موعود :: مطالعات فرهنگی
موقعیت شما: موعود»اخبار»اخبار سیاسی

مشرق: پایگاه خبری "عربی پرس" به نقل از مقامات امنیتی ایرانی در بخش ضد جاسوسی ویژه رژیم صهیونیستی اعلام کرد که سازمان جاسوسی موساد در اسرائیل تلاش بیهوده ای در تماس با برخی یهودیان ایران داشته تا آنها را به همراه تعدادی از یهودیان دیگر در کشورهای عربی به سرزمین های اشغالی انتقال دهد.

در این راستا پیام های متعددی نیز برای یهودیان فرستاده شده است تا شاید بتواند مهاجرت معکوس از سرزمین های اشغالی را متوقف کرده و نتایج مصیبت بار آن را کمتر کند.
این در حالی است که یهودیان ایران با قاطعیت اعلام کرده اند که در جمهوری اسلامی ایران در بهترین حالت ممکن زندگی می کنند و از تمام آزادی های دینی برخوردارند و چیزی کم ندارند و ایران را به منطقه ای اشغال شده و ناامن ترجیح می دهند.
این تلاش ناکام در پی آن انجام می شود که بر اساس اعلام منابع مربوط بیش از 200 هزار صهیونیست یهودی در سال جاری فلسطین اشغالی را ترک کرده و از این  کشور مهاجرت کرده اند؛ علت این مهاجرت نیز وقوع جنگ احتمالی در آغاز سال 2012 میلادی است.
بر اساس برخی آموزه های فراماسونری و صهیونیستی، سال 2012 سال پایان تاریخ و اجرای نبرد نهایی آرماگدون است که محل آن در سرزمین های اشغالی خواهد بود.
این گزارش تهدیدات ایران و سوریه و حزب الله لبنان در زمینه امکان ویران شدن اسرائیل و محو آن از نقشه جهان را از دیگر عوامل ترس صهیونیست ها و افزایش مهاجرت معکوس از سرزمین های اشغالی دانسته اند.
این مهاجرت در حالی است که رژیم صهیونیستی سالیانه میلیاردها دلار برای مهاجرت دادن تعداد بیشتری از یهودیان به سرزمین های اشغالی هزینه می کند.

در پی تلاش ناکام نیروهای امنیتی برای ربودن یکی از روحانیون شیعی در منطقه الشرقیه که با تجمع مردم و حمایت آنها از این عالم دینی ناکام ماند، تظاهرات گسترده مردمی امروز در منطقه قطیف برگزار شد.

به گزارش فارس به نقل از الانتقاد نت، تعدادی از نیروهای امنیتی عربستان سعودی دیروز تلاش کرده بودند شیخ نمر النمر از روحانیون شیعه در منطقه العوامیه واقع در استان الشرقیه را بربایند.

برخی منابع مطبوعاتی با اعلام این مطلب تاکید کردند که این تلاش البته به علت مقاومت همراهان شیخ در مقابل نیروهای امنیتی و تجمع جوانان در مقابل کمینی که نیروهای امنیتی برای وی طراحی کرده بودند، ناکام ماند، این نیروها قصد داشتند در مسیر هر روزه شیخ النمر از مسجد امام حسین به منزلش، که منطقه ای خلوت است، وی را بربایند، اما با تحمع مردم این نقشه ناکام ماند.

شیخ النمر یکی از افرادی است که عقاید اصلاح طلبانه‌ای دارد و معتقد است که کشور باید دولتی شهروندی و موسساتی منتخب از سوی مردم داشته باشد، تلاش برای ربودن علمای دینی شیعه در عربستان اولین بار نیست و تعدادی از این علما هم اکنون در زندان های آل سعود به سر می برند.

از سوی دیگر شبکه العالم به نقل از منابع عربستانی اعلام کرد که ساکنان منطقه قطیف امروز برای درخواست آزادی بازداشت شدگان و برکناری امیر منطقه "الشرقیه" تظاهرات کردند.

طی هفته های گذشته در جریان سرکوب تظاهرات مسالمت آمیز مردم منطقه قطیف و حملات نیروهای سعودی به مردم، چند تن از ساکنان این منطقه شهید و ده ها تن دیگر مجروح شدند.

مردم منطقه القدیح در استان الشرقیه نیز امروز تظاهرات برگزار کردند که با مداخله نیروهای امینتی این کشور مواجه شد و تعدادی از شهروندان در پی سرکوب از سوی نیروهای سعودی زخمی شدند.

شرکت کنندگان در این تظاهرات خواستار استعفای محمد بن فهد امیر منطقه الشرقیه بودند که از 25 سال پیش بر این سمت تکیه زده است.

رسانه های رژیم صهیونیستی با اشاره به تعیین سفیر جدید این رژیم در مصر اعلام کردند وی با برخی از مقامات وزارت امور خارجه این کشور دیدار کرده است.

به گزارش مشرق به نقل از مهر، رادیو اسرائیل اعلام کرد یعقوب آمیتای سفیر جدید اسرائیل در مصر، اخیرا استوارنامه خود را به محمد عمروکامل وزیر امور خارجه مصر تقدیم کرد. سفیر جدید رژیم صهیونیستی در مصر با برخی از مقامات وزارت امور خارجه این کشور نیز دیدار کرده است.

رادیو اسرائیل افزود دستورات جدید وزارت امور خارجه اسرائیل به سفیر جدید در قاهره بر ضرورت بازگشت وی به تل آویو در پایان هر هفته برای گذراندن تعطیلات پایان هفته تصریح می کند.
این رسانه اعلام کرد سفیر جدید با توجه به اینکه تا کنون ساختمان جدیدی برای سفارت اسرائیل در قاهره فراهم نشده است، از منزل خود در محله المعادی در جنوب قاهره، ماموریت خود را انجام می دهد.

خاطر نشان می شود اسحاق لیوانون سفیر سابق رژیم صهیونیستی در قاهره از پیروزی اسلامگرایان در مرحله نخست انتخابات پارلمانی مصر ابراز نگرانی کرده بود.

وی در عین حال گفته بود : معتقدم روابط مصر و اسرائیل پس از اعلام نتایج انتخابات پارلمانی مصر از بین نمی رود، اما هم اکنون اوضاع ناآرام است و باید تحوات جاری را دنبال کرد.

اعلام تعیین سفیر جدید رژیم صهیونیستی در مصر در حالی است که مردم به ویژه جوانان انقلابی مصر اخیرا با برگزاری چندین تظاهرات ضد صهیونیستی در مقابل سفارت این رژیم در قاهره خواستار قطع روابط میان قاهره و تل آویو و لغو معاهده سازش کمپ دیوید شده بودند، در جریان اعتراضات گسترده مردم مصر، سفیر و کارکنان سفارت رژیم اشغالگر قدس پا به فرار گذاشتند.

آزمایشگاه ملی لوس آلاموس؛ قرارگاه جنایت‌کاران علمی آمریکا



مشرق: با شنیدن عبارت تسلیحات اتمی اولین چیزی که به ذهن افراد می رسد بمباران اتمی شهرهای ژاپن است. این درحالیست که هیچگاه از پروژه های عظیم و سرمایه گذاری های عمده و جنایات انجام شده در مسیر رسیدن به این تسلیحات سخنی به میان نمی آید. آزمایشگاه لوس آلاموس به عنوان مهد زایش همان بمب های اتمی ویرانگر هیروشیما و ناکازاکی، قرارگاهی برای این جنایات علمی بوده است و هم اکنون نیز با صرف بودجه های کلان به مسیر خود ادامه می دهد و آزمایشگاهی با این گذشته سیاه یقینا برنامه های مرگبارتری برای بشر آینده تدارک دیده است. با این توصیف جا دارد به این آزمایشگاه که بازوی علمی دنیای ماسونی به حساب می آید، قدری موشکافانه تر بپردازیم.

این گفته که در فضاسازی تبلیغاتی دنیای استکبار همواره حقایق به صورت معکوس جلوه دهی می شوند به هیچ وجه تازگی ندارد. سیستم تبلیغاتی و وجهه سازی دنیای قتل و غارت و چپاول استکبار همواره سعی داشته است نگاه های پرسش گر ملت های تحت ستم را از حقایق آشکار و اتفاقات سوال برانگیز و متعارض با دعاوی این سیستم گسترده، به نکات انحرافی دیگری متوجه کرده و از این ره به غارت و چپاول خود ادامه دهد.

از این همین روست که هم اکنون نظام هایی که تاریخچه ی فعالیت های ضد انسانی آن ها تاریخ را به شرم وا می دارد در عین لاپوشانی اقدامات ضد بشری خود به هجوم گسترده ی تبلیغاتی به ملت های آزادی خواه و کوشنده در راه رهایی از یوغ استعمار و در راس آنها ایران اسلامی می پردازد. در سال های اخیر در مورد جمهوری اسلامی ایران این پروژه ی رسوا بر مدار فعالیت صلح آمیز آن در بخش انرژی هسته ای چرخیده است و ملت ایران آماج حملات ضد بشری دستگاه برده ساز استکبار قرار گرفته است.

این در حالی است که جبهه ضد بشری استعمار و استکبار به سرکردگی آمریکای جهان خوار سعی در فراموش شدن این نکته دارد که برای اولین بار در تاریخ بشر این خود آنان بوده اند که با صرف میلیاردها دلار از ثروت هایی که می توانست در راه آسایش و آرامش انسانی صرف شود اقدام به طراحی، ساخت، آزمایش و در نهایت به کارگیری سلاح های اتمی کرده اند و هم اکنون نیز با شدت هرچه بیشتر در این مسیر در حال پیش روی بوده و هر روز به درجه ی نوینی از رذالت و دنائت در ارتکاب اعمال ضد انسانی نائل می گردند.

در این گزارش به معرفی یکی از مراکز به شدت استراتژیک آمریکا که در خدمت اهداف چرکین اربابان استکباری دنیای کنونی است خواهیم پرداخت. آزمایشگاهی که در قامت یک شهر کوچک بوده و کسب اطلاع مختصری از نوع تحقیقات انجام شده در آن و اهداف این پروژه های تحقیقاتی پشت هر انسان دلسوزی به حال بشریت و صلح جهانی را می لرزاند و او را به تفکر و حیرت وا می دارد که چگونه ممکن است سیستمی که در این مسیر ضد انسانی می تواند در این حد سرمایه گذاری کند خود را داعیه دار صلح جهانی و حقوق بشر بداند.


محل جغرافیایی آزمایشگاه لوس آلاموس


ناحیه جغرافیایی لوس آلاموس


آزمایشگاه ملی لوس آلاموس در ناحیه ی لوس آلاموس ایالت نیو مکزیکوی آمریکا واقع شده است و یکی از بزرگترین انستیتوهای به اصطلاح علم و تکنولوژی در جهان است که ظاهرا به مطالعات میان رشته ای می پردازد و در حوزه های امنیت ملی، اکتشافات فضایی، مطالعات هواشناسی، انرژی های تجدید پذیر، پزشکی، نانوتکنولوژی، کنترل ذهن، ابرکامپیوترها و تسلیحات اتمی فعالیت دارد. این آزمایشگاه یکی از دو آزمایشگاهی است که در دهه های چهل و پنجاه در آمریکا مطالعه بر روی ساخت سلاح های هسته ای را در کنار آزمایشگاه ملی لورنس لیورمور شروع کرد و موفق به دستیابی به آن شد و مفتخر است که با کشتار مردم شهرهای ژاپن با بمب های ساخت خود به جنگ جهانی پایان داده است. این آزمایشگاه بزرگ ترین انستیتو در نیومکزیکو بوده و بیش از 12000 نفر در آن مشغول به کار هستند که در بیش از 2200 ساختمان در 43 مایل مربع فعالیت می کنند.



شهرک آزمایشگاهی لوس آلاموس


در اکثر مراجعی که به معرفی این آزمایشگاه پرداخته اند به صورت کاملا عامدانه سعی شده است وجهه ی علمی و پژوهشی این آزمایشگاه برجسته تر نشان داده شود. این درحالی است که این آزمایشگاه اساسا به یک واحد شبه نظامی به کارگیرنده ی علوم مختلف شباهت دارد تا یک آزمایشگاه علمی. زیرا که اکثر این افراد در پروژه های مربوط به طراحی بمب اتمی، تکوین و توسعه ی سوپرکامپیوترها، تحقیقات پیشرفته ی سنسورهای جاسوسی و تحقیقات بر روی تسلیحات مرگبار بیولوژیک نیز مشغولند و به قطعیت می توان گفت که بخش اصلی فعالیت های این مرکز در همین زمینه ها بوده و تمامی تحرکات دیگر برای سرپوش گذاشتن و انحراف افکار عمومی در مورد فعالیت ها و بودجه های صرف شده برای این آزمایشگاه می باشد. کافیست بدانیم که این آزمایشگاه به اصطلاح علمی و تحقیقاتی که ادعای خدمت به بشریت از راه پژوهش های پزشکی را نیز دارد؛ مسئولیت شش سیستم بزرگ تسلیحات اتمی از جمله مینوتمان 3 ( Minuteman III ) و سیستم بین قاره ای موشک های بالستیک را نیز به عهده دارد!



موشک های مینوتمان 3


دریافت هدف اصلی این آزمایشگاه با نگاهی به ترکیب دانشمندان شاغل در آن آسان خواهد بود. تقریبا یک سوم افراد شاغل در لوس آلاموس فیزیکدان ها هستند که در بخش هسته ای فعالند. یک چهارم مهندسین، یک ششم شیمی دانها و متخصصین علم مواد و مابقی ریاضی دان ها و متخصصین علوم کلمپیوتر، زیست شناسی، زمین شناسی و دیگر رشته ها هستند. آزمایشگاه همچنین با مراکز دانشگاهی و صنعتی نیز در ارتباط بوده و در پروزه های علمی مختلف همکاری دارد. بودجه ی سالانه ی این آزمایشگاه بیش از دو میلیارد دلار تخمین زده می شود.


تاریخچه آزمایشگاه و پروژه  منهتن

آزمایشگاه ملی لوس آلاموس به صورت کاملا سری در طی جنگ دوم جهانی تاسیس شد و تمامی فعالیت های علمی پروژه ی معروف به پروژه ی منهتن در آن متمرکز شد تا از این طریق اولین بمب اتمی ساخت بشر به عرصه ی ظهور برسد. در سپتامبر 1942 مشکلاتی که در مدیریت و هماهنگی مطالعه ی ساخت سلاح های هسته ای در دانشگاه ها و دیگر مراکز مطالعاتی سراسر آمریکا به وجود آمد باعث شد که سیاست مداران به این نتیجه برسند که برای این مطالعات باید دست به تاسیس یک مرکز واحد بزنند. برای این کار محیط دور افتاده امنی مورد نیاز بود که در آن بتوان دانشمندان را از مردم جدا نگه داشت. در نهایت به پیشنهاد مدیر پروژه ی منهتن، رابرت اوپنهایمر، که از اهالی نیومکزیکو بود این منطقه انتخاب شد.



اوپنهایمر در کنار انیشتین

اولین آزمایش بمب هسته ای بشر در لوس آلاموس
برای انجام پروژه ی منهتن دانشمندان بسیاری از جمله بسیاری از برندگان جایزه ی نوبل در آنجا گرد آمدند و به همکاری با بخش نظامی حاضر در آزمایشگاه پرداختند. این محل کاملا سری بود و وسیله ی ارتباط آن با دنیای خارج فقط آدرس یک صندوق پستی بود. تدابیر امنیتی به حدی شدید بود که تا بمباران اتمی هیروشیما و ناکازاکی ژاپن حتی رئیس دانشگاه کالیفرنیا، رابرت اسپرول، که دانشگاه همکار برای این لابراتوار در نظر گرفته شده بود نیز چیزی از اهداف آزمایشگاه نمی دانست و تصور می کرد که ساخت "اشعه مرگ" هدف این تحقیقات است.


نتایج اولیه کار آزمایشگاه در شانزدهم جولای 1945 به نام آزمایش هسته ای سه قولو در منطقه ای در نیو مکزیکو آزمایش شد که اولین آزمایش هسته ای بشر به شمار می رود. این آزمایش موفقیت آمیز بود و دو نمونه ی دیگر آن که به پسر کوچک و مرد چاق نامیده شده بودند که به ترتیب برای حمله به هیروشیما و ناکازاکی به کار رفت.


بمباران اتمی هیروشیما با "پسر کوچک" که در لوس آلاموس ساخته شده بود

 

 

بمباران اتمی ناکازاکی با "مرد چاق" که در لوس آلاموس ساخته شده بود




آزمایشگاه به خاطر موفقیتش در این کار در شانزدهم اکتبر 1945 به جایزه ی "
E " نیروی دریایی ارتش مفتخر گردید. از همین جا در می یابیم که جایزه دادن به قاتلین ملت های دیگر در آمریکا یک موضوع تاریخی بوده و مدال افتخاری که در سایه ی کشتار انسان های بی دفاع هواپیمای مسافربری ایران بر سینه ی فرمانده جنایتکار ناو نیروی دریایی آمریکا درخشید ریشه در رویکرد تاریخی سیاست مداران آمریکا نسبت به ملت های دیگر دارد.


جشن اعطای جایزه ارتش به جانیان علمی لوس آلاموس


بعداز جنگ مسئولین آزمایشگاه بر روی انبوه سازی بمب هسته ای متمرکز شدند و روش هایی را جستجو کردند که دیگر نیازی به دانشمندان کار کشته نداشته باشند تا برای تولید بمب های هسته ای از کارگران ساده استفاده کنند. گویا عطش سیاستمداران آمریکا برای کشتار دسته جمعی انسان ها با استفاده از بمب اتمی در هیروشیما و ناکازاکی رفع نشده بوده است زیرا که آزمایشگاه در آن زمان شروع به برنامه ریزی و آزمون برای تولید بمب هیدروژنی نیز کرد. بمبی که به مراتب خطرناک تر و ضد انسانی تر از بمب اتمی بود.



آزمایش بمب هیدروژنی توسط آزمایشگاه لوس آلاموس در سال 1950


در کنار کار بر روی این پروژه های ضد بشری کار بروی علوم پایه، شتاب دهنده های ذرات و نیزانرژی های همجوشی در قالب پروژه ی شروود نیز پی گیری شد تا در زمان نیاز بتواند دست مایه ی انحراف افکار عمومی آمریکا و جهان از آزمایش های هسته ای فراوانی که در جزایر مارشال و پایگاه ایالت نوادا انجام شد گردد.


پایان جنگ سرد و تلاش برای ترمیم وجهه

پس از جنگ سرد آزمایشگاه به ظاهر از تحقیق بر روی سلاح های هسته کاسته و به علوم و تکنولوژی های غیر مرتبط با جنگ روی آورد و به طراحی سیستم های شبیه سازی برای انجام آزمایش های هسته ای بسنده کرد. اکنون دیگر زمان بازسازی وجهه ی این آزمایشگاه و فعالیت های آن بود و از همین رو و به دلایل انسان دوستانه! به تحقیقات پزشکی و زیست شناسی نیز پرداخت و در بخش زیست شناسی تئوریک و بیوفیزیک برای بیماری ایدز سه واکسن تولید کرد!


آزمایشات گسترده و خطرناک بیولوژیکی

بسیار جالب توجه است این که سیستمی که برای کشتار دسته جمعی انسان ها در طی چندین دهه به صرف هزینه های فوق العاده کلان مادی و معنوی پرداخته است به یکباره در جهت اهداف بشری روی به تحقیقات پزشکی می آورد! با نگاهی دقیق به پژوهش های بیولوژیک این آزمایشگاه می توان رد پای مطالعه جهت تولید تسلیحات بیولوژیک را به وضوح دید. آزمایشگاه دارای تجهیزات فوق پیشرفته است به طوری که برخی از آنها قادرند صد برابر سریعتر و 200000 برابر دقیقتر از آزمون های رایج DNA در آزمایشگاه های دیگر کار کنند. این درحالی است که برای انجام آزمون هایی با این دقت و سرعت تنها کمتر از دو تریلیونیم گرم از DNA نیاز است.

جای تاسف است که تمامی این امکانات پیشرفته در جهت سیاست های تسلیحاتی به کار برده شده و نتایج این تحقیقات امنیت ملی و جانی شهروندان دیگر نقاط کره زمین را به مخاطره می اندازد. برای مثال اگر در کنار توجه به تولید واکسن برای ویروس ایدز، اخبار و تحلیل های درز شده در مورد دست ساز بودن این ویروس را در نظر بگیریم به نتایج وحشتاکی خواهیم رسید.

در همان سال های اولیه شناسایی بیماری ایدز و ویروس آن در جوامع انسانی، گزارش ها و تحلیل های دقیقی منتشر شد که حاوی اطلاعات و اخباری مبنی بر این بود که ویروس ایدز یک ویروس آزمایشگاهی است که یا به عمد و یا به دلیل عدم مطالعه ی کافی در مورد آزمایش آن بر روی انسان توانسته است از یک محیط آزمایشگاهی فرار کند. حال می بینیم آزمایشگاه لوس آلاموس از اولین آزمایشگاه هایی است که توانست برای این ویروس واکسن بسازد! به هیچ وجه بعید نخواهد بود اگر تصور کنیم که این آزمایشگاه بر اساس اطلاعات کاملی که از ساختمان این ویروس داشته است توانسته است به طراحی واکسن علیه آن اقدام کند و این امر می تواند از آنجا نشات بگیرد که این ویروس را متولد یکی از لابراتوارهای تسلیحات بیولوژیک یکی از آزمایشگاه های ارتش آمریکا بدانیم.

آزمایشگاه ملی لوس آلاموس به تحقیقات بیولوژیکی، ژنتیکی و بیوتکنولوژی مفصلی می پردازد و بر روی برنامه سازی کنترل ذهن، مهندسی ژنتیک، کلونینگ و نقشه برداری DNA در قالب اکتشاف ژنوم انسانی نیز کارهای فراوانی انجام داده است. اما نکته ی بسیار قابل توجه در این زمینه این است که در سال 2001 وزارت انرژی ایالات متحده وجود طرح هایی را آشکار ساخت که هدف آنها ادغام تحقیقات پیشرفته بر روی عوامل بیولوژیک با کارایی جنگی با تسلیحات اتمی در آزمایشگاه های طراحی تسلیحات آزمایشگاه های لوس آلاموس و لیور مور بود. این طرح شامل به کار گیری عوامل بیولوژیک تسلیحاتی ای بود که از نظر ژنتیکی دستکاری شده بودند و همچنین تست کردن سلاح های اسپری مانند حاوی ذرات معلق بیولوژیک بر روی جوامع چند صد عضوی جانوران کوچک آزمایشگاهی را نیز شامل می شد. بعید نیست که با توجه به وجود هزاران زندان و آزمایشگاه مخفی در خاک آمریکا و دیگر نقاط جهان دایره ی این آزمون ها به جوامع نمونه ی انسانی نیز گسترش یافته باشد.

واکنش ها به این اخبار نگران کننده در حدی بود که در سالهای 2003 و 2008 برخی از گروه های صلح طلب از جمله Tri-Valley CAREs تلاش کرد به طور قانونی و از طریق دعوی قضایی وزارت انرژی آمریکا را از مخلوط کردن ویروسها و باکتری ها با بمب ها باز بدارد. امروزه نیز تلاش هایی وجود دارد تا از آزمایش های دستکاری های ژنتیکی به هدف طراحی تسلیحات جنگی جلوگیری شود. نگرانی از این اقدامات ضد بشری تا حدی است که تعدادی از عقلای خود سیستم نیز زبان به اعتراض گشوده اند. برای مثال یکی از بازرسان عمومی وزارت انرژی آمریکا هشدار داده است که آزمایش با ویروس های کشنده و باکتری ها که در هشت آزمایشگاه فدرال از جمله لوس آلاموس انجام می گیرد فاقد کنترل ها و نظارت های لازمه است.


باکتری سیاه‌زخم؛ بهانه حمله آمریکا به عراق

جنجال تبلیغاتی بر سر باکتری سیاه زخم را که پیش از حمله به عراق در دستور کار دولت مردان آمریکا بود به یاد داریم. جالب توجه است که بدانیم آزمایشگاه لوس آلاموس دارای بزرگترین بانک اطلاعات ژنتیکی باکتری مولد این بیماری، باسیلوس آنتراسیس، در دنیا می باشد! و بیش از 1200 سویه از این باکتری در این آزمایشگاه طبقه بندی شده است و نامه های ادعایی حاوی باکتری سیاه زخم که بخشی از بازی تبلیغاتی مذکور را تشکیل می دادند حاوی سویه ای از باکتری بوده است که در این آزمایشگاه مطالعات فراوانی بر روی آن انجام گرفته است.

فعالیت های بیولوژیک این آزمایشگاه نیز همچون فعالیت های فیزیک هسته ای دارای سرپوش های علمی خود بوده است. برای مثال آزمایشگاه در حوزه ی انرژی های تجدید پذیر به مطالعه بر روی سوخت های زیستی ارزان پرداخت و یا می توان به ابداع روشی برای تشخیص سریع و آسان سرطان پستان اشاره کرد. امنیت ملی غیر هسته ای و تکوین سیستم دفاعی مربوطه نیز از اولویت های این آزمایشگاه است. که شامل جلوگیری از شیوع بیماری های کشتنده با بهینه سازی ابزار تشخیصی و بررسی اثربخشی واکسن های ایالات متحده انجام می‌گیرد. پیشرفت دیگر شامل ساخت هواپیمایASPECT است که می تواند مخاطرات زیستی را در فضای آسمان آمریکا تشخیص دهد.

علاوه بر فعالیت های نگران کننده بیولوژیک این آزمایشگاه، اقدامات تخریبی محیط زیست نیز از دیگر موضوعات مورد توجه سازمان های مردم نهاد آمریکا بوده است. برای مثال ناحیه ی موسوم به "منطقه ی پیشین آزمون انفجارها" که منطقه ی تکنیکی 33 (T33) نامیده می شود؛ مجموعه ای از بناهای پیش ساخته و تریلرها است که یکی از بخش های کاملا امنیتی و مرموز آزمایشگاه بوده و به عملیات های موسوم به "سیاه" یا پوشیده می پردازد. در سال 1999 نه تن از خاک آلوده به اورانیوم این منطقه به جای دیگری انتقال داده شد. چگونگی این انتقال و منطقه ی هدف آن همواره موجب بحث هایی در مطبوعات و افکار عمومی بوده است.


بازار داغ فروش اطلاعات لوس آلاموس

درز اطلاعات استراتژیک هسته ای از این آزمایشگاه و یا شاید بتوان گفت فروش اطلاعات از طرف سیاستمداران خرد و کلان که با همکاری عواملی از درون خود آزمایشگاه انجام می گیرد نیز برای خود تاریخچه ای دارد که در اکثر موارد با دستپاچگی از طرف مقامات مسئول سرهم بندی شده و قضیه فیصله می یابد. در این جا به بخشی از این داستان اشاره می شود.

در سال 1999 یکی از متخصصین شاغل در لوس آلاموس ون هو لی متهم شد که بخشی از اسرار هسته ای این آزمایشگاه را از کامپیوتر مورد استفاده در شبیه سازی آزمایش های هسته ای سرقت کرده است. او زندانی شد و متهم بود که اطلاعات را به چین داده است اما بازرسان موفق به یافتن چیزی در این مورد نشدند! اما در همان سال نیویورک تایمز چنین گزارشی را چاپ کرد:

در نتیجه ی به کارگیری اسرار هسته ای به سرقت رفته از یک آزمایشگاه آمریکایی، چین به یک جهش بزرگ در توسعه سلاح های هسته ای دست یافت: کوچک سازی بمب ها. کارشناسان حوزه ی جاسوسی معتقدند از اواسط دهه ی هشتاد عملیات جاسوسی چین بر روی این آزمایشگاه شروع شده و در نهایت به دستیابی چین به اطلاعات لازم انجامیده است. حال این که با توجه به ملاحظات امنیتی بسیار شدید جاسوسی از این آزمایشگاه ممکن بوده است یا نه خود جای بحث دارد. اما کیست که نداند گاهی فروش اطلاعات دست چندم می تواند به عنوان سیاستی از طرف دولت های استکباری در دستور کار قرار گیرد. به خصوص این که اتفاق مذکور پس از فروپاشی شوروی روی داده و شاید به وجود آمدن یک رقیب اتمی برای روسیه و در همسایگی آن می توانسته به پیشبرد سیاست های فرامنطقه ای آمریکا یاری رساند. بدیهی است که انتقال این اطلاعات به صورت رسمی می توانست برای آمریکا دردساز شود.



ون هو لی، متهم به انتقال اطلاعات هسته ای آزمایشگاه لوس آلاموس به جمهوری خلق چین

 

در سال 2000 نیز اعلام شد دو کامپیوتر که حاوی اطلاعات طبقه بندی شده بوده است در آزمایشگاه گم شده است که بعد ها در در سال 2003 همانجا پیدا شد! در سال 2004 اعلام شد که چهار دیسک سخت حاوی اطلاعات طبقه بندی شده گم شده اند. بعدها مشخص شد که دو مورد از آنها به اشتباه به ساختمان دیگری انتقال یافته اند اما دو تای دیگر مجهول ماندند. که به توبیخ گسترده ی عوامل لابراتوار انجامید. بعدها در سال 2005 اعلام شد که اصلا چنین دیسک هایی وجود نداشته اند که گم شوند! دور از ذهن نیست که به دلیل همین اتفاقات که به طرز ناشیانه ای هم رفع و رجوع می شوند در سال 2006 دانشگاه کالیفرنیا به همکاری شصت ساله ی خود با این آزمایشگاه پایان داد تا شاید بتواند از آبروی علمی خود در دنیای علم محافظت کند.

در سال 2009 شصت و نه کامپیوتر که فاقد اطلاعات طبقه بندی شده بودند گم شدند. همچنین در این سال 2/2 پوند از پلوتونیوم دپارتمان انرژی گم شد که بعدها بازرسان متوجه شدند که این مقدار پلوتونیوم گم شده در واقع در نتیجه ی محاسبات غلط بخش آمارگیری آزمایشگاه به وجود آمده و اصلا از قبل موجود نبوده که گم هم بشود!!! دستپاچگی و لاپوشانی ناشیانه ی حقایق در تمامی موارد مذکور نیازی به توضیح ندارد. در تازه ترین مورد نیز در سال 2010، لئوناردو ماچرونی به همراه همسرش متهم شد که از سال 2008 اطلاعاتی بسیار مهم در مورد بمب هسته ای از آزمایشگاه دزدیده و در ازای هشتصدهزار دلار به ونزوئلا فروخته است و قرار بوده طی ده سال به این کشور کمک کند تا به فناوری ساخت بمب هسته ای دست یابد.

این زوج هر دو به بخشی از اطلاعات طبقه بندی شده دسترسی داشته اند. اما ماچرونی طی مصاحبه ای با اسوشیتدپرس اظهار کرد که دولت آمریکا به اشتباه او را متهم می کند و او بی گناه است و او فقط در مورد تئوری ها و مطالعات خودش با دولت ونزوئلا مذاکره کرده است. او متهم است که یک سند 132 صفحه ای حاوی اطلاعات طبقه بندی شده را به کمک همسر خود آماده کرده و به ونزوئلا فروخته است. گفته می شود قرار بوده ماچرونی به ونزوئلا کمک کند تا در طی 10 سال آن کشور به ساخت بمب هسته ای با یک راکتور زیرزمینی غنی کننده پولوتونیوم دست یابد. آیا روی دادن چنین اتفاقاتی بدون اطلاع حداقل بخشی از خرده سیاستمداران تاجر تسلیحات آمریکا با توجه به شدت تدابیر امنیتی و هزارتوی کنترل و محافظت به خودی خود ممکن است؟!

بدیهی است سیستمی که بتواند نمایش بزرگی همچون حملات یازده سپتامبر را اجرا کرده و گستاخانه آن را به چند تروریست عقب مانده القاعده در خاورمیانه نسبت دهد با پررویی و بی شرمی هرچه تمام تر خواهد توانست اطلاعات دست چندم تسلیحاتی خود را به این طرف و آن طرف فروخته و برای حفظ وجهه صلح طلب و انسان دوستانه خود در دنیا پیرمردی همچون ماچرونی و همسرش را قربانی سیاست خود کند.



لئوناردو ماچرونی و همسرش، از کارکنان بخش هسته ای آزمایشگاه لوس آلاموس


در پایان با ذکر یکی از اقدامات عوام فریبانه ی آزمایشگاه لوس آلاموس که یکی از ده ها مرکز سوء استفاده از دانش بشری در مسیر اهداف توسعه طلبانه و ستیزه جویانه ی جبهه ی استکبار است به این گزارش پایان می دهیم.

در سال های اخیر طی برنامه ای موسوم به "ارابه ی دانش" تیمی منتخبی از دست اندکاران این آزمایشگاه در میان مدارس و دبیرستان های منطقه ی لوس آلاموس گردش کرده و کودکان و نوجوانان بومی منطقه را با علوم و دانش های مختلف آشنا می ساخته و احیانا مشکلات درسی آن ها را حل می کردند! حال این که اقداماتی از این دست تا چه حد خواهد توانست ذهن این نوجوانان را از پرداختن به پرسش هایی در مورد چرایی پروژه ی منهتن، طراحی و ساخت بمب های اتمی و هیدروژنی، طراحی تسلیحات بیولوژیک و در نهایت ادغام بمب های اتمی با تسلیحات بیولوژیک و هدف از این گونه اعمال منحرف کند، خود جای سوال است.

 

در نهایت، رد پای ماسونها در لوس آلاموس



این دهن کجی بزرگ به صدها هزار انسان کشته شده در هیروشیما و ناکازاکی و  هزاران کودک معلول به دنیا آمده در اثر آلودگی رادیواکتیوی محیط زیست انسانی به صورت بنای یادبود فراماسونری در محل انجام اولین آزمایش بمب هسته ای در لوس آلاموس بنا شده است.

جا دارد هرگاه سیاستمداران آمریکایی از حقوق بشر و احترام به انسان یاوه سرایی می کنند نظر ایشان را در مورد این بنای یاد بود ماسونی جویا شویم.

 

 

 

سرویس فرهنگی نقد رسانه 598/ سازمان «والدین و تلویزیون» آخرین نتایج تحقیقاتی خود با عنوان «کارتون سرگرمی نیست» را منتشر کرد.

بر اساس اطلاعات سایت نیلسون، نتایج تحقیقات بیان کننده حقایق تکان دهنده ای از محتوای کارتون های شبکه های مخصوص کودکان و نوجوانان سنین 12-17 سال می باشد. این تحقیقات بازتاب کننده ی آن است که کودکان، بیشترین وقت خود را صرف کارتون های محبوب شبکه هایی همچون ادالت اسویم، کارتون نتورک، دیزنی کانل، و نیک ات نایت می کنند.

تیم وینتر، رئیس این سازمان می گوید: داده های موسسه نیلسون بیان می کند که کودکان و نوجوانان بیشترین وقت خود را صرف کدام یک از شبکه ها می کنند. یافته های این گزارش برای بسیاری از پدرها و مادرها ناراحت کننده خواهد بود. کلمه «بزرگسال» نه تنها بیان کننده مضمون خود کارتون ها می باشد، بلکه بیان کننده محصولاتی است که به کودکان عرضه می شود.

وی در ادامه می افزاید: نه تنها بسیاری از مطالبی که به بزرگسالان مرتبط می باشد، به درون کارتون های کودکان خزیده است، بلکه اکثر برنامه های کودکان را نیز در برگرفته است. ما درباره شخصیت های کارتونی که با پوست موز سُر می خورند و به زمین می افتند صحبت نمی کنیم. داده ها نشان می دهد داستان هایی که امروزه محبوب می باشند، مملو از بیحرمتی است که شامل همه چیز می باشد. از تجاوز جنسی گرفته تا مصرف مواد مخدر همچون کوکائین، اس تی دی، کریستان و... . هم اکنون محتوای و مضامین جنسی بیشتر از مضامین خشونت در کارتون ها یافت می شود.

طی این دوره مطالعاتی، بی حرمتی های تند و تصاویر جنسی، بخش عمده ی این کارتون ها را تشکیل داده است. شبکه های کارتونی در استفاده از سیستم ازریابی به منظور هشدار دادن به والدین در خصوص مضامین جنسی، گفتگوهای اغوا کننده و سخنان رکیک، صد در صد ناموفق عمل کرده اند.

وی ادامه داد : ما نیز پی بردیم که این شبکه ها محصولات سرگرم کننده بزرگسالان همچون فیلم ها و دی وی دی های مستهجن و شو ها را برای کودکان تبلیغ می کرده است. والدین در این خصوص باید کمال دقت را در تصمیمات خود بکار ببرند.

این سازمان 123 قسمت از برنامه های انیمیشنی که از شبکه های مذکور پخش می شده است را به منظور یافتن مضامین جنسی، خشونت، مواد مخدر و بی عفتی و بی حرمتی از 21 مارس 2011 الی14 اوریل 2011 بررسی کرد.

کارشناسان طی چهار هفته بررسی این برنامه ها 1487 مورد درباره مضامین مختلف فوق مستند سازی کردند. به طور متوسط این بینندگان کوچک در هر دو دقیقه و 19 ثانیه، در معرض یکی از موضوعات فوق قرار می گرفته اند.

مترجم: رضا حسن زاده

یک کارشناس فلسطینی و تحلیلگر امور اسرائیلی، با اشاره به پایبندی اخوان المسلمین به معاهده کمپ دیوید، گفت: از زمان تحولات مصر و روی کار آمدن اخوان المسلمین، تغییرات زیادی در وضعیت جدید مصر به نفع فلسطینی ها ایجاد نشده است.

به گزارش مشرق، " فایز عباس"  روز پنجشنبه در مصاحبه با العالم گفت: وضعیت مصر پس از پیروزی انقلاب شاهد تغییرات زیادی به نفع فلسطینی ها نبوده و این کشور مشغول مسائل داخلی خود است.

عباس گفت: اخوان المسلمین در اولین بیانیه اش اعلام کرد که به توافقنامه های مصر خصوصا کمپ دیوید پایبند خواهد بود، توافقنامه ای که فقط برآورنده خواسته های رژیم اشغالگر صهیونیستی و آمریکا است.

این تحلیلگر مسائل صهیونیستی درباره افزایش روند یهودی سازی قدس، تخریب منازل و آوارگی صدها فلسطینی، گفت: عواملی، رژیم صهیونیستی را در اجرای این گونه عملیات ترغیب می کنند .

وی افزود : مهمترین عامل  واهمه نداشتن کابینه های مختلف صهیونیستی از دولت های عربی و اسلامی است که در خصوص تعرض به مقدسات اسلامی و مسیحی واکنش جدی نداشته اند و ندارند که به عنوان نمونه می توان به تخریب اخیر کلیسایی در منطقه غور اردن توسط صهیونیست ها اشاره کرد.

کارشناس امور صهیونیستی، با اشاره به اینکه ضعف سران عرب یکی از مهمترین عوامل بی حرمتی اسرائیل به مقدسات اسلامی است، افزود: دولت کنونی رژیم صهیونیستی، مانند دولت های قبلی به شهرک سازی در قدس و کرانه باختری رود اردن ادامه خواهد داد و برخی مسئولان اسرائیلی هم خواستار ساخت شهرک هائی در مرز کرانه باختری رود اردن و کشور اردن هستند .

عباس گفت: سیاست شهرک سازی اسرائیل برنامه ریزی شده است و هیچ ارتباطی به بحران مالی آمریکا و اروپا ندارد، بلکه مرتبط با تحولات خاورمیانه است.

فایز عباس افزود: آنچه از سران عرب انتظار می رود اینست که رژیم صهیونیستی را برای متوقف کردن شهرک سازی و غصب اماکن اسلامی تحت فشار بگذارند، بدون اینکه وارد جنگ با این رژیم شوند.

 

مشرق: سرانجام مجلس ملی مؤسسان تونس پس از گذشت یک سال از انقلاب "یاسمین" در تونس "منصف المرزوقی" را به سمت رئیس جمهور موقت این کشور انتخاب کرد تا برای 11 ماه اداره امور تونس را در دوره انتقالی برعهده داشته باشد.


المرزوقی را از جمله روشنفکران جهان عرب می‌دانند که به دفاع از "پرونده هسته‌ای ایران" و انتقاد از سیاست‌های رژیم صهیونیستی علیه فلسطینیان، اعراب و ایران معروف است.
پییشینه منصف چه بوده است؟
"منصف المرزوقی" متولد 7 ژوئن 1945 میلادی در "قرمبالیه" شهر کوچکی در جنوب تونس است. وی دارای چهار برادر و هفت خواهر است؛ تحصیلات مقدماتی خود را در تونس پایتخت سپری کرد تا در سال 1961 میلادی تونس را به همراه خانواده‌اش به قصد طنجه، در شمال مغرب ترک کند و تا سال 1964 میلادی در آنجا اقامت گزیند.

پس از آن به فرانسه رفت و در آنجا ازدواج کرد و صاحب دو فرزند دختر به نام‌های مریم و نادیه شد. المرزوقی 15 سال در فرانسه به سر برد. در این کشور در دانشگاه "استراسبورگ" در رشته روان‌شناسی تحصیل کرد و توانست در رشته پزشکی تخصص بگیرد.
تحصیلات و فعالیت‌ها
وی دانش آموخته رشته پزشکی است و در رشته‌ اعصاب تخصص دارد و در کنار پزشکی فعالیت‌های گسترده‌ای در حوزه‌های حقوقی، سیاسی و فلسفی داشته است.
منصف در سال 1970 میلادی به مناسبت شرکت در مسابقه جهانی یکصدمین سال تولد "مهاتما گاندی" رهبر فقید هند، برنده مسابقه شد.
در سال 1975 میلادی به چین رفت و در تیم پزشکی کمک‌رسانی به مردم چین به درمان رایگان مردم این کشور پرداخت.
در سال 1979 میلادی به رغم پافشاری نزدیکانش برای ماندن در فرانسه به تونس بازگشت و در دانشگاه تونس به تدریس رشته اعصاب پرداخت. او همچنین یکی از اعضای کمیته ملی جامعه پزشکی تونس بود که تا قبل از انحلال در آن فعالیت می‌کرد.
در مارس 1994 میلادی خود را برای انتخابات ریاست جمهوری تونس نامزد کرد که به قیمت زندانی شدنش تمام شد.
در بازداشت، چهار ماه را در سلول انفرادی گذراند تا اینکه با فشار جامعه جهانی و تومارهای امضا شده فعالان حقوق بشر و چهره‌های مطرح جهان و مداخله شخص "نلسون ماندلا" رئیس جمهوری افریقای جنوبی از زندان آزاد شد.
وی در دوران آزادی نیز چندان آسوده نبود در طول این مدت از کار منع و انتشار هرگونه اثری از او ممنوع شد و سپس تمام آثارش از بازار جمع‌آوری شدند. بارها به میز محاکمه آمد و تا مدتی نیز ممنوع السفر بود.

در 10 دسامبر 1997 میلادی به همراه جمعی از دوستانش "مجلس ملی برای آزادی‌ها" را به مناسبت سال‌روز اعلام بیانیه حقوق بشر تأسیس کرد.
وی همچنین از چند سال پیش به وبلاگ نویسی نیز روی آورده و تحلیل های سیاسی و حقوقی خود در قبال تحولات تونس و جهان اسلام را در آن منتشر می کند.

منصف در سال 1998 میلادی به عنوان نخستین رئیس کمیته عربی حقوق بشر انتخاب شد که تا سال 2000 در این سمت فعالیت می‌کرد.
در سال 2001 میلادی، به فرانسه مهاجرت کرد و در دانشگاه پاریس به تدریس پرداخت.

در 14 اکتبر 2006 میلادی با شرکت در یک برنامه تحلیلی درباره اوضاع تونس در شبکه الجزیره حاضر شد و از مردم کشورش خواست با حفظ چارچوب‌های مقاومت مسالمت‌آمیز، علیه حکومت بن علی دست به تحرکات اعتراض‌آمیز بزنند تا حقوق بشر در این کشور رعایت شود و آزادی به کشورشان بازگردد.
در 21 اکتبر همان سال از مردم تونس خواست به تجمعات اعتراض‌آمیز خود را ادامه دهند و خود نیز در این روز بدون کسب اجازه از حکومت خودکامه زین العابدین بن علی به کشور بازگشت، ولی شدت فشارها به اندازه‌ای بود که نتوانست تصمیم خود را عملی کند و در فرانسه باقی ماند.
فعالیت‌های غیر سیاسی
اگر بخواهیم به مهمترین فعالیت‌های غیر سیاسی المرزوقی نیز اشاره داشته باشیم، باید گفت که در سال 1982 میلادی، برنده جایزه مغرب عربی در رشته پزشکی به خاطر پژوهش‌های متعددش در زمینه‌ بیماری اعصاب کودکان شد.

المرزوقی در سال 1989 میلادی برای نوشتن کتاب "دریچه‌ای به پزشکی مدرن" برنده جایزه همایش پزشکی عربی شد.

از او نزدیک به 20 اثر در زمینه‌های پزشکی، اندیشه سیاسی و ادبیات منتشر شده که چهار اثر از این تعداد به زبان فرانسه ترجمه و منتشر شده‌اند.

ریاست سازمان حقوق بشر تونس از سال 1989 تا 1994 میلادی و شبکه آفریقا برای حقوق کودک از سال 2000 تا 2003 از دیگر فعالیت‌های او است.
تأکید بر کسب دانش
المرزوقی اهمیت بسزایی به کسب علم و دانش داده و همواره تأکید می‌کند که جهان عرب بیش از آن که به سیاستمدار نیاز داشته باشد، به پزشک و دانشمند و مهندس و فیلسوف و اندیشمند نیاز دارد و همواره می‌گوید: اگر می‌خواهی وفاداری خود را به جهان عرب و تونس به اثبات برسانی باید همچون یهود در کسب علوم تلاش کنی و بر دیگران تفوق علمی داشته باشی؛ چراکه قدرت یهود با جایگاه علمی و حرفه‌ای آنها در ارتباط است.
بازگشت به تونس و پیروزی در انتخابات
سرانجام المرزوقی در 18 ژانویه 2011 میلادی، پیش از فرار دیکتاتور مخلوع، زین العابدین بن علی، به تونس بازگشت تا پس از به دست گرفتن رهبری حزب چپ گرای "کنفرانس به خاطر جمهوری" در 23 اکتبر سال جاری میلادی به همراه حزبش در انتخابات مجلس ملی مؤسسان این کشور شرکت کند.

حزب المرزوقی در انتخابات مجلس ملی مؤسسان موفق شد، 29 کرسی از 217 کرسی این مجلس را به دست آورد که پس از حزب "النهضۀ" به رهبری "راشد الغنوشی"، دومین حزب پیروز انتخابات تونس محسوب می‌شود.
دیدگاه‌های سیاسی
اگر بخواهیم درباره دیدگاه‌های سیاسی منصف المرزوقی سخن بگوییم باید به طور خلاصه گفت که او با جریان‌های اسلامی میانه‌رو روابط خوبی دارد اگر چه عموماً از اندیشه‌های سوسیالیستی میانه تبعیت می‌کند.
رئیس جمهوری موقت تونس اگر چه معتقد به نظام سکولار است، ولی از اندیشه‌های اسلامی به عنوان دین مسلمانان، حمایت قاطع و خود را یک فرد دموکرات معرفی می‌کند.

درباره دیدگاه‌های دموکراتیک و ضد دیکتاتوری المرزوقی باید گفت که وی از جمله مخالفان رژیم صدام در عراق بود که بشدت با دیکتاتوری وی به مخالفت برخاست و رژیم دیکتاتور او را بزرگ‌ترین فاجعه نه تنها برای مردم عراق که برای جهان عرب تلقی می‌کرد.

المرزوقی تأکید می‌کند که فاجعه بمباران شیمیایی حلبچه، تأثیر بسزایی بر این دیدگاه او در قبال رژیم صدام گذاشت و همیشه از آن به عنوان لکه ننگی بر پیشانی جهان عرب یاد می‌کرد که در حق شهروندان بی‌دفاع و بی‌پناه کرد به اجرا گذاشته شد.
المرزوقی همواره رهبران عرب را به باد انتقاد می‌گیرد، چون معتقد است، در برابر بسیاری از قضایای منطقه‌ای بی‌تفاوت هستند و تفاوت دوست و دشمن را تشخیص نمی‌دهند و به جای آن‌که از در دوستی با کشوری چون جمهوری اسلامی ایران برآیند سیاست‌های باب میل رژیم صهیونیستی را اتخاذ می‌کنند.

المرزوقی در دوران استبداد "زین العابدین بن علی" از منتقدان سر سخت او بود. با شبکه خبری الجزیره همکاری می‌کرد و چه در تبعید و چه در داخل تونس علیه بن علی فعالیت‌های گسترده‌ای داشت.
اگرچه وی تا کنون بر مخالفت خود با حکومت های استکباری و استبدادی و حمایت از سیاست های منطقه ای و جهانی جمهوری اسلامی ایران و محور مقاومت علیه آمریکا و رژیم صهیونیستی پافشاری کرده است، اما این، محک آزمون های اجرایی آینده است که عیار شعارها و سوابق وی را مشخص خواهد کرد.

خانواده های اسیران فلسطینی دیروز (سه شنبه22آذر) و در آستانه اجرای مرحله دوم مبادله اسرا، با تحصن در مقابل مقر سازمان صلیب سرخ در رام الله در باره خلف وعده احتمالی رژیم صهیونیستی هشدار دادند.
به گزارش مشرق به نقل از العالم ، تظاهرکنندگان فلسطینی درباره تک روی رژیم اشغالگر درباره تصمیم گیری در خصوص تعیین معیارهای مرحله دوم مبادله اسیران و نقض توافقنامه مبادله اسرا هشدار دادند.

تحصن کنندگان همچنین در باره احتمال فریبکاری رژیم صهیونیستی و آزاد کردن اسیرانی که مدت محکومیت آنان به پایان رسیده است یا آزادی بازداشت شدگانی که اتهام آنان جنایی است ، هشدار دادند.

بر اساس اطلاعات دریافتی از تل آویو اسیران فلسطینی که در مرحله دوم آزاد خواهند شد، اسیران دارای محکومیت های جنایی و یا کسانی هستند که محکومیت آن ها به پایان رسیده است.

جدیدترین کتاب منتشر شده در مصر با عنوان "قطر و اسرائیل؛ پرونده روابط پنهانی" پرده از ماموریت محول شده به قطر برای خدمت رسانی به رژیم صهیونیستی و تشویق کردن کشورهای عربی به برقراری روابط با این رژیم درپوشش فعالیت های اقتصادی علنی و فعالیت های امنیتی محرمانه پرده برداشت.

العالم به نقل از روزنامه المجد اردن نوشت: علت اصلی برجسته شدن نقش قطر، ماموریتی است که به این کشور به عنوان صندوق پستی سریع و فعال برای خدمت به اسرائیل واگذار شده است.

این کتاب به نقش فعال قطر در تشویق شمار زیادی از کشورهای عربی بویژه کشورهای مغرب عربی برای در پیش گرفتن درهای باز در برابر اسرائیل تحت پوشش فعالیت های اقتصادی علنی و امنیتی محرمانه اشاره می کند.

"سامی ریویل" مولف این کتاب که زمانی مدیر دفتر مدیرکل وزارت امور خارجه رژیم صهیونیستی و مدیر دفتر حفاظت منافع این رژیم در دوحه بوده و در برقراری روابط میان دوحه و تل آویو مشارکت داشته، تاکید کرده است: اگر همکاری مقامات برجسته قطر و شرکتهای بزرگ این امیرنشین نبود؛ برقراری این روابط بسیار مشکل می شد.

ریویل تاکید کرد: قطر از طریق پایگاههای نظامی آمریکا برای برپایی قویترین روابط میان اسرائیل با یک کشور عرب اقدام کرده است به نحوی که مقامات آن به برپایی رابطه ای باز با اسرائیل در تمامی سطوح از اقتصاد تا امنیت و مسائل پنهانی اقدام کرده اند.

روزنامه المجد نوشت: به رغم آن که قطر از نظر مساحت و جمعیت کشوری بسیار کوچک است و در زمینه مسائل اقتصادی مربوط به نفت و گاز و تمدن و دولت به معنی کامل و واقعی کلمه جایگاهی ندارد اما دنباله روی این امیرنشین از آمریکا و وجود پایگاه نظامی آمریکا در دوحه موجب واگذاری این نقش برجسته به آن شده است.

سامی ریویل در این کتاب افزود: تنش هایی که در روابط مصر و قطر بوجود آمد به فشارهایی برمی گردد که مصر بر قطر اعمال کرد تا روابط رو به رشد خود با اسرائیل را مهار کند.

ریویل همچنین فاش کرد: قطر در سال 1994 بر ایجاد روابط میان اسرائیل و نمایندگی ها و شرکتهای هواپیمایی برای کاهش محدودیت ها بر مسافران و کالایی که از اسرائیل به سوی کشورهای عربی می آمد، نظارت داشت و این اقدام زمانی صورت گرفت که شورای همکاری خلیج فارس اعلام کرد تحریم اقتصادی غیرمستقیم وضع شده بر شرکتهای فعال در اسرائیل و همکار با این رژیم را متوقف کرده است.

به نوشته المجد، این نویسنده همچنین با استناد به موافقتنامه قطر و اسرائیل برای تاسیس یک شرکت کشت و صنعت پیشرفته مشتمل بر کارخانه تولید شیر و پنیر مبتنی بر شیوه های علمی پیشرفته موجود در مزارع اسرائیل در وادی عربه، با هدف رقابت با تولیدات عربستان و امارات تاکید کرد که این اقدام قطر، به نوعی همکاری قطر با اسرائیل علیه عربستان سعودی و امارات متحده عربی محسوب می شود.

به نظر این روزنامه، کلیت کتاب یادشده از واقعیت قطر، شبکه الجزیره و شاهدان دروغین آن پرده بر می دارد و اهمیت این کتاب که نسخه عربی آن در انتشارات جزیره الورد در قاهره منتشر شده است به خاطر آن است که مولف آن یکی از برجسته ترین معماران عادی سازی روابط میان اسرائیل و بسیاری از کشورهای عربی است .

المجد نوشت: ریویل پیش از آن که مسئولیت بخش روابط با پیمان ناتو در وزارت خارجه اسرائیل را بر عهده بگیرد؛ ریاست تیم مامور پیشبرد روند عادی سازی روابط میان اسرائیل و کشورهای عربی خلیج فارس و رشد همکاری اقتصادی میان رژیم صهیونیستی و همه کشورهای عربی را برعهده داشته است.

مردم لیبی با برگزاری تظاهرات "اصلاح روند انقلاب" در شهر بنغازی خواستار پاکسازی شورای ملی انتقالی لیبی از وجود عناصر و بازمانده‌های رژیم سابق شدند.

به گزارش فارس،‌ هزاران لیبیایی در شهر بنغازی که پایگاه انقلابیون لیبی بشمار می‌آید، تظاهراتی را برگزار کردند که بر آن نام "اصلاح روند انقلاب" را نهاده بودند.
گزارش خبرنگار الجزیره حاکی است، این تظاهرات بر پایه فراخوان‌هایی در فیس‌بوک برگزار شد که از مردم لیبی می‌خواست با مشارکت در آن بر پاک‌سازی شورای ملی انتقالی لیبی از هواداران معمر قذافی، دیکتاتور مخلوع لیبی و پسرش سیف الاسلام که هم اکنون در اسارت شورای انتقالی است،‌ تاکید کنند.

* اعتراض موسسات و نهادهای مدنی و تجمعات سیاسی
در همین راستا 20 موسسه و نهاد مدنی و تجمع سیاسی با انتشار بیانیه‌ای اعلام کردند که اوضاع جاری در لیبی را به دقت زیر نظر دارند و از عملکرد شورای انتقالی لیبی بسیار نگران هستند.
این موسسات و تشکل‌ها از شورای انتقالی لیبی به خاطر همکاری و کمک گرفتن از شخصیت‌هایی که ارتباط آنها با رژیم سابق یا مزدوری آنها برای سرویس‌های اطلاعاتی و امنیتی خارجی و بیگانه محرز و اثبات شده است، انتقاد و این اقدام را محکوم و تاکید کردند، مسئولیت مستقیم حوادث جاری در کشور بی‌شک برعهده شورای انتقالی لیبی خواهد بود.

* ترفندها جریان‌های غربگرا علیه انقلابیون
این درحالی است که اخیرا زمزمه‌های بسیاری در لیبی به گوش می‌رسد که درصدد خلع سلاح انقلابیون با هدف خارج ساختن آنها از عرصه سیاسی لیبی است که نمونه بارز آن درخواست خروج انقلابیون از طرابلس بود که با مخالفت آنها مواجه شد، به همین دلیل مردم لیبی به خوبی دریافته‌اند، هدف اصلی نهفته در پس این اقدامات تنگ‌تر کردن عرصه فعالیت انقلابیون،‌ بزرگ‌ترین رقم زنندگان انقلاب لیبی هستند تا به این وسیله لیبرال‌های طرفدار غرب جایگزین انها شوند.

* لیبی جولانگاه فعالیت شرکت‌های غربی
درخواست مردم جهت پاک‌سازی شورای ملی انتقالی لیبی و بیرون کردن یاران و هواداران قذافی و پسرش سیف الاسلام و حتی درخواست کناره‌گیری "مصطفی عبد الجلیل" از ریاست شورای انتقالی در واقع به این معناست که مردم لیبی از آنچه در این کشور برسر انقلابشان در حال وقوع است، آگاه و مطلع هستند، بویژه آن‌که سران شورای انتقالی و شخص عبد الجلیل بارها بر تقسیم مهمترین ثروت‌ لیبی "نفت" با غرب و در اولویت بودن حضور شرکت‌های غربی بویژه فرانسوی و انگلیسی بر دیگر کشورها و سرمایه‌گذاری آنها در بخش نفت و گاز لیبی تاکید ویژه کرده است.

* نگرانی مردم لیبی از رابطه شورای انتقالی با غرب و رژیم صهیونیستی
اهمیت این اظهارات و اقدامات زمانی قابل دریافت است که اوضاع اقتصادی رو به ورشکستگی کشورهای اروپایی و در راس آنها فرانسه و انگلیس را مد نظر قرار دهیم و دریابیم که سارکوزی و کامرون رهبران فرانسه و انگلیس به نفت لیبی به عنوان فرشته نجات اقتصاد در سقوط خود نگاه می‌کنند.
اما نگرانی مردم لیبی زمانی بیش از پیش افزایش می‌یابد که زمزمه‌های برقراری رابطه با رژیم صهیونیستی نیز از سوی طرابلس به گوش می‌رسد،‌ به‌گونه‌ای که طی چند روز گذشته رسانه‌های مختلف جهان از افتتاح سفارت اسرائیل در طرابلس و انتخاب سفیری برای آن که یک عرب دروزی است و به زودی قصد دارد،‌ تحت عنوان یک هیئت پزشکی از لیبی دیدن و اوضاع آنجا را بررسی کند،‌ سخن گفتند.

* علامت سوال‌هایی که در برابر شورای انتقالی لیبی وجود دارد
تمام موارد فوق الذکر علامت‌ سوال‌هایی است که عملکرد و اهداف واقعی شورای ملی انتقالی لیبی به ریاست مصطفی عبد الجلیل را زیر سوال می‌برد و موجب می‌شود، مردم انقلابی این سوال را از خود بپرسند که آیا برای این اهداف بود که قیام کردند و انقلاب 17 فوریه و سرنگونی دیکتاتوری قذافی را رقم زدند.

* اوضاع اسف‌بار حاکم بر لیبی
در کنار این اوضاع سوال برانگیز سیاسی به نظر می‌رسد، باید تاملی در شرایط کنونی اجتماعی و اقتصادی حاکم بر لیبی هم داشته باشیم، تظاهرات بنغازی درحالی روز گذشته در این شهر برگزار شد که این شهر از نظر اقتصادی شهری ورشکسته می‌نماید و هیچ بانک یا موسسه مالی در آن مشغول بکار نمی‌باشد و این بالطبع وضع عمومی حاکم بر تمام شهرهای این کشور است.
همچنین در این شهر هیچ موسسه یا نهاد دولتی خدماتی مشغول بکار نیستند و در این شرایط ملاحظه می‌شود که برخی از چهره‌ها و شخصیت‌های برجسته رژیم قذافی بار دیگر به شهر بازگشته‌اند تا نبض آن را به دست گیرند،‌ در این موضوع نیز دیگر شهرهای لیبی با بنغازی اشتراک دارند.
به همین دلیل مردم بنغازی که در زمان معمر قذافی جرقه انقلابی بزرگ را رقم زدند که طومار 42 ساله دیکتاتوری معمر قذافی را در هم پیچید،‌ هم اکنون تهدید کرده‌اند، در صورت ادامه شرایط بر این منوال دست به اعتصاب خواهند زد.

* نبود نیروهای امنیتی و نیروی پلیس
تمام این اتفاقات در حالی رخ می‌دهد که نبود و غیبت نیروهای امنیتی و نیروی پلیس کاملا آشکار و مشهود است و همین موجب شده تا بازماندگان ارتش سابق لیبی از شرایط پیش آمده سوء استفاده کنند و با ریختن به خیابان‌ها موجبات ناامنی را برای شهروندان فراهم آورند.
این موضوع به اندازه‌ای خشم مردم را برانگیخته بود که برخی از تظاهرات کنندگان خشمگین اقدام به بستن درب شورای ملی انتقالی لیبی کرده و تهدید نمودند، ادامه این شرایط آنها را وادار به اعتصاب در برابر مقر شورا خواهد کرد. انها به شدت از عبد الجلیل به خاطر اظهارات اخیرش مبنی بر عفو بازماندگان رژیم سابق خشمگین بوده و از این اظهارات انتقاد کردند.

به گزارش مهر، نقشه ای که اخیرا در برنامه افتتاحیه بازیهای کشورهای عرب توسط برگزارگنندگان قطری نمایش داده شده بود، نقشه ای است که در آن فلسطین کاملا تجزیه شده معرفی شده است.در این نقشه، قطری ها نام قدس را به طور آشکار از نقشه فلسطین حذف کرده اند تا سرسپردگی خود را به اشغالگران قدس نشان دهند.

بر این اساس، مقامات قطری این نقشه را بر مبنای نقشه های رژیم صهونیستی درباره سرزمین تاریخی فلسطین تولید و در معرض دید عموم قرار داده اند.

این مسئله با واکنشهای شدیدی از سوی گروهها و شخصیتهای فلسطینی روبرو شده به طوری که "عوض ابودقه" از روزنامه نگاران فلسطینی تاکید کرد: این نقشه به خوبی نقش مشکوک قطر را در اجرای سیاستهای صهیونیستی آمریکایی برای تقسیم فلسطین و از بین بردن هویت عربی و اسلامی آن را نشان می دهد.

همچنین گروههای فلسطینی با اشاره به این اقدام مشکوک قطر خواستار خارج شدن فوری تیم فلسطین از رقابتها شدند.

به گزارش  مشرق به نقل از خبرگزاری فرانسه، شرکت مادر یو‌اس‌تی‌سی، گروه سرمایه‌گذاری که شرکت خدمات زی، بلک‌واتر پیشین، را در سال ۲۰۱۰ خریداری کرد روز دوشنبه (۲۱ آذر، ۱۲ دسامبر) از تغییر نام این شرکت به "آکادمی" خبر داد.

این در حالی است که باراک اوباما رئیس جمهوری امریکا به تازگی در واشنگتن با نوری المالکی نخست وزیر عراق درباره فصل جدید روابط بین دو کشور پس از خروج کامل نظامیان امریکایی دیدار و گفت‌وگو کرد.

تد رایت رئیس شرکت و مدیر اجرایی شرکت آکادمی در اظهارات خود گفت: "ما یک سال تغییرات فوق‌العاده‌ای را در دستور کار خود قرار دادیم که در نهایت به شرکت جدید و بهتری منجر شد."

رایت در مصاحبه‌ای که روز دوشنبه منتشر شد با ابراز تمایل برای از سرگیری فعالیت شرکت آکادمی در عراق گفت، شرکتی را برای کمک به ارائه درخواست مجوز عملیات در عراق به استخدام گرفته است.

شرکت بدنام امنیتی بلک‌واتر پس از آن که مقامات عراق در سال ۲۰۰۹ اعلام کردند، در قرارداد این شرکت، به دلیل حوادث خونین سال ۲۰۰۷ تجدید نظر خواهند کرد، به شرکت خدمات زی تغییر نام داد. بزرگترین بدنامی شرکت بلک واتر سابق، به کشتار ۱۷ غیرنظامی و مجروح‌کردن ده‌ها تن دیگر درسال ۲۰۰۷ در بغداد مربوط می‌شود.

مقامات عراقی به علت برخورداری مزدوران شرکت بلک‌واتر از مصونیت قضایی، نتوانستند علیه آن‌ها شکایت کنند.

بر پایه گزارش‌ها، وزارت دفاع امریکا در اوت سال ۲۰۱۰ اعلام کرد، برای حفظ امنیت عراق، مزدوران خصوصی که خود را شرکت‌های امنیتی خصوصی یا پیمان‌کاران امنیتی می‌نامند، جانشین نظامیان امریکایی خواهند شد.

این در حالی است که احتمال می‌رود حضور ماموران مزدور شرکت آکادمی در عراق، خشم مردم این کشور را به دنبال داشته باشد.

همچنین مردم عراق، این اقدام امریکا را به مثابه تمایل نداشتن این کشور برای پایان دادن به هشت سال اشغال‌گری تلقی می‌کنند.

به گزارش  مشرق، ترکیه قصد دارد برای آنچه آن را مبارزه با تروریسم می‌خواند هشت فروند هواپیمای جاسوسی خریداری کند.

دولت ترکیه اخیرا ۱۲ میلیون لیره از بودجه سال ۲۰۱۲ خود را به خرید هواپیماهای بدون سرنشین جاسوسی اختصاص داده است.

خبرگزاری الشرق الاوسط مصر اعلام کرد که ترکیه علت خرید این هواپیماها را تقویت نیروی پلیس برای مبارزه با تروریسم اعلام کرده است.

این خبرگزاری اعلام کرد: روزنامه رادیکال ترکیه نوشت که این اقدام پس از آن انجام می‌شود که نیروی پلیس ترکیه اداره تخصصی هواپیماهای جاسوسی را تشکیل داد تا از آن در مبارزه با تروریسم استفاده کند.

قرار است مناقصه خرید هواپیمای جاسوسی برای ترکیه اوایل سال جدید (میلادی/ کمتر از یک ماه دیگر) اعلام شود.

در این خبر اعلام شد که آنکارا قصد دارد ۸ هواپیما برای تشکیل ناوگان مذکور با هدف مبارزه با تروریسم، قاچاق مواد مخدر و تجارت انسان و سلاح خریداری کند.

به گزارش مشرق، یک پژوهشگر غربی بعد از دو ماه بررسی فعالیت دانشنامه ویکی پدیا درخصوص جنایات آل خلیفه در بحرین تصریح کرد: آل خلیفه یک شرکت انگلیسی را احتمالاً با چراغ سبز دولت انگلیس اجیر کرده تا موارد نقض حقوق بشر در این کشور را از صفحات ویکی پدیا حذف کند.

جاش شهریار طی گزارشی در پایگاه خبری "ایندیورینگ آمریکا" اظهار داشت: دو ماه پیش در ویکی پدیا مشغول جستجو بودم که متوجه یک روند غیرمعمول در این سایت شدم. به طوری که هر قدر در مورد نقض حقوق بشر در کشورهای حوزه خلیج فارس جستجو می‌کردم، به لینک‌های غیرمرتبطی راهنمایی می‌شدم.

این نویسنده غربی افزوده است: اوضاع به نحوی بود که گویا تلاشی صورت گرفته بود تا ذهن خواننده را در مورد نقض حقوق بشر در این کشورها منحرف کنند. به همین خاطر این موضوع را توییت کردم که «آیا تنها من هستم که احساس می‌کنم مقالات ارائه شده در ویکی پدیا با موضوع موارد نقض حقوق بشر در پادشاهی‌های حوزه خلیج فارس به طرز شگفت انگیزی حذف شده‌اند؟

به گفته شهریار، برخی از اصحاب رسانه از جمله خبرنگاران روزنامه «ایندیپندنت» و برخی بلاگرها تایید کردند که این موضوع اتفاق افتاده و در همان زمان، حرکتی علیه این موضوع آغاز شد.

وی افزود: بعد از بررسی متوجه شدیم که این مطالب توسط یک بنگاه روابط عمومی انگلیسی که به احتمال قریب به یقین با چراغ سبز دولت انگلیس توسط رژیم بحرین به خدمت گرفته شده، صورت پذیرفته و کارمندان این بنگاه به نام «بل پوتینگر» با همکاری ویکی پدیا در دستکاری مقالات این سایت دخالت داشته‌اند.

در حقیقت کارویژه این افراد آن است که به مشتریان خود اطمینان دهند که کاربران سایت‌های اینترنتی تنها همان اطلاعاتی را دریافت می‌کنند که از سوی خود آنان تأیید شده است. به همین خاطر در مورد بحرین تقریباً همه مطالبی که در خصوص نقض حقوق بشر منعکس شده بود، حذف شدند.

این پژوهشگر غربی در ادامه تصریح کرد: پس از اعمال فشار روزنامه‌نگاران مختلف به شرکت «بل پوتینگر»، رئیس روابط عمومی این شرکت در ۷ دسامبر در طی توییتی اعلام کرد که نظر دیگران در مورد شرکتش اصلاً برایش مهم نیست!

اگر این واقعیت را بپذیریم که شرکت‌های وابسته به «بل پوتینگر» پول خود را از شیخ حمد بحرینی یا اسلام کریمف ازبک دریافت می‌کنند، چنین پاسخی اصلاً دور از انتظار نیست.

شهریار در پایان می‌پرسد: سؤال اساسی این است که افراد چقدر حاضر هستند حرفه‌ای‌گری خود را فدای پول کنند؟ در قضیه پاک کردن جنایات دولت بحرین، این شرکت انگلیسی نشان داد که توان بالایی برای انجام این کار دارد!

یک زن عربستانی به جرم دعانویسی، سحر و فریب مردم در این کشور، با شمشیر گردن زده شد.

به گزارش ایسنا، خبرگزاری رسمی عربستان اعلام کرد که بر اساس اعلامیه وزارت کشور عربستان «آمنه بنت عبدالحلیم بن سلیم ناصر» روز دوشنبه در شمال شهر الجوف با گردن زدن بوسیله شمشیر، اعدام شده است.

گردن زدن در عربستان


این وزارتخانه اطلاعات دقیق‌تری از اتهامات وارده شده به این زن اعلام نکرده است.

هم‌چنین روزنامه‌ی الحیات چاپ لندن در مورد این زن نوشته است که او زنی حدودا 70 ساله بوده و از مردم با ادعای اینکه می‌تواند بیماری‌های آنها را شفا دهد، پول می‌گرفته است.

بر اساس این گزارش، او در یک جلسه تقریبا 800 دلار مطالبه می‌کرده است.

سازمان عفو بین‌الملل اعلام کرده است که با احتساب این اعدام، تعداد اعدامیان امسال در کشور پادشاهی عربستان به 73 مورد رسیده است. هر چند آمار دقیقی از تعداد زنانی که در عربستان اعدام می‌شوند وجود ندارد.

در ماه اکتبر یک زن دیگر نیز در این کشور به جرم قتل شوهرش گردن زده شد. وی زمانی که شوهرش در خانه به سر می برده آنجا را به آتش کشیده است.

عفو بین‌الملل اعدام زن دعانویس را محکوم کرده و سرپرست بخش خاورمیانه و شمال آفریقا در این سازمان نیز در این باره گفت: دعانویسی و جادوگری در قوانین عربستان به عنوان جرم تعریف نشده است.

در عربستان قوانین کیفری نوشته شده‌ای به اسم کتاب قانون وجود ندارد ولی اکثر آرای دادگا‌ه‌ها بر اساس احکام اسلامی و برگرفته از شریعت صادر می‌شود.

فارس: بخشی از نماد گنبد سازه میدان انقلاب که به نماد صهیونیستی شباهت بسیار دارد،‌امروز تخریب شد.

صبح امروز بخشی از نماد سازه میدان انقلاب که منقوش به نمادهایی تداعی کننده نماد صهیونیستی بوده  توسط کارگران شهرداری تخریب شده است.

میدان انقلاب

براساس مشاهدات خبرنگار فارس که در این محل حضور دارد، در پی گسترش انتقادات از نصب این نماد در وسط میدان انقلاب بخشی از این نمادها تخریب شده است.

در حال حاضر هیچ کارگری در این محل حضور ندارد و بخش‌های تخریب شده این نمادها، در گوشه‌ای از میدان انباشته شده است.

گفتنی است گنبد ساخته شده در میدان انقلاب، روی ایستگاه متروی میدان انقلاب نصب شده و زیر این گنبد محل تردد مسافران مترو است.

میدان انقلاب


تعدادی کارگر شهرداری تهران صبح امروز اقدام به تخریب نمادهای روی این سازه کرده‌اند و هم‌اکنون چند کارگر شرکتی از شرکت‌های طرف قرارداد با شهرداری  در محل حاضر شده‌اند.

یکی از این کارگران به فارس گفت: منتظر هستیم تا تجهیزات به ما برسد تا بر روی نماد تخریب شده، بنر عزاداری نصب کنیم!

اسقف اعظم کلیسای کانتربوری انگلستان تصریح کرد: اگر حضرت مسیح الان در بین ما بود، نه تنها از جنبش اعتراضی علیه سرمایه‌داری حمایت می‌کرد بلکه خطرهای آن را نیز به جان می‌خرید.

به گزارش سایت اوباما، پایگاه خبری «قرن مسیحی» گزارش داد: «رووان ویلیامز» اسقف اعظم کانتربوری بر این باور است که اگر مسیح هم در جمع ما حضور داشت، حتماً به جنبش ضد سرمایه‌داری معترضانی می‌پیوست که بیش از مدت 7 هفته در پشت درهای کلیسای «سنت پل» چادر زده‌اند.
این اظهارات رهبر مسیحیان وابسته به کلیسای انگلستان که هم اکنون تعداد تابعان این کلیسا در سراسر جهان به 78 میلیون نفر می‌رسد، باعث جلب توجهات برخی جوامع مسیحی شده است. ویلیامز نوشتار خود تأکید کرده است که مسیح «نه تنها از جنبش اشغال حمایت می‌کرد بلکه خطرهای آن را نیز به جان می‌خرید».
طرح اعتراضی به اقدام پلیسی که به صورت دانشجویان بی دفاع اسپری فلفل پاشید
اسقف اعظم ضمن اشاره به این مطلب که مسیح در انجیل در این زمینه سوالات بسیار تندی مطرح می‌کند، افزوده: اگر مسیح حضور داشت با طرح سوالات خود، همه طرف‌های درگیر در جنبش اعتراض، اعم از غنی و فقیر، سرمایه‌دار و معترض و حتی اسقف‌ها را مورد بازخواست قرار می‌داد و از این طریق تمامی فضای حاکم بر جنبش اعتراض را متحول می‌کرد.
گفتنی است که جمع زیادی از تظاهرکنندگان انگلیسی از اواسط ماه اکتبر در اعتراض به بی‌عدالتی و اقدامات غیرقانونی جامعه مالی بین‌الملل، در مقابل کلیسای سنت پل به اعتراض پرداختند.
در حال حاضر هرچند شرکت‌های بزرگ موجود در لندن تلاش‌های قانونی خود را برای پراکنده کردن معترضان از اطراف کلیسای سنت پل به کار برده‌اند، اما معترضان اعلام کرده‌اند که حرکت اعتراضی آنان تا فرارسیدن زمان برگزاری بازی‌های المپیک لندن و شاید پس از آن نیز ادامه یابد.

یک منبع "سلفی"که در مرحله اول انتخابات پارلمانی مصر با کسب 25 درصد آرا به پیروزی رسید، از حمایت مالی 60 میلیون دلاری عربستان برای پیروزی آن در این انتخابات پرده برداشت.

به گزارش فارس از پایگاه خبری اخبار مصر، یک منبع سلفی از لیست سلفی‌ها که در مرحله اول انتخابات پارلمانی مصر موفق شده بود، با کسب 25 درصد آرا یکی از جریان‌های پیروز در انتخابات اعلام شود، از کمک‌های مالی سعودی در این‌باره پرده برداشت.

این منبع سلفی تاکید کرد که عربستان سعودی برای موفقیت لیست‌ سلفی‌ها در این انتخابات 60 میلیون دلار هزینه کرده بود و این جدای از حمایت ریاض از سلفی‌های تونس و لیبی است.

یک شخصیت پارلمانی عراق در گفتگو با خبرگزاری "اور نیوز" تاکید کرد که این منبع سلفی این سخنان را در میان گروهی از رهبران سلفی مصر و عراق در دفتر این شخصیت پارلمانی بیان کرده بود.

وی گفت: این منبع سلفی تاکید کرده بود که مرحله بعدی انتخابات شاهد صعود بیش از پیش ستاره اقبال و موفقیت سلفی‌هاست.

این منبع مصری در ادامه افزود که جدای از مصر عربستان سعودی به شدت از سفلی‌های عراق حمایت می‌کند تا آنها نقش بسیار مهم‌تری را در پارلمان آینده عراق ایفا کند.

وی افزود: عربستان حمایت از سلفی‌های عراق را در چارچوب استراتژی مقابله با نفوذ شیعیان و ایران در عراق دنبال و نشست‌های توجیهی بسیاری برای سفلی‌های عراق برگزار می‌کند.

سلفی‌های مصر تحت لوای حزب النور وارد عرصه انتخابات پارلمانی مصر (مجلس الشعب) شده و پس از حزب آزادی و عدالت، شاخه سیاسی اخوان المسلمون که 40 درصد آرا را به خود اختصاص داد، دومین حزب پیروز در این مرحله از انتخابات معرفی شدند که در 9 استان مصر برگزار شد.

قرار است مرحله دوم انتخابات پارلمانی مصر 14 و 15 دسامبر ( 23 و 24 دی) و مرحله سوم 3و 4 ژانویه (13 و 14 بهمن) آینده برگزار شود.

عضو جمعیت وفاق بحرین گفت: ما از طریق سازمان های حقوقی بین المللی در صدد هستیم خلیفه بن احمد وزیر دفاع بحرین را به عنوان قصاب ارشد رژیم آل خلیفه به دادگاه های بین المللی بکشانیم.

"ابراهیم المدهون" یکشنبه در گفت و گو با العالم اظهار داشت: ملت بحرین امیدی به محاکمه وزیر دفاع این کشور در دادگاه های صوری و تشریفاتی داخلی ندارند زیرا می دانیم که در دادگاه های داخلی فقط افراد بی گناه محاکمه می شوند.

عضو جمعیت الوفاق بحرین تاکید کرد که سرکوب مردم این کشور به دست رژیم آل خلیفه از هر گونه حد و مرزی فراتر رفته است.

المدهون اظهار داشت: هر چند اعتراضات مردم بحرین کاملا مسالمت آمیز برگزار می شود ، اما رژیم آل خلیفه برای سرکوب تظاهر کنندگان از ارتش های متجاوز و پشتیبانی و حمایت آمریکا استفاده می کند.

وی افزود: آمریکا به بهانه دفاع از حقوق بشر در امور داخلی بسیاری از کشورها دخالت می کند اما وقتی به بحرین می رسد، چشمان خود را بر روی جنایت های این رژیم می بندد زیرا رژیم حاکم بحرین خود را کارمند دولت آمریکا می داند.

عضو جمعیت الوفاق بحرین تصریح کرد: ملت بحرین خواهان تغییر رژیم حاکم است همچنین برخی از جمعیت های سیاسی علاوه بر این خواهان محاکمه عاملان جنایت های کشتار جمعی مردم در دادگاهی عادلانه هستند.

المدهون با تاکید بر این که آحاد ملت بحرین از شیعه و سنی متحد هستند ، خاطر نشان کرد: هیچ گاه میان شیعه و سنی در بحرین درگیری وجود نداشته است اما رژیم آل خلیفه همواره از سیاست استعمارگران ،که بر پایه " تفرقه بینداز و حکومت کن " است، استفاده می کند.

وی افزود: رژیم بحرین برای این که از پذیرش مطالبات قانونی و مشروع مردم درباره ایجاد حکومتی دموکراتیک در کشور شانه خالی کند ، این مطالبات را خواسته هایی طایفی و گروهی جلوه می دهد.

سایت ایلاف در گزارشی به شیوه های جذب رای توسط افراط گرایان اسلامی موسوم به "سلفی ها" در انتخابات مصر پرداخت.

به گزارش عصر ایران، در این گزارش آمده است: افراط گرایان اسلامی در مصر برای کسب رای در انتخابات علاوه بر تبلیغات معمولی، از شیوه های دیگری نیز برای پیروزی استفاده کردند که از جمله می توان به تکفیر رقبا و حرام اعلام کردن رای دادن به آنها اشاره کرد.

سلفی ها در انتخابات پارلمانی مصر توانستند در قالب ائتلاف انتخاباتی "حزب نور" پس از اخوان المسلمین در جایگاه دوم قرار بگیرند.
یکی از راه های کسب پیروزی، انتشار فتوایی بود که براساس آن ، ادعا شده بود پیروزی افراط گرایان اسلامی موسوم به سلفی ها در قرآن کریم نیز آمده است.

حزب نور همچنین در پوسترهای تبلیغاتی اش از انتشار عکس کاندیداهای  زن، خودداری کرد.
این نوع از رفتارهای حزب النور با واکنش منفی و نگرانی شمار زیادی از شهروندان مصری رو به رو شده است.

"محمد عبدالهادی" از سران حزب نور در استان القهلیه مصر گفته بود: خداوند از نتایج انتخابات پارلمانی مصر در قرآن کریم سخن گفته و ما را پیروز انتخابات دانسته است!

افراط گرایان اسلامی همچنین در مرحله تبلیغات انتخابات به شدت و به صورت گسترده از مساجد برای تکفیر رقبای لیبرال و سکولار خود استفاده کردند.
"ممدوح جابر" یکی از بزرگان سلفی در قاهره گفت که انتخابات صحنه رویارویی میان حق و باطل است.وی سلفی ها را پیروان حق و لیبرال و سکولارها را پیروان باطل معرفی کرد.

روحانی سلفی دیگری نیز در مسجد اجمد بن حنبل در شهر سوئز، لیبرال ها و سکولارها را گروه های خارج از دین و کافر توصیف و رای دادن به آنها را در انتخابات، حرام اعلام کرد و گفت تنها رای دادن به حزب نور، حلال است.
دهها نفر از اهالی شهر سوئز علیه این روحانی سلفی شکایت کرده و خواستار مواخذه وی شدند.


روحانی سلفی دیگری هم در مسجد المغفره در منطقه المعادی از مناطق توسعه یافته شهر قاهره با در پیش گرفتن خط تکفیر گفته بود: لیبرال ها و سکولارها علیه اسلامگرایان ، باهم ائتلاف می کنند . آنها می خواهند با سخنان خود، نور خدا را خاموش کنند ولی خداوند نور خود را پخش می کنند حتی اگر کافران نخواهند.

وی افزود: انقلاب را خدا انجام داد و آنکه انقلاب را موفق کرد خدا بود و آنکه ما را پیروز می کند خداست.

جالب آن که سلفی ها پیش از این به شدت با انقلاب و اعتراضات علیه حسنی مبارک رئیس جمهور وقت مصر مخالفت می کردند. آنها در ابتدای انقلاب مصر، با انتشار کتابی اعلام کرده بودند تظاهرات ها و تجمع های معترضین و مخالفین علیه حکومت ، انحراف از روش شرعی برای تغییر منکر است. هر کسی دست به این اقدامات بزند، جاهل است . هر کسی که به این افراد کمک کند، دشمنی و گناه کرده است.

در این کتاب آمده بود: تظاهرات ها و انقلاب ها بهانه ای برای دخالت های کفار در کشورهای اسلامی است ، بهانه ای برای برآورده ساختن مطالبات شرکت کنندگان در تظاهرات است که برخی از این مطالبات مخالف شرع هستند. مفاسد تظاهرات بیش از منافع آن است.

شیخ محمود عامر از رهبران برجسته سلفی ها و کسی که پیش از این در فتوای گفته بود ریختن خون محمد البرادعی به دلیل اعتراض و مخالفت با حسنی مبارک رئیس جمهور وقت مصر، مباح است هم اکنون در فتوایی اعلام کرد: رای دادن به افراد لیبرال ، سکولار، مسیحی و مسلمانی که نماز نمی خواند حرام است.

وی گفت: رای دادن به این افراد ، از لحاظ شرعی حرام است. هر کسی که این کار را انجام دهد ، گناهی بزرگ مرتکب شده و باید کفاره بدهد.

این روحانی پیش از این از مهمترین حامیان حسنی مبارک رئیس جمهور وقت و مخالفان انقلاب بود و اقدام علیه مبارک را از لحاظ شرعی رد می کرد.
او همچنین اولین کسی بود که با صدور فتوایی، انتقال وراثتی قدرت از مبارک به فرزندش جمال را مجاز دانسته بود.

سلفی ها در مصر به صدور فتاواهای عجیب و غریب شهرت دارند.
صدور همین فتواها از سوی عبد المنعم الشحات از سران سلفی ها در شهر اسکندریه باعث ناکامی او در راهیابی به پارلمان مصر شد.
او قبل از این فتوا داده بود : دموکراسی ، کفر است. مجسمه حرام است زیرا شبیه بت است. لیبرالیسم ، کفر و به معنی بی حجابی است. داستان های نجیب محفوظ (برنده مصری جایزه نوبل ادبیات) تبلیغ رذیلت و الحاد است.

دولت قطر با تحریف نقشه فلسطین در افتتاحیه بازیهای المپیک کشورهای عربی در شهر دوحه، رژیم صهیونیستی را به طور تلویحی به رسمیت شناخت.

به گزارش العالم، افتتاحیه بازی‌های المپیک سال 2011 کشورهای عربی در دوحه کشمکش های زیادی به وجود آورد و موجب تحریک شدید احساسات تماشاگران و جوانان کشورهای عربی شد به گونه ای که این جوانان نسبت به اقدام دولت قطر در تحریف نقشه فلسطین ابراز نارضایتی شدید کرده و خواستار بازگشت تیم های خود به کشورشان شدند.

قطر در افتتاحیه بازی‌های المپیک کشورهای عربی در دوحه با تحریف نقشه فلسطین و نشان دادن کرانه باختری و نوار غزه ، تنها 22 درصد از اراضی فلسطینی را به عنوان خاک این کشور نشان داد.

برخی اعلام کردند: این نقشه دستکاری شده است و قابل قبول نیست واقدام قطر به نوعی در راستای اجرای طرح آمریکا برای خاورمیانه جدید است و رژیم صهیونیستی را  به رسیمت می شناسد.

صدها جسد قطعه قطعه شده از سربازان آمریکایی، به جای اینکه دفن شوند و یا برای مراسم خاکسپاری، به خانواده‌های آنان تحویل داده شود، توسط ارتش آمریکا سوزانده و در محل زباله‌های شهری ویرجینیا ریخته می‌شده است.

به گزارش سایت اوباما، نیویورک دیلی نیوز در گزارشی تصریح کرد: صدها جسد قطعه قطعه شده از سربازان آمریکایی، به جای اینکه دفن شوند و یا برای مراسم خاکسپاری، به خانواده‌های آنان تحویل داده شود، توسط ارتش آمریکا سوزانده و در محل زباله‌های شهری ویرجینیا ریخته می‌شده است.



بر اساس گزارش واشنگتن‌پست، حداقل ۹۷۶ قطعه سوخته از اجساد ۲۷۴ سرباز آمریکایی که از میادین جنگ در خارج از آمریکا پیدا شده بودند، در گودالی در گینگز کونتی در ایالت ویرجینیا ریخته شده است.

گزارش واشنگتن پست افزوده است: تقریباً در تمام موارد، خانواده‌های این سربازان که از ارتش خواسته‌اند تا بقایای اجساد آن‌ها را پیدا کنند، اصلاً تصور نمی‌کردند که تکه‌های بدن عزیزانشان بدون برگزاری هیچ مراسمی دور انداخته شده باشند.

این گزارش با بیان اینکه ارتش در ماه گذشته به این عمل وحشتناک خود اعتراف کرده است، افزود: این اعتراف در پی گله و شکایت کارکنان سردخانه ارتش بود که چرا سربازان کشته شده اساساً از جبهه‌های خارج از کشور به آنجا آورده می‌شوند.

براساس این گزارش، علاوه بر بقایای سربازان شناسایی شده، ۱۷۶۲ از بقایای اجساد ناشناس نیز به محل‌های دفن زباله‌های شهری انداخته شده است.

بر اساس اسناد نیروی هوایی، در مجموع بیش از ۲۷۰۰ قطعه از اجساد سوزاده شده، دور انداخته شده‌اند و این تعداد ممکن است بخشی از یک فاجعه خیلی بزرگ باشد.

در همین رابطه، بیوه یک نظامی آمریکایی از قول یکی از مقامات سردخانه به واشنگتن پست گفت که نیروی هوایی از سال ۱۹۹۶ بقایای اجساد سوزانده شده را به محل زباله‌های شهری ریخته است.

احتمالاً به خاطر خودداری از بروز یک بحران اجتماعی در جامعه آمریکا، ارتش عنوان کرده که قصد ندارد که نام سربازان شناسایی شده را به خانواده‌های آنان اطلاع دهد.

واشنگتن‌پست می‌افزاید: گرچه سردخانه ارتش دفن سربازان در زباله‌ها را در سال ۲۰۰۸ متوقف کرده اما شروع به ریختن بقایای سربازان از عرشه کشتی‌های نیروی دریایی به داخل آب‌ها کرده است!

وزیر اطلاعات سابق عربستان سعودی با بیان اینکه بشار اسد داوطلبانه از ریاست جمهوری سوریه کناره گیری نمی کند، تاکید کرد کشورهای عربی اجازه نمی دهند اوضاع سوریه به همین صورت ادامه یابد.

به گزارش شبکه العالم، "شاهزاده ترکی الفیصل" در اظهاراتی مداخله جویانه،  گفت: "کشورهای عربی اجازه نخواهند داد کشتار مردم سوریه ادامه یابد، و بعید به نظر می رسد بشار اسد به طور داوطلبانه از قدرت کناره گیری کند".
ترکی الفیصل در کنفرانسی در وین گفت: "اتحادیه عرب در مقابل وضعیت سوریه سکوت نخواهد کرد و اجازه نخواهد داد کشتار علیه مردم سوریه ادامه یابد".
وی با اشاره به تصویب تحریم ها علیه سوریه اظهار داشت: "در آینده اقدامات بیشتری در این زمینه اتخاذ خواهد شد".
وی افزود: "راضی کردن رییس جمهوری سوریه به امضای ابتکاری مشابه با طرح یمن دشوار است. زیرا اتحادیه عرب و جامعه جهانی به بشار اسد فرصت هایی را برای یافتن راه خروج از بحران کنونی پیشنهاد کردند. اما وی از پذیرش این پیشنهادها خودداری کرد و این امر مایه تأسف است".
این اظهارات درحالی مطرح می شود که امضای طرح شورای همکاری از سوی عبدالله صالح با تأخیر و پس از چند ماه از مطرح شدن آن صورت گرفت. طرحی که به اعتقاد ناظران با نادیده گرفتن حملات به تظاهرات مسالمت آمیز مردم و کشتن معترضان، هدف از آن ایجاد مصونیت، و حمایت از رژیم عبدالله صالح در برابر هرگونه تعقیب قضایی داخلی و بین المللی است.
اتحادیه عرب در ارتباط با موضوع سوریه حتی فرصت اعتراض را نیز به مسئولان این کشور نداده، و حتی با وجود موافقت دولت سوریه با این طرح، با گذشت چند روز از آغاز اجرای آن از سوی دمشق، عضویت سوریه را تعلیق کرده و بعد از گذشت چند هفته این کشور را تحریم کرد.

سلامت نیوز: آدامس آمریکایی با عنوان تجاری 5 که هم اکنون به صورت گسترده در بازار ایران خریدو فروش می شود حاوی میزان قابل توجهی الکل است.

این آدامس که نسبت به دیگر محصولات مشابه از قیمت بالایی برخوردار است هم اکنون با استقبال چشمگیر جوانان در ایران مواجه شده است.
گفتنی است بر روی جلد این آدامس که به راحتی در سوپر مارکت ها یافت می شود به زبان لاتین ،به کار رفتن الکل در مراحل ساخت درج شده است که با این وجود جای تعجب است که این محصول آمریکایی بدون هیچگونه مشکلی در ایران خرید و فروش می شود.

تحقیقات رسانه ها حاکیست که سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا(سیا) زندانی مخفی در بخارست، پایتخت رومانی در اختیار دارد که در آنجا افراد مظنون به فعالیتهای تروریستی بازجویی می شوند.

به گزارش مهر به نقل از آسوشیتدپرس، ماموران سابق سیا این ساختمان را شناسایی کرده و گفته اند که مظنونان بازداشتی در آنجا زندانی می شدند و تحت شکنجه قرار می گرفتند.
این گزارش در حالی منتشر می شود که در ماه گذشته میلادی دادگاهی در مالزی "جرج بوش" رئیس جمهور سابق آمریکا را به جرم جنایت جنگی مجرم شناخت.
ساختمان مذکور به یک سازمان رومانیایی به عنوان "اورنیس" تعلق دارد که اطلاعات طبقه بندی شده ناتو و اتحادیه اروپا را بایگانی می کند.
تحقیق روزنامه "زوددویچه زایتونگ" و شبکه تلویزیونی "آ ار د" (ARD) آلمان حاکیست که یکی از مظنونان زندانی در این بازداشتگاه مخفی "خالد شیخ محمد" بوده است، فردی که به سازماندهی حملات یازده سپتامبر اذعان کرده است. خالد شیخ محمد در ماه مارس سال ۲۰۰۳ در پاکستان دستگیر شد. او که از سال ۲۰۰۶ به بازداشتگاه گوانتانامو منتقل شده، در حال حاضر در انتظار محاکمه به سر می برد.
ساختمانی که خبرنگاران آلمانی می گویند زندان مخفی سیا بوده، متعلق به سازمان بایگانی کننده اطلاعات محرمانه دولتی، اورنیس، است که در خیابان مورس در شهر بخارست واقع است. سازمان اورنیس هرگونه استفاده سیا از ساختمانهای متعلق به خود را تکذیب کرده است.
یکی از ماموران سابق سیا که به این ساختمان رفت و آمد داشته، گفته "آنجا محرمانه بود و این طوری نبود که مقامهای رومانیایی به استقبال من بیایند." بحث مربوط به وجود شبکه ای از بازداشتگاه های مخفی سیا در شماری از کشورها از جمله رومانی نخستین بار در سال ۲۰۰۵ مطرح شد، اما واشنگتن این موضوع را تکذیب کرد.
آمریکا پس از حادثه ۱۱ سپتامبر جمع زیادی از زندانیان مظنون به تروریسم را به کشورهای دیگر جهان منتقل می کرده است. این خبر رسوایی بزرگی برای دولت آمریکا در سال ۲۰۰۵ به وجود آورد و واکنش متفاوت کشورهای جهان را برانگیخت.
پیش از این نیز شورای اروپا در گزارش جداگانه ، گزارشهایی حاکی از عملیات مخفی و سری "سیا" در کشورهای مختلف جهان در دستگیری، بازجویی، شکنجه و انتقال متهمان خارجی به بازداشتگاههای تحت نظارت آمریکا را تایید کرده بود.
درباره زندان مخوف گوانتانامو، نیز گروههای حقوق بشر و سازمان ملل متحد بارها از آمریکا خواسته اند این مکان خطرناک را تعطیل کند که این کشور تا کنون اقدام عملی برای بستن این بازداشتگاه انجام نداده است.
در سال ۲۰۰۷ یک تحقیق شورای اروپا، رومانی را متهم کرد که زندانی مخفی را در خود جا داده است. اتهامی که مقامات رومانی آنرا تکذیب کردند. سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا هم این گزارش را "جهت دار و مغشوش" توصیف کرد و گفت که فعالیتهای این سازمان قانونی بوده است.
در سال ۲۰۰۶ جورج بوش، رییس جمهوری وقت آمریکا، اذعان کرد که شماری از افراد مظنون به فعالیتهای تروریستی در زندانهایی که سیا در خارج از این کشور اداره می کند، زندانی هستند، اما در مورد مکان این زندانها توضیحی نداد.
در سال ۲۰۱۰ در یک تحقیق بی بی سی ادعا شد که سیا از یک زندان مخفی در لهستان استفاده می کرده و در همانجا خالد شیخ محمد را با استفاده از القای حس خفگی زیر جریان آب تحت بازجویی قرار داده است.
آسوشیتدپرس که در انجام این تحقیق با "زوددویچه زایتونگ" و شبکه تلویزیونی "آ ار د" همکاری داشته ادعا می کند که بازداشتگاه مخفی در رومانی در سال ۲۰۰۳ و بعد از تصمیم سیا به تعطیلی بازداشتگاه مخفی اش در لهستان راه اندازی شده است.
این خبرگزاری در تحقیقش مطالبی را از شماری از مقامهای سابق آمریکا که خواسته اند نامشان فاش نشود، نقل کرده است. آنها گفتند که زیر زمین ساختمان "بازداشتگاه مخفی" در رومانی از شش سلول پیش ساخته تشکیل شده بود که در هر کدام یک ساعت نصب و جهت قبله هم با پیکانی مشخص شده بود. آنها گفته اند که روش القای خفگی برای بازجویی در رومانی مورد استفاده قرار نمی گرفته است.

دبیرکل گروه اخوان المسلمین مصر تأکید کرد، هیچ گونه توافقی با آمریکا و یا رژیم اسرائیل درباره معاهده کمپ دیوید وجود ندارد.

به گزارش العالم، "محمود حسین" در اظهاراتی با اشاره به امکان بازنگری در معاهده کمپ دیوید، تأکید کرد: همه معاهده ها برای منافع ملتها بسته می شود؛ بنابراین هر ملت و یا مجلسی که نماینده آن ملت است، حق دارد در معاهده ها بازنگری کند.

وی افزود: زمان بسیاری از معاهده کمپ دیوید گذشته است، و این معاهده نیز باید مانند دیگر معاهده ها بازنگری شود؛ امری که پارلمان مصر درباره آن تصمیم گیری می کند.

دبیرکل اخوان المسلمین مصر با بیان اینکه رژیم اشغالگر هیچگاه به معاهده کمپ دیوید عمل نکرده است، تأکید کرد: اخوان المسلمین رسیدگی به وضعیت این معاهده را بسیار مهم می داند؛ ولی اکنون آن را در اولویت خود قرار نمی دهد؛ زیرا اولویت های دیگری فعلا وجود دارد.

روزنامه صهیونیستی "یدیعوت احارونوت" اخیرا به نقل از "جفری فیلتمن" از مشاوران ارشد وزیر امورخارجه آمریکا اعلام کرده است، که اخوان المسلمین به فیلمتن گفته که این گروه اهمیت حفظ معاهده کمپ دیوید را می داند.

فارس، بهروز مینایی رییس بنیاد ملی بازیهای رایانه‌ایی کشورمان در حاشیه چهارمین نمایشگاه بازی‌های رایانه‌ایی دبی در پاسخ به خبرنگار فارس درباره واکنش جمهوری اسلامی ایران به بازی اهانت آمیز بتلفیلد ۳ که در آن حمله به کشورمان و عملیات سربازان امریکایی در خیابان‌های تهران تصویر شده است، گفت: ما نامه‌های اعتراض آمیزی به شرکت سازنده و بازی سازان این بازی رایانه‌ایی ارسال کرده‌ایم اما تاکنون پاسخی دریافت نکرده‌ایم.

بهروز مینایی افزود: اگر چه بتلفیلد ۳ به لحاظ فنی و تصویری اشکالاتی دارد اما اینکه لوکیشن این بازی تهران باشد قابل قبول نیست.

رییس بنیاد ملی بازیهای رایانه ای کشورمان گفت: در اینجا هم اعتراض خود را به دست اندرکاران شرکت اپیک که حامیان نمایشگاه و حضوری فعال در چهارمین نمایشگاه دبی داشتند ابراز کردیم.
وی ادامه داد: واکنش آمریکاییها این بود که این مساله صرفا یک بازی و داستان است و نباید زیاد سخت گرفت.

رییس بنیاد ملی بازی‌های رایانه‌ایی با بیان اینکه استراتژی ما هم در این حوزه باید حمله در برابر حمله باشد گفت: از آنجایی که آمریکا خود را تحت ولایت اسرائیل قرارد داده است بنابراین بازی «حمله به تل آویو» ساخته خواهد شد، چون حتی بازی حمله به واشنگتن هم به اندازه حمله به تل آویو آنها را ناراحت نخواهد کرد.

در عین حال جمعی از بازی سازان کشورمان آمادگی خود را برای همکاری در ساخت بازی «حمله به تل آویو» اعلام کردند. چند بازی ساز جوان هم از برنامه ریزی برای ساخت هر چه بهتر بازی در مقابل بازی «بتلفیلد ۳» خب ردادند و گفتند ما کار مطالعاتی را از همین حالا آغاز می کنیم.

تعدادی از بازی‌سازان ایرانی که در چهارمین دوره از نمایشگاه بازی‌های رایانه‌ای خاورمیانه در امارات متحده عربی حضور داشتند، حمایت نهادهای دولتی از این بخش ترکیبی هنر ـ صنعت ـ سرگرمی یعنی بازی(گیم) را خواستار شدند.
به گزارش ایسنا، موفقیت‌های اخیر ایران در حوزه‌ی بازی‌های رایانه‌ای توجه بسیاری از صاحبان این غول سرگرمی‌سازی دنیا را به ایران و جوانان مستعد ایرانی در این زمینه معطوف کرده است.

وحید و مجید برزگر که به همراه حامد شفایی از شرکت «چشمه رنگین هنر» با بازی «هفت خانک» در این نمایشگاه حضور داشتند با اشاره به توجه ویژه رسانه‌ها و دست اندرکاران بازی‌های رایانه‌ای جهان به رشد بازی‌های رایانه‌ای ایرانی ،‌ سرمایه و فروش سه برابری صنعت گیم را در جهان مورد تاکید قرار دادند.

مجید برزگر در این‌باره گفت: ما پتانسیل بالا و استعدادهای خود جوشی و جوانان فعالی در این زمینه داریم که با حمایت بیشتر می‌توانند علاوه بر خاورمیانه، در دنیا هم در این خصوص حرف‌هایی برای گفتن داشته باشند.

وی افزود: من و همکارانم هر روز بیش از ۱۲ ساعت در محل کارمان که یک آپارتمان کوچک‌ است، مشغول کار هستیم و بارها این اتفاق افتاده که بیش از سه شب در دفتر کارمان بی‌وقفه مشغول کار بوده‌ایم.

***

سام افشار ، بهزاد خورسند غفاری نیز که از شرکت «پردازش افزار پژواک» با بازی « فریاد آزادی: تنگستان» حضور داشتند، احسان ابراهیم زاده ، اسحاق مومنی ، حمید برغانی را به عنوان دیگر اعضای تیم معرفی کردند.

سام افشار به ایسنا گفت: شناساندن چهره‌های مبارز و وطن دوست در تمامی ملل دنیا از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. کشور ما نیز از دیرباز تاکنون معرف شخصیت‌های مبارز و بزرگی به جهانیان بوده است اما امروزه کم کاری در این امر باعث کم‌رنگ‌تر شدن جایگاه این افراد در اذهان عمومی شده است.

وی خاطرنشان کرد: شاید بسیاری از بچه‌های ایرانی به خوبی با شخصیت‌هایی داستانی همچون «رابین هود» آشنا باشند ولی نیمی از آنها حتی نام رییس علی‌دلواری، بزرگ مرد دلاور ایرانی را نشنیده باشند. یکی از اهداف اصلی این بازی معرفی میهن پرستان آن دوره به نسل امروزی می‌باشد.

افشار در توضیح بازی «فریاد آزادی: تنگستان» گفت: این گیم یک اکشن اول شخص است که داستان آن به دوران جنگ جهانی اول بر می‌گردد.در آن زمان نیروهای انگلیسی جنوب ایران را اشغال کرده بودند و رییس علی دلواری و یارانش در تلاش برای بیرون راندن دشمن از خاک میهن خود بودند. در این بازی سعی بر آن شده است تا به نوعی مبارزات این دلاور مردان به تصویر کشیده شود و بازیکن به عنوان یکی از یاران رییس علی دلواری با انجام ماموریت‌های مختلف در جریان داستان بازی به مبارزه با دشمنان کشور بپردازد.

***

شهاب کشاورز میرزاخانی نیز که با بازی «طلای سیاه» که در نمایشگاه دوبی، حضور داشت درباره شکل‌گیری بازی «طلای سیاه» گفت:در آخرین روزهای سال ۱۳۸۷ بود که با انعقاد قرارداد همکاری‌ای بین شرکت «خانه رویاگران نرم افزار» و «بنیاد ملی بازی‌های رایانه‌ای» قرار شد تا اولین بازی ایرانی در سبک مدیریتی ساخته شود و برای این کار بهترین سوژه انتخاب شد.

وی افزود: بازی‌های مدیریتی از جمله بازی‌هایی هستند که امروزه از سوی کارشناسان مسائل تربیتی و آموزشی بسیار بر آنها تاکید می‌شود. این بازی‌ها ضمن نداشتن بسیاری از فاکتورهای منفی سبک‌های اکشن، دارای بار آموزشی بسیار مناسبی نیز هستند تا آنجا که در کشورهای پیشرفته از چنین بازی‌هایی در کلاس‌های درس برای انتقال بهتر مفاهیم استفاده می‌شود.

به گفته‌ی وی؛ این بازی‌ درباره نفت است. به‌این ترتیب از ابتدای سال ۱۳۸۸ کار تولید بازی شروع شد. روندی که پس از حدود ۲۷ ماه و در ابتدای تابستان ۱۳۹۰ به‌انتها رسید.

کشاورز یادآور شد: زمانی که کار تولید شروع شد، بسیاری با بدبینی به‌ امکان ساخت آن نگاه می‌کردند و تولید چنین بازی‌ای را دور از دسترس می‌پنداشتند ولی سرانجام با اتمام کار و موفقیت در بررسی‌های کنترل کیفیت، این بازی پاسخ قاطعی بر بدبینی چنین افرادی داد.

بازی «طلای سیاه» روایتگر داستان تاریخ نفت ایران است، از زمان کشف نخستین حلقه چاه در مسجد سلیمان تا ایران ۱۴۰۴. در طی داستان‌های مختلف این بازی، بازیکن در جایگاه مدیر نفت کشور قرار می‌گیرد و باید با چالش‌های مختلفی که صنعت نفت و تاریخ ایران در مقاطع مختلف با آنها دست‌به‌گریبان بوده است روبه‌رو شود و با غلبه بر آنها ماموریت‌های خود را به‌انجام برساند.

مدیر تولید بازی «طلای سیاه» گفت: این گیم از هفت داستان اصلی تشکیل شده است: داستان ۱ : کشف نفت در ایران،داستان ۲ : جنگ جهانی اول،داستان ۳: قرارداد ۱۹۳۳ و توسعه صنایع نفت ایران،داستان ۴: جنگ‌جهانی دوم و نهضت ملی کردن نفت،داستان ۵: انقلاب اسلامی و جنگ تحمیلی،داستان ۶: در مسیر پیشرفت و داستان ۷: ایران ۱۴۰۴

کشاورز افزود: در طی مراحل بازی، بازیکن باید با اکتشاف چاه‌های نفت، ایجاد خطوط لوله انتقال، ساخت تاسیسات نفتی، پالایشگاه‌ها، پتروشیمی‌ها و کارخانجات مختلف گام به‌گام در جهت ایجاد صنعتی قدرتمندتر گام بردارد. در طی بازی، بازیکن با انتخاب‌های گوناگونی مواجه خواهد شد که هر یک می‌تواند تأثیر زیادی بر وضعیت سرمایه، صادرات و توسعه دادن شهرهای کشور داشته باشند. آیا تمام تولیدات را به خارج از کشور صادر کنم؟ آیا بهتر نیست بخشی از آن‌ها را با قیمت کمتر در شهرهای کشور به فروش برسانم و در عوض از مزایای حاصل از توسعه‌ی آن‌ها بهره ببرم؟ آیا درآمد فعلی‌ام اجازه می‌دهد خط لوله‌ای طولانی به شهرهای مرکزی و شمالی کشور بکشم؟ چه مقدار از درآمد را صرف پژوهش و یافتن فن‌آوری‌های جدید برای تولید محصولات جدید یا بهبود شرایط فعلی بکنم؟ این‌ها تنها چند نمونه از ده‌ها پرسشی است که بازیکن در بازی «طلای سیاه» با آن مواجه خواهد شد و باید با مدیریت صحیح خود، مشکلات را یکی یکی از سر راه بردارد و با گذر زمان، همراه با فن‌آوری‌های روز گام بردارد.

مدیر تولید بازی «طلای سیاه» گفت: این بازی در دو سال گذشته در چندین نمایشگاه بین‌المللی از جمله نمایشگاه‌های دوبی، آلمان و فرانسه شرکت کرده و موردتوجه، استقبال قرار گرفته است. حتی ناشرانی از کشورهای خارجی پیشنهاداتی برای عرضه بین‌المللی این بازی ارائه کرده‌اند. برطبق برنامه‌ریزی صورت گرفته شده از سوی بنیاد ملی بازی‌های رایانه‌ای این بازی قرار است به‌زودی به‌صورت رسمی رونمایی شود.

کشاورز تصریح کرد: تیم تولید این بازی به‌طور رسمی اعلام کرده است که هدف گذاری جدید برای بازی «طلای سیاه» تبدیل این بازی به‌صورت مجموعه‌ای از بازی‌های راهبردی در رابطه با نفت و ایجاد یک آی‌پی جهانی با موضوع نفت در بازی‌های رایانه‌ای است.

وی تصریح کرد:درصنعت بازی‌های رایانه‌ای ‌مجموعه‌ای از بازی‌هایی که تحت یک برند و با محوریت یک موضوع خاص ارائه می‌شوند ارزش بسیار زیادی دارند و به‌این ترتیب در صورتی که این استراتژی پیگیری شود به‌زودی شاهد ایجاد چنین برندی در رابطه با نفت در بازار جهانی بازی‌های رایانه‌ای خواهیم بود.

کشاورز گفت:در حال حاضر در چنین طیفی از بازی‌ها می‌توانیم بازی‌هایی با موضوعاتی همانند خطوط هوایی، حمل و نقل ریلی، صنعت هتل‌داری، پارک‌های تفریحی و موارد مشابه را ببینیم و ایجاد برندی با محوریت نفت در بازی‌های رایانه‌ای می‌تواند دستاورد عمده‌ای برای ایران باشد.

در همین راستا تیم تولید بازی‌ «طلای سیاه» اعلام کرده که مشغول بررسی ارائه نسخه‌هایی از بازی طلای سیاه برای آیفون و آندروید است.

این فعال بازی‌های رایانه‌ای در بخش دیگری از سخنانش از عدم حمایت‌ها گلایه کرد و گفت: در کنار همه این موارد نکته‌ای که در تولید این بازی بسیار عجیب می‌نماید، عدم حضور و حمایت مجموعه نفتی از این بازی است. موضوعی که باعث گلایه شدید مسوولین بنیاد ملی بازی‌های رایانه‌ای و شرکت «رویاگران نرم افزار» نیز هست.

وی افزود: علی رغم پیگیری‌های انجام شده تا به‌امروز مسوولین وزارت نفت، شرکت ملی نفت و سایر شرکت‌های نفتی ساخت چنین بازی‌ را جدی نگرفته‌اند و حمایتی از چنین پروژه‌ مهمی به‌عمل نیاورده‌اند. هرچند که مسوولان بنیاد ملی بازی‌های رایانه‌ای همچنان امیدوارند که تا زمان رونمایی و عرضه رسمی بازی مذاکرات آنها به‌نتیجه برسد و بتوانند همکاری موثری با وزارت نفت و شرکت ملی نفت را برای ایجاد برند جهانی در زمینه بازی مرتبط با نفت آغاز کنند.

درحالی که برخی اخبار از سفر قریب‌الوقوع دیکتاتور به آمریکا و سپس آلمان و احتمال عدم بازگشت او از آلمان سخن به میان‌ می‌آورند، سخنگوی‌ حوثی‌ها از حضور مشکوک غربی‌ها در ناآرامی‌های صعده پرده برداشت.

به گزارش فارس، اعطای روادید به دیکتاتور یمن از سوی آلمان و آمریکا، سفر فرستاده ویژه دبیر کل سازمان ملل به یمن و رایزنی‌های او در این کشور، تداوم تظاهرات‌های مردمی، افشای نقش غرب در ناآرامی‌های شمال یمن و حمله به حوثی‌ها، اکتفای اتحادیه عرب به ابراز تاسف درباره تداوم خونریزی‌ها در یمن و کشته‌شدن 9 تن در زنگبار از جدیدترین تحولات یمن است.

آمریکا و آلمان به صالح روادید دادند

روزنامه اماراتی "البیان" نوشت: در حالی که "علی عبدالله صالح" دیکتاتور یمن خود را برای سفر به آمریکا آماده می‌کند، "جمال بن عمر" فرستاده دبیرکل سازمان ملل برای اجرای توفقنامه انتقال قدرت در یمن به این کشور سفر کرده است.
این روزنامه اماراتی به نقل از منابع آگاه دیپلماتیک غربی در صنعاء نوشت: صالح طی چند روز آینده به آمریکا خواهد رفت.
بر اساس این گزارش، واشنگتن به صالح روادید ورود به آمریکا را اعطا کرده است و وی اکنون علاوه بر آمریکا روادید سفر به آلمان به بهانه تکمیل دوره درمانی اش را نیز در اختیار دارد اما بعید نیست که وی برای همیشه در آلمان باقی بماند.

 

دولت امریکا در حالی امروز خبر گشایش سفارت مجازی‌اش را با انتشار پیام ویدئویی کلینتون وزیر امور خارجه این کشور اعلام کرد که وی 5 آبان‌ماه سال جاری، زمان راه‌اندازی این سایت را آخر سال میلادی یعنی حدود یک ماه دیگر عنوان کرده بود.

به گزارش رجانیوز، اما آنچه که به نظر می‌رسد موجب عجله امریکایی‌ها برای اعلام راه‌اندازی این سایت شده است، مصوبه مجلس شورای اسلامی برای کاهش سطح روابط با انگلیس و اخراج سفیر این کشور و متعاقب آن، تسخیر سفارت انگلیس توسط دانشجویان و عملاً تعطیل شدن سفارت این دولت در تهران می‌باشد.

کلینتون در مصاحبه 5 آبان خود با بی‌بی‌سی فارسی هدف از راه‌اندازی این سفارت مجازی را تمایل به داشتن روابط خوب با ایران عنوان کرده بود. وی گفته بود: «دولت امریکا می خواهد که روابط خوبی با ایران داشته باشد و حتی می خواهد که تا پایان امسال یک سفارتخانه مجازی اینترنتی در تهران داشته باشد که بتواند به پرسش های مردم ایران پاسخ دهد.»

اما در شرایطی که پس از قطع رابطه امریکا با ایران در سال 58، سفارت انگلیس یکی از مهم‌ترین مراکز جمع‌آوری اطلاعات، جاسوسی، ارتباط‌گیری با عناصر داخلی متمایل به غرب و انتقال اطلاعات و برآوردها به غرب بود، قطع شدن این کانال، موجب شده است که دولت امریکا برای راه‌اندازی سایت سفارت مجازی‌اش تعجیل کند.

این در حالی است که کارکرد یک سایت با عنوان "سفارت مجازی"‌هنوز چندان روشن نیست و در حالی که دولت امریکا تاکنون ابزارهای متعدد و مجهزتری را از جمله رسانه‌های دیداری و شنیداری برای دشمنی با ملت ایران و فضاسازی علیه جمهوری اسلامی به‌کار گرفته، به‎نظر می‌رسد این اقدام بیشتر جنبه تبلیغاتی و در گام بعدی، امنیتی داشته باشد.

در بعد امنیتی، امریکایی‌ها امیدوار هستند که سایت سفارت مجازی به‌مثابه یک کانال به‌منظور دریافت اطلاعات از داخل ایران برای آن‌ها عمل کند و بتوانند با فعال کردن برخی کانال‌ها از داخل ایران، خلأ اطلاعاتی خود را جبران کنند،‌ چرا که غربی‌ها معتقدند دریافت‌های درستی از داخل ایران ندارند و همین اشتباه‌های اطلاعاتی، موجب اشتباه‌های محاسباتی آن‌ها می‌شود.

در عین حال،‌ جریان فتنه 88 و کشف عقبه‌ها و سرپل‌های مرتبط با سفارت انگلیس در تهران و کور شدن این سرپل‍‌ها نیز در افزایش اشتباه‌های اطلاعاتی و محاسباتی غرب تأثیر داشته و اکنون نیز غربی‌ها می‌بینند به‌جای اینکه این ضعف جبران شود، با تعطیل شدن سفارت انگلیس در تهران خلأ جدی‌تری ایجاد خواهد شد که علت دست و پا زدن‌های پادوهای رسانه‌ای انگلیس مانند مسعود بهنود در یک هفته گذشته نیز همین مسئله است.

در سایتی که ادعا شده هدف از راهاندازی آن "از بین بردن شکاف موجود میان ایرانیان و آمریکاییها" است، آمده است: «این تارنما یک هیأت رسمی دیپلماتیک نیست، یا یک سفارت واقعی ایالات متحده را که به دولت ایران معرفی شده باشد، نمایندگی نمی کند. اما در غیبت روابط مستقیم، می تواند به عنوان یک پل رابط میان مردم امریکا و مردم ایران عمل کند.»

در عین حال، سایت سفارت مجازی امریکا که مسئولان امریکایی می گویند هدفش تماس با مردم ایران است، دقیقا روز 16 آذر ماه راه اندازی شده است، روزی که سه تن از دانشجویان نخبه دانشگاه تهران که مخالف سفر نیکسون معاون وقت رئیس جمهور آمریکا - آیزنهاور - به تهران بودند، به شهادت رسیدند. این واقعه مرتبط با کودتای 28 مرداد بود، زیرا به فاصله چند ماه بعد از این کودتا، نیکسون عازم ایران شد و همان زمان مورد مخالفت جدی مردم قرار گرفت.

16 آذر تاریخ شروع جنبش های مستقل و ضد امریکایی دانشجویی در ایران است و آمریکا دقیقا در همین روز و بی توجه به سابقه این روز در اذهان مردم ایران به‌عنوان نماد مداخله و کودتاگری امریکا و قتل و کشتار مردم ایران توسط عامل دیکتاور تحمیل شده امریکا بر مردم ایران، این سایت را راه اندازی کرده است.

عضو سابق مجلس سنای آمریکا اذعان کرد آمریکا سالهاست که تلاش می کند با اقدامات مخفیانه نظام ایران را تغییر دهد و برای تحقق این هدف کنگره امریکا هر سال بودجه ای معادل دویست میلیون دلار اختصاص می‎دهد.

به گزارش شبکه تلویزیونی پرس تی وی، سناتور سابق جمهوری خواه مایک گراول گفت:" اگر نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری امریکا بخواهند از جنگ بر ضد ایران حمایت کنند ، از نظر اخلاقی فاسد و از لحاظ ذهنی - عقلی بیخرد خواهند بود. اینگونه اقدامات هیچ نتیجه ای به همراه ندارد. اوباما ، رئیس جمهور امریکا، بایستی به نتانیاهو نخست وزیر اسرائیل فشار وارد می کرد تا از گزینه  نظامی برضد ایران سخن نگوید. اما واقعیت این است که لابی یهودیان در داخل امریکا بسیار قوی است و دولتمردان امریکا را در دست خود دارد. واقعیت دیگری که باید به ان توجه داشت این است که دولت امریکا سالهاست که خودش درگیر اقدامات مخفی برضد ایران است تا رژیم را تغییر دهد و
ماجرای هواپیمای بدون سرنشین امریکایی که بر فراز ایران سقوط کرده، موید همین مساله است.

"مایک گراول در ادامه افزود: "رسانه های امریکا نیز به‎گونه ای عمل می کنند که عملا به سمت توجیه اقدام نظامی برضد ایران است. این درحالی است که اینگونه تلاش‎ها کاملا غیراخلاقی و غیر موجه است. این اقدامات امریکا از نظر حقوق بین المللی محکوم است. سخنانی که نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری امریکا از حزب جمهوری خواه در حمایت از اقدام برضد ایران مطرح می کنند گویای بیخردی و مسئولیت ناپذیری انها است. اینگونه اقدامات امریکا برضد ایران، اقدامات جنگی است. امریکا در داخل ایران به خرابکاری و ترور دانشمندان ایرانی مبادرت می کند. همه این اقدامات، کارهایی است که در راستای اقدامات جنگی قابل توجه است."

حزب "آزادی و عدالت" با کناره گیری از شرکت در مجلس مشورتی شورای نظامی اعلام کرد که این مجلس به دنبال تدوین قانون اساسی بر خلاف روند دموکراتیک کشور است که در اصل باید بر عهده پارلمان منتخب مردم باشد.

فارس به نقل از پایگاه خبری الجزیره نوشت: حزب آزادی و عدالت شاخه سیاسی جماعت اخوان السلمون مصر تصمیم گرفت که از شرکت در مجلس مشورتی شورای نظامی که قرار است تشکیل آن در چند روز آینده اعلام شود، کناره گیری کند.

محمد سعد الکتاتنی دبیرکل حزب با اعلام این موضوع تاکید کرد که پاسخ مثبت حزب به شرکت در این مجلس بر این اساس بود که این شورا اداره امور عمومی در دوره انتقالی را بر عهده خواهد داشت.

وی افزود: اما بعد از مشارکت در نشست های اولیه و رایزنی ها در این زمینه و در نتیجه برخی اظهارات مطبوعاتی مشخص شد که مأموریت هایی که بر دوش این شورا گذاشته خواهد شد، بسیار بیشتر از این است و این موضوع نقصی در روند قانونی کشور و دخالت در تشکیل مجموع موسسان قانون اساسی آینده کشور به شمار می رود.

الکتاتنی تصریح کرد که در مرحله آینده باید به آرای ملت ها و همکاری میان تمام طرف ها بویژه بین شورای نظامی و دولت موقت و پارلمان احترام گذاشت تا بتوان مصر را با آرامی به سوی تحول دمکراتیک سوق داد و آن را به ساحل امنیت و آرامش رساند.

محمد البلتاجی یکی دیگر از سران حزب آزادی و عدالت نیز در این باره گفت که این تصمیم حزب بعد از آن اتخاذ شد که یکی از فرماندهان ارتش اعلام کرد که پارلمان آینده به تنهایی قانون اساسی جدید کشور را وضع نخواهد کرد.

وی ابراز داشت که تلاش هایی برای انزوای پارلمان و کاستن از اختیارات آن در دست اجراست تا این اختیارات را به دست موسساتی غیر انتخابی بسپارد، اما حزب هر تلاشی در این راستا را دور زدن اراده مردمی مصری ها می داند.

این مقام اخوان المسلمون هر گونه صحبت در مورد اختصاص و تعیین معیار برای انتخاب اعضای کمیته تدوین قانون اساسی از سوی شورای مشورتی را تلاش برای تحمیل قیمومیت بر ملت مصر و موسسات منتخب از سوی آنان دانست.

سرتیپ مختار الملا عضو شورای نظامی مصر اخیرا در اظهاراتی گفته بود که تلاش در کشور برای رفتن به سوی دموکراسی زود است و پارلمان همه قشرهای جامعه را شامل نمی شود، به همین علت شورای مشورتی تشکیل می شود تا با هماهنگی پارلمان و شورای وزرا به تدوین قانون اساسی به نمایندگی از تمامی گروه ها و ادیان و حرفه ها و احزاب سیاسی در مصر اقدام کند.

این اظهارات در حالی مطرح شده است که در تمامی کشورهای تازه استقلال یافته، قانون اساسی مرحله جدید از سوی نمایندگان کل ملت در پارلمان یا مجلس موسسان تدوین می شود و به تصویب همه می رسد، شورای نظامی با انتخاب این مجلس قصد دارد روند دموکراتیک در مصر را دور زده و دیکته های خود را بر اساس منافع غرب در قانون اساسی جدید این کشور اعمال کند.

الملا در ادامه اظهارات جسورانه خود بدون توجه به رأی 65 درصدی مردم مصر به اسلامگرایان در دور اول انتخابات پارلمانی به صراحت گفت که این تلاشی برای جلوگیری از نفوذ اسلامگرایان است که می خواهند شریعت اسلامی را به مصر تحمیل کنند!

موفقیت اخوان المسلمون و سایر گروه های اسلامگرا در انتخابات مصر، خشم احزاب لیبرال و هوادار غرب در این کشور را بر انگیخته و آنها به دنبال راهی برای کاستن از سطح این موفقیت و کاستن از اختیارات پارلمانی هستند که با اکثریت اسلامگرا تشکیل خواهد شد.

مردم مصر با انتخاب گروه های اسلامگرا از میان احزاب سیاسی در مصر بار دیگر ماهیت اسلامی انقلاب خود را نشان داده و تاکید کردند که خواستار پیاده شدن قوانین حاکیمت اسلامی در کشور هستند.

به گزارش رسا، حجت الاسلام سید علی العلاق، رئیس کمیسیون اوقاف و امور دینی پارلمان عراق در مصاحبه با خبرنگاران، اقدام شبکه ماهواره ای السومریه این کشور مبنی بر پخش ترانه و رقص در شب عاشورا را موجب برانگیخته شدن احساسات ملت مسلمان عراق توصیف کرد.

وی در این باره گفت: آنچه در شب عاشورا از شبکه السومریه پخش شد مرا به شدت آزار داد و احساسات ملت عراق که با مذاهب و قشرهای مختلف در شب عاشورا به سوگواری و عزاداری شهادت اباعبدالله (ع) پرداختند را برانگیخت.

حجت الاسلام العلاق با اشاره به پایبندی سایر شبکه های ماهواره ای عراق به آداب اسلامی افزود: شبکه السومریه تنها شبکه ای بود که حرمت شب عاشورا را نگه نداشت و به عقاید شهروندان عراقی بی احترامی کرد.

نماینده پارلمان عراق بر لزوم برخورد با این شبکه تاکید کرد و اظهار داشت: سایر رسانه ها باید برخورد قاطع و محکمی با السومریه داشته باشند و علیه این شبکه شکایت کنند.

وی از بررسی این موضوع در پارلمان خبر داد و تصریح کرد: کمیسیون اوقاف و امور دینی پس از پایان تعطیلات پارلمان جلسه خواهد داشت تا این موضوع را مورد بررسی قرار دهد و بر اساس صلاحیت هایی که دارد تصمیمات قاطعی را علیه این شبکه اتخاذ خواهد کرد.

گفتنی است در حالی که میلیون ها تن از شهروندان عراقی برای برگزاری مراسم به شهادت رسیدن سرور و سالار شهیدان اباعبدالله الحسین (ع) در کربلا حضور یافته و سایر شهروندان در همه شهرها و روستاها به عزاداری می پرداختند، شبکه ماهواره ای السومریه که گرایش لیبرالیسم دارد اقدام به پخش ترانه و رقص در شب عاشورا کرد.

این اقدام که به شدت با آداب و عقاید ملت مسلمان عراق مغایرت دارد با واکنش شدید علما، حوزه های علمیه، سیاستمداران و قشرهای مختلف مردم مواجه شد.

کمیسیون اوقاف و امور دینی پارلمان عراق در ماه مبارک رمضان نیز در برابر پخش سریال موهن «الحسن و الحسین و معاویه» از شبکه ماهواره ای بغداد این کشور موضع گرفت که منجر به تصویب ممنوعیت پخش این سریال موهن در همه شبکه های عراقی شد.

دادگاهی در بحرین امروز سه کودک را در پرونده معروف به حوادث مجتمع تجاری سیتی سنتر محکوم کرد.
به گزارش مشرق به نقل از واحد مرکزی خبر، شبکه تلویزیونی العالم گزارش داد این دادگاه یک کودک دیگر بحرینی را هم از اتهاماتش تبرئه کرد.

بر اساس حکم دادگاه بحرینی این سه کودک به نامه های بیان الدهیم، زینب الدهیم و خدیجه عبدالجلیل که کمتر از دوازده سال سن دارند به مدت یکسال زیر نظر خواهند بود.

هر شش ماه یکبار باید گزارشی درباره این سه کودک در اختیار دادگاه قرار گیرد.

بازداشت مادران این کودکان در بازداشتگاه های رژیم بحرین همچنان ادامه دارد.

گفتنی است این سه دختر بحرینی در تظاهرات مسالمت آمیز به همراه مادران خود در مجتمع سیتی سنتر در ماه سپتامبر گذشته بازداشت شده بودند.

آمارهای منتشر شده در رژیم صهیونیستی به مناسبت روز جهانی"خودکشی" نشان می‌دهد که سالانه 150 جوان اسرائیلی خودکشی می‌کنند.

صراط به نقل از رادیو رژیم صهیونیستی نوشت: کمیسیون آموزش کنست (پارلمان) رژیم صهیونیستی به مناسبت روز جهانی خودکشی نشستی را با هدف مقابله با پدیده خودکشی در این رژیم برگزار کرد.

هدف از برگزاری نشست این کمیسیون بررسی راهکارهای مقابله با پدیده خودکشی بود که اخیرا آمارها نشان می‌دهد سالانه 150 جوان اسرائیلی خودکشی می‌کنند.

بنابر این گزارش سن جوانان و نوجوانان اسرائیلی که خودکشی می‌کنند مابین 14 تا 24 سال است و این در حالی است که مسئولان و ادارات ذی‍‌نفع سالانه با 4‌هزار مورد که به درمان و اقدامات اورژانسی نیاز دارند، مواجه می‌شوند که رقم بسیار بالایی است و نیازمند اقدام فوری به منظور جلوگیری از خودکشی آنهاست.

ایرنا، خبر حضور سیدحسن نصرالله دبیرکل حزب الله لبنان که به طور غیر منتظره در مراسم عزاداری روز عاشورای ضاحیه جنوبی شهر بیروت حاضر شد، در صدر خبرهای روزنامه های صهیونیستی قرار گرفت.

روزنامه 'هاآرتص' این حضور علنی را در نوع خود از زمان جنگ 33 روزه بی نظیر دانسته و نوشت: نکته مهم این حضور این است که وی در سخنان خود پس از حاضر شدن در جمع گفت که ما آماده رویارویی با اسراییل هستیم و بر تعداد افراد و سلاحمان روز به روز افزوده می شود.

این روزنامه با اشاره به اینکه 'او به دلیل نگرانی از ترور شدن در مجامع عمومی، از زمان جنگ 33 روزه در سال 2006 حاضر نشده است، نوشت : وی از طریق ویدیو کنفرانس سخنرانی می کند' و آخرین حضور علنی سید حسن نصرالله در سال 2008بود اما آن حضور در جمعی به بزرگی جمعیت امروز نبود.

در ادامه خبر روزنامه هاآرتص آمده است: سید حسن نصرالله با این حضور می خواست اطمینان خود را به رخ افکار عمومی و دشمنانش بکشد، مخصوصا در شرایطی که منطقه در این مرحله حساس به سر می برد و انقلاب های مختلفی در جهان عرب انجام شده است و همچنین سوریه که همراه ایران از حزب الله پشتیبانی می کند نا آرام است.

در همین راستا روزنامه 'یدیعوت احرونوت' به شکل گسترده ای در شماره امروز خود به حضور دبیرکل حزب الله در میان مردم اشاره کرد و نوشت: حضور سید حسن نصرالله در این مراسم پیامی بود برای کسانی که به خیال خودشان می توانند وی را ترسانده و یا تهدید کنند.

این روزنامه با اشاره به حضور انبوه عزاداران در این مراسم که یکصدا شعارهایی چون 'مرگ بر اسراییل' سر می دادند، نوشت: سید حسن نصرالله پس از مدت ها که با مردم از طریق ویدیو کنفرانس سخن می گفت و گمان این می رفت که سخنانش از پیش ضبط شده باشد، به میان یاران خود بازگشت و سخنان وی که دیگر اثبات شد که به شکل مستقیم است با این حضورش ارتباط و سنخیت بالایی داشت.

مراسم روز دهم عاشورای حسینی امسال در بیروت با حضور دبیرکل حزب الله در ورزشگاه 'الرآیه' حال و هوای خاصی به خود گرفت بویژه آنکه وی در سخنان شب عاشورا، برای خود آرزوی شهادت کرده بود.

در این مراسم حضور شخصی سید حسن نصرالله که سومین حضور عمومی وی در ملاء عام بعد از جنگ 33 روزه سال 2006 بود، باعث برانگیختن شور و احساس هزاران تن از مردم عزادار شد.

رژیم صهیونیستی تهدید کرده است که وی را در هر مکانی که بیابد ترور خواهد کرد و ازهمین رو دبیرکل حزب الله بعد از جنگ تموز تنها دو مرتبه در جمع عمومی مردم حاضر شده بود.

ایسنا به نقل از سایت شبکه الجزیره نوشت: پس از آنکه هیلاری کلینتون، وزیر امور خارجه آمریکا از وضعیت حقوق بشر در سرزمین‌های اشغالی و خصوصا نقض حقوق زنان از سوی رژیم صهیونیستی ابراز نگرانی کرده بود، مسئولان این رژیم در موضع‌گیری‌های جداگانه‌ای این سخنان را غیرواقعی خواندند.

در همین راستا "ایلی یشای"، وزیر داخلی رژیم صهیونیستی که از تندروهای مذهبی کابینه رژیم صهیونیستی محسوب می‌شود، مدعی شد که سرزمین‌های اشغالی تنها جایی در خاورمیانه است که در آن دموکراسی برقرار است و اگر چیزی در آنجا اتفاق بیافتد مطمئنا براساس قانون بوده است.

"گلعاد ایردان"، از دیگر وزرای کابینه بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر رژیم صهیونیستی نیز در این خصوص با اعتراف به اینکه نگرانی‌هایی از سوی جامعه جهانی در خصوص حقوق بشر خصوصا حقوق زنان در اسرائیل مطرح است، گفت: با این وجود ما پیشنهاد می کنیم که کلینتون توجه و اهتمام خود را به مساله دیگری مبذول دارد.

"یوفال اشتاینتز"، وزیر دارایی رژیم صهیونیستی نیز با تاکید بر اینکه اسرائیل کاملا دموکراتیک و لیبرال است، گفت: اظهارات کلینتون مبالغه‌آمیز است و صحت ندارد.

رسانه‌های رژیم صهیونیستی پیشتر اعلام کرده بودند که هیلاری کلینتون در سخنانی در یک نشست در واشنگتن اعلام کرده که برخی تصمیمات در کابینه نتانیاهو غیر دموکراتیک و وضعیت دموکراسی و خصوصا وضعیت حقوق زنان در اسرائیل نگران کننده است.

وزیر امور خارجه آمریکا همچنین از بروز نشانه‌هایی در رژیم صهیونیستی ابراز نگرانی کرده که به گفته وی حاکی از کاهش میزان دموکراسی و همینطور افزایش رفتارهای تبعیض‌آمیز علیه زنان اسرائیلی است.

«اسرائیل از نظر اجتماعی، سیاسی و بین المللی در وضعیتی وخیم به سر می برد.»

به گزارش کیهان، پایگاه اینترنتی- صهیونیستی «آرتیکل» با انتشار ارزیابی مذکور نوشت: امروز ما از نظر اجتماعی در وضعیتی بحرانی به سر می بریم. بر کسی پوشیده نیست که اسرائیل به مقصدی نامعلوم می رود. شکاف های اجتماعی در حال گسترش هستند، دولت ها سریعاً ظهور و سقوط می کنند، دولت برای نگاه کردن به گذشته به منظور تغییر روندهای سیاسی کنونی و ایجاد صلح و ثبات که آرزوی همه ماست، توانایی ندارد. همه اینها نشان دهنده بی هدفی رژیم ماست.

آرتیکل اضافه می کند: «در حال حاضر ما در یکی از دوره های بسیار مهم تاریخی هستیم. ما در دوره ای به سر می بریم که همه دنیا حس ضدیهودی نسبت به ما دارد. در کشورهای مختلف دنیا علیه ما تظاهرات راه می اندازند و در شرق فریاد اعتراض علیه ما سر می دهند. از همه بدتر وضعیت روند صلح است. اسرائیل امروزه در مردابی وارد شده که دست و پا زدن در آن بی فایده است. بنابراین باز هم باید سؤال کنیم که «ما به کجا می رویم؟» آیا ما هم به خاطر آینده فرزندانمان، باید انقلاب کنیم.

نویسنده این تحلیل تأکید می کند: اسرائیل 63 سال درگیر جنگ بود و حالا شاهد فروپاشی اجتماعی است. از همه بدتر با دولتی در تل آویو مواجهیم که هیچ برنامه ای ندارد. چقدر می توان در برابر این وضعیت سکوت کرد؟ این روزها اعتراضات عمومی در همه جا از جمله تل آویو شنیده می شود. آیا باید سکوت کنیم یا به انقلاب ها بپیوندیم.

بشار اسد رئیس جمهور سوریه با گروهی از اعضای ارشد تجمع علمای لبنان دیدار کرد و اتفاقات سوریه و بازتاب های بین المللی و منطقه ای آن را مورد بررسی قرار داد.

به گزارش مرکز خبر حوزه، اعضای این تجمع علمای مسلمان لبنان نیز در این دیدار از اتفاقات سوریه و توطئه هایی که امنیت و ثبات سوریه را تهدید می کند ابراز نارضایتی کرده و گفتند: به هیچ وجه تصمیمات اتحادیه عرب را که علیه شهروندان سوریه است نمی پذیرند.

آنها اظهار داشتند: سوریه به خاطر ایستادگی در کنار جریان مقاومت و حق عربی مورد دشمنی واقع شده و ما نیز تا گذشتن سوریه از این بحران در کنار مردم آن خواهیم بود.

شیخ احمد الزین، رییس هیئت امنای تجمع علمای لبنان در گفتگویی با خبرگزاری سانا، دیدار با بشار اسد را دیداری بسیار مهم تلقی کرد و گفت ما مطمئنیم که سوریه با پیروزی از این بحران خارج شده و بر این توطئه ها غالب می‌شود.

الزین گفت: این گروه به بشار اسد قول داده که در تمام توطئه ها در کنار سوریه خواهد ایستاد و سوریه همچنان به عنوان قلب تپنده عرب خواهد بود و اشاره کرد که سوریه از طرف آمریکا و صهیونیست جهانی به خاطر ایستادگی در برابر اسراییل و نپذیرفتن فرامین دیکته شده آمریکا برای تسلیم شدن در برابر صهیونیست ها، مورد دشمنی واقع شده.

شیخ الزین خاطر نشان کرد: این توطئه منحصر به سوریه نیست، بلکه با هدف ایجاد تفرقه متوجه تمام کشورهای عربی است.

شیخ حسان عبدالله، رئیس هیات مدیره علمای مسلمان لبنان نیز گفت: در دیدار با بشار اسد تمام امور مربوط به سوریه و لبنان مورد بررسی قرار گرفت.

وی خاطر نشان کرد: تمام توطئه های علیه سوریه در جلوی دروازه های دمشق شکسته خواهد شد.

شیخ عبدالله گفت: ما با سوریه پیمان همکاری منعقد کرده ایم که در برابر آمریکا و صهیونیست که دشمنان مقاومت با رهبری سوریه و بشار اسد هستند بایستیم.

وی همچنین با محکوم کردن تحریم های اقتصادی جامعه عربی علیه سوریه اظهار کرد: هیچ خیری در این جامعه و گروه هایی که از آن حمایت می کنند نیست.

شیخ زهیر جعید مدیر روابط عمومی این تجمع نیز گفت: بشار اسد را همانند گذشته محکم و مقاوم دیدیم که در برابر تمام توطئه ها با موضع حق به جانب ایستاده و این توانایی را دارد که سوریه را تا رسیدن به ساحل امنیت و پیروزی کامل بر این توطئه ها هدایت کند و به خوبی می داند که اتفاقات سوریه شدیدتر از اتفاقات لبنان در جولای 2006 است.

جعید تاکید کرد: که وضع در سوریه با همکاری جوانان سوریه با ارتش و رهبران کشور بهتر می شود. بشار اسد نیز بر ایجاد اصلاحات و رسیدن به اسباب راحتی و آسایش مردم پافشاری دارد و خودش را یکی از فرزندان سوریه و مسؤول رساندن سوریه به وضع طبیعی می داند.

شیخ عبدالناصر جبری دبیرکل جنبش امت و عضو تجمع علمای مسلمان نیز به نوبه خود با اشاره به نتایج مثبت دیدار با بشار اسد تاکید کرد: توطئه علیه سوریه با شکست مواجه خواهد شد و اوضاع به حالت طبیعی خود باز خواهد گشت، زیرا سوریه برحق و پشتیبان عرب است و اینچنین خواهد ماند.

جبری اشاره کرد که مردم سوریه متحد و به دنبال ثبات کشور و ارتش هستند و با کمک رهبران سیاسی خود می‌توانند بر این توطئه پیروز شوند. وی توضیح داد که هدف این توطئه فقط سوریه نیست بلکه تمام منطقه است تا منطقه را به کشورهای کوچک و نوکر اسراییل تقسیم کنند و از تمام ملت های عرب خواست در کنار مردم سوریه باشند.

در مراسم حمایت از مردم فلسطین توسط دفتر سازمان ملل متحد در بیروت، پوستری بین حاضران توزیع شد که در آن به جای کشور فلسطین از عنوان و حتی پرچم 'اسراییل' استفاده شده بود.

به گزارش ایرنا، دفتر سازمان ملل در بیروت به مناسبت 'روز جهانی پشتیبانی از مردم فلسطین' مراسمی با حضور شخصیت های مختلف فلسطینی، لبنانی و بین المللی برگزار کرد که در مراسم مذکور، مسئولان این دفتر اقدام به چاپ پوستری کردند که خبر ساز شد.

در این پوستر که علاوه بر توزیع در همایش، در اردوگاه های فلسطینی نشین داخل لبنان نیز پخش شده، تصویر یک درخت زیتون (نماد مقاومت مردم فلسطین) نقش بسته است که پرچم تمامی کشورهای عضو سازمان ملل بر آن آویزان است.

نکته جالب اینجاست که پرچم رژیم صهیونیستی هم جزو این پرچم ها بوده است. از این رو، توزیع این پوستر، علی‌الخصوص در اردوگاه ها و میان فلسطینیان سبب خبر ساز شدن این موضوع در رسانه های عربی داخل و خارج لبنان شده است.

در پایان این مراسم، شرکت کنندگان در این تظاهرات با ارسال پیامی به 'بان کی مون' دبیر کل سازمان ملل از وی خواستند که برای اجرای تعهدات بین المللی در خصوص حق مردم فلسطین در داشتن کشوری مستقل به پایتختی بیت المقدس و همچنین حق بازگشت تمام فلسطینیان به وطن اصلی خود تلاش کند.

سازمان سیا برای بهبود چهره ارتش آمریکا نزد افکار عمومی، دو فیلم‌نامه جدید به هالیوود پیشنهاد داده که بر اساس آنها اشخاص خشن و پرخاشگر ارتش آمریکا به انسان‌هایی اصلاح‌پذیر و خوب تغییر چهره می‌یابند.

به گزارش مشرق ، شاید به نظر مضحک باشد که سازمانی که به خاطر نهانکاری‌های خود مشهور است پیشنهادهای مفیدی به هالیوود نماید. اما سیا این‌طور فکر نکرده و برای آنها همه چیز مربوط به کنترل و حفظ تصویر است. البته سیا در این کار نسبت به وزارت دفاع آمریکا تازه کار‌تر به حساب می‌آید. وزارت دفاع و تقریباً همه شاخه‌های نظامی آمریکا دارای یک وابسته صنایع سرگرمی و فیلم چیزی شبیه به آنچه که سیا دارد هستند.

اگر شما خواهان ساخت یک فیلم جنگی باشید و بخواهید تا اسکادرانی از اف 22، گروهی از تفنگداران دریایی یا یک ناو هواپیمابر در اختیار داشته باشید، فقط کافی است تا با دفتر رسانه‌های وزارت دفاع تماس بگیرید تا آنها به شما بگویند که آیا می‌توانند این تجهیزات و امکانات را برای یک یا دو روز فیلم‌برداری در اختیارتان قرار دهند.

وینس اوگیلوی معاون دفتر وابسته رسانه‌ای وزارت دفاع آمریکا به وایرد گفت که «فیلم‌نامه‌هایی که ما دریافت می‌کنیم فقط ایده نویسندگان آن درباره وزارت دفاع و نحوه فعالیت آن است. ما اطمینان حاصل می‌نماییم که وزارت، امکانات، نیروها و پرسنل آن به شکل صحیح و مثبتی نمایش داده می‌شوند.»

هالیوود سال‌هاست که با نهادهای دولتی برای ساخت فیلم همکاری می‌نماید. اما این بار این پدیده تحت بررسی دقیق و موشکافانه‌ای قرار گرفته است. وقتی در رسانه‌ها و همچنین در کنگره آمریکا این سوال مطرح شد که آیا دولت به شرکت Sony Pictures اطلاعاتی داده تا برای ساخت فیلم درباره کشته شدن اسامه بن لادن به کار ببرد، واکنش‌هایی را برانگیخت.

ماه گذشته نماینده کنگره پیتر کینگ، در نامه‌ای به وزارت دفاع و سیا خشم خود را از ارتباط بین پنتاگون و کاتیرن بیگلو کارگردان فیلم، بیان داشت. وی مدعی شد که به بیگلو اطلاعات حساسی داده شده که می‌تواند جان آمریکاییان را در معرض خطر قرار دهد.

جی کارنی معاون رسانه‌ای و سخنگوی کاخ سفید به رسانه‌ها اطمینان داد که پنتاگون اطلاعات طبقه‌بندی‌شده را در اختیار کسی قرار نمی‌دهد و گفت که آقای کینگ بهتر است «روی موضوعات مهم‌تر از فیلم بحث نماید.»

اوگیلوی به وایرد گفت که پنتاگون تا فیلم‌نامه را در شکل کامل آن بررسی نکند، هیچ تصمیمی درباره کمک به خانم بیگلو نخواهد گرفت. روال استاندارد اینست که ابتدا فیلم‌نامه بررسی شود، سپس نکاتی که پنتاگون مایل به تغییر آنهاست مشخص شده و به تهیه‌کننده برگشت داده شود. اگر تغییرات اعمال شود، ارتش هر کمکی که بتواند را در قبال هزینه‌هایی ارائه می‌دهد، کمک‌هایی چون اطلاعات غیرمحرمانه، تجهیزات، پرسنل و غیره. اگر هم توافقی حاصل نشود، پروژه ساخت فیلم یا رها می‌شود یا بدون کمک پنتاگون ساخته می‌شود.

اوگیلوی گفت: «ما سعی می‌کنیم تا حد وسط را رعایت کنیم. ما خواهان نمایشی هستیم که ارتش را حرفه‌ای، قدرتمند، منسجم و فداکار نشان دهد.» وی با اشاره به دو سریال NCIS و NCIS: Los Angeles گفت که این دو سریال که با کمک و همکاری پنتاگون ساخته می‌شوند، نمونه‌هایی هستند که در آنها رفتار بد ارتش اغلب نمایش داده می‌شود، اما در پایان هر داستان، همیشه شخصیت‌های داستان اقداماتی برای اصلاح این رفتار بد می‌کنند. به دیگر سخن، دولت آمریکا می‌خواهد تا چنین به نظر برسد که ارتش آمریکا از تعدادی آدم‌های شرور خودخواه ساخته نشده و سازمان سیا نیز لزوماً اشخاصی شبیه برایان کاکس (هنرپیشه هالیوودی) را استخدام نمی‌کند. اوگیلوی در ادامه بیان داشت: «ما می‌خواهیم این فیلم‌ها در جذب و نگهداری نیرو به ما کمک کنند.»
اما مسئله‌ای که مطرح است این است که چرا اخیراً وزارت دفاع آمریکا با شرکت فاکس قرن بیستم برای فیلم X-Men یا با مایکل بی برای ساخت سری Transformers همکاری و شراکت کرده است. دیوید سیروتا در روزنامه واشنگتن پست می‌نویسد که برنامه‌هایی مثل این یک «پروپاگاندای دولتی» هستند.

عوامل فرقه ضاله بهائیت در بخش عرضه شیر و بستنی به تکاپو افتاده‌اند.
به گزارش مشرق ،پایگاه خبری رویداد از حضور بهائیان در بخش عرضه شیر و بستنی خبر داد.

برپایه این گزارش ،‌ دو شرکت بستنی ­سازی در اقدامی از قبل طراحی شده توسط عناصر نفوذی فرقه ضاله بهائیت، مبادرت به خرید شیر از دامداری­های متعلق به منابع مالی حامی این گروهک انحرافی می­ نمایند.

این شرکت­ها، شیر تولید شده یک واحد دامداری در نزدیکی تهران را خریداری می­کنند که مالک آن بصورت همزمان در حرکت تجاری زنجیره ­ای در شهرستان­های اسلامشهر، حسن­ آباد ری و ورامین، مبادرت به سرمایه گذاری، جهت تامین مخارج تبلیغات این فرقه ضاله نموده است.

گفتنی است پیش ازاین نیز اخباری مبنی بر فعالیت شرکت­های زنجیره­ ای وابسته به بهائیان در امور اقتصادی، جهت تامین مخارج هزینه­ های تبلیغی در دست انجام، منتشر شده بود.

آیات القرمزی شاعره انقلابی بحرین که به یکی از نمادهای انقلاب مردم این کشور تبدیل شده است برنده جایزه جهانی «نیل به آزادی» شد.
به گزارش تابناک به نقل از خبرگزاری عراقی «ابا» نوشت:  آیات القرمزی شاعره انقلابی بحرین که به یکی از نمادهای انقلاب مردم این کشور تبدیل شده است برنده جایزه بین المللی دفاع از آزادی در کشورش شده است.

بنابر این گزارش پس از آنکه «جنبش عبادت برای بحرین»، القرمزی را به عنوان نامزد دریافت این جایزه معرفی کرد، وی برای مرتبه دوم جایزه «نیل به آزادی» را که آفریقای جنوبی ارائه می کند، دریافت کرده است.

در همین حال به علت عدم امکان سفر آیات القرمزی به کیپ تاون «محمد صادق» عضو «جنبش عدالت برای بحرین» به نیابت از آیات القرمزی این جایزه را دریافت کرده است.

بە گزارش فارس در منطقە کردستان عراق، روز گذشتە مردم تعدادی از شهرهای منطقە کردستان عراق در اعتراض بە افزایش مراکز لهو لعب و عرضە کنندە مشروبات الکلی، تظاهرات اعتراض آمیزی را برگزار کردند.

بر اساس گزارش های دریافتی، شهروندان معترض در شهرهای زاخو، سمیل، سیڤی، به چند مغازه عرضە کنندە مشروبات الکلی و تعدادی از قمارخانە و مراکز فساد حملە کردە و آنها را بە آتش کشیدند.

تظاهرکنندگان، با تجمع در مقابل فرمانداری زاخو از مقامات این شهر خواستند در احترام به عقاید و باورهای مردم مسلمان از فعالیت قمارخانه ها و مراکز فساد و فروش مشروبات الکلی ممانعت کنند.

تظاهرات مردم کردستان عراق تا ساعاتی از بامداد امروز ادامە داشت و طبق آخرین آمارهای منابع بیمارستانی، تاکنون ٣٢ نفر در این تظاهرات زخمی شدەاند.

"مسعود بارزانی" رئیس منطقە کردستان عراق بلافاصلە دستور تشکیل یک هیات مستقل از سوی وزارت کشور را صادر کرد؛ قرار است امروز نیز در شهر سلیمانیە و در حمایت از اقدام مردم شهر زاخۆ، تظاهرات اعتراض آمیزی برگزار شود.

"آنگ سان سوچی" رهبر مخالفان دولت میانمار در دیدار با "هیلاری کلینتون" وزیر امور خارجه آمریکا نسبت به توسعه دموکراسی در میانمار ابراز امیدواری کرد.

به گزارش مهر به نقل از شبکه تلویزیونی خبر آسیا ، در این دیدار که در منزل شخصی خانم سوچی محل حبس خانگی او تا سال گذشته انجام شد، او سفر وزیر امور خارجه آمریکا را لحظه ای تاریخی برای میانمار توصیف کرد و گفت: در صورت همکاری با یکدیگر مسیر دموکراسی در میانمار بدون بازگشت خواهد بود.

رهبر حزب لیگ ملی برای دموکراسی بر پایان یافتن خصومت ها در میانمار تاکید کرد و افزود: اصلاحات بیشتری از سوی دولت میانمار باید اجرا شود و امیدواریم که با حاکمیت قانون و آزادی زندانیان سیاسی شاهد تلاش بیشتر دولت برای اصلاحات باشیم.

سوچی در این دیدار به تحریمهای آمریکا علیه میانمار اشاره ای نکرد اما از مشوقهای کوچک آمریکا ازجمله پشتیبانی از موسسات مالی بین المللی برای ارزیابی نیازهای این کشور استقبال کرد.

بر اساس این گزارش، کلینتون که در این دیدار بسیار ذوق زده به نظر می آمد و بارها سوچی را در آغوش گرفت، از کمک ۱.۲ میلیون دلاری واشنگتن به بخشهای اجتماعی میانمار خبر داد و گفت: پیشرفتهای خوبی در اصلاحات سیاسی در میانمار مشاهده می شود و اگر این اصلاحات به اندازه کافی پیشرفت داشته باشد امکان برداشتن تحریم ها وجود دارد.

هیلاری کلینتون در سفری تاریخی به عنوان نخستین سفر یک مقام ارشد دولتی آمریکا به میانمار در ۵۰ سال گذشته به این کشور سفر کرده و هدف از این سفر تشویق اصلاحات به سوی دموکراسی در این کشور اعلام شده است.

رئیس حزب پیروز انتخابات تونس با ابراز خصومت حزب خود با دشمن صهیونیستی تاکید کرد که اگر سران عربستان سعودی به مطالبات جوانان در واگذاری قدرت به آنها تن ندهند، در این کشور نیز به زودی انقلاب خواهد شد.

به گزارش فارس به نقل از الانتقاد، راشد الغنوشی رئیس حزب اسلامگرای النهضه در تونس در اظهاراتی در آکادمی سیاست های خاور نزدیک واشنگتن تصریح کرد که اگر مقامات ریاض به مطالبات مردمی در این کشور تن نداده و قدرت را به مردم واگذار نکنند، به زودی انقلاب در عربستان نیز به وقوع خواهد پیوست.

وی در این سخنان همچنین بر مشروعیت جنبش حماس در مقابله با سیاست های دشمن صهیونیستی تاکید کرده و تعهد به آن چیزی که راهکار حل درگیری اعراب و اسرائیلی از طریق تشکیل دو دولت بود را رد کرد.

الغنوشی در این سخنان که راهبردهای اساسی حزب پیروز انتخابات مجلس موسسان در تونس را نشان می داد، تاکید کرد که افکار حزب وی همچنان بر اساس دشمنی با رژیم اسرائیل باقی خواهد ماند.

وی به حاکمان کشورهای عربی و بویژه سران عربستان سعودی نیز هشدار داد که اگر قدرت را به مردم واگذار نکنند، به زودی با انقلاب مردمی مواجه خواهند شد، بویژه اینکه جوانان سعودی حق ایجاد تغییر در کشور خود را دارند.

یک گروه مهم وهابی سلفی در عربستان سعودی با صدور اطلاعیه ای اعلام کرده که قانونی شدن رانندگی خودرو توسط زنان در عربستان، به "رواج فساد" دراین کشور خواهد انجامید.

به گزارش فرارو در گزارشی که این گروه برای شورای عالی عربستان آماده کرده، همچنین تاکید شده که آزادی رانندگی زنان می تواند به افزایش روسپی گری، طلاق و همجنس خواهی بینجامد.

این گروه گزارش خود را در قالب یک تحقیق دانشگاهی به شورای عالی عربستان تقدیم کرده است. شورایی که می تواند در مورد آزادی رانندگی زنان در این کشور تصمیم گیری کند.

زنان عربستان سعودی طی سالهای اخیر تلاش می کنند تا "حق رانندگی خودرو" در خیابان های این کشور را از طریق تصویب قانونی در این رابطه، به دست آورند.

براساس قوانین اسلامی عربستان سعودی زنان برای شرکت در محیط عمومی باید از مردان خانواده اجازه داشته باشند.

کمیته عالی انتخابات مصر نتایج نهایی مرحله اول انتخابات پارلمانی (مجلس الشعب) را اعلام کرد و حزب" آزادی و عدالت" وابسته به جماعت اخوان المسلمون با کسب ۴۰ درصد آرا رسماً پیروز این مرحله از انتخابات اعلام شد.

به گزارش فارس در قاهره، شمارش آرای ۹ استان که انتخابات پارلمانی مصر (مجلس الشعب) در آنها برگزار شده بود، روز گذشته به پایان رسید و بر اساس اعلام کمیته عالی انتخابات مصر نتایج زیر حاصل شد:

- ائتلاف دمکراتیک به رهبری حزب "آزادی و عدالت" وابسته به جماعت اخوان المسلمون ۴۰ درصد؛

- حزب سلفی نور ۲۰ درصد؛

- جناح المصریه ۱۵ درصد؛

- حزب الوسط ۶ درصد؛

- حزب الوفد ۵ درصد؛

- و حزب عدل ۱ درصد آرای ریخته شده به صندوق‌ها را کسب کردند.

عبد المعز إبراهیم، رئیس کمیته عالی انتخابات مصر با حضور در کنفرانسی مطبوعاتی اعلام کرد که از ۱۳ میلیون و ۶۱۴ هزار و ۵۲۵ نفر واجد شرایط شرکت در انتخابات، ۸ میلیون و ۴۴۹ هزار و ۱۱۵ نفر در مرحله اول انتخابات پارلمانی مصر که در ۹ استان برگزار شد، شرکت کردند.

رئیس کمیته عالی انتخابات مصر در ادامه افزود: بر این اساس میزان مشارکت در مرحله اول انتخابات پارلمانی برابر با ۶۲ درصد آرا بوده که مشارکتی بی‌نظیر در تاریخ مصر بشمار می‌آید.

وی گفت: از بین تعداد آرای ۷ میلیون و۹۳۱ هزار و۱۴۸رای مأخوذه، ۵۱۷ هزار و۹۶۷رای باطله بوده است.

مرحله اول انتخابات پارلمانی مصر روزهای دوشنبه و سه شنبه گذشته در ۹ استان قاهرۀ، اسکندریۀ ، اسیوط ، فیوم ، دمیاط ، البحر الاحمر ، پورت سعید ، کفر الشیخ و الاقصر برگزار شد.

مرحله دوم انتخابات پارلمانی مصر ۱۴ و ۱۵ دسامبر ( ۲۳ و ۲۴ دی) و مرحله سوم ۳و ۴ ژانویه (۱۳ و ۱۴ بهمن) آینده برگزار خواهد شد.

شورای عالی نظامی مصر به دلیل کمبود نیروهای امنیتی جهت تامین امنیت انتخابات برگزاری انتخابات را به سه مرحله تقسیم کرد که در هر مرحله انتخابات در ۹ استان برگزار می‌شود.

در حالی که به گفته کارشناسان، سناریوی اتهام‌زنی به ایران برای ترور سفیر عربستان سعودی دارای اهدافی از جمله ایجاد یک ائتلاف ضد ایرانی در منطقه و همچنین تلاش برای تحت تأثیر قرار دادن اهل سنت در ایران است، یک تحلیل امنیتی نیز در این ماجرا نهفته است مبنی بر اینکه امریکایی‌ها یک هدف‌گذاری امنیتی نیز در درون ایران دنبال کرده اند.

پیش از این رجانیوز گزارش داده بود که این هدف‎گذاری به این صورت است که امریکایی‎ها در پی آن هستند که از این طریق برای گروه های تروریستی وابسته به عربستان در منطقه ایجاد فرصت کنند که این ماجرا دو نشانه آشکار داشت؛ اول اینکه گروهک ریگی در آغاز بیداری اسلامی با صدور بیانیه ای رسمی ایران را تهدید کرد که در صورت دخالت در امور عربستان سعودی دست به عملیات انتحاری خواهد زد.

نشانه دیگر روش متداول آل سعود در مواجهه با شکست های سیاسی در منطقه است. همچنان‌که هرگاه آل سعود در سیاست های خود در کشورهایی مانند لبنان، عراق و مصر با شکست مواجه شده است، با تجهیز و حمایت مالی گروه‌های سلفی و دو قطبی کردن شدید شیعه و سنی دست به عملیات های تروریستی و خرابکارانه زده است.

در این فاز امنیتی قرار است ایران را دچار بی ثباتی و از درون با چالش های امنیتی مواجه کرده و از قبال مشغول کردن ایران با خود، انرژی ایران را در منطقه بگیرند که این فاز، هم‌زمان با فاز دیپلمایتک برای مهار ایران طراحی شده است.

در این میان، شاهد سوم ماجرا نیز از راه رسیده است و چند روز پیش، محمد ظاهر بلوچ سرکرده گروه تروریستی جندالشیطان که از پاکستان به عربستان سعودی رفته بود، باردیگر به آن کشور بازگشت.

به گزارش پرس‎تی‌وی، به گفته مقام‎های آگاه در اسلام‌آباد، ظاهر بلوچ که به عنوان سرکرده گروه تروریستی جندالشیطان جانشین ریگی شده است، برای گفت‌وگو با مقام‌های امنیتی عربستان سعودی به این کشور سفر کرد.

عبدالمالک ریگی در فوریه سال 2010 از سوی ماموران اطلاعات ایران بازداشت شد و در ژوئن همان سال به اتهام ارتکاب 79 فقره جرم از جمله سرقت مسلحانه، بمب‌گذاری و حملات مسلحانه به ماموران قانون و افراد غیرنظامی اعدام شد.

ریگی در اعتراف‌های خود به ارتباط با دولت امریکا اذعان کرد و گفت: به او وعده داده بودند برای "به‌راه انداختن شورش و ناآرامی در ایران" پول و منابع نامحدودی در اختیار وی قرار خواهد گرفت.

استان سیستان و بلوچستان که با کشورهای پاکستان و افغانستان مرز مشترک دارد، شاهد افزایش فعالیت‌های تروریستی قاچاقچیان مسلح مواد مخدر و گروه‌های تروریستی همچون جندالشیطان بوده است که پایگاه این گروه‌ها در پاکستان قرار دارد.

ک سازمان حقوق بشری در آمریکا روز پنج‌شنبه گزارش داد که اف‌بی‌آی دست به جاسوسی غیرقانونی از گروه‌های مسلمان آمریکایی می‌زند.




خبرگزاری فارس: جاسوسی غیرقانونی اف‌بی‌آی از گروه‌های اسلامی در آمریکا

به گزارش فارس به نقل از راوستوری، یک سازمان حقوق بشری در آمریکا روز پنج‌شنبه گزارش داد که اف‌بی‌آی دست به جاسوسی غیرقانونی از گروه‌های مسلمان آمریکایی می‌زند.

"اتحادیه آزادی‌های مدنی آمریکا" در این گزارش اف‌بی‌آی را به پافراتر گذاشتن از حدود اختیارات قانونی خود متهم کرده و می‌گوید که پلیس آمریکا از اعتماد گروه‌های مسلمان که طبق قانون به فعالیت مشغول‌اند، سوءاستفاده کرده است.

بنابراین گزارش، اف‌بی‌آی به طور مخفیانه از برنامه‌های خود برای افزایش ارتباطات با جامعه آمریکا در جهت جاسوسی علیه مسلمانان بهره برده است.

اف‌بی‌آی این اتهام را رد کرده و مدعی شده است که اطلاعات جمع شده به این طریق در اختیار تیم‌های عملیاتی پلیس آمریکا قرار نگرفته است.

اتحادیه آزادی‌های مدنی آمریکا نمونه‌هایی را نیز از این دست اقدامات جاسوسی و نقض حقوق اجتماعی مسلمانان ارائه کرده است که یکی از آنها مربوط به ماه مبارک رمضان در سال 2007 و جاسوسی در برنامه‌ای در مسجدی در سانفرانسیسکو می‌شود.

این گزارش از تلاش‌های گسترده پلیس آمریکا برای کنترل و نظارت بر مساجد و گردآوری اطلاعات از آنها نیز خبر می‌دهد. به این ترتیب اف‌بی‌آی از برنامه‌هایی که برای افزایش اعتماد عمومی خود پیاده کرده است، دقیقا در راستای معکوس استفاده کرده است.

مسلمانان آمریکایی پس از واقعه یازده سپتامبر تحت تدابیر سخت امنیتی زندگی می‌کنند و بسیاری از حقوق مدنی آنان از جمله حریم خصوصی مورد نقض قرار می‌گیرد.

مدیر عامل سازمان زیباسازی شهرداری تهران از تصویب کلیات طرح نماد جدید میدان انقلاب خبر داد و گفت: در طرح جدید نقش مشارکت مردم در انقلاب اسلامی دیده شده است.

سید محمد جواد شوشتری در گفت‌وگو با فارس، در خصوص نصب نماد جدید میدان انقلاب گفت: نماد جدیدی برای میدان انقلاب اسلامی توسط حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی پیشنهاد شده است.

۲ بار فراخوان گذاشته‌ایم

وی با بیان اینکه دو بار تاکنون برای این نماد فراخوان داده‌ایم، گفت: در مجلات تخصصی این موضوع را درج کرده و فراخوان داده‌ایم.

باید نقش مردم در انقلاب دیده شود

مدیرعامل سازمان زیباسازی شهرسازی تهران با تأکید بر این موضوع که باید اثر فاخری در میدان انقلاب نصب شود، گفت: باید در این اثر نقش مردم در انقلاب دیده شود.

وی با بیان اینکه چند طرح نزدیک به چارچوب کلی تاکنون در نظر گرفته شده است، گفت: اما این طرح‌ها مشکلاتی داشتند مانند اینکه با گنبد میانی میدان انقلاب همخوانی نداشتند.

به اعتقاد شوشتری در برخی موارد سازه سنگین‌تر بوده و روی گنبد قرار نمی‌گرفته است.

فعلا امکان جمع‌آوری سازه گنبدی شکل نیست

وی با تأکید بر این موضوع که فعلا امکان جمع‌آوری گنبد وسط میدان را نداریم، گفت: چون زیر این گنبد ایستگاه فروش بلیت مترو است و اگر بخواهیم تغییراتی ایجاد کنیم کلی از مسائل دستخوش تغییر قرار می‌گیرد.

به گفته شوشتری یکی از عمده مشکلات خیابان انقلاب مسئله تأسیسات است.

مدیر عامل سازمان زیباسازی شهرداری تهران با بیان اینکه کلیات طرح نماد جدید میدان انقلاب توسط هئیت داروان و هئیت مدیره سازمان تصویب شده است، گفت: اما باید اصلاحاتی در این طرح صورت بگیرد به همین دلیل طرح را به حوزه هنری ارسال کرده‌ایم.

وی اضافه کرد: در طرح جدید نمادی دیده شده که مشارکت مردم در انقلاب در آن نمایان است.

شوشتری با تأکید بر این موضوع که در حال حاضر میدان انقلاب خیلی هم بی‌هویت نیست، گفت: نماد سابق میدان انقلاب در گوشه‌ای از میدان نصب شده است.

به گزارش رحماء کارکنان یکی از بنادر مصر از تحویل محموله گاز اشک آور که از آمریکا به این کشور فرستاده شده بود، خودداری کردند.

کارکنان بندر "الادبیه" در شهر سوئز مصر، از تحویل محموله گازهای اشک آور خودداری کردند.

این محموله از آمریکا به مصر ارسال شده بود.

طی هفته های گذشته و با شدت گرفتن اعتراضهای مردم ضد شورای نظامی، نیروهای امنیتی و نظامی مصر علاوه بر شلیک گسترده گازهای اشک آور، آنها را با گلوله های جنگی هدف قرار دادند.

در جریان این اعتراضها، بیش از 30 نفر کشته و حدود 2 هزار نفر مجروح شدند.

مردم مصر خواستار برکناری شورای نظامی و انتقال حکومت به غیرنظامیان و نمایندگان واقعی و انقلابی هستند.

همچنین، تحصن کنندگان در میدان التحریر امروز از سوی افراد چماق به دست، مورد حمله قرار گرفتند.

روزنامه صهیونیستی معاریو دیروز در خبری فاش کرد که مسئولان رژیم اشغالگر از آمریکا و کشورهای غربی خواسته اند از شورای نظامی حاکم بر مصر حمایت کنند، و مانع از سقوط آن شوند.

به گزارش رحماء افریقا یا قاره سیاه از جمله مناطق مورد توجه رژیم صهیونیستی است که جایگاه ویژه‌ای در سیاست خارجی این رژیم پیدا کرده است. رژیم صهیونیستی با بهره‌گیری از مشکلات اقتصادی حاکم بر این قاره تلاش می‌‌کند، تحت عنوان کمک‌های اقتصادی نفوذ خود را در آن تعمیم داده و اهداف خود را محقق کند.

رژیم صهیونیستی در پی نفوذ به درون این قاره است و تلاش میکند با پنهان کردن اهداف و مطامع واقعی خود، تحت عناوین دیگر در کشورهای این قاره که با مشکلات اقتصادی و سیاسی مواجه هستند، نفوذ کند.

این رژیم به بهانه نگرانی از گسترش اسلام در شمال افریقا پس از انقلابهای عربی، تحرکاتی جدید را اغاز کرده و بنیامین نتانیاهو در پی تشکیل محوری جدید از کشورهای مسیحی در این قاره است.

بر این اساس نخست وزیر رژیم صهیونیستی اخیرا با رایلا اودینگا رئیس جمهور کنیا و یواری موسبنی رئیس جمهور اوگاندا و همچنین با رئیس جدید دولت سودان جنوبی در نشست اخیر سازمان ملل متحد دیدارهایی داشته است.

یک مسئول صهیونیست در گفتگو با روزنامه"معاریو" با تایید این خبر، می گوید: تغییراتی که در برخی از کشورهای افریقایی رخ می دهد در دیگر کشورهای این قاره تاثیرگذار است.

وی با ابراز نگرانی از آنچه وی آن را گسترش اسلام تندرو در افریقا توصیف می کند، تصریح کرد:ما برای مقابله با این رخداد و همچنین جلوگیری از نفوذ اقتصادی ایران در قاره سیاه با کشورهای مسیحی افریقا متحد می شویم.

در این شرایط ، منابع صهیونیستی هم زمینه هایی را که اسرائیل می تواند در ان ها کمکی به این کشورهای به اصطلاح "متحد" بکند، بر می شمرد و اعلام می کنند:اسرائیل به این کشورها در زمینه های نظامی، امنیتی، کشاورزی، زیربنایی یاری خواهد رساند, از جمله کمک نظامی به ارتش کنیا در مقابله با گروههای اسلامی سومالی در شرق افریقا.

رژیم صهیونیستی به بهانه مبارزه با شبه نظامیان در سومالی و نیز مبارزه بین‌المللی با دزدان دریایی در شاخ آفریقا، با کنیا همکاری نظامی می‌کند.

این خبری بود که چندی پیش روزنامه دیلی تلگراف آن را اعلام کرد و افزود: شیمون پرز، رئیس رژیم صهیونیستی اعلام کرد، تل آویو آماده است همه چیز را برای محافظت از مرزهای کنیا و ارتقای امنیت داخلی در این کشور در اختیار نایروبی قرار دهد.

با انکه جزئیات توافق نامه رژیم صهیونیستی و کنیا تاکنون اعلام نشده است، با این حال، ریلا اودینگا، نخست وزیر کنیا ،بدون اشاره به این توافقنامه ،اعلام کرد: افزایش تهدیدهایی که متوجه امنیت داخلی کشور است این موضوع را از ضرورت بیشتری برخوردار می‌سازد که تدابیر امنیتی پیشرفته‌تر و پیچیده‌تری اتخاذ شود.

نخست وزیر کنیا در بیانیه‌ای اعلام کرد: رژیم صهیونیستی می‌تواند به پلیس کنیا برای برخورداری از ظرفیت و توانایی لازم برای شناسایی شبه نظامیان کمک کند.

مشرق: در تازه‌ترین نظرسنجی به عمل‌آمده از سوی دانشگاه کوینی‌پایک آمریکا، این دانشگاه مدعی شده است که نیمی از مردم این کشور خواهان مقابله نظامی آمریکا و اسرائیل با ایران هستند. در بیانیه مطبوعاتی نتایج نظرسنجی ملی این دانشگاه آمده است: «رأی‌دهندگان آمریکایی معتقدند که تحریم‌های ایران موثر نیست. 50 درصد آنها می‌گویند که در صورت موثر نبودن تحریم‌ها به ایران حمله کنید.» اما بررسی سوالات این نظرسنجی به طرز عجیبی حاکی از مغرضانه بودن سوالات و عدم بیان حقایق در آنها توسط پرسشگران می‌باشد. به سوالات زیر نگاه کنید:

43. اخبار مربوط به تلاش‌های ایران برای تولید سلاح‌های هسته‌ای را چگونه دنبال می‌کنید ــ شما می‌توانید با عبارات «بسیار نزدیک، تا حدودی از نزدیک، نه خیلی نزدیک، و یا اصلاً دنبال نمی‌کنید» پاسخ خود را ارائه دهید؟

44. آیا تلاش‌های ایران برای توسعه سلاح‌های هسته‌ای را یک تهدید بسیار جدی، تا حدی جدی، نه بسیار جدی برای امنیت ملی ایالات متحده به حساب می‌آورید، و یا اصلاً تهدیدی برای امنیت ملی ایالات متحده محسوب نمی‌کنید؟

45. سیاست تحریم‌های اقتصادی ایالات متحده و متحدان آن علیه ایران در جلوگیری از توسعه سلاح هسته‌ای توسط ایران تا چه حدی موثر بوده است؛ بسیار موثر، تا حدودی موثر، خیلی موثر نبوده، و یا اصلاً موثر نبوده است؟

46. به نظر شما آیا ایالات متحده باید از اقدام نظامی برای جلوگیری از توسعه سلاح هسته‌ای توسط ایران استفاده نماید یا نه؟

47. (در صورت منفی بودن پاسخ شما به سوال 46) در صورت عدم توانایی تحریم‌های اقتصادی در متوقف کردن برنامه سلاح‌های هسته‌ای ایران، به نظر شما آیا ایالات متحده باید از اقدام نظامی برای جلوگیری از توسعه سلاح هسته‌ای توسط ایران استفاده نماید یا نه؟

48. اگر اسرائیل برای متوقف کردن برنامه سلاح‌های هسته‌ای ایران به این کشور حمله نماید، به نظر شما ایالات متحده باید از اقدام نظامی اسرائیل؛ حمایت نماید، مخالفت نماید، و یا بی‌طرف بماند؟


آیا دانشگاه کوینی پایک اطلاعاتی مربوط به برنامه هسته‌ای ایران در دست دارد که آژانس بین‌المللی انرژی اتمی از آن بی‌اطلاع می‌باشد، و یا کلا نظرسنجی بر این مبناست که ایران دارای برنامه سلاح‌های هسته‌ای است. در اوایل ماه جاری، یک مقام ارشد دولت اوباما به نشنال ژورنال گفت: «آژانس بین‌المللی انرژی اتمی ادعایی در خصوص از سرگیری برنامه سلاح‌های هسته‌ای توسط ایران و یا چگونگی پیشرفت واقعی برنامه‌های آن ندارد.»

گزارش آژانس بین‌المللی انرژی اتمی «نگرانی‌های جدی» درباره برنامه هسته‌ای ایران را در بر داشته، اما در این گزارش از سرگیری برنامه تسلیحات هسته‌ای تهران که از سال 2003 متوقف شده بود صراحتاً ذکر نشده است.

در حالی که یافته‌های دانشگاه کوینی پایک مبنی بر این که «در صورت شکست تحریم‌ها، 50 درصد از رای دهندگان ایالات متحده از اقدام نظامی پشتیبانی می‌کنند» مخشوش به نظر می‌رسد، پرسشگران با ارائه شواهد قطعی مبنی بر این که ایران دارای برنامه هسته‌ای می‌باشد و یا حمله نظامی برای از بین بردن برنامه تسلیحات هسته‌ای ایران می‌تواند موثر باشد، به طور جدی پاسخ دهندگان را گمراه کرده‌اند. در واقع، چنین اظهارات و یا اعلام نتایج این گونه نظرسنجی‌ها، ضمن گزارشات اطلاعاتی پیچیده در مورد برنامه هسته‌ای ایران و نتایج بسیار مخاطره‌آمیز حمله هوایی اسرائیل و یا ایالات متحده، آراء عمومی آمریکا را نسبت به حمله نظامی پیشگیرانه به ایران متمایل‌تر می‌نماید.

زمانی که از داگلاس شوارتز، مدیر نظرسنجی دانشگاه کوینی پایک، در مورد سوالات و روش تحقیق این نظرسنجی سوال شد، وی از پاسخ دادن امتناع نمود. وی اظهار داشت که «موسسه نظرسنجی دانشگاه کوینی پایک بر صحت نتایج و سوالات تاکید می‌نماید.»

برای دریافت نتایج انگلیسی این نظرسنجی اینجا کلیک کنید.

مهر به نقل از خبرگزاری سوریه(سانا) نوشت، سرگئی لاوروف وزیر امور خارجه روسیه خواستار پرهیز از زبان هشدار و تهدید در برابر سوریه شد.

لاوروف در یک کنفرانس مطبوعاتی مشترک با همتای ایسلندی خود در مسکو گفت مسئله اصلی این است که باید از رفتار هشداردهنده خودداری شود، زیرا مسئله سوریه را نمی توان با هشدارهایی که برخی کشورها از جمله اعضای اتحادیه عرب تلاش می کنند به آن متوسل شوند، حل کرد.

وی افزود : امیدواریم که دوستان ما در اتحادیه عرب که روابط راهبردی ما با آنها در حال توسعه است، به قواعد و مبانی که اتحادیه عرب وضع شده، برای اتخاذ تصمیمات مناسب پایبند باشد و در قبال آنچه در منطقه رخ می دهد، مسئولیت پذیر باشند و منافع ملتهای خود و همچنین ثبات و امنیت و همکاری را در نظر بگیرند.

لاوروف هشدار داد اقدامات تحریک آمیز بیشتر از سوی مخالفان مسلح انجام می شود، افراد مسلح به شکل وحشتناکی غیر نظامیان را مجازات می کنند و در جهت ایجاد ناآرامی و آشوب حرکت می کنند.

وی گفت تمام کشورهایی که بر این گروههای مسلح در سوریه تاثیرگذار هستند، باید این گروهها را به توقف خشونت وادار کنند، البته این مسئله باید بر رفتارهای مقامات رسمی هم منطبق باشد.

لاوروف تاکید کرد این گروههای مسلح با تعداد زیادی از کشورهای غربی و عربی ارتباط دارند، به طوری که در میان این گروهها، اتباع بیگانه هم به چشم می خورند و از خارج حمایت تسلیحاتی می شوند.

وزیر امور خارجه روسیه گفت تمام این کشورها از جمله کشورهایی که خواهان اقدامات بر ضد سوریه هستند، موضعی که در برابر سوریه گرفته اند متفاوت از موضع آنها در خصوص یمن است.

موضع چین

از سوی دیگر چین نیز تاکید کرده است هر گونه اقدامی باید به تقویت گفتگو در سوریه و کاهش تنش در این کشور کمک کند.

به گزارش مهر، سخنگوی وزارت امور خارجه چین تصریح کرد هر گونه اقدام در سازمان ملل متحد یا شورای امنیت در خصوص سوریه باید به تقویت گفتگوی سیاسی برای حل بحران و کاهش تنش و حفظ صلح و ثبات منطقه کمک کند.

هونگ لی از سازمانها و موسسات بین المللی خواست برای ارائه کمکهای سازنده برای تقویت گفتگوی سیاسی و آغاز روند سیاسی فراگیر و متعادل در سوریه با هدف بازگرداندن ثبات اقدام کنند.

سخنگوی وزارت امور خارجه چین همچنین اعلام کرد کشورش به دقت اوضاع سوریه را دنبال می کند.

تلاش برای شرور نشان دادن ایران در منطقه، جنگ تبلیغاتی و خلاف واقع است.
روزنامه ایندیپندنت با انتشار این ارزیابی درباره اتهامات آمریکا علیه جمهوری اسلامی نوشت: مدت هاست آمریکایی ها ایران را منشأ تمام شرارت ها در خاورمیانه معرفی می کنند. عربستان سعودی و متحدان آن نیز از دخالت ایران در ناآرامی های بحرین و شرق عربستان سخن گفته اند. از طرف دیگر در حالی که نیروهای آمریکا سرگرم خروج از عراق هستند، هشدار داده شده که ممکن است این کشور متأثر از نفوذ ایران بشود.
ایندیپندنت درباره اتهام پراکنی علیه ایران تصریح کرد: در بعضی موارد حتی سناریوهایی مضحک، به شواهد رسمی بدل می شوند؛ نمونه آن باصطلاح توطئه سپاه پاسداران ایران همراه با یک ماشین فروش ایرانی- آمریکایی برای قتل سفیر سعودی در آمریکاست. برنامه هسته ای ایران نیز به عنوان یک تهدید مطرح می شود. در نتیجه زمانی که وکیل مصری- آمریکایی، «سیونی» (مسئول کمیته مستقل تحقیق درباره ناآرامی های بحرین) در گزارش 500 صفحه ای خود گفت که نشانی از دست داشتن ایران در این ناآرامی ها در دست نیست، همه شگفت زده شدند. بسیاری از افرادی که در بحرین مورد شکنجه وحشیانه قرار گرفته اند گفتند که از آنها مرتباً درباره رابطه آنها با ایران سؤال می شده است. برخی از مشاوران بیمارستان ها به زور وادار به اعتراف به عضویت در گروه توطئه ایرانی شده اند.
این روزنامه با اشاره به نقش سرکوب رژیم های فاسدی چون رژیم ریاض در اوج گیری قیام ها می نویسد: هفته گذشته شاهد اعتراضاتی در میان دو میلیون جمعیت شیعه در استان های شرقی عربستان سعودی بودیم. شورش ها با کشته شدن یک مرد 19 ساله در یک پست بازرسی در قطیف شروع شد. به گفته حمزه الحسن، یکی از فعالین سیاسی عربستان، مردم زمانی خشمگین شدند که جسد فرد کشته شده با تأخیر چندین ساعت به خانواده اش تحویل داده شد. وزارت کشور سعودی، مانند همیشه ادعا کرد که درگیری پلیس و معترضین به «دستور عوامل خارجی» انجام شده است؛ اصطلاحی که معمولاً برای ایران بکار می رود اما فعالین سیاسی عربستان گفتند مرتبط کردن ناآرامی ها با ایران دیگر مورد قبول کسی نیست. جوانان عربستان درست مانند بقیه جوانان در کشورهای عربی دیگر حاضر به پذیرش سران سعودی نیستند. ایندیپندنت در پایان تأکید کرد: جرج بوش و تونی بلر همواره می گفتند ایران درصدد بی ثبات کردن دولت عراق است. این موضوع به کلی بی اساس است چرا که ایران از سرنگونی صدام حسین، دشمن دیرینه خود، خشنود بوده است و از به سر کارآمدن یک دولت انتخابی با اکثریت شیعه استقبال می کرد.

نویسنده و روزنامه نگار مشهور انگلیسی ضمن افشای ابعاد جدیدی از جنایات آمریکا در عراق، جنایات پنتاگون را بدتر از دوره صدام عنوان کرد.
به گزارش ایسنا، «رابرت فیسک» نویسنده و روزنامه نگار مشهور انگلیسی با افشاگری درباره ابعاد تازه ای از جنایات آمریکایی ها در عراق، شیوه برخورد شکنجه گران آمریکایی را با افراد بازداشت شده عراقی بدتر از دوره رژیم صدام توصیف کرد.
وی در مقاله ای در ایندیپندنت به اقدامات و جنایت های اشغالگران آمریکایی در عراق و مقایسه شیوه برخورد آنها با بازداشت شدگان نسبت به شیوه برخورد در زمان رژیم صدام پرداخت و نوشت: در زمان صدام بازجویان عراقی از عملیات شکنجه تصویربرداری نمی کردند اما نظامیان آمریکایی در عراق از شکنجه های انجام شده با موبایل خود تصویربرداری می کنند و برخی از آنها در کنار جسد سوخته یک شهروند عراقی ایستاده اند و در زیر تصویر نوشته شده است: «عراقی پخته شده».
فیسک همچنین با مقایسه آمریکایی ها و صهیونیست ها، نوشت: شکنجه گران آمریکایی در کنار جمجمه متلاشی شده یک عراقی نوشته اند: «تمام عراقی ها باید چنین باشند و همه آنها را باید کشت» یا کنار جسد سوخته یک عراقی نوشته اند: «یک عراقی پخته» وی نتیجه می گیرد که صهیونیست ها هم با فلسطینی ها چنین رفتاری داشتند و روی تصاویر فلسطینی ها نوشتند که «همه آنها را باید کشت.»
به نوشته این مقاله نویس مشهور انگلیسی، فیلم های ویدئویی نیز وجود دارد که نشان می دهد نظامیان آمریکایی در حالی که به موسیقی گوش می دهند، بی هدف عراقی ها را هدف قرار می دهند و در فیلمی دیگر یک خودروی نظامی آمریکایی با سرعت شهروندان عراقی را زیر می گیرد.
به گفته وی نظامیان آمریکایی از تیراندازی به نیروهای عراقی در شمال این کشور نیز فیلمبرداری کرده اند و این فیلم نشان می دهد که آنها سر بعضی از گروگان ها را قطع می کنند.
این نویسنده با بر شمردن موارد متعددی از اینگونه جنایات آمریکایی ها می افزاید: چنین اقدامات نیروهای آمریکایی به عراق منحصر نمی شود بلکه آنها در جاها و مقاطع مختلف از جمله جنگ جهانی دوم، ویتنام و افغانستان نیز از اینگونه رفتارها داشته اند.

سعید مستغاثی

ساخت فیلم هایی که مروج روابط بی بند و باری و زندگی لاابالی و نافی اخلاق و رفتار ایرانی و اسلامی هستند ، تقریبا از اواسط دهه 70 و خصوصا پس از دوم خرداد 1376 باب شد که بعدا به نام فیلم های دختر و پسری نامیده شدند و در آنها می شد انواع و اقسام روابط عاشقانه مثلثی و مربعی و ذوزنقه ای و ضربدری را پیدا کرد. می توان براساس آمار و اسناد ادعا کرد که از سال 1376 به بعد و همراه به اصطلاح بازشدن جو فرهنگی -هنری جامعه و شکسته شدن بسیاری از خطوط قرمز سالهای قبل ، به جای شکوفا شدن سینما خصوصا در حیطه سوژه ها و مسائل مختلف ، سینمای ایران دچار پس رفتی شد که به اعتقاد بسیاری از کارشناسان و منتقدان این سینما ، پدیده مبتذل و مذموم «فیلمفارسی» را به طور رسمی به عرصه سینمای ایران بازگرداند.
اینکه کرامت خانواده را بوسیله جنگ و جدال های دیرین رقبای عشقی یا روابط نامشروع تحت عنوان فریبنده آزادی همراه انواع و اقسام بی بند و باری و یا عشق های مثلثی و ضربدری زیر علامت سوال بردند، اینکه بنیان خانواده را اغلب به دلیل عشق های به اصطلاح غیر افلاطونی، لرزان و متزلزل نشان دادند ، اینکه هرگونه تعهدات اخلاقی را در روابط اجتماعی کان لم یکن اعلام کردند و اینکه ...
فیلم هایی مثل «علف های هرز» ، «شوکران» ،«مردبارانی » ، « عشق + 2 » ، «سیاوش» ، «تیک» ، «شام آخر» ، «نگین» ، «خانه ای روی آب» ، «دنیا» ، «عروس خوش قدم» «واکنش پنجم» ، «خاکستری» ، «زندان زنان» «همکلاس» ، «عروسی مهتاب» ، «آب و آتش» «مارال» و...از جمله آثاری بودند که به سبک و سیاق آنچه گفته شد ، در ساخت فضای ابتذال آن دوران سینمای ایران موثر واقع شدند.
نکته جالب اینکه در سال 76 و پس از پایان جشنواره فیلم فجر شانزدهم در حالی که مرحوم سیف الله داد(معاونت وقت سینمایی) ، اصحاب رسانه را در سالن اجتماعات ساختمان سینمایی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی جمع کرده بود ، به آنها صریحا گفت که بر جشنواره فجر آن سال ، ابتذال سایه افکنده بود و سپس همه را دعوت کرد تا با تشریک مساعی ، به مقابله با ابتذال یادشده برخیزند. متاسفانه بعد از آن هم، برخی فیلمسازان با سوء استفاده از فضای ایجاد شده که شکستن هر خط قرمزی را نوعی فضیلت می نمایاند ، هر چه بیشتر در گرداب فیلمفارسی و ابتذال فرو رفتند و این غرق شدن تا آنجا پیش رفت که 3 سال بعد در مراسم اختتامیه جشن خانه سینما ، مجید مجیدی (دبیر جشن) صراحتا از صدای پای ابتذال سخن گفت . مجیدی 8 سال پس از آن نیز در اوایل دی ماه 1387 طی سخنرانی در سمینار «نقد سینمای اجتماعی و سینمای دینی» در دانشگاه علامه طباطبایی ، کلیت سینمای ایران طی دوران موسوم به اصلاحات را مبتذل خواند و گفت :
«...یکی از گله های من به آقای خاتمی هم همین مساله بود، چرا که علی رغم علاقه ای که به شخصیت ایشان دارم، باید بگویم که در دوره ایشان علی رغم فضای آزادی که وجود داشت، چیزی جز ابتذال نصیب سینمای ما نشد.»
بنیامین نتانیاهو نخست وزیر فعلی رژیم صهیونیستی در سالگرد 11 سپتامبر و حادثه انهدام برج های دو قلوی نیویورک در جمع اعضای یکی از تینک تنک های آمریکایی موسوم به «کمیته اصلاح دولتی» سخنرانی مهمی داشت که در آن به نوعی استراتژی آتی ایالات متحده را تعیین می کرد ، آن هم در شرایطی که در هیچ مقام و منصب سیاسی و یا نظامی نبود و تنها به عنوان یک استراتژیست اسرائیلی در آن جمع حضور داشت.
تیتر خبر آن سخنرانی که در تاریخ 12 سپتامبر 2002 توسط خبرگزاری یونایتدپرس مخابره شد این بود:
«نتانیاهو : ایالات متحده باید با تلویزیون به ایران حمله کند!»
و در ادامه آمده بود : «...نخست وزیر سابق اسرائیل [که در آن زمان هنوز مجدداً نخست وزیر نشده بود] از آمریکا خواست تا تغییر رژیم را در دو کشور عراق و ایران پی بگیرد و این کار را در عراق با حمله نظامی و در ایران با پخش برنامه های تلویزیونی ماهواره ای با محتوای هرزگی انجام دهد.
وی گفت: جریان فرهنگ عامیانه غربی به داخل ایران، می تواند منجر به براندازی جمهوری اسلامی شود.
بنیامین نتانیاهو با اشاره به وجود هزاران دیش ماهواره در ایران، به «کمیته اصلاح دولتی» [یک تینک تنک دولتی در آمریکا] گفت که آمریکا می تواند با پخش سریال های شبکه فاکس که افراد زیباروی جوان را در وضعیت های متنوعی از برهنگی نشان می دهند که زندگی های فریبنده و مادی گرایانه دارند و رابطه های بی قید جنسی برقرار می کنند، یک انقلاب را علیه حکومت این کشور برانگیزد...»(متن کامل این سخنرانی هنوز در اینترنت و وب سایت خبرگزاری یونایتد پرس قابل جست وجو است)
آمریکا حدود 6 ماه پس از این رهنمود و راهکار صهیونیستی یعنی در اواسط ماه مارس 2003 به عراق حمله نظامی کرد و از همان زمان ، طرح تاسیس شبکه های ویژه فیلم و سریال و شو و موسیقی را در دستور کار خود قرار داد که امثال MBC فارسی ، فارسی وان تا شبکه «من و تو» از آن جمله هستند. قابل ذکر اینکه شبکه هایی همچون فارسی وان از جمله حلقات فاکس به شمار آمده که نتانیاهو سریال های آن را موجب فریب خانواده های ایرانی دانسته بود!!
در واقع ره آورد سریال ها و فیلم های به ظاهر ملودرام و یا برنامه های سرگرمی این شبکه ها برای خانواده مسلمان ایرانی ، چیزی جز تبلیغ و القای نوعی سبک زندگی و رفتاری بی بندوبارانه ، لاابالی گرایانه، سبکسرانه و فارغ از اخلاق و منش اسلامی و ایرانی نبوده و در یک کلام همه هّم و غمّشان را حقنه کردن نوعی سبک زندگی غرب زده ( با همه نابهنجاری های ارتباطی و رفتاری آن ) تشکیل داده و می دهد.
نگاهی اجمالی به انواع و اقسام فیلم ها و سریال ها و حتی برنامه های ظاهرا سرگرم کننده این شبکه ها نشان می دهد که در قریب به اتفاق آنها، این موارد به چشم می خورد :
روابط غیر اخلاقی و نامشروع بین دختران و پسران و زنان و مردان نامحرم ( که در فرهنگ ایرانی و اسلامی به شدت برحرمت آن تاکید شده ) ، نمایش لباس ها و پوشش های نامناسب و در واقع عرضه بی پروای فرهنگ برهنگی ، تبلیغ انواع و اقسام مسکرات و شرب خمر حتی در مهمانی های ساده خانوادگی ، عقب مانده نشان دادن روابط و زندگی سنتی که برپایه اخلاق و رفتارهای مذهبی شکل می گیرد ، مخدوش کردن تمامی حرمت ها و حریم های انسانی ، تبلیغ تجمل گرایی و زندگی های اشرافی به عنوان ایده آل و آرزوهای بشری و ... و بالاخره جلوه دادن روابط و ضوابط دینی به عنوان قوانین و قواعد ارتجاعی و واپس گرا ( که مجموع این موارد همان به اجرا درآمدن رهنمودهای بنیامین نتانیاهو به حساب می آید) در واقع موتیف های تکرار شونده ای هستند که در زمینه و پس زمینه و متن و حاشیه هر فیلم و سریال و شو و برنامه نمایشی آنها رویت می شود.
اما به هرحال تکلیف مخاطبین ایرانی با این شبکه ها و فیلم و سریال هایشان روشن است ، چراکه حتی خودباخته ترین افراد در قشر به اصطلاح روشنفکر هم آن را از جانب یک کشور یا نهاد و یا نیروی بیگانه و اجنبی دانسته و خط و مرزهای خود را با آن حفظ می کنند ، از همین روست که برخی از این شبکه ها سعی کردند با به اصطلاح ایرانیزه کردن بخشی از برنامه هایشان ، همذات پنداری بیشتر مخاطب ایرانی را برانگیزانند. چرا که به لحاظ روانی و روحی ، حضور کاراکتر و فرد ایرانی در این گونه برنامه ها ، می تواند تا حدودی آن فاصله گذاری یاد شده را لااقل در همان قشر به ظاهر روشنفکر زائل نماید.
اما متاسفانه افراط در مطرح نمودن برخی شبکه ها و سریال های یاد شده در بعضی نشریات ( البته با نیت نقد و تحلیل) و همچنین ارائه برخی آمارهای غلط از مخاطبین این شبکه ها که در کمال تاسف بعضا از سوی مراکز رسمی ارائه گردید ، باعث شناخته شدن و رواج بیشتر این کانال های مفسده آمیز شد و در بخشی از بدنه رسانه ای و سینمایی کشور این گونه القاء شد که گویا گروه کثیری از مردم به این قسم برنامه ها و سریال ها و شبکه ها علاقه مند هستند! ( از همان نوع تحلیل های غیر واقعی نهادهای استراتژیست غرب که کلیت مردم ایران را برپایه اطلاعاتشان از اقلیت محدود شبه روشنفکر و به اصطلاح متجدد ارزیابی می کنند و از همین رو و پس از گذشت سالها هنوز شناخت درست و واقعی از ملت مسلمان ایران به دست نیاورده اند!!)
یعنی در واقع عناصر رسانه ای همان قشر اقلیت شبه روشنفکر ( که همواره گوش جان به القائات رسانه های معلوم الحال آن سوی آب بسته اند ) براساس همین تصور و توهم ، فکر کردند که اگر به سبک و سیاق برنامه و سریال های شبکه های مزبور ، فیلم بسازند ، مخاطبان بیشتری را به خود جلب کرده و البته احیانا بعضی از شیفته ترین شان هم خواستند که برای زدودن فرهنگ ارتجاعی و سنتی این مردم ! و رواج روابط مترقیانه و زندگی متجدد غربی !! قدمی بردارند!!!
برهمین اساس روند ابتذال گرایی که طی سالهای پس از به اصطلاح دوران اصلاحات ، بعضا با وقفه های کوتاهی مواجه گردیده بود ، مجددا در یکی دو سال اخیر اوج گرفته و به روندی سیستماتیک بدل شده است. چراکه متاسفانه ایجاد برخی خطوط ضد ارزشی به گونه ای جریان وار در دسته ای از آثار تولیدی ( که کم هم نیستند) مشاهده می شود. به نظر می آید ساده انگاری و کج فهمی و عدم درک درست از مخاطب ایرانی باعث شد تا برخی از همین فیلمسازان در سایه تسامح و تساهل بعضی مدیران سینمایی ، همان شبکه های مذموم یاد شده را نصب العین خود قرار داده و خواسته یا ناخواسته به کپی کردن سریال ها و فیلم هایشان بپردازند و با ایرانیزه نمودن آن، کاری را انجام دهند که برنامه سازان و سریال پردازان آن سوی آب با صرف هزینه های هنگفت در صدد انجامش بوده و هستند.
مصداق این مدعا را در جشنواره بیست و نهم فیلم فجر بعینه می شد رویت کرد که اینک همان فیلم ها به ترتیب بر اکران عمومی سینماهای این مملکت نقش می بندند و فیلم «سعادت آباد » یکی از همان نمونه هاست. فیلمی که با قصه ای از مثلث های عشقی و ارتباطات نامشروع و نمایش شرب خمر و روابط نابهنجار 3 زوج ، در واقع ترجمانی وطنی از همان سریال های معروفه شبکه های ذکر شده را در برابر چشمان مخاطب ایرانی قرار می دهد و البته توجیه آن هم بارها و بارها تکرار شده که :
« ما می خواهیم مخاطب ایرانی را از آن شبکه های بیگانه جدا کرده و خودمان همان خوراکی را که در آن کانال ها می جوید ، در اختیارش بگذاریم. یا همان خوراک های هنری را با فضایی استریلیزه به خوردشان می دهیم!!»
این توجیه هم که فضای نابهنجار طبقه متوسط مرفه یا متجدد و یا روشنفکر را در این فیلم به نمایش گذارده ایم نیز عذر بدتر از گناه است که هم توهینی به طبقه مذکور تلقی شده و هم به دلیل آنکه تصویری مثبت از هیچ خانواده ایرانی در فیلم فوق دیده نمی شود، به آسانی و با تحلیلی ساده می توان آن را به کل جامعه تسری داد! تصویری سیاه از خانواده و جامعه ایرانی که به شدت هویت مردم این مرز و بوم را خدشه دار می سازد.
اما همه ماجرای جشنواره 29 فجر و اکران امسال به فیلم «سعادت آباد» ختم نمی شود و این قصه سر دراز دارد که تنها بخشی از آن را به اجمال مرور می نماییم. این در حالی است که پیش از برگزاری جشنواره یاد شده معاونت محترم سینمایی با قطعیت ، به خانواده های ایرانی اطمینان داده بود که از جهت سالم بودن فضای سینما با خیال راحت به تماشای آثار جشنواره فیلم فجر بروند. گویا متاسفانه ایشان اغلب این فیلم ها را مشاهده نکرده و یا به نظر و توصیه مشاوران بسنده نموده بودند، چراکه حداقل بسیاری از آثار ایرانی به نمایش درآمده در جشنواره مذکور ، فضای سالمی برای خانواده های مسلمان ایرانی به همراه نداشتند و در این دسته فیلم ها به شدت روابط غیراخلاقی و نامشروع مابین زن و مرد و دختر و پسر و همچنین کاربرد کلام و عبارات مبتذل و مستهجن جنسی(که زبان از بازگویی بعضی آنها شرم دارد) جاری بود!
از جمله مصادیق مورد بحث ما می توان به موارد زیر اشاره کرد :
-ارتباط عشقی و غیر شرعی دختری با یک مرد میانسال از یک سو و جوانی احساساتی از سوی دیگر که منجر به خلوت ایشان با نامحرم در منزل شخصی نامبرده می شود در فیلم «پرتقال خونی» .
-عادی جلوه دادن روابط غیر اخلاقی و خلوت با نامحرم و رواج اباحه گری در فیلم «یکی از ما دو نفر»، اینکه برخلاف دستورات دینی می توان با یک مرد نامحرم روابط نزدیک و خصوصی و آزاد داشت و به اصطلاح آلوده هم نشد!! ( زیر علامت سوال بردن محرمات دین )
-ارتباط نامشروع یک راننده آژانس با دو زن از مشتریانش ( که یکی از آنها گویا رابطه ای مشروع یا نامشروع با مرد دیگری دارد) در فیلم «چیزهایی هست که نمی دانی» ،
-رابطه نامشروع مالک یک آموزشگاه هنری با منشی خود و خلوت کردن با وی در محیط آموزشگاه، در حالی که همسر معتادش به اعتراض آمده و سپس همراه شدن با جماعتی مست و سرخوش و خیابانی همراه یک پلیس قلابی برای سرکیسه کردن مردم در فیلم «اسب حیوان نجیبی است» که سرشار از شوخی ها و دیالوگ های مستهجن جنسی بوده و فضایی از فساد و فحشاء را در شکلی مثبت به نمایش می گذارد .
-نمایش فضایی بی بند و بار همراه شوخی های مبتذل و جنسی در فیلم «ورود آقایان ممنوع» همراه با استهزاء برخی محدودیت های شرعی و عرفی ، فضایی که چند سالی است در محصولات کمپانی دیزنی با رویکرد نمایش روابط بی بندبارانه ولاابالی گرایانه در مدارس ، غالب شده است.
-نمایش فساد و فحشاء دختران و پسران فراری و پااندازی های نامشروع و طرح نوعی از تعلیم و تربیت مغایر با آموزش و پرورش سنتی و اسلامی در فیلم «مرهم» که اگرچه در انتها نشان می دهد سر دختر فراری به سنگ می خورد ولی نزد خانواده اش برنگشته بلکه به مادربزرگی پناه می آورد که علاوه بر اعمال نوعی روش تربیتی لیبرالی، خود نیز از یک زندگی سنتی به مصالحه با دوست طاغوتی اش(به گفته خود او) روی می آورد.
-عشقی که از درون یک سری اعمال و رفتارهای ساختارشکنانه اجتماعی سربرمی آورد در فیلم «آفریقا» .
-روابط غیراخلاقی در یک داستان
شبه رابین هودی با پایانی سیاه و تلخ در فیلم «ندارها» .
-شبیه این نوع رابطه غیراخلاقی و ساختارشکنانه اجتماعی همراه با روابط نامشروع پنهانی دیگر در فیلم «شش نفر زیر باران» .
-روابط نامشروع دختری با پولداری عیاش در فیلم «آقا یوسف» -که بدون اطلاع پدرش با وی خلوت دارد - برهم زدن سنت های اسلامی و شرعی خواستگاری و ازدواج در فیلم «گزارش یک جشن» و اختلاط غیر مشروع دختران و پسران جوان به بهانه آشنایی .
-شوخی های زشت زن های یک خانواده سنتی در فیلم «یه حبه قند» که افت اخلاقی را به خانواده های سنتی ایرانی نیز می کشاند و ...
...و اینها تنها بخشی از فضای اباحه گری این دسته از فیلم های نمایش داده شده در جشنواره بیست و نهم ( یعنی تولیدات سال 1389 و اکران سال 1390 سینمای ایران ) بود بدان گونه که برخی به طنز و مطایبه می گفتند ، دیگر نیازی به شبکه فارسی وان نیست و گردانندگان آن شبکه مبتذل می توانند نمونه های ایرانی سریالهای کلمبیایی و کره ای خود را در سینمای ایران پیدا نمایند!!

مدیر یک موسسه مطالعاتی آمریکا در گفت وگو با شبکه خبری نیوزمکس ضمن انتقاد از سیاست های اوباما، از پای درآوردن ایرانیان را غیرممکن دانست.

به گزارش باشگاه خبرنگاران «گافنی»، مدیر موسسه مطالعات سیاسی، راجع به دوره ریاست اوباما گفت: سه سال حکومت وی جهان را ناامن تر از قبل نموده است بویژه در خاورمیانه که وضعیت بغرنجی حکمفرما می باشد.

وی که وضعیت متحدین واشنگتن به ویژه رژیم صهیونیستی را به خاطر سیاست های اوباما وخیم توصیف کرد و گفت: به طور ویژه متحد ما اسرائیل در خاورمیانه آسیب پذیر شده است. این وضعیت تا سال آینده بدتر خواهد شد و شما این را خواهید دید. ما در چندین ناحیه شکست را مشاهده خواهیم کرد.

وی پیروزی اسلامگرایان در تونس، لیبی، مصر و اوج گیری حزب الله لبنان و تقویت مواضع حماس در غزه را از این گونه موارد برشمرد.

مدیر موسسه مطالعات سیاسی آمریکا راجع به ایران گفت: فکر نمی کنم عاملی ایرانیان را از راه رسیدن به اهداف هسته ای شان بازدارد. البته باید آن ها را متوقف کرد.

وی راجع به تحریم های وضع شده نیز گفت: فکر نمی کنم این طور مواردی کمکی به موضوع هسته ای ایران کند.

حضور یک سینماگر از ایران و یک چهره سینمایی از اسراییل در هیئت داوران چهل و دومین جشنواره بین المللی فیلم در شهر " گوآ " هند توجه رسانه های هندی را به خود جلب کرده است.

به گزارش مشرق، نشریه " تایمز هند " با انتشار گزارشی در این باره می نویسد که ایران و اسراییل دشمن یکدیگرند و هم اکنون با کم سابقه ترین جنگ لفظی به رویارویی برخاسته اند اما در هیئت داوران بخش بین الملل جشنواره فیلم هند دو داور ایرانی و اسراییلی حضور دارند.

این نشریه درادامه به نقل از تهمینه میلانی کارگردان ایرانی که عضو هیئت داوران این جشنواره است ، می نویسد :‌"‌ ما سیاستمدار نیستیم و هیچ مشکلی در کار با یکدیگر نداریم . در سینما خط کشی های عالم سیاست معنا ندارد . "

وی می افزاید :‌"‌ در واقع ما از یک کشور به کشور دیگر سفر می کنیم و در تالار نمایش فیلم های بخش بین الملل فیلم هایی از کشورهای مختلف را تماشا می کنیم . ما در تصمیم گیریهایمان درباره فیلم های مختلف در بخش بین الملل مرزهای جغرافیایی را در نظر نمی گیریم."

" دان ولمن " داور اسراییلی حاضر در جشنواره فیلم هند نیز در این باره به تایمز هند می گوید :‌"‌ این واقعا مایه تاسف است که در عصری زندگی می کنیم که با ترس دایمی از حمله کشورهای رقیب مواجهیم . این حمله ها و جنگ ها تصمیماتی است که مسوولان سیاسی می گیرند و ما جزئی از فرایند تصمیم گیری درباره آنها نیستیم . فرزندان ما باید در این دنیا زندگی کنند . ما خوشحالیم که لااقل می توانیم در چنین جاهایی از ترس رهایی یابیم و سینما فرصتی برای همکاری ما باشد ."

درهیئت داوران بخش بین الملل جشنواره سینمای هند که 5 عضو دارد داورانی دیگر از هند ، کره جنوبی و آمریکا حضور دارند.

تابناک - با وجود این که شهر بمباران شده بود، مردم پس از بمباران از پناهگاه‌ها بیرون آمدند و برای دیدن مناطق بمباران شده و کمک به هم نوعان خود، رهسپار این مناطق شدند و خوشحال بودند که کشته و زخمی نداشتند، پس از مدتی بوی سیر گندیده، همه فضای شهر را فرا گرفت. ناگهان پرندگان از بالای درختان روی زمین سقوط کردند و به دنبال آن، مردم یکی یکی به روی زمین افتادند؛ زن و مرد، کودک و نوجوان، یکی پس از دیگری.

از فردا دوشنبه، اجلاس سالانه سازمان منع سلاح‌های شیمیایی به مدت سه روز در «لاهه» هلند برگزار می‌شود و ایران نیز به عنوان یکی از قربانیان عمده این سلاح‌ها، در این اجلاس حضور دارد تا بتواند با همراهی دیگر کشور‌ها، کشوری چون آمریکا را ـ که به رغم تعهداتش، سلاح‌های شیمایی خود را نابود نکرده ـ به نابود کردن سلاح‌های شیمایی‌اش وادار کند تا بار دیگر در تاریخ، جنایتی شبیه آنچه بر ملت و مردم ایران گذشت، رخ ندهد؛ جنایتی که رژیم صدام علیه ایران انجام داد و علاوه بر انبوه بی‌شمار شهدا، هم‌اکنون 45000 جانباز شیمیایی در کشور هستند که به سختی روزگار می‌گذرانند.

مرور تاریخ
بمباران‌ها شیمیایی رژیم بعثی عراق ـ که در نوع خودش جنایتی علیه بشریت بود ـ به صورت رسمی از سال 1361 آغاز شد. در این سال، دیکتاتور عراقی برای در هم شکستن مقاومت رزمندگان ایرانی، در تک‌های شبانه از مقداری سولفور موستارد (عامل تاول‌زا) استفاده کرد.


پس از آن در سال 1362 در «پیرانشهر» و «پنجوین»، سلاح‌های شیمیایی را کامل و مستقیم به کار گرفت تا اینکه در اواخر سال 1363 به علت اعتراض کشور‌های اروپایی و آشکار شدن ابعاد گسترده کاربرد این جنگ‌افزار‌ها در جنگ با ایران، موقتی از به‌کارگیری این سلاح‌ها در جنگ منصرف شد.

اما نخستین اعزام مجروحین شیمیایی ایران به اروپا پس از عملیات فاو در خاک عراق بود. استفاده از سلاح‌های شیمیایی در بعد گسترده توسط عراق، بار دیگر در جریان این عملیات آغاز شد.

اوایل زمستان 1364 ـ‌ که رزمندگان ایران با عملیات گسترده خود، توانستند شهر فاو عراق را تصرف کنند ـ رژیم عراق آتش سلاح‌های شیمیایی را به روی سپاه ایران گشود.


در اسفند ماه همین سال، رژیم بغداد برای نخستین بار در تاریخ جنگ‌های دنیا از گاز اعصاب استفاده کرد. این گاز در جنگ اول جهانی، هنوز کشف نشده بود و در جنگ دوم نیز آلمان‌ها پس از تهیه آن، از به‌کار‌گیری‌ این گاز خودداری کردند. در مجموع، عراق در روزهای و اسفند ماه سال، سه حمله هوایی برای به‌کارگیری عامل اعصاب در منطقه جفیر، پاسگاه شهید برزگر و جزیره انجام داد.

اوایل سال 1366 عراق از جنگ‌افزار‌های شیمیایی به طور انبوه در جبهه مرکزی سومار استفاده کرد. ظرف دو روز هواپیما‌های عراقی مداوم بیش از هزار بمب شیمیایی در صحنه عملیات فرو ریختند.

بمباران‌های شیمایی سردشت و حلبچه
سردشت و حلبچه؛ روز یکشنبه، ساعت 15/4 بعدازظهر، هفتم تیر سال 1366، (برابر با 28 ژوئن 1987) در دو جنایت جنگی، سردشت مورد حمله شیمیایی قرار می‌گیرد؛ چیزی که مردمانش در خواب نیز نمی‌دیدند!


با وجود این که شهر بمباران شده بود، مردم پس از بمباران از پناهگاه‌ها بیرون آمدند و برای دیدن مناطق بمباران شده و کمک به هم‌نوعان خود، رهسپار این مناطق شدند و خوشحال بودند که کشته و زخمی نداشتند. پس از مدتی، بوی سیر گندیده همه فضای شهر را فرا گرفت و ناگهان پرندگان از بالای درختان روی زمین و به دنبال آن، مردم یکی یکی به روی زمین افتادند؛ زن و مرد، کودک و نوجوان؛ یکی پس از دیگری.


روایت خارجی
در 23 مارس 1988، خبرنگار روزنامه انگلیسی «گاردین»، مشاهدات عینی خود را از شهر حلبچه این گونه گزارش می‌کند: «سطح کوچه‌های خاکی و خانه‌های با خاک یکسان شده این شهر دور افتاده، پر از اجساد مردان و زنان و کودکان و احشام و حیوانات است که زخم خون و نشانه‌های انفجار بر آنان دیده می‌شود؛ پوست اجساد به طرز عجیبی بی‌رنگ است، چشم‌ها باز و خیره و از حدقه بیرون زده، آب خاکستری رنگی از دهانشان بیرون زده و انگشتانشان پیچ خورده و معلوم است که درست حین کارهای روزمره، مرگ مانند صاعقه بر سرشان فرویخته است.

برخی تنها آن قدر توان داشته‌اند که خود را به آستانه در برسانند؛ در این جا مادری است که در آخرین لحظه، کودکش را به آغوش کشیده، در آنجا پیرمردی خود را میان طفل شیرخواره و آنچه نمی‌دانسته چیست، سپر کرده است.


این حکایت جنایتی است که با سلاح‌های شیمیایی غرب و به دست صدام حسین علیه ایران انجام شد؛ اما اکنون و در این نشست سه روزه، چه باید کرد تا چنین جنایتی دوباره و برای ملت دیگری تکرار نشود؟

اقدامات سرکوبگرانه رژیم آل خلیفه در سایه سکوت مدعیان دفاع از حقوق بشر ادامه دارد و در تازه ترین این تجاوزات، مزدوران رژیم به زنانی که در مراسم ترحیم یکی از شهدای انقلاب شرکت کرده بودند، به طرز وحشیانه ای حمله ور شدند.

به گزارش مهر به نقل از منابع خبری، عوامل آل خلیفه به زنانی که در مراسم ترحیم شهید عبدالنبی العاقل در روستای عالی حضور داشتند، حمله و یک فعال زن را بازداشت کردند.

نیروهای آل خلیفه همچنین به حسینیه آل عباس در روستای عالی حمله ور شدند و در حمله به عزاداران به ویژه کودکان از گاز اشک آور استفاده کردند که شماری از آنها دچار حالت خفگی شدند.

بر اساس گزارش رسانه ها، هزاران نفر از مردم بحرین امروز در مراسم ترحیم شهید العاقل شرکت کردند که همزمان تعدادی بالگرد نظامی رژیم بحرین بر فراز روستای عالی به پرواز در آمدند تا در میان مردم ایجاد رعب و وحشت کنند.

سرکوب و کشتار مردم ادامه دارد

از سوی دیگر یوسف المحافظه یک عضو مرکز حقوق بشر بحرین خاطر نشان کرد قتل، سرکوب و شکنجه مردم بحرین پیش از تشکیل کمیته حقیقت یاب بسیونی وجود داشت و همچنان نیز ادامه دارد.

وی به العالم گفت : روزی که گزارش کمیته بسیونیبه پادشاه بحرین ارائه می شد تماسی از یک شاهد عینی دریافت کردم که گفت نیروهای امنیتی یک شهروند را با خودرو زیر گرفتند و کشتند .

المحافظه افزود : ما به صحنه حادثه رفتیم و جسد را آنجا دیدیم و در آن هنگام مزدوران رژیم آل خلیفه با گازهای اشک آور، گلوله پلاستیکی و گلوله های صوتی به ما حمله کردند .

وی گفت : پنجشنبه شب به روستای محل سکونتم،عالی، رفتم ولی نیروهای امنیتی بسیاری از شهروندان را از ورود به این روستا برای تشییع پیکر یکی از شهدای اعتراضات منع کردند و هنگامی که تشییع کنندگان به قبرستان رسیدند نیروهای امنیتی با گازهای اشک آور به آنها حمله کردند .

المحافظه افزود : گزارش بسیونی هیچ تغییری در اوضاع امنیتی بحرین ایجاد نکرده است و سرکوب مردم همچنان ادامه دارد .

عضو مرکز حقوق بشر بحرین گفت : یکی از ساکنین شهر حمد روزی که بسیونی گزارش خود را قرائت می کرد ، با من تماس گرفت و گفت که در همان روز در یکی از مراکز امنیتی این شهر شکنجه شده است .

تاکید دیده بان مرکز حقوق بشر منامه بر لزوم پایان حکومت فاسد و قاتل

از سوی دیگر دیده بان مرکز حقوق بشر بحرین بر ضرورت استعفای حکومت کنونی که به مدت ۴۰ سال به فساد و کشتار مردم مشغول است ، تاکید کرد.

"یوسف المحافظه" عضو مرکز دیده بان حقوق بشر بحرین به العالم گفت : در دولت خلیفه بن سلمان عموی حمد بن عیسی آل خلیفه پادشاه بحرین ،که قدیمی ترین دولت جهان است، حدود ۱۰۰ نفر کشته، دارایی مردم به غارت رفته و دهها مسجد ویران شده است.

المحافظه گفت: در دولت بحرین همچنین با محاکمه ناعادلانه هزاران نفر، به آنها ستم شده است و مردم دیگر هرگز راضی نخواهند شد این دولت به حیات خود ادامه دهد.

عضو مرکز دیده بان حقوق بشر بحرین افزود: خنده آور این است که این دولت غرق در فساد، گروهی تشکیل می دهد تا مفاد گزارش کمیته بسیونی را که پادشاه دستور تشکیل آن را داده است، اجرا کند.

المحافظه گفت: به همین دلیل مخالفان دولت همواره تاکید دارند که باید کمیته بین المللی برای تحقیق در حوادث بحرین تشکیل شود.

وی افزود: دولت بحرین با پشت گرمی کمیته بسیونی، به تجاوزهای خود ادامه می دهد به گونه ای که از زمان تشکیل این کمیته تاکنون هفت نفر را کشته، صدها نفر را بازداشت، دهها نفر را شکنجه، صدها نفر دیگر را و دهها نفر را به صورت ناعادلانه محاکمه کرده است.

المحافظه گفت: ما معتقد به حق تعیین سرنوشت مردم بحریین به دست خودشان هستیم و خواسته های مردم باید محقق شود و این در حالی است که هر روز می شنویم دولت قصد گفتگو دارد، اما در واقعیت هیچ اتفاقی نمی افتد . 

بیانیه جمعیتهای سیاسی در محکومیت آل خلیفه

جمعیتهای سیاسی در بحرین ادامه اقدامات خشن دستگاههای امنیتی رژیم آل خلیفه برای سرکوب تظاهرات مسالمت آمیز و پدیده حمله وحشیانه به تظاهرات کنندگان را همانطور که برای شهید علی بداح و عبدالنبی کاظم رخ داد، محکوم کردند.

جمعیتهای سیاسی بحرین سیاست رژیم بحرین در ادامه کشتار شهروندان را محکوم و تاکید کردند این گونه رفتارها و اقدامات ناچیز شمردن جان شهروندان و کشتار آنها که قانون بین المللی آن را منع کرده، به شمار می رود.

به گزارش مهر به نقل از پایگاه خبری جمعیت الوفاق، در این بیانیه بر استعفای دولت و محاکمه مسئولانی که در نقض حقوق بشر دست داشته اند، تاکید شده است.

گروههای سیاسی بحرینی بر حق شهروندان در تظاهرات مسالمت آمیز و تحرکات سیاسی صلح آمیز تاکید کردند و از قشرهای مختلف مردم بحرین خواستند هوشیاری خود را حفظ کنند و به مسالمت آمیز تمام تحرکات خود پایبند باشند و بهانه را به دست رژیم ندهند.

جمعیتهای سیاسی بحرین بر مواضع ثابت خود در ضرورت ایجاد راه حل ریشه ای برای بحران سیاسی و قانون اساسی در بحرین از طریق تحقق اراده مردم با تدوین قانون اساسی دموکراتیک و دولت منتخب و پارلمان دارای اختیارات کامل قانونگذاری و نظارتی، دستگاههای عادلانه و دستگاه قضایی مستقل و امنیت برای همه تاکید کردند.

کشتار مردم مظلوم در شرق عربستان، باعث گسترش شعارنویسی علیه سران آل سعود شده است.

مشاهدات عکاس خبرگزاری فرانسه حاکی است شعارهایی علیه خانواده سلطنتی عربستان بر روی دیوارها در مرکز شرقی عربستان نوشته شده است.

به گزارش کیهان، طبق تصاویر منتشره، شعارهایی نظیر «خانواده آل سعود دستشان به خون این شهدا آلوده است»، «مرگ بر محمد بن فهد بن عبدالعزیز»، بر روی دیوارهای شهر قطیف دیده می شود. همچنین نیروهای امنیتی در ورودی های شهر مستقر شده و خودروها را بازرسی می کنند.

به گزارش منابع دولتی و پزشکی دست کم، 4 نفر در طول درگیری ها در شهر قطیف کشته شده اند. شاهزاده محمد بن فهد ادعا کرده که وزارت کشور علت این مرگ ها را تحقیق می کند.

مفتی عربستان سعودی، شیخ عبدالعزیز الشیخ در این رابطه به روزنامه عکاظ گفت: آشوبگران شهر قطیف وابسته به دار و دسته هایی هستند که از خارج کشور دستور می گیرند. وی در ادامه گفته است که ایران پشت دیوارنویسی ها علیه آل سعود در شهر قطیف است!

دعاخوان اعظم واتیکان ورزش یوگا را "کار شیطان" و خواندن کتاب‌های هری پاتر را "تجلی حضور اهریمن" دانست.

به گزارش ایسنا به گزارش روزنامه دیلی میل، گابریل آمورت، این عضو ارشد واتیکان که 25 سال است در سمت دعاخوان اعظم فعالیت دارد و از شخصیتی پرتحرک و صریح برخوردار است، در سخنرانی خود برای مردم گفت:‌ ورزش یوگا همانند خواندن کتاب هری پاتر تجلی حضور اهریمن است. یوگا و هری پاتر در ظاهر هر دو بی‌خطر به نظر می‌رسند اما هر دو آنها با جادو سر و کار دارند و همان ما را به سوی شیاطین هدایت می‌کند.
وی در ادامه افزود: شما گمان می‌کنید ورزش یوگا را برای باز شدن ذهن و بدن خود انجام می‌دهید اما این عمل مربوط به آیین هندو می‌شود. تمام مذاهب شرقی بر پایه باورهای غلط درباره اصل تناسخ بنا شده‌اند.
سخنرانی این مقام که در "فستیوال فیلم چتر" در ترنی ایتالیا انجام می‌شد، خطاب به حضار مذهبی و هنری بود.
وی اظهار کرد: در کتاب هری پاتر، ابلیس با حیله و نیرنگ سر و کار دارد و از قدرت فوق‌العاده خود برای جادو بهره می‌گیرد. شیطان برروی هرکدام از ما مطالعه می‌کند و تمایلات ما را نسبت به خوبی و بدی می‌سنجد و پس از آن ما را اغوا می‌کند.
وی در سال 2006 نیز در مصاحبه با رادیو واتیکان گفته بود: آدولف هیتلر، رهبر و پیشوای نازی‌های آلمان و نیز ژوزف استالین، رهبر اتحاد جماهیر شوروی سابق را ابلیس مسموم کرده بود.

رجانیوز: وجود سه قطبی تاثیرگذار ارتش- مردم- دولت در ساختار قدرت در مصر، همان‌گونه که موجب حفظ مبارک در قدرت و سپس سرنگونی وی در این کشور شد، این روزها نیز مصر را درگیر اعتراض‌های جدیدی کرده است.

 

به گزارش رجانیوز، اعتراض‌هایی که این روزها به دنبال آن است تا پس از سرنگونی مبارک، این بار سایه سنگین ارتش را از صحنه سیاسی مصر کم کند و چتر بزرگ و نفوذ ناپذیری را که ارتش بر سر دولت و مردم گسترانیده است، در هم بپیچد. این دور جدید از اعتراض‌ها در مصر تا کنون 40 کشته بر جای گذاشته است تا به این نحو، انقلاب دوم در مصر رقم بخورد.

ماجرای اعتراض‌های یک هفته اخیر در مصر از آنجا شروع شد که اوایل آبان ماه "علی السلمی" معاون نخست وزیر مصر پیش‌نویسی از قانون اساسی را به گروه‌های سیاسی این کشور ارائه کرد که بر اساس آن پیش نویس، ارتش اختیاری انحصاری در رابطه با امور داخلی و بودجه خود پیدا می‌کند و همچنین از نظارت قانونی و حقوقی نیز مصون می‌شود.

پس از این، مذاکرات میان دولت و گروه‌های مخالف درباره این پیش نویس به بن بست رسید و قدرت طلبی شورای عالی نظامی مصر، موجب شد تا گروه‌های مختلف انقلابی در مصر، اعتراض‌های خود به شورای نظامی مصر را علنی کنند.

این در حالی است که با وجود توافق اولیه گروه‌های سیاسی با شورای نظامی مصر، قرار بود انتخابات مجلس در این کشور ظرف شش ماه برگزار شود اما با گذشت هشت ماه از سرنگونی دولت مبارک، حاکمان نظامی مصر، هنوز جدول زمان بندی مشخصی برای کناره گیری از قدرت و انتقال آن به دولتی غیرنظامی ارائه نکرده و در عوض، پیشنهاد برگزاری انتخابات ریاست جمهوری در اواخر سال آینده (2012) را مطرح کرده‌اند.

همین بهانه‌ها کافی بود تا گروه‌های سیاسی مصر، جرقه دومین مرحله از انقلاب مصر را بزنند تا این‌بار پیکان این اعتراض‌ها نه دولت مبارک که نظامیانی باشند که هم موجب بر سر کار آمدن مبارک و حفظ قدرت سی و چند ساله‌اش بودند و هم تسهیل کننده سرنگونی دولت وی چنانکه در کنار دیگر گروه‌های سیاسی مصر، گروه اخوان المسلمین با فراخوان مردم به بازگشت در میدان التحریر اعلام کرد: «هیئت وزیران بر اصول غیر دموکراتیک اصرار دارد بنابراین، ما نیز برای حمایت از دموکراسی چاره ای جز تظاهرات میلیونی در روز جمعه نداریم و اگر سند اصول قانون اساسی پس گرفته نشود، این تظاهرات آغاز فعالیت های ما در مخالفت با آن خواهد بود.»

بازگشت مردم به میدان التحریر اما به همین سادگی هم نبود و در حاشیه این حضور و برپایی چادرهای اعتراض در میدان التحریر، نیروهای امنیتی وابسته به دولت موقت عصام شرف، با برخورد شدید با معترضین در قاهره، اسکندریه و سوتز، موجب کشته شدن حداقل 40 نفر و زخمی شدن صدها تن شده‌اند که شاید بتوان مهم‌ترین قربانی این درگیری‌ها را "بها السنوسی" بنیان گذار حزب "جریان مصر" دانست که نیروهای پلیس مصر در درگیری روز شنبه 28 آبان با تظاهر کنندگان در شهراسکندریه به شهادت رساندند.

قدرت در مصر؛ زیر سایه سنگین چند ده ساله ارتش

حضور ارتش در صحنه سیاسی مصر آن‌قدر تعیین کننده است که شاید بتوان ارتش مصر را مهم‌ترین بازیگر صحنه داخلی و حتی بین الملل این کشور در قرن معاصر دانست.

"جمال عبدالناصر" که به‌عنوان یک نظامی با همکاری اخوان المسلمین و پس از یک کودتا به قدرت رسید، ارتش را به یک قدرت کلیدی در مصر تبدیل کرد تا پس از او با سرکار آمدن چهره‌های نظامی مانند انور سادات و حسنی مبارک، این جایگاه برای ارتش حفظ شود و این چهره‌های سیاسی و ارتش، خدمات متقابلی برای باقی ماندن در قدرت نسبت به هم داشته باشند.

همین جایگاه ارتش بود که نقش آن را در انقلاب مردم مصر علیه مبارک به جایگاهی تعیین کننده تبدیل کرد، به‌طوری که در جریان اعتراض‌های مردم مصر، "سامی عنان" رییس ستاد ارتش مصر، پس از سفر به امریکا و گفت‌وگو با مقام‌های امریکایی، در میدان التحریر حاضر شد تا اعلام کند ارتش مصر بر خلاف سی و چند سال حکومت مبارک در این اعتراض‌ها، از وی حمایت نکرده و در انقلاب مصر، بی‌طرف است.

این تصمیم به نحوی بود که پس از گسترش تظاهرات در مصر و زمانی که مبارک دستور سرکوب تظاهرات را داد، ارتش از این دستور تمکین نکرد تا مبارک مجبور به ترک قدرت شود.

این موضع بی‌طرفانه از جانب ارتش مصر موجب شد تا انقلابیون، تشکیل شورای عالی نظامی توسط ارتش را بپذیرند و عملاً ارتش، پس از مبارک قدرت را در دست گرفت، این در حالی بود که سران ارتش مصر از روابط خوبی با سران امریکا و غرب نیز برخوردار بودند.

با این حال، دولت موقت تشکیل شده توسط ارتش، رضایت انقلابیون را به دنبال نداشت و این امر موجب شد تا شورای عالی نظامی مسئولیت دولت را به عصام شرف از چهره‌های نزدیک به انقلابیون بسپارد.

اما اقدام اخیر شورای عالی نظامی مصر در زمینه تأخیر برگزاری انتخابات پارلمانی مصر و تغییر قانون اساسی با هدف تثبیت جایگاه ارتش در ساختار سیاسی مصر موجب شده است تا گروه‌های سیاسی و مردم مصر، این‌بار قدرت افسانه‌ای ارتش در ساختار سیاسی مصر را نشانه بروند، اقدامی که شاید انقلابی دیگر را در مصر به دنبال داشته باشد.

مشرق: با روی کار آمدن حزب عدالت و توسعه که به اسلامگرایی شهرت داشت برخی از پایان حکومت اندیشه های مصطفی کمال مشهور به آتا تورک در ترکیه خبر دادند و این پایان را مدیون روی کار آمدن حزب عدالت و توسعه می دانستند؛ اما روند حوادث بعدی روی دیگری نشان داد.


فاکتورهای اصلی اسلامی بودن حزب عدالت و توسعه بیش از هر چیز در حیطه "اسلام فردی" خلاصه می شد، اسلامی که حتی در آن حوزه هایی که پای به اجتماع می گذاشت از نزدیک شدن به حیطه سیاست خودداری می کرد و البته چنین شرایطی برای رقابت با حریف قدرتمندی که در همسایگی ترکیه قرار داشت و داعیه دار اسلام سیاسی در جهان از سه دهه قبل بود - یعنی درست در زمانی که ترکیه تمام تلاش خود را در دین زدایی به مصداق اعم و اسلام زدایی به مصداق اخص از جامعه داشت- کافی نبود.

اسلام سیاسی اخته شده؛ یا اسلام گرایی بی‌عمل
در چنین شرایطی بود که کم کم اسلامگراهای مدل ترکیه، پا به عرصه سیاسی نیز گذاشتند اما حضورشان را تا حد امکان کنترل شده تعریف می کردند. برنامه های تبلیغاتی به دقت طراحی شده اگر چه در ظاهر شباهت فراوانی به اسلام سیاسی از نوع ایرانی داشت، اما در یک طراحی نرم، اخته بود و یک عنصر اصلی را نداشت، این عنصر اصلی در حقیقت همان "عمل گرایی" بود که اسلام سیاسی انقلاب اسلامی در جهان پیاده کرده و از قبل آن، گروه های مقاومت توانسته بودند مجال بالیدن بگیرند. اما حرکت های ترکیه، وجهه عملگرایی را حذف کرده بود اما در بُعد تبلیغاتی نسبت به نمونه اصلی خوش آب و رنگ تر ظاهر شد.

 

بهترین مثال در این مورد "آرمان فلسطین" است. ترکیه تنها کشور مسلمانی است که معاهدات و همکاری های سیاسی و نظامی سطح بالا و علنی با اسرائیل دارد. اما با روی کار آمدن اسلامگرایان و ادعاهای اخیرشان در رسوخ عقاید اسلامی به حوزه موضع گیری های سیاسی، حرف و حدیث ها درباره این روابط زیاد شده بود. ترکیه به مرور چهره ای ضد اسرائیلی، حقوق بشری و طرفدار فلسطین از خود به نمایش می گذاشت، که ماجرای اجلاس داووس و موضع تند مقامات ترکیه علیه رئیس رژیم صهیونیستی دقیقا بر اساس همین مطلب طراحی شد، اما درست در زمانی که بوق های تبلیغاتی در حالا مخابره و تحلیل عملکرد رئیس جمهور ترکیه بودند، ارتباطات سیاسی، اقتصادی و نظامی ترکیه و اسرائیل همچنان در جریان بود و در فضایی امن پیش می رفت.عمل، جایگاهی در شعارهای سیاسی رئیس جمهور و دولت رجب طیب اردوغان نداشت.


ماجرای کشتی "ماوی مرمره" البته ماجرای دیگری بود، که در داخل پازل حزب عدالت و توسعه قرار نمی گرفت، اما در این فاجعه هم ترکیه توانست با مدیریت تبلیغاتی به خوبی از روابطش با اسرائیل، صیانت کند.


از سوی دیگر این موضع گیری های بی عمل ترکیه تقریبا تنها به اسرائیل محدود می شد و کمتر پیش آمد که ترکیه علیه غرب موضع خاص منتقدانه ای را اتخاذ کند، البته اگر مواضع ترکیه درباره پیوستن به اتحادیه اروپا را نادیده بگیریم.

غرب گرایی، آتاتورکیسم و برنامه غرب برای هدایت قیام‌های عربی
"باید از نوک پا تا فرق سر فرنگی شویم و این گونه است که آدم می شویم" این جمله مشهور تقی زاده که امروز کمتر روشنفکر ایرانی – حتی برای حفظ پرستیژ ناسیونالیستی اش- آن را قبول دارد، روزگاری مبنای تغییرات بنیادین در کشورهای خاورمیانه خصوصاً ترکیه و به تبع آن، ایران عصر پهلوی بود. اساساً آتاتورکیسم از چنین دیگی بیرون آمد. امروز اگر چه دیگر نمی شود نشانه ای از حکومت این تفکر در ترکیه امروز دید، اما هنوز آتاتورکیسم در رگ های تفکر سیاسی و جریان های حاکم بر ترکیه جریان دارد.


ترویج دین "خصوصی" و حداکثر "اجتماعی"، رویکرد افراط گرایانه برای تبدیل شدن به جامعه غربی و تعامل همسو با قدرت ها و تأکید بر منافع ملی بر اساس ناسیونالیسم وارداتی، عناصری هستند که از میراث آتاتورکیسم باقی مانده اند و باعث می شوند که با وجود قرار گرفتن پوسته ای از دین در رأس حکومت- که آتاتورک و همفکرانش با آن موافق نبودند، اما باقیِ مرده ریگ غربگراییِ افراطیِ ترک، به دولت عدالت و توسعه نیز برسد.

 

غربی ها خصوصاً آمریکا با اطمینان از به بن بست رسیدن مبارزه با اسلامگرایی در ترکیه قرن بیستم، تصمیم گرفتند برای جلوگیری از قدرت یافتن گروه های عملگرای اسلامی نسخه ای کم خطرتر و همسوتر را در رأس قدرت قرار بگیرد.


این نسخه برای سال ها در انکوباتور خاورمیانه رشد و نمو کرد، حتی به رقیب آینده خود نزدیک شد و در مواردی به عنوان برادر بزرگ به آن تکیه کرد و البته از وجهه آن در جهت کسب مشروعیت استفاده کرد تا در زمانی که مدل قبلی حکومت های دست نشانده در خاورمیانه و شمال آفریقا، یعنی رژیم های دیکتاتوری ساقط شد مدل جدید، یعنی حکومت نخبگان مسلمان طرفدار سبک زندگی غربی، بتواند جای آن را بگیرد و الیت مردم سالار غربگرا جایگزین دیکتاتورها شوند.


آمریکایی ها تا حدودی اتمام دوره دیکتاتورهای مصر و تونس و لیبی و ... را می دانستند، اما سرعت حوادث آن قدر زیاد بود که همه چیز را از کنترل خارج کرد و از همین جهت بود که غرب بلافاصله کوشش ها را برای انتقال مدل ترکی به کشورهای انقلابی عرب آغاز کرد. اگر چه غنوشی در تونس به قهوه ترک سیاسی روی خوش نشان داد اما اشتباه در محاسبات باعث شد تا در مصر، دولتمردان ترکیه با واکنش سرد انقلابیون مواجه شوند و این پروژه نیز توفیق چندانی پیدا نکند.


بازی با کارت اشتباه ترکیه در دمشق
مرحله بعدی قمار ترک در منطقه ای با اولویتی بالاتر از شمال آفریقا بازی خواهد شد. در این مرحله ترکیه باید  تمام سرمایه تبلیغاتی که "عدالت وتوسعه" در این سال ها جمع آوری کرده است، به میدان بیاورد. در این میدان قرار است ترکیه نقشه یک الگوی دو چهره را بازی کند، از یک سو اسلام گرایی و از سوی دیگر دموکراسی این البته در به راه انداختن یک جنگ تبلیغاتی است که مقدمه جنگی گرم است و احتمالاً ترکیه در جنگ گرم هم نقش هایی خواهد داشت.

 

دعوت مقامات ترک از دولت اسد برای استعفا، بخشی از همین سناریوست. مقامات ترک در همراهی با اظهارات هماهنگ با مقامات غربی بویژه انگلیسی ها، پیام ظریفی را با خود دارد و آن این است که دوران تبلیغات اسلامگرایان آتاتورکیست ترکیه تمام شده و حالا آنها از پوستین شان بیرون می آیند. اما آنچه آمریکایی ها، انگلیسی ها و در مجموع غرب متوجه آن نیست، این مطلب است که اساساً ترکیه کارت اشتباهی در دستان غرب است که می تواند نتیجه میز را در میان مدت علیه همه منافع غرب تغییر دهد.

 

با شعله ور شدن آتش جنگ که رفتار غربی ها آن را اجتناب ناپذیر کرده است، بیش از هر چیز به سرعت سرمایه اجتماعی رهبران فعلی ترکیه به عنوان دولتی مسلمان، ته خواهد کشید و در این شرایط نه تنها ملت هایی که به مدل ترکی ابراز تمایل کرده اند از این مشی فاصله خواهند گرفت بلکه زمینه جدی عملگرایی اسلام سیاسی در ترکیه فراهم خواهد شد و عجیب نیست که انقلاب بعدی را در ترکیه شاهد باشیم؛ با این همه به نظر می رسد غرب اصرار فراوانی به استفاده از این کارت اشتباه دارد؛ اصراری که خود، می تواند جرقه قیام اسلامی دیگری را در منطقه رقم بزند.

پایگاه تحلیلی گلوبال ریسرچ در گزارشی تأکید کرد که مخالفان دولت "بشار اسد" رئیس‌جمهوری سوریه گروه‌های تندرو و شبه‌نظامی هستند که توسط آمریکا و اسرائیل آموزش دیده و تجهیز نظامی شده‌اند.




خبرگزاری فارس: گلوبال ریسرچ: آمریکا و اسرائیل مخالفان سوریه را آموزش داده‌اند

به گزارش فارس، پایگاه تحلیلی "گلوبال ریسرچ" در مقاله‌ای به قلم "تونی کارتلوچی" نوشت: گروه "ارتش سوریه آزاد" که از یک سری افراط گرایان شبه نظامی تشکیل شده است، هیچ ارتباطی با ارتش سوریه ندارد بلکه متشکل از نیروهایی است که از سوی آمریکا، اسرائیل و ترکیه پشتیبانی مالی ، تجهیز نظامی و حمایت می‌شوند.

این مقاله در ادامه به گزارش اخیر موسسه بین‌المللی مطالعات راهبردی درباره مخالفان سوریه اشاره کرد و نوشت: جدیدترین شواهدی که بر این موضوع تأکید دارد از گزارش اخیر این موسسه سرچشمه می‌گیرد که صراحتا اعلام می‌کند که مخالفان سوریه برای ایجاد ناآرامی‌ها و اعمال خشونت بیشتر در این کشور آموزش دیده و تجهیز شده‌اند.

کارتلوچی در ادامه این مقاله تأکید می‌کندک این گزارش در تناقض آشکار با تبلیغات رسانه‌ای که در غرب توسط رسانه‌های غربی وابسته به دولت‌های غربی و همچنین وزرای خارجه آنها صورت می‌گیرد. رسانه‌های غربی ناآرامی‌های سوریه را یک بعدی و به گونه‌ای به تصویر می‌کشند که اینگونه تلقی می شود که گویا نیروهای رژیم "بشار اسد" رئیس‌جمهوری سوریه معترضانی را که تظاهرات مسالمت آمیز برگزار می‌کنند، سرکوب می‌کند.

نویسنده این مقاله در ادامه تصریح می‌کند: گزارش موسسه بین‌المللی مطالعات راهبردی بر این نکته تأکید دارد که مخالفان دولت سوریه مسلح بوده و آماده این هستند که این کشور را به ورطه خشونت‌های بیشتری بکشانند.

کارتلوچی خاطر نشان می‌سازد: گروهی که خود را یک جنبش طرفدار دموکراسی می‌خواند در حقیقت یک گروه شبه نظامی متشکل از تندروهای آموزش دیده توسط سازمان‌های جاسوسی انگلیس و آمریکا از کار در آمده است که رهبری آن به لندن و واشنگتن پناهنده شده است.

وی در ادامه مقاله خود می‌نویسد: ناآرامی‌ها در سوریه که طی آن هزاران تن از جمله صدها نیروی امنیتی کشته شده‌اند، از سوی سرمایه‌گذاران شرکتی غرب پشتیبانی مالی می‌شود و بخشی از یک برنامه درازمدت برای تغییر رژیم در منطقه خاورمیانه است. تغییر رژیم در سوریه قرار بود پیش از این و در سال 1991 رخ دهد.

این تحلیلگر برجسته آمریکایی تأکید می‌کند: تهدیدات واشنگتن علیه سوریه که این کشور را در سال 2002 در دوران "جرج بوش" رئیس‌جمهور سابق آمریکا و توسط "جان بولتون" وزیر امورخارجه وقت آمریکا در فهرست موسوم به "محورهای شرارت" قرار داد، پس از آن به عنوان حمایتی مخفیانه از گروه‌های مخالف در این کشور ادامه یافت.

کارتالوچی در ادامه به موافقت مقامات وزارت امور خارجه آمریکا در ماه آوریل گذشته در تلاش برای ایجاد نوعی موسسات دموکراتیک در سوریه اشاره کرد که دمشق آن را "تهدیدی برای کنترل مردم سوریه" دانست.

این مقاله در پایان تأکید می‌کند: اسناد محرمانه دولتی منتشر شده توسط رسانه‌های آمریکا پیشتر فاش کرده بود که واشنگتن پشتیبانی مالی گروه‌های مخالف سوری را حداقل از سال 2005 برعهده گرفته و تا به امروز این کمک‌ها ادامه دارد.

پایگاه الشرق الجدید سناریوهای موجود در محافل تصمیم سازی ترکیه علیه سوریه را از زبان روزنامه نگاران و رسانه های ترک زبان بررسی کرده است.




خبرگزاری فارس: سناریوهای جدید ترکیه در قبال سوریه

به گزارش فارس، پایگاه خبری - تحلیلی الشرق الجدید در مقاله ای به قلم محمد نور الدین به بررسی سناریوهای مسئولان ترکیه در تعامل با اوضاع تحولات در سوریه پرداخته و نوشت که با وجود غیر ممکن بودن دخالت های خارجی نظامی به سوریه، ترکیه همچنان بخشی از این طرح است، گویا این کشور هنوز با وجود خطرات احتمالی و هشدارهای داخلی به دنبال راهی برای نحوه دخالت یکجانبه در سوریه است.

از سوی دیگر "رجب طیب اردوغان " نخست وزیر ترکیه نیز اخیرا انتقادات خود علیه دولت سوریه را مجددا مطرح کرد، او در نشست کنگره روابط اقتصادی خارجی گفت که سوریه به وعده های خود چه در قبال ترکیه و چه در قبال اتحایه عرب یا جهان عمل نکرده است، او گفت که سوری ها در مورد اجرای اصلاحات در کشور تردید داشته و می خواهند دنیا را فریب دهند، آنها اقدامات غیر انسانی علیه مخالفان دولت انجام می دهند و با خونریزی آنها را سرکوب می کنند.

نویسنده این مقاله می نویسد که آنکارا بعد از این که بارها دخالت نظامی خارجی در بحران سوریه را رد کرده بود، اخیرا از عبارت های مشروط در این زمینه استفاده می کند، یکی از مسئولان ارشد وزارت خارجه ترکیه که به نام وی اشاره ای نشده است، در دیدار با تعداد محدودی از خبرنگاران در این کشور سناریوهای جدیدی از جنگ علیه دمشق را مطرح کرد.

سناریوی فروپاشی از داخل

وی در ابتدا مدعی شده بود که نظام سوریه از داخل فروپاشی خواهد کرد، او سوریه را به ساختمانی قدیمی تشبیه کرد بود که در حال فرو ریختن است، او در این زمینه افزوده است: سوریه نمی تواند خود را اصلاح کند، هر قدر سقوط این ساختمان سریعتر باشد، برای ترکیه بهتر خواهد بود، اما این سقوط آسان نخواهد بود و ترکیه سختی های بسیار زیادی را انتظار می کشد.

این مسئول ترک می افزاید که اسد بیش از پدرش سیاست مذهبی را در پیش گرفته است، از سوی دیگر مسیحیان سوریه که 12 درصد از جمعیت این کشور را تشکیل می دهند، مخالف اسد نیستند ، کردها نیز در این زمینه بی طرف هستند، اما به گفته این مسئول ترک آنها در دوره اخیر تحرکاتی را به سوی مخالفان اسد داشته اند.

سناریوی ایجاد منطقه بی طرف در مرز سوریه

وی در این دیدار با این ادعا که منافع ترکیه در فروپاشی دیکتاتورهای منطقه است، گفت که ثبات در منطقه تنها با دموکراسی به دست می آید، اما ترکیه از اساس مخالف دخالت نظامی در سوریه به تنهایی یا با مشارکت خارجی است، وی البته گفت که گزینه نظامی یا ایجاد منطقه بی طرف در مرزهای ترکیه هنوز از گزینه های مطرح دیگر خارج نشده است، او گفت هر قدر که احتمال این اقدامات کم باشد، با این حال در صورت ایجاد شرایط می توان به این گزینه ها پناه برد.

این مسئول ترک افزود که در صورت هجوم گروه زیادی از ساکنان سوریه به مرزهای ترکیه، ارتش این کشور در خاک سوریه و مرزهای آن وارد شده و منطقه بی طرف در آن ایجاد خواهد کرد، البته ارتش نیازهای این گروه را از داخل خاک سوریه و نه ترکیه برطرف خواهد کرد، در این سناریو دیگر ترکیه نیازی به مصوبه های شورای امنیت نخواهد داشت.

سناریوی دخالت نظامی گسترده

وی در مورد سناریوی بعدی که همان جنگ و دخالتهای نظامی با حجم گسترده تر است، گفت که این موضوع به وقوع کشتارهای فراوان در یک استان مانند دمشق یا حلب نیاز است، درست مانند همان چیزی که بعد از تهدید معمر القذافی در مورد وارد شدن به بنغازی مطرح شد، اما این اقدام نیاز به تصمیم شورای امنیت دارد و در این صورت ترکیه نیز می تواند در این طرح حضور داشته باشد.

این مقام ترک تاکید کرد که برنامه های هر کدام از این دو سناریو تهیه شده است، اما آنکارا در این مرحله تنها به تحریم های اقتصادی اکتفا می کند که به طبقه میانی و بالایی سوریه که هوادار دولت این کشور هستند، فشار وارد می کند.

این مقام ترک بخش کوچکی نیز در مورد روابط ترکیه با اسرائیل باز کرد و در این زمینه گفت که اتفاق جدیدی در این روابط به وجود نیامده است، اما در هر حال ترکیه اقدام جدیدی که به ایجاد چالش های جدید میان دو طرف منجر شود، انجام نخواهد داد.

انگیزه های  ترکیه برای دخالت در سوریه

نور الدین در مقاله خود به گزارشی از روزنامه ملیت اشاره کرده است که "فکرت بیلا" در زمینه علل دخالت های ترکیه در امور داخلی سوریه نوشته، اشاره کرده است. وی در این زمینه می نویسد که برخی اتفاقات میدانی باعث شد که ترکیه دخالت مستقیم در حوادث سوریه داشته باشد، یکی از آنها پناه بردن سرتیپ ریاض الاسعد به ترکیه است که از طریق خاک ترکیه به عملیاتی علیه دمشق دست می زند، این تحولی بود که در تاریخ آنکارا بی سابقه بود.

بیلا تاکید می کند که تفاوتهای زیادی میان تهدید ترکیه به دخالت نظامی در سوریه در سال 1998 و اکنون وجود دارد، چرا که در آن زمان عبدالله اوجالان رهبر حزب کارگران کردستان عراق در سوریه قرار داشت، اما امروز دعوت برای دخالت در این کشور از سوی اخوان المسلمون و برخی دیگر از کشورهای غربی است.

نقشه امروز سوریه ممکن است روزی علیه ترکیه طراحی شود

نویسنده مطلب در روزنامه ملیت البته تاکید می کند که مسئولیت برقراری ثبات در سوریه تنها بر عهده ترکیه نیست و هر دخالت نظامی بدون پشتیبانی دیگران راه را برای مشکلات بسیار بزرگتر نه تنها از سوی سوریه، بلکه از سوی ایران باز می کند و در آن زمان است که اسرائیل تنها برنده این بازی خواهد بود.

وی می نویسد که ترکیه نباید خارج از اهداف انسانی و غیر از مصوبه شورای امنیت به دخالت در سوریه بیندیشد، علاوه بر اینها  کسی نمی تواند نتیجه این دخالت را پیش بینی کند، چرا که تلاش های زیادی انجام می شود تا به منافع ترکیه در منطقه آسیب وارد آید و آن نقشه ای که امروز برای سوریه و ایران کشیده شده است، ممکن است روزی برای خود ترکیه ایجاد شود.

چندماهی است که از آغاز انقلاب های عربی یا به تعبیر رسانه ها، «بهار عربی» می گذرد و در این بین تحلیل ها و گفتارهای زیادی درباره چرایی این انقلاب ها و تاثیر پذیری معنوی آن از انقلاب اسلامی ایران بیان گردیده است، اما به نظر می رسد نکاتی بسیار مهم دیگری که البته بیشتر وجهه انتقاد به خود دارند مورد غفلت قرار گرفته اند و یا کمتر به آن پرداخته شده است، لذا بر آنیم تا در این نگاشته، به بیان هرچند مختصر و گذرای نکات فراموش شده بپردازیم، باشد که مورد توجه دانشجویان و مخاطبین عزیز و همچنین مسئولین مرتبط قرار گیرد.


۱- رسانه ها یا همان بازوی محرک انقلاب ها
در طول دوران انقلاب های عربی که هم اکنون نیز ادامه دارد و بی شک تا رسیدن به نقطه مطلوب فاصله بسیاری دارد، نقش و جایگاه رسانه ها بیش از پیش اهمیت خود را نشان داد و اینکه مردم منطقه اکنون شبکه الجزیره را حامی انقلاب ها می نامند خود از آن حکایت دارد که این شبکه در اطلاع رسانی و هماهنگی انقلابیون و رساندن صدایشان به جهانیان توانسته است رضایت عمده انقلابیون را برای خود کسب کند به طوری که به قول برخی از کارشناسان اکنون جایگاه امیر قطر که امتیازدار شبکه الجزیره است، در عرصه دیپلماسی بسیار پایین تر از الجزیره می باشد، هرچند که خبرهایی در باب سوری بودن امتیازداری امیر قطر نسبت به این شبکه وجود دارد که از آنها عبور می کنیم.
اما با ادامه انقلاب های منطقه و دوگانگی برخورد الجزیره با انقلاب های منطقه و سکوت آن در قبال بحرین و سیاه نمایی برای تحولات سوریه، موجب گردید تا اعتبار رسانه ای الجزیره بسیار کاهش پیدا کند و یکی از مدیران ارشد آن نیز استعفا دهد.
دو شبکه بین المللی ایرانی، العالم و press tv نیز اگرچه در کل عملکرد نسبتا خوب و مثبتی داشتند اما با توجه به آنکه امروز بخش بزرگی از سیاست های منطقه ای و جهانی را رسانه ها تعیین می کنند لزوم توجه بیشتر و سرمایه گذاری کلان تر بر روی این دو شبکه و ایجاد شبکه هایی جدیدتر ضروری به نظر می رسد.
زیرا به طور مثال، بسیاری از انقلابیون مصری ابراز می داشتند، اولویت مردم مصر برای انتخاب شبکه العالم، بسیار پایین تر از دیگر رسانه هاست و آنها جایگاه بهتری را نزد افکار عمومی دارا می باشند.
این نقیصه اگرچه بدون شک ناشی از برخی سنگ اندازی ها و توطئه های غرب علیه شبکه های خبری ما می باشد، اما این امر نباید باعث گردد تا از ضعف های خود نیز چشم پوشی کنیم.
وجود برخی برنامه های کلیشه ای و مصاحبه های متعدد اما کم محتوا، کیفیت و جذابیت کم استودیوها و شیوه های پخش خبر در العالم و سرمایه گذاری بسیار پایین در مقایسه با دیگر رسانه ها یقینا در این کم توجهی ملت ها بی تاثیر نبوده است.
اگرچه این مطلب برای برخی شبکه های بین المللی دیگر کشورمان نظیر شبکه خبر (شبکه ۶) و شبکه های جام جم بسیار حادتر است و لزوم تحولی اساسی برای عقب نماندن از عرصه تحولات را می طلبد که اکنون اهتمامی برای اصلاح آن دیده نمی شود .
۲- اخوان المسلمین و سازمان بسیج، کدام بهتر عمل کرده اند؟
اگر در بنرهایی که عموما در همایش های سازمان بسیج زده می شود، بیشتر دقت کنید جمله ای که همیشه پای ثابت این تبلیغات بوده اما هیچ گاه، رنگ و بوی عملیاتی به خود نگرفته است، جمله ای از امام خمینی (ره) است که «باید بسیج جهانی مستصفین شکل بگیرد» و یا «باید بسیجیان به فکر حکومت بزرگ جهانی اسلام باشند»
گزافه نگفته ایم اگر بگوییم مسئولین سازمان بسیج در ادوار مختلف و ما دانشجویان کمترین توجه را به این مقوله داشته ایم و این درحالی است که جماعتی مثل اخوان المسلمین اکنون یک تشکیلات بزرگ جهانی را دارا می باشد و گوی سبقت را در ایجاد نهادهای مردمی از ما ربوده است.
بی شک این اقدام اخوان المسلمین مدیون تلاش های بی وقفه و خستگی ناپذیر خود آنها بوده است، زیرا آنها ده ها سال است که توسط قدرت ها سرکوب شده اند و از لحاظ مالی و رسانه ای کمترین بهره را داشته اند اما اکنون که فضا کمی برای آنها بازتر شد، شبکه سازی زیر پوستی شان که یقینا ماحصل کار فراوان و سال های متمادی است و همچنین درآوردن ایدئولوژی های غنی و بومی برای اداره حکومت ها، خودنمایی می کند.
در حالی که ما بسیجیان علیرغم آن که حدود سه دهه از تشکیل حکومت اسلامی مان می گذرد و با داشتن منابع فکری و انسانی مناسب، فقط به شعار دادن بسنده کردیم و بیهوده نیست اگر بگوییم تاثیر خاصی در شکل گیری و رویش این انقلاب ها، حداقل نسل ما یعنی نسل سوم نداشته است و مسئولین ذی ربط هم به روزمرگی اوقات را طی کرده اند.
این نکته نیز درخور تامل است که حتی حزب الله لبنان نیز در این شبکه سازی جهانی از ما پیشی گرفته است چه از لحاظ عملیاتی و چه از لحاظ به وجود آوردن یک جو عمومی میان انقلابیون که تمایل دارند به حزب الله متصل شوند این نکته را می توان در اعلام بخشی از جوانان تونسی بعد از فرار بن علی برای تشکیل ارگان حزب الله در کشورشان و یا اظهارات رییس دولت انتقالی لیبی مشاهده کرد.
حال چه باید کرد؟ آیا وقت آن نرسیده است که با راهکارهایی مناسب و نوین قدمی در این راه برداریم؟
آیا زمان آن نرسیده است که برای قدم اول، هرچند کوچک، ورود جدی به فضای مجازی داشته باشیم و در عرصه وبلاگ، سایت خبری، تالارهای گفتگو و … وارد شویم و تجربیات انقلابمان را به جوانان انقلابی دیگر کشورها صادر کرده و آنها را راهنمایی نماییم؟
۳- قصه پرغصه و تکراری ضعف دستگاه دیپلماسی
اگر کمی به حجم کاری و تحرکات دیپلماتیک کشورهای منطقه و جهان در قبال رخدادها اخیر بنگریم، جمهوری اسلامی ایران در مقایسه با دیگر کشورهای همتای خود از لحاظ استراتژیک، کمترین فعالیت را برای بهره برداری خوب از این انقلاب ها در راستای منافع اسلام و همچنین کشورمان داشته استو
به طور مثال کشور ترکیه که وزیر خارجه آن مدت زمان زیادی از عمر مسئولیتش نگذشته است، تراز خود را در تاثیر گذاری دیپلماتیک بسیار بالاتر برد، به طوریکه بسیاری از جلسات میانجیگرانه و یا هماهنگ کننده میان انقلابیون در خاک کشور ترکیه و یا توسط مسئولین ارشد این کشور انجام می گرفت.
اما متاسفانه برخی از مسئولین دولت ما، اوایل که معتقد بودند این انقلاب ها کار آمریکاست بعدها هم که بجای بیان رویدادهای اخیر تحت عنوان «بیداری اسلامی» گفتند «بیداری انسانی»، و وقتی از خواب بیدار شدند که دیپلماسی کشورهای دیگر فرسنگ ها از مسئولین ما جلوتر افتاده اند.
اگرچه حضور وزیری نا آشنا با فنون و عرصه سیاست خارجه در دوران کنونی بر این نقیصه، افزوده است اما در کل می توان گفت ساختار معیوب وزارت خارجه، کمبود دیپلمات های حاذق و نداشتن ابتکار وبرنامه مشخص که از قبل نیز در این وزارتخانه بوده است، در این انقلاب ها گریبانگیر حکومت ما شد و به نظر می رسد انفعال در وزارت خارجه جمهوری اسلامی ایران کاملا مشهود می باشد و چندان نیاز به دلیل و منطق ندارد و گویا وزارت خارجه ما بیشتر تماشاگر تحولات منطقه است تا یک بازیگر فعال و تاثیرگذار.
۴- نقش و جایگاه مردمی
شاید بتوان گفت یکی از آسیب های که در حوزه مردمی بعد از پیروزی انقلاب اسلامی ایران، با آن مواجه هستیم کمتر شدن حس مسئولیت در مردم و حتی نخبگان جامعه نسبت به تاثیرگذاری بر رویدیگر ملت هاست، که علت آن شاید این باشد که مردم و نخبگان جامعه احساس می کنند که با وجود دولت چندان نیازی به ایفای نقش توسط آنها نیست.
و این در حالی است که ایفای نقش توسط مردم و نخبگان و دانستن یک نقش تاریخی و بین المللی برای خودمان جدای از آنکه یک تکلیف است، می تواند کمک بسزایی به دولتمردان برای موفقیت بیشتر در عرصه سیاست خارجی نماید.
در این جستار قصد ثناگویی از بیگانگان را نداریم اما چشم پوشی از مزایای دشمن هم جهالت به نظر می رسد. زیرا امروز صهیونیسم جهانی علاوه بر آنکه توسط دولت ها در حال پیگیری راهبردهای خود است، یهودیان هم هر کدام خود را قطعه ای از این پازل می دانند، و از تاجر گرفته تا استاد دانشگاه و دانشجو، سعی می نمایند تا به نوعی دولت جهانی یهود را بوجود آورند که البته موفق نخواهند شد.
و یا در برخی کشورهای عربی شاهدیم که نخبگان جامعه اعم از علما و اساتید دانشگاه ها، سعی می نمایند در راستای پیشبر اهداف کشورشان هر قدر که می توانند به آن کمک کنند.
واینجاست که اصرار دشمنان بر باطلشان و کاهلی ما در حق باز هم رخ می نمایاند .
ضروری است تا رسانه های عمومی و مسئولین فرهنگی کشور برنامه ای را طراحی و راه اندازی کنند که در آن بتوان بار دیگر یک حس و باور عمومی در مردم بوجود آورد که هر فردی در هر جایگاهی که هست باید با استفاده از تخصص و قابلیت های فردی خود، آنقدری که می تواند نقش آفرینی اسلامی داشته باشد.
۵- برقراری روابط اندیشه ای پویاتر و دعوت از نخبگان و اساتید کشورهای عربی
بدیهی است که کشور و ملت ما با توجه به سابقه ۳۰ ساله در حکومتداری، اکنون در ساحتهای مختلف اندیشه ای دارای دانش و منابع غنی و فراوانی است که این ذخیره بزرگ می تواند با دعوت از اساتید و نخبگان کشورهای دیگر جهان و یا عزیمت اندیشمندان ما به آنجا، منتقل گردد.
زیرا قطعا بنیان همه این انقلاب ها در بلند مدت باید بر اساس یک فلسفه و مبانی قوی اعتقادی برگرفته از اسلام باشد که با توجه به تحقیق ها و کارهای فراوان صورت گرفته، می توان روابط و کرسی های خوبی را برای استفاده دیگر ملت ها، بوجود آورد.
ضمن آنکه دست نشانده های دیکتاتور در کشورهای عربی در طی این سال ها، برای جلوگیری از مبادله فرهنگی میان کشورمان و کشورهای اسلامی سعی می نمودند به هر نحو ممکن از ایجاد فضاهای گفتگو میان اندیشمندان جلوگیری نمایند زیرا بدون شک نتیجه این گفتگوها به ضرر حاکمان دیکتاتور بود و پایه های حکومت آنها را می لرزاند، اما در زمان فعلی با توجه به باز شدن بسیاری از فضا ها با عنایت به این مساله که زیربنای همه پیشرفت ها و جهت گیری های کلان یک کشور فرهنگ می باشد، باید در راستای تعاملات فرهنگی بسیار کوشید نظیر گفتگو میان اندیشمندان، همایش های متعدد، برگزاری نمایشگاه کتاب به زبان عربی در کشورهای مسلمان و …
۶- نقش کمرنگ علما و تاخیر ۳ ماهه
در رخدادهای اخیر انتظار از علمای بزرگ و عظیم الشان کشورمان در حوزه قم و دیگر نقاط کشور این بود که بیشتر به تبیین و افشای ماهیت خیانتکارانه سران اعراب بپردازند و با در نظر گرفتن معذوریت های برخی مسئولین رسمی برای این دست از اظهارات، نقشی جدی تر را ایفا می کردند هر چند که برخی نامه های سرگشاده نظیر نامه آیت الله صافی به پادشاه عربستان بسیار دلگرم کننده بود اما تاخیر حدودا ۳ ماهه علما که تقریبا در طی این ۳ ماه کمتر به اظهارات شفاف و قاطعانه می پرداختند این نکته را تایید می کند که باید علمای کشورمان، در حوزه مسائل سیاسی منطقه ورود جدی تری داشته باشند، چنانکه امروز می بینیم افرادی همچون شیخ یوسف قرضاوی (البته با داشتن ایرادهای به جایی که به ایشان وارد است) با دادن فتواها و اظهارات کوبنده مختلف حداقل به پیشتیبانی دینی و معنوی از ملت ها می پرداختند و قطعا محبوبیت آنها نیز در میان ملت ها دو چندان شده است.
باید با ایجاد یک هماهنگی میان دو قطب علمی مهم جهان تشیع یعنی حوزه قم و نجف، ساز و کاری طراحی گردد تا حوزه های علمیه و انجمن های شیعی نقش جدی تری را در ادامه تحولات داشته باشند.
این مساله می تواند شبیه فعالیت های آیت الله تسخیری در مجمع تقریب مذاهب اسلامی باشد که البته به دلیل تنها بودن ایشان در این عرصه طبیعتا اثرگذاری نیز پایین می آید.
به نظر می رسد در این برهه ضروری است تا همه علما ضمن ورود جدی تر به مسائل منطقه و سفر به کشورهای اسلامی(مثل سفرهای فرا منطقه ای آیت الله نوری همدانی) اقدام به راه اندازی جریان های احتماعی همسو با جمهوری اسلامی و بیان حقایق دین نمایند زیرا اگر این اتفاقات نیافتد طبیعتا علمای سلفی که از لحاظ محتوا بسیار دون مایه هستند اما به دلیل اظهارات حماسی و تند، می توانند این فضا را از دست علمای ما بگیرند و این نقش را با نیرنگ بازی کنند.
همچنین باید طلبه های زبده ای که در طی این سالها در حوزه علمیه قم، شعبه های مختلف جامعه المصطفی در کشورهای گوناگون و حوزه نجف و … مشغول به تحصیل بوده اند، اکنون به کشورهای خود بازگردند تا با استفاده از این بهره های بزرگ معرفتی که تاکنون برده اند اما به دلیل اختناق در کشورهایشان فضایی برای بازگو کردنش در میان مردم خودشان نداشتند، در راستای راهنمایی و هدایت انقلاب ها در جهت اصلیشان کوشش نمایند.
۷- لزوم تاسیس حزب های مدنی توسط شیعیان
اگرچه در طی این سالها به دلیل ظلم فراوانی که جلادان حاکم عرب بر شیعیان می کردند، عمده آنها منزوی شده اند و یا به تقیه روی آورده اند اما اکنون با توجه به باز شدن فضاهای سیاسی به خصوص در کشورهایی نظیر مصرو تونس ضروری است که شیعیان ضمن سازماندهی نیروهای خودی اقدام به تاسیس حزب های مدنی-سیاسی نمایند که در آن ضمن جمع کردن سلیقه های مختلف همسو با تشیع از پیروان ادیان مختلف، حقی را که سال ها از آن محروم بودند اکنون دوباره به دست آورند اگرچه روند موجود نشان می دهد تلاش هایی در این زمینه درحال انجام است اما واقعا در مقایسه با دیگر گروه ها نظیر لیبرال ها، سوسیالیست ها و ملی گراها متاسفانه شیعیان چندان به مساله حزب سازی اهمیت فراوان نمی دهند، شاید به خاطر آنکه تجربه نداشته اند که باید مسئولین کشورمان در این حیطه کمک های جدی ای را چه از لحاظ تجربی و چه از لحاظ مالی به شیعیان نمایند، چنانکه امروز شاهدیم حزب الله لبنان با خارج شدن از فضای نظامی- امنیتی صرف وارد عرصه سیاسی و دولت سازی شده است و توانسته دولت لبنان را از آن خود کند که بی شک تاثیرش ده ها برابر قدرت در عرصه نظامی – امنیتی است.
اکنون با توجه به نزدیک بودن انتخابات پارلمانی مصر و تونس باید شیعیان با سرعت فزاینده ای در امور سیاسی وارد شوند تا جایگاه خود را در پارلمان داشته باشند و یا با اتحاد با گروه های سیاسی همسو نظیر اخوان المسلمین در مصر و یا حزب النهضه در تونس، ظهور و بروز بهتری داشته باشند تا در بلند مدت بتوانند همچون حزب الله لبنان ایفای نقش نمایند و این دور از دسترس نیست.
این امر برای شیعیان صعده در یمن نیز ضروری به نظر می رسد تا سریعتر از فاز نظامی خارج گردیده و خود را به عنوان یک قدرت سیاسی نیز نشان دهند چنانکه اکنون در بحرین احزاب مختلف شیعی با توجه به روی آوردن به نقش سیاسی، توانسته اند به خوبی انقلاب بحرین را مدیریت کنند اگرچه اکنون با ظلم و جور آل سعود مواجه شده اند اما همگان می دانند این قدرت سیاسی خدشه ناپذیر، قطعا در بلند مدت بر قدرت نظامی عربستان فائق خواهد آمد.
منبع: خبرگزاری دانشجو

کیهان نوشت: وزیر دفاع سابق رژیم صهیونیستی نسبت به فوران دوباره انقلاب اسلامی در مصر ابراز نگرانی کرد.

رادیو اسرائیل با بیان اینکه «رخدادهای چند روز اخیر مصر، ابعاد هولناکی به خود گرفته»، گفت: بنیامین بن الیعاذر نسبت به رویدادهای اخیر مصر ابراز نگرانی کرد. او نگران روند این رویدادهاست و می گوید مصر با این روند احتمالا دوباره به رویارویی نظامی علیه اسرائیل دست می زند.

وزیر دفاع سابق اسرائیل می گوید: تل آویو باید خود را برای تبدیل مصر به دشمن اسرائیل آماده کند. آینده مصر در دست ملت این کشور قرار گرفته که اسرائیل را دشمن خود می داند. مصر پیش از این شریک راهبردی و درجه یک ما بود.

صهیونیست ها با تعمیق انقلاب اسلامی، مصر پیمان سازش کمپ دیوید را که سپر دفاعی اشغالگران قدس محسوب می شد، باطل شده می بینند.

به دنبال تلاش شورای نظامی حاکم- دست نشاندگان آمریکا و حسنی مبارک- برای دور زدن انقلاب و استحاله و مصادره آن، ملت مسلمان مصر دور تازه انقلاب را آغاز کردند و با آمدن در میدان التحریر و شعارهای الله اکبر، مرگ بر آمریکا و مرگ بر اسرائیل، اعلام کردند تا پیروزی نهایی انقلاب خیابان ها را ترک نخواهند کرد. بیش از 40 نفر طی چند روز گذشته توسط نظامیان دست نشانده به شهادت رسیدند اما انقلابیون حاضر نیستند خیابان ها را ترک کنند.

عصام سلطان نایب رئیس حزب الوسط مصر گفته است: نظامیان مصری برای سرکوب تظاهرکنندگان در میدان التحریر از نوع جدیدی از گلوله های گاز اشک آور استفاده می کنند که به تازگی از تل آویو وارد شده است. مردم مصر اکنون با سلاح های اسرائیل کشته می شوند.

همچنین روزنامه فرانسوی اومانیته در تحلیلی نوشت: ارتشی که اکنون در مصر با مردم درگیر شده، همان ارتشی است که بدلیل عملکرد و رفتارش در برابر مخالفان رژیم حسنی مبارک در ماه فوریه مورد تقدیر قرار گرفت اما امروز تبدیل به هدف اصلی مردم خشمگین شده است. در جریان درگیری های روز یکشنبه در مصر، ارتش این کشور چهره واقعی خود را به نمایش گذاشت.

روزنامه فیگارو نیز ضمن اشاره به درگیری ها در قاهره یک هفته مانده به انتخابات پارلمانی به نقل از یکی از جوانان تظاهر کننده می نویسد: « این خوک ها (نیروهای ارتش) به هیچ وجه تغییر رفتار نداده اند، اما ما مردم مصر بر آنان پیروز خواهیم شد همانطور که در ماه فوریه پیروز شدیم».

در همین حال روزنامه نیویورک تایمز در گزارشی، حوادث اخیر را «انقلاب واقعی در مصر» توصیف کرد و نوشت: مقامات مصر امیدوار بودند که معترضان خسته شوند و به خانه هایشان بازگردند اما چنین نشد. اعتراضات نمایش چشمگیر نارضایتی هاست. معترضان احساس می کنند به آنها خیانت شده است. تظاهرات این روزها با اعتراضات فوریه سال گذشته که به استعفای مبارک منجر شد، قابل مقایسه است. تحلیل گران می گویند شکاف ایجاد شده میان معترضان و ارتش، غیر قابل ترمیم است.

ژنرال های بر جای مانده از رژیم مبارک، ارتباطات گسترده ای با سرویس جاسوسی رژیم صهیونیستی دارند و طی 9 ماه گذشته تلاش کرده اند ضمن فریب مردم، آنها را از ادامه انقلاب خسته کنند. با این حال اعلام استعفای دولت عصام شریف باعث شد صدای آمریکا تاکید کند «این استعفا، بزرگ ترین شکست برای اعتبار شورای نظامی مصر است».

در حالی که نظامیان مشغول کشتار مردم مسلمان مصر هستند، جی کارنی سخنگوی کاخ سفید به صدای آمریکا گفته است: ما از همه طرف های درگیر می خواهیم خویشتنداری نشان دهند. ما از این درگیری ها عمیقا نگران هستیم.

تابناک نوشت: وزیر امور خارجه عربستان در نشست وزیران شورای همکاری خلیج فارس بار دیگر اعلام کرد که مداخله ایران در امور داخلی کشورهای منطقه همچنان ادامه دارد. او ایران مسلح به تسلیحات اتمی را تهدیدی آشکار برای امنیت منطقه خواند.

سعود الفیصل٬ وزیر امورخارجه عربستان سعودی٬ روز چهارشنبه ایران را به دخالت در امور داخلی کشورهای حوزه خلیج فارس و دیگر کشورهای خاورمیانه متهم کرد. او همچنین با اشاره به بالا گرفتن تنش‌ها پیرامون برنامه بحث‌برانگیز هسته‌ای ایران٬ تاکید کرد که «ایران ِهسته‌ای تهدیدی بزرگ برای ثبات و امنیت منطقه خواهد بود.»

به گزارش خبرگزاری فرانسه٬ سعود الفیصل که در نشست وزیران «شورای همکاری خلیج فارس» سخن می‌گفت٬ در ادامه هشدار داد که تلاش‌های تهران برای توسعه توانمندی و قابلیت‌های هسته‌ای «که می‌تواند در آینده به تولید تسلیحات اتمی بیانجامد٬ تهدیدی آشکار برای خاورمیانه است.

وزیر امور خارجه عربستان٬ همچنین با محکوم کردن «حملات ایران به دفاتر دیپلماتیک عربستان سعودی» اقداماتی از این دست را تهدیدی برای قوانین بین‌المللی و نقض آشکار توافق‌های جهانی خواند. به اعتقاد او حفاظت از دفاتر دیپلماتیک و رعایت حریم ‌هیات‌های دیپلماتیک «از ضروریاتی است که دین اسلام هم بر آن تاکید دارد.

همچنین «گاردین» گزارش داده است که وزارت خارجه انگلستان به همراه اظهار اطلاع از تصمیم نمایندگان مجلس ایران برای کاهش روابط با انگلستان از چنین کاری، اظهار تأسف کرده، ولی در عین حال افزوده که هنوز زود است در این باره اظهار نظر کنیم.

اما آبا برای ما ایرانی‌ها هم هنوز زود است که در این باره قضاوت کنیم یا نتیجه این بار هم از پیش مشخص است؟

به گزارش فارس، شیمون پرز میزبان هیئت پنجاه نفره «کریتیو کوآلیشن» متشکل از بازیگران و تولید کنندگان صنعت تلویزیونی و سرگرمی آمریکا در سرزمین اشغالی بود.

پرز در گفتگو با آنها، به تحولات مختلف در خاورمیانه، نقش اسرائیل در منطقه و نیز نقش صنعت سینما در پیشبرد اهداف اشاره کرد.

پرز اظهار کرد: « شما فعالان آموزش و پرورش هستید و نه فقط فعالان صنعت سینما، و با کمک فعالیت‌های شما و اعتمادی که شما بوجود می‌آورید، شما می‌توانید تاثیرگذار باشید و پیام برابری و صلح را در جهان توزیع کنید.»

* پرز: اسرائیل تمایل دارد شما پیام‌های مهمی را به مردم و کودکان برسانید

در ابتدای این ملاقات، پرز از این هیئت خواست که آنها از موقعیت و شهرت خود برای پیشبرد صلح و بردباری در جهان استفاده کنند.
وی افزود: «جوانان و خردسالان در اسرائیل و در سراسر جهان از شما هنرمندان بیشتر ذوق زده می‌شوند تا از ما سیاستمداران. آنها با اسامی شما آشنائی بیشتری دارند و ما مایلیم که شما پیام‌های مهمی را به آنها برسانید. برای من، شما فعالان آموزش و پرورش هستید و نه فقط فعالان صنعت سینما، و با کمک فعالیت‌های شما و اعتمادی که شما بوجود می‌آورید، شما می‌توانید تاثیرگذار باشید و پیام برابری و صلح را در جهان توزیع کنید. من از علاقه یکایک شما به روند صلح خاورمیانه و تمایلتان به یاری در این امر به سلیقه و روش خود قدردانی می‌کنم.»

* بازدید چهره های شاخص هالیوود از اسرائیل

در این هیئت، هنرپیشگان مشهوری مانند «رایچل لی کوک»، «استیون وبر»، «اندریا بوآن»، «ریچارد شیف»، و «هاری هملین»، و نیز تولید کنندگان ارشدی مانند «مارتا کائوفمن» شرکت داشتند، که همراه 30 مدیر ارشد استودیوهای فیلم برداری در هالیوود به اسرائیل آمدند. این هیئت‌ها به میزبانی فدراسیون‌های یهودی آمریکا و سازمان «آیپک» از اسرائیل دیدار کردند.

به گزارش «شیعه نیوز» ،"حمد بن عیسی آل خلیفه" عصر چهارشنبه پس از قرائت گزارش کمیته حقیت یاب از سوی "محمود شریف بسیونی" رییس این کمیته، مدعی شد که این کشور در معرض حملات رسانه ای برخی شبکه های ایران قرار دارد.

وی افزود: "این حمله واقعیتی است که هرکسی که زبان عربی را می فهمد، متوجه آن می شود؛ این امر چالشی مستقیم ضد ثبات و حاکمیت بحرین و همه کشورهای شورای همکاری است".

این اظهارات پادشاه بحرین، پس از تاکید بسیونی در گزارش خود مبنی بر نیافتن مدرکی برای اثبات ادعای دخالت ایران در اعتراضهای بحرین، مطرح شد.

در سایه سکوت رسانه های عربی منطقه و غرب درباره حوادث بحرین، پوشش شفاف و حرفه ای اوضاع بحرانی و رویدادهای این کشوراز طریق شبکه های ماهواره ای بین المللی ایران و بویژه شبکه خبری العالم، و افشای واقعیتها بصورت مستند؛ بارها اعتراض این رژیم و دیگر کشورهای هم پیمان آل خلیفه در منطقه را برانگیخته است. چراکه این افشاگریها موجب فشار افکار عمومی و سازمانهای بین المللی بر رژیم آل خلیفه، برای توقف کشتار و سرکوب مردم شده است.

پادشاه بحرین در عین حال با اعلام پذیرش گزارش کمیته حقیقت یاب، وعده داد که مسئولان حوادث این کشور را مجازات و برکنار کند.

آل خلیفه پیش از این هم وعده داده بود افرادی که به دلیل شرکت در تظاهرات و اعتراضها از کار اخراج شده اند، به کارهای خود باز می گردند، وعده ای که هیچگاه عملی نشده است.

تظاهرکنندگان ضددولتی در شهر «قطیف» در استان شرقی عربستان سعودی، یک زره‌پوش متعلق به نیروهای امنیتی را تصرف کرده‌اند. آنان در شهر قطیف و همچنین شهر عوامیه با وجود سرکوب شدید نیروهای امنیتی، به برگزاری تظاهرات علیه خاندان آل سعود خود همچنان ادامه می‌دهند.

به گزارش «تابناک»، به نقل از «دویچه وله»، در همین حال، نمایندگان اتحادیه اروپا و آمریکا نیز  وارد عربستان سعودی شده اند.
خبرگزاری‌ها اعلام کرده‌اند که این نمایندگان برای حل و فصل سرنوشت انقلاب یمن وارد عربستان شده‌اند، ولی با وجود این، منابع آگاه بر این باورند که نمایندگان آمریکا و اروپا برای حمایت از پادشاهی عربستان و کمک به آنان در سرکوب مخالفان وارد عربستان شده‌اند.

ذکر این نیز لازم است که در روز‌های گذشته، نیروهای امنیتی در شهر قطیف به روی معترضان آتش گشوده‌اند که موجب کشته و زخمی شدن چند تن شده است.

در روز‌های گذشته، هزاران تظاهرکننده عربستانی در مراسم تشییع پیکر ناصرالمهیشی نوزده ساله که در حمله نیروهای رژیم آل سعود کشته شد، شرکت کردند. آنها همچنین علیه خاندان سلطنتی آل سعود تحت حمایت آمریکا شعار دادند؛ مهیشی روز یکشنبه در حالی که از خیابانی در شهر قطیف با دوستانش گذر می‌کرد، مورد ضرب گلوله نیروهای این رژیم قرار گرفت.

وی روز دوشنبه در اثر شدت جراحات جان باخت. تظاهرات مشابهی نیز در شهر «عوامیه» برپا شد که طی آن، معترضان اقدام به سوزاندن لاستیک‌های ماشین‌ها و بستن جاده‌های اصلی کردند.

در ماه‌های گذشته، شرق عربستان سعودی، شاهد تظاهرات ضددولتی مردم این کشور بوده که خواستار اصلاحات در قوانین حقوق بشری، آزادی بیان و همچنین آزادی زندانیان سیاسی هستند. این در حالی است که هم‌اکنون رژیم عربستان سعودی به شدت در حال سرکوب اعتراضات مردم در یمن و بحرین هستند.

فارس: سالم القحطانی در کتاب "ثروت‌های آل سعود: درآمدهای عربستان به کجا می‌روند"، به بررسی توزیع درآمدهای میلیارد دلاری حاصل از فروش نفت عربستان توسط آل سعود می‌پردازد و در این راه پرده از حقایق بی‌شماری از خاندان آل سعود برمی‌دارد، آنچه در ذیل می‌آید، بخشی از این کتاب است.

* نگاهی به سیاست‌های نفتی عربستان

"احمد زکی الیمانی"، وزیر وقت عربستان سعودی 25 سال پیش گفت: احمقانه است، از مرغی که تخم‌های طلا می‌گذارد، استفاده نکنیم و این مرغ، مرغی است که فقط ما از آن داریم و هیچ کشوری نمی‌تواند، چنین مرغی داشته باشد، پس باید که فقط خودمان از آن استفاده کنیم.
بی‌شک منظور الیمانی از این سخنان و مرغ تخم طلای عربستان همان نفت بود که بیش از 7 دهه است، به سود آل سعود استخراج و صادر می‌شود، بی‌آن که اجازه دهند، از ملت عربستان کسی برپای این سفره گسترده بنشیند و حداقل شکم خود را سیر کند.
آیا در اینجا اجازه نداریم سوال کنیم که در طول تمام این سال‌ها که آل سعود تا جای ممکن اقدام به استخراج و صدور نفت کشور عربستان کرده‌اند، با ثروت ملت جزیره العرب چه کردند و این هزاران میلیارد دلار درآمد نفتی چه شده و سهم ملت از این ثروت چه بوده است؟

* حقایقی انکار ناپذیر از عربستان سعودی

از جمله حقایق انکارناپذیر جهت پاسخ به این سوال این است که بر کشوری که فرزندان و نوادگان عبد العزیز حکومت می‌کنند، درآمد نفت میان افراد خاندان سلطنتی و "شرکت آمریکایی آرامکو" تقسیم می‌شود و درآمد این محصول پر ارزش توسط شاهزاده‌های سعودی صرف عیش و نوش و ساخت کاخ‌ها و خرید تفرج‌گاه‌ها در اروپا و آمریکا و فسق و فجور شاهزاده‌ها و قمار در قمارخانه‌های لاس‌وگاس می‌شود، ‌در حالی‌که اکثر قریب به اتفاق مردم عربستان از فقر و گرسنگی و بی‌سوادی رنج می‌برند و از ساده‌ترین و اولیه‌ترین حقوق‌ها و ادات زندگی محروم هستند.

* درآمدهای نفتی عربستان اداتی برای سرکوب ملت

نفتی که باید اداتی برای پیشرفت و رشد کشور و محو و ریشه‌کن سازی فقر در کشور عربستان سعودی باشد، به اداتی در دست خاندان ال سعود تبدیل شده تا از آن برای سرکوب ملت جزیره العرب و تشدید فقر و محرومیت استفاده کنند و بخش اعظم این بودجه صرف خریدهای کلان تسلیحاتی و سیستم‌های نظارت و کنترل و سرکوب و شنکجه‌ ملت عربستان به دست دستگاه‌های امنیتی سعودی شود که تنها هم و غم آن تشدید کنترل و نظارت و قید و بندهای سیاسی و اداری برملت و منع آنها از بیان خواسته‌های برحق خود و محروم کردن آنها از حق طبیعی مسارکت سیاسی و بهره‌مندی از ثروت‌های ملی است.

* فقر حاکم بر عربستان

همه می‌دانند، کشور عربستان بزرگترین تولید کننده نفت جهان و دارای بیشترین ذخایر این ماده ارزشمند بر روی کره زمین است، با این حال میلیون‌ها شهروند این کشور هم‌چنان در فقر و بی‌سوادی و محرومیت مطلق بسرمی‌برند،‌ درحالی که کمی آن طرف‌تر از آنها نشانه‌های ثروت و دارایی کلان و شکم‌بارگی و سبک زندگی غربی به خوبی قابل ملاحظه است.
در واقع در مقابل کاخ‌ها و قصرهای با شکوه و خودروهای آخرین سیستم و آخرین وسایل رفاه و آسایش عصر که آل سعود و نزدیکانشان در غرق هستند، حلبی‌ آبادی‌ها و خانه‌های گلی را می‌بینی که اطراف شهرهای بزرگ عربستان و اطراف بیابان‌های خشک و لم یزرع عربستان پراکنده شده‌اند و این حلبی‌ آبادی‌ها میلیون‌ها فرزند جزیره العرب را در خود جای می‌دهند که خارج از عصر و دوره نفت در شرایط انسانی بسیار سخت به زندگی خود ادامه می‌دهند.

* حیف و میل ثروت آل سعود ادامه می‌یابد

حیف و میل ثروت آل سعود به این جا ختم نمی‌شود، بلکه بخش قابل ملاحظه‌ای از این ثروت صرف خرید ذمه و جلب وفاداری دیگر کشورها برای رژیم‌ قبیله‌ایشان و هم‌چنین توطئه‌چینی و دسیسه‌چینی علیه کشورهای خصم و معارض در جهان عرب و اسلام و جلب رضایت آمریکا می‌شود، بگونه‌ای که می‌توان گفت، صدها میلیارد دلار از درآمدهای نفتی عربستان به صورت سپرده‌های بلند مدت و بدون بهره در بانک‌های آمریکاست تا در مقابل آمریکا حمایت‌های امنیتی و سیاسی مورد نظر از رژیم آل سعود را تامین کند.

* سیاست نفتی آل سعود

اکتشاف نفت در جزیره العرب را باید مهم‌ترین و بزرگ‌ترین رویداد در تاریخ کشور عربستان سعودی بطور خاص و منطقه بطور عام برشمرد و به همان اندازه که درآمدهای نفتی کلان برای آل سعود خوشبختی و آسایش فراهم آورد، برای ملل عرب منطقه بدبختی و مصیبت به دنبال داشت، چون موجب شد تا کشورهای استعمارگر و امپریالستی برای تامین منافع و اهداف مورد نظر خود به این منطقه و از جمله کشور عربستان روی آورند و بر صادرات این ماده و قیمت آن و محروم کردن ملل عربی از خیرات و برکات این ماده حاکم شوند.
اکتشافات نفتی و استخراج نفت در منطقه توسط کشورهای استعمارگر آن‌قدر توسعه یافت و گسترش پیدا کرد، تا عربستان به بزرگترین تولید کننده نفت جهان از یک‌سو و دارای بیشترین ذخایر نفتی در جهان از سوی دیگر تبدیل شد، بگونه‌ای که گفته می‌شود،‌عربستان 26 درصد ذخایر نفتی جهان را در اختیار دارد.

* ویژگی‌های نفت عربستان

اما از جمله مهم‌ترین ویژگی‌های نفت عربستان صرف نظر از کیفیت آن پایین بودن هزینه استخراج آن است، بگونه‌ای که استخراج نفت در عربستان که کمترین و پایین‌ترین هزینه را در میان کشورهای تولید کننده نفت در جهان را به خود اختصاص می‌دهد ‌و هزینه تولید یک بشکه نفت در عربستان تنها 2.1 دلار است، افزون بر این که این کشور از سه طرف به آب‌های آزاد جهان و بنادر صدور نفت دسترسی دارد.

* حقایقی درباره میزان صدور نفت

در سال 2004 تولید رسمی نفت عربستان به 10.5 میلیون بشکه در روز بالغ شد، درحالی‌که برآوردهای غیررسمی حکایت از آن دارد که به موجب توافقنامه محرمانه آرامکو با آل سعود روزانه یک میلیون بشکه نیز تولید و بصورت سری به آمریکا منتقل می‌شود تا به ذخایر نفتی این کشور اضافه شود.
با توجه به جمعیت عربستان که در سال 2006 بین 6 تا 7 میلیون نفر برآورد شده بودند، بسیاری این سوال را بر مقامات سعودی مطرح می‌کنند که عربستان چه نیازی به تولید این میزان نفت دارد و چه چیز مسئولان این کشور را وامی‌دارد، ثروت‌های زیرزمینی کشور را استخراج و درآمدهای آن را که اقتصاد عربستان قادر به حذب آنها نیست، به صورت سپرده نقدی و بدون بهره در بانک‌های آمریکایی و اروپایی نگه‌دارد.

* سیاست آزادسازی نفت

در سال 1981 احمد زکی الیمانی اعتراف کرد که تنها تولید 5 میلیون بشکه در روز برای برآوردن نیازهای اقتصادی کشور کفایت می‌کند و اگر در این میان از اجرای برخی از طرح‌های غیر ضروری و کم منفعت و کم بازده صرف نظر کنیم، بی‌شک تولید 3 میلیون بشکه در روز برای تضمین رشد متناسب و نیازهای جمعیتی کفایت می‌کند.
در میان اگر فرض کنیم که عربستان سعودی در سال 2006 بیش از 10 میلیون بشکه در روز نفت تولید می‌کرد و جمعیت این کشور حدود 6.5 میلیون نفر باشد، این سوال بیش از پیش خود را مطرح می‌کند.
اما در میان سوال مهم دیگری رخ می‌نماید که مربوط به قیمت نفت عربستان سعودی است، همه می‌دانند که از پایان جنگ جهانی دوم نفت عربستان در بازارهای بین المللی به قیمتی پایین‌تر از قیمت بازار عرضه می‌شود؛ سوال این‌جاست که چه چیز موجب می‌شود تا شاهزادگان سعودی نفت کشور خود را در بازارهای جهانی به قیمیتی پایین‌تر از قیمت این محصول در بازار بفروشند و محرومیت ملت عربستان از درآمد نفتش به سود چه طرفی صورت می‌گیرد.
و رسوایی که مردم عربستان از آن سخن می‌گویند و حتی در گوشه‌های کاخ‌های سلطنتی ال سعود به گوش می‌رسد،‌ این است که ال سعود نه به تمام شدن این ذخایر توجه دارد و نه درآمدهای حاصل از فروش آن را در جایی سرمایه‌گذاری می‌کند.
این درحالی است که اپک در سال 1997 اعلام کرد که فروش نفت پایین‌تر از قیمت بازار عربستان سعودی سالیانه 60 میلیارد دلار به این سازمان و اعضای آن زیان وارد می‌کند.

* توجیهات شنیدنی آل سعود

شنیدن توجیهات و دلایل آل سعود در این‌باره بسیار قابل توجه است، از جمله این‌که آنها این اقدام خود را از خودگذشتگی از جانب خود عنوان می‌کنند تا به این وسیله وابستگی اقتصاد غرب و آمریکا به محصول نفت را حفظ کنند و این موجب می‌شود تا اقتصادهای صنعتی و بزرگ جهان همچنان به نفت به عنوان اولین منبع انرژی تکیه و از سرمایه‌گذاری این کشورها جهت یافتن انرژی‌های جایگرین جلوگیری کنند.
همچنین ارائه ارزان نفت موجب می‌شود تا کشورهای صنعتی این ماده را در موارد دیگر به خدمت بگیرند و به این ترتیب وابستگی آنها به نفت بیش از پیش افزایش می‌یابد. اما حاکمان عربستان به این نکته توجه نمی‌کنند که افزایش تولید و به تناسب آن افزایش درآمد کشور را به یک کشور مصرف کننده محصولات کشورهای صنعتی تبدیل می‌کند و به جای سرمایه‌گذاری این درامدها در طرح‌های سودمند با خرید کالاهای مصرفی بار دیگر دلارهای نفتی به جیب کشورهای غربی بازمی‌‌گردد، وضعیتی که به عیان در عربستان سعودی قابل ملاحظه است.
عربستان سعودی در حال حاضر بزرگترین مصرف کننده تولیدات غربی است و این کشور است که به شرکت‌های خارجی که در این کشور سرمایه‌گذاری می‌کنند، وام‌های سخاوتمندانه ارائه می‌دهد، بگونه‌ای که در برخی موارد عربستان 50 درصد هزینه اجرای طرح‌های خارجی در کشور خود را به شکل وام‌های بی‌بهره به شرکت‌های مجری طرح می‌دهد و این جدای از در اختیار قرار دادن زمین و آب و برق با قیمت‌های غیرقابل تصور به این شرکت‌ها و معافیت‌های مالیاتی 5 تا 10 ساله نیروهای این شرکت‌های غربی فعال در عربستان است.
اما تمام این دلایل بهانه‌ای بیش نیستند تا عربستان سیاست‌های نفتی خود را توجیه کند که بر غرق کردن بازارهای جهانی در مازاد دائمی و همیشگی تولید و پایین نگه‌داشتن قیمت نفت برخلاف توافقات صورت گرفته در اوپک است.

* نتایج مستقیم کاهش قیمت نفت توسط عربستان سعودی

درباره افزایش میزان تولید باید گفت که نتیجه مستقیم این اقدام کاهش قیمت نفت و به تبع آن درآمدهای نفتی کشورهای تولید کننده نفت است، بویژه اگر توجه داشته باشیم، اقتصاد اکثر کشورهای تولید کننده نفت بر درآمدهای نفتی متکی است.
در این میان اگر عربستان سعودی را با جمعیت 6 تا 7 میلیون نفری و تولید 10 تا 11.5 میلیون بشکه نفت در روز در نظر بگیریم، یک محاسبه ساده نشان می‌دهد که مازاد تولید عربستان چه ضربه بزرگی به قیمت جهانی نفت و کشورهای تولید کننده آن و سازمان اوپک می‌زند، بویژه آن که جمعیت اکثر این کشورها مانند مصر و الجزایر و نیجریه و ایران و مکزیک و ونزوئلا چندین برابر جمعیت عربستان سعودی است.
حقیقتی که آل سعود هیچ‌گاه نمی‌توانند منکر آن باشند، این است که قیمت کلاهایی که کشورهای غربی به کشورهای جهان سوم تولید می‌کنند، چندین برابر افزایش یافته، درحالی‌که قیمت نفت به خاطر فداکاری آل سعود جهت پایین نگهداشتن قیمت‌ها هیچ تغییری نکرده و اگر شاهد تغییراتی بوده‌ایم، متناسب با افزایش کالاهای صادراتی غرب نبوده‌اند که این موضوع برای بسیاری از کشورهای تولید کننده نفت نتایج فاجعه آمیزی به دنبال داشته است، بی‌آن که عربستان به ظاهر از این نتایج آسیب ببیند. چون جمعیت عربستان سعودی تنها 2 درصد از جمعیت کشورهای عضو اوپک را تشکیل می‌دهد، درحالی که اگر تولیدات غیررسمی این کشور را در نظر نگیریم، تولید نفت عربستان 40 درصد صادرت نفت این سازمان را به خود اختصاص می‌دهد.

* دولت آرامکو

از دیگر واقعیت‌های انکار ناپذیر کشور عربستان سعودی حضور شرکت نفتی آمریکایی آرامکو در این کشور است که در واقع یکی از مراکز مهم تصمیم‌گیری و سیاست‌گذاری در عربستان سعودی نه تنها در عرصه اقتصاد که در دو عرصه سیاسی و نظامی است.
شرکت آرامکو حق استخراج و تصفیه و فروش نفت استخراج شده عربستان سعودی را در اختیار خود دارد و برخی منابع تاکید می‌کنند که درآمدهای نفتی آرامکو از نفت عربستان در سال 2005 حدود 20 میلیارد بوده و البته باید به این نکته مهم اشاره کرد که در این باره هیچ اطلاعات یا آمار و ارقام رسمی وجود ندارد و تمام قراردادهای این شرکت به شکلی کاملا محرمانه و سری صرفا و تنها با خاندان آل سعود بسته می‌شود.
این درحالی است که شرکت آرامکو جدای از چنبره‌ای که بر نفت عربستان زده، اوایل دهه هشتاد قراردادی را با ال سعود امضا کرد که به موجب آن امیتاز استخراج و صدور و فروش گاز تمام چاه‌های نفتی عربستان به این شرکت واگذار شد؛ این قرارداد موجب شد، بسیاری از کارشناسان امور نفتی آن را بزرگترین قرارداد نفتی جهان بنامند.

* آرامکو چگونه پای به عربستان گذاشت

درباره نحو پای گذاشتن آرامکو به عربستان به اختصار باید گفت که این شرکت در واقع یکی از شعبه‌های شرکت نفتی "استاندارد اویل اف کالیفرنیا" بود که عبد العزیز آل سعود در سال 1933 امتیاز اکتشاف نفت در شبه جزیره عربستان را به آن داد و 10 سال بعد این شعبه با اعلام جدایی از کشور مادر و تاسیس شرکت مستقل نام "اربیان امریکن اویل کمپانی" با نام اختصاری "آرامکو" را برخود نهاد.
صرف نظر از نفت، آمریکا نبض اقتصاد کشور عربستان سعودی را درست دارد، بگونه‌ای که آمار و ارقام موجود نشان می‌دهد که 30 درصد واردات کالاهای اقتصادی مورد نیاز عربستان از آمریکا تامین می‌شود، درحالی که این نسبت در خصوص خریدهای تسلیحاتی به حدود 70 درصد براساس آمار و ارقام رسمی می‌رسد و بیانگر حرص و طمع امریکایی برای استفاده از منابع نفتی عربستان و به یغما بردن آن است.

* حضور بیش از 250 شرکت آمریکایی در عربستان

هم اکنون در کشور عربستان بیش از 250 شرکت آمریکایی مشغول به فعالیت هستند که اکثر قراردادهای منعقده در حوزه‌های تسلیحات و برق و گاز و نفت و صنعت آهن و پتروشیمی را به خود اختصاص می‌دهند و در این میان شرکت آرامکو در واقع بازوی اجرایی دولت آمریکا در عرصه اقتصادی در عربستان است و بیش از هرچیز چون اختاپوسی می‌ماند که جدای از بخش نفت و گاز بر دیگر بخش‌های اقتصادی عربستان چنگ انداخته است.
با آغاز دهه نود قرن گذشته عربستان سعودی صادرات تسلیحاتی خود را به بهانه تهدید امنیت ملی‌اش و مجهز کردن دستگاه‌های امنیت داخلی‌اش که در آن زمان توسط عبد الله بن عبد العزیز اداره می‌شد، به میزان چشمگیری افزایش داد و در این‌باره به خطر ایران در منطقه استناد می‌جست، به همین دلیل خیلی زود عربستان به اولین وارد کننده تسلیحات از آمریکا تبدیل شد و هم اکنون این کشور بالاترین هزینه را برای حفظ امنیت خود پرداخت می‌کند، بگونه‌ای که تخمین زده شده، بودجه امنیتی اختصاص یافته به هر شهروند سعودی 2600 دلار است، در حالی‌که این رقم در آمریکا به 520 دلار برای هر نفر می‌رسد و در این میان آل سعود به خطرات واهی خارجی که کشورشان را تهدید می‌کند، اسنتاد می‌جویند، بی‌آن که در این میان نگاهی به خواسته‌های ملت خود داشته باشد که به شدیدترین وجه ممکن آن را سرکوب می‌کند.

* خریدهای تسلیحاتی عربستان از فروش نفت

بنابر آمار و ارقام رسمی منتشره رژیم عربستان سالیانه بین 30 تا 40 میلیارد دلار از درآمدهای نفتی خود را به خرید ادات و تجهیزات نظامی و آموزش‌ نیروهای مسلح خود از جمله گارد پاسداران ملی می‌کند و نکته مضحک اینجاست که کارشناسان پنتاگون، وزارت دفاع آمریکا تاکید می‌کنند، برای حفاظت و نگهبانی از تاسیسات نفتی عربستان نیاز به اعزام نظامیان آمریکایی است و نکته مهم‌تر آن که گزارش‌های آمریکایی به این نکته اشاره می‌کند، ارتشی که آل سعود درحال آموزش و مدرن‌سازی آن است، یکی از منابع خطر علیه این رژیم را تشکیل می‌دهد، چون از اواخر قرن هشتاد گذشته آمریکایی‌ها به شدت از نفوذ و حضور افسران مخالف رژیم در ارتش ابراز نگرانی کرده و در مواردی نسبت به انقلاب نظامی آنها و براندازی رژیم آل سعود هشدار داده‌اند.

* گفتنی‌های ‌رئیس سابق سرویس اطلاعات نیروی هوایی آمریکا

ج. کیگان، ‌رئیس سابق سرویس اطلاعات نیروی هوایی آمریکا در گزارشی که به کنگره ارائه داد، نوشت: یکی از مهمترین ویژگی‌های رژیم‌های مرتجع در جهان عرب که آمریکا از جنگ جهانی دوم تاکنون برآن تکیه می‌کند، خصوصیت عدم ثبات و استقرار در این کشورهاست و اگر بخواهیم از آماده‌ترین مناطق جهان برای انقلاب نام ببریم باید از رژیم‌های عربی محافظه‌کار یاد کنیم.
وی در ادامه گزارش خود تاکید می‌کند که طرف یکی دو دهه آینده باید شاهد سرنگونی رژیم آل سعود توسط افسران مخالف رژیم باشیم که هم اکنون در آمریکا و کشورهای اروپایی آموزش می‌بینند و سپس به کشورشان باز خواهند گشت تا پرچم‌دار دمکراسی و آزادی در جهان عرب باشند.

* ادامه سیاست غرق کردن بازارهای بین المللی با نفت عربستان

سیاست غرق کردن بازارهای بین المللی با نفت عربستان سعودی با اغاز قرن 21 نه تنها کاهش نیافت، بلکه پس از حوادث 11 سپتامبر 2001 و سقوط دیکتاتوری صدام حسین در عراق و اشغال این کشور توسط نظامیان آمریکایی تشدید و افزایش هم یافت.
با افزایش قیمت نفت در بازارهای جهانی و گذشتن آن از مرز 50 دلار در هر بشکه در سال 2004 فشار عربستان سعودی بر سازمان اوپک جهت افزایش تولید با هدف پایین نگهداشتن قیمت نفت نیز افزایش قابل توجهی یافت، بگونه‌ای که در نشست 15 سپتامبر 2004 علی النعیمی، وزیر وقت نفت عربستان سعودی خواستار افزایش تولید اوپک از 26 میلیون بشکه در روز به بیش از آن شد تا قیمت نفت به 40 دلار در بشکه تنزل پیدا کند.
این درحالی است که باید به این نکته توجه کنیم که از زمان اشغال عراق توسط نظامیان آمریکایی عراق عملا تولید نفت خود را قطع کرد و عربستان اعلام کرد که تولید روزانه 3.5 میلیون بشکه نفت عراق را برعهده می‌گیرد تا تولید نفت عربستان به روزانه 13 تا 14.5 میلیون بشکه در روز برسد.

مشرق: پنتاگون برای ساختن تصویری از یک ارتش آرمانی و با عظمت و شکست ناپذیر از نیروهای نظامی خود؛ اجازه نمی دهد صحنه ای در هیچ فیلم هالیوودی، آنها را زیر سوال ببرد و براین اساس نماینده آنها در پنتاگون نیز به تهیه کنندگان فیلم "فارست گامپ" نیز اجازه نداد؛ تصویری از 350 هزار سرباز عقب مانده­ای که با طرح "پروژه 100.000 مک نامارا" به ویتنام رفته بودند و به "نیروهای مشنگ" معروف شده بودند نمایش داده شود.

- در سال 1993 تهیه کنندگان فارست گامپ[1] مشتاق بودند کمک ارتش را برای ساخت فیلم خود بدست بیاورند؛ آنها به هلیکوپترهای شینوک [2] و دیگر تجهیزات نظامی دوران جنگ ویتنام نیاز داشتند و می خواستند بخشی از فیلم را در پایگاه تفنگداران دریایی در جزیره پاریس واقع در کالیفرنیای جنوبی فیلمبرداری کنند. بنابراین در 21 ژوئن چهار نسخه از فیلمنامه را برای «بررسی و نظر» به پنتاگون فرستادند.

ارتش در یادداشتی شکایت کرد که «گفتار خشونت بار در سراسر فیلمنامه وجود دارد»، و «محتوای جنسی بیش از حد و غیرضروری» است.

اما شکایت اصلی ارتش خود شخصیت فارست گامپ بود. آنها احساس می کردند شخصیت اصلی عقب مانده داستان که قرار بود تام هنکس نقش وی را بازی کند، نیرویی نبود که ارتش طی دوران جنگ ویتنام استخدام کند. طبق یک یادداشت داخلی دپارتمان ارتش، فیلمنامه فیلم «این تصور کلی را بوجود می آورد که که اعضای ارتش در دهه 1960 را آدمهایی ساده لوح یا سربازهایی با هوش حداقل تشکیل می دادند.» ارتش معتقد بود «این تصور نه صحیح است و نه به نفع ارتش.»

- در حقیقت ارتش طی جنگ ویتنام سربازهایی با بهره هوشی پایین را استخدام می کرد، و تفنگداران دریایی پس از خواندن فیلمنامه احساس کردند که فیلم به این فصل نسبتاً شناخته نشده در تاریخ نظامی آمریکا اشاره دارد.

- این فیلم به طرحی که توسط رابرت مک نامارا وزیر دفاع آمریکا در سال 1966 اجرا شد اشاره می کرد که طی آن سربازها از بین افرادی انتخاب می شدند که پیشتر در آزمون هوش نیروهای مسلح رد شده بودند. بیش از 350 هزار نفر از این نیروها که توسط دیگر سربازها بطرز بیرحمانه ای "نیروهای مشنگ" نامیده می شدند جذب نیروهای مسلح شدند، و اکثر آنها سر از ارتش و سرانجام ویتنام درآوردند. طبق گزارشها ضریب هوشی حداقل یکی از این نیروها 62 بود، که بسیار پایین تر از ضریب هوشی گامپ در فیلم است (80).


رابرت مک نامارا، استراتژیست آمریکایی

 

- فیل استراب، نماینده پنتاگون؛ گفت وزارت دفاع به تهیه کنندگان کمک نخواهد کرد مگر اینکه آنها تغییرات اساسی در فیلمنامه اعمال کنند.

- در نسخه بعدی فیلمنامه که به پنتاگون ارائه شد هرگونه اشاره‌ای به اینکه واحد فارست گامپ از آدم‌های خنگ تشکیل شده بود حذف گردید.

- در فیلمنامه جدید مونولوگ گامپ که در آن اعضای واحد را «کند و آهسته» تعریف می‌کند، همچنین توضیحش درباره اینکه این واحد «یه آزمایش بوده که یک گروه از خنگها و خل وضعها رو که دستورات رو زیر سوال نمی بردن دور هم جمع کنن» حذف شده بود.

- ارتش از شیوه‌ای که فارست افسر فرماندهش، سروان دن تیلور، را با عنوان و اسم کوچکش خطاب می‌کرد نیز راضی نبود.

- مسئولین ارتش با صحنه‌ای که سروان دن پس از دریافت دستور اعزام افرادش به مأموریتی خطرناک گریه می‌کند نیز مشکل داشتند.

- بنابراین علیرغم تغییراتی که تهیه‌کنندگان در فیلمنامه اعمال کردند ارتش تصمیم گرفت بطور کامل با تولید فیلم همکاری نکند.

نسخه پی دی اف فصل هشتم عملیات هالیوود

متن کامل ترجمه این فصل

فصل هشتم

در سال 1993 تهیه کنندگان فارست گامپ[2] مشتاق بودند کمک ارتش را برای ساخت فیلم خود بدست بیاورند؛ آنها به هلیکوپترهای شینوک[2] و دیگر تجهیزات نظامی دوران جنگ ویتنام نیاز داشتند و می خواستند بخشی از فیلم را در پایگاه تفنگداران دریایی در جزیره پاریس واقع در کالیفرنیای جنوبی فیلمبرداری کنند. بنابراین در 21 ژوئن چهار نسخه از فیلمنامه را برای «بررسی و نظر» به پنتاگون فرستادند.

و مشخص شد که ارتش نظرات زیادی دارد؛ آنها می خواستند در ازای همکاری با فیلم تغییرات عمده ای در فیلمنامه صورت بگیرد.

 

ارتش در یادداشتی داخلی به تاریخ 29 ژوئن 1993 شکایت کرد که «گفتار خشونت بار در سراسر فیلمنامه وجود دارد»، و «محتوای جنسی بیش از حد و غیرضروری» است.

اما شکایت اصلی ارتش خود شخصیت فارست گامپ بود. آنها احساس می کردند شخصیت اصلی عقب مانده داستان که قرار بود تام هنکس نقش وی را بازی کند، نیرویی نبود که ارتش طی دوران جنگ ویتنام استخدام کند. طبق یک یادداشت داخلی دپارتمان ارتش، فیلمنامه فیلم «این تصور کلی را بوجود می آورد که که اعضای ارتش در دهه 1960 را آدمهایی ساده لوح یا سربازهایی با هوش حداقل تشکیل می دادند.» ارتش معتقد بود «این تصور نه صحیح است و نه به نفع ارتش.»

در حقیقت ارتش طی جنگ ویتنام سربازهایی با بهره هوشی پایین را استخدام می کرد، و تفنگداران دریایی پس از خواندن فیلمنامه احساس کردند که فیلم به این فصل نسبتاً شناخته نشده در تاریخ نظامی آمریکا اشاره دارد.

سروان جری بروکرت، رئیس دفتر روابط عمومی تفنگداران دریایی در لس آنجلس در ارزیابی خود از فیلمنامه می نویسد «بعد از اتمام کالج، فارست برای خدمت در جنگ ویتنام به ارتش احضار می شود، و گرچه بطور مستقیم در فیلمنامه به این مسئله اشاره نشده است، وی به عنوان یکی از اعضای "پروژه 100.000 مک نامارا" به تصویر کشیده می شود.»

 

بروکرت به طرحی که توسط رابرت مک نامارا وزیر دفاع آمریکا در سال 1966 اجرا شد اشاره می کرد که طی آن سربازها از بین افرادی انتخاب می شدند که پیشتر در آزمون هوش نیروهای مسلح رد شده بودند. بیش از 350 هزار نفر از این نیروها که توسط دیگر سربازها بطرز بیرحمانه ای "نیروهای مشنگ" نامیده می شدند جذب نیروهای مسلح شدند، و اکثر آنها سر از ارتش و سرانجام ویتنام درآوردند. طبق گزارشها ضریب هوشی حداقل یکی از این نیروها 62 بود، که بسیار پایین تر از ضریب هوشی گامپ در فیلم است (80).

اما پنتاگون اصرار داشت که چنین چیزی هرگز اتفاق نیفتاده است.

روز 7 جولای 1993، فیل استراب، رئیس دفتر فیلم پنتاگون، نامه ای به تهیه کننده فیلم چارلز نیوارث[3] نوشت و گفت وزارت دفاع به تهیه کنندگان کمک نخواهد کرد مگر اینکه آنها تغییرات اساسی در فیلمنامه اعمال کنند.

استراب نوشت «برای اینکه ما از نظر نظامی از فیلم حمایت کنیم تصاویر ارائه شده از ارتش باید از لحاظ تاریخی صحت داشته و محتمل باشند، اطلاعاتی ارائه شوند که برای مردم ارزشمند بوده، و به حفظ و جذب نیروها کمک کند. متأسفانه فارست گامپ مطابق این معیارها نیست. مشکل اصلی عدم صحت است از آن جهت که بنظر می رسد فارست گامپ برای خدمت در واحدی متشکل از افرادی مانند خودش جذب و آموزش داده شده، و سپس به عنوان تجربه ای بی فایده، غیرانسانی و محکوم به شکست توسط افسری بی تجربه به میدان نبرد در ویتنام فرستاده می شود... چناچه تمایل دارید به این مسائل بنیادین بپردازید از فرصتی برای بحث درین باره با شما استقبال می کنیم.»

در نسخه ای از فیلمنامه در تاریخ 13 آوریل 1993 به پنتاگون ارائه شد، فارست گامپ واحدش در ارتش را این گونه توصیف می کند «چیزی که واحد ما رو خاص کرده بود این بود که همه خیلی شبیه هم بودیم؛ خیلی کند و آهسته» و در ادامه می گوید «یکی بعدا به من گفت این یه آزمایش بوده که یک گروه از خنگها و خل وضعها رو که دستورات رو زیر سوال نمی بردن دور هم جمع کنن.»

پنتاگون گفت اگر تهیه‌کنندگان کمک ارتش را می‌خواهند این موارد باید تغییر کنند، و فیلمنامه به سرعت تغییر داده شد.

یک هفته بعد از دریافت نامه استراب، نیوارث و استیو استارکی، یکی از تهیه‌کنندگان فیلم، نامه‌ای به استراب نوشتند و گفتند «که سعی کرده‌اند فیلمنامه را طوری تغییر دهیم که تمام مسائل مطرح شده برطرف شوند، و اگر نظرات دیگری دارید آن را با ما در میان بگذارید و ما سعی خواهیم کرد آن‌ها را انجام دهیم.»

در نسخه بعدی فیلمنامه که به پنتاگون ارائه شد هرگونه اشاره‌ای به اینکه واحد فارست گامپ از آدم‌های خنگ تشکیل شده بود حذف گردید. بهترین دوست گامپ در ارتش یعنی بوبای عاشق میگو همچنان مثل گامپ خنگ است اما باقی اعضای واحد به صورت سربازهای عادی به تصویر کشیده‌ شده‌اند.

در فیلمنامه جدید مونولوگ گامپ که در آن اعضای واحد را «کند و آهسته» تعریف می‌کند، همچنین توضیحش درباره اینکه این واحد «یه آزمایش بوده که یک گروه از خنگها و خل وضعها رو که دستورات رو زیر سوال نمی بردن دور هم جمع کنن» حذف شده بود. و دیالوگ دیگری که افسر فرمانده گامپ به اعضای گروهش به عنوان «یک مشت احمق» اشاره می‌کند نیز حذف شد.

پنتاگون به یکی از خواسته‌های اصلی‌اش رسیده بود، اما ارتش همچنان از فیلمنامه رضایت نداشت؛ صحنه‌ای که فارست زخم جنگی‌اش را به رئیس‌جمهور لیندون جانسون نشان می‌دهد مطابق میل ارتش نبود. در این صحنه فارست خم می‌شود، شلوارش را پایین می‌کشد و جای زخم روی باسنش را به رئیس جمهور نشان می‌دهد. طبق یادداشتی درون سازمانی «این که یک سرباز وظیفه باسنش را به رئیس جمهور نشان دهد صحنه سینمایی قابل قبولی نیست.»

ارتش از شیوه‌ای که فارست افسر فرماندهش، سروان دن تیلور، را با عنوان و اسم کوچکش خطاب می‌کرد نیز راضی نبود. یکی از افسرانی که فیلمنامه را می‌خواند در حاشیه آن نوشت «این شیوه نامناسبی برای خطاب کردن یک افسر مافوق است.»

مسئولین ارتش با صحنه‌ای که سروان دن پس از دریافت دستور اعزام افرادش به مأموریتی خطرناک گریه می‌کند نیز مشکل داشتند. زیرا «تصویر جالبی از رهبری ارائه نمی‌کرد.»

بنابراین علیرغم تغییراتی که تهیه‌کنندگان در فیلمنامه اعمال کردند ارتش تصمیم گرفت بطور کامل با تولید فیلم همکاری نکند.

طبق یک یادداشت درون سازمانی «دپارتمان ارتش نمی‌تواند این پروژه را در وضعیت کنونی آن تأیید کند.»

نیوارث که اکنون رئیس تولیدات فیزیکی روولوشن استودیوز[4] است ـ استودیویی که سقوط شاهین سیاه[5] را تولید کرد ـ با دریافت نکردن کمک ارتش فلسفی برخورد می‌کند؛ «ما همیشه سعی می‌کنیم با وزارت دفاع کنار بیاییم، البته وقتی که این کار فیلم را به خطر نمی‌اندازد. اما این بار به نتیجه نرسیدیم، نتوانستیم به جایی برسیم که هم ما و هم آنها رضایت داشته باشند، بنابراین تصمیم گرفتیم فیلم را بدون حمایت آنها بسازیم. و البته همه‌چیز خیلی دوستانه انجام شد. فیل استراب یکی از متحدین بزرگ هالیوود است و همیشه بیشترین تلاشش را می‌کند تا کارها به نتیجه برسند.»


اما حتی بعد از اینکه ارتش تقاضای آنان را رد کرد، تفنگداران دریایی گفتند حاضرند در تولید فیلم کمک کنند به شرط این که تهیه‌کنندگان یک تغییر ساده در فیلمنامه اعمال کرده و فارست گامپ تفنگدار دریایی باشد. سروان جری بروکرت رئیس دفتر فیلم تفنگداران در لس‌آنجلس در یادداشتی درون سازمانی نوشت «من فیلمنامه را بررسی کردم و به اطلاع شرکت تولیدکننده رساندم که اگر شخصیت اصلی تفنگدار باشد و چند تغییر جزئی دیگر در فیلمنامه صورت بگیرد تفنگداران از پروژه حمایت خواهند کرد.»

اما فیلمسازها پیشنهاد تفنگداران را رد کردند.

بروکرت در یادداشتی نوشت «پس از بحث و بررسی، شرکت تولیدکننده در تاریخ 4 آگوست 1993 عدم تمایل خود به تغییر شخصیت از ارتشی به تفنگدار دریایی را به دلایل خلاقانه ابراز کرد. شخصیت درون کتاب، ارتشی است و رابرت زمه‌کیس کارگردان فیلم هم وی را ارتشی می‌بیند.»


اما تمایل تفنگداران به همکاری با فیلمی که ارتش آن را رد کرده بود نشان می‌دهد فرایند تأیید نظامی تا چه حد اختیاری است. در حقیقت اسناد و مدارک پنتاگون نشان می‌دهد تفنگداران دریایی تا زمانی که پیام کلی مثبت باشد، نسبت به بخش‌های دیگر برخورد سهل‌گیرانه‌تری با ارائه تصاویر منفی و ناخوشایند دارد. هنگامی که نیروی دریایی از همکاری با فیلم "یک افسر و یک جنتلمن[6] " سر باز زد، تفنگداران دریایی حاضر بودند در صورتی که شخصیت اصلی از افسر نیروی دریایی به تفنگدار تغییر کند در تولید آن همکاری کنند. این اتفاق درباره فیلم "چند مرد خوب[7]"، هنگامی که نیروی دریایی درخواست فیلم‌سازها را رد کرد نیز تکرار شد. تهیه‌کنندگان این دو فیلم هم حاضر نشدند شخصیت خود را تغییر دهند و مانند فارست گامپ تأیید و حمایت پنتاگون را بدست نیاوردند.

 

 


[1] . Forrest Gump

[2] . Forrest Gump

[3] . Charles Newirth

[4] . Physical production for Revolution Studios

[5] . Black Hawk Down

[6] . An officer and a Gentleman

[7] . A few good men

وقتی سال 1948 در روز نکبت، فرزند نامشروع غرب در قلب سرزمین‌های اسلامی متولد شد، کمتر کسی فکر می‌کرد که روزی برسد که موجودیت این انگل جهانی که تاکنون با خون کودکان و زنان مسلمان تغذیه کرده است، تا جایی به خطر بیفتد که صدها هزار نفر از داخل تل‌آویو علیه‌اش شعار دهند و میلیون‌ها مسلمان هم از بیرون از مرزهای سرزمین‌های اشغالی، دیکتاتورهای وابسته به صهیونیسم را یکی یکی به زیر بکشند و حتی در امریکا پرچم اسرائیل را به آتش بکشند.

به گزارش رجانیوز، اما خود اسرائیلی‌ها این موضوع را خیلی قبل از این حدس زده بودند و همان‌طور که حضرت امام خمینی (ره) فرموده‌اند که «اجانب در کمینند، آن‌ها نخوابیده‌اند، شما نباید بخوابید، باید هوشیار باشید، آن‌ها مشغول نقشه هستند، از "راه‌های مختلف، با فرم‌های متنوع"، مشغول طرح‌ریزی‌های کوتاه مدت و بلند مدت برای حفظ و ارتقای جایگاه رژیم صهیونیستی در منطقه‌ی خاورمیانه بودند.

در این راستا، در کنار حملات وحشیانه ارتش اسرائیل به کشورهای خاورمیانه از جمله جنگ شش روزه اعراب و اسرائیل، جنگ 33 روزه لبنان، جنگ 22 روزه غزه و... و ترورهای کور سازمان جاسوسی موساد که از جمله موارد اخیر آن‌ها، ترور شیخ احمد یاسین، عماد مغنیه، دکتر مسعود علیمحمدی و دکتر مجید شهریاری و... بود، عملیات غیر خشونت آمیز هم به انواع شیوه‌های تجاوزگری‌های این غده سرطانی اضافه گردید که بعدها از آن به جنگ نرم یاد شد.



کشورهای شرکت کننده در کنفرانس مالتا 2

موضوع این گزارش در مورد فاز دوم یعنی اقدامات غیر خشونت آمیز صهیونیسم جهانی با محوریت رژیم جعلی اسرائیل علیه کشورهای خاورمیانه و مردم مسلمان منطقه است. یکی از شناخته شده ترین اقدامات اولیه برای مبارزات نرم و دیپلماسی عمومی، تأسیس سازمان‌های مردم نهاد (NGO) است مثل بنیاد صهیونیستی "سوروس" که در زمینه انقلاب‌های رنگی در خاورمیانه تلاش می‌کند. یکی از این سازمان‌های مردم نهاد که هدف آن مشروعیت بخشیدن به وجود رژیم صهیونیستی در خاورمیانه و حساسیت‌زدایی و عادی‌سازی روابط با آن است، "بنیاد کنفرانس‌های مالتا ((MCF) Malta Conferences Foundation) " (1) است. این بنیاد در سال 2003 به ریاست یک زن صهیونیست، با نام "زافرا لرمان"، تأسیس شد. وی در "حیفا" در یک خانواده‌ی متعصب و افراطی یهودی که وجود خود را وقف ساختن اسرائیل کرده‌اند(2)، بزرگ شده و مدارک دانشگاهی خود را از دانشگاه‌های "تکنیون" و "وایزمن" اسرائیل دریافت کرده است. او سپس در سال 1969 به عنوان پسادکترا وارد دانشگاه "کرنل" شد. وی در آنجا در سازماندهی محققان، استادان و دانشمندان برای حقوق بشر و آزادی علمی فعالیت کرده و در کمک به دانشمندان مخالف نظام‌های شوروی سابق و چین، کسب شهرت کرد. حداقل یک دانشمند برجسته‌ی روس نوشت که آزادی خود را مدیون لرمان است که در جوامع علمی بین‌المللی، کمپینی برای آزادی او برگزار کرده است. او همچنین یکی از نظامیان اسبق ارتش رژیم صهیونیستی است.(3)

زالفرا لرمان در حال سخنرانی در مؤسسه نوبل در خصوص کنفرانس مالتا

این بنیاد مسئولیت برگزاری کنفرانس‌هایی با نام کنفرانس‌های مالتا را بر عهده دارد. بنیاد کنفرانس‌های مالتا از سال 2003 تاکنون، هر دو سال یک بار اقدام به برگزاری کنفرانس‌هایی به همین نام کرده است. اولین کنفرانس موسوم به "مالتا 1" در آبان ماه سال 1382 (نوامبر سال 2003) در جزیره‌ی بدنام "مالت" برگزار شد.

کنفرانس "مالتا 2" در نوامبر 2005 باز هم در جزیره‌ی مالت تشکیل شد. کنفرانس "مالتا 3" در نوامبر 2007 در استانبول ترکیه و کنفرانس "مالتا 4" در نوامبر 2009 در امان پایتخت اردن برگزار شد. کنفرانس "مالتا 5" نیز در دسامبر سال جاری میلادی در پاریس برگزار خواهد شد. در این کنفرانس‌ها تا کنون فقط کشورهای خاورمیانه و رژیم صهیونیستی شرکت کرده‌اند! البته هر سال تعدادی از برندگان جایزه‌ی نوبل نیز دعوت می‌شوند که تعداد قابل توجهی از آن‌ها نیز لااقل تابعیت دوگانه‌ی اسرائیلی دارند.

این کنفرانس‌ها برای اولین بار از زمان ایجاد اسرائیل در سال 1948، دانشمندانی را از تمام نقاط خاورمیانه گرد هم آورده است. بسیاری از دانشمندانی که در این کنفرانس‌ها شرکت می‌کنند، در کشور خودشان افراد مهمی هستند، از رؤسای دانشگاه‌ها گرفته تا رؤسای تشکل‌های علمی و دانشمندان برجسته که حضور آن‌ها می‌تواند اثرات مهمی در چشم‌انداز سیاسی در کشورهایشان به جا بگذارد. از نکات قابل توجه این کنفرانس این است که با وجود آنکه بیش از 70 درصد دانشمندان شرکت کننده در این کنفرانس از کشورهای مسلمان خاورمیانه هستند، اما در حاشیه کنفرانس مشروبات الکلی سرو می‌شود!

خانم لرمان به عنوان رئیس این بنیاد به صراحت هدف از برگزاری این کنفرانس‌ها را چنین بیان می‌کند: «خاورمیانه نمی‌تواند به طور دائم در حالت جنگ باقی بماند و تماس‌های چهره به چهره‌ی مردم کشورها می‌تواند منجر به روابط دوستانه‌ی بلند مدتی شود که اختلافات سیاسی و فرهنگی را از میان بردارد.» او همچنین ادامه می‌دهد: «دانشمندان می‌توانند کارهایی بکنند که وکلا، دیپلمات‌ها، سربازان و رؤسای جمهور قادر به انجام آن نیستند».

متأسفانه از همان کنفرانس «مالتا 1»، عده‌ای از دانشمندان ایرانی نیز بدون توجه به ماهیت این نوع دام‌های صهیونیستی، در این کنفرانس‌ها شرکت کردند. نتیجه‌ی این غفلت، انتقال یافته‌های تحقیقات تجربی و استراتژیک دانشمندان ایرانی (مانند فن‌آوری ساخت حسگرهای پیشرفته که بودجه‌ی عظیمی از بیت‌المال صرف تحقیق و طراحی آن شده بود) به دست دانشمندان صهیونیست است. دردمندانه‌تر اینکه کنفرانس‌های دوسالانه بعدی یعنی "مالتا 2" و "مالتا 3" و "مالتا 4" نیز میزبان حضور دانشمندان ایرانی بودند.

پایگاه اطلاع رسانی بنیاد کنفرانس‌های مالتا هنوز هیچ اطلاعاتی در خصوص ترکیب شرکت کنندگان کنفرانس "مالتا 5" منتشر نکرده است که مشخص شود آیا باز هم اساتیدی از کشورمان در این کنفرانس شرکت می‌کنند یا خیر! اما قدر مسلم این است که باید جلوی این روند تأسف‌بار سوء استفاده‌ی گسترده‌ی صهیونیستی از علم دانشمندان جوان ایرانی گرفته شود.

1-  http://www.maltaconferencesfoundation.org/

2-  http://www.chicagojewishnews.com/story.htm?sid=1&id=253409
Lerman, a former member of the Israeli army

3- (http://www.wrmea.com/component/content/article/280-2006-january-fe).

به گزارش مشرق به نقل از سایت اوباما، اقدام «جان پایک» پلیسی که بر روی سر و صورت دانشجویان روی زمین نشسته در دانشگاه «دیویس»، حجم زیادی از گاز فلفل پاشیده بود، باعث واکنشهای شدیدی از سوی معترضین شده و تصاویر این اقدام، از سوی معترضین در جریان تجمعات مورد استفاده قرار گرفته است.


بر این اساس، برخی گرافیست‌های آمریکایی نیز با ارائه طرح‌هایی قابل توجه از این واقعه، اعتراض خود را به پلیس ایالت کالیفرنیا نشان دادند:


در یکی از این طرح‌ها، بر روی تابلوی معروفی از حضرت عیسی(ع)، تصویر جان پایک اضافه شده که در حال اسپری زدن به صورت ایشان است و این باعث شده که اشک از چشمان حضرت عیسی جاری شود.


در تصویر دیگری در همین رابطه، پلیس آمریکایی در نقاشی معروف تدوین قانون اساسی اولیه آمریکا حضور پیدا کرده و در حال گند زدن به متن قانون اساسی است!


از نگاه گرافیست‌های آمریکایی، پایک حتی به گاندی هم رحم نکرده و در حال اسپری زدن به صورت این چهره صلح طلب است.


در طرح دیگری، پلیس آمریکا در حال اسپری به صورت کودکی نشان داده شده که نگران آینده خود است.


طرحی گرافیکی نیز با این مضمون طراحی شده که پلیس آمریکا نماد بخش سیاه قانون آمریکاست.

به گزارش مشرق به نقل از العالم، "بهاء الاعرجی" رئیس  کمیته مبارزه با فساد در پارلمان عراق و نماینده فراکسیون "الاحرار" در بیانیه ای گفت: دولت اشغالگر آمریکا از طریق بازرس کل بازسازی عراق به سرقت 21 میلیارد دلاراز اموال این کشور اعتراف کرده است که  این مسئله نیز با کوشش فوق العاده کمیته وی و نامه نگاری به  سازمان ملل متحد آشکار شد.

دفترالاعرجی در این بیانیه آمریکا را به سرقت 21 میلیارد دلار از اموال عراق متهم کرد و از مطرح شدن این مسئله در دستور کار هفته آینده مجلس برای بررسی و بازگرداندن اموال ملت عراق خبر داد.

این بیانیه افزود: مسئله سرقت، از طریق بازرس آمریکا در زمینه بازسازی عراق و در پی دخالت کمیته  مبارزه با فساد در پارلمان عراق و نامه نگاری با سازمان ملل برملا شد.

براساس این بیانیه، "اسامه النجیفی" رئیس مجلس عراق هفته جاری نشست مهمی را با بازرس آمریکا در زمینه  بازسازی عراق تشکیل داد و مبلغ 21 میلیارد دلار اموال عراق را که به سرنوشت نامعلومی دچار شده است، بررسی کرد.

دفتر الاعرجی تصریح کرد: این دارایی های عراق، پیش از اشغال نزد آمریکا بود و پس از اشغال به عراق منتقل شد که دو میلیارد از آن در فردوگاه بغداد  به سرقت رفت و هشت میلیارد دلار نیز به منطقه کردستان منتقل شد و 4 میلیارد نیز در دولت "ایاد علاوی" ناپدید شد و مبالغ دیگر نیز در دست بررسی است.

گفتنی است یک بازرس آمریکایی معروف به "بوین" در ژوئن سال جاری، گروههایی را بدون ذکر نام، به سرقت 6.6 میلیارد دلار از هزینه بازسازی عراق متهم کرد و این عملیات را بزرگترین دستبرد در تاریخ آمریکا دانست.

روزنامه "لس انجلس تایمز" آمریکا نیز در گزارش امسال خود نوشت: تحقیقات برای تعیین  سرنوشت اموال عراق که از زمان رژیم صدام مصادره شده بود و پس از اشغال عراق در سالهای 2003 و 2004 میلادی به بغداد منتقل شد، ادامه دارد.

این روزنامه نوشت: این اموال که حدود 20 میلیارد دلاربو؛د در صندوق های پلاستیکی با هواپیماهای نظامی ترابری به عنوان بخشی از طرح بازسازی عراق به این کشور منتقل شد.

"هنری واکسمن " نماینده آمریکا که از منتقدان سرسخت اشغال عراق است، از انتقال 336 تن اموال نقدی به منطقه ای جنگی ابراز تعجب کرد.

روزنامه "واشنگتن پست" نیز چندی پیش در گزارشی اعلام کرد: بیشتر سازمان های نظامی  آمریکایی که مامورهزینه کردن اموال عراق برای بازسازی این کشور بودند، نتوانستند به مقررات آمریکا درباره زیرنظر داشتن این دارایی ها و نوع هزینه کردن آن پایبند باشند.

این در حالی است که دولت عراق چندین بار تهدید کرده است که در صورت ضرورت برای بازگرداندن اموال ناپدید شده، به دادگاههای بین المللی مراجعه خواهد کرد.

همزمان با تشدید حملات نیروهای امنیتی مصر به انقلابیون مصری، شیخ الازهر با صدور بیانیه‌ای ریختن خون شهروندان مصری را حرام اعلام کرد.
به گزارش فارس، "احمد الطیب" در بیانیه‌ای اعلام کرد که خون مصری‌ها همگی پاک و گرانقدرتر از آن است که ریخته شود و مصر امروز فرزندان خود را فریاد می‌زند و از همه می‌خواهد که خویشتنداری کنند.

در این بیانیه آمده است: اگر ما حق تظاهرات‌کنندگان و بیان دیدگاه را برای همه به رسمیت می‌شناسیم پس مسئولیت ملی ما نیز ایجاب می‌کند که مایملک عمومی و خصوصی را حفظ کنیم و پیش از آن نیز جان مصری‌ها و خون‌های گرانمایه آنها را محافظت کنیم خواه این افراد از ملت باشند و یا از پلیس که اینها نیز فرزندان ما و ملت مصر است.

در این بیانیه همچنین آمده است که الازهر تمامی کشته شدگان را در شمار افرادی که در نزد خداوند هستند حساب می‌کند و امیدوار است که نزد خداوند سبحان شهدا محسوب شوند.

شیخ الازهر همچنین تاکید کرد: در شرایط دردناک الازهر شریف بار دیگر بر پرهیز از هر گونه اعمال خشونت‌آمیز و خرابکاری تاکید کرده و خواهان حفظ ویژگی مسالمت‌آمیز انقلاب مصر بدون هیچ گونه خشونت و ریختن خون است.

مشرق: از سالیان دور به این طرف، آمریکا به صورت دوفاکتو، مستقیم یا غیرمستقیم، توسط یهودیان طرفدار اسرائیل و قدرت لابی‌های یهودی آنها هدایت می‌شود. روزنامه اسرائیلی معاریو (Ma´ariv ) در دوم سپتامبر 1994 نوشت:

"آمریکا دیگر دارای دولتی غیریهودی (Goyim ) نیست، بلکه دولتی بر سر کار است که یهودیان در تمام سطوح تصمیم‌گیری آن مشارکت دارند. شاید دیگر بخش‌هایی از قانون مذهبی یهودیت که با عبارت "حکومت‌داری غیریهودی" مرتبط است، باید مورد تجدید نظر قرار گیرد زیرا در آمریکا تبدیل به عبارتی منسوخ شده است."


اولین رئیس جمهور یهودی آمریکا


زمانی که باراک اوباما با شعار پر زرق و برگ و درخشان "تغییر" وارد اتاق ریاست جمهوری شد کمتر رأی دهنده آمریکایی فکر می‌کرد که وی فقط یک نسخه متعادل‌تر از رئیس‌جمهور پیشین خود خواهد بود که تمام مشروعیت و قدرت خود را مدیون لابی صهیونیستی-یهودی است.

یوری آونری (URI AVNERY )، فعال یهودی ضدصهیونیست می‌نویسد: "پس از ماه‌ها رقابت سخت و فشرده، اوباما توانست رقیب قدرتمند خود یعنی هیلاری کلینتون را شکست دهد.... و اولین چیزی که وی پس از این پیروزی انجام داد چه بود؟ وی به کنفرانس لابی اسرائیل، آیپک، رفته و سخنانی بر زبان راند که تمام رکوردهای چابلوسی و تملق را شکست."

در حقیقت متن سخنرانی اوباما در این نشست و نیزسیاست خارجه وی در قبال خاورمیانه توسط "کنفرانس رؤسای سازمان‌های یهودی بزرگ آمریکا" تدوین شده بود. وی بار دیگر در سال 2011 برای اعضای لابی صهیونیستی آیپک سخنرانی کرده و به مانند قبل اظهارات خود در مورد حمایت بی قید و شرط از موجودیت و امنیت اسرائیل را اعلام نمود.  

برای دریافت متن سخنرانی اوباما در نشست آیپک در سال 2008 اینجا و 2011 اینجا کلیک کنید.


فایل تصویری بخشی از سخنرانی اوباما در آیپک در سال 2008

 

اولین سخنرانی انتخاباتی اوباما در سال 2008 در آیپک برگزار شد

در جولای 2011، استیو شِفی (Steve Sheffy ) روزنامه‌نگار آمریکایی حامی اسرائیل با انتشار مقاله‌ای در  "هافینگتون‌پست" اعلام کرد که باراک اوباما بیشترین حمایت‌ها را در میان رؤسای جمهور آمریکا از اسرائیل به عمل آورده است: "رئیس‌جمهور اوباما همکاری‌های نظامی بین اسرائیل و آمریکا را به میزان بی‌سابقه‌ای ارتقاء داده است.... اوباما بیش از هر رئیس‌جمهور دیگری در تاریخ آمریکا کمک‌های امنیتی به اسرائیل ارائه نموده است. وی با هر گونه اقدام بین‌المللی جهت مشروعیت‌زدایی از اسرائیل مقابله کرده است. او از شرکت در نشست‌های دوربان یک و دو به علت برنامه‌های ضداسرائیلی آنها اجتناب ورزید. وی گزارش گلداستون را محکوم نمود. آمریکا در دوران اوباما تنها یک بار از حق وتو استفاده کرده است و آن هم در زمانی که شورای امنیت سعی داشت قطعنامه‌ای در محکومیت شهرک‌سازی‌های اسرائیل به تصویب برساند."

کمک‌های نظامی آمریکا به اسرائیل در دوران اوباما نیز تداوم یافته و سیر صعودی خود را ادامه داد. وی در سال 2009 با فروش ده‌ها فروند جنگنده اف‌35 به اسرائیل موافقت نمود. وی همچنین اولین رئیس‌جمهور آمریکا بود که اجازه فروش موشک‌های ضدپناهگاه (bunker buster ) را به اسرائیل صادر کرد. به گزارش وزارت امور خارجه آمریکا کمک‌های نظامی این کشور به اسرائیل هر سال چند صد میلیون دلار افزایش خواهد یافت. از زمان روی کار آمدن اوباما، آمریکا در حدود 11 میلیارد کمک مالی بلاعوض به اسرائیل ارائه کرده است که بخش اعظمی از این کمک‌ها به صورت تجهیزات نظامی بوده‌اند.


برنامه ده ساله دوم: کمک نظامی پیشنهاد شده آمریکا به اسرائیل طی سال مالی 2009 تا 2018

سال مالی 2009

2.55 میلیارد دلار

سال مالی 2010

2.77 میلیارد دلار

سال مالی 2011

3 میلیارد دلار

سال مالی 2012

3.9 میلیارد دلار

*اولین رئیس‌جمهور یهودی آمریکا


اوباما خطاب به پرز: "چکار می‌توانم برای اسرائیل انجام دهم؟"      هاآرتص – 17 نوامبر 2008

 

ابنر میکونر (Abner Mikvner )، نماینده صهیونیست سابق کنگره، قاضی فدرال، مشاور بیل کلینتون و یکی از حامیان اولیه اوباما معتقد است که "باراک اوباما اولین رئیس جمهور یهودی است". این سخنان میکونر منعکس کننده تعهد یکجانبه و بلند مدت اوباما به دولت یهود و وفاداری وی به ساختار قدرت صهیونیست‌ها در داخل آمریکا، و نیز تلاش طولانی مدت و موفقیت‌آمیز شبکه‌ای متشکل از صهیونیست‌های قدرتمند مالی و سیاسی در وارد ساختن اوباما به دستگاه سیاسی "اول اسرائیل" است.

وب‌سایت "اخبار یهودی شیکاگو" (chicagojewishnews.com ) که به عنوان یک ارگان تبلیغاتی برای اسرائیل فعالیت می‌کند، در 24 اکتبر 2008 مقاله‌ای طولانی در مورد "اوباما و یهودیان" به قلم پائولین دوبکین (Pauline Dubkin ) منتشر کرد. در این مقاله به سخنان یک ناظر یهودی مسائل سیاسی اشاره شده بود که گفته بود: "یهودی‌ها او [اوباما] را ساختند. هر کجا که بنگرید شاهد حضور یهودیان خواهید بود."



حضور اوباما در موزه یاد واشم اسرائیل و ادای احترام به قربانیان افسانه هولوکاست!


تبدیل کردن اوباما به یک حامی اسرائیل از زمان تحصیل وی در دانشکده حقوق هاورارد آغاز شد. وی در آنجا توسط یک استاد صهیونیست به نام مارتا مینو (Martha Minow ) شناسایی شد. مینو وی را فردی باهوش، نویدبخش، از نظر سیاسی جاه‌طلب و آماده جذب معرفی نمود. مینو، اوباما را به اعضای خانواده، شامل پدرش که یکی از دلالان بزرگ خرید آراء برای دموکرات‌ها بو و نیز دیگر دوستان صهیونیست خود که صاحب شرکت‌های حقوقی در شیکاگو بودند معرفی نمود تا اوباما را استخدام نمایند. به طور خلاصه، اولین قدم در عضوگیری صهیونیست‌ها شامل استفاده از یک شخص دانشگاهی برجسته برای تماس اولیه و سپس دادن وعده پیشرفت کاری از طریق یک شبکه شغلی بود.



مارتا مینو

استاد صهیونیست دانشگاه هاروارد که اوباما را به دوستان یهودی خود معرفی نمود


گام دوم عبارت بود از معرفی اوباما به مجمعی از دوستان و همسایگان در جامعه یهودی که شامل حامیان مالی برجسته صهنویست نیز می‌شد. مشوقین اولیه اوباما نقشی کلیدی در متعاقد ساختن وی داشتند مبنی بر اینکه آینده سیاسی او وابسته به حمایت متحدین صهیونیست است و اینکه حمایت صهیونیست‌ها نیز به تعهد کلی وی به برنامه‌هایی است که منافع اسرائیل را در درجه اول اولویت قرار می‌دهند.

در پایان دهه 1990، اوباما توانسته بود به خوبی در شبکه حزب دموکراتیک لیبرال صهیونیست جای بگیرد و از طریق همین شبکه وی دو نفر از شاخص‌ترین چهره‌های صهیونیست‌ را که در برنامه‌های تبلیغاتی ریاست جمهوری وی نقشی اساسی داشتند را پیدا نمود: دیوید اکسل رود (David Axelrod استراتژیست سیاسی ارشد اوباما از سال 2002 تا کنون و بتی لو سالتزمن (Betty lu Saltzman ) معمار اصلی مبارزات انتخاباتی اوباما در سال 2008.


دیوید اکسل رود

از یهودیان برجسته شیکاگو و استراتژیست سیاسی ارشد اوباما

بتی‌لو سالتزمن

معمار اصلی انتخاباتی اوباما در سال 2008


سالتزمن دختر فیلیپ کلوتزنیک (Phillip Klutznick )، میلیاردر و حامی متعصب اسرائیل، است. سالتزمن اذعان نموده است که اگر اوباما به منافع اسرائیل پایبند نمی‌ماند، هرگز امکان نداشت که صرفا به علت "هوش" یا سیاست‌های لیبرال وی از او حمایت به عمل آورد. (اخبار یهودی شیکاگو، 24 اکتبر 2008)

زمانی که اوباما در سنای ایلینویز فعالیت می‌کرد دارای یک اتاق مشترک با یک یهودی ارتدوکس و  متعصب به نام ایرا سیسلوراشتاین (Ira Silverstein ) بود. به گفته وی "احساسات آنها در قبال طرفداری از اسرائیل به یکدیگر نزدیک بود"، چنان که هرگاه سیلوراشتاین قطعنامه‌ای در مورد محکومیت اقدامات سازمان آزادیبخش فلسطین (ساف) ارائه می‌کرد، اوباما فورا آن را امضاء می‌نمود." (همان)

اکسلورد، کلوتزنیک و دیگر استراتژیست‌های اوباما به وی که هم‌اکنون به طور کامل در ساختار قدرت صهیونیستی جای گرفته بود، توصیه نمودند که در راستای تلاش برای پیروزی در انتخابات مجلس سنا، زیارت اجباری اسرائیل را به جای آورده و مراتب احترام خود را به رهبرانش ارزانی دارد. در سفر دو سال بعد اواما به اسرائیل، نائب رئیس فدراسیون یهودی کلان‌شهر شیکاگو نیز وی را همراهی کرد. اوباما، با هدایت صهیونیست‌ها، با اسرائیل رابطه برقرار کرد و به عنوان یک سیاستمدار آمریکایی-آفریقایی کاملا صهیونیست به آمریکا بازگشت.



حضور اوباما در دیوار غربی مسجد الاقصی معروف به دیوار ندبه


با تأییدات ساختار قدرت صهیونیستی، پایگاه مالی اوباما گسترش یافته و شامل برخی از ثروتمندترین یهودیان آمریکایی حاملی اسرائیل شد. در میان این یهودیان می‌توان به نام لستر کراون (Lester Crown ) اشاره نمود که پسرش جیمر کراون (James Crown ) هدایت برنامه‌های مالی امور تبلیغاتی اوباما را در ایالت ایلینویز بر عهده داشت.

 

فیلم سخنان اوباما در مورد رابطه ویژه بین اسرائیل و آمریکا

*یهودیان دولت اوباما

خاخام آرنولد ژاکوب وولف (Arnold Jacob Wolf )، یکی از قدیمی‌ترین حامیان اوباما، در مورد انتصاب صهیونیست‌ها در دولت وی چنین می‌گوید: "اوباما با جهان یهودیت یکی شده است." هیچ چیز به غیر از روابط طولانی‌مدت و مستحکم اوباما با ساختار قدرت صهیونیستی نمی‌تواند توضیح دهد که چرا وی این اقتصاددان‌ها و مقامات امنیتی شکست خورده را انتخاب نمود.

تخمین زده می‌شود که در حدود یک پنجم الی یک سوم کابینه اوباما را یهودی‌ها تشکیل می‌دهند. البته میزان یهودیان شاغل در دولت اوباما بیشتر از این رقم است. اگر تمام دستیارها، دستیاران دستیارها، معاونین، حقوقدان‌ها، مشاوریت و دیگر بوروکرات‌های میانه تا سطح بالا را در نظر بگیریم در این صورت تعداد یهودیان دولت اوباما نزدیک به 40 الی 50 درصد خواهد بود. به یاد داشته باشید که قومیت یهود در آمریکا فقط 2 الی 3 درصد جمعیت این کشور را تشکیل می‌دهند، با این حال، چنین سهم بالایی را در دولت اوباما بخصوص در بخش‌های اقتصادی به خود اختصاص داده‌اند. در زیر لیستی از مهمترین یهودیان صهیونیستی که در دولت اوباما فعال هستند ارائه می‌شود:

· دیوید اکسل رود (David Axelrod )؛ مشاور ویژه رئیس‌جمهور؛ اکسلرود یک یهودی است که اوباما را تبدیل به یک نیروی یهودی کرد؛ وی یک چهره عمده سیاسی و اقتصادی بین یهودیان ثروتمند شیکاگو بالاخص خانواده پریتزکر و بسیاری دیگر است.


· جارد برنشتاین (Jared Bernstein )؛ اقتصاددان ارشد و مشاور در حوزه خط‌مشی اقتصادی معاون رئیس‌جمهور.


جارد برنشتاین

اقتصاددان و مشاور جو بایدن


· رام امانوئل (Rahm Emanuel)، رئیس دفتر رئیس‌جمهور؛ پسر یک صهیونیست تروریست؛ دارای تابعیت همزمان اسرائیل و آمریکا.

امانوئل طی جنگ اول خلیج فارس در ارتش اسرائیل خدمت می‌کرد؛ وی از شبکه یهودی برای دستیابی به یک شغل پردرآمد در یک بانک سرمایه‌گذاری استفاده نمود علی‌رغم اینکه دارای هیچگونه تجربه قبلی نبود (وی در کمتر از سه سال بیش از 15 میلیون دلار درآمد کسب نمود)؛ در انتخابات مجلس نمایندگان در سال 2008، امانوئل به عنوان یک نامزد دموکرات بیشترین کمک‌های مالی را از جانب وال‌استریت، صندوق‌های سرمایه‌گذاری، بانک‌ها و سایر بخش‌های مالی دریافت نمود. این در حالی است که نهادهای مالی در سال 2008 به استانه فروپاشی رسیدند.

وی او از اعضای ارشد کمیته روابط عمومی آمریکایی اسرائیلی (آیپک) است و بانی سخنرانی باراک اوباما در زمان مبارزات انتخاباتی ریاست جمهوری آمریکا بود که در آن سخنرانی، باراک اوباما، منافع اسرائیل را منافع آمریکا خواند و تاکید کرد که نخواهد گذاشت تا نظام جمهوری اسلامی به بمب اتمی دسترسی پیدا کند. امانوئل در اکتبر ۲۰۱۰ میلادی، از مقام خود استعفا کرد و به سمت اولین شهردار یهودی شیکاگو رسید.

رام امانوئل و اوباما هر دو عضو کلوپ همجنس‌بازی شیکاگو نیز هستند که در گزارش راهبردی 5 به آن پرداخته شد.



رام امانوئل

رئیس دفتر سابق یهودی اوباما


· ذخیره فدرال (بانک مرکزی آمریکا)؛ یهودیانی به نام‌های برنانکی(Bernanke)، کوهن (Kohn)، وارش (Warsh) و کروزنر (Kroszner) هنوز هم شورای مدیریتی بانک مرکزی آمریکا (گروه اصلی که بر دیگر شعبه‌های منطقه‌ای بانک مرکزی نظارت می‌کند) را هدایت می‌کنند. یک یهودی دیگر به نام فرد میشکین (Fred Mishkin) اخیرا از این شورا استعفا داده اما هنوز دارای نفوذ زیادی در آن است. اوباما فردی به نام دانیل تارولو (Daniel Tarullo) را جایگزین وی ساخت. او نیز احتمالا یک یهودی است – یهودی‌ها اغلب نام خانوادگی یهودی  خود را به به نام‌های خانوادگی ایتالیایی تغیر می‌دهند تا راحت‌تر در آمریکا و جاهای دیگر همرنگ دیگران گردند.

کوین وارش ، دونالد کوهن  و بن برنانکی  میراث یهودی دولت‌های قبل از اوباما

 


دانیل تارولو

صهیونیستی که توسط اوباما وارد شورای مدیریتی بانک مرکزی آمریکا شد

 

تیموتی گایتنر (Tim Geithner)؛ اطلاعات قابل اعتمادی وجود دارند مبنی بر اینکه وی یهودی است. همسر وی نیز یک یهوی به نام کارول سوننفلد (Carole Sonnenfeld) است. وی طی بحران‌های مالی بزرگ ریاست بانک مرکزی شعبه نویورک را بر عهده داشت که یکی از قدرتمندترین شعب این بانک محسوب می‌شود.


تیموتی گایتنر، هفتاد و پنجمین وزیر خزانه‌داری یهودی آمریکا


· النا کاگان (Elena Kagan)؛ رئیس دیوان عالی آمریکا


النا کاگان، صهیونیستی که رئیس دیوان عالی آمریکا شد


سالی کاتزن (Sally Katzen)؛ مشاور حقوقی ارشد اوباما و بایدن.


سالی کاتزن


· رون کلاین (Ron Klain)؛ رئیس دفتر معاون رئیس‌جمهور. وی در کنار یک یهودی دیگر (رام امانوئل) دیدارها و تقویم کاری رئیس جمهور و معاون رئیس جمهور آمریکا را تنظیم می‌کند.


رون کلاین


· اریک لندر (Eric Lander) و هارولد ای. وارموس (Harold E. Varmus)؛ رؤسای شورای علم و تکنولوژی ریاست‌جمهوری

وارموس و لندر، سکانداران یهودی شورای علم و تکنولوژی ریاست جمهوری


· جاکوب لو (Jacob Lew) و جیمز اشتاینبرگ (James Steinberg)؛ معاونین وزیر امور خارجه، یعنی اگر اتفاقی برای هیلاری کلینتون بیفتد یکی از این دو نفر مسؤولیت وزارت امور خارجه آمریکا را بر عهده خواهند گرفت. این دو نفر جزو صهیونیست‌های متعصب طرفدار اسرائیل محسوب می‌شوند بنابراین مشخص نیست که چگونه قرار است در امور مربوط به خاورمیانه بی‌طرفانه قضاوت نمایند.


لو و اشتاینبرگ، معاونین یهودی هیلاری کلینتون

·

الن موران (Ellen Moran)؛ مدیر ارتباطات کاخ سفید.


الن موران


· دنیس راس (Dennis Ross)؛ فرستده ویژه اوباما به خاورمیانه و هماهنگ کننده امور مناسبات ایران و آمریکا. وی یکی از مؤلفین متن سخنرانی اوباما در آیپک در سال 2008 بود. او در دولت‌های بوش پدر و پسر و کلینتون مسؤول یافتن رهیافت‌هایی جهت حل و فصل مسایل مرتبط با درگیری‌های اسرائیل و فلسطینیان بود که البته پیشرفتی در آن حاصل نشد.

دنیس راس در کنار بنیامین نتانیاهو


· رابرت روبین (Robert Rubin)؛ مشاور اقتصادی اوباما و بایدن.

رابرت روبین

 

دانیل بی. شاپیرو (Daniel B. Shapiro)؛ رئیس میز خاورمیانه در شورای امنیت ملی ؛ همچنین یک لابی‌گر مشهور در واشنگتن.

شاپیرو در حضور شیمون پرز

 

ماری شاپیرو (Mary Schapiro)؛ رئیس کمیسیون اوراق بهادار و بورس؛ یک بروکرات یهودی که از زمان ریگان تاکنون در تمام دولت‌های آمریکا فعالیت نموده است. وی نفوذ زیادی در بازار بورس وال‌استریت دارد.

ماری شاپیرو

مجله تایم به وی لقب کلانتر وال‌استریت را داده است

·

فیل شیلیرو (Phil Schiliro)؛ دستیار امور حقوقی رئیس‌جمهور.

فیل شیلیرو

·

لاورنس (لری) سامرز (Lawrence (Larry) Summers)؛ رئیس شورای اقتصاد ملی کاخ سفید؛ از مدیران وال‌استریت و بانک جهانی.

لاورنس سامرز


مونا ساتفن (Mona Sutphen)؛ قائم مقام رئیس دفتر رئیس‌جمهور؛ نفر دوم پس از امانوئل.


ساتفن در کنار اوباما و اکسلرود

 

· سونیا سوتومایر (Sonia Sotomayor)؛ قاضی یهودی دیوان عالی. به خاطر حمایت سرسختانه از آزادی سقط جنین، آزادی حمل سلاح و آزادی همجنس‌بازی معروف است.



سونیا سوتو مایر، قاضی همجنس‌باز دیوان عالی آمریکا

 


*تغییری که هرگز رخ نداد!

 


آقای تغییر با حمایت رأی‌دهندگانی وارد کاخ سفید شد که مشتاق بودند بدانند تغییر چگونه خواهد بود. اما هم‌‌اکنون حتی وفادارترین طرفداران وی نیز نمی‌توانند بدین سؤال پاسخ دهند. هم‌کانون نارضایتی افکار عمومی از دولت اوباما افزایش چشمگیری یافته و حتی منجر به اعتراضات خیابانی نیز شده است. البته این اعتراضات نه فقط دولت اوباما بلکه تمام سیستم کاپیتالیستی غرب را نشانه گرفته‌اند.

در زیر اشاره‌ای اجمالی به برخی از مهمترین وعده‌های اوباما که هیچگاه عملی نشدند شده است:


مراقبت‌های بهداشتی برای همه

هم‌اکنون علی‌رغم تصویب قانون مراقبت‌های بهداشتی اوباما هر آمریکایی که در سال کمتر از 000/30 دلار درآمد دارد برای پرداخت ویزیت یک دکتر ساده نیز مشکل خواهد داشت. وی در سال 2007 وعده داد که در آینده همه آمریکایی‌ها باید به مراقبت‌های بهداشتی اولیه دسترسی داشته باشند.

بنا بر گزارش‌ها، اوباما بخش‌های زیادی از قانون پیشنهادی خود را تعدیل نمود تا بتواند در قوانین دیگر از جمهوری‌خواه‌ها امتیاز بگیرد. دفتر بودجه‌ای کنگره برآورد نموده است که اگر تمام عناصر قانون تصویب شده توسط اوباما تا سال 2014 به اجراء گذارده شوند، هنوز هم 22 میلیون آمریکایی از خدمات اولیه بهداشتی محروم خواهند بود.


تعطیلی گوانتانامو

تعطیل کردن گوانتاناموف به عنوان سمبل کارهای نادرست دوران بوش از نظر لیبرال‌ها، می‌توانست هدفی بسیار ساده برای رئیس‌جمهور جدید و محبوب و نیز اکثریت دموکرات کنگره باشد. در حقیقت اوباما وعده انجام این کار را نیز داده بود. اما امروز اوباما از وعده خود برای تعطیلی این مکان عقب‌نشینی کرده، ستور ادامه دادگاه‌های نظامی را صادر نموده و حتی محاکمه مظنون حملات 11 سپتامبر را از یک دادگاه غیرنظامی در نیویورک به یک دادگاه نظامی سری در گوانتانامو منتقل نموده است.

تصاویری از زندان گوانتانامو



دفاع از حقوق کارگران

وی در میتینگ‌ها تبلیغاتی خود در سال 2007 که در دوران ریاست‌جمهوری وی تمام کارگران آمریکایی از حق سازماندهی و مذاکره جمعی برخوردار خواهند بود. اما ظاهرا این وعده وی فقط در حد شعار باقی مانده و وی تاکنون فعالیتی برای عملی ساختن این وعده خود انجام نداده است.


اصلاح قانون میهن‌پرستی

بر اساس این قانون و نیز مجوز استراق‌سمع نامحدودی که در دوران بوش به تصویب رسیدند، هر شهروند آمریکایی یک مظنون تروریست به شمار می‌رود. علی‌رغم آنچه در میان افکار عمومی شایع است، اوباما هیچگاه مخالفتی با این نوع قوانین و مجوزها نداشت. دولت وی قانون میهن‌پرستی را حتی بیش از آنچه جمهوری‌خواهان انتظار داشتند یعنی تا سال 2013 تمدید نمود تا بدین ترتیب این موضوع در انتخابات سال 2012 برای وی مشکلی پیش نیاورد.

قانون میهن پرستی که از سال 2001 هر شهروندی را تبدیل به یک مظنون نموده است


وعده پایان جنگ‌ها

یکی از مهمترین وعده‌های وی پایان جنگ‌های آمریکا در کشورهای خارجی بود. تعدادی از نیروهای آمریکایی از عراق خارج شده‌اند اما هنوز وضعیت امنیتی این کشور باثبات نیست. در افغانستان اوباما در چندین نوبت دستور افزایش تعداد سربازان آمریکایی را صادر نمود و فرماندهان نظامی وی نیز معتقد هستند که تا سال 2014 امکان خروج از این کشور میسر نخواهد بود. هم‌اکنون نیروهای آمریکایی تعداد بیشتری از کشورها را نسبت به دوران بوش آماج حملات خود قرار داده‌اند. اوباما نام کشورهای پاکستان، لیبی و یمن را نیز به لیست بمباران‌های هوای اضافه نمود.


افزایش بودجه نظامی

علی‌رغم چهره صلح‌طلبی که از اوباما در رسانه‌های تصویری غرب ارائه شده وی بودجه نظامی این کشور را به مقدار زیادی افزایش داد. دولت بوش که کار خود را با 310 میلیارد دلار بودجه دفاعی در سال 2001 آغاز کرده بود، به بهانه «جنگ با تروریسم» رقم 344 میلیارد و 400 میلیون دلار را برای سال 2002 به تصویب کنگره رسانید. این مبلغی است بسیار بیش از آن چه که در اوج جنگ جهانی دوّم خرج می‌شد.

به‌رغم پایان یافتن دوران زمامداری جرج بوش، فرایندی که او آغاز کرد همچنان ادامه دارد. امروزه دولت باراک اوباما برای سال مالی 2011 بودجه‌ای معادل 548 میلیارد و 900 میلیون دلار برای وزارت دفاع (پنتاگون) در نظر گرفته است یعنی 15 میلیارد دلار بیش از سال 2010. کل بودجه دفاعی آمریکا، اعم از بودجه پنتاگون و سایر وزارتخانه‌ها و نهادها، در سال 2009 معادل 782 میلیارد دلار بود که در سال 2010 به 855 میلیارد دلار رسید و در سال 2011 حدود 895 میلیارد دلار خواهد بود.


شکست وعده‌های اقتصادی

بنا بر آمارها، در دوران اوباما تقریبا 89 درصد منافع رشد اقتصادی به سوی بخش شرکتی سرازیر شده است و شهروندان عادی از نرخ بالای بی‌کاری و کاهش درآمدها رنج می‌برند. وی در سال 2008 اعلام کرده بود که در صورت پیروزی در انتخابات ریاست جمهوری: "مؤسسات مالی سهم خود را پرداخت خواهند کرد، و مالیات‌دهندگان آمریکایی دیگر هرگز مجبور نخواهند شد که پول خود را صرف مسؤولیت‌گریزی و حرص و طمع وال‌استریت بکنند. این وعده‌ای است که هم‌‌اکنون می‌دهم و به عنوان رئیس‌جمهور نیز بدان پایبند خواهم ماند." این در حالی است که هم‌اکنون پس از گذشت سه سال از این وعده خود مردم آمریکا بسیج شده‌اند تا گاو غران وال‌استریت را به زانو درآورند (به گزارش های 3 و 4 رجوع نمایید).

 

 

شبکه "ای بی سی" نیوز آمریکا از بازداشت 12 نفر از جاسوسان این کشور در لبنان و ایران خبر داد.

به گزارش عصر ایران، این شبکه تلویزیونی آمریکا اعلام کرد: دولت آمریکا نگران است که بیش از 12 نفر از جاسوسان سیا که در ایران و لبنان بازداشت شده اند ، اعدام شوند.

این شبکه گزارش داد این جاسوسان مبالغ مالی را میان مخبرین و خبرچین های فعال علیه ایران و حزب الله لبنان توزیع کرده بودند.

روزنامه آمریکایی لوس آنجلس تایمز هم نوشت: آژانس جاسوسی مرکزی آمریکا (سی آی ای ) مجبور شده عملیات جاسوسی خود را در لبنان متوقف کند چرا که شمار زیادی از خبرچین های سیا در این کشور ، بازداشت شده اند.

روزنامه لس آنجلس تایمز به نقل از چند مقام آمریکایی  و منابع دیگر می نویسد: سیا مجبور شد عملیات های جاسوسی خود را در لبنان متوقف کند. لبنان برای سیا مرکز اصلی عملیاتی به شمار می رود و مخبرین و خبرچین های آمریکایی و مزدوران سیا اطلاعات جاسوسی را درباره سوریه و گروه های تروریستی (گروه های مقاومت ضداسرائیلی) و دیگر اهداف، جمع آوری می کردند.

توقف فعالیت های سیا در لبنان به دلیل بازداشت  جاسوسان و مخبرین سیا در سال جاری میلادی در شهر بیروت انجام شد.
به نوشته منابع آمریکایی، بیروت مرکز اصلی نظارت بر ناآرامی ها در خاورمیانه است.

عملیات های جاسوسی آمریکا در لبنان از تابستان گذشته متوقف شد ولی معلوم نیست این روند دوباره آغاز شده است یا خیر.
مایک روجرز رئیس کمیته اطلاعات و امنیت در مجلس نمایندگان آمریکا نیز اخیرا با سفر به بیروت با شماری از جاسوسان و عناصر اطلاعاتی آمریکا در لبنان ملاقات کرد.

منابع دیگر نیز گفته اند که عناصر سیا با خبرچین های لبنانی در یکی از شعبه های رستوران پیتزا هات در بیروت ملاقات کردند و همین موضوع باعث شد تا مقامات لبنان و حزب الله ، به شناسایی عوامل اطلاعاتی آمریکا بپردازند.

4 مقام فعلی و گذشته در سیا هم گفته اند که حزب الله توانست محل نشست های عناصر سیا با خبرچین های لبنانی را از طریق دو خبرچین لبنانی دو جانبه کشف کند.

محل نشست ها رستوران پیتزا هات بود و عناصر سیا از رمز پیتزا برای مشخص کردن محل نشست ها استفاده می کردند. حزب الله از این طریق توانست به هویت شماری زیادی از عوامل و خبرچینهای سیا پی ببرد.

البته قبل از این، مقامات سیا در آمریکا هشدار داده بودند عملیات های جاسوسی در لبنان به دلیل برگزاری نشست های متعدد در یک مکان خاص، افشا خواهد شد.

دستگاه اطلاعات و امنیت لبنان و حزب الله برای کشف شبکه های جاسوسی اسرائیل و آمریکا در لبنان، با یکدیگر همکاری و مشارکت دارند.

کیهان نوشت: یک روزنامه صهیونیستی اعلام کرد اوباما به خاطر سخنان در گوشی با سارکوزی علیه نتانیاهو، شایستگی حمایت لابی یهودیان را از دست داده است.

روزنامه یدیعوت آحارونوت نوشت: باراک اوباما نشان داده که نمی تواند خود را به عنوان دوست اسرائیل معرفی کند و رای دهندگان یهودی در آمریکا دیگر نمی توانند به وی اعتماد کنند.

این روزنامه نوشت: در حال حاضر همه از جزئیات گفتگوی اخیر باراک اوباما رئیس جمهور آمریکا و نیکلا سارکوزی رئیس جمهور فرانسه درباره بنیامین نتانیاهو نخست وزیر اسرائیل و مسخره کردن وی خبر دارند. سارکوزی در این مکالمه می گوید دیگر نمی تواند نتانیاهو را تحمل کند و او را یک دروغگو توصیف می کند و اوباما نیز در پاسخ می گوید تو از نتانیاهو خسته شده ای اما من مجبورم هر روز با او صحبت کنم. حضور مستقیم اوباما در ترور شخصیت نتانیاهو احتمالاً موجب کاهش حمایت رای دهندگان یهودی آمریکا خواهد شد زیرا آنها به این نتیجه رسیده اند که اوباما به رغم تلاش های اخیرش برای نزدیک شدن به اسرائیل دوست تل آویو نیست.

این روزنامه می افزاید: استراتژی اوباما این است که به طور علنی سیاست هایی در حمایت از اسرائیل اتخاذ کند و از رویارویی علنی با نخست وزیر اسرائیل خودداری کند. اوباما در حالیکه به طور علنی از تعهد خود برای تضمین امنیت اسرائیل و همکاری نزدیک با اسرائیل سخن می گوید در محافل خصوصی با اظهارنظر سران اروپایی درباره این مسئله که نتانیاهو عامل اصلی بن بست در فرایند صلح خاورمیانه است موافقت می کند. این اقدام وی در واقع تضعیف جایگاه نخست وزیر اسرائیل است.

روزنامه صهیونیستی تصریح کرده که بدین ترتیب ما نباید خود را گول بزنیم زیرا او دیگر دوست اسرائیل نیست و نباید در انتخابات سال آینده مورد حمایت قرار گیرد.

درحالی‌که برخی در عراق براین باور بودند، سرنگونی دیکتاتوری صدام، پیشرفت و شکوفایی را به عراق بازخواهد گرداند، بروز پدیده‌ای به نام "ترور دانشمندان و نخبگان" عراقی تمام امیدها را برباد داد تا با ترور ۳ چهارم این دانشمندان و نخبگان توسط آمریکا، عراق روی رشد و پیشرفت را به خود نبیند.

به گزارش فارس به نقل از پایگاه اطلاع رسانی النباء، هنگامی‌که عراق در سال ۲۰۰۳ به دست نظامیان آمریکایی اشغال شد، کم نبودند، عراقی‌های زود باوری که اعتقاد داشتند، این اشغال و به دنبال آن سرنگونی دیکتاتوری "صدام حسین" آنها را از بدبختی و مصایبی که چندین دهه در آن گرفتار بودند، نجات دهد.
درحالی که همه از عراق پس از صدام حسین انتظار رشد و پیشرفت را داشتند، هنوز یک‌سال از اشغال عراق به دست نظامیان آمریکایی نگذشته بود که فاجعه دیگری در این کشور روی داد و به سرعت به یک اپیدمی فراگیر در این کشور تبدیل شد.

* پدیده ترور دانشمندان و نخبگان عراقی یا نگه‌داشتن عراق در عقب‌ماندگی

منظور بروز و گسترش پدیده‌ای به نام "ترور دانشمندان و نخبگان" عراقی بود، این درحالی است که تا پیش از آغاز جنگ عراق در میان کشورهای عربی دارای بالاترین میانگین تحصیل‌کردگان و فارغ التحصیلان دانشگاهی بود.
به همین دلیل این نخبگان به سرعت هدف قرار گرفتند تا از پیش‌رو برداشته شدن موجب تحقق استقلال و پیشرفت کشور خود نشوند و در پس تمام این اقدامات بهانه‌هایی چون وجود سلاح‌های شیمیایی و نامتعارف وجود داشت، این نکته‌ای است که بسیاری در غرب به آن اشاراتی مسقیم یا غیرمستقیم داشته‌اند، مثلا در اواخر سال ۲۰۰۲ میلادی و اندکی پیش از اشغال عراق "مارک کلایتون"، خبرنگار روزنامه "کریستین ساینس مونیتور" دولتمردان آمریکایی را از نخبگان عراقی و قرار داشتن آنها به اصطلاح در پس تولید سلاح‌های شیمایی عراق بازمی‌دارد.

* توصیه‌های مارک کلایتون

پس از آن کلایتون لیستی از دانشمندان عراقی ارائه می‌دهد که در آمریکا تحصیلات خود را سپری کرده بودند و ادعا می‌کند: این دانشمندان و نخبگان از جمله خطرناک‌ترین افراد در عراق هستند، چون در پس تولید سلاح‌های شیمایی قرار دارند و از بازرسان بین‌المللی می‌خواهد فقط به یافتن این سلاح‌ها در عراق اکتفا نکنند، بلکه این افراد را نیز بازداشت کنند.

* ارائه آمار و ارقام از دانشجویان عراقی آمریکا

بر این اساس کلایتون به نقل از برخی کارشناسان که ادعا کرده بود، از وجود این دانشمندان در عراق آگاه بودند، نام نزدیک به ۱۵ دانشمند هسته‌ای تحصیل‌کرده در آمریکا را ارائه می‌دهد و به نقل از "دکتر کاری"، مسئول بازرسان تسلیحات هسته‌ای و شیمیایی در عراق می‌گوید که هنگام بازدید از دانشگاه میشیگان در سال ۱۹۹۳ دریافت که پس از جنگ خلیج فارس بسیاری از دانشجویان عراقی برای تحصیل فیزیک و مهندسی هسته‌ای راهی آمریکا شده بودند و هنگامی‌که وی برای تعدادی از فارغ التحصیلان رشته مهندسی هسته‌ای سخنرانی می‌کرد، وقتی دریافت ۱۲ نفر از فارغ التحصیلان عراقی هستند، متعجب و شگفت زده شد.
کلایتون در ادامه توضیح می‌دهد: براساس پژوهشی که اخیرا در آمریکا انجام شد، پژوهشگران دانشگاه جورجیا در آتلانتا دریافتند طی سال‌های ۱۹۹۰ تا ۱۹۹۹ این دانشگاه به ۱۲۱۵ نفر از دانشجویان ۵ کشوری که وزارت‌ خارجه آمریکا آنها را حامی تروریسم نامیده، مدرک دکترا در رشته‌های علوم طبیعی و مهندسی داده و از میان این ۱۲۱۵ مدرک ۱۱۲ مدرک دکترا از آن دانشجویان عراقی و در رشته‌های حساس و مهمی چون مهندسی هسته‌ای یا مهندسی شیمی یا میکروب شناسی بوده است.

* قانون آمریکایی مهاجرت دادن دانشمندان عراقی

براساس چنین سیاست‌هایی بود که دولت آمریکا تلاش کرد، یا این دانشمندان را با ترور و قتل از پیش‌رو بردارد یا این‌که آنها را به هر طریق ممکن وادار به مهاجرت از عراق کند و در این راه سیاست‌های قدیمی اسرائیل جهت ترور دانشمندان عراقی را پیش گرفت تا دانشمندانی مانند دکتر "المشد" و "سمیره موسی" و بسیاری دیگر را از پیش‌رو بردارد و پس از آن قانون مهاجرت دانشمندان عراقی را به اجرا گذاشت که به "قانون مهاجرت دانشمندان عراقی" شهرت یافت و براساس آن اعلام شد، به دانشمندان عراقی که اطلاعات موثق و قابل اثبات درباره برنامه هسته‌ای عراق ارائه دهند، مجوز اقامت دائم در آمریکا داده خواهد شد.

* ظرف ۱۶ ماه ترور ۲۵۰ استاد و دانشمند عراقی

پس از آن روند ترورها آغاز شد بگونه‌ای که از آوریل ۲۰۰۳ میلادی آگوست ۲۰۰۴ میلادی یعنی طرف تنها ۱۶ ماه بیش از ۲۵۰ استاد دانشگاه در عراق ترور شدند که آخرین آنها رئیس دایره ترجمه دانشگاه موصل بود و این آشکارا بیانگر وجود توطئه‌ای جهت از بین بردن نخبگان و اندیشمندان عراقی بود، این درحالی است که در همین مدت زمانی بیش از ۱۵۰۰ پزشک و متخصص عراقی ربوده شدند و همین موجب شد تا بسیاری از پزشکان و متخصصان عراقی از کشور خارج و به دیگر کشورهای مهاجرت کنند.

* برخی از سرشناس‌ترین چهره‌ها

اگر بخواهیم از میان سرشناس‌ترین چهر‌های ترور شده در این مدت یاد کنیم باید از افرادی چون دکتر محمد عبد الله الراوی، رئیس دانشگاه بغداد، دکتر صباح محمود الربیعی، رئیس دانشکده تربیت المستنصریۀ و رئیس مرکز تحقیقات آفریقا- آسیای عراق، دکتر عزیز علی، رئیس دانشکده حقوق ورئیس جمعیت صلیب سرخ عراق،‌ دکتر لیلى عبد الجبار، رئیس دانشکده حقوق دانشگاه موصل، جامعۀ الموصل و دکتر حسین یاسین، دانشمند فیزیک عراق و بسیاری دیگر نام برد.

* اهداف نهفته در پس ترورها

اگر بخواهیم هدف آمریکا در پس این ترورها را برشماریم، باید به موارد ذیل اشاره کرد:
یک: تلاش برای جلوگیری از ساخت و بنای عراق هسته‌ای پس از صدام و قرار گرفتن عراق در صدر کشورهای بهره‌برند از دانش هسته‌ای.

دو: ممانعت از مهاجرت این دانشمندان به دیگر کشورهای اسلامی و عربی و در اختیار دادن دانش و آگاهی‌های هسته‌ای و علمی خود به دیگر کشورهای منطقه.

سه: شناخت منابعی که این دانشمندان دانش و علم خویش را از آنها می‌گیرند و خشکاندن این منابع و جلوگیری از نزدیک شدن دیگر دانشمندان جهان اسلام و عرب به حوزه‌هایی که آمریکا آنها را منع کرده بود.

* اتخاذ برخی اقدامات آمریکایی

به این ترتیب آمریکا مجموعه اقداماتی را برای تحقق اهداف خویش پیش گرفت که از آن جمله صدور برخی قطعنامه‌ها توسط شورای امنیت جهت تصرف و به دست گرفتن تاسیسات زیرساختی عراق که به نحوی با برنامه هسته‌ای این کشور ارتباط پیدا می‌کرد و خلع سلاح عراق پس از جنگ دوم خلیج فارس و تحت پیگرد قرار دادن دانشمندان و کارشناسان فعال در برنامه‌های تسلیحاتی و هسته‌ای عراق و پافشاری بر تضمین قطعنامه ۱۴۴۱ شورای امنیت مصوب در سال ۲۰۰۲ که عراق را ملزم می‌کرد، به بازجویی بازرسان بین المللی از دانشمندان و کارشناسانش تن دهد و حتی در صورت لزوم آنها را از کشور بیرون کند.

* دانشمندان عراق برسر دو راهی انتخاب

و به این ترتیب دانشمندان عراق مجبور شدند میان گزینه ارائه دانش‌شان به یکی از کشورهایی که آمریکا برای آنها مشخص می‌کرد، تن دهند و در این‌باره وزارت خارجه آمریکا طرحی به نام "نظارت بر علوم و تکنولوژی و مهندسی عراق" را به تصویب رساند و ۲۰ میلیون دلار صرف آن کرد تا به اصطلاح دانشمندان عراقی را در طرح‌های مسالمت‌آمیز به خدمت گیرد، ‌یا این که آنها به مهاجرت در آمریکا و کار در آنجا و حتی اسرائیل فریب داد و در این میان کسانی‌که هر دو گزینه را رد می‌کردند، بازداشت و زندانی می‌شدند که در این میان باید از دکتر "هدی عماش"، کارشناس و ومتخصص میکروب یولوژی اشاره کرد.

* استفاده از دانشمندان عراقی در سه حوزه کاری

و طی همان سال ۲۰۰۳ برملا شد که آمریکا با هزینه کردن میلیون‌ها دلار تلاش می‌کند، دانشمندان عراقی را در سه حوزه کاری به شرح زیر خدمت گیرد:

یک: استفاده از دانشمندان هسته‌ای عراق در مراکز تحقیقاتی و علمی که در خدمت امنیت ملی آمریکا هستند، مانند مرکز "ساندیا" یا موسسۀ "بروکینگز" و حتی به برخی از آنها تابعیت آمریکایی داد.

دو: استفاده از این دانشمندان در برنامه مشترکی که آمریکا با موسسه علوم و تکنولوژی امارات متحده عربی در حال اجرای آن تا از آنها در راه همکاری‌های علمی و تکنولوژیکی منطقه‌ای استفاده شود.

سه: همکاری این دانشمندان با شعبه آزمایشگاه‌های مرکز "ساندیا" در اردن.

بالطبع این دانشمندان به خدمت گرفته شده، جدای از دانشمندانی بودند که براساس طرح آمریکایی‌-‌صهیونیستی در عراق ترور شدند و براساس آخرین آمارهای به دست آمده تعداد آنها به ۳۱۵ دانشمند می‌رسد.
این درحالی است که آمارهای ارائه شده توسط سندیکای اساتید دانشگاه عراق در بغداد از ترور سه چهارم دانشمندان و کارشناسان عراقی سخن گفته و تاکید می‌کند،‌ ۶۲ درصد دانشمندان و کارشناسان ترور شده دارای مدرک دکترا در رشته مختلف علمی و پزشکی بوده‌اند.

خبرگزاری مهر به نقل از العربیه نوشت: منابع بیمارستانی در مصر لحظاتی پیش از رسیدن آمار کشته شدگان اعتراضات اخیر علیه شورای نظامی حاکم بر این کشور به 33 نفر خبر دادند.

این در حالی است که در جریان اعتراضات اخیر که امروز (دوشنبه) وارد سومین روز خود شد تاکنون صدها نفر طی درگیری با نیروهای امنیتی زخمی و روانه بیمارستان شده اند.

اعتراضات امروز بیشتر در میدان التحریر قاهره و برخی نواحی اسکندریه ادامه دارد که طی آن نیروهای امنیتی مانند روزهای گذشته علیه مردم آتش گشودند.

این در حالی است که حضور یکی از مقامات ارشد نظامی مصر در بین معترضین میدان التحریر در فرونهادن آتش اعتراضات مردم مصر تاثیری نداشت و مردم همچنان به طور گسترده به تظاهرات علیه نظامیان ادامه می دهند.

در تحولی دیگر، نشست فوق العاده هیئت وزیران مصر برای بررسی وقایع اخیر ساعاتی پیش در قاهره برگزار شد و طی آن اعضای هیئت دولت به اتخاذ موضعی مشترکی در برابر تحولات اخیر پرداختند.

این در حالی است که "عصام شرف" نخست وزیر دولت موقت ساعتی پیش به دیدار با ژنرال طنطاوی رئیس شورای عالی نظامی رفت. مردم مصر در اعتراضات اخیر خواهان رفع دخالت نظامیان در امور کشور و کناره گیری دولت موقت شده اند.

یک گزارش محرمانه نشان می دهد که کارکنان محل نگهداری مردگان در آمریکا اجساد بسیاری از نظامیان کشته شده آمریکایی را لابلای زباله ها دفع کرده اند .

به گزارش مشرق، اعترافات سه نفر از کارکنان سردخانه های اجساد در آمریکا نشان می دهد که اجساد ده ها نظامی آمریکایی کشته شده در اشغال افغانستان و عراق توسط آنها سوزانده شده یا به مرکز جمع آوری زباله در پایگاه هوایی دووِر در منطقه دلوِر آمریکا انداخته شده است.

بگفته این کارکنان، دستور دفن اجساد همراه با زباله ها از سوی مقامات بالاتر صادر شده است. آنها همچنین تهدید شده بودند که درباره این موضوع سکوت کنند. دو نفر از این افراد در پی افشاگری فوق از ارتش آمریکا اخراج شده اند.

سال گذشته نیز افشا شد که مرکز ملی دفن اجساد در آرلینگتون آمریکا، اجساد نظامیان آمریکایی را به اشتباه شناسایی کرده و تحویل خانواده های مربوطه داده است.

بر اساس آمارهای رسمی، دست کم 6،325 نظامی آمریکایی تاکنون طی اشغالگری آمریکا در افغانستان و عراق کشته شده اند.

معارضان سوری وابسته به خارج در طراحی نقشه ترور مفتی اعظم سوریه خود را به عنوان مامور گارد ریاست جمهوری معرفی می کنند اما ناخواسته این توطئه خنثی می شود.

به گزارش فارس سناریوی ترور "شیخ احمد بدرالدین حسون" مفتی اعظم سوریه از یک پایگاه الکترونیکی آمریکایی به‌نام "پالتاک" که به اتاق سیاه معروف و پاتوق معارضان سوریه است، آغاز می شود.

این سایت همان سایتی است که توسط ایالات متحده آمریکا طراحی شده و معارضان مزدور نیروهای خارجی نظام سوریه هماهنگی‌ها، برنامه‌ها و توطئه‌های خود علیه ارتش، مراکز دولتی، بیمارستان‌ها و شخصیت‌های مهم را در آن پایه ریزی می‌کنند و این‌گونه به برانگیختن فتنه داخلی در کشور می‌پردازند.

طراحی سناریوی آنها بدین شکل است که با برقراری تماس با شخصیت‌های موردنظر و جا زدن خود به‌عنوان یکی از نیروهای مراکز حساس امنیتی و دولتی خود را معرفی می‌کنند و به محقق ساختن اهداف خود می‌پردازند.

در همین راستا، سناریوی ترور شیخ احمد بدرالدین حسون، مفتی اعظم سوریه کلید می‌خورد. یکی از همین معارضان سوری با برقراری تماس با مفتی سوریه و جا زدن خود به‌عنوان یکی از نیروهای گارد ریاست جمهوری قصد داشت با وی قرار گذاشته، طرح ترور وی را عملی کند.

اما سناریوی ترور این‌گونه ناکام ماند که پیش از برقراری تماس با مفتی اعظم سوریه و درست در زمان طرح‌ریزی نقشه ترور وی، یکی از ماموران امنیتی سوریه که مسئول رصد و پیگیری توطئه‌های معارضان در سایت مذکور بود، متوجه می شود که معارضان قصد ترور مفتی اعظم را دارند.

شکی نبود که این افراد قصد تخریب رابطه شخص بشار اسد و مفتی این کشور را داشته‌اند؛ زیرا از این طریق می توانستند سبب برانگیختن فتنه‌ای بزرگ میان دولت و مسلمانان کشور شوند.

مامور امنیتی پس از شنیدن این نقشه آن را زیاد جدی نگرفت چراکه معتقد بود دست یافتن به تلفن شخصی مفتی اعظم کار ساده‌ای نیست ولی بلافاصله ملاحظه کرد که معارضان پس از برقراری تماس با دفتر مفتی در شهر حلب و جازدن خود به‌عنوان نیروهای گارد ریاست جمهوری، توانستند شماره تلفن منزل شیخ حسون را به‌دست بیاورند.

آنها بلافاصله با منزل مفتی تماس گرفتند و  با همان نقشه قبلی به راحتی شماره تلفن همراه شیخ حسون را به‌دست آوردند. در این لحظه مامور امنیتی که تمام مکالمات معارضان با دفتر و منزل وی را رصد می‌کرد، پیشدستی کرده و بلافاصله و قبل از آنکه معارضان فرصت تماس گرفتن با مفتی را پیدا کنند، به وی زنگ زده و او را از ماجرا آگاه کرد.

این مامور امنیتی پس از برقراری تماس با شیخ حسون خود را به‌عنوان یک شهروند عادی جا زد و به شیخ حسون گفت هم اکنون عده‌ای که خود را از نیروهای گارد ریاست جمهوری معرفی می‌کنند، با شما تماس می‌گیرند و پس از کسب آگاهی درباره محل حضور شما نقشه ترور اجرا خواهند کرد.

با پایان یافتن مکالمه مامور امنیتی با شخص مفتی بلافاصله معارضان با شیخ حسون تماس گرفتند و همان‌گونه که مامور امنیتی، مفتی را آگاه کرده بود، کوشیدند تا با فهمیدن محل حضور وی، نقشه خود را عملی کنند.

خوشبختانه شیخ حسون، مفتی اعظم سوریه که از نقشه شوم آنها باخبر شده بود، در جواب تلفن آنها اعلام کرد که بنده یکی از کارمندان مفتی هستم و ایشان هم‌اکنون اینجا حضور ندارند و من هیچ اطلاعی از محل حضور مفتی ندارم.

معارضان سوری که با ناکامی مواجه شده بودند، با تشدید لحظه خود و تهدید مفتی که در حقیقت خود را به‌عنوان کارمند دفتر مفتی معرفی کرده بود، تلاش کردند از محل حضور مفتی با خبر شوند ولی با تیزهوشی مامور اطلاعاتی و همکاری شخص مفتی، نقشه ترور خنثی شد و معارضان نیز ناکام ماندند.

در پی این ناکامی، آن دسته از معارضان بسیار خشمگین شده و با طراحی نقشه دیگری فرزند شیخ حسون مفتی اعظم سوریه را به شهادت می‌رسانند.

برخی از معارضان سوری وابسته به خارج با دریافت کمک‌های مالی و تسلیحاتی از کشور عربستان و اردن، آمریکا و برخی دول اروپایی سعی دارند با ترورهای کور در برخی شهرهای سوریه علاوه بر ایجاد ناامنی، درگیری‌های طایفه‌ای و جنگ داخلی بین نیروهای امنیتی و مردم ایجاد کنند.

مردم سوریه و طیف‌های مختلف معارضان داخلی و حامیان نظام با آگاهی از این توطئه در راهپیمایی‌های مختلف ضمن محکوم کردن این اقدام، از هرگونه جنگ داخلی و برادرکشی در سوریه اعلام برائت کرده‌اند.

وزیر امور خارجه امریکا که در هفته‌های اخیر تمرکز خود را بر روی اظهارنظرهای جنجالی علیه ایران اختصاص داده، مجددا سخنانی را در ارتباط با مسائل داخلی ایران و رابطه میان مردم و مسئولان بیان کرده که به عنوان قطعه‌‍ای دیگر از پازل سخنرانی‌های او در تلویزیون فارسی دولت انگلیس و همچنین شبکه دولتی امریکا ارزیابی شده است و نشانگر واهمه کاخ سفید از افزایش روزافزون تاثیرگذاری ایران بر مردم جهان به ویژه در جریان جنبش‌های اخیر خاورمیانه و مساله بیداری اسلامی است.

به گزارش رجانیوز، هیلاری کلینتون روز گذشته با حضور بر روی یک ناو جنگی امریکا در خلیج مانیل، تلاش کرد تا با چند دسته جلوه دادن مسلمانان خاورمیانه و تقابل آنان با یکدیگر، ایالات متحده را طرفدار اسلام و مسلمانان معرفی کند؛ البته اسلامی که قرار است مورد پذیرش سران کاخ سفید باشد، بر طبق گفته کلینتون نباید از الگوی جمهوری اسلامی ایران تبعیت کند. بلکه کشورهای دیگری نظیر ترکیه، مدل مطلوب امریکا در عرصه فعالیت‌های دینی و اسلامی معرفی شدند.

وی در این زمینه گفته است: «در ترکیه و ایران احزابی حضور دارند که از ریشه‌ها و زمینه‌های مذهبی برخوردارند اما الگو و رفتارشان شدیدا با هم متفاوت است. احزاب مذهبی -از مسلمان تا بودایی- همه باید قوانین و قواعد یک حکومت دموکراتیک را بپذیرند. اینکه مسلمانان و مؤمنان مذهبی نمی‌خواهند یک جامعه دموکراتیک داشته باشند، هم خطرناک و هم توهین‌آمیز و هم یک اشتباه بزرگ است.»

کلینتون از تأثیرپذیری و الگوبرداری انقلابیون خاورمیانه و شمال آفریقا از انقلاب اسلامی ایران هم ابراز نگرانی کرده و با بیان اینکه "هیچ‌کس، یک ایران دیگر در جهان نمی‌خواهد" و بدون اشاره به برخورد خشن و غیرانسانی پلیس این کشور علیه معترضان جنبش "فتح وال استریت" گفت: «اعلام حمایت مسئولان ایران از انقلاب‌های اخیر در حالی که خود این حکومت در برابر مردم، دست به خشونت گسترده زده، نشانه ریاکاری گسترده و حیرت‌انگیزی در این کشور است.»

وزیر امور خارجه امریکا همچنین در ادامه سخنان مداخله جویانه خود در امور داخلی ایران، باز دیگر به حمایت از سران آشوب‌های خیابانی دو سال پیش پرداخت و ضمن متهم کردن نظام ایران به اقدامات غیرقانونی علیه این افراد، از آنان به عنوان "مردمانی که به دنبال دموکراسی‌خواهی و طلب حق خود بودند"، نام برد و بر لزوم حمایت امریکا از این جریان فتنه تأکید کرد.

از سوی دیگر، اگرچه سخنان کلینتون در مصاحبه با بی‌بی‌سی فارسی و اعلام حمایت رسمی ناشیانه او از جریان فتنه، جریان ضد انقلاب را آشفته‌تر کرد و آنان اعلام کردند که وی نباید به این صراحت از رابطه مستقیم و پشت پرده امریکا با براندازان ایرانی خبر می‌داد اما کلینتون در ادامه این اظهارات، این بار خود را در جایگاه مردم ایران هم قرار داده و گفته است: «هیچ کشوری در خاورمیانه وجود ندارد که فاصله میان مردم و حکومت، تا این اندازه زیاد باشد!»

این اظهارات در حالی از سوی وزیر امور خارجه ایالات متحده بیان شده که نگاهی به متحدان این کشور در منطقه، روایت دیگری از تزویر و برخورد دوگانه سران کاخ سفید با جنبش‌های آزادی خواهانه دارد. حمایت کامل امریکا از رژیم آل خلیفه در بحرین که حتی با چراغ سبز این کشور مبنی بر دخالت نظامی عربستان سعودی در بحرین به منظور سرکوب شدید و خشن معترضان همراه شد، مساله‌ای است که هیلاری کلینتون هیچ اشاره‌ای به آن نکرد؛ موضوعی که با حضور پایگاه نظامی ناوگان پنجم امریکا در بحرین بی‌ارتباط نیست.

از سوی دیگر، همراهی دولتمردان این کشور با دیکتاتور یمن و تلاش گسترده برای حفظ علی عبدالله صالح شاهد دیگری در مورد میزان صحت ادعاهای کلینتون، آن هم با متهم کردن جمهوری اسلامی به "ریاکاری" و "دروغ‌گویی" در همراهی و حمایت از بیداری اسلامی در منطقه و شمال آفریقا است.

به نظر می‌رسد پس از سخنان قاطع رهبر معظم انقلاب در دانشکده افسری امام علی (ع) که موجب شد تا مقام‌های امریکایی از جنگ تبلیغاتی خود مبنی بر اقدام نظامی علیه ایران به طور محسوس عقب‌نشینی کنند، اکنون نوبت به کلید زدن پروژه منحرف کردن افکار عمومی جهان از دخالت‌های این کشور در انقلاب‌های خاورمیانه به منظور حفظ منافع در منطقه است؛ پروژه‌ای که برای اجرایی شدن، مانع سرسخت و محکمی به نام جمهوری اسلامی ایران را در پیش روی خود می‌بیند. هم‌افزایی و همراستایی سناریوهای متعدد علیه ایران از جمله مساله نقض حقوق‌بشر با پیشگامی احمد شهید، تمرکز جدی بر روی فعالیت‌های صلح‌آمیز هسته‌ای ایران با استفاده از گزارش اخیر آمانو، سناریوی هالیوودی دست داشتن ایران در طراحی برای ترور سفیر عربستان در واشنگتن از جمله برنامه‌های مطرح در این پروژه است که به‌طور هم‌زمان با هدف اصلی جلوگیری از الگو شدن ایران در تحولات بیداری اسلامی و متقاعد کردن سایر کشورها برای اعمال فشار بیشتر علیه کشورمان تدارک دیده شده است.

رادیو اسرائیل نسبت به خبر برنامه شرکت پخش جبرائیل برای اکران گسترده فیلم «شکارچی شنبه» در دانشگاه‌ها و حوزه‌های علمیه واکنش نشان داد.

به گزارش مشرق ، رادیو اسرائیل در خبر خود آورده است: «جمهوری اسلامی ایران که به اقدام نژادپرستانه ضد یهود جدیدی دست زده و فیلم سراسر افترا و دروغی را برای بدنام کردن اسرائیل تهیه کرده است، اعلام کرد که این فیلم را به طور گسترده در دانشگاه‌های کشور اکران می‌کند.»

مدیرعامل شرکت جبرائیل هم در پاسخ به رادیو اسرائیل گفت: صهیونیست‌ها منتظر برنامه های گسترده‌تری از سوی ما باشند.

«محسن صادقی» مدیرعامل شرکت پخش جبرائیل هم در واکنش به این خبر رادیو اسرائیل گفت: در خبری که رادیو رژیم صهیونیستی منتشر کرده، چند نکته متناقض وجود دارد که خبر را بیشتر به یک واکنش عصبی شبیه می‌کند. البته این عصبانیت صهیونیست‌ها قابل پیش‌بینی بود.

وی افزود: اکران این فیلم در سینماهای تهران پایان نپذیرفته و هنوز فیلم در 8 سینما که لیست آن‌ها اعلام هم شده، ادامه دارد که این مسئله نشانه‌ای از موفقیت فیلم «شکارچی شنبه» است.

وی تناقض دیگر در خبر رادیو اسرائیل را تلاش دولت جمهوری اسلامی ایران برای اکران فیلم «شکارچی شنبه» در دانشگاه‌ها دانست و گفت: در واقع این دانشجویان و طلاب هستند که مشتاق به اکران فیلم در دانشگاه‌ها هستند و این موضوع ناشی از درک بالای آنان از شرایط فرهنگی کشور است و شرکت جبرائیل هم وظیفه خود می‌داند به درخواست آن‌ها پاسخ دهد.

صادقی در ادامه به تناقض دیگر خبر رادیو اسرائیل اشاره کرد و گفت: در این خبر به نتیجه یک نظرسنجی درباره فیلم در تلویزیون اشاره شده و گفته شده که نتیجه این نظرسنجی نشان می‌دهد مردم از فیلم راضی نیستند، در حالی که هرکسی که برنامه «هفت» را در قسمتی که به تحلیل فیلم «شکارچی شنبه» اختصاص داشت دیده باشد، خوب می‌داند که نتیجه دقیقا عکس این قضیه بود و بیش از 40درصد نظردهندگان، فیم را عالی دانسته بودند و مصاحبه‌های مردمی هم همین را نشان می‌داد.

مدیرعامل شرکت جبرائیل گفت: اینکه صهیونیست‌ها از اکران این فیلم عصبانی هستند، طبیعی است و از ابتدای اکران فیلم تا حالا چندین بار اتفاق افتاده است و ما نه تنها از این واکنش‌ها عصبانی نمی‌شویم بلکه برای ادامه کار خود مصمم‌تر هم می‌شویم.

وی با بیان اینکه ما از ابتدا برای اکران این فیلم غسل شهادت کرده بودیم، افزود: در پاسخ به این خبر رادیو اسرائیل در هفته آینده در چند سینما برنامه‌های مفصلی ضمن اکران فیلم خواهیم داشت. صهیونیست‌ها منتظر برنامه‌های گسترده‌تر و حرکتی شهادت‌طلبانه از جبرائیل در اکران فیم «شکارچی شنبه» باشند.

مدیرعامل شرکت پخش جبرائیل در پایان گفت: با همه اهمیتی که این فیلم دارد و عصبانیتی که اکران آن برای صهیونیست‌ها به وجود آورده است، متاسفانه بسیاری از مسئولان و ارگان‌های مرتبط از فیلم حمایت نکردند که جای تاسف دارد.
وی افزود: به زودی اسامی ارگان هایی که در اکران فیلم همکاری کردند را به نشانه تشکر و ارگان‌هایی که همکاری نکردند را به نشانه گلایه منتشر خواهیم کرد.

سخنگوی جنبش آکیوپای معتقد است که عوامل دولت آمریکا در میان معترضین با مبادرت به جرایمی مانند تجاوز جنسی به زنان حاضر در این اعتراضات، ضربه بزرگی به وجهه مردمی معترضین می‌زنند.
به گزارش سایت اوباما به نقل از لیبر یونیون، برخی شواهد حاکی از این است که دولت آمریکا با انجام برخی جرایم از سوی اجیرشدگان خود در میان معترضین، در تلاش است وجهه عمومی معترضین را در برابر افکار عمومی تخریب کند.

قتل مشکوک ۴ معترض تنها در فاصله ۴ روز، موضوعی بود که پیش از این، توجه ناظران سیاسی را برانگیخته بود و حالا، تاکید ویژه رسانه‌های دولتی آمریکا بر موضوع افزایش تعداد تجاوزهای جنسی در کمپ‌های معترضین، موضوعی است که به طرز مشکوکی، معترضین، وجهه آنها و ادامه اعتراضات را تهدید می‌کند.
براساس گزارش لیبریونیون، یکی از سخنگویان جنبش "آیکوپای" با بررسی این مسئله، پرده از دخالت آمریکا در افزایش آمار این تجاوزات برداشته است.
وی با اشاره به تمهیدات معترضین برای جلوگیری از افزایش جرایمی چون تجاوزات جنسی در این کمپ‌ها، تصریح کرد: برای این منظور، چادرهایی برای استقرار جداگانه خانم‌ها در نظر گرفته شده است اما شواهد حاکی از این است که افزایش آمار تجاوزها، به خاطر اقدامات دولت است.
وی با اشاره به این موضوع که وقوع هر تجاوز باعث می‌شود که افکار عمومی به این باور برسند که «جنبش اشغال» از مسیر خود منحرف شده و یا این جنبش، یک پدیده خطرناک و مضر برای جامعه است، افزود: این دقیقاً همان موضوعی است که دولت و پلیس به دنبال آن هستند.

این سخنگوی جنبش با بیان اینکه برخورد با «جنبش اشغال» به بهانه افزایش آمار جرم و جنایت در کمپ‌ها، سناریوی بسیار مناسبی است که این روزها دولت آمریکا از آن نهایت بهره را می‌برد، اظهار داشت: اگرچه از دید افراد عادی که به طور دقیق در جریان وقایع اخیر نیستند، تلاش دولت آمریکا برای سرکوب و پایان دادن به تجمعات، کاملاً منطقی به نظر می‌رسد اما شواهدی وجود دارد که حاکی از دخالت دولت در ایجاد ناامنی در فضای کمپ معترضان است. بدین معنا که دولت با وارد کردن برخی افراد که رفتارهای خشن و خطرناک از خود بروز می‌دهند سعی دارد، مسالمت آمیز بودن این اعتراضات را زیر سوال ببرد و برخورد با آن را توجیه پذیر کند.
وی با اشاره به حضور قشر جدیدی از افراد که خود را در میان معترضین جا کرده‌اند، افزود: این‌ها همان افرادی هستند که عوامل نفوذی دولت هستند و مبادرت به انجام جرایم میکنند.

یکی دیگر از شواهدی که دخالت دولت در ناآرام کردن فضای کمپ معترضان را نشان می‌دهد، اصابت گلوله به مردی بود که چند روز پیش در تظاهرات اوکلند شرکت کرده بود. در فیلمی از این واقعه، شاهدین عینی فریاد می‌زنند که ضارب یک پلیس لباس شخصی بوده است.

این موضوعی است که آلکس جونز منتقد برجسته آمریکایی نیز ماه‌ها پیش نسبت به آن هشدار داده بود. وی در جریان اعتراضات لندن، با اشاره به این موضوع که روش جدید دولت‌های غربی برای سرکوب اعتراضات، وارد کردن عناصر نفوذی با اقدامات خشن در میان معترضین است، افزوده بود: به خاطر اقداماتی که این عوامل نفوذی انجام می‌دهند، افکار عمومی به این نتیجه می‌رسد که اعتراضات باید سرکوب شوند.

مرتضی غرقی: این روز‌ها طرابلس شاهد برگزاری کنفرانس زن با حضور شخصیت‌های غربی طرفدار مکتب فمنیسم است. کنفرانسی که در نشست افتتاحیه آن خانم کاترین اشتون مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا حرف آخر را در اول کنفرانس زد. او در سخنان خود از مسئولان لیبیایی خواست تا دیدگاه‌های اتحادیه اروپا در مورد زنان به ویژه برابری جنسیتی را در قانون اساسی آینده این کشور ملحوظ کنند. هنوز صدای گلوله در اطراف طرابلس و دیگر شهر‌های لیبی در گوش زنان لیبیایی طنین‌انداز است و جامعه لیبیایی با کوهی از مشکلات اولویت‌های مهم‌تری دارد که خود غربی‌ها بهتر از آن مطلع هستند. اما اینکه چطور شده در این موقعیت غربی‌ها به فکر آزادی زنان لیبیایی و حقوق بشر افتاده‌اند موضوعی سوال‌برانگیز است.خانم اشتون در نشست افتتاحیه این کنفرانس خطاب به زنان لیبیایی گفت ما برای احقاق حقوق شما در کنار شما هستیم و از حقوق شما دفاع می‌کنیم. این اظهارات در حالی ایراد می‌شود که روزانه صدها زن بحرینی و یمنی مورد هتک حرمت دستگاه‌های امنیتی و انتظامی دولت‌های دست نشانده غربی قرار می‌گیرند اما خانم اشتون خم به ابرو نمی‌آورد.

برگزاری چنین کنفرانس‌هایی با هزینه‌های گزاف برای غربی‌هایی که حاضر نیستند از یک سنت مالیات شهروندانشان بگذرند عجیب است. طی دهه‌های گذشته آمریکا و غرب ملت‌های ایران، عراق و افغانستان را با جنگ و تهدید آزمودند اما پاسخی نگرفتند و این‌بار در لیبی با رویکردی دیگر به صحنه آمده‌اند. غرب موقعیت ژئوپلتیکی لیبی را درک می‌کند و قصد دارد به‌عنوان میهمانی ناخوانده خود را به ملت لیبی تحمیل کند و همچنین از تفکرات بیگانه‌ستیزی آنها نیز باخبر است. نمایندگان شرکت‌ها و سازمان‌های غربی برای نفوذ در جامعه لیبی مجبورند نقاط اشتراک خود با مردم این کشور را تقویت کنند. آنها نمی‌توانند همرنگ ملت لیبی شوند چون اگر اینطور شود به هدف استثماری خود نمی‌رسند. بلکه بهترین راه این است که افکار عمومی لیبی را با خود همسو کنند. تجربه گذشته به آنان آموخته است که تغییر افکارعمومی و لیبرالیزه کردن جوامع بهتر از تقابل با آنهاست. آنان دریافته‌اند که یک جامعه انقلابی و اسلامی را نمی‌توان با تشر و تهدید از میدان به‌در کرد اما اگر افکار جوانان انقلابی لیبرالیزه شد و زنان آن مکتب فمنیسم را جایگزین ارزش‌های خانواده کردند آنگاه جاده برای غارتگران فرهنگی و اقتصادی هموار می‌شود و آن جامعه با کوچک‌ترین تشر و تهدید غرب از منافع ملی‌اش عقب‌نشینی خواهد کرد. وقتی در یک کشور اسلامی زن با تفکری انقلابی فرزندان خود را تربیت کند قطعا آسیب‌پذیری آن جامعه کمتر خواهد بود اما اگر از لباس ارزشی و دینی خود بیرون آمد معلوم نیست چه خواهد شد.

ادامه از صفحه اول: اکنون بیش از نود درصد از زنان جوان لیبیایی محجبه و پایبند به اصول ارزشی حجاب هستند و کانون گرم خانواده در این جامعه ریشه دارد... بنده بیش از ده سال از عمر کاری خود را درغرب سپری کرده‌ام و از نزدیک دیده‌ام که تفکر افراطی فمنیسم چه بلایی بر سر این جوامع آورده و به‌طور قطع و یقین باید عرض کنم که بخش اعظم مشکلات اجتماعی در غرب به خاطر از هم پاشیدگی خانواده است چون بچه‌ها از کانون گرم خانواده و محبت پدر و مادر بی‌بهره بوده‌اند و هرگز نمی‌توانند احساس انساندوستی و نوعدوستی را آنگونه که هست درک کنند و نبود این احساس در جامعه غربی هنجار‌های اجتماعی را با چالش جدی مواجه کرده است. به هر حال اولین شبیخون فرهنگی به ملت لیبی زده شد. باید دید چند سال بعد با این هجوم فرهنگی غرب چه بلایی بر سر این جامعه خواهد آمد. لازم به ذکر است هزینه این کنفرانس سه روزه از جانب اتحادیه اروپا و سفارت انگلیس در لیبی پرداخت شده است.

شیخ علی سلمان در گفتگو با پایگاه خبری مصری الیوم السابع برملا کرد، رژیم آل‌خلیفه توطئه جدایی بین اهل سنت و شیعیان بحرین را با هدف مهار انقلاب این کشور به شدت دنبال می‌کند.
به گزارش فارس، شیخ علی سلمان کرد: ما به عنوان شیعیان همواره خواهان همزیستی مسالمت‌آمیز بین دو مذهب بوده‌ایم، با وجودی شیعیان در بحرین با تبعیض مواجه هستند.

دبیرکل جمعیت وفاق ملی اسلامی بحرین با اشاره به این‌که انقلاب بحرین با انقلاب‌های عربی دیگر تفاوت دارد، افزود: هدف انقلاب بحرین سرنگونی رژیم نبود، بلکه مردم بحرین خواستار تحقق دموکراسی و اصلاحات ساختار حکومتی و تشکیل مجلسی با اختیارات کامل قانون‌گذاری و دستگاه قضایی مستقل و قابل اعتماد و دستگاه‌های امنیتی که در خدمت همه شهروندان باشند، بودند.

وی گفت: مردم بحرین اعم از شیعه و سنی بر سر مطالبات انقلاب اتفاق نظر دارند و این خواسته‌ها، خواسته‌های طایفه‌ای نیستند، بلکه خواسته‌هایی انسانی هستند که در هر کشور فاقد دموکراسی به دنبال می‌شود.

سلمان درباره موضع ایران در برابر حوادث بحرین گفت: ایران هیچ‌گاه شیعیان بحرین را تحریک نکرده، فقط رسانه‌های رسمی این کشور حوادث بحرین را بسان حوادث مصر و تونس پوشش داده و می‌دهند.

وی افزود: مخالفان طی ده سال گذشته رژیم را به انجام اصلاحات سیاسی و اقتصادی اندرز دادند و این توصیه‌ها بارها به صورت مکتوب و شفافی و پنهانی وعلنی به اطلاع آل‌خلیفه رسیده بود.

 

رویکرد سیاسی و کاملا جهت‌دار آژانس بین‌المللی انرژی اتمی که با واکنش جدی و اظهار تاسف سران چندین کشور عضو آژانس از جمله چین و روسیه و همچنین اعضای جنبش عدم تعهد روبرو شد، حتی صدای فعالان سیاسی و افکار عمومی در ایالات متحده امریکا را هم درآورده است؛ تا جایی که نشریات و رسانه‌های این کشور صراحتا از تامین و نگارش گزارش اخیر آژانس توسط سران کاخ سفید و مقامات رژیم صهیونیستی سخن می‌گویند.

به گزارش رجانیوز، چهار روز پیش گرث پورتر ستون نویس شناخته شده در رسانه‌های امریکایی با انتشار مقاله‌ای در سایت کانترپانچ که رجانیوز نیز ترجمه آن را منتشر کرد، نشان داد منبع ادعاهای موجود در گزارش ضمیمه آمانو اسرائیلی است.

اما جدیدترین گزارش را در این زمینه، مجله اینترنتی "کیو دبلیو" با عنوان "اسرائیل علیه ایران؛ چیزی که رسانه‌ها می‌خواهند ما آن را نبینیم" منتشر کرده و در آن به ارائه اطلاعاتی از برخورد دوگانه غرب با برنامه هسته‌ای صلح‌آمیز ایران و برنامه تسلیحاتی رژیم صهیونیستی پرداخته است؛ اطلاعاتی که نشان می‌دهد ادعای غرب مبنی بر نگرانی از صلح‌آمیز نبودن فعالیت‌های هسته‌ای ایران تنها یک بهانه برای افزایش فشار بر جمهوری اسلامی است.

این مجله امریکایی نوشت:

«رسانه‌های جهانی که البته بیشتر به عنوان شرکت‌های تبلیغاتی فعالیت می‌کنند تا رسانه حقیقی، تمام تمرکز خود را در روزهای اخیر بر روی ایران و فعالیت‌های هسته‌ای این کشور قرار داده‌اند.

در اینجا ما می‌خواهیم چیزهایی را که این رسانه‌ها تلاش می‌کنند تا از چشم ما و شما پنهان کنند، نشان بدهیم:

1- بهار سال گذشته، "رزگارت مولر" دستیار وزیر امور خارجه و رئیس مذاکره کننده سلاح‌های هسته‌ای واشنگتن از اسرائیل خواست تا معاهده منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای NPT را امضا کند... اسرائیل خودداری کرد.

2- سازمان ملل متحد با تصویب قطعنامه‌ای از اسرائیل خواست تا تسلیم افکار عمومی جهان شود و NPT را امضا کند... اسرائیل خودداری کرد.

3- آژانس بین‌المللی انرژی اتمی از اسرائیل خواست تا همانند سایر کشورهای عضو آژانس، NPT را امضا کند و اجازه بازرسی را به کارشناسان آژانس بدهد... اسرائیل خودداری کرد.

4- ایران به طور رسمی، آژانس را از فعالیت‌های هسته‌ای و ساخت و سازهای تاسیساتی با خبر کرده و احداث کارخانه تولید "میله سوخت هسته‌ای" را بر طبق معاده NPT که آن را امضا کرده، به اطلاع کارشناسان و بازرسان رسانده است.

5- ایران اجازه بازرسی کامل تأسیسات هسته‌ای خود به کارشناسان آژانس را داده و می‌دهد.

6- برخلاف ادعای امریکا و اسرائیل مبنی بر مخالفت با فعالیت‌های مخفی و زیرزمینی –به‌دلیل جلوگیری از بمباران موشکی- ایران در عرصه فناوری هسته‎‌ای، این کشورها در برابر اعلام این خبر از سوی مسئولان دولت ایران، سکوت کردند. دلیل این سکوت کاملا ساده است: آنها می‌خواهند با اعلام مطالب غیرواقعی علیه برنامه هسته‌ای ایران، این کشور را در موضع تدافعی قرار داده و خود را همواره در جایگاه پرسش‌گرانه بنشانند. این استراتژی در روزهای اخیر هم تکرار شده و امریکا و اسرائیل به دنبال احیای نظریه "ایران؛ یک تهدید جدی هسته‌ای" هستند.

7- آژانس بین‌المللی انرژی اتمی و تمام 16 سازمان اطلاعاتی امریکا به اتفاق آرا اعلام کرده‌اند که جمهوری اسلامی ایران هیچ برنامه در حال اجرا برای تولید و ساخت سلاح‌های هسته‌ای ندارد.

8- در سال 1986، یک خبرنگار مستقل، عکس‌هایی از کارخانه مخفی تولید سلاح هسته‌ای در اسرائیل را که تحت پوشش رآکتور دیمونا فعالیت می‌کرد، منتشر کرد که جنجال بسیاری به همراه داشت.

9- اسرائیل یک بار دیگر هم چنین ادعاهایی را علیه عراق بیان کرده و مدعی شده بود که یک ایستگاه برق این کشور در واقع یک پایگاه تولید سلاح‌های هسته‌ای است. درحالی که پس از تهاجم امریکا به عراق در سال 2003 و بررسی این نیروگاه برق، هیچ شواهدی مبنی بر وجود کارخانه تولید سلاح در آنجا پیدا نشد.

10- سازمان ملل اخیرا گزارش گلدستون را درباره اسرائیل و حمله این کشور به نوار غزه منتشر کرده است. در این گزارش تاکید شده که اسرائیل 37 نوع از زیرمجموعه‌های "جنایات جنگی" را علیه فلسطینی‌ها صورت داده است. البته دولت‌مردان اسرائیل این گزارش را به ضد یهودی بودن متهم کردند؛ درحالی که خود گلدستون یهودی است! نتیجه ان شد که این گزارش به دادگاه جنایات جنگی در لاهه رفت و امریکا نیز آن را مختومه اعلام کرد.

11- به تازگی اسنادی منتشر شده که ثابت می‌کند اسرائیل نه تنها دارای سلاح‌های هسته‌ای است؛ بلکه به دنبال صادر کردن این تسلیحات به رژیم سابق آپارتاید در آفریقای جنوبی هم بوده است. یک سوال جدی اینجاست که چه کسی تاکنون به مساله فروش و صادرات سلاح هسته‌ای حتی نزدیک شده است؟ البته غیر از اسرائیل!

12- اسرائیل در سال 1965 بیش از 300 کیلوگرم اورانیوم با درجه تسلیحاتی را از ایالات متحده به سرقت برده است.
با وجود همه این مسائل، ما نیاز به یک "جو ویلسون" -دیپلمات سابق امریکایی که پس از پژوهش و تحقیقات گسترده صراحتا اعلام کرد عراق به هیچ عنوان در مسیر تولید سلاح هسته‌ای نیست و مخالفت خود را با جنگ امریکا در این کشور اعلام کرد- داریم تا بایستد و خطاب به هر سیاستمدار و هر آدم احمقی که در رسانه‌ها از جنگ نظامی با ایران سخن می‌گوید، فریاد بزند "دروغ‌گوها، دروغ نگویید" و این فریاد را تا جایی ادامه بدهیم که آنان بفهمند ما یک جنگ فضاحت‌بار دیگر را نمی‌خواهیم.

ای مردم امریکا! اسرائیل می‌خواهد فرزندان شما را برای کشته شدن به ایران بفرستد و تنها کسی که می‌تواند جلوی آن را بگیرد، شما هستید.»

ترسیم دو کاریکاتور در مطبوعات آلمان در مورد وضعیت مدارس فلسطینی و رژیم صهیونیستی در سرزمینهای اشغالی موجب جنجال رسانه ای در این کشور با ادعای سامی ستیزی شده است.
به گزارش جهان، به نوشته روزنامه ماگده بورگه فولکس اشتمه، این کاریکاتورها بر اساس طرح مشترکی از سوی یکی از دبیرستانهای آلمان و رژیم صهیونیستی درباره وضعیت مدارس فلسطینی و رژیم صهیونیستی کشیده شده اند. 

در این کاریکاتورها مدارس فلسطینی بصورت اتاقهای خراب، با تارهای عنکبوت و مملو از دانش آموز نشان داده شده است، در حالیکه در مدارس رژیم اسراییلی تعداد کمی دانش آموز در فضایی زیبا تصویر شده اند. 

همچنین یک نقاشی دیگر از دوستی دو دانش آموز رژیم صهیونیستی و فلسطینی در حالیکه آنان به هم دست داده اند و یک تانک نیز پشت دانش آموز اسراییلی قرار دارد، اعتراضاتی را در رسانه های رژیم صهیونیستی ایجاد کرده است. 

رسانه های رژیم صهیونیستی ادعا کرده اند که این طرح سامی ستیزی بوده و نشان دهنده خصومت با یهودیان است.مقامات ایالت زاکسن - آنهالت آلمان نیز گفته اند که در این کاریکاتورها سعی شده است تا واقعیت نشان داده شود. 

مقامات آلمان، بشدت تحت نفوذ رژیم صهیونیستی قرار دارند و اجازه هیچ گونه انتقادی از این رژیم را در کشورشان نمی دهند و در موارد بسیار محدودی نیز که اینگونه انتقادات صورت می گیرد، لابی های صهیونیست و سفارت رژیم صهیونیستی در برلین با جنجال سازی و فشار بر برگزارکنندگان این برنامه ها، آنها را وادار به لغو برنامه هایشان می کنند. 

طی ماههای گذشته براثر این فشارها چندین سخنرانی منتقدان یهودی و بازمانده هولوکاست از رژیم صهیونیستی و چند نمایشگاه مرتبط با آوارگی فلسطینی ها در شهرهای مختلف آلمان لغو شده است. نفرت از رژیم صهیونیستی، در آلمان و اروپا بسیار بالاست و مقامات رژیم صهیونیستی نگران گسترش این نوع نگاه هستند. 

صدراعظم آلمان نیز چندی پیش در سخنرانی خود به مناسبت گشایش موزه یهودیان در این کشور با تکرار وفاداری خود نسبت به رژیم صهیونیستی یافته های یک نظرسنجی درسطح اروپا را که طبق آن ۶۰ درصد پاسخگویان ، رژیم صهیونیستی را بزرگترین تهدید امنیتی جهان برشمرده اند، مورد حمله قرار داد. 

سران آلمان برای جلوگیری از گسترش احساسات ضد صهیونیستی( بویژه هنگامی که این رژیم، فلسطینیان را قتل عام می کند)،به اقداماتی نظیر .ممنوعیت تحقیق در مود مدارک ادعایی وقوع هولوکاست ,مجازات زندان ، جریمه نقدی و محرومیت از حقوق اجتماعی برای پژوهشگرانی که حقایق واقعی را در رد این ادعاها منتشر کنند متوسل شده اند.

تامین برنامه شبکه خبر در 10 قسمت 15 دقیقه‌ای زندگی و فعالیت‌های امام موسی صدر را بررسی می‌کند.

به گزارش مهر، این مجموعه مستند با هدف تبیین ابعاد شخصتی و فعالیتها ی این بزرگ مرد ساخته شده و در آن دوران کودکی، نوجوانی، جوانی امام موسی صدر در ایران و لبنان مورد واکاوی قرار می‌گیرد.
در این مجموعه به وقایع، اتفاقات و موفقیت‌های ایشان از زبان دوستان، همکلاسی‌ها و اعضای خانواده ایشان پرداخته شده است.
مجموعه مستند زندگی امام موسی صدر روزهای شنبه و سه‌شنبه ساعت 17:45 پخش و روزهای یکشنبه و چهارشنبه همان ساعت تکرار می‌شود.

ولیعهد عربستان سعودی برای ملاقات با "حسنی مبارک" دیکتاتور سابق مصر و درخواست جهت عفو او هفته آینده به قاهره سفر می کند.

به گزارش العالم، "نایف بن عبدالعزیز" ولیعهد سعودی با مبارک تماس تلفنی گرفته است و پیش بینی می شود که از او در مرکز پزشکی در چند روز آینده عیادت کند.
خبرگزاری "ریانووستی" روسیه به نقل برخی منابع با اعلام این خبر افزود: موافقت شده است که شماری از رهبران عرب و خارجی از جمله روسای جمهور آلمان و فرانسه و رئیس امارات با مبارک ملاقات کنند.
برپایه این گزارش، هماهنگی برای پیگیری این موضوع در چند روز آینده از طریق سفرای این کشورها صورت خواهد گرفت که هدف از آن درخواست برای عفو مبارک به دلایل پزشکی است.
به نوشته پایگاه خبری العوامیه، شیخ "حمد بن عیسی آل خلیفه" شاه بحرین هفته گذشته در سفر به قاهره با مبارک به مدت نیم ساعت به طور دوجانبه دیدار کرد و مبارک اسناد مالی به ارزش میلیاردها دلار همراه با اسناد مربوط به سکه های طلا را امضا کرد تا از حسابهای بانکی او به حسابهای جدیدی منتقل شود.
برپایه این گزارش، سفر دیکتاتور بحرین به قاهره و دیدارش با "مشیر الطنطاوی" رئیس و اعضای شورای نظامی مصر برای زمینه سازی جهت دیدار سایر سران عرب با مبارک صورت گرفته است.

یک روزنامه اسراییلی نوشت که پس از گاف اخیر نیکولا سارکوزی در آشکار شدن مکالمات خصوصی اش با اوباما در حاشیه اجلاس گروه بیست در فرانسه ، که در آن رییس جمهوری فرانسه بنیامین نتانیاهو نخست وزیر اسراییل را دروغگو خوانده بود ، سارکوزی در تلاش است تا از نتانیاهو عذرخواهی کند .

به گزارش عصر ایران روزنامه اسراییلی " یدیوت آحارونوت " در گزارشی نوشت که سارکوزی بدین منظور اخیرا نامه ای شخصی به نتانیاهو فرستاده و در آن نامه تلاش کرده تا گفته خود درباره نخست وزیر اسراییل را جبران کند.

بر اساس این گزارش سارکوزی در آن نامه به نتانیاهو وعده داده تا پاریس از تلاش های اسراییل و آمریکا برای تشدید فشارهای تحریمی علیه ایران حمایت کند.

اسراییل خواهان تحریم نفت ، بانک مرکزی و تحریم تسلیحاتی کامل ایران است ؛ اما آمریکا و کشورهای غربی بر این عقیده اند که تحریم نفتی ایران با توجه به بحران اقتصادی در جهان به ضرر اقتصادهایشان خواهد بود.

سارکوزی در این نامه که آن را به دست خط شخصی نوشته و با پیام دوستی به نتانیاهو آغاز کرده موضع سختی علیه ایران در پیش گرفته و به نتانیاهو وعده داده تا از هر گونه تلاشی برای در فشار گذاشتن ایران حمایت کند.

این نامه را سفیر فرانسه در تل آویو به نتانیاهو تحویل داده است .

در این نامه سارکوزی ایران را به دروغ های تبلیغاتی متهم کرده و به نتانیاهو وعده داده در جلسه شورای حکام آژانس این کشور را تحت فشار قرار خواهد گذاشت.

سارکوزی همچنین وعده داده که فرانسه از هر گونه ابتکار و پیشنهاد اسراییل برای تشدید فشارهای اقتصادی و سیاسی به تهران حمایت خواهد کرد.

گفتنی است روز شنبه نیز روزنامه فیگارو فرانسه به نقل از خانم " والری هافنبرگ " سفیر پیشین دولت فرانسه در خاورمیانه ، نوشت که وی به سارکوزی پیشنهاد داده  تا برای ترمیم روابط با اسراییل در ماه ژانویه سال آینده میلادی ( دو ماه دیگر ) سفری به تل آویو داشته باشد و ساکوزی نیز موافقت خود را با این ایده اعلام کرده است.

مشرق:

قریب ۳۰ سال پس از این جنایت، جرأت می‌کنم دوربین به دست گرفته و سری به این دو اردوگاه بزنم. دوستان لبنانی‌م بر حذر می‌دارندم. اصرار از من و انکار از آنان. به دلیل سال‌ها به خود رها شدن این اردوگاه‌‌ها و نسل بی‌هویتی که هیچ از گذشته‌ی خود ندارد، حتا آب و خاک.
*اشغال
در ژوئن ۱۹۸۲ (خرداد ۱۳۶۱) ارتش رژیم صهیونیستی به فرمان‌دهی آریل شارون که کشور جعلی‌اش به تازه‌گی از امضاء پیمان خائنانه‌ی کمپ دیوید فارغ شده و خیال‌ش از عدم اقدام کشورهای محور عربی آسوده بود به بهانه‌ی سرکوب گروه‌های جهادی فلسطین تا قلب بیروت، پای‌تخت لبنان را به تصرف خود در آورد. در همین ایام احزاب ضد اسلامی لبنانی که درگیر تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری بوده و آرامش پیش از طوفان را تجربه می‌کردند، به نوعی به این اشغال رضایت دادند. شارون در همین اثنا توافق‌نامه‌ی به اصطلاح صلح با دولت وقت لبنان را به آن حکومت که کشورش درگیر جنگ داخلی بود تحمیل کرد و بهانه‌ی اشغال بیروت را از هم پاشیدن سازمان آزادی‌بخش فلسطین و دیگر گروه‌های درگیر به اشغال‌گران اعلام کرد.
*رییس جمهور مزدور
حضور صهیونیست‌ها و حمایت آنان از کاندیدای حزب کتائب (فالانژیست‌های مسیحی) منجر به پیروزی بشیر جُمَیل به عنوان رییس جمهور شد. این ریاست سه هفته بیش‌تر دوام نیاورده و جُمیل به هم‌راه ۱۸ تن از اعضاء حزب کتائب در یک انفجار تروریستی به قتل رسید. حالا دیگر بهانه‌ی اصلی به دست شارون افتاده بود. با دخالت صهیونیست‌ها و گسیل مزدوران فالانژ آن رژیم به اردوگاه‌های فلسطینی، یکی از فاجعه‌آمیزترین جنایات بشری به فرمان‌دهی آریل شارون، به وقوع پیوست...
*اردوگاه‌های فلسطینی
با اشغال فلسطین در سال ۱۹۴۸ و تکمیل آن در سال ۱۹۶۷، بسیاری از ساکنان آواره شده‌ی آن سامان به کشورهای هم‌جوار و عربی کوچ کردند. یکی از این کشورها لبنان بود که در شمال فلسطین واقع شده بود. از همین رو عموم ساکنان شمال آن کشور یعنی الجلیل و آبادی‌های حومه‌ی آن، مجبور به حضور در جنوب و مرکز لبنان شدند. در کشور لبنان و در روزهای ابتدایی دهه‌ی ۸۰ میلادی، ۱۲ اردوگاه از حضور فلسطینیان شکل گرفت که این اردوگاه‌های با ابتدایی‌ترین مصالح و محقرانه‌ترین شرایط بنا شدند. در بسیاری از این اردوگاه‌ها گروه‌ها و احزاب گوناگون فلسطینی امورات مربوط به اهالی را به عهده می‌گرفت‌ند. دولت‌های لبنانی نیز از همان دوران تأسیس اردوگاه‌ها تا کنون به نوعی از خدمات رسانی به این کمپ‌ها خودداری ورزیده و می‌ورزند!
صبرا و شتیلا دو اردوگاه از ۱۲ اردوگاه مستقر در لبنان‌ند. این دو اردوگاه که در بیروت غربی قرار گرفته‌اند از دیر باز مورد طمع اشغال‌گران یهود بود.
*روز واقعه


با قتل بشیر جُمیل فالانژ، سناریویی طرح ریزی شد تا گروه‌های فلسطینی اولین مظنونان این ترور معرفی شوند. اشغال‌گران صهیونیست با دمیدن در این بوق نکره، چراغ سبز را به فالانژ‌های مارونی به ره‌بری ایلی حبیقه، نشان دادند و در تاریخ ۱۶ و ۱۷ تا ۱۸ سپتامبر ۱۹۸۲ (۲۵ تا ۲۷ شهریور ۱۳۶۱) گروهای مارونی با حمایت مستقیم صهیونیست‌های حاضر و ناظر بر اوضاع به دو اردوگاه صبرا و شتیلا یورش بردند. ظهر روز ۱۶ سپتامبر، بیش از ۱۵۰ تانک، ۱۰۰ نفربر، ۱۴ زره‌پوش حامل انواع توپ و۲۰ بولدوزر توسط ارتش صهیونیستی به هم‌راه شبه نظامیان فالانژ مارونی، کل این دو اردوگاه را به محاصره‌ی خود درآوردند. عصر همان روز با فرمان آریل شارون، حمله به صبرا و شتیلا رسما آغاز شد. با وجودی که نیروهای اشغال‌گر تمام تلاش خود را معطوف به این کردند که خبری از این حمله به بیرون درز نکرده و خبرنگاران حاضر در بیروت از محدوده‌ی این دو اردوگاه دور باش‌ند، ولیکن عمق فاجعه و حضور معدود روزنامه‌نگاران نفوذ پیدا کرده به محل جنایت، بسیاری از حقایق را بر ملا کرد. به طوری که کشورهای غربی حامی صهیونیست‌ها و حتا شورای امنیت سازمان ملل نیز نتوانست‌ند در برابر این جنایت سکوت کرده و آن را محکوم نکنند.
* روایت فاجعه
"دیوید هرست" خبرنگار انگلیسی روزنامه‌ی گاردین در کتاب معروف خود «تفنگ و زیتون» می‌نویسد: «... قتل عام به مدت ۴۸ ساعت ادامه داشت و حتا در شب نیز با روشن کردن محوطه‌ی اردوگاه توسط اسرائیلی‌ها ادامه داشت. آن‌ها به زور وارد خانه‌های مردم شده و فلسطینی‌های در خواب را به رگ‌بار مسلسل بست‌ند. فالانژ‌ها بعضاً قبل از کشتن، آنان را شکنجه می‌دادند، چشم‌های‌شان را درمی‌آوردند، زنده زنده پوست‌شان را می‌کن‌دند، شکم‌ها را می‌دریدند، به زنان و دختران، گاه بیش از ۶ بار تجاوز می‌کردند و بعد سینه‌های‌شان را می‌بریدند و در آخر به ضرب گلوله، آن‌ها را از پا در می‌آوردند. بچه‌ها را از وسط دو شقه می‌کردند و مغزشان را به دیوار می‌کوبیدند. در حمله به بیمارستان عکا [واقع در بیروت] تمام بیماران را بر روی تخت خود کشت‌ند. دست بعضی را به ماشین می‌بستند و در خیابان‌ها می‌کشیدند، دست‌های فراوانی برای بیرون آوردن دست‌بند و انگشتر قطع شد. در نهایت چند بولدوزر به اردوگاه آورده تا علاوه بر دفن مقتولان، خانه‌های سالم را با خاک یک‌سان کنند. اجساد مردم تا چند روز بر زمین مانده بود و گربه‌ها از گوشت آن‌ها می‌خوردند و آن‌قدر وحشی شده بودند که به مردم زنده نیز حمله می‌کردند، زیرا به خوردن گوشت انسان عادت کرده بودند...»
نویسنده‌ی پاکستانی‌الاصل «غازی خورشید» نیز که در محل حاضر بوده در کتاب «تروریست صهیونیستی در فلسطین اشغالی» می‌نویسد: «در خیابانی جسد ۵ زن و چند کودک روی تلی از خاک افتاده بود... از جمله یک زن که پیراهن‌ش از جلو پاره و سینه‌هایش بریده شده و در کنارش سر بریده‌ی دخترکی با نگاهی خشم‌گینانه به قاتلان‌ش دیده می‌شد. زن جوانی را دیدم در حالی که طفل شیرخواره‌اش را در آغوش گرفته، گلوله‌ها از بدن‌ش عبور کرده و در بدن طفل شیرخوارش نشسته بود. غازی خورشید از قول یکی از مصریان حاضر در صحنه به نام «وجنات زین عبداللطیف» می‌نویسد: «در روز جمعه به بیمارستان غزه [واقع در بیروت] پناه بردم و آن‌ها ما را صبح شنبه محاصره کردند و فلسطینی‌ها را که شامل زنان و کودکان نیز می‌شدند از خارجی‌ها جدا کرده و به یک استادیوم ورزشی بردند و در چاله‌هایی که بر اثر بمب‌باران حفر شده بود انداخته و گفت‌ند؛ همه دراز بکشند. سپس بر روی همه آتش گشودند و در آخر با سه بولدوزر بر روی آن‌ها چه زنده و چه مرده خاک ریخت‌ند و من وقتی این صحنه را دیدم که خاک بر روی کودکان و زنان می‌ریزند بی اراده فریادی کش‌یدم که نزدیک بود پیدایم کن‌ند...»

با وجود سانسور شدید خبری جهت جلوگیری از درز این جنایات، طبق آمار اعلام شده، ۳۲۹۷ کودک و زن و مرد فلسطینی و لبنانی ظرف این ۴۸ ساعت به قتل رسیدند. آمار غیر رسمی نیز تعداد کشته‌ها را بعضاً تا ۶۰۰۰ نفر اعلام کرده است. جانیان، عموم کشته‌های این دو روز را در زمین‌های خالی و باش‌گاه گلف و استادیومی که در مجاورت این دو اردوگاه بود به طور دست جمعی به خاک سپردند تا آمار دقیق جنایات‌شان بر ملا نشود. عمق فاجعه به‌قدری تکان دهنده بود که دولت اسرائیل غاصب نیز با محکوم کردن حادثه‌ی کشتار، دستور تشکیل کمیته‌ی تحقیقاتی کاهان را درفوریه‌ی ۱۹۸۳ صادر کرد. این کمیته‌ که به ظاهر مستقل می‌نمود در نتایج تحقیقات‌ش آریل شارون را با عنوان «سهل انگاری و دست کم گرفتن واکنش فالانژهای مارونی» مقصر اعلام کرد!
* سه دهه بعد
لبنان امروز از هر لحاظ با سی سال گذشته متفاوت است. از زنده‌گی مردم عادی تا جبهه‌گیری‌های سیاسی و حتا پای‌داری در برابر متجاوزان صهیونیست. تولد جنبش مقاومت حزب‌الله در اوج ددمنشی اسراییل غاصب، شروع به هم خوردن معادلات منطقه‌ای و جهانی بود. مبارزه و مقابله با وحشی‌گری و اشغال لبنان توسط این جنبش، به عقب راندن نظامیان صهیونیست تا مرزهای شمالی فلسطین اشغالی در سال ۲۰۰۰ میلادی انجام‌ید و دفع مجدد تجاوز (موسوم به جنگ ۳۳ روزه) در سال ۲۰۰۶ هیمنه‌ی پوشالین یهود را در هم شکست.
حضور فعال حزب‌الله در بطن زنده‌گی مردم، و اقبال عمومی به فعالیت‌های سیاسی این جنبش، حتا قوه‌ی اجرایی این کشور را که طبق قانون اساسی باید در دست مسیحیان مارونی باشد، به نوعی در اختیار مقاومت اسلامی قرار داد. با همه‌ی این وجود، بیروت امروز همانند بیروت ده سال پیش نیز نیست. بیلبرد‌های تبلیغاتی مصرف‌گرایی، در جای جای ضاحیه، محل رویش و رشد مقاوت اسلامی، وصله‌ی ناجوری شده که در اولین نگاه، چشم رویت‌گری که یک دهه‌ی پیش نیز این شهر و دیدنی‌هایش را دیده بود می‌آزارد. ضاحیه‌ی امروز دقیقا تهران اول دهه‌ی ۷۰ شده است. با همان رشد تهاجم فرهنگی پس از ۸ سال تعالی فرهنگی. با همه‌ی این وجود، یک چیز در بیروتِ در آستانه‌ی ۲۰۱۲ هیچ تغییری نکرده؛ اردوگاه فلسطینیان صبرا و شتیلا.
* در زادگاه شرم
قریب ۳۰ سال پس از این جنایت، جرأت می‌کنم دوربین به دست گرفته و سری به این دو اردوگاه بزنم. دوستان لبنانی‌م بر حذر می‌دارندم. اصرار از من و انکار از آنان. به دلیل سال‌ها به خود رها شدن این اردوگاه‌‌ها و نسل بی‌هویتی که هیچ از گذشته‌ی خود ندارد، حتا آب و خاک، ناهنجاری‌های اجتماعی مثل بسیاری از دیگر اردوگاه‌های فلسطینی (به خصوص در آن‌جاهایی که گروه‌های غیر اسلامی نیز فعالیت می‌کنند) خودنمایی می‌کند. همین موضوع دلیل پرهیز دادن دوستان لبنانی از حضور در این دو اردوگاه می‌باشد. همه را قال گذاشته و هم‌راه با دو دوست ایرانی دیگر (محمد اشراقی و رضا تقی‌پور) در بیروت غربی پا به محل وقوع یکی از بزرگ‌ترین جنایات بشری می‌گذاریم. این دو اردوگاهِ به هم آمیخته و در هم تنیده، از یک خیابان اصلی تشکیل شده (همان خیابانی که پذیرای تانک‌های تجاوزگر ۳۰ سال پیش بود!) که همان بازار اصلی منطقه است و کوچه‌های باریکی که منشعب از این خیابان و بازارند. بازاری به شلوغی خیابان‌های منتهی به بازار تهران.
کمی جلوتر، یکی از دست‌فروش‌های اردوگاه جلو آمده و شروع به خود شیرینی می‌کند. می‌خواهم محل‌ش نگذارم می‌ترسم دردسر شود. به زور، لب‌خند بر لبان‌م می‌نشانم. از کجایی بودنم می‌پرسد. از پاسخ دادن طفره می‌روم و می‌گویم: «أنا صحافی. خبرنگارم!» دوربین‌م را نگاه می‌کند و باز ادامه می‌دهد: «وین بلد؟» که یعنی از کدام کشور. باز طفره می‌روم و می‌گویم: «صحافی تلفزیون. تی‌وی پرس» تی‌وی پرس را به PressTV تعبیر می‌کند و خوش‌حال و شادان می‌گوید: «مِن إیران... اهلاً و سهلاً خویَه» در می‌مانم که چه کنم و چه بگویم! دست‌م را گرفته به طرفی می‌کشد. دروازه‌ای بزرگ در حاشیه‌ی خیابان اصلی اردوگاه را نشان‌م می‌دهد. بعد یک ریز توضیح می‌دهد که این‌جا محل دفن بسیاری از کشته‌های فاجعه‌ی صبرا و شتیلاست. عکس بگیر... تا می‌توانی عکس بگیر... یک طوری رفتار می‌کند که انگار اولین عکاس پس از کشتارم!

در کنار دروازه‌ی این محوطه، چند دست‌فروش مانند بقیه، کلی خنزر پنزر روی هم ریخته و به مشتریان قالب می‌کنند. از دروازه که رد می‌شوم، محلی نسبتاً بزرگ، مانند باغی که درخت‌های‌ش را درآورده باشند و تنها محیط‌ش دار و درخت داشته باشد خودنمایی می‌کند. زمین از علف تازه‌ی مهر ماه! سبز است. دور این محوطه و در مجاورت درختان کُنار یا همان سدر لبنانی و اوکالیپتوس، بنرهای بزرگی از کشتار صبرا و شتیلا و حتا قانا قرار داده‌اند و در مرکز این محوطه‌ی سبز، یادمان شهدای این دو اردوگاه است. عکس می‌گیرم و می‌زنم بیرون. در لا به لای دست‌فروش‌های متعدد، یکی بساط کتاب‌فروشی راه انداخته و جالب این‌که بسیاری از کتب، منابع تحقیقی شیعی و فقه شیعه است.
در کنار همه‌ی این‌ها، مغازه‌ای برای خدمات خال‌کوبی، تابلویی بزرگ از هنر خود را در بخش عظیمی از خیابان نصب کرده و خود را پادشاه خال‌کوبی نامیده! از تصویر ابلیس گرفته تا واژه‌گانی مقدس و از طبیعت و زیبایی‌های آفرینش تا تمثال اهل بیت علیهم‌السلام و از امام موسا صدر تا فرانکلین رییس جمهور ایالات متحده و حتا جانی دپ، کاراکتر اصلی  دزدان دریای کارائیب! همه‌گی جزء خدمات تتو و خال‌کوبی این مغازه است.

خیلی‌ها سعی می‌کنند نسبت به حضور ما بی‌تفاوت باشند و خیلی‌های دیگر واکنش‌های متفاوتی نشان می‌دهند. مرد سال‌خورده‌ای کلی انگور روی چهار چرخه‌ی طوافی خود ریخته و ژستی گرفته تا از خود و انگورهای معروف أصبع العروس‌ش عکس بگیرم. بعید می‌دانم انگوری به این خوش‌مزه‌گی تا به حال خورده باشم. شیرینی در حد اندازه و گوشت‌آلودی و بی‌دانه بودن در حد اعلا. پر بی‌راه نیست که به آن می‌گویند أصبع العروس. به همان خوش‌مزه‌گی که سر سفره‌ی عقد، انگشت به عسل آغشته‌ی عروس، زیر دندان داماد مزه می‌کند!
در حاشیه‌ی همین خیابان، کوچه‌های باریک و در هم ریخته‌ی بسیاری، فلش‌بکی می‌شود برای ۳۰ سال پیش. می‌بینم، عکس می‌گیرم و می‌گذرم. برخی از دکان‌ها، وسایل کهنه‌ی الکترونیکی و رایانه و ماه‌واره را با تبلیغات دهان پر کن در معرض فروش گذاشته‌اند؛ «ستلایت کامل، ۴۵۰۰۰ لیره» هر ۱۵۰۰ لیره‌ی لبنان، هزار تومان ما می‌شود (البته به ازای دلاری ۱۰۰۰ تومان!) و این‌جا یک ست کامل از دیش و کابل و رسیور می‌شود به عبارتی ۳۰ هزار تومان!

نیم‌چه کامیون‌های حمل زباله نیز تمام ماحصل تلاش روزانه‌ی خود را در بین همین دکائن، دپو می‌کنند و منظره‌ای بسیار بدیع از تل‌انباری زباله در بین آدم‌های امروزی اردوگاه! و در مجاورت آن، سالن بیلیارد در قطع مغازه‌ی ابومرشد است که مشریان‌ش در همان قد و قواره‌ی سالن‌ش دانش‌آموزان یکی از چند مدرسه‌ی اردوگاه‌ند. تِیسیر و احمد و یاسر، به گرمیِ بیلیارد بازان حرفه‌ای، خود را با اسنوکر و ایت‌بال و ناین‌بال مشغول کرده‌اند. ابومرشد که مرد پخته‌ای است از سلام و علیک من پی به ایرانی بودنم برده و استقبال عجیبی از این موضوع می‌کند. بعد متوجه می‌شوم از شیعیان اردوگاه است که برای‌ش آمدن یک ایرانی به اردوگاه صبرا و شتیلا خیلی عجیب می‌نماید. مرا نصیحت می‌کند که مواظب سلفی‌های اردوگاه باشم. جواب‌ش را با لب‌خندی می‌دهم که تنها سری تکان می‌دهد. و راهی می‌شوم.

در این‌جا هیچ‌چیزی هویت اصلی خودش را ندارد. از کارگاه تولید کفش که در کنار خیابان بساط پهن شده‌اش جلب توجه می‌کند تا چرخ‌های طوافی گوجه فروش‌ها و عرضه‌کننده‌گان بادنجان و خیار. از تمثال رنگی چه‌گوآرا تا قهرمان فوتبال نقش بسته بر روی کیف مدرسه‌ی بچه‌ها. از خروس قوی جثه‌ای که در قفسی تنگ، کِز کرده تا درخت مصنوعی‌ کریسمسی که از آت و آشغال‌های جمع‌آوری شده‌ی یاسین سر بر می‌آورد. و از سیم‌های به هم پیچیده‌ی برق تا طبقات نیمه‌کاره‌ی خانه‌هایی که چندین دهه است همان‌طور بی‌قواره بر جای خود مانده و چند نسل را در این بی‌قواره‌گی و ایضاً بی‌وطنی و بی‌هویتی، تحویل این اردوگاه داده است. هیچ‌چیزی هویت اصلی خودش را ندارد.

جمال و خضر و انور و علی، بشاش و پر تحرک، بدون آن‌که بدانند چرا، دور هم جمع می‌شوند تا عکسی به یادگار ازشان بگیرم. جمال به پشت بساط کهنه فروشی‌اش باز می‌گردد تا در آن حال هم عکسی به یادگار داشته باشد، منتهی در دست من! جمال البسه‌ی کهنه‌ی اهالی اردوگاه را به ثمن بخس خریده، روفو کرده و می‌شوید و اتو می‌کشد و به عنوان لباس کمی کار کرده به همین اهالی می‌فروشد. از همان جنس تاناکورای خودمان، البته نه با بوی تن کفار تایلندی و لک سُس هند و چینیان اندونزی و چین و چروک‌های تازه به دوران رسیده‌گان مالزی و سنگ‌شوی شده‌ی غرب‌زده‌گان کره‌ی جنوبی. بل‌که اصل فلسطینی!

سعید و محمدِ نوجوان نیز خوش‌حال می‌شوند از این‌که فریمی از دوربین مرا به اشغال خود درآورند. کشورشان قریب ۷۰ سال است به اشغال درآمده، یک فریم که راه دوری نمی‌رود! می‌گیرم، نشان می‌دهم و خنده را در تمام صورت‌شان می‌بین‌م. خنده‌ای که صورت خسته‌شان را کمی دِفرمه می‌کند بدون آن‌که تأثیری در خسته‌گی یک روز عمله‌گی‌شان داشته باشد. موز‌های باغات صیدا بر روی چهار‌چرخه‌ی ابواحمد به انتها رسیده و ایضا سبزی‌های هشام که آن نیز از مزارع جنوب بیروت و اطراف صیدا ابتیاع شده. عَبِد نیز مانند دیگر اهالی اردوگاه که شاتری از دوربین مرا کاسبی کردند، ژستی دیگر می‌گیرد و در کنارش دکه‌ی در هم و بر هم سی.دی. فروشی محمود که از طرف‌داران سینه چاک بشار اسد است و میلی ندارد تا در قاب دوربین من جای بگیرد.

در مسیر بازگشت، از فهرست شهدای حزب امل که مزین به تصاویر امام موسا صدر و نبیه بری نیز شده است، لحظه‌ای را ثبت می‌کنم، تا شاید این لحظه، روزی نه چندان دور، خاطره‌ای باشد از همه‌ی آنانی که در این‌جا دیده‌ام بدون آن‌که به این‌جا تعلق داشته باشند و به یقین روزی آنان را در الجلیل خواهم دید که در مزارع زیتون و موز‌های مدیترانه‌ای، خاطره‌ی آن دو روز میلاد شرم را از خاطر خود برده‌اند.