موعود
سرزمین موعود : کتاب باراک اوباما

سرزمین موعود : کتاب باراک اوباما

تمایل کاخ سفید برای استقرار شمار زیادی نیروی نظامی در عراق صرفاً برای تضمین ثبات در این کشور نبود، ب...

زندگی نامه حضرت معصومه سلام الله علیها

زندگی نامه حضرت معصومه سلام الله علیها

به‌راستی توصیف عظمت هلهله و غریو شادی از دودمان رسالت را به‌خاطر اینکه امام رضا(ع) دارای خواهری شده...

حجت الاسلام محمدحسن راستگو قصه‌گوی کودکان

حجت الاسلام محمدحسن راستگو قصه‌گوی کودکان

به گزارش موعود حجت‌الاسلام والمسلمین شیخ «محمدحسن راستگو» روحانی با فضیلت و قصه گوی خاطره‌انگیز کودک...

نقش سیاست‌های جنگ‌طلبانه در تشدید روند افراط‌گرایی

نقش سیاست‌های جنگ‌طلبانه در تشدید روند افراط‌گرایی

مطالعات نشان می‌دهد که شکل‌گیری گروه‌های افراطی و استقبال از آنها در برخی جوامع غربی ریشه در سیاست...

اقتصاد در عصر ظهور

اقتصاد در عصر ظهور

آنچه از روایات استفاده می شود این است که در عصر طلایی ظهور حضرت حجت (عج)، مشکلات اقتصادی جامعه بشری...

  • سرزمین موعود : کتاب باراک اوباما

  • زندگی نامه حضرت معصومه سلام الله علیها

  • حجت الاسلام محمدحسن راستگو قصه‌گوی کودکان

  • نقش سیاست‌های جنگ‌طلبانه در تشدید روند افراط‌گرایی

  • اقتصاد در عصر ظهور

آگهی
جمعه ۲۷ مرداد ۱۳۹۱ ساعت ۱۴:۲۵

رویکرد ایران نسبت به بحرین تغییر کرده است؟

وزارت اطلاع رسانی بحرین اعلام کرده است که سفیر این کشور در ایران به محل کار خود بازگشته و کار خود را از سر گرفته است .

به گزارش «تابناک »، راشد الدروسی که هفده ماه پیش در اعتراض به انتقاد ایران از سرکوب شیعیان توسط حکومت بحرین ، تهران را ترک کرده بود روز شنبه به ایران بازگشته است .

در همین حال شب گذشته نیز شرکت گلف ایربحرین اعلام کرد که با تصویب دولت بحرین قصد دارد پروازهای خود به مقصد ایران و عراق را از 20 سپتامبر 2012 میلادی بار دیگر از سر بگیرد .

شرکت گلف ایر بحرین قصد دارد طی روزهای 20 سپتامبر تا 28 اکتبر پروازهای خود به مقصد شهرهای بغداد، نجف اشرف، بصره و اربیل در عراق و شهرهای تهران، مشهد، شیراز و اصفهان در ایران را بار دیگر از سر بگیرد .

بر این اساس، سامر مجالی رئیس شرکت گلف ایر بحرین در این باره تاکید کرد: ما از آغاز مجدد پروازهای عادی این شرکت به ایران و عراق بسیار خوشحال هستیم . اعلام این خبر موجب خشنودی هزاران ایرانی و عراقی خواهد شد که برای کار و زندگی در بحرین به سر می برند.

این تغییر در روابط تهران و منامه از آن جا تعجب دارد که عاملی که باعث تنش در روابط شده بود هنوز پابرجاست . در واقع این تنش هفده ماهه به خاطر سرکوب شیعیان در بحرین بود که وقفه ای در روابط ایران و بحرین به وجود آورده بود . اما از آنجا که هنوز حاکمان بحرین به سرکوب شیعیان ادامه می دهند ، نمی توان گفت عامل به وجود آورنده تنش در روابط دو کشور از بین رفته باشد. بلکه ممکن است به خاطر عوامل دیگری باشد که هنوز مشخص نیست .
مجموعه مربوطه اخبار سیاسی
دوشنبه ۲۳ مرداد ۱۳۹۱ ساعت ۱۴:۰۹

هجوم به خانه ایهود باراک به خاطر ایران!

در روزهای اخیر، به‌‌ همان میزان که اظهارات مقامات اسرائیلی درباره حمله احتمالی به ایران شدت یافته، مخالفت‌ها با آن نیز افزایش پیدا کرده است. این مخالفت‌ها که از مقامات امنیتی آغاز شد و به مقامات دولتی سابق رسید، اکنون در حال راه یافتن به سطح توده مردم است.
به گزارش مشرق به نقل از تابناک، روز گذشته در اقدامی کم‌سابقه، صد‌ها تظاهرکننده خود را به نزدیکی خانه «ایهود باراک»، وزیر جنگ رژیم صهیونیستی رسانده و اعتراض خود را به سیاست‌های جنگ‌طلبانه این رژیم اعلام کردند.

پایگاه خبری «آروتز شوا» گزارش داده که تظاهرکنندگان شعارهای «نه به جنگ» و «نه به حمله به ایران» را سر داده‌اند. البته این تظاهرات تنها به همین شعار‌ها محدود نشده، زیرا بر پایه این گزارش، یکی از تظاهرکنندگان که تصویری از باراک در لباس افسران آلمان نازی را به دست داشته، توسط پلیس بازداشت شده است.



در میان شرکت کنندگان در این تظاهرات، برخی چهره‌های سیاسی اسرائیلی نیز حضور داشته‌اند؛ از جمله «زهاوا گالون»، رئیس سازمان «مرتز» که در سخنانی گفته: «دولتی که نمی‌داند چگونه آتش را مهار کند، نباید اجازه یابد وارد جنگ شود. این حماقتی گزاف است که عملیاتی انجام دهیم که همه کار‌شناسان و متخصصان بر این باورند، شانسی برای موفقیت در آن نیست».

این تظاهرات در حالی برگزار می‌شود که مخالفت‌های عمومی با سیاست‌های جنگ‌طلبانه بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر و ایهود باراک، وزیر جنگ رژیم صهیونیستی رو به افزایش است.

بنا بر این گزارش، در نظرسنجی که به تازگی نتایج آن از کانال ۱۰ تلویزیون رژیم اسرائیل پخش شده، ۴۶ درصد از پاسخ دهندگان مخالفت خود را با حمله به ایران اعلام کرده‌اند. این در حالی است که تنها ۳۲ درصد با انجام این کار موافق بوده‌اند.

همه این تحولات در حالی روی می‌دهد که به باور برخی تحلیلگران اسرائیلی، نتانیاهو می‌کوشد با رسانه‌ای کردن بیش از پیش موضوع جنگ با ایران، افکار عمومی را با خود همراه کند؛ اما آن گونه که به نظر می‌رسد، سیاست‌های وی نتیجه‌ای معکوس داشته است!

در روزهای اخیر، مقامات امنیتی و دفاعی رژیم صهیونیستی و همچنین «ایهود اولمرت»، نخست‌وزیر پیشین این رژیم نیز با اشاره به موضوع تهدیدهای اخیر، هشدارهای جدی را نسبت به هر گونه اقدام نظامی علیه ایران به مقامات این رژیم داده‌اند.در روزهای اخیر، به‌‌ همان میزان که اظهارات مقامات اسرائیلی درباره حمله احتمالی به ایران شدت یافته، مخالفت‌ها با آن نیز افزایش پیدا کرده است. این مخالفت‌ها که از مقامات امنیتی آغاز شد و به مقامات دولتی سابق رسید، اکنون در حال راه یافتن به سطح توده مردم است.
به گزارش مشرق به نقل از تابناک، روز گذشته در اقدامی کم‌سابقه، صد‌ها تظاهرکننده خود را به نزدیکی خانه «ایهود باراک»، وزیر جنگ رژیم صهیونیستی رسانده و اعتراض خود را به سیاست‌های جنگ‌طلبانه این رژیم اعلام کردند.

پایگاه خبری «آروتز شوا» گزارش داده که تظاهرکنندگان شعارهای «نه به جنگ» و «نه به حمله به ایران» را سر داده‌اند. البته این تظاهرات تنها به همین شعار‌ها محدود نشده، زیرا بر پایه این گزارش، یکی از تظاهرکنندگان که تصویری از باراک در لباس افسران آلمان نازی را به دست داشته، توسط پلیس بازداشت شده است.

در میان شرکت کنندگان در این تظاهرات، برخی چهره‌های سیاسی اسرائیلی نیز حضور داشته‌اند؛ از جمله «زهاوا گالون»، رئیس سازمان «مرتز» که در سخنانی گفته: «دولتی که نمی‌داند چگونه آتش را مهار کند، نباید اجازه یابد وارد جنگ شود. این حماقتی گزاف است که عملیاتی انجام دهیم که همه کار‌شناسان و متخصصان بر این باورند، شانسی برای موفقیت در آن نیست».

این تظاهرات در حالی برگزار می‌شود که مخالفت‌های عمومی با سیاست‌های جنگ‌طلبانه بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر و ایهود باراک، وزیر جنگ رژیم صهیونیستی رو به افزایش است.

بنا بر این گزارش، در نظرسنجی که به تازگی نتایج آن از کانال ۱۰ تلویزیون رژیم اسرائیل پخش شده، ۴۶ درصد از پاسخ دهندگان مخالفت خود را با حمله به ایران اعلام کرده‌اند. این در حالی است که تنها ۳۲ درصد با انجام این کار موافق بوده‌اند.

همه این تحولات در حالی روی می‌دهد که به باور برخی تحلیلگران اسرائیلی، نتانیاهو می‌کوشد با رسانه‌ای کردن بیش از پیش موضوع جنگ با ایران، افکار عمومی را با خود همراه کند؛ اما آن گونه که به نظر می‌رسد، سیاست‌های وی نتیجه‌ای معکوس داشته است!

در روزهای اخیر، مقامات امنیتی و دفاعی رژیم صهیونیستی و همچنین «ایهود اولمرت»، نخست‌وزیر پیشین این رژیم نیز با اشاره به موضوع تهدیدهای اخیر، هشدارهای جدی را نسبت به هر گونه اقدام نظامی علیه ایران به مقامات این رژیم داده‌اند.

مجموعه مربوطه اخبار سیاسی
پنجشنبه ۱۹ مرداد ۱۳۹۱ ساعت ۰۸:۳۴

گسترش فعالیت وهابیت در جنوب کرمان و گلستان

مسئول گروه جهادی تراب گفت: متاسفانه فعالیت وهابیان در قالب اهل تسنن در جنوب کرمان و گلستان افزایش پیدا کرده است.

حجت الاسلام علیرضا اوجان عباسی در گفت‌وگو با خبرگزاری دانشجو، گفت: متاسفانه عده‌ای از پاکستان وارد مساجد جنوب کرمان می‌شوند و به راحتی افکار وهابیت را تبلیغ می‌کنند.
وی افزود: در روز عید غدیر وهابیون جنوب کرمان با دادن هدیه و عیدی به مردم، آن روز را روز خلافت رسیدن ابوبکر اعلام کردند و با این کار سعی در تغییر افکار و عقاید شیعیان داشتند.
این جهادگر طلبه گسترش فعالیت‌های فرهنگی و تبلیغی را تنها راهکار مقابله با آسیب‌های وهابیت در برخی مناطق محروم کشورمان عنوان کرد و گفت: مناطق محروم کشورمان مانند زمین آماده کشتی است که هر نوع بذری در آن بکاری رشد می‌کند، اما متاسفانه تا کنون غفلت‌های زیادی از نیازهای فکری و فرهنگی مردم مناطق محروم شده است.
اوجان عباسی در ادامه تاکید کرد: مبلغان دینی می‌توانند با صرف هزینه و انرژی بسیار کمی، سطح فکری و فرهنگی و دینی مردم را ارتقا دهند.
وی با بیان اینکه گفت: متاسفانه در استان گلستان فعالیت وهابیت بیشتر شده؛ آنها در آنجا زمین می‌خرند و ساخت و ساز می کنند.
مسئول گروه جهادی تراب با اشاره به دشمنی وهابیت با اهل بیت (ع) گفت: بسیاری اوقات برادران اهل تسنن برای مراسم‌های نذری که در مناطق محروم برگزار می‌کردیم، گوسفند نذری می‌آوردند، اما در یک مقطعی وهابی ها مانع از نذری دادن برادران اهل تسنن شدند.
اوجان عباسی گفت:  گروه جهادی تبلیغی تراب سال‌هاست در مناطق محروم منوجان و قلعه گنج در جنوب کرمان، کلاله استان گلستان و ایلام با برگزاری کلاس‌های آموزش، جلسات مشاوره دینی و اردوهای مختلف فعالیت می‌کند.
وی در خصوص تاثیرات این فعالیت گفت: تا کنون حدود 35 نفر از جوانان این مناطق که در گذشته سطح تحصیلات پایینی داشتند، برای ادامه تحصیل وارد دانشگاه‌های مشهد، یزد و کرمان شده، 15 نفر به دروس حوزه علمیه علاقه پیدا کرده و طلبه شده اند و عده‌ای از جوانان نیز کارگاه بلوک زنی راه‌اندازی کرده اند.
مسئول گروه جهادی تبلیغی تراب با اشاره به برخی رسم و رسومات قبیله‌ای برای ازدواج در جنوب کرمان گفت: در طول سال‌های فعالیتمان توانستیم تا حدی این رسم و رسومات سخت را تعدیل کنیم.
اوجان عباسی همچنین بیان داشت: بر اساس برخی رسومات سخت، جوان باید در داخل قبیله خودش یا با پسرعمو و دخترعمویش ازدواج کند، در حالی که ما می‌توانیم هر سال برای حدود 20 نفر از جوانان مراسم ازدواج جمعی با تهیه جهیزیه مختصر برگزار کنیم.
وی از رواج آیین انحرافی در مناطق محروم جنوب کرمان خبر داد و گفت: در آنجا به قدم‌گاه‌های خرافی مانند قدم‌گاه حضرت عباس(ع) یا قدم‌گاه حضرت علی(ع) اعتقاد داشتند و یا به درخت دخیل می‌بستند، بعد از گسترش فعالیت‌های فکری و فرهنگی‌مان توانستیم تا حدی دیدگاه‌های خرافی را بخصوص در جوانان تغییر دهیم.
مجموعه مربوطه اخبار فرهنگی و مهدوی
سه شنبه ۱۰ مرداد ۱۳۹۱ ساعت ۱۱:۳۸

گسترش اختاپوس وار وهابیت در خوزستان

نماینده مردم خوزستان در مجلس خبرگان رهبری نسبت به گسترش وهابیت در این استان هشدار داد و گفت: موج وهابیت در خوزستان، اختاپوس‌وار در حال حرکت رو به جلو است.
به گزارش مشرق به نقل از ایسنا ، آیت‌‌الله سیدعلی شفیعی در مراسم افتتاحیه طرح ضیافت اندیشه اساتید، با تاکید بر ضرورت تبلیغ همه‌جانبه علیه موج انحرافی وهابیت گفت: هیچکس نباید در برابر این موج انحرافی کوتاه بیاید و همه مردم از زن و مرد و کوچک ‌و بزرگ نباید در دفاع از مذهب و کیان دین ساکت باشند.

وی با اشاره به آیاتی از قرآن کریم خاطرنشان کرد: در استان خوزستان امواج متعددی را شاهد بوده‌ایم که از خارج طرح‌ریزی شده است اما با عنایت الهی، هوشیاری و فعالیت مردم و هدایت و پیگیری علما از بین رفتند. موج کسروی‌گری، توده‌ای‌گری وابسته به انگلیس و بهائیت که در خوزستان پیاده شد، همه نابود شدند و مذهب و مذهبیون باقی ماند؛ پس از بهائیت، امواج گروهک‌های انحرافی و التقاطی در ایران به راه افتاد که مهم‌ترین آن‌ها مجاهدین خلق بود و بعدها تبدیل به منافقین شد و چه فاجعه‌ها و جنایت‌هایی که به راه نینداختند.

این عضو مجلس خبرگان رهبری افزود: شعارهایی که پس از نماز می‌دادیم مانند مرگ بر شوروی و مرگ بر صدام، مستجاب شدند؛ شوروی متلاشی شد، منافقین که به حال و روز بسیار بدی گرفتار شده‌اند و صدام هم به گورستان ابدی جهنم واصل شد. به‌طور یقین آمریکا و انگلیس هم به دنبال این‌ها خواهد بود. امروز تحلیل‌گران مسایل آمریکا، فروپاشی و انحلال آمریکا را در آینده‌‌ای نه چندان دور پیش‌بینی می‌کنند. بنابراین این نفرین‌ها دامن استعمارگران را گرفته و می‌گیرد.

شفیعی تصریح کرد: آنچه برای ما مانده، مسئله ولایت، اسلام و تشیع است و به دلیل آنکه تمام طرح‌ریزی‌های قبلی دشمن محقق نشد، این‌بار آمریکا با همکاری القاعده و عربستان سعودی وهابیت را بوجود آورد که با یاری خدای متعال این موج هم همانند گروه‌ها و گروهک‌های گذشته با فعالیت مردم و هدایت و پیگیری علما و روحانیون از بین خواهد رفت زیرا مذهب تشیع بر پایه منطق، عقل و استدلال استوار است و تمام شبهات و اشکالاتی که امروز از سوی وهابی‌ها مطرح است، در کتب شیخ طوسی و علامه پاسخ داده شده و علمای شیعه آن‌ها را رد کرده‌اند؛ حتی این شبهات در زمان ائمه، اصحاب و تابعین هم مطرح شده و امروز دیگر تاریخ مصرف این‌ها تمام شده‌است.

وی افزود: عجب از حماقت دشمن است که همچنان همان گذشته‌های 14 قرن پیش را تکرار می‌کند و حتی اشاره‌ای به ردّیات علمای شیعه بر این اشکالات نمی‌کند. مسلم است که آنها استدلال‌ها و مکتوبات شیعه را نمی‌دانند و نمی‌فهمند، در حالی که ما نه تنها کتب اهل سنت را مطالعه بلکه به آ‌ن‌ها استناد هم می‌کنیم. دانشمندان و علمای بزرگ شیعه، تمام مباحث اسلام و مذهب تشیع را محکم، مستدل، مبرهن و منطقی بیان کرده‌اند.

این عضو مجلس خبرگان با بیان اینکه "پاسخ‌هایی که از سوی علمای بزرگ دینی داده شده، هنوز به‌روز و قابل استناد است"، اضافه کرد: آنچه ضروری است، رفتن به سراغ این مدارک اصیل و کتب عقلی ـ استدلالی بزرگان شیعه است؛ اینکه چه کسی چه خوابی دیده و یا چه کشفیاتی داشته، حتی اگر راست و قوی باشد منطق قرآن نیست و اگر واجد شرایط لازم باشد تنها برای خود شخص حجت است. اگرچه نقش عواطف بشری بسیار لازم و ضروری است اما اصل، استدلال و منطق است و استدلال‌ها نباید فدای مسایل فرعی شود.

مجموعه مربوطه اخبار فرهنگی و مهدوی
يكشنبه ۰۸ مرداد ۱۳۹۱ ساعت ۲۰:۳۹

به نام ایران پژوهی در خدمت بهائیت

به گزارش باشگاه خبرنگاران، نهمین دوره کنفرانس دوسالانه مطالعات ایران‌شناسی از 12 تا 14 مرداد در شرایطی در استانبول برگزار می‌شود که این شهر برای اولین بار میزبان این کنفرانس ضدایرانی و ضداسلامی شده است و هشت دوره قبلی آن در شهرهایی همچون لندن و لس آنجلس برپا شده بود.

برگزارکنندگان اصلی و لایه‌های پنهانی این کنفرانس با طراحی پنل‌هایی در جهت اهداف و سیاست‌های صهیونیست‌ها، بهائیان، عناصر منافق و جریان ورشکسته سلطنت‌طلب بحث‌هایی را مورد بررسی قرار می‌دهند تا دشمنی خود را با ملت ایران ثابت کنند.

*شبکه اطلاعاتی و سیاسی اسرائیل

در این کنفرانس یک پنل ویژه با موضوع «بررسی رابطه ایران و اسرائیل» پیش‌بینی شده که «فرهاد کاظمی» از «دانشگاه نیویورک» مدیر آن است و «اورلی رحیمیان» که استاد دانشگاه اسرائیلی «گیو» است برای مدعوین ایرانی و دیگر حاضران درباره چگونگی ایجاد رابطه میان ایران و اسرائیل سخنرانی خواهد کرد، حضور عناصر صهیونیست و پژوهشگران اسرائیلی در دوسالانه مطالعات ایران‌شناسی البته پدیده نوینی نیست؛ چنانکه «روزنامه کیهان» سال 1386 در خبر ویژه‌ای از فعالیت یک جاسوس دانشگاهی صهیونیست در ایران تحت عنوان «ایران‌شناس» و در پوشش محقق «انجمن ایران‌شناسی فرانسه» پرده برداشت و فاش کرد که این فرد (مارکوس میشائیلز) پس از شکار چند فعال دانشگاهی و دعوت آنان به دوسالانه ایران‌شناسی مقدمات تخلیه اطلاعاتی آنان را فراهم آورده است.

با نگاهی به لایه‌های پوششی کنفرانس به اصطلاح مطالعات ایران‌شناسی نکات قابل توجهی به چشم می‌خورد که از جمله آن می‌توان به منابع مالی این کنفرانس اشاره کرد که از سلطنت‌طلب‌ها گرفته تا مهره‌های ورشکسته دربار و فرقه ضاله بهائیت با در اختیار گذاشتن منابع مالی هنگفت امکانات گسترده‌ای را برای این کنفرانس در شهر استانبول فراهم کرده‌اند.

*پول ملت علیه ملت

بر اساس اخبار دریافتی، رضا ربع پهلوی به همراه فرح دیبا بیوه و اشرف خواهر شاه مخلوع ایران، پس از آنکه متوجه می‌شوند منابع مالی این کنفرانس ضدایرانی در سال جاری با مشکل مواجه شده است با کمک به فعالان حاضر در لایه‌های مختلف این کنفرانس بخشی از اهداف خود را که همان تلاش برای مقابله با انقلاب اسلامی است را در دستور کار این کنفرانس قرار ‌دهند.  

*اسرائیل و بهائیت

از سوی دیگر فرقه ضاله بهائیت که خواستگاه اصلی آن در سرزمین‌های اشغالی است با هدفی دیگر که همان دین‌ستیزی و اسلام‌ستیزی است بخش دیگری از منابع مالی این کنفرانس را همچون دوره‌های گذشته تامین می کند تا کنفرانس استانبول تمام جوانب ضدایرانی و ضددینی را در استانبول ترکیه دربرگیرد.

*ترکیه؛به گمانی زنی ها پایان دهد

بر اساس این گزارش؛ عده‌ای از مطلعین سیاسی بر این عقیده‌اند که این اتفاق یعنی برگزاری کنفراس ضدایرانی و اسلام‌ستیز ایران‌شناسی در استانبول از روی آگاهی دولتمردان ترکیه صورت گرفته است و تعدادی هم می‌گویند که این امر ناآگاهانه انجام شده است. انتظار می‌رود مقامات دولتی ترکیه و شهرداری استانبول در واکنشی صریح نسبت به ابطال مجوز برگزاری این کنفرانس به گمانه‌زنی‌ها در این خصوص پایان دهند. اخبار و اطلاعات موجود از دعوت برخی عناصر داخلی که بعضا ناآگاهانه دعوت شده اند،حکایت دارد که مسئولین ذیربط باید سریعا با واکنش سریع و قاطع مانع چنین رخداد شومی شوند. دستگاه سیاست خارجی کشور نیز باید حساسیت لازم را در این زمینه به سرعت نشان دهد.

مجموعه مربوطه اخبار فرهنگی و مهدوی

مشرق: مساله کنترل جمعیت یکی از موضوعاتی است که رسانه های غربی پی در پی آن را تبلیغ می کنند اما اهداف نهایی آنان از کاهش زاد و ولد نسل بشر و به ویژه در کشورهایی مثل ایران چیست؟

در همین زمینه رهبر انقلاب اسلامی در دیدار چند روز پیش خود با مسئولان نظام، به موضوع سیاست کنترل جمعیت اشاره و ضمن تأکید بر لزوم بازنگری در این سیاست خاطرنشان کردند: در اوائل دهه هفتاد اجرای این سیاست بنابر مصالحی، صحیح بود اما ادامه آن در سالهای بعد خطا بود.

حضرت آیت الله خامنه ای تأکید کردند: بررسی های علمی و کارشناسی نشان می دهد که اگر سیاست کنترل جمعیت ادامه پیدا کند، به تدریج دچار پیری و در نهایت کاهش جمعیت خواهیم شد، بنابراین مسئولان باید با جدیت در سیاست کنترل جمعیت تجدید نظر کنند و صاحبان رسانه و تریبون از جمله روحانیون در جهت فرهنگ سازی این موضوع اقدام کنند.

 

با توجه به تاکید رهبر معظم انقلاب، پایگاه خبری - تحلیلی مشرق، گزارش ذیل را تقدیم می کند.

آیا افزایش جمعیت یک تهدید واقعی است؟!

 

وضع نگران کننده آینده ایران از نظر جمعیت

در این میان وضعیت کاهش جمعیت ایران طی دهه های آینده بسیار وخیم تر از روسیه بوده و توجه جدی رسانه های کشور و برنامه ریزان را می طلبد. در مقایسه با بسیاری از کشورهای جهان نرخ فرزند آوری در ایران بسیار نگران کننده است. زنان ایرانی با دارا بودن 1/87 فرزند در مکان 144 ام جدول جهانی فرزند آوری قرار می گیرند. در حالی که اسرائیل در رتبه 75، آفریقای جنوبی 97، برزیل 106، ترکیه 110، فرانسه 118، آمریکا 122، و انگلیس رتبه 137 را در این جدول به خود اختصاص داده و در مکان های بالاتر از ایران قرار گرفته اند.

کاملا آشکار است که اسرائیل و کشورهای اروپایی سیاست های جدی تشویق به زاد و ولد را اجرا می کنند و در این میان با توجه به آمارهای منتشر شده، صهیونیست ها از دیگران پیشی گرفته اند. در حالی که سیاست تبلیغ کاهش جمعیت از سوی دنیای غرب شروع و پیگیری شده امروز این رتبه ایران است که در جدول آماری فرزند آوری بیش از 20 پله از آمریکا عقب بوده و این رتبه برای اسرائیل دو برابر ایران است. بدین معنی که تعداد فرزندان در یک خانواده ایرانی، کمتر از تعداد فرزندان در یک خانواده صهیونیست اسرائیلی یا یک خانواده آمریکایی است.


کاهش نرخ رشد جمعیت ایران بسیار شدید است.

 

در حالی که در دهه هفتاد شمسی برنامه ریزان ایران به شدت دنبال کاهش نرخ رشد جمعیت بودند و رسانه های مختلف سعی در ربودن گوی سبقت تبلیغ کافی بودن «دو بچه» برای خانواده های ایرانی را داشتند؛ رئیس جمهور وقت آمریکا بوش پدر با برنامه های تنظیم خانواده در آمریکا مخالفت کرد و افزایش جمعیت را تایید نمود که نتیجه این دو سیاست اختلاف بیش از 20 پله ای ایران و آمریکا و عقب بودن بیش از 70 پله ای ایران از اسرائیل در جدول جهانی زادآوری است.


چرا رسانه های ایران اکثرا کاهش جمعیت را تبلیغ می کنند؟

 

بر اساس پیش بینی های آماری منتشر شده از طرف سازمان ملل متحد در سال 2010، در صورتی که کاهش رشد جمعیت کشور ما با نرخ فعلی ادامه یابد در 80 سال آینده ایران جمعیتی حدود 31 میلیون نفر خواهد داشت که نزدیک به نصف آن را افراد بسیار پیر تشکیل می دهند و در نتیجه با توجه به عدم وجود نیروی انسانی کافی عملا کشور دستخوش تهدید های بزرگ امنیتی و اقتصادی خواهد شد. هم اکنون ایران یکی از 10 کشوری است که جمعیت آن به سرعت به سمت کهن سالی پیش می رود و متاسفانه هنوز هم تبلیغ کاهش زادآوری حتی در رسانه های رسمی و دولتی ادامه دارد.


بوش پدر با برنامه های تنظیم خانواده در آمریکا مخالفت کرد و افزایش جمعیت را تایید نمود.

 


برژینسکی و توجه دقیق به سیر نزولی جمعیت ایران

علی رغم عدم توجه سیاست گذاران ایرانی به این خطر فوق العاده بزرگ، سیاست مداران دنیای استکبار به خوبی به این معضل کمرشکن ایران آینده توجه دارند تا جایی که در سال 2009 برژینسکی نومحافظه کار که یکی از سیاست گذاران کهنه کار امریکایی و از اعضای مهم تشکیلات بیلدربرگ و کلوب بوهم و از طراحان پروژه نظم نوین جهانی است در مصاحبه ای با روزنامه وال استریت ژورنال می گوید: «از فکر کردن به حمله پیش دستانه علیه تاسیسات هسته ای ایران اجتناب کنید و گفتگو ها با تهران را حفظ کنید، بالاتر از همه بازی طولانی مدتی را انجام دهید چون زمان و آمارهای جمعیتی و تغییر نسل در ایران به نفع رژیم کنونی نیست».

با این حال هنوز هم پوسترهای تشویق کننده کاهش زاد و ولد در در و دیوار ادارات، مدارس، بیمارستان ها و اماکن عمومی مختلف به چشم می خورد. پوسترهایی که گویا امثال برژینسکی معنی آنها را بهتر و دقیق تر از برخی از سیاست گذاران ایرانی حامی کاهش زاد و ولد می فهمند.


 

برژینسکی: آمارهای جمعیتی و تغییر نسل در ایران به نفع رژیم کنونی نیست


کنترل جمعیت در روسیه

یکی از موارد مطرح شده توسط ولادیمیر پوتین در فعالیت های تبلیغاتی انتخابات اخیر ریاست جمهوری روسیه (که به پیروزی او منجر شد) موضوع کاهش جمعیت روسیه و تلاش برای دگرگون کردن سیر نزولی آن بود. کارشناسان جمعیتی روسیه اعلام کرده اند که در صورت ادامه روند کاهشی کنونی جمعیت این کشور که در حال حاضر بالغ بر 143 میلیون نفر می باشد؛ در سال 2050 میلادی با نزدیک به 40 میلیون کاهش به 107 میلیون نفر خواهد رسید. پوتین قبل از انتخابات در دیداری با دانشگاهیان روسیه قول داد که در صورت در اختیار گرفتن مقام ریاست جمهوری برنامه های اجتماعی جدیدی را برای جلوگیری از وقوع چنین فاجعه ای به اجرا درآورد به طوری که در صورت اجرای آنها جمعیت روسیه در طی 40 سال آینده نه تنها کاهش نیافته بلکه به 154 میلیون نفر نیز افزایش خواهد یافت.

این موضوع نشان می دهد که امروزه اهمیت استراتژیک موضوع «جمعیت» و کاهش یا افزایش آن بیش از پیش و به طور اورژانسی مد نظر سیاست مداران کشورهای تاثیر گذار قرار داشته و جایگاه بسیار مهمی در عرصه برنامه ریزی های کلان داخلی و بین المللی داشته و توان تاثیر گذاری بر مسیر انتخابات های مهم کشورهایی همچون روسیه را نیز پیدا کرده است.

پوتین برنامه هایی برای افزایش جمعیت روسیه تا بیش از 150 میلیون نفر دارد.


نظم نوین جهانی و کنترل جمعیت جهان

محافظه کاران و نومحافظه کاران دستگاه سیاسی آمریکا که پروژه نظم نوین جهانی را طراحی کرده و در حال اجرای آن هستند به عنوان بخش مهمی از این پروژه در خارج از مرزهای آمریکا همواره پیگیر کاهش جمعیت ملل مختلف بوده اند. در داخل آمریکا نیز این برنامه بر روی اقلیت های نژادی همچون سرخ پوستان و سیاه پوستان اجرا می شود. گزارش هایی وجود دارد که نشان می دهد برخی از زنان سرخپوست در اثر برنامه های واکسیناسیون عقیم شده اند. بر اساس ایده های نظم نوین جهانی کنترل جمعیت جهان دو گروه فعالیت عمده را می طلبد. نخست: تبلیغ کاهش زاد و ولد و سقط جنین و محدود کردن اندازه جوامع انسانی و کنترل فعالیت های افراد در این جمعیت ها و دوم: کاهش دادن برنامه ریزی شده کل جمعیت جهان به خصوص جهان سوم از طریق کشتارهای بزرگ به بهانه های مختلف، ایجاد تخاصم های جهت دهی شده منطقه ای، شیوع دادن عوامل بیماری زای جدید و عقیم سازی از طریق برنامه های گسترده واکسیناسیون.

 




تبلیغات کاهش جمعیت در ایران از پوسترهای «دو بچه کافیست» به تبلیغ تک فرزندی گرایش یافته است.

 

با نگاه کوتاهی به تاریخ جهان در دهه های اخیر اجرای این برنامه ها به اشکال مختلف قابل رد گیری است. کاهش دادن برنامه ریزی شده کل جمعیت جهان از طریق کشتار خاموش مردم کشورهای فقیر روی می دهد. آمریکا و هم پیمانانش همواره تلاش دارند وانمود کنند که عامل اصلی معضلات و مشکلات امروز جهان افزایش جمعیّت در جهان سوم است. از همین رو تبلیغ کاهش زاد و ولد از موارد عیان و آشکاری است که همگان روزانه با آن برخورد می کنند.

این تبلیغ منحصر به ایران نبوده و در تمامی کشورهای جهان سوم (به خصوص کشورهای اسلامی) با قدرت در حال اجراست. جنگ افروزی در مناطق مختلف جهان به خصوص در خاورمیانه و در نتیجه کشته شدن صدها هزار نفری مردم این مناطق نیز صدر اخبار رسانه ای سال های اخیر بوده است. بیماری های ناشناخته و صعب العلاج و عوامل بیماری زایی که سابقه ای در تاریخ علم پزشکی نداشته اند در دهه های اخیر به وفور توجه رسانه ها و مجامع علمی را به خود جلب کرده اند. برای مثال سرویس گزارش مشرق در یک گزارش مبسوط در مورد اهداف و واقعیت های ویروس و بیماری ایدز به پشت پرده این بیماری ساخته شده در آزمایشگاه های ارتش آمریکا به عنوان ابزاری برای تاثیر گذاری بر جمعیت جهان پرداخته است.


نمونه ای از انواع نشان های تبلیغی «دو بچه کافیست».


برنامه عقیم سازی از طریق واکسیناسیون

برنامه عقیم سازی بخشی از جمعیت آفریقا توسط برنامه های واکسیناسیون سازمان بهداشت جهانی از معروف ترین قسمت های برنامه کنترل جمعیت جهان محسوب می شود. واکسن‌های دو گانه کزاز و دیفتری ساخته شده در کمپانی های داروسازی آمریکایی زنان و مردان زیادی در کشورهای فقیر را در قالب برنامه های به ظاهر انسان ­دوستانه واکسیناسیون برای همیشه عقیم کرده است. این اتفاقات گاهی آن چنان بی پرده روی می دهد که حتی برخی از رسانه های خدمت گذار دنیای استکبار نیز ناگزیر به آن اشاره می کنند. به دنبال استفاده پنهانی گسترده از واکسن‌های ضد باروری در سال 1995 شبکه خبریBBC طی برنامه مستندی با عنوان "آزمایشگاه انسانی" به این موضوع پرداخت و فاش کرد که در فیلیپین واکسن ‌های ضد کزاز آلوده ای استفاده شده که زنان این کشور را عقیم کرده است.


یک مثال: DDT

در یک رویکرد کاملا ظالمانه برنامه ریزان نظم نوین جهانی تا جایی که می توانند از به کارگیری یافته های علمی نجات بخشی که می توانند به افزایش جمعیت کمک کنند جلوگیری می کنند. برای مثال در سال 1970 آکادمی ملی علوم آمریکا اعلام کرد «در کم تر از دو دهه آینده ماده DDT از مرگ 500 میلیون انسان در اثر بیماری مالاریا جلوگیری خواهد کرد». این خبر به مذاق مدافعان کنترل جمعیت جهان خوش نیامد و بلافاصله پس از یک عملیات رسانه ای وسیع استفاده از این ماده را غیر قانونی اعلام کردند. تا سال 1970 تمامی منابع علمی معتبر بر کارایی و همچنین بی خطر بودن DDT برای انسان و جانوران اذعان داشتند.

در واقع این ماده سالم ترین نوع از مواد شناخته شده برای مبارزه با مالاریا و بسیار ارزان هم بود. در نتیجه جهان سوم به راحتی می توانست به آن دست پیدا کرده و بیماری های حاصل از حشرات ناقل را کنترل کند. این اتفاق برای برنامه های کنترل جمعیت جهان به هیچ وجه خوشایند نبود و به بهانه خطرناک بودن این ماده برای محیط زیست استفاده از آن را ممنوع اعلام کردند و داستان هایی ساختند که مثلا می گفت DDT باعث نازک شدن پوسته تخم پرندگان و در نتیجه بر هم خوردن تعادل طبیعت می شود و یا از طریق نفوذ در خون انسان موجب تهدید سلامتی او می شود. گزارش هایی وجود دارد که بر ساختگی بودن همه این ادعاها اشاره دارند. هدف تنها جلوگیری از کمک به مردم کشورهای فقیر بوده است. مردمی که به زعم بنیان گذاران نظم نوین جهانی در برنامه های آینده جهان جایی ندارند و باید به روش های مختلف از روی زمین محو شوند.


نظم نوین جهانی به هیچ وجه افزایش جمعیت و در نتیجه عدم کنترل پذیری آن را بر نمی تابد.


تبلیغات رسانه ای برای ایجاد هراس و وحشت از افزایش جمعیت

در اواخر دهه 50 و اوایل دهه 60 میلادی ایجاد هراس از افزایش جمعیت جهان در رسانه های دنیای غرب به خصوص آمریکا شروع شد. مثلا در آن زمان گفته می شد که در اوایل دهه 70 مردم هند به خاطر افزایش جمعیت و در نتیجه شدت گرسنگی و نبود بهداشت دچار فاجعه بزرگی خواهد شد که تا مرز نابودی هندوستان پیش خواهد رفت. اکنون بیش از چهل سال از موعد تعیین شده از طرف رسانه های زیر نظر نظم نوین جهانی می گذرد و ملت و سرزمین هند همچنان با اقتصادی رو به جلو پابرجاست و هیچ بحران غذایی و یا جمعیتی نیز برای این کشور پیش نیامد. حتی چنین نسخه ای برای خود آمریکا نیز پیچیده شده بود که بیشتر متوجه اقلیت های نژادی ساکن این کشور می شد.

پائول ارلیش (Paul R. Ehrlich) از طرفداران سرسخت کنترل جمعیت جهان طی دهه 60 میلادی در مقالات متعددی مردم آمریکای شمالی را از افزایش جمعیت ترسانده و پیش گویی کرده بود که در اواسط دهه 80 میلادی به دلیل افزایش جمعیت قحطی دهشتناکی آمریکای شمالی را فرا می گیرد. این در حالیست که نه تنها قحطی غذایی رخ نداده بلکه هم اکنون در سراسر آمریکا و کانادا افراد بسیاری با مشکل اضافه وزن حاصل از پرخوری نیز دست به گریبان هستند! و کتاب های آموزشی در مورد کاهش وزن و نیز کلینیک های کنترل وزن و عادات غذایی رونق ویژه ای در این کشورها دارند!

پائول ارلیش: به دلیل افزایش جمعیت قحطی دهشتناکی آمریکای شمالی را فرا خواهد گرفت!

دانشمندان موافق افزایش جمعیت

در اینجا به عقاید جولیان سیمون (Julian Simon 1932-1998) اقتصاد دان معروف دانشگاه مریلند که بر اساس مطالعات خود عقایدی علیه برنامه های کنترل جمعیت داشت؛ اشاره می کنیم. مطالعات سیمون در مورد جمعیت، منابع طبیعی و مهاجرت در نوع خود دارای جایگاه مهمی است. مطالعات سیمون از مزایای اقتصادی ثابت منابع طبیعی و افزایش مداوم جمعیت دفاع می کند.


سیمون: رشد جوامع انسانی بلا نیست "منبع نهایی" است.

در واقع این دانشمند در جهت عکس جریان غالب رسانه ای و سیاسی که خواستار کاهش جمعیت جهان است حرکت می کرد. او رشد جوامع انسانی را یک بلا تصور نمی کرد بلکه آن را "منبع نهایی" می پنداشت. او در سال 1981 کتابی به همین نام منتشر ساخت و به تشریح نظریات خود در مورد دفاع از افزایش جمعیت پرداخت. او می گوید: « با افزایش جمعیت کره زمین استانداردهای زندگی نیز به موازات آن افزایش یافته است». او می افزاید: « با افزایش درآمد و جمعیت کمبودهای شدید کمتر رخ داده است، قیمت ها کاهش یافته و دسترسی به منابع افزایش یافته است». از نظر سیمون موج افزایش جمعیت از نظر تاریخی همیشه گذرا بوده است اما نکته مهم این است که همیشه افراد بیشتری را برای حل مشکلات به وجود آورده است.


دکتر کاسون: خطر افزایش جمعیت کره زمین، افسانه ای بیش نیست.

 

سیمون در کتابش به شواهد تاریخی مختلف که موید نظرات اوست اشاره کرده است. از دیگر دانشمندان مخالف برنامه های کاهش جمعیت می توان به دکتر جاکلین کاسون از دانشگاه هامبولت اشاره کرد که کتابی با عنوان افسانه اضافه جمعیت سیاره در سال 1988 از ایشان منتشر شده است (The Myth of Planetary Overpopulation (1988), by Dr Jacqueline Kasun,). کاسون در این کتاب خطرات تبلیغ شده ناشی از افزایش جمعیت کره زمین را چیزی بیش از افسانه نمی داند.


......................................................................................................................................

منابع و مآخذ:

http://www.ukapologetics.net/09/fertility.htm

http://www.ukapologetics.net/07/fallingspermcounts.htm

http://www.khouse.org/articles/1997/92/

http://overpopulationisamyth.com/

http://www.ukapologetics.net/populationcontrol.html

http://www.pop.org/content/third-world-population-growth-first-world-burden-1114

http://www.csmonitor.com/World/2012/0214/Putin-vows-to-halt-Russia-s-population-plunge-with-babies-immigrants

http://www.basir-news.com

http://www.mehrkhane.com/ShowContent.aspx?ContentID=2527

http://www.juliansimon.com/writings/Articles/ZUK1.txt

http://www.jayhanson.us/page27.htm

مجموعه مربوطه اخبار سیاسی

به گزارش تابناک، عرصه این رقابت و جنگ پنهان، در حوزه اقتصاد و انرژی تعریف شده؛ به این صورت که مقامات سعودی سعی دارند با افزایش عرضه نفت و کاهش بیش از پیش قیمت آن، به زعم خود ایران را به زانو در بیاورند.

در همین راستا، خبرگزاری «رویترز» امروز گزارشی را منتشر و عنوان کرده که با وجود رسیدن قیمت نفت به کمتر از 100 دلار در هر بشکه، عربستان برنامه ای برای کاهش تولید خود ندارد و در پی آن است تا قیمت های جهانی را بیش از پیش کاهش دهد.
این خبرگزاری از سیاست جدید نفتی عربستان با عنوان «مبارزه ای تهاجمی» برای پایین آوردن قیمت نفت یاد کرده و می نویسد «علی النعیمی»، وزیر نفت این کشور نیز همچنان مایل به پایین آوردن قیمت ها نیست.
همچنین یکی از نمایندگان سعودی در اوپک به رویترز گفته تنها زمانی که قیمت نفت «برنت» به زیر 90 دلار در هر بشکه برسد، ممکن است عربستان و هم پیمانان نفتی اش، یعنی کویت و امارات تصمیم به بازنگری در مورد تولید خود کنند.
اما مسئله به همین جا ختم نمی شود؛ زیرا گزارش دیگری که «راشا تودی» منتشر کرده، ابعاد مهم سیاسی و ایدئولوژیک سیاست های نفتی عربستان را به روشنی برملا می کند.
بر اساس این گزارش، «برتن بیگس»، مدیر سرمایه گذاری شرکت نفتی «ترکسیس پارتنرز» (Traxis Partners) در صحبتی که با یکی از تاجران وابسته به خاندان آل سعود داشته، نکات مهمی را در این رابطه دریافته است.
این تاجر سعودی ضمن اشاره به توازن و آسیب پذیری ژئوپلیتیکی عربستان گفته: «خطرناک ترین دشمنان ما ایران و عراق هستند. هر دو آن ها شیعه و هر دو در تلاش برای بی ثبات کردن جهان عرب از طریق حمایت از تروریسم هستند. تنها سلاح در مقابل آن ها، ثروت و نفت ماست. در حال حاضر، آسیب پذیری آن ها از ناحیه شکنندگی مالی است. منابع مالی آن ها تنها به اندازه بخشی از منابع ماست و آن ها برای پشتیبانی از اقتصادشان به شدت به پول نیازمندند».
راشا تودی می نویسد برنامه سعودی ها این است که طی دو سال آینده تولید نفت را افزایش داده و فرصت به دست آمده برای ضربه زدن به ایران و عراق را غنیمت بشمارند.
تاجر مذکور در همین رابطه گفته: «عراق و ایران به فروش نفت خود به قیمت بیش از 100 دلار در هر بشکه نیاز دارند. در 24 ماه آینده، ما اندک اندک تولید خود را افزایش می دهیم تا قیمت را به کمتر از 60 دلار در هر بشکه برسانیم».
وی همچنین اظهار داشته در این سیاست، کویت و امارات نیز عربستان را همراهی می کنند.
به این ترتیب، آن گونه که مشخص است، خاندان آل سعود در حال حاضر شرایط منطقه ای و بین المللی را برای تعقیب سیاست های خصمانه خود مساعد دیده و سعی دارد به زعم خود، ضربه ای کاری به رقبای شیعه مذهب خود در منطقه وارد کند.
تحت شرایط کنونی، بدون شک آنچه می تواند این سیاست کشورهای عرب منطقه را خنثی کند، احیای اقتصاد ایران با برداشته شدن تحریم ها از طریق مذاکرات با 1+5 است. در حقیقت، به نظر می رسد آنچه باید به عنوان مهمترین هدف کشور از مذاکرات مدنظر قرار گیرد، تلاش برای لغو تحریم هاست تا از طریق بازسازی اقتصاد، نقشه های موجود در عرصه منطقه ای علیه کشورمان خنثی شود.
مجموعه مربوطه اخبار فرهنگی و مهدوی
شنبه ۲۳ ارديبهشت ۱۳۹۱ ساعت ۰۹:۲۶

بازیگران عرصه خاورمیانه

بازیگران اصلی منطقه خاورمیانه کدام کشورها و جریان ها هستند؟ چه مختصاتی دارند و جایگاهشان در بازی قدرت در خاورمیانه کجاست؟
این ها سوالاتی هستند که عصرایران در نوشتار حاضر بدان می پردازد تا چهره ای ملموس از خاورمیانه را ترسیم نماید.

الگویی که برای شناخت بازیگران خاورمیانه و تحلیل رفتار آنها در نظر گرفته ایم این است که نخست به معرفی بازیگران مطرح در خاورمیانه می پردازیم و سپس در قالب مهم ترین پرونده های مطرح در منطقه به تحلیل رفتار این بازیگران می پردازیم.

الف)ساختار شناسی بازیگران

بازیگران اصلی در صحنه خاورمیانه به لحاظ ساختاری به سه مجموعه کلی تقسیم بندی می شوند که در چهار سطح عمده "همکاری، تقابل، رقابت و ائتلاف" در حال تعامل با یکدیگر هستند.
مانند همه جای دنیا ، دولت ها و سازمانهای بین المللی به ترتیب اصلی ترین بازیگران فعال در خاورمیانه هستند که هر کدام به دو دسته عمده منطقه ای و فرامنطقه ای تقسیم می شوند.

بازیگران غیر دولتی
(سیاسی-نظامی) یکی دیگر از فعالان اصلی عرصه خاورمیانه به شمار می روند که تاثیرات جدی بر سطوح تعاملات از خود برجای می گذارند.با این تفاصیل می توان بازیگران اصلی خاورمیانه را به شرح ذیل معرفی کرد:

1)دولت ها

کشورهای ایران، عربستان، ترکیه، مصر، عراق، سوریه و رژیم صهیونیستی به همراه پنج عضو دایم شورای امنیت عمده ترین دولت های بازیگر در صحنه خاورمیانه هستند.

با اینکه شرایط کنونی مصر،عراق و سوریه،تاثیر گذاری آنها را محدود کرده است، با این حال نمی توان از جایگاه بسیار مهم آنها در معادلات منطقه ای چشم پوشی کرد.
در خلاء ناشی از عدم حضور فعالانه این کشورها، قطر و امارات متحده عربی سعی می کنند نقش فعالانه ای در تحولات خاورمیانه ایفا نمایند که این حضور در دراز مدت و بازگشت سه گانه فوق به وزن واقعی خویش کمرنگ تر خواهد شد.

به جرأت می توان گفت که در حال حاضر ایران و عربستان،دو بازیگر اصلی خاورمیانه هستند که تعامل آنها از شکل "رقابت" به "تقابل نرم" رسیده است.
ترکیه نیز با چند دهه تاخیر و در سایه به قدرت رسیدن حزب اسلامگرای عدالت و توسعه در این کشور به صحنه اثربخشی در خاورمیانه بازگشته است.
همچنین نمی توان نقش رژیم صهیونیستی را در معادلات منطقه ای نادیده گرفت.این رژیم در بسیاری از موارد همواره یک طرف بحران است.بحران اعراب- اسراییل و پرونده سازش،پرونده هسته ای ایران و ... دو مقوله صلح و امنیت در خاورمیانه ارتباط مستقیمی به جایگاه رژیم صهیونیستی در معادلات منطقه دارد.

در محدوده دولت های فرامنطقه هم می توان ایالات متحده امریکا را اثرگذارترین دولت در خاورمیانه دانست. حفظ و کنترل امنیت انرژی در حوزه خلیج فارس و حفظ امنیت اسراییل دو اولویت اصلی واشنگتن در منطقه است.

روسیه و چین نیز پس از مدت ها غیبت در سایه پرونده هسته ای ایران و پرونده سوریه به صحنه بازی در منطقه بازگشته اند.
با این حال مسکو و پکن در حال باز تعریف منافع استراتژیک خویش در خاورمیانه اند.
انگلیس نیز سیاست خاورمیانه ای خویش را در سایه سیاست های ایالات متحده امریکا پیش می برد و فرانسه با توجه به سابقه گذشته اش نقش نسبتا فعالی در پرونده های مرتبط با لبنان و سوریه از خود نشان می دهد.

2)سازمان های بین المللی

اتحادیه عرب،شورای همکاری خلیج فارس و شورای امنیت سازمان ملل متحد عمده ترین سازمانهای بین المللی(منطقه ای-فرامنطقه ای)بازیگر در صحنه خاورمیانه به شمار می آیند.البته تاثیرگذاری این سازمان ها در تحولات خاورمیانه همواره در زیر سایه دولت ها و منافع آنها قرار می گیرد.به عنوان مثال نقش اتحادیه عرب در بحران اعراب و اسراییل بواسطه اختلافات جدی دولت های عربی و حمایت های غرب از اسراییل هیچگاه یک نقش جدی نبوده است

3)سازمان های غیر دولتی

در هیج جای دنیا نقش سازمانهای غیر دولتی به اندازه خاورمیانه برجسته نیست. منظور از این سازمان ها،NGOها با آن معنای مصطلح نیستند بلکه سازمان های سیاسی،شبه نظامی و یا تلفیقی از هر دو هستند که دارای ایدئولوژی خاص خود هستند.

اخوان المسلمین، گروه های مقاومت مانند حزب الله، حماس، القاعده، احزاب کرد مانند حزب دموکرات و اتحادیه میهنی کردستان عراق و حزب کارگران کردستان ترکیه و ... از بازیگران غیر دولتی فعال در صحنه خاورمیانه هستند.

البته باید توجه داشت وسعت،وزن و نفوذ این سازمان ها و حتی نقش هایی که ایفا می کنند بسیار با یکدیگر متفاوت است.برخی از این سازمانها مانند احزاب کرد عراق و حزب الله یا حماس با حفظ استقلال خویش در نظام سیاسی مشارکت دارند و برخی دیگر مانند القاعده و حزب کارگران کردستان ترکیه با نظام های سیاسی درگیر هستند.برخی از این سازمان ها مانند اخوان المسلمین و القاعده دارای وسعت گسترده ای هستند و برخی دیگر مانند حزب الله لبنان با وجود وسعت جغرافیایی کم از وزن و نفوذ بسیار بالایی در معادلات منطقه ای برخوردارند.

ب)رفتار شناسی بازیگران

برای تسهیل شناخت رفتار بازیگران عمده خاورمیانه و تحلیل این رفتارها،چند پرونده مهمی که در منطقه مطرح هستند را بررسی می کنیم.
این پرونده ها عبارتند از:پرونده انرژی و امنیت خلیج فارس ،پرونده بحران اعراب و اسراییل،پرونده عراق و آینده فرایند سیاسی این کشور و پرونده تحولات اخیر کشورهای عربی.
برخی از این پرونده ها مانند پرونده هسته ای ایران و پرونده انرژی و امنیت خلیج فارس دارای ابعاد بین المللی هستند با این حال بازیگران این پرونده ها در قالب ساختار بازیگران عمده خاورمیانه قابل طبقه بندی هستند.

پرونده های خاورمیانه

در خاورمیانه هیچ پرونده بی اهمیتی وجود ندارد چرا که جایگاه خاورمیانه برای جهان مانند نیویورک برای ایالات متحده امریکا است.پرونده هایی که روی میز خاورمیانه باز هستند عمدتا دارای ابعاد بین المللی هستند و سرنوشت آنها،تاثیرات مستقیمی بر صلح و امنیت جهانی دارد.به عنوان مثال پرونده انرژی در خلیج فارس را در نظر بگیرید.حتی یک خلل کوچک در امنیت صدور نفت نیز می تواند به معنای یک شوک جدی به اقتصاد جهانی و بازارهای مالی دنیا باشد.پرونده هایی مانند پرونده بحرین یا عراق نیز وجود دارند که دارای ابعاد منطقه ای هستند و به لحاظ اهمیت پس از پرونده های بین المللی خاورمیانه قرار می گیرند.البته باید توجه داشت که از نگاه بازیگران عمده، همه این پرونده ها به نحوی به یکدیگر مرتبط هستند بنابراین برای تحلیل آنها باید از رویکرد نسبی استفاده کرد.

الف)پرونده انرژی

یکی از پرونده های حساس خاورمیانه و بطور مشخص حوزه خلیج فارس است که اهمیت حیاتی برای همه بازیگران منطقه دارد.هرگونه تهدید در امنیت انرژی می تواند امنیت کشورهای منطقه را تهدید کند و به سرعت تبدیل به یک شوک تمام عیار برای اقتصاد جهانی شود.

ایران یک طرف عمده این پرونده است چراکه 40 درصد جریان نفت جهان از تنگه ای به نام هرمز عبور می کند که کنترل آن طبق قوانین بین المللی بر عهده کشور شمالی خلیج فارس است.حضور ناوهای جنگی ایالات متحده در آب های خلیح فارس به سادگی نشان دهنده طرف عمده دیگر این پرونده است.با این حال باید سیاست مهار و کنارگذاشتن ایران از ترتیبات امنیتی خلیج فارس یک سیاست شکست خورده است چرا که با افزایش قدرت و نفوذ ایران در منطقه در دهه اخیر دیگر نمی توان تهران را نادیده گرفت.سیاست بیهوده حذف ایران از معادله انرژی جهان به معنای حذف یکی از پارامترهای اصلی این معادله است،سیاستی که باعث غیر قابل حل شدن این معادله خواهد گردید.

سرنوشت این پرونده با پرونده هسته ای ایران پیوند خورده است.به عنوان مثال تحریم نفتی ایران و یا تهدید ایران به حمله به مراکز هسته ای اش می تواند جریان صدور نفت از تنگه هرمز را با خطر جدی مواجه کند.بررسی سیاست های جمهوری اسلامی نشان می دهد که تحریم نفتی و تهاجم نظامی به تاسیسات هسته ای دو خط قرمز اصلی ایران است و عبور از این خطوط می تواند منجر به بسته شدن تنگه هرمز شود.

ب)پرونده هسته ای ایران

به جرات می توان گفت که پرونده هسته ایران یکی از مهم ترین پرونده هایی است که پس از فروپاشی نظام دوقطبی در سطح جامعه بین الملل مطرح شده است.نزدیک به یک دهه است که این پرونده، محور یکی از مهمترین مباحث جهانی را شکل می دهد.ایران به عنوان یک طرف اصلی این پرونده اعلام کرده که در قالب پیمان NPT و نظارت های آژانس بین المللی انرژی اتمی به دنبال دستیابی به انرژی صلح آمیز هسته ای است.طرف دیگر این پرونده،گروه 1+5 شامل پنج عضو دایم شورای امنیت به اضافه آلمان است که البته بازیگر اصلی در این گروه بی تردید ایالات متحده امریکا نام دارد.

دستیابی به سلاح هسته ای در سایه قدرت فزاینده موشکی ایران،در ظاهر نگرانی عمده این گروه را تشکیل می دهد و تلاش های این گروه تا مدت ها برای دست کشیدن کامل تهران از برنامه هسته ای اش استوار بود. با اصرار ایران در برنامه هسته ای اش،تلاش ها بر روی اجبار ایران به عدم غنی سازی اورانیوم قرار گرفت.پس از عبور ایران از نقطه غیر قابل بازگشت ( دستیابی کامل ایران به تکنولوژی چرخه سوخت هسته ای و پیشرفت عملیاتی در این برنامه) مطالبات این گروه بر روی درصد غنی سازی ایران استوار شد.

روسیه و چین نیز سعی کرده اند از یک سوی با همراهی غرب در تحریم ایران و از سوی دیگر با مخالفت با تهاجم نظامی علیه تاسیسات اتمی ایران،زمینه لازم را برای حل و فصل دیپلماتیک این پرونده را فراهم آورند.

در همه این سال ها،سیاست تحریم اقتصادی و مالی در قالب تحریم های شورای امنیت و اتحادیه اروپا علیه ایران اعمال شده است در حالیکه سایه تهدید به جنگ همواره به عنوان یکی از گزینه های روی میز مطرح بوده که این موضع عمدتا از سوی ایالات متحده و بویژه اسراییل اتخاذ شده است.سیاستی که می تواند به نتایج مصیبت باری برای صلح و امنیت جهانی ختم شود.

در مراحل مختلف پرونده هسته ای ایران،ترکیه به عنوان بازیگر تسهیل کننده و اسراییل و عربستان سعودی به عنوان بازیگرانی بودند که از آنها به عنوان اهرم فشار علیه برنامه هسته ای ایران استفاده شده است.آنکارا با چراغ سبز واشنگتن سعی کرده امکان حل و فصل دیپلماتیک این پرونده را فراهم آورد.

اسراییل به این بهانه که تهران به دنبال دستیابی به سلاح هسته ای است و برنامه اتمی ایران یک تهدید وجودی برای این رژیم است سعی کرده علاوه بر تهدید به تهاجم به تاسیسات اتمی ایران،جامعه جهانی را علیه تهران بسیج کند.ریاض نیز با نگرانی از اینکه معادلات قدرت در منطقه با دستیابی ایران به انرژی هسته ای با سرعت زیادی به ضرر بلوک جنوبی خلیج فارس خواهد بود در گام اول با تشویق واشنگتن به برخورد نظامی با ایران و در گام دوم تحریک بازار نفت در تحریم ایران،سطح تعامل خویش با تهران را از "رقابت" در سال های گذشته به "تقابل نرم" تغییر داده است.

پس از اعتراف جهانی به اصل حق انکار ناپذیر ایران در مالکیت انرژی هسته ای و افزایش قدرت و نفوذ ایران در خاورمیانه برای تحت فشار قرار دادن ایران ،پرونده هسته ای تبدیل به عنوان همه پرونده های مطرح میان ایران و گروه 1+5 شد.به این معنی که در حال حاضر طرفین در سایه مذاکرات هسته ای،علاوه بر تلاش به توافق به میزان درصد غنی سازی توسط ایران،پرونده های مهم خویش را مطرح و درباره آنها مذاکره می کنند.

صرف نشستن قدرت های جهانی با ایران بر سر میز مذاکره بیش از آنکه بیانگر نگرانی آنها باشد،نشان دهنده این است که این قدرت ها پذیرفته اند که خاورمیانه بدون ایران وجود خارجی ندارد.بنابراین حل و فصل دیپلماتیک پرونده هسته ای ایران و دستیابی به یک نتیجه برد-برد می تواند به معنای ارتقای جایگاه ایران و به رسمیت شناختن کشورمان از سوی قدرت های جهانی به عنوان بزرگترین قدرت منطقه ای باشد.

هر چند طرفین مذاکرات پس از دور اخیر مذاکرات در استانبول نسبت به نتایج گفتگوها ابراز امیواری کرده اند اما بسیار زود است که درباره نتایج آن(حتی پس از مذاکرات بغداد) قضاوت کرد.چه اینکه بسیاری از پرونده های ذیربط به پرونده هسته ای شرایط گذرایی را طی می کنند و ذاتا نیاز به گذشت زمان دارندگذشت زمانی که به نفع ایران است.

ج)پرونده بحران اعراب و اسراییل

با عقب نشینی های پیاپی اتحادیه عرب و اکثریت دولت های عربی در قبال اسراییل آنچه از این"بحران پیر" بر روی کاغذ باقی مانده توافقنامه تبادل زمین بین تشکیلات خودگردان فلسطینی و اسراییل و دعوا بر سر شهرک هایی است که صهیونیست ها از آنها به عنوان واقعیت های روی زمین در مذاکرات سوء استفاده می کنند.اما در واقع برای هیچ یک از مسایل نهایی مانند سرنوشت بیت المقدس و بازگشت آوارگان راه حلی ارائه نشده است و اسراییل نیز به صراحت اعلام کرده که به پشت مرزهای 1967 باز نخواهد گشت و این یعنی هیچ!

به غیر از ایالات متحده به عنوان ناظر اصلی فرایند صلح خاورمیانه و اتحادیه اروپا و روسیه به عنوان اعضای کمیته چهارجانبه،دو محور اصلی از بازیگران حول این پرونده شکل یافته اند.تا پیش از تحولات اخیر عربی این دو محور با عناوین متعددی نظیر تعادل-رادیکال یا سازش-مقاومت خوانده می شدند که بیانگر دو جریان طرفدار صلح عربی با رژیم صهیونیستی با محوریت عربستان سعودی و جریان مخالف این روند با محوریت ایران است.

تا پیش از سقوط مبارک اعضاء کلیدی محور سازش عربی شامل عربستان،مصر،اردن و تشکیلات خودگران فلسطینی بود که پس از تحولات مصر این محور دچار ضربه شدیدی شد.اعضاء کلیدی محور مقاومت را ایران،سوریه،حزب الله لبنان و حماس تشکیل می دهند.با وجود اینکه تا پیش از آغاز تحولات عربی،تحولات عراق و لبنان باعث پیشروی این محور گردید اما آغاز بحران سوریه و نیز ایجاد اختلاف میان بخش هایی از حماس با متحدین خویش،این محور نیز دچار تزلزل گردید.به نظر می رسد نتایج انتخابات داخلی حماس و به حاشیه رفتن جریان خالد مشعل و به مرکز آمدن جریان نزدیک به اسماعیل هنیه و محمود الزهار،شکاف بوجود آمده میان حماس و سایر اعضاء محور مقاومت را ترمیم کند.

نقش ترکیه و قطر را می توان در یک راستا ارزیابی کرد.تفکیک سوریه از محور مقاومت و قطع ارتباط ایران و مقاومت لبنانی-فلسطینی از یک سوی و به حاشیه بردن عربستان سعودی در خاورمیانه ای که رهبری آن را ترکیه برعهده بگیرد.تلاشی که با وجود چراغ سبز امریکا تا کنون به نتیجه نرسیده است.در هر صورت برای پیش بینی آینده این محورها و پرونده بحران پیر باید بطور مشخص منتظر نتیجه بحران سوریه و انتخابات آینده ریاست جمهوری مصر را ماند.

د)پرونده عراق

برگزاری موفق اجلاس اتحادیه عرب ، آمادگی بغداد برای استقبال از مذاکرات ایران با گروه 1+5 و همچنین اعلام رغبت نخست وزیر عراق برای میانجیگری میان ایران و امارات بر سر جزایر سه گانه یک پیام واضح را به دنیای خارج مخابره می کند؛بغداد آماده بازگشت به صحنه خاورمیانه است.بازگشتی که تهران از آن حمایت می کند و ریاض-آنکارا را نگران می سازد.تهاجم اخیر اردوغان علیه مالکی و متهم ساختن نخست وزیر عراق به بحرانی کردن شرایط سیاسی عراق در چارچوب این نگرانی قابل درک است.

یکی از ویژگی های سیاسی عراق این است که با توجه به وجود احزاب و طوایف گوناگون،فرایند سیاسی این کشور دارای پارامترهای متعددی است که گاها تنظیم این فرایند را دشوار می سازد.اخباری که از داخل عراق و پس از اخراج طارق الهاشمی از معادله سیاسی این کشور شنیده می شود نشان می دهد که این فرایند نیازمند تنظیم مجدد است.

سید مقتدی صدر پس از بازگشت از ایران حامل چند پیام مشخص به مسعود بارزانی،رهبر اقلیم کردستان بود و چند تهدید بخاطر اینکه زمانی که به تهران آمده بود این پیام ها را به درستی درک نکرده بود.

1-تمامیت ارضی همسایه غربی،خط قرمز ایران است و عبور از این خط قرمز منجر به یک جنگ داخلی در کردستان عراق خواهد شد.

2-تهران تشکیل پایگاه جاسوسی اسراییل در اقلیم کردستان را اقدامی خصمانه علیه خود تلقی می کند و تنبیهات اخیر امنیتی-اقتصادی اقلیم کردستان اولین هشدار ایران است.

3-در شرایط کنونی منطقه،نوری مالکی خط قرمز ایران در برابر ترکیه و عربستان سعودی است و رهبر اقلیم کردستان نباید با آتش بازی کند.

4-مشکلات سیاسی عراق باید در داخل این کشور حل شود،طالبانی و صدر نه بایدن و اوغلو!

به نظر می رسد با حل جبری بحران سیاسی عراق به حساب طارق الهاشمی و ایاد علاوی،ضریب ثبات سیاسی در این کشور افزایش یابد.زمان بازگشت بغداد به نقشه سیاسی خاورمیانه زمان تسویه حساب با آنکارا و ریاض خواهد بود.

ه)پرونده سوریه

لیون بانیتا وزیر دفاع امریکا در آخرین اظهار نظر خویش در کنگره درباره بحران سوریه به دو نکته اساسی اشاره می کند.اولا شرایط سوریه با شرایط لیبی کاملا متفاوت است و ثانیا ده ها گروه مخالف نظام در سوریه وجود دارد که هیچ هماهنگی با یکدیگر ندارند.

بازیگران پرونده بحران سوریه آنقدر واضح هستند که نیازی به معرفی آنها نیست.تندترین مواضع علیه بشار اسد از آن عربستان سعودی و قطر است که بطور آشکار از راهکار مسلحانه حمایت می کنند با این حال تجربه نشان داده که برای حل بحران ها در خاورمیانه نباید بر روی راهکارهای عربی حساب باز کرد.مواضع ترکیه نیز تقریبا نرخ تغییر خود را حفظ کرده است از تهدید به دخالت نظامی در سوریه تا اعتراض به عملیات های مرزی ارتش سوریه!

آخرین شرایط میدانی پرونده سوریه را باید اینچنین توصیف کرد:

1-بحران سوریه از مرحله اسقاط نظام عبور کرده و در مرحله ازعاج آن قرار گرفته است.

2-هیچگونه اجماع جهانی، منطقه ای یا بین المللی، برای اسقاط یا ابقای نظام وجود ندارد.

3- ارتش سوریه هنوز چارچوب اصلی خویش را حفظ کرده و به بشار وفادار مانده است.

4-تحریم های اقتصادی و فشار های سیاسی علیه سوریه به دلیل حمایت های ایران،روسیه و چین تا کنون ناکارامد مانده است.

5-به دلیل عملیات های تروریستی و انتحاری،راهکار مسلحانه علیه نظام به عنوان یک بدیل،در میان اکثریت مردم سوریه و حتی بسیاری از مخالفین رژیم مقبولیت ندارد.

واقعیت های روی زمین ثابت می کند تا زمانی که یک اجماع و یا به عبارتی بهتر "معامله" بین طرفین منطقه ای و بین المللی دعوا صورت نپذیرد این کشور به ثبات سیاسی و امنیتی نخواهد رسید.طبیعی است که اولین شرط چنین معامله ای،مانند هر معامله دیگر،آشکار شدن برگه های بازی طرفین است.مصر برگ "آس" این معامله و ترکیه "علامت" آن خواهند بود.

عصر ایران، علی قادری

مجموعه مربوطه اخبار سیاسی
چهارشنبه ۲۰ ارديبهشت ۱۳۹۱ ساعت ۱۹:۰۱

فاجعه جمعیتی ایران در راه است

بر اساس سناریو رشد پایین جمعیتی که سازمان ملل متحد در سال 2010 منتشر کرده است اگر ایران به همین صورت به ادامه جایگزینی جمعیتی بپردازد و برنامه ای برای تعادل آن نداشته باشد در 80 سال آینده جمعیت 31 میلیونی را تجربه خواهد کرد که 47 درصد آن را افراد سالمند بالای 60 سال را در برمی گیرند و این درحالی است که در خاورمیانه کشورهای عربستان و قطر دارای بیشترین رشد جمعیتی در میان سایر کشورهای منطقه هستند.

به گزارش پایگاه 598، یکی از مقوله های بسیار مهمی که در حال حاضر مورد بحث و ارزیابی است ضریب رشد جمعیتی و نسبت آن به توسعه اقتصادی در کشورهای جهان است.بر اساس تحقیقاتی که صورت گرفته است در آینده کشورهای که دارای نیروی کار متخصص و فعال باشند می تواند مدیریت آتی جهان و یکی از مدیران اجرایی قوی آن باشند.چرا نتایج به دست آمده از آمارهای جهانی رشد جمعتی در بسیاری از کشورهای جهان پائین آمده و به سمت طراز منفی در حال حرکت است که البته ایران نیز از این داستان مستثنی نیست.
از مهمترین مزایای رشد جمعیت که می توان به آن اشاره کرد:
*افزایش بهره وری عوامل تولید به خصوص نیروی کار
*تحول ساخت اقتصادی کشورها
*تحول ساخت اجتماعی
*گرایش برای به دست گیری منابع اولیه و مواد خام و کالاها در سطح بین الملل
*و مهمترین آن محدود شدن رشد اقتصادی به یک سری از کشورهای خاص است.
ایران 31 میلیونی در راه است!
ساختار کلی جمعیت همانند یک اندام واره است که باید تمام بخش های آن دارای تعادل و پویایی باشد و نمی توان یک وضعیت ثابت را برای آن یک امر ایده آل تعریف کرد.
بدین منظور است که باید به صورت مداوم پویایی و تحولات اجتماعی مورد بررسی قرار گیرد و در صورتی که مطالعات احتمال خارج شدن جمعیت از حالت تعادلی را نشان دهد سیاست های حمایتی باید اعمال گردد.
ایران در بازه سال های 65 تا 68 دارایی یک رشد جمعیتی چشمگیر با میانگین باروری 6/1 بود که این امر موجب گشت تا افرادی خطر انفجار را برای ایران گوش زد کردند و دولت وقت نیز در راستای همان  کنترل جمعیتی با بسیج کردن تمام دستگاه های تبلیغاتی و اجرایی کشور در مدت زمان 65 تا سال 71 توانست خطر انفجار جمعیتی را کنترل کند و رشد جمعیتی ایران را به حد متوسط جهانی برساند اما آن چیزی که مدیران به آن توجه نکردند بودند حرکتی انقلابی در خصوص کنترل جمعیت بود و این تندروی در این مسئله موجب شد تا صاحبنظران در زمینه رشد و جمعیت با ابراز نگرانی از تندروی دولت وقت در کنترل جمعیت خواستار تجدید نظر سیاست های جمعیتی کشور شوند چرا که میزان باروری 6/1 در سال 65 به 1/8 برسد و ادامه این روند موجب خواهد شد که ایران در بلند مدت با طراز رشد جمعیتی منفی مواجهه شود.
در حال حاضر  متوسط نرخ رشد در جهان که برای جلوگیری از منفی شدن طراز جمعیت 2/1 است که این امار در ایران 1/8 درصد گزارش شده  که حتی در برخی منابع از رشد پایین تر 3/1 درصدی نیز آمارهای ارائه شده است.
بر اساس سناریو رشد پایین جمعیتی که سازمان ملل متحد در سال 2010 منتشر کرده است اگر ایران به همین صورت به ادامه جایگزینی جمعیتی بپردازد و برنامه ای برای تعادل آن نداشته باشد در 80 سال آینده جمعیت 31 میلیونی را تجربه خواهد کرد که 47 درصد آن را افراد سالمند بالای 60 سال را در برمی گیرند و این درحالی است که در خاورمیانه کشورهای عربستان و قطر دارای بیشترین رشد جمعیتی در میان سایر کشورهای منطقه هستند.
ایران در حال حاضر نیز جز 10 کشور است که به سرعت به سمت کهن سالی در حال حرکت است و در جایگاه ششمین کشور جهان قرار دارد که افراد آن به سن پیری می رسند.
ایران در بیست سال آینده وارد فاز اول سالمندی جمعیتی خواهد شد و در ده سال آتی نیز فاز دوم سالمندی را تجربه خواهد کرد.
نکته حائز اهمیت در خصوص کاهش جمعیت که باید بدان پرداخت ، برنامه ریزی است که از سوی سیاستمدارن و استراتژیست های امریکایی و اروپایی برای مقابله با جمهوری اسلامی ایران ریخته شده است.
برژنسکی سیاستمدار کهنه کار امریکایی و مشاور سابق امنیت ملی امریکا در مصاحبه ای که با روزنامه وال استریت ژورنال در مارچ 2009 داشت در خصوص تغییر جمعتی ایران نکته ای را عنوان کرد که ابعاد بسیار گسترده ای دارد. وی در این مصاحبه گفته بود:«از فکر کردن به حمله پیش داستانه علیه تاسیسات هسته ای ایران اجتناب کنید و گفتگو ها با تهران را حفظ کنید،بالاتر از همه بازی طولانی مدتی را انجام دهید چون زمان و آمارهای جمعیتی و تغییر نسل در ایران به نفع رژیم کنونی نیست»
لذا باید تاکید کرد که کاهش جمعیت در ایران کابوس تلخی است که در حال شکل گیری است.
کاهش جمعیت و جایگزینی آن در کشور نه تنها در حوزه اقتصاد ضربات سنگینی را وارد خواهد کرد بلکه در عرصه امنیتی و نظامی و سیاسی نیز کشور را با مشکل مواجهه خواهد ساخت.
از یک سو جمعیت سالمند کشو در حال افزایش است که این امر موجب خواهد شدکه چتر حمایتی دولت در خصوص بیمه بازنشستگی،تامین اجتماعی و... افزایش یابد که به معنای باری مضاعف بر دوش بخش اقتصادی دولت است که با وجود 47 درصد سالمند در 80 سال آینده بخش عظیمی از قوای اقتصادی کشور مصروف تامین هزینه های حمایتی مذکور خواهد شد.
این نکته را نیز باید مورد توجه قرار داد که پایین آمدن نرخ رشد جمعیتی به معنای کاهش نیروی کار است و این به معنای وارد کردن نیروهای کار و تکنسین ها از سایر کشورهای جهان است که خود راه دیگری برای گسترش فرهنگ بیگانه در کشور خواهد بود و علاوه بر این نکته باید به خروج ارز و تبعات اقتصادی آن نیز توجه کرد.
به هر صورت روند فعلی جایگزینی جمعیتی در کشور به هیچ عنوان-با تاکید باید گفت-به هیچ عنوان راضی کننده و منطقی نیست و باید دولت از بسته های تشویقی خود در این زمینه استفاده کند هر چند در نگاه کلان تر تنها استفاده از مشوق ها نمی توانند کار ساز باشند و باید مدیران اجرایی با همت و کار بیشتری زمینه های رفاهی،اجتماعی،اقتصادی را در سراسر کشور به وجود آورند تا دیگر بهانه ای از سوی خانوار های برای کنترل دورنی موالید وجود نداشته باشد.چرا که نمونه های نامتوازن تشویقی دولت های نهم و دهم در این زمینه را شاهد بودیم که تاثیر چشم گیری نداشت.
دین مبین اسلام نیز خود را طرفدار جمعیت مطلوب و مناسب معرفی کرده و در قرآن کریم آیات زیادی موجود دارد که به موضوعات مهم جمعیتی از جمله ازدواج و خانواده(آیه 11سوره مبارکه شورا و 11 سوره مبارکه فاطر)کمیت جمعیت در آیات (6 سوره مبارکه نوح و 12 سوره مبارکه اسراء) کیفیت جمعیت نیز در آیات متعدد قرآن مانند (33 سوره نور،233 سوره بقره و آیه 15 سوره احقاف) پرداخته شده است که هر کدام به نوعی به مسئله جمعیت نفیاً و اثباتاً مرتبط هستند.
رهبر معظم انقلاب هم با تعدیل جمعیتی در زمان حاضر مخالف بوده و در این زمینه با مسئولین فرمایشاتی بیان داشتند.ایشان در خصوص جمعیت اظهار کردند که:«من معتقدم که کشور ما با امکاناتی که داریم می تواند صد و پنجاه میلیون نفر جمعیت داشته باشد.من معتقد به کثرت جمعیتم.هر اقدام و تدبیری که می خواهند برای متوقف کردن رشد جمعیت انجام بگیرد بعد از صد و پنجاه میلیون انجام بگیرد»
در آخر باید این نکته را گوش زد کرد که اگر روال برهمین منوال پیش رود باید تبعات سنگین اقتصادی،سیاسی،نظامی و امنیتی را در دراز مدت تمام ملت ایران بپردازند و در این قضیه تمام مردم ایران مقصرند. بهتر است که مدیران اجرایی کاری را که باید انجام دهند با جدیت بیشتری در دستور کار قرار دهند که این مسئله تبعات بسیار گسترده ای دارد.
مجموعه مربوطه اخبار سیاسی

وزارت دفاع آمریکا سازمانی جدید برای حاسوسی از ایران و چین تاسیس می کند.

به گزارش عصر ایران روزنامه آمریکایی نیویورک تایمز روز دوشنبه با انتشار این خبر به نقل از برخی منابع آگاه وزارت دفاع آمریکا نوشت که هدف از تاسیس این سازمان مقابله با تهدیدهای ناشی از ایران و چین همزمان با خروج نیروهای آمریکایی از عراق و افغانستان است.

نیویورک تایمز می نویسد این سرویس مخفی جدید  از افراد ، مقامات وامکانات موجود در ساختار دفاعی و اطلاعاتی آمریکا بهره خواهد برد و همکاری نزدیکی با سازمان مرکزی اطلاعات آمریکا ( سیا) به منظور ردیابی تهدیدات در حال ظهور از ناحیه ایران و چین خواهد داشت.

نیویورک تایمز به نقل از مقامات وزارت دفاع آمریکا می نویسد که سازمان جدید با تغییر پرسنل و بودجه در سال های آتی صدها کارمند خواهد داشت.

بنابر این گزارش در حال حاضر افسران سازمان اطلاعات نظامی ارتش آمریکا به شیوه های متعارف از مناطق جنگی مشغول جمع آوری اطلاعات هستند و با تاسیس سازمان جدید همکاری های بیشتری میان سازمان اطلاعات نظامی ارتش آمریکا و سازمان سیا به وجود خواهد آمد.

خبر نیویورک تایمز درباره تاسیس سازمانی جدید و مخفی در وزارت دفاع آمریکا یک هفته پس از انتصاب ژنرال " مایکل فلین " رییس جدید واحد فرماندهی مشترک عملیات ویژه پنتاگون صورت می گیرد.

خبرگزاری فرانسه درباره انتصاب ژنرال فلین می نویسد که انتصاب اوکه از منتقدان جدی  ساختار اطلاعات نظامی ارتش آمریکا در زمانی بود که در سال 2010 به عنوان افسر اطلاعاتی در افغانستان مشغول خدمت بود ، نشان دهنده ارتقای جایگاه نیروهای ویژه  در سال های اخیر محسوب می شود.

نیروهای ویژه ارتش آمریکا که زیر نظر واحد فرماندهی مشترک عملیات ویژه کار می کنند ، نقش مهمی در ترور رهبران طالبان و القاعده در افغانستان و نیز ستیزه جویان مسلح در عراق داشته اند . آخرین اقدام این نیروها ترور اسامه بن لادن رهبر سابق شبکه القاعده در منطقه ای در نزدیک اسلام آباد پاکستان بود.

مجموعه مربوطه اخبار سیاسی
6
صفحه 6 از 12

طرح روز

جستجو

جدیدترین نظرات

اوقات شرعی


آگهی
آگهی
آگهی
آگهی

سرخط خبرها