حب الحسین یجمعنا

حب الحسین یجمعنا

سه شنبه ۲۶ شهریور ۱۳۹۸ ساعت ۱۹:۱۸
امتیاز این گزینه
(0 آرا)

گفت‌و‌گو با بانوی اهل سنتی که حالا سال‌هاست در ایام محرم و صفر برای امام حسین(ع) نذری می‌دهد و در راهپیمایی اربعین هم شرکت کرده است
این روزها شعار «كل ارض كربلا و كل یوم عاشورا» دیگر محدود به شیعیان نمی‌شود و عشق به امام حسین(ع) مرز نمی‌شناسد. حالا بسیاری از اقلیت‌های مذهبی در ایران و سایر كشورها، ندای «یا حسین» سر می‌دهند.

 

بسیاری از اقلیت‌های مذهبی هم در عزاداری شركت می‌كنند و علم روضه برای سالار شهیدان برپا می‌كنند. درست مثل كاری كه حمیرا بلوچی، زن 48 ساله اهل تسنن زابلی انجام می‌دهد و عشقی كه از زمانی كه خود را شناخته، در پوست، گوشت و استخوانش، ریشه دوانده است.

داستان حمیرا از پانزده، شانزده سالگی شروع شد. زمانی كه عروس خانه همسرش شد؛ همسری كه با این كه اهل تسنن است، اما برای سالار شهیدان نذری می‌دهد. او البته به ما می‌گوید: «از وقتی كه خودم را می‌شناختم، عشق به امام حسین(ع) در خانواده‌ام هم وجود داشته است.» با ورود حمیرا به خانواده شوهر مراسم پخت نذری طور دیگری برگزار می‌شود؛ نذری كه تنها برای چند خانواده تدارك دیده می‌شد، كم‌كم عظیم‌تر می‌شود و وسعت بیشتری پیدا می‌كند.

درست است كه خانم بلوچی، از كودكی با عشق به اهل بیت(ع) بزرگ شده و حتی بعد از ازدواج مسؤولیت پخت نذری را قبول می‌كند، اما یك خواب دیدن همه چیز را تغییر می‌دهد. چند سالی از ازدواج او می‌گذشت كه خواب عجیبی دید.  ‌«من آن زمان سه دختر داشتم، اما خیلی دوست داشتم كه خدا پسری هم به من بدهد. مدام دعا می‌كردم كه فرزند پسری داشته باشم.» خدا دعاها و خواسته حمیرا را می‌شنود و درست روز تاسوعا، خواب عجیبی می‌بیند.

او تعریف می‌كند كه در خانه نشسته بود كه یك نفر، در كنارش می‌نشیند و از او می‌پرسد چه آرزویی داری؟ و حمیرا آرزوی پسردار شدنش را به غریبه توی خواب می‌گوید و در جواب می‌شنود: «پاشو و نذری‌ات را بار بگذار. آرزویت را دادیم.» حمیرا تعریف می‌كند كه شتابزده و متحیر از خواب می‌پرد و به نذری كه در حال طبخ بود، سر می‌زند.  9 ماه بعد، او پسرش را به دنیا می‌آورد؛ پسری كه از نظر زن حمیرا، هدیه امام حسین(ع) است و به خاطر همین هم نامش را حسین می‌گذارد. بعد از آن حمیرا تعریف می‌كند كه با خلوص نیت بیشتری، نذری می‌داده است و بعد از این كه پسر دومش هم به دنیا می‌آید، نام برادر سالار شهیدان(ع) حسن را روی پسرش می‌گذارد تا بیش از پیش، عشق و ارادت به اهل بیت(ع) را نشان دهد.

امام حسین(ع) همسرم را شفا داد

حمیرا می‌گوید كه به خاطر لطف و مدد اهل بیت(ع) هر وقت كه مشكلی برایش پیش آمده است، دست رحمت و كرامت خاندان پیامبر گره مشكلاتش را باز كرده‌اند.
شبیه اتفاقی كه چند سال پیش، برای همسرش افتاد.  همسری كه سكته مغزی كرده بود و حتی توان راه رفتن نداشت. او اعتقاد دارد كه امام حسین(ع) نظر لطفش را به همسرش داشته و او را شفا داده است. ماجرای شفا دادن همسر حمیرا هم از یك خواب شروع شد، زمانی كه او در خواب می‌بیند در حال نذری پختن است و بعد یك نفر در خواب به او می‌گوید كه به همسرت سر بزن.   «به بیمارستانی كه همسرم در آن بستری بود، رفتم. دیدم كه همسرم سرپاست. او كه نمی‌توانست راه برود، حالا روی پاهایش ایستاده و می‌توانست راه برود.» حمیرا می‌گوید كه پزشك معالج همسرش هم از این كه او به یكباره بلند شده و راه رفته، متعجب شده بود.  تمام لحظات زندگی حمیرا، پر از اتفاق‌های اینچنینی است، داستان‌هایی كه نشانه‌ای از لطف اهل بیت(ع)‌ به او و خانواده‌اش در آن وجود دارد. حمیرا اما معتقد است كه اوج توجه اهل بیت(ع) به او در سفر به كربلا بوده است.

آرزوی سفر به كربلا


خانم بلوچی همیشه زمانی كه آب برنجش را بار می‌گذاشته، زمانی كه خورش را هم می‌زده، زمانی كه برنج و عدس و لوبیایش را پاك می‌كرده، در تمام لحظاتی كه كارهای نذری را می‌كرده، فقط به یك چیز فكر می‌كرده است؛ «آرزو داشتم به كربلا بروم.»

او اما می‌دانسته كه تا سیدالشهدا(ع) اجازه ندهد، نمی‌تواند راهی كربلا شود و همین می‌شود كه یك شب دلش بدجوری هوای كربلا رفتن می‌كند و اتفاقا حمیرا تعریف می‌كند كه همان سال، یعنی اربعین سال 91، امام(ع) دعوتش می‌كند برای حضور در حرم. برای او اما به‌عنوان زنی اهل تسنن، حضور داشتن در حرم شیعیان، ساده نبوده است.

او باید از بزرگان مذهبش اجازه می‌گرفته و اتفاقاً برادرانش كه از بزرگان خاندان هم هستند، زمانی كه می‌بینند، خواهرشان چقدر مشتاق حضور در حرم سالار شهیدان(ع) است، به او اجازه می‌دهند. همین می‌شود كه همه اعضای خانواده برای حضور در مراسم اربعین در پیاده‌روی شركت می‌كنند. مراسمی كه حمیرا از آن به عنوان «آرامش روح» یاد می‌كند. او می‌گوید از زمانی كه در پیاده‌روی اربعین شركت كرده، بیشتر از قبل مشتاق نذری دادن و عزاداری است.

حمیرا تعریف می‌كند كه بعد از كربلایی شدنش، هر وقت كه دلش می‌گیرد به مشهد می‌رود و آرام می‌گیرد. او می‌گوید كه بعد از سفر كربلا، برادرانش هم با او در هزینه‌های نذری دادن همراهی‌اش می‌كنند و همه با هم به روستای سیاه‌قلب، روستای محل  زندگی‌اش كه همه اهالی آن اهل تسنن هستند و روستاهای اطراف نذری می‌دهند.

برای نذری پختن توان دارم

نذری دادن به 400 نفر برای حمیرا آسان نیست. او تك و تنها باید در آشپزخانه‌ای كه كمترین امكانات را دارد، كار كند. آشپزخانه او در گوشه‌ای از حیاط بزرگ خانه قرار دارد و آب لوله‌كشی ندارد.

پله‌های بلند دارد و آبگرمكن و سیستم گرمایشی در آنجا وجود ندارد. سیستم گازكشی، برای آشپزخانه انجام نشده و او مجبور است از كپسول‌های گاز استفاده كند؛ آب را داغ كند و بعد، خورش و برنجش را بار بگذارد.  او خود بیمار است و از همسرش كه معلم بازنشسته است و در حال حاضر در بستر افتاده هم باید مراقبت كند. او می‌گوید: «در روزهای عادی، من حتی توان ندارم كه یك قابلمه غذا برای خودم داغ كنم.» برای طبخ نذری اما او می‌تواند از پس مشكلات بربیاید، آن‌‌قدر توان دارد كه بتواند پخت و پز نذری را به تنهایی انجام دهد؛ اتفاقی كه از نظر خودش هم تعجب‌برانگیز است. به جز نذری دادن در روزهای تاسوعا، عاشورا و اربعین ، بلوچی به ما می‌گوید كه در روزهای نوزدهم، بیست و سوم و بیست و هفتم رمضان هم نذری دارد. نذری‌ای كه از نظرش، او تنها مسؤول طبخ آن است: «همه كارها را امام حسين(ع) انجام می‌دهد. من فقط اجرا می‌كنم.» روزی نذری‌ها از طرف كسانی كه حتی فكرش را هم نمی‌كند، می‌رسد.

او به‌شدت معتقد است به نذری‌ای كه می‌پزد بركت می‌افتد و مثال می‌زند یك‌سال كه دستش تنگ بوده، تنها برای صد نفر نذری درست كرده ولی در آخر كار، 300 نفر از اهالی روستا و روستاهای اطراف، از بركت نذری استفاده كرده‌اند. برای حمیرا فرقی ندارد كه در خانواده‌ای به دنیا آمده است كه سنی مذهب‌اند، عشق و احترام به كرامات امام حسین(ع)‌ در تك‌تك سلول‌های او ریشه دوانده‌است.

جام جم

نوشتن نظر

طرح روز

جستجو

جدیدترین نظرات

اوقات شرعی