موعود

روايات، نه تنها زيارت سيّد الشهدا عليه السلام را با فضيلت ترين كار و همانند زيارت خدا و پيامبر او توصيف مى نمايند ، بلكه تصريح مى كنند كه زيارت ايشان ، بر هر مؤمنِ معترف به امامت اهل بيت عليهم السلام لازم است

زندگانی پرخیر و بركت اهل بیت علیهم السلام در بردارنده دو اصل استوار «حماسه و عرفان» است. عَبَسَتْ وُجُوهُ الْقَوْمِ خَوفَ الْمَوْتِ // وَالْعَباسُ علیه السلام فیهِمْ ضاحِكٌ یتَبَسَّمٌ لَوْلا الْقَضا لَمَحَا الْوُجُودُ بِسَیفِهِ // وَاللّه ُ یقْضی ما یشاءُ وَیحْكُمُ (1)
(سیدجعفر حلّی)

عاشورا، انفجار سلطه ظلم و ظلمت و طلوع سرخ فرهنگ ايثار در جامعه اسلامي است.
عاشورا، «نه» بزرگ آئين محمّدي به تمام ستمگران تاريخ است.
عاشورا، اوج عرفان و ايثار پاسداران پيام هاي آسماني در پهنه گيتي ا ست
عاشورا، مولود اخلاص و ايمان هفتاد و دو شهيد ساحل فرات و بزرگ ترين دانشگاه پرورش فدائيان اسلام راستين است.

مراسم عزاداری و مدّاحی، هرچند باید با قوت هرچه بیشتر ادامه یابد، اما زدودن پیرایه ها از آن و پرهیز از روشهایی كه موجب خالی شدن از بر بار معرفتی می شود یا وهن مذهب را به دنبال دارد، باید همواره مدّ نظر صاحب نظران و فعالان این عرصه قرار گیرد.

محرم و عزاداری ابا عبدالله الحسین(ع) فرصتی بسیار بزرگ برای پرداختن به اهداف آن حضرت می‌باشد و مبلغان دینی بیش از هر کس می‌توانند در این راستا نقش داشته باشند.فرصت محرم شرائطی را فراهم می‌سازد که اگر به درستی مدیریت شود می‌تواند ارزشهای دینی را احیا نماید.

دربارهء اقدامات انجام شده و ناتمام و كارهايي كه بايد انجام شود، فراوان است. گرچه امسال به يمن نامگذاري آن از سوي رهبر بزرگوار انقلاب اسلامي به عنوان سال عزت و افتخار حسيني، گامهايي بلند و ارزشمند در شناخت و معرفي سرور شهيدان برداشته شد و برنامه ريزيهاي پر بركتي انجام گرفت، اما اقيانوس بيكران عاشورا آن قدر عميق و بزرگ و پر حادثه است، كه گوهرهاي آن پايان نمي پذيرد و جز با كشتي نجات حسيني نمي توان در آن راه پيمود. تنها حسين عليه السلام است كه مي تواند بشريت را به ساحل كربلا برساند و از غرقابها و گرداب هاي فراوان فكري و اجتماعي رهايي بخشد.

سید مهدی شجاعی (برگرفته از کتاب کشتی پهلو گرفته)
وقتی رسول محبوب من به خانه درآمد، انگار خورشید پس از چهل شام تیره ، چهل شام بی روزن، چهل شام بی صبح از بام خانه طلوع کرده باشد، دلم روشنی گرفت و من روشنی را زمانی با تمام وجود، باتک تک رگها و شریانهایم احساس کردم که نور حضور تو را در درون خویش یافتم.

گر چه اين اعلام عمومي، به فرمان خداوند صورت گرفت، ولي صرف نظر از جنبه آن، مي توانست حاکي از دغدغه طبيعي معمار و بنيانگذار مکتب نسبت به آينده امت باشد، اين اقدام يک ضرورت اجتماعي اجتناب ناپذير بود، و از انتظارات عقلاي عالم به شمار مي آمد و آن حضرت حتي در زمان حيات خويش از آن مهم غفلت نمي ورزيد. او مي دانست که جامعه بي سرپرست مانند رمه بي چوپان که هر لحظه در معرض اختلاف، گسستگي و هجوم فرصت طلبان است.

محمد بن ریان می گوید: مامون به هر حیله ای متوسل می شد تا بر امام نفوذ كند، اما ممكن نمی شد، تا اینكه این فرصت هنگام ازدواج دخترش با امام به دست آمد.
وقتی می خواست دخترش، ام فضل را به خانه زفاف امام جواد علیه السلام بفرستد، دویست دختر از زیباترین كنیزكان خود را طلبید و به هر یك جامی كه داخل آن گوهری بود، داد تا وقتی در جایگاه نشست، از او استقبال كنند، اما حضرت به هیچ یك توجهی نكرد. در آنجا مردی بود كه مخارق نامیده می شد و صاحب صدا و عود و ضرب بود و ریشی دراز داشت.

اسماعیل بن مهران می گوید: «در اولین سفری كه امام جواد از مدینه خارج می شد، گفتم: ای مولای من، قربانت گردم، من برای شما نگرانم! تكلیف ما چیست و امام بعد از تو كیست؟ امام لبخندی زد و فرمود: «لیس حیث ظننت فی هذه السنة؛ آنچه گمان داری در این سال نیست..» اما در سفر دوم كه راهی بغداد بود، همین مطلب را گفتم. امام در پاسخ آن قدر گریه كرد كه اشك چشمانش، محاسنش را خیس كرد و فرمود: این سفر خطرناكی است و امامت بعد از من بر عهده فرزندم علی است.»

10
صفحه 10 از 58

طرح روز

جستجو

جدیدترین نظرات

اوقات شرعی



سرخط خبرها