| عاقل و یک اشاره |
| ۰۹ ارديبهشت ۱۳۸۸ | |
امروزه در برخی از كشورهاي اسلامي، بر كشيده شدن نمادها در هيئت ساختمانها، تنديسهاي تزيين كنندة ميادين شهري در گوشه گوشة شهرها، پرده از نفوذ وابستگان فرقههاي ماسوني و شيطاني در برخي سازمانهاي رسمي آنها نيز برميدارد. اين واقعه در کشور ما حاكي از بياطّلاعي و غفلت امضا كنندگان و صادر کنندگان پروانهها از دسيسه و شيطنت صاحبان سرمايه و وابستگان فرق سابق الذّكر و آرمانها و مقاصد آنهاست.از گذشتههاي دور گفتهاند: «العاقل تكفيه الاشاره»، براي عاقل يك اشاره كافي است تا چيزي را دريابد. همه كه مثل برخي عوامِ از همه جا بيخبر نيستند كه نيازمند صد مدرك و سند و طول و تفصيل كلام باشند تا نكتهاي را دريابند. براي اهل خرد، هر كلام و تصوير صدها ماجرا و كتاب و دفتر را فرا رويش ميگشايد. پيرامون ما هزاران آرم و نشان و به قول برخي مردان شيك و اتو كشيدة امروزي، «برند» در سراسر شهر و كوي و برزن رژه ميروند. در شكل و شمايلهاي گوناگون كه بر تابلوهاي تبليغاتي، كالاها، مهرها و حتّي نام سازمانها قابل مشاهدهاند. نمادهاي خوش تركيب و موزوني كه در خود و با خود نشانههايي از تعلقات، دلبستگيها و وابستگيها را مينمايند و رد و نشان انديشهها، مرامها، مسلكها و محفلها را. براي همة ما نشانهاي صليب سرخ، داس و چكش، صليب شكسته، ستارة داوود و امثال اينها مفاهيمي را متذكّر ميشوند و ما را از جملات و عبارات، بينياز ميسازند. در عالم نشانهها و آرمها، خطوط، رنگها، حركات اندام، حيوانات، گياهان و حتّي اعداد و حروف از جايگاه و حيثيت اوّليه و اصلي خود فاصله ميگيرند و در هيئت يك نشانه، معاني دوم و ديگري را به نمايش ميگذارند. معاني و مفاهيمي كه در بسياري اوقات از ديدها و نظرها پنهان ميمانند تا تنها جماعتي خاص امكان و محرميّت لازم براي دريافت پيام را داشته باشند. در جهاني كه جماعتي خلاف آنچه مينمايند در سر سودايي ديگر ميپرورند، نمادها و نشانهها راهي براي پردهبرداري از اهداف و مقاصد پنهان نگاه داشته شده، ميگشايند. در جهاني كه جماعتي در تلاشند تا از تيررس سؤال و نگاه دور بمانند، نمادها و آرمها، نقش مهمّي در كشف گرايشها و افشاي وابستگيها و تعلّقات خاطر ايفا ميكنند. در جهاني آكنده از سمبلها و نشانهها، نميتوان با سطحينگري از كنار همه چيز و همه كس گذشت و با سادگي يك روستايي دل صاف با خود نجوا كرد كه: إن شاء الله بز است ! آنها ميخواهند كه ما از كنار همه چيز بگذريم، قسمها را باور بياوريم و دُم خروس را نديده بگيريم. ما را عادت ميدهند كه در گيرودار ظواهر و شلوغي از سؤال دربارة آنچه كه ميرود، خودداري كنيم تا بتوانند بيسؤال و پرسش، همه چيز را اتّفاقي و بيبرنامهريزي قبلي جلوه دهند و به حيات مزوّرانة خود ادامه دهند. در پايان، جان و روح و معاني نهفته در پشت ظاهر را در كالبد حيات مادّي و فرهنگي ما بدمند و صورت و سيرت مادي و فرهنگي ما را در تصرف و تملك تامّ خود وارد آورند. درست به همان صورتي كه كودكان ما، بيپرسش و ترديد به تماشاي كارتونهاي موش و گربه(تام و جری)، فرار جوجهاي و امثال اينها مينشينند و از نمادها، نشانهها و مفاهيم القاء شدة برنامهسازان و عروسك گردانان پشت صحنه، بيخبرند. تفسيرپذيري نمادها اين امكان را ايجاد ميكند تا هماره جماعتي مجال ماندن و در امان ماندن بيابند. آن زمان كه معماران اروپايي، در پناه آل سعود، بهسازي و بازسازي مساجد مقدّس مسلمانان را عهدهدار شدند، به خوبي ميدانستند كه چگونه ميتوان همة نشانههاي فرهنگ ولايي و ديني مسلمانان گذشته را كه در لابهلاي همة ستونها، ديوارها و پنجرهها نشسته بود و در پيوند با سنّتها و باورها هماهنگياي دلپذير، ماورايي و نوراني ميان آسمان و زمين سبب شده بود، از بين برد و به جاي آن صورتي از ابنيه و نمادهاي وابسته به باور معماران فراماسونر را در لابهلاي نردهها، چراغدانها و راه پلهها كاشت و از سؤال و پرسش در امان ماند. ![]() در جهان آرمها و نشانهها؛ خوراك، پوشاك، نوشابه، تنها خوراكي و نوشيدني نيستند. آنگاه كه بازار كشوري را تسخير ميكنند، پيش از آنكه مردم آن ديار، نوشابهاي بر صحن سفره بگذارند يا كفشي را پاي كنند و شادمانه با اتومبيلي به تفريح و سير و سفر مشغول شوند، ساية صاحبان پنهان كمپانيها را با خطّ مشي اجتماعي، سياسي و فرهنگي ويژه به صحن خانه و شهر و ديار خود بردهاند، چنان كه ديگر، کوکا كولا يك نوشابة معمولي نيست. ابليسک هاي سهگانه مدخل کنوني شيراز (شمال دروازه قرآن) عرقچين چسبيده بر فرق سر بنياسرائيل همان اندازه تعلّق خاطر صاحبش را به آموزهها و عهدهاي بنياسرائيل مينماياند كه هرم منقوش بر دلار آمريكايي يا نماد ماسوني ابليسك 1 در شهر واشينگتن، فلسطین اشغالی و برخی کشورهای دیگر دو نماد شيطاني و ماسوني كه پرده از تمايل و گرايش سران پنهان ايالات متحدة آمريكا و دیگران به طريقتهاي شيطاني برميدارد. ![]() ساختمان «هتل بزرگ شيراز» که قسمت فوقاني آن به شکل هرم ناتمام است آنگونه که در «مُهر بزرگ» آمريکا مشاهده ميشود ![]() هرم ناتمام (يک سوي «مُهر بزرگ») سوي ديگر «مُهر بزرگ» نزد صاحبان انديشه و چشمهاي باز، نمادها راز هواداران خود را برملا ميسازند و راز پوشيدة وابستگان سازمانهاي سرّي و مخفي را كه هماره عليه خداوند، شريعت محمّدي و آيين و مرام مردان اهل ولايت و امامت مشغول توطئهاند، آشكار مينمايند. ![]() آيا ظهور و بروز علائم و نمادهاي شناخته شدة فرقههاي ماسوني و شيطانپرستان را در گوشه گوشة اين سرزمين بايد اتفاقي ساده انگاشت و چشم را بر آن همه بست؟ يا از كنار بناهاي رفيع و بر كشيده شده در شهرهاي مهمّ فرهنگي مذهبي مثل مشهد، اصفهان، شيراز و تهران كه تمام قد نمادهاي شناخته شدة ماسوني و شيطاني را به رخ ساكنان مسلمان اين سرزمين ميكشند، گذشت و آن همه را اتّفاقي ساده انگاشت؟ و یا از آنان پرسش نمود؟ نمادها حرفهاي بسياري براي گفتن دارند، اگر گوشهايي مهيّاي شنيدن باشند. اسماعيل شفيعي سروستاني پينوشت: 1. Obelisk نماد معروف ماسونی است. نشانة دخول شیطان در کالبد انسان یا تسلیم روح به شیطان. 2. جناب عبدالله شهبازي، پژوهشگر و مورّخ ارجمند در «يادداشتهاي پراكنده» خود با ارائة مستنداتي از ظهور و بروز نمادهاي ماسوني و شيطاني در برخي شهرهاي ايران پرده برداشتند. ماهنامه موعود شماره 99 |