موعود
نوعهدان - شماره 1 : مهرماه 1398

نوعهدان - شماره 1 : مهرماه 1398

اولین شماره از ماهنامه الکترونیکی نوعهدان منتشر شد. این ماهنامه در حوزه مهدویت مناسب نوجوانان هر ماه...

روش‌های تبلیغاتی و رسانه‌ای دشمنان از نگاه قرآن

روش‌های تبلیغاتی و رسانه‌ای دشمنان از نگاه قرآن

اندیشه دشمن همواره بر این قرار گرفته است تا دیگری را از پیش روی خود بردارد، تضعیف نماید و بر او چیره...

مصر و السیسی در آستانه قیام مردمی و فروپاشی

مصر و السیسی در آستانه قیام مردمی و فروپاشی

یسرا بخاخ خبرنگار الجزیره، اطلاعات جالبی را در مورد تحولات اخیر مصر و تزلزل دولت عبدالفتاح السیسی در...

حب الحسین یجمعنا

حب الحسین یجمعنا

گفت‌و‌گو با بانوی اهل سنتی که حالا سال‌هاست در ایام محرم و صفر برای امام حسین(ع) نذری می‌دهد و در را...

سپتامبر سیاه در جغرافیای سه‌گانه رنج

سپتامبر سیاه در جغرافیای سه‌گانه رنج

برای فلسطینی‌ها، سپتامبر، ماه نیست و هیچ رنگ و بویی از صورت زیبا را آن‌گونه كه از ماه‌ سراغ داریم به...

  • نوعهدان - شماره 1 : مهرماه 1398

  • روش‌های تبلیغاتی و رسانه‌ای دشمنان از نگاه قرآن

  • مصر و السیسی در آستانه قیام مردمی و فروپاشی

  • حب الحسین یجمعنا

  • سپتامبر سیاه در جغرافیای سه‌گانه رنج

آگهی
دوشنبه ۰۸ اسفند ۱۳۹۰ ساعت ۰۷:۳۵

خط باریک کابالا

فیلم با زندگی روزمره خانواده ای در تگزاس آمریکا و در دهه 50 میلادی به نام اوبراین آغاز می شود که از مرگ پسر 19 ساله شان با خبر می گردند و همین مرگ ما را از دریچه ذهن پسر بزرگ خانواده به نام جک (که اینک به عنوان یک آرشیتکت، در میان آسمانخراش ها و ساختمان های سر به فلک کشیده به سر می برد) به گذشته و مروری بر خاطرات تلخ و شیرین آن واد می سازد.

 

مجموعه مربوطه سینما
يكشنبه ۰۲ بهمن ۱۳۹۰ ساعت ۲۱:۱۷

نئو فراماسونری در عرصه جنگ نرم

تشکیلات فراماسونری معمولا در شرایطی که به تدریج پرده از رازهایش بر می افتد ، شروع به پوست اندازی و نو به نو شدن می نماید و خود طی برنامه هایی سیستماتیک شروع به افشاگری علیه سازمان قبلی که از حیض انتفاع افتاده و به اصطلاح دیگر سوخته به حساب می آید، می کند. این مسئله در طی دهه 1340 شمسی مقارن با دهه 60 میلادی نیز اتفاق افتاد.

مجموعه مربوطه فراماسونری
يكشنبه ۱۸ دی ۱۳۹۰ ساعت ۱۹:۱۱

ایرانیوم و تئوری توطئه

در دهه 90 صراحت آشکارتری در لحن هالیوود نسبت به مسلمانان به وجود آمد و هیولاهای دهه 80 بدل به تروریست‌های مسلمانی شدند که نابودی جوامع غربی را نشانه رفته بودند. فیلمی همچون "دروغ های حقیقی" جیمز کامرون در سال 1994 از جمله همین آثار بود. این نگاه بعد از سال 2000 رویکردی آخر‌الزمانی به خود گرفت و در فیلم‌های بسیاری نبرد نهایی اسلام و غرب به تصویر کشیده شد.

 

مجموعه مربوطه سینما
يكشنبه ۱۱ دی ۱۳۹۰ ساعت ۱۹:۳۶

تدارک سینمای غرب برای هزاره سوم

"...نسل اول کسانی بودند که در فضای یهودی تبار  هالیوود سعی می‌کردند ایمان خود را مخفی کنند. اگرچه همواره در این کارخانه رویا سازی، ساخت آثار اوانجلیکی از اهمیت خاصی در میان صاحبان کمپانی ها برخوردار بوده است. نسل دوم این بنیادگرایان، پس از 11 سپتامبر و ظهور نومحافظه‌کاران آمریکایی در کاخ سفید فرصت عرض اندام یافتند تا جایی که طی 4 سال گذشته(2001 تا 2005)در هر فصل اکران دست‌کم یک فیلم ایدئولوژیک با باورهای اوانجلیستی(آمیزه ای از پروتستانتیزم و آموزه های صهیونی آخرالزمانی که نبرد آرماگدون را از طریق برپایی اسراییل بزرگ راه حل نهایی می دانند) به چشم می‌خورد.

مجموعه مربوطه سینما
سه شنبه ۰۶ دی ۱۳۹۰ ساعت ۰۷:۱۲

دهه سینمای آپوکالیپتیک

سینمای جهان در شرایطی به هزاره سوم قدم گذارد که در دهه 90 از هزاره دوم ، لااقل برای کسانی که با نگرش ایدئولوژیک این سینما چندان آشنایی نداشتند ، سمت و سوی عجیب و غریبی یافته بود. در این دهه ناگهان تعداد زیادی فیلم به روی پرده رفت که در آنها به نوعی پایان جهان یا آخرالزمان اشاره شده بود مبنی براینکه خطر یا فاجعه ای تکنولوژیک یا بیولوژیک یا شبه دینی و یا ماورایی ، جهان را به سوی نابودی یا حاکمیت فرد و یا گروهی شرور و خبیث می کشاند. در اغلب این دسته از فیلم ها یک منجی(که در این گونه فیلم ها بعضا با عنوان The One خطاب می شود)  به مقابله با آن خطر یا فاجعه برخاسته و دنیا را از شرش نجات می بخشید.

مجموعه مربوطه سینما
يكشنبه ۲۷ آذر ۱۳۹۰ ساعت ۰۸:۴۷

جدال آخرالزمانی وسترنر شرقی

اما شاید ارائه چنین ایده و تفکر ایدئولوژیک از فیلمساز جوانی مانند "سنگمو لی"( کارگردان فیلم "راه جنگجو") بعید باشد، چراکه چنین فیلمی اولین تجربه بلند سینمایی اوست. اما وقتی دریابیم تهیه کننده فیلم ، "بری ام آزبرن" است که فیلم های آخرالزمانی مانند سه گانه "ارباب حلقه ها" و فیلمی همچون "ماتریکس" را تهیه کرده بوده و مشاور او در تهیه سه گانه "ارباب حلقه ها" یعنی اسکات رینولدز نیز فیلمنامه اصلی فیلم را نوشته ، بنابراین ساخت چنین اثری را در ادامه فیلم های قبلی منطقی ارزیابی خواهیم نمود.

 

مجموعه مربوطه سینما

سعید مستغاثی

ساخت فیلم هایی که مروج روابط بی بند و باری و زندگی لاابالی و نافی اخلاق و رفتار ایرانی و اسلامی هستند ، تقریبا از اواسط دهه 70 و خصوصا پس از دوم خرداد 1376 باب شد که بعدا به نام فیلم های دختر و پسری نامیده شدند و در آنها می شد انواع و اقسام روابط عاشقانه مثلثی و مربعی و ذوزنقه ای و ضربدری را پیدا کرد. می توان براساس آمار و اسناد ادعا کرد که از سال 1376 به بعد و همراه به اصطلاح بازشدن جو فرهنگی -هنری جامعه و شکسته شدن بسیاری از خطوط قرمز سالهای قبل ، به جای شکوفا شدن سینما خصوصا در حیطه سوژه ها و مسائل مختلف ، سینمای ایران دچار پس رفتی شد که به اعتقاد بسیاری از کارشناسان و منتقدان این سینما ، پدیده مبتذل و مذموم «فیلمفارسی» را به طور رسمی به عرصه سینمای ایران بازگرداند.
اینکه کرامت خانواده را بوسیله جنگ و جدال های دیرین رقبای عشقی یا روابط نامشروع تحت عنوان فریبنده آزادی همراه انواع و اقسام بی بند و باری و یا عشق های مثلثی و ضربدری زیر علامت سوال بردند، اینکه بنیان خانواده را اغلب به دلیل عشق های به اصطلاح غیر افلاطونی، لرزان و متزلزل نشان دادند ، اینکه هرگونه تعهدات اخلاقی را در روابط اجتماعی کان لم یکن اعلام کردند و اینکه ...
فیلم هایی مثل «علف های هرز» ، «شوکران» ،«مردبارانی » ، « عشق + 2 » ، «سیاوش» ، «تیک» ، «شام آخر» ، «نگین» ، «خانه ای روی آب» ، «دنیا» ، «عروس خوش قدم» «واکنش پنجم» ، «خاکستری» ، «زندان زنان» «همکلاس» ، «عروسی مهتاب» ، «آب و آتش» «مارال» و...از جمله آثاری بودند که به سبک و سیاق آنچه گفته شد ، در ساخت فضای ابتذال آن دوران سینمای ایران موثر واقع شدند.
نکته جالب اینکه در سال 76 و پس از پایان جشنواره فیلم فجر شانزدهم در حالی که مرحوم سیف الله داد(معاونت وقت سینمایی) ، اصحاب رسانه را در سالن اجتماعات ساختمان سینمایی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی جمع کرده بود ، به آنها صریحا گفت که بر جشنواره فجر آن سال ، ابتذال سایه افکنده بود و سپس همه را دعوت کرد تا با تشریک مساعی ، به مقابله با ابتذال یادشده برخیزند. متاسفانه بعد از آن هم، برخی فیلمسازان با سوء استفاده از فضای ایجاد شده که شکستن هر خط قرمزی را نوعی فضیلت می نمایاند ، هر چه بیشتر در گرداب فیلمفارسی و ابتذال فرو رفتند و این غرق شدن تا آنجا پیش رفت که 3 سال بعد در مراسم اختتامیه جشن خانه سینما ، مجید مجیدی (دبیر جشن) صراحتا از صدای پای ابتذال سخن گفت . مجیدی 8 سال پس از آن نیز در اوایل دی ماه 1387 طی سخنرانی در سمینار «نقد سینمای اجتماعی و سینمای دینی» در دانشگاه علامه طباطبایی ، کلیت سینمای ایران طی دوران موسوم به اصلاحات را مبتذل خواند و گفت :
«...یکی از گله های من به آقای خاتمی هم همین مساله بود، چرا که علی رغم علاقه ای که به شخصیت ایشان دارم، باید بگویم که در دوره ایشان علی رغم فضای آزادی که وجود داشت، چیزی جز ابتذال نصیب سینمای ما نشد.»
بنیامین نتانیاهو نخست وزیر فعلی رژیم صهیونیستی در سالگرد 11 سپتامبر و حادثه انهدام برج های دو قلوی نیویورک در جمع اعضای یکی از تینک تنک های آمریکایی موسوم به «کمیته اصلاح دولتی» سخنرانی مهمی داشت که در آن به نوعی استراتژی آتی ایالات متحده را تعیین می کرد ، آن هم در شرایطی که در هیچ مقام و منصب سیاسی و یا نظامی نبود و تنها به عنوان یک استراتژیست اسرائیلی در آن جمع حضور داشت.
تیتر خبر آن سخنرانی که در تاریخ 12 سپتامبر 2002 توسط خبرگزاری یونایتدپرس مخابره شد این بود:
«نتانیاهو : ایالات متحده باید با تلویزیون به ایران حمله کند!»
و در ادامه آمده بود : «...نخست وزیر سابق اسرائیل [که در آن زمان هنوز مجدداً نخست وزیر نشده بود] از آمریکا خواست تا تغییر رژیم را در دو کشور عراق و ایران پی بگیرد و این کار را در عراق با حمله نظامی و در ایران با پخش برنامه های تلویزیونی ماهواره ای با محتوای هرزگی انجام دهد.
وی گفت: جریان فرهنگ عامیانه غربی به داخل ایران، می تواند منجر به براندازی جمهوری اسلامی شود.
بنیامین نتانیاهو با اشاره به وجود هزاران دیش ماهواره در ایران، به «کمیته اصلاح دولتی» [یک تینک تنک دولتی در آمریکا] گفت که آمریکا می تواند با پخش سریال های شبکه فاکس که افراد زیباروی جوان را در وضعیت های متنوعی از برهنگی نشان می دهند که زندگی های فریبنده و مادی گرایانه دارند و رابطه های بی قید جنسی برقرار می کنند، یک انقلاب را علیه حکومت این کشور برانگیزد...»(متن کامل این سخنرانی هنوز در اینترنت و وب سایت خبرگزاری یونایتد پرس قابل جست وجو است)
آمریکا حدود 6 ماه پس از این رهنمود و راهکار صهیونیستی یعنی در اواسط ماه مارس 2003 به عراق حمله نظامی کرد و از همان زمان ، طرح تاسیس شبکه های ویژه فیلم و سریال و شو و موسیقی را در دستور کار خود قرار داد که امثال MBC فارسی ، فارسی وان تا شبکه «من و تو» از آن جمله هستند. قابل ذکر اینکه شبکه هایی همچون فارسی وان از جمله حلقات فاکس به شمار آمده که نتانیاهو سریال های آن را موجب فریب خانواده های ایرانی دانسته بود!!
در واقع ره آورد سریال ها و فیلم های به ظاهر ملودرام و یا برنامه های سرگرمی این شبکه ها برای خانواده مسلمان ایرانی ، چیزی جز تبلیغ و القای نوعی سبک زندگی و رفتاری بی بندوبارانه ، لاابالی گرایانه، سبکسرانه و فارغ از اخلاق و منش اسلامی و ایرانی نبوده و در یک کلام همه هّم و غمّشان را حقنه کردن نوعی سبک زندگی غرب زده ( با همه نابهنجاری های ارتباطی و رفتاری آن ) تشکیل داده و می دهد.
نگاهی اجمالی به انواع و اقسام فیلم ها و سریال ها و حتی برنامه های ظاهرا سرگرم کننده این شبکه ها نشان می دهد که در قریب به اتفاق آنها، این موارد به چشم می خورد :
روابط غیر اخلاقی و نامشروع بین دختران و پسران و زنان و مردان نامحرم ( که در فرهنگ ایرانی و اسلامی به شدت برحرمت آن تاکید شده ) ، نمایش لباس ها و پوشش های نامناسب و در واقع عرضه بی پروای فرهنگ برهنگی ، تبلیغ انواع و اقسام مسکرات و شرب خمر حتی در مهمانی های ساده خانوادگی ، عقب مانده نشان دادن روابط و زندگی سنتی که برپایه اخلاق و رفتارهای مذهبی شکل می گیرد ، مخدوش کردن تمامی حرمت ها و حریم های انسانی ، تبلیغ تجمل گرایی و زندگی های اشرافی به عنوان ایده آل و آرزوهای بشری و ... و بالاخره جلوه دادن روابط و ضوابط دینی به عنوان قوانین و قواعد ارتجاعی و واپس گرا ( که مجموع این موارد همان به اجرا درآمدن رهنمودهای بنیامین نتانیاهو به حساب می آید) در واقع موتیف های تکرار شونده ای هستند که در زمینه و پس زمینه و متن و حاشیه هر فیلم و سریال و شو و برنامه نمایشی آنها رویت می شود.
اما به هرحال تکلیف مخاطبین ایرانی با این شبکه ها و فیلم و سریال هایشان روشن است ، چراکه حتی خودباخته ترین افراد در قشر به اصطلاح روشنفکر هم آن را از جانب یک کشور یا نهاد و یا نیروی بیگانه و اجنبی دانسته و خط و مرزهای خود را با آن حفظ می کنند ، از همین روست که برخی از این شبکه ها سعی کردند با به اصطلاح ایرانیزه کردن بخشی از برنامه هایشان ، همذات پنداری بیشتر مخاطب ایرانی را برانگیزانند. چرا که به لحاظ روانی و روحی ، حضور کاراکتر و فرد ایرانی در این گونه برنامه ها ، می تواند تا حدودی آن فاصله گذاری یاد شده را لااقل در همان قشر به ظاهر روشنفکر زائل نماید.
اما متاسفانه افراط در مطرح نمودن برخی شبکه ها و سریال های یاد شده در بعضی نشریات ( البته با نیت نقد و تحلیل) و همچنین ارائه برخی آمارهای غلط از مخاطبین این شبکه ها که در کمال تاسف بعضا از سوی مراکز رسمی ارائه گردید ، باعث شناخته شدن و رواج بیشتر این کانال های مفسده آمیز شد و در بخشی از بدنه رسانه ای و سینمایی کشور این گونه القاء شد که گویا گروه کثیری از مردم به این قسم برنامه ها و سریال ها و شبکه ها علاقه مند هستند! ( از همان نوع تحلیل های غیر واقعی نهادهای استراتژیست غرب که کلیت مردم ایران را برپایه اطلاعاتشان از اقلیت محدود شبه روشنفکر و به اصطلاح متجدد ارزیابی می کنند و از همین رو و پس از گذشت سالها هنوز شناخت درست و واقعی از ملت مسلمان ایران به دست نیاورده اند!!)
یعنی در واقع عناصر رسانه ای همان قشر اقلیت شبه روشنفکر ( که همواره گوش جان به القائات رسانه های معلوم الحال آن سوی آب بسته اند ) براساس همین تصور و توهم ، فکر کردند که اگر به سبک و سیاق برنامه و سریال های شبکه های مزبور ، فیلم بسازند ، مخاطبان بیشتری را به خود جلب کرده و البته احیانا بعضی از شیفته ترین شان هم خواستند که برای زدودن فرهنگ ارتجاعی و سنتی این مردم ! و رواج روابط مترقیانه و زندگی متجدد غربی !! قدمی بردارند!!!
برهمین اساس روند ابتذال گرایی که طی سالهای پس از به اصطلاح دوران اصلاحات ، بعضا با وقفه های کوتاهی مواجه گردیده بود ، مجددا در یکی دو سال اخیر اوج گرفته و به روندی سیستماتیک بدل شده است. چراکه متاسفانه ایجاد برخی خطوط ضد ارزشی به گونه ای جریان وار در دسته ای از آثار تولیدی ( که کم هم نیستند) مشاهده می شود. به نظر می آید ساده انگاری و کج فهمی و عدم درک درست از مخاطب ایرانی باعث شد تا برخی از همین فیلمسازان در سایه تسامح و تساهل بعضی مدیران سینمایی ، همان شبکه های مذموم یاد شده را نصب العین خود قرار داده و خواسته یا ناخواسته به کپی کردن سریال ها و فیلم هایشان بپردازند و با ایرانیزه نمودن آن، کاری را انجام دهند که برنامه سازان و سریال پردازان آن سوی آب با صرف هزینه های هنگفت در صدد انجامش بوده و هستند.
مصداق این مدعا را در جشنواره بیست و نهم فیلم فجر بعینه می شد رویت کرد که اینک همان فیلم ها به ترتیب بر اکران عمومی سینماهای این مملکت نقش می بندند و فیلم «سعادت آباد » یکی از همان نمونه هاست. فیلمی که با قصه ای از مثلث های عشقی و ارتباطات نامشروع و نمایش شرب خمر و روابط نابهنجار 3 زوج ، در واقع ترجمانی وطنی از همان سریال های معروفه شبکه های ذکر شده را در برابر چشمان مخاطب ایرانی قرار می دهد و البته توجیه آن هم بارها و بارها تکرار شده که :
« ما می خواهیم مخاطب ایرانی را از آن شبکه های بیگانه جدا کرده و خودمان همان خوراکی را که در آن کانال ها می جوید ، در اختیارش بگذاریم. یا همان خوراک های هنری را با فضایی استریلیزه به خوردشان می دهیم!!»
این توجیه هم که فضای نابهنجار طبقه متوسط مرفه یا متجدد و یا روشنفکر را در این فیلم به نمایش گذارده ایم نیز عذر بدتر از گناه است که هم توهینی به طبقه مذکور تلقی شده و هم به دلیل آنکه تصویری مثبت از هیچ خانواده ایرانی در فیلم فوق دیده نمی شود، به آسانی و با تحلیلی ساده می توان آن را به کل جامعه تسری داد! تصویری سیاه از خانواده و جامعه ایرانی که به شدت هویت مردم این مرز و بوم را خدشه دار می سازد.
اما همه ماجرای جشنواره 29 فجر و اکران امسال به فیلم «سعادت آباد» ختم نمی شود و این قصه سر دراز دارد که تنها بخشی از آن را به اجمال مرور می نماییم. این در حالی است که پیش از برگزاری جشنواره یاد شده معاونت محترم سینمایی با قطعیت ، به خانواده های ایرانی اطمینان داده بود که از جهت سالم بودن فضای سینما با خیال راحت به تماشای آثار جشنواره فیلم فجر بروند. گویا متاسفانه ایشان اغلب این فیلم ها را مشاهده نکرده و یا به نظر و توصیه مشاوران بسنده نموده بودند، چراکه حداقل بسیاری از آثار ایرانی به نمایش درآمده در جشنواره مذکور ، فضای سالمی برای خانواده های مسلمان ایرانی به همراه نداشتند و در این دسته فیلم ها به شدت روابط غیراخلاقی و نامشروع مابین زن و مرد و دختر و پسر و همچنین کاربرد کلام و عبارات مبتذل و مستهجن جنسی(که زبان از بازگویی بعضی آنها شرم دارد) جاری بود!
از جمله مصادیق مورد بحث ما می توان به موارد زیر اشاره کرد :
-ارتباط عشقی و غیر شرعی دختری با یک مرد میانسال از یک سو و جوانی احساساتی از سوی دیگر که منجر به خلوت ایشان با نامحرم در منزل شخصی نامبرده می شود در فیلم «پرتقال خونی» .
-عادی جلوه دادن روابط غیر اخلاقی و خلوت با نامحرم و رواج اباحه گری در فیلم «یکی از ما دو نفر»، اینکه برخلاف دستورات دینی می توان با یک مرد نامحرم روابط نزدیک و خصوصی و آزاد داشت و به اصطلاح آلوده هم نشد!! ( زیر علامت سوال بردن محرمات دین )
-ارتباط نامشروع یک راننده آژانس با دو زن از مشتریانش ( که یکی از آنها گویا رابطه ای مشروع یا نامشروع با مرد دیگری دارد) در فیلم «چیزهایی هست که نمی دانی» ،
-رابطه نامشروع مالک یک آموزشگاه هنری با منشی خود و خلوت کردن با وی در محیط آموزشگاه، در حالی که همسر معتادش به اعتراض آمده و سپس همراه شدن با جماعتی مست و سرخوش و خیابانی همراه یک پلیس قلابی برای سرکیسه کردن مردم در فیلم «اسب حیوان نجیبی است» که سرشار از شوخی ها و دیالوگ های مستهجن جنسی بوده و فضایی از فساد و فحشاء را در شکلی مثبت به نمایش می گذارد .
-نمایش فضایی بی بند و بار همراه شوخی های مبتذل و جنسی در فیلم «ورود آقایان ممنوع» همراه با استهزاء برخی محدودیت های شرعی و عرفی ، فضایی که چند سالی است در محصولات کمپانی دیزنی با رویکرد نمایش روابط بی بندبارانه ولاابالی گرایانه در مدارس ، غالب شده است.
-نمایش فساد و فحشاء دختران و پسران فراری و پااندازی های نامشروع و طرح نوعی از تعلیم و تربیت مغایر با آموزش و پرورش سنتی و اسلامی در فیلم «مرهم» که اگرچه در انتها نشان می دهد سر دختر فراری به سنگ می خورد ولی نزد خانواده اش برنگشته بلکه به مادربزرگی پناه می آورد که علاوه بر اعمال نوعی روش تربیتی لیبرالی، خود نیز از یک زندگی سنتی به مصالحه با دوست طاغوتی اش(به گفته خود او) روی می آورد.
-عشقی که از درون یک سری اعمال و رفتارهای ساختارشکنانه اجتماعی سربرمی آورد در فیلم «آفریقا» .
-روابط غیراخلاقی در یک داستان
شبه رابین هودی با پایانی سیاه و تلخ در فیلم «ندارها» .
-شبیه این نوع رابطه غیراخلاقی و ساختارشکنانه اجتماعی همراه با روابط نامشروع پنهانی دیگر در فیلم «شش نفر زیر باران» .
-روابط نامشروع دختری با پولداری عیاش در فیلم «آقا یوسف» -که بدون اطلاع پدرش با وی خلوت دارد - برهم زدن سنت های اسلامی و شرعی خواستگاری و ازدواج در فیلم «گزارش یک جشن» و اختلاط غیر مشروع دختران و پسران جوان به بهانه آشنایی .
-شوخی های زشت زن های یک خانواده سنتی در فیلم «یه حبه قند» که افت اخلاقی را به خانواده های سنتی ایرانی نیز می کشاند و ...
...و اینها تنها بخشی از فضای اباحه گری این دسته از فیلم های نمایش داده شده در جشنواره بیست و نهم ( یعنی تولیدات سال 1389 و اکران سال 1390 سینمای ایران ) بود بدان گونه که برخی به طنز و مطایبه می گفتند ، دیگر نیازی به شبکه فارسی وان نیست و گردانندگان آن شبکه مبتذل می توانند نمونه های ایرانی سریالهای کلمبیایی و کره ای خود را در سینمای ایران پیدا نمایند!!
مجموعه مربوطه اخبار سیاسی
شنبه ۰۵ آذر ۱۳۹۰ ساعت ۰۶:۱۷

در جستجوی خون آشامان ضد مسیح

"کشیش" یک فیلم پست آپوکالیپتیک یا پسا آخرالزمانی است که برخلاف سایر آثار مشابه ، دوران ثبات پس از جنگ آخرالزمان را به تصویر می کشد که بشر در حال بازیافت زندگی گذشته خود است اما مجددا مورد هجوم نیروی شر ( در این فیلم خون آشامان ) قرار گرفته و آرماگدونی دیگر را در برابر خویش می بیند.

 

مجموعه مربوطه سینما
دوشنبه ۱۶ آبان ۱۳۹۰ ساعت ۲۰:۳۵

The Rite، جن گیری با رویکرد آخرالزمانی

اگرچه گروهی از شیطان پرستان آمریکا ، فیلم"بچه رزماری" را افشای اسرار فرقه شیطان پرستی به شمار آورده و در یک عملیات تکان دهنده به خانه رومن پولانسکی حمله برده و در غیاب وی ، همسر باردارش (شارون تیت) را به طرز فجیعی به قتل رساندند اما گروهی دیگر ، فیلم یاد شده را اعلام موجودیت فرقه شیطان پرستی دانستند. چرا که یکی از سرکردگان این فرقه به نام آنتوان لاوی در افتتاحیه فیلم شرکت داشت و در واقع عملیات قتل شارون تیت ، یک ابراز وجود و قدرت نمایی از سوی شیطان پرستان جامعه آمریکا به حساب آمد.

مجموعه مربوطه سینما
يكشنبه ۰۱ آبان ۱۳۹۰ ساعت ۱۷:۲۳

نگاهی به فیلم "کتاب ایلای"

از همین جا می توان عمق تفکر اوانجلیستی / کابالیستی حاکم بر فیلم را دریافت . چراکه اگرچه کتاب مقدس برخی فرقه های پروتستانی با عهد قدیم یا همان تورات آغاز می شود اما امروزه تنها کتاب ظاهرا مذهبی که با تورات شروع شده و سپس با عهد جدید ادامه یافته و با مکاشفات آخرالزمانی یوحنا پایان می یابد ، انجیل اوانجلیکی است که باورها و اعتقادات آرماگدونی را مبنی بر جنگ فاجعه بار آخرالزمان نشر می دهد و اعتقادات جنگ طلبانه و ضد بشری این فرقه صهیونیستی که همراه صهیونیست های یهودی برای برپایی حکومت جهانی صهیون با مرکزیت اسراییل طرح و نقشه های تجاوزکارانه خطرناکی را در دستور کار خود قرار داده و اینک بر غرب صلیبی از جمله ایالات متحده آمریکا تسلط سیاسی و اقتصادی و فرهنگی کامل دارند را تبلیغ می نماید.

 

مجموعه مربوطه سینما
ابتدا
قبلی
1
صفحه 1 از 2

طرح روز

جستجو

جدیدترین نظرات

اوقات شرعی


آگهی
آگهی
آگهی
آگهی

سرخط خبرها