موعود :: مطالعات فرهنگی

اگرچه گروهی از شیطان پرستان آمریکا ، فیلم"بچه رزماری" را افشای اسرار فرقه شیطان پرستی به شمار آورده و در یک عملیات تکان دهنده به خانه رومن پولانسکی حمله برده و در غیاب وی ، همسر باردارش (شارون تیت) را به طرز فجیعی به قتل رساندند اما گروهی دیگر ، فیلم یاد شده را اعلام موجودیت فرقه شیطان پرستی دانستند. چرا که یکی از سرکردگان این فرقه به نام آنتوان لاوی در افتتاحیه فیلم شرکت داشت و در واقع عملیات قتل شارون تیت ، یک ابراز وجود و قدرت نمایی از سوی شیطان پرستان جامعه آمریکا به حساب آمد.

سینمای ضدجنگ در هالیوود هیچ گاه جریان ساز نبوده و اغلب به صورت تک صداهایی است که خیلی زود از نفس می افتد و فراموش می شود و به دلیل هژمونی سازمان سیا بر جامعه آمریکا، هر صدای متفاوتی حذف می شود تا سیاست های یکسان سازی و هموژنیزاسیون جامعه به غایت به پیش رود. در بین انبوه فیلم هایی که در توجیه و ستایش جنگ سومالی، ویتنام، افغانستان، عراق و بسیاری دیگر از تجاوزات ایالات متحده ساخته شده تولید معدودی از این گونه فیلم ها جایگاه خاصی را به خود اختصاص نمی دهد.

از همین جا می توان عمق تفکر اوانجلیستی / کابالیستی حاکم بر فیلم را دریافت . چراکه اگرچه کتاب مقدس برخی فرقه های پروتستانی با عهد قدیم یا همان تورات آغاز می شود اما امروزه تنها کتاب ظاهرا مذهبی که با تورات شروع شده و سپس با عهد جدید ادامه یافته و با مکاشفات آخرالزمانی یوحنا پایان می یابد ، انجیل اوانجلیکی است که باورها و اعتقادات آرماگدونی را مبنی بر جنگ فاجعه بار آخرالزمان نشر می دهد و اعتقادات جنگ طلبانه و ضد بشری این فرقه صهیونیستی که همراه صهیونیست های یهودی برای برپایی حکومت جهانی صهیون با مرکزیت اسراییل طرح و نقشه های تجاوزکارانه خطرناکی را در دستور کار خود قرار داده و اینک بر غرب صلیبی از جمله ایالات متحده آمریکا تسلط سیاسی و اقتصادی و فرهنگی کامل دارند را تبلیغ می نماید.

 

درسینمای به اصطلاح معناگرای یاد شده، هیچگونه تحرک آسمانی ومعنویت الهی دیده نمی شود، بلکه هر چه رویت می گردد از اراده آدم ها یا فرشتگان  و یا شیاطین ناشی می شود و در این مسیر اراده الهی کوچگترین نقشی ایفا نمی کند.در واقع تعریفی که در این گونه فیلم ها از معنویت و ماوراء و مرگ و فرشته و دنیا و آخرت می شود ، تحت تاثیر همان ایدئولوژی است که از دوره رنسانس جامعه بشری و تاریخ را تحت تاثیر قرار داد و با عنوان اومانیسم ، خدا را از صحنه زندگی حذف و انسان را جایگزین آن نمود.

 

بسیاری دیگر از سینماگران مستقل آمریکایی نیز سال‎هاست با همین مافیای صلیبی/صهیونی سینمای آمریکا دست و پنجه نرم کرده و به‎عنوان تنبیه در سیستم فوق محکوم به ایزوله شدن هستند. سینماگرانی که به‎راحتی پس از چند سال، دیگر نه نامی از ایشان به گوش می‎رسد و نه نشانی، مگر این‎که مجددا با آن سیستم جهنمی و مافیایی سر سازش پیدا کنند. مثلا استوارت تاوزند در سال 2007 فیلمی به نام «نبرد در سیاتل» ساخت، درباره اعتراضات گسترده علیه کنفرانس سازمان تجارت جهانی و پروژه جهانی‎سازی نظام سلطه که عظیم‎ترین تظاهرات مردمی در آمریکای اواخر دهه 90 و بزرگ‎ترین سرکوب قرن توسط پلیس ایالات متحده را طی یک بازسازی هوشمندانه و باورپذیر به تصویر می‎کشید.

فیلم "فصل جادوگری" با نمای یک کتاب قدیمی شروع می شود که بعدا متوجه می شویم کتابی منسوب به حضرت سلیمان و برای مقابله با جادوگران و باطل کردن سحر آنهاست. سپس به نیمه اول قرن سیزدهم و مراسم به دار کشیدن 3 زن متهم به جادوگری می رویم و مراسم باطل کردن جادو را با استفاده از همان کتاب مذکور مشاهده می کنیم که توسط یک کشیش صورت می گیرد اما گویی روح شیطانی در وجود یکی از قربانیان حلول کرده و همین باعث می شود که هم کتاب را بسوزاند و هم کشیش را به دار بکشد.

در عرصۀ فیلم کودک، هالیوود از تعدّی صهیونیست‌ها مصون نمانده و کلیشه‌‌های خاصّی در قالب فیلم کودکان، طیّ چند دهۀ اخیر مدام تکرار شده‌اند. مثلاًً کلیشۀ کودک محروم مانده از میراث اجدادی یا جدا افتاده از آغوش گرم مادر که هر یک به نوعی تداعی‌گر یهودی مظلوم و به دور مانده از سرزمین مادری خویشند. در این قبیل داستان‌ها با استفاده از پیام‌هایی که در کتب مقدّس یهودیان آمده است، مخاطب یهودی و بسیاری
از غیر یهودیان به راحتی می‌فهمند که منظور از آن چیست.

 

پلیس ترکیه در این فیلم به این نتیجه می رسد که تمامی عملیات های تروریستی دراین کشور توسط فردی در آمریکا با نام حاجی گومش با نام مستعار «دجال» سازماندهی می شود، نهادهای امنیتی آمریکایی نیز که هیچ سوءسابقه ای از گومش ندارند تصمیم می گیرند او را به خاک ترکیه بازگردانند.

تقریبا از اوان ساخت فیلم در هالیوود ، سینماگران و فیلمسازان این کارخانه به اصطلاح رویا سازی ، در کنار تبلیغ و ترویج فرهنگ آمریکایی اعم از کابوییسم و گنگستریسم و میکی ماوسیسم و مانند آن ، علاقه خاصی نسبت به کاراکترها و قصه های شرقی چه در خاورمیانه و خاوردور و یا از شرق باستان نشان می دادند والبته در قریب به اتفاق این حکایت ها نیز همواره آدم های شرقی ، موجوداتی شریر و خبیث یا شارلاتان و فریب کار و یا فقیر و بیچاره جلوه می کردند که زندگی خویش را از طریق دزدی و سرقت و امثال آن می گذرانند.

گفت‌وگو با حجّت الاسلام و المسلمین سعید اصفهانیان؛ مدیر گروه قرآنی فیلم ملک سلیمان
کارهایی که تا به حال در حوزۀ تصویرسازی انجام شده، کارهایی مبیّن مباحث مهدوی نبوده است، مثلاً ممکن است در برخی از آثار سینمایی یک گریزی به بحث مهدویّت زده ‌شود، امّا به یک گریز که کار مهدوی نمی‌گویند! اگر فردی در اثری هنری، صرفاً توسّل به امام زمان(ع) کند، اینکه تبیین مفاهیم مهدویّت نیست! و گرهی از مشکلات معرفتی ما در حوزۀ مهدویّت را باز نمی‌کند. این حدّاقلِ توان ماست.

6
صفحه 6 از 7