موعود

در شب عاشورا اصحاب سید الشهداء علیه السلام گفتند: ما بر نمی گردیم. حضرت فرمود: من بیعت خود را از شما برداشتم. «أَلاَ وَ إنی قَدْ أَذِنْتُ لَکُمْ فَانْطَلِقُوا جَمِیعًا فِی حِل؛ لَیسَ عَلَیکُمْ مِنی زِمَامٌ. هَذَا اللَیلُ قَدْ غَشِیکُمْ فَاتخِذُوهُ جَمَلاً؛ آگاه باشید که من اجازه دادم به شما در رفتن، همه شما بروید و من گرۀ بیعت را از شما باز کردم و دیگر تعهدی بر شما ندارم. اینک شب است، سیاهی آن شما را از أنظار پوشانیده است، از این پوشش استفاده کنید و مانند شتر راهواری شب را برای سلامت خود استخدام کنید» (ارشاد مفید طبع سنگی ص250).

مقیاس اقامه‌ی معروف توسط سید الشهداء (علیه السلام) چنین مقیاسی است. بنابر روایات مأموریت سید الشهداء (عیله السلام) دارای دو بخش است که بخشی از آن در عاشورا محقق شده و بخش دیگر در دوره‌ی رجعت انجام خواهد شد.

 

روز دوشنبه 21 ذیحجّه قافله امام حسین(ع) به زرود(موضعى از طریق مکه به سوى کوفه، بعد از رمل) فرود آمد. در نزدیکى اردوى امام، زهیر بن قین، بجلى فرود آمده او از هواداران عثمان به شمار مى‏رفت و در آن سال مراسم حج را بجاى آورده و به کوفه باز مى‏گشت.(1)

امام صادق علیه السلام: زیارت حسین علیه السلام بر هر کسی که به امامت حسین علیه السلام اعتقاد دارد از سوی خداوند واجب شده است.
شاید کمتر کسی در میان شیعیان ائمه هدی(علیهم السلام) باشد که از اهمیت زیارت امام حسین علیه السلام آگاه نباشد، اما آنچه که احتمالاً کمتر شنیده ایم روایات متعددی است درباره "وجوب" زیارت امام حسین (علیه السلام). بی هیچ مقدمه ای تعدادی از این روایات را که عموماً از رئیس مذهب شیعه، امام جعفر صادق علیه السلام وارد شده است، می خوانیم.

در مقدمه بیان شد که عمل امام حسین (علیه السلام) نیاز به تفسیر و تبیین دارد همان گونه که قرآن نیاز به آن دارد، نیاز به تفسیر و تحلیل داشتن یک عمل نشانگر رمز و رازدار بودن و پیچیده بودن آن می باشد به گونه ای که وقتی به آن نگاه می شود سؤال های متعددی برای ناظر به وجود می آید. کثرت سؤال از نیاز به تفسیر حکایت می کند و هر گونه پاسخ به آنها نوعی تفسیر و تبیین می باشد

آنچه در این رابطه در بعضى منابع که وقایع کربلا را ذکر کرده اند آمده است این است که امام حسین )ع( اشاره به سینه حضرت زینب نمودند واما این که با ولاء تصرف یک نوع تصرف تکوینى در دل زینب نموده باشد تفسیر بعضى از نویسندگان است. این که بعد از اشاره حضرت صبر حضرت زینب زیاد شد را مى توان به نحوى تفسیر نمود که به هیچ نحو مستلزم جبر نباشد. براى روشن شدن مطلب ذکر یک مقدمه ضرورى است.

از مسائلى که درباره حسین بن على علیه السلام از نظر محققین و متفکرین اسلامى مورد بحث قرار گرفته این است که آیا آن حضرت از ابتداء مى دانست که کشته مى شود و پایان سفر او به سوى عراق شهادت است

یکی از سؤال هایی که معمولاً ذهن هر شیعه بلکه هر مسلمان یا هر انسان آگاه از حادثه کربلا را به خود مشغول می سازد این است که چرا امام حسین (علیه السلام) زنان، فرزندان خردسال، خواهران و… را به همراه خود به کربلا برد. با اینکه افراد در سختیها، خود سپر بلا می شوند و زنان را از حوادث سخت و تلخ دور نگه می دارند و خصوصاً افرادی که غیور هستند و نمی خواهند زن و فرزندان در معرض دید نامحرم یا مورد آزار و اذیت دیگران قرار گیرند، با کوچکترین احتمال خطر خانوادۀ خود را به منطقۀ خطر خیز نمی برند

وقتی حضرت آدم علیه السلام مرتکب ترک اولى شد از بهشت رانده و بر زمین فرستاده شد، محل هبوط او در مکّه معظّمه بوده است. آدم علیه السلام بر روى زمین حرکت کرد و بیابانها و دشتها را زیر پا گذاشت تا گذار او به سرزمین کربلاى پر بلا افتاد. وقتى به آن سرزمین رسید، ملاحظه کرد که گرد غم و غبار همّ در وجودش پدیدار شد و قلبش به تنگ آمد، تا رسید به قتلگاه حضرت سیّد الشهداء علیه السلام، قدمش به سنگى برخورد کرد و افتاد - و بر اثر اصابت سرش به زمین - خون از سر حضرت آدم جارى شد، آدم علیه السلام ناراحت شد و سر به آسمان برداشت که، بار الها آیا گناه تازه اى مرتکب شده ام که مرا اینگونه مجازات می کنى خدایا من تمام عالم را گشتم و چنین بلائى بر سرم وارد نشد، حال آنکه در اینجا چنین عقوبت می شوم!

 

به منظور پاسخ به این سؤال، لازم است ابتدا از دیدگاه روان‏شناسى گریه را به عنوان یک حالت رفتار و جلوه احساسى هیجان معنا کنیم و آن‏گاه عوامل مؤثر در بروز آن را شناسایى کرده تا با فراهم ساختن عوامل و علل، معلول (گریه) را تحصیل کنیم.

57
صفحه 57 از 59

طرح روز

جستجو

جدیدترین نظرات

اوقات شرعی



سرخط خبرها