وداع امام هشتم از مدینه و مكه
موقعیت شما: موعود»مهدویت و آخرالزمان»مقالات مهدویت و آخرالزمان»امامان و ائمه»وداع امام هشتم از مدینه و مكه

وداع امام هشتم از مدینه و مكه

پنجشنبه ۱۷ آبان ۱۳۹۷ ساعت ۰۷:۲۵
امتیاز این گزینه
(0 آرا)

وقتى كه فرستاده ى مامون براى بردن امام رضا علیه السلام از خراسان به مدینه آمد، من آنجا بودم. امام علیه السلام به منظور خدا حافظى و براى وداع، به مسجد النبى كنار قبر رسول خدا صلى الله علیه و آله رفت و مكرر با قبر پیامبر صلى الله علیه و آله وداع مى كرد و بیرون مى آمد و نزد قبر باز مى گشت و با صداى بلند گریه مى كرد...


سیدعباس رفیعی پور

شیخ صدوق رحمه الله از محول سجستانى آورده است:
«وقتى كه فرستاده ى مامون براى بردن امام رضا علیه السلام از خراسان به مدینه آمد، من آنجا بودم. امام علیه السلام به منظور خدا حافظى و براى وداع، به مسجد النبى كنار قبر رسول خدا صلى الله علیه و آله رفت و مكرر با قبر پیامبر صلى الله علیه و آله وداع مى كرد و بیرون مى آمد و نزد قبر باز مى گشت و با صداى بلند گریه مى كرد. من به امام نزدیك شده، سلام كردم امام جواب سلام مرا داد، حضرت را در رفتن به سفر خراسان تهنیت و مبارك باد گفتم. امام فرمود: به دیدن من بیا زیرا از جوار جدم خارج مى شوم و در غربت از دنیا مى روم و در كنار قبر هارون مدفون مى شوم! من همراه حضرت به خراسان رفتم، تا این كه از دنیا رفت و در كنار قبر هارون به خاك سپرده شد. (1)

امیه بن على مى گوید: من در آن سالى كه حضرت رضا علیه السلام در مراسم حج شركت كرد و سپس به سوى خراسان حركت نمود، در مكه با او بودم و فرزندش امام جواد علیه السلام (كه پنج سال داشت) با او بود. امام با خانه ى خدا وداع مى كرد و چون از طواف خارج شد، نزد مقام رفت و در آن جا نماز خواند. امام جواد علیه السلام بر دوش موفق (غلام حضرت) بود كه او را طواف مى داد. نزدیك حجر اسماعیل، امام جواد علیه السلام از دوش موفق پایین آمد و مدتى طولانى در آن جا نشست موفق گفت: فدایت شوم برخیز.
امام جواد علیه السلام فرمود: نمى خواهم. مگر خدا بخواهد. آثار غم و اندوه در چهره اش آشكار شد.
موفق نزد امام رضا علیه السلام آمد و گفت: فدایت شوم، حضرت جواد علیه السلام در كنار حجر اسماعیل نشسته و بلند نمى شود.
امام هشتم علیه السلام نزد فرزندش آمد و فرمود: بلند شو عزیزم.
حضرت جواد علیه السلام عرض كرد: «چگونه برخیزم با این كه خانه ى خدا را به گونه اى وداع كردى كه دیگر نزد آن بر نمى گردى!.»
امام رضا علیه السلام فرمود: «حبیب من برخیز» آنگاه حضرت جواد علیه السلام برخاست و با پدرش به راه افتاد. (2)

امامت حضرت جواد علیه السلام:
«حسن بن على وشاء» مى گوید كه امام رضا علیه السلام به من فرمود:
انى حیث ارادوا الخروج من المدینة، جمعت عیالى فامرتهم ان یبكوا على حتى اسمع، ثم فرقت فیهم اثنى عشر الف دینار ثم قلت: اما انى لا ارجع الى عیالى ابدا. (3)
«موقعى كه مى خواستند مرا از مدینه بیرون ببرند، خانواده ام را جمع كرده و به آن ها امر كردم كه برایم گریه كنند تا صداى گریه ى آن ها را بشنوم. سپس در میان آن ها دوازده هزار دینار تقسیم كردم و به آن ها گفتم من دیگر به سوى شما بر نمى گردم ».
سپس دست پسرش حضرت امام جواد علیه السلام را گرفت و به مسجد برد و او را به قبر مطهر رسول خدا صلى الله علیه و آله چسبانید و نگهدارى او را به بركت روح مطهر پیامبر صلى الله علیه و آله از خدا خواست.
حضرت امام جواد علیه السلام به پدرش نگاه كرد و گفت: به خدا سوگند به سوى خدا مى روى.
سپس امام هشتم علیه السلام به خدمتكاران و نمایندگان خود دستور داد تا از حضرت جواد علیه السلام اطاعت كنند و با او مخالفت ننمایند و به آن ها تفهیم كرد كه فرزندش امام جواد علیه السلام جانشین اوست. (4)

پی نوشت :

1) عیون اخبار الرضا علیه السلام، ج 2 ص 217.
2) كشف الغمه، ج 3، انوار البهیه، ص 239، اعیان الشیعه، ج 2 ص 18.
3) اثبات الوصیة، ص 203- مسند الامام الرضا، ج 1 جزء 2 ص 169.
4) كشف الغمه، ج 3 ص 141- انوار البهیه، ص 239.

منبع : ماهنامه اطلاع رسانی، پژوهشی، آموزشی مبلغان شماره4.

سایر مطالب این مجموعه: « وحدت و همدلی در سیره امام رضا(ع)

نوشتن نظر

جستجو

اوقات شرعی