موعود :: مطالعات فرهنگی

فیلم مستند « اخراج شده » یا « Expelled » بیش از آن که بخواهد به ضرر مجامع مخفی و ماسونی و صهیونیستی گام بردارد، به این مجامع یاری رسانده است!!! این حرف گرچه ممکن است در ابتدا کمی عجیب به نظر برسد، اما با دقت بیشتر در بخش های مختلف فیلم، به وضوح رخ می نماید:

یکی دیگر از مبانی اعتقادی کلیسای انجیلی اعتقاد به حضرت مسیح به عنوان تنها منجی است. این در حالی است که پیروان دیگر فرقه های لیبرال تر پروتستانیسم؛ مانند «پرسبیتریین ها» و «متودیست ها» حضرت مسیح را یکی از راههای نجات می دانند. این امر به ویژه یکی از مبانی اعتقادی مهمی است که باعث گرایش شدید انجیلی ها به دعوت پیروان دیگر ادیان بلکه پیروان دیگر فرقه های مسیحی به کلیسای انجیلی شده است.

صنعت موسیقی با توجه به تأثیر عمیق و غیر قابل آن در ترویج افکار و عقاید، همواره به عنوان یکی از ابزارهای بالقوه ‌سیستم‌های فرهنگی و سیاسی، در کنترل ذهن افراد در جای‌جای‌ جهان مطرح بوده است؛ امری که مطالعه تاریخ مکتوب و غیر مکتوب بشر نیز بر آن صحه می‌گذارد. امروزه موسیقی در کنار دیگر شاخه‌های هنری مانند صنعت سینما و... به یکی از ابزارهای مؤثر در بسط و گسترش اندیشه ها تبدیل شده و مکاتبی چون فراماسونری به نحو غیر قابل انکاری در جهت ترویج افکار خود از آن بهره‌برداری می‌کنند.

ایالات متحده آمریکا که به عنوان یک کشور استعمارگر که از سال1945 میلادی توانست هیمنه خود را بر جهان مستولی کند، اکنون با توجه به بحران اقتصادی و تحولات جهانی به خصوص در خاورمیانه رفته رفته جایگاه گذشته خود را از دست می دهد.

بیشتر مورّخان «فراماسونری» بر این باورند که مبدأ این سازمان، به جنگ‌های صلیبی در قرن دوازدهم بازمی‌گردد. اگرچه فراماسونری به طور رسمی در اویل قرن هیجدهم میلادی در انگلستان بنا نهاده شد، امّا در نقطه عطف حکایت آشنای فراماسونری، دسته‌ای به نام «شوالیه‌های معبد» یا شهسواران معبد قرار دارد.1

سیطره بیش از یک صد ساله مدرنیته بر جامعه ما که بدترین وجه آن، غلبه منطق معرفتی مدرن بر اذهان است، ما را به نوعی فلج ذهنی در مواجهه با بسیاری از پدیده های عصری و نو دچار کرده است.

اگر تا همین چند دهه پیش، دولت‏هاى اروپایى و آمریکایى به مدد یافته‏هاى علوم اجتماعى و با توسل به قوانینى هولناک، از تداوم نسل برخى از گروه‏هاى نژادى و اجتماعى ممانعت به عمل مى‏آوردند، اما امروزه به مدد گسترش علم زیست‏شناسى و حوزه ژنتیک، جامعه به نحوى حساب شده به سوى نوعى حرکت به‏نژادى جدید سوق داده مى‏شود که با نمونه تاریخى‏اش متفاوت مى‏نماید. در چنین شرایط جدیدى است که جامعه و نه دولت، به بازیگر اصلى این عرصه تبدیل مى‏شود.

 

نبرد بر علیه رباخواری به دوران اولیه تمدن بشری باز میگردد. از دوران سومر تا به امروز، انسان های صالح بر علیه این عامل نیروهای اهریمنی تلاش نمودند. بهره گرفتن توسط فلاسفه یونان محکوم شده بود. پول چیزی مرده محسوب میشد، و چیزی که مرده نمی تواند رشد نماید. آریستوتل در کتاب «سیاست» نوشته: «منفورترین چیز، و با دلایل متعدد، رباخواری ست، که از خود پول سودی حاصل میکند، و نه از راه طبیعی شیئی برآمده از آن. چون پول قرار بود برای معاوضه مورد استفاده قرار گیرد و نه اینکه توسط بهره افزایش یابد ... از میان همه راه های ثروتمند شدن رباخواری غیر طبیعی ترین آنهاست.»

 

در تمامی آرای عرضه شده دربارۀ توسعۀ اقتصادی از توسعۀ فرهنگی و توسعۀ انسانی به عنوان مقدّمه و زمینه‌ساز «توسعۀ اقتصادی» یاد شده است. به عبارت واضح‌تر، زدودن آخرین باقی‌مانده‌های فرهنگ‌های ملّی، منطقه‌ای، مذهبی و تربیت انسانی غربی شده به وسیلۀ نشر فرهنگ توسعه‌ای و فرهنگ صرفاً انسانی3 پیش‌فرض رسیدن به مدینۀ جهانی غرب است.

 

امام از مصلح موعود سخن گفت، و عصر ظهور را مطرح کرد و مردم را با امام عصر(عج) آشنا نمود. او به جای این که عمر خود را در تبیین دست پنهان بازار آدام اسمیت و هایک صرف کند، به تبیین دست آشکار الهی در ربوبیت و سرپرستی جهان هستی پرداخت و ولی خدا را مجرا و طریق این ربوبیت معرفی کرد.

8
صفحه 8 از 9