حب واقعی امیرالمومنین(ع) اخلاق محبوب و محب را به هم پیوند می‌دهد
موقعیت شما: موعود»مهدویت و آخرالزمان»مقالات مهدویت و آخرالزمان»معارف اسلامی»دین و اندیشه»حب واقعی امیرالمومنین(ع) اخلاق محبوب و محب را به هم پیوند می‌دهد

حب واقعی امیرالمومنین(ع) اخلاق محبوب و محب را به هم پیوند می‌دهد

سه شنبه ۲۳ ارديبهشت ۱۳۹۳ ساعت ۰۸:۵۳
امتیاز این گزینه
(0 آرا)

حضرت آیت‌الله العظمی مکارم شیرازی در درس خارج فقه خود بیان کرد: حضرت رسول (ص) در مورد حضرت علی (ع) فرمود «سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ ص يَقُولُ عُنْوَانُ صَحِيفَةِ الْمُؤْمِنِ حُبُّ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ (ع)» آنچه در بالای نامه اعمال مومنان نوشته می‌شود محبت و حب علی ابن ابیطالب است محبتی که در عمل و زندگی باشد نه محبت صوری و کاذب،‌ محبت واقعی که مکتب و اخلاق محبوب و محب را به هم پیوند می‌دهد.

 

حضرت آیت‌الله مکارم شیرازی در ادامه سلسله جلسات درس خارج فقه خود با موضوع «قربانی در حج» روز دو‌شنبه، 22 اردیبهشت ماه، با تبریک فرار رسیدن سالروز تولد امیرالمومنین علی (ع) بیان کرد: روایت معروف و بسیار کوتاهی در مورد حضرت علی (ع) بیان شده است که حضرت رسول (ص) در مقام ایشان فرمود «سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ ص يَقُولُ عُنْوَانُ صَحِيفَةِ الْمُؤْمِنِ حُبُّ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ (ع)» آنچه در بالای نامه اعمال مومنان نوشته می‌شود محبت و حب علی ابن ابیطالب است محبتی که در عمل باشد در روش باشد در زندگی باشد نه محبت صوری و کاذب،‌ محبت واقعی که مکتب را پیوند می‌دهد و اخلاق محبوب و محب را به هم پیوند می‌دهد.

وی همچنین با اشاره به ایام اعتکاف و زنده شدن این عمل فراموش شده بعد از انقلاب و جذب نسل جوان به سمت خودش بیان کرد: در قرآن تعبیری است که برای اهمیت اعتکاف بسیار مهم است و آن اینکه خداوند به حضرت ابراهیم و اسماعیل می فرماید: ﴿وَ عَهِدْنا إِلى‏ إِبْراهيمَ وَ إِسْماعيلَ أَنْ طَهِّرا بَيْتِيَ لِلطَّائِفينَ وَ الْعاكِفينَ وَ الرُّكَّعِ السُّجُودِ﴾ یعنی دو پیغمبر مأمور شدند که خانه‌ی خدا را جارو کنند و برای طواف کنندگان و معتکفین و نمازگزاران آماده کنند. اعتکاف چه مقام والایی است که ابراهیم و اسماعیل (ع) خانه خدا را برای بندکان معتکف خداوند آماده کنند خانه خدا را جارو بکشند و تمیز کنند برای این عمل مهم. عاکف به معنای حاضر در مکه نیست زیرا در این صورت مناسب نبود در کنار «طائف» و «رکع السجود» قرار گیرد. این ایه به اضافه آیه 178 سوره بقره نشان می‌دهد که در صدر اسلام اعتکاف زیاد بوده است چرا که در این آیه خداوند نسبت به آمیزش همسران می فرماید: ﴿وَ لا تُبَاشِرُوهُنَّ وَ أَنْتُمْ عاكِفُونَ فِي الْمَساجِدِ﴾ در این آیه به اصل اعتکاف اشاره نمی‌شود کأنه اصل آن از مسلمات بوده است و فقط به یکی از شرایط آن اشاره می شود. دیگر آنکه سخن از مساجد است نه یک مسجد مانند مسجد الحرام. بنابراین با توجه به تمام این دلایل می‌توان گفت که این سنت حسنه در صدر اسلام وجود داشته و اینکه بعد از سال‌ها این سنت حسنه در جامعه اسلامی فراگیر شده است بسیار عالی است چرا که این سه روزی که انسان به مهمانی خداوند می‌رود برای انسان برکات زیادی را به همراه می‌تواند داشته باشد.

این مرجع تقلید افزود: انسان در سه روز اعتکاف باید با زبان خود با خداوند صحبت کند و این سه روز مانند اعمال و وقوفاتی در اسلام است که برای آن اعمال خاصی در نظر گرفته نشده است. اعتکاف، فرصتی است که انسان با خدا راز و نیاز کند زیرا در زندگی روزمره به حدی مشغله‌ها زیاد شده است که انسان فرصت مناسبی برای خودش ندارد ولی اعتکاف این فرصت را به انسان می‌دهد که انسان در مورد احوال گذشتگان، روز قیامت و مسئولیت‌هایی است که بر دوش اوست فکر کند.

وی در ادامه با اشاره به جلسات گذشته درس خارج فقه در مورد «قربانی حج» اظهار کرد: سخن در چهارمین شرط از شرایط قربانی بود و اینکه قربانی نباید معیوب باشد. روایاتی که در آن از عنوان عام مانند تام بودن استفاده شده بود را خواندیم که حاوی صحاح بود. باید به این روایات عمل کنیم تا جایی که استثنایی از ناحیه‌ی شرع برسد. مرحوم نراقی هشت مورد از استثناء را ذکر می‌کند که بعدا به آن اشاره می‌کنیم و امام قدس سره نیز در مسائل آتیه به بعضی از آن موارد هشت گانه اشاره می‌فرماید.

آیت‌الله مکارم تصریح کرد: امام خمینی (ره) در عبارت تحریر الوسیله بعد از آنکه حکم کلی مسأله را بیان می‌کند به ده مورد خاص از عیوب اشاره می‌کند که باید آنها را یکی پس از دیگری بررسی کنیم. اولین عیب عدم جواز اجتزاء به حیوان خصی است. مراد از خصی حیوانی است که بیضه‌های آن را بیرون کشیده باشند. لفظ مجبوب که در عبارات فقهاء آمده است نیز به همین معنا است و مراد از آن عیب دیگری نیست. روایات بسیاری بر این امر دلالت می‌کند و صاحب وسائل در باب 12 از ابواب ذبح به آن روایات پرداخته است. اولین روایت، روایت چهارم این باب است که این روایت صحیحه است «مُوسَى بْنِ الْقَاسِمِ عَنْ صَفْوَانَ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ الْحَجَّاجِ قَالَ سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنِ الرَّجُلِ يَشْتَرِي الْكَبْشَ فَيَجِدُهُ خَصِيّاً مَجْبُوباً قَالَ إِنْ كَانَ صَاحِبُهُ مُوسِراً فَلْيَشْتَرِ مَكَانَهُ» از امام صادق (ع) در مورد شخصی که قوچی را خرید و بعد از اینکه خریده متوجه شده است خصی و مجبوب است سوال کردم که حضرت بیان کردند اگر کم پول است همان مجزی است و گرنه باید یکی دیگر را بخرد. از این روایت استفاده می‌شود که خصی بودن اولا و بالذات عیب است ولی اگر فرد پول ندارد شارع ارفاق کرده از او قبول می‌کند و الا باید حیوان دیگری تهیه کند. در روایت اول این باب که صحیحه محمد بن مسلم است آمده است «مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بِإِسْنَادِهِ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى وَ فَضَالَةَ عَنِ الْعَلَاءِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَحَدِهِمَا ع أَنَّهُ سُئِلَ عَنِ الْأُضْحِيَّةِ فَقَالَ أَقْرَنُ فَحْلٌ إِلَى أَنْ قَالَ وَ سَأَلْتُهُ أَ يُضَحَّى بِالْخَصِيِّ فَقَالَ لَا» اگر چه در این روایت از «اضحیه» که قربانی مستحبی است استفاده شده است اما چون این قربانی شرایط خاصی ندارد و مستحب هم است اگر در آن خصی جایز نباشد به طریق اولی در قربانی حج واجب نیز جایز نخواهد بود. روایت دیگر در این مسئله روایت فضل بن شاذان است «عُيُونِ الْأَخْبَارِ بِإِسْنَادِهِ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ عَنِ الرِّضَا ع فِي كِتَابِهِ إِلَى الْمَأْمُونِ قَالَ وَ لَا يَجُوزُ أَنْ يُضَحَّى بِالْخَصِيِّ لِأَنَّهُ نَاقِصٌ وَ يَجُوزُ الْمُوجَأُ» در این روایت امام علیه السلام بعد از حکم به عدم جواز قربانی خصی می‌فرماید: زیرا او ناقص است. بنا بر این از این عنوان کلی نیز می‌توان در موارد مشابه استفاده کرد که اگر حیوان ناقص باشد نمی‌توان در قربانی به آن اکتفاء کرد.

وی ادامه داد: دومین عیبی که امام (ره) به آن اشاره کرده است مرضوض بودن قربانی است ایشان در مرضوض احتیاط وجوبی دارد که مجزی نیست. مرضوض به معنای حیوانی است که رگ‌های بیضه‌ اش را کوبیده‌اند در نتیجه توان باروری ندارد. نام دیگر مرضوض الموجوء است. این در حالی است که صحیحه‌ی معاویة بن عمار بر جواز آن دلالت دارد: «مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُوسَى بْنِ الْقَاسِمِ عَنْ إِبْرَاهِيمَ عَنْ مُعَاوِيَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ ثُمَّ اشْتَرِ هَدْيَكَ إِنْ كَانَ مِنَ الْبُدْنِ أَوْ مِنَ الْبَقَرِ وَ إِلَّا فَاجْعَلْهُ كَبْشاً سَمِيناً فَحْلًا فَإِنْ لَمْ تَجِدْ كَبْشاً فَحْلًا فَمُوجَأً مِنَ الضَّأْنِ فَإِنْ لَمْ تَجِدْ فَتَيْساً فَإِنْ لَمْ تَجِدْ فَمَا تَيَسَّرَ عَلَيْكَ وَ عَظِّمْ شَعَائِرَ اللَّهِ» در این روایات تصریح شده است که مراد هدی است که در قربانی حج استفاده می‌شود. (فَمُوجَأً مِنَ الضَّأْنِ) به جواز قربانی خصی دلالت می‌کند. همچنین روایت فضل بن شاذان، روایت دهم از باب 12 دلالت دارد که موجأ مجزی است. (وَ يَجُوزُ الْمُوجَأُ.)

این مفسر قرآن کریم تشریح کرد: عیب سوم این است که خصی در اصل خلقت هم مجزی نیست. علت آن اولا عمومات نقصان و معیوب این مورد را شامل می‌شود و ثانیا روایات خصی، عام است و خصی در اصل خلقت و خصی بالعرض را شامل می‌شود. با این حال می‌گوییم: اگر حیوان به حسب طبیعت دو نوع باشد مانند گوسفند که یک نوع آن شاخ دار و یک نوع آن بی شاخ است. بنا بر این اگر حیوان نیز بر دو قسم بود یعنی یک نوع آن خصی بود و نوع دیگر آن غیر آن، از این رو خصی بودن در مورد کسی خلقتش در این است که خصی باشد بعید است خصی بودن عیب در آن حساب شود. در خیار عیب در مکاسب نیز عیب را تفسیر کرده‌اند و آن اینکه چیزی بر اساس خلقت اصلی خودش ناقص باشد.

______

شفقنا

نوشتن نظر

جستجو

اوقات شرعی