اگر علما و فقها شیعه نبودند تشیع هم دچار سلفیت و تکفیریت می‌شد
موقعیت شما: موعود»مهدویت و آخرالزمان»مقالات مهدویت و آخرالزمان»معارف اسلامی»دین و اندیشه» اگر علما و فقها شیعه نبودند تشیع هم دچار سلفیت و تکفیریت می‌شد

اگر علما و فقها شیعه نبودند تشیع هم دچار سلفیت و تکفیریت می‌شد

يكشنبه ۱۱ خرداد ۱۳۹۳ ساعت ۰۶:۱۰
امتیاز این گزینه
(0 آرا)

حضرت آیت‌الله العظمی جوادی آملی در درس خارج فقه خود بیان کرد: اگر یک عالمی بخواهد به همین آسانی کسی را خارج از دین بداند مقلدین او دست به اسلحه خواهند برد. عالم و فقیه باید بداند چه می‌گوید و با ادب و احترام سخن بگوید و اگر کسی مخالف حرفش را زد به راحتی حکم به تکفیر او ندهد. اگر کسانی مانند شیخ وحید بهبهانی و امثال او نبودند بعید نبود که شیعه هم دچار سلفیت و تکفیریت می‌شد. عالم و فقیه باید بداند که چگونه و کجا چه حرفی بزند.

 

حضرت آیت‌الله جوادی آملی در ادامه سلسله جلسات درس خارج فقه خود با موضوع«ربا» روز ‌شنبه، 10 خرداد ماه، بیان کرد: مسئله هفدهم از مسائلی که مرحوم آقا سید محمد کاظم در جلد ششم عروه مطرح فرمودند این است که چون در ربای بیعی شرط است که کالا و ثمن مکیل و موزون باشند و یک جنس دو فرع در کنار هم ذکر کردند یکی شک در اتحاد جنس و دیگر در صورت احراز اتحاد جنس شک در تفاضل داشته باشیم. شک در اتحاد جنسین را قبلا بیان کردیم که در صورت شک بین اینکه کالا و ثمن متحد الجنس هستند یا خیر تفاضل جایز است و ربا نیست.

وی افزود: اما در صورتی که اتحاد جنسین محقق باشد و ما احراز آن را کرده باشیم در صورت شک در تفاضل باید حتما عدم تفاضل را احراز کنیم اگر عدم تفاضل در معامله جنسین احراز نشود معامله صحیح نخواهد بود. چون شرط فروش اتحاد جنسین احراز تساوی کالا و ثمن است و نذیر شک در مسئله اتحاد جنسین نیست. چون ربا هم در بیع و هم در سایر عقودی که کالا جا به جا می‌شود راه دارد بر خلاف برخی از احکام که اگر در بیع محقق نمی‌شود صحیح نیست با مصالحه کار درست می‌شود در معامله ربوی و در مورد مذکور که شک در تفاضل داریم با مصالح مشکل حل نمی‌شود و در مصالحه هم ربا محقق می‌شود.

این مرجع تقلید اظهار کرد: آقا سید محمد کاظم چند نمونه برای این مسئله ذکر می‌کند که اگر دو فرد می‌خواهند مقداری گندم را به همدیگر بفروشند و به خاطر اینکه مقدار آن مشخص نیست و در صلح مقداری از جهل بخشوده شده است نمی‌توانند در این مسئله صلح کنند چرا که باید حتما مقدار کالا و ثمن مشخص باشد چرا که بر اساس آرای اکثریت علما اگر اتحاد جنس احراز شد باید حتما عدم تفاضل هم در معامله احراز شود بنابراین این تبادل کالا و ثمن نه با بیع جایز است و نه با صلح و نه با هیچ عقد دیگری.

وی ادامه داد: مسئله دیگری که آقا سید محمد کاظم در مسئله هیجده مطرح می‌کند برابری جو و گندم در رباست که بین متقدمین و متاخرین اختلاف است. اگر چه در مسئله زکات و مانند آن دو جنس هستند اما در بیع یک جنس محسوب می‌شوند. بنابراین در بیع جو و گندم حتما باید به یک اندازه باشند و کاری به قیمت این دو ندارد. برخی در این مسئله ادعای شهرت و اجماع کرده‌اند. در قبال این قول مرحوم ابن ادریس، ابن عقیل، ابن جنید، سید مرتضی و ابن بابویه اسناد داده شده که این‌ها دو نوع است و تفاضل در آنها جایز است چرا که اسم و مزه و طعم و شکل آنها فرق می‌کند. اما معروف بین اصحاب این است که این‌ها یک جنس‌هستند. همین تضارب آراء باعث شد که مرحوم محقق در مورد این مسئله از تعبیر علی اظهر استفاده کند و می‌گوید در جو و گندم چون هر دو طعام هستند علی اظهر ربا راه دارد و همجنس هستند. مرحوم صاحب جواهر نقدی دارد که همان نقد در عروه آقا سید محمد کاظم آمده است و ایشان می‌فرماید دلیل هم جنس بودن جو و گندم این نیست که هر دو طعام هستند بلکه دلیل آن نصوص خاصه‌ای است که در این باب نقل شده است. پس بنابر آنچه صاحب جواهر بیان می‌کند نه علی الاظهر و نه تعلیل مرحوم محقق راه دارد چرا که تعلیل اشتباه است و خلافی که در این مسئله وجود دارد نیز به مسئله اجماع خللی وارد نمی‌کند، چرا که روایات معتبر در مورد آن وجود دارد و مخالفت برخی از قدما و برخی از علمای میانی نیز زیانبار نیست چرا که قبل و بعد از آنها اجماع منعقد است.

آیت‌الله جوادی آملی تصریح کرد: مرحوم امام در مورد صاحب جواهر می‌فرمودند ایشان سخنگوی مشهور است هر جا می‌خواهیم ببین سیره علما و مشهور بین فقها چیست باید به صاحب جواهر رجوع کنیم. صاحب جواهر در این مسئله نیز سخنگوی اجماع است و کار کرده است که در این مسئله از ابن جنید و ابن عقیل یک سبقه علمی نمانده است. اما ابن ادریس وقتی از این دو یاد می‌کند آنها را با تکریم و تعظیم یاد می‌کند. ابن ادریس در تحلیل این مسئله بیان می‌کند که گندم و جو چون شکل و مزه و دیگر چیزهای آنها متفاوت هستند یکی نیستند و اخباری که در این باره وارد شده است نیز چون خبر واحد هستند حجیت ندارد چرا که ایشان به خبر واحد عمل نمی‌کند. البته اینطور نیست که ایشان کلا به خبر واحد عمل نکند بلکه نحوه ایشان در عمل به خبر واحد طوری است که زمینه تمإنینه را فراهم می‌کند که البته در این رای و روش ایشان جای نقد وجود دارد.

وی افزود: برای روشن شدن مسئله اول باید اخبار وارد شده در این مسئله را بخوانیم بعد به اقوال اصولیون و اخباریون و سخنانی که میان آنها در مورد این مسئله بیان شده است بپردازیم. اصولیون واقعا تا آنجا که توانسته‌اند حرمت علم و عالم و فقیه را نگه‌ داشتند و با احترام با همه سخن گفته‌اند اما برخی از اخباریون مقام علم و عالم را نگه نداشتند و در برخی از کتاب‌هایشان از خروج از دین بسیار استفاده کرده‌اند. در همین بحث در کتاب حدائق تعبیراتی در مورد ابن ادریس دارد که حوصله صاحب جواهر را سر می‌برد این در حالی است که خود صاحب جواهر در جایی از جواهر گفته است که در ملکه اجتهاد مرحوم ابن ادریس تردید است. ایشان کلام صاحب حدائق نسبت به ابن ادریس که او را خارج از دین قلمداد کرده است را اسائه ادب می‌داند و به شدت نسبت به این سخن معترض است.

این مفسر قران کریم با اشاره به مقام والای صاحب جواهر بیان کرد: کتاب جواهر و به تبع صاحب جواهر خیلی عظیم و سنگین است ایشان با یک قلم سرب ریخته است. ایشان مکه هم نرفت و گفت مکه من عمره من حج من همین فقه من است. فقه جواهری ایشان بسیار قوی است و با دقت نظر و توجه بسیار بالا مسائل اصولی را در فقه جاری کرده است. ایشان نهایت ادب را نیز در نگارش جواهر پیاده کرده است. صاحب جواهر در بخشی از تعبیرات تندی که مرحوم صاحب حدائق دارد می‌فرماید اگر آیات پایانی سوره نحل نبود این قلم می‌توانست جواب تو را بدهد. آیه پایانی سوره نحل این است « وَإِنْ عَاقَبْتُمْ فَعَاقِبُوا بِمِثْلِ مَا عُوقِبْتُمْ بِهِ وَلَئِنْ صَبَرْتُمْ لَهُوَ خَيْرٌ لِلصَّابِرِينَ» اگر کسی نسبت به شما بد کرد خواستید عقاب کنید و کیفر بدهد عادلانه می‌توانید این کار را بکنید اما اگر صبر کردید این کار قطعا بهتر از عقاب است.

 

وی افزود: اگر یک عالمی بخواهد به همین آسانی کسی را خارج از دین بداند مقلدین او دست به اسلحه خواهند برد. عالم و فقیه باید بداند چه می‌گوید و با ادب و احترام سخن بگوید و اگر کسی مخالف حرفش را زد به راحتی حکم به تکفیر او ندهد. اگر کسانی مانند شیخ وحید بهبهانی و امثال او نبودند بعید نبود که شیعه هم دچار سلفیت و تکفیریت می‌شد. عالم و فقیه باید بداند که چگونه و کجا چه حرفی بزند. اگر سخن از اتحاد است اتحاد با شعار، سخنرانی همایش و نشست و امثال آن شکل نمی‌گیرد بلکه انسان باید مواظب گفتار و رفتارش باشد و ادب و احترام را رعایت کند چرا که ادب و احترام یک امر بین‌المللی دین است. ادب یکی از وظایف بین‌المللی اسلام است. ما جهانی هستیم و ادب را باید حفظ ‌کنیم البته همان جهانی و جامعه المصطفایی بودن به ما می‌گوید اگر کسی به مرز ما تجاوز کند جواب او گلوله است ما به کسی حمله نمی‌کنیم نسبت به همه ادب می‌کنیم اما اگر کسی اسائه ادب کرد و به مرز ما تجاوز کرد جواب او گلوله است.

______

شفقنا

نوشتن نظر

جستجو

اوقات شرعی