پرچم‌دار امام حسين عليه السلام

پرچم‌دار امام حسين عليه السلام

يكشنبه ۰۲ ارديبهشت ۱۳۹۷ ساعت ۰۳:۰۴
امتیاز این گزینه
(0 آرا)

ابوالفضل هادی منش
در صبح روز عاشورا، امام ياران خود را به دو دسته تقسيم كرد كه شامل سي نفر سواره نظام و چهل نفر پياده نظام بود. امام فرماندهي ميمنه سپاه را به «زهير بن قين» و ميسره سپاه را به «حبيب بن مظاهر» سپرد و پرچم را به برادر خود عباس عليه السلام كه از همه شجاع‌تر بود، داد.


در صبح روز عاشورا، امام ياران خود را به دو دسته تقسيم كرد كه شامل سي نفر سواره نظام و چهل نفر پياده نظام بود. امام فرماندهي ميمنه سپاه را به «زهير بن قين» و ميسره سپاه را به «حبيب بن مظاهر» سپرد و پرچم را به برادر خود عباس عليه السلام كه از همه شجاع‌تر بود، داد. 1
امام حسين عليه السلام به دليل نقش حساس عباس عليه السلام در رويارويي با دشمنان به ايشان اجازه مبارزه و جنگ نمي‌دادند؛ زيرا چه بسا شهادت ايشان به دليل دارا بودن نقش پرچم‌داري مي‌توانست ضربه جبران ناپذيري به روحيه سپاه باشد. از اين رو، وقتي ابوالفضل العباس عليه السلام با ديدن شهادت ياران امام و تنهايي او، اجازه جنگ مي‌خواهد، امام به او مي‌فرمايد: «يا اَخي أَنْتَ صاحِبُ لِوائي وَ اِذا مَضَيتَ تَفَرَّقَ عَسْكَري؛ 2 ‌اي برادر! تو پرچم‌دار من هستي. اگر تو از دست بروي، سپاه من پراكنده مي‌شود.‌»
نگاشته اند هنگامي كه اسيران كربلا را به شهر شام بردند، در ميان وسائل غارت شده از شهيدان كربلا، پرچمي بود كه در اثر ضربات شمشير و نيزه، آسيب ديده بود. وسائل را پيش روي يزيد نهادند. يزيد پرچم مذكور را برداشت و به دقت بدان نگريست و پرسيد: اين پرچم در دست چه كسي بوده است؟ گفتند: عباس بن علي عليهماالسلام. آن گاه با تعجب و شگفتي ايستاد و به حاضران گفت: «به اين پرچم خوب بنگريد. ببينيد كه بر اثر ضربه‌هاي پيكارگران جاي سالمي بر آن نمانده است، ولي جايي كه در دست پرچم‌دار قرار داشته، سالم است.‌»
اين سخن كنايه از اين بود كه پرچم‌دار ضربه‌هاي تيغ و شمشيري كه بر دستش فرود مي‌آمده، تحمل كرده، ولي پرچم را رها نمي‌كرده است. 3
موقعيت حضرت عباس عليه السلام در بين ياران امام حسين عليه السلام موقعيت ويژه و منحصر به فردي بوده است. آنگاه كه در مدينه بسياري از خواص و نزديكان امام، ايشان را از دست زدن به قيام باز مي‌داشتند و با نصيحت و خيرخواهي، امام را از اين حركت بر حذر مي‌داشتند، حضرت عباس عليه السلام در چنين شرايط بحراني و حساسي، بدون هيچ گونه مصلحت انديشي، پيشگام در ياري امام عليه السلام شد.
در ديگر صحنه‌هاي قيام نيز همواره حضرت عباس عليه السلام پيشگام ديده مي‌شود. به عنوان نمونه شب عاشورا وقتي تنهايي و بي ياوري امام خود را مي‌بيند كه امام به همه اجازه بازگشتن از كربلا مي‌دهد، به عنوان اولين سخنگو برخاسته و فرياد برآورد: «هرگز چنين نخواهيم كرد، آيا براي اينكه بعد از تو زنده بمانيم؟ خداوند تا ابد آن را به ما نشان ندهد؛ لَمْ نَفْعَلْ ذلِكَ! لِنَبْقِي بَعْدَكَ؟ لا اَرانَا اللّه ُ ذلِكَ ابدا.‌» 4
و هنگامي كه امام عليه السلام، سر و صداي لشكر دشمن را مي‌شنود كه آماده شبيخون هستند، حضرت عباس عليه السلام را به عنوان نماينده اعزامي خود به همراه بيست سوار به سوي آنان گسيل مي‌دارد، تا ببيند خواسته آنان چيست و به او مي‌فرمايد: «يا عَبّاسُ اِرْكَبْ بِنَفْسي اَنْتَ يا اَخي! حَتَّي تَلْقاهُمْ وَ تَقُولَ لَهُمْ ما لَكُمْ وَ ما بَدالَكُمْ وَ تَسْأَلْهُمْ عَمّا جاءَ بِهِمْ؟؛‌اي عباس!‌اي برادرم! جانم به قربانت، سوار شو و نزد ايشان برو و بگو شما را چه شده و چه مي‌خواهيد و از سبب آمدنشان [به اينجا] پرسش كن.‌» 5
عباس عليه السلام نزد ايشان رفته و خبر آورد كه آنان براي جنگ آمده اند. امام به او فرمود: «اِرْجِعْ اِلَيهِمْ فَإِنِ اسْتَطَعْتَ أَنْ تُؤَخِّرَهُمْ اِلَي الْغُدْوَةِ وَ تَدْفَعَهُمْ عَنَّا الْعَشِيةَ لَعَلَّنا نُصَلي لِرَبِّنَا اللَّيلَةَ وَ نَدْعُوهُ وَ نَسْتَغْفِرُهُ فَهُوَ يعْلَمُ اَنّي قَدْ كُنْتُ اُحِبُّ الصَّلوةَ لَهُ وَ تِلاوَةَ كِتابِهِ وَ الدُّعاءَ وَ الاِسْتِغْفارَ؛ نزد آنان باز گرد و اگر توانستي تا صبح از آنان مهلت بگير و امشب ايشان را از ما باز گردان، شايد ما امشب را براي پروردگارمان نماز بخوانيم و او را خوانده و درخواست مغفرت نماييم؛ زيرا خداوند مي‌داند كه من نماز براي او، تلاوت كتابش و دعا و طلب آمرزش را دوست مي‌دارم.‌» و عباس عليه السلام نيز چنين كرد. 6
در روز عاشورا نيز ايشان علاوه بر دفاع از خيمه‌ها، هر گاه در درگيريها، نيروهاي خودي، در محاصره دشمن قرار مي‌گرفتند و توان مقابله را از دست مي‌دادند، به ياري آنان مي‌شتافت و حلقه محاصره را مي‌شكست. به عنوان نمونه در مبارزه «عمر بن خالد صيداوي»، «جابر بن حارث سلماني» و «سعد» غلام عمر بن خالد صيداوي كه پس از ساعتي پيكار در محاصره دشمن واقع شدند، حضرت عباس عليه السلام با يورشي توفنده، آنان را از چنگال دشمن نجات داد. 7
او در حركتي افتخارآميز، براي اطمينان از جانفشاني برادران خود؛ عبدالله، جعفر و عثمان، آنان را پيش مرگ امام خود ساخته و بدانها مي‌گويد: «تَقَدَّمُوا بِنَفْسي اَنْتُمْ! فَحامُوا عَنْ سَيدِكُمْ حَتّي تَمُوتُوا دُونَهُ؛ پيش بتازيد فدايتان شوم! و از سرور و پيشواي خود حمايت كنيد تا در برابر او جان دهيد.‌» 8سپس آنان را به ميدان فرستاد و هرسه آنها به شهادت رسيدند. در پايان نيز خود به ميدان شتافته و به شهادت رسيد.
ابو حنيفه دينوري از تاريخ نويسان اهل سنت درباره شهادت عباس عليه السلام مي‌نويسد: «وَ بَقِي الْعَبّاسُ بْنُ عَلي عليهماالسلام قائِما لإِِمامِ الحُسَينِ عليه السلام يقاتِلُ دُونَهُ وَ يميلُ مَعَهُ حَيثُ مالَ حَتّي قُتِلَ رَحْمَةُ اللّه ِ عَلَيهِ؛ و عباس بن علي عليهماالسلام همچنان پيش روي امام حسين عليه السلام باقي ماند، نزد او مي‌جنگيد و به هر سو كه امام مي‌رفت او نيز مي‌رفت تا اينكه كشته شد؛ درود خدا بر او باد.‌» 9
با شهادت عباس عليه السلام نامه پرچم‌داري در عصر حضور بسته شد و نام او را تاريخ به عنوان واپسين پرچم‌دار جنگهاي پيشوايان معصوم عليهم السلام در دوران حضور ثبت نمود.
عباس لواي همت افراشته است // وين راز به خون خويش بنگاشته است
او پرچم انقلاب عاشورا را // با دست بريده‌اش به پا داشته است 10

تاج شهيدان همه عالمي // دست علي عليه السلام ماه بني هاشمي
چار امامي كه تو را ديده‌اند // دست علم گير تو بوسيده‌اند

بر لب آبم و از داغ غمت مي‌ميرم // هر دم از غصه جانسوز تو آتش گيرم
مادرم داد به من درس وفاداري را // عشق شيرين تو آميخته شد با شيرم
گاه سردار علمدارم و گاهي سقا // كه به پاس حَرَمت گشت زنان چون شيرم
غيرتم، گاه نهيبم زند از جا برخيز! // ليك فرمان مطاع تو شود پا گيرم
كربلا كعبه عشق است و منم در احرا // شد در اين قبله عشاق دو تا تقصيرم
دست من خورد به آبي كه نصيب تو نشد // چشم من داد از آن آب روان تصويرم
بايد اين ديده و اين دست كنم قرباني // تا كه تكميل شود حج و من آن گه ميرم
زين جهت دست به پاي تو فشاندم بر خاك // تا كنم ديده فدا، چشم به راه تيرم
اي قد و قامت تو معني «قد قامت» من // اي كه الهام عبادت ز وجودت گيرم
وصل شد حال قيامم ز عمودي به سجود // بي ركوع است نماز من و اين تكبيرم
جسدم رابه سوي خيمه اصغرعليه السلام مبريد // كه خجالت زده زان تشنه لب بي شيرم
(حبيب الله چايچيان)



پی نوشت:

1)تاريخ الطبري، ج 5، ص 213؛ مقتل الحسين، موفق بن احمد الخوارزمي، قم، منشورات مكتبة المفيد، بي تا، ج 2، ص 4.
2)بحار الانوار، محمد باقر المجلسي، بيروت، مؤسسة الرسالة، 1403 ه. ق، ج 45، ص 41.
3)ر. ك: سوگنامه آل محمد صلي الله عليه و آله، محمد محمدي اشتهاردي، قم، انتشارات ناصر، چاپ ششم، 1373 ه. ش، ص 299.
4)شيخ عباس قمي، نفس المهموم، تهران، كتاب فروشي اسلاميه، 1368، ه. ق، ص 137.
5)محمد بن محمد بن النعمان، شيخ مفيد، الإرشاد، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامي، 1378 ه. ش، ج2، ص132.
6)همان، ص133.
7)تاريخ الطبري، ج5، ص216.
8)الارشاد، ج2، ص162.
9)ابو حنيفه احمد بن داود الدينوري، اخبار الطِّوال، بيروت، دار الكتب العلمية، چاپ اول، 1421 ه. ق، ص380.
10)سيد رضا مؤيد.

منبع: ماهنامه اطلاع رساني، پژوهشي، آموزشي مبلغان شماره63.

نوشتن نظر

طرح روز

جستجو

جدیدترین نظرات

اوقات شرعی