غروه بنی قریظه

غروه بنی قریظه

دوشنبه ۳۱ تیر ۱۳۹۸ ساعت ۰۸:۴۷
امتیاز این گزینه
(0 آرا)

مناسبت 4 مرداد مصادف با 23 ذی القعده سالروز غره بنی قریظه
هنوز كاملًا افق روشن نشده بود كه آخرين سربازان احزاب با ترس و دلهره عجيبى مدينه را ترك كردند. مسلمانان با اينكه در مدّت اين محاصره طاقت فرسا، خسته و فرسوده شده بودند؛ امّا هنگام ظهر، جبرئيل فرمود آمد و رسول خدا (ص) را مأمور نمود كه كار بنى قريظه را يكسره نمايد.


رسول خدا (ص) بلال را فرمود تا در ميان مردم اعلام كند كه هر كس مطيع و شنواى امر خدا و رسول است، بايد نماز عصر را جز در بنى قريظه نخواند: «مَن كان سامعاً مطيعاً يصلّين العصر الّا ببنى قريظه» آنگاه پرچم را به دست حضرت على (ع) داد و با سه هزار نفر از مسلمانان، كه 36 اسب داشتند، رهسپار بنى قريظه شدند و سرتاسر دژ بنى قريظه را به محاصره در آوردند. يهوديان از روزنه هاى برج، به پيامبر (ص) فحش و ناسزا مى دادند. امام على (ع) مى خواست از نزديك شدن پيامبر (ص) به برج جلوگيرى نمايد تا آن حضرت ناسزاهاى يهوديان را نشنود؛ امّا پيامبر (ص) فرمود: اگر به آنها نزديك شوم، دست از فحش و ناسزا برمى دارند.

سپس آن حضرت در پاى قلعه آمد و فرمود: «آيا خداوند شما را خوار و ذليل نساخت؟» يهوديان گفتند: اى ابوالقاسم! تو كه فردى تند زبان نبودى! اين سخن چنان رسول خدا (ص) را منقلب كرد كه بى اختيار عقب رفت. رسول خدا (ص) 25 روز بنى قريظه را در محاصره داشت تا آنان از محاصره به تنگ آمدند و كعب بن اسد به ايشان گفت:
اى گروه يهود! مى بينيد چه بر سرتان آمده است؟

اكنون سه كار را به شما پيشنهاد مى كنم تا هر كدام را خواستيد، انتخاب كنيد: يا تسليم شويد و به او ايمان آوريد تا خون، اموال و زن و فرزندانتان در امان باشند. سوگند به خدا! برايتان روشن شده است و مى دانيد كه او پيامبرى مرسل است كه نامش در كتابتان آمده است. يا اينكه بياييد فرزندان و زنانمان را بكشيم،آنگاه با شمشيرهاى آخته حمله بريم يا اينكه امشب، كه شنبه است، از آن بهره گيريم.

ممكن است محمّد [ص ] و يارانش از حمله ما آسوده خاطر باشند؛ پس حمله ببريم و شبيخون بزنيم؛ امّا يهوديان هيچ كدام از اين پيشنهادها را نپذيرفتند، كعب كه به شدّت ناراحت شده بود، گفت: پس معلوم مى شود در ميان شما، يك نفر دورانديش و خردمند وجود ندارد.

در ماجراى غزوه بنى قريظه گويا لغزشى از جانب ابولبابه سر زد. او امور داخلى و اسرار مسلمانان را نزد دشمن فاش ساخته بود؛ امّا خود به زودى متوجّه گرديد كه خيانتى از او سر زده است. از اين رو، خود را به يكى از ستون هاى مسجد بست تا توبه اش قبول شد و رسول خدا (ص) او را باز كرد.
بنى قريظه در نهايت، با اين شرط كه سعد بن معاذ درباره آنان حكم نمايد، تسليم رسول خدا (ص) شدند. سعد بن معاذ كه در جنگ خندق زخمى شده بود، در خيمه زنى از قبيله «اسلم» بسترى بود. مردان «اوس» سعد بن معاذ را نزد پيامبر (ص) آوردند. رسول خدا (ص) فرمودند:
«به احترام سعد به پا خيزيد و از وى استقبال كنيد.» به وى گفتند: اى ابوعمرو! رسول خدا (ص) تو را حَكَم قرار داده است تا درباره اينان حكم كنى. گفت: به عهده ميثاق خدا ملتزم هستيد كه آنچه حكم مى كنم، درباره ايشان اجرا شود؟ گفتند: آرى. گفت: حكم من آن است كه مردانشان كشته شوند و مال هايشان قسمت شود و فرزندان و زنانشان اسير شوند. به روايت ابن اسحاق و ديگران، رسول خدا (ص) گفت: «راستى اين حكم تو درباره ايشان- به حكم خدا از بالاى هفت آسمان- بود.»

دلايل برخورد شديد پيامبر اعظم (ص) با بنى قريظه

در اينجا ممكن است اين سؤال پيش بيايد كه چرا پيامبر اعظم (ص) با بنى قريظه اين گونه برخورد شديد داشت؟ چطور آن حضرت با يهوديان بنى قريظه همچون يهوديان پيمان شكن بنى قينقاع و بنى نضير، رفتار نكرد؟
پيامبر (ص) براى اين برخورد شديد، با توجّه به سيره آن حضرت كه مى كوشيد با مخالفان با مدارا رفتار نمايد، بدون شك، دلايلى داشت. برخى از دلايل اين برخورد كه موجب خوارى و ذلّت يهوديان بنى قريظه گرديد، عبارت است از:
1. پيمان شكنى و توطئه عليه مسلمانان؛
2. تصميم حمله به مدينه و درگيرى با رسول خدا (ص) و مسلمانان؛
3. عمل به قانون جزايى تورات (مجازات مرگ براى محارب)؛
4. حفظ اساس اسلام و اقتدار حكومت


ماهنامه فرهنگی و هنری موعود


نوشتن نظر

طرح روز

جستجو

جدیدترین نظرات

اوقات شرعی