اى هميشه بهترين‏

يكشنبه ۱۲ اسفند ۱۳۹۷ ساعت ۱۵:۳۶
امتیاز این گزینه
(0 آرا)


نرجس امامى پناه‏

اى نسيم سحر آرامگه يار كجاست‏      
منزل آن مه عاشق‏كش عيار كجاست‏

هرسر موى مرا باتو هزاران كاراست‏       
ماكجاييم و ملامتگر بى كار كجاست‏

ساقى و مطرب و مى، جمله مهياست‏       
ولى عيش، بى يار مهيا نشود يار كجاست‏


همه هستى ام را كه ذره اى از لطف بى نهايت اوست. خاك قدمت كردم، شايد بيايى و نفسى بر اين خاك تيره، پاى عنايت گذارى. آنگاه است كه چشمان هميشه منتظر نرگس، توتيايى خواهد يافت كه جهانى را تواند روشنى بخشد و قافله هستى را راه نمايد.

اى مهربان ترين! ببين كه از اشك، سرشارم؛ ببين كه مرغ دلم در آسمان آرزوها چگونه بال و پر مى زند؛ ببين كه دستان نيازمند، جز در آستان تو اجابت را نمى يابد. پس بيا و شبهاى تنهايى دلم را كه در هر گوشه آن هزار يلدا خفته است، ستاره باران كن.

اى جانان جان! از فيض نگاه توست كه عشق در خانه قلبمان مى تپد، و رود زندگى در رگهاى عمر، جارى است.
ترنم عاشقانه ترين كلاممان، موسيقى آرام نام توست، كه به تار هستى، زخمه شوق مى زند و آهوى عاشقى را چابكتر از هميشه به هر سو مى برد.

اى هميشه سبز! چشم به راه آمدنت، در جاده هاى سرد انتظار، ره مى پيماييم. شايد آينه اشكمان نيم نگاهى از رخ مهتابى ات را حسرت به دل نماند.


اى سرخ ترين سپيده! مهر خونين چشمانمان در انتظار صبح صادق ديدار توست كه هر بامداد سر بر مى كند، تا شايد دراين بى نهايت اندوه، نشانى از تو بجويد، كه بى تو راه گم كردگانيم در اين حيرت. اى وارث لب تشنگان! تشنه ديدار توايم و سالهاست كه جز سراب هزار رنگ دنيا، اجابتى به خودنديده ايم.

بيا كه كام عطشناك زندگى در انتظار زلال حضور تو به تمنا نشسته است.
در رؤيايى ترين شبهاى دل، نام تو آذين تنهاييهاى بى پايان ماست. اى بهترين هميشه و اى هميشه بهترين! انجمادذهن خسته من، شعاعى از تو را مى خواهد تا زمستان زندگى را از طراوت بهار تو لبريز كند.

اى تمام زيبايى! عشق تنها با تو معنا مى شود و دلدادگى، كودك نوآموز دبستان كوى توست.
تو جانى و همه خوبيهاى عالم، كالبد.


تو بهارى و همه فضيلتها، چون شاخه هاى تودرتو، تو را انتظار مى كشند.
اگر هنوز آيين مهرورزى غبار خاموشى نگرفته است، چون مهر رخ تو برآيينه ها مى تابد. اگر هنوز اميدى است، چون گرماى نفس تو چون نسيم بهارى، جان مى بخشد و شكوفايى مى آورد.
تو را و ميلاد تو را بيش از آن دوست مى داريم كه كودكان مهر مادر را.

تو را و ميلاد تو را بيش از آن دوست مى داريم كه تن، جان را.

تو را و ميلاد تو را بيش از آن دوست مى داريم كه يعقوب، يوسف را.

تو را و ميلاد تو را هميشه از همه دوست داشتنيها، بيشتر دوست مى داريم.