استمداد گرگ بيابان از امام باقر (ع)
موقعیت شما: موعود»اخبار»اخبار فرهنگی و مهدوی»استمداد گرگ بيابان از امام باقر (ع)

استمداد گرگ بيابان از امام باقر (ع)

جمعه ۱۸ مرداد ۱۳۹۸ ساعت ۰۶:۲۷
امتیاز این گزینه
(0 آرا)

محمّد بن مسلم نقل مى‏ كند، خدمت امام باقر (ع) بودم. به سمت مكّه مى‏ رفتيم. من سوار بر درازگوشى بودم و ايشان سوار بر استر. ناگهان ديدم گرگى از بالاى كوه رو به سمت ما آمد! من سخت وحشت كردم و ديدم مستقيم به سمت امام باقر (ع) رفت و آن حضرت هم استر را نگه داشت. آن گرگ تا مقابل استر رسيد، از پيش رو پريد و دستش را روى زين استر گذاشت و گردن كشيد تا مقابل گوش امام (ع) و بنا كرد همهمه كردن! امام هم سر پايين آورد و مقابل دهان او گذاشت و بعد از لحظاتى فرمود:
برو من انجام دادم.
او هم پايين آمد و شتابان رفت! من با تعجّب همراه با وحشت گفتم: آقا اين گرگ درنده، كار عجيبى كرد و سبب ترس و وحشت من شد! فرمود: «فهميدى چه گفت؟» گفتم: من چه مى‏فهمم؟ خدا و رسول و حجّتش مى‏فهمند. فرمود: «به من گفت: يابن‏رسول‏الله! همسر من پشت اين كوه درد زايمان گرفته و به دشوارى افتاده است. تو از خدا بخواه او را از اين دشوارى نجات دهد و احدى از نسل من را به احدى از شيعيان تو مسلّط نگرداند. من هم گفتم: تو برو، من دعا كردم. او خوشحال شد و رفت».1

 

1. بحارالانوار، ج 46، ص 236.

نوشتن نظر

جستجو

اوقات شرعی