سفيانى از نشانه هاى حتمى ظهور
موقعیت شما: موعود»اخبار»اخبار آخرالزمان»سفيانى از نشانه هاى حتمى ظهور

سفيانى از نشانه هاى حتمى ظهور

چهارشنبه ۰۶ شهریور ۱۳۹۲ ساعت ۱۶:۵۲
امتیاز این گزینه
(8 آرا)

معانى الاخبار  از حكم بن سالم از فردى كه بدو به نقل از ابو عبد الله گفته ، آورده است : ما و آل ابو سفيان ، دو خاندان هستيم كه در راه خدا با هم دشمنيم ! ما گفتيم خدا راست گفته اما آنان گفتند خدا دروغ گفته است ! ابو سفيان با رسول الله جنگيد ، معاويه با على بن ابى طالب و يزيد بن معاويه با حسين بن على(عليه السلام) و سفيانى با قائم نبرد مى كند .



كافى  از عمر بن حنظله آورده است كه شنيدم ابوعبدالله فرمود : پيش از قيام قائم ، پنج نشانه هست : صيحه و فرياد آسمانى ، سفيانى ، فرو رفتن زمين ، كشتن نفس زكيه و يمانى . عرض كردم : قربانت شوم ! اگر كسى از اهل بيت شما پيش از اين نشانه ها خروج كرد ، همراهش قيام كنيم ؟ فرمود : نه ،

راوى مى گويد: فردا اين آيه را تلاوت كردم:

« اگر بخواهيم ، معجزه اى از آسمان بر آنان فرود مى آوريم ، تا در برابر آن ، گردن هايشان خاضع گردد»   و پرسيدم : آيا معجزه ، صيحه است ؟

فرمود : اگر باشد ، گردن هاى دشمنان خدا خاضع مى گردد .

مانند روايت در نعمانى  از عمر بن حنظله از ابوعبدالله(عليه السلام) آمده است : قائم پنج نشانه دارد: سفيانى ، يمانى ، صيحه آسمانى ، قتل نفس زكيه و فرو رفتن در بيدا .


الغيبه نعمانى  از عبد الله بن سنان از ابو عبدالله(عليه السلام) آورده است : نداى آسمانى ، سفيانى ، يمانى ، قتل نفس زكيه و كف دستى كه از آسمان نمودار مى شود ، از نشانه هاى حتمى اند . همچنين صداى فريادى در ماه رمضان كه خوابيده را بيدار و بيدار را وحشت زده مى كند و دختركان را از پشت پرده بيرون مى كشاند .

كافى از محمد بن على حلبى آورده است كه شنيدم ابو عبدالله فرمود : اختلاف بنى عباس ، نداى آسمانى و خروج قائم حتمى اند .

عرض كردم : ندا چگونه است ؟ فرمود : در آغاز روز ، منادى (= جبرئيل) از آسمان ندا مى دهد : بدانيد على و شيعيانش رستگارند اما در پايان روز ، منادى (= شيطان) ندا مى دهد : بدانيد عثمان و پيروانش رستگارند !

كمال الدين از ابو حمزه ثمالى آورده است كه به ابوعبدالله (امام صادق) عرض كردم كه ابو جعفر (امام باقر) مى فرمود : آمدن سفيانى حتمى است . فرمود: آرى . همچنين اختلاف فرزندان عباس ، كشته شدن مردى پاكدل و قيام قائم هم حتمى است . عرض كردم : صداى آسمانى چگونه است ؟ فرمود : در اول روز منادى صدا مى زند : آگاه باشيد حق با على(عليه السلام) و شيعيان اوست اما شيطان در آخر روز صدا مى زند : بدانيد حق با سفيانى و پيروان اوست ، در اين وقت آنهايى كه ايمان ثابتى ندارند ، به شك مى افتند .

قرب الاسناد از زيد قمى از على بن حسين(عليه السلام) آورده است : « قائم ما براى ديدار مردم در يك سال اقدام مى كند » . پرسيد : بدون سفيانى ، قائم قيام مى كند ؟ فرمود : امر قائم از جانب خدا حتمى است و سفيانى نيز به خواست خدا حتمى است . قائم خروج نمى كند مگر پس از سفيانى . عرض كردم : فدايتان شوم ! سفيانى در همان سال خواهد بود ؟ فرمود : هرچه خدا بخواهد ! عرض كردم : در سال بعد ؟ فرمود : هر چه خدا بخواهد ، همان مى شود !

شايد معناى « قائم در يك سال با مردم ديدار مى كند » آن است كه در سال ظهور و در حج ، با مردم ديدار مى كند . راوى پرسيد : بدون سفيانى ؟ امام پاسخ داد : نه !

در ارتباط با اين روايت ، حديثى هم از امير مؤمنان آمده است : « در هنگام شبهه و شك ظهور مى كند ، تا امرش را روشن كند » .

نعمانى  از ابو هاشم آورده است كه خدمت ابوجعفر محمد بن على رضا(عليه السلام)بوديم كه صحبت سفيانى به ميان آمد ، و اينكه روايات مى گويند كه آمدنش حتمى است، به ابوجعفر گفتم: آيا در وعده حتمى ، «بدا» (= تغيير رأى الهى) صورت مى گيرد؟ فرمود : بلى ، عرض كرديم : مى ترسيم براى خدا درباره قائم(عليه السلام) بدا حاصل شود ! فرمود : خداوند قائم را وعده داده و در وعده اش تخلّف نمى كند !

نعمانى از حمران بن اعين آورده است كه ابوجعفر محمد بن على(عليه السلام) در تفسير « ثم قضى رجلا وأجل مسمىً عنده » فرمود كه اجل بر دو گونه است : اجل محتوم و اجل موقوف ، حمران عرض كرد : محتوم چيست ؟ فرمود : اجلى كه خواست و مشيت خداست . حمران گفت : اميدوارم اجل سفيانى موقوف باشد ! ابو جعفر(عليه السلام) فرمود : نه ، به خدا ! اجل محتوم است .

نعمانى از عبد الملك بن اعين آورده است كه خدمت ابوجعفر(عليه السلام) بودم كه صحبت از قائم شد ، گفتم : اميدوارم به زودى بيايد و سفيانى نيايد ! فرمود : نه ، به خدا ! وعده اى حتمى است كه مى بايد محقق شود .

در آن روايت به نقل از فضيل بن يسار آمده است كه ابو جعفر (امام باقر )فرمود : برخى امور موقوف و برخى محتوم است . آمدن سفيانى از امور محتوم است كه حتماً مى آيد .

كمال الدين  آورده است كه ابو محمد حسن بن احمد مكتب برايمان نقل كرد: در همان سالى كه شيخ على بن محمد سمرى ( قدس الله روحه ) فوت كرد ، من در مدينة السلام بودم . چند روز پيش از وفات ، خدمتش بودم و توقيعى به مردم نشان داد كه از رويش نوشتم (امام زمان به وى فرموده بود) : « بسم الله الرحمن الرحيم ، اى على بن محمد سمرى ! خدا در سوگ فقدان تو پاداشى بزرگ به برادرانت عطا كند ! تو تا شش روز ديگر از دنيا خواهى رفت . كارهايت را مرتب كن و هيچ كس را به جانشينى خود نگمار ، دوران غيبت كامل فرا رسيده و من جز با اجازه خدا ظهور نخواهم كرد . ظهور پس از گذشت مدتى طولانى و قساوت دلها و پُر شدن زمين از ستم خواهد بود . افرادى نزد شيعيان من مدّعى مشاهده من خواهند شد . آگاه باشيد كه هر كسى پيش از خروج سفيانى و صيحه آسمانى چنين ادعايى كند ، دروغگو است . ولا حول ولا قوة إلا بالله العلي العظيم.

اين توقيع را نوشتم و از نزد « سَمَرى » بيرون آمدم . روز ششم بازگشتم و ديدم كه او در حال احتضار است ، از وى پرسيدند : چه كسى پس از تو جانشينت است ؟ گفت : امر به دست خداست و او فرمانش را به سرانجام مى رساند ! سپس درگذشت ( رضى الله عنه ) اين آخرين سخنى بود كه از وى شنيده شد .

نوشتن نظر

جستجو

اوقات شرعی