رمضان بحر فيض و احسان‏

رمضان بحر فيض و احسان‏

شنبه ۲۹ ارديبهشت ۱۳۹۷ ساعت ۰۵:۰۰
امتیاز این گزینه
(0 آرا)

محمّدرضا ديانت‏
با پايان يافتن ماه رجب و شعبان، قدم در ماهى‏ گذاشتيم كه ماه تصفيه و پاكيزگى‏ از آلودگى‏ ها، ماه رها شدن از گناهان، ماه شب‏ زنده‏ دارى‏ و توبه و انابه، ماه بهار قرآن 1 و ماه به زنجير كشيدن شيطان 2 است‏

 


قدر بدانيم اين بهار عبادت و تعليم را.
ارج بنهيم ايّام سير و سلوك الى‏ الله را.
غنيمت بشماريم ماه نزول قرآن و كتاب رحمت را.
شاكر باشيم اين لحظه‏ هاى‏ آزاد شدن و رهيدن از نفس را.

خداوند مى‏ فرمايد:
«همه در گرو عمل خويشند. فقط يك عدّه آزادند؛ آن هم اصحاب يمين.» 3

اصحاب يمين افرادى‏ هستند كه مصاحب و هم‏نشينِ با يمن و بركتند و چيزى‏ جز بركت از آنها انتظار نمى‏ رود. ماه مبارك رمضان، ماه آزاد شدن و در كاروان اصحاب يمين قرار گرفتن است.
توصيه كردند زمان نام بردن از اين ماه، آن را با واژه بركت بدرقه كنيم.
واژه «بركت» در زبان عربى‏ ، به معنى‏ دوام و بقاء و زوال‏ناپذيرى‏ آمده و در مورد هر نعمتى‏ كه پايدار و با دوام باشد، گفته شده است. 4
خداوند در اين ماه، درهاى‏ خيرات و بركات خويش را به روى‏ بندگان گشوده و به همراه كرّوبيان و عرشيان و فرشتگان، با نداى‏ «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا» به استقبال ما آمده است.

امام صادق (ع) مى‏ فرمايند:
«گرچه روزه گرفتن سخت و دشوار است، ولى‏ لذّت شنيدن اين نداى‏ خدواند كه مى‏ فرمايد:
«يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُتِبَ عَلَيْكُمُ الصِّيامُ» 5 خستگى‏ روزه را از انسان مى‏ گيرد.» 6

پيامبر اكرم (ص) فرمودند:
«خداوند عدّه‏ اى‏ از فرشتگان را مأمور كرده است تا براى‏ روزه‏ داران دعا كنند و جبرئيل خبر داد كه پروردگار مى‏ فرمايد: «هرگز فرشتگانم را امر به دعا نكردم؛ جز آنكه دعاى‏ آنان را مستجاب نمودم.» 7

خداوند به حضرت موسى‏ (ع) وحى‏ فرستاد كه: «چرا با من مناجات نمى‏ كنى‏ ؟» عرض كرد: خدايا! روزه دارم و در حال روزه، دهان خيلى‏ معطّر نيست.
خداوند فرمودند:  «اى‏ موسى‏ ! بوى‏ دهان روزه‏ دار پيش من، از مشك‏ خوش‏بوتر است.» 8

انسان مگر نمى‏ خواهد در آن عالَم مطيّب و معطّر باشد؟ آنجا كه ديگر سخن از آهو و ناقه آهو نيست كه عطرى‏ داشته باشد. آنجا روزه است كه انسان را معطّر مى‏ كند. باطن روزه به صورت عطر ظهور مى‏ كند؛ آن هم در سطح بدن و ما فوق آن را خداى‏ سبحان مى‏ داند كه چيست. 9

پس سعى‏ كنيم مهمان خوبى‏ باشيم براى‏ ماهى‏ كه ماه بهار قرآن است. قرآنى‏ كه: «ظاهرش زيباست و باطنش عميق، عجايبش پايان ندارد، اسرار نهفته آن پايان نمى‏ پذيرد و تاريكى‏ هاى‏ جهل، جز به وسيله آن رفع نخواهد شد.» 10

چه زيبا فرمودند پيامبر خوبى‏ ها:
«اگر زندگى‏ سعادتمندان، مرگ شهيدان، نجات روز حسرت (قيامت)، سايه در روزِ سوزان و هدايت در روز گمراهى‏ را مى‏ خواهيد، قرآن را ياد بگيريد (و با آن مأنوس باشيد) كه آن سخن خداى‏ مهربان است و سپرى‏ است در مقابل شيطان و سنگينى‏ در ترازوى‏ اعمال.» 11

عزيزان! تلاوت آميخته با فهم معانى‏ و مفاهيم قرآن، انسان را در آسمان معرفت الهى‏ به پرواز در مى‏ آورد و با ملائكه هم‏سنخ مى‏ كند و ملكوتيان به او عشق مى‏ ورزند.
پس بياييم اين مشعل فروزان را در خانه‏ هاى‏ خود، روشن نگه داريم؛ زيرا عدل قرآن و پيامبر رحمت سفارش كردند:
«خانه‏ اى‏ كه در آن قرآن، فراوان خوانده شود، خير آن بسيار گردد و به اهل آن، وسعت داده شود و براى‏ آسمانيان بدرخشد؛ چنان‏كه ستارگان آسمان براى‏ زمينيان مى‏ درخشند.» 12

همين‏طور كه در اين ماه با دو پاروى‏ روزه و قرآن در درياى‏ پر از رحمت و لطف، در حركتيم، وارد نيمه ماه مى‏ شويم و زمانى‏ كه ماه نور افشانِ آسمان چون كشتى‏ در درياى‏ نيل‏فام سپهر به آرامى‏ به سوى‏ باختر در حركت بود، ماه ديگرى‏ در شهر «مدينه» از افق آسمان ولايت طالع و با چهره ملكوتى‏ و روحانى‏ خود عالم اسلام، بلكه جهان بشريت را روشن و تابناك گردانيد.

مردى‏ كه نامش نام بهشتى‏ ، 13 شبيه‏ ترين مردان عصر به رسول خدا (ص)، 14 زينت‏ بخش عرش و آسمان‏ها و زمين و سرور جوانان بهشت است.

با غم عشق تو تا يار، دل راز من است
بهتر از خلد برين گوشه بيت الحزن است‏

نه غم حور و نه انديشه جنّت دارم
از زمانى‏ كه مرا بر سر كويت وطن است‏

بعد از اين، ياد، كس از ليلى‏ و مجنون نكند
حسن اگر حسن تو و عشق اگر عشق من است‏

تويى‏ آن يوسف ثانى‏ كه ز يك جلوه حسن
محو ديدار تو، صد يوسف گل‏پيرهن است‏

نام ناميش حسن، خّلق گراميش حسن
پاى‏ تا فرق حسن، بلكه حسن در حسن است‏

كمى‏ جلوتر مى‏ رويم؛ لحظه به لحظه اين مهمانى‏ و بنده ‏نوازى‏ زيباتر مى‏ شود. نظاره ‏گر سفره‏ اى‏ هستيم به نام «شب قدر». شبى‏ كه عبادت و احياى‏ آن از هزار ماه بهتر است. 15 شبى‏ آكنده از سلامت و خير و رحمت تا طلوع صبح. 16

در داستان حضرت ابراهيم (ع) آمده است كه چند نفر از فرشتگان الهى‏ نزد او آمدند و بشارت تولّد فرزند براى‏ او آوردند و بر او سلام كردند. 17 مى‏ گويند لذّتى‏ كه اين نبىّ خدا از سلام اين فرشتگان برد، با تمام دنيا برابرى‏ نداشت. اكنون بايد فكر كرد كه وقتى‏ گروه گروه فرشتگان در شب قدر نازل مى‏ شوند و بر مؤمنان سلام مى‏ كنند، چه لذّت و لطف و بركتى‏ دارد؟!

وقتى‏ ولىّ خدا، ابراهيم (ع) را در آتش نمرودى‏ افكندند، فرشتگان آمدند و بر او سلام كردند و آتش بر او گلستان شد. آيا آتش دوزخ به بركت سلام فرشتگان بر مؤمنان در شب قدر «بَرد» و «سلام» نمى‏ شود؟

شب قدر، شبى‏ است كه فرشتگان، خدمت ولىّ‏ الله الاعظم امام مهدى‏ (عج) مى‏ رسند تا سرنوشت‏ هاى‏ ما به تأييد و امضاى‏ حضرت (عج) مفتخر شوند

از امام باقر (ع) سؤال شد: آيا شما مى‏ دانيد شب قدر كدام شب است؟
فرمودند:
«كَيْفَ لَا نَعْرِفُ وَ الْمَلَائِكَةُ يَطُوفُونَ بِنَا بِهَا؛ 18
چگونه نمى‏ دانيم؛ در حالى‏ فرشتگان در آن شب، در گرد ما دور مى‏ زنند؟!»

در روايات آمده است كه با منكران امامت، با «سوره قدر» احتجاج كنى‏ ؛ زيرا بر اساس اين سوره، فرشتگان هر سال در شب قدر نازل مى‏ شوند. در زمان حيات پيامبر (ص) بر وجود شريف حضرتش وارد مى‏ شدند. پس از آن حضرت بر چه كسانى‏ نازل مى‏ شوند؟

روشن است كه هر كسى‏ نمى‏ تواند ميزبان فرشتگان الهى‏ باشد و بايد او همچون پيامبر (ص)، معصوم بوده و ولايت امور بشر به عهده او باشد و او كسى‏ جز امام معصوم نيست كه در زمان ما، حضرت مهدى‏ (عج) مى‏ باشد و فرشتگان در شب قدر شرفياب محضرش مى‏ شوند.

راستى‏ قدر را چرا قدر ناميدند؟
شب قدر به اين جهت «قدر» ناميده شده كه جميع مقدرات بندگان در تمام سال در آن شب تعيين مى‏ شود؛ 19 شاهد اين معنى‏ «سوره دخان» است كه مى‏ فرمايد:
«إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِي لَيْلَةٍ مُبارَكَةٍ إِنَّا كُنَّا مُنْذِرِينَ فِيها يُفْرَقُ كُلُّ أَمْرٍ حَكِيمٍ؛ 20
ما اين كتاب مبين را در شبى‏ پر بركت نازل كرديم و ما همواره انذاركننده بوده‏ ايم. در آن شب كه هر امرى‏ بر طبق حكمت خداوند تنظيم و تعيين مى‏ گردد.»
در حديثى‏ طولانى‏ از پيامبر اكرم (ص) مى‏ خوانيم كه حضرت موسى‏ (ع) به خدا عرض كرد:
خدايا! مقام قربت را خواهانم.
پاسخ آمد: «قرب من، در بيدارى‏ شب قدر است.»
عرضه داشت: پروردگارا! رحمتت را خواستارم.
پاسخ آمد: «رحمت من در ترحّم بر مساكين در شب قدر است.»
گفت: خدايا! جواز عبور از صراط مى‏ خواهم.
پاسخ آمد: «رمز عبور از صراط، صدقه در شب قدر است.»
عرض كرد: خدايا! بهشت و نعمت‏هاى‏ آن را مى‏ طلبم.
پاسخ آمد: «دست‏يابى‏ به آن، در گرو تسبيح گفتن در شب قدر است.»
عرضه داشت: پروردگارا! خواهان نجات از آتش دوزخم.پاسخ  آمد: «رمز نجات از دوزخ، استغفار در شب قدر است.»
در پايان حضرت عرضه داشت: خدايا! رضاى‏ تو را مى‏ طلبم.
پاسخ آمد: «كسى‏ مشمول رضاى‏ من است كه در شب قدر، نماز بگذارد.» 21
خداوندا! بالاتر از تمام نيازها و حوائجمان خودت كمك كن تا در شب قدر، فقط بيدار نمانيم؛ بلكه بيدار شويم و فقط احيا نگيريم؛ بلكه احيا شويم.

نمى‏ دانم چه حكمتى‏ دارد كه اين مهمانى‏ خدا عجين شده با عزادارى‏ و به سوگ نشستن براى‏ مولايمان اميرمؤمنان (ع)! همان امير و امينى‏ كه به تعبير غلام سيه ‏چرده، پيشواى‏ پرهيزكاران، پسرعمّ مصطفى‏ (ص)، شير بيشه خاك، فريادرس خلايق و همچون باران رحمت بر همگان، ميراننده دشمنان، كليد بخشش و احسان و سخاوت، چراغ هدايتِ تاريكى‏ ها، امام حق، سيّد و سرور خلق، جداكننده حق از باطل، سيّد و آقاى‏ عبادت‏ كنندگان، بهترين هدايت‏ شدگان و با فضيلت‏ ترين سابقين، حجّت خداوند بر جميع خلايق، گشاينده در خيبر، به قتل رساننده مرحب، شجاع و پر قدرت، اهل جود و بخشش و سخاوت، پيشوا و سرور و داراى‏ تمام خوبى‏ ها، از خاندان اصيل و با شرافت، شمشير از نيام كشيده خداوند، وارث صفا و مروه و منا و عرفات، كسى‏ كه به اندازه يك چشم بر هم زدنى‏ به خداوند شرك نورزيد، سخاوتمندترين هر صاحب سخاوتى‏ و در گفت ‏وگو و سخنرانى‏ با فصاحت‏ ترين و با بلاغت‏ ترين هر صاحب گفت‏ وگويى‏ است. پدر آقايان و سيّدان بهشت، امام حسن و امام حسين (ع) است.

اوكسى‏ نيست؛ جز همان عين الله در مشرق‏ ها و مغرب‏ ها، فرزندِ هميشه غالب، شيرِ خداوند غالب، علىّ ابن ابى‏ طالب (ع) كه بهترين صلوات‏ها و از تحيّات، كامل‏ترين آنها بر او باد. 22
در پايان هم بر سر سفره «صحيفه سجّاديه» نشسته و چند دعا از دعاهاى‏ ناب آن امام همام را با هم مى‏ خوانيم:

«خدايا! بر محمّد و خانداش درود فرست و به ما بياموز كه چگونه فضيلتِ اين ماه را بشناسيم و حرمتش را بزرگ بشماريم و از آنچه منعمان فرموده ‏اى‏ ، خوددارى‏ كنيم و يارى‏ كن تا با نگهداشتن اعضا و جوارح خود از گناه و به كار گماشتن آنها در آنچه سبب خشنودى‏ توست، روزهاى‏ آن را روزه بداريم؛ آن سان كه به سخنان بيهوده گوش نسپاريم و چشم خود را به سوى‏ بازيچه‏ ها نداونيم و به حرام ‏ها دست نگشاييم و به سوى‏ ناشايسته‏ها قدم بر نداريم و شكم ‏هايمان جز آنچه حلال كرده ‏اى‏ ، در خود جمع نكند و زبانمان جز آنچه تو فرموده‏ اى‏ ، نگويد و جز در آنچه ما را به ثواب تو نزديك مى‏ سازد، خود را به زحمت نيندازيم و جز آن كار كه ما را از عقاب تو حفظ مى‏ كند، به كار ديگرى‏ نپردازيم.» 23

پى‏ نوشت‏ها:
__________________________________________________
(1). «.. رَبِيعُ الْقُرْآنِ شَهْرُ رَمَضَانَ»؛ «الكافى‏ »، ج 2، ص 630.
(2). «ميزان الحكمه»، حديث 7455.
(3). «كُلُّ نَفْسٍ بِما كَسَبَتْ رَهينَةٌ إِلَّا أَصْحابَ الْيَمينِ.»، سوره مدّثر، آيات 38 و 39.
(4). مخزن آب را از اين رو بركه مى‏ گويند كه آب مدتى‏ طولانى‏ در آن باقى‏ مى‏ ماند؛ «تفسير نمونه»، ج 24، ص 316.
(5). سوره بقره، آيه 183.
(6). لذة ما فى‏ النداء أزال تعب العبادة و العناء؛ «مجمع البيان»، ج 2، ص 490.
(7). «إِنَّ اللهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى‏ وَكَّلَ مَلَائِكَةً بِالدُّعَاءِ لِلصَّائِمِين»؛ «من لا يحضره الفقيه»، ج 2، ص 76؛ درباره استجابت دعا هم پيامبرمهربان (ص) فرمودند: «يا در دنيا خواسته‏اش را برآورده مى‏ كند يا براى‏ آخرت ذخيره مى‏ كند يا اينكه گناهانش را مى‏ بخشد»، «بحار الانوار»، ج 93، ص 378.
(8). «أَوْحَى‏ اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَى‏ مُوسَى‏ (ع) مَا يَمْنَعُكَ مِنْ مُنَاجَاتِى‏ ...»؛ «الكافى‏ »، ج 4، ص 64.
(9). «حكمت عبادات»، آيت الله جوادى‏ ، ص 142.
(10). «إِنَّ الْقُرْآنَ ظَاهِرُهُ أَنِيقٌ وَ بَاطِنُهُ عَمِيقٌ ..»؛ «نهج البلاغه»، خطبه 18.
(11). «إِنْ أَرَدْتُمْ عَيْشَ السُّعَدَاءِ ...»؛ «بحارالانوار»، ج 89، ص 17.
(12). «فَإِنَّ الْبَيْتَ إِذَا كَثُرَ فِيهِ تِلَاوَةُ الْقُرْآنِ كَثُرَ خَيْرُه ...»؛ «الكافى‏ »، ج 2، ص 610.
(13). «الْحَسَنُ وَ الْحُسَيْنُ اسْمَانِ مِنْ أَسَامِى‏ أَهْلِ الْجَنَّة ...»؛ «بحارالانوار»، ج 43، ص 252.
(14). «لَمْ يَكُنْ أَحَدٌ أَشْبَهَ بِرَسُولِ اللهِ مِنَ الْحَسَنِ بْنِ عَلِى‏ »؛ «بحارالانوار»، ج 43، ص 300.
(15). سوره قدر، آيه 3.
(16). سوره قدر، آيه 5.
(17). سوره هود، آيه 69.
(18). «بحارالانوار»، ج 94، ص 14.
(19). البتّه جواب‏هاى‏ ديگرى‏ نيز داده شده است.
(20). سوره دخان، آيات 3 و 4.
(21). «قَالَ مُوسَى‏ إِلَهِى‏ أُرِيدُ قُرْبَكَ قَالَ قُرْبِى‏ لِمَنِ اسْتَيْقَظَ لَيْلَةَ الْقَدْر ...»؛ «وسايل الشيعه»، ج 8، ص 20.
(22). اين جملات مربوط به غلام سياهى‏ است كه دزدى‏ كرده بود و خدمت حضرت رسيد و اعتراف كرد و حضرت حدّ بر او جارى‏ نمود ابن كواء، دشمن امير مومنان با تمسخر و سرزنش پرسيد چه كسى‏ دست تورا قطع كرده و غلام اين جملات را در معرفى‏ امام بيان نمود.
(23). «صحيفه سجّاديه»، دعاى‏ چهل و چهارم.

سایر مطالب این مجموعه: « مرگ شيطان‏ ادعیه ماه رمضان »

نوشتن نظر

طرح روز

جستجو

جدیدترین نظرات

اوقات شرعی