کلیــد رستـگـاری

کلیــد رستـگـاری

چهارشنبه ۱۴ آبان ۱۳۹۳ ساعت ۲۱:۳۸
امتیاز این گزینه
(0 آرا)

دعا، خالص‎ترین، پاک‎ترین، مقبول‎ترین، نزدیک‎ترین و عاطفی‎ترین رابطة بنده با معبود خویش است؛ گفت‎وگویی صریح و بی‎ریا، ساده و صادقانه است؛ اظهار و بیان تذّکر و توجّه قلبی‌داشتن عبد است به معبود. دعا، سخن گفتن، گاه با زبان است و گاه با دل؛ با زبان ذکر گفتن و با دل، متذکّر او بودن و در محضر و منظر او زیستن است. وقتی تقوا به درجه‎ای رسد که انسان در هر حال، خود را در بارگاه او داند، این نهایت درجة تذکّر قلبی و ارتباط باطنی بنده با معبود خویش است.

«مفتاح الفلاح » اثر شیخ بهایی، ترجمة علی‌بن طیفور بسطامی، به ضمیمة رسالة «نور علی، نور در ذکر و ذاکر و مذکور» نوشتة آیت‎الله حسن حسن‎زاده آملی، مؤسّسة انتشارات حکمت، چاپ ششم، 1384 هـ .ش.
دعا، خالص‎ترین، پاک‎ترین، مقبول‎ترین، نزدیک‎ترین و عاطفی‎ترین رابطة بنده با معبود خویش است؛ گفت‎وگویی صریح و بی‎ریا، ساده و صادقانه است؛ اظهار و بیان تذّکر و توجّه قلبی‌داشتن عبد است به معبود. دعا، سخن گفتن، گاه با زبان است و گاه با دل؛ با زبان ذکر گفتن و با دل، متذکّر او بودن و در محضر و منظر او زیستن است. وقتی تقوا به درجه‎ای رسد که انسان در هر حال، خود را در بارگاه او داند، این نهایت درجة تذکّر قلبی و ارتباط باطنی بنده با معبود خویش است. اظهار ذلیل‎ترین مرتبة عجز و فقر و نیازمندی عبد است در برابر معبود غنی و بی‎نیاز.
«مفتاح الفلاح » یکی از ارزنده‎ترین کتب ادعیه در فرهنگ شیعی است. اهمّیت این اثر، یکی به لحاظ جلالت قدر و مقام رفیع علمی و معنوی گردآورندة این اثر است که با شناخت دقیق و فهم عمیق خود از معارف معصومان(ع) مجموعه‎ای از احادیث متقن وارده در این باب را گردآوری نموده است و ویژگی دیگر این مجموعه، در این است که یک برنامة روحی و روانی برای تمام اوقات شبانه‎روز است؛ بدین معنا که انسان در هر ساعتی از ساعات که حال دعا و استغاثه داشته باشد، می‌تواند با مضامینی عالی با معبود و معشوق یگانة خود، راز و نیاز نموده و روح خود را در معرض اشراقات و انوار قدسیّة الهی قرار دهد.
از مفتاح الفلاح چند ترجمة فارسی توسط علمای پیشین به عمل آمده که نسخ آنها به فراوانی موجود است؛ از جملة آنها می‎توان ترجمة مرحوم آقاجمال گلپایگانی را نام برد؛ ولی هیچ یک از ترجمه‎ها با توجّه به زبان فارسی کنونی، ترجمه‎ای گویا و روان محسوب نمی‎شوند؛ جز اینکه ترجمة علی‌بن طیفور بسطامی که از دانشمندان قرن یازدهم است، در میان آنها از موقعیت ویژه‎ای برخوردار است. نثر شیوا و گویا و نیز توضیحات مفید و به جای مترجم بر متن کتاب، روی هم رفته یک مفتاح الفلاح فارسی را در اختیار خواننده گذاشته است.
آیت‎الله حسن‎زاده آملی در مقدّمه‎ای بر این کتاب، نکاتی پیرامون دعا در معارف اسلامی به رشتة تحریر درآورده است که حاصل آن، رسالة «نور علی، نور در ذکر و ذاکر و مذکور» است که خود بحثی بدیع دربارة دعاست. استاد، کتاب مفتاح الفلاح را یکی از مائده‎های پرفایدة آسمانی برشمرده است که عاید نفوس مشتاق و شیفتة کمال می‎گردد.
مفتاح الفلاح تألیف شیخ بهائی است که در وظایف اهل دیانت، به آداب و اعمال واجب و مندوب روز و شب به بهترین نظم و اسلوب آن را تدوین نموده است. از محاسن و مطالب آن عزیز این است که هم مشحون به حقایق لطایف منطق سفرای الهی راز و نیاز با خداوند بی‎نیاز است و هم حاوی دقایق معانی در بیان اسرار متیسّر آیات قرآنی و ادعیه و اذکار مأثوره است. کوتاه سخن آنکه، انسان آگاه و زبان‎دان و گوهرشناس باید بدان انس بگیرد تا قداست و نفاست، درّ یتیم را دریابد وگرنه زبان قلم در وصف و تحریر آن زبون است. معلّم بزرگ مرحوم آیت‎الله ملاحسین‎قلی همدانی(ره) که به فرمودة بعضی از مشایخ ما، سیصد تن از اولیاءالله در محضر انور او تربیت شده‎اند، می‎گفت: کتاب مفتاح الفلاح شیخ بهائی برای عمل کردن خوب است...
در نظر ایشان، شایسته است که مفتاح الفلاح شیخ بهائی در شمار کتب درسی حوزه‎های علمیّه درآمده و کسانی در مقام تدریس آن برآیند؛ زیرا زبان فهم و اهل دعا و سیر و سلوک بوده و به قولی راه‌نما است.
اثر مذکور در دو بخش تنظیم شده است که بخش اوّل آن، رسالة نور علی نور در ذکر و ذاکر و مذکور، به قلم آیت‎الله حسن‎زاده آملی و بخش دوم مشتمل بر شش باب کتاب مفتاح الفلاح است. رسالة نور علی، شامل یک مقدّمه و یازده فصل در دعا و ذکر و مناجات است. مقدّمة آن، مشتمل بر کلماتی چند، حول مکانت و منزلت دعا بوده و یازده فصل این رساله در بیان بعضی از اسرار ذکر و دعا، عدد مأثور در بعضی ادعیه و اذکار، اوقات و امکنه، طهارت داعی، احتراز از دعای ملحون1، دعای مأثور و غیرمأثور، ادب مع‎الله و سرّ اجابت دعا تنظیم یافته است.
شیخ بهائی در مقدّمة کتابش ذکر می‎نماید که تألیف مفتاح الفلاح ، به نوعی استجابت درخواست جمعی از برادران دینی و دوستان یقینی بوده است که از وی استدعای تألیف کتابی، مشتمل بر عبادات واجب، اعمال مستحبّ و آداب و اذکار شبانه‎روزی نموده بودند.
عناوینی که وی برای شش باب کتابش برگزیده است، به ترتیب عبارتند از:
باب اوّل در بیان آنچه از طلوع صبح صادق تا برآمدن آفتاب باید به عمل آورد؛
باب دوم در آنچه از وقت طلوع آفتاب تا هنگام زوال، مرعی باید داشت؛
باب سوم در آنچه از وقت زوال تا غروب آفتاب، قیام به آن باید نمود؛
باب چهارم در آنچه از وقت غروب آفتاب تا وقت خواب، مبادرت به آن باید نمود؛
باب پنجم در آنچه از وقت خواب تا نصف شب، مشغول به آن باید بود؛
باب ششم در آنچه از نصف شب تا طلوع صبح، عمل به آن باید کرد.
نیایش برای انسان، هدف‎های متعدّدی را در بر دارد:
1. انسان برای تکامل مادّی و معنوی آماده شده و از خداوند آگاهی می‎خواهد تا بتواند علل محاسبه نشده را که از هر سو به طرفش سرازیر می‎گردند، به حساب درآورده و هر‎چه بیشتر بتواند موانع را از پیش پا بردارد و مقتضیّات را انجام دهد. اگر هم نتواند از عهدة علل ناشناخته برآید، خداوند عنایتی فرماید و تسلیم به مشیّت را چراغ راه انسان نماید تا در زندگانی، خلأیی احساس نکند؛
2. نیرو‌گرفتن از ماورای طبیعت و بهره‎برداری از آن، در برآورده شدن نیازهای مادّی و معنوی؛
3. تماس بی‎نهایت کوچک با بی‎نهایت بزرگ است که نهایت آمال و ایده‎آل بشری است. با این تماس است که جهان درونی و برونی و جهان مادّی و معنوی هماهنگ می‎شوند و هستی آدمی، معنای حقیقی خود را برای انسان آشکار می‎سازد؛
4. تحلیل آرامش روحی در هنگام اضطراب‎های مختلف؛
5. به دست آوردن نیرو برای کوشش‎های بامحتوا. از زیربنا تا روبنای جهان هستی، نظامی باز به عوامل فوق طبیعی دارد که نیایش، نیروی تغییر آن است و می‎تواند تأثیرگذار باشد. اگرچه جهان، نمایش نظام بسته را دارد، ولی دارای نظامی باز به فوق طبیعت است.
مؤلّف، مقدّمة باب اوّل را به فضیلت بین‎الطّلوعین، تحقیق در تشخیص فجر ثانی و عبادات متعلّق به آن زمان،اختصاص داده است.

نمونه‌ای از مکاشفه و کرامت
در روزگار شیخ بهایی، عالمی به نام معزّالدین محمّد زندگی می‌کرد. او از بزرگترین قاضیان شهر «اصفهان» بود. شبی یکی از امامان معصوم(ع) را خواب دید که به وی فرمود: «کتاب مفتاح الفلاح را بنویس و طبق آن عمل کن.»
قاضی، شگفت‌زده از خواب پرید و صبح زود به دیدار عالمان اصفهان شتافت و در مورد کتابی به نام مفتاح الفلاح پرس‌وجو کرد. همه گفتند: ما کتابی با این نام ندیده‌ایم.
شیخ بهایی در آن ایّام، همراه با اُردوی شاه عبّاس در سفر بود و در همان سفر در شهر «گنجه»، که هم اکنون در «آذربایجان» است، کتابی با نام مفتاح الفلاح نگاشته بود؛ ولی هنوز هیچ کس از آن کتاب و نام آن خبر نداشت. وقتی شیخ از سفر بازگشت، معزّالدین محمّد، به دیدار وی رفت و در ضمن گفت‌وگوها دربارة کتابی به نام مفتاح الفلاح از وی پرسید.
شیخ بهایی گفت: من کتابی در همین سفر نوشته‌ام که در زمینة دعاهای رسیده از معصومان(ع) است و نام آن را هنوز به هیچ‌کس نگفته‌ام و نسخه‌اش هم هنوز در اختیار کسی قرار نگرفته است. شما این نام را از کجا شنیده‌اید؟
قاضی، جریان خواب خود را بازگو کرد و آنگاه شیخ بهایی بسیار گریست و نسخة اصلی کتاب را به قاضی معزّالدین محمّد داد و بدین‌گونه دومین نسخة این کتاب ارزشمند، توسط قاضی نوشته شد.


پی‌نوشت‌:
1. دعای ملحون به معنی دعایی است که اعراب الفاظ، اذکار و عبارات آن به درستی بیان نشود.a

نوشتن نظر

طرح روز

جستجو

جدیدترین نظرات

اوقات شرعی