتقام از خونم ! پروردگارا ! انتقام از خونم!2

اگر تو سفيانى را ببينى ، خبيث ترين مردم را ديده اى . سرخ گون ، بور و چشمانش كبود است . مى گويد : پروردگارا ! خونم ، خونم و انتقام ! آن قدر خبيث است كه زن حامله را زنده به گور مى كند ، چون مى ترسد جاى سفيانى را نشان دهد3

در حدیثی دیگر از امام باقر(عليه السلام) آمده است : فرو رفتن روستايى در شام به نام جابيه ، فرود آمدن تركان در جزيرة العرب ، آمدن روميان به رمله و اختلاف بسيار در تمام كره خاكى ، تا شام خراب شدن شام ; سبب ويرانى شام گِرْد آمدن سه پرچم در آنجاست : پرچم اصهب ، پرچم ابقع و بيرق سفيانى .4

و در جایی دیگر آمده است که سفيانى پيروزمندانه از مناطق روم ، بازمى گردد و بر صليب بر گردن دارد . وى سركرده سپاه است .5

که این حدیث نشان می‌دهد که سفیانی یا مسیحی است یا در جامعه  انان بزرگ شده است

پی نوشت:

1- كمال الدين 2/651 از عمر بن اذينه آورده است كه ابو عبدالله فرمود كه پدرم به نقل از امير مؤمنان این حدیث را بیان کرده است

2- نعمانى /306 از محمد بن مسلم به نقل از امام باقر بیان کرده است

3-به نقل از كمال الدين ، اثبات الهداة 3/721 ; بحار 52/205 .

4-   ارشاد /359

5-  الغيبه طوسى /278 از بشر بن غالب

مرگ و زمان آن همواره یکی از ابهام ها و سوال های بشر بوده است. بی تردید عدم آگاهی از هنگام مرگ یکی دیگر از حکمت های پروردگار متعال است.

      « سپس بار ديگر از اسبابى كه ( در اختيار داشت ) بهره گرفت ، تا به خاستگاه خورشيد رسيد . ( در آنجا ) خورشيد را ديد كه بر جمعيتى طلوع مى كند كه در برابر (تابش ) آفتاب ، پوششى براى آنها قرار نداده بوديم ( و هيچ گونه سايبانى نداشتند ) . آرى چنين بود ( كار ذو القرنين ) و ما به خوبى از امكاناتى كه نزد او بود ، آگاه بوديم . باز از اسباب مهمى ( كه در اختيار داشت ) استفاده كرد .

در بخشهاى قبلى، حوادثى را كه از ماه جمادى‏الثانى سال پيش از ظهور تا ماه ذيقعده همان سال پيش مى‌‏آيد بررسى كرديم. در اين قسمت به بررسى رويدادهايى مى‌‏پردازيم كه در ماه محرم رخ مى‌‏دهند.

اگرچه روايات پيش بيني حوادث آينده مصر فراوان است اما تنها بخشي از آنها به عصر ظهور مرتبط مي شود. روايات پيش بيني فتح مصر توسط مسلمانان و همچنين روايات غلبه مغربي ها بر مصر كه در دوران انقلاب فاطميان به حقيقت پيوسته است، از جمله رواياتي است كه ربطي به مساله ظهور ندارند و بايد مراقب بود كه ما را به اشتباه نياندازند و با روايات ظهور درآميخته نگردند. بنابراين براي جلوگيري از اين مشكل تنها به رواياتي مراجعه خواهيم كرد كه به نحوي دلالت بر حوادث دوران ظهور داشته باشند.
با مراجعه و بررسي اين دسته از روايات مي توان رخدادهاي مرتبط با ظهور را به هفت دسته تقسيم كرد كه در نگاه اول، ترتيب روشني براي اين حوادث ديده نمي شود. اما با اندكي تامل مي توان به يك ترتيب منطقي اما احتمالي دست يافت.
اين اتفاقات عبارتند از:
1ـ حركت انقلابي مردم عليه حاكمان در مصر و ديگر كشورهاي عربي
2ـ كشته شدن فرمانرواي مصر به دست مردم
3ـ هرج و مرج و نابساماني در كشور به دليل فقدان پيشوا
4ـ ورود نيروهاي خارجي به مصر
5ـ انقلاب مردي از مصر و ايجاد حركت اسلامي در اين كشور
6ـ پيوستن نيروهاي خارجي مستقر در مصر به سفياني
7ـ آمادگي براي استقبال از امام زمان و ورود حضرت به اين كشور

این مطلب ادامه دارد ....

منبع: فارس

در ادامه مطلب قبل که به طور کلی به روایات مربوط به ایران به عنوان یکی از سرزمین های درگیر در واقعه ظهور و مردمان فارس، پرداختیم، در این مطلب به احادیث مربوط به شهرهایی مانند قم و طالقان خوهیم پرداخت.

شنبه‏ اى را كه مصادف با عاشورا شده است برخى احاديث روز ظهور حضرت برشمرده ‏اند:
ابو بصير از امام صادق(ع) روايت كرده است كه فرمودند:
[حضرت مهدى(ع)] در روز عاشورا كه روز شهادت سيدالشهدا(ع) است، قيام مى‏ كنند. گوييا در آن شنبه‏ اى كه عاشورا در آن واقع شود، همراه او هستم. در حالى كه بين ركن و مقام ايستاده جبرئيل در مقابل ايشان، براى بيعت ندا در دهد و شيعيان حضرت، زمين را با طى ‏الارض زير پا مى‏نهند و از اطراف و اكناف عالم (به سرعت) جمع شده و با ايشان بيعت مى ‏كنند و خداوند هم به وسيله او جهان را مملو از عدالت مى‏ كند آن گونه كه آكنده از ظلم و جور گشته است.
على‏بن مهزيار هم از امام پنجم(ع) نقل كرده است كه:
گوييا با حضرت مهدى(ع) در روز شنبه ‏اى كه عاشورا است و بين ركن و مقام ايستاده هستم.

'رجعت' یکی از مراتب روز قیامت است، هر چند از نظر بروز و ظهور حقایق در مرحله پایین‌تری است؛ زیرا در ایام رجعت امکان فساد و فتنه‌انگیزی هست، اما در قیامت شرارت و فساد هم وجود ندارد.

در مطالب گذشته به سرزمین هایی مانند دمشق، یمن، حجاز، اردن، کوفه و... به عنوان سرزمین هایی که در واقعه شریف ظهور حضرت مهدی(عج) درگیر خواهند بود، اشاره کردیم و در این مقاله با مطالبی در مورد ایران، به عنوان آخرین سرزمین درگیر، آشنا خواهید شد.

بالاخره با پيگيرى حوادث آخرين ماههاى غيبت حضرت مهدى(ع) به آخرين روزها رسيديم و مى‌توانيم چشم‏انتظار آن وعده الهى باشيم كه در قرآن به مؤمنان، (1)مستضعفان زمين(2) ، صالحان(3) و حتى وجود مبارك پيامبر اكرم(ص) داده شده و رسول اكرم(ص) (4) در روز غدير حجةالوداع آن را كه به صد و بيست هزار مسلمان حاضر در آن محل اعلام كردند(5) و امام باقر(ع) به عشق آن روز فرمودند:
اگر آن عصر را درك كنم از جان خويش براى حضرت مهدى(ع) محافظت مى‌‏كنم (خودم رابراى او نگاه مى‏دارم.) (6)
آرى اين همان روز است كه آسمانيان پيش و بيش از زمينيان به انتظارش بوده و در انتظارش سوخته و ساخته‏اند؛ چرا كه اين روز سرآغاز فصل نوين و واقعى حيات زمين و زمان و بشريت است و روز رسيدن به همه خوبيها در سايه اسلام است.
حوادث اين ماه در دو بخش روز فجر مقدس و باقى اين ماه قابل بررسى است:

پس از وقوع مجموعه همه حوادثى كه تا به حال از آنها ياد كرديم شعاع‌هاى نورانى آن خورشيد تابان بيش از پيش نمايان گشته و حضرت مهدى(ع) فرستاده‌اى از جانب خويش به مكه اعزام مى‏‌كنند كه علاوه بر روشن شدن اوضاع و كسب خبر از آنها مقدمات آن انقلاب مبارك را فراهم كند. جوانمردى هاشمى (محمد بن الحسن كه همان نفس زكيه است)، در بيست و پنجم ماه ذى‏‌الحجة پس از قيام خويش وارد مسجدالحرام شده و بين ركن و مقام ايستاده و نامه‏‌اى شفاهى از ناحيه حضرت را براى مردم مكه قرائت مى‏‌كند كه در اين نامه خبرى از توهين و بى‌‏احترامى و تهديد نيست و ضمن آن حضرت از مردم مكه طلب يارى و نصرت مى‌‏كنند. بقاياى نظام منحوس حاكم در حجاز جرمى شنيع مرتكب شده و وى را در حالى كه بين ركن و مقام ايستاده، شهيد مى‌‏كنند كه اين جرم عاقبت آنها را مشخص مى‏‌كند و معلوم مى‌‏سازد كه حضرت 15 روز بعد كه بناست ظهور شريفشان رخ بدهد، بايد با آنها چگونه رفتار بكنند.

چنين فاجعه دردناكى در مدينه بر سر پسر عموى نفس زكيه - كه نام خودش محمد و نام خواهر (دوقلويش) فاطمه است - مى‏‌آيد و هر دو را بر سر در مسجدالنبى(ص) اعدام مى‏‌كنند.

امام صادق(ع) فرمودند:
كشته شدن نفس زكيه از علايم حتمى (ظهور) است14.

ابو بصير هم از امام باقر(ع) ضمن حديثى بلند روايت كرده است:
حضرت مهدى(ع) به ياران خويش مى‌‏فرمايند: اى قوم (همراهان) اهالى مكه مرا نمى‏‌خواهند ولى براى آن‏كه حجت بر آنها تمام شود و خود هم به وظيفه‏‌ام عمل كرده باشم (يكى از شما را) به سوى آنها مى‏‌فرستم. سپس يكى از يارانشان را خوانده و به او مى‌‏فرمايند: به سوى اهل مكه برو و بگو: اى اهالى مكه من فرستاده فلانى (حضرت مهدى(ع)) هستم و او براى شما چنين پيغام فرستاده كه ما خاندان رحمت و معدن رسالت و خلافتيم. ما نوادگان حضرت محمد(ص) و سلاله پيامبران هستيم به ما ظلم شده وآزار رسانده‏‌اند و ما را سركوب كرده‏‌اند. حقمان را تا به امروز به زور از زمان رحلت پيامبر(ص) گرفته‏اند. از شما طلب يارى مى ‏كنيم پس ياريمان كنيد. وقتى اين جوانمرد اين پيام را رساند به سوى او مى‌‏آيند و مابين ركن و مقام او را كه نفس زكيه است مى‌‏كشند (سر مى‏برند)15.

اميرالمؤمنين على(ع) هم فرمودند:
آيا شما را از انتهاى سلطنت »بنى‌‏فلان« باخبر كنم؟ كشتن نفس حرام! در روزى حرام در شهر حرام قسم به آنكه دانه را شكافت و آدمى را آفريد، پس از آن بيش از پانزده روز حكمرانى نخواهند كرد16.

از امام صادق(ع) هم نقل شده كه فرمودند:
فاصله قيام حضرت مهدى(ع) و كشته شدن نفس زكيه تنها 15 شب است17.

زراره بن اعين هم از آن حضرت روايت كرده است كه:
حتماً جوانى در مدينه كشته خواهد شد.
پرسيدم: آيا سپاهيان سفيانى او را مى‏كشند؟ فرمودند:
خير، ولى او را سپاهيان »بنى‏فلان« مى‏كشند. قيام كرده و خارج مى‏‌شود تا اين‏كه به مدينه مى‏‌رسد؛ مردم بدون آن‏كه بدانند چه مى‏‌گويد و چه مى‏‌خواهد، او رإ؛ مى‌‏كشند، و از آنجا كه ناجوانمردانه و از روى ستم او را مى‌‏كشند خداوند متعال هم به آنها مهلت نخواهد داد. در اين زمان چشم انتظار فرج باشيد18.

امام باقر(ع) هم فرمودند:
در آن زمان نفس زكيه در مكه كشته مى‌‏شود و برادرش را در مدينه هلاك مى‌‏كنند19.

آنكه در مدينه منوره به همراه خواهرش كشته و اعدام مى‏‌شود از عموزادگان نفس زكيه است. امام صادق(ع) فرمودند:
مظلوم در يثرب (مدينه) و پسر عمويش در مكه كشته مى‌‏شوند20.

باز هم تأكيد مى‌‏كنيم كه نفس زكيه‏‌اى كه كشته شدنش از علايم حتمى ظهور است همان »محمدبن الحسن« است كه 15 روز پيش از ظهور حضرت مابين ركن و مقام شربت شهادت را مى‏‌نوشد و در روايات با اسامى و القاب مختلفى نظير: نفس زكيه21 (شخص بى‌‏گناه)، مستنصر (طلب كننده نصرت و يارى)22 مرد هاشمى و جوانى از آل محمد(ص)، حسنى23 ياد كرده‏‌اند.

پی نوشت:

15. بحارالانوار، ج52، ص307؛ بشارةالاسلام، ص224؛ المهدى(ع) من‏المهد الى‏الظهور، ص368؛ يوم‏الخلاص، ص662؛ بيان‏الائمه(ع)، ج3، ص20.
16. الغيبة نعمانى، ص173؛ بحارالانوار، ج52، ص234؛ الممهدون للمهدى(ع)، ص61.
17. الارشاد شيخ مفيد، ج2، 4ص37؛ الغيبة شيخ طوسى، ص271؛ كمال‏الدين و تمام‏النعة، ص649؛ اعلام الورى، ص427؛ بشارةالاسلام، ص128؛ المهدى(ع) من المهد الى الظهور، ص368.
18. بحارالانوار، ج52، ص147؛ بشارةالاسلام، ص117؛ يوم‏الخلاص، ص666.
19. بشارةالاسلام، ص177؛ يوم‏الخلاص، ص665.
20. بشارةالاسلام، ص187؛ يوم‏الخلاص، ص666.
21. طى داستان حضرت موسى در قرآن كريم (آيه 74 سوره كهف) هم آمده است: آيا نفس زكيه‏اى (يعنى مبرّا از گناه) را كشتى؟
22. فراموش نكنيم كه او كلامش را با طلب يارى براى حضرت (آل محمد(ص)) و پيروانش آغاز مى‏كند.
23. جهت اثبات سيادت وى و اينكه از ناحيه امام مجتبى(ع) هستند.

2 - آشوبهاى مفنا
احاديث شريف ما از آشوبى كه در ميان حاجيان طى مراسم حج رخ خواهد داد خبر مى‏دهند كه در واقع دنباله اختلافات اهالى حجاز بر سر پادشاهى آن ديار است.
امام صادق(ع) فرمودند:
مردم با هم حج مى‏كنند و وقوف در عرفاتشان را هم با همديگر و بدون امام انجام مى‏دهند. هنگامى كه در منا هستند فتنه سختى برمى‏خيزد و همه قبايل برهم مى‌‏شورند. »جمره عقبه« از خون رنگين مى‌‏شود. مردم وحشت‏زده گشته و به كعبه پناهنده مى‌‏شوند11.
از اين حديث مى‌‏توان فهميد كه مردم در آن زمان چندان روابط صميمانه‏‌اى با هم ندارند كه بلافاصله پس از انجام مناسك حج و يا حتى پيش از اتمام آنها طى انجام »رمى جمرات در منا« كه بخشى از مناسك حج است، دسته دسته شده و شورشها شكل مى‌‏گيرد. حاجيان غارت مى‌‏شوند و اموالشان به تاراج مى‏‌رود و خودشان هم كشته مى‌‏شوند و پرده‏هاى نواميس مردم دريده مى‌‏شود.
سهل بن حوشب از رسول مكرم اسلام(ص) نقل كرده است كه:
در ماه رمضان صدايى خواهد بود و در ماه شوال درگيرى و در ذى‌‏قعده قبايل با هم به جنگ مى‏پردازند و نشانه آن تاراج (در) حج است. جنگى در منا به پا مى‌‏شود و كشتار زيادى طى آن رخ مى‏دهد و چنان خون به جريان مى‏افتد كه به جزيره (جمره) مى‏رسد12.
عبدالله بن سنان هم از امام صادق(ع) روايت كرده است:
مردم چنان دچار مرگ و كشتار مى‌‏شوند كه به حرم پناه مى‌‏برند پس (از آن) منادى راستگويى ندا در مى‌‏دهد كه براى چه جنگ و كشتار به پا كرده‏ا‌يد؟ سرور شما فلانى است13.

پی نوشت:

11.الممهدون للمهدى(ع)، ص60؛ يوم‏الخلاص، ص570.
12. منتخب‏الاثر، ص451؛ بشارةالاسلام، ص34؛ يوم‏الخلاص، ص532؛ بيان‏الائمه(ع)، ج1، ص433 و ج2، ص355.
13. الغيبة نعمانى، ص178.

یکی از توطئه های بزرگ صهیونیسم برای مبارزه با اسلام، جذب خیل عظیم مسیحیان جهان بسوی خود می باشد .برای این منظور نظریه پردازان فریب کار صهیونیست با طرح نظریه ی آرماگدون جهان مسیحیت و یهودیت را برای مبارزه نهایی با مسلمانان جهان آماده می کنند.

گريس هال سل نويسنده ی كتاب تدارك جنگ بزرگ بر اساس پيشگويي هاى انبياى بنى اسراييل  ترويج تئورى نبرد آخرالزمان هارمجدون (Armageddon) را بر اين اساس كه صهيونيستها نيروهاى حق مدار اين جبهه هستند، اتحاد پنهانى ميان اسراييل و مسيحيان دست راستى ايالات متحده مى داند كه آنها به منظور حمله به مسلمانان اين توطئه را زمينه چينى كرده اند

 

او با شرکت در دو سفر مذهبی به رهبری جری فال ول کشیش جنگ طلب در سا های 1983 و 1985 به اسرائیل و به موازات ان گفت و گو با مقامات بلند پایه و موثر، شنیده ها و مشاهدات خود را به صورتی مستند در کتابش مطرح می کند.

او پرده از اسرار پنهانی و چگونگی شکل گیری شبکه ی وسیع و گسترده ای از سازمان های مسیحی افراطی طرفدار اسرائیل بر می دارد.

بالغ بر 250 سازمان و تشکل مسیحی که بیشتر انها در دهه ی 1980 به وجود امده اند در سرتاسر امریکا مشغول به فعالیت هستند. این سازمان های جنگ طلب خود را مشیت الهی گرایان می نامند و با تحریف و قرائت خاص آیات انجیل و گفته های پیامبران ، آشکارا گسترش جنگ و خونریزی را تبلیغ می کنند.

1. صيحة آسماني
صيحه از جمله نشانه‌هاي حتمي ‌ظهور است كه ‌اندكي پيش از ظهور عمومي ‌امام عصر(ع) رخ مي‌‌دهد. ابوبصير از حضرت امام محمّد باقر(ع) روايت نموده كه فرمود:
«هر گاه ديديد آتشي بزرگ و شعله‌ور سه روز يا هفت روز از مشرق طلوع كرد، به خواست خداوند منتظر فرج و ظهور دولت آل محمّد باشيد؛ زيرا خداوند بر همه چيز غالب و حكيم است.» آنگاه فرمود: «صداي آسماني فقط در ماه رمضان است؛ يعني ماه خدا و آن هم صداي جبرئيل به اين مردم است.» سپس فرمود: «گوينده‏اي از آسمان نام قائم را مي‌‌برد به طوري كه از مشرق تا مغرب آن را مي‌‌شنوند. هر كس خواب است، بيدار مي‌‏شود و هر كس ايستاده، مي‌‏نشيند و هر كس نشسته از وحشت آن صدا برمي‌خيزد. خدا رحمت كند كسي را كه از آن صدا عبرت مي‌‌گيرد؛ زيرا صداي اوّل، صداي جبرئيل امين است.»

ايشان ادامه دادند:
«آن صدا در شب جمعة بيست و سوم ماه رمضان است، به آن شك ننماييد و آن را بشنويد و پيروي كنيد. در آخر آن روز، صداي شيطان ملعون به گوش مي‌‌رسد كه مي‌‌گويد: آگاه باشيد! فلاني (مقصود سفياني است) مظلوم كشته شده است تا بدين وسيله، مردم را به شك بيندازد و در ميان آنها فتنه انگيزد، چه بسيار مردم مردّد و متحيّري كه در آن روز به واسطة اين شك به آتش دوزخ درافتند. ولي شما اگر صداي اوّل را در ماه رمضان شنيديد، شك نكنيد كه صداي جبرئيل است و علامت آن اينست كه اسم قائم و پدرش را مي‌‌برد، به طوري كه دختران پرده‏نشين نيز آن را مي‌‌شنوند و پدر و برادر خود را تشويق به بيرون آمدن، مي‌‌كنند.»1

2. جبرئيل در روز ظهور امام زمان(ع)

در مقاطع مختلف پس از ظهور، جبرئيل و ميكائيل حضور ملموسي دارند، كه از آن جمله مي‌‌توان به سرآغاز ظهور و هنگامة بيعت با حضرت مهدي(ع) در «مسجدالحرام» و نيز لشكر كشي براي نبرد با سفياني21و شكست و كشتن او اشاره كرد.2

پس از به دست گرفتن حكومت مكّه توسط امام عصر(ع) و سلطه بر اين منطقه، با توجّه به جنايات سفياني از «شام» تا «عراق» و «شبه جزيره»، مهم‌ترين و ضروري ترين اقدام، عقب راندن و دفع اوست. از همين رو امام(ع) با سپاهياني كه تحت رهبري ايشان و فرماندهي سيصد و سيزده يارشان تشكيل شده، با هستة اوّلية ده هزار نفره به تعقيب سپاهيان سفياني مي‌‌پردازند.

اين تعقيب و عقب راندن سفيانيان تا «درياچة طبريّه» ادامه مي‌‌يابد. سفياني از منطقة «وادي يابس» اقدامات خود را شروع مي‌كند. اين منطقه در اطراف درياچة طبريّه قرار دارد. پروندة جنايات سفياني در همان منطقه‌اي بسته مي‌‌شود كه از آنجا آغاز شده بود. ميكائيل و جبرئيل، از جمله شاخص‌ترين افرادي هستند كه در اين نبرد و لشكركشي، امام(ع) را همراهي مي‌‌كنند. ظاهراً جبرئيل فرماندهي ملائكة جناح راست و ميكائيل فرماندهي ملائكة جناح چپ را برعهده دارند.3

امام مهدي(ع) پس از ظهور و شكست سفياني به ناچار با غربيان وارد نبرد و جنگ مي‌‌شوند.4
اندكي كه از آغاز نبرد مي‌‌گذرد با وساطت حضرت مسيح(ع)، صلحي چند ساله با مسيحيان و غربيان بسته مي‌‌شود.آنان تنها مدّت كوتاهي به اين پيمان، متعهّد مي‌‌مانند و مدّتي بعد آن را نقض مي‌‌كنند. همين امر جنگ دوم امام عصر(ع) را باعث مي‌‌گردد كه به آرامي ‌زمينه‌هاي نبرد با ابليس و ابليسيان فراهم مي‌‌گردد. در ميانة نبرد به ناگاه يكي از صليبيّون بانگ مي‌‌زند كه صليب غلبه يافت. در مقابل او نيز يكي از مسلمانان فرياد برمي‌آورد كه خير، ياران و ياوران خدا غلبه يافتند. در پس اين مشاجرة لفظي، خداوند به جبرئيل مي‌‌فرمايد: «بندگانم را درياب.» او با صدهزار ملك به ياري سپاه حق مي‌‌شتابد. همين مطلب دربارة ميكائيل و اسرافيل نيز اتّفاق مي‌‌افتد كه آنان نيز به ترتيب با دويست و سيصد هزار ملك به ياري جبهة حق مي‌‌شتابند و اين سپاهيان تازه نفس امر را براي سپاهيان امام‌زمان(ع) سهل و پيروزي را براي ايشان روان و آسان مي‌‌سازند.5

پس از آنكه دجّال به جمع آوري نيرو و پيرو پرداخت، با خيل عظيمي ‌رو به سوي مكّه و «مدينه» مي‌‌كند كه با ممانعت ميكائيل در مكّه و جبرئيل در مدينه مواجه مي‌‌شود.6

منبع:

1. سيّد ابن طاووس، الملاحم و الفتن، ص145.
2. الملاحم و الفتن، ص296.
3. معجم أحاديث الإمام المهدي(ع)، شيخ علي كوراني، ج 3، ص 96.
4. تفصيل اين مطلب را در كتاب عصر ظهور نوشته حجّت الاسلام علي كوراني مي‌‌توانيد مطالعه نماييد.
5. معجم احاديث الامام مهدي(ع)، ج1، ص366.
6. همان، ج2، ص92.




حوادث آخرين ماههاى پيش از ظهور در بخشهاى قبلى، حوادثى را كه از ماه جمادى‏‌الثانى سال پيش از ظهور تا ماه ذيقعده همان سال پيش مى‏‌آيد بررسى كرديم. در اين قسمت به بررسى رويدادهايى مى‏‌پردازيم كه در ماه ذيحجه رخ مى‏‌دهند.

سيزده هزار فيلم پورنو هر سال در آمريکا توليد مي شود. بر پايه گزارش Internet filter review  ، عايدي جهاني پورنو  شامل اتاق هاي پخش فيلم در هتل ها، کلوب هاي سکس و صنعت رو به گسترش سکس الکترونيک، نود و هفت ميليارد دلار در سال 2006 بوده است. اين عايدي، با درآمد شرکت هاي پيشرو درامر فن آوري مثل «مايکروسافت» ، «گوگل»، «آمازون»، «اي بي»، «ياهو»، «اپل»، «نت فليکس» و «ارث لينک» برابري مي کند.

از امام سجّاد(ع) دربارة توحید سؤال شد، حضرتش فرمود: «خداوند عزّوجلّ مي‌دانست در آخرالزّمان مردمانی ژرف‌اندیش خواهند آمد، پس سورة اخلاص و شش آیة اوّل سورة حدید را نازل فرمود، هر کس ورای آن را طلب کند، هلاک شود.»1
ای اهالی آخر زمان!
ای مردم ژرف اندیش!
روزانه چندین بار توحید را می‌خوانیم.
چقدر از این سوره می‌دانیم؟
پیش فرض پاسخ: سوره‌ای برای مردم آخرالزّمان
در شأن نزول اين سوره از امام صادق(ع) چنين نقل شده: «يهود از رسول الله(ص) تقاضا كردند خداوند را براي آنها توصيف كند، پيغمبر(ص) سه روز سكوت كرد و پاسخي نگفت، تا اين سوره نازل شد و پاسخ آنها را بيان كرد.»
در حديثي از پيغمبر اكرم(ص) مي‏خوانيم كه فرمود: «آيا كسي از شما عاجز است از اينكه يك سوم قرآن را در يك شب بخواند؟!» يكي از حاضران عرض كرد: اي رسول خدا! چه كسي توانايي بر اين كار دارد؟! پيغمبر(ص) فرمود: «سورة قل هو الله را بخوانيد.»
در حديث ديگري از امام صادق(ع) مي‏خوانيم: «هنگامي كه رسول خدا(ص) بر جنازة سعد بن معاذ نماز گزارد، فرمود: «هفتاد هزار ملك كه در ميان آنها جبرئيل نيز بود بر جنازة او نماز گزاردند! من از جبرئيل پرسيدم او به خاطر كدام عمل، مستحقّ نماز گزاردن شما شد؟ گفت: به خاطر تلاوت قُلْ هُوَ الله أَحَدٌ در حال نشستن و ايستادن و سوار شدن و پياده‏روي و رفت و آمد.»
و در حديث ديگري از امام صادق(ع) مي‏خوانيم: «كسي كه يك روز و شب بر او بگذرد و نمازهاي پنجگانه را بخواند و در آن قُلْ هُوَ الله أَحَدٌ را نخواند به او گفته مي‏ شود: اي بندة خدا! تو از نمازگزاران نيستي!»
در حديث ديگري از پيغمبر اكرم(ص) آمده است كه فرمود: «كسي كه ايمان به خدا و روز قيامت دارد، خواندن سورة قُلْ هُوَ الله أَحَدٌ را بعد از هر نماز ترك نكند؛ زيرا هر كس آن را بخواند، خداوند خير دنيا و آخرت را براي او جمع مي‌‏كند و خودش و پدر و مادر و فرزندانش را مي‏ آمرزد.»

از روايت ديگري استفاده مي‏شود كه خواندن اين سوره به هنگام ورود به خانه، روزي را فراوان مي‏كند و فقر را دور مي‏ سازد.

«آن حضرت پس از فراغت از نماز عصر فرمود: «آنچه از [عمر] دنيا باقي مانده، به گذشته آن، همان نسبت را دارد كه باقي‌مانده وقت امروز نسبت به گذشته آن دارد.» [همچنين] آن حضرت به ياران خود فرمود: «برگزيده شدم در حالي كه ميان من و قيامت فاصله نيست؛ همان سان كه ميان دو انگشت سبابه و وسطي فاصله نيست».

ساميد و آرزوى پيروزى نهايى حق بر باطل، صلح بر جنگ، عدالت بر ظلم، برقرارى ارزشهاى انسانى و تشكيل مدينه فاضله يا «آرمانشهر» و به عبارت ديگر «فوتوريسم » در همه اديان زمينى و آسمانى با اختلاف اندكى وجود دارد و يكى از مشتركات تمامى اديان و مذاهب است. در همه اديان به آينده درخشان و آمدن مصلحى جهانى در آخر الزمان نويد داده شده است. «فوتوريسم » يعنى اعتقاد به دوره آخر الزمان و انتظار ظهور منجى غيبى و ...

ضو گروه فرهنگ مهدویت پژوهشکده مهدویت و آینده پژوهی از انجام پروژه «کیفیت تعامل امام مهدی(عج) با ادیان در عصر ظهور(با تأکید بر یهودیت و مسیحیت) » در پژوهشکده مهدویت خبر داد.

با تشکر از همه موعودیانی که ما را با مجموعه مقالات شش ماه به ظهور همراهی کردند این مقالات پیرامون حوادث ماه های منتهی به ظهور حضرت صاحب الزمان می افزاید می پردازد و امروز به بررسی حوادث ماه ذی بالقعده می پردازیم و در آخر امیدواریم  با نظرات خود ما را در این راه یاری دهید

در مجموعه مقالات شش ماه به ظهور به بررسی حوادثی که در شش ماه مانده به ظهور حضرت مهدی علیه السلام را بررسی می‌کنیم، موعود افتخار دارد که شما دوستان همراه ما هستید

«رجعت مسیح(ع) هزار سال پس از عروج»، «فرود آمدن مسیح روی قله‌ای در استرالیا» و «مرگ 100 میلیون نفر با ظهور مسیح» تنها بخش کوچکی از پیش‌گویی‌های غلط مسیحیان درباره زمان رجعت حضرت عیسی(ع) است.مسیحیان در طول تاریخ دو هزار ساله مسیحیت درباره روز معینی - که عیسی(ع) در آن روز ظهور خواهد کرد - سخن‌ها گفته و کتاب‌های بسیار نگاشته‌اند که در ادامه به برخی از آن‌ها اشاره می‌شود.

 در بخشهاى قبلى، حوادثى را كه از ماه جمادى‏الثانى سال پيش از ظهور تا ماه رمضان همان سال پيش مى‏آيد بررسى كرديم. در اين قسمت به بررسى رويدادهايى مى‏پردازيم كه در ماههاى شوال و ذيقعده رخ مى‏دهند.

خداوند متعال در آیات قرآن می‌فرماید: ای گروه انس و جن! آیا رسولانی از شما به سوی شما نفرستادم تا آیات الهی را برای شما بازگو کند؟ حال این سؤال مطرح می‌شودکه کدامیک از پیامبران بر اجنه نیز رسالت داشته است

در بخش‏هاى قبلى اين سلسله مقالات، با برخى نشانه‏ هاى مخصوص سال ظهور امام عصر(عج) آشنا شديم و اينك به بررسى سلسله رويدادهايى مى ‏پردازيم كه در آخرين ماه‏هاى پيش از ظهور آن حضرت رخ مى ‏دهد.

حوادث‌ ماه‌ رمضان‌
در اين‌ روزها امت‌ اسلامي‌ به‌ خاطر جنگ‌ها، فتنه‌ها و كشتارها ضعف‌ سياسي‌ جدي‌ پيدا كرده‌ و قواي‌ بيگانه‌ (روميان‌) هم‌ وارد منطقه‌ شده‌اند. نشانه‌هايي‌ در آسمان‌ پديدار شده‌ است‌ كه‌ اميد را در دل‌ مؤمنين‌ شكوفا كرده‌ و از اين‌ پس‌ جريان‌ حضرت‌ مهدي‌(ع‌) اصلي‌ترين‌ اشتغال‌ ذهني‌ مردم‌ سراسر زمين‌ مي‌شود؛ چرا كه‌ اين‌ آيات‌ و دلايلي‌ كه‌ در اين‌ ماه‌ نمايان‌ مي‌گردد به‌ حدي‌ است‌ كه‌ بشريت‌ نمي‌تواند از آن‌ چشم‌پوشي‌ كند مانند:
1 ـ خورشيدگرفتگي‌ و ماه‌گرفتگي‌ در زمان‌ غير عادي‌
يكي‌ از مظاهر قدرت‌ الهي‌ كه‌ در قالب‌ سنن‌ معجزات‌ جلوه‌نمايي‌ كرده‌ و اشارة‌ مخصوصي‌ را براي‌ توجه‌ آن‌ دسته‌ از مؤمنان‌ كه‌ مخلصانه‌ منتظر ظهور بوده‌اند به‌ ارمغان‌ مي‌آورد، كسوف‌ خورشيد در روز سيزدهم‌ يا چهاردهم‌ ماه‌ رمضان‌ و خسوف‌ ماه‌ در بيست‌ و پنجم‌ همان‌ ماه‌ است‌.
علت‌ پديد آمدن‌ اين‌ دو نشانه‌ پيش‌ از ظهور كه‌ خلاف‌ روال‌ عادي‌ بوده‌ و از اول‌ خلقت‌ آدم‌ تا آن‌ زمان‌ نمونه‌اش‌ ديده‌ نشده‌، از اين‌ قرار است‌:
الف‌) رسوخ‌ و عمق‌ يافتن‌ نظريه‌ مهدويت‌ و اعتقاد به‌ حضرت‌ در ميان‌ تمام‌ مسلمانان‌؛
ب‌) متوجه‌ كردن‌ مؤمنان‌ مخلص‌ به‌ نزديكي‌ ظهور.
«ثعلبة‌ ازدي‌» از امام‌ باقر(ع‌) نقل‌ كرده‌ كه‌ فرمودند:
دو نشانه‌ پيش‌ از ظهور قائم‌(ع‌) خواهد بود: خورشيدگرفتگي‌ در نيمه‌ ماه‌ رمضان‌ و ماه‌گرفتگي‌ در آخر آن‌.
به‌ حضرت‌ عرض‌ كردم‌: يابن‌ رسول‌الله خورشيد در انتهاي‌ ماه‌ كسوف‌ مي‌كند و ماه‌ در نيمة‌ آن‌ خسوف‌.
حضرت‌ فرمودند:
خودم‌ مي‌دانم‌ چه‌ مي‌گويم‌؛ اين‌ دو نشانه‌اي‌ است‌ كه‌ از زمان‌ فرود آمدن‌ آدم‌ (از بهشت‌ به‌ زمين‌) سابقه‌ نداشته‌ است‌. 1
«ورد بن‌ زيد اسدي‌» برادر «كميت‌» هم‌ از آن‌ حضرت‌(ع‌) نقل‌ كرده‌ كه‌ فرمودند:
پيش‌ از اين‌ امر (ظهور) ماه‌ گرفتگي‌ خواهد بود؛ كه‌ پنج‌ روز مانده‌ (به‌ انتهاي‌ ماه‌) و خورشيد گرفتگي‌ در روز پانزدهم‌ كه‌ هر دو در ماه‌ رمضان‌ خواهد بود و به‌ اين‌ ترتيب‌ حساب‌ منجمان‌ به‌ هم‌ مي‌ريزد.
ابوبصير هم‌ از امام‌ صادق‌(ع‌) نقل‌ مي‌كند كه‌ حضرت‌ فرمودند:
نشانة‌ قيام‌ حضرت‌ مهدي‌(ع‌) كسوف‌ خورشيد در بيست‌ و سوم‌ يا چهاردهم‌ ماه‌ رمضان‌ است‌. 2
خسوف‌ ماه‌ معمولاً به‌ جهت‌ قرار گرفتن‌ زمين‌ در ميان‌ خورشيد و ماه‌ رخ‌ مي‌دهد كه‌ زمان‌ آن‌ هم‌ در نيمة‌ ماه‌هاي‌ قمري‌ است‌. كسوف‌ خوشيد هم‌ غالباً زماني‌ مشاهده‌ مي‌شود كه‌ ماه‌ بين‌ زمين‌ و خورشيد قرار گيرد و زمان‌ آن‌
هم‌ در آخر ماه‌هاي‌ قمري‌ است‌. چنين‌ حادثه‌اي‌ (كه‌ دچار بدأ 3 هم‌ نخواهد شد) در زماني‌ غير از زمان‌ عادي‌ آن‌ ـ بنا برگفته‌ روايات‌ ـ با فرض‌ احتمالات‌ زير ممكن‌ مي‌شود:
احتمال‌ اول‌:  اين‌ قضيه‌ معجزه‌گونه‌ و از طريق‌ يكي‌ از اسباب‌ و علل‌ عادي‌ (وناشناخته‌) انجام‌ شود.
البته‌ با اختلافي‌ ساده‌ و آن‌ هم‌ آگاهي‌ ما از زمان‌ وقوع‌ آن‌ است‌، كه‌ البته‌ طريقه‌ حدوث‌ اين‌ اعجاز يا كيفيت‌ شكل‌گيري‌ را نمي‌توانيم‌ تصور كنيم‌ و همين‌ قدر كافي‌ است‌ كه‌ بدانيم‌ اين‌ معجزه‌ انجام‌ مي‌شود و آن‌ هم‌ معجزه‌اي‌ كه‌ از زمان‌ هبوط‌ حضرت‌ آدم‌(ع‌) تا كنون‌ سابقه‌ نداشته‌ است‌ و لذا محاسبات‌ ستاره‌شناسان‌ را برهم‌ مي‌زند.
احتمال‌ دوم‌:  به‌ واسطة‌ ممانعت‌ جسمي‌ بزرگ‌ رخ‌ مي‌دهد.
ممكن‌ است‌ يكي‌ از اشياء سرگردان‌ در فضا (بنا بر گفته‌ دانشمندان‌) به‌ منظومة‌ شمسي‌ نزديك‌ شده‌ و با قرار گرفتن‌ در مقابل‌ خورشيد مانع‌ رسيدن‌ آفتاب‌ به‌ زمين‌ شود و كسوف‌ پس‌ از ده‌ روز پيش‌ بيايد و همين‌ شي‌ء در اواخر ماه‌ هم‌ كه‌ ماه‌ به‌ شكل‌ هلال‌ ديده‌ مي‌شود در برابر آن‌ قرار گيرد و بر حسب‌ سرعت‌ و حجم‌ آن‌ شي‌ء خسوف‌ كلي‌ يا جزيي‌ رخ‌ دهد. از جمله‌ نشانه‌هايي‌ كه‌ براي‌ ظهور ذكر شده‌ است‌ و بي‌ارتباط‌ با اين‌ بخش‌ از مطالب‌ نيست‌ اين‌ است‌ كه‌ نور خورشيد از زمان‌ طلوعش‌ تا 23 از روز ناپديد مي‌شود كه‌ اين‌ به‌ جهت‌ آن‌ است‌ كه‌ شي‌ء فضايي‌ بين‌ خورشيد و زمين‌ قرار گرفته‌ و به‌ مدت‌ 23 از طول‌ روز مانع‌ رسيدن‌ آفتاب‌ 4 به‌ زمين‌ مي‌شود كه‌ بالطبع‌ با كسوفي‌ كه‌ از يك‌ تا سه‌ ساعت‌ طول‌ مي‌كشد، متفاوت‌ است‌.
احتمال‌ سوم‌:  به‌ جهت‌ تغييرات‌ دروني‌ خود خورشيد.
تعبير علمي‌ اين‌ مطلب‌ از اين‌ قرار است‌ كه‌ ممكن‌ است‌ انفجارهاي‌ عظيم‌ يا تغييرات‌ فيزيكي‌ خاصي‌ در خورشيد پديد آيد طوري‌ كه‌ مدت‌ مشخصي‌
اشعه‌ خورشيد به‌ اطراف‌ پراكنده‌ نگردد و يا اينكه‌ انفجارهاي‌ پشت‌ سر هم‌ ماه‌ رمضان‌ در خورشيد، كسوف‌ اواسط‌ ماه‌ را به‌ دنبال‌ داشته‌ باشد و در آخر ماه‌ كه‌ از ماه‌ هلالي‌ بيش‌ پيدا نيست‌، خسوف‌ را؛ كه‌ اين‌ احتمال‌ نزديك‌ترين‌ و جدي‌ترين‌ احتمالات‌ است‌ خصوصاً اگر اين‌ دو را به‌ آيات‌ و نشانه‌هايي‌ كه‌ از آسمان‌ است‌ و در بحث‌ حوادث‌ ماه‌ رجب‌ به‌ آنها پرداختيم‌، ضميمه‌ كنيم‌، مي‌توان‌ آنها را هم‌ با اين‌ احتمال‌ توجيه‌ كرد: توقف‌ خورشيد در زمان‌ سفياني‌ ممكن‌ است‌ كه‌ ناشي‌ از انفجاري‌ قوي‌ در خورشيد باشد كه‌ مانع‌ حركت‌ كردن‌ خورشيد شود يا حركت‌ آرامي‌ كه‌ مانند بازگشت‌ عمل‌ آن‌ براي‌ مدت‌ دو يا سه‌ ساعت‌ باشد يا ظاهر شدن‌ بدني‌ نمايان‌ در قرص‌ خورشيد (از جمله‌ حوادث‌ ماه‌ رجب‌) هم‌ ممكن‌ است‌ ناشي‌ از انفجاري‌ قوي‌ در خورشيد باشد كه‌ وقتي‌ در سطح‌ خورشيد گسترش‌ يابد به‌ شكل‌ سينه‌ و صورت‌ انسان‌ به‌ نظر برسد. دانشمندان‌ متأخر به‌ حدوث‌ چنين‌ جرياني‌ در خورشيد كه‌ در حديث‌ هم‌ مي‌توان‌ تأكيد بر چنين‌ مطلبي‌ را يافت‌ اشاره‌ كرده‌اند. اميرالمؤمنين‌(ع‌) طي‌ حديثي‌ طولاني‌ پس‌ از ذكر صيحه‌ و نداي‌ آسماني‌ ماه‌ رمضان‌ (در بيست‌ و سوم‌ ماه‌) مي‌فرمايند:
از فرداي‌ آن‌، هنگام‌ ظهر خورشيد رنگارنگ‌ و سپس‌ زرد شده‌ و در نهايت‌ سياه‌ و تاريك‌ مي‌شود. 5
تاريكي‌ خورشيد خود دليل‌ روشني‌ است‌ براي‌ وقوع‌ خسوف‌ ماه‌ در روز (بيست‌ و پنجم‌ آن‌ ماه‌ رمضان‌)

و شايد اين‌ تفسير بهترين‌ تفسير علمي‌ و نزديك‌ترين‌ احتمال‌ به‌ واقعيت‌ باشد كه‌ احدي‌ پيش‌ از اين‌ بدان‌ اشاره‌ نكرده‌ است‌ و پس‌ از تفكر جدي‌ و عميق‌ در باب‌ نشانه‌هاي‌ ظهور و آيات‌ آسماني‌ كه‌ الزاماً نبايد اين‌ حوادث‌ معجزه‌ باشند، حاصل‌ شده‌ است‌. 6

پی نوشت ها

1.  الارشاد، شيخ‌ مفيد، ج‌2، ص‌374؛ الغيبة‌، نعماني‌، ص‌181، اعلام‌الوري‌، ص‌429؛ الغيبة‌ شيخ‌ طوسي‌، ص‌270، بشارة‌الاسلام‌، ص‌96؛ يوم‌الخلاص‌، ص‌516؛ تاريخ‌ مابعدالظهور، ص‌118.
2 .  الغيبة‌، نعماني‌، ص‌182؛ بشارة‌الاسلام‌، ص‌97؛ تاريخ‌ الغيبة‌الكبري‌، ص‌479؛ يوم‌الخلاص‌، ص‌517.
3 .  به‌ زودي‌ در همين‌ مجموعه‌ به‌ مسأله‌ بدأ خواهيم‌ پرداخت‌.
4 .  الممهدون‌ للمهدي‌(ع‌)، ص‌37.
5 .  بحارالانوار، ج‌52، ص‌275؛ بشارة‌الاسلام‌، صص‌59 و 70.
6.  البته‌ بايد توجه‌ داشته‌ باشيم‌ كه‌ خود مؤلّف‌ در نهايت‌ آن‌ را احتمال‌ مي‌شمرد و هر چند هم‌ كه‌ احتمال‌ قوي‌ باشد باز يقين‌آور نيست‌ بدين‌ معنا كه‌ الزاماً نبايد چنين‌ باشد و امكان‌ معجزه‌ بودن‌ اين‌ جريانات‌ خالي‌ از وجه‌ نيست‌؛ چرا كه‌ اگر بنا بود به‌ هر حال‌ اين‌ مطالب‌ به‌ زودي‌ تفسير علمي‌ آنها توسط‌ دانشمندان‌ آن‌ عصر بيان‌ شود كه‌ ديگر تعبير كردن‌ از آن‌ به‌ آيه‌ (قرآن‌ از معجزه‌ به‌ آيه‌ تعبير ياد مي‌كند) چندان‌ موجه‌ نمي‌باشد و مردم‌ با اتكاء به‌ گفته‌ دانشمندان‌ هيجان‌ خود را نسبت‌ به‌ اين‌ جريان‌ از دست‌ داده‌ و مسلمانان‌ هم‌ به‌ عنوان‌ يك‌ حادثه‌ دهشتناك‌ نماز آياتي‌ خوانده‌ و از آن‌ روي‌ مي‌گردانند و اين‌ با آنچه‌ در ابتداي‌ سخن‌ دربارة‌ دو دليل‌ حدوث‌ اين‌ دو حادثه‌ گفته‌ شد متناقض‌ است‌. به‌ طور خلاصه‌ بايد گفت‌ اگر بنا بود كه‌ اين‌ جريان‌ فوراً تفسير علمي‌ آن‌ بيان‌ شود نخواهد توانست‌ آيه‌ يا علامتي‌ براي‌ ظهور شمرده‌ شود يا حداقل‌ در احاديث‌ ديگر لازم‌ نبود اين‌ همه‌ روي‌ آنها تكيه‌ شود و گذرا به‌ آن‌ اشاره‌اي‌ مي‌كردند. واللهعالم‌ (مترجم‌).

محمود مطهری نیا

در بخش‌هاي‌ قبلي‌ اين‌ سلسله‌ مقالات‌، با برخي‌ نشانه‌هاي‌ مخصوص‌ سال‌ ظهور امام‌ عصر(عج‌) آشنا شديم‌ و اينك‌ به‌ بررسي‌ سلسله‌ رويدادهايي‌ مي‌پردازيم‌ كه‌ در آخرين‌ ماه‌هاي‌ پيش‌ از ظهور آن‌ حضرت‌ رخ‌ مي‌دهد.

همان طور که در مقالات پیشین سرزمین های درگیر در واقعه شریف ظهور گفته شد، یمن نیز یکی از این سرزمین هاست. در بحث پیرامون سرزمین یمن، در احادیث نام شخصیت یمانی به چشم می خورد.

ثابت‌ ماندن‌ خورشيد و خسوف‌ ماه‌ در شب‌ بدر (نيمه‌ ماه‌)

از علايم‌ غير حتمي‌ سال‌ ظهور ثابت‌ ماندن‌ خورشيد و حركت‌ نكردن‌ آن‌ از ظهر تا عصر يكي‌ از روزهاي‌ ماه‌ رجب‌ است‌. همچنين‌ در شب‌ بدر اين‌ ماه‌، خسوف‌ و ماه‌ گرفتگي‌ رخ‌ خواهد داد.

از امام‌ پنجم‌(ع‌) در مورد اين‌ آيه‌ كه‌ اگر بخواهيم‌ از آسمان‌ بر آنها آيه‌اي‌ نازل‌ مي‌كنيم‌   پرسيدند كه‌ آن‌ آيه‌ چيست‌؟ حضرت‌ فرمودند:
ثابت‌ ماندن‌ خورشيد از ظهر تا هنگام‌ عصر... كه‌ اينها در زمان‌ سفياني‌ است‌ و به‌ دنبال‌ آن‌، او و قوم‌ و پيروانش‌ هلاك‌ خواهند شد .

اين‌ نشانه‌ به‌ خوبي‌ از خروج‌ و شورش‌ سفياني‌ در ماه‌ رجب‌ حكايت‌ مي‌كند؛ چرا كه‌ اين‌ علامت‌ در زمان‌ او اتفاق‌ مي‌افتد. سكون‌ خورشيد در آسمان‌ هر چند براي‌ مدت‌ كمي‌ رخ‌ مي‌دهد، ولي‌ معجزه‌اي‌ عجيب‌ از ناحيه‌ خداوند متعال‌ است‌. از طرفي‌ مردم‌ به‌ آن‌ واقعه‌ از طولاني‌ شدن‌ ناگهاني‌ مدت‌ روز پي‌ مي‌برند. و از طرف‌ ديگر تابش‌ نامتعارف‌ و بيش‌ از حد گرما و حرارت‌ خورشيد به‌ زمين‌ باخبر مي‌شوند. پديد آمدن‌ چنين‌ نشانه‌اي‌ آسماني‌ در ماه‌ رجب‌ خبر از هلاكت‌ و درهم‌ كوبيده‌ شدن‌ سفياني‌ و سپاهيان‌ و حزب‌ و پيروانش‌ مي‌دهد.

تأكيد بر ثابت‌ ماندن‌ خورشيد در ماه‌ رجب‌ ناظر به‌ همزماني‌ اين‌ حادثه‌ با خروج‌ سينه‌ و صورت‌ مردي‌ در قرص‌ خورشيد است‌ كه‌ قبلاً در زمرة‌ حوادث‌ ماه‌ رجب‌ از آن‌ ياد كرديم‌. و همان‌طور كه‌ پيش‌ از اين‌ گفتيم‌ همه‌ اينها در زمان‌ سفياني‌ رخ‌ مي‌دهد.

از جمله‌ ديگر حوادثي‌ كه‌ در ماه‌ رجب‌ رخ‌ مي‌دهد ماه‌ گرفتگي‌ در شب‌ بدر اين‌ ماه‌ است‌:
ام‌ سعيد اخمسيه‌ به‌ امام‌ صادق‌(ع‌) عرض‌ مي‌كند: يابن‌ رسول‌الله(ص‌) فدايتان‌ شوم‌! نشانه‌اي‌ از خروج‌ و قيام‌ حضرت‌ مهدي‌(ع‌) در اختيارم‌ بگذاريد و به‌ من‌ مرحمت‌ كنيد. حضرت‌ به‌ من‌ فرمودند:
ام‌سعيد! وقتي‌ ماه‌ در شب‌ بدر ماه‌ رجب‌ گرفته‌ شود و خسوف‌ رخ‌ دهد، مردي‌ پس‌ از آن‌ خروج‌ كند و به‌ دنبال‌ آن‌ حضرت‌ مهدي‌(ع‌) قيام‌ خواهند كرد.

 

 

نداهاي‌ سه‌گانه‌
سه‌ نداي‌ آسماني‌ را همه‌ در ماه‌ رجب‌ مي‌شنوند:
نداي‌ اول‌:  ألا لعنة‌ الله علي‌ القوم‌ الظالمين‌؛  بدانيد لعنت‌ خدا شامل‌ حال‌ جمعيت‌ ظالم‌ و ستمكار مي‌شود.
نداي‌ دوم‌:  يا معاشرالمؤمنين‌ أزفة‌ الآزفة‌؛  اي‌ گروه‌ مؤمنان‌! قيامت‌ (ظهور) نزديك‌ شده‌ است‌.

نداي‌ سوم‌:  بدن‌ آشكار و نماياني‌ ندا مي‌دهد:
ألا إن‌ الله بعث‌ مهدي‌ آل‌ محمد(ص‌) للقضاء علي‌الظالمين‌ ؛ بدانيد كه‌ خداوند مهدي‌ آل‌ محمد(ص‌) را براي‌ اجراي‌ قضاي‌ خود بر ستمكاران‌ برانگيخت‌ و فرستاد.

امام‌ رضا(ع‌) طي‌ حديثي‌ طولاني‌ فرمودند:
ندايي‌ مي‌آيد كه‌ هر دور و نزديكي‌ آن‌ را مي‌شنود؛ براي‌ مؤمنان‌ رحمت‌ و براي‌ كافران‌ عذاب‌ است‌.
حسن‌ بن‌ محبوب‌ كه‌ راوي‌ است‌، مي‌گويد: به‌ حضرت‌ عرض‌ كردم‌: پدر و مادرم‌ به‌ فدايتان‌ آن‌ ندا چيست‌؟
فرمودند:
سه‌ ندا در رجب‌ خواهد بود. اولين‌ آنها چنين‌ است‌: بدانيد كه‌ لعنت‌ خدا شامل‌ ستمكاران‌ است‌ و دومين‌ آنها: اي‌ گروه‌ مؤمنين‌ قيامت‌ (ظهور) نزديك‌ شده‌ است‌ و سومين‌ بدني‌ آشكارا در قرص‌ خورشيد، مشاهده‌ مي‌شود كه‌ ندا در مي‌دهد كه‌ خداوند فلان‌ بن‌ فلان‌ را براي‌ هلاك‌ و نابودي‌ ستمكاران‌ برانگيخته‌ است‌ و در اين‌ زمان‌ فرج‌ و گشايش‌ مؤمنين‌ خواهد آمد و خداوند سينه‌هايشان‌ را شفا داده‌ و سختي‌ و غم‌ و غصه‌ را از قلب‌هايشان‌ مي‌زدايد. 1

قريب‌ به‌ اين‌ مضمون‌ از امام‌ باقر(ع‌) نقل‌ شده‌ است‌ كه‌ فرموده‌اند:
خداوند تبارك‌ و تعالي‌ با پديد آوردن‌ اين‌ آيات‌، انكاركنندگان‌ را مبهوت‌ و متحير خواهد كرد.
و امام‌ صادق‌(ع‌) چنين‌ مي‌فرمايند كه‌:
سالي‌ كه‌ در آن‌ صيحه‌ آسماني‌ واقع‌ مي‌شود پيش‌ از آن‌ آيه‌اي‌ در رجب‌ خواهد بود.
از ايشان‌ پرسيدند: آن‌ آيه‌ چيست‌؟
فرمودند: چهره‌اي‌ كه‌ در ماه‌ نمايان‌ مي‌شود و دستي‌ كه‌ آشكارا اشاره‌ مي‌كند و ندايي‌ كه‌ از آسمان‌ هر كس‌ آن‌ را به‌ زبان‌ خويش‌ مي‌شنود. 2

با توجه‌ به‌ آنچه‌ گفته‌ شد مي‌توان‌ ميان‌ ندا و صيحه‌ تفاوت‌ قايل‌ شد؛ چرا كه‌ صيحه‌ در ماه‌ رمضان‌ واقع‌ مي‌شود و به‌ شكل‌ نداي‌ جبرئيل‌(ع‌) است‌ در حالي‌ كه‌ نداهاي‌ سه‌ گانه‌ در ماه‌ رجب‌ پديد مي‌آيند و نداي‌ چهارمي‌ در ماه‌ محرم‌ و روز ظهور حضرت‌ خواهد بود و به‌ خلاف‌ نداهاي‌ چهارگانه‌ در ماه‌هاي‌ رجب‌ و محرم‌ صيحه‌ ماه‌ رمضان‌ در زمرة‌ علايم‌ محتوم‌ به‌ شمار آمده‌ است‌.

پی نوشت:

1.  سوره‌ شعراء(26) آيه‌ 4.
2.  بحارالانوار، ج‌52، ص‌221.

در بخش‌هاي‌ قبلي‌ اين‌ سلسله‌ مقالات‌، با برخي‌ نشانه‌هاي‌ مخصوص‌ سال‌ ظهور امام‌ عصر(عج‌) آشنا شديم‌ و اينك‌ به‌ بررسي‌ رویدادی دیگر  مي‌پردازيم‌ كه‌ در آخرين‌ ماه‌هاي‌ پيش‌ از ظهور آن‌ حضرت‌ رخ‌ مي‌دهد.

قيام‌ سيد خراساني‌
پرچم‌هاي‌ خراسان‌ يا پرچم‌هاي‌ سياه‌ كه‌ در اين‌ لشكر جمعي‌ از ياران‌ حضرت‌ مهدي‌(ع‌) تحت‌ فرماندهي‌ سيد خراساني‌ وجود دارد. امام‌ باقر(ع‌) در حديثي‌ طولاني‌ مي‌فرمايند:

... سفياني‌ لشكري‌ را به‌ سوي‌ كوفه‌ مي‌فرستد كه‌ هفتاد هزار نفرند آنها در آنجا به‌ قتل‌ و كشتار و اسارت‌ مردم‌ مي‌پردازند در چنين‌ شرايطي‌ پرچم‌هايي‌ از سوي‌ خراسان‌ به‌ رهبري‌ سيد خراساني‌ نمايان‌ مي‌شوند كه‌ منزلگاه‌ها را با سرعت‌ چشمگيري‌ طي‌ كرده‌ و پشت‌ سر مي‌گذارند و در ميان‌ آنها عده‌اي‌ از اصحاب‌ حضرت‌ مهدي‌(ع‌) هستند 2 .
اميرالمؤمنين‌(ع‌) مي‌فرمايند:
فرج‌ را از سه‌ چيز انتظار داشته‌ باشيد: اختلاف‌ اهل‌ شام‌ بر سر آن‌ چيزي‌ كه‌ در ميان‌ آنهاست‌، پرچم‌هاي‌ سياه‌ از خراسان‌ و هراس‌ و سردرگمي‌ مردم‌ در ماه‌ رمضان‌ 3 .

و آن‌ حضرت‌(ع‌) در حديث‌ طولاني‌ مي‌فرمايند:
وقتي‌ سپاه‌ سفياني‌ به‌ سمت‌ كوفه‌ خارج‌ مي‌شود آنها را براي‌ (درگيري‌ و پيروزي‌ بر) اهل‌ خراسان‌ مي‌فرستد كه‌ آنها هم‌ به‌ جهت‌ (ياري‌) حضرت‌ مهدي‌(ع‌) خارج‌ شده‌اند. سفياني‌ و سيد خراسانيف حامل‌ پرچم‌هاي‌ سياه‌ به‌ هم‌ مي‌رسند. در خط‌ مقدم‌ سيد خراساني‌، شعيب‌ بن‌ صالح‌ است‌ كه‌ او با سفياني‌ درباب‌ اصطخر (منطقه‌ شيراز كه‌ نقطه‌ مقابل‌ فرو رفتگي‌ خليج‌ فارس‌ است‌) ميان‌ آنها جنگ‌ خانمان‌ برانداز و شديدي‌ صورت‌ مي‌گيرد كه‌ پرچم‌هاي‌ سياه‌ پيروز شده‌ و لشكر سفياني‌ متواري‌ و فراري‌ مي‌شوند. به‌ دنبال‌ آن‌ مردم‌ آرزوي‌ (آمدن‌) مهدي‌(ع‌) را مي‌كنند و او را مي‌جويند. او هم‌ در مكه‌ قيام‌ مي‌كند در حالي‌ كه‌ پرچم‌ رسول‌الله(ص‌) را به‌ همراه‌ دارد و آن‌ هم‌ در زماني‌ كه‌ مردم‌ از قيام‌ او به‌ خاطر شدت‌ و مدّت‌ بلايا و فتنه‌ها مأيوس‌ شده‌اند. 4

احاديث‌ نام‌ و اوصاف‌ برخي‌ از فرماندهان‌ سپاه‌ خراسان‌ را چنين‌ بيان‌ مي‌كند:
سيد خراساني‌، رهبر سياسي‌اي‌ كه‌ در دست‌ راستش‌ خالي‌ دارد، قائد اعظم‌ و سيد بزرگواري‌ است‌ كه‌ پرچم‌هاي‌ نهضت‌ به‌ نقش‌ او منقوش‌ گشته‌اند. شعيب‌ بن‌ صالح‌ جوان‌ گندمگون‌ و تيز فهمي‌ از اهالي‌ تهران‌ كه‌ سرپرستي‌ نيروها را برعهده‌ دارد. گنج‌هاي‌ طالقان‌ كه‌ همان‌ جوانان‌ منطقه‌ طالقان‌ (شمال‌ تهران‌) هستند و اصحاب‌ حضرت‌ مهدي‌(ع‌) خواهند شد و احاديث‌ صفت‌ بارز آنها را گنج‌ الهي‌ بودن‌ آنها برشمرده‌اند. 5

روايات‌ به‌ اين‌ امر اشاره‌ دارند كه‌ ايرانيان‌  پس‌ از طولاني‌ شدن‌ جنگ‌ با دشمنان‌ خود؛ با سيدي‌ هاشمي‌ كه‌ شعيب‌ بن‌ صالح‌ را به‌ عنوان‌ فرمانده‌ سپاه‌ خويش‌ برگزيده‌ بيعت‌ مي‌كنند. احاديث‌، ميدان‌ جنگ‌ ايرانيان‌ با دشمنانشان‌ را در خارج‌ آن‌ سرزمين‌؛ يعني‌ عراق‌ و شام‌ و فلسطين‌ بيان‌ مي‌كند كه‌ حاكي‌ از ثبات‌ سياسي‌ آنها در داخل‌ كشور مي‌باشد؛ البته‌ به‌ جز آشفتگي‌ مختصري‌ كه‌ به‌ واسطة‌ جريان‌ «قرقيسيا» در وضعيت‌ ايران‌ به‌ وجود مي‌آيد. از آنجا كه‌ اين‌ واقعه‌ اساساً جنگ‌ ميان‌ سفياني‌، ترك‌ها، بعضي‌ از غربيان‌ و بخشي‌ از سپاهيان‌ و نيروهاي‌ عراقي‌ است‌ و با توجه‌ به‌ اينكه‌ ايرانيان‌ با ميدان‌ و معركة‌ جنگ‌ فاصله‌ چنداني‌ ندارند تصميم‌ مي‌گيرند در آن‌ شركت‌ كنند وليكن‌ به‌ جهت‌ بهبود وضعيت‌ داخلي‌ از قرقيسيا صرف‌نظر مي‌كنند و به‌ كشور خود بازگشته‌ و براي‌ مقابله‌ با سفياني‌ كه‌ در غايله‌ قرقيسيا پيروز شده‌ مهيا مي‌شوند.

هدف‌ قيام‌ ايرانيان‌ آزادي‌ قدس‌ است‌ كه‌ پس‌ از عبور از عراق‌ آن‌ را فتح‌ كنند. احاديث‌ از حركتي‌ دسته‌جمعي‌ و ملّي‌ از منطقه‌ اصطخر خبر مي‌دهند كه‌ پس‌ از حوادث‌ حجاز و خروج‌ حضرت‌ مهدي‌(ع‌) مي‌باشد و اهل‌ مشرق‌ براي‌ استقبال‌ از ايشان‌ براي‌ عبور از عراق‌ و رسيدن‌ به‌ مكه‌ راهي‌ مي‌شوند كه‌ حضرت‌ در اصطخر با آنها ملاقات‌ كرده‌ و آنها هم‌ در همانجا با ايشان‌ بيعت‌ مي‌كنند و به‌ همراهي‌ او با سفياني‌ مي‌جنگند

در بخش‌هاي‌ قبلي‌ اين‌ سلسله‌ مقالات‌، با برخي‌ نشانه‌هاي‌ مخصوص‌ سال‌ ظهور امام‌ عصر(عج‌) آشنا شديم‌ و اينك‌ به‌ بررسي‌ سلسله‌ رويدادهايي‌ مي‌پردازيم‌ كه‌ در آخرين‌ ماه‌هاي‌ پيش‌ از ظهور آن‌ حضرت‌ رخ‌ مي‌دهد.

«اصهب» در لغت به معنای شتر سرخ موست و به رومیان نیز از جهت رنگ چهره و دشمنی با اسلام گفته مي‌شود1 و به معنای خاص، نام یکی از از دو مدّعی قدرت و رقیب سفیانی است. بر اساس روایات «اصهب و ابقع» دو رهبر مخالف سفیانی‌اند که سفیانی در منطقة شام با آنها به نزاع برمی‌خیزد و بر آنان چیره مي‌شود. (ابقع كسي است كه پوست بدنش سياه و سفيد باشد) روایات دربارة او و اصهب با اجمال بسیار سخن گفته‌اند. در این باره به حدیثی از امام باقر(ع) برمی‌خوریم که مي‌فرمایند: «از شرّ اصهب ابرص پرهیز کن! پرسیدند: اصهب کیست؟ فرمود: ابقع. پرسیدند: ابقع کیست؟ فرمود: ابرص. سپس فرمود: از شرّ سفیانی نیز پرهیز کن» در این حدیث اصهب و ابقع یک نفر معرفی شده2 امّا بر اساس بیشتر احادیث اصهب و ابقع نام دو نفر است.

احتمالاً اصهب غیر مسلمان است؛ زیرا برخی از روایات او را با صفت «علج» معرفی کرده‌اند و این تعبیر معمولاً دربارة «سربازان کافر» به کار مي‌رود. امّا از روایاتی که ابقع و اصهب را نکوهش کرده‌اند چنین برمي‌آید که مواضع سیاسی آنان مخالف اسلام و طرفدار دشمنان دین و کافرند. بنابراین معنی اختلاف و درگیری دو گروه نظامي ‌در سرزمین شام که در روایات آمده همان اختلاف دو زمامدار برسر زمامداری منطقه است. به نظر مي‌رسد که فرماندهی ابقع، در پایتخت قرار دارد. چون روایات دلالت دارند که قیام اصهب از خارج پایتخت یا مرکز آغاز مي‌شود. هیچ یک از این دو فرمانده نمي‌توانند بر دیگری پیروزی قاطعی به دست آورند. سفیانی از این فرصت استفاده کرده، از خارج پایتخت دست به یورش مي‌زند و هر دو نفر را تار و مار مي‌کند.3

امام علی(ع) فرموده‌اند: «از شام سه پرچم برافراشته مي‌شود: پرچم اصهب، ابقع و سفیانی».4 امام رضا(ع) نیز مي‌فرمایند:«از نشانه‌های ظهور آن حضرت ویرانی شام به هنگام برخورد سه لشكر در زیر پرچم‌هاي سفیانی، اصهب و ابقع است». 5

سفیانی ابتدا به جنگ با ابقع مي‌پردازد و پس از آن اصهب را سرکوب مي‌کند و بر شام استیلا مي‌یابد. چنان‌که امام باقر(ع) در حدیث معتبری فرموده‌اند: «اوّلین سرزمینی که خراب مي‌شود، سرزمين شام است. در این هنگام سه پرچم (لشكر) با یکدیگر به نزاع برمي‌خیزند: پرچم اصهب و ابقع و سفیانی. سفیانی با ابقع مواجه مي‌شود و با یکدیگر مي‌جنگند. سفیانی او و یارانش را مي‌کشد و پس از آن اصهب را مي‌کشد».6 هم چنین در روایتی دیگر آمده است: «هنگامي ‌که کافر در شام به هلاکت برسد، اصهب کافر قیام می‌کند وتسخیر مرکز (شام) بر او سخت مي‌شود و طولی نمي‌کشد که او نیز کشته مي‌شود و حکومت به اتراک مي‌رسد و در شام گرانی پدید آید و رویدادها پشت سر هم روی مي‌دهد و در هر قدمي‌جنگ برپا مي‌شود».7

در حدیث دیگری امام صادق(ع) مي‌فرمایند: «در آن هنگام سه پرچم در شام به اهتزاز درمي‌آید که پرچم‌های سفیانی، اصهب و ابقع است و مردم شام زیر این سه پرچم نبرد مي‌کنند». این حدیث به روشنی دلالت مي‌کند که خروج اصهب و ابقع با خروج سفیانی هم‌زمان است و طبعاً مقارن ظهورحضرت بقیّـ[‌الله(ع) و از نشانه‌های نزدیك بودن ظهور خواهد بود. بدون تردید شورش سفیانی از روزی که خروج کرده تا روزی که نام و نشانی از او باقی نباشد، از 14 ماه تجاوز نمي‌کند.8

علامه شهید سید محمد صادق صدر در سخنانی مي‌فرمایند: «دمشق (شام) در آن زمان میدان جنگ‌های داخلی و تنازعات مسلحانه میان گروه‌های سه‌گانه (تحت فرمان ابقع، اصهب و سفیانی که مانند مرکز ثقل نیروهای سیاسی و نظامي ‌می‌شود) خواهد شد. هر سه از صراط مستقیم حقّ منحرف گشته‌اند و هر کدام تاج و تخت و حکومت را برای خود مي‌طلبند. (روایات تفکرات و عقاید آنها را برای ما به روشنی بیان کرده‌اند) ابقع و سپاهیانش با سفیانی مي‌جنگند که منجر به پیروزی سفیانی وکشته شدن ابقع و یارانش مي‌شود. در جنگ سفیانی با اصهب هم، چنین اتفاقی تکرار مي‌شود و فاتح نهایی جنگ‌ها سفیانی است. این اتفاقات مصداق بارز این آیه است که: «فاختلف الأحزاب من بینهم فویلٌ للذّین کفروا من مشهد یومٍ عظیمٍ؛ احزاب با هم بر سرآنچه در میانشان بود اختلاف کردند پس وای بر آنها (از آنچه) برقیامت (برسرآنها خواهد آمد)».
10


در پایان باید گفت درگیری ابقع، اصهب و سفیانی و چیره شدن سفیانی بر آن‌دو از حوادث پیش از ظهور است که بر اساس روایات وارده به وقوع مي‌پیوندد.


ماهنامه موعود شماره 99

 

در روزگاران پیش، پس از عصر حضرت سلیمان – علیه السلام – سحر و جادوگرى در میان مردم بابِل به طور عجیبى رایج شده بود. بابِل از شهرها و سرزمینهاى تاریخى مربوط به پنج هزار سال قبل است، که شامل منطقه وسیعى بین رود فرات و دجله مى‌شد. داراى تمدن عظیمى بود، و آن چنان بزرگ شد که به آن کشور بابِل مى‌گفتند. این کشور داراى شهرهایى بزرگ و قلعه‌هاى بلند، و قصرهاى سر به فلک کشیده و بتکده‌هاى عظیم بود، و اکنون از آن بناهاى عظیم، خرابه‌هایى باقى مانده است که جزء آثار باستانى به شمار مى‌آید. سحر و جادوگرى در میان مردم بابِل بسیار رایج بود، آنها از طلسمات و علفهاى مخصوص و پاشیدن آب متبرک، و دوختن نوارهاى مخصوص، براى انجام کارهاى حیرت‌انگیز و شگفت‌آور استفاده مى‌کردند…(۱)
از تاریخ استفاده مى‌شود که حضرت سلیمان – علیه السلام – تمام نوشته‌ها و اوراق جادوگرى مردم بابِل را جمع‌آورى کرد، و دستور داد تا در محل مخصوصى نگهدارى کنند (این نگهدارى براى آن بود که مطالب مفیدى براى دفع سحر در میان آنها وجود داشت.) سلیمان – علیه السلام – به این ترتیب براى نابودى سحر و جادوگرى اقدام نمود.
ولى پس از وفات سلیمان – علیه السلام -، گروهى آن اوراق را بیرون آورده و به اشاعه و تعلیم سحر پرداختند، و بار دیگر بازار سحر و جادو رونق گرفت.
براى جلوگیرى از سحر و جادو، و زیانهاى آن لازم بود اقدامى جدى صورت بگیرد و براى جلوگیرى از آن چاره‌اى جز این نبود که مردم راه باطل کردن سحر را یاد بگیرند، و چنین کارى مستلزم آن است که خود سحر را نیز یاد بگیرند، تا بتوانند با فوت و فن دقیق، آن سحرها را باطل نمایند.(۲)
خداوند دو فرشته «هاروت و ماروت» را به صورت انسان به میان مردم بابل فرستاد، تا به آنها سحر و جادو یاد بدهند، تا بتوانند از سحر ساحران جلوگیرى نمایند.
آمدن هاروت و ماروت در میان مردم بابل فقط به خاطر تعلیم سحر براى خنثى سازى سحر بود، از این رو آنها به خصوص به هر کس که سحر مى‌آموختند به او اعلام مى‌کردند که:
«إِنَّما نَحْنُ فِتْنَة فَلا تَکْفُرْ؛ ما وسیله آزمایش تو هستیم کافر نشو.» (و از این تعلیمات سوء استفاده نکن).
اما آنها از تعلیمات هاروت و ماروت، سوء استفاده کردند، تا آن جا که با سحر و جادوى خود به مردم آسیب مى‌رساندند، و بین مرد و همسرش جدایى مى‌افکندند و مشمول سرزنش شدید الهى شدند.(۳)
بنابراین فلسفه وجودى هاروت و ماروت همین بود که به مردم راه‌هاى سحر را براى خنثى سازى سحر بیاموزند، و در این کار توفیقاتى نیز نصیبشان شد گر چه در کنار این عمل سازنده و مثبت، عده‌اى سوء استفاده نیز نمودند.(۴)

پی نوشتها :

۱- اقتباس از قصص قرآن بلاغى، فرهنگ قصص، ص ۳۲۵ و ۳۲۶٫
۲- سحر و ساحرى و آموختن آن، حرام است، ولى یاد گرفتن آن براى خنثى سازى سحر ساحران اشکال ندارد بلکه گاهى واجب است، گویند: در زمانهاى قبل، یکى از علماى برجسته، در محلى براى ادرار کردن نشست، ولى طول کشید و دید ادرارش بند نمى‌آید، به اطراف نگریست، شخصى را دید که سر از سوراخ یا پنجره خانه‌اى بیرون آورده است، دریافت که سحر او باعث شده است، این عالِم که براى خنثى سازى سحر ساحران، سحر را آموخته بود، آن را به کار گرفت، سر آن شخص ساحر در بیرون ماند، او هر کار کرد که داخل اطاق شود نتوانست، دریافت که آن عالِم این کار را کرده است. سرانجام صدا زد مرا رها کن، عالِم گفت تو مرا رها کن تا من نیز تو را رها کنم، به این ترتیب هر دو همدیگر را رها کردند و از شومى سحر نجات یافتند.
۳- چنان که این مطلب در آیه ۱۰۲ بقره آمده است.
۴- داستان‌هاى خرافى بسیار، از اسرائیلیات و… پیرامون این دو فرشته معصوم الهى بافته‌اند که ساختگى و بى‌اساس است، آن چه در قرآن آمده همان است که در بالا ذکر شد.

منبع: رهبران شیعه

در قسمتهای قبل، به بررسی وقایعی پرداختیم که در سرزمین عراق اتفاق می افتد، در این قسمت به وقایع سرزمین حجاز می پردازیم.  سرزمین حجاز، یکی از مهمترین سرزمین ها در دوران ظهور حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه) است. این سرزمین، که «مکه»، محل ظهور امام زمان (ع) در آن واقع شده است، درگیر مسائل و مشکلات فراوانی می شود.
برخی از این اتفاقات، به ترتیب زمانی در ادامه می آید. لازم به تذکر است که موارد اول، چهارم و پنجم از علائم حتمی ظهور هستند و باقی موارد جزء مواردی است که ممکن است با دعای مومنین در ان تغییر حاصل شود.

در بخش‌هاي‌ قبلي‌ اين‌ سلسله‌ مقالات‌، با برخي‌ نشانه‌هاي‌ مخصوص‌ سال‌ ظهور امام‌ عصر(عج‌) آشنا شديم‌ و اينك‌ به‌ بررسي‌ سلسله‌ رويدادهايي‌ مي‌پردازيم‌ كه‌ در آخرين‌ ماه‌هاي‌ پيش‌ از ظهور آن‌ حضرت‌ رخ‌ مي‌دهد

شاره‌ : در بخش‌هاي‌ قبلي‌ اين‌ سلسله‌ مقالات‌، با برخي‌ نشانه‌هاي‌ مخصوص‌ سال‌ ظهور امام‌ عصر(عج‌) آشنا شديم‌ و اينك‌ به‌ بررسي‌ سلسله‌ رويدادهايي‌ مي‌پردازيم‌ كه‌ در آخرين‌ ماه‌هاي‌ پيش‌ از ظهور آن‌ حضرت‌ رخ‌ مي‌دهد.
جريانات‌ و اتفاقات‌ ماه‌ رجب‌
در اين‌ قسمت‌ به‌ اهم‌ حوادثي‌ كه‌ در ماه‌ رجب‌ و در واقع‌ پنج‌ ماه‌ پيش‌ از ظهور حضرت‌ اتفاق‌ خواهد افتاد اشاره‌ خواهيم‌ كرد كه‌ اين‌ مطالب‌ را از رواياتي‌ كه‌ در اين‌باره‌ بوده‌اند استخراج‌ نموده‌ايم‌.

در قسمت‌ گذشته‌ با برخي‌ از رويدادهايي‌ كه‌ در روايت‌هاي‌ اسلامي‌ از آنها به‌ عنوان‌ رويدادهاي‌ پيش‌ از ظهور ياد شده‌ آشنا شديم‌. چنان‌ كه‌ گفته‌ شد اين‌ رويدادها همه‌ در فاصله‌اي‌ دور از عصر ظهور واقع‌ شده‌اند و پيشگويي‌ آنها از سويي‌ ائمه‌معصومين‌(ع‌) موجب‌ اطمينان‌ و اعتماد مردم‌ به‌ صدق‌ وعده‌ پيشوايان‌ دين‌ نسبت‌ به‌ رويدادهاي‌ نزديك‌ به‌ عصر ظهور مي‌شود. از اين‌ قسمت‌ به‌ بعد رويدادهايي‌ را كه‌ وقوع‌ آنها در فاصلة‌ نزديك‌ به‌ عصر ظهور پيش‌گويي‌ شده‌ مورد بررسي‌ قرار مي‌دهيم‌.

نام شهر کوفه نامی آشنا برای مسلمین خصوصا شیعیان جهان است. امام علی(ع) در روز 12 رجب سال 36 ه.ق وارد کوفه شدند و آنجا را به عنوان پایتخت دولت علوی انتخاب کردند. خوب است بدانید که انتخاب کوفه به عنوان پایتخت بار دیگر در صحنه تاریخ اتفاق خواهد افتاد و آن وقتی است که حضرت بقیة الله(ع) به فرمان حق ظاهر شده و با اصحاب، فرشتگان و مومنان از مکه مکرمه حرکت می کنند و کوفه را به عنوان پایتخت حکومت جهانی خود بر می گزینند و در آنجا به مدت 309 سال، پایتخت دولت مهدوی(ع) می شود.


حضرت قائم(ع) از مکه به همراه پنج هزار فرشته و در حالی که جبرئیل در سمت راست و میکائیل در سمت چپ و مومنان پیش رویش هستند، به نجف کوفه می آید(1)


هنگام عزیمت به کوفه منادي ندا می دهد كه هيچ خوردني و آشاميدني با خود برندارید. آنگاه به وسیله ی سنگ حضرت موسي در هر محلّي كه منزل كنند، از آن سنگ چشمه‌ها جاري شود، افراد سپاه از آن مي‌خورند و هر كس گرسنه باشد سير مي‌شود، تا وقتي كه در پشت كوفه وارد نجف شوند(2)


زره رسول خدا(ص) را می پوشد و پرچم ایشان را برمی افرازد(3)

فرشتگان بدر بر او فرود می آیند(4)

حضرت قائم(ع) روی منبر کوفه می نشینند و يارانشان که به تعداد سربازان جنگ بدر، سيصد و سيزده مردند، دور ایشان را می گیرند و آنها پرچمداران او و حکمرانهاي الهي در زمين بر بندگان او مي باشند(5)

خداوند هفتاد هزار صدیق (بسیار راستگو) را بر می انگیزاند(6)

مسجد سهله، اقامتگاه دائمی حضرت مهدی(ع) و اصحاب و خانواده ایشان می شود(7)

فرستادن سپاهیان به اکناف جهان برای دفع عمال دجال و پر کردن زمین از عدل و داد(8)

ساخت مسجدی در پشت کوفه (نجف) که دارای هزار در است و اتصال خانه های اهل کوفه به دو نهر کربلا (9)

کوفه، پایتخت دولت خاندان وحی(ع) در هنگام رجعت


در روزهای آخر از عمر شریف حضرت بقیة الله(ع)، امام حسین(ع) همراه هفتاد و پنج هزار نفر از شیعیان(10) و هفتاد تن از شهدای کربلا رجعت می کنند(11) و مدت فرمانروایی ایشان به قدری طول می کشد که ابروهایشان روی دیدگانشان می افتد.(12)
بر اساس روایات معصوم را جز معصوم غسل نمی دهد؛ انجام غسل و کفن حضرت ولی عصر(ع) توسط امام حسین(ع)انجام می شود و پس از شهادت حضرت صاحب الزمان(ع)، امام حسین(ع) در کوفه حکومت اسلامی را در دست خواهد گرفت.(13)

پی نوشت:
1.    الارشاد، ج2،ص380
2.    الکافی، ج1، ص231
3.    تفسیر العیاشی، ج1، ص215
4.    دلائل الامامة، ص 457
5.    کمال الدین، ج2، ص 671
6.    همان، ج2، ص 672
7.    بحار الانوار، ج53، ص104
8.    المزار الکبیر، ص134؛ بحار الانوار، ج100، ص 436
9.    گزیده کفایة المهتدی، ص 287
10.    البرهان فی تفسیر القرآن، ج8، ص439
11.    الکافی، ج8، ص175
12.    مختصر البصائر، ص29
13.    الکافی، ج8، ص175

اریحا

در قسمت اول مقاله گفته شد، همانطور كه عصر غيبت به دو بخش صغري و كبري تقسيم شد عصر ظهور هم به دو قسمت اصغر و اكبر تقسيم ميشود. همچنين گفته شد لازم است هر كسي با نشانههاي ظهور چنان آشنا شود كه در دام مدعيان دروغين مهدويت نيفتد. در اين شماره، بخش دوم از مقدماتي را كه لازم است پيش از پرداختن به حوادث شش ماهه دوم آخرين سال غيبت مد نظر قرار گيرند با بررسي ميكنيم:

در بيان قحطي‌ها و كشتارهاي آخرالزّمان در حلب، به نقل از اميرالمؤمنين(ع) چنين آمده است: «شهر زوراء (بغداد) در اثر شورش‌ها و فتنه‌ها ويران مي‌شود، شهر واسط در اثر طغيان آب خراب مي‌گردد. مردم آذربايجان به وسيلة طاعون هلاك مي‌شوند، مردم موصل از گرسنگي و گراني مي‌ميرند، شهر حلب در زير صاعقه از بين مي‌رود و...

روزانه‌ شاهد اتفاقات‌ زيادي‌ هستيم‌ و اخبار متنوعي‌ را مي‌شنويم‌. در نقطه‌اي‌ زمزمه‌اي‌ ويرانگر و در نقطة‌ ديگر طوفاني‌ خانمان‌برافكن‌ رخ‌ مي‌دهد. در كشوري‌ كودتاي‌ نظامي‌ مي‌شود و در كشوري‌ ديگر جنگ‌ و كشتاري‌ وحشيانه‌ را نظاره‌ مي‌كنيم‌. هواپيمايي‌ در اينجا سقوط‌ مي‌كند و تصادفي‌ هولناك‌ در آنجا رخ‌ مي‌دهد. پشت‌ سرهم‌ و بدون‌ حتي‌ لحظه‌اي‌ توقف‌ اين‌ جريان‌ها به‌ وقوع‌ مي‌پيوندند. مردم‌ اگر اين‌ همه‌ اخبار و اطلاعات‌ را خود به‌ خود از ياد نبرند خود تلاش‌ مي‌كنند كه‌ آنها را فراموش‌ كنند. آيا هيچ‌ از خود پرسيده‌ايم‌ شايد برخي‌ از اين‌ اتفاقات‌ نويد نزديك‌ شدن‌ لحظه‌ ديدار و زمان‌ ظهور مهدي‌(ع‌) باشند؟

چگونه ممكن است مردم دنیا تسلیم یك جمعیت اندك شوند و از عادات و اخلاق و برنامه‌ها و سنن خود دست بردارند؟
طبق روایات وقتی حضرت صاحب الامر علیه‌السلام ظاهر می‌شوند، نخست سیصد و سیزده نفر از خواص اصحاب آن حضرت در مكه حاضر می‌گردند و وقتی عده اصحاب و اجتماع كنندگان به ده هزار نفر رسید از مكه خارج می‌شوند.

در روايات آمده است كه پس از ظهور امام زمان عج شيطان كشته ميشود.اما درقرآن آمده است كه شيطان تا قيامت مهلت دارد وزنده مي ماند. این دو تناقض چگونه  است ؟

روايت‌هاي‌ اسلامي‌ خبر از وقوع‌ جنگ‌ها، فتنه‌ها و آشوب‌هاي‌ گسترده‌ و فراوان‌ در آخرالزمان‌ و در آستانه‌ ظهور امام‌ مهدي‌ (ع‌) مي‌دهند؛ فتنه‌هايي‌ كه‌ پي‌ در پي‌ مي‌رسند و سرزمين‌هاي‌ بسياري‌ را در برمي‌ گيرند.
رسول‌ گرامي‌ اسلام‌ (ص‌) از اين‌ فتنه‌ها و آشوب‌ها چنين‌ ياد مي‌كنند:
تكون‌ فتنة‌ بعدها فتنة‌: الاولي‌ في‌ الاخرة‌ كثمرة‌ السوط‌ يتبعها ذباب‌ السيف‌... ثمّ يكون‌ بعد ذلك‌ فتنة‌ تستحلّ فيها المحارم‌ كلّها. ثمّ تأتي‌ الخلافة‌ خير أهل‌ الارض‌ و هو قاعد في‌ بيته‌.
فتنه‌اي‌ به‌ پا مي‌شود و به‌ دنبال‌ آن‌ فتنه‌اي‌ ديگر برمي‌خيزد. فتنه‌ اولي‌ در مقايسه‌ با دومي‌ همانند تازيانه‌ خوردن‌ است‌ در مقايسه‌ با ضربات‌ لبه‌ تيز شمشير! سپس‌ فتنه‌اي‌ پديد مي‌آيد كه‌ همه‌ محرمات‌ در آن‌ حلال‌ شمرده‌ شود! آنگاه‌ خلافت‌ به‌ بهترين‌ مردم‌ روي‌ زمين‌ مي‌رسد در حالي‌ كه‌ او در خانه‌اش‌ نشسته‌ باشد.
آن‌ حضرت‌ در روايت‌ ديگري‌ به‌ گستردگي‌ و تنوع‌ اين‌ فتنه‌ها اشاره‌ كرده‌، مي‌فرمايند:
لتاتينّكم‌ بعدي‌ أربع‌ فتن‌: الاولي‌ تستحلّ فيها الدماء و الثانية‌ تستحل‌ فيها الدماء و الاموال‌ و الثالثة‌ تستحلّ فيها الدماء و الاموال‌ و الفروج‌ و الرابعة‌ صماء عمياء مطبقة‌ تمور مور السفينة‌ في‌ البحر، حتي‌ لا يجد أحد من‌ الناس‌ ملجأ، تطير بالشام‌ و تعشي‌ العراق‌ و تخبط‌ الجزيرة‌ يدها و رجلها، يعرك‌الانام‌ البلاء فيها عرك‌الاديم‌، لا يستطيع‌ أحد أن‌ يقول‌ فيها: مه‌، مه‌!!! لا ترفعونها من‌ ناحية‌ إلاّ انفتقت‌ من‌ ناحية‌ أخري‌.
بعد از من‌ چهار فتنه‌ بر شما فرود آيد كه‌ در اولي‌ خون‌ها مباح‌ مي‌شود، در دومي‌ خون‌ها و ثروت‌ها مباح‌ مي‌گردد، در سومي‌ خون‌ها و ثروت‌ها و ناموس‌ها مباح‌ مي‌شود و در چهارمي‌ آشوبي‌ كور و كر جهان‌ را مضطرب‌ مي‌سازد آنچنانكه‌ كشتي‌ غول‌ پيكر آب‌هاي‌ مجاور را مضطرب‌ كند، اين‌ فتنه‌ شما را زير پر مي‌گيرد و عراق‌ را مي‌پوشاند و در جزيره‌ دست‌ و پا مي‌زند، مردم‌ تلخي‌ حوادث‌ و فشار آشوب‌ را لمس‌ مي‌كنند، آنچنانكه‌ پوست‌ به‌ هنگام‌ دباغي‌ شدن‌ فشار وارده‌ را لمس‌ مي‌كند. كسي‌ قدرت‌ يك‌ كلمه‌ سخن‌ گفتن‌ نخواهد داشت‌! اين‌ فتنه‌ در نقطه‌اي‌ آرام‌ نمي‌يابد جز پس‌ از آنكه‌ در نقطه‌اي‌ ديگر بيداد كند.
آنچنان‌ كه‌ از روايات‌ برمي‌آيد، يكي‌ از بزرگترين‌ اين‌ فتنه‌ها، درگيري‌ و نبردي‌ است‌ كه‌ در منطقه‌ «قرقيسيا» رخ‌ مي‌دهد. هم‌ در منابع‌ شيعي‌ و هم‌ در منابع‌ اهل‌ سنت‌ به‌ اين‌ نبرد اشاره‌ و از جزئيات‌ آن‌ خبر داده‌ شده‌ است‌. مقاله‌ حاضر تنها در پي‌ آن‌ است‌ كه‌ گزارشي‌ اجمالي‌ از آنچه‌ در اين‌ منابع‌ آمده‌، ارائه‌ نمايد. و ان‌ شاء الله‌ تحليل‌ جامع‌تر اين‌ رويداد را در فرصتي‌ ديگر پي‌ مي‌گيريم‌ .
در اين‌ مقاله‌ ابتدا پاره‌اي‌ از روايات‌ شيعه‌ و اهل‌ سنت‌ را كه‌ در آنها به‌ گستردگي‌ و بزرگي‌ نبرد «قرقيسيا»اشاره‌ شده‌ نقل‌ مي‌كنيم‌ و در ادامه‌ نيز به‌ بررسي‌ موقعيت‌ جغرافيايي‌ اين‌ منطقه‌، دلايل‌ و زمينه‌هاي‌ بروز اين‌ نبرد، طرفين‌ نبرد و زمان‌ وقوع‌ آن‌ مي‌پردازيم‌:

1. نبرد قرقيسيا در روايت‌هاي‌ اسلامي‌

روايت‌هاي‌ شيعه‌ و اهل‌ سنت‌ به‌ نبرد قرقيسيا اشاره‌ كرده‌ و از بزرگي‌ و بي‌نظير بودن‌ اين‌ رويداد سخن‌ گفته‌اند. امام‌ باقر(ع‌) در روايتي‌ خطاب‌ به‌ «ميسّر» ضمن‌ پرسش‌ از فاصله‌ محل‌ اقامت‌ او تا قرقيسيا به‌ بزرگي‌ و بي‌سابقه‌ بودن‌ نبردي‌ كه‌ در اين‌ منطقه‌ رخ‌ خواهد داد اشاره‌ كرده‌، مي‌فرمايند:
يا ميسرّ! كم‌ بينك‌ و بين‌ قرقيسا ] قرقيسيا [ ؟ قلت‌: هي‌ قريب‌ علي‌ شاطي‌ء الفرات‌. فقال‌: أما أنّه‌ سيكون‌ بها وقعة‌ لم‌ يكن‌ مثلها منذ خلق‌ الله‌ تبارك‌ و تعالي‌ السماوات‌ و الارض‌، ولايكون‌ مثلها مادامت‌ السماوات‌ والارض‌ مأدبة‌ للطير، تشبع‌ منها سباع‌ الارض‌ و طيور السماء !
اي‌ ميسر! از اينجا تا قرقيسا ] قرقيسيا [ چقدر راه‌ است‌؟ عرض‌ كردم‌: همين‌ نزديكي‌ها است‌، در ساحل‌ فرات‌ قرار دارد. پس‌ فرمودند: امّا در اين‌ ناحيه‌ واقعه‌اي‌ رخ‌ خواهد داد كه‌ مانند آن‌ از زماني‌ كه‌ خداوند تبارك‌ و تعالي‌، آسمان‌ها و زمين‌ را آفريده‌ اتفاق‌ نيفتاده‌ و تا زماني‌ هم‌ كه‌ آسمان‌ها و زمين‌ برپا هستند مانند آن‌ اتفاق‌ نخواهد افتاد. سفره‌اي‌ است‌ كه‌ درندگان‌ زمين‌ و پرندگان‌ آسمان‌ از آن‌ سير مي‌شوند.
و نيز از ايشان‌ نقل‌ شده‌ است‌ كه‌:
إنّ لولد العباس‌ والمرواني‌ لوقعة‌ بقرقيسيا يشيب‌ فيها الغلام‌ الحرور و يرفع‌ اللّه‌ عنهم‌ النصر و يوحي‌ إلي‌ طير السماء و سباع‌ الارض‌، اشبعي‌ من‌ لحوم‌ الجبارين. ثم‌ يخرج‌ السفياني‌.
همانا واقعه‌اي‌ براي‌ فرزندان‌ عباس‌ و مرواني‌ در قرقيسيا روي‌ خواهد داد كه‌ پسر نوجوان‌ در آن‌ پيشامد پير گردد و خداوند هر گونه‌ ياري‌ را از ايشان‌ برگيرد و به‌ پرندگان‌ آسمان‌ و درندگان‌ زمين‌ الهام‌ كند كه‌ از گوشت‌ تن‌ ستمگران‌ خود را سير كنيد. سپس‌ سفياني‌ خروج‌ خواهد كرد.
امام‌ باقر(ع‌) در روايت‌ ديگري‌ به‌ ارتباط‌ نبرد قرقيسيا و خروج‌ سفياني‌ اشاره‌ كرده‌، مي‌فرمايند:
... يمر جيشه‌ (السفياني‌) بقرقيسيا، فيقتتلون‌ بها فيقتل‌ من‌ الجبارين‌ مائة‌ الف‌ . و يبعث‌ السفياني‌ جيشاء الي‌ الكوفه‌ وعدتهم‌ سبعون‌ الفا...
سپاهيان‌ سفياني‌ از قرقيسيا عبور خواهند كرد و در آنجا به‌ نبرد خواهند پرداخت‌، پس‌ صد هزار نفر از ستمگران‌  ] در آنجا [ به‌ قتل‌ خواهند رسيد. آنگاه‌ سفياني‌ سپاهي‌ را به‌ سوي‌ كوفه‌ روانه‌ مي‌سازد كه‌ تعداد آنها به‌ هفتاد هزار نفر مي‌رسد .
آن‌ حضرت‌ همچنين‌ به‌ شمار كشته‌ شدگان‌ در اين‌ نبرد اشاره‌ كرده‌، مي‌فرمايند:
تبني‌ مدينة‌ ممّا يلي‌ المشرق‌ يكون‌ فيها وقعة‌ لم‌ يسمع‌ أهل‌ ذلك‌ الزمان‌ بمثلها، ثم‌ تنجلي‌ هي‌ و الوقعة‌ التي‌ في‌ الشام‌ عن‌ أربع‌ مائة‌ ألف‌ قتيل‌ ثم‌ يخرج‌ المهدي‌ في‌ أثر ذلك‌ لاترد له‌ راية‌.
شهري‌ در طرف‌ شرق‌ ساخته‌ مي‌شود كه‌ در آن‌ حوادثي‌ روي‌ مي‌دهد كه‌ هرگز مردم‌ آن‌ زمان‌ نظير آن‌ را نشنيده‌اند. آنگاه‌ آن‌ حادثه‌ و يك‌ حادثه‌ ديگر كه‌ در شام‌ روي‌ مي‌دهد مجموعاً چهار صد هزار كشته‌ برجاي‌ مي‌گذارد و به‌ دنبال‌ آن‌ حضرت‌ مهدي‌ ظاهر مي‌شود و هرگز سپاهش‌ شكست‌ نمي‌خورد.

امام‌ صادق‌(ع‌) نيز در روايتي‌، در مورد نبرد قرقيسيا چنين‌ مي‌فرمايند:
إن‌ للّه‌ مائدة‌ (وفي‌ غير هذه‌ الرواية‌ مادبة‌) بقرقيسياء يطلع‌ مطلع‌ من‌ السماء فينادي‌ يا طير السماء و يا سباع‌ الارض‌ هلمّوا إلي‌ الشبع‌ من‌ لحوم‌ الجبارين‌.
همانا براي‌ خداوند در قرقيسيا سفره‌اي‌ است‌ كه‌ سروش‌ آسماني‌ از آن‌ خبر مي‌دهد؛ پس‌ ندا مي‌كند اي‌ پرندگان‌ آسمان‌ و اي‌ درندگان‌ زمين‌ براي‌ سير گشتن‌ از گوشت‌ ستمكاران‌ شتاب‌ كنيد.
يكي‌ از محققان‌ معاصر نيز در كتاب‌ خود به‌ اين‌ حديث‌ اشاره‌ كرده‌ و ذيل‌ آن‌ مي‌نويسد:
چنانكه‌ روايت‌ اشاره‌ مي‌كند، عرصه‌ نبرد، بيابان‌ خشك‌ و بي‌ آب‌ و گياه‌ است‌ و آنها اجساد كشتگان‌ خود را دفن‌ نمي‌كنند و يا قادر به‌ دفن‌ آنها نيستند، از اين‌ رو پرندگان‌ آسمان‌ و درندگان‌ زميني‌ از گوشت‌ لاشه‌هاي‌ آنها شكم‌ خود را سير مي‌كنند و اينكه‌ سربازان‌ كشته‌ شده‌ نيز ستمگرند؛ زيرا كه‌ آنها سربازان‌ جباران‌ و ستم‌ پيشگان‌ مي‌باشند. يا اينكه‌ در ميان‌ آنها شمار زيادي‌ از افسران‌ و فرماندهان‌ ستمكار از دوطرف‌ وجود دارد.
منابع‌ اهل‌ سنت‌ نيز به‌ نقل‌ رواياتي‌ پرداخته‌اند كه‌ بيانگر شدت‌ درگيري‌ در قرقيسيا است‌؛ از جمله‌ روايت‌ زير كه‌ ابن‌ حماد آن‌ را نقل‌ مي‌كند:
... ظهر السفياني‌ بجيشه‌ عليهم‌، فيقتل‌ الترك‌ و الروم‌ بقرقيسيا حتي‌ تشبع‌ سباع‌ الارض‌ من‌ لحومها.
سفياني‌ با سپاهيانش‌ بر آنها غالب‌ مي‌شود و ترك‌ و روم‌ را در قرقيسيا به‌ قتل‌ مي‌رساند تا اينكه‌ درندگان‌ زمين‌ از گوشت‌ آنها سير مي‌شوند.
او در روايت‌ ديگري‌ از امام‌ علي‌ (ع‌) نقل‌ مي‌كند كه‌: يظهر السفياني‌ علي‌ الشام‌، ثم‌ يكون‌ بينهم‌ وقعة‌ بقرقيسيا، حتّي‌ يشبع‌ طير السماء و سباع‌ الارض‌ من‌ جيفهم‌...
سفياني‌ بر شام‌ غالب‌ مي‌شود، آنگاه‌ در قرقيسيا نبردي‌ بين‌ آنها رخ‌ مي‌دهد، تا اينكه‌ پرندگان‌ آسمان‌ و درندگان‌ زمين‌ از كشته‌هاي‌ آنها سير مي‌شوند.

2. موقعيت‌ جغرافيايي‌ قرقيسيا

«قرقيسيا» شهري‌ در شمال‌ سوريه‌ است‌ كه‌ در محل‌ التقاي‌ رود «خابور» با «فرات‌» قرار گرفته‌ است‌. اين‌ شهر پيش‌ از اسلام‌ «كيركسيون‌» نام‌ داشت‌ و در سال‌ نوزدهم‌ هجري‌ به‌ دست‌ مسلمانان‌ فتح‌ شد و قرقيسيا نام‌ گرفت‌.
در كتاب‌  جغرافياي‌ تاريخي‌ سرزمين‌هاي‌ خلافت‌ شرقي‌ درباره‌ قرقيسيا چنين‌ توضيح‌ داده‌ شده‌ است‌:
در حدود دويست‌ ميلي‌ پايين‌ رقه‌، قرقيسيا كه‌ همان‌ كركيسيوم‌ قديم‌ است‌، در ساحل‌ چپ‌ دجله‌، جايي‌ كه‌ رودخانه‌ خابور آب‌هاي‌ زيادي‌ خود را در آن‌ مي‌ريزد واقع‌ است‌. ابن‌ حوقل‌ درباره‌ قرقيسيا گويد شهري‌ قشنگ‌ است‌ كه‌ در آغوش‌ باغستاني‌ قرار داد. ياقوت‌ و حمدالله‌   مستوفي‌ هر دو آن‌ را محلي‌ دانسته‌اند كه‌ كوچكتر از رحبه‌ كه‌ شش‌ فرسخي‌ قرقيسيا و در جانب‌ غربي‌ فرات‌ است‌.
« ابن‌ رسته‌ »  قرقيسيا( Qarqisiya ) را از شهرهاي‌ اقليم‌ چهارم‌ و از حوزه‌هاي‌ ناحيه‌ جزيره‌ معرفي‌ مي‌كند.
«ابن‌ خردادبه‌» در  المسالك‌ و الممالك‌  پس‌ از آنكه‌ موقعيت‌ قرقيسيا بر ساحل‌ فرات‌ را توصيف‌ مي‌كند به‌ بيان‌ فاصله‌ آن‌ تا بغداد مي‌پردازد و تمامي‌ منازل‌ ميان‌ اين‌ دو را نام‌ برده‌ و به‌ فاصله‌ هر يك‌ از ديگري‌ نيز اشاره‌ مي‌كند. بر اساس‌ محاسبه‌ وي‌ فاصله‌ اين‌ دو شهر از يكديگر در حدود نود و چند فرسخ‌ است‌.
در  معجم‌ البلدان‌  طول‌ و عرض‌ جغرافيايي‌ اين‌ شهر به‌ نقل‌ از بطلميوس‌ ذكر شده‌ است‌:
بطلميوس‌ مي‌گويد: طول‌  ] جغرافيايي‌ [  شهر قرقيسيا 64 درجه‌ و 45 دقيقه‌ و عرض‌ آن‌ 35 درجه‌ است‌. اين‌ شهر جزء اقليم‌ چهارم‌ است‌.
يكي‌ از محققان‌ معاصر در مورد موقعيت‌ جغرافيايي‌ قرقيسيا مي‌نويسد:
امروزه‌ خرابه‌هاي‌ آن‌ نزديك‌ شهر «دير زور» سوريه‌ قرار دارد. قرقيسيا نزديك‌ مرزهاي‌ سوريه‌ ـ عراق‌ است‌ و به‌ مرزهاي‌ تركيه‌ ـ سوريه‌ نسبتاً نزديك‌ مي‌باشد.

3. دلايل‌ و زمينه‌هاي‌ نبرد قرقيسيا

آنچنان‌ كه‌ از روايات‌ و بر مي‌آيد نبرد قرقيسيا بر سر گنجي‌ است‌ كه‌ در ناحية‌ فرات‌ پيدا مي‌شود. ابن‌ حماد به‌ نقل‌ از پيامبر اكرم‌ (ص‌) از اين‌ گنج‌ چنين‌ گزارش‌ مي‌دهد:
تحسر الفرات‌ عن‌ جبل‌ من‌ ذهب‌ و فضّة‌ فيقتل‌ عليه‌ من‌ كلّ سبعة‌ تسعة‌ ، فإذا أدركتموه‌ فلا تقربوه‌ .
فرات‌ از كوهي‌ از طلا و نقره‌ پرده‌ بر مي‌دارد سپس‌ بر سر آن‌ جنگ‌ مي‌شود به‌ طوري‌ كه‌ از هر نه‌ نفر، هفت‌ نفر كشته‌ مي‌شود، پس‌ هرگاه‌ آن‌ را درك‌ كرديد به‌ آن‌ نزديك‌ نشويد.
همين‌ مضمون‌ با الفاظي‌ مشابه‌ در روايات‌ ديگري‌ كه‌ از پيامبر گرامي‌ اسلام‌(ص‌) نقل‌ شده‌، آمده‌ است‌؛ كه‌ از جمله‌ مي‌توان‌ به‌ روايت‌ زير اشاره‌ كرد:
تحسر الفرات‌ علي‌ جبل‌ من‌ ذهب‌، فيقتتل‌ الناس‌ عليه‌ فيقتل‌ عليه‌ من‌ كل‌ مائة‌ تسعين‌ أو قال‌ تسعة‌ كلّهم‌ يري‌ أنّه‌ ينجو.
فرات‌ از كوهي‌ از طلا پرده‌ بر مي‌دارد، سپس‌ مردم‌ بر سر آن‌ به‌ نبرد بر مي‌خيزند و از هر صد نفر، نود نفر (و يا فرمود:نه‌ نفر ) در اين‌ نبرد كشته‌ مي‌شوند، هر يك‌ از آن‌ مردمان‌ گمان‌ مي‌كنند كه‌ نجات‌ مي‌يابند.
در  الفتن‌ و الملاحم‌  ابن‌ كثير نيز به‌ نقل‌ از رسول‌ خدا(ص‌) به‌ پيدا شدن‌ گنج‌ اشاره‌ شده‌ است‌:
يوشك‌ الفرات‌ أن‌ يحسر عن‌ كنز من‌ ذهب‌، فمن‌ حفره‌ فلا يأخذ منه‌ شيئاً.
به‌ زودي‌ فرات‌ از گنجي‌ از طلا پرده‌ بر مي‌دارد، پس‌ هر كس‌ آن‌ را يافت‌، نبايد چيزي‌ از آن‌ بر گيرد.
ابن‌ كثير در جايي‌ ديگر نيز از آن‌ حضرت‌ روايت‌ مي‌كند كه‌:
لا تقوم‌ الساعة‌ حتي‌ يحسر الفرات‌ عن‌ جبل‌ من‌ ذهب‌ يقتتل‌ الناس‌، فيقتل‌ من‌ كلّ مائة‌ تسعة‌ و تسعون‌، يقول‌ كلّ رجل‌ منهم‌: لعلّي‌ أكون‌ أنا الّذي‌ أنجو.
قيامت‌ بر پا نمي‌شود، تا اينكه‌ فرات‌ از كوهي‌ از طلا پرده‌ بر مي‌گيرد ] در آن‌ زمان‌  [ مردم‌ با يكديگر به‌ نبرد برمي‌خيزند. پس‌، از هر صد نفر، نود و نه‌ نفر كشته‌ مي‌شود، هر يك‌ از آن‌ مردمان‌ مي‌گويد: شايد من‌ كسي‌ باشم‌ كه‌ نجات‌ مي‌يابم‌ .
ابن‌ حسام‌ جونپوري‌ نيز در  البرهان‌ في‌ علامات‌ مهدي‌ آخر الزمان‌  به‌ ماجراي‌ كوه‌ طلا در فرات‌ اشاره‌ دارد:
لا تقوم‌ الساعة‌ حتي‌ يحسر الفرات‌ عن‌ جبل‌ من‌ ذهب‌ يقتتل‌ عليه‌ الناس‌ و يقتل‌ تسعة‌ أعشارهم‌.
قيامت‌ برپا نمي‌شود، مگر اينكه‌ فرات‌ كوهي‌ از طلا را آشكار مي‌سازد، مردم‌ بر سر آن‌ گنج‌ به‌ نبرد برمي‌خيزند و نفه‌ دهم‌ آنها كشته‌ مي‌شوند.
نويسنده‌ كتاب‌  عصر ظهور  در بحث‌ از جنبش‌ سفياني‌ چنين‌ آورده‌ است‌:
... هدف‌ اصلي‌ سفياني‌ از جنگ‌ عراق‌ سلطه‌ يافتن‌ بر آن‌ كشور و ايجاد مقاومت‌ در برابر نيروهاي‌ ايراني‌ و زمينه‌ سازان‌ ظهور حضرت‌، كه‌ از مسير عراق‌ به‌ سوي‌ سوريه‌ و قدس‌ پيش‌ مي‌روند خواهد بود. ولي‌ در راه‌ عراق‌ در اثر حادثة‌ عجيبي‌ جنگ‌ قرقيسيا رخ‌ مي‌دهد و آن‌ حادثه‌ پيدا شدن‌ گنجي‌ در مجراي‌ فرات‌ و يا نزديك‌ مجراي‌ رود فرات‌ است‌. به‌ طوري‌ كه‌ عده‌اي‌ از مردم‌ براي‌ دست‌ يافتن‌ به‌ آن‌، دست‌ به‌ تلاش‌ مي‌زنند و آتش‌ جنگ‌ بين‌ آنها شعله‌ ور مي‌شود و بيش‌ از صدهزار تن‌ از آنها كشته‌ مي‌شوند و هيچ‌ يك‌ به‌ پيروزي‌ قطعي‌ نمي‌رسند و به‌ آن‌ گنج‌ دست‌ نمي‌يابن. بلكه‌ همگي‌ از آن‌ منصرف‌ شده‌ و به‌ مسايل‌ ديگر مشغول‌ مي‌شوند.
ناگفته‌ نماند كه‌ ايشان‌ نيز رواياتي‌ در مورد پيدا شدن‌ گنج‌ نقل‌ مي‌كنند، از جمله‌ روايت‌ زير كه‌ در نسخه‌ خطي‌ ابن‌ حماد به‌ نقل‌ از پيامبراكرم‌ (ص‌) وارد شده‌ است‌:
فتنه‌ چهارم‌ هجده‌ سال‌ به‌ طول‌ مي‌انجامد، سپس‌ در آن‌ هنگام‌ كه‌ بايد پايان‌ مي‌پذيرد و تحقيقاً نهر فرات‌ از كوهي‌ از طلا پرده‌ بر مي‌دارد و مردم‌ براي‌ رسيدن‌ به‌ آن‌ به‌ جان‌ يكديگر مي‌افتند و از هر نفه‌ تن‌ هفت‌ تن‌ كشته‌ مي‌شوند.
قابل‌ ذكر است‌ كه‌ بيشتر اين‌ روايات‌ از نظر سند ضعيف‌ هستند.

4. نيروهاي‌ درگير در نبرد قرقيسيا

بنابه‌ آنچه‌ از روايات‌ اهل‌ سنت‌ به‌ دست‌ مي‌آيد طرفين‌ درگير در نبرد قرقيسيا، تركان‌، روميان‌ و لشكر سفياني‌ هستند. در اينجا به‌ برخي‌ از رواياتي‌ كه‌ در اين‌ زمينه‌ وارد شده‌اند اشاره‌ مي‌كنيم‌:
... ظهر السفياني‌ بجيشه‌ عليهم‌، فيقتل‌ الترك‌ والروم‌ بقرقيسيا...  .
سفياني‌ با سپاهش‌ بر آنها پيروز مي‌شود و ترك‌ و روم‌ را در قرقيسيا مي‌كشد.
و در جايي‌ ديگر آمده‌ است‌:
... فعند ذلك‌ تجتمع‌ الترك‌ والروم‌ يقاتلون‌ جميعاً و ترفع‌ ثلاث‌ رايات‌ بالشام‌، ثم‌ يقاتلهم‌ السفياني‌ حتي‌ يبلغ‌ بهم‌ قرقيسياء.
... پس‌ در آن‌ هنگام‌ تركان‌ و روميان‌ اجتماع‌ كرده‌ و با يكديگر به‌ نبرد برمي‌خيزند و سه‌ پرچم‌ در شام‌ برافراشته‌ مي‌شود، آنگاه‌ سفياني‌ باآنها جنگ‌ مي‌كند تا در منطقه‌ قرقيسيا به‌ آنها مي‌رسد.
در روايت‌ ديگري‌ چنين‌ آمده‌ است‌:
دخوله‌ (السفياني‌) الكوفة‌ بعد ما يقاتل‌ الترك‌ والروم‌ بقرقيسياء...
زمان‌ وارد شدن‌ سفياني‌ به‌ كوفه‌ بعد از نبرد او با تركان‌ و روميان‌ در قرقيسيا است‌ .
در روايتي‌ كه‌ عبدالله‌ بن‌ زبير از امام‌ علي‌(ع‌) نقل‌ مي‌كند نيز از حضور دو عبدالله‌ و سپاه‌ آنان‌ در قرقيسيا سخن‌ گفته‌ شده‌ است‌:
يتبع‌ عبداللّه‌ عبداللّه‌ حتي‌ يلتقي‌ جنودهما بقرقيسيا علي‌ النهر.
عبدالله‌ به‌ دنبال‌ عبدالله‌ برمي‌ خيزد تا اينكه‌ سپاهيان‌ آنها در قرقيسيا در كنار نهر با يكديگر رودرو مي‌شوند.
منابع‌ شيعي‌ نيز از درگيري‌ لشكر سفياني‌ با تركان‌ خبر مي‌دهند، مؤلف‌  عصر ظهور  در اين‌ زمينه‌ چنين‌ مي‌نويسد:
اما طرف‌ مقابل‌ سفياني‌ در اين‌ نبرد از نظر اكثر روايات‌ تركان‌ هستند ولي‌ منظور از تركان‌ در اينجا چيست‌؟ آنچه‌ به‌ نظر مي‌رسد و به‌ طبيعت‌ امر نزديك‌تر است‌ اينكه‌ آنها سپاهيان‌ ترك‌ زبان‌ هستند؛ چراكه‌ درگيري‌ و نزاع‌ بر سر دارائي‌ است‌ كه‌ نزديك‌ مرزهاي‌ سوريه‌ و تركيه‌ وجود دار...
در كتاب‌  روزگار رهايي‌  نيز احاديث‌ متعددي‌ دربارة‌ تركان‌ ذكر شده‌ و تأكيد مي‌شود كه‌ فتنة‌ ترك‌ در قرقيسيا انجام‌ مي‌پذيرد  .
در اينجا به‌ برخي‌ از احاديثي‌ كه‌ در كتاب‌ ياد شده‌ آمده‌ و ظاهراً در ارتباط‌ با نبرد قرقيسيا است‌ اشاره‌ مي‌كنيم‌؛  درنخستين‌ روايت‌ به‌ نقل‌ از پيامبر اكرم‌(ص‌) چنين‌ آمده‌ است‌:
للترك‌ خرجتان‌، خرجة‌ فيها خراب‌ آذربيجان‌ و خرجة‌ يخرجون‌ في‌ الجزيرة‌ يخيفون‌ ذوات‌ الحجال‌ فينصر الله‌ المسلمين‌ فيهم‌ ذبح‌ اللّه‌ الاعظم‌.
براي‌ ترك‌ها دو خيزش‌ است‌ كه‌ در يكي‌ از آنها آذربايجان‌ ويران‌ مي‌شود و در ديگري‌  وارد جزيره‌  مي‌شوند و پرده‌ نشينان‌ را به‌ وحشت‌ مي‌اندازند. خداوند مسلمانان‌ را پيروز مي‌گرداند كه‌ كشتار بزرگ‌ الهي‌ در آن‌ روز است‌.
در روايت‌ ديگري‌ نيز چنين‌ مي‌خوانيم‌:
ليردنّ الترك‌ الجزيرة‌، حتي‌ تسقي‌ خيلهم‌ من‌ الفرات‌. فيبعث‌ الله‌ عليهم‌ الطاعون‌ فيقتلهم‌ فلا ينجو منهم‌ إلا رجل‌ واحد. و يبعث‌ الله‌عليهم‌ ثلجاً فيها صرٌّ وريح‌ وحبيد فءاذا هم‌ خامدون‌... فيرجع‌ المسلمون‌ إلي‌ أصحابهم‌ فيقولون‌ ءانّ الله‌ قد أهلكهم‌ و كفاكم‌ شرّهم‌.
بدون‌ ترديد سپاه‌ ترك‌ وارد جزيره‌ خواهند شد تا اسب‌هايشان‌ از فرات‌ سيراب‌ شوند، آنگاه‌ خداوند بر آنها طاعون‌ را مسلط‌ مي‌كند و همگي‌ به‌ وسيله‌ طاعون‌ از بين‌ مي‌روند و به‌ جز يك‌ نفر از آنها باقي‌ نمي‌ماند. خداوند بر آنها برف‌ و تگرگ‌ همراه‌ با سرماي‌ سوزان‌ و طوفان‌ خانمان‌ برانداز فرو مي‌فرستد و همگي‌ نقش‌ بر زمين‌ مي‌شوند. مسلمانان‌ به‌ يكديگر نويد مي‌دهند كه‌ خداوند آنها را هلاك‌ كرد و شر آنها را از شما كوتاه‌ نمود.

5. زمان‌ نبرد قرقيسيا

نبرد قرقيسيا ميان‌ دو واقعه‌ مهم‌ صورت‌ مي‌گيرد؛ نخست‌ خروج‌ سفياني‌ و دوم‌ ظهور امام‌ مهدي‌ (ع‌). دراينجا به‌ اختصار به‌ هر يك‌ از آنها اشاره‌ مي‌كنيم‌:
1ـ5. خروج‌ سفياني‌
امام‌ باقر(ع‌) در مورد واقعه‌ نخست‌ چنين‌ فرموده‌است‌ :
يخرج‌ السفياني‌ يوم‌ جمعة‌، فيصعد منبر دمشق‌ و يبايع‌ الناس‌ علي‌ أن‌ لا يخالفوا أمره‌ رضوه‌ أم‌ كرهوه‌ ثمّ يخرج‌ إلي‌ الغوطة‌. فيجتمع‌ ءاليه‌ خمسون‌ ألف‌ مقاتل‌. ثمّ تختلف‌ الرايات‌ الثلاث‌. فراية‌ الترك‌ و العجم‌ و هي‌ سواد. وراية‌ لبني‌ العباس‌ صفراء و راية‌ السفياني‌ حمراء. فيغلبهم‌ السفياني‌ بعد أن‌ يقتل‌ منهم‌ ستين‌ ألفاً و يسير إلي‌ حمص‌ فإلي‌ الفرات‌ مروراً بالرّقة‌ و سبا.
سفياني‌ در روز جمعه‌ خروج‌ مي‌كند و بر فراز منبر دمشق‌ قرار مي‌گيرد و از مردم‌ بيعت‌ مي‌گيرد كه‌ هرگز با امر او مخالفت‌ نكنند، چه‌ آن‌ را بپسندند و چه‌ آن‌ را ناخوش‌ دارند. آنگاه‌ به‌ سوي‌ «غوطه‌» حركت‌ مي‌كند و 50 هزار جنگجو در اطراف‌ او گردآيند، آنگاه‌ سه‌ پرچم‌ به‌ اهتزاز در آيد: پرچم‌ ترك‌ها و عجم‌ها كه‌ سياه‌رنگ‌ است‌. پرچم‌ بني‌ عباس‌ كه‌ زردرنگ‌ است‌. پرچم‌ سفياني‌، كه‌ سرخ‌رنگ‌ است‌. سفياني‌ بر آنها چيره‌ مي‌شود، پس‌ از آنكه‌ 60 هزار نفر از آنها را از دم‌ شمشير مي‌گذارند، آنگاه‌ به‌ سوي‌ «حمص‌» مي‌رود و از فرات‌ عبور مي‌كند و عازم‌ «رقّه‌»   و «سبا» مي‌شود.
امير المؤمنين‌ علي‌(ع‌) نيز از جنگ‌ سفياني‌ با سپاه‌ «ابقع‌» و «اصهب‌» خبر مي‌دهند :
يلتقي‌ السفياني‌ بالابقع‌ فيقتله‌ السفياني‌ و من‌ معه‌. ثم‌ يقتل‌ الاصهب‌ و أتباعه‌. ثم‌ لا يكون‌ له‌ هَمّ إلّا آل‌ محمد و شيعتهم‌ و المثول‌ الي‌ العراق‌. و يمرّ جيشه‌ بقرقيسيا...
سفياني‌ با «ابقع‌» درگير مي‌شود سپس‌ او و سپاهيانش‌ را مي‌كشد. سپس‌ «اصهب‌» و ياران‌ او را

ماهنامه موعود سال ششم ـ شماره 31

روايات اهل بيت(ع) از پرچم يماني، به عنوان پرچم جهاد مسلّحانه با دشمنان قيام‌كنندة آل محمد(ص)، مهدي موعود(ع) نام برده‌اند. رسول اعظم(ص) در حالي كه يمنيان را مي‌ستود چنين فرمود: «[ايشان] قومي رقيق القلب و با ايمان راسخ‌اند كه «ياري‌كننده» از آنان است؛ [او] با همراهي هفتاد هزار نفر قيام مي‌كند و جانشين من و جانشين وصيّ‌ام را ياري مي‌كند».

به گزارش موعود ساکنان محله‌هاي فقير فيليپين راه ديگري براي گذران زندگي به جز فروش اعضاي بدن خود ندارند. در حالي که ادامه بحران جهاني غذا موجب فقر و بيکاري در کشورهاي آسيايي و آفريقايي شده و مردم اين کشورها در وضعيت اسف‌باري به سر مي‌برند، تاجران اعضاي بدن اسرائيلي بهترين موقعيت را براي بهره برداري از اين اوضاع پيدا کرده‌اند.
هزاران تن از ساکنان حومه‌هاي شهرهاي بزرگ فيليپين با فروش اعضاي بدن خود امرار معاش مي‌کنند. آنان که عمدتاً به‌دليل نداشتن کار و درآمد ناشي از بحران اقتصادي موجود جهان به‌دنبال راهي براي گذران زندگي مي‌گردند در دام تاجران اعضاي بدن اسرائيلي گرفتار مي‌شوند.
طبق قانوني که دولت فيليپين در سال 2002 ميلادي تصويب کرد تجارت اعضاي بدن انسان در اين کشور آزاد شده است. از اين رو فشار فقر و بيکاري موجب شده ده‌ها هزار تن از مردم عضوي از بدن خود را بفروشند.
بنا بر آمار موجود طي سال‌هاي اخير دست کم 30 هزار فيليپيني کليه خود را به تاجران اسرائيلي و کشورهاي عرب فروخته‌اند. اين در حالي است که مافياي اقتصادي فيليپين نيز بخشي از اين بازار پر سود را در دست گرفته است.

موسسه ملي بهداشت آمريکا آمارهاي تکان دهنده‌اي از تعداد نوجوانان آمريکايي منتشر کرد که متحمل بارداري‌هاي ناخواسته مي‌شوند. اين آمار مشخص مي‌کند بسياري از دختران آمريكايي نخستين رابطه جنسي خود را که منجر به بارداري ناخواسته مي‌شود، در سن 15 سالگي تجربه مي‌کنند.
در اين گزارش که خاطر نشان مي‌کند اين آمار در 15 سال گذشته بي‌سابقه بوده، آمده است بسياري از نوجواناني که در اين ليست قرار مي‌گيرند قبلاً رفتارهايي مثل سيگار کشيدن در دبيرستان و مقاطع پايين تر را تجربه کرده‌اند.
نوجوانان باردار در اين تحقيقات معمولاً سني بين 15 تا 19 سال دارند که به گفته مسئولان موسسه ملي بهداشت اين افراد از زنان بالاي 20 سال، بيشتر سيگار مي‌کشند.
به گزارش برنا و بر اساس اين مطالعات، 48 درصد از نوجوانان آمريکايي رابطه جنسي را تجربه کرده‌اند که اين رقم نسبت به سال 2005 رشدي به‌اندازه 4 درصد را به نمايش مي‌گذارد در حالي که اين رقم نسبت به دهه 90 ميلادي رقم کمتري را نشان مي‌دهد.

با تقویت فرهنگ انتظار، نه‌تنها انقلاب اسلامی از غرب‌زدگیِ داخلی آزاد می‌شود، بلکه روحیه‌ عبور از غرب، در تمام مردم جهان به وجود می‌آید. به شرطی که راه امام خمینی(ره) که همان راه واقعی انتظار است، گشوده بماند. 

سفيانى در ماه رجب شورش كرده و به مبارزات نظامى و سياسى و جنگ‏هاى خويش جامه عمل مى‏پوشاند و محدوده نفوذ خويش را گسترش مى‏دهد و در اين زمان ديگران هم به او پيوسته و مجموعه‏ها و قبايل غير دينى به دنبال او راه مى‏افتند. پيامبراكرم(ص) در اين رابطه فرمودند:
سفيانى با 360 سوار شورش مى‏كند تا اينكه به دمشق مى‏رسد و در ماه رمضان هم 20000 نفر از قبيله بنى‏كَلَب با او بيعت مى‏كنند.قبيله بنى‏كَلَب، عمو زادگان سفيانى؛ يعنى همان قبايل دروز14 مى‏باشند كه در آينده او را همراهى مى‏كنند. اين قبيله در عصر معاويه نصرانى بودند و معاويه از آنها با مادر يزيد (عليهم‏اللعنة) قاتل سيدالشهدا(ع) ازدواج كرد. بنابراين، سفيانى از اولاد يزيد بن معاوية بن ابى‏سفيان (عليهم‏اللعنة) مى‏باشد. پيروان اين آيين در منطقه رمله (در بيابان برهوت شرقى فلسطين و غربى اردن و جنوب غربى سوريه دمشق) تا چند كيلومتر در اطراف آن سكنى گزيده‏اند.

بررسي حوادث و رويدادهايي که در پيشگويي هاي آخرالزمان (آخرين دوره حيات جوامع و سيستم هاي حکومتي قبل از تشکيل آرمان شهر مهدوي) در آيات و روايات ائمه معصومين(ع)

 

در سال‌هاي اخير، كشور ما مواجه با پديده‌اي نامبارك شده كه اصطلاحاً از آن به «عرفان‌هاي دروغين» يا «عرفان‌هاي ساختگي» تعبير مي‌شود. گروهي با بهره‌گيري از سادگي و صداقت مردم و با نشان دادن چند كشف و كرامت، مريدان ساده لوح را فريب داده و با خود همراه مي‌سازند و از اين طريق به شهرت و محبوبيّت و گاه ثروت و دارايي دست مي‌يابند. افرادي كه به گرد اين عارف‌نماها جمع شده و شيفته و والة آنها شده‌اند، در پاسخ ناصحاني كه اين افراد را از پيروي كوركورانة مدّعيان دروغين  و معنويّت نهي مي‌كنند؛ به كارهاي خارق‌العادّه و كشف و كرامّت‌هايي كه از آنان ديده‌اند، استدلال كرده و مي‌گويند اگر آنها به دروغ ادّعاي عرفان و معنويّت مي‌كنند، پس اين كشف و كرامّت‌ها از كجاست؟!

در روايات‌ بسياري‌ جهان‌ پس‌ از ظهور به‌ تصوير كشيده‌ شده‌ است‌؛ كه‌ در اينجا به‌ برخي‌ از آنها اشاره‌ مي‌كنيم‌؛

با توجه به روايات وقتي سفياني به مناطق پنج‌گانه تسلط مي‌يابد، به جز تعداد کمي از خداپرستان واقعي، بقيه مردم پيرو سفياني مي‌شوند. پس در روايات هم پيش بيني شده که مردم اين منطقه دوباره به خاندان محمد (ص)خيانت خواهند کرد

مستندات عنب البلادی به نحوی آشکار ساده لوحانه به نظر می آید، به ویژه آن زمان که ادعا می کنند خودرو حامل یکی از مدیران روزنامه مورد اصابت یک گلوله توپ قرار گرفته اما وی تنها جراحاتی سطحی برداشته است! ظاهرا این 23 ماه جنگ، ذهن و روح مخالفان را به شدت مسموم کرده است. جنگ علیه ارتشی که کشور خود را ویران می کند و تلخی و مرارت حاصل از این احساس که از سوی جهان غرب تنها گذاشته شده اند، ذهن و روح این افراد را دچار اغتشاش کرده است. یکی از آن دو مرد جوان که زمانی در رشته کامپیوتر تحصیل می کرده است می گوید: "بله ما بدون هرگونه پشتیبانی کار می کنیم".

در اسلام يكي از نشانه‌هاي دوران ظهور، خروج دجّال است. موضوع دجّال بيش از آنچه در روايات شيعه آمده، از طريق اهل‌تسنّن نقل شده‌ است.  قسمت عمدة روايات در مورد دجّال را احمد بن حنبل در كتاب «مسند»، ترمذي در «صحيح» خود، ابن ماجه در «سنن»، مسلم در «صحيح» و ابن اثير در «نهايه» از عبدالله بن عمر، ابوسعيدخدري و جابر بن عبدالله انصاري نقل كرده‌اند.

در میان زمین هموار و سخت و ترک ترک، گه گاهی سنگی یا چوبی بر زمین فرو کرده بودند تا نشانه ی این باشد که: «اینجا، کسی به خواب رفته است تا قیامت برخیزد.»

رئیس مرکز مطالعات دکترینال امنیت بدون مرز، با بیان اینکه نقد هالیوود نقد یک نهاد سینمایی نیست بلکه نقد یک ایدئولوژی است، گفت: امروز اساتید در هالیوود هستند و سینماگران تفکرات فلسفی را رقم می‌زنند.

تناسخ ملکوتی، همان ظهور انسان‌ها در عالم برزخ و قیامت با صورت‌هایی که به واسطه عقاید و نیات خود در دنیا ساخته است، می‌باشد، که مورد قبول اسلام است و برخی از آیات و روایات دلالت بر این نوع از تناسخ دارد.

بنی اسرائیل، روح الله (علیه السلام) را دوره کرده بودند. یکی می گفت: «آخر می شود پیامبری بدون معجزه باشد؟» دیگری به اولی تنه ای زد و گفت: «به پرواز در آوردن یک گِل خشکیده که نشد معجزه!» و بعدی گفت: «اصلاً یک مرده را زنده کنی، به تو ایمان خواهیم آورد.»، بقیه حرف او را تایید کردند.

شدت فتنه ها و فزونی انحراف در دوره غیبت حضرت مهدی(عج) اقتضا می کند که ایمان آورندگان و پیروان ولایت همواره برحذر بوده و نسبت به عقیده و عمل خویش مراقبت بیشتری داشته باشند.

از سرسخت ترین دشمنان امام زمان (عجل الله تعالی فرجه)، یکی از نوادگان ابوسفیان (لعنه ی الله علیه) است که در روایات به این دلیل به او سفیانی می گویند. در بخش قبل، به جنایات سفیانی در شام و فلسطین اشاره کردیم.)
سفیانی پس از تسلط بر شام، جنایات بسیاری در کشور عراق مرتکب می شود. در روایات ما، به جزئیات این جنایات اشاره کرده است. برخی از این مستندات را در جدول زیر می بینید:

در محضر بزرگان فرصتی است برای آموختن نکاتی که در هیچ کتابی یافت نمی‌شود و در واقع راه میان‌بری است به سوی خوبی‌ها و درستی‌ها که تقدیم به همه کاربران عزیز می‌گردد.
در کتاب راهنماي سلوک به نقل از عالم رباني آيت ا... عبدالکريم حق شناس درباره آخرالزمان آمده است:
* غربال شدن مردم در آخرالزمان مثل غربال شدن اصحاب  حضرت امام حسين(ع) در شب عاشوراست.
* از بس عمل به احکام دين اسلام نشده است، وقتى امام  زمان (ع) تشريف مي آورند، ما فکر مي  کنيم که دين جديد آورده  اند!
* در آخرالزمان، عبادت ده جزء دارد که يکى از آن ها نگه داشتن زبان است و يکى ديگر هم وسعت ندادن معاشرت. البته نه اين که گوشه  نشينى اختيار کنيد؛ بلکه در ميان مردم باشيد، ولى در همه  جهات با مردم نباشيد.

امام باقر(ع) می‌فرماید: چون مهدی(عج) قیام کند، به مسجد‌الحرام می‌رود و پشت به کعبه می‌ایستد و ۳۱۳ مرد نزد او حاضر می‌شوند و نخستین سخنی که به زبان جاری می‌کند، آیه ۸۶ سوره هود است.

همان طور که در مقاله قبل گفته شد، عراق یکی از سرزمین هایی است که نام آن در احادیثی که در آنها از حوادث آخرالزمان و واقعه ی شریف ظهور سخن گفته شده، آمده است.

2
صفحه 2 از 6

جستجو

اوقات شرعی