امام مهدى علیه السلام و مسئله‏ طول عُمر
موقعیت شما: موعود»مهدویت و آخرالزمان»مقالات مهدویت و آخرالزمان»امام مهدی (ع)»طول عمر حضرت»امام مهدى علیه السلام و مسئله‏ طول عُمر

امام مهدى علیه السلام و مسئله‏ طول عُمر

سه شنبه ۰۲ آبان ۱۳۹۱ ساعت ۱۱:۰۷
امتیاز این گزینه
(5 آرا)

داشتن طول عمر، به این اندازه بر خلاف عرف و عادتى است كه در میان مردم جهان جریان دارد. موضوع طول عمر در عصر حاضر، امرى حل شده است، و حدّاكثر، از حدّ یك استبعاد ابتدایى فراتر نمى‏رود؛ زیرا، در همین سال‏ها و دهه‏هاى اخیر، در روزنامه‏ها و مجلات، به نام افرادى بر مى‏خوریم كه عمرهایى در حد صد و پنجاه تا دویست و پنجاه سال داشته‏اند.آرى، مسئله‏ طول عمر امام زمان علیه ‏السّلام از دید ما، نه یك ایراد، بلكه یك استبعاد و اظهار تعجّب است

 

تولّد امام مهدى علیه السلام در سحرگاه نیمه‏ شعبان سال (256 ه.ق) مورد تأئید همه دانشمندان شیعه و بسیارى از دانشمندان پیرو مكتب خلفاست این نوشتار ضمن بررسى پیشینه‏ى این موضوع از كتب علماى شیعه به بررسى آیات، روایات پیامبر صلى الله علیه وآله وسلم و از منظر عقل و نگاه علوم تجربى به این مسئله پرداخته است.
طبق روایات، امام مهدى علیه ‏السّلام كه در آخر الزمان ظهور خواهد كرد و جهان را پر از عدل و داد خواهد ساخت، فرزند امام حسن عسكرى علیه‏ السّلام است كه در نیمه‏ى شعبان سال 256 ه. ق متولّد شده است.
این حقیقت، مورد تأیید همه‏ى دانشمندان شیعه‏ى امامیه و جمع كثیرى از دانشمندان اهل سنّت است.(1)
معناى روشن این سخن، آن است كه آن ذخیره‏ى الهى، داراى عُمرى طولانى است. تاكنون، بیش از هزار و صد پنجاه سال از عمر مبارك آن حضرت گذشته است.
داشتن طول عمر، به این اندازه بر خلاف عرف و عادتى است كه در میان مردم جهان جریان دارد.
موضوع طول عمر در عصر حاضر، امرى حل شده است، و حدّاكثر، از حدّ یك استبعاد ابتدایى فراتر نمى‏رود؛ زیرا، در همین سال‏ها و دهه‏هاى اخیر، در روزنامه‏ها و مجلات، به نام افرادى بر مى‏خوریم كه عمرهایى در حد صد و پنجاه تا دویست و پنجاه سال داشته‏اند.(2)
آرى، مسئله‏ طول عمر امام زمان علیه ‏السّلام از دید ما، نه یك ایراد، بلكه یك استبعاد و اظهار تعجّب است، اما از آن جا كه مخالفان شیعه، همین استبعاد را یك اشكال تلقّى كرده و درباره‏ى آن به بزرگ ‏نمایى پرداخته‏اند و تا آن جا پیش رفته‏اند كه مسئله‏ى طول عمر امام مهدى علیه ‏السّلام را دلیل انكار وجود آن حضرت قرار داده‏اند، خود را ملزوم مى‏دانیم كه این مسئله را بررسى كنیم و به منظور روشن شدن اذهان و رفع استبعاد از فكر و اندیشه‏ى مخالفان، مطالبى را تقدیم داریم.

پیشینه‏ى مسئله‏ طول عُمر
از نخستین سال‏هاى پیدایش مشكلى به نام طول عمر امام زمان علیه ‏السّلام، اندكى بیش از دّه قرن مى‏گذرد. از آن روزگار تاكنون، همواره، از سوى مخالفان موضوع امامت، به مسئله‏ى طول عمر امام مهدى علیه‏ السّلام دامن زده شده است.

تقسیم كتب شیعه
آثار و تألیفات دانشمندان شیعه را از منظر (مسئله‏ طول عمر)، به طور مشخّص، مى‏توان به دو دسته تقسیم كرد:
دسته‏ى یكم، آثارى است كه به طور تقریب. قبل از سال 370 ه. ق تألیف شده است.
دسته‏ى دوم، آثارى است كه پس از تاریخ یاد شده به رشته‏ى تحریر در آمده است.
در آثار دسته‏ى نخست، هیچ اثرى از مسئله‏ى طول عمر حضرت مهدى علیه ‏السّلام دیده نمى‏شود. و این، بدان معنا است كه عمر مبارك حضرت مهدى علیه ‏السّلام تا این زمان، طبیعى مى‏نموده، لذا از ناحیه‏ى طول عُمر ایشان، پرسشى در اذهان جامعه‏ى آن روز وجود نداشته است.
از آثار این دوره مى‏توان از بصائر الدرجات، نوشته‏ى محمد بن حسن صفارقمى (در گذشته‏ى 290 ه.ق) و كافى، اثر شیخ كلینى رازى (در گذشته‏ى 329 ه. ق) و شرح الأخبار فی فضائل الأئمة الأطهار، نوشته‏ى قاضى نعمان بن محمد تمیمى مغربى (در گذشته‏ى 363 ه. ق) و كتاب الغیبة، اثر (3)شاگرد برجسته‏ى شیخ كلینى، محمّد بن ابراهیم نعمانى(4) معروف به (ابن أبى زینب) نام برد.

گرچه تاریخ درگذشت دانشمند اخیر، به درستى معلوم نیست، امّا از این كه وى، در اثر خود، هیچ سخنى از مسئله‏ى طول عمر به میان نیاورده... است، چنین بر مى‏آید كه تا زمانى كه او كتاباش را مى‏نوشته، عمر امام عصر علیه‏ السّلام، عمرى متعارف بوده و از ناحیه‏ى طول عمر آن حضرت، هنوز پرسشى در اذهان آحاد جامعه‏ى اسلامى وجود نداشته است و دانشمند یاد شده نیز، احتمالاً، به همین دلیل، متعرض این مسئله نشده است. از همین‏جا مى‏توان حدس زد كه درگذشت این عالم بزرگوار، به احتمال زیاد، قبل از سال 375 ه. ق بوده است؛ زیرا، مشكل طول عمر، در دهه‏هاى پایانى سده‏ى چهارم ه ق مطرح بوده است و دانشمندانى كه در این زمان مى‏زیسته‏اند، متعرّض آن شده‏اند.

مرز نهایى عمر متعارف
شواهد موجود، نشان مى‏دهد كه در دهه‏هاى آخر سده‏ى چهارم ه.ق، دانشمندان و توده‏هاى مردم، مرز نهایى عمر متعارف را صد و بیست سال مى ‏دانسته‏اند و عمر مبارك امام زمان علیه ‏السّلام در سال 375 ه.ق از این حدّ گذشته و حالت غیرمتعارف پیدا كرده است. از این زمان به بعد، در میان بخش‏هایى از مردم، و حدّاقل در میان افراد بهانه‏جو، پرسش‏هایى در مورد طول عمر آن حضرت پدید آمده است.

شیخ صدوق نخستین پژوهنده‏ى طول عمر امام مهدى علیه ‏السّلام
اسناد و مدارك موجود، نشان مى‏دهد، نخستین دانشمندى كه به طرح مسئله‏ى طول عمر امام زمان علیه ‏السّلام پرداخته، ابو جعفر محمّد بن على ابن بابویه قمى، معروف به (شیخ صدوق) (در گذشته‏ى 381 ه.ق) است. وى، در كتاب خود، كمال الدین و تمام النعمة(5) به تفصیل، به مسئله‏ى طول عمر پرداخته و به پرسش‏هاى مخالفان مسئله‏ى طول عمر امام مهدى علیه‏ السّلام پاسخ گفته است.
وى، فصل جامعى از كتاب یاد شده را به زندگى (معمّرین) اختصاص داده است و ده‏ها نفر از معمّرین را كه عُمرى بیش از صد و بیست سال داشته‏اند، نام مى‏برد و شرح حال و زندگى هر یك از آنان را به صورت مختصر ذكر مى‏كند.
در میان این جمعیّت، كه بسیارى از آنان قبل از اسلام و شمارى پس از اسلام مى‏زیسته‏اند - عُمرهایى بین صد و بیست تا سه هزار سال به چشم مى‏خورد.
مؤلف ارج‏مند، در پایان این فصل از كتاب خود مى‏نویسد:
خیرهایى كه در مورد افراد داراى عمر طولانى ذكر كردم، اختصاص به شیعه ندارد، بلكه مخالفان ما نیز این خبرها را از طرق مختلف نقل كرده‏اند و بر آن صحه گذارده‏اند.(6)
از نبى اكرم صلّى ‏اللّهُ‏ علیه‏ وآله ‏وسلّم نیز روایت شده كه فرمود:
آن چه در میان امّت‏هاى پیشین روى داده، همانند آن، در میان این امّت نیز وجود خواهد داشت.
حال كه عمر طولانى در میان پیشینیان به حقیقت پیوسته، چرا برخى قائم آل محمد صلّى ‏اللّهُ‏ علیه ‏وآله ‏وسلّم را به خاطر عُمر طولانى‏اش انكار مى‏كنند، بخصوص كه در مورد ایشان، خبرهاى فراوانى از نبى اكرم صلّى ‏اللّهُ ‏علیه‏ وآله ‏وسلّم و امامان معصوم علیه ‏السّلام به ما رسیده است(7)؟!
قابل ذكر است كه مرحوم صدوق، مسئله‏ى طول عمر حضرت مهدى علیه‏ السّلام را تنها از طریق (تجربه‏ى تاریخى) و افراد داراى عمر طولانى، مورد بررسى قرار داده، و متعرض سایر ادله‏اى كه در بحث طول عمر مى‏توان بدان استناد كرد، نشده است.

سده‏ى پنجم
1- شیخ مفید
عالم دیگرى كه در اویل سده‏ى پنجم ه.ق، به مسئله‏ى طول عمر امام زمان علیه ‏السّلام پرداخته، محمّد بن محمّد بن نعمان، معروف به (شیخ مفید)، (413 - 336 ه.ق) است.
وى امكان طول عمر را در مورد حضرت مهدى علیه ‏السّلام از دو دیدگاه مورد بررسى قرار داده است:
نخست، از راه تجربه‏ى تاریخى وارد شده است و جمع زیادى از پیروان ادیان و ملل مختلف را كه عمرى دراز داشته‏اند، ذكر كرده، سپس با استناد به قرآن، از نوح پیامبر علیه ‏السّلام نام مى‏برد كه در میان قوم‏اش، نهصد و پنجاه سال اقامت كرد(8).

2- كراجكى
عالم دیگر سده‏ى پنجم، محمّد بن على بن عثمان كراجكى (در گذشته‏ى 449 ه.ق) است. وى، از جمله‏ى عالمانى است كه به تفصیل، پیرامون مسئله‏ى طول عمر امام مهدى علیه ‏السّلام سخن گفته و اثر مستقلى به نام كتاب البرهان على صحّة طول عمر الأمام صاحب الزمان تألیف كرده است.(9)
دانشمند یاد شده، نخست، به قرآن كریم استناد مى‏كند و عمر طولانى نوح و خضر را یادآور مى‏ شود، سپس از ابلیس نام مى‏ برد كه به تصریح قرآن، از روزگار آدم، و حتّى پیش از آن، تاكنون زنده است.
وى، سپس، جمع كثیرى از معمّرین را ذكر مى‏كند كه از عُمر دراز برخوردار بوده‏اند، و عمر طولانىِ آنان، افزون بر امّت اسلامى، مورد قبول یهودیان و مسیحیان نیز قرار دارد.(10)

3- شیخ طوسى
سومین دانشمندى كه در سده‏ى پنجم، متعرض مسئله‏ى طول عمر شده و براى پاسخگویى به این مشكل، به چاره‏ جویى پرداخته، محمّد بن حسن طوسى (460 - 385 ه.ق) است.
وى، در كتاب الغیبه، مسئله‏ى طول عُمر حضرت مهدى علیه‏ السّلام را از دو منظر مورد بررسى قرار داده است:
نخست، به احادیثى تمسك مى‏كند كه صاحبان صحاح اهل سنّت در مورد دجّال نقل كرده‏اند كه در زمان رسول خدا علیه ‏السّلام متولّد شده است و به حیات خود ادامه مى‏دهد تا در آخر الزمان خروج كند.
دوم، به (تجربه‏ى تاریخى) استناد مى‏كند و نمونه‏هاى متعدّدى از (معمّرین) را ذكر مى‏كند(11)

سده‏ى ششم
امین الاسلام طبرسى
امین الاسلام فضل بن حسن طبرسى، از دانشمندان سده‏ى ششم ه.ق است. نظر به این كه عمر طولانى هم در قرآن آمده، مانند عمر نوح و مسیح، و هم مورّخان، در تاریخ، از افرادى با عمر طولانى نام برده‏اند، به همین دلیل، دانشمند یاد شده، طول عمر را مسئله‏اى عادى مى‏داند و آن را امرى خارق العاده به شمار نمى‏آورد و معتقد است كه طولانى شدن زمان، وجود حیات را نفى نمى‏كند.
وى، افزون بر استناد به دو دلیل گذشته، به قدرت الهى نیز تمسك مى‏كند و مى‏نویسد:
حال كه ثابت شد كه خداوند سبحان، به شمارى از انسان‏ها، اعم از پیامبران و غیر آنان، عمر طولانى داده و این اقدام بر خلاف قدرت و حكمت خداوند نیست، چرا عُمر طولانى صاحب الزمان علیه ‏السّلام انكار مى‏شود، بخصوص كه او، حجّت خداوند بر بندگان‏اش است و خلیفه‏ى خدا است در زمین؟!
آرى، خداوندى كه به نوح و خضر و عیسى و... عمر طولانى داده، قادر است به امام صاحب الزمان علیه ‏السّلام نیز عمر طولانى دهد. دانشمند یاد شده، سپس از نگاه اعجاز به مسئله‏ى طول عمر مى‏نگرد؛ چرا كه پیامبران و امامان، از قدرت اعجاز برخوردارند(12) و ممكن است در مسئله‏اى مانند طول عمر، از آن بهره گیرند.(13)

سده‏ى هفتم
1- خواجه نصیر طوسى
خواجه نصیر الدین طوسى (672 - 597 ه.ق) در بررسى مسئله‏ى طول عمر، از دو دلیل استمداد جسته است:
نخست، به دلیل قدرت و علم خداوند تمسك مى‏كند و مى‏گوید، كسى كه اعتقاد داشته باشد كه خداوند، قادر و عالم است، مسئله‏ى طول عمر نزد او، امرى بعید نخواهد بود.
سپس، از دلیل (تجربه‏ى تاریخى) بهره مى‏گیرد و از افرادى نام مى‏برد كه از عمر درازى برخوردار بودند و هم اكنون نیز زنده‏اند، مانند خضر و الیاس (از پیامبران) و دجّال و سامرىّ (از شقاوت‏مندان).
وى در بیان نتیجه‏ى بحث مى‏نویسد:
حال كه در دو سوى این مسئله، یعنى هم در جانب پیامبران خدا و هم در جانب دشمنان خدا، داشتن طول عمر جایز است، چرا در جانب وسط كه اولیاى خدا باشند، طول عمر جایز نباشد؟!(14)

2- محقّق اربلى
على بن عیسى اربلى (در گذشته‏ى 693 ه.ق) مسئله‏ى طول عمر را امرى عادى به حساب مى‏آورد و براى اثبات آن، نخست، به قرآن كریم استناد. مى‏كند كه به صراحت، عمر طولانى را براى نوح پیامبر مورد تأیید قرار داده است. سپس به روایاتى تمسّك جسته است كه براساس آن، خضر. طولانى‏ترین عُمر را در میان فرزندان آدم دارد.
وى، آن‏گاه، به تاریخ مراجعه مى‏كند و شمار زیادى از افراد داراى عمر طولانى را نام مى‏برد كه پیش از اسلام و یا معاصر بعثت رسول اكرم صلّى ‏اللّهُ‏ علیه ‏وآله ‏وسلّم در میان عرب و غیرعرب مى‏زیسته‏اند.
وى، سپس، به دلیل قدرت خداوند تمسك مى‏كند و طول عمر حضرت مهدى علیه ‏السّلام را در پرتو قدرت الهى، كاملاً، ممكن و عملى مى‏داند.(15)
قابل ذكر است كه محقّق اربلى. در بحث طول عمر، تا حدود زیادى تحت تأثیر امین الاسلام فضل بن حسن طبرسى قرار دارد.

3- ابن میثم بحرانى
كمال الدین میثم بن على بن میثم بحرانى (699 - 636 ه.ق)، مسئله‏ى طول عمر حضرت مهدى علیه ‏السّلام را نه یك اشكال، بلكه آن را یك استبعاد مى‏داند و براى رفع استبعاد، به سه دلیل تمسك مى‏كند:
نخست، به (تجربه‏ى تاریخى) استناد مى‏كند و با مراجعه به اخبار معمّرین، مقدار عمر حضرت مهدى علیه‏ السّلام، و حتّى بیش از آن را امرى عادى به حساب مى‏آورد. سپس، به قرآن مراجعه مى‏كند و از اقامت نهصد و پنجاه ساله‏ى نوح در میان قوم‏اش نام مى‏برد. آن‏گاه به سنّت مراجعه مى‏كند و از داستان خضر و الیاس و دجال و سامرىّ نام مى‏برد. حیات این دو پیامبر و حیات دجّال و سامرى، مورد اتفّاق فریقین است.(16)

سده‏ى هشتم
علاّمه‏ى حلّى
حسن بن یوسف بن مطّهر، معروف به علاّمه‏ى حلّى، (726 - 648 ه.ق) از بزرگان علماى شیعه در سده‏ى هشتم ه.ق است.(17)
دانشمند یاد شده، مسئله‏ى طول عمر حضرت مهدى علیه ‏السّلام را نه یك اشكال، بلكه یك استبعاد مى‏داند، آن هم استبعادى ضعیف.
وى، براى رفع استبعاد، به دو دلیل تمسك مى‏كند:
نخست، این‏كه امكان عمر طولانى، امرى مسلّم و تردیدناپذیر است.
دوم این‏كه عمر طولانى، در گذشته‏ى تاریخ، واقع شده است.(18)          


پی نوشت‌ها
(1) ر.ك: (امام مهدى منتظر در نهج‏البلاغه)، نوشته‏ى مهدى فقیه ایمانى. در این كتاب، نام صد و دو نفر از دانشمندان اهل سنّت ذكر شده كه همگى، به ولادت امام مهدى علیه ‏السّلام در سال 255 یا 256 ه.ق تصریح كرده‏اند.
در كتاب دفاع عن الكافى نوشته‏ى هاشم حبیب العمیدى، جلد دوم، بیست و شش نفر به این آمار افزوده شده است.
(2) سالنامه‏ى پارس، ص 100 (نقل از كتاب شیعه چه مى‏گوید؟ ص 287، حاج سراج انصارى).
(3) شرح الأخبار فی فضائل الأئمة الأطهار، چاپ مؤسّسه‏ى انتشارات اسلامى وابسته به جامعه‏ى مدرسین حوزه‏ى علمیّه‏ى قم.
(4) طبقات أعلام الشیعه،آقا بزرگ تهرانى، ج 1، ص 230، دارالكتاب العربى، چاپ یكم، 1390 ه. ق.
(5) كمال الدین و تمام النعمة، ص 576 - 553.
(6) قابل ذكر است كه شمارى از دانشمندان اهل سنت، از جمله ابو حاتم سیستانى، كتاب مستقلى در مورد (معمّرین) تألیف كرده است.
(7) كمال الدین و تمام النعمة، ص 576.
(8) مضفات شیخ مفید، ج 3، ص 103 - 93، با تحقیق سیّد محمد قاضى، چاپ كنگره‏ى هزاره‏ى شیخ مفید، چاپ اوّل، سال 1413 ه.ق
(9) این كتاب، هم اكنون بخشى از جلد دوم كنز الفوائد را تشكیل مى‏دهد.
(10) ) كنز الفوائد، محمّد بن على بن عثمان كراجكى، ج 2، ص 158 - 114، با تحقیق شیخ عبدالله نعمه، انتشارات دارالذخائر، قم، 1410 ه.ق.
(11) 11) كتاب الغیبه، محمّد بن حسن طوسى، ص 126 - 113، با تحقیق عبادالله تهرانى و على احمد ناصح، مؤسسّه‏ى معارف اسلامى، قم، چاپ اوّل، 1411 ه.ق.
(12) پیروان برخى از فرق اسلامى، این اقدام اولیا را كرامت نامیده‏اند، نه معجزه.
(13) اعلام الورى یأعلام الهدى، امین الاسلام فضل بن حسن طبرسى، ج 2، ص 310 - 305 با تحقیق مؤسّسه‏ى آل البیت، چاپ اول، 1417 ه.ق.
(14) تلخیص المحصل (المعروف به (نقدالمحصّل))، خواجه نصرالدین طوسى، ص 433، دارالاضواء، چ دوم، بیروت، لبنان، 1405 ه.ق.
(15) كشف الغمه فی معرفة الأئمه، على بن عیسى اربلى، ج 2، ص 488، به بعد، با تحقیق سیدهاشم رسولى، چاپ علمیّه، قم، 1381 ه.ق.
(16) قواعد المرام فی علم الكلام، كمال الدین میثم بن على بن میثم بحرانى، ص 191، چا مهر، چاپ اوّل، قم، 1398 ه.ق.
(17) طبقات أعلام الشیعه، آقا بزرگ تهرانى، ج 5. ص 52 دارالكتاب العربى چاپ اول 1975 م.
(18) مناهبح الیقین فى اصول الدین، علامه، حسن بن یوسف بن مطهّر حلى، ص 330، با تحقیق محمدرضا انصارى قمى، چاپ اول، 1416 ه.ق.

غلام حسین زینلى

نوشتن نظر

جستجو

اوقات شرعی