زبان عربی، زبان دین

زبان عربی، زبان دین

جمعه ۱۵ آبان ۱۳۹۴ ساعت ۰۷:۴۳
امتیاز این گزینه
(4 آرا)

چند روز پیش بود که سوار بر اتوبوس، گرمِ دیدن خیابان‌ها و برگ‌های خشک شده درختان بودم که مسافر جلویی، کاغذی به سمتم دراز کرد و به زبان عربی، نحوه رسیدن به آدرسِ روی کاغذ را پرسید. بندگان خدا که به نظر می‌رسید توریست باشند، دنبال نشانی «کاخ موزه سعدآباد» بودند. خوشبختانه متوجّه سؤالشان شدم؛ امّا مشکل اصلی، زمانی بروز کرد که قصد داشتم به سمت مقصد راهنمایی‌شان کنم!


تمام دستور زبان‌های عربی‌ای که در دوران تحصیل خوانده بودم، به یکباره از ذهنم پرید و حالا من مانده بودم و چهار چشم که به من دوخته شده بود. بماند که با چه ضرب و زوری مسیر را بهشان، آن‌هم به زبان انگلیسی، حالی کردم؛ امّا راستش را بخواهید، از اینکه این‌گونه کم آورده بودم و مجبور شده بودم از زبان انگلیسی استفاده کنم، خیلی حسّ بدی داشتم. آن هم از اینکه این همه سال عربی خواندیم و آخرش هم متوسّل به زبان انگلیسی‌ای که آن‌را هم از مدرسه یاد نگرفته بودیم، شدم.
همین اتّفاق ساده، بهانه‌ای شد که موضوع گزارش این هفته را به غارت‌شده‌ای در خصوص زبان عربی قرار دهیم. زبانی که در کشورمان حسابی مهجور است و حتّی گاهی منفور. این را از بین حرف‌های مردمی که سراغشان رفتیم، به خوبی می‌شد، فهمید.

قحطی کلاس‌های آموزشی در شهر
در ابتدا، این آمادگی را بدهیم که در سطح کلان‌شهری چون «تهران»، اگر کلّ شهر را بگردید، بیش از دو یا سه مرکز آموزش زبان پیدا نمی‌کنید که در لیست زبان‌های آموزشی مرکزشان، جایی هم برای زبان عربی داشته باشند.
ساناز، دانشجوی یکی از مؤسّسات آموزش زبان معروف تهران است و در حال حاضر، دارد زبان دومش را که فرانسوی است، یاد می‌گیرد. وقتی از او در خصوص اینکه تا به حال به فکر افتاده که عربی هم بخواند، سؤال می‌پرسیم. صورتش طوری جمع می‌شود که گویی به او فحش داده‌ایم و می‌گوید:
عربی؟! مگر بیکارم عربی بخوانم؟ این همه زبان قشنگ و مهم در دنیا هست. یادگرفتن زبان عربی به چه دردی می‌خورد؟
و بعد هم با حسّی ناسیونالیستی، عرب‌ها را دست می‌اندازد و می‌خندد.
خانم مسعودی که مدیر یکی از آموزشگاه‌های زبان انگلیسی و فرانسه است نیز می‌گوید:
الآن انگلیسی، زبان اصلی دنیاست و البتّه علاقه‌ها هم به همان سمت است. بعید می‌دانم افراد زیادی باشند که به زبان عربی علاقه داشته باشند و آنهایی هم که علاقه دارند، می‌توانند در دانشگاه این رشته را بخوانند. البتّه مشکل دیگر هم این است که کتاب آموزشی و استادانی که در آموزشگاه‌ها به این کار بپردازند هم خیلی کم است.
به سراغ یکی از آموزشگاه‌هایی که در هفته، چند روزی هم کلاس عربی در کنار زبان‌های انگلیسی، فرانسه، اسپانیولی و آلمانی دارد، می‌رویم و از اداره آموزش، علّت محدود بودن کلاس‌های عربی را در طول هفته می‌پرسیم. در یک جمله جواب می‌دهد:
برایش تقاضا نداریم.
آقای ملکوتی، دانشجوی یکی از کلاس‌های زبان عربی، می‌گوید:
من خودم در دانشگاه عربی خوانده‌ام؛ امّا متأسّفانه شیوه آموزشی این زبان در دانشگاه‌ها اصلاً قوی نیست و آن‌طور که من درجریانم، تنها «دانشگاه علّامه طباطبایی تهران» است که در کلاس‌ها، اساتیدش با زبان عربی صحبت می‌کنند وگرنه بقیه دانشگاه‌ها  فرق چندانی با دوران مدرسه ندارند!

عربی، زبان دوم ماست
در خصوص اینکه آیا اصلاً زبان عربی اهمّیتی دارد یا نه و اینکه چرا مورد توجّه ما قرار گرفته است، سراغ یک کارشناس رفته‌ایم. حجّت الاسلام سیّدمهدی واعظ موسوی در جواب به سؤالمان گفت:
باور قرآنی ما بر این است که زبان دوم هرکسی، باید زبان دینش باشد. دنیای ترجمه خیلی گسترده است. ما برای شناخت هر فرهنگی لازم است که اوّل زبان آن فرهنگ را بشناسیم؛ زیرا زبان‌ها، ترجمان فرهنگ جوامعند. کما اینکه شرق شناسان وقتی خواستند اسلام را بشناسند، اوّل از همه آمدند و زبان عربی را به طور کامل یاد گرفتند و با ترجمه بود که توانستند به اطّلاعات برسند؛ امّا متأسّفانه ما که دینمان اسلام است، به اندازه آن مستشرقان وقت نگذاشته‌ایم تا زبان دینمان را بشناسیم.
از وی در خصوص این نبود علاقه می پرسیم و جواب می‌گیریم:
شاید اگر بخواهیم بررسی تاریخی کنیم، بتوان ریشه‌های آن را در دوره پهلوی جست‌وجو کرد. تلاش‌های «انگلیس» برای تقویت حسّ ناسیونالیستی و جا انداختن برتری عجم بر عرب، که هنوز هم بین بخشی از مردم ما وجود دارد. البتّه در آن دوره، با عنوان فارس بودن و ضدّیت با زبان عربی، هرچه نماد دینی در جامعه وجود داشت، کوبیده شد. طوری که امروز ما در «مسجدالحرام» که می رویم برای ارتباط با سایر مسلمانان، به جای صحبت به عربی، به زبان بیگانه انگلیسی متوسّل می‌شویم.
این کارشناس مذهبی در خصوص برنامه‌های آموزشی زبان عربی در مدارس نیز با دیدی انتقادی می‌گوید:
زبانی که در مدارس به بچّه‌ها آموزش داده می‌شود، نه عربی‌شان را تقویت می‌کند و نه انگلیسی‌شان را. اگر در این دوره 12 ـ 10 ساله، آموزشی اصولی را در دستور کار قرار دهیم، مطمئنّاً موفّق‌تر خواهیم بود؛ مثلاً فرض کنید به جای این شیوه، واژگان و اصطلاحات قرآنی را به بچّه‌ها آموزش دهیم. این واژگان چندان زیاد هم نیست. در این صورت، وقتی بچّه‌ای از مدرسه فارغ‌التّحصیل می‌شود، حدّاقل موقع قرائت قرآن یا خواندن حدیث، خیلی از مفاهیم را می‌داند و درک می‌کند؛ امّا به جای آن، یک سری قواعد عربی را یاد می‌دهیم که آخرش هیچ نتیجه‌ای ندارد. نه بچّه‌ها عربی یاد گرفته‌اند و نه قرآن را می‌فهمند و نه حتّی چیزی از آن آموخته یادشان می‌ماند.
شاید اگر از متولّیان امور آموزشی، که عربی را در برنامه‌های درسی مدارس قرار داده‌اند، بپرسیم که هدفشان از این درس چیست، پاسخی مشابه آنچه استاد واعظ موسوی گفتند، بدهند. اینکه چون زبان دین ما، عربی است، یادگیری آن نیز در اولویّت است؛ امّا به راستی چند نفر از ما تا به حال، به این زبان با نگاه اسلامی و وحدت‌بخشی آن، نگاه کرده‌ایم؟
نمی‌دانم، آیا هنوز هم موقع شنیدن اهمّیت زبان عربی، قیافه‌تان در هم می‌رود؟

مریم محبّـی

نوشتن نظر

طرح روز

جستجو

جدیدترین نظرات

اوقات شرعی