نياز به مصلح در عصر جديد
موقعیت شما: موعود»مهدویت و آخرالزمان»منجی‌گرایی»نياز به مصلح در عصر جديد

نياز به مصلح در عصر جديد

چهارشنبه ۱۳ شهریور ۱۳۹۲ ساعت ۲۱:۱۸
امتیاز این گزینه
(0 آرا)

تمامي اديان معتقد به آمدن يك مصلح جهاني در انتهاي تاريخ هستند . فلسفه تاريخ از ديدگاه متون مقدس ، رسيدن به جامعه اي است كه لبريز از عدالت ، رفاه و بندگي معبود باشد و همه انسانها در آن به رستگاري و نجات (Salvation) نائل شوند ؛ از اينرو بخشي از آيات كتابهاي مقدس در اديان متفاوت ، پيرامون اين دوره از تاريخ جهان و بشريت مي باشد و دين شناسان تحت عنوان منجي گرايي (soteriology) از خصوصيات اين برهه از زمان كه پيش روي خواهيم داشت سخن مي گويند؛

تمامي اديان معتقد به آمدن يك مصلح جهاني در انتهاي تاريخ هستند . فلسفه تاريخ از ديدگاه متون مقدس ، رسيدن به جامعه اي است كه لبريز از عدالت ، رفاه و بندگي معبود باشد و همه انسانها در آن به رستگاري و نجات (Salvation) نائل شوند ؛ از اينرو بخشي از آيات كتابهاي مقدس در اديان متفاوت ، پيرامون اين دوره از تاريخ جهان و بشريت مي باشد و دين شناسان تحت عنوان منجي گرايي (soteriology) از خصوصيات اين برهه از زمان كه پيش روي خواهيم داشت سخن مي گويند؛ به عنوان مثال مسيحيان بر اين باورند كه سر انجام روزي خواهد آمد كه عيسي عليه السلام، بار ديگر به سوي آنها ، باز خواهد گشت و جهان را پر از عدل خواهد نمود كه از اين واقعه در كتاب مقدس ، به (باز گشت مسيح)، (مسيح گروي) (Messiahnism) و (ملكوت خدا) تعبير شده است. در آيات زيادي از انجيل پيرامون بازگشت فردي با عناوين مختلفي همچون: شيلو، روح راستي، پسر خدا، روح القدس، مانند آنها ياد شده است.

همچنين يهوديان نيز در انتظار مصلح بسر مي برند . آنان معتقدند كه روزي (ماشيح) (Mashiah) خواهد آمد و سرزمين بني اسرائيل يا ارض موعود را به آباداني خواهد كشاند. آيات زيادي در تورا ت (عهد عتيق) پيرامون شخصيت (ماشيح) و ويژگي هاي عصر ظهور به چشم مي خورد. در كتاب (گنجينه اي از تلمود) كه از منابع يهوديان شمرده مي شود ، بيش از 50 آيه پيرامون شخصيت (ماشيح) ذكر نموده اند كه بيانگر توجهي است كه آنان نسبت به مسئله حكومت جهاني دارند .

يهوديان و مسيحيان در مبحث (هزاره گرايي) (Millenarianism) بر اين باورند كه در ابتداي هر هزار سال ، احتمال آمدن شخصيتي آسماني و نجات بخش وجود دارد ؛ از اينرو و در سال 2000ميلادي يهوديان با دور بين هاي مدار بسته ، شبانه روز از بيت المقدس فيلم برداري مي كردند ؛ زيرا معتقد بودند كه (ماشيح) از بيت المقدس ظهور خواهد نمود ؛ و يا در اين سال به نقل از يكي از مجلات آمريكايي در نظر خواهي از مسيحيان امريكا، عدهّ بسياري از آنان اعلام نموده اند كه انتظار بازگشت مسيح عليه السلام در سال 2000 را دارند.

زرتشتيان نيز به مانند ديگر اديان معتقد به آمدن مصلح جهاني هستند ؛ آنان بر اين عقيده اند كه تاريخ داراي قدمت دوازده هزار ساله است ؛ لذا آن را به چهار دوره سه هزار ساله تقسيم مي كنند . آنها بر اين باورند كه در ابتداي هر دوره ، فردي نجات بخش خواهد آمد كه از او با لفظ (سوشيانس) (Soshianse) به معناي نجات بخش تعبير مي كنند. آيات زيادي از كتاب مقدس زرتشتيان و بخشي از ديگر منابع مهم آنان همچون: (جاماسب نامه) به ظهور آخرين (سوشيانس) و ويژگي هاي او پرداخته است .

همچنين تمامي فرقه ها و مذاهب اسلامي نيز از آمدن (امام مهدي) سخن گفته اند . اعتقاد به آمدن مصلح جهاني، يعني امام مهدي عليه السلام نوشته اند، تنها از مباني اعتقادي شيعيان محسوب نمي شود بلكه اهل سنت نيز به اين بحث معتقدند . انديشمندان اهل سنت بيش از پنجاه كتاب مستقل پيرامون شخصيت امام مهدي عليه السلام توشنه اند علاؤه بر آن در منابع حديثي ششگانه اهل سنت معروف به صحاح سته ذيل چهار عنوان از امام مهدي عليه السلام از مباني اعتقادي شيعيان محسوب نمي شود؛ بلكه اهل سنت نيز به اين بحث معتقدند. انديشمندان اهل سنت بيش از پنجاه كتاب مستقل پيرامون شخصيت امام مهدي عليه السلام و ظهور او سخن گفته شده است و روايات زيادي از پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله درباره ظهور ايشان نقل گرديده است ؛ به عنوان مثال در كتاب حديثي (سنن ابن ماجه) و (سنن ابن داود)، بخشي وجود دارد با عنوان (باب المهدي) كه در آن احاديث بسياري از پيامبر صلي الله عليه و آله نقل شده است كه آن احاديث توسط منابع روايي شيعه هم نقل گرديده است؛ و يا در ديگر كتابهاي ششگانه اهل سنت ذيل عنوان (فتنه ها و آشوبهاي آخر الزمان). از علائم و ويژگيهاي دوره قبل از ظهور سخن گفته شده است و به موضوعاتي همچون : زياد شدن بلايا و آفات طبيعي ، نهادينه شدن بديها و گناهان ، از بين رفتن قباحت گناهان در ميان مردم و ديگر پيشگوييها ، سخن به ميان آمده است.

بحث مهدويت در ميان انديشمندان شيعه و اهل سنت، به قدري بديهي ويقيني است كه

مي توان اعتقاد به آمدن امام مهدي عليه السلام را از امور قطعي دين تلقي نمود از اينرو در اول تاريخ فرهنگ اسلامي ، بسياري از كساني كه ادعاي مهدويت نموده اند از اهل سنت بوده و خود را به دروغ حضرت مهدي عليه السلام معرفي نموده اند . بسياري از علماي اهل سنت صريحاً درباره امام مهدي عليه السلام و اعتقاد به آن كتاب نوشته و يا اظهار نظر نموده اند ؛ از جمله محمد امين بغدادي ، جلال الدين سيوطي ، عبدالحق دهلوي، ابن كثير دمشقي، احمد امين مصري ، محمد عبده ، ابن ابي الحديد مدائني ، و مفتيان بزرگي مانند: يحيي ابن محمد حنبلي، محمد ابن محمد خطابي و بسياري از ديگر اند يشمندان ديگر.

بنابراين مسئله آينده گرايي(Futurism) و اعتقاد به اين امر كه سرانجام انسانها در همين دنيا به حكومتي انساني و عادلانه خواهند رسيد، مورد پذيرش همه اديان است و به نظر مي رسد كه خداوند امام مهدي عليه السلام را در زماني به حكومت جهاني فرا مي خواند كه انسانها در فرايند تاريخ و گذشت زمان ، همه اموري را كه تصور مي كنند به آنان آرامش و عدالت مي بخشد ، تجربه كنند و يقين نمايند كه سرانجام بايد انساني آسماني ، سليم النفس و كامل ، در مديريت و اداره جهان قرار گيرد، نه اينكه انسانهاي بوالهوس و ابليس زده اي بر جهان حكومت كنند كه بر اساس اميال و زياده خواهي خود در يك دهه ، چندين جنگ را در مناطق مختلف دنيا به راه مي اندازند. انسان معاصر به تعبير (آلوين تافلر) ، صنعت ، فن آوري ، خرد ورزي و اكتشافات علمي را تجربه نموده ؛ اما مي بيند اين پديده ها ،همان قدركه رفاه آورده اند موجبات ظلم به عده ان را نيز به همراه داشته اند .

(آيزيا برلين) مي گويد: متأسفم كه در بدترين قرن زندگي مي كنم؛ زيرا در همين قرن فقط در كشورهاي كمونيستي 17 ميليون انسان كشته شده است.

انسان معاصر با كشف واكسيناسيون توانست از مرگ و مير كودكان جلوگيري كند؛ اما همين انسان تهذيب نشده، بمبي مي سازد ودر جاي ديگر بيش از صد هزار نفر را در (ناكازاكي و هيروشيما) مي كشد؛ بر اساس اين تجربه تلخ است كه انديشمندان مي گويند صنعت و تكنولوژي به تنهايي براي زندگي مطلوب، كفايت نمي كند و انسانها بايد، به تعبير قرآن، تزكيه نفس كرده و خويشتن را از صفات ناپسند اخلاقي رهايي دهند؛ لذا خداوند در سورة شمس يازده قسم به خورشيد، ماه، زمين و غيره ياد مي كند تا بگويد كه (قد افلح من زكّيها)؛ يعني به تحقيق كسي كه خود را از آلودگي رهاند و وجودش را صيقلي نمود، رستگار است؛ از اينرو امام مهدي عليه السلام پس از ظهور خود كوشش خواهد نمود تا ابتدا انسانها را از قيد و بند ابليس و هواپرستي نجات دهد، زيرا ظهور ايشان موجب خواهد شد تا در كنار كوهي از ثروت، كودكان گرسنه، خواب يك لقمه نان را نبينند و آن كودك در جنوب شهر، از فرط گرسنگي در كلاس از حال نرود و ديگر آن مادر به مدير مدرسه اصرار نورزد تا اجازه دهد تا كه دو كودك او در دو نوبت مختلف به مدرسه بيايند، زيرا دو فرزندش تنها يك كفش دارند و بايد به نوبت آن را بپوشند .

امروزه، در قرن بيست و يكم، انسان معاصر پس از گذشت سيصد سال از رنسانس و تسلط بر طبيعت و منابع آن، مشكل اكتشاف و اختراع را ندارد، بلكه مشكل انسان ديو سيرتي را دارد كه مغرور از ثروت و مقام خويش، به همنوعان رحم نمي ورزد؛ به قول (ميلان كوندرا) در كتاب (هنر رمان) عصر ما، عصر تناقضات و معماهاي حيرت آوري است كه مخصوص پايانه تاريخ است (Terminal Paradoxes) از طرفي بشر به رفاه مالي و قدرت علمي رسيده است، به طوري كه غذاي او را در عربستان مي پزند و در فرانسه مي خورد؛ ولي از طرف ديگر صد ميليون انسان در آفريقا از گرسنگي مي ميرند. از طرفي ، پدر در ضيافت عروسي فرزندش به هر مهمان يك سكه طلا مي دهد ، و از طرف ديگر پدري براي تأمين معيشت فرزندش ، كلية خويش را مي فروشد. بله، امام مهدي عليه السلام (يا به قول ديگر اديان، مسيح، ماشيح و سوشيانس) زماني خواهد آمد كه بشر بفهمد در كنار تمامي دارايي ها و امكانات، تنهاست و هيچ فرقي با همنوعان خويش ندارد؛ روزي كه انسان به قول حافظ بفهمد كه داراي (محروميت ازلي) و ذاتاً موجودي فقير و نيازمند بدارد است و همچنين آگاه شود كه نبايد ارتباط خود را با خداوند قطع كند و بايد او را دوست بدراد. مهمترين كار امام مهدي عليه السلام و همه انبياء پيشين، همين است كه اين پيام را به بشر بدهند كه اي انسان خداوند را دوست بدار، همنوع خويش را دوست بدار، همانگونه كه فرزند خويش را دو ست مي داري.

جواب نقد

بنام خدا

دوست عزيز محمد ، از نامه شما سپاسگزارم ، همانطور كه شما هم گفتيد همه انسانها در ساختن سرنوشت فردي و اجتماعي خويش سهم دارند كه جريان غيبت امام مهدي عليه السلام هم از اين جريان مستنثي نمي باشد . و اين انسانها هستند كه تاريخ را مي سازنداما در بخشي از نامه فرموديد كه از مقاله بنده ، يك نوع انسان گرائي استشمام مي گردد. اگر منظورتان از انسان گرائي ،به همان اصطلاح عصر جديد است ،كه از آن تعبير به اومانيسم و اصالت انسان مي شود ، درجواب بايد بگويم همانطور كه خودتان هم استنباط كرديد ، اين نوع انسان گرائي و قرائت نيچه أي از انسان با گوهر اسلام سازگار نيست و من هم نخواسته ام تا آن را درمقاله اثبات كنم . اما يك نوع نگاه كريمانهبه انسان در فرهنگ ديني به چشم مي خورد كه خداوند به همان خاطر بهترينانسانهاي خود را كه انبياء و امامان باشند به جهت هدايت و كمك به آنان فرستاده است . و در طول تاريخ بيشترين رنج و كوشش متعلق به همين انسانها يعني انسانهاي آسماني مي باشدو در واقع اين هزينه أي را كه خداوند براي همين انسانهايي كه ما در كوچه و بازار مي بينيمپرداخته ، خود بيانگر اين است كه خداوند براي انسانها ارزش قائل بوده و آنان را دوست داشته كه اينگونه پاك ترين انسا نها را براي آنان خرج كرده است خداوند در اين راستا انسان كاملي همچون علي عليه السلام را فرستاده كه بيست و پنچ سال را در انزوا و مظلوميتسپري نموده است ، انسان كاملي همچون امام حسين عليه السلام را فرستاده كه در بدترين شرايط كشته مي شود كه تاريخ نمونه آن را حتي در اساطير سراغ ندارد . و همچنين خداوند براي ما انسان ها ،‌انسان كاملي همچون امام مهدي عليه السلام را قرن هاي متمادي در انتظارنگه داشته تا روزي كه خواست عمومي مردم زياد شود تا ايشان را كه آخرين فرصت اديان و ذخيره خداوند استبراي بشر بفرستد . بنا براين همه اين كوشش ها به جهت انسانها است و محبتي كه خداوندبه بشر دارد، بيشتر از محبت مادر به فرزند است . و در انسان شناسي ديني خداوند به فرد فردانسانها توجه دارد و دوست دارد تا همه آنها با او آشتي كنند و به سوي او برگردند. بنا برايناصل مهدويت در راستاي همين كرامت به انسان مي باشد، هر چند كه در تفكر ديني اينبه معناي اومانيسم و اصالت انسان به معناي غربي آن نيست كه بگوييم انسان جايگزين خداوند شده است و خداوند به حاشيه رانده شده است . بلكه در انسان شناسيديني، ابهت و اهميت انسان ، به اين است كه به بندگي برسد و بزرگترين انسانها ، بنده ترين افراد بوده اند . و موقعي انسان به رشد مي رسد كه به اطاعت خداوند رسيده باشد همانطور كه شگفت انگيزترين انسانها از ديدگاه اسلام مطيع ترين انسانها در برابر خداوند مي باشند .بنا براين منظور از انسان گرائي ديني اومانيسم نيست و اومانيسم و اصالت انسان شديداً، قابل نقد مي باشد. زيرا آن يك نوع الوهيت دادن و تعريف افراطي نسبت به انسان است.

نوشتن نظر

جستجو

اوقات شرعی