موعود
جوان بود و ...

جوان بود و ...

جوان بود و از راويان بزرگ حديث تقلين؛ تلاش زيادى كرد تا همه بدانند كه منظور از اهل بيت پيامبر، زنان...

عيادت امام رضا علیه السلام از مريض‏

عيادت امام رضا علیه السلام از مريض‏

يكى از اخلاق پسنديده اسلامى، عيادت از بيماران و به طور كلى ديد و بازديد در ميان مؤمنان است. در تاريخ...

مناقب امام رضا علیه السلام

مناقب امام رضا علیه السلام

يازدهم ذيقعهده مصادف با ميلاد خجسته عالم آل محمد حضرت امام على بن موسى الرضا (ع) است.ضمن تبريك ولادت...

 إِنَّا لِلَّٰهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ

إِنَّا لِلَّٰهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ

◾️ با نهایت تاسف و تاثر درگذشت پدری مهربان و دلسوز مرحوم حاج حسین شفیعی سروستانی ، پدر بزرگوار اساتی...

دو سير شتابان در آخرالزمان‏

دو سير شتابان در آخرالزمان‏

سيد محمد قائم مقامى از اولين روزهاى زندگى آدمى بر كره خاك نبرد حق و باطل و سياهى و سپيدى نيز آغاز شد...

  • جوان بود و ...

  • عيادت امام رضا علیه السلام از مريض‏

  • مناقب امام رضا علیه السلام

  • إِنَّا لِلَّٰهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ

  • دو سير شتابان در آخرالزمان‏

آگهی

در عرصه فرهنگى نبرد با تشیع و روحانیان شیعه در دستور کار آن ها قرار گرفت که در این صحنه نیز همان دو روش را به کار گرفتند: فردى نظیر میرزا آقاخان کرمانى یا آخوندزاده صراحتا به روحانیان و به تشیع حمله مى کرد. آنان مى کوشیدند ایران دوره باستان را در آثار و نوشته هاى خود احیا کنند. در طیف دیگر شخصى نظیر ملکم، همان روش منافقانه را دنبال مى کند و مى کوشد به روحانیان درجه دو و سه شیعه نزدیک شود که در بخشى نیز موفق بود. ملکم خان توانست تعدادى را همراه خود کند که اتفاقا این بخش در مشروطه فعالیت چشم گیرى داشتند.

آنچه در پى مى‏آید، گفت و گویى است با نویسنده کتاب جنجال برانگیز «عرضه بیمارى» که به افشاى روابط پشت پرده صنعت دارو پرداخته است. امروزه به ویژه در ایالات متحده و در نتیجه وجود قوانین موجود، شاهدیم که صاحبان این صنعت، به هر شکل ممکن و با توسل به هر حربه ‏اى، در پى آنند تا جامعه سالم و بى‏نیاز از دارو را نیز به مشتریان خود مبدل سازند.

 

به هرحال، باید گفت که کج خلقى کودکان پس از تماشاى تلویزیون، به خاطر این است که آنها با شرایط ناخواسته‏اى روبه‏رو مى‏شوند: به هرحال، والدین باید بپذیرند که رفتار بد کودکان پس از تماشاى تلویزیون، امرى منطقى است و این رفتار شبیه نالیدن و جار و جنجال کردن آنها براى دستیابى به اسباب‏بازى و یا آب‏نبات چوبى نیست. این رفتار حاصل برخى از نیات درونى است که کودک از آن آگاه نیست

حاج محمد اسماعیل دولابی، از اساتید بزرگ اخلاق و عرفان، حکایتی جالب و درس آموز درباره نزدیکی به خداوند متعال دارد که این روزها با عنوان "فرار به سوی خدا" در فضای اینترنت منتشر شده است. بر پایه این حکایت ایشان عنوان کرده اند:

جنگی رخ خواهد داد که در آن تمام نیروهای خیر در برابر شر صف آرایی می کنند. جنگی اتمی که سراسر جهان را درگیر و شهرها را ویران می کند و انتهای آن باید منتظر ظهور بود. ظهور عیسی (ع).

همزمان با پنجاه و هفتمین نشست از سلسله نشست‌های فرهنگ مهدوی با عنوان  راز شیعگی و حقیقت شیعه بودن، از کتاب «برهان امامت» رونمایی شد.

ما در تاریخ پیامبر(ص) و شادی‌های آن، روزی را نمی‏یابیم که پیامبر گفته باشد: «به من تبریک بگویید»، حتّی روز ازدواجش و روز هجرتش از مکّه به مدینه و رهایی از چنگال مشرکان و روز فتح مکّه و پیروزی مسلمانان؛ ولی روز غدیر مکرّر می‏فرمودند: «به من تبریک بگویید»؛ زیرا پیامبر(ص) عظمت این روز را به خوبی درک می‏کرد و از شرافت این خاطره و برتری داشتن این عید بر سایر اعیاد آگاه بود.

قیس بن سعدبن عباده صراحتاً به پدرش اعتراض می‌کند که: مگر تو در روز غدیر حضور نداشتی که پیامبر(ص) امام علی(ع) را به جانشینی خود انتخاب کردند، پس چطور الآن دنبال جانشینی خودت هستی؟ او در جواب پسرش می‌گوید: من تو را عاق می‌کنم و تا زنده هستم به خدا سوگند با تو صحبت نمی‌کنم. بعد از آن واقعاً پدرش را رها می‌کند، همان‌طور که به‌طور مرسوم وقتی یک نفر فرزندش را عاق می‌کند، او پدرش را کنار می‌گذارد.

 

معنای اصلی ولایت، قرار گرفتن چیزی در کنار چیز دیگر است؛ به گونه‌ای که فاصله‌ای میان آنها نباشد. خداوند در «حدیث شریف قدسی» می‌فرماید: بنده، قدم به قدم به من نزدیک می‌شود با نوافل تا آنجا که مورد محبّت و عنایت من قرار می‌گیرد؛ به آن مرحله که رسید، منم چشم او؛ هنگامی که می‌بیند. گوش او می‌شوم؛ هنگامی که می‌شنود و منم دست او که دراز می‌شود.»

 

به همراه پدرم بر در سرای متوکل بودیم، من در آن هنگام کودکی بودم و در میان گروهی از مردم از طالبین و عباسیان و جعفرین ایستاده بودم که ناگهان ابوالحسن وارد شد. مردم همگی از مرکب‌های خویش پایین آمدند تا آن حضرت به درون رفت. یکی از حاضران از دیگری پرسید! به خاطر چه کسی بیرون آمدیم؟ به خاطر این بچه، حال آن که او از نظر سال از ما بزرگتر و شریف‌تر نبود. به خدا سوگند دیگر به احترام او از مرکب خویش پایین نخواهم آمد پس ابوهاشم جعفری گفت: به خدا قسم کودکان چون او را می‌بینند به احترام او پیاده می‌شوند هنوز دیری نگذشته بود که آن حضرت به طرف مردم آمد. حاضران چون او را دیدند باز به احترام وی پیاده شدند

طرح روز

جستجو

جدیدترین نظرات

اوقات شرعی


آگهی
آگهی
آگهی
آگهی

سرخط خبرها