موعود :: مطالعات فرهنگی
موقعیت شما: موعود»صفحه مطالعات فرهنگی»موعود :: مطالعات فرهنگی
آگهی
دوشنبه ۲۹ مهر ۱۳۹۲ ساعت ۱۱:۱۹

عبور از خط قرمزهای حضور زنان در تلویزیون!

این مسابقه پنج محور دارد که عبارتند از قدرت، سرعت، استقامت، تعادل و تمرکز. با توجه به این محورها، معلوم نیست تلویزیون چگونه میخواهد حضور زنان در این مسابقه را پخش کند.

مجموعه مربوطه اخبار سیاسی
چهارشنبه ۱۱ بهمن ۱۳۹۱ ساعت ۱۴:۴۴

رقابت خرگوش و لاک پشت

مجموعه مربوطه اخبار سیاسی
جمعه ۲۷ آبان ۱۳۹۰ ساعت ۱۸:۵۶

هوشیارى تغییر یافته کودکان

به هرحال، باید گفت که کج خلقى کودکان پس از تماشاى تلویزیون، به خاطر این است که آنها با شرایط ناخواسته‏اى روبه‏رو مى‏شوند: به هرحال، والدین باید بپذیرند که رفتار بد کودکان پس از تماشاى تلویزیون، امرى منطقى است و این رفتار شبیه نالیدن و جار و جنجال کردن آنها براى دستیابى به اسباب‏بازى و یا آب‏نبات چوبى نیست. این رفتار حاصل برخى از نیات درونى است که کودک از آن آگاه نیست

مجموعه مربوطه رسانه ها

چند سال است که روند بخش قابل توجهی از آگهی‌های پخش شده از تلویزیون به سوی مصرف‌گرایی، مادیگرایی سوق یافته است. افراط در تبلیغات بانکی که بیشتر بر جایزه و قرعه کشی تاکید دارند و در آنها رویاسازی برای دستیابی به منزل و ماشین و گنج به شکلی برجسته مطرح شده و هیچ اطلاع رسانی در خصوص نوع استفاده بانک‌ها از این نوع سپرده‌ها نمی‌شود، و یا تبلیغات بیوقفه در خصوص چیپس و پفک نمکی و ماکارونی نشان از اقتصاد بیماری دارد که بعضی از این تبلیغات بر آن دامن می‌زنند.
در خصوص مغایرت بعضی از این آگهیها با معنویات و حتی آموزه‌های دینی، ذکر یک مثال به روشن‌تر شدن این بحث کمک می‌کند.
در دین مبین اسلام و در آیات قرآنی و همچنین در احادیث و روایات متعددی که از زبان رسول اکرم (ص) و ائمه اطهار(ع) نقل شده، به شکلی صریح و شفاف ملاک‌های انتخاب یک همسر خوب مشخص  شده و از آنجا که نهاد خانواده از نظر اسلام از جایگاهی بس رفیع و والا برخوردار است، تاکید زیادی شده تا در انتخاب همسر این شاخصه‌ها رعایت شود. ملاک‌هایی که اسلام برای انتخاب همسر معین نموده؛ مواردی همچون تقوا، پاکدامنی، ایمان، خوش خلقی و نمونه‌های دیگری از این دست است. این‌ها در حقیقت شاخصه‌هایی هستند که همواره آن‌ها را درکتاب آسمانی قرآن کریم و کتب دینی، اخلاقی، مذهبی، خانوادگی و حتی در بعضی کتاب‌های روانشناسی خوانده‌ایم و یا این که آنها را بارها و بارها در طول عمر خویش از منابر و در مساجد و از زبان علما و یا ازطریق رادیو و تلویزیون و نیز از زبان بزرگان خانواده و فامیل شنیده‌ایم.
رسول اکرم (ص) در باره ملاک ازدواج و انتخاب همسر فرموده‌اند: "اگر جوانی به خواستگاری آمد که دین و نجابت او را پسندیدید، به او زن دهید و در غیر این صورت زمین را فتنه و فساد خواهد گرفت."
رسول رحمت حضرت محمد(ص) باز نیز در جایی دیگر فرموده‌اند: " دخترت را به ازدواج انسان متقی و پرهیزگار درآور".
حضرت امام جعفر صادق (ع) نیز میفرمایند: "با خانواده شایسته ازدواج کنید، زیرا خصایل والدین و اجداد به نسل بعد سرایت می‌کند".
با این همه آیات و روایات که در خصوص رعایت اصل تقوا، نجابت و ایمان در انتخاب همسر وجود دارد و علی رغم اینکه در هیچ کدام از روایات داشتن پول بیشتر یا زر و سکه به عنوان یک ملاک  در این زمینه معرفی نشده است، اما متاسفانه چند مدتی است که یک آگهی بازرگانی که مربوط به یکی از بانک های کشور است، به شکلی مکرر از سیمای جمهوری اسلامی که باید  مبلغ دستورات اسلامی و  مروج ارزش های اخلاقی باشد،پخش می شود که در آن چند  جوان به خواستگاری دختر یک حاکم آمده و هر کدام از آنها متاعی را برای جلب نظر دختر و پدرش عرضه می نمایند و سر انجام نیز دختر حاکم جوان دومی را انتخاب نموده و دلیل این انتخاب را نیز ارزشمندتر بودن سپرده طلایی وی میداند که این نظر با تشویق و تاکید اطرافیان روبرو شده و آن را نشانه هوش و ذکاوت دختر میدانند ؟! این آگهی که در روزهای اخیر و بخصوص در ماه مبارک رمضان که ماه خودسازی و تبلیغ و تقویت ایمان است، به شکلی مکرر و افراطی از تلویزیون پخش گردید، به شکلی صریح ملاک ازدواج و انتخاب همسر را نه آنچه که دین اسلام می فرماید، بلکه چیزی مغایر با آموزه‌های دینی معرفی نموده و ملاکی متفاوت با ملاک‌های عنوان شده در اسلام را برای انتخاب همسر به جوانان معرفی مینماید!
به‌راستی در سیمایی که طی 32 سال گذشته در برنامه‌های مذهبی و خانوادگی و اجتماعی آن نیز بارها  نسبت به در نظر گرفتن ملاک تقوا، ایمان و نجابت در انتخاب همسر تاکید شده است، این تناقض و غفلت از کجا ناشی می‌شود که یک آگهی تلویزیونی به این شکل صریح، به تبلیغ ملاکی مغایر با همه آن برنامه‌ها می‌پردازد و ناظران آگهی‌های بازرگانی در صدا و سیما و نیز ناظرین پخش نسبت به اثرات سوئی که این تبلیغ‌های طلایی؟! بر نسل جوان و اخلاق جامعه میگذارند، چشم می‌پوشند.
ازسوی دیگر جدای ازمسئولیتی که واحد بازرگانی صدا و سیما جهت نظارت بر چنین آگهی‌هایی دارد، اداره کل تبلیغات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی نیز با وظیفه ای که نسبت به نظارت بر کانون‌های آگهی و تبلیغاتی دارد و با توجه به قوانین موجود که اتفاقاً کتابچه آن نیز توسط این اداره کل منتشر شده  و در آن قید شده که آگهی‌های تبلیغاتی ساخته شده توسط این کانون‌ها نباید مغایر با ارزش‌های دینی و اخلاقی جامعه باشند، باید نسبت به تهیه و پخش این آگهی و سایر موارد مشابه، دقت و نظارت بیشتری نموده و به شأن و وظیفه قانونی خود در این زمینه عمل نماید.
جالب است که بدانیم در کتابچه " قوانین ومقررات تبلیغاتی کشور" و در فصل اول آن که به اصولی از  قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران در ارتباط با وظایف وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی پرداخته، آمده است:
اصل سوم- دولت جمهوری اسلامی ایران موظف است برای نیل به اهداف مذکور در اصل دوم همه امکانات خود را برای امور زیر به‌کار برد:
1- ایجاد محیط‌ مساعد برای ‌رشد فضائل‌ اخلاقی براساس ‌ایمان‌ وتقوا و مبارزه‌ با کلیه‌ مظاهر فساد و تباهی.
2- بالا بردن ‌سطح ‌آگاهیهای عمومی ‌درهمه ‌زمینه‌ها با استفاده ‌صحیح‌ ازمطبوعات ‌و رسانه‌هایگروهی ‌و وسایل‌ دیگر.

حال خود قضاوت کنید پخش این آگهی یا آگهی دیگری که به‌جای اینکه کلاس درس را محلی برای علم اندوزی دانش‌آموزان نشان دهد، معلمی را به تصویر میکشد که به دانش آموزان چگونگی رسیدن به گنج طلا را آموزش میدهد، جامعه ما را به سمت "رشد فضائل اخلاقی بر اساس ایمان و تقوا رهنمون خواهد ساخت یا خیر؟

----------------------------------------------------
نویسنده: محمد دیندار

مجموعه مربوطه اخبار آخرالزمان
پنجشنبه ۲۰ مرداد ۱۳۹۰ ساعت ۱۳:۲۷

هری پاتر در ماه مبارک رمضان!

به گزارش خبرگزاری دانشجو؛ چند سالی است که در ماه رمضان، صدا و سیما میزبان مجموعه های تلویزیونی متعددی است که به انحای مختلف به مسائل ماورایی و متافیزیکی می پردازد.

تجربه های متفاوتی که در این زمینه انجام گرفت، نشان دهنده ضعف هنری ما در نمایش مسائل عرفانی و ماورایی بود؛ به نحوی که در برخی از سریال ها علاوه بر ضعف‌های هنری، فیلم با مشکل جدی التقاط در مبانی فلسفی و عرفانی مطرح شده رو برو است.

ورود عرفان‌های مسیحی و اسرائیلیات در محتوای این سریال‌ها با نام اسلام و ترویج معنویت خطر بزرگی است که ماه رمضان هر سال هر خانواده ایرانی بیننده تلویزیون را تهدید می‌کند.

گاهی این التقاط‌ها حتی به سحر و جادو تنه می‌زنند و مبنای یک سریال می‌شوند و البته گاهی نیز التقاط در سطوح پایین‌تر سریال و در حد نمایش رفتارهای عجیب و غریب با مبنای من‌‎در‌آوردی و غیر دینی بروز و نمود پیدا می‌کند.

یکی از سریال‌های ماه رمضان امسال که شاید بتوان از این منظر به بررسی آن پرداخت، سریال «5کیلومتر تا بهشت» است که متهورانه پا در عرصه‌ مسائل ماورایی گذاشته است و به طور خاص به تجربه‌ روح پس از مرگ و یا مابین مرگ و زندگی پرداخته است.

جدای از منبع دینی داشتن یا نداشتن محتوای این سریال که از مجال و تخصص این بحث بیرون است، برخی از نکات و صحنه‌هایی که در سریال طراحی شده، به قدری عجیب و نامأنوس است که ناخودآگاه انسان را به یاد داستان هری پاتر می‌اندازد.

سکانسی که در آن روح دختر سریال خطاب به امیرحسین درباره‌ نحوه‌ رفتن به دانشگاه می‌گوید: باید چشم‌هایت را ببندی و جایی که می‌خواهی بروی را تصور کنی آنگاه به آنجا خواهی رفت؛ برای هری پاتر خوانان صحنه‌ای آشناست.


در جایی از کتاب استاد غیب و ظاهر شدن به جادوگرها و ساحره‌های مدرسه یاد می‌دهد که باید روی نقطه‌ای که می‌خواهند بروند تمرکز کنند. چشم‌هایشان را ببندند، سپس غیب و در آنجا ظاهر خواهند شد.

صحنه های رد شدن امیرحسین و روح دختر همراهش از بین اجسام و انسان ها نیز شباهت دقیقی به رفت و آمدهای ارواح سرگردان ساکن در هاگوارتز _مدرسه جادوگری داستان هری پاتر _ دارد.


همچنین جایی از سریال که درباره‌ نحوه وارد شدن به خواب افراد است، حقیقتا معلوم نیست این آموزش‌ها از کدام منبع دینی بوده است؛ به طور کلی آنچه این سریال از سرگذشت روح در فاصله بین مرگ و زندگی توصیف می‌کند، بسیار جالب، عجیب و بعضا خنده‌دار است.

خلاصه آن که در تماشای این سریال رعایت جانب احتیاط برای هر مسلمانی واجب و ضروری است!

مجموعه مربوطه اخبار سیاسی

در میان مناسبت های مذهبی شادی محور شیعیان، نیمه شعبان از لحاظ فعالیت و مشارکت همه جانبه شیعیان در گرامی داشت مقام حضرت مهدی(عج) یک آیین بی‌نظیر است. حجم اعمال مفرح و نشاط بخش معنوی در این روز به قدری است که آن را فقط با آیین‌های روز عاشورا قابل مقایسه می‌گرداند.

به عبارت دیگر اگر عاشورا نقطه‌ی اوج آیین‌های حزن آمیز تلقی می‌شود، نیمه شعبان والاترین جایگاه شادی، ادخال سرور و انسباط خاطر مناسبتی شیعه را به خود اختصاص داده است. طبیعی است حجم فزآینده باز تولید فرهنگ شیعه که در قالب‌های شادی بخش این روز اتفاق می‌افتد، ظرفیت عظیمی از محتواهای عالی، نظام‌های نشانه‌ای، وقایع دارای اتقان معنایی و جذابیت‌های سمعی و بصری را برای رسانه‌ها به وجود آورده است که به راحتی می‌تواند بخش زیادی از تولیدات آنها را به خود اختصاص دهد.

رصد رسانه‌ای انواع بروز و ظهور‌های فرهنگی شیعه در طول این روز مهم ـکه ده‌ها بار در طول تاریخ تکرار شده است، علاوه بر دامن زدن به گونه‌های متنوع محصولات رسانه‌ای جهت استفاده در زمان مناسب، می‌تواند خوراک فرهنگی سالانه رسانه‌ها را در حوزه‌هایی خاص از برنامه‌سازی تأمین کند.

کاوش صحیح مجموعه آیین‌های شیعی چه در بخش فرهنگ عامه و چه فرهنگ نخبگان و سپس باز تولید فرآورده‌های اولیه در بستر ادبیات زبان شناختی و ساز و کارهای زیبایی شناختی رسانه اصولاً به واسطه گستره‌ی متنوع آیین شیعه و عمق معنایی آن فرآیند کلی، چنین رسانه‌هایی را به سوی گفتمان شیعه سوق خواهد داد.

در صورت رخ دادن اتفاق مذکور ـکه جهت نیل بدان راه دشواری در پیش داریم- می‌توان به تولید حداقل یک نظریه ارتباطی شیعه در حوزه وسایل ارتباط جمعی امیدوار بود. نظریه مذکور ابعاد مختلف تاثیرات تقویم را بر ساختار و کارکرد رسانه‌ها تبیین خواهد کرد.

از چالش‌های بزرگ شیعه در مسیر دستیابی به نظریه ارتباطی خویش نسبت کارکرد تفریحی و سرگرمی رسانه مدرن با فرهنگ مذهبی است. در سال‌های اخیر صاحب نظران درباره این مسئله به تکاپو افتاده‌اند.

صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران نیز از دیرباز بدین مسئله مشغول بوده است. اینکه خمیر مایه فرهنگی برنامه‌های سرگرم کننده و فرحبخش تلویزیون ایران می‌تواند از کدام قسمتهای میراث معنوی و دینی شیعه به نحو بهتری استخراج شود؟

اینکه اصول و مؤلفه‌های هنجاری، علمی و عملی حاکم بر این نوع برنامه‌ها چه خواهد بود؟ اینکه فرهنگ شیعی به چه نسبتی می‌تواند کانون اتکاء تولید کنندگان محصولات تلویزیون ایران باشد؟ اینکه چرا تاکنون برنامه‌های سرگرم کننده تلویزیون دارای کمترین مؤلفه‌های آداب و آیین های مذهبی بوده‌اند؟ و در نهایت اینکه برای اصلاح وضعیت نامطلوب کنونی از کجا باید شروع کرد؟

گرچه این پرسش ها مدت‌هاست ذهن صاحبان دغدغه های نظری درباره نسبت دین و رسانه را به خود مشغول نموده است ولی پاسخهایی کلی از این دست که میان دین و تفریح تباینی وجود ندارد یا در دین مولفه های زیاد شادی آوری وجود دارد و.. نمی‌توانند جواب جامعی به پرسش های مذکور و مانند آن به شمار آیند.

مهم این است که در جریان برنامه سازی به صورت کاملاً عینی و عملی نقاط تلاقی مثبت و مستحسن شناسایی شوند و بر آن اساس تولیدات رسانه‌ای مطلوب شکل‌ گیرد. از جمله بسترهای فرهنگی مساعدی که می‌توان در آن، موارد گوناگونی از تلاقی‌ دین و نشاط،‌ دین و شادی، دین و انبساط خاطر، دین و ادخال سرور را یافت مناسبت‌های شادی آفرین شیعی است. بنابراین مناسبت‌های مذکور علاوه بر اینکه منبع عظیمی جهت کمک به فعال کردن بخشهای مختلفی از رسانه‌ است، همچنین کانون نظریه پردازی درباره کارکرد تفریحی رسانه دینی نیز است.

در این میان مجموعه اعیاد شعبانیه و به ویژه نیمه شعبان از اهمیت بیشتری برخوردارند، به گونه ای که هر نوع بهروزی و موفقیت رسانه‌ای درباره آن کلید ورود به جهان نظریه پردازی کلان و خرد و همچنین کشف قانونمندیهای برنامه‌سازی فرحبخش خواهد بود.

بر اساس مقدمات مذکور پرداخت دقیق و عمیق رسانه ای و فرهنگی به اعیاد شعبانیه دقیقاً در راستای هدف کلی دست یابی به رسانه دینی ارزیابی میشود،اما بررسی عملکرد چند سال اخیر صدا و سیمای جمهوری اسلامی نشان می دهد که همه فعالیت‌های مفید و فراوان در تعقیب آرمان پیوند مطلوب بین فرح و انبساط روانی در فرآورده های تلویزیون با همه آن چیزهایی که پیام یا محتواهای مفید نامیده می شوند نتوانسته است رسانه ملی را به یک نقطه تعادل و اطمینان نسبی برساند.

جهت توضیح بیشتر در این خصوص سعی خواهیم داشت به مرور اجمالی برنامه های سیما در نیمه شعبان بپردازیم که نمونه های قابل مطالعه ای را در ضعف برنامه‌ریزی و برنامه سازی مناسبتی از یک طرف و سرگرم کنندگی اصیل از طرف دیگر ارایه می کند. مجموعه برنامه های شبکه‌های گوناگون سیما در یک حساب کلی چنین بودند:

1. پخش دوباره برخی آثار کمدی کهنه و دست چندم سینمایی دهه 1930 و 1940 اروپا و آمریکا پس از بارها تکرار؛

2. گزارش‌های خبری بی‌محتوا،‌ کلیشه‌ای و بدون رعایت حداقل هنجارهای برنامه‌سازی خبری درباره سوژه همیشگی بخش‌های خبری تلویزیون در مناسبت‌ها یعنی تلاش جمعی از افراد جهت تزیین کوچه ها و خیابان‌ها، حضور یک دوربین و میکروفن صدا و سیما در مسجد جمکران و تکرار هماره پرسشهای مشهور خبرنگاران که چه احساسی دارید؟... چه می‌کنید؟.. .از آقا چه می‌خواهید؟...برای چه اینجا آمده اید؟ و...!

3. گردآوردن چند هنرپیشه تلویزیون، سینما یا تعدادی جوان ورزشکار به همراه یکی دو ترانه خوان دارای ارتباطات غیر کلامی ناهنجار حین خوانندگی و بعضاً با چاشنی سخنان کارشناس مذهبی عمدتاً‌ نا آشنا برای مخاطبان که در محتوای بیاناتش انذار الهی به نفع تبشیرهای الهی حذف شده است، به اضافه یک مجری پر حرف که در بیشتر مواقع نمی‌توان نسبتی میان ظاهر و رفتار غیر کلامی او و محتوای صحبت‌های اخلاقی و دینی‌اش پیدا کرد و ارائه همه این بخشهای آشفته تحت عنوان جنگ مناسبتی؛

4. نمایش صحنه‌های چراغانی خیابان‌ها و کوچه‌ها و پخش همزمان سرود یا آهنگی شاد با عبور دادن گرافیکی جملاتی درباره تبریک عید؛

5. انعکاس چند سخنرانی مذهبی بدون رعایت حداقل ویژگی های ریخت شناسانه و زیبایی شناختی در کیفیت تصویر برداری، ‌هماهنگی با سخنران در راستای بهره مندی بیشتر از فرصت پخش رسانه ای برای کارهای گرافیکی، ارتباط آن با برنامه‌‌های قبلی و بعدی و...

6. پخش چند فیلم سینمایی ایرانی عمدتاً کمدی و بعضاً با موضوع مذهبی، چند برنامه و گزارش فرعی و تمام!

مشخص است که تلویزیون‌ در طول همه روزها و ماههای پس از نیمه شعبان سال سال گذشته تا نیمه شعبان سال بعد تلاش و فعالیت مستمر و متمایزی در این باره نداشته است. گویا مجموعه آنچه که در سال آینده نیز تولید و پخش خواهد شد نیز تفاوت چندانی با امسال نداشته باشد.

مرور اجمالی چند ساعته برنامه‌های تلویزیون در اوقات مناسبتی، نشان می دهد که برنامه‌های مناسبتی در شکل بسته‌های رسانه‌ای فوق برنامه که ناگهان به میان جریان معمول و اصلی پخش، پرتاب شده اند ارائه می شود. در این اثنا مخاطب چاره‌ای جز تحمل ندارد تا اینکه پس از گذشت زمان مناسبت، اخلال ایجاد شده در آرامش تماشایش بر طرف گردد و تلویزیون او به حالت طبیعی باز گردد.

به نظر می رسد تقویم محور نبودن ساختار برنامه‌سازی و روند تولید در صدا و سیما علی‌رغم حضور بلامنازع تقویم در زندگی فردی و اجتماعی ایرانیان، ریشه‌ی اصلی نابهنجاری های فرهنگیـ رسانه ای تلویزیون در مناسبت‌ها است.

یک رسانه، به ویژه رسانه ملی در ساختار سازمانی خود از بخشهای گوناگونی برخوردار است. مراکز پژوهشی، کانون های سیاست گذاری، بخشهای نظارتی، تهیه کنندگی و کارگردانی و....؛ هر یک از این بخشها دارای کارکردها و برون دادهای ویژه ای هستند که بخشی از نیازهای رسانه را برآورده می‌کنند ولی آنچه مهم است ترجمه همه این دستاوردها و گزاره های ورودی به زبان رسانه‌ای است و این کار مهم در قسمت مدیریت تولید رسانه صورت می‌پذیرد.

در حقیقت مدیریت تولید، حلقه وصل بخش سیاست گذاری رسانه با بخش حرفه ای و عملیاتی آن است. در نتیجه مدیران تولید همیشه تأثیر گذارترین مدیران رسانه‌ها به شمار می آیند.

در صدا و سیمای جمهوری اسلامی قسمتی که وظیفه مدیریت تولید را بر عهده دارد،‌ گروههای برنامه ساز شبکه‌ها هستند. در این نقطه است که سیاست‌های خرد و کلان سازمان تبدیل به پروژه های اجرایی و عملیاتی می شوند و پس از برگزیدن پیمانکار فرهنگی مناسب -بخوانید تهیه کننده- شروع پروژه کلید می‌خورد.

بنابراین موضوع سیاست اصلاحی و هدایت روند سازمان به سوی اهداف و راهبردهای عالی باید از راه بهسازی و ارتقای گروه های برنامه ساز رسانه صورت پذیرد. به عبارت دیگر بدون طراحی گروه‌های برنامه‌ساز در راستای اهداف حیاتی رسانه ملی، دستیابی به آرمان‌ها غیر ممکن خواهد بود.

این آسیب دقیقاً درباره برنامه‌سازی مناسبتی صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران مصداق دارد در حالی که به صورت طبیعی، تقویم مهم‌ترین عامل تأثیر گذار بر روند کلی فرهنگ ایرانیان است و به جرأت می‌توان گفت کنداکتور رادیو و تلویزیون ما از هیچ عاملی به اندازه تقویم متأثر نیست ولی جالب آنکه ساختار تولیدی صدا و سیما به نسبت بسیار زیاد در راستای تحقق اهداف تقویمی پی ریزی نشده است. گویا قرار نیست سازمان وظایف مرتبط با اهداف و سیاستهای تقویمی خویش را انجام دهد.

گروه‌های برنامه‌ساز شبکه‌های گوناگون رادیو و تلویزیون، عمدتاً تحت عناوینی کلی و کلیشه‌ای چون سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، ورزشی، دانش، معارف و... تقسیم شده اند و در بیشتر موارد هیچ اثری از حضور گروههایی با تمرکز بر مناسبت‌ها به ویژه مناسبات مذهبی مشاهده نمی‌شود.

برای نمونه معلوم نیست در حالی که زندگی ایرانیان هر ساله به مدت یک ماه به طور مطلق تحت تاثیر ماه مبارک رمضان قرار می‌گیرد و طبیعتاً رسانه ملی با در نظر گرفتن این تغییر مهم باید تدارکات وسیعی برای این اتفاق ثابت هر ساله داشته باشد، چرا در هیچ کجای ساختار صدا و سیما، گروه متمرکز، مهیا و متخصصی که وظیفه اش پرداختن همه جانبه به ماه مبارک رمضان باشد، وجود ندارد؟ این پرسش مهم را می توان درباره ایام محرم، صفر، حج و دیگر مناسبت های مهم مذهبی و ملی مانند ایام رجبیه و شعبانیه، ارتحال امام(ره)، قیام 15 خرداد، نوروز باستانی و... نیز بیان کرد.

طبیعتاً پاسخ مسئولین رسانه ملی به این پرسش این خواهد بود که ما در چهارچوب گروه‌های گوناگون رسانه ای تلاش داریم تا برنامه‌های مناسبتی مناسبی جهت این ایام تدارک ببینیم ولی این نوع نگاه از چند اشکال اساسی برخوردار است:

1. تجربه عملکرد صدا و سیما نشان داده است که برنامه‌ سازی برای مناسبت ها بیشتر توسط گروه معارف اسلامی پیگیری می شود و چون گروه‌های معارف صدا و سیما در بسیاری موارد علی‌رغم میل و خواست خود، دارای رویکردهای تقلیل گرا به مذهب و برنامه سازی با موضوعات مذهبی هستند لذا ژانر و قالب برنامه های مناسبتی، بیشتر کلام محور، یک طرفه و یکنواخت با حداقل کیفیت تولیدی می باشد.

در این میان ظرفیت تولیدی بیشتر گروه‌های برنامه ساز، بسیار کمتر از آنچه لازم است در خدمت برنامه‌سازی مناسبتی قرار می‌گیرد. بدین ترتیب نوعی گفتمان تقلیل بین مذهب و سیاست، مذهب و تفریح، مذهب و تاریخ، مذهب و دانش، مذهب و اجتماعیات، مذهب و هنر و فرهنگ و ادبیات به وجود می آید.

2. مناسبت‌های مذهبی شیعه دارای وجوه گوناگونی هستند. بسیاری از آنها در عین داشتن بهره‌های معنوی، کاملاً‌ از تأثیرات سیاسی و اجتماعی برخوردارند و یا به تفریح، نشاط و شادی نیز دامن می‌زنند.

این امر مثلاً ‌در اعیاد شعبانیه و به ویژه مناسبت نیمه شعبان کاملاً ‌وجود دارد. نیمه شعبان دارای بهره های معنوی، سیاسی، اجتماعی، تفریحی و... است. در این صورت آیا تفکیک این وجوه به هم پیوسته و تزریق هر وجه به گروه مربوطه اقدامی صحیح خواهد بود؟

آیا می‌توان پرداخت به بهره‌های معنوی نیمه شعبان را به گروه معارف اسلامی شبکه دوم سیما و برنامه سازی درباره وجوه شادی آفرین و نشاط بخش را به گروه سرگرمی و مسابقات همان شبکه واگذار کرد. یا اینکه گروه سیاسی را نیز ملزم به ساخت آثار تلویزیونی درباره تأثیرات سیاسی اندیشه مهدویت کرد؟

از یاد نبریم که معمولاً در صدا و سیما حتی چنین اقداماتی نیز کمتر صورت می پذیرد و بار اصلی برنامه سازی مناسبتی بر دوش گروه های معارف است ولی آیا در صورت تحقق چنین تفکیکی، این اقدامات را می توان مطلوب ارزیابی کرد یا اینکه خود می تواند موجب ‌آسیب‌های فرهنگی و ناتوانی های رسانه ای گردد؟

3. فقدان رویکرد متمرکز به مناسبتها و عدم استقرار تخصصی تیم‌های برنامه‌ساز ویژه هر مناسبت، مدیریت گروههای برنامه‌ساز شبکه‌ها را مجبور می‌سازد هر ساله جهت تهیه برنامه‌های مناسبتی به رایزنی های جدید اقدام کنند که همین امر امکان تغییرات فراوان در تصمیم گیریهای سابق را افزایش می دهد.

لذا علاوه بر اینکه به مرور زمان، نسلی از تهیه کنندگان و کارگردانان حرفه‌ای متخصص مناسبتهای گوناگون نخواهیم داشت بلکه نخواهیم توانست آرشیو علمی و اجرایی ـ حرفه‌ای مناسبی از سابقه مطالعاتی، تجربیات برنامه‌سازی، تغییرات روندی و... درباره مناسبت‌ها نیز فراهم کنیم.

نابراین امکان دسترسی تهیه کنندگان، کارگردانان،‌ متخصصان و پژوهشگران آینده به دستاوردهای گذشتگان و یا حتی امکان تبادل نظر و تجربه میان فعالین هم عصر به شدت پایین می آید. این خلا فرصت‌های تولید دانش رسانه‌ای و ارتباطی بومی را از ما سلب می‌کند، چنانچه تاکنون چنین بوده است در عین حال که عدم تمرکز و تخصص، سطح کیفی برنامه‌های مناسبتی را به شدت پایین آورده و آنها را در حد کلیشه‌های تکراری و جامد تقلیل داده است.

4. روزمرگی صدا و سیما در پرداخت به مناسبتها به مغفول ماندن سیاستگذاری راهبردی آن دامن می‌زند. به جرأت می‌توان گفت در مجموعه اسناد پژوهش، برنامه‌ریزی، سیاستگذاری و اجرایی صدا و سیما استراتژیهای گفتمانی رادیو و تلویزیون به تفکیک مناسبت‌های گوناگون حضور ندارد.

برای نمونه معلوم نیست مولفه های برنامه سازی صدا و سیما در نیمه شعبان چه تفاوتهای هنجاری، مخاطب شناختی، زیبایی شناختی، محتوایی و... با مبعث حضرت رسول (ص)، تولد ایشان، میلاد امیر المؤمنین (ع)، عید قربان، عید فطر و... دارد. اینکه در هر مناسبت مذهبی یا ملی مانور دادن بر کدامیک از گزاره های اسلامی یا ملی دارای اولویت است؟ گزاره های اعتقادی؟ گزاره های انتقادی؟ گزاره های سیاسی؟ گزاره های نظامی یا گزاره های مربوط به زنان؟ یا ترکیب‌هایی از این گزاره‌ها، آن هم به چه نسبتی؟

در اثر وجود چنین کمبودهایی است که اگر از مجموعه برنامه‌های نیمه شعبان، نام حضرت مهدی (عج) را با نام حضرت علی(ع) جا به جا نماییم، در بیشتر موارد می‌توان همه این برنامه ها را در روز 13 رجب نیز پخش کرد و هیچ اتفاق خاصی نخواهد افتاد!

امروزه در صدا و سیما جایگاه مناسبت‌ها در برآوردن اهداف فرهنگی سازمان، مشخص نشده است. عدم وجود مرزهای تمایز مناسبتی به قدری است که حتی گاهی برنامه‌های پخش شده در یک مناسبت مذهبی مثل اعیاد شعبانیه تفاوت جدی با برنامه‌های ساخته شده برای یک مناسبت ملی مانند عید نوروز ندارد.

این مسئله به ویژه در حوزه برنامه‌های سرگرم کننده و تفریحی بیش‌تر مشاهده می‌شود. این اتفاقات نه چندان دلچسب محصول فقدان نگاه مناسبتی به مناسبت‌هاست. قطعاً ‌گروه برنامه‌های تفریحی و سرگرمی یک شبکه، رسالت خود را در ساخت برنامه‌های طنز و شادی می‌داند و برای او تفاوتی نمی‌کند که چنین برنامه‌هایی مربوط به کدامیک از مناسبت‌ها یا احوالات است ولی در یک گروه مناسبتی مربوط به مناسبتی شادی محور مانند نیمه شعبان به طور طبیعی علاوه بر اینکه ساخت برنامه‌های مفرح در دستور کار قرار دارد، از طرف دیگر رعایت نسبت برنامه با مناسبت، یک پیش فرض مهم و قطعی است.

آنچه آمد تا اندازه ای می‌تواند اهمیت و ضرورت در دستور قرار گرفتن رویکردهای مناسبتی در اصلاح ساختارهای تولیدی صدا و سیما را بیان کند. مطالب پیش گفته در حد طرح مسئله ارائه شد ولی قطعاً برداشتن قدم های رو به جلو احتیاج به مداقه و مطالعه بیش از این دارد.

صدا و سیما باید این کار را از نقطه‌ای آغاز کند. به نظر می‌رسد در قدم اول می‌بایست این سیاست در خصوص حداقل یک مناسبت شادی محور مذهبی و یک مناسبت حزن محور مذهبی به صورت آزمایشی اجرا شود تا در سالهای بعد ضمن بر طرف کردن اشکالات احتمالی و مستحکم‌تر کردن کار، مناسبتهای بیشتری را در بر بگیرد.

نگارنده بر اساس تجربیات نظری و عملی خویش و مطالعاتی که صورت داده است برای مناسبت های شادی محور، اعیاد شعبانیه را پیشنهاد می کند. چنانچه در مباحث مقدماتی این مقاله آمده است، پرداخت کارآمد و مؤثر به اعیاد شعبانیه به واسطه خصوصیات منحصر به فرد خود، کلید ورود رسانه ملی به برنامه سازی مناسبتی شادی محور است.

در این باره لازم است در هر یک از شبکه‌های رادیویی و تلویزیونی در کنار همه گروه‌های موجود یک گروه جدید به نام گروه مناسبت‌های شعبانیه تشکیل شود که تا سال آینده فقط به این امر موظف شوند.

گروه‌ها بهتر است به صورت شورایی اداره شوند و در هر شورا افرادی از حوزه‌های موضوعی گوناگون حضور داشته باشند. این گروه‌ها موظفند هر یک ابتدا راهبرد گفتمانی شبکه خود را در ایام اعیاد شعبانیه بر اساس مطالعات نظری، سیاستگذارانه، اجتماعی، مخاطب شناختی و... مشخص کنند و سپس در پیگیری سندهای راهبردی خویش به طراحی قالب ها و موضوعات مناسب برنامه‌ای دست زنند.

در مورد هر برنامه به دنبال بهترین تهیه کننده و کارگردان بگردند و در نهایت سه ماه پیش از حلول مناسبتها ساخت برنامه‌ها را به پایان برند. در مرحله بعد برنامه‌ها در اختیار گروهها و افراد نقاد و آکادمیک قرار خواهد گرفت تا حد امکان نظرات مختلف جمع‌آوری شده و در نهایت فرآیند عکس العمل مخاطبان و تاثیرات احتمالی برنامه ها بر ایشان طراحی شود.

بنابراین بلافاصله پس از پخش برنامه، محققین به جمع‌آوری آثار برنامه‌ها و همچنین نظرات مخاطبان خواهند پرداخت. لازم است که مجموعه فرآیندهای سیاستگذارانه، تصمیم گیری،‌ اجرا و باز خورد، مورد مطالعه ثانوی عده‌ای از محققین قرار گیرد و مشخص شود که روند‌های بالا در یک گروه مناسبتی با دیگر گروهها دارای چه تفاوتهایی بوده است.

در نهایت با به دست آمدن الگوهای اجمالی کار، بحث و بررسی درباره موقعیت ها و ناکامی‌های آن، تکثیر گروه های مناسبتی آغاز می شود و به مرور بخش‌هایی از گروه‌های برنامه‌ساز غیر مناسبتی صدا و سیما در چهارچوبهای مناسبتی باز تولید می گردند.

لازم است که این تغییرات به سطح کارگردانی، اجرا ـ مجری نیز تسری یابد. در این صورت شاید گروه مناسب‌تهای شعبانیه شبکه یک یا گروه از قربان تا غدیر شبکه سه به جای استفاده از 50 تهیه کننده، فقط با پنج تهیه کننده و به جای تعامل با 20 کارگردان از 10 کارگردان استفاده کند. حتی ممکن است یک مجری فقط در ایام شعبانیه برنامه اجرا کند و در تمام طول سال به مطالعه و تحقیق درباره ایام شعبانیه سال بعد بپردازد.

مدیریت کلان سازمان صدا و سیما در ادامه این روند حتی می‌تواند در پی اقدامات بزرگتری از تغییرات در ساختار گروه ها باشد. تغییرات پیشنهادی بالا تنها در اندازه دست‌کاری در تمرکز موضوعی برنامه سازی بود. در حالی که نگاه تحول گرای مذکور را می توان در سطح ماهیت امر تهیه کنندگی نیز لحاظ کرد.

در این نگاه جدید گروه‌های برنامه ساز شبکه‌ها به جای اینکه با تهیه کنندگان مواجه باشند با موسسات مناسبتی در تعامل خواهند بود که در موضوع تخصصی فعالیت خود از گروه تهیه کنندگی تلویزیونی نیز برخوردارند. در یک مؤسسه مناسبتی، پژوهش ذیل امر تهیه کنندگی قرار نمی‌گیرد بلکه در کنار آن موضوعیت دارد در حالی که در تهیه کنندگی مناسبتی هیچ گونه آموزشی جهت القای قوای علمی، اجرایی و هنری به مجموعه تهیه کنندگان انجام نمی‌شود.

در یک مؤسسه مناسبتی می‌توان به بخش آموزش تخصصی مناسبتی تهیه کنندگان، کارگردانان و هنرمندان و دیگر عناصر کوشا در تولید به گونه ای جدی پرداخت.

به عبارت دیگر، نگاه مناسبتی کارآمد لازم است تا در امر آموزش، پرورش و سیاستگذاری سازمان نفوذ کند و این محقق نخواهد شد مگر اینکه به سمت تأسیس و راه اندازی مؤسساتی حرکت کنیم که با تمرکز بر موضوعات و مسایل مورد ابتلای حوزه تولید، تمام نیازهای جانبی آن را فراهم کنند.

مؤسساتی که بتوانند دائماً توان حرفه‌ای و نظری اعضای خود را در حوزه ای چون حوزه برنامه سازی مناسبت‌های شادی محور شیعه ارتقا بخشند و مسائل موجود در این عرصه را به عناوین پژوهشی خود تبدیل کنند. در این صورت مدیران گروه های برنامه ساز رادیو و تلویزیون به جای تعامل با ده‌ها تهیه کننده به همکاری با مثلاً‌ پنج مؤسسه قابل اتکای جامع خواهند پرداخت.

حرکت پیشنهادی مذکور همچنین به تدریج موجب سبک شدن بدنه انسانی رسانه ملی، روان تر شدن گردش کارها، پدید آمدن فرصت های مطالعاتی استراتژیک و راهبردی برای مدیران، فارغ از دغدغه پر کردن آنتن و... خواهد شد. علاوه بر اینکه مؤسسات پیش گفته می‌توانند به کانون‌های تولید علم و بومی سازی رسانه تبدیل شوند.

توضیحات بیشتر درباره فرآیند راه اندازی و تأسیس این مؤسسات مجال بیشتری می‌طلبد. در پایان این نوشتار، به صورت ‌اجمالی پیشنهادهایی را درباره سیاستگذاری، برنامه سازی و مدیریت تولید، به گروه‌های اعیاد شعبانیه شبکه‌های گوناگون رادیویی و تلویزیونی ـ که شاید در آینده شکل بگیرند ـ ارائه می‌کنیم:

1. بررسی امکان پوشش تلویزیونی آیین‌های جشن در گستر‌ه‌ی فرهنگی شیعه از ایران تا لبنان، هند، عراق و آمریکا و...

2. معرفی مؤسسه‌ها،‌ مراکز مطالعاتی و تبلیغاتی مهدویتی در جهان و ایران،‌ معرفی کتب مربوط به مهدویت،‌ معرفی علما و دانشمندان مهدویت پژوه،‌ معرفی کتابخانه های تخصصی و نرم افزارهای مربوطه؛

3. اطلاع رسانی در سطح ملی از مهمترین مجالس و مراسم گرامیداشت اعیاد شعبانیه در شهرهای کشور؛

4. نقد و بررسی آخرین آثار سینمایی، تلویزیونی و هنری آخرالزمانی در سطح جهانی؛

5. برنامه‌ریزی جهت تشکیل شب‌های شعر مهدوی و پخش زنده آنها از تلویزیون؛

6. عینیت بخشیدن به ظهور حضرت مهدی (عج) در عین غیبت با ساختن مستندهایی از داستان و سرگذشت مشرف شدگان به خدمت حضرت مهدی(عج)؛

7. مستند سازی درباره خاطرات مردمی از ایام شعبانیه؛

8. برنامه سازی درباره پاسخ دهی به شبهاتی که درباره حضرت مهدی(عج) مطرح شده است.

9. مستند سازی تاریخی و غیر تاریخی درباره مکان‌های مقدس مهدوی مانند مسجد مقدس جمکران؛

10. برجسته کردن رسانه ای شب احیای نیمه شعبان و دامن زدن به این سنت مهم که هنوز از دایره نخبگان مذهبی شیعه به سطح عموم مردم نیامده است.

11. برنامه سازی بین الادیانی درباره اعتقاد همه ادیان به ظهور منجی به ویژه مانور فرهنگی و رسانه ای بر اشتراکات شیعه و سنی در اندیشه و آرمان مهدوی؛

12. برنامه سازی درباره داستان زندگی مادر حضرت مهدی (عج)؛

13. برنامه سازی درباره دوران غیبت صغرای حضرت،‌ داستان زندگی نواب اربعه و...

14. برنامه‌ریزی مناسب جهت برخورد جامع با تلاقی مناسبت‌های دیگر با اعیاد شعبانیه؛

15. برنامه سازی درباره وقایع مهدوی مهم سال؛ مانند بمب گذاری در حرم عسکریین، بیان شدن اندیشه مهدوی از تریبون سازمان ملل برای اولین بار توسط رییس جمهور ایران، بازتاب افزایش نام‌گذاری فرزندان در ایران به نام های مهدی، مهدیه و...، ابراز شعارهای مهدوی از سوی ورزشکاران در میادین ورزش و...

16. پخش زیر نویس احادیث وارد شده از حضرت مهدی (عج) یا درباره حضرت مهدی (عج) ‌از شبکه‌های مختلف تلویزیون؛

17. ساخت سریال‌های رادیویی درباره تولد و دوران غیبت صغری حضرت، همچنین ساخت سریال درباره وقایع تاریخی آن دوران؛

حجت الاسلام علی جعفری
رجانیوز

مجموعه مربوطه اخبار فرهنگی و مهدوی
دوشنبه ۲۷ تیر ۱۳۹۰ ساعت ۱۱:۱۴

آنتن خالی؛ عیدی تلویزیون به مردم!

فارس: مردم روز میلاد حضرت مهدی(عج) را در حالی جشن گرفتند که رسانه ملی هیچ ویژه برنامه جدید و نویی را روانه آنتن نکرد.

روز نیمه شعبان که مقارن با میلاد حضرت مهدی(عج) است، همواره از جایگاه ویژه‌ای میان شیعیان جهان برخوردار است و در ایران اسلامی نیز هر سال با آذین‌بندی خیابان‌ها و پخش شیرینی و شکلات و برپایی مراسم‌های شاد این میلاد فرخنده جشن گرفته می‌شود.

همان‌طور که اشاره شد، این جشن همواره جایگاه ویژه‌ای میان ایرانیان داشته و صداوسیما به عنوان رسانه ملی در ترویج و ایجاد فضای شاد جایگاه بسیار مهمی داشته و نقش پررنگی دارد اما متاسفانه انگار رسانه ملی از کمبود نخبگان و طراحان برنامه رنج می‌برد و طی روزهای منتهی به این عید خجسته و حتی روز عید، تلویزیون هیچ ره‌آوردی جز برنامه‌های تکراری و گزارش‌های هرساله نداشت.

اگر بخواهیم ایام جشن نیمه شعبان را از روز جمعه دو روز مانده به این مراسم حساب کنیم، روز جمعه تلویزیون تقریبا برنامه‌های تکراری خود را روی آنتن برد و تنها در حدود دو ساعت از ساعت 14:30 تا 16 ویژه برنامه‌ای با اجرای محمد اقبال واحدی روی آنتن رفت که آن هم تقلیدی از برنامه‌های همین مجری در دهه هفتاد و در برنامه‌های صبح به خیر ایران بود.

روال همیشگی تلویزیون در پخش انبوه فیلم‌های سینمایی تکراری و فیلم‌های ویدئویی درجه «ج» شبکه نمایش خانگی نیز همچنان برپا بود.

در روز گذشته (26 تیرماه) که روز عید بود نیز، شرایط تقریبا مانند قبل بود، پخش گزارش‌هایی با مضمون عروسی و ازدواج در بخش‌های مختلف خبری به شیوه گذشته و در همان قالب‌های تکراری روی داد، شاید تنها گزارش متفاوت بخش‌های خبری، گزارش حمید امامی از مراسم عروسی در کشور مالزی بود که به مخاطبان خود گوشه‌هایی از مراسمات مسلمانان سایر کشورهای اسلامی را به تصویر می‌کشید.

ویژه برنامه‌های صبح‌گاهی تلویزیون نیز که جای خود داشتند، برنامه «هفته‌ به هفته» که مجری اصلی آن «مسعود روشن‌پژوه» بود، مانند تمام ویژه برنامه‌های تلویزیون در تمام این سال‌ها تلاش می‌کرد تا با مزه‌پرانی‌های دو مجری و دعوت از هنرپیشگان و خوانندگان به عنوان مهمان برنامه فضایی شاد ایجاد کند، شبکه‌ دو نیز که همان فیتیله‌ای‌های بی‌مزه جدید به همراه «مجید قناد» تلاش می‌کردند تا با بالا و پایین پریدن کودکان را پای تلویزیون بنشانند. شبکه سه هم که مشغول پخش فیلم‌های سینمایی خود بود، شبکه چهار هم که اصولا کاری به مناسبت‌ها ندارد و کار خود را ادامه می‌دهد.

می‌رسیم به شبکه پنج یا شبکه تهران که در روز عید آخرین برنامه «وقتمون کمه» را روی آنتن برد. گذشته از این که این برنامه هم تکرار برنامه‌های همیشگی شبکه تهران در سال‌های قبل بود و در قسمت‌های قبل پر از شوخی‌های بی‌مزه و جلف محمود شهریاری با کاظم احمدزاده بود، در قسمت پایانی خود که روز گذشته روی آنتن رفت دیگر از بی‌مزگی شورش را درآورد و طفلک محمود شهریاری به هر دری می‌زد تا مخاطب را پای خود نگه دارد.

شبکه تهران زمان پخش این برنامه آنتن خود را به طور کامل در اختیار کاظم احمدزاده، محمود شهریاری و هومن حاجی عبداللهی مجریان این برنامه به همراه مسعود روشن پژوه همان مجری که نیم ساعت قبل در شبکه یک سیما برنامه اجرا می‌کرد و دو مجری دیگر قرار داد تا از هر کاری برای جلب مخاطب فرونگذارند و خلاصه این که محمود شهریاری هم هرچه قِر در این سال‌ها در کمرش مانده بود، در این برنامه خالی کرد.

متاسفانه گردانندگان این برنامه تصور کرده بودند که برای خنداندن مردم مجری باید هر لطیفه مورد دار و بی‌مزه‌ای را عنوان کند و مجریان با هم شوخی‌های زننده‌ داشته باشند.

تلویزیون و برنامه‌سازان ما هنوز و بعد از گذشت 32 سال از انقلاب اسلامی تصور می‌کنند برای ایجاد فضای شاد باید آهنگ‌هایی شبیه آنچه در برخی مجالس عروسی نواخته می‌شود بگذارند و مجری نیز به هر دری بزند و هر توهینی را در قالب شوخی و مطایبه به خورد مردم و مخاطبان خود بدهد.

آنچه که ذکر شد، گوشه‌ای از تلاش دست اندرکاران تلویزیونی برای ایجاد فضای شاد در یکی از مهم‌ترین اعیاد شیعیان بود و تصور می‌شود که تلویزیون هنوز فکر می‌کند با همان برنامه‌های تکراری در قالب دکورهای جدید و یا مجریان تازه می‌تواند مخاطبان میلیونی خود را که از طریق ماهواره به می‌توانند صدها شبکه را جایگزین رسانه ملی کنند، نگه دارد. دیدن و شنیدن یک سخنرانی یا برنامه خوب درباره امام عصر (عج) به دل همه دوست داران آن حضرت ماند و همه صرفا شاهد حرکات سخیف مجریان و بازیگران بودند.

مجموعه مربوطه اخبار فرهنگی و مهدوی

حساسیت‌زدایی از خشونت، روندی ظریف و تقریباً تصادفی است که می‌تواند به عنوان یکی از نتایج قرار گرفتن پی‌درپی در معرض خشونت زندگی واقعی و نیز خشونت‌های رسانه‌ای رخ دهد. حساسیت‌زدایی عاطفی، زمانی مشهود می‌شود که واکنش‌های کندی در برابر حوادثی صورت می‌گیرد که عموم آنها واکنشی قوی را نیاز دارند.

مجموعه مربوطه رسانه ها

شبکه 5 سیما یکشنبه گذشته، آنتن خود را به پخش انیمیشنی اختصاص داد که به بازخوانی تاریخ یهود با رویکردی صهیونیستی ـ ضد ایرانی پرداخت.
به گزارش رجانیوز، در حالیکه برخی مضامین غیرقابل قبول مجموعه فیلم‌های خارجی پخش شده در ایام نوروز و همچنین تغییر رویکرد مدیریت رسانه ملی و دست کم سهل انگاری گسترده در این زمینه وضعیت هشدارگونه‌ای را در این رسانه بوجود آورده است، در ایام تعطیل خرداد نیز سیاست جدید رسانه ملی در نمایش برخی مجموعه‌های خارجی مسئله‌دار ادامه داشته است به نحوی که شبکه تهران اقدام به پخش انمیشین صهیونیستی «استر» در باکس برنامه‌های صبحگاهی خود نمود.
انیمیشن «استر» که قسمت چهاردهم از سری انیمیشن 46 قسمتی «داستان سبزیجات» است، در آمریکا و با تم مسیحی-یهودی برای کودکان تولید شده است.
صراحت داستان انیمیشن استر، نام کاراکترها، روند داستان، ترانه ای که بر اساس ملودی سرود ملی اسرائیل در جای جای انیمیشن از زبان استر خوانده می شود و بسیاری از دیگر نشانها، تنها یک تصور را به ذهن متبادر می کند: مکانیزم انتخاب برنامه های خارجی در رسانه ملی به اندازه ای ناتوان و ناکارآمد است که گروهی می توانند چنین اثر تماماً صهیونیستی را در یکی از بزرگترین روزهای مقدس جمهوری اسلامی ایران در برابر دید مخاطبان کودک ایرانی قرار دهند.
اسطوره و انیمیشن استر نه تنها یک انیمیش صهیونیستی- توراتی بلکه اساساً یک انیمیشن ضد ایرانی است. هیمن نمادی از ایرانیان است که در داستان توراتی استر با یهودیان عناد دارد. حادثه پوریم یا ایرانی کشی که هر ساله سالروز آن توسط یهودیان جشن گرفته می شود جانمایه داستان استر است. و اکنون این داستان از رسانه ملی جهوری اسلامی ایران برای کودکان شیعه ایرانی پخش شده است.
اختصاص آنتن رسانه ملی در نیمه خرداد و سالروز ارتحال حضرت امام به تبلیغ یک اسطوره توراتی- صهیونیستی برای کودکان مسلمان ایرانی را یا باید به حساب فقدان روشمندی گزینش و پخش فیلم در رسانه ملی و عدم استفاده از کارشناسان این حوزه دانست و یا به توطئه ای جهت خدشه دار نمودن این روز بزرگ قائل شد. در هر حال نتیجه عملی این اقدام تنها یک رسوایی بزرگ برای رسانه ملی است.
داستان از این قرار است که خانواده ای تنها و بی پناه، از بد روزگار در بارگاه پادشاهی ساکن هستند که وزیر اعظم آن به دلایلی نامعلوم و به هر شیوه ای قصد بیرون راندن آنها را از کاخ دارد.
نماینده این خانواده ی تنها و بی کس، دختری است به نام «استر» و پسرعمویش «مورتیکای» ؛ انسانهای زیرک و مظلوم و خداجو! آنها اسیر بدبینی و تنگ نظری وزیر اعظم، «هیمن» شده اند و عن قریب است که به سرزمینی دور تبعید شوند.
آن ها می خواهند به هر ترتیب به شاه ثابت کنند که وزیر او شیاد و توطئه گر است. استر که حالا ملکه قصر شده قصد دارد به گونه ای که مورد سوء ظن قرار نگیرد، میخواهد شاه را از خیانت وزیر آگاه نماید. برای این کار به توصیه مورتیکای، شاه را به ضیافتی دعوت می نماید و تمام شجاعت خود را بخاطر حفظ خانواده اش جمع می کندو بالاخره ماجرا را به شاه می گوید.
شاه که ظاهرا انسان کودن و بی خردی است موضوع را می پذیرد و «هیمن » را از قصر بیرون می کند و مورتیکای را به جای او می نشاند. و هر آنچه این وزیر دانا، مورتیکای، به شاه می گوید او با حماقت می پذیرد و لبخند می زند.
در این انیمیشن، شخصیتها با رویکرد مدنظر این مجموعه، نامگذاری شده اند؛ «استر»، «مورتیکای» یا همان «مردخای» ، «هیمن» یا «هامان»!
در کاخی که شاه در لیوانی با نقوشی از خط میخی نوشابه می خورد و خانم استر روی فرشی راه میرود که نقوش ایرانی آن زیر پایش فریاد می کشد؛ دیگر شکی نمی ماند که اینجا ایران است و این شخصیت ابله سبزه که روی گونه اش زگیل دارد خشایار شاه.
استر تنها نقطه تأمل برانگیز در کارنامه گروه انتخاب فیلم در شبکه پنج سیما و دیگر شبکه های تلویزیون نیست. شاید زمان آن فرا رسیده باشد که مدیر محترم رسانه ملی توجه دوباره ای به این بخش از مجموعه تحت مدیریت خود داشته باشد.

مجموعه مربوطه اخبار سیاسی

اخبار مطالعات فرهنگی