شخصیت زن در اسلام

شخصیت زن در اسلام

جمعه ۱۸ اسفند ۱۳۹۶ ساعت ۰۴:۴۲
امتیاز این گزینه
(0 آرا)

یش از اسلام در هیچ یك از جوامع بشری، زن عضوی مؤثر و شخصی مستقل محسوب نمی شد و كلمه زن مفهوم زبونی، خواری و بی خردی داشت و در ادبیات آنان، چه نظم و چه نثر سخن بسیار در ناشایستگی و تحقیر جنس زن یافت می شود كه طرز تفكر و دیدگاه آنان را نسبت به زن نشان می دهد.

 


اما از روزی كه آفتاب عالمتاب رسالت حضرت خاتم الانبیاءصلی الله علیه وآله در افق جهان درخشید، نقش زن در جامعه كاملاً دگرگون شد و مردمانی كه برای زن اهمیت قائل نبودند و او را موجودی پست و برای خدمتگزاری انسان شریف (مرد) به حساب می آوردند، در پرتو تعالیم اسلام، به عنوان انسانی دارای حقوق و شخصیت اجتماعی شناختند.

خداوند متعال نقش زن را به طور واضح مشخص كرد و او را همانند مرد عضو كامل جامعه و دارای جایگاه قانونی، شرعی و رسمی قرار داد.

زن و دختر كه تا قبل از اسلام زنده به گور می شد و یا به عنوان سهم الارث به سایر ورثه منتقل می گردید، همانند مردان و پسران توانست از خویشان سببی و نسبی خود مانند پدر و مادر ارث ببرد.
گذشته از اینها، افكار زن به عنوان اندیشه های مستقل پذیرفته گردید و او توانست آزادانه تصمیم بگیرد و به انتخاب خود شوهر كند و دارای درآمد و مالكیت شخصی گردد و از مال و حقوق فردی و اجتماعی اش دفاع كند و حتی توانست به نفع یا ضرر دیگران شهادت بدهد و كارهای او در جامعه مورد احترام و دارای ارزش باشد. تعدی مردان نسبت به زنان نیز قابل تعقیب قانونی و دارای كیفر گردید.

خداوند متعال جایگاه زن را كه تا قبل از اسلام به پایین ترین درجه رسیده بود و در بسیاری از ادیان و مذاهب در ردیف شیطان قرار داشت، آن چنان بالا برد كه فرمود: "مَنْ عَمِلَ صالِحاً مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثی وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَیاةً طَيِّبَةً وَ لَنَجْزِيَنَّهُمْ أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ ما كانُوا يَعْمَلُونَ"؛(1) "هر كسی - مرد یا زن - كار شایسته انجام دهد، در حالی كه مؤمن است، قطعاً او را با زندگی پاكیزه ای، حیات حقیقی می بخشیم و مسلماً به آنان بهتر از آنچه انجام می دادند، پاداش خواهیم داد."

در این آیه، ارزش تلاش و فعالیت های معنوی برای زن، همانند مرد دارای نتایج ثمربخشی شمرده شده است؛ به طوری كه می تواند با كوششهای شبانه روزی و گام نهادن در مسیر كمال و سعادت به درجات عالی انسانی در دنیا و آخرت برسد. معیار ارزش در نزد خداوند متعال زن یا مرد بودن نیست؛ بلكه تقوا، پارسایی و شایستگی است. به همین جهت، رسول گرامی اسلام صلی الله علیه وآله تكریم زنان و دختران را در سر لوحه برنامه هایش قرار داد و حقوق از دست رفته آنان را احیا كرد و بدون تردید تا به امروز هیچ مذهب و آیینی همانند اسلام از نقش زن و شخصیت او دفاع نكرده است.

آیا زیباتر از این سخن كه زن می تواند همانند مرد و حتی بهتر از آنان به اوج برتری و فضیلت انسانی دست یابد، در جای دیگر به غیر از قرآن سراغ داریم كه فرمود: "یا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْناكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَ أُنْثی وَ جَعَلْناكُمْ شُعُوباً وَ قَبائِلَ لِتَعارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاكُمْ"؛(2) "ای مردم! ما شما را از مرد و زن آفریدیم و شما را به صورت گروهها و قبایل مختلف قرار دادیم تا یكدیگر را بشناسید ؛ [البته اینها معیار امتیاز نیست و] فقط گرامی ترین شما در نزد خداوند متعال با تقواترین شماست."

با توجه به ارزش و جایگاه اسلامی و معنوی زن در اسلام، برای او حقوق و تكالیفی است كه مواردی از آن را در كلام امام حسن عسكری علیه السلام به نظاره می نشینیم و آموزه هایی را از مكتب پر بار آن پیشوای هدایت، در مورد بانوان به عزیزان خواننده تقدیم می كنیم.

سرور زنان

امام عسكری علیه السلام برای هدایت بیشتر بانوان مسلمان و ترغیب آنان به سوی كمال، حضرت فاطمه زهراعلیها السلام را به عنوان اسوه بانوان عالم معرفی كرده و در فرازی از صلوات حضرتش كه در سامراء بر عبدالله بن محمد عابد املاء فرمود، آن بانوی بانوان عالم را چنین ستوده است: "اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی الصِّدِّیقَةِ فَاطِمَةِ الزَّكِيَّةِ حَبِیبَةِ حَبِیبِكَ وَ نَبِيِّكَ وَ اُمِّ اَحِبَّائِكَ وَ اَصْفِيَائِكَ الَّتِيِ انْتَجَبْتَهَا وَ فَضَّلْتَهَا وَ اخْتَرْتَهَا عَلَی نِسَاءِ الْعَالَمِینَ اللَّهُمَّ كُنِ الطَّالِبُ لَهَا مِمَّنْ ظَلَمَهَا وَ اسْتَخَفَّ بِحَقِّهَا وَ كُنِ الثَّائِرَ اللَّهُمَّ بِدَمِ اَوْلَادِهَا؛(3) پروردگارا! بر صدیقه، فاطمه پاك و محبوب دل حبیب و پیامبرت درود بفرست! همان بانویی كه مادر دوستان و برگزیدگان توست. او را از میان دیگر بانوان برگزیدی و فضیلت دادی و بر زنان عالم برتری بخشیدی. خداوندا! تو خود انتقام آن بانوی گرامی را از كسانی كه بر او ظلم روا داشته و حقش را سبك شمردند، بستان! بارالها! انتقام خون فرزندانش را نیز خودت بگیر!"

امام در ادامه، به جایگاه والای حضرت زهراعلیها السلام اشاره كرده و این گونه با خداوند نجوا كرده است.


"خدایا! همان طوری كه حضرت زهراعلیها السلام را مادر پیشوایان هدایت و همسر صاحب لوا در ملأ اعلی قراردادی، پس بر او و مادرش خدیجه كبری درود فرست! درودی كه با آن پدرش محمدصلی الله علیه وآله را گرامی داشته و چشمان فرزندانش را با آن روشن سازی و از سوی من در همین ساعت بهترین تحیت و سلام را به ایشان ابلاغ گردان!" (4)

ارث زن

از مسائلی كه امروزه در جامعه ما مطرح است و آن را به عنوان یكی از شبهات در ذهن بانوان مسلمان القاء می كنند، موضوع نصف بودن ارث زنان در اسلام می باشد. این پرسش در عصر اهل بیت علیهم السلام نیز مطرح بوده و از آن بزرگواران پرسیده می شد. اسحاق بن محمد نخعی می گوید: روزی ابوبكر فهفكی از امام عسكری علیه السلام پرسید: چرا زن بینوای ناتوان یك سهم در ارث می گیرد، امّا مرد دو سهم می گیرد؟ امام در پاسخ فرمود: "إِنَّ الْمَرْأَةَ لَيْسَ عَلَيْهَا جِهَادٌ وَ لَا نَفَقَةٌ وَ لَا عَلَيْهَا مَعْقُلَةٌ إِنَّمَا ذَلِكَ عَلَی الرِّجَالِ؛ زن وظیفه ندارد به جهاد برود و نفقه بپردازد و دیه بدهد. همه اینها به عهده مردان است."
بعد از شنیدن این پاسخ، به ذهنم خطور كرد كه شنیده بودم ابن ابی العوجاء این شبهه را از امام صادق علیه السلام سؤال كرده بود و حضرت همین پاسخ را داده بود. در آن لحظه، امام عسكری علیه السلام از افكارم به من خبر داد و فرمود: "بلی، این همان پرسش ابن ابی العوجاء است و پاسخ همه ما امامان در مقابل پرسشهای واحد، یكی خواهد بود. برای آخرین ما همان جریان دارد كه برای اولین ما و همه ما در علم و دانش مساوی هستیم و پیامبر اكرم صلی الله علیه وآله و امیر مؤمنان علی علیه السلام فضیلت خاص خود را دارند." (5)

ضرورت حجاب

دین مبین اسلام برای مصونیت جامعه و حفظ شأن زن و مرد دستور حجاب و پایداری بر عفت برای بانوان مسلمان داده است. حجاب بانوی مسلمان، آرامش روانی، تحكیم روابط خانواده، استواری جامعه و از همه مهم تر ارزش و احترام زن را در پی دارد. خداوند متعال در این باره به صراحت می فرماید: "وَ إِذا سَأَلْتُمُوهُنَّ مَتاعاً فَسْئَلُوهُنَّ مِنْ وَراءِ حِجابٍ ذلِكُمْ أَطْهَرُ لِقُلُوبِكُمْ وَ قُلُوبِهِنَّ"؛(6) "چون از آنان (همسران پیامبرصلی الله علیه وآله) چیزی خواستید، از پشت حجاب از آنان بخواهید! این برای دلهای شما و دلهای آنان پاكیزه تر است."

آیه شریفه اختلاط زن و مرد نامحرم را موجب فساد و تباهی دانسته و رعایت حجاب در میان آنان را برای سالم سازی جامعه امری ضروری قلمداد می كند. در تفسیر الكاشف آمده است: "خداوند متعال در این آیه، حكمت حجاب را جلوگیری از فساد و فتنه اعلام می كند؛ زیرا اختلاط میان مرد و زن نامحرم سبب تحریك غریزه جنسی و فراهم آمدن مقدمات گناه است." (7)

حضرت عسكری علیه السلام با الهام از كلام وحی، بر ضرورت حفظ حجاب برای زنان مسلمان تأكید نموده است. شیخ صدوق می نویسد: محمد بن حسن صفار به آن حضرت نامه ای نوشت و در باره مردی كه می خواهد بر علیه زنی نامحرم شهادت دهد، سؤال كرد كه آیا آن مرد می تواند در حالی كه زن پشت پرده است، بر علیه او شهادت دهد - البته صدای زن را می شنود و دو نفر شاهد عادل می گویند كه این صدای فلان زن دختر فلانی است و تو را به شهادت می طلبد - یا اینكه از پشت پرده نمی شود و باید زن در مقابل مرد حاضر شود و مرد او را با چشم خود ببیند؟
امام عسكری علیه السلام در پاسخ نامه او چنین مرقوم فرمود: "تَتَنَقَّبُ وَ تَظْهَرُ لِلشُّهُودِ إِنْ شَاءَ اللَّهُ؛(8) زن نقاب می زند و [با رعایت حجاب كامل ] در برابر شهود حضور می یابد - ان شاء الله."
همچنان كه از كلام آن حضرت پیداست، امام حتی در مواقع ضروری به رعایت حجاب زن تأكید داشته اند. شیخ مفید، بزرگ دانشمند جهان شیعه، در این باره می فرماید: "بر بانوی مسلمان لازم است در خانه اش مستور و ساكن شود و به جز ضرورت از خانه بیرون نیاید ... و شایسته نیست در معاملات با مردان مخاطبه كند و اگر ناچار شود، با صدای آهسته سخن بگوید و در مكالمه با ناز و كرشمه سخن نگوید و از خیره شدن به نامحرم خودداری كند؛ همان گونه كه خداوند متعال به همسران پیامبرصلی الله علیه وآله سفارش فرمود: "فَلا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَيَطْمَعَ الَّذی فی قَلْبِهِ مَرَضٌ وَ قُلْنَ قَوْلاً مَعْرُوفاً وَ قَرْنَ فی بُيُوتِكُنَّ وَ لا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجاهِلِيَّةِ الْأُولی "؛(9)

"[با نامحرمان ] به گونه ای هوس انگیز سخن نگویید كه بیمار دلان در شما طمع كنند و سخن شایسته بگویید و در خانه های خود بمانید و همانند جاهلیت نخستین با زینت و آرایش در میان مردم ظاهر نشوید." (10)

ازدواج موقت

یكی از برنامه های رسول خداصلی الله علیه وآله برای سلامت جامعه، سنت حسنه ازدواج است. آن حضرت زنان را همانند مردان ترغیب به ازدواج فرموده و برای كسانی كه توانایی ازدواج دائم را ندارند، ازدواج موقت پیشنهاد كرده است. بنابراین، یكی از حقوق بانوان در جامعه اسلامی انجام ازدواج موقت است.

حسن بن ظریف یكی از دوستان امام عسكری علیه السلام برای آن حضرت نامه نوشت و در باره ازدواج موقت با آن حضرت مشورت كرد. امام در پاسخ وی نوشت: "اِنَّمَا تُحْيِی سُنَّةً وَ تُمِیتُ بِدْعَةً فَلَا بَأْسَ؛(11) تو با این عمل سنتی را احیا می كنی و بدعتی را از بین می بری؛ عیبی ندارد."

برای روشن شدن این موضوع، مقداری بحث را گسترش می دهیم و به شرح سخن امام كه بیانگر یكی از دستورات قرآنی است و رهنمود شایسته ای برای مردان و زنان مسلمان است، می پردازیم:

ازدواج موقت كه متعه نیز نامیده می شود، رابطه همسری را برای مدتی محدود و معین به وجود می آورد و هنگامی كه مدت سپری شد یا مرد مدت را بخشید، بدون طلاق رشته همسری گسیخته می شود. این ازدواج، هیچ یك از احكام نكاح دائم را ندارد، مگر آنچه را كه هنگام عقد شرط كرده باشند. (12)
قرآن كریم در مورد حلال بودن این نوع ازدواج می فرماید: "فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَریضَةً وَ لا جُناحَ عَلَيْكُمْ فیما تَراضَيْتُمْ بِهِ مِنْ بَعْدِ الْفَریضَةِ"؛(13) "اگر با زنی ازدواج موقت كردید، واجب است مهرشان را به آنان بپردازید و بر شما گناهی نیست در آنچه پس از تعیین مهر با یكدیگر توافق كرده اید [كه مدت عقد یا مهر را كم یا زیاد كنید]."

این نوع ازدواج كه یكی از بهترین شیوه های پاسداری از عفت عمومی جامعه می باشد، بعد از آنكه در زمان رسول خداصلی الله علیه وآله تشریع شد و در دوران خلیفه اول هم ادامه یافت، به وسیله خلیفه دوم منع گردید. بدیهی است كه حكم قرآنی تنها با آیه قرآن نسخ می شود و زمامدار حكومت اسلامی هرگز نمی تواند در احكام قرآن دخالت كند و از اجرای آن جلوگیری نماید.
به این جهت، علی علیه السلام فرمود: "لَوْ لَا أَنَّ عُمَرَ نَهَی عَنِ الْمُتْعَةِ مَا زَنَی إِلَّا شَقِيٌّ؛(14) اگر عمر از نكاح موقت منع نكرده بود، جز افراد بد سرشت زنا نمی كردند."
و در تفسیر قرطبی به نقل از ابن عباس آمده است: "ازدواج موقت رحمتی بود از طرف خداوند متعال به بندگان خدا و امت اسلام، و اگر عمر آن را نهی نكرده بود، به غیر از مردمان شقی و بد سرشت كسی در پی زنا نمی رفت." (15)
بنابراین، منظور امام عسكری علیه السلام از احیای سنّت به وسیله ازدواج موقت، سنّت نبوی است و منظور ایشان از بدعت، بدعتی است كه از طریق منع ازدواج موقت در زمان خلیفه دوم صورت گرفت.

پی نوشت :

1) نحل / 97.
2) حجرات / 13.
3) مصباح المتهجد، شیخ طوسی، بیروت، مؤسسة فقه الشیعة، 1411 ق، ص 399.
4) همان.
5) الكافی، ج 7، ص 85.
6) احزاب / 53.
7) تفسیر الكاشف، محمد جواد مغنیة، تهران، نشر دار الكتاب اسلامی، 1424، ذیل آیه مذكور.
8) من لا یحضره الفقیه، شیخ صدوق، قم، نشر جامعه مدرسین، 1413 ق، ج 3، ص 68.
9) احزاب / 32 و 33.
10) احكام النساء، شیخ مفید، قم، چاپ كنگره، 1413 ق، ص 55.
11) وسائل الشیعة، شیخ حر عاملی، قم، نشر آل البیت علیهم السلام، 1409، ج 21، ص 30.
12) آموزش دین، علامه طباطبایی، قم، نشر جامعه مدرسین، 1360 ش، ص 300.
13) نساء / 24.
14) تفسیر طبری، محمد بن جریر طبری، بیروت، دار المعرفة، 1412 ق، ج 5، ص 69.
15) تفسیر قرطبی، محمد بن احمد قرطبی، تهران، انتشارات ناصر خسرو، 1364، ج 5، ص 130.

منبع : ماهنامه اطلاع رسانی، پژوهشی، آموزشی مبلغان شماره89 .

نوشتن نظر

جستجو

اوقات شرعی