موعود

شکّی در این نیست که در میان برخی از اخبار و احادیثی که از طریق وحی و تنزیل به ما رسیده، بعضی از صفات خداوند به ائمه طاهرین(ع) نسبت داده شده که آنها از صفات ربوبیّت است و در قلوب ضعفا از اهل دانش و دارندگان وسواس و مخالفان، ایجاد شبهه کرده؛ گروهی مرتبه آل محمّد(ص) را بالا برده و آنها را خدایان خود دانسته‌اند، جمعی معتقدند که ایشان در صفات و افعال، شریک‌های خدا می‌باشند و بعضی می‌گویند که خدا کلیّه امور خدایی خود را به آنها واگذار نموده و این مستلزم آن است که خدا خود را از خدایی عزل کرده باشد.
باید دانست که اقوال هر سه دسته، باطل و اعتقادات آنها فاسد است و اینها از دین اسلام خارج و مستحقّ لعن و عذاب می‌باشند؛ زیرا ائمه(ع) بندگان مخلص و گرامی داشته شده‌ای هستند که در گفتار خود بر خدا سبقت نگرفته، به امر او عمل کرده و از معتقدات این سه دسته بیزار می‌باشند.

در ذکر پاره‌ای از احادیث صریح درباره اینکه مراد از بطن قرآن و تأویل آن، ائمه(ع) و ولایت آنان و اتباع ایشان و مسائل مرتبط با آن است، کلینی با سند از ابی بصیر روایت می‌نماید که گفت:
امام صادق(ع) فرمود: «ای ابامحمّد! هر آیه‌ای که به بهشت رهنمون شود و از اهل آن به نیکی یاد شود، حتماً در مورد ما و شیعیان ماست و هر آیه‌ای که نازل شده و از اهل آن به بدی یاد می‌شود و به سوی دوزخ رهنمون می‌گردد، حتماً درباره دشمنان و مخالفان ماست.»

اشاره
در نشستی صمیمانه در خدمت حضرت حجّت الاسلام و المسلمین سیّد محمّدمهدی میرباقری بوده و درباره معرفت امام، به ویژه معرفت به نورانیّت گفت‌وگویی داشته‌ایم که به محضر موعودیان عزیز تقدیم می‌گردد.

در روایات فراوانی وارد شده است که هر کس بدون معرفت امام زمان خود از دنیا برود به مرگ جاهلی مرده است. مراد از این روایات چیست؟
درباره ضرورت معرفت امام که در روایات و آثار ما مطالب بسیار فراوانی موجود است. این روایت نبوی معروف را که فریقین (شیعه و اهل‌سنّت) شاید به حدّ تواتر نقل کرده‌اند، همه مکرّر شنیده‌اید که آن حضرت(ص) فرمودند:

از «رحلت» تا «شهادت»
«ای سلمان: وای بر کسی که به فاطمه و شوهرش علی، ستم کند.»
مقتل الحسین، احمد بن موفّق
کوچه باغ‌های تنگ و تاریک مدینه، در زیر نور بی‌رمق ماه، در هاله‌ای از تاریکی فرو رفته است. دیوارهای گلی، با آن در‌های چوبی که از شدّت اشعه‌های خورشید، رنگ باخته‌اند، چهره خسته و قدیمی شهر را، جلوه خاصّی بخشیده‌اند. شهر در بستر شگفت‌انگیز شب، به شهر مردگان می‌ماند. تنها گاه، نجوای مرغی، در دل نخلستان‌های اطراف مدینه، پیکر این سکوت وهم‌انگیز را می‌خَلَد.

در بررسی ابعاد شخصیّت حضرت فاطمه، ولید\ الاسلام(س)1 موضوع تولّد ایشان یکی از جنبه‌های رازگونه و پیچیده‌ای می‌باشد که دارای برنامه‌ریزی طولانی الهی بوده است.
همان‌گونه که زندگی کوتاه دنیوی آن بانو هنوز سرشار از ناگفته‌های زیاد است و نامعلوم بودن مدفن شریف او سال‌هاست دل عاشقان را داغدار ساخته و قدرش همچون قبرش ناشناخته مانده، تولّد او نیز سِرِّ غامض و سر به مُهری است که فقط نکاتی از آن، از طریق سخنان فرزندان بزرگوارش به ما رسیده و برای شنیدن همین نکات هم، ظرف ذهن ما بسی کوچک و کم‌حجم است.

مسئله امامت و رهبری، اساسی‌ترین رکن اسلام پس از نبوّت خاتم الانبیاء(ص) است و هیچ مسئله‌ای مهم‌تر از مسئله امامت و ولایت نیست. به همین سبب در روایتی که مرحوم کلینی از امام رضا(ع) نقل می‌کند، آمده:‌ «الامامـه اسّ الاسلام النامی و الفرع» اساس دین اسلام مسئله امامت و ولایت است؛ البتّه اگر اسلام را اسلام نامی در جهان معرفی کنیم؛ اسلامی که بالنده باشد و بتواند با بالندگی خود، سراسر جهان را اداره کند؛

 

اشاره:
شاید برخی گمان کنند که عید غدیر تنها اختصاص به شیعیان دارد و در کلمات پیامبر اکرم(ص) اشاره‏ای به لزوم بزرگداشت آن نشده است؛ امّا باید گفت که عید غدیر نیز چون عید فطر و قربان از اعیاد اسلامی، بلکه از بزرگترین اعیاد است و نخستین کسی هم که این روز را به عنوان عید اسلامی معرفی کرد، پیامبر اکرم(ص) بوده‌اند. آنچه در پی خواهد آمد تحقیقی است در زمینه سابقه تاریخی عید غدیر که امیدواریم مورد استفاده خوانندگان عزیز نشریه «موعود» واقع شود.

حیات ائمه(ع) در مقاطع مختلف زمانی به فراخور شرایط و اوضاع، فراز و فرودهایی داشته است. یکی از مقاطع تاریخی زندگانی امیرالمؤمنین(ع) که در منابع تاریخی کمتر به آن پرداخته شده، بازه زمانی میان رحلت پیامبر اکرم(ص) و آغاز حکومت آن حضرت است. برای اوّلین بار «دکتر اصغر قائدان» اثری محقّقانه در این باره نگاشتند که بهانه‌ای شد تابه مناسبت ایّام عید سعید غدیر خم گفت و گویی با همین موضوع با ایشان انجام دهیم، امید که مقبول طبع شما قرار گیرد.

گفت: «حق تعالی وی را به رسالت فرستاد پیش فرعون، گفت: «من می‌ترسم که مرا بکشند که من یکی را از ایشان کشته‌ام. برادرم هارون را با من بفرست» و چون رسول(ص) مرا فرمودند که سوره برائت بر اهل مکّه خوانم و من صنادید قریش را کشته بودم نترسیدم و برفتم و بر ایشان خواندم و تهدید و وعیدشان کردم.»

یک: اگر چه «حال»ام خوب است؛ امّا حالم خوب نیست. نمی‌دانم توانسته‌ام برای سفری که در انتظار همه ماست، آماده شوم یا نه. نمی‌دانم خدا گناهانم را بخشیده یا نه.. و نمی‌دانم آیا در سال‌های کودکی که همه چیز خالص‌تر، پاک‌تر و شریف‌تر بود، توانسته‌ام آن قدر خوب باشم که هنگام رفتن از دنیا، خوبی‌های کودکی را سرمایه کنم و با دلی مطمئن بروم یا نه. اگر تردیدها بگذارند و بتوانم از میان سیم خاردار «یک‌دندگی» بیرون بروم و یک بار دیگر، خودم را خوب ببینم، یقین دارم می‌توانم با خدا آشتی کنم.

66
صفحه 66 از 71

طرح روز

جستجو

جدیدترین نظرات

اوقات شرعی



سرخط خبرها