تاریخ فرهنگی قبیله رنگ خدا

تاریخ فرهنگی قبیله رنگ خدا

جمعه ۰۱ شهریور ۱۳۹۲ ساعت ۱۴:۵۸
امتیاز این گزینه
(6 آرا)

(دعای ندبه، نقشه سری خداوند برای راهبرد مؤمنان)
بالأخره پس از دو ماه انتظار، هفتاد و چهارمین نشست از سلسله نشستهای موعود، با موضوع «تاریخ فرهنگی رنگ خدا»، در حالی که تنها چند روز از عید سعید فطر می گذشت به بار نشست. در این نشست، علاوه بر همراهیان همیشگی موعود، جمعی از دانش آموزان دبیرستانی و جوانان بسیجی نیز حضور داشتند.

 

 


«اسماعیل شفیعی سروستانی» سخنران این نشست، با این مقدمه سخنان خود را آغاز کرد:
«ما دعا را وسیله ای برای گرفتن حاجات شخصی خویش می شناسیم در حالی که دعا کارکردهای گوناگون دارد؛ بیایید گونه ای دیگر دعا بخوانیم»

مدیر مسئول موسسه ی موعود، در توضیح مقدمه خود، سخنان خود را این چنین ادامه دادند:
«بین عوام مردم ، دعا از جایگاه خاصی برخوردار است؛ دعا نگاه و رویکرد انسان فقیر، مسکین و ضعیف است به سوی آفریدگار غنی و قوی. از سویی موجودی فقیر و نیازمند و از دیگر سو، وجود متعالی قادری رئوف که منتظر است دستی به آسمان بلند شود تا دستگیری کند . رویکردی زیباتر از این نمی توان در عالم دید: برخاستن دست نیاز براستان  بی نیاز.

با وجود انکه  منابع دعایی موجود در میان منابع شیعی، کاملترین، زیباترین و غنی ترین منابع در بین تمامی ملل و نحل هستند و با این همه غنا و سرشاری، رویکرد ما در خور و شایسته ی این منابع نیست. شأن دعا به دلیل نداشتن علم و معرفت، پاس داشته نمی شود. ما عادت کرده ایم زمانی به سوی دعا برویم که قصد اعلام نیاز داریم. در حالی که تمام شوون دعا این نیست و دعا، واجد شئوون وکارکردهای مختلفی است.»

ایشان در ادامه، برخی کارکردهای دعا را برشمردند و از جمله به شش مورد اشاره کردند:
- این منابع ارائه دهنده ی راهبردها و استراتژی های قوی و مطمئن هستند برای بودن و زیستن درعرصه زمین . دلیل اطمینان بخش بودن دعا این است که ادعیه، صادر شده از سوی معصومین (علیهم السلام) هستند و منبع وحیانی دارند.

- ادعیه اهل خلوت، برای ارتباط معنوی با ساخت قدسی ربّ العالمین مناسب است. هر انسانی بنا بر ظرفیت و معرفتش بهره ای از خلوت و ارتباط معنوی اش با خداوند می برد.

- تبیین و تفسیر نقشه کلی الهی در ادعیه صورت پذیرفته است. چنانچه برای رسیدن مقصدی در شهر و کوچه و خیابان، نیازمند نقشه هستیم، در جاده ی طول و دراز زندگی نیز از سوی خداوند عالمیان، نقشه ای برای هدایت اقوام در ادعیه گنجانده شده است. در واقع، ادعیه، دستورالعملی است که خداوند ازطریق اولیا خودش برای استفاده و بهره گیری از جهان آفرینش و رسیدن به سعادت، ترسیم کرده است.

- تفسیر و تبیین فروع و اصول فکری و اعتقادی ولایی شیعه نیز در ادعیه موجود است.
- این منابع، منبع نظری مبانی و مبادی اعتقادی نیز هستند.

رازماندگاری این ادعیه:
استاد شفیعی سروستانی، پس از بیان برخی رویکردها به ادعیه، پرسشی مطرح کردند: چرا چنین مطالب مهمی در ادعیه  و در قالب دعا مطرح شده است؟ ایشان، در پاسخ این پرسش به سه نکته اشاره کردند:

«نخست آنکه: این قالب، به حفظ ان مطالب مهم، کمک کرده است. در واقع، این قالب دعایی، مانند حرز از مضامین دعا، حفاظت می کند.
در ثانی: ادعیه، زمانی از سوی معصومین صادر شده است که در سخت ترین و مشقت بارترین دوران زندگی خود به سر می بردند. برای مثال، زیارت جامعه ی کبیره از امام هادی (علیه السلام) صادر شده است آن هم زمانی که ایشان به سامرا تبعید شده بودند و در محاصره ی نظامی نگهبانان خلیفه، روز و شب می گذاردند. معلوم است که در این حالت، امام نمی توانستند حتی با شیعیان ارتباط برقرار کنند چه برسد آنکه برای آنها سخنرانی کنند. بدین ترتیب، مفاهیمی که می خواستند به مردم برسانند در قالب دعا ارائه کردند. دشمنان و بیگانگان، به قالب دعا توجه نمی کنند چرا که معرفت آنها در حدی نیست که بخواهند از قالب دعایی، مسائل اعتقادی را دریافت کنند. علاوه بر این، خداوند نیز حافظ دعایی است که صادر شده است.

نکته ی سوم آنکه: زبان ادبی و زیبای دعا، باعث شده است که این متون، در قلب مردم جایی باز کند؛ در حالی که اگر این مضامین در قالب مجموعه ای از مقالات بیان می شد، مردم به ادعیه بسیار کمتر از زمان حاضر مراجعه می کردند.»

سردبیر مجله ی «موعود»، سخنان خود را با دسته بندی ویژگیهای مشترک دعا ادامه دادند:
«این ادعیه، هر چه که باشند، از ویژگیهای مشترکی برخورداند. همه ی آنها، کلامی رفیعی دارند. آهنگ کلام آن انسان را جذب می کند. اگر کسی قرآن را به خوبی نشناسد، با شنیدن عبارات ادعیه، گمان می کند که آیات قرآن است. چرا که علاوه بر آهنگین و فاخر بودن ادبیات ادعیه، مضامین آن نیز بسیار والاست. در ضمن هر دوی این متون، منبعی وحیانی دارند و از سوی خداوند فرود آمده اند.»

تاریخ، جاده ای از دیروز به سوی فردا
سخنران نشست در ادامه، حدیثی از امام صادق (ع) نقل کردند که به شیعیان امر کرده بودند در چهار عید بزرگ مسلمانان، دعای ندبه را بخوانند: جمعه، فطر، غدیر و قربان.
ایشان در توضیح حدیث گفتند: «در این روزها ارتباط معنوی با ساحت خداوندی راحت تر اتفاق می افتد. در دعای ندبه می توان به طور خلاصه و شسته رفته، مسائل اعتقادی را مرور کرد؛ مسائلی که در فراز و نشیب و در اثر روزمرگی، از یادمان رفته است.»

در این قسمت سخنرانی، بخشی از دعای ندبه پخش شد و سخنران همایش، فراز اول دعای ندبه را، مختص به «ماجرای رفته بر اولیاء الله» خواندند و ادامه دادند: «یکی از زیباترین مشخصات دعای ندبه این است که شما یک بار تاریخ فرهنگی رنگ خدا را در آن می بینید. رنگ خدا، رنگ فطرت است، رنگ زیبای ناب اهل ولایت و امامت. از این رو، دعای ندبه با این عبارت آغاز می شود: «اَللّهُمَّ لَكَ الْحَمْدُ عَلی ماجَرى بِهِ قَضاؤُ كَفى أَوْلِيائِكَ...»

شفیعی سروستانی، پس از تاکید بر اهمیت دانستن تاریخ بیان کرد که تاریخ، جاده ای است که از گذشته تا امروز کشیده شده است و ما سوار بر اتوبوسی هستیم ازاین جاده می گذرد.

 

نقاط عطف تاریخ، همان ایستگاه های اتوبوس هستند. ایشان در ادامه بیان کردند که گرفتاری بسیاری از جوانان در دام شبهات و افتادن آنها به دام فرقه ها، به خاطر آن است که منشا نخستین یا ایستگاه نخستین و نقطه ی شروع زندگی را حسب آموزه های تحریف شده، تاریک و مملو از جهل و نیستی و پوچی و خرافه می بینند. چیزی که در تمامی کتب و رسانه ها «انسانهای اولیه» خوانده می شود؛ انسانهایی که مثل حیوانات لباس می پوشیدند و غذا می خوردند و در کنار حیوانات زندگی می گردند. این تصوری است که جوانان از پدر و مادر اولیه اش دارد: سیاه و جاهلانه.

شفیعی سروستانی تاکید کرد: «برخی، زیرکانه، آن اعصار را قرین بدبختی نشان دادند که زمان حال را که خودشان ساختند نورانی جلوه دهند. اینها همه از گور اندیشمندان غربی یهودی زده بلند می شود.»

ایشان بیان کردند: «علت دیگری که بچه های ما در تور فرق گرفتار می شوند این است که زنجیره ی هدایت را از زنجیره ی ضلالت بازنمی شناسند. آنها جریان ضلالت و هدایت را نقطه ای می بینند و نه به صورت زنجیره..

یکی دیگر از علل گرفتاری ما این است که در سخنان ما، هیچ وقت سخن از نقشه کلی الهی به میان نمی آید. یعنی ما به اندازه ی سازنده ی یک دستگاه کوچک که برای دستگاهش دستورالعمل و راهنما می گذارد برای خالق دستگاه عظیم آفرینش قائل به نقشه و طرح نیستیم.  ما از نقشه ی خداوند برای آینده ی جهان بی خبریم و به همین دلیل گرفتار شبهات می شویم

همچنین در مطالعات ما، سخنی از مکر قبیله ی لعنت، منکر، معاند ومخالف که در برابر قبیله ی نورو ایمان قرار می گیرند، وجود ندارد. آیا اگر به هر کدام از ما بپرسند زنجیره و سابقه ی قبیله ی لعنت را ترسیم کن، قادر به انجام آن هستیم؟ در حالی که این زنجیره همواره مشکلات فراوانی برای قبیله ی رنگ خدا، به وجود آورده و می آورد.
خوب است بدانیم که دعای ندبه، سرشار از این مفاهیم است.

سخنران نشست، پس از این با برشمردن ویژگیهای قبیله ی رنگ خدا، آن را ویژگیهای مشترک اولیاء الله خواند. ویژگیهایی از قبیل: خالص بودن برای دین خدا، برگزیده  شدنآنها برای نعمتهای باارزش و زوال ناپذیرخداوند، زهد و کناره گیری آنان از مقامات و لذات پست دنیوی، وفاداری به عهد خداوند، ، محل فرود فرشتگان و اکرام شده با وحی، دارای دانش و علم سرشار و واسطه و روزی رسان مخلوقات.

 

صبغة الله در برابر لعنة الله
سردبیر ماهنامه ی موعود، در ادامه ی سخنان خود به توضیح عبارت «رنگ خدا» پرداختند .. ایشان با اشاره به آیه ی «صِبْغَةَ اللّهِ وَمَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللّهِ صِبْغَةً وَنَحْنُ لَهُ عَابِدونَ» (1) (اين است رنگ الهى و كيست‏ خوش‏ رنگ تر از خدا و ما پرستندگان اوییم)، ایشان ویژگی قبیله همرنگ خدا را از آیه 275 سوره بقره، پذیرش ولایت خداوند و ایمان آوردن به او بیان کردند: الله ولي الذين آمنوا يخرجهم من الظلمات إلى النور.

در مقابل این زنجیره، زنجیره ی دیگری قرار دارد که «لعنت الله» خوانده می شود: والذين كفروا أولياؤهم الطاغوت يخرجونهم من النور إلى الظلمات أولئك أصحاب النار هم فيها خالدون.

رگ رگست این آب شیرین و آب شور
در خلایق می‌رود تا نفخ صور
نیکوان را هست میراث از خوشاب
آن چه میراثست اورثنا الکتاب
شد نیاز طالبان ار بنگری
شعله‌ها از گوهر پیغامبری
شعله‌ها با گوهران گردان بود
شعله آن جانب رود هم کان بود
نور روزن گرد خانه می‌دود
زانک خور برجی به برجی می‌رود
هر که را با اختری پیوستگیست
مر ورا با اختر خود هم‌تگیست
طالعش گر زهره باشد در طرب
میل کلی دارد و عشق و طلب (3)

نقاط عطف رفته در تاریخ رنگ خدا
سخنران همایش، هفت نقطه ی اشاره شده در دعای ندبه را از نقاط عطف تاریخ رنگ خدا و موثر در زنجیره اولیاء الله دانستند و به توضیح آن پرداختند:

جریان اول: راز میوه ممنوعه
دراولین فرازهای دعای ندبه می خوانیم:
فَبَعْضٌ أَسْكَنْتَهُ جَنَّتَكَ، إِلى أَنْ أَخْرَجْتَهُ مِنْها (برخی ازقبیله رنگ خدا) را در بهشتت مأوا دادی تا زمانی آنان را از بهشت بیرون راندی)
روایات بسیاری داریم که وقتی حضرت آدم (ع) آفریده شد، در بلندای عرش، انواری را دید که پیش از او آفریده شده بودند. وقتی از کیستی آنان سوال کرد، او را متوجه این اسامی کردند: لااله الله الله، محمد رسول الله و علی بن ابی طالب، امیرالمؤمنین و زوجه فاطمه سیدة نساء العالمین و الحسن و الحسین شباب اهل الجنه.

در همان لحظه، از حضرت آدم (ع) پیمانی اختصاصی گرفته شد که همواره از مقام این عزیزان، مراقبت نماید و از حسد ورزیدن درباره جایگاه آنان پرهیز کند. این پیمان، پیمان فطرت نامیده می شود.
تا اینکه ابلیس لعین، حضرت آدم و حوا را فریفت. برای آنکه بدانید چگونه به قلب آنان راه پیدا کرد مقاله ای مفصل راکه درباره ارتباط باشیاطین با عنوان «فراخوانی شیطان » نوشته ام، مطالعه کنید.

در واقع، می توان گفت، میوه ی ممنوعه ی حضرت آدم و حضرت حوا (علیها السلام)، نه سیب بود و نه گندم، بلکه مقام اهل بیت بود که نباید به آن نزدیک می شد مگر برای عشق ورزیدن به آنها.

چنانچه میوه ی ممنوعه ی همه ما، که روزی بر سر آن عهد بستیم نیز همین است. خداوند در روز الست این پیمان را از ما گرفت. در قرآن به آن اشاره شده است: «و هنگامى را كه پروردگارت از پشت فرزندان آدم ذريه آنان را برگرفت و ايشان را بر خودشان گواه ساخت كه آيا پروردگار شما نيستم گفتند چرا گواهى داديم تا مبادا روز قيامت بگوييد ما از اين [امر] غافل بوديم.» (4)

امام صادق (ع) فرمودند: «ما همان عهد و پیمان خداییم؛ هرکس به عهد ما وفا کند به عهد الهی وفا کرده است و هرکس با ما پیمان شکند با خداوند پیمان شکسته است.» (5)

وقتی این پیمان توسط کسی شکسته شود، از خداوند دور می گردد. چنانچه راز رانده شدن ابلیس لعین، از درگاه خداوند نیز همین بود: حسد ورزی به این اسماء متبرکه.
جالب اینجاست که زمانی که حضرت ادم (ع) به زمین هبوط کرد، تنها زمانی بخشیده شد که خداوند را به حرمت ان اسما مبارک ومقدس سوگند داد وطلب بخشش کرد. بنابراین سخن دعای ندبه، در این فراز چنین است: ای مردم! حصن حصین ولایت امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب (ع) به دور شماست، مراقب آن باشید و این حصن، پیمانی است که خداوند درباره ی این خانواده از شما گرفته است. مواظب میوه ی ممنوعه ی خود باشید.

جریان دوم: گذار از امت واحده
درفراز دیگردعای ندبه میخوانیم:
وَ بَعْضٌ حَمَلْتَهُ فى فُلْكِكَ، وَ نَجَّيْتَهُ وَ مَنْ آمَنَ مَعَهُ مِنَ الْهَلَكَةِ بِرَحْمَتِكَ (برخى از انان را در كشتى نشانده، با هر كس ازایمان ا وردندگان همه را بارحمت خود از هلاكت، نجات دادى)

از ذریه ی حضرت آدم (ع) دو زنجیره ی نور و ظلمت، برپا شد: از نسل حضرت هابیل (ع)، حضرت شیث (ع) متولد شد و زنجیره ی پیامبران الهی ادامه یافت. از قابیل نیز زنجیره ی لعنت الله شکل گرفت.

از زمان حضرت آدم (ع) تا زمان حضرت نوح (ع)، امت واحده در زمین وجود داشت. «و (در آغاز) همه مردم امت واحدي بودند سپس اختلاف كردند، و اگر فرماني از طرف پروردگار تو (درباره عدم مجازات سريع آنان) نبود، در آنچه اختلاف داشتند ميان آنها داوري مي‏ كرد.» (6)

کسانی که بین مردم اختلاف انداختند، مردم ثروتمند رفاه طلبی بودند که از حضرت نوح (ع) می خواستند غیر آنها را رها کند و به آنان امتیاز بدهد. بین این مردم ثروتمند  ومردم عادی اختلاف افتاد و تازه در آن زمان، برای اولین بار «شریعت» برای رفع اختلاف نازل شد. حضرت نوح (ع) 950 سال برای هدایت این قوم تلاش کردند امّا آنها آنقدر شیاطین در جانشان رخنه کرده بود که برای نشنیدن فریاد نوح نبی (ع)، دست در گوششان فرو می بردند.
در نتیجه ی این وضع بلا نازل شد و حضرت نوح (ع) و اندک مومنان قومش، بر آبی که جهان را فراگرفته بود شناور ماندند تا زمانی که حضرت نوح (ع)، دست به آسمان بلند کرد و دوباره خداوند را قسم داد: «یا حمید بحقّ محمد....» و بدین ترتیب، کشتی نجات بخش نوح، نجات یافت.

سخن ندبه در این فراز می تواند چنین باشد: ای مردم! با نوح (ع) و در کشتی او باشید و الّا گرفتار قهر و عذاب خداوند خواهید شد.

جریان سوم: تاریخ فراموش شده
درفراز بعدی دعا می خوانیم:
وَ بَعْضٌ اتَّخَذْتَهُ لِنَفْسِكَ خَليلاً، وَ سَأَلَكَ لِسانَ صِدْقٍ فِى الْآخِرينَ، فَأَجَبْتَهُ وَ جَعَلْتَ ذلِكَ عَلِيّاً (بعضی را به مقام خلّت خود برگزيده، درخواستش را كه وى لسان صدق در اممّ آخر باشد (يا نبى و ولىّ حق در فرزندانش تا قيامت باقى ماند) اجابت كرده و به مقام بلند رسانيدى)

غفلت از نقطه ی عطف عصر حضرت حضرت ابراهیم خلیل الرحمن (ع) یکی از مهمترین دلایل انحراف در قبایل بوده است. این دوران، اگر به درستی شناخته نشود، ما را در شناخت زنجیره ی رنگ خدا و لعنت الله، به اشتباه می اندازد. این دوره، دوره ای است که بنی اسرائیل در آن دست بردند تا تاریخ و آینده ی تاریخ را از آن کنند. چگونه؟ توضیح می دهیم.

حضرت ابراهیم (ع) در «اور»، زندگی می کردند. در زمان دولت نمرود و در دولت بابلی. وقتی که در اثر بت شکنی حضرت ابراهیم (ع)، ایشان را در آتش انداختند و آتش به امر خداوند سبحان، سرد گردید، نمرود با ایشان اجازه داد که با همسر و فرزندانشان از بابل بروند. بدین ترتیب حضرت ابراهیم (ع) به حرّان رفتند و مدتی بعد به بیت المقدس هجرت کردند.

حضرت ابراهیم (ع) همسری به نام ساره (سارا در تورات) داشتند که از ایشان بچه دار نمی شدند. به پیشنهاد ساره، نبی خدا (ع) با هاجر (سلام الله علیها) ازدواج کرد و پس از مدتی، حضرت اسماعیل به دنیا آمد. چندی بعد، ساره نیز باردار شد و اسحاق به دنیا آمد.

خداوند پس از به دنیا آمدن اسحاق، به حضرت ابراهیم دستور دادند که به سرزمین حجاز بروند و هاجر و اسماعیل (ع) را به آنجا ببرند. حضرت نیز زن و فرزند را در بیابان به امان خداودن رها کردند و بازگشتند. پس از مدتی، با گذر از آزمایشهای فراوان، حضرت ابراهیم خلیل الله (ع)، به مقام امامت رسیدند.

استاد اشاره کردند که از عصر حضرت ابراهیم (ع) دوشاخه نبوت وپیامبری شکل گرفت شاخه ای کوتاه که از اسحاق(ع) شروع می شد وتا حضرت عیسی (ع) ادامه می یافت. ما آنان را پیامبران بنی اسرائیلی می شناسیم.

شاخه دوم شاخه بلند بنی اسماعیل است که به پیامبر اخرالزمان یعنی رسول اکرم (ص)و امامان پس از ایشان می رسد.

اختلاف ودسیسه بنی اسرائیل به حسادت اینان برمی گردد درباره این شاخه و اینکه خداوند دین جهانی وکتاب کامل وحکومت جهانی رنگ خدارا در ان شاخه قرارداده است.
با پایان یافتن وقت ادامه بحث به نشست بعدی موکول شد.

شایان ذکراست سلسله نشست های فرهنگ مهدوی موعود پنجشبه اخر هرماه شمسی درمحل سالن اجتماعات مرکزافرینش های کانون پرورش فکری واقع در خیابان حجاب برگزار می شود وشرکت در این نشست ها برای عموم ازاد است .


پی نوشت:
1. بقره: 138
2. عیاشی، محمد بن مسعود، تفسیر العیاشی، ج 1، ص 62
3. شعری از مولانا جلال الدین بلخی
4. اعراف: 172
5. الکافی، ج 1، ص 221
6.  یونس: 19
7. مسند ابن حنبل، ج 1، ص 429


گزارش از پ.میعاد

4 نظر

  • لینک نظر ساقی سه شنبه ۰۵ شهریور ۱۳۹۲ ساعت ۱۴:۱۸ نوشته شده توسط ساقی

    مسافرها همه سوار شدند . کاپیتان مهربون ، سوت حرکت کشتی رو کشید . من محو زیبایی دریا و کشتی بودم . مسافرها به تدریج بندر به بندر، بعلت سخت بودن شرایط زندگی درشهری که ساکنش بودند به امید یافتن مکانی بهترو آرامش بیشتر سوار کشتی میشدند. من در کار مسافرها ورفتاراشون ونیازهاشون دقت میکردم. باهاشون سلام عیلک میکردم ، حرف میزدم ،کار میکردم . ولی یک مدت که میگذشت انگار که موندن تو کشتی کلافشون میکرد ، به محض پیداکردن آرامش مختصریاد سرزمین آرزوهاشون می افتادند و بی قراری میکردند و میخواستند پیاده شن . اما کاپیتان با آرامش و صبر هر چه تمام هرکس رو هرجا دلش می خواست پیاده می کرد . ومن نگاه میکردم که با دور شدن کشتی چقدر اونها باز هم در جزیرشون تنها میمونن. راستی چرا خیلی کم بودند مسافرهایی که دلشون برای کاپیتان تنگ بشه و بخوان تا آخر با هاش بمونن ؟ کاپیتان از اینکه تنها می موند ناراحت نمیشد، ولی فقط یه تعداد خیلی کمی بودند که اصلا بخاطر صفای خود کاپیتان سوار کشتی شده بودند و اگه کاپیتان میخواست پیاده بشن اطاعت میکردند والا هیچ تقاضایی نداشتند . جز اینکه به اونهایی که میخواستند سوار بشن کمک کنن تا به آرامش برسن و هرجا دلشون خواست پیاده شن .

    کاپیتان به مسافرها یاد داده بود که باید شکر گذار باشن که اونها رو از دست سختی ها وظلمهای مردم نامرد شهرشون نجات داده وبگن الحمدالله الذی نجانا من قوم الظالمین و بی هیچ ناراحت شدن ودلتنگی ازشون میخواست که اگه خواستند پیاده شن این کلمه رمز رو بگن که : رب انزلنی منزلا مبارکا وانت خیرالمنزلین .

    حالا کشتی داشت به آخر مسیرش نزدیک میشد وکاپیتان مونده بود با چند نفرخیلی معدود که شاد بودند که تا آخر با کاپیتان موندند. راستی ما کی پیاده شدیم؟ نکنه تا به جزیره کوچیک آرزوهامون رسیدیم گفتیم وایسا دنیا من میخوام پیاده شم . یا شاید هم هنوز پیاده نشدیم و پیش کاپیتان نشستیم وداریم چای میخوریم وبه دریا نگاه میکنیم ؟ چقدر دوست داشتم من وتو تا آخر دریا پیش کاپیتان مهربون بمونیم و خودش آروممون کنه . یعنی منم به این شهر آرزوم میرسم که من باشم ، تو باشی با کاپیتان تا آخر دریا .

    نوشته حاصل احساس ونگاه ساقی

  • لینک نظر مهدی دوشنبه ۰۴ شهریور ۱۳۹۲ ساعت ۰۸:۱۹ نوشته شده توسط مهدی

    لطفا تمام عکسهای نشست را با کیفیت بالا در سایت بگذارید تا ما دانلود کنیم.با تشکر.

  • لینک نظر تلنگر يكشنبه ۰۳ شهریور ۱۳۹۲ ساعت ۰۳:۲۶ نوشته شده توسط تلنگر

    راستی میشه بگید چرا تمام جنگهایی که نشانه ظهور به حساب میاد در منطقه خاور میانه قرار رخ بده؟و تمام بهم ریختگیهای آن روزها باید سر مسلمانان این مناطق باید نازل بشه؟
    راستی چرا به نظر شما جنگهای داخلی در روسیه یا آمریکا و یا مثلا از منطقه واتیکان از علائم ظهور ذکر نشده است

  • لینک نظر م جمعه ۰۱ شهریور ۱۳۹۲ ساعت ۱۸:۳۸ نوشته شده توسط م

    نشست خوبی بود

نوشتن نظر

طرح روز

جستجو

جدیدترین نظرات

اوقات شرعی