موعود :: مطالعات فرهنگی
موقعیت شما: موعود»اخبار»اخبار سیاسی

این مرکز مطالعات، به جستجو در شجره‌نامه خانوادگی کیت میدلتون، پرداخته و متوجه شده که نام خانوادگی مادر کیت میدلتون، هنگام تولد، «گلد اشمیت» بوده است، این یک نام لهستانی الاصل است. همچنین جد مادری کیت، «الیزابت تمپل هاریسون» نام داشته است.

به گزارش البرز و به نقل از خبرگزاری ها؛ یک تارنمای مطالعات کتاب مقدس یهودیان امروز نوشت، تبار «کیت میدلتون»، از طرف مادر، به فامیل‌های یهودی گلداشمیت و مایر می‌رسد. این مرکز مطالعات، به جستجو در شجره‌نامه خانوادگی کیت میدلتون، پرداخته و متوجه شده که نام خانوادگی مادر کیت میدلتون، هنگام تولد، «گلد اشمیت» بوده است، این یک نام لهستانی الاصل است. همچنین جد مادری کیت، «الیزابت تمپل هاریسون» نام داشته است.

او دختر توماس تمپل و الیزابت مایر و خواهر استر تمپل بوده است. استر، یک نام یهودی الاصل است. همچنین گفته می‌شود که به این دلیل روز ازدواج را از شنبه به جمعه موکول کرده که با روز شبات یهودیان مصادف نشود.

برخی در حال گمانه زنی هستند که شاید ازدواج یک شاهزاده و یک یهودی زاده، منجر به صلح، میان اعراب و اسرائیل شود.

بر اساس گزارش‌ها، وی در ۹ ژانویه ۱۹۸۲ به دنیا آمد و در برکشایر بزرگ شد. پس از اتمام مدرسه به کالج مارلبرو رفت و پس از آن وارد دانشگاه سنت اندروز شد. در آنجا با شاهزاده ویلیام که او نیز در ۲۰۰۱ مشغول درس خواندن در آن دانشگاه بود، آشنا شد.

در پی انتشار گزارشی در مورد معلمی که هلوکاست را یک افسانه خوانده بود، وزارت آموزش و پرورش ایتالیا تصمیم گرفته بازرس‌های خود را برای بررسی درستی یا نادرستی مسئله اعزام کند و در صورت درست بودن این خبر، اقدامات لازم را انجام دهد.

به گزارش خبرگزاری فارس، روزنامه لارپوبلیکا چاپ ایتالیا در تاریخ 25 فروردین ماه گزارش مفصلی تحت عنوان «خانم دبیر یهودی ستیز» منتشر کرد که در آن آمده است: در دبیرستان مانزونی شهر میلان خانم دبیری به نام «باربارا آلبرتونی» در رشته فلسفه و تاریخ تدریس می‌‌کند. وی در وبلاگ شخصی خود از اسرائیل انتقاد کرده و فراتینی وزیر امور خارجه ایتالیا را نوکر اسرائیل توصیف کرده و از منکران هولوکاست مانند فرویسون تقدیر به عمل آورده است.

این روزنامه ایتالیایی به عنوان مصادیق اتهام آلبرتونی به نقل از وبلاگ وی می‌نویسد: هولوکاست فقط یک افسانه است تا غربی‌ها هر چه بیشتر در قبال یهودیان احساس گناه کنند و هیچ کاری با آنان نداشته باشند. افرادی مانند فوریسون در مسیر بررسی علمی هولوکاست مورد ضرب و شتم قرار می‌گیرند و به زندان می‌افتند. علم بر اساس منطق و برهان استوار است و با توسل به زور و خشونت کاری ندارد. هولوکاست افسانه‌ای است که صهیونیسم بر روی آن بنا شده و افکار عمومی جهانی را در رابطه با آن دچار انحراف کرده‌اند. برگزاری روز یادبود هولوکاست در ایتالیا یک اقدام اجباری است تا نسل جوان را به هر طریق ممکن متقاعد کنند که بله یهودیان زجر کشیده‌اند. هولوکاست تنها نمونه در طول تاریخ بشریت است که دولت‌ها نه بر اساس بررسی‌های علمی و تاریخی بلکه به صورت دیکته شده تعیین‌کننده حقیقت شده‌اند.

همچنین این روزنامه در تاریخ 26 فروردین ماه می‌نویسد: در پی انتشار گزارشی در مورد باربارا آلبرتونی، وزارت آموزش و پرورش ایتالیا تصمیم گرفته بازرس‌های خود را برای بررسی درستی یا نادرستی مسئله اعزام کند. همچنین مسئول آموزش و پرورش شهرداری میلان نیز اعلام کرده که تحقیقات در این رابطه آغاز شده و در صورت درست بودن این خبر، اقدامات لازم را انجام خواهد داد. در همین حال سناتور روبرتو دلاسنا با ارایه سؤالی خطاب به وزیر آموزش و پرورش ایتالیا، از وی خواسته که تمامی تدابیر لازم اتخاذ شود تا دانش‌آموزان ایتالیایی، تاریخ و فلسفه را از چنین افرادی فرا نگیرند.

آلبرتونی در پاسخ به این اتهامات ضمن رد اتهام یهودی ستیزی می‌گوید: برخی از جملاتی که به نقل از وبلاگ من در روزنامه درج شده کاملاً کذب است. اما در عین حال باید بگویم که برای من باعث افتخار است که در کنار افرادی مانند فوریسون که به دلیل عقاید خود مورد تعقیب و آزار است قرار بگیرم. لابی صهیونیسم با آزادی هرچه تمامتر در همه جا و حتی در روزنامه‌ها عمل کرده تا هرگونه صدای اعتراضی را خاموش کند و به ویژه از اطلاع‌ رسانی در مورد فلسطینی‌ها جلوگیری بعمل می‌آورد.

براساس تحقیقات جدیدی که توسط دانشگاه کالیفرنیای جنوبی انجام شده، در صنعت سینمای هالیوود، زنان در پست‌های مهم پشت دوربین نسبت به مردان نقش بسیار کم‌رنگ‌تری دارند، در حالی که استفاده ابزاری از آنها در نقش‌های غیر‌اخلاقی به شدت رواج یافته است.

به گزارش خبرگزاری فارس به نقل از سایت سینمایی اواردز دیلی، در این تحقیق که توسط دانشگاه کالیفرنیای جنوبی منتشر شده، مردان بخش عظیمی از عرصه‌های مهم سینمایی همچون نویسندگی، کارگردانی و تهیه‌کنندگی را تحت کنترل خود دارند و با چنین اوضاعی اعتراض بازیگران زن برای عدم حضورشان در نقش‌های مهم، امر چندان دور از انتظاری نیست.
دانشگاه کالیفرنیای جنوبی برای این تحقیق، 100 فیلم سینمایی ساخته شده در سال 2008 میلادی را مورد بررسی قرار داد و در نهایت به این نتیجه رسید که تنها 8 درصد از کارگردانان این 100 فیلم زن بوده و 92 درصد باقی مانده همگی مرد بوده‌اند.
همچنین آمار زنان در عرصه‌های نویسندگی و تهیه‌کنندگی به ترتیب تنها 13.6 درصد و 19.1 درصد بوده است، این آمار نشان می‌دهد که نسبت حضور زنان به مردان به ازای هر یک زن 4.90 مرد است که نسبت غیرقابل قبولی است.
بنا براین گزارش،‌ همچنین در این تحقیق آمده است که در هالیوود همچنان از زنان بالاخص رنج سنی 13 تا 20 سال به عنوان یک ابزار جنسی استفاده می‌شود و برخلاف دیگر عرصه‌ها از آنان در نقش‌های غیراخلاقی استفاده می‌شود.
استفاده ابزاری در زنان در نقش‌های غیراخلاقی در حالی به وفور شایع است که بازیگران زن همیشه نسبت به عدم پیشنهاد نقش‌های مهم سینمایی به خود گلایه‌مندند!

ساخت لوکس ترین اتوبوس جهان در استانبول برای پادشاه عربستان با دو ‌میلیون یورو هزینه به پایان رسید.

به گزارش واحد مرکزی خبر به نقل از سی ان ان ترک، در محوطه 50 متر مربعی این اتوبوس یک اتاق خواب سوئیت،یک سالن، دو توالت، حمام و آشپزخانه تعبیه و در نمای داخلی این اتوبوس از ورقه ها و پودر طلای 24 عیار استفاده شده است.

همچنین با کارگذاری کمک فنر های ویژه، حرکت اتوبوس از داخل به هیچ عنوان محسوس نیست.

دو دستگاه تلویزیون 160 اینچ‌، مبلمان لوکس و آینه کاری های چشم نواز در این کاخ سیار قرار داده شده‌اند. قید شده است.

روزنامه صباح با قرار دادن عکسی از داخل این اتوبوس به خوانندگان خود یاداوری کرده است تصویری که مشاهده میکنید مربوط به کاخ چراغان استانبول نبوده بلکه متعلق به کاخ سیار پادشاه عربستان است.

به گزارش مشرق، عروج به نقل از منابع خارجی نوشت: در پی حضور تعدادی از صهیونیستهای افراطی در شهر نابلس برای زیارت مقبره یوسف پیامبر و پس از تیراندازی به سوی آنان از سوی یک افسر فلسطینی و کشته شدن یک نفر و مجروح شدن 4 نفر دیگر از آنان  جمعی از فلسطینی ها در حمایت از این اقدام به این مقبره حمله کرده و این محل را آتش زدند. بر اساس گفته مقامات صهیونیستی این افراد بدون کسب اجازه به حومه شهر فلسطینی نشین نابلوس وارد شده بودند. صائب عریقات عضو کمیته ویژه سازمان آزادی بخش فلسطین می گوید:“کمیته ای از سوی ما در حال تحقیق است اما این اقدام آن گروه سفر کرده به این منطقه است که چنین وضعیتی را پیش آورده است. ما مسئولیت کسانی که به این مکان آماده بودند را برعهده دولت اسرائیل می دانیم.” شهر نابلوس در کرانه باختری قرار دارد و حکومت خودگردان فلسطین بر آن حاکم است.

شهر نابولس با جمعیتی بالغ بر 135 هزار فلسطینی یکی از مهم‌ترین شهرهای فلسطینی‌ نشین محسوب می‌شود.

یک روزنامه عرب زبان با اشاره به نگرانی خاندان آل سعود از سرایت پدیده انقلابهای کشورهای عربی به عربستان، نوشت : خاندان حاکم بر عربستان حتی از واژه انقلاب هم وحشت دارند.

به گزارش مهر، روزنامه القدس العربی در مطلبی با عنوان "چرا عربستان از انقلابهای عربی می ترسد؟ "آورده است : به نظر می رسد که سیاست عربستان ضد انقلابهای مردمی عربی است و سبب این است که خاندان آل سعود به شدت نگران افتادن آتش انقلاب در این خاندان است.
در همه جای دنیا رسم بر این است که نام کشور را به تناسب وضعیت جغرافیایی و موضوعات تاریخی انتخاب می کنند، اما در عربستان این نام برگرفته از خاندانی که حکومت می کنند یعنی آل سعود است. خاندان مذکور همه ثروتها را در اختیار خود گرفته است.
این روزنامه می نویسد: عربستانی ها همانند آمریکایی ها از انقلابهای کشورهای عربی غافلگیر شدند. خاندان آل سعود که اصولا از کلمه انقلاب وحشت دارد و نگران تبعات آن است از این انقلابها وحشت زده شد.
این بار انقلاب به صورتی رخ داد که خاندان آل سعود هرگز تصور آن را نمی کرد.این انقلابها دیگر مانند گذشته کودتاهای افسران آزاد نبود، بلکه حرکت خود جوش مردمی بود. این انقلابها خشمهای انباشته شده و وجدانهای تحقیر شده بود که هزاران نفر را به خیابانها کشاند.
عربستان برای مقابله با سرایت پدیده انقلاب به این کشور به پول خرج کردن روی آورد. حکومت آل سعود میلیاردها دلار اختصاص داد تا مردمش را آرام کند تا به سرنوشت "زین العابدین بن علی" گرفتار نشود.
پس از اینکه مردم مصر قیام خود را برای حسنی مبارک آغاز کردند خاندان آل سعود همه تلاش خود را برای حمایت از رفیق و همپیمان قدیمی اش به کار گرفتند. تلاشهای پشت پرده ای با همکاری آمریکا و اسرائیل برای نجات مبارک شروع شد که در نهایت به شکست انجامید.
روزنامه مذکور نوشت : سعودیها زبان انقلاب را به درستی نمی فهمند.آنها مروج اسلام صحیح نیز نیستند، زیرا اسلام مخالف ظلم و چپاول ثروتهای مردم است و حکومت را در انحصار گروه خاص نمی داند. زمان رسیدگی به حساب فرا رسیده است مردم سینه چاک کرده برای رسیدن به کرامت انسانی لگد مال شده خود تلاش می کنند.

در سایه نگرانی ملت های منطقه و جهان از اقدامات نیروهای موسوم به 'سپرجزیره' در بحرین و سرکوب و کشتار وحشیانه مردم این کشور؛ ساخت پل ارتباطی بحرین و قطر از مهمترین هم پیمانان آمریکا در منطقه، آغاز شد.

به گزارش مشرق به نقل از العالم، روزنامه قطری "الرؤیۀ الاقتصادیۀ" اعلام کرد، کار ساخت پل بحرین - قطر آغاز شده است.

این پل به عنوان بزرگترین پروژه در خلیج فارس، و بلندترین پل معلق دنیا، معرفی شده است.

بر اساس برآوردها، هزینه اولیه این پروژه از مرز 6 میلیارد دلار خواهد گذشت.

این پل به طول 40 کیلومتر ساخته خواهد شد و ساحل غربی بحرین را به ساحل شرقی قطر متصل خواهد کرد.

در صورت ساخت این پل که دارای چهار باند خواهد بود، مسیر پنج ساعته بین قطر و بحرین در نیم ساعت طی خواهدشد.

بحرین هم اکنون از طریق پل ملک فهد به عربستان متصل است.

بحرین و قطر از جمله همپیمانان اصلی و مهم آمریکا در منطقه بشمار می روند و با توجه به استقرار پایگاه هوایی ارتش آمریکا در قطر و همچنین حضور ناوگان پنجم نیروی دریایی ارتش آمریکا در بحرین، به نظر می آید تلاش برای کوتاه کردن مسیر ارتباطی زمینی بین این دو کشور، در واقع پروژه ای آمریکایی برای نقل و انتقال زمینی نیروها و تجهیزات در کوتاهترین زمان ممکن باشد.

عبدالله بن عبدالعزیز پادشاه عربستان قصددارد روز پنجشنبه به بحرین سفر کند.

به گزارش  ایرنا پایگاه اطلاع رسانی ایلاف نزدیک به عربستان سعودی روز یکشنبه نوشت: این سفر به منظور تجدید حمایت عربستان از حاکمان بحرینی و در کنار بودن آنان در قبال هر گونه دخالت خارجی در امور داخلی این کشور صورت می گیرد.

ایلاف به نقل از منابع مطلع در ریاض نوشت: پادشاه عربستان قصد دارد به طور رسمی سفری یک روزه به بحرین انجام دهد و در این سفر با حمد بن عیسی پادشاه بحرین و سلمان بن حمد ولیعهد، خلیفه بن سلمان نخست وزیر و مقامات بلند پایه بحرینی دیدار و گفت و گو کند.

در این سفر رسمی هیاتی از مقامات بلند پایه سعودی از جمله نایف بن عبدالعزیز وزیر کشور ، سعود الفیصل وزیر خارجه و مقرن بن عبدالعزیز وزیر اطلاعات و چند تن از دیگر مقامات سعودی حضور خواهند داشت.

منابع مطلع سعودی در این باره گفتند که این سفر تجدید میثاق عربستان با بحرین، دولت و ملت این کشور و اعلام پایبندی نسبت به هویت عربی و اسلامی و ایستادگی در مقابل هر گونه دخالت خارجی در امور داخلی بحرین است.

ایلاف افزود: دولت بحرین اخیرا با اعتراض هایی رو به روست که اوضاع امنیتی این کشور را آشفته کرده است و حمد بن عیسی پادشاه بحرین از عربستان و امارات خواست تا نیروهای سپر جزیره را برای نیروهای امنیتی بحرینی به این کشور اعزام کنند.

بحران در بحرین موجب شد که مقامات این کشور دهها تن را بازداشت کرده و فعالان شیعه را به اتهام تلاش برای تغییر نظام به محاکمه بکشانند.

عربستان و امارات با اعزام نیروهای سپر جزیره حمایت خود را از بحرین اعلام کرده و تظاهر کنندگان را که خواهان اصلاحات در این کشور بودند به شدت سرکوب کردند دهها تن بازداشت و در زندانها شکنجه شدند و اخیرا نیز یک دختر شاعره جوان به جرم خواندن شعر در میان تحصن کنندگان در منامه در زندان بر اثر شکنجه به شهادت رسید.

بحرینی ها می گویند با توجه به جمعیت این کشور از هر هزار تن یک نفر بازداشت شده است.
این در حالی است که هیچ یک از سازمانهای بین المللی و حقوق بشر تاکنون اقدامی نسبت به جنایات دولت بحرین در کشتار مردم بی دفاع و زندانی و شکنجه آنان انجام نداده اند.

شرکت انگلیسی بی اسکای بی متعلق به رابرت مرداک در ابوظبی اقدام به تاسیس شبکه خبری 24ساعته عربی می کند.

به گزارش مشرق، اسکای نیوز با شرکت سرمایه‌گذاری رسانه‌های ابوظبی برای راه‌اندازی شبکه خبری 24 ساعته عربی قرارداد همکاری منعقد می‌کند.
در این باره گاردین (guardian) طی گزارشی اعلام کرد شرکت "بی اسکای بی" در یک سرمایه‌گذاری مشترک با "شیخ منصور بن زاید آل نهیان"، شبکه خبری اسکای نیوز را به زبان عربی راه‌اندازی می‌کند.
این شبکه مستقر در ابوظبی قرار است در سال 2012 برای پوشش خاورمیانه و شمال آفریقا و برای رقابت با شبکه‌های تلویزیونی عرب زبان از قبیل "الجزیره" و سرویس جهانی تلویزیون عربی "بی بی سی" راه‌اندازی شود.
بی اسکای بی و شرکت سرمایه‌گذاری رسانه‌های ابوظبی متعلق به منصور در این برنامه مشترک برای راه‌اندازی این شبکه خبری 24 ساعته سرمایه‌گذاری خواهند کرد.
این کانال با بکارگیری 180 خبرنگار چند رسانه‌ای در حوزه رسانه‌ای ابوظبی مستقر خواهد شد. این کانال توسط شبکه‌ای از دفاتر خبری در سراسر منطقه و نیز دفتر لندن و واشنگتن دی سی پشتیبانی شده و همچنین قادر به دسترسی به شبکه گسترده دفاتر بین‌المللی اسکای نیوز نیز خواهد بود.
"آدریان ولز"، رئیس بخش عملیات اخبار بین‌الملل اسکای نیوز به عنوان مدیر خبر این شبکه برای هدایت آن منصوب خواهد شد.
جیمز مرداک فرزند رابرت مرداک، رئیس "بی اسکای بی" گفت: "خاورمیانه و شمال آفریقا منطقه بسیار مناسبی برای سرمایه‌گذاری رسانه‌ها بوده و ابوظبی بهترین دروازه ورود به این بازار است. قصد داریم استانداردهای جدیدی برای خاورمیانه و شمال آفریقا در حوزه رسانه تعریف کنیم."

وزارت امورخارجه آمریکا اخیراً 'آلن ایر'(Alan Eyre) را به عنوان سخنگوی فارسی‌زبان کاخ سفید منصوب کرده است.

به گزارش مشرق، روزنامه انگلیسی گاردین این اقدام را ادامه تلاشهای آمریکا برای برقراری ارتباط با ایرانیان خواند؛ و نوشت: انتصاب آلن ایر از سوی کابینه اوباما به واقع در پی حرکت مشابه وزارت امور خارجه بریتانیا در سال 2009 صورت گرفته است.
ایر در مصاحبه خود با شبکه فارسی بی‌بی‌سی انتصاب خود را اقدامی تعجب‌برانگیز نمی‌داند. او که در مصاحبه خود با خبرنگار این شبکه از برخی اصطلاحات عامیانه فارسی نیز استفاده می‌کرد، اظهار داشت:"وزارت امور خارجه به تعداد زبانهای مختلف سخنگو دارد. هدف ما تعامل مستقیم با شهروندان محترم ایران و تشریح مواضع رسمی واشنگتن در قبال آنهاست."
او همچنین ادعا کرد:"مایلیم با ایران مذاکره کنیم تا بدین ترتیب ثابت نماییم می‌‌توان با این روش نگرانی‌های جامعه بین‌المللی درخصوص ماهیت برنامه هسته‌ای ایران را مرتفع ساخت و در عین حال حق استفاده صلح‌آمیز از انرژی هسته‌ای را برای تهران قائل شد."

گاردین با اظهار خوشحالی از انتشار مصاحبه آلن ایر در یک خبرگزاری ایرانی افزود:خبرگزاری فارس در اقدامی غیرمنتظره گزارش خبری براساس مصاحبه بی‌بی‌سی با آلن ایر منتشر ساخت. این خبرگزاری معمولاً چندان توجهی به شبکه فارسی بی‌بی‌سی ندارد. در ایران این شبکه فقط از طریق گیرنده‌های غیرقانونی ماهواره قابل دسترسی است.

رئیس حزب توحید عربی و وزیر پیشین لبنانی تأکید کرد که تصاویری از چک‏هایی در اختیار دارد که شرکت مالی "سامپا " با امضای ترکی بن عبدالعزیز شاهزاده سعودی در وجه نمایندگان لبنانی مخالف مقاومت و سوریه صادر کرده است.

شبکه خبری العالم در گزارشی به افشای اسناد رشوه عربستان سعودی به مخالفان مقاومت و سوریه در لبنان پرداخت و در این گزارش این اسناد را مطرح می‌کند.

بر اساس گزارش این شبکه خبری، "وئام " وهاب در گفتگو با شبکه تلویزیونی "ان.بی.ان " تصویر قطعه چکی به مبلغ 300 هزار دلار آمریکا به تاریخ 30- 6- 2010 نشان داد که به "جمال الجراح " عضو فراکسیون المستقبل در پارلمان لبنان پرداخت شده که مواضع او علیه مقاومت و سوریه شناخته شده است.

وی همچنین قطعه چک دیگری به مبلغ 300 هزار یورو متعلق به دان پاترسون مسئول تقسیم سودان، چکی به مبلغ 300 هزار دلار به محمد عبدالحمید بیضون نماینده سابق، و قطعه چک دیگری به ارزش 200 هزار یورو نشان داد که به جمال خدام پسر عبدالحلیم خدام معاون سابق رئیس جمهوری سوریه پرداخته شده است.

وی با اشاره به اینکه این افراد اگر انتقادی دارند در دادگاه مطرح کنند ، گفت :تصاویر این چک ها در آینده منتشر و به اطلاع افکار عمومی خواهد رسید.

وهاب تصریح کرد: برخی از مقام های سعودی به جز پادشاه که به طور منفی در امور کشورهای عربی دخالت نمی کند، در پرداخت رشوه نقش دارند.

وی گفت: افرادی که روز جمعه در خیابان های سوریه تظاهرات کردند، خرابکار هستند و به آنها مبالغ مالی پرداخت شده است.

در همین حال شبکه تلویزیونی نیو تی وی لبنان روز شنبه گزارش کرد : برخی خبرها حاکیست عقاب صقر عضو فراکسیون المستقبل در پارلمان لبنان در شهر بانیاس سوریه که اخیرا شاهد ناآرامی بود، بازداشت شده است.

یک روزنامه اسرائیلی مدعی خرید هواپیمای اختصاصی حسنی مبارک و انوار سادات توسط رژیم صهیونیستی شد.

به گزارش فردا؛ روزنامه اسرائیلی بدیعوت آحورث در شماره روز جمعه خود مدعی شد ارتش رژیم صهیونیستی موفق شده است هواپیمای ریاست جمهوری مصر که در زمان دو رئیس جمهور سابق -انوار سادات و حسنی مبارک- بوده است را خریداری کند. این هواپیما در سفر سادات در سال ۱۹۷۷ و تنها سفر مبارک در سال ۱۹۹۵به اسرائیل مورد استفاده قرار گرفته بوده است.

همچنین این روزنامه افزوده است: ارتش اسرائیل هم اکنون بوئینگ ۷۰۷ را که ۳۷ سال پیش در فرودگاه تل آویو فرود آمده بود خریداری کرده است. هواپیمایی که نقش پرچم مصر بر آن رسم شده است و روزگاری سادات بر آن برای سفر به اسرائیل سوار شد و پیامدهای آن تا امروز ادامه داشته است.

تحی بن عامی مدیر سایت منطقه هوایی به این روزنامه گفته است که اسرائیل هواپیمای فوق را در فوریه سال گذشته از تایلند خریداری کرده است. این هواپیما در کنار هواپیمای امیر قطر که ۱۳ سال پیش ارتش اسرائیل خریداری کرده بود قرار گرفته است و تا امروز در خدمت ارتش اسرائیل قرار دارد.

بن عامی در ادامه افزوده است سادات برای سفرهای مختلف خود از این هواپیما استفاده می‌کرده است که معروف‌ترین آن‌ها سفر وی به اسرائیل در ۱۹ نوامبر ۱۹۷۷ بوده است. پس از کشته شدن سادات این هواپیما در اختیار حسنی مبارک قرار گرفت و برای بار دیگر این مبارک بود که با این هواپیما برای حضور در تشییع جنازه نخست وزیر پیشین رژیم صهیونیستی اسحاق رابین در سال ۱۹۹۵مسافرت کرده بود. سفری که اولین و آخرین مسافرت مبارک به این رژیم بوده است. این هواپما همچنان در خدمت نهاد ریاست جمهوری مصر قرار داشت تا اینکه در سال ۲۰۰۵ ایرباسی از کلاس‌ ای جای این هواپیما را در نهاد ریاست جمهوری مصر گرفت.

بنا بر ادعای بدیعوت آحورث؛ مصر از این هواپیمایی تاریخی نگه داری نکرد و آن را به یک شرکت آمریکایی فروخت. بن عامی می‌افزاید نتایج تحقیقات نشان داده است این هواپیما تاکنون چندین دست گشته است تا اینکه در تایلند سکنی گرفت و در فوریه سال گذشته به مالکین جدید آن در اسرائیل رسید.

سخنگوی رسمی ائتلاف 14 فوریه تاکید کرد که از زمان ورود نیروهای اشغالگر عربستانی به بحرین آنها تا کنون بیش از 50 مسجد را تخریب کرده اند؛ دقیقا همانند همان اقدامی که با گسیل عاملان انتحاری به عراق علیه اماکن مقدس آن کشور صورت دادند.

عبدالرئوف شایب روز شنبه در گفتگو با شبکه خبری العالم تصریح کرد: حکومت آل خلیفه با همکاری نیروهای اشغالگر آل سعود، بحرین را به بزرگترین مکان نقض حقوق بشر تبدیل کرده است.

وی گفت: تخریب مساجد، اماکن مقدس، آثار و بناهای تاریخی از زمان ورود نیروهای اشغالگر عربستانی به بحرین شروع شده و رژیم اشغالگر سعودی عامل اصلی آغاز چنین اقدامات ضد دینی است.

سخنگوی رسمی ائتلاف 14 فوریه افزود: این مساجد از صدها سال در این کشور وجود داشتند و تا کنون هیچ کسی به آنها تعدی نکرده است اما بعد از ورود نیروهای اشغالگر سعودی به بحرین این مساجد تخریب شدند و این همان کاری است که عربستان با ارسال عاملان انتحاری و بمبگذاری ها برای قتل مردم عراق و تخریب اماکن مقدس انجام داده است.

شایب خاطرنشان کرد: سعودی های وهابی از یک ماه پیش اقدام به تخریب مساجد کردند و پس از آن نیز برای برانگیختن آتش فتنه طایفی اقدام به تخریب مساجد اهل سنت نیز کردند در حالی که این اقدامات برای همگان شناخته شده است و هیچ کسی فریب آنها را نخواهد خورد.

وی افزود: ائتلاف 14 فوریه اعلام کرده است که به مدت یک هفته مردم هر شب برای اقامه نماز مغرب و عشا به مساجدی که توسط نیروهای آل خلیفه و آل سعود تخریب شده اند، خواهند رفت.

دبیرکل ستاد مبارزه با موادمخدر گفت: صهیونیست‌ها و وابستگان امنیتی ماموران CIA در منطقه و در مرزهای مشترک ایران و افغانستان به قاچاقچیان مواد مخدر کمک می‌کنند.

به گزارش خبرگزاری فارس و به نقل از روابط عمومی ستاد مبارزه با موادمخدر، مصطفی محمدنجار در جلسه شورای هماهنگی مبارزه با موادمخدر استان کردستان که در حاشیه سفر هیئت دولت در این استان تشکیل شده بود،افزود: مدعیان حقوق بشر، ددمنشی را به جایی رسانده‌اند که سرمایه‌گذاری برای تبدیل موادمخدر سنتی به صنعتی و عرضه آن به بازار مصرف ایران را بر عهده گرفته‌اند.

وی تلاش دشمن در جهت صادرات گسترده کراک و مرفین به داخل کشور را به دلیل اثرگذاری مخرب بالای این مواد دانست و گفت: تاثیرگذاری مواد صنعتی بسیار بیشتر از نوع سنتی آن است و دشمن در این راستا برنامه‌ریزی کرده است.

دبیرکل ستاد مبارزه با موادمخدر با اشاره به 950 کیلومتر مرز مشترک ایران با افغانستان، اظهار داشت: کشور افغانستان یکی از منابع عمده تولید و صادرات موادمخدر است و دشمنان نیز با کمین در پشت مرزها به قاچاقچیان در زمینه صادرات موادمخدر کمک می‌کنند.

محمدنجار تلاش دشمنان اسلام و انقلاب اسلامی را جلوگیری از رشد و پیشرفت کشور دانست و گفت: ترور دانشمندان هسته‌ای به دلیل ترس از رشد علمی کشور و کمک به بی‌هویتی نسل جوان از طریق گسترش موادمخدر، مشروبات الکلی و فیلم‌های مستهجن، جزو برنامه‌های اصلی دشمن است.

وی خواستار نگاه نظام‌مند و همه‌جانبه در مبارزه با موادمخدر شد و گفت: باید در زمینه‌های پیشگیری، مبارزه و درمان به‌صورت هماهنگ و یکسان کار شود و هیچ بخشی در این فرآیند نسبت به دیگر بخش‌ها اولویت نداشته باشد.

محمدنجار یکی از مهمترین دلایل گرایش افراد به موادمخدر را اختلالات روانی دانست و گفت: بر اساس مطالعات و پژوهش‌های انجام شده، اختلالات روانی مهمترین دلیل در گرایش افراد به سوی اعتیاد است اما فقر و مشکلات اقتصادی هم بی‌تاثیر نیست.

وی در ادامه، نبود خودباوری و عدم اعتماد به نفس را در گرایش افراد به اعتیاد مهم ارزیابی کرد و افزود: تدین و پایبندی به اخلاق و احکام اسلامی و رعایت اصول دین نیز می‌تواند موجب تقویت اعتماد به نفس و خودباوری شود.

دبیرکل ستاد مبارزه با موادمخدر با اشاره به اینکه حدود 70 درصد معتادان به مواد مخدر شاغل و متاهل هستند، گفت: با توجه به این آمار، بیکاری و تجرد در گرایش افراد به موادمخدر زیاد تاثیرگذار نیست.

وی، تخصصی و علمی‌کردن روش‌های مبارزه با موادمخدر را نیاز اصلی کشور عنوان کرد و اظهار داشت: با نگاه سنتی و غیر علمی احتمال رسیدن به موفقیت در مبارزه با موادمخدر خیلی کم است.

محمدنجار، برگزاری 30 کنگره علمی در ارتباط با روش‌های مقابله و پیشگیری از شیوع موادمخدر در کشور و تربیت شش هزار نفر نیروی متخصص برای آموزش در سطح کشور در سال گذشته را از جمله برنامه‌های ستاد مبارزه با موادمخدر کشور در بخش پیشگیری عنوان کرد.

وی هدف‌گیری و تخریب بنیان خانواده‌ها را از دیگر برنامه‌های مشهود دشمنان برشمرد و گفت: آنها با تبلیغات و ابزارهای رسانه‌ای به دنبال سست‌کردن بنیان خانواده‌ها و به انحراف کشاندن آنها هستند، لذا آگاه‌سازی و اطلاع‌رسانی گسترده در سطح جامعه مورد تاکید است و از رسانه‌ها می‌خواهیم حساس‌سازی لازم را در این راستا انجام دهند.

محمدنجار در بخش دیگری از سخنان خود، کردستان را یکی از استان‌های پاک کشور اعلام کرد و گفت: نباید اجازه گسترش حمل و مصرف موادمخدر در این استان داده شود و باید با استفاده از ظرفیت‌های فرهنگی و اعتقادات و باورهای قوی دینیِ این استان همچون روحانیون و نخبگان، مانع از گرایش جوانان به سمت موادمخدر شد.

وی آمادگی ستاد مبارزه با موادمخدر را در جهت همکاری و تعامل بیشتر با استان کردستان در زمینه ریشه‌کنی این بلای خانمانسوز اعلام و خواستار همکاری بیشتر میان سازمان‌ها و دستگاه‌های عضو ستاد شد.

مدیر شبکه تلویزیونی الجزیره قطر در لبنان، با ارائه استعفای خود، به سیاست دوگانه الجزیره در قبال انقلاب‌های مردمی منطقه و خروج این شبکه از روند حرفه‌ای اعتراض کرد.

به گزارش فارس، منابع خبری از استعفای «غسان بن جدو» مدیر دفتر شبکه تلویزیونی و خبری الجزیره قطر در بیروت پایتخت لبنان خبر دادند.

بنا بر اعلام این منابع، وی درخواست کتبی استعفای خود را چند روز گذشته تحویل مسئولان شبکه داد و در بیان علت استعفا، خروج الجزیره از روند حرفه‌ای و واقعگرایانه را ذکر کرده است.

بن جدو اعلام کرد که مهم‌ترین علت این اقدام وی، این است که «الجزیره رؤیای کامل حرفه‌ای‌گری و واقعگرایی خود را از دست داد و این روند در پست‌ترین حال خود قرار دارد زیرا الجزیره امروز به عنوان یک رسانه، به اتاق عملیاتی با هدف تحریک تبدیل شده است».

این عضو شبکه خبری الجزیره افزود: سیاستی تحریک‌آمیز و غیرحرفه‌ای الجزیره با توجه به نقطه تاریخی مهم کنونی که منطقه در آن است، کاملا غیرقابل قبول است همچنانکه شیوه برخورد الجزیره با موضوعات مهم منطقه، همه عملکرد الجزیره را که با حمیّت اعضای خود به دست آورده است، در محل تردید و زیر سوال قرار می‌دهد.

استعفای وی در زمانی اعلام شد، که بسیاری از کارشناسان و مردم بحرین، از عملکرد گزینشی الجزیره در قبال انقلاب‌های منطقه انتقاد و اعلام کردند که الجزیره حوادث بحرین را به دلیل جانبداری از سیاست‌های عربستان سعودی و آمریکا، پوشش نمی‌دهد.

مردم بحرین که به وحشیانه ترین شکل ممکن به دست مزدوران رژیم آل خلیفه سرکوب می‌شوند، از نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران درخواست کردند تنگه هرمز را به روی رژیم بحرین مسدود کند.
به گزارش مشرق، فعالان اینترنتی بحرینی در نظرسنجی ها و مطالب خود طی روزهای اخیر با تأکید بر ضرورت دفاع عملی از مردم مظلوم این کشور توسط آزادیخواهان جهان، با بیان اینکه ملت بحرین خواهان آن است که جمهوری اسلامی ایران به عنوان برترین حامی مظلومان جهان، صرفاً به محکوم کردن لفظی تجاوزها و تعدی‌های رژیم آل خلیفه در تخریب مساجد و اماکن مقدس و سرکوب و بازداشت و شکنجه این ملت در رسانه‌ها اکتفا نکند،‌ خواستار اقدام عملی جهت حمایت از ملت بی‌دفاع بحرین شدند.
در این درخواست آمده است: ملت مظلوم بحرین از جمهوری اسلامی ایران می خواهد، تنها برای یک هفته تنگه استراتژیک هرمز را بر روی رفت و آمد کشتی‌های بحرینی ببندد تا ظرف این مدت شاهد فروپاشی و سقوط اقتصاد بحرین و تمام کشورهای عرب حوزه خلیج فارس باشد.
این درخواست در ادامه می‌افزاید: از آنجا که تنگه هرمز، گلوگاه استراتژیک و حیاتی عبور کشتی‌های تجاری و بازرگانی کشورهای عرب حوزه خلیج فارس و بحرین است، بستن آن به روی این کشورها و رژیم آل خلیفه می‌تواند، اهرم فشاری بر روی رژیم بحرین تشکیل دهد و عبور کشتی‌های این رژیم از این تنگه را منوط به بیرون نمودن نیروهای سپر جزیره از این کشور و آزادی زندانیان بی‌گناه و عدم تعرض به اماکن مقدس و تحقق خواسته‌های برحق ملت مظلوم بحرین نماید.
در این درخواست تأکید شده است: بی‌شک این اقدام جمهوری اسلامی ایران نه تنها رژیم بحرین که آمریکا و انگلیس را نیز تحت فشار قرار خواهد داد، چون آنها نیز درخواهند یافت که بسته شدن این تنگه استراتژیک به منافع آنها در منطقه چه ضرباتی وارد می‌کند.

فارس: برای حفظ محصولات کشاورزی از گزند آفات در مزارع و انبارها، مقادیر زیادی آفت‌کش مصرف می‌شود که این سموم علاوه بر آلودگی‌های زیست‌محیطی از جمله آلودگی منابع آب و خاک، سلامت مصرف‌کنندگان را به‌دلیل اثرات باقیمانده درمواد غذایی با منشا گیاهی، تهدید می‌کند.

در جهانی که با کمبود منابع غذایی مواجه است و مردمان بسیاری از گرسنگی رنج می‌برند، دیگر کشاورزی به روش سنتی و فقط به‌عنوان شغلی برای امرارمعاش تنها یک خانواده کارایی‌اش را از دست داده ‌است. ماجرای "تامین غذا " نگاه تازه‌ای به کشاورزی می‌طلبد. پرورش گیاهان زراعی و باغی امروزه یک فعالیت مهم و گسترده تولیدی است. در این کار، ضرورت افزایش محصول اهمیت پیدا می‌کند.

کشاورزی مدرن باید بتواند محصولات خود را از خطر نابودی حفظ کند تا غذای میلیون‌ها گرسنه را درسراسر جهان تأمین کند. اما برای حفظ محصولات کشاورزی از گزند آفات در مزارع و انبارها، مقادیر زیادی آفت‌کش مصرف می‌شود که این سموم علاوه بر آلودگی‌های زیست‌محیطی از جمله آلودگی منابع آب و خاک، سلامت مصرف‌کنندگان را به‌دلیل اثرات باقیمانده درمواد غذایی با منشا گیاهی، تهدید می‌کند. با دانستنیها همراه باشید تا با این اثرات زیانبار بیشتر آشنا شویم.

سموم شیمیایی (آفت‌کش‌ها، قارچ‌کش‌ها و علف‌کش‌ها) موادی هستند که برای پیشگیری، نابودی یا دفع آفات (مثل حشرات و نرم‌تنان زیان‌آور)، بیماری‌های گیاهی و علف‌های هرز مصرف می‌شوند. مواد موثر سموم متنوع بوده و آنها را بر اساس نوع مواد موثره طبقه‌بندی می‌کنند که به عنوان مثال می‌توان به سموم آلی کلردار(ارگانوکلره)، فسفردار (ارگانو فسفره) و یا کاربامات‌ها اشاره کرد. این‌گونه سموم، در آزمایشگاه تولید می‌شوند و به دلیل پایداری درمحیط، به شدت محیط‌زیست را آلوده می‌کنند.

به این نوع سموم، سنتتیک می‌گویند. اما گروه‌های دیگری از سموم که طبیعی هستند، سمیت کمتری در مقایسه با گروه قبلی دارند. این گروه از موادی تشکیل شده که منشأ گیاهی دارند. همچنین گروه دیگری از سموم که به نام حشره‌کش‌های میکروبی خوانده می‌شوند و به صورت تجاری برای مبارزه با لارو و نوزاد آفات به فروش می‌رسد خطرات سموم سنتتیک را در پی ندارند. استفاده از این‌گونه مواد، بهترین راه جلوگیری از آلودگی محیط‌زیست است.

راه‌های ورود آفت‌کش‌ها به محیط‌ زیست

محیط‌زیست از اجزای زنده و غیرزنده تشکیل شده ‌است. اجزای زنده همان موجودات زنده (ارگانیسم‌ها) هستند که با هم و با بخش غیرزنده در تقابل‌اند و اجزای غیرزنده شامل آب، هوا، غذا و مکان زیست و تقابل ارگانیسم‌ها با خود و محیط‌شان است. آلودگی شیمیایی محیط‌زیست معمولا از طریق آب، هوا و خاک صورت می‌گیرد.

آفت‌کش‌ها یا از طریق تبخیر و یا مستقیما از طریق هوا وارد اتمسفر می‌شوند. آب‌های سطحی، پساب‌های صنعتی و شهری و کاربرد مستقیم آفت‌کش‌ها برای کنترل آفات آبزی، از راه‌های ورود سموم به منابع آبی است. خاک نیز از طریق گیاهان تیمار شده با سموم، باران، دفن غیر اصولی ظروف خالی سم و همین‌طور استفاده مستقیم آنها روی خاک برای کنترل آفات خاکزی، آلوده می‌شود.

اما درباره اثرات باقیمانده سموم در غذا، موضوع جالب‌تر می‌شود. امنیت غذایی یکی از مسائل مهم انسان امروز است. به موازات این مساله، موضوع سلامت غذا هم مورد توجه مصرف‌کنندگان محصولات کشاورزی قرار گرفته است. با توجه به جمعیت روبه‌رشد جهان و کمبود منابع غذایی و نیاز به تأمین غذا برای ساکنان گرسنه زمین، حفاظت از تولیدات کشاورزی دربرابر نابودی در اثر خسارات خشکسالی و همین‌طور آفات و بیماری‌ها بیش ‌از پیش ضروری به‌نظر می‌رسد. اما این افزایش تولید برای ما هزینه‌های بسیاری سوای هزینه‌های اقتصادی داشته‌است. زارعین در همه جای دنیا برای مبارزه با عوامل زنده کاهش تولید (آفات و بیماری‌ها)، ناچارند به انواع مواد شیمیایی آفت‌زدا روی آورند.

این سموم نه تنها روی سطح محصولات می‌ماند، بلکه به داخل بافت میوه‌ها، سبزی‌ها و حتی دانه‌های غلات نفوذکرده و در آن باقی می‌مانند. هر چند شستن میوه یا گرفتن پوست آنها می‌تواند در کاهش آلودگی‌های سطحی موثر باشد اما زدودن آفت‌کش‌هایی که به بافت میوه نفوذ کرده‌اند تقریبا غیرممکن است.

انباشت زیستی

ورود سم از طریق گیاه به بدن حیوانات اهلی که گوشت و شیر آنها مورد استفاده انسان قرار می‌گیرد نیز از راه‌های آلوده‌شدن به سموم است؛ مثلا تجمع سموم بسیار نامحلول در آب مانند سم کلران که در ارگانیسم‌ها باقی می‌ماند و با گذشت زمان مقدار آن افزایش می‌یابد. اگر جانوری که این سموم در بدنش موجود است توسط جانور بزرگ‌تری که توانایی حفظ این سم را دارد خورده شود، مقدار سم در بدن این موجود زنده از مقدار آن در آب محل زندگی، بیشتر خواهد شد. این حد، برای ماهی‌ها ممکن است صدها تا هزاران برابر بیشتر از مقدار موجود در آب برای همان سم باشد. این تجمع به نام انباشت زیستی نامیده می‌شود. انسان‌ها در انتهای زنجیره غذایی در طبیعت هستند و به‌سبب خوردن غذاهایی با منشا حیوانی و گیاهی که حاوی سموم و مواد آلی شیمیایی هستند، این مواد در بدنشان تجمع پیدا کرده و بنابراین در معرض مقادیر بالای سم خواهند بود.

دوام آفت‌کش‌ها

امروزه آفت‌کش‌ها با حجم وسیعی در مراحل تولید مواد غذایی با منشأ گیاهی به‌کار می‌روند. کلمه آفت‌کش در این نوشتار، یک اصطلاح عمومی است و شامل حشره‌کش‌ها، قارچ‌کش‌ها، علف‌کش‌ها و... می‌شود. محصولات تیمار شده با این مواد مقادیری پس‌مانده دارند.

این مواد شیمیایی، حتی در محصولات فراوری شده مانند آب‌سیب یا رب گوجه‌فرنگی نیز کشف شده‌اند. اکثر آفت‌کش‌ها ثبات زیادی دارند و با داشتن ترکیبات شیمیایی پیچیده، به آسانی در طبیعت تجزیه نمی‌شوند. بنابراین ضمن تاثیر روی آفات گیاهی، آلودگی محیط‌زیست و تولیدات کشاورزی را نیز در پی دارند. ترکیبات سمی با دوامی مثل د.د.ت یا لیندین، در خاک، آب، هوا، چربی انسان‌ها و حیوانات قابل مشاهده هستند.

همچنین باقیمانده سموم در میوه‌ها، سبزی‌ها، گوشت، شیر، آب آلوده و... در مدت طولانی موجب مسمومیت مزمن انسان و حیوانات می‌شوند. این مسمومیت در اثر مصرف مقادیر جزئی، اما متوالی پس مانده‌های آفت‌کش‌ها در مواد غذایی است. اکثر مواد شیمیایی آفت‌زدا سرطان‌زا بوده و وجود انواع سرطان‌ها در جوامع امروز زنگ خطر را برای کاهش پس‌مانده‌های سموم در مواد غذایی به صدا در آورده است. شاید تعجب کنید اگر بشنوید در اروپا میوه‌های سمپاشی نشده حتی باوجود داشتن آثار آفت‌زدگی، گران‌تر هستند.

اقدام آگاهانه

خوشبختانه امروزه با افزایش آگاهی‌های عمومی، اکثر مردم از زیان‌های ناشی از مصرف سموم آگاه هستند. ولی در عمل، گاهی چنان وقت برای نجات یک گیاه یا یک محصول تنگ می‌شود که حتی انسان آگاه به مضرات آفت‌کش‌ها، ناچار می‌شود از این سموم استفاده کند. در این گونه مواقع باید با رعایت نکاتی از خطرات زیست محیطی سموم تا حد ممکن کاست.

تصویررسانه ای بنگاه های خبری از ماجرای نسل کشی در رواندا فقط نشان دادن اختلاف قومی ودرگیری قبیله ای بین افراد فاقد تمدن رنگین پوست است اما ریشه یابی در موضوع نمی تواند نقش سیاست های بازار آزاد و دیدگاه های لیبرالیزم اقتصادی برتون وودز و در نهایت صندوق بین المللی پول و بانک جهانی را نادیده انگارد.

مشرق: این دیدگاه های مریض اقتصادی امروزه در کشور ما نیز کم کم با عناوین آزاد سازی نرخ ارز و حذف مطلق یارانه ها و تغییر در سیاست تامین اجتماعی مطرح می گردند.
بیش از 8 هشت صد هزار نفر از اقوام توتسی در کشور رواندا در سال 1994 توسط نیروهای نظامی و شبه نظامی هوتو قتل عام می شوند . حدود نیم میلیون نفر زن و دختر توتسی در این مدت مورد تجاوز جنسی قرار می گیرند. این امر عامدانه توسط مردان مبتلا به ایدز انجام می گیرد . اکنون بسیاری از زنان زنده مانده از نسل کشی در کشور رواندا مبتلا به ایدز هستند. این فاجعه در مقابل چشمان باز با پوشش کامل خبری دنیا و عملکرد بسیار هولناک سازمان ملل و بی تفاوتی جامعه جهانی به بهانه عدم مداخله در امور داخلی رواندا انجام شد، به طور مثال در ابتدای نسل کشی 1000 نیروی اروپایی برای تخلیه اتباع خارجی از رواندا به آنجا فرستاده شد که بسرعت کشور را ترک کردند و یا صلح بانان بلژیکی سازمان ملل مدرسه‌ای را که 2،000 توتسی به انان پناهندشده بودند بعد از رسیدن دستور عقب نشینی ترک نمودند که منجر به قتل عام کلیه پناهندگان شد.
این قتل عام در جلو چشمان ناظران و نیروی کاملا مسلح نظامی وغیر نظامی سازمان ملل به نام نیروی حافظ صلح انجام می گرفت و نیروی های سازمان ملل هیچ عکس العملی از خود در دفاع از مردم غیر نظامی نشان نمی دادند.سازمان ملل در اوج بحران با قطعنامه 912 در 12 آوریل نیروهای خود را به نصف تقلیل داد.
در یادداشت های خبرنگار بی بی سی به نام دیوید بلتون آمده است که نیروی حافظ صلح سازمان ملل در وسط کشتار برنامه ای تنظیم می کنند تا برای حفظ بهداشت محیط سگ ها ی ولگرد که از اجساد توتسی های کشته شده تغذیه می کنند به هلاکت برسند ، اما در وساطت و ممانعت از کشتار مردم غیر مسلح بی طرف و ناظر باقی می ماندکه این یادداشت ها در فیلمی به نام " سگ ها را بکشید" shooting Dogs به تصویر می آید .

بحران رواندا همواره توسط رسانه های غربی به عنوان روایتی از درد و رنج انسان ها ارائه شده است ، در حالی که در این گذر هرگز به پردازش عناصر اصلی اقتصادی و اجتماعی مسبب این مسئله توجه نشده است.
تصویری که از یک گذر تاریخی تغییر در جوامع پائین دست جهانی از طریق رسانه ها ارائه می شود یک کشمکش قومی و وقوع جنگ داخلی است به نحوی که این مشخصه ها به صورتی تقریبا 'اجتناب ناپذیر و ذاتی این جوامع" دیده می شوند و باید مورد تجربه قرار گیرد، اما آنچه که رسانه های سازنده افکار عمومی بین المللی به ذکر آن نمی پردازند پیش بینی جنگ داخلی به واسطه یک بحران عمیق اقتصادی است. این بحران ناشی از یک تغییر در ساختار سیستم کشاورزی بود که موجب سقوط جامعه به ورطه فقر و فلاکت رقت باری گردید. این سقوط اقتصادی بلافاصله پس از سقوط بازار بین المللی قهوه و اعمال اصلاحات گسترده اصلاحات کلان اقتصادی توسط نهاد " برتون وودز " آغاز گردید که در نهایت منجر به تشدید تنش های قومی نهفته و شتاب در روند فروپاشی سیاسی گردید. در سال 1987 سیستم سهمیه بندی تحت نظارت توافقنامه بین المللی قهوه(ICA) شروع به فرو پاشی نمود و قیمت جهانی قهوه کاهش یافت. صندوق دولتی قهوه (d' Egalisation ( Fonds که قهوه کشاورزان را در رواندا با یک قیمت ثابت خریداری می کرد با بدهی و کسری قابل ملاحظه مواجه گردید. ضربه ای مهلک در ژوئن 1989 زمانیکه ICA به بن بست رسیده بود ؛ به اقتصاد رواندا وارد آمد که این امر به عنوان یک نتیجه از فشارهای سیاسی از سوی شرکت های تجاری قهوه در واشنگتن ارزیابی شد . براساس نتایج جلسه تاریخی تولید کنندگان قهوه در فلوریدا ؛ قیمت قهوه به عنوان یک کالا به میزان پنجاه درصد سقوط کرد ؛ برای رواندا و بسیاری از کشور های افریقائی افت قیمت تخریب و غارت اقتصادی دیده شد. قیمت فروش قهوه توسط شرکت های سوداگر بیش از بیست برابر بهای پرداخت شده به کشاورز افریقائی بود که منجر به وارد شدن ثروتی عظیم به کشور های غنی از جامعه فقیر افریقائی گردید.
میراث استعمار
غرب در این تراژدی چه مسئولیتی را داشت؟ مناقشه بین هوتو و توتسی ها تا حدی زیاد محصول سیستم استعماری گذشته است که آثار سو آن تا به امروز باقی مانده است . در اواخر قرن 19 استعمار آلمانی از آنها به عنوان های شاه در حکومت نیاجینیا در منطقه نیانزا به مثابه ابزار های جایگاه نظامی خود استفاده کرد. با این حال تغییرات و شکل دهی اداری نوین توسط بلژیکی ها در سال 1926 بود که شکل تعیین کننده ای در روابط اجتماعی و قومی می داد ؛ این شکل دهی روشی بود که بلژیکی ها برای تقویت سیستم کنترل خود در مستعمرات به کار می بردند. رهبران سنتی و سران قبیله در هر منطقه توسط دولت استعمارگر برای تامین نیروی انسانی جهت کار اجباری مورد استفاده قرار می گرفتند وضرب و شتم این کارگران کار اجباری توسط رهبران قبیله انجام می گرفت و آنها تحت نظارت مستقیم مدیریت استعماری مسئول بخشی از ناحیه می گردیدند. وضعیت ترس و عدم اعتماد عمومی در بین مردم ایجاد می گردید و با ازبین رفتن همبستگی عمومی؛ روابط سنتی اجتماعی به خدمت برای منافع استعمارگر تبدیل شده بود .
اهداف این سیاست تامین انرژی جهت ایجاد رقابت بین اقوام به عنوان ابزاری برای دستیابی به کنترل و قدرت سیاسی و نیز پیشگیری از گسترش همبستگی بین دو گروه قومی بود که به ناچار در برابر رژیم استعماری به اتحاد می رسیدند. بر این مبنا اشرافیت وحاکمیت قوم توتسی جهت جمع آوری مالیات و مدیریت قضائی جامعه طراحی و ساخته شد. اقتصاد اجتماعی رو به تلاشی رفت و تضعیف گردید ؛ کشاورزی از شکل تولید مواد غذائی به تولید محصولات کشاورزی ویژه صادرات تغییر شکل داد و زمین های عمومی کشاورزی به زمین های فردی جهت کشت اجباری محصولات تولید پول تبدیل شد. مورخین مستعمراتی با وظیفه تحریف تاریخ شفاهی رواندا – اوروندی به تاریخ نگاری پرداختند و سابقه تاریخی در این سرزمین جعل گردید ؛ سلطنت موامی منحصرا با قوم توتسی اشرافی وارد تاریخ شد و قوم هوتو به عنوان قوم تحت سلطه و رعیت در این تاریخ سازی مستعمراتی تعیین گردید.
استعمارگران بلژیکی یک طبقه اجتماعی جدید را به وجود آوردندکه تحت اللفظی به عنوان سیاهان تکامل یافته از میان طبقه حاکم توتسی انتخاب می گردیدند. سیستم آموزشی بلزیکی به آموزش فرزندان روسای قبیله برای تامین نیروی انسانی مورد نیاز بلژیکی ها می پرداخت. آموزش های مذهبی و ماموریت های پاپ و کشیشان نیز تحت نظر استعمار بلژیک و تامین منافع سیاسی بکار برده شد. کشیشان برای وادار ساختن کشاورزان و ادامه سیاست کشت مستعمراتی هدایت گردیدند . این تقسیم بندی قومی اجتماعی و سیاست گذاری های مرتبط آن از سال 1920 تاکنون تاثیرات عمیقی بر جامعه کنونی رواندا باقی گذارده است. از سال 1962روابط بین قدرت های استعماری و استعمارشدگان شکلی بسیار پیچیده یافته است. میراث به جا مانده از دوران استعمار بلژیکی یعنی همان شرایط قرار دادن اقوام درمقابل یکدیگر و سیاست تفرقه بیانداز و حکومت کن به صورت گسترده ای درشکل های مختلفی بصورت " نظامی "یا با عنوان " حقوق بشر"و یا " اقتصاد کلان" تا آغاز جنگ داخلی و فجایع آن در 1990 ادامه داشته است.
بحران رواندا دستور کار دائمی میز گرد های بسیاری گردید ؛ توافقات آتش بس؛ گفتگو های صلح ، با نظارت و هماهنگی سازمان های مختلف اجرا شد. اعطای وام های دو جانبه و چند جانبه از اواخر سال 1990 تحت نظارت موسسات وام دهنده و با عناوین شرطی با اصطلاح اجرای روند دمکراسی آغاز شد. در این حال کمک های غربی با عنوان حمایت از دمکراسی چند حزبی ( ایجاد رابطه همزیستی) و مشروط به توافق با صندوق بین المللی پول و .... اجرا می گردید. تمام این تلاش ها گمراه کننده به نطر می رسیدند ، چون بعد از فرو پاشی بازار قهوه قدرت سیاسی در رواندا از اختیار دولت سیاهان خارج شده و تحت کنترل خارجی قرار گرفته بود .
اطلاعیه وزارت امور خارجه آمریکا در اوایل 1993 این وضعیت را به وضوح نشان می دهد: تداوم کمک های ایالات متحده مشروط بر رفتار خوب در اصلاح سیاست و همچنین پیشرفت در دستیابی به دموکراسی ساخته شده است.
مدل 'دموکراسی' بر اساس یک مدل انتزاعی از همبستگی بین قومی براساس موافقت نامه صلح آروشا در اگوست 1993 از ابتدا غیر ممکن بود و سازمان های دخیل در آن از این موضوع مطلع بودند. فقر وحشتناک مردم که ناشی از دو عامل جنگ داخلی و اصلاحات اجباری صندوق بین المللی پول مانع اصلی رشد روند دمکراسی بود. مواردی که در این زمینه با عنوان " حکومت خوب " مورد ملاحظه واقع شد؛ راه اندازی یک دولت غیر واقعی ائتلافی چند حزبی آن هم تحت نظارت وام دهندگان خارجی بود . در واقع جریان حاکمیت چند حزبی در رواندا از طرف قدرت های خارجی مورد باور به نظر نمی رسید و با به بن بست رسیدن گفتگو های صلح بانک جهانی اعلان قطع پرداخت وام را اعلان داشت.
اقتصاد از زمان استقلال
چرخه سیستم اقتصادی استعماری گذشته نقش مهمی را در بحران رواندا ایفا نمود، در شرایطی که رواندا بعد از استقلال رشد اقتصاد ملی خود را ثبت کرد ؛ اقتصاد مستعمراتی بر مبنای صادرات قهوه تحت مدیریت بلژیکی ها باعث اقتصاد تک محصولی با 80 درصد کل درامد تجارت خارجی رواندا شد . طبقه موجر با تعلق خاطر به تجارت قهوه و با پیوند
های گسترده به صندلی قدرت در رواندا رشد یافت. سطح فقر در حد بالا باقی ماند با این حال در سال 1970 و نیمه اول 1980 رشد اجتماعی و اقتصادی محقق گردید ؛ تولید ناخالص ملی(GPD) در بین سال های 1965 تا 1989 در حد 4.9 درصد بود ، ثبت نام در مدارس افزایش یافت و تورم اقتصادی آن در میان کشور های جنوب صحرا افریقا در پائین ترین حد وکمتر از 4 درصد سالانه بود.

در حالی که اقتصاد روستائی رواندا شکننده باقی مانده بود با رشد 3.2 درصدی جمعیت و قطعه قطعه شدن زمین و فرسایش خاک هنوز در سطح محلی خودکفائی وجود داشت و تاحدی امکان صادرات اقتصادی به وجود آمده بود. کشت قهوه توسط 70 درصد خانوارهای روستائی انجام می گرفت اما از کل درامد این جز کوچکی را شامل می شد. دیگر درامد های جامعه از فروش محصولات غذائی سنتی و مشتقات موز بدست می آمد. تا اواخر سال 1980 واردات غله از جمله کمک هائی بود که به رواندا می شد اما در مقایسه با سایر کشور ها مقدار آن در حد پائینی قرار داشت . از اوایل سال 1980 وضعیت غذائی در رواندا با کاهش مشخص دسترسی سرانه مواجه گردید در تناقض آشکار با برنامه های معمول بانک جهانی واردات مواد غذائی محدود گردید . در سال 1990 این محدودیت ها برداشته شدند. شکنندگی وضعیت
بنیادهای اقتصادی بعد از استقلال رواندا همچنان شکننده باقی ماند، سهم بزرگی از درامد دولت همچنان در گرو تجارت قهوه بود که با خطر سقوط قیمت ها بحران مالی اقتصاد عمومی را تحت تاثیر قرار می داد اقتصاد روستائی مهم ترین منبع درامد دولت به شمار می رفت ، همانطور که با افزایش بحران ناشی از پرداخت بدهی ها سهم بیشتری از درامد چای و قهوه برای باز پرداخت بدهی ها اختصاص داده شد که درکنار آن فشار زیادتری به کشاورزان سطح پائین وارد می شد.
در آمد ناشی از صادرات قهوه در بین سال های 1987 تا 1991 تا حد پنجاه درصد کاهش یافت ، موسسات دولتی تحت فشار قرار گرفتند . با کاهش قیمت قهوه ، قحطی و فقر شدید رواندا را فرا گرفت . آمار بانک جهانی افت و کاهش رشد اقتصادی را از 4 درصد مابین سال های 1981 تا 1986 به منفی پنج و نیم درصد در سال های 1987 تا 1991 نشان می دهد.
در سال 1988 ماموریتی برای بررسی مصارف عمومی در رواندا تعریف گردید .. مجموعه ای از توصیه ها برای قرارگرفتن رواندا در مسیر رشد اقتصادی تدوین شده بود . اهداف تعریف شده به دولت رواندا ارائه گردید، انتخاب دولت رواندا دو سناریو بود : سناریو اول " استراتژی بدون تغییر " نام داشت که همان روش سنتی قدیمی را برای رواندا حفظ می کرد ،در حالیکه سناریوی دوم " تغییر استراتژی " نام داشت که اصلاحات گسترده اقتصادی بزرگ و انتقال به بازار آزاد را مد نظر قرار داده بود.
بعد از شبیه سازی های دقیق در خصوص سیاست های درامد ها بانک جهانی به این نتیجه رسید که اگر سناریو دوم یعنی تغییر استراتژی در رواندا اتخاذ گردد سطح مصرف در رواندا نسبت به سال های 1989 تا 1993 همراه با احیای سرمایه گذاری افزایش یافته و موازنه تجاری بهبود می یابد . شبیه سازی همچنین بازده صادرات و افزایش آن به همراه کاهش بدهی های خارجی را مورد تاکید قرار داد.
رسیدن به این اهداف منوط به اجرای آزاد سازی سریع تجارت و کاهش ارزش ارز در کنار لغو همه یارانه های بخش کشاورزی و خصوصی سازی بخش دولتی و تعدیل نیروی انسانی یا همان اخراج کارکنان بود.
سناریو " تغییر استراتژی" یعنی سناریو دوم انتخاب گردید ، دولت حق هیچ گونه انتخابی را نداشت ، کاهش پنجاه درصدی ارزش پول ملی رواندا یعنی فرانک رواندا در سال 1990 انجام گردید . این موضوع شش هفته بعد از تهاجم ارتش های گروه شورشی جبهه میهن پرستان رواندا اتفاق می افتاد.
کاهش ارزش پول ملی برای تقویت صادرات قهوه انجام می شد و دلیل آن برای افکار عمومی بازسازی اقتصاد جنگ زده عنوان شده بود.اما برای افکار عمومی تعجب اور نبود که نتایج امر، شرایط اسفبار جنگ داخلی را به وجود آورد. از یک وضعیت ثبات نسبی در ارزش فرانک ناگهان کاهش ارزش بهای فرانک منجر به تورم و سقوط درامد واقعی در رواندا شد. چند روز بعد از کاهش ارزش پول ملی اعلام گردید قیمت سوخت و کالا های اساسی افزایش قابل ملاحظه ای یافته است ، شاخص قیمت مصرف کننده از "یک درصد" به" نوزده و دو دهم درصد" افزایش یافت.
موازنه پرداخت به طور چشمگیری به هم خورد و بدهی های خارجی که نسبت به سال 1985 بدو برابر رسیده بود ،در بین سال های 1989 تا 1992 به میزان 34 درصد افزایش یافت.دستگاه های اجرائی دولتی در یک بی نظمی شرکت های این بخش را به ورشکستگی راندند ، خدمات عمومی برچیده شدند بهداشت و آموزش و پرورش تحت فشار توصیه ها و دستورالعمل های صندوق بین المللی پول با فشار مضاعف و افت مواجه گردیدند.
با وجود استقرار " طرح امنیت اجتماعی " سو تغذیه شدیدکودکان را فرا گرفت ؛ ابتلا به مالاریا 21 درصد در سال افزایش یافت که دلیل آن فقدان دارو های ضد مالاریا در مراکز درمانی عمومی براساس برنامه صندوق بین المللی پول بود. تحمیل هزینه های مدارس ابتدائی به مردم منجر به کاهش ثبت نام کنندگان در این مدارس شد.
در سال 1992 و در اوج بحران اقتصادی کشاورزان رواندا در نهایت نا امیدی سی صد هزار درخت قهوه را ریشه کن کردند. با وجود افزایش قیمت های داخلی، دولت تحت موافقتنامه خود با شرکت برتون وودز قیمت درب مزرعه قهوه را درحد سال 1989 نگه داشت ( 125 فرانک رواندا به ازای هر کیلوگرم) .دولت براساس توافقنامه وام بانک جهانی حق انتقال و مصرف منابع مالی خود را در صندوق های دیگر نداشت. باید متذکر شدکه سود سرشار تجار محلی قهوه و واسطه ها در اعمال فشار بیشتر به دهقانان قرار داشت.
در ژوئن 1992 دومین مرحله کاهش ارزش پول طبق نظرات صندوق بین المللی پول و در اوج جنگ های داخلی انجام گرفت که منجر به تشدید بحران مجدد در قیمت سوخت و کالاهای اساسی گردید.
تولید قهوه در یک سال 25 درصدکاهش یافت ... دلیل این امر برداشت بیش از حد از درختان قهوه بود و زمین در دسترس برای کشت های دیگر موجود نبود وکشاورزان نمی توانستند به سادگی به تغییر کشت دست بزنند . درآمد ناچیزی از قهوه پاک شده نصیب دهقانان می گردید ، که چیزی برای سقوط آن وجود نداشت. درآمد ناشی از قهوه برای خرید مواد غذائی درحد کفایت نبود ؛ قیمت مواد غذائی افزایش یافته بود و درامد ناشی از قهوه برای تامین هزینه ها اصلا کفایت نمی کرد. تاثیر بحران اقتصادی قهوه منجر به کاهش تولید محصولات اساسی غذائی سنتی مانند لوبیا و ذرت نیز گردید. سیستم تعاونی پس انداز و پرداخت و ام های کوچک به کشاورزان خرده پا از هم پاشید.
علاوه بر این ؛ با آزاد سازی تجارت و آزاد سازی بازار دانه های کشاورزی براساس توصیه های " موسسه برتون وودز" و همچنین واردات مواد غذائی ارزان قیمت و کمک های غذائی کشور های ثروتمند به رواندا باز محلی با بی ثباتی مواجه گردید. تحت سیستم تحمیلی بازار آزاد به رواندا مبادله محصولات کشاورزی یا محصولات غذائی نه به صورت نقدی و نه به صورت کالا به کالا از نظر اقتصادی مقدور نبود. کل سیستم اقتصادی کشاورزی و نظام
کشاورزی به سمت بحران رانده شده بود. کلیه دستگاه های اجرائی دولت به علت جنگ داخلی و مشکلات کاهش دستمزد خدمات عمومی و سیاست های ریاضتی ناکارامد گردیده بود ... که در نهایت به باز شدن و تشدید فضای ناامنی عمومی در سال 1992 منجر شد...
جدی بودن وخامت وضعیت کشاورزی توسط سازمان خواربار وکشاورزی ( فائو) که نشان از گستردگی بحران است در گزارش مربوطه و هشدار آن سازمان در مورد قحطی در ایالت های جنوبی مستند شده است .
گزارش منتشر شده در ابتدای سال 1994 موید فرو پاشی کل تولید قهوه به دلیل جنگ ناشی از شکست سیستم بازاریابی دولتی بر اساس تبعیت از دستورات بانک جهانی بوده است . شرکت "رواندکس " شرکت مختلط مسئول برای پردازش و صادرات قهوه در عمل به یک شرکت ناکارامد تبدیل شده بود.
سخت افزارهای نظامی
تصمیم به کاهش ارزش پول ملی برمبنای تائیدیه صنوق بین المللی پول در 17 سپتامبر 1990 در واشنگتن و قبل از بروز درگیری ها طبق مذاکرات مقامات بلند پایه صندوق و وزیر دارائی رواندا" نتیگوریروا " اتخاذ شده بود. چراغ سبز برای این اقدام در اکتبر همان سال داده شد. همزمان با آغاز جنگ داخلی میلیون ها دلار از با صطلاح " تراز کمک های پرداختی" در صندوق بانک مرکزی واریز شد . این منابع مالی از سوی اهدا کنندگان به عنوان منابع واردات تعریف شده بودکه به نظر میرسد توسط حکومت و جناح های سیاسی مختلف آن به سمت خرید سخت افزار نظامی سوق داده شد. این ادوات نظامی مانند سلاح سبک و توپخانه سنگین و خمپاره انداز به غیر از کمک های نظامی و بسته های فرانسه در قالب موشک های میلان و آپیلا ( نام های مستعار ) و جت فالکونی بود که فرانسه برای استفاده شخصی رئیس جمهور " هابیاریمانا" هدیه نموده بود.
علاوه براین نیروهای نظامی به صورت یک شبه از پنج هزار نفر به چهل هزار نفر افزایش یافته بودند؛ که به علت سیاست های اقتصادی ریاضتی تامین هزینه آنها نیازمند پول خارجی بود . استخدام های جدید به صورت گسترده ای از میان خیل داوطلبان بیکار انتخاب شده بود که بعد از سقوط بازار قهوه در سال 1989به صورت چشمگیری افزایش یافته بودند. هزاران جوان متخلف و بیکار از بین جمعیت آسیب دیده به عنوان شبه نظامیان مسئول کشتار های جمعی شناخته شدند و بخشی از سلاح های تهیه شده برای نیرو های نظامی در سازماندهی و تجهیز این شبه نظامیان بکار گیری گردیدند. در مجموع از آغاز کشتار و درگیری ( که مبنای زمانی آن از آغاز کاهش ارزش پول ملی در اکتبر 1990 بود) مبلغ 260 میلیون دلار از پول مصوب ( به همراه کمک های مالی فرانسه ، آلمان ، بلژیک و اتحادیه اروپا و ایالات متحده) به رواندا تحویل گردید .
در حالیکه وام های بعدی فقط برای کمک به انتشار پول و پرداخت هزینه ها و بدهی های خدماتی و همچنین تجهیز ارتش بود. شواهد نشان می دهد.که وام ها و کمک های مالی ارائه شده به رواندا در راستای کمک به مناطق قحطی زده و همچنین به عنوان نیروی مولد جامعه و عناوین اشاره شده مورد استفاده قرار نگرفتند. همچنین شایان ذکر است که بانک جهانی در سال 1992 از طریق سیستم اعطای تسهیلات آسان خود به نام "سازمان توسعه بین الملل" IDA دستور خصوصی سازی" شرکت الکترو گاز" دولتی رواندا را صادر کرد. درامد حاصل از خصوصی سازی برای تامین بدهی های دولت رواندا و اقساط آنها مورد استفاده قرار می گرفت. در یک توافق نامه مالی بین بانک سرمایه گذاری اروپائی و صندوق توسعه فرانسوی در رواندا مبلغ سی و نه میلیون دلار وام برای واردات آزاد و بدون محدویت در اختیار رواندا قرار داده شد. خصوصی ساز ی در اوج جنگ داخلی رواندا اجرا شد که مرحله اول آن تعدیل نیروی انسانی یعنی اخراج کارمندان و همچنین افزایش بهای برق بود که منجر به فلج شدن خدمات شهری شد .
خصوصی سازی مشابه در شرکت دولتی مخابرات " رواندا تل" از زیر مجموعه وزارت حمل و نقل و ارتباطات در سپتامبر 1993 انجام گردید.
بانک جهانی با دقت برنامه سرمایه گذاری عمومی را در رواندا مورد بررسی قرار داد ؛ توصیه بانک جهانی حذف نصف پروژه های سرمایه گذاری عمومی جاری در رواندا بود. در بخش کشاورزی بانک جهانی خواستار کم کردن بخش عظیمی از سرمایه گذاری از جمله احیا باتلاق ها در پاسخ به کمبود زمین های کشاورزی شد. در بخش های اجتماعی بانک جهانی پیشنهاد اولویت دهی به " طرح امنیت اجتماعی " را که برای به حداکثر رسانیدن بهره وری و کاهش هزینه های دولتی از طریق تحمیل هزینه به کاربران و خصوصی سازی ؛ تعدیل نیروی انسانی در بخش آموزش و پرورش و اخراج معلمین وکارگران و خصوصی سازی نظام بهداشت و سلامتی و همچنین خصوصی سازی آموزش و پرورش را ارائه نمود.
بانک جهانی مدعی است که مراحل مشکل افرین سناریو دوم در تغییر استراتژی به تصویب نرسید ، استدلالی کاملا خلاف واقع، این چنین در مورد رواندا شنیده شد بدون هیچ گونه حساسیت و یا نگرانی از پیامد های سیاسی و اجتماعی ، شوک درمانی اقتصادی به رواندای در آستانه بحران و جنگ داخلی اعمال شده بود ؛ تیم خبره گان اقتصادی بانک جهانی کاملانه آگاهانه متغیرهای غیر اقتصادی را از شبیه سازی طرح خود خارج ساخته بودند.
در حالی که جامعه بین الملل را نمی توان مسئول مستقیم تراژدی و غم انگیز جنگ داخلی رواندا دانست ؛ اما سیاست ها و دستورالعمل های بانک جهانی در ریاضت اقتصادی و تاثیرات کاهش ارزش پول ملی تحت هدایت صندوق بین المللی پول در رواندا در شرایط بحران اقتصادی و اجتماعی در بسط بحران دخالت و نقش مستقیم داشت. دستکاری عمدی نیرو های بازار ، تخریب فعالیت های اقتصادی و معیشتی مردم موجب گسترش و به وجود آمدن بیکاری ؛ قحطی و ناامیدی و بحران اجتماعی گردید و.... .
قتل عام اقتصادی
تاکید بر نفرت عمیق و درگیری قومی در رواندا نه تنها فقط برای تبرئه کردن قدرت های بزرگ و موسسات مالی بکار می رود بلکه این یک فرایند تحریف بسیار پیچیده ای از تحلیل فرو پاشی اقتصادی ؛ اجتماعی و سیاسی ملت هفت میلیونی در این کشور است. با این حال در میان بسیاری از کشورهای جنوب صحرای افریقا وضعیت مشابهی به نظر می رسد. در برخی جهات به نظر می رسد کاهش ارزش فرانک رواندا طبق دستورالعمل های صندوق بین المللی پول و خزانه داری فرانسه به میزان پنجاه درصد فقط به جهت " تست آزمایشگاهی " طراحی شده بوده است.
همچنین می توان یاد اور شد " عملیات بازگرداندن امید " در سومالی و تاکید بر عدم وجود یک برنامه بهبود اقتصادی واقعی در آن از سوی آژانس توسعه بین الملل آمریکا خارج از چهارچوب ارائه کمک های اضطراری و کوتاه مدت غذائی مانع اصلی حل و فصل جنگ داخلی و بازسازی کشور بود. در سومالی حجم انبوه کمک های امدادرسانی در فقدان برنامه صحیح منجر به سقوط تولید داخلی و عدم بازگشت کشاورزان به روستا گردید.
درس های رواندا چیست ؟ همانطور که سازمان های حقوق بشری برای بازگشت پناهندگان رواندا تدابیر لازم را انجام م یدهند ، چشم انداز بازسازی اقتصادرواندا در چهارچوب های طلبکاران بین المللی بسیار تیره و تلخ به نظر می رسد .
حتی با بازگشت دومیلیون پناه جوی رواندائی در اردوگاه های زئیر و تانزانیا هیچ چشم انداز مثبتی در رواندا دیده نمی شوند ،بازارهای کشاورزی از بین رفته اند تولید محلی غذا و اقتصاد قهوه در هم شکسته و اشتغال شهری و برنامه های اجتماعی از بین رفته اند. .

بازسازی رواندا نیازمند برنامه اقتصادی جایگزین توسط یک دولت دمکراتیک مبتنی بر همبستگی قومی و بدون دخالت های استعماری است ؛ چنین برنامه ای نیازمند لغو بدهی های خارجی از سوی نهاد های اقتصادی جهانی به همراه ارائه کمک های بین المللی بدون قید و شرط است . تداوم این برنامه نیازمند ابطال توصیه های صندوق بین المللی پول در برنامه های ریاضت اقتصادی و به همراه بسیج منابع داخلی برای ارائه ساختاری ایمن و با ثبات برای تولید جهت مردم روستائی است.


مایکل چاسادوفسکی استاد اقتصاد-دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه اوتاوا - کانادا

یک کارشناس سیاسی و نویسنده کتاب "تاریخ پنهان صهیونیسم " با اشاره به انتقال سرمایه‌های ملی بحرین به بانک‌های سوییس از طریق شاهزادگان بحرین، این امر را نشانه نگرانی آنها از آینده سیاسی خود دانست.
به گزارش فارس، "رئالف شئونمن " کارشناس سیاسی و نویسنده کتاب تاریخ پنهان صهیونیسم در گفت‌و‌گو با شبکه تلویزیونی پرس‌تی‌وی از تلاش شاهزادگان بحرینی برای خروج سرمایه‌های ملی از این کشور خبر داد و افززد: "حمد بن‌عیسی آل‌خلیفه " پادشاه بحرین تاکنون مبلغ ۴۲ میلیارد دلار را به بانکهای سوییس منتقل کرده است.

وی تصریح کرد انتقال پول به بانک‌های سوییس نشانه نگرانی رژیم آل‌خلیفه از سرنوشت نهایی خود دربحرین است.

شئونمن با تاکید بر اینکه آمریکا حامی اصلی رژیم ال خلیفه است، افزود: حقیقت این است که این رژیم‌ها در خاورمیانه محصول تلاش‌های آمریکا است و قدرت سیاسی سلطه‌گران تاکنون این رژیم‌ها را پابرجا نگه داشته است.

پیش از این خاندان مبارک و "زین العابدین بن علی " دیکتاتورهای مصر و تونس پیش از سرنگونی بخش زیادی از ثروتهای میلیاردی خود را از به بانکهای اروپایی منتقل کرده بودند.

 



تاریخ : ۱۸سپتامبر ۱۹۸۲
محل : بیروت، لبنان
عکاس : Robin Moyer / Black Star for Time Magazine
.کشتار فلسطینیهای اردوگاه آوارگان به وسیله فالانژهای مسیحی، در حالی که سربازان اسرائیلی مشغول تعریف کردن لطیفه برای هم بودند

 



تاریخ : ۳۰اکتبر ۱۹۸۳
محل : شرق ترکیه
عکاس : Mustafa Bozdemir / Hurriyet Gazetesi
توضیح : بعد از یک زلزله، زنی جسد ۵ فرزندش را پیدا کرده است.

 



تاریخ : دسامبر ۱۹۸۴
محل : بوپال، هند
عکاس : Pablo Bartholomew / Gamma
توضیح : جسد کودکی که بعد از نشت گاز سمی از یک کارخانه صنعتی فوت کرده. این عکس، نماد حرص و آز جهان صنعتی شد.


تاریخ : ۱۶نوامبر ۱۹۸۵
محل : کلمبیا
عکاس : Frank Fournier / Contact Press Images
توضیح : یک دختر ۱۲ ساله بعد از وقوع آشتشفشان در میان خار و خاشاک به دام افتاده است، بعد از ۶۰ ساعت وی هوشیاری خود را از دست داد و فوت کرد.


تاریخ : سپتامبر ۱۹۸۶
محل : سان.فرانسیسکو، آمریکا
عکاس : Alon Reininger / Contact Press Images
توضیح : ضایعات پوستی یک مبتلا به ایدز. این ضایعات پوستی نشان دهنده کاپوسی سارکوما هستند. در شرایطی که مجلات چندان تمایل نداشتند به اپیدمی ایدز بپردازند، عکاس این عکس با انتشار این عکس، بار دیگر باعث مطرح شدن نام این بیماری در جامعه شد.

تاریخ : ۱۸دسامبر ۱۹۸۷
محل : کره جنوبی
عکاس : Anthony Suau / Black Star
توضیح : تقابل مادری با پلیش ضد شورش بعد از دستگیری پسرش. این عکس در جریان تظاهراتی که برای اعتراض به تقلب در انتخابات برگزار شده بود ، گرفته شد.


تاریخ : دسامبر ۱۹۸۸
محل : شوروی
عکاس : David Turnley / Black Star / Detroit Free Press
توضیح : زلزله ارمنستان

تاریخ : ۴ ژوئن ۱۹۸۹
محل : بیجینگ، چین
عکاس : Charlie Cole / Newsweek
توضیح : یکی از مشهورترین عکس های جهان. مرد تانک.ها یا شورشی ناشناس، لقبی است که رسانه.ها به یک فرد ناشناس چینی داده.اند که در جریان اعتراضات ۱۹۸۹ میدان تیانانمن با ایستادن در جلوی ستونی از تانک.های ضدشورش تی ۵۹ چینی، جلوی پیشروی آنها را گرفت.

عکس او یک روز بعد از سرکوب خشونت.آمیز گردهمایی دانشجویان چینی گرفته شد. این فرد ناشناس که کیسه.های پلاستیک در دست داشت و در حال عبور از خیابان بود یک.باره جلوی صف تانک.ها ایستاد و مانع پیشروی آن.ها شد. با تغییر مسیر تانک.ها او نیز جای خود را عوض کرد و پس از سد راه تانک.ها از تانک اولی بالا رفت و چیزهایی را به سرنشینان آن.ها فریاد زد.

اطلاعات کمی در مورد این مرد در دست است. کمی پس از رویداد، روزنامهٔ ساندی از زردنامه.های بریتانیایی این مرد را یک دانشجوی ۱۹ ساله به نام وانگ وِیلین معرفی کرد اما صحت این ادعا اثبات نشده .است. از آن زمان شایعه.های زیادی در مورد این فرد و احوال او سر بر آورده. است ولی برای هیچ.یک مدرک کافی ارائه نشده است.

 


تاریخ : ۲۸ژانویه ۱۹۹۰
محل : کوزوو، یوگسلاوی
عکاس : Georges Merillon / Gamma
توضیح : عزاداری برای مردی که در جریان تظاهرات برای اعتراض به لغو خودمختاری کوزوو کشته شده است.

تاریخ : فوریه ۱۹۹۱
محل : عراق
عکاس : David Turnley / Black Star / Detroit Free Press
توضیح : گروهبان آمریکایی به خاطر مرگ یک سرباز در آخرین روز جنگ که ظاهرا بهترین دوستش بوده و اشتباها مورد هدف خودی قرار گرفته است، میگرید.



تاریخ : مارس ۱۹۹۳
محل : منطقه فلسطینیان، غزه
عکاس : Larry Towell / Magnum Photos
توضیح : فلسطینیان بچه های خود را با اسلحه پرورش می دهند، تا در مقابل سربازهای اسرائیلی بایستند.

تاریخ : ۳۱مارس ۲۰۰۳
محل : نجف، عراق
عکاس : Jean-Marc Bouju / AP
توضیح : یک زندانی جنگ عراق، فرزندش را دلداری می.دهد.

رژیم صهیونیستی به منظور موجه جلوه دادن کشتار غیرنظامیان فلسطینی نیروهای خود را به دوربین فیلم‌برداری و عکس‌برداری مجهز می‌کند.
به گزارش مشرق، رژیم صهیونیستی بر آن است تا برای وجهه مثبت بخشیدن به عملکردش و توجیه کشتار مردم فلسطین، در جنگ‌های بعدی سربازان خود را علاوه بر سلاح‌های جنگی با دوربین عازم جنگ کند.
پس از اینکه در جنگ غزه، رژیم صهیونیستی متهم به جنایات جنگی شد، این رژیم تصمیم گرفته است تا از این به بعد از دوربین به عنوان ابزاری برای پخش درگیری‌های خود با فلسطینیان استفاده کند تا به نوعی مقصر نبودن خود را نشان دهد.
در این طرح قرار است به سربازان رژیم صهیونیستی طی یک دوره دو هفته‌ای آموزش‌های لازم در خصوص گرفتن عکس و نحوه عملکرد رسانه‌های بین‌المللی، داده شود. البته منتقدان این طرح معتقدند که ارتش رژیم صهیونیستی می‌تواند به راحتی این تصاویر را دست‌کاری و ویرایش کند و آنها را آن طور که دوست دارد در معرض دید عموم قرار دهد.
با توجه به اینکه در جنگ‌های مدرن، شبکه‌های اجتماعی نقش مهمی در روابط عمومی دارند، رژیم صهیونیستی تصمیم گرفته است تا از این شبکه‌های اجتماعی از جمله توییتر، یوتیوپ، و فلیکر در راستای رسیدن به اهداف خود و تأثیرگذاری بر روی اذهان عمومی استفاده کند و به ترمیم وجهه خود در نزد عموم مردم بپردازد.

به گزارش آزادی نیوز، شرکت خودروسازی "سوبارو" که یک شرکت صهیونیستی است، در جدید ترین کیلیپ تبلیغاتی خود برای جذب مشتری مخاطبان صهیونیست خود می گوید: شما می توان با این خودرو به راحتی فلسطینیان را له کنید و به قتل برسانید.

این کیلیپ تبلیغاتی در ادامه می افزاید: شما اگر سوار بر این خودرو باشید، هیچ کسی نمی تواند جلوی شما را بگیرد.

گفتنی است هشتم اکتبر ۲۰۱۰ میلادی یک شهرک نشین صهیونیست که سوار بر خودروی مدل "سوبارو" بود، دو نوجوان فلسطینی را از روی عمد در منطقه "سلوان" زیر گرفت و آنان را به شدت زخمی کرد.

نیروهای پلیس صهیونیستی بلافاصله آن شهرک نشین را بازداشت کرده اما دو ساعت بعد بدون مجازات او را آزاد کردند.

سخنگوی ارتش اسرائیل اعلام کرد به‎کمک فیس‎بوک و دیگر شبکه‌های اجتماعی اقدام به شناسایی و دستگیری سربازان فراری کرده است.

به گزارش فارس به نقل از روزنامه تلگراف نوشت: ارتش اسرائیل اعلام کرد که توانسته است با رصد شبکه‌های اجتماعی صدها زن را که از شرکت در ارتش سرپیچی کرده بودند، شناسایی و دستگیر کند.

سخنگوی ارتش اسرائیل در ادامه افزود: ما با کمک شرکت های خصوص بازجویی برای شناسایی زنانی که به دروغ از خدمت سربازی خودداری کرده بودند، اقدام به ارسال دعوت‎نامه برای شرکت در جشن های مخصوص کردیم و زنانی را که آنها را قبول می‎کردند، دستگیر می‌کردیم.

وی خاطرنشان کرد: فیس‌بوک بسیار پرطرفدار شده و به راحتی می توان به این پی برد که جوانان در چه شرایطی به سر می برند.

شایان ذکر است خدمت سربازی در ارتش اسرائیل برای مردان و زنان اجباری است به طوری که مردان 3 سال و زنان 2 سال باید خدمت کنند.

یک خاخام صهیونیست به باراک اوباما هشدار داد، در صورتیکه بخواهد همچنان رییس جمهور باقی بماند، باید 'جاناتان بولارد' جاسوس صهیونیست را آزاد کند.

به گزارش مشرق به نقل از العالم، "یونا مستگیر" از باراک اوباما رییس جمهوری آمریکا خواست، اگر مایل است برای دور دوم رییس جمهور شود، "جاناتان بولارد" جاسوس صهیونیستی زندانی در آمریکا را آزاد کند.

رادیو رژیم صهیونیستی اعلام کرد، اظهارات این خاخام پیشگویی نیست، بلکه درنتیجه ناامیدی او از اوباما بعلت بی توجهی به مسائل مختلف بویژه موضوع "جاناتان بولارد" است.

این خاخام صهیونیست تاکید کرد، بسیاری از یهودیان آمریکا از اوباما حمایت کردند.

میستگیر گفت: اوباما باید پیش از تحمیل خواسته های سیاسی خود به اسرائیل، با آزاد کردن بولارد دوستی خود را نشان بدهد.

در ادامه سیاست‌های خصمانه رژیم صهیونیستی علیه کشورمان، رادیو سراسری این رژیم اعلام کرد که دولت تل‌آویو در نظر دارد تا در نشست فرهنگی روز یک‌شنبه خود اقداماتی را برای رویارویی با برنامه‌ی هسته‌یی صلح‌آمیز ایران به تصویب برساند.

به گزارش ایسنا، بنابر اعلام رادیو رژیم صهیونیستی، تل‌آویو در نظر دارد تا تشکیل کمیته‌ای را با حضور نمایندگانی از وزارت‌خانه‌های مختلف به تصویب برساند که ماموریت آن‌ها ارائه پیشنهادات به دولت در چهار ماه آینده برای اتخاذ تدابیر در این راستا است.

رژیم صهیونیستی که تنها دارنده سلاح‌های هسته‌یی در خاورمیانه است هدف از اجرای این طرح را ممانعت از برقراری روابط تجاری شرکت‌های بین‌المللی با ایران به بهانه نقض قوانین بین‌الملل اعلام کرده است.

به گزارش سایت اینترنتی ایلاف، این کمیته به ادارات دولتی مرتبط درباره‌ روش‌هایی که می‌توان به واسطه آن به اجرای سیاست‌های جدید برای مبارزه با برنامه‌ی هسته‌یی ایران پرداخت توصیه‌هایی خواهد داشت.

محافظ شخصی بن علی از همکاری وی و همسرش با رژیم صهیونیستی خبر داد و اعلام کرد که همسر بن علی مزدور موساد است.

به گزارش ایسنا به نقل از روزنامه‌ی الجزایری الشروق نوشت: عبدالرحمن سوبیر محافظ شخصی زین العابدین بن علی، رئیس مخلوع جمهوری تونس، در صفحه شخصی خود در شبکه اجتماعی فیس بوک، واقعیت‌های خطرناکی در مورد دوره‌ی حکومت بن علی فاش کرد و اتهام‌های زیادی علیه وی، لیلی طرابلسی همسرش و سلیم شیبوب داماد آنها و همچنین تعدادی از فرماندهان ارشد امنیتی کشور وارد کرد.

سوبیر اعلام کرد که لیلی طرابلسی در سال 1991 دو تن از مزدوران سازمان اطلاعات تونس را برای کشتن یک بازرگان این کشور که از دوستان بن علی بود و با ازدواج وی با لیلی مخالفت می‌کرد، مامور کرده بود.

وی همچنین از کشته شدن یک دختر بچه چهار ساله به دستور داماد بن علی خبر داد و اعلام کرد که بازپرسی‌های سازمان امنیت کشور در آن زمان نشان داد که قاتل از طرف سلیم شیبوب مامور کشتن این دختر بچه شده بود.

محافظ شخصی بن علی از وجود گنج‌های بیشتری در کاخ کارتاژ خبر داد و اعلام کرد: این گنج‌ها مجموعه‌ای از مدال‌های مزین به طلا و یاقوت است که لیلی و برادرش بلحسن آن را جمع کردند.

وی همچنین در مورد محکومیت محمد العربی المحجوبی، منشی وزارت کشور در سال 1990 به اتهام همکاری و جاسوسی برای سازمان اطلاعات اسرائیل (موساد) اعلام کرد: محکومیت وی بی‌پایه و اساس بود و بن علی و همسرش این کار را برای آرام کردن مردم تونس انجام دادند.

سوبیر از فعالیت لیلا طرابلسی برای موساد خبر داد و اعلام کرد که وی در ترور بسیاری از فرماندهان فلسطینی در تونس دست داشته است.

این در حالیست که بسیاری از فرماندهان سازمان آزادی بخش فلسطین در تونس ترور شدند که از جمله آنها ابوجهاد خلیل الوزیر است که توسط گروهی صهیونیست به رهبری ایهود باراک، وزیر جنگ کنونی این رژیم ترور شد.

البیان چاپ امارات نوشت: «معمر قذافی»، رهبر پنهان شده لیبی به نزدیکان خود گفته که اگر ناتو دست از حمله به بی گناهان و زنان و پیرمردان بر ندارد بزودی لشکر جنیان را ارسال می کنم تا دمار از کافران بی دین ملحد دربیاورند.

به گزارش تابناک، خبرنگار کانال تلویزیونی ماهواره ای «عشم الوطن» که از لیبی برنامه پخش می کند نیز گفت: اکنون رهبر لیبی به این نتیجه رسیده که ناتو زبان آدمیان را نمی فهمد پس باید در انتظار باشند گه گروه اجنه را ببینند.

«یوسف شاکر» درباره «گروه اجنه» توضیح داد: لیبی لشکریانی دارد از روح که هرگز کسی آنها را ندیده و نشناخته، این لشکریان روحانی و معنوی دوستان رهبر لیبی هستند بزودی بر سر ناتو و امارات و قطر خراب خواهند شد و دمار از روزگار آنان درخواهند آورد بزودی!

«شاکر» خوراک سربازان ناتو را گوشت انسان ها و نوشیدنی های آنان را خون انسان ها خواند و توان جنگ در سربازان ناتو را ناشی از استفاده از مواد مخدر و هروئین دانست.

این روزها دیوید بکام، ستاره سابق فوتبال انگلیس، از دستبند قرمز رنگی استفاده می کند که دلیل آن می تواند قابل توجه و گویای خیلی مسائل باشد.

به گزارش  مشرق، دیوید بکام که از دوران حضور در تیم فوتبال رئال مادرید اسپانیا به کیش کابالا پیوسته و با این فرقه در ارتباط است، نمودهایی از این باور را در رفتار و سبک زندگی خود بروز داده است. یکی از نمونه های آن چندی پیش در موضوع شماره پیراهن های وی در دوران حضور در این تیم، لس آنجلس گالکسی امریکا و میلان ایتالیا، در مشرق منتشر شد.
اینک نمودی دیگر از حضور فعال و باور جدی وی به این فرقه را می توان در یکی از تصاویر ببینید. وی در این تصویر از دستبند قرمز رنگی استفاده کرده که در کابالا به آن توجه فراوانی شده و از احترام ویژه ای برخوردار است. این دستبند که در دست چپ کابالیست ها بسته می شود، نمادی از دوری "چشم شیطان" است که آنها را از بدی و شر دور می کند. این دستبند از منظر آنها اثر وضعی بسیاری داشته و همراهی آن بسیار مهم تلقی می شود.
این دستبند که بکام به آن توجه زیادی دارد، از سوی همسرش هم مورد بهره قرار می گیرد. این دو در رفتار اجتماعی، به شدت تابع رسوم و قواعد کابالا بوده و به آن اهمیت می دهند. کابالا که این روزها از سوی جریان صهیونیسم جهانی در حال ترویج و گسترش است، یکی از فرقه های عرفانی یهودیت به شمار می رود که فعالیت فرهنگی فراوانی در جهان دارد. یکی از روش های این فرقه، جذب ستاره ها و اشخاص مشهور جهت ترویج انگاره های خود است.

عصرایران -  آنچه این روزها در بحرین می گذرد ، شباهت تامی دارد با آنچه در سرزمین های اشغالی فلسطین رخ می دهد و حتی، آل خلیفه در بحرین ، اقداماتی گاه بدتر از روش های صهیونیستی مرتکب می شوند:

1 - شلیک مستقیم به سوی تظاهر کنندگان: در اسرائیل ، اگر ارتش رژیم صهیونیستی در برابر فلسطینیانی که سلاح شان سنگ است تیراندازی می کند ، در بحرین ، در ابتدای درگیری ها ، مردم حتی سنگ پرانی هم نمی کردند و تنها فریاد اصلاح نظام سر می دادند و با شعار "سلمیه سلمیه"بر مسالمت آمیز بودن حرکت شان تاکید می کردند که با گلوله های آتشین ارتش و پلیس مواجه شدند.

2 - استفاده از ارتش برای برخورد با مردم: دولت بحرین ، برای سرکوب مردمش ، نه از نیروی متعارف پلیس با سلاح های متعارفی مانند گاز اشک آور ، باتوم و خودروهای آب پاش که مانند اسرائیل ، از نیروهای ویژه ارتش استفاده می کند که مجهز به سلاح های جنگی سبک و نیمه سنگین هستند .
اگر اسرائیل برای سرکوب ملت فلسطین ، از نیروهای ارتش خودش استفاده می کند ، حکومت بحرین ، علاوه بر ارتش خود ، از ارتش سعودی نیز بهره برده است و با دعوت از کماندوهای عربستانی ، پروسه توحش در سرکوب مردم بی دفاع را تکمیل نموده و روی اسرائیلی ها را سپید کرده است!

3 - حمله به خانه ها : تصاویری که از حملات شبانه نظامیان به خانه های مردم ، دستگیری مردان و ایجاد فضای وحشت بین زنان و کودکان بحرینی منتشر شده ، شباهت شگفت انگیزی دارد با آنچه در سرزمین های اشغالی فلسطین رخ می دهد.

4 - شکنجه در زندان ها و کشتن اسرا : روش هایی که برای شکنجه در زندان های اسرائیل به کار می رود ، عیناً در زندان های بحرین نیز اعمال می شود تا شائبه دست داشتن اسرائیل در سرکوب مردم بحرین تقویت شود.

5 - حمله به مساجد و تخریب اماکن مقدس : اگر تا پیش از این ، تخریب اماکن مقدس ، مانند مساجد و نیز آتش زدن قرآن را در حملات سربازان و لودرهای اسرائیلی و نیز توسط افراد جاهلی مانند کشیش جنجالی امریکایی شاهد بودیم ، اینک اخبار و تصاویری از بحرین می رسد حاکی از تکرار این اعمال شرم آور توسط نظامیان بحرین و آل سعود است.

6- تغییر بافت جمعیتی: آل خلیفه در طول سال های حکومتش ، با دادن مدارک بحرینی ، به اتباع خارجی سنی مذهب ، کوشیده ترکیب جمعیتی این کشور را که 80 درصدش را شیعیان تشکیل می دهند تغییر دهد. برغم این که در بحرین سال هاست که اهل سنت و تشیع با صلح و دوستی در کنار هم زیسته اند ، این اقدام که با اهداف خاص سیاسی انجام می شود ، زمینه ساز اختلافات مذهبی در میان مردم هم شده است.
اسرائیل نیز با دادن تابعیت اسرائیلی به یهودیان سایر کشورها ، در طول چندین دهه اقدام به تغییر ترکیب جمعیتی فلسطین اشغالی کرده است.

7 - برخورداری از حمایت های خارجی: همان طور که قدرت های بزرگ با کمک های سیاسی،نظامی ، اطلاعاتی و اقتصادی و نیز رسانه های وابسته به آنان با وارونه نمایی و دستکم سکوت در برابر جنایات اسرائیل  به این رژیم کمک می کنند ، آل خلیفه نیز با برخورداری از این رانت مشابه ، همانند اسرائیل در میان هاله ای از حمایت های مادی و معنوی ، به نقض حقوق انسانی مردم این کشور مشغول است .

8 - و آخرین مشابهت نیز سرنوشت محتوم اسرائیل و آل خلیفه است که هر دوی این حکومت های ستمگر ، محکوم به نابودی اند و مردم این سرزمین ها به زودی سرنوشت خویش را به دست خواهند گرفت ...و آزادی بسیار نزدیک است.

منابع صهیونیستی ضمن هشدار درباره ازسرگیری رابطه ایران و مصر تاکید کرده اند که تهران با این اقدام مزایای بسیاری را به دست خواهد آورد.

به گزارش عصر ایران،  رادیو اسرائیل در گزارشی با عنوان "آیا ایران و مصر به زودی روابط خود را از سر می گیرند؟ " اعلام کرد: با توجه به جایگاه مصر به عنوان یک کشور بزرگ عربی و تاثیر آن بر دیگر کشورهای عربی لذا ازسرگیری رابطه دیپلماتیک میان ایران و مصر بیشترین فایده را برای تهران خواهد داشت.

رادیو اسرائیل همچنین نسبت به گفت وگو و تماس های جدی مقامات ایرانی و مصری برای ازسرگیری رابطه هشدار داد.

دراین گزارش آمده است: تهران اهمیت بسیاری برای ازسرگیری کامل رابطه خود با مصر قائل است. حکومت ایران تمایل دارد روابط کاملی با مصر برقرار شود تا از شدت تنش و شبهات در زمینه رابطه ایران با تعدادی از کشورهای عربی و در راس آنها کشورهای جنوب خلیج فارس بکاهد.

همچنین ازسرگیری دیپلماتیک میان تهران و قاهره باعث کمک به ایران در مقابله با فشارهای آمریکا و دیگر قدرت های غربی در موضوع هسته ای می شود. همچنین رابطه ایران شیعه با مصر به عنوان یک کشور مهم سنی مذهب در کاهش نزاع مذهبی سنی - شیعی در منطقه تاثیر به سزایی دارد.

رادیو اسرائیل ادامه می دهد: ایران و مصر در دهه چهل میلادی رابطه بسیار قوی با یکدیگر داشتند تا آن جایی که خانواده پهلوی، داماد ملک فاروق پادشاه وقت مصر شد. از آن زمان تاکنون رابطه ایران و مصر با فراز و نشیب های زیادی رو به رو بود. ایران و مصر تاکنون دو مرتبه باهم قطع رابطه کرده اند. در دوره ریاست جمهوری 30 ساله حسنی مبارک در مصر نیز روابط با ایران با سردی همراه بود.

پس از تنش های بسیار در رابطه این دو کشور ، انقلاب اخیر مصر باعث شد تا مقامات ایران و مصر برای ازسرگیری رابطه میان دو کشور اعلام آمادگی کنند.

در همین حال روزنامه صهیونیستی "هاآرتص" نیز هشدار داده است ایران از فرصت انقلاب ها و ناآرامی ها در کشورهای عربی برای تسریع در روند ارسال سلاح به سوریه و حزب الله و گروه های فلسطینی استفاده می کند.

براساس این خبر ، ایران از درگیری جهان با تغییر حکومت ها در منطقه و سرگرم شدن سازمان های جاسوسی به حفظ رهبران کشورها برای افزایش انتقال سلاح به سوریه و گروه هایی در لبنان و فلسطین استفاده می کند. برهمین اساس، ایران از دو مسیر برای انتقال سلاح استفاده می کند . مسیر نخست از راه شمالی یعنی ترکیه به سوریه می رسد و مسیر جنوبی از طریق خاک سودان و مصر و سپس منطقه سینا به غزه می رسد.

اسرائیل در سال 1989 میلادی با دستگاه‌های جاسوسی و اطلاعاتی خود یک میلیون یهودی روسی را فریب داده و با حیله‌گری آنان را مجبور به مهاجرت به فلسطین اشغالی کرد.

به گزارش فارس به نقل از روزنامه صهیونیستی یدیعوت آحرونوت رژیم صهیونیستی در آن زمان به روشهای مختلف از جمله با مانع تراشی و ایجاد قید و بندهای مختلف، مانع مهاجرت یهودیان روسی به کشورهای دیگر، بویژه آمریکا شد.

شبکه العالم به نقل از این روزنامه صهیونیستی نوشت: این عملیات فریب را یک دستگاه اطلاعاتی و جاسوسی به نام دستگاه ناتیف انجام داد که فعالیت خود را بر یهودیان ساکن اتحاد جماهیر شوروی و اروپای شرقی متمرکز کرده و با هماهنگی کامل و تایید اسحاق شامیر نخست وزیر وقت این رژیم فعالیت می‌کرد.

یعقوب کدمی رئیس این دستگاه جاسوسی با اعتراف به این حیله‌گری؛ تاکید کرد که با این سیاست حدود یک میلیون روس به سرزمین‌های اشغالی مهاجرت کرده و آنها حکومت اسرائیل را نجات دادند.

مهاجرت گسترده یهودیان روسیه به فلسطین اشغالی در اوایل دهه نود قرن گذشته، ساختار جمعیتی میان عرب‌ها و یهودیان را در فلسطین اشغالی بر هم زد و با این سیاست شمار یهودیان در فلسطین اشغالی به نحو قابل توجهی افزایش یافت.

هدف از این اقدام این دستگاه اطلاعاتی و صهیونیستی ناتیف جلوگیری ازمهاجرت یهودیان کشور فروپاشیده شوروی به آمریکا بود.

بنا بر آمارهای منتشر شده توسط صهیونیست‌ها یک سوم از مهاجران روس که در آن سالها به سرزمین‌های اشغالی نقل مکان کردند یهودی نیستند.

 

تحولات اخیر منطقه و سیاست‎های مشابه حکومت آل سعود در عربستان با سیاست‎های اسرائیل در منطقه خاورمیانه خصوصا در قبال مساله لبنان، جنگ 33 روز و حمله 22 روزه اسرائیل به غزه، سبب شد تا یکی از روزنامه‎های چاپ اسرائیل که معمولا مواضع نزدیک به دولت این رژیم را بیان میکند در مقاله‎ای، پیشنهاد ایجاد اتحاد استراتژیک عربستان ـ اسرائیل را مطرح کند.

به گزارش رجانیوز، روزنامه اسرائیلی یدیعوت آحارنوت چاپ فلسطین اشغالی نوشت اسرائیل و عربستان باید درمقابل تهدید هسته‎ای ایران متحد شوند. این روزنامه امروز در پایگاه اینترنتی خود درمقاله‎ای به قلم "شولا رومانو هورینگ" نوشت بالاخره عربستان و اسرائیل زمینه‎های مشترکی برای اتحاد استراتژیک موقت میان خود یافتند. درست مثل آنچه میان اتحاد جماهیر شوروی و ایالا ت متحده برضد رژیم نازی درجنگ جهانی دوم اتفاق افتاد. اسرائیل و عربستان هردو به باراک اوباما رئیس جمهور امریکا به عنوان یک متحد قابل اعتماد شک دارند و از آینده یک ایران هسته ای درهراسند.
نویسنده این مقاله معتقد است منطقی بنظر می‎رسدکه عربستان با وجود اختلا فات اساسی و دشمنی قدیمی با اسرائیل به دلیل حفظ بقا و استقلا ل سیاسی خود با این دولت یهودی همکاری کند در غیر این صورت عربستان و دیگرکشورهای خلیج فارس بدون کمک یک متحد توانا قوی و قابل اعتماد اولین قربانیان یک ایران هسته ای خواهند بود.
این مقاله اضافه می‎کند: لیام فاکس وزیردفاع انگلیس درژانویه گذشته درمجلس عوام انگلیس گفت ایران ممکن است تا پایان سال 2012 به سلا ح هسته ای دست یابد. که در این صورت و از آن به بعد بسیاری از نیروهای نظامی امریکا و غرب مجبور به ترک خاورمیانه خواهند بود و این اسرائیل است که تنهاقدرت نظامی باقی مانده درمنطقه خواهد بودکه انگیزه وتوانایی این را داردکه مسئله ایران را به صورت نظامی حل کند.
این مقاله در ادامه می‎افزاید: با این وجود اسرائیل برای موفقیت به همکاری استراتژیک عربستان مثل اجازه پرواز بر فراز خاک این کشور و پشتیبانی لجستیکی اضطراری آن نیاز دارد. از همه مهم تراسرائیل نیاز دارد تا عربستان هرگونه برنامه بین المللی یا عربی برای فشار آوردن بر اسرائیل برای تاسیس یک کشور فلسطینی را به تاخیر بیاندازد. درحالیکه جهان ماه‎هاست که به طورخطرناکی از مسئله فلسطین دورشده و وقت راتلف کرده است.
این مقاله در ادامه با اشاره به تحت الشعاع قرار گرفتن پرونده هسته‎ای ایران در میان تحولات منطقه می‎افزاید: ایران از مرکز توجه جهان خارج شده و به هدفش نزدیک تر می شود. در همین راستا عربستان باید از بعضی از حقایق آگاه باشد: اول اینکه دولت اسرائیل به متحدان عرب خود وفادارتر است تا باراک اوبامارئیس جمهور امریکا به آنها چنانکه در شرایطی که اسرائیل درکنار مبارک رئیس جمهور سابق مصر ایستاده بود، فقط سه روز طول کشید تا اوباما ازمبارک که مدتها دوست امریکا بود بخواهد که از قدرت کناره گیری کند و او را به قطع کمک‎های خارجی تهدیدکرد.
دوم اینکه به علت وضع کنونی جنگ، نفرت و یهودی ستیزی، آنچنانکه درسوریه لیبی و یمن شاهد بودیم همکاری با اسرائیل دیگر بقای سیاسی یک رژیم عربی راتضمین نمی کند.
مسئله سوم این است که خطراصلی برای عربستان و کشورهای خلیج فارس اسرائیل نیست بلکه ایران است. همانطورکه ویکی لیکس فاش کرد امیر عبدالله پادشاه عربستان بارها از واشنگتن خواسته است که تا وقتی فرصت هست سر افعی راجدا کند اما موضوع این است که اوباما هرگز از یک راه حل نظامی بر ضد ایران دفاع نمی‎کند چنانکه در دوسال گذشته شاهد سیاست تعامل و تحریم اقتصادی بیهوده وی بودیم.
نویسنده این مقاله تاکید می‎کند که فقط اسرائیل اراده، منافع شخصی ودانش فنی این را داردکه جلوی تهدید ایران را بگیرد. پس از اینکه امریکا بیشتر نیروهایش را ازخاورمیانه خارج کند، احتمال اعزام نیروهای امریکایی برای از بین بردن تهدید ایران بی‎اثرخواهد شد.
این مقاله در پایان تحلیل خود هم می‎افزاید: همچنین تاسیس یک کشور فلسطینی به نفع عربستان یا اسرائیل نیست. همانطور که درگذشته نیز اتفاق افتاد و اسرائیل نظامیان خود را درسال 2005  از غزه خارج کرد، حماس این بار نیز مانند سال 2006 با پیروزی در انتخابات یا مثل سال 2007 با شکست نظامی حکومت خودگردان تصدی امورکشور جدید را به دست خواهدگرفت دراین صورت چنین کشوری پایگاه دیگری برای ایران خواهد شد تا از این طریق اسرائیل را تهدید کرده، و موجب بی ثباتی اردن شود. یا عربستان را از سمت شمال غربی احاطه کند. بر همین اساس رهبری اسرائیل به جای در نظرگرفتن ابتکاراتی برای جلب حمایت کشورهای غربی ازجمله امریکا باید به دنبال متحدان تازه ای حتی از میان دشمنان قدیمی خود باشد همانطورکه یک ضرب المثل عربی می گویددشمن دشمن من دوست من است.

به گزارش مشرق به نقل از روزنامه دیلی تلگراف، در یک سند اف بی آی مربوط به سال1949 که از حالت محرمانه خارج شده است،‌ توضیح داده شده که چگونه سه سرباز امریکایی هنگام گشت زنی در فاصله چند مایلی از یکدیگر هر یک از مشاهده یک شیء پرنده ناشناس خبر دادند که بر فراز کوه های شمال شهر سالت لیک منفجر شد.

این گزارش های فوق العاده در قالب یادداشتی با عنوان بشقاب پرنده برای ادگار هوور مدیر وقت اف بی آی ارسال شد.

این پرونده یکی از هزاران پرونده قبلا منتشر نشده است که اف بی آی علنی کرده است و از جمله این یادداشت ها اظهارات یک مامور ویژه در سال 1950 است که به نظر می رسد شواهدی درباره نظریه فرود موجودات غریبه در راسول در نیومکزیکو ارائه می دهد.

در آن یادداشت از پیدا شدن سه بشقاب پرنده با قطر تقریبی 50 فوت در نیومکزیکو خبر داده شده بود.

وی در توصیف موجودات زنده داخل بشقاب پرنده ها گفته بود که هریک از آن اشیاء پرنده سه سرنشین شبه انسان داشتند که قدشان فقط سه فوت بود و لباس های فلز مانند به تن داشتند.

آن مامور ویژه علت سقوط بشقاب پرنده ها را در نیومکزیکو مختل شدن سیستم های عملیاتی آنها بوسیله رادار های قوی دولتی عنوان کرد.

گفته می شود اجساد موجودات غریبه توسط ارتش آمریکا پیدا شده بود و انتشار این اسناد احتمالا موجب تشدید ادعاهای نظریه پردازانی می شود که معتقدند دولت امریکا فرود موجودات غریبه را مخفی کرده بود.

علیرضا سهیلی در یکی از مطالب اخیر وبلاگ "میقات" نوشت: خزرها مردمانی از نژاد ترکها بودند که در سده‌های آغازین پس از اسلام (سده هفتم میلادی) در شمال دریای خزر و جنوب روسیه و بخش‌هایی از اوکرائین کنونی و قفقاز امپراتوری‌ای را پایه گذاردند. آنها همسایهٔ خلیفه‌گری اسلامی و پادشاهی روم بودند. طبقه حاکم آنان پس از مدتی دین یهود را برگزیدند تا خود را از دید عقیدتی در برابر حملات اسلام و بیزانس مسیحی مدافعه کنند .

در آغاز این سده (هفتم میلادی) دو قوم بزرگ در شمال قفقاز سکنی داشتند.یکی از این دو قوم بلغار ها بودند و قوم دیگر خزران بودند که دشت های سفلای رود تِرِکْ و رود ولگا جایگاهشان بود. این‌ها مردمی بودند از نژاد زرد که به صحراگردی و تاخت و تاز در ممالک همجوار اشتغال داشتند. در جنگ های که به سال های 589 و 630-626 میلادی روی داد، سرنوشت خزران با سر نوشت خانآشیناپیوندی نزدیک یافت.از این رو در نوشته های مورخان رومی و ایرانی، نام های ترک و خزر در کنار یکدیگر آمده است. بعد ها در روزگار خسرواول انوشیروان و نیز به هنگام فرمانروایی هرمز چهارم، خسرو دوم و کواذ دوم تا پایان شاهنشاهی ساسانی، خزران که از دیر زمان دشمن ایران بودند ، دوش به دوش ترکان و رومیان با سپاه ساسانی پیکار کردند و ستم فراوان بر مردم قفقاز روا داشتند بنای استحکامات بزرگی چون شهر دربند یا باب الابواب در شمال قفقاز در عهد ساسانیان، که برای جلوگیری از حملات خزران صورت گرفت، هنوز پا برجاست. رواج امروزی دریای خزر به طور کلی به زمان اشغالگری روس‌ها در دوره قاجاریه و کوتاه سازی دست ایرانیان از این دریا برمی‌گردد. به اعتقاد عنایت‌الله رضا، «خزران»، قومی بودند که در زمان خسرو انوشیروان در قرن ششم میلادی از بقایای آن‌ها به ناحیه شمال قفقاز آمدند و به ‌طور کلی در منطقه بخش وسطا و جنوبی رود ولگا زندگی می‌کردند و این، هیچ ربطی به دریای شمال ایران نداشته و فاصله قوم خزر تا این دریا بسیار زیاد بوده‌است. او با اشاره به بررسی‌هایش برای پی بردن به دلیل نام‌گذاری دریای شمال ایران به نام خزر و آوردن اسم خزر در متون عربی، معتقد است: «در بررسی‌هایم در متون قدیمی متوجه شدم، تا قرن چهارم هجری قمری اصلاً نام خزر بر دریای شمال ایران گذاشته نشده‌است. مثلاً در کتاب«خوارزمی» و»سفرنامه ابن فضلان« اصلاً اسمی از خزر نیست. عرب‌ها به این دلیل که آن‌ها از رود کر حمله کردند، گمان کردند، از دریا به این رود آمده‌اند، پس استنباط کردند که گویا این دریا، دریای خزر است. به همین دلیل، آن را بر مبنای گفته‌ها،«بحر الخزر» نامیدند؛ اصلاً نام خزر را تا قرن چهارم هجری قمری نمی‌بینیم. نام خزر برای نخستین بار در کتاب «حدود العالم» و در کنار نام دریای جرجان، طبرستان و دیگر نام‌ها ذکر شده، ولی هیچ دلیلی بر این‌که این دریا «خزر» گفته شود، وجود نداشته‌است. اما در متون اسلامی و غربی قدیم، دو نام قدیم و مشهور «هیرکانی‌هاً یا»گرگان«که بعدها در دوره اسلامی عرب‌ها آن را»جرجانیه«نامیدند و»کاسپی«وجود دارد

درباره تبار آنها اختلاف نظر وجود دارد.زبان آنها از شاخه زبان‌های ترکی و نزدیک به ترکان بلقار دانسته‌اند.

یهودی‌های اشکنازی روس خزرها را نیاکان خود می‌دانند ولی از دید گروهی از ژن‌شناسان هرچند یهودیان اشکنازی ژن‌های بسیاری از اروپای شرقی گرفته اند، پذیرش اینکه آنها عمدتاً از خزرها هستند بعید است.

در سده دهم میلاد این امپراتوری بدست اسلاوهای شرقی (روس‌های کیف) به نابودی گرایید.

و اما این دریاچه را به نام‌هایی دیگری همچون «دریای رودسر»، «دریای چمخاله» و «دریای بادکوبه» و «دریای هشترخان» هم به آن گفته‌اند. در حالی که در کنار این نام‌ها، نام‌هایی همچون «دریای گیلان»، «دریای طبرستان»، «دریای دیلم»، «دریای هیرکان» و... هم مطرح بود. دو نام از نظر تاریخی بسیار مطرح بود؛ یکی «دریای هیرکان» و دیگری «دریای کاسپی».
در سال‌های اخیر هم این دریا را در کتاب‌های درسی به‌عنوان دریای طبرستان می‌نوشتند.
بله. در سال ١٣١٦ عده‌ای برای خوشامد رضاشاه گفتند اسم این دریا را دریای مازندران یا طبرستان بگذارند. در حالی که آن مازندران تاریخی اصلا اینجا نبود. آن مازندران واقعی نزدیک هند است و امروز هم دیگر وجود ندارد.
در زمان ریاست‌جمهوری آقای خاتمی هم دستور دادند اسم این دریا، کاسپین باشد.

بله. گفتند در مکاتبات خارجی دریای کاسپین نوشته شود و در متون داخلی دریای خزر. چرا؟ این به چه دلیلی صورت گرفت و براساس چه منطقی؟
در زمان ریاست‌جمهوری آقای خاتمی وقتی آقای علی‌یف رئیس‌جمهور سابق جمهوری آذربایجان به ایران آمده بود مساله‌ای در رابطه با نام این دریا پیش آمد. ایشان گفته بود دریایی به اسم دریای مازندران نمی‌شناسد. به همین دلیل آقای خاتمی از آقای بجنوردی که در آن زمان رئیس کتابخانه ملی بود درخواست می‌کند در این مورد تحقیقی شود.
در شمال هنوز هم از اسامی چون «کاس آقا»، «کاس گل» و... کاس‌ها در همین ناحیه جنوب و جنوب غرب دریا زندگی می‌کردند. بیش از هزاران سال کاس‌ها در این منطقه زندگی می‌کردند و سپس به چند شاخه تقسیم شدند. عده‌ای به طرف ایلام و لرستان رفتند. دسته‌ای هم به سمت فلات مرکزی ایران رفتند.

آنجلینا جولی در روزهای اخیر به مرزهای لیبی و تونس سفرکرده و برای ترمیم وجهه آمریکا در میان مردم، از آوارگان حمله ناتو و قذافی به مردم بازدید می کند.

به گزارش مشرق؛ آنجلینا جولی بازیگر مشهور هالیوود، در روزهای اخیر به مرزهای لیبی و تونس سفرکرده و در فعالیتی ظاهرا انسان دوستانه از آوارگان حمله ناتو و قذافی به مردم لیبی در مرز تونس بازدید می کند. از آنجا که چنین سفرهایی در قالب دیپلماسی عمومی و در راستای سیاست خارجی آمریکا است، به زوایای دیپلماسی عمومی این رویداد پرداخته می شود.
طیق گزارش رسانه های غربی هم اکنون آمریکا به یک چهره منفور در میان کشورهای خاورمیانه و جهان اسلام تبدیل شده و با لشکرکشی ها و نسل کشی هایی که در منطقه انجام داده و زندانهای مخوفی که برای مسلمانان برپا کرده، حنای بشر دوستی اش رنگ باخته است.
در شرایطی که آمریکا برای توقف دومینوی سقوط متحدانش در منطقه، نیاز به دخالت نظامی در لیبی داشت، بار دیگر "ناتو" را سپری برای پنهان کردن وجهه تخریب شده خود خود قرار داد و با فرماندهی ناتو نیروهای خود را به صحنه اعزام کرد.
حالا پس از ادامه نسل کشی مسلمانان در لیبی، مسلمانان جهان چهره غضب الود و ظالمانه آمریکا را بدون نقاب دیده اند و آمریکا اکنون نیازمند آن است که وجهه خود را در منطقه ترمیم نماید. یکی از اساسی ترین کارکرد های دیپلماسی عمومی ترمیم وجهه و زیبانمایی یک کشور است و آمریکا که صاحب بیشترین مشاهیر محبوب جهان است، می تواند در راستای منافع و سیاست خارجه خود از" دیپلماسی مشاهیر" بهره کافی ببرد.
آنجلینا جولی که از محبوب ترین هنرپیشگان جهان است، سالهاست که در ساختار دیپلماسی عمومی آمریکا نقش یک دیپلمات تمام عیار را در دیپلماسی عمومی آمریکا به خوبی بازی می کند. او هنرپیشه هالیوود است و نقش بازی کردن را به حرفه ای ترین وجه ممکن می داند.
آنجلینا جولی، منجی آمریکا
در آموزه های سینمایی همواره گفته می شود که " زن نماد عقیده و سرزمین است". اکنون آنجلینا جولیا در فیلمی که ملاحظه می کنید نقش سرزمین آمریکا را دارد که همچون ماردی مهربان، به التیام دردهای فرزندی می پردازد که از پدرش چوب خورده است.
آنجلینا جولی در سال2006 به همراه همسرش براد پیت "بنیاد جولی و پیت" را تاسیس کردند، تا با ظاهر انسان دوستانه به امور خیریه در کشورهای فقیر بپردازند، که البته در این راستا کمک های زیادی به مردم فقیر جهان ، خصوصا مسلمانان داشته و کودکانی را نیز به فرزندی پذیرفته است. برای آنکه وی در حوزه دیپلماسی عمومی دانش و تجربه کافی بیابد، دیدارهای دیپلماتیک با دیپلمات هایی از جمله وزیر خارجه انگلیس، برای بررسی "global diplomacy" یا دیپلماسی جهانی داشته است.
این هنرپیشه مشهور اکنون در عالم واقع، همان نقشی را بازی می کند که در فیلم سالت در عالم سینما بازی می کرد، یعنی " منجی آمریکا". وی برای نفوذ هرچه بیشتر در میان مردمی که به کشورشان سفر می کند و ایجاد زمینه نزدیکی و هم ذات پنداری با آنها، معمولا لباس محلی آن قوم را می پوشد و علی الخصوص هنگامی که به کشورهای اسلامی سفر می کند، با روسری و مانتو و حتی چادر در میان مردم حاضر می شود.
حضور مشاهیرآمریکایی در نقاط داغ جهان که آمریکا با نظامی گری و یا تحرکات شدید دیپلماتیک وارد صحنه شده همواره به چشم می خورد. هرجا که آمریکا کفه خشونت را علیه مردم سنگین کند، برای ایجاد توازن و ترمیم وجهه خود، مشاهیر محبوبی چون آنجلینا جولی را به صحنه می فرستد تا همانطور که در هالیوود چهره ای جاودانه و با صلابت و بشردوستانه از آمریکا به نمایش می گذارند، در عرصه واقعی نیز چنین کنند.

سندی از یکی از پرونده‌های مربوط به اف‌بی‌آی کشف شده است که نشان می‌دهد در جریان جنگ دوم جهانی، تنها 2 میلیون یهودی در مناطق تحت اشغال رژیم آلمان نازی حضور داشته‌اند.

به گزارش  شبکه ایران به نقل از پایگاه خبری آمریکایی"رنس"، سندی از یکی از پرونده‌های مربوط به اف‌بی‌آی کشف شده است که نشان می‌دهد برخلاف ادعاها درخصوص کشته‌شدن 6 میلیون یهودی توسط نازی‌ها در جریان جنگ دوم جهانی، کلاً 2 میلیون یهودی در مناطق تحت اشغال رژیم آلمان نازی طی این زمان حضور داشته‌اند.

در این سند، "دکتر هلر" یهودی برجسته و رییس "سازمان صهیونیست آمریکا" (Zionist Organization of America) در سال 1964 که از مهمترین سازمان‌های تحت لوای آژانس بین‌المللی یهود بود، تعداد یهودیان موجود در مناطق تحت اشغال نازی‌ها را 2 میلیون نفر دانسته و هشدار داده است که ادامه حکومت نازی‌ها بر این مناطق می‌تواند برای یهودیان خطرناک باشد.

پایگاه خبری رنس در ادامه، این سوال را از صهیونیست‌ها مطرح کرده است که چگونه ممکن است 6 میلیون یهودی توسط نازی‌ها کشته شده باشند، در حالی که تنها 2 میلیون یهودی در مناطق تحت کنترل آنها حضور داشته است؟
گفتنی است بسیاری از کارشناسان و پژوهشگران تاریخی بر این باورند که در زمان مزبور، تعداد یهودیان حاضر در اروپا از 2 میلیون نفر نیز بیسار کمتر بوده و به چند صد هزار تن محدود می‌شده است.
با این اوصاف اگر چه این سند از نظر آمار یهودیان چندان دقیق نیست اما ثابت می‌کند که کشتار 6 میلیون یهودی تنها یک افسانه است و کشتار مردم توسط نازی‌ها نیز چیزی نبوده که به دین و مذهبی خاص ارتباط داشته باشد.

"ایهاب الغصین " سخنگوی وزارت کشور دولت منتخب فلسطین گفت که در تمامی دستگاه‌های امنیتی و دفاع شهری وضعیت فوق‌العاده اعلام شده و این دستگاه‌ها به طور شبانه‌روز در آماده‌باش هستند.

وزارت کشور دولت منتخب فلسطین در غزه به‏دنبال تشدید حملات ارتش رژیم صهیونیستی وضعیت فوق‌العاده در تمامی دستگاه‌های امنیتی، دفاع شهری و خدمات پزشکی در غزه اعلام کرد.

به گزارش فارس به نقل از خبرگزاری فرانسه، "ایهاب الغصین " سخنگوی وزارت کشور دولت منتخب فلسطین گفت که در تمامی دستگاه‌های امنیتی و دفاع شهری وضعیت فوق‌العاده اعلام شده و این دستگاه‌ها به طور شبانه‌روز در آماده‌باش هستند.

وی افزود که دستگاه‌های دفاع شهری و خدمات پزشکی در طول ساعات شبانه‌روز در سراسر نوار غزه برای نجات شهروندان و دفاع از آنها در برابر حملات صهیونیست‌ها مشغول فعالیت هستند.

الغصین تاکید کرد که رژیم اشغالگر به ادامه تجاوزات خود علیه فلسطینیان و ریختن خون آنها در برابر چشمان جهانیان و میان سکوت مجامع بین‌المللی اصرار دارد و همچنان به جنایت‌های جنگی خود از جمله هدف قرار دادن تیم‌های پزشکی، خودروهای امداد و استفاده‌ از بمب‌های فسفری ادامه می‌دهد.

سخنگوی وزارت کشور دولت منتخب فلسطین همچنین اظهار داشت که دولت تماس‌هایی با بسیاری از طرف‌های عربی و بین‌المللی به منظور توقف تجاوزات صهیونیست‌ها برقرار کرده و به شورای امنیت و اتحادیه عرب نیز شکایت کرده است.

رژیم صهیونیستی طی سه روز گذشته با تشدید حملات خود علیه مردم غزه 17 نفر را شهید و بیش از 60 نفر را مجروح کرده است.

وقتی دیوید بکام شماره پیراهن خود را برای اولین بار تغییر داد، با شگفتی علاقه مندانش همراه شد؛ اما این ماجرا بی دلیل نبوده است.

به گزارش مشرق، دیوید بکام که سال ها در زمره ستارگان طراز اول فوتبال جهان به شمار می رفت، این روزها به تغییر دین خود روی آورده است. وی اکنون به فرقه کابالا روی آورده که در حقیقت، تفسیری از دین یهود است که در سرزمین های اشغالی مورد توجه جدی صهیونیست ها است. همین جریان، در تلاش برای سیطره این فرقه بر عالم توسط ابزارهای رسانه ای خود مانند کتاب، سینما و ... است.
بکام این تغییر در زندگی خود را در دورانی که در رئال مادرید اسپانیا حضور داشت، نمایان کرد. این اتفاق هنگامی عملی شد که شماره پیراهن خود را به یک باره تغییر داد و موجب تعجب هوادارنش شد. این بازیکن انگلیسی سال ها شماره هفت را انتخاب می کرد و با آن در منچستر یونایتد هم توپ می زد تا آن که در این تیم با شماره 23 ظاهر شد. این انتخاب در تیم لس آنجلس گالکسی هم ادامه یافت که ریشه آن را باید در کابالا پیدا کرد که اعداد در آن نقش مهمی دارند. البته بکام برای مدتی به میلان آمد و این بار، شماره 32 را بر تن کرد. اما راز این دو تغییر در چیست؟
عدد 23 که برای اولین بار توسط وی در رئال مورد استفاده قرار گرفت، عدد ارتباط و وصل شدن با شیطان در کابالیسم است. در حقیقت، این عدد معرف ارتباط یا رسیدن به شیطان به شمار می رود. از سوی دیگر، در منابع اسطوره شناسی، این عدد متعلق به اریس (الهه آشفتگی و نا به سامانی) است. در کابالا، این عدد دارای اهمیت و احترام زیادی است.
اما چرا بکهام در ایتالیا شماره دیگری را بر تن کرد؟ باز هم ریشه ماجرا در کابالاست. 32 در کابالا و فراماسونری از اهمیت بسیار والایی برخوردار است. در این فرقه، 32 راه برای کسب حکمت و معرفت پیش بینی شده است. از سوی دیگر، زیان عبری (زیان رسمی یهودیت) دارای 32 حرف است که موجب شده تا این عدد دارای منزلت ویژه ای میان آنها باشد.
کابالا که این روزها از سوی جریان صهیونیستم جهانی در حال ترویج و گسترش است، به اعداد توجه خاصی داشته و به نوعی، نقش مهمی را برای آن قائل است؛ به گونه ای که درک این فرقه بدون شناخت اعداد در آن، ناقص به شمار می رود.

برای اولین بار، یک شخصیت وابسته به گروه‌های غیراخلاقی همچون همجنس‌گرایان به خود اجازه داد تا برای انتخابات ریاست جمهوری در آمریکا رسماً اعلام کاندیداتوری کند.

به گزارش شبکه ایران به نقل از پایگاه اطلاع‌رسانی ربل‌نیوز، اولین شخصی که در آمریکا به شکل رسمی اسناد مربوط به شرکت در انتخابات ریاست جمهوری ایالات متحده آمریکا در سال 2012 را تنظیم کرده است، یک یهودی همجنس‌باز به نام "فرد کارگر" است که سیاستمداری جمهوری‌خواه محسوب می‌شود!

بنابر این گزارش، اعلام کاندیداتوری این سیاستمدار جمهوری‌خواه و همجنس‌باز، به شدت در میان جامعه مسیحیان معتقد آمریکایی بازتاب منفی داشته است، با این حال وی از سوی همجنس‌گرایان آمریکا که قریب به 28 میلیون نفر هستند، حمایت می‌شود.

کارگر در سخنانی که به مناسبت کاندیداتوری خود مطرح کرده، گفته است که می‌خواهد جمهوری‌خواهی متفاوت و پیشرو باشد!

به عقیده این سیاستمدار همجنس‌گرا، آخرین رییس‌جمهور جمهوری خواه پیشرو در تاریخ ایالات متحده، تئودور روزولت بوده و وی قرار است جای او را پر کند. روزولت در آخرین روزهای جنگ جهانی دوم، جان خود را از دست داد و دوایت آیزنهاور جانشین وی شد.

این سیاست‌مدار جمهوری‌خواه در مقاله‌ای در سال 2005، حتی در خصوص لزوم ایجاد همجنس‌گرایی در جوامع مسلمان هم اظهارنظر کرده بود!

این نخستین باری است که یک شخصیت وابسته به گروه‌های غیراخلاقی همچون همجنس‌گرایان به خود اجازه داده است تا در آمریکا رسماً اعلام کاندیداتوری کند که همین موضوع می‌تواند حکایت از سقوط اخلاقی در جامعه آمریکا داشته باشد. چندی پیش، باراک اوباما رییس‌جمهور آمریکا نیز در دستوری، حضور همجنس‌گرایان در ارتش آمریکا را آزاد اعلام کرده بود.

یک منبع اطلاعاتی اردنی از توطئه یک سازمان امنیتی وابسته به شاهزاده سعودی بندر بن سلطان برای ایجاد بحران در سوریه و بی ثباتی این کشور پرده برداشت.

به گزارش مشرق به نقل از العالم، یک افسر اطلاعاتی اردنی که مخالف مشارکت در توطئه ضد سوریه و همچنین مخالف فعالیت های بندر بن سلطان در اردن است، فاش کرد که بندر گروه هایی لجستیکی در اختیار دارد که آزادانه در اردن فعالیت کرده، و از مرزهای اردن برای نفوذ به سوریه و اعزام نیروهای آموزش دیده و ارسال سلاح و مواد منفجره استفاده می کنند.

این افسر اطلاعاتی اردنی تاکید کرد: اقدام اردن در اعلام حمایت از سوریه و در عین حال بی توجهی به فعالیت شرکت های تلفن همراه بویژه شرکت تلفن همراه "اومنیه" بسیار تمسخر آمیز است.

وی افزود: این شرکت پوشش دهی خطوط تلفنی خود را تا اراضی سوریه تقویت کرده و با صدور مجوز نصب دستگاه های تقویت آنتن، کاری کرد که تلفن های همراه اردنی تا مرزهای دمشق پایتخت سوریه، آنتن داشته باشند.

بر اساس سناریوی کوتاه مدتی که برای بحران سازی در سوریه درنظر گرفته شده است، آن ها به دنبال تکرار تجربه موفقیت آمیز شهرهای درعا و دوما هستند؛ به این ترتیب که در جمعه آینده 8 آوریل ( 19 فروردین) عناصر تروریستی وابسته به بندر که در سوریه حضور دارند، دست به فاجعه هایی علیه تظاهرکنندگان می زنند، با این تفاوت که مقصد عملیات آن ها در جمعه آینده، شهرهای حلب و دمشق خواهد بود.

این اظهارات درحالی منتشر شد که دیروز (جمعه) در جریان حمله افراد مسلح نقابدار به تظاهرکنندگان در شهر درعا، 19 تن از نیروهای امنیتی شهید و ده ها تن دیگر مجروح شدند.

این منبع اطلاعاتی اردنی درباره جزییات این طرح خاطر نشان کرد: شماری از اعضای گروهک های وابسته به بندر که در سوریه مستقر هستند، در منطقه ای مشخص بسوی تظاهرکنندگان تیراندزای خواهند کرد.

وی افزود : بر اساس این طرح پس از تحریک گروهی از جوانان، مکانی برای برگزاری تظاهرات اعتراض آمیز مشخص می شود، در همین راستا محل تظاهرات به گروهک مخفی اطلاع داده می شود تا افراد این گروهک بر فراز بامهای آن منطقه مستقر شوند.

این افسر اطلاعاتی اردنی تاکید کرد: وقتی نمازگزاران از مسجد خارج می شوند، گروهی برای تحریک مردم شعارهایی ضد نظام سوریه سر می دهند، این شعارها توسط "ایلی خوری" عامل سازمان سیا و شرکت او به نام "ساچی اند ساچی" که نامی تقلبی است، ساخته شده است.

این افسر اطلاعاتی خاطرنشان کرد: اگر تحریک کنندگان بتوانند صد نفر را جمع کنند ریختن به خیابان ها به هدف اول تبدیل می شود؛ هدف دوم درگیری با نیروهای پلیس و امنیتی است که به محل تظاهرات می آیند.

وی تاکید کرد: به محض آغاز درگیری تن به تن و پرتاب سنگ؛ همان طور که در درعا اتفاق افتاد ، افراد مسلح وارد عمل شده و بسوی تظاهر کنندگان تیراندازی می کنند، و شماری از مردم را کشته و یا زخمی می کنند. در همین حین گروه های دیگری که یکدیگر را نمی شناسند، به تخریب اموال عمومی می پردازند.

بر اساس این گزارش، خطرناکترین بخش این عملیات پخش شایعه است؛ عملیاتی که با کمک رسانه ها و شبکه های تلویزیونی مزدور در درعا با موفقیت انجام شد. در این عملیات پس از کشته و یا مجروح شدن شماری از شهروندان، شایعه هایی مبنی بر دست داشتن نیروها و مسئولان ارشد امنیتی در کشتار مردم پخش می شود.

این افسر اردنی خاطرنشان کرد: در شهر دوما پخش شایعه موجب ایجاد موجی از خشم و نفرت بین مردم به دلیل کشته شدن شماری از شهروندان شد.

بشار اسد رییس جمهوری سوریه در سخنان اخیر خود در پارلمان، حوادث اخیر در این کشور را یک توطئه بزرگ خارجی دانست که هر از چند گاهی در سوریه تکرار می شود.

مردم قاهره پس از تجمع مقابل سفارت رژیم اشغالگر قدس ، پرچم این رژیم را پایین کشیدند، و در مقابل پرچم فلسطین را در خیابان این سفارتخانه برافراشتند.

به گزارش مشرق، العالم به نقل از پایگاه خبری الشروق نوشت: صدها تظاهرکننده مصری در اعتراض به حملات رژیم صهیونیستی به غزه، با تجمع مقابل سفارت این رژیم در قاهره، اخراج سفیر این رژیم از مصر را خواستار شدند.

تظاهرکنندگان که پرچم های مصر، فلسطین ولیبی را دردست داشتند ، پرچم رژیم اشغالگر را به آتش کشیده، و اخراج سفیر رژیم صهیونیستی را خواستار شدند.

در استان الجیزه هم دیروز بیش از 3 هزار مصری با تجمع مقابل سفارتخانه رژیم اشغالگر، اخراج سفیر این رژیم و لغو همه معاهدات و پیمانها با رژیم صهیونیستی را خواستار شدند.

نخستین بار این "جوزف نای"، از نظریه پردازان قدرت نرم بود که از عبارت حمله متقابل استفاده کرد. او تصریح کرد که ارتش آمریکا پس از جنگ سخت و حمله به کشورها، شروع به اعمال قدرت نرم و انجام اقداماتی از قبیل کمک های بشردوستانه می کند.

به گزارش الف ایالات متحده آمریکا توجه ویژه ای به کشورهای خاورمیانه و شمال آفریقا دارد. این توجه ویژه به دو دلیل عمده اعمال می شود. اول وجود ذخایر عظیم نفتی و معدنی و دوم تمرکز تمدن اسلامی در این کشورها.

آمریکا پس از آغاز قرن جدید و طی ۱۱ سال گذشته اقدامات زیادی را در قبال اعمال قدرت نرم در این کشورها انجام داد. حمله به افغانستان و عراق و اشغال این دو کشور، حمله به لیبی، حمله به بخش هایی از پاکستان، حمله به بخش هایی از یمن و ... از جمله فعالیت های آمریکا در زمینه اعمال قدرت سخت خود در این کشورهاست.

از سوی دیگر آمریکا در سایر کشورهای دو منطقه یاد شده که نیازی به جنگ احساس نکرد و یا توان آن را نداشت به اعمال قدرت نرم روی آورد و توانست در این زمینه توفیقاتی را نیز به دست آورد.

اشاره ما در اینجا به ماجرای مشکوک حضور بازیگران مشهور هالیوودی در کشورهای یاد شده است.

ایالات متحده برای بهره مندی از قدرت "دیپلماسی عمومی" که به تأثیرگذاری بیشتر قدرت نرم می انجامد و همچنین با تأسی به سیاست هایی از قبیل "تأثیرگذاری یک شهر پر نور بر فراز یک تپه" و "حمله متقابل" قصد دارد پس از حضور نظامی خود، به پاک کردن چهره خشن آمریکا و در ادامه تغییر باورهای مردم کشورها بپردازد.

البته این مقوله از گستردگی بسیار زیادی برخوردار است. مسائلی همچون اینکه دیپلماسی عمومی چیست و یا حمله متقابل چه معنایی دارد باید در گزارشهایی جداگانه بررسی شود. اما به طور خلاصه و فقط در مورد حمله متقابل باید گفت این راهبرد به این صورت عمل می کند که پس از حمله سخت به یک منطقه باید با انجام اقداماتی همچون فعالیت های بشردوستانه، به سایر اهداف دست یافت.

آمریکا قبل از آنجلینا جولی تجربه دیگری نیز در زمینه اعزام بازیگرانش برای دستیابی به هدف های خاص دارد.

"جورج کلونی"، این بازیگر مشهور هالیوودی بود که پس از سال ها حضور در سودان و دارفور، توانست سبب تجزیه سودان شود. او در طول این سال ها بارها به ملاقات روسای جمهور آمریکا رفت و حتی با ظاهری شبیه مردم سودان به اقصی نقاط این کشور نیز سفر کرد و سرانجام توانست دستاوردی بزرگ را در زمینه دستیابی آمریکا به مناطق نفتی سودان با جدایی دو قسمت این کشور فراهم کند.

اکنون نیز آمریکا با حربه ای دیگر به نام "آنجلینا جولی" وارد عرصه افغانستان، تونس، لیبی و عراق شده است. ورودی که البته پیش از آن و طی پروژه ای دیگر، عضو مشهور خانواده جولی ـ پیت را در فیلم سینمایی SALT به عنوان نجات بخش کشورهای خاورمیانه عنوان کرد. و امروز شاهد حضور گسترده این شخصیت سینمایی آمریکا در کشورهای یاد شده هستیم. (البته جولی در کشورهای دیگری نیز در قاره های مختلف دنیا برخی فعالیت های محدود را انجام می دهد که بعضا با اعتراضات مردم آن کشورها نیز مواجه شده است اما این فعالیت ها که برای گم کردن رد نیت اصلی او از حضور در کشورهای اسلامی، انجام می شود، پوشش خبری چندانی ندارد و از اهمیت به سزایی نیز برخوردار نیست.)

خانم جولی که این روزها از اسلام و حجاب نیز استقبال می کند و ضمن سرکشی به مردم تونس، خواستار کمک به لیبایی ها نیز هست، درست در کشورهایی گام بر می دارد که کشور متبوعش یا در روزگاری نزدیک در آنها دست به توحش و نسل کشی زده و یا هم اکنون مشغول همین اقدامات است.

امروز، خبرگزاری های دنیا در حالی عیادت جولی از آسیب دیدگان سیل پاکستان را منتشر می کنند که کشور اعزام کننده جولی هنوز مشغول کشتار مردم به وسیله هواپیماهای نظامی بدون سرنشین در پاکستان است.

این بازیگر زن هالیوودی در حالی امروز به کودکان عراقی و تونسی لبخند می زند که سربازان کشورش در عراق بیش از یک و نیم میلیون کودک و زن و مردم عراقی را کشتند و در تونس نیز سال ها رئیس جمهوری بر این کشور حکومت می کرد که جاسوس آمریکایی ها و منکوب کننده اسلام گرایان در این کشور بود.

آنجلینا جولی امروز اگرچه در ظاهر با عنوان سفیر سازمان ملل متحد، اما در باطن و در اساس به عنوان نماینده آمریکا در پیشبرد و تعمیق قدرت نرم ایالات متحده در کشورهایی عمل می کند که یا آمریکا آنها را دشمن می داند و یا به ذخایر نفتی و معدنی آنها چشم دوخته است.

این بحث البته ابعاد بسیار بیشتری نیز دارد. اینکه آمریکا در تلاش است تا باور مردم را در کشورهای اسلامی تغییر دهد. آنها امروز به وسیله رسانه های صهیونیستی خود از لزوم برگزاری جشنواره های فشن در کشوری همچون عراق و با اکثریت جمعیت شیعه خبر می دهند. آنها مشغول مطرح کردن نمادهای لاابالی گری و فساد در لیبی و کشورهای خیزش کرده ای همچون مصر هستند و در این میان راهبردی به نام "آنجلینا جولی" نقش کاتالیزور را در رسیدن آمریکا به این اهداف خود ایفا می کند.

در یک سند تازه سایت ویکی‌لیکس تأکید شده که شاه بحرین در بخشنامه ای خطاب به وزیر اطلاع رسانی خود دستور داده که از بکارگیری دو نام به جای یک نام جعلی، جلوگیری شود.

به گزارش مشرق، روزنامه صهیونیستی "هاآرتص" که همچنان اسناد سایت "ویکی‌لیکس" را که مربوط به روابط بحرین با رژیم صهیونیستی است منتشر می‌کند، در آخرین سند منتشرشده که امروز آن را منتشر کرد، آورده است که "شاه بحرین در بخشنامه ای، دستور حذف بکارگیری لفظ "رژیم" یا "دشمن صهیونیست" درباره رژیم صهیونیستی را داده و توصیه کرده است که فقط از لفظ "اسرائیل" در این باره استفاده شود.
"یوسی میلمن" نویسنده این گزارش در روزنامه هاآرتص به استناد تلگرافی که به عنوان "سند" از سوی ویکی‌لیکس منتشر شده، می‌گوید: روز 15 فوریه 2005 میلادی، "ویلیام مونر" سفیر آمریکا در بحرین با "حمد بن عیسی آل خلیفه" پادشاه بحرین دیدار می‌کند.
مونرو پس از آن دیدار، در نامه‌ای برای واشنگتن نوشت که شاه بحرین، هم‌اکنون دارای روابط امنیتی و اطلاعاتی با اسرائیل و به عبارت بهتر با "موساد" است.
مونرو در ادامه می‌افزاید: شاه بحرین به وی تأکید کرده است که منامه آماده است گام‌های بیشتر و بلندتری در این راه بردارد و در حوزه‌ها و ابعاد دیگر نیز با اسرائیل همکاری کند.
مونرو تأکید می‌کند: در این دیدار، شاه بحرین گفته که به وزیر اطلاع رسانی خود توصیه کرده که در خبرهای رسمی رسانه های بحرین، از بکارگیری لفظ "دشمن" یا "رژیم صهیونیستی" درباره اسرائیل ممانعت کند.

به گزارش مشرق، در حالیکه کشور مصر در بحبوحه انقلاب و قیام مردمی به سر می بردو خلا امنیتی در این کشور مشهود است، خبرهای غیر رسمی حاکی از آن است که گروههای صهیونیستی در این کشور به سرقت و یا تخریب آثار باستانی تمدن مصر و آثار باستانی اسلامی این کشور مشغولند؛ در حالی که آثار معابد یهودی این کشور دست نخورده باقی می ماند.
گزارش فرانس پرس در این زمینه نشان می دهد تاکنون بالغ بر 800 قطعه از آثار باستانی ارزشمند، صرفا از موزه های مصر به سرقت رفته است.
در گیرودار تحولات مصر، صهیونیست ها از خلا امنیتی استفاده کرده و به سرقت آثار باستانی موزه ها و حتی اهرام مصر(هرم خوفو) اقدام کرده اند. این موضوع خشم برخی از جوانان مصر را برانگیخته، بطوریکه برای این موضوع انجمن های فیس بوکی و ... تشکیل داده اند.
نکته قابل تامل این است که، وزیر آثار باستانی مصر اعلام کرد: این کلیساها و معابد یهودی نبودند که از سوی سارقان مورد سرقت قرار گرفته اند، بلکه این آثار اسلامی و باستانی مصر بوده است که مورد سرقت و تخریب واقع شده اند.
وی با بیان این نکته که این بناهای اسلامی هم اکنون از سوی حدود 50 جانی و بزهکار مورد حمله واقع شده، افزود: " این سارقان که در حوالی چنین اماکنی پرسه می زنند توسط گشت های نامحسوس امنیتی که همزمان با اعتراضات مردمی و سقوط مبارک، در حال جمع آوری می باشند."
وی در ادامه به افزایش دست اندازی سارقین به این اماکن باستانی و همچنین موزه ها بعد از سقوط مبارک اشاره کرد و گفت: سارقین آثار باستانی از این خلاء امنیتی استفاده کرده و نگهبانان این آثار را مورد ضرب و شتم قرار می دهند.
او در سخنانش به این نکته اشاره کرد که در طی انقلاب مردم مصر در 25 ژانویه به بسیاری از این اماکن قدیمی آسیب رسیده و مورد سرقت واقع شده اند. وزیر آثار باستانی مصر در ادامه گفت: سرقت آثار باستانی مصری از موزه شهر قاهره و همچنین آثار باستانی موجود در موزه "قنطره شرقی" در نزدیکی کانال سوئز را نیز باید به این سرقت ها افزود، این درحالیست که سارقین آثار باستانی چندین جعبه پر از آثار باستانی را به سرقت برده بودند، که از این میان حدود 292 قطعه بازگردانده شد. همچنین موزه های حوزه نیل در "الشرقیه" و "کفر الشیخ" مورد حمله قرار گرفتند. تمامی این موزه ها هم اکنون از آثار باستانی ای و قدیمی که باید در آنها می¬بود خالی شده اند.

یهودیان و گروههای صهیونیستی بر آن هستند تا شبکه ای را به سبک الجزیره برای پوشش اخبار مربوط به رژیم اسرائیل راه اندازی کنند.

به گزارش مهر به نقل از روزنامه صهیونیستی یدیعیوت آحارونوت، "الکساندر ماشکویچ" رئیس کنفرانس سالیانه پژوهش اسرائیل از رهبران یهودی در واشنگتن اعلام کرد که یک شبکه خبری بین المللی برای طرفداری از رژیم صهیونیستی راه اندازی خواهد کرد و این شبکه به لحاظ کارکرد مانند الجزیره و بی. بی. سی. خواهد بود.

ماشکویچ که پیشتر رئیس کنگره یهودیان اوراسیا نیز بوده گفت: این شبکه "خبری" خواهد بود و برنامه های خود را به زبان های انگلیسی، فرانسه، عربی و اسپانیایی پخش خواهد کرد.

وی در عین حال ادعا کرد که هدف او از ایجاد این شبکه تبلیغاتی نیست بلکه صرفاً گفتن ان چیزی است که وی از آن به "حقایق" یاد کرد.

این رهبر صهیونیست بدون اشاره به تاریخ راه اندازی شبکه و حتی نام آن، تنها به این مشخصه اشاره کرد که  این شبکه خصوصی و مستقل خواهد بود.

وی افزود: ما آماده یک برنامه کاری هستیم و طی سه تا چهار ماه یک برنامه معرفی در اسرائیل خواهیم داشت و استعداد هایی را از دیگر شبکه ها از جمله بی. بی. سی. و سی. ان. ان. و هر کس دیگری به خدمت خواهیم گرفت، زیرا که اگر ما در این جنگ مقابله نکنیم بازنده خواهیم ماند.

دیکتاتور لیبی با پرداخت میلیون ها دلار در سال به شرکتهای آمریکایی بدنبال نشان دادن چهره ای مثبت از خود در غرب بود.

به گزارش پانا به نقل از سی ان ان، طی سال های اخیر چندین شرکت آمریکایی در معرفی چهره ای موجه و مثبت از دیکتاتور لیبی در غرب، وی را یاری می کردند.

"معمر قذافی" با پرداخت سالانه سه میلیون دلار به این شرکت های مشاور قصد داشت چهره ای متفکر و روشنفکر از خود به نمایش بگذارد. بر اساس این گزارش وی در بین سالهای 2004 تا 2008 میلادی به سه شرکت آمریکایی ماموریت داده تا در ایالات متحده و جهان، چهره ای مقبول از وی ترسیم کنند.

کارشناسان این شرکت ها همچنین وظیفه داشته اند در کنار انجام امور محوله بصورت ماهیانه از لیبی دیدار کرده و چهره دیکتاتور را برای گروههای مخالف وی در کشور نیز ترمیم سازند.

در میان افرادی که در این مدت از لیبی دیدار کرده اند نام کسانی چون "فرانسیس فوکویاما" و "بنیامین باربر" نظریه پردازان سیاسی و نیز شماری از مشاوران پیشین وزارت خارجه و دفاع آمریکا به چشم می خورد.

از دیگر وظایف این شرکتها یافتن سرمایه گذاران خارجی برای حضور در بازارهای لیبی عنوان شده است. گفته می شود آزادی "عبدالباسط المقراحی" مظنون اصلی پرونده لاکربی در سال 2009 که بعنوان خط قرمز آمریکا به شمار می رفت، موجب توقف این همکاری ها شده است.

نظامیان رژیم صهیونیستی با یورش گسترده به روستای 'عورتا ' در جنوب شرقی نابلس واقع در کرانه باختری بیش از 100 زن فلسطینی را ربودند.

به گزارش فارس به نقل از شبکه خبری فلسطین الیوم نوشت: ساکنان روستای عورتا در استان نابلس گفتند که نظامیان صهیونیست بازداشت گسترده‌ زنان در داخل روستا را آغاز کرده‌اند.

بر اساس این گزارش نظامیان صهیونیست با یورش به منازل فلسطینیان زنان را وادار به خروج از منازل خود کرده و آنها را به مکانی نامعلوم بردند.

به گفته منابع محلی نظامیان صهیونیست 100 زن را در این روستا بازداشت کردند و هنوز دلیل این امر مشخص نیست.

برخی منابع نیز گفتند که صهیونیست‌ها زنان بازداشت شده را در یکی از مدارس روستا جمع کرده و اتوبوس‌هایی برای انتقال آنها از مکان حاضر شده‌اند.

حدود یک ماه پیش یک خانواده پنج نفره صهیونیست در شهرک "ایتمار " در نزدیکی روستای عورتا توسط یک فرد ناشناس کشته شدند و با وجود اینکه دو کارگر تایلندی این قتل‌ها را بر عهده گرفتند اما رژیم صهیونیستی همچنان به بازداشت‌های گسترده در این روستا ادامه می‌دهد.

به گزارش مشرق به نقل از زاهدان پرس، شبکه العربیه برای توجیه حضور نظامیان عربستان سعودی همواره مسئله بحرین را یک اختلاف مذهبی و طابفه ای مطرح کرده است و ان را در قالب همکارهای شورای خلیج فارس توجیه می کند.

این شبکه مورد تقدر صهیونیست ها در جدیدترین اقدام خود برای ایجاد تفرقه میان شیعه و سنی در منطقه خاورمیانه که همواره به عنوان یکی از سناریوهای امریکایی ها در سالهای اخیر و علی الخصوص پس از حوادث اخیر خاورمیانه و شمال آفریقا برای کنترل حوزه منطقه مطرح بوده است؛ با گفتگو با یک روزنامه نگار افراطی کویتی ایران را تلاش برای صدور تشییع متهم کرد.

حمد جارالله سردبیر روزنامه سیاست کویتی در این گفتگو تحریک آمیز به شبکه العربیۀ گفت: زمانی که –امام- خیمنی آمد تلاش کرد با قدرت نظامی انقلابش را به جهان اسلام صادر کند اما هنگامیکه در جنگ عراق شکست خورد و نتوانست از راه جنگ به اهداف صفوی خود برسد با تلاشهای تبلیغاتی و فرهنگی به این هدف یعنی صدور تشیع صفوی فارسی ادامه داد.

وی همچنین در مقاله ای که در روزنامه سیاست نوشته است گفته است که سیاست توسعه طلبانه ایران یک کابوس نیست و این طور نیست که عداوتی با ایران داریم و ایران را متهم می کنیم بلکه این تجربه تلخی است که ما شاهد آن هستیم و رفتار و کردار ایران سبب شده است که مردم عرب نگران توسعه طلبی های ایران باشند تا اندازه ای که ایران می خواهد جنگ را به سرزمین وحی بکشاند.

جارالله در مقاله اش شیعیان را در لبنان و در بحرین را با برامکه که در حال توطئه در دربار خلیفه عباسی هارون رشید بودند تشبیه داد و گفت دقیقا مزدوران شیعه در لبنان و بحرین همان سیاسیتهای فارسهای صفوی را به پیش می برند!

در آخرین افشاگری توسط یکی از مقامات آمریکایی فاش شد که زمین لرزه ژاپن نیز یکی از اقدامات خرابکارانه آمریکا بوده است.
به گزارش باشگاه خبرنگاران به نقل از شبکه سی ان ان، فرماندار سابق ایالت مینه سوتای آمریکا فاش کرد که آمریکا سامانه ای به نام هارپ دارد که می تواند عامل بسیاری از بلایای طبیعی نظیر زمین لرزه و سونامی ژاپن باشد.

وی افزود: سامانه هارپ که در آلاسکا واقع است، سامانه ای متشکل از ۵۰ آنتن مخصوص است که میلیونها وات برق را به صورت امواج روی نقطه مشخصی در یونسفر جو متمرکز می کند که بازتاب آن به زمین می تواند خرابیهای زیادی به بار اورد.

به گفته این مقام، با این وسیله می توان هواپیماها را سرنگون کرد، حرکت ابرها و تغییرات آب و هوایی را کنترل کرد.

براساس این گزارش، دولت آمریکا این پروژه را غیر سری می نامد در حالیکه به نظر فرماندار سابق ایالت مینه سوتا دولت به مردم دروغ می گوید زیرا وقتی وی می خواست از آن بازدید کند به وی اجازه ورود ندادند.

عالی ترین مقام غیرنظامی نیروی هوایی امریکا روز سه شنبه اعلام کرد این نیرو برای ادامه عملیات پنجاه جت جنگنده و حدود چهل فروند هواپیمای پشتیبانی درگیر در عملیات لیبی که شامل مهمات مصرف شده هم هست هر روز حدود چهار میلیون دلار خرج می کند.

مایکل دانلی افزود نیروی هوایی امریکا تا صبح روز سه شنبه حدود 75 میلیون دلار در عملیات لیبی هزینه کرده است. دانلی افزود تصمیم امریکا برای پایان دادن به نقش تهاجمی رزمی خود در مناقشه لیبی باعث کاهش هزینه ها خواهد شد اما او نمی تواند بگوید این کاهش در چه حدی خواهد بود.

به گزارش اسوشیتدپرس از واشنگتن امریکا از زمان شروع عملیات هوایی لیبی در بیست و هشتم مارس تا به حال پانصد و پنجاه میلیون دلار هزینه کرده است.

'محمود عامر' یکی از شیوخ سلفی الازهر مصر که ریختن خون 'محمد البرادعی' را مباح اعلام کرده بود،در صدد نامزدی در انتخابات ریاست جمهوری این کشور است.  

به گزارش ایرنا، روزنامه فرامنطقه ای الشرق الاوسط روز چهارشنبه با اعلام این خبر، افزود: عامر با اعلام اینکه در صدد نامزدی در انتخابات ریاست جمهوری مصر است، صدور فتوا اخیر مبنی بر مباح بودن ریختن خون شخصیت های سرشناس مصری مانند البرادعی یا شیخ 'یوسف القرضاوی' رییس اتحادیه علمای مسلمان را به دلیل تحریک مردم به انقلاب علیه نظام مبارک را تکذیب کرد.

به این ترتیب وی نیز به فهرست 12 نفری شخصیت های مصری افزوده می شود که از تصمیم برای رقابت آینده بر سر ریاست جمهوری مصر خبر داده اند.

از سرشناس ترین این افراد، 'عمرو موسی' دبیر کل اتحادیه عرب، 'محمد البرادعی' مدیر سابق آژانس بین المللی انرژی اتمی و نیز 'عبدالله الاشعل' معاون وزیر امور خارجه پیشین مصر هستند.

عامر در عین حال گفت: اگر ارتش نامزدی برای انتخابات ریاست جمهوری معرفی نکند، خود نامزد انتخابات خواهد شد.

وی در مورد درخواست از شورای عالی نظامی مصر مبنی بر معرفی یکی از فرماندهان ارتش به عنوان نامزد با وجود حضور کسانی مانند موسی، البرادعی و الاشعل گفت:می خواهم یک نفر از نهاد نظامی رییس جمهوری مصر شود، زیرا نظامیان در این دوره انتقالی از نظم ، دوراندیشی و قدرت در اختیار گرفتن زمام امور کشور برخوردار بوده اند.

ییس سابق جمعیت انصار السنه در دمنهور واقع در شمال غربی قاهره در مورد انگیزه خود همچنین گفت، نامزدی برای تمام گروه های مردمی آزاد است و من نیز یکی از آنان هستم و حق دارم خود را نامزد کنم.

وی با اظهار بی اطلاعی از برنامه های سایر نامزدهای انتخاباتی گفت: یکی از آنان را که برنامه انتخاباتی قوی داشته باشد و در خدمت مردم مصر باشد، انتخاب خواهد کرد.

وی در عین حال گفت: نامزد انتخابی نیروهای مسلح، شایسته ریاست مصر است. 

به گزارش مشرق به نقل از پرس تی‌وی، مردم ایالت ویسکانسین هنگام گرامی‌داشت یاد "مارتین لوتر کینگ"، رهبر اسبق سیاهپوستان آمریکا، به لایحه بودجه که حقوق کارگران را محدود می‌کند اعتراض کردند.

رییس‌جمهور آمریکا بارها در مراسم‌های مختلف از لوترکینگ به نیکی یاد کرده و وی را شخصیت محبوب و مرشد خود دانسته است! این در حالی است که رفتارهای اوباما قرابتی با تعلیمات لوترکینگ ندارد.

فیل نونفلدت رئیس اتحادیه AFL-CIO با حضور در این گردهمایی و تظاهرات گفت: "ما امروز اینجا و در سراسر ایالت ویسکانسین جمع شده‌ایم تا از حقوق خود دفاع کنیم."

در این مراسم که با روشن کردن شمع همراه بود، آیاتی از قرآن کریم نیز به نشانه همبستگی با مسلمانان قرائت شد. این در حالی است که برخی گروه‌ها در آمریکا به هر نحو ممکن برای افزایش اسلام‌هراسی در این کشور تلاش می‌کنند و اخیرا نیز، یک کشیش هتاک آمریکایی دست به سوزاندن قرآن کریم زده بود.

در میان معترضان، کشیش "جسی جکسون"، یکی از رهبران حامی حقوق مدنی که از منتقدان سیاست‌های دولت آمریکا به شمار می‌آید، حضور داشت.

جکسون در این مراسم گفت: " چهل و سه سال از مرگ کینگ می‌گذرد، در حالی که ما همچنان در سه جنگ عراق، افغانستان و لیبی شرکت داریم."

وی گفت: "ما به خاطر مشروعیت لوتر کینگ مبارزه می‌کنیم. مسیحیان، یهودیان، مسلمانان و هندوها در کنار هم قرار دارند. این دموکراسی کینگ است."

مارتین لوتر کینگ چهارم آوریل 1968 در ممفیس ترور شد. وی برای حضور در کنار کارگران بخش فاضلاب منطقه که خواستار دستیابی به حقوق خود بودند، در ممفیس به سر می‌برد.

اسکات واکر فرماندار ایالت ویسکانسین در دفاع از لایحه پیشنهادی خود گفته است، با اجرای این لایحه می‌توان تا دو سال آینده، کسری بودجه 3.6 میلیارد دلاری پروژه‌های عقب‌افتاده عمرانی و کسری 137 میلیون دلاری بودجه ایالتی را از محل کم کردن هزینه‌های آموزشی و مزایای کارمندان دولتی جبران کرد. این درحالی است که بر مبنای لایحه پیشنهادی واکر، حق اتحادیه‌ها در هرگونه تقاضای بیمه بهداشت و درمان، اضافه حقوق، حقوق بازنشستگی و دیگر مزایا از 300 هزار کارمند سازمان‌های عمومی سلب می‌شود.

خبرگزاری فارس: رژیم صهیونیستی در سال‌های اخیر برای جنگ تبلیغاتی علیه اسلام و مسلمانان به استفاده از محیط مجازی اینترنت و استخدام روزنامه نگار و مفسر اینترنتی کرده است.

به گزارش فارس به نقل از روزنامه واکیت ترکیه، رژیم صهیونیستی در دوران اخیر به منظور دستیابی به اهداف شوم خود به استفاده از محیط مجازی اینترنت و به خصوص پایگاه‌های اینترنتی پر بازدیدکننده نظیر یوتیوپ کرده است.

این رژیم همچنین در سال‌های اخیر در راستای جنگ تبلیغاتی علیه اسلام و مسلمانان اقدام به استخدام روزنامه نگار و مفسران اینترنتی کرده و کار این عده، کنترل 24 ساعته پایگاه‌های اینترنتی و نگارش تفسیر در ذیل هرگونه خبر راجع به اسرائیل و جنایات این رژیم و توجیه این جنایت‌ها در لوای بازدیدکنندگان عادی است.

نویسندگان و مفسران استخدام شده از سوی تل آویو به خصوص پایگاه‌های اینترنتی پر بازدیدکننده نظیر یوتیوپ، فیس بوک و توییتر را تحت نظارت قرار داده و اقدام به نگارش تفسیرهای جانبدارانه از اسرائیل می‌کنند.

بنا به این گزارش بیش از دو هزار و پانصد روزنامه نگار و مفسر برای اسرائیل کار می‌کنند. همچنین گفته می‌شود برای مقابله با هرگونه نوشته و مقاله علیه این رژیم، سیستم هشدار اینترنتی طراحی شده است.

برخلاف وعده‌های تبلیغاتی رئیس جمهور آمریکا مبنی بر تعطیلی زندان گوانتانامو، به نظر می‌رسد سه سال پس از این وعده نه تنها این زندان تعطیل نشده، بلکه قرار است دادگاه آن نیز دوباره فعال شود.
ایسنا:

خالد شیخ محمد که از سوی دولت آمریکا متهم به طراحی حملات ۱۱ سپتامبر شده، همراه چهار مظنون دیگر که قرار بود به یک دادگاه مدنی منتقل شوند، در یک کمیسیون نظامی در گوانتانامو محاکمه می شوند.

اریک هولدر، وزیر دادگستری آمریکا که پیشتر گفته بود خالد شیخ محمد در دادگاه مدنی و در خاک آمریکا محاکمه خواهد شد با تغییر نظر خود اعلام کرد: ما بیش از این نمی توانیم اجازه دهیم که این محاکمه به تعویق افتد.

وزیر دادگستری آمریکا با حمله به کنگره آن را متهم کرد که با محدودیت‌های "غیرعاقلانه" که بر دولت اعمال کرده عملاً دست‌های او را بسته است.

هولدرگفت: صدها تن از کسانی که با شبکه های تروریستی همکاری داشته اند با موفقیت محاکمه شده و در زندان های آمریکا محبوس هستند. دولت اوباما به پیگرد قضایی مظنونین در دادگاه‌های آمریکا ادامه می دهد.

وی افزود: وزارت دادگستری آماده بود که مدارکی "قوی" علیه خالد شیخ محمد و همدستانش مطرح کند. مجازات مورد درخواست برای وی احتمالا همچنان اعدام خواهد بود.

کنگره آمریکا یک رشته موانع قانونی در مسیر انتقال بازداشتی های گوانتانامو به خاک آمریکا اعمال و چنین محاکمه ای را عملا غیرممکن کرد.

با این حال به نظر می‌رسد اوباما پس از گذشت دو سال و چند ماه از ریاست جمهوری‌اش در اجرای مهمترین وعده‌های انتخاباتی‌اش یعنی تعطیلی زندان گوانتانامو، پایان دادن به جنگ عراق و افغانستان و ترمیم اقتصاد بحران زده آمریکا نه تنها موفق نبوده، بلکه به دلیل عدم موفقیت در انجام این وعده‌ها در موقعیت بسیار ضعیفی قرار دارد.

منابع آگاه در واشنگتن می‌گویند دولت باراک اوباما با مخالفت شدید جمهوریخواهان از تصمیم پیشین خود برای انتقال خالد شیخ محمد به دادگاهی در آمریکا صرفنظر کرده است. اوباما اخیرا منع محاکمه نظامی افراد مظنون به فعالیت‌های تروریستی را لغو کرد.

وی کنگره را متهم کرد که با مخالفت خود با بستن زندان جنجالی گوانتانامو در کوبا و ممانعت از محاکمه برخی مظنونین در دادگاه‌های آمریکا امنیت ملی این کشور را تضعیف کرده است.

کنگره آمریکا یک رشته موانع قانونی در مسیر انتقال بازداشتی‌های گوانتانامو به خاک آمریکا اعمال و چنین محاکمه‌ای را عملاً غیرممکن کرد.

مقام‌های محلی نیویورک نیز به شدت با این تصمیم مخالفت کردند چون نگران هزینه سنگین انجام چنین محاکمه‌ای که باید تحت تدابیر شدید امنیتی انجام می‌شد، بودند.

خالد شیخ محمد و چهار تن دیگر در اواخر دوره ریاست جمهوری جورج بوش در برابر یک کمیسیون نظامی متهم شدند اما آنها هیچ‌گاه اتهام وارد شده به خود را توسط سازمان‌های جاسوسی و اطلاعاتی آمریکا نپذیرفتند، بعد از روی کار آمدن باراک اوباما این روند قضایی متوقف شد.

به نظر می‌رسد دولت آمریکا که در برابر جنگ با تروریسم در افغانستان که امروز به جنگ با مردم این کشور و حمله به پاکستان مبدل شده و همچنین برای ایجاد یک فضای روانی جدید در پی تحولات اخیر در خاورمیانه بر آن است تا یک جنگ تبلیغاتی جدید را شروع کرده و مساله جنگ با تروریسم را بار دیگر وارد ادبیات سیاسی خود کند.

خالد شیخ محمد از سال ۲۰۰۳ که در پاکستان دستگیر شد تاکنون در اختیار آمریکا قرار دارد.

دادستان‌ها می گویند وی به اقدامات تروریستی دیگری به جز حملات ۱۱ سپتامبر اعتراف کرده است.

برخی از این موارد عبارت است از: بمبگذاری در کلوپ شبانه‌ای در بالی در سال ۲۰۰۲، بمبگذاری مرکز تجارت جهانی در سال ۱۹۹۳، قتل دانیل پرل خبرنگار آمریکایی و عملیات نافرجام بمبگذاری در کفشی در یک هواپیمای آمریکایی در سال ۲۰۰۱.

نایب‌السلطنه عباس میرزا پسر فتحعلی‌شاه در دوران حاکمیت خود بر تبریز، شش نفر را روانه انگلستان کرد. این شش نفر عبارت بودند از: میرزا صالح شیرازی، میرزا جعفر مهندس، میرزا جعفر طبیب، میرزا رضا (مترجم فارسی ناپلئون بناپارت)، محمد‌علی شاگرد قورخانه و میرزا حاجی بابا که خود در لندن مشغول تحصیل علم طب بوده است.
در میان این عده، میرزا صالح شیرازی، به خط خود سفرنامه‌ای نوشته که از روز حرکت کردن از تبریز به همراه کلنل «میجر دارسی» به سوی روسیه و از آنجا به انگلستان تا روز بازگشت به استانبول و سپس ورود به ایران را روز به روز یادداشت کرده است. وی در این سفرنامه، تاریخ روابط روس و فرنگستان و شمه‌ای از تاریخ ناپلئون و حمله به روسیه و حریق مسکو و غیره تا ایام توقف او در جزیرۀ سنت هلن برشتۀ تحریر کشیده است.
داستان تحصیل او و پنج تن از شاگردان ایرانی در لندن و اشکالات عجیب و غریبی که در راه پیشرفت کار ایشان بوجود می‌آمده است، براستی داستان غم فزائی است که تا کسی نخواند نتواند باور داشت.
میرزاصالح مذکور در ضمن داستان خود بوسیلۀ بعض رجال خیر‌اندیش وارد در انجمن فراماسون‌ها می‌شود، و خود در دو جای سفرنامۀ خود که به خط اوست باین موضوع تصریح کرده به تاریخ پنجشنبۀ بیستم رجب مطابق سیزدهم ماه مه 1233 هجری قمری می‌نویسد:
«... چون مدتها بود که خواهش دخول مجمع فراموشان را داشته فرصتی دست نمی‌داد تا اینکه مستر‌پارس، استاد اول فراموشان را دیده که داخل به محفل آنها شده باشم و قرارداد روزی را نمودند که در آنجا روم... روز 20 رجب مطابق 13 می‌ به همراه مستر پارس و «دارسی» داخل به فراموشخانه گردیده شام خورده در ساعت یازده مراجعت کردم. زیاده ازین درین باب نگارش آن جایز نیست...»
باز در وقایع چهارشنبۀ 1323 (13 نوامبر 1818) می‌نویسد:
«... در صحن کلیسا مستر هریس نامی را که بزرگ‌خانۀ فراموشان بود و بنده را به دو مرتبه از مراتب مزبور رسانیده بود مرا دیده مذکور ساخت که یک هفته دیگر عازم ایران هستید و فردا فراموشخانه باز است اگر فردا شب به آنجا خود را رسانیدی مرتبۀ اوستادی را به تو می‌دهم و اگرنه ناقص به ایران می‌روی ـ خواستم زیاده در خصوص رفتن گفتگو کنم فرصت نشد...»
«... روز پنجشنبه مطابق چهارم نوامبر هنگام صبح از مهمانخانۀ مزبور سوار شده دو ساعت از ظهر گذشته وارد به لندن گردید و چون روزی بود که بنده بایست داخل به فراموشخانه شود، یک ساعت بعد از آن که در سه ساعت از ظهر گذشته باشد داخل به فراموش خانه شده و هفت ساعت از ظهر گذشته بعد از شام از فراموش خانه بیرون رفتم...»
پس در این صورت میرزا صالح نخستین کسی است که از ایرانیان وارد این جمعیت شده و به قراری که نوشته‌اند همو اول کسی است که مطبعۀ حروفی وارد ایران کرده و خود او هم در سفر‌نامه‌اش اشاره به فرا گرفتن طریقۀ چاپ و مرکب سازی کرده و از خریداری اسباب و ابزار کار چاپ هم ذکری می‌کند.
و همواست که به عقیدۀ پروفسور براون در عهد محمد شاه نخستین روزنامۀ فارسی دایر کرده است و شنیده‌ام که اولین لژماسونی را هم او در ایران راه انداخته است.

مشرق: در پی زلزله ویرانگر شمال شرق ژاپن و وقوع سونامی بزرگ با امواجی به بلندای تا 10 متر، شاهد آسب دیدن بسیاری از اماکن زیربنایی ژاپن از جمله فرودگاه ها و پایگاه های نظامی این کشور بودیم. هر چند ژاپنی ها با حساسیت فراوان به انتشار اخبار خسارت ها اقدام کرده و حضور خبرنگاران در مناطق آسیب دیده با مشکلات و موانع فراوانی روبرو می شود، اما آسیب های جدی به مراکز نظامی ژاپن بر کسی پوشیده نمانده است.
در این میان، پایگاه هوایی ماتسوشیما در مناطق زلزله زده ژاپن بیشتر مورد توجه رسانه های دنیای مجازی قرار گرفت. شاید آسیب دیدن جنگنده های میتسوبیشی اف-2 ساخت ژاپن و شاید وجود عکاسان در آن منطقه علت پوشش اخبار این واقعه باشد، اما آنچه می تواند برای سایر کشورهای دارای مرزهای دریایی جالب توجه باشد، خسارات قابل توجه چنین پدیده هایی بر مواضع نظامی آنها در نواحی ساحلی است.
در ماتسوشیما، با ورود سیل حاصل از سونامی، در چند دقیقه با به زیر آب رفتن پایگاه هوایی، 20 درصد از دارایی جنگنده های اف-2 آسیب دید و بدتر اینکه این پایگاه هوایی، محل استقرار اسکادران 21 آموزشی این نوع جنگنده و اسکادران 11 جت های آموزشی تی-4 بوده که مشکلات فراوانی را در روند آموزش خلبانان این جنگنده تهاجمی ایجاد کرده است.
بر اساس براورد اولیه، خسارات مالی به بار آمده در این پایگاه به تنهایی به بیش از 2.3 میلیارد دلار می رسد که رقم قابل توجهی است.
گفتنی است این پایگاه در ارتفاع 2.2 متری از سطح آب واقع شده است اما در نهایت امواج سونامی با ارتفاع بیش از 7 متر این پایگاه را پشت سر گذاشت و هواپیماهای موجود در توقفگاه را به ساختمان ها کوبید.
هر چند صحبتی از علت های غیر طبیعی برای زلزله و سونامی ژاپن به میان نیامده و شواهد زمین شناسی حاکی از حرکت صفحات زمین به یکدیگر است، اما این جریان باز هم نام هارپ را به یادها آورد.
گذشته از اینکه هارپ واقعیت است یا به مانند جنگ ستارگان در دهه 80 دروغی برای فریب و مشغول کردن دشمنان از سوی آمریکا، آثار مخرب بلایای طبیعی بر پایگاه های نظامی جای تأمل دارد.
با توجه مطالب منتشره در برخی از نشریات تخصصی کشور پیرامون هارپ و اشاراتی به زلزله های زیاد تا عمق مشخصی از جنوب ایران و افزایش چند ده درصدی آنها در عین کاهش متوسط زلزله ها در جهان، شاید بایستی جدی تر به این پدیده توجه نمود.
حتی بدون این روند غیر طبیعی نیز اتفاقاتی مانند توفان گنو طی سالهای اخیر در جنوب کشور رخ داده است.
موقعیت جغرافیایی خلیج فارس، تنگه هرمز و دریای عمان
اساساً سونامی به دلیل وقوع زلزله در زمین بستر دریا رخ می دهد که این باعث به وجود آمدن امواجی از آب و حرکت آن به اطراف می شود. سرعت امواج سونامی بسته به عمق آب در محل وقوع زلزله از چند ده تا چند صد کیلومتر بر ساعت متغیر است. سرعت امواج سونامی های بزرگ به 800 کیلومتر بر ساعت نیز می رسد.
با توجه به امواج گرما در سال های گذشته و تغییرات محسوس در اقلیم مناطق اقیانوسی مجاور ایران، می توان وقوع سونامی را در سواحل جنوب ایران ممکن دانست. توفان های سال 1386 در سواحل دریای عمان و بخش هایی از اقیانوس هند در واقع هشداری است که از این پس باید موضوع پایش تغییرات آب و هوایی دریایی و اقیانوسی جدی تر گرفته شود.
به عقیده کارشناسان داخلی، وقوع سونامی در اقیانوس هند و دریای عمان می تواند امواجی به ارتفاع 12 متر ایجاد کند که 20 درصد بزرگتر از سونامی اخیر ژاپن است. گفته می شود امواج سونامی سال 1945 اقیانوس هند به ایران نیز رسیده است.
از نظر موقعیت جعرافیایی، خلیج فارس به عنوان یک محیط دریایی که از سه طرف محصور است، در صورت وقوع پدیده ای مشابه آنچه در ژاپن رخ داد، شمشیری دو لبه خواهد بود که علاوه بر تهدید سواحل جنوبی ایران، سواحل کشورهای حاشیه خلیج فارس را نیز با تهدید جدی روبرو می کند. یقیناً تأسیسات نفتی و نظامی و نیز محل استقرار نیروهای دریایی آمریکایی در این منطقه از اهمیت فوق العاده بالایی برخوردارند.
در منطقه شمال خلیج فارس فاصله بوشهر از سواحل کویت کمتر از 270 کیلومتر و از سواحل عربستان کمتر از 250 و از بحرین، محل استتقرار ناوگان پنجم ایالات متحده آمریکا حدود 300 کیلومتر است.
جزیره قشم نیز فاصله 50 تا کمتر از 170 کیلومتری با سواحل کشورهای جنوب خلیج فارس دارد و از اینرو با تهدید یکسانی با آنها روبرو است.
مجموعاً به دلیل عرض نچندان زیاد خلیج فارس و اهمیت حیاتی آن برای دنیا، وقوع یک سونامی طبیعی در آن با سرعتِ کنترل نشده، تمام کشورهای این منطقه را تهدید می نماید. اما در صورت استفاده از سلاح های آب وهوایی، ممکن است امکان افزایش آسیب ها برای یک طرف ماجرا وجود داشته باشد.
اما در دریای عمان فضای بازتری بین ایران و سواحل کشورهای جنوب وجود دارد. در جریان طوفان گنو هم که برای آن اثراتی مشابه یک سونامی کوچک عنوان شده است سواحل عمان بسیار کمتر از ایران آسیب دیدند.
نکته ای که باید به آن اشاره شود، هم تراز بودن عمده قسمت های سواحل جنوبی ایران با سطح دریا است که امکان پیشرفت موج سونامی به داخل خشکی را بسیار آسان نموده و میزان بسیار کمی از انرژی موج کاهش می یابد. بدین ترتیب با احتساب فواصل ناچیز اغلب پایگاه های هوایی جنوب با دریا و دارایی ارزشمند نهاجا در آنها که در شرایط تحریم، آماده نگهداشتن حتی یک فروند از آنها نیز با جدیت پیگیری می شود، پیشگیری از واقعه ای مشابه پایگاه ماتسوشیمای ژاپن بایستی جدی تر مورد توجه واقع شود.
وضعیت پایگاه های جنوب ایران
به گزارش مشرق، علاوه بر پایگاه های دریایی که طبیعتاً در کنار دریا ساخته شده اند، چهار پایگاه نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران در مناطق جنوبی کشور واقع شده اند که از میان آنها پایگاه های بوشهر و بندرعباس در مجاورت دریا واقع شده اند. هر چند قدمت این پایگاه ها به بیش از 35 تا 40 سال می رسد اما همچنان فعال بوده و در دو منطقه بسیار مهم، در خط مقدم دفاع هوایی کشور حضور دارند.
فرودگاه جاسک کمتر از 600 متر با آب فاصله دارد. کمترین فاصله پایگاه چابهار از دریا حدود 5 کیلومتر است. کمترین فاصله انتهای باند پایگاه بوشهر از دریا قریب 350 متر و توقفگاه و آشیانه ها، کمتر از 5.5 کیلومتر است. باند پایگاه بندرعباس کمتر از 1.5 کیلومتر و آشیانه ها کمتر از 5.5 کیلومتر و پایگاه هوادریای آن در مجاورت آب واقع است.
پایگاه هوایی امیدیه نیز در عمق بیش از 70 کیلومتر قرار دارد که از این بابت با خطر کمتری روبرو است.
با فرض یک سونامی غیر طبیعی و شرایط ژئوپولیتیکی خلیج فارس و تنگه هرمز، شاید پایگاه دهم شکاری چابهار با وجود حدود 6 متر ارتفاع از سطح دریا محتمل ترین گزینه برای آسیب دیدن باشد که امواج یک سونامی با سرعت 100 کیلومتر بر ساعت، تنها در سه دقیقه به آن می رسد؛ سرعتی که برای ایمن ماندن کشورهای جنوب دریای عمان کافی و در حد رکورد پرواز جنگنده های آماده به پرواز(آلرت) پایگاه است.
جزایر ایران در خلیج فارس نیز در صورت مواجه با پدیده سونامی در وضعیت خاصی قرار خواهند گرفت. باند فرودگاه های جزیره قشم کمتر از 1.5 کیلومتر، کیش بین 3 تا 4، لاوان کمتر از 2.5 در بخش های مختلف و فرودگاه خارک از سمت جنوب غربی کمتر از 3.5 کیلومتر فاصله دارند و دو سر باند این فرودگاه نیز در مجاورت آب واقع است.
بدین ترتیب مهمترین پایگاه های هوایی ایران تا حدودی در معرض عوارض ناشی از سونامی قرار دارند (بسته به نوع آن) در شرایطی که هر چند کمتر این هواپیماها بر روی توفقگاه ها نگهداری می شوند اما آشیانه های نگهداری هواپیما در آنها نیز فاقد درب در دو طرف بوده که بتواند در مقابل امواج سیل مقاومت نماید.
شاید مناسب ترین راه برای مقاومت در برابر امواج سهمگین سونامی ها، دیوارهای ضخیم و بلند باشد، حتی بلندتر از نمونه های ژاپنی. به طور تقریبی برای محصور نمودن پایگاه دهم شکاری، دیواری با کمینه طول 15 کیلومتر نیاز است. با در نظر گرفتن ارتفاع این پایگاه از سطح دریا، ارتفاع این دیوار بایستی حدود 7 متر باشد. با توجه به دبی آب وارد شده به طرف پایگاهها، ساخت کانال و تونل انتقال آب عقلائی نخواهد بود.
البته ساخت این چنین دیوارهایی هر چند دارای پیچیدگی های فراوان مهندسی می باشد، اما قطعاً از توان لجستیکی نیروهای مسلح کشورمان که سابقه شاهکارهای مهندسی رزمی آنان در دوران دفاع مقدس هنوز در جهان مورد مطالعه قرار دارد خارج نیست.
* این نوشته صرفا یک بررسی ساده علمی برای افزایش ضریب ایمنی پایگاههای نظامی کشورمان در بخش هوایی بوده و به هیچ وجه به معنای پیش بینی اتفاقی خاص در این زمینه نخواهد بود. انشاء الله در بخش دوم نیز به بررسی راههای ضربه متقابل کشورمان به دشمنان از طریق چنین سیستمی خواهیم پرداخت.
یک مجله خبری گزارش داد، عوامل القاعده در برزیل در حال طراحی نقشه برای حملات و جذب نیرو هستند و این موضوع نگرانی مردم برزیل را نسبت به اوضاع امنیتی افزایش می‌دهد.

به گزارش ایسنا به نقل از خبرگزاری رویترز نوشت: مجله "وجا" در نسخه اینترنتی خود گزارش داد، در برزیل دست کم 20 تن در حال همکاری با القاعده و سه گروه افراطی دیگر که در این کشور به صورت پنهانی فعالیت می‌کنند، هستند.

این نشریه در گزارش خود نوشت، این عوامل در حال جمع آوری پول و طراحی حملات به مناطقی در خارج از این کشور هستند. این مجله به گزارش‌های پلیس برزیل و دولت آمریکا اشاره کرد، اما جزییاتی در خصوص هدف حملات و نیز عوامل ارائه نداد.

آمریکا اعلام کرد که شبه نظامیان افراطی در منطقه در مرزهای برزیل، پاراگوئه و آرژانتین مشغول به فعالیت هستند.

برزیل این موضوع را رد کرده و درعین حال اعلام کرده، از این موضوع آگاهی دارد که برخی از لبنانی‌های مقیم برزیل به طور قانونی مبالغی را به خاورمیانه انتقال می‌دهند.

روابط برزیل و آمریکا از زمانی که دیلما روسف به عنوان رئیس جمهور برزیل مشغول به کار شده توسعه یافته است.

مجله وجا گزارش داد، یکی از این افراد لبنانی که از سال 1998 در برزیل به سر می برد، یکی از مهم ترین اعضای القاعده بوده و در 17 کشور با شبه‌نظامیان همکاری داشته است.

این فرد لبنانی که خالد حسین علی نام دارد، در ماه مارس سال 2009 به مدت کوتاهی در برزیل دستگیر شد. دستگیری وی پس از بررسی های پلیس و یافتن متون و تصاویر مربوط به اعضای القاعده از خانه وی صورت گرفت.

مرکز منابع آشکار(OSC) وابسته به سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا اخبار شبکه‌های خبری بیش از 160 کشور را رصد کرده و در اختیار آژانس‌های اطلاعاتی آمریکا قرار می‌دهد.

به گزارش مشرق، در سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (CIA)بخشی وجود دارد که عمده شبکه های خبری دنیا را رصد نموده و سپس با تجزیه و تحلیل اخبار آنها را با رویکرد "مشتری مداری" به دست سرویس های اطلاعاتی و امنیتی مربوطه هر خبر می رساند.
این سرویس که مرکز منبع باز (Open Source Center) نام دارد از مهم‌ترین مراکز تأمین‌کننده و تولید کننده اطلاعات برای سرویس های اطلاعاتی دولت آمریکا می‌باشد. این مرکز با استفاده از منابع باز اطلاعاتی دیگر کشورها و رصد آنها به ارائه خبرهای سیاسی، نظامی، اقتصادی، و فنی می‌پردازد.
در مسایل مربوط به حوزه اطلاعات و امنیت گفته می شود که بخش عمده اطلاعات ارزشمند، اطلاعات آشکارند و بخش کمی از آن اطلاعات پنهان هستند که با کار اطلاعاتی به دست می آیند.
این مرکز، اطلاعات آشکار را برای سرویس های امنیتی جمع آوری می کند.
OSC اخبار شبکه‌های خبری بیش از 160 کشور مختلف جهان را که در مجموع دارای 80 زبان مختلف هستند، در اختیار آژانس‌های اطلاعاتی آمریکا قرار می‌دهد.
اخبار وب‌گاه خبری OSC جزو خبرهای طبقه‌بندی‌شده می‌باشد، اما با این حال ماهانه حدود 40،000 قطعه خبری غیر طبقه‌بندی‌شده را در اختیار World News Connection قرار می‌دهد.
در کنار این مرکز، وب‌گاه خبری WNC نیز اخبار آنلاین 1،750 روزنامه، شبکه خبری، و وبلاگ موجود در 133کشور مختلف جهان را منتشر می‌سازد.
مرکز OSC در واقع همان سرویس اطلاعاتی شبکه‌های خارجی آمریکا (FBMS ) بوده است که پس از چند دهه فعالیت در نوامبر 2005 به FBIS تغییر نام داد و در حال حاضر در CIA مستقر است. سرویس اطلاعاتی FBMS در سال 1941 به دستور رییس‌جمهور آمریکا روزولت و با بودجه 150،000 دلار شروع به کار کرد.
در زیر، برخی از خبرهای مهم ارسال‌شده توسط FBIS در دهه‌های قبل آورده شده است. این موارد نشان‌دهنده نقش و اهمیت این سرویس خبری در انتقال اخبار مختلف جهان به آژانس‌های اطلاعاتی آمریکا می‌باشد.

در 9 دسامبر 1941، FBMS بخشی از سخنان رهبر ایتالیا موسولینی را ترجمه کرد که در آن وی اظهار کرده بود کشورش به اتفاق آلمان و ژاپن با آمریکا وارد جنگ جهانی دوم می‌شود.
در جولای 1944، گروهی از افسران هیتلر سعی کردند تا با انتقال بمبی به اتاق جلسه وی، او را ترور کنند. FBMS این عبارت را از ایستگاه رادیویی آلمان گرفته و ترجمه کرد.
در 6 آگوست 1945، آمریکا نخستین بمب اتمی را بر روی هیروشیمای ژاپن انداخت. به گزارش FBMS یکی از ایستگاه‌های رادیویی ژاپن روز بعد، از آن به عنوان «نوعی بمب جدید» یاد کرد.
در جولای 1956، آمریکا و انگلستان اظهار کردند که آنها از اعطای یک سری کمک بلاعوض به مصر برای ساخت سد اسوان خودداری می‌کنند. FBIS به نقل از رادیوی قاهره بیان کرد که رییس‌جمهور مصر نیز در واکنش به این عمل کانال سوئز را ملی اعلام کرد.
در 1957، جماهیر شوروی نخستین ماهواره ساخت دست بشر را به فضا فرستاد و با این کار سبب شگفت‌زده شدن دانشمندان آمریکایی شد که بر روی فناوری ارسال ماهواره کار می‌کردند. این خبر را آژانس خبری شوروی TASS اعلام کرد و FBIS آن را در میان جامعه اطلاعاتی آمریکا منتشر ساخت.
بحران موشکی کوبا در اکتبر 1962 هنگامی از بین رفت که رییس‌جمهور بخت شوروی نیکیتا خروشچف با ارسال پیامی به رییس‌جمهور بخت آمریکا جان اف کندی اعلام کرد که وی موشک‌های ارسالی شوروی به کوبا را پس می‌گیرد. رییس‌جمهور آمریکا این خبر را از طریق FBIS و به نقل از ایستگاه رادیویی مسکو دریافت نمود.
در 21 آگوست 1968، یکی از رادیوهای صبحگاهی پراگ اعلام کرد که جماهیر شوروی، هلند، مجارستان، بلغارستان، و آلمان شرقی نیروهایی را برای یورش شبانه به چک‌اسلواکی اعزام کرده‌اند.

مشرق: فیلم سینمایی شهر ماجرای یک گروه تبهکار سارق بانک است که به خودروهای حمل پول در بوستن دستبرد میزنند. پلیس در صدد است آنها را به دام بیاندازد ولی همکاری گروهی از تبهکاران باتجربه سابقه دار به عنوان حامیان گروه اجرای عملیات سبب شده است تهیه مدرک علیه سارقان به کار دشواری تبدیل شود. با این حال تلاش و پیگیری اف بی آی به عنوان نماد و سمبلی از حاکمیت بوستون نتیجه میدهد و سارقان به دام می افتند.
تکنیک استفاده از نمای ساختمان‌های مشهور دولتی و سمبلهای معماری شهر به عنوان نماد حاکمیت و دولت در سیر داستانِ فیلم های امریکایی به یک قاعده هنری تبدیل شده و بارها در تولیدات گوناگون به کار رفته است.

 

اما عجیب این است که اینبار نماد فراماسونری ابلیسک به عنوان نمادی از اف بی آی و دولت امریکا به عنوان جبهه مثبت و قهرمانانه داستان، از شبکه سوم سیما پخش می‌شود. در تدوین فیلم سینمایی شهر نماد ابلیسک به شکلی گنجانده شده است که به عنوان سمبلی برای معرفی قهرمانان دولتی داستان درک می‌شود.

 


مسؤولان تهیه فیلم های خارجی شبکه سه در حالی به چنین اقدامی دست زده اند که برخی شنیده ها از ابلاغیه ای به همه واحدهای رسانه ملی جهت پرهیز از به کارگیری نمادهای فراماسونری و شیطان پرستی از ابتدای سال 89 خبر می‌‌‌دهد.

 

به گزارش مشرق، رژیم صهیونیستی میزگردی را در شهر لس آنجلس، تحت عنوان "دیگر غریب نیست: اسرائیل، رسانه و جهان" برگزار نمود و در آن به این موضوع پرداخت که چگونه صنعت فیلم اسرائیل می تواند به این رژیم برای شکل دادن تصویر خود در جهان کمک کند؟
"دیگر غریب نیست" عنوان مستندی از رژیم صهیونیستی است که برنده جایزه اسکار 2011 مستند کوتاه شد.
در این فیلم داستان کودکانی از 48 کشور مختلف که در مدرسه ای در تل آویو اسراییل مشغول به تحصیل بوده و بسیاری از آنان با فرار، نسل کشی، جنگ و گرسنگی به اسرائیل رسیده اند به تصویر کشیده شده است.
روز دوشنبه 28 مارس میزگردی با عنوان "دیگر غریب نیست: اسرائیل، رسانه و جهان" به میزبانی نویسنده فیلمنامه دانیل هاوسمن و بینا لا، در شهر لس آنجلس آمریکا تشکیل شد. شرکت کنندگان در مورد اینکه چگونه صنعت فیلم اسرائیل می تواند به این رژیم برای شکل دادن تصویر خود در جهان کمک کند؛ به بحث و تبادل نظر پرداختند.
نوا تیشبی بازیگر و تهیه کننده، لیور ساسون وابسته فرهنگی اسرائیل در کنسولگری اسرائیل در لس آنجلس و نائومی لیت دستیار کارگردان در مرکز دیپلماسی عمومی یو اس سی به عنوان کارشناسان امر، در این میزگرد حضور داشتند.

اسرائیل، رسانه و جهان: چشم انداز رژیم
لیور ساسون، عضو فرهنگی کنسولگری اسرائیل در لس آنجلس ، پیش از این چشم انداز رژیم صهیونیستی در مورد قدرت نرم سینمای اسرائیل به عنوان وسیله ای برای اطلاع رسانی به مخاطبان خارجی در مورد جامعه اسرائیل را تبیین کرده است.
او در این میزگرد درباره حمایت رژیم صهیونیستی از صنعت فیلمسازی این رژیم و همچنین فیلم هایی که با تامین مالی رژیم صهیونیستی تهیه شده ولی با این حال تصویر مثبتی از آن ارائه نمی دهد بحث نمود.
لیور همچنین به بررسی مسائل مربوط به مهاجرت در اسرائیل و همچنین تلاش برای تقویت دیپلماسی عمومی اسرائیل پرداخت.

اسرائیل، رسانه و جهان: دیدگاه یک کارگردان
نوا تیشبی، بازیگر و تهیه کننده اسرائیلی، دیدگاه خود را در مورد قدرت نرم سینما و تلویزیون اسرائیل به عنوان وسیله ای برای اطلاع رسانی به مخاطبان خارجی در مورد جامعه اسرائیل بیان نمود.
نوا انگیزه یک فیلمساز برای ساخت فیلم و اینکه آیا وی به تصویر ارائه شده از اسرائیل توجهی می کند یا نه را مورد بحث و بررسی قرار داد.

اسرائیل، رسانه‌ها و جهانی: چشم انداز علمی
نائومی لیت، دستیار پژوهش و انتشارات مرکز دیپلماسی عمومی یو اس سی، یک دیدگاه علمی در مورد نحوه تاثیر فیلم و فرهنگ بر تصویر بین المللی یک کشور ارائه داد.
او به بررسی فیلم های رژیم صهیونیستی پرداخت و تاثیر مثبت و منفی آنها بر تصویر جامعه اسرائیل و چگونگی تاثیر این فیلم ها بر تصویر رژیم صهیونیستی در مقابل مخاطبان مختلف را بررسی نمود.
نائومی لیت در مورد ابزارهای دیپلماسی عمومی که رژیم صهیونیستی می تواند برای ارائه یک تصویر مثبت در سطح جهان استفاده کند و اینکه چگونه سینما می تواند یکی از جنبه های کلیدی تلاش های رژیم صهیونیستی برای معرفی خودش باشد به بحث و بررسی پرداخت.

دیپلماسی موزیکال یکی از شقوق دیپلماسی هنری است که در زمینه دیپلماسی فرهنگی تعریف می شود. در این نوع دیپلماسی، اساس کار بر ترسیم 'وجهه' و چهره ای زیبا از کشور برای جهانیان، با شور و شیدایی هنرمندان بنا می شود.

به گزارش مشرق؛ دیپلماسی موزیکال یکی از شقوق دیپلماسی هنری است که در زمینه دیپلماسی فرهنگی تعریف می شود. در این نوع دیپلماسی، اساس کار بر ترسیم "وجهه" و چهره ای زیبا از کشور برای جهانیان، با شور و شیدایی هنرمندان بنا می شود.
در این خصوص اساتید و هنرمندان موسیقی ایران که هر ساله تورهای موسیقی در کشورهای خارجی برگزار می کنند، کسانی همچون محمدرضا شجریان، علیرضا قربانی، پورناظری، سالار عقیلی و ... ؛ چه خود بدانند و چه ندانند، سفیران فرهنگی کشور هستند که با خنثی کردن تبلیغات رسانه ای غرب در ترسیم وجهه ای مشوش و کریه از ایران، چهره ی حقیقی ایران را به مخاطبان خارجی القا می کنند.
در این خصوص کشورهای غربی بیشترین بهره را از دیپلماسی موزیکال برده اند که در سطور زیر به روش آنها در بهره گیری از این نوع دیپلماسی می پردازیم. این مطالب مقاله ای است از "جسیکا گینو هخت" که استاد تاریخ بین المللی در گرایش تاریخ صلح و منازعه می باشد و دانش آموخته دانشگاه ویرجینیا است.
موسیقی کلاسیک سطوح زیادی دارد و ارکسترهای سمفونی به عنوان وسایلی جهت اهداف سیاسی و مسلکی در سراسر جهان مورد استفاده قرار می‌گیرند. به عنوان مثال در سال 1999، دانیل بارن بویم و ادوارد سید، ارکستر کاناپه غرب و شرق را که متشکل از موزیسین‌هایی از اسراییل و جهان عرب بود، خلق کردند. این ارکستر در مورد ایجاد صلح در فلسطین بود. سال‌ها، هوگو چاوز، رییس جمهور ونزوئلا ارکسترای سیمون بولیوار جوانان را به سراسر جهان می‌فرستاد تا تصویر کشور ونزوئلا را بهتر به جهان نشان دهد. (کارگردان ارکستر گوستا و دودامل).
در سال 2003 ارکستر بین‌المللی عراقی، در مقابل عموم آمریکایی‌ها در واشنگتن دی سی کنسرتی با هدف پیروزی در جنگ اجرا کرد. در سال 2008، لورین مازل و طرفداران موسیقی نیویورک کنسرتی در پیونگ یانگ کره شمالی اجرا کردند. اعضای این گروه: گرشوین، واگنر، وراک، و برستین و بیزت بود و اسپانسر آن دولت ایالات متحده بود و هدف آن منع گسترش سلاح‌های اتمی بود.
هیل کریستوفر، سفیر ایالات متحده در کره شمالی گفت: "ما نیازمند به آغاز تبادلات فرد به فرد در کره شمالی هستیم." واژه دیپلماسی فرهنگی اخیرا معنای جدیدی پیدا کرده است. "دیپلماسی موزیکال".
هدف دیپلماسی موزیکال (که ممکن است شامل هر ژانر موسیقی شود) روی احساسات شنونده خارجی است. امید است که این نوع دیپلماسی علاقه و هم‌نوایی بوجود آورد. یا شاید یک پیوند غیر کلامی خلق نماید که باعث بهبود در مقاصد سیاسی شود. دیپلماسی موزیکال صرفا مستلزم فرضیه موسیقی جهت مقاصد سیاسی نمی‌شود، بنظر می‌رسد که از موسیقی مانند هر فرم بیان فرهنگی دیگری می‌توان برای اهداف سیاسی استفاده کرد.
دیپلماسی موزیکال تاریخ طولانی دارد. و به علاوه کشورهای پیشرفته و هنر پیشه‌های غیر دولتی، مکررا دیپلماسی موزیکال را برای رقابت یا فراخوان رواج داده‌اند. در قرن نوزدهم، موسیقیدانان آلمانی زبان مثل کارل ماک، امیل پاور وارتور نیکیچ و ارکستر‌های سمفونی مثل بوستون سمفونی، ارکسترای شیکاگو در امریکای شمالی، تصویری از آلمان به عنوان سرزمین موسیقی و احساس به سراسر جهان نشان دادند. بعضی اوقات این موزیسین‌ها دستوراتی هم داشتند. مثلا در سال 1906 قیصر آلمان، ماک را به بوستون فرستاد تا روابط بین آمریکا و آلمان بهتر شود.
در زمان‌های دیگر هنرمندان به طور وسیعی، خودشان فعالیت می‌کردند. این فعالیت‌ها تاثیرات دیپلماتیک داشت. در زمان جنگ سرد، ایالات متحده آمریکا یک گروه متشکل از ارکستر سمفونی‌ها را به سراسر اروپا و آسیا و خاورمیانه فرستاد. در دسامبر 1959، ارکستر سمفونی شوروی، سه ماه بعد از با ملاقات برنستین، به ایالات متحده امریکا رفتند. ده سال بعد گروه موسیقی شوروی تحت رهبری ام اس تیسلاو روستر پوویچ جهت اجرای کنسرت ویولنسل آنتونین دی ورکس به آلبرت هال رفتند .کشورهای مشترک المنافع هم از این قاعده مستثنی نبودند. دفتر خارجی جمهوری فدرال آلمان، هربرت وون کاراجان و طرفداران موسیقی برلین را به سراسر جهان فرستاد. در حالیکه (بزرگان ارکستر آلمان شرقی) شامل لیپ زیک و فیلارمونیک درسدن می‌شدند. مانند تمام ابزارهای سیاسی، ابزار سیاسی موسیقی همیشه کارساز نیست. امسال ارکستر سمفونی ایران تحت نظارت دولت این کشور، توری را به اروپا فرستاد تا دولت این کشور به رسمیت شناخته شود. این گروه کاملا مایه افتضاح بود: حضار یا جمعیت حاضر خیلی کم بود، این گروه توسط مطبوعات مورد انتقاد قرار گرفت و توسط مخالفان سیاسی ایرانی مقیم اروپا مورد اعتراض واقع شد.

براساس اسناد دستگاه قضایی آمریکا که پایگاه اینترنتی تک کرانچ "TechCrunch" از آن پرده برداشت، شبکه اجتماعی فیس بوک و مارک زوکربرگ "Mark Zuckerberg" از بنیانگذاران آن به سبب قرار دادن صفحه ای که در آن انتفاضه سوم علیه رژیم صهیونیستی درخواست شده بود، با شکایتی در دستگاه قضایی آمریکا مواجه شده اند. این صفحه حدود نیم میلیون عضو داشت.

این صفحه پس از آنکه اسرائیل با مدیریت فیس بوک تماس گرفت و اعلام کرد محتوای آن خواستار کشتن اسرائیلی ها و یهودیان است، از فیس بوک حذف شد.

براساس اسنادی که در پایگاه اینترنتی تک کرنچ منتشر شد، لاری کلیمن شاکی اسرائیلی به یکی از دادگاه های واشنگتن پایتخت آمریکا شکایت و یک میلیارد دلار تقاضای غرامت کرد.

کلمین خود را یک شهروند آمریکایی یهودی تبار معرفی کرده است که نگران امنیت اسرائیل و همه ملت ها است. هرچند که فیس بوک این صفحه را برداشته است، لاری کلیمن عقیده دارد مدیریت این شبکه اجتماعی با ندادن پاسخ سریع به درخواست ها برای بسته شدن این صفحه، از خود سهل انگاری نشان داده اند. فیس بوک به نوبه خود این اتهامات را بی اساس خواند.

به گزارش خبرگزاری فرانسه از واشنگتن، این صفحه ششم مارس بر روی فیس بوک قرار گرفته و خواستار برپایی انتفاضه سوم یعنی قیام جدیدی علیه اشغالگری اسرائیل از 15 مه یعنی تاریخ تشکیل رژیم صهیونیستی که فلسطینیان آن را یوم النکبه می نامند، شده بود. انتفاضه اول دسامبر 1987 آغاز شد و تا زمان توافقنامه های مربوط به خودگردانی سرزمین های فلسطینی در سال 1993 ادامه یافت.

انتفاضه دوم سال 2000 آغاز شد و پس از پنج سال به صورت تدریجی متوقف شد.

علی عبدالله صالح رئیس‏جمهور یمن برای آنکه به غربی‏ها بفهماند که او تنها کسی است که می‏تواند القاعده را در یمن بی‏خطر نگه دارد، اجازه داد تا افراطیون استان أبین را مستقل اعلام کنند.

به گزارش خبرگزاری اهل‏بیت(ع) ـ ابنا ـ افراطیون وابسته به القاعده روز گذشته استان جنوبی أبین در یمن را مستقل اعلام کرده و نام آن را "امارت اسلامی" نهادند.
این استقلال در حالی شب گذشته به دست آمد که تعداد زیادی از گروه‏های شبه‏ نظامی القاعده با حمله به استانداری أبین، آن را تصرف کرده و از طریق رادیوی محلی استقلال این استان و اطلاق نام "امارت اسلامی" بر آن را اعلام کردند.

در پی این اعلام، تعداد زیادی از مردم به خیابان‏ها ریخته و با تصمیم القاعده مخالفت کردند که شبه‏ نظامیان با آتش گشودن به روی معترضان، بیش از یکصدوبیست نفر را کشته و صدها تن دیگر را زخمی و مجروح کردند.

همچنین حاکمان افراطی جدید أبین، از طریق رسانه‏های محلی با اعلام اینکه از این پس امارت اسلامی با قوانین شریعت اسلامی اداره می‏شود(!)، از زنان خواستند دیگر جز برای انجام کارهای ضروری آن هم با همراهی یکی از محارم خود از خانه‏ هایشان خارج نشوند. این تصمیم علاوه بر آنکه با مخالفت گسترده مردم یمن روبه‏رو شده، حساسیت غربی‏ها را نیز واداشته است. به گونه‏ ای که احتمال حمایت از صالح برای پیروزی بر القاعده را افزایش داده است.

بسیاری این اقدام القاعده را از پیش هماهنگ شده و با توافق قبلی میان رهبران القاعده و دیکتاتور یمن می‏دانند. این اقدام کثیف صالح برای آن است که به غربی‏ها بفهماند او تنها کسی است که می‏تواند خطر افرط‏گرایی و نظامی‏گری القاعده را کنترل کند.

استان أبین در جنوب یمن و در حاشیه خلیج عدن، از مناطق مورد علاقه القاعده ‏ای‏ها در شبه ‏جزیره و یکی از مهمترین پایگاه‏ های آنهاست. در طول سال‏های اخیر رئیس ‏جمهور یمن با دریافت مبالغ کلانی از غربی‏ها با نام مبارزه با تروریسم، ظاهرا سعی در آرام نگه داشتن أبین داشته است. اما این اقدام اخیر او، سبب شده تا همگان پی به روابط پنهانی او با رهبران القاعده ببرند. "بن‏ لادن" رهبر اصلی جنبش القاعده متولد استان أبین است.

فیس بوک روز سه شنبه صفحه ای را که با هدف تعیین در حرکت سوم انتفاضه فلسطین در مه ۱۵ تشکیل شده بود را به پایین کشید.
به گزارش الف به نقل از روزنامه الشرق الاوسط ضمن اعلام این مطلب افزود: رژیم صهیونیستی به طور رسمی از موسس فیس بوک خواست صفحه "انتفاضه سوم فلسطین" را مسدود کند.

سازندگان گروه فلسطینی فوق العاده تازه شکل گرفته از انقلاب سراسر شرق میانه و شمال آفریقا الهام می گرفتند.

این صفحه از فلسطینی ها در کرانه باختری رود اردن و نوارغزه می خواهد تا ۱۵ ماه می آینده، با راه اندازی انتفاضه سوم علیه اسرائیل، قیام کنند. بنا بر این گزارش، دولت اسرائیل در آخرین جلسه خود، موضوع صفحه "انتفاضه سوم فلسطینی" را مورد بحث قرار داد.

پس از جلسه یولی ادلچاین وزیر اطلاع رسانی اسرائیل طی نامه ای به مدیر فیس بوک مارک زوکربرگ به او هشدار داد که این صفحه شامل تماس هایی برای کشتن یهودیان و برای آزاد سازی بیت المقدس از طریق خشونت شکل گرفته است.

ادلچاین نوشته است که صفحه تحریک به خشونت و نقض مقررات شامل محتوای فیس بوک نمی شود.

ابراهیم فوکسمن کارگردان ملی اسرائیلی نیز درباره این صفحه گفت: ما نباید این همه ساده لوحانه به این باور که انتفاضه سوم با توجه به شرایط فعلی که افزایش قابل توجهی در حملات موشکی به نوار غزه و کشتار وحشیانه خانواده در کرانه غربی وجود ندارد معتقد باشیم.

در صفحه اصلی که فیس بوک آن را به پایین کشید بیش از ۳۰۰ هزار نفر هوادار داشت.

دربیانیه صادر شده در سایت عدل امروز فوکسمن از تصمیم فیس بوک برای این کار استقبال کرده است و به آن اشاره کرده است که ما فیس بوک را برای در نظر گرفتن این مهم و ادامه روند تعامل تحسین می کنیم و عمیقا از آنقدردانی می کنیم.

با انجام این عمل فیس بوک در حال حاضر به رسمیت شناخته شده است و ما امیدواریم فیس بوک این نظارت را همچنان بر صفحات خود برای گروه های دیگری که برای خشونت یا تروریسم علیه یهودیان و اسرائیل تماس می گیرند را انجام دهد.
رژیم صهیونسیتی برای مقابله با بحران مشروعیت و ترمیم وجهه خود، کمیسیون پارلمانی ویژه ای راه اندازی کرد.

به گزارش مشرق، درپی تلاش های جهانی برای افشای ماهیت ضد انسانی اسرائیل که به جز روز قدس مسلمانان، هفت سال است در راهپیمایی های "هفته آپارتاید اسرائیل" در 55 کشور جهان صورت می گیرد، وجهه اسرائیل در جهان تخریب شده و اسرائیل برای مبارزه با تخریب چهره خود کمیسیون پارلمانی ویژه ای راه اندازی کرد.
گزارش جروزالم پست در این خصوص می افزاید: خاخام میری رگف (لیکود) از راه اندازی کمیته های پارلمانی جدید کنست در روزهای اخیر برای مبارزه با تلاش هایی که در جهت عدم مشروعیت اسرائیل در عرصه بین المللی صورت می گیرد، خبر داد.

رگف با همکاری وزارتخانه امور یهودیان خارج از کشور و دیپلماسی عمومی به منظور تمرکز بر استراتژی های مقابله با عدم مشروعیت اسرائیل اقدام به ایجاد کمیته های پارلمانی جدید نموده و راه اندازی آن را جشن گرفتند.
ایجاد کمیته های پارلمانی جدید مدت کوتاهی پس از رویداد سالانه هفته آپارتاید که در آن مردم جهان هر سال برای افشای جنایت های ضد انسانی اسرائیل و تخریب وجهه او راهپیمایی می کنند اتفاق افتاد.

رگف با هراس از تخریب وجهه اسرائیل در اذهان مردم جهان،خطاب به کسانی که دراولین جلسه کمیته های پارلمانی حضور داشتند گفت: "در دوره ای که در آن تهدید عدم مشروعیت علیه اسرائیل، افزایش عدم مشروعیت اسرائیل به عنوان خانه ملی مردم یهود، به یک تهدید واقعی تبدیل شده است و فعالیت های علیه نظام به آرامی اما قطعا به یک تهدید واقعی تبدیل می شود، و ما باید برای مقابله با این چالش ها برنامه ریزی کنیم."
این خاخام صهیونیست افزود: "این نوع جدیدی از تهدید و خطر است. تهدیدات ما که قبلا از نوع معینی از نیروهای سخت بود در حال حاضر در تهدید عدم مشروعیت به تهدید با نیروهای نرم تبدیل شده است."



فیلم سینمایی سلیمان کین که با نام تغییر یافته افسانه کین از شبکه سوم سیما در باکس ویژه نوروز پخش شد با معرفی خاورمیانه اسلامی به عنوان کانون شرارت اهریمنی، یک سلحشور انگلیسی را دفع کننده این خطر شیطانی معرفی میکند.


ابتدای فیلم با این نوشته آغاز میشود: شمال افریقا سال 1600 پس از میلاد. این سال مصادف با حکومت سعدیون در مغرب و حکومت موالی دولت عثمانی در مصر است. در این سالها باقیمانده فاطمیون همچنان در مصر از نفوذ برخوردارند سعدیون که بخش مهمی از شمال افریقا را در آن سالها در اختیار داشتند نسب خود را به حسن به علی علیه السلام میرساندند. نام کامل مؤسس سلسه سعدیون یعنی محمد المهدی القائم بامرالله نیز به خوبی نشان میدهد که این سلسله گرایشهای شیعی داشته و یا دست کم از تعلق خاطر و ارادت مسلمانان شمال افریقا در آن زمان نسبت به اهل بیت برای قیامهای خود سود می جسته است.

این سالها معادل دوران حکومت شیعی شاه عباس صفوی در ایران نیز هست. در هر حال فیلم با نوشته افریقا سال 1600 پس از میلاد آغاز میشود و همزمان شرایط حاکم بر شمال افریقا به تصویر کشیده میشود. کین قهرمان داستان که برای به دست آوردن گنجینه ای به شمال افریقا آمده است شرایط را اینگونه توصیف می کند: « این افسانه زمانی را به تصویر میکشد که تاریکی و هرج و مرج دنیا را فرا گرفته و تاریکی و افسون بر زندگی سایه افکنده است. زمانی که بیشتر مردم قادر به مقابله با شیطان نبودند.» دقت داشته باشیم که نه تنها شمال افریقا بلکه بسیاری از دیگر مناطق نزدیک به اروپا در قرن هفتدم تحت سلطه مسلمانان قرار داشت. ناخدا کین از دریا وارد سواحل شمال افریقا میشود و در زمان کشتن دشمن مقابل خود آنها را کافر خطاب میکند. ساختمان مسجد و مناره های بلند آن در تصاویر مربوط به شهر افریقایی به خوبی نشان داده شده است. کین پس از کشتار کفار وارد امارت پش مسجد میشود که با طلسم های گوناگون از آن محافظت میشود. او در آنجا موجودی مخوف و عظیم را مشاهده میکند که قدرت جادوئی دارد. این موجود خود را نشانه ای از ابلیس معرفی میکند و از کین میخوهد اکنون که به غارت میپرازد روح خود را به ابلیس بفروشد. اما کین قهرمان سرباز میزند و تصمیم میگیرد راه گذشته را کنار بگذارد. او در برابر ابلیس فریاد میزند خداوندا به من کمک کن اما ابلیس میگوید خداوند تو را رها کرده است. ابلیس از او میخواهد در مقابل او به خاک بیفتد. ولی او استنکاف میکند. ابلیس به صورت ستونهایی از دود سیاه ظاهر میشود.

یک سال از آن حادثه میگذرد. کین به سرزمین مادری خود انگلستان بازگشته است و در آنجا در یک صومعه مسیحی سکناگزیده است. نوشته روی تصویر به صراحت به مخاطب اعلام میکند که اینجا انگلستان است. کین قصد دارد از جنگ و خونریزی برای همیشه دوری کند ولی کشیش صومعه به او میگوید که پایان راه زندگی او صومعه نیست و باید از آنجا برود. کین پس از خروج از صومعه با خانواده ای آشنا میشود و نسبت به دختر خانواده علاقه پیدا میکند. کین در مییابد نیروهای اهریمنی و شیطانی به سرزمین او نیز رسیده اند و به تدریج دارند همه را به بند میکشند. جادوگر ناشناسی که به آنجا آمده است با فریپ پادشاه که در واقع پدر خود کین است توانسته جسم و روح برادر کین را تسخیر کند و بواسطه آن بر سرزمین انگلستان مسلط شود. او در حال تکمیل و گسترش استیلای خود است که کین از راه میرسد و در نبردی پایانی جادوگر و نشانه شیطانی را که در شمال افریقا دیده بود از بین میبرد.

خاورمیانه کانون نیروهای طبیعی و فراطبیعی اهریمنی
تولیدات سینمایی کانونهای صهیونیستی همواره دو گونه جادوی سفید و جادوی سیاه را در مقابل هم قرار میدهند. سحر سفید به دنبال بهبود زندگی مردم دنیاست و صاحبان آن کیمیاگران یهودی و ساحران کابالیست باستان یا معاصر معرفی میشوند. جادوی سیاه نیز که به دنبال نابودی مردم دنیاست عموماً از مناطقی در سرزمین های اسلامی نشأت میگیرد. محور شرارت و کانون اهریمن همیشه جایی در خاورمیانه است. نمونه های گوناگون این تصویر سازی را میتوان در فیلمهایی چون سه گانه ماتریکس، فیلم سینمایی آبژکتیو، مجموعه جنگیرها، سریال کیش یک آدمکش، فیلم سینمایی بابل، فیلم سینمایی نبرد تایتانها، فیلم سینمایی افسانه کین و بسیاری از دیگر محصولات متأخر کانون های رسانه ای صهیونیستی مشاهده کرد.
عجیب این است که چنین فیلم سینمایی بدون توجه به نقش آن در سناریویهای بلند مدت رسانه ای صهیونیسم، از رسانه ملی پخش میشود و مخاطب داخلی را نیز با سیاستهای این کانونها به تدریج همراه میسازد. اینکه ابلیس و اهریمن در سرزمینهای اسلامی و به صورت نمادین در ورای ساختمان مسجدی منزل گزیده است و یک قهرمان بریتانیایی برای نابودی آن شمشیر میکشد چرا باید از شبکه تلویزیونی جمهوری اسلامی ایران پخش شود؟
پخش این فیلم آن هم در زمانی که نیروهای ناتو با شعار نابودی یک اهریمن به شمال افریقا وکشورهای اسلامی این منطقه سرازیر شده اند، توجه دوباره ای را از سوی مدیران ارشد سازمان نسبت به بررسی صلاحیت و کارآمدی ساختار گزینش فیلمهای خارجی در شبکه سه سیما طلب می کند. جالب اینجاست که کین در قسمت پایانی فیلم گوشزد میکند که شیطان اینبار مهار شد اما او دستبردار نیست و دوباره به سراغ ما خواهد آمد. هرچند مخاطب ایرانی مصداق این رجعت دوباره شیطان را به راحتی در نمی یابد ولی مخاطبان غربی که سالها با چنین ادبیاتی همنوا و مأنوس بوده اند معنای این پیام را میدانند و منتظر خطری دوباره از سوی کشورهای اسلامی هستند. خطری که شاید به دست خود سردمداران پشت پرده حوادث بین المللی رقم خواهد خورد یا رقم خورده است!

 

سلیمان کین و دشمنانش!
عنوان فیلم افسانه کین در واقع " سلیمان کِین" (Solomon Kane) است. سلیمان کین شخصیت خیالی داستانهای نویسنده امریکایی رابرت هوارد است که همچون شخصیت پادشاه سلیمان در کتب مقدس یهودیان با جادوگران و ساحران بدطینت مبارزه میکند. با این تفاوت که دشمنان جادوگر و شیطانی سلیمان کین در تولیداتی چون سینمایی سلیمان کین، برخواسته از کشورها و فرهنگهایی هستند که از سوی غرب امروز و مشخصاً صهیونیست ها، دشمن قلمداد میشوند. تهیه کنندگان این فیلم در شبکه سوم سیما شاید با اطلاع از این موضوع عنوان اصلی فیلم را مخفی نگه داشته اند و ضمن تغییر نام فیلم در ترجمه فارسی، با تکنیکهای گرافیکی عنوان انگلیسی جدید "Legend of Kane" را در ابتدای نسخه پخش شده فیلم حک کرده اند. در در حالی است که مضمون ضد اسلامی و کاملاً صهیونیستی فیلم همچنان باقی مانده است و در کنار دیگر محصولات مشابه در دراز مدت تأثیر خود را بر بیننده تلویزیون برجای می گذارد. البته ذکر این نکته لازم است که چنین اقدامات و تغییراتی در برنامه هایی که نسخه اصلی آن برای مخاطب قابل دسترسی است در درازمدت سبب کمرنگ شدن اعتماد و علاقه مخاطبان به رسانه جمهوری اسلامی خواهد شد.


سحر و شیطان به روایت فرقه های باطنی یهود
مسأله جالب دیگری که در بسیاری از فیلمهای نوروز امسال شبکه سه از جمله افسانه جادوگر و افسانه کین به چشم میخورد ارائه قدرتی فراگیر و شکست ناپذیر برای شیطان و ساحرانی است که از او تبعیت میکنند. ضعیف و ناکام بودن سحر و حقیر بودن آن مطلبی است که بارها در آیات قرآن و روایات ائمه معصومین مورد تأکید بوده است و نمیتوان قدرتمندی و شکست ناپذیری سحر را از باورهای بومی قلمداد کرد. با این حال در بسیاری از تولیدات سینمایی که جریان فرهنگی خاصی را در دنیا دامن میزند همواره جادو امری غیرقابل شکست و ساحران موجوداتی خداگونه تصویر میشوند. ساحر و اویل در افسانه کین نیز درست همچنین ویژگی هایی دارند. مارکوس برادر کین در نوجوانی از بلندی سقوط میکند ولی با درخواست پدر از ساحر توانا، ساحر او را از اعماق تاریکی یا همان مرگ بازمیگرداند. جالب اینکه پدر کین به او میگوید خواست خدا این نبود که مارکوس زنده بماند امام من از ساحر درخواست کردم و او مارکوس را بازگرداند. به عبارت دیگر قدرت و اراده خداوند در برابر قدرت و اراده ساحر آنقدر ناچیز است که مغلوب او میشود.

خود کین نیز بارها از خداوند در برابر ابلیس و ساحران طلب یاری میکند ولی پاسخی نمی یابد و هر بار ناچار میشود با تکیه بر توانایی های خود در برابر قدرت آنها بایستد. اینکه چرا شبکه سوم سیما اصرار دارد فیلمهایی پخش کند که بینندگان خود را از آموزه های اصیل اسلامی در خصوص ماوراء، شیطان، سحر و اراده و قدرت الهی دور کند و باورهای خرافی بازتولید شده یهودی را در ذهن آنها زنده کند، سوالی است که مدیران ارشد سازمان صدا وسیما باید به آن پاسخگو باشند. این در حالی است که مقام معظم رهبری در آخرین سفارش رسمی خود به مدیران سازمان از آنها خواسته بود چهار محور از جمله دین را سرلوحه فعالیت خود قرار دهند.
منبع:مشرق

جرج جرداق نویسنده مشهور مسیحی لبنانی اعلام کرد عکسی در کلیسایی در ایتالیا یافته که مدعی است به حضرت علی(ع) تعلق دارد.

به گزارش خبرگزاری اهل‏بیت(ع) ـ ابنا ـ جرج جرداق نویسنده مشهور مسیحی لبنانی، دیروز در گفت‏وگو با رسانه‏ها اعلام کرد در دیداری که از کلیسایی در ایتالیا داشته، عکسی از تمثال مبارک امیرالمؤمنین(ع) در آن یافته است که مورد احترام و تجلیل مسیحیان آن منطقه و نیز کشیشان و بزرگان روحانیت مسیحی ایتالیا بوده است.

به اعتقاد مسیحیان ایتالیا، این عکس متعلق به یکی از نزدیکان حضرت عیسی مسیح(ع) است و به همین دلیل او را احترام می‏کنند.

جرداق، نویسنده مسیحی 79 ساله، همچنین خبر از تلاشش برای نگارش کتاب جدیدی درباره امام علی(ع) علی‏رغم کهولت سنش داده است. این نویسنده پیشتر نیز کتاب‏هایی درباره پیامبر گرامی اسلام(ص) و حضرت علی(ع) نوشته بود.

مهمترین کتاب جرداق، کتاب "علی(ع)، صدای عدالت انسانی" است که آن را در طول 28 سال و در پنج مجلد به رشته تحریر درآورده است.  او تا به حال بیش از سی جلد کتاب نگاشته و قرار است به زودی مقاله مفصلی از او با عنوان "علی(ع)، شخصیتی جامع میان عیسی(ع) و نبی(ص)" منتشر شود.

یک محقق آمریکایی گفت: موج جدید انقلاب‌ها در اروپا بر گرفته از انقلاب‌های کشورهای غربی نوعی ارحلیشن خواهد بود.
به گزارش فارس، دکتر جیمز اندرسون افزود: بدلیل فساد مالی حاکم بر اغلب دولت‌های اروپایی و تنگناها و بحران‌های اقتصادی فراگیری که این روزها در کشورهای غربی به وجود آمده است پیش بینی می‌شود که روند رو به تزاید این نارضایتی ها به زودی به مجموعه‌ای از انقلاب‌ها موسوم به ارحلیش منجر شود.
وی این پدیده را برگرفته از واژه «ارحل» در کشورهای عربی می‌داند و معتقد است: بعد از رنسانس در اروپا و بعد از جنگ جهانی دوم و فروکش نمودن جنگ سرد و تشکیل اتحادیه اروپا، عملا کشورهای اروپایی هیچگونه جهش فکری و سیاسی چشمگیری که بتواند در جهان معاصر تاثیر گذار باشد نداشته‌اند، فلذا به نظر می‌رسد اکنون زمان آن فرا رسیده است تا مردم اروپا خود را برای وقوع انقلاب‌های فکری و سیاسی و تغییر ساختارهای حاکمیتی موجود آماده نمایند.
دکتر اندرسون نارضایتی‌های موجود و تظاهرات اخیر در لندن را نمونه‌ای از شروع انقلاب‌های ارحلیشن دانسته است.

به گزارش مشرق به نقل از بلومبرگ، اسرائیل خواستارحذف صفحه فراخوان انتفاضه سوم فلسطین از فیس بوک شد.

اسرائیل از مدیر ارشد اجرایی شرکت فیس بوک، مارک زوکربرگ، خواست تا این شرکت صفحه مربوط به حمایت 230000 از فراخوان انتفاضه فلسطین در تاریخ 15 مه را حذف کند.

روز گذشته یولی ادلشن، وزیر یهودیان خارج ازکشور و دیپلماسی عمومی، در نامه ای الکترونیکی به رسانه ها نوشت: این صفحه شامل سخنرانی و کلیپ هایی است که خواستار کشتار یهودیان و اسرائیلی ها و "آزادسازی" بیت المقدس و فلسطین از طریق اعمال خشونت می باشد.
ادیلشن گفت: "به عنوان مدیر عامل و موسس فیس بوک مستحضر هستید که این سایت از پتانسیل بسیار زیادی برای گردهماوری توده مردم برخوردار است و از این بابت همه ما خدا را شاکریم. با این حال، این توانایی بالقوه در برخی موارد مانند آنچه که در این صفحه در خصوص تحریک مردم برای خشونت وحشیانه بیان شده می تواند باعث آسیب جدی نیز باشد.

این گزارش می افزاید: رسانه های اجتماعی و دیگر منابع اطلاعاتی آنلاین در قیام  مردم تونس، مصر، بحرین، و لیبی با همکاری توییتر، یوتیوب و فیس بوک در انتشار اخبار و هماهنگی تظاهرات نقش محوری داشته اند.

دبی فراست، سخنگوی فیس بوک، طی یک نامه الکترونیکی در جواب اظهار داشت: "این که برخی از نظرات و مطالب ممکن است برای اشخاص خاصی ناراحت کننده باشد؛ مانند انتقاد از فرهنگ، کشور، مذهب، شیوه زندگی، و یا ایدئولوژی سیاسی خاص، به تنهایی دلیلی برای حذف بحث مذکور نمی باشد."

وی گفت: "ما قویا اعتقاد داریم که کاربران فیس بوک باید توانایی ابراز نظرات خود را داشته باشند، لذا ما سعی نمی کنیم تا گروه ها و یا محتوای صفحاتی که بر علیه کشورها، مذاهب، نهادهای سیاسی، و یا ایده ها خاص صحبت می کنند را حذف نمائیم."

بلومبرگ می افزاید: نامه ادیلشن زمانی نوشته شد که انفجار بمب در بیت المقدس یک کشته و حداقل 30 نفر مجروح برجای گذاشت. خشونت میان اسرائیل و گروه  حماس که نوار غزه را در دست دارد نیز افزایش یافته است. حداقل هفت فلسطینی از جمله چندین غیر نظامی در این هفته در حملات اسرائیل برای متوقف کردن حملات موشکی حماس کشته شده اند.

مشرق- امارات متحده عربی، سال گذشته طرح معماری ساختمان پارلمان خود را به مسابقه بین المللی گذاشت که در سطور زیر به معرفی طرحی که در روزهای اخیر برگزیده شد می پردازیم. علت انتخاب این مسابقه برای معرفی، زیبائی های این طرح است که مبتنی بر الگوواره های معماری اسلامی-ایرانی بوده که با تکنولوژی روز و به صورت نمادین در طرح شکل گرفته است.

14 شرکت معماری از 9 کشور مختلف در فاز یک مسابقه طراحی ساختمان شورای ملی فدرال در اوایل سال 2010شرکت کردند. شرکت های نورمن فاستر+شرکا از انگلیس، معماران زاها حدید از انگلیس، معماران ماسیمیلیانو از ایتالیا و معماران ارلیک از آمریکا شرکت کرده بودند که این 4 شرکت، به عنوان فینالیست مسابقه برای طراحی فاز دو پروژه اعلام شدند. در نهایت در روزهای اخیر شرکت ارلیک برنده طرح پارلمان امارات متحده عربی شد.

 

طراحی ساختمان شورای ملی فدرال امارات متحده عربی


شرکت معماری ارلیک طرحی را خلق کرد که در توصیف کانسپت آن می گوید:"بازتابی از هویت خاص جامعه امارات بود؛ جامعه ای که شجاعانه به سمت آینده خود در حرکت است و در عین حال رابطه قوی با تاریخ و سنت خود برقرار می کند". برنده این مسابقه اعلام کرد که در طراحی ساختمان پارلمان، طراحی معماری اسلامی را با زبان فرم های معاصر بیان کرده و آخرین تکنولوژی های پیشرفته، معناگرایی، حداکثر عملکردگرایی و پایداری محیطی را در طرح منظور کرده است.

 

طراحی ساختمان شورای ملی فدرال امارات متحده عربی


سازه این طرح به وسیله یک گنبد سازه ای بسیار زیبا از قوس های معماری ایرانی-اسلامی، به قطر 100متر مهار شده است. این گنبد که همانند گلی است روئیده در بیابان، نور شدید خورشید را تلطیف کرده و با الگوی هندسه اسلامی مشبک خود، سایه های لکه ای بسیار زیبایی را بر سنگ های مرمرین نمای سرسرای مجموعه نقش می زند.

 

طراحی ساختمان شورای ملی فدرال امارات متحده عربی


ساختمان های جانبی پارلمان، اکثر دفاتر، سالن اجتماعات و محل ملاقات مردمی را در خود جای می دهد. رنگ ساختمانها و بافت نمای خارجی آن، که برگرفته از ساختمانهای سنتی و تاریخی محلی است، تداعی کننده ماسه های بیابان است.

طراحی ساختمان شورای ملی فدرال امارات متحده عربی


در مجموع این بنا که در سواحل ابوظبی واقع شده، یک نشانه شهری پرابهت برای اجتماعات عمومی به مثابه یک الگو برای حفظ منابع گرانبهای منطقه است. این پروژه از کیلومترها در عمق آبهای خلیج فارس قابل مشاهده است و به گفته شرکت ارلیک همچون نگینی در شب می درخشد.

طراحی ساختمان شورای ملی فدرال امارات متحده عربی


دیدن این طرح، معماران ایرانی را به یقین می رساند که دست یافته های هزاران سال معماری ایرانی اکنون ارمغانی به معماری جهان شده، و حالا معماران غربی هنگامی که برای سرزمین های پارس* معماری می کنند، قلم خود را بر اساس هندسه شمسه ها و قوس و ازج های ما می چرخانند.
حالا دیگر شایسته نیست که به گوهر گرانبهای معماری خود پشت کنیم و دیده امید به معماری غرب بدوزیم. مسئولان و معماران جامعه باید بر خود نهیب بزنند که معماران غربی، اسلامی تر و ایرانی تر از آنها معماری کنند و حالا حتی به جای آنکه همه تخم مرغ ها را در سبد معماران داخلی بگذاریم، اگر به سراغ مسابقات بین المللی و معماران خارجی می رفتیم، شاید حالا شاهد بناهایی با رنگ و بوی معماری اسلامی و ایرانی با تکنولوژی روز نیز در شهرهای ایران بودیم. اما افسوس...

نگارش: ابراهیم ارجمندی
-------------------------------------------
* قابل ذکر است که کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس اگر معماری گذشته و هویتی دارند، از سالهایی است که پیش از حدود یک قرن پیش هنوز جزو سرزمین ایران بوده و از ایران جدا نشده بودند.

به گزارش مشرق، ستاد آموزش و دکترین نیروی زمینی آمریکا برای آموزش حساسیت‌های فرهنگی به نیروهای آمریکایی،‌ به کمک محققان دانشگاه تگزاس دالاس اقدام به ساخت بازی ای با نام «آموزش فرهنگ اول شخص»  نموده است.

این بازی یک بازی سه‌بعدی است که حوادث آن در عراق و افغانستان روی می‌دهد و در آن شما نقش سرباز آمریکایی را دارید که سعی می‌کند با شهروندان عراقی و افغانی به تعامل بپردازد.
دانشگاه تگزاس سه سال بر روی این پروژه کار کرده و در ساخت آن از داده‌های فرهنگی تهیه‌شده توسط ارتش آمریکا استفاده کرده است. هدف این بازی ورود به یک روستا، شناخت ساختارهای اجتماعی و مسائل مرتبط با آن و سپس همکاری با مردم روستا به منظور اتمام موفقیت‌آمیز مأموریت‌های تعیین‌شده می‌باشد.
در این بازی اگر روستاییان از شما خوششان نیاید، در میان خودشان شروع به خبرپراکنی درباره شما می‌کنند. شخصیت‌های موجود در این بازی می‌توانند احساساتی چون خشم، ترس، شادی، و بی‌تفاوتی را از خود نشان دهند. اگر شما شخصی را به اشتباه مورد اذیت و آزار قرار دهید، بازی تمام می‌شود.
مسائل فرهنگی یکی از مهم‌ترین و مشکل‌ترین مقوله‌هایی است که دولت آمریکا سعی دارد آنها را از طریق ساخت بازی‌های رایانه‌ای به سربازان خود آموزش دهد تا نیروهای آمریکایی بتوانند در مواجه با فرهنگ‌های مختلف عکس‌العمل‌های مناسبی را از خود نشان داده و وجه آمریکا را حفظ نمایند.

به گزارش شبکه خبر، نشریه اشپیگل آلمان اقدام به انتشار عکس‌های گروهی از سربازان آمریکایی در افغانستان کرد که بعد از کشتن مردم بی‌گناه و غیر نظامی افغانستان با بدن های بیجان آنها عکس یادگاری انداخته بودند.



نشریه آلمانی اشپیگل ۳ تصویر از این اقدام سربازان آمریکایی را به تازگی منتشر کرده است که واکنش سریع مقامات آمریکا و ناتو را به همراه داشت.

عذرخواهی مقامات کاخ سفید از مردم افغانستان در حالی صورت می گیرد که به شدت نگران واکنش های شدید احتمالی مردم افغانستان در واکنش انتشار این تصاویر هستند.

در یکی از این تصاویر سرباز آمریکایی به روستای یک پسر بچه کشاورز حمله کرده اند و بعد از اینکه او بلوز خود را بالا زده تا نشان دهد کمربند انتحاری حمل نمیکند او را کشته اند.


طی روزهای اخیر در برخی از فیلم های پخش شده از تلویزیون، مضامینی به نمایش گذاشته شد که قصد آنها تطهیر فرقه های ضاله و مضامین شیطان پرستی بوده است.

پایگاه هم اندیشی یاران انقلاب امروز گزارش داد: در روزهای پایانی سال ۸۹ و تنها دو روز مانده به سال جدید، شبکه تهران با تبلیغات بسیار گسترده اقدام به پخش فیلمی با عنوان "شبح" در ۲ قسمت نمود که حاوی تبلیغات رسمی گروه های شیطان پرستی و تطهیر تفکرات این فرقه ضاله بود.

در این فیلم همچنین نماد اسکلت جمجمه در میان ستاره نیز نشان داده شد و تلاش سوپر استار فیلم نیز این بود که بتواند به این به اصطلاح نماد رستگاری دست یابد.

اقدام دیگر نیز پخش انیمیشنی توسط شبکه دوم سیما و در شبکه کودک بود که در دو هفته قبل از تعطیلات در ساعت ۱۶.۳۰ بعد از ظهر پخش شد.

در این انیمیشن که متاسفانه ساخت داخل نیز بود؛ در متن داستان در زمانی که کشتی مسافرین در حال غرق شدن بود، بادبان کشتی نشان داده شد که بر روی آن "علامت چشم جهان بین دجال" که نماد فراماسونرها میباشد قرار داشت.

جا دارد رسانه ملی در پخش این قبیل فیلم ها و برنامه ها، به مضامین آنها دقت بیشتری داشته باشد.

'کلود ژآن' وزیر کشور فرانسه ضمن تحسین نیکلا سارکوزی در بسیج نیروهای بین المللی برای مقابله با رژیم معمر قذافی، جنگ نیروهای ائتلاف ضد دیکتاتور لیبی را جنگی صلیبی دانست.

به گزارش ایرنا، پایگاه خبری مصری 'الیوم السابع' روز چهارشنبه نوشت: ژآن ضمن تحسین رئیس جمهور فرانسه گفت درحالی که تمامی جهان بدون هرگونه اقدام عملی برای توقف جنایت های رژیم قذافی تنها نظاره گر حوادث دردناک و کشتار مردم بی دفاع از طریق شبکه های تلویزیونی بودند، رئیس جمهور ما یک جنگ صلیبی را رهبری کرد و توانست شورای امنیت سازمان ملل و اتحادیه های عرب و آفریقا را قانع کند نیروهای خود را بسیج کنند و دست به یک اقدام عملی برای جلوگیری از کشتار مردم لیبی بزنند.

سخنان ژآن بازتاب های زیادی در فرانسه داشته است.

'مارتین اوپری' رئیس حزب سوسیالیست فرانسه در این مورد گفته است: این بسیار وحشتناک است که کسی در این زمان سخن از جنگ های صلیبی بر زبان می آورد، این اشتباه بزرگی در تحلیل ها است، این یک اشتباه سیاسی بزرگ است.

اشاره:

1
یکی از اساتید فلسفه و مسئولان حوزه هنری دراوایل انقلاب، در مورد اولین آشنایی سید مرتضی آوینی و محمدمددپور می گفت: «همان اوایل تاسیس حوزه هنری کلاس های مباحث نظری هنر به راه افتاد. یک‌بار بعنوان مسئول و دوست قدیمی مددپور از او درباره وضع کلاس‌ها پرسیدم.» می گفت: «سرکلاس شاگردی دارم که هر چه من می گویم او دو درجه بالاترش را می گوید، در پرسیدن سوال ها و طرح مباحثش به‌کلی فراتر از حد انتظار است.» من مشتاق شدم نام آن شاگرد را بدانم. پرسیدم. گفت: «آقای آوینی»

آقای آوینی بعدها شد آقا مرتضی. مددپور نمی دانست که آقا مرتضی کمی بعد به هم‏مباحثه و رفیق او تبدیل شده و نه تنها او را در برابر اتهام ها، حمایت خواهد کرد؛ بلکه دیگرانی از بچه های هنر و ادب انقلاب را زیر پر و بال خودش خواهد گرفت.

2
او در عین نگارش بیش از 20 اثر وزین در زمینه حکمت تاریخ، حکمت و فلسفه هنر، هنر دینی، نقد ادبی و فلسفه غرب، پس از انتشار "درس‎گفتارهای سید احمد فردید" با عنوان "دیدار فرهی و فتوحات آخرالزمان" در نشریات و رسانه ها بیشتر طرح شد و از سوی دشمنان و دوستانش مورد نقد و طعن و یا حمایت قرار گرفت.

با اینکه یکی از حوزه‌های مورد علاقه روشنفکران، همواره مباحث مربوط به فلسفه هنر و نقد ادبی بوده است اما همچنان در دستگاه سانسور روشنفکری که شامل کتابفروشی ها، نشریات و حتی مراکز علمی و دانشگاهی می‌شود، کمتر نامی از او به‌میان نمی آید.

این سکوت روشنفکران نسبت به آثار مددپور در حالی است که وی مدیر گروه مطالعات دینی هنر پژوهشگاه فرهنگ و هنر اسلامی حوزه هنری و عضو هیات علمی دانشگاه شاهد بود. در عین حال، اهل فلسفه، قدر او را دانسته و در زمان حیاتش نیز حلقه هایی شامل اساتید برخی اساتید بزرگ دانشگاهی حول او شکل گرفته بود که یکی از آنها در پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی بود.

سال 70 "حکمت معنوی در ساحت هنر" به‌عنوان اولین کتابش چاپ شد. تا آن موقع بیشتر یک متفکر شفاهی بود که اولین بار جزواتش به‌صورت پاورقی روزنامه کیهان چاپ شده بود. این جزوات بعدها در قالب کتاب "سیر تفکر معاصر ایران" چاپ شد.

3
او چه در دوران حیات و چه پس از درگذشتش، گمنام بود و کمتر شناخته شده. یکی از دلایل فرعی این گمنامی، تاریخ رحلت اوست که موجب شده هیچ یک از دستگاه‌های فرهنگی برای او مراسم سالگرد، بزرگداشت و نکوداشت نگیرند؛ والبته شاید روحش اینگونه از دست مدعیان آرام‌تر است. او روز چهارم عید سال 1383 بر اثر سانحه رانندگی در یکی از جاده های شمالی کشور دار فانی را وداع گفت.

آنچه می خوانید درس‎گفتاری منتشر نشده از محمد مددپور درباره "هنر و ادبیات دینی و مدرن" است که تابستان 1382 غربشناسی "والعصر" بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق(ع) ارائه شده. به‌مناسبت سالروز درگذشت این اندیشمند فرزانه، رجانیوز متن کامل این سخنرانی همراه با پرسش‌ها و پاسخ‌ جالب دانشجویان با وی را برای نخستین‌بار منتشر می‌کند:

موضوع بحث ما، «هنر و ادبیات دینی و مدرن» است. می‌توانیم این گونه نیز بگوئیم که «هنر و ادبیات دینیِ کهن و سنتی و هنر و ادبیات دینیِ مدرن». و نیز می‌توانیم بگوئیم «هنر و ادبیات غیردینیِ کهن و هنر و ادبیات غیردینیِ مدرن».

تصور نشود که در عصر مدرنیسم، دیانت وجود ندارد. دین در عصر مدرن نیز وجود دارد. ادبیات دینی هم در عصر مدرن هست. یعنی ادیبان، شاعران و نویسندگانی هستند که دین دارند و وصف حال انسان دینی در عصر مدرن را بیان می‌دارند. منتها یکی از ویژگی‌های بنیادی عصر مدرن این است که در آن، دین وحیانی - نه دین عقلانی- سیطره‌ی عامش یا اتوریته‌اش را از دست می‌دهد و مرجعیت و حجیت ندارد. البته حضور دارد اما شئون عمومی انسان را در بر نمی‌گیرد و بیشتر شئون خصوصی را در بر می‎گیرد. دین مدرن به‎نحوی تفسیری می‌شود که بیشتر با مسئله‌ی آخرت‎شناسی، فرشته‎شناسی، اخلاقیات و مسائل خصوصی انسان سروکار دارد؛ در حالی که دین در دنیای کهن، دین عام و جهان‏شمول بود و همه‌ی موارد اعم از سیاست، علم، اقتصاد، فلسفه، حکمت، هنر و.. را شامل می‌شد. هیچ چیزی خارج از قلمرو دین نبود. غیر دین و کفر وجود داشت اما در حاشیه بود و آلترناتیو و نیروی جایگزین بود نه نیروی اصلی و قدرت تامه. این جا وقتی هنر و ادبیات را مطرح می‌کنیم می‌توانیم تحت این عنوان مطرح کنیم که «هنر و ادبیات دینیِ مدرن و غیردینیِ مدرن».

اینکه هنر و ادبیات در این دوره چگونه است و در دوره‌ی سنتی چگونه بوده است، بحث مجزایی است. می‌دانید که فلسفه، دین نیست. تا آنجا که ابن‌سینا یا محمدبن زکریای رازی نوشته، این‌ها دین نیستند. به صورت‌های متأخر می‌توان به این‌ها دین واره گفت اما دین نیستند. آنچه شما در ابن‌سینا می‌خوانید دین نیست، اما آنچه در قرآن و روایات می‌خوانید دین است. دین به معنای شریعت که متولی آن نیز انبیاء و اولیاء هستند. اما فیلسوف نه نبی است و نه ولی. از این باب در جهان اسلامی نیز ما تفکر دینی و غیر دینی داشته‌ایم. این چالش در آن روزگار نیز بین عرفا و فقها و متکلمین، که به شریعت و دیانت به طور مستقیم مقید بودند. وجود داشت و این‌ها تمام نظریات، احکام و فرضیات را از دل دین استنباط می‌کردند؛ از جمله فقه اکبر، کلام، و حکمت و فلسفه.

جریان‏های عمده فکری عالم اسلامی

[در نگاه اولیه] ما در جهان اسلامی با 2 جریان عمده روبرو هستیم: یک جریان تمام تفکرش را از دین می‌گیرد. برهمین اساس به این علومی که از شریعت بیرون می‌آید، علوم شرعی می‌گویند. جریان دیگر نیز شامل فعالیت‌های فکری و شعوری انسان مسلمان است که مسلمانان یا مبدع آن بوده‌اند یا ادیتور و مصحح آن. ما یک مؤلف داریم و یک مصحح که نتیجه‌ی افکار یک حکیم را مطابق ذوقیات و اندیشه‌ی خود تفسیر می‌کند. مانند کاری که ابن‌سینا با ارسطو کرده است. زیرا ماده‌ی خام تفکر ابن‌سینا از یونان آمده است. چون ابن‌سینا مسلمان بود، مسائلی را وارد فلسفه کرد که در یونان سابقه نداشت. مثل نبوت و امامت و معاد. در متافیزیک ارسطو، از این مسائل صحبت نمی‌شود، مگر در حاشیه. اما چون این افراد مسلمان بودند و در جهان اسلامی هم زندگی می‌کردند و حکومت هم از آن فقها و عرفا و متکلمین بوده است و حرف اول را می‌زدند، [این دخل و تصرف را انجام می‎دهند.] البته این افراد نیز عمدتا در حاشیه می‌ماندند و سیاست مدران و اهل حوادث بودند که بر جهان اسلامی حکم می‌راندند و بعضا به نام دین هم حکومت می‌کردند. وقتی سنت شاهان - چه شیعی و چه سنتی - را می‌خوانیم، می‎بینیم چندان با اسلام و تشیع تناسبی ندارد. مثلا وقتی تاریخ شاهان صفوی را می‌خوانید می‎بینید متأسفانه بسیاری از آن‌ها می‌خواره بوده‌اند؛ در حالی که در کنارشان بزرگترین علمای عصر در دربار حضور داشتند اما آنها به شریعت مقید نبودند الا در بعضی موارد. البته این به این معنا نیست که این‌ها تعلق خاطر نداشتند، از نظر عملی عمدتا سست بوده‌اند اما تعلقی داشته اند؛ مثل شاه عباس، شاه تهماسب، شاه اسماعیل. آنها در واقع برای خودشان ولایتی قائل بودند و خود را مرشد کاملی می‏دانستند و به طریقی خودشان را به خاندان اهل بیت متصل می‌کردند.

پس به عبارت دقیق تر ما در جهان اسلامی 3 جریان داریم: یکی از دین مطلق سرچشمه می‌گیرد یعنی هر آن چه از شریعت بر می‌آید و هیچ گونه مخالفتی با شریعت ندارد و شریعت را تأویل نمی‌کند و سعی می‌کند نعل به نعل با شریعت و انبیاء و اولیاء پیش برود. یک نوع تفکر دیگری داریم که ماده‌ی آن یونانی است اما فیلسوفان و متفکران مسلمان بنا به ذوق و شوق مسلمانی‎شان و بنا به طرح مسائلی که در جهان اسلام بوده، آن فلسفه‌ها را به ذوق و سلیقه‌ی عالم اسلامی بازنویسی کرده و برهان و تفکر می‌کردند. مثلا مسئله معاد، جسمانی و روحانی بودن آن را، مسئله‌ی امامت و.. را وارد فلسفه کردند و فلسفه‌ی یونانی را که یک فلسفه‌ی ناسوتی بوده به یک فلسفه‌ی لاهوتی تبدیل کردند. یکی هم ادبیات و هنر سومی بود که نه ریشه در یونان داشت و نه ریشه در اسلام. بلکه تجربیات تاریخی مسلمانان بود که براثر گذر زمان، مدها، سلیقه‌ها و خلقیاتی بود که بتدریج شکل گرفتند؛ بخشی از آن را صوفیان و دراویش هند آوردند و یک بخشی از آن عاداتی بود که از دوران ساسانیان مانده بود و مقداری از آن از بیزانس آمد و بخش عظیمی از ادبیات را ایجاد کردند. مانند چیزی که در ایران با عنوان نگارگری یا میناتور، داریم که نه یونانی است و نه اسلامی. بلکه مسلمانانی مبدع آن بودند که به اقتضای مسلمانی شان کارهایی در نقاشی کرده‌اند و به تناسب ذوق و شوق‏شان کاری کرده اند که نه با عالم اسلامی مقابل باشد و نه با فرهنگ مشرکان هماهنگ باشد. چیزی بینابینی ابداع کردند. پس اگر در جهان اسلامی دقت کنیم، هنر و ادبیات بطور اعم، دینی نیست اما آن ادبیاتی که بر افکار مسلط است و به صورت آرمان و تمنای کلی وجود دارد، دینی است. روح قصه‌ها و روح تفکرات و جهتی که تفکرات دارند، دینی است.

فلسفه یونان به کشور ما وارد شد نه ادبیاتش

حتی در جهان اسلامی، فلسفه هم نهایتا می‌خواهد انسان‌ها را به خداپرستی و توحید سوق دهد. شما می‌دانید که در فلسفه‌ی یونانی، اولین پرسشِ متفکر، از وجود است و احوال و عوارض وجود؛ و می‎خواهد ادبیات و تراژدی‏‌ها و قصه‌هایی متناسب این به وجود آورد؛ در حالی که اولین پرسش ادیان، از خدا و صفات و اسماء اوست. جالب این است که در دوران تمدن اسلامی به جهت غلبه‌ی دین و شریعت، مترجمان هیچ گاه تراژدی‌ها را ترجمه نکردند. ما هیچ اثری از سوفوکْل (Sophocles)(۴۹۶ق.م-۴۰۶ق.م)، آشیلوس(Eschyle) و اوریپید(Euripide) [سه نمایشنامه نویس و تراژدی نویس یونانی] و پینداروس[شاعر آتنی] نداریم. تمام آثار ارسطو و افلاطون ترجمه شد اما آثار شاعران یونان که در واقع یک شیوه‌ی زندگی مشخص غیر شرعی به انسان ارائه می‌کردند مثل «ادیپ» شهریار، امکان ترجمه در جهان اسلامی نیافت. اگر هم مطرح می‌شد، به صورت محدود بود و کسانی هم که اولین مترجمان در جهان اسلام بودند یا مسیحی بودند یا زرتشتی و یا یهودی که هر سه گروه به جهت این که خداپرست بودند، چندان علاقه‌ای به آن متون نداشتند. حتی در تمدن مسیحی هم ترجمه نشد. چون شرعی نبود و روابط، روابط شهوانی و غضبانی و بسیار زشت بود. مثل اعمال زئوس. اعمال خدایان یونانی برای مسیحیان و زرتشتیان جالب نبود و آن را شرک می‌دانستند.

سه مسئله هنر دینی

اما هنر دینی در میان این هنرهایی که در جهان اسلام بوجود آمد، چه ویژگی‌ای داشت؟ ذات این تفکر هنری و ادبی جهان اسلام و جهان شرق و پیش از یونان چه بود؟ همه‌ی مسائل و دغدغه‏های بشر در آن روزگار سه چیز بوده است: یکی مسئله‌ی خداوند، یکی مسئله‌ی آفرینش و آنچه از ناحیه‌ی خدا نازل می‌گردد، یعنی مبدأ؛ و دیگری معاد؛ و نکته‌ی سوم داستان بشر در طی میان مبدأ و معاد. یعنی طریق سیر و سلوک به سمت معاد. ذات ادبیات دینی، مبدأ، معاد و طریقه‌ی رستگاری است. همه‌ی آثار ادبی دینی در این 3 نکته خلاصه می‌شود: از کجا آمده‌ایم، به کجا می‌رویم و آمدن ما بهر چه بوده و چگونه باید از این عالم بگذریم و به عالم دیگر برویم. چگونه به سعادت و رستگاری برسیم؟ برای همین جوهر ادبیات اسلامی، مسئله رهایی و رستگاری است. در فرهنگ هند و بودایی «مغ‌شا» یعنی رهایی، مسئله‌ی اصلی است. در مسیحیت، «گلاسن هاید» یعنی وارستگی و رستگاری، مسئله اصلی است. همگان آرزوی وارسته شدن دارند. ادبیات دینی که می‌خواهد انسان را «در طور» دین قرار دهد، این گونه است.

اما ادب و هنر غیر دینی این گونه نیست و در جهان اسلام هم حضور دارد. ما متون زیادی در جهان اسلام داریم که مثلا آموزش شراب خواری است که آثار سوء نداشته باشد و خانواده را اذیت نکند. یا در باب اطعمه و اشربه، درباب حیوانات، سنگ‌ها، جواهر آلات، انواع و اقسام وسایل عیش و طرب در جهان اسلام برای شاهان و اعیان به صورت متون نوشته‌اند. همچنین انواع و اقسام چیزهایی که از نظر شریعت حرام تلقی می‌گردد، ما می‌بینیم که در جهان اسلام برای این موارد کتاب نوشته‌اند. کتاب‌های زیادی داریم با عنوان شوخی و مضحکه و کتاب‌های شعری که شاعران در آن‌ها به یکدیگر فحش داده‌اند، حتی فحش‌های ناموسی. مانند انوری و دیگران. این گونه تصور نکنیم که همه‌ی مردمان دیندار بودند و تنها چند شاه بوده‌اند که خیلی مقید نبوده‌اند؛ خیر. شاهان، متفکرانی نیز داشتند که این طوایف آثار زیادی را تهیه‌ی کردند و در ابیات خودشان از الفاظ مستهجن هم استفاده کردند.

دعوت ادبیات مدرن به زندگی در عیش، مردن از خوشی

جوهر و ذات ادبیات دینی، مبدأ و معاد و طریقه‌ی رستگاری است. یعنی اتصال مبدأ به معاد، به نحوی که انسان به رستگاری برسد. اگر انسانی مؤمن باشد، تمام تلاش خود را می‌کند تا به رستگاری برسد. در دنیا و آخرت فرق یک فرد مسلمان از یک فرد منافق و کافر در این است که فرد کافر برای خودش مبدأ و معادی قائل نیست و جهان را یک لحظه می‌داند که نه اول دارد و نه آخر. او در این دم یا دم‌های مکرری که بنا به عادت می‌آید و می‌رود، معدوم می‌گردد و مرگ به معنای خواب و آرامش ابدی است. در این نگاه، فرد باید همواره تمام سعی خود را بکند تا به یک رفاه و دانش رفاهی که این زندگی دنیوی را برای او توجیه کند، برساند. غایت ادبیات غیردینی، لذت بردن از لحظه است. زندگی در عیش و مردن از فرط خوشی. «ادبیات مدرن کلاسیک»، چیزی نیست مگر عذاب و بدبختی و شوربختی و بختی مثل آن چه که در ابیات کافکایی می‎بینیم.

غفلت؛ جوهره ادبیات مدرن

در این ادبیات هدف این است که شما در دم، از زندگی لذت ببرید و غم زندگی بشری را از یاد ببرید. چون بشر غمگین است و در حالت طبیعی و عادی از زندگی‌اش رنج می‌برد، چون زندگی رنج آور است. بار زندگی را به دوش کشیدن برای انسان سخت و گران است. پس فرد باید سعی کند خود را از فشارهای زندگی نجات دهد و راه اساسی آنها برای نجات از رنج، غفلت است. برای همین جوهره‌ی ادبیات مدرن، غفلت است. یعنی رمان نویسان و نویسندگان و هنرمندان روزگار ما که در حوزه‌ی تمدن مدرن کار می‌کنند هر چه بیشتر می‌خواهند انسان را به لذت و غفلت ببرند. دولت‌ها و سیاستمدارانی که در جهان قدرت را به دست می‌گیرند باز شعارشان دولت رفاه و غفلت است. به طوری که این شعار در زندگی آمریکای امروزه عمومیت یافته که انسان از فرط خوشی بمیرد و زندگی را در عیش و طرب به سر ببرد.

این با نظریه‌ی توحیدی به شدت مغایرت پیدا می‌کند. زیرا در نگاه دینی انسان صحنه‌ی زندگی را بسیار فراخ‌تر و وسیع‌تر و از مبدأ تا معاد می‌بیند. مبدأ غیب و معاد هم غیب است. و بین مبدأ و معاد یعنی دنیا و زندگی بعد از مبدأ و قبل از معاد، دنیاست که این زندگی دنیوی برای مؤمن هم رنج‌آور است اما برای این که از این رنج خلاص شود، تزکیه‌ی نفس می‌کند، ایمان خود را بالاتر می‌برد تا به آن رستگاری و رهایی از درد و رنج برسد. بمیرد قبل از اینکه به طور طبیعی بمیرد. موت اختیاری بیابد. یعنی بی نیاز می‌شود وارسته و بی عرض می‌گردد و به دنبال جاه و مکان و مقام نیست و این‌ها مربوط به انسان‌های دون و میان مایه‌ است اما انسان‌های برتر و اولیاءالله از این عالم غم و این نیازها رهایی پیدا کرده‌اند و به اختیار می‌روند.

اما چون در آنجا اصلا هدف رهایی پیدا کردن نیست و هدف از درد و رنج، به یک هدف متعالی انتقال یافتن نیست، در نتیجه‌ی فرد باید در همین دم زندگی را برای خود راحت کند. بنابراین باید به لذت و رفاه پناه ببرد. همچنین به عیش و عشرت، تا غم معاد و زندگی را فراموش کند و لهیب‌های دوزخی که جلوی چشم می‌‌آید و در ساخت فطرت می‌آید، کوشش کند که از این لهیب‌ها غافل شود و خودش را تخدیر کند. هیچ گاه در دنیا به اندازه‌ی روزگار و قرن ما مردم دنیا مواد مخدر مصرف نمی‌کردند. این‌ها از بیکاری و مشکلات نیست. البته ظواهر نشان می‌دهد که هست اما آن چیزی که انسان را به این مواد افیونی محتاج می‌کند، نیاز به عالم غفلت است. الان موسیقی، ورزش، تکنولوژی و کالاهایی که می‌سازیم، وسیله‌ی غفلت‌اند. البته گاهی اوقات همین ضمن اینکه از دل مدرنیته آمده اما باز هم اخلال می‌کند و علیه جهان مدرن قرار می‌گیرد و نمی‌خواهد با جهان مدرن قرار بگیرد و نمی‌خواهد با جهان غفلت هماهنگی داشته باشد و بیشتر نیش است تا نوش. البته عده‌ی کمی به این هنرها توجه‌ی می‌کنند. عوام هنور فیلم‌های غفلت‌زا را دوست دارند و بیشترین پول‌ها را نیز همین فیلم‌های غفلت‌زا جذب می‌کنند. سینمای هالیوود، سینمایی در خدمت غفلت بشر است که توهمی از زندگی سیندرلایی القا می‌کند و انسان را برای ساعت‌ها به دنیای موهوم می‌برد و از واقعیت‌های زندگی دور می‌کند و از این طریق به آدم آرامش می‌دهد. مثل همان بازیگر بدل کار مخملباف که می‌گفت «تطمئن القلوب». گاه [تماشای] یک گالری نقاشی و شنیدن موسیقی بسیار تند آدم را به عالم غفلت می‌برد و البته یک موسیقی هم هست که [به انسان] متذکر می‌شود که تو گناهکار و بدی و شیطان هستی. آدم‌ها از فحش و ناسزا خوششان نمی‌آید اما این نوع ادبیات فحش و ناسزاست. چون ذات و وجود انسان را فاش می‌کند و می‌گوید این دنیای شماست و شما در این دنیا زندگی می‌کنید.

توجیه‏گری دو گونه ادبیات مدرن

نقش «ادبیات لائیک مدرن»، مشابه نقش «ادبیات دینی مدرن» است. به انسان امید واهی می‌دهد و می‌گوید دنیا، دنیای خوبی است و همه‌ی ماها نیز خوب هستیم و بهشتی هستیم؛ غافل از اینکه دوزخی هستیم و کار «دین‌داران مدرن» در روزگار ما توجیه وضع موجود است. ادبیات دینی مدرن، توجیه وضع موجود است. ادبیات دینی مدرن، وضع موجود را وضع موعود تلقی می‌کند و می‌گوید این جهان، بهترین جهان است، چون «نظام احسن»! است. این جهان، جهان عادلانه است و شما خودتان را تسلیم کنید. کشیش‌های زیادی در غرب بودند که اینان کشاورزان را به آرامش و تسلیم شدن به اربابان و سرمایه داران دعوت می‌کردند. می‌گفتند اصلاً تکلیف شما همین است و این زندگی برای شماست و غیر از این، زندگی عین دوزخ است. پس ادبیات دینی مدرن هم در واقع انسان را معطوف به غفلت می‌کند. مثل عرفان‌های زیادی که ما امروزه داریم. عرفان سرخ پوستی، عرفان اکن‎کاری، عرفان کریشنا مورتی و غیره. حلقه‌هایی نیز در ایران و غیر ایران تشکیل شده است. الان گروهایی به صورت حلقه می‌نشینند و مثنوی معنوی مولوی را می‏خوانند و تفنن می‌کنند و لذت می برند. مثل عده‏‌ای که داخل کاباره‌ای می‏روند و در آن جا فسق و فجور کنند، عده‌ای که در طول روز ظلم و استثمار خود را کرده‌اند، حال که خسته شده‌اند می‌خواهند خودشان را تخلیه کنند؛ در گوشه‌ای می‌نشینند و شروع به تشکیل حلقه‌هایی مثل احیای ارواح و فال‎بینی و کف‏بینی و ستاره‏شناسی می‏کنند.

غفلت زایی عرفان مدرن

همین است که عرفان مدرن نیز توجیه‌گر وضع موجود و داعی به عالم غفلت است. محال است کسی که کریشنامورتی را می‌خواند، با جهان مدرن درگیر شود و مبارزه کند. چون جهان موجود را جهان موعود می‌داند و می‌گوید: خودت خدای خودت هستی. فقط کافی است تکان بخوری و خدا بودنت آشکار شود! خدا در عالم درگیری و مجاهدت نیست و آن خدا تویی! هیچ عامل فردی مزاحم نیز وجود ندارد! فقط کافی است که حلقه‌ها را تشکیل بدهی! بعضی از آن‌ها معجون‌های سکرآور نیز دارند و همزمان با آن مجالس عرفانی، می نوشند و عربده می‌کشند، برای اینکه مثلاً به نیروانا و عالم فنا رسیده‌اند.

از این باب است که دین نیز در عالم مدرن، دین نیست، بلکه یک تفسیر جدید و قرائت مدرنی است که هویت اصیل دین را مغفول نگاه می‌دارد و انسان را از این عالم دور می کند. چرا که هویت اصیل دین، تذکر به مبدأ و معاد، انکشاف مبدأ و معاد، سعی و کوشش برای رستگاری و جستجوی شریعت و طریقت رستگاری است. درست برعکس شده است. در جهان سنتی، تفکرات غیر دینی تحت تأثیر دین هستند و دین واره و شبه دین می‌شوند و در دنیای مدرن این دین هست که شبه مدرن می‌گردد. در آنجا غیر دین، دین واره می‌شد و در اینجا دین، غیر دین واره می‌گردد و مسخ می‌شود. با تفکر و تأمل در هنر و ادبیات می‌شود این را تجربه و درک کرد و راهی را برای گذر از عالم پیدا کرد.

البته این را متذکر شوم که بسیاری از مسلمانان، دینشان دین مدرن است اما توهم این را دارند که دین‎شان مثلاً دینی حقیقی است. حتی توجیهاتی نیز می‌کنند که متناسب با جهان ماست و فکر می‌کنند که همین جهان موجود بهترین جهان ممکن است و هیچ چیزی فراتر از فردیت و اخلاق فردی در افق دین جستجو نمی‎کنند و دین برای‎شان همین جهان مدرن موجود است. تصور می‎کنند که اگر سجایای اخلاقی یا انجمن‌های خیریه در آن وجود داشته باشد، جامعه، جامعه‌ی دینی شده و از همه‌ی مسائل رهایی پیدا کرده است؛ در حالی که جامعه‌ی مدرن اقتضائات و خصلت‌های خودش را دارد.

قدرت اسلام در به خدمت درآوردن کفر

اما در جامعه‌ی دینی حتی کفر نیز در خدمت دین در می‎آید. شما در سیره‌ی پیامبر(ص) در کتاب‌هایی مثل فتوح البلدان یا مغازی واقدی می‌خوانید که: بسیاری از مشرکین و کفار بودند که در خدمت پیامبر (ص) می‌جنگیدند. یعنی کفر و شرک نیز به خدمت اسلام درآمده بود اما امروزه اسلام در قلمرو و اندیشه‌ی اکثر مسلمانان، در خدمت مدرنیته و کفر و شرک است. اسلام در خدمت کفر و شرک است؛ در حالی که روزگاری کفر و شرک در سایه‌ی اسلام تطهیر شده بود.

اسلام هم مطهِر و هم مطهَر است. آن چیزی که مطهَر نیست اسلام آن‌ها را تطهیر می‌کند. همان کاری با فلسفه‌ی یونانی انجام داد، با هنرها کرد و همه‌ی این‌ها را پاکیزه کرد و رنگ و جلا به این‌ها داد. این کلیاتی بود که عرض کردم حال اگر سؤالی دارید بفرمائید تا وارد جزئیات شویم، چرا که گفتگو بهتر از سخن یک سویه است.

پرسش و پاسخ:

موسیقی سنتی اسلام و ایران چه آثار متقابلی دارد؟

موسیقی شرعی در جهان اسلام، چیزی است که ما تحت عنوان مولوی‌ها، قوالی‌ها، مداحی‌ها، مراثی، خواندن قرآن و همه‌ی انواع موسیقی که در دل این نوع فضاها شکل می‌گیرد، می‎شناسیم که به آن موسیقی اسلامی هم می‎گویند. اما موسیقی دو منبع دیگر نیز داشته است. 1- موسیقی‌ای که از یونان آمده و ریشه‌ی یونانی دارد که با ترجمه‌ی کتاب موسیقی کبیر فیثا غورت به دست عده‌ای از مترجمان مسیحی در جهان اسلام باب می‌گردد و نیز موسیقی‌ای که در دربارها رواج می‌یابد، موسیقی علمی است. البته همه‌ی موسیقی دربارها موسیقی علمی نیست مثل موسیقی فارابی اما ریشه‌ی این موسیقی یونانی است. 2- یک موسیقی دیگری داریم به نام موسیقی غریزی که از ملل مختلف و یا خود ایرانیان آمده بود و در جهان اسلام رایج شده بود، اصطلاحا موسیقی عامه پسند یا موسیقی‌های مقامی. هر دو نوع این موسیقی، بخشی از آن‌ها تسلیم ایمان مؤمنان شد اما بخش زیادی از این موسیقی‌ها وسیله‌ی غفلت است و لذت به آدم می‌بخشد اما انسان را به مبدأ رستگاری دعوت نمی‌کند. فقط لذت محض به انسان می‌بخشد و آدم را به زندگی همین دنیا مشغول می‌کند. موسیقی‌ای که جوانان امروزه بسیار گرایش دارند مثل پاپ و لس آنجلسی، موسیقی غریزی و شهوانی است. در ایران به جهت فضای نظام رسمی این موسیقی کمی تطهیر می‌گردد و مبتنی بر غزلیات حافظ می‌گردد. مثلا آقای اصفهانی غزل حافظ و مولانا می‌خواند یا علی معلم شعرهای خود را می‌سراید. اما در لس آنجلسی این گونه نیست و در آنجا هر چه لاطائلات است، همین گونه می‌سازند. یعنی یک آهنگساز در عرض 1 روز، 10 تصنیف و 10 ترانه و آهنگ می‌سازد؛ آنهم با «سینتی سایزر» که یک نوع ساز کامپیوتری است. جوان‌های بدصدا می‌خوانند که بعضی از این صداها انسان احساس می‌کند که زن است، در حالی که مرد است و گاهی اوقات برعکس. این نوع موسیقی‌ها کاملا فاش است و یک مؤمن تشخیص می‌دهد که اصلا این‌ها با عالم اسلام تقابل جدی دارند. ایرانی بودن به این معنی نیست که در ایرانی منافق و کافر و مشرک وجود ندارد. زبان، زبان فارسی است اما با همین زبان می‌شود کفریات گفته شود این هنر است که بتواند این را درک کند.

از فیلم‏های مفیدی که غرب‌شناسی دقیقی در آن وجود دارد، چه فیلمی توصیه می‎کنید؟

ببینید فیلم‌ها زیاد است. یعنی هم آثار کلاسیک سینمایی و هم سینمای امروز که پیشگام هنرهای مدرن است. اوج هنرهای مدرن سینماست و امروزه همه‌ی هنرها در خدمت و اختیار سینماست و فیلم‌هایی هم که ساخته می‌شود، گزارشی از دنیای موجود است که باید به دقت دیده شوند. و بخش عظیمی از این فیلم‌ها همان مسئله‌ی لذت و راحتی است اما بعضی از این فیلم‌ها، حقایق جهان مدرن را برای انسان بازگو می‌کند. هم بخش تخیلی و هم بخش واقع نمایی آن. منتها چون من فرصت تعقیب همه‌ی فیلم‌ها را پیدا نمی‌کنم دقیقاً نمی‌توانم برای شما فهرستی بگویم. مثلاً فیلم گلادیاتور را ببینید. اگر تاریخ خوانده باشید و با تاریخ روم آشنایی داشته باشید فیلم گلادیاتور یک فیلم عامه پسند است اما چیزهایی را از تاریخ غرب به انسان انتقال می‌دهد. مارکوس آرلیوس آخرین امپراتور روم در این فیلم به دست پسرش کشته می‌شود و بعد حکومت وی غصب می‌شود و ماکسی میلیان، در مقابل این امپراتور جدید قرار می‌گیرد. این فیلم هم از دمکراسی دفاع می‌کند، هم از مارکوس آخرین امپراتور روم که مشرک هم بوده و در برابر مسیحیت هم بوده، دفاع می‌کند و یک گزارش خوبی است اما باید با کسی این فیلم را دید که جنبه‌های روشنگر این فیلم را برای انسان روشن کند و از این نوع فیلم‌ها کم نیستند. برخی هم فیلم‌های حادثه‌ای و خیالی اند که تنها برای تفنن و سرگرمی‌اند تا فرد غافل شود.

از منظر حضرتعالی نسبت موسیقی با شعر چیست؟ و انسان چگونه می‎تواند با موسیقی یک مواجهه صحیح داشته باشد؟

شعر یعنی موسیقی. وقتی شعر می‌گوئیم، کلمه‌ی شعر اصلاً معادل موسیقی است. چون در شعر، وزن وجود دارد. حتی شعر نو هم وزن دارد. موسیقی در واقع تألیف نغمات است که این تألیف معطوف به غایتی است که این غایت یا غایت غمگنانه است یا غایت سرورآمیز است. یعنی مُشتی نت و نغمه و الحان با هم ترکیب می‌شوند. نت و نغمه در واقع جایگزین کلمات است و از دل کلمات در می‌آید. [پس به عبارت دیگر] موسیقی، شعر بدون کلام است. موسیقی، اصلاً شعر است. منتها شعری است که کلام آن حذف شده است. به جای کلمه، نغمه‌ها و الحان آن مانده است. چراکه ما هر کلمه‌ای که می‌گوئیم وزنی دارد. مثلاً یک کلمه ممکن است یک وزن و موسیقی ثقیلی داشته باشد اما کلمه «لطیف» را که می‌گوئیم، در آن یک نوع جنس لطیفی وجود دارد و لحن آن لحن لطیفی است. [دو کلمه] جلال و جمال نیز زمختی و لطافت آن‌ها با هم فرق می‌کند. پس موسیقی، شعر بدون کلام است. در واقع جوهر شعر، موسیقی است. برای همین وقتی شما یک موسیقی را می‌شنوید، ناخودآگاه یک شعر و کلامی را می‌شنوید و بر ضمیر ناخودآگاه شما اثر می‌گذارد. یک موسیقی‌ای است که شما را به دنیای منجلاب فرومی‌برد و شما را به یاد شیاطین می‌اندازد و یک نوع موسیقی دیگر هست که نفس شما را به افق طبیعت می‌برد و همین طبیعت را جلوی چشمان شما می‌آورد و گاهی اوقات نیز موسیقی‌هایی هست که ماوراء طبیعی است. انسان را به آسمان‌ها می‌برد و غم آخرت را به یاد انسان می‌آورد و او را به عالم دیگری دعوت می‌کند. این نوع موسیقی هم وجود دارد، گرچه در اقلیت است. شعری که شما می‌بینید، در دل آن یک نوع موسیقی وجود دارد، این موسیقی روح انسان را به رقص در می‌آورد و به عالم معنا می‌برد؛ چه بخواهد و چه نخواهد. و گاهی اوقات نیز انسان را به عالم سیاه چال‌ها و هرزگی می‌برد. حال گاهی اوقات شعر و خواننده با هم مخلوط می‌گردد و آن عوامل راتشدید می‌کند. یعنی موجب تشدید ذهن انسان می‌شود.

در شما قدرت درک هر سه نوع موسیقی یعنی موسیقی علمی ریاضی، موسیقی مطرب و موسیقی الهی را به نسبت قدرت ایمانتان دارید و می‌توانید خودتان درک کنید و لازم نیست کسی به شما بگوید این حلال یا حرام است. اگر شما در باطن احساس کردید به طرف جهنم می‌روید، معلوم است که وضع این موسیقی چگونه است. اما اگر موسیقی تنها به شما لذت و خوش‎خوشان، دست می‌دهد معلوم است که در چه وضعی است و همه‌ی این‌ها یک داوری وجدان درونی انسان را می‌خواهد. گاهی اوقات شریعت و فقیه به طور دقیق نمی‌تواند بگوید که مثلاً این موسیقی چگونه است؟ فقیه آثار آن را می‌گوید. مثلاً این موسیقی مطرب است و موجب غفلت و هرزگی و بی‌حیایی می‌‌گردد، عقل انسان را زایل می‌کند. مثلاً فرد شروع به رقصیدن یا داد زدن می‌کند، فقیه می‌گوید پس این موسیقی، موسیقی باطلی است و حرام است اما گاهی موسیقی‌هایی وجود دارد که انسان عربده نمی‌کشد و حرکات انسان را جلب نمی‌کند اما متوجه است که نفس انسان به وادی جهنم می‌رود و این مؤمن است که باید تشخیص بدهد که بعضی از موسیقی‌ها مانند نکات باریکتر از مو می‌توانند انسان را به عالمی ببرند که ناکجاآباد است.

نقش عنصر تخیل را در ادبیات معاصر و نوین اشاره بفرمائید؟

اساسا ادبیات معاصر و نوین هر دو بر اساس تخیل هستند. اصلا هنر بدون تخیل وجود ندارد و سیاست و علم بدون تخیل می‌تواند وجود داشته باشد اما ذات هنر خیال است. منتها خیال سه گونه است: یک «خیال متعالی» داریم که به آن مثال گفته‌اند. یک «خیال متصل» داریم که در وجود ماست. مثل نهرهایی از آن خیال مطلق آمده و به ما متصل شده است. آدم‌هایی که اهل رستگاری هستند، دارای «خیال متصل» هستند. در هنر دینی این 2 نوع خیال وجود دارد. اما خیال سومی هست که در شما جوانان زیاد پیدا می‌شود و آن «خیال مجرد» است. در میانسالان نیز کم نیست. منتها در شما راحت‌تر وارد می‌گردد. چون انرژی شما زیاد است و اهل آزادی هستید و این خیال هم جان می‌دهد برای آزادی. به این نوع خیال، «خیال مجرد» می‌گویند دو چیز شر است: یکی آدم غربی است و یکی هم خیال مجرد. که اتفاقا خیال مجرد به سراغ آدم‌های غربی می‌رود.

پس «خیال مجرد» همین خیال نفسانی است. خیال هنر مدرن و هنر سنتی لامذهبانه نیز خیال مجرد است.

دین ما را متذکر به مبدأ و معاد می‌کند. از آن طرف دین مدنظر عرفان مدرن که عین غفلت است. پس چگونه همه‌ی این جریان‌ها بدنبال دست یابی به رستگاری هستند؟

بله منتها این‌ها خدا و طریق رستگاری را در همین جهان موجود می‌دانند اما دین داران معتقدند که اصلا باید این جهان موجود را عوض کرد. امام صادق (ع) این جهان موجود را غایت مؤمن نمی‌دانست. هم شاهد اجتماعی و هم شاهد فردی آن را مسلما آن‌ها را به دنبال دگرگونی و تغییر جهان بودند. اینکه کسی تسلیم اقتضائات جامعه‌ی مدرن می‌گردد و همین جهان مادی را می‌خواهد توجیه کند و کمبود معنویاتش را می‌خواهد جبران کند، این دین دارانه نیست.

نسبت هنر و تکنولوژی در عصر مدرن چیست؟

هنر و تکنولوژی در عصر مدرن عین هم است. با این تفاوت که تکنولوژی تولید انبوه می‌کند و هنر تولید استثنائی و واحد. اصلا خصلت هنر تک نگاری و تک نوازی است. تکنولوژی مثلا یک میلیون اتومبیل تولید می‌کند اما هنرمند برای هر لحظه می‌تواند یک تابلوی نقاشی بسازد یا یک فیلمساز یک فیلم را می‌تواند در یک دوره کار کند. البته ابزار موسیقی، تکنیک‌ها و شیوه‌هایش، تکنولوژی است؛ منتها عوامل انسانی در هنر بروز و ظهور بیشتری دارند. اما در دنیای مدرن، هنر و تکنولوژی یکی هستند و در گذشته هنر و تکنولوژی را به یک اسم می‌خواندند که در یونان هم به معنای تکنولوژی و صنعت بوده و هم به معنای هنر. بعدا تفکیک صورت گرفت که گفتند هنر یعنی زیبایی و تکنولوژی یعنی تولید کالای مصرفی. اما در گذشته این دوگانگی وجود نداشت.

منظورتان از اینکه می‎گویید دین در دنیای مدرن تحت تأثیر مدرنیته قرار می‌گیرد، چیست؟

بله در واقع جوهر دین، در دنیای مدرن پوشیده می‌شود و دینی که ما آن را تحت عنوان دین مدرن می‌خوانیم، مثل دین روشنفکران دینی، در واقع اصل مدرنیته و مدرنیسم است که این تحت قرائت متدولوژی مدرن قرار می‌گیرد و هویت و جوهر و ذات حیاتی خودش را از دست می‌دهد.

تفاوت ماهوی رمان و داستان در چیست؟

رمان نویسی با داستان نویسی فرقی نمی‌کند. فرقش در این است که رمان مدرن است و داستان نویسی می‌تواند مدرن یا سنتی باشد.

در نقاشی مدرن شاهد نوعی آشفتگی هستیم. آیا این نقاشی، هنرمند را اقناع می‌کند؟

آشفتگی نیست، آبستراکسیون و انتزاعی‌گری است. بله می تواند دنیای مدرن را ارضاء کند اما عالم دینی را، نه. هنرمند مدرن برای دنیای مدرن ساخته شده است. ایده‏آل‌های مدرن دارد. نقاش می‌خواهد این بند را برای شما زیبا کند و جهان را در سایه‌ی زیباشناسی بیان کند.

ادبیات امروزه‌ی ایران هم متأثر از ادبیات دینی مدرن هست یا جریان مجزایی است؟

ما ادبیات بزرگی در جهان امروز نداریم و من دیروز در مجلس رمان نویسان همین صحبت را کردم هنرمندها و رمان نویسان ما باید خیلی کار کنند. هنرمندهای ما نسبت به جریان انقلاب عقب هستند و اصلا جریان‌های فرهنگی ما هم از نظر سرمایه گذاری و حمایت دولتی به آن‌ها کم می‌رسند مثلا کل بودجه‌ی کل فرهنگ ایران برابر با یک کارخانه ایران خودرو نمی‎شود. کل فرهنگ ایران را با 5 دستگاه سانتریفیوژ، غنی سازی اورانیوم، می‌توان عوض کرد. حقوق روس‌هایی که اکنون در نیروگاه بوشهر کار می‎کنند، چندین برابر هزینه فرهنگیان این سرزمین است. آن چیزی که به عنوان سوبسید نان و بنزین مصرف می‌گردد چندین برابر سوبسیدی است که خرج کتاب و دفتر و بحث می‌گردد. در این فضا امکان تربیت وجود ندارد. مثلا در دانشگاه امام صادق (ع) یک لشکر آدم وارد این دانشگاه شوند و مجال این وجود ندارد که تربیتی صورت گیرد. از ابتدا مرامنامه و اساسنامه نوشتند که ما چنین و چنان می‌کنیم.

در ورزش رفته‌اند آدم‌های بالای 2 متر را در کل ایران بدست آورده‌اند. برای اینکه در بسکتبال آسیایی اول شوند. ما تاکنون چقدر در حوزه فرهنگ از این کارها کرده‌ایم که افراد را از هم تفکیک کنیم و عده‌ای را حمایت کنیم و بالا بکشیم. اتفاق‌هایی می‌افتد و توجهاتی در حال صورت گرفتن است اما صد سال طول می‌کشد و شاید در صد سال دیگر جمهوری اسلامی نداشته باشیم! اصلا شاید در صد سال دیگر یک حکومت اسلامی بیاید که بگوید جمهوری ما مسلمان واقعی نبوده‌اند و دین را نمی‌شناخته‌اند، چگونه ممکن است دمکراسی را دینی کرد؟ ممکن است بگویند این‌ها افرادی بوده‌اند که ادعای دین داشته‌اند و بعد هم اوجی داشتند. مثلا نام دانشگاه‌هایشان نام ائمه بوده اما دانشگاهیان کافر بوده اند! جزر و مد فلسفه‌ی اسلامی را با راسیونالیسم مخلوط می‌کردند و به عنوان دین به ما عرضه می‌کردند که از این طریق به ملکوت اعلی برویم، غافل از اینکه روایت داریم که زمانی که امام زمان(عج) می‌آید معلوم می‎شود مسلمانی بسیاری از افراد مسلمانی نبوده است.

ماده و صورت هنر پست مدرن چیست؟

ماده‌ی هنر، چیزی است که که از گذشته آمده و صورت آن با مسئولیت من و شماست. این خیال مجردی است که در ماده‌ی هنر گذشته زده می‌شود.

نقش دین در تکامل اجتماعی چیست؟

اصلا تکامل اجتماعی نداریم بلکه تکامل دینی داریم. تکامل اجتماعی یک مفهوم سوسیالوژیست است که باید درباره‌ی آن بحث مفصلی کنیم.

آیا هنر مقدم بر تفکر است؟

نه تفکر شقوقی دارد. یکی از اقسام تفکر، هنر است. از اقسام دیگر تفکر، سیاست، فلسفه، رمان، موسیقی، سینما و... است. همه‌ی چیزهایی که در عالم فرهنگ هستند، تفکری هستند. این نفس اماره‌ی بشر است که دوست دارد تجربه‌های مختلفی در این زمینه داشته باشد.

چگونگی تأثیر محتوا در قالب را بیان کنید. آیا هر قالب هنری، قابلیت این را دارد که بیانگر محتوای اسلامی باشد؟

خیر. البته می‌شود آن‌ها را اسلامی کرد. بخشی از جمهوری اسلامی، اسلامی کردن جمهوری و دمکراسی است. یعنی رنگ و لعاب به آن می‌زنیم ولی باطن آن می‌ماند و همان باطن است که در این مملکت ایجاد بحران می‌کند. آن باطن را اگر تغییر ندهیم، مرتب بحران درست می‌کند. برای همین 25 سال است که ما در بحران زندگی می‌کنیم. یک روز نشده که ما با آرامش زندگی کنیم که بگوئیم فردا توطئه‌ای در کار نخواهد بود. عوامل درونی هم هستند. یعنی ما از درون مشکل داریم. چون پارادوکس‌ها و چیزهای خراب را خواسته‌ایم با همدیگر جفت و جور کنیم. بهشت و جهنم را خواسته‌ایم با یکدیگر وحدت دهیم. این هم از محالات است اما ما تمنای آن را داریم و زور هم می‌زنیم و چیزی از دورن آن بیرون نمی‌آید.

پیدایش هنر و نمایش و تئاتر ناشی از چه تفکری بوده و در مورد تفاوت ماهوی تغزیه با تئاتر توضیح دهید.

نمایش، اصلش نیایش است. نیایش های یونانی و نیایش‌های شرقی مثل کابوکی و حرکات نیایشی هندوها و امثال این‌ها، همه‌شان جزء نیایش هستند اما در یونان برای اولین بار جوهر نیایشی هنر را خواستند، از آن حذف کنند و فقط از آن تلقی نمایشی داشته باشند. برای اولین بار نمایش در یونان زده شد و قبل از آن نمایش در ضمن نیایش بود. یعنی هنر نیایشی یک نمایشی دارد. هر کاری یک نمودی دارد و هر بودی یک نمودی دارد. خود نیایش یک حالت نمایشی دارد. مثل نیایش مسلمانان در نماز جماعت. یا مثلا وقتی در فضای بالای کعبه فیلم می‌گیرند، این تجمع و وحدت مسلمانان یک نمایشی دارد که گرد یک دایره‌ای می‌ایستند. کل کره‌ی زمین بصورت دایره بر مدار یک محور مرکزی که کعبه باشد، قرار می‌گیرد. این خودش یک نمایش است.

یونان برای اولین بار خواست هسته‌ی نیایشی نمایش را حذف کند و بر اساس یک نوع صورت‎گرایی و فرم‎گرایی، حس نمایشی را جلو آورد و مضامین دنیوی به تدریج در نمایش سیطره پیدا کند تا اینکه امروزه اساسا هنر اصلا نمایشی شده و ظاهرگرایانه. اوائل یک ترکیبی بود از نیایش و نمایش؛ یعنی ترکیبی از عادات و اندیشه‌های شیعه به اضافه نمایش‌های غربی که این‌ها را با هم ترکیب کردند تا در قلمرو نمایش، وضعیت مطلوب کوتاه مدتی ایجاد شد. اما دولت پاینده‌ای نبود و طولی نکشید به دلایل مختلف فضای خود را از دست داد.

ما سینمای جدی نداریم. سینمای شایسته و اثر‌گذار و جهانی نداریم. البته نماز جمعه‌های درست و حسابی و اثرگذار داریم و موسیقی و نقاشی ما اثرگذار است، چون ریشه‌ی بسیار کهن دارد.

اما اصلا تئاتر ایران در جهان مطرح نیست. مگر بصورت دولتی. گاهی اوقات مثلا دعوت می‌کنند که برای تعزیه نمایش دهند، کیمیایی تعزیه کار می‌کند و وقتی کیمیایی تعزیه کار کند، چیزی در آن جز نمایش نیست یا بیضائی تعزیه کار کند، اعتباری در آن نیست و فقط پز است. مادر رمان و چیزهایی که ماهیت مدرن دارد [موفق نیستیم]، چون سوژه کردن را یاد نگرفته‌ایم و نیست‏انگار و نیهلیست نشده‌ایم. چراکه نه نیچه و نه پاپ داریم و چون این‌ها را نداریم در رمان و قصه و چیزهای مدرن نیز کسی را نداریم که در سطح جهانی باشد اما در نقاشی، موسیقی، صنایع دستی و فرش شهرت جهانی داریم، چون ریشه در بوم و سرزمین ما دارد.

آیا شورش‌هایی که با ابزار مدرن گاهی انجام می‌دهند، تأثیر عمیقی دارد؟

ابزار مدرن که نمی‌تواند شورش انجام دهد. یعنی مشکلاتی مثل اینکه کارخانه‌ی برق از کار می‌افتد، این‌ها خیلی مشکل ایجاد نمی‌کند و دولت جایی می‌نشیند و آن را درست می‌کنند و حل می‌شود. در بویال هند در کارخانه‌ی شیمیایی چند هزار نفر کور شدند و مردند. هیچ اتفاقی هم نیفتاد. دولت هند کوتاه آمد، چون این کارخانه مال آمریکائی‌ها بود. مردم هم هر کدام دیه‌ی چشمشان را گرفتند. مردمی که از کوچکی 2 روپیه به آن‌ها نمی‌دادند، یک دفعه 10 هزار دلار گرفتند. حتی حاضر بودند، خودشان را بکشند. با این چیزها اتفاقی در دنیا نمی‌افتد. تا تفکر عوض نگردد، تکنولوژی نمی‌تواند کاری بکند.

آیا معماری ایرانی با همین شکل‏های منحنی آن متمایز می‎شود؟ آیا معماری مدرن به سمت همین اشکال رو آورده؟

الان ما معماری نداریم. همین دانشگاه امام صادق(ع)، چگونه ساخته شده است؟ مدرنِ مدرن است. معماریش یهودی است، قوطی کبریت‌های بزرگ و کوچک! یا بعضا در مساجد و اینها سعی می‌کنند آجر سه سانتی کار کنند اما متأسفانه فضای مقدسی ایجاد نمی‎شود. معماری ما کپی معماری دانشگاه تهران است. در دانشگاه علم و صنعت و شریف هم اخیرا مساجدی ساخته‌اند که اینها هم موفق نیستند و می‌گویند کاش آن پول‌ها را خرج ناهار خوری می‌کردند. معماران سنتی ما که از دست رفته‌اند و حاصل معماری مدرن ما نیز برج میلاد و از این جور چیزهاست.

در آثار جدید معماری غربی مشاهده می کنیم که به سمت سازه های انحنائی رو آورده اند و طرح هایی مشابه تمدن اسلامی می زنند. آیا معماری مدرن متحول شده؟

نه یک عده از پست مدرن‌ها سعی می‌کردند با تقلید فرم‌های سنتی کارهایی بکنند اما این‌ها موفق نشدند. چون سرمایه‌داران حاضر نبودند به این‌ها پول بدهند. الان مثلا برج‌های دوقولوی سنگاپور یا بانکوک یا مالزی یا برجی که در میلاد در تهران است، سرمایه‌داران حاضرند خرج آن کنند اما مثلا ما در ایران یک موزه‌ی اسلامی هم نداریم که بنای اسلامی داشته باشد. چون مهندسین ما که از این دانشگاه بیرون می‌آیند، اکثر دروسی که می‌خوانند لائیک و لامذهبانه است. اگر یک نفر هم مسلمان است، مجبور است تابع سفارش دهنده‌ی آن باشد که یک سرمایه‌دار است. سرمایه‌دار هم نگاه می‌کند که آپارتمان سازی کند مانند قوطی کبریت‌های اکباتان. سیستم آپارتمان یعنی سیستم فونکسیونالیستی. آن معماری فونکسیونالیستی نیست و صرفه‌ی اقتصادی ندارد. معماری انحنائی الان در نظام بروژوازی صرفه‌ی اقتصادی ندارد و همین آن را ریشه کن کرده. در نتیجه امکان گسترش معماری اسلامی وجود ندارد. همان معماری رواج می‌یابد که تیرآهن را داخل زمین کنند و کنار هم جوش دهند و طبقات را روی هم بسازند. اگر توانستند آشکارا و اگر نتوانستند قاچاق. تراکم بگیرند.

در آنجا اصل سودآوری است ولی اقتصاد اسلامی فقط براساس سود نیست. در اقتصاد اسلامی، خیلی از کارها هستند که مطلوبیت دارد اما مشروعیت ندارد. اصلا مسأله‌ی عرضه و تقاضا نیست. این‌طوری که آقای خاموشی برای ما توضیح می‌دهند گفتند یک مورال(اخلاق) که یک اسلامی هم به آن وصله کرده‌اند [بر پایه] دمکراسی اسلامی. خب اگر این گونه باشد اخلاق هم باید عرضه و تقاضایی باشد. [مثلا] الان من می‌خواهم تفرج کنم و به سراغ کسی بروم. این تقاضاست و او هم خودش را عرضه کند. آیا قیمتی روی این می‌گذاریم؟ اصلا این خبرها نیست. هر دوی ما را می‌گیرند و پیش حاکم شرع می‌برند. اقتصاد اسلامی، عرضه و تقاضایی نیست. ان‌شاءالله صد سال دیگر وقتی دور ما تمام شد، می‌آیند و می‌گویند آهان این اقتصاد اسلامی است.

مگر با این جمیعت زیاد، راهی جز آپارتمان سازی و خانه‏های چندطبقه وجود دارد؟

این‌ها علاج دارد. مسلمان فکر می‌کند. برای گسترش شهر، راه‌های متعددی وجود دارد. شما جایی می‌بینید که خانه‌هایی چند متری به هم چسبیده‌اند؛ خانه‌های 40-30 متری اما جایی می‌بینید خانه‌های چندین و چند هزار متری [وجود دارد]. به تناسب جمعیت، صحبت از طبقه‌ها می‌شود. ساختمان‌های قدیم یک طبقه بود؟ نه. با همان معماری سنتی هم می‌شود، صد طبقه ساخت. منتها تفکر می‌خواهد و ما خودمان را از تفکر معاف کرده‌ایم. تفکر رنج دارد. چه پیش زمینه‌هایی لازم است تا بتوانیم باطن امور را بفهمیم؟ به قول شبستری: «تفکر، رفتن از باطل سوی حق».

تفکر سیر از مبادی به مراد و مطلوب و ترتیب مقدمات نیست. تفکر اسلامی یعنی این: «تفکر رفتن از باطل سوی حق / به جز اندر بدیدن کل مطلق». در اصول کافی نیز معنی آن آمده هیچ کدام معنی یونانی ندارد. اصلا درست، ضد منطق است. تفکر اصول کافی را نگاه کنید. یعنی در تفکر، کل را ببینیم. خدا را ببینیم. خداوند علم آن را به ما می‌دهد و حکمت آن نیز به دل ما سرایت می‌کند. کارگر هزار بار بیل می‌زند و به اصطلاح در لحظه‌ی آخر روی فرم می‌آید. بشر وقتی به چیزی عادت کند، این گونه می‌شود.

آیا امکان تبلیغ حقیقت دین با رسانه‌های دنیای مدرن وجود دارد؟

خیر. حقیقت دین اسلام را با رسانه‌های مدرن نمی‌شود تبلیغ کرد ولی می‌شود پدر دنیای مدرن را با رسانه‌های مدرن درآورد یعنی خراب کاری کرد. مثلا پارازیت انداختن. که کار دیگری ندارند جز پارازیت انداختن و گیج کردن و هم خودش را به مصیبت می‌اندازد و هم طبقه‌ی مقابل را. وگرنه حقیقت دین در یک دنیای این چنینی بدست نمی‌آید.

هنر دینی از نظر شهید آوینی به لحاظ نظری با هنر مدرن چه تفاوتی دارد؟

این را بروید و بخوانید. سخنرانی یک اشکالی دارد که آدم فکر می‌کند همه چیز نقداً به دست آدم می‌آید. این‌گونه نیست. باید کتاب بخوانید و آنقدر بخوانید که بالاخره یکی دو نفری بیرون بیاید از عالم عامیت. الان شما عوام محسوب می‌گردید اما اگر کار کردید، خواص می‌گردید. ابتدای کار هم بهتر است و اگر از اول عادت بکنید تا آخر عمر اهل مطالعه خواهید بود.

استفاده از هنر مدرن در دنیای دینی ممکن است؟

بله در دنیای دینی هم می‌شود کافر بود. مشکلی ندارد. یعنی همیشه بوده و بخشی از هنر مدرن شورش‌گر مخالفان است و می‌شود استفاده کرد اما در اصلِ هنر مدرن، یک چیز نویی آمده. ماده شدن آن‌ها را آورده. یعنی تبدیل شدن هنر مدرن به یک چیز جدید. برای سیر مطالعات فلسفه‌ی هنر کتاب‌های من و دیگران را بخوانید، در همین رابطه است. دو کتاب پنج جلدی دارم که به زودی زیر چاپ می‌رود. حکمت معنوی و ساحت هنر را هم می‌توانید بخوانید. حکمت و فلسفه‌ی هنر اسلامی را بخوانید. سیر حکمت و هنر که هفته‌ی پیش از من منتشر شد، آن را بخوانید. یک کتاب غرب‌شناسی است که بدون تفکر مباحث را وارد هضم شما می‎کند. صلواتی بفرستید و مرخص.

“لمیاء فهمی عبدالحمید” مجری سرشناس مصری طی اظهاراتی ضمن استقبال از این امر، گفت: ظلم و ستم رژیم “حسنی مبارک” طی چند دهه گذشته دلیل و مانع اصلی فعالیت زنان محجبه در رادیو و تلویزیون مصر شده بود.

به گزارش مشرق به نقل از سیاست روز، “سامی شریف” رئیس سازمان رادیو و تلویزیون مصر طی اظهاراتی اعلام کرد که از این پس زنان محجبه می توانند به عنوان بازیگر و یا مجری در این سازمان فعالیت کنند.
گفته می شود مجوز فعالیت زنان محجبه در تلویزیون و رادیو مصر در حالی صادر شد که در ۲۰ سال گذشته چنین کاری ممنوع بوده است.
در همین حال تعداد زیادی از مجریان و بازیگران محجبه طی اظهاراتی از آزاد شدن فعالیت آنان در رادیو و تلویزیون مصر استقبال کرده و خوشحالی خود را بیان نمودند. این مطلب در حالی بیان شد که طی چند سال گذشته بیش از ۳۷ بازیگر و مجری محجبه به دلیل استفاده از پوشش حجاب از ادامه فعالیت محروم شده و از رادیو و تلویزیون مصر اخراج شده بودند.
در همین راستا “لمیاء فهمی عبدالحمید” مجری سرشناس مصری طی اظهاراتی ضمن استقبال از این امر، گفت: ظلم و ستم رژیم “حسنی مبارک” طی چند دهه گذشته دلیل و مانع اصلی فعالیت زنان محجبه در رادیو و تلویزیون مصر شده بود.

شبکه اول رسانه ملی در اقدام عجیب فیلم سینمایی شاتر آیلند را که به مسأله قربانیان یهودی اردوگاه داخائو طی جنگ جهانی دوم می‌پردازد، در دو روز متوالی پخش کرد.

به گزارش مشرق، یکشنبه 29 اسفند شبکه اول تلویزیون جمهوری اسلامی برای دومین بار فیلم سینمایی شاتر آیلند را که به روی آنتن فرستاد. شاترآیلند داستان یک سرباز بازمانده امریکایی از جنگ جهانی دوم است که در عملیات آزاد سازی اردوگاه داخائو شرکت داشته است. او که از جنایات نازی ها علیه یهودیان در این اردوگاه به شدت متأثر شده است. دچار نوعی بیماری روانی میشود که در سالهای آینده او را همراهی میکند. همین بیماری سبب میشود بدون اراده دست به قتل همسر خود بزند. او که به شدت گرفتار توهمات روزمره خویش است در یک بیمارستان روانی ویژه واقع در شاترآیلند تحت درمان قرار دارد.
داخائو نام اردوگاه و منطقه دورافتاده ای در شمال شهر مونیخ آلمان است که به عنوان یکی از مراکز نسل کشی یهودیان طی جنگ جهانی دوم همواره از سوی دستگاه رسانه ای صهیونیسم زنده نگه داشته می¬شود.
شاترآیلند آیلند نه تنها به طور صریح نسل کشی یهودیان موسوم به هولوکاست را مورد تأیید قرار میدهد و عمق فجایع انسانی علیه آنها را به اندازه ای نشان میدهد که سبب بیماری روانی شاهدان آن شده است بلکه به طور ضمنی امریکا را نیز به عنوان طرف بیگناه و منجی در جنگ دوم جهانی به مخاطبان خود معرفی مینماید.
انتخاب این فیلم برای پخش در سالروز حمله امریکا به عراق تداعی‌گر نوعی تأیید برای حضور نظامی این کشور در دیگر مناطق جهان برای مبارزه با دیکتاتورهای جنایت کار است. انتخاب این فیلم در تاریخ مذکور از آن جهت بیشتر قابل توجه است که روایت و ژانر فیلم فاقد عناصر شاد و جذاب متناسب با تعطیلات نوروز است و داستان در فضایی سرد و رازگونه و غم انگیز پیش میرود.

آیامی دانید:  ده درصد از جمعیت جهان در رفاه وبقیه در فقر به سر میبرند


 

وَإِذْ تَأَذَّنَ رَبُّکُمْ لَئِن شَکَرْتُمْ لأَزِیدَنَّکُمْ وَلَئِن کَفَرْتُمْ إِنَّ عَذَابِی لَشَدِیدٌ

وبخاطر بیاورید هنگامی که پروردگارتان اعلام داشت اگر شکرگذاری کنید نعمت خودرابرشما خواهم افزودواگر ناسپاسی کنید مجازاتم شدید است

در هر5ثانیه یک کودک به علت گرسنگی میمیرد.

 

اگر کودک تو فرزند دوست تو همسایه تو جای این کودک بود چه میکردی؟

 

 

یاتا بحال دستت را برای قوت زندگیت جلوی کسی دراز کردی؟

 

آیا تا بحال روزی رسیده کودکت جلوی چشمانت از گرسنگی درحال مرگ باشد وتو فقط نظاره گر باشی واز دستت کاری بر نیاید؟ سخت است نه؟

 

 

 

آیا میدانید: هرسال 25 میلیون نفردرجهان ازگرسنگی می میرند

تصور این را هم  میتوانید داشته باشید که اگر مادری از گرسنگی جلوی کودک خود بمیرد چقدر ددرناک است؟

 

 

ان تصاویر خیالی نیست وکار فتوشاپیستها هم نیست

شاید پای پوشی که با آن می خواهیم در صراط مستقیم قدم بر داریم از این هم کهنه تر باشد

 

شاید بارمسئولیتی که بر دوشمان است از این هم سنگین تر باشد

 

نکند صفای کودکیمان را اینجا ، جا گذاشته ایم

شاید خانه آخرتمان از این خراب تر است


آیا میدانیم که بسیاری محتاج ته مانده غذای سفره های ماهستند

شاید آنچه در دنیا می جستیم از این هم بی ارزش تر بود ه

شاید آنچه که بازاردنیا برما نمایان کرد زیبا و مطلوب نبود

 

شاید آنچه که درجشن ها دیدیم واحساس کردیم شادی و شادبودن بوده!

کیست در روز موعود مارادر حمل بارهایمان یاری دهد؟

 

آیا از پس سنگینی بار اعمال برمی آییم؟!


هرکدام از ما به اطراف خود نظری بیافکند وببینیم وقدر بدانیم ارزش نعمتهاای که خدا به ماداده وحقیقت کرم خدا ورحمانیت او رادرک کنیم واز اسراف وبخل دوری کنیم

اگر دین ما اسلام است همین اسلام سفارش به اکرام ودر عین حال دوری ازاسراف کرده است

 

 

آیا این همه غذا رو اینها خواهند خورد؟!

 

در این سینی بزرگ یکی از ثروتمندان خلیج  3شتر بزرگ و3 شتر کوچ دورتا دور سینی برای تزئین و7گوسفند در سینی برای مهمانان اماده کرده است آیا او صاحب کرم و سخاوت است؟

 

هنگامی که بخواهیم شهرودیاری را هلاک کنیم نخست اوامر خودرا برای مترفین وثروتمندان مست شهوت آنجابیان میداریم سپس هنگامی که به مخالفت برخاستند واستحقاق مجازات را یافتندانها را بشدت در هم میکوبیم


 

 

 

فدع الاسراف مقتصدا،اترجوا ان یعطیک الله اجرالمتواضعین وانت عنده من المتکبرین

از اسراف بپرهیز ومیانه روی را برگزین ایا امید داری خداوند پاداش فروتنان را به تو بدهد در حالیکه از متکبران باشی

{ثم لتسألن یومئذ عن النعیمِ }

وروزی درباره این نعمتها از شما سوال خواهند کرد که چگونه از انها استفاده کردید

 


 

ای دانـش آموزان فلسطــینی به ما بیــــاموزید                      از آنچه از شجاعت و غیرت دارید و ما از آن محروم هستیم

به ما یاد دهید چگونه مردانه زندگی کنیم

به ما یاد دهید چگونه سنگ در بین دستان کودکان به الماسی گرانبها تبدیل می شود

به ما یاد دهید چگونه شیشه شیر در دستانتان تبدیل به چاقویی می شود

ای دانش آموزان فلسطینی زندگی راحت و مادی ما برای شما ارزشی ندارد و دیگر به ما امیدی ندارید

ما اهل دنیا و آسودگی آن هستیم و اهل حساب هستیم  پس بروید و بجنگید و ما را با حسابهایمان تنها بگذارید

ما مردگانی بی قبر و ضریح هستیم که هیج احساس درد نمی کنیم

در لانه های خود فرو رفتیم و از شما خواستیم با اژده ها صفتان بجنگید

در برابر شما با گذشت قرن ها حقیر و کوچک شده ایم ولی شما با گذشت چند ماه در یک قرن بزرگ و بزگتر شدید

ای دانش آموزان فلسطینی به سرگذشت ما در کتاب ها نگاه نکنید . ما را ورق نزنید و نگاه نکنید

ما پدران شمائیم ولی شما شبیه ما نیستید در برابر ما خضوع و خشوع نکنید و ما را نپرستید

ما فقط حرف می زنیم و از میدان عمل فرار می کنیم

اگر دست هایمان را بسته اند دلهایمان به اندازه یک اقیانوس آزاد است

به ما نیاموختید رسم دینداری و حراست از زمین و مالکیت آن را و ما را با مصلحت اندیشی های خود منفعل ساختید

ای کودکان کوچک ما درود و سلام بر شما  شما در جوار رحمت خدا به آرامش و آسودگی رسیدید

در نبود مردانگی نهال غیرت و شجاعت کاشتید

ای عصر یهود که همراه با غم است  از بین خواهد رفت اگر به یقین رسیده باشید

کودکان فلسطینی بر ما چو باران پهلوانی و عزت ببارید و ما را از زشتیهایمان پاک کنید پاک

این همان انقلاب قلم و دفتر است که روزی بر لب هایمان آوایی خواهید شد که به صدا در خواهد آمد

ای پدران ما زمان سیاست خیلی وقته از بین رفته بیاید به ما راه و رسم عشق بازی را بیاموزید

 

باور کنید او خواب است. باور کنید او تا روز قیامت به آرامش رسیده است. باور کنید که او روزی برخواهد خواست و فریاد برخواهد کشید: «بای ذنب قتلت» . این وعده خداوند ماست.

 

اصولا باروری تخیل استراتژی مهمی در امر تولید محصولات هالیوودی برای اقشار سنی مختلف به حساب می آِید .حال اگر خروجی های هالیوود را از جنبه های ساختاری برای ردیف های سنی مختلف تفکیک نکنیم ،رویکرد ها و محصولات هالیوود در هزاره سوم در حوزه کودک و نوجوانان به صورت کاملا چشمگیری افزایش یافته است .

در یک دوره مشخص قبل از دهه نود میلادی تولیدات در حوزه کودک و نوجوان  بیشتربه ادبیات معاصرکلاسیک و کمیک ها معطوف می شد و بیشتر محصولات برای ردیف های سنی زیر پانزده سال، توسط شبکه های کابلی تولید و پخش می شد.
در دهه نود - دوره فانتزی پروری هالیوود - آثاری نظیر تنها در خانه ،داستان اسباب بازیها و...... در حوزه کودک یکه‌تازی می کردند.اما در همان دهه نود، رویه تولید محصولات در حوزه انیمیشین و سینما برای اقشار سنی مورد نظرمحابای هزاره سوم را نداشت.
داستان اسباب بازی – بخش سوم –  از دل همان دوران فانتزی پروری دهه نود با متدهای هزاره سوم تولید شده است ،اما ضرورت تولید قسمت سوم داستان اسباب بازیها غیر از سود کلان اقتصادی اش، در دقت و هوشمندی جان لستر خالق این مجموعه،نهفته است.
وی اهداف استراتژیک صاحبان پیکسار را برآورده ساخته و لستر فرمول های فانتزی را با نگاهی ایدئولوژیک – سیاسی پیوند زده تا محصولش یک مقدمه چینی ساده برای برجسته ساختن نمادهای آمریکایی – صهیونیستی باشد. استراتژی خالقان این مجموعه موازی سازی رویای صهیون با باور تخیل کودکانه است ،این طرح کلی عموما برای اقشار سنی بالاتر نیز جاذبه آفرینی می کند.
قسمت سوم داستان اسباب بازی، سویه های روایی مشترک با دو قسمت قبلی دارد، اصل  پیرنگ مشترک تریلوژی داستان اسباب بازی ، جدا ماندن از سرزمین –رجوع به محل سکنی پیشینیان - است ، قسمت سوم این مجموعه همانند دو قسمت قبلی تلاش می کند این مفهوم متعلق بودن به سرزمین و رجوع به آن را، توسط این مجموعه جانداران بی جان به تماشاگر کوچک سال خود القا کند .
لستر خالق این مجموعه در دو قسمت قبلی ( درتیم  فعلی به عنوان طراح و نویسنده حضور دارد) به پیرنگ فرمولیزه شده خود در دو مجموعه قبلی چنگ می اندازد ،و با تم و ریتم دو مجموعه قبل می بینیم  که بر اثر سهل انگاری خانواده اندی دوباره اسباب بازیها از اندی دور می افتند و تلاش برای رسیدن به خانه اندی (حتی به قیمت ماندن در اتاق زیر شیروانی و در انباری زیستن)هدف کلی مجموعه اسباب بازی هاست . انشقاق فکری میان اعضای گروه برای بازگشت به خانه اندی به این دورماندن از موطن دامن می زند .استعاره از وقایعی که میان قوم یهود و صهیونیست ها بر مسئله رجوع به سرزمین های اشغالی به شکلی سمبولیک در این فیلم مطرح می شوداما چون گذراست و لایه های داستانی متعدد دیگری به بدنه روایت متصل است ،صورت مسئله اصلی در میان همین لایه ها پنهان می شود ،با این حال انیشمین داستان اسباب بازی –قسمت سوم - با هزینه دویست میلیون دلاریش حدود یک میلیارد دلار می فروشد.
خالق  داستان اسباب بازی با دنبال کردن یک تم مشترک در هر سه قسمت این مجموعه ،مروج  یک تفکربنیادی صهیونیستی است ،«وطن ،همچنان وطن است» حتی اگر اتفاقات و سهل انگاری سبب شود از سرزمین واقعی  دور افتیم، بازهم باید به موطن خویش رجعت کنیم .تدوام وتسلسل بن مایه مشترک فحوایی ذکر شده به صورت کاملا موفقی در ذهن مخاطب این مجموعه بارگذاری می شود.بخش نخست داستان اسباب بازیها دراکران آمریکا قبل از فیلم فهرست شیندلر نمایش داده شد، تا برای تماشاگران آمریکایی از اقشار سنی مختلف یک پیش زمینه ذهنی ساده و مختصر ایجاد کند .
خالق مجموعه اول داستان اسباب بازی جان لستر ( هم اکنون 54 ساله ) است که در سال 1994 با بودجه ای 30 میلیون دلاری قسمت اول این مجموعه را تولید نمود و فروش دویست و سی میلیون دلاری این محصول، زمینه ساز تولید قسمتهای بعدی را توسط پیکسار فراهم آورد . اما قسمت بعدی با 90 میلیون دلار تولید شد و به فروشی بالای 500 میلیون دلار دست یافت . در یک هزار توی ایدئولوژیک ، سیاسی و اجتماعی سود بسیار کلانی نصیب سازندگان می شود ،ضمن اینکه اهداف پنهان سازندگان در یک محصول سهل الوصول فکری در سراسر دنیا تکثیر می شود .
اسطوره شناسی غربی در مجموعه داستان اسباب بازی
1- وودی اسباب بازی محبوب اندی تجلی خاصی ازاسطوره کابوی است . اسطوره کابوی - نمادی از قهرمان محوری و تاریخ گذشته آمریکا محسوب می شود ،نمادی که هیچگاه از بین نمی رود،هر حرکتش از سر تعقل و قهرمان پروری است و همیشه در هر میدانی پیروز است ،کابوی درمقاطعی مختلف به عنوان اسطوره مرجع سبب تغییر روال و برآورده شدن رویای آمریکایی می شود،حال در این سرگردانی (اسباب بازیها  نمادی از سرگردانی قوم صهیون هستند )اسطوره کابوی نقش منجی را ایفا می کند.
2- در یک نگاه کلی‌تر اندی- صاحب اسباب بازیها- نمادی از هالیوود به حساب می آید که تمامی الگوها و متدهای برآمده از هالیوود را در کنار خویش دارد .الگوها و  اسطوره های هالیوودی که در گذشته و حال بر روی پرده سینما ها می تاختند.وودی( اسطوره کابوی ) باز لایتر( اسطوره ای  از فاتحین فضا و حتی اسطوره زامبی . در قسمت اول زمانیکه «سید» پسر بچه بازیگوشی که اسباب بازیها را نابود می کند،با اسباب بازیهای نابود شده ای مواجه میشود که دوباره احیا شده اند تا تجلی اسطوره زامبی باشد . در مجموعه داستان اسباب بازی در کنار اسطور ه های ذکر شده نمادهایی چون « باربی» ،دایناسور- نمادی از دوران ژوراسیک پارک - اسطوره های ملیتاریستی-( سربازان کوچک پلاستیکی) ارائه می شود تا حلقه رندان کامل شود .این نمادها و اسطوره ها در هالیوود، جز مواد اولیه تولید هستند و در این مجموعه گرد هم آمده،تا در یک استراتژی کلی به کاربر کودک و نوجوان غربی پیش زمینه ای ذهنی از آنچه در بزرگسالی در هالیوود خواهد دید ،ارائه کند .
3- در قسمت دوم این مجموعه «وودی» – نمادی از تاریخ گذشته آمریکا – از سایرین دور می افتد و« باز لایتر» – اسطوره فاتحین فضا ( مدرنیسم آمریکایی ) همراه با سایرین تلاش می کنند تا وودی را نجات دهند .اگر به تیتراژ ابتدایی قسمت دوم توجه نمایید با تقدیس «باز لایتر»- اسطوره فاتحین فضا- آغاز می شود.
«باز» و« وودی» دو شخصیت محوری تریلوژی داستان اسباب بازیها هستند و این بار «باز لایتر» سمبولی از مدرنیسم ،رهبری مجموعه اسباب بازیها را برای نجات وودی بر عهده می گیرد. در هر کدام از بخشهای این مجموعه منجی گری میان باز و وودی تقسیم می شود.از زاویه دیگر، وودی – کابوی – نمادی از جمهوری خواهان در آمریکا و« باز لایتر» نمادی از حزب دموکرات به حساب می آید ،با در نظر گرفتن صورت کلی روایت و اینکه سه بخش این مجموعه در سه دوره مشخص زمانی و دوران عبور از بحران های سیاسی آمریکایی ساخته شده، در نهایت یک مفهوم القا می شود و آن این است که تقسیم قدرت ،سبب اتخاذ استراتژی های تازه در برابر رویدادهای متفاوت می شود ، جبهه گرفتن «باز لایتر» در(بخش نخست) مقابل وودی نیز را به جبهه گیری دو جناح مختلف سیاسی آمریکا می توان تشبیه کرد،که از میان این جبهه گیری ها استراتژیهای مولد زاییده می شود .دقیقا مثل آنچه در این انیمیشن می بینیم .
وودی در همان بخش های نخستین درمقابل باز جبهه می گیرد، «باز» نیز درک درستی از موقعیت خویش ندارد و باور بودن خویش را در قالب یک اسباب بازی نمی پذیرد،وجود این بخش در واقع طعنه ای  به ساختار «نئو لیبرالیستی یکسویه» حزب دموکرات در دهه نود می زند .
4- زمینه کوچ سمبولیستی  کابوی(وودی)درقسمت دوم  این مجموعه، سیری از انتقال خرده فرهنگ های هالیوودی به کشورهایی نظیر ژاپن است. این خرده داستان محوری در دومین قسمت از داستان اسباب بازیها در واقع انتقال الگوها و نمادها از غرب  به شرق به حساب می آیدکه نمونه ای از تلاش هالیوود در جهت گلوبالیزه کردن نمادها و اسطوره های غربی در جهان امروز است .فرانسیس فوکویاما در یکی از سخنرانی های معروفش می گوید اگر هالیوود کار خویش را بدرستی انجام دهد برای ترویج مدل دموکراسی آمریکایی نیازی به جنگ های دوره ای با بهانه های مختلف ، در اقصی نقاط جهان نیست.
5- یک مولفه مشترک در سه قسمت این تریلوژی کاملا تکرار شونده است و زندگی جمعی با شعار آمریکایی را ترویج می کند . بدنه روایی سه قسمت این مجموعه بر اساس شعار «یکی برای همه ،همه برای یکی»- (شعاری که نخستین بار توسط روزولت برای ورود کردن به جنگ دوم جهانی سر داده شد ومابقی روسای جمهوری برای بسط استکبار بدان تاسی جستند) این شعار  در قسمت سوم داستان اسباب بازی تجلی پرنگ تری دارد.
فارغ از مباحث اسطوره شناسی هالیوودی – آمریکایی ،سه خط روایی موازی و کاملا مکمل در این مجموعه روایت  می شود . پیش از این اشاره شد در سه روایت مجزای داستان اسباب بازی مولفه ای که سبب می شود گروه اسباب بازی ها از یکدیگر جدا شوند نگاه استراتژیک سازندگان نسبت به مفاهیم صهیونیستی خصوصا دست یابی به موطن است ،اما همه این سرگردانی ها در یک سکانس مهم در قسمت سوم با یک نتیجه گیری و نقب به مسئله هولوکاست تمام می شود . در این سکانس در قسمت انتهایی جبر و اقتضای زمانی حاکم بر این گروه سرگردان آنها را به سمت کوره زباله سوزی می کشاند .این سکانس تاثیر گذار در واقع ترجمانی استعاری از هولوکاست است که به صورت یک چیپ رایانه ای با یک زمینه چینی مفصل از آغاز روایت ، نوع پرداخت متفاوت روایت و صحنه  ، در ذهن کودک و نوجوان حتی مخاطب بزرگسال بارگذاری می شود .این سکانس با مهارت و تاثیر گذار عمل می کند و می تواند میزبانی ذهنی از پیش تعیین شده ای برای کودک و نوجوان بیننده این انیمیشن ،در پذیرش مسئله هولوکاست بوجود  آورد . این بخش از این روایت به درخواست لی آنکریچ کارگردان یهودی قسمت سوم به جان لستر( کارگردان دو قسمت قبلی ، طراح و نویسنده قسمت سوم) پیش نهاد شده است ، حتی وودی هم که اغلب نقش منجی را ایفا می کند  در این سکانس منفعل وعاجز از نجات گروهی این جمع می باشد . در حاشیه دوبله و ورود بی رویه این محصولات به بازار شبکه مجاز نقدهای فراوانی وارد است که در زمانی بسیار نزدیک بدان خواهیم پرداخت .
علیرضا پورصباغ
منبع:رجانیوز

گروه های افراطی انگلیس، با شایعه اینکه مسلمانان قصد ساخت مسجدی در حومه یکی از شهرهای این کشور را دارند، علیه مسلمانان انگلیس جنجال به راه انداخته اند.

به گزارش مشرق، گروهی از مسلمانان انگلیس قصد ساخت یک نمازخانه در یک مجتمع فرهنگی تفریحی ورزشی را دارند که این امر مخالفت گروه های افراطی انگلیس را برانگیخته است.
سایت کانترپانچ گزارش داد: در دفترچه‌های تبلیغاتی که توسط افراطیون ضد اسلام انگلیس، در منازل شهرِ های تاون (High Town) پخش شده، ادعا شده است که قرار است یک ساختمان قدیمی در نزدیک این شهر تبدیل به یک مسجد شود.
گروهی از مسلمانان شیعه انگلیس، شایعه ساخت یک «مسجد جامع‌» در این شهر را رد کرده‌ و می‌گویند که این ساختمان یک مرکز اجتماعی خواهد بود و حتی هنوز زمین آن هم خریداری نشده است.
«اتحادیه دفاع انگلیس» (که با گسترش اسلام و قوانین شرعی اسلام در انگلیس مقابله می کند) نیز شورای شهر لوتان را متهم به فروش زمینی به مسلمانان کرده است که قرار بود صَرف ساخت مجتمع مسکونی شود.
با این حال گروه مسجدالعلی، که می‌خواهد این ساختمان را بخرد، می‌گوید اگر موفق به خرید این ساختمان 750 متر مربعی شود، در این محل یک مرکز اجتماعی ایجاد خواهد کرد و تمامی اعضای جامعه می‌توانند از آن بهره ببرند.
این گروه می‌افزاید که قرار است در این مرکز یک نمازخانه ساخته شود نه یک مسجد .
این منبع افزود: سخنگوی گروه مسجدالعلی گفته است: «این ساختمان در اصل یک مرکز اجتماعی خواهد بود، که به روی تمامی اعضای جامعه، باز است. قرار نیست این ساختمان تبدیل به یک مسجد شود. ما هنوز هیچ قراردادی نبسته‌ایم، و در حال حاضر هنوز هیچ چیزی مشخص نیست. اما ما دست به تغییرات عمده نخواهیم زد و فقط دکور داخلی آن را عوض خواهیم کرد. قصد داریم در این ساختمان برای بزرگ‌سالان رستوران و برای جوانان یک سری امکانات ورزشی به وجود آوریم».
این فرد اظهار کرده است که این مرکز یک مرکز «چندفرهنگی و چندمذهبی»‌ خواهد بود. وی بیان کرد که تمامی اعضای اجتماع می‌توانند در این مرکز حضور داشته باشند البته مادامی که آنها به قوانین و مقررات گروه احترام گذاشته و رفتار قابل‌قبولی از خود نشان دهند.
در وب‌گاه این گروه آمده است که در این مرکز یک سالن برای برگزاری جشن‌های عروسی، یک درمانگاه، و نیز امکانات مورد نیاز برای ارائه خدمات در مراسم‌های سوگواری در نظر گرفته شده است.
این منبع در پایان گفت: یکی از ساکنان شهر هایتاون می‌گوید از این که "اتحادیه دفاع انگلیس مسئله" را این گونه مطرح کرده و باعث ایجاد جنجال شده است ناراحت است. وی می‌گوید: «من از این بابت بسیار ناراحتم. در حال حاضر این ساختمان چیزی جز خرابه نیست. مردم باید خوشحال باشند که قرار است به این خرابه رسیدگی شود و از این وضعیت در بیاید. خوشحال خواهم شد که ببینم به این وضعیت سروسامان داده شده و این مکان در جهت بهبود زندگی مردم به کار گرفته شود».

از وقتی صحبت از طراحی نماد المپیک لندن شده، کمتر کسی از طراح اصلی آن که یهودی است، سخنی به میان آورده است.

به گزارش مشرق، نماد المپیک تابستانی لندن این روزها باز هم محلی برای مخالف خوانی علیه نمادهای ماسونی/ یهودی شده است. جایی که کمیته ملی المپیک ایران در نامه ای به ژاگ روک، رئیس کمیته بین المللی المپیک نگرانی خود را از این موضوع اعلام کرد.

در این میان، جدا از پاسخ بی ادبانه و غیرمسئولانه نخست وزیر انگلیس و اظهارات رئیس کمیته بین المللی المپیک، در این گزارش  طراح این آرم را معرفی کنیم . با بررسی سوابق طراحان این آرم، بسیاری از ناگفته ها مشخص خواهد شد و مکم اهل نظر خواهد بود.

* طراح یهودی نماد لندن
وولف الینس (Wolff Olins ) شرکتی مشاوره ای تبلیغاتی است که در لندن، نیویورک و دبی دفاتر فعالی دارد. این شرکت بزرگ بیش از 150 طراح و استراتژیست تبلیغاتی را در استخدام خود دارد و از شرکت های بزرگ در زمینه طراحی و تبلیغات آرم و برندهای تجاری و شرکت های صنعتی و تولیدی است. وولف الینس در سال 1965 توسط یک طراح به نام مایکل (میکائیل) وولف برای اجرای و طراحی تبلغات تاسیس شد. اوج کار این شرکت در زمینه کسب کار سال های 1983 تا سال 2001 بود که توانست دفاتری را در هامبورگ، پاریس، سانفرانسیسکو، مادرید و لیسبون افتتاح کند. دو دفتر نیویورک و دبی، در واقع این شرکت را به یک شرکت بزرگ در زمینه تبلغات تبدیل کرد.

طراحی های گرافیکی در زمینه آرام و برندهای تجاری در این شرکت نشان می دهد که وولف الینس در بازار اروپا به عنوان یکی از شرکت های برتر و شناخته شده مطرح است که از شرکت های بعضا صهیونیستی نیز سفارش های خود را به این کمپانی تبلیغاتی ارائه می دهند.
شرکت در سومین سال تاسیس خود توانست طراحی آرم شرکت انحصاری گروه موسیفی بیتل ها را به دست آورد. بعد از آن بود که فولکس واگن و شرکت سرمایه گذاری بانک مرکزی کانادا نیز توسط وولف الینس طراحی شد. نمادهایی که عمدتا به بازار سرمایه و تولید صنعتی وابسته بودند.
در سال های بعد طراحی آرم شرکت های معروف فولکس واگن، جنرال الکترونیک و سونی اریکسون را به دست آورد. ناگفته نماند شرکت فولکس واگن شرکت یهودی و صهیونیستی بود که در جنگ جهانی دوم صاحب آن در شرایطی دوگانه هم به هیتلر خدمت می کرد و هم به جامعه صهیون.
در این میان، شرکت در بازار سرمایه نیویورک نیز آرم چندین شرکت از جمله شرکت PricewaterhouseCoopers را که هفتمین شرکت سرمایه گذاری آمریکا است، طراحی کرده است.

وولف الینس با طراحی آرم شرکت هایی که در رژیم صهیونیستی مشغول فعالیت هستند، پرده دیگری از وابستگی خود را نشان می داد؛ جایی که در سال 2003 آرم شرکت BT Group را طراحی کرد. شرکتی که با حضور خود در بازار تلفن همراه رژیم صهیونیستی مورد طعنه برخی مشتریان خود قرار گرفت.

* آرم جنجالی
بیشتر از آنچه وولف الینس را به میان رسانه ها کشاند، وابستگی های این شرکت طراحی نبود؛ چه آنکه زمانی که در سال 2007 آرام المپیک تابستانی لندن 2012 رونمایی شد، بسیاری از مردم انگلیس نسبت به آن واکنش نشان دادند.
در مراسمی که تونی بلر نخست وزیر وقت بریتانیا حضور داشت، همه مسائل تحت شعاع یک چیز قرار گرفت؛ شرکت وولف الینس. این شرکت برای طراحی این آرم 400 هزار دلار مطالبه کرده بود؛ مبلغی که فریاد بسیاری از شهروندان لندنی را که شهرشان میزبان بود، به آسمان رساند. رسانه های انگلیسی با انتقاد از این رقم بالا برای طراحی یک آرم، آن را از نظر فنی نیز مورد طعنه و تمسخر قرار دادند. 20 هزار نفر در وب سایت روزنامه دیلی تلگراف، طوماری در اعتراض به این آرم امضا کردند؛ اما این همه واقعیت نبود.
در این میان برخی رسانه ها نیز معتقد بودند لوگو، تصویر پورنوگرافی لیزا سیمپسون (یکی از شخصیت های سریال کارتونی خانواده سیمپسون) است. در قافله اعتراض برخی یهودیان نیز معتقد بودند که این لوگو به نوعی صلیب شکسته نازی هاست؛ اما سوابق خانوادگی آقای مایکل (انگلیسی شده نام عبری میکائیل) وولف نشان می دهد که او ریشه هایی یهودی دارد و البته خانواده ای فراماسونر.

* نمادهای یهودی- ماسونی
این برای اولین بار نیست نمادهای یهودی در بناهای مهم شهرها استفاده می شود. در این میان پیوند سنتی یهودیت و فراماسونری (فراماسونرهای اولیه معمارانی بودند که بناهای نمادین و مخفی می ساختند) در بسیاری از نمادها و آرم های شرکت ها و کمپانی های بزرگ مشهود است.
در مورد طراحان آرام المپیک 2012 نیز هم ریشه های یهودی می توان یافت و هم ماسونی؛ جایی که مایکل وولف طبق نوشته برخی منابع انگلیسی زبان، از پدر و مادری یهودی که در سال ها 1880 تا 1890 به بریتانیا مهاجرت کرده بودند، به دنیا آمد. او در سال 1930 به دنیا آمد. پدرش آلفرد الینس و مادرش ریچل موسکوویچ بود. پدر او در زمینه حمل و نقل فعالیت می کرد. پس از کسب موفقیت هایی فراوان در این زمینه کاری، وی به عضویت شبکه ماسون های یهودی مقیم انگلیس درآمد. مایکل در دانشگاه هنر لندن تحصیل کرد و عضو ارشد RCA (کالج سلطنتی هنر) است.
شرکت در حال حاضر به مدیریت والی الینس که پسر مایکل است، مدیریت می شود. او تحصیلکرده دانشگاه آکسفورد است و جایگزین پدرش در شبکه ماسونی یهودیان لندن به شمار می رود. نمادی که وی طراحی کرده، به شدت نزدیک به ساختمان موزه هولکاست در آلمان است. با دقت در آن و تفکیک بنا، می‌توان واژه zion را در آن پیدا کرد. این موزه بی شباهت به نشان المپیک 2012 نیست؟

* فعالیت جدی ماسون های یهودی لندن در المپیک
پیش از این، سایت مشرق در خبری به نماد عروسکی المپیک اشاره کرده بود. نماد به کار رفته در آن مرتبط با نمادهای ماسونی عنوان شده بود. ونلاک و مندویل، نام عروسک‌های المپیک لندن هستند؛ اما چرا یک چشم دارند؟ آیا نمی‌توان گمانه‌زنی کرد که در پس طراحی این عروسک‌ها، اندیشه‌ای نهان شده است؟
این عروسک ها تنها با داشتن یک چشم، ناخودآگاه توجه ما را معطوف به علامت تک چشم فراماسونری می کنند. تک چشم یکی از نمادهای اصلی فراماسونری است و استفاده صریح از این نماد به عنوان یکی از نمادهای المپیک 2012 با توجه به اینکه لوگوی این دوره هم در ارتباط با فراماسونری بوده، می تواند در بردارنده این پیام باشد که می بایست منتظر اتفاقات جدیدی از این دست در برنامه های افتتاحیه و اختتامیه باشیم. برگزاری المپیک در انگستان و شهر لندن (مرکز و مهد فراماسونری در جهان) و آن هم در سال 2012، سالی که صهیونیست ها نگاه ویژه ای به آن دارند، خود نیز بسیار قابل تامل است.

پسر نخست وزیر اسبق رژیم صهیونیستی سوزاندن اعراب و نابودی آنها را خواستار شد.

به گزارش ایسنا، به نقل از سایت سوریانیوز‌، گلعاد شارون، پسر آریل شارون، نخست وزیر اسبق رژیم صهیونیستی در مقاله‌ای در روزنامه‌ی عبری زبان یدیعوت آحارونوت نوشت:‌ پدرم یکی از برجسته‌ترین اسرائیلی‌هایی بود که به این مساله پی‌برده بود که اعراب صلح و سازش را نمی پذیرند.

وی برلزوم افزایش محدودیت‌ها و قید و بندهای جدی بر اعراب و فلسطینی‌ها تاکید کرد و گفت:‌ ما باید مانع از لغو هرگونه محدودیت علیه فلسطینی‌ها شویم تا حادثه‌ی شهرک ایتمار بار دیگر تکرار نشود. در این عملیات پنج شهرک‌نشین کشته شدند.

گلعاد بار دیگر از مسئولان رژیم صهیونیستی خواست هرگونه همکاری در زمینه‌ی راه حل صلح را متوقف کنند.

وی این ادعا را مطرح کرد که تجربه نشان داده است که صلح با اعراب بی‌فایده است چون آنها باز از مواضع‌شان عقب‌نشینی می‌کنند و تجاوزات‌شان علیه اسرائیلی‌ها را تکرار می‌کنند.

گلعاد شارون پسر بزرگ شارون است که به خاطر جنایت‌هایش علیه اعراب معروف است و به طوریکه به وی لقب مجرم صبرا و شتیلا را داده‌اند.

آریل بین سال‌های ۲۰۰۱ و ۲۰۰۵ نخست وزیر اسرائیل بود.

"پاپ بندیکیت شانزدهم " رهبر کلیسای کاتولیک در آخرین اثر خود برخی اظهارنظرهای شخصی و برداشت خود از تاریخ و زندگی مسیح را به تصویر کشید و با انتشار این نظرات انتظار می رود که جنجال تازه ای در جهان برپا شود.

به گزارش تابناک وی در بخشی از کتاب خود می نویسد: شخصا اعتقاد دارم که یهودیان مسیح را به قتل نرساندند.

در این کتاب ۳۵۰ صفحه ای که ۱.۲ میلیون از آن به ۷ زبان دنیا منتشر شده، پاپ از کتاب های عهد عتیق و کتاب مقدس مسیحیان رم مباحثی ر ا نقل می کند و تاکید می کند در ذات خدواند خشونت وجود ندارد و پیروان مسیح نیز باید همانند خداوند از خشونت علیه خود و دیگران پرهیز کنند.

پاپ همچنین معتقد است: اعمال همانند خشونت و زورمداری موجب تضعیف دین شده و نارضایتی خداوند از بندگانش را موجب خواهد شد.

رویترز در باره این کتاب می نویسد : پاپ با انتشار این افکار سعی دارد تا فاصله دین مسیح و آئین یهود که قرن هاست بر اثر اتهام قتل مسیح توسط یهودیان بوجود آمده است، را از بین ببرد و اولین بار است که یک پاپ به صراحت یهودیان را از اتهام قتل مسیح تبرئه می کند.

محکومیت خشونت های دینی و لزوم گفتگوی همیشگی پیروان ادیان الهی با یکدیگر و ریشه یابی ادیان الهی از دیگر فصل های کتاب تازه انتشار پاپ بندیکیت شانزدهم است.

به گزارش  مشرق،«نزاع‌های جهانی: فلسطین» (Global Conflicts: Palestine) یک بازی سه بعدی است که در آن شما به عنوان یک خبرنگار منازعه میان فلسطینیان و اسرائیل را بررسی می‌کنید. شما در این بازی نقش یک خبرنگار مستقل را بر عهده دارید که تازه وارد بیت‌المقدس شده است و تنها سلاح آن یک قلم، دفترچه و ذکاوت اوست. در طول بازی، شما با مسائلی در خصوص حقوق بشر، تروریسم، و نقش رسانه‌ها در مناطق درگیری مواجه خواهید شد.
هدف این بازی نوشتن گزارشی  برای اطلاع‌رسانی است که کاربر می‌تواند به واسطه جلب اعتماد هر یک از طرفین و یا اتخاذ رویکردی تهاجمی‌تر و استخراج اطلاعات به آن دست پیدا کند. این بازی در تلاش است تا نگرش و عقاید شما را به چالش بکشد.
در ابتدای بازی شما باید از میان دو شخصیت  که یکی مرد و دیگری زن است یک فرد را انتخاب کرده و وارد بازی شوید. در این بازی، کاربر باید به جای دست به اسلحه بردن، دست به قلم ببرد و نکات بدست‌آمده از گفتگوهای خود با شخصیت‌های دیگر بازی را یادداشت و جمع‌آوری کند. سپس باید با استفاده از اطلاعات جمع‌آوری‌شده یک گزارش تهیه کند.

این بازی شامل شش مرحله است که بر اساس انتخاب‌هایی که کاربر در طول بازی انجام می‌دهد، با پایان‌های مختلفی مواجه می‌شود. سازندگان این بازی مدعی شده‌اند که بازی بدون جانب‌داری از طرف خاصی ساخته شده و حتی کفه ترازو کمی به نفع فلسطینیان سنگینی می‌کند چرا که در عنوان این بازی واژه فلسطین و نه اسرائیل آورده شده است (Global Conflicts: Palestine). با این حال، کاملاً مشخص است که این عنوان تنها به خاطر اهداف بازاریابی انتخاب شده است.

در این بازی، اگر بازیکن مقالاتی را چاپ کند که بیشتر به نفع اسرائیل باشد، روزنامه‌های فلسطینی از چاپ آن خودداری کرده و آنها را منتشر نمی کنند. در واقع سازندگان بازی در این مورد سعی کرده‌اند تا به نوعی متعصب بودن و عادل نبودن فلسطینیان را به بازیکن تلقین کنند.
هر چند سازندگان ادعا کرده‌اند که بازی برگرفته از حوادث واقعی است اما عملاً چنین چیزی مشاهده نمی‌شود. حتی گرافیک مکان‌های مختلف بازی نیز با آنچه که در جهان واقعی وجود دارد متفاوت است.

اگر به کتابچه کوچکی که همراه این بازی ارائه می‌شود نگاهی انداخته شود می‌توان بریده جراید مختلف را در آن دید، مانند خبر سایت خاورمیانه:

«از اواخر سال 2000 تاکنون بیش از 1000 اسرائیلی در حملات تروریستیِ فلسطینیان کشته شده‌اند. اسرائیلی‌ها بیش از 3500 فلسطینی را در عملیات‌های امنیتی یا تلافی‌جویانه کشته‌اند».

چنانچه می‌بینید در این بریده خبری اقدامات دفاعی فلسطینیان «حملات تروریستی» و جنایات رژیم صهیونیستی «عملیات‌های امنیتی یا تلافی‌جویانه» ذکر شده است.
مخاطب این بازی نیز افراد بالای 11 سال اعلام شده است. در واقع این بازی برای اشخاصی که خارج از بیت‌المقدس هستند و می‌خواهند در مورد وضعیت موجود در بیت‌المقدس چیزی بیاموزند نمی‌باشد، بلکه بر روی کسانی متمرکز شده است که در داخل این نزاع به سر می‌برند تا به آنها در مورد اینکه چطور با این نزاع برخورد کنند آموزش، تجربه و اطلاعات لازم داده شود.
این بازی همچنین حاوی یک کتابچه آموزشی برای دانش‌آموزان است که در آن سوالاتی در خصوص بازی مطرح شده است و بازیکنان باید پس از اتمام کار به آنها پاسخ دهند. در انتهای این کتابچه واژه‌نامه‌ای وجود دارد که برخی از واژه‌های کلیدی موجود در بازی را تعریف می‌کند. در میان این واژه‌ها چند واژه به همراه تعاریف آنها وجود دارد که می‌توان با نگاه به آنها رویکرد سازندگان بازی را نیز دریافت. در زیر برخی از آنها به همراه تعاریفشان آورده شده است:


حماس: سازمان مذهبی/تروریستی/سیاسی/اجتماعی که در راستای منافع سازمان حاکم قبلی، فتح، روز به روز بر قدرتش در میان فلسطینیان افزوده می‌شود.
حزب‌الله: سازمانی که بیشتر نقاط جنوب لبنان را تحت کنترل داشته و مرتب به شمال اسرائیل حمله می‌کند. این گروه به عنوان سازمانی مذهبی/تروریستی/سیاسی/اجتماعی که به شدت مورد حمایت ایران است، شناخته شده است.
IDF: کلمه اختصاری مورد استفاده برای نیروهای دفاعی اسرائیل.

همان‌طور که مشاهده می‌شود نام گروه‌های حماس و حزب‌الله به عنوان «سازمان‌های تروریستی» و نیروهای اسرائیلی به عنوان «نیروهای دفاعی اسرائیل» ذکر شده است.
گزینه‌های موجود در این بازی نیز بسیار محدود می‌باشد و بازیکنان مجبورند از میان این گزینه‌های محدود دست به انتخاب بزنند.

نیروی زمینی آمریکا برای انجام عملیات‌های اطلاعاتی خود به استخدام مترجم از کشورهای خاورمیانه و آفریقای شمالی روی آورده است.

به گزارش مشرق، نیروی زمینی آمریکا اخیراً در سایت اینترنتی خود، آگهی جذب نیروی مترجم داده است و این آگهی به زبان فارسی نیز در سایت های معاند و ضد انقلاب منتشر می شود و آنچه که تامل برانگیز است این است که ارتش آمریکا مخاطبان سایت های ضدانقلاب را مناسب تر و مستعدتر برای استخدام در ارتش آمریکا می یابد.
در این آگهی آمده است که «نیروی زمینی آمریکا نیاز به سربازانی دارد که بتوانند به زبان‌های کشورهای خاورمیانه صحبت کنند».
نکته قابل تأمل این جاست که در این آگهی صرفاً نیاز به مترجم برای زبان‌های کشورهای خاورمیانه و آفریقای شمالی آمده است:
• گویش‌های مختلف عربی از جمله عراقی، مصری، اردنی، سوریه‌ای، لبنانی، یمنی، سودانی، مغربی، الجزایری، لیبیایی، مراکشی، تونسی
• پشتو معیار و افغانی
• کردی عراقی و ایرانی
• فارسی دری و ایرانی
در مورد مسئولیت‌های محوله به فرد مترجم نیز این گونه آمده است که وی باید ترجمه‌های شفاهی و مکتوب بین زبان انگلیسی و زبان مقصد را انجام دهد. علاوه بر این، وی باید در برنامه‌های آموزشی زبان خارجی و آشناسازی نیروها با فرهنگ زبان مقصد کمک کند.
برخی از وظایف فرد مترجم به شرح زیر می‌باشد:
• انجام ترجمه‌های غیرتخصصی به زبان مقصد
• کمک به نیروهای ارتش در خریدهای محلی
• کمک به نیروهای امنیتی در تفتیش مردم محلی در ایستگاه‌های بازرسی
• کمک به دفتر روابط عمومی در تفسیر رویدادهای محلی و ترجمه روزنامه‌ها یا جزوات محلی
همچنین در این آگهی به متقاضیان وعده داده شده است که از آنها «برای همکاری‌های آتی با سازمان‌های دولتی، سفارتخانه‌ها، دانشگاه‌ها، و شرکت‌هایی که با کشورهای دیگر کارهای تجاری انجام می‌دهند، به کار گرفته می‌شود».

تصاویر این آگهی به شرح زیر است:

پرسش اساسی اینجاست که برای تفتیش و خرید محلی و معرفی فرهنگ مردم و... ارتش آمریکا که در ایران هیچ نیرویی ندارد چه نیازی به مترجم زبان فارسی دارد؟
چندی پیش نیز مشرق خبری را منتشر کرد که طی آن رئیس سازمان سیا(لئون پانتا) اعلام کرده بود، برای دیپلماسی، جاسوسی، امنیت داخلی و اقتصاد آمریکا ضرورت دارد که زبان غیرانگلیسی به دانشجویان یاد دهیم، که در این زمینه با شکست مواجه شده ایم.

 

مشرق: تک چشم یکی از نمادهای اصلی فراماسونری است و استفاده از آن به عنوان یکی از نمادهای المپیک ۲۰۱۲ می تواند در بردارنده ی این پیام باشد که باید منتظر اتفاقات جدیدی در برنامه های افتتاحیه و اختتامیه مسابقات باشیم.

به گزارش مشرق،ونلاک و مندویل، نام عروسک‌های بازی‌های المپیک 2012 لندن هستند، اما چرا آنها یک چشم دارند و آیا نمی‌توان گمانه‌زنی کرد که در پس طراحی این عروسک‌ها، اندیشه‌ای نهان شده است؟
عروسک های مزبور تنها با داشتن یک چشم، ناخودآگاه توجه ما را معطوف به علامت تک چشم فراماسونری می کنند. تک چشم یکی از نمادهای اصلی فراماسونری است و استفاده صریح از این نماد به عنوان یکی از نمادهای المپیک 2012 با توجه به اینکه لوگوی این دوره از بازی ها هم در ارتباط با فراماسونری بوده است پس میتواند در بردارنده ی این پیام باشد که می بایست منتظر اتفاقات جدیدی از این دست در برنامه های افتتاحیه و اختتامیه مسابقات باشیم و برگزاری بازی های المپیک در کشور انگستان وشهر لندن (مرکز و مهد فراماسونری در جهان) و آن هم در سال 2012، سالی که صیونیست ها نگاه ویژه ای به آن دارند، خود نیز بسیار قابل تامل است.

معمولا عروسک های بازی های جهانی مورد استقبال مردم جهان قرار میگیرند و با نزدیک شدن به زمان بازی ها این استقبال به اوج خود میرسد و در کشورها مختلف دنیا به وفور دیده می شوند و بسیاری از شرکت های تجاری برای تبلیغ کالاهای خود از آنها استفاده میکنند و به راحتی میتوان این سمبل ها را در آن برهه زمانی در هر مجتمع تجاری و هر شرکتی و هر خانه ای یافت .

بدین ترتیب به راحتی نمادهای شیطانی به زندگی روزمره انسانها وارد می شوند و البته این بار ورودی شیرین، زیرا که سمبل بازی های المپیک شده اند بازیهایی که نماد صلح و دوستی اند.

همچنین مستندات و تحقیقات نشان می‌دهد که لوگوی المپیک لندن نیز، مفاهیمی‌به غیر از عدد 2012 را هم می‌تواند در برداشته باشد.

نشان المپیک 2012 لندن را شرکت Wolff Olins با مدیریت Wally Olins که یک فراماسون تحصیلکرده در دانشگاه آکسفورد است در سال 2007 طراحی کرد و بابت این پروژه دستمزدی 400 هزارپوندی دریافت کرد.

با رونمایی از این لوگو، بسیاری از مردم اعتراض کردند که شکل جالب توجهی ندارد اما برگزارکنندگان در پاسخ به این اعتراضات گفتند که این لوگو بسیار جوان پسند، ورزشی و شجاعانه طراحی شده است.

تصویر زیر، نمایی از موزه هولوکاست کشور آلمان است که با دقت نظر در آن و تفکیک بنا، می‌توان واژه zion را در آن پیدا کرد. این موزه بی شباهت به نشان المپیک 2012 نیست.

نخستین آکادمی سحر و جادو در یکی از ایالت های آمریکا تاسیس و آغاز به کار کرد.

به گزارش ایرنا از پایگاه خبری مترو، با وجود پیشرفت علم و دانش در دنیای کنونی و گرایش جوانان به مسایل علمی یکی از استادان سحر و جادو در کالیفرنیا اقدام به تاسیس مدرسه جاودگری با نام 'آکادمی مدرسه خاکستری' کرده است.

این مدرسه دارای 16 بخش است و از طلسم گرفته تا هنر کیمیا گری را به 700 دانشجو آموزش می دهد.

براساس این گزارش، دانشجویان باید برای کسب مدرک جادوگری یک دوره 7 ساله را طی کنند و در پایان تحصیلات و پس از موفقیت در آزمون مدرک معتبر خود را از 'زل-راون هارت' جادوگر بزرگ دریافت کنند.

همچنین گفته می شود، دانشجویانی که برای ثبت نام به این مدرسه می روند باید زیر 18 سال باشند.

'زل-راون هارت' کتاب درسی برای دانشجویانش درباره سحر چاپ کرده و آن را در اختیار آنها قرار می دهد.

پیش از آین نیز مدرسه هری پاتر با هزینه 250 میلیون دلار در پارک اورلاندوی فلوریدا ساخته شده است.

طبق نتایج نظرسنجی بی.بی.سی رژیم صهیونیستی منفورترین دولت جهان است.

به گزارش ایسنا،‌ در سال 2011 نظر 22 کشور نسبت به رژیم صهیونیستی منفی بود.

از شرکت کنندگان در این نظرسنجی در پرسشنامه‌ای سوال شد که کدام یک از دولت‌های زیر، تاثیر منفی در جهان دارند و گزینه‌های "کاملا مثبت" "کاملا منفی" "بستگی دارد" و "خنثی" داده شد.

براساس نتایج این نظرسنجی،‌ آلمان‌، انگلیس‌، ژاپن، ‌کانادا،‌ فرانسه‌، آمریکا‌، برزیل‌، چین، آفریقای جنوبی‌، هند‌، کره جنوبی‌، روسیه، اسرائیل، پاکستان‌ و کره شمالی جزو کشورهای محبوب تا منفور به شمار می روند.

در حال حاضر احساسات ضد صهیونیستی در انگلیس، کانادا، اندونزی‌، استرالیا‌، پرتغال، اسپانیا و کنیا به شدت افزایش یافته‌ است.

معماری امارات تقلیدی موفق از معماری غرب است و بسیاری از پروژه های دولتی که در ایران ساخته می شود نیز تقلیدی ناموفق از معماری امارات است.

مشرق_ معماری ایران، پیش از این دچار غرب زدگی بود و امروز دبی زدگی آن را تهدید می کند. یک دهه ای می شود که همسایگان عرب زبان کشور ما سخت مشغول کارند تا شهرهای شان را شُهره ی جهان کنند و از قِبَل آن شهرت جهانی یابند. اُمرای عرب کشور امارات که رویای بهشت شداد را از نیاکان خود به ارث می برند، ابر و باد و مه و خورشید وفلک را (از نورمن فاستر و زاها حدید گرفته تا معماران سنگاپوری) به کار گرفته اند تا، بزرگترین ساختمان جهان، اولین هتل دریایی جهان، بلندترین ساختمان مسکونی جهان، وسیع ترین جزایر مصنوعی جهان، اولین مرکز پروازهای تجاری به فضا در جهان، اولین هتل هفت ستاره جهان و... را بسازند.

برج های دبیفالکون سیتی، یکی از هفت دنیای شگفتی در دبی

هرچند که بسیاری از این بناها یا سیر تکوین طراحی خود را طی می کند و یا در حال ساخت هستند و یا آنکه اساسا به خاطر مشکل بودجه و اعتبارات نیمه تمام مانده است، اما پرداختن به معماری دبی از آنجا اهمیت دارد که پای سرمایه داران ایرانی به این بناها باز شده و بقول سیاست گذاران دبی، این توریست ها(ی ایرانی) دوربین را از دست شان رها نمی کنند و مدام از ساختمان های مختلف عکس می گیرند، تا پس از بازگشت به ایران از طرح های امارات در پروژه های ساختمانی خود الگو بگیرند. این امر یعنی "دبی زدگی "ممکن است برای ما که دارای پیشینه معماری چند هزار ساله هستیم یک تهدید در حوزه معماری قلمداد شود. این تهدید نه تنها از سوی مردم عادی صورت می گیرد، بلکه بیشتر از آن، از جانب مسئولین کشور که به دبی سفر می کنند و هوس می کنند که شهرک هایی آنچنان مدرن بسازند، رخ می دهد.

برجی در دبیاولین هتل زیر آب در جهان- هیدروپولیس دبی

 

دبی لند - گنبد برفیاولین مرکز فضایی - پروازهای تجاری به فضا از دبی

 


ساخت جزایر مصنوعی با انتقال هزاران میلیارد تن مصالح سنگی به بسترخلیج فارسدر چنین شرایطی، این که امرای عربی بخواهند لقب هایی را چون "بلندترین ها"،"اولین ها"، "بزرگترین ها" "وسیع ترین ها" و ... را در جهان، از آنِ خود کنند؛ فقط یک دلیل می تواند داشته باشد و آن هم "نفسانیات سالاری در معماری" است. وگرنه با هیچ کدام از اصول معماری سازگار نیست که کارفرمایی بخواهد و معماری برای خواسته کارفرمایش هزاران میلیارد تن مصالح سنگی و فولادی و... را از زیر خاک و از دل طبیعت بیرون بکشد و در کف خلیج فارس ما بگسترد تا لقبی در گینس بیابد و برندینگ شهری داشته باشد به نام "جزیره ی نخل"، و افتخار کند که دیوید بکهام از اولین مشتریان پیش خرید ویلاهایش بوده. معماری باید با طبیعت زندگی کند تا "معماری پایدار" داشته باشیم وگرنه با تخریب طبیعت، عمر معماری این شهرها به قدمت حکومت های دیکتاتوری عربی اش بیشتر نخواهد بود.این یکی از اصول زیربنایی معماری است و زیبنده معماری ایرانی.

 

جزیره نخل - جزیره مصنوعی در دبیجزایره مصنوعی بر اساس نقشه قاره های جهان
برای اعرابی که فاقد معماری و هویت تاریخی هستند( هرچند که به لطف مهاجرت بندرنشینان سیرافی ایران، چند بنای قدیمی از معماری ایرانی را با المان های بادگیرش، به نام معماری اصیل از خود کردند)، خرده نمی توان گرفت که برای تقلید، به معماری غربی رجوع کنند که هیچ، با این شتابی که در معماری و شهرسازی در ساخت تفرج گاه ها در پیش گرفته اند و افقی که برای توریستی شدن کشورشان و قطع وابستگی به نفت در نظر گرفته اند،(به گفته خودشان) لاس وگاسی در جهان بنا می کنند که آوازه عشرت کده هایش روی لاس وگاس نشینان را سفید کند و دبی لندی بسازند که خاطره دیزنی لند و لاس وگاس را زنده کند.بلندترین ساختمان جهان در دبی


این شیوه از معماری که در شهر دبی بیش از همه رقم می خورد، علاوه بر آنکه منابع طبیعی و مصالح ساختمانی را به طرز مصرفانه ای به هدر می دهد، به عنوان اصلی دیگر در معماری، اقلیم را نادیده می انگارد و از این منظر یک معماری ناپایدار قلمداد می شود. در منطقه ای گرم و مرطوب همچون سواحل جنوبی خلیج فارس، ساختن بلندترین برج جهان توسط شرکت(SOM) با نمای شیشه ای که البته برای بهره گیری از چشم اندازهای طبیعی اطراف صورت گرفته، باعث جذب گرمای شدید خورشید می شود و به تبع آن باید حجم انبوهی انرژی از طبیعت استحصال شود و به فضاهای داخلی این شهر عمودی رسانده شود تا فضا را خنک کرده و گرمای خورشید را قابل تحمل نماید. این مساله حتی صدای منتقدین غربی معماری را نیز از این بی اعتنایی به طبیعت بلند کرد؛ تا جایی که حتی گفتند که این ساختمان اصلا "معماری" نیست.

با وجود آنکه نماهای زیبا و جلوه ها و جذابیت های بصری فریبایی که در معماری شهر دبی به کار رفته، غنای خاصی به معماری آن دیار بخشیده است؛ اگر فقط به نقد بی اعتنایی آن به طبیعت بسنده کنیم، تا اینجا دو اصل را در معماری نادیده انگاشته و برخی مسئولین کشور اگر همین دو اصل را در پروژه های خود نادیده بگیرند، همانطور که در پروژه های زیر در ایران می بینید، دچار خطاهایی بیشتر از امیران امارات شده اند.
معماری ایرانی علاوه بر آنکه رابطه ای بسیار دقیق با انسان و طبیعت برقرار کرده، بلکه دارای هویت و اثر انگشت خاصی است که بی توجهی به آن، بی هویتی را به دو اصل فوق می افزاید و اشتباه سوم را منجر می شود.
اصولی که در سطور بالا به اختصار از آن یاد شد به همراه چند اصل دیگر، منجر به پایداری یک اثر معماری در تاریخ می شود که معماری سنتی کشور ایران بیش از همه از این ویژگی بهره برده است و امروزه نیز توجه معماران ایران و جهان به آن معطوف شده، تا آنجا که به صورت یک رشته تحصیلی دانشگاهی تاسیس شده و در ایران نیز این رشته در دانشگاه علم و صنعت تهران در مقطع کارشناسی ارشد، چند سالی است که تدریس می شود.

پروژه های معماری در ایران که با یک سیاست کلان همراه است، معمولا از جانب مسئولین کشور رقم می خورد و مردم دخالت زیادی در شکل گیری آن ندارند. این پروژه ها از لحاظ مکان یابی اهمیت زیادی دارند که اصول فوق در معماری شان باید درنظر گرفته شود. برای مثال ساخته شدن پروژه ارگ جدید در بیابانهای گرم کرمان و گستردن آب و ایجاد دریاچه مصنوعی در محوطه آن، همانقدر غلط است که ساخت جزیره مصنوعی در سواحل امارات؛ و هردو حاصل بی اعتنایی به طبیعت. یا ساخت برج های بلند شیشه ای در قالب طرح شهر تفریحی توریستی صددروازه در بیابان های سمنان و دامغان همانقدر اشتباه است که ساختن برج شیشه ای دبی به عنوان بلندترین برج جهان در بیابان های دبی؛ و هردو حاصل تکبر انسان در برابر طبیعت. ساخت بیش از اندازه تفرج گاه ها در جزیره کیش در پی دبی سازی این جزیره، همان اندازه اشتباه است که ساخت تفریح گاه های مفرط در دبی به تقلید از لاس وگاس ؛ و هردو حاصل بی اعتنایی به هویت در معماری.

دریاچه مصنوعی ارگ جدید بمبرج پسته-شهر صد دروازه در نزدیکی دامغان و سمنانقسمتی از ارگ جدید بم- دریاچه مصنوعی


اگر چه طیفی از متولیان امر در کشور همانند امیران امارات در آرزوی برج های افراشته غربی معماری می کنند، اما تفاوت میان آثار تقلیدی از معماری امروز ایران و امارات در این است که معماری در امارات تقلیدی موفق از معماری غرب است و در بسیاری موارد از خود معماران غربی برای این امر بهره می برد، اما معماری که در ایران به تقلید دنبال می شود غالبا یک کپی ناموفق از این بناهاست که فاقد زیبایی ها و جذابیت بصری در فرم سازی و بازی با پوسته ها و سطوح و حتی انتخاب مناسب سبک وفرم برای کاربری مربوطه می باشد. اساسا تکیه بر معماری گذشته و ایجاد یک معماری فاخر با مصالح و تکنولوژی امروز که دارای شاخصه های تنوع نیز می باشد، بر تقلید از معماری دیگران که با فرهنگ بومی کشور سازگار نیست، ارجحیت دارد؛ اما تقلید در معماری نیز الزاماتی دارد که اگر رعایت نشود باعث دلزدگی و شکست در پروژه ها می شود.

برج های دوقولوی کیش
درنهایت جای طرح یک پرسش باقی می ماند. در شرایطی که اماراتی ها معماری بومی ندارند و به تقلید از معماری غرب پرداخته اند، آیا درست است که ما نیز بدون توجه و شناخت معماری غنی گذشته خود، به تقلید از معماری تقلیدی دبی بپردازیم؟

 

*زهرا روزبهانی

برژینسکی سه سال پیش گفته بود که مصر در آستانه یک انقلاب قرار دارد و نسبت به بیداری سیاسی در جهان که نظم جهانی را به هم خواهد زد هشدار داده بود.

به گزارش مشرق، پل جوزف واتسون، نویسنده و منتقد سیاست های آمریکا، در مقاله اخیر خود تحت عنوان "البرادعی آماده مصادره انقلاب مصر است " نوشت :با نگاهی به یادداشتها و نوشته‌های برژینسکی، کاملا مشخص است که او حدود سه سال پیش گفته بود که مصر در آستانه یک انقلاب و دگرگونی قرار دارد و اگر این جریان از سوی یک نخبه، رهبری نشود قدرت به طور اجتناب ناپذیری از سوی سایر احزاب سیاسی به دست گرفته خواهد شد.

واتسون در مقاله خود، که در سایت خانه شفاف سازی اطلاعات منتشر شده است، افزود: برژینسکی، مشاور سابق امنیت ملی آمریکا به هنگام دیدار سال گذشته خود از شورای روابط خارجی، نسبت به بیداری سیاسی جهانی هشدار داده بود، چرا که این بیداری باعث برهم زدن نظم جهانی می‌شود.
واتسون افزود: آنگونه که تلگراف فاش کرد، به همین دلیل است که سفارت آمریکا به رهبران شورشیان آموزشهای لازم را می‌دهد تا بتوانند از همان ابتدای کار در گروههای اپوزیسیون نفوذ کنند.
این گزارش می افزاید: مانورهای ژئوپولیتک مجموعه نظامی – صنعتی آمریکا نیز این حقیقت را تغییر نمی‌دهد که انقلاب مصر، به دلیل سختی‌ها و رنجهای حاصل از افزایس قیمت غذا، نرخ بیکاری بالا، ظلم حکومت و به ویژه تکیه دیکتاتور بر تخت قدرت، پس از 30 سال به وقوع پیوست.
با این وجود اگر مصریها اجازه دهند تا محمد البرادعی قدرت را به دست بگیرد، تلاشهای آنها بیهوده بوده و ثمری نخواهد داشت.
البرادعی به مردم مصر اظهار داشته است که شما صاحبان این انقلاب هستید.
ممکن است مصری‌ها صاحب انقلاب باشند، ولی صاحبان البرادعی مشغول مصادره انقلاب بوده و یک عروسک خیمه شب بازی را بر مصر حاکم خواهند کرد، عروسکی که دقیقا همان کاری را خواهد کرد که مبارک به مدت 30 سال با مصر کرد.


ارتباط البرادعی با جورج سوروس

واتسون همچنین نوشت: البرادعی عضو هیئت امنای گروه بحرانهای بین‌المللی می‌باشد. گروه بحرانهای بین‌المللی، یک سازمان غیر دولتی سایه می‌باشد که سالانه 15 میلیون دلار بودجه دریافت می‌کند و از سوی موسساتی همچون کارنگی، فورد، بیل اند ملینا گیتز و موسسه جامعه باز جورج سوروس مورد حمایت و پشتیبانی قرار می‌گیرد. سوروس یکی از اعضای کمیته اجرایی سازمان و همچنین البرادعی عضو هیئت امنای این گروه هستند.

به عبارت دیگر، این یک گروه ژئوپولیتیکی رهبری در دنیا است.
واتسون افرود: این واقعیت که دست نشانده آنها، البرادعی، گزینه اول برای هدایت حکومت مصر پس از مبارک می‌باشد باید زنگ خطر را برای تک تک معترضان وانقلابیون به صدا در آورد، چرا که آنها خواهان دوری جستن مصر از چالش‌ها و مشکلات ناشی از کنترل نظم نوین جهانی هستند.
البرادعی یک مهره مرکزی و تاثیرگذار از یک نقشه بلند مدت است که باید انقلاب را رهبری کند، و این امر را صاحبان قدرت از سه سال پیش می‌دانستند. اگرچه انتصاب او به عنوان رئیس جمهورِ دست نشانده، ممکن است باعث بازگشت آزادیهای سیاسی به عنوان یک ژست سیاسی برای مدتی کوتاه گردد، ولی سرنوشت مصر در دست همانهایی خواهد بود که پایه‌های قدرت مبارک را برای 30 سال مستحکم کرده بودند.
برگزاری انتخاباتی در مصر مشابه انتخابات افغانستان، قدرتهای بزرگ را مطمئن خواهد کرد که مردم مصر با هر انتخابی یکی از دو دست نشانده آنها را انتخاب خواهند کرد.
رسانه‌های بین‌المللی از این لحظه به عنوان یک لحظه به یادماندنی برای دموکراسی در منطقه خاورمیانه یاد کرده و تصاویر مربوط به انگشتان آغشته شده به جوهر را به همه دنیا مخابره خواهند کرد، ولی واقعیت انقلاب کتمان نخواهد ماند و مردم مصر رفته رفته متوجه خواهند شد که آنها قربانیان سیاستهای ظالمانه غرب بوده‌اند.

یکی از کارکنان صدای آمریکا بعد از اینکه به خاطر انتقاد از جنگ آمریکا در عراق از کارش برکنار شد برای دفاع از خود از صدای آمریکا به دادگاه شکایت کرد.
به گزارش فارس، خبرگزاری کانادا در گزارشی نوشت: یکی از مترجمین سابق صدای آمریکا (پخش برنامه‌های ایالات متحده آمریکا برای ایران) که بعد از پخش یک برنامه ویدئویی اینترنتی موزیکال انتقادی در مورد جنگ عراق و مصائب بر جای مانده از آن، به دستور مقامات صدای آمریکا از این شبکه خبری اخراج شد، فرصت یافته است تا روز سه شنبه طرح دعوی خود را در یک دادگاه تجدید‌نظر فدرال ادامه دهد و این پرونده را با عنوان نقض آزادی بیان در آمریکا پیگیری نماید.

در ادامه این گزارش آمده است که "ملودی نواب صفوی " در این باره اعلام کرد که صدای آمریکا در سال ۲۰۰۷، تنها دو هفته بعد از پخش یک برنامه ویدئویی موزیکال اینترنتی از وی در شبکه یوتیوب در مورد جنگ عراق، قرارداد کاری او را لغو کرد و اخراجش کرد.

این مترجم سابق صدای آمریکا درباره ساخت و پخش این برنامه ویدئویی انتقادی گفت که او در زمان فراغتش با یک گروه موسیقی درباره جنگ عراق و کشتار مردم این کشور همکاری و در قسمتی از این ویدئوی انتقادی خوانندگی کرده است. وی گفت سپس این ویدئوی موزیکال را به شبکه یوتیوب ارسال نمودند تا از آن پخش شود اما صدای آمریکا به محض انتشار این قطعه موزیکال، قرارداد کاری با او را به سرعت لغو کرد.

بر اساس این گزارش، نواب صفوی در ادامه گفت که برای ساخت این برنامه ویدئویی ضدآمریکایی دلیلی داشته و دلیل اصلی آن نیز مخالفت با تجاوز نظامی غرب به عراق و کشتار مردم بیگناه این کشور بود.

بر اساس اظهارات این مترجم سابق صدای آمریکا، در ویدئوی " DemoKracy "، نواب صفوی به همراه گروه موزیکی موسوم به "Abjeez " نقش روزنامه‌نگاری را بر عهده دارد که درباره دورنگی‌های جنگ آمریکا که ادعای گسترش دموکراسی در جهان را دارد ترانه می‌خواند، در حالی که تصاویر نشان داده شده در آن، عکس‌هایی از انفجار بمب در خیابان‌ها، کودکان عراقی مجروح از جنگ و تابوت‌های نظامیان کشته شده آمریکا که به روی آنها پرچم کشیده شده است.

این کارمند برکنار شده صدای آمریکا در ادامه تصریح کرد که او به عنوان یک شخص عادی درباره جنگ عراق اظهار نظر کرده است اما صدای آمریکا با نقض آزادی بیان به سرعت وی را از کار اخراج کرد. وکلای مدافع دولت آمریکا در این باره اعلام کردند که اجازه دادن به نواب صفوی، برای ادامه کار می‌تواند به بی‌طرفی روزنامه‌نگاری صدای آمریکا خدشه وارد سازد. یک دادگاه استیناف در ناحیه کلمبیای آمریکا نیز موافقت کرد که اظهارات "آلن سگال هووله " قاضی دادگاه‌ عمومی برای بستن پرونده نواب صفوی کاملا درست بوده است.

در ادامه گزارش آمده است که "تام کوبورن " سناتور جمهوریخواه آمریکا، شورای دولتی پخش برنامه‌های رادیو و تلویزیون آمریکا(بی بی جی) را تحت فشار گذاشت تا کسانی که با چنین تولیداتی همکاری می‌کنند را مجازات نماید. این در حالی است که بی بی جی(شورای دولتی پخش برنامه‌های رادیو و تلویزیون آمریکا) صدای آمریکا را مدیریت می‌کند.

آنچه مهمتر از همه در این پرونده جلوه می‌کند این است که بر اساس مندرجات این رونده، از همسر نواب صفوی به نام سامان اعرابی که یکی از کارمندان بخش فارسی صدای آمریکا نیز خواسته شد به دلیل همکاری در ساخت این ویدئوی انتقادی از سیاستهای مداخله جویانه نظامی آمریکا در کشورهای دیگر از شغلش استعفا دهد اما وی آن را رد کرد. سامان اعرابی در واقع یکی از تولید کنندگان برنامه هزل پرداز "پارازیت " بخش فارسی صدای آمریکا است.
نسیم:سخنگوی سازمان ملل متحد اظهار داشت: این هنر پیشه سینمای هالیوود در کابل با مهاجران افغانی که به افغانستان بازگشته‌اند نیز ملاقات کرده است. آنجلینا جولی هم‌چنین در گردهمایی شماری از پناهندگان بازگشته به افغانستان در یکی از روستاهای شمال کابل افغانستان را مکانی ویژه خواند و اظهار داشت که بار دیگر نیز به این کشور سفر خواهد کرد.

رسانه‌های آمریکایی با استناد به اسناد تازه منتشر شده توسط ویکی‌لیکس از فعالیت‌های جاسوسی و عضویت آنجلینا جولی بازیگر سرشناس آمریکایی در سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا(سیا) خبردادند. با این حال سایت‌هایی که مدارک ویکی‌لیکس درباره جولی را منتشر کرده اند مدعی‌اند وی از ۲ سال پیش تاکنون دیگر با سیا کار نکرده است. زیبایی و شهرت آنجلینا جولی به عنوان دو عامل مهم برای حضور وی در سازمان سیا بوده است.

به گفته یک مامور ارشد سیا، جولی کارخود را بسیار خوب انجام می داد و به هر کسی که احساس می کرد می تواند اطلاعات خوبی داشته باشد، نزدیک می شد. سازمان سیا در ازای همکاری جولی با این سازمان، افزایش درآمدها و پیشنهادات سینمایی به وی را تضمین کرده بود.

در آستانه نوروز ۹۰، آژانس های مسافرتی ارائه خدماتی چون سرو مشروبات الکلی رایگان را در دستور کار خود قرار داده اند.
به گزارش جهان، پیشنهاد سرو مشروبات الکلی رایگان در سفرهای نوروزی خارجی، در شرایطی توسط این آژانس ها به مشتریان ارائه می شود که کمترین نظارت از سوی نهادهای ذیربط بر عملکرد و تبلیغات آنها وجود دارد.

بنا بر این گزارش،هر چند تور در خارج از کشور برگزار میشود اما عدم نظارت باعث شده تا برگزار کنندگان آن، علنا و بدون هیچ محدودیتی سرو مشروبات الکلی رایگان را به عنوان امتیازی ویژه، به متقاضیان این سفرها پیشنهاد نمایند.

همچنین پیشنهاد هتل برای دختران و پسران نامحرم (بدون محدودیت)و بی بند و باری در تورهای یکروزه از دیگر فعالیتهایی است که توسط این آژانسها شکل می گیرد.

یک پایگاه خبری عربستان با انتقاد از سلطه نهادهای امنیتی و وهابی خاندان آل سعود بر رسانه‌های عربستان تاکید کرد این رسانه‌ها تنها وسیله‌‌ای برای تعریف و تمجید از سیاست‌های رژیم حاکم و ترویج اباحه‌گری شده است.

به گزارش فارس، پایگاه خبری "حرمین " در مقاله‌ای با عنوان "سلطه نظام سعودی بر رسانه‌ها " نوشت دیرزمانی است رسانه‌‌ها عربستان احساس می‌کنند که دستان نظام می‌خواهد آنها را خفه کند و در چنگ دولت و نهادهای امنیتی و وهابی هستند.

در این مقاله آمده است : این نهادهای وهابی هیچ کاری ندارند جز اینکه رسانه‌ها را مجبور کنند در خدمت به نظام سعودی و تعریف و تمجید سیاست‌‌ها و سپاسگزاری‌های شبانه‌روزی باشند به گونه‌ای که تحقیق برای کسب اطلاعات جدید و ارائه آن به مردم آخرین چیزی است که رسانه‌ها به آن می‌اندیشند.

رژیم سعودی برای اعمال سیطره خود بر رسانه‌های عربی از طریق حمایت مالی هنگفت و بی‌منتها از روزنامه‌های مشهور عربی کار می‌کند و خیلی سخت می‌توان روزنامه‌‌‌ای فرامنطقه‌ای همچون الشرق الاوسط و دارالحیات را مشاهده کرد که رژیم حاکم بر عربستان را با همه افتضاحات و بدی‌هایش مورد انتقاد قرار دهد.

رژیم آل سعود با تصرف و تملک ده‌ها شبکه ماهواره‌ای عربی که در برنامه‌های خود آهنگ و فیلم‌های مبتذل پخش می‌کنند در راستای ترویج اباحه گری به جهان عرب و بستن چشمان ملت خود به روی حقایق و سرکوب آنها به فعالیت مشغول است.

نویسنده در ادامه به لهجه قبیح رسانه‌های سعودی در هنگام حمله به معترضان آل سعود اشاره کرد و گفت: گویی نمی‌دانند که رسانه‌ها برای خود مرزهای ادبی واخلاقی دارند و خبرنگار یا روزنامه‌نگار ماموریت مهم و خطیری بر دوش دارد و نباید از خط قرمزها تجاوز کند.

در ادامه مقاله آمده است: پول‌های عربستان درها را به روی مدرسه رسانه‌ای جدیدی گشوده است که تهمت و توهین و متون بی‌ارزش را تولیدات رسانه‌ای کرده است و از نقش رسانه‌ها در پیشرفت جامعه و پیشرفت به سوی ترقی غافل است.

رایزنان فرهنگی در سفارت‌های عربستان در خارج از این کشور به طور جدی برای منع انتشار مطبوعات و کارهای فنی تلاش می‌کنند که رژیم سعودی را مورد انتقاد قرار می‌دهد و مقامات سعودی می‌خواهند نفوذ و تاثیر خود بر مطبوعات عربی صادره در بیروت و قاهره و دیگر پایتخت‌های کشورهای عربی چه از طریق حمایت‌‌های مالی یا نفوذ در بازرهای اطلا‌ع‌رسانی و تبلیغاتی در جهان عرب گسترش دهند و این تنها به دلیل قدرت خرید بالای عربستان است.

در پایان این مقاله آمده است: وزارت اطلاع‌رسانی عربستان از این اهرم استفاده می‌کند تا بر روزنامه‌های خارجی فشار آورد که با سیاست‌های سعودی همگام باشند به گونه‌ای که روزنامه‌ها و مجلاتی را که از عربستان حمایت کنند با آگهی‌های تبلیغاتی حمایت مالی می‌کند اما مطبوعاتی را که رضایت خاندان آل سعود را جلب نمی‌کنند از این آگهی‌ها محروم می‌شوند.

منابع لیبیایی آگاه اعلام کردند که گروهی از افراد صهیونیستی در پوشش کارشناسان اسرائیلی برای نجات رژیم قذافی با هواپیمایی اختصاصی وارد فرودگاه سرت لیبی شدند.

به گزارش فارس، برخی منابع آگاه لیبیایی اعلام کردند که گروهی از کارشناسان اسرائیلی چند روز پیش با هواپیمایی بزرگ که در فرودگاه شهر سرت فرود آمد، وارد لیبی شدند.

این منابع لیبیایی به روزنامه «الرأی» کویت اعلام کردند که این افراد صهیونیست «برای کمک به رژیم قذافی وارد لیبی شدند تا وی زمام امور را در مقابل انقلاب خروشان این کشور به دست بگیرد».

این روزنامه کویتی به هویت این افراد صهیونیست که آنان را به نقل از منبع خود، «کارشناسان» توصیف کرد، اشاره‌ای نکرد و مشخص نیست چرا این افراد با هواپیمایی بسیار بزرگ وارد این کشور ناآرام شده‌اند.

منابع لیبیایی در گفت‌وگو با این روزنامه تنها به ذکر این نکته بسنده کرد که «گروه اسرائیلی شامل متخصصانی است که تخصص آنان در سرکوب اعتراض‌های مردمی است که تجهیزاتی خاص و پیشرفته مانند دستگاه‌های رصد هوایی، زمینی و دید در شب به همراه دارند.

به گفته این منابع، این گروه اسرائیلی با میانجیگری برخی طرف‌های بین‌المللی که این منابع آنان را «دوست» خواند، وارد لیبی شدند و این طرف‌های دوست توانسته‌اند براحتی قذافی را متقاعد کنند که باید از کمک اسرائیل استفاده کند زیرا بسیاری از کشورهای عربی و غریی [در ظاهر] از مردم لیبی حمایت می‌کنند.

این منابع افزودند: قذافی پیش از این نیز زمانیکه بحران لاکربی وی را تحت فشار قرار داده بود، به واسطه جولیو اندریوتی نخست وزیر اسبق ایتالیا از اسرائیل کمک گرفته بود و با توافقی میان ایتالیا، لیبی و اسرائیل، شماری از مقامات بلندپایه امنیتی و اطلاعاتی در پوشش مسافرانی عادی به اسرائیل رفته بودند.

همچنین دیپلمات‌های غربی به روزنامه الرأی اعلام کردند که علت استفاده قذافی در سخنرانی‌های خود از القاعده و هشدار دادن درباره آن، برانگیختن نگرانی دولت‌های دیگر در منطقه از جمله اسرائیل است تا وانمود کند سقوط دولت وی خطر روی کار آمدم اسلامگرایان افراطی را به همراه دارد.

در همین خصوص، برخی منابع آگاه در گفت‌وگو با روزنامه الاخبار لبنان فاش کردند که سیف الاسلام قذافی پسر معمر القذافی نیز دو روز گذشته برای کمک گرفتن از اسرائیلی‌ها برای نجات رژیم قذافی به اسرائیل سفر کرده است.

آیا سونامی تظاهرات مردمی هفته های اخیر به آنسوی دنیا هم می رسد؟ اعتراضات و تظاهرات خشن کارگران تعدادی از ایالت های آمریکا طی روزهای اخیر، افکار عمومی جهان را به سمت وقایع داخلی آمریکا سوق داده است.

به گزارش جهان، ماجرا از آنجا آغاز می شود که فرماندار ایالت ویسکانسین، دو هفته قبل اعلام کرد که قصد دارد برخی از حقوق قانونی کارگران این ایالت را قطع کند.

این اعلام نظر اسکات واکر، سبب بروز واکنش ها و اعتراضات تندی توسط گروه های کارگری و فعالان اجتماعی در ایالت مذکور و سپس در چند ایالت دیگر شد.

در ادامه این اعتراضات، کارگران ایالت ویسکانسین اقدام به تجمع و اعتراض کردند. اما این پایان ماجرا نبود.

تشکل های کارگری و کارگران ایالت های دیگر آمریکا نظیر سان دیه گو، نبراسکا و شهر لینکلن نیز به این اعتراضات پیوستند و در این رابطه راهپیمایی هایی را برگزار کردند.

آخرین اخبار موجود از برگزاری یک تجمع بزرگ در ایالات نبراسکا در عصر روز گذشته حکایت دارند.

اخبار دیگری نیز از تجمعات کارگران در آمریکا موجود است که از کشف مقادیری تجهیزات جنگی در این تجمعات خبر می دهد.

در همین حال برخی تشکل های دانشجویی ایالات متحده نیز همزمان با برگزاری تجمعات کارگری، به اعتراض در مورد کاهش بودجه بخش های آموزشی در آمریکا پرداخته اند.

گفته می شود دولت آمریکا این کاهش بودجه را به دلیل کاهش بودجه کل اعمال کرده و این امر سبب اعتراض دانشجویان و برپایی تجمعاتی شده است.

این در حالیستکه گروه های جمهوریخواه آمریکا و چهره های این جناح نیز از احتمال تصویب قوانینی در نقض برخی حقوق کارگران استقبال کرده و حتی یک سناتور جمهوریخواه نیز گفته است که تظاهرکنندگان "یک مشت افراد بیکار هستند."

برخی رسانه ها خبر می دهند که قرار است تظاهرات های مختلفی در برخی ایالت های دیگر آمریکا نیز در همین راستا انجام شود.

یک شاهزاده سعودی از خاندان حاکم بر این کشور اعتراف کرد که با استناد به فتوای دو شیخ سعودی از دیکتاتور لیبی حمایت کرده است.

به گزارش ایرنا، روزنامه 'القدس العربی' روز جمعه نوشت: شاهزاده 'جلوی بن سعود بن عبدالعزیز'، یکی از افراد خاندان آل سعود که به دلیل پشتیبانی از معمر قذافی رهبر لیبی مورد انتقادات شدیدی قرار گرفته است، اقرار کرد که به فتوای 'عبدالعزیز بن باز' و 'محمد العثیمین' دو مفتی سعودی فوت شده عمل کرده است.

شاهزاده 39 ساله سعودی از فرزندان ملک سعود به عبدالعزیز گفت که این دو مفتی خروج بر ولی امر را حرام اعلام کرده اند.

وی افزود: بن عثیمین در زمان حیاتش خروج بر حکومت را حرام اعلام کرده و آن را به هر دلیلی رد کرده بود.

براساس این گزارش شیخ عبد العزیز بن باز مفتی سابق عربستان است که در سال 1999درگذشت و محمد العثیمین التمیمی از شیوخ معروف این کشور در سال 2001 فوت نمود.

 

بیش از 60 سال پیش، یکی از اعمال ظالمانه برای نابودی بشر به مشهورترین وقایع تاریخ تبدیل شد.



امروز، با وجود دسترسی بیشتر به اطلاعات، تصاویری که در پی می آید برای دیده شدن در سایت های رسمی رسانه های غربی با چالش بسیار روبرو هستند.

http://mouood.org/images/news3/Picture2.jpg

 

نوادگان بازماندگان جنگ جهانی دوم با فلسطینیان همان کاری را می کنند که آلمان نازی با آنها کرد...
ساختن دیوار و حصار برای زندانی کردن مردم

http://mouood.org/images/news3/Picture3.jpg

همچون ساختن دیوار و حصار برای زندانی کردن مردم

http://mouood.org/images/news3/Picture4.jpg

http://mouood.org/images/news3/Picture5.jpg

http://mouood.org/images/news3/Picture6.jpg

http://mouood.org/images/news3/Picture7.jpg

http://mouood.org/images/news3/Picture9.jpg

http://mouood.org/images/news3/Picture10.jpg

http://mouood.org/images/news3/Picture11.jpg

و یا ایست های بازرسی برای جلوگیری از آزادی رفت و آمد مردم

http://mouood.org/images/news3/Picture12.jpg

http://mouood.org/images/news3/Picture14.jpg

http://mouood.org/images/news3/Picture15.jpg

تخریب خانه ها و زندگی ها

ارسال هدایایی از طرف کودکان کشورهای متمدن صلح طلب (همراه با عشق)


شما می توانید تصاویر سیاه و سفید بسیاری را در کتب تاریخ، دائرۀ المعارف ها، موزه ها و ... آمریکا و سایر کشورهای غربی بیابید که پسر بچه یهودی را نشان می دهند که دستش را بالای سرش گرفته، در حالی که سربازان نازی تفنگ هایشان را به سوی او و خانواده اش نشانه رفته اند تا آنها را از خانه شان بیرون کنند...

حال .... یهودیان اسرائیلی از همان روش ها استفاده می کنند.

تهیه شده توسط موعود

دانلود فایل پاورپوینت

245
صفحه 245 از 246