نگاهى گذرا به زندگى‏نامه حضرت معصومه (س)
موقعیت شما: موعود»مهدویت و آخرالزمان»مقالات مهدویت و آخرالزمان»معارف اسلامی»دین و اندیشه»نگاهى گذرا به زندگى‏نامه حضرت معصومه (س)

نگاهى گذرا به زندگى‏نامه حضرت معصومه (س)

شنبه ۲۳ تیر ۱۳۹۷ ساعت ۰۲:۵۳
امتیاز این گزینه
(1 رای)

سيدامير محمّد ماسوله‏اى ‏
ترجمه از عربى : مليحه سركرده‏
حضرت فاطمه (س) دختر هفتمين امام شيعيان حضرت موسى بن جعفر (ع)، خواهر امام رضا (ع) و از سلاله خاندان اهل بيت (ع) على ‏بن ابى ‏طالب (ع) و فاطمه زهرا (س) دختر رسول خدا (ص) هستند.


مادر مكرّم ايشان و امام رضا (ع) نجمه خاتون است كه به ايشان تكتم هم مى ‏گويند و كنيه ايشان امّ البنين است و بعد از ولادت امام رضا (ع) طاهره ناميده شدند. در مورد فضايل مادر ايشان بسيار گفته شده و در آن زمان، به تقواى الهى شهره بودند.

حضرت فاطمه معصومه (س) در شرايطى در خانه امام موسى ‏بن جعفر (ع) چشم بر جهان گشودند كه روزگار سختى براى پدر بزرگوارشان بود؛ چرا كه در شرايط دشوار زندان، اسارت و مرارت‏هاى طاقت‏ فرسايى كه حاكمان عبّاسى بر ايشان تحميل كرده بودند، به سر مى ‏بردند.

آگاهى دقيق نسبت به تاريخ ولادت ايشان كار دشوارى است؛ ولى برحسب روايات زيادى كه آمده است، ايشان در 15 ذى ‏قعده سال 173 ه. ق. متولّد شدند.
نام اين بانوى بزرگوار فاطمه و در بيشتر اوقات با اسم شريفه معصومه همراه است و به ايشان فاطمه معصومه مى ‏گويند. بر اساس روايات اين لقب از سوى امام رضا (ع) به اين بانوى والا مقام اسلام داده شده است؛ به اين‏گونه كه: «هركس معصومه را در «قم» زيارت كند، مانند كسى است كه مرا زيارت كرده است.» 1

معصومه صفت آن بانوى بزرگوار يا به نوعى اسم ديگر ايشان است و اين نام دلالت دارد بر اينكه ايشان از نظر طهارت روح و كمالات معنوى ، مرتبه والايى دارند.
عصمت در اصطلاح، به معنى بازداشتن و نگاه داشتن از گناه است و معصوم انسان پاكدامنى است كه چه در ساحت اعتقاد و چه در ساحت عمل از هرگونه خطا و اشتباه مصون است.
كريمه اهل بيت (س) لقب خاصّ اين بانوى بزرگوار است و در ميان بانوان اهل بيت (ع) اين نام زيبا تنها به آن حضرت اختصاص يافته است، همان‏گونه كه امام حسن مجتبى (ع)، در ميان مردان خاندان اهل بيت (ع) به كريم اهل بيت (ع) ملقّب گشته بودند.

حضرت معصومه (س) پيوسته از وجود پدر و برادر بزرگوارشان بهره‏مند مى ‏شدند تا جايى كه در علم و فضيلت جايگاه رفيعى را كسب نمودند و در ايام نوجوانى نسبت به بسيارى از علوم و مسائل اسلامى و احكام شرعى آگاهى داشتند.

در يكى از همان روزها جماعتى از شيعيان به مدينه آمدند تا برخى از سؤالات دينى خود را به امام موسى (ع) عرضه كند و علم را از معدن آن به دست آورند؛ وليكن امام كاظم (ع) و پسر بزرگوارشان امام رضا (ع) در سفر بودند و حضور نداشتند. آن عدّه از شيعيان از اينكه حجّت خدا را نيافتند و سؤالاتشان بى ‏پاسخ مانده بود، ناراحت شدند و تصميم به بازگشتن به شهر خود داشتند كه در اين هنگام، حضرت معصومه (س) سؤالاتشان را كه مكتوب شده بود، از ايشان گرفتند و به آنها پاسخ دادند؛ آن‏چنان كه اندوه اين جماعت به شادى بدل شد و پيروز از
گرفتن پاسخ سؤالاتشان قصد ديار خود كردند و در راه، خارج از شهر با امام كاظم (ع) مواجه شدند و ماجرا را براى ايشان تعريف كردند.

وقتى امام (ع) پاسخ‏ هاى دخترشان را مشاهده كردند، در عبارت مختصرى فرمودند: «پدرش فدايش شود!»
عبّاسيان اولاد پيامبر (ص)، به خصوص امام كاظم (ع) را بسيار اذيت و آزار مى ‏كردند و مورد ظلم و ستم و جور قرار مى ‏دادند. اين دردها قلب پاك حضرت معصومه (س) را به درد مى ‏آورد و تنها تكيه‏ گاه ايشان بعد از پدر، وجود برادرشان، حضرت امام رضا (ع) بودند.
پس از اينكه حكومت ظالم عبّاسى بر بلاد حاكم شد، فرمان دستگيرى و بازداشت امام كاظم (ع) را صادر كرد و از همين زمان، حضرت معصومه (س) از حضور پدر محروم شدند و بسيار اندوهگين شدند. سنّ آن بانو كمتر از ده سال بود و البتّه در اين مورد، اقوال ديگرى هم هست.

امام كاظم (ع) در دو سال آخر عمر پربركتشان از زندانى به زندان ديگر انتقال داده مى ‏شدند و اين بدان علّت بود كه هارون به صاحبان زندان دستور قتل امام كاظم (ع) را صادر مى ‏كرد؛ ولى هيچ‏كدام از ايشان قادر به انجام اين عمل شنيع نبودند و از انجام آن امتناع مى ‏ورزيدند. تا اينكه سند بن شاهك به دستور هارون آن حضرت را مسموم كرد.

بعد از مرگ هارون و در ايام حكومت پسرش، مأمون عبّاسى ، امام رضا (ع) به اجبار وى راهى «خراسان» شدند و در هنگامى كه امام رضا (ع) مدينه را ترك كردند، خاندان اهل بيت (ع)، عزيزى را كه واسطه رحمت الهى بود، از دست دادند. اين شرايط براى اهل بيت (ع)، خانواده امام كاظم (ع) و به خصوص براى حضرت معصومه (س) سخت و دشوار بود. ايشان همانند ديگر خواهران و برادرانشان بى ‏طاقت شده و هر روز در فراق برادر عزيزشان اندوهناك بودند. در همين ايام، امام رضا (ع) نامه‏ اى را براى خواهر بزرگوارشان، حضرت معصومه (س) نوشتند.
البتّه ما از محتواى نامه چيزى نمى ‏دانيم؛ ولى همين نامه باعث شد كه حضرت معصومه (س) با سرعت و بدون مجال، وسايل سفر و كاروانى را براى حركت به خراسان آماده كنند.

ايشان بعد از تأمين مايحتاج اين سفر طولانى ، با برخى از برادران و برادرزادگانشان به سوى خراسان حركت كردند. در اين كاروان، حضرت معصومه (س) به همراه شش تن از برادرانشان به نام‏ هاى فضل، جعفر، هادى ، قاسم، هارون و زيد و تعدادى از غلامان و كنيزان حضور داشتند.

هنگامى كه كاروان به شهر «ساوه» در «ايران» رسيد، توسط عدّه‏ اى از كارگزاران مأمون محاصره شدند و بينشان درگيرى صورت گرفت. در اين معركه تقريباً تمامى مردان كاروان به شهادت رسيدند. 2
همه صحنه‏ هاى كشتار برادران و برادرزادگان و پراكنده شدن و آوارگى كاروان، در مقابل چشمان حضرت معصومه (س) روى داد. تصوّر كنيد كه آن بانو در اين لحظات دشوار چه حالى داشتند؟

به هر حال، حضرت معصومه (س) بر اثر اندوه زياد از اين ماتم يا بر اثر مسموميت از زهر جفا يا به سبب جراحات ناشى از معركه و درگيرى با سپاه عبّاسيان، بيمار شدند 3 و قادر به ادامه مسير نبودند. پس به سمت شهر قم حركت نموده و از مسافت ميان قم و ساوه سؤال كردند. به ايشان گفته شد: 10 فرسخ مانده است. پس فرمان دادند كه ايشان را به قم ببرند. بزرگان قم به استقبال حضرت معصومه (س) آمدند و موسى بن خزرج اشعرى پيشاپيش آنها بود و افتخار ميزبانى حضرت نصيب او شد و هفده روز بعد، حضرت معصومه (س) در قم ديده از جهان فروبستند 4 يا به بيانى ديگر، ايشان پيش از آنكه ديدگان مباركشان به ديدار برادر روشن شود، به شهادت رسيدند.

در روايات بى ‏شمارى بر زيارت آن بانوى بزرگوار تأكيد شده و اينكه پاداش زيارت ايشان بهشت است. نمونه‏ اى از اين روايات را مى ‏آوريم:

- عدّه‏ اى از اهالى «رى » نزد امام صادق (ع) آمدند و گفتند كه ما اهل رى هستيم. حضرت فرمودند: «مرحبا به اهل قم.» پس گفتند: ما اهل رى هستيم. پس دوباره حضرت كلامشان را تكرار و فرمودند: «خداوند حرمى دارد كه در «مكّه» است و رسول خدا (ص) نيز حرمى دارند كه در مدينه است و اميرالمؤمنين حرمى دارند، آن در «كوفه» است و ما نيز حرمى داريم و آن شهر قم است و زنى از فرزندان من در قم از دنيا مى ‏رود كه نامش فاطمه است. پس هركه او را زيارت كند، بهشت بر او واجب مى ‏شود.»

راوى مى ‏گويد اين كلام را زمانى حضرت فرمودند كه هنوز موسى بن جعفر (ع) چشم به جهان نگشوده بود. 5
و نيز در روايت ديگرى از امام صادق (ع) آمده است: «همانا خداوند حرمى دارد و آن مكّه است و حضرت رسول حرمى دارند كه آن مدينه است و اميرالمؤمنين حرمى دارند كه آن كوفه است و بدانيد كه قم، كوفه كوچك است و بدانيد كه بهشت هفت در دارد كه سه تاى آنها به سمت قم باز مى ‏شود. زنى از فرزندان من در قم از دنيا مى ‏رود كه نامش فاطمه دختر موسى (ع) است و به شفاعت او همه شيعيان من وارد بهش مى ‏شوند.» 6

سعد از على بن موسى الرضا (ع) روايت مى ‏كند كه ايشان فرمودند: «اى سعد! نزد شما از ما اهل بيت قبرى هست؟» گفتم: فدايتان شوم! قبر دختر امام موسى كاظم (ع) را مى ‏گوييد؟
فرمودند: «آرى و هركس آن را با معرفت زيارت كند، پاداش او بهشت است.» 7

از امام جواد (ع) روايت شده است كه فرمودند: «كسى كه عمّه‏ ام را در قم زيارت كند، پاداش او بهشت است.» 8

سلام و درود خداوند بر روح تابناك اين بانوى بزرگوار!

پى ‏نوشت‏ها:
__________________________________________________
(1). «رياحين الشّريعة»، ج 5، ص 35.
(2). «حياة الامام الرضا (ع)»، سيد جعفر مرتضى عاملى ، ص 428، به نقل از «جامع الأنساب».
(3). «حيات سياسى امام رضا (ع)».
(4). «تاريخ قم»، ص 213.
(5). «بحارالانوار»، ج 60، صص 217- 21.
(6). همان، ح 53، ص 228، مؤسسة الوفاء، بيروت؛
(7). همان، ج 99، ص 226؛
(8). «كامل الزيارات»، ابن قولويه، باب 106، ص 536، ج 2.

نوشتن نظر

جستجو

اوقات شرعی