موعود

خداوند متعال در قرآن مجید می‌فرماید:
«وَیَقُولُ الَّذِینَ کَفَرُواْ لَسْتَ مُرْسَلاً قُلْ کَفَی بِاللّهِ شَهِیدًا بَیْنِی وَبَیْنَکُمْ وَمَنْ عِندَهُ عِلْمُ الْکِتَابِ؛1 کافران می‌گویند شما فرستاده خداوند نیستی، بگو کافیست که خداوند و کسی که علم کتاب در نزد اوست، میان من و شما گواه باشد.»

معروف به خطب غصب خلافت و علل شکیبایی امام(ع)
شاید برای برخی از کسانی که طالب عدالتند و به امام عدل عشق می‌ورزند، این سؤال پیش آمده باشد که چرا خلیفه برگزیده و وصیّ و جانشین پیامبر اکرم(ص)، همو که در دفاع از حقّ مظلومان سرآمد همه جوانمردان عالم در طول تاریخ است، در پی احقاق حقّ بزرگی که خیر کثیر آن متعلّق به همه جهان بزرگ اسلام بود، بر نیامد و با شکیبایی و صبری مثال زدنی سکوت کرد تا آنگاه که غاصبان، افسار حکومت را با نهیب مرگ رها کردند و مولا ناچار از بیعت با مردمی شد که به دست خود، سال‌ها با ستم و بدبختی بیعت ناجوانمردانه کرده بودند. جواب این سؤال را از خودش می‌شنویم که از جان او برمی‌خیزد و لاجرم بر جان ما می‌نشیند!

رهنمودهایی از حضرت زهرا (س)

هنگامی که روح انسان قوی شود و پرتویی از صفات الهی در جان او بیافتد و به مقام قرب او نائل گردد، اراده‌اش به فرمان خدا در جهان تکوین اثر می‌گذارد و آنچه را او می‌خواهد، همان می‌شود.
این همان ولایت تکوینی است که اولیای خدا از آن برخوردار بودند و همان چیزی است که سرچشمه کرامات مختلف می‌باشد و معجزات انبیا، مرحله عالی آن است، فاطمه زهرا(س) از عنایت الهی سهم وافری داشت و روایت زیر شاهد این مدّعاست:

مسلّم است که فاطمه(س) خواهان بسیاری داشته است. در این باره نیازی به ذکر روایات نداریم. پدرش پیش از آنکه به پیغمبری رسد، در دیده هم‌شهریان مقامی ارجمند داشت.
عمر و ابوبکر هر یک خواهان فاطمه(س) بودند؛ امّا چون خواست ‏خود را با پیغمبر(ص) در میان نهادند، ایشان گفتند: «منتظر قضای الهی هستم.»1

نام فاطمه(س) همانند نام پدر و همسر و فرزندانش، از اسمای خدای تبارک و تعالی مشتق شده است.
۱. آفرینش زهرا(س) قبل از خلقت دیگران همانند پدر، همسر و فرزندانش بوده است؛
۲. آفرینش زهرا(س) از نور عظمت حضرت حق تبارک و تعالی است. همان نور واحدی که حضرت رسول اکرم(ص) و علیّ بن ابی طالب(ع) نیز از آن آفریده شده است و مایه خلقت یک سوم همان نور بوده است. نوری نهفته در خزانه علم خدایی، نور قدس، نور جلال، نور کمال و نور کبریایی الهی؛

آیه مباهله یکی از جلوه‌های خاصّ اصحاب کساء در آیات نورانی قرآن کریم است که در این مقاله گوشه‌ای از این تجلّیات را با بهره‌گیری از احادیث معتبر و مستند پیشوایان معصوم(ع) ثبت می‌کنیم.

شکّی در این نیست که در میان برخی از اخبار و احادیثی که از طریق وحی و تنزیل به ما رسیده، بعضی از صفات خداوند به ائمه طاهرین(ع) نسبت داده شده که آنها از صفات ربوبیّت است و در قلوب ضعفا از اهل دانش و دارندگان وسواس و مخالفان، ایجاد شبهه کرده؛ گروهی مرتبه آل محمّد(ص) را بالا برده و آنها را خدایان خود دانسته‌اند، جمعی معتقدند که ایشان در صفات و افعال، شریک‌های خدا می‌باشند و بعضی می‌گویند که خدا کلیّه امور خدایی خود را به آنها واگذار نموده و این مستلزم آن است که خدا خود را از خدایی عزل کرده باشد.
باید دانست که اقوال هر سه دسته، باطل و اعتقادات آنها فاسد است و اینها از دین اسلام خارج و مستحقّ لعن و عذاب می‌باشند؛ زیرا ائمه(ع) بندگان مخلص و گرامی داشته شده‌ای هستند که در گفتار خود بر خدا سبقت نگرفته، به امر او عمل کرده و از معتقدات این سه دسته بیزار می‌باشند.

در ذکر پاره‌ای از احادیث صریح درباره اینکه مراد از بطن قرآن و تأویل آن، ائمه(ع) و ولایت آنان و اتباع ایشان و مسائل مرتبط با آن است، کلینی با سند از ابی بصیر روایت می‌نماید که گفت:
امام صادق(ع) فرمود: «ای ابامحمّد! هر آیه‌ای که به بهشت رهنمون شود و از اهل آن به نیکی یاد شود، حتماً در مورد ما و شیعیان ماست و هر آیه‌ای که نازل شده و از اهل آن به بدی یاد می‌شود و به سوی دوزخ رهنمون می‌گردد، حتماً درباره دشمنان و مخالفان ماست.»

اشاره
در نشستی صمیمانه در خدمت حضرت حجّت الاسلام و المسلمین سیّد محمّدمهدی میرباقری بوده و درباره معرفت امام، به ویژه معرفت به نورانیّت گفت‌وگویی داشته‌ایم که به محضر موعودیان عزیز تقدیم می‌گردد.

در روایات فراوانی وارد شده است که هر کس بدون معرفت امام زمان خود از دنیا برود به مرگ جاهلی مرده است. مراد از این روایات چیست؟
درباره ضرورت معرفت امام که در روایات و آثار ما مطالب بسیار فراوانی موجود است. این روایت نبوی معروف را که فریقین (شیعه و اهل‌سنّت) شاید به حدّ تواتر نقل کرده‌اند، همه مکرّر شنیده‌اید که آن حضرت(ص) فرمودند:

از «رحلت» تا «شهادت»
«ای سلمان: وای بر کسی که به فاطمه و شوهرش علی، ستم کند.»
مقتل الحسین، احمد بن موفّق
کوچه باغ‌های تنگ و تاریک مدینه، در زیر نور بی‌رمق ماه، در هاله‌ای از تاریکی فرو رفته است. دیوارهای گلی، با آن در‌های چوبی که از شدّت اشعه‌های خورشید، رنگ باخته‌اند، چهره خسته و قدیمی شهر را، جلوه خاصّی بخشیده‌اند. شهر در بستر شگفت‌انگیز شب، به شهر مردگان می‌ماند. تنها گاه، نجوای مرغی، در دل نخلستان‌های اطراف مدینه، پیکر این سکوت وهم‌انگیز را می‌خَلَد.

57
صفحه 57 از 62

طرح روز

جستجو

جدیدترین نظرات

اوقات شرعی



سرخط خبرها