موعود

روایتی در شأن نزول سوره عادیات در «تفسیر برهان» نقل شده است. در نزدیکی مدینه، منطقه‌ای بود به نام «وادی یابس». در منطقه وادی یابس مردمانی قدرتمند و نیرومند زندگی می‌کردند. این وادی نسبت به بقیه مناطق وضع خوبی نداشت. کم آب و خشک بود. افراد این منطقه اکتفا کردند به آب باران و آب چاه‌هایی که حفر کرده بودند. مردمانی خشن و قدرتمند بودند و اسلام نیاورده و بر کفرشان پافشاری می‌کردند. عشیره‌های بسیار خطرناکی بودند و برای کوبیدن اسلام، دوازده هزار مرد جنگی دلاور و سلحشور هم قسم شدند به لات و عزّی، دو بت بزرگ که به «مدینه» حمله کنند و رسول الله(ص) را بکشند و مسلمانان را قتل عام کنند.

چنان‌که خوانندگان گرامی می‌دانند، در نقاط مختلفی از کتب و منابع اهل سنّت، به فضایل خاندان پیامبر(ص) تصریح شده است تا آنجا که گفته می‌شود در سال‌های اخیر برخی از افراطیان به از بین بردن بخش‌هایی از آثار و منابع و نسخ کهن که در آنها از فضایل اهل بیت(ع) سخن به میان آمده است، اقدام نموده‌اند.
آنچه در این مطلب، تقدیم شما می‌گردد، تنها گزیده‌ای از فضایل امیرالمؤمنین(ع) در منابع اهل سنّت، به ویژه دو منبع بسیار مهمّ اهل سنّت: «صحیح بخاری» و «صحیح مسلم» است. امید که مقبول طبعتان قرار گیرد.

پذیرایی از مهمانان حضرت امیر(ع) با امام مجتبی(ع) بود. روزی سفیری از روم آمده بود. سفره که پهن شد، اظهار حسرت کرد و گفت: فقیری را دیده بودم در شهر شما و به یادش افتادم، خوب است برای او هم غذا بفرستید، حضرت فرمودند: «کجا بود؟» عرض کرد: شبی به مسجد کوفه رفتم (شاید چند روزی ناشناس در کوفه رفت و آمد می‌کرده تا ببیند، چه خبر است؟) بعد از نماز عربی را دیدم که می‌خواست افطار کند. آرد جو را مشت کرد و در دهان ریخت و با کوزه آبی می‌خورد. به من تعارف کرد، نتوانستم بخورم، دلم برایش می‌سوزد! صدای گریه امام مجتبی(ع) بلند شد، فرمود: «او پدرم، علی خلیفه مسلمانان است.»

علّت بروز اختلاف در روز شهادت
در مورد تعداد روزهایی که حضرت صدّیقه طاهره(س) پس از رحلت پدر بزرگوارشان در قید حیات بوده‌اند، در میان کتاب‌های تاریخی اختلاف وجود دارد. بعضی از مورّخان مثل یعقوبی این زمان را چهل روز و کسانی مثل عایشه، دختر ابی‌بکر، این مدّت را شش ماه و گروهی دیگر هشت ماه ذکر کرده‌اند.
امّا در میان این اقوال، آن قولی که برای ما قابل اعتنا است، روایات رسیده از ناحیه ائمّه هدا(ع) به نقل از مرحوم علّامه مجلسی و مرحوم ابوالفرج اصفهانی در کتاب «مقاتل الطّالبین» می‌باشد که این گونه اظهار نظر کرده:

خداوند متعال در قرآن مجید می‌فرماید:
«وَیَقُولُ الَّذِینَ کَفَرُواْ لَسْتَ مُرْسَلاً قُلْ کَفَی بِاللّهِ شَهِیدًا بَیْنِی وَبَیْنَکُمْ وَمَنْ عِندَهُ عِلْمُ الْکِتَابِ؛1 کافران می‌گویند شما فرستاده خداوند نیستی، بگو کافیست که خداوند و کسی که علم کتاب در نزد اوست، میان من و شما گواه باشد.»

معروف به خطب غصب خلافت و علل شکیبایی امام(ع)
شاید برای برخی از کسانی که طالب عدالتند و به امام عدل عشق می‌ورزند، این سؤال پیش آمده باشد که چرا خلیفه برگزیده و وصیّ و جانشین پیامبر اکرم(ص)، همو که در دفاع از حقّ مظلومان سرآمد همه جوانمردان عالم در طول تاریخ است، در پی احقاق حقّ بزرگی که خیر کثیر آن متعلّق به همه جهان بزرگ اسلام بود، بر نیامد و با شکیبایی و صبری مثال زدنی سکوت کرد تا آنگاه که غاصبان، افسار حکومت را با نهیب مرگ رها کردند و مولا ناچار از بیعت با مردمی شد که به دست خود، سال‌ها با ستم و بدبختی بیعت ناجوانمردانه کرده بودند. جواب این سؤال را از خودش می‌شنویم که از جان او برمی‌خیزد و لاجرم بر جان ما می‌نشیند!

رهنمودهایی از حضرت زهرا (س)

هنگامی که روح انسان قوی شود و پرتویی از صفات الهی در جان او بیافتد و به مقام قرب او نائل گردد، اراده‌اش به فرمان خدا در جهان تکوین اثر می‌گذارد و آنچه را او می‌خواهد، همان می‌شود.
این همان ولایت تکوینی است که اولیای خدا از آن برخوردار بودند و همان چیزی است که سرچشمه کرامات مختلف می‌باشد و معجزات انبیا، مرحله عالی آن است، فاطمه زهرا(س) از عنایت الهی سهم وافری داشت و روایت زیر شاهد این مدّعاست:

مسلّم است که فاطمه(س) خواهان بسیاری داشته است. در این باره نیازی به ذکر روایات نداریم. پدرش پیش از آنکه به پیغمبری رسد، در دیده هم‌شهریان مقامی ارجمند داشت.
عمر و ابوبکر هر یک خواهان فاطمه(س) بودند؛ امّا چون خواست ‏خود را با پیغمبر(ص) در میان نهادند، ایشان گفتند: «منتظر قضای الهی هستم.»1

نام فاطمه(س) همانند نام پدر و همسر و فرزندانش، از اسمای خدای تبارک و تعالی مشتق شده است.
۱. آفرینش زهرا(س) قبل از خلقت دیگران همانند پدر، همسر و فرزندانش بوده است؛
۲. آفرینش زهرا(س) از نور عظمت حضرت حق تبارک و تعالی است. همان نور واحدی که حضرت رسول اکرم(ص) و علیّ بن ابی طالب(ع) نیز از آن آفریده شده است و مایه خلقت یک سوم همان نور بوده است. نوری نهفته در خزانه علم خدایی، نور قدس، نور جلال، نور کمال و نور کبریایی الهی؛

آیه مباهله یکی از جلوه‌های خاصّ اصحاب کساء در آیات نورانی قرآن کریم است که در این مقاله گوشه‌ای از این تجلّیات را با بهره‌گیری از احادیث معتبر و مستند پیشوایان معصوم(ع) ثبت می‌کنیم.

65
صفحه 65 از 71

طرح روز

جستجو

جدیدترین نظرات

اوقات شرعی



سرخط خبرها