قصه ذبح اسماعیل در قرآن کاملا واقعی است و تشبیهی نیست
موقعیت شما: موعود»مهدویت و آخرالزمان»مقالات مهدویت و آخرالزمان»معارف اسلامی»دین و اندیشه»قصه ذبح اسماعیل در قرآن کاملا واقعی است و تشبیهی نیست

قصه ذبح اسماعیل در قرآن کاملا واقعی است و تشبیهی نیست

يكشنبه ۲۴ فروردين ۱۳۹۳ ساعت ۱۰:۰۸
امتیاز این گزینه
(0 آرا)

حضرت آیت‌الله العظمی جوادی آملی در درس تفسیر قرآن خود بیان کرد: امر به ذبح اسماعیل و بعد از آن قوچ تشبیه نیست بلکه این امر واقعی و حقیقی است و در خارج رخ داده است و لوازم و فوایدی داشت و آن این بود که ابراهیم و اسماعیل محبت غیر خدا را از دل بیرون کنند.

 

حضرت آیت‌الله جوادی آملی در ادامه سلسله جلسات درس تفسیر خود در تفسیر آیات 101 تا 113 سوره مبارکه صافات روز شنبه،23 فروردین ماه، بیان کرد: قران بعد از اقامه برهان برای اصول دین قصص بعضی از انبیاء که به منزله اجرای همان اصول است ذکر می‌کند که در این جا جریان حضرت ابراهیم را ذکر کرده است آنچه از حضرت ابراهیم بیان شده است یا برهان است یا جدال احسن و گاهی نیز به صورت موعظه و پند می‌باشد. در جریان جدال احسن زمانی که به کوکب می‌گوید «هذا ربی» در حقیقت برهان خلف است چرا که منظور این است که اگر این کوکب خدای من باشد باید افول و غروب نکند و چون افول و غروب می‌کند پس خدا و رب نمی‌تواند باشد. جریان شکستن بت‌ها نیز جدال احسن است چرا که وقتی می‌گوید از بت بزرگ بپرسید به این معنا است که اگر او پروردگار باشد یا شما را به پروردگار نزدیک کند باید خودش بفهمد که چه شده است و چه کسی این بت‌ها را شکست و چون مقدور به ادراک نیستند پس معلوم می‌شود که شایسته معبود شدن نیستند.

وی ادامه داد: مطلب دیگر در اینجا جریان رویای صادقه حضرت ابراهیم (ع) است. از اینکه حضرت ابراهیم فرمودند من مکرر این رویا را در خواب دیدم مشخص می‌شود که جزئیات دستور حضرت ابراهیم به صورت تدریجی و در رویاهای متعدد برای او روشن شده است. مثلا در رویای اول احتمالا کلیت امر برای او مشخص شده است اما اینکه مکان و زمانش چه بوده و یا دیگر خصوصیاتش چه باید باشد در رویاهای اخیر برای او روشن شده است. بنابراین سر این که حضرت ابراهیم برای اولین بار که رویا را دید این کار را نکرد همین بوده است چرا که دیگر خصوصیاتش هنوز مشخص نشده بوده است.

این مرجع تقلید عنوان کرد: مطلب دیگری که در جریان حضرت ابراهیم وجود دارد مساله قتل است. اصل قتل و اینکه کسی بخواهد کسی دیگری را بکشد و یا اینکه کسی بخواهد خودش را بکشد این ظلم است و قبیح و گناه است و سرش آن است که مقدار سلطه انسان بر بدن خودش محدود است انسان مالک خودش نیست همانطور که ما به طور مطلق مالک مال خود هم نیستیم. خدای سبحان که ما را مالک مال قرار داد یک قلمروی برای سلطه ما قرار داد لذا اسراف حرام است مصرف مال حرام،‌ حرام است. بدن ما نیز چنین است این بدن ما درست است که در اختیار ماست اما اینطور نیست که ما بتوانیم به آن آسیب برسانیم حتی روزه که سپری در مقابل آتش است اما زمانی که به بدن ضرر برساند جایز نیستیم روزه بگیریم. معلوم می‌شود ما حق اضرار به نفس را نداریم و اینکه ما امین هستیم نه مالک و اگر مالک باشیم تصرف در مملوک‌مان ظلم نمی‌شود. بنابراین ما امین هستیم لذا باید در حفظ این امانت بکوشیم و آن را تحویل صاحبش بدهیم. لکن اگر کسی که مالک اصلی دستور به جهاد بدهد این قتل بد و ظلم نیست چرا که از حق تجاوزی نشده است و چون هویت انسان ملک خداوند است ترک دستور او مبنی بر جهاد و یا ذبح گناه خواهد بود.

وی ادامه داد: جریان حضرت ابراهیم و اسماعیل با جریان حضرت موسی (ع) و خضر (ع) در اینکه در جریان ابراهیم،‌ اسماعیل گفته است: « سَتَجِدُنِي إِنْ شَاءَ اللَّهُ مِنَ الصَّابِرِينَ» و حضرت موسی (ع) به خضر فرموده است: «سَتَجِدُنِي إِنْ شَاءَ اللَّهُ مِنَ الصَّابِرِا» ولی اسماعیل کاملا تابع بود و هیچ اعتراضی نداشت اما موسی نیز از همین تعبیر استفاده کرد اما بعدش اعتراض کرد. سرش در این است که حضرت خضر به موسی (ع) نگفت که چه کار می‌خواهم بکنم و فقط گفت که ممکن است من کارهایی انجام دهم که برای شما توانفرسا باشد و شما نتوانید تحمل کنید اما وجود مبارک ابراهیم با صراحت به اسماعیل گفت که می‌خواهم تو را ذبح کنم و اسماعیل نیز گفت من هم صبر می‌کنم.

آیت‌الله جوادی آملی بیان کرد: تفاوت دیگری که در این دو جریان وجود دارد این است که در جریان حضرت ابراهیم و اسماعیل یکی مطیع است و دیگر مطاع، یکی تابع دیگری است اما در جریان خضر و موسی اینطور نبود خود حضرت موسی از انبیاء بزرگ الهی بود و صاحب شریعت بود. حضرت خضر به علم باطنی عمل می‌کرد اما وجود مبارک حضرت موسی (ع) مامور نبود که به علم باطنی عمل کند و باید بر حسب شریعت خود عمل می‌کرد بر همین اساس بود که به کارهایی که حضرت خضر انجام می‌داد و به ظاهر خلاف شریعت بود اعتراض می‌کرد.

وی ادامه داد: مساله دیگری که در جریان حضرت ابراهیم وجود دارد این است که بر اساس آنکه حضرت ابراهیم (ع) از رویای خود با فعل مضارع یاد می‌کند پس مامور به ذبح اسماعیل نبوده است تا گفته شود در این جا نسخ دستور خداوند قبل از عمل انجام شده است که مورد قبول علما و حکما نیست چرا که خداوند اگر می‌داند که کاری نباید انجام شود چرا امر به دستور آن قبل از عمل می‌دهد در حالی که اگر این نسخ بعد از عمل باشد این کار جایز است همانطور که این نسخ در قرآن کریم و در دین اسلام مانند تغییر قبله مسلمین انجام شده است.

این مفسر قرآن کریم تصریح کرد: علاوه بر این خدای سبحان از آن با عنوان آزمون یاد می‌کند و می‌فرماید این آزمونی بود و تو به خوبی از این آزمون بیرون آمدی. بنابراین این آیات اشاره به نسخ دستور خداوند قبل از عمل ندارد همان چیزی که حضرت ابراهیم در رویا دید و آن را به عنوان دستور خداوند قلمداد کرد در عالم واقع،‌ واقع شده است. بنابراین از سنخ آن نیست.

 

وی ادامه داد: خدای سبحان امضا کرد که در وجود مبارک حضرت ابراهیم (ع) قلب سلیم بود. بنابراین نه در محبت و نه در معرفت ابراهیم خلیل نسبت به خداوند مشکلی بود و او محبت غیر خدا را با این امتحان از قلبش بیرون کرد همانطور که اسماعیل محبت نفس داشت و او نیز با این امتحان محبت نفسش را در راه خدا از خود گرفت. البته این به معنای این نیست که امر به ذبح اسماعیل و بعد از آن قوچ تشبیه شده است اصلا اینطور نیست بلکه این امر واقعی است و لوازم و فوایدی داشت و آن این بود که ابراهیم محبت غیر خدا را از دل بیرون کند. در روایات ما لطائف زیادی در مورد این جریان است اما برخی از اهل معرفت مانند عطار و امثال عطار نقل کردند که در وقتی عزرائیل برای قبض روح حضرت ابراهیم (ع) رفت ابراهیم گفت به تو نمی‌دهم. این انسان به جایی می‌رسد که حتی می‌تواند بر عزرائیل مسلط شود. و گفت اگر او بگوید جانم را به شما بدهم به شما تقدیم می‌کنم.

______

شفقنا

نوشتن نظر

جستجو

اوقات شرعی