مهدويت در انديشه صادق آل محمّد (ص)

مهدويت در انديشه صادق آل محمّد (ص)

پنجشنبه ۰۱ آذر ۱۳۹۷ ساعت ۰۶:۳۱
امتیاز این گزینه
(1 رای)

انحراف فكرى در مسئله مهدويّت در دوران امام صادق (ع)
بى‎‌گمان، يكى از دلايل تأكيد فراوان امام صادق (ع) بر مسئله مهدويّت، وجود برخى انحرافات فكرى راجع به اين مسئله در آن دوران و پيش از آن بوده است. روايات مربوط به مهدويّت، به گونه‎‌اى است كه نشان مى‎‌دهد مسئله مهدويّت از دوران حضور نبىّ اكرم (ص) نيز مطرح و تبيين شده است؛ چنان‎‌كه فرمودند:
«مهدى از فرزندان من است. اسم او اسم من و كنيه او كنيه من است. شبيه‎‌ترين مردم به من از لحاظ صورت و سيرت است. به خاطر او غيبت و حيرتى واقع مى‎‌شود كه امّت‎‌ها در آن گمراه مى‎‌شوند ...»

1
با وجود اين، از نيمه نخست قرن اوّل هجرى، مدّعيان مهدويّت از «مدينه» كار خود را شروع و تلاش كردند آموزه مهدويّت را به نفع خود مصادره نمايند. 2 به گزارش تاريخ، پيشينه ادّعاى مهدويّت، به فرقه‎‌اى به نام سبأييه بازمى‎‌گردد كه امام على (ع) را مهدى ناميدند و گمان كردند كه ايشان كشته نشده و در آخرالزّمان ظهور مى‎‌كند. 3 پس از آن، برخى گروه‎‌هاى فرقه كيسانيه موضوع مهدويّت محمّد حنفيه را مطرح كردند و پس از مرگش نيز گفتند او زنده است و در «كوه رضوى» زندگى مى‎‌كند و روزى ظهور خواهد كرد. 4 در ادامه، گروهى مدّعى شدند كه محمّدبن عبدالله‎‌بن الحسن، معروف به نفس زكيّه، مهدى است. 5 در پى آن، فرقه باقريّه بر اين باور شدند كه امام محمّد باقر (ع)، همان مهدى منتظر است. 6
آنگاه كه مسئله بسيار مهمّ مهدويّت، كه در حقيقت، تجلّى حكومت صالحان روى زمين است، چنين مورد دستبرد منحرفان قرار مى‎‌گيرد، امام صادق (ع) بر خود لازم مى‎‌داند كه با تبيين صحيح مسئله مهدويّت، ضمن آگاهى‎‌بخشى نسبت به اصل اين مسئله، به مقابله با جريان‎‌هاى منحرف فكرى در آن دوران بپردازد. فضاى باز فكرى آن روز نيز مجالى گسترده در اختيار امام (ع) قرار داد تا هرچه بيشتر به تبيين مسئله مهدويّت، همّت گمارد.

چشم‎‌اندازى به مسئله امامت در انديشه امام صادق (ع)
پيش از بيان تفصيلى ديدگاه‎‌هاى امام صادق (ع) در باب مهدويّت، رويكرد ايشان به مسئله امامت و جايگاه امام در نظام تكوين و تشريع ضرورى مى‎‌نمايد.
در انديشه امام صادق (ع) در هر دوره‎‌اى از تاريخ بشر، وجود حجّت ميان مردم ضرورى است. اين حجّت در عصر حضور پيامبران، خود پيامبران هستند و پس از آن، امامان (ع) مصاديق آن حجّت‎‌هاى الهى‎‌اند. حسين‎‌بن زياد نقل مى‎‌كند كه امام صادق (ع) فرمودند:
«إِنَّ الْارْضَ لَا تَخْلُو مِنْ أَنْ يَكُونَ فِيهَا حُجَّةٌ عَالِم‎‌؛ 7
زمين از وجود حجّتى عالم خالى نيست.»
ايشان در سخنى ديگر، يكى از وظايف اين حجّت را چنين تبيين كردند:
«مَا تَرَكَ اللَّهُ الْارْضَ- مُنْذُ قَبَضَ آدَمَ- إِلَّا وَ فِيهَا إِمَامٌ يُهْتَدَى بِهِ إِلَى اللَّهِ، وَ هُوَ حُجَّةُ اللَّهِ عَلَى الْعِبَاد؛ 8
به خدا سوگند! خداوند از آن زمان كه از حضرت آدم (ع) قبض روح كرد، زمين را رها نكرد؛ مگر آنكه امامى در آن قرار داد كه به وسيله او، مردم به سوى خدا هدايت مى‎‌شوند و او حجّت خدا بربندگان است ...»
بر اساس اين روايت، هدايت تشريعى‎‌بندگان يكى از وظايف امام است. چنين كسى لازم است از تمام علوم آگاهى داشته باشد؛ چنان‎‌كه صفوان از امام صادق (ع) نقل مى‎‌كند كه فرمود:
«إِنَّ اللَّهَ أَجَلُّ وَ أَعْظَمُ مِنْ أَنْ يَحْتَجَّ بِعَبْدٍ مِنْ عِبَادِهِ ثُمَّ يُخْفِى عَنْهُ شَيْئاً مِنْ أَخْبَارِ السَّمَاءِ وَ الْارْضِ‎‌؛ 9
همانا خداوند ... بزرگتر از آن است كه بربندگان خود، به كسى احتجاج كند، سپس چيزى از اخبار آسمان و زمين را از او مخفى نگه دارد.»
همچنين امام وظيفه هدايت تشريعى‎‌بندگان را بر عهده دارد؛ بلكه واسطه فيض ميان خدا وبندگان است؛ بدين معنا كه بدون حضور ايشان، دنيا اهل خود را در خود فرو مى‎‌برد. امام صادق (ع) راجع به امامان (ع) فرمودند:
«خداوند آنها را اركان زمين قرار داد كه اهل خود را نگه دارد ...» 10
در انديشه امام صادق (ع)، متصدّى منصب امامت، فردى منصوب از جانب خداوند، 11 مفترض الطّاعه، 12 باب الله، 13 خليفة الله، 14 وجه‎‌الله‎‌ 15 و خازن علم الهى است‎‌ 16 كه از مقام عصمت برخوردار است. 17
امام با چنين ويژگى‎‌هايى، همواره روى زمين وجود دارد تا آنجا كه اگر دو نفر روى زمين وجود داشته باشد، يكى از آن دو، امام است. امام صادق (ع) فرمودند:
«لَوْ لَمْ يَبْقَ فِى الْارْضِ إِلَّا اثْنَانِ لَكَانَ أَحَدُهُمَا الْحُجَّة؛ 18
اگر دو نفر در زمين باقى بمانند، يك نفر آنها حجّت است.»
همچنين فرمودند:
«آخرين كسى كه مى‎‌ميرد، امام است تا كسى بر خداوند احتجاج نكند كه خداوند او را بدون حجّتى بر او رها كرده است.» 19
پى‎‌نوشت‎‌ها:
______________________________
(1). محمّدبن على صدوق، «كمال الدّين»، ج 1، ص 286. شيخ صدوق 45 روايت از رسول اكرم (ص) نقل مى‎‌كند. (ر. ك: همان، صص 256- 288.)
(2). ر. ك: اسماعيل عليخانى، «جريان‎‌شناسى مهدوى»، معرفت كلامى، ش 3، ص 175.
(3). محمّدبن عبدالكريم شهرستانى، «الملل و النحل»، ج 1، صص 204- 205.
(4). حسين‎‌بن موسى نوبختى، «فرقة الشيعه»، ص 29.
(5). ابوالفرج اصفهانى، «مقاتل الطالبين»، ص 141.
(6). عبدالقاهر بغدادى، «الفرق بين الفرق»، ص 45.
(7). محمّدبن على صدوق، «كمال الدّين»، ج 1، ص 203.
(8). على‎‌بن حسين‎‌بن بابويه قمى، «الامامة و التّبصره»، ص 31.
(9). محمّدبن حسن صفّار، «بصائر الدّرجات»، ص 126.
(10). محمّدبن يعقوب كلينى، «الكافى»، ج 1، ص 196.
(11). همان.
(12). محمّدبن على صدوق، «عيون اخبارالرّضا (ع)»، ج 2، ص 259.
(13). محمّدبن حسن صفّار، همان، ص 62.
(14). محمّدبن على صدوق، «معانى الأخبار»، صص 126- 127.
(15). همو، «التوحيد»، ص 150.
(16). محمّدبن يعقوب كلينى، همان، ج 1، ص 193.
(17). محمّدبن على صدوق، «الخصال»، ج 1، ص 310.
(18). محمّدبن يعقوب كلينى، همان، ج 1، ص 180.
(19). همان، ص 180.
مقاله «مهدويّت در انديشه صادق آل محمّد (ص)»، نشريه معرفت، سال بيست و يكم، شماره 178، مهر 1391، صص 54- 56.



سایر مطالب این مجموعه: « نشان مهدى (ع) از زبان محمّد (ص)

نوشتن نظر

طرح روز

جستجو

جدیدترین نظرات

اوقات شرعی