آیت جهاد و اجتهاد

آیت جهاد و اجتهاد

سه شنبه ۱۹ فروردين ۱۳۹۳ ساعت ۲۱:۰۱
امتیاز این گزینه
(0 آرا)

تاريخ تشيع پيوسته نظاره گر مظلوميت مجاهداني است كه همواره در سايه انديشه وعمل، اين مشعل فروزان را بر فراز جاي رفعت آدمي، روشن نگاه داشته و با بذل هستي خويش اين سترگ مذهب مبارزه را سرافراز و باشكوه، بر تارك تاريخ نشانده اند.شهيد آيت الله محمد باقر صدر، ستاره فروزاني است كه در اين هماوردگاه دشوار، تنها به انديشيدن و نظريه پردازي بسنده نكرد و جان بر سر راه آرمان خويش نهاد و تمامي هستي خويش را نثار راهي كرد كه جز به مدد همت بزرگمرداني جز او، در جهاني سراسر ظلمت و جور،گشوده نخواهد شد و نيز گشوده نخواهد ماند.


سرگذشت شهيد آيت الله محمد باقر صدر ، سرگذشت غربت اسلام است در عصر ناجوانمرديها و ستمها. در اين نبرد نابرابر، مصلحان واقعي جز درد و رنج و شكنجه و شهادت، راهي فراروي خويش ندارند و اين روايت ديرپاي تشيع است كه با انديشه مي شكفد و با شهادت مي بالد. شهيد آيت الله محمد باقر صدر، با روحي نوانديش، در عرصه اي سراسر حقد و تنگ نظري، والاترين پيامها را در گوش جان مشتاقان زمزمه كرد و با پشتوانه عظيم فكري و نبوغي بي همتا، در فرصتي اندك، تأثيري شايسته رفعت روح و والايي انديشه خويش را بر جان جستجوگران حقيقت باقي نهاد.
شهيد آيت الله محمد باقر صدر، پيوسته در انديشه اصلاح بود و رخوت و انفعال حوزه علميه نجف، روحش را مي آزارد. اسلام را به نيكي مي شناخت و بر تمامي جنبه هاي آن احاطه اي شگفت آور داشت، از همين رو از سويي مورد حق كساني بود كه آن همه شايستگي را در يك جوان بر نمي تافتند و از سعايت و كينه وزي، لحظه اي نمي آسودند و از سوي ديگر آماج ايادي امپرياليسم انگليس و آمريكا بود كه پيوسته، بيش و پيش از تمامي داعيه داران شناختن اين بزرگان، شايستگي هاي ايشان را ارزيابي مي كنند و در پي نابودي آنانند، زيرا به درستي مي دانند كه در آوردگاه خرد و انديشه، ياراي مواجهه با آنان را ندارند و تنها كساني كه پايه هاي استعمار را متزلزل خواهند ساخت، جز عالمان نوانديش و نستوه نيستند.

شهيد صدر، با شيوه اي متقن، متين، استوار و سبكي نو، به بازبيني كلام، عقايد و معارف اسلامي همت گماشت و با موشكافي عالمانه و دقتي محققانه، به شايستگي از عهده پاسخگويي به پرسشهايي كه متقضيات زمانه ايجاب مي كردند، برآمد.
شهيد آيت الله محمد باقر صدر با آگاهي از علوم جديد، همراه با تفسير نويني از معارف ديني، حتي دانشمندان منصف غير مسلمان را نيز به تحسين و تكريم وي واداشت. وي زمان شناس بود و آگاه به تكليف در عصر خويش. كاستي هاي حوزه ها را نيك مي شناخت و با تيزبيني عالمانه، حوزه هاي علوم ديني را آسيب شناسي كرد و به حوزويان آموخت كه در عصر جدال ايمان و كفر، چه رسالت سنگيني را بر دوش دارند و جز به مدد تلاش و زمان آگاهي و علم، قادر نخواهند بود پاسخگوي مؤمنان ژرف انديشي باشند كه چشم اميد به آنان دارند.
زيركي وي در امر سياست، دشمنان را به هراس واداشت و بارقه هاي اميد را در دل دوستان، برافروخت. حيات كوتاه او، سراسر مشحون از آثار گرانسنگي است كه هر يك به تنهايي، بسياري از شبهات و ابهامات را پاسخگو هستند و زمان بسيار بايد سپري شود تا دگر باره مادر گيتي همچو او فرزند بزايد و خردورزان، رفعت انديشه هاي وي را دريابند

درنگي در حيات سياسي شهيد آيت الله العظمي سيد محمد باقر صدر
شهيد گرانقدر، آيت الله العظمي سيد محمد باقر (قده)، عالم و مجاهد برجسته شيعي عراق، در 25 ذيقعده 1353 ق. در شهر كاظمين به دنيا آمد. وي فرزند سيد حيدر و نوه مجاهد معروف، سيد اسماعيل صدر و از خاندان معروف صدر بود. در سه سالگي پدرش را از دست داد و مادر فاضله اش (دختر شيخ عبدالحسين آل ياسين)، تربيت و پرورش او را به عهده گرفت و برادر بزرگش سيد اسماعيل او را تعليم داد. در پنج سالگي به مدرسه رفت و اندكي بعد آوازة نبوغ بي نظير و استعداد سرشارش در همه شهر پيچيد و به سفارش دايي ها ي خود، شيخ محمدرضا آل ياسين و شيخ مرتضي آل ياسين، به تحصيل حوزوي روي آورد.
منطق و معالم را در دوازده سالگي نزد برادرش خواند و بسياري از كتب درسي دوره عالي فقه و اصول را بدون استاد مطالعه كرد و دروس دوره سطح را در مدت كوتاهي گذراند و در 1365 ق. براي ادامه تحصيل، از كاظمين عازم نجف اشرف شد و در درس دايي خود، شيخ محمد رضا آل ياسين و آيت الله خويي، حاضر شد و به واسطة نبوغ و هوشمندي كم نظيرش، مورد توجه خاص او قرار گرفت.
وي تا پيش از رسيدن به سن بلوغ به مرحله اجتهاد رسيد و در پانزده سالگي صاحب فتوا شد. وي علاوه بر دروس جاري حوزه، فلسفه را نيز نزد شيخ صدرا بادكوبه اي آموخت و فلسفه هاي متأخر اروپايي را نيز به دقت مطالعه كرد.
سيد محمدباقر صدر در بيست سالگي به تدريس كتاب كفايه الاصول پرداخت و در بيست و پنج سالگي، تدريس دوره خارج اصول و در بيست و هشت سالگي دوره خارج فقه را بر اساس كتاب عروه الوثقي آغاز كرد و نوآوريهايي را در هر دو حوزه فقه و اصول ارائه داد.در كنار تأليف و تصنيف در اغلب رشته هاي علوم اسلامي، به تعليم و تربيت شاگردان فاضل و متعهد، توجه خاصي مبذول داشت. وي فقيهي دانشمند، آگاه به مسائل و نيازهاي فكري و سياسي جهان اسلام و شجاع و پرهيزگار بود. در سال 1958/1337 كه ژنرال عبدالكريم قاسم، رژيم سلطنتي عراق را برانداخت و حكومت جمهوري را در آن كشور اعلام كرد، كمونيستها با استفاده از آزادي عمل سياسي كه قاسم براي آنها به وجود آورده بود، موجي از تبليغات الحادي و ضد اسلامي را در عراق به راه انداختند. از اين رو گروهي از علماي شيعه عراق براي رويارويي با اين هجوم تبليغاتي، «جماعه العلماء نجف» را تأسيس كردند كه هر چند سيد محمد باقر عضو آن نبود، لكن نقش رهبري اصلي جمعيت را بر عهده داشت. جماعه العلماء براي مقابله با حركتهاي كفرآميز حكومت عراق، به صدور بيانيه، اعلاميه و انتشار نشريات سياسي و ايدئولوژيك اقدام كرد. مجله الاضواء كه در 1961 منتشر شد؛ از آن جمله و سرمقاله هاي پنج شماره اول آن با عنوان «رسالتنا» به قلم شهيد صدر بود.
وي به پيشنهاد آيت الله سيد محسن حكيم و به منظور رد مكتب فلسفي كمونيسم و طرح مكتب فلسفي اسلام و برتريهاي آن، كتاب فلسفتنا(فلسفه ما) را در سال 1379 ق. و پس از آن براي معرفي نظام اقتصادي اسلام و امتيازات آن نسبت به نظامهاي اقتصادي سوسياليستي و سرمايه داري، كتاب اقتصادنا‌(اقتصاد ما ) را در سال 1381ق. تأليف و منتشر كرد.
در ربيع الاول 1377ق.، گروهي از علماي آگاه و مجاهد عراق در صدد برآمدند تا حزبي را بر اساس ايدئولوژي اسلامي تأسيس كنند و آن را «حزب الدعوه الاسلاميه» (حزب دعوت اسلامي) ناميدند. آيت الله صدر علاوه بر تأييدآن حزب، برنامه و اساسنامه آن را نيز تدوين كرد، اما اعتقاد داشت شأن روحانيون ايجاب مي كند كه در تشكيلات و سازمانهاي سياسي وارد نشوند و از جايگاه والاي معنوي روحانيت، ايفاي نقش كنند و خود نيز به توصيه آيت الله حكيم، از حزب كناره گرفت.
بعد از تبعيد امام به تركيه، با امام ابراز همدردي كرد و پس از تبعيدشان به نجف اشرف در 9 جمادي الثاني 1385 ق.، به همراه گروهي از علماي نجف از امام به گرمي استقبال كرد و طي اقامت سيزده ساله امام در عراق، روابط نزديك و دوستانه اي با ايشان داشت.
پس از رحلت آيت الله حكيم در سال 1349، دوران مرجعيت آيت الله صدر آغاز شد و بسياري از مردم عراق از او تقليد كردند. در همان سالها وي كوشيد تا اهداف و سازمان مناسب و شايسته اي، متناسب با تحولات فكري و اجتماعي جامعه ايجاد كند و جلسات منظمي را نيز بدان منظور تشكيل داد. از نظر او حكومت آرماني در عصر غيبت، حكومت اسلامي بودكه بر دو پايه ولايت فقيه و شورا قرار داشت. وي پس از رسيدن به مقام مرجعيت، در فتواي تاريخي خود، حزب بعث را تكفير كرد. متن اين فتوا چنين است:

« به اطلاع عموم مسلمانان مي رساند كه پيوستن به حزب بعث، تحت هر عنواني، شرعا حرام است و هر گونه همكاري با آن به منزلة ياري ظالم و كافر و دشمني با اسلام و مسلمين است.»
حدود دو سال بعد كه رژيم بعث عراق از فعاليتهاي حزب الدعوه و ديگر گروههاي مبارز به وحشت افتاد، بسياري از مبارزان و مجاهدان را به زندان انداخت و در ماه رجب سال 1392 ق. سيد محمد باقر صدر را كه در بيمارستان نجف بستري بود، دستگير و به بيمارستان كوفه منتقل كرد، اما به علت اعتراض گستردة مردم و علما و ناگزير شد او را آزاد كند. رژيم عراق براي ارعاب شاگردان وي را دستگير و اعدام كرد. در اربعين 1397 ق.، به دستور آيت الله صدر، تظاهرات دهها هزار نفري عزاداري حسيني در شهرهاي كربلا و نجف، به تظاهراتي بر ضد رژيم بعثي تبديل شد. روز بعد مأموران امنيتي رژيم عراق، تعداد زيادي از تظاهركنندان را دستگير، زنداني و شكنجه كردند. آيت الله صدر نيز براي دومين بار دستگير و پس از چند ساعت شكنجة جسمي و روحي آزاد شد.
رژيم بعثي عراق براي خنثي كردن فعاليتهاي آيت الله صدر، گروهي از روحاني نمايان را به عنوان امام جماعت و واعظ مساجد شهرها فرستاد، اما اين بار نيزآيت الله صدر طي فتوايي اين حركت رژيم را ناكام گذارد و اعلام داشت:
«به اطلاع عموم مسلمين عراقي مي رساند كه شركت در نماز جماعت كساني كه از سوي مرجع مسلمين تعيين نشده اند، از نظر شرع مقدس اسلام، حرام است.»
با اوجگيري انقلاب اسلامي در ايران به رهبري امام خميني در 1357، رژيم عراق كه از ايجاد مشابهي در عراق به شدت نگران بود، در صدد تخطئه انقلاب اسلامي ايران برآمد‌، اما آيت الله صدر با آگاهي از اهداف بعثيهاي عراق، در نامه اي كه به امام در پاريس نوشت، از قيام شكوهمند و شجاعانة مردم مسلمان ايران به رهبري امام تجليل كرد و با تمام اخلاص و شجاعت، آمادگي خود را براي همكاري با رهبر انقلاب و امت قهرمان ايران اعلام داشت. پس از آن نيز نامه هايي به شاگردان و مريدانش در ايران نوشت و به آنان دستور داد كه با مردم انقلابي ايران همگام شوند و از فداكاري در راه پيروزي انقلاب اسلامي دريغ نورزند و خود را در اطاعت از امام خميني فاني سازند. همانگونه كه او خود، در راه تحقق اهداف و آرمانهاي اسلامي ذوب شده است. در فتوايي نيز شهداي انقلاب اسلامي را همچون شهداي قيام امام حسين (ع) دانست. اين فتواي مهم، تبليغات سوء و مغرضانه رژيم بعثي را بر ضد انقلاب اسلامي خنثي كرد و موجب اظهار همدردي مردم مسلمان عراق با مردم ايران شد.
در فرداي پيروزي انقلاب اسلامي ايران، (23 بهمن 1357)، آيت الله صدر كه بسيار شادمان بود، در ميان انبوهي از مردم و طلاب انقلابي در مسجد جواهري نجف سخنراني كرد. او پس از شكرگزاري از پيروزي انقلاب اسلامي در ايران، بر پيروي از اوامر امام خميني و آگاهي از توطئه هاي دشمن انقلاب اسلامي تأكيد كرد و از مردم خواست كه به نشانة همبستگي مردم عراق با انقلاب اسلامي ايران، فرداي آن روز تظاهرات باشكوهي در شهرهاي كربلا و نجف و ساير شهرها به راه افتاد. آيت الله صدر، طي پيامي به امام خميني، پيروزي انقلاب اسلامي ايران را تبريك گفت و در پيامي ديگر به ادامة تبعيت از امام سفارش كرد. مدتي بعد نيز به مناسبت شهادت آيت الله مطهري، مجلس ختم باشكوهي در مسجد جواهري نجف برگزار كرد و گروه كثيري از طبقات مختلف مردم در آن شركت كردند.
در 1358، آيت الله صدر، رسالة «الاسلام يقودالحياه» را به عنوان مقدمه اي بر قانون اساسي نوشت و نماينده اي را به عنوان رابط ميان خود و امام خميني تعيين و روانه ايران كرد. در همان سال طي فتواي مشهور و تكان دهنده اي، مردم عراق را به براندازي رژيم بعثي عراق دعوت كرد و نوشت :
« بر همه ملت مبارز و مسلمان عراق، واجب كفايي است كه به قيام مسلحانه بر ضد حزب بعث و سردمداران آن، اقدام و مسئولان اين حزب كافر را ترور كنند تا خود را از چنگال اين دژخيمان خونخوار نجات دهند.»
به دنبال آن، خانه آيت الله صدر به محاصره مأموران امنيتي عراق در آمد و رفت و آمد به خانه وي ممنوع شد، حتي از ورود سفير ايران به منزل وي جلوگيري به عمل آمد. آيت الله صدر به منظور روشنگري سياسي، درس تفسير قرآن تشكيل داد كه در آن گروه زيادي از عموم طبقات مردم شركت مي كردند. اين درس تا چهارده جلسه ادامه يافت. رژيم بعث عراق كه از تشكيل چنين جلسه اي به شدت هراس داشت، بسياري از نمايندگان آيت الله صدر و ديگر افراد مؤمن و انقلابي را كه تعداد آن به هزاران نفر مي رسيد، در سراسر كشور دستگير كرد. آيت الله صدر به منظور اعتراض به اين اقدام ضد انساني، در روز 16 رجب 399 ق. را اعتصاب عمومي اعلام كرد. به دنبال آن بازارهاي عراق تعطيل شدند و مردم نجف به سمت خانه آيت الله صدر شتافتند. فرداي آن روز، آيت الله صدر دستگير شد و به بغداد انتقال يافت، اما بر اثر تظاهراتي كه در نجف، كاظمين و ديگر شهرها به طرفداري از او برپا شد، رژيم بعث به ناچار او را آزاد كرد و در روز 18 رجب، مردم نجف گروه گروه براي ديدار و بيعت با وي به منزل او رفتند. رژيم بعث عراق كه با وجود آيت الله صدر، پايه هاي قدرتش را در خطر جدي مي ديد، درصدد قلع و قمع آيت الله صدر و هواداران او برآمد، از اين رو خانه اش در نجف محاصره شد كه مدت نه ماه به طول انجاميد. در طي اين مدت، برخي از نمايندگان حزب بعث با او ملاقات كردند و تصميم رژيم را مبني بر همكاري با آن و يا شهادت وي، به اطلاعش رساندند. رژيم از او خواست تا از تأييد انقلاب اسلامي و امام خميني دست بردارد، با صدور بيانيه اي از مواضع حزب بعث حمايت و عضويت در حزب الدعوه را تحريم كند و فتواي تحريم حزب بعث را پس بگيرد، اما او شهادت را بر تسليم در برابر چنين شرايط ننگيني ترجيح داد.
در 19 جمادي الاول 1400 ق/ 16 فروردين 1359، بار ديگر آيت الله صدر در نجف اشرف دستگير و به بغداد منتقل شد. در بغداد از او خواستند تا چند كلمه اي بر ضد انقلاب اسلامي ايران و امام خميني بنويسد تا از مرگ حتمي نجات يابد، اما او آشكارا اين تقاضا را رد كرد و بر راه مستقيم و خلل ناپذيرش تأكيد كرد، در نتيجه پس از سه روز شكنجه هاي وحشيانه، در 22 جمادي الاول 1400ق/ 19 فروردين 1359 به شهادت رسيد و تحت نظر شديد مأموران امنيتي در آرامگاه خانوادگي شرف الدين در نجف اشرف به خاك سپرده شد. پس از چند روز كه خبر شهادت آيت الله صدر قطعي شد، امام خميني، طي پيامي كه در 2 ارديبهشت 1359 صادر كرد ؛ از وي به عنوان «شخصيت علمي و مجاهد كه از مفاخر حوزه هاي علميه و از مراجع ديني و متفكران اسلامي بود» ياد و به همان مناسبت از روز 3 ارديبهشت سه روز عزاي عمومي اعلام كرد. آيت الله سيد محمد باقر صدر در اغلب رشته هاي علوم اسلامي تبحر داشت. وي معتقد بود كه بايد در دروس حوزه هاي علميه تحولي پديد آيد و طلاب و روحانيون نبايد فقط به درسهاي معمول فقه و اصول اكتفا كنند، بلكه بايد با مسائل علمي، فرهنگي، سياسي، اجتماعي و اقتصادي جديد آشنا شوند. به نظر وي كتابهاي درسي مرسوم در حوزه ها به ويژه در مبحث فقه و اصول، پيچيده و ناهماهنگ با شرايط روز بود و قديمي هستند. در اين كتابها مسائلي مطرح شده اندكه امروزه به كلي منسوخ و متروك هستند. وي در اين زمينه دست به تأليفاتي زد و ضمن ساده نويسي مطالب كتابهاي قديمي، آنها را در طرحي نو و روشي جديد براي طلاب فقه و اصول به نگارش درآورد و بدين وسيله توانست تحول عظيمي را در حوزه هاي علميه به وجود آورد. وي اين كار را با دو تأليف الفتاوي الواضحه (در فقه) و دروس في علم الاصول (در اصول) انجام داد. آثار ديگر او از اين قرارند : فدك في التاريخ، غايه الفكر في علم الاصول، فلسفتنا، اقتصادنا، المعالم الجديده لاصول، الاسس المنطقيه في استقراء، بحوث في شرح عروه الوثقي، المدرسه الاسلاميه، بحث حول المهدي، بحث حول الولايه، الاسلام يقود الحياه، درو الائمه في الاحياالاسلاميه، نظام العبادات في الاسلام.
پي‌نوشت‌ها:

* محقق تاريخ معاصر ايران و مؤلف دايره المعارف علماي مجاهد

1 نظر

  • لینک نظر جواد عظیمی پنجشنبه ۲۱ فروردين ۱۳۹۳ ساعت ۰۷:۳۹ نوشته شده توسط جواد عظیمی

    لطفا وقایع بعد از شهادت وتدفین وجابجایی سه نقطه ای که در تاریخ ثبت است بپردازید

نوشتن نظر

جستجو

اوقات شرعی