موعود

ه گزارش مشرق؛ دو سال قبل، کاخ سفید صفحات اختصاصی خود را در فیس‌بوک، تویتر و مای‌اسپیس راه‌اندازی کرد.
این فناوری کماکان به تغییر نحوه و منبع تهیه اطلاعات مردم آمریکا و گفتگوی آنلاین آنها بر سر مسائل مهم ادامه می‌دهد. این مسئله ای است که سازمان های آمریکایی، ازجمله کاخ سفید، می دانند که پایگاه اینترنتی آن تنها یکی از سکوهای آنلاین موثر برای آن سازمان است. لذا از شبکه های اجتماعی برای ارتباط موثر و نفوذ در مخاطب استفاده می کنند.
در زیر مجموعه‌ای از سایتهایی عنوان شده که مخاطبان آمریکا از آنها بصورت آنلاین با کاخ سفید ارتباط می گیرند و پایگاه کاخ سفید برای جهت دادن به افکار عمومی در جهت اغراض خود از آنها استفاده می کند.


شبکه‌های اجتماعی
فیس‌بوک: کاخ سفید در این پایگاه چندین صفحه دارد، ازجمله صفحات رسمی کاخ سفید، طرح "بیایید حرکت کنیم" (Let's Move) برای نسل سالم‌تر کودکان متعلق به بانوی اول آمریکا، طرح " نیروهای مشترک" (Joining Forces) بانوی اول و دکتر بایدن برای حمایت از اعضای ارتش و خانواده‌های آنها، طرح "مسابقه برای بهترین شدن" (Race to the Top) برای ترویج ابتکار، اصلاح و برتری در مدارس عمومی آمریکا، کمپین "آموزش برای ابتکار" (Educate to Innovate) برای بهبود عملکرد آمریکا در زمینه علم، فناوری، مهندسی و ریاضی و برنامه کاربردی "مستقیم از کاخ سفید" (White House Live) که با رویدادهای پخش زنده کاخ سفید استفاده می‌شود.

توییتر: کاخ سفید چندین اکانت در این پایگاه دارد، ازجمله @WhiteHouse، "جی کارنی" (Jay Carney) معاون امور مطبوعات کاخ سفید @PressSec، "دن فیفر" (Dan Pfeiffer) مدیر ارتباطات @Pfeiffer44، عکاس کاخ سفید @PeteSouza، مباحث به زبان اسپانیایی @LaCasaBlanca، توصیه‌هایی برای زندگی سالم @LetsMove، حمایت از خانواده‌های سربازان @JoiningForces، بازخورد خودکار برای پست‌هایی که به وبلاگ کاخ سفید فرستاده می‌شود @blog44، و من هستم @macon44.

مای‌اسپیس: کاخ سفید در این پایگاه، نوشته‌ها و عکس‌های خود را به اشتراک می‌گذارد.
• "لینکداین" (LinkedIn): گروه کاخ سفید در این پایگاه به بحث درباره پرسش‌های مهم می‌پردازد.
• "دیگ" (Digg): کاخ سفید در این پایگاه اخبار اجتماعی اخبار، عکس و ویدئوهای خود را به اشتراک می‌گذارد.

 

ویدئو و چندرسانه
یوتیوب: کانال کاخ سفید و طرح "بیائید حرکت کنیم" ویدئوهای خود را در اختیار مخاطبین گسترده‌ای قرار می‌دهند.
• "ویمئو" (Vimeo): این کانال ویدئویی کاخ سفید هم محتوای ویدئویی دولت آمریکا را به اشتراک می‌گذارد.
• "هولو" (Hulu): کاخ سفید بطور منظم مجموعه‌ای از محتواهای مختلف مانند سخنرانی هفتگی اوباما، "وست وینگ ویک" (West Wing Week) و همچنین قطعات عمده و جالبی از سخنرانی‌های اوباما، "درون کاخ سفید" (Inside the White House)، موسیقی و هنر و کانال‌های "تخته سفید کاخ سفید" (White House White Board).
• "فلیکر" (Flickr): هم کاخ سفید و هم "بیائید حرکت کنیم" عکس‌های رسمی و پشت صحنه خود را به این پایگاه پست می‌کنند.
• "آی‌تونز" (iTunes): پادکست‌های کاخ سفید به شما این امکان را می‌دهد که فایل‌های صوتی و تصویری سخنرانی‌های هفتگی رئیس‌جمهور، سخنرانی‌ها و رویدادها، وست وینگ ویک، رویدادهای هنری و موسیقی و جلسات مطبوعاتی را بصورت خودکار دانلود کنید.
• "یواستریم" (Ustream): جریان‌های زنده کاخ سفید در این پایگاه به اشتراک گذاشته می‌شوند.

 

اشتراک‌گذاری اسناد
• "سوکراتا" (Socrata): کاخ سفید داده‌های خود ازجمله ثبت وقایع بازدیدکنندگان خود (visitor logs) را در این پایگاه به اشتراک می‌گذارد.
• "اسلایدشیر" (SlideShare): کاخ سفید اسنادی مانند قسمت‌هایی از "سخنرانی همبستگی " (State of the Union) سال 2011 را در این پایگاه به اشتراک می‌گذارد.
کاخ سفید با متخصصان بی‌طرفی از "اداره ملی بایگانی و ثبت آمریکا" (National Archives and Records Administration) مشاوره کرده تا از ثبت صحیح اسناد و سوابق ریاست‌جمهوری که طی روند استفاده از این پایگاه‌ها و خدمات رسانه‌های اجتماعی به دست می‌آید، اطمینان حاصل کند.
برای مثال، همه پست‌هایی که در اکانت‌های کاخ سفید در تویتر صورت می‌گیرد و همه پاسخ‌هایی که به پست‌های رسمی کاخ سفید فرستاده می‌شود، ازطریق یک بازخورد RSS بطور خودکار بایگانی می‌گردد؛ یعنی به ایمیل تبدیل شده و توسط سیستم بایگانی ایمیل کاخ سفید ذخیره می‌شود. کارکنان مدیریت "دفتر اسناد کاخ سفید" (White House Office of Records) همه پست‌هایی را که به صفحه فیس‌بوک کاخ سفید فرستاده می‌شود و همچنین گزیده‌ای از نظرات مربوط به این پست‌ها را بایگانی می‌کنند. این اسناد در یک ساختار پوشه‌ای سازمان‌یافته با استفاده از یک پروتکل نام‌گذاری استاندارد ذخیره می‌شوند.
اینها تنها چند نمونه از اقداماتی هستند که کاخ سفید در راستای اجرای قانون ثبت اسناد و سوابق ریاست‌جمهوری و حفظ اسناد برای آینده بر می‌دارد. کاخ سفید تا زمانی که بطور کامل از اجرای این قانون و نحوه ثبت اسناد ریاست‌جمهوری اطمینان حاصل نکند، اقدام به استفاده از یک شبکه اجتماعی جدید نمی کند.

در اقدامی که با هدف کم‌رنگ کردن انزوای رژیم صهیونیستی انجام شد، فرماندار سابق ایالت کالیفرنیا و بازیگر مشهور هالیوود سالروز اشغال فلسطین را تبریک گفت و اعلام کرد که وی و همسرش عاشق اسرائیل هستند.

به گزارش فارس، تنها یک روز پس از جدایی جنجالی «آرنولد شوارتزنیگر» فرماندار سابق ایالت کالیفرنیا از همسر خود، وی در مراسمی که برای سالروز اشغال فلسطین و تاسیس رژیم صهیونیستی برگزار شده بود، شرکت کرد.

به گزارش روزنامه صهیونیستی یدیعوت آحارونوت، شوارتزینگر در این مراسم که در کنسولگری رژیم صهیونیستی در لس‌آنجلس برگزار شد، با استفاده از شهرت خود و در اقدامی که کاملا تبلیغاتی بود، به رژیم صهیونیستی ابراز علاقه کرد.

در زمانیکه رژیم صهیونیستی به اذعان بسیاری از سیاستمداران خود در انزوای بی‌سابقه سیاسی به سر می‌برد، فرماندار کالیفرنیا با اشاره به جدایی خود از همسرش گفت: من همسرم را دوست دارم. هر دو ما عاشق اسرائیل هستیم و همینجا می‌خواهم از همه تشکر کنم.

این بازیگر مشهور سینمای آمریکا، مدعی شد، رژیم صهیونیستی که 63 سال است فلسطین را اشغال و مردم آن را آواره و در آخرین جنگ خود علیه مردم فلسطین در طول 22 روز یک هزار و 400 نفر را قتل‌عام کرده است، «چراغ دموکراسی و نماد حقوق بشر و نوآوری در فناوری است».

فرماندار سابق ایالت کالیفرنیا در این مراسم تاکید کرد که قصد دارد بزودی به فلسطین اشغالی سفر کند.

مهر نوشت:

یک روزنامه عرب زبان با اشاره به طرح مجدد سازش و به رسمیت شناختن دولت یهود آن را تلاشی برای خدمت به صهیونیستها عنوان کرد و نکبت جدید برای فلسطینیان برشمرد.

روزنامه الخلیج امارات امروز در سرمقاله خود که با عنوان "افکاری برای نکبت جدید" به چاپ رسید می نویسد: دشمن صهیوینستی درصدد است تا اقدامات تروریستی خود را تحت عنوان "امنیت اسرائیل" به مرحله اجرا درآورد و عملیات شهرک سازی، یهودی سازی، ویرانی و آوارگی فلسطینیان و همچنین محاصره آنان را به همین بهانه برای خود مباح می داند.

تجاوز به حریم فلسطینیان و همه آنچه که به نوعی درقاموس حقوق بشر می گنجد و همچنین همه آنچه که قوانین بین المللی و تصمیمات بین المللی نام دارد، برای اسرائیلی ها امری کاملا عادی به شمار می رود.

درادامه این مقاله آمده است: هنگامی که آمریکا می گوید که متعهد به برقراری امنیت برای اسرائیل است و این مسئله مافوق همه چیز قرار دارد این یعنی اینکه واشنگتن دست به حمایت از اشغالگری صهیونیست ها زده و در حقیقت به اقدامات جنایتکارانه این رژیم چراغ سبز نشان می دهد و بلکه آن را از هرگونه بازجویی یا محاسبه ای دور نگه می دارد.

دراین راستا تنها واشنگتن نیست بلکه همه کشورهای غربی با وجود همه ادعاهایشان درباره تمایلشان به حقوق بشر، آزادی، دموکراسی و مبارزه با هرگونه استبداد و حمایت ازحقوق ملتها، کورکورانه از اسرائیلی ها حمایت می کنند.

این درحالی است که هم اینها بار دیگر از سازش و از افکاری سخن می گویند که طرح آنها تنها به معنی به جریان انداختن پروژه به رسمیت شناختن "دولت یهودی" و خط بطلان کشیدن بر حق بازگشت فلسطینی ها است.

الخلیج درادامه این پرسش را مطرح می کند آیا به راستی این نکبت جدید نیست که می خواهد ملت فلسطین را بار دیگر زیر یوغ خود قرار دهد؟

این روزنامه درپایان خاطرنشان می سازد: در آستانه روز نکبت فلسطینی باید نسبت به طرح مجدد سازش هشیار بود چرا که طرح این افکار تنها با هدف خدمت کردن به نژاد پرستی صهیونیستها است و برای فلسطینیان و اعراب فقط فاجعه بار خواهد بود.

منابع آگاه آمریکایی فاش کردند که واشنگتن طرح «تجزیه؛ به سوی خاورمیانه‌ای جدید» را آماده و مقدمات آن را فراهم کرده است که با تجزیه عربستان به سه کشور جدید آغاز و اجرایی خواهد شد.

به گزارش فارس، جهان عرب و منطقه خاورمیانه ماه‌هاست که شاهد اتفاقات و تحولات مهمی است که آمریکا موج‌سواری خود بر موج تحولات را آغاز کرده است تا برنامه‌های خود را اجرا کند.

پایگاه خبری هفته‌نامه المنار به نقل از منابع آگاه آمریکایی اعلام کرد که آمریکا در این روزها سرگرم اجرای توطئه‌های خود برای تشکیل خاورمیانه جدید است که نشانه‌های آن رو به ظهور است.

المنار با بیان اینکه آمریکا اکنون بر موج تحولات منطقه سوار شده است، نوشت: گام‌های بعدی آمریکا برای تغییر خاورمیانه، با صف‌بندی‌ها و ایجاد محورهایی جدید در کشورها و شاید بازی کردن با بافت جمعیتی برخی مناطق و انتقال جمعیت برخی مکان‌ها آغاز شود تا این جابه‌جایی‌ها به افزایش جمعیت اهل سنت و ائتلاف‌های جدید در مقابل ایران و تکمیل طر‌ح‌های آمریکا با هدف تضعیف مسلمانان و اسلام منجر شود.

منابع آگاه آمریکایی به المنار گفتند: طرف‌های مسئول این طرح در آمریکا برنامه‌ها و طرح‌های خود را جهت ارسال برای سران مربوطه تحت عنوان «تجزیه به سوی خاورمیانه‌ای جدید» آماده کرده‌اند. در این طرح برنامه‌هایی است که یکی پس از دیگر اجرا می‌شود تا کم‌کم مردم منطقه و جهان عرب آمریکا را منجی خود و حلال مشکلات خود بپندارند و دعوت آمریکا به دموکراسی را جدی بگیرند.

گام بعدی آنچنان که این منابع آمریکایی گفتند، تجزیه و تقسیم عربستان سعودی به سه کشور است که نخستین آن، کشوری اسلامی شامل مکه و مدینه و اطراف آن است و اداره آن به خاندان سعودی که از نفوذ آن کاسته شده است، سپرده می‌شود و بزرگان این خاندان جای خود را به شاهزادگان جوانی می‌دهند که آمریکا را حامی و سرپرست خود می‌دانند.

این منابع افزودند: نظام کنونی در عربستان مدتی است که تحت جراحی‌های عمیقی قرار گرفته است و کادری آمریکایی در ریاض با سران خانواده حاکم در عربستان مشغول بررسی این جراحی‌ها و تغییرات عمیق هستند.

این منابع معتقدند که کشورهای [عربی] خلیج فارس از جمله عربستان سعودی بشدت از بروز انقلاب‌های مردمی که نظام آنان را سرنگون کند می‌ترسند و نشانه‌های این مورد در عمان و همچنین بحرین دیده می‌شود که البته باید توطئه اعضای یک خاندان حاکم علیه دیگر اعضای خود مانند آنچه اکنون در قطر جاری است، بدان اضافه کرد.

در همین خصوص، منابع دیپلمات به المنار اعلام کردند که کشورهای خلیج فارس در آینده گام‌هایی برای تحکیم جایگاه، قدرت و رژیم خود برمی‌دا‌رند تا از خطرات آینده در امان بمانند که البته این اقدامات آمریکا را از اجرای طرح خود در طرح تجزیه که از عربستان آغاز می‌شود، بازنمی‌دارد.

مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(ره) در اقدامی جنجالی بر روی جلد کتابی که با عنوان ‘امام خمینی(ره) از نگاه نخبگان جهان’ منتشر کرده، نماد ‘چشم ماسونی’ را به تصویر کشیده است.

یکی از نمادهایی که در فراماسونری کاربرد فراوان دارد، علامت و نماد "چشم جهان بین ” است که به صورت یک هرم و چشم در رأس آن است؛ این نماد مربوط به یکی از خدایان مصر باستان بوده است و روی دلار آمریکا هم وجود دارد.

به گزارش «نسیم»، اقدام عجیب موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (ره)، تعجب بازدیدکنندگان نمایشگاه بین المللی کتاب تهران را برانگیخته است.


به تازگی فعالیت های مبلغین تبشیری مسیحیت در شمال غرب کشور رو به گسترش نهاده است.

به گزارش مشرق به نقل از عروج، در همین خصوص در مرکز یکی از استان های شمال غرب کشور و در یکی از دانشگاه های این شهر، یک کشیش تبشیری اقدام به فعالیت گسترده تبلیغی و جذب نیرو نموده است.

گزارشها حاکی است تعدادی از دانشجویان این دانشگاه هم به صورت مخفیانه با این کشیش ارتباط برقرار کرده اند.

سازمان مرکزی آمار فلسطین اعلام کرد که جمعیت فلسطینی‌ها در سراسر جهان به 11 میلیون نفر رسیده است.

به گزارش ایسنا، روزنامه‌ عربستانی الریاض نوشت: آمار رسمی جدیدی که سازمان مرکزی آمار فلسطین اعلام کرد نشان داد که جمعیت فلسطینی‌ها از سال 1327 تاکنون هشت برابر شده و جمعیت آنها تا پایان سال گذشته به 11 میلیون نفر رسیده است.
سازمان مرکزی آمار فلسطین در گزارشی ویژه به مناسبت شصت و سومین سالروز "نکبت" (سالروز تشکیل رژیم صهیونیستی) اعلام کرد که جمعیت فلسطینی‌ها در پایان سال 1327، 1.4 میلیون نفر بوده که هم اکنون به نزدیک 11 میلیون نفر رسیده است.
این سازمان اعلام کرد که هم اکنون جمعیت فلسطینی‌ها در داخل سرزمین‌های اشغالی و نوار غزه و کرانه باختری به 5.5 میلیون نفر رسیده و جمعیت یهودیان 5.7 میلیون نفر است. سازمان مرکزی آمار فلسطین پیش‌بینی کرد که در صورت باقی ماندن روند رشد کنونی جمعیت تا پایان سال 1393 جمعیت یهودیان با فلسطینی‌ها یکسان می‌شود و به 6.1 میلیون نفر می‌رسد.
بنابر پیش‌بینی این سازمان، در سال 1400 جمعیت یهودیان 6.7 میلیون و جمعیت فلسطینیان 7.2 میلیون نفر خواهد شد که بر این اساس یهودیان 48 درصد و فلسطینیان 52 درصد از کل جمعیت ساکنان سرزمین تاریخی فلسطین را تشکیل خواهند داد.

یک هفته‌نامه فلسطینی اعلام کرد که خاندان آل سعود در خصوص ارتباط ریاض-دوحه دچار اختلافات شدید شده‌اند.

به گزارش فارس، برخی منابع در خلیج فارس به هفته‌نامه فلسطنیی المنار اعلام کردند که خاندان آل سعود اخیرا دچار اختلافات شدید داخلی شده‌اند.

این منابع علت این اختلافات را در خصوص روابط عربستان با قطر اعلام کردند و به نقل از گروهی در خاندان سعودی هشدار دادند که ارتباطات نزدیک ریاض با دوحه به جایگاه عربستان در منطقه ضربه می‌زند.

این هشدار سران سعودی در حالی است که قطر به لطف توافقات پشت‌پرده با رژیم صهیونیستی و مستحکم‌تر شدن مناسبات دوحه با تل‌آویو در حال ایفای نقشی پررنگ‌تر در منطقه است به طوری که طی توافقات صورت گرفته، از زمانیکه گاز مصر به اسرائیل قطع شده است، قطر در حال تامین گاز تل‌آویو است و تلاش می‌کند جای مصر را در منطقه بگیرد و این نکته عربستان را نیز نگران کرده است.

این منابع به نقل از یک گروه در خانواده آل سعود اعلام کردند که خاندان حاکم در قطر در دل دشمنی شدیدی با عربستان دارند و تلاش می‌کنند این کشور را ناآرام و بی‌ثبات کنند. این منابع تصریح کردند که قطر در برخی مواقع و در اتفاقات گوناگون و موضع‌گیری در قبال آن در حال رقابت با عربستان است.

افشای نقش مخرب سعودی در سوریه

این منابع تصریح کردند که سران عربستان سعودی در خصوص حوادث مخرب در سوریه به دنبال برنامه‌های سعد حریری نخست وزیر پیشبرد امور لبنان و سران قطر افتادند و گروهی در خاندان سعودی از سران سعودی خواستند تا خود را دنباله‌رو قطر نکنند و بهتر است ریاض نقش اول را در منطقه بر عهده داشته باشد.

گروه مخالف در خاندان سعودی همچنین از سران سعودی خواستند که رسانه‌های عربستانی نیز دنباله‌رو رسانه‌های قطری (مانند الجزیره) نباشند و در حملات رسانه‌ای علیه سوریه که اقدام به تحریک مردم می‌کنند، شرکت نکنند.

همزمان با فرا رسیدن شصت و سومین سالگرد اشغال سرزمین فلسطین از سوی رژیم غاصب صهیونیستی، مردم لندن فردا (یکشنبه) در حمایت از فلسطینیان مقابل سفارت این رژیم در انگلیس، تجمع ضداسراییلی برگزار خواهند کرد.

به گزارش  ایرنا، پایگاه اطلاع رسانی و ضدجنگ انگلیس موسوم به 'استاپ وار' (جنگ را متوقف کنید) اعلام کرد: همزمان با فرا رسیدن 15 ماه مه 'روز نکبت' (سالروز آغاز اشغال سرزمین های فلسطینی به دست صهیونیست ها در سال 1948) گروهی از مردم لندن به درخواست مردم فلسطین برای برپایی خیزش عمومی علیه رژیم صهیونیستی پاسخ خواهند داد.
به گزارش این پایگاه، هدف این تجمع درخواست از دولت انگلیس است تا به خاطر جنایات و قانون شکنی هایی که صهیونیست ها مرتکب شده اند، سفیر رژیم صهیونیستی ر ا از لندن اخراج کند.
فعالان و جمعی از مردم قصد دارند در این تجمع که ساعت 12 ظهر به وقت محلی برگزار خواهد شد، اعلام کنند مواضع دولت انگلیس با خواسته‌های مردم این کشور بویژه در قبال رژیم صهیونیستی متفاوت است.
هزاران نفر از فلسطینیان در سراسر جهان در یک حرکت گسترده و از طریق اینترنت، خواستار آغاز 'انتفاضه سوم' علیه رژیم صهیونیستی به منظور آزادی فلسطین شده‌اند.
در انتفاضه اول در سال‌های 1987 تا 1993 و در انتفاضه دوم در سال 2000 در مجموع ، بیش از شش هزار و 200 فلسطینی بدست نظامیان رژیم صهیونیستی به شهادت رسیدند.

قرآنی توسط انتشارات دارالعلم قم در سال ۱۳۸۹ منتشر شده است که طرح روی جلد آن شبیه ستاره داوود است!

به گزارش تریبون، این قرآن که در چاپخانه‌ی شرکت چاپ قدس منتشر شده است اخیراً نیز تعدادی از آن توسط وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به دانشگاه تهران اهدا شده است.
ستاره داوود بخش اصلی پرچم رژیم صهیونیستی است و از نمادهای فراماسونری محسوب می‌شود.


پنجاه ودومین  نشست از سلسله نشست های فرهنگ مهدوی با موضوع «سیمای خانواده درعصر ظهور»با سخنرانی حجه الاسلام سید مهدی واعظ موسوی روز پنجشنبه 29 اردیبهشت 1390 ساعت 15 در سالن آمفی تئاتر کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان واقع در خیابان حجاب برگزار خواهد شد.

خیلى خطرناک است که ندانیم قُدما چه راهى را مى‌رفتند! دلیل عقب ماندگى ما آن است که اموال شبهه ناک مصرف مى‌کنیم، و مال شبهه ناک، ایجاد تردید و شبهه مى‌کند، و به قدر ضرورت و نان خالى اکتفا نمى‌کنیم.

به گزارش جهان، تردید یکی از همراهان انسان است که در مواقع حساس زندگی می‌تواند زمینه سقوط فرد را موجب شود که این سقوط هم می‌تواند دنیایی باشد و هم اخروی. تردید در تمام امور وجود دارد، اما برخی از تردیدها از حالت فردی خارج می‌شود مثل تردیدهای سیاسی که ممکن است آسیب‌هایی را برای یک جامعه به همراه داشته باشد.

آیت الله بهجت یکی از ریشه‌های تردید را مال شبهه‌ناک می‌دانست، اینکه مال شبهه‌ناک مصرف کنیم خود سبب تردید و شبهه می‌شود.

در همین خصوص اصل کلام این پیرسفر کرده را با هم می‌خوانیم:

"سیّد بحرالعلوم(رحمه اللّه) با آن همه برکات، از لحاظ سنّ کمتر از شیخ انصارى(رحمه اللّه) عمر کرده است و شهید اول(رحمه اللّه) چه قدر کتاب‌هاى نافع و قوى و متین دارد. توفیق در تحصیل چیز دیگر است، توفیق به کثرت اشتغال نیست.

خیلى خطرناک است که ندانیم قُدما چه راهى را مى‌رفتند! دلیل عقب ماندگى ما آن است که اموال شبهه ناک مصرف مى‌کنیم، و مال شبهه ناک، ایجاد تردید و شبهه مى‌کند، و به قدر ضرورت و نان خالى اکتفا نمى‌کنیم.

این ها است که در تحصیل ایمان و یقین و توفیق در تحصیل و آثار و برکات آن اثر دارد، لذا بعضى از علما خودشان در خانه نان تهیه مى‌کردند، تا از جهت طهارت و حلیّت آن مطمئن باشند. تصرّف در مالى که صاحب آن راضى نیست و مصرف کردن آن، در علمیّات و عملّیات ما اثر مى گذارد.

ناصرالدّین شاه به مرحوم کَنى(۱) خیلى احترام مى گذاشت، لذا او را از پرداخت مالیات معاف کرده بود. ولى مرحوم کَنى به او گفت: خواهش مى کنم دستور دهید از املاک ما هم مالیات بگیرند! و مقصودش این بود که از هر جا کم کنند، به دیگران مى‌افزایند، و ازما که مالیات نمى گیرند، به جاى آن از دیگران بیشتر مى گیرند.

علماى ما، در مصرف قناعت مى کردند، و به دیگران رسیدگى مى کردند! اما ما راهى را رفتیم و مى رویم که نه به خودمان پرداختیم، و نه به دیگران رسیدگى کردیم؛ بلکه در اثر قناعت نکردن و غَوْر در مادیّات و تجمّلات زندگى همیشه مقروض هستیم. قرض در حقیقت مغلول کردن(۲) نقدى است. خدا مى داند که انسان چه قدر باید تلاش کند و از کجا بیاورد، تا قرضش را ادا نماید."

پینوشت:
۱. عالم بزرگ، ملاّعلى تهرانى کنى (۱۲۲۰ ـ ۱۳۰۶)
۲. در زنجیر و بند کردن خود

مراسم شعرخوانی ویژه بحرین (بیداری اسلامی) با حضور شعرای آیینی در سرای اهل قلم برگزار شد.

به گزارش فارس مراسم شعرخوانی (بیداری اسلامی) ویژه انتفاضه سوم به همت سایت فارسی‌زبانان در سرای اهل قلم بیست و چهارمین نمایشگاه کتاب تهران امروز برگزارشد.

در این مراسم شاعرانی مانند جواد شیخ الاسلامی، ایرج قنبرپور، امیر تیموری، حمید درویشی، سیدمحمد حسینی، محمدرضا وحیدزاده، ابوالقاسم حسینجانی، میلاد عرفان‌پور، علی‌محمد مودب، حسین اردستانی، حیدر منصوری، سیدابوالفضل مبارز، سید حسن مبارز، علی داوری، حسن صنوبری، حسین فروزنده، کاظم رستمی و حسین شهرستانی به شعرخوانی پرداختند که اشعار برخی از آنها در ذیل مطلب آمده است؛

جواد شیخ الاسلامی دراین مراسم مثنوی را قرائت کرد که در ذیل این مطلب آمده است:

به دل سوخته‌ی سوخته‌اش خندیدید
به غزل‌های برافروخته‌اش خندیدید

اف به روتان! همه‌ی باغچه را داس زدید
تا ابد گُر به دل حضرت عباس زدید

رو به سر ریز شدن کاسه‌ی صبر دریا...
هان ببینید کنون لشکر ببر دریا...

مثنوی آمده تا نعره‌ی هوهو بزند
بیت در بیت فقط "أینَ تفِرّوا " بزند

بیت در بیت فقط "أینَ تَفِرّوا "؟...آری
واژه در واژه فقط پیچش ابرو؟... آری

خنجر واژه به آن‌ها که بدانی بزند
به فلانی و فلانی و فلانی بزند

باز این طایفه با دشنه و تیغ آمده است
"سر بدزدید که هفتاد و دو تیغ آمده است "

این جماعت پی عشق‌اند و به دریا راهی...
همه بی‌خانه عشق‌اند و به دریا راهی...

دل ز کف داده به دریا، همه مجنون، همه مست...
" پیرهن چاک وغزل خوان و صراحی در دست "

تا غبار از کف پاتابه‌ی شان برخیزد
کبر بیهوده‌ی صد کوه به هم می‌ریزد

خون این قوم اگر بند بیاید خوب است!
ید بیضا شده در بند بیاید خوب است!

وای اگر دست قضا حکم به اعجاز دهد
سنگ را بر کَنَد از خاک و به پرواز دهد...

وای اگر هق هق طوفانی دریا برسد
وای اگر وقت رجزخوانی دریا برسد

وای اگر نعره‌ی «من حیدری‌ام» را بزنند
به شکافی که به آن خانه علم را بزنند...

شده با خون، شده با آه؛ که می‌گیریمش
مکه از ماست؛ به والله که می‌گیریمش

ایهاالناس! حرام است، مبادا بروید!
حج کجا؟ عمره کدام است؟مبادا بروید!

راه این نیست که: "یک راست به حج باید رفت "
گاه فرمان رسد: ای قافله! کج باید رفت...

کعبه و سنگ بهانه است؛ خودش را دریاب
مقصدت صاحب خانه است؛ خودش را دریاب

جز پی فتح و ظفر، مکه مگر باید رفت؟
غیر از این باشد از این قافله در باید رفت...

ایهاالناس! حرام است، مبادا بروید!
حج کجا؟ عمره کدام است؟مبادا بروید!

اف به روتان! همه‌ی باغچه را داس زدید
تا ابد گُر به دل حضرت عباس زدید

تا بشر هست شما خوار ابرنکبت‌ها
ننگ اسلام و نگونسار ابرنکبت‌ها

از تمامی جهان مشت و لگدخواهی خورد
و به دستان یل فاطمه حد خواهی خورد

این قلم آن قلمی نیست که سرریز شود
هرچه که تیغ خورد تیز شود تشز شود

این قلم آن قلمی نیست که بی سر برود
از بلاسوزی این معرکه ها دربرود

این قلم آمده تا نعره هوهو بزند
بیت در بیت فقط این تفروا بزند

سر بدزدید ندزدید رفیق آمدنی است...
رقص شمشیر و سپس چرخش تیغ آمدنی است...

هر که با آل علی در پی شر می‌گردد
تیغ گم کرده و دنبال سپر می‌گردد...

سرنوشتت همه مغضوب دو صد ایل شدن
بنشیند به دلت حسرت قابیل شدن

بنشیند به دلت داغ مسلمان کشتن
داغ مالک کشی و بوذر و سلمان کشتن

هر که با آل علی در پی شر می‌گردد
تیغ گم کرده و دنبال سپر می‌گردد

ایرج قنبرپور در این مراسم شعری در مظلومیت مردم بحرین قرائت کرد:

زیر تیغ نفاق آل‌سعود می‌شود عشق مثله در بحرین
می‌تراود دوباره در عالم عطر خورشیدی قیام حسین

فرصت همدلی و هم نفسی روز همبستگی ملت‌هاست
نوبت اهتزاز آزادی خاک در دست راست قامت‌هاست

شد جهان از ستم آزاد با پیام نجات بخش امام
با سلام بلند بیداران شد جهانگیر عزت اسلام

یمن و مصر و اردن ولیبی همه جا رد پای بیداری است
باز امروز شسور عاشورا در دل پاک عاشقان جاری است

منشر می‌شود قیام حسین زیر باران موشک و باروت
دارد امروز امت اسلام ریشه در خاک و شاخه ملکوت

همه از نسل آب و آیینه‌ایم سنی و شیعه همدل و همراه
بال در بال و شانه در شانه‌ایم اهل یک آرمان و در یک راه

می‌رسد روزگار شیرینی که همه زیر یک علم باشیم
در ره اعتلای آزادی عهد بستیم هم سفر باشیم

امیر تیموری هم شعر خود را به آیات القرمزی تقدیم کرد:

ای شاعر باد و طوفان ای دختر ابر و باران
مرجان دریای بحرین ای لؤلؤ بحر ایمان

تصنیف غرای نهضت ای آیه‌ی سرخ غیرت
تصویر آزادی و خون نقاشی رنج دوران

دنبال ردّ و نشانت گشتند همسنگرانت
هر کوچه و هر خیابان در شهر میدان به میدا

نام تو از جنس نور است امسال سال ظهور است
همشیره‌ی من صبور است، سوگند بر نام قرآن

در حال اغما و زندان، باشی نباشی مهم نیست
در جوشش و در خروش است خون تو ایوان به ایوان

می‌بینمت می‌درخشی در بین میدان لؤلؤ
حبسیه‌های تو آیات طوفان به پا کردهطوفان

حمید درویشی از شعراری جوان در شعر خود خطاب به مردم بحرین گفت:


برای لحظه‌ای چشماتو ببند
همسفر شو با نسیم به شهر خون

شهر نه اینجا شبیه قفسه
با پرنده‌های زخمی نیمه جون

بعضیا جون می‌کنند کنج قفس
نه برای اینکه ابو دون می‌خوان

واسه اینکه حرف آزادی زدن
جرمشون اینه که آسمون می‌خوان

اینجا مسجدا رو ویرون می‌کنن
همه پشت میله‌اند به جرم دین

ستون کاخشون استخون ماست
فریاد و سر می‌برند بیا ببین

نمی‌دونم کیه پشت اون نقاب
که می‌ترسه از همه پرنده‌ها

نمی‌دونم چی بذارم اسمشو
وقتی وحشی‌تره از درنده‌ها

روی شیطون و سفید کرده و باز
توی فکر حیله تازه تره

دست و پا می‌زنه واسه زندگی
وقتی روی موج خون شناوره

در شعر سیدمحمد حسینی نیز اینچنین مردم بحرین مورد تجلیل قرار گرفته‌اند:

هر چند با هزار مکافات زنده‌اند
اما هنوز اهل مناجات زنده‌اند

اعضای پیکرند خلایق ولی چه سود
گاهی فقط شبیه به اموات زنده‌اند

پیغمبری تمام بتان را شکست لیک
بتهای بدتر از هبل و لات زنده‌اند

آل خلیفه‌اند نشانی که در جهان
اصحاب آن سقیفه‌ی بد ذات زنده‌اند

با دشمنان بگو که اگر کشته هم شویم
بسیار مثل خواهرم ایات زنده‌اند

آیات یک دلیل که بعد از هزار سال
دلدادگان مادر سادات زنده‌اند

محمدرضا وحیدزاده با آرزوی اینکه دیری نپاید تا مراسمی را به منایبت پیروزی مظلومان جهان بر پاشود این شع را قرائت کرد:

افتاده است لرزه به دیوار کاخ‌ها
ترسیده است چشم ستمکار کاخ‌ها

شاعر! بخوان که فصل غزل‌خوانی‌ات رسید
دیگر بس است رونق بازار کاخ‌ها

از واژه‌های شعله‌ورت سخت می‌رمند
دشداشه‌های نفتی و بودار کاخ‌ها

خلخال‌های گمشدۀ صد زن غریب۱
آویخته است از در و دیوار کاخ‌ها

شاعر بخوان و بر صله‌ات افتخار کن
پهلوی توست زخمی مسمار کاخ‌ها

از آیه‌های محکمی و دیدنی شده است
صبح تلاوت تو و انکار کاخ‌ها

وقتش رسیده چشم بدوزی به جاده‌ها
گویی سواری از پس آوار کاخ‌ها...

علی‌محمد مودب نیز در شعر خود اینچنین گفت:

آیات نام کوچک توفان‌ها
نامی که در کتاب خدا زنده است

نامی که تا همیشه نماز ما
در محضرش شکسته و شرمنده است

آیات شعر زلزله‌ها را گفت
حرف سطوح گمشده در گل را

چون نخل طور شعله کشید ایات
آوازهای سوخته در دل را

با گردبادهای مهیب و سرد
بی‌ترس از نسیم، شکفتن خواند

در پیچش سیاهی عالمگیر
آن خطبه را چه محکم و روشن خواند

آیات نام کوچک مهتاب است
نام بلند هر چه که خورشید است

سیلی خور کسوف نخواهد ماند
صبحی که صبح روشن امید است

میلاد عرفان‌پور شاعر نیز با خواندن رباعی‌های طوفانی خود حضار را به وجد آورد:

تردید حرام است، خودت می‌گفتی!
تقدیر به کام است خودت، می‌گفتی!

برخیز و قصیده‌ای بخوان، خواهرجان!
هنگام قیام است، خودت می‌گفتی!
***
خورشید دمیده در دل شب... آیات
از سوره‌ی ایثار، لبالب ...آیات

از هیچ مصیبتی نخواهی ترسید
شاگرد کلاس درس زینب، آیات
***
او راز بلیغی از عنایات خداست
در دفتر شعر او روایات خداست

با مژده فتح عاشقان آمده بود
این مصحف زخم خورده آیات خداست
***
ای کاش که تا ازل، زمان برگردد
تا لاله به دامان جنان برگردد

از آتش عصیان زمین‌، می‌ترسم
"آیات " خدا به آسمان برگردد
***
ای شاعر زخم‌های ممتد ... آیات
وی از همه شاعران سرآمد... آیات

ایام عزای فاطمه نزدیک است
پهلوی تو هم شکسته شاید... آیات!

یک فعال سیاسی بحرینی گفت که رژیم سعودی برای تثبیت اشغال بحرین و سرکوب مداوم مردم این کشور، تصمیم گرفته است که یک پایگاه نظامی در خاک بحرین احداث کند.

به گزارش فارس، "علی الفرج " روز پنجشنبه در مصاحبه با شبکه خبری العالم اظهار داشت: خبرهای دریافتی از تصمیم رژیم سعودی برای احداث پایگاه های نظامی درخاک بحرین نشان دهنده نیات پلید و توطئه های خارجی علیه مردم بحرین است.

وی با اشاره به اظهارات مسئولان بحرینی درباره باقی ماندن نیروهای شورای همکاری خلیج فارس موسوم به "سپر جزیره " در بحرین گفت: این اظهارات نشان می دهد که رژیم عربستان و نه رژیم بحرین درباره ادامه حضور این نیروها در بحرین تصمیم گیری می کند و اگر آل سعود تصمیم بگیرد که این نیروها باید در بحرین بمانند، مسئولان بحرینی نمی توانند با آن مخالفت کنند.

این فعال سیاسی بحرینی افزود : ادامه حضور نیروهای سپر جزیره در بحرین نشان می دهد که رژیم آل خلیفه آماده سرکوب مردم درهر لحظه است و مسئولان این رژیم به مردم اجازه برگزاری هیچ تجمع و راهپیمایی را نخواهند داد وهیچ یک ازخواسته های آنان را برآورده نخواهند کرد.

الفرج اعمال محدودیت برای رسانه ها و اخراج خبرنگاران از بحرین را بخشی از تلاش رژیم این کشور برای سرپوش گذاشتن بر تجاوزگری خود علیه مردم از جمله سرکوب تظاهرکنندگان، بازداشت های کورکورانه سران سیاسی ، رهبران مخالف ، پزشکان و مهندسان از زمان شروع انقلاب این کشور در چهاردهم فوریه دانست.

آیت‌الله مصباح یزدی با اشاره به رواج انحراف فکری جدیدی در جامعه و مطرح شدن تعابیری چون «امام زمان(عج) خود جامعه را اداره می‌کند»،‌ تصریح کردند: درست است که در ابتدا این سخن برای ارادتمندان و علاقه‌مندان به حضرت بقیه‌الله(عج) خوش باشد،‌ ولی وقتی به آن فکر می‌کنیم، می‌توانیم به آینده خطرناک این سخن پی ببریم.

به گزارش خبر حوزه، رییس مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره) در دیدار اعضای حزب مؤتلفه اسلامی ادامه دادند: این سخن به این معنی است که اگر خود ولی عصر(عج) جامعه را اداره می‌کنند،‌ نیازی به واسطه و نائب نیست!

ایشان با ابراز نگرانی از رواج چنین تفکری در جامعه، اظهار داشتند: ‌اگر این تفکر در جامعه رواج یابد و کسی که این تفکر را رواج می‌دهد، قدرت در اختیار داشته باشد و به احتمال 99درصد کمک‌های خارجی نیز ضمیمه آن شود، چه شرایطی در جامعه به وجود می‌آید؟

آیت الله مصباح یزدی خاطرنشان کردند: اگر این جریان ادامه یابد و یک روز دیدیم که سید علی محمد باب دیگری به دست خودمان و با ثمره خون شهیدان و مقاومت‌های فراوان به وجود آمده است،‌تعجب نکنیم.

ایشان افزودند: حال اگر کسی ریاست، پول و سوابق داشته باشد و خدمات دولت نهم و دهم نیز در اختیار او قرار گیرد و چه بسا رییس جمهور هم بگوید؛ هر چه دارم از او بوده است! چه تأثیراتی می‌تواند داشته باشد؟

آیت‌الله مصباح یزدی با اشاره به مخالفت‌های صورت گرفته با چنین تفکراتی پیش از انقلاب، اظهار داشت:‌ امروز یک مقام رسمی کشور، بیاید و مطرح کند که دیگر دوران تعریف از اسلام و شعار اسلامی گذشته است، پلورالیسمی می‌باشد که در گذشته سایه آن را نیز با تیر می‌زدیم.

ایشان با تأکید بر این که در این جریان، آهسته آهسته شعارهای اسلامی کم‌رنگ می‌شود،‌ بیان داشتند: در چنین شرایطی ارزش‌های اسلامی جای خود را به ارزش‌های فردی و نام اسلام جای خود را به ایران می‌دهد؛ هرچند هم بگویند ایشان منظورشان فلان بوده و شفاف هستند.

رییس مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) ارتباط و دیدار با برخی شخصیت‌های بین‌المللی که حتی مقامات بالای کشور نیز تا کنون با آنان ملاقات را بابی دیگر معرفی کردند و گفتند: قرائن حاکی از سفر‌های این شخص به سراسر جهان از شرق تا غرب و ملاقات با بالاترین شخصیت‌ها است که در هیچ جا انعکاس نمی‌یابد،‌ تا آنجا که رییس جمهور رسماً وزیر خارجه را کنار می‌گذارد و می‌‌گوید؛ سیاست خارجه من را باید ایشان اداره کنند.

ایشان تأکید کردند: البته با عنایت خداوند و هوشیاری مقام معظم رهبری و بیداری مردم، این واقع نمی‌گردد، ولی دلیل هم ندارد که ما سکوت کنیم و به وظیفه خود عمل نکنیم.

آیت‌الله مصباح یزدی در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به خدمات دولت نهم و دهم و تأییدات رهبری از این دولت، اظهار داشتند: آنچه باعث روی کار آمدن این دولت شد، شعارهایی بودکه در سی سال پس از انقلاب مطرح می‌شد و مردم که از فراموش شدن آنها آسیب‌های فراوانی را متحمل شده بودند، به آنها دل بستند؛ البته کارهای عظیمی هم صورت گرفت و مقام معظم رهبری نیز این دولت را تأیید کردند.

ایشان با بیان این که این مسائل دلیل مطلق بودن نمی‌شود، اظهار داشتند: در کنار این خدمات،‌ آهسته آهسته سخنانی مطرح شد که قضاوت‌های فراوانی در این باره صورت گرفت، ولی بعد‌ها مسائلی ظاهر شد که قابل توجیه منطق،‌ برهان و شرع نبود.

رییس مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره)با تأکید بر این که برخی اقدامات اخیر، حتی با اقتضای سیاسی نیز سازگار نبود،‌ خاطرنشان کردند: این که به گونه‌ای رفتار شود که رهبری، مراجع، علما و مردم متدین را از خود ناراضی نمود و کاری کرد که صمیمی‌ترین دوستان نیز با او به مخالفت بپردازند، توجیهی ندارد.

ایشان در پایان تصریح کردند: ‌در این میان ما وظیفه داریم در مرحله نخست، فردی که شیفته این شخص شده است را متوجه اشتباهاتش کنیم و در مرحله بعد خواص فریب‌خورده را نیز نجات دهیم.


به دنبال پخش و انتشار اطلاعات پراکنده و آکنده از خرافات و جعلیات درباره اجنه، موعود ویژه نامه تحقیقاتی و پژوهشی خود را با مطالبی مستند و مستدل به آیات قرآنی و روایات اهل بیت علیهم السلام درباره «جن» منتشر ساخته است.

عرضه در غرفه دو، راهرو هشت، انتشارات موعود عصر
غرفه یک، راهرو دو، انتشارات هلال

آیت‌الله مکارم شیرازی در سروده‌ای، گدایی در خانه امام زمان (عج) را برای خود افتخار و یاد ایشان را چراغ روشنایی در شب تار دانست.

به گزارش ایسنا، متن سروده‌ی این مرجع تقلید که مرکز خبر حوزه منتشر کرده، به این شرح است:

گدایى در این خانه افتخار من است / شعار عشق تو عالی‌ترین شعار من است

فروغ روى تو اى خضر وادى ظلمات / چراغ روشن هر شامگاه تار من است

من ار که هیچ نیرزم به درگهت اى دوست / ولى محبت و مهر تو اعتبار من است

من از خزان حیاتم به دل ندارم بیم! / صفاى گلشن رخسار تو بهار من است!

شبان وادى ایمن به وصل دوست رسید / جمال روى تو نازم که «نور» و «نار» من است

به صبح و شام ندارم ثناى کس بر لب / ولى فضایل تو ورد روزگار من است

به عشق‌بازى پروانه گر کنم تقلید / عجب مدار که این اوج ابتکار من است!

چو «قنبرم» به غلامى قبول کن مولا! / کمین غلام درت شاه تاج‌دار من است!

ز هجر گر شودم کار، «زار»، هر شب و روز / براى وصل تو کوشم که «کارزار» من است

به حسن روى تو سوگند اى مه «ناصر» / گدایى در این خانه افتخار من است!

هرم های فراماسونری در چهاراه یافت آباد مرکز خرید مبل

در معماری ماسونی هرم با رأس جدا و یا هرم با رأس نورانی نشان دهنده چشم جهان بین«All seeing eye» است که به صورت یک هرم و چشم در رأس آن می باشد. این نماد مربوط به یکی از خدایان مصر باستان بوده است

نماد کلیسای سن ماری که یکی از اُبلیسک‌های معروف (نماد شیطان) روبروی آن قرار دارد

نمایی از طراحی های فراماسونری در چهاراه یافت آباد

نمایی از چهاراه یافت آباد و هرم های احداث شده

نماد کلیسای سن ماری و هرمی که رأس آن چشم جهان بین قرار دارد

 

نمایی از طراحی های فراماسونی در چهاراه یافت آباد

فراماسونها معتقدند در ابتدای ورودی معبد سلیمان دو ستون (بوآز و جاشین) قرار داشته و حال اگر این دو ستون را در کنار هم بگذاریم عدد 11 را تشکیل میدهند این دو ستون دروازه ورود جن‌ها به دنیای انسان‌هاست

هرم با رأس جدا نماد چشم جهان بین«All seeing eye» است که به صورت یک هرم و چشم در رأس آن می باشد.

در معماری ماسونی هرم با رأس جدا و یا هرم با رأس نورانی نشان دهنده چشم جهان بین«All seeing eye» است که به صورت یک هرم و چشم در رأس آن می باشد. این نماد مربوط به یکی از خدایان مصر باستان بوده است


آرم یکی از فروشندگان مبل در چهاراه یافت آباد که از 11 شکل «عدد مقدس فراماسونها» در طراحی آرم خود استفاده کرده و یک هرم با رأس جدا شده که در عقب تصویر نمایان است

نمایی از طراحی های فراماسونری در چهاراه یافت آباد

رئیس پژوهشگاه بین‌المللی زلزله‌شناسی گفت: نقشه‌ها و برآوردهای علمی نشان می‌دهد که تعداد وقوع زلزله‌های بزرگ رو به افزایش است.

به گزارش خبرنگار علمی خبرگزاری فارس، عباسعلی تسنیمی رئیس پژوهشگاه بین‌المللی زلزله شناسی صبح امروز در یک نشست خبری با اشاره به اینکه ششمین کنفرانس بین‌المللی زلزله شناسی و مهندسی زلزله 26 تا 28 اردیبهشت برگزار می‌شود، گفت: این کنفرانس چهار سال یک بار برگزار می‌شود و در آن محققان از کشورهای مختلف دستاوردها و یافته‌های جدید علمی خود را در زمینه بحث زلزله و مهندسی زلزله ارائه می‌کنند.

وی افزود: حدود یک هزار و 340 چکیده مقاله به دبیرخانه کنفرانس ارسال شد که 985 چکیده مقاله بعد از داوری‌ها پذیرفته شد و در نهایت 629 مقاله کامل دریافت شد.

تسنیمی ادامه داد: این کنفرانس در چهار گرایش اصلی سازه با 373 مقاله، زلزله‌شناسی با 95 مقاله، مدیریت کاهش خطرپذیری با 50 مقاله و ژئوتکنیک با 111 مقاله برگزار می‌شود.

وی گفت: 55 مقاله خارجی از 22 کشور الجزایر، ارمنستان، اتریش، آذربایجان، کانادا، شیلی، چین، آلمان، هند، ایرلند، ایتالیا، ژاپن، مالزی، نیوزلند، پاکستان، پرتغال، روسیه، سوریه، تایوان، ترکیه، انگلیس و آمریکا در این کنفرانس ارائه می‌شود.

رئیس پژوهشگاه بین‌المللی زلزله شناسی افزود: در این کنفرانس 93 استاد تمام، 107 دانشیار، 267 استادیار، 248نفر با درجه دکترا و دانشجویان دوره‌های کارشناسی ارشد و دکترا حضور دارد و در این کنفرانس سه کارگاه تخصصی با موضوعات بررسی راهبردهای بهسازی لرزه‌ای و درس‌‌آموزی زلزله 11 مارس ژاپن و 2 نشست تخصصی برگزار می‌شود.

وی خاطرنشان کرد: بررسی‌ها نشان می‌دهد که در قرن 20 خسارات زلزله معادل یک‌هزار میلیارد دلار بوده است و در ده سال آخر قرن 20 این میزان خسارت 20 میلیارد دلار بود.

تسنیمی یادآور شد: نقشه‌های زمین‌شناسی برآوردها و تحقیقات علمی نشان می‌دهد که تعداد وقوع زلزله‌های بزرگ رو به افزایش است و به همین دلیل باید برای آماده شدن آن‌ها برنامه‌ریزی کرد.

در این بازی دانشجویان و طلبه های اصفهانی بدون درگیری با نیروی انتظامی پرچم و پلاکاردهای خود را داخل ورزشگاه برده و یک صدا حمایت از مردم بحرین را فریاد زدند.

به گزارش رجانیوز، برخلاف دو بازی گذشته که جوانان انقلابی مورد توهین و ضرب و شتم پلیس قرار گرفتند در این بازی جمعیت هزار نفری دانشجویان و طلبه های حامی مردم بحرین و معترض به جنایات آل سعود  ضمن تشویق تیم ذوب آهن در برابر تیم الشباب عربستان، اعتراض خود را به نمایندگان کشور عربستان در زمین فوتبال نشان دادند.

بحرین حره حره و ذوب آهن زلزله آل سعود قاتله، الشعب یرید اسقاط آل سعود شعارهایی است که اکنون  در فضای استادیوم فولادشهر پیروزی دیپلماسی فوتبال فرزندان روح الله را در عرصه بین المللی به نمایش گذاشته است و همزمان با پخش زنده بازی از تلویزیون به گوش می‌رسد.

نامه دردآور یک پزشک بحرینی به یک روزنامه اروپائی درباره نحوه برخورد ماموران امنیتی آل خلیفه با مخالفان دولت پرده از جنایاتی برمی دارد که مطرح شدن آن در رسانه های غربی از عمق فاجعه حاکم بر این کشور کوچک عربی حکایت دارد.

به گزارش مهر، این زن پزشک بحرینی با ارسال نامه ای الکترونیکی ( ایمیل ) به روزنامه ایندیپندنت می نویسد : روزی از همین روزها نیروهای امنیتی من و همکارانم را در بیمارستان بازداشت کردند و به نحوی با من سخن گفتند که تاکنون نظیر آن را تجربه نکرده بودم.

آنها ابتدا به صورت من سیلی زدند و سپس مرا به باد کتک گرفتند و بعد با متهم کردن من به هرزگی، پولهایی که همراهم بود را به من نشان داده و گفتند این پولها را از راه نادرست به دست آورده ای. در خیابان چه می خواهی؟ "ش ی ع ه ک ث ی ف" دولت برای شما آرامش و امکانات تحصیلی آماده کرده و حتی به شما کمک هزینه تحصیل هم می دهد آنوقت شما به خیابان می آئید و علیه دولت شعار می دهید؟

این زن در ادامه می نویسد : شکنجه واقعی زمانی شروع شد که آنها چشمهای من و همکارانم را بستند و سپس مرا مجبور کردند تا با چشمهای بسته در اتاق بازجویی بدوم. من به سرعت می دویدم و بارها به دیوارمی خوردم که نتیجه آن شکستگی سر و زخمهای بزرگ بر روی پیشانیم بود.
نیروهای امنیتی آل خلیفه مرا مجبور کردند تا برای آنها برقصم و آواز "همه پادشاه خلیفه بن سلطان را می خواهند" بخوانم و در این حالت شروع به عکس گرفتن از من کردند.
دردنامه زن بحرینی

آنها سپس به من گفتند : این همان چیزی است که تو لایقش هستی . زیرا تو یک شیعه بی ارزش هستی. تو علیه پادشاه و ولیعهد ما اقدام کرده ای .

این زن در ادامه نامه خود می نویسد : بعد از این سخنان آنها روپوش سفید پزشکی مرا به زور از من گرفتند چون معتقد بودند که من لیاقت این لباس را ندارم و سپس مرا مجبور کردند تا برای آنها برقصم و آواز "همه پادشاه خلیفه بن سلطان را می خواهند" بخوانم و در این حالت شروع به عکس گرفتن از من کردند.

به علاوه به این اقدامات، در حالی که هنوز چشمانم بسته بود بطور ناگهانی مرا کتک می زدند و فریاد می کشیدند: نمی خواهیم صدایت را بشنویم تو همانند یک زن بد کاره فریاد میکشی.

این زن بحرینی به گوشه هایی از شکنجه های نیروهای آل خلیفه اشاره می کند که چون بسیار دردناک و وحشتناک می باشد قابل بیان نیست.

این زن در ادامه نامه خود می نویسد: پس از این شنکنجه ها در حالی که هنوز چشمان بسته بود آنها مرا به داخل اتاقی بردند که افسران مرد و زن در آن حضور داشتند و همگی آنها سوالات مشابهی را پشت سرهم از من مطرح می کردند زیرا خواهان شنیدن پاسخ های مورد دلخواه خود بودند و نتیجه این پرسش و پاسخ آن بود که من مرتبا سیلی و کتک می خوردم.

آنها از من می خواستند بگویم که قصد رفتن به میدان لولو و شرکت در تظاهرات ضد رژیم خلیفه را داشتم اما با وجود تمام این شکنجه ها من فقط علیه وزرات بهداشت و نحوه رسیدگی به مجروحان حوادث اخیر شعار می دادم.

به نوشته این زن بحرینی، ماموران آل خلیفه او را تهدید می کردند که با اشیاء نوک تیز مجروح کرده و سپس در جلوی سگها خواهند انداخت تا این حیوانات نیز به آنها حمله کنند و سپس وی را به دادگاه نظامی برده، اورا محکوم به تحمل چهار سال زندان کرده و تابعیت بحرینی را نیز از او می گیرند.

این زن در پایان می نویسد: در پایان زمانی که آنها به خواست خود نرسیدند از من خواستند تا برگه ای را که در آن عنوان شده بود علیه وزارت بهداشت بحرین تظاهرات کرده ام را امضا کنم. سپس مرا به دخل راهرویی برده و چشمانم را باز کردند و در آنجا دیدم که تمامی همکارانم نیز حاضر هستند. در آن هنگام به دلیل آنکه هیچ یک از همکارانم را از دست نداده ام از خدا تشکر کردم.

"روی گوتمن" یکی از خبرنگاران آزاد آمریکایی است که تاکنون افشاگری‌ها و انتقادات فراوانی را علیه اقدامات ضدحقوق بشری دولت آمریکا و مقامات کاخ سفید بیان کرده است.

به گزارش رجانیوز، گوتمن که عضو انجمن خبرنگاران حرفه‌ای جهان هم هست، در هفته‌های اخیر به بحرین رفته تا از نزدیک در جریان انقلاب مردم این کشور علیه حکومت آل خلیفه باشد؛ حکومتی که چند دهه است این کشور را به طور غیرقانونی اداره می‌کند و آزادی‌های اجتماعی و سیاسی مردم را محدود کرده است.
متن زیر، روایت آقای گوتمن از مشاهدات عینی خود در این کشور و وضعیت ناگوار حقوق بشر در بحرین و سکوت مطلق سران کاخ سفید درباره جنایات رژیم آل خلیفه است که در روزنامه "مک کلاتی" ایالات متحده منتشر شده است:
«آیلا» یکی از شهرهای کهن و قدیمی کشور بحرین است که هنوز می توان مقبره‌هایی به قدمت ۲۰۰۰ سال قبل از میلاد مسیح را در آن مشاهده کرد. مسجد زیبا و تاریخی "امیر محمد بربغی" هم یکی از آثار باستانی و ارزشمند در این شهر است که به عنوان یکی از زیبا‌ترین مساجد مسلمانان در اسناد جهانی ثبت شده است؛ مسجدی که متاسفانه امروز تنها رد چرخ‌های بولدوزر‌ها به جای آن دیده می‌شود.
مسجد "شیخ مومن" هم یکی دیگر از مراکز مهم عبادت مسلمانان و بخصوص شیعیان در شهر النویدرات بحرین بود؛ جایی که اولین حرکت انقلابیون در ۱۴ ماه فوریه علیه حکومت شروع شد و دارای نقوش هنرمندانه و معماری بسیار زیبا و تاریخی بود که دارای چشم اندازی هنری و رواق‌های چشم نوازی داشت که در روزهای اخیر توسط نیورهای نظامی آل سعود و آل خلیفه تخریب شده است.
«ابوهادی» مردی ۵۲ ساله که از اهالی این منطقه است، با افسوس از خاطرات شیرین خود درباره عبادت در این مسجد می‌گوید: هنگامی که من کودک بودم، برای نماز به همراه پدر بزرگم به این مسجد می‌رفتیم. این منطقه بسیار سرسبز بود و با درختان زیبا و چشمه‌های آب شیرین یکی از اماکن مورد علاقه بحرینی‌ها بود.
ابوهادی آهی می‌کشد و ادامه می‌دهد: چرا آن‌ها این مسجد را خراب کردند؟ ما ده‌ها سال در این مسجد عبادت می‌کردیم  اما دولت بدون توجه به این مساله، در عرض چند دقیقه با بولدوزر همه خاطرات تاریخی و مذهبی ما را ویران کرد.
چراغ سبز اوباما برای ریختن خون قرمز شیعیان
رژیم آل خلیفه در روزهای اخیر دادگاه‌های مخفیانه و غیرعلنی برگزار کرده و با بی‌عدالتی، برای معترضان حکم اعدام می‌دهد و سیاستمردان، پزشکان و پرستارانی را که به مجروحین کمک کرده‌اند، مورد ضرب و شتم و شکنجه قرار می‌دهد. پادشاه این کشور کوچک تاکنون بیش از ۱۰۰۰ نفر از جوانان شاغل را بی‌کار و حقوق آن‌ها را نیز مسدود کرده است. حتی دانش آموزان و معلمانی که در اعتراضات شرکت کرده‌اند نیز از دست آل خلیفه در امان نبوده و بازداشت شده‌اند. ماموران حکومتی به خبرنگاران هم حمله می‌کنند و با زور آن‌ها را مجبور می‌کنند که انتشار روزنامه‌های خود را متوقف کنند.
با این حال و با وجود همه این تخریب‌ها و جنایات علیه مردم بحرین، هیچ وقت اوباما از این خراب کاری‌ها صحبتی نکرده است. به هر حال بحرین به کمک شریک خود عربستان سعودی و یار همیشگی خود یعنی آمریکا که میزبان ستاد مرکزی ناوگان پنجم دریایی آن در خلیج فارس است، این جنایات را انجام می‌دهد و هیچکدام از مراجع قانونی و حقوقی در جهان هم واکنشی نسبت به آن نشان نمی‌دهند و روند ویران کردن اماکن مقدس شیعیان بحرینی همچنان ادامه دارد. به علاوه، نیورهای نظامی آل خلیفه شبانه به منزل رهبران انقلاب هجوم می‌برند و در تاریکی شب آنان را دستگیر و به نقاط نامعلومی منتقل می‌کنند که از سرنوشت بسیاری از آن‌ها خبری در دست نیست.
از سوی دیگر، "شیخ خالد بن‌علی آل‌خلیفه" وزیر دادگستری و امور اسلامی بحرین در یک مصاحبه از روند تخریب‌ها حمایت کرده و مدعی شده که این مساجد بطور غیر قانونی ساخته شده‌اند و می‌بایست تخریب می‌شدند! این در حالی است که تاریخ ساخت بیشتر این مساجد به سال‌های دور برمی گردد؛ سال‌هایی که اصلا نام و نشانی از خاندان آل خلیفه نبوده است.
گفتنی است "خلیفه ابن سلمان آل خلیفه" با ۷۵ سال سن، بیش از ۴۰ سال است که بر مسند قدرت تکیه زده که یکی از رکورداران داشتن چنین پستی در جهان است. در این میان سکوت شبکه‌های خبری عرب زبان مانند الجزیره و العربیه در مورد این جنایات هم معنادار به نظر می‌رسد.

روزنامه خراسان خبر داد:
اخیرا یک گروه انحرافی تندرو معروف به "طالبان" با تفکرات خاص در بندرترکمن (استان گلستان) فعالیت هایی داشته است. شنیده می شود سرکرده این گروه به نام "ع.ع" برای دیدار با برخی از افراد تندرو بارها به پیشاور پاکستان رفته است.

ما مسلمان ها خیال می کنیم بانی نخستین مصادره و تقسیم اراضی فلسطین امثال بالفور انگلیسی بوده آن هم در قرن 20 میلادی اما بانی نخستین طرح مصادره فلسطین توسط یهود، شخص عمر ابن الخطاب بوده است.

مراجعه شود به روایات زیادی که اهل سنّت خود نقل کرده اند که عمر دستور داد یهودیان را از عربستان اخراج کنند. پس از بررسی متوجه شدم منظور از اخراج یهود از حجاز متمرکز کردن آن ها در فلسطین بوده است و برای محکم کاری کار خود، به زبان رسول خدا جعل کردند که ایشان هم فرمود یهودیان را از حجاز اخراج کنید. مراجعه شود به مفتاح کنوز السنّه، ماده یهود تا ببینید دهها روایت نقل شده است.

امروز برای همه روشن است که اخراج یهود از هر جای عالم یعنی باز گرداندن آن ها به فلسطین. ویل دورانت نوشته است تصمیم عمر مبنی بر پایتخت قرار دادن قدس آنقدر شایع شد که عمر مجبور شد سفر خود را ناتمام گذاشته از قدس به مدینه برگردد. عمر با تقویت بیت المقدس یهود را تشویق می کرده برگردند به سرزمین خود و به همین سبب بوده که می گفت زیارت بیت المقدس را عمره قرار دهید و عشق وهّابیون به یهود نیز از اینجا سرچشمه می گیرد.

آیت الله موسوی زنجانی

دادگاه تادیبی شهر استراسبورگ فرانسه امروز (دوشنبه) مردی را که به هتک حرمت قرآن پرداخته و پس از فیلمبرداری از اقدام وقیحانه خود، فایل ویدیویی آن را در اینترنت منتشر کرده بود، تبرئه و آزاد کرد!

به گزارش ایسنا، خبرگزاری فرانسه گزارش داد، این فرد 30 ساله ارنستو روخاس آباته نام دارد و ساکن شهر پیشهایم در استراسبورگ است.

وی ابتدا به جرم تحریک به تبعیض ملیتی، نژادی و مذهبی که می‌تواند مجازات یک سال زندان و 45 هزار یورو جریمه نقدی را به همراه داشته باشد، تحت تعقیب قرار گرفت.

دادگاه تادیبی استراسبورگ به این نتیجه رسید که در ویدیوی منتشر شده اقدامی فراتر از محدودیت‌های آزادی بیان صورت نگرفته است (!) و متهم تنها یک اقدام تروریستی را که جامعه مسلمانان هرگز آنرا نمی‌پذیرند، محکوم کرده است.

متهم در داگاه توضیح داد که در ویدیوی وی همه چیز به مسخره انجام شده است و وی فکر نمی‌کرده است که آتش زدن یک کتاب در خانه‌اش از نظر قانونی ممنوع باشد!

دادستان ابتدا برآورد کرده بود که اقدام وی تحریک به ایجاد نفرت علیه مسلمانان است و متهم را به سه ماه زندان و پرداخت 1000 یورو و جریمه محکوم شد.

اما وکیل مدافع وی فرجام خواهی کرد و ضمن آنکه خواستار آزادی وی شد، گفت که موکلش تنها افراطگرایان را محکوم کرده است نه همه مسلمانان را.

در این دادگاه، مسجد جامع استراسبورگ نیز شاکی خصوصی این دادگاه بود و وکیل خود را نزد دادگاه فرستاده بود.

در نهایت این دادگاه متهم را که بنا به قوانین خود فرانسه می‌بایست به یک سال زندان و پرداخت 45 هزار دلار جریمه محکوم شود، مقصر نشناخته و رای به آزادی وی داد.

به گزارش مشرق مجله بی بی سی در گزارشی مطالبی را در خصوص برنامه ای که سالهاست توسط وزارت خارجه آمریکا تحت عنوان "بازدیدکنندگان بین المللی" اجرا می شود؛ منتشر کرد که در آن به چگونگی استعدادیابی و تغییر دیدگاه رهبران آینده در راستای منافع آمریکا هنگام بازدید از آمریکا یا بورسیه در این طرح، می پردازد.
وزارت خارجه آمریکا براساس ضوابط طراحی شده در این برنامه، افراد پیشرو و متفکر و مستعد در عرصه های مختلف را از طریق رابط های خود در سایر کشورها یافته و از آنها برای شرکت در این برنامه به آمریکا دعوت می کند. سپس بر اساس شناخت اولیه ای که از افراد و دغدغه های ذهنی شان دارد آنها را با سیاستمداران و بزرگان مربوطه در  آمریکا روبرو می کنند و در این مسیر دغدغه های ذهنی آنها سمت و سوی آمریکایی گرفته و مدتی بعد این افراد مناصب مدیریتی و کلانی را در تخصص های مختلف کسب می کنند و موازی با سیاست ها و خواست آمریکا گام برخواهند داشت. سارکوزی، گوردون براون، تونی بلر و بسیاری دیگر سیاستمداران جهان، محصول این پروژه هستند.
به گفته یکی از شرکت کنندگان در این طرح: این برنامه، مصداق بارز "قدرت نرم" آمریکاست که در آن به شکل دادن عقاید اولیه و به عبارتی آمریکایی کردن خواسته ها، آرزوها، ایده ها و امکانات افراد می پردازد.
البته برخی از افراد، در بورسیه این طرح شرکت نمی کنند، بلکه در بازدید از آمریکا خود به خود آمریکایی شدن آنها رقم خواهد خورد.

مجله بی بی سی نوشت: برنامه ایالات متحده برای مشخص کردن افراد مهم در آینده، 70 سال است که به معرفی عاملان قدرت در آینده می پردازد.
پیش بینی اینکه روزی چه کسی بر ما حکومت خواهد کرد، کار آسانی نیست، اما طرحی که توسط وزارت خارجه ایالات متحده ارائه شده، به طور قابل ملاحظه ای دقیق عمل کرده و توانایی خوبی را برای تشخیص تربیت و معرفی این رهبران آینده داراست. این طرح چند دهه ای تاکنون کمتر جلب توجه کرده، اما ثابت کرده است که در تربیت و ارایه رهبر آینده جهان، موفق بوده است.
پیشینه و نحوه اجرای برنامه "رهبر ناظر بین المللی"
مجله بی بی سی در خصوص پیشینه این طرح می نویسد: این طرح برمی گردد به سال 1950که "برنامه رهبر خارجی" تاسیس شد. بعدها نام آن به "برنامه ناظر بین المللی" تغییر کرد و سپس در سال 2004 یک بار دیگر نام آن به برنامه "بازدیدکنندگان بین المللی" تغییر یافت.
شرکت کنندگان در این برنامه بسیار معتبر و پرهزینه، برای گذراندن 3 هفته در شهر واشنگتن و سه شهر دیگر انتخاب شدند و همکارانشان، متخصصان و دیگر افراد مهم را ملاقات کردند که همگی تجربیات ارتباطی بسیار ارزشمندی برای هر مرد و زن جوان و جاه طلبی به همراه داشت.
بر اساس اظهارات سفیر ایالات متحده در لندن، در کابینه کنونی، 11 نفر از بین افرادی که در این پروژه شرکت کرده بودند، حضور دارند.
سیاستمدارانی که توسط این برنامه تربیت شده اند
به گزارش مجله بی بی سی: تونی بلر، گوردون براون، مارگارت تاچرد و ادوارد هیث، همگی در روزهای آغازین حرفه خود، در این برنامه شرکت کرده بودند.
رئیس دولت انگلیس تنها فردی نبود که استعدادش کشف شده است. نیکلاس سارکوزی، حامد کرزای، ژولیا گیلارد، رئیس جمهور استرالیا و مورگان چانگیرای، نخست وزیر زیمباوه، از رهبرانی هستند که دراین پروژه شرکت کرده اند.
تنها در انگلیس بیش از 2500 شهروند، به عنوان بخشی از این برنامه به ایالات متحده سفر کرده اند. این طرح تنها از طریق دعوت از شرکت کنندگان آنها را پذیرش می کند.

برنامه ای برای تغییر عقیده
این منبع در مورد جزییات این برنامه و نحوه تغییر عقیده افراد می افزاید که؛ احمد مدثر، 28 ساله، مدیر "آژانش روابط عمومی یونیتاس" است که دو بار به وسیله این طرح از ایالات متحده بازدید نموده در خصوص نحوه حضورش در این طرح می گوید: من توسط رابط فرهنگی ایالات متحده در لندن برای این برنامه معرفی شدم. رابط فرهنگی آمریکا، مستنداتی را که من تهیه کرده بودم مشاهده کرده بود و نسبت به اقدامات من در زمینه ارتباطات علاقه مند شده و سپس از من برای شرکت در این برنامه دعوت به عمل آورد.
وی که پیش از این منتقد سیاست های آمریکا بوده و پس از دیدن آمریکا تغییر دیدگاه داده است می گوید: هدف این برنامه تغییر دادن نظر مخالفان نیست.
یکی از کسانی که به تازگی در این برنامه شرکت کرده اند، ویکتوریا استوود تولید کننده اخبار شبکه4 است. یکی از رابطان وی در وزارت خارجه او را برای این برنامه معرفی کرد. او در سال 2009 با کاندولیزا رایس، وزیر امور خارجه اسبق ملاقات کرد.
ویکتوریا گفت: " کاری که آنها انجام می دهند این است که شما را به طور مستقیم در برابر افراد حاضر در عرصه قدرت قرار می دهند، مثلا اگر من به دنبال مسئله تحریم ایران باشم، افراد مسئول در این تحریم ها را خواهم شناخت."
پروفسور گلیز اسکات-اسمیث ، کارشناس روابط بین الملل در آکادمی روزولت هلند، به طور گسترده مطالعاتی را روی این برنامه انجام داده است. وی اذعان می کند که دعوت شدن در چنین برنامه ای، درجه ی بالایی از شان و منزلت را به همراه خواهد داشت و می تواند شرکت کنندگان را در حرفه های خود به شبکه های ممتاز رهنمون کند.
اما پروفسور گلیز اسکات-اسمیث ، با اشاره به جان پیتر بالکننده، نخست وزیر پیشین هلند، اظهار می-کند که منطق مشخصی در پی این دعوت ها وجود دارد. وی که شخص گمنامی بود و در شورای شهر و محقق حزب دموکرات مسیحی مشغول به کار بود، در سال 1985 در طرح سفارت آمریکا استعدادیابی شد.
وی می گوید:"آنها در واقع رخدادهای مجلس عوام انگلیس را با دقت دنبال می کنند."
به طور مشابه هنگامی که نیکولا سارکوزی شهردار وقت شهر نوی-سور-سن در حومه پاریس، به عنوان بخشی از این برنامه با اد کوچ ، شهردار نیویورک ملاقات کرد.
پروفسور اسکات-اسمیت با اشاره به نفع دوجانبه این برنامه می افزاید: یک رهبر احتمالی، به اندازه وزارت خارجه از این ملاقات بهره خواهد برد.
وی همچنین اظهار کرد برنامه به این دلیل که شرط و شروط اضافه ای نداشت، موفقیت آمیز بوده است و بر بسیاری از مدعوین بدبین در این طرح پیروز شد و به آنها این حس را القا کرد که از اتهامات دستکاری اطلاعات مصونیت دارند.
اما وی معتقد بود که این برنامه، مصداق بارز "قدرت نرم" آمریکاست که در آن به شکل دادن عقاید اولیه و به عبارتی آمریکایی کردن خواسته ها، آرزوها، ایده ها و امکانات افراد می پردازد.
رهبران فردا براساس چه خصوصیاتی انتخاب می شوند؟
پروفسور جاناتان گاسلینگ، مدیر مرکز مطالعات رهبری در دانشگاه اکستر در خصوص مشخصه افراد برای دعوت از آنان می گوید: "ممکن است شخصیت افراد مهم باشد، ممکن است آرزوی آنها یا میزان مقاومت آنها باشد."
"آنها به دنبال آن هستند که تا جای ممکن اطلاعات محلی کسب کنند. این به معنی مذاکره با رهبران حزب های سیاسی برقراری ارتباط با مدیران موزه ها و اقداماتی از این قبیل می باشد."
پروفسور جاناتان گاسلینگ می گوید: این یک عملیات یکطرفه نیست بلکه از جانب افراد شرکت کننده نیز کشش وجود دارد. شیفتگی رو به رشدی نسبت به آمریکا در حال شکل گیری است. ما همچنان برای رهبری جهان چشم به آمریکا دوخته ایم."
وی ادامه داد: من به این دلیل نگران هستم، که عقیده دارم انگلیس باید مستقل باشد. من عقیده دارم ایده ی مداخلات خارجی در سیاست ما نگران کننده است. با این حال، فیلیپ بریدن ، مشاور نشریات سفارت آمریکا در لندن، با خوش بینی در خصوص این برنامه می گوید: "واضح است که داشتن مردمی با درک بهتر از یکدیگر در فراسوی مرزهای بین المللی، مفید خواهد بود. این دیپلماسی مردم به مردم است، نه دیپلماسی کشور به کشور."
وی در پایان می گوید: نخبگان آینده نامشخص هستند. و اگر آمریکایی ها می توانند آنها را کشف کنند، پس آنها می دانند که چگونه باید این کار را در جهت منافع خود انجام دهند.

بر اساس گزارش تازه ای که به باراک اوباما رئیس جمهوری ایالات متحده آمریکا ارائه شده اقدامات فوق محرمانه امنیتی در دولت اوباما، هزینه های مالی قابل توجهی برای این کشور داشته است.

به گزارش مشرق، بر اساس گزارش اداره اطلاعات امنیتی آمریکا، تخمین زده می شود هزینه های عملیات های محرمانه آمریکا با افزایش پانزده درصدی نسبت به سال گذشته به رقمی معادل 17/10 میلیارد دلار رسیده است.
این گزارش تاکید می کند که 25/1 میلیارد دلار نیز علاوه بر این بودجه صرف محافظت از اطلاعات طبقه بندی ایالات متحده می شود که در نهایت هزینه عملیات های پنهانی امنیتی آمریکا که در بودجه محرمانه این کشور لحاظ می شود رقمی معادل 42/11 میلیارد دلار است.
این برآورد هزینه بر اساس فعالیت های طبقه بندی شده 41 آژانس مرتبط با دولت آمریکا تهیه شده است. این گزارش در 29 آوریل 2011 توسط اداره امنیت اطلاعاتی به اوباما ارائه شده و اخیرا هم منتشر شده است. این هزینه ها شامل امنیت شخصی، حفاظت فیزیکی،امنیت سیستم اطلاعاتی بخصوص مدیریت اطلاعات طبقه بندی شده و در نهایت آموزش است. همه این هزینه ها نسبت به سال گذشته افزایش داشته اند.
اداره امنیت اطلاعاتی آمریکا هرگز برآوردی از هزینه های کلان اطلاعاتی سازمان هایی چون سیا و آژانس امنیت ملی و سایر سازمان های اطلاعاتی آمریکا را به دلیل محرمانه و دارای طبقه بندی بودن را فاش نمی کند.
سایت اخبار سری تلاش کرد تا با گفت و گو با دو کارشناس امنیتی عواقب انتشار هزینه های سازمان امنیتی برای امنیت ملی آمریکا را بررسی کند اما این دو کارشناس در پاسخ گفتند که این اطلاعات به این دلیل دارای طبقه بندی اعلام شده که یک نفر دستور این کار را صادر کرده و اعلام سری بودن آنها لزوما به این معنا نیست که اعلام این هزینه ها به امنیت ملی آمریکا ضرر خواهد زد.
این نوع پنهانکاری در واقع بازتابی از سیاست های طبقه بندی در دوره معاصر است. اگر اصول طبقه بندی اسناد به درستی رعایت شود آن وقت این شیوه های قدیمی طبقه بندی به کنار خواهند رفت( و امکان انتشار اسنادی که به ضرر امنیت ملی نیست فراهم خواهد شد).
بر اساس دستورالعمل اداره امنیت اطلاعاتی آمریکا نقد روند فعلی طبقه بندی اسناد می تواند چشم انداز وسیعی درباره آنکه واقعا چه چیزی باید طبقه بندی شود ترسیم کند. این چشم انداز تا به امروز در حد سراب بوده و دولت نیز اقبالی به آن نشان نداده است.
در ادامه این گزارش آمده است: هفته گذشته مایکل جی ویکرز مشاور ارشد اطلاعاتی وزیر دفاع تفاهم نامه ای را برای اجرای دستور اوباما درباره طبقه بندی که در سال 2009 صادر شد، امضا کرد. تفاهم نامه ای که ویکرز آن را امضا کرد ناقص است چرا که تاکیدی بر بازنگری در اصول طبقه بندی اطلاعات در آن مشاهده نمی شود.
اداره امنیت اطلاعاتی آمریکا ماه گذشته گزارش داد که تعداد اسنادی که تنها در سال اول ریاست جمهوری باراک اوباما دستور طبقه بندی آنها صادر شده 224734 سند بوده است. این رقم افزایشی 6/22 درصدی نسبت به سال پیش از آن را نشان می دهد.

مشرق، چند سالی است با تاسیس بنیاد ملی بازی های رایانه ای، کار رده بندی سنی و تعیین مجاز و غیرمجاز بودن بازی های رایانه ای و ویدئویی ،این رسانه جدید و نوظهور به این نهاد غیردولتی واگذار شد که متاسفانه تا به امروز شاهد عدول از سیاست های نظام اسلامی و شکسته شدن خطوط قرمز هستیم.
این در حالی است که طبق اعلام رئیس این بنیاد، سال گذشته در ایران 37 میلیون نسخه بازی رایانه ای به فروش رفته است و این امر نشان دهنده ضریب نفوذ رسانه بازی های رایانه ای در میان کاربران ایرانی است.
اما سوال اینجاست که آیا می توان به صرف انیمیشن بودن و غیرواقعی بودن، به بازی هایی مجوز داد که اسلام و تشیع را به انحراف کشیده، شیعیان را تروریست معرفی کرده و مجوز حمله به کشورهای اسلامی را صادر می کنند؟ آیا می توان به صرف انیمیشن بودن انتشار بازی هایی را بلامانع دانست که زنان در آن به صورت نیمه برهنه ظاهر می شوند؟ بازی هایی که به مشروبات الکلی اشاره می کنند طبق کدام رده بندی مجاز هستند؟ آیا درست است که یک ماه قبل از فتنه سال 88 به بازی هایی مجوز انتشار دهیم که مراحل تغییر نظام را آموزش می دهند؟ آیا می شود وزارت ارشاد به بازی هایی مجوز دهد که نمادهای شیطان پرستی را ترویج می دهند؟
اگر پا روی همه دغدغه های فرهنگی بگذاریم و از همه آرمان ها عدول کنیم اما مسئله برهنگی خط قرمزی است که هیچگاه از آن صرف نظر نشده است.
به راستی وقتی نهاد های فرهنگی کشور مانند شورای نظارت بر اسباب بازی، عروسک باربی را غیرمجاز اعلام می کنند چرا به بازی "باربی و 12 پرنسس رقاص" که به آموزش رقص می پردازد مجوز انتشار می دهند؟

 


وقتی در هیچ یک از فیلم ها ، سریال ها و انیمیشن های منتشر شده نمایش زنان خارجی با سینه های نیمه برهنه مجوز پخش دریافت نمی کنند چرا برای اولین بار از مرزهای اعتقادی عقب نشینی می کنند؟

 

 

به چه دلیل پا را از این فراتر می نهند و به بازی هایی که در آن زنان به صورت نیمه برهنه حاضر می شوند مجوز می دهند؟

 

بنیاد ملی بازی های رایانه ای چند سالی است این رویه را در پیش گرفته است و شاید دلیل آن عدم توجه به تعهد کارشناسان و متخصصان در آن مجموعه باشد . به راستی کدام کارشناسان فرهنگی و دینی با کدام معیار در بنیاد ملی بازی های رایانه ای تشخیص داده اند که این بازی ها با معیارهای نظام اسلامی همخوانی دارد ؟
بررسی تفکرات نمونه ای از این کارشناسان که در همایش ماه گذشته بنیاد ملی بازی های رایانه ای و رونمایی از سه کتاب در رابطه با بازی های رایانه ای حضور داشته است شاید جوابی به قسمتی از این سوال ها باشد .مراسم رونمایی از 3 کتاب تازه در حوزه بازی‌های رایانه‌ای در سرای اهل قلم به همت بنیاد ملی بازی های رایانه ای برگزار شد .

مردان مسلح در روستایی در ولایت تخار در شمال شرق افغانستان به یک دختر دوازده ساله تجاوز کرده اند.

به گزارش فرارو، اعضای خانواده این کودک می گویند شش تن از این افراد، لباس پلیس به تن داشته اند.اداره محلی امور زنان در ولایت تخار این حادثه را تائید کرده و مقامات پلیس این ولایت گفته اند که در جستجوی عاملان این حادثه هستند.

کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان نسبت به آنچه که افزایش موارد تجاوز جنسی می خواند، ابراز نگرانی کرده است.

این کمیسیون به خبرنگاران گفت که سال گذشته سی و نه مورد تجاوز جنسی بر زنان و دختران در سراسر افغانستان نزد آنها ثبت شده است، در حالی که آمار واقعی این گونه حوادث می تواند به مراتب بیشتر باشد چون به گفته مقامات این کمیسیون، در بسیاری از موارد به دلیل ترس از پیامدهای اجتماعی آن، خانواده ها حاضر به "افشای" اینگونه موارد نمی شوند.

رئیس جمهوری آمریکا اعلام کرد که کشته شدن اسامه بن لادن و به دست آوردن اطلاعات از محل اختفای وی این فرصت را به آمریکا داد تا ضربه مرگبار به القاعده وارد کند.

به گزارش ایسنا، باراک اوباما، رئیس جمهوری آمریکا در گفت‌وگو با برنامه‌ "60 دقیقه" شبکه‌ی سی‌.بی‌.اس در مورد مرگ اسامه بن لادن رهبر القاعده تصریح کرد: کشته شدن بن لادن به معنای این نیست که ما تروریسم را شکست دادیم. بلکه این فرصت را به ما داده است تا ضربه مرگبار به القاعده وارد کنیم. اگر ما در ماه‌های آینده در این مسیر حرکت کنیم می‌توانیم این ضربه را وارد کنیم.

اوباما در ادامه تصریح کرد: هماکنون در حال قرار دادن اطلاعات کنار یکدیگر و تجزیه و تحلیل و ارزیابی تمامی این اطلاعات هستیم. می‌توانیم پیش بینی کنیم که این اطلاعات منجر به این خواهد شد که بتوانیم تروریست‌ها و اهداف ارزشمند دیگر را پیدا کنیم.

وی گفت: مقامات آمریکایی می‌توانند در مورد طرح‌های در جریان القاعده و اینکه این گروه چگونه فعال است و از چه روش‌هایی برای ارتباط استفاده می‌کند موضوعاتی را به دست آورند.

رئیس جمهموری آمریکا در ادامه این مصاحبه افزود: اکنون از این فرصت برخورداریم که اقدامات جدی علیه القاعده انجام دهیم.

اوباما همچنین در این مصاحبه اعتراف کرد که وی پیش از حمله مخفیانه نیروهای آمریکایی به محل اختفای بن لادن نگران بود. حتی برخی از مشاورانش نیز در مورد این حمله ابراز شک و تردید کرده بودند.

اوباما گفت که پیش از این حمله وی خاطرات حمله سال 1993 نیروهای آمریکایی در موگادیشو را در ذهن زنده کرده بود. در این حادثه دو هلی‌کوپتر آمریکایی توسط شبه نظامیان سرنگون شده بود.

این هلیکوپترها تلاش می‌کردند اجساد سربازان آمریکایی را که در خیابان‌های موگادیشو بود جمع آوری کنند. در آوریل 1980 نیز آمریکا یک عملیات ناکام در ایران داشت. جیمی کارتر، رئیس جمهوری اسبق آمریکا در سال 1980 دستور انجام ماموریت مخفیانه برای نجات گروگان‌های آمریکایی در ایران را صادر کرد اما این عملیات آمریکا شکست خورد.

اوباما در این مصاحبه اظهار داشت: پیش از این عملیات مخفیانه آمریکا در پاکستان، به یاد دو عملیات آمریکا در موگادیشو و ایران افتادم.

اوباما افزود: شرایط 55 به 45 بود. منظور من این است که نمی‌توانستیم قاطعانه بگوییم که بن لادن در آن خانه است. اگر بن لادن در آن خانه نبود پیامدهایی پس از این حمله ظهور می‌کرد. انجام عملیات نظامی در یک کشور مستقل خطرات سنگینی به همراه دارد.

اوباما در این مصاحبه گفت که برخی از مشاورانش با انجام این حمله به سبک کماندویی مخالف بودند. اما اوباما تاکید کرده بود که باید در نهایت بن‌ لادن را دستگیر کرد و یا کشت.

وی گفت: به خودم گفتم که اگر این یک شانس خوب است مواجهه با خطرات سیاسی‌اش ارزشش را دارد.

رئیس جمهوری آمریکا گفت: سری بودن این عملیات بسیار مهم و سرنوشت ساز بود. من حتی به خانواده‌ام نیز در مورد این عملیات حرفی نزدم. تعداد اندکی در کاخ سفید نیز در جریان این عملیات بودند. حتی اکثریت مشاوران ارشدم نیز از این عملیات بی‌خبر بودند.

رئیس جمهوری آمریکا در این مصاحبه به این موضوع اشاره کرد که بن لادن احتمالا از یک شبکه حمایتی درون پاکستان برخوردار بود. وی گفت که با انجام تحقیقات توسط امریکا و پاکستان ماهیت این حمایت‌ها کشف خواهد شد.

اوباما افزود: فکر می‌کنیم که یک شبکه حمایت از بن لادن درون پاکستان وجود داشته است، اما نمی‌دانیم که این شبکه حمایتی را چه کسی و چگونه هدایت می‌کند. نمی‌دانیم که آیا ممکن است برخی افراد درون دولت پاکستان وجود داشته باشند که از القاعده حمایت می‌کردند. در این راستا باید تحقیقات گسترده و دقیق انجام شود.

گفته می‌شود که یوسف رضا گیلانی، نخست وزیر پاکستان قرار است امروز (دوشنبه) در پارلمان سخنرانی کند و احتمالا در مورد کشته شدن بن لادن نیز صحبت‌هایی را ارائه خواهد کرد.

حسین حقانی، سفیر پاکستان در آمریکا در گفت‌وگو با شبکه‌ ای.بی.سی گفت که دولتش در مورد نتایج تحقیقات درباره‌ مرگ بن لادن و همچنین احتمال حمایت‌ها از وی درون پاکستان، تصمیم گیری خواهد کرد.

وی افزود: زمانی که تحقیقات کامل شد در این راستا عمل خواهیم کرد.

رئیس جمهوری آمریکا در این مصاحبه به پاکستان فشار آورد تا در مورد این موضوع تحقیقات انجام دهد که چگونه بن لادن سال‌ها در یک منطقه نظامی زندگی کرده است و گفت که احتمالا بن لادن توسط افراد محلی حمایت شده است.

تام دانیلون، مشاور امنیت ملی کاخ سفید نیز در اظهار نظری گفت که اطلاعات ارزشمندی از جمله ویدئو، نوارهای صوتی، تجهیزات کامپیوتری، اسناد نوشته شده طی حمله به محل اختفای بن لادن کشف شده است.

وی افزود که آمریکا تمرکز خود را بر دستگیری یا کشتن ایمن الظواهری، معاون بن لادن قرارداده است.

وی به شبکه ان.بی.‌سی گفت: ظواهری تروریست بعدی است که ما به دنبال او هستیم.

کاندولیزا رایس، وزیر امور خارجه‌ سابق آمریکا نیز در گفت‌وگو با شبکه‌ ای‌.بی‌.سی تصریح کرد: این موضوع که بن لادن در منطقه‌ای دراسلام آباد بود تا حدودی چشمگیر است. به نظر می‌رسد که پاکستان سوالات بسیار سختی برای پاسخ خواهد داشت.

اوباما در این مصاحبه از تصمیم برای عدم انتشار تصویر جسد بن لادن دفاع کرد و گفت: شکی وجود ندارد که بن لادن مرده است. هیچ شکی در میان اعضای القاعده وجود ندارد که بن لادن کشته شدن است. بنابراین فکر نمی‌کنیم که یک عکس از او شرایط را تغییر دهد. شنیدم برخی کشتن شدن بن لادن را رد کرده‌اند اما حقیقت این است که بن لادن دیگر بر روی زمین نیست.

اوباما در پاسخ به سوالی درمورد اینکه آیا تصمیم انجام این حمله یکی از سخت‌ترین تصمیمات دوران فعالیتش به عنوان فرمانده کل قوا در آمریکا بوده یا خیر، گفت: بله مطمئنا یکی از سخت ترین تصمیماتم بود. هر زمان که شما زنان و مردانی را به یک عملیات جنگی اعزام می‌کنید، یک تصمیم سخت اتخاذ کرده‌اید. زمانی که شما نامه‌ای را به خانواده‌ای که عزیزی را در جنگ از دست داده می‌فرستید این یک اقدام دردناک است.

وی گفت: بله این تصمیم بسیار سخت بود چون با اطمینان کامل نمی‌دانستیم که بن لادن در این خانه است. بلکه براساس اسناد و مدارک به این نتیجه رسیده بودیم که ممکن است در این خانه پنهان شده باشد. این حمله همچنین خطراتی را برای نیروهای آمریکایی به همراه داشت اما من در نهایت به نیروهایم اعتماد داشتم.

اوباما افزود: مقامات سازمان سیا اطلاعات این ساختمان را به من نشان دادند اما عکسی از بن لادن که در داخل این ساختمان باشد به من نشان ندادند. بنابراین نتوانستیم مدرک مطمئنی را در مورد حضور او در این ساختمان بدست آوریم. سازمان سیا چند ماه این ساختمان را تحت نظر داشت. اولین جلسه‌ ما در مورد این ساختمان اوت سال گذشته بود و مقامات سازمان سیا به من اعلام کردند که در این راستا اقدامات بیشتری را انجام خواهند داد و اطلاعات بیشتری را بدست می‌آورند.

رئیس جمهوری آمریکا در پاسخ به سوالی در مورد اینکه آیا شما تعجب نکردید که مقامات سازمان سیا به شما گفتند که بن لادن در این ساختمان در یک شهر نظامی مخفی شده است، اظهار داشت: پیش از این نیز در مورد فعالیت مخفیانه برخی از عوامل القاعده در پاکستان مطالبی را شنیده بودم. فکر می‌کنم زمانی که شنیدم بن لادن 5 یا 6 سال است در این خانه زندگی می‌کند تعجب کردم.

وی گفت: ما به این نتیجه رسیدیم که رهبر القاعده احتمالا 5 یا 6 سال در این خانه مخفی شده بود و ما نمی‌دانستیم که آیا او به صورت مرتب به بیرون نیز می‌رود یا خیر. موضوع مهم این بود که شما افرادی را به یک منطقه خطرناک اعزام می‌کنید و خطرات زیادی در پی خواهد داشت.

اوباما در پاسخ به سوالی در مورد اینکه آیا شما با مقاومت برخی از مشاوران که مخالف این حمله بودند روبرو بودید گفت: آنچه مهم بود گیر انداختن بن لادن بود. البته باید بگویم برخی از مشاوران هم درمورد این عملیات و نگرش آن ابراز شک و تردید کردند.

اوباما خاطرنشان کرد: در نهایت به این نتیجه رسیدم که این عملیات ارزشش را دارد چون به این موضوع فکر کردم که ما سال‌هاست خون‌های زیادی در مقابله با القاعده داده‌ایم واین فرصت خوبی برای وارد کردن ضربه‌ای مهلک به القاعده است.

اوباما در پاسخ به این سوال که چه زمانی پس از این عملیات احساس آرامش کردید، گفت: زمانی که نیروها در آمریکا فرود آمدند و بدون تردید فهمیدم که بن لادن کشته شده است. بررسی‌های اولیه هم نشان داد که او بن لادن است اما در آن زمان هنوز آزمایش DNA انجام نداده بودیم اما 95 درصد مطمئن بودیم که این فرد کشته شده خود بن لادن است.

اوباما افزود: برخی در پاکستان گفته‌اند که کشته شدن بن لادن یک دروغ از سوی آمریکا و یک حقه‌ دیگر از سوی واشنگتن است. اما باید گفت که بدون شک بن لادن کشته شده است.

رئیس جمهوری آمریکا در پاسخ به سوالی در مورد اینکه آیا انداختن جنازه بن لادن در دریا تصمیم او بوده است، اظهار داشت: این یک تصمیم مشترک بوده است.

اوباما در مورد اینکه آیا اکنون زمان مناسبی برای خروج نیروهای آمریکایی از افغانستان است گفت: این را باید به خاطر داشته باشید که زمانی که در کاخ سفید فعالیتم را آغاز کردم اعلام کردم که می‌خواهم جنگ عراق را به پایان ببرم تا تمرکز بیشترمان را به افغانستان و پاکستان بگذاریم. اکنون 100 هزار نیرو از عراق خارج کرده‌ایم و سطح نیروهای آمریکایی در افغانستان افزایش یافت. ما توانستیم پیش از کشته شدن بن لادن اختلال جدی در فعالیت القاعده وارد کنیم.

رئیس جمهور آمریکا گفت: در این مقطع زمانی اعلام می‌کنم که همچنان به روند انتقال مسئولیت‌های امنیتی به افغان‌ها متعهد هستم اما نباید این را فراموش کرد که ماموریت هنوز به طور کامل در افغانستان انجام نشده است.

هنوز چند روز از کشته‌شدن اسامه بن لادن، رهبر شبکه تروریستی القاعده نگذشته که مخفی‌گاه او، عمارتی در ایبت آباد، در ۱۲۸ کیلومتری اسلام‌آباد، محل بازدید هزاران نفر گشته است. بسیارند کسانی که نگران زیارتگاه شدن این محل‌اند.

http://files.tabnak.com/pics/201105/201105080520424654.jpg
مخفی‌گاه اسامه بن لادن

دولت پاکستان نگران است که محلی که اسامه بن لادن، رهبر شبکه تروریستی القاعده چندین سال خود را در آن پنهان کرده بود و از آنجا برنامه ترورهای خود را در سراسر جهان طراحی و صادر می‌کرد، به زیارتگاه هواداران او تبدیل شود. دولت پاکستان اگرچه هنوز این امکان را دارد که عمارت محل اختفای بن‌لادن را تخریب کند، اما از واکنش مخالفان این عمل در هراس است.

دولت آمریکا ادعا کرد به همین علت که محل اختفای بن لادن زیارتگاه هوداران او نشود، جنازه رهبر القاعده را در دریا دفن کرد. ارتش آمریکا همچنین به خاطر این که بعدها گفته نشود بن لادن در این ویلا حضور نداشته، عمارت را از راه دور بمباران نکرد و کماندوهایش را به آنجا فرستاد.


دیدار روزانه هزاران نفر از محل اختفای بن لادن

روزانه بسیاری از سراسر جهان خود را به عمارت محل اختفای بن لادن می‌رسانند. ژورنالیست‌های کشورهای مختلف به آنجا می‌روند تا خود با گزارشی عینی به توضیح مثلا این نکته بپردازند که چگونه رهبر بزرگ‌ترین سازمان تروریستی جهان توانسته چندین سال به آرامی ‌در محلی زندگی کند که در نزدیکی آن سینما، بیمارستان زنان و کودکان دیده می‌شود و حتا یک پاسگاه پلیس نیز در ۳۰۰ متری آن است.

محمد فائز، یک معمار ۳۲ ساله از منطقه ایبت آباد پاکستان نگران زیارتگاه شدن مخفی‌گاه بن لادن است و می‌گوید: "این ویلا از هم اکنون به یک مقبره تبدیل شده است." محمد فائز نگران است که شهر محل زندگی‌اش "ایبت آباد"، که مکانی آرام در ۱۲۸ کیلومتری شمال اسلام‌آباد است تبدیل به زیارتگاهی برای اسلام‌گریان افراطی از سراسر جهان شود.

محمد سالم نیز که یک مامور عالی‌رتبه پلیس است و اکنون دوران بازنشستگی خود را می‌گذراند، نگران زیارتگاه شدن مخفی گاه بن لادن است و در مورد زائرانی که به این محل خواهند آمد می‌گوید: «ما که نمی‌توانیم تشخیص دهیم، کدام یک از افرادی که به اینجا می‌آیند افراط‌‌گرای اسلامی ‌و هوادار بن لادن هستند و کدامشان از گردشگران عادی‌اند.»

البته ارتش پاکستان تا کنون در مورد مرگ رهبر شبکه تروریستی القاعده چیزی نگفته، اما واحدهای ضد ترور ارتش این کشور که در مناطق مرزی با افغانستان فعالیت می‌کنند، معمولا خانه مخالفان خود را ویران می‌کنند. اکنون هم در واقع ارتش پاکستان نباید علاقه‌ای به باقی ماندن مخفی‌گاه رهبر سازمان القاعده داشته باشد، البته اگر بپذیریم که ارتش و دولت پاکستان از وجود بن لادن و زندگی چندین ساله‌اش در نزدیکی پایتخت پاکستان اطلاعی نداشته‌اند.

خورشید احمد، معاون حزب "جماعت سلامی" علاقه‌ای به بحث در مورد آینده مخفی‌گاه رهبر القاعده ندارد. او نمی‌خواهد به این بحث بپردازد که آیا ویلای محل سکونت بن لادن در آینده به زیارتگاه هواداران او تبدیل خواهد شد یا نه. او تنها می‌گوید: «مسئله مکان زندگی او مهم نیست، بلکه ایده‌ی او مهم است.» و در ادامه می‌گوید: «چه ما خوشمان بیاید ، چه خوشمان نیاید، اسامه تبدیل به نمادی اجتماعی گردیده. نمادی در خوبی یا پلیدی.»

 

تصاویر عزاداری پاکستانی‌ها و تشییع جنازه نمادین بن‌لادن

http://files.tabnak.com/pics/201105/201105080514253960.jpg

http://files.tabnak.com/pics/201105/201105080514252258.jpg

http://files.tabnak.com/pics/201105/201105080514251380.jpg

http://files.tabnak.com/pics/201105/201105080514254190.jpg

 

http://files.tabnak.com/pics/201105/201105080514253331.jpg

به گزارش بولتن نیوز یک پژوهشگر امور جنبش های اسلام گرا گفت که بخشی از سازمان های امنیتی و اطلاعاتی عربستان سعودی از شبکه تروریستی القاعده حمایت می کند.

"فکری عبدالمطلب" در گفت وگو با شبکه خبری العالم اظهار داشت: یافته های کارشناسان مبارزه با تروریسم نشان می دهد که شبکه تروریستی القاعده از حمایت دو سازمان اطلاعاتی پاکستان و بویژه عربستان برخوردار است.


آمریکا باردیگر اعلام کرده است که " اسامه بن لادن" رهبر سعودی گروه تروریستی القاعده را کشته است.

این پژوهشگر امور جنبش های اسلام گرا ، وضعیت نابسامان امنیتی درعراق را ناشی از حمایت نهادهای سعودی از شبکه القاعده و تکفیری ها دانست و گفت: سعودی ها از عراق کینه طائفه ای به دل دارند.

عبدالمطلب افزود: تفکر القاعده به طور واضح و آشکار در میان طبقه وهابی عربستان سعودی رواج دارد و این طبقه نیز از حمایت خاندان حاکم در این کشور برخوردار است.

وی تاکید کرد: با توجه به وجود این طبقه در عربستان سعودی و حمایتی که از آن می شود، القاعده حتی اگر رهبران خود را از دست دهد؛ بزودی قادر خواهد بود تا نیروی خود را بازیابد و به خشونت در خاورمیانه و اروپا و دیگر مناطق ادامه دهد.

این پژوهشگر خاطرنشان کرد: تفکر القاعده که بر پایه آموزه های وهابیت استوار است؛ با کشتن افراد از بین نمی رود و به همین سبب باید برای محو کردن چنین تفکری گام های بلندی برداشت و اگر آمریکا در مبارزه با تروریسم جدی باشد، باید به مبارزه با طرز تفکر وهابی و خشکاندن ریشه این تفکر و پایان دادن به حمایت عربستان از این اندیشه بپردازد.

عبدالمطلب تصریح کرد: گروهک القاعده به سبب اشتباهات آمریکا توانست اندیشه های خاص خود را گسترش دهد و این طرز تفکر با ترور رهبران این سازمان - آنگونه که آمریکایی ها انتظار دارند - به سرعت نابود نمی شود.

این پژوهشگر امور جنبش های اسلام گرا ،گفت: بعید است که کشتن بن لادن به عملیات تروریستی شبکه القاعده در سراسر جهان پایان دهد.

عبدالمطلب با اشاره به سیاست یک بام و دو هوای آمریکا درقبال مبارزه با القاعده و حمایت مالی و فکری سعودی ها از این شبکه افزود: واشنگتن از یک سو مدعی مبارزه با القاعده است اما از سوی دیگر، به خاطر تامین منافع خود به سعودی ها برای پایان دادن به پشتیبانی از تفکر این شبکه تروریستی فشار وارد نمی کند زیرا آمریکا برای تامین امنیت نفتی جهان و منطقه خاورمیانه به عربستان متکی است.

وی خاطرنشان کرد: وابستگی آمریکا به نفت عربستان را می توان در سکوت آمریکا در قبال مداخله نظامی عربستان در بحرین و سرکوب تظاهرات مسالمت آمیز مردم این کشور مشاهده کرد.

عبدالمطلب تصریح کرد: همه این مصلحت اندیشی ها، آمریکا را از اعمال فشار واقعی بر عربستان سعودی برای پایان دادن به حمایت مالی و فکری از القاعده باز می دارد.

بولتن نیوز: موسیقی به عنوان یکی از ابزار هنری همواره یکی از علایق اصلی مردم جهان به شمار می رود و در کشور ما نیز موسیقی به عنوان یک هنر اصیل و با ریشه که سابقه زیادی در تاریخ کشورمان دارد شناخته می شود و بسیاری از مردم ما با این رشته هنری انس دارند . البته با ورود اسلام به کشورمان و موسیقی ایرانی به دلیل نگرش اعتقادی مردم به سمت موسیقی سنتی و آرام رشد یافت و علاوه بر آن موسیقی های محلی قومیت های مختلف کشورمان نیز به عنوان سند زنده میراث فرهنگی ایران باعث شد موسیقی در ایران جایگاه ویژه ای داشته باشد و هیچ گاه از محدوده خط قرمز های دینی نیز فراتر نرود اما طی سالیان اخیر و در کنار صدها کالا و فرهنگ دیگر که با ناتوی فرهنگی متاسفانه پای آن به کشور ما باز شد موسیقی وارداتی نیز خیلی زود در عرصه هنری کشور وارد شد و با تبلیغات گوناگون و هجمه شدید در میان جوانان کشورمان رواج یافت .

موسیقی های وارداتی پاپ و جاز و راک و در این اواخر رپ در حالی به کشور ما وارد شدند که موسیقی سنتی ایرانی به شدت در حال خطر بود و یک اراده پنهان مسئولین فرهنگی بر این شکل گرفت که این موسیقی ها در کشور رواج پیدا کنند و به راحتی در فضای های عمومی به اجرا بپردازند و حتی صاحب جشنواره و فستیوال هم بشوند . ظهور خوانندگان مشهور پاپ که از سال های میانی دهه 70 آغاز شد آنچنان موجی را به راه انداخت که که تب مشهور شدن در این حوزه نیز مانند خیلی از حوزه های دیگر هنری مانند سینماو تلویزیون فراگیر شد و خیلی ها در دل آرزوی یک خواننده مشهور شدن را پروراندند اما خیلی زود موسیقی های ریتمیک و هیجانی که با اهداف و پشت پرده های خاصی تولید و منتشر می شدند توسط همان کسانی که مترصد استفاده فرصت برای انحراف جوانان کشورمان بودند به میان جوانان آمد و با گستر فضای ارتباطات دیگر جلوگیری از آن به همین سادگی نبود .


موسیقی رپ و راک به عنوان موسیقی های ریتمیک که بر اساس سبک غرب و با هدف ترویج مضامین غیر اخلاقی و به خصوص با تاکید بر روابط غیر اخلاقی پا به عرصه وجود گذاشته اند در یکی دو سال اخیر و با اهداف از پیش تعیین شده غربی با نفوذ در ماهواره و اینترنت سعی کرده اند جای پای محکمی برای خود در عرصه موسیقی کشورمان ایفا کنند اما چون نتوانستند به طور رسمی از مجاری قانونی تکثیر شوند به رشد قارچ گونه خود در محیط مناسب وب ادامه دادند. هم اکنون صدها سایت اینترنتی به طور خاص روزانه ده ها آهنگ از افرادی که هیچ نام و نشانی ندارند بر روی اینترنت قرار می دهد و این سایت ها بدون هیچ گونه نظارتی به کار خود ادامه می دهند . از طرف دیگر استودیو های زیر زمینی که البته به مدد این فراگیری های بی حد و حصر هم بدون هیچ گونه مجوزی تاسیس شده اند به راحتی و بدون مزاحمت نیروی انتظامی و یا وزارت ارشاد به کار تولید این موسیقی های بی محتوا و فاسد می پردازند و حتی به راحتی در روزنامه های کثیرالانتشار آگهی چاپ می کنند . اما برای پیگیری بیشتر این موضوع خبرنگار بولتن نیوز با نفوذ مخفی در برخی از این استودیو ها و بررسی حواشی و پیامدهای آن به بررسی میدانی این موضوع پرداخت :


از روی یکی از آگهی های چاپ شده در یک روزنامه معروف که در آن ادعا شده است که اسپانسری صد در صد خوانندگی افراد را به عهده می گیرد به آدرسی حوالی میدان انقلاب می روم . استودیو موسیقی . . . . . در زیر زمینی تاریک و نمور در یک خانه متروک قدیمی در انتهای یک کوچه بن بست قرار دارد . زنگ را که می زنم با چند بار سوال پیچ شدن می توانم مجوز ورود را دریافت کنم . اینجا به هرچیزی شبیه است جز به یک استودیو موسیقی . بلافاصله یکی از افراد که مثل بادیگارد ها به نظر می رسد و به نظر برای مسابقات مردان آهنین بیشتر مناسب است تا اینجا به سراغم می آید و بعد از بررسی هویتم من را با خود به درون استودیو جایی تقریبا دو طبقه زیر زمین می برد . چراغ هایی کم سو که شاید به دلیل ایجاد فضایی رمانتیک روشن هستند در کنار صورتک های سرخ پوستی که به دیوار زده اند فضایی مخوف را ساخته اند . بلافاصله فرمی را تحویلم می دهند تا اطلاعاتم را پر کنم و از اینجاست که کم کم سر صحبت را باز می کنم . صاحب استودیو که ادعا می کند خواننده معروفی است و با خواننده های معروفی آلبوم (البته به شکل زیر زمینی) بیرون داده است بلافاصله با زبان چرب و نرم سراغ مسائل مالی می رود و تضمین می کند در ازای گرفتن چند صد هزار تومان یک آهنگ رپ به تو تحویل دهد و اگر بتوانی مبلغ را از میلیون بالاتر هم ببری تضمین می کند که با یکی از خوانندگان معروف زیر زمینی مانند علیشمس و یا حسین تهی و یا علی عبدالمالکی هم برایت آهنگ مشترک منتشر می کند.

البته شرطی هم برای کار دارد و آن هم این است که در بخشی از کار باید صدای یک دختر هم به عنوان صدای پس زمینه خوانده شود اما وقتی تعجب ما را می بیند می گوید این خانم کارمند ثابت ما است و باید خرج اش در بیاید و به علاوه آهنگتان به راحتی توسط سایت های . . . موزیک و . . . . موزیک که با طرف قرارداد هستند پخش می شود و به وزارت ارشاد نمی رود که بخواهد برای شما مشکلی ایجاد شود . این خواننده توصیه می کند که فعلا با یک اسم مستعار وارد عرصه شوید تا در سطح زندگی هم با مشکلی روبرو نشویم . در همین سوال و جواب ها هستیم که درب اتاق کوچکی که فکر می کردیم انباری است باز می شود و دختر و پسری خندان با بدترین وضع حجاب از اتاق بیرون می آیند و در حالی که به شدت از آقای خواننده تشکر می کنند آن جا را ترک می کنند . تازه می فهمیم که آن اتاق در واقع اتاق ضبط صداست . به هر حال با یک بهانه ای از آنجا خدا حافظی می کنیم و به سراغ نشانی بعدی مرویم .


نشانی بعدی در حوالی بلوار کشاورز قرار دارد . باز هم یک زیر زمین منتها این بار در یک آپارتمان نسبتا شیک . انگار زیر زمین بودن وجه مشترک این استودیو هاست و شاید به همین دلیل اسمشان شده استودیو های زیر زمینی و موسیقی های تولیدی شان را هم موسیقی های زیر زمینی می گویند. وارد که می شویم جا به زور برای دو یا سه نفر هست . در حقیقت انباری یکی از واحد ها تبدیل شده به مکانی برای تولید موسیقی! صاحب استودیو سر و وضع مناسبی ندارد و انگار در حال خودش نیست . کمی که اطراف را نگاه می کنم از شیشه های مشروب به راحتی علت این سر و وضع و رفتار را متوجه می شوم . اولین سوالش این است که برای خواندن دختر مراجعه کرده ام یا پسر .انگار خوانندگی زنان و دختران کاسبی ثابت این استودیو هاست .وقتی پاسخم را می شنود رقم های عجیب و غریب پیشنهاد می دهد و برای نمونه کار هم نشانی یک پارتی مختلط در لواسان را می دهد که با حضور در آنجا با نمونه کارها آشنا شوم و بعد با صرفه هزینه ای بین یک تا سه میلیون به یک خواننده مشهور تبدیل شوم.

نشانی سوم حوالی ونک قرار دارد . اینجا هم با کلی سوال پیچ وارد می شوم اما در ورود تقریبا خشکم میزند و با صحنه های رقت انگیزی رو برو می شوم که ترجیح می دهم فرار را بر قرار ترجیح بدهم تا لا اقل دینم را حفظ کنم . اما انگار در این مراکز حیا و عفت و . . . هیچ جایگاهی ندارد . به یکی دو تا استودیو زیر زمینی دیگر هم سر میزنم .

وجه مشترک این استودیوهای تولید آهنگ های رپ بر رواج فساد اخلاقی و بی بند و باری هایی که از اساس پایه به وجود آمدن این سبک موسیقی بوده است قرار دارد . در مضامین شعر های این نوع موسیقی به راحتی کانون خانواده به عنوان اصلی ترین نهاد امن در جامعه مورد هدف قرار می گیرد و رواج بی بند و باری و هرزگی تبلیغ می شود . در بسیاری از این اشعار به تعریف از اندام زنان می پردازند و متاسفانه روابط غیر اخلاقی را امری عادی جلوه می دهند . نکته بسیار مهم این است که این استودیوها و خوانندگان این سبک موسیقی خود در واقع موروج اصلی فساد و بی بند و باری هستند که در همین زمینه دستگیری هر از چندگاهی خوانندگان معروف زیرزمینی موسیقی رپ مانند ساسی مانکن و . . . در پارتی های مختلط و به همراه دختران جوان فریب خورده نمونه بارز این موضوع است . اساس موسیقی رپ نشانه رفتن سواستفاده از زنان در این حوزه است و روانشناسان هشدارهای زیادی در خصوص شنیدن این نوع موسیقی ها داده اند که علاوه بر موضوع ترویج بی عفتی اثرات بدی هم در روان افراد بر جا می گذارد .


حال این سوال مطرح است که مسئولین فرهنگی به عنوان عوامل پیشگیری این موضوع چه کاری برای جلوگیری از ترویج این موسیقی بی هویت انجام داده اند ؟ آیا انفعال مسئولین وزارت ارشاد در برخورد قاطع با موسیقی های بی هویت وارداتی و عدم نظارت آنان نمی تواند سرنوشتی خطرناک برای جوانان علاق مند به حوزه موسیقی را به همراه داشته باشد؟ از طرف دیگر چرا این وزارتخانه نباید نظارت دقیقی روی فعالیت استودیو های موسیقی داشته باشد و چرا باید این استودیو ها به محلی برای روابط نا مشروع و بی بند و باری تبدیل شود . از طرف دیگر مسئولین انتظامی چرا خود را به خوابی خودخواسته زده اند و در مقابل این انحرافات آشکار موضعی اتخاذ نمی کنند و به راحتی به این مراکز اجازه می دهند که به تبلیغ بپردازند و جوانان ساده لوح که شاید شهرت آمال آرزویشان باشد را در منجلاب فساد و تباهی غرق کنند؟چرا نیروی انتظامی همانطور که در بحث شرکت های هرمی قاطعانه عمل می کند در قبال این استودیو های بی مجوز و بی هویت اقدامی محکم انجام نمی دهد؟

به هرحال موضوعی که روشن است این است که متاسفانه حوزه تولید موسیقی رپ در کشور ما روز به روز گسترش می یابد و به شکلی خطرناک در بین جوانان رشد پیدا می کند و در سایه غفلت مسئولان دست های پنهان هم فقط به سبب پول به گسترش این بی اخلاقی دامن می زنند اما خوب است در این زمینه کمی بیشتر تامل شود و از یک انحراف در بین جوانان جلوگیری شود.

چند هزار معترض عمانی پس از نماز جمعه شهر ساحلی صلاله در جنوب کشور عمان با برپایی تظاهرات خواستار ایجاد اصلاحات دموکراتیک و مبارزه با فساد در این کشور شدند.
به گزارش فارس به نقل از خبرگزاری رویترز، چند هزار معترض عمانی پس از نماز جمعه شهر ساحلی صلاله در جنوب کشور عمان با برپایی تظاهرات خواستار ایجاد اصلاحات دموکراتیک و مبارزه با فساد در این کشور شدند.


فعالان عمانی گفتند: از زمان شروع اعتراضات مردمی در عمان شهر صلاله در چهارمین جمعه متوالی شاهد تظاهرات ضددولتی صدها نفر از شهروندان است.


تظاهرات‌کنندگان که در محاصره ده‌ها نیروی پلیس این کشور بودند شعار می‌دادند "مردم خواهان پایان فساد در عمان هستند " و "مردم خواهان اصلاحات هستند."


معترضین عمان محور مطالبات خود را بهبود دستمزدها، فراهم شدن فرصت‌هالی شغلی و مبارزه با فساد متمرکز کرده‌اند به ویژه که مردم عمان از محاکمه نشدن وزرایی که به علت فساد برکنار شده‌اند، خشمگین و ناراضی هستند.


یک فعال حقوقی شرکت کننده در تظاهرات نیز گفت: مردم روز به روز سقف مطالبات خود را برای ایجاد اصلاحات بالا می‌برند در آغاز خواسته‌ها تنها نیازهای اقتصادی بود اما مردم اکنون هوشیار شده‌اند و خواستار بهره‌مندی از آزادی‌های مشروع هستند.


این در حالی است که تحصن مردمی در برابر مقر استانداری شهر صلاله که از سه ماه پیش تاکنون آغاز شده ادامه دارد و متحصنین خواستار مبارزه سلطان قابوس، پادشاه عمان با فساد رایج در این کشور هستند.


این در حالی است که تحصن مردمی در شهر مسقط پایتخت عمان نیز از سه ماه پیش تاکنون ادامه دارد.


سلطان قابوس بن سعید پادشاه عمان اخیرا وعده اختصاص۲ میلیارد و ۶۰۰ میلیون دلار مشوق اقتصادی به مردم را داده است که از جمله اعطای حقوق ماهیانه به بیکاران و افزایش حقوق کارمندان دولتی است.


وی در ماه مارس گذشته نیز وعده انتقال برخی از اختیارات قانونگذاری را به شورای عمان که نهادی مشورتی است و برخی اعضای آنها منتخب هستند، داده بود.


پادشاه و هیئت وزیران عمان فقط حق قانونگذاری دارند و تاکنون زمان انتقال برخی اختیارات قانونگذاری به شورای عمان اعلام نشده است.

گزارش های رسیده حاکی از آن است که علی رغم گمانه زنی ها جانشین بن لادن برای رهبری القاعده فرد دیگری غیر از ایمن الظواهری است.

به گزارش باشگاه خبرنگاران جوان به نقل از پایگاه خبری العربیه، دستگاههاى اطلاعات و امنیت امریکا، با سرعت و به شدت در جستجوى محتویات کامپیوتر و اسنادى هستند که از رهبر سابق القاعده برجاى مانده است.

ابویحیی


بر اساس این گزارش، سرنخ ها نه تنها مى توانند به کشف خانه هاى امن القاعده اى ها کمک کنند و روشهاى ارتباطى و امکانات آنها را روشن سازند، بلکه شاید به شناخت جانشین بن لادن بیانجامند.

در حالى که جستجوگران به بررسى اسناد مى پردازند و برنامه هاى بازیابى محتویات کامپیوتر را به کار مى گیرند و کاشفان رموز نیز مشغول سرهم بندى کردن علایم اند، تحلیلگران به گمانه زنى پرداخته اند که نفر اول القاعده به عنوان یک شبکه جهانى چه کسى خواهد بود؟

دکتر ایمن الظواهرى، پیرمرد ریش سفیدى که معمولا بر صفحه تلویزیونها ظاهر مى شود و انواع تهدیدها و رهنمودها را باهم تحویل بینندگان مى دهد، یک احتمال است. اما از او محتمل تر "ابو یحیى لیبیایى" است.

نخستین بار نام ابو یحیى مسئول تبلیغات القاعده، زمانى رسانه اى شد که وى از زندان امریکایى ها در باگرام افغانستان گریخت. این واقعه در 10 ژوئیه 2005 روى داد. او چهره اى محبوب در میان القاعده اى ها دارد و علوم حوزوى را هم در موریتانى کسب کرده است.

گروه ویژه بررسى مدارک روزنامه "لس انجلس تایمز" در شماره روز پنجشنبه به نقل از "مایک راجرز" از مسئولان برجسته سازمان امنیت ملى امریکا نوشت که گروه ویژه اى مامور آن شده است که با بررسى مدارک دریابد نقشه هاى بعدى القاعده چیست، منابع مالى آن کدام است و مخفیگاههاى رهبرانش کجایند؟

ظاهراً "سى آى اى" حتى تلاش فراوان کرده است، شخصیت ها و عناصر دل بسته به القاعده را از طریق واکنشهاى آنها در برابر قتل بن لادن شناسایى کند. کارشناسان تروریسم در ایالات متحده نگران عملیات انتقام جویانه بازماندگان القاعده در پى این حمله اند. لذا آنان مى خواهند پیش از آنکه عناصر القاعده خود را بازیابند و از اثرات این ضربه ناگهانى و سخت بیرون آیند، اقدامات مؤثر دیگرى را علیه القاعده انجام دهند.

این که القاعده شاخه شعبه هاى مختلفى دارد و بر بسترهاى متفاوت اجتماعى در نقاط جغرافیایى پراکنده شکل و قوام گرفته است، براى کارشناسان امور امنیتى هم فرصتى مغتنم است و هم کاری سخت. لذا شناختن و ضربه زدن به شخصیت کاریزمایى بعدى القاعده که مى تواند این پراکندگى را وحدت و انسجام بخشد، در این برهه اهمیت بالایى یافته است.

ابو یحیى مانند الظواهرى امکان رهبرى را دارد و در مواردى از او بالاتر است، لیکن عناصر خلیج فارسی القاعده آن طور که باید، او را قبول ندارند. حتى نحوه فرار او از زندان باگرام با سه اسلامگراى دیگر هاله اى از ابهام را بر گرد چهره او افکنده است.

ابو یحیى لیبیایى عاشق اطلاعات استابو یحیى که در دهه چهارم عمر خویش است، یک برنامه ریز استراتژیک القاعده بشمار مى آید. او در نوارهاى ویدیویى بسیارى ظاهر شده و در صحبت هایش به اطلاعات و فناورى هاى آن توجه بسیار نشان داده است.

ابو یحیى جوان و پرتوان است و از امکان و مهارتى برخوردار است که سایر رهبران القاعده بجز بن لادن و الظواهرى از آن بهره چندانى ندارند و آن "آگاهى به علوم شرعیه" است. او دو سال تحصیلات مذهبى در موریتانى در کارنامه اش دارد. او عمامه سیاهى بر سر مى گذارد و همچون یک "واعظ" سخن مى گوید.

او و برادرش عضو یک گروه لیبیایى بودند که براى جنگ با نیروهاى کمونیست و اتحاد شورپى سابق به افغانستان رفتند. ابو یحیى پس از حوادث 11 سپتامبر 2001 در امریکا، توسط ماموران پاکستانى بازداشت و به امریکایى ها سپرده شد. او با نامهاى حسن قائد و یونس سهراوى نیز زیسته است. به نظر مى رسد وى در مناطق مرزى پاکستان- افغانستان بسر مى برد.

عضو هیئت علمی بعثه مقام معظم رهبری با بیان خاطره‌ای از علامه العمری (ره) گفت: در ماه رمضان 1426 قمری در مدینه با شیخ العمری دیدار کردم. وی گفت: زمانی که ما کودک بودیم، قبر حضرت زهرا در خانه‌اش مشخص بود و ارتفاع آن به یک متر می‌رسید.

به گزارش فارس، آیت‌الله محمدصادق نجمی در سال 1315 در روستای هریس از توابع شبستر متولد و در سال 1332 وارد حوزه علمیه قم شد. وی مدت 28 سال علوم متداول در حوزه علمیه را نزد اساتید و مراجع بزرگی مانند آیات عظام محقق داماد، حاج شیخ مرتضی حائری و گلپایگانی فرا گرفت.

آیت‌الله نجمی در سال 1360 به دستور حضرت امام خمینی (ره) به امامت جمعه شهرستان خوی منصوب و در مدت بیست سال، علاوه بر ایفای وظیفه امامت جمعه، در همان سال اول ساختمان مدرسه علوم دینی این شهر را تکمیل و حوزه علمیه را سامان بخشید.

نجمی در سال 1364 پس از دریافت مدرک دکترا، دانشگاه آزاد اسلامی شهرستان خوی را تاسیس کرد و تا سال 1380 ریاست آن را به عهده داشت. وی در دور دوم مجلس خبرگان رهبری از سوی مردم آذربایجان غربی و در دور سوم از سوی مردم آذربایجان شرقی به عنوان نماینده مجلس خبرگان رهبری انتخاب شد.

آیت‌الله نجمی هم‌اکنون عضو هیئت علمی بعثه مقام معظم رهبری است.

یکی از مسائل مسلم و قطعی در مورد حضرت فاطمه زهرا (س) این است که قبر شریف آن حضرت، مخفی مانده و تا به حال، به طور مشخص و دقیق، قبری به آن حضرت نسبت داده نشده است. از طرفی، مدفن و محلی که ممکن است پیکر پاک ایشان در آن جایگاه دفن شده باشد، و نیز علت مخفی بودن قبر شریف، و علت تلاش وهابیت برای قطعی نشان دادن قبر آن حضرت، محل گفت‌وگو و نظر بوده و نیازمند بحث و دقت فراوان است. از همین رو، گفت‌وگویی با آیت‌الله محمد صادق نجمی انجام داده‌ایم که مشروح آن در پی می‌آید.

* علت مخفی بودن قبر حضرت فاطمه زهرا (س) چیست؟

ـ حداقل دو علت برای آن می‌توان بیان کرد: یکی از علل مخفی بودن قبر بانوی دو عالم حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها، عداوت و دشمنی حکام با اهل بیت (ع) بوده است. شما ببینید در سال 236 هجری متوکل دستور داد قبر امام حسین (ع) محو و با خاک یکسان شود. قبل از آن هم در قرن اول هجری به دستور بنی‌امیه، خانه حضرت فاطمه زهرا (س) تخریب شد.

علت دیگر مخفی بودن قبر ایشان، وصیت و تاکید حضرت فاطمه زهرا (س) بر آن، بوده است مبنی بر اینکه پیکر پاکش شبانه دفن و قبر مطهرش پنهان و مخفی شود.

به هر حال این وصیت و این نوع تدفین موجب شده که قبر آن حضرت مخفی و اقوال و آرای مختلف در میان محدثان و مورخان در مورد محل دفن وی پدید آید.

* چند احتمال درباره محل دفن ایشان وجود دارد؟

ـ عده‌ای می گویند قبر حضرت فاطمه (س) در بقیع واقع شده، عده‌ای دیگر بر این عقیده‌اند که در داخل خانه‌اش قرار گرفته و بعضی دیگر احتمال می‌دهند در مسجد رسول خدا (ص) و در میان بیت و منبر آن حضرت باشد.

* آیا روایتی داریم که محل دفن حضرت فاطمه زهرا (س) را مشخص کرده باشد؟

ـ بله، روایات مسند و مورد اعتمادی از شش امام معصوم درباره محل دفن حضرت زهرا (س) در منابع شیعه نقل شده است. این روایات نشانگر آن است که حضرت، داخل خانه خود که در کنار مسجد و در جوار خانه رسول خدا (ص) قرار داشت دفن شده است.

* جالب است که از شش امام در این مورد روایت داریم!

ـ بله، در این روایات دو نکته قابل توجه است: یکی اینکه شاید کمتر حادثه‌ای وجود داشته باشد که درباره آن از شش امام معصوم بالاتفاق روایت نقل شده باشد. نکته دوم این است که متن این روایات، دفن شدن آن حضرت در بقیع را با صراحت نفی می‌کند.

* ممکن است نمونه‌ای از این روایات را نقل بفرمایید؟

ـ در یکی از آن روایات، مرحوم شیخ صدوق از ابی‌نصر بزنطی نقل می‌کند که از امام علی‌بن موسی الرضا (ع) از محل قبر حضرت فاطمه (ع)سوال نمودم، حضرت فرمود: «دفنت فی بیتها فلما زادت بنو امیه فی مسجد صارت فی مسجد » یعنی امام رضا جواب داد: حضرت در داخل خانه‌اش دفن شده و بعد که بنی‌امیه خواستند مسجد را توسعه دهند خانه را تخریب کردند و قبر حضرت در مسجد، قرار گرفت.

این روایت را مرحوم کلینی، ابن شهرآشوب و علامه مجلسی نیز نقل کرده‌اند.

روایت دیگری را هم عرض کنم؛ سید‌بن طاووس در کتاب «المسائل واجوبتها من الائمه» نقل می‌کند: محمد همدانی می‌گوید: به آن حضرت نوشتم: اگر صلاح می‌دانید مرا از محل دفن مادرتان فاطمه زهرا (س) آگاه سازید که آیا در مدینه است یا همانگونه که مردم می‌گویند در بقیع قرار دارد؟ آن حضرت در جواب نوشت: «هی مع جدی صلوات الله علیه» یعنی حضرت زهرا (س) در جوار جدم رسول الله (ص) دفن شده است.

* نظر علمای معروف شیعه در این باره چیست؟

ـ مرحوم شیخ صدوق پس از نقل اختلاف در محل دفن آن حضرت می‌گوید عده‌ای از محدثین روایاتی را نقل کرده‌اند که دلالت دارد بر اینکه آن حضرت داخل خانه‌اش به خاک سپرده شده است، سپس می گوید: «و هذا هو الصحیح عندی» یعنی به نظر من هم این قول صحیح است.

شیخ طوسی هم این نظر را دارد. وی می‌گوید بهترین قول‌ها این است که حضرت زهرا (س) داخل خانه‌اش یا در روضه دفن شده است.

مرحوم طبرسی نیز معتقد است که قول کسانی که می‌گویند مدفن حضرت، در بقیع است، قول بعیدی است و دو قول دیگر که داخل خانه‌اش و یا در روضه دفن شده است صحیح به نظر می‌رسد.

علامه مجلسی هم می‌فرماید: همانگونه که در کتاب مزار بیان کرده‌ایم، اصح اقوال این است که آن حضرت داخل خانه‌اش دفن شده است.

همچنین علامه حسن زاده آملی، که خود از صاحبدلان است، می نویسد: بعضی از صاحبدلان به طریق خاصی از علم جفر، سؤال طرح کرده‌اند که «یا علیم، قبر فاطمه زهرا (س) در کجای مدینه است؟» جواب گرفته‌اند که: «جای قبر، خانه شفیع جمیع امت است.»

* آیا حضرت‌عالی، همین نظر را دارید؟

بله، یک خاطره‌ای از شیخ محمد علی عمری (ره) رهبر شیعیان حجاز که اخیراً از دنیا رفت برایتان بگویم. در ماه رمضان سال 1426 قمری در مدینه منوره با ایشان ملاقات داشتم، ضمن مطالب سودمند درباره قبر شریف حضرت زهرا فرمودند: قبر آن حضرت مسلماً داخل بیت خودش است و زمانی که ما کودک بودیم، قبر آن حضرت مشخص بود و ارتفاع آن به یک متر می‌رسید، ایشان اشاره کرد به عصایی که در دست من بود و گفت: تقریبا به ارتفاع عصای شما بود.

* آیا شواهد و قرائن دیگری مبنی بر دفن شدن حضرت فاطمه زهرا (س) در خانه خود وجود دارد؟

ـ تردیدی نیست که دفن شدن در کنار قبر پیامبر اکرم (ص) برای هر مسلمانی بزرگترین افتخار دنیوی و عالی ترین مقام معنوی است. شما ببینید طبق همین اصل، سران سقیفه با بهره‌گیری از شرایط موجود و بدون اذن، توانستند کنار حضرت رسول (ص) دفن شوند.

باز بر همین اصل بود که امام مجتبی (ع) وصیت کرد که در صورت امکان در کنار تربت جد بزرگوارش رسول اکرم (ص) دفن شود ولی با اجبار و اکراه مانع شدند.

در مورد حضرت زهرا (س) افزون بر آنچه گفته شد، وجود ارتباط خاص معنوی و روحانی متقابل و عاطفه و محبت غیر قابل وصف بین رسول خدا (ص) و ایشان، و با توجه به اینکه هیچ مانعی از دفن شدن آن حضرت در داخل خانه‌اش متصور نیست، چگونه می‌توان قبول کرد که حضرت فاطمه (س) راضی شود در جایی غیر از خانه خودش و غیر از جوار پدر بزرگوارش دفن شود؟!

* نظر علمای اهل تسنن در باره مدفن حضرت زهرا (س)چیست؟

علمای اهل سنت در باره مدفن حضرت زهرا (س) سه قول آورده‌اند: یکی داخل بیت خود ایشان. این قول را ابن‌شیبه از قدیمی‌ترین مورخان آورده است و مدینه‌شناس مشهور یعنی عبدالعزیز نقل می‌کند که وی می‌گفت: حضرت فاطمه (س) داخل خانه‌اش دفن شده است.

قول دیگر آنها این است که حضرت، در بقیع دفن شده است البته در تعیین محل دقیق آن اختلاف نظر دارند.

قول سوم آنها این است که داخل حرم ائمه بقیع دفن شده است. این قول را می‌توان قول مشهور میان علمای اهل سنت دانست. دلیل طرفداران این قول وصیت امام حسن مجتبی (ع) است که فرمود: «ادفنونی عند قبر امی فاطمه» مرا کنار قبر مادرم فاطمه (س) به خاک بسپارید.

* مراد این روایت چیست؟

در عین اینکه اصل وصیت امام مجتبی (ع) از نظر تاریخی مورد تایید است اما منظور امام حسن مجتبی (ع) از جمله «امی فاطمه» مادر بزرگوارش «فاطمه بنت اسد» است نه مادرش حضرت زهرا (س) چون اطلاق کلمه «ام» به مادر بزرگ، یک اطلاق شایع و گسترده است.

شاهدش اینکه ابن‌حبان از بزرگترین محدثان و علمای اهل سنت در قرن چهارم در مورد قبر امام مجتبی (ع) می‌نویسد: حسن بن علی (ع) در کنار قبر مادر بزرگش فاطمه بنت اسد، دفن شده است.

* عده‌ای معتقدند حضرت فاطمه زهرا (س) در محل «روضه» دفن شده است، نظرتان چیست؟

ـ‌ می‌گویند روضه آن بخش از مسجد النبی است که میان منبر و خانه پیامبر قرار گرفته است.

اصطلاح روضه و نامگذاری آن مکان مقدس به این اسم، برگرفته از گفتار رسول خداست که فرمود: «ما بین بیتی و منبری روضۀ من ریاض الجنۀ» یعنی بین خانه و منبرم، باغی از باغ‌های بهشت است.

محدوده روضه نزد شیعه با محدوده روضه در نظر اهل سنت متفاوت است.

به نظر ما، روضه از دیوار محراب مسجد النبی (ص) در جنوب ـ که امروزه با نرده‌های فلزی مشخص است ـ آغاز و در شمال به چهارمین ستون منتهی می‌شود. یعنی یک ستون بیشتر از آنچه اهل سنت می‌گویند و حد دوم آن در شرق داخل بیت پیامبر (ص) و بیت فاطمه زهرا (س) است و در سمت غرب محاذی منبر شریف است.

اما پاسخ شما در مورد احتمال دفن ایشان در روضه، این است که ما باید ببینیم منظور از روضه چیست؟ اگر مرادتان محدوده‌ای است که شیعه معتقد است و بیت حضرت زهرا را نیز شامل می‌شود؟ باید عرض کنم مساله دفن شدن آن بزرگوار در روضه (به این معنا) در واقع مکمل روایاتی خواهد بود که با صراحت دلالت دارند بر اینکه پیکر آن بانو در داخل بیت خویش به خاک سپرده شده است. زیرا از نظر شیعه، روضه دارای مفهوم وسیعتر بوده و شامل بیت پیامبر و حضرت فاطمه (س) نیز می‌شود.

اما اگر مراد از روضه تنها فاصله بیت و منبر باشد علاوه بر اینکه دلیلی بر مدفون بودن حضرت زهرا سلام الله علیها در آنجا وجود ندارد، اگر پیکر حضرت زهرا (س) در روضه (به این معنا) دفن شده باشد، اشکال فقهی نیز بر آن متوجه آن خواهد شد چرا که از نظر شرع، دفن شدن جنازه ـ متعلق به هر کسی که باشد ـ در مسجد و محلی که برای عبادت مسلمانان وقف شده است مجوز شرعی ندارد و لااقل مکروه است، و ائمه هدی (ع) بیشتر از هر کس، احکام الهی را مراعات می‌کردند. طبق این تحلیل، چگونه جسد مطهر حضرت زهرا (س) در روضه، که حساس‌ترین جای مسجد پیامبر (ص) است، دفن شده است؟ و اگر چنین امری جایز بود، پیکر پاک رسول خدا (ص) بر این کار، اولی و سزاوارتر بود.

* پس جمع‌بندی بحث این شد که حضرت زهرا داخل خانه خود، مدفون است و احتمالات دیگر بسیار بسیار ضعیف است؟

ـ بله از مجموع ادله و شواهد به دست می‌آید که قبر مطهر حضرت زهرا (س) در بیت خود و در کنار مسجد رسول خدا (ص) است.

* اگر حضرت زهرا (س) در خانه خود مدفون است پس جریان تشییع جنازه، تابوت و .... چگونه توجیه می‌شود؟ چون به هر حال تابوتی برای حضرت ساختند و ایشان را مخفیانه تشییع کردند.

ـ حضرت، دو خانه داشته‌اند. خانه اول کنار مسجد پیامبر بود و خانه دوم نزدیک بقیع بود. حوادث مهم تاریخی هم بیشتر در خانه دوم اتفاق افتاده است که از جمله یورش به خانه حضرت زهرا (س) و آتش زدن آن، دوران نقاهت ایشان، ملاقات‌ها و حوادثی که در ایام نقاهت حضرت زهرا (س) اتفاق افتاده در خانه دوم بوده است. لذا مراسم تجهیز و تشییع آن بانوی مکرمه، مربوط به منزل دوم بوده و از آنجا به سمت منزل اول تشییع شده و در منزل اول کنار مسجد دفن شده است.

* پس با این بیان، اشکالی که برخی وارد کرده‌اند (چگونه خانه حضرت زهرا (س) را سوزاندند در حالی که منزل ایشان، کنار مسجدالنبی بود و سقف مسجد و قبر رسول خدا (ص) از شاخه های قابل اشتعال بود، لذا اگر آن خانه را می‌سوزاندند همه مسجد آتش می‌گرفت) حل می شود‌؟

ـ بله، این حادثه در بیت دوم امیرالمؤمنین (ع) اتفاق افتاده نه بیت اول که کنار مسجد بود و اینطور اشکال‌ها برای از بین بردن حوادث مهم آن زمان است.

* عده‌ای معتقدند که؛ وهابی‌ها می‌خواهند قبر حضرت را مشخص جلوه دهند و اصرار دارند که حضرت زهرا (س) در بقیع، دفن شده و لذا قبر فاطمه بنت اسد را قبر حضرت زهرا معرفی می‌کنند. نظرتان چیست؟

ـ تحریف این واقعیت و اصرار و تلاش نویسندگان آنها، در طول تاریخ وجود داشته است. حکومت‌ها در طول تاریخ با معرفی قبر حضرت زهرا (س) در داخل حرم ائمه بقیع، می‌خواستند فشار عقیدتی و سیاسی را از خود دور کنند. همه اینها در راستای سر پوش گذاشتن به ایراد و انتقادی است که در طول تاریخ از سوی پیروان مکتب اهل بیت (ع) به خط فکری مخالفان اهل بیت (ع) از لحاظ مخفی بودن قبر یگانه یادگار رسول خدا (ص) مطرح شده است.

به همین جهت، حکومت‌ها مجبور بودند به هر عنوانی که شده قبری برای فاطمه دختر رسول خدا (ص) معرفی کنند، لذا در طول تاریخ و حتی در دوران حکومت سعودی‌ها کتیبه‌هایی در حرم ائمه بقیع، مبنی بر واقع شدن قبر فاطمه زهرا (س) در این محل، نصب شد و در این راستا برای فاطمه بنت اسد مدفن‌هایی غیر از این مدفن اصلی معرفی کردند.

همه این تلاش‌ها به خاطر این است که سوال بزرگ تاریخ را از بین ببرند که چه شرایطی اتفاق افتاد که قبر فاطمه زهرا (س) دختر پیامبر اکرم (ص) مخفی ماند. و این هشداری جدی برای حقیقت‌طلبان است!

* علت اینکه امامان بعدها محل دفن را فرموده اند چه بوده است؟ ‌آیا منافاتی با مخفی ماندن ندارد؟

ـ خیر، اوایل باید مخفی می‌ماند، چون اوضاع و شرایط بسیار بد بود اما بعدها این شرایط حساس و سخت از بین رفت لذا اظهار کردند که در خانه خود مدفون شده است. سؤال تاریخی همچنان نیز باقی است که چرا و به چه علت در آن زمان قبر شریف ایشان مخفی ماند‌؟!

این مطلب درباره قبر شریف حضرت امیرالمومنین علی علیه السلام نیز هست، قبر ایشان نیز بعدها معلوم شد.

وکیلان بین‌المللی، دادخواستی را درباره سرکوب تظاهرات ضد دولتی در بحرین علیه خاندان آل خلیفه که حکومت را در این کشور در اختیار دارد، تنظیم کرده و به دادگاه بین‌المللی جنایی لاهه فرستاده‌اند.

می الخنسا وکیل لبنانی پیش‌تر به نمایندگی از سوی برخی همکاران اروپایی خود در جمع خبرنگاران گفت، جهان نباید در قبال نقض حقوق بشر صورت گرفته در بحرین چشمان خود را ببندد.

اظهارات وی درپی طرح دعوی علیه خاندان آل خلیفه در دادگاه بین‌المللی، به دلیل سرکوب شدید تظاهرکنندگان رژیم منامه صورت گرفت.

الخنسا افزود: " آن‌چه که در بحرین رخ داده واقعا جنایت علیه بشریت بوده است، ... آنچه که رخ داده واقعا خطرناک بوده است و هیچ کس هم درمورد این جنایات صحبتی نمی‌کند."

وی با انتقاد از جامعه بین‌الملل بویژه کشورهای غربی به دلیل سکوت علیه بحرین تاکید کرد نهادهای دموکراتیک باید تلاش‌های خود را علیه جنایات مرتکب شده در این کشور سرعت بخشند.

در همین حال، گروهی از قربانیان آزار و اذیت رژیم بحرین تظاهراتی را مقابل دادگاه بین‌المللی جنایی در لاهه برگزار کرده و خشم خود را از نقض حقوق بشر در این شیخ نشین کوچک حاشیه خلیج فارس اعلام کردند.

رژیم بحرین که از حمایت سعودی ها برخوردار است، در هفته‌های گذشته به شدت تظاهرکنندگان ضد دولتی را سرکوب کرده که در جریان این سرکوب‌ها ده ها نفر کشته و صدها تن زخمی شده‌اند.

در میان این قربانیان چندین فعال حقوق بشر هم دیده می‌شود که براثر شکنجه جان باخته‌اند.

ناوی پیلای کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل، روز پنج‌شنبه (15 اردیبهشت) از دولت بحرین به علت بازداشت صدها تظاهرکننده ضد دولتی و حتی محاکمه پزشکان و پرستاران در " دادگاه نظامی" انتقاد کرده است.

نیروهای رژیم بحرین به منظور سرکوب جنبش مخالفان در کشور، به ده ها مسجد، مدرسه، شهرهای مقدس و حتی قبرستان‌ها حمله کرده است.

به گزارش فارس، روزنامه آمریکایی واشنگتن‌پست در گزارشی از موضوعی پرده برداشت که امکان دارد کشورهای غربی و رژیم صهیونیستی در حال تدارک آن باشند.

«اگر سوریه سقوط کند... انتظار [تحقق] سناریوی روز قیامت را داریم». این جمله‌ای است که «لیز اسلای» مدیر دفتر واشنگتن پست در بغداد و خبرنگار روزنامه واشنگتن پست در بیروت بدون ابهام مطرح کرد.

خبرنگار این روزنامه آمریکایی اعلام کرد که اگر وضعیت در سوریه بدین گونه پیش برود که طرح‌ها[یی که علیه آن آماده شده است] اجرا شود، «آشوبی بی‌سابقه» در منطقه به پا خواهد شد.

بنا بر این گزارش، به نظر می‌رسد لبنان اولین قربانی این سناریو باشد. به طوری که نمی‌توان تصور کرد که «ناآرامی‌ها در سوریه دامن همسایه خود لبنان را نگیرد».

تحلیلگران در گفت‌وگو با این روزنامه آمریکایی، در خصوص سقوط نظام سوریه هشدار دادند و اعلام کردند که در آن صورت «وضعیت سوریه شبیه مصر نمی‌شود بلکه شبیه وضعیت عراق خواهد شد».

این روزنامه آمریکایی اعلام کرد که در صورت سقوط دولت سوریه، «موجی از آشوب و درگیری دینی و مذهبی به راه خواهد افتاد که دامنه آن از مرزهای سوریه خواهد گذشت».

«هلال خشان» استاد علوم سیاسی در دانشگاه آمریکایی بیروت در این خصوص اعلام کرد: اگر سوریه سقوط کند ما شاهد جنگی داخلی خواهیم بود که به همه جای منطقه کشیده خواهد شد. لبنان، عراق و عربستان سعودی و حتی فراتر از آن.

این روزنامه آمریکایی افزود که به گفته این کارشناس، این سناریو، «سناریو روز قیامت برای خاورمیانه خواهد بود».

بنا بر این گزارش، این سناریو، سناریویی ترسناک خواهد بود که سبب خواهد شد تا جامعه بین‌الملل مجبور شود در قبال سوریه واکنش از خود نشان بدهد.

این در حالی است که اینگونه تحلیل‌ها با به قصد فشار بیشتر بر دولت بشار اسد رئیس جمهوری سوریه بیان می‌شود تا بدین ترتیب کشورهایی مانند لبنان، عراق و عربستان به موضعگیری علیه سوریه بپردازند و بیش از پیش فضای دشواری برای سوریه خلق کنند، یا اینکه این سناریو از برنامه‌های پنهانی خبر می‌دهد که برای منطقه تدارک دیده شده است.

همچنین «رامی خوری» کارشناس مسائل منطقه به خبرنگار واشنگتن پست اعلام کرد که سوریه بزرگ‌تر از آن است که اجازه داده شود سقوط کند زیرا پیامدهای آن برای منطقه بسیار فاجعه‌آمیز خواهد بود.

وی تصریح کرد که پس از بشار اسد، احتمال ایجاد درگیری مذهبی در سوریه بسیار زیاد است و ممکن است به دیگر نقاط منطقه نیز کشیده شود که سبب ارعاب مردم خواهد شد.

یهودیان یمن با برپایی تظاهرات در مقابل سفارت آمریکا در صنعاء، خواستار ادامه ریاست جمهوری علی‌عبدالله صالح تا سال 2013 شدند.

به گزارش فارس به نقل از خبرگزاری "رویترز "، شاهدان عینی از تظاهرات ده‌ها یهودی یمن در حمایت از "علی عبدالله صالح " دیکتاتور این کشور خبر دادند.

ده‌ها نفر از یهودیان یمن سه‌شنبه گذشته در اقدامی عجیب با تجمع در مقابل سفارت آمریکا در صنعا پایتخت این کشور، ضمن اعلام حمایت خود از عبدالله صالح خواستار ابقای او در سمت ریاست جمهوری این کشور تا سال 2013 شدند. این در حالی است که اکثریت مردم یمن خواستار سرنگونی دیکتاتور یمن هستند.

پیش از اعلام موجودیت جعلی رژیم صهیونیستی در فلسطین اشغالی در سال 1948، نزدیک به 60 هزار یهودی در یمن زندگی می‌کردند اما پس از آن اکثر آنها از یمن مهاجرت کردند و به فلسطین اشغالی رفتند و اکنون تنها نزدیک به 400 یهودی در منطقه "عمران " در شمال پایتخت یمن زندگی می‌کنند.

بر اساس این گزارش، تظاهرات‌کنندگان با در دست داشتن پلاکاردهایی که روی آنها نوشته شده بود "یهودیان یمن از رئیس‌جمهور و مشروعیت قانونی او حمایت می‌کنند " و شعارهایی نظیر این که "ملت یمن علی عبدالله صالح را می‌خواهند "، خواستار ابقای دیکتاتور شدند.

میلیون‌ها نفر نیز دیروز در شهرهای مختلف یمن در پاسخ به فراخوان جوانان انقلابی این کشور برای برگزاری تظاهرات به خیابان‌ها ریختند و با رد هرگونه میانجی‌گری شورای همکاری خواستار کناره‌گیری فوری علی عبدالله صالح شدند.

به گزارش مهر، پس از آنکه "باراک اوباما" رئیس جمهوری آمریکا از کشته شدن رهبر القاعده در عملیات نیروهای آمریکایی در پاکستان خبر داد، هر روز گزارشهای ضد و نقیضی درباره مرگ اسامه بن لادن منتشر می شود.

گفته می شود در عملیات نیروهای آمریکایی که در نیمه شب دوشنبه انجام شد و 38 دقیقه به طول انجامید یگان ویژه نیروی دریایی آمریکا موسوم به Navy Seals متشکل از 6 تفنگدار به خانه بن لادن در ابت آباد یورش بردند و او را کشتند.

 

بر این اساس زمانی که نیروهای آمریکایی در حال ترک خانه مذکور بوده اند، بن لادن در اثر برخورد گلوله به سر و سینه اش کشته شده است و نظامیان آمریکایی پس از کشتن بن لادن، جسد وی را با بالگرد از این مکان خارج کردند.

اما در این بین خبری که دوشنبه گذشته منتشر شد و شگفتی همگان را به دنبال داشت، پرتاب جسد رهبر القاعده در دریا بود و گویا سرنشینان بالگرد پیش از رسیدن به ناوآمریکایی اقدام به پرتاب جسد بن لادن به درون دریا کرده اند، این در حالی است که دلایل ارائه شده از سوی آمریکائی ها برای انجام این عمل عجیب، به هیچ وجه قانع کننده نیست.

 

 

پس از آنکه یک مقام آمریکایی از انداختن جسد اسامه بن لادن به دریا خبر داد، سوالات بسیاری درباره صحت خبر مرگ رهبر القاعده مطرح شد و هم اکنون شبکه خبری سی ان ان در ادامه خبرسازی خود یک فیلم ویدئویی را منتشر کرد که نشان می دهد یک کوسه جسد بن لادن را می خورد.

این فیلم ویدئویی همچنین کشتی های آمریکایی را در هنگام انداختن جسد بن لادن به دریا نشان می دهد.


سی ان ان همچنین تصاویری را منتشر کرد که نیروهای آمریکایی را درحال تماشای این ویدئو نشان می دهد.

 

سی ان ان همچنین خبر داده که اثر سوختگی و کبودی روی جسد بن لادن دیده می شود و چشم چپ رهبر القاعده سیاه است، این درحالیست که این تصویر شفاف نبوده و مشخص نیست که آیا جسد فردی که در کام کوسه است جسد بن لادن می باشد یا نه؟

حجت الاسلام والمسلمین شریف زاهدی طلبه نوشیعه زاهدانی که بیش از ده سال است به تشیع گرویده در دانشکده علوم قرآنی قم جریان شیعه شدن خود را اینگونه برای دانشجویان بیان نمود:

«بنده محمد شریف زاهدی اهل نیک‏شهر استان سیستان و بلوچستان هستم. بعد از 11 سال تحصیل در مدارس و حوزه‏های علمیه اهل سنت، با شنیدن روضه امام حسین(علیه السلام) بارقه هدایت در دلم پدید آمد و پس از تحقیقات مفصل در سال 1382 به مکتب نورانی اهل‏بیت علیهم السلام مشرف شدم.

یکی از اساتیدم، مولوی عیسی ملازهی، امام جماعت مسجد محمد رسول الله ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ بود. گاهی که برایشان مشکلی ایجاد می‏شد و نمی‏توانست به مسجد برود، بنده را به جای خود می‏فرستاد تا نماز جماعت را اقامه کنم. شب عاشورای سال 1375 بود و من به جای استادم به مسجد رفتم و نماز عشاء را خواندم. همه مردم از مسجد بیرون رفتند. من آخرین نفری بودم که از مسجد بیرون آمدم و درب مسجد را قفل کردم. می‏خواستم به مدرسه برگردم که صدای سخنرانی از حسینیه شیعیان مهاجر چابهار که در فاصله پنجاه متری مسجد بود، توجهم را جلب کرد.

کنجکاو شدم تا بدانم سخنران چه می‏گوید؛ زیرا به ما گفته بودند که هر چه روحانیون شیعه می‏گویند، دروغ است. به این نیت رفتم که ببینم چه دروغ‏هایی می‏گوید. نزدیک حسینیه شدم. می‏خواستم وارد حسینیه شوم ولی خجالت کشیدم؛ چون لباس مولوی‏ها بر تن من بود.

آهسته کنار پنجره نشستم و به صحبت‏های روحانی شیعه‌ گوش دادم. سخنرانی او درباره شخصیت امام حسین علیه السلام بود. می‏گفت : در کتاب مسند احمد حنبل و سنن ترمذی و چند کتاب دیگر، این روایت آمده است که پیامبر ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ فرموده‏اند : «إن الحسن و الحسین سیدا شباب اهل الجنۀ» امام حسن و امام حسین سرور جوانان بهشت هستند و همین طور از کتاب‏های اهل سنت مطالبی به همراه آدرس‏هایشان بیان می‏کرد.

این سؤال به ذهنم آمد که این روحانی شیعه، چگونه کتاب‏های اهل سنت را مطالعه کرده است؟؛ زیرا به ما گفته بودند کتاب‏های شیعه را نخوانید؛ گمراه‏کننده است! چرا آنها ـ شیعیان ـ نمی‏گویند کتاب‏های اهل سنت را نخوانید که گمراه می‏شوید؟،‌ فقط علمای ما چنین می‏گویند؟

سخنرانی‏اش تمام شد و روضه خواندن را شروع کرد. روضه قتلگاه امام حسین(علیه السلام) را خواند که روضه جانسوزی بود؛ به طوری که اشک‏های من ملای سنی که تا آن لحظه، حتی یک قطره اشک هم برای مظلومیت امام حسین(علیه السلام) نریخته بودم، سرازیر شد و بسیار گریه کردم.

قبل از آن‏که روضه تمام شود، بلند شدم و به مدرسه برگشتم. به اتاقم رفتم و خواستم بخوابم؛ ولی سخنان روحانی شیعه فکرم را به خود مشغول کرده بود. طاقت نیاوردم. به کتابخانه حوزه رفتم تا آن روایت را پیدا کنم.

البته قبلا روایت "سیدا شباب" را در کتاب "مسند احمد" دیده بودم؛ ولی برای آن‏که دلم آرام شود، به سراغ روایت و سند آن رفتم. آن را پیدا کردم و پس از آن، کتاب "حیات الصحابه" را برداشتم و با کمال تعجب دیدم که آنچه روحانی شیعه نقل کرده، صحیح است. به خودم گفتم: اینها، مطالبی است که از کتاب‏های ما نقل می‏کنند، پس معلوم است که خیلی از کتاب‏های ما را مطالعه کرده‏اند و مطالب زیادی از ما می‏دانند.

آن شب، شب عجیبی بود. سؤالاتی وجود مرا فرا گرفته بود و هر چه فکر می‏کردم نمی‏توانستم خودم را قانع کنم! از خود سؤال می‌کردم: "آیا شیعیان آنچنان که وهابیان تبلیغ می‏کنند، واقعا مشرکند؟!" لحظه‏ای با خودم فکر کردم، عجیب است! آن‏طور که در آیات قرآن و روایات آمده است، مشرکان مخالف خدا و پیامبرند و مخالف با دین مبین اسلام هستند! پس اینها ـ شیعیان ـ چه نوع مشرکانی هستند که  خداوند و پیامبر ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ را قبول دارند و حتی به اهل‏بیت پیامبر محبت می‏ورزند و بر منبرهایشان نیز از پیامبر اسلام مدح و تعریف و بر مصائبشان گریه می‏کنند؟! به دلم افتاد که امکان ندارد اینها مشرک باشند.

بعد از این بود که تحقیق درباره‌ تشیع را آغاز کردم و اولین بار با مطالعه‌ کتاب شبهای پیشاور نوشته  مرحوم سلطان الواعظین شیرازی بسیاری از حقایق برایم روشن شد و می‌دیدم بسیاری از مطالبی که از منابع اهل سنت در این کتاب ذکر شده، مورد تایید همه‌ فرق اهل سنت است و این برایم خیلی جالب بود.

سپس تحقیقات خود را ادامه دادم و کتاب‌های بیشتری مطالعه کردم تا به این نتیجه رسیدم که تشیع حق است و از سال 79 به صورت تقیه و پنهانی شیعه شدم و در سال 82 تصمیم گرفتم که این مطلب را آشکار کنم و رسماً آن را اعلام کردم.»

دولت آمریکا روز شنبه فیلم هایی را منتشر کرد که از منزل اسامه بن لادن رهبر القاعده در پاکستان به دست آورده است.

به گزارش عصر ایران به نقل از منابع خبری, اسامه بن لادن بامداد روز دوشنبه گذشته در عملیات نظامیان آمریکایی در پاکستان کشته شد.

در یکی از 5 فیلم منتشر شده, بن لادن در حال مشاهده گزارش تلویزیونی درباره خود است.
در دیگر فیلم ها نیز بن لادن سخنرانی هایی را ضبط می کند.

عکس هایی زیر از فیلم های منتشر شده, گرفته شده است.
هنوز دقیقا مشخص نیست این فیلم ها دقیقا چه زمانی ضبط شده اند.
بن لادن
بن لادن در حال مشاهده گزارش های تلویزیونی



بن لادن در حال ضبط فیلم

رجولین آسانژ، بنیان‌گذار 'ویکی‌لیکس ' در گفت‌وگویی با نشریه‌ 'راشیا تودی '، شبکه‌ اجتماعی 'فیس‌بوک ' را 'مخوف‌ترین شبکه‌ی جاسوسی که تا به‌حال ساخته شده است ' نامید.

به گزارش فارس، جولین آسانژ گفت: "فیس‌بوک " بانک اطلاعاتی از نام و احوال و سابقه‌ی افراد است که کاربران به شکل داوطلب این داده‌ها را تکمیل می‌کنند و به دست خود در اختیار سرویس‌های اطلاعاتی و امنیتی و در راس اش سرویس امنیتی آمریکا یعنی "سیا " قرار می‌دهند.

جولین آسانژ، بنیان‌گذار "ویکی‌لیکس " در گفت‌وگویی با نشریه‌ "راشیا تودی "، شبکه‌ اجتماعی "فیس‌بوک " را "مخوف‌ترین شبکه‌ی جاسوسی که تا به‌حال ساخته شده است " نامید.

آسانژ در گفت‌وگو با این نشریه‌ روسی گفته است به عقیده‌ی او "فیس‌بوک " بانک اطلاعاتی از نام و احوال و سابقه‌ی افراد است که کاربران به شکل داوطلب این داده‌ها را تکمیل می‌کنند و به دست خود در اختیار سرویس‌های اطلاعاتی و امنیتی و در راس اش سرویس امنیتی آمریکا یعنی "سیا " قرار می‌دهند.

جولین آسانژ گفته است: هرکس که دوستی را به صفحه‌ی خود در فیس‌بوک اضافه می‌کند، باید بداند که به شکل مجانی دارد به سرویس امنیتی و اطلاعاتی آمریکا سرویس می‌دهد و بانک اطلاعاتی آن‌ها را تکمیل می‌کند. " اوالبته تاکید می‌کند که به هیچ‌وجه فکر نمی‌کند مالک اصلی "فیس‌بوک " دولت آمریکاست، اما این حقیقت که سرویس اطلاعاتی امنیتی آمریکا به داده‌های ثبت‌شده در "فیس‌بوک " دسترسی دارد، به اندازه کافی خطرناک و نگران‌کننده است.

آسانژ معتقد است: آمریکا هر زمان بخواهد می‌تواند فشار سیاسی و حقوقی لازم را به فیس‌بوک وارد کند تا این داده‌ها در اختیارش قرار گیرد.

آسانژ در گفت‌وگو با "راشیا تودی " از صنعت رسانه‌های جهانی و به‌ویژه رسانه‌های جریان اصلی نیز انتقاد کرده و گفته است این رسانه‌ها حقیقت را دست‌کاری شده در اختیار افکار عمومی قرار می‌دهند و کار چندانی برای جلوگیری از وقوع جنگ یا مقابله با نظام‌های فاسد انجام نمی‌دهند.

رئیس راستگرای افراطی کابینه رژیم اشغالگر قدس در سخنانی که پس از دیدار با سارکوزی، رئیس جمهور فرانسه ضمن زیر سوال بردن سازمان ملل متحد و نقش آن در به رسمیت شناختن کشور مستقل فلسطین، با لحنی بی ادبانه اظهار داشت که سازمان ملل اگر بخواهد می‌تواند بن‌لادن را نیز به عنوان قهرمان به رسمیت بشناسد!
به گزارش جهان به نقل از روزنامه صهیونیستی هاآرتص، بنیامین نتانیاهو مدعی شد که رژیم تحت امر وی مشروط به برخی شرایط خاص از جمله به رسمیت شناخته شدن اسرائیل از سوی دولت آشتی ملی فلسطین، حاضر به موافقت با تشکیل کشور مستقل فلسطینی است.


رئیس راستگرای افراطی کابینه رژیم اشغالگر قدس در سخنانی که پس از دیدار با سارکوزی، رئیس جمهور فرانسه ضمن زیر سوال بردن سازمان ملل متحد و نقش آن در به رسمیت شناختن کشور مستقل فلسطین، با لحنی بی ادبانه اظهار داشت که سازمان ملل اگر بخواهد می‌تواند بن‌لادن را نیز به عنوان قهرمان به رسمیت بشناسد!


وی مدعی شد قدرت‌های بزرگ با شرط به رسمیت شناخته شدن رژیم تحت امرش از سوی فلسطینیان و به صورت خاص، حماس، موافقت کرده‌اند.


نتانیاهو ضمن دوستانه دانستن مکالماتش با سارکوزی، از ارائه جزئیاتی در خصوص این مذاکرات خودداری کرد.

کتاب «صحیفه فاطمیه» به قلم حجت‌الاسلام حمید احمدی جلفایی که مشتمل بر احادیث و کرامات حضرت فاطمه (ع) است، در آستانه سالروز شهادت حضرت زهرا سلام‌الله علیها به چاپ پانزدهم رسید.

به گزارش فارس، به دلیل استقبال مخاطبان، کتاب «صحیفه فاطمیه» مشتمل بر احادیث و کرامات حضرت زهرا سلام‌الله علیها، در بهار امسال و همزمان با ایام فاطمیه به چاپ پانزدهم رسید تا در مجموع ۶۰ هزار بار چاپ شده باشد. در این کتاب خطبه‌ها، کلمات قصار، ادعیه، اشعار، فضائل، کرامات و سایر ملحقات حضرت در شش فصل گرد آمده است.

* فصل‌اول
فصل اول کتاب به چهل حدیث از حضرت رسول و ائمه اطهار علیهم‌السلام در باب فضیلت حضرت فاطمه‌ (س) پرداخته است. در یکی از این احادیث از زبان حضرت نبی اکرم(ص) در باب فضیلت دختر گرامیشان آمده است: (آنگاه که در شب معراج) داخل بهشت شدم، دیدم بر در بهشت با خط طلا اینچنین نوشته‌اند: «معبودی جز خداوند یگانه نیست، محمد حبیب خداست، علی (ع) ولی خداست، فاطمه (ع) بنده مخصوص خداست، حسن و حسین (ع) بندگان خالص و برگزیده خدا هستند، و لعنت خدا بر دشمنان همه آنها باد.» [الطرائف ص۶۴؛ مائۀ منقبۀ ص ۸۷؛ ارشاد القلوب ص ۲۳۴؛ کشف الیقین ص ۴۵۹]

* فصل دوم
فصل دوم کتاب به خطبه‌ها و بیانات طولانی حضرت فاطمه پرداخته است. در خطبه هفتم، حضرت زهرا خطاب به آنهایی که پشت در خانه‌اش جمع شده بودند؛ می‌فرماید: «من هیچ پیمان با شما ندارم که شما در حضور بدترین افراد نشستید و جنازه رسول خدا (ص) را در دستان ما رها کردید و عهد و پیمان خودتان را شکستید و از ما اطاعت نکردید و حقوق ما را از ما دریغ کردید و گویا اصلا ماجرای غدیر خم را ندیده‌اید و نشنیده‌اید!
به خدا سوگند که در آن روز (یعنی روز غدیر خم) پیغمبر اکرم (ص) خلافت خویش و ولایت بر شما را به علی (ع) سپرد، تا طمع خام و آرزوی برخی از شما را از این مقام و منصب قطع کند، اما شما امروز پیوند بین خود و رسول خدا (ص) را گسستید و البته، داوری خداوند، بین ما و شما، در دنیا و آخرت برای ما کافی است.» [الاحتجاج ج۱ ص۸۰؛ الغدیر ج۵ ص۳۷۲؛ بحار الانوار ج۲۸، ص ۲۰۵ و ۲۳۲]

* فصل سوم
فصل سوم کتاب به کلمات قصار و حکمت‌آمیز آن حضرت پرداخته است. در حکمت ششم کتاب که در باره حجاب و عفاف است، آمده: حضرت فاطمه (س) در جواب پدرش که پرسیدند: «فی جواب أبیها إذا سالها: ای شی‌ء خیر للمراۀ فقالت (ع) أن لا تری رجلا،‌و لا یراها رجل». چه چیز برای زن از هر چیزی بهتر است؟ فرمودند: اینکه او مردی را نبیند و مردی هم او را نبیند. [دعائم الاسلام ج۲ ص۲۱۵؛ کنزالعمّال ج۱۶، ص ۶۰۱]

* فصل چهارم
فصل چهارم کتاب در ارتباط با شعر‌های منتسب به حضرت فاطمه (س) است.
در یکی از این اشعار، حضرت زهرا (س) پس از ازدواج با حضرت امیر (ع) چنین می‌فرمایند:
«همانا حضرت علی (ع) معنای فقر و افتخار و عزت قاتل را برای ما به ارمغان آورد و همانا ما مفتخریم ای فرزندان عدنان!
(ای علی) تو به علو ارتفاع نائل گشتی و همه جن و انس از وصف بزرگواری تو قاصر هستند! ای علی، ای آنکه بهترین خلق در روی زمین هستی!
و ای آنکه صاحب مجد و فضل و احسانی! همانا تمامی کرامات و فضائل و بزرگواری‌ها در علی جمع است و این کلمات را پرندگان هم بر روی شاخه‌ها بر زبان می‌رانند!» [بحار الانوار ج۱۶ ص۱۷۴؛ نهج‌الحیاۀ ص ۱۸۴]

* فصل پنجم
فصل پنجم کتاب «صحیفه فاطمیه» به ادعیه و حرز متعلق به آن حضرت پرداخته است.
دعای حضرت در دفع تب شدید و دوری از غضب خدا از جناب سلمان فارسی نقل است که فرمود: به خدا سوگند، از روزی که حضرت فاطمه زهرا (س) این دعا را به من آموختند آن را به بیش از هزار نفر در مکه و مدینه که همگی مبتلا به تب شدید بودند تعلیم دادم و همه آنها با قرائت این دعا صحت کامل یافتند. و البته در برخی از منابع، اثر دیگری نیز بر این دعا نقل شده است بدین مضمون که؛ حضرت فاطمه (ع) پس از تعلیم آن به جناب سلمان فرمودند: «و نیز اگر می‌خواهی در روز قیامت خداوند را ملاقات کنی در حالی که از دست تو در سخط و غضب نیست، این دعا را بسیار بخوان»
و اما متن دعا این است:
«بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم، بسم‌الله النور، بسم‌الله نور النور، بسم‌الله نور علی نور، بسم الله الذی هو مدبر الامور، بسم الله الذی خلق النور من النور، الحمد الله الذی خلق النور من النور، و انزل النور علی الطور، فی کتاب مسطور، فی رق منشور، بقدر مقدور، علی نبی محبور، الحمدالله الذی هو بالعز مذکور، و بالفخر مشهور، و علی السراء و الضراء مشکور: و صلی الله علی سیدنا محمد و آله الطاهرین».
بنام خداوند رحیم و مهربان، بنام خداوند نور، بنام خداوند نور در نور، بنام خداوند نور بر نور، بنام خداوندی که به دست اوست تدبیر همه امور، بنام خداوندی که خلق فرمود نور را از نور و سپاس خداوندی را که خلق فرمود نور را از نور و نازل کرد نور را بر کوه طور، در نوشته‌ای دارای سطور، در صحیفه‌ای گسترده به اندازه مقدور برای پیغمبر امین و نیکوکار و محبور! سپاس خدایی را که به عزت در بین بندگانش یاد می‌شود و به فخر و عظمت مشهور است و در نهان و آشکار شکر و سپاس او می‌شود! خداوند برمحمد و آل محمد درود بفرستد»! [مکارم الاخلاق ص۴۱۸؛ دلائل الامامۀ ص ۲۸؛ بحارالانوار ج۹۲ ص ۲۷]

* فصل ششم
فصل ششم کتاب به ذکر روایات مختلف در مورد خواص و آثار تسبیح حضرت فاطمه زهرا (ع) پرداخته است.
از جمله اینکه امام صادق (ع) فرمودند: «هیچ عبادتی برای خداوند بالاتر از تسبیحات حضرت فاطمه زهرا (ع) نیست و اگر چیزی افضل از آن موجود بود، همانا پیغمبر اکرم (ص) آن را به دخترش فاطمه (ع) هدیه می‌فرمودند.» [الکافی ج۳ ص۳۴۳ ح ۱۴]
امام صادق (ع) فرمودند: «هرکس تسبیحات حضرت فاطمه زهرا (ع) را بعد از نماز فریضه خود و قبل از آنکه حالت پاها را بهم بزند بجای آورد خداوند متعال در روز قیامت بهشت را بر او واجب می‌گرداند.» [فلاح السائل ص ۱۶۵]
امام صادق (ع) فرمودند: «تسبیحات حضرت فاطمه زهرا (س) در عقب هر نماز، برای من از هزار رکعت نماز در هر روز محبوب‌تر است.»
امام صادق (ع) (خطاب به یکی از اصحابش) فرمودند: «ای ابا هارون، همانا ما بچه‌های کوچک خود را همانطوری که به نماز امر می‌کنیم، به تسبیحات حضرت فاطمه (ع) نیز امر می‌کنیم، پس (حالا که ارزش آن را فهمیدی) همواره آن را بجای آور؛‌ چرا که هر کس آن را ملازمت کند، از بدبختی و شقاوت‌ رهایی می‌یابد.» [الکافی ج۳ ص۳۴۳ ]
یکی از اصحاب امام صادق (ع) می‌گویند: به خاطر ضعف شنوایی خود، خدمت امام صادق (ع) رسیدیم و از او تقاضای درمان کردم امام (ع) فرمودند: «تسبیحات حضرت فاطمه (ع) را بسیار بجای آور الله اکبر (۳۴ مرتبه) الحمدالله (۳۳ مرتبه) سبحان‌الله (۳۳ مرتبه) و در پایان مستحب است که یک مرتبه گفته شود: لا اله الا الله. [الکافی ج۳ ص۳۴۳]

چاپ پانزدهم کتاب «صحیفه فاطمیه» به همت انتشارات «زائر» آستانه مقدسه قم در ۳۲۰ صفحه با شمارگان ۵هزار نسخه و به قیمت ۴۵ هزار ریال منتشر شده است.

مشرق- شیخ صدوق از چهره‌های علمی برجسته شیعه است که در قرن چهارم هجری می‌زیسته و با علم، عمل، تقوای الهی و پیروی از سیره ائمه اطهار(ع)، قلّه‌های علم و فضیلت را فتح کرد.

به مناسبت روز بزرگداشت شیخ صدوق، گوشه‌ای از زندگانی پربار این فقیه برجسته تقدیم می شود..

* زادگاه

محمد فرزند علی‌بن‌بابویه ملقب به صدوق در حدود سال 306 قمری در شهر قم به دنیا آمد.

پدر بزرگوارش، علی‌بن‌‌حسین‌بن‌ بابویه ‌قمی، از بزرگان علماء و فقهای زمان خود بوده، که در نهایت زهد و عفاف،‌ امرار معاش کرده است.

وی همچنین ساعاتی از روز را، در منزل به تدریس و تبلیغ معالم دین و نقل روایات اهل بیت عصمت و طهارت(ع)، می‌پرداخت.

در جلالت شأن پدر شیخ صدوق، همین بس، که، حضرت امام حسن عسکری، طی نامه‌ای او را با القابی چون، «شیخی»، «معتمدی» و «فقیهی» مورد خطاب قرار داده است.

حکایت ولادت

والد شیخ صدوق، با اینکه پنجاه سال از عمرش گذشته بود، ولی فرزندی نداشت لذا، نامه‌ای، را توسط نائب سوم امام عصر(عج) خطاب به امام زمان(عج) نوشت و از آن حضرت درخواست کرد که دعا نمایند، تا خداوند به او فرزندی صالح عنایت فرماید. پس از سه روز جواب نامه از طرف امام (عج) برای علی‌بن حسین بابویه رسید که امام‌(عج) در آن توقیع، نوشته بودند: «به زودی خداوند به او فرزندی عطا می‌فرماید که به سبب او، به مردم خیر می‌رساند.»

شیخ صدوق نیز، به این موضوع توجه داشت و در طول زندگانی، بارها به این لطفی که از طرف حضرت ولی عصر(عج) به او شده، افتخار و مباهات می‌کرد و می‌گفت: «من به دعای حضرت صاحب‌الامر، متولد شده‌ام». رجال نجاشی ص261

شیخ صدوق نزد پدر خود، علی‌بن حسین بابویه، و اساتیدی چون، ابن‌الولید، محمدبن علی ماجیلویه و محمدبن موسی‌بن متوکل تلمّذ نمود.

شیخ صدوق برای جمع‌آوری احادیث معصومین و شنیدن آن، مسافرت‌هایی به شهرهای «استرآباد، ایلاق، بخارا، بغداد، بلخ، جرجان، خراسان، ری، سرخس، سمرقند، کوفه، مدینه، مکه، مرو، نیشابور و همدان نمود. (کتاب شیخ صدوق پاسدار حریم ولایت)

به شیخ صدوق بدین جهت، صدوق گفته‌اند که «الصدوق فیما یرویه عن‌الائمه الطاهرین» «آنچه که او از حضرات معصومین(ع) روایت می‌کند راستگو است» (رجال سید بحرالعلوم ج3 ص299

گفتار بزرگان درباره شیخ صدوق

همه علماء و فقهای بزرگ اسلام، با دیده احترام به شیخ صدوق، نگریسته‌اند و مقام شامخ او را با عباراتی بلند تصدیق نموده‌اند، که به اختصار گفتار چند تن از علماء را مرور می‌کنیم:

1. شیخ طوسی(ره) در معرفی شیخ صدوق می‌گوید: او دانشمندی جلیل‌القدر و حافظ احادیث بود، از احوال رجال، کاملا آگاه و در سلسله احادیث، نقّادی عالی‌مقام به شمار می‌آمد و در میان اهل قم، از نظر حفظ احادیث و کثرت معلومات بی‌نظیر بود، و در حدود سیصد اثر تالیفی از خود به یادگار گذاشته است.

2. «نجاشی» از بزرگان علم رجال، درباره وی می‌نویسد: شیخ صدوق، ساکن ری، بزرگ ما و فقیه ما و چهره برجسته‌ایی در خراسان است به بغداد هم رفته است و با اینکه در سن جوانی بود، همه بزرگان شیعه، از وی، احادیث را استماع می‌کردند.

3. سیدبن طاووس درباره وی می‌گوید: شیخ صدوق کسی است که همه بر علم و عدالت او انفاق دارند.

تالیفات شیخ صدوق

«من لا یحضرالفقیه، عیون اخبارالرضاء، معانی‌الاخبار، خصال، الروضه فی الفضائل، کمال‌الدین و تمام ‌النعمه، الأمالی، علل‌الشرائع والاحکام و الاسباب، ثواب‌الاعمال، عقاب‌الاعمال، التوحید، صفات‌الشیعه، فضل‌الشیعه و نیز الاعتقادات می‌باشد.

شیخ صدوق علاوه بر آثار متعددی که در زمینه‌های مختلف از خود به یادگار گذاشته، با بیان معارف دین، فرهنگ غنی شیعه را نیز هر چه بیشتر به جامعه آن عصر، معرفی نموده و در این راه، یکی از احیاگران علوم اهل بیت(ع) در تاریخ شیعه نام گرفته است.

شیخ طوسی درباره آثار تالیفی شیخ صدوق گفته است: وی سیصد کتاب تالیف کرده و نجاشی، نام حدود دویست کتاب وی را نام می‌برد.

از جمله کتاب‌هایی که، شیخ صدوق تالیف کرده، کتاب «مدینۀ‌العلم»، است، که به گفته شیخ طوسی، این کتاب از کتاب «من لا یحضره‌الفقیه» بزرگتر بوده است، که متأسفانه در حدود 400 سال قبل ناپدید گشته است.

سرانجام این عالم بزرگ شیعی، بعد از گذشت بیش از هفتاد سال از عمر شریف و پر برکتش، در سال 381ق به دیار باقی شتافت و در شهر ری، کنار حرم عبدالعظیم حسنی(ع) به خاک سپرده شد.

علامه خوانساری متوفای 1313ق در کتاب روضات‌الجنات می‌نویسد: در سال 1238ق، در عهد فتحعلی شاه قاجار به خاطر کثرت باران، قبر شریف شیخ صدوق خراب شد و شکافی در آن به وجود آمد و زمانی که عده‌ای برای تعمیر قبر به سرداب می‌روند، جنازه شیخ صدوق را همچنان ترو تازه و مستورالعوره، در حالی‌که اثر خضاب بر انگشتان شریفش باقی مانده بود، مشاهده می‌کنند. (فوائدالروضه ص564).

عناوین شیخ صدوق

به شیخ صدوق ابو جعفر ثانی، نیز گفته می‌شود لازم به ذکر است که شیخ کلینی، ابوجعفر اول، و شیخ طوسی به ابوجعفر ثالث معروف می‌باشند و نام هر سه بزرگوار محمد می‌باشد.

«رئیس‌المحدّثین، الشیخ‌الأجل، الشیخ‌الثقه» از دیگر عناوین شیخ صدوق می‌باشد.

منابع

1. شیخ صدوق پاسدار حریم ولایت
2. صفات‌الشیعه، ترجمه توحیدی
3. فوائدالرضویه شیخ عباس قمی

مسافران ایرانی که به بیروت می روند و در این شهر از ساحل صخره ای "صخره الروشه"‌ بازدید می کنند ،‌مدتی است تبدیل به یک هدف تبلیغی برای مبلغان مسیحی شده اند و بسیاری از اوقات ،‌ تیمی از مبلغان مسیحیت ،‌با حضور توریست های ایرانی خود را به این محل می رسانند تا کتاب و سی دی های حاوی مضامین تبلیغی برای مسیحیت را به رایگان بین ایرانی ها توزیع کنند.

این مبلغان عمدتاً ‌آمریکایی هستند و جالب اینجاست که بر روی کارتن هایی که درون آن کتاب های انجیل و فیلم های تبلیغی قرار دارد ،‌ پرچم سه رنگ ایران ،‌اما با نشان زمان قبل از انقلاب به چشم می خورد.
فیلم های توزیعی نیز به زبان های مختلفی مانند فارسی ،‌ترکی ،‌فرانسه ،‌انگلیسی ،‌هندی ،‌اردو ،‌عربی ،‌روسی ،‌کردی و ...تهیه شده اند.

در زیر تصاویری از این اقلام ،‌توریست های ایرانی و مبلغان مسیحی را ملاحظه می کنید.
مدت هاست که مبلغان مسیحی در داخل ایران نیز فعال شده اند و حتی با تشکیل کلیساهای خانگی سعی در تغییر دین جوانان مسلمان دارند و گویا این جریان ،‌حتی در سفرهای خارجی هم دست از سر ایرانی ها برنمی دارد!

http://files.tabnak.com/pics/201105/201105051158363404.jpg

http://files.tabnak.com/pics/201105/201105051158361039.jpg

http://files.tabnak.com/pics/201105/201105051158362123.jpg

http://files.tabnak.com/pics/201105/201105051158364234.jpg

http://files.tabnak.com/pics/201105/201105051158362327.jpg

http://files.tabnak.com/pics/201105/201105051158364366.jpg

http://files.tabnak.com/pics/201105/201105051158362348.jpg

http://files.tabnak.com/pics/201105/201105051158361168.jpg

http://files.tabnak.com/pics/201105/201105051158361189.jpg

http://files.tabnak.com/pics/201105/201105051158363935.jpg

http://files.tabnak.com/pics/201105/201105051158362129.jpg

http://files.tabnak.com/pics/201105/201105051158361929.jpg

http://files.tabnak.com/pics/201105/201105051158361226.jpg

 

شورای بریتانیا در برنامه ای تحت عنوان 'فوتبال برای صلح' پروژه صلح اسرائیلی را در عرصه دیپلماسی عمومی کلید زد.

به گزارش مشرق، بلاگ شورای موسوم به "شورای بریتانیا"، در گزارشی که در روزهای اخیر تحت عنوان "فوتبال برای صلح" آن را منتشر کرد، نوشت: در آغاز ماه آوریل، برخی مربیان فوتبال و لیدرهای اسرائیلی از دانشگاه برایتون دیدار کردند و به تمرین با مربیانی از اردن، ایرلند شمالی، بریتانیا، آلمان و سومالی پرداختند.
در دیپلماسی عمومی ورزش از جایگاه مشخصی بهره مند است و در این خصوص ارتباط ورزشکاران دو ملت را با همدیگر برقرار می کنند تا از این طریق این دو ملت به شناخت و تفاهم و یافتن نقاط مشترک بپردازند. نتیجه استمرار این امر در نهایت، تغییر ذهنیت دوملت از همدیگر است و برای دو کشور که با هم خصومت دارند به ترمیم وجهه دو کشور، رفع خصومت ها و صلح می انجامد.
این برنامه، بخشی از طرحی بود که از آن تحت عنوان "فوتبال برای صلح" نام برده شده و تحت حمایت شورای بریتانیا است.
در ادامه تاثیر این برنامه را در راستای دیپلماسی عمومی بر ورزشکاران دو کشور می بینیم: مصاحبه های زیر از برخی از شرکت‌کنندگان در این برنامه نشان می دهد که چگونه رژیم صهیونیستی، عملا از دیپلماسی عمومی برای پیشبرد طرح صلح و استقرار خود در بین کشورهایی که شاید حتی وی را به رسمیت نشناسند سود می برد.
29 مارس 2011:
برای من شرکت در برنامه فوتبال برای صلح بسیار مهم بود. جوامع عرب و یهودی در اسرائیل (فلسطین اشغالی) از هم جدا زندگی می‌کنند و چیزی در خصوص نوع زندگی، امیدها و آرزوهای یکدیگر نمی‌دانند. داشتن فرصتی برای به دست آوردن این درک برای آینده سرزمین و کودکان ما ضروری است.
با بهبود شرایط زندگی برای جامعه عرب و تلاش برای درک آنان، ما خواهیم توانست اسرائیل را به مکانی بهتر برای زندگی بدل کنیم.
داشتن مربیانی از انگلیس و آلمان در این پروژه امر بسیار مهمی است. در اسرائیل، دیدار بین اعراب و یهودیان بسیار اضطراب‌آور است و منجر به فشار مردمی از هر دو سو می‌شود. اما در اینجا ما اعضای یک گروه بین المللی هستیم که همه با هم دوستیم و در امری با هم همکاری می‌کنیم که همه از آن لذت می‌بریم؛ لذا می‌توانیم همدیگر را به عنوان مردمانی که علایق مشترک دارند بشناسیم.
نسیم از بیر شوا
30 مارس 2011:
امروز روز بسیار هیچان‌انگیزی بود. در اولین جلسه به ما گفتند که بخشی از یک پروژه جهانی هستیم. ما درباره ارزش‌هایی که قرار است در این پروژه به ما آموزش داده شود مطالبی آموختیم و از اهمیت درک متقابل و کار کردن به صورت یک تیم اطلاع یافتیم چرا که خود نیز همین را باید به کودکان آموزش دهیم.
بقیه صبح را به بازی‌های کودکانه گذراندیم و ضربه زدن به توپ را تمرین کردیم. هر چند دانستن در خصوص بازی‌ها و فعالیت‌ها مطلب مهمی بود اما تمرین عملی آنها بر ما تاثیر شگرفی گذاشت و من اکنون به خوبی می‌فهمم که این فعالیت‌ها چگونه بر کودکان تاثیر می‌گذارند.
تال از تل‌‌آویو
این اولین بار است که من به جایی سفر می‌کنم، برای همین در کنار هیجان‌زدگی، نگران آن بودم که ما چگونه خواهیم توانست تفاوت‌های سیاسی را کنار گذاشته و با یکدیگر همکاری موفقیت‌آمیزی داشته باشیم. من از سطح همکاری بالا میان اعضای تیم شگفت‌زده شده‌ام.
عبدالله از دابوریه
31 مارس 2011:
امروز سرد و بارانی بود، هوایی که ما به آن عادت نداریم اما به هر حال به برایتون رفتیم. ما چیزهای بسیاری یاد گرفتیم و به طریق عملی فهم عمیق‌تری از ارزش‌ها پیدا کردیم.
سلیمان از بیر المقصور
من از تنوع و جریان تمرینات بسیار لذت بردم. ایده‌هایی نیز برای آموزش کودکانی که تحت نظرم بسکتبال می‌آموزند، به دست آوردم.
درور از کفر تاور
1 آوریل 2011:
هر چند که این پروژه با هدف کمک به کودکان تحت آموزش ما در اسرائیل طرح‌ریزی شده است، من احساس می‌کنم که این اردو توانسته است ما بزرگ‌سالان را نیز به هم نزدیک کند.
امیلی از بریتانیا
امروز ما آموزش‌هایی در این خصوص دیدیم که چگونه تمرینات را می‌توان در یک زمین فوتبال بدون امکانات دیگر انجام داد. این در اسرائیل که بسیاری از گروه‌ها فاقد دیگر تسهیلات لازم هستند خیلی به کار می‌آید.
ما به خوبی دانسته‌ایم که می‌توانیم مبلغ ارزش‌ها باشیم و آنها را آموزش دهیم. کسانی که اینجا به ما آموزش می‌دهند قبلا به اسرائیل آمده‌اند و با نیازهای ما آشنا شده‌اند.
آمیت از کفر تاور
2 آوریل 2011:
امروز ما هر آنچه را که آموخته بودیم، تمرین کردیم. امروز توانستیم برنامه‌یزی مربوط به برگزاری یک فستیوال فوتبال برای 150 کودک را انجام دهیم. کودکان از بازی لذت بردند و ارزش‌ها را آموختند.
نائل از نازارث
من قبلا با مربیان آلمانی و انگلیسی که به اسرائیل آمده بودند تمرین کردم اما اصلا نمی‌دانستم کار کردن با کودکانی که به زبانی دیگر سخن می‌گویند تا این حد سخت است! البته چون ما در عرصه ورزش فعالیت می‌کنیم، بیشتر ارتباطات می‌تواند به طرق عملی (و نه شفاهی) برقرار شود.
محمود از نازارث
من از پیشرفت و یادگیری شگرف خود در این برنامه در تعجبم. ما وقتی به اینجا رسیدیم، دو گروه مختلف از دو جامعه مجزا بودیم. در ابتدا همه با هم‌جامعه‌ای‌های خود ارتباط برقرار می‌کردند و از ارتباط با اعضای جامعه دیگر خجالت می‌کشیدند. اما اکنون ما یک تیم واحد هستیم که با هم کار می‌کنیم و با هم می‌آموزیم.
محمد از یافیا
این برنامه به درد همه کودکان علاقمند به فوتبال می‌خورد و آنها که استعداد بیشتری دارند می‌توانند ارزش‌هایی را که به درد شغل آینده آنها می خورد، بیاموزند.
شفیق از توبا زانگریا
تمرینات بسیار عالی بودند و بسیار مثبت و چیزهای زیادی به ما آموختند. من این پروژه را در جامعه خود پیاده خواهم کرد.
آهارون از توبا زانگریا

به گزارش مشرق؛"مکس بلومنتال" در مقاله ای که در پایگاه اینترنتنی تام دیسپچ (tomdispatch) منتشر شده، به بررسی اسلام هراسی و توسعه آن توسط صهیونیسم جهانی در آمریکا پرداخته است. متن این مقاله به شرح زیر است:
نگاهی از درون به گروه دسیسه گران مرموز ، وبلاگ نویسان عوام فریب، شبه دانشگاهیان و روشنفکران، نئوفاشیست های اروپایی، ساکنان خشن شهرک های صهیونیستی و نامزدهای بالقوه انتخاباتی جمهوری خواه که در پشت صحنه این صنعت قرار دارند.
بیش از 9 سال پس از 11 سپتامبر، رفتار جنون آمیز نسبت به مسلمانان در زندگی آمریکایی همچنان این کشور را در چنگال خود گرفته است. در چنین فضایی شاهد طغیان حملات و آتش زدن مساجد و تلاش برای جلوگیری از احداث مساجد بوده ایم. همچنین جامعه مسلمانان آمریکا که اکثر آنان افراد میانه رویی هستند، بسترساز حرکت های تروریستی قلمداد شده است. لهیب زبانه های این آتش تا "نیویورک سیتی" رسیده و این در حالی است که رای دهندگان در "اوکلاهما" با اکثریت بالایی ممنوعیت اجرای "شریعت" در دادگاههای آمریکا را تایید کردند (حال آنکه هیچ چشم اندازی برای اجرای شریعت در دادگاهها وجود نداشت). ترکش های سیاسی این (پویش) اسلام هراسی به "باراک اوباما" رییس جمهوری آمریکا نیز اصابت کرد. چرا که از هر پنج آمریکایی یک نفر به نجوای شایعات نادرست مبنی بر دیانت اسلامی اوباما گوش جان سپرده است. این مبارزه اسلام هراسی احتمالا بر دیدگاه کلی نسبت به مسلمانان نیز اثر گذاشته است؛ یک نظرسنجی موسسه "پیو ریسرچ سنتر" در اوت 2010 نشان داد که میزان مطلوب بودن مسلمانان در بین آمریکایی ها از سال 2005 تا کنون 11 درصد سقوط کرده است.
ممکن است به نظر برسد زمان بروز این تشنج و اضطراب تعصبهای ضد مسلمانان که چندین سال پس از ضربه 11 سپتامبر سربرآورده است ، عجیب و همچنین به طور شگفت آوری غیر خودجوش و تصنعی است. اما بیایید بیشتر تامل کنیم: این مساله (تعصب های ضد مسلمانان) نتیجه مبارزه سازمان یافته و درازمدت گروه متشکل و منسجمی از فعالان و عوامل راستگرا است که اول بار اندک زمانی پس از حملات 11 سپتامبر بر مساله اسلام هراسی متمرکز شدند. اما در دوران اوباما به قدرت لازم برای اسلام هراسی دست یافتند. در آن زمان بود که نیروهای محافظه کار که در سال 2008 از قدرت کنار زده شدند ، درصدد برآمدند تا رنجش های فرهنگی را به دستاوردهای سیاسی و حزبی تبدیل کنند و در این راه موفقیت خوبی هم کسب کردند.
این شبکه تمرکز خود را به طور عقده ای وار بر گسترش فرضی نفوذ مسلمانان در آمریکا قرار داد. گستردگی این شبکه فراتر از قاره ها است به طوری که فعالان "حزب چای"*(tea party) در آمریکا تا راست های افراطی اروپا را در بر می گیرد. اینها صهیونیستهای افراطی راستگرا، مسیحیان انجیلی و اراذل و اوباش فوتبالی انگلیس را گرد هم می آورند. این شبکه بازتاب دهنده احساسات به شدت طرفدار اسراییل است به طوری که چهره های اصلی آن ، کشور یهودی (اسراییل) را به عنوان یک سرزمین نبرد در خط اول مبارزه جهانی با تروریسم ، تکریم و ستایش می کنند و از آمریکا و قدرتهای اروپایی می خواهند که از شیوه های سرکوب شدید اسراییلی تقلید کنند.
اسلام هراسی اخیر در آمریکا (با تاکید قوی بر "هراس") به هیچ وجه اتفاقی نیست. سالها پیش از آنکه پیاده نظام "حزب چای" برای اعتراضات خشمگینانه در بیرون محل پیشنهادی احداث ساختمان مرکز یک جامعه اسلامی در "منهتن" گرد بیایند، نمایندگان لابی اسراییل و تشکیلات یهودی – آمریکایی ، مبارزه ای را علیه فعالان طرفدار فلسطین آغاز کردند که زمینه ای برای ظهور و بروز رویدادهای بعدی بود. آن مبارزه با سرعت – و شاید به طور قابل پیش بینی – به یک رشته مبارزات و حملات علیه مساجد و مدارس اسلامی تبدیل شد که این حملات به نوبه خود مجموعه ای از مبارزان و فعالان مشکوک و پرانرژی را به صفوف شبکه مزبور جذب کرد.
عناصر محافظه کار درون لابی طرفدار اسراییل علاوه بر تامین انرژی اولیه حملات اسلام هراسانه ، سرمایه مالی مورد نیاز سازمان این شبکه را نیز تهیه کردند و آن را قادر ساختند که بر بحث های ملی تاثیر بگذارد.
منابع مالی برای ترویج اسلام هراسی
"اوبری چرنیک" یک کارگشای نه چندان شناخته شده در زمینه امنیت نرم افزار در ناحیه "لس آنجلس" است که از طریق یک شرکت مشاوره امنیتی که محترمانه "مرکز ملی بحران و هماهنگی تداوم" نامیده شده است، فعالیت می کند. گفته می شود چرنیک که از افراد مورد اعتماد سابق "موسسه سیاست های خاورنزدیک واشنگتن" است ، 750 میلیون دلار می ارزد.
موسسه مزبور به عنوان یک مرکز پژوهشی برای "کمیته روابط عمومی آمریکا و اسراییل" (AIPAC) که از گروههای اصلی لابی اسراییل است، فعالیت کرده است. ثروت چرنیک با دارایی و ثروت "برادران کوچ" مقایسه می شود؛ غولهای صنعت استخراج معادن که اعتبار لازم برای گروههای مرتبط با حزب چای مانند گروه "آمریکایی های طرفدار سعادت" را تامین می کنند.
ثروت چرنیک البته در مقایسه با امپراطوری مالی "حیم سابان" چهره رسانه ای بانفوذ اسراییلی – آمریکایی کوچک به نظر می رسد. سابان یکی از کمک کنندگان خصوصی بزرگ به حزب دموکرات است و بتازگی با کمک 9 میلیون دلاری جمع آوری شده برای گروه "دوستان نیروهای دفاعی اسراییل" هماوردی و برابری کرد. چرنیک اما با تزریق پول خود به مجموعه ای کوچک اما بانفوذ از گروهها و افراد با دستور کاری محدود، تاثیر قابل ملاحظه ای داشته است.
چریک از طریق "بنیاد فیربروک" – یک نهاد خصوصی که او و همسرش آن را اداره می کنند – کمک های مالی در اختیار گروههایی از قبیل "اتحادیه ضد افترا" (ADL) و "CAMERA" نهاد ناظر رسانه ای راستگرای طرفدار اسراییل، و همچنین ساکنان خشن شهرک های اسراییلی در اراضی فلسطین و نیز چهره های شبه دانشگاهی مانند "رابرت اسپنسر" قرار داده است. اسپنسر تا حد زیادی مسوول ترویج تئوری های توطئه درخصوص غلبه متعصبان اسلامی بر غرب است. این گروهها در کنار هم هیستری (رفتار جنون آمیز و هیجانی) درخصوص مسلمانان را در جوامع میانی آمریکا گسترش می دهند. این در حالی است که مهاجرانی از خاورمیانه بتازگی در این جوامع ساکن و مستقر شده اند. و در حالی که رقیبان پیشتاز انتخاباتی احتمالی جمهوری خواه از "مایک هوکابی" گرفته تا "سارا پیلین" مباحث خود را مطرح و کلیشه های خود را طوطی وار تکرار می کردند، این گروهها با خوشحالی نظاره گر بودند.
شاید تنها مساله ای که از جذبه رو به گسترش اسلام هراسی شگفت انگیزتر باشد ، این است که تنها چند سال پیش این پدیده به تعداد معدودی محوطه های دانشگاهی و یک منطقه مرکزی (و فقیرنشین) شهر محدود بود و یک هوس زودگذر به نظر می آمد که بزودی فضای سیاسی آمریکا را ترک خواهد کرد.
تولد یک شبکه
این حملات اسلام هراسانه در دوره اوج اعتبار و نفوذ "جرج دبلیو بوش" آغاز شد؛ زمانی که نومحافظه کارها و متحدان آنان در اوج قدرت قرار داشتند. در سال 2003 سه سال پس از شکست تلاش "بیل کلینتون" برای حل وفصل مساله اسراییل – فلسطین و بلافاصله پس از اشغال عراق ، شبکه ای از گروههای یهودی شامل گروههایی مانند "ADL" ، "جامعه یهودیان آمریکا" و "AIPAC" ، دور هم جمع شدند تا آنچه را افزایش ناگهانی فعالیت های طرفداران فلسطین در دانشگاههای سراسر آمریکا می دانستند، مورد بررسی قرار دهند و به آن بپردازند. آن گردهمایی به تولد "پروژه داوود" (David Project) منجر شد؛ یک گروه طرفداری در سطح دانشگاهها که "چارلز جاکوبز" رهبری آن را بر عهده دارد. جاکوبز از بنیانگذاران "CAMERA" یکی از چندین گروه تحت حمایت مالی چرنیک، بوده است. طبق یک یادداشت شرکت مشاوره ای "مک کینزی اند کمپانی" در همان زمان، جاکوبز با کمک کارشناسان خبره روابط عمومی طرحی را به منظور"بازپس گیری فضای دانشگاهها با تاثیرگذاری بر افکار عمومی از طریق سخنرانی، اینترنت، و ائتلاف ها " تهیه کرد.
جاکوبز در سال 2004 پس از مشورت با "مارتین کرامر" یکی از همقطاران خود در "موسسه سیاست های خاورنزدیک واشنگتن" – گروه تحقیقی طرفدار اسراییل که چرنیک به عنوان یکی از افراد مورد اطمینان آن خدمت کرده بود – یک فیلم مستند به نام "دور از شان کلمبیا" (Columbia Unbecoming) تهیه کرد. این فیلم مملو بود از ادعاهای دانشجویان یهودی در "دانشگاه کلمبیا" که مدعی شده بودند استادهای عرب آنان را مورد توهین و ارعاب قرار داده اند. این فیلم "بخش زبان ها و فرهنگ های خاورمیانه ای و آسیایی" دانشکده شهر نیویورک را به مثابه مرکز یهودی ستیزی به تصویر کشید. این دانشجویان در شکایتهای خود به طور مشخص بر یک چهره متمرکز شدند: "جوزف مسعد" استاد فلسطینی رشته مطالعات خاورمیانه. فیلم مزبور این شخص را به عنوان "یکی از خطرناک ترین روشنفکران در دانشگاه" معرفی کرد. همچنین این شخص در کتاب "استادان: 101 دانشگاهی خطرناک آمریکا" نوشته "دیوید هورویتز" فعال نومحافظه کار مورد حمایت مالی چرنیک، به عنوان یکی از تبهکارهای مهم معرفی شده است.
هنگامی که مناقشه بر سر دیدگاههای مسعد شدت گرفت، "آنتونی واینر" نماینده دموکرات نیویورک در کنگره آمریکا که یکبار خود را نماینده شاخه "سازمان صهیونیستی آمریکا" (ZOA) در حزب دموکرات توصیف کرده بود، از "لی بولینگر" رییس دانشگاه کلمبیا خواستار اخراج این استاد شد.
اما در پایان مشخص شد هیچکدام از اتهام ها وصله ای نبوده که به مسعد بچسبد. در واقع، مدارک و شهادتهای مطرح شده در فیلم پروژه داوود یا بی اعتبار از آب در آمد یا هرگز به اثبات نرسید. مسعد نیزدر سال 2009 پس از آنکه جایزه "لیونل تریلینگ" دانشگاه کلمبیا را به دلیل عملکرد خوب در تحقیقات دانشگاهی کسب کرد، به استخدام دانشگاه در آمد.
اما کرامر که توانایی خود را در زمینه ارعاب استادان دانشگاه و حتی مدیران قدرتمند دانشگاه به اثبات رسانده بود، مدعی یک پیروزی شد و خطاب به رسانه ها لاف زد :" این یک نقطه عطف است. "‌ در حالی که پروژه داوود بعد از آن در دانشگاههای سراسر آمریکا انجمن های ملی رواج داد، مدیر آن در مسیر دیگری گام نهاد؛ در ابتدا در سال 2004 به خیابانهای "بوستون"‌ رفت تا با احداث "مرکز فرهنگی جامعه اسلامی بوستون" مخالفت کند.
هجوم رسانه ای در مخالفت با احداث "مرکز فرهنگی جامعه اسلامی بوستون"
جامعه اسلامی بوستون به مدت نزدیک به 15 سال درصدد ساخت این مرکز در قلب محله "روکزبوری" بزرگترین محله سیاهپوست نشین شهر بود تا از این طریق به جمعیت قابل ملاحظه مسلمانان این منطقه خدمت کند. ساخت این مسجد با توجه به تایید "توماس منینو" شهردار و نمایندگان برجسته ماساچوست در کنگره، تقریبا عملی انجام شده به نظر می رسد تا اینکه روزنامه "بوستون هرالد" متعلق به "روبرت مرداک" و شبکه "فاکس نیوز"‌ محلی او وارد کارزار شدند. "جف جاکوبی" ستون نویس "بوستون گلوب" نیز با یک رشته گزارشها وارد معرکه شد. او در این گزارشها مدعی شد که طرح های این مرکز مدرکی حاکی از توطئه عربستان سعودی برای تقویت نفوذ اسلام رادیکال در آمریکا و حتی احتمالا آموزش سلولهای تروریستی زیرزمینی است.
در این مرحله بود که پروژه داوود وارد عمل شد و عناصر جامعه محلی طرفدار اسراییل در منطقه بوستون را گرد هم آورد تا راهبردهایی برای ویران کردن این پروژه (مرکز فرهنگی جامعه اسلامی بوستون) جست و جو کنند. طبق نامه های الکترونیکی که وکیل های "جامعه اسلامی" در دادخواهی علیه پروژه داوود به دست آوردند، سازمان دهندگان این برنامه ضد مسلمانان تصمیم گرفتند مبارزه ای را به مدت سالها با دادخواستهای مزاحم به همراه طرح ادعاهایی مبنی بر اینکه این مرکز کمک های مالی خارجی "از جنبش وهابی های عربستان یا اخوان المسلمین" دریافت کرده است، آغاز کنند و پیش ببرند.
در واکنش، ائتلافی از یهودیان لیبرال تلاش های بین مذهبی را با هدف پایان دادن به مناقشه ای که از هیچ و پوچ ایجاد شده و در حال تباه کردن روابط بین جامعه یهودیان و مسلمانان این شهر بود، آغاز کرد. اما جاکوبز (رهبر پروژه داوود) کوتاه نمی آمد. او در سال 2007 در کنیسه ای در حومه بوستون گفت:" ما امروز بیش از هر زمان دیگر نسبت به نفوذ عربستان در مسجدهای محلی نگران هستیم."
جامعه اسلامی بوستون پس از پرداخت میلیون ها دلار بابت هزینه های حقوقی و تحمل جوسازی ها و شایعه پراکنی های بی شمار سرانجام در سال 2008 احداث مرکز اجتماعات خود را به اتمام رساند . این در حالی بود که هشدارهای تیره و تار "پروژه داوود" کاملا بی مورد بود– و البته هیچ جای شگفتی هم نیست – .
توسعه شبکه اسلام هراسی
این دومین مبارزه که تجربه ای ناموفق بود بیش از آنکه ناظر به موفقیت و امنیت ملی باشد، معطوف به جنبش سازی بود. این مبارزه محلی یک طرح کلی و موثر برای ایجاد هیستری علیه احداث مراکز اسلامی و مساجد در سراسر آمریکا ایجاد کرد و در همین حال چندین شخصیت را برانگیخت تا یک شبکه ضد مسلمانان را تشکیل بدهند و در سالهای آینده توجه و موفقیت کسب کنند.
تعطیلی "آکادمی بین المللی خلیل جبران" بوسیله اسلام هراسی
این چهره ها در سال 2007 متحد شدند و جنبش اولیه ای شکل دادند که مبارزه ای جدید را آغاز کرد و این بار "آکادمی بین المللی خلیل جبران" – یک مدرسه ابتدایی عربی انگلیسی در بروکلین نیویورک – را هدف قرار دادند. فعالان این ائتلاف که گروه فشار موردی خود را "مدرسه را متوقف کنید" نام نهادند، شامل دسته ای از افراد متعصب و افراطی سابقا ناشناخته بودند که اصلا هم به فکر پنهان کردن دیدگاههای افراطی خود در خصوص دین اسلام و مسلمانان در آمریکا نبودند. هدف اعلام شده آنان به چالش کشیدن تاسیس مدرسه مزبور بر اساس مغایرت آن با جدایی کلیسا و دولت طبق قانون اساسی آمریکا بود. اما هدف واقعی این ائتلاف شفاف بود: تحت فشار قرار دادن مسوولان شهر برای اتخاذ موضعی خصمانه در قبال جامعه مسلمانان.
این فعالان تمرکز کارخود را بر "دبی المنتصر" رییس این مدرسه که از معلمان باسابقه یمنی تبار بود قرار دادند و بدون پایه و اساس ، او را یک "جهادگرا" و نیز تکذیب کننده 11 سپتامبر لقب دادند. آنان همچنین این فرد را به ماست مالی کردن نسل کشی علیه یهودیان متهم کردند. این تعبیری بود که "پاملا گیلر" وبلاگ نویس راست افراطی که در همان اوقات جلب توجه کرد، مورد استفاده قرار داد. "دانیل پایپس" یک دانشگاهی نومحافظه کار که در گذشته در مبارزات علیه "جوزف مسعد " و مرکز اسلامی بوستون فعال بود ( و گروه تحقیقاتی او موسوم به "مجمع خاورمیانه" طرفدار حزب لیکود 150 هزار دلار از چرنیک دریافت کرده است) ادعا کرد که طرح این مدرسه نباید اجرا شود زیرا "آموزش زبان عربی بطور اجتناب ناپذیر سرشار از بار عربی گرایی و اسلام گرایی است. " در حالی که این مبارزه به شور و هیجان رسید، المنتصر گزارش کرد که اعضای این ائتلاف در واقع هر جا که می رفت او را مانند سایه تعقیب می کنند.
با توجه به آنچه "ساموئل فریدمن" استاد روزنامه نگاری دانشگاه کلمبیا و گزارشگر سابق "نیویورک تایمز" ، "سابقه روشن خانم المنتصر در خصوص فعالیت های بین مذاهب و همکاری با پلیس نیویورک و اتحادیه ضدبدنامی پس از 11 سپتامبر" نامید، حمله به خانم المنتصر تقریبا باورنکردنی به نظر می رسید تا اینکه حمله کنندگان به او تصویری از یک تی شرت تولید شده توسط AWAAM دست یافتند که روی آن نوشته شده بود "انتفاضه نیویورک" . AWAAM یک سازمان فمینیستی عربی محلی است. بعدها کاشف به عمل آمد که سازمان مزبور گاهی اوقات از دفتر مشترکی با یک انجمن یمنی – آمریکایی که المنتصر از اعضای هیات مدیره آن بود، استفاده می کرده است. هرچند این ارتباط نوعی کش و قوس و زیراب زدن بود اما خط حمله ای را که ائتلاف "مدرسه را متوقف کنید" به دنبال آن بود، ایجاد و تقویت کرد.
مخالفان مدرسه مزبور که اینک راهی برای پیوند دادن موضوع احساسی مناقشه اسراییل – فلسطین با مبارزه ای که پیشتر در نیویورک متمرکز بود یافته بودند،‌ در مرحله بعد تریبونی در روزنامه "نیویورک پست" متعلق به مرداک پیدا کردند. "چاک بنت" و "جنا وینتر" گزارشگران این روزنامه مدعی شدند که تی شرت المنتصر "فراخوانی برای قیامی به سبک غزه در "بیگ اپل" (نیویورک) بوده است. " در حالی که المنتصر تلاش می کرد به خبرنگاران نیویورک پست توضیح دهد که او تروریسم را مردود می داند، "اتحادیه ضد بدنامی" (ADL) ناگهان وارد مناقشه شد. "اورن سیگال" سخنگوی این اتحادیه به روزنامه نیویورک پست گفت:" این تی شرت بازتاب دهنده جنبشی است که بطور فزاینده خشونت علیه اسراییلی ها را ستایش می کند . این مساله نگران کننده است. "
پیش از آنکه موشک های "قسام" از مدرسه المنتصر شلیک شوند، "مایکل بلومبرگ" شهردار نیویورک در برابر فشارهای فزاینده تسلیم شد و تهدید به تعطیلی مدرسه کرد و المنتصر به این دلیل استعفا کرد. یک مدیر یهودی مدرسه که زبان عربی نمی دانست جانشین المنتصر شد. المنتصر بعدها دادخواستی علیه مقامات شهر به دلیل نقض حق آزادی بیان او تقدیم دادگاه کرد. "کمیسیون فرصتهای برابر کار" در سال 2010 حکم داد که اداره آموزش نیویورک با اخراج المنتصر "در برابر این پیش داوری که ایجاد مدریه باید از بین برود، تسلیم شده است. " کمیسیون مزبور همچنین از اداره آموزش نیویورک خواست که 300 هزار دلار غرامت به المنتصر پرداخت کند. این کمیسیون همچنین نتیجه گیری کرد که روزنامه نیویورک پست به طور گمراه کننده از المنتصر نقل قول کرده است.
جنبش شکوفا شده ضد مسلمانان هر چند نتوانست جلوی تاسیس آکادمی خلیل جبران را بگیرد اما موفق شد رهبران شهر را وادار کند که در برابر اراده آن سر خم کنند. این جنبش که اکنون آموخته بود چگونه رهبران شهر را به تسلیم شدن در برابر اراده خود وادار کند، سپس در جستجوی اهداف مهمتر و بزرگتر حرکت کرد. چنانکه روزنامه نیویورک تایمز در همان زمان گزارش داد که "مبارزه علیه مدرسه مزبور تنها کشمکشی اولیه در یک نبرد فراگیرتر ملی بود. " پایپس به نیویورک تایمر گفت:" این جنگی است که واقعا تازه آغاز شده است."
از نقشه کلاهبردای تا کودتای شهرت
پایپس نمی توانست بیش از این با دقت به هدف بزند. در اواخر سال 2009 ، اسلام هراسان بار دیگر با سرعت وارد عمل شدند و آن هنگامی بود که "ابتکار کوردوبا" یک گروه غیر انتفاعی مسلمان به ریاست "فیصل عبدالرئوف" اعلام کرد که قصد دارد یک محل اجتماعات در مرکز شهر نیویورک احداث کند. عبدالرئوف یک مسلمان صوفی میانه رو است که به طور منظم به خارج سفر می کرد و به تقاضای وزارت خارجه آمریکا ، نماینده آمریکا بود. ابتکار کوردوبا با کمک سرمایه گذارها به فاصله دو چهارراه از منطقه "گراند زیرو" در منهتن فضایی خریداری کرد که قرار بود در برگیرنده محوطه نمازخانه به عنوان بخشی از یک مرکز بزرگ اجتماعات باشد که درهایش به روی همه در آن منطقه باز باشد.
هیچکدام از این حقایق برای "پامیلا گیلر" اهمیت نداشت. گیلر به لطف تذکرات مداوم به وبلاگش مساله طرح احداث کوردوبا را به یک مساله ملی تبدیل کرد و موجب شد که محافظه کارها درخواست های پرحرارتی برای محافظت از "زمین مقدس" 11 سپتامبر در برابر شریعت مطرح کنند. (این حقیقت که "مسجد" خارج از دید منطقه گراند زیرو بود و این منطقه در واقع مملو بود از اماکنی از قبیل کلوب های مستهجن و مغازه های اغذیه فروشی اصلا مهم نبود.) ‌فعالیت گیلر علیه احداث مرکز اجتماعات کوردوبا (Cordoba House) موجب شد که این وبلاگ نویس 52 ساله توجه و شهرتی را که طلب می کرد به دست آورد از جمله روزنامه نیویورک تایمز و البته شبکه فاکس نیوز به او پرداختند و اخبارش را پوشش دادند.
گزارشگران رسانه های اصلی تمایل داشتند که توجه خود را به نمایش های عجیب گیلر معطوف کنند. او به عنوان مثال یک فیلم ویدئویی از خودش در وبلاگ قرار داد که با مایوی دو تکه در ساحل "فورت لوردیل" تن به آب می زد و درباره "حزب الله نازی" رجز خوانی می کرد. فراخوان او برای تحریم شرکت مواد غذایی "کمپل سوپ" به دلیل عرضه نمونه های "حلال" (شرعی) محصولات این شرکت موجب جلب توجه فراوانی به او شد همچنانکه تبلیغ او درباره قصه حسین کرد مبنی بر اینکه باراک اوباما فرزند نامشروع "مالکولم ایکس" است ، موجب جلب توجه او شد.
گیلر هرگز در کسوت خبرنگاری درآمد مناسبی برای گذران زندگی نداشته است. او تحت حمایت میلیون ها دلار در یک توافق طلاق و پول بیمه عمر شوهر سابقش قرار داشت. او (شوهر گیلر) در سال 2008 یک سال پس از آنکه به کلاهبرداری 3/1 میلیون دلاری متهم شد، درگذشت. گیلر که ثروت مستقل و زمان کافی در اختیار داشت در زمینه بهره برداری از هنرپیشگی رسانه ای خود برای برانگیختن شبکه سازمان یافته سیاسی اسلام هراس ها، برای تشدید مبارزه آنها واقعا توانایی خود را نشان داد. او همچنین از اتحاد نزدیک با اسلام هراس های برجسته اروپایی سود برد.
اسلامی شدن آمریکا را متوقف کنید!
یکی از متحدان گیلر "اندرو گریور" فعال دانمارکی بود که گروه موسوم به "اسلامی شدن اروپا را متوقف کنید" را تشکیل داد و این شعار صریح را برای آن انتخاب کرد:"نژادپرستی پایین ترین شکل حماقت انسان است اما اسلام هراسی بالاترین مرحله شعور است. " گروه گریور الهام بخش تشکیل گروه گیلر در آمریکا بود به نام "اسلامی شدن آمریکا را متوقف کنید" که گیلر آن را به همراه دوستش "رابرت اسپنسر" تشکیل داد. اسپنسر یک شبه دانشگاهی است که کتابهای پرفروشش توهین آمیزش از جمله "حقیقت محمد بنیانگزار نابردبارترین دین دنیا" موجب شد که "رابرت گرین" مشاور پیشین "ریچارد نیکسون" و فعال مسلمان، او را "رهبر اصلی رشته دانشگاهی جدید حمله به اسلام " بنامد. (به نوشته سایت "پولیتیکو" چرنیک از طریق "مرکز آزادی" متعلق به "دیوید هروویتز" حدود یک میلیون دلار به گروه اسپنسر موسوم به "دیده بان جهاد" کمک کرده است. )
لفاظی های این افراد که منابع کاملی برای چهره های سیاسی جمهوری خواه به دنبال موضوع داغ بعدی به شمار می رفت، راه خود را به درون سخنرانی های "نیوت گینگریچ" و "سارا پیلین" پیدا کرد. و این در حالی بود که این افراد مبارزه علیه مرکز اجتماعات کوردوبا را وارد مرکز توجه ملی می کردند. گینگریچ بزودی مرکز اجتماعات کوردوبا را به یک علامت نازی ها در کنار "موزه یادبود هولوکاست" تشبیه کرد و پیلین این مرکز را "دشنه ای در قلب کشور"‌ نامید. در همین حال نامزدهای حزب چای از قبیل "ایلاریو پانتانو" جمهوری خواه مخالفت خود را با "کوردوبا هاوس" به محور اصلی مبارزات انتخابات میان دوره ای کنگره تبدیل کردند که صدها مایل دورتر از گراند زیرو انجام می شد. پانتانو از نیروهای قدیمی جنگ عراق است که دو غیر نظامی عراقی را به ضرب 60 گلوله به قتل رساند. مبارزه گیلر علیه "مسجد در گراند زیرو" یاری غیرمنتظره و لفافه ای از مشروعیت از سوی رهبران یهودی ریشه دار مانند "آبراهام فاکس من" مدیر ملی "اتحادیه ضد بدنامی" به دست آورد. او در گفتگو با نیویورک تایمز گفت:" نجات یافتگان هولوکاست مستحق احساسات غیرمنطقی هستند. " فاکس من ضمن تشبیه اعضای داغدار خانواده های قربانیان 11 سپتامبر به بازماندگان هولوکاست تاکید کرد:" درد و رنج این افراد آنان را مستحق مواضعی می کند که از دید دیگران غیرمنطقی یا تعصب آمیز هستند. "
بزودی "دیوید هریس" مدیر "کمیته یهودیان آمریکا" (سازمان تحت حمایت مالی چرنیک" این درخواست را مطرح کرد که رهبران مرکز کوردوبا پیش از آغاز احداث این مرکز وادار شوند که "نگرش واقعی" خود را درباره گروههای مبارز فلسطینی افشا کنند. خاخام "ماروین هایر" از "مرکز سیمون ویسنتال لس آنجلس" (یک گروه یهودی مهم دیگر) تاکید کرد که تصمیم کوردوبا برای ساختن مرکز اجتماعات اسلامی نزدیک "یک گورستان" علامت "بی شعوری" کوردوبا خواهد بود. این در حالی بود که سازمان متبوع این خاخام یهودی اخیرا مجوز شهرداری بیت المقدس را برای احداث "موزه بردباری" که قرار است "مرکز کرامت انسان" نامیده شود در بالای گورستان "مامیلا" به دست آورد. گورستان مامیلا یک قبرستان مسلمانان است که شامل هزاران سنگ قبر با قدمت هزار و 200 سال است.
الهام از اسراییل در اسلام هراسی
مداخله افرادی مانند گریورز آشکار می کرد که شبکه اسلام هراسی در آمریکا نشان دهنده امتداد خشم و بیزاری نهفته در اروپا در آن سوی اقیانوس است. در اروپا راست افراطی در سراسر قاره پیروزی هایی در انتخابات پارلمانی به دست می آورد که این پیروزی ها تا حدی به دلیل متوسل شدن به احساسات نهفته ضد مسلمانان رای دهندگان در جوامع روستایی و کارگری بود. میزان همکاری ها بین اسلام هراس های آمریکا و اروپا همچنان رشد یافته است به طوری که گیلر ، اسپنسر و حتی گینگریچ در یک راهپیمایی علیه کوردوبا هاوس در کنار "گرت ویلدرز" نماینده پارلمان هلند و چهره شناخته شده ضد مسلمانان قرار گرفتند. در همین حال گیلر بیانیه هایی در حمایت از "اتحادیه دفاعی انگلیس" (EDL) که دسته ای از نئو نازی های واپسگرا و اعضای سابق "حزب ملی انگلیس" حزب مختص سفیدپوستان که مسلمانان را در خیابان های شهرهایی مانند "بیرمنگام" و لندن ارعاب می کنند، صادر می کرد. به علاوه مبارزه اسلام هراسانه فراآتلانتیک به درون اسراییل نیز کشیده شده است؛ کشوری که به نماد مبارزه این شبکه علیه تهدید مسلمانان تبدیل شده است؛ چنانکه گیلر در گفتگو با نیویورک تایمز گفت :" اسراییل راهنمای بسیار خوبی است. زیرا در جنگ بین انسان متمدن و انسان وحشی شما طرف انسان متمدن را می گیرید. "
اعضای اتحادیه دفاعی انگلیس (EDL) بطور منظم در راهپیمایی های خود پرچم اسراییل را به دست می گیرند. همچنین ویلدرز مدعی است که دیدگاههای خود را در باره مسلمانان زمانی که در دهه 1980 در یک مزرعه اسراییلی کار می کرد شکل داده است. به گفته ویلدرز ، او از آن زمان تا کنون بیش از 40 بار به اسراییل سفر کرده است تا با متحدان سیاسی راست گرای خود مانند "آریه الداد" عضو پارلمان اسراییل و رهبر جناح راست افراطی حزب اتحاد ملی دیدن کند. او خواستار انتقال اجباری فلسطینیان ساکن اسراییل و کرانه باختری اشغالی به اردن و مصر شده است. به عنوان مثال ، ویلدرز در تاریخ 5 دسامبر برای یک دیدار "دوستانه" با "آویگدور لیبرمن" وزیر خارجه اسراییل به این کشور سفر کرد سپس در یک کنفرانس مطبوعاتی اعلام کرد که اسراییل باید کرانه باختری را به خاک خود ضمیمه کند و یک کشور فلسطینی در خاک اردن تشکیل دهد.
اسلام هراسی اسرائیلی ها در نبرد آخرالزمان
در دیدگاه آخرالزمانی برخورد تمدن ها که شبکه جهانی ضد مسلمانان درصدد برانگیختن آن بوده است، شهرکهای کوچک یهودی مسلح مانند شهرک "یتزار" واقع بر تپه های بالای شهر فلسطینی اشغال شده "نابلس"، به معنای قلعه های خط مقدم هستند. در داخل دانشکده دولتی "yeshiva" شهرک یتزار خاخامی به نام "اسحاق شابیرا" به دانشجویان یاد داده است که در هنگام بررسی کشتن غیریهودی ها چه قوانینی را باید به کار برد. شبیرا افکار و دیدگاههای خود را در کتاب "تورات هاملیچ" (تورات پادشاه) که با تبلیغات بسیار به فروش رفته است، بطور خلاصه مطرح کرد. شابیرا با این ادعا که غیریهودیان ماهیتا غیرترحم آمیز هستند؛ با استناد به متون خاخامی اعلام کرد که می توان غیریهودیان را به منظور مهار کردن گرایش های شیطانی آنها به قتل رساند. این خاخام اعلام کرد که کشتن بچه ها اگر روشن باشد که بعد از بزرگ شدن به ما لطمه خواهند زد ، موجه است و در چنین موقعیتی و نه تنها در جریان نبرد با بزرگسالان، می توان به آنها صدمه زد.
در سال 2006 پلیس اسراییل این خاخام را برای مدت کوتاهی دستگیر کرد، زیرا از طرفداران خود خواسته بود تمام فلسطینی های بالای 13 سال را به قتل برسانند. به نوشته روزنامه اسراییلی "هاآرتص" ، این خاخام دو سال بعد یک نامه خاخامی را در حمایت از دو یهودی که در روز یادبود هولوکاست دو جوان عرب را با بی رحمی هدف حمله قرار داده بودند، امضا کرد. شابیرا در همان سال به عنوان مظنون کمک کننده به هماهنگی یک حمله راکتی به یک روستای فلسطینی در نزدیکی نابلس متهم شد. هر چند او در این ارتباط رد اتهام شد، اما نام او بار دیگر در ژانویه 2010 در ارتباط با یک اقدام تروریستی دیگر مطرح شد و در جستجوی خرابکارانی که مسجدی در آن حوالی را آتش زده بودند، به محل سکونت او می توان رسید. یکی از پیروان شابیرا که یک مهاجر آمریکایی به نام "جک تیتل" است اعتراف کرده که دو فلسطینی بی گناه را به قتل رسانده و برای قتل "زئیف استرن هل" مورخ لیبرال اسراییلی از طریق بمب ایمیلی تلاش کرده است.
ارتباط همه اینها با صنعت پر درآمد اسلام هراسانه در آمریکا چیست؟
در واقع ارتباط زیادی وجود دارد. اوبنی چرنیک همه جا حاضر به عنوان مثال، از طریق شرکت های غیرانتفاعی و معاف از مالیات مستقر در نیویوک مانند "صندوق مرکزی اسراییل" و "آتریت کوهنیم" دهها هزار دلار برای حمایت از شهرک یتزار و همچنین شهرک نشین های موعود باور متعهد به یهودی سازی بیت المقدس شرقی ارسال کرده است. مجله "آروتز شوا" نشریه اینترنتی خبری مهم جنبش شهرک سازی اسراییلی ها گیلر را به عنوان یک ستون نویس مطرح کرده است. "بت گلینسکی" یکی از دوستان گیلر که یک فعال راستگرا وابسته به گروه موسوم به "ائتلاف احترام به گراند زیرو" و بنیانگزار گروه موسوم به "ائتلاف اقدام یهودی" است، یک راهپیمایی بزرگ را در نیویورک در آوریل 2010 برای اعتراض به درخواست دولت اوباما برای تعلیق شهرک سازی ها سازماندهی کرد.
یکی از دریافت کنندگان اصلی کمک های مالی چرنیک یک گروه ظاهرا غیرسیاسی موسوم به "آیش هاتورا" است که مدعی است یهودیان را درباره میراث آنها آموزش می دهد. این گروه که مقر آن در نیویورک و محل فعالیتش باتلاق های شهرک های شمال کرانه باختری در نزدیکی "یتزار" است، آدرس و کارکنان مشترکی با یک گروه غیر انتفاعی خارجی مبهم به نام "صندوق کلاریون" دارد. صندوق کلاریون در جریان مبارزات انتخاباتی سال 2008 آمریکا 28 میلیون دی.وی.دی از یک فیلم تبلیغاتی به نام "دل مشغولی" به همراه ضمائم روزنامه ها به ساکنان ایالت هایی در سراسر آمریکا عرضه کرد. این فیلم شرح اطلاعاتی درباره هویت فعالان ضد مسلمانان از جمله "والد شبات" یک "تروریست" خودخوانده "سابق سازمان آزادیبخش فلسطین" بود. از جمله در خور توجه شبات می توان به این مورد اشاره کرد:" خطر یک جزمیت سکولار مانند نازیسم بسیار کمتر از فاشیم اسلامی امروز است. " این "تروریست اسلامی سابق" در یک گردهمایی مسیحی در سال 2007 خطاب به جمعیت حاضر گفت که اسلام یک "فرقه شیطانی" است و او به عنوان یک مسیحی انجیلی دوباره متولد شده است. اما روزنامه "جروزالم پست" که یک روزنامه راستگرا است در سال 2008 از این فرد به عنوان یک حقه باز یاد کرد که ادعاهای او در مورد تروریسم ساختگی بوده است.
گروههای اسلام هراسی در جریان مبارزات انتخاباتی سال 2008 تاثیر حداقلی نشان دادند اما دو سال بعد پس از آنکه جمهوری خواهان در انتخابات میان دوره ای کنترل مجلس نمایندگان را بازپس گرفتند این شبکه به نظر می رسد که به قدرت لازم دست یافته است. البته عامل تعیین کننده در آن انتخابات، مساله ی اقتصاد بود و احتمالا تا دو سال دیگر آمریکایی ها بار دیگر با توجه به کیفشان (مسائل اقتصادی)‌ رای خواهند داد. اما همین که احداث یک مرکز اجتماعات اسلامی یا تهدید خیالی قوانین شریعت اسلامی از جمله مسائل مطرح در انتخابات بود نشان دهنده نفوذ یک دسته فعالان محلی است و حاکی از آن است که مبارزات هنگامی که یک نامزد انتخابااتی مشخص که از هم اکنون به عنوان یک مسلمان مرموز تصویر شده است برای انتخاب مجدد تلاش کند، پر سروصدا ترین اسلام هراس های آمریکا می توانند در بحبوحه فضای هیجان زده مبارزات انتخاباتی بار دیگر به یکی سکوی ملی دست یابند.
مبارزات اسلام هراسانه تا کنون فراتر از فعالان راستگرای طرفدار اسراییل، متعصبان سایبری و آگهی نویسان بلندپرواز رفته است. این مبارزات اکنون متعلق است به نامزدهای ریاست جمهوری اصلی جمهوری خواه ، مجریان برنامه های خبری پر بیننده و جمعیت های فعالان حزب چای.
همچنان که این شور و اشتیاق گسترش می یابد، مبارزان اسلام هراسی در سایه شهرت و آوازه دستاوردهای خود در این زمینه احساس لذت می کنند. گیلر در گفتگو با نیویورک تایمز اندیشمندانه گفت:" من این لحظه را انتخاب نکردم؛ این لحظه مرا انتخاب کرد. "
......................................................................
* "حزب چای" یک جنبش سیاسی در آمریکا است که از سال 2009 تا کنون سازماندهی اعتراضات محلی و ملی را به عهده داشته است. این حزب دارای رویکرد پوپولیستی است و عموما به عنوان جریانی محافظه کار و لیبرالی شناخته می شود. این جریان حامی کاهش هزینه های دولت، مالیات کمتر ، کاهش بدهی ملی و کسری بودجه فدرال است. نام حزب چای اشاره ای است به "حزب چای بوستون" اعتراضی از سوی مستعمره نشین های مخالف مالیات انگلیس بر چای در سال 1773 .

مرجع تقلید شیعیان با انتشار نامه سرگشاده‌ای خطاب به عبدالعزیز آل الشیخ، تهمت‌هاى ناروا و بى‌اساس و تکفیر شیعیان را خدمت بزرگى به دشمنان اسلام مخصوصا آمریکا و اسرائیل عنوان کرد.
به گزارش مهر، در نامه آیت الله العظمی ناصر مکارم شیرازی آمده است: جنابعالى در اظهار نظر اخیر خود، با تعبیرات بسیار توهین‌آمیز و زشت و زننده‌اى که در شأن اهل علم نیست، شیعیان جهان را «صفویه مجوس» و دشمن مسلمانان خوانده‌اید و مسلمین را از آنها برحذر داشته‌اید.

این اوّلین بار نیست که این‌گونه تهمت‌هاى ناروا و دور از منطق را از علماى وهابى مى‌شنویم که با آن بذر اختلاف مى‌پاشند و دشمن را شاد مى‌کنند، اهانت زشت دیگر شما به پیشگاه مقدس حضرت مهدى (ارواحنا فداه) و توهین به شیعیان به سبب اعتقادشان به امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) کار ناپسند دیگرى است که تازگى ندارد، نشان مى‌دهد که مفتیان وهابى از بحث منطقى گریزانند و دائما به هتاکى و توهین پناه مى‌برید.

آیت الله مکارم در ادامه نامه خود آورده است: در اینجا چند نکته را خدمت شما یادآور مى‌شوم :

۱. عجیب است از شما که در چنین مقامى قرار دارید چرا تعلیمات قرآن مجید را فراموش کرده‌اید که دعوت به سوى راه خدا را از طرق مؤدبانه و «موعظه حسنه» توصیه مى‌کند، ولى شما به جاى آن، به توهین و تهمت و دروغ متوسل شده‌اید که اسلام از آن بیزار است.

۲. شما از تاریخ اسلام و کتب حدیث خودتان متأسفانه اطلاع کافى ندارید که انتخاب نام شیعه براى پیروان و علاقه‌مندان على (علیه السلام) از سوى پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله) بوده است و از همان زمان رواج داشته، خوب است نگاهى به تاریخ اسلام کنید. صدها سال قبل از صفویه، شیعیان على (علیه السلام) در مکه و مدینه و عراق و شام و مصر و ایران و نقاط دیگر بوده‌اند و حتى حکومت‌هایى را اداره مى‌کرده‌اند.

۳. شما مفتى بزرگ وهابى فراموش کرده‌اید که اگر شیعیان ایران و لبنان نبودند، اسرائیل و آمریکا بر تمام منطقه خاورمیانه مسلط شده بود و معلوم نیست در آن زمان مفتیان شما چه مى‌کردند و کجا بودند؟!

۴. هنگامى که اسرائیل مسلمانان غزّه را که عموما اهل سنت بودند قتل عام مى‌کرد، شیعیان ایران و نقاط دیگر بیش از همه از آنها حمایت کردند که اگر این حمایت‌ها نبود اسرائیل به جنایات خود ادامه مى‌داد.

۵. خوب است علماى وهابى، تاریخ پیدایش علوم اسلامى را مطالعه کنند تا ببینند پدیدآورندگان علوم اسلام غالبا شیعیان اهل‌بیت (علیهم السلام) بوده‌اند و آثار علمى آنها از آن زمان در تمام کتابخانه‌هاى معتبر جهان وجود دارد، جز در کتابخانه‌هاى شما!

۶. از این حقیقت غافل نشوید که این تهمت‌هاى ناروا و بى‌اساس و تکفیر شیعیان، خدمت بزرگى به دشمنان اسلام مخصوصا آمریکا و اسرائیل مى‌کند زیرا عکس‌العمل آن، تنفر شدید شیعیان جهان از وهابى‌هاست و نتیجه آن همان چیزى است که دشمنان اسلام مى‌خواهند که نزاع و جنگ مذهبى در میان مسلمین پیدا شود و آنها به راحتى ثروت‌هاى عظیم منطقه را به غارت برند.

۷. جنابعالى نباید فراموش کنید که بارها از سوى بعضى علماى وهابى حکم تکفیر شیعیان صادر شده این حربه کهنه و زنگ‌زده کمترین اثرى در تضعیف آنها نداشته، بلکه روز به روز در حال پیشرفت فرهنگى در جهان اسلامند.

در پایان این نامه بیان شده است: بارها گفته‌ایم اگر جلسه‌اى از ما و شما تشکیل مى‌شد ما اشتباهات شما را در این زمینه از کتاب‌هاى خودتان به اثبات مى‌رساندیم تا بیش از این ضربه به وحدت جامعه اسلامى که مایه شادى دشمنان است وارد نکنید.

بیایید منطق پوسیده تهمت و توهین و تکفیر را رها کرده، دست دوستى به سوى هم دراز کنیم و به فکر پیشرفت و عظمت اسلام و مسلمین باشیم.

اسماعیل احمدی مقدم فرمانده کل ناجا در گفتگو با جهان درخصوص اتفاقات روز گذشته ورزشگاه آزادی که طی آن دانشجویان و جوانان معترض و انقلابی به واسطه برخورد خشن و زشت نیروی انتظامی مجروح و به بیمارستان منتقل شدند ابراز تعجب کرد.

وی در ادامه گفت: شخصا دستور پیگیری برخورد ناجا با جوانان را صادر کرده‌ام.

احمدی مقدم اضافه کرد: در حق هر کسی اجحاف شده باشد پیگیری و رسیدگی می‌کنیم.

جنبش‌های فتح و حماس امروز در مصر با امضای توافقنامه نهایی آشتی ملی فلسطین به چهار سال اختلاف پایان دادند.
به گزارش فارس، «خالد مشعل» رئیس دفتر سیاسی جنبش مقاومت اسلامی فلسطین (حماس) و «محمود عباس» رئیس تشکیلات خودگردان فلسطین با حضور در قاهره، توافقنامه نهایی آشتی ملی فلسطین را امضا کردند.


با امضای این توافقنامه چهار سال اختلاف گروه‌های فلسطینی و دودستگی آنان مقابل رژیم صهیونیستی که به‏‌شدت از این توافق خشمگین است، پایان یافت.


هفته گذشته نسخه اولیه این توافقنامه به امضای نمایندگان دو طرف رسید که خبر این اقدام سبب غافلگیری سران رژیم صهیونیستی و آمریکا شده بود.


قرار است پس از امضای این توافقنامه رایزنی‌ها برای تشکیل دولت آغاز شود و اعضای کمیته عربی به ریاست برخی مسئولان مصر برای اجرای این توافقنامه و از میان برداشتن هرگونه مانع فراروی اجرای بندهای آن، بحث و بررسی کنند.

چندی پیش مخبران محلی پلیس یزد از رفت و آمدهای مشکوک زیادی به خانه مردی به نام بهروز خبر دادند.
تهران امروز:

ماموران با انجام تحقیقات محلی دریافتند این مرد ۳۶ ساله به همراه همسر خود پاتوقی برای سرکیسه کردن خلق خدا فراهم کرده و با عنوان فالگیری با قرآن و دادن دعای گشایش کار و .. مردم را تیغ می زند. کارآگاهان با اعزام چند نفر از ماموران خود در ظاهر مشتری به منزل این مرد به اطلاعات دقیق تری از کسب و کار غیرقانونی بهروز دست پیدا کردند.

ماموران اعزام شده گزارش دادند که متهم و همسرش با عنوان داشتن کرامات روحی و ارتباط با ارواح مقدس و اجنه برای خود معرکه ای راه انداخته و به سوءاستفاه از شهروندان گرفتار و خرافاتی می‌پردازند.

با هماهنگی با مقامات قضایی حکم تفتیش خانه مورد نظر صادر و ضابطین قضایی با کندو کاو منزل به مقداری خرت و پرت از جمله نوشته های عجیب و غریب، جوهر و دوات، قلم موهای مخصوص دعانویسی ، رمل ، اسطرلاب و ... دست پیدا کردند.آنها در گفت وگو با تعدادی از مراجعین به این خانه فهمیدند این زوج با ترفندهایی خاص و به بهانه های مختلف هر بار مبالغ هنگفتی را از مشتریان خود گرفته و با وعده سر‌خرمن حل مشکلات آنها از ایشان کلاهبرداری می‌کرده اند.

یکی از مشتریان گفت: از طریق یکی ازاقوامم با این زن وشوهر آشنا شدم. دختر دم بختی داشتم که هنوز شوهر نکرده و نگران آینده وی بودم. وقتی پیش این زوج آمدم آنها با دادن این قول که طولی نخواهد کشید که بخت دخترم باز خواهد شد یک نوشته نامفهوم به من داده و دستوراتی را هم نیز ضمیمه آن کردند. آنها در قبال این کار چند صد هزار تومان نیز از من دریافت کردند. اما پس از مدتی هیچ اتفاقی نیفتاد و هیچ گرهی از مشکل من باز نشد . حالا آمده ام از آنها بپرسم چرا دعایشان نتیجه ای نداده است؟!

ماموران همچنین در ادامه پرس و جو ها از اقدامات شیطانی بهروز نیز پرده برداشتند. چرا که اطلاعاتی به دست آنها رسید که حاکی از استفاده غیر اخلاقی این مرد از بعضی زنان و دختران مراجعه کننده داشت. طی این سوءاستفاده ها متهم به بهانه احضار ارواح ازبعضی زنان و دختران می خواسته در وضعیتی نامناسب ظاهر شده و سپس با آنها روابط غیر شرعی برقرار می کرده است.

گفتنی است به‌رغم این اطلاعات هنوز این پرونده شاکی خصوصی ندارد و به همین خاطر متهمین با قرار قضایی آزاد هستند.

به گزارش پانا، بررسی های انجام شده نشان می دهد خانه ای که "اسامه بن لادن" در آن کشته شد شبیه به نقشه سرزمین های اشغالی است.

شبکه خبری العربیه در گزارشی تحت عنوان "بن لادن در خانه ای شبیه به نقشه اسرائیل زندگی کرد" به این موضوع پرداخت و نوشت: بررسی های انجام شده نشان می دهد خانه ای که "اسامه بن لادن" در آن کشته شد شبیه به نقشه سرزمین های اشغالی است.

گفتنی است شبکه خبری العربیه وابسته به عربستان سعودی است و بر هیچ کسی پنهان نیست که سازمان اطلاعات و امنیت سعودی یکی از حامیان اصلی و پشت پرده "اسامه بن لادن" بوده و در تأسیس شبکه تروریستی القاعده مشارکت داشته است.

"کمال قبیسی" نویسنده این گزارش افزود: باید با دقت بررسی شود که آیا "اسامه بن لادن" به طور اتفاقی در چنین محلی که شبیه به نقشه سرزمین های اشغالی است زندگی می کرده و یا اینکه از روی عمد بوده است؟!

قابل ذکر است حتی شکل ظاهری و نمای خانه ای که "بن لادن" در آن زندگی می کرد به خانه و ویلاهایی شباهت دارد که در شهرک های صهیونیسیتی در سرزمین های اشغالی است.

رهبر معظم انقلاب حرکت بیداری کنونی در غرب آسیا و شمال افریقا را امتداد حرکت عظیم ملت ایران خواندند و تأکید کردند: این حرکت بیداری قطعاً تا قلب اروپا پیش خواهد رفت و ملتهای اروپا ضد سیاست‎مداران و زمام‎داران خود به‎پا می‌خیزند.

به گزارش خبرگزاری فارس به نقل از پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری، حضرت آیت الله خامنه‎ای رهبر معظم انقلاب اسلامی صبح امروز در دیدار هزاران نفر از معلمان سراسر کشور، مهمترین وظیفه آموزش و پرورش را تربیت انسانهایی در طراز نظام جمهوری اسلامی و حرکت عظیم ملت ایران دانستند و تأکید کردند: بر همین اساس آموزش و پرورش نیازمند تحول بر مبنای یک الگوی مستقل و پیشرفته ایرانی - اسلامی است که پرورش انسانهایی مؤمن، متوکل، شریف، شجاع، مبتکر، صبور، امیدوار به آینده و دارای اخلاق نیک و قدرت خطرپذیری برای ورود به میدانهای جدید، نتیجه آن باشد.

حضرت آیت الله خامنه‎ای با گرامی‎داشت یاد و خاطره استاد شهید آیت الله مرتضی مطهری و روز معلم، شهید مطهری را انسانی برجسته، بصیر و همراه با احساس درد توصیف کردند و افزودند: این انسان بزرگ با چنین ویژگیهایی منشأ برکات فراوانی در عرصه علم و فرهنگ و تعلیم و تربیت شد و در نهایت هم خداوند متعال پاداش او را با شهادت داد و او را زنده نگه داشت.

ایشان در تبیین نقش و جایگاه معلم خاطرنشان کردند: معلم انسانی است که آینده کشور و تربیت انسانهای بزرگ و مجاهدان راه حق و افرادی که کشور را اداره خواهند کرد، به دست او است، بنابراین، همه آحاد ملت باید قدر و اهمیت معلم را بدانند و حرمت معلم را پاس بدارند، ضمن آنکه رسانه ها و مسئولان نیز نقش بسزایی در شناساندن جایگاه واقعی معلم دارند.

رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به موضوع تحول در آموزش و پرورش، در بیان علت نیازمندی به این تحول افزودند: از آنجایی که نظام کنونی آموزش و پرورش وارداتی است و در آن، نیازها، اقتضائات و فرهنگ ملت ایران در نظر گرفته نشده است، بنابراین آموزش و پرورش نیازمند تحول است.

حضرت آیت الله خامنه‎ای تأکید کردند: لازمه این تحول یک الگوی مستقل و پیشرفته ایرانی - اسلامی است که هدف این الگو نیز باید تربیت انسانهایی در طراز نظام جمهوری اسلامی باشد.

ایشان خاطرنشان کردند: اگر جمهوری اسلامی ایران می خواهد پرچم اسلام را در دست بگیرد و دنیا و آخرت خود را آباد کند و یاری‎رسان، شاهد و مبشّر برای ملتهای دیگر باشد، باید انسانهایی مؤمن، متوکل، شریف، مبتکر، شجاع، حلیم، دارای استعدادهای جوشان، و قدرت خطرپذیری بالا، تربیت کند.

رهبر انقلاب اسلامی افزودند: لازمه تربیت چنین انسانهایی، عمل براساس دستورات اسلام و معارف قرآن است.

حضرت آیت الله خامنه‎ای با تأکید بر لزوم مشخص بودن جهت‎گیری در ایجاد تحول در آموزش و پرورش، خاطرنشان کردند: داشتن نگاه کلان و طرح جامع و همچنین لحاظ کردن محوریت معلم، از شروط مهم ایجاد تحول است.

ایشان افزودند: هر مقدار که در آموزش و پرورش و ایجاد تحول در آن سرمایه گذاری شود، قطعاً ارزش بازده آن به مراتب بیشتر از سرمایه گذاری انجام شده خواهد بود، و همه باید با چنین دیدی به آموزش و پرورش نگاه کنند.

رهبر انقلاب اسلامی با یادآوری کار عظیم و کم‎نظیر ملت ایران به رهبری امام خمینی(ره) در طول تاریخ، خاطرنشان کردند: کشور ایران، نیازمند آموزش و پرورشی در شأن چنین ملتی است.

حضرت آیت الله خامنه‎ای در تبیین ابعاد حرکت عظیم ملت ایران افزودند: در شرایطی که عوامل زور و قدرت در دنیا، همه توان و امکانات خود را ضد ارزشهای اسلامی و انسانی به‏کار گرفته بودند، ملت ایران غریبانه برای احیای این ارزشها قیام کرد و غریبانه این راه دشوار را پیمود و اکنون به پیروزیها و پیشرفتهای بزرگی دست یافته است.

ایشان حرکت بیداری کنونی در غرب آسیا و شمال افریقا را امتداد حرکت عظیم ملت ایران خواندند و تأکید کردند: این حرکت بیداری قطعاً تا قلب اروپا پیش خواهد رفت و ملتهای اروپا ضد سیاست‎مداران و زمام‎داران خود که آنها را تسلیم محض سیاستهای فرهنگی و اقتصادی امریکا و صهیونیستها کرده‎اند، به پا خواهند خاست.

رهبر انقلاب اسلامی با تأکید بر اینکه این بیداری در اروپا حتمی است، خاطرنشان کردند: بیداری کنونی، عمق حرکت عظیم ملت ایران است و اگر بخواهیم این حرکت با همین شتاب و قدرت ادامه پیدا کند، باید ضمن شکوفا کردن استعدادها و تربیت انسانهای مقاوم، ایمان، بصیرت، آگاهی و دانش را تقویت و اتحاد و انسجام را مستحکم‎تر کنیم.

حضرت آیت الله خامنه‎ای در پایان تأکید کردند: مطمئن باشید جمهوری اسلامی ایران به برکت همت های بلند، ایمانهای قوی و انسانهای بااخلاص، قله‎های سعادت و پیشرفت را یکی پس از دیگری فتح خواهد کرد.

در ابتدای این دیدار آقای حاجی‎بابایی وزیر آموزش و پرورش در سخنانی با اشاره به برنامه‎ریزی‌ها و تلاشهای انجام گرفته برای تحول بنیادین در آموزش و پرورش گفت: سیاستهای کلی آموزش و پرورش در مجمع تشخیص مصلحت نظام به تصویب رسیده و فلسفه تعلیم و تربیت نیز در دستور کار شورای‎عالی انقلاب فرهنگی است و همچنین برنامه درسی ملی در حال بررسی و تصویب نهایی در شورای‎عالی آموزش و پرورش است.

وی افزود: توجه به شکوفایی استعدادها، مبانی تعلیم و تربیت اسلامی، فناوریهای جدید، تربیت بدنی، مهارتهای زندگی، کتابخانه های مدارس و مجلات کمک‎آموزشی، و ارزشیابی کیفی، از جمله مواردی هستند که در برنامه درسی ملی در نظر گرفته شده‎اند.

مشرق: پس از اعلام مرگ اسامه بن‌لادن در آمریکا، بر روی دیوار یکی از مساجد مرکز شهر پورتلند ایالت مِین آمریکا، عباراتی ضد اسلامی نوشته شد، مبنی بر این که: «به کشور خود باز گردید»، «امروز اسامه، فردا اسلام»، و «زنده باد غرب».


این مسجد بزرگترین مرکز تجمع مسلمانان سومالی و آمریکا در این شهر می‌باشد. جردی محمد، یکی از اعضای این مسجد، در این مورد گفته است که بن‌لادن و اسلام مترادف هم نیستند.
«مرکز مقابله با اقدامات کینه‌جویانه» نیز با تقبیح این اقدام آن را عملی فتنه‌آمیز اعلام کرد. استیو وسلر، مدیر اجرایی این مرکز، در این خصوص گفته است: «مسلمانان ایالت مِین و دیگر نقاط آمریکا به اندازه تمامی کسانی که در اینجا زندگی می‌کنند سزاوار احترام هستند. آنها در نیروهای نظامی ما خدمت، در مدارس ما تدریس، و از بیماران ما مراقبت می‌کنند. در 11 سپتامبر، امدادگران و آتش‌نشانان مسلمان با حضور شجاعانه خود در برج‌های دوقلو، سعی در نجات جان مردم داشتند». وی در ادامه می‌افزاید: «مرگ بن‌لادن باید بانگی برای پایان بخشیدن به تروریسم در سراسر جهان باشد. این امر نباید وسیله‌ای برای آغاز تعصب‌ورزی در کشور ما شود».

هنگامی که نامی از «تهاجم فرهنگی» برده می‌شود، عده‌ای بی‌جهت موضع می‌گیرند اما باور کنیم یک مجسمه ساده بودا، صدف مارپیج، وزغ سه پا به شکل سربازان این تهاجم در یونیفرم قدرت نرم فنگ‌شویی باورهای ما را هدف قرار داده‌اند.

به گزارش فارس، شاید از هنگامی که بشر در قرن 21 خود را از مبانی اصیل الهی دور کرد و با پیشرفت روز افزون علم از معنویت فاصله گرفت و به مرز افسردگی رسید؛ بر آن شد که به دنبال معنویتی برود که ساخته خود او باشد تا در پس آن، دنیای ایده‌آل را جست‌وجو کرده و به خوشبختی مورد انتظار خود دست یابد.
در محیط اطراف ما نیز گاهی شنیده می‌شود که برخی افراد به دنبال خوشبختی خیالی خود به سمت عرفان‌های خوش‌ آب و رنگ اما پوچ کشیده می‌شوند. «فنگ‌شویی» نیز یکی از مواردی است که در ایران طی چندین سال فعالیت، توانسته علاقه‌مندان را به سوی خود جذب کند، اما اینکه صحت و سقم فنگ‌شویی تا چه میزان است، بررسی بیشتری را می‌طلبد که در این گزارش آن را پیگیری می‌کنیم.

* فنگ‌شویی؛ خرافه یا واقعیت؟

در تعریف فنگ‌شویی آورده‌اند؛ به معنای باد و آب است، یک فلسفه و فن باستانی در چین است و برای پیدا کردن دکوراسیون مناسب و چیدمان درست اشیا در ساختمان‌های مسکونی، تجاری، باغ و غیره استفاده می‌شود تا بهترین اثر را بر سلامتی، شادی، موفقیت، هماهنگی و به طور کلی انرژی مثبت چی داشته باشد. مهم‌ترین چیزهایی که باید رعایت کرد، پرهیز از بی‌نظمی و هرگونه انباشتگی، استفاده از رنگ‌های مناسب، خطوط منحنی، در نظر گرفتن جهت‌های مناسب است، البته امروزه به طور رسمی در چین آن را خرافات می‌دانند.


هنگامی که به برخی فروشگاهای عرضه محصولات فنگ‌شویی مراجعه می‌کنیم، با این جملات روبه‌رو می‌شویم: این اجناس باعث آمدن برکت به خانه شما می‌شود، این نشان‌ها می‌تواند، رابطه شما را با همسرتان بهتر کند، این مجسمه شب‌ها روح خود را در اتاق به حرکت در می‌آورد و انرژی‌ آن را عوض می‌کند، اینکه چقدر یک مجسمه و یا نماد می‌تواند، با خود این ره‌آورد را به ارمغان بیاورد، سوالی است که شاید ذهن بسیاری را با خود مشغول کرده است.
برای بررسی اینکه چه مقدار از نشان‌ها و نمادهای فنگ‌شویی در بازار وجود دارد، به برخی از فروشگاه‌های مجسمه‌فروشی سر می‌زنیم.
خانم فروشنده‌ای که سرتاسر مغازه‌اش با انواع و اقسام مجسمه پر شده است و در میان آنها مجسمه بودا و قورباغه سه پا نیز به چشم می‌خورد، در پاسخ به این سؤال که آیا مجسمه فنگ‌شویی را در مغازه دارید، با حالتی تعجب گونه بیان می‌کند: فنگ‌شویی چیست؟ مرد جوانی هم که خبری از نمادهای فنگ‌شویی در مغازه‌اش نیست،‌ انگار برای نخستین بار این واژه را می‌شنود و می‌پرسد: چه جور مجسمه‌ای است؟

بالاخره در یکی از نقاط شمالی شهر مغازه‌ای را یافتم که به طور فروش عمده نشان‌ها و مجسمه‌های فنگ‌شویی را به فروش می‌رساند. خانم م-ف درباره فعالیتش‌ می‌گوید: حدود 25 سال است که در کار فروش وسایل فنگ‌شویی هستم و مردم به خوبی از این نمادها استقبال می‌کنند. بیشتر مشتری‌هایم را نیز خانم‌ها تشکیل می‌دهند. وقتی از او درباره میزان اعتقادش به فنگ‌شویی سؤال می‌شود در پاسخ می‌گوید: اعتقادی به فنگ‌شویی ندارم و خرافه‌ای بیش نیست!

خانم میانسالی به نام زهره ـ‌ الف که برای خرید در مغازه حضور داشت‌ـ نیز در پاسخ به این پرسش که چرا از مجسمه فنگ‌شویی استفاده می‌کنید، می‌گوید: اصلاً نمی‌دانم فنگ‌شویی چیست، من فقط برای زیبایی این مجسمه را خریده‌ام.
خانم دیگری که کنجکاوانه به صحبت‌های ما گوش می‌داد با شور و هیجان خاصی می‌گوید: خانم! فنگ‌شویی حقیقت دارد، از زمانی که من دکوراسیون خانه‌ام تغییرات ایجاد کردم و از این مجسمه‌ها استفاده کردم، زندگی‌ام از این رو به آن رو شده‌است. از او پرسیدم با فنگ‌شویی کجا آشنا شدید و پاسخ داد: در کلاس یوگا! مربی در خصوص نقش فنگ‌شویی در تحول زندگی صحبت کرد و جزوه‌ای هم برای آشنایی بیشتر به ما داد. با دو نفر دیگر در خارج از مغازه درباره فنگ‌شویی سوال کردم، ابراز بی‌اطلاعی می‌کردند.

* 60هزار تومان، ‌هزینه دو روز کلاس آموزش فنگ‌شویی!

برای کسب اطلاعات بیشتر در خصوص فعالیت‌های انجام شده به منظور ترویج فنگ‌شویی در جامعه ایرانی با کلاس‌های آموزش «فنگ‌شویی» تماس می‌گیرم؛ صدایی که متعلق به یک خانم جوان است، گوشی را بر می‌دارد و پس از اینکه مطمئن می‌شود از سوی یک آشنا تماس گرفته‌ام، هزینه شرکت در کلاس‌ها را 60 هزار تومان و به مدت دو روز اعلام می‌کند.
به مؤسسه دیگر که زنگ می‌زنم، منشی تا زمانی که خیالش از بابت معرف آسوده نمی‌شود، پاسخ نمی‌‌دهد. از او می‌خواهم اندکی از فنگ‌شویی بگوید، منشی با کمی مکث می‌گوید: «علمی است که درباره چگونگی چیدمان لوازم منزل صحبت می‌کند». منتظر ماندم بیشتر توضیح دهد، ولی انگار چیز بیشتری نمی‌دانست، از او درباره سطح علمی استاد پرسیدم، فوری جواب می‌دهد: «استاد دارای مدرک دکترای روانشناسی هستند البته در حال حاضر ایران نیستند!».


این درحالی است که در سطح تهران و شهرستان‌ها کلاس‌های فنگ‌شویی در سطح گسترده برگزار می‌شود و برخی از مسئولان برگزاری کلاس‌ها با اعلام اینکه دارای مجوز هستند، فقط از افرادی که توسط آشناها معرفی شوند، ثبت‌نام می‌کنند.
اما به‌راستی در فنگ‌شویی چه چیزی مطرح است که اینچنین افراد را مجذوب خود کرده؟ فروش انواع و اقسام نمادهای آن در بازار، تشکیل کلاس‌ها و تبلیغ فنگ‌شویی در موتورهای جست‌وجو با 95هزار و 100 مورد، برای چیست؟ آیا به‌راستی مردم بهشت گمشده خویش را یافته‌اند؟ آیا دنبال منجی می‌گردند؟
برای درک بهتر موضوع مناسب است با برخی از نمادهای فنگ‌شویی آشنا شویم.

* آشنایی با نمادهای فنگ‌شویی

در فنگ‌شویی در خصوص نشان دادن نحوه درست تقسیم انرژی از این نمادها استفاده می‌کنند که عبارتند از: «اژدها» سمبل انرژی «ینگ» و نشانه عنصر چوب و فصل بهار است و انرژی آن در سمت شرق یا سمت راست بنا قرار می‌گیرد. در مقابل اژدها، «ببر» دارای انرژی «یین» است و نشانه عنصر فلز. «لاک‌پشت» نیز نشان ثبات و استحکام قسمت پشتی زمین و بناست. «ققنوس سرخ» نیز در مقابل لاک‌پشت، حیوانی افسانه‌ای بسیار فعال و همیشه در حال حرکت و پرواز، به عنوان سمبل آسایش مادی در زندگی است.
دیگر سمبل‌های فنگ‌شویی عبارتند از؛

درنا: سمبل عمر طولانی است، تصویر یا مجسمه آن در سمت غرب یا شرق قرار داده‌ می‌شود.
اردک مندارین: نوعی اردک رسمی چینی است، این اردک نشانه‌ای از شادی و خوشبختی در زندگی زناشویی است، نیروی «چی» ایجاد می‌کند که باعث می‌شود زوجین از پس هر مشکلی بر بیایند. برای این منظور باید دو عدد اردک را در گوشه شمال غربی خانه قرار داد یا در دورترین قسمت راست سالن پذیرایی‌ یا اتاق خواب‌ تا «چی» ازدواج و عشق را فعال کند.

نماد دو ماهی: نشانه دور کردن نیروهای شیطانی است و برای دفع بلا یا چشم زخم مورد استفاده قرار می‌گیرد، معمولاً آن را مقابل در ورودی نصب می‌کنند.
نیلوفر آبی یا لتوس: گیاه مقدس هندوهاست، اعتقاد بر اینکه داشتن آن در منزل بخت خوبی را به ارمغان می‌آورد.
گل صدتومانی یا پونی: نشانه اقبال بلند خصوصاً برای دختران دم بخت است.
پرتقال: مرکبات مخصوصاً پرتقال و لیمو سمبل طلا، پول و فراوانی هستند.
هلو: سمبل عمر طولانی و توام با سلامتی است.
ارکیده: سبل خوش‌اقبالی است.
انار: نشانه فرزندان متعدد است.
صدف مارپیچ: نشانه اقبال بلند در سفر است، آن را در اتاق نشیمن قرار می‌دهند.
خمره: به عنوان آرام کننده جریان چی در قسمت‌های مختلف به خصوص نزدیک در ورودی استفاده می‌شود.
بادبزن: سمبل محافظت از خانه و دارایی است.
وزغ سه پا: سمبل برکت و ثروت است.
کریستال کوارتز صورتی: بهترین سمبل عشق و ازدواج در فنگ‌شویی است.
در میان انواع نمادها با مجسمه‌هایی چون سکه‌های چینی، سگ‌های فو، بادزنگ، اژدرلاک پشت، چی لین (اژدر اسب)، پاگودا (برج دانش)، گاو آرزو، صدف حلزون، بودای خندان، فیل، ماهی آروانا، کشتی بازرگانان، گلدان ثروت، نعل اسب، آینه جادو (پاکوا)، کدو قلیانی، پی یائو، گره اسرار‌آمیز و غیره روبه‌رو می‌شوید.

* فنگ‌شویی با شاخصه‌های علمی فاصله زیادی دارد

اما آیا مجسمه‌های فنگ‌شویی واقعاً از پس انجام چنین کارهایی بر می‌آیند؟ برای یافتن پاسخ این پرسش با حجت‌الاسلام و‌المسلمین حمیدرضا مظاهری‌سیف، رئیس مؤسسه بهداشت معنوی و مدیرگروه اخلاق و عرفان پژوهشگاه‌ باقرالعلوم (ع) گفت‌وگو می‌کنیم.
وی می‌گوید: «فنگ‌شویی» علم نیست، بلکه یک تطبیقی برای رویکردهای جهان و پدیده‌هایی که در جهان و نحوه ارتباط‌‌شان با همدیگر است، فنگ‌شویی تفسیری از جهان، زندگی و جایگاه انسان در عالم و بعد مادی را مدنظر قرار می‌دهد و با قدمتی چندین هزار ساله جز باورهای چینی است، لذا دین نیست.


وی در خصوص اینکه باید با بررسی علمی و تجربی صحت یا سقم فنگ‌شویی معلوم شود، بیان می‌کند: در گام اول اگر این کاربری و توصیه‌های عملی تائید شد، در گام دوم آن باید دید تفاسیری که از آن ارائه می‌شود، صحیح است یا نه، هرچند که تا کنون از نظر علمی فنگ‌شویی ثابت نشده است.
رئیس مؤسسه بهداشت معنوی با اخطار اینکه اگر در معرفی معارف اصیل اسلام زودتر اقدام نشوند، ناخودآگاه موارد دروغین جای آن را پر می‌کند، ادامه می‌دهد: در اینجاست که نیاز به وحی و معصوم احساس می‌شود و هنگامی که گفته شود به سرچشمه علم الهی متصل است، مردم به راحتی آن را می‌پذیرند، لذا اینکه فنگ‌شویی از خلال سال‌های گذشته به ما رسیده و اینکه چقدر تغییر و تحریف کرده، نمی‌شود به‌آن اعتماد کرد، اما چون نیازی را پاسخ می‌دهد، مردم از آن استقبال می‌کنند.

* فنگ‌شویی درصدد تکرار باورهای اسلامی در قالب دیگری است

«مجید ابهری» عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی و پژوهشگر آسیب‌های اجتماعی در پاسخ به اینکه از منظر اسلامی باید چه رویکردی به فنگ‌شویی داشت، بیان می‌دارد: آثار مثبت محیط منظم، پاک و شاد بر روحیه انسان و رشد تعالی رفتار وی غیرقابل انکار است، با توجه به اینکه مکتب اسلام قبل از بروز پدیده فنگ‌شویی تاکیدات مکرری بر پاک بودن محیط زندگی، تنوع آن، ساده‌زیستی و رعایت تعادل چیدمان در زندگی دستورات مؤکدی داشته و بر اساس فلسفه موجود در باور ما «دل هر ذره را که بشکافی، آفتابیش در میان ‌بینی» تمام ذرات حیات به تعالی و تکامل در حرکت هستند.
وی تبلیغ فنگ‌شویی به عنوان تاثیر مثبت بر خوشحالی و یا غم افراد را مسئله جدیدی نمی‌داند و می‌گوید: در واقع تکرار باورهای اسلامی در لباس و قالب دیگری است، شاد بودن محیط خانه در پاک بودن و ساده بودن زندگی است، ابزارهای تکنولوژی جز هزینه و زیان‌های متعدد بر اعصاب و جسم نتیجه دیگری ندارد، اخیراً زیان‌های امواج مایکروویو و رایانه کشف شده است، بنابراین بعضی از افراد تصور می‌کنند، فنگ‌شویی یک مکتب جدید است، در حالی که پاک نگه داشتن محیط زندگی و تغییرات چیدمانی در آنها استفاده از ابزار و وسایلی که نیاز واقعی به آنها وجود دارد، خودداری از خرید و نگهداری از وسایلی که مازاد و احتیاج است، یک‌هزار سال پیش توسط ائمه علیهم‌السلام مورد تاکید قرار گرفته است.
این پژوهشگر آسیب‌های اجتماعی در خصوص تأثیر سمبل‌های فنگ‌شویی در افراد می‌گوید: از نظر آسیب‌شناسی رفتاری، استفاده از مجسمه‌های زشت و بدشکل در ضمیر ناخودآگاه افراد اثر منفی گذاشته و حتی ممکن است باعث شباهت جنین انسان به آنها شود، بنابراین استفاده از این‌گونه اشیا یعنی مجسمه «سر سگ»، «قورباغه» یا «موش» در محیط خانه فقط باعث اضطراب و دلهره کودکان می‌شود و هیچ نفع دیگری ندارد.
عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی علت پناه‌آوردن برخی از مردم به فنگ‌شویی را چنین بیان می‌کند: دور شدن از باورهای اصیل باعث پناه‌بردن به این گونه طلسم‌ها و خرافه‌ها می‌‌شود، مثل مهره خوشبختی، مجسمه گشایش بخت و یا عروسک آورنده خواستگار! این گونه باورها صدها سال است که در جوامع منزوی شده است، نمی دانم چرا امروز عده‌ای تلاش می‌کنند، دوباره جوانان ما را با این گونه ابزار مشغول کنند؟! این بخشی از ناتوی فرهنگی است که می‌خواهد بین باورهای اصیل اسلامی و جوانان فاصله ایجاد کنند.

* فنگ‌شویی نوعی از بت‌پرستی مدرن است

سیدکاظم موسوی، مدیر مؤسسه مطالعاتی روشنگر با اشاره به اینکه فنگ‌شویی از بطن اعتقادی بودا نشأت گرفته و نگاه الوهیتی ندارد، بیان می‌دارد: در واقع فنگ‌شویی بت‌پرستی مدرن است. در فنگ‌شویی ساده‌زیستی تبلیغ می‌شود، در حالی که اسلام به ساده زیستی به عنوان اصلی اساسی نگاه کرده است، به طوری که ساده‌زیستی در سیره عملی رسول اکرم صلی‌الله ‌‌علیه ‌و‌آله ‌و‌سلم و ائمه علیهم‌السلام، به طور نمونه در ساده غذا خوردن، ساده لباس پوشیدن، ساده معاشرت کردن با مردم به وضوح دیده ‌می‌شود.
وی فنگ‌شویی را ‌وصله ناچسب می‌داند و می‌گوید: جریان فنگ‌شویی یک نوع تضاد با اسلام دارد، بنابراین محققان و اندیشمندان حوزوی و دانشگاهی باید در خصوص عوامل انحرافی، آگاهی لازم را به مردم بدهند و در تعامل با مردم کوشا باشند و با بیان زیبایی‌ها همراه با آیات قرآن و روایات، اسلام ناب محمدی را به مردم بیشتر بشناسند و جامعه را در برابر ناتوی فرهنگی واکسینه کنند.

* ضرورت تقویت توکل به خدا و توسل به ائمه اطهار (ع)

توجه به این نکته که فنگ‌شویی آرام آرام در محیط اجتماعی و اعتقادی مردم دام می‌گستراند و محققان دینی باید با معرفی صحیح آن به مردم در پیشگیری هر چه بیشتر آن کوشا باشند، چرا که فراروی فنگ‌شویی چیزی جز فاصله گرفتن انسان از مبدأ هستی و کم‌شدن توکل در زندگی به چشم نمی‌خورد. انسانی که از صبح تا شب خود را اسیر چندین نماد فلزی و چوبی و سنگی کند، چه رهاوردی را برای خود به ارمغان خواهد آورد؟ به راستی انسان مسلمان، پرودگار عالم را در کجای قلب خویش جای داده است؟!
بیاییم با دوری از شرک ظاهری و خفی، با تقویت توکل و توسل خویش به خداوند متعال و ائمه معصومین علیهم‌السلام ـ‌که رابطه فیض الهی هستند‌ـ معنای صحیح زندگی را درک کنیم و با افزایش رابطه خود با خالق هستی، دنیا را به خاطر او به تسخیر درآوریم.

رئیس فرقه انحرافی حلقه کیهانی از مناظره با روحانیون و کارشناسان دینی طفره رفت.

به گزارش مشرق، قرار بود روز گذشته رئیس فرقه حلقه کیهانی در جلسه مناظره با تعدادی از کارشناسان فرق و ادیان و کارشناسان مذهبی در قم حضور پیدا کند و به سوالات آنها پاسخ گوید که از حضور در این جلسه خودداری کرد.

دعوت به مناظره زمانی مطرح شد که رئیس این فرقه انحرافی در وبلاگ خود کارشناسان فرق و ادیان را به مناظره فراخوانده بود.

روز گذشته رئیس این فرقه در پاسخ به برگزار کنندگان این جلسه مناظره گفت بنده اول باید بدانم که چه سوالاتی قرار است از من پرسیده شود تا بعد درباره حضور در این مناظره اظهار نظر کنم.

بن لادن و هیتلر، تروریست هایی که دستشان به خون صدها نفر آلوده بود، شباهت های زیادی با یکدیگر داشتند.



به گزارش مشرق نیویورک دیلی نیوز نوشت، اسامه بن لادن و آدولف هیتلر هر دو در یک روز کشته شدند.

اسامه بن لادن و هیتلر که هر دو به دلیل اقدام برای کشتار گسترده مردم جهان شهرت دارند، در روز اول می کشته شدند.

در ساعات پایانی اول می 1945 تقریبا هم زمان با وقتی که شب گذشته اوباما خبر کشته شدن بن لادن را به مردم آمریکا اعلام کرد، رادیو آلمان در گزارشی از مقابله هیتلر تا آخرین نفس بر علیه بلشویک ها خبر داده بود.

البته هیتلر در شامگاه 30 آوریل یعنی یک شب قبل از آن به زندگی خود پایان داده بود. پیکر بی جان هیتلر پس از شلیک گلوله تپانچه به خواست خودش سوزانده شد تا به دست موسولینی و دشمنانش نیفتد.




درباره بن لادن اما داستان کمی متفاوت است وی در آخرین ساعت های زندگی هم از خود دفاع کرده بود و گفته می شود جسدش پس از مرگ به دریا انداخته شده است.

هیتلر آخرین ساعات زندگی اش را با معشوقه اش سپری کرد و هر دو با هم خودکشی کردند و بن لادن هم در منزل شخصی اش و در میان اعضای خانواده اش جان باخت.

از همسران بن لادن 2 نفر بازداشت شدند که گفته می شود به همراه چندین نفر از فرزندان وی به آمریکا منتقل شده اند.

فعال سیاسی بحرینی از بازداشت یک پزشک زن و دو رهبر سیاسی برجسته اهل سنت به اتهام حمایت از مردم و انقلابیون خبر داد.

جعفر العلوی روز دوشنبه در مصاحبه با العالم اظهار داشت: نیروهای امنیتی در منامه محمد بوفلاسه و ابراهیم شریف دو رهبر سیاسی برجسته اهل تسنن و خانم دکتر نهاد الشیراوی اهل تسنن که بسیاری از مجروحان اعتراضات را درمان کرده است؛ بازداشت کردند.

فعال سیاسی بحرینی تاکید کرد که سیاست "سرکوب" رژیم آل خلیفه شامل اهل تسنن و اهل تشیع است.

دستاویز اختلافات فرقه ای برای سرکوب مردم بحرین

وی افزود: رژیم حاکم فعالان سنی حامی مطالبات اهل تشیع و وحدت ملی را زودتر از اهل تشیع سرکوب می کند تا مانع گسترش همراهی اهل تسنن با اهل تشیع شود و در این امر متوسل به دستاویز اختلافات فرقه ای می شود.
فعال سیاسی بحرینی با اشاره به سرکوب شدید فعالان سنی و شیعی حامی مردم و انقلابیون با دستاویز "اختلافات فرقه ای" گفت: رژیم آل خلیفه از مسوولیت های ملی در قبال ملت این کشور شانه خالی می کند.

وی تصریح کرد: رژیم آل خلیفه درپی ایجاد فتنه فرقه ای است و برای جلوگیری از اجماع ملی درباره مطالبات مردمی متوسل به دستاویز تحریک فرقه ای می شود و جهت دست یابی به این هدف از نیروهای متجاوز عربستان کمک می گیرد.

فعال سیاسی بحرینی با اشاره به این که رژیم حاکم از گروه های ضد مردمی تشکیل شده است؛ افزود: نخست وزیر ، رییس دفتر پادشاهی و دولت بحرین دارای گروه های شبه نظامی و دستگاه های اطلاعاتی ویژه هستند که به کشتار و ربودن مردم می پردازند.

مشرق: بهره گیری رهبر القاعده ازدو عنصر زمان ومکان برای ضربه زدن به نیروهای آمریکا و غرب مهمترین ویژگی اسامه بن لادن برای مبارزه فرسایشی با آمریکا به شمار می رود. اسامه بن لادن که اهل عربستان سعودی است، پرورش یافته محیط غیر دمکراتیک، قبیله ای و به شدت خشن عربستان است.

اما غرب و آمریکا به جای تلاش برای تغییر محیط سیاسی عربستان وایجاد یک ساختار دموکراتیک در نظام قبیله ای و قرون وسطائی این کشور تنها به ترور اسامه بن لادن بسنده کرده است.
همچنین آمریکایی ها به شدت از مشکلات داخلی رنج می برند، وضعیت اقتصادی اشفته است. رغبت و نشاط سیاسی در بین مردم این کشور در پایین ترین حد خود قرار دارد.

از سوی دیگر قیام ها در کشورهای عربی به شدت به منافع آمریکا در منطقه ضربه وارد کرده و این خطر در برخی از کشورهای عربی از جمله یمن و لیبی وجود دارد که افراطیون زیر لوای القاعده سامان گرفته و بتوانند خطری جدی برای منافع آمریکا و همپیمانان اصلی آنها در منطقه مانند آل سعود ایجاد کنند.

در پاکستان طالبان و تروریست های القاعده روز به روز قدرت می گرفتند و این موضوع به افغانستان این اجازه را نمی دهد که فرایند دموکراتیزه شدن را به درستی تجربه کند. طالبان در افغانستان متاثر از القاعده است و حالا خبر مرگ بن لادن می تواند تا اندازه زیادی همه این دردهای امریکایی ها را درمان کند.

فراموش نکنیم که امریکایی ها قصد دارند در افغانستان طرح تازه ای را حول محور خود مختاری طالبان در مناطق جنوب به اجرا در آورند که اطمینان از مرگ بن لادن و بی صاحب ماندن شبکه تروریستی القاعده می تواند کمک بزرگی به تغییر رویه آن بخش از طالبان که هنوز متاثر از اقدامات جهادی القاعده ای ها هستند به حساب آید.

یکی دیگر ازخاصیت های کشته شدن بن لادن در این موقعیت و یا اعلام خبر کشته شدن این رهبر گروه تروریستی که گفته می شود جسد او در اختیار آمریکایی هاست، انحراف افکار عمومی و حتی انحراف ذهن انقلابیون در کشورهای عربی است.

اما چرا آمریکا پس از حادثه 11 سپتامبر و لشکرکشی به افغانستان و عراق نتوانست اسامه بن لادن را دستگیر و یا به قتل برساند؟ نظریه های متفاوتی در زمینه اختفای ده ساله بن لادن وجود دارد که می تواند زمان قتل رهبر القاعده را مورد تردید قرار دهد.

اولا آمریکا در آستانه برگزاری پر هزینه ترین انتخابات تاریخ ایالات متحده آمریکا قرار دارد و به طور طبیعی، به پیش زمینه های زیادی برای برگزاری با شکوه این انتخابات نیاز دارد. بخشی از این پیش زمینه ها می تواند خروج نیروهای آمریکا از عراق و افغانستان در پایان سال 2011 باشد که در واقع خواست عمومی ملت آمریکاست.

لذا تیم باراک اوباما به ویژه پنتاگون برای توجیه خروج نیروهای خود از افغانستان و عراق نیاز به توجیه افکار عمومی دارد.

یکی از این اقدامات که بر افکار عمومی آمریکا تأثیر فزاینده ای خواهد داشت، مساله دستاورد درباره مبارزه با تروریسم جهانی است. طبیعی است قتل اسامه بن لادن می تواند افکار عمومی آمریکا و غرب را قانع کند که لشکرکشی به عراق و افغانستان بدون دستاورد نبوده است.

موضوع دیگری که به عنوان یک برگ برنده در دست دمکرات ها و تیم باراک اوباما تلقی می شود، بزرگنمایی اهمیت قتل اسامه بن لادن است. بسیاری از تحلیلگران بر این عقیده هستند که بن لادن سال ها پیش در کوه های «تورا بورا» در افغانستان فوت کرده و در همانجا دفن شده است. اما زمان اعلام مرگ اسامه بن لادن در واقع نوعی بازی تبلیغات انتخاباتی باراک اوباما با جنازه پوسیده اسامه به شمار می رود.

از سوی دیگر، اگر حقیقتا اسامه بن لادن در ده سال توانسته در اسلام آباد پاکستان زندگی کند این امر به نوعی می تواند نشانه ضعف اطلاعاتی و جاسوسی آمریکا باشد. چگونه می توان تصور کرد که دستگاه های جاسوسی آمریکا و پاکستان به رغم حضور گسترده نظامی در اسلام آباد نتوانستند در طول این ده سال محل اختفای بن لادن کشف کنند؟

سوال دیگری که مطرح می شود، این که چرا نیروهای مشترک آمریکا و پاکستان که در ترور اسامه بن لادن شرکت داشتند او را زنده دستگیر نکردند؟

طبیعی است، دستگیری زنده اسامه بن لادن می توانست به کشف زوایای پنهان حادثه تروریستی 11 سپتامبر و سایر عملیات تروریستی کمک کند. لذا موضوع قتل اسامه بن لادن یک پروسه کاملا تبلیغاتی برای پیروزی دوباره باراک اوباما در انتخابات سال 2012 ریاست جمهوری آمریکا به شمار می آید.

همچنین خبر کشته شدن اسامه بن لادن می تواند به بهبود وضعیت دلار آمریکا در جهان و سرانجام خروج اقتصاد شکننده و فلج آمریکا از رکود فعلی کمک کند، زیرا با اعلام خبر کشته شدن اسامه بن لادن قیمت دلار در سطح جهان افزایش یافت.

هرچند رقبای انتخاباتی باراک اوباما از حزب جمهوریخواه در ماه های آینده واقعیت های پشت پرده قتل اسامه بن لادن را فاش خواهند کرد، ولی گویا این پروسه تبلیغاتی کارآیی خود را از دست داده است.

در چنین فرایندی جهان در آستانه آغاز مبارزه انتخاباتی میان دو حزب رقیب دمکرات و جمهوریخواه آمریکا، شاهد شکل گیری پروسه های تبلیغاتی گوناگونی خواهد بود. هر یک از دو حزب تلاش خواهند کرد تا دستاوردهای خود را برای ملت آمریکا بزرگنمایی کنند تا رأی های بیشتری را جذب کنند.

در این بازی تبلیغاتی، طبیعتا نباید نقش سیاسی لابی صهیونیستی و نقش تبلیغاتی هالیوود را نادیده گرفت، زیرا صهیونیست ها و کارگردانان هالیوود تأثیرگذارترین عناصر انتخابات آمریکا هستند.

به هر تقدیر اسامه بن لادن و اقدامات او و اخبار منتسب به او در یک دهه گذشته جنجال افرین بوده اند و به بهانه همو بوده است که دو جنگ بزرگ در منطقه خاورمیانه درگرفته است.

شاید بن لادن قبلا کشته شده و حالا خبر آن اعلام می شود. شاید هم مقامات آمریکایی و پاکستانی می دانستند که بن لادن در کجا مخفی شده اما زمان را برای کشته شدن او مناسب نمی دانسته اند. به هرحال زمان کنونی برای کشته شدن بن لادن زمان خیلی خوبی به نظر می رسد.

شاید آمریکایی ها سناریویی را از اعلام خبر مرگ بن لادن دنبال می کنند. جزئیات مربوط به کشته شدن بن لادن را باید از دهان باراک اوباما رئیس جمهور آمریکا که قرار است درباره آن سخنرانی کند شنید اما به هر روی اگر همزمانی مرگ بن لادن با وقایع مهم روزگار ما تصادفی بوده باشد و سناریویی پشت آن قرار نداشته باشد واقعا باید به خوش شانسی آمریکایی ها غبطه خورد.

یکی از اساتید دانشگاه تربیت مدرس مقاله خود را در نشریه علمی تحقیقاتی ماکرومولکولار با نام مهدی موعود عجل الله به همراه خود منتشر کرده است.

به گزارش آینده، این مقاله که توسط سایت علمی اسپرینگ منتشر شده است، به موضوعی درباره ساختار مولکولی در مهندسی شیمی می پردازد.
دکتر محمد رضا رستمی دارونکلا، نویسنده مقاله که عضو هیات علمی دانشگاه تربیت مدرس است نام امام زمان (ع) را به عنوان نویسنده اصلی مقاله درج کرده و نام خود را به عنوان نویسنده دوم آورده است.
رئیس دانشکده مهندسی شیمی دانشگاه تربیت مدرس هر چند از اخراج رستمی خبر داد اما وقتی از سوی خبرنگار مهر اقدام موهن در ذکر نام مقدس امام زمان (عج) در بخش نویسنده یک مقاله متعلق به "م ر" مطرح شد وی از ارتباط اخراج این عضو هیئت علمی و این اقدام موهن خودداری کرد و دلیل اخراج شدن این شخص از دانشگاه تربیت مدرس را نیز صرفا نداشتن شایستگی لازم عنوان کرد.

مشرق: باوجود آنکه هزاران سال از فرهنگ و تمدن ایرانی می گذرد و همه ی علوم، فنون و هنرها در این سرزمین از فیلتر هزاران سال تمدن ایرانی و اسلامی عبور کرده تا در قالب فرم های معماری ایرانی عرضه شده است. گویا تلالوی گوهر گرانبهای معماری ایرانی، در چشم معماران وطنی سویی ندارد و قدرنشناسانه برای داشتن تنوع در آثار معماری ، حتی در خلق مساجد نیز در دامان معماری تقلیدی از غرب می غلتند.
پایگاه تحلیلی خبری مشرق نیز هر از چندی به نقد این مقوله که برای معماری معاصر ما تهدید بزرگی محسوب می شود می پردازد. اما از آنجا که اغلب معماری مساجد نوظهور را با هدف نوآوری در فرم، به فرم های متناقض با کاربری مسجد و حتی انگاره های فلسفی پست مدرن نهفته در پس این فرمها قلم می زنند؛ لازم است نمونه هایی موفق از تنوع در فرمهای سنتی که بدون تقلید از فرمهای غربی شکل گرفته، معرفی شود تا روش برخورد آنها با موضوع، نمونه ای برای معماران وطنی باشد که می خواهند با خلق فرمهای متنوع مبتنی بر مفاهیم معماری ایرانی و اسلامی خط بکشند.

مسجد وادی سبز ترکیه مسجد وادی سبز ترکیه
مسجد "یشیل وادی" یا وادی سبز در ترکیه
گنبد نماد کثرت به وحدت است و کثرت عالم را که در غایت خودش به وحدت نیل می کند انعکاس می دهد. از این زاویه معمار این مسجد تمام هنر خود را در ایجاد یک فرم گنبدی شکل خالص برای فضای اصلی مسجد به کار می گیرد.
دایره بر اساس جهان بینی اسلامی مفاهیمی را بازتاب می دهد که حاکی از وحدت و یکپارچگی همه ی اجزاء در عالم است که همه در زیر چتر وحدت وجود گرد هم می آیند؛ و در این مسجد نیز چیزی جز این گنبد نیست که تمام اجزا در وحدتی بی نظیر به زیر چتر گنبد به سجود می نشینند.

مسجد وادی سبز ترکیه
گردآوردن همه مردم در زیر گنبد خود نمادی از وحدت بخشی به جامعه و امت اسلامی است.
این مسجد برای اقامه نماز، تبادل اطلاعات و تعاملات اجتماعی، آموزش و حل اختلافات میان امت اسلامی طراحی شده است. از این نظر در دانش شهرسازی کارایی خاصی می یابد که در گذشته این کاربرد برای میادین شهری تعریف می شده است و برخلاف اروپایی ها که این کاربرد را به میادین می دهند، زندگی اجتماعی را در مسجد گره می زند.

مسجد وادی سبز ترکیه
از لحاظ شهری نه تنها گنبد، بلکه مناره ها نیز در چرخش سیال چشم در فضا، به عنوان نقاط عطف و کانونی فضای شهری عمل می کنند.
معماری این مسجد بر اساس معماری عثمانی که بر اساس اشکال مدور بوده، شکل گرفته است.

مسجد وادی سبز ترکیه
فضای هنری معماری و ساختار فنی و تکنیکی ان با هم یکی شده اند تا کارکرد صلی فضا بر اساس هویت و سنت نقش بگیرد.
این مسجد برای 350 نفر نمازگزار طراحی شده و دارای سالن اجتماعات 250نفره، کتابخانه، امور فرهنگی و... می باشد.

مسجد وادی سبز ترکیه
قطرگنبد 25 متر است که این نیمکره در قسمت ورودی خود 2.5متر عقب نشینی می کند تا فضای وردودی آن شکل بگیرد. محراب نیز از فرورفتگی یک لایه از این نیمکره شکل می گیرد که با خطوط ثلث و کوفی مزین شده است.
مسجد وادی سبز ترکیه مسجد وادی سبز ترکیه

مناره مسجد وادی سبز فرم استوانه ای شکلی است که بر بلندای آن مخروطی مستقر شده است و به وسیله مقرنس های تغییر یافته ایرانی قطر آن در ماذنه افزایش یافته و بالکنی را برای موذن بوجود آورده است. این مقرنس ها دارای فیبرنوری هستند که در شب مناره را نورباران می کنند. بر بلندای ماذنه سیستم صوتی در 4 جهت تعبیه شده است.
ترکیب مناره ها در فرم کلی مسجد براساس تناسبات طلایی طراحی شده است.
مصالح بکار رفته در نمای ساختمان مسجد سنگ سفید است که به زعم معمار آن نماد مرگ است و نیمی از گنبد مسجد بر روی آب ساخته شده که نمادی از حیات و زندگی است.

مسجد وادی سبز ترکیه

مسجد وادی سبز ترکیه

مسجد وادی سبز ترکیهمسجد وادی سبز ترکیه

مسجد وادی سبز ترکیهمسجد وادی سبز ترکیه

مسجد وادی سبز ترکیه

مهر: به گزارش آسوشیتدپرس، این مقام آمریکایی که از وی نامی برده نشده گفت: جسد رهبر القاعده پس از کشته شدن به دریا انداخته شده است.

شب گذشته باراک اوباما رئیس جمهوری آمریکا از کشته شدن اسامه بن لادن رهبر گروه تروریستی القاعده خبر داد.

امروز همچنین یک مقام آگاه آمریکایی گفت که جسد وی در اختیار مقام های آمریکایی است اما اعلام این خبر به منزله این است که هم اکنون چیزی جز یک تصویر در اختیار آمریکا نیست.

آن طور که گفته می شود اسامه بن لادن پس از یک درگیری در منطقه ابّود آباد در بیرون شهر اسلام آباد پایتخت پاکستان و بر اثر شلیک گلوله به سرش کشته شده است.

این عکس که گفته می‌شود متعلق به جسد اسامه بن‌لادن است، آذرماه سال گذشته نیز منتشر شده بود و گفته می‌شود که متعلق به یک افغانی است که تنها شباهت ظاهری به بن‌لادن دارد.
این عکس در رسانه‌های جهان از جمله روزنامه انگلیسی دیلی‌تلگراف به عنوان عکس احتمالی بن‌لادن معرفی شده و منجر به روز اشتباه شده است.

گفتنی است هنوز هیچ تصویر تایید شده‌ای از اسامه بن‌لادن منتشر نشده است.

جهان غرب و به ویژه اروپا، در طی روزهای جاری، شاهد دو حادثه‌ی بسیار مهم بود. حوادثی که با سرمایه‌گذاری و فرافکنی بسیار گسترده و کم سابقه‌ی رسانه‌های وابسته، اذهان عمومی (به ویژه مسیحیت) را از تمامی وقایع اسف‌بار جاری، منحرف نموده و به خود جلب کرده است.

iranpn.com نوشت: یکی از این وقایع، ازدواج شاهزاده ویلیام انگلیسی بود که شاید با بیش از یک میلیارد یورو هزینه و با دعوت از سران برخی کشورها، دیپلمات‌ها و تجمع میلیون‌ها نفر از مردم عادی برگزار گردید و دیگری، ماجرای «قدیس» سازی توسط واتیکان و پاپ بندیک شانزدهم است. قرار است امروز جسد آن بنده‌ی خدا را از گور بیرون کشیده و به عنوان «قدیس» مجدداً خاکسپاری کنند!

امروز طی مراسم با شکوهی در واتیکان و با حضور بیش از 1.5 میلیون نفر، پاپ ژان پل دوم را که 5 سال از وفاتش می‌گذرد، به عنوان «قدیس» به فهرست معدود قدیس‌های مسیحیت کاتولیک اضافه کرد و نکته‌ی مهم در این اقدام بدعت‌گذاری پاپ فعلی (بندیک شانزدهم) است، چرا که او بر خلاف مقررات، 5 سال زودتر از موعد یک قدیس ساخت.

قدیس شدن در مسیحیت نیز شرایط و مقرراتی دارد و عمده شرط آن است که کاندیدای قدیسیت باید در وطول حیاتش از 5 کرامت برخوردار باشد. و البته خوشحالیم که در اسلام به این راحتی کسی «قدیس» قلمداد نمی‌کنند، چرا افراد عادی و مؤمن شناس یا ناشناس، به ویژه در میان محبان اهل بیت‌(ع)، صاحب کراماتی بسیار بیشتر از 5 مورد در طول زندگی بوده و هستند.

در هر حال، صرف 5 کرامت نیز کافی نیست. بلکه از شرایط قدیس شدن در مسیحیت کاتولیک این است که تحقیقات در مورد کرامت‌های پنچگانه‌ی وی باید طی مدت 5 سال پس از مرگش صورت پذیرد و پس از گذشت 5 سال دیگر از تثبیت موارد کرامت - یعنی جمعاً ده سال پس از وفات – می‌توان او را به عنوان «قدیس» یا «قدیسه» اعلام نمود. اما تعجیل پاپ بندیک شانزدهم با بدعت‌گذاری در این قوانین سبب گردید تا «قدیس» سازی از پاپ ژان پل دوم، 5 سال زودتر انجام پذیرد.

جالب‌تر و تأمل برانگیزتر از این بدعت و تجیل، دلایل ارائه شده توسط واتیکان است. ظاهراً موارد چهارگانه‌ی کرامت‌های ژان پل دوم قبلاً و در زمان حیاتش بیان شده بود و او برای قدیس شدن، یا بهتر بگوییم: واتیکان برای قدیس سازی، فقط به یک مورد دیگر احتیاج داشت. اما ناگهان امداد غیبی نازل شد و یک زنی اعلام کرد که ده‌ها سال پیش دچار عارضه پارکینسون شده بود، اما وقتی نام «پاپ ژان پل دوم» را به زبان آورد، عارضه‌اش برطرف شد و بهبود یافت (؟!)

اگر چه هیچ سندی دال بر صحت این ادعا ارائه نشده و نمی‌تواند ارائه شود – چرا که به فرض صحت، یک تجربه‌ی شخصی بوده است – اما به نظر می‌رسد، همین ادعا برای واتیکان و تعجیل بندیک شانزدهم کافی بود و نیازی به اثبات ندارد. آخر صاحب کرامت پنجم بودن که «عدم فعالیت ایران در تولید سلاح هسته‌ای» نیست که به رغم کنترل دقیق، زیر نظر داشتن لحظه‌ای و اسناد معتبر، هنوز قابل تشکیک باشد.

و اما باز نکته‌ی جالب دیگر وجود دارد، و آن فراخوان واتیکان از جهانیان برای بیان یک کرامت دیگر است. چرا که مسیحیت و اندیشه‌ی غرب که مبحث مستدل و معقول «عصمت» را در اسلام زیر سؤال برده و رد می‌کند، خود برای افراد عادی نیز قائل به عصمت است. اما عصمت در آنها نیازی به وحی، تأیید الهی، استدلال عقلی و ... ندارد، کافی است که برای صاحب کرامت‌های پنج‌گانه، کرامت ششمی نیز بیان گردد تا او را از مرحله‌ی «قدیسی» به مرحله‌ی «معصومی» برسانند. لذا اگر فقط یک زن دیگری مثل قبلی بتواند ادعا کند که زمانی بیمار بوده و با ذکر نام پاپ ژان پل دوم، بهبود یافته، وی از مادر ترزا و برنادت هم سبقت گرفته و عصمتش اعلام می‌گردد.

اعتراض مخالفین:

مسیحیان بسیاری نیز به قدیس شدن او اعتراض دارند و برای مخالفت خود دلایلی بیان می‌کنند که بسیار مستدل‌تر و محکم‌تر از ادعای بهبودی آن خانم است. آنها می‌گویند:

هر چند مدعی هستید که ژان پل دوم لهستانی، اولین پاپ غیر ایتالیایی از قرون وسطی تا دوران مدرنیسم و پست مدرنیسم معاصر است، اما شائبه‌ی یهودی بودن او و وابستگی‌اش به صهیونیسم بین‌الملل، به ویژه با توجه به سوابق پدرش که در ارتش ضد نازی بوده و به کمپ‌های یهودی خدمت می‌کرده نیز قابل تأمل است.

آنها می‌گویند: اخبار و گزارشات اسف‌بار مبنی بر شکنجه و تجاوز مقدسین کلیسای کاتولیک نسبت به کودکان بی‌سرپرست تحت پوشش، گروه موسیقی کر که از نوجوانان ناشنوا تشکیل شده بود و ...، هنوز در تیتر رسانه‌ها است و پرونده‌ی آنها هنوز در دادگاه‌ها و محاکم تحت پیگیری است و همه‌ی این اتفاق‌ها در زمان مسئولیت بازرسی و مسئولیت‌های دیگر وی اتفاق افتاده و با سکوت وی همراه بوده است.

انتقاد دیگر مخالفین به دانش و بینش وی است. آنها می‌گویند: در دوره‌ای که بیماری ایدز شیوع یافته و هر روز کشته می‌گیرد، پاپ ژان پل دوم استفاده از «کاندوم» که می‌تواند مانع از سرایت ویروس ایدز گردد را حرام اعلام کرد و همین امر سبب ابتلا و مرگ بسیاری از مردم گردید.

و البته ناگفته نماند که اذهان عمومی اروپا و آمریکا، آشنایی زیادی با مسائل و اخبار سیاسی جهان ندارند، وگرنه سکوت او در قبال جنایت‌های آمریکا، اروپا و صهیونیسم بین‌الملل را نیز زیر سؤال می‌بردند.

نگاهی دیگر:

شاید برای ما (مسلمانان)، قدیس سازی واتیکان از اهمیت ویژه‌ای برخوردار نباشد، اما برای اداره کنندگان جهان که متشکل از قدرتمندان و سرمایه‌داران کلان فراماسون و صیهونیسم بین‌الملل است، از اهمیت بسیار بالا و نقشی بسیار حیاتی برخوردار است. تا جایی که از ارزش بدعت‌گذاری توسط پاپ جدید و تعجیل 5 ساله نیز برخوردار گردیده است.

اگر چه قدرت‌های غربی و ابزار تبلیغاتی آنها [از مدارس و دانشگاه‌ها گرفته تا جراید و سایر رسانه‌ها]، با سرمایه‌گذاری و همت تمام، لائیکیسم و سکولاریسم (بی‌دینی و جدایی دین از سیاست) را تبلیغ می‌کنند، اما این نیاز فطری با تبلیغات مرتفع و یا تعطیل نمی‌شود. فطرت آدمی خداجو و دین‌خواه است.

جنگ‌طلبی دولت‌های آمریکایی و اروپایی، تشدید ظلم و جنایت و ناامنی، بی‌خاصیتی نهاد دینی کلیسا، نقش نداشتن اعتقادات مسیحیت در اصلاح فرد و جامعه ... به اضافه‌ی افشای جنایات اسف‌بار کلیسا از یک سو، مطرح شدن اسلام مؤثر که از پیروزی انقلاب اسلامی و استقرار جمهوری اسلامی ایران نشأت گرفت و به جهان صادر شد، بیداری وهوشیاری اذهان عمومی مسلمانان و قیام برای برچیدن ظلم که خواست فطری مردم غرب نیز هست و جهاد و شهادت طلبی آنها در مقابل جنایات اسرائیل و سلاطین و فراعنه‌ی مصر، لیبی، بحرین، یمن، تونس و ...، سبب گردید تا نه تنها اذهان عمومی مسیحیت، از کلیسا روی برگرداند، بلکه متوجه اسلام شود.

خطر گرایش به اسلام (به رغم تلاش گسترده‌ی غرب در اسلام‌هراسی)، خطری است که به عنوان یک تهدید جدی در اتحادیه اروپا و هم چنین محافل سیاسی و امنیتی آمریکا، به موضوع و بحث روز مبدل شده است. لذا استکبار جهانی باید چاره‌ای بیاندیشد و این خلاء را پر کند.

بدیهی است که چنین خلائی، با ارائه‌ی مکاتب و مباحث و نظریات جدید، یا شعارهای اقتصادی و امنیتی سران کشورها – که همه‌ی مردم دروغ بودن آنها را در زندگی خود تجربه کرده و می‌کنند – نمی‌تواند جایگزین نیاز فطری و عقلی مردم به «امداد الهی و دین» گردد، و مبرهن است که اگر چاره‌ای نیاندیشند، اسلام فراگیر خواهد شد. لذا به نظرشان رسید شاید «قدیس‌سازی» توسط واتیکان، اگر چه با بدعت، زودتر از موعد، بدون استناد و اثبات و آن هم طی مراسمی بسیار خبرساز، بتواند در معرفی و جاذبیت دین دیگری به غیر از اسلام تأثیری داشته باشد.

البته همان‌طور که بیان شد، قدیس سازی نیز شرایط و مراحلی دارد، ولی تأمل 5 سال دیگر جهت رعایت ضوابط و به دست آمدن شرایط، آن هم در این برهه‌ی زمانی، بسیار دیر و غیر مفید بود. لذا پاپ بندیک شانزدهم، رهبری کاتولیک‌های جهان، با بدعت‌گذاری خود این مشکل را نیز مرتفع کرد و در فرآیند جدید، تولید «قدیس» را 5 سال جلو انداخت.

اسامه بن لادن رهبر گروه تروریستی القاعده ساعاتی پیش کشته شد.

یک منبع خبری افغان با اعلام این خبر به عصرایران گفت جسد بن لادن تحویل نیروهای آمریکایی شده و قرار است باراک اوباما در یک نطق تلویزیونی به این موضوع بپردازد.
بن لادن در حومه شهر اسلام اباد پاکستان کشته شده است.

وی جزئیات بیشتری در این باره نگفت.

نقش سازمان اطلاعاتی پاکستان

دقایقی بعد از انتشار خبر کشته شدن بن لادن ، رسانه های آمریکایی اعلام کردند که وی توسط مأموران سازمان سیا کشته شده است.

بن لادن هنگام مرگ ، در خانه ای اطراف اسلام آباد ، پایتخت پاکستان پنهان شده بود.

بن لادن از سال 2001 که عملیان تروریستی 11 سپتامبر در آمریکا انجام شد ، تحت تعقیب رسمی ایالات متحده گرفت . او تا کنون چندین بار از خطر مرگ رهیده بود.
در این میان ، نقش سازمان اطلاعاتی پاکستان را در مانور یک دهه ای بن لادن نباید نادیده گرفت. هر چند سیاست اعلامی دولت پاکستان در همه این سال ها مبارزه با تروریسم و مشخصاً القاعده بود ، اما سازمان اطلاعاتی این کشور (ISI) همواره نقشی مرموز در این بازی ایفا می کرد و به نوعی حامی پنهان القاعده به شمار می رفت. در واقع ، ISI از برگ برنده بن لادن و القاعده به عنوان "اهرمی در اختیار" و ابزاری برای چانه زنی استفاده می کرد و اسلام آباد هر از گاهی با گرفتن امتیازات پنهانی از آمریکا ، برخی از اعضای این گروه تروریستی را لو می داد.

اینک به نظر می رسد کشته شدن بن لادن ، محصول یک توافق بزرگ بین پاکستان و امریکاست؛ حتی این معامله می تواند بین ISI و آمریکا بوده باشد.

پیامدها

هر چند بن لادن رهبر گروه القاعده به شمار می رفت اما در سال های اختفا و گریز ، عملاً نقش چندانی در طراحی و هدایت عملیات تروریستی این گروه نداشت.
در واقع ، القاعده توسط نیروهای میانی این جریان اداره می شود و لذا کشته شدن بن لادن نمی تواند تاثیر چندانی در کاهش توان عملیاتی این گروه تروریستی داشته باشد ، هر چند که کشته شدن بن لادن ، که یک نماد معنوی برای آنها بود ، می تواند در تضعیف روحیه شان موثر باشد به ویژه آن که عدم دستیابی آمریکا به بن لادن در طول یک دهه ، نشانه ای از ضعف مفرط آمریکایی ها به شمار می رفت.

احتمال می رود در پی کشته شدن بن لادن ، عملیات تلافی جویانه نیروهای القاعده به ویژه در پاکستان انجام گیرد و روزهای خونینی در پیش رو باشد.

برژینسکی سیاست مدار لهستانی الاصل آمریکایی و مشاور ارشد سیاست خارجی کارتر بین سالهای 77 تا 81 میلادی در مصاحبه با سی ان ان به نکات قابل تاملی در رابطه با تحولات منطقه اشاره کرده است.

به گزارش مشرق، برژینسکی که در دوران مسئولیتش در دستگاه سیاست خارجی آمریکا خود شاهد یک تحول بنیادین در یکی از کشورهای هم پیمان آمریکا در منطقه یعنی ایران بوده که آن را از یک همپیمان به یک دشمن دیرین تبدیل کرده است در مصاحبه با سی ان ان گفته است : حکومت های جدیدی که به پیکربندی جدید منطقه خاورمیانه منجر می شوند حتی اگر جنبش های صرفا اسلامی نباشند و به صورت دموکراتیک با تعریف غربی شکل بگیرند ، در نهایت و در آینده هزینه های زیادی را برای دولت آمریکا در قبال مساله فلسطین و اسراییل ایجاد خواهند کرد.

وی افزوده است حکومت های دمکراتیک و مردمی در خاورمیانه که از حرکت عظیم توده های مردم عرب منبعث شده است خواستی جز برقراری حکومت فلسطینی عربی در بیت المقدس ندارند.

وی در این مصاحبه با صراحت سیاست و استراتژی جدید آمریکا در قبال نفوذ ایران در منطقه راعلاوه بر قدرت بخشیدن نیروهای افراطی سلفی، کمک غیر مستقیم به ترکیه برای بالا رفتن سطح روابط دیپلماتیک آن با کشورهای خاورمیانه و در دست گرفتن نقش کاربردی و کلیدی در مذاکرات و تبادلات به جای ایران ذکر می کند.

به بیان دیگر وی می گوید آمریکا قصد دارد تا از حس رقابت طلبی و حسادت کهن و قدیمی ترک ها علیه ایران استفاده کند و از آنها چماقی بر سر ایران بسازد تا از قدرت ایران کاسته و بر قدرت ترکیه به صورت کنترل شده بیفزاید.

تحولات اخیر خاورمیانه به اقرار برژینسکی منجر به کاهش و افول قدرت آمریکا در این ناحیه شده است. منطقه خاورمیانه می رود تا پس از سالهای جنگ جهانی اول و دوم بار دیگر خیزشی ضد استعماری و ضد غرب را شاهد باشد که این خیزش بی شک به کوتاه شدن دست قدرت های غربی در این منطقه خواهد انجامید.

پس از حضور نظامی عربستان و برخی کشورهای حاشیه خلیج فارس و سرکوب اعتراضات صلح آمیز مردم بحرین، بالغ بر50 مسجد و اماکن عبادی و مقدس تخریب شده است.

به گزارش خبرگزاری اهل بیت(ع) – ابنا – "عبد الرؤوف الشایب"سخنگوی اتحادیه انقلابیون بحرین با اعلام این خبر، تصریح کرد: بعد از ورود نیروهای بیگانه به بحرین تخریب اماکن مقدس به شکل معناداری افزایش یافت تا جایی که بیش از 50 مورد تخریب توسط نظامیان بحرین و همکاری عربستان گزارش شده است.

وی افزود: حکومت آل خلیفه و آل سعود، بحرین را به بزرگترین جایگاه نقض حقوق بشر در جهان تبدیل کرده اند.

الشایب در ادامه با اشاره به توطئه فتنه انگیزی عربستان در بحرین، بیان داشت: سعودیهای وهابی اقدام به تخریب مساجد شیعی کرده اند و سپس مساجد اهل سنت را نیز تخریب می کنند تا فتنه مذهبی را بین مسلمانان بحرینی برانگیزند.

وی از برپایی نماز جماعت در مساجد تخریب شده بحرین خبر داد . گفت: اتحادیه انقلابیون بحرین به مدت یک هفته در مساجد تخریب شده این کشور نماز مغرب و عشاء را برپا خواهند کرد.

گفتنی است تخریب مساجد و اماکن مقدس بحرین در هفته های اخیر با انتقاد گسترده شخصیتها و علمای شیعه و سنی جهان اسلام مواجه شده است

اولین شبکه تلویزیونی فرانسه زبان که به معرفی دین مبین اسلام می پردازد از ماه مبارک رمضان به صورت رسمی آغاز به کار می کند.

به گزارش خبرگزاری اهل بیت(ع) – ابنا- "خالد إیربایان" جوان مغربی الاصل ساکن فرانسه این شبکه تلویزیونی را تاسیس کرده و در حال حاضر در سایت "Muslimedia.tv".قابل دریافت است.

این جوان ساکن فرانسه با اشاره به اهداف تاسیس این شبکه تلویزیونی، اظهار داشت: هدف از این کار خدمت رسانی به اقلیتهای اسلامی فرانسه زبان بود که عمدتا ساکن فرانسه، لوکزامبورگ، بلژیک و سوییس هستند.

وی با بیان اینکه زبان فرانسه زبانی است که اکثر مسلمانان اروپا بدان تکلم می کنند، بیان داشت: این شبکه تلویزیونی تلاش دارد نقص وجود مراجع و منابع اسلامی در اروپا را از بین ببرد و دین مبین اسلام به مسلمانان و غیرمسلمانان معرفی و تبیین گردد.

وی افزود: این شبکه تلویزیونی به صورت آزمایشی از طریق سایت مذکور قابل دسترسی است و در ماه مبارک رمضان به صورت رسمی به بهره برداری می رسد.

مفتی سعودی در خطبه های نماز جمعه شهر ریاض، ضمن حمله شدید به شیعیان، وجود امام زمان (عج) را دروغی بزرگ دانست.

به گزارش مشرق به نقل از العالم، "شیخ عبدالعزیز آل الشیخ" مفتی و رئیس کمیته علمای ارشد عربستان سعودی، در خطبه های نماز جمعه شهر ریاض، وجود امام زمان(عج) را دروغی بزرگ توصیف کرد و گفت: کسانی که اعتقاد دارند امام غایبی وجود دارد که با ظهور خود اوضاع را تصحیح و احکام شرعی جدیدی را برپا می کند دروغگو و مغالطه گر هستند، اینان باید بدانند دین ما دین کاملی است و پیامبر اکرم(ص) ، همه رسالت را به طور کامل تبیلغ کرد و اسلام دیگر نیازی به اضافه چیزی ندارد.

به نوشته پایگاه اینترنتی التوافق مفتی عربستان افزود: کسانی که ادعا می کنند دین دارای نقص است و شخصیت های خیالی غایب به تصحیح آن خواهند پرداخت دروغگو هستند و راه آنان سراسر کذب، افترا و گمراهی و به دور از صراط مستقیم است.

شیخ آل الشیخ به هجمه شدید علیه شیعیان پرداخت و تصریح کرد: همه مسلمانان، دوست دار پیامبر(ص) و خاندانش هستند و کسانی که خود را عاشق اهل بیت(ع) جلوه داده و عقایدشان را مرتبط با آنان می دانند دروغگویانی هستند که در پی باطلند و سعی می کنند تا فساد را در میان امت ترویج داده و خون مسلمانان را جاری سازند. اهل بیت(ع) هیچ رابطه ای با اینان ندارند و مسلمانان باید نسبت به این فتنه گران هوشیار باشند.

مفتی عربستان بدون ارائه هیچ شاهدی بر سخنان کذبش، مدعی شد: پیروان این مذهب گمراه، شریعت اسلامی را منحصر به گذشته می دانند و اعتقاد دارند که احکام شرعی در زمان کنونی کاربردی ندارند و امت نیازمند نظم جدیدی در شریعت است.

وی که به شدت تلاش می کرد شیعیان را معتقد به وجود نقص در دین جلوه دهد، تاکید کرد: این افراد اعتقاد دارند که آموزه های مرتبط با اسلام و عقایدی که امت اسلامی دنبال می کند از منابع تروریسم هستند، در حالی که امتی که بر پایه اخلاق و آموزه های دینی پرورش می یابد از تروریسم و فتنه کاملا به دور است، زیرا دین اسلام، مردم را بر اساس وحدت کلمه، اخلاص، صداقت و همکاری متقابل پرورش می دهد و کسی که ادعا می کند شیوه های اسلامی، منبع فساد و تروریسم است سخت در اشتباه بوده و از بصیرت به دور است.

سخنان بزرگ ترین مرجع دینی وهابی ها در حالی صادر شده است که همه مسلمانان اعم از شیعه و سنی بر وجود امام زمان(عج) اتفاق نظر دارند و تنها اختلاف آنان در این است که شیعیان معتقد به غیبت این امام هستند، ولی اهل سنت اعتقاد دارند که امام زمان هنوز به دنیا نیامده است.اظهارات مفتی عربستان نشان می دهد که وهابیت به هیچ وجه با عقاید شیعیان آشنایی ندارند و تنها هم و غم آنان، سرکوب پیروان اهل بیت(ع) است.

وهابی ها که تلاش می کنند خود را به اهل سنت نسبت دهند از زمان تاسیس تا عصر حاضر به دشمنی شدید با شیعیان پرداخته اند که می توان از کشتار شیعیان در عراق، پاکستان، هند و سایر کشورهای اسلامی، اشغال نظامی بحرین و کشتار شهروندان بی گناه این کشور، تخریب مساجد و حسینیه های شیعه به عنوان نمونه های برجسته از این کینه و نفرت در حال حاضر یاد کرد.

مشرق: در سری جدید بازی Operation Flashpoint به نام رودخانه سرخ (Red River) رویدادهای بازی در سال 2013 و در تاجیکستان روی ‌می‌دهد. تاجیکستان یک کشور 7 میلیونی مسلمانان است که اکثر جمعیت آن به زبان فارسی دری سخن می‌گویند. این کشور بین افغانستان و چین قرار دارد.


داستان بازی از این قرار است که پس شیوع جنگ داخلی در این کشور، نیروی دریایی آمریکا طبق معمول برای برقراری صلح و آرامش وارد عمل می‌شود. با آمدن نیروهای آمریکایی، ارتش آزادی‌بخش خلق چین نسبت به این امر ظنین گشته و جنگ وارد مرحله دیگری می‌شود.
در این بازی که یک بازی تیراندازی از دید سوم شخص است، شما می‌توانید در چهار رسته مختلف تفنگدار، نارنجک‌انداز، دیده‌بان، و تفنگدارِ خودکار ایفای نقش کنید و آن را به صورت فردی و یا جمعی بازی کنید.


این بازی که ساخت شرکت Codemasters است، برای کنسول‌های PlayStation 3، Xbox 360 و PC و برای سنین 18 سال به بالا در نظر گرفته شده است.
نکته قابل توجه اینجاست که شرکت‌های بازی‌ساز آمریکایی اخیرا در ساخت بازی‌های خود سعی می‌کنند تا وقایع بازی‌های خود را در کشورهای مسلمان و برای چند سال آتی در نظر بگیرند. این امر نشان می‌دهد که هدف این شرکت‌ها جهت‌دهی و آماده‌سازی اذهان عمومی و نیز نسل جوان برای پذیرش رویدادهایی است که دولتمردان آمریکایی تمایل دارند در این مناطق به وجود آورند.


برای این که دولتمردان آمریکایی بتوانند در آینده دست به چنین اقداماتی بزنند نیاز به سربازان و نیروهای نظامی‌ای دارند که به این مناطق اعزام شوند. طبیعتا، همانند عکس زیر، این سربازان کسانی جز نیروهای جوان و تازه به خدمت گرفته‌شده نیستند که یکی از بهترین سرگرمی‌های خود را انجام بازی‌های رایانه‌ای انتخاب می‌کنند. آنها مسلما با انجام دادن این بازی‌ها ذهنیت لازم برای انجام چنین کارهایی در آینده کسب را خواهند کرد.


یک واعظ مسیحی آمریکایی در اظهاراتی عجیب و جنجالی پیش بینی کرد که جهان در کمتر از یک ماه دیگر به پایان می رسد.

به گزارش مهر به نقل از روزنامه ایندیپندنت، "هارولد کمپینگ" در اظهارات عجیب خود گفت : تاریخ 21 می ( 31 اردیبهشت ) ساعت 6 عصر زمانی است که جهان به پایان می رسد .

مسیحیان معتقدند که در زمان پایان جهان حضرت عیسی مجددا ظهور می کند و کمپینگ در اظهارات خود می گوید که در تاریخ ذکر شده پیامبر مسیحیان مجددا ظهور خواهد کرد.

به گفته این واعظ آمریکایی در آن تاریخ دو درصد از مردم جهان به بهشت می روند و مابقی ساکنان زمین نیز به مکان دیگری منتقل می شوند.

به نوشته ایندیپندنت، هر چند در گذشته نیز مبلغان زیادی از نزدیک بودن پایان جهان سخن گفته اند که اصلی ترین مورد آن آغاز سال 2000 میلادی و 2012 است اما گویا مردم آمریکا این پیام کمپینگ را جدی گرفته و در بزرگراه های برخی از ایالات های آمریکا بیلبوردها و نوشته هایی از سخنان او به چشم می خورد.

"هارولد کمپینگ" واعظ آمریکایی

کمپینگ که هم اکنون 81 سال دارد و در سنین جوانی نیز به کار فنی اشتغال داشته از طریق یک شبکه رادیویی محلی پیام خود را مخابره کرده است.

این شبکه رادیویی که بیشتر تولیدات آن برنامه های مذهبی است به 48 زبان دنیا برنامه پخش می کند. همین امر موجب شده تا کمپینگ بتواند هواداران زیادی را در سراسر جهان برای خود دست و پا کند.

بیشترین هوادارن کمپینگ در کشورهای روسیه، افریقای جنوبی و ترکیه زندگی می کنند. این واعظ آمریکایی می گوید: بعد از 70 سال مطالعه انجیل روشی ابداع کرده ام که با استفاده از ریاضیات اتفاقات آینده را پیش بینی کنم.

بر همین اساس کمپینگ می گوید : تاریخ 21 ماه می را از آن رو پایان تاریخ اعلام کرده ام چون این روز 722 هزار و پانصدمین روز پس از تاریخ اول آوریل 33 سال پس از میلاد حضرت مسیح است. این تاریخ روزی است که حضرت مسیح را به صلیب کشیده اند. و عدد 722 هزار و 500 از ضرب سه عدد مقدس پنج، 10 و 17 به دست آمده است (البته این اعداد را باید دوبار در هم ضرب کنید). زمانی که من این عدد را بدست آوردم تصمیم گرفتم تا آن را به اطلاع مردم جهان برسانم.

 

پارلمان بلژیک قانونی را تصویب کرد که طبق آن زنان مسلمان نمی‌توانند با روبند و یا نقاب در مکان‌های عمومی حضور یابند.

به گزارش ایسنا، پارلمان بلژیک به عنوان دومین کشور اروپایی بعد از فرانسه، قانون مربوط به عدم استفاده‌ی زنان مسلمان از نقاب یا روبند را در مکان‌های عمومی تصویب کرد.

به گزارش خبرگزاری بلگان بلژیک، اکنون پارلمان منتظر تصویب نهایی این قانون در سنا نیز می‌باشد.

طبق این قانون، از این پس هیچ فردی اجازه ندارد که صورت خود را در مکان‌های عمومی به گونه‌ای بپوشاند که هویت وی قابل تشخیص نباشد.

طبق این قانون، کسانی که از قانون تخطی کنند بین 15 تا 25 یورو جریمه و به مدت یک هفته زندانی می‌شوند.

آندره فردریک، یک نماینده سوسیالیست پارلمان بلژیک نیز در این ارتباط گفت: روبند، نمادی مذهبی نیست بلکه نماد سرکوب زنان است.

با این که دولت بلژیک یک سال پیش قانون ممنوعیت حضور زنان با حجاب کامل را مطرح کرده بود، به دلیل بحران نداشتن دولت، این طرح نتوانست برای تصویب به سنا راه یابد.

فرانسه به عنوان کشور همسایه بلژیک نیز سال گذشته قانون ممنوعیت استفاده از روبند را تصویب کرد که این قانون از اواسط ماه آوریل اجرایی شد.

صدها نفر از مردم مصر با تظاهرات مقابل سفارت رژیم صهیونیستی در قاهره و خواستار تعطیلی کامل این سفارت و اخراج سفیر آن از قاهره شدند.

به گزارش خبرگزاری قدس (قدسنا) به نقل از پایگاه اینترنتی الرساله نت، صدها تن از مردم مصر بعد از نماز جمعه در اعتراض به اظهارات مقامات صهیونیستی در مخالفت با توافقنامه آشتی بین دو جنبش فتح و حماس در برابر سفارت این رژیم در قاهره تظاهرات کردند و خواستار قطع روابط دیپلماتیک کشورشان با اسرائیل و لغو توافقنامه های امضاء شده بین تل آویو ، اردن و مصر شدند.
معترضان مصری همچنین خواستار اخراج سفیر رژیم صهیونیستی در قاهره و بستن دائمی سفارتخانه این رژیم در مصر و همچنین بازگرداندن هیئت دیپلماتیک مصر در اسرائیل شدند.
تظاهرکنندگان بر ضرورت وحدت فلسطینیان و اتحاد گروه های فلسطینی علیه رژیم صهیونیستی و حمایت از فلسطینیان تاکید کردند و خواستار بازگشایی کامل و دائمی گذرگاه مرزی رفح برای شکست محاصره نوار غزه شدند.
تظاهرکنندگان مصری درحالیکه پرچم های مصر و فلسطین را در دست داشتند شعارهایی مانند " فتح و حماس ، دست واحدی هستند " سردادند.

به گزارش مهر، خلاء کار فرهنگی و دینی در رامشیر  باعث شده که فرقه وهابیت به شدت در این شهر گسترش یابد و اقدام به تبلیغ و ترویج افکار انحرافی خود در میان جوانان شیعی کند.

رامشیر یکی از شهرهای استان خوزستان که از شمال با اهواز و از جنوب با امیدیه مجاورت دارد. این شهر در ۳۵ کیلومتری ماهشهر است و کار بیشتر مردم آن کشاورزی به شمار می رود.

این شهر که در ابتدا نام آن به علت موسس خود یعنی سید خلف مشعشعی که یکی از دانشمندان بزرگ حکومت مشعشعیان در خوزستان به شمار می رفت "خلف آباد" نامگذاری شده است در حال حاضر نقش غیر قابل انکاری در تولید و صادرات نفت ایران ایفا می کند.

بخشی از این شهر در حوزه شرکت بهره برداری نفت و گاز آغاجاری و بخشی دیگر آن در حوزه مسئولیت شرکت بهره‌برداری نفت و گار مارون است که این دو شرکت بزرگ نفتی زیر مجموعه شرکت ملی مناطق نفتخیز جنوب به شمار می روند.

فرماندار شهرستان رامشیر در معرفی این شهر گفت: رامشیر در حال حاضر 62 هزار نفر جمعیت دارد که بیش از 70 درصد جمعیت آن را مردم عرب تشکیل می دهند.

عبدالرضا احسانی نیا در گفتگو با خبرنگار مهر در اهواز اظهار داشت: این شهر در حال حاضر 700 هزار بشکه نفت تولید می کند و سومین شهر نفتخیز ایران بعد از اهواز و امیدیه به شمار می رود.

وی افزود: رامشیر از دو بخش مرکزی و مشراگه تشکیل می شود و شغل اصلی مردم این شهر به علت وجود رودخانه پر آب جراحی کشاورزی می باشد ولی با این وجود این شهر در حال حاضر از نرخ بالای بیکاری رنج می برد.

فرماندار شهرستان رامشیر تصریح کرد: متاسفانه این شهر در نقشه زیر پونز قرار گرفته و به هیچ وجه دیده نمی شود و چندان توجهی به آن نشده به همین دلیل در بسیاری از بخشها با مشکلات فراوانی دست و پنجه نرم می کند.

احسانی نیا افزود: یکی از مهمترین مشکلات این شهرستان بخش فرهنگی است که نبود سازمان ها و ادارات فرهنگی در آن باعث ضعف شدید این شهرستان در فعالیتهای فرهنگی شده است.

وی همچنین از نبود یک حوزه علمیه در این شهرستان انتقاد کرد و گفت: شاید کسی باور نکند ولی ما در این شهرستان که 62 هزار نفر جمعیت دارد تنها یک روحانی داریم که آن هم امام جمعه این شهرستان است.

رئیس شورای اداری شهرستان رامشیر تاکید کرد: شاید اگر نماز جمعه هم در این شهر برگزار نمی شد ما از داشتن همین یک روحانی در این شهر هم محروم بودیم به همین دلیل تاسیس یک حوزه علمیه در این شهرستان حیاتی و اساسی است.

احسانی نیا در پاسخ به این سئوال که "آیا این شهرستان، امام جمعه موقت دارد یا خیر؟" نیز عنوان کرد: امام جمعه موقت این شهرستان از یک پایگاه هوایی متعلق به ارتش که تقریبا خارج از شهر است می آید.

وی اضافه کرد: متاسفانه خلا کار فرهنگی و دینی باعث شده که فرقه وهابیت به شدت در این شهر گسترش یابد و اقدام به تبلیغ و ترویج افکار انحرافی خود در میان جوانان شیعی این شهرستان کند.

احسانی نیا تاکید کرد: از مسئولین متولی بخش فرهنگ و دین در استان و کشور انتظار دارم این شهرستان را به این صورت رها نکنند و اجازه ندهند جوانان ما در یک رقابت نابرابر به دامن فرقه های ضاله بروند.

فرماندار رامشیر تاکید کرد: با وجود نبود روحانی و کار فرهنگی در شهر ما دانش آموزان فعالی در بخشهای مختلف فرهنگی و قرآنی داریم به گونه ای که چندی پیش آنها در مسابقات استانی قرآن موفق به کسب رتبه های بالایی شدند و این نشان می دهد که بستر مناسبی برای کار فرهنگی و قرآنی در این شهرستان وجود دارد.

احسانی نیا همچنین به مشکلات بخش بهداشت در این شهرستان اشاره کرد و گفت: متاسفانه در این بخش نیز با مشکلات فراوانی مواجه هستم که برای نمونه یک بیمارستان 32 تختخوابی در این شهر وجود دارد ولی از داشتن پزشک متخصص و کادر مناسب محروم است و اکثر مردم برای بیماریهای خود به شهرهای همجوار می روند.

وی ادامه داد: انتظار داریم مسئولین وزارت بهداشت و شرکت نفت شرایطی را فراهم کنند که برخی پزشکان متخصص در این شهر مستقر شوند تا مردم این شهر مجبور نشوند برای کوچکترین معالجه ای به شهرهای همچوار و مرکز استان بروند.

هم‌اکنون دیدگاه‌ها در اسرائیل در برابر ناآرامی‌های سوریه به دو بخش تقسیم شده است، در حالی که گروهی بقای اسد را در مجموع، به نفع اسرائیل می‌بینند گروهی دیگر خواستار سرنگونی او هستند.

به گزارش مشرق،‌ گزارشگر امور نظامی رادیو رژیم صهیونیستی اذعان کرد که اسرائیل با دقت بسیار روند ناآرامی‌های جاری در سوریه را زیر نظر دارد و سؤالی که هم اکنون ذهن همه را در اسرائیل به خود مشغول داشته این است که سرانجام چه خواهد شد.
آیال علیمه در ادامه می‌افزاید: دوایر امنیتی و نظامی به ناآرامی‌های سوریه از بُعد اسرائیلی آن نگاه می‌کنند و بخوبی می‌دانند، هر سناریویی که در این کشور به اجرا گذاشته شود، تبعات خاص خود را بر اسرائیل خواهد داشت.
گزارشگر رادیو رژیم صهیونیستی می‌گوید: دیدگاه‌ها در اسرائیل در برابر سوریه به دو دسته تقسیم شده‌اند؛ برخی از سناریوی پیروزی و موفقیت اسد در سرکوب معارضان سخن می‌گویند که این به معنای ادامه روند سابق میان دمشق – تل‌آویو است اما سناریوی دیگر عنوان می‌کند، سرکوب معارضان توسط اسد تشدید ناآرامی‌ها در این کشور را درپی خواهد داشت و به اعتقاد کارشناسان امنیتی ممکن است، اسد برای توجیه سرکوب معارضان و خروج از بحران روی به مرزهای شمالی بیاورد و از طریق لبنان مرزهای شمالی اسرائیل را نا امن کند. این سناریو اگرچه طرفداران اندکی به خود جلب کرده با این حال تأکید می کند، اجرای آن توسط بشار اسد را نباید از نظر دور داشت.
گزارشگر رادیو رژیم صهیونیستی در ادامه می‌افزاید: مسئله بقا یا سقوط سوریه این روزها موضوعی است که بشدت محافل سیاسی و امنیتی صهیونیستی را به خود مشغول داشته است؛ درحالی که گروهی سرنگونی رژیم اسد را دارای خطرات بی‌شمار برای اسرائیل می‌دانند، گروهی دیگر امید بسیاری دارند، فروپاشی رژیم اسد موجب تضعیف محور حزب الله ـ سوریه ـ ایران شود و در این باره به حدود 60 هزار موشکی اشاره می‌کنند که در خاک لبنان و مشابه آن در سوریه به سوی اسرائیل نشانه رفته‌اند.
آیال علیمه در پایان تأکید می‌کند: چه طرفدار سرنگونی رژیم اسد باشیم، چه حامی اسد در حال حاضر کاری از دست اسرائیل برنمی‌آید، جز این که در انتظار حوادث بنشینند و ببینند در آینده چه روی خواهد داد.

کودک 6 ساله بحرینی که روز گذشته (جمعه) بر اثر استنشاق گاز اشک آور راهی بیمارستان شده بود، صبح امروز به شهادت رسید.

به گزارش  فارس، «محمد عبدالحسین فرحان» کودک 6 ساله بحرینی که روز گذشته (جمعه) بر اثر استنشاق گاز اشک آور راهی بیمارستان شده بود، صبح امروز به شهادت رسید.

مأموران امنیتی بحرین برای مقابله با تظاهر کنندگان علاوه بر استفاده از سلاح‌های گرم، از گازهای اشک آور شیمیایی نیز بهره می‌برند که باعث خفگی و حتی کشته شدن افراد می‌شود.

تنفس این گازها عوارضی همانند عوارض استنشاق گازهای شیمیایی دارد.

در یکی از مدارس جمهوری آذربایجان یک معلم به علت حجابش از مدرسه اخراج شد.

به گزارش فارس، «آیگون سلیمان اوا» معلم مدرسه شماره 196روستای «هوسان» به دلیل رعایت حجاب اسلامی از سوی مدیر این مدرسه اخراج شد.

بر اساس این گزارش مدیر این مدرسه با اخراج این معلم محجبه به وی گفته است: اگر مایل به ادامه تدریس در مدرسه هستید از حجاب خود صرف نظر کنید.

این معلم محجبه چندین بار از سوی مدیر مدرسه مورد تذکر واقع شده بود و به دلیل رعایت حجاب اسلامی از مدرسه اخراج شد.

آیگون سلیمان اوا در این باره به «بنیاد حیدر علی اف» که ریاستش بر عهده «مهربان علی اوا» می‌باشد و همچنین به وزارت تحصیل نیز مراجعه کرده اما هیچ جوابی دریافت نکرده است.

ممنوعیت حجاب برای دانش آموزان، اخراج معلمان محجبه، منع برگزاری مناسک مذهبی از جمله در ماه‌های رمضان و محرم، مخالفت با اقامه نماز در پادگان‌ها و … تلاش‌هایی سازمان یافته از سوی مقامات جمهوری آذربایجان برای مقابله با اسلام به شمار می‌آید.

در همین حال، نمی‌توان حمایت‌های کشورهای غربی و رژیم صهیونیستی در مبارزه با اسلام در جمهوری آذربایجان را نادیده گرفت و می‌توان آن‌ها را عاملان اصلی اسلام ستیزی نوین در این کشور دانست.

 

پس از انتشار بنری توسط «کمپین آگاهی‌بخش خاورمیانه سیاتل» در حمایت از مردم فلسطین، مقامات این شهر در راستای حمایت از رژیم صهیونیستی ضمن حذف این بنر دست به انتشار بنرهای ضد اسلامی در سطح شهر زدند.

به گزارش مشرق، مقامات شهر سیاتل آمریکا در اقدام اخیر خود دست به انتشار بنرهای ضد اسلامی در سطح این شهر زدند. چنانچه در تصاویر زیر مشخص است، در این بنرها از مردم خواسته شده است تا دست از حمایت مالی گروه اسلامی ضد یهودی برداشته و برای شکست دادن جهاد از رژیم صهیونیستی حمایت کنند.
در این بنرها عکس هیتلر در کنار یک فلسطینی آورده شده تا این موضوع را به بیننده القا کند که فلسطینیان نیز همانند هیتلر اشخاصی جانی و قدرت‌طلب هستند. هرچند مقامات رژیم صهیونیستی هیچ‌گاه نتوانستند اسناد قابل قبولی دال بر وقوع حادثه‌ای به نام هولوکاست و نسل‌کشی یهودیان توسط هیتلر ارائه دهند، اما به هر حال این بنر بر آن است تا نشان دهد که فلسطینان و مسلمانان نیز همانند هیتلر به دنبال نسل‌کشی هستند.
جملاتی که در این بنرها به چشم می‌خورند عبارتند از: «در جنگ بین انسان متمدن و وحشی، از انسان متمدن حمایت کنید»، «از اسرائیل دفاع کنید»، و «جهاد اسلامی را شکست دهید».


در این بنرها، رژیم صهیونیستی نماد «انسان متمدن»‌ و مردم فلسطین نماد «انسان وحشی»‌ گرفته شده‌اند. حال آنکه آنچه مبرهن است این اس

ت که رژیم صهیونیستی با قتل و کشتار مردم بی‌دفاع فلسطین نماد واقعی انسان وحشی می‌باشد. البته اگر که از نشانه‌های «انسان متمدن» قتل و کشتار و تجاوز و یورش به کشورهای دیگر و استعمار و استثمار آنها باشد، مسلماً این عنوان لایق رژیم صهیونیستی و هم‌پیمانان اصلی آن یعنی انگلیس و آمریکا می‌باشد.
حتی در یکی از عکس‌های طراحی‌شده در این بنرها، تصویر دو زن آورده شده که پارچه‌نوشته‌ای را حمل می‌کنند و بر روی آن نوشته شده است: «خداوند هیتلر را بیامرزد»‌. طراحان این عکس با این کار خواسته‌اند تا بدین شکل حمایت مسلمانان از اقدامات هیتلر را نشان دهند.


لازم به ذکر است که چند هفته قبل «کمپین آگاهی‌بخش خاورمیانه سیاتل» با زدن بنری خواستار ایجاد حقوق برابر برای فلسطینیان و عدم حمایت مالی مردم شهر سیاتل از ارتش رژیم صهیونیستی شده بود.

پرفسور محمد لگنهاوزن پس از این که به تشیع گروید به ایران آمد و پس از مراحل تحصیل در مراکز حوزوی و علمی در قم، هم‌اکنون در مجامع علمی ایران به تدریس اشتغال دارد و سال گذشته نیز در هشتمین همایش چهره ماندگار ایران اسلامی به عنوان چهره ماندگار شناخته شد.

سرویس علمی- فرهنگی مرکز خبر حوزه، گفتگویی صمیمانه با این استاد حوزه و دانشگاه انجام داده است که تقدیم خوانندگان ارجمند می‌شود.

*لطفا در اول بحث کمی در خصوص زادگاه خود و محیط رشد و منطقه زندگیتان صحبت کنید.

بنده در سال 1953 میلادی مصادف با 1332 شمسی در خانواده‌ای مسیحی کاتولیک در آمریکا به دنیا آمدم، تحصیلاتم را از مدرسه کاتولیک‌ها شروع کردم، ولی همیشه سئولات و شبهاتی درباره مسیحیت داشتم، یادم هست در دوره دبیرستان به این نتیجه رسیدم که حضرت مسیح خدا نیست و همچنین تثلیث را نمی‌توانستم آن‌طور که تعلیم می‌دادند قبول کنم، ولی هنوز خودم را مسیحی می‌دانستم تا اینکه در دانشگاه ایالت نیویورک در آوبنه (مرکز اداری و دانشگاهی ایالت نیویورک) مشغول تحصیل شدم و در آنجا علاقه خود را نسبت به آیین مسیحیت از دست دادم و بی دین شدم.

در این شرایط بودم تا اینکه برای فوق لیسانس از دانشگاه لاس در تگزاس پذیرفته شدم، بعد از فارغ‌التحصیلی در دانشگاه تگزاس جنوبی تدریس را شروع کردم و در آنجا با تعدادی از دانشجویان مسلمان آشنا شدم در میان آنها دانشجویانی از کشورهای مختلف اسلامی از جمله ایران، لبنان، پاکستان، فلسطین، عربستان، اردن و نیجریه بودند. دیدگاهی که آنها در مورد مسائل مختلف داشتند برایم جالب بود. فکر می‌کردم آنها جور دیگری به دین نگاه می‌کنند که من اصلا آن را تجربه نکرده بودم این مسئله باعث شد بیشتر تحقیق کنم، مسئولین دانشگاه به من این اختیار را داده بودند که درسی را که می‌خواهم تدریس کنم خودم انتخاب کنم و من فلسفه دین را انتخاب کردم و دو ترم آن را تدریس کردم و همزمان با آن ادیان بزرگ را با دانشجویان مرور کردم و سر این کلاس‌ها به تدریج، به اسلام نزدیک‌تر می‌شدم، تا اینکه اسلام را پذیرفتم.

*لطفا در مورد نحوه مسلمان شدنتان بیشتر توضیح دهید از جمله اینکه چطور شد دین اسلام را پذیرفتید و در آن هنگام در چه شرایطی روحی و روانی به سر می‌برید؟

مسلمان شدن بنده برای کسانی که تبلیغ دینی انجام می‌دهند، داستان پیچیده‌ای است، زیرا مسائل علمی، عاطفی و مسائل مختلف دیگر در آن دخیل بود. من در دوران تدریس در دانشگاه تگزاس جنوبی با یک دانشجویی ایرانی به نام اکبر نوجه دهی آشنا شدم. او درس «مقدمه‌ای به فلسفه» را با من می‌خواند. اکبر دو هفته‌ای به کلاس من نیامد تا اینکه ایشان را در دفتر دانشگاه دیدم پرسیدم چرا به کلاس نمی‌آیید، گفت: مردم ما در ایران انقلاب کردند و من فکر می‌کنم خیلی مهم است که دانشجویان اینجا اطلاعات درستی در مورد آن داشته باشند، بنابراین لازم دانستم برای معرفی این انقلاب به دانشجویان تلاش کنم به خاطر این نمی‌توانم سر کلاس حاضر شوم. من حرف او را تایید کردم و گفتم خوب این درست است و لی شما تکلیف دارید درس هم بخوانید، بعد من با ایشان قرار گذاشتم که من، تبلیغات و اطلاع‌رسانی انقلاب ایران را در جمع دانشجویان بر عهده بگیرم ایشان هم قبول کردند درسشان را بخوانند و بعد از این جریان با همدیگر دوست شدیم و کارهای مختلفی با هم انجام می‌دادیم، تا اینکه ایشان لیسانس گرفتند و به ایران برگشتند، بعد شنیدم به جبهه رفته و در آنجا به فیض شهادت نایل شدند.

با اکبر درباره اعتقاداتش بحث می‌کردیم، دانشجوی خوبی بود و خیلی صادقانه حرف می‌زد و اعتقادات جدی داشت و هیچ شکی درباره اعتقاداتش نداشت. از زمان آشنا شدن با اکبر تقریبا سه سال طول کشید تا مسلمان شدم، البته در آن زمان به مساجد می‌رفتم و با مسلمانان صحبت می‌کردم و به تدریج جذابیت‌های اسلام را بیشتر درک می‌کردم هدف من فقط کار علمی درباره اسلام بود و کنجکاو بودم که مسلمانان چطور فکر می‌کنند، ولی به طور ناخواسته هر چه بیشتر تحقیق می‌کردم بیشتر به اسلام علاقه‌مند می‌شدم، نماز خواندن را یاد گرفته بودم و بعضی وقت‌ها نماز می‌خواندم مخصوصا نماز جماعت را زیاد دوست داشتم، ولی هنوز شهادتین را نگفته بودم تا یک روزی بعد از نماز جمعه در پارکینگ مسجد چند تا مسلمانان سیاهپوست آمریکایی پیش من آمدند و گفتند؛ می‌خواهند با من آشنا شوند و از نحوه آشنایی من با اسلام پرسیدند و... من پیش آنها شهادتین گفتم و به‌طور رسمی مسلمان شدم و گریه کردم. آنها خیلی خوشحال شدند و همان روز اول به من پیشنهاد دادند که پیش‌نماز آنها شوم و قرار شد با همدیگر بیشتر همکاری داشته باشیم، بعد از آن با همکاری آنها انجمن مسلمانان در دانشگاه تگزاس جنوبی تأسیس کردیم. البته گروهی که در آنجا داشتیم اکثرا سنی بودند، ولی من از اول هیچ شکی نداشتم که شیعه شوم تا سنی؟ چرا که نهج‌البلاغه را خوانده بودم و می‌خواستم یا اسلام تشییع را قبول کنم یا بی دین بمانم.

*چطور شد که همانجا پس از ملاقات با مسلمانان سیاهپوست آمریکایی شهادتین را گفتید و رسما مسلمان شدید؟ آیا آنجا اتفاق خاصی برایتان پیش آمد؟

نه، این کار یک باره اتفاق نیفتاد و قبل از آن خیلی درباره اسلام فکر کرده بودم، ولی ملاقات با این مسلمانان آمریکایی، موجب تحریک من برای پذیرش اسلام شد، یعنی من قبل از دیدن آنها در مرز مسلمانی بودم و به دین اسلام خیلی نزدیک شده بودم، ولی ملاقات با آنها برایم جالب بود و اخلاص آنها برایم خوشایند بود و مرا به پذیرفتن اسلام تشویق می‌کرد و مرا به طرف اسلام کشاند.

*بعد از اینکه رسما اسلام را پذیرفتید؛ چه تغییراتی در کارهای روزمره‌تان صورت گرفت؟ و چطور شد تصمیم گرفتید به ایران بیایید؟

دانشجویان مسلمان بیشتر شده بودند و به خاطر این، اختلافاتی با مسئولین دانشگاه داشتم آنها می‌خواستند من در مدیریت دانشگاه کار کنم و مرا مشغول کاغذ بازی کنند، ولی من فقط می‌خواستم تدریس کنم لذا تصمیم گرفتم که به ایران بیایم.

یکی از دانشجویان ایرانی مرا به دکتر خرازی که آن زمان سفیر ایران در سازمان ملل بودند معرفی کرد و من پس از آن از دانشگاه استعفا دادم و به صورت جدی تصمیم گرفتم به ایران بیایم و هدفم این بود که دو سال در ایران باشم و چیزی درباره فلسفه اسلامی یاد بگیرم و چیزهای زیادی از اسلام بدانم و بعد از آن دوباره به آمریکا برگردم.

با کمک دکتر خرازی دعوت‌نامه‌ای از انجمن حکمت و فلسفه تهران فراهم شد و قرار شد به ایران بیایم. در دفتر دکتر خرازی به طور اتفاقی آیت‌الله مصباح را دیدم. ایشان آن زمان سفری به آمریکا داشتند و من در آنجا با ایشان آشنا شدم و دکتر خرازی هم مرا به ایشان معرفی کرد و با هم گفتگو کردیم و در پایان آیت‌الله مصباح از من خواست به قم بیایم و در مؤسسه امام خمینی (ره) که آن موقع با نام بنیاد باقرالعلوم (ع) فعالیت می کرد مشغول شوم.

من به ایشان گفتم، اگر دعوت ‌نامه رسمی بفرستند می توانم بیایم. ولی من نتوانستم منتظر دعوت‌نامه ایشان باشم و به انجمن حکمت و فلسفه در تهران رفتم و با دکتر اعوانی،‌ تحصیل فلسفه اسلامی را شروع کردم و ایشان در این مورد خیلی زحمت کشیدند.

من قبل از آمدن به ایران، مقداری ادبیات فارسی خوانده بودم، ولی وقتی کسی با من احوال‌پرسی می کرد نمی‌توانستم جواب دهم و فارسی صحبت کردن برایم سخت بود. دکتر اعوانی پیشنهاد دادند برای این که زبان فارسی‌ام تقویت شود، فلسفه اسلامی را از کتب فارسی شروع کنیمع بنابراین آموزش فلسفه اسلامی را با رساله‌های فلسفی سهروردی استفاده می کردم تا جایی که موجب خنده دوستان می شد.

بعد از مدتی دکتر اعوانی گفتند،اگر میخواهی فلسفه را خوب یاد بگیری، باید همان رساله های سهرودی را به زبان عربی هم بخوانیم. بنابراین دوباره همان سه رساله فلسفی سهرودی را که می گویند خودشان به دو زبان عربی و فارسی نگاشته اند خواندیم که خیلی عالی بود.

همکاری شما با مصباح و فعالیتتان در مؤسسه امام خمینی (ره) چگونه شروع شد؟

فعالیت بنده در مؤسسه امام خمینی (ره) اتفاقی بود، دوستی داشتم اهل تگزاس بود اصالتاً عراقی بود، ولی در آمریکا بزرگ شده بود، یک روز خبر داد می خواهد به قم بیاید و از یک دختر عراقی مقیم ایران خواستگاری کند و از من خواست من هم همراهش بروم. در قم به صورت اتفاقی یکی از معاونین آیت‌الله مصباح که از قبل مرا می شناخت در خیابان دیدم.

ایشان از من خواست پیش آیت‌الله مصباح برویم. خدمت آیت‌الله مصباح رسیدیم، ایشان از حضور من در ایران ابراز خوشی می کردند و پرسیدند چرا به قم نیامدم من هم به ایشان گفتم؛ منتظر دعوت‌نامه رسمی بودم و ایشان بلافاصله گفتند: خوب من الان به شما دعوت‌نامه رسمی می دهم. این دیدار باعث شد هر هفته یک روز از تهران به قم بیایم و در بنیاد باقرالعلوم که امروز مؤسسه امام خمینی نام گرفته تدریس کنم و سال بعد، به دو روز در هفته افزایش یافت. چون می خواستم زبان فارسی را بیشتر یاد بگیرم، تصمیم گرفتم یک سال دیگر هم در ایران بمانم وآمدم درقم ساکن شدم و سال بعد از آن هم همین طور پیش رفت، در آن سال یکی از دانشجویانم کسی را برای ازدواج به من معرفی کرد.

ازدواج ما هم خیلی عجیب بود. چند جلسه بیشتر نبود که تصمیم گرفتم ازدواج کنم. آشنایی چندانی با دختر و خانواده‌شان نداشتم و فقط با اعتمادی که به آن دانشجو داشتم پذیرفتم با آن خانم ازدواج کنم. قبل از مراسم پیش حضرت معصومه (س) رفتم و خیلی دعا کردم که ازدواج موفقی داشته باشم و درست تصمیم بگیرم.

بعد از ازدواج، تمام وقت در بنیاد باقرالعلوم مشغول شدم، بعد هدفم کلاً عوض شد و فکرکردم که اگر اینجا بمانم و برای طلبه ‌ها تدریس کنم، بیشتر می توانم خدمت کنم.

*از اینکه به عنوان یک آمریکایی در کشوری مثل ایران به عنوان چهره ماندگار انتخاب شدید چه احساسی دارید؟

این برای من افتخار بزرگی است، احساس سپاسگزاری می‌کنم، اول خدا را سپاسگزارم که توانستم در این کشور خدمتی انجام دهم و از اینکه مسئولین در ایران از من قدردانی کردند تشکر می‌کنم، مردم ایران نسبت به بنده دیدگاه خوبی دارند به خاطر همین احساس وظیفه بیشتری می‌کنم و امیدوارم بیشتر خدمت بکنم.

*مهمترین عامل موفقیت خود را در چه چیزی می‌دانید؟

لطف خدا (مدتی مکث می‌کند) آنچه که من از گذشته زندگی خودم می‌بینم اعمال نادرست و خرابکاری است، ولی لطف خداست که راه‌ را برای بنده باز کرد.

حدود 12 سال پیش وقتی که در سفر حج بودم، همه کارهایم به هم ریخت، گذرنامه‌ام گم شد، بعد کاروان من را در شهر جده جا گذاشتند و از کاروان دور افتادم و.... هر قدمی که برمی‌داشتم مصیبت دیگری برایم پیش می‌آمد، ولی همه‌اش حل می‌شد و یک جوری حل می‌شد که احساس می‌کردم همانطور که دریا برای حضرت موسی‌(ع) شکافته شد، مشکلات هم از مقابل من برداشته می‌شد، من خود نمی‌توانستم مقابل آن مشکلات بایستم و قادر به حل آنها نبودم، ولی آنها حل می‌شدند این جریان را به این دلیل گفتم که بدانید موفقیت بنده از لطف خداست و کار من نیست، همیشه دیدم که نمی‌توانم خودم جلو بروم، ولی خدا راه را برای بنده بازکرده است در همان سفر حجت‌الاسلام‌والمسلمین وقتی از مکه می‌خواستم برگردم ایران، بلیط من در جیب رییس کاروان که زوتر از ما به ایران برگشته بود، مانده بود.

وقتی به مسئولین فرودگاه گفتم بلیط ندارم، گفتند که پس چطوری می‌خواهی سوار هواپیما شوی؟! وقتی اسم رییس کاروان را گفتم با اشتیاق گفت؛ او دوست من است و فورا به او زنگ زد وقتی مطمئن شد بلیط من پیش اوست گفت؛ اشکال ندارد و من بدون بلیط سوار هواپیما شدم و این خیلی چیز عجیبی است. حج من از اول تا آخر این طوری بود و من فکر می‌کنم، همه زندگی من همین‌طوری است و این حج نشانه‌ای از طرف خدا برای من بود؛ خدا نشان داد که شما هیچ توانی ندارید و نمی‌توانید کاری بکنید و همه کارها دست خداست.

*اگر مسلمان نبودید فکر می‌کنید الان کجا بودید و به چه کاری مشغول بودید؟

خدا می‌داند، نمی‌توانم تصور بکنم که چه اتفاقی می‌افتاد، گاهی اوقات درباره این مساله با پسرم بحث می‌کنم پسرم همیشه می‌گوید: بابا اگر شما مسلمان نمی‌شدید من اصلا به وجود نمی‌آمدم!

*اگر امکان این وجود داشت که به گذشته برگردید و زندگی را دوباره تجربه کنید، سعی می‌کردید چه تغییراتی در زندگی‌تان به وجود بیاورید؟

اگر می‌توانستیم از اشتباهات، گناهان و... را که در گذشته کردیم پرهیز کنیم خیلی خوب می‌شد، این هم از بحث‌هایی است که با پسرم دارم، وقتی به پسرم می‌گویم ای کاش می‌توانستیم به گذشته برگردیم و این اشتباهات را مرتکب نمی‌شدیم، پسرم می‌گوید اگر شما آن اشتباهات را انجام نمی‌دادید احتمالا اشتباهات دیگری را مرتکب می‌شدید.

*از زندگی‌تان به چه چیزهایی تعلق خاطر دارید و بیشتر به آنها اهمیت می‌دهید؟

یکی از چیزهایی که از بچگی دنبال آن بودم کشف حقیقت است، پدرم همیشه اصرار می‌کرد باید خودمان فکر کنیم و خودمان حقیقت را پیدا کنیم، وقتی هم به ایران آمدم و خدمت آیت الله مصباح‌یزدی رسیدم، ایشان چندین بار به من گفتند؛ شما باید حقیقت‌جو باشید، این مساله برایم خیلی مهم است که تلاش کرده و حقیقت را کشف بکنیم و این مهمترین مساله زندگی من است و همیشه به آن فکر می‌کنم.

*بعد از اینکه مسلمان شدید از نزدیکان یا دوستان شما کسانی بودند که به واسطه شما، مسلمان شده باشند؟

خیلی از دوستانی که داشتم بعد از مسلمان شدنم با من قطع رابطه کردند و چون اغلب در ایران هستم ارتباط زیادی با نزدیکان گذشته ندارم؛ البته چند نفر هستند مسلمان شدند، ولی از نزدیکان یا دوستان بنده نبودند.

البته افراد زیادی هستند که گفتند با خواندن آثار بنده به دین اسلام علاقه پیدا کرده‌اند و خواسته‌اند بیشتر درباره آن تحقیق بکنند و...

*نظرتان در مورد مردم ایران چگونه است و ارتباط شما با آنها چطور است؟

من ارتباط زیادی با اقشار مختلف مردم ندارم و بیشتر با طلاب، دانشجویان و اساتید، ارتباط علمی دارم، ولی ایرانی‌ها را خیلی دوست دارم و زندگی در ایران را ترجیح می‌دهم.

بنده خیلی خوشبخت بودم طلاب و اساتیدی پیدا کردم که در هنگام بحث اصلا تنگ نظر نیستند و در مورد مسایل مختلف از جمله تفکرات غربی بحث می‌کنیم و واقعا افراد علاقمندی هستند. به آینده طلابی که در اینجا با آنها آشنا شدم خوشبین هستم و انشالله در آینده نقش برجسته‌ای در رشد دینداری مردم دارند.

*آرزویی در زندگی‌تان بوده که خیلی دوست داشتید به آن برسید و تا حال به آن نرسیده‌اید؟

آروزها و خواسته‌های من بیشتر در مورد مسایل علمی است، الان یک چیزهایی نوشتم و آرزو دارم با تکمیل و انتشار آنها به مکتب شیعه خدمت کنم، مثلا مقاله‌هایی در موضوعات مختلف دارم از جمله درباره پیغمبر‌(ص) و «مفهوم خدا در مکتب شیعه» که جنبه‌های مختلف تفکر شیعی را معرفی می‌کند، اگر خدا توفیق دهد می‌خواستم یک کتابی بنویسم و تشیع را به مردم دنیا معرفی کنم و مقالاتی هم درباره ابن سینا نوشتم و امیدوارم اینها را جمع کرده و به صورت کتاب منتشر کنم.

*شما بیشتر اوقات به کارهای علمی و پژوهشی و تدریس مشغول هستید، برای تفریح چه کار می‌کنید؟

تفریح خاصی ندارم و معمولا تفریح و گردش ما به تابستان‌ها خلاصه می‌شود آن‌هم پیش مادرم در نیویورک می‌روم و در آنجا با خانواده با پارک یا جاهای تفریحی می‌رویم.

*در پایان اگر مطلب خاصی دارید که لازم می‌دانید مطرح شود، بفرمایید.

از شما خیلی سپاسگزارم و خیلی خوشحالم که توانستم اینجا یک خدمتی بکنم و امیدوارم خدا به ما توفیق دهد بیشتر خدمت بکنیم.

مسئولان آمریکایی اعلام کرده بودند که رژیم قذافی به نیروهای خود دستور تجاوز به زنان مخالف را داده است.

به گزارش برنا به نقل از روزنامه الجزیره چاپ عربستان، آمریکا اعلام کرد که معمر قذافی دیکتاتور لیبی به سربازان خود دستور داد که به زنان مخالف تجاوز کنند.

"سوزان رایس" سفیر آمریکا در سازمان ملل در نشست شورای امنیت گفت: رژیم قذافی برای تجاوز به زنان اقدام به توزیع قرصهای تحریک آمیز جنسی در میان نیروهای ارتش لیبی کرده است.

یکی از مسئولانی که در این نشست شرکت کرده بود، گفت: کشورهای روسیه و چین به شدت از عملکرد نظامی آمریکا ، فرانسه و انگلیس در لیبی انتقاد کردند و حمله زمینی ناتو به این کشور را مغایر با قطعنامه شورای امنیت است که اجازه حمله به لیبی برای حمایت از غیر نظامیان را صادر کرد.

کشورهای مخالف با حمله نظامی نیروهای غربی به لیبی همچنین اعلام کردند که این حملات هوایی و زمینی منجر به کشته شدن تعداد بیشتر قربانیان می شود.

دولت مصر اعلام کرد: بزودی گذرگاه رفخ را باز خواهد کرد .

به گزارش واحد مرکزی خبر به نقل از خبرگزاری فرانسه از دبی، نبیل العربی، وزیر امور خارجه مصر، روز جمعه اعلام کرد ، مصر به منظور برطرف کردن محاصره تحمیلی رژیم صهیونیستی به نوار غزه، به زودی بار دیگر گذرگاه رفح را باز خواهد کرد.

منابع آگاه از اعلام نام رئیس سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا(سیا) به عنوان وزیر دفاع جدید توسط اوباما خبر می دهند.

به گزارش مهر، رسانه های آمریکایی اعلام کردند "لئون پانتا" رئیس فعلی سازمان اطلاعات و امنیت مرکزی آمریکا (سیا) به زودی از سوی "باراک اوباما" برای جانشینی "رابرت گیتس" معرفی می شود.
در همین حال ژنرال "دیوید پتریوس" فرمانده نظامیان آمریکایی در افغانستان نیز جانشین پانتا در سیا خواهد شد. به اعتقاد کارشناسان این بزرگترین تغییر در تیم امنیت ملی دولت اوباما از زمان روی کار آمدن وی است.
گزازشها همچنین از معرفی سفیر جدید آمریکا در افغانستان حکایت دارد که بر اساس آن "رایان کراکر" جانشین "کری آیکنبری" در کابل می شود.
برخی رسانه های آمریکایی از جمله CNN و ABC اعلام کرده اند معرفی روسای جدید سیا و وزارت دفاع امروز پنج شنبه صورت می گیرد.

سخنگوی کاخ سفید در موضعی که نشان از غافلگیری واشنگتن داشت، در واکنش به توافق آشتی ملی فلسطین، حماس را سازمانی تروریستی خواند و از آن خواست تا موجودیت رژیم صهیونیستی را به رسمیت‌ بشناسد.
به گزارش فارس،‌ «تامی ویتور» سخنگوی کاخ سفید در واکنش به امضای توافقنامه اولیه آشتی ملی فلسطین (حماس و فتح) از آن استقبالی بسیار سرد به عمل آورد.

خبرگزاری رویترز این استقبال را همراه با بهت و تعجب دانست و نوشت: آمریکا از آشتی ملی جنبش‌های فتح و حماس با تعجب و خشم استقبال کرد و حماس را سازمانی تروریستی دانست.

سرانجام پس از ماه‌ها کش‌وقوس و سنگ‌اندازی رژیم صهیونیستی و آمریکا، جنبش فتح و حماس دیروز چهارشنبه (۲۸ آوریل) توافقنامه اولیه آشتی ملی را که با حمایت مصر از مذاکرات آن، تهیه شده بود، در قاهره امضا کردند.

سخنگوی کاخ سفید برای تخریب آشتی ملی فلسطینی‌ها ادعا کرد: آمریکا، آشتی ملی فلسطین را بر این اساس که صلح را تقویت کند تایید می‌کند ولی حماس سازمانی تروریستی است.

وی در ادامه ادعای خود افزود: برای اینکه دولت آتی فلسطین نقشی سازنده در تحقق صلح داشته باشد باید اصول کمیته چهارجانبه صلح خاورمیانه را بپذیرد و به توافقنامه‌های پیشین احترام بگذارد و اسرائیل را به رسمیت بشناسد.

این در حالی است که سخنگویان مختلف کاخ سفید تصریح کرده‌اند آمریکا چیزی از جزئیات این توافقنامه نمی‌داند و برای ارزیابی آن باید از جزئیات آن آگاه شود.

رژیم صهیونیستی در صدد است در سایه بی‌توجهی جهان اسلام و در ادامه یهودی‌سازی شهر قدس، پخش اذان از مسجدالاقصی را به بهانه اذیت شدن یهودیان ممنوع کند.

به گزارش فارس، تشدید اقدامات یهودی‌سازی در قدس همچنان در سایه غفلت مسلمانان ادامه دارد و این بار نوبت به ممنوعیت پخش اذان در مسجدالاقصی رسید.

کنست رژیم صهیونیستی در صدد است برای محو کردن هرگونه نشانه اسلامی از شهر قدس و یهودی کردن کامل آن، مانع پخش اذان در مسجد الاقصی شود.

شبکه خبری العربیه اعلام کرد که کنست رژیم صهیونیستی ادعا کرده است که پخش صدای اذان موجب آزار و اذیت ساکنان یهودی شده است.

این در حالی است که شهرداری قدس پیشنهاد کرده بود که سیستم صوتی و بلندگوهای مسجد در اختیار مقامات صهیونیست باشد تا میزان صدای آن را در کنترل خود داشته باشند ولی در هر صورت فلسطینی‌ها همه این مطالب را رد و تاکید کردند که این اقدامات برای از بین بردن آثار اسلامی از شهر قدس است.

شیخ عکرمه صبری مفتی قدس در این خصوص اعلام کرد که این تلاش‌ها، همه برای خاموش کردن صدای اذانی است از حدود 15 قرن پیش آغاز شده است.

این در حالی است که اینگونه اقدامات رژیم صهیونیستی نوعی حالت خشم و عصبانیت شدید از دولت عبری در قدس ایجاد کرده است تا حدی که یکی از ساکنان قدس اعلام کرد که اگر اسرائیل بخواهد صدای اذان را خاموش کند، ما هم صدای اسرائیل را خاموش خواهیم کرد.

به گزارش مشرق، «جنگ جهانی 3: طلای سیاه»‌ یک بازی راهبردی است که در آن شما می‌توانید رهبری ارتش و نیروهای یکی از سه کشور آمریکا، روسیه و عراق را در دست گرفته و با نیروهای دو کشور دیگر وارد جنگ شوید.
ماجرای این بازی بدین صورت است که در سال 2001 با اتمام ذخایر نفتی جهان، مجمع عمومی سازمان ملل بیانیه‌ای صادر می‌کند مبنی بر این که کنترل کلیه ذخایر نفتی جهان باید صرفاً در اختیار سازمان ملل قرار گیرد تا این سازمان بتواند این ذخایر را در جهت منافع بشر به کار برد. با این حال، کشورهای عضو اوپک با این بیانیه مخالفت کرده و اعلام «جهاد» می‌کنند. در همین راستا، طی یک حمله تروریستی به آمریکا،‌ یک نزاع و جنگ جهانی عظیم روی می‌دهد.


این بازی حول محور مالکیت منابع نفتی جهان می‌چرخد. در واقع، در این بازی میزان نفت استخراجی در قلمروی بازی‌بازها وضعیت مالی نیروهای نظامی، هزینه واحدها و مهمات آنان را تعیین می‌کند. هر یک از طرف‌های درگیر (آمریکا، روسیه، عراق) دارای واحدهای خاصی مانند سلاح‌های شیمیایی، تکاورهای انتحاری، و فناوری نهان‌کاری هستند که نیازمند استراتژی‌های خاصی نیز می‌باشند.


تاکتیک‌های تهاجمی موجود در این بازی را می‌توان بدین گونه طبقه‌بندی کرد: ادوات ضدهوایی، ضدگلوله، تخریبی، شیمیایی، کشتار جمعی، و الکترونیک که امکان شناسایی نقاط ضعف نیروهای دفاعی دشمن را می‌دهد. همچنین نیروهایی که خودروها را هدایت می‌کنند می‌توانند با به دست آوردن تجربه و امتیاز بر قدرت خود بیفزایند. این بازی را می‌توان به صورت یک‌نفره یا چندنفره و به صورت آنلاین بازی کرد.
از جمله نکات قابل توجه در این بازی این است که در آن به بازی‌باز این گونه القا می‌شود که کشورهای عضو اوپک که اعضای آن اکثراً کشورهای عربی و مسلمان هستند، برپاکننده جنگ و خون‌ریزی می‌باشند. مسئله بعدی استفاده از واژه «جهاد»‌ است. سال‌هاست که آمریکا و کشورهای غربی این واژه را آن گونه که خود می‌خواهند تعریف و تحریف می‌کنند تا بتوانند این واژه را در اذهان عمومی جهان معادل با «کشتار و خون‌ریزی عظیم» جا بیندازند،‌ که صد البته مسبب اصلی آن کسانی جز مسلمانان نیستند!


نکته دیگر این که این بازی دقیقاً قبل حادثه 2001 و انفجار برج‌های دوقلوی آمریکا رخ داده است که این خود نیز جای سوال دارد. البته، سازندگان این بازی در وب‌گاه خود مدعی شده‌اند که «این بازی الهام‌یافته از حملات واقعی به مرکز تجارت جهانی نمی‌باشد،‌ بلکه درست پیش از انجام این حملات ساخته شده است. در واقع، این جنگ علیه تروریست چیزی جز بهانه‌ای برای انگیزه واقعی پشت این فاجعه نیست: به دست گرفتن کنترل ذخایر جهانی به سرعت رو به نزول طلای سیاه». به عبارتی، سازندگان آن خواسته‌اند این چنین اظهار دارند که آنها چنین حملات تروریستی‌ای را، آن هم از سوی کشورهای خاورمیانه و عراق، به نوعی پیش‌بینی کرده‌اند.
مسئله دیگر ساخت این بازی توسط یک شرکت لهستانی به نام «ریالتی پامپ» است. چنانچه بر همگان آشکار است یکی از نمادهای صهیونیست‌ها و فراماسون‌ها «چشم جهان‌بین»‌ است که در واقع لوگوی این شرکت لهستانی نیز چیزی جز این نیست.


شرکت ریالتی پامپ همچنین در ساخت بازی «دو جهان» مشارکت دارد که برای کنسول‌های PS3، Xbox 360، و رایانه‌های خانگی ساخته است. در گزارشات بعدی به تجزیه و تحلیل این بازی نیز می‌پردازیم.

یک خاخام صهیونیست خواستار کوچاندن شماری از مردم فلسطین در اراضی اشغالی 1948 به صحراهای عربستان سعودی و لیبی شد و تاکید کرد که حتی باید فلسطینی‌ها را با دادن پول به این کار تشویق کرد.

به گزارش فارس، «داو لئور» از خاخام‌های بسیار افراطی رژیم صهیونیستی مدعی شد که یکی از اقدامات سران تل‌آویو، باید کوچاندن اجباری شماری از فلسطینی‌های صحرانشین به صحراهای عربستان سعودی و لیبی باشد.

وی دولت رژیم صهیونیستی را تشویق کرد که آن دسته از فلسطینی‌هایی که در سرزمین اشغالی 1948 در صحرا مانند صحرای نقب زندگی می‌کنند به عربستان سعودی و لیبی کوچ بدهد.

روزنامه صهیونیستی جروزالم پست با اعلام این خبر، تصریح کرد که این سخن خاخام ساکن شهرک «کریات اربع» در همایش چهارم الرمله بیان شد و وی بر ضرورت این اقدام حتی با دادن پول و رشوه مالی به فلسطینی‌ها تاکید کرد.

وی در حالی که صحراهای عربستان را سرزمین اصلی این عده از فلسطینی‌ها خواند، تاکید کرد که دولت اسرائیل می‌باید برای تشویق آنها به کوچ، کمک‌های مالی ارائه بدهد.

این خاخام صهیونیست در این خصوص گفت: مکان‌های وسیعی در عربستان و لیبی هست که می‌توان صحرانشین‌ها را به آنجا منتقل کرد و ما نیز باید به آنان کمک کنیم. زیرا هیچ چاره‌ای جز خارج کردن آنان از اسرائیل نیست.

در همین خصوص، طلب الصانع نماینده عرب کنست رژیم صهیونیستی با انتقاد شدید از این خاخام، خواستار شکایت قضایی از وی شد و گفت: ما خیلی خوشحال می‌شویم که برای این خاخام یک بلیط یکسره و بدون بازگشت گرفته شود تا وی ما را ترک کند و هرگز بازنگردد.

ک استاد دانشگاه الازهر مصر با اشاره به این که مصر هرگز وهابیت را به رسمیت نخواهد شناخت اعلام کرد وهابیت بدعت در اسلام است و هیچ پایه و اساسی در شریعت اسلامی ندارد.

به گزارش فارس، شیخ علوی امین در گفت وگو با شبکه خبری العالم جنایات مکرر عناصر وهابی و تکفیری علیه مساجد و مراقد اولیای الهی در مصر را در راستای ایجاد فتنه مذهبی و شکاف در میان صفوف مسلمانان دانست.

وی افزود: ادعای وهابی مبنی بر این که نماز خواندن در کنار مزار اولیا جایز نیست کاملا برخلاف نصوص اسلامی روایت شده توسط مذاهب اسلامی معتبر و همچنین تاریخ اسلام است زیرا بسیاری از یاران پیامبر (ص) در کنار مزار اولیای الهی نماز می خواندند و تاریخ مملو از نمونه‌هایی در این خصوص است.

شیخ امین از سوی دیگر از مقامات مصری خواست تا به حمله سلفی‌ها، وهابی‌ها و تکفیری‌ها به مساجد و مراقدی که ضریح اولیا در آن قرار دارد پایان بدهند و از به حضور پذیرفتن افراد وابسته به این گروه‌های فاسد و منحرف خودداری کنند.

استاد دانشگاه الازهر مصر اعلام کرد که تکفیری‌ها، وهابی‌ها و سلفی‌ها کمک‌های مالی از خارج از مصر با هدف اجرای اهداف خارجی برای تهدید امنیت، ثبات و وحدت مصر دریافت می‌کنند.

وی گفت: این گروه‌ها در صدد هستند با اقدامات خود به کشورها یا طرف‌هایی کمک کنند که به دنبال تضعیف جایگاه مصر هستند کشوری که به عنوان یک وزنه سنگین در میان کشورهای اسلامی و عربی به ویژه در قضیه فلسطین است.

استاد دانشگاه الازهر تأکید کرد: طرح‌های شیطانی ترسیم شده مورد نظر گروه‌های بیگانه که از سوی وهابیان و حامیانشان با اهداف تفرقه افکنانه دنبال می‌شود به شکست خواهد انجامید و با آگاهی مردم مصر و تعهد آنان به ارزش های اسلامی این توطئه ها نقش بر آب خواهد شد.

برای نخستین بار از زمان شکل‌گیری رژیم صهیونیستی، مساله‌ی تدریس هولوکاست در مدارس اسرائیلی اجباری شده است.

به گزارش ایسنا، به نقل از روزنامه اماراتی دارالخلیج، وزارت معارف رژیم صهیونیستی طی دستوراتی جدید اعلام کرده است: باید امتحان درس تاریخ دبیرستان‌های عربی در اسرائیل دربرگیرنده‌ی چند سوال مهم باشد. نخست وقایع قرن بیستم، دوم تاریخ ملت اسرائیل تا هولوکاست و سوم فاجعه‌ی ملت یهودی بین سال‌های 1933 تا 1945.

روزنامه عبری زبان معاریو نوشته است: سوال مهم این است که آیا دانش‌ آموزان عرب ملزم به یادگیری مساله‌ی هولوکاست خواهند بود یا نه؟

این روزنامه افزود: وزارت معارف پیش از این در الزام آور بودن تدریس این مساله دخالتی نداشت.

به نوشته این روزنامه، نتایج نظرسنجی در مدارس عربی نشان می‌دهد که دانش آموزان عرب ترجیح می‌دهند منابع دیگری در خصوص هولوکاست را بخوانند.

این روزنامه نوشته است: در پی الزامی کردن تدریس هولوکاست، دانشگاه حیفا اخیرا نظرسنجی‌ای را صورت داده که این نظرسنجی انکار 40 درصد از فلسطینی‌های ساکن عرب 48 نسبت به هولوکاست را نشان داد.

برنامه تا جمعه ظهور از رادیو معارف که در روزهای جمعه صبح از ساعت 8:30 تا 10 به صورت زنده پخش می‌شود، به عنوان یکی دیگر از برنامه‌های منتخب رادیو در سال 90 مطرح شده است.

به گزارش مشرق به نقل از روابط عمومی صدا، این برنامه در سه بخش به موضوع مهدویت می‌پردازد و تکرار آن در همان روز جمعه در ساعت 22:15 دقیقه پخش می‌شود.

بخش‌های متشکل این برنامه عبارتند از بخش پرسش و پاسخ که در هر هفته یک پرسش مطرح می‌شود و به تماس‌های تلفنی، کتبی و پیامک های مخاطبان با حضور استاد حجت الاسلام والمسلمین مهدی یوسفیان از محققان مرکز تخصصی مهدویت پاسخ داده می‌شود.

بخش دوم این برنامه که به مسائل روز مرتبط با اسلام و مهدویت می‌پردازد با کارشناسی استاد شفیعی سروستانی مدیر مسئول مؤسسه موعود اجرا می‌شود.

بخش سوم برنامه تا جمعه ظهور بخش حدیث خوانی است که در آن مبحث ضرورت وجود امام از نگاه روایات و احادیث بررسی می‌شود و کارشناس آن حجت الاسلام والمسلمین دکتر علی راد از محققان مرکز دارالحدیث قم است.

تهیه کننده و سردبیر برنامه تا جمعه ظهور حجت الاسلام والمسلمین علی اسماعیلی و مجری برنامه نیز رضا حبیبی است.

قابل توجه خوانندگان عزیز بخش دوم این برنامه با سخنرانی استاد شفیعی سروستانی در مسائل روز مرتبط با اسلام و مهدویت را می توانید از همین سایت هرجمعه دانلود کنید

"أیمن حسن" که ۲۱ سرباز اسرائیلی را به هلاکت رسانده، در میان شهروندان مصری ضد اسرائیلی به "قهرمان مصر" شهرت دارد.
به گزارش پانا، "أیمن حسن" سرباز سرشناس ارتش مصر است که در دهه نود قرن گذشته میلادی عملیاتی انجام داد و ۲۱ سرباز صهیونیست را به هلاکت رساند. این عملیات در مرز مصر با سرزمین های اشغالی رخ داد.

وی در سال ۱۹۹۰ میلادی بازداشت و در دادگاه مصر محاکمه شد. حکم حبس ابد برای او در ۶ آوریل ۱۹۹۱ صادر شد.

دادگاه او را به قتل ۲۱ سرباز و زخمی کردن ۲۰ تن دیگر و نیز انهدام ۶ خودرو متهم کرد.

او پس از حدود ده سال حبس در سال ۲۰۰۰ از زندان آزاد شد اما از هرگونه فعالیت محروم بود. اکنون که رژیم "حسنی مبارک" دیکتاتور سابق مصر سقوط کرده، "أیمن حسن" به یکی از برنامه های شبکه ماهواره ای "المحور" دعوت شد تا ماجرای عملیات و زندانش را از زبان خودش بازگو کند.

وی در این برنامه تلویزیونی از ظلم و ستم رژیم "حسنی مبارک" به ویژه پس از آزاد شدنش از زندان سخن گفت. او ضمن اینکه در این برنامه تلویزیونی چندین بار اشک ریخت و گریه کرد، برخی داد و ستدهای نزدیکان و هواداران "حسنی مبارک" با دیگر کشورهای جهان، در مورد بازداشت خودش را بیان کرد.

او گفت: برخی کشورهای جهان به ویژه سران عربی در دیدارهای مختلف با "حسنی مبارک" و نزدیکان و هوادارانش خواسته بودند که مرا آزاد کند زیرا من که افراد بی گناهی را به قتل نرسانده بودم بلکه یک مشت اشغالگر و قاتل را به قتل رسانده بودم. این نزدیکان و هواداران "مبارک" هر بار به بهانه آزادی من از کشورهای عربی امتیاز می گرفتند اما مرا آزاد نمی کردند.

یکی از افسران بلندپایه آمریکایی در مقابل اعطای روادید مهاجرت به زنان عراقی مترجم در ارتش آمریکا از آنها سوء استفاده جنسی می‌کرد.
فارس نوشت:

"جف اشتاین " روزنامه‌نگار آمریکایی در روزنامه واشنگتن پست داستان دختران جوان عراقی را که به امید گرفتن روادید مهاجرت به آمریکا به ذلت در برابر نظامیان آمریکایی تن‌ داده‌اند روایت می‌کند.

بر اساس این گزارش، یک مقام آمریکایی در عراق از این دختران جوان برای دادن روادید مهاجرت باج‌گیری می‌کرد و در واقع این دختران مجبور بودند که میان داشتن شرافت و عفت و روادید مهاجرت یکی را انتخاب کنند.

اشتاین در ادامه می‌نویسد: این دختران جوان که همگی فارغ‌التحصیلان دانشگاهی بودند و می‌توانستند به زبان انگلیسی صحبت کنند، با یگان‌های مختلف ارتش آمریکا همکاری می‌کردند و اغلب برای این‌که نظامیان بتوانند اسامی آنها را به راحتی به خاطر بسپارند اسامی انگلیسی مانند لیندا، سوزان، کتی، ماری و انجل را برای خود انتخاب می‌کردند. تعداد زیادی از این دختران بدلیل همکاری با نیروهای آمریکایی از سوی عراقی‌ها کشته شده‌اند.

بدلیل خطراتی که ممکن بود در دراز مدت جان این مترجمان را تهدید کند، وزارت خارجه آمریکا روادید ویژه‌ای برای برخی از این مترجمان صادر می‌کرد تا بتوانند به آمریکا بروند. برای بسیاری از مترجمان این روادید یک امید بزرگ به شمار می‌رفت. اما مشکل اصلی این بود که صدور این روادید منوط به موافقت "کریستوفر جی کرچمیر " مسئول صدور مجوزهای امنیتی در پایگاه نظامی آمریکایی واقع در منطقه "الخضراء " در بغداد بود.

کرچمیر متخصص مبارزه با جاسوسی و یکی از پیمانکاران آمریکایی در عراق در سال ۲۰۰۹ بود که به زبان عربی مسلط بود و به یگان گارد ملی در کالیفرنیا برای کار در بخش اطلاعاتی آمریکا وابسته بود.

بنا بر این گزارش، کرچمیر در آن زمان در سن ۲۶ سالگی بود و در همان زمان به دو زنی که در حال بررسی مدارکشان بود به همراه تعدادی از کارمندانش تجاوز کرده است و آنها را مورد آزار جنسی قرار داد. وی تمام زنانی را که به نحوی تلاش کردند تا از او شکایت کنند، مورد مجازات قرار می‌داد و تمام مدالها و نشان‌های امنیتی آنها را می‌گرفت و درخواست روادید آنها را منتفی می‌کرد.

کرچمیر در تماس تلفنی که اواخر سال گذشته با او برقرار شد این خبر را تکذیب کرد و آن را یک ادعای عجیب توصیف کرد و از توضیحات بیشتر در این‌باره خودداری و تلفن را قطع کرد. تلاش برای تماس مجدد با او نیز بی‌فایده بود زیرا او نمی‌خواست با خبرنگاران در این‌باره سخن بگوید.

از سوی دیگر بسیاری بر این باورند که روسای کریستوفر ماه‌ها از این شیوه رفتار او با زنان اطلاع داشتند اما هیچ کاری برای محدود کردن او انجام ندادند. این زنان عراقی و سرگرد "دیوید اندروود " یک افسر ارتش آمریکا که دادخواست‌های مربوط به آزارجنسی زنان کریستوفر را پیگیری می‌کرد، در این‌باره می‌گویند که کارفرمایان او یا دستگاه اطلاعاتی آمریکا پاسخی به این اعتراض‌ها نداده‌اند.

در اوایل دسامبر ۲۰۰۹، این سرگرد نامه‌ای برای "ریموند اودیرنو " فرمانده نیروهای آمریکایی در عراق ارسال می‌کند و در آن از اقدام کرچمیر در آزار جنسی زنان مترجم شکایت می‌کند

یک خاخام صهیونیست با هشدار درباره تحولات منطقه اعلام کرد ارتش اسرائیل توان شکست دادن نیم میلیون مسلمان (حزب‌الله) را نداشت؛ چگونه می‌خواهد با میلیون‌ها مسلمان که بزودی برای آزادی قدس راهی این شهر می‌شوند، مقابله کند؟
به گزارش فارس، یک خاخام صهیونیست چندی پیش در جمع تعدادی از جوانان صهیونیست درباره قیام قریب‌الوقوع مردم مسلمان علیه اسرائیل هشدار داد.

وی در این سخنان که توسط جوانان فلسطینی در شبکه اجتماعی اینترنتی فیس بوک منتشر شده است و ترجمه آن در زیر خواهد آمد، به وضوح هراسی که به جان مقامات اسرائیلی افتاده است، به تصویر می‌کشد و تصریح می‌کند که میلیون‌ها مسلمان بزودی راهی قدس می‌شوند تا مسجدالاقصی را آزاد کنند.

ترجمه این فیلم:

«خاخام یهودی انقلاب‌های عربی را تشریح می‌کند».
«در پی انقلاب‌های عربی، ترس و نگرانی درباره سرنوشت رژیم صهیونیستی بر سران و محافل اسرائیل حاکم شده است... این فیلم را که این خاخام صهیونیست در آن به‌روشنی ترس و وحشت خود را از پیشروی مسلمانان به سوی فلسطین، تشریح می‌کند، مشاهده کنید».

خاخام صهیونیست:
کاملا روشن است که طناب دار به دور گردن ما تنگ‌تر و تنگ‌تر می‌شود. کشورهای اطراف ما خواستار ساختار دموکراتیک هستند ولی حقیقت این است که آنها می‌خواهند از دست دیکتاتورها خلاص شوند وگمان نکنید که آنچه پیش خواهد آمد بهتر از اکنون خواهد بود. [انور] سادات [رئیس جمهور اسبق مصر] جای [جمال عبد الـ] ناصر آمد و حسنی مبارک جای سادات و چون وی نخواست مانند دو رئیس جمهوری پیشین خود [مردم را] بکشد [تلاش کرد که] خواست حکومت خود را موروثی کند [ولی مردم علیه او قیام کردند]...

جمله هشدار آمیز روی فیلم: این خاخام تلاش می‌کند تشریح کند که رئیس جمهوری آینده مصر نیز دیکتاتور خواهد بود... «مهـم»... اکنون به این قسمت از سخنان این خاخام گوش فرا بدهید:

ای قوم یهود ! می‌دانید که منطقه اطراف ما بشدت می‌لرزد و اگر تا الان تصور می‌کردید که این انقلاب‌ها از ما دور است و ما از دور نظاره‌گر خواهیم بود، سخت در اشتباهید چون اگر رژیم‌ها تغییر کند و اسلامی شود، آن وقت مشکل بسیار بزرگی خواهیم داشت.

چه کسی خاطرش هست زمانیکه گفتم «ما چه خواهیم کرد اگر میلیون‌ها مسلمان تصمیم بگیرند به سوی ما پیشروی کنند» البته خوب می‌دانید که گرداگرد ما نیم میلیارد مسلمان زندگی می‌کند. مشاهده کردید که ارتش از مهار نیم میلیون مسلمان [حزب‌الله در جنگ ۳۳ روزه] عاجز ماند... حال [با میلیون‌ها مسلمان] چه کنیم !!

در مصر دیدید که تظاهرات مردم میلیونی برگزار شد و تعداد آنان به دو میلیون نفر رسید. در این تظاهرات مصری‌ها چه گفتند؟!! آنها می‌خواهند به سوی قدس پیشروی کنند. با پای پیاده... می‌خواهند قدس را آزاد کنند.

صحرای سینا از لحاظ جغرافیایی کمی از ما دور است ولی چه اتفاقی خواهد افتاد اگر میلیون‌ها مسلمان از کرانه ‍[باختری] و دیگر مرزها به سوی ما پیشروی کنند؟ چه خواهند گفت؟... می‌گویند مرک بر اسرائیل سپس به سوی قدس حرکت می‌کنند و حاضرند میلیون‌ها شهید هم بدهند. «ایـن تـازه آغـاز ماجـراست»

در انتهای این فیلم که در شبکه اجتماعتی اینترنتی فیس‌بوک منتشر شده است به تاریخ فراخوان برای قیام مردم فلسطین تحت عنوان «انتفاضه سوم فلسطین» در تاریخ یکشنبه ۱۵ می امسال (۲۵ اردیبهشت) اشاره می‌کند.

اخبار رسیده از قاهره پایتخت مصر حاکی از آن است که یک شاخه نظامی توسط مسیحیان مصری تشکیل شده است.

به گزارش  پانا، "قمص عبدالمسیح" از چهره های سرشناس مسیحیان مصر که "قبطی"ها نام دارند، طی اظهاراتی فاش کرد که یک گروه نظامی توسط مسیحیان مصر تشکیل شده است.
وی در ادامه اظهارات خود در مورد علت تشکیل این گروهک مسلح اطلاعاتی فاش نکرد و تنها گفت: اگر جامعه مسیحیت در مصر در معرض خطر قرار گیرد، این احتمال وجود دارد که این گروه نظامی دست به سلاح ببرد و با خطرات مقابله کند.
شایان ذکر است آمار و ارقام دقیقی در مورد تعداد مسیحیان در مصر در دست نیست اما آمار غیر رسمی حاکی از آن است که حداقل 10 تا 15 درصد جمعیت این کشور را مسیحیان تشکیل می دهند و پس از مسلمانان، مسیحیان اقلیتی قابل توجه در این کشور به شمار می روند.
همین امر موجب شده بود که تعداد زیادی از سیاستمداران و چهره های سرشناس در عرصه های مختلف به ویژه عرصه اقتصادی از مسیحیان باشند.
گفتنی است رهبر مسیحیان مصر "بابا شنوده" است.

11 آگوست 2011 تعدادی سنگ آسمانی در نزدیکی سواحل لس آنجلس و شهرهای مختلف دیگری در جهان از جمله؛ توکیو، ریو دو ژانیرو، نیویورک، هنگ کنگ، لندن، پاریس، بارسلونا، هامبورگ و سیدنی با زمین برخورد می کنند.دانشمندان ناسا برخورد این سنگ های آسمانی را رصد می کنند. اما ناگهان اتفاق دیگری رخ می دهد. از میان این سنگ ها موجوداتی مسلح به سمت مردمی که در ساحل لس آنجلس حضور دارند شلیک می کند. واحدهای مارینز ارتش آمریکا بلافاصله از پایگاه پندلتون برای مقابله با این تهدید به منطقه اعزام می شوند و داستان حول یکی از یگانهای مارینز که برای تخلیه منطقه سانتامونیکای لس آنجلس از غیر نظامیان که قرار است به زودی بمباران شود،شکل می گیرد. در میان اعضای این واحد سرجوخه کهنه کاری با نام "مایکل ناتز" حضور دارد. او بیست سال در ارتش خدمت کرده است؛ اما در آخرین ماموریت اش در عراق تمام واحد خود را از دست داده و پس از آن وقتی به کشورش بر می گردد، و تقریبا همزمان با روی دادن این بحران از خدمت در ارتش استعفا می دهد. با این حال ناتز به دلیل شرایط اضطراری دوباره به خدمت گرفته می شود.


فرمانده گروه نیز ستوان دومی با نام "ویلیام مارتینز" است. او بر اساس ماموریتی که به او داده شده گروه را در منطقه سانتا مونیکای لس آنجلس به سمت ایستگاه پلیس هدایت می کند. این گروه از کماندوهای آمریکایی مسوولیت دارند تا افراد غیر نظامی را از این منطقه تخلیه کرده و به نقاط امن ببرند. تنها سه ساعت بعد قرار است تا نیروی هوایی آمریکا این منطقه لس آنجلس را بمباران و به طور کلی نابود کند تا مهاجمان بیگانه نتوانند در لس آنجلس نفوذ کرده و مناطقی از آن را به تصرف در آورند.در ایستگاه پلیس نیز یک گروه دیگر از ارتش آمریکا به آنها اضافه می شوند که در میانشان یک سرجوخه زن با نام "النا سانتوز" عضو نیروی هوایی آمریکا حضور دارد. او نیروی اطلاعاتی و فنی است و در کنار سرجوخه ناتز و یکی دو نفر از اعضای گروه شخصیت های اصلی این فیلم را تشکیل می دهند.
نبرد لس آنجلس بر خلاف آنچه که به نظر می آید بیش از آنکه یک فیلم علمی تخیلی اکشن باشد یک حماسه سرایی است، که در آن با پیشرفت داستان قهرمانان جنگی آمریکایی شکل می گیرند و معنا پیدا می کنند و در نهایت می توانند به نمایندگی از خوبی مطلق بر بدی مطلق چیره شوند. بر خلاف آثار دیگری که درباره جنگ در آمریکا ساخته شده اند در این اثر خبری از انحرافات اخلاقی یا حتی خشونت های معمول در آدم های جنگ در گروه کوچک مارینزهای نبرد لس آنجلس دیده نمی شود. آنچنان بعد انسانی در فضای چالش برانگیز فیلم تشدید می شود که قابل مقایسه با فیلم های تبلیغاتی ارتش آمریکا نیز نیست. از طرف دیگر ماجرا دشمن مقابل به هیچ وجه حتی از نظر ظاهری بعد انسانی ندارد و همین هر گونه همدردی را با او غیر ممکن می کند. حمله بیگانگان به بزرگ ترین شهرهای جهان نیز بر این فضای همذات پنداری با این گروه کوچک کماندوهای آمریکایی شدت می بخشد؛ آمریکا به نیابت از جهان در مقابل تهدید می جنگد؛ آنهم با انسانی ترین اهداف ممکن.

 

 


سال های پس از جنگ جهانی دوم امکانی را برای هالیوود و صنعت سینمای جهان ایجاد کرد تا یک بار دیگر موضوع جذاب فرازمینی ها را به پرده سینما و صفحه تلویزیون بیاورد. اما این بار تنها هدف سرگرم کردن مردم نبود.جنگ سرد محملی بود تا به کنایه و اشاره روس ها و بلوک شرق را هر بار به صورت مستقیم یا غیر مستقیم به عنوان دشمنانی خانه برانداز و تهدید کنندگان حیات بشر معرفی کنند. مردم در بلوک غرب همواره باید از یک دشمن می ترسیدند که کمونیست ها برای این نقش یکی از مناسب ترین ها بودند. بلشویک هایی که می خواستند همه مردم را به زیر یوغ خود بگیرند. در همین فضا بود که گاه از جهان آینده نیز سخن گفته می شد؛ "1984" اثر جرج اورول رمانی بود که آینده سیاهی را برای جهان ذیل رژیمی شبیه نظام سوسیالیستی- کمونیستی تصویر می کرد دنیایی که تحت سیطره برادر بزرگ اداره می شد و در آن برای آزادی های انسانی پشیزی ارزش قایل نبودند."نامیرا"ی کریستوفر فرانک هم همان مسیر را می رفت و تقریبا از همان خط داستانی پیروی می کرد.حتی بعدها برای توجیه بعضی برنامه های نظامی و تسلیحاتی تریلرهایی مانند جنگ ستارگان ابداع شد. در کل دهه هفتاد و خصوصا هشتاد را می توان بهار ساخت آثار جنگ با فرازمینی ها و سخن گفتن از آینده دانست. آثاری که حتی پایشان به برنامه ها و فیلم های مخصوص کودک و نوجوان هم باز شد.

در سال های پایانی دهه 90 و آغاز قرن بیست و یکم، چهره جهان تغییر کرده بود و لا اقل برای چند سال سیاست جهانی، دنیای تک قطبی را تجربه می کرد. این بار ساکنان بخش غربی کره خاکی و آنهایی که در همان سپهر تنفس می کردند پس از یازدهم سپتامبر هیولای دیگری برای ترسیدن پیدا کرده اند. لیست آثاری که استودیوهای هالیوود با موضوع حمله تروریست های مسلمان به مردم آمریکا ساخته اند آنقدر بلند و مطول است که جمع آوری آن و توضیحی کوتاه درباره هر فیلم، می تواند تبدیل به یک اثر پژوهشی با موضوع "هالیوود و مسلمانان در قرن بیست و یکم" شود. این در حالی است که سریال های بلند تلویزیون های آمریکایی را به کناری گذاشته و به آنها نپردازیم.
اما در سال های 2009 تا 2011 یک جریان دیگر به موازات تهدیدات تروریستی دشمن جدید غرب، طراحی و شکل داده شده است یک بار دیگر فرازمینی ها و بیگانگان به زمین می آیند و زندگی بشر را تهدید می کنند. باز هم سریال هایی چون "V" را نادیده می گیریم. اگر چه کم بیش مسلمانان را این بار در قواره فرازمینی ها به نمایش می گذارد و بیگانگانی را نشان می دهد که شبیه تو هستند و سالها در کنار تو زندگی می کردند اما در درون هیولاهایی هستند که در بیشتر اقدامات جنایت بار گذشته از قتل کندی تا یازدهم سپتامبر احتمالا موثر و مقصر بوده اند. سریال "EVENT " هم چنین داستانی را در خود دارد و البته از این جنس سریال ها کم ساخته نشده اند.جریان جدیدی پا به عرصه سرگرمی سازی نهاده است. جریانی داستان هایش بر محور فرازمینی ها استوار است. از یک سو داستان قبلی حمله مهاجمان به زمین یک بار دیگر بازخوانی می شود و از طرف دیگر رگه های سینمای جادوگری و سحر به فضای داستان های هالیوودی اضافه می شود. اما این بار ماجرا اندکی با دور جنگ سرد متفاوت است، این بار نه حمله فضایی ها و نه سحر و جادو تنها جنبه فانتزی ندارد و رگه های جنبه های اعتقادی را می شود در آن دید.
داستان ها دیگر 100 سال یا بیشتر را برای آینده پیش بینی نمی کنند. قصه های فرازمینی مربوط به زمان حال و یا حداکثر یکی دو سال آینده است و البته این بار به جای سفر به آینده سفر به گذشته در جریان است."فصل جادوگری" تولید سال 2011 یکی از این دست آثار است، این فیلم تا قرن چهاردهم میلادی و دوران جنگ های صلیبی به گذشته می رود تا در گیر و دار دست و پا زدن اروپا در میان بلای سیاه طاعون حلول شیطان و مبارزه با آن را با کتاب سلیمان نقل کند و در حاشیه مسلمانان را به عنوان دست آویز شیطان معرفی کند.
در این سو در عصر حاضر ناگهان و بی هیچ مقدمه ای یک روز صبح و پیش از طلوع آفتاب موجودات فرازمینی به شهر لس آنجلس حمله می کنند. "اسکای لاین"، " خط آسمانی" دوباره  داستان را به مدینه فاضله کالیفرنیا می کشاند؛لس آنجلس کجاست؟ لس آنجلس نماد آن تقدیر تاریخی جهان مطلوب آمریکا است. سرزمین ملل که با قیادت آمریکا به بهشت موعود می ماند و حالا بیگانگان بدون هیچ تهدید و توضیحی به این شهر حمله می کنند و مغز انسان ها را می دزدند و از به اسارت گرفتن مغزها موجودات جدیدی از جنس خودشان می آفرینند و...
این بار دوباره فرازمینی ها به لس آنجلس حمله می کنند و این مارینزهای آمریکایی هستند که برای نجات بشریت و جان به کف گرفت و می کشند و می میرند و حماسه می آفرینند.

مشرق

پایگاه اینترنتی روزنامه 'صباح' ترکیه روز سه شنبه با اعلام این مطلب افزود: رییس 'سیا' شبانه وارد آنکارا شد و شبانه نیز تحت تدابیر امنیتی شدید، این کشور را ترک کرد.

یک روزنامه ترکیه فاش کرد، 'لئون پانتتا' رییس سازمان جاسوسی آمریکا 'سیا' اواخر ماه مارس گذشته به مدت ۵ روز سفر مخفیانه ای به ترکیه داشته است.

به گزارش ایرنا، پایگاه اینترنتی روزنامه 'صباح' ترکیه روز سه شنبه با اعلام این مطلب افزود: رییس 'سیا' شبانه وارد آنکارا شد و شبانه نیز تحت تدابیر امنیتی شدید، این کشور را ترک کرد.

روزنامه صباح که به حمایت از دولت 'رجب طیب اردوغان' نخست وزیر ترکیه اشتهار دارد، نوشت: رییس سیا در این سفر مخفیانه با مسوولان سازمان اطلاعات و ستاد ارتش ترکیه در مورد تحولات کشورهای عربی بحث و تبادل نظر کرد.

صباح با عنوان اینکه در این دیدارها مهمترین موضوعات، روند امور در لیبی و سوریه بوده است، اضافه کرد: رییس سیا تحولات لیبی را 'بحران' و تحولات سوریه را ' آستانه دوران حساس' ارزیابی کرد.

در این دیدارها موضوع تغییر رژیم در سوریه، حفظ جان 'بشار اسد' و اعضای خانواده وی و ایجاد موازنه ای بین قدرت حاکم و مخالفان اهل سنت در سوریه مورد بحث قرار گرفت.

322
صفحه 322 از 326

طرح روز

جستجو

جدیدترین نظرات

اوقات شرعی



سرخط خبرها