نقش ولی عصر(عج) در عالم هستی به عنوان ولی تکوینی 2
موقعیت شما: موعود»مهدویت و آخرالزمان»مقالات مهدویت و آخرالزمان»امام مهدی (ع)»صفات و خصال»نقش ولی عصر(عج) در عالم هستی به عنوان ولی تکوینی 2

نقش ولی عصر(عج) در عالم هستی به عنوان ولی تکوینی 2

يكشنبه ۰۵ آذر ۱۳۹۱ ساعت ۰۸:۱۷
امتیاز این گزینه
(5 آرا)

هدایت باطنی امام (علیه‌السلام)؛ دلایلی از آیات و روایات در اثبات ولایت تکوینی؛ ولایت تکوینی به معنی داشتن علم و قدرت خا‌رق‌العاده و قدرت دخل و تصرف در طبیعت و انواع مختلف اداره و دگرگونی در عالم هستی، از ویژگی‌ها و شئون خداوند متعال است که در آن هیچ همتا و شریک ندارد. این امر عقلی، مقتضای کمال مطلق‌بودن حق، واجب‌الوجودی او و فقر کامل ممکن‌الوجود و ماسوی است.  به علاوه آیات قرآن که دربارۀ ولایت تکوینی خداوند متعال صراحت کامل دارند.

 

بخش قبلی

هدایت باطنی امام (علیه‌السلام)

خداوند به بعضی از پیامبران بزرگ خود مانند حضرت ابراهیم (علیه‌السلام) مقام امامت عطا نموده است که این مقام غیر از مقام نبوت و رسالت ایشان است. زیرا که حضرت ابراهیم (علیه‌السلام) موقعی به این مقام نائل می‌شوند که سال‌ها از مقام رسالت ایشان گذشته است.
این مقام غیر از مقام پیشوایی دینی و هدایت ظاهری مردم است. ابراهیم (علیه‌السلام) پس از گذراندن امتحانات سخت و خاص و سربلند بیرون آمدن از این امتحانات، مفتخر به دریافت این مقام از جانب پروردگار می‌گردد. 1
امامت مقامی است که دارندۀ آن علاوه بر هدایت ظاهری، قادر است از طریق هدایت باطنی و روحی غیر مستقیم، افراد مستعد را به کمال مطلوب برساند. این نوع هدایت، هدایتی فراتر از ارائۀ راه است. خداوند از این هدایت ویژه در آیۀ 73 سورۀ انبیاء یاد می‌کند:
﴿وَ جَعَلنا اَئِمّهً یَهدُونَ بِاَمرنَا﴾
آنان (ابراهیم، اسحق، یعقوب) را امامانی قرار دادیم که مردم را به امر خاص ما، هدایت کنند.
این آیه به گونه‌ای، جنبۀ باطنی و ملکوتی اشیاء را که همان عالم امر است، بیان می‌دارد و جملۀ "یهدون بامرنا" به این حقیقت اشاره دارد که هدایتِ هدایت یافته‌گان از طریق ولایت و تصرف تکوینی امام و به اذن و امر ملکوتی پروردگار تحقق می‌یابد.
امام با استناد به امر ملکوتی خداوند متعال، در ذهن و روح انسان‌های مستعد هدایت، تصرف می‌کند و آنان را به کمال شایسته‌شان می‌رساند. البته باید متذکر شد کسی‌که به مقام امامت نائل می‌شود در حوزۀ شناخت معارف و احکام الهی، سرآمد دیگران است و رأی و نظر او معیار شناخت حق و باطل شمرده می‌شود. 2
دلایل عقلی و نقلی بیان می‌دارد که امامت به عنوان واسطۀ هدایت باطنی الهی، امری است که به مقتضای حکمت الهی، لازم و ضروری است و کسی‌که دارای این مقام است از تسدید و تأیید ویژۀ الهی برخوردار است و این تأیید بواسطۀ فرشته‌ای که از عالم امر است، تحقق  می‌یابد. 3
تاریخ شیعه از آغاز تاکنون نمونه‌های بسیار زیادی از این نوع هدایت سراغ دارد.
به همین علت است که در تاریخ ائمه علیه‌السلام مشاهده می‌شود که گاه با یک نگاه و بدون هیچ سخنی، از کسی‌که دشمن اهل بیت بوده، دوست‌دار واقعی می‌ساختند و یا حرّ بن یزید ریاحی در عرض چند ساعت با عنایت و لطف امام و هدایت باطنی ویژه، بی‌آنکه کلامی رد و بدل شود، سراپا متحول شده و به بالاترین مراتب هدایت و قرب دست می‌یابد.  4

آخرین مطلبی که در این‌جا قابل ذکر است این‌که:
تنها کسانی شایستگی آن‌را دارند که عهده‌دار هدایت دیگران شوند که خود بدون هدایت شدن از سوی کسی، از هدایت بی‌واسطۀ الهی برخوردار باشند.5

زهرا حسام محمدی

پی نوشت ها

1. بقره/124 "وَ اِذ اِبتَلَی اِبرَاهِیمَ رَبّهُ بِکَلَمَاتٍ فَاَتَمّهُنَّ قَالَ اِنِّی جَاعِلُکَ لِلنَاسِ اِمَاماً."

2. طباطبایی، المیزان، ج1، ص272 و 273 و ج14، ص304

3. "وَ کَذلِکَ اَوحَینَا اِلَیکَ رُوحاً مِن اَمرِنَا. این‌گونه روحی را که از عالم امر ماست، با تو همراه ساختیم." احادیث اهل بیت در تفسیر این آیه بیان می‌دارند که مقصود از روح، فرشته‌ایست که برتر از جبرئیل و میکائیل است. آن فرشته همیشه پیامبر اکرم (ص) را تایید و تسدید می‌کرد و پس از آن حضرت به همراه ائمه معصومین علیهم‌السلام است. کلینی، الکافی، ج 1، باب الروح التی یُسَدِد الله بها الائمه، ص273، ح1

4. در زمینه هدایت تکوینی ائمه علیهم‌السلام مطالب فراوانی وجود دارد ولی ما به عنوان تیمن و تبرک فقط به یکی از آن‌ها اشاره می‌کنیم: نقل شده که پدر فرزدق (شاعر معروف) پسرش را که محبتی نسبت به امام زمان خود ندارد، خدمت حضرت امیرالمؤمنین علیه‌السلام می‌برد و ملتمسانه از امام می‌خواهد که فرزندش را متحول سازد. پدر بیان می‌دارد که من هر چه تلاش کردم که دوستی شما را به او بچشانم، نشد. از دست من دیگر کاری ساخته نیست. او محب شما نمی‌شود. شما کاری بکنید!
امام با ولایت تکوینی خویش نگاه خاصی به فرزدق می‌کنند و در عرض چند ثانیه او متحول شده و دوستدار و محب و عاشق امام می‌گردد. البته این نکته قابل توجه است که برای تحول شخص، اراده و وجود آمادگی، شرط لازم و اساسی است و گرنه ائمه بزرگوار به زور و اجبار کسی را محب خویش نمی‌گردانند. باید در فرد قابلیتی وجود داشته باشد تا ولایت امام نیز شامل حال او گردد

5. فاطر/35 "اَفَمَن یَهدِی اِلَی الحَقِّ اَحَقٌّ اَن یُتَّبَعَ اَمَّن لَا یَهِدّی اِلّا اَن یُهدَی، فَمَا لَکُم کَیفَ تَحکُمُون"

ادامه دارد ....

 

نوشتن نظر

جستجو

اوقات شرعی