موعود :: مطالعات فرهنگی
موقعیت شما: موعود»اخبار»اخبار سیاسی

قیام مردمی منطقه العوامیه عربستان همانند کابوسی است که خواب شیرین آل سعود را بر هم زده و نگرانی اربابان غربی آنها را به دنبال داشته است.

العوامیه که ظرف روزهای اخیر به کابوسی برای خاندان آل سعود تبدیل شده شهری است که درمنطقه قطیف در استان شرقی عربستان سعودی واقع شده است.این روستا فاصله نزدیکی با بحرین دارد و اقتصاد آن بر نفت خام و کشاورزی استوار است.العوامیه دروازه ورود بهار عربی به عربستان و نماد ظلم ستیزی است.

جرقه قیام
جرقه اعتراضات مردمی در این شهر زمانی زده شد که نیروهای آل سعود دو فرد مسن را به عنوان گروگان بازداشت کردند تا فرزندان آنها که به اتهام مشارکت در تظاهرات اخیر تحت تعقیب بودند، خود را تسلیم کنند.

نیروهای رژیم به شدت با همه ابزار تظاهرات را سرکوب کردند و از بیم گسترش دامنه اعتراضات تدابیر شدیدی به عمل آورند که طی آن شماری زخمی شدند.

بازداشتهای گسترده رژیم
پس از این تحولات بازداشتهای گسترده ای به عمل آمده است به طوری که "رضا عبدالله فربریص"،"حسن علی حسن العوامی"،"علی الربح"،"مصطفی و حسین آل درویش" دو بردار عربستانی که اغل این افراد جوان هستند طی روزهای گذشته بازداشت شده اند.

حمایت از قیام مردم العوامیه
این در حالی است که درحمایت از مردم العوامیه تظاهرات مسالمت آمیزی در "قطیف" و "القدیح" برگزار شد و تظاهرات کنندگان از مقامات سعودی خواستند که محاصره را بشکنند.

در جزیره "تاروت" تظاهرات مسالمت آمیزی به عمل آمد که این اقدام نیروهای امنیتی را واداشت تا با قرار دادن موانع ایست بازرسی رفت وآمدها را کنترل کنند که این موضوع سبب شد ترافیک شدیدی در مبادی ورودی "پل الائمه" تا مسافت ۱۶۰۰ کیلومتری به وجود آید.

از سوی دیگر تظاهرات همبستگی با مردم العوامیه در مناطق مختلف بحرین برگزار شد.

شیخ "نمر باقر النمر" از مراجع شیعی عربستانی هم گفت: ارده فولادی مردم عربستان برخورد آهنین را در هم می شکند اگر حکومت خود را حافظ امنیت کشور معرفی می کند چرا نقاط ایست بازرسی متعدد به وجود آورده است و مردم را می ترساند؟

حضور خودروهای زرهی و سلاح موجود نشانه این است که قصد دارند کشتار راه بیندازند. مردم حق دارند که با ملت بحرین همدردی کنند. نیروهای امنیتی که مردم را تعقیب می کنند فتنه افکن هستند نه مردم.

اعتراضها گسترش می یابد
از سوی دیگر "حمزه الحسن" مخالف رژیم آل سعود گفت: اعتراضات مردم العوامیه هنگامی شروع شد که دو مرد که به بیماری قلبی مبتلا بودند دستگیر شدند و هنگامی که مردم العوامیه به مرکز پلیس رفتند تا با مسئولان صحبت کنند نیروهای امنیتی به سوی آنها آتش گشودند و و تظاهرات کنندگان اقدام به سنگباران مرکز کردند.

وی افزود: به سبب ظلمی که در حق ساکنان مناطق شرقی عربستان روا داشته می شود اعتراض ها گسترش پیدا می کند و این با توجه به افق سیاسی بسته کنونی تشدید می شود.

نگرانی غرب از قیام مردم العوامیه
این درحالی است که برخی منابع خبری با اشاره به هشدار مقامات آمریکا، انگلیس و استرالیا به اتباع خود برای عدم سفر به العوامیه از نگرانی کاخ سفید نسبت به سرایت انتقال به کل عربستان پرده برداشتند.

فرافکنی ممنوع
از سوی دیگر "توفیق السیف" متفکر شیعی سعودی گفت: قدرت خارجی که حکومت سعی دارد تقصیر را بر گردن آن بیندازد ایران است، اما به نظر من ایران ارتباطی با اعتراضها ندارد.

وی افزود: تنها راه ممانعت از گسترش بحران اعطای حقوق کامل سیاسی و مدنی شیعیان است، زیرا سیاست کنونی علیه شیعیان تبعیض آمیز است و حکومت امکان هر گفتگویی را از بین برده است.

صدها دانشجو در نیویورک روز گذشته برای نشان دادن همبستگی خود با جنبش وال‌استریت کلاس‌های خود را ترک کردند. برنامه اعتراضات در دانشگاه‌های ایالتی نیویورک در "آلبانی"، "بوفالو"، "بینهامپتون" ، "نیوپالتز" و "پرچیس" چیده شده شده بود.

به گزارش خبرگزاری فارس به نقل از آسوشیتدپرس، دانشجویان آمریکایی نیز در کنار اتحادیه‌ها به بازوی جدید اعتراضات وال‌استریت که در حال تسری به سراسر آمریکاست بدل شده‌اند.
به نوشته این خبرگزاری آمریکایی، تعداد زیادی از معترضان دانشجویان هستند. صدها دانشجو در نیویورک روز گذشته برای نشان دادن همبستگی خود با جنبش وال‌استریت کلاس‌های خود را ترک کردند. برنامه اعتراضات در دانشگاه‌های ایالتی نیویورک در "آلبانی"، "بوفالو"، "بینهامپتون" ، "نیوپالتز" و "پرچیس" چیده شده شده بود.
"دانیل گینگسبری" دانشجوی 21 ساله از"نیوپالتز" در این خصوص می‌گوید که وی به دلیل نشان دادن حمایت خود از تعدادی از اساتیدش که به نظر وی به دلیل کاهش بودجه، وظایفشان سنگین‌تر شده است، کلاس خود را ترک گفته است.
"گینگسبری" که قصد تدریس هم دارد اضافه کرد که "وضعیت آموزش در کشور ما مضحک است و دولت به آن توجه نمی‌کند، لذا ما باید برای آن مبارزه کنیم."
این گزارش می‌افزاید: اتحادیه‌ها نیز  با محلق کردن اعضایشان در روز چهارشنبه به یک راهپیمایی نسبتا کوچک هزاران نفری در منهتن سعی کردند تا تظاهرات علیه وال‌استریت و نابرابری اقتصادی باشکوه شود و اعتراضات کوچکتر در سرتاسر کشور رونق پیدا کند.
معترضان که کت و شلوار و تی شرت بر تن داشتند با شعار اتحاد محل کار خود را ترک کردند تا به همراه سایر معترضانی که از دو روز قبل در پارک "زوکوتی" تحصن کرده بودند راهپیمایی اعتراضی بر پا کنند. بعضی از معترضین فرزندان خود را نیز آورده بودند و درحالی‌که آنها بر دوشهای خود گذاشته بودند در "براد وی" راهپیمایی می‌کردند.

مشرق: شرکت الکترونیک آرتس به منظور تبلیغ و ترویج هر چه بیشتر بازی «میدان نبرد 3» دست به ساخت یک سری فیلم می‌زند که در آن از بازیکنان معروف فوتبال آمریکایی استفاده شده است. این اشخاص عبارتند از: درو بریس، جارد آلن، لاری فیتزگرالد، و کلی متیوس.

به دلیل مضامین سیاسی موجود در این بازی و نیز به خاطر رقابت تجاری بسیار شدیدی که الکترونیک آرتس با شرکت اکتیویژن و بازی معروف آن یعنی «ندای وظیفه: جنگ مدرن 3»‌ دارد، این شرکت بر آن شده است تا دست به ساخت چنین فیلم‌هایی زده و به تبلیغات بیشتر بازی بپردازد. نام نخستین سری از این فیلم‌ها «عملیات زمین فوتبال: تماس»‌ گذاشته شده است.

لازم به ذکر است که درگیری‌ها و حملات نظامی این بازی در شهرهای نیویورک، پاریس، سلیمانیه، و تهران رخ می‌دهد و نیروهای آمریکایی طی عملیاتی موسوم به «عملیات گیوتین»‌ به تهران حمله می‌کنند.

نکته دیگری که می‌توان در این فیلم تبلیغاتی مشاهده کرد صدایی است که در اول آن پخش می‌شود و آن به گونه‌ای ایست که گویا فردی در حال اذان گفتن است، که این خود به نوعی تداعی‌گر فضا و جو کشوری است که قرار است به آن حمله شود. می‌توان گفت این بازی جنگ مجازی بین ایران و آمریکا است، امری که رسانه‌های آمریکا چند وقتی است بر روی آن بسیار متمرکز شده‌اند.

«میدان نبرد 3» در تاریخ 25 اکتبر (3 آبان) برای کنسول‌های PS3، Xbox 360، و رایانه‌های شخصی عرضه خواهد شد.

مهر به نقل از پایگاه نهرین نت نوشت: منابع وابسته به مخالفان آل سعود تاکید کردند: اقدام نظام در به کار گیری وسیع گلوله جنگی علیه تظاهرات کنندگان مسالمت آمیز نشانه ترس نظام آل سعود از سرایت بهار انقلابهای عربی و بیداری اسلامی به شهرهای عربستان است.

منابع فوق افزودند: این که سخنگوی نظام از زخمی شدن نیروهای پلیس با گلوله هنگام تظاهرات سخن گفته کذب محض است و همه تظاهرات کنندگان شاهد بودند که نیروهای پلیس گلوله جنگی علیه تظاهرات کنندگان به کار گرفتند.

این منابع بیان کردند: اظهارات مقامات نظام آل سعود توجیهی برای پوشاندن به کارگیری سلاح جنگی علیه تظاهرات مسالمت آمیز است.

منابع مذکور  ضمن درخواست از مجامع جهانی برای محکومیت جنایات نظام آل سعود ، دستگاههای امنیتی آن و شبه نظامیان موسوم به هیات امر به معروف و نهی از منکر، درباره سرکوب شدید مردم شهر العوامیه و اعمال مجازات جمعی علیه ساکنان آن هشدار دادند.

شایان ذکر است که شهر العوامیه در شرق عربستان ظرف روزهای اخیر شاهد قیام مردمی علیه نظام آل سعود بوده است.

محقق فرانسوی فیلمی از تحقیقات خود در خصوص جعلی بودن اتاق های گاز نازی ها و ادعای کشتار یهودیان توسط نازی ها را منتشر کرده است.

به گزارش ایرنا، محقق فرانسوی فیلمی از تحقیقات خود در خصوص جعلی بودن اتاق های گاز نازی ها و ادعای کشتار یهودیان توسط نازی ها را منتشر کرده است.

سایت www.medialibre.eu فیلمی را منتشر کرده است که در آن محقق فرانسوی معروف آنان Faurisson به مدت یک ساعت و نیم نتایج تحقیقات خود در خصوص جعلی بودن ادعای وجود اتاق های گاز نازی ها و کشتار یهودیان را تشریح کرده است.

این فیلم توسط Blaurue تهیه شده و محقق در این فیلم نشان می‌دهد که آمریکا و روسیه با هدف نابودی دشمن خود دروغ بزرگی را به نام اتاق های گاز ترویج کردند و به دلایل فنی که نامبرده تشریح می‌کند اتاق گاز وجود نداشته است.

مشرق: سالهاست که هالیوود برای اعتباربخشی بیشتر به فیلم‌های خود با سازمان‌های دولتی آمریکا همکاری می‌کند. برای مثال، شرکت‌های جری بروک‌هیمر و پارامانت پیکچرز در ساخت فیلم «تاپ گان» همکاری بسیار نزدیکی با پنتاگون داشتند. اما اخیراً مسائل جدیدی مطرح شده است که نگرانی برخی مسئولان آمریکایی را در بر داشته است.

دولت آمریکا در نظر دارد تا به شرکت سونی پیکچرز هر گونه امکاناتی را که می‌خواهد ارائه کند تا این شرکت بتواند از آنها در ساخت فیلمی در مورد کشتن اسامه بن لادن استفاده کند. این مسئله سبب شده است تا برخی افراد در رسانه‌ها و کنگره آمریکا نارضایتی خود را از این مسئله اعلام کنند.

یکی از نمایندگان کنگره آمریکا به نام پیتر کینگ در نامه اخیر خود به وزارت دفاع آمریکا و سیا، انزجار و خشم خود را از رابطه پنتاگون با کارگردان این فیلم، کاترین بیگلو،‌ اعلان داشت. کینگ اظهار کرده است که این کارگردان تاکنون اطلاعات محرمانه و حساسی را بر ملا کرده است که می‌تواند جان آمریکاییان را به مخاطره بیندازد.

مدیر رسانه‌های کاخ سفید، جی کارنی، به رسانه‌های آمریکا این اطمینان را داده است که پنتاگون اطلاعات محرمانه را در میان نگذاشته و اظهار کرد که کینگ می‌تواند «به بحث‌های مهم‌تری از فیلم» بپردازد.

وینس اوگیلوی، معاون رییس دفتر ارتباطات و سرگرمی وزارت دفاع آمریکا، در این مورد تصریح کرده است که تا هنگامی که پنتاگون فیلم‌نامه کامل‌شده را نبیند تصمیمی در خصوص ارائه کمک به بیگلو برای ساخت این فیلم نخواهد گرفت.

طبق روال موجود در هالیوود، ابتدا فیلم‌نامه بررسی می‌شود، سپس نکاتی که باید مطابق میل وزارت دفاع آمریکا تغییر یابد اصلاح می‌شود، و در نهایت فیلم‌نامه به تهیه‌کننده بازگردانده می‌شود. در صورت ایجاد تغییرات است که ارتش آمریکا هر نوع کمکی را که بتواند ــ مانند اطلاعات طبقه‌بندی‌نشده، تجهیزات، نیروی انسانی و غیره ــ فراهم می‌آورد. در صورت عدم حصول توافق، این پروژه یا کنار گذاشته می‌شود یا اینکه بدون کمک پنتاگون ساخته می‌شود.

اوگیلوی می‌گوید: «ما سعی می‌کنیم تا حد وسطی را بدست آوریم. می‌خواهیم تصویر ارتش به صورت حرفه‌ای، منسجم، یکپارچه و مصمم به نمایش درآید.» به عبارت دیگر دولت آمریکا می‌خواهد تا به مخاطبان القا شود که ارتش آمریکا متشکل از افراد رذل و خودخواه نبوده و دارای قدرت و انسجام خاصی می‌باشد.

اوگیلوی افزود: «ما می‌خواهیم این فیلم‌ها به ما در چهارچوب جذب نیرو و حفظ و نگهداری ارتش کمک کنند».

گفتنی است که وزارت دفاع آمریکا در ساخت فیلم‌هایی چون «ایکس من» و نیز سه‌گانه «تبدیل‌شوندگان» نیز نقش داشته است. در سومین قسمت فیلم تبدیل‌شوندگان، آتوبات‌ها به جنگ یک کشور هسته‌ای یعنی ایران می‌آیند تا از وقوع یک فاجعه اتمی جلوگیری کنند.

دوید سیروتا از واشنگتن پست این نوع فیلم‌ها را سرگرمی‌هایی می‌داند که «پروپاگاندای تحت حمایت دولت» می‌باشند.

دادگاه بحرین ۲۷ شهروند دیگر را به دلیل مشارکت در تظاهرات علیه رژیم آل‌خلیفه به ۵ تا ۱۵ سال زندان محکوم کرد.
به گزارش فارس به نقل از خبرگزاری آلمان، دادگاه بحرین روز سه‌شنبه ۲۷ نفر دیگر از انقلابیون این کشور را به دلیل شرکت در تظاهرات علیه خاندان حاکم بر این کشور به زندان محکوم کرد.

دادگاه نظامی بحرین برای این افراد مدت بازداشت ۵ تا ۱۵ سال صادر کرد. برخی از این افراد فقط به دلیل ارسال عکس و فیلم به برخی از شبکه‌های ماهواره‌ای به ۵ تا ۱۰ سال زندان محکوم شدند.

طی چند روز گذشته، رژیم آل‌خلیفه ۶۳ نفر از تظاهرات‌کنندگان را محاکمه کرده و برای آنها احکام بازداشت مختلف صادر کرده است.
تظاهرات‌کنندگان بحرینی که از اواسط فوریه گذشته انقلاب خود در این کشور را آغاز کردند در تظاهرات مسالمت‌آمیز خود فقط خواستار افزایش مشارکت سیاسی و تعیین سرنوشت خود بودند.
یک ژنرال ذخیره اسرائیلی که هم اکنون متخصص امور امنیت ملی است، از عدم آمادگی مطلق جبهه داخلی اسرائیل برای ورود به هرگونه جنگ جدید خبر داد.

به گزارش مشرق به نقل از کیهان، گیورا آیلند (Giora Eiland) که 9 شهریور امسال در دانشگاه تل آویو سخن می گفت، این امر را محصول 3 عامل دانست:
1- روحیه به شدت ضعیف و شکننده ساکنان سرزمین های اشغالی که تحمل درگیری نظامی جدید را ندارند.
2- زیرساخت های به شدت معیوب و آسیب پذیر اسرائیل.
3- دولتی ناکارآمد که توان مدیریت بحران های بزرگ را ندارد.
وی در تشریح ناتوانی های زیرساختی اسرائیل به یک مورد ویژه اشاره کرده و گفت: «اگر یک موشک به نیروگاه برق خضیره در نزدیکی تل آویو اصابت کند موجب قطع برق برای 6 ماه خواهد شد که این امر برای اسرائیل غیرقابل تحمل خواهد بود.»
خضیره نیروگاهی در نزدیکی تل آویو است که حزب الله لبنان در جنگ 33 روزه سال 2006، چند موشک خیبر به سمت آن شلیک کرد ولی این نیروگاه در اثر آن حملات از کار نیفتاد.
ژنرال «ایال آینزبرگ» فرمانده جبهه داخلی اسرائیل در جریان مانور «نقطه تحول 5» که در ژوئن2011 برگزار شد، گفته بود که اگر نیروگاه برق خضیره از کار بیفتد، این امر موجب ایجاد اختلال گسترده در شبکه تولید برق رژیم صهیونیستی و رسیدن آن به مرز تولید 40درصد خواهد شد.
گیورا آیلند که هم اکنون محقق ارشد مؤسسه امنیت ملی اسرائیل است، ادامه داده است: «جبهه داخلی اسرائیل، آمادگی جنگ جدیدی را ندارد. جنگ آینده باید بسیار کوتاه باشد و در صورت امکان باید از وقوع آن جلوگیری شود زیرا جنگ طولانی مانند جنگ 33 روزه سال 2006 برای اسرائیل پیامدهای وخیم و غیرقابل جبران خواهد داشت.»
کارشناسان می گویند انقلاب های منطقه و به ویژه اختلال های پی درپی در دریافت گاز از مصر که بخش عمده نیروگاه های تولید برق اسرائیل مصرف کننده آن هستند، این ریسک را تا مرتبه جدی تری تشدید کرده است.

مشرق: دورانی فرا رسیده که بسیاری از جدایی ورزش و به خصوص فوتبال از سیاست می گویند. موضوعی که فدراسیون بین المللی (فیفا) مدعی ترویج آن در اقصی نقطه جهان است؛ اما همواره در این باره پرسش ها و ابهامات مهمی مطرح بوده است.
البته، گذشت زمان و عیان شدن نادیده ها درباره تصمیمات کلان فوتبال جهان و قاره ها که حکایت از حضور موثر سیاسیون داشت، موجب شد تا خدشه هایی اساسی به این ادعا وارد شود. در این بین، بررسی مورد امریکا می تواند در روشن شدن اذهان عمومی نقش موثری داشته باشد.

* صهیونیست و استراتژیست کهنه کار در هیئت رئیسه
وقتی نگاهی به اعضای هیئت رئیسه فدراسیون فوتبال ایالات متحده امریکا بیندازید، نامی را می بینید که انتظارش را ندارید. این نام، یک اقتصاددان یا بازیکن یا مربی یا ...، نیست؛ بلکه بزرگ ترین تحلیلگر سیاست خارجی این کشور است؛ هنری آلفرد کیسینجر.
بله، نام این مرد که تمام زندگی اش آغشته با سیاست است، در فدراسیون فوتبال این کشور که خود را مهد دموکراسی می داند، قرار دارد. البته، تا به امروز نه تنها فیفا به آن اعتراضی نداشته که شاهد حضور وی در کمیته ای از این تشکیلات هستیم که حکم اعضای آن با امضای سپ بلاتر بوده است! این یعنی ورود سیاسیون به فوتبال، اکیدا ممنوع؛ غیر از شما، دوست عزیز!
* از همراهی در کودتاها تا مردی صلح طلب!
درباره جنایت ها و کشتارهایی که مستقیم یا غیر مستقیم از سوی وی صورت گرفته، همین را می توان گفت که در سال 2001 پرونده ای درباره وی باز شد که تا کنون بی نتیجه مانده است. این پرونده با شکایت شماری از قربانبان کودتای شیلی به راه افتاد که براساس مدارک تاریخی، این امریکایی نقشی ویژه در وقوع آن و سرنگونی سالوادور آلنده داشته است.
وی متولد خانواده ای یهودی الاصل در آلمان است که بعدها به ایالات متحده و نیویورک مهاجرت کردند. وی ارتباط نزدیکی با تمامی دیکتاتورهای امریکایی جنوبی داشته و هر کس علیه مارکسیسم و کمونیسم فعالیت می کرده، او را کنار خود می دیده است.
وی که صهیونیست بوده و در چنین فضای ذهنی رشد کرده، ارتباط نزدیکی با رژیم اشغالگر قدس دارد. کیسینجر که مشاور همیشگی امنیت ملی امریکاست، از اعضای بلندمرتبه تشکل فراماسونی "بیلدربرگ" به شمار می رود. برخی وی را از تصمیم سازان مهم این تشکیلات می دانند که چندی پیش نیز نشستی در اروپا داشتند.
وی در حالی جایزه صلح نوبل را از آن خود کرد که کریستوفر هیچنس در خصوص جنایات کیسینجر کتابی با همین عنوان نوشت که در بخشی از آن عنوان شده است: "کیسینجر آگاهانه جنگ ویتنام را تداوم بخشید، سایه مصیبت و غم را بر کامبوج گسترانید، کشتارهای هولناکی را در اندونزی به راه انداخت، عوامل سرنگونی و قتل سالوادور آلنده رئیس جمهوری قانونی که کشور صلح جو و مردم سالار را فراهم آورد و سبب بروز جنگ در قبرس و تجزیه خونبار و در عین حال بی معنای این جزیره شد ..." و این، گوشه ای از جنایت های مردی است که مستحق جایزه صلح نوبل شد!
* همه راه های فوتبال امریکا به او می رسد
در چنین شرایطی، وی عضو هیئت رئیسه فدراسیون فوتبال ایالات متحده امریکاست. اما این تمام ماجرا نیست. کیسینجر، طراح و مغز متفکر برنامه های این فدراسیون است که نقش ویژه ای در تصمیم های این مجموعه دارد.
بی تردید، تیم مذاکره کننده این صهیونیست بود که موجب شد تا میزبانی جام جهانی 1994 به این کشور برسد که مردمش کوچکترین علاقه ای به این رشته نداشتند. او دارای اختیارات ویژه ای از سوی حاکمان امریکا بود تا بتواند این میزبانی را برای این کشور دریافت کند که البته، موفق نیز شد. از پیش از این سال بود که فوتبال امریکا، عملا با حضور وی اداره می شد.
گذر زمان اما روز شکست کیسینجر پیر را هم نشان داد. او این بار در رقابت با قطر راه به جایی نبرد تا شاهد شکست بزرگی در کارنامه کاری اش باشد. او که با حمایت باراک اوباما، تمام اختیارات برای کرفتن این میزبانی را داشت، باور نمی کرد در مبارزه با شیخ های قطری شکست را پذیرا باشد. برای این استراتژیست، قبول شکست چندان ساده نبود؛ اما خلیج نشین ها توانستند کاری کنند که کیسینجر باور نداشت.

* ائتلاف پیرمرد یهودی و بلاتر
در شرایطی که اتفاقات اخیر نشان می دهد دیگر توان سابق را ندارد، سپ بلاتر که از افشای موضوع رشوه در فیفا مستاصل شده بود، او را در کمیته ای قرار داد تا چهره مخدوش این نهاد را میان مردم بهبود بخشند. اتفاقی که برخی معنای آن را مقابله و محدودسازی فضا برای کشورهای اسلامی می دانستند که کیسینجر باید آن را به نتیجه برساند. حذف تیم محجبه بانوان ایران از رقابت های بین المللی نیز در همین قالب تحلیل شد.
و شاید، این آخرین فعالیت جدی صهیونیست پیر باشد که پس از سازماندهی فوتبال ایالات متحده، اکنون به فیفا آمده است. البته، کسی در تمام این سال ها از خود نپرسید که این جنایتکار در فوتبال چه می کند! این، ترجمان جهانی فوتبال بدون سیاستی است که فیفا منادی آن است. گاهی، دروغ را باید چنان گفت که خودت هم باور کنی!

علیرغم ادعاهای واهی عربستان و شورای همکاری خلیج فارس درباره جزایر سه گانه ایران، دو جزیره "تیران" و "صنافیر" این کشور سال‌هاست در اشغال رژیم صهیونیستی قرار دارد و هیچ یک از مجامع عربی و جهانی از آن سخنی به میان نمی آورند.

به گزارش فارس، اکنون سال‌هاست که رژیم صهیونیستی بخشی از خاک عربستان سعودی را به تصرف خود درآورده، بی‌آن‌که حتی مردم این کشور از این موضوع مطلع باشند. این درحالی‌است که آل‌سعود نیز هیچ اقدامی برای باز پس گرفتن آن از خود نشان نمی‌دهد.

*جزایر تحت اشغال کدامند


"جزیره تیران" به طور رسمی تابع کشور عربستان سعودی است و در ورودی تنگه تیران قرار دارد و خلیج عقبه را از دریای سرخ جدا می‌کند.

مساحت جزیره تیران بالغ بر 80 کیلومتر مربع است. این جزیره به همراه "جزیره صنافیر" که مساحت آن به حدود 33 کیلومتر مربع بالغ می‌شود، قبل از جنگ شش روزه در سال 1967 از سوی "ملک فیصل" در اختیار جمال عبدالناصر،‌ رئیس جمهور وقت مصر قرار گرفت تا مصر از این جزایر در جنگ علیه رژیم صهیونیستی استفاده کند.

 

*نحوه اشغال دو جزیره تیران و صنافیر


اما شکست مصر موجب شد تا این جزایر به تصرف ارتش رژیم صهیونیستی درآمد. در 1968 و 11 ماه پس از تصرف این جزایر توسط ارتش رژیم صهیونیستی، فیصل که در آن زمان سفیر عربستان در آمریکا بود، از اشغال خاک کشورش آگاه می‌شود و در نامه‌ای به وزارت خارجه آمریکا نسبت به اشغال تیران و صنافیر اعتراض می‌کند.

*دیدگاه رابین نسبت به جزایر سعودی


"اسحاق رابین"، سفیر وقت رژیم صهیونیستی در آمریکا به فیصل پاسخ می‌دهد که فقط سه نفر از نیروهای جنبش فتح می‌توانند تنگه تیران را ببندند، از این رو این جزایر از اهمیت فوق‌العاده‌ای برای اسرائیل برخوردار است و به همین دلیل تکلیف جزایر فوق باید طی توافقنامه‌ای امنیتی میان عربستان و اسرائیل تعیین شود.

*پیمان کمپ‌دیوید و تصرف مجدد جزایر


به این ترتیب دو جزیره تیران و صنافیر به تصرف ارتش رژیم صهیونیستی درمی‌آید تا نوبت به امضای پیمان صلح کمپ دیوید میان مصر و اسرائیل در سال 1979 می‌رسد.

براساس این پیمان رژیم صهیونیستی می‌بایست از این دو جزیره خارج می‌شد و آن را در اختیار نیروهای ناظر بین المللی وابسته به سازمان ملل متحد قرار می‌داد تا بدین وسیله مناقشه مصر و رژیم صهیونیستی پایان یابد. در واقع عربستان جزایر خود را به نفع رژیم صهیونیستی در اختیار نیروهای بین‌المللی قرار داد و عملا از آنها چشم پوشید. 

این درحالی است که نباید این واقعیت را نادیده گرفت که طی مذاکرات نیز مصر تلاشی جدی برای بازپس گرفتن جزایر تلاش انجام نداد. "انور سادات"، رئیس جمهور معدوم مصر اعتقاد داشت، تیران و صنافیر تابع مصر نیست، بلکه جزئی از سرزمین حجاز به شمار می‌روند، به همین دلیل سعودی‌ها باید برای باز پس گیری آن اقدام کنند.

 

*محل دقیق جزایر اشغالی


اگر بخواهیم از محل دقیق جزایر تیران و صنافیر سخن بگوییم، باید گفت این دو جزیره در دهانه ورودی خلیج عقبه، یعنی تنگه تیران در شمال دریای سرخ قرار دارند. عربستان سعودی، اردن، رژیم صهیونیستی و مصر کشورهای حوزه خلیج عقبه را تشکیل می‌دهند. کشورهای عربستان و مصر در دو طرف تنگه تیران قرار دارند.

خلیج عقبه تنها راه دسترسی مستقیم رژیم صهیونیستی به دریای سرخ است، هم اکنون این رژیم نه تنها کنترل دو جزیره صنافیر و تیران را در دست دارد بلکه عملا کنترل تنگه تیران نیز در اختیار رژیم صهیونیستی است.

*بی‌تفاوتی آل‌سعود در برابر اشغال خاک خود


در مقابل نیز عملا مشاهده شد که آل‌سعود هیچ اقدام یا تلاشی برای بازگرداندن این دو جزیره که بخشی از خاک عربستان به شمار می‌آید، بعمل نیاورد. برخی معتقدند، این جزایر مرجانی که هیچ آب و نفتی در آنها یافت نمی‌شود، ارزش زیادی برای ریاض ندارد، اما این استدلالی نیست که بتوان به آن استناد جست، چون اگرچه این جزایر دارای هیچ منبع نفتی یا آبی نیست اما از موقعیت استراتژیکی برخوردار هستند، بگونه‌ای که باید آن‌ دو را دروازه ورود به خلیج عقبه بر شمرد.

 

*سکوت از ترس رسوایی


در واقع باید گفت، این استدلال بیش‌تر به حقیقت نزدیک است که دلیل سکوت عربستان سعودی نگرانی مقامات این کشور از این بود که دنیا و بخصوص جهان عرب متوجه این رسوایی و افتضاح تاریخی عربستان شود که خاندان حاکم بر این کشور بخشی از سرزمین حجاز را اول به رژیم صهیونیستی و سپس به سازمان ملل باخته و البته حضور نیروهای وابسته به سازمان ملل در این دو جزیره به معنای حضور رژیم صهیونیستی در آنهاست، چون به اعتقاد مسلمانان و اعراب سرزمین حجاز دارای قداست خاصی است و رسانه‌ای شدن این واقعیت موجب سرافکندگی خاندانی خواهد شد که ادعای رهبری جهان عرب و اسلام را دارد.

*دیگر نکات مبهم اشغال جزایر تیران و صنافیر


اما به نظر می‌رسد، این استدلال نیز بیانگر همه حقیقت نباشد، چون نکات مبهم زیاد دیگری درباره تیران و صنافیر وجود دارد که کمتر به آن توجه شده است، از جمله اینکه:

چرا نیروهای مرزبانی سعودی به هیچ‌یک از شهروندان سعودی و عربی اجازه نزدیک شدن به این جزایر را نمی‌دهد؟ بگونه‌ای که حتی صیادان نیز اجازه ندارند، در فاصله مابین شهر کوچک "حقل" عربستان و جزایر تیران و صنافیر ماهیگیری کنند؟ آیا نباید گفت، خاندان سعودی حافظ امنیت رژیم صهیونیستی در تنگه تیران است؟

آیا همان‌گونه که رابین می‌خواست یک توافقنامه امنیتی میان عربستان و اسرائیل منعقد شود، این توافق حاصل نشده یا اینکه سعودی‌ها با صهیونیست‌ها توافق کرده‌اند، از طریق تنگه تیران مخازن نفت رژیم صهیونیستی در بندر ایلات را پر کنند؟

*آیا نباید از توافق پنهان عربستان و رژیم صهیونیستی سخن گفت


سکوت عربستان در پیگیری مسئله جزایر ممکن است، نشان از توافقی پنهان میان این کشور با رژیم صهیونیستی باشد، زیرا یک سال و نیم قبل از حوادث غزه، آل‌سعود از احداث پلی میان منطقه "راس الشیخ حمید" در عربستان و "شرم الشیخ" در مصر خبر داده بود که با واکنش شدید رژیم صهیونیستی مواجه شد تا جایی که پایگاه اطلاع رسانی امنیتی‌-‌‌نظامی "دبکا" وابسته به سرویس‌های اطلاعاتی رژیم صهیونیستی تاکید کرد که "ساخت این پل می‌تواند زمینه یک نزاع بزرگ مسلحانه در خاورمیانه را فراهم کند".

*اظهارات یک پایگاه صهیونیستی در موضوع جزایر


پایگاه اطلاع رسانی دبکا در ادامه برای خطرناک نشان دادن این اقدام عربستان سعودی دلایل آغاز جنگ 1967 میان اعراب‌-‌اسرائیل را به مقامات سعودی گوشزد کرده و در ادامه می‌نویسد: "جنگ 1967 زمانی درگرفت که به دستور جمال عبدالناصر رهبر مصر تنگه تیران به روی کشتی‌های اسرائیلی بسته اعلام شد".

*پلی که هیچ‌گاه ساخته نشد


این پل 50 کیلومتری که برای احداث آن هزینه‌ای بالغ بر سه ملیارد دلار در نظر گرفته شده بود، قرار بود ظرف سه سال به بهره‌برداری برسد اما با وجود گذشت چندین سال از مراسم کلنگ زنی آن، تاکنون هیچ اطلاعاتی از پیشرفت این پروژه در دست نیست.

*سکوت عربستان در برابر حمله به نوار غزه


غیر از آن جنگ رژیم صهیونیستی علیه نوار غزه و سکوت معنادار عربستان سعودی در برابر جنایات این رژیم این پرسش را به اذهان عمومی مردم منطقه متبادر ساخته که آیا جنگ غزه و سکوت آل‌سعود بخشی از توافق پنهانی عربستان با رژیم صهیونیستی برای پی‌گیری پروژه ساخت پل توسط آل‌سعود در منطقه تیران نیست؟ حوادث آینده پشت صحنه توافقات احتمالی آل‌سعود و جریان اسلام آمریکایی را با صهیونیسم جنایتکار آشکار خواهد ساخت.

*عربستان و ادعا در برابر جزایر سه‌گانه ایران


عربستان سعودی همواره با تاکید بسیار بر حراست و نگهبانی از سرزمین‌های عربی در ماجرای جزایر سه‌گانه، ایران را متهم به اشغال جزایر تنب کوچک، تنب بزرگ و ابوموسی می‌کند و این درحالی است که جزایر خودشان سال‌هاست در اشغال رژیم صهیونیستی است و سران سعودی جرات اعتراض به اشغالگران را ندارند.

خبرگزاری های غربی امروز سه شنبه از ادامه اعتراضات مردم آمریکا به فساد اقتصادی موجود در این کشور در ایالتها و شهرهای مختلف آمریکا خبر می دهند.

به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از آسوشیتدپرس، معترضین امریکایی امروز سه شنبه برای هیجدهمین روز متوالی در اعتراض به فساد موجود در نهادهای مختلف دولت آمریکا و همچنین سیاست های اقتصادی باراک اوباما به خیابان ها آمده و دست به تظاهرات زدند.
تظاهرات امروز فقط مربوط به شهر نیویورک و مقابل ساختمان وال استریت نبوده بلکه مردم شهرهای لس آنجلس، منهتن، شیکاگو، پورتلند و ایالت مین نیز امروز در حمایت از مردم نیویورک دست به تظاهرات زدند.
این معترضین نام حرکت خود را جنبش تسخیر وال استریت گذاشته اند و از سه هفته قبل با تجمع در مقابل ساختمال مهمترین مرکز تجاری جهان (وال استریت) اعتراض خود را آغا کردند.
آسوشیتدپرس در ادامه گزارش خود می نویسد : معترضین در نظر دارند اعتراض خود را در روزهای آینده نیز ادامه بدهند و از همین رو در سایتهای مختلف نسبت به این امر اطلاع رسانی می کنند.
در منتهن هزاران تن از معترضین در حالی که صورت های خود را با رنگ سفید پوشانده بودند به سوی ساختمان بورس نیویورک حرکت کردند.
در شهر شیکاگو نیز معترضین با در دست داشتن طبل و کوبیدن بر آنها اعتراض خود را به وضعیت اقتصادی آمریکا نشان دادند.
در شهرهای لوئیزیانا، بوستون، کانزاس سیتی و لس آنجلس نیز حضور معترضین به حدی است که موجب بوجود آمدن ترافیک سنگین در خیابانها شده است.
در این میان برخی از معترضین آمریکایی، جنبش خود را به بهار عربی در خاورمیانه تشبیح می کنند و در روزهای گذشته نیز تعدای از آنها نام وال استریت را به میدان تحریر تغییر داده بودند.
معترضین شعارهایی را علیه دولت اوباما سر می دهند و در این میان برخی شعارها حکایت از آن دارد که اعتراض مردم آمریکا همچنان ادامه خواهد داشت.
البته پلیس آمریکا برای متفرق کردن این افراد متوسل به خشونت شده و در همین رابطه روز گذشته اعلام شد که انتقادها از پلیس ایالات متحده به دلیل نحوه برخورد با معترضین افزایش یافته است.
آمریکا در حال حاضر از لحاظ اقتصادی یکی از بدترین دوران خود را سپری می کند به طوری که بدهی دولت این کشور به بالاترین سطح خود در سالهای اخیر رسیده و دولت اوباما برای فائق آمدن بر این مشکلات، بودجه دستگاه های مختلف را کاهش داده که همین امر نارضایتی مردم را در بر داشته است.

تعداد زیادی از گروههای حقوق بشر در آمریکا و جهان و همچنین گروههای کنترل تسلیحات از کنگره آمریکا خواستند تا مانع از طرح فروش حدود 53 میلیون دلار تسلیحات از سوی پنتاگون به رژیم بحرین شود مگر اینکه رژیم بحرین به سرکوب مخالفان در این کشور پایان دهد و روند اصلاحات در این کشور را تصویب کند.

به گزارش الف به نقل از آی.پی. اس، این گروهها در نامه‌ای به کنگره آمریکا اعلام کردند که اگر طرح فروش تسلیحات آمریکا به بحرین اجرا شود، واشنگتن با خطر از دست دادن بیشتر اعتبار خود به ویژه در میان جهان عرب مواجه خواهد شد.

در این نامه آمده است: ترجیح دادن واشنگتن به منافع امنیتی‌اش در قبال بحرین به جای فشار آوردن برای اعمال اصلاحات در این کشور مغایر با اعلان حمایت رئیس جمهوری امریکا از معترضانی که در منطقه برای آزادی اعتراض می کنند، است.

انتشار این نامه از سوی گروههای حقوق بشر در حالی انجام شده است که دادگاه ویژه رژیم آل خلیفه 20 پزشک و پرستار را که معترضان ضد رژیم در این کشور را مداوا کرده بودند، به زندان محکوم کرد. این پزشکان و پرستاران به پنج تا 15 سال زندان محکوم شدند.

براساس قانون لیهی (Leahy Law) که در آمریکا تصویب شده است، انتقال هر گونه کمک و تسلیحات و یگان نظامی به افراد و کشورهایی که گزارش‌های معتبری در مورد نقض حقوق بشر توسط آنها وجود دارد، ممنوع است.

محکومیت‌های اخیر فعالان مخالف و پزشکان و پرستاران در بحرین با واکنش تند گروهها حقوق بشر مواجه شده است. سازمان عفو بین‌الملل و پزشکان حقوق بشر ضمن مضحک خواندن این احکام خواستار لغو این محکومیت‌ها شدند.

اگرچه دولت اوباما در ماه فوریه سرکوب مخالفان در بحرین را محکوم کرد اما از اواسط ماه دسامبر در مورد سرکوب معترضان سکوت پیشه کرد. به گفته کارشناسان این سکوت واشنگتن در مورد سرکوب معترضان در بحرین به دلیل منافع واشنگتن در بحرین بوده است. سکوت واشنگتن به دلیل قصد امریکا برای گسترش پایگاه دریایی خود در بحرین و عدم بروز تنش در روابط میان واشنگتن- ریاض بوده است. عربستان پیشتر از آمریکا به دلیل حمایتها از اصلاحات دموکراتیک در جهان عرب خشمگین شده بود.

دولت آمریکا اخیرا کنگره این کشور را در جریان این موضوع گذاشت که قصد دارد تجهیزات نظامی به ارزش 53 میلیون دلار به بحرین بفروشد. این در حالی است که این تجهیزات می توانند در سرکوب معترضان در بحرین توسط رژیم آل خلیفه مورد استفاده قرار بگیرد. پنتاگون اعلام کرده است که فروش این تسلیحات در راستای سیاست خارجی و امنیت ملی است.

به گزارش مشرق به نقل از العالم، بر اساس تحقیقات همسر یکی از سربازان گشت دریایی رژیم اشغالگر، نزدیک به 60 درصد از سربازان گشت دریایی و غواصان نیروی دریایی این رژیم به بیماری های صعب العلاج مبتلا هستند.

پایگاه اینترنتی معاریو دراینباره نوشت: این سربازان بیمار 20 تا 30 سال سن دارند. قرار است "یوان حامون" عضو کنیست بزودی نتایج تحقیقات صورت گرفته در این زمینه را به کمیسیون خارجی و امنیتی کنیست ارایه کند.

جهان-مسعود یارضوی: "امروز مردم توى صحنه‌اند؛ در مصر، در تونس و در بعضى از نقاط دیگر؛ این باید هدایت شود.

دشمنان سعى میکنند این حرکت را غیر اسلامى نشان دهند؛ این خطاست؛ قطعاً اسلامى است؛ گذشته‌ مصر این را نشان میدهد؛ حرکت امروز مصر هم این را نشان میدهد؛ شعارهاى مردم، حضورشان در نمازجمعه، اینها را نشان میدهد. بنابراین قطعاً اسلامى است؛ اگرچه دشمنان سعى میکنند نگذارند که این اسلامى بودن در مصر یا در جاهاى دیگر تثبیت شود."

این سخنان بخش هایی از بیانات مقام معظم رهبری است که در باب روند بیداری اسلامی رخ داده در منطقه مطرح فرموده اند.

معظم له همچنین در اوان تمام این رخدادها نیز هشدار داده بودند که غرب در قبال این حرکت ها غافلگیر شده است. ایشان حتی در دیدار با رئیس جمهور یکی از کشورهای منطقه نیز به مصر اشاره و تأکید فرمودند که آمریکایی ها به دنبال مصادره حرکت عظیم مردم مصر هستند.

و البته این اشارات و تبیین های رهبر فرزانه انقلاب اسلامی بعدها در فضایی ملموس تر و در مقابل دیدگان ما به وقوع پیوست و نشان داد که آنچه "ولی" در خشت خام می دید عده ای حتی هم اکنون و در آینه هم نمی بینند.

آمریکا و غرب بلافاصله پس از وقوع بیداری اسلامی در تونس و مصر و سرایت آن به سایر کشورها، شروع به پیاده سازی نسخه های امتحان شده ای کردند تا روند این انقلاب ها مصادره به مطلوب آنها شود. نکته ای که البته در سبد تحلیلی عده ای در ایران ما به اشتباه اینطور عنوان شد که این انقلاب ها از اساس با نقشه آمریکا و غرب صورت گرفته است.

برای مثال، آمریکا در مصر و لیبی به پر رنگ سازی شبکه های اجتماعی اینترنتی و نقش خود در راهبری اعتراضات مردمی پرداخت. آنها حتی با وقاحت تمام، انقلاب مردم مصر را "انقلاب فیس بوکی" نامیدند و یا در رسانه ای مثل الجزیره به انقلاب لیبی نیز لقب "انقلاب لپ تاپ ها" را اعطا! کردند.

و البته استکبار در کشورهایی مثل بحرین نیز نقشه سرکوب مردم و ماندن در کنار دیکتاتوری آل خلیفه را ترجیح داد و در یمن نیز چشم به وقوع درگیری داخلی دوخته و سکوت کرده است.

آمریکا حتی سعی کرد در کشوری مثل سوریه نیز خیزش هایی صوری را شکل دهد تا بتواند از آب گل آلود علیه یکی از محورهای مبارزه با رژیم صهیونیستی ماهی بگیرد و جالب آنکه تمام آنچه که استکبار از چنته خود برای ناآرام سازی سوریه رو کرد همان هایی بود که در ایران اسلامی ما و در ماجرای فتنه رو کرده بود اما شکست خورد.

آمریکا در یکی از ابعاد حرکات نرم خود برای مصادره انقلاب های رخ داده در کشورهای اسلامی، از راهروی دیپلماسی عمومی اقدام به فرستادن بازیگران هالیوودی به این کشورها کرده است. اتفاقی که نفر اول پروژه آن، آنجلینا جولی بود که در تونس و لیبی حضور یافت و نفر بعدی نیز شون پن است که اخیراً در جمع معترضان مصری در میدان التحریر حضور یافت و جالب آنکه بلافاصله تصویر این حضور او در عمده رسانه های جهان منعکس شد.

تصویری که فقط یک معنا را به ذهن هر بیننده متبادر می کرد و آن معنا نیز همان چیزی بود که آمریکا می خواست.

پر واضح است که دولت ایالات متحده قصد دلسوزی به حال هیچکسی را ندارد و این منافع اوست که هم اکنون ایجاب می کند تا آمریکا در نقاب طرفداری از مردم مصر و انقلاب رخ داده در این کشور از در وارد شود. آمریکا هم اکنون در حالی نمادهای تمدنی خود را به میان جوانان انقلابی مصر صادر و از سیاست "تاثیر گذاری یک شهر پر نور بر فراز یک تپه" استفاده می کند که سال های سال پدران انقلابی همین جوانان را با دست حسنی مبارک به زندان فرستاده و یا اعدام کرده بود. و باز هم برای مثال، مگر نه اینکه یکی از عوامل اصلی اعتراض انقلابیون مصری اسرائیل است و آمریکا نیز حامی شماره یک رژیم صهیونیستی در تمام جهان به شمار می رود...؟!

البته آمریکا در زمینه استفاده از نمادهای تمدنی اش و تمسک به آنچه که در تئوری قدرت نرم، "حمله متقابل" نام می گیرد، ید بسیار طولایی دارد.

آنها قبل از این نیز توانسته بودند با همین حربه، در کشور سودان دست به شیطنت بزنند و روند تجزیه سودان را آغاز کنند.

شاید این مسئله در گام اول غیر قابل باور به نظر برسد اما حقیقت آن است که آمریکا به مدت چند سال، از حضور جرج کلونی، ستاره هالیوودی در سودان بهره برد و این بازیگر در حالی که حتی قیافه خود را نیز تغییر داده و به سبک سودانی ها آرایش کرده بود، سرانجام توانست بر طبق آنچه خود اندیشکده های دیپلماسی عمومی آمریکا و مقامات دولت ایالات متحده نیز تصریح دارند، به عنوان یکی از عوامل!، نقشه آمریکایی تجزیه سودان را عملی کند. و به این ترتیب منابع بزرگ نفت سودان برای همیشه در سیطره ایالات متحده قرار گرفت.

آمریکا و غرب نشان داده اند که برای مصادره انقلاب های رخ داده در کشورهای اسلامی از هیچ کنشی فروگذار نمی کنند.

برای مثال آنها از مدت ها قبل از آنکه نیروهای انقلابی در لیبی حتی به پایتخت این کشور برسند، اقدام به درآغوش گیری برخی سران این انقلاب و دولت انتقالی کردند و نتیجه آن شد که هم اکنون سران کشورهای انگلیس و فرانسه به طرابلس می روند و در کنار رئیس شورای انتقالی این کشور از زخمی های انقلاب لیبی دیدن می کنند. و البته رسانه های استکباری نیز وظیفه خود را به نحو احسن انجام داده و در انتشار اخبار و تصاویر مربوط به دید و بازدیدها سنگ تمام می گذارند.

دید و بازدیدهایی که البته بعدها به تأکید شبکه خبری یو اس ای تودی آمریکا منجر می شود که تأکید می کند: "صادرات نفت لیبی باید از سر گرفته شود و آمریکا مایل است در این زمینه به دولت انتقالی کمک کند.!"

و یا ماجرای شوم پرونده ای که اخیرا! افشا شد و از توافقات نظامی برخی سران دولت انتقالی لیبی با رژیم صهیونیستی رونمایی کرد.

باید دانست که رخداد این اتفاقات به هیچ وجه تصادفی نیست و اندیشکده های استعماری غرب و دست های چدنی فرو رفته در دستکش های ابریشمی استکبار، روز و شب برای فراهم شدن تمام تکه های پازل استعمار فرانو تلاش می کنند.

استعماری نوین که برای کشورهای هدف ارمغان تاراج منابع و بر باد رفتن فرهنگ و تمدن را با خود خواهد برد.

آنها که خود را به خواب زده اند بایستی بیدار شوند. استکبار جهانی برای مصادره انقلاب هایی که در آنها غافلگیر شده است و در ادامه هجمه های نرم خود علیه کشورهای مسلمان و از جمله ایران ما، از هیچ اقدامی حتی گذاشتن چادر بر سر آنجلینا جولی، آرایش جرج کلونی با محاسن و انقلابی نشان دادن شون پن، فروگذار نمی کند.

مشرق: پایگاه اطلاع رسانی دبکا که از جمله سایت‌های نزدیک به سرویس‌های اطلاعاتی و نظامی رژیم صهیونیستی است، اعلام کرد که در حال حاضر مناقشه‌های بسیاری درباره حمله نظامی گسترده اسرائیل علیه شبه جزیره سینا در مصر در جریان است.
"عوزی دایان" سرتیپ ذخیره و رئیس سابق شورای قومی رژیم صهیونیستی به بهانه اینکه هم اکنون وقت آن فرارسیده تا ارتش اسرائیل قدرت گذشته خود را بازیابد، خواستار حمله به شبه جزیره سینا شد.
دبکا افزود: در نشستی که به دستور بینی گانتس، فرمانده ارتش رژیم صهیونیستی با فرمانده‌هان ارتش این رژیم برای بررسی اوضاع جنوب اسرائیل و مناطق هم‌مرز با مصر منعقد کرد مشخص شد، درحالی که برخی از حاضران بر حفظ موافقتنامه کمپ‌دیوید و امنیت اسرائیل تأکید داشتند، برخی بر حمله به سینا پافشاری کردند.
در این راستا ایهود باراک، وزیر جنگ رژیم صهیونیستی تأکید کرد که نمی‌توان از دولت آینده جدید مصر بسان گذشته از اسرائیل حمایت کند و سینا به منطقه‌ای تبدیل می‌شود که نباید در انتظار اعمال حاکمیت امنیتی بر آن بود، اما وی به لزوم گشودن جبهه‌ای جدید در مصر اشاره نکرد، چون معاهده صلح با مصر همچنان میان تل‌آویو و قاهره برقرار است.

به گزارش مشرق، راشا تودی نوشت: نوام چامسکی، سیاستمدار، محقق، زبانشناس، نویسنده و استاد دانشگاه ام آی تی آمریکا در گفتگو با این شبکه در واکنش به اعتراضات اخیر در نیویورک علیه وال استریت، گفت :اعتراضات علیه وال استریت در اصل اعتراضاتی است علیه موسسات مالی؛ بانک ها بزرگتر شده اند،سود موسسات اقتصادی بیشتر شده است و از سوی دیگر نرخ بیکاری در حد رکود اقتصادی رسیده است؛ اعتراض این افراد به سیاست های مالی مثل مالیات و قواعد اداره شرکت هاست که با ایجاد و تداوم یک دور باطل در امور باعث بدتر شدن اوضاع شده است.
وی افزود: فقر جدی مردم و از سوی دیگر رفاه و ثروت به صورت پدیده ای برای برخی از مردم باعث شده است تا این چرخه باطل بیشتر و بیشتر ادامه یابد و در چرخه ای باطل ازموضوعات اجتماعی زمان اعتراضات فرا رسیده است. وی در تشریح انتقادات از اینکه پیش بینی شده است هزینه انتخاباتی برای انتخابات سال دو هزار و دوازه آمریکا برای هر نامزد از یک میلیارد دلار فرار تر خواهد رفت، گفت : این پول از کجا می اید، بسیاری از این پول از سوی موسسات مالی تامین می شود.

این زبان شناس برجسته آمریکایی گفت: در سال دو هزار و هشت میلادی پولی که باعث پیروزی باراک اوباما در انتخابات ریاست جمهوری شد بیشتر از سوی موسسات مالی تامین شد.انتظار می رود که این پول باز گردد و بازخواهد گشت.

وی در بخش دیگری از سخنانش، گفت : از سال ها پیش موقعیت ها در سیستم پارلمانی از قبل خریداری می شد و بابت ان پول پرداخت می شود.
چامسکی افزود : اگر شما بخواهید رئیس کمیته ای در پارلمان یا کنگره و سنا شوید، باید پول پرداخت کنید، شما این پول را از کجا به دست می آورید و پرداخت می کنید؛ از یک جیب (همان موسسات مالی) بنابراین، این روش باعث افزایش نفوذ موسسات مالی شده است، در حالیکه این نفوذ در حال حاضر فراگیر شده است.در حال حاضر بسیار سخت شده تا بین مقامات انتخاب شده و تمرکز سازمان اقتصادی بر قدرت تمایز قائل شد.

نوام چامسکی در پاسخ به این که اگر این موضوع به موضوعی مرسوم در کشور امریکا بدل شده است پس ساختار دموکراتیک آمریکا به کجا رفته است، پاسخ داد : جامعه امریکایی تشخیص داده است که سیستم دموکراتیک این کشور به کار نمی اید.

وی گفت: اگر به نتایح نظر سنجی نگاه کنید پاسخ خود را دریافت خواهید کرد، بیش از دو سوم از مردم آمریکا از عملکرد کنگره ناراضی هستند،این نشان می دهد که سیستم درست عمل نمی کند.احساس بسیار گسترده ای شایع شده است که همه چیز اعم از کنگره، رئیس جمهور و دیگر سازمان های مالی و اقتصادی همه به صورت اشتباه و نادرست عمل می کنند. این در حالی است که نتیجه انتخابات از بودجه ای که برای انتخابات صرف می شود به دست می آید. چامسکی در بخش دیگری از سخنانش از شیوه کشتن بن لادن به دست نظامیان آمریکایی انتقاد کرد و گفت : شیوه کشتن بن لادن پاکستانی ها را به خشم آورده است.

این استاد دانشگاه ام آی تی آمریکا گفت: سیاست بوش ربایش افراد مظنون، بازداشت انها در گوانتانامو و به دست اوردن اطلاعات از انها با شکنجه بود، اما سیاست اوباما تنها کشتن آنها ست.

وی با انتقاد از سیاست های امریکا که به عنوان یک الگوی نادرست از عدالت غربی نمایان شده است و اقداماتی که به عنوان جنگ علیه تروریسم باعث کشته شدن بی گناهان می شود، افزود : این گونه سیاست های آمریکا در جهان اسلام باعث افزایش خشم و نفرت از آمریکا شده است.

چامسکی درباره مخالفت آمریکا با درخواست استقلال فلسطین در سازمان ملل گفت : ابتدا باید گفت آمریکا و همپیمانان غربی اش از انقلاب ها در تونس ، مصر ، لیبی و غیره حمایت نکرده و مخالفت کرده اند.

وی در ادامه تصریح کرد: انها در این کشورها از دیکتاتورها تا اخرین لحظه حمایت کردند، اما وقتی دیگر حمایتی در داخل از آنها وجود نداشت موضع خود را تغییر دادند. اما در مورد فلسطین امریکا و اسرائیل در سال های اخیر با راه حل سیاسی که مورد حمایت تمام جهان بوده است، مخالفت کرده اند با پیشنهاد های اتحادیه عرب ، سازمان کنفرانس اسلامی که ایران و حماس هم از مواضع این سازمان حمایت می کنند،مخالف بوده اند.

چامسکی تغییر روابط ترکیه و مصر با اسرائیل را از تاثیرات بهار عربی دانست و افزود اسرائیل در حال حاضر به سوی انزوایی شبیه انزوای آفریقای جنوبی در سال های قبل پیش می رود. چامسکی استقلال فلسطین را به موضوع توسعه و امنیت در اسرائیل مرتبط دانست و گفت اگر اسرائیل مشکلات خود را با فلسطین حل و فصل کند به امنیت دست می یابد اما دیگر نمی تواند قلمرو خود را افزایش دهد.

این محقق امریکایی در بخش دیگری از سخنانش با انتقاد از سیاست های اتحادیه اروپا گفت، اتحادیه اروپا به صورت قابل توجهی موضع بزدلانه ای در توانایی مخالفت با مواضع آمریکا اتخاد کرده است، تونی بلر استخدام شده است تا پیام آمریکا را به این گوشه و آن گوشه جهان ارسال کند.

مهر به نقل از روزنامه الانتباهه نوشت: "محمد مرکزو کوکو" رئیس کمیته امنیت و دفاع پارلمان سودان گفت : پارلمان سودان نگران تلاش موساد اسرائیل برای تاسیس پایگاه در جوبا مرکز سودان جنوبی است.

وی بیان کرد: تاسیس این پایگاه تهدیدی امنیتی و خطرناک است و پارلمان سودان این موضوع را به همراهی دستگاه امنیت و سرویس اطلاعات بررسی خواهد کرد و اقدامات پیشگیرانه ای در این راستا اتخاذ خواهد کرد.

محمد کوکو تصریح کرد: خارطوم از روابط قوی اسرائیل با جنوب سودان آگاهی کامل دارد و تلاش برای تاسیس پایگاه موساد در جنوب را تهدیدی امنیتی و خطرناک می داند که ضرورت اقدامات پیشگیرانه مرزی را لازم می داند، زیرا تهدیدی مستقیم به شمار می رود.

شایان ذکر است که رژیم صهیونیستی پس از تجزیه جنوب سودان روابط قوی با آن برقرار کرده است.

بنیاد ملی بازی‌های رایانه‌ای وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی حامی برگزاری مسابقات بازیهای رایانه‌ایی شده است که در آن تبلیغ اسلام‌هراسی و طرفداری از صهیونیست‌ها می‌شود.

به گزارش فارس، جای تعجبی از تهاجم فرهنگی غربی‌ها وجود ندارد چرا که آنها سال‌هاست با ساخت فیلم‌های سینمایی و بازی‌های رایانه ای به تخریب چهره اسلام و گسترش اسلام‌هراسی مشغول هستند، اما وقتی مجوز وزارت ارشاد و هولوگرام بنیاد ملی بازی‌های رایانه ای را پشت بسته این بازی‌ها مشاهده می‌شود، جای بسی تاسف دارد.
* ارائه مجوز به بازی‌های ضد اسلامی و ضد ایرانی
ارائه مجوز به بازی‌هایی با مضامین حمله به کشورهای اسلامی مانند ایران، افغانستان، عراق و سومالی گوشه ای از این اقدامات است. در یکی از بازی‌ها کاربر باید به خلیج فارس حمله کرده و مراکز نظامی و مساجد را از بین ببرد در مرحله آخر این بازی کاربر به مسجد بزرگ شهر حمله کرده و با منهدم کردن آن بازی را به پایان می‌برد. این بازی با توهین به اسلام، گنبد مسجد را به تیربار و مناره های آن را به موشک‌هایی تشبیه کرده که در صورت لزوم پرتاب می‌شوند. نکته جالب اینجاست که در گوشه ای از صحنه بازی پرچم ایران به چشم می‌خورد.
* ترویج اسلام هراسی در بازی های ویدئویی
در صحنه‌ای از یک بازی رایانه‌ای تصویری از یک مسجد به همراه صدای قاری که سوره القارعه را تلاوت می‌کند نمایش داده می‌شود. بمبی به زمین برخورد می‌کند و همه چیز محو  و سپس جنگ آخرالزمان آغاز می‌شود. صدای تلاوت قرآن کریم و بعد شروع فتنه‌ها و جنگ‌ها به عنوان نمادی از اسلام ستیزی و اسلام هراسی در برخی از فیلم‌های غربی به چشم می‌خورد اما این بار این تصویر در یک بازی رایانه‌ای منعکس شده است.
* کانتر استرایک بازی‌ای که در آن از اسرائیل حمایت می‌شود و اسلام هراسی تبلیغ می‌شود
ارائه مجوز به بازی‌های ضداسلامی به همینجا ختم نمی‌شود. بنیاد ملی بازی‌های رایانه ای به بازی کانتر استرایک با محتوای حمله به کشورهای اسلامی مجوز انتشار داده است.
در این بازی کاربر می‌تواند یکی از اعضای تروریست یا کانتر باشد و با توجه به ماموریت وظیفه خود را انجام دهد. کار تروریست‌ها حمله و بمب گذاری و کار کانترها مقابله است. برای هر کدام از تیم‌های کانتر یا تروریست، بازی به کاربر 4 شخصیت را معرفی می‌کند.
از چهار نماینده تروریست معرفی شده در این بازی دو تروریست از خاورمیانه هستند که یکی از آنها فردی با سربند قرمز و محاسن است که به عنوان نماینده تروریست‌های خاورمیانه که در آمریکا بمب گذاری می‌کنند شناخته می‌شود. گروه‌هایی که به زعم سازندگان این بازی ضد ترور محسوب می‌شوند نیز جالب است. یکی از چهار نماینده ضدترور گروه GSG-9 است که در این بازی این گروه به این صورت معرفی می‌شود : «گروه GSG-9 پس از رخداد غم انگیزی! که منجر به کشته شدن تعدادی ورزشکار اسرائیلی در جریان المپیک 1972 مونیخ آلمان شد تشکیل شد. »این بازی، به طور مستقیم کشته شدن چند صهیونیست را غم انگیز می‌داند و به صورت غیرمستقیم مقاومت دلیرانه مبارزان فلسطینی را حرکتی تروریستی قلمداد می‌کند! لازم به ذکر است بزرگ‌ترین و مؤثرترین عملیات ضداسراییلی در خارج از فلسطین اشغالی توسط «سازمان سپتامبر سیاه» در جریان مسابقات «المپیک 1972» انجام گرفت. این عملیات که در تاریخ «منازعات اعراب و رژیم صهیونیستی» به «عملیات مونیخ» شهرت پیدا کرد، نقطه اوج نبرد میان «سپتامبر سیاه» و «رژیم صهیونیستی» بود.
* حمایت از مسابقات بزرگ کانتر استرایک
«رقابت‌های بزرگ بازی‌های رایانه‌ای ماتریکس» در رشته کانتر در شهریور ماه برگزار شد. حتی نسخه ای از بازی کانتری که در این مسابقات ارائه می‌شود نسخه 1.6 است که مجوز انتشار ندارد. حال جای تعجب است که چرا بنیاد ملی بازی‌های رایانه ای وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی حامی برگزاری چنین مسابقه ای شده است. البته با توجه به اینکه این بنیاد قبلا به یک نسخه دیگر از این بازی که دارای محتوای ضددینی و حمله به کشور های اسلامی است مجوز انتشار داده است جای تعجب نیست که حامی برگزاری این مسابقات باشد!
به گزارش مشرق، شیعه ستیزی مفتی های وهابی موجب خوشحالی استکبار جهانی و استعمارگران سرزمین های اسلامی است علاوه براین هدف قرار دادن احکام اسلامی و قوانین الهی با فتواهای غیرمعقول دستاویزی برای اسلام ستیزی غرب فراهم میکند و این مهمترین دستاورد حضور چهره های خشک وبی ریشه ایست که طی سده اخیر به پیکره جهان اسلام تحمیل شده است.
اگرچه چنین تفکراتی درگذشته زمان درجهت مخالفت با ائمه طاهرین (ع)نیزدیده شده ولی سیطره استعماری آن چهره جدیدی است که لباس خودپسندی را به دیگرپسندی ترجیح داده است.
درحالیکه فتاوای علمای شیعه همیشه ودرهمه حال مورد غضب ودشمنی سرسختانه کشورهایی همچون انگلیس بوده، هیچ موردی را نمی توان یافت که سران این کشورها برعلیه مفتی های وهابی جبهه گیری کرده باشند.
که یکی از اهداف ابرقدرت های غرب برای تضعیف دین اسلام تخریب جایگاه مرجعیت در افکار عمومی است که برای رسیدن به این هدف از مفتیان ساده لوح وهابیان استفاده می کنند.
در تازه ترین نمونه این رفتارها، شیخ شمس الدین صحه مفتی الجزایری فتوای عجیبی در مورد دو باشگاه رئال و بارسلونا صادر کرد: این مفتی اعلان کرده است که هر کسی روی لباسش آرم باشگاه های بارسلونا و رئال مادرید باشد موجب بطلان نمازش می شود.»
نکته جالب توجه اینجاست که این مفتی علت صدور فتوای خود را به دلیل وجود صلیب در آرم باشگاه های یاد شده دانست.
چندی پیش نیز " عبدالله نجدی" یکی دیگر از مفتی های ساده لوح وهابی با طرح شروط 14 گانه برای فوتبال، نمایش مضحکی را به راه انداخت بود.
متن استفتاء و پاسخ شیخ وهابی:
سؤال: … جوانانی که چیزی از تقوا نمی دانند و به وقتشان اهمیتی نمی دهند و می گویند می خواهیم فوتبال بازی کنیم، می پرسند شروط و ضوابط بازی فوتبال چیست تا ما در ورطه تشبّه به کفار و طاغوتیان و دشمنان دین مثل آمریکا و روسیه و ... نیفتیم.
جواب: به آنها می گوییم اگر اصرار دارید بازی کنید و وقت خود را بگذرانید، باید شروط و ضوابط ذیل را رعایت کنید:
اول: خطوطی چهار طرف دور زمین نباشد؛ زیرا این خطوط ساخته کفار و قانون بین المللی فوتبال است!
دوم: کلماتی که کفار و مشرکان به عنوان قانون بین المللی فوتبال وضع کرده اند، مانند گل ، اوت ، پنالتی ، کرنر و …، گفته نشود زیرا گفتن این کلمات حرام است و هر کس که اینها را بگوید تنبیه و باید از بازی اخراج شود و باید به او گفته شود که به کفار و مشرکین شبیه شده ای.
سوم: هر کس از شما که در اثناء بازی افتاد و دست یا پایش شکست، یا دستش به توپ خورد بازی به خاطر او نباید متوقف شود و به کسی که او را انداخته کارت زرد یا قرمز داده نشود، بلکه به هنگام شکسته شدن یا ضربه دیدن باید به قاضی شرع مراجعه شود تا آن بازیکن حق شرعی خود را همانطور که در قرآن است بگیرد و شما باید شهادت دهید که فلانی عمداً دست یا پای او را شکست.
چهارم: نباید در تعداد بازیکنان از روش کفار و یهود و نصارا و خصوصاً آمریکای خبیث تبعیت کنید، به این معنا که نباید با یازده نفر بازی کنید، بلکه باید بر این تعداد اضافه یا کم کنید.
پنجم: باید با لباس خواب یا غیره خودتان و بدون شورت ها و پیراهن های رنگارنگ و شماره دار بازی کنید ؛ زیرا این لباسها لباس اسلامی نیست، بلکه لباس کفار و غرب است.
ششم: هر کدام از شما که این شروط و ضوابط را رعایت کرد باید قصدش از بازی فوتبال تقویت بدنی برای جهاد فی سبیل الله و آمادگی برای زمانی باشد که به جهاد فراخوانده شود، نه گذراندن وقت و عمر و شادی از پیروزی ظنّ.
هفتم: نباید زمان بازی را ۴۵ دقیقه قرار دهید، شما باید با کفار و فاسقان مخالفت کنید و در هیچ چیز مشابه آنان نباشید.
هشتم: نباید در دو نیمه ۴۵ دقیقه ای بازی کنید، بلکه در یک یا سه نیمه بازی کنید تا مخالفت شما با کفار محقق شود.
نهم: هنگامی که یکی از دو تیم بر دیگری غلبه نکرد (تساوی بازی) و آنطور که شما می گویید توپ به دروازه ای وارد نشد، نباید برای بازی وقت اضافی یا پنالتی در نظر بگیرید (تا یکی پیروز شود)، بلکه بلافاصله بازی را تمام کنید، زیرا بازی به این طریق عین اجرای قوانین بین المللی فوتبال است!
دهم: در بازی فوتبال شخصی را به عنوان داور انتخاب نکنید، زیرا بعد از لغو قوانین بین المللی همچون گل و اوت و پنالتی و کرنر و… وجود او دلیلی ندارد! بلکه بودن او تشبّه به کفار و یهود و نصار و اطاعت از قوانین بین المللی است.
یازدهم: نباید در اثناء بازی، گروهی از جوانان جمع شوند و شما را تماشا کنند، چون قصد شما ورزش و تقویت بدنی است پس دلیلی ندارد آنها شما را نگاه کنند! هر چند که بگویید آنها باعث تشویق شما در تقویت بدنی و آمادگی برای جهاد هستند، به آنها بگویید بروید دنبال منکرات خودتان در بازارها و روزنامه ها و بگذارید ما بدنمان را قوی کنیم!!!
دوازدهم: هر کسی که گل بزند و سپس بدود تا بقیه او را دنبال کنند و بغل نمایند، (همانطور که در آمریکا و فرانسه بازیکنان انجام می دهند) باید به صورتش تف انداخت و تنبیه کرد!!! زیرا ورزش بدنی شما چه ارتباطی به شادی و بغل کردن و بوسیدن دارد!
سیزدهم: دروازه باید به جای دو تیرک، سه تیرک داشته باشد، تا مشابه کفار نباشد تا مخالفت شما با قانون بین المللی طاغوتی سازمان فوتبال محقق شود.
چهاردهم: هنگامی که بازیکنی مصدوم شد، نباید بازیکن دیگری را جایگزین او کرد، زیرا این روش، ساخته کفار و مشرکین در آمریکا و … است.
اینها بعضی از شروط و ضوابطی است که مانع تشبّه به کفّار و مشرکین در بازی فوتبال می گردد… من به اجرای این شروط و ضوابط و سپس پرداختن به فوتبال دعوت نمی کنم، بلکه اینها در واقع برای کسی است که توان انجام ورزش های شرعی را ندارد و برای مؤمن صادق، ادلّه نقلی و عقلی مبنی بر تشبّه فوتبال به کفّار کافی است، زیرا انجام بازی فوتبال بغض انسان را نسبت به کفّار متزلزل می سازد، ولی جوانان این امر را شادی و بازی می پندارند (و تحسبونه هیناً و هو عند الله عظیم…).
در پایان امیدوارم که این پیام برای جوانان و دیگران مؤثر و مفید باشد. اللّهم آمین.
عبد الله النجدی ـ ریاض
در ذیل به برخی دیگر از فتوای های وهابیت در مورد ورزش اشاره می شود:
زن و مرد مسلمان شایسته نیست که خود را با مشاهده مسابقات فوتبال مشغول بدارد.
مشاهده مسابقات فوتبال جام جهانی برای مسلمانان جایز نیست.
مشاهده مسابقات فوتبال برای زنان به جهت نداشتن لباس مناسب مردان جایز نیست.
نخست وزیر رژیم صهیونیستی با واکنش نسبت به سخنان صبح روز شنبه مقام معظم رهبری، ناراحتی و خشم خود نسبت به این سخنان را ابراز داشت.

فارس به نقل از روزنامه صهیونیستی "جروزالم پست" نوشت، "بنیامین نتانیاهو" نخست وزیر اسرائیل روز شنبه به اظهارات رهبر ایران درباره اسرائیل و فلسطین واکنش نشان داد.

نخست وزیر رژیم صهیونیستی گفت: مقاصد آنها برای نابودی اسرائیل، بر اصرار کابینه بر نیازهای امنیتی اسرائیل و خواسته ما که اسرائیل به عنوان کشور یهودی برسمیت شناخته شود،‌صحه می‌گذارد.

وی افزود: اسرائیل به تلاش خود برای صلح ادامه می‌دهد که این تلاش با شرایطی خواهد بود که آینده‌ای ایمن برای شهروندان اسرائیلی و نسلی که می‌آیند را تضمین کند.

روزنامه جروزالم پست نوشت: آیت‌الله علی خامنه‌ای،‌ رهبر معظم ایران روز شنبه با رد طرح کشور فلسطینی در سازمان ملل، گفت که هرگونه طرحی که وجود اسرائیل را بپذیرد، غده سرطانی را در منطقه ترک خواهد کرد که برای همیشه امنیت خاورمیانه را تهدید می‌کند.

یک روزنامه صهیونیستی از طرح ابتکاری چپ‌گراهای ایتالیا برای نشان دادن مواضع مخالف خود با رژیم صهیونیستی و رئیس آن خبر داد.
به گزارش فارس به نقل از روزنامه صهیونیستی"معاریو"، فعالان چپ‌گرای ایتالیا آدمک "شیمون پرز" را در میدان عمومی قرار داده و در کنار آن نیز کفشی را قرار داده‌اند و هر کس که تمایل دارد به سمت پرز کفش پرتاب کند یک یورو پرداخت و این کار را انجام می‌دهد.

به نوشته این روزنامه یک چهارم درآمد حاصله از این کار به سازمان‌های انساندوستانه فلسطینی تحویل داده می‌شود.

این در حالی است که پرز چند روز پیش با تعریف و تمجید فراوان از رئیس تشکیلات خودگردان فلسطین وی را دوست خود و بهترین رئیس ملت فلسطین برای این رژیم برشمرد.

پرز همچنین تاکید کرد که عباس برای اسرائیل بهترین رئیسی است که ملت فلسطین انتخاب کرده است

به گزارش برنا دو شب پیش در یکی از تبلیغات تلویزیونی وعده سفری به برندگان قرعه کشی یک محصول داده شد که جای بسی تامل داشت و خبر از عدم نظارت مسوولان بر روی محتوای پیام‌های بازرگانی می داد.

در این تبلیغ که مربوط به یکی از پرفروش‌ترین محصولات غذایی است وعده داده می‌شود هر ماه دو خانواده 4 نفره ایرانی در صورت برنده شدن در این مسابقه نوروز 91 را در سرزمین زیبا و رویایی دیزنی‌لند پاریس! سپری خواهند کرد.

نکته قابل تامل این تبلیغ این است که یکی از شخصیت‌های کارتونی مربوط به شرکت والت دیزنی‌ نیز با در دست داشتن محصول، مخاطبان را به خرید محصول و افزایش شانس سفر رویایی به دیزنی‌لند ترغیب می‌کند این تبلیغ در حالی در صدا و سیما بصورت آشکار و واضح بیان می‌شود که کمپانی والت دیزنی شرکتی صهیونیستی است و در راستای اهداف صهیونیست‌ها فعالیت می‌کند.

نمادشناسی این کمپانی نشان می‌دهد این کمپانی در سال ۱۹۳۰ به کمک شرکت کلمبیا پیکچرز موفق به عرضه تلویزیونی کارتون میکی موس شد که در نوع خود کاری بسیار جدید و عوام پسند بود. این کارتون پر سروصدا که خیلی معمولی به نظر می‌رسید، پس از گذشت یک دهه منادی تفکر ماسونی برای مردم دنیا به شکل نا محسوس بود . استفاده از چند نماد از قبیل لباس لوژها که بر تن شخصیت اصلی داستان بود و همینطور دستکش سفید که نمادی دیگر به شمار می‌آمد.

براساس تحقیقات صورت گرفته در یک موسسه پژوهش خانواده در آمریکا اعلام شده است : بسیاری از خانواده های معتقد به اخلاق آمریکایی در طول سالهای گذشته شبکه دیزنی را از تلویزیون کابلی خود حذف کرده‌اند ، این خانواده‌ها اعلام کرده‌اند که معتقدند شرکت دیزنی با استفاده از شیوه‌های حرکت از سنت به مدرنیته ، ارزش‌های خانوادگی را از بین برده و این شرکت صهیونیستی مروج ایدئولوژیهای غیر اخلاقی است ...

حال جای سوال است که چطور سفر به مکانی تفریحی که تمام پایه و اساسش برمبنای تفکر کمپانی والت دیزنی طراحی شده است در صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایرانی با چنین آب و تابی از آن تعریف و تمجید می شود و از مخاطبان ایرانی و بخصوص از کودکان می‌خواهند که حتما برای سفر به این مکان تفریحی در قرعه کشی شرکت کنند تا شاید برنده خوش شانس سفر به دیزلی‌لند باشند؟!

واحد مرکزی خبر: گروهی از پزشکان بحرینی که به جرم مداوای تظاهرکنندگان ضد دولتی این کشور به حبس محکوم شده اند، روز شنبه از دبیر کل سازمان ملل متحد رسیدگی به موارد شکنجه و نقض حقوق قضائی خود را خواستار شدند.

دفتر حقوق بشر سازمان ملل متحد و وزارت امور خارجه آمریکا نیز روز گذشته از اقدام دادگاه نظامی بحرین به محکوم کردن بیست پزشک و پرستار شیعه بحرینی به زندان، انتقاد کردند.

دادگاه نظامی بحرین روز پنجشنبه این گروه از پزشکان بحرینی را به پنج تا پانزده سال زندان محکوم کرد.

این پزشکان بحرینی به تلاش برای براندازی دولت و نیز پخش شایعات متهم شده اند.

پزشکان بحرینی اعلام کرده اند تنها علت محکومیت آنها، انتقاد از سرکوب شدید تظاهرکنندگان آزادیخواه به دست نیروهای رژیم آل خلیفه است.

به گزارش اسوشیتدپرس از منامه، دبیر کل سازمان ملل متحد نیز روز گذشته با انتقاد شدید از احکام صادر شده علیه پزشکان بحرینی، درباره رویدادهای اخیر در این کشور ابراز نگرانی کرد.

مشرق:

بازی «جنگ‌آماد 2» (Arma II) یک بازی تیراندازی اول شخص است که در آن شما می‌توانید نقش‌های مختلفی را بر عهده بگیرد، از سرباز ساده گرفته تا فرمانده تانک یا خلبان یک بالگرد جنگی. همچنین در برخی از سناریوهای این بازی بازی‌باز می‌تواند به نیروهای تحت فرمان خود دستورات جنگی لازم را صادر کند.

نسخه اصلی این بازی در سال 2009 و نسخه‌های تکمیلی آن در سال‌های 2010 و 2011 به بازار عرضه شدند. این بازی ادامه داستان شماره قبلی خود می‌باشد. در این بازی حوادث در کشوری ساختگی واقع در شمال ایران به نام «تاکستان» روی می‌دهد که به دلیل جنگ‌های داخلی دست‌خوش بی‌ثباتی و تجزیه شده است. از نام «تاکستان» مشخص است که نام این کشور به نوعی برگرفته از نام کشورهای آسیای مرکزی می‌باشد و به طور تلویحی اشاره به حمله به این کشورها دارد.

در «جنگ‌آماد 2» طبق روال معمول، نیروهای آمریکایی به تاکستان فرستاده شده‌اند تا کنترل امور را از دست دولت دیکتاتوری حاکم بر این کشور خارج کرده و برای ترویج حقوق بشر در آنجا خود زمام امور را بدست گیرند.

 


بازی‌بازها می‌توانند در طول بازی دست به کارها و عملیات‌های اختیاری بزنند که سبب تغییر یافتن پایان بازی می‌شود. در نسخه تکمیلی این بازی، که بسته قابل دانلود آن سال گذشته و با نام «تجدید قوا» (Reinforcements) به بازار عرضه شد، بازی‌بازها قادرند هدایت نیروهای جنگی انگلیس را نیز بر عهده بگیرند.


در این بازی نیروهای نظامی انگلیسی، آمریکایی، تاکستانی، ناتو، سازمان ملل، و گروه‌های مردمی تاکستان حضور دارند. طبیعتاً برای این که این یورش و استعمارگری در ذهن بازی‌باز رنگ و لعابی مدرن و بشردوستانه به خود بگیرد،‌ نیروهای بین‌المللی از جمله سازمان ملل و ناتو نیز در آن جای داده شده‌اند.

این بازی که ساخت شرکت «بوهیمیا اینتراکتیو استودیو» می‌باشد، برای رایانه‌های شخصی و اشخاص 18 سال به بالا در نظر گرفته شده است. همچنین قرار است این بازی در آینده برای کنسول Xbox 360 نیز وارد بازار شود.

یک کنفرانس امنیتی در اسرائیل اخیرا عوامل وحشت این رژیم از خیزش‌های اسلامی در منطقه و راههای مقابله با آن را بررسی کرده است.
به گزارش فارس، مرکز مطالعات "هرتسلیا" اخیرا و در افتتاحیه کنفرانس بین‌المللی خود که در سالروز انفجار برج‌های دو قلو در ۱۱ سپتامبر برگزار کرد، آخرین تحولات خاورمیانه و بهار عربی در کشورهای منطقه را مورد بررسی قرار داد.

کنفرانس امنیتی اسرائیل برای بررسی تحولات منطقه

این کنفرانس سه محور اساسی را دنبال می‌کرد که عبارت بودند از: بهار عربی و پیامدهای آن بر منطقه، اعلام دولت مستقل فلسطینی و تاثیر آن بر درگیری فلسطین و اسرائیل، چالش‌های مبارزه با تروریسم با وجود گذشت بیش از یک دهه از حوادث ۱۱ سپتامبر.
علاوه بر این واقعیت‌های جدید میدانی در مناطق جنوبی سرزمینهای اشغالی در پی حملات شهادت طلبانه اخیر و بررسی پیامدهای سقوط حسنی مبارک و عدم قدرت اسرائیل در ممانعت از ورود عوامل شهادت طلب به سرزمین‌های اشغالی از طریق صحرای سینا و همچنین تسلط سازمانهای اسلامگرا بر سینا و نوار غزه و مرزهای اسرائیل از دیگر مسایلی بود که در این کنفراس امنیتی مورد بحث و تبادل نظر قرار گرفت.

اسرائیل نباید خود را وارد درگیریهای بهار عربی کند

آهارون زئیفی فرکش ژنرال نیروهای احتیاط در ارتش اسرائیل که ریاست سابق سازمان اطلاعات نظامی ارتش را نیز بر عهده داشته، در افتتاحیه این کنفرانس با اشاره به بهار عربی در منطقه گفت که باید توجه داشت که کشورهای عربی در یک رویکرد بزرگ زندگی می‌کنند که همان انقلاب‌های عربی، بحران اقتصادی جهانی، ضعف آمریکا و جنگ میان شیعه و سنی است.
وی در عین حال مدعی شد که انقلابهای عربی فرصتی است که کشورهای عربی از آن می توانند در راستای مقابله با اسلامی که وی آن را افراطی نامیده است، به کار گیرند، البته او اعتراف کرد که این اقدام هنوز صورت نگرفته است، او گفت که اسرائیل نباید خود را وارد این معرکه کند تا آتش را به روی خود بگشاید.

باید با اختلاف بین سران کشور جلوی پیشرفت ایران را گرفت

فرکش وجود تهدید نظامی علیه اسرائیل در وضع کنونی را رد کرده و مدعی شد که ارتش سوریه در حال حاضر به دفاع از رژیم بشار اسد در این کشور مشغول است و به دنبال حمله به اسرائیل نیست، خطر اساسی در اوضاع کنونی همان ایران است که با وجود بهار عربی آسوده است و بویژه در سایه سیاست‌های آمریکا تلاش‌های خود را بر ای به دست ‌آوردن سلاح هسته‌‌ای ادامه می‌دهد. او گفت که آن چیزی که می‌تواند ایران را در ادامه فعالیت‌هایش متوقف کند، اختلاف میان سران ایران از جمله در میان سران این کشور است .
فرکش در ادامه به سازمانهایی نظیر القاعده اشاره کرده و گفت که از طریق نبردهای متمرکز نمی‌توان این گروه را شکست داد، البته آنها به علت عملیات آمریکا ضربات سختی را دریافت کرده‌اند، اما امروز این سازمان در منطقه قوی است.

تلاش اسرائیل برای تجزیه کشورهای اسلامی

فرکش ضمن تلاش برای اعمال سیاست همیشگی صهیونیست‌ها در تجزیه کشورهای اسلامی پیش‌بینی کرد که در منطقه تغییرات بلند مدتی انجام شود و تعداد کشورهای آن به علت شکاف و تجزیه کشورهای کنونی بیشتر شود،‌این اتفاق الان در سودان و تشکیلات خودگردان (کرانه باختری و غزه) روی داده و کردها نیز تمایل دارند تا خودمختار شوند.
از دیدگاه فرکش درگیری‌های عربی و اسرائیلی و فلسطین و اسرائیل به علت بهار عربی در منطقه کم‌رنگ شده است، سالها بود که اسرائیل از سوی آمریکا و اروپا محکوم می‌شد که اگر مسأله فلسطین حل شود، سازش در تمام منطقه استقرار خواهد یافت، اما الان دیدیم که اوضاع اینگونه نیست، چرا که انقلابهای عربی از سوی مردم کشورها و علیه حاکمانشان صورت می‌گیرد و ربطی به آرمان فلسطین ندارد.

تلاش اسرائیل برای تسلط بر پایگاه‌های اجتماعی اینترنت

یواف مردخای سخنگوی ارتش اسرائیل نیز در سخنانی در این کنفرانس مفهوم ارتش در تعامل با رویکرد هوشیاری ضد اسرائیلی را مورد توجه قرار داده و از آمادگی های ارتش برای مقابله با سپتامبر و هماهنگی و انسجام آن با پلیس اسرائیل، وزرات خارجه و دیگران سخن گفت.
وی همچنین بر افزایش تعداد عکاسان در گردان های اسرائیل برای تصویر برداشتن از اتفاقات مختلف و قرار دادن آنها در شبکه‌های اجتماعی نظیر تویتر و فیس بوک خبر داده و گفت که ارتش شفافیت گسترده‌ای در عرصه بین‌المللی برای مقابله با اتفاقات احتمالی سپتامبر تدارک دیده است.

حوادث منطقه به ضرر اسرائیل و کشورهای "میانه‌رو" است

دانی یاتوم ژنرال دیگر نیروهای احتیاط ارتش و رئیس سابق موساد البته چهره واقع‌بینانه‌تری نسبت به حوادث خاورمیانه از خود ارائه کرده و گفت که درست است که اوضاع در خاورمیانه خوب است، اما این روند برای ما بد خواهد بود.
وی بی‌ثباتی در منطقه را در راستای منافع گروه‌هایی دانست که آنها را افراط‌گرا نام گذاشته بود، یاتوم گفت که در این میان اعتدال گرایان نیز ضرر می‌کنند، آمریکا نیز در این میان کاری از پیش نمی‌برد.

علل نگرانی اسرائیل از اوضاع منطقه

یاتوم عوامل نگرانی‌های اسرائیل از اوضاع منطقه را برشمرده و گفت: به همین علت نگرانیهای زیادی برای اسرائیل از اوضاع کنونی منطقه ایجاد شده که عبارتند از:
۱- سقوط مبارک
۲- کاهش جایگاه آمریکا در خاورمیانه به علت سیاست‌های این کشور در دولت‌هایی که در آنها انقلاب صورت گرفته است.
۳- فقدان دموکراسی در کشورهای عربی و پیامدهای سخت اجرای این دموکراسی مانند اختلاف میان تشکیلات خودگردان و بالا رفتن جایگاه سیاسی حماس.
۴- به خطر افتادن سازش اسرائیل با مصر.
۵- انحراف افکار عمومی از خطر اساسی اسرائیل که همان ایران است، به این ترتیب ایران از وضعیت کنونی برای افزایش قدرت خود استفاده می‌کند.
۶- اردوگاه مقاومت از فروپاشی رژیم‌های اعتدال گرا برای خود حمایت جلب می‌کند، مثلا فلسطینی‌ها که طرح خود در زمینه تشکیل دولت مستقل را مطرح کرده‌اند، شریک مصری خود را از دست داده‌اند و در مقابل حماس از این خلأ استفاده کرده است.
۷- از بین رفتن امنیت در سینا
۸- انزوای جهانی اسرائیل و بحران در روابط آن با اروپا و آمریکا یاتوم ابراز اشت که بهار عربی به ایجاد ناامنی و هرج و مرج در منطقه منجر خواهد شد و چالش‌های امنیتی زیادی فراروی اسرائیل ایجاد خواهد کرد و به همان اندازه که این اوضاع برای خاورمیانه خوب است، برای اسرائیل بد خواهد بود.

راهکارهای مقابله اسرائیل با خیزش‌های اسلامی

وی برای مقابله با اوضاع کنونی راهکارهایی نیز ارائه می‌دهد که به صورت زیر است:
۱- استفاده از تمام ابزارهای ممکن برای حفاظت از سازش با ترکیه و اردن
۲- محافظت از سطح روابط با باراک اوباما. ( البته مسایلی وجود دارد که مهم‌تر از حفظ رابطه با اوباما است که شهرک‌سازی اسرائیلی و مسأله مرزها جزو آنهاست.)
۳- تلاش رسانه‌ای و دیپلماتیک برای مبارزه با منع ورود دموکراسی به خاورمیانه، به همین علت باید اسرائیل را یاری کرد و مانع از سیطره جریان‌های افراطی بر کشورهای خاورمیانه شد.
۴- ارائه طرح‌های سیاسی که بتواند تشکیلات خودگردان را به جای به رسمیت شناخته شدن در سازمان ملل، به پای میز مذاکره با اسرائیل بکشاند.
۵- چالش در مناسبات ما با ترکیه غیر ضروری است، علاوه بر ترکیه ما نیز در تیرگی این روابط سهم داشته‌ایم، من پیشنهاد می‌کنم که گروه‌های سیاسی اسرائیل عذر خواهی مورد نظر ترکیه را انجام دهند.
در روزهای اخیر برخی تحولات در بحرین نشان از جنگ قدرت و تشدید اختلاف‌ها در خاندان سلطنتی حاکم دارد.
ایسنا: روزنامه ایندپندنت در گزارشی درباره نشانه‌های عمیق شدن اختلاف‌ها در خاندان سلطنتی حاکم بر بحرین می‌نویسد:

«افسران بلندپایه پلیس بحرین که به خاطر شکنجه بازداشتی‌ها به حال تعلیق درآمده بودند، سریعا دوباره به سر کار خود بازگشتند که این نشان از افزایش نزاع قدرت خاندان سلطنتی آل خلیفه بر سر میزان سرکوب علیه معترضان دموکراسی‌خواه این کشور دارد.

همچنین منابع خبری مخالف حکومت بحرین گفته‌اند علاوه بر آن، ۹۰ افسر پلیس اردنی که در نیروی پلیس بحرین خدمت می‌کردند و متهم به بدرفتاری با زندانیان شده بودند، با فسخ قراردادهایشان مواجه شدند و در حال بازگردانده شدن به اردن هستند. آن‌ها تاکید می‌کنند که مشخص نیست این اقدام آیا برای پاکسازی نیروهای امنیتی از متخلفان است یا برای خلاص شدن از دست شاهدان استفاده گسترده دولت بحرین از شکنجه علیه معترضان.

بیانیه‌های سلطان حمد بن عیسی آل خلیفه، پادشاه بحرین برای فرونشاندن اعتراض‌ها هرگز عملی نمی‌شود که خود اختلافات فزاینده درون خاندان سلطنتی را آشکارتر می‌سازد.

اگرچه پادشاه بحرین به شرکت‌های خصوصی و دولتی این کشور گفته بود که ۲۵۰۰ کارمندی را که به خاطر شرکت در اعتراضات دموکراسی‌خواهانه اخراج شده بودند، بازگردانند، بسیاری هنوز نتوانسته‌اند به سر کار بازگردند.

خلیفه بن احمد، فرمانده ارتش بحرین و برادرش شیخ خالد بن احمد، رئیس دادگاه سلطنتی این کشور رهبران تندروها در خاندان سلطنتی بحرین هستند. آن‌ها زمانی با شیخ خلیفه بن سلمان، نخست وزیر بحرین که از ۴۰ سال پیش و از سال ۱۹۷۱ همزمان با خروج انگلیسی‌ها از این کشور در این سمت قرار دارد، دچار اختلاف بودند، اما هنگامی که بیداری عربی در بحرین در ماه فوریه با الهام از قیام‌های مردمی مصر و تونس آغاز شد، آن‌ها فاصله‌های میان خود را کم کردند.

تظاهرات‌های مسالمت‌آمیز بحرینی‌ها در میدان لؤلؤ در منامه متمرکز بود اما دولت این کشور به گونه‌ای برخورد کرد که گویی با شورشی مسلحانه روبه‌رو است. پس از آن نیروهای نظامی عربستانی در اواسط ماه مارس به بحرین آمدند و سرکوب بی‌رحمانه‌ای با شکنجه‌ها و دستگیری‌های گسترده آغاز شد. کارشناسان بین‌المللی که توسط کمیسیونی تحقیقاتی به بحرین رفتند، گفتند که ۶۳ بازداشتی هنوز پس از گذشت سه یا چهار ماه هنوز نشانه‌های شکنجه را بر بدن دارند.

محمد صدیق، عضو جنبش عدالت برای بحرین، می‌گوید میان کسانی که اخراج شده و به سر کار بازنگشته‌اند، ۲۴ خبرنگار شیعه وجود دارند که برای روزنامه الایام کار می‌کرده‌اند و در ۱۶ مارس اخراج شده بودند. تعداد ۴۰۲ کارگر کارخانه آلومینیوم بحرین که تقریبا همگی شیعه بودند نیز اخراج شدند و تنها ۵۰ نفر از آن‌ها استخدام مجدد شدند در حالی که مجبور شدند قراردادهای استخدامی جدیدی را امضا کنند که در آن همه مزایای مرخصی و استعلاجی سالانه را از دست داده بودند.

به هر حال سرکوب‌ها هنوز ثبات را به بحرین بازنگردانده و به نظر نمی‌رسد که دولت در این راستا به این شیوه موفق شود و چاره‌ای جز رفتن به همان راهی که دیگر کشورهای شاهد بهار عربی پیمودند، ندارد.»
رهبر جریان صدر بر آمادگی خود برای اعزام داوطلب از عراق به فلسطین برای دفاع از این سرزمین و مبارزه برای اخراج اشغالگران قدس تاکید کرد.
به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از العالم، مقتدی صدر خاطر نشان کرد در صورت درخواست مقاومت فلسطین، آماده است برای دفاع از فلسطین به این سرزمین که در اشغال صهیونیستهاست، نیروی داوطلب اعزام کند.

صدر افزود: یاری مقاومت در فلسطین، مبارزه در راه خدا و جایز است.

مقتدی صدر تاکید کرد: در صورتی که مقاومت فلسطین بخواهد، ما آماده ایم از کشور عراق داوطلبانی را برای شهادت در فلسطین اعزام کنیم، تا تحت فرماندهی مبارز و صالحی باشند؛ زیرا جانفشانی در مال و جان در راه فلسطین، نهایت عزت و افتخار است.
دبیرکل شورای ملی مصر با متهم کردن سعودی ها به فتنه انگیزی علیه انقلاب مصر به آل سعود درباره پاسخ قاطع مردم این کشور به این دخالتها هشدار داد.
به گزارش خبرگزاری مهر، ممدودح حمزه در گفتگو با العالم خاطر نشان کرد : از آغاز انقلاب ۲۵ ژانویه در مصر، رژیم سعودی رویکردی ضد انقلاب مصر اتخاذ کرد، و تلاشهایی جدی برای نجات مبارک و سرکوب انقلاب را دردستورکار قرار داد.

وی افزود: رژیم آل سعود از همان آغاز به مبارک پیشنهاد داد کشور را ترک و به ریاض پایتخت عربستان سفر کند، علاوه برآن پیشنهاد داد اموال فراوانی برای سرمایه گذاری دراختیار وی قرار دهد و پیشنهاد دیگری نیز مطرح شد.

ممدوح حمزه خاطرنشان کرد: علت تظاهرات مردم مصر مقابل سفارت عربستان در قاهره این بود که افکارعمومی مصر احساس کرد که رژیم آل سعود هوادار رژیم سرنگون شده مبارک است نه ملت مصر که اینک خواسته ها و چشم اندازهای این ملت بر کشور حاکم شده است.

ممدوح حمزه تاکید کرد: حمایتهای مالی آل سعود از جنبشهای وهابی در مصر که علیه انقلاب ۲۵ ژانویه فعالیت می کردند ، نشان داد که رژیم آل سعود ضد انقلاب مصر است.

وی خاطر نشان کرد : ملت مصر با هرگونه دخالت در امور داخلی کشورشان چه ازطرف عربستان، رژیم صهیونیستی یا آمریکا به شدت مخالف هستند.

خاطر نشان می شود مردم مسلمان مصر امروز با برگزاری تظاهرات گسترده در قاهره و دیگر شهرها با تاکید بر پیگیری مطالبات و خواسته های انقلاب ۲۵ ژانویه به آمریکا و دیگر طرفهای خارجی درباره ادامه دخالتها در امور کشورشان و مانع تراشی آنها در برابر تحقق اهداف انقلاب هشدار دادند.

حجت‌الاسلام علی جعفری: نماز برترین عبادت الهی و کانون ارتباطات انسان با خداوند است. این عبادت اصلی در اوج معنویت و عرفان از احکام و آداب شرعی بسیاری برخوردار است که مختصات بیرونی و عینی آن را تشکیل می‌دهند. اهمیت نماز چه از حیث ترویج و تبلیغی رابطه با خداوند چه از لحاظ غنای معنایی و کاربرد در ارتقای قابلیت‌های تبیینی و معنابخشی سازه‌های هنری و چه از جهت حضور به عنوان عنصری ثابت و طبیعی در فرهنگ و منش ایرانی از سال‌های دور بخش قابل توجهی از تلاش‌های برنامه‌سازان تلویزیونی را به خود اختصاص داده است.

پخش برنامه‌های رایج مربوط به قبل و بعد از اذان‌های سه‌گانه‌ی صبح و ظهر و مغرب از سال‌های دور با پخش نمازهای جماعت مناطق مختلف ایران در چند سال اخیر به اوج خود رسیده است. این حجم از توجه به نماز به نسبت دیگر برنامه‌های تلویزیونی، مدت زمانی تامل‌برانگیز از آنتن‌ شبکه‌های مختلف تلویزیونی را در اختیار گرفته است.

به جرأت می‌توان گفت ثابت‌ترین برنامه‌ی تلویزیون ایران در طول دست‌کم 30 سال پس از انقلاب همان برنامه‌هایی است که قبل، بعد و در حین اذان پخش می‌شوند. ولی با وجود این ثبات کنداکتوری که برنامه‌ریزی برای آینده را قطعی و جدی می‌گرداند، شاید کم‌ترین ابتکار، خلاقیت و پرداخت هنرمندانه در تلویزیون ایران مربوط به اوقات شرعی باشد.

به احتمال زیاد این بی‌توجهی و بی‌تفاوتی ریشه‌های عمیقی در سیاستگذاری مناسبتی رسانه دارد که از میان برنامه‌های مناسبت‌محور نیز مناسبت روزانه‌ی اذان کم‌ترین اقبال را در جلب نظر سیاستگذاران جهت ارتقا و برنامه‌ریزی داشته است.

به هر حال، این بخش از کنداکتور که دست‌کم روزانه نیم‌ساعت تا یک ساعتِ برنامه‌های هر شبکه را تا زمان‌های دور و چه بسا تا ابد شامل می‌شود، لازم می‌آوَرَد که حداقل یک بخش ثابت از برنامه‌سازی تخصصی تلویزیون ایران فقط با دغدغه‌ی تأمین قالب‌ها و محتواهای متناسب و البته نو، مسؤولیت سیاست‌گذاری، برنامه‌ریزی و تولید بسته‌های فرهنگی و رسانه‌ای مناسبت روزانه‌ی اذان و نماز را بر عهده بگیرند؛ نیازی که هنوز به طور جدی و ساختاری پاسخ درخوری از مجموعه‌مدیران و سیاستگذاران صدا و سیمای جمهوری اسلامی دریافت نکرده است.

نوشتار پیش رو ضمن دعوت از همه‌ی اندیشمندان و دغدغه‌مندان حرفه‌ای رادیو و تلویزیون برای تأمل و تکاپو در این باره، پیشنهاد تشکیل یک گروه برنامه‌ساز فعالیت‌های روزانه‌ی‌ اذان و نماز را به هر یک از شبکه‌های تلویزیونی می‌دهد. تمرکز گروه‌های مطالعاتی و عملیاتی مذکور بر این مسئله به صورت کاملاً تخصصی و بهره‌گیری از تجارب گذشته، ایده‌های نو و همفکری مجموعه‌هنرمندان تلویزیون، قطعاً ثمرات محسوس و چشمگیری دربرخواهد داشت.

در غیر این صورت یا روند غیرقابل قبول و تکراری برنامه‌های کنونی ادامه خواهد یافت (که البته یک نظرسنجی جامع می‌تواند میزان مخاطبان و نظر ایشان را در این باره نشان دهد) و یا برخی تصمیمات بدون مطالعه و خلق‌الساعه بر پیچیدگی بیش از پیش مسأله و افزودن ابعاد غیرقابل پیش‌بینی جدید خواهد افزود؛ چنان‌چه در ادامه‌ی نوشتار پیش‌رو از منظر انتقادی و آسیب‌شناسانه برخی از وجوه نه چندان مطلوب پخش این چنین نمازهای جماعت را از شبکه‌های مختلف سیما برخواهیم شمرد.

البته نمایش نماز در تلویزیون ایران فقط مختص فعالیت‌های روزانه‌ی اذان نیست بلکه از گذشته‌های دور در برخی سریال‌های تلویزیونی صحنه‌هایی از نماز به چشم می‌خورد. جالب این‌که مشابه برنامه‌های مختص اوقات شرعی، سیاستگذاری و برنامه‌سازی در حوزه‌ی سریال‌ها نیز به همان میزان یکنواخت و تقریباً بدون تغییر است. کارگردانان ایرانی عموماً به کلیشه‌های ثابتی از نماز در نمایش تلویزیونی دست یافته و بر روی آن اجماعی ادراکی کرده‌اند. به نظر می‌رسد مخاطبان هم‌ به چنین قالب‌های آشنایی از نماز تلویزیونی خو گرفته‌اند. در کل انگاره‌ی تلویزیونی نماز بین نسل‌های مختلف مخاطبان صدا و سیمای ایران هم‌چنان یکسان و دست نخورده باقیمانده است.

این جمود و سکون در قالب‌ها و زبان تلویزیونی وقتی با رویکرد حداقلی در اختصاص صحنه‌های سریال به نماز همراه می‌گردد، بیش‌تر غیبت نماز از تولیدات نمایشی تلویزیون را القاء می‌کند تا حضور جدی نماز. به عبارت دیگر به دلیل تکراری شدن کلیشه‌های نمایش نماز در سریال‌های تلویزیونی، توزیع قطره‌چکانی آن در صحنه‌های سریال نه تنها باعث جلب نظر و تمنای مخاطب نمی‌گردد بلکه بسان سیاهی لشکری نه چندان تأثیرگذار و جدی از زاویه‌ی نگاه او به سرعت دور می‌گردد.

به نظر نگارنده نماز از جمله استثنائاتی است که به دلیل حضور هماره و مستمر روزانه‌اش در زندگی طبیعی مسلمین در پرداخت رسانه‌ای نیز باید نشانه‌ای پیوسته و مکرر اما با تغییرات وسیع و گونه‌گون در نحوه‌ی ارائه داشته باشد؛ در حالی که برنامه‌سازان به دلیل ضعف در خلاقیت تصویری برای نمایش نماز و تهی‌دستی هنری در نحوۀ ارائه آن ظاهراً چارۀ کار را در تقلیل حداکثری صحنه‌های نماز جست‌وجو می‌کنند تا شاید آن کلیشه‌های ثابت به دلیل تکرار بسیار کم همواره تأثیر متناسب و مورد نظر را در ذهن مخاطب بر جای ‌گذارد.

کلیشه‌های آشنا

برخی مؤلفه‌های کلیشه‌ای نسبتاً آشنای نماز در سریال‌های تلویزیونی چنین است:‌

1. تکبیر، قیام و قنوت، رکوع و ایستادن بعد از سجده در سریالها غایب و نادیدنی است. بازیگران اغلب در حین برخاستن از سجده‌ی آخر نماز و یا گفتن تشهد و سلام آخر و سپس سه الله اکبر پایانی نمایش داده می‌شوند.

2. بیش‌تر نمازخوان‌ها را شخصیت‌های میان‌سال و پیر تشکیل می‌دهند که آن‌ها نیز فقط در برخی گرفتاری‌ها و برای حل مشکلات و به جهت دعا وارد نماز شده‌اند وگرنه نماز خواندن در حالات غیراضطراری و عادی کاری معمول و رایج نیست. در این میان نوجوانان و کودکان چه در شرایط عادی و چه اضطراری غایبان اصلی صحنه‌های نمازند.

3. نمازها معمولاً به صورت تک‌نفره یا در فضای ساکت، در جانمازی مهیا و آرامشی وصف‌ناپذیر اقامه می‌گردند. کمتر مشاهده شده است که نمازگزار فقط با گذاردن مهری ساده، بدون هیچ نوع حالت عرفانی و در وضعیتی معمول به اقامه‌ی نماز مشغول شود و یا در محل عبادت وی دیگران نیز حضور داشته باشند.

4. نماز خانم‌ها اغلب در هاله‌ای از نورانیت چادر و مقنعه‌ی سفید و به دست‌گیری تسبیحی خوشرنگ و چشم‌نواز به تصویر درآمده است. نماز با چادرهای مشکی و رنگی و به ویژه در غیاب سجاده‌های پر زرق و برق و تسبیحی درخشان تقریباً مشاهده نشده است. خانم‌ها یا بی‌نمازند و یا نماز عرفا را می‌خوانند.

5. در نمایش اغلب نمازها معلوم نمی‌شود نمازگزار در صحنه، در حال اقامه‌ی نماز واجب است یا مستحب و یا در حال اداء صلوه ظهر، عصر، مغرب و یا عشاء است. مشخص نشدن ماهیت وجوب و یا استحباب هنگامی که با اقامه‌ی نماز انحصاراً در حین مشکلات و برای کمک گرفتن از خداوند جهت حل معضلات زندگی همراه می‌گردد، به تصور اقامه‌ی نماز مستحبی دامن می‌زند. گویا افراد برنامه‌ی روزمره نماز ندارند و فقط وقتی نماز می‌خوانند که از خداوند کمک می‌خواهند.

6. شخصیت‌های نمازخوان سریال‌ها اغلب ستاره‌ها و قهرمانان داستانند. آدم متوسط‌ها و حتی آدم‌بدها هرگز نماز نمی‌خوانند. بدین ترتیب صفت نمازخوانی با وضعیت بهترین بودن در ابعاد گوناگون زندگی هم‌نشین می‌شود. در این صورت شاید این چنین القا شود که نمی‌شود انسان متوسط و یا دارای عیوب رفتاری و شخصیتی بود و نماز هم خواند بلکه نماز وقتی خوانده می‌شود که انسان منزه و مقدس و موفق باشد.

7. در سریال‌های تلویزیونی از مقدمات واجب نماز مثل اذان، اقامه و وضو و حتی غسل خبری نیست. هیچ‌گاه از احکام نماز سخنی گفته نمی‌شود. تمام افراد به آداب و شرایط نماز آگاهند و اصلاً سؤالی ندارند. مسایل طهارت و نجاسات، شکیات، قرائت صحیح، نحوۀ صحیح وضو، شرایط لباس نمازگزار و مواردی بسیار از این‌دست مسأله‌ی نویسندگان و کارگردانهای ما نبوده است.

8. نمازهای خاص مانند نماز میت، نماز آیات، نماز عید فطر، نماز عید قربان، نماز عید غدیر، نماز شب، نماز جمعه، نماز پس از زیارت عاشورا، در هیچ سریال تلویزیونی تصویر نشده است. حتی نمازهای جماعت نیز در کلیشه‌هایی رایج، به صورت انفرادی تصویربرداری می‌شوند. جالب این‌که نماز جماعت هماره در مساجد برگزار می‌گردد.

گویا نمی‌توان در خارج از مسجد نماز جماعت داشت. صحنه‌های مربوط به زیارت امام‌زاده‌ها به کلی عاری از نماز است و این در حالی است که نماز زیارت جزو برنامه‌ها و آداب اصلی و اولیه‌ی یک زیارت کامل به شمار می‌رود. زیارت در سریال‌های تلویزیونی عبارت است از حضور در امام‌زاده‌های خلوت، قفل کردن دست‌ها به ضریح و یا حرکت به دور آن و گفت‌وگوی فارسی بلند با امام‌زاده.

9. نماز در حین مسافرت، نماز در هواپیما، نماز بیمارها در بستر، نماز جانبازان با عصا و یا در ویلچیر و مواردی از این‌دست که برای مخاطب تلویزیونی جذاب، جالب و آموزنده است، مورد غفلت جدی دست‌اندرکاران تولید است.

10. در موارد متعدد و بی‌شماری از صحنه‌های سریال‌ها که به نظر می‌رسد نشان از یک عادت حرفه‌ای غیرفرهنگی است، مشاهده می‌شود که صاحبان نقش‌ها پس از طلوع آفتاب از خواب شبانه بیدار می‌شوند. این در حالی است که در بیان سریال نشانه‌ای دال بر خوانده شدن نماز صبح مشاهده نمی‌شود و به ویژه خواب سنگین و سخت‌بیدار شدن شخصیت بر چنین برداشتی صحت می‌گذارد. این صحنه‌ها در خصوص انواع شخصیت‌های مثبت و منفی به کرات تکرار شده است.

آسیب‌ها، چالش‌ها و فرصت‌ها

موارد پیش‌گفته شده نکاتی در باب انگاره‌ی نماز در سریال‌های تلویزیونی بود ولی چنان‌چه آمد یکی از کانون‌های اصلی نمایش نماز، برنامه‌های مناسبتی مخصوص اذان و اوقات شرعی است که نکات جدی و قابل تأملی نیز در خصوص نحوه‌ی پرداخت رسانه‌ای به این مناسبت‌های روزانه و خصوصاً بازنمایی نماز در آن‌ها قابل بیان است که به برخی اشاره می‌شود:‌

1. اولین نکته‌ای که در این خصوص جداً قابل تأمل است، تناقض معنایی در هم‌زمانی پخش نماز و دعوت به نماز است. بدین معنی که اگر هدف از پخش نماز جماعت دعوت بینندگان تلویزیونی به اقامه‌ی نماز است آیا دعوت ضمنی مخاطبان به تماشای نماز تلویزیونی مانع تحقق هدف پیش گفته نیست؟

وقتی سیاست رسانه بر این منوال است که افراد بی‌درنگ پس از رسیدن وقت اذان، آماده‌ی نماز شوند و به اقامه‌ی آن بایستند و دقیقاً به همین علت است که روند طبیعی برنامه‌ها برای قرائت اذان قطع می‌شود، بنابراین، تلویزیون نباید به دنبال بیننده باشد ولی پخش نمازهای پس از اذان معنای مرا ببینید را به ذهن متبادر می‌کند.

بنابراین هر چقدر که در جذابیت و نوآوری ضبط، پرداخت و پخش نمازهای پس از اذان خلاقیت به خرج دهیم بیش از پیش به مخاطب کمک کرده‌ایم که وقت بعد از اذان را به تماشای تلویزیون بنشینید. بدین ترتیب هر نوع توقع آموزشی از پخش نمازها، مانند ارائه‌ی قرائت‌های صحیح و قابل تبعیت و دعوت بینندگان به عبادت الهی و به تصویرکشیدن معنویت نمازهای جماعت، تحت الشعاع کارکرد اطلاع‌رسانی، به معنی رسیدن وقت نماز و لزوم ترک محضر تلویزیون و شتافتن به سوی نماز، قرار می‌گیرد.

به نظر می‌رسد بهترین تصمیم‌گیری قطع برنامه‌ها و حک کردن یک جمله‌ی ساده با مضامین شبیه این عنوان است که: ‌

به دلیل مشغول شدن دست‌اندرکاران برنامه .... به نماز، تلویزیون به مدت ... دقیقه تعطیل است.

بدیهی است که چنین اقدامی از استثنائات برنامه‌ریزی تلویزیونی در جهان تلویزیون است؛ زیرا طبق یک عرف جا افتاده بسیار سنتی هر نوع قطع برنامه‌های رادیو و تلویزیونی اقدامی غیرحرفه‌ای و کاهنده‌ی مخاطب ارزیابی شده است.

در این عرف هیچ چیزی مهم‌تر از حفظ ارتباط مخاطب با رسانه نیست چون همه‌ی منافع از دل این ارتباط بیرون می‌آید در حالی که در مکتب ارتباطی اسلام، ارتباط با خداوند تقدم رتبتی و زمانی بر همه‌ی انواع ارتباطات انسانی دارد پس در چهارچوب اسلامی، قطع برنامه‌های تلویزیونی برای نماز نه تنها غیرمعقول نیست بلکه ابتناء کاملی به عقلانیت اسلامی دارد. در غیر این صورت هر اقدام دیگری نهایتاً به نقض غرض فرهنگی رسانه خواهد انجامید.

2. نحوۀ ورود تلویزیون به اذان و خروج از آن تقریباً بدون مدیریت و پیش‌بینی‌های لازم فرهنگی ارتباطی است. مصداق بارز این بی‌تدبیری تلاقی برنامه‌ای جذاب و مورد پسند مخاطبان با اوقات شرعی و قطع یکباره‌ی آن‌هاست. چنین انقطاع‌های آسیب‌زا که به راحتی با مدیریت پخش پیام در کنداکتور شبکه‌های تلویزیونی قابل حل و دغدغه‌مندی در خصوص آن امری ضروری و سهل‌الفهم است متأسفانه هم‌چنان در سامانه‌ی پخش تلویزیون به چشم می‌خورد، بدین ترتیب و دقیقاً پس از پخش اذان و نماز، مجری شبکه که از قراین موجود در سواد رسانه‌ای مخاطب، خود به نماز اول وقت بی‌اهمیت بوده است، سراسیمه در صحنه‌ی تلویزیون حاضر می‌شود و ضمن آرزوی قبولی طاعات و عبادات بینندگان، آن‌ها را به مشاهده‌ی ادامه‌ی برنامه دعوت می‌کند. البته در شرایط کنونی که پس از اذان مدتی از زمان پخش به نماز می‌گذرد جملات کلیشه‌ای مجری‌ها معقول‌تر است و گرنه در زمان هایی نه‌چندان دور که هنوز تلویزیون سیاست پخش نماز را در پیش نگرفته بود واقعاً مجری آرزوی قبولی اعمالی را داشت که هنوز محقق نشده بود و با مخاطبین صحبت می‌کرد که اصلاً فرصت برخاستن به نماز را نداشته‌اند!

آسیب‌های این تلاقی‌های ناشیانه و از روی بی‌تفاوتی وقتی به اوج می‌رسد که برنامه‌های کودک و نوجوان به وقت اذان بخورد و طبق رسم همیشگی، ناگهان با قطع برنامه بچه‌هایی که هنوز به سن بلوغ نرسیده‌اند از آن‌ها خواسته شود که اجباراً به اذان و نمازِ پس از آن توجه کنند. به راستی چه امری می‌توانست بهتر از این به اشمئزاز کودکان از نماز و دیانت بینجامد. البته در شرایط کنونی تلویزیون ایران به نظر می‌رسد که این آسیب بزرگ در خصوص برنامه‌های کودکان برطرف شده است ولی در دیگر برنامه‌ها بعضاً و هم‌چنان به چشم می‌خورد.

از طرف دیگر پخش قرائت قرآنِ ضبط‌شده در فضای بی‌روح و مصنوعی استودیوها نه تنها از پرداخت‌های هنری حداقلی بی‌بهره مانده است بلکه در مجموعه‌آداب و مستحبات نمازهای واجب ظهر و عصر و مغرب و عشاء دستور یا توصیه‌ای مبنی بر استحباب قرائت قرآن پیش از نماز ملاحظه نشده است. معلوم نیست این سنت تلویزیونی چرا به وجود آمده است؟ به نظر می‌رسد نوعی بازنگری در کل این ساختار رسانه‌ای لازم است.

3. چنان‌چه آمد قطع بی‌پروای برنامه‌های تلویزیون و پخش آمرانه‌ی مواردی خارجی و بی‌ارتباط به آن‌چه در حال پخش است یک اقدام نادر و استثنایی است که مگر در شرایط اضطراری و بنا به برخی اقتضائات خصوصاً امنیتی به وقوع نمی‌پیوندد ولی در فرهنگ اسلامی به دلیل اهمیت و اولویت ارتباط با خداوند بر دیگر امور تلویزیون باید از پررنگ‌ترین خطوط قرمز حرفه‌ای خود نیز عبور کند ولی وقتی این خرق عادت بزرگ و شبیه به معجزه در فرهنگ و عرف تلویزیونی ایران و برخی کشورهای اسلامی با بی‌تفاوتی و بی‌اعتنایی خودِ اهالی تلویزیون و به ویژه مجریان و کارشناسان برنامه در حالِ پخش روبه‌رو می‌گردد واقعاً چه توقعی از مخاطبین می‌توان داشت!

در حالی که تلویزیون از یک طرف هزینه‌ی سنگین گسست ارتباطی را فقط به‌ واسطه‌ی اهمیت نماز به جان می‌خرد ولی از طرف دیگر ظهور پررنگ نماز نخواندن حاضرین در برنامه (اعم از مجری، کارشناس، هنرمندان و ...) منجر می‌شود که عایدی فرهنگی تلویزیون در ازای این هزینه‌های بزرگ تقریباً نزدیک به صفر گردد. مدیریت تلویزیون ایران قطعاً باید برای حل این مشکل تدبیرات جدی بیندیشد.

4. نماز جماعت تلویزیون انگاره‌ای مردانه از نماز جماعت مساجد و مکان‌های مقدس را القاء می‌کند؛ گویا خانم‌ها در هیچ کجای ایران در نمازهای جماعت حاضر نمی‌شوند در هر شهری که بروی فقط مردان را می‌بینی.

5. گسترۀ نمازهای جماعت شهرهای مختلف ایران بنا به هر دلیلی از صحنه‌ی تلویزیون ایران غایب است. نباید نماز را تهرانی، قمی، شیرازی و یا مشهدی معرفی کرد.

6. در نمازهای جماعت ما اثری از کودکان و نوجوانان نیست. غیر از پخش یک نماز جماعت مقام معظم رهبری با دختران نوجوان تازه‌مکلف که در سال‌هایی دورتر پخش می‌شد، تقریباً نماز دیگری از نوجوانان و کودکان پخش نشده است و نمی‌شود.

7. اگر قرار است که تماشاگران تلویزیون به اقامه‌ی نماز واجب خود در اول وقت بپردازند، پس چرا فقط نماز مغرب بدون عشاء و ظهر بدون عصر پخش می‌شود. آیا معنی این تک‌نمازها این است که برای اقامه‌ی نماز دوم بعداً وقت هست و فعلاً به ادامه‌ی برنامه‌ها توجه کنید یا منظور این است که آن‌ها را هم در وقت فضیلت خود بخوانید که در این صورت باید در وقت فضیلت آن‌ها نیز به پخش نماز پرداخت و یا این‌که نمازهای جماعت پخش‌شده به صورت تک‌نمازی اقامه شده‌اند!؟ به نظر می‌رسد وقتی تلویزیون برای ترویج فرهنگ اقامه‌ی نماز اول وقت هزینه‌ی بالای قطع روند برنامه‌ها را پذیرفته است دیگر اجرای ناقص مناسک نماز جماعت و عقیم گذاشتن آن وجهی نداشته باشد در حالی که چه بسا پخش ناقص، آسیب‌های دیگری را در آینده دامن بزند.

8. تکرار مدام برخی نمازهای تاریخی مانند نماز جماعت امام امت قطعاً به تقلیل جذابیت و اهمیت تلویزیونی آن می‌انجامد. بعضاً ملاحظه شده است که دو شبکه هم‌زمان یک نماز را پخش می‌کنند و طرفه این‌که در ماه رمضان امسال(1387) ملاحظه شد گاهی روزها هنگام پخش نماز یکی از مراجع تقلید از یک شبکه ایشان در شبکه‌ی دیگر در حال سخنرانی پس از افطار تلویزیونی بوده‌اند!! ناهماهنگی‌هایی این چنین به هیچ وجه قابل قبول نیست.

9. در پخش نمازهای جماعت شهرها و استان‌های مختلف باید سعی داشت نشانه‌ها و عناصری از فرهنگ بومی ایشان مانند نوع لباس، نوع مسجد، لهجه قرائت و ... لحاظ شود تا نماز واقعاً نماینده‌ی فرهنگ دینی آن منطقه باشد.

10. بعضاً ملاحظه می‌شود نمازهایی که در فصول سرد سال ضبط شده‌اند در فصول گرم پخش می‌شوند که ناهماهنگی پوشش نمازگزاران (برای نمونه استفاده از لباس‌های گرم در موقعیت فصلی تابستان) با فضای امروزین به دلزدگی و احساس تصنع مخاطب می‌انجامد.

11. به نظر می‌رسد سیاست‌های اولویت‌دهی به ضبط و پخش نمازهای جماعت بیشتر ناظر به وضعیت، فیزیک، قرائت و ... امام جماعت است. هر چند که این جدیت لازم و حتمی است ولی نباید در عین حال از وضعیت مأمومین به ویژه صف اول ایشان غافل بود. وجود صحنه‌های ناهنجار و بعضاً مشمئزکننده، اکثریت افراد مسن و مواردی از این دست عموماً مورد غفلت دست‌اندرکاران ضبط و پخش بوده است.

12. پخش نمازهای جماعت شیعیان از سراسر جهان نیز می‌تواند به عنوان یک پخش جدید مورد مطالعه و بررسی قرار گیرد. برای نمونه پخش نماز جماعت حجت الاسلام و المسلمین سید حسن نصرالله به همراه براداران و خواهران حزب الله لبنان اقدامی جدید و جالب خواهد بود.

13. پخش نماز صنوف مختلف چنان‌چه در خصوص نمازهای دانشجویی در دانشگاه‌ها یا پاسداران و هیأت دولت با مقام معظم رهبری اتفاق افتاده است، ظرفیت بصری عظیمی را ایجاد می‌کند.

14. قرار دادن دوربین اصلی در جلوی امام جماعت به وجه تماشاگرانه‌ی نماز جماعت دامن می‌زند. امری که قطعاً هدف اصلی از پخش نماز نیست بلکه نیت اولیه دعوت تماشاگران به نماز است. جالب این‌که دیدن نماز جماعت از روبه‌رو برای اولین بار از تلویزیون ایران توسعه و ترویج داده شد وگرنه در سابقه‌ی ذهنی و تجربه‌ی مذهبی مخاطبان، نماز جماعت به طور معمول همیشه از پشت صف‌ها و یا پشت امام جماعت قابل مشاهده بوده است. به نظر می‌رسد قرار دادن دوربین‌هایی در پشت صف‌ها و ریختن بار اصلی تصویر به دوربینِ پشت با اهداف پخش نماز و تجربه‌ی فرهنگی مخاطبان تلویزیون هم‌خوان‌‌تر باشد. به ویژه که این اقدام در خصوص تصویربرداری نماز بانوان مرجح است.

قطعاً در خصوص پرداخت به انگاره‌ی نماز در تلویزیون ایران مطالعات و مباحثات بسیار بیش‌تری لازم است. شاید نوشتار پیش رو توانسته باشد بستر مناسبی را جهت دامن زدن به گفت‌وگوهای تخصصی در این باره به وجود آورد.

در هر حال، پیشنهاد می‌شود که در مراکز تحقیقاتی صدا و سیما، پژوهش‌هایی گوناگون و از ابعاد مختلف نظری در این باره پیگیری و اجرا گردد. ضرورت این اقدامات با بیانات مقام معظم رهبری در دیدار سالهای اخیر ایشان با شرکت‌کنندگان همایش ملی اقامه‌ی نماز و تأکیدات مکرر معظم له بر ظهور و بروز نشانه‌های اسلامی به ویژه نماز در جامعه‌ی اسلامی دو چندان شده است.

بدیهی است صدا و سیما به عنوان جدی‌ترین و چشم‌گیرترین عرصه‌ی حیات مجازی نظام جمهوری اسلامی و ملت مسلمان ایران، بیش از دیگر عرصه‌های مجازی و تصویری در معرض مطالبه‌ی رهبری معظم انقلاب است. به نظر می‌رسد با اجرای برخی تدبیرهای ساده ولی مؤثر در فاصله‌ی زمانی تا اولین همایش ملی نماز بتوان قدم‌های بزرگ و رضایت‌بخشی در این راستا برداشت.

10 سال پس از 11 سپتامبر و 2 سال و نیم پس از آغاز به کار باراک اوباما، زندان گوانتانامو علی‌رغم تمام قول و وعیدها همچنان تعطیل نشده و دولت اوباما نیز با به دست گرفتن قوه مقننه این کشور، از آزادی زندانیانی که واجد شرایط آزادی از آن زندان هستند، ممانعت به عمل می‌آورد.

به گزارش فارس، بنیاد "اپن سوسایتی" در گزارشی به انتقاد از وعده‌های بر باد رفته "اوباما" برای تعطیلی زندان گوانتانومو پرداخت.
کمپین حقوق بشر و امنیت ملی و فعالیت برای اعتلای حقوق انسانی
«کمپین حقوق بشر و امنیت ملی» مستقر در «بنیاد جامعه باز»، از سازمان‌هایی که مدافع حقوق مدنی شهروندان در آمریکای پس از 11 سپتامبر هستند، حمایت می‌کند. این کمپین به دنبال ترویج سیاست‌های امنیت ملی به منظور اعتلای حقوق بشر است.
عدم عمل به وعده‌های داده شده
علی‌رغم قول‌هایی که هر دو کاندیدا – هم اوباما و هم مک‌کین – در زمان برگزاری انتخابات مبنی بر تعطیلی زندان گوانتانامو دادند، این زندان همچنان به حیات خودش ادامه می‌دهد. اوباما در دومین روز تصدی ریاست‌جمهوری، دستور داد زندان گوانتانامو نهایتا تا یک سال تعطیل شود. اما امروز، پس از گذشت دو سال و نیم از آن دستور، اگر بگوییم هیچ پیشرفتی در تعلیق فعالیت این زندان حاصل نشده است، اغراق نکرده‌ایم. در هشت ماه گذشته حتی شاهد یک مورد آزادی هم نبودیم - که در تاریخ 10 ‌ساله این زندان سابقه نداشته است. این در حالیست که 89 نفر از 171 زندانی گوانتانامو، باید آزاد می‌شدند.
ادامه روند گذشته توسط اوباما
چرا به این وضع دچار شدیم؟ زمانی که اوباما دستور تعطیلی زندان گوانتانامو را در سال 2009 صادر کرد، «مرکز حقوق قانون اساسی» (Center for Constitutional Rights) از معدود گروه‌هایی بود که اعلام کرد مدت زمان تعیین شده، بسیار طولانی است. دولت لازم بود طی چند هفته، چند نفری را که از لحاظ جنایی می‌بایست متهم شوند، انتخاب نموده و با رعایت اصولی که بازجویان معمولا به کار می‌برند، به بررسی اتهامات آنها پردازد. به جای آن، اوباما پیش از می 2009، طی یک سخنرانی اعلام کرد که تمام گزینه‌هایی که دولت پیشین (بوش) به کار می‌برده – شامل برگزاری دادگاه از سوی کمیسیون نظامی و بازداشت برخی از افراد بدون ایراد اتهام و یا تشکیل دادگاه برای‌شان – همچنان روی میز خواهد بود.
نمایش ضعیف حزب دموکرات
دستور صادر شده از سوی رئیس‌جمهور منجر به تشکیل کارگروهی - متشکل از دستگاه‌های مرتبط با مساله - برای دسته‌بندی پرونده‌های افراد گردید. این کارگروه، سرانجام بسیاری از زندانیان را واجد شرایط آزادی اعلام کرد. این کار گروه برای انجام وظیفه‌اش آماده بود. اما ماه‌ها، همین طور سپری می‌شدند [و این کار گروه همچنان منتظر آغاز فعالیت خود بود] – هزینه قابل پیش‌بینی تنفیذ مسوولیت تصمیم‌گیری به یک کمیته بی‌طرف متشکل از بوروکرات‌ها. در آن دوره زمانی، وزارت دفاع شروع به تغذیه رسانه‌ها با این ادعاها (تقریبا هیچ‌گاه نه سندی، نه اسمی برای اثباتشان ارائه نشد) کرد که شمار قابل‌توجهی از زندانیانی که در زمان دولت پیشین آزاد شدند، پس از آزادی، مرتکب اعمال تروریستی شده‌اند. حزب دموکرات، نمایش ضعیفی از خود ارائه کرد و مخالفان رئیس‌جمهور در کنگره، توانستند محدودیت‌هایی برای آزادسازی [زندانیان] از گوانتانامو وضع کنند؛ حرکتی از سوی رئیس‌جمهور برای مقابله با این طرح انجام نشد و متحدان وی نیز بدون هیچ مخالفتی طرح مذکور را پذیرفتند. همچون وکلای پرونده‌های تجدیدنظر، ما نیز شاهدیم دو قوه – یعنی دولت و کنگره – به صورت جدی با ما مخالفند.
پایان نقش دادگاه‌ها در دفاع از افراد
معمولا نقش قانونی دادگاه‌ها، از بین بردن چنین بن‌بست‌ها و دفاع از حقوق افراد است. اما نامزدی یکی از نزدیکان دولت اوباما، "النا کاگان"، برای دادگاه عالی، به نقش دادگاه‌ها در این زمینه کاملا پایان داد. وی به هنگام رسیدگی به بسیاری از پروندگان متهمین، از خود رفع صلاحیت کرده است و احتمالا تا آینده‌ای نامعلوم به این کار خود ادامه خواهد داد. با توجه به ترکیب اعضای دادگاه و نیز عدم تاثیرگذاری رای پنجم وی، آخرین تصمیم در مورد این پرونده‌ها از سوی دادگاه استیناف حوزه کلمبیا گرفته خواهد شد – همان دادگاهی که وقتی دادگاه عالی در سال‌های 2004، 2006 و 2008 میلادی 3 ‌بار به نفع زندانیان رای داد، رای صادره را رد کرد.
پرونده پناهندگان چینی
پس از پیروزی در برابر دادگاه عالی در سال 2008، پرونده دیگری که به دادگاه استیناف حوزه کلمبیا رفت، پرونده گروهی بود که همه در نادرست بودن بازداشت آنها متفق‌القول بودند. اینان چینی‌هایی بودند که نیاز به پناهندگی سیاسی داشتند، چرا که در صورت بازگشت به کشور خود در معرض آزار، شکنجه و اعدام قرار می‌گرفتند. دادگاه استیناف مذکور حکم داد اگرچه به هیچ کشور دیگری تحویل داده نخواهند شد، اما با این‌ حال در آمریکا نیز نمی‌توانند آزاد باشند. قضات دادگاه حوزه کلمبیا که ملزم به پیروی و پذیرش احکام این دادگاه هستند، این حکم را این طور تفسیر کرده‌اند که با این حکم، آنها دیگر هیچ‌گاه نتوانند دستور آزادی آنان را صادر کنند. در نتیجه، این قضات پائین‌رتبه، اجازه نمی‌دهند پرونده آن دسته از متهمانی که باید آزاد شوند، در مسیر خود پیش برود. پس از آن هم که دولت می‌گوید می‌خواهد آنها را محاکمه و آزاد کند، اگر این دادگاه‌ها قدرت صدور حکم آزادی نداشته باشند، به جز تشویق و هلهله چه کار دیگری می‌توانند بکنند؟ ما نیز به عنوان وکلای این زندانیان، دیگر هیچ‌گاه نمی‌توانیم بر قوه مجریه فشار وارد کنیم.
غیرممکن کردن پیروزی در پرونده‌ها
در ضمن دادگاه استیناف نیز از آن پس، تقریبا حکم همه پرونده‌های چالش‌برانگیزی را که دولت در آنها می‌باخت و به این دادگاه فرستاده می‌شد، را برمی‌گرداند و تغییر می‌داد. استانداردهای حقوقی‌ای که در احکام صادره از دادگاه‌های استیناف [که در آنها رای دادگاه قبلی برگردانده می‌شد] به کار گرفته می‌شود، تقریبا پیروزی در پرونده را غیرممکن می‌سازد – واقعیتی که با صدور یک رای موافق از سوی یک قاضی دادگاه استیناف تایید شد. وی به وضوح اعلام کرد تنها کافیست دولت «تعدادی سند (مهم نیست که این اسناد چقدر مشکوک باشند)» علیه زندانیان به دادگاه ارائه کند، در آن صورت هیچ‌کدام از همکارانش رایی به نفع زندانیان صادر نخواهند کرد.
بازگویی ماجرا، تنها چاره پیش رو
با سکوتی که دادگاه عالی اختیار کرده، کار اندکی از دست ما - حامیان این زندانیان در گوانتانامو - ساخته است. اما حداقل می‌توانیم به بازگویی ماجرای آنها بپردازیم. اقدامی که در دهه گذشته انجام شد و گاها در آنجا که روند دادرسی ناامیدکننده بود، تاثیرات مثبتی بر آن گذاشت.
شاید آنچه که بوش، مک‌کین و اوباما را در سال 2008 تحریک کرد ادعا کنند در نظر دارند درب این زندان را ببندند، تنها نکته‌ای است که باعث می‌شود بتوانیم کمی مثبت بیندیشیم. البته تصمیم به خاطر دل‌مشغولی‌های انسان دوستانه در مورد زندانیانی که به ناحق در حبسند نیست بلکه ترس از تخریب وجهه بین‌المللی کلیت نظام آمریکا است؛ نظامی که از حبس‌هایی (که گوانتانامو صرفا اصلی‌ترین سمبل آنست) که تحت عنوان «جنگ علیه تروریسم» انجام می‌شد، سرشار شده است. مهم‌ترین انقلاب سیاسی در جهان اسلام – بهار عربی – هم‌اینک در جریان است آن هم بدون پذیرش کم‌ترین تاثیر از دولتی که اعتبارش نزد جنبش‌های دموکراتیک بسیار کاهش یافته است. در غیاب دلیل خاصی برای پرداختن به این زندانیان، شاید این انقلاب‌ها باعث شود یک ابرقدرت به سرنوشت این 171 نفر زندانی اهمیت دهد.

به گزارش فارس، "فردریک توبن" اندیشمند و محقق آلمانی که تاکنون به خاطر پژوهش و انتقاد از هولوکاست چندین بار در کشورهای مختلف به زندان افتاده است با حضور در خبرگزاری فارس با سید نظام‌الدین موسوی مدیرعامل خبرگزاری دیدار و گفت‌وگو کرد.

* 5 بار حبس به دلیل بیان نظرات علمی درباره هولوکاست

فردریک توبن آلمانی که در حال حاضر در استرالیا زندگی می‌کند یکی از شاخص‌ترین چهره‌های منتقد هولوکاست در جهان به شمار می‌رود. وی تا کنون 5 جلد کتاب در همین خصوص به رشته تحریر در آورده است. وی طبق اظهاراتش هر بار که زندانی شده است اقدام به تألیف یک کتاب با موضوع نقد و انکار هولوکاست کرده است. توبن به دلیل مخالفت‌ها و انتقادهای آشکار خود با صنعت هولوکاست 5 بار در آلمان، انگلیس و استرالیا حبس شده است. دولت‌های غربی به منظور جلوگیری از فعالیت‌هایش، از روش‌های مختلفی همچون توقیف کردن آثار، محکوم به زندان کردن و ورشکسته کردن، همواره وی را تحت فشار قرار داده‌اند.

*در غرب تنها «آزادی خرید» وجود دارد

این منتقد و استاد آلمانی با اشاره به خفقانی که غرب و صهیونیسم در خصوص هولوکاست ایجاد کرده‌اند اظهار داشت: در غرب تنها «آزادی خرید» وجود دارد و ایران تنها کشوریست که شجاعت صحبت و حتی انکار هولوکاست را دارد و سخنان هفته گذشته احمدی نژاد در سازمان ملل و زیر سؤال بردن مجدد هولوکاست و 11 سپتامبر مرا بسیار خوشحال کرد. به نظر وی بحث هولوکاست و 11 سپتامبر با یکدیگر ارتباط نزدیکی دارند و بر اساس سناریوی غرب و صهیونیسم پایه ریزی شده‌اند.

* مواردی که بخاطر آن زندانی شدم

توبن در ادامه سخنان خود افزود: صهیونیسم و غرب هر فردی را که حتی در خصوص هولوکاست سؤالی بپرسد محکوم و کاری می‌کنند که آن شخص برای همیشه از کار خود پشیمان شود.
وی در خصوص نحوه زندانی شدن و دلیل محکوم شدن خود صحبت کرد و گفت که  در استرالیا به 4 دلیل محکوم به زندان شدم: 1- اینکه گفتم تعداد کشته شدگان 6 میلیون یهودی نبود. 2- اینکه اتاق‌های گاز در آشویتز لهستان را زیر سؤال بردم. 3- گفتم که هولوکاست یک صنعت است.
وی افزود: محکومیت های من تحت عنوان قانون تبعیض نژادی صورت گرفته و من به همین خاطر محکوم به تبعیض نژادی شدم. بر اساس قانون تبعیض نژادی هر اقدامی که احتمال داشته باشد به یک نژاد توهین و حمله کند مشمول محاکمه و مجازات خواهد شد. در انگلیس نیز به جرم جرایم سایبری، نژادپرستی، بیگانه هراسی به مدت 2 ماه زندانی شدم.
توبن ادامه داد: یهودی ها خود را یک نژاد می‌دانند و می‌گویند مسلمان و مسیحی یک مذهب است و ما از آنها برتریم. کار یکه ما در استرالیا در حال انجام آن هستیم این که بگوییم اگر یهودی یک نژاد است پس مسلمان و مسیحی هم یک نژاد است.

* قاضی من در دادگاه هولوکاست رئیس کمیته حقوق بشر استرالیا شد

برخورد غرب با هولوکاست سرشار از نقض حقوق بشر است. من در دادگاه حق صحبت کردن، دفاع کردن یا ارائه مدارک و شواهد و مستندات نداشتم و این خود نقض کامل حقوق بشر است. یکی از قاضی‌هایی که به پرونده من رسیدگی می‌کرد به من حکم و دستور داد که در رابطه با هولوکاست سکوت کنم و حرفی نزنم. همان شخص که نقض کننده حقوق بشر بود چند سال بعد رئیس کمیته حقوق بشر استرالیا شد و من به صورت اتفاقی دوباره با وی ملاقات کردم و همانجا از او پرسیدم: حقیقت حقوق بشر شما کجاست؟ او هیچ پاسخی نداد چون جوابی برای سوال من نداشت.

* ترک کردن کشورهای غربی هنگام سخنرانی احمدی نژاد در سازمان ملل نشان‌دهنده شکست آنان است

توبن در خصوص روش‌های مقابله با گفتمان موجود در غرب و رفتارهای دوگانه آنان با موضوع حقوق بشر و تبعیض نژادی گفت: تنها راه شکست استیلای رسانه‌ای غرب و صهیونیست و برخورد ناعادلانه و دوگانه آنان با موضوعاتی نظیر حقوق بشر و تبعیض نژادی، برملا کردن مکانیسم و دروغ‌های آنان و ارائه شواهد و مدارک معتیر و موثق است.
وی افزود: برای آشکار ساختن پوچ بودن تمامی ادعاهای آنان باید از آنها پرسید که تعریف آنها از نژاد پرستی، حقوق بشر و دیگر مسائل چیست. مطمئنا آنان پاسخ واضح و روشنی ندارند و مثل احمدی نژاد که در سازمان ملل هولوکاست و 11 سپتامبر را زیر سوال می‌برد آنها شروع به ترک کردن جلسه می‌کنند. پاسخ آنها همین است چون هیچ دلیلی ندارند. همین نشان دهنده ضعف و بی اساس بودن ادعاهای آنها خواهد بود و این یعنی شکست. آنها مردم را فقط فریب می‌دهند.

* 11 سپتامبر هم مانند هولوکاست به موضوعات ممنوعه در غرب تبدیل شده است

سید نظام‌الدین موسوی نیز در این دیدار ضمن نام بردن از افسانه هولوکاست و 11 سپتامبر به عنوان یک صنعت در جهان خاطر نشان کرد: هر کس که علیه صنعت هولوکاست لب به سخن بگشاید مورد هجمه صهیونیسم و غرب قرار می‌گیرد و هرگونه فعالیت و یا حتی تحقیق و پژوهش در خصوص هولوکاست را به صورت کاملا ناعادلانه و یک‌طرفه محکوم و مجازات می‌کنند که این خود مصداق بارز نقض حقوق بشر توسط غرب است.

موسوی در ادامه سخنان عنوان کرد: از آنجایی که غرب و صهیونیسم هیچ مدرکی برای اثبات افسانه هولوکاست ندارند همواره در تلاشند با ایجاد فضای خفقان در کشورهای خود و جهان از این حقیقت طفره بروند و با زدن برچسب‌هایی نظیر نژادپرست، یهودستیز، نازی و ... منتقدان و حقیقت جویان را مورد محاکمه قرار می‌دهند.

مدیر عامل خبرگزاری فارس در ادامه سخنان خود اظهار داشت: 11 سپتامبر نیز همانند هولوکاست تبدیل به یک صنعت شده که همانند افسانه هولوکاست هیچ فردی اجازه تحقیق و زیر سؤال بردن ماهیت و حقیقت آن ندارد و هر فردی که بر خلاف آن عمل کند سریعاً برچسب نژادپرست به وی زده خواهد شد.

*راه عمومی کردن دورغ پردازی های غرب، روش‌های نرم و ملموس برای عامه است

موسوی همچنین به مساله حقوق بشر در غرب  اشاره و بیان داشت: یکی دیگر از مسائل مهمی که بعد از هولوکاست برای ایران اهمیت دارد، برخورد دوگانه غرب با حقوق بشر است که البته عدم امکان تحقیق و پرسش در خصوص هولوکاست و محکوم کردن منتقدان و اندیشمندان این حوزه نیز خود مصداق نقض حقوق بشر است.
وی افزود: مساله ما این نیست که بخواهیم انکار کنیم که مثلا یهودیان را کشته‌اند یا خیر بلکه مساله مهم این است که چرا در مورد این موضوعات دوگانه برخورد می‌کنند؟! یعنی حتی اگر به فرض مثال هولوکاستی هم وجود داشته باشد، صنعت هولوکاست نباید بهانه‌ای برای این بشود که فلسطینیان مورد ظلم قرار بگیرند. اگر واقعا برخوردی که با هولوکاست می شود و آنرا به نژاد پرستی ارتباط می‌دهند، پس آیا اتفاقات اخیری که در انگلیس رخ داد و برخوردی که با گروه‌های نژادی شد نیز شامل همین قانون و نوعی نژادپرستی محسوب می‌شود یا خیر؟!

مدیرعامل خبرگزاری فارس اظهار کرد: باید مردم دنیا را که تحت سیطره هژمونی صهیونیست‌ها قرار دارند با این حقایق و مدارک آشنا ساخت. کتاب ها و مقالات تخصصی فقط طیف خاصی از مردم را در بر می‌گیرد. اما این موضوعات باید همگانی شوند و اندیشمندان و محققان باید با ارائه کارهای عامه پسند و غیرپیچیده و تخصصی اذهان عمومی را با ابعاد مختلف افسانه هولوکاست و فریب بزرگ 11 سپتامبر آشنا و سناریوی دروغین صهیونیسم را برملا کنند. راه عمومی کردن این موضوعات نیز استفاده از روش‌های نرم و ملموس برای عامه خواهد بود. یک تصویر یا مدرک یا حکم گاهی اوقات می‌تواند بیشتر از چند کتاب بر اذهان مردم  تاثیر بگذارد و ذهن مردم را از فریب و نیرنگ غرب و صهیونیست آزاد و آگاه کرد.

به گزارش مشرق ببه نقل از مهر، رسانه های عربستان سعودی به دیدار پادشاه این کشور و دیکتاتور بحرین در ریاض اشاره کردند.

بر اساس این گزارش، در دیدار عبدالله بن عبدالعزیز و حمد بن عیسی آل خلیفه، تحولات منطقه ای و بین المللی بررسی شد.

الوطن در این باره نوشت : ملک عبدالله و ملک حمد دورنمای همکاری میان دو کشور و راههای تقویت آن در تمام زمینه ها که به نفع دو دولت و دو ملت برادر است، بررسی کردند، آنها همچنین به بررسی آخرین تحولات منطقه ای و بین المللی و مواضع دو کشور برادر در این زمینه پرداختند.

دیکتاتور بحرین  روز گذشته به هنگام ورود به ریاض، از سفر به عربستان و دیدار با عبدالله بن عبدالعزیز که او را برادر نامید، ابراز خرسندی و خوشبختی کرد.

شیخ حمد گفت : از اینکه برای دیدار با برادرم خادم الحرمین الشریفین! وارد کشور برادر و دوست عربستان سعودی می شوم، خیلی خوشبخت هستم، دیدارم در چارچوب تمایل مشترک برای ادامه ارتباط و رایزنی با هدف تقویت روابط برادرانه میان دو کشور و دو ملت برادر در زمینه های مختلف انجام می شود.

دیکتاتور بحرین بار دیگر به تمجید از حمایتهای مستمر آل سعود از رژیم سرکوبگر وی پرداخت و اظهار داشت : از این فرصت استفاده می کنم تا از سخنرانی اخیر خادم الحرمین و مواضع ثابت وی در حمایت از بحرین تشکر کنم.

شیخ حمد با قدردانی از دیگر حامیان خود در شورای همکاری خلیج فارس گفت : ما احترام و ارزش و دوستی خاصی برای پادشاهی عربستان قائل هستیم.

وی افزود : این دیدار در چارچوب ادامه نشستهای پیاپی میان دو طرف و با هدف حفظ منافعمان انجام می شود.

شیخ حمد که اقدامات سرکوبگرانه خود برای جلوگیری از پیروزی انقلاب مردم مسلمان بحرین را با چراغ سبز رژیم آل سعود و آمریکا تشدید کرده است، گفت : تحولات منطقه ای و عربی و بین المللی بر کشورهای ما تاثیر می گذارد، به همین سبب مشورت و رایزنی در تمام این تحولات و مسائل سیاسی و اقتصادی و مسائل مربوط به پرونده امنیتی و ثبات منطقه ای، ایجاب می کند تا مواضعی را که از منافع ما دفاع می کند، اتخاذ کنیم.

وی با مستحکم خواندن روابط رژیم آل خلیفه و آل سعود افزود : روابط بحرین و سعودی را نمی توان در چند کلمه خلاصه کرد، این روابط مستحکم، قوی و در حال رشد است و روابط برادرانه و سرنوشت مشترک، ما را به هم وصل کرده است.

دیکتاتور بحرین گفت : بار دیگر از خادم الحرمین به خاطر حمایتهایش از بحرین و نقش مهم سعودی در حمایت از تلاشهای بحرین در تمام زمینه ها تشکر می کنم.

سفر شیخ حمد به ریاض در حالی انجام می شود که اقدامات سرکوبگرانه رژیم وی در مناطق مختلف بحرین تشدید شده است و البته انتخابات فرمایشی اخیر هم که با تحریم کامل از سوی قشرهای مختلف مردم و گروههای سیاسی مخالف روبرو شد، نشان داد مردم بحرین عزم خود را برای پیگیری خواسته های مشروع خود و پیروزی انقلاب جزم کرده اند، از سوی دیگر عربستان سعودی که با آغاز قیام مردم بحرین، نیروهای سرکوبگر خود را به این جزیره کوچک برای سرکوب قیام اعزام کرد، همچنان خود را به حمایت از رژیم آل خلیفه متعهد می داند تا از کشیده شدن دامنه اعتراضات مردم بحرین به عربستان جلوگیری و از فروپاشی پایه های لرزان حکومت خود جلوگیری کنند.

در جدیدترین تصاویری که از سرکوب وحشیانه معترضان در بحرین منتشر شده است ، نیروهای وابسته به رژیم آل خلیفه ساختمانی را که تظاهرکنندگان و مخالفان در آن پناه گرفته بودند آتش زدند.

به گزارش مشرق به نقل از گزارش شبکه تلویزیونی پرس تی وی، عکسهایی که از بدنهای سوخته معترضان در داخل این ساختمان منتشر شد بسیار تکان دهنده است . نیروهای امنیتی رژیم همچنین به بازداشت گسترده معترضان ادامه می دهند.

مخالفان در بحرین، رژیم آل خلیفه را به بازداشت بیش از چهل تظاهرکننده زن در روز جمعه هنگام اعتراض به انتخابات میاندوره ای در داخل یک مرکز خرید در منامه پایتخت بحرین متهم می کنند.

شاهدان عینی می گویند در جریان این بازداشتها نیروهای امنیتی عده ای از تظاهرکنندگان را که در میان انها چند کودک هم بود به شدت کتک زدند. جنبش مخالف الوفاق بحرین خواستار آزادی فوری بازداشتی ها شد.

علی الاحمد تحلیلگر عرب در واشنگتن گفت : پادشاهی بحرین نشان داد که می تواند هر گونه جنایتی و وحشیگری را علیه مردم کشورش مرتکب شود. آنها هیچ احترامی برای زنان یا کودکان یا هر فرد دیگری قائل نیستند.

انقلاب بحرین اواسط فوریه گذشته و در پی قیامهای مردمی در کشورهای خاورمیانه و شمال آفریقا شروع شد. تا کنون نیروهای بحرین با حمایت عربستان سعودی دهها نفر را کشته و صدها نفر دیگر را بازداشت و زندانی کرده اند. بسیاری از زندانیان شکنجه شده و برخی از آنها زیر شکنجه جان خود را از دست داده اند. سرکوب مردم در بحرین که با مداخله نظامی عربستان سعودی تشدید شده ، نتوانسته است قیام مردمی را در این کشور خاموش کند. کشورهای غربی از اینکه چشم خود را به اوضاع نگران کننده بحرین بسته اند هدف انتقادات تند گروههای طرفدار حقوق بشر هستند.

در همین حال معاون دبیرکل جمعیت وعد بحرین گفت : راه حل امنیتی رژیم آل خلیفه برای سرکوب تظاهرات مردم به شکست انجامیده است.

رضا الموسوی درباره اوضاع سیاسی بحرین پس از برگزاری انتخابات میان دوره ای پارلمانی در این کشور گفت : هیچ یک از گروه های مخالف رژیم در این انتخابات شرکت نکردند. این انتخابات کشور را به سوی تنش های بیشتر طایفه ای و سیاسی سوق خواهد داد. این که رژیم مدعی است گروه های مخالف به دنبال تنش های طایفه ای هستند باید به شعارهای گروه های مخالف توجه کرد.

وی افزود : گروه های مخالف خواهان حقوق برابر میان همه شهروندان یک کشور هستند. باید یک پارلمان منتخب دارای اختیارات کامل تشکیل شود و یک شورای مشورتی منصوب از سوی مقامات عالی این رژیم علیه این پارلمان فعالیت نکند. گروه های مخالف خواهان آن هستند که دولت بر اساس اراده مردم تشکیل شود. باید با فساد مالی و اداری مقابله کرد. آیا این خواسته ها طایفه ای هستند؟

موسوی ادامه داد ، باید با فساد، پارتی بازی و استخدام طایفه ای نیرو در وزارت کشور و وزارت دفاع مقابله کرد چرا که این وضع کشور را به سوی ویرانی سوق می دهد. ما خواهان ایجاد رژیم پادشاهی مشروطه در کشور هستیم ولی رژیم با این درخواست مخالفت می کند.

وی افزود : در حال حاضر بحرین با یک فضای متشنج امنیتی روبرو است، بسیاری از مناطق این کشور در محاصره است و تنها هفت درصد در انتخابات دو روز پیش شرکت کردند. باید بحران در کشور به صورت حقوقی و سیاسی و نه امنیتی حل و فصل شود. راه حلهای امنیتی در قرن و هزاره جدید شکست خورده است.

انگلیسی ها و تعدادی از گروه های حامی ملت فلسطین با برپایی یک ایستگاه در خیابان آکسفورد لندن خواستار تحریم محصولات تولیدی رژیم صهیونیستی شدند.
به گزارش جهان جمعی از گروه های حامی ملت فلسطین به همراه مردم انگلیس با برپایی ایستگاه اطلاع رسانی در مقابل فروشگاه مارک اند اسپنسر واقع در خیابان آکسفورد لندن ضمن اطلاع رسانی جنایات رژیم صهیونیستی در فلسطین خواستار تحریم محصولات تولید شده توسط اسرائیل شدند.

شرکت مارک اند اسپنسر در لیست شرکت های حامی رژیم صهیونیستی می باشد.











منبع: قدسنا
ملک عبدالله سرانجام با رای دادن زنان و نامزد شدن در انتخابات شوراهای محلی و مجلس مشورتی موافقت کرد.

به گزارش مشرق به نقل از العالم، پس از سالها مبارزه فعالان در عربستان برای حمایت از زنان این کشور که از ساده ترین حقوق خود مانند رانندگی، مشارکت در امور اجتماعی و حتی انجام کارهای عادی روزمره در سطح جامعه محرومند؛ ملک عبدالله سرانجام با رای دادن زنان و نامزد شدن در انتخابات شوراهای محلی و مجلس مشورتی موافقت کرد.

"عبدالله بن عبدالعزیز" امروز در سخنرانی سالانه خود در مجلس مشورتی در ریاض گفت: با عضویت زنان در مجلس شورا از دوره بعد، طبق اصول شرعی موافقت می کنم.

مجلس مشورتی عربستان سعودی، 150 عضو دارد که توسط پادشاه تعیین می شوند.
ملک عبدالله اظهار داشت: زنان حق دارند از دوره بعد، برای عضویت در شوراهای محلی، و رای دادن به نامزدها، طبق اصول شرعی مشارکت کنند.

مجلس مشورتی در ژوئن گذشته، با مشارکت زنان در انتخابات آینده شوراهای محلی طبق اصول شرعی موافقت کرد. البته این موافقت شامل انتخاباتی که قرار است پنجشنبه آینده برگزار شود، نخواهد شد. این انتخابات هر 4 سال یکبار برگزار می شود.

نیمی از اعضای این شوراها در انتخابات، و بقیه آنها توسط مسئولان سعودی تعیین می شوند.

پادشاه عربستان گفت: این تصمیم پس از مشورت با بسیاری از علما در هیأت علمای ارشد و دیگران در خارج از این هیأت، برای این اتخاذ شده است که ما نمی پذیریم زنان در جامعه سعودی به حاشیه رانده شوند.

تاکید پادشاه عربستان بر ضرورت حمایت از حقوق زنان درحالی مطرح می شود که زنان دراین کشور از کمترین حقوق خود محرومند؛ و حتی برای انجام ساده ترین امور در جامعه مانند رفتن به بسیاری از اماکن عمومی و یا داد و ستد و ... باید قیم خود را همراه داشته باشند.

مشرق: یکی از روزنامه های عامه پسند صبح، تصویری از کتایون ریاحی بازیگر سینما وتلویزیون ایران به منتشر کرده است که در میان کودکان مسلمان و قحطی زده سومالیایی نشسته است و عکس یادگاری گرفته؛ این روزنامه در تیتر خودش ریاحی و سفر و عکس یادگاری اش را با آنجلینا جولی مقایسه می‌کند.


آنجلینا جولی، جرج کلونی و بسیاری دیگر از بازیگران سینمای آمریکا سال ها است که در خدمت دیپلماسی عمومی و تبلیغاتی آمریکا هستند و در نقاط مختلف جهان از شهرت جهانی شان که خود ساخته و پرداخته دستگاه عظیم تبلیغاتی هالیوود است استفاده می‌کنند. این یعنی همان کاری که آژانس اطلاعات آمریکا در دهه 80 میلادی جهت روایت داستان آمریکا برای مردم جهان پیش می گرفت. داستان آمریکا یعنی قصه نوعدوستی و نگهبانی آمریکا از جهان، قصه ای که توسط نشانه های شهرت آمریکا در جهان تعریف می‌شود و در کجای جهان آمریکا را با فیلمهای هالیوودی اش نمی‌شناسند.
از این ها گذشته عکس های یادگاری هنرپیشه های آمریکایی با مردم سودان، سومالی و دیگر نقاط آفریقا و آسیای شرقی و ... اساسا مصرفش برای آن دست از کشور های در حال توسعه و توسعه یافته ای است که مصرف کننده اصلی تولیدات ماشین تبلیغاتی هالیوود است.
اما اینکه چنین حرکتی توسط یک بازیگر ایرانی صورت بگیرد دارای چند نکته است که تامل بر آنها خالی از لطف نیست:
نکته اول اینکه نفس چنین سفری برای بازیگرانی که معمولا غیر از محلات شمال تهران و شاید نقاط تفریحی دیگر کشورها جای دیگری را نشناسد، بسیار مفید خواهد بود که سری نیز به گرسنگان سومالی بزند، البته این مساله تنها در بعد شخصی است، اما زمانی که به بعد تبلیغاتی ماجرا می رسیم ماجرا کاملا متفاوت می شود، به عبارت بهتر چنین سفری تا به چه اندازه می تواند بر زندگی مردم سومالی کمک کند؛ آیا جز این است که بیش از اینکه عکس های یادگاری و سفرهای این گونه بیش از هر چیزی رپرتاژ آگهی هایی است که برای هنرپیشه نقش اول بیشترین عایدی را دارد.
نکته دوم؛ آیا ستاره های سینمایی ما می توانند نماینده و سفیر خوبی برای ایران باشند؟ اگر یک هنرپیشه هالیوودی نماینده فرهنگ ینگه دنیایی می شود، به واسطه دستگاه منظم تولید سبک زندگی ستاره های فرهنگی آمریکایی نماینده فرهنگ آمریکا هستند؛ اما آیا همین حکم درباره ستاره های سینمای ایران هم صادق است. آیا ستاره های سینمای ایران سمبلهایی قابل قبول برای فرهنگ ایرانی هستند، بعید به نظر می آید که ناظری منصف چنین نظری را تایید کند با این حال در صورتی که تایید کننده ای نیز وجود داشته باشد باید از او خواست تا نگاهی به آنچه از زندگی این ستاره ها درباره زندگی خصوصیشان منتشر می شود بیندازند.


و اما نکته سوم؛ برد دیپلماسی هنرپیشه‌های آمریکایی در جهانی بودن آنها است که غیر از دستگاه بزرگ تولید، تبلیغ و انتشار جهانی متکی به جاذبه های جنسی و خشونت فوق العاده سینمای هالیوود است؛ اما از دیدی منطقی تا چه حد بازیگران سینمای ایران در میان مردم جهان شناخته شده اند که با طرح سفر آنها به آفریقا یا هر نقطه بحران خیز جهان موجی از احساسات مردمی برخیزد و الخ. حداکثر برد سینمای ایران به درون مرزهای ایران خلاصه می‌شود؛ البته اگر بگوییم سریال حضرت یوسف علیه السلام را برخی از کشورهای مسلمان نیز دیده اند شاید برخی بازیگر نقش زلیخا را به خاطر بیاورند اما باز هم این در قاعده حکم کلی تغییر ایجاد نخواهد کرد.
و نکته آخر اینکه چرا مسوولان سیاست خارجی و فرهنگی ما نتوانسته اند آن بخش از سمبل های انقلاب اسلامی را که در گذشته نیز در میان ملت های مستضعف به خوبی شناخته شده بودند دوباره به کار بگیرند و کار به استفاده از هنرپیشه های سینما و تلویزیون به سبک آمریکایی کشیده است.

وزارت خارجه آمریکا دفتر کاملاً جدیدی برای مدیریت سیاست‌های آمریکا در قبال کشورهایی که به دنبال تحولات دموکراتیک در خاورمیانه هستند، افتتاح کرد.

به گزارش مشرق، مجله فارین پالسی در گزارشی بیان داشت که ویلیام تیلور معاون ارشد رئیس انجمن صلح آمریکا در امور مدیریت مناقشه، به منطقه فاگی باتوم در واشنگتن نقل مکان کرد تا ریاست این دفتر را ــ که دفتر تحولات خاورمیانه نام دارد و کار خود را از این هفته آغاز می‌کند ــ به عهده گیرد. تامارا کافمن ویتس معاونت وی را به عهده دارد و بدین ترتیب، هم‌زمان به شغل دیگر خود، یعنی معاون دستیار وزیر امور خارجه در امور خاور نزدیک ادامه خواهد داد. رئیس ستاد تیلور، کارن وولکر است که تا ماه آگوست، مدیر «طرح همکاری خاورمیانه» بود و اکنون تام واژا مدیریت آن را به عهده دارد. این طرح نیز اکنون جزء پروژه‌های مربوط به ویتس قرار می‌گیرد. تیلور به بیل برنز معاون وزیر امور خارجه و جفری فلتمن دستیار وزیر خارجه در امور خاور نزدیک پاسخگو خواهد بود.

تیلور در مصاحبه روز دوشنبه خود با نشریه کیبل گفت که دفتر وی کار خود را با هماهنگ کردن امور وزارت امور خارجه درباره سیاست‌های آمریکا در قبال مصر، تونس و لیبی، یعنی سه کشوری که در خاورمیانه سعی بر تحول نظام خود از دیکتاتوری به دموکراسی دارند، آغاز خواهد کرد.

وی گفت: «ایده کاری ما بر این است که توجه و انرژی خود را بر چگونگی حمایت از این سه کشور در حال تحول متمرکز کنیم. می‌خواهیم اطمینان حاصل کنیم که در وزارت خارجه بر مسائل این سه کشور توجه کافی سطح بالا پرداخته می‌شود».

در دفتر تیلور ده الی دوازده نفر شاغل خواهند بود و وی می‌گوید که امیدوار است یک مشاور ارشد ثابت از پنتاگون و «سازمان توسعه بین‌الملل آمریکا» به گروه خود اضافه کند. قرار است این دفتر به صورت دائمی برقرار باشد و عملیات خود را به گونه‌ای گسترش خواهد داد تا کشورهایی مانند سوریه و یمن را، در صورتی که آنها هم به دنبال تحول به سمت دموکراسی باشند، در برگیرد.

اولین کار تیلور تلاش برای گسترش استراتژی‌های حمایتی از مصر، لیبی و تونس خواهد بود. سپس، دفتر وی اجرای این استراتژی‌ها را از طریق همکاری با وزارت امور خارجه آمریکا به وسیله فرایندهای بین سازمانی و سپس از طریق همکاری با موسسه‌های مالی بین‌المللی، سازمان‌های غیردولتی و اشخاص یا گروه‌های متمایل دنبال خواهد کرد. تیلور گفت که وی در جلسات شورای امنیت ملی آمریکا درباره امور مرتبط به کار وی شرکت خواهد کرد.

اوباما در سخنرانی خود در نوزدهم ماه می درباره خاورمیانه وعده داد که برای تاسیس صندوق‌های سرمایه‌گذاری برای تونس و مصر تلاش خواهد کرد. آمریکا چنین صندوق‌هایی را با هدف حمایت از برنامه‌ها و فعالیت‌های نوظهور در خارج از کشور تاسیس می‌کند. وی همچنین گفت که حمایت آمریکا از دموکراسی «بر اساس تضمین ثبات مالی، ارتقاء اصلاحات و یکپارچه‌سازی بازارهای رقابتی با یکدیگر و همچنین با اقتصاد جهانی» قرار دارد و آمریکا این کار را با تونس و مصر آغاز خواهد کرد.

تیلور گفت که دولت آمریکا هنوز برای تاسیس صندوق‌های سرمایه‌گذاری برای این کشورها مشتاق است، ولی برای اجرای این کار به تصویب قانونی که به آن رسمیت ببخشد، نیاز است.

وی در این باره گفت: «ما امکان تاسیس صندوق‌های سرمایه‌گذاری برای این کشورهای در حال تحول را دنبال می‌کنیم، ولی برای این کار به حمایت شدید کنگره نیاز داریم». وی اضافه کرد که وزارت امور خارجه آمریکا از کنگره خواهد خواست مجوز و بودجه لازم برای حمایت از طرح‌های تحولاتی در این وزارتخانه را بدهد. دریافت بودجه‌‌های جدید برای طرح‌های دیپلماتیک در این شرایط سخت مالی دشوار است؛ با این حال، تخصیص بودجه برای تحول هم در حزب جمهوری‌خواه و هم دموکرات کنگره طرفدارانی دارد.

تیلور تا حدودی بدین دلیل برای این شغل انتخاب شد که وی در تلاش‌های دیپلماتیک مشابهی که پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی صورت گرفت، نقش بسزایی داشت. وزارت خارجه آمریکا در سال 1991 «دفتر قانون حمایت از آزادی» را دایر کرد که روابط آمریکا با اعضای سابق بلوک شوروی را مدیریت می‌کرد.

ریچارد آرمیتاژ سفیر آمریکا ریاست آن دفتر را به عهده داشت و گزارش‌های خود را به لارنس ایگلبرگر معاون وزیر امور خارجه تقدیم می‌کرد. تیلور در آن دفتر برای آرمیتاژ کار می‌کرد و سرانجام مدیر آن دفتر شد و این سمت را تا سال 2001 حفظ کرد. دفتر قانون حمایت از آزادی با «دفتر حمایت از دموکراسی در اروپای شرقی» ترکیب شد و تا به امروز به کار خود ادامه می‌دهد.

تیلور از سال 2006 تا 2009 سفیر آمریکا در اکراین بود و پیش از آن نیز به عنوان فرستاده واشنگتن به «گروه چهارگانه خاورمیانه»، شامل آمریکا، سازمان ملل، اتحادیه اروپا و روسیه که به فرایند صلح در مناقشه فلسطین و اسرائیل می‌پردازند، خدمت می‌کرد. وی در سال‌‌های 2004 و 2005 «دفتر مدیریت بازسازی عراق» را در بغداد اداره می‌کرد و از 2002 تا 2003 در کابل به عنوان هماهنگ‌کننده دولت آمریکا و همکاری بین‌الملل در افغانستان خدمت کرده است.

مشرق: پنتاگون که با استفاده از هالیوود موفق شده است تصویری از تفنگداران دریایی خود بسازد و نمی‌خواهد کسی این تصویر را خراب کند؛ با تیغ سانسوری که بر فیلم اقدامات متقابل (Countermeasures ) اعمال کرد، اجازه نداد که عوامل این فیلم، تجاوز و آزار جنسی زنان نیروی دریایی آمریکا را به تصویر بکشند و مردم از این موضوع مطلع شوند.

در سال 1993، بازیگر زن هالیوودی، جینا دیویس، برای بازی در فیلم Countermeasures انتخاب شد؛ دیویس در این فیلم قرار بود نقش روانپزشک نیروی دریایی را ایفا کند که طی جنگ خلیج هویت یک گروه جنایتکار را روی عرشه یک ناوهواپیمابر هسته‌ای آشکار می‌سازد.

اما مشکلی وجود داشت؛ ناظر پنتاگون در هالیوود اجازه ساخت آن را نمی داد؛ زیرا نیروی دریایی را بطور مناسبی از نظر آنان به تصویر نمی‌کشید.

شخصیت جینا دیویس (سی.سی) که به مدت چندین ماه تنها زن روی عرشه رزم­ناو نیروی دریایی ارتش آمریکا است، دائماً از سوی خدمه ناو، بویژه سروان لندرز از بخش تحقیقات نیروی دریایی، در معرض آزارهای جنسی قرار می‌گیرد.

این فیلم در بخش دیگری به اجازه فروش قطعات یدکی هواپیما به ایران توسط کاخ سفید می پردازد که به رسوایی ایران کونترا معروف شد و نزدیک بود در سال 1986 باعث سقوط دولت ریگان شود. که با فشار پنتاگون حذف می شود،

ناظر پنتاگون در هالیوود در این خصوص می‌نویسد:

«انتخاب یک مأمور NIS به عنوان شخصیت منفی فیلم تصویری منفی از سرویس ارائه داده، وجهه منفی به سایر مأمورین بخشیده و اتهام فقدان حرفه‌ای بودن را که طی چند سال گذشته بطور گسترده توسط رسانه‌ها گزارش شده است تقویت می‌کند.

همچنین مسئله اشاره فیلمنامه به همدستی کاخ سفید در عملیات سری فروش قطعات هواپیما به ایران نیز در بین بود. استراب نوشت «دلیلی ندارد که کاخ سفید را بدنام کنیم یا ماجرای ایران کونترا را به یاد مردم بیاوریم.

نتیجه بحث، که در واقع خلاصه ای از بحثهای صورت گرفته بین تهیه کننده و کمپانی دیسنی پس از دریافت نامه شما بود، تمایل به ایجاد تغییرات و اصلاحات در فیلمنامه است که به وزارت دفاع و نیروی دریایی اجازه خواهد داد از ساخت فیلم حمایت کنند. آنها از میزان صحنه های آزار جنسی کاسته و تنها صحنه هایی را نگه خواهند داشت که برای داستان فیلم ضروری هستند. همچنین بر ارائه تصویر واقع گرایانه از خدمه و عملیاتهای ناو که برای Desert Storm[1] آماده می شد تأکید می شود. همچنین درباره اینکه شخصیت منفی فیلم یعنی لندرز از بازرس NIS به افسر فنی یکی از پیمانکارهای وزارت دفاع تبدیل شود بحث شد.»



یکی از عوامل فیلم می گوید:«ما واقعاً به همکاری نیروی دریایی نیاز داشتیم، و آنها هم از ابتدا می‌دانستند از فیلمی که در آن قتلی روی یک ناو هواپیمابر اتفاق می‌افتد حمایت نخواهند کرد. در نتیجه فیلم ساخته نشد. موضوع فیلم آن را نابود کرد.»

تصویر جینا دیویس، بازیگر هالیوود


نسخه کامل کامل پی دی اف کتاب عملیات هالیوود

نسخه پی دی اف فصل سوم کتاب عملیات هالیوود


متن کامل فصل سوم از کتاب عملیات هالیوود که به طور کامل تقدیم خوانندگان مشرق می شود:


فصل سوم

تبعیض علیه گفتار بخاطر پیام آن، نقض قانون اساسی است.

روی میز فیل استراب در پنتاگون پر از فیلمنامه فیلم و مجموعه‌های تلویزیونی است، پوستر فیلم دیوارها را پوشانده و قفسه‌ای پر از ویدئوی فیلم‌ها و برنامه‌های تلویزیونی در اتاق قرار دارد. استراب پنجاه و شش ساله، قد کوتاهی دارد و موهایش ریخته اند، اما وضعیت جسمانی مناسبی دارد. در حقیقت شبیه حسابداری بنظر می‌رسد که بدنسازی انجام می‌دهد. اما استراب حسابدار نیست؛ رابط اصلی پنتاگون با صنعت فیلمسازی و تلویزیون است که باعث شده یکی از قدرتمندترین افراد در عرصه نمایش باشد.

استراب نفوذ زیادی دارد؛ فیلمسازهای برجسته مرتباً برای جلب همکاری ارتش به دفتر وی در پنتاگون می‌آیند. اگر فیلمنامه‌ای را دوست داشته باشد می‌تواند توصیه کند که پنتاگون تجهیزات نظامی زیادی – شامل زیردریایی‌های هسته‌ای، هواپیما، تانک و بمب افکن‌های جت – به ارزش میلیون‌ها دلار را برای تولید فیلم در اختیار آنان بگذارد.

و اگر از فیلمنامه‌ای خوشش نیاید تهیه‌کنندگان مجبور هستند فیلمنامه خود را عوض کنند، یا کشتی و هواپیماهای جنگنده که برای ساخت فیلم به آنها نیاز دارند را از جای دیگری پیدا کنند و یا اینکه کلاً از خیر ساختن فیلم بگذرند.

چیس براندون[2] ، رابط سازمان سیا با صنعت فیلمسازی، می‌گوید «فیل استراب می‌تواند بگوید "من می‌خواهم صفحه 6 و 7 کاملاً حذف شوند وگرنه نمی‌توانید از ناوهای هواپیمابر ما استفاده کنید." »

ممکن است تهیه‌کنندگان هالیوودی وقتی استراب دست رد به سینه آنها می‌زند در خفا ـ و برخی حتی بطور آشکار ـ غرولند کنند، اما بطور کلی هالیوود فیل استراب را دوست دارد. در حقیقت وقتی در سال 1998 پنتاگون اعلام کرد ممکن است شغل استراب بخاطر تعدیل نیروی کلی در وزارت دفاع حذف شود، رئیس انجمن فیلمسازی آمریکا جک والنتی شخصاً از ویلیام کوهن وزیر دفاع وقت آمریکا خواست تجدید نظر کند. تعداد زیادی از فیلمسازان برجسته نیز نامه‌هایی در این زمینه نوشتند و در نهایت وزارت دفاع تصمیم گرفت استراب را نگه دارد.

استراب از سال 1989 مسئولیت دفتر ارتباطات فیلمسازی پنتاگون را برعهده داشته است، یعنی زمانی که مسئول قبلی دفتر، دان باروش ، پس از چهل سال بازنشسته شد. مافوق کنونی وی، سخنگوی پنتاگون لاورنس دی‌ریتا، دستیار ویژه سابق دونالد رامسفلد، وزیر دفاع و محقق سابق بنیاد هریتیج[3] است.

استراب در زمان جوانی تصمیم داشت فیلمساز بشود. وی پس از فارغ‌التحصیل شدن از دانشگاه سنت لوئیس در سال 1968 سه سال به عنوان افسر روابط عمومی نیروی دریایی خدمت کرد و سپس به مدرسه فیلمسازی دانشگاه کالیفرنیای جنوبی رفت. استراب پس از دریافت مدرک فوق لیسانسش در سال 1974 فعالیت خود در عرصه نمایش را با ساختن تبلیغات تجاری رادیویی و تلویزیونی برای آژانس تبلیغاتی Young&Rubicam ، و کار کردن روی کمپین‌های تبلیغاتی Holiday Inn ، General Foods ، Execdrin و Eastern Airlines آغاز کرد.

استراب که خود را «فیلمنامه‌نویس زبردستی» می‌داند سالها در حاشیه صنعت نمایش پلکید، فیلم‌های مستند و آموزشی برای مرکز پزشکی دانشگاه نیویورک در سیراکوس، و سپس برای موسسه تحقیقاتی والتر رید وابسته به ارتش ساخت. در سال 1980 تهیه‌کننده/نویسنده اصلی شبکه اخبار نیروی دریایی آمریکا شد و در سال 1984 شغلی به عنوان کارگردان برنامه صوتی‌ تصویری در Naval Health Sciences and Training Command در مریلند به دست آورد و همزمان به مقام فرماندهی در نیروهای ذخیره نیروی دریایی رسید.

5 سال بعد در سال 1989 استراب برای ریاست دفتر فیلم پنتاگون استخدام شد. او هیچ‌گاه نمی‌توانست به رویایش که ساختن فیلم بود برسد، اما اکنون می‌توانست به فیلمسازهای واقعی بگوید چطور فیلم‌های خود را بسازند.

در سال 1993، یعنی همان سالی که استراب تهیه‌کنندگان Clear and Present Danger را در منگنه قرار داده بود تا درخواست‌هایش را برآورده کنند، جینا دیویس برای بازی در فیلم Countermeasures انتخاب شد؛ دیویس در این فیلم قرار بود نقش روانپزشک نیروی دریایی را ایفا کند که طی جنگ خلیج هویت یک گروه جنایتکار را روی عرشه یک ناوهواپیمابر هسته‌ای آشکار می‌سازد. دیویس، یکی از ستاره‌های در حال پیشرفت هالیوود، آن زمان در اوج خود قرار داشت. دو فیلمش، A league of their own و Hero (قهرمان)، سال گذشته روی پرده رفته بودند و Countermeasures هم فیلم پرهزینه‌ای بود که Touchstone Pictures دیسنی تصمیم به ساخت آن داشت.

اما مشکلی وجود داشت؛ استراب از فیلمنامه خوشش نمی‌آمد زیرا نیروی دریایی را بطور مناسبی به تصویر نمی‌کشید.

در تاریخ 8 ژوئن 1993 استراب در نامه‌ای به مدیر ارشد والت دیسنی، بروس هنریکس، نوشت «فیلمنامه تصویری نادرست و ناخوشایند از شیوه زندگی در نیروی دریایی ارائه می‌دهد، بویژه برای زنان... تقریبا هیچ یک از خدمه احترامی برای شغل خود، خودشان و همکارانشان قائل نیستند. بنظر می‌رسد تنها بازنویسی عمده فیلمنامه این تصویر را تصحیح خواهد نمود و گمان می‌کنیم شما قادر نباشید چنین تغییر اساسی را اعمال کنید.»

در فیلمنامه اصلی که توسط رمان‌ و فیلمنامه نویس مشهور داریل پونیکسان[4] نوشته شده بود، داستان با سقوط یک هواپیمای جنگنده با عرشه ناوهواپیمابری در خلیج فارس آغاز می‌شود. خلبان کشته می‌شود اما افسر رادیویی وی یعنی سراون رودیک، که به سختی مجروح و دچار فراموشی شده است، زنده می‌ماند. شخصیت جینا دیویس (سی.سی) که برای درمان رودیک از پایگاه آمریکا در ترکیه به ناو منتقل می‌شود؛ تنها زن روی عرشه است و دائماً از سوی خدمه، بویژه سروان لندرز، در معرض آزارهای جنسی قرار می‌گیرد. سروان لندرز بازرس Naval Investigative Service (بخش تحقیقات نیروی دریایی) است که به مدت چندین ماه روی کشتی بوده و اکنون مسئولیت تحقیق درباره سقوط را به عهده دارد.

وقتی که سی.سی به تدریج حافظه رودیک را باز می‌گرداند درمی‌یابد که سقوط جنگنده تصادفی نبوده و بخاطر خرابکاری اتفاق افتاده است. همچنین متوجه می‌شود که بیمارش بخشی از یک عملیات محرمانه تحت نظر کاخ سفید بوده است که قطعات هواپیما به ایران منتقل می‌کردند، و لندرز هم جزو همان عملیات سری است.

سی.سی از لندرز می‌پرسد «چه کسی همچین دستوری می‌دهد؟» و لندرز پاسخ می‌دهد «هوم. یک کلنل نیروی دریایی جایی در یک دفتر زیرزمینی»، که اشاره آشکاری به نقش کلنل الیور نورث[5] در عملیات اسلحه در ازای گروگان‌‌ها داشت که کلنل نورث از زیرزمین کاخ سفید آن را اداره می‌کرد؛ عملیات محرمانه‌ای که بعدها به عنوان رسوایی ایران کونترا معروف شد و نزدیک بود در سال 1986 باعث سقوط دولت ریگان شود.

در فیلمنامه پونیکسان کاخ سفید اجازه فروش قطعات یدکی هواپیما را به ایران می‌داد. زیرا پس از جنگ هشت ساله ایران با عراق، که در سال 1988 با مرگ صدها هزار نفر از نیروها و مردم عادی به آتش‌بس انجامید، ناوگان هوایی ایران که ایالات متحده طی سلطنت شاه به این کشور فروخته بود دیگر هیچ قطعات یدکی نداشت.

پس از تحقیقات بیشتر سی.سی جریانی ناخوشایندتر در عرشه کشتی را کشف می‌کند؛ کسی در بین خدمه از عملیات محرمانه فروش قطعات هواپیما به ایران برای سرپوش گذاشتن روی عملیاتی کثیف‌تر استفاده می‌کند؛ یعنی فروش اجزای سیستم هدایت موشک برای موشک‌های اسکاد به عراق که علیه نیروهای آمریکایی در جنگ خلیج بکار گرفته می‌شدند.

هنگامی که رودیک حافظه‌اش را باز می‌یابد، سی.سی متوجه می‌شود او هم بخشی از توطئه بوده است اما چون خلبان در آخرین لحظات دچار شک و تردید می‌شود نقشه‌اش شکست می‌خورد. سی.سی همچنین کشف می‌کند که مجرم اصلی، کسی که نقشه رودیک را بر هم می‌زند و مسئول اصلی عملیات فروش قطعات موشک به عراق، کسی جز افسر NIS و مسئول بررسی سقوط جنگنده یعنی لندرز نیست.

در پایان فیلم لندرز رودیک را می‌کشد و سعی می‌کند سی.سی را نیز به قتل برساند، اما دکتر در دفاع از خود او را می‌کشد.

فیل استراب نظراتش را روی فیلمنامه نوشت، که وزارت دفاع سه معیار اصلی برای حمایت از فیلم‌ها دارد؛ تصویر ارائه شده از زندگی نظامی باید «مناسب و معتبر» باشند؛ فیلم باید «اطلاعاتی درباره ارتش به جامعه بدهد»؛ و فیلم باید «به ارتش در جذب و حفظ نیروهایش کمک کند».

استراب در ادامه می‌نویسد «بخش‌های بنیادینی از نسخه 12 آوریل 1993 فیلمنامه مطابق معیارها نیست.» و توضیح می‌دهد که یکی از مشکلات فیلمنامه تصویری است که از Naval Investigative Service ارائه شده است. دو سال پیش NIS بخاطر تحقیقات سطحی و ناکافی‌اش درباره رسوایی [6]Tailhook مورد انتقاد شدید قرار گرفته بود. استدلال استراب این بود که ساختن چنین فیلمی در فاصله کوتاهی پس از آن جریان برای NIS یا نیروی دریایی مفید نخواهد بود.

«انتخاب یک مأمور NIS به عنوان شخصیت منفی فیلم تصویری منفی از سرویس ارائه داده، وجهه منفی به سایر مأمورین بخشیده و اتهام فقدان حرفه‌ای بودن را که طی چند سال گذشته بطور گسترده توسط رسانه‌ها گزارش شده است تقویت می‌کند.»

همچنین مسئله اشاره فیلمنامه به همدستی کاخ سفید در عملیات سری فروش قطعات هواپیما به ایران نیز در بین بود. استراب نوشت «دلیلی ندارد که کاخ سفید را بدنام کنیم یا ماجرای ایران کونترا را به یاد مردم بیاوریم.»

مدیران اجرایی دیسنی که مشتاق بودند همکاری پنتاگون را جلب کنند جان هورتون افسانه ای را استخدام کردند تا به جلب رضایت استراب کمک کند. هورتون، سرگرد ارتش در دوران جنگ جهانی دوم، به عنوان مدیر لوکیشن در کمپانی برادران وارنر کار می کرد. در سال 1948 به خدمت فراخوانده شد تا به عنوان یک کلنل در سمت رئیس دپارتمان فیلمسازی ارتش فعالیت کند. وی در سال 1949 به تدوین سیاست اولیه وزارت دفاع در زمینه شرایط همکاری با فیلمسازهای تبلیغاتی کمک کرد. هورتون سال بعد ارتش را ترک کرد، به دنیای فیلمسازی بازگشت؛ ابتدا به عنوان نماینده Universal Pictures در واشنگتن و سپس به عنوان تهیه کننده در Universal و Paramount Pictures فعالیت کرد. در سال 1959 موسسه مشاوره خود را در زمینه هماهنگ کردن همکاری ها بین هالیوود و ارتش تأسیس نمود. طی چهل سال بعد به صدها تهیه کننده کمک کرد از هزارتوی قوانین پنتاگون ـ که به تدوین آنها کمک کرده بود ـ بگذرند تا بتوانند حمایتی را که برای ساخت فیلم و نمایشهای تلویزیونی خود نیاز داشتند از پنتاگون دریافت کنند.

هورتون در نامه ای به تاریخ 16 ژوئن 1993 به استراب نوشت: «من در تاریخ 14 ژوئن ملاقاتی با مدیران Pacific Western Production، تهیه کنندگان Countermeasures در دیسنی تاچستون، و بروس هندریکس، تاد گارنر و جین گلدن رینگ، داشتم تا فیلم را بررسی کنیم. من بر دغدغه های وزارت دفاع و نیروی دریایی که شما در نامه خود در تاریخ 8 ژوئن 1993 بطور کلی به آنها اشاره کرده بودید تأکید کردم. ما طی یک جلسه یک ساعت و نیمی بسیار مفیدی جنبه های بنیادین و مهم فیلمنامه را که باعث می شود فیلم ارزیابی مطلوبی در راستای جلب حمایت وزارت دفاع دریافت نکند بررسی کردیم.»

«نتیجه بحث، که در واقع خلاصه ای از بحثهای صورت گرفته بین تهیه کننده و کمپانی دیسنی پس از دریافت نامه شما بود، تمایل به ایجاد تغییرات و اصلاحات در فیلمنامه است که به وزارت دفاع و نیروی دریایی اجازه خواهد داد از ساخت فیلم حمایت کنند. آنها از میزان صحنه های آزار جنسی کاسته و تنها صحنه هایی را نگه خواهند داشت که برای داستان فیلم ضروری هستند. همچنین بر ارائه تصویر واقع گرایانه از خدمه و عملیاتهای ناو که برای Desert Storm[7] آماده می شد تأکید می شود. همچنین درباره اینکه شخصیت منفی فیلم یعنی لندرز از بازرس NIS به افسر فنی یکی از پیمانکارهای وزارت دفاع تبدیل شود بحث شد.»

تهیه‌کنندگان حاضر بودند شخصیت منفی فیلم را از افسر نیروی دریایی به شخصی غیرنظامی تبدیل کرده، و میزان‌ آزار جنسی که سی.سی در معرض آن قرار می‌گرفت کاهش دهند اما این مسئله که فیلم درباره جنایت و قتل روی عرشه یک ناوهواپیمابر نیروی دریایی بود را نمی‌شد تغییر داد.

استراب دوباره مخالفت کرد و در نهایت تهیه‌کنندگان نتوانستند حمایت پنتاگون را به دست بیاورند. در نتیجه تلاش کردند یکی از کشتی‌های نیروی دریایی اسپانیا را بگیرند، اما وقتی اسپانیایی‌ها متوجه شدند نیروی دریایی آمریکا فیلمنامه را رد کرده است آنها هم از کمک به فیلم امتناع کردند.

پونیکسان می‌گوید: «فیلم خیلی خوبی بود. اما نمی‌شد آن را بدون یک ناو هواپیمابر ساخت. ما سعی داشتیم کشتی دیگری از نیروی دریایی اسپانیا بگیریم اما فایده نداشت، زیرا آنها نمی‌خواستند کاری را که نیروی دریایی آمریکا آن را رد کرده بود انجام دهند.» در نهایت تهیه‌کنندگان از ساخت فیلم منصرف شدند.

پونیکسان ادامه می‌دهد که «ما واقعاً به همکاری نیروی دریایی نیاز داشتیم، و آنها هم از ابتدا می‌دانستند از فیلمی که در آن قتلی روی یک ناو هواپیمابر اتفاق می‌افتد حمایت نخواهند کرد. در نتیجه فیلم ساخته نشد. موضوع فیلم آن را نابود کرد.»

پونیکسان که در سال 1962 در نیروی دریایی ثبت نام کرد بود از قدرت فیلم به عنوان ابزار جذب نیرو آگاه است؛ «یکی از دلایل من برای ثبت نام در نیروی دریایی فیلم از اینجا تا ابدیت[8] بود.» اما همچنان معتقد است پنتاگون در اینکه فیلمسازها را مجبور کند تصویر پاک و پاکیزه‌ای از ارتش ارائه دهند زیاده‌روی می‌کند.

«آنها معتقدند ـ از نظر من به اشتباه ـ که فقط تصاویر بسیار مثبت از ارتش به جذب نیرو و تقویت روحیه نیروها کمک می‌کند. اما از نظر من اینطور نیست. من فکر می‌کنم فیلمهایی که به مسائل و مشکلات ارتش می‌پردازند آن را جالب‌تر می‌کنند.»

پونیکسان پیش از این هم سر دو فیلم که در دهه 1970 نوشته بود با نیروی دریایی مشکل پیدا کرد؛ Cinderella Liberty با بازی جیمز کان در نقش یک دریانورد که با یک فاحشه و پسر نامشروعش دوست می‌شود، و The Last Detail با بازی جیمز نیکلسون در نقش افسر نیروی دریایی که موظف است دریانوردی را تا زندان اسکورت کند. پنتاگون از هیچ‌یک از این فیلم‌ها بخاطر موضوعشان حمایت نکرد.

پونیکسان می‌گوید «ما سعی کردیم در فیلم Cinderella Liberty و The Last Detail با آنها همکاری کنیم. اما هرچه بیشتر با آنها راه بیایی انتظاراتشان بیشتر می‌شود، تا جایی که یکپارچگی فیلم به خطر می‌افتد. سروکله زدن با نیروی دریایی بر سر فیلم Cinderella Liberty اعصاب خرد کن بود. آنها می‌گفتند اشکال ندارد اگر یکی از خدمه در حال مستی یا ناسزا گفتن نشان داده شود، اما افسر نیروی دریایی نه. آنها تصویری از یک دریانورد آمریکایی دارند و نمی‌خواهند کسی خرابش کند. کنار آمدن با نیروی دریایی خیلی دشوار است. تنها مشکل من با آنها این است که باید بگذارند نویسنده آنطور که صلاح می‌داند ارتش را به تصویر بکشد. تلاش برای کنترل نتایج اشتباهی تمام عیار است، نه به آنها کمک می‌کند و نه به فیلم. از نظر من همکاری با فیلم‌هایی که ارتش را بصورتی نادرست به تصویر می‌کشند اشتباه است. آنها نباید صرفاً به خاطر اینکه از محتوای فیلم خوششان نمی‌آید حداقل همکاری را از فیلم‌هایی که تهدیدی برای اسرار نظامی یا مسائل این چنینی نیستند دریغ کنند. این مطابق اصول دموکراسی نیست. اگر شما به همکاری ارتش نیاز داشته باشید و آنها بخاطر محتوای فیلم از همکاری امتناع کنند این کار واضحاً نوعی سانسور است.»

کارشناسان حقوقی بسیاری، از جمله فلوید آبرامز کارشناس مشهور متمم اول[9] قانون اساسی آمریکا و پروفسور برجسته قانون اساسی ایروین کمیرینسکی معتقدند این نوع سانسور نقض آشکار متمم اول است.

آبرامز، که پیش از این در دادگاه های بسیاری در دیوان عالی آمریکا حضور یافته و اکنون مشاور نیویورک تایمز در زمینه موارد مربوط به پنتاگون است می گوید «این نوع تبعیض بر اساس دیدگاه توسط دولت، که شکل خاصی از بیان را بر اشکال دیگر ترجیح می دهد، نقض آشکار متمم اول است. دولت دو نوع محدودیت بر بیان اعمال می کند که مورد ظن هستند؛ نخستین مورد شامل محدودیت بر اساس موضوع مورد بحث است. برای مثال اگر ارتش بگوید "ما نمی خواهیم هیچ فیلمی درباره ارتش ساخته شود، بنابراین به هیچکس که فیلمی درباره ارتش می سازد کمک نمی کنیم این کار اعمال محدودیت بر موضوع محسوب می شود و خلاف قانون اساسی است. اما دومین نوع محدودیت بیان از منظر متمم اول نگران کننده تر نیز هست؛ یعنی محدودیت بر بیان بر اساس دیدگاه گوینده. بنابراین اگر ارتش بگوید "ما با بعضی فیلمسازها همکاری می کنیم اما فقط آنهایی موضعشان درباره نیروهای مسلح رضایت ما را جلب کند" حتی بیشتر از مورد اول قانون اساسی را نقض می کند.»

کمرینسکی که در دانشگاه کالیفرنیای جنوبی قانون اساسی تدریس می کند با نظرات آبرامز موافق است: «دیوان عالی گفته است که طبق متمم اول، دولت نمی تواند در هیچگونه تبعیض علیه گفتار بر اساس نقطه نظر مشارکت کند. دولت نمی تواند نوع خاصی از بیان را بخاطر نقطه نظر آن ترجیح داده و یا انواع دیگر را رد کند. دیوان گفته است که دولت نمی تواند بر اساس دیدگاه بیان شده درباره چگونگی تخصیص کمکهای مالی تصمیم بگیرد.»

کمرینسکی در راستای حمایت از استدلالش به پرونده روزنبرگر علیه دانشگاه ویرجینیا در سال 1995 در دیوان عالی اشاره می کند. در این پرونده دیوان عالی اعلام کرد نهادهای دانشجویی در کالجهای دولتی را نمی توان بخاطر ماهیت مذهبی فعالیت هایشان از کمکهای مالی که سایر گروههای دانشجویی از آن برخوردارند محروم کرد.

آنتونی کندی قاضی دیوان عالی، که حکم دیوان درباره پرونده روزنبرگر را قرائت کرد می نویسد «بدیهی است که دولت نباید بیان را بر اساس محتوا یا پیامی که منتقل می کند کنترل کند. در عرصه بیان یا گفتار خصوصی، قوانین دولت نباید یک گوینده را بر دیگری ارجحیت بدهند.»

«تبعیض علیه بیان بخاطر پیام آن نقض قانون اساسی است. بر اساس این قوانین به نتیجه رسیدیم که دولت هنگامی که دشواری‌های مالی بر گوینده‌های خاصی بخاطر محتوای پیامشان تحمیل می‌کند متمم اول را نقض کرده است. زمانی که دولت نه صرفاً موضوع، بلکه دیدگاه‌های خاص افراد درباره موضوعی خاص را هدف قرار می‌دهد متمم اول را بصورت آشکارتر و بارزتری نقض می‌کند. بنابراین تبعیض بر اساس دیدگاه نوع فاحش تبعیض بر اساس محتوا است. دولت باید از کنترل بیان، هنگامی که ایدئولوژی انگیزه‌بخش یا عقیده یا دیدگاه گوینده بنیانی برای محدودیت است، بپرهیزد.»

پروفسور کمرینسکی در پاسخ به این سوال که چرا پنتاگون تا کنون بخاطر این فعالیت مخالف قانون اساسی مورد بازخواست قرار نگرفته است می‌گوید «چون کسی تا بحال شکایت نکرده است.»

آبرامز هم با نظر وی موافق است: «تا بحال به کارشان ادامه داده‌اند زیرا می‌توانستند. از فعالیت‌هایشان در دادگاه شکایت نشده است.»

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نامه فیل استراب درباره فیلم Countermeasures در تاریخ 8 ژوئن 1993

دفتر معاون وزیر دفاع

واشنگتن دی.سی

 

آقای بروس هندریکس

مدیر ارشد

Motion Picture Production

کمپانی والت دیسنی

پلاک 500. خیابان بوئنا ویستای جنوبی

بربنک، 90521-5622

آقای هندریکس عزیز

همانطور که می‌دانید ما نسخه 12 آوریل 1993 از فیلمنامه countermeasures را بررسی کرده‌ایم. مسائل مورد بحث اساسی و گسترده هستند. فیلمنامه تصویری نادرست و ناخوشایند از شیوه زندگی در نیروی دریایی ارائه می‌دهد، بویژه برای زنان... تقریبا هیچ یک از خدمه احترامی برای شغل خود، خودشان و همکارانشان قائل نیستند. بنظر می‌رسد تنها بازنویسی عمده فیلمنامه این تصویر را تصحیح خواهد و گمان می‌کنیم شما قادر نباشید چنین تغییر اساسی را اعمال کنید. در نتیجه ما دغدغه‌هایمان را صرفاً بطور کلی بیان کردیم.

اگر شما معتقدید که می‌توانید این مسائل را حل کنید، ما اطلاعات بیشتری در اختیارتان خواهیم گذاشت، با شما و همکارانتان ملاقات کرده و در هر زمینه دیگری با شما همکاری می‌کنیم تا توافق حاصل شود. اگر چنین کاری امکان پذیر نیست امیدواریم بتوانیم در پروژه‌های آتی که به نفع هردو طرف باشد با یکدیگر همکاری کنیم.

 

احتراماً

فیل استراب

 

نظرات درباره Countermeasures

معیارهای وزارت دفاع برای ارائه حمایت:

· جنبه های به تصویر کشیده شده از ارتش محتمل و معتبر باشند

· به مردم درباره ارتش اطلاعات بدهد

· به جذب و حفظ نیرو توسط ارتش کمک کند

 

تعدادی از جنبه های بنیادین فیلمنامه مورخ 12 آوریل 1993 هستند که باعث می شوند فیلمنامه طبق معیار ارتش نباشد

1. شخصیت پردازی افراد نیروی دریایی: اکثریت غالب پرسنل نیروی دریایی کاملاً غیرواقعی و منفی هستند. غیرحرفه ای بوده، آشکارا بر اهداف فردی تمرکز داشته و اگر هم آزار یا تجاوز جنسی انجام ندهند جنسیت گرا هستند. مهمتر از همه، این رفتار محدود به شخصیت های منفی نشده و تقریبا در تمام دیالوگ ها و صحنه ها وجود دارد.

- حتی شخصیت سی.سی هم در ابتدا کاملاً تحت تأثیر منافع شخصی قرار دارد. زمانی که مأموریت را قبول می کند می گوید «این رو تو سابقه ام ذکر کن بابی. اینا افتخار نظامیه. افتخار!»

- وجود کلیشه های نژادپرستانه: دریانورد الیس آفریقایی آمریکایی مانند خدمتکار کاپیتان است، ساده لوح و بسیار وفادار. و یک فیلیپینی به کاپیتان خدمت می کند.

 

2. زنها بر عرشه ناو: واکنش شگفت زده خدمه به حضور یک زن روی عرشه کشتی کاملا غیرواقعی است. چندین سال است که زنان برای ماموریت های موقتی به ناوهای هواپیمابر اعزام می شوند. تا زمانی که فیلم پخش شود حضور آنها حتی عادی تر هم خواهد بود. تا آن زمان حتی ممکن است زنان خلبان – تحت پوشش گسترده رسانه های ملی - به اسکادران ناوهای هواپیمابر ملحق شوند. مخاطبین احتمالاً از دیدن واکنش حیرت زده دریانوردان ـ آنطور که اکنون به تصویر کشیده شده اند ـ سرگرم یا حتی متحیر خواهند شد.

3. شخصیت مأمور NIS: انتخاب یک مأمور NIS به عنوان شخصیت منفی اصلی فیلم تصویری نامناسب از NIS ارائه داده، وجهه منفی به سایر مأمورین بخشیده و اتهام فقدان حرفه‌ای بودن را که طی چند سال گذشته بطور گسترده توسط رسانه‌ها گزارش شده است تقویت می‌کند.

4. همدستی کاخ سفید در توطئه: دلیلی ندارد که کاخ سفید را بدنام کنیم یا ماجرای ایران کونترا را به یاد مردم بیاوریم.

5. اشتباهات فنی: علاوه بر موارد فوق، تعدادی اشتباهات فنی، مانند کل سیستم نصب هدایت Tomahawk در فیلمنامه وجود دارد.

 


 


[1] . عملیات طوفان صحرا در جنگ خلیج

[2] . Chanse Brandon

[3] . Heritage Foundation

[4] . Darryl Ponicsan

[5] . Oliver North

[6] . Tailhook Scandal: به رویدادهایی اشاره دارد که طی آن بیش از 100 افسر نیروی دریایی و تفنگدار دریایی ارتش آمریکا به آزار جنسی بیش از 87 زن یا رفتار نامناسب و شرم آور در لاس وگاس هیلتون متهم شدند. این اتفاق طی سمپوزیوم انجمن تیل‌هوک در سال 1991 افتاد.

[7] . عملیات طوفان صحرا در جنگ خلیج

[8] . From Here to Eternity

[9] . First Amendment

یک هنرپیشه مشهور آمریکایی به خطر آنکه در مراسم تقدیر از رابرت گیتس، وزیر دفاع سابق آمریکا از جنگ و تبعات آن انتقاد کرده بود، از محل مراسم اخراج شد.
به گزارش خبرگزاری فارس به نقل از روزنامه انگلیسی دیلی‌میل، یک هنرپیشه معروف آمریکایی و ستاره فیلم "همسران ارتش"، به خاطر سخنان تندی که در جلسه تقدیر از "رابرت گیتس"، وزیر دفاع سابق آمریکا ایراد کرد، از محل سخنرانی اخراج شد. 



بنابراین گزارش، "کیم دلانی"، هنرپیشه زن آمریکایی که در مرکز ملی قانون اساسی آمریکا در فیلادلفیا سخن می‌گفت، در حالی که دست‌های خود را به شدت تکان می‌داد سخنانی را ابراز کرد که به مذاق حاضران و برگزارکنندگان مراسم خوش نیامد. وی تصریح کرد که پنج سال در خانواده‌ای زندگی کرده است که به طور فعال در جنگ حضور داشته‌اند.

وی در حالی که انتظار می‌رفت از رابرت گیتس که در این مراسم مدال به او داده بودند تقدیر و تمجید به عمل آورد، اظهار داشت: "من سربازانی را دیده‌ام که با دردهایی که در دوران خدمت متحمل آنها شده‌اند به خانه باز می‌گردند. من در موارد متعددی در مراسم تشییع جنازه سربازان شرکت کرده‌ام که یکی از آنها پسر یکی از دوستان نزدیک من بود. در بسیاری از این موارد قلب من شکست!"

این هنرپیشه آمریکایی سپس با یک مکث کوتاه افزود: "آنگاه که برای آرامش بخشیدن به زنان، شوهران، اعضای خانواده، پدران و مادران این سربازان از دست رفته تلاش می‌کردم به این واقعیت رسیدم که هیچ چیز نمی‌تواند جای آنچه را از دست داده‌اند برای آنان بگیرد."

وی در ادامه اذعان کرد که وی به خاطر شغلی که دارد مجبور است در نمایش‌های تلویزیونی واقعیات را به گونه‌ای دیگر جلوه دهد و البته این شغل اوست و وی نیز واقعیت شغل خود را پذیرفته است تصاویر ضبط شده از این مراسم نشان‌گر آن است که با ادامه سخنان دلانی جمعیت حاضر در مراسم که با هدف تقدیر از وزیر دفاع سابق گرد هم آمده بودند، به مرور نسبت به سخنان وی احساس ناراحتی کردند.‌

دیلی‌میل در پایان سعی کرده است اندکی از اعمال خلاف قانون دلانی را مورد اشاره قرار دهد که یکی از آنها دستگیری به هنگام رانندگی در حالت مستی بوده است! البته طبعا اگر هنرپیشه مزبور به وظیفه خود در تقدیر از گیتس عمل می‌کرد اشاره‌ای به جرایم وی نیز نمی‌شد.

گفتنی است، رابرت گیتس از جمله شخصیت‌های نظامی آمریکاست که هم در دوره بوش پسر و هم در دوره ریاست جمهوری باراک اوباما وزیر دفاع بود.

یکی از اعضای "گروه کشتار"ارتش آمریکا که به کشتار غیرنظامیان افغان برای تفریح و سرگرمی متهم هستند، به دلیل کشتن یک نوجوان 15 ساله در جنوب افغانستان به هفت سال حبس محکوم شد.

به گزارش ایسنا، سرهنگ "کواسی هاوکز"، مسئول این پرونده در پایگاه مشترک ایالت واشنگتن، در جلسه دادگاهی "اندرو هولمز" 21 ساله گفت: شما یک اسلحه خودکار پر را به سمت یک کودک که در چهارمتری شما قرار داشت گرفته و شلیک کردید.

پنج تن از اعضای سابق یگان پنجم "استرایکر" به اتهام قتل روستاییان افغان محکوم شده‌اند.

در این حملات، سربازان آمریکایی‌ با تفنگ‌های پر و نارنجک مردم بیگناه افغان را هدف قرار داده و سپس طوری صحنه سازی می‌کردند که گویا غیرنظامیان ابتدا حمله را آغاز کرده بودند.

در این دادگاه عکسی از هولمز که در کنار جسد نوجوان افغان ایستاده به نمایش گذاشته شد.

به گزارش روزنامه "سیاتل تایمز"، خانواه و دوستان این نظامی 21 ساله که در سن 18 سالگی به افغانستان اعزام شده می‌گویند که وی نتونسته خود را با چالش‌ها هماهنگ ساخته و یا اقدامات مافوقش را گزارش کند.

مافوق هولمز اوایل امسال به دلیل دست داشتن در سه قتل گناهکار شناخته شد و 24 سال حبس محکوم شد.

هولمز 21 ساله، به دلیل قتل غیرعمد، برداشتن استخوان انگشت یکی از اجساد افغان‌های کشته شده و استفاده از مواد مخدر گناهکار شناخته شد.

رهبر حوثی های یمن در پی تظاهرات ده ها هزار نفری مردم صعده با صدور بیانیه‌ای تاکید کرد که انقلاب مردمی یمن چهره واقعی منادیان حقوق بشر و تمام معیارهای دوگانه آنها را برملا کرد.
به گزارش فارس، از بامداد امروز جمعه ده ها هزار یمنی در استان "صعدۀ" برای برپایی تظاهراتی گسترده علیه رژیم حاکم در خیابان های صعده حاضر شدند.   

بر اساس این گزارش، از جمله شعارهای شرکت کنندگان در این تظاهرات عبارت بود از؛ « انقلابیون ای آزادگان، آمریکا در پشت پرده است»، « به کسانی که ساکتند یا خواب مانده اند بگو: در جنایت علیه ملت یمن شریکید»، «هرچه قدر خون بریزید یا بکشید، هیچ طرح ابتکاری را نخواهیم پذیرفت»، «گام به گام تا تغییر، خداوند یاری گر ماست»، «تبریک به روح شهید، درود بر زندگی جدید شما».

بر اساس این گزارش، تظاهرات کنندگان در مسیر راهپیمایی خود علاوه بر سر دادن شعار، شعرخوانی نیز می کردند و در بیانیه "عبدالملک الحوثی" رهبر حوثی های یمن آمده است که انقلابیون یمنی هرگونه جنایت رژیم حاکم را که از سوی برخی طرفهای خارجی حمایت می شود را محکوم می کنند.

در این بیانیه آمده است: انقلاب مبارک مردم یمن نقاب از چهره دولتهایی که منادی آزادی و حقوق بشر هستند برداشت و معیارهای دوگانه آنها را برای همه روشن ساخت و تبیین کرد که منافع راهبردی آنها هدف اصلی تمامی تحرکات و مواضع سیاسی شان است.

در این بیانیه آمده است، کسی که با رژیم صالح تعامل می کند شریک جرم و جنایت آن است و کسی که در مقابل توحش رژیم حاکم و سرکوبهای آن از خود دفاع می کند از کرامت و حریت خود دفاع کرده است.

در ادامه این بیانیه از تمامی نیروهای ملی خواسته شده است که با چالشهای فرارو مقابله کنند و به هیچ طرح و راهکار خارجی اعتماد نکنند زیرا تمام این مداخله های خارجی انقلاب ملت یمن را هدف قرار داده اند.
محمود عباس، رئیس تشکیلات خودگردان فلسطینی در بخشی از سخنرانی خود در مجمع عمومی سازمان ملل شعری از محمود درویش شاعر بلند آوازه فلسطین را خواند.

به گزارش مشرق به نقل از خبر، پس از قرائت این شعر توسط عباس حضار به شدت ابراز احساسات کرده و زمان قابل توجهی کف زدند. شعر معروفی که عباس از محمود درویش خواند این بود:

اقفون هنا،
قاعدون هنا
دائمون هنا
خالدون هنا
ولنا هدف واحد.. واحد.. واحد..
أن نکون.. وسنکون

اینجا می ایستیم
اینجا می نشینیم
اینجا دائمی هستیم
اینجا ابدی هستیم
و همه ما یک ، یک و فقط یک هدف داریم
اینکه هستیم و خواهیم بود

رئیس تشکیلات خودگردان فلسطین درخواست عضویت فلسطین در سازمان ملل را تقدیم دبیر کل سازمان ملل کرد.

به گزارش فارس به نقل از خبرگزاری آلمان، "محمود عباس" رئیس تشکیلات خودگردان فلسطین امروز جمعه، درخواست فلسطین برای عضویت در سازمان ملل را تقدیم "بان‌کی‌مون" دبیر کل سازمان ملل کرد.

این در حالی است که پیش از این،‌ عباس درخواست "باراک اوباما" رئیس جمهور آمریکا مبنی بر انصراف از ارائه درخواست به سازمان ملل و در مقابل ازسرگیری مذاکرات مستقیم با اسرائیل را رد کرده است.

اوباما دیروز نشست جداگانه‌ای را با عباس و "بنیامین نتانیاهو" نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی برگزار کرد اما به هیچ نتیجه‌ای در خصوص قضیه فلسطین نرسید.

تلویزیون دولتی یمن اعلام کرد که علی عبدالله صالح رئیس جمهور یمن پس از 3 ماه درمان در عربستان سعودی، صبح امروز جمعه به کشورش بازگشت.

به گزارش عصر ایران، صالح در حمله مسلحانه ژوئن گذشته به کاخ ریاست جمهوری یمن، به همراه شمار دیگری از مقامات ارشد یمنی از جمله نخست وزیر و رئیس پارلمان، به شدت زخمی و برای درمان به ریاض منتقل شد.
رئیس جمهور یمن که از 33 سال پیش تاکنون قدرت را در دست دارد، در این حمله به شدت از ناحیه سر، صورت، دست ها و سینه ، دچار سوختگی شده بود.

شبکه العربیه نیز گزارش داد که صالح 69 ساله امروز جمعه نشستی را با اعضای دفتر سیاسی حزب تحت رهبری خود (حزب حاکم) برگزار می کند.
خبرنگار العربیه در صنعا نیز گفت برخی خبرهای غیر رسمی حکایت از آن دارد که احتمالا صالح امروز جمعه در سخنرانی، کناره گیری خود را از قدرت اعلام خواهد کرد.

در هنگام سفر صالح به عربستان، بسیاری این اقدام را به عنوان مقدمه کناره گیری او از قدرت می دانستند.

رئیس جمهور یمن در حالی به کشورش باز می گردد که یمن شاهد موجی از خشونت های مسلحانه گسترده میان نظامیان حامی دولت و نظامیان حامی معترضین است.

معترضین در یمن خواهان کناره گیری صالح از قدرت هستند. بخشی از ارتش یمن به رهبری برادر ناتنی صالح، با اعلام حمایت از خواسته معترضین، از چند روز پیش تاکنون با نظامیان وفادار به صالح به درگیری و تبادل آتش می پردازند که در آخرین درگیری ها، 17 نفر کشته شدند.

صالح با وجود 8 ماه اعتراضات مستمر مردمی همچنان بر حضور در قدرت پافشاری می کند.
علی عبدالله صالح از 33 سال پیش تاکنون در راس قدرت حاکم بر یمن است.

یک شاهد عینی نیز به رویترز گفت که مسیر منتهی به فرودگاه نظامی صنعا صبح امروز جمعه، توسط نیروهای امنیتی بسته شده بود.

همراه با آغاز موج انقلاب های عربی از کشور تونس، یمن نیز شاهد اعتراضات خیابانی گسترده ای برای کناره گیری صالح از قدرت بود که این اعتراضات همچنان ادامه دارد.

پیش بینی می شود با بازگشت صالح به یمن، اعتراضات خیابانی در این کشور شدت بگیرد.



علی عبدالله صالح کیست؟

علی عبدالله صالح (متولد ۲۱ مارس ۱۹۴۲) رییس‌جمهور یمن از سال ۱۹۹۰ تاکنون است.
وی در سال‌های ۱۹۷۸ تا ۱۹۹۰ رئیس‌جمهور یمن شمالی بود.

صالح در سال ۱۹۵۸ به ارتش یمن پیوست و در سال ۱۹۶۲ در طراحی و اجرای کودتا علیه شاه وقت یمن دست داشت.
عبدالله صالح تا قبل از ریاست جمهوری در پست‌هایی مثل؛ معاون فرمانده و رئیس ستاد کل پس از ترور رئیس جمهور یمن در سال ۱۹۷۸، دبیر کلی حزب "کنگره مردم" در سال ۱۹۸۲، ریاست جمهوری کشور یمن شمالی از سال ۱۹۷۸ تا ۱۹۹۰.

بنیامین نتانیاهو سودانی‌الاصل بوده و نام اصلی وی عبدالرحمن شائول است.

به گزارش ایسنا به نقل از سایت اینترنتی فلسطین الیوم، شبکه دو تلویزیون رژیم صهیونیستی در خبری اعلام کرد که بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر این رژیم در سال 1949 در شهر حالوف واقع در شمال سودان به دنیا آمده است.

اسم واقعی نتانیاهو، « عبدالرحمن شائول» است و شناسنامه سودانی دارد. بر اساس این گزارش، نزدیکان نتانیاهو پوستی تیره همانند آفریقایی‌ها دارند و خانواده وی از خانواده‌های متمول و ثروتمند سودان بودند که اراضی زیادی در سودان دارند.

خانواده نتانیاهو در زمینه تجارت، واردات و صادرات شهرت زیادی دارند. زمانی که جعفر المنیری، رئیس‌جمهوری سودان شد، خانواده نتانیاهو مجبور به مهاجرت به اراضی اشغالی شدند چرا که المنیری خرید و فروش الکل و مشروبات را منع کرد.

برخی از افراد خانواده وی نیز تصمیم گرفتند به آمریکا بروند. نتانیاهو در زمان نوجوانی و در سن 15 سالگی به اراضی اشغالی مهاجرت کرده و نام خود را تغییر داد و در زمانی که جذب ارتش شد، زبان عربی را به خوبی فرا گرفت.

یک منبع آگاه خبر داد سفارت عربستان سعودی که روز شنبه یعنی سه روز قبل از ترور ربانی تخلیه شده بود، نقش هماهنگ کننده را در طراحی این ترور به همراه سفیران امریکا و انگلیس برعهده داشته است و از ترس تبعات این جنایت، اقدام به تخلیه قبل از عملیات کرده بود.

به گزارش رجانیوز، این منبع آگاه در کابل پایتخت افغانستان به خبرنگار ما گفت: دلیل تعطیلی سفارت عربستان سعودی و آتش زدن کلیه اسناد، چند روز قبل از ترور برهان الدین ربانی، اطلاع و هماهنگی مقام‌های امنیتی و دیپلماتیک سعودی با عاملین ترور و ترس از تبعات آن و حمله هواداران و مجاهدین به سفارت‌های عربستان، امریکا و انگلیس بوده است.

یک روز پس از تخلیه سفارت عربستان و فرار دیپلمات‌های سعودی، یک روزنامه چاپ کابل از ارتباط عربستان با گروه طالبان خبر داد.

روزنامه "آرمان ملی" که به جریان ربانی نزدیک است، در شماره روز دوشنبه خود با استناد به اظهارات آگاهان سیاسی نوشت اسنادی را که کارمندان سفارت عربستان آتش زده اند، احتمالا اسنادی بوده که رابطه حاکمان عربستان را با طالبان نشان می داده است. عربستان از جمله کشورهایی است که درگذشته حکومت طالبان را به رسمیت شناخته بود و به آنها کمک مالی می کرد.

رجانیوز روز چهارشنبه به نقل از یک منبع آگاه دیگر نیز خبر داد که بر خلاف برخی از اخبار مبنی بر اینکه ربانی از تهران به کابل رفته و مورد حمله تروریستی قرار گرفته بود، وی پس از همایش بین‌المللی بیداری اسلامی به شارجه امارات رفت تا با خانواده‌اش دیدار کند اما به‌دلیل تماس یک مقام افغان و تأکید او بر اینکه سفیران امریکا و اسرائیل اصرار دارند که ربانی رئیس شورای عالی صلح به کابل بازگردد، وی به‌طور فوری عازم پایتخت افعانستان شد.

نکته جالب اینکه شاهدان عینی می‌گویند که چند دقیقه پیش از انفجار عامل انتحاری، آژیر خطر سفارت امریکا در نزدیکی منزل ربانی به صدا در آمده که این موضوع مشخص می کند امریکایی‎ها از وقوع انفجار کاملا آگاه بودند و با فرا خواندن همکاران‌شان به منطقه امن، قصد نجات جان خود را داشتند. همچنین در صحنه انفجار دو تن بازداشت شدند که یکی از آن‌ها تبعه امریکا بوده است.

در عین حال، این سؤال جدی وجود دارد که عامل انتحاری که از نمایندگان طالبان بود و در زمان احوال‌پرسی با ربانی خود را منفجر کرد، چگونه از دو پوسته امنیتی جلوی در خانه وی گذشته، بدون اینکه کسی وی را مورد تفتیش بدنی قرار دهد؟

هفته گذشته ربانی با طرح صلح امریکا مخالفت کرد و طالبان را تروریست‌های پرورش یافته پاکستان و غرب معرفی کرد.

برهان الدین ربانی به یکی از مهمانان همایش بیداری اسلامی گفته بود که پیش از سفر به تهران از عربستان با وی تماس گرفته شده و او را تهدید کرده‌اند که حضور در این همایش به نفع وی نخواهد بود.

به گزارش مهر، در ادامه شصت و ششمین مجمع سالیانه سازمان ملل متحد در نیویورک دقایقی پیش "نیکلا سارکوزی" رئیس جمهوری فرانسه به ایراد سخنرانی پرداخت.

وی در ابتدای سخنان خود با اشاره به تحولات سریع چند ماه گذشته در خاورمیانه ادعا کرد یکی از عوامل موفقیت این جنبشهای مردمی، کمکهای اروپا بوده است.

سارکوزی یکی از مهمترین موضوعات کنونی خاورمیانه را ایجاد سازش بین رژیم صهیونیستی و تشکیلات خودگردان عنوان کرد و افزود: صلح باید توسط اسرائیل و فلسطین ساخته شود و ما باید به دستیابی به صلح در منطقه کمک کنیم.

وی با ارائه طرحی زمان بندی شده برای انجام مذاکرات سازش خاورمیانه اظهار داشت: نقشه راه ارائه شده از سوی دولت آمریکا آغازگر این راه بود و بسیاری از مسائل را روشن کرده است. سارکوزی با این ادعا که راههای رسیدن به این صلح مشخص است از طرفین درگیر خاورمیانه خواست برای حل مشکل خود مذاکره را شروع کنند.

به گفته رئیس جمهوری فرانسه برای رسیدن به یک توافق صلح تنها یک سال وقت لازم است، از این رو برای رسیدن به این هدف طرفین به صورت باید گام به گام اقدام کنند.

وی دستیابی به یک توافق جمعی و همکاری صلح آمیز میان تشکیلات خودگردان و صهیونیستها را ضروری خواند و یادآور شد: فلسطین دموکراتیک و امن بهترین گزینه برای حفظ امنیت اسرائیل است.

سارکوزی در بخش دیگری از سخنرانی خود مدعی شد : تحولات خاورمیانه بدون کمک اروپا نمی توانست به این موفقیت برسد و اکنون نیز مذاکرات صلح خاورمیانه بدون مداخله و مشارکت اروپا موفق نمی شود.

رئیس جمهوری فرانسه آب پاکی را بر دست ابومازن که برای عضویت فلسطین در سازمان ملل تلاش می کند، ریخت و اظهار داشت : فلسطین باید به عنوان ناظر و نه عضو در سازمان ملل متحد پذیرفته شود

شبکه الجزیره قطر که شامل 25 شبکه و مجموعه مختلف است، امروز شاهد راه‌اندازی شبکه جدید خود به نام الجزیره یهودی است که در تل‌آویو، بروکسل و کیف، واشنگتن، پاریس و لندن دفاتر خود را دایر کرده است.

به گزارش فارس، یهودیان از امروز شاهد افتتاح و آغاز به کار شبکه «الجزیره یهودی» خواهند بود که اخبار یهودیان را در سراسر جهان پوشش خواهد داد.

به گزارش پایگاه خبری محیط، مناطق پخش این شبکه جدید، مناطق اروپایی، شمال آمریکا، خاورمیانه و فلسطین اشغالی خواهد بود.

خبرگزاری النخیل عراق نیز با اعلام این خبر تصریح کرد که نام این شبکه جدید «اخیار یهود 1» است که برنامه‌های آن 24 ساعته پخش خواهد شد و استودیوهای آن در اسرائیل، بروکسل، کیف، واشنگتن، پاریس و لندن تاسیس شده است.

این شبکه در ابتدا 12 خبرنگار دارد که همه غیرقطری و در شش کشور مستقر هستند. یک تیم خبری نیز در رژیم صهیونیستی مستقر است و در آینده نزدیک کار تاسیس دفاتر دیگری در اروپا و روسیه ادامه خواهد یافت.

برنامه‌های این شبکه به زبان انگلیسی ارائه می‌شود ولی مدیران شبکه در نظر دارند در آینده نزدیک پخش این شبکه با هفت زبان از جمله عبری، فرانسوی، ایتالیایی، روسی و آلمانی ادامه ‌یابد.

الکساندر زانزیر سردبیر شبکه در بروکسل اعلام کرد که این شبکه هر آنچه شایسته پخش باشد در کنار اخبار روزانه پخش می‌کند و در کنار این مطالب، مطالب اقتصادی، فرهنگی و برنامه‌های آموزشی نیز پخش خواهد کرد.

گفته می‌شود، صاحبان این شبکه همه تاجران اروپایی از جمله ایگور کولوموسکی و فادیم رابینوویچ رئیس و نایب رئیس اتحادیه یهودیان اروپا هستند که 5 میلیون دلار برای تاسیس آن سرمایه‌گذاری کرده‌اند.

این خبر همزمان با استعفای «وضاح خنفر» مدیر شبکه الجزیره منتشر شد؛ فردی که پس از هشت سال فعالیت روز گذشته استعفای خود را اعلام کرد و برخی منابع اعلام کردند که یکی از دلایل استعفای وی شاید افشاگری اخیر ویکلیکس باشد مبنی بر اینکه وی با سازمان اطلاعان نظامی آمریکا در ارتباط بوده است و برخی اخبار این شبکه طبق سیاست آمریکا منتشر می‌شده است.

پیش از این نیز، در چند ماه گذشته غسان بن جدو مدیر الجزیره در لبنان به دلیل تناقض سیاست خبری الجزیره در قبال انقلاب‌های منطقه از جمله سوریه استعفا کرده بود.

وزیر دارایی عربستان سعودی از کمک 200 میلیون دلاری عربستان سعودی به تشکیلات خودگردان فلسطین خبر داد.
به گزارش مهر به نقل از پایگاه خبری فلسطین الیوم، "ابراهیم العساف" شب گذشته پس از پایان نشست کشورهای کمک کننده به تشکیلات خودگردان فلسطین در گفتگوی تلفنی با سلام فیاض نخست وزیر دولت انتصابی ابومازن اظهار داشت که عربستان سعودی 200 میلیون دلار به تشکیلات خودگردان فلسطین کمک می کند.
وی افزود: این مبلغ به دستور عبدالله بن عبدالعزیز پادشاه عربستان سعودی و برای حمایت از قضیه فلسطین در اختیار تشکیلات خودگردان قرار می گیرد.

روزنامه "هاآرتص" چاپ رژیم صهیونیستی، از اقدام مصر در توقف صادرات شاخه نخل به اراضی اشغالی در آستانه یکی از اعیاد یهودیان خبر داد.

به گزارش العالم، هاآرتص در خبری اعلام کرد: درپی توقف صادرات شاخه نخل به اسرائیل در آستانه عید موسوم به "سوکوت"، وزارت کشاورزی مجبور شده است، شاخه نخل مورد نیاز برای این عید را از اسپانیا و اردن وارد کند.

بر اساس این گزارش، وزارت کشاورزی مصر، تا پایان سال جاری میلادی، صادرات شاخه نخل به اراضی اشغالی را ممنوع کرده است.

تا پیش از این رژیم اشغالگر 40 درصد از نیاز خود به شاخه نخل را از مصر تامین می کرد.

وزیر امورخارجه ترکیه با بیان اینکه کشورش بدنبال ائتلاف با مصر جهت تشکیل "محور دمکراسی" در منطقه است، تاکید کرد این محور ضد رژیم اسرائیل نخواهد بود.

به گزارش العالم، "احمد داود اوغلو" در مصاحبه با روزنامه نیویورک تایمز تاکید کرد: "ترکیه با مصر جدید جهت تشکیل محور دمکراسی در خاورمیانه، ائتلاف می کند".

وی مدعی شد: "این محور ضد اسرائیل و ایران تشکیل نمی شود؛ بلکه این محوری برای دمکراسی واقعی خواهد بود".

اوغلو اظهار داشت: "این محور دمکراسی بین دو کشور بزرگ منطقه ما است".

وزیر امورخارجه ترکیه با پیش بینی افزایش سرمایه گذاری ها و مبادلات اقتصادی با مصر، تاکید کرد: "برای دمکراسی، نیازمند اقتصادی قوی هستیم".

 

«بن افلک» ساخت فیلم ضد ایرانی «سفینه» را در لس‌آنجلس آغاز کرد.

خبرگزاری فارس: بن افلک فیلم ضد ایرانی «سفینه» را در لس‌آنجلس کلید زد

به گزارش خبرگزاری فارس به نقل از خبرگزاری رویترز، کمپانی صهیونیستی «برادران وارنر»، از شروع ساخت فیلم ضد ایرانی «سفینه» خبر داد.
این فیلم به کارگردانی و بازی «بن افلک» هم‌اکنون چند روزی است که در لس‌آنجلس جلوی ذوربین رفته است.
به گزارش رویترز، ادامه این پروژه سینمایی در شهرهای واشنگتن و استانبول ساخته خواهد شد.
«افلک» در این فیلم در کنار بازیگرانی چون «آلن آرکین» و «جان گودمن» نقش «تونی مندز»، مامور سابق سازمان سیا و استاد تغییر چهره را بازی می‌کند.
«تونی مندز» در جریان گروگانگیری (تسخیر لانه جاسوسی) مأموریت پیدا می‌کند شش آمریکایی را که در مخفیگاهی در تهران پنهان شده بودند از کشور خارج کند.
«سفینه» داستان تسخیر لانه جاسوسی آمریکا توسط دانشجویان ایرانی، البته به روایت هالیوود است.
صنعت سینمای هالیوود طی ده‌ها سال با ساخت فیلم‌های ضدایرانی و ادعاهای عجیب و غریب درباره مردم و سیاستمداران جمهوری اسلامی ایران،‌ این بار نیز سعی دارد با تحریف یک حقیقت تاریخی، آن را به نفع خود مصادره کند.
فیلم سینمایی «سفینه» براساس مقاله‌ای منتشر شده در مجله وایرد و به تهیه‌کنندگی «جورج کلونی» و «گرانت هسلوو» ساخته خواهد شد.
کمپانی صهیونیستی «برادران وارنر» در این فیلم مدعی می‌شود که سازمان سیا با عملیات شجاعانه و هوشمندانه خود جان شش دیپلمات آمریکایی را که در جریان وقوع انقلاب اسلامی ایران دستگیر شده‌اند نجات می‌دهد، این در حالی است که آمریکایی‌ها به طرز بسیار مفتضحانه‌ای در عملیات طبس شکست خوردند.
این پروژه سینمایی، قرار است در تاریخ نامشخص در سال 2012 به نمایش درآید.

به گزارش خبرگزاری ها، هزاران نفر از مردم آمریکا روز شنبه با تجمع مقابل منطقه اقتصادی «وال استریت» واقع در نیویورک علیه «فساد، کسری بودجه و مشکلات اقتصادی» حاکم بر این کشور تظاهرات کردند.
خبرگزاری فرانسه در این باره نوشت: تظاهرکنندگان در «روز خشم» قصد داشتند منطقه «منهتن» را به «میدان التحریر آمریکا» تبدیل و به تقلید از قیام های کشورهای عربی مثل مصر در این منطقه تظاهرات چند روزه بر پا کنند، اما حضور انبوه نیروهای امنیتی مانع از این کار شد.
این خبرگزاری همچنین نوشت: معترضان که از چند روز پپش برپایی این تجمعات را وعده داده بودند، قصد ورود به ساختمان وال استریت (محل بورس آمریکا) و تسخیر آن را داشتند که پلیس با مسدود کردن راه آنها، مانع از این کار شد.
در بیانیه ای که از سوی تظاهرکنندگان صادر شد آمده: «موضوع مشترک این است که ما 99 درصدی هستیم که تحمل فساد یک درصد دیگر را نداریم. ما اینجا هستیم که اعلام کنیم دیگر توانایی تحمل این اوضاع را نداریم.»
برخی گزارش ها نیز حاکی است، صدها نفر از این معترضان آمریکایی با خود کوله پشتی و چادر آورده بودند تا با استقرار در این منطقه برای مدت ها تحصن کنند.
گفتنی است برپاکنندگان این راهپیمایی پیش از برگزاری از طریق شبکه های اجتماعی فراخوان داده و اعلام کرده بودند به شدت مخالف فرایند دموکراتیک فاسد حاکم بر آمریکا و همچنین استفاده از پول شرکت ها در انتخابات هستند.
به گزارش ایسنا معترضان خواستار برگزاری انتخاباتی آزاد و عادلانه هستند. آنها معتقدند با تصمیم های جدید دیوان عالی آمریکا که سرازیر شدن بودجه های دولتی شرکت ها را به کمپین های انتخاباتی آزاد می کند، دیگر هرگز شاهد انتخاباتی عادلانه نخواهند بود.
این معترضان همچنین اعلام کردند، با توجه به اوضاع فعلی، شهروندانی که حق رای دارند نمی توانند نظرات خود را بیان کنند و باید ساکت باشند.
آینده ما را تباه نکنید، آینده مردم را معامله نکنید، فساد بس است، کاهش بودجه ممنوع، بیائید وال استریت را مجبور به پرداخت مالیات بکنیم نه مردم را، سود مهمتر از انسان ها شده است، وال استریت، مالیات ها را پس بده، حقوق و دستمزد عادلانه می خواهیم و به جای جنگ افروزی ایجاد شغل کنید» اینها شعارهایی بود که روی پلاکارد معترضان آمریکایی نوشته شده بود.
مردم آمریکا در این تظاهرات خشم خود را از سیاست های اقتصادی اوباما نشان داده و بر ادامه دار بودن این اعتراض ها تاکید کردند.
نکته جالب توجه این که معترضان آمریکایی به جای ستاره های موجود در پرچم کشورشان علائم و لوگوهای برخی شرکت های بزرگ آمریکایی را هک کرده و نسبت به تبعیض گسترده در کشورشان شعار دادند.

تعدادی از متخصصین و مهندسین نیروی دریایی جمهوری آذربایجان برای شرکت در دوره های آموزشی مشترک نظامی به آمریکا عزیمت کردند.
به گزارش ایرنا، وزارت دفاع جمهوری آذربایجان اعلام کرد، دوره آموزش مشترک نظامیان نیروی دریایی جمهوری آذربایجان از روز 28شهریور ماه در دو ایالت بوستون و ماساچوست آمریکا آغاز می شود و به مدت پنج روز ادامه خواهد داشت.دراین مرحله تعدادی از نیروهای دریایی جمهوری آذربایجان دوره آموزشی ویژه خود را با نظامیان آمریکایی برگزار خواهند کرد.
گفتنی است به دنبال انتقاد شدید مقامات آمریکایی از وضعیت سیاسی و حقوق بشری درجمهوری آذربایجان، این کشور از اردیبهشت ماه سال جاری برگزاری هرگونه دوره های آموزشی و مانورهای مشترک با نظامیان آمریکایی را به تعویق انداخته بود.

دیپلمات‌های عرب در خلیج فارس فاش کردند که نخست‌وزیر قطر در سفری محرمانه به فلسطین اشغالی تلاش کرده است سران صهیونیست را متقاعد کند که آتش حمله به سوریه دامن این رژیم را نمیگیرد.
به گزارش مشرق، پایگاه خبری میدل‌ایست آنلاین به نقل از دیپلمات‌های عرب خلیج فارس اعلام کرد که «اخباری منتشر شده است که حمد بن جاسم آل بن جبر آل ثانی نخست وزیر و وزیر خارجه قطر اخیرا در سفر محرمانه به اسرائیل، از آنان خواسته است تا لابی اسرائیل در کنگره آمریکا را متقاعد کنند که ملاحظات خود درباره دخالت بین‌المللی در سوریه را بردارند».

خبرگزاری النخیل عراق نیز با اشاره به این خبر به نقل از ناظران بین‌المللی نوشت: ملاحظه داشتن لابی اسرائیل و سران تل‌آویو درباره حمله یا عدم حمله به سوریه، نه به این دلیل است که آنان خواهان این نظام هستند، بلکه به این دلیل است که بشدت نگرانند آتش حمله به سوریه همه منطقه و دامان اسرائیل را نیز بگیرد.

سوریه از ماه مارس گذشته شاهد فعالیت گروهک‌های مسلحی است که تلاش کردند با فعالیت در شهرهای مرزی، مردم این کشور را علیه دولت سوریه تحریک کنند که نتیجه این فعالیت تاکنون کشته شدن صدها شهروند و صدها نیروی امنیتی سوریه بوده است که آمریکا و اروپا با حمایت از این گروهک‌ها تاکنون تلاش زیادی برای تضعیف یا سرنگونی دولت بشار اسد انجام داده‌اند.

میدل‌ایست آنلاین افزود: از طرف دیگر مذاکرات این مسئول قطری در اسرائیل برای قانع کردن سران تل‌آویو برای پذیرفتن کشور فلسطینی و ورود به مذاکرات جدی صلح برای پایان دادن به منازعه عربی اسرائیلی نیز بوده است.

در این خبر به زمان سفر وزیر خارجه قطر به رژیم صهیونیستی اشاره‌ای نشده است ولی در خصوص مناسبات قطر و این رژیم آمده است که امیر قطر اخیرا در مصاحبه با شبکه الجزیره اعلام کرد که تماس‌های قطر و اسرائیل همچنان ادامه دارد هر چند که اسرائیل قطر را دشمن خود می‌داند نه دوست خود.

جهان – چندی است که رجب طیب اردوغان که روزگاری پیروزی وی در انتخابات ترکیه جشن گرفته می‌شد و به نماد اسلام‌گرایی در برابر لائیسیته بدل شده بود، کاملا نزد دستگاه دیپلماسی کشورمان و به تبع آن رسانه‌های داخلی تغییر چهره داده و به یک غرب‌گرای تمام‌عیار تبدیل شده است که حتی درگیری و اختلاف وی با رژیم صهیونیستی نیز نمایشی بیش نیست!

اصلی در دیپلماسی وجود دارد که بنابر آن از پی هر کندروی تندروی است و از پی هر تندروی، کندروی. مساله اصلی و سوال واقعی این است که از ابتدا چه کسی با خروج از جاده اعتدال، به این باور رسید که اردوغان یک اسلام‌گرا است که اکنون لازم باشد با حملات تند تبلیغاتی، این باور به وجود آمده در جامعه را پالایش کرد؟ بدیهی است این تحلیل اشتباه، تحلیل دستگاه دیپلماسی کشور بود و جالب اینجاست که این دستگاه اکنون بزرگ‌ترین مدعی مخالفت با اردوغان و سیاست‌های او در خصوص سپر دفاع موشکی ناتو و حمایت از اپوزیسیون سوریه است! کسی هم این سوال را مطرح نمی‌کند که چرا تحلیل‌های غلط گذشته مورد مداقه قرار نگرفت و به اندازه کافی پالایش نشد تا به واقع‌گرایی نزدیک‌تر شود؟

واقعیت آن است که اردوغان و حزب عدالت و توسعه ترکیه از ابتدا در چارچوب قانون اساسی سکولار این کشور پا به عرصه رقابت سیاسی گذاشتند و هر چند مسلمان بودند اما اسلام آنان، اسلام سکولار و عرفی بود. اسلامی که از یکسو به عبادات توجه دارد و از سوی دیگر با رواج انواع فساد در جامعه نیز مشکلی ندارد. در همین دوران حکومت اردوغان، آزادی‌های غربی در جامعه ترکیه رواج داشت و با هیچ منعی نیز مواجه نشد.

نکته دیگری که باید تحلیل‌گران دستگاه دیپلماسی را از مدت‌ها پیش به فکر وامی‌داشت این بود که چرا ترکیه از ناتو خارج نمی‌شود؟ اگر دولت ترکیه واقعا اسلام‌گرا است، چرا به پیوند نامیمون خود با ناتو ادامه می‌دهد؟

از سوی دیگر، اردوغان کجا ادعای اسلام‌گرایی کرده بود که دستگاه دیپلماسی ایران سعی داشت به هر ترتیب ممکن اسلام‌گرایی را به وی نسبت دهد؟ دولت ترکیه تنها یک‌سری آزادی مذهبی بیشتر در داخل این کشور قائل شد و دست به بهبود روابط با کشورهای منطقه زد که هیچکدام جز ایران حکومتی اسلامی ندارند. دفاع وی از مردم غزه را نیز باید در چارچوب منافع ملی ترکیه و منافع حزب عدالت و توسعه ارزیابی کرد. اولا مسئله کشتار جنگ ۲۲ روزه و محاصره نوار غزه توسط رژیم اسرائیل به حدی رسوا بود که موضع نگرفتن در برابر آن هزینه‌ای بسیار بالا داشت و از دیگر سو، کشوری که قصد داشت در منطقه مشروعیت داشته باشد، چاره‌ای جز موضع‌گیری در برابر آن نداشت. ترکیه در شرایط ناگواری بود که اتحادیه اروپا با نپذیرفتن عضویت آن به وجود آورده بود، لذا قصد داشت آبروی از دست رفته در اروپا را با کسب مشروعیت در ایران منطقه جبران کند.

انصافا باید اذعان کرد که اردوغان در برخورد با شیمون پرز در اجلاس داووس هنرمندانه عمل کرد. تندی کلام وی از یکسو و نوع ترک اجلاس داووس از سوی دیگر و سپس مراسم استقبالی که در ترکیه از وی برگزار شد، توانست برای او اعتبار زیادی کسب کند. این اعتبار با حمایت از اعزام کاروان آزادی و شهادت ۹ فعال ترک در این کشتی افزایش نیز یافت. موضع‌گیری‌های تند ترکیه پس از این واقعه و محکومیت جنایت اسرائیل در کاروان آزادی از سوی افکار عمومی جهان، امتیاز بزرگی برای ترکیه محسوب می‌شد.

بدیهی است که این وقایع، وقایع کوچکی نبودند و از نظر سیاسی و بعد تبلیغاتی نیز از اهمیتی به سزا برخوردار بودند. اما مسئله تحلیل ریشه‌ای این وقایع بود که هرگز انجام نشد. ترکیه به عنوان کشوری که می‌خواست در منطقه به آبرویی دست پیدا کند – که پیدا کرد- و سال‌ها خاطره آتاتورکیسم را از اذهان بزداید، فرصت جنگ غزه را بهترین فرصت می‌دید. صد البته در مواجهه بین ترکیه و رژیم صهیونیستی، چه آن زمان و چه امروز، سیاست اصولی کشورمان حکم می‌کند که ما در صف مخالف رژیم صهیونیستی قرار بگیریم اما اینکه این اختلافات را عمیق تر از آنچه هست تصور کنیم، به واقع جز ساده‌انگاری چیزی نیست.

اما به هر حال، با گذشت زمان و بخصوص پس از وقایع سوریه، سیاست لائیک دولت اردوغان از پرده بیرون افتاد. اردوغان در جریان سوریه به مخالفت با دولتی برخاست که اولا خود عزم اصلاحات داشت و ثانیا از اعضای اصلی جبهه مقاومت در برابر صهیونیسم بود. اردوغان می‌توانست در میدان سوریه ضمن حمایت از اصلاحات، در آرام کردن اوضاع تلاش کند اما این کار را نکرد چرا که احساس می‌کرد باید اغتشاشات سوریه را با تحلیلی غربگرایانه جزئی از بهار عربی بینگارد و از فرصت به دست آمده برای کسب حمایت افکار عمومی به نفع خود بهره بیشتر ببرد.

از سوی دیگر، اردوغان که روزی خود را حامی حقوق هسته‌ای ملت ایران نشان می‌داد، این بار پذیرای سیستمی موشکی شد که بانیان آن رسما آن را بر ضد ایران می‌دانند! این سیستم موشکی در ادامه همان سیاست بقای در ناتو در ترکیه جای گرفت که هرگز به درستی تحلیل نشد.

این سیاست‌های جدید دولت اردوغان کار را به آنجا رساند که حتی اخراج سفیر رژیم صهیونیستی از خاک ترکیه و کاهش سطح روابط ترکیه با این رژیم را نیز دیگر بی‌اهمیت جلوه داد. بدیهی است که اگر چند ماه پیش این اتفاق می‌افتاد، دستگاه دیپلماسی ایران به‌به و چه‌چه بسیاری برای آن به راه می‌انداخت. امروز هم در خصوص اخراج سفیر رژیم صهیونیستی نه باید تندروی کرد و نه کندروی. این اخراج ناشی از عدم عذرخواهی اسرائیل بوده و اگر فردا کابینه نتانیاهو تحت فشار احزاب مخالف از ترکیه عذرخواهی کند، همه چیز تمام می‌شود. اختلاف بین ترکیه و اسرائیل وجود دارد و صوری هم نیست و می‌توان از آن بهره‌برداری تبلیغاتی و دیپلماتیک هم کرد، اما در همین حد است و نه بیشتر.

از دستگاه دیپلماسی انتظار می‌رود که واقع‌گرا باشد و در حقیقت آن‌قدر که این انتظار از دستگاه مزبور وجود دارد، از هیچ دستگاهی وجود ندارد. کار دستگاه دیپلماسی ایران در قبال ترکیه طی سال‌های اخیر جز تندروی یا کندروی نبوده است، یک روز شخصی علیه ترکیه سخنرانی می‌کند و آن را متهم به ژینوساید می‌کند و روز دیگر اردوغان نماد اسلام‌گرایی ملت ترکیه جلوه داده می‌شود.

البته اشاره به این واقعیت نیز ضروری است که اکثریت ملت ترکیه ملتی عمیقا اسلام‌خواه است و اقبال آن به حزب عدالت و توسعه نیز تنها به خاطر آزادی‌های مذهبی است که این حزب به آن داده و اصلاحاتی است که به رغم خواست نظامیان لائیک در قانون اساسی این کشور اعمال کرده است و البته در کنار این دو موفقیت‌های اقتصادی حزب عدالت و توسعه نیز مدنظر است.

در تحلیل احزاب و جریانات سیاسی و بین‌المللی نباید سطحی‌نگر بود. امید است در ادامه شاهد چنین برآوردهای سطحی‌نگرانه‌ای نباشیم و هرچیزی را در جای خود و در حد خود تحلیل کنیم، نه از کاه کوه بسازیم و نه از کوه، کاه! می‌توان از برخی سیاست‌های ضدصهیونیستی اردوغان استقبال کرد اما باید به برخی سیاست‌های وی نیز انتقاد داشت. این همان واقع‌گرایی است که باید در دستور کار دستگاه دیپلماسی ایران قرار گیرد.

یک کارشناس فاش کرد مردم یمن اخیرا با سلاح‌های دوزمانه‌ای کشته شده‌اند که ساخت رژیم صهیونیستی است و عربستان پس از خریداری، آن را در اختیار رژیم یمن قرار داده است.
خبرگزاری فارس: کشتار مردم یمن با سلاح‌های دوزمانه اسرائیلی

به گزارش فارس، در پی کشتار وحشیانه مردم یمن، یک کارشناس سلاح و مهمات باتوجه به نوع جراحت وارده به مردم یمن در حوادث روز دوشنبه در گفت‌وگو با خبرگزاری فارس اعلام کرد: نوع جراحت‌های ایجاد شده حاکی از آن است که سلا‌ح‌های به کار گرفته شده در سرکوب تظاهرات مردم انقلابی یمن از نوع سلاح‌های انفجاری، دوزمانه ساخت رژیم صهیونیستی است که اخیرا توسط رژیم سعودی خریداری و در اختیار گارد ریاست جمهوری یمن قرار گرفته است.

سرهنگ بازنشسته عبدالفتاح بن جبیر با اظهار این نکته که این نوع سلاح پیشرفته حاوی گلوله گازی، انفجاری موسوم به دمدم است که پس از ورود به بدن با انفجار ثاویه محل جراحت را منفجر و موجب شکاف در عمق بدن می‌شود آن را سلاحی غیرمتعارف و ضد انسانی توصیف کرد.

وی تاکید کرد: چنانچه در آینده این سلاح به دست مردم انقلابی بیفتد قطعا تبعات ناگواری را برای رژیم فعلی اعم از نظامیان و دولتمردان یمنی به دنبال خواهد داشت.

سرهنگ عبدالفتاح بن جبیر با اظهار نگرانی از روند رو به رو رشد این ناآرامی‌ها آینده‌ای شبیه به آنچه در مورد سفارت رژیم صهیونیستی در مصر رخ داد برای سفارت عربستان در یمن نیز پیش‌بینی کرد.

چندی پیش پایگاه خبری حرمین فاش کرد که عربستان سعودی در هفته گذشته شماری امکانات و ابزار نظامی و زرهی در بندر عدن یمن برای کمک به رژیم حاکم در این کشور تخلیه کرده است.

روز گذشته نیروهای یمنی در حمله به تظاهرات‌کنندگان 26 نفر را کشتند و صدها نفر را که برخی منابع شمار آن را بیش از 500 نفر اعلام کردند، مجروح کردند.

جاستین لین فیلم‌ساز جوان سینما که با هدف احیای ترمیناتور و کارگردانی پنجمین قسمت این مجموعه فیلم علمی – تخیلی و اکشن دعوت شده، به دیدار آرنولد شوارتزنگر و جیمز کامرون بازیگر و کارگردان اصلی این مجموعه فیلم رفت.
به گزارش فارس، هدف از این دیدار بحث درباره قسمت بعدی «ترمیناتور» بود و لین با دیدگاه‌ها و نظرات این دو در زمینه قصه قسمت پنجم آگاه شد.
به گفته جاستین لین: «می‌خواستم نظر جیمز کامرون را در ارتباط با این پروژه بدانم و برایم خیلی مهم است که می‌دیدم چه طرح‌هایی در این رابطه دارد.»
این فیلم‌ساز که از دوستداران مجموعه فیلم «ترمیناتور» است، فاش کرد که قبل از این چند بار تلفنی با کامرون و آرنولد صحبت کرده است.
لین می‌گوید: «با آن که جیمز کامرون بخشی از پروژه‌ «ترمیناتور5» نیست، ولی بسیار مایل است که با من همکاری و هم‌فکری کند. او نه فقط کارگردان فیلم نیست، بلکه در امر تولید آن هم نقشی ندارد و یکی از تهیه‌کنندگان آن نیست. ولی به عنوان یک فیلم‌ساز همکاری بسیار خوبی با یک همکار خود دارد و نکات خیلی خوبی را در رابطه با کارگردانی این فیلم به من گفته است.»
هنوز زمان دقیقی برای شروع کار تولید قسمت پنجم «ترمیناتور» اعلام نشده و معلوم نیست که آرنولد شوارتزنگر با این پروژه همکار می‌کند یا خیر.
احتمال زیادی وجود دارد وین‌دیزل دوست لین (که از او به عنوان رقیب آرنولد اسم می‌برند) نقش اصلی قسمت جدید فیلم را بازی کند.
دیزل و لین طی دو سال اخیر در دو قسمت جدید مجموعه فیلم «سریع و آتشی» با یکدیگر کار کرده‌اند. این فیلم‌ها فروش خوبی در جدول گیشه نمایش داشته‌اند.
جاستین لین گفته قصد دارد «ترمیناتور» را نیز مثل مجموعه فیلم «سریع و آتشی» احیا و دوباره‌سازی کند.
چهارمین قسمت «ترمیناتور» که دو سال قبل اکران عمومی شد، شکست تجاری خورد و منتقدان سینمایی هم نقدهایی منفی بر روی آن نوشتند.
عدم موفقیت مالی و انتقادی فیلم باعث شد تا تهیه کنندگان آن تصمیم بگیرند فکری اساسی درباره این پروژه کنند.

همزمان با بسیج وکلای حقوقی برخی کشورهای عربی با حمایت‌های مالی آمریکا و عربستان سعودی برای تبرئه دیکتاتور مصر از جنایت‌هایش، 13 وکیل حقوقی اسرائیلی نیز برای دفاع از وی داوطلب شدند.

به گزارش فارس به نقل از رسانه‌‌های مصر، "اوری گای رون" وکیل اسرائیلی اعلام کرد که سندیکای وکلای اسرائیل در حال بررسی اعزام وکلای مدافع اسرائیلی برای دفاع از "حسنی مبارک" است.

وی افزود که در حال حاضر 13 وکیل مدافع حقوقی برای دفاع از مبارک و حضور در جلسه محاکمه مجدد وی که قرار است 24 سپتامبر (2 مهر) برگزار شود، داوطلب شده‌اند.

اوایل ماه جاری نیز یک هیئت از وکلای کویتی برای حضور در سومین جلسه دادگاه مبارک به مصر آمدند که این مسئله خشم انقلابیون مصر را برانگیخت.

از سوی دیگر یک منبع نزدیک به خانواده مبارک فاش کرد که "سوزان مبارک" همسر مبارک چند روز پیش با حضور در سفارت انگلیس گذرنامه‌های انگلیسی خانواده را بدون هیچ مشکلی تمدید کرده است و در حال آماده‌سازی مقدمات سفر تمامی اعضای خانواده پس از پایان دادگاه است.

به گفته این منبع یک وکیل مجرب انگلیسی که به مسائل حقوقی مصر نیز آشنایی کامل دارد، بنا به درخواست یک کشور بزرگ عربی به مصر آمده است و یک هیئت سری مربوط به این کشور عربی حمایت‌های مالی از عملیات رهایی متهمان از محاکمه را دنبال می‌کند.

بنابر این گزارش این وکیل انگلیسی از هیئت سری عربی مبلغ 3 میلیون دلار دریافت کرده و حتی با وی به طور رسمی قرارداد امضا کرده‌ است تا 12 ماه یعنی تا پایان محاکمه مبارک در قاهره باقی بماند و راهنمایی‌های حقوقی لازم در این باره را ارائه کند.

بنیاد ملی بازی های رایانه ای، بازی رایانه ای quotation mark مختارنامه quotation mark را تولید می کند.

رییس این بنیاد در مصاحبه با واحدمرکزی خبر، با اعلام این خبر گفت: تولید بازی های رایانه ای براساس فیلم ها و سریال های موفق،‌ یکی از جذاب ترین بخش های تولید بازی های رایانه ای در جهان محسوب می شود.

مینایی اضافه کرد: با توجه به موفقیت و تاثیرگذاری سریال تلویزیونی مختارنامه، تولید بازی رایانه ای براساس این سریال در دستور کار بنیاد ملی بازی های رایانه ای کشور قرار گرفت.

وی افزود: جلسات متعددی با تولید کنندگان سریال مختارنامه انجام شده و فیلم نامه این سریال نیز در اختیار ما قرار گرفته است.

رییس بنیاد ملی بازی های رایانه ای گفت: هم اکنون عوامل تولید با حضور در شهرک فیلمبرداری مختارنامه، عکاسی اولیه از محل به طور کامل انجام شده است.

وی افزود: با شرکت تولید کننده فنی این بازی رایانه ای نیز به توافق رسیده ایم و به زودی قرارداد نهایی امضا می شود. آقای مینایی گفت: quotation mark ملک سلیمان quotation mark و quotation mark ‌راه آبی ابریشم quotation mark از دیگر آثار سینمایی است که در حال بحث و بررسی درباره تولید بازی رایانه ای آن هستیم.

وی افزود: هم اکنون بازی های رایانه ای ذوالقرنین، ‌تهران1500و قلب سیمرغ در بنیاد ملی بازی های رایانه ای در حال تولید است. صدا و تصویر دارد

یک پایگاه عرب زبان با اشاره به نقش منفی ریاض در عراق از تمایل عربستان برای ادامه حضور نظامیان آمریکایی در این کشور خبر داده است.

به گزارش مهر، خبرگزاری النخیل در مطلبی به نقل از "می یمانی" نویسنده سعودی آورده است: از زمان سرنگونی صدام حسین، آمریکا عربستان را تشویق به حضور سیاسی و سرمایه گذاری در بخشهای اقتصادی این کشور کرده، اما رویکرد سعودی ها مثبت نبوده است.
عربستان مانع فتواهای تکفیری علیه شیعیان نشده و حکومتهای سنی عربستان، اردن و کشورهای حوزه خلیج فارس تقریبا نفوذی در عراق ندارند زیرا نقش منفی در این کشور ایفا کرده اند و از تروریسم حمایت مستقیمی داشته اند.
یمانی می نویسد: عربستان نگران است که عراق بتواند همانند قبل نقش قوی در منطقه ایفا کند و سلطه ریاض بر کشورهای حوزه خیلج فارس را از بین ببرد و به همین دلیل است که سفارت خود را درعراق تاکنون بازگشایی نکرده است.
وی نوشت: عربستان نگران است که با افزایش قیمت نفت در بازارهای جهانی اقتصاد عراق و ایران قوی شود و به تبع آن نفوذ آنها گسترده تر شود و تلاش می کند که اقتصادهای رقیب را تضعیف کند.
حاکمان سعودی و کشورهای حوزه خیلج فارس مایل به ادامه حضور آمریکا در عراق با هدف کنترل بغداد هستند به ویژه که کویت علاوه بر نبخشیدن بدهی های عراق که مربوط به دوره صدام است سعی می کند که بندری تاسیس کند که دسترسی عراق به خلیج فارس را محدود کند.
این نویسنده سعودی می نویسد: اکثریت عراقی ها از عملکرد عربستان سعودی ناخرسند هستند.ریاض علاوه بر دخالت در کشتار صدها هزار عراقی پس از جنگ سال 2003 ، ملیاردها دلار برای ساخت دیوار امنیتی حائل در مرز با عراق خرج کرده است تا مانع سرایت خشونت موجود در عراق به این کشور شود.
عربستان خیلی دوست دارد که چرخ زمان به عقب بازگردد و اقلیت سنی عراق دوباره حاکم شوند این کشورها به همراه همپیمانانش در منطقه در حق عراق جفا کرده و مانع ایفای نقش سیاسی  آن در جهان عرب شده است زیرا جدای از بهارعربی یکی از دلایلی که مانع برگزاری نشست سران عرب در بغداد است مخالفت کشورهای حوزه خلیج فارس و عربستان است.

عصر ایران:

همیشه در لابه لای وقایع تاریخی حقایق پنهانی وجود دارند که سالها بعد پیدا می شوند و خواننده را شگفت زده می کنند.جمعه گذشته  بیست و نهمین سالگرد کشتار صبرا و شتیلا بود ؛ فاجعه ای که در آن صدها تن از آوارگان ساکن اردوگاه های صبرا و شتیلا به دست شبه نظامیان مسیحی تحت حمایت ارتش اسراییل به خاک و خون کشیده شدند.

از تعداد کشته شدگان این فاجعه آمار دقیقی در دسترس نیست چرا که به ادعای بازماندگان معدود فاجعه به غیر از گور دستجمعی که در محل کشتار در منطقه الغبیری بیروت جنوبی برای قربانیان حفر شده ، تعداد زیادی در اماکن دیگر مانند "ملعب الریاضی" مدفون شده اند.
کشف این گورهای دسته جمعی چندان دشوار نیست،کافی است روزی دولت تصمیم بگیرد که طرح مترو بیروت را اجرا کند آنگاه است که ابعاد هولوکاست معاصر فلسطینی آشکار می شود.

اما در میان قربانیان حادثه 16 سپتامبر 1982 در اردوگاه های صبرا و شتیلا تعداد زیادی غیر فلسطینی نیز وجود دارند که روزنامه السفیر چاپ بیروت پس از گذشت سه دهه از آن پرده برداشت و خبر دردناک برای ما ایرانی ها این است که در میان شهداء این فاجعه هولناک 21 ایرانی نیز وجود داشتند که در همه این سال ها هیچ سخنی از آنها در هیچ جا گفته نشده است!

منبع خبر روزنامه السفیر گزارش رسمی قاضی دادگاه نظامی وقت اسعد جرمانوس است که هیچ گاه منتشر نشده است.

اینکه چرا در آن زمان این گزارش ناپدید شد کاملا روشن است.دادگاه نظامی لبنان زیر نظر رئیس جمهور این کشور فعالیت می کند که بر مبنای قانون اساسی این کشور باید از میان مسیحیان مارونی انتخاب شود ؛ رئیس جمهور آن زمان لبنان کسی نبود جز امین جمیل،رهبر کنونی حزب کتائب که نظامیان تحت فرماندهی پدرش پیر جمیل(رهبر وقت حزب) به همراه یگان هایی از شبه نظامیان قوات لبنانی به فرماندهی سمیر جعجع و حزب مسیحی ملی گرایان آزاد به رهبری کمیل شمعون و شبه نظامیان وابسته به سعد حداد مرتکب آن جنایت هولناک شدند و طبیعی است که امین جمیل مانع از انتشار گزارشی شود که پدر و حزب متبوعش محکوم شوند.
بنابراین باید افرادی مانند ایلی حقیبه ترور می شدند تا متهمین اصلی در پشت خط قرمز عدالت آسوده باشد.

جالب است بدانید که امروز این احزاب مسلح و جنایتکار طرفدار حقیقت شده اند و به صف حامیان دادگاه بین المللی ترور نخست وزیر سابق لبنان رفیق حریری پیوسته اند که حزب الله را محکوم به ترور کرده است! بالاخره اینجا لبنان است جایی که گرگ لباس گوسفند می پوشد و روباه رفیق چوپان می شود!

اگر خبر روزنامه السفیر صحیح باشد که معمولا اینچنین است،شکی نیست این 21 مبارز ایرانی در شب تاریک 16 سپتامبرحومه جنوبی بیروت برای دفاع از اردوگاه و جلوگیری از قتل عام زنان و کودکان بی دفاع وارد اردوگاه فلسطینیان شده بودند.

قطعا آنها می دانستند که بواسطه حمایت مستقیم نظامیان اسراییلی از عملیات شبه نظامیان مسیحی، پا در عرصه خطرناکی گذاشته اند و تاریخ هیچ گاه از آنها نخواهد نوشت اما آنها رفتند تا بی ادعا از مظلوم دفاع کنند.

اینکه این جوانان ایرانی در آن سالها در لبنان چه می کردند تاریخ نانوشته ای نیست و با رجوع به تاریخ سالهای آغازین دهه شصت خودمان می توان به چرایی آن پی برد.

السفیر از اسامی این شهدای ایرانی و محل دفن آنها هیچ اطلاعاتی منتشر نکرده است ،‌اما آیا در ایران نیز کسی از این مردان ایرانی ،‌ نام و نشانی در دست ندارد؟

نیروهای آل خلیفه برای سرکوب تظاهرکنندگان از بالگرد استفاده کردند.

به گزارش واحد مرکزی خبر به نقل از روز جمعه پایگاه اطلاع رسانی شبکه العالم، صدها بحرینی امروز برای درخواست سرنگونی رژیم آل خلیفه در شهر بنی جمره تظاهرات کردند.

تظاهرکنندگان با سردادن شعارهایی حضور اشغالگران سعودی در کشورشان را محکوم کرده و خواستار اخراج سریع آنها شدند.

شرکت کنندگان در این تظاهرات همچنین از کشورهای دنیا خواستند برای توقف خون ریزی های رژیم آل خلیفه در بحرین وارد عمل شوند.

نیروهای آل خلیفه امروز برای تعقیب و متفرق کردن تظاهرکنندگان در بیشتر روستاها و مناطق این کشور، از بالگرد استفاده کردند.

براساس تصاویری که شبکه العالم به دست آورده است، بالگردهای رژیم آل خلیفه با پرواز بر فراز مناطقی که مردم درحال تظاهرات هستند، اطلاعات لازم را در اختیار نیروهای این رژیم که از سوی سعودی ها حمایت می شوند، قرار می دهند.

از سوی دیگر، نیروهای رژیم آل خلیفه امروز پیکر شهید "جواد احمد هاشم مرهون" را به خانواده اش تحویل دادند.

مرهون در جریان حملات نیروهای آل خلیفه بر اثر شلیک گاز اشک آور داخل منزلش در شهر ستره، به شهادت رسید.

خانواده این شهید تاکید کرده است که قصد دارد به دلیل شهادت شمار بسیاری از تظاهرکنندگان با گازهای سمی، ضد رژیم آل خلیفه و نیروهای سعودی در دادگاه لاهه شکایت کند.  

به گزارش مشرق به نقل از سایت شبکه فلسطین الیوم، در پی حمله اخیر مصری‌ها به سفارت رژیم صهیونیستی در قاهره، یک کارشناس مسائل امنیتی اعلام کرد که موساد عملیات کنترل و جاسوسی درخصوص پایگاه‌های اینترنتی وابسته به انقلاب‌های اعراب را آغاز کرده است.

وی افزود: گزارش‌های امنیتی حاکی از آن است که موساد عملیات کنترل صفحات اینترنت و فیس‌بوک را به منظور شناسایی عاملان حمله اخیر به سفارت اسرائیل در قاهره آغاز کرده است.

این کارشناس امنیتی در ادامه گفت: موساد می‌کوشد با استفاده از شیوه‌های گوناگون و جمع‌آوری اطلاعات، تصویر کاملی از کشورهای همسایه اسرائیل و به ویژه تغییراتی که در پی انقلا‌ب‌های عربی در منطقه ایجاد شده است، به دست آورد.

وی همچنین با بیان این مطلب که رژیم صهیونیستی تلاش می‌کند با جمع‌آوری اطلاعات، از وقوع هرگونه پیشامد ناگهانی در آینده ممانعت کند، نسبت به انتشار اطلاعاتی علیه مقاومت و انقلاب‌های عربی که این رژیم از این اطلاعات به ضرر آن‌ها استفاده خواهد کرد، هشدار داد.

مقامات رژیم صهیونیستی از ترس برگزاری تظاهراتی گسترده علیه این رژیم در اردن مانند آنچه در مصر رخ داد، به سفیر و دیپلمات های خود در اردن دستور دادند تا با فوریت خاک این کشور را ترک کنند.
به گزارش مشرق به نقل از العالم، رادیو رژیم صهیونیستی شامگاه چهارشنبه، دستور فرار دیپلمات های این رژیم از اردن به دلیل ترس از برگزاری تظاهراتی گسترده ضداسراییلی در امان و دیگر شهرهای اردن را اعلام کرد.
رسانه های رژیم صهیونیستی نیز اعلام کرده اند که سفارت این رژیم در امان پایتخت اردن تعطیل شده است.
سفارت رژیم صهیونیستی در امان معمولا روزهای پنجشنبه و جمعه تعطیل بود اما از دیروز این سفارتخانه تعطیل شده است.
روزنامه صهیونیستی (هاآرتص) نوشت که این دستور را " بنیامین نتانیاهو" نخست وزیر و " آویگدور لیبرمن" وزیر خارجه رژیم صهیونیستی صادر کرده اند.
هاآرتص همچنین نوشت که دیروز تظاهراتی در پایتخت اردن در مقابل سفارت آمریکا برگزار شد و تظاهر کنندگان پرچم های آمریکا و اسراییل را به آتش کشیدند.
روز جمعه گذشته نیز تظاهرکنندگان خشمگین مصری در مقابل سفارت رژیم صهیونیستی در قاهره تظاهرات کردند و پرچم این رژیم را به زیر کشیدند.
بعداز این تظاهرات سفیر و دیپلمات های رژیم صهیونیستی مجبور شدند با حمایت یگانی ازارتش مصر و با یک فروند بالگرد از مصر فرار کنند.
سفر به سه کشور کوزوو، بوسنی و هرزگوین و رومانی در چند هفته گذشته جنبه متفاوتی از سیاست خارجی فعال ترکیه که توسط وزیر خارجه احمد داوود اوغلو هدایت می‌شود را به نمایش گذاشت.

به گزارش مشرق، داوود اوغلو در شهر‌های پریشتینا و پریزرن در کوزوو و همچنین شهر موستار در بوسنی و هرزگوین، نماز تراویح را به جای آورد. بعلاوه، وی نماز عید فطر را در مسجد غازی خسرو بیگ شهر سارایوو خواند. در شهر کونستانس واقع در کشور رومانی، وی در مسجد تاریخی هانکار نماز ظهرش را اقامه کرد و در آنجا در دیدار با ساکنان محلی شهر عید فطر را تبریک گفت.

روش و شیوه داوود اوغلو در برقراری روابط با بخش‌های مختلف مردم در کشورهایی که از آنها بازدید نموده است تفاوت اساسی با وزرای خارجه ترکیه قبل از روی کار آمدن حزب عدالت و توسعه در سال 2002 دارد. قبل از 2002، وزرای خارجه ترکیه تنها با اجتماعات ترک دیدار می‌کردند. داوود اوغلو از طریق تماس با ساکنین محلی در مساجد قادر است تا روابط نزدیکی با مردم برقرار کند. این مردم با فرهنگ ترکیه از مجرای میراث امپراتوری عثمانی در منطقه آشنا هستند.

سفر داوود اوغلو به منطقه مصادف با زمانی شد که رسانه‌های منطقه فرضیاتی را مطرح کردند مبنی بر اینکه دولت ترکیه از یک سیاست خارجی «نئو عثمانی» در خاورمیانه و بالکان، یعنی سرزمین‌های متعلق به امپراتوری عثمانی تا قرن بیستم، پیروی می‌کند. این واقعیت که سفر داوود اوغلو به منطقه با سفر جداگانه دو تن از معاونان وزرا و دو وزیر دنبال شد، بیش از پیش این فرضیه را قوت می‌بخشد.

با این وجود، جو گرم دیدار و گفتگوی داوود اوغلو با مردم در مسجد سلطان فاتح در پریشتینا و مسجد سنان پاشا در پریزرن تحت‌الشعاع مباحث ملی‌گرایانه از سوی مردم منطقه یا دولت‌های محلی قرار نگرفت.

مساجد به مکان‌هایی برای ارتباط مردم منطقه با ترکیه علی رغم تعصبات علیه ترک‌ها تبدیل شده‌اند. این تعصبات به نظر، بازمانده دوران کمونیست در منطقه است. در آن دوران تبلیغات ضد عثمانی به شدت رواج داشت. به تدریج مذهب خود را به عنوان یکی از مهم‌ترین مشخصه‌های مشترک بین این مناطق و ترکیه نشان می‌دهد.

داوود اوغلو در گفتگو با مردم یا ایراد سخنرانی‌ها برای ساکنین بعد از اقامه نماز در مساجد این مناطق، تلاش کرد تا از زبان مثبتی برای تاکید بر اهمیت اتحاد و یکپارچگی تحت نام اتحادیه اروپا استفاده کند. داوود اوغلو مکرراً در سخنرانی‌های خود تاکید کرد که فرایند عضویت در اتحادیه اروپا منطقه را تبدیل به یک منطقه صلح و با ثبات خواهد کرد. وی گفت که این منطقه می‌تواند آینده مشترک خود را بر اساس میراث و تاریخ مشترک خود بنا کند.

در پریشتینا داوود اوغلو گفت که وی معتقد است برچسب جدید «نئو عثمانی» برای تلاش‌های ترکیه در بالکان ریشه در عدم راحتی برخی نسبت به نفوذ ترکیه در منطقه دارد و این برچسب به عنوان ابزاری برای گسترش ترس درباره انگیزه‌های ترکیه در این کشور به کار می‌رود.

داوود اوغلو اشاره کرد که نقش فزاینده ترکیه در منطقه به عنوان میانجی و همچنین یک کشور سیاست‌ساز منجر به برانگیختن عکس‌العمل‌هایی از سوی برخی شده که همین مسئله سبب شده تا آنها این تلاش‌های ترکیه را حرکات نئو عثمانی بنامند. وزیر خارجه ترکیه گفت که به اعتقاد وی این تلاش‌های ترکیه «طبیعی» بوده و بیانگر پدیداری روزافزون ترکیه در مناطق بالکان است.

داوود اوغلو در حالی که به وضوح بیان کرد که با ادعاها مبنی بر طرز فکر نئو عثمانی به شدت مخالفت است، گفت: «عکس‌العمل‌های در هم آمیخته‌ای می‌بینم، هم خوب و هم بد.»

وی این‌طور استدلال کرد: «برخی از این تعابیر استفاده می‌کنند تا ترس و احساس «انتقام»‌ را برانگیخته تا از نفوذ فزاینده ما در بالکان بکاهند»، و تشریح کرد که منبع این ناراحتی‌ها در نقش ترکیه در ایجاد روابط بین کشورها در منطقه شامل روابط بین صربستان، بوسنی و ترکیه نهفته است.

همچنین داوود اوغلو با اشاره به دیدارهای مکرر خود از منطقه در طول دو سال گذشته گفت: «چنین فعالیتی (بازدیدهای مکرر) در گذشته دیده نشده است»، و این گفتگوهای صریح و سریع بهانه‌ای برای اظهارنظرهایی برای انگیزه‌های نئو عثمانی از سوی ترکیه به وجود آورد اما مردم در این مناطق از نقش ترکیه در منطقه خود استقبال کردند.

ترمیم و اعاده مساجد که توسط «بنیاد مدیریت امور مذهبی ترکیه» و «آژانس توسعه و همکاری ترکیه» صورت گرفت، تشکیل‌دهنده زمینه مستحکمی از دیپلماسی عمومی داوود اوغلو در منطقه است.

مسجد فاتح سلطان در پریشتینا، مسجد سنان پاشا در پریزرن و مسجد هانکار در کونستانس جملگی مساجدی از عهد عثمانی هستند که توسط ترکیه ترمیم و تجدید بنا شدند.

مردم این منطقه از اینکه وزیر خارجه ترکیه به همراه آنان در یک صف در مساجد می‌ایستد و نماز می‌گذارد استقبال می‌کنند. زمان‌بندی آخرین دور سفر داوود اوغلو به بالکان که مصادف با ماه رمضان و عید فطر بود فرصت مناسبی برای پیگیری «دیپلماسی مسجد»  بود.

علاوه بر مدارس ترکی در منطقه، پنج شعبه از مرکز فرهنگی یونس امره در منطقه وجود دارد که دو تای آنها شخصاً توسط داوود اوغلو در پریشتینا و پریزرن در آخرین سفر وی افتتاح شد. با شمار بیشتری از مدارس و مراکز فرهنگی ترکیه در منطقه، تعداد ترک‌زبانان در منطقه افزایش خواهد یافت که این امر باعث ایجاد زمینه‌ای مهم برای بهبود ارتباطات ترکیه با مردم منطقه خواهد شد.

رسانه ها از فرار سفیر رژیم صهیونیستی در امان، پایتخت اردن از بیم تظاهرات میلیونی امروز مردم اردن خبر دادند.

به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از پایگاه الیوم السابع، منابع اردنی اعلام کردند: اسرائیل سفارت خود را در پایتخت اردن بسته و همه کارکنان سفارت را تا اطلاع ثانوی از بیم تظاهرات میلیونی مردم اردن خارج کرده است. 

این منابع تاکید کردند: بسیاری از مردم اردن در تظاهرات علیه اسرائیل شرکت می کنند. 

منابع فوق تصریح کردند: اسرائیل از دانییل نیوو سفیر خود خواسته است که هر چه سریعتر به تل آویو بازگردد. 

شایان ذکر است که پس از تسخیر سفارت اسرائیل در مصر به دست جوانان انقلابی این کشور، سفارت رژیم صهیونیستی در امان تنها سفارت فعال این رژیم در کشورهای عربی بود که مردم اردن قرار است در تظاهرات میلیونی امروز خود در بستن آن شعار دهند.

پیش از این نیز جوانان انقلابی مصر، در ادامه اعتراضات خود علیه اسرائیل در قاهره، با تجمع در مقابل سفارت این رژیم جعلی، یکی از دیوارهای آن را تخریب کرده و بخش هایی از آن را نیز برای ساعاتی اشغال کردند. 

این در حالیستکه همانند آنچه که در امّان رخ داده است، در ماجرای تسخیر سفارت اسرائیل در مصر نیز، سفیر رژیم صهیونیستی و تعدادی از کارکنان سفارت این رژیم، شب قبل از تسخیر سفارت و به دلیل وحشت از تظاهرات مردم و جوانان انقلابی مصر، از این کشور گریخته بودند.

واحد مرگزی خبر : امریکا روز چهارشنبه اعلام کرد این کشور در آستانه فروش هواپیماهای جنگی اف شانزده به عراق قرار دارد.

ژنرال راس هندی (Russ Handy)، فرمانده نیروهای امریکایی مستقر در عراق در کنفرانسی خبری اعلام کرد فروش هجده فروند هواپیمای جنگنده از نوع اف شانزده به عراق در حال نهایی شدن است.

این مقام نظامی در ادامه خاطر نشان کرد اوایل سال دو هزار و یازده، به دنبال وقوع انقلاب در برخی کشورهای عربی، عراق توافق خرید تسلیحات از امریکا را به مبلغ بیش از چهار میلیارد و دویست میلیون دلار به حال تعلیق در آورد؛ اما در حال حاضر، چشم انداز قراردادهای نظامی دو کشور بسیار امیدوار کننده است.

ژنرال هندی، در ادامه نشست خبری خود، که در وزارت دفاع امریکا- پنتاگون -صورت گرفت، گفت بر اساس توافقات صورت گرفته، بغداد سی و شش فروند هواپیمای اف شانزده از امریکا خریداری خواهد کرد. وی تاکید کرد: تمام مقاماتی که با آنان در عراق گفتگو کرده ام، متقاعد هستند که این قرارداد انتخابی مناسب برای عراق است.

بنابر این، گمان می کنیم عراقی ها به امضای قرار داد (خرید هواپیمای اف شانزده) بسیار نزدیک شده اند.

به گفته ژنرال هندی، هواپیماهای قید شده در قرارداد نظامی میان بغداد و واشنگتن، در کارخانه لاکهید، واقع در تگزاس ساخته می شود.

مونتاژ این هواپیماها دو سال به طول می انجامد.

وی اظهار امیدواری کرد نخستین بخش از هواپیماهای سفارش شده اواخر سال دو هزار و سیزده یا اوایل دو هزار و چهارده تحویل عراق شود.

منابع وابسته به مخالفان رژیم عبدالله صالح از ورود خودروهای زرهی عربستان سعودی به یمن برای کمک به سرکوب مردم این کشور خبر دادند.

به گزارش مهر به نقل از روزنامه القدس العربی، منابع وابسته به مخالفان یمن اعلام کردند : ستونی از خودروهای زرهی و کمکهای نظامی عربستان برای کمک به نیروهای رژیم عبدالله صالح وارد خاک یمن شده اند.

این منابع افزودند: شاهدان عینی ستونی از خودروهای جدید نظامی را مشاهده کرده اند که بندر عدن را به سوی اردوگاه النصر در منطقه العریش ترک کرده اند.

منابع فوق تصریح کردند: کمکهای تسلیحاتی عربستان شامل خودروهای زرهی است که برای دومین بار از زمان آغاز اعتراضات وارد یمن می شود.

خاطر نشان می شود مردم مسلمان یمن در تظاهرات و اعتراضات مستمر خود در استانهای مختلف، دخالتهای عربستان و آمریکا در امور داخلی خود و مانع تراشی آنها در برابر انقلاب مردم را محکوم کرده اند. رژیم آل سعود بلافاصله با آغاز قیام مردم بحرین علیه آل خلیفه، هزاران نظامی با تجهیزات ویژه سرکوب را به این کشور اعزام کرد.

یک دانشجوی انگلیسی به اتهام "توهین به پرچم اسرائیل" محکوم شد.

به گزارش عصر ایران به نقل از بی بی سی، دادگاهی در انگلیس، یک دانشجوی دانشگاه سانت اندروز اسکاتلند را به اتهام "نقض نژادپرستانه صلح" محکوم کرد. حکم محکومیت این دانشجو، ارائه خدمات به جامعه و پرداخت غرامت اعلام شده است.

این دادگاه دستور داد: "پل دوناشی" دانشجوی 19 ساله، 150 ساعت را به فعالیت هایی برای "خدمت جامعه" انجام دهد.

این دانشجو، پرچم اسرائیل را  در حالی که در دستان یک دانشجو یهودی به نام "چانان ریتبلات" قرار داشت؛ به سمت خود کشیده و آن را به آلت جنسی خود زده بود.

دادگاه، ضمن متهم کردن این دانشجوی انگلیسی به اقدام تروریستی، او را به پرداخت جریمه ای به میزان 300 پوند به این دانشجوی یهودی محکوم کرد.
این دانشجوی همچنین، از طرف دانشگاه محل تحصیل خود اخراج شده است.

دادگاه اعلام کرده است که این دانشجوی انگلیسی در کنار حامیان فلسطین در مراسم هایی با ریختن رنگ قرمز بر روی پرچم اسرائیل، به این پرچم توهین کرده است.

این دانشجوی انگلیسی در اعتراض به دادگاه ، گفته است که رفتارش مشروع و یکی از انواع اعتراضات سیاسی بوده و او از انجام این اقدام، به دنبال یک اقدام خلافکارانه نبوده است.

شیخ نعیم قاسم، معاون سید حسن نصرالله، دبیرکل حزب الله لبنان، عصر دیروز تحلیلی از تحولات منطقه و مقاومت اسلامی در محضر رهبر معظم انقلاب اسلامی، حضرت آیت الله خامنه ای ارائه کرد.

یک مقام مصری در وزارت نفت این کشور از موافقت رژیم صهیونیستی با اصلاح قیمت قرارداد فروش مصر به این رژیم خبر داد.

به گزاش فارس، صدور گاز طبیعی مصر که در زمان رژیم سابق مصر با قیمتی بشدت نازل به رژیم صهیونیستی صادر می‌شد، تا جایی که قیمت فروش آن کمتر از قیمت تمام شده و هزینه‌های استخراج آن بود، اکنون پس از انقلاب مصر کم و بیش متوقف شده است.

پس از آنکه از انقلاب مصر تاکنون حداقل سه انفجار، خطوط لوله صدور گاز به رژیم صهیونیستی را قطع کرد، امروز یک مقام مسئول در وزارت نفت مصر از موافقت تل‌آویو با اصلاح قرارداد فروش گاز موافقت کرده است.

به گزارش رادیو رژیم صهیونیستی، این مقام مصری که هویت آن فاش نشد، تاکید کرد که اکنون پیشنهادهای مختلف میان دو طرف در حال تبادل است.

به گفته این مقام رسمی مصر، اردن نیز با اصلاح قیمت فروش گاز مصر به این کشور موافقت کرده است ولی میزان آن هنوز تعیین نشده است.

دادگاه جنایی قاهره امروز نیز محاکمه سامح فهمی وزیر نفت سابق مصر را که متهم به فروش نفت مصر به قیمت نازل به رژیم صهیونیستی ادامه یافت. در کنار وی حسین سامل تاجری مصری و پنج نفر دیگر از وزارت نفت سابق در این خصوص متهم هستند.

فارس به نقل از روزنامه فرامنطقه‌ای القدس العربی نوشت: چندین جماعت و تشکل‌ سیاسی فعال داخل و خارج مصر از مردم این کشور درخواست کردند، امروز با تجمع مقابل سفارت عربستان در قاهره خواستار آزادی زندانیان مصری بدون محاکمه در عربستان سعودی شوند.

هماهنگ کننده اصلی تظاهرات امروز علیه رژیم آل سعود در قاهره گروه‌ها و جریان‌های سیاسی اسلامی هستند که از مردم درخواست کرده‌اند، در تظاهرات امروز حضوری پر شور داشته باشند.

مهمترین خواسته این جریان‌های مصری آزادی زندانیان بدون محاکمه مصری است که سال‌هاست در زندان‌های عربستان بسر می‌برند و در برخی موارد اطلاعی از سرنوشت آنها در دست نیست.

قراراست، در این تجمع اعتراض آمیز تعداد زیادی از زندانیان سابق سیاسی و روزنامه‌نگاران مصری حضور داشته باشند.

در اثر فشارهای اخیر ایجاد شده علیه عربستان سعودی در مسئله آزادی زندانیان مصری، مقامات سعودی پنج شنبه گذشته "حامد مشعل" را آزاد کردند و وی اخیرا وارد مصر شد.

"یاسر السری" از فعالان مصری در زمینه آزادی زندانیان این کشور از زندان‌های عربستان گفت که ما همچنان در انتظار عملی شدن وعده سفیر عربستان در قاهره درباره پاسخگویی به خانواده زندانیان و تجمع‌کنندگان هستیم، اما تاکنون عملا هیچ تحرکی در این مسئله مشاهده نشده است.

دخالت عربستان در امور داخلی مصر و نیز بدرفتاری با عمره گزاران مصری خشم مردم این کشور را برانگیخته است.

مشرق: جمعه‌شب گذشته گروهی از تظاهرات‌کنندگان مصری موفق شدند، پس از تصرف لانه جاسوسی رژیم صهیونیستی در قاهره وارد ساختمان این سفارت شوند.

ایمن عامر، هماهنگ‌کننده ائتلاف عمومی انقلاب و ائتلاف بین المللی انقلابیون عرب از مشاهدات خود در داخل سفارت و درگیری‌های پیش آمده با نیروهای امنیتی مصر می‌گوید.

عامر می‌گوید که ده‌ها جوان مصری پس از درگیری با نیروهای امنیتی مصر از نردبان‌هایی که به ساختمان مجاور سفارت تکیه داده شده بود، بالا رفتند، نگهبانان سفارت تلاش می‌کردند با انداختن نردبان‌ها مانع بالا رفتن جوانان و رسیدن انها به ساختمان سفارت شوند، علاوه بر این‌که با شلیک هوایی و شلیک گلوله‌های اشک‌اور تلاش می‌کردند، جلوی تصرف سفارت را بگیرند.

برخی از اسنادی که جوانان انقلابی مصر بر آن دست یافتند، در واقع بیانگر نامه‌نگاری‌ها سفارت با دادستان مصر درباره قضایای مربوط به شکایت خانواده‌های سربازان کشته‌شده مصری در منطقه سینا بود که در اثر تجاوز رژیم صهیونیستی جان خود را از دست داده و خواستار محاکمه عاملان اسرائیلی جنایت بودند.

همچنین کارت شناسایی برخی از اعضای سفارت و درخواست سفارت از وزارت خارجه مصر جهت صدور مجوز حمل سلاح برای دو نفر از اعضای سفارت و نوع سلاح مورد درخواست بود.

این اسناد در بردارنده نام و نشانی و شرح کامل مصری‌هایی بود که در سفارت اسرائیل آمدوشد داشتند و مشخص نبود چه عاملی یا عواملی این افراد را به سفارت اسرائیل ارتباط می‌داد.

طبق این گزارش، برخی دیگر از اسناد هم که مهر محرمانه بر آنها خورده بود، بیانگر معاملات بانکی و میزان سپرده‌های بانکی و معاملات تجاری با دولت مصر بود.

شاهدان عینی و از جمله "ایمن عامر" می‌گوید؛ آنچه اسرائیل از آن به عنوان سفارت استفاده می‌کرد،‌ بیش از هرچیز یک مخزن ارشیو اسناد می‌نمود، در ِ ورودی سفارت غیرعادی بود و نه کلیدی داشت و نه دستگیره‌ای و آنها با زور و با کمک میله‌های آهنین توانسته‌اند، آن را باز کنند.

از سوی دیگر "مصطفی کامل" دیگر شاهد عینی سفارت اسرائیل شرح دقیق‌تری از داخل سفارت می‌دهد و می‌گوید: سفارت در واقع ساختمانی متشکل از شش اتاق است که داخل هر یک از آنها دستگاه‌های بی‌سیم وجود دارد.

کامل می‌افزاید: در سفارت و داخل یکی از اتاق‌ها دفتر با شکوهی دیدم که دو طرف آن پرچم اسرائیل نصب شده و بر روی آن به زبان عربی، "کشور بزرگ اسرائیل" نوشته شده بود.

او در ادامه تشریح مشاهدات خود از داخل سفارت اسرائیل می‌گوید که بر روی همه پادری‌های تمام اتاق‌ها و همچنین دستشویی‌ها تصویری از قرآن مجید رسم شده بود.

او می‌افزاید: در داخل اتاق‌ها مانیتورهایی را دیده که یکی از آنها نشان دهنده تصاویر خیابان "القصر العینی" تا دانشگاه قاهره و دیگری نشان‌دهنده تصاویر داخل سفارت و ساختمان مجاور بوده است.
یک منبع بلندپایه دیپلماتیک ترکیه از برگزاری جلسات محرمانه میان مسئولان این کشور و رژیم صهیونیستی برای حل و فصل بحران موجود در روابط دو طرف با میانجی‌گری آمریکا خبرداد.

ایسنا به نقل از روزنامه اماراتی البیان نوشت: این منبع دیپلماتیک ترکیه عنوان داشت: اخیرا جلسات محرمانه‌ای میان مسئولان ترکیه و اسرائیل با نظارت و میانجی‌گری آمریکا و کشورهای غربی برای دستیابی به توافقی درخصوص پایان بخشیدن به بحران موجود میان دو طرف برگزار شد.

وی در ادامه افزود: جزئیات این نشست‌ها در رسانه‌های اسرائیلی منتشر شد و آخرین نشست در بروکسل برگزار شد. جزئیات این نشست‌ها بعد از یک ساعت از برگزاری آنها از سوی رسانه‌های اسرائیلی منتشر می‌شد و این مساله خشم طرف ترکیه‌ای را بر می‌انگیخت.

این منبع بلندپایه ترکیه همچنین عنوان داشت: در این نشست‌ها دو طرف به توافق اولیه دست یافتند که طی آن قرار شد، طرف اسرائیلی به دلیل حمله نیروهای اسرائیلی به کشتی مرمره آبی ترکیه که حامل کمک‌های بشردوستانه به غزه بود، عذرخواهی کند.

وی در ادامه افزود: بعد از این مساله، هیات اسرائیلی تعلل می‌کرد و تاکید داشت که باید با دولت خود در این خصوص رایزنی کنند.

این منبع بلندپایه ترکیه همچنین عنوان داشت: بعد از این مساله، جزئیات نشست‌ها از سوی رسانه‌های اسرائیل منتشر شد. برخی از میانجی‌ها اعلام کردند که انتشار گزارش سازمان ملل درخصوص حمله اسرائیل به ناوگان آزادی باید به تاخیر بیفتد.

وی در ادامه افزود: بعد از آنکه جزئیات نشست‌ها از سوی رسانه‌های اسرائیل منتشر شد، طرف ترکیه‌ای احساس کرد که طرف اسرائیلی برای دستیابی به توافق جدی عمل نمی‌کند.

این منبع همچنین عنوان داشت: دولت ترکیه نمی‌خواست روابطش با اسرائیل به نقطه‌ای که الان رسیده است، برسد چرا که میان دو طرف توافق‌نامه‌هایی امضا شده بود و هر دو طرف از این توافق‌نامه‌ها بهره می‌بردند اما دولت اسرائیل کاری کرد که این روابط به این مرحله از تنش برسد.

وی در ادامه افزود: اسرائیل باید به درخواست‌های ترکیه توجه کند چرا که این به نفع هر دو طرف است. عملیات نظامی اسرائیل علیه غزه روابط میان ترکیه و اسرائیل را تیره کرد. محاصره نوار غزه کاملا غیرقانونی است.

این منبع بلندپایه همچنین عنوان داشت: درخواست‌های ترکیه در لزوم عذرخواهی کردن اسرائیل، پرداخت غرامت به خانواده قربانیان و پایان بخشیدن به محاصره نوار غزه خلاصه می‌شود. الان توپ در زمین اسرائیل است. بعید می‌دانم موضع ترکیه در قبال اسرائیل بدون عذرخواهی و انجام این شروط تغییر یابد.

به گزارش مشرق، ایسنا به نقل از روزنامه عبری یدیعوت آحارونوت نوشت: سازمان جاسوسی رژیم صهیونیستی (موساد) چهار ماه قبل نسبت به تخلیه فوری سفارت این رژیم در قاهره و بازگشت دیپلمات‌های اسرائیلی به تل‌آویو هشدار داده بود اما این امر از سوی مسئولان وزارت امور خارجه این رژیم نادیده گرفته شد.

این روزنامه در ادامه با اشاره به حملات اخیر به سفارت رژیم صهیونیستی در قاهره، نوشت، بحث و گفت‌وگو درخصوص خروج دیپلمات‌های اسرائیلی از مصر به سالروز نکبت در اواسط ماه مه بازمی‌گردد.

این در حالی است که مسئولان امنیتی در ارزیابی‌های خود از اوضاع مصر پس از تظاهرات اخیر، به دلیل ترس از بالاگرفتن تظاهرات و به خطر افتادن امنیت جانی دیپلمات‌های اسرائیلی و کارکنان سفارت این رژیم در قاهره، خواهان قطع روابط با مصر شدند.

مسئولان امنیتی همچنین پیشنهاد دادند که با توجه به شرایط حساس مصر، دیپلمات‌های اسرائیلی موقتا از این کشور خارج شوند.

روزنامه آحارونوت همچنین از اختلاف شدید میان موساد و وزارت امور خارجه، درخصوص پیشنهاد چهار ماه قبل موساد برای خروج فوری دیپلمات‌های اسرائیلی از مصر پرده برداشت.

از سوی دیگر، روزنامه فرامنطقه‌ای القدس العربی، نوشت: در پی حملات اخیر به سفارت رژیم صهیونیستی در قاهره، دیپلمات‌های اسرائیلی ناچار شدند برای فرار از سفارت، لباس و چفیه عربی بپوشند.

این در حالی است که در پی درخواست رژیم صهیونیستی از اسحاق لوانون،‌ سفیر این رژیم در قاهره، وی و 71 دیپلمات اسرائیلی از مصر گریختند.

روزنامه آحارونوت در این خصوص نوشت: هواپیمایی که حامل دیپلمات‌های اسرائیلی و سفیر اسرائیل بود، همان هواپیمایی بود که انور سادات، رئیس جمهوری سابق مصر را به سرزمین‌های اشغالی منتقل کرده بود.

مشرق: شرکت الکترونیک آرتس (Electronic Arts ) در جدیدترین شماره از سری بازی‌های «میدان نبرد» (Battlefield) کشور ایران و تهران را تبدیل به صحنه جنگ کرده است.

در این بازی نیروهای آمریکایی که همیشه نقش حامیان صلح و ثبات و حقوق بشر را در فیلم‌ها و بازی‌ها دارند، این بار به خود جرات داده و به جنگ با مردم ایران روی آورده‌اند. این بازی یک بازی تیراندازی اول شخص و دوازدهمین شماره از سری بازی‌های Battlefield است و داستان آن حول 2 شخصیت اصلی در سال 2014 می‌چرخد.

گروهبان هنری بلکبرن که همراه تیم خود برای یافتن گروه آمریکایی مفقودشده در مرز ایران و عراق فرستاده می‌شود، و دیگری جاناتان میلر که از اعضای ارشد نیروی تانک‌سوران ایالات متحده بوده و به نحوی وارد داستان بازی می‌شود. گروه مفقودشده در آخرین مأموریت خود وظیفه کسب اطلاعات مربوط به سلاح‌های شیمیایی را داشته است. همچنین بر اساس داستان بازی، تیم پنج نفره بلکبرن در اواسط مأموریت خود گرفتار زلزله‌ای می‌شوند که منشا آن در ایران است.

Battlefield 3 در وهله نخست برای رایانه‌های شخصی و در درجه بعد برای کنسول‌های PlayStation 3 و Xbox 360 طراحی و در نظر گرفته شده است. لذا، نسخه رایانه‌های شخصی آن دارای نقشه‌های بازی بیشتری نسبت به نسخه کنسولی آن می‌باشد. قرار است این بازی در 25 اکتبر (3 آبان) و برای مخاطبین 18 سال به بالا به بازار عرضه شود.

گفتنی است Battlefield 3 به دلیل استفاده از موتور بازی Frostbite 2.0 ساخت شرکت DICE از گرافیک بسیار بالایی برخوردار است. این موتور سبب می‌شود تا سازندگان آن بتوانند عملیات‌های تخریبی پیشرفته‌تر و نیز موسیقی و گرافیک بهتری را ارائه دهند. از این رو، این بازی در حال حاضر یکی از بهترین بازی‌ها در ژانر خود به حساب می‌آید، به نحوی که حتی شماره جدید بازی Call of Duty موسوم به Modern Warfare 3 را نیز تحت شعاع خود قرار داده است.

حوادث Battlefield 3 در خاورمیانه، اروپا و آمریکای شمالی اتفاق می‌افتد. شرکت سازنده قبلاً اعلام کرده بود که وقایع این بازی در شهرهایی چون تهران، پاریس، سلیمانیه (شهر مرزی بین ایران و عراق)، و نیویورک روی می‌دهد که در این مکان‌ها جنگ‌های خیابانی و نیز درگیری‌ در مناطق مرکزی شهر و فضاهای باز رخ می‌دهد.

بر اساس سایت رسمی این بازی، در یکی دیگر از پیش‌نمایش‌های آن، نیروهای زرهی آمریکا با استفاده از تانک‌های خود دست به عملیات گسترده نظامی در حومه تهران می‌زنند.


 

در پیش‌نمایش دیگر این بازی، رویدادهای آن در پایتخت ایران و در نزدیکی برج میلاد روی می‌دهد. نیروهای آمریکایی طی عملیاتی تحت عنوان «عملیات گیوتین»‌ به تهران حمله می‌کنند. هر چند این حملات در حال حاضر در دنیای مجازی و نه واقعی روی می‌دهد، اما شکی نیست که این نوع سناریوسازی و شبیه‌سازی دقیق شهرها در این دست از بازی‌ها چیزی جز آماده کردن و همراه‌سازی اذهان عمومی به ویژه جوانان برای انجام یک سری حملات در آینده نمی‌باشد.

 

البته یکی دیگر از دلایل ساخت این دسته بازی‌ها و یا فیلم‌ها، مرعوب ساختن حریف و دشمنان است تا بلکه حریفان با مشاهده ادوات جنگی پیشرفته در آنها، دچار هراس شده و در آینده مقاومت کمتری را از خود نشان دهند. اما اگر به واقع این نوع حملات مجازی و شبیه‌سازی‌ها نوعی آماده‌سازی و دست‌گرمی برای انجام حملات واقعی در آینده‌ای نزدیک و آن هم توسط نیروهای آمریکایی به خاک میهن‌مان باشد، آیا ما همانند نقشی که در این بازی ممکن است داشته باشیم ــ یعنی قرار گرفتن در جبهه دشمن و حمله به میهن خود ــ باز هم جانب نیروهای آمریکایی را گرفته و اجازه حمله به میهن‌مان، تصرف خاک آن، و کشتار هموطنان‌مان به دست آنها را می‌دهیم؟

از طرف دیگر و چنانچه در گزارشات قبلی نیز گفته شد، آیا لازم نیست مسئولانِ امر، بازی‌های رایانه‌ای را جدی‌تر دنبال کرده و برای آنها علاوه بر تمهیدات سلبی، تمهیدات ایجابی نیز بیندیشند؟


 

رجانیوز- آنچه در پی می آید گزیده ای از تحلیل مفصلی است که نشان می دهد که آموزه های توراتی- انجیلی درباره عالم ماورا، که در سینمای جهان پیشینه ای طولانی دارد، به مرور در سریال‌های صداوسیمای جمهوری اسلامی و یا سیاست‌های پخش فیلم‌های سینمای جهان در رسانه ملی، نفوذ و رسوخ کرده و اکنون فضای سریال‌های رمضانی را نیز تسخیر کرده است:

متافیزیکِ فیزیکی و پیشینه کانون‌های سینمایی توراتی

پرداختن به "ماوراء" در مدیوم تصویر پیشینه دارد و محدود به چندساله اخیر نمی‌شود. اما این پیشینه صرفاً سابقه و تاریخ نیست؛ بلکه "هویت و غایت" پدیده‌ای با عنوان " پرداخت تصویریِ ماوراء" را معین می‌سازد. نگاهی اجمالی به      "پرداخت تصویری ماوراء" از سال‌های پس از جنگ دوم جهانی تا اواخر دهه اول هزاره دوم میلادی نشان می‌دهد که این "گونه سینمایی" با "الگوی خاص"ای که در ابتدا در خدمت تبلیغ آموزه‌های غیرعقلانی کلیسا درباره جهان مردگان، نبوت و ارتباط با غیب، شیطان، ارواح خبیثه، دیوها، ملکوت و جهان تاریکی (جهنم) -در مقابل هجمه مادیگرایی سوسیالیستی- قرار داشت، با طی مراحل بلوغ خود، به الگویی برای تحویل و تفسیر مفاهیم و مضامین ماورائی ادیان ، بر اساس اصول و مبانی "الهیات طبیعی" تبدیل شد. "مسأله حلول"، "پدیده عمومی نبوت"، " خرافه استیگماتا" و بسیاری آموزه‌های محل مناقشه دیگر در آیین مسیحیت، دستمایه خوبی را در اختیار کانون‌های خاص فیلمسازی با گرایش‌های توراتی و پیشامسیحی قرار داد تا تحویل و تأویل " ماوراء مجرد توحیدی" به "ماوراء مادّیِ متکثر"، از خود نظام اعتقادی مسیحیت آغاز شود. هرچند " ماوراء مادی" ترکیبی متناقض‌نما جلوه می‌کند؛ اما اقتضای مدیوم تصویر و ضرورت " به چشم آمدن ماوراء" تعیین خاصی به معنای آن بخشید که آن را از تناقض نجات می‌دهد؛ این معنای خاص بر برداشتی شبه مادی از ماوراء متکی است. وجه مشترک این خط رسانه‌ای دیرینه، محدودیت حضور و قدرت خداوند و عامل مستقیم بودن موجودات و پدیده‌های متکثر "به اصطلاح ماورایی" است که تبلوری مادی دارند. شیطان، فردوس، دوزخ، فرشتگان، اجنه، ارواح انسانی و در برخی موارد خود خداوند نیز در اینگونه تولیدات موضوع و محل مادی دارند. بررسی فیلم‌هایی همچون دانشجوی پراگی (1913)، سوگ‌های شیطان (1926)، آسمان می‌تواند منتظر باشد (1943)، شهر مرده (1960)، چشم شیطان (1960)، نوزاد روزماری (1968)، طالع نحس (1976)، جن‌گیر (1973)، وکیل مدافع شیطان (1997)، چه رویاهایی می‌آیند (1998)، حس ششم (1999)، دوگما (1999)، استیگماتا (1999)، پایان روزگار (1999)، دیگران (2001)، تپه خاموش (2006)، کنستانتین (2005)، 1408 (2007) و بسیاری فیلمهای دیگر سالهای اخیر، این روند و درونمایه را به خوبی نشان می‌دهد.

نکته حائز اهمیت این است که این پیشینه‌ به تدریج " الگویی برای پرداخت تصویری ماوراء" ایجاد کرده است که از سوی کانون‌های تولیدکننده غیر امریکایی نیز برای پرداختن به موضوعات ماورائی مورد استفاده قرار گرفته است. به عبارت بهتر، این پیشینه یک "استاندارد ماورائی" را در سینما رقم زده است که از سوی تولیدکنندگان دیگر نیز به عنوان "تنها رهیافت پرداختن به ماوراء در قالب تصویر" مورد پذیرش قرار گرفته است.

سینمای ماورائی و پروژه دین نوین جهانی

گرایش کانون‌های سینمایی امریکا به آموزه‌های پیشامسیحی اعم از رازآمیزگروی و اکالتیسم، هندوئیسم، بودیسم، کیهان-گرایی یونانی، ادیان مصر، ادیان بین النهرین، آموزه‌های کنعانی، آموزه‌های پاگانیستی اروپای باستان، عرفان سرخپوستی و شمنیسم مایایی و از همه مهمتر کابالای یهودی، با فیلم‌های صریح دهه اخیر برای کسانی که تولیدات هالیوود را دنبال می‌کنند، مسأله‌ای روشن و بدیهی است. تمامی این شبه ادیان‌های باستان و رهیافت‌های عرفانی کهن در اصولی مشترک هستند که عمده آن به تصویرسازیِ متکثر از ماوراء و عامل بودن موجودات ماورائی در زندگی روزمره انسان و ناچیز بودن عاملیت خداوند و سلطه او در برابر این موجودات، مربوط می‌شود. تمامی این شبه ادیان و مذاهب عرفانی، ساختاری طبیعت‌گرا در الهیات خود دارند و متافیزیک و ماوراء را به عنوان "امتداد نامرئی طبیعت" مورد بررسی قرار می‌دهند. امتداد نامرئی که موجودات غیرارگانیک متعددی را در خود جای داده است و این موجودات می‌توانند زندگی این سوی مرگ و آن سوی مرگ انسان را مورد تآثیر قرار دهند. آموزه‌های ادیان وحیانی در فیلم‌های اخیر کانونهای سینمایی هالیوود به این مفاهیم تأویل می‌شوند تا جایی که حتی از نبوت و پیامبری به عنوان نوعی از ارتباط با موجودات ماورائی شبه مادی و نه خداوند، یاد می‌شود. این تجربه در خصوص باورهای مسیحی به طور موفق به اجرا درآمده است به طوری که در حال حاضر مبانی اصلی ایمان کاتولیک در مجموعه این آثار به نوعی از تجربه طبیعی- و البته ارزشمند و عمومی- در خصوص ارتباط با ماوراء اعم از نبوت، حلول و عروج، تقلیل یافته است. شواهدی وجود دارد که نشان می‌دهد تلاش برای تأویل آموزه‌های دین خاتم و قرآن کریم، بر اساس اصول عقاید فرادینی و الهیات طبیعی، در حال انجام است. این روند و پروژه فرهنگی عظیم در صورت موفقیت به الگوهای مشترک و یکسانی برای فهم آموزه های ماورائی در سراسر جهان خواهد انجامید که بر اساس آن تفاوت ادیان صرفاً در صورت و ظواهر آنها خواهد شد و همگی با غایتی این جهانی به صورت یکسان فهم خواهند شد.

نکته حائز اهمیت در این پروژه که تشریح ابعاد و اسناد آن به مجال دیگری نیاز دارد، این است که در مراحل آن نه تنها هیچ موضع‌گیری علیه ادیانی همانند اسلام صورت نمی‌گیرد بلکه گفته می‌شود آنچه در الهیات طبیعی به اثبات می‌رسد در "متون اسلامی" مورد تأیید است. به عبارت روشن متون ادیان وحیانی علیه ادیان وحیانی به خدمت گرفته شده و تفسیر می‌شود؛ لذا هیچ حساسیتی در قبال این تفسر و قلب ماهیت باورهای دینی، شکل نمی‌گیرد. خیز استفاده از متون اسلامی در مدیون تصویر، علیه اسلام ناب برداشته شده است.

متن‌های اسلامی، فرا متن‌های ضداسلامی

در درک آنچه در حال وقوع است فهم تمایز میان روایت‌ها و فراروایت‌ها امری ضروری است. عمده نقدها و مناقشاتی که به سریالهای ماورائی امسال و سالهای اخیر تلویزیون ضرغامی وارد شده است به این مسأله پرداخته‌اند که آیا فلان و بهمان مطلب طرح شده در فیلم را در آموزه های اسلامی داریم یا خیر. مثلاً آیا ارواح بلافاصله پس از مرگ وارد برزخ می-شوند یا ممکن است برای مدتی در مرتبه و نشئه‌ای سرگردان باشند؟ آیا خواب و رویای صادق مورد تأیید احادیث است یا خیر؟ آیا شیطان می‌تواند تجسد داشته باشد یا خیر؟ آیا ارتباط ارواح پس از این دنیا با یکدیگر میسور است؟ و آیا فرشته مراقبی برای هر مومن گماشته شده است؟

تلاش برای سنجش صحت و سقم این روایات و رسیدن به پاسخی برای پرسش‌های این چنینی نه تنها بخشی از ماجراست بلکه اساساً فرع ماجراست. اصل ماجرا فرا روایت‌هایی است که بواسطه " تکنیک‌ها و الگوهای غیربومی تصویرسازی از ماوراء" شکل   می‌گیرد. به عنوان مثال صرف نظر از اینکه روایت اختلافی تجسد ابلیس قابل پذیر ش باشد یا نه؛ پرداختن به ابلیس در "ژانر دلهره‌آور، خود یک فرا روایت محتوایی است" که می‌تواند ضد اسلامی توصیف شود. اینکه آیا متون دینی تجسد یا دخل و تصرف و سلطه ابلیس در زندگی روزمره انسان را تأیید می‌کنند یا خیر یک روایت است که به راحتی با دقت در سند و اعتبار متون مورد مراجعه قابل قضاوت می‌باشد؛ اما اینکه آیا اسلام از آن جهت که اسلام است و نه از آن جهت که " مجموعه‌ای از متون" است، طرح شدن ایلیس در یک درام دلهره‌آور را مجاز می‌داند یا نه، مسأله دیگری است که قضاوت درباره آن صرفاً از یک "اسلام شناس"، نه یک "صرفاً حدیث شناس" یا "عقاید اسلامی شناس" و یا " احکام اسلامی شناس" بر می‌آید.

بنابراین ممکن است با فیلم یا اثر هنری مواجه باشیم که تمامی جزئیات روایی آن با "متون اسلامی" مطابق داشته باشد اما "فرا روایت‌ های" ساختاری آن که ناظر به تنظیم داستان و تکنیک‌های سینمایی است، کاملاً متعارض و ضد با "آموزه-های اسلامی" باشد.

دست اندرکاران معاونت سیما با ارائه بیانیه و تمسک به کسانی چون آقای ع.ب. که پژوهشگری در حوزه حدیث است و کتابی در فهرست نویسی احادیث تنظیم نموده است، تنها می‌توانند امیدوار باشند که مطابقت روایتهای داستانی‌شان با "متون اسلامی" به اثبات برسند؛ که البته در این خصوص نیز تا کنون موفقیتی به دست نیاورده اند و مطابق دیدگاه بسیاری از صاحبنظران، روایتهای اختلافی و محل مناقشه را دستمایه داستهانهای خود قرار داده اند.
اما اینکه مسئولین محترم معاونت سیما بتوانند توجیهی برای "فرا روایت‌"های ضد اسلامی تولیدات ماورائی خود بیابند، امری در غایت بعد و مستحیل می‌نماید.

چه کسانی الگوهای سینمای ماورائی را به ایران اسلامی وارد کردند؟

سینمای ماورائی از اواخر دهه هفتاد با پیگیری‌های شبکه‌ای که مرکزیت آن در بخش بین الملل بنیاد سینمایی فارابی قرار داشت و در رسانه ملی نیز افرادی با آن همراه بودند، تحت عنوان سینما و ماوراء وارد ادبیات تصویری ایران شد. کمی بعد برنامه سینما و ماوراء از رسانه ملی آغاز به کار کرد و به تدریج عمده فیلمهایی که فراروایتهای مسیحی و یهودی را درخصوص ماوراء متضمن داشتند در این برنامه پخش شد.

با توجه به ذهنیت تاریخی مدیران میان‌سال فرهنگی از لزوم مقابله با جبهه مادیگرایی که در سالهای اولیه انقلاب به دلیل جریان جاندار مادیگراییِ سوسیالیستی، اهمیت بسیار داشت، طرح سینما و ماوراء به دلیل اینکه در هر حال و اجمالاً به مسأله غیب و جهان ماوراء می‌پردازد به عنوان جریانی "ذاتاً دینی" ارزیابی شد و مورد حمایت قرار گرفت. هرچند مدیران درجه اول رسانه‌ ملی از این حقیقت که جنگ مادیگرایی- معنویت به تقابل معنویت- معنویت تبدیل شده است غافل بودند، اما در لایه دیگری کسانی در تلاش بودند به صورت مشخص با الهام گرفتن از "الگوهای هالیوودی بازنمایی ماوراء"، باب جدید را در ادبیات تصویری رسانه ملی باز کنند. در زمان تولید سریال تلویزیونی "او یک فرشته بود" جناب آقای ر. ب. که در حال حاضر از عناصر متنفذ حوزه ریاست سازمان صدا و سیما می‌باشد، شخصاً نسخه‌ای از فیلم سینمایی کنستانتین تهیه کرد و آن را در حالی که این جمله را بر زبان داشت در اختیار  عوامل سریال او یک فرشته بود قرار داد: "از اینها الهام بگیرید!"

اخیراً نیز در حوزه ریاست سازمان بررسی اولیه‌ای بر روی فیلمهای سینمایی خارجی که بهشت و جهنم را به تصویر کشیده اند انجام شده است. به نظر می‌رسد فاز بعدی این جریان تولید سریالهایی است که به طور مشخص فرجام انسانها را در بهشت و دوزخ تصویرگری می‌کنند. با تغییر ساختار معاونت سیما و آغاز به کار دکتر دارابی، این جریان همچنان مورد حمایت قرار گرفت و مسیری که سالها پیش آغاز شده بود در رمضان سال 90 به یکی از نقاط عطف خود رسید.

سریالهای ماورائی سیما و نهادینه‌سازی تفسیر پیشامسیحی از متون اسلامی

فراروایت‌های یک فیلم در واقع به پیام‌ها و گفتمان کلانی اشاره دارد که صرف نظر از جزئیات داستانی، در کلیت ساختار و فرم اثر نهفته اند و به ذهن مخاطب انتقال می‌یابند. این تأثیر پذیری بر خلاف تأثیر پذیری در حوزه روایتها، عموماً به صورت ناخودآگاه صورت می‌گیرد.

بررسی دقیق تولیدات ماورائی سیما و تولیدات ماورائی امریکایی، نشان می‌دهد به رغم روایت‌های داستانی متفاوت در این دو دسته تولیدات که یکی ظاهراً  بر "متون اسلامی" و دیگری بر متون "یهودی- مسیحی" استوار است؛ فرا روایت-های حاکم بر هر دو دسته از تولیدات یکسان هستند و به آموزه‌های کانون فکری- اعتقادی پیشامسیحی در خصوص ماوراء، تعلق دارند.

اینکه شیطان موجودی ماورائی و نیرومند است که باید از او هراس داشت و شاید فراری بود، اینکه شیطان بر شئون مادی و معنوی زندگی انسانها سلطه دارد و اینکه میان مذهبی بودن و در معرض خطر شیطان بودن ملازمه ای هست و اینکه شیطان در پی نابودی و تباه کردن دنیای انسان است از جمله فرا روایت‌های مشترک دیدگاه مسیحی- یهودی و سریالهای ماورائی معاونت سیماست.

به عنوان مثالی بارز اینکه امر متافیزیکی و ماورائی از آن جهت که مجرد و متافیزکی است در امر مادی و جسمانی حلول می‌یابد از جمله فرا رویات‌های یهودی- مسیحی و بهائی است که در تار و پود سریالی چون سقوط یک فرشته نیز حضور تام دارد. تمام آنچه در مکاتب انحرافی چون بهائیت، کابالا و شبکه‌های معنوی اجتماعی چون عرفان حلقه  و اکنکار وجود دارد بر پایه فرا روایت "حلول" قوام می‌یابد و این سریال صرف نظر از انکه روایت‌هایش با متون اسلامی قابل توجیه باشند یا نه، این انگاره را در ذهن مخاطب تثبیت می‌کند.

همینکه ترس و نگرانی از وجود شیطان در اطراف فیزیکی ما در زندگی روزمره به دغدغه اصلی دینی تبدیل می‌شود خود یک فراروایت مسیحی است که به هیچ روی با اولویت بخشی که در اسلامی به مسائل و پدیده‌های گوناگون تعلق گرفته است سازگار نیست. ولی نهاد کلیسا از آنجا که بخش عمده‌ای از چرخه مالی و اجتماعی آن بر سازمان اکزورسیستی کلیسا با قدمت صدها ساله متکی است، ترویج چنین اولویت و انگاره ای از شیطان را در تفکر دینی، وظیفه خود می‌داند. اما عجیب اینجاست که شبکه تولیدی خاص با بهره‌گیری از امکانات و سرمایه رسانه جمهوری اسلامی ایران به بازخوانی متون اسلامی بر اساس این انگاره و فراروایت می‌پردازد.

بدون تردید رمضان امسال پایان این سناریو نیست و نهضت تا بازتعریف و تفسیر کامل توراتی از آموزه‌های اسلامی ادامه خواهد یافت. ولی سوال اینجاست که تغافل مسئولین درجه اول رسانه ملی و هوشمندی کسانی که آگاهانه چنین خط رسانه‌ای را هدایت و حمایت می‌کنند تا کجا ملازم یکدیگر خواهد بود؟

به گزاش فارس، شیخ حمد بن خلیفه آل ثانی امیر قطر در گفت‌وگویی با شبکه الجزیره قطر اعتراف کرد که مناسبات کشورش با رژیم صهیونیستی برقرار است و همچنان ادامه دارد.

امیر قطر که چندی پیش هدف تروری نافرجام قرار گرفت ولی خبر آن در رسانه‌های قطری و حتی منطقه و بین‌المللی بایکوت شد، در این مصاحبه که چند روز پیش در پاریس با شبکه الجزیره انجام داد، از این سخن گفت که «تماس‌های قطر با اسرائیل ادامه دارد و میهمان‌های اسرائیلی هنوز بر صفحه شبکه الجزیره ظاهر می‌شوند».

وی در بیان توجیه این سخن ادعا کرد که این روابط «بر اساس اصول ثابت قطر در خصوص مسئله فلسطین است».

امیر قطر در ادامه در پاسخ به سوالی درباره محتوای این روابط، اقرار کرد که «اسرائیل ما را دوست خود نمی‌داند بلکه ما را دشمن می‌شمارد».

شیخ حمد بن خلیفه این سخن خود را نیز توجیه کرد و مدعی شد علت این امر حمایت قطر از گروه‌های فلسطینی مانند حماس و جبهه آزادی‌بخش فلسطین است.

وی در بخش‌هایی از این مصاحبه که کامل آن شب گذشته پخش شد، همزمان با دخالت ترکیه در امور سوریه، با دخالت در امور داخلی سوریه اعلام کرد که مردم این کشور دست از اعتراضات و تظاهرات خود بر نخواهند داشت.

مهر به نقل از پایگاه الیوم السابع نوشت، "خالد بن احمد آل خلیفه" گفت: حمایت نکردن از سفارت اسرائیل در قاهره نقض آشکار توافقنامه سال 1961 وین درباره روابط دیپلماتیک است. سفارت اسرائیل یا باید تعطیل شود یا به اندازه کافی مورد حمایت قرار گیرد.

وی افزود: من با کسی(رژیم صهیونیستی) همدردی نمی کنم! بلکه موضوع به حاکمیت قانون و پایبندی به آن بر می گردد زیرا اساس روابط دیپلماتیک میان کشورها توافق نامه وین است. من نگران سفارت اسرائیل نیستم بلکه نگرانی من نقض قانون است و حمله به سفارت اسرائیل و عربستان وجهه مصر را تخریب می کند.

شایان ذکر است که وزیر خارجه بحرین قبلا در میهمانی بزرگترین لابی صهیونیست در آمریکا شرکت کرده و از موجودیت این رژیم حمایت کرده بود.

تصاویری از ساختمان سوخته سفارت رژیم صهیونیستی پس از فتح تاریخی انقلابیون.

به گزارش مشرق دکتر آندره اوبلر[1] که از حامیان رژیم اسرائیل است در مقاله اخیر خود در جروزالم پست به مقایسه دو کمپین اینترنتی حمایت از اسرائیل و حمایت از فلسطین پرداخته است و با اعتراف به موفقیت‌های کمپین فلسطینی، درس‌هایی از آن برای موفقیت خود و راه‌هایی را برای انحراف و یا مصادره این کمپین‌ ارائه نموده است. روشهایی که آندره اوبلر برای شکست کمپین فلسطینی پیشنهاد می‌دهد عبارت است از:

- حمله به استراتژی این کمپین و پس از آنکه این کمپین‌ به اندازه کافی توجه افکار عمومی را به خود جلب نمود، تلاشهای آن را عقیم سازند.

- کمپین‌ها را به‌گونه‌ای نشان دهیم که شاید در واقعیت آنها اینگونه نباشند برای مثال تهیه تصاویر و وحشی‌گری‌های ساختگی و نسبت دادن آن به عنوان بخشی از دیپلماسی عمومی فلسطین.

- ایجاد کمپین‌های "عمومی" ساختگی است که تحت عنوان"astroturfing " شناخته می‌شود.

وی در آغاز این مقاله به مخاطبان اسرائیلی خود پاسخ می‌دهد که چرا با وجود این‌که تبلیغ کمپین فلسطینی می‌شود اما لازم است که به آن پرداخته شود.

مقاله دکتر آندره اوبلر که از نگاه یک اسرائیلی و علیه منافع مردم فلسطین نوشته شده به شرح زیر است:

حمایت آنلاین با سرعت سرسام‌آوری رو به تکامل است بطوریکه حامیان اسرائیل دائماً بر روی آن مانور می‌دهند. پس نه تنها باید از اقدام حامیان خود نکات تازه‌ای بیاموزیم، بلکه از تلاش افراد و گروههای مخالف نیز باید درس بگیریم. پس از انتشار آخرین مقاله من- که به تفصیل دو کمپین حمایت از "گلعاد شالیت"(Gilad Shalit) را تشریح نمود- این مقاله بر کمپین حمایت از تاسیس کشور فلسطین تمرکز دارد.

برخی‌ها قویاً بر این ادعا اصرار می‌ورزند که نباید به چنین کمپین‌هایی اعتنا کرد که البته ما با این دیدگاه مخالفیم. چنین تفکری سد راهی برای موجودیت و احساس کاذب مهم بودن برای این کمپین‌ها خواهد بود. راهبردی که هم‌اکنون در دنیای واقعی مورد استفاده قرار می‌گیرد، به دو روش زیر خلاصه می‌گردد: محدود ساختن تبلیغات از طریق رسانه‌های جمعی و در فضای مجازی آنلاین از طریق محدود کردن تبلیغات منفی پایگاه‌های اینترنتی برای عامه مردم و نیز شبکه‌های موتور جستجو. یکی از روشهای مهم محدودسازی اینست: پس از آنکه این کمپین‌ به اندازه کافی توجه افکار عمومی را به خود جلب نمود، تلاشهای آن را عقیم سازند.

همچنین لازم است کمپین‌ها را به‌گونه‌ای نشان دهیم که شاید در واقعیت آنها اینگونه نباشند. این مسئله به ویژه در مورد رسانه‌های عامه‌پسند مصداق پیدا می کند که اسرائیل و حامیان آن علیه "پالی‌وود"(Pallywood) به پا می‌خیزند، یعنی تهیه تصاویر و وحشی‌گری‌های ساختگی به عنوان بخشی از دیپلماسی عمومی فلسطین.

روش دیگر ایجاد کمپین‌های "عمومی" ساختگی است که تحت عنوان"astroturfing" شناخته می‌شود. کمپین ساختگی در سال 2009 این تکنیک را به عرصه دنیای واقعی وارد ساخت.

موفقیت کمپین آنلاین معمولاً برمبنای جلب مشارکت مردمی و یا میزان انحراف آن سنجیده می‌شود و اینکه شما تا چه اندازه توانسته‌اید جریان حرکت کمپین را منحرف سازید. در دنیای مجازی آنلاین، کمپین ساختگی به مرحله خطرناکی رسیده است و باید اذعان داشت که سازمانهای لابی حرفه‌ای- از طریق دولت‌های متبوع خود- بیشترین سهم را در این میان داشته‌اند.

کمپین حمایت واقعی و ساختگی هر دو باید مورد توجه قرار گیرند. تصمیم نهایی مبنی بر اینکه کدام گروه قصد دارد کمپین"شناسایی کشور فلسطین" سازمان مدنی بین‌المللی "آواز"(Avaaz) را منحرف سازد، بر عهده خوانندگان محترم می‌گذارم. اما به اعتقاد من، می‌توان از شیوه حمایت آنلاین این کمپین‌ها درسهای فراوانی را آموخت.

 

نقش موتور جستجو

موتور جستجو گوگل برای اصطلاح"شناسایی کشور فلسطین"، کمپین سازمان مدنی آواز را به عنوان دومین نتیجه جستجو در سایت خود نشان می‌دهد. این شروعی مقتدرانه برای کمپین‌های حمایت ‌کننده است و معمولاً علت آن را باید در لینک‌های داخلی از وب‌سایت‌های دیگر جستجو کرد. در رتبه‌بندی این موتور جستجو حمایت از فلسطین به مراتب در وضعیت بهتری نسبت به حمایت از اسرائیل قرار دارد زیرا به لحاظ فرهنگی حمایت از فلسطین/ مبارزات ضداسرائیلی وجوه اشتراک زیادی با یکدیگر دارند، حال آنکه در حمایت از اسرائیل هر سازمان به تنهایی اقدام می‌کند و حتی بیشتر از این جنبش به دنبال ارتقا و پیشرفت خود است. بحث سرمایه‌گذاری در حمایت از یهودیان/ حامیان اسرائیل ارتباط تنگاتنگی با این مسئله دارد.

 

آمار بازدید و نقطه عطف

به گفته کمپین"شناسایی کشور فلسطین" 900 هزار نفر این عنوان را جستجو کرده‌اند. این کمپین ماموریت دارد تا یک میلیون امضا جمع‌آوری کند و از قرار معلوم تقریباً به این هدف نزدیک شده است. در واقع، ظواهر امر نشان می‌دهد که این آمار و ارقام نقطه عطفی است که هر بازدیدکننده با جستجو و ورود به این سایت می‌تواند در جهت تحقق هدف موردنظر در آن تغییری ایجاد نماید. این مسئله با کمک شانس یا حتی نقشه از پیش طراحی شده می‌تواند به کمپین کمک نماید.

 

قدرت تصویر

ویژگی اصلی صفحه کمپین"شناسایی کشور فلسطین" وجود یک فیلم است. این تصاویر از اهمیت بسزایی برخوردار است و هر سایتی که از این روش بهره کامل را نمی‌برد، در واقع از زمان عقب است. سازمان آواز بر روی سایت خود از این تصاویر و سایر کمپین‌ها بهره چندانی نمی‌برد، برای مثال قحطی سومالی و خطراتی که آمازون را تهدید می‌کند اما هیچ‌یک به اندازه کمپین "شناسایی کشور فلسطین" مورد توجه قرار نگرفته است.

این تصاویر پیام روشن و شفافی به همراه دارد، مبنی بر اینکه حال وقت آن فرا رسیده تا مردم فلسطین نیز برای خود کشوری مستقل داشته باشند. در این فیلم، شعار فوق با استفاده از تصاویر نمادین و انیمیشنی تجسم می‌یابد که با هدف به اوج رساندن احساسات عمومی برای مردم فلسطین طراحی شده است حال آنکه "ادعاهای اسرائیل" به صورت واقعی اما غیرعملی و غیرفوری نشان داده می‌شوند. پخش تصاویر هر دو گروه برای مخاطبان مختلف بسیار مهم است. اما ادعای اسرائیل دست کم گرفته می‌شود.

این تصاویر برای مثال خاطرنشان می‌سازد:"جنگ‌های بسیاری را علیه کشور جدید اسرائیل به راه انداخته‌اند اما در نهایت اسرائیل موفق شد سرزمین فلسطین را به چنگ آورد. از آن زمان به بعد، هیچگاه صلح و آرامشی وجود نداشته است. هم‌اکنون یک و نیم میلیون فلسطینی در غزه زندگی می‌کنند.

 

سازمان آواز در ساخت فیلم‌های حرفه‌ای شهرت دارد: پروژه مشترکی با سازمان ارتباطات که جایزه سال 2007 پایگاه اینترنتی یوتیوب را در بخش سیاسی از آن خود کرد. این کمپین از تصاویر ویدئویی به نحو احسن بهره می‌گیرد اما تصاویر مربوط به حمایت از اسرائیل هیچ جذابیتی ندارد.

 

در کمپین‌های عمومی، صداقت عامل مهمی است و در صورت فقدان آن، افراد به سرعت از شما روی برمی‌گردانند.

 

سازمان آواز 4.7 میلیون دلار در اختیار دارد و بودجه خود را (به طور غیرمستقیم) از بنیاد جورج سوروس دریافت نموده است. این سازمان با منابع مالی خود بدون دور زدن موانع اقدامات حرفه‌ای را به انجام می‌رساند.

نهادهایی که از اسرائیل حمایت می‌کنند، فاقد یک کمپین سازمانی آنلاین و حرفه‌ای با منابع فراوان هستند. تلاش ما(اسرائیل)، از جمله پروژه تعامل با جامعه اینترنتی، با این هدف فاصله بسیار دارد. به عنوان یک جامعه سازمان یافته، نهادهای حرفه‌ای برای لابی سیاسی در اختیار داریم و از نظرسنجی‌ها به نفع خود بهره‌برداری می‌کنیم اما زمانی‌که بحث حمایت آنلاین به میان می‌آید، درخواهیم یافت کاملاً از ماجرا عقب هستیم.

برای کسب موفقیت باید از دیگران بیاموزیم، حمایت آنلاین را همچون حمایت سیاسی به رسمیت بشناسیم و به این نتیجه برسیم که نیل به هدف مستلزم بنا نهادن سازمانهای مختلف با سرمایه‌های مالی قابل‌‌توجه است. نباید این ماموریت را فقط به دست نیروهای داوطلب سپرد یا آن را در شرح وظایف سازمان‌های تخصصی در این حوزه‌ها گنجاند. هزینه این سیاست فوق‌العاده گزاف است که برای تحقق آن باید گرد هم آییم یا برای همیشه آن را کنار گذاریم.

 

 


[1] دکتر آندره اویلر کارشناس امور رسانه‌های اجتماعی است. ایشان مدرک دکترای خود را در رشته علوم کامپیوتر از دانشگاه انگلستان اخذ نموده و مقطع فوق دکترا را در رشته علوم سیاسی در اسرائیل گذارنده است.

فارس: پس از تصرف سفارت اسرائیل در قاهره؛ تظاهرات‌کنندگان خشمگین مصری به سفارت عربستان در قاهره حمله کردند.

به گزارش پایگاه خبری الفجر، این پایگاه در خبری فوری اعلام کرد که پس از تصرف سفارت اسرائیل مردم مصر به سفارت عربستان در قاهره حمله کردند.

الفجر اعلام کرد، دقایقی پیش تعدادی از تظاهرات‌کنندگان مصری به محل سفارت عربستان در قاهره رسیده و این سفارت را تصرف کردند.

این پایگاه افزود: تظاهرات‌کنندگان بدون این‌که خسارتی ایجاد کنند، از سفارت خارج شدند.

شب گذشته تظاهرات‌کنندگان مصری دیوار حائل اطراف سفارت اسرائیل در قاهره را تخریب کردند و سفارت این رژیم را به تصرف خود درآوردند که منجر به فرار سفیر اسرائیل به همراه خانواده‌اش و تمام اعضای سفارت به تل‌آویو شد.

عمر قذافی دیکتاتور فراری لیبی یک پنجم ذخایر طلای مردم این کشور را فروخته است تا صرف ماجراجویی های بی هدف و پرهزینه خود کند.

مهر به نقل از شبکه الجزیره نوشت: بر اساس این گزارش، قاسم عزوز رئیس بانک مرکزی لیبی اعلام کرد رژیم معمر قذافی، در آخرین روزهای پیش از فروپاشی، ۲۰ درصد ذخایر طلای کشور را که معادل ۲۹ تن است، فروخته بود.

وی در یک کنفرانس مطبوعاتی در طرابلس افزود : ارزش طلایی که رژیم قذافی فروخته است، به حدود یک میلیارد و هفتصد میلیون دینار(یک میلیارد و چهارصد و هفتاد میلیون دلار) می رسد که در آوریل یا می گذشته به تجاری در داخل لیبی فروخته شد.

در اواخر ماه گذشته نیز، فرحات بن قداره رئیس کل سابق بانک مرکزی لیبی گفته بود قذافی تلاش خواهد کرد بخشی از ذخایر طلای کشور را به عنوان هزینه دفاع از خود و ایجاد هرج و مرج میان قبایل کشور بفروشد.

به گفته وی، ذخایر طلای موجود در طرابلس، ۱۰ میلیارد دلار ارزش دارد که ممکن است قذافی بر بخشی از آن چنگ انداخته باشد.

وی خاطر نشان کرده بود که طرفداران قذافی، ۲۵ تن طلا را به یکی از دوستان بانکی وی پیشنهاد کرده بودند.

عزوز رئیس جدید بانک مرکزی لیبی میزان ذخیره پولی کشور را بیش از ۱۱۵ میلیارد دلار اعلام کرد که ۹۰ میلیارد دلار آن در خارج از کشور سپرده گذاری شده است.

بر اساس گزارش رسانه ها، قذافی برای تامین هزینه های جنگ خود علیه مخالفان و ناتو به فروش طلاهای مردم لیبی متوسل شده است.

بیش از 450 نفر در حمله بامداد امروز شنبه معترضین مصری برای اشغال محل سفارت اسرائیل در قاهره زخمی شدند.

به گزارش عصر ایران به نقل از شبکه الجزیره ، معترضین مصری توانستند بخش هایی از سفارت اسرائیل در قاهره را برای مدت زمان کوتاهی به اشغال خود درآوردند. آنها در هنگام اشغال چند طبقه از برج سفارت اسرائیل, بخش هایی از اسناد ومدارک سفارت را از پنجره به بیرون ریختند و پرچم اسرائیل را پایین کشیدند.

رویترز گزارش داد: یکی از افراد زخمی در درگیری های بامداد امروز پلیس و معترضین مصری در مقابل سفارت اسرائیل, در بیمارستان درگذشت.



سفارت اسرائیل در اشغال معترضین مصری


سفیر اسرائیل در قاهره در اعتراض به این حوادث, مصر را ترک کرده است.

علاوه بر سفیر اسرائیل, دیپلمات های اسرائیلی به همراه خانواده های خود نیز با استفاده از یک فروند هواپیمای اسرائیلی اختصاصی قاهره را به مقصد تل آویو ترک کردند.

همچنین در این حمله معترضین مصری, بخش هایی از دیوار ایجاد شده در مقابل سفارت اسرائیل در قاهره نیز تخریب شد.

نیروهای امنیتی و ارتش مصر بامداد امروز شنبه با حمله شدیدی به معترضین مصری آنها را از محل سفارت اسرائیل خارج کردند ولی منطقه محل استقرار سفارت اسرائیل در قاهره شاهد درگیری میان معترضین مصری و پلیس این کشور بود.

هم اکنون نیز شمار زیادی از نیروهای امنیتی و پلیس مصر در مقابل سفارت اسرائیل در قاهره مستقر هستند.


تلاش برای تخریب دیوار سیمانی مقابل سفارت اسرائیل در قاهره
قبل از این فعالان مصری این دیوار را رنگ آمیزی کرده بودند






فارس: از ابتدای ماه مبارک رمضان و همزمان با پخش سریال‌های مناسبتی از تلویزیون، تاکنون دو کودک به تقلید از برخی از این سریال‌ها دست به خودکشی زده‌اند و نگرانی‌هایی را در سطح جامعه به دلیل اثرگذاری منفی این آثار به وجود آورده‌اند.

اصلی‌ترین رسالتی که بر دوش رسانه ملی قرار دارد، فرهنگ‌سازی برای آحاد جامعه مطابق با اصول کلی نظام جمهوری اسلامی است.

ارائه فرهنگ و تبیین دیدگاه‌های کلی نظام راه‌هایی است که سازمان صدا و سیما می‌تواند به وسیله جلسات گفت‌وگو و همچنین برنامه‌هایی مانند سریال‌ها برای پیشبرد اهداف نظام از آنها استفاده کند.

اما اگر این اقدامات به نحو شایسته‌ صورت نگیرد نتیجه‌ای کاملاً معکوس به همراه دارد و ضمن اینکه جامعه نسبت به اثربخشی آثار سیمای ملی بی‌تفاوت می‌شود، گرایش به سمت استفاده از شبکه‌های ماهواره‌ای را هم بالا می‌برد.

متأسفانه سال‌هاست که گویا مدیران رسانه ملی در شناخت نیازهای جامعه دچار سردرگمی شده‌اند و نتوانسته‌اند برنامه‌های خود را آن‌طور که باید، به مخاطبان ارائه دهند.

درباره برنامه‌های مذهبی که از تلویزیون پخش می‌شوند باید گفت معمولاً تولیدات مذهبی با محوریت موضوعات کلیدی مانند امام زمان(عج) و موضوع مهدویت و در مجموع برنامه‌های عقیدتی به ساعات پایانی شب که کمتر مورد توجه و بازدید مخاطبان قرار می‌گیرد منتقل می‌شود و این در حالی است که آثاری به مراتب کم اهمیت‌تر و سریال‌های طنز سطحی یا برنامه‌های تبلیغاتی ساعات مناسب پخش را در اختیار خود دارند.

وقتی بهترین زمان پخش به تبلیغ "تشک" اختصاص پیدا می‌کند

مثلا برنامه‌ای که در آن یک روحانی به شکلی بسیار زیبا از لزوم تعامل با جوانان و شنیدن حرف‌های آنها از سوی مسئولان سخن می‌گوید و به بیان راهکار می‌پردازد در نیمه‌شب پخش می‌شود و در مقابل مدیرعامل یک مجموعه تولید «تشک» بهترین زمان پخش را در اختیار می‌گیرد تا محصول خود را تبلیغ کند.

در خصوص سریال‌ها و مجموعه‌هایی که از شبکه‌های مختلف پخش می‌شوند هم باید گفت به نظر می‌رسد این آثار در بیشتر موارد برای گذراندن وقت به درد می‌خورند و پیام خاصی را به مخاطب منتقل نمی‌کنند.

آموزه‌های دینی را از یانگوم،‌ جومونگ و کلید اسرار بیاموزیم

مدیران سیما باید به این سوال پاسخ دهند که وقتی تاریخ دینی و ملی ایران سرشار از موضوعات مختلف برای تولید آثار تلویزیونی در زمینه‌های تاریخی، دینی و آموزنده است چرا باید مخاطب ایرانی باید آموزه‌های اخلاقی را به جای داشته‌های داخلی از شخصیت‌هایی مانند اوشین، یانگوم، جومونگ یا حتی کلید اسراری که نشان‌دهنده مسلمان غیر شیعی است دریافت کند.

متأسفانه مدیریت سیما به اثرگذاری سوء این مجموعه‌ها و حتی برخی سریال‌های ایرانی بر مخاطبان توجهی ندارد و صرف تولید آثار، آنها را راضی کرده است.

به عنوان مثال، وقتی در جریان پخش سریال به اصطلاح طنز "ساختمان پزشکان" بسیاری از مخاطبان به محتوای این مجموعه که به شدت با جو حاکم بر غالب خانواده‌های ایرانی در تضاد بود اعتراض کردند، ‌هیچ واکنشی به آثار منفی این مجموعه که بر ذهن مخاطبان نوجوان می‌گذاشت نشان داده نشد. قطعاً در آینده شاهد این اثرات و تغییر رفتار بین افراد خانواده مخصوصاً فرزندان و والدین خواهیم بود.

اولین بازخورد ۵ کیلومتر تا بهشت: خودکشی نوجوان ۱۲ ساله با روسری

متأسفانه هفته گذشته و بعد از پایان ماه مبارک رمضان، یک پسر ۱۲ ساله به نام محمدمهدی به تقلید از سریال ۵ کیلومتر تا بهشت، دست به خودکشی زد تا ببیند والدینش بعد از به کما رفتنش، درباره او چه می‌گویند.

محمدمهدی، زمانی که والدینش در خانه حضور نداشتند مقابل چشمان برادر کوچکترش اقدام به خودکشی کرد و برخلاف روح پریشان سریال ۵ کیلومتر تا بهشت، فقط یک هفته توانست به حرف‌های والدینش گوش دهد و آنها بعد از یک هفته که پزشکان مرگ مغزی او را اعلام کردند، با موافقت برای پیوند اعضای بدن محمدمهدی، او را به خاک سپردند.

در فضای سینمای جهان این کار مرسوم است که تولیدکنندگان بر حسب محتوای مجموعه تولید شده، مخاطب خود را از نظر سنی مشخص می‌کنند و در مواردی که مجموعه به هر دلیلی برای مخاطب با سنین پایین مناسب نباشد با راه‌های مختلف آن را اعلام می‌کنند تا نوجوانان این مجموعه را نبینند اما در سینما و تلویزیون ایران این کار کمتر صورت می‌گیرد.

حال باید دید آیا مسئولان صدا و سیما متوجه قدرت زیاد نفوذ و اثرگذاری مثبت و منفی آثار خود بر ذهن مخاطب شده‌اند یا همچنان می‌خواهند بدون توجه به انتقادات مسیر قبلی خود را با همان رویکرد ادامه بدهند.

آرزوی آقای مدیر؛ جوانان شبیه "امیرحسین" و "آیدا" باشند

پورمحمدی، مدیر شبکه سوم سیما در مراسم تقدیر از عوامل تولید سریال ۵ کیلومتر تا بهشت اظهار امیدواری کرد که در آینده پسران و دختران جامعه از نظر اعتقادی و حجاب شبیه به "امیرحسین" و "آیدا" (بازیگران این سریال) باشند.

اما سوالی که در اینجا مطرح می‌شود این است که چرا ما باید همیشه هنرمندان را فقط در آثار تلویزیونی (حرفی از سینما نزنیم بهتر است) با حجاب ببینیم. چرا آقای پورمحمدی وضعیت ساختگی و مصنوعی بازیگران مخصوصاً بازیگران زن را باید به عنوان الگویی برای جوانان معرفی کند.

آیا مدیران سیما و آقای پورمحمدی هنوز در عالم چند دهه قبل سیر می‌کنند که مردم فقط از طریق تلویزیون تغذیه شوند و افراد را همان گونه که در تلویزیون هستند باور کنند؟

آیا آقای پورمحمدی لحظه‌ای به این موضوع فکر نمی‌کند که جوانان می‌توانند وضعیت اصلی پوشش بازیگران را از راه‌های دیگر ببینند. آیا مردم از خود نمی‌پرسند که این چه فیلمی بود که حداقل تأثیر را روی بازیگران خود مجموعه نگذاشته تا زمان پخش مراسم تقدیر از عوامل مسئولان مجبور به سانسور حضور بسیاری خانم‌ها نشوند؟

مسئولان سیما چگونه می‌خواهند پاسخ این تضادها را که در ذهن مخاطب ایجاد می‌شود را بدهند.

بهتر است مدیریت سازمان صدا و سیما توجه بیشتری نسبت به انتقادها داشته باشند تا در آینده شاهد ارتقای کیفیت مجموعه‌های تلویزیون باشیم.

نوجوان دیگری به ۵ کیلومتری بهشت رسید

طبق آخرین شنیده‌ها قبل از اینکه محمدمهدی خود را به بهشت برساند نوجوان دیگری با الگوگیری از یکی دیگر از سریال‌های ماه مبارک رمضان، خود را به دار آویخت.

این پسر نوجوان یزدی به تقلید از یکی دیگر از سریال‌های ماه رمضان خود را به دار آویخت تا بعد از آن فرشته نجات خود را ببیند.

کارمند سابق سازمان ملی هوانوردی و فضایی آمریکا (ناسا) به تلاش برای فروش اطلاعات محرمانه مربوط به ماهواره‌های نظامی آمریکا به رژیم صهیونیستی اعتراف کرد.

به گزارش ایسنا به نقل از خبرگزاری آسوشیتدپرس، استوارت دیوید نوزت 54 ساله دارای دکترای علم نجوم از دانشگاه تکنولوژی ماساچوست است. وی با اعتراف به گناهکار بودن، مدت محکومیت خود را که 30 سال حبس و یا حبس ابد بود، به 13 سال کاهش داد.

نوزت بطور مکتوب اعتراف کرده است با عوامل مخفی دفتر پلیس فدرال آمریکا (اف.بی.آی) که خود را افسران امنیتی رژیم صهیونیستی معرفی می‌کردند، برای فروش اطلاعات نظامی در قبال دریافت پول دیدار کرده است.

وکیل نوزت کاهش حکم زندان موکلش را " عادلانه" خواند.

مقامات فدرال آمریکا، نوزت را که قبلاً در مراکز دولتی فعالیت کرده و سمت‌های مهمی را در پروژه‌های فضائی محرمانه به عهده گرفته بود ، در روز 19 اکتبر 2009 پیش از ارائه اطلاعات محرمانه به فردی که گفته می‌شد افسر امنیتی رژیم صهیونیستی است، بازداشت کردند.

لسلی مارتل، از عوامل مخفی اف.بی.آی در شهادت‌نامه خود نوشته است که نوزت به یکی از همکارانش در ماه ژانویه 2009 گفته بود اگر دولت آمریکا وی (نوزت) را به عللی غیرمرتبط با کارش زندانی کند، به سرزمین‌های اشغالی و یا کشوری دیگرخواهد رفت و هر آنچه را که می‌داند در اختیار آنها قرار می‌دهد.

نوزت از سال 1998 تا سال 2008 مشاور فنی یک مرکز علوم فضایی رژیم صهیونیستی بوده و این مرکز مجموعاً 225 هزار دلار در قبال خدمات و جوابگویی به سوالات به وی پرداخت کرده است.

وی که دارای اسرار فوق سری بوده، در دوران ریاست جمهوری جورج بوش پدر در کاخ سفید و شورای امنیت ملی آمریکا کار کرده است.

یکی از عوامل مخفی اف.بی.آی ابتدای سپتامبر سال 2010 با نوزت تلفنی تماس گرفت و خود را افسر امنیتی رژیم صهیونیستی معرفی کرد. این دو سرانجام در واشنگتن با یکدیگر دیدار کردند و نوزت در این دیدار آمادگی خود را برای همکاری با سرویس اطلاعاتی اسراییل اعلام کرد.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی شبکه خبری العالم، این عامل مخفی چند بار دیگر با نوزت دیدار کرد و نوزت اطلاعاتی "محرمانه" را از طریق یک صندوق پستی تحت کنترل اف.بی.آی در اختیار وی می‌گذاشت.

نوزت در یکی از مکالمات تلفنی خود با این مامور گفته بود که اطلاعات وی برای دولت آمریکا 200 میلیون دلار تا یک میلیارد دلار هزینه در بر خواهد داشت. وی به این مامور گفته بود که حداقل یک درصد از این مبلغ که دو میلیون دلار می‌شود را باید به وی پرداخت کنند.

سفارت آمریکا در ریاض، در نمابری محرمانه به وزارت امورخارجه این کشور، به اطلاعات شخصی ملک عبدالله از جمله عمر واقعی، تعداد همسران و داروهایی که مصرف می کند، اشاره کرده است.

به گزارش العالم، در این نمابر که موضوع آن "به روز کردن اطلاعات شخصی پادشاه عربستان" عنوان شده، آمده است: "یک پزشک غربی که ماموریت دارد بصورت مستمر با افراد خاندان حاکم سعودی دیدار و مشورت کند، در ۱۱ ژوئیه، اطلاعات ویژه ای را از پرونده پزشکی ملک عبدالله بن عبدالعزیز آل سعود، در اختیار معاون رییس نمایندگی آمریکا در ریاض قرار داد".

در ادامه این نمابر آمده است: "این پرونده شامل سن واقعی و داروهایی است که ملک عبدالله اکنون مصرف می کند. این پزشک برای درمان معمول یکی از همسران ملک عبدالله (که ۴ همسر دارد) فراخوانده شد. ولی مرکز درمانی پادشاهی به اشتباه پرونده پزشکی ملک عبدالله را به جای پرونده همسرش به این پزشک داد. این پزشک از این طریق فرصت یافت از اطلاعات پزشکی ویژه ملک عبدالله آگاه شود".

بر اساس این نمابر، پادشاه عربستان ۹۲ ساله (متولد ۱۹۱۶) است و بسیار سیگار می کشد، و بصورت مستمر داروهای هورمونی تزریق، و از داروهای محرک جنسی استفاده می کند.

این اطلاعات درحالی منتشر می شود که، دولت عربستان سعودی، از انتشار هرگونه اطلاعات افراد خاندان حاکم از جمله سن واقعی آنها جلوگیری می کند.

به گزارش مشرق: شبکه 10 تلویزیون رژیم صهیونیستی در گزارشی با اشاره به گسترش استفاده از مواد مخدر در پلیس نظامی این رژیم با خجالت‌آور خواندن این روند اعلام کرد که پلیس نظامی اسرائیل که باید اهرمی برای کنترل مواد مخدر در ارتش باشد، خود با این معضل دست و پنجه نرم می‌کند و عناصر آن به مواد مخدر آلوده هستند.

بتازگی با دستگیرشدن یکی از عناصر زن پلیس نظامی در اسرائیل به اتهام مصرف مواد مخدر و در تحقیقات به عمل آمده از این زن معلوم شد که پنج نفر دیگر از همکاران این زن به مصرف مواد مخدر آلوده هستند.

مواد مورد استفاده این افراد نیز عمدتا کوکائین، ماری جوانا و حشیش بوده است، البته گفته می‌شود که بر اساس اعترافات این زن در آینده نزدیک افراد دیگری نیز به این اتهام بازداشت خواهند شد.

سخنگوی ارتش اسرائیل در واکنش به این اخبار تنها به این نکته بسنده کرد که پلیس دستور اخراج این افراد را از خدمت در پلیس نظامی صادر کرده است، وی مدعی شد که مصرف مواد مخدر موضوع مهمی نیست و ارتش برای مبارزه با آن موضوع تلاش می‌کند.

گسترش فساد و مصرف مواد مخدر در میان نظامیان و عناصر امنیتی اسرائیل در سالهای اخیر به معضل جدی برای تل‌آویو تبدیل شده و تاثیرات منفی زیادی را در عملکرد این نیروها داشته است.

شب گذشته دست اندرکاران برنامه رادیو هفت مبادرت به پخش آهنگ موسیقی فریدون فروغی خواننده به اصطلاح هنرمند بهایی در شبکه آموزش سیمای جمهوری کردند.

به گزارش عصر امروز، شب گذشته دست اندرکاران برنامه رادیو هفت مبادرت به پخش آهنگ موسیقی فریدون فروغی خواننده به اصطلاح هنرمند بهایی در شبکه آموزش سیمای جمهوری کردند.

این اقدام در شرایطی انجام شد که پیش تر دوست داران انقلاب به پخش صدای موسیقی این خواننده طرفدار بهاییت از ویترین آهنگ های پیش نواز یکی از شرکت های خدمات تلفن همراه و پخش متعدد آهنگ های این خواننده در فیلم های سینمایی تولید شده در داخل کشور هشدار داده بودند.

حال با این سوابق تاریک  این خواننده مشخص نیست که دست اندرکارن برنامه پر مخاطب رادیو هفت با چه نیتی اقدام به انتشار موسیقی وی از سیمای جمهوری اسلامی کرده اند.

فریدون فروغی از بهائیان معروف در عرصه فرهنگ و هنر طاغوت می باشد که در دوران قبل از پیروزی انقلاب همکاری تنگاتنگی با تشکل های ضد فرهنگی بهایی داشته است که نمونه آن همکاری وی با خسرو هریتاش، کارگردان بهایی هتاک که در فیلم هایش هدفی جز ضربه زدن به اخلاقیات ، سنت و اعتقادان مسلمنان نداشت ،بوده است که تنها می توان به یکی از فیلمهای نامبرده با نام « برهنه تا ظهر با سرعت » اشاره نمود با توصیه رهبران جامعه بهائیت از فریدون فروغی برای خواندن دو آهنگ در فیلم « صفحه ۴۵ دور » دعوت به عمل می آورد.

از سال 1350 به بعد فریدون فروغی توسط عناصر این فرقه ضاله در تلویزیون مانند : فرشید رمزی و ستار لقایی، کامبیز محمودی رو ی آنتن می رود.

زمانی که تصویر فریدون فروغی بر آنتن رفت مردم از خشونت نهفته در صدای او تعجب کردند، اما عده ای از هنرنویسان مطبوعاتی که از سوی کانون های بهایی حمایت مالی می شدندبه تمجید از او پرداختند و با طرح مباحثی تحت عنوان « پدیده ضد صدا» به مطرح ساختن وی پرداختند.

فریدون فروغی در اوج شهرت به مواد مخدر آلوده شده و چون سرکردگان لجنه بهائیان تهران پارس موفق به ترک اعتیاد او نشدند رهایش می نمایند که همین امر موجب دستگیری وی به اتهام قاچاق مواد مخدر می‌شود.

تعداد زیادی از کلیسا‌های هلند به دلیل سکولاریزاسیون و بحران اقتصادی دیگر به عنوان خانه خدا استفاده نمی شوند.

به گزارش رجانیوز، دفتر میراث استانی هلند اعلام کرد در هلند ۱۹ هزار کلیسا ساخته شده که امروزه تنها از ۷ هزار کلیسا به عنوان خانه خدا استفاده می شود. بقیه این کلیسا‌ها فروخته شده و مورد استفاده دیگری قرار گرفته اند.

اندریس پون استین، رئیس دفتر میراث استانی هلند در این باره توضیح داد: علاقه مردم به میراث بیشتر شده است. اما استفاده دیگر از ساختمان‌ای کلیسا‌ها نیز بخشی از روند استفاده پایدار است.

در ماستریخت یکی‌ از شهر های جنوبی هلند، یکی‌ از کلیسا‌های قدیمی‌ اکنون به عنوان یک کتابخانه استفاده می شود.

رلی پلان یک دفتر املاک که تخصص آن فروش ساختمان‌های تاریخی‌ است، در هلند، آلمان، بلژیک و دیگر کشور‌های اروپایی فعال است.

این دفتر در طی‌ 20 سال گذشته بیش از ۹۰۰ کلیسا را به فروش رسانده که بیشتر آنها اکنون نقشی‌ فرهنگی‌ دارند. این دفتر املاک اکنون ۶۳ کلیسا در هلند را به فروش گذاشته است.

به گزارش مشرق، فکر می کنید چه تفاوتی میان رومن آبراموویچ و سایر میلیاردرهای روسی وجود دارد؟ شاید یکی از آنها که می تواند مهمترین نیز باشد، علاقه وافر وی به اراضی اشغالی و کمک به رژیم صهیونیستی است. موضوعی که موجب شده تا اخیرا رفت و آمدهای بیشتری به این سرزمین ها داشته و در آستانه خرید املاک وسیعی نیز باشد.
این مرد ثروتمند، علاقه ویژه ای به منطقه توریستی ایلات در اراضی اشغالی هم دارد. به همین دلیل، هر از چند گاهی با هواپیمای شخصی اش و با همراهی گروهی، راهی شده و تعطیلات را در آنجا به سر می برد. این تا به آنجاست که در آخرین سفرش، 36 اتاق و 16 سوئیت را اجاره کرده بود که موجب شگفتی بسیاری شده بود.

البته، وی در تمامی سفرهایش به سرزمین های اشغالی، در کنار تمامی امکاناتی که محل اسکان باید داشته باشد، سفارش یک صفحه نمایش عظیم را هم می دهد تا بتواند از نزدیک به تماشای دیدارهای چلسی بپردازد. در حقیقت، آبراهیموویچ در سفرهایش که به نظر می رسد در آینده نه چندان دور تبدیل به اقامت دائم شود، از هیچ هزینه ای دریغ نکرده و تمامی امکانات را فراهم می کند.
این روند سفرها از ابتدای سال جاری میلادی بیشتر شده و این شائبه را ایجاد کرده که این باشگاه دار قصد اقامت همیشگی دارد. خبر خرید املاک نیز که این روزها شکل اجرایی به خود گرفته، موجب شد تا این گمانه ها تقویت شود.
در کنار تمام این مسائل، باید به خرید سهام دو باشگاه لیگ رژیم صهیونیستی نیز اشاره داشت که به معنای ورود سرمایه این مرد روس به این اراضی است. در حقیقت، این یهودی روس که ممنوع الخروج به این کشور اروپایی و زادگاه خود است، اکنون در حال تهیه مقدمات برای اسکان دائم در سرزمین موعود است.

مشرق: پایگاه خبری الجزیره در مقاله‌ای به قلم "عمار علی حسن" به بررسی نقش صوفی‌های مصر در انقلاب این کشور پرداخته و نوشت که با وجود حضور گسترده آنها در انقلاب مصر، آنها نتوانستند به اندازه دیگر احزاب در اتفاقات بعد از این انقلاب نقش داشته باشند، این موضوع نیز به علت بی تجربگی آنها در مسایل سیاسی و عدم داشتن یک رویکرد خاص و کشیدن شدن آنها به انجام مناسک دینی و ذوب شدنشان در فرهنگ مصر است که باعث شد تا حضور آنها در میان اعتراضات علیه رژیم حسنی مبارک به چشم نیاید.
این در حالی است که گروه‌های سیاسی همواره سعی کردند تا در شعارها و نحوه اعتراضات، خود را متمایز از دیگران نمایند تا حضور آنها در عرصه اعتراضات به چشم آید و بتوانند در آینده از این حضور برای خود بهره‌برداری کنند.
این مقاله در ادامه به دو عامل اساسی تعیین مواضع این گرایش اسلامی در انقلاب مصر اشاره کرده و نوشت که جبهه اصلاح صوفی که برای مقابله با استیلای حزب حاکم ملی در زمان مبارک بر صوفی‌ها تشکیل شده بود، یکی از این عوامل بود، انتخاب "عبدالهادی القصبی" به عنوان شیخ المشایخ صوفیها که با زور و بر خلاف عرف معمول آنها از طریق جریان حاکم انجام شد، علت اصلی مخالفت آنها با حزب حاکم شد، آنها شکایت‌نامه‌هایی را نیز در اعتراض به این موضوع تهیه کردند که این اعتراض‌ها هرگز راه به جایی نبرد.
الجزیره افزایش نفوذ جریان سلفی را از دیگر عوامل حضور سیاسی صوفی‌ها این گرایش در عرصه سیاسی مصر دانست و نوشت که بعد ازانقلاب آنها با انگیزه رقابت با سلفی‌ها از انزوای خود خارج شده و به ترویج افکار خود پرداختند.


این مقاله در ادامه به بررسی جریان‌های اسلامگرا در عرصه سیاسی مصر پرداخته و حایگاه صوفی‌ها را در این عرصه مورد بررسی قرار داد و نوشت که ورود اخوان المسلمین در عرصه فعالیت‌های سیاسی راه را برای ترویج افکار آنها در میان مردم مصر باز کرد و همین موضوع دیگر جریان‌های اسلامگرا را نیز به ورود به عرصه سیاسی کشور تشویق کرد.
در همین راستا جریانهای سلفی دو حزب النور و الفضیلۀ را تشکیل دادند، این جریان‌ها قدرت زیادی در توسعه افکار مدرن سیاسی برای خود دارند و به این ترتیب نمی‌توان گفت که حضور آنها در قدرت و عرصه سیاسی کشور معضلی در برابر دموکراسی ایجاد خواهد کرد.
این مقاله می‌افزاید که البته اخوان‌المسلمین به علت قدمتی که در ورود به عرصه سیاسی دارد، در گفتمان‌های مدنی بیشتر حل شده است، بعد از این گروه، جریان‌های دیگر اسلامی هستند که در راستای بازبینی مجدد اعتقادات خود برای توقف خشونت، برخی از این اعتقادات را کنار گذاشته‌اند.
سلفی‌ها نیز با حضور در جمعیت‌های عام المنفعه یا مدارس فقهی حضور خود را در عرصه اجتماعی حفظ کردند، جمعیت عمل کنندگان به کتاب و سنت و جمعیت انصار السنۀ المحمدیه از جمعیت‌هایی هستند که تسط این گروه در دهه دوم قرن بیستم ایجاد شده است. البته بعد از انقلاب آنها وارد فضای سیاسی نیز شدند، اما هیچ ایده یا تجربه‌ای در این زمینه نداشتند.

در همین راستا متصوفه بعد از انقلاب، حزب آزادی مصر را تشکیل دادند، این حزب نمایندگی از دیگر گروه‌های صوفی را نیز در اختیار داشت و بیشتر بر اساس درگیری صوفی‌ها با دیگر احزاب اسلامی و از ترس آنها در عقب ماندن از رقابت‌های ساسی از دیگر جریان‌های اسلامی در انقلاب مصر تشکیل شد.
این رقابت‌ها البته به درگیریهای اعتقادی میان دو طرف نیز منجر می‌شد، صوفی‌ها اعتقاد داشتند که سلفی‌ها به دنبال ترویج افکار وهابی‌ها در مصر هستند و سلفی‌ها نیز صوفی‌ها را به وابستگی به شیعیان متهم می‌کردند، این درگیری در مواضع آنها در محکوم کردن جریان مقابل در زمان برخی اقدامات تخریبی در مصر نیز دیده میشد.
این گزارش در ادامه با اشاره به اینکه نمونه حزبی مورد علاقه صوفی‌ها در مصر الگوی حزب عدالت و توسعه در ترکیه است، نوشت که به همین علت ابوالعزایم به ترکیه سفر کرده تا با تجربیات سیاسی آنها از نزدیک آشنا شود.
این حزب البته به علت جایگاهی که در مصر دارد، مورد توجه کاندیداهای احتمالی ریاست‌جمهوری نیز قرار گرفته است، آنها به دنبال گرفتن تایید از سوی این حزب با مقامات آن دیدار می‌کنند و در این راستا حزب الناصری نیز اعلام کرده که با تعدادی از گروه‌های صوفیه توافق همکاری‌های انتخاباتی را به امضا رسانده است.
فعالیت‌های سیاسی این جریان در مصر البته تنها به اقدامات حزبی متمرکز نشده است، آنها ائتلافی را با نام ائتلاف صوفی‌های مصر تشکیل داده‌اند که دبیرکلی آن را مصطفی زاید بر عهده دارد، این ائتلاف از 10 هزار مرید تشکیل شده است که هسته اصلی آن را تشکیل می‌دهند.

زاید دبیر این ائتلاف که تنها سی سال سن دارد، در مورد تأسیس ائتلاف می‌گوید که بزرگان صوفیه نمی‌توانستند به تنهایی از مشرب خود حمایت کنند و آن را ترویج نمایند، وی از سوی دیگر ایجاد اصلاحات در میان گروه‌های مختلف متصوفه را از دیگر انگیزه‌های تاسیس این ائتلاف دانست و از مشایخ صوفیه خواست تا تنها پرچم این جریان را به اهتزاز درآورند و از سایر مسائل اختلافی پرهیز کنند.
وی تأکید کرده است که اگر مشایخ این جریان اختلافات خود را کنار بگذارند، این جریان در محوطه مسجد امام حسین تظاهرات بزرگی را برگزار خواهد کرد و در آن مطالبات خود را از دولت جدید بویژه در زمینه ساماندهی جریان‌های صوفی در کشور درخواست خواهد کرد. این تظاهرات در صورت برگزاری می‌تواند بزرگترین حضور سیاسی صوفی‌ها در مصر را نشان دهد.
آنجلینا جولی در راستای اقدامات دیپلماسی مشاهیر آمریکا، به منظور نشان دادن چهره ای صلح طلب از آمریکا، از مراکز جهانی خیریه متخصص در خنثی‌سازی مین بازدید کرد.
مشرق: آنجلینا جولی، که این روزها به نماد دیپلماسی مشاهیر بدل شده و الگویی موفق و فعال برای سلبریتی دیپلماسی آمریکایی (celebrity diplomacy) محسوب می شود، به منظور فریب افکار عمومی و نشان دادن چهره ای صلح طلب و معصوم از آمریکا، از مراکز جهانی خیریه متخصص در خنثی‌سازی مین بازدید کرد.

از آنجا که ابرستاره سینما، آنجلینا جولی، به مدد قدرت افسانه ای هالیوود به چهره ای جهانی و نماد آمریکا بدل گشته و حالا دیگر "آنجلینا جولی" همان "آمریکا" است، بازدید وی از چنین مراکزی در سازوکارهای دیپلماسی مشاهیر این معنا را القا می کند که آمریکا کشوری صلح طلب است و معصومانه از قربانیان جهانی مین های ضدنفر دفاع می کند. این درحالی است که بزرگترین ارتش دنیا و بزرگترین کارخانه های اسلحه سازی دنیا متعلق به امریکاست و چه بسا این که مین های موجود ضدنفر محصول آمریکا باشد.

به راستی چه چیزی به اندازه ی 6000 بمب هسته ای که آمریکا دارد می تواند نسبت به حق حیات همه جانداران بی اعتنا باشد.

آنجلینا جولی در حال حاضر به قصد اغوای جهانی، با همسر خود براد پیت از کشور اسکاتلند دیدن می‌نماید با این بهانه که براد پیت در حال بازی در فیلمی به نام «جنگ جهانی زِد (زامبی‌ها)» و گرفتن صحنه‌های مختلف فیلم در این کشور است.

هالو یکی از قدیمی‌ترین و بزرگ‌ترین سازمان‌های پاک‌سازی مین است و به ردیابی و پاک‌سازی مین‌های زمینی و دیگر مواد منفجره بازمانده از جنگ می‌پردازد.

این زوج بازیگر-دیپلمات، از حامیان قدیمی فعالیت‌های موسسه خیریه "هالو تراست" معرفی شده‌اند. آنجلینا در سفر خود به اسکاتلند از مراکز این تراست واقع در تورن‌هیل دومفریشیر بازدید نمود. وی گفته است: «نعمتی بود که توانستم از مراکز هالو بازدید کرده و کارکنان متعهد آنجا را ببینم. پس از دوران جنگ، تلاش‌های مین‌یابی هالو موجب بازگشتن ایمنی و ایجاد اجتماعات مردمی شده است».

لازم به ذکر است که آنجلینا جولی و همسرش براد پیت دارای موسسه‌ای هستند که تاکنون به میزان صدها هزار دلار از "هالو تراست" حمایت مالی کرده‌اند و سبب تاسیس تیم‌های مین‌یاب در کامبوج، سریلانکا، کوزوو، و افغانستان شده‌اند.این حمایت مالی و دیپلماتیک، تعبیری از همان "شرکت های خصوصی دیپلماسی عمومی" یا public diplomacy private است.

نباید از نظر دور داشت که آمریکا در این کشورها نیروی نظامی مستقر دارد و بسیاری از مین های موجود در کامبوج، یادگارهای تلخ دوران جنگ با آمریکاست، ضمن آنکه هم اکنون هواپیماهای بدون سرنشین این کشور، روزانه مناطق مختلفی از افغانستان و پاکستان را بمب باران می کند.

 

مدیرکل روابط عمومی و ارتباطات مردمی جمعیت هلال احمر کشورمان گفت: بر خلاف کمک‌های بشردوستانه جمهوری اسلامی ایران به مردم قحطی زده سومالی، از سوی کشورهای غربی و آمریکایی هیچ کمکی به مردم سومالی صورت نگرفته و این در حالی است که وسعت این فاجعه یک همت جهانی را می‌طلبد.

پویا حاجیان در گفت و گو باعصرایران تاکید کرد: جمعیت هلال احمر جمهوری اسلامی ایران براساس اهداف و وظایف بشردوستانه و عام‌المنفعه خویش به عنوان خط شکن ارسال کمک‌های جهانی در کشور سومالی ورود پیدا کرد و تاکنون 10 محموله کمک‌های انساندوستانه خود را به کشور قحطی‌زده سومالی ارسال کرده است و 6 کمپ این جمعیت نیز در شهر موگادیشو در حال ارائه خدمات اسکان، غذایی، بهداشتی و درمانی می‌باشد.

وی با اشاره به اینکه بر خلاف کمک های بشردوستانه جمهوری اسلامی به مردم قحطی‌زده سومالی، کشورهای مدعی حقوق بشر از جمله غربی‌ها و آمریکایی‌ها هیچ کمکی به ملت محروم سومالی نکرده‌اند ادامه داد: جای تعجب دارد در کشوری که بشدت از مشکل قحطی و کمبود مواد غذایی رنج می‌برد، چگونه انواع اسلحه به وفور در دست مردم عادی این کشور دیده می‌شود.

حاجیان اضافه کرد: قطعاً وجود ناامنی و درگیری‌های داخلی در کشور سومالی علاوه بر ایجاد مشکل در روند امدادرسانی در این کشور، بر بحران موجود خواهد افزود.

وی در خاتمه خاطر نشان کرد: جمعیت هلال احمر جمهوری اسلامی ایران با بهره‌مندی از مشارکت مردم خیّر و نوعدوست ایران اسلامی، تمام توان خود را جهت کمک‌رسانی به مردم نیازمند، قحطی‌زده و مسلمان سومالی بکار خواهد گرفت و بر این اساس بزرگترین محموله کمک‌های انسانی جمعیت هلال احمر که بیشتر آن شامل کمک‌ها اهدایی مردم نیکوکار کشورمان می‌باشد، بزودی از طریق دریایی به این کشور ارسال خواهد شد.

رئیس مرکز بررسی‌های دکترینال در گفتگو با هفته‌نامه پنجره با بیان این مطلب اظهار داشت: در سبک زندگی بورژوازی سبک زندگی به مثابه دین است اما در اسلام دین به مثابه سبک زندگی است.

حسن عباسی، رئیس مرکز بررسی‌های دکترینال در گفتگو با هفته‌نامه پنجره که امروز منتشر شده است با اشاره به مفهوم سبک زندگی و لزوم نگاه استراتژیک به این مساله اظهار داشت: یکی از زوایای نوین جامعه‌سازی در غرب زاویه تنظبم و تبیین سبک زندگی است. وی با بیان اینکه در قران هم تلقی کاملی از این مفهوم وجود دارد اظهار داشت: مفهوم حیات طیبه و حیات خبیثه در اسلام مبین این مطلب است.

وی با اشاره به تاریخچه سبک زندگی اظهار داشت: حدود 40 سال است که آمریکا درنظر دارد سبک زندگی آمریکایی را در جهان گسترش دهد. وی با اشاره به اینکه این مفهوم ریشه در تئوری مهندسی رضایت دارد که حاکی از آن است که از راه جهت دادن به خواسته‌های و امیال و آرزوهای غیرعقلانی انسان، می‌توان رضایت سیاسی اجتماعی او را جلب کرد، افزود: آنچه امروز در ایران و جهان به نام روابط عمومی شناخته می‌شود، ساخته و پرداخته همین تئوری است که می‌خواهد با مدیرت بعد غیرعقلانی انسان خواسته‌ها و آرزوهای او را جهت دهد.

وی با اشاره به مفهوم سبک زندگی به مثابه دین اظهار داشت: با اصالت یافتن انسان در اندیشه اومانیتی غرب حق انسان موجب شکل‌گیری حدود و ثغور زندگی شده و این حدود سبک زندگی را شکل می‌دهد و به این ترتیب سبک زندگی یک دین می‌شود. در سبک زندگی بورژوازی سبک زندگی به مثابه دین است اما در اسلام دین به مثابه سبک زندگی است. سبک زندگی بورژوازی به تنوع و تکثر دین برآمده از آن می‌انجامد.

وی با بیان اینکه اکنون در جمهوری اسلامی بیش از 50 درصد از نهادهای رسمی مروج سبک زندگی بورژوازی هستند اظهار داشت: اقتصاد ایران امروز یک اقتصاد پول‌مبنا است یعنی یک اقتصاد بورژوازی. سه نهاد اقتصادی بورژوازی یعنی بیمه، بورس و بانک تار و پود زندگی ایرانیان را دربرگرفته است. دوقطبی سیاسی، ورزشی و حتی رسانه‌ای اجزای زندگی سیاسی دوجزبی در سبک زندگی بورژوازی هستند که آمریکا از دهه 1960 به بعد این مدل را برای کشورهای وابسته به خود تجویز کرد و از عصر پهلوی در ایران رواج یافت.

وی با بیان اینکه نگاهی به وضعیت آگهی‌های بازرگانی در تلویزیون، روزنامه‌ها و سطح شهر نشان‌دهنده عمق ترغیب مردم به مصرف‌گرایی و تعمیق این نوع سبک زندگی است، اظهار داشت: سبک زندگی بورژوازی معماری ایران را نابود کرده است آپارتمان‌های کوچک با آشپزخانه‌های اُپن، حریم خانواده را به چالش کشیده است.

جهان-مسعود یارضوی:سبک زندگی (life style) مفهومی است که چگونه زیستن را بر اساس انتخاب انسان ها به آنها دیکته می کند. در واقع یک انسان در زندگی خود مختار است تا هر نوع آرمانی را که دوست دارد انتخاب کند و پس از این انتخاب است که باید سبک رسیدن به این آرمان را در قالب یک روش زندگی انتخاب کرده و به مولفه های آن عمل کند.

اما آنچه که پس از این معرفی موضوعیت پیدا می کند، نگاهی است به تلاش های استکبار جهانی برای استیلا بر همه جوامع دنیا طی بیش از ۳۰۰ سال گذشته و در ادامه مفهومی که در کلام رهبر فرزانه ما با عناوینی همچون "استعمار فرانو" و یا "ناتوی فرهنگی" از ابعاد آن یاد شده است.

امپریالیزم جهانی دیگر نمی تواند از فرمول های قدیمی برای استعمار و استثمار ملت ها استفاده کند و لذا به سمت پیاده سازی مفاهیمی جدید در قالب استعمار فرانو و یا ناتوی فرهنگی می رود که بتواند با زحمت و هزینه ای کمتر، عایدی بیشتری از اهداف سلطه گرانه خود داشته باشد.

آنها در یکی از این رویکردها شروع به معرفی مطلوب های مصنوعی به انسان ها می کنند و پس از جا اندازی این که این مطلوب بهترین انتخاب است، مفهوم "سبک زندگی برای رسیدن به این مطلوب!" را معرفی می کنند.

پر واضح آنکه مطلوب مصنوعی معرفی شده توسط استکبار، فی النفسه و در مظان قضاوت ارزش های الهی و انسانی نه تنها مطلوب نیست بلکه در مسیر نیستی و تاریکی نیز قرار دارد و تنها هدف ساخته شدن آن نیز ظرفیت سازی بیشتر برای کشورهای استعمارگر در جهت استفاده از منابع و استعدادهای کشورهای دیگر است.

در سال های عمر انقلاب اسلامی و به ویژه از بعد از پایان دوران دفاع مقدس، دشمنان ما به دلیل شکست سختی که در جبهه جنگ سخت از ایران اسلامی متحمل شدند، به هجمه فرهنگی و در ادامه جنگ نرمی روی آوردند که یکی از مولفه های پیش برنده آن بحث معرفی لایف استایل هایی به مردم ایران به جای لایف استایل یا سبک زندگی در پرتو انقلاب اسلامی است.

و ما اگر فقط کمی به گذشته خود تا امروز دقت کنیم درخواهیم یافت که متاسفانه دشمن اندکی توانسته است در این محور توفیقاتی را نیز کسب کند.

شاید امروز واژه ها و مفاهیمی نظیر "فرهنگ شهروندی"، "قشر آسیب پذیر"، " بهتر بودن زندگی در غرب"، "نبود آزادی در ایران"، "جمع آوری پول برای تفریح بیشتر"، "مذمت زندگی سیاسی در ایران" و از این دست مفاهیم برای ما بسیار آشنا باشد.

ما این مفاهیم و عبارت ها را هر روز و هر لحظه می توانیم از دور و برمان ببینیم، بخوانیم و یا بشنویم. و البته اینکه چه کسی این مقولات را مطرح می کند بحث دیگری است. آنها را در کتاب و روزنامه می خوانیم، ممکن است از یک راننده تاکسی بشنویم و یا امکان دارد که یک استاد دانشگاه آن را برایمان به بحث و گفتگو بگذارد!

بحث اصلی این است که هوشیار باشیم و تشخیص دهیم که این مفاهیم جملگی از اندیشکده ها و آکادمی های کشورهای استکباری بیرون آمده است تا در هدفی کلی بتواند لایف استایل اصلی ما یا همان "سبک زندگی در انقلاب اسلامی" را از ما بگیرد. (و در واقع کاری کند تا ما به دست خودمان، آن سبک زندگی که برایش انقلاب و در راه آن استقامت کرده ایم را به کنار بگذاریم.)

ما با فرهنگ شهروندی بیگانه ایم چون مسلمانان شیعه ای هستیم که پیامبرمان (ص) فرمود: از من نیست کسی که سیر بخوابد در حالی که همسایه اش گرسنه باشد. و این در حالی است که در فرهنگ شهروندی کسی به کسی کاری ندارد.

و یا در این فرهنگ همانند همان مفهومی که اخیرا توسط یکی از مدیران کشور!!! مطرح شد مبنی بر اینکه " ما مى‌گوییم آزادى همه جانبه و براى همه مشروط به اینکه آزادى دیگران سلب نشود" ؛ کسی مزاحم دیگران نمی شود و این به آن معنی است که مفهوم امر به معروف و نهی از منکر، به عنوان یکی از اصلی ترین مبانی دینی اسلام و انقلاب اسلامی و همینطور، تعمق در احوالات سایر جوامع، در سبک زندگی غربی یا همان فرهنگ شهروندی هیچ جایی ندارد.

ما در لایف استایل انقلاب اسلامی، یاد گرفته ایم که مطلوب غایی زندگی دینی آن هنگام حاصل می شود که گره خورده در سیاست باشد. در واقع امام راحل با انقلاب اسلامی به هر ذهن با انصافی این حقیقت منطقی را آموخت که اگر در آرزوی رسیدن به حیات طیبه و استقلال و آزادی واقعی هستید، راهی جز گذار از وادی سیاستی که عین دیانت شیعی باشد، ندارید.

و هم اکنون، گذشت بیش از ۳۲ سال از انقلاب اسلامی ایران نشان می دهد که این مفهوم بیان شده توسط آن یار سفر کرده، مفهومی است درست و تضمینی که می تواند استقلال واقعی و مردمسالاری دینی را برای یک ملت به ارمغان بیاورد.

و یا همینطور، تلاش دشمن برای جااندازی مفاهیمی از قبیل اینکه زندگی در غرب، قرین با آسایش و برخورداری از تفریحات و آزادی است.

در واقع اگر نیکوتر به این مسئله فکر کنیم، می بینیم که مثلا در یکی از زوایای آن، حتی برخی مدیران نیز با تأثیر پذیری ناملموس از این مفهوم، همواره تلاش کرده اند (البته با نیتی خیر) تا اگر هم خدمتی را برای مردم انجام می دهند به گونه ای باشد که جای خالی مدینه فاضله تصویر شده از غرب را در ذهن برخی از مردم پر کند و این در حالیستکه همین مسئله یک گام غلط در جهت کمک به جااندازی مفهوم سبک زندگی غربی است.

ما مسلمانانی ایرانی هستیم با مولفه های خاص فرهنگی و اجتماعی خودمان. مردمی دور از خرافه و علاقه مند به تعالیم آسمانی که برخوردار از چندین هزار سال سابقه فرهنگی و تمدنی خاص هستند.

آیا همین مولفه ها و هزاران مولفه مطلوب موجود در آیین، باورها و گذشته ما نبود که اندیشیدن به آنها، نسلی عاشورایی را شکل داد که در کنار خمینی کبیر، ایران اسلامی را از زیر یوغ طاغوتیان به در آورد و طی بیش از ۳۲ سال آن را تبدیل به یکی از ابرقدرتهای مهم دنیا تبدیل کرده است؟

و در سایه همین پیشرفت ها و باور ما به زندگی مطلوب شیعی در سایه حکومتی شیعی است که ما امروز در تعبیری واقع بینانه به "قلب جهان" تعبیر شده ایم و دانسته یا شاید نادانسته! در حال چشیدن طعم استقلال و آزادی واقعی هستیم.

پس چه می شود که عده ای در حال تلاش برای تغییر دادن ذائقه ما و دور کردن ما از افکار مطلوب دینی، تمدنی و اجتماعی خودمان هستند در حالی که مرّ مطلوب و لذت های بیشتری که نصیب ما می شود، در گرو زیستن در همین فضا است نه در فضایی پوشالی که غرب آن را برای ما تصویر می کند...

مفهوم سبک زندگی در انقلاب اسلامی ابعاد بسیار گسترده و حجیمی همچون یک اقیانوس دارد. اقیانوسی که شناخت کرانه های آن و غوص در آن باید توسط نسل های امروز جامعه جمهوری اسلامی ایران مورد مداقه و غور بیشتری قرار گیرد.
نسل هایی که باید ضمن دفاع از این سبک زندگی و تلاش برای قوام و مانایی آن، برای صدور مفاهیم آن، اهتمامی صد چندان داشته باشند تا این نور و سعادت متلزم با بیداری اسلامی که در انقلاب اسلامی ایران تبلور یافت، در میان تمام مردم جهان نیز رویت شود.

یکی از رهبران انقلابیون لیبی که اکنون مشغول مذاکره برای سرنوشت آینده کشور خویش است، توسط سیا دستگیر شده و پس از مدت‌ها زندان تحویل رژیم قذافی شده است.
به گزارش جهان به نقل از روزنامه انگلیسی دیلی‌میل، عبدالحکیم بلهاج، یکی از رهبران انقلابیون لیبی به جرم داشتن رابطه با القاعده هفت سال زندانی بوده که مدتی از آن را در زندان‌های یکی از کشورهای آسیای جنوب شرقی گذرانده است.

بلهاج که متهم بود برای گروه‌های شبه نظامی عراق و افغانستان تامین نیرو می‌کند در فرودگاهی در مالزی و توسط عوامل سیا دستگیر شد و سپس به تایلند فرستاده شد تا از آنجا به یکی از کشورهای آسیای جنوب شرقی روانه شود که در آن شکنجه زندانیان منعی دارد.

بلهاج ۴۵ ساله می‌گوید که به وسیله نیروهای آمریکایی به سختی مورد شکنجه قرار گرفته و سپس تحویل مقامات رژیم قذافی شده است. این سخنان بلهاج به خوبی روشن‌کننده همکاری نزدیک آمریکا و رژیم قذافی در جنگ موسوم به جنگ علیه تروریسم است.


این رهبر انقلابیون لیبی که در دهه ۱۹۸۰ میلادی مدت‌ها علیه شوروی در افغانستان جنگیده بود اکنون می‌گوید که اگر شانس آن را به دست آورد قطعا علیه کسانی که او را بدین روز انداخته‌ند اقدام قانونی خواهد کرد. وی که تا سال ۲۰۱۰ نیز زندانی بوده تاکید می‌کند که انگیزه وی انتقام‌جویی شخصی نیست و موضع ضدغربی هم ندارد.


به نوشته دیلی‌میل، بلهاج که پس از تحویل به رژیم قذافی در زندان مخوف ابوسلیم در طرابلس نگهداری شده است می‌گوید که مردم کشورش دارای عقاید مختلفی هستند که همگی باید مورد احترام قرار گیرد. این زندانی سابق ابوسلیم، یعنی جایی که ۱۲۰۰ تن در سال ۱۹۹۹ در آن به قتل رسیدند، معتقد است که مردم کشورش مسلمانانی میانه‌رو هستند و افراطی‌گری در بین آنها جایی ندارد.


وی پس از آزادی از زندان در سال ۲۰۱۰ میلادی به یکی از رهبران شورشیان مسلح مخالف قذافی تبدیل شد که در جریان انقلاب اخیر این کشور نیز نقشی به سزا داشت.

تصاویری که در این خبر ملاحظه می‌کنید مربوط به زندان مخوف ابوسلیم هستند.