موعود :: مطالعات فرهنگی
موقعیت شما: موعود»اخبار»اخبار سیاسی

مشرق: پنتاگون برای ساختن تصویری از یک ارتش آرمانی و با عظمت و شکست ناپذیر از نیروهای نظامی خود؛ اجازه نمی دهد صحنه ای در هیچ فیلم هالیوودی، آنها را زیر سوال ببرد و براین اساس نماینده آنها در پنتاگون نیز به تهیه کنندگان فیلم "فارست گامپ" نیز اجازه نداد؛ تصویری از 350 هزار سرباز عقب مانده­ای که با طرح "پروژه 100.000 مک نامارا" به ویتنام رفته بودند و به "نیروهای مشنگ" معروف شده بودند نمایش داده شود.

- در سال 1993 تهیه کنندگان فارست گامپ[1] مشتاق بودند کمک ارتش را برای ساخت فیلم خود بدست بیاورند؛ آنها به هلیکوپترهای شینوک [2] و دیگر تجهیزات نظامی دوران جنگ ویتنام نیاز داشتند و می خواستند بخشی از فیلم را در پایگاه تفنگداران دریایی در جزیره پاریس واقع در کالیفرنیای جنوبی فیلمبرداری کنند. بنابراین در 21 ژوئن چهار نسخه از فیلمنامه را برای «بررسی و نظر» به پنتاگون فرستادند.

ارتش در یادداشتی شکایت کرد که «گفتار خشونت بار در سراسر فیلمنامه وجود دارد»، و «محتوای جنسی بیش از حد و غیرضروری» است.

اما شکایت اصلی ارتش خود شخصیت فارست گامپ بود. آنها احساس می کردند شخصیت اصلی عقب مانده داستان که قرار بود تام هنکس نقش وی را بازی کند، نیرویی نبود که ارتش طی دوران جنگ ویتنام استخدام کند. طبق یک یادداشت داخلی دپارتمان ارتش، فیلمنامه فیلم «این تصور کلی را بوجود می آورد که که اعضای ارتش در دهه 1960 را آدمهایی ساده لوح یا سربازهایی با هوش حداقل تشکیل می دادند.» ارتش معتقد بود «این تصور نه صحیح است و نه به نفع ارتش.»

- در حقیقت ارتش طی جنگ ویتنام سربازهایی با بهره هوشی پایین را استخدام می کرد، و تفنگداران دریایی پس از خواندن فیلمنامه احساس کردند که فیلم به این فصل نسبتاً شناخته نشده در تاریخ نظامی آمریکا اشاره دارد.

- این فیلم به طرحی که توسط رابرت مک نامارا وزیر دفاع آمریکا در سال 1966 اجرا شد اشاره می کرد که طی آن سربازها از بین افرادی انتخاب می شدند که پیشتر در آزمون هوش نیروهای مسلح رد شده بودند. بیش از 350 هزار نفر از این نیروها که توسط دیگر سربازها بطرز بیرحمانه ای "نیروهای مشنگ" نامیده می شدند جذب نیروهای مسلح شدند، و اکثر آنها سر از ارتش و سرانجام ویتنام درآوردند. طبق گزارشها ضریب هوشی حداقل یکی از این نیروها 62 بود، که بسیار پایین تر از ضریب هوشی گامپ در فیلم است (80).


رابرت مک نامارا، استراتژیست آمریکایی

 

- فیل استراب، نماینده پنتاگون؛ گفت وزارت دفاع به تهیه کنندگان کمک نخواهد کرد مگر اینکه آنها تغییرات اساسی در فیلمنامه اعمال کنند.

- در نسخه بعدی فیلمنامه که به پنتاگون ارائه شد هرگونه اشاره‌ای به اینکه واحد فارست گامپ از آدم‌های خنگ تشکیل شده بود حذف گردید.

- در فیلمنامه جدید مونولوگ گامپ که در آن اعضای واحد را «کند و آهسته» تعریف می‌کند، همچنین توضیحش درباره اینکه این واحد «یه آزمایش بوده که یک گروه از خنگها و خل وضعها رو که دستورات رو زیر سوال نمی بردن دور هم جمع کنن» حذف شده بود.

- ارتش از شیوه‌ای که فارست افسر فرماندهش، سروان دن تیلور، را با عنوان و اسم کوچکش خطاب می‌کرد نیز راضی نبود.

- مسئولین ارتش با صحنه‌ای که سروان دن پس از دریافت دستور اعزام افرادش به مأموریتی خطرناک گریه می‌کند نیز مشکل داشتند.

- بنابراین علیرغم تغییراتی که تهیه‌کنندگان در فیلمنامه اعمال کردند ارتش تصمیم گرفت بطور کامل با تولید فیلم همکاری نکند.

نسخه پی دی اف فصل هشتم عملیات هالیوود

متن کامل ترجمه این فصل

فصل هشتم

در سال 1993 تهیه کنندگان فارست گامپ[2] مشتاق بودند کمک ارتش را برای ساخت فیلم خود بدست بیاورند؛ آنها به هلیکوپترهای شینوک[2] و دیگر تجهیزات نظامی دوران جنگ ویتنام نیاز داشتند و می خواستند بخشی از فیلم را در پایگاه تفنگداران دریایی در جزیره پاریس واقع در کالیفرنیای جنوبی فیلمبرداری کنند. بنابراین در 21 ژوئن چهار نسخه از فیلمنامه را برای «بررسی و نظر» به پنتاگون فرستادند.

و مشخص شد که ارتش نظرات زیادی دارد؛ آنها می خواستند در ازای همکاری با فیلم تغییرات عمده ای در فیلمنامه صورت بگیرد.

 

ارتش در یادداشتی داخلی به تاریخ 29 ژوئن 1993 شکایت کرد که «گفتار خشونت بار در سراسر فیلمنامه وجود دارد»، و «محتوای جنسی بیش از حد و غیرضروری» است.

اما شکایت اصلی ارتش خود شخصیت فارست گامپ بود. آنها احساس می کردند شخصیت اصلی عقب مانده داستان که قرار بود تام هنکس نقش وی را بازی کند، نیرویی نبود که ارتش طی دوران جنگ ویتنام استخدام کند. طبق یک یادداشت داخلی دپارتمان ارتش، فیلمنامه فیلم «این تصور کلی را بوجود می آورد که که اعضای ارتش در دهه 1960 را آدمهایی ساده لوح یا سربازهایی با هوش حداقل تشکیل می دادند.» ارتش معتقد بود «این تصور نه صحیح است و نه به نفع ارتش.»

در حقیقت ارتش طی جنگ ویتنام سربازهایی با بهره هوشی پایین را استخدام می کرد، و تفنگداران دریایی پس از خواندن فیلمنامه احساس کردند که فیلم به این فصل نسبتاً شناخته نشده در تاریخ نظامی آمریکا اشاره دارد.

سروان جری بروکرت، رئیس دفتر روابط عمومی تفنگداران دریایی در لس آنجلس در ارزیابی خود از فیلمنامه می نویسد «بعد از اتمام کالج، فارست برای خدمت در جنگ ویتنام به ارتش احضار می شود، و گرچه بطور مستقیم در فیلمنامه به این مسئله اشاره نشده است، وی به عنوان یکی از اعضای "پروژه 100.000 مک نامارا" به تصویر کشیده می شود.»

 

بروکرت به طرحی که توسط رابرت مک نامارا وزیر دفاع آمریکا در سال 1966 اجرا شد اشاره می کرد که طی آن سربازها از بین افرادی انتخاب می شدند که پیشتر در آزمون هوش نیروهای مسلح رد شده بودند. بیش از 350 هزار نفر از این نیروها که توسط دیگر سربازها بطرز بیرحمانه ای "نیروهای مشنگ" نامیده می شدند جذب نیروهای مسلح شدند، و اکثر آنها سر از ارتش و سرانجام ویتنام درآوردند. طبق گزارشها ضریب هوشی حداقل یکی از این نیروها 62 بود، که بسیار پایین تر از ضریب هوشی گامپ در فیلم است (80).

اما پنتاگون اصرار داشت که چنین چیزی هرگز اتفاق نیفتاده است.

روز 7 جولای 1993، فیل استراب، رئیس دفتر فیلم پنتاگون، نامه ای به تهیه کننده فیلم چارلز نیوارث[3] نوشت و گفت وزارت دفاع به تهیه کنندگان کمک نخواهد کرد مگر اینکه آنها تغییرات اساسی در فیلمنامه اعمال کنند.

استراب نوشت «برای اینکه ما از نظر نظامی از فیلم حمایت کنیم تصاویر ارائه شده از ارتش باید از لحاظ تاریخی صحت داشته و محتمل باشند، اطلاعاتی ارائه شوند که برای مردم ارزشمند بوده، و به حفظ و جذب نیروها کمک کند. متأسفانه فارست گامپ مطابق این معیارها نیست. مشکل اصلی عدم صحت است از آن جهت که بنظر می رسد فارست گامپ برای خدمت در واحدی متشکل از افرادی مانند خودش جذب و آموزش داده شده، و سپس به عنوان تجربه ای بی فایده، غیرانسانی و محکوم به شکست توسط افسری بی تجربه به میدان نبرد در ویتنام فرستاده می شود... چناچه تمایل دارید به این مسائل بنیادین بپردازید از فرصتی برای بحث درین باره با شما استقبال می کنیم.»

در نسخه ای از فیلمنامه در تاریخ 13 آوریل 1993 به پنتاگون ارائه شد، فارست گامپ واحدش در ارتش را این گونه توصیف می کند «چیزی که واحد ما رو خاص کرده بود این بود که همه خیلی شبیه هم بودیم؛ خیلی کند و آهسته» و در ادامه می گوید «یکی بعدا به من گفت این یه آزمایش بوده که یک گروه از خنگها و خل وضعها رو که دستورات رو زیر سوال نمی بردن دور هم جمع کنن.»

پنتاگون گفت اگر تهیه‌کنندگان کمک ارتش را می‌خواهند این موارد باید تغییر کنند، و فیلمنامه به سرعت تغییر داده شد.

یک هفته بعد از دریافت نامه استراب، نیوارث و استیو استارکی، یکی از تهیه‌کنندگان فیلم، نامه‌ای به استراب نوشتند و گفتند «که سعی کرده‌اند فیلمنامه را طوری تغییر دهیم که تمام مسائل مطرح شده برطرف شوند، و اگر نظرات دیگری دارید آن را با ما در میان بگذارید و ما سعی خواهیم کرد آن‌ها را انجام دهیم.»

در نسخه بعدی فیلمنامه که به پنتاگون ارائه شد هرگونه اشاره‌ای به اینکه واحد فارست گامپ از آدم‌های خنگ تشکیل شده بود حذف گردید. بهترین دوست گامپ در ارتش یعنی بوبای عاشق میگو همچنان مثل گامپ خنگ است اما باقی اعضای واحد به صورت سربازهای عادی به تصویر کشیده‌ شده‌اند.

در فیلمنامه جدید مونولوگ گامپ که در آن اعضای واحد را «کند و آهسته» تعریف می‌کند، همچنین توضیحش درباره اینکه این واحد «یه آزمایش بوده که یک گروه از خنگها و خل وضعها رو که دستورات رو زیر سوال نمی بردن دور هم جمع کنن» حذف شده بود. و دیالوگ دیگری که افسر فرمانده گامپ به اعضای گروهش به عنوان «یک مشت احمق» اشاره می‌کند نیز حذف شد.

پنتاگون به یکی از خواسته‌های اصلی‌اش رسیده بود، اما ارتش همچنان از فیلمنامه رضایت نداشت؛ صحنه‌ای که فارست زخم جنگی‌اش را به رئیس‌جمهور لیندون جانسون نشان می‌دهد مطابق میل ارتش نبود. در این صحنه فارست خم می‌شود، شلوارش را پایین می‌کشد و جای زخم روی باسنش را به رئیس جمهور نشان می‌دهد. طبق یادداشتی درون سازمانی «این که یک سرباز وظیفه باسنش را به رئیس جمهور نشان دهد صحنه سینمایی قابل قبولی نیست.»

ارتش از شیوه‌ای که فارست افسر فرماندهش، سروان دن تیلور، را با عنوان و اسم کوچکش خطاب می‌کرد نیز راضی نبود. یکی از افسرانی که فیلمنامه را می‌خواند در حاشیه آن نوشت «این شیوه نامناسبی برای خطاب کردن یک افسر مافوق است.»

مسئولین ارتش با صحنه‌ای که سروان دن پس از دریافت دستور اعزام افرادش به مأموریتی خطرناک گریه می‌کند نیز مشکل داشتند. زیرا «تصویر جالبی از رهبری ارائه نمی‌کرد.»

بنابراین علیرغم تغییراتی که تهیه‌کنندگان در فیلمنامه اعمال کردند ارتش تصمیم گرفت بطور کامل با تولید فیلم همکاری نکند.

طبق یک یادداشت درون سازمانی «دپارتمان ارتش نمی‌تواند این پروژه را در وضعیت کنونی آن تأیید کند.»

نیوارث که اکنون رئیس تولیدات فیزیکی روولوشن استودیوز[4] است ـ استودیویی که سقوط شاهین سیاه[5] را تولید کرد ـ با دریافت نکردن کمک ارتش فلسفی برخورد می‌کند؛ «ما همیشه سعی می‌کنیم با وزارت دفاع کنار بیاییم، البته وقتی که این کار فیلم را به خطر نمی‌اندازد. اما این بار به نتیجه نرسیدیم، نتوانستیم به جایی برسیم که هم ما و هم آنها رضایت داشته باشند، بنابراین تصمیم گرفتیم فیلم را بدون حمایت آنها بسازیم. و البته همه‌چیز خیلی دوستانه انجام شد. فیل استراب یکی از متحدین بزرگ هالیوود است و همیشه بیشترین تلاشش را می‌کند تا کارها به نتیجه برسند.»


اما حتی بعد از اینکه ارتش تقاضای آنان را رد کرد، تفنگداران دریایی گفتند حاضرند در تولید فیلم کمک کنند به شرط این که تهیه‌کنندگان یک تغییر ساده در فیلمنامه اعمال کرده و فارست گامپ تفنگدار دریایی باشد. سروان جری بروکرت رئیس دفتر فیلم تفنگداران در لس‌آنجلس در یادداشتی درون سازمانی نوشت «من فیلمنامه را بررسی کردم و به اطلاع شرکت تولیدکننده رساندم که اگر شخصیت اصلی تفنگدار باشد و چند تغییر جزئی دیگر در فیلمنامه صورت بگیرد تفنگداران از پروژه حمایت خواهند کرد.»

اما فیلمسازها پیشنهاد تفنگداران را رد کردند.

بروکرت در یادداشتی نوشت «پس از بحث و بررسی، شرکت تولیدکننده در تاریخ 4 آگوست 1993 عدم تمایل خود به تغییر شخصیت از ارتشی به تفنگدار دریایی را به دلایل خلاقانه ابراز کرد. شخصیت درون کتاب، ارتشی است و رابرت زمه‌کیس کارگردان فیلم هم وی را ارتشی می‌بیند.»


اما تمایل تفنگداران به همکاری با فیلمی که ارتش آن را رد کرده بود نشان می‌دهد فرایند تأیید نظامی تا چه حد اختیاری است. در حقیقت اسناد و مدارک پنتاگون نشان می‌دهد تفنگداران دریایی تا زمانی که پیام کلی مثبت باشد، نسبت به بخش‌های دیگر برخورد سهل‌گیرانه‌تری با ارائه تصاویر منفی و ناخوشایند دارد. هنگامی که نیروی دریایی از همکاری با فیلم "یک افسر و یک جنتلمن[6] " سر باز زد، تفنگداران دریایی حاضر بودند در صورتی که شخصیت اصلی از افسر نیروی دریایی به تفنگدار تغییر کند در تولید آن همکاری کنند. این اتفاق درباره فیلم "چند مرد خوب[7]"، هنگامی که نیروی دریایی درخواست فیلم‌سازها را رد کرد نیز تکرار شد. تهیه‌کنندگان این دو فیلم هم حاضر نشدند شخصیت خود را تغییر دهند و مانند فارست گامپ تأیید و حمایت پنتاگون را بدست نیاوردند.

 

 


[1] . Forrest Gump

[2] . Forrest Gump

[3] . Charles Newirth

[4] . Physical production for Revolution Studios

[5] . Black Hawk Down

[6] . An officer and a Gentleman

[7] . A few good men

وقتی سال 1948 در روز نکبت، فرزند نامشروع غرب در قلب سرزمین‌های اسلامی متولد شد، کمتر کسی فکر می‌کرد که روزی برسد که موجودیت این انگل جهانی که تاکنون با خون کودکان و زنان مسلمان تغذیه کرده است، تا جایی به خطر بیفتد که صدها هزار نفر از داخل تل‌آویو علیه‌اش شعار دهند و میلیون‌ها مسلمان هم از بیرون از مرزهای سرزمین‌های اشغالی، دیکتاتورهای وابسته به صهیونیسم را یکی یکی به زیر بکشند و حتی در امریکا پرچم اسرائیل را به آتش بکشند.

به گزارش رجانیوز، اما خود اسرائیلی‌ها این موضوع را خیلی قبل از این حدس زده بودند و همان‌طور که حضرت امام خمینی (ره) فرموده‌اند که «اجانب در کمینند، آن‌ها نخوابیده‌اند، شما نباید بخوابید، باید هوشیار باشید، آن‌ها مشغول نقشه هستند، از "راه‌های مختلف، با فرم‌های متنوع"، مشغول طرح‌ریزی‌های کوتاه مدت و بلند مدت برای حفظ و ارتقای جایگاه رژیم صهیونیستی در منطقه‌ی خاورمیانه بودند.

در این راستا، در کنار حملات وحشیانه ارتش اسرائیل به کشورهای خاورمیانه از جمله جنگ شش روزه اعراب و اسرائیل، جنگ 33 روزه لبنان، جنگ 22 روزه غزه و... و ترورهای کور سازمان جاسوسی موساد که از جمله موارد اخیر آن‌ها، ترور شیخ احمد یاسین، عماد مغنیه، دکتر مسعود علیمحمدی و دکتر مجید شهریاری و... بود، عملیات غیر خشونت آمیز هم به انواع شیوه‌های تجاوزگری‌های این غده سرطانی اضافه گردید که بعدها از آن به جنگ نرم یاد شد.



کشورهای شرکت کننده در کنفرانس مالتا 2

موضوع این گزارش در مورد فاز دوم یعنی اقدامات غیر خشونت آمیز صهیونیسم جهانی با محوریت رژیم جعلی اسرائیل علیه کشورهای خاورمیانه و مردم مسلمان منطقه است. یکی از شناخته شده ترین اقدامات اولیه برای مبارزات نرم و دیپلماسی عمومی، تأسیس سازمان‌های مردم نهاد (NGO) است مثل بنیاد صهیونیستی "سوروس" که در زمینه انقلاب‌های رنگی در خاورمیانه تلاش می‌کند. یکی از این سازمان‌های مردم نهاد که هدف آن مشروعیت بخشیدن به وجود رژیم صهیونیستی در خاورمیانه و حساسیت‌زدایی و عادی‌سازی روابط با آن است، "بنیاد کنفرانس‌های مالتا ((MCF) Malta Conferences Foundation) " (1) است. این بنیاد در سال 2003 به ریاست یک زن صهیونیست، با نام "زافرا لرمان"، تأسیس شد. وی در "حیفا" در یک خانواده‌ی متعصب و افراطی یهودی که وجود خود را وقف ساختن اسرائیل کرده‌اند(2)، بزرگ شده و مدارک دانشگاهی خود را از دانشگاه‌های "تکنیون" و "وایزمن" اسرائیل دریافت کرده است. او سپس در سال 1969 به عنوان پسادکترا وارد دانشگاه "کرنل" شد. وی در آنجا در سازماندهی محققان، استادان و دانشمندان برای حقوق بشر و آزادی علمی فعالیت کرده و در کمک به دانشمندان مخالف نظام‌های شوروی سابق و چین، کسب شهرت کرد. حداقل یک دانشمند برجسته‌ی روس نوشت که آزادی خود را مدیون لرمان است که در جوامع علمی بین‌المللی، کمپینی برای آزادی او برگزار کرده است. او همچنین یکی از نظامیان اسبق ارتش رژیم صهیونیستی است.(3)

زالفرا لرمان در حال سخنرانی در مؤسسه نوبل در خصوص کنفرانس مالتا

این بنیاد مسئولیت برگزاری کنفرانس‌هایی با نام کنفرانس‌های مالتا را بر عهده دارد. بنیاد کنفرانس‌های مالتا از سال 2003 تاکنون، هر دو سال یک بار اقدام به برگزاری کنفرانس‌هایی به همین نام کرده است. اولین کنفرانس موسوم به "مالتا 1" در آبان ماه سال 1382 (نوامبر سال 2003) در جزیره‌ی بدنام "مالت" برگزار شد.

کنفرانس "مالتا 2" در نوامبر 2005 باز هم در جزیره‌ی مالت تشکیل شد. کنفرانس "مالتا 3" در نوامبر 2007 در استانبول ترکیه و کنفرانس "مالتا 4" در نوامبر 2009 در امان پایتخت اردن برگزار شد. کنفرانس "مالتا 5" نیز در دسامبر سال جاری میلادی در پاریس برگزار خواهد شد. در این کنفرانس‌ها تا کنون فقط کشورهای خاورمیانه و رژیم صهیونیستی شرکت کرده‌اند! البته هر سال تعدادی از برندگان جایزه‌ی نوبل نیز دعوت می‌شوند که تعداد قابل توجهی از آن‌ها نیز لااقل تابعیت دوگانه‌ی اسرائیلی دارند.

این کنفرانس‌ها برای اولین بار از زمان ایجاد اسرائیل در سال 1948، دانشمندانی را از تمام نقاط خاورمیانه گرد هم آورده است. بسیاری از دانشمندانی که در این کنفرانس‌ها شرکت می‌کنند، در کشور خودشان افراد مهمی هستند، از رؤسای دانشگاه‌ها گرفته تا رؤسای تشکل‌های علمی و دانشمندان برجسته که حضور آن‌ها می‌تواند اثرات مهمی در چشم‌انداز سیاسی در کشورهایشان به جا بگذارد. از نکات قابل توجه این کنفرانس این است که با وجود آنکه بیش از 70 درصد دانشمندان شرکت کننده در این کنفرانس از کشورهای مسلمان خاورمیانه هستند، اما در حاشیه کنفرانس مشروبات الکلی سرو می‌شود!

خانم لرمان به عنوان رئیس این بنیاد به صراحت هدف از برگزاری این کنفرانس‌ها را چنین بیان می‌کند: «خاورمیانه نمی‌تواند به طور دائم در حالت جنگ باقی بماند و تماس‌های چهره به چهره‌ی مردم کشورها می‌تواند منجر به روابط دوستانه‌ی بلند مدتی شود که اختلافات سیاسی و فرهنگی را از میان بردارد.» او همچنین ادامه می‌دهد: «دانشمندان می‌توانند کارهایی بکنند که وکلا، دیپلمات‌ها، سربازان و رؤسای جمهور قادر به انجام آن نیستند».

متأسفانه از همان کنفرانس «مالتا 1»، عده‌ای از دانشمندان ایرانی نیز بدون توجه به ماهیت این نوع دام‌های صهیونیستی، در این کنفرانس‌ها شرکت کردند. نتیجه‌ی این غفلت، انتقال یافته‌های تحقیقات تجربی و استراتژیک دانشمندان ایرانی (مانند فن‌آوری ساخت حسگرهای پیشرفته که بودجه‌ی عظیمی از بیت‌المال صرف تحقیق و طراحی آن شده بود) به دست دانشمندان صهیونیست است. دردمندانه‌تر اینکه کنفرانس‌های دوسالانه بعدی یعنی "مالتا 2" و "مالتا 3" و "مالتا 4" نیز میزبان حضور دانشمندان ایرانی بودند.

پایگاه اطلاع رسانی بنیاد کنفرانس‌های مالتا هنوز هیچ اطلاعاتی در خصوص ترکیب شرکت کنندگان کنفرانس "مالتا 5" منتشر نکرده است که مشخص شود آیا باز هم اساتیدی از کشورمان در این کنفرانس شرکت می‌کنند یا خیر! اما قدر مسلم این است که باید جلوی این روند تأسف‌بار سوء استفاده‌ی گسترده‌ی صهیونیستی از علم دانشمندان جوان ایرانی گرفته شود.

1-  http://www.maltaconferencesfoundation.org/

2-  http://www.chicagojewishnews.com/story.htm?sid=1&id=253409
Lerman, a former member of the Israeli army

3- (http://www.wrmea.com/component/content/article/280-2006-january-fe).

به گزارش مشرق به نقل از سایت اوباما، اقدام «جان پایک» پلیسی که بر روی سر و صورت دانشجویان روی زمین نشسته در دانشگاه «دیویس»، حجم زیادی از گاز فلفل پاشیده بود، باعث واکنشهای شدیدی از سوی معترضین شده و تصاویر این اقدام، از سوی معترضین در جریان تجمعات مورد استفاده قرار گرفته است.


بر این اساس، برخی گرافیست‌های آمریکایی نیز با ارائه طرح‌هایی قابل توجه از این واقعه، اعتراض خود را به پلیس ایالت کالیفرنیا نشان دادند:


در یکی از این طرح‌ها، بر روی تابلوی معروفی از حضرت عیسی(ع)، تصویر جان پایک اضافه شده که در حال اسپری زدن به صورت ایشان است و این باعث شده که اشک از چشمان حضرت عیسی جاری شود.


در تصویر دیگری در همین رابطه، پلیس آمریکایی در نقاشی معروف تدوین قانون اساسی اولیه آمریکا حضور پیدا کرده و در حال گند زدن به متن قانون اساسی است!


از نگاه گرافیست‌های آمریکایی، پایک حتی به گاندی هم رحم نکرده و در حال اسپری زدن به صورت این چهره صلح طلب است.


در طرح دیگری، پلیس آمریکا در حال اسپری به صورت کودکی نشان داده شده که نگران آینده خود است.


طرحی گرافیکی نیز با این مضمون طراحی شده که پلیس آمریکا نماد بخش سیاه قانون آمریکاست.

به گزارش مشرق به نقل از العالم، "بهاء الاعرجی" رئیس  کمیته مبارزه با فساد در پارلمان عراق و نماینده فراکسیون "الاحرار" در بیانیه ای گفت: دولت اشغالگر آمریکا از طریق بازرس کل بازسازی عراق به سرقت 21 میلیارد دلاراز اموال این کشور اعتراف کرده است که  این مسئله نیز با کوشش فوق العاده کمیته وی و نامه نگاری به  سازمان ملل متحد آشکار شد.

دفترالاعرجی در این بیانیه آمریکا را به سرقت 21 میلیارد دلار از اموال عراق متهم کرد و از مطرح شدن این مسئله در دستور کار هفته آینده مجلس برای بررسی و بازگرداندن اموال ملت عراق خبر داد.

این بیانیه افزود: مسئله سرقت، از طریق بازرس آمریکا در زمینه بازسازی عراق و در پی دخالت کمیته  مبارزه با فساد در پارلمان عراق و نامه نگاری با سازمان ملل برملا شد.

براساس این بیانیه، "اسامه النجیفی" رئیس مجلس عراق هفته جاری نشست مهمی را با بازرس آمریکا در زمینه  بازسازی عراق تشکیل داد و مبلغ 21 میلیارد دلار اموال عراق را که به سرنوشت نامعلومی دچار شده است، بررسی کرد.

دفتر الاعرجی تصریح کرد: این دارایی های عراق، پیش از اشغال نزد آمریکا بود و پس از اشغال به عراق منتقل شد که دو میلیارد از آن در فردوگاه بغداد  به سرقت رفت و هشت میلیارد دلار نیز به منطقه کردستان منتقل شد و 4 میلیارد نیز در دولت "ایاد علاوی" ناپدید شد و مبالغ دیگر نیز در دست بررسی است.

گفتنی است یک بازرس آمریکایی معروف به "بوین" در ژوئن سال جاری، گروههایی را بدون ذکر نام، به سرقت 6.6 میلیارد دلار از هزینه بازسازی عراق متهم کرد و این عملیات را بزرگترین دستبرد در تاریخ آمریکا دانست.

روزنامه "لس انجلس تایمز" آمریکا نیز در گزارش امسال خود نوشت: تحقیقات برای تعیین  سرنوشت اموال عراق که از زمان رژیم صدام مصادره شده بود و پس از اشغال عراق در سالهای 2003 و 2004 میلادی به بغداد منتقل شد، ادامه دارد.

این روزنامه نوشت: این اموال که حدود 20 میلیارد دلاربو؛د در صندوق های پلاستیکی با هواپیماهای نظامی ترابری به عنوان بخشی از طرح بازسازی عراق به این کشور منتقل شد.

"هنری واکسمن " نماینده آمریکا که از منتقدان سرسخت اشغال عراق است، از انتقال 336 تن اموال نقدی به منطقه ای جنگی ابراز تعجب کرد.

روزنامه "واشنگتن پست" نیز چندی پیش در گزارشی اعلام کرد: بیشتر سازمان های نظامی  آمریکایی که مامورهزینه کردن اموال عراق برای بازسازی این کشور بودند، نتوانستند به مقررات آمریکا درباره زیرنظر داشتن این دارایی ها و نوع هزینه کردن آن پایبند باشند.

این در حالی است که دولت عراق چندین بار تهدید کرده است که در صورت ضرورت برای بازگرداندن اموال ناپدید شده، به دادگاههای بین المللی مراجعه خواهد کرد.

همزمان با تشدید حملات نیروهای امنیتی مصر به انقلابیون مصری، شیخ الازهر با صدور بیانیه‌ای ریختن خون شهروندان مصری را حرام اعلام کرد.
به گزارش فارس، "احمد الطیب" در بیانیه‌ای اعلام کرد که خون مصری‌ها همگی پاک و گرانقدرتر از آن است که ریخته شود و مصر امروز فرزندان خود را فریاد می‌زند و از همه می‌خواهد که خویشتنداری کنند.

در این بیانیه آمده است: اگر ما حق تظاهرات‌کنندگان و بیان دیدگاه را برای همه به رسمیت می‌شناسیم پس مسئولیت ملی ما نیز ایجاب می‌کند که مایملک عمومی و خصوصی را حفظ کنیم و پیش از آن نیز جان مصری‌ها و خون‌های گرانمایه آنها را محافظت کنیم خواه این افراد از ملت باشند و یا از پلیس که اینها نیز فرزندان ما و ملت مصر است.

در این بیانیه همچنین آمده است که الازهر تمامی کشته شدگان را در شمار افرادی که در نزد خداوند هستند حساب می‌کند و امیدوار است که نزد خداوند سبحان شهدا محسوب شوند.

شیخ الازهر همچنین تاکید کرد: در شرایط دردناک الازهر شریف بار دیگر بر پرهیز از هر گونه اعمال خشونت‌آمیز و خرابکاری تاکید کرده و خواهان حفظ ویژگی مسالمت‌آمیز انقلاب مصر بدون هیچ گونه خشونت و ریختن خون است.

مشرق: از سالیان دور به این طرف، آمریکا به صورت دوفاکتو، مستقیم یا غیرمستقیم، توسط یهودیان طرفدار اسرائیل و قدرت لابی‌های یهودی آنها هدایت می‌شود. روزنامه اسرائیلی معاریو (Ma´ariv ) در دوم سپتامبر 1994 نوشت:

"آمریکا دیگر دارای دولتی غیریهودی (Goyim ) نیست، بلکه دولتی بر سر کار است که یهودیان در تمام سطوح تصمیم‌گیری آن مشارکت دارند. شاید دیگر بخش‌هایی از قانون مذهبی یهودیت که با عبارت "حکومت‌داری غیریهودی" مرتبط است، باید مورد تجدید نظر قرار گیرد زیرا در آمریکا تبدیل به عبارتی منسوخ شده است."


اولین رئیس جمهور یهودی آمریکا


زمانی که باراک اوباما با شعار پر زرق و برگ و درخشان "تغییر" وارد اتاق ریاست جمهوری شد کمتر رأی دهنده آمریکایی فکر می‌کرد که وی فقط یک نسخه متعادل‌تر از رئیس‌جمهور پیشین خود خواهد بود که تمام مشروعیت و قدرت خود را مدیون لابی صهیونیستی-یهودی است.

یوری آونری (URI AVNERY )، فعال یهودی ضدصهیونیست می‌نویسد: "پس از ماه‌ها رقابت سخت و فشرده، اوباما توانست رقیب قدرتمند خود یعنی هیلاری کلینتون را شکست دهد.... و اولین چیزی که وی پس از این پیروزی انجام داد چه بود؟ وی به کنفرانس لابی اسرائیل، آیپک، رفته و سخنانی بر زبان راند که تمام رکوردهای چابلوسی و تملق را شکست."

در حقیقت متن سخنرانی اوباما در این نشست و نیزسیاست خارجه وی در قبال خاورمیانه توسط "کنفرانس رؤسای سازمان‌های یهودی بزرگ آمریکا" تدوین شده بود. وی بار دیگر در سال 2011 برای اعضای لابی صهیونیستی آیپک سخنرانی کرده و به مانند قبل اظهارات خود در مورد حمایت بی قید و شرط از موجودیت و امنیت اسرائیل را اعلام نمود.  

برای دریافت متن سخنرانی اوباما در نشست آیپک در سال 2008 اینجا و 2011 اینجا کلیک کنید.


فایل تصویری بخشی از سخنرانی اوباما در آیپک در سال 2008

 

اولین سخنرانی انتخاباتی اوباما در سال 2008 در آیپک برگزار شد

در جولای 2011، استیو شِفی (Steve Sheffy ) روزنامه‌نگار آمریکایی حامی اسرائیل با انتشار مقاله‌ای در  "هافینگتون‌پست" اعلام کرد که باراک اوباما بیشترین حمایت‌ها را در میان رؤسای جمهور آمریکا از اسرائیل به عمل آورده است: "رئیس‌جمهور اوباما همکاری‌های نظامی بین اسرائیل و آمریکا را به میزان بی‌سابقه‌ای ارتقاء داده است.... اوباما بیش از هر رئیس‌جمهور دیگری در تاریخ آمریکا کمک‌های امنیتی به اسرائیل ارائه نموده است. وی با هر گونه اقدام بین‌المللی جهت مشروعیت‌زدایی از اسرائیل مقابله کرده است. او از شرکت در نشست‌های دوربان یک و دو به علت برنامه‌های ضداسرائیلی آنها اجتناب ورزید. وی گزارش گلداستون را محکوم نمود. آمریکا در دوران اوباما تنها یک بار از حق وتو استفاده کرده است و آن هم در زمانی که شورای امنیت سعی داشت قطعنامه‌ای در محکومیت شهرک‌سازی‌های اسرائیل به تصویب برساند."

کمک‌های نظامی آمریکا به اسرائیل در دوران اوباما نیز تداوم یافته و سیر صعودی خود را ادامه داد. وی در سال 2009 با فروش ده‌ها فروند جنگنده اف‌35 به اسرائیل موافقت نمود. وی همچنین اولین رئیس‌جمهور آمریکا بود که اجازه فروش موشک‌های ضدپناهگاه (bunker buster ) را به اسرائیل صادر کرد. به گزارش وزارت امور خارجه آمریکا کمک‌های نظامی این کشور به اسرائیل هر سال چند صد میلیون دلار افزایش خواهد یافت. از زمان روی کار آمدن اوباما، آمریکا در حدود 11 میلیارد کمک مالی بلاعوض به اسرائیل ارائه کرده است که بخش اعظمی از این کمک‌ها به صورت تجهیزات نظامی بوده‌اند.


برنامه ده ساله دوم: کمک نظامی پیشنهاد شده آمریکا به اسرائیل طی سال مالی 2009 تا 2018

سال مالی 2009

2.55 میلیارد دلار

سال مالی 2010

2.77 میلیارد دلار

سال مالی 2011

3 میلیارد دلار

سال مالی 2012

3.9 میلیارد دلار

*اولین رئیس‌جمهور یهودی آمریکا


اوباما خطاب به پرز: "چکار می‌توانم برای اسرائیل انجام دهم؟"      هاآرتص – 17 نوامبر 2008

 

ابنر میکونر (Abner Mikvner )، نماینده صهیونیست سابق کنگره، قاضی فدرال، مشاور بیل کلینتون و یکی از حامیان اولیه اوباما معتقد است که "باراک اوباما اولین رئیس جمهور یهودی است". این سخنان میکونر منعکس کننده تعهد یکجانبه و بلند مدت اوباما به دولت یهود و وفاداری وی به ساختار قدرت صهیونیست‌ها در داخل آمریکا، و نیز تلاش طولانی مدت و موفقیت‌آمیز شبکه‌ای متشکل از صهیونیست‌های قدرتمند مالی و سیاسی در وارد ساختن اوباما به دستگاه سیاسی "اول اسرائیل" است.

وب‌سایت "اخبار یهودی شیکاگو" (chicagojewishnews.com ) که به عنوان یک ارگان تبلیغاتی برای اسرائیل فعالیت می‌کند، در 24 اکتبر 2008 مقاله‌ای طولانی در مورد "اوباما و یهودیان" به قلم پائولین دوبکین (Pauline Dubkin ) منتشر کرد. در این مقاله به سخنان یک ناظر یهودی مسائل سیاسی اشاره شده بود که گفته بود: "یهودی‌ها او [اوباما] را ساختند. هر کجا که بنگرید شاهد حضور یهودیان خواهید بود."



حضور اوباما در موزه یاد واشم اسرائیل و ادای احترام به قربانیان افسانه هولوکاست!


تبدیل کردن اوباما به یک حامی اسرائیل از زمان تحصیل وی در دانشکده حقوق هاورارد آغاز شد. وی در آنجا توسط یک استاد صهیونیست به نام مارتا مینو (Martha Minow ) شناسایی شد. مینو وی را فردی باهوش، نویدبخش، از نظر سیاسی جاه‌طلب و آماده جذب معرفی نمود. مینو، اوباما را به اعضای خانواده، شامل پدرش که یکی از دلالان بزرگ خرید آراء برای دموکرات‌ها بو و نیز دیگر دوستان صهیونیست خود که صاحب شرکت‌های حقوقی در شیکاگو بودند معرفی نمود تا اوباما را استخدام نمایند. به طور خلاصه، اولین قدم در عضوگیری صهیونیست‌ها شامل استفاده از یک شخص دانشگاهی برجسته برای تماس اولیه و سپس دادن وعده پیشرفت کاری از طریق یک شبکه شغلی بود.



مارتا مینو

استاد صهیونیست دانشگاه هاروارد که اوباما را به دوستان یهودی خود معرفی نمود


گام دوم عبارت بود از معرفی اوباما به مجمعی از دوستان و همسایگان در جامعه یهودی که شامل حامیان مالی برجسته صهنویست نیز می‌شد. مشوقین اولیه اوباما نقشی کلیدی در متعاقد ساختن وی داشتند مبنی بر اینکه آینده سیاسی او وابسته به حمایت متحدین صهیونیست است و اینکه حمایت صهیونیست‌ها نیز به تعهد کلی وی به برنامه‌هایی است که منافع اسرائیل را در درجه اول اولویت قرار می‌دهند.

در پایان دهه 1990، اوباما توانسته بود به خوبی در شبکه حزب دموکراتیک لیبرال صهیونیست جای بگیرد و از طریق همین شبکه وی دو نفر از شاخص‌ترین چهره‌های صهیونیست‌ را که در برنامه‌های تبلیغاتی ریاست جمهوری وی نقشی اساسی داشتند را پیدا نمود: دیوید اکسل رود (David Axelrod استراتژیست سیاسی ارشد اوباما از سال 2002 تا کنون و بتی لو سالتزمن (Betty lu Saltzman ) معمار اصلی مبارزات انتخاباتی اوباما در سال 2008.


دیوید اکسل رود

از یهودیان برجسته شیکاگو و استراتژیست سیاسی ارشد اوباما

بتی‌لو سالتزمن

معمار اصلی انتخاباتی اوباما در سال 2008


سالتزمن دختر فیلیپ کلوتزنیک (Phillip Klutznick )، میلیاردر و حامی متعصب اسرائیل، است. سالتزمن اذعان نموده است که اگر اوباما به منافع اسرائیل پایبند نمی‌ماند، هرگز امکان نداشت که صرفا به علت "هوش" یا سیاست‌های لیبرال وی از او حمایت به عمل آورد. (اخبار یهودی شیکاگو، 24 اکتبر 2008)

زمانی که اوباما در سنای ایلینویز فعالیت می‌کرد دارای یک اتاق مشترک با یک یهودی ارتدوکس و  متعصب به نام ایرا سیسلوراشتاین (Ira Silverstein ) بود. به گفته وی "احساسات آنها در قبال طرفداری از اسرائیل به یکدیگر نزدیک بود"، چنان که هرگاه سیلوراشتاین قطعنامه‌ای در مورد محکومیت اقدامات سازمان آزادیبخش فلسطین (ساف) ارائه می‌کرد، اوباما فورا آن را امضاء می‌نمود." (همان)

اکسلورد، کلوتزنیک و دیگر استراتژیست‌های اوباما به وی که هم‌اکنون به طور کامل در ساختار قدرت صهیونیستی جای گرفته بود، توصیه نمودند که در راستای تلاش برای پیروزی در انتخابات مجلس سنا، زیارت اجباری اسرائیل را به جای آورده و مراتب احترام خود را به رهبرانش ارزانی دارد. در سفر دو سال بعد اواما به اسرائیل، نائب رئیس فدراسیون یهودی کلان‌شهر شیکاگو نیز وی را همراهی کرد. اوباما، با هدایت صهیونیست‌ها، با اسرائیل رابطه برقرار کرد و به عنوان یک سیاستمدار آمریکایی-آفریقایی کاملا صهیونیست به آمریکا بازگشت.



حضور اوباما در دیوار غربی مسجد الاقصی معروف به دیوار ندبه


با تأییدات ساختار قدرت صهیونیستی، پایگاه مالی اوباما گسترش یافته و شامل برخی از ثروتمندترین یهودیان آمریکایی حاملی اسرائیل شد. در میان این یهودیان می‌توان به نام لستر کراون (Lester Crown ) اشاره نمود که پسرش جیمر کراون (James Crown ) هدایت برنامه‌های مالی امور تبلیغاتی اوباما را در ایالت ایلینویز بر عهده داشت.

 

فیلم سخنان اوباما در مورد رابطه ویژه بین اسرائیل و آمریکا

*یهودیان دولت اوباما

خاخام آرنولد ژاکوب وولف (Arnold Jacob Wolf )، یکی از قدیمی‌ترین حامیان اوباما، در مورد انتصاب صهیونیست‌ها در دولت وی چنین می‌گوید: "اوباما با جهان یهودیت یکی شده است." هیچ چیز به غیر از روابط طولانی‌مدت و مستحکم اوباما با ساختار قدرت صهیونیستی نمی‌تواند توضیح دهد که چرا وی این اقتصاددان‌ها و مقامات امنیتی شکست خورده را انتخاب نمود.

تخمین زده می‌شود که در حدود یک پنجم الی یک سوم کابینه اوباما را یهودی‌ها تشکیل می‌دهند. البته میزان یهودیان شاغل در دولت اوباما بیشتر از این رقم است. اگر تمام دستیارها، دستیاران دستیارها، معاونین، حقوقدان‌ها، مشاوریت و دیگر بوروکرات‌های میانه تا سطح بالا را در نظر بگیریم در این صورت تعداد یهودیان دولت اوباما نزدیک به 40 الی 50 درصد خواهد بود. به یاد داشته باشید که قومیت یهود در آمریکا فقط 2 الی 3 درصد جمعیت این کشور را تشکیل می‌دهند، با این حال، چنین سهم بالایی را در دولت اوباما بخصوص در بخش‌های اقتصادی به خود اختصاص داده‌اند. در زیر لیستی از مهمترین یهودیان صهیونیستی که در دولت اوباما فعال هستند ارائه می‌شود:

· دیوید اکسل رود (David Axelrod )؛ مشاور ویژه رئیس‌جمهور؛ اکسلرود یک یهودی است که اوباما را تبدیل به یک نیروی یهودی کرد؛ وی یک چهره عمده سیاسی و اقتصادی بین یهودیان ثروتمند شیکاگو بالاخص خانواده پریتزکر و بسیاری دیگر است.


· جارد برنشتاین (Jared Bernstein )؛ اقتصاددان ارشد و مشاور در حوزه خط‌مشی اقتصادی معاون رئیس‌جمهور.


جارد برنشتاین

اقتصاددان و مشاور جو بایدن


· رام امانوئل (Rahm Emanuel)، رئیس دفتر رئیس‌جمهور؛ پسر یک صهیونیست تروریست؛ دارای تابعیت همزمان اسرائیل و آمریکا.

امانوئل طی جنگ اول خلیج فارس در ارتش اسرائیل خدمت می‌کرد؛ وی از شبکه یهودی برای دستیابی به یک شغل پردرآمد در یک بانک سرمایه‌گذاری استفاده نمود علی‌رغم اینکه دارای هیچگونه تجربه قبلی نبود (وی در کمتر از سه سال بیش از 15 میلیون دلار درآمد کسب نمود)؛ در انتخابات مجلس نمایندگان در سال 2008، امانوئل به عنوان یک نامزد دموکرات بیشترین کمک‌های مالی را از جانب وال‌استریت، صندوق‌های سرمایه‌گذاری، بانک‌ها و سایر بخش‌های مالی دریافت نمود. این در حالی است که نهادهای مالی در سال 2008 به استانه فروپاشی رسیدند.

وی او از اعضای ارشد کمیته روابط عمومی آمریکایی اسرائیلی (آیپک) است و بانی سخنرانی باراک اوباما در زمان مبارزات انتخاباتی ریاست جمهوری آمریکا بود که در آن سخنرانی، باراک اوباما، منافع اسرائیل را منافع آمریکا خواند و تاکید کرد که نخواهد گذاشت تا نظام جمهوری اسلامی به بمب اتمی دسترسی پیدا کند. امانوئل در اکتبر ۲۰۱۰ میلادی، از مقام خود استعفا کرد و به سمت اولین شهردار یهودی شیکاگو رسید.

رام امانوئل و اوباما هر دو عضو کلوپ همجنس‌بازی شیکاگو نیز هستند که در گزارش راهبردی 5 به آن پرداخته شد.



رام امانوئل

رئیس دفتر سابق یهودی اوباما


· ذخیره فدرال (بانک مرکزی آمریکا)؛ یهودیانی به نام‌های برنانکی(Bernanke)، کوهن (Kohn)، وارش (Warsh) و کروزنر (Kroszner) هنوز هم شورای مدیریتی بانک مرکزی آمریکا (گروه اصلی که بر دیگر شعبه‌های منطقه‌ای بانک مرکزی نظارت می‌کند) را هدایت می‌کنند. یک یهودی دیگر به نام فرد میشکین (Fred Mishkin) اخیرا از این شورا استعفا داده اما هنوز دارای نفوذ زیادی در آن است. اوباما فردی به نام دانیل تارولو (Daniel Tarullo) را جایگزین وی ساخت. او نیز احتمالا یک یهودی است – یهودی‌ها اغلب نام خانوادگی یهودی  خود را به به نام‌های خانوادگی ایتالیایی تغیر می‌دهند تا راحت‌تر در آمریکا و جاهای دیگر همرنگ دیگران گردند.

کوین وارش ، دونالد کوهن  و بن برنانکی  میراث یهودی دولت‌های قبل از اوباما

 


دانیل تارولو

صهیونیستی که توسط اوباما وارد شورای مدیریتی بانک مرکزی آمریکا شد

 

تیموتی گایتنر (Tim Geithner)؛ اطلاعات قابل اعتمادی وجود دارند مبنی بر اینکه وی یهودی است. همسر وی نیز یک یهوی به نام کارول سوننفلد (Carole Sonnenfeld) است. وی طی بحران‌های مالی بزرگ ریاست بانک مرکزی شعبه نویورک را بر عهده داشت که یکی از قدرتمندترین شعب این بانک محسوب می‌شود.


تیموتی گایتنر، هفتاد و پنجمین وزیر خزانه‌داری یهودی آمریکا


· النا کاگان (Elena Kagan)؛ رئیس دیوان عالی آمریکا


النا کاگان، صهیونیستی که رئیس دیوان عالی آمریکا شد


سالی کاتزن (Sally Katzen)؛ مشاور حقوقی ارشد اوباما و بایدن.


سالی کاتزن


· رون کلاین (Ron Klain)؛ رئیس دفتر معاون رئیس‌جمهور. وی در کنار یک یهودی دیگر (رام امانوئل) دیدارها و تقویم کاری رئیس جمهور و معاون رئیس جمهور آمریکا را تنظیم می‌کند.


رون کلاین


· اریک لندر (Eric Lander) و هارولد ای. وارموس (Harold E. Varmus)؛ رؤسای شورای علم و تکنولوژی ریاست‌جمهوری

وارموس و لندر، سکانداران یهودی شورای علم و تکنولوژی ریاست جمهوری


· جاکوب لو (Jacob Lew) و جیمز اشتاینبرگ (James Steinberg)؛ معاونین وزیر امور خارجه، یعنی اگر اتفاقی برای هیلاری کلینتون بیفتد یکی از این دو نفر مسؤولیت وزارت امور خارجه آمریکا را بر عهده خواهند گرفت. این دو نفر جزو صهیونیست‌های متعصب طرفدار اسرائیل محسوب می‌شوند بنابراین مشخص نیست که چگونه قرار است در امور مربوط به خاورمیانه بی‌طرفانه قضاوت نمایند.


لو و اشتاینبرگ، معاونین یهودی هیلاری کلینتون

·

الن موران (Ellen Moran)؛ مدیر ارتباطات کاخ سفید.


الن موران


· دنیس راس (Dennis Ross)؛ فرستده ویژه اوباما به خاورمیانه و هماهنگ کننده امور مناسبات ایران و آمریکا. وی یکی از مؤلفین متن سخنرانی اوباما در آیپک در سال 2008 بود. او در دولت‌های بوش پدر و پسر و کلینتون مسؤول یافتن رهیافت‌هایی جهت حل و فصل مسایل مرتبط با درگیری‌های اسرائیل و فلسطینیان بود که البته پیشرفتی در آن حاصل نشد.

دنیس راس در کنار بنیامین نتانیاهو


· رابرت روبین (Robert Rubin)؛ مشاور اقتصادی اوباما و بایدن.

رابرت روبین

 

دانیل بی. شاپیرو (Daniel B. Shapiro)؛ رئیس میز خاورمیانه در شورای امنیت ملی ؛ همچنین یک لابی‌گر مشهور در واشنگتن.

شاپیرو در حضور شیمون پرز

 

ماری شاپیرو (Mary Schapiro)؛ رئیس کمیسیون اوراق بهادار و بورس؛ یک بروکرات یهودی که از زمان ریگان تاکنون در تمام دولت‌های آمریکا فعالیت نموده است. وی نفوذ زیادی در بازار بورس وال‌استریت دارد.

ماری شاپیرو

مجله تایم به وی لقب کلانتر وال‌استریت را داده است

·

فیل شیلیرو (Phil Schiliro)؛ دستیار امور حقوقی رئیس‌جمهور.

فیل شیلیرو

·

لاورنس (لری) سامرز (Lawrence (Larry) Summers)؛ رئیس شورای اقتصاد ملی کاخ سفید؛ از مدیران وال‌استریت و بانک جهانی.

لاورنس سامرز


مونا ساتفن (Mona Sutphen)؛ قائم مقام رئیس دفتر رئیس‌جمهور؛ نفر دوم پس از امانوئل.


ساتفن در کنار اوباما و اکسلرود

 

· سونیا سوتومایر (Sonia Sotomayor)؛ قاضی یهودی دیوان عالی. به خاطر حمایت سرسختانه از آزادی سقط جنین، آزادی حمل سلاح و آزادی همجنس‌بازی معروف است.



سونیا سوتو مایر، قاضی همجنس‌باز دیوان عالی آمریکا

 


*تغییری که هرگز رخ نداد!

 


آقای تغییر با حمایت رأی‌دهندگانی وارد کاخ سفید شد که مشتاق بودند بدانند تغییر چگونه خواهد بود. اما هم‌‌اکنون حتی وفادارترین طرفداران وی نیز نمی‌توانند بدین سؤال پاسخ دهند. هم‌کانون نارضایتی افکار عمومی از دولت اوباما افزایش چشمگیری یافته و حتی منجر به اعتراضات خیابانی نیز شده است. البته این اعتراضات نه فقط دولت اوباما بلکه تمام سیستم کاپیتالیستی غرب را نشانه گرفته‌اند.

در زیر اشاره‌ای اجمالی به برخی از مهمترین وعده‌های اوباما که هیچگاه عملی نشدند شده است:


مراقبت‌های بهداشتی برای همه

هم‌اکنون علی‌رغم تصویب قانون مراقبت‌های بهداشتی اوباما هر آمریکایی که در سال کمتر از 000/30 دلار درآمد دارد برای پرداخت ویزیت یک دکتر ساده نیز مشکل خواهد داشت. وی در سال 2007 وعده داد که در آینده همه آمریکایی‌ها باید به مراقبت‌های بهداشتی اولیه دسترسی داشته باشند.

بنا بر گزارش‌ها، اوباما بخش‌های زیادی از قانون پیشنهادی خود را تعدیل نمود تا بتواند در قوانین دیگر از جمهوری‌خواه‌ها امتیاز بگیرد. دفتر بودجه‌ای کنگره برآورد نموده است که اگر تمام عناصر قانون تصویب شده توسط اوباما تا سال 2014 به اجراء گذارده شوند، هنوز هم 22 میلیون آمریکایی از خدمات اولیه بهداشتی محروم خواهند بود.


تعطیلی گوانتانامو

تعطیل کردن گوانتاناموف به عنوان سمبل کارهای نادرست دوران بوش از نظر لیبرال‌ها، می‌توانست هدفی بسیار ساده برای رئیس‌جمهور جدید و محبوب و نیز اکثریت دموکرات کنگره باشد. در حقیقت اوباما وعده انجام این کار را نیز داده بود. اما امروز اوباما از وعده خود برای تعطیلی این مکان عقب‌نشینی کرده، ستور ادامه دادگاه‌های نظامی را صادر نموده و حتی محاکمه مظنون حملات 11 سپتامبر را از یک دادگاه غیرنظامی در نیویورک به یک دادگاه نظامی سری در گوانتانامو منتقل نموده است.

تصاویری از زندان گوانتانامو



دفاع از حقوق کارگران

وی در میتینگ‌ها تبلیغاتی خود در سال 2007 که در دوران ریاست‌جمهوری وی تمام کارگران آمریکایی از حق سازماندهی و مذاکره جمعی برخوردار خواهند بود. اما ظاهرا این وعده وی فقط در حد شعار باقی مانده و وی تاکنون فعالیتی برای عملی ساختن این وعده خود انجام نداده است.


اصلاح قانون میهن‌پرستی

بر اساس این قانون و نیز مجوز استراق‌سمع نامحدودی که در دوران بوش به تصویب رسیدند، هر شهروند آمریکایی یک مظنون تروریست به شمار می‌رود. علی‌رغم آنچه در میان افکار عمومی شایع است، اوباما هیچگاه مخالفتی با این نوع قوانین و مجوزها نداشت. دولت وی قانون میهن‌پرستی را حتی بیش از آنچه جمهوری‌خواهان انتظار داشتند یعنی تا سال 2013 تمدید نمود تا بدین ترتیب این موضوع در انتخابات سال 2012 برای وی مشکلی پیش نیاورد.

قانون میهن پرستی که از سال 2001 هر شهروندی را تبدیل به یک مظنون نموده است


وعده پایان جنگ‌ها

یکی از مهمترین وعده‌های وی پایان جنگ‌های آمریکا در کشورهای خارجی بود. تعدادی از نیروهای آمریکایی از عراق خارج شده‌اند اما هنوز وضعیت امنیتی این کشور باثبات نیست. در افغانستان اوباما در چندین نوبت دستور افزایش تعداد سربازان آمریکایی را صادر نمود و فرماندهان نظامی وی نیز معتقد هستند که تا سال 2014 امکان خروج از این کشور میسر نخواهد بود. هم‌اکنون نیروهای آمریکایی تعداد بیشتری از کشورها را نسبت به دوران بوش آماج حملات خود قرار داده‌اند. اوباما نام کشورهای پاکستان، لیبی و یمن را نیز به لیست بمباران‌های هوای اضافه نمود.


افزایش بودجه نظامی

علی‌رغم چهره صلح‌طلبی که از اوباما در رسانه‌های تصویری غرب ارائه شده وی بودجه نظامی این کشور را به مقدار زیادی افزایش داد. دولت بوش که کار خود را با 310 میلیارد دلار بودجه دفاعی در سال 2001 آغاز کرده بود، به بهانه «جنگ با تروریسم» رقم 344 میلیارد و 400 میلیون دلار را برای سال 2002 به تصویب کنگره رسانید. این مبلغی است بسیار بیش از آن چه که در اوج جنگ جهانی دوّم خرج می‌شد.

به‌رغم پایان یافتن دوران زمامداری جرج بوش، فرایندی که او آغاز کرد همچنان ادامه دارد. امروزه دولت باراک اوباما برای سال مالی 2011 بودجه‌ای معادل 548 میلیارد و 900 میلیون دلار برای وزارت دفاع (پنتاگون) در نظر گرفته است یعنی 15 میلیارد دلار بیش از سال 2010. کل بودجه دفاعی آمریکا، اعم از بودجه پنتاگون و سایر وزارتخانه‌ها و نهادها، در سال 2009 معادل 782 میلیارد دلار بود که در سال 2010 به 855 میلیارد دلار رسید و در سال 2011 حدود 895 میلیارد دلار خواهد بود.


شکست وعده‌های اقتصادی

بنا بر آمارها، در دوران اوباما تقریبا 89 درصد منافع رشد اقتصادی به سوی بخش شرکتی سرازیر شده است و شهروندان عادی از نرخ بالای بی‌کاری و کاهش درآمدها رنج می‌برند. وی در سال 2008 اعلام کرده بود که در صورت پیروزی در انتخابات ریاست جمهوری: "مؤسسات مالی سهم خود را پرداخت خواهند کرد، و مالیات‌دهندگان آمریکایی دیگر هرگز مجبور نخواهند شد که پول خود را صرف مسؤولیت‌گریزی و حرص و طمع وال‌استریت بکنند. این وعده‌ای است که هم‌‌اکنون می‌دهم و به عنوان رئیس‌جمهور نیز بدان پایبند خواهم ماند." این در حالی است که هم‌اکنون پس از گذشت سه سال از این وعده خود مردم آمریکا بسیج شده‌اند تا گاو غران وال‌استریت را به زانو درآورند (به گزارش های 3 و 4 رجوع نمایید).

 

 

شبکه "ای بی سی" نیوز آمریکا از بازداشت 12 نفر از جاسوسان این کشور در لبنان و ایران خبر داد.

به گزارش عصر ایران، این شبکه تلویزیونی آمریکا اعلام کرد: دولت آمریکا نگران است که بیش از 12 نفر از جاسوسان سیا که در ایران و لبنان بازداشت شده اند ، اعدام شوند.

این شبکه گزارش داد این جاسوسان مبالغ مالی را میان مخبرین و خبرچین های فعال علیه ایران و حزب الله لبنان توزیع کرده بودند.

روزنامه آمریکایی لوس آنجلس تایمز هم نوشت: آژانس جاسوسی مرکزی آمریکا (سی آی ای ) مجبور شده عملیات جاسوسی خود را در لبنان متوقف کند چرا که شمار زیادی از خبرچین های سیا در این کشور ، بازداشت شده اند.

روزنامه لس آنجلس تایمز به نقل از چند مقام آمریکایی  و منابع دیگر می نویسد: سیا مجبور شد عملیات های جاسوسی خود را در لبنان متوقف کند. لبنان برای سیا مرکز اصلی عملیاتی به شمار می رود و مخبرین و خبرچین های آمریکایی و مزدوران سیا اطلاعات جاسوسی را درباره سوریه و گروه های تروریستی (گروه های مقاومت ضداسرائیلی) و دیگر اهداف، جمع آوری می کردند.

توقف فعالیت های سیا در لبنان به دلیل بازداشت  جاسوسان و مخبرین سیا در سال جاری میلادی در شهر بیروت انجام شد.
به نوشته منابع آمریکایی، بیروت مرکز اصلی نظارت بر ناآرامی ها در خاورمیانه است.

عملیات های جاسوسی آمریکا در لبنان از تابستان گذشته متوقف شد ولی معلوم نیست این روند دوباره آغاز شده است یا خیر.
مایک روجرز رئیس کمیته اطلاعات و امنیت در مجلس نمایندگان آمریکا نیز اخیرا با سفر به بیروت با شماری از جاسوسان و عناصر اطلاعاتی آمریکا در لبنان ملاقات کرد.

منابع دیگر نیز گفته اند که عناصر سیا با خبرچین های لبنانی در یکی از شعبه های رستوران پیتزا هات در بیروت ملاقات کردند و همین موضوع باعث شد تا مقامات لبنان و حزب الله ، به شناسایی عوامل اطلاعاتی آمریکا بپردازند.

4 مقام فعلی و گذشته در سیا هم گفته اند که حزب الله توانست محل نشست های عناصر سیا با خبرچین های لبنانی را از طریق دو خبرچین لبنانی دو جانبه کشف کند.

محل نشست ها رستوران پیتزا هات بود و عناصر سیا از رمز پیتزا برای مشخص کردن محل نشست ها استفاده می کردند. حزب الله از این طریق توانست به هویت شماری زیادی از عوامل و خبرچینهای سیا پی ببرد.

البته قبل از این، مقامات سیا در آمریکا هشدار داده بودند عملیات های جاسوسی در لبنان به دلیل برگزاری نشست های متعدد در یک مکان خاص، افشا خواهد شد.

دستگاه اطلاعات و امنیت لبنان و حزب الله برای کشف شبکه های جاسوسی اسرائیل و آمریکا در لبنان، با یکدیگر همکاری و مشارکت دارند.

کیهان نوشت: یک روزنامه صهیونیستی اعلام کرد اوباما به خاطر سخنان در گوشی با سارکوزی علیه نتانیاهو، شایستگی حمایت لابی یهودیان را از دست داده است.

روزنامه یدیعوت آحارونوت نوشت: باراک اوباما نشان داده که نمی تواند خود را به عنوان دوست اسرائیل معرفی کند و رای دهندگان یهودی در آمریکا دیگر نمی توانند به وی اعتماد کنند.

این روزنامه نوشت: در حال حاضر همه از جزئیات گفتگوی اخیر باراک اوباما رئیس جمهور آمریکا و نیکلا سارکوزی رئیس جمهور فرانسه درباره بنیامین نتانیاهو نخست وزیر اسرائیل و مسخره کردن وی خبر دارند. سارکوزی در این مکالمه می گوید دیگر نمی تواند نتانیاهو را تحمل کند و او را یک دروغگو توصیف می کند و اوباما نیز در پاسخ می گوید تو از نتانیاهو خسته شده ای اما من مجبورم هر روز با او صحبت کنم. حضور مستقیم اوباما در ترور شخصیت نتانیاهو احتمالاً موجب کاهش حمایت رای دهندگان یهودی آمریکا خواهد شد زیرا آنها به این نتیجه رسیده اند که اوباما به رغم تلاش های اخیرش برای نزدیک شدن به اسرائیل دوست تل آویو نیست.

این روزنامه می افزاید: استراتژی اوباما این است که به طور علنی سیاست هایی در حمایت از اسرائیل اتخاذ کند و از رویارویی علنی با نخست وزیر اسرائیل خودداری کند. اوباما در حالیکه به طور علنی از تعهد خود برای تضمین امنیت اسرائیل و همکاری نزدیک با اسرائیل سخن می گوید در محافل خصوصی با اظهارنظر سران اروپایی درباره این مسئله که نتانیاهو عامل اصلی بن بست در فرایند صلح خاورمیانه است موافقت می کند. این اقدام وی در واقع تضعیف جایگاه نخست وزیر اسرائیل است.

روزنامه صهیونیستی تصریح کرده که بدین ترتیب ما نباید خود را گول بزنیم زیرا او دیگر دوست اسرائیل نیست و نباید در انتخابات سال آینده مورد حمایت قرار گیرد.

درحالی‌که برخی در عراق براین باور بودند، سرنگونی دیکتاتوری صدام، پیشرفت و شکوفایی را به عراق بازخواهد گرداند، بروز پدیده‌ای به نام "ترور دانشمندان و نخبگان" عراقی تمام امیدها را برباد داد تا با ترور ۳ چهارم این دانشمندان و نخبگان توسط آمریکا، عراق روی رشد و پیشرفت را به خود نبیند.

به گزارش فارس به نقل از پایگاه اطلاع رسانی النباء، هنگامی‌که عراق در سال ۲۰۰۳ به دست نظامیان آمریکایی اشغال شد، کم نبودند، عراقی‌های زود باوری که اعتقاد داشتند، این اشغال و به دنبال آن سرنگونی دیکتاتوری "صدام حسین" آنها را از بدبختی و مصایبی که چندین دهه در آن گرفتار بودند، نجات دهد.
درحالی که همه از عراق پس از صدام حسین انتظار رشد و پیشرفت را داشتند، هنوز یک‌سال از اشغال عراق به دست نظامیان آمریکایی نگذشته بود که فاجعه دیگری در این کشور روی داد و به سرعت به یک اپیدمی فراگیر در این کشور تبدیل شد.

* پدیده ترور دانشمندان و نخبگان عراقی یا نگه‌داشتن عراق در عقب‌ماندگی

منظور بروز و گسترش پدیده‌ای به نام "ترور دانشمندان و نخبگان" عراقی بود، این درحالی است که تا پیش از آغاز جنگ عراق در میان کشورهای عربی دارای بالاترین میانگین تحصیل‌کردگان و فارغ التحصیلان دانشگاهی بود.
به همین دلیل این نخبگان به سرعت هدف قرار گرفتند تا از پیش‌رو برداشته شدن موجب تحقق استقلال و پیشرفت کشور خود نشوند و در پس تمام این اقدامات بهانه‌هایی چون وجود سلاح‌های شیمیایی و نامتعارف وجود داشت، این نکته‌ای است که بسیاری در غرب به آن اشاراتی مسقیم یا غیرمستقیم داشته‌اند، مثلا در اواخر سال ۲۰۰۲ میلادی و اندکی پیش از اشغال عراق "مارک کلایتون"، خبرنگار روزنامه "کریستین ساینس مونیتور" دولتمردان آمریکایی را از نخبگان عراقی و قرار داشتن آنها به اصطلاح در پس تولید سلاح‌های شیمایی عراق بازمی‌دارد.

* توصیه‌های مارک کلایتون

پس از آن کلایتون لیستی از دانشمندان عراقی ارائه می‌دهد که در آمریکا تحصیلات خود را سپری کرده بودند و ادعا می‌کند: این دانشمندان و نخبگان از جمله خطرناک‌ترین افراد در عراق هستند، چون در پس تولید سلاح‌های شیمایی قرار دارند و از بازرسان بین‌المللی می‌خواهد فقط به یافتن این سلاح‌ها در عراق اکتفا نکنند، بلکه این افراد را نیز بازداشت کنند.

* ارائه آمار و ارقام از دانشجویان عراقی آمریکا

بر این اساس کلایتون به نقل از برخی کارشناسان که ادعا کرده بود، از وجود این دانشمندان در عراق آگاه بودند، نام نزدیک به ۱۵ دانشمند هسته‌ای تحصیل‌کرده در آمریکا را ارائه می‌دهد و به نقل از "دکتر کاری"، مسئول بازرسان تسلیحات هسته‌ای و شیمیایی در عراق می‌گوید که هنگام بازدید از دانشگاه میشیگان در سال ۱۹۹۳ دریافت که پس از جنگ خلیج فارس بسیاری از دانشجویان عراقی برای تحصیل فیزیک و مهندسی هسته‌ای راهی آمریکا شده بودند و هنگامی‌که وی برای تعدادی از فارغ التحصیلان رشته مهندسی هسته‌ای سخنرانی می‌کرد، وقتی دریافت ۱۲ نفر از فارغ التحصیلان عراقی هستند، متعجب و شگفت زده شد.
کلایتون در ادامه توضیح می‌دهد: براساس پژوهشی که اخیرا در آمریکا انجام شد، پژوهشگران دانشگاه جورجیا در آتلانتا دریافتند طی سال‌های ۱۹۹۰ تا ۱۹۹۹ این دانشگاه به ۱۲۱۵ نفر از دانشجویان ۵ کشوری که وزارت‌ خارجه آمریکا آنها را حامی تروریسم نامیده، مدرک دکترا در رشته‌های علوم طبیعی و مهندسی داده و از میان این ۱۲۱۵ مدرک ۱۱۲ مدرک دکترا از آن دانشجویان عراقی و در رشته‌های حساس و مهمی چون مهندسی هسته‌ای یا مهندسی شیمی یا میکروب شناسی بوده است.

* قانون آمریکایی مهاجرت دادن دانشمندان عراقی

براساس چنین سیاست‌هایی بود که دولت آمریکا تلاش کرد، یا این دانشمندان را با ترور و قتل از پیش‌رو بردارد یا این‌که آنها را به هر طریق ممکن وادار به مهاجرت از عراق کند و در این راه سیاست‌های قدیمی اسرائیل جهت ترور دانشمندان عراقی را پیش گرفت تا دانشمندانی مانند دکتر "المشد" و "سمیره موسی" و بسیاری دیگر را از پیش‌رو بردارد و پس از آن قانون مهاجرت دانشمندان عراقی را به اجرا گذاشت که به "قانون مهاجرت دانشمندان عراقی" شهرت یافت و براساس آن اعلام شد، به دانشمندان عراقی که اطلاعات موثق و قابل اثبات درباره برنامه هسته‌ای عراق ارائه دهند، مجوز اقامت دائم در آمریکا داده خواهد شد.

* ظرف ۱۶ ماه ترور ۲۵۰ استاد و دانشمند عراقی

پس از آن روند ترورها آغاز شد بگونه‌ای که از آوریل ۲۰۰۳ میلادی آگوست ۲۰۰۴ میلادی یعنی طرف تنها ۱۶ ماه بیش از ۲۵۰ استاد دانشگاه در عراق ترور شدند که آخرین آنها رئیس دایره ترجمه دانشگاه موصل بود و این آشکارا بیانگر وجود توطئه‌ای جهت از بین بردن نخبگان و اندیشمندان عراقی بود، این درحالی است که در همین مدت زمانی بیش از ۱۵۰۰ پزشک و متخصص عراقی ربوده شدند و همین موجب شد تا بسیاری از پزشکان و متخصصان عراقی از کشور خارج و به دیگر کشورهای مهاجرت کنند.

* برخی از سرشناس‌ترین چهره‌ها

اگر بخواهیم از میان سرشناس‌ترین چهر‌های ترور شده در این مدت یاد کنیم باید از افرادی چون دکتر محمد عبد الله الراوی، رئیس دانشگاه بغداد، دکتر صباح محمود الربیعی، رئیس دانشکده تربیت المستنصریۀ و رئیس مرکز تحقیقات آفریقا- آسیای عراق، دکتر عزیز علی، رئیس دانشکده حقوق ورئیس جمعیت صلیب سرخ عراق،‌ دکتر لیلى عبد الجبار، رئیس دانشکده حقوق دانشگاه موصل، جامعۀ الموصل و دکتر حسین یاسین، دانشمند فیزیک عراق و بسیاری دیگر نام برد.

* اهداف نهفته در پس ترورها

اگر بخواهیم هدف آمریکا در پس این ترورها را برشماریم، باید به موارد ذیل اشاره کرد:
یک: تلاش برای جلوگیری از ساخت و بنای عراق هسته‌ای پس از صدام و قرار گرفتن عراق در صدر کشورهای بهره‌برند از دانش هسته‌ای.

دو: ممانعت از مهاجرت این دانشمندان به دیگر کشورهای اسلامی و عربی و در اختیار دادن دانش و آگاهی‌های هسته‌ای و علمی خود به دیگر کشورهای منطقه.

سه: شناخت منابعی که این دانشمندان دانش و علم خویش را از آنها می‌گیرند و خشکاندن این منابع و جلوگیری از نزدیک شدن دیگر دانشمندان جهان اسلام و عرب به حوزه‌هایی که آمریکا آنها را منع کرده بود.

* اتخاذ برخی اقدامات آمریکایی

به این ترتیب آمریکا مجموعه اقداماتی را برای تحقق اهداف خویش پیش گرفت که از آن جمله صدور برخی قطعنامه‌ها توسط شورای امنیت جهت تصرف و به دست گرفتن تاسیسات زیرساختی عراق که به نحوی با برنامه هسته‌ای این کشور ارتباط پیدا می‌کرد و خلع سلاح عراق پس از جنگ دوم خلیج فارس و تحت پیگرد قرار دادن دانشمندان و کارشناسان فعال در برنامه‌های تسلیحاتی و هسته‌ای عراق و پافشاری بر تضمین قطعنامه ۱۴۴۱ شورای امنیت مصوب در سال ۲۰۰۲ که عراق را ملزم می‌کرد، به بازجویی بازرسان بین المللی از دانشمندان و کارشناسانش تن دهد و حتی در صورت لزوم آنها را از کشور بیرون کند.

* دانشمندان عراق برسر دو راهی انتخاب

و به این ترتیب دانشمندان عراق مجبور شدند میان گزینه ارائه دانش‌شان به یکی از کشورهایی که آمریکا برای آنها مشخص می‌کرد، تن دهند و در این‌باره وزارت خارجه آمریکا طرحی به نام "نظارت بر علوم و تکنولوژی و مهندسی عراق" را به تصویب رساند و ۲۰ میلیون دلار صرف آن کرد تا به اصطلاح دانشمندان عراقی را در طرح‌های مسالمت‌آمیز به خدمت گیرد، ‌یا این که آنها به مهاجرت در آمریکا و کار در آنجا و حتی اسرائیل فریب داد و در این میان کسانی‌که هر دو گزینه را رد می‌کردند، بازداشت و زندانی می‌شدند که در این میان باید از دکتر "هدی عماش"، کارشناس و ومتخصص میکروب یولوژی اشاره کرد.

* استفاده از دانشمندان عراقی در سه حوزه کاری

و طی همان سال ۲۰۰۳ برملا شد که آمریکا با هزینه کردن میلیون‌ها دلار تلاش می‌کند، دانشمندان عراقی را در سه حوزه کاری به شرح زیر خدمت گیرد:

یک: استفاده از دانشمندان هسته‌ای عراق در مراکز تحقیقاتی و علمی که در خدمت امنیت ملی آمریکا هستند، مانند مرکز "ساندیا" یا موسسۀ "بروکینگز" و حتی به برخی از آنها تابعیت آمریکایی داد.

دو: استفاده از این دانشمندان در برنامه مشترکی که آمریکا با موسسه علوم و تکنولوژی امارات متحده عربی در حال اجرای آن تا از آنها در راه همکاری‌های علمی و تکنولوژیکی منطقه‌ای استفاده شود.

سه: همکاری این دانشمندان با شعبه آزمایشگاه‌های مرکز "ساندیا" در اردن.

بالطبع این دانشمندان به خدمت گرفته شده، جدای از دانشمندانی بودند که براساس طرح آمریکایی‌-‌صهیونیستی در عراق ترور شدند و براساس آخرین آمارهای به دست آمده تعداد آنها به ۳۱۵ دانشمند می‌رسد.
این درحالی است که آمارهای ارائه شده توسط سندیکای اساتید دانشگاه عراق در بغداد از ترور سه چهارم دانشمندان و کارشناسان عراقی سخن گفته و تاکید می‌کند،‌ ۶۲ درصد دانشمندان و کارشناسان ترور شده دارای مدرک دکترا در رشته مختلف علمی و پزشکی بوده‌اند.

خبرگزاری مهر به نقل از العربیه نوشت: منابع بیمارستانی در مصر لحظاتی پیش از رسیدن آمار کشته شدگان اعتراضات اخیر علیه شورای نظامی حاکم بر این کشور به 33 نفر خبر دادند.

این در حالی است که در جریان اعتراضات اخیر که امروز (دوشنبه) وارد سومین روز خود شد تاکنون صدها نفر طی درگیری با نیروهای امنیتی زخمی و روانه بیمارستان شده اند.

اعتراضات امروز بیشتر در میدان التحریر قاهره و برخی نواحی اسکندریه ادامه دارد که طی آن نیروهای امنیتی مانند روزهای گذشته علیه مردم آتش گشودند.

این در حالی است که حضور یکی از مقامات ارشد نظامی مصر در بین معترضین میدان التحریر در فرونهادن آتش اعتراضات مردم مصر تاثیری نداشت و مردم همچنان به طور گسترده به تظاهرات علیه نظامیان ادامه می دهند.

در تحولی دیگر، نشست فوق العاده هیئت وزیران مصر برای بررسی وقایع اخیر ساعاتی پیش در قاهره برگزار شد و طی آن اعضای هیئت دولت به اتخاذ موضعی مشترکی در برابر تحولات اخیر پرداختند.

این در حالی است که "عصام شرف" نخست وزیر دولت موقت ساعتی پیش به دیدار با ژنرال طنطاوی رئیس شورای عالی نظامی رفت. مردم مصر در اعتراضات اخیر خواهان رفع دخالت نظامیان در امور کشور و کناره گیری دولت موقت شده اند.

یک گزارش محرمانه نشان می دهد که کارکنان محل نگهداری مردگان در آمریکا اجساد بسیاری از نظامیان کشته شده آمریکایی را لابلای زباله ها دفع کرده اند .

به گزارش مشرق، اعترافات سه نفر از کارکنان سردخانه های اجساد در آمریکا نشان می دهد که اجساد ده ها نظامی آمریکایی کشته شده در اشغال افغانستان و عراق توسط آنها سوزانده شده یا به مرکز جمع آوری زباله در پایگاه هوایی دووِر در منطقه دلوِر آمریکا انداخته شده است.

بگفته این کارکنان، دستور دفن اجساد همراه با زباله ها از سوی مقامات بالاتر صادر شده است. آنها همچنین تهدید شده بودند که درباره این موضوع سکوت کنند. دو نفر از این افراد در پی افشاگری فوق از ارتش آمریکا اخراج شده اند.

سال گذشته نیز افشا شد که مرکز ملی دفن اجساد در آرلینگتون آمریکا، اجساد نظامیان آمریکایی را به اشتباه شناسایی کرده و تحویل خانواده های مربوطه داده است.

بر اساس آمارهای رسمی، دست کم 6،325 نظامی آمریکایی تاکنون طی اشغالگری آمریکا در افغانستان و عراق کشته شده اند.

معارضان سوری وابسته به خارج در طراحی نقشه ترور مفتی اعظم سوریه خود را به عنوان مامور گارد ریاست جمهوری معرفی می کنند اما ناخواسته این توطئه خنثی می شود.

به گزارش فارس سناریوی ترور "شیخ احمد بدرالدین حسون" مفتی اعظم سوریه از یک پایگاه الکترونیکی آمریکایی به‌نام "پالتاک" که به اتاق سیاه معروف و پاتوق معارضان سوریه است، آغاز می شود.

این سایت همان سایتی است که توسط ایالات متحده آمریکا طراحی شده و معارضان مزدور نیروهای خارجی نظام سوریه هماهنگی‌ها، برنامه‌ها و توطئه‌های خود علیه ارتش، مراکز دولتی، بیمارستان‌ها و شخصیت‌های مهم را در آن پایه ریزی می‌کنند و این‌گونه به برانگیختن فتنه داخلی در کشور می‌پردازند.

طراحی سناریوی آنها بدین شکل است که با برقراری تماس با شخصیت‌های موردنظر و جا زدن خود به‌عنوان یکی از نیروهای مراکز حساس امنیتی و دولتی خود را معرفی می‌کنند و به محقق ساختن اهداف خود می‌پردازند.

در همین راستا، سناریوی ترور شیخ احمد بدرالدین حسون، مفتی اعظم سوریه کلید می‌خورد. یکی از همین معارضان سوری با برقراری تماس با مفتی سوریه و جا زدن خود به‌عنوان یکی از نیروهای گارد ریاست جمهوری قصد داشت با وی قرار گذاشته، طرح ترور وی را عملی کند.

اما سناریوی ترور این‌گونه ناکام ماند که پیش از برقراری تماس با مفتی اعظم سوریه و درست در زمان طرح‌ریزی نقشه ترور وی، یکی از ماموران امنیتی سوریه که مسئول رصد و پیگیری توطئه‌های معارضان در سایت مذکور بود، متوجه می شود که معارضان قصد ترور مفتی اعظم را دارند.

شکی نبود که این افراد قصد تخریب رابطه شخص بشار اسد و مفتی این کشور را داشته‌اند؛ زیرا از این طریق می توانستند سبب برانگیختن فتنه‌ای بزرگ میان دولت و مسلمانان کشور شوند.

مامور امنیتی پس از شنیدن این نقشه آن را زیاد جدی نگرفت چراکه معتقد بود دست یافتن به تلفن شخصی مفتی اعظم کار ساده‌ای نیست ولی بلافاصله ملاحظه کرد که معارضان پس از برقراری تماس با دفتر مفتی در شهر حلب و جازدن خود به‌عنوان نیروهای گارد ریاست جمهوری، توانستند شماره تلفن منزل شیخ حسون را به‌دست بیاورند.

آنها بلافاصله با منزل مفتی تماس گرفتند و  با همان نقشه قبلی به راحتی شماره تلفن همراه شیخ حسون را به‌دست آوردند. در این لحظه مامور امنیتی که تمام مکالمات معارضان با دفتر و منزل وی را رصد می‌کرد، پیشدستی کرده و بلافاصله و قبل از آنکه معارضان فرصت تماس گرفتن با مفتی را پیدا کنند، به وی زنگ زده و او را از ماجرا آگاه کرد.

این مامور امنیتی پس از برقراری تماس با شیخ حسون خود را به‌عنوان یک شهروند عادی جا زد و به شیخ حسون گفت هم اکنون عده‌ای که خود را از نیروهای گارد ریاست جمهوری معرفی می‌کنند، با شما تماس می‌گیرند و پس از کسب آگاهی درباره محل حضور شما نقشه ترور اجرا خواهند کرد.

با پایان یافتن مکالمه مامور امنیتی با شخص مفتی بلافاصله معارضان با شیخ حسون تماس گرفتند و همان‌گونه که مامور امنیتی، مفتی را آگاه کرده بود، کوشیدند تا با فهمیدن محل حضور وی، نقشه خود را عملی کنند.

خوشبختانه شیخ حسون، مفتی اعظم سوریه که از نقشه شوم آنها باخبر شده بود، در جواب تلفن آنها اعلام کرد که بنده یکی از کارمندان مفتی هستم و ایشان هم‌اکنون اینجا حضور ندارند و من هیچ اطلاعی از محل حضور مفتی ندارم.

معارضان سوری که با ناکامی مواجه شده بودند، با تشدید لحظه خود و تهدید مفتی که در حقیقت خود را به‌عنوان کارمند دفتر مفتی معرفی کرده بود، تلاش کردند از محل حضور مفتی با خبر شوند ولی با تیزهوشی مامور اطلاعاتی و همکاری شخص مفتی، نقشه ترور خنثی شد و معارضان نیز ناکام ماندند.

در پی این ناکامی، آن دسته از معارضان بسیار خشمگین شده و با طراحی نقشه دیگری فرزند شیخ حسون مفتی اعظم سوریه را به شهادت می‌رسانند.

برخی از معارضان سوری وابسته به خارج با دریافت کمک‌های مالی و تسلیحاتی از کشور عربستان و اردن، آمریکا و برخی دول اروپایی سعی دارند با ترورهای کور در برخی شهرهای سوریه علاوه بر ایجاد ناامنی، درگیری‌های طایفه‌ای و جنگ داخلی بین نیروهای امنیتی و مردم ایجاد کنند.

مردم سوریه و طیف‌های مختلف معارضان داخلی و حامیان نظام با آگاهی از این توطئه در راهپیمایی‌های مختلف ضمن محکوم کردن این اقدام، از هرگونه جنگ داخلی و برادرکشی در سوریه اعلام برائت کرده‌اند.

وزیر امور خارجه امریکا که در هفته‌های اخیر تمرکز خود را بر روی اظهارنظرهای جنجالی علیه ایران اختصاص داده، مجددا سخنانی را در ارتباط با مسائل داخلی ایران و رابطه میان مردم و مسئولان بیان کرده که به عنوان قطعه‌‍ای دیگر از پازل سخنرانی‌های او در تلویزیون فارسی دولت انگلیس و همچنین شبکه دولتی امریکا ارزیابی شده است و نشانگر واهمه کاخ سفید از افزایش روزافزون تاثیرگذاری ایران بر مردم جهان به ویژه در جریان جنبش‌های اخیر خاورمیانه و مساله بیداری اسلامی است.

به گزارش رجانیوز، هیلاری کلینتون روز گذشته با حضور بر روی یک ناو جنگی امریکا در خلیج مانیل، تلاش کرد تا با چند دسته جلوه دادن مسلمانان خاورمیانه و تقابل آنان با یکدیگر، ایالات متحده را طرفدار اسلام و مسلمانان معرفی کند؛ البته اسلامی که قرار است مورد پذیرش سران کاخ سفید باشد، بر طبق گفته کلینتون نباید از الگوی جمهوری اسلامی ایران تبعیت کند. بلکه کشورهای دیگری نظیر ترکیه، مدل مطلوب امریکا در عرصه فعالیت‌های دینی و اسلامی معرفی شدند.

وی در این زمینه گفته است: «در ترکیه و ایران احزابی حضور دارند که از ریشه‌ها و زمینه‌های مذهبی برخوردارند اما الگو و رفتارشان شدیدا با هم متفاوت است. احزاب مذهبی -از مسلمان تا بودایی- همه باید قوانین و قواعد یک حکومت دموکراتیک را بپذیرند. اینکه مسلمانان و مؤمنان مذهبی نمی‌خواهند یک جامعه دموکراتیک داشته باشند، هم خطرناک و هم توهین‌آمیز و هم یک اشتباه بزرگ است.»

کلینتون از تأثیرپذیری و الگوبرداری انقلابیون خاورمیانه و شمال آفریقا از انقلاب اسلامی ایران هم ابراز نگرانی کرده و با بیان اینکه "هیچ‌کس، یک ایران دیگر در جهان نمی‌خواهد" و بدون اشاره به برخورد خشن و غیرانسانی پلیس این کشور علیه معترضان جنبش "فتح وال استریت" گفت: «اعلام حمایت مسئولان ایران از انقلاب‌های اخیر در حالی که خود این حکومت در برابر مردم، دست به خشونت گسترده زده، نشانه ریاکاری گسترده و حیرت‌انگیزی در این کشور است.»

وزیر امور خارجه امریکا همچنین در ادامه سخنان مداخله جویانه خود در امور داخلی ایران، باز دیگر به حمایت از سران آشوب‌های خیابانی دو سال پیش پرداخت و ضمن متهم کردن نظام ایران به اقدامات غیرقانونی علیه این افراد، از آنان به عنوان "مردمانی که به دنبال دموکراسی‌خواهی و طلب حق خود بودند"، نام برد و بر لزوم حمایت امریکا از این جریان فتنه تأکید کرد.

از سوی دیگر، اگرچه سخنان کلینتون در مصاحبه با بی‌بی‌سی فارسی و اعلام حمایت رسمی ناشیانه او از جریان فتنه، جریان ضد انقلاب را آشفته‌تر کرد و آنان اعلام کردند که وی نباید به این صراحت از رابطه مستقیم و پشت پرده امریکا با براندازان ایرانی خبر می‌داد اما کلینتون در ادامه این اظهارات، این بار خود را در جایگاه مردم ایران هم قرار داده و گفته است: «هیچ کشوری در خاورمیانه وجود ندارد که فاصله میان مردم و حکومت، تا این اندازه زیاد باشد!»

این اظهارات در حالی از سوی وزیر امور خارجه ایالات متحده بیان شده که نگاهی به متحدان این کشور در منطقه، روایت دیگری از تزویر و برخورد دوگانه سران کاخ سفید با جنبش‌های آزادی خواهانه دارد. حمایت کامل امریکا از رژیم آل خلیفه در بحرین که حتی با چراغ سبز این کشور مبنی بر دخالت نظامی عربستان سعودی در بحرین به منظور سرکوب شدید و خشن معترضان همراه شد، مساله‌ای است که هیلاری کلینتون هیچ اشاره‌ای به آن نکرد؛ موضوعی که با حضور پایگاه نظامی ناوگان پنجم امریکا در بحرین بی‌ارتباط نیست.

از سوی دیگر، همراهی دولتمردان این کشور با دیکتاتور یمن و تلاش گسترده برای حفظ علی عبدالله صالح شاهد دیگری در مورد میزان صحت ادعاهای کلینتون، آن هم با متهم کردن جمهوری اسلامی به "ریاکاری" و "دروغ‌گویی" در همراهی و حمایت از بیداری اسلامی در منطقه و شمال آفریقا است.

به نظر می‌رسد پس از سخنان قاطع رهبر معظم انقلاب در دانشکده افسری امام علی (ع) که موجب شد تا مقام‌های امریکایی از جنگ تبلیغاتی خود مبنی بر اقدام نظامی علیه ایران به طور محسوس عقب‌نشینی کنند، اکنون نوبت به کلید زدن پروژه منحرف کردن افکار عمومی جهان از دخالت‌های این کشور در انقلاب‌های خاورمیانه به منظور حفظ منافع در منطقه است؛ پروژه‌ای که برای اجرایی شدن، مانع سرسخت و محکمی به نام جمهوری اسلامی ایران را در پیش روی خود می‌بیند. هم‌افزایی و همراستایی سناریوهای متعدد علیه ایران از جمله مساله نقض حقوق‌بشر با پیشگامی احمد شهید، تمرکز جدی بر روی فعالیت‌های صلح‌آمیز هسته‌ای ایران با استفاده از گزارش اخیر آمانو، سناریوی هالیوودی دست داشتن ایران در طراحی برای ترور سفیر عربستان در واشنگتن از جمله برنامه‌های مطرح در این پروژه است که به‌طور هم‌زمان با هدف اصلی جلوگیری از الگو شدن ایران در تحولات بیداری اسلامی و متقاعد کردن سایر کشورها برای اعمال فشار بیشتر علیه کشورمان تدارک دیده شده است.

رادیو اسرائیل نسبت به خبر برنامه شرکت پخش جبرائیل برای اکران گسترده فیلم «شکارچی شنبه» در دانشگاه‌ها و حوزه‌های علمیه واکنش نشان داد.

به گزارش مشرق ، رادیو اسرائیل در خبر خود آورده است: «جمهوری اسلامی ایران که به اقدام نژادپرستانه ضد یهود جدیدی دست زده و فیلم سراسر افترا و دروغی را برای بدنام کردن اسرائیل تهیه کرده است، اعلام کرد که این فیلم را به طور گسترده در دانشگاه‌های کشور اکران می‌کند.»

مدیرعامل شرکت جبرائیل هم در پاسخ به رادیو اسرائیل گفت: صهیونیست‌ها منتظر برنامه های گسترده‌تری از سوی ما باشند.

«محسن صادقی» مدیرعامل شرکت پخش جبرائیل هم در واکنش به این خبر رادیو اسرائیل گفت: در خبری که رادیو رژیم صهیونیستی منتشر کرده، چند نکته متناقض وجود دارد که خبر را بیشتر به یک واکنش عصبی شبیه می‌کند. البته این عصبانیت صهیونیست‌ها قابل پیش‌بینی بود.

وی افزود: اکران این فیلم در سینماهای تهران پایان نپذیرفته و هنوز فیلم در 8 سینما که لیست آن‌ها اعلام هم شده، ادامه دارد که این مسئله نشانه‌ای از موفقیت فیلم «شکارچی شنبه» است.

وی تناقض دیگر در خبر رادیو اسرائیل را تلاش دولت جمهوری اسلامی ایران برای اکران فیلم «شکارچی شنبه» در دانشگاه‌ها دانست و گفت: در واقع این دانشجویان و طلاب هستند که مشتاق به اکران فیلم در دانشگاه‌ها هستند و این موضوع ناشی از درک بالای آنان از شرایط فرهنگی کشور است و شرکت جبرائیل هم وظیفه خود می‌داند به درخواست آن‌ها پاسخ دهد.

صادقی در ادامه به تناقض دیگر خبر رادیو اسرائیل اشاره کرد و گفت: در این خبر به نتیجه یک نظرسنجی درباره فیلم در تلویزیون اشاره شده و گفته شده که نتیجه این نظرسنجی نشان می‌دهد مردم از فیلم راضی نیستند، در حالی که هرکسی که برنامه «هفت» را در قسمتی که به تحلیل فیلم «شکارچی شنبه» اختصاص داشت دیده باشد، خوب می‌داند که نتیجه دقیقا عکس این قضیه بود و بیش از 40درصد نظردهندگان، فیم را عالی دانسته بودند و مصاحبه‌های مردمی هم همین را نشان می‌داد.

مدیرعامل شرکت جبرائیل گفت: اینکه صهیونیست‌ها از اکران این فیلم عصبانی هستند، طبیعی است و از ابتدای اکران فیلم تا حالا چندین بار اتفاق افتاده است و ما نه تنها از این واکنش‌ها عصبانی نمی‌شویم بلکه برای ادامه کار خود مصمم‌تر هم می‌شویم.

وی با بیان اینکه ما از ابتدا برای اکران این فیلم غسل شهادت کرده بودیم، افزود: در پاسخ به این خبر رادیو اسرائیل در هفته آینده در چند سینما برنامه‌های مفصلی ضمن اکران فیلم خواهیم داشت. صهیونیست‌ها منتظر برنامه‌های گسترده‌تر و حرکتی شهادت‌طلبانه از جبرائیل در اکران فیم «شکارچی شنبه» باشند.

مدیرعامل شرکت پخش جبرائیل در پایان گفت: با همه اهمیتی که این فیلم دارد و عصبانیتی که اکران آن برای صهیونیست‌ها به وجود آورده است، متاسفانه بسیاری از مسئولان و ارگان‌های مرتبط از فیلم حمایت نکردند که جای تاسف دارد.
وی افزود: به زودی اسامی ارگان هایی که در اکران فیلم همکاری کردند را به نشانه تشکر و ارگان‌هایی که همکاری نکردند را به نشانه گلایه منتشر خواهیم کرد.

سخنگوی جنبش آکیوپای معتقد است که عوامل دولت آمریکا در میان معترضین با مبادرت به جرایمی مانند تجاوز جنسی به زنان حاضر در این اعتراضات، ضربه بزرگی به وجهه مردمی معترضین می‌زنند.
به گزارش سایت اوباما به نقل از لیبر یونیون، برخی شواهد حاکی از این است که دولت آمریکا با انجام برخی جرایم از سوی اجیرشدگان خود در میان معترضین، در تلاش است وجهه عمومی معترضین را در برابر افکار عمومی تخریب کند.

قتل مشکوک ۴ معترض تنها در فاصله ۴ روز، موضوعی بود که پیش از این، توجه ناظران سیاسی را برانگیخته بود و حالا، تاکید ویژه رسانه‌های دولتی آمریکا بر موضوع افزایش تعداد تجاوزهای جنسی در کمپ‌های معترضین، موضوعی است که به طرز مشکوکی، معترضین، وجهه آنها و ادامه اعتراضات را تهدید می‌کند.
براساس گزارش لیبریونیون، یکی از سخنگویان جنبش "آیکوپای" با بررسی این مسئله، پرده از دخالت آمریکا در افزایش آمار این تجاوزات برداشته است.
وی با اشاره به تمهیدات معترضین برای جلوگیری از افزایش جرایمی چون تجاوزات جنسی در این کمپ‌ها، تصریح کرد: برای این منظور، چادرهایی برای استقرار جداگانه خانم‌ها در نظر گرفته شده است اما شواهد حاکی از این است که افزایش آمار تجاوزها، به خاطر اقدامات دولت است.
وی با اشاره به این موضوع که وقوع هر تجاوز باعث می‌شود که افکار عمومی به این باور برسند که «جنبش اشغال» از مسیر خود منحرف شده و یا این جنبش، یک پدیده خطرناک و مضر برای جامعه است، افزود: این دقیقاً همان موضوعی است که دولت و پلیس به دنبال آن هستند.

این سخنگوی جنبش با بیان اینکه برخورد با «جنبش اشغال» به بهانه افزایش آمار جرم و جنایت در کمپ‌ها، سناریوی بسیار مناسبی است که این روزها دولت آمریکا از آن نهایت بهره را می‌برد، اظهار داشت: اگرچه از دید افراد عادی که به طور دقیق در جریان وقایع اخیر نیستند، تلاش دولت آمریکا برای سرکوب و پایان دادن به تجمعات، کاملاً منطقی به نظر می‌رسد اما شواهدی وجود دارد که حاکی از دخالت دولت در ایجاد ناامنی در فضای کمپ معترضان است. بدین معنا که دولت با وارد کردن برخی افراد که رفتارهای خشن و خطرناک از خود بروز می‌دهند سعی دارد، مسالمت آمیز بودن این اعتراضات را زیر سوال ببرد و برخورد با آن را توجیه پذیر کند.
وی با اشاره به حضور قشر جدیدی از افراد که خود را در میان معترضین جا کرده‌اند، افزود: این‌ها همان افرادی هستند که عوامل نفوذی دولت هستند و مبادرت به انجام جرایم میکنند.

یکی دیگر از شواهدی که دخالت دولت در ناآرام کردن فضای کمپ معترضان را نشان می‌دهد، اصابت گلوله به مردی بود که چند روز پیش در تظاهرات اوکلند شرکت کرده بود. در فیلمی از این واقعه، شاهدین عینی فریاد می‌زنند که ضارب یک پلیس لباس شخصی بوده است.

این موضوعی است که آلکس جونز منتقد برجسته آمریکایی نیز ماه‌ها پیش نسبت به آن هشدار داده بود. وی در جریان اعتراضات لندن، با اشاره به این موضوع که روش جدید دولت‌های غربی برای سرکوب اعتراضات، وارد کردن عناصر نفوذی با اقدامات خشن در میان معترضین است، افزوده بود: به خاطر اقداماتی که این عوامل نفوذی انجام می‌دهند، افکار عمومی به این نتیجه می‌رسد که اعتراضات باید سرکوب شوند.

مرتضی غرقی: این روز‌ها طرابلس شاهد برگزاری کنفرانس زن با حضور شخصیت‌های غربی طرفدار مکتب فمنیسم است. کنفرانسی که در نشست افتتاحیه آن خانم کاترین اشتون مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا حرف آخر را در اول کنفرانس زد. او در سخنان خود از مسئولان لیبیایی خواست تا دیدگاه‌های اتحادیه اروپا در مورد زنان به ویژه برابری جنسیتی را در قانون اساسی آینده این کشور ملحوظ کنند. هنوز صدای گلوله در اطراف طرابلس و دیگر شهر‌های لیبی در گوش زنان لیبیایی طنین‌انداز است و جامعه لیبیایی با کوهی از مشکلات اولویت‌های مهم‌تری دارد که خود غربی‌ها بهتر از آن مطلع هستند. اما اینکه چطور شده در این موقعیت غربی‌ها به فکر آزادی زنان لیبیایی و حقوق بشر افتاده‌اند موضوعی سوال‌برانگیز است.خانم اشتون در نشست افتتاحیه این کنفرانس خطاب به زنان لیبیایی گفت ما برای احقاق حقوق شما در کنار شما هستیم و از حقوق شما دفاع می‌کنیم. این اظهارات در حالی ایراد می‌شود که روزانه صدها زن بحرینی و یمنی مورد هتک حرمت دستگاه‌های امنیتی و انتظامی دولت‌های دست نشانده غربی قرار می‌گیرند اما خانم اشتون خم به ابرو نمی‌آورد.

برگزاری چنین کنفرانس‌هایی با هزینه‌های گزاف برای غربی‌هایی که حاضر نیستند از یک سنت مالیات شهروندانشان بگذرند عجیب است. طی دهه‌های گذشته آمریکا و غرب ملت‌های ایران، عراق و افغانستان را با جنگ و تهدید آزمودند اما پاسخی نگرفتند و این‌بار در لیبی با رویکردی دیگر به صحنه آمده‌اند. غرب موقعیت ژئوپلتیکی لیبی را درک می‌کند و قصد دارد به‌عنوان میهمانی ناخوانده خود را به ملت لیبی تحمیل کند و همچنین از تفکرات بیگانه‌ستیزی آنها نیز باخبر است. نمایندگان شرکت‌ها و سازمان‌های غربی برای نفوذ در جامعه لیبی مجبورند نقاط اشتراک خود با مردم این کشور را تقویت کنند. آنها نمی‌توانند همرنگ ملت لیبی شوند چون اگر اینطور شود به هدف استثماری خود نمی‌رسند. بلکه بهترین راه این است که افکار عمومی لیبی را با خود همسو کنند. تجربه گذشته به آنان آموخته است که تغییر افکارعمومی و لیبرالیزه کردن جوامع بهتر از تقابل با آنهاست. آنان دریافته‌اند که یک جامعه انقلابی و اسلامی را نمی‌توان با تشر و تهدید از میدان به‌در کرد اما اگر افکار جوانان انقلابی لیبرالیزه شد و زنان آن مکتب فمنیسم را جایگزین ارزش‌های خانواده کردند آنگاه جاده برای غارتگران فرهنگی و اقتصادی هموار می‌شود و آن جامعه با کوچک‌ترین تشر و تهدید غرب از منافع ملی‌اش عقب‌نشینی خواهد کرد. وقتی در یک کشور اسلامی زن با تفکری انقلابی فرزندان خود را تربیت کند قطعا آسیب‌پذیری آن جامعه کمتر خواهد بود اما اگر از لباس ارزشی و دینی خود بیرون آمد معلوم نیست چه خواهد شد.

ادامه از صفحه اول: اکنون بیش از نود درصد از زنان جوان لیبیایی محجبه و پایبند به اصول ارزشی حجاب هستند و کانون گرم خانواده در این جامعه ریشه دارد... بنده بیش از ده سال از عمر کاری خود را درغرب سپری کرده‌ام و از نزدیک دیده‌ام که تفکر افراطی فمنیسم چه بلایی بر سر این جوامع آورده و به‌طور قطع و یقین باید عرض کنم که بخش اعظم مشکلات اجتماعی در غرب به خاطر از هم پاشیدگی خانواده است چون بچه‌ها از کانون گرم خانواده و محبت پدر و مادر بی‌بهره بوده‌اند و هرگز نمی‌توانند احساس انساندوستی و نوعدوستی را آنگونه که هست درک کنند و نبود این احساس در جامعه غربی هنجار‌های اجتماعی را با چالش جدی مواجه کرده است. به هر حال اولین شبیخون فرهنگی به ملت لیبی زده شد. باید دید چند سال بعد با این هجوم فرهنگی غرب چه بلایی بر سر این جامعه خواهد آمد. لازم به ذکر است هزینه این کنفرانس سه روزه از جانب اتحادیه اروپا و سفارت انگلیس در لیبی پرداخت شده است.

شیخ علی سلمان در گفتگو با پایگاه خبری مصری الیوم السابع برملا کرد، رژیم آل‌خلیفه توطئه جدایی بین اهل سنت و شیعیان بحرین را با هدف مهار انقلاب این کشور به شدت دنبال می‌کند.
به گزارش فارس، شیخ علی سلمان کرد: ما به عنوان شیعیان همواره خواهان همزیستی مسالمت‌آمیز بین دو مذهب بوده‌ایم، با وجودی شیعیان در بحرین با تبعیض مواجه هستند.

دبیرکل جمعیت وفاق ملی اسلامی بحرین با اشاره به این‌که انقلاب بحرین با انقلاب‌های عربی دیگر تفاوت دارد، افزود: هدف انقلاب بحرین سرنگونی رژیم نبود، بلکه مردم بحرین خواستار تحقق دموکراسی و اصلاحات ساختار حکومتی و تشکیل مجلسی با اختیارات کامل قانون‌گذاری و دستگاه قضایی مستقل و قابل اعتماد و دستگاه‌های امنیتی که در خدمت همه شهروندان باشند، بودند.

وی گفت: مردم بحرین اعم از شیعه و سنی بر سر مطالبات انقلاب اتفاق نظر دارند و این خواسته‌ها، خواسته‌های طایفه‌ای نیستند، بلکه خواسته‌هایی انسانی هستند که در هر کشور فاقد دموکراسی به دنبال می‌شود.

سلمان درباره موضع ایران در برابر حوادث بحرین گفت: ایران هیچ‌گاه شیعیان بحرین را تحریک نکرده، فقط رسانه‌های رسمی این کشور حوادث بحرین را بسان حوادث مصر و تونس پوشش داده و می‌دهند.

وی افزود: مخالفان طی ده سال گذشته رژیم را به انجام اصلاحات سیاسی و اقتصادی اندرز دادند و این توصیه‌ها بارها به صورت مکتوب و شفافی و پنهانی وعلنی به اطلاع آل‌خلیفه رسیده بود.

 

رویکرد سیاسی و کاملا جهت‌دار آژانس بین‌المللی انرژی اتمی که با واکنش جدی و اظهار تاسف سران چندین کشور عضو آژانس از جمله چین و روسیه و همچنین اعضای جنبش عدم تعهد روبرو شد، حتی صدای فعالان سیاسی و افکار عمومی در ایالات متحده امریکا را هم درآورده است؛ تا جایی که نشریات و رسانه‌های این کشور صراحتا از تامین و نگارش گزارش اخیر آژانس توسط سران کاخ سفید و مقامات رژیم صهیونیستی سخن می‌گویند.

به گزارش رجانیوز، چهار روز پیش گرث پورتر ستون نویس شناخته شده در رسانه‌های امریکایی با انتشار مقاله‌ای در سایت کانترپانچ که رجانیوز نیز ترجمه آن را منتشر کرد، نشان داد منبع ادعاهای موجود در گزارش ضمیمه آمانو اسرائیلی است.

اما جدیدترین گزارش را در این زمینه، مجله اینترنتی "کیو دبلیو" با عنوان "اسرائیل علیه ایران؛ چیزی که رسانه‌ها می‌خواهند ما آن را نبینیم" منتشر کرده و در آن به ارائه اطلاعاتی از برخورد دوگانه غرب با برنامه هسته‌ای صلح‌آمیز ایران و برنامه تسلیحاتی رژیم صهیونیستی پرداخته است؛ اطلاعاتی که نشان می‌دهد ادعای غرب مبنی بر نگرانی از صلح‌آمیز نبودن فعالیت‌های هسته‌ای ایران تنها یک بهانه برای افزایش فشار بر جمهوری اسلامی است.

این مجله امریکایی نوشت:

«رسانه‌های جهانی که البته بیشتر به عنوان شرکت‌های تبلیغاتی فعالیت می‌کنند تا رسانه حقیقی، تمام تمرکز خود را در روزهای اخیر بر روی ایران و فعالیت‌های هسته‌ای این کشور قرار داده‌اند.

در اینجا ما می‌خواهیم چیزهایی را که این رسانه‌ها تلاش می‌کنند تا از چشم ما و شما پنهان کنند، نشان بدهیم:

1- بهار سال گذشته، "رزگارت مولر" دستیار وزیر امور خارجه و رئیس مذاکره کننده سلاح‌های هسته‌ای واشنگتن از اسرائیل خواست تا معاهده منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای NPT را امضا کند... اسرائیل خودداری کرد.

2- سازمان ملل متحد با تصویب قطعنامه‌ای از اسرائیل خواست تا تسلیم افکار عمومی جهان شود و NPT را امضا کند... اسرائیل خودداری کرد.

3- آژانس بین‌المللی انرژی اتمی از اسرائیل خواست تا همانند سایر کشورهای عضو آژانس، NPT را امضا کند و اجازه بازرسی را به کارشناسان آژانس بدهد... اسرائیل خودداری کرد.

4- ایران به طور رسمی، آژانس را از فعالیت‌های هسته‌ای و ساخت و سازهای تاسیساتی با خبر کرده و احداث کارخانه تولید "میله سوخت هسته‌ای" را بر طبق معاده NPT که آن را امضا کرده، به اطلاع کارشناسان و بازرسان رسانده است.

5- ایران اجازه بازرسی کامل تأسیسات هسته‌ای خود به کارشناسان آژانس را داده و می‌دهد.

6- برخلاف ادعای امریکا و اسرائیل مبنی بر مخالفت با فعالیت‌های مخفی و زیرزمینی –به‌دلیل جلوگیری از بمباران موشکی- ایران در عرصه فناوری هسته‎‌ای، این کشورها در برابر اعلام این خبر از سوی مسئولان دولت ایران، سکوت کردند. دلیل این سکوت کاملا ساده است: آنها می‌خواهند با اعلام مطالب غیرواقعی علیه برنامه هسته‌ای ایران، این کشور را در موضع تدافعی قرار داده و خود را همواره در جایگاه پرسش‌گرانه بنشانند. این استراتژی در روزهای اخیر هم تکرار شده و امریکا و اسرائیل به دنبال احیای نظریه "ایران؛ یک تهدید جدی هسته‌ای" هستند.

7- آژانس بین‌المللی انرژی اتمی و تمام 16 سازمان اطلاعاتی امریکا به اتفاق آرا اعلام کرده‌اند که جمهوری اسلامی ایران هیچ برنامه در حال اجرا برای تولید و ساخت سلاح‌های هسته‌ای ندارد.

8- در سال 1986، یک خبرنگار مستقل، عکس‌هایی از کارخانه مخفی تولید سلاح هسته‌ای در اسرائیل را که تحت پوشش رآکتور دیمونا فعالیت می‌کرد، منتشر کرد که جنجال بسیاری به همراه داشت.

9- اسرائیل یک بار دیگر هم چنین ادعاهایی را علیه عراق بیان کرده و مدعی شده بود که یک ایستگاه برق این کشور در واقع یک پایگاه تولید سلاح‌های هسته‌ای است. درحالی که پس از تهاجم امریکا به عراق در سال 2003 و بررسی این نیروگاه برق، هیچ شواهدی مبنی بر وجود کارخانه تولید سلاح در آنجا پیدا نشد.

10- سازمان ملل اخیرا گزارش گلدستون را درباره اسرائیل و حمله این کشور به نوار غزه منتشر کرده است. در این گزارش تاکید شده که اسرائیل 37 نوع از زیرمجموعه‌های "جنایات جنگی" را علیه فلسطینی‌ها صورت داده است. البته دولت‌مردان اسرائیل این گزارش را به ضد یهودی بودن متهم کردند؛ درحالی که خود گلدستون یهودی است! نتیجه ان شد که این گزارش به دادگاه جنایات جنگی در لاهه رفت و امریکا نیز آن را مختومه اعلام کرد.

11- به تازگی اسنادی منتشر شده که ثابت می‌کند اسرائیل نه تنها دارای سلاح‌های هسته‌ای است؛ بلکه به دنبال صادر کردن این تسلیحات به رژیم سابق آپارتاید در آفریقای جنوبی هم بوده است. یک سوال جدی اینجاست که چه کسی تاکنون به مساله فروش و صادرات سلاح هسته‌ای حتی نزدیک شده است؟ البته غیر از اسرائیل!

12- اسرائیل در سال 1965 بیش از 300 کیلوگرم اورانیوم با درجه تسلیحاتی را از ایالات متحده به سرقت برده است.
با وجود همه این مسائل، ما نیاز به یک "جو ویلسون" -دیپلمات سابق امریکایی که پس از پژوهش و تحقیقات گسترده صراحتا اعلام کرد عراق به هیچ عنوان در مسیر تولید سلاح هسته‌ای نیست و مخالفت خود را با جنگ امریکا در این کشور اعلام کرد- داریم تا بایستد و خطاب به هر سیاستمدار و هر آدم احمقی که در رسانه‌ها از جنگ نظامی با ایران سخن می‌گوید، فریاد بزند "دروغ‌گوها، دروغ نگویید" و این فریاد را تا جایی ادامه بدهیم که آنان بفهمند ما یک جنگ فضاحت‌بار دیگر را نمی‌خواهیم.

ای مردم امریکا! اسرائیل می‌خواهد فرزندان شما را برای کشته شدن به ایران بفرستد و تنها کسی که می‌تواند جلوی آن را بگیرد، شما هستید.»

ترسیم دو کاریکاتور در مطبوعات آلمان در مورد وضعیت مدارس فلسطینی و رژیم صهیونیستی در سرزمینهای اشغالی موجب جنجال رسانه ای در این کشور با ادعای سامی ستیزی شده است.
به گزارش جهان، به نوشته روزنامه ماگده بورگه فولکس اشتمه، این کاریکاتورها بر اساس طرح مشترکی از سوی یکی از دبیرستانهای آلمان و رژیم صهیونیستی درباره وضعیت مدارس فلسطینی و رژیم صهیونیستی کشیده شده اند. 

در این کاریکاتورها مدارس فلسطینی بصورت اتاقهای خراب، با تارهای عنکبوت و مملو از دانش آموز نشان داده شده است، در حالیکه در مدارس رژیم اسراییلی تعداد کمی دانش آموز در فضایی زیبا تصویر شده اند. 

همچنین یک نقاشی دیگر از دوستی دو دانش آموز رژیم صهیونیستی و فلسطینی در حالیکه آنان به هم دست داده اند و یک تانک نیز پشت دانش آموز اسراییلی قرار دارد، اعتراضاتی را در رسانه های رژیم صهیونیستی ایجاد کرده است. 

رسانه های رژیم صهیونیستی ادعا کرده اند که این طرح سامی ستیزی بوده و نشان دهنده خصومت با یهودیان است.مقامات ایالت زاکسن - آنهالت آلمان نیز گفته اند که در این کاریکاتورها سعی شده است تا واقعیت نشان داده شود. 

مقامات آلمان، بشدت تحت نفوذ رژیم صهیونیستی قرار دارند و اجازه هیچ گونه انتقادی از این رژیم را در کشورشان نمی دهند و در موارد بسیار محدودی نیز که اینگونه انتقادات صورت می گیرد، لابی های صهیونیست و سفارت رژیم صهیونیستی در برلین با جنجال سازی و فشار بر برگزارکنندگان این برنامه ها، آنها را وادار به لغو برنامه هایشان می کنند. 

طی ماههای گذشته براثر این فشارها چندین سخنرانی منتقدان یهودی و بازمانده هولوکاست از رژیم صهیونیستی و چند نمایشگاه مرتبط با آوارگی فلسطینی ها در شهرهای مختلف آلمان لغو شده است. نفرت از رژیم صهیونیستی، در آلمان و اروپا بسیار بالاست و مقامات رژیم صهیونیستی نگران گسترش این نوع نگاه هستند. 

صدراعظم آلمان نیز چندی پیش در سخنرانی خود به مناسبت گشایش موزه یهودیان در این کشور با تکرار وفاداری خود نسبت به رژیم صهیونیستی یافته های یک نظرسنجی درسطح اروپا را که طبق آن ۶۰ درصد پاسخگویان ، رژیم صهیونیستی را بزرگترین تهدید امنیتی جهان برشمرده اند، مورد حمله قرار داد. 

سران آلمان برای جلوگیری از گسترش احساسات ضد صهیونیستی( بویژه هنگامی که این رژیم، فلسطینیان را قتل عام می کند)،به اقداماتی نظیر .ممنوعیت تحقیق در مود مدارک ادعایی وقوع هولوکاست ,مجازات زندان ، جریمه نقدی و محرومیت از حقوق اجتماعی برای پژوهشگرانی که حقایق واقعی را در رد این ادعاها منتشر کنند متوسل شده اند.

تامین برنامه شبکه خبر در 10 قسمت 15 دقیقه‌ای زندگی و فعالیت‌های امام موسی صدر را بررسی می‌کند.

به گزارش مهر، این مجموعه مستند با هدف تبیین ابعاد شخصتی و فعالیتها ی این بزرگ مرد ساخته شده و در آن دوران کودکی، نوجوانی، جوانی امام موسی صدر در ایران و لبنان مورد واکاوی قرار می‌گیرد.
در این مجموعه به وقایع، اتفاقات و موفقیت‌های ایشان از زبان دوستان، همکلاسی‌ها و اعضای خانواده ایشان پرداخته شده است.
مجموعه مستند زندگی امام موسی صدر روزهای شنبه و سه‌شنبه ساعت 17:45 پخش و روزهای یکشنبه و چهارشنبه همان ساعت تکرار می‌شود.

ولیعهد عربستان سعودی برای ملاقات با "حسنی مبارک" دیکتاتور سابق مصر و درخواست جهت عفو او هفته آینده به قاهره سفر می کند.

به گزارش العالم، "نایف بن عبدالعزیز" ولیعهد سعودی با مبارک تماس تلفنی گرفته است و پیش بینی می شود که از او در مرکز پزشکی در چند روز آینده عیادت کند.
خبرگزاری "ریانووستی" روسیه به نقل برخی منابع با اعلام این خبر افزود: موافقت شده است که شماری از رهبران عرب و خارجی از جمله روسای جمهور آلمان و فرانسه و رئیس امارات با مبارک ملاقات کنند.
برپایه این گزارش، هماهنگی برای پیگیری این موضوع در چند روز آینده از طریق سفرای این کشورها صورت خواهد گرفت که هدف از آن درخواست برای عفو مبارک به دلایل پزشکی است.
به نوشته پایگاه خبری العوامیه، شیخ "حمد بن عیسی آل خلیفه" شاه بحرین هفته گذشته در سفر به قاهره با مبارک به مدت نیم ساعت به طور دوجانبه دیدار کرد و مبارک اسناد مالی به ارزش میلیاردها دلار همراه با اسناد مربوط به سکه های طلا را امضا کرد تا از حسابهای بانکی او به حسابهای جدیدی منتقل شود.
برپایه این گزارش، سفر دیکتاتور بحرین به قاهره و دیدارش با "مشیر الطنطاوی" رئیس و اعضای شورای نظامی مصر برای زمینه سازی جهت دیدار سایر سران عرب با مبارک صورت گرفته است.

یک روزنامه اسراییلی نوشت که پس از گاف اخیر نیکولا سارکوزی در آشکار شدن مکالمات خصوصی اش با اوباما در حاشیه اجلاس گروه بیست در فرانسه ، که در آن رییس جمهوری فرانسه بنیامین نتانیاهو نخست وزیر اسراییل را دروغگو خوانده بود ، سارکوزی در تلاش است تا از نتانیاهو عذرخواهی کند .

به گزارش عصر ایران روزنامه اسراییلی " یدیوت آحارونوت " در گزارشی نوشت که سارکوزی بدین منظور اخیرا نامه ای شخصی به نتانیاهو فرستاده و در آن نامه تلاش کرده تا گفته خود درباره نخست وزیر اسراییل را جبران کند.

بر اساس این گزارش سارکوزی در آن نامه به نتانیاهو وعده داده تا پاریس از تلاش های اسراییل و آمریکا برای تشدید فشارهای تحریمی علیه ایران حمایت کند.

اسراییل خواهان تحریم نفت ، بانک مرکزی و تحریم تسلیحاتی کامل ایران است ؛ اما آمریکا و کشورهای غربی بر این عقیده اند که تحریم نفتی ایران با توجه به بحران اقتصادی در جهان به ضرر اقتصادهایشان خواهد بود.

سارکوزی در این نامه که آن را به دست خط شخصی نوشته و با پیام دوستی به نتانیاهو آغاز کرده موضع سختی علیه ایران در پیش گرفته و به نتانیاهو وعده داده تا از هر گونه تلاشی برای در فشار گذاشتن ایران حمایت کند.

این نامه را سفیر فرانسه در تل آویو به نتانیاهو تحویل داده است .

در این نامه سارکوزی ایران را به دروغ های تبلیغاتی متهم کرده و به نتانیاهو وعده داده در جلسه شورای حکام آژانس این کشور را تحت فشار قرار خواهد گذاشت.

سارکوزی همچنین وعده داده که فرانسه از هر گونه ابتکار و پیشنهاد اسراییل برای تشدید فشارهای اقتصادی و سیاسی به تهران حمایت خواهد کرد.

گفتنی است روز شنبه نیز روزنامه فیگارو فرانسه به نقل از خانم " والری هافنبرگ " سفیر پیشین دولت فرانسه در خاورمیانه ، نوشت که وی به سارکوزی پیشنهاد داده  تا برای ترمیم روابط با اسراییل در ماه ژانویه سال آینده میلادی ( دو ماه دیگر ) سفری به تل آویو داشته باشد و ساکوزی نیز موافقت خود را با این ایده اعلام کرده است.

مشرق:

قریب ۳۰ سال پس از این جنایت، جرأت می‌کنم دوربین به دست گرفته و سری به این دو اردوگاه بزنم. دوستان لبنانی‌م بر حذر می‌دارندم. اصرار از من و انکار از آنان. به دلیل سال‌ها به خود رها شدن این اردوگاه‌‌ها و نسل بی‌هویتی که هیچ از گذشته‌ی خود ندارد، حتا آب و خاک.
*اشغال
در ژوئن ۱۹۸۲ (خرداد ۱۳۶۱) ارتش رژیم صهیونیستی به فرمان‌دهی آریل شارون که کشور جعلی‌اش به تازه‌گی از امضاء پیمان خائنانه‌ی کمپ دیوید فارغ شده و خیال‌ش از عدم اقدام کشورهای محور عربی آسوده بود به بهانه‌ی سرکوب گروه‌های جهادی فلسطین تا قلب بیروت، پای‌تخت لبنان را به تصرف خود در آورد. در همین ایام احزاب ضد اسلامی لبنانی که درگیر تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری بوده و آرامش پیش از طوفان را تجربه می‌کردند، به نوعی به این اشغال رضایت دادند. شارون در همین اثنا توافق‌نامه‌ی به اصطلاح صلح با دولت وقت لبنان را به آن حکومت که کشورش درگیر جنگ داخلی بود تحمیل کرد و بهانه‌ی اشغال بیروت را از هم پاشیدن سازمان آزادی‌بخش فلسطین و دیگر گروه‌های درگیر به اشغال‌گران اعلام کرد.
*رییس جمهور مزدور
حضور صهیونیست‌ها و حمایت آنان از کاندیدای حزب کتائب (فالانژیست‌های مسیحی) منجر به پیروزی بشیر جُمَیل به عنوان رییس جمهور شد. این ریاست سه هفته بیش‌تر دوام نیاورده و جُمیل به هم‌راه ۱۸ تن از اعضاء حزب کتائب در یک انفجار تروریستی به قتل رسید. حالا دیگر بهانه‌ی اصلی به دست شارون افتاده بود. با دخالت صهیونیست‌ها و گسیل مزدوران فالانژ آن رژیم به اردوگاه‌های فلسطینی، یکی از فاجعه‌آمیزترین جنایات بشری به فرمان‌دهی آریل شارون، به وقوع پیوست...
*اردوگاه‌های فلسطینی
با اشغال فلسطین در سال ۱۹۴۸ و تکمیل آن در سال ۱۹۶۷، بسیاری از ساکنان آواره شده‌ی آن سامان به کشورهای هم‌جوار و عربی کوچ کردند. یکی از این کشورها لبنان بود که در شمال فلسطین واقع شده بود. از همین رو عموم ساکنان شمال آن کشور یعنی الجلیل و آبادی‌های حومه‌ی آن، مجبور به حضور در جنوب و مرکز لبنان شدند. در کشور لبنان و در روزهای ابتدایی دهه‌ی ۸۰ میلادی، ۱۲ اردوگاه از حضور فلسطینیان شکل گرفت که این اردوگاه‌های با ابتدایی‌ترین مصالح و محقرانه‌ترین شرایط بنا شدند. در بسیاری از این اردوگاه‌ها گروه‌ها و احزاب گوناگون فلسطینی امورات مربوط به اهالی را به عهده می‌گرفت‌ند. دولت‌های لبنانی نیز از همان دوران تأسیس اردوگاه‌ها تا کنون به نوعی از خدمات رسانی به این کمپ‌ها خودداری ورزیده و می‌ورزند!
صبرا و شتیلا دو اردوگاه از ۱۲ اردوگاه مستقر در لبنان‌ند. این دو اردوگاه که در بیروت غربی قرار گرفته‌اند از دیر باز مورد طمع اشغال‌گران یهود بود.
*روز واقعه


با قتل بشیر جُمیل فالانژ، سناریویی طرح ریزی شد تا گروه‌های فلسطینی اولین مظنونان این ترور معرفی شوند. اشغال‌گران صهیونیست با دمیدن در این بوق نکره، چراغ سبز را به فالانژ‌های مارونی به ره‌بری ایلی حبیقه، نشان دادند و در تاریخ ۱۶ و ۱۷ تا ۱۸ سپتامبر ۱۹۸۲ (۲۵ تا ۲۷ شهریور ۱۳۶۱) گروهای مارونی با حمایت مستقیم صهیونیست‌های حاضر و ناظر بر اوضاع به دو اردوگاه صبرا و شتیلا یورش بردند. ظهر روز ۱۶ سپتامبر، بیش از ۱۵۰ تانک، ۱۰۰ نفربر، ۱۴ زره‌پوش حامل انواع توپ و۲۰ بولدوزر توسط ارتش صهیونیستی به هم‌راه شبه نظامیان فالانژ مارونی، کل این دو اردوگاه را به محاصره‌ی خود درآوردند. عصر همان روز با فرمان آریل شارون، حمله به صبرا و شتیلا رسما آغاز شد. با وجودی که نیروهای اشغال‌گر تمام تلاش خود را معطوف به این کردند که خبری از این حمله به بیرون درز نکرده و خبرنگاران حاضر در بیروت از محدوده‌ی این دو اردوگاه دور باش‌ند، ولیکن عمق فاجعه و حضور معدود روزنامه‌نگاران نفوذ پیدا کرده به محل جنایت، بسیاری از حقایق را بر ملا کرد. به طوری که کشورهای غربی حامی صهیونیست‌ها و حتا شورای امنیت سازمان ملل نیز نتوانست‌ند در برابر این جنایت سکوت کرده و آن را محکوم نکنند.
* روایت فاجعه
"دیوید هرست" خبرنگار انگلیسی روزنامه‌ی گاردین در کتاب معروف خود «تفنگ و زیتون» می‌نویسد: «... قتل عام به مدت ۴۸ ساعت ادامه داشت و حتا در شب نیز با روشن کردن محوطه‌ی اردوگاه توسط اسرائیلی‌ها ادامه داشت. آن‌ها به زور وارد خانه‌های مردم شده و فلسطینی‌های در خواب را به رگ‌بار مسلسل بست‌ند. فالانژ‌ها بعضاً قبل از کشتن، آنان را شکنجه می‌دادند، چشم‌های‌شان را درمی‌آوردند، زنده زنده پوست‌شان را می‌کن‌دند، شکم‌ها را می‌دریدند، به زنان و دختران، گاه بیش از ۶ بار تجاوز می‌کردند و بعد سینه‌های‌شان را می‌بریدند و در آخر به ضرب گلوله، آن‌ها را از پا در می‌آوردند. بچه‌ها را از وسط دو شقه می‌کردند و مغزشان را به دیوار می‌کوبیدند. در حمله به بیمارستان عکا [واقع در بیروت] تمام بیماران را بر روی تخت خود کشت‌ند. دست بعضی را به ماشین می‌بستند و در خیابان‌ها می‌کشیدند، دست‌های فراوانی برای بیرون آوردن دست‌بند و انگشتر قطع شد. در نهایت چند بولدوزر به اردوگاه آورده تا علاوه بر دفن مقتولان، خانه‌های سالم را با خاک یک‌سان کنند. اجساد مردم تا چند روز بر زمین مانده بود و گربه‌ها از گوشت آن‌ها می‌خوردند و آن‌قدر وحشی شده بودند که به مردم زنده نیز حمله می‌کردند، زیرا به خوردن گوشت انسان عادت کرده بودند...»
نویسنده‌ی پاکستانی‌الاصل «غازی خورشید» نیز که در محل حاضر بوده در کتاب «تروریست صهیونیستی در فلسطین اشغالی» می‌نویسد: «در خیابانی جسد ۵ زن و چند کودک روی تلی از خاک افتاده بود... از جمله یک زن که پیراهن‌ش از جلو پاره و سینه‌هایش بریده شده و در کنارش سر بریده‌ی دخترکی با نگاهی خشم‌گینانه به قاتلان‌ش دیده می‌شد. زن جوانی را دیدم در حالی که طفل شیرخواره‌اش را در آغوش گرفته، گلوله‌ها از بدن‌ش عبور کرده و در بدن طفل شیرخوارش نشسته بود. غازی خورشید از قول یکی از مصریان حاضر در صحنه به نام «وجنات زین عبداللطیف» می‌نویسد: «در روز جمعه به بیمارستان غزه [واقع در بیروت] پناه بردم و آن‌ها ما را صبح شنبه محاصره کردند و فلسطینی‌ها را که شامل زنان و کودکان نیز می‌شدند از خارجی‌ها جدا کرده و به یک استادیوم ورزشی بردند و در چاله‌هایی که بر اثر بمب‌باران حفر شده بود انداخته و گفت‌ند؛ همه دراز بکشند. سپس بر روی همه آتش گشودند و در آخر با سه بولدوزر بر روی آن‌ها چه زنده و چه مرده خاک ریخت‌ند و من وقتی این صحنه را دیدم که خاک بر روی کودکان و زنان می‌ریزند بی اراده فریادی کش‌یدم که نزدیک بود پیدایم کن‌ند...»

با وجود سانسور شدید خبری جهت جلوگیری از درز این جنایات، طبق آمار اعلام شده، ۳۲۹۷ کودک و زن و مرد فلسطینی و لبنانی ظرف این ۴۸ ساعت به قتل رسیدند. آمار غیر رسمی نیز تعداد کشته‌ها را بعضاً تا ۶۰۰۰ نفر اعلام کرده است. جانیان، عموم کشته‌های این دو روز را در زمین‌های خالی و باش‌گاه گلف و استادیومی که در مجاورت این دو اردوگاه بود به طور دست جمعی به خاک سپردند تا آمار دقیق جنایات‌شان بر ملا نشود. عمق فاجعه به‌قدری تکان دهنده بود که دولت اسرائیل غاصب نیز با محکوم کردن حادثه‌ی کشتار، دستور تشکیل کمیته‌ی تحقیقاتی کاهان را درفوریه‌ی ۱۹۸۳ صادر کرد. این کمیته‌ که به ظاهر مستقل می‌نمود در نتایج تحقیقات‌ش آریل شارون را با عنوان «سهل انگاری و دست کم گرفتن واکنش فالانژهای مارونی» مقصر اعلام کرد!
* سه دهه بعد
لبنان امروز از هر لحاظ با سی سال گذشته متفاوت است. از زنده‌گی مردم عادی تا جبهه‌گیری‌های سیاسی و حتا پای‌داری در برابر متجاوزان صهیونیست. تولد جنبش مقاومت حزب‌الله در اوج ددمنشی اسراییل غاصب، شروع به هم خوردن معادلات منطقه‌ای و جهانی بود. مبارزه و مقابله با وحشی‌گری و اشغال لبنان توسط این جنبش، به عقب راندن نظامیان صهیونیست تا مرزهای شمالی فلسطین اشغالی در سال ۲۰۰۰ میلادی انجام‌ید و دفع مجدد تجاوز (موسوم به جنگ ۳۳ روزه) در سال ۲۰۰۶ هیمنه‌ی پوشالین یهود را در هم شکست.
حضور فعال حزب‌الله در بطن زنده‌گی مردم، و اقبال عمومی به فعالیت‌های سیاسی این جنبش، حتا قوه‌ی اجرایی این کشور را که طبق قانون اساسی باید در دست مسیحیان مارونی باشد، به نوعی در اختیار مقاومت اسلامی قرار داد. با همه‌ی این وجود، بیروت امروز همانند بیروت ده سال پیش نیز نیست. بیلبرد‌های تبلیغاتی مصرف‌گرایی، در جای جای ضاحیه، محل رویش و رشد مقاوت اسلامی، وصله‌ی ناجوری شده که در اولین نگاه، چشم رویت‌گری که یک دهه‌ی پیش نیز این شهر و دیدنی‌هایش را دیده بود می‌آزارد. ضاحیه‌ی امروز دقیقا تهران اول دهه‌ی ۷۰ شده است. با همان رشد تهاجم فرهنگی پس از ۸ سال تعالی فرهنگی. با همه‌ی این وجود، یک چیز در بیروتِ در آستانه‌ی ۲۰۱۲ هیچ تغییری نکرده؛ اردوگاه فلسطینیان صبرا و شتیلا.
* در زادگاه شرم
قریب ۳۰ سال پس از این جنایت، جرأت می‌کنم دوربین به دست گرفته و سری به این دو اردوگاه بزنم. دوستان لبنانی‌م بر حذر می‌دارندم. اصرار از من و انکار از آنان. به دلیل سال‌ها به خود رها شدن این اردوگاه‌‌ها و نسل بی‌هویتی که هیچ از گذشته‌ی خود ندارد، حتا آب و خاک، ناهنجاری‌های اجتماعی مثل بسیاری از دیگر اردوگاه‌های فلسطینی (به خصوص در آن‌جاهایی که گروه‌های غیر اسلامی نیز فعالیت می‌کنند) خودنمایی می‌کند. همین موضوع دلیل پرهیز دادن دوستان لبنانی از حضور در این دو اردوگاه می‌باشد. همه را قال گذاشته و هم‌راه با دو دوست ایرانی دیگر (محمد اشراقی و رضا تقی‌پور) در بیروت غربی پا به محل وقوع یکی از بزرگ‌ترین جنایات بشری می‌گذاریم. این دو اردوگاهِ به هم آمیخته و در هم تنیده، از یک خیابان اصلی تشکیل شده (همان خیابانی که پذیرای تانک‌های تجاوزگر ۳۰ سال پیش بود!) که همان بازار اصلی منطقه است و کوچه‌های باریکی که منشعب از این خیابان و بازارند. بازاری به شلوغی خیابان‌های منتهی به بازار تهران.
کمی جلوتر، یکی از دست‌فروش‌های اردوگاه جلو آمده و شروع به خود شیرینی می‌کند. می‌خواهم محل‌ش نگذارم می‌ترسم دردسر شود. به زور، لب‌خند بر لبان‌م می‌نشانم. از کجایی بودنم می‌پرسد. از پاسخ دادن طفره می‌روم و می‌گویم: «أنا صحافی. خبرنگارم!» دوربین‌م را نگاه می‌کند و باز ادامه می‌دهد: «وین بلد؟» که یعنی از کدام کشور. باز طفره می‌روم و می‌گویم: «صحافی تلفزیون. تی‌وی پرس» تی‌وی پرس را به PressTV تعبیر می‌کند و خوش‌حال و شادان می‌گوید: «مِن إیران... اهلاً و سهلاً خویَه» در می‌مانم که چه کنم و چه بگویم! دست‌م را گرفته به طرفی می‌کشد. دروازه‌ای بزرگ در حاشیه‌ی خیابان اصلی اردوگاه را نشان‌م می‌دهد. بعد یک ریز توضیح می‌دهد که این‌جا محل دفن بسیاری از کشته‌های فاجعه‌ی صبرا و شتیلاست. عکس بگیر... تا می‌توانی عکس بگیر... یک طوری رفتار می‌کند که انگار اولین عکاس پس از کشتارم!

در کنار دروازه‌ی این محوطه، چند دست‌فروش مانند بقیه، کلی خنزر پنزر روی هم ریخته و به مشتریان قالب می‌کنند. از دروازه که رد می‌شوم، محلی نسبتاً بزرگ، مانند باغی که درخت‌های‌ش را درآورده باشند و تنها محیط‌ش دار و درخت داشته باشد خودنمایی می‌کند. زمین از علف تازه‌ی مهر ماه! سبز است. دور این محوطه و در مجاورت درختان کُنار یا همان سدر لبنانی و اوکالیپتوس، بنرهای بزرگی از کشتار صبرا و شتیلا و حتا قانا قرار داده‌اند و در مرکز این محوطه‌ی سبز، یادمان شهدای این دو اردوگاه است. عکس می‌گیرم و می‌زنم بیرون. در لا به لای دست‌فروش‌های متعدد، یکی بساط کتاب‌فروشی راه انداخته و جالب این‌که بسیاری از کتب، منابع تحقیقی شیعی و فقه شیعه است.
در کنار همه‌ی این‌ها، مغازه‌ای برای خدمات خال‌کوبی، تابلویی بزرگ از هنر خود را در بخش عظیمی از خیابان نصب کرده و خود را پادشاه خال‌کوبی نامیده! از تصویر ابلیس گرفته تا واژه‌گانی مقدس و از طبیعت و زیبایی‌های آفرینش تا تمثال اهل بیت علیهم‌السلام و از امام موسا صدر تا فرانکلین رییس جمهور ایالات متحده و حتا جانی دپ، کاراکتر اصلی  دزدان دریای کارائیب! همه‌گی جزء خدمات تتو و خال‌کوبی این مغازه است.

خیلی‌ها سعی می‌کنند نسبت به حضور ما بی‌تفاوت باشند و خیلی‌های دیگر واکنش‌های متفاوتی نشان می‌دهند. مرد سال‌خورده‌ای کلی انگور روی چهار چرخه‌ی طوافی خود ریخته و ژستی گرفته تا از خود و انگورهای معروف أصبع العروس‌ش عکس بگیرم. بعید می‌دانم انگوری به این خوش‌مزه‌گی تا به حال خورده باشم. شیرینی در حد اندازه و گوشت‌آلودی و بی‌دانه بودن در حد اعلا. پر بی‌راه نیست که به آن می‌گویند أصبع العروس. به همان خوش‌مزه‌گی که سر سفره‌ی عقد، انگشت به عسل آغشته‌ی عروس، زیر دندان داماد مزه می‌کند!
در حاشیه‌ی همین خیابان، کوچه‌های باریک و در هم ریخته‌ی بسیاری، فلش‌بکی می‌شود برای ۳۰ سال پیش. می‌بینم، عکس می‌گیرم و می‌گذرم. برخی از دکان‌ها، وسایل کهنه‌ی الکترونیکی و رایانه و ماه‌واره را با تبلیغات دهان پر کن در معرض فروش گذاشته‌اند؛ «ستلایت کامل، ۴۵۰۰۰ لیره» هر ۱۵۰۰ لیره‌ی لبنان، هزار تومان ما می‌شود (البته به ازای دلاری ۱۰۰۰ تومان!) و این‌جا یک ست کامل از دیش و کابل و رسیور می‌شود به عبارتی ۳۰ هزار تومان!

نیم‌چه کامیون‌های حمل زباله نیز تمام ماحصل تلاش روزانه‌ی خود را در بین همین دکائن، دپو می‌کنند و منظره‌ای بسیار بدیع از تل‌انباری زباله در بین آدم‌های امروزی اردوگاه! و در مجاورت آن، سالن بیلیارد در قطع مغازه‌ی ابومرشد است که مشریان‌ش در همان قد و قواره‌ی سالن‌ش دانش‌آموزان یکی از چند مدرسه‌ی اردوگاه‌ند. تِیسیر و احمد و یاسر، به گرمیِ بیلیارد بازان حرفه‌ای، خود را با اسنوکر و ایت‌بال و ناین‌بال مشغول کرده‌اند. ابومرشد که مرد پخته‌ای است از سلام و علیک من پی به ایرانی بودنم برده و استقبال عجیبی از این موضوع می‌کند. بعد متوجه می‌شوم از شیعیان اردوگاه است که برای‌ش آمدن یک ایرانی به اردوگاه صبرا و شتیلا خیلی عجیب می‌نماید. مرا نصیحت می‌کند که مواظب سلفی‌های اردوگاه باشم. جواب‌ش را با لب‌خندی می‌دهم که تنها سری تکان می‌دهد. و راهی می‌شوم.

در این‌جا هیچ‌چیزی هویت اصلی خودش را ندارد. از کارگاه تولید کفش که در کنار خیابان بساط پهن شده‌اش جلب توجه می‌کند تا چرخ‌های طوافی گوجه فروش‌ها و عرضه‌کننده‌گان بادنجان و خیار. از تمثال رنگی چه‌گوآرا تا قهرمان فوتبال نقش بسته بر روی کیف مدرسه‌ی بچه‌ها. از خروس قوی جثه‌ای که در قفسی تنگ، کِز کرده تا درخت مصنوعی‌ کریسمسی که از آت و آشغال‌های جمع‌آوری شده‌ی یاسین سر بر می‌آورد. و از سیم‌های به هم پیچیده‌ی برق تا طبقات نیمه‌کاره‌ی خانه‌هایی که چندین دهه است همان‌طور بی‌قواره بر جای خود مانده و چند نسل را در این بی‌قواره‌گی و ایضاً بی‌وطنی و بی‌هویتی، تحویل این اردوگاه داده است. هیچ‌چیزی هویت اصلی خودش را ندارد.

جمال و خضر و انور و علی، بشاش و پر تحرک، بدون آن‌که بدانند چرا، دور هم جمع می‌شوند تا عکسی به یادگار ازشان بگیرم. جمال به پشت بساط کهنه فروشی‌اش باز می‌گردد تا در آن حال هم عکسی به یادگار داشته باشد، منتهی در دست من! جمال البسه‌ی کهنه‌ی اهالی اردوگاه را به ثمن بخس خریده، روفو کرده و می‌شوید و اتو می‌کشد و به عنوان لباس کمی کار کرده به همین اهالی می‌فروشد. از همان جنس تاناکورای خودمان، البته نه با بوی تن کفار تایلندی و لک سُس هند و چینیان اندونزی و چین و چروک‌های تازه به دوران رسیده‌گان مالزی و سنگ‌شوی شده‌ی غرب‌زده‌گان کره‌ی جنوبی. بل‌که اصل فلسطینی!

سعید و محمدِ نوجوان نیز خوش‌حال می‌شوند از این‌که فریمی از دوربین مرا به اشغال خود درآورند. کشورشان قریب ۷۰ سال است به اشغال درآمده، یک فریم که راه دوری نمی‌رود! می‌گیرم، نشان می‌دهم و خنده را در تمام صورت‌شان می‌بین‌م. خنده‌ای که صورت خسته‌شان را کمی دِفرمه می‌کند بدون آن‌که تأثیری در خسته‌گی یک روز عمله‌گی‌شان داشته باشد. موز‌های باغات صیدا بر روی چهار‌چرخه‌ی ابواحمد به انتها رسیده و ایضا سبزی‌های هشام که آن نیز از مزارع جنوب بیروت و اطراف صیدا ابتیاع شده. عَبِد نیز مانند دیگر اهالی اردوگاه که شاتری از دوربین مرا کاسبی کردند، ژستی دیگر می‌گیرد و در کنارش دکه‌ی در هم و بر هم سی.دی. فروشی محمود که از طرف‌داران سینه چاک بشار اسد است و میلی ندارد تا در قاب دوربین من جای بگیرد.

در مسیر بازگشت، از فهرست شهدای حزب امل که مزین به تصاویر امام موسا صدر و نبیه بری نیز شده است، لحظه‌ای را ثبت می‌کنم، تا شاید این لحظه، روزی نه چندان دور، خاطره‌ای باشد از همه‌ی آنانی که در این‌جا دیده‌ام بدون آن‌که به این‌جا تعلق داشته باشند و به یقین روزی آنان را در الجلیل خواهم دید که در مزارع زیتون و موز‌های مدیترانه‌ای، خاطره‌ی آن دو روز میلاد شرم را از خاطر خود برده‌اند.
برخلاف آنچه تصور می‌شود،‌ شرایط زندگی در عربستان به قدری برای شهروندان این کشور سخت و طاقت‌فرسا شده که بسیاری زندگی در این کشور را غیرممکن می‌بینند، اگرچه رسانه‌های عربی وابسته به آل‌سعود تلاش خود را بکار می‌بندند تا این حقایق هیچ‌گاه به بیرون درز پیدا نکند.


زندگی در عربستان سعودی با اسرار و مشکلات بسیار زیادی همراه است که رسانه‌های این کشور تلاش بسیار می‌کنند، یا آنها را مخفی کنند یا از میزان و اهمیت آن بکاهند.
فارس:

زندگی در عربستان سعودی با اسرار و مشکلات بسیار زیادی همراه است که رسانه‌های این کشور تلاش بسیار می‌کنند، یا آنها را مخفی کنند یا از میزان و اهمیت آن بکاهند و در این میان شبکه‌های ماهواره‌ای عربی وابسته به عربستان سعودی که با پول‌های آل‌سعود فعالیت می‌کنند، نقش بسزایی در این میان ایفا می‌کنند.

* گسترش پدیده حلبی آبادی‌ها

بسیاری از شهروندان سعودی که در جده زندگی می‌کنند، اوضاع زندگی در این کشور را بسیار بد توصیف کرده‌اند، و برخی از آنها نخواستند نامشان فاش شود، از گسترش پدیده حلبی‌ آبادی‌ها در این شهرهای این کشور به ویژه در منطقه الشرقیه جده و کوی العوامیه سخن می‌گویند.

* رواج ارتشا و تقدم رابطه بر ضابطه

همچنین این شهروندان از گسترش پدیده رشوه‌گیری و مقدم بودن رابطه بر ضابطه سخن می‌گویند،‌ به عنوان مثال س.ع شهروند سعودی می‌گوید، این پدیده نه تنها در عربستان که در دیگر کشورهای عرب حوزه خلیج فارس نیز به شکلی قابل توجه گسترش پیدا کرده است و در این باره تاکید می‌کنند،‌ درحالی‌که هزینه گرفتن اقامت در عربستان سعودی به بیش از 300 تا 400 دلار نمی‌رسد، اگر شهروندی بخواهد در این زمینه اقدام کند، ادارات وابسته مبلغی حدود 4 تا 5 هزار دلار از متقاضیان پول دریافت می‌کنند.
افزون بر آن این شهروند سعودی در ادامه می‌افزاید: درحالی‌که بر اساس قوانین کشور شهروندان سعودی هر 5 سال یک‌بار مجاز به رفتن به مکه برای ادای فریضه حج می‌شوند، برخی از شهروندان این مجوزها را با قیمت چند برابر از برخی مسئولان خریداری می‌‌کنند.

* خریدن نیروهای معارض با پول

س. ع می‌افزاید: رژیم سعودی تلاش می‌کند، برخی از نویسندگان و روزنامه‌نگاران و خبرنگاران معارض را با پول بخرد و نمونه‌هایی سراغ داریم که قبلا جزو معارضان بوده، اما هم اکنون در روزنامه‌های سعودی برای رژیم قلم می‌زنند، غیر از آن آل‌سعود از ترس پای گذاشتن انقلاب‌های عربی به عربستان اقدام به دادن برخی پست‌ها به برخی چهره‌ها و شخصیت‌های خارج از خاندان اما نزدیک به آنها و همساز با خط مشی حکومت کرده، همچنین حقوق کارمندان و اوضاع اقتصادی را بهبود بخشیده و تمام این کارها نه به خاطر ملت که از بیم اعتراض‌های مردمی صورت گرفته است.

* تعمیم آموزه‌های وهابیت در مراکز آموزشی

در بعد آموزش و پرورش این شهروند تاکید می‌کند که در سیستم آموزشی عربستان سعودی بگونه‌ای وضع شده که در تمام مراحل تحصیل آیین وهابیت را در میان دانش‌آموزان و دانشجویان تعمیم و گسترش دهد و در این باره به این بهانه توسل جسته می‌شود که چون آیین آل‌سعود حنبلی است باید این آیین در تمام مدارس و مراکز آموزشی تدریس شود، بدون آنکه مذاهب دیگر یا پیروان آنها مد نظر قرار گیرند، اما مشکل اساسی در این نهفته است که مدهب حنبلی تمام مذاهب و آیین‌های دیگر از جمله تشیع و تسنن را نه تنها قبول نمی‌کند،‌ بلکه تکفیر می‌نماید و این ستم بزرگی است که بر ملت عربستان روا داشته می شود،‌با این حال کسی فراموش نمی‌کند که جریان وهابیت که هم اکنون بر عربستان حاکم است، در نتیجه ائتلافی که 200 سال پیش میان محمد بن سعود و محمد بن عبد الوهاب صورت گرفت بر کشور کم کم حاکم شد تا این‌که هم اکنون به این وضعیت رسیدیم.

* تلاش عربستان برای بدست گرفتن رهبری کشورهای عرب حوزه خلیج فارس


اما درباره نقشی رهبری که عربستان تلاش می‌کند،‌ میان کشورهای عربی ایفا کند، این شهروند سعودی می‌گوید که عربستان سعودی سال‌هاست که تلاش می‌کند، رهبری کشورهای عربی حوزه خلیج فارس را بدست گیرد و در این راه برخی از این کشورها به دلیل واهمه‌ای که از آل‌سعود دارند، تن به این خفت داده‌اند، به جز کشور عمان که تلاش کرده در تصمیم‌گیری‌ها همچنان مستقل عمل کند و تن به خواسته‌های عربستان ندهد.

* اختلاف حاکم بر آل‌سعود و بروز فساد اخلاقی در جامعه

درباره اختلافات حاکم میان آل‌سعود نیز این شهروند سعودی معتقد است، جریان وهابی در داخل با مشکلاتی مواجه است و هم اکنون به دو جریان فکری تقسیم شده است و می‌افزاید: جدای از طبقه حاکمه مردم نیز در عربستان با فروپاشی و فساد اخلاقی مواجه هستند و تمام نشانه‌های اسلامی که در کشور به چشم می‌خورند ظاهری بوده و به هیچ یک از آنها عمل نمی‌شود، مثلا درحالی که پیش از این مردم عربستان هنگامی‌که صدای اذان به گوششان می‌رسید، مغازه‌ها را ترک می‌کردند و برای ادای فریضه نماز به مساجد می‌رفتند، هم اکنون این کار جز با حضور ماموران امر به معروف و نهی از منکر ممکن نمی‌گردد و حتی در موارد بسیاری مشاهده شده که صاحبان مغازه‌ها، دکان‌های خود را قفل می‌کنند و به داخل آنها پناه می‌برند و این‌ها همه به دلیل سوء برداشت و فهمی است که از دین میان مردم به وجود آمده و عامل آن آیین وهابیت و آل‌سعود است که چنین درکی از مذهب را به مردم القا کرده‌اند.

در منطقه الشرقیه در جده عربستان دختران جوان مشاهده می شوند که علنا فساد اخلاقی خود را در خیابان‌ها دنبال می‌کنند و اینها صحنه‌های ساده و کوچکی از وضعیت حاکم بر زنان عربستان سعودی از یک سو و جامعه عربستان از سوی دیگر است.

رژیم صهیونیستی یگانی به نام پلیس مخفی دارد که اعضای آن فلسطینیان و اعراب خائن هستند و برای شناسایی و دستگیری مبارزان و مجاهدان فلسطینی بکار می‌روند.

خبرگزاری فارس: جنبش الحوثی در بیانیه ای تاکید کرد که آمریکا و عربستان از طریق جنایت علیه برخی گروه های داخلی به دنبال جنگ داخلی در این کشور هستند.
خبرگزاری فارس: الحوثی: آمریکا و عربستان به دنبال جنگ مذهبی در یمن هستند

جنبش الحوثی یمن با صدور بیانیه ای آمریکا و عربستان سعودی را به حمایت از ایجاد فتنه مذهبی در یمن محکوم کرده و تاکید نمود که فعالیت برخی گروههای دعوت کننده به تکفیر و افراطی گرایی برای ایجاد فتنه مذهبی در میان مسلمانان یمن در ارتباط آشکار با پروژه های آمریکا برای از هم جدا کردن امت اسلامی و ضعیف کردن آنها است که در دوره اخیر تشدید شده است.

عبدالمالک بدر الدین الحوثی با صدور بیانیه‌ای که نسخه ای از آن به خبرگزاری فارس رسید، گفت که این گروه ها به دنبال تحریک مذهبی گروه های مختلف در تریبون‌ها و رسانه‌های جمعی هستند تا در داخل کشور اختلاف افکنی کنند و انقلاب مردمی یمن را به شکست بکشانند، این در حالی است که انقلاب یمن منافع این کشورها در یمن را به مخاطره می اندازد و هدف آنها از این اقدامات نیز مشغول کردن مسلمانان به مسایل مختلف و جدا شدن آنها از موضوعات اساسی است که یکی از آنها مقابله با استکبار جهانی  و در رأس آن آمریکا و اسرائیل است.

وی ادامه داد که هنگامی که این گروه ها از ایجاد فتنه شیعه و سنی در کشور ناکام ماندند، مانند کشورهای دیگر به استفاده از روش های توطئه آمیز روی آورده و برخی از افراد ضعیف النفس را در ازای وعده های مالی وادار کردند که جنایت هایی را انجام دهند که هدف از آن در وهله اول ایجاد نگرانی و فتنه در کشور و سپس درگیری های طایفه ای در یمن است.

وی درگیری های اخیر در منطقه الدماج را در همین راستا دانسته و گفت که تلاش برای شعله ور کردن این درگیری ها از زمان پایان جنگ ششم از طریق فعالیت های گروه های مسلح که قتل و کشتار در این منطقه به راه می اندازند، آغاز شده است، این گروه ها به بهانه های تکفیری، در راستای پروژه هایی که آمریکا آن را تغذیه می کند، مسلمانان این منطقه را به خاک و خون می کشند.

الحوثی ایجاد درگیری های شیعه و سنی را محور سیاست های آمریکا در خاورمیانه دانست و گفت که هدف از این سیاست این است که از این طریق در داخل امت اسلام نفوذ کند.

این بیانیه البته تصریح کرد که این طرح ها با بیداری امت اسلام شکست خورده است و مواضع ما در قبال دشمنان امت اسلام یکی و منسجم است، حوثی ها هرگز به علت مسایل طایفه ای اقدامی نمی‌کنند، بلکه ما این برگه را از دست دشمن می گیریم و نمی گذاریم به سیاست‌های خود در این راستا ادامه دهد.

حوثی ها در این بیانیه تاکید کردند: ما تنها در راستای دفاع از خود در برابر سیاست‌های آمریکا وارد عمل می شویم، چرا که ما از همان ابتدا به وحدت امت اسلام متعهد و حریص بودیم و همه می دانند که چطور در برابر مزدورانی که از فتاوای تکفیری برای اختلاف میان مسلمانان استفاده می کنند، می ایستیم.

به گزارش قاصد، در حالی که هر روز آگهی های عجیب و جالبی در مطبوعات کشور منتشر می شود، آخرین نمونه از این نوع، قطعا شگفتی محافل سیاسی کشور را به همراه خواهد داشت.

در این آگهی که در یکی از روزنامه پرتیراژ کشور به چاپ رسیده، اعلام شده که روز سه شنبه 24 آبان مراسم «تقدیم بیعت اتباع کشور عربستان سعودی مقیم استان خراسان» با جناب شاهزاده امیر نایف بن عبدالعزیز آل سعود ولی عهد و نائب رییس مجلس وزراء و وزیر کشور برگزار خواهد شد.

در این آگهی از اتباع عربستان خواسته شده برای بیعت با این مسئول چند شغله، در محل ساختمان سرکنسولگری مشهد حضور یافته و برای کسب اطلاعات بیشتر با تلفن و فاکس اعلام شده تماس حاصل فرمایند.


باید این سوال را از مسئولان رسانه های کشور پرسید که آیا اجازه چاپ آگهی این چنینی به مطبوعات عربستان نیز در قبال مسئولان ایرانی داده می شود یا اینکه طبق معمول فقط ما برای تحکیم روابط گام بر می داریم.

مشرق: کلینتون در این سخنرانی که در نقش یک استراتژیست اقتصادی نقش‌آفرینی می‌کند ،به صراحت اعلام می کند :ستون قدرت آمریکا در جهان یک اقتصاد قوی است.

به این ترتیب در یک جمع‌بندی از سخنرانی یک ساعته خانم کلینتون می‌توان گفت ؛در نگاه جدید رهبران آمریکا دوران نظامی‌گری آمریکا به پایان رسیده است ، زیرا تداوم استراتژی آمریکا در دهه اول قرن 21 اقتصاد آمریکا را به خطر انداخته است.

خلاصه‌ای از سخنرانی وزیر امور خارجه آمریکا در 10 محور اساسی به شرح زیر است.

1- فرمول جدید استراتژی ایالات متحده

خانم کلینتون در این سخنرانی ابتدا به این سؤال می‌پردازد که دلیل حضور فردی دیپلماتیک در کلوب اقتصادی چیست؟ وی در پاسخ به این سؤال یک فرمول ارائه می‌دهد. «اقتصاد استراتژیک است و استراتژی چیزی جز اقتصاد نیست.»
وی در توضیح این فرمول ذکر می‌کند : همه چیز در حال و آینده قرن 21 که مرتبط با رهبری آمریکا باشد چیزی جز اقتصاد نخواهد بود. وی در ادامه به جمله‌ای از هری ترومن اشاره می‌کند که معتقد است «روابط ما چه خارجی و چه اقتصادی از یکدیگر جداناپذیر هستند.»

به این ترتیب ترومن فهمید؛ برای رهبری آمریکا در جهان پس از جنگ نه‌تنها نیاز به رهبری دیپلماتیک و نظامی است، بلکه مهمتر از آنها رهبری اقتصادی است.

کلینتون سپس اعلام می‌کند: ترومن در آن زمان قدرت اقتصادی خود را برای بازسازی دوستان و حتی دشمنان به کار گرفت و این فرمول هم‌اکنون به همان اندازه قبل درست است. فقط هم اینک باید رهبری خود را در زمانه‌ای که قدرت اغلب براساس اقتصاد اندازه‌گیری و اعمال می‌شود پیش ببریم.

2- توسعه و دیپلماسی قوی، قدرتمند‌ترین ارتش جهان

خانم کلینتون در بیان محور دوم استراتژی جدید ایالات متحده به شرایط سخت اقتصاد داخل آمریکا و اروپا اشاره می‌کند و به صراحت اعلام می‌کند «خانواده‌ها سعی می‌کنند پس از بزرگترین سقوط اقتصادی که من در تمام عمر شاهد بوده‌ام بار دیگر روی پای خود بایستند. اعتراضات تنها چند مایل دورتر از اینجا به همه ما یادآوری می‌کند که کار زیادی برای انجام دادن داریم. شما چه راستی باشید و چه چپی، چالش پیش رو این است که چگونه تیم آمریکا را به جلو هدایت کنیم؟
ما چگونه با یکدیگر همکاری کنیم تا به پیشرفت کشورمان و به آورده ساختن انتظارات مردم یاری رسانیم؟
وزیر امور خارجه آمریکا در ادامه به تحولات منطقه خاورمیانه اشاره و سعی می‌کند ریشه آن را اقتصاد معرفی کند. «در سراسر جهان، نیروهای اقتصادی در حال دگرگون‌سازی واقعیت‌های سیاست خارجی هستند. ما دولت‌هایی را دیده‌ایم که به علت بحران‌های اقتصادی سقوط کرده‌اند. انقلاب‌هایی که از یک بازار در تونس آغاز شدند، سراسر یک منطقه را در بر گرفتند.
در عین حال هرکجا که سفر می‌کنم کشورهایی را می‌بینم که نه به علت اندازه ارتشی که در اختیار دارند بلکه به خاطر رشد اقتصادی‌شان، به نفوذ و تأثیرگذاری دست یافته‌اند. با این شرایط ما باید موقعیت خود را برای رهبری در جهانی سازماندهی ‌کنیم ،که امنیت آن به همان اندازه میادین جنگی در اتاق‌های هیئت مدیره‌ها و طبقات تجاری شکل می‌گیرد. ستون قدرت آمریکا در جهان یک اقتصاد قوی است. این اقتصاد اهرم مورد نیاز را برای تأثیرگذاری و پیشبرد منافع‌مان در اختیار ما می‌گذارد و به دیگر کشورها نیز اعتماد به رهبری ما و سود بیشتر در شراکت ما را می‌دهد. توسعه و دیپلماسی قوی قدرتمندترین ارتشی است که تا کنون جهان به خود دیده است.

3- کشورداری اقتصادی قلب سیاست خارجی آمریکا

خانم کلینتون در ادامه سخنان خود در کلوب اقتصادی نیویورک اعلام می‌کند که مأموریت اصلی دیپلمات‌های آمریکا حرکت در مسیر کشورداری اقتصادی است و به همین منظور دستورالعمل‌هایی را به تمام سفارت‌خانه‌های آمریکا در سراسر جهان ارسال خواهد کرد.

وی در تبیین کشورداری اقتصادی می‌گوید: کشور داری اقتصادی دارای دو قسمت است. اول، ما چگونه نیروها را مهار کرده و ابزار اقتصاد جهانی برای تقویت دیپلماسی و حضورمان در خارج استفاده کنیم و دوم چگونه این دیپلماسی و حضور را برای تقویت اقتصادمان در داخل کشور به کار گیریم.

کلینتون همچنین با اشاره به رهبری اوباما در آمریکا اعلام می‌کند: تحت رهبری رئیس جمهور اوباما، استراتژی امنیت ملی ما بر حمایت و پشتیبانی از منابع قدرت جهانی‌مان متمرکز است.

4- تغییر در مرکز ثقل استراتژیک و اقتصادی جهان

وی در این سخنرانی از یک چرخش بزرگ در سیاست‌های اقتصادی و بین‌المللی آمریکا سخن می‌گوید. به گفته کلینتون پایان جنگ در عراق و برگرداندن سربازان از افغانستان به خانه یک چرخش بزرگ است.«مرکز ثقل استراتژیک و اقتصادی جهان در حال تغییر به سمت شرق است و ما بیشتر به منطقه آسیا اقیانوسیه تمرکز می‌کنیم.
ایجاد شبکه قوی از ارتباطات و نهادها یکی از بزرگترین پروژه‌هایی است که در سراسر اقیانوس آرام انجام خواهیم داد.» وی امضای موافقتنامه آزاد با کشورهایی چون کره را در این مسیر ارزیابی کرده و در خصوص فعالیت‌های اقتصادی آمریکا در امریکای لاتین می‌گوید:

ما همکاری به جاگوارهای آمریکای لاتین را نیز جزو اولویت‌های خود ساخته‌ایم. اقتصاد این کشورها از رشد 6 درصدی برخوردار است و توافقنامه تجارت آزاد با پاناما و کلمبیا ما را به هدف نهایی که پدید آوردن یک مشارکت تجاری در نیمکره است نزدیکتر می‌کند. این مشارکت از قطب شمال تا جنوب آرژانتین گسترده خواهد شد.

5- برنامه جاه‌طلبانه برای رهبری اقتصادی مشترک با اروپا

وزیر امور خارجه آمریکا در تبیین بخش مهمی از استراتژی جدیدآمریکا به یک نقطه ضعف در ارتباطات تجاری این کشور و اروپا اشاره کرده و می‌گوید: آمریکا و اروپا نیمی از اقتصاد دنیا را تشکیل می‌دهند اما فقط یک سوم تجارت جهانی را در اختیار خود دارند. ما می‌توانیم و باید بیشتر تجارت کنیم.

وی همچنین از «شورای اقتصادی فراآتلانتیک» نام برده و خاطرنشان می‌کند: هماهنگ ساختن تدابیر مرتبط با قانون گذاری بین آمریکا و اتحادیه اروپا یکی از بهترین راه‌هایی است که از طریق آن می‌توانیم رشد و صادرات را افزایش داده و از هزینه‌های تکراری جلوگیری کنیم.
بنابراین ما باید یک برنامه جاه‌طلبانه برای رهبری اقتصادی مشترک با اروپا تدوین نمائیم. برنامه‌ای که دقیقاً به مانند همکاری امنیتی بین ما در سراسر جهان، ضروری است در هر منطقه ما سعی داریم که اقتصاد را با دیپلماسی ادغام نمائیم حتی در حوزه روابط بین روسیه و آمریکا.

6- رویکرد تازه در حوزه انرژی

خانم کلینتون در این بخش از سخنرانی خود به انتقاد از وزرات خارجه آمریکا در حوزه انرژی می‌پردازد و به صراحت اعلام می‌کند: انرژی حوزه‌ای است که ما بروی تمام پیچیدگی‌ها و اهمیت آن تمرکز نکرده‌ایم. بنابراین برای اولین بار در وزارت امور خارجه بخشی به نام اداره منابع انرژی تأسیس نموده‌ایم تا اطمینان حاصل نمائیم که تمام روابط ما متضمن پیشبرد منافع ملی حیاتی ما به سوی یک انرژی ایمن، فزاینده و پاکیزه هستند.

وی معتقد است: نمی‌توان در مورد اقتصاد و سیاست خارجی سخن گفت ؛اما حرفی از انرژی به میان نیاورد. ما باید با صادرکنندگان سنتی و نیز اقتصاد‌های در حال ظهور وارد همکاری و مذاکره شویم تا امنیت بین‌المللی انرژی را ارتقاء داده و تضمین نمائیم که ثروت‌های طبیعی کشورها منجر به رشدی فراگیر و جامع خواهند شد.

7- حرکت از بیداری سیاسی به بیداری اقتصادی

یکی از نکات برجسته سخنرانی خانم کلینتون در کلوپ اقتصادی نیویورک اشاره به بیداری سیاسی در کشورهای عربی است. وی در زمینه بیداری در منطقه استراتژی آمریکا را اینگونه تفسیر می‌کند. فرآیند گزار را در مصر، تونس و لیبی در نظر بگیرید. اگر می‌خواهیم شاهد ریشه‌دواندن دموکراسی باشیم باید ابزاری پیشرفته ارائه نمائیم تا به کشورها کمک نمائیم اقتصادهایی را که برای حفظ قدرت حکام مستبد طراحی شده‌اند، اصلاح کنند.
ما به تلاش پیچیده نیاز داریم تا اقتصادهای منطقه را در هم ادغام کنیم. سرمایه‌گذاری را ارتقاء بخشیم و به مدرنیزاسیون اقتصادی یاری رسانیم و برای نیل به موفقیت بیداری سیاسی باید یک بیداری اقتصادی نیز باشد.

وی در این بخش از سخنرانی خود ، گذری به افغانستان زده و می‌گوید: ما در افغانستان نیز ابزاری مشابه ارائه می‌کنیم. دستیابی به پایانی موفقیت‌آمیز در این کشور نیازمند یک چشم‌انداز اقتصادی پویا است که به ثبات کشور کمک می‌کند و با ارائه تجارت و ادغام منطقه‌ای بیشتر،همسایگان نیز از آن سود می‌برند.

البته وزیر امور خارجه آمریکا در تبیین استراتژی‌های جدید خود به ایران نیز اشاره ای دارد و می‌گوید: ما معتقد به افزایش هزینه‌های اقتصادی رفتارهای غیرقابل قبول و نیز از بین بردن منابعی هستیم که این رفتارها را ممکن می‌سازند. ما در برخورد با چالش‌های امنیتی نیز همان خلاقیت و پیچیدگی بازار محور را پیاده می‌سازیم. زمانی که ایران امنیت جهانی و یا سوریه مردم خودش را تهدید می‌کند ما با ابزار هدفمندتر و سخت‌گیرانه‌تری واکنش نشان می‌دهیم.

8- نبرد با چین نقطه تمرکز سیاست‌های اقتصادی آمریکا

کلینتون در این سخنرانی خود به صورت ضمنی به نبرد تجاری آمریکا و چین در عرصه تجارت بین‌الملل اشاره می‌کند. وی در ابتدا به تبیین وضعیت فعلی قوانین و مقررات تجارت در عرصه بین‌الملل اشاره و می‌گوید: کشورهایی که به دلیل احترام ما به تعهداتمان سود می‌برند باید بدانند که ما انتظار داریم آنها نیز به تعهدات خودشان پایبند باشند. این اصل باید سنگ بنای رویکرد ما در کشورداری اقتصادی باشد. این اصل باید در همه‌جا و همیشه یک انتظار جهانی باشد. همه آنهایی که از قوانین اقتصاد جهانی سود می‌برند مسئولیت دارند که از این قوانین تبعیت کنند.

وزیر امور خارجه آمریکا سیاست‌های ارزی چین را ازجمله مواردی دانسته که از قوانین بین‌المللی تبعیت نمی‌کند و اعلام می‌کند: یکی از نمونه‌های رویکردهای غیرقابل تحمل خط مشی ارزی چین است ، که در نهایت نه‌تنها به بهای از دست رفتن شغل در آمریکا بلکه باعث بیکاری در برزیل، آلمان و دیگر کشورها شده است.

وی همچنین خاطرنشان می‌کند آنچه که ما می‌توانیم انجام دهیم نبرد برای ایجاد و پیاده‌سازی نظامی از قوانین است که برای همه یکسان است.

9- عبور از WTO

وزیر خارجه آمریکا در این سخنرانی بارها به نظم جدید اقتصادی مورد نظر ایالات متحده اشاره می‌کند و از «مجمع اقتصادی آسیا و اقیانوسیه» و همچنین «مشارکت فرااقیانوسیه» بارها نام می‌برد. دقت در این سخنان حاکی از یک واقعیت است و آن تصمیم آمریکا برای عبور از سازمان تجارت جهانی یا WTO می‌باشد.

«ما در یک حرکت رو به جلو در مذاکرات برای دستیابی به یک توافقنامه جدید تجارت آزاد هستیم. هدف ما تنها کاستن از موانع نیست بلکه می‌خواهیم استاندارد های رقابت اقتصادی را از ویتنام تا نیوزلند و پرو و بسیاری کشورهای دیگر افزایش دهیم.»

وی همچنین در تبیین شرایط جدید برای رسیدن به یک نظم نوین اقتصادی اعلام می‌کند. وقتی به شرکت‌های آمریکایی فرصت داده نمی شود تا عادلانه رقابت نمایند، به این امر باعث از دست رفتن شغل در آمریکا می‌شود. درست به مانند سازمان تجارت جهانی که بخش اعظمی از تعرفه‌های مضر را در دهه 90 حذف نمود.

ما امروز به نهادهایی نیاز داریم که راه‌حل‌هایی برای مسائل جدیدی که در بازار به وجود آمده ارائه کنند. مسائلی که ورای تعرفه‌ها قرار دارند کشورهایی که دارای ارزش‌های اقتصادی مشترک هستند باید توافقنامه‌ها و مکانیزم‌های جدیدی خلق و پیاده نمایند تا رقابت عادلانه را تضمین نمایند.

10- دستور وزیر برای بازی تهاجمی در اقتصاد جهانی

خانم کلینتون در سخنان خود با بررسی وضعیت داخلی اقتصاد آمریکا و حرکت اقتصاد جهانی اشاره می‌کند که باید در «بازی تهاجمی» بهتر ظاهر شویم.

وی در تبیین بازی تهاجمی آمریکا به مثال جالبی اشاره می‌کند و می گوید:هر سال به جمعیت شهرهای جهان 65 میلیون نفر افزوده می‌شود. این رقم هفت برابر جمعیت شیکاگو است. بنابراین کسب و کار آمریکایی فرصت بزرگی در اختیار دارد تا در ساخت بنادر، استادیوم‌ها و بزرگراه‌ها یاری رسانده و به شکل‌گیری شهرهای آتی یاری رساند. من در این راستا از دستیار وزیر درخواست کرده‌ام که به شرکت‌های امریکایی کمک کند تا در هر جایی که رشد در بالاترین حد خود قرار دارد بتوانند رقابت کنند.

وی در ادامه تبیین «بازی تهاجمی» خود به مثال دیگری از سرمایه‌گذاری «کی‌اف‌سی» و «پیتزاهات» در چین اشاره می‌کند و می‌گوید: هرچند چینی‌ها شام ما را می‌خورند اما این امر باعث ایجاد شغل در دفتر مرکزی این شرکت در چین می‌شود. برای رفع این نقیصه ما در تلاشیم از طریق «شورای اشتغال» میلیاردها دلار سرمایه‌گذاری جدید به آمریکا جذب نموده و اشتغال‌زایی نمائیم.

کلینتون بار دیگر به دیپلمات های خود اشاره و خاطرنشان می‌کند: وزارت امور خارجه دیپلمات‌های مستعد و خستگی‌ناپذیر دارد که در ارتباط اقتصادی در سراسر جهان دخیل هستند. ما دوباره سازمان‌دهی می‌شویم تا موانع بروکراتیک قدیمی را برطرف نمائیم. در وزارت یکی معاونت جدید برای رشد اقتصادی، انرژی و محیط زیست ایجاد نمائیم و در وزارت امور خارجه اولین اقتصاددان ارشد را به کار گیریم. ما همچنین فعالیت بیشتری برای آموزش دیپلمات‌هایمان به منظور فهم اقتصاد، امور مالی و جهانی انجام خواهیم داد.

به گزارش فارس ، در بازی جمعه شب ایران و بحرین که با تساوی یک بر یک دو تیم روبرو شد، بحرینی‌ها در برخی مناطق از جمله منطقه "بوری" با آتش بازی، خوشحالی خود را از گل دقایق پایانی تیم ایران ابراز کردند.

تیم ملی فوتبال ایران در چارچوب مرحله مقدماتی جام جهانی 2012 در بازی مقابل بحرین در منامه با گل رضا جباری بازی را مساوی به پایان رساند.

به گزارش قاصد، از چندی پیش موضوع فیلم جدیدی که کارگردان و هنرپیشه نقش اول آن "بن افلک"  هنرپیشه معروف سینماست، در فضای رسانه ای کشورمان مطرح شده چرا که این فیلم به ماجرای تسخیر لانه جاسوسی و بازداشت دیپلمات های آمریکایی در لانه جاسوسی این کشور مربوط می شود.

بر اساس مشاهدات برخی توریست های ایرانی، بن افلک برای فیلمبرداری این فیلم، منطقه "کاراکوی" استانبول را انتخاب و تمام تابلوهای مغازه ها و خیابان ها را فارسی کرده و همچنین پوستری بزرگ از حضرت امام خمینی(ره) را در این خیابان نصب کرده است.

بر اساس سناریوی فیلم که فعلا نام سفینه بر آن نهاده شده است، تعداد زیادی از مردم (سیاهی لشکرها) در حال تظاهرات هستند و پوسترهایی از امام (ره) را حمل می کنند.

همچنین در روزهایی که این فیلم در حال تهیه است، در بین تظاهرات کنندگان هنرپیشه ای که نقش امام(ره) را بازی می کند نیز دیده می شود.

حضور تعداد زیادی زن با چادر سیاه که پلاکاردهایی به زبان فارسی و سربازانی که اسلحه در دست دارند از دیگر نکات قابل توجهی است که در خیابان های منطقه کارکوی دیده می شوند و آنها بر اساس فیلم نامه، مدام در حال شعار دادن هستند.

با توجه به فضای کلی فیلم و تلاش هالیوود برای ساخت آن، مشخص نیست چگونه مسئولان ترکیه ای اجازه ساخت چنین فیلمی را به این کارگردان داده اند و 1300 نفر از اتباع این کشور با این فیلم همکاری دارند.

ظاهرا باید مجددا آماده اکران فیلمی بر ضد ایران در سینماهای جهان همچون فیلم 300 بود.

مشرق: یکی از اهداف سیاستمداران آمریکا و اسرائیل برای پیش‌برد اهداف خود و مشروعیت‌بخشی به اقدامات خود این است که به مردم تلقین کنند که در وضعیتی دائمی ترس و ناامنی قرار دارند. موضع‌گیری رژیم صهیونیستی و تهدیدات این رژیم برای حمله به ایران نیز یکی از این چرخه‌های دائمی ترس است. با این حال، با نگاهی به گذشته و جراید روزنامه‌ها می‌توان این رویکرد اسرائیل را در قبال ایران به خوبی مشاهده کرد، که رسانه‌های آمریکا از آن به عنوان اقدامی به اصطلاح «پیشگیرانه» یاد شده است.

در طی 18 سال گذشته، به طور میانگین رژیم صهیونیستی هر 2ـ3 هفته یکبار یک خبر در مورد تهدید حمله به ایران از مجاری رسانه‌ها منتشر کرده است. در زیر برخی از این گزارشات به ترتیب تاریخ انتشار آورده شده است. لازم به ذکر است که این فهرست یک فهرست جامع و کامل نمی‌باشد.

تاریخ

نام روزنامه یا سایت

عنوان خبری

2011

4 نوامبر

The Globe and Mail

نشانه‌های حمله اسرائیل به ایران محتمل است.

3 نوامبر

Agence France Presse

در اسرائیل، زمزمه‌های حمله به ایران افزایش می‌یابد.

28 سپتامبر

Haaretz

فرانسه: ایران با ادامه توسعه برنامه هسته‌ای خود، خطر حمله را به جان می‌خرد.

26 سپتامبر

USA Today

اوباما بمب‌های «بانکر باستر» به اسرائیل می‌فروشد.

30 می

The Associated Press

نخست‌وزیر اسرائیل: حمله به ایران الزامیست.

9 می

Ottawa Citizen

رییس سابق موساد: بمباران ایران توسط اسرائیل حماقت است.

5 می

Agence France Presse

باراک: ایران از بمب هسته‌ای علیه اسرائیل استفاده نخواهد کرد.

25 ژانویه

Agence France Presse

رییس سازمان اطلاعاتی اسرائیل: ایران بر روی بمب کار نمی‌کند.

13 ژانویه

The Australian

اخطار نخست وزیر اسرائیل در مورد حمله هسته‌ای به ایران

3 ژانویه

The Associated Press

آفتنپستن: اسرائیل آماده حمله به ایران می‌شود.

2010

 

29 دسامبر

Agence France Presse

نخست وزیر اسرائیل: سه سال است که ایران در حال ساخت بمب است.

6 دسامبر

The Washington Times

آیا ابتدا اسرائیل یا آمریکا به ایران حمله خواهند کرد؟

30 نوامبر

The Australian

ضرب‌الاجل اسرائیل برای حمله به ایران هسته‌ای

30 نوامبر

The Guardian

اقدام هماهنگ موتورسواران بمب‌گذار در حمله به دانشمندان هسته‌ای در تهران

29 نوامبر

Agence France Presse

اسرائیل می‌تواند بدون کمک آمریکا به ایران حمله کند.

20 آگوست

Agence France Presse

آمریکا به اسرائیل می‌گوید که ایران با بمب اتمی یک سال فاصله دارد.

12 آگوست

The Christian Science Monitor

آیا واقعاً این احتمال وجود دارد که اسرائیل تابستان آینده به ایران حمله کند؟

12 ژوئن

Agence France Presse

برای اینکه اسرائیل بتواند ایران را بمباران کند عربستان سعودی دست به آزمایش پاک‌سازی آسمان می‌زند.

21 آوریل

Wall St Journal

اسرائیل مزایای حمله مستقل به ایران را بررسی می‌کند.

2009

15 دسامبر

The Associated Press

اسرائیل: ایران در حال نزدیک شدن به توانمندی‌های بمب اتمی است.

22 اکتبر

Washington Times

وورد واچ: اگر اسرائیل از آسمان به ایران حمله کند، چه اتفاقی می‌افتد؟

13 اکتبر

Christian Science Monitor

آیا حمله هوایی اسرائیل می‌تواند برنامه هسته‌ای ایران را متوقف سازد؟ اسرائیل توانایی حمله به تأسیسات هسته‌ای ایران را دارد.

22 سپتامبر

Wall St Journal

اسرائیل: گزینه حمله نظامی به ایران بر روی میز قرار دارد.

17 سپتامبر

The Montreal Gazette

تأسیسات هسته‌ای ایران زیر آتش؛ به گفته یکی از مقامات اسبق دفاعی،‌ در صورت عدم تحریم، اسرائیل تا پایان سال دست به حمله خواهد زد.

6 جولای

The New Zealand Herald

بیدن: آمریکا مانع اسرائیل برای حمله به ایران نخواهد شد.

11 ژوئن

The Wall Street Journal

در صورت حمله اسرائیل به ایران چه اتفاقی می‌افتد؟ نوشته جان بولتون

9 ژوئن

The Australian

کلینتون: ممکن است اسرائیل به ایران حمله کند.

3 ژوئن

Agence France Presse

لیبرمن: اسرائیل قصد بمباران ایران را ندارد.

21 می

The Jerusalem Post

ریس سیا: اسرائیل می‌داند که حمله به ایران به معنای «مشکل بزرگ» خواهد بود.

18 آوریل

The Times (London)

اسرائیل همچنان که آماده بمباران پایگاه‌های هسته‌ای ایران می‌شود، چالش با ایران را افزایش می‌دهد.

16 آوریل

The Baltimore Sun

گیتس در خصوص حمله به ایران به اسرائیل هشدار داد.

2 آوریل

The Jerusalem Post

پترائوس هشدار داد که ممکن است اسرائیل دست به حمله پیشگیرانه علیه ایران بزند.

25 مارس

Agence France Presse

اسرائیل: ایران می‌تواند در عرض یک سال بمب هسته‌ای بسازد.

11 فوریه

CBS News

ایران بیشتر از آنچه فکر می‌شود به بمب هسته‌ای نزدیک است.

11 ژانویه

Agence France Presse

آمریکا طرح اسرائیل برای حمله به ایران را رد کرد.

2008

5 دسامبر

Dow Jones International News

اسرائیل در حال طرح‌ریزی حمله یک‌جانبه به ایران است.

25 نوامبر

Agence France Presse

اولمرت: آمریکا هیچ‌گاه توصیه‌ای در مخالفت با حمله اسرائیل به ایران نکرده است.

23 نوامبر

Agence France Presse

ارتش اسرائیل به طراحی حمله به ایران اصرار می‌ورزد.

7 نوامبر

The Jerusalem Post

آیا قبل از اینکه اوباما امور را بدست گیرد، اسرائیل به ایران حمله خواهد کرد؟ نظر تاریخ‌دان بنی موریس در این باره مثبت است.

6 اکتبر

Agence France Presse

ایران اعتقادی به حمله اسرائیل ندارد، آمریکا حمله خواهد کرد.

6 اکتبر

The Daily Telegraph

اسرائیل طرح حمله به ایران را دارد.

26 سپتامبر

Agence France Presse

اسرائیل می‌خواست امسال ایران را بمباران کند، آمریکا مخالفت کرد.

15 سپتامبر

The Jerusalem Post

اسرائیل در نظر دارد 1،000 بمب «بانکر باستر» از آمریکا خریداری کند. این موشک‌ها جزو تجهیزات اصلی برای حمله هوایی به تأسیسات هسته‌ای نطنز ایران به حساب می‌آیند.

11 سپتامبر

Agence France Presse

آمریکا از ارائه بمب به اسرائیل برای حمله به ایران خودداری کرد.

31 آگوست

The Jerusalem Post

کشورهای عربی خاورمیانه ایده حمله به ایران را رد کردند. برخی برنامه صلح‌آمیز هسته‌ای را حق ایران می‌دانند.

30 جولای

Agence France Presse

اوباما می‌گوید در صورت شکست تحریم‌ها، اسرائیل می‌تواند به ایران حمله کند.

11 جولای

The Daily Telegraph

اسرائیل با انجام آزمایش‌های موشکی، آمادگی خود را برای حمله به ایران اعلام کرد.

21 ژوئن

The Independent

اجرای آزمایشی حمله به ایران توسط اسرائیل با 100 هواپیمای جنگی

13 ژوئن

The Jerusalem Post

لابی‌های ضد لابی اسرائیل نمایش خود را به اسرائیل آوردند. اسرائیل و حامیان آمریکایی آن، برای حمله به ایران به ما فشار می‌آورند.

9 ژوئن

The Guardian

اسرائیل در تلاش است تا هشدار نخست‌وزیر مبنی بر حمله به ایران را کم اهمیت جلوه دهد.

7 ژوئن

Agence France Presse

اعتراض ایران به سازمان ملل پیرامون اخطار حمله اسرائیل

6 ژوئن

The Associated Press

نخست‌وزیر اسرائیل: اسرائیل آماده حمله به ایران است.

1 می

Dow Jones International News

نخست‌وزیر اسرائیل: ایران امسال به فناوری بمب هسته‌ای دست پیدا خواهد کرد.

2007

 

13 دسامبر

Jerusalem Post

دنیل پایپز: گزارش «ارزیابی‌های ملی اطلاعاتی» آمریکا، احتمال جنگ علیه ایران را افزایش می‌دهد.

11 دسامبر

Agence France Presse

نخست‌وزیر اسرائیل هشدار داد که ایران تا سال 2010 می‌تواند بمب هسته‌ای بسازد.

7 دسامبر

Dow Jones International News

اسرائیل همچنان حمله نظامی به ایران را مدنظر دارد.

6 دسامبر

Dow Jones International News

کارشناس مسائل ایران و اسرائیل هشدار می‌دهد که تهران می‌تواند تا سال 2009 بمب بسازد.

21 نوامبر

Jerusalem Post

اسرائیل: گزارش آژانس بین‌المللی انرژی اتمی غیرقابل قبول است.

[در این خبر، اسرائیل البرادعی، رییس آژانس‌، را متهم به طرفداری از ایران کرد، چرا که گزارش آژانس فعالیت‌های ایران را عاری از اتهامات وارده دانست]

2 اکتبر

The Age

حمایت استرالیا از حمله به ایران؛ اسرائیل و انگلیس از طرح آمریکا استقبال کردند.

24 سپتامبر

Dow Jones International News

احمدی‌نژاد: ایران به اسرائیل یا هیچ کشور دیگری حمله نخواهد کرد.

10 جولای

Agence France Presse

رسانه‌های اسرائیل: ایران با بمب اتم سه سال فاصله دارد.

14 مارس

Agence France Presse

اولمرت: اسرائیل علاقه‌مند به حمله به ایران نیست.

1 مارس

The Jerusalem Post

لیبرمن: اسرائیل به تنهایی می‌تواند با ایران رودررو شود.

24 فوریه

The Daily Telegraph

اسرائیل در پی آمادگی اوضاع برای حمله هوایی به ایران

7 ژانویه

Agence France Presse

طرح اسرائیل برای حمله هسته‌ای تاکتیکی به ایران

3 ژانویه

The Jerusalem Post

حمله موثر به ایران حمله‌ایست که دیروز باید روی می‌داده است.

2006

11 نوامبر

Agence France Presse

در صورت حمله اسرائیل، ایران دست به اقدام متقابل می‌زند.

10 نوامبر

Dow Jones International News

ممکن است اسرائیل در وهله آخر مجبور به حمله به ایران شود.

23 اکتبر

The Jerusalem Post

یهودیان آمریکا خواستار حمله اسرائیل به سلاح‌های هسته‌ای ایران هستند.

18 جولای

The Washington Times

اسرائیل قادر به حمله هوایی به ایران است؛ هواپیماهای جنگی ساخت آمریکا امکان نابودی سایت‌های غنی‌سازی را به وجود می‌آورند.

23 می

Agence France Presse

بوش وعده داد که از هرگونه حمله اسرائیل به ایران دفاع می‌کند.

22 می

Chicago Sun Times

ایران چند ماه، و نه چند سال، با ساخت سلاح‌های هسته‌ای فاصله دارد. اسرائیل می‌گوید: نخست‌وزیر در صورت کارساز نبودن دیپلماسی، گزینه حمله را حذف نخواهد کرد.

22 ژانویه

Chicago Sun Times

اسرائیل می‌گوید که می‌تواند به سایت هسته‌ای ایران حمله کند.

2005

30 دسامبر

Agence France Presse

اسرائیل: حمله به ایران سخت است و نه غیرممکن.

17 دسامبر

The Straits Times

به گفته یکی از نظامیان اسرائیل، ممکن است اسرائیل ماه آینده به سایت‌های هسته‌ای ایران حمله کند.

11 دسامبر

Dow Jones International News

مقامات اسرائیلی: حمله به فعالیت‌های هسته‌ای ایران حذف نشده است.

5 دسامبر

Agence France Presse

پس از تهدید حمله نتانیاهو، ایران به اسرائیل هشدار داد.

5 دسامبر

The Associated Press

نتانیاهو از حمله پیشگیرانه به ایران حمایت می‌کند.

29 اکتبر

Agence France Presse

ایران می‌گوید که هیچ‌گونه قصدی برای حمله به اسرائیل ندارد.

21 سپتامبر

The Independent (London)

اسرائیل می‌گوید که ایران در عرض شش ماه به بمب هسته‌ای دست پیدا خواهد کرد.

14 مارس

The Seattle Times

بر اساس گزارشات موجود، اسرائیل طرح حمله احتمالی به ایران را دارد.

23 فوریه

Agence France Presse

رییس سابق نیروی هوایی اسرائیل به موج حمله به ایران دامن زد.

16 فوریه

Agence France Presse

اسرائیل: ایران برای کسب دانش ساخت بمب هسته‌ای شش ماه فاصله دارد.

1 فوریه

The Jerusalem Post

بولتون: آمریکا بسیار نگران حمله اسرائیل به ایران است.

21 ژانویه

The Jerusalem Post

چنی هشدار داد که ممکن است اسرائیل به ایران حمله کند.

2004

22 اکتبر

Los Angeles Times

اسرائیل ایران را در تیررس خود دارد.

22 سپتامبر

The Times (London)

فروش بمب‌های جدید آمریکا به اسرائیل حاوی پیامی برای ایران می‌باشد.

19 آگوست

The Daily Telegraph

ایران به اسرائیل در خصوص حملات پیشگیرانه هشدار داد.

18 آگوست

Christian Science Monitor

آیا ابتدا اسرائیل به ایران حمله خواهد کرد؟

2003

23 نوامبر

Daily News

همچنان که ایران به سوی سلاح‌های هسته‌ای حرکت می‌کند، اسرائیل حمله هوایی پیشگیرانه را مورد بررسی قرار می‌دهد.

12 اکتبر

Ottawa Citizen

اسرائیل زیردریایی‌های خود را مجهز به سلاح‌های هسته‌ای می‌کند.

11 اکتبر

Agence France Presse

اسرائیل آماده حمله پیشگیرانه به سایت‌های هسته‌ای ایران

1997

9 دسامبر

The Times

اسرائیل دست به طراحی حملات هوایی به ایران می‌زند.

1995

7 ژانویه

Agence France Presse

ایران به اسرائیل در مورد حمله به تأسیسات هسته‌ای هشدار داد.

6 ژانویه

The Age

اسرائیل هشدار داد: ایران در طی پنج سال به بمب هسته‌ای دست پیدا می‌کند.

1994

23 ژوئن

The Independent

آمریکا به اسرائیل یک نیروی تهاجمی قدرتمند ارائه می‌کند؛ بمب‌افکن F-15I امکان حمله به اهداف موجود در عمق خاک عراق و ایران را بدون نیاز به سوخت‌گیری میسر می‌سازد.

 

همان‌طور که مشاهده شد، رژیم صهیونیستی بارها و بارها ایران را تهدید به حمله کرده است. کارشناسان مسائل سیاسی این نوع اظهارات را تلاش این رژیم و نیز آمریکا برای هرچه بیشتر منزوی ساختن ایران و اعمال و تشدید تحریم‌ها علیه کشورمان ذکر کرده‌اند. در واقع آنها سعی دارند جامعه جهانی را «به مرگ (حمله به ایران) بگیرند تا به تب (تحریم ایران) راضی شوند.» اما با این حال،‌ آنچه نباید فراموش کرد این است که نه تنها نباید هیچ‌گاه از دشمنان غافل بود، بلکه باید همیشه آماده مقابله با این دشمنان بشریت نیز بود. اگر قرار باشد این‌گونه تهدیدات روزی جامه عمل به خود بپوشاند و اسرائیل و آمریکا این جرات را به خود بدهند تا به ایران حمله کنند، بی‌شک پاسخ آنها همان‌طوری خواهد بود که رهبر معظم انقلاب در اظهارات اخیر خود اعلام کرده‌اند:

«هر تجاوزی را با سیلی محکم و مشت پولادین ملت بزرگ ایران پاسخ خواهیم داد.»

مشرق:  ترزا می، وزیر کشور انگلیس، در پی محدود کردن هرچه بیشتر مسلمانان این کشور، گروهی از مسلمانان را که کمپینی با هدف افشای جنایات انگلیس و آمریکا در افغانستان و عراق، و همچنین زندانهای گوانتانامو و ابوغریب برگزار نموده اند؛ به ده سال زندان تهدید و محکوم کرد.

این گروه از مسلمانان ساکن لندن که به جنگ های صلیبی* غرب علیه مسلمانان اعتراض دارند و در انگلیس به 'مسلمانان مخالف جنگ صلیبی' معروف شده اند؛ قصد داشتند تا در مراسم یادبود سربازان کشته شده انگلیسی، با حضور در مقابل ساختمان سالن آلبرت هال لندن، برای روشنگری جنایات جنگی این سربازان تجمع کنند که این امر منجر به واکنش مقامات انگلیسی شد.

ترزا می، وزیر کشور انگلیس طی حکمی، از روز جمعه هرگونه عضویت و یا حمایت از این گروه را جرم دانسته است.

بر مبنای این حکم وزارت کشور انگلیس، کسانی که در این تظاهرات، تحت عنوان عضو یا حامی گروه "مسلمانان مخالف جنگ صلیبی" شرکت کنند، با مجازات حداکثر ۱۰ سال زندان روبرو خواهند شد. و حتی اگر پلیس به کسی برای ارتباط با این گروه مظنون شود، می تواند آنها را به همین جرم بازداشت کند.

ممنوعیت های جدید علیه گروه های مسلمان در انگلیس سابقه دارد و پیش از این نیز فعالیت های چند گروه مسلمان دیگر از سوی دولت انگلیس ممنوع شده است و دایره فعالیت های مسلمانان در انگلیس روز به روز تنگ تر می شود.

ترزا می، "مسلمانان مخالف جنگ صلیبی"را "افراطی" و "تروریست" می خواند. و این درحالی است که در بخشی از بیانیه این گروه آمده است: "ما به کمپین روشنگری خود در مورد قساوت هایی که نیروهای آمریکایی و انگلیسی علیه مسلمانان در افغانستان و عراق مرتکب شدند، و افشای شکنجه های وحشیانه در زندان گوانتانامو و ابوغریب ادامه خواهیم داد".

وزیر کشور انگلیس در این مورد می گوید: "فعالیت این سازمان در سال ۲۰۰۶ به دلیل ستایش تروریسم ممنوع شد".

انجم چودری که از چهره های شناخته شده این گروه است، دولت انگلیس را متهم به تلاش برای سرپوش گذاشتن بر حقیقت می داند.

وی همچنین در ارتباط با حکم جدید وزارت کشور انگلیس گفته است: "فکر می کنم این شکست خفت باری برای دموکراسی است و برای مسلمانان یک پیروزی محسوب می شود".

---------------------

* جنگهای صلیبی به جنگ هایی گفتیه می شود که در حدود هزار سال پیش اروپایی ها علیه مسلمانان وبرای تصرف سرزمین بیت المقدس (اورشلیم یا بیت المقدس) به راه انداختند.

جورج بوش پس از خودزنی 11 سپتامبر، در ایراد سخنرانی اش، جنگ افغانستان و سپس عراق را در ادامه جنگ های صلیبی نامید.

در پی انباشته شدن شبکه‌های اینترنتی از برخی ادعاهای پوچ و غیرعلمی در خصوص رخداد وقایع مسبب پایان جهان در سال 2012، یک کارشناس ناسا با رد خرافات مطرح شده، رخداد هرگونه توفان خورشیدی مرگبار را که منجر به سوختن زمین و موجودات آن شود از لحاظ فیزیکی غیرممکن دانست.

به گزارش ایسنا، دکتر الکس یانگ، هلیوفیزیکدان مرکز پرواز فضایی گودارد ناسا تاکید کرد: نیازی به هیچ گونه نگرانی در مورد خورشید طی چند میلیارد سال آینده وجود نداشته و در سال 2012 نیز قطعا اتفاقی رخ نخواهد داد.

یانگ افزود: توسط تمام فناوری‌ها و علوم و از طریق فضاپیماهایی که 24 ساعته این ستاره را نظارت می‌کنند، به حد کافی در مورد خورشید اطلاعات کسب کرده‌ایم و میدانیم چنین ابرتوفان خورشیدی که ادعا می‌شود منتشر نشده و زمین را از بین نخواهد برد.

جرقه خورشیدی

 

جرقه خورشیدی (چپ) و تخلیه جرم تاج خورشیدی (راست)


وی گفت: جز مقداری آفتاب‌سوختگی در تابستان، چیز دیگری برای نگرانی در مورد خورشید وجود ندارد. به طور ساده خورشید از میزان انرژی لازم برای ایجاد یک توفان کشنده از فاصله حدود 150 میلیون کیلومتری برای تخریب زمین برخوردار نیست.

اگر چه در حال حاضر جرقه‌های خورشیدی و تخلیه جرم تاج خورشیدی بر روی سطح این ستاره در حال افزایش هستند، اما این به دلیل چرخه عادی خورشید است. در واقع هر فرد بالای 11 سال حداقل در یکی از این چرخه‌ها زندگی کرده است.

به گفته دکتر یانگ، این افزایش چرخه خورشیدی که حدود سال 2014 به اوج خود می‌رسد، هیچ تفاوت قابل توجهی با دوره‌های قبلی یا بعدی آن نخواهد داشت.

توفانهای خورشیدی در اندازه‌ها و قدرتهای متفاوت وجود داشته و طی 10 هزار سال اخیر هیچ گزارشی از تاثیر مخرب آن بر جو زمین ثبت نشده است.

خورشید

 

خورشید در دوره آرام (چپ) و در زمان اوج فعالیت (راست)


جرقه خورشیدی در حقیقت تخلیه الکترون‌ها، یون‌ها و اتم‌ها از تاج خورشید به فضا است. حرارت انفجاری یک جرقه نمی‌تواند راه خود را از میان فضای سرد به زمین بپیماید اما تابش‌های الکترومغناطیسی و ذرات پرانرژی آن از این قابلیت برخوردارند. این مساله ممکن است جو فوقانی زمین را دگرگون کرده و اختلالاتی در انتقال علائم ایجاد کند.

تخلیه جرم تاج خورشیدی یک انفجار عظیم از بادهای خورشیدی، دیگر پلاسماهای سبک ایزوتوپی و میدان‌های مغناطیسی است که در بدترین حالت این بادها ممکن است منجر به جریاناتی شود که در ترانسفورماتورهای شبکه برق اختلال ایجاد کرده و منجر به قطع برق شوند.

اگر چه دانشمندان به ارتباط بین این دو پدیده اعتقاد دارند، اما هنوز هیچ گواه علمی برای آن ارائه نشده است.

در خارج از جو زمین، موانع سخت‌تر میدان‌های مغناطیسی نیز وجود دارند که تا فضای عمیق کشیده شده و بیشتر تابش‌های مضر خورشیدی را منحرف می‌کنند.

 

آمریکا قرار است 4900 بمب هوشمند ضد استحکامات به امارات بفروشد.

به گزارش عصر ایران، روزنامه آمریکایی "وال استریت ژورنال" نوشت: آمریکا در برنامه هایی برای افزایش فشارها علیه ایران، به امارات بمب های ضد استحکامات می فروشد. این به آن معنی است که امارات می تواند با استفاده از این بمب ها تاسیسات هسته ای ایران را هدف گیری کند.

این بمب ها قادر به تخریب استحکامات، تونل ها یا دیگر هدف ها و تاسیسات زیرزمینی دارای دیوارها و سپرهای دفاعی بزرگ و مستحکم هستند.

این روزنامه اضافه کرد: این قرارداد تسلیحاتی قرار است در چند روز آینده به طور رسمی به اطلاع کنگره آمریکا برسد.

آمریکا در چند سال اخیر قراردادهای تسلیحاتی مهمی را با کشورهای جنوب خلیج فارس امضا کرده است.
رویترز هم خبر داد: این معامله تسلیحاتی شامل فروش 500 موشک هوا به زمین از نوع هلفایر نیز می شود که دولت آمریکا در ماه سپتامبر گذشته آن را به اطلاع کنگره رساند.

این بمب و موشک ها توسط شرکت بوئینگ و دیگر شرکت های آمریکایی تولید می شوند .
این اقدام بخشی از تلاش های آمریکا برای تشکیل ائتلاف منطقه ای در برابر ایران است.

شرکت بوئینگ در چند ماه اخیر هزاران بمب هوشمند ضد استحکام را به آمریکا و دیگر هم پیمانان این کشور فروخته بودند.
"گاریت کاسبر" سخنگوی شرکت بوئینگ در این باره گفت: این شرکت نمی تواند قرارداد پیشنهادی را مورد بحث و بررسی قرار دهد زیرا این قرارداد نظامی خارجی است.این موضوع در سطح دولت ها مورد بررسی قرار می گیرد.

هدف از این قراردادهای تسلیحاتی افزایش توانمندی های نیروی هوایی امارات است تا این نیرو بتواند ساختمان هایی مثل انبارهای مستحکم و تونل ها را مورد هدف قرار دهد.

یک منبع اگاه دیگر هم در این باره گفت که به احتمال بسیار این قرارداد تسلیحاتی میان آمریکا و امارات شامل تسلیحات دیگر از جمله هواپیماهای جنگی و دیگر تسلیحات نیز شود.

دولت آمریکا پیش از این هم با قرارداد تسلیحاتی به ارزش 60 میلیارد دلار برای فروش جنگنده های پیشرفته اف 15 و بمب های هوشمند هجومی به عربستان سعودی موافقت کرده بود.

آمریکا قبل از این با فروش سامانه دفاع موشکی به امارات به قیمت هفت میلیارد دلار موافقت کرده بود.
امارات هم اکنون مالکیت یک ناوگان جنگنده اف 16 را در اختیار دارد.این جنگنده ها قادر به حمل بمب های هوشمند هستند.

شورای امنیت شب گذشته با عضویت کامل فلسطین در سازمان ملل متحد مخالفت کرد که در این گزارش آراء موافقان و مخالفان و واکنشها به این امر تشریح می شود.

به گزارش مهر به نقل از رسانه های خارجی، کمیته عضویت سازمان ملل متحد که وظیفه بررسی درخواست عضویت کشورها در این سازمان را دارد روز گذشته گزارش خود را درباره عضویت فلسطین به شورای امنیت تحویل داد.

کمیته مذکور در این گزارش اعلام کرد که با درخواست فلسطین مبنی بر عضویت در سازمان ملل متحد مخالف است.

"خوزه فیلیپ کابرل" نماینده پرتغال در شورای امنیت و دبیر کمیته عضویت در این رابطه اظهار داشت: اعضای شورای امنیت به رایزنی های خود درباره عضویت فلسطین در سازمان ملل متحد ادامه خواهند داد و پیشنهادات جایگزین را بررسی خواهند کرد.

تشکیلات خودگردان فلسطین پیش از این اعلام کرده بود در صورت عدم موافقت شورای امنیت با درخواست فلسطین گزینه دیگری جایگزین می شود یعنی اینکه درخواست فلسطین به صورت مستقیم در مجمع عمومی سازمان ملل متحد به رای گذاشته خواهد شد تا فلسطین به جای اینکه سازمان ناظر باشد یک کشور ناظر بدون عضویت در سازمان ملل باشد.

از 15 عضو شورای امنیت تنها 8 کشور با عضویت کامل فلسطین در سازمان ملل متحد موافق بودند که این کشورها عبارتند از روسیه، چین، هند، برزیل، آفریقای جنوبی، نیجریه، گابن و لبنان.

در مقابل کشورهای آمریکا، انگلیس، فرانسه، آلمان، کلمبیا، بوسنی و هرزه گوین مخالف عضویت فلسطین در سازمان ملل متحد هستند و در این میان پرتغال نیز به این موضوع رای ممتنع داده است.

برای موافقت شورای امنیت لازم بود 9 عضو از 15 اعضای شورا با عضویت کامل فلسطین در سازمان ملل موافقت کنند و این نیز مشروط بر آن بود که هیچکدام از 5 عضو دائم شورای امنیت یعنی آمریکا، روسیه، چین، فرانسه و انگلیس درخواست مذکور را وتو نکنند.

ناکامی فلسطین در سازمان ملل متحد با واکنش مقامات تشکیلات خودگردان فلسطین مواجه شده است. "ریاض المالکی" وزیر خارجه دولت انتصابی ابومازن رئیس تشکیلات خودگردان فلسطین در این رابطه خاطرنشان کرد: موضع ما در قبال عضویت در سازمان ملل متحد تغییر نکرده و ما همچنان به این موضوع پایبندیم و تلاش می کنیم در آینده به این امر مهم یعنی عضویت کامل دست یابیم.

"ریاض منصور" نماینده فلسطین در سازمان ملل متحد نیز گفت: مقامات تشکیلات خودگردان فلسطین گزارش کمیته عضویت را بررسی و سپس اقدامات مناسبی را اتخاذ خواهند کرد و در این رابطه با شماری از کشورهای عربی و کشورهای حامی عضویت فلسطین در سازمان ملل متحد رایزنی خواهند کرد.

در همین حال ابومازن شایعات منتشر شده مبنی بر اینکه پس از مخالفت شورای امنیت با عضویت فلسطین در سازمان ملل متحد تشکیلات خودگردان فلسطین منحل خواهد شد را تکذیب کرد.

وی در ساعات پایانی شب گذشته در یک کنفرانس خبری ابراز امیدواری کرد که واشنگتن موضع خود را در قبال فلسطین تغییر دهد. ابومازن در ادامه بر ضرورت مبارزه و تلاش برای عضویت کامل فلسطین در سازمان ملل متحد تاکید کرد.

رئیس تشکیلات خودگردان فلسطین که همواره در راستای سیاست های غرب گام برداشته است در شرایط فعلی و ناکامی اخیر فلسطین نه تنها از این سیاست چشم پوشی نکرد بلکه اظهار داشت: ما به مذاکرات صلح با اسرائیل در صورتی که به عضویت کامل فلسطین در سازمان ملل متحد منجر شود پایبندیم.

شکست ابومازن در سازمان ملل متحد در حالی صورت گرفت که گروه های مقاومت فلسطین از ابتدا بر آن تاکید داشتند و مقاومت را تنها راه رهایی فلسطین از یوغ اشغال و احیای حقوق کامل ملت فلسطین می دانسته و می دانند موضوعی که مقامات تشکیلات خودگردان فلسطین همواره آن را درک نمی کنند و کماکان دنباله رو طرح های سازشکارانه هستند.

رجا: دهه ۱۹۷۰ با خروج مصر از جبهه اعراب پایانی مصیبت‌‌بار برای فلسطینیان داشت. سادات زنده نماند تا نتایج ابتکار خود را بر جهان عرب و مخصوصاً بر فلسطینیان ببیند. او در ششم اکتبر سال ۱۹۸۱ در مراسم هشتمین ساگرد آغاز جنگ رمضان، توسط یک افسر جوان ارتش مصر و چهار همرزمش که فریاد الله‌اکبر سرمی‌دادند به گلوله بسته شد و در دم مرد. حسنی مبارک تعهد و التزام کامل خود را به معاهده کمپ دیوید اعلام کرد. هیچ‌چیز برای فلسطینیان عوض نشد. آنان کماکان در موضع انفعال بودند. تا پیش از این عمدتاً نهضت مقاومت فلسطین در موضع حمله قرار داشت و رژیم صهیونیستی صرفاً دست به اقدامات تلافی‌جویانه می‌زد که البته ابعادش بسیار فراتر از عملیات فدائیان بود. اما با حذف مصر، که مساوی بود با حذف احتمال جنگ‌های کلاسیک بزرگ میان اعراب و اسراییل (زیرا هیچ کشور عربی بدون در نظر گرفتن مصر قادر به آغاز و تداوم چنین جنگی نبود) فلسطینی‌ها بسیار آسیب‌پذیر می‌شدند. رژیم صهیونیستی اینک برای اقدامات سخت و خردکننده علیه نهضت مقاومت فلسطین هیچ عامل بازدارنده و تهدیدکننده جدی نداشت. از این پس تل‌آویو بود که بر طبل جنگ علیه فدائیان فلسطینی می‌نواخت و ساف صرفاً دست به اقدامات تلافی‌جویانه می‌زد و غالباً با شلیک موشک‌های کاتیوشا که بیشترشان به هدف نمی‌خورد و عموماً تأثیر مفیدی نداشت، شهرها و شهرک‌های صهیونیست‌نشین را در شمال فلسطین اشغالی مورد تهاجم قرار می‌دادند. عرفات می‌دانست که لبنان آخرین جایی است که ساف می‌تواند در آن پایگاه مستقل سیاسی - نظامی داشته باشد و قصد داشت به هر قیمتی، حتی با صرف نظر کردن از آخرین عملیات‌های فدائیان، یعنی یکی - دو عملیات نفوذی در سال، این جای پای مجاور با فلسطین اشغالی را از دست ندهد. طبیعی بود که میانه‎رو شدن ساف و قرار گرفتن آن در موضع انفعال، چراغ سبزی بود به ماشین جنگی رژیم صهیونیستی برای حمله به این مزاحمین قدیمی. حالا تل آویو تنها به دنبال بهانه ای بود تا کار خودش را شروع کند.

روز ۱۳ ژوئن سال ۱۹۸۲، شلومو آرگوف سفیر رژیم صهیونیستی در انگلستان، هنگامی که هتل دورچستر واقع در لندن را ترک می‌کرد، از سوی مردی مورد سوءقصد قرار گرفت و به سختی مجروح شد. محافظین سفیر، فرد مهاجم را با شلیک گلوله از پا درآوردند. چندی بعد اسکاتلندیارد اعلام کرد که شخص تروریست، حسین سعید نام داشته و از اهالی اردن است. پلیس یک اردنی و یک عراقی دیگر را نیز دستگیر کرد و معلوم شد که آنان هم جزو تروریست‌ها بوده و توانسته‌اند با اتومبیل بگریزند. ادعا شد در محل اقامت این دو عرب نقشه‌هایی از مراکز آموزشی یهودیان و کنیسه‌های لندن پیدا شده است. اما ریشه این ترور باید در جای دیگری جستجو می‌شد. جمهوری اسلامی ایران، از مارس سال ۱۹۸۲ (دو ماه پیش از ترور آرگوف ) حملات وسیعی را به ارتش بعثی عراق در اراضی اشغال شده ایران آغاز کرده و پیروزی‌های غیرمنتظره‌ای را به دست آورد. این عملیات‌ها در ۲۴ مه سال ۱۹۸۲، با آزادی شهر خرمشهر ، شهرت و اعتبار فراوانی را در منطقه و حتی جهان برای نظام انقلابی ایران به بار آورد و ضربه مرگباری بر رژیم بعثی عراق وارد کرد. شهر استراتژیک بصره فاصله زیادی با خرمشهر نداشت و تصرف این شهر به دست نظامیان ایرانی، می‌توانست باعث سقوط رژیم صدام حسین شود. این رژیم احتیاج به زمانی داشت که ضمن ایجاد استحکامات مناسب برای بصره ، به بازسازی ارتش درهم شکسته خود نیز دست بزند. در آن ایام، عراق هم چون همه کشورهای عربی خاورمیانه، به خوبی از اوضاع لبنان و آتش‌بس شکننده میان ساف و رژیم صهیونیستی مطلع بود. هیچ نقطه‌ای مانند لبنان که نیمی از جمعیت آن را شیعیان تشکیل می‌دادند، برای تحریک حساسیت‌های جمهوری اسلامی ایران مناسب نبود. رژیم بعث عراق، بهترین ابزار برای به هم ریختن اوضاع را در اختیار داشت. زمانی که اعلام شد عوامل سوءقصد به جان شلومو آرگوف از اعضای گروه ابونضال هستند، رژیم صهیونیستی و متحدانش تردید نداشتند که این کار ارتباطی به ساف و عرفات ندارد. ابونضال نماینده سابق فتح در عراق، هشت سال پیش از ساف جدا شده بود و طی این سال‌ها چندین مقام ارشد فتح به دست عوامل او کشته شده بودند. همه بر این مسأله اتفاق‌نظر داشتند که ابونضال کاملاً تحت فرمان رژیم عراق است و بدون اجازه و دستور مقامات عراقی دست به هیچ عملیات سیاسی و نظامی نمی‌زند. اما بهانه حاصل شده بود. حتی زمانی که معلوم شد یکی از سوءقصد کنندگان به شلومو آرگوف سرهنگی از استخبارات عراق است، رژیم صهیونیستی تغییری در مواضع خود ایجاد نکرد و سخنگوی دولت بگین، اعلام کرد: تلاش برای این سوءقصد، نقطه پایانی بر یک دوره طولانی صبر و احتیاط اسراییل است[!].

آغاز جنگ پنجم

سرانجام روز یکشنبه ششم ژوئن سال ۱۹۸۲، جنگ پنجم اعراب و اسراییل آغاز شد. طبق اولین اعلامیه نظامی ارتش صهیونیست، این تهاجم همه جانبه، عملیات صلح برای الجلیل نام داشت و با هدف خارج کردن ساکنان الجلیل از تیررس آتشبار تروریست‌هایی که پایگاه‌ها و دفاتر مرکز خود را در بیروت مستقر کرده‌اند انجام می‌گرفت. مناخیم بگین اعلام کرد که به ارتش دستور داده شده، فلسطینی‌ها را تا مسافتی برابر با ۴۰ کیلومتر دورتر از مرزهای بین‌المللی عقب براند و سپس عملیات نظامی را متوقف کند تا عملیات سیاسی آغاز شود. بگین تأکید کرد که این دستور خود را پیشاپیش به اطلاع ریگان رئیس‌جمهور آمریکا رسانده است.

در یازدهم ژوئن، ارتش صهیونیستی به حومه پایتخت لبنان رسید. مقاومت فلسطین تنها توانست اندکی از سرعت پیشروی چکمه پوشان یهودی بکاهد. در همین روز سازمان ملل متحد علی‌رغم مخالفت‌های آمریکا موفق به اعلام آتش‌بس شد. همزمان در بقاع و ارتفاعات مجاورش نبرد شدید میان نظامیان صهیونیست و یگان‌هایی از ارتش سوریه ادامه داشت و تانک با تانک و هلی‌کوپتر با تانک در نبرد بودند.

در این تاریخ، حادثه‌ای که برای بسیاری غیرمترقبه نبود، جنگ را در خطوط مواجهه سوریه و رژیم صهیونیستی دچار تغییراتی جدی کرد. در صبح این روز، افراد یکی از یگان‌های زبده سپاه پاسداران انقلاب ایران، با نام تیپ محمد رسول‌الله با هواپیمایی مسافربری در فرودگاه دمشق بر زمین نشستند و در خیابان‌های پایتخت سوریه (منتهی به حرم حضرت زینب سلام‌الله علیها) در میان استقبال بی‌نظیر مردمی رژه رفتند. فرمانده این نیروهای ایرانی پاسداری عالی رتبه بود به نام احمد متوسلیان که در جریان آزادسازی شهر خرمشهر از اشغال ارتش بعثی عراق، بسیار خوش درخشیده بود. چند روز پس از ورود تیپ محمد رسول‌الله به سوریه، ستاد ارتش رژیم صهیونیستی به صورت یکجانبه با سوریه اعلام آتش‌بس کرد و سوریه نیز بلافاصله این آتش‌بس را پذیرفت. اطلاعات دقیقی درباره دلیل این حادثه، آن هم در حالی که بنا به دعاوی صهیونیست‌ها، سوریه از موقعیت ضعیفی در جبهه برخوردار بود منتشر نشده است، اما برخی منابع تأیید شده، حکایت از آن می‌کردند که گروهی از پاسداران ایرانی، شبانه خود را به مواضع ارتش صهیونیستی در دره بقاع رسانده و نشانه‌هایی از حضور خود را بر روی تانک‌ها و پناهگاه‌های صهیونیست‌ها نصب کرده بودند، این نشانه‌ها شامل تصاویر امام خمینی و آرم رسمی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران بود. هیچ‌کس نمی‌داند که این عمل با اطلاع و تأیید ارتش سوریه انجام گرفت یا عملی خودسرانه از سوی ایرانی‌ها بود، اما در هر حال فضای بدی را در میان نظامیان خط اول ارتش صهیونیستی در بقاع ایجاد کرد. در آن روزها حتی احتمال یک درگیری کوچک با ایران برای رژیم صهیونیستی حکم فاجعه را داشت، زیرا علاوه بر این که ارتش رژیم صهیونیستی هیچ شناخت و برآوردی از توانایی‌های نیروهای نظامی تازه تأسیس ایران-که به تازگی نیرومندترین ارتش عربی را شکست داده بودند- نداشت، بیم آن می‌رفت که دخالت این کشور اسلامی غیرعرب در چنین جنگی، باعث تحریک مردم کشورهای عربی و فشار آنان بر رژیم‌های خود برای دخالت مستقیم در جنگ شود. کشورهای عربی در جریان جنگ لبنان حتی از دستاویز همیشگی خود که همان تشکیل اجلاس فوق‌العاده اتحادیه عرب بود عاجز ماندند و پرادعاترین آن‌ها یعنی معمر قذاقی (رهبر لیبی) طی یک رهنمود انقلابی به فدائیان فلسطینی گفت: بهتر است به جای ترک بیروت، دست به خودکشی بزنند. یکی دیگر از خطرات عمده باز شدن جبهه جدید ایرانی در برابر ارتش صهیونیستی، برانگیخته شدن شیعیان لبنان به نفع ایرانیان بود.

اشتباه استراتژیک امل و حضور مقتدرانه سپاه

سازمان امل که تنها گروه شبه‎نظامی مسلمانان لبنان بود، ایدئولوژی ضدصهیونیستی سرسختانه‌ای داشت. اما به دنبال ناپدید شدن پیشوای شیعیان امام موسی صدر (در ۲۵ آگوست سال ۱۹۷۸) و مهاجرت فرمانده نظامی و بنیانگذار امل دکتر مصطفی چمران به ایران (۱۹۷۹)، این سازمان نتوانست اختلافات خود را با ساف حل و فصل کند و میان این دو سازمان درگیری‌هایی پیش آمد که به سرعت به جنگ‌های شیعه و سنی تبدیل شد و فاصله امل را از فلسطینی‌ها به قدری زیاد کرد که بشیر جمیل وسوسه شد تا از امل دعوت کند به جبهه لبنانی (جبهه راست لبنان) بپیوندد. به همین دلایل، امل در ابتدای عملیات صلح برای الجلیل نقش مسلحانه خود را به عنوان نیروی مقاومت لبنانی تعطیل کرد. گمان رهبران جدید این سازمان شیعی این بود که ارتش صهیونیستی مطابق دعاوی خود، تنها به اخراج فدائیان فلسطینی از جنوب لبنان (کانون اصلی شیعیان لبنان) اکتفا خواهد کرد.

اولین تأثیرات ورود نیروهای ایرانی به سوریه زمانی خود را آشکار کرد که در منطقه خلده (مدخل ورودی بیروت در جنوب) مقاومتی سخت در برابر پیش‌قراولان ارتش صهیونیستی آغاز شد. در ابتدا تصور می‌شد که این حرکت باید از جانب فلسطینی‌هایی باشد که با توافق شیعیان در جنوب بیروت کمین کرده‌اند.

گروهی جوان با اسلحه سبک و با شعار اللّه اکبر موفق شده بودند راه را بر ستون‌های نظامیان صهیونیست ببندند و تلفاتی را به آنان وارد کنند. هویت آنان زمانی آشکار شد که خبرنگاران خارجی به سراغشان رفتند. این جوانان خود را پیروان امام خمینی معرفی کردند. موفقیت این گروه کوچک در متوقف کردن ارتش صهیونیستی در پشت دروازه جنوبی بیروت باعث شد که فدائیان فلسطینی مستقر در شهر و گروه‌های وابسته به جبهه چپ لبنان هم به مقاومت علیه اشغالگران دست بزنند. مقاومت پیروان امام خمینی در منطقه خلده دو هفته تداوم یافت. آنان حتی موفق شدند چندین تانک و نفربر صهیونیستی را به تصرف درآورده و آنها را در بیروت به تماشای عموم بگذارند. با این حال سازمان امل وضعیت متفاوتی داشت، رهبری این سازمان، با رسیدن صهیونیست‌ها به بیروت، تنها به صدور بیانیه‌ای در محکومیت اشغالگران بسنده کرد و به قول جوزف اولمرت تحلیل‌گر اسراییلی نشانه‌هایی به چشم می‌خورد که آماده پیوستن به گروه‌هایی باشد که بر ساف جهت ترک لبنان فشار می‌آورند.

در چنین شرایط خطرناکی که ممکن بود درگیر شدن با نیروهای ایرانی موقعیت برتر رژیم صهیونیستی را در لبنان با تهدیدات جدی مواجه کند، سران تل آویو مجبور شدند طی یک حرکت تاکتیکی، در جبهه سوریه آتش‌بس اعلام کنند. این اولین بار در طول تاریخ جنگ‌های اعراب و اسراییل بود که رژیم صهیونیستی از یک کشور عربی درخواست آتش‌بس می‌کرد. سوریه به سرعت آتش‌بس را پذیرفت. صهیونیست‌ها بلافاصله طی یک عملیات جداسازی نیروها، نظامیان خود را از دره بقاع بیرون کشیدند و انرژی خود را بر بیروت متمرکز کردند.

محاصره بیروت

طی هفته‌های بعد، ارتش رژیم صهیونیستی مرحله به مرحله، بیروت را به محاصره کامل درآورد: نیروهای زمینی همه راه‌ها و گذرگاه‌های کوهستانی منتهی به شهر را مسدود کردند، نیروی هوایی با پروازهای بی‌وقفه، آسمان را تحت کنترل کامل گرفتند و قایق‌ها و ناوچه‌های نیروی دریایی نیز ساحل بیروت را به طور کامل مسدود کردند. روز ۴ جولای حلقه محاصره کامل شد. از سوی دیگر اقدامات فرستاده آمریکا به نتیجه رسید و کمیته نجات ملی به طرح فیلیپ حبیب رأی مثبت داد. به موجب این طرح مقرّر شد تا آتش‌بس برقرار شده و فدائیان فلسطینی (شامل تمامی اعضای ساف ) در سیزده مرحله از ۲۱ آگوست تا ۳ سپتامبر تحت نظارت یک نیروی بین‌المللی، بیروت را ترک کنند.

توافقات هیأت نجات ملی با فیلیپ حبیب اعتراضات گسترده‌ای را در میان مسلمانان لبنان در پی داشت. خروج فلسطینیان از لبنان، آن هم در حالی که متعصب‌ترین گروه از مسیحیان، حکومت را در دست داشتند، به معنای خلع سلاح اکثریت مسلمان در برابر زیاده‌طلبی‌های حزب کتائب بود.

عرفات هم حاضر به پذیرش طرح فیلیپ نبود. هزاران آواره فلسطینی در اردوگاه‌های اطراف بیروت مستقر بودند که تنها توسط فدائیان فلسطینی محافظت می‌شدند و عرفات می‌ترسید که پس از خروج فدائیان، غیرنظامیان فلسطینی مورد انتقام‌جویی صهیونیست‌ها و مارونی‌ها قرار گیرند. سرانجام فیلیپ حبیب با دادن قول شرف، به عرفات اطمینان داد که آمریکا سلامت آوارگان را تضمین خواهد کرد. رئیس ساف به قول آمریکا اعتماد کرد و تسلیم شد. اما فشار افکار عمومی بر کمیته نجات ملی همچنان ادامه داشت. از میان اعضای این کمیته، وضعیت نبیه بری رییس جنبش شیعی امل از همه بدتر بود.

پذیرش طرح حبیب شکاف عمیقی را در سازمان امل ایجاد کرد، به گونه‌ای که بعضی از کادرهای رهبری امل آشکارا علیه نبیه بری موضع گرفتند و علی‌رغم میل او مجموعه‌ای از اعضای این سازمان به صورت خودجوش مبارزه مسلحانه با ارتش صهیونیستی را شروع کردند. با این حال نبیه بری به دلایلی که این مجال جای طرح آن نیست، بر حمایت از تصمیمات کمیته نجات ملی پافشاری کرد و در نتیجه امل به سرعت دچار انشعاب شد. این انشعاب اگرچه امل را به شدت تضعیف کرد، اما سرچشمه جریان دیگری شد که آینده لبنان و تمامی خاورمیانه را با تحولات بنیادین مواجه کرد.

دفتر سپاه پاسدران در بعلبک

روز چهارم آگوست، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به درخواست جمع کثیری از مبارزان شیعه لبنانی در شهر بعلبک، اولین دفتر خود را در لبنان بازگشایی کرد. با توجه به تمرکز نیروهای فعال شیعه خصوصاً انشعابیون سازمان امل در بعلبک این شهر بهترین مکان برای آموزش شیعیانی بود که قصد مقابله با اشغالگران صهیونیست را داشتند. به این ترتیب تعداد بسیار محدودی از نیروهای زبده سپاه پاسداران، در بعلبک مستقر شدند.

در ۲۱ آگوست سال ۱۹۸۲، نیروهای چندملیتی غربی وارد لبنان شدند تا برای اجرای طرح حبیب نظارت کنند. دو روز پس از ورود نظامیان غربی به بیروت، در ۲۳ آگوست، بشیر جمیل در سایه حضور تانک‌ها و سرنیزه‌های صهیونیست‌ها، تعدادی از نمایندگان مسیحی مجلس لبنان را در پادگان فیاضیه گردآورد و از آنان برای ریاست جمهوری رأی اعتماد گرفت. همزمان خروج دشمنان او از بیروت جریان داشت. فدائیان فلسطینی سوار بر خودروهای ساف ، همراه با تمامی ادوات سبک و سنگین خود دسته دسته به سوی بندر بیروت حرکت کردند و بر کشتی‌های یونانی که ساف اجاره کرده بود سوار شده به سوی کشورهای مختلف عربی (الجزایر، لیبی، عراق، یمن جنوبی و...) حرکت کردند.

تا این مرحله، همه‌چیز به نفع رژیم صهیونیستی به نظر می‌آمد. هم ساف از لبنان اخراج شده بود، هم دولت مسیحی متحد با رژیم صهیونیستی قدرت را در دست داشت و تل‌آویو به صورت جدی امیدوار بود که دومین قرارداد صلح خود را با یک کشور عربی، در لبنان منعقد نماید.

انفجار در اشرفیه و فاجعه صبرا وشتیلا

بعداز ظهر روز سه‌شنبه، ۱۴ سپتامبر سال ۱۹۸۲، انفجار بزرگی در مرکز حزب کتائب واقع در محله اشرفیه بیروت رخ داد. در زمان انفجار بشیر جمیل مشغول سخنرانی برای وفاداران خود بود. از جنازه او تنها یک پای کامل و چند تکه کوچک دیگر پیدا شد.

بلافاصله پس از این واقعه یگان‌های ارتش صهیونیستی، پس از ۹۴ روز استقرار در حومه بیروت، وارد این شهر شدند و کنترل آن را به دست گرفتند.

ساعت ۱۷ روز شانزدهم سپتامبر، الیاس حبیقه ، فرمانده فالانژها نیروهایش را در فرودگاه بین‌المللی بیروت جمع کرد و به سوی بزرگ‌ترین اردوگاه‌های فلسطینی در حومه بیروت، یعنی صبرا و شتیلا حرکت کرد. این دو اردوگاه در محاصره کامل ارتش صهیونیستی بود. نماینده فالانژها در همان روز به دیدار ژنرال شارون رفت و اجازه ورود به اردوگاه‌های مذکور را به نام تصفیه عناصر تروریست باقی‎مانده گرفت. صبح روز شانزدهم سپتامبر حلقه محاصره به دستور آریل شارون باز شد و دو گردان از نیروهای الیاس حبیقه وارد اردوگاه‌های صبرا و شتیلا شدند. قصابی از ساعت ۷ صبح آغاز شد. به دلیل خروج کامل فدائیان از بیروت، هیچ مقاومت مسلّحانه‌ای در اردوگاه وجود نداشت. ژنرال‌های صهیونیست از روی پست دیده‌بانی مستقر بر بام ساختمانی هفت طبقه در محدوده سفارت کویت، شاهد وقایع هولناک جاری در صبرا و شتیلا بودند.

۳۶ ساعت بعد که خبرنگاران رسانه‌ها خود را به اردوگاه‌ها رساندند با تلی از اجساد سوراخ سوراخ و یا مثله شده در معابر اردوگاه مواجه شدند. فالانژها هنوز مشغول دفن اجساد با بلدوزرهایی بودند که ارتش صهیونیستی در اختیارشان گذاشته بود. در عرض ۲۴ ساعت ۲۵۰۰ غیرنظامی فلسطینی، توسط متحدان ژنرال شارون و با اجازه او سلّاخی شده بودند. فاجعه به قدری بزرگ بود که حتی صهیونیست‌ها نیز نتوانستند در برابر آن ساکت بنشینند و بزرگ‌ترین تظاهرات اتباع رژیم صهیونیستی در تاریخ این رژیم، برای اعتراض به همین جنایت برگزار شد.

سه روز پس از اتمام کشتار صبرا و شتیلا ، نمایندگان مسیحی پارلمان لبنان، یک بار دیگر زیر چکمه اشغالگران گرد آمدند و امین جمیل برادر کوچک‌تر بشیر جمیل را به ریاست جمهوری انتخاب کردند روز بعد، در روز ۲۲ سپتامبر سال ۱۹۸۲ ارتش صهیونیستی از بیروت خارج شد، تا در صورت انجام عملیاتی انتقامجویانه علیه اشغالگران، در کوچه و خیابان‌های پیچ در پیچ بیروت به دام نیفتد. ده روز بعد، در دوم اکتبر نیروهای چندملیتی، برای حفظ نظم و حمایت از دولت مرکزی بار دیگر وارد لبنان شدند.

این بار برخلاف مرتبه پیشین، پایان مأموریت نیروهای چندملیتی به خروج آخرین فرد خارجی از لبنان موکول شده بود. این دقیقاً معنایی جز حضور نامحدود نیروهای غربی در لبنان نداشت.

تاسیس حزب الله

همزمان با این وقایع، در بعلبک مهمترین شهر دره بقاع ، فعالیت‌های دفتر سپاه، مستقر در مسجد امام علی(ع)، رونق فراوانی گرفته بود. مقر عاشقان شهادت ثبت‎نام از داوطلبان لبنانی را برای شرکت در دوره‌های آموزش نظامی و عقیدتی شروع کرد. اولین دوره آموزشی شامل ۱۸۰ نفر بود که بسیاری از کادرهای بعد حزب‌الله و در رأس آنان سیدعباس موسوی را دربر می‌گرفت.

آموزش اولین دوره از داوطلبان توسط سپاه، اعزام آنان به مناطق جنگی، ایجاد ارتباط میان آنان با هسته‌های خودجوش مقاومت در جنوب لبنان و بیروت، همگی در پنهان‎کاری محض و بدون هیچ‌گونه اعلام و تبلیغی انجام شد. علی‌رغم این‌که نیروهای سپاه پاسداران در نزدیکی خط برخورد با ارتش اسراییل قرار داشتند، در هیچ یک از درگیری‌های نظامی با ارتش صهیونیستی شرکت نداشتند. پاسداران ایرانی، به مبارزان شیعه پیشنهاد کردند، تاکتیک جنگ چریکی را به منظور تحلیل بردن قدرت نیروهای اشغالگر و ندادن فرصت به آنان برای تثبیت خود در مناطق اشغال شده در پیش بگیرند. این پیشنهاد مستلزم حمایت مردمی، وجود رزمندگان محلی و سازماندهی آنان بود. در آن زمان بعلبک محل حضور گروه‌های متفرق اسلام‌گرا خصوصاً جداشد‌گان از امل بود که به امید یافتن راهی برای مقابله با اشغال لبنان، از مناطق اشغالی خارج شده و به این شهر آمده بودند. دولت ایران از طریق سفیر خود در دمشق و پاسداران مستقر در بعلبک به مذاکره با این مجموعه‌های شیعه پرداخت تا بتواند زمینه مذاکرات آنان را با هم فراهم کند. این گروه‌های متفرق، همگی در علاقه به انقلاب اسلامی و آرای رهبری آن اتفاق‌نظر داشتند و همین زمینه مشترک، سرانجام آنان را گردهم آورد و مذاکرات آغاز شد. نتیجه مذاکرات اولیه، تشکیل یک کمیته ۹ نفره متشکل از روحانیون شیعه لبنانی، شخصیت‌های انشعابی از امل ، کمیته‌های یاری انقلاب اسلامی و بعضی شخصیت‌های مستقل بود. کمیته ۹ نفره مأموریت داشت تا یک تشکیلات سیاسی جدید را براساس دو اصل پایبندی به ولایت فقیه و نبرد با رژیم صهیونیستی پی‌ریزی کند. این کمیته پس از پنج ماه، چهارچوب سیاسی موردنظر را پی‌ریزی کرد، به گونه‌ای که این تشکیلات جدید، فراگیر بوده و همه جناح‌های شیعی معتقد به دو اصل مذکور را در بر گیرد. سپس هیأتی از طرف کمیته به ریاست سیدعباس موسوی به ایران سفر کرد و ضمن دیدار با امام خمینی، ایشان را از توافق گروه‌های اسلام‌گرا مطلع کرد. امام خمینی به درخواست کمیته، نماینده‌ای از طرف خود به لبنان اعزام کرد. در مرحله بعد، یک شورای پنج نفره از میان کمیته ۹ نفره انتخاب شد تا ریاست تشکیلات جدید را به‎عهده بگیرد. این تشکیلات جدید شورای لبنان نامگذاری شد و در زمستان سال ۱۹۸۲، اولین جلسه خود را تشکیل داد. علی‌رغم این‌که خبر تشکیل شورای لبنان درز کرده بود اما اسامی اعضای آن محرمانه باقی ماند. این شورا در نهایت پنهان‌کاری فعالیت می‌کرد و هیچ تابلوی رسمی و علنی نداشت. تشکیلات جدید که به اختصار شورا خوانده می‌شد، موفق شدند عملیات‌های متفرق و ناهماهنگی را که علیه اشغالگران صهیونیست انجام می‌گرفت، منسجم و منظم کنند. یکی از اقدامات مهم شورا جذب جوانان شیعه‌ای بود که در سازمان‌های فلسطینی عضویت داشتند و با خروج ساف از لبنان، بی‌سرپرست و حیران رها شده بودند. سازمان امل نه تنها نسبت به این افراد علاقه‌ای نشان نداد بلکه آنان را سرزنش و توبیخ هم کرد اما شورا برای این دسته از جوانان اعتبار زیادی قائل شد و آنان هم با انگیزه فراوان به تشکیلات جدید پیوستند و در فاصله زمانی کوتاه منشأ خدمات فراوانی شدند. (یکی از این افراد عماد مغنیه نام دارد که با فتح همکاری نزدیک داشت و امروز یکی از معروف‌ترین مبارزان شیعه لبنان در سطح جهان به شمار می‌رود)

بزرگ‌ترین عملیات ضدصهیونیستی تاریخ

نقطه اوج اقدامات شورا ۱۱ نوامبر سال ۱۹۸۲ است. در این تاریخ یک پژوی سفیدرنگ، خود را به طبقه زیرین ساختمان سرفرمانداری نظامی رژیم صهیونیستی در شهر صور نزدیک کرد و انفجار مهیبی که پس از آن روی داد، این ساختمان بزرگ و مستحکم را کاملاً ویران کرد. نتایج این واقعه برای ارتش رژیم صهیونیستی یک فاجعه به معنای واقعی کلمه بود: ۱۴۱ کشته و صدها زخمی.

ژنرال شارون ساعتی پس از انفجار، خود را به صور رساند. فیلم‌هایی که او را با چهره‌ای درهم کشیده و در حال نظاره تلی از آهن و بتون نشان می‌دادند برای همیشه در تاریخ جنگ‌های اعراب و اسراییل جاودانه شدند. اینک ژنرال بولدوزر باید تلّ اجساد سربازان خود را جمع می‌کرد. چنین تلفاتی در یک روز به استثنای جنگ رمضان در تمام طول حیات ارتش صهیونیستی سابقه نداشت.

هیچ گروهی مسؤولیت این انفجار را به‎عهده نگرفت. آن‌چه صهیونیست‌ها تا مدت مدیدی از قبولش سرباز می‌زدند، شکل اجرای انفجار بود. تمامی شهود گواهی می‌دادند که پژوی سفیدرنگ خود را به مقر صهیونیست‌ها کوبیده و این حکایت از آن داشت که راننده خودرو نیز در این انفجار کشته شده است. اما مفسّران و محققان صهیونیست اصرار داشتند که این بمب در جوار ساختمان یا درون آن تعبیه شد. این شکل از حمله که برای ارتش صهیونیستی کاملاً ناآشنا بود، در زمانی کوتاه با عنوان عملیات استشهادی شناخته شد و این واژه به بخشی جدایی‌ناپذیر از ادبیات مقاومت ضدصهیونیستی تبدیل شد. تل‌آویو از کنار این عملیات با حیرت و بهت گذشت.

در سپتامبر سال۱۹۸۳، ارتش رژیم صهیونیستی تحت فشار مجامع بین‌المللی و عملیات‌های خردکننده مقاومت لبنان مجبور شد از بیروت عقب‌نشینی کند و مناخیم بگین نیز در همین سال از مقام خود استعفا کرد.

در۱۶ فوریه سال ۱۹۸۵ دومین مرحله عقب نشینی ارتش صهیونیستی از خاک لبنان آغاز شد و تا ۳۰ آوریل همان سال پایان یافت، اما کماکان ۱۱ درصد از کل خاک لبنان در اشغال صهیونیست‌ها باقی ماند. بخش عمده‌ای از این اراضی، از سال ۱۹۷۸ تحت اشغال صهیونیست‌ها بود و در کنترل نیروهای سعد حداد قرار داشت. این بار صهیونیست‌ها رسماً این مناطق را کمرند امنیتی نام نهادند.

بلافاصله پس از خروج ارتش صهیونیستی از شهر صیدا به تاریخ ۱۶ فوریه سال ۱۹۸۵، در یک گردهمایی در منطقه شیعه‌‌نشین بیروت سازمان حزب‌الله به صورت رسمی هویت، استراتژی و برنامه ایدئولوژیک خود را اعلام کرد. همزمان اعلام شد که حزب الله مسئولیت عملیات استشهادی در شهر صور را می پذیرد و برای نخستین بار هویت مجری این عملیات افشا گردید.

احمد قصیر جاودان

احمد جعفر قصیر جوانی ۱۹ ساله از اهالی روستای دیر قانون النهر کسی بود که هدایت پژوی سفید رنگ را در روز ۱۱ نوامبر ۱۹۸۲ به‎عهده داشت و بی‎سابقه‎ترین کابوس تاریخ رژیم صهیونیستی را خلق کرد. حزب الله او را امیر الاستشهادیون لقب داد و روز شهادت او را روز شهید نام نهاد.

اینک دشمن جدیدی در برابر رژیم صهیونیستی قد علم کرده و آن را به مبارزه دعوت می‌کرد که روش‌ها و دیدگاه‌هایش برای تل‌آویو کاملاً تازگی داشت. مقامات رژیم صهیونیستی معتقد بودند که عملیات صلح برای الجلیل اگرچه باعث اخراج فدائیان فلسطینی از لبنان شد، ولی نیرویی به مراتب خطرناک‌تر و ستیزه‌جوتر را جایگزین آن کرد. اسحاق رابین وزیر دفاع وقت دولت یهودی در این خصوص اظهار داشت: حمله نظامی اسراییل باعث شد تا غول شیعه از بطری خارج شود. من معتقدم که از بین تمام فاجعه‌ها، این فاجعه خطرناک‌ترین است، زیرا جنگ با شیعیان، نیروهای آنان را آزاد کرده و وضع بدتر شده است. هیچ کس این را پیش‌بینی نمی‌کرد و من در گزارش‌های محرمانه مأموران مخفی چنین چیزی ندیده‌ام. . . اگر ما به عنوان یکی از نتایج جنگ، رادیکالیسم شیعه را جایگزین رادیکالیسم فلسطینی کنیم، بدترین اقدام را انجام داده‌ایم. در بیست سال گذشته، هیچ‌گاه یک مبارز فلسطینی خود را تبدیل به یک بمب جاندار نمی‌کرد. من معتقدم که شیعیان برای نوعی رادیکالیسم، توانایی‌هایی دارند که ما هنوز آن را نشناخته‌ایم.

صهیونیست‌ها بوی خطر را به خوبی احساس کرده بودند و یکی از دلایل عقب‌نشینی آنان از مواضع اشغال سال ۱۹۸۲تا کمربند امنیتی همین حضور پراکنده در منطقه ای وسیع و متراکم از جمعیت جنوب لبنان ، امکان طراحی و اجرای عملیات هایی از قبیل «عملیات صور» را به مقاومت اسلامی لبنان می داد. در حقیقت ماشین جنگی اسراییل در جنوب لبنان به سیبل متحرکی برای شهادت طلبان لبنانی تبدیل شده بود. مسیری که احمد قصیر گشوده بود با سلسله ای از عملیات های شهادت طلبانه دنبال شد و عرصه را به شدت بر اشغالگران یهودی تنگ نمود.

تنها کمتر از یک سال پس از عملیات شهید«احمد قصیر» ، در ۴ نوامبر سال ۱۹۸۳ یک کامیون پر از مواد منفجره ساختمان جدید سرفرمانداری نظامی رژیم صهیونیستی در مدرسه الشجره در شهر صور را با خاک یکسان کرد. ۲۹ افسر و سرباز صهیونیست در این عملیات استشهادی کشته شدند و باز هم رژیم صهیونیستی هیچ سرنخی از عوامل انفجار به دست نیاورد. چند ماه بعد در ۱۱ آوریل سال ۱۹۸۴ یک رنوی سبزرنگ خود را در کنار یک ستون از گشتی‌های ارتش صهیونیستی در حوالی روستای دیر قانون منفجر کرد و ۶ اشغالگر را به هلاکت رساند. در ۱۶ ژوئن سال ۱۹۸۴، جوانی سوار بر اتومبیل بنز سفید رنگ در جاده‌ای منتهی به شهر اشغال شده صیدا، در کنار یک کاروان نظامیان صهیونیست خود را منفجر کرد. ستاد ارتش صهیونیستی تنها به مجروح شدن ۱۰ سرباز خود در این انفجار بزرگ اعتراف کرد.

دیگر تحمل این اوضاع برای تل آویو ممکن نبود. بنابر این اشغالگران صهیونیست، با همان سرعتی که ۳۲ ماه قبل تا دروازه‌های بیروت آمده بودند، عقب نشینی کردند و به مدت ۱۵ سال به نبردی فرسایشی در محدوده کمربند امنیتی تن دادند.

به گزارش پرس تیوی دیوید میلیبند وزیر امور خارجه انگلیس، نسبت به افزایش افراط گرایی در بین گروه‌های راست گرا در اروپا هشدار داده است.

پس از این‌که اندیشکده موسوم به دموس درباره موج ملی گرایی افراطی در سراسر اروپا ابراز نگرانی کرد، میلیبند این هشدار را داد.

میلیبند گفته است، مقام‌های رسمی باید درباره این گروه‌های افراطی آگاه باشند و تلاش‌ها و اقدامات آن‌ها را زیر نظر داشته باشند.

اندیشکده دموس در گزارشی اعلام کرد، بسیاری از افراد جوان در سراسر اروپا به سوی گروه‌هایی که دیدگاه‌های خصمانه افراطی درباره مهاجران و به ویژه مسلمانان دارند، گرایش پیدا کرده‌اند .

دیوید میلیبند در گفت‌وگو با روزنامه گاردین گفت :"این گزارش نوش دارویی در مقابل هرگونه حرکت افراطی محسوب می‌شود."

وزیر امورخارجه سابق انگلیس افزود : "این موضوع نشان می‌دهد که نارضایتی از روند جهانی شدن، سیاست‌های هر دو جناح راست و چپ را تحریک می‌کند ."

میلیبند افزود : "اعتراضات "جنبش تصرف بازار بورس لندن" در کانون خبرهای رسانه ها قرار گرفته؛ این درحالی است که افکار عمومی از موضوع گروه‌های راست غافل مانده‌اند."

اندیشکده دموس هشدار داد، برخی از کاربران فیس بوک که عمدتا جوان و مرد هستند، از گروه‌های راست افراطی حمایت می‌کنند.

دموس افزود، برخی از این گروه‌های افراطی حتی در برخی از کشورهای اروپای غربی از جمله هلند و برخی از کشورهای اسکاندیناوی و همچنین پایگاه‌های سنتی‌شان یعنی ایتالیا، فرانسه و اتریش، از نفوذ سیاسی زیادی برخوردار هستند.

به گزارش دموس، تا کنون 24 گروه راست افراطی متشکل از عمدتا جوانان به باشگاه 450 هزارنفره‌ای در فیس‌بوک پیوسته‌اند که هدف آن‌ها عمدتا ضربه‌زدن به مسلمانان است.

از سوی دیگر، اماین بزکورت عضو هلندی پارلمان اروپا و رئیس انجمن ضد نژاد پرستی اروپا اظهار داشت که به نظر می‌رسد گروه‌های راست تندرو در حال تبدیل شدن به "جریان اصلی" هستند.

وی تصریح کرد: "ما در دوران حساسی در تاریخ اروپا هستیم. ظرف 5 سال یا شاهد افزایش جریان نفرت در جامعه، از جمله ملی گرایی افراطی، بیگانه‌هراسی، اسلام‌هراسی و یهودی‌ستیزی خواهیم بود یا این‌که با این رویکرد مخوف مقابله خواهیم کرد."

بزکورت افزود: "در بعضی از کشورها، به عنوان مثال هلند، این جریان در حال تبدیل شدن به اکثریت است چرا که احزاب راست یا راست میانه همان ادبیات احزاب ملی گرا-پوپولیستی را اتخاذ کرده‌اند تا رای بیشتری به دست بیاورند."

فرمانده معظم کل قوا تاکید کردند: دشمنان بخصوص آمریکا و دست نشانده گانش و رژیم صهیونیستی بدانند، ملت ایران اهل تجاوز به هیچ کشور و ملتی نیست اما هرگونه تجاوز و حتی تهدید را با قدرت کامل و بگونه ای پاسخ خواهد داد که متعرضان و متجاوزان را از درون متلاشی کند.
به گزارش جهان، حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی صبح امروز پنجشنبه در مراسم تحلیف و دانش آموختگی دانشجویان دانشگاههای افسری ارتش جمهوری اسلامی ایران در دانشگاه افسری امام علی (ع) در سخنان مهمی، نیروهای مسلح را مایه عزت ملت و کشور ایران و نوک پیکان استوار دفاع ملی دانستند و تأکید کردند: دشمنان بخصوص آمریکا و دست نشانده گانش و رژیم صهیونیستی بدانند، ملت ایران اهل تجاوز به هیچ کشور و ملتی نیست اما هرگونه تجاوز و حتی تهدید را با قدرت کامل و بگونه ای پاسخ خواهد داد که متعرضان و متجاوزان را از درون متلاشی کند.

فرمانده کل قوا افزودند: ملت استوار ایران، ملتی نیست که فقط بنشیند و نظاره گر تهدیدهای قدرتهای پوشالی مادی باشد که از درون کرم خورده هستند.

رهبر انقلاب اسلامی خاطرنشان کردند: هرکس که فکر تجاوز به جمهوری اسلامی ایران، در مخیله اش خطور کند، باید خود را آماده دریافت سیلی های محکم و مشت های پولادین ارتش، سپاه و بسیج و در یک کلام ، ملت بزرگ ایران کند.

حضرت آیت الله خامنه ای همه ملت ایران بویژه نیروهای مسلح را به حفظ آمادگی برای تداوم مسیر عزت ملی و اقتدار بین المللی فراخواندند و تأکید کردند: ساخت مستحکم نظام جمهوری اسلامی و اتحاد ملی و نزدیکی دلهای آحاد ملت ایران، مهمترین قدرت بازدارنده است و همه موظف هستند این ساخت استوار و مستحکم نظام را حفظ کرده و به آن استحکام بیشتری ببخشند.

ایشان نیروهای مسلح را از لحاظ حضور در میدان علم و جهاد و همراه با معنویت و ایمان، مایه عزت خواندند و افزودند: آن کشور و ملتی که بتواند ثابت کند آماده ایستادگی و دفاع جانانه برای استقلال، حفظ هویت، آرمانها و موجودیت خود است، همواره عزیز است.

رهبر انقلاب اسلامی خاطرنشان کردند: در دنیایی که متأسفانه هنوز ارتباط میان ملتها و کشورها براساس تکیه بر قدرت سرنیزه و اسلحه تعیین می شود و قلدران تلاش دارند با مشتهای پولادین سرنوشت ملتها را در دست بگیرند، آن ملتی از آسیب محفوظ خواهد بود که آمادگی دفاعی خود را ثابت کند.

حضرت آیت الله خامنه ای با اشاره به آمادگی دفاعی نیروهای مسلح از جمله ارتش، افزودند: این آمادگی دفاعی نیروهای مسلح در کنار دیانت و ایمان و تقوا، برای کشور و ملت ایران عزت آفرین است و باید آن را حفظ و تقویت کرد.

فرمانده کل قوا، دانشگاههای ارتش را کانون علم و جهاد خواندند و خاطرنشان کردند: نیروهای مسلح کشور که دارای دانش و علم، و آمادگی مجاهدت مؤمنانه هستند، در منطقه و دنیا بی نظیر است و چنین نیروهای مسلحی، نتیجه ی همت بلند ملتی است که عزم راسخ خود را برای برافراشتن پرچم ایمان، اسلام و دیانت بکار گرفته است.

پیش از سخنان رهبر انقلاب اسلامی، امیرسرلشگر صالحی فرمانده کل ارتش ضمن خیرمقدم به فرمانده کل قوا، بر آمادگی یگانهای مختلف ارتش جمهوری اسلامی ایران برای پاسخگویی مقتدرانه و بهنگام به هرگونه تهدید فرامنطقه ای، تأکید کرد.

امیرسرتیپ دوم رشیدزاده فرمانده دانشگاه افسری امام علی (ع) نیز با ارائه گزارشی تحصیلی گفت: تعمیق شناخت دینی و معنویت، ارتقاء کیفیت آموزش و کارآمدی، آموزش نظامی و رزم در کنار تولید علم، تجهیز و توسعه کتابخانه ها و آزمایشگاهها و توسعه همکاریهای دانشگاههای افسری ارتش از جمله اقدامات انجام گرفته است.

فرمانده کل قوا در ابتدای این مراسم با حضور در محل مزار شهیدان گمنام، ضمن قرائت فاتحه، یاد و خاطره شهدای گرانقدر دفاع مقدس را گرامی داشتند.

حضرت آیت الله خامنه ای سپس از یگانهای حاضر در میدان سان دیدند.

در این مراسم تعدادی از خانواده های شهدا، فرماندهان، اساتید و دانش آموختگان منتخب و نمونه دانشگاههای افسری ارتش جمهوری اسلامی ایران، هدایا و درجه های خود را از دست رهبر انقلاب اسلامی دریافت کردند. فرمانده کل قوا سردوشی نماینده دانشجویان جدید دانشگاههای افسری ارتش را نیز اهدا کردند.

در ادامه این مراسم، برنامه رزمایش میدانی اجرا شد و در پایان مراسم نیز، یگانهای حاضر در میدان از مقابل فرمانده کل قوا رژه رفتند.

فارس نوشت: رئیس سابق کمیته فتوای الازهر مصر در جدیدترین فتوای خود اعلام کرد که هر کشور عربی یا اسلامی که با آمریکا و اسرائیل علیه ایران همکاری کند، گناهکار و جنایتکار در حق اسلام است.

«شیخ عبدالحمید الاطرش» رئیس سابق کمیته فتوای الازهر مصر اعلام کرد که هر کشور عربی و اسلامی علیه ایران به آمریکا کمک کند، جنایتکار است.

به گزارش روزنامه الجمهوریه مصر، الاطرش تاکید کرد: هر کشور عربی یا اسلامی که با آمریکا علیه ایران همکاری کند گناهکار و مرتکب جنایت در حق اسلام شده است زیرا دشمنی را یاری کرده است که نه به خدا ایمان دارد نه به رسولش.

الاطرش همچنین گفت: زیرا که خداوند فرموده است که «إنّ المؤمنون إخوۀ» (مومنان برادرند). همچنانکه این کشورها و حاکمان طوق اسلام را از گردن خود درآورده‌اند. اسلام به ایمان و عمل است.

این مقام الازهر در ادامه کشورهای ساکت در مقابل فتنه‌های آمریکا را نیز شریک جنایتکاران دانست و افزود: باقی کشورها نیز باید هر کس که کمک آمریکا و اسرائیل و دیگران میکند تا کشوری اسلامی را از بین ببرند باید از بین برد و این ، واجب عینی بر این کشورهاست و هر کس اقدامی نکند و فقط به سکوت بسنده کند در گناه و جنایت آن کشور شریک است.

در روزهای گذشته به دلیل فضاسازی رسانه‌ها و سران رژیم صهیونیستی علیه ایران، بار دیگر تهدید به حمله نظامی به تاسیسات هسته‌ای ایران به بهانه برنامه هسته‌ای افزایش پیدا کرد که با واکنش بشدت منفی برخی کشورها از جمله روسیه و فرانسه و چین رو به رو شد.

به گزارش  مهر، اتاق خواب قذافی در جنوب لیبی که هم اکنون به دست مردم افتاده موضوعی شده تا "اولیور هلمز" خبرنگار رویترز گزارشی درباره آن تهیه کند.

وی در این باره نوشت : در اتاق خواب بزرگ قذافی که در نزدیکی شهر "اوباری" در جنوب لیبی قرار دارد هم اکنون نیروهای شورای انتقالی لیبی سکونت دارند. در این اتاق تخت بزرگ قهوه ای رنگی قرار دارد که بیشتر مساحت اتاق را اشغال کرده است.

خبرنگار رویترز در ادامه می نویسد : یکی از جنگجویان ضد رژیم قذافی که در این منطقه حضور داشت به من گفت قذافی از این ساختمان به عنوان تفرجگاه صحرایی خود استفاده می کرد که ما هم اکنون از آن برای خدمات دهی به قبایل استفاده می کنیم.

این ساختمان در دو طبقه است که برخی از اتاقهای آن پر از مبل و تخت خواب و کمدهای خالی است. منطقه اوباری که تفرجگاه قذافی در آن قرار دارد 40 هزار نفر جمعیت دارد که اکثرشان فقیر بوده و در شهری مملو از زباله و آشغال زندگی می کنند.

با نگاهی به تفرجگاه صحرایی قذافی در شهر اوباری متوجه می شویم که مردم این منطقه بر خلاف مناطق دیگر دست به غارت خانه قذافی نزده اند و اکثر وسایل آن سر جایش قرار دارد.

البته برخی معتقدند نباید شب را در اتاق خواب قذافی گذراند و روی تخت وی خوابید چون این اتاق نفرین شده است و باعث سرایت جادوی سیاه به افراد می شود!

قاره سیاه از جمله مناطق مورد توجه رژیم صهیونیستی است که جایگاه ویژه‌ای در سیاست خارجی این رژیم دارد و رژیم صهیونیستی با بهره‌گیری از مشکلات اقتصادی حاکم بر این قاره تلاش می‌‌کند، تحت عنوان کمک‌های اقتصادی نفوذ خود در آن را تعمیم داده و اهداف خود را محقق کند.
خبرگزاری فارس: نفوذ نرم رژیم صهیونیستی در قاره آفریقا

به گزارش فارس به نقل از مجله مصری رسالۀ التقریب، آفریقا از جمله عرصه‌هایی است که رژیم صهیونیستی توجه ویژه‌ای به نفوذ درون آن دارد، به همین دلیل تلاش داشته با پنهان کردن اهداف و مطامع واقعی خود، تحت عناوین دیگر در کشورهای این قاره که با مشکلات اقتصادی و سیاسی مواجه هستند، نفوذ کند. مطلب زیر نگاهی به نفوذ رژیم صهیونیستی در این قاره دارد.

* دهه 1960 و اوج نفوذ صهیونیسم در قاره سیاه

به اعتقاد برخی تحلیل‌گران سیاسی، دهه1960را باید اوج نفوذ رژیم صهیونیستی در قاره آفریقا دانست. اگر چه وقوع جنگ سوم اعراب -‌ اسرائیل در اکتبر 1973و قطع روابط دیپلماتیک کشورهای عربی با رژیم صهیونیستی به ویژه کشورهای عربی شمال آفریقا به منزله پایانی تلخ برای این دوران به شمار می‌رفت، با این‌حال دستگاه دیپلماسی و سیاسیت خارجی رژیم صهیونیستی تلاش‌های مجددی را به منظور احیای روابط سنتی خود با برخی کشورهای آفریقایی طی دهه 1980 آغاز کرد که اوج استراتژی آفریقایی رژیم صهیونیستی را می‌توان انعقاد توافقنامه‌های "اسلو" در سال 1993به شمار اورد که طی آن اسرائیل موفق شد، برخی از اهداف خود در قاره پهناور آفریقا را محقق کند.

* تاکید بیش از پیش بر استراتژی نفوذ پس از جنگ سرد

سیاست نفوذ در آفریقا با پایان جنگ سرد در اولویت تفکر استراتژیک رژیم صهیونیستی قرار گرفت؛ زیرا ظهور برخی تهدیدات امنیتی بر محیط منطقه‌ای قاره آفریقا به ویژه پس از حوادث 11 سپتامبر 2001 و ترویج شیوه جدیدی از استعمار منابع و ثروت‌های طبیعی قاره آفریقا رهبران این رژیم را به سوی توجه جدی به قاره آفریقا در سیاست خارجی رژیم صهیونیستی سوق داد.

به عنوان مثال: "تئودر هرتزل" بنیانگذار صهیونیسم سیاسی در کتاب خود به تبیین شباهت‌های تجربه قوم یهود با اقوام آفریقایی پرداخته و از گرایش ملت‌های آفریقایی و یهودی جهت آزادی و رهایی سخن می‌گوید. وی می‌افزاید: "من شاهد رهایی ملت یهود بوده‌ام و اکنون تمایل به آزادی و رهایی ملت‌های آفریقایی دارم".

* کنفرانس باندوگ نقطه عطفی در تحول سیاست آفریقایی رژیم صهیونیستی

هنگام طرح ایده تقسیم فلسطین به دو منطقه در سازمان ملل متحد در نوامبر 1947 نیز تنها کشورهای آفریقایی عضو سازمان شامل "لیبریا" و "اتیوپی" به نوعی با طرح تقسیم موافقت کردند، به گونه‌ای که لیبریا از  همان ابتدا با این پروژ‌ه موافقت و اتیوپی از شرکت در رای گیری امتناع کرد. کنفرانس کشورهای عدم تعهد (1955) در شهر "باندوگ" را باید نقطه عطفی در تحول سیاست آفریقایی رژیم صهیونیستی به شمار آ‌ورد؛ زیرا نه تنها در این کنفرانس از اسرائیل دعوت نشد، بلکه سیاست تحریم اسرائیل و محکومیت اشغال اراضی فلسطینی به عنوان سیاست علنی کشورهای حاضر در این کنفرانس اعلام شد.

* حضور رژیم صهیونیستی در آفریقا در گذر زمان

آفریقا قدرت منحصر به فردی در زمینه آراء بین المللی به خصوص در سازمان ملل متحد دارد، به عبارت دیگر، قاره آفریقا می‌تواند توانایی بالایی در تغییر سیاست‌های بین المللی در قبال رژیم صهیونیستی داشته باشد.

علاوه بر این، آفریقا به ویژه منطقه شاخ آفریقا و شرق آفریقا موقعیت مناسبی برای شکستن حصار عربی اعمال شده علیه اسرائیل دارد، در این‌باره سخنان "دیوید بن گوریون" نخست‌وزیر سابق رژیم صهیونیستی در کنست در سال 1960 قابل تامل است: "کمک‌های ما به دولت‌های تازه تاسیس از روی خیرخواهی نیست، بلکه بیش از آن‌که آنها نیازمند کمک ما باشند ما نیازمند دوستی با آنان هستیم". 

* دهه 1960: گشایش 32 سفارخانه در آفریقا

توجه به این نکته ضروی است که در طی اولین موج استقلال‌ خواهی کشورهای آفریقایی، رژیم صهیونیستی در شمار اولین کشورهایی بود که کشورهای تازه استقلال‌ یافته آفریقایی را به رسمیت شناخت و مبادرت به برقراری روابط دیپلماتیک با آنان کرد، به عنوان مثال این رژیم در سال 1956 به تاسیس نمایندگی سیاسی در گینه‌کوناکری و طی سال‌های 1960-1961 در کشورهای کنگو، مالی، سیرالئون، ماداگاسکار و نیجریه مبادرت به تاسیس نمایندگی دیپلماتیک کرد. لذا تعداد سفارت‌خانه‌های اسرائیلی در قاره آفریقا تا پایان سال 1962 به 22 و تا سال 1972 به 32 سفارت افزایش پیدا کرد.

این در حالی است که برخی از کشورهای آفریقایی نیز در آن برهه خواستار گشودن سفارت خود در رژیم صهیونیستی بوده و حتی شهر "بیت المقدس" را پایتخت این رژیم اشغالگر عنوان کردند. ناگفته پیداست، این اقدام به منزله تایید و به رسمیت شناختن رژیم مجهول صهیونیستی قلمداد می‌شد و لذا با استقبال رژیم صهیونیستی مواجه شد.

* تیرگی روابط رژیم صهیونیستی و قاره آفریقا

طی دهه شصت و هفتاد قرن بیست روابط رژیم صهیونیستی و قاره آفریقا رو به تیرگی نهاد که دلیل این امر را باید در عوامل زیر ملاحظه کرد:   

- آغاز موج استقلال‌خواهی کشورهای آفریقایی طی دهه 1960و افزایش قدرت قاره آفریقا در تصمیم‌گیری‌های مجمع عمومی سازمان ملل از جمله پرونده اعراب و اسرائیل.

- تاسیس "سازمان وحدت آفریقا" در سال 1963 و ممانعت از عضویت رژیم صهیونیستی در این تجمع عربی - آفریقایی.

- عضویت مصر و دیگر دولت‌های عربی آفریقایی در اتحادیه عرب، سازمان وحدت آفریقا و تشکیل ائتلاف‌های عربی - آفریقایی توسط برخی نخبگان آفریقایی هم‌چون "قوام نکرومه" و "سکتوره".

* دهه1970: قطع ارتباط با اسرائیل

به دنبال جنگ اکتبر 1973 میان اعراب‌ -‌ اسرائیل، کشورهای آفریقایی به منظور حمایت از مصر روابط خود با اسرائیل را قطع کردند. گرچه برخی بر این باورند، علت اصلی اقدام دولت‌های آفریقایی تلاش برای جلب توجه کشورهای نفت‌خیز عرب بوده، با این حال، این اقدام حقایق جدیدی را برای تصمیم‌گیران اسرائیلی آشکار کرد که در نهایت به تغییر سیاست‌های آفریقایی رژیم صهیونیستی منجر شد. از سوی دیگر اسرائیل نیز تلاش کرد، به وسیله تقویت روابط خود با نظام آپارتاید آفریقای جنوبی (1974) و عدم پذیرش درخواست‌های آفریقایی مبنی بر کمک‌های فنی، به این اقدام کشورهای آفریقایی واکنش نشان دهد.

از نتایج این انزوای بین‌المللی و مواضع آفریقایی می‌توان به رای مجمع عمومی سازمان ملل متحد در سال 1975درباره تساوی مفهوم "صهیونیزم" و "نژاد پرستی" اشاره کرد.

در اواسط دهه هفتاد و طی نشست چندجانبه "اسحاق رابین" نخست‌وزیر اسرائیل با "سیدار سنگور"، رئیس جمهور سنگال و "فلیکس بوانیه"، رئیس جمهور ساحل عاج، به تدریج نشانه‌هایی از نفوذ تدریجی اسرائیل در قاره آفریقا نمایان شد. اما انعقاد توافقنامه صلح مصر‌ - ‌اسرائیل در سال 1979 در حقیقت به معنای خاتمه دوران قطع روابط کشورهای آفریقایی با اسرائیل بشمار می‌رفت.

* دلایل بهبود روابط رژیم صهیونیستی با قاره آفریقا

از جمله عوامل موثر در بهبود این روابط در این دوره را باید در موارد زیر ملاحظه کرد:

- نارضایتی دولت‌های آفریقایی از عدم پویایی جنبش "همکاری‌های عربی – ‌آفریقایی"، علاوه بر این، ملت‌های آفریقایی از گسترش منازعات اعراب‌‌ - ‌اسرائیل به خصوص پس از انعقاد توافقنامه "کمپ دیوید" به سازمان وحدت آفریقا در هراس بودند. به همین منظور تلاش برای تاسیس یک سازمان صرفا آفریقایی بدون حضور کشورهای عربی قاره آفریقا آغاز شد.

- آشفتگی اوضاع اقتصادی و اجتماعی قاره آفریقا از آغاز دهه هفتاد؛ این مسئله کشورهای آفریقایی را  بر آن داشت تا اقدام به صدور اعلامیه "مونرویا" در سال 1979 مبنی بر استقلال همه جانبه کشورهای آفریقایی و برپایی نظم نوین جهانی کنند. اندکی پس از صدور اعلامیه "مونرویا"، اعلامیه دیگری موسوم به "استراتژی مونرویا" توسط سازمان وحدت آفریقا و به دنبال آن کنفرانس "استراتژی توسعه اقتصادی آفریقا" (1980-2000) در آوریل 1980م در شهر "لاگوس" نیجریه برگزار شد که به موجب آن کشورهای آفریقایی برای تدوین برنامه‌ای منسجم در راستای توسعه اقتصادی کشورهای آفریقایی گرد هم جمع شدند.

اگر چه به نظر می‌رسد، انتخاب "دیوید قمحی" بعنوان رئیس "موساد" در آن برهه نقطه عطفی در رویکرد اسرائیل به آفریقا قلمداد شود، زیرا وی مقدمات سفر برخی از مقامات ارشد اسرائیلی مانند "اسحاق شامیر" و " آریل شارون" به پایتخت‌های آفریقایی را فراهم کرد و با انعقاد برخی توافقنامه‌های نظامی- امنیتی با کشورهای آفریقایی سعی در تحکیم نفوذ اسرائیل در این قاره پهناور کرد.    

* استراتژی آفریقایی رژیم صهیونیستی

قاره آفریقا هم‌چنین به لحاظ اقتصادی از یک سو به لحاظ منابع طبیعی و معدنی غنی و از سوی دیگر به دلیل استعداد این قاره جهت تبدیل شدن به بازار کالاهای اسرائیلی دارای اهمیت استراتژیک اقتصادی بوده و مورد توجه تصمیم‌گیرندگان اسرائیلی قرار دارد. بر این اساس، رژیم صهیونیستی  پیش از استقلال کشورهای آفریقایی اقدام به برقراری روابط سیاسی و اقتصادی با برخی نخبگان کشورهای آفریقایی همچون کشور غنا کرد. روابط اسرائیل و غنا طی کنفرانس‌‌های بین‌المللی "انجمن‌های کارگری آزاد" با نخبگان غنایی آغاز شد و چند ماه پیش از استقلال غنا، اولین کنسولگری خود را در شهر "آکرا" تاسیس کرد‌ (1956). پس از استقلال غنا نیز در سال 1957 نمایندگی کنسولی اسرائیل به سفارت ارتقا یافت و "ایهود آوریل" به عنوان اولین سفیر رژیم صهیونیبستی در آفریقا به این کشور اعزام شد.

با وجود توسعه روابط اقتصادی و نظامی اسرائیل و کشورهای آفریقایی، برقراری روابط سیاسی و دیپلماتیک میان دو طرف هم‌چنان به آهستگی در حال گسترش بود. بعنوان مثال، "موبوتو سس سکو"، رئیس جمهور اسبق کنگوی دموکراتیک اولین رئیس جمهور یک آفریقایی بود که خواهان از سر گیری روابط سیاسی با اسرائیل شد. شاید بتوان گفت، انگیزه وی از این اقدام را جذب کمک‌های نظامی اسرائیل و نزدیکی به آمریکا جهت حل برخی مشکلات داخلی هم‌چون جدایی اقلیم "شابا" در سال 1977و 1978 دانست.

* دهه1980: از سرگیری روابط با رژیم صهیونیستی

در اوت 1982"ساموئل دو"، رئیس جمهور لیبریا در اقدامی مشابه و با هدف جلب توجه آمریکا اقدام به از سرگیری روابط دیپلماتیک با رژیم صهیونیستی کرد. در اواسط دهه هشتاد کشورهای ساحل عاج و کامرون روابط خود با اسرائیل را از سرگرفتند و این در حالی بود که تا دهه 1990 دولت‌های دیگری هم‌چون اتیوپی، کنیا، گینه و جمهوری آفریقای مرکزی نیز به جرگه دولت‌های حامی اسرائیل شتافتند.

در این شرایط بروز برخی تغییرات اساسی در نوع نگرش تصمیم‌گیرندگان اسرائیلی کاملا مشهود بود، به‌ گونه‌ای که تلاش برای افتتاح نمایندگی سیاسی در تمام کشورهای قاره آفریقا جای خود را به توجه تصمیم‌گیرندگان اسرائیلی به نقاط استراتژیک در این قاره معطوف کرد.

* راه‌اندازی شبکه‌های غیر رسمی

علاوه براین، اسرائیل برای تحقق اهداف خود در قاره آفریقا برخی شبکه‌های غیررسمی در قاره آفریقا را راه‌اندازی کرد که توسط اتباع اسرائیل در نقاط مختلف قاره آفریقا به فعالیت خود ادامه می‌داد. از جمله آن می‌توان به نفوذ اتباع اسرائیلی درون هیئت‌های حاکمه و انجام برخی فعالیت‌های اقتصادی بنیادی در برخی کشورهای آفریقایی همچون کنیا، کنگو کینشازا، اتیوپی و کامرون اشاره کرد. همچنین افسران اطلاعات ارتش اسرائیل نقش مهمی در  منازعات داخلی کشورهای سیرالئون، لیبریا، آنگولا، نیجریه، روندا و کنگوی دموکراتیک بر عهده داشتند.

در نهایت الحاق رژیم صهیونیستی به جرگه کشورهای تحریم‌‌کننده نظام نژادپرست آفریقای جنوبی گام موثری در روابط میان اسرائیل و کشورهای آفریقایی دانست.

* دهه 1990: رویکرد جدید در قبال آفریقا

با آغاز دهه 1990روابط رژیم صهیونیستی با آفریقا وارد مرحله جدیدی شد که علت اصلی آن را می‌توان در موارد زیر جستجو کرد:

- انعقاد توافقنامه‌های "اسلو" و معاهده صلح اردن- اسرائیل که به معنای حذف کلیه موانع موجود بر سر راه تعامل اسرائیل و آفریقا بود.
- فروپاشی نظام نژادپرست آفریقای جنوبی و نقش اسرائیل در حمایت از حاکمیت اکثریت سیاه پوست در این کشور.
- فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و آمریکا بمنزله یگانه قدرت هژمونیک در دنیا؛ ناگفته پیداست که در شرایط جدید نزدیکی هر یک از کشورهای‌ آفریقایی به این ابرقدرت نوظهور تنها به واسطه رژیم صهیونیستی ممکن بود.

* افزایش بیش از پیش نفوذ رژیم صهیونیستی در آفریقا

به این ترتیب، ملاحظه می‌شود که در اواخر سال 1993 هفت کشور آفریقایی روابط دیپلماتیک خود با اسرائیل را از سر گرفته و یک سال بعد، ده کشور دیگر نیز به آنها پیوستند. با کمال ناباوری مشاهده می‌شود که تا اواخر دهه نود قرن بیست حدود40 کشور آفریقایی روابط خود با اسرائیل را از سر گرفته یا مبادرت به برقراری ارتباط می‌کنند، به‌گونه‌ای که این رقم حتی بیشتر از تعداد متحدان آفریقایی اسرائیل طی دهه شصت است.

قابل ذکر است که از میان آن دسته از دولت‌های آفریقایی که برای اولین بار اقدام به برقراری روابط با رژیم صهیونیستی کردند، کشورهایی همچون آنگولا، موزامبیک، گینه بیسائو، سائوتمه پرنسیپ، زمیبابوه، نامیبیا، اریتره و موریتانی قرار داشتند که در این میان تنها موریتانی روابط خود را در سال 2008 با رژیم صهیونیستی اسرائیل قطع کرده است.

اگرچه پروژه سیاست آفریقایی در وزارت خارجه رژیم صهیونیستی همزمان با تلاش برای برقراری ارتباط با کشورهای هند و چین در آسیا و هم‌چنین عادی سازی روابط با جهان عرب کلید خورد، اما از آن‌جا که اولویت اسرائیل در برقراری ارتباط با کشورهای آفریقایی بر محور مولفه‌های استراتژیکی و اقتصادی قرار گرفته بود، لذا نتوانست از موفقیت چندانی بهره‌مند شود.
بطور کلی اسرائیل در این مرحله تنها موفق به افتتاح 11 نمایندگی‌ دیپلماتیک در کشورهای اتیوپی، ارتیره، کنیا، آنگولا، کامرون، نیجریه، ساحل عاج، سنگال، مصر، آفریقای جنوبی و موریتانی شد.

گفتنی است که آفریقا در آن برهه از زمان  کاملا از نظرگاه سیاست خارجی اسرائیل و حتی تفکر استراتژیک اسرائیلی در حاشیه قرار داشت. این مسئله به نوبه خود موجب روی کار آمدن نسل جدیدی از سیاستمداران اسرائیلی شد که توجه چندانی به واقعیت و بحران‌های قاره آفریقا نداشتند و نتیجه این اهمال به وضوح در عدم توانایی رژیم صهیونیستی برای رویارویی با برخی مسائل مرتبط با آفریقا هم‌چون رشد تعداد کارگران آفریقایی در اسرائیل و تاثیرات مهاجرت یهودیان فلاشا (از اتیوپی) کاملا مشهود و نمایان بود.

اگرچه این بمعنای صرف نظر کردن اسرائیل از کلیه اهداف ثابت خود در قاره آفریقا نبود، بلکه می‌توانست دربردارنده هشداری در راستای ظهور تهدیدات امنیتی و استراتژیکی جدید پس از حوادث 11 سپتامبر 2001 در این قاره باشد. بر این اساس، بنظر می‌رسد که اسرائیل در این دوره سعی در محافظت بیشتر از مراکز نفوذ و تاثیر خود در آفریقا داشت.

روزنامه ایران نوشت: کانون‌های ناشناخته‌ای در لبنان با مغتنم شمردن حضور گردشگران ایرانی در این کشور، بین آنها تورات و انجیل به زبان فارسی توزیع می‌کنند.

از بیروت، برای گردشگرانی که به مدت یک روز از طریق سوریه یا چند روزه به صورت مستقیم از ایران وارد بیروت پایتخت لبنان می‌شوند، دیدن بخشی از مناطق مسیحی‌نشین این کشور تدارک دیده می‌شود که این امر نکته‌ای قابل تأمل است. سال گذشته ۲۰۰ هزار گردشگر ایرانی از لبنان دیدن کردند که رتبه دوم حضور گردشگران خارجی را به خود اختصاص دادند.

به گزارش مشرق به نقل از سما، دادگاه رژیم صهیونیستی اخیرا اجازه داده است بخش هایی از اعترافات مئیر داگان در قضیه ترور یک گردشگر انگلیسی توسط یک افسر صهیونیست منتشر شود.

یگان ریمون 40 سال قبل در دهه 70 توسط "آریل شارون" نخست وزیر اسبق رژیم صهیونیستی تشکیل شد. این یگان که توسط مئیر داگان هدایت می شد به یگان ترور معروف است که تا مدت ها فعالیت های آن محرمانه بود.

به موجب این اعترافات، مئیر داگان زمانی که وارد نوارغزه شده و یگان "ریمون" را رهبری می کرده300 فلسطینی تحت پیگرد ارتش رژیم صهیونیستی قرار داشتند که وی موفق شده از این تعداد 290 را ترور کند و تنها 10 نفر تحت تعقیب باقی بمانند.

داگان در بخش های دیگر اعترافات خود اعلام کرد که آمار فلسطینی هایی که به شهادت رسانده را ندارد و هر فلسطینی که ترور می شد یگان ریمون صدها فلسطینی دیگر را بازداشت می کرد.

مشرق: در یکی از رستوران‌های ایالت تگزاس آمریکا واقع در شهری به نام کتی، پوستری وجود دارد که در آن چیزی جز یک اقدام نژادپرستانه و توهین‌آمیز به ایرانیان دیده نمی‌شود.

در این تصویر چند مرد مسلح در اطراف یک ایرانی به دار آویخته‌شده قرار دارند که در زیر آن نوشته شده است: «بازی کابوی‌ها و ایرانیان». همچنین روی پیراهن یکی از این کابوی‌ها این نوشته وجود دارد: «ایرانیان حال به هم زنند.»


به رغم اعتراضات روز شنبه در مقابل این رستوران به این اقدام نژادپرستانه، با این حال مالک این رستوران، جان نانماکر، از برداشتن این عکس امتناع ورزید.

وی در این مورد به شبکه KHOU گفته است: «اینجا هنوز آمریکاست. اگر آنها از اینجا خوششان نمی‌آید، پس باید به ایران برگردند. من انتخاب کردم که این عکس را به دیوار آویزان کنم. شما هم مختارید به جایی بروید که می‌خواهید. اما من قصد ندارم این عکس را بردارم.»

مشرق نوشت:

گروه تأمین برنامه شبکه اول سیما برای مخاطبان مسلمان ایرانی در روز عید قربان که سالروز یادآوری بندگی و توحید خداوند یگانه است، فیلمی را انتخاب نمود که به معرفی خدایان مصر باستان، اسطوره های اُلمپ و تعالیم ضد توحیدی کابالا همچون درخت جاودانی و میوه حیات می پرداخت.

کاپتان اریک و دوستانش در جستجوی درخت حیات و جاودانگی راهی سرزمین های دور میشوند و پس از گذشتن از مصر و آشنایی با تعالیم ادیان مصر باستان و عبور از سرزمین بین دو آب ( بین النهرین) درخت حیات را می  یابند. درخت حیات یا Tree of Life اسطوره ای کفرآمیز در کابالاست که تمام حیات و هستی را برمبنای آن تفسیر می  کنند. هر فردی که بتواند به درخت حیات دسترسی پیدا کند و از تعالیم آن بهره  مند شود به مقام خدایان دست می  یابد و همانند آنها دانش و قدرت خواهد داشت.
با توجه به اقتباس این داستان از شجره ممنوعه که روایتی متقن و وحیانی است ولی در انجیل و تورات تحریف شده نقل شده است، پخش این فیلم ها ضمن القای تفکرات کفرآمیز و ضد توحیدی به مخاطبان مسلمان بویژه جوانان، سبب می شود میان اسطوره  های شرک آلود و باطل و داستانهای متقن قرآنی نیز در ذهن مخاطب یکسانی و مشابهت بوجود آید و به تدریج تعالیم دینی را نیز همچون اسطوره های مصر و یونان بپندارد.
معاونت سیما در حالی برای روز عید قربان مخاطبان مسلمان خود این فیلم شرک آلود را در نظر گرفته بود که این روز فرخنده فرصتی است تا حقایت ناب توحیدی و تعالیمی که در قرآن کریم به ابراهیم خلیل الله نسبت داده شده است بازگو شود؛ حقایقی که با هرگونه کفراندیشی اساطیری و تعالیم ضد توحیدی در ستیز است.
متأسفانه عملکرد مناسبتی معاونت سیما در روزهای گذشته مشکوک و تأمل برانگیز بوده است. گذشته از پخش فیلم شرک آلود سفر ابدی کاپتان اریک در مناسبت عید قربان، در سالروز حماسه استکبارستیزی 13 آبان شبکه سوم سیما دست به پخش فیلمی امریکا و مدافع سلطه جویی امریکا در دیگر کشورها به نام «کمپانی» زده بود.

به گزارش مشرق به نقل از پرس تی‌وی، بیش از 200 دانشجو با تجمع در دانشگاه کارلتون کانادا، نسبت به حمایت مدیریت این دانشگاه از برگزاری مراسم جمع آوری کمک مالی برای "صندوق ملی یهویان" ، خشم خود را ابراز داشتند.

معترضان کانادایی در این تظاهرات که گروه "دانشجویان مخالف آپارتاید اسرائیلی" آن را ترتیب داده بود، حمایت شدید رئیس دانشگاه کارلتون از صندوق ملی یهودیان را محکوم کردند.

بر پایه این گزارش، سازمان "صندوق ملی یهودیان" سازمانی بدنام است که در راستای اجرایی کردن اهداف صهیوینستی در فلسطین فعالیت دارد و همچنین بیش از یک قرن است که در پاک‎سازی قومی، سلب مالکیت و استعمار در سرزمین فلسطین دست دارد.

یکی از طرح‌های این سازمان ساخت "پارک کانادا" در کرانه اشغال شده باختری بود.

دانشجویان معترض که نسبت به عدم پاسخ‎گویی بخش مدیریتی دانشگاه کارلتون خشمگین بودند، به سمت دفتر رئیس این دانشگاه راهپیمایی کردند اما وی حاضر به گفت‌وگو با نمایندگان دانشجویان نشد.

مراسم جمع آوری کمک‌مالی برای صندوق ملی یهودیان قرار است روز سه شنبه (17 آبان، 8 نوامبر) در شهر اتاوا برگزار شود ولی مدیریت دانشگاه کارلتون تا کنون در مورد اجرا شدن این مراسم و یا احتمالا لغو آن، خبری نداده است.

به گزارش مشرق به نقل از مهر، گاردین نوشت: "رابرت مرداک" مالک شرکت رسانه ای "نیوز اینترنشنال" برای آنکه خود را از پیامدهای رسوایی شنود تلفن شهروندان انگلیسی خلاص کند تصمیم گرفته تا به هر نحو ممکن شاکیان را متقاعد به صرف نظر از پیگیری شکایتشان کند.

بر همین اساس رسانه تعطیل شده نیوز آو د ورلد کارآگاهانی را استخدام کرده بود که این افراد وظیفه شنود و هک صندوق های پستی وکلای افراد شاکی را دارند تا به این ترتیب و با گیر آوردن نکته ای، آنها را مجبور به صرف نظر از پیگیری شکایت ها کنند.

نیوز آو د ورلد از جمله رسانه های انگلیسی است که زیر نظر موسسه خبری "نیوز اینترنشنال" اداره می شود. نیوز اینترنشنال یک کمپانی بزرگ رسانه ای متعلق به مرداک است که نشریات سان، تایمز، ساندی تایمز، دیلی میل، دیلی میرور و نیوز آو د ورلد را در بر می گیرد. این کمپانی توسط رابرت مرداک سهامدار اصلی شرکت "نیوز کورپریشن" ( غول رسانه ای آمریکا ) اداره می شود.

به نوشته گاردین، دو تن از وکلایی که شکایت شهروندان انگلیسی از رسانه های مرداک را پیگیری می کردند "مارک لوئیس" و "شارلوت هریس" بودند که تحقیقات نشان می دهد کارآگاهان استخدام شده از سوی رسانه مرداک اقدام به تهیه فیلم از این افراد و اعضای خانواده و حتی دوستان و نزدیکان آنها کرده اند.

بر اساس اعلام پلیس، هدف از تهیه این فیلمها جمع آوری شواهد و مدارکی درباره اقدامات غیرقانونی و یا احتمالا غیر اخلاقی از زندگی خصوصی افراد بوده تا از آنها سوءاستفاده کنند.

در همین رابطه مدارکی نیز وجود دارد که نشان می دهد که "مارک لوئیس" به صورت مستقیم تهدید شده و از وی خواسته شده تا از موکلان خود بخوهد از پیگیری شکایت صرف نظر کنند.

این در حالی است که قرار است پنجشنبه هفته جاری "جیمز مرداک" پسر رابرت مرداک که زمانی مدیر اجرایی روزنامه تعطیل شده نیوزآو د ورلد بود، برای بار دوم به مجلس عوام انگیس برود و توضیحاتی را در این رابطه ارائه دهد.

مرداک و پسرش در مجلس عوام انگلیس

پس از حضور اول مرداک ها در مجلس عوام، مطالب زیادی درباره دروغ بودن اظهارات آنها منتشر شد و برخی از کارمندان سابق روزنامه از دورغ بودن اظهارت مرداک و پسرش سخن گفتند.

مرداک و پسرش در آن زمان اعلام کرده بودند که از هک و شنود تلفن شهروندان انگلیسی اطلاعی نداشته اند.

ماجرای هک تلفن های همراه وشنود مکالمات تلفنی شهروندان انگلیسی توسط رسانه های رابرت مرداک از تیرماه سال جاری تبدیل به جنجالی پردامنه در انگلیس شد بطوری که موجب تعطیل شدن هفته نامه ای ( نیوز آو دو ورلد) با سابقه بیش از 100 سال فعالیت شد.
در این شنود هیچ یک از شهروندان انگلیسی از مردم عادی گرفته تا ملکه این کشور در امان نبودند و همه به نوعی مورد سوءاستفاده رسانه های مرداک قرار گرفته بودند، اما گرچه هک کردن تلفن های همراه مقامات دربار و چند هنرپیشه و شخصیت هنری به نوبه خود خبر ساز و جنجال آفرین بود ولی شامل مسائل امنیتی کشور نمی شد. اما وقتی نخست، جان پرسکات، معاون نخست وزیر پیشین تونی بلر، و بعد گوردون براون، نخست وزیر سابق از "اسکاتلند یارد" خواستند تا درباره امکان شنود غیر قانونی تلفن های آنها تحقیق کند، مسئله ای که تا آن روز بیشتر جنبه فاش کردن روابط خصوصی یا پنهانی چند شخصیت مشهور برای فروش بیشتر یک نشریه جنجالی داشت ناگهان ابعاد جدی تری پیدا کرد.

به گزارش فارس ، نیروهای طالبان که تحصیل دختران را ممنوع اعلام کرده‌اند، شب گذشته در  ایالت "خیبرپختونخواه" پاکستان یک مدرسه دخترانه را با مواد منفجره تخریب کردند.

نیروهای طالبان با جاسازی مواد انفجاری در ساختمان‌ این مرکز آموزشی و درمانی در ناحیه " کاتلنگ دهیری" واقع در جاده کمربندی شهر مردان در شمال غرب پاکستان این ساختمان‌ را منهدم کردند.

بنا به اعلام مقامات محلی، ساختمان مدرسه در زمان وقوع انفجار خالی از  دانش‌آموزان بوده و تاکنون گزارشی از تلفات این حادثه منتشر نشده است.

با توجه به ممنوعیت تحصیل دختران در مدارس دره "سوات" در شمال غرب پاکستان، بیش از 40 هزار دختر در این منطقه محروم از کسب علم و دانش هستند.

طالبان در چندین سال گذشته صد‌ها مدرسه را در سراسر پاکستان تخریب کرده‌اند که تنها بیش از 200 مورد در دره سوات و در دوره رهبری "مولوی فضل‌الله" به عنوان رهبر گروه تحریک طالبان در این منطقه بوده است.

در میان تاریخنگاران مثلی مشهور است که می‌گوید:"تاریخ را همواره قوم فاتح می‌نویسند" و این مثل همان واقعیتی است که قرنهای متمادی خود را به رخ بشر کشیده است و همچنان تغییر نیافته است.شاید اگر در میان سرخپوستان بودند کسانی که ورود اروپائیان متمدن! به قاره آمریکا را ثبت کرده بودند و البته این تاریخ نگاری مورد حمله دستگاه های رسمی قرار نمی گرفت امروز برخی کشورها نمی توانستند خود را به عنوان نماد آزادی در جهان تبلیغ کنند.

"هوارد زین" نویسنده و استاد دانشگاه در زمینه تاریخ بود، "زین" بین سال های 88-1964 در دانشگاه بوستون تدریس می کرد و تالیفات او به بیست عنوان می رسد. مشهور ترین و پرفروش ترین تالیف او" تاریخ مردم ایالات متحده" است.

هوارد زین

آنچه در ادامه می آید بخش هایی از کتابی است که زین در باره تاریخ آمریکا به زبان ساده نگاشته است که در ایران با نام "رویای آمریکایی" مشهور است.

ویژگی تاریخ نگاری زین در این اثر نوع روایت جدیدی از تاریخ آمریکا است که شاید چندان با تاریخ نگاری رسمی رایج در این کشور و کشورهای تابع آن در جهان همخوانی نداشته باشد و چندان به مذاق صاحبان قدرت در آمریکا خوش نیاید.حقایقی که خواند آن این تفاوت ها را برای خواننده آشکار خواهد کرد.

عجیب تر اینکه روشنفکران ایرانی که همواره دستی در ترجمه دارند و هر اثری به زبان انگلیسی توجه آنها را جلب می کند به این آثار و مانند آن بی توجه هستند و در نشریات و کتابخانه هایشان نمی توان اثری از آنها پیدا کرد. البته نباید توقع داشت آثاری که چهره مدینه فاضله روشنفکران وارداتی ایرانی را مخدوش کند مورد توجه قرار گیرد،حتی اگر مملو از حقایق تاریخی نادیده انگاشته شده باشد.

هوارد زین در بیست و هفتم ژانویه 2010 میلادی پس از یک عمر تلاش آکادمیک و تحقیقات تاریخی در سن 87 سالگی درگذشت.مشرق ان شاء الله می کوشد تا بخشهایی از این کتاب روایت جدیدی از تاریخ کشوری را که خود را مهد آزادی های لیبرالی در جهان معرفی می کند ارائه دهد. قضاوت با مخاطبان است.

*****

مردان و زنان آراواک از دهکده‌های خود به سمت ساحل سرازیر شدند. آنها سرشار از حس شگفتی، به داخل آب شنا کردند تا حقایق بزرگ و عجیب را بهتر ببینند. وقتی کریستف کلمب و سربازانش به ساحل رسیدند، در حالی که همگی به شمشیر مسلح بودند، آراواک‌ها برای خوشامد‌گویی به سمت آنها می‌شتافتند. بعدها کلمب در سفرنامه‌اش درباره سرخپوستان نوشت:
آنها طوطی، الیاف پنبه، نیزه و بسیاری چیزهای دیگر برای ما آوردند و در عوض دانه‌های شیشه‌ای تسبیح و زنگوله گرفتند. با کمال میل حاضر بودند هرآنچه را که داشتند با ما معاوضه کنند... آنها اندامی تنومند، جثّه‌هایی قوی و چهره‌هایی جذّاب داشتند... آنها سلاح به دست نمی‌گیرند و آن را هم نمی‌شناسند؛ چون یک بار شمشیری نشان آنها دادم، آن را از لبه برنده‌اش گرفتند و از روی ناآشنایی خود را زخمی کردند؛ آهن هم نداشتند، نیزه‌هایشان از ساقه نی‌شکر درست شده... نوکران خوبی هستند... تنها پنج نفر کافی بود که آنها را مطیع خود کنیم تا هرچه را می‌خواستیم انجام دهند.

 

سرخپوستان آراواک در «جزایر باهاماس» می‌زیستند. آنها نیز همچون سرخپوستان قاره «آمریکا» به مهمان‌نوازی و سهیم کردن دیگران در اموال خود اعتقاد داشتند اما کلمب، اولین پیک تمدن اروپای غربی به آمریکا، تشنه پول بود. او به محض پاگذاردن در آن جزایر، شماری از آراواک‌ها را به زور ربود تا از آنها اطلاعات به دست آورد؛ اطلاعاتی که کلمب در پی‌اش بود این بود: طلا کجاست؟
کلمب پیش از آغاز سفر، با پادشاه و ملکه اسپانیا بر سر تأمین هزینه سفرش مذاکره کرد. «اسپانیا» نیز مانند سایر کشورهای اروپایی طلا می‌خواست. در هند شرقی (جایی که مردم اروپا آن را چنین می‌نامیدند و در هند و جنوب شرقی آسیا قرار گرفته بود) طلا وجود داشت. هند شرقی کالاهای ارزشمند دیگری مثل ابریشم و ادویه نیز داشت. اما سفر زمینی از اروپا به آسیا طولانی و خطرناک بود، به همین دلیل کشورهای اروپایی به دنبال راهی بودند تا از طریق دریا به هند شرقی برسند. دولت اسپانیا تصمیم گرفت بخت خود را با کلمب بیازماید. قرار بر این شد که کلمب در ازای آوردن طلا و ادویه، ده درصد از سود را دریافت کند. همچنین پیمان بستند که او را به حکمرانی هر سرزمین تازه کشف شده منصوب و در نهایت او را به لقب «در یاسالار اقیانوس» مفتخر کنند.
او با سه کشتی عازم سفر شد و امیدوار بود اولین انسان اروپایی باشد که با گذر از اقیانوس اطلس به آن سوی قاره آسیا پا می‌گذارد.
کلمب نیز همانند سایر تحصیل کردگان هم‌عصرش می‌دانست که زمین گرد است؛ وی اطمینان داشت که می‌تواند با کشتی‌رانی، از سمت غرب اروپا به مشرق زمین برسد اما دنیایی که در تصوّر کلمب تصویر شده بود کوچک بود. وی هرگز موفق نمی‌شد به آسیایی برسد که هزاران مایل از آنچه می‌پنداشت دورتر بود. ولی بخت با او یار بود؛ او با گذر از حدود یک چهارم مسیر، به سرزمینی ناشناخته، در حد فاصل اروپا و آسیا قدم گذارد.
کلمب و افرادش 33 روز بعد از ترک آب‌های شناخته شده اروپائیان، شاخه‌هایی شناور و دسته‌های پرندگان را در آسمان مشاهده کردند. اینها علائم وجود خشکی بودند. آنگاه در دوازدهم اکتبر سال 1492م. ملوانی به نام ردریگو تابش نور ماه بر سطح ماسه‌های سفید را دید و فریاد کشید. قررا بود اولین کسی که خشکی را ببیند پاداش بزرگی دریافت کند، اما ردریگو هیچ وقت موفق به دریافت جایزه نشد، کلمب ادعا کرد غروب روز گذشته نوری دیده است، جایزه به کلمب تعلق گرفت.

مأموریت غیرممکن آراواک‌ها

سرخپوستان آراواک که به استقبال کلمب شتافتند، در دهکده‌هایی زندگی می‌کردند و به کشاورزی مشغول بودند؛ آنها بر خلاف اروپائیان، اسب و حیوانات بارکش و نیز آهن نداشتند. آنچه داشتند زیورآلات کوچکی از جنس طلا بود که گوش‌هایشان را می‌آراست.
شاید همان زیورآلات کوچک تاریخ را رقم زد. کلمب به خاطر وجود آنها رابطه‌اش با سرخپوستان را آغاز و به گمان آنکه سرخپوستان او را به سرچشمه طلا می‌رسانند، اسیرشان کرد.
او با کشتی به چندین جزیره دیگر از «جزایر کارائیب» ازجمله «هیسپانیولا» (که امروزه میان دو کشور «جمهوری دومینیکن» و «هائیتی» تقسیم شده، رفت. پس از ‌آنکه یکی از کشتی‌ها به گل نشست، از چوب‌های آن برای ساختن قلعه‌ای در هائیتی استفاده کرد. سپس کلمب به همراه خبر کشف تازه‌اش، به اسپانیا برگشت. او 39 نفر از خدمه کشتی را در قلعه باقی گذاشت و به آنها فرمان داد هرچه می‌توانند طلا بیابند و ذخیره کنند.
گزارش کلمب به دربار پادشاه اسپانیا، نیمی حقیقی و نیمی جعلی بود. او ادعا کرد به آسیا رسیده است. کلمب مردم آراواک را هندی نامید او گفت جزایری که مشاهده کرده باید در سواحل چین بوده باشند و نوشت آن جزایر سرشار از غنائمند:
«هیسپانیولا» یک معجزه است. کوه‌ها و تپه‌ها، دشت‌ها و چراگاه‌ها حاصل‌خیز و زیبایند... لنگرگاه‌ها به طور غیرقابل باوری خوبند و در آنجا رودخانه‌های وسیع بسیاری وجود دارد که اغلبشان طلا دارند... ادویه‌های متنوع و معادن بزرگ طلا و سایر فلزات در آنجاست...
کلمب گفت اگر پادشاه و ملکه به او کمک بیشتری می‌کردند، دوباره به آنجا سفر می‌کرد و این بار «با هر مقدار طلا که احتیاج داشتند و هر تعداد برده‌ای که می‌خواستند» به «اسپانیا» بازمی‌گشت.
وعده‌های کلمب موجب شد برای دومین عزیمت خود به سرزمین تازه کشف شده، هفده کشتی و بیش از 1200 خدمه به دست آورد. هدف روشن بود؛ برده و طلا. آنها در «دریای کارائیب» از جزیره‌ای به جزیره دیگر می‌رفتند و بومیان را اسیر می‌کردند. وقتی خبر این هجوم در میان بومیان پخش شد، مهاجمان اسپانیایی با دهکده‌های خالی از سکنه بیشتری مواجه شدند. هنگامی که به «هائیتی» رسیدند، ملوانان باقی‌مانده از سفر قبل را مرده یافتند. آن ملوانان دسته‌جمعی در جزیره به پرسه زدن و جست‌وجوی طلا می‌پرداختند و زنان و کودکان را به عنوان برده اسیر می‌کردند. تا آنکه بومیان در جنگی آنها را کشتند.
جست‌وجوی کلمب به دنبال طلا در هائیتی ناموفق بود. زمان بازگشت فرا رسید و مجبور بود کشتی‌هایی را که روانه اسپانیا می‌شدند با چیزی پر کند. بنابراین در سال 1495م. به هجوم بزرگی دست زد و در نتیجه آن پانصد نفر را به بند کشیدند و به اسپانیا فرستاد. در طول سفر دویست نفر از بومیان مردند و باقی افراد که زنده به اسپانیا رسیدند برای فروش به مقامات محلی کلیسا سپرده شدند. کلمب که گفتارش سرشار از واژگان مذهبی بود بعدها نوشت:
بیایید به نام تثلیث مقدس به فرستادن همه بردگانی که قابل فروش هستند ادامه دهیم.
بردگان بی‌شماری در اسارت جان باختند. کلمب که ناامیدانه تلاش می‌کرد نشان دهد سفرهایش سودمندند، مجبور شد وعده‌هایش را با پر کردن کشتی‌ها با طلا جبران کند. در ناحیه‌ای از هائیتی که کلمب و افرادش تصور می‌کردند طلا زیاد باشد، دستور دادند هر فردی که بالای سیزده سال سن دارد برایشان طلا جمع کند. بومیانی که حاضر نمی‌شدند برای اسپانیایی‌ها طلا بیاورند، سر خود را از دست می‌دادند.
مأموریت غیرممکنی بر دوش بومیان نهاده شده بود. تنها طلای آن منطقه، تکه‌های خاک طلای رودخانه‌ها بود. آنها چاره‌ای جز فرار نیافتند. اسپانیایی‌ها با سگ به دنبالشان گشتند و آنها را کشتند؛ زندانیان را اعدام کردند و یا سوزاندند. آراواک‌ها که در برابر سلاح، شمشیر، زره و اسب سربازان اسپانیایی تاب مقاومت نداشتند به کمک سم به خودکشی دسته‌جمعی اقدام کردند. در آغاز جست‌وجو طلا توسط اسپانیایی‌ها 250 هزار سرخپوست در «هائیتی» زندگی می‌کرد. بعد از دو سال در اثر قتل یا خودکشی، نیمی از انها جان باختند.
وقتی به وضوح روشن شد طلایی باقی نمانده استع مردم بومی به بردگان املاک بزرگ اسپانیایی‌ها مبدل شدند. در این مرحله نیز به دلیل کار زیاد و سوءرفتار اربابان، هزاران نفر جان خود را از دست دادند. با رسیدن سال 1550م. تنها پانصد سرخپوست بومی در جزیره باقی ماند. یک قرن بعد، دیگر بشری از نژاد آراواک بر روی آن سرزمین نفس نمی‌کشید.

روایت ماجرای کلمب

اکنون از نوشته‌های "برتولومه دلاکاساس" متوجه می‌شویم که بعد از رسیدن کلمب به «جزایر کارائیب» چه اتفاقاتی افتاد. لاکاساس کشیش جوانی بود که به اسپانیایی‌ها کمک کرد کوبا را تصرف کنند. او مدتی مالک مزرعه‌ای بود که سرخپوستان برده روی آن کار می‌کردند اما بعد مزرعه‌اش را رها کرد و علیه ظلم اسپانیایی‌ها به افشاگری پرداخت.
لاکاساس از دفتر وقایع روزانه کلمب رونوشتی تهیه کرد و کتابی با عنوان «تاریخ هندیان» نوشت و در آن جامعه سرخپوستان و آداب و سنن آنان را شرح داد. همچنین از نحوه رفتار اسپانیایی‌ها با آنان اینطور نوشت:
نوزادان تازه متولد شده زود می‌مردند چون مادرانشان به دلیل کار سخت و جانفرسا و گرسنگی شدید برای تغذیه آنها شیری نداشتند. به همین خاطر طی دوران اقامت من در کوبا هفت هزار کودک ظرف سه ماه جان سپردند. حتی برخی مادران از شدت نومیدی بچه‌هیا خود را غرق کردند... به این صورت شوهران در معادن، زنان بر اثر کار شدید و بچه‌ها به خاطر کمبود شیر مردند... چشمان من شاهد چنان اعمال خلاف سرشت انسانی بود که هم‌اکنون که قلم در دست دارم تمام بدنم می‌لرزد...
این آغاز تاریخ اروپائیان در سرزمین آمریکا بود. تاریخ این دوره، تاریخ سلطه‌جویی، برده‌داری و مرگ به شمار می‌رفت. اما سالیان درازی است که کتاب‌های تاریخ دانش‌آموزان در آمریکا، داستان دیگری از این دوره روایت می‌کنند؛ داستان ماجراجویی‌های قهرمانانه و نه خونریزی. البته این نوع داستان‌گویی برای جوانان کم‌کم در حال تغییر است.
«داستان کلمب و سرخپوستان» نکته‌ای را درباره نحوه تاریخ‌نگاری نشان می‌دهد. یکی از معروف‌ترین مورخانی که درباره کلمب کتاب نوشت، ساموئل الیوت موریسون بود. او حتی در اقیانوس اطلس دریانوردی کرد تا از مسیر طی شده توسط کلمب شخصاً عبور کند. موریسون در سال 1954م. کتاب معروفی با عنوان «کریستف کلمب دریانورد» به چاپ رساند. او رفتار ظالمانه کلمب و اروپائیانی که بعد از او آمدند را موجب «قتل‌عام کاملب سرخپوستان می‌دانست. (قتل‌عام واژه خشنی است و از آن برای اشاره به جنایات بسیار بزرگ استفاده می‌کنند؛ یعنی کشتار عمومی یک گروه نرادی یا فرهنگی.)
موریسون درباره کلمب دروغ نگفت. او در کتابش کشتار دسته‌جمعی را از قلم نیانداخت اما به حقیقت قتل‌عامع سرسری اشاره کرد و سپس به موضوعات دیگری پرداخت. به نظر می‌رسد با دفن کردن حقیقت قتل‌عام در زیر خروارها اطلاعات دیگر، سعی داشت بگوید چنان عملی در این تصویر بزرگ چندان مهم نیست. موریسون با تبدیل واقعه قتل عام به جزء کوچکی از این داستان بلند، از تأثیر متفاوت آن بر نوع تفکر ما درباره کلمب کاست. وی در پایان کتاب، در جمع‌بندی دیدگاهش کلمب را مردی بزرگ دانست. موریسون نوشت مهم‌ترین خصیصه کلمب مهارت دریانوردی‌اش بود.

 

تاریخ‌نگار باید حقایق را گلچین و از میان آنها انتخاب کند، تصمیم بگیرد کدام حقایق را در اثر خود جای دهد، از کدام حقایق صرف‌نظر کند و کدام گروه را در مرکز توجه داستانش قرار دهد. افکار و آرای تاریخ‌نگار در نحوه تاریخ‌نگاری او مؤثر است. از سوی دیگر نوشتار یک تاریخ می‌تواند به افکار و آرای کسانی که آن را می‌خوانند شکل دهد. قضاوت درباره تاریخ از منظر کسانی همچون موریسون، تصویری از گذشته را ترسیم می‌کند که در آن، کلمب و سایر افراد شبیه او، دریانوردان و کاشفانی بزرگ نشان داده می‌شوند اما از قتل‌عام‌های آنان خبری نیستع گویی همه آنچه را که انجام دادند درست بوده است.
افرادی که تاریخ می‌نویسند و می‌خوانندع عادت کرده‌اند وقایع وحشتناکی چون سلطه و قتل را بهای آنچه پیشرفت قلمداد می‌شود بدانند که از پرداخت آن گریزی نیست و علتش این است که اغلب گمان می‌کنند تاریخ؛ داستان حکومت‌ها، سلطه‌گران و رهبران است. طبق این نوع نگرش، تاریخ چیزی است که بر سر کشورها و اقوام آمده است. بازیگران این نوع تاریخ پادشاهان، رؤسای جمهور و ژنرال‌ها هستند. پس کارگران کارخانه‌ها، کشاورزان، مردم رنگین پوست، زنان و کودکان چطور؟ آنها نیز تاریخ را می‌سازند.
داستان هر کشوری، منازعات بی‌رحمانه میان سلطه‌گران و تسخیرشدگان، اربابان و بردگان، گروه قدرتمند و گروه فاقد قدرت را دربر می‌گیرد. همیشه نوشتن تاریخ با موضع‌گیری همراه است. به عنوان مثال من می‌خواهم داستان کشف آمریکا را از منظر قوم آراواک روایت کنم، داستان قانون اساسی ایالات متحده را از منظر بردگان بیان نمایم و ماجریا جنگ داخلی را از دید ایرلندی‌های شهر نیویورک بنویسم.
معتقدم تاریخ به ما کمک می‌کند که احتمالات تازه‌ای برای آینده تصور کنیم. یک راه آن است که به ما فرصت می‌دهد اجزای پنهان گذشته را ببینیم؛ زمان‌هایی را که مردم نشان دادند می‌توانستند در برابر زورمداران بایستند و با هم متحد شوند. شاید آینده ما در لحظه‌های همراه با محبت و شجاعت گذشته کشف شود، نه در قرن‌ها جنگ و نزاع. نگرش من به تاریخ ایالات متحده که با رویارویی کلمب و آراواک‌ها آغاز شد اینگونه است.
ادامه دارد...

منبع: رویای آمریکایی (روایتی دیگر از تاریخ مردم آمریکا) ترجمه فاطمه شفیعی سروستانی، انتشارات هلال

به گزارش مشرق به نقل از فارس، "تان گوین"، نویسنده و کاندیدای سابق مجلس نمایندگان آمریکا در مقاله‌ای ضمن تشریح ابعاد اقدامات تروریستی آمریکا در نیکاراگوئه و سودان، اظهار کرد مبارزه آمریکا با تروریسم راه نادرستی پیش گرفته است و اگر آمریکا قرار است گامی در جهت ریشه‌کن کردن تروریسم بردارد، بهتر است توجهش را معطوف مبارزه با خودش، به عنوان کشوری پیشگام در تروریسم بین المللی کند. در زیر شرح مقاله "تان گوین" را می‌خوانیم:

* مبارزه‌ای درست، در مسیری نادرست

همزمان با ادامه ی آن چه آمریکا "جنگ" خود "علیه تروریسم" می نامد نمی توانیم از خود نپرسیم آیا چنین مبارزه‌ای به مسیر نادرستی گام نگذاشته است؟  هرچه باشد اگر آمریکا حقیقتاً قصد دارد تروریسم را نابود کند شاید بهتر باشد توجه اش را به درون مرزهای خود و مخصوصاً در محدوده ی حکومت خود معطوف کند.

* آمریکا در 1986 به اتهام تروریسم بین‌المللی در نیکاراگوئه محکوم شد

در سال 1986 آمریکا به خاطر "استفاده ی غیر قانونی از خشونت" (تروریسم بین المللی) در اقداماتی که در نیکاراگوئه انجام داد از سوی دیوان بین‌المللی دادگستری یا دادگاه جهانی سازمان ملل متحد محکوم شناخته شد. آمریکا بلافاصله پس از این جریان رأی شورای امنیت را که از تمام دولت ها خواسته بود به حقوق بین الملل وفادار باشند وتو کرد.

* خشونت "بن‌لادن" و آمریکا؛ تفاوت در چیست؟

اقدامات آمریکا در نیکاراگوئه دقیقاً چه قدر فاجعه آمیز بود؟ طبق گفته ی دانشمند سیاسی، "نوآم چامسکی"در دهه 1980 نیکاراگوئه مورد تجاوز وحشیانه آمریکا قرار گرفت، ده  ها هزار نفر کشته شدند. این کشور اساساً تخریب شد و ممکن است هیچ وقت بازسازی نشود. حمله ی تروریستی جهانی همراه با یک جنگ اقتصادی ویرانگر بود که تحملش برای این کشور کوچک که از سوی یک ابرقدرت کینه توز و بی رحم منزوی شده بود به سختی ممکن بود." در مورد نیکاراگوئه این گونه بود که آمریکا برای رسیدن به هدفش یعنی سرنگونی جنبش مردمی "ساندینیستا" که ائتلافی از مارکسیست ها، کشیشان چپ گرا و ملی گرایان بود از خشونت استفاده کرد. آیا استفاده ی آمریکا از خشونت در این جریان با استفاده ی بن لادن از خشونت تفاوتی هم داشت؟

* تعریف آمریکا از تروریسم بین‌المللی کاردی است که دسته خودش را می‌برد

آمریکا که تلاش می کرد خط مشی دولت نیکاراگوئه را با تهدید و ارعاب تحت تأثیر قرار دهد به خشونت متوسل شد. مجموعه قوانین آمریکا تعاریف مختلفی برای تروریسم دارد. یکی از این تعاریف تروریسم این است: "هر فعالیتی که به نظر برسد قصد ارعاب یا تهدید جمعیتی غیر نظامی را دارد؛ تحت تأثیر قرار دادن سیاست یک دولت از طریق ارعاب یا تهدید" بنابراین طبق تعریف خود آمریکا از تروریسم، این کشور محکوم به انجام این اقدام فاجعه آمیز شده است.

* بمب گذاری کارخانه ی "الشفا" نمونه دیگری از تروریسم آمریکا

برخی استدلال خواهند کرد که 1986 الان گذشته دور محسوب می شود. دولت آمریکا اشتباهات آشکارش را فهمیده و قطعاً از آن زمان به بعد آن ها را تکرار نکرده است. ای کاش این گونه بود. فقط لازم است به بمب گذاری 1988 حکومت کلینتون در کارخانه الشفای سودان نگاهی بیندازیم تا تروریسم آمریکا را ببینیم. بمب گذاری در سودان که در پاسخ به بمب گذاری در سفارت آمریکا در آفریقا صورت گرفت، مرگ انسان‌های زیادی را به همراه داشت. برای اندازه گیری تلفات جانی این بمب گذاری باید علاوه بر تلفات مستقیم ناشی از این بمب‌گذاری، مرگ و میرهای غیر مستقیمی که حاصل نابودی کارخانه ی الشفا بودند را نیز به حساب آوریم.  

* افزایش مرگ و میر بیماران در نتیجه کمبود دارویی

"جاناتان بلک" عضو "بوستون گلوب"، مدیر برنامه محلی "بنیاد خاور نزدیک" که یک مؤسسه عمرانی معتبر است و به کشورهای فقیر خاورمیانه و آفریقا کمک‌های فنی ارائه می دهد در تحقیقات خود متوجه شد که یک سال بعد از این حمله "به خاطر نایاب شدن داروهای مرگ و زندگی که این کارخانه دارویی تولید می‌کرد این بمب گذاری همچنان قربانیان خاموش می گیرد. ... در نتیجه این بمب گذاری، ده ها هزار نفر، که بسیاری از آن ها کودک بودند، به مالاریا، سل و بیماری های قابل علاج دیگر مبتلا شده و جان خود را از دست دادند. .. [الشفا] کارخانه ای بود که داروهای قابل تهیه و خریداری برای انسان ها و نیز کلیه ی داروهای دامپزشکی محلی سودان را تأمین می کرد. الشفا 90 درصد از محصولات دارویی عمده ی سودان را تولید می کرد ... تحریم ها علیه سودان، واردات مقادیر کافی دارو را که برای پر کردن شکاف ایجاد شده در نتیجه ی تخریب کارخانه لازم است را غیر ممکن می کند."

* اتمام موجودی داروی مالاریا و کلروکین در سودان، جان بسیاری را در این کشور گرفت

سفیر اعزامی آلمان به سودان می نویسد: "برآورد این که چند نفر در این کشور آفریقایی فقیر در نتیجه تخریب کارخانه الشفا جان خود را از دست دادند ساده نیست، اما چندین ده هزار نفر، حدس معقولی به نظر می رسد." (نشریه بین المللی هاروارد، تابستان 2001). هر چه باشد الشفا "50 درصد از داروهای سودان را تأمین می کرد و تخریب آن باعث شده موجودی داروی "کلروکین" این کشور که داروی مرسوم و شناخته شده ی درمان مالاریاست به صفر برسد" (پاتریک وینتور، 20 دسامبر 1998)

* الشفا تنها کارخانه تولید داروهای دامی در کشور سودان بود

علاوه بر این الشفا "تنها تولید کننده ی داروهای سل برای بیش از 100،000 بیمار به نرخ ماهیانه 1 پوند انگلیس بود. انواع گران تر وارداتی این دارو به هیچ عنوان جایگزین مناسبی برای بیشتر این بیماران یا شوهران، زنان و بچه های آنها نیست که از زمان بمب گذاری به سل مبتلا شده و می شوند. الشفا همچنین تنها کارخانه ای بود که در این کشور وسیع عمدتاً چوپانی و روستایی داروهای دامپزشکی تولید می کرد. تخصص آن ساختن داروهایی بود که انگل های منتقل شونده از گله به گله بان را که یکی از علل اصلی مرگ و میر اطفال در سودان است می کشت" (جیمز آستیل، گاردین، 2 اکتبر 2001)

* 2.4 میلیون نفر در سودان در خطر مرگ ناشی از گرسنگی قرار دارند

بمب گذاری در الشفا همچنین موجب خروج دسته جمعی سازمان های بین المللی از سودان شد. "نگهبان حقوق بشر" مشاهده کرد که در نتیجه ی بمب گذاری "کلیه ی آژانس های سازمان ملل و نیز بسیاری از سازمان های امداد دیگر در خارطوم کارکنان آمریکاییشان را تخلیه و خارج کردند". به همین علت "بسیاری از این تلاش های امدادی برای مدت نامحدودی به تعویق افتاده از جمله یکی از حیاتی ترین آن ها که توسط کمیته ی بین الملل مستقر در آمریکا اداره می شد که به تدریج از بین می رود". علاوه بر این "برآوردهای سازمان ملل که 2.4 میلیون نفر در خطر مرگ ناشی از گرسنگی قرار دارند" و "قطع کمک ها" به "جمعیت متأثر" ممکن است باعث وقوع "بحران وحشتناکی" شود.

* افزایش محدودیت بن لادن در سودان بعد از بمب گذاری

بنابراین تعجب آور نیست که محبوبیت "اسامه بن لادن" بعد از بمب گذاری در الشفا افزایش یافت. این حادثه ی وحشتناک و نیز خط مشی آمریکا در عراق در ده سال گذشته جمعیت غیر نظامی عراق را نابود کرده و باعث افزایش قدرت "صدام حسین" شد. آمریکا زمانی که صدام حسین در سال  1988 کردها را با گاز خفه کرد آشکارا به حمایت وی پرداخت که باعث شد بن لادن راهی برای دفاع از تنفر غیر معقولش از آمریکا بیابد؛ شاید تنها راه برای تلافی کردن تروریسم آمریکا تروریسم خود باشد.

* مبارزه با تروریسم: انگشتی که باید به سمت خود آمریکا نشانه رود

در صورتی که آمریکا قصد دارد به جنگ خود علیه تروریسم ادامه دهد شاید باید هدف این جنگ را خود قرار دهد. تنها با نابود کردن وضعیت فعلی خود به عنوان اصلی ترین دولت تروریست دنیا است که آمریکا می تواند تروریسم را ریشه کن کند.

سلاح‌های به کار رفته از سوی نیروهای سرکوبگر بحرینی، از جمله فشنگ‌ها و کپسول‌های اشک‌آور، تماماً آمریکایی هستند.

به گزارش خبرگزاری فارس از بحرین، با افزایش قیام مردمی در بحرین، حکومت آل خلیفه با شدت بیشتری آنها را سرکوب می‌کند.
علاوه بر این، سلاح‌های به کار رفته از سوی نیروهای سرکوبگر بحرینی، از جمله فشنگ‌ها و کپسول‌های اشک‌آور، تماماً آمریکایی هستند.
جوانان انقلابی بحرین پوکه‌های اشک‌آورها را جمع‌آوری و داخل آنها را با مواد انفجاری پر کرده و این کپسول‌ها را دوباره به سمت سرکوبگران پرتاب می‌کنند که همین موضوع باعث ترس زیاد نیروهای سرکوبگر می‌شود.

مشرق: به تازگی فیلم عجیبی در Youtube پخش شده است که به معرفی بازی ای با عنوان بازی برده داری (Slavery : The Game) می پردازد.
از عنوان و تریلر بازی مشخص است که بازی در مورد قرن هفدهم میلادی، دوران سلطه ی اروپا بر جهان و اوج استعمارگری و برده داری آنان است. در این تریلر 48 ثانیه ای جملات عجیبی چون " برده ای بخرید و آنان را تربیت کنید و استثمارشان کنید" به چشم می خورد و وسایلی چون شلاق، چماق و اسلحه برای تنبیه برده ها به نمایش در می آید!
به هر حال، بر اساس آمارها، پس از قاچاق اسلحه و مواد مخدر، قاچاق انسان سومین تجارت پرسود جهان محسوب می شود که البته مقصد آنها به سوی کشورهای مدعی حقوق بشر آمریکا و اروپا جهت بردگی جنسی و یا بیگاری است. لذا شاید لازم باشد که برده داران مدرن غربی با چنین بازی هایی آداب برده داری را بیشتر بیاموزند!
حالا کورت والدهایم(دبیر کل سابق سازمان ملل در دهه هفتاد میلادی) که قرن بیستم را پایان دوره برده داری اعلام کرد؛ بیاید و ببیند که فرزندانش چگونه برده داری نوینی اختراع کرده اند که نه تنها سیاهان که کودکان و زنان سفید پوست را به بردگی جنسی و جسمی کشیده اند.
در انتهای تریلر نیز لوگوهای PS3 و X360 و PC را مشاهده می کنیم.بعید به نظر می رسید که مایکروسافت و سونی اجازه بدهند که این عنوان بر روی پلتفرم هایشان عرضه شود و بسیاری این توجیه را دارند که این تریلر فقط یک ترول اینترنتی است. در ابتدای تریلر، لوگوی رده سنی AO ( فقط بزرگسالان ) به نمایش در می آید اما منابع اعلام کرده اند که در چندین ماه گذشته بازی ای با این رده ی سنی در ESRB به ثبت نرسیده است.
منابع معتبر طبق تحقیقاتی که در مورد این تریلر به عمل آورده اند اظهار داشته اند که احتمال دارد که چنین بازی ای وجود نداشته باشد،امّا ایجاد شدن سایت بازی و قرار دادن این دمو احتمال عرضه‌ی بازی را بسیار زیاد می‌کند. چیزی که مشخص است این است که این تریلر در آینده با توجه به مضامین مطرح شده در آن بسیار بحث برانگیز خواهد بود.

برده داری در اروپا و آمریکای امروز
در گزارش سازمان ملل که سال گذشته منتشر شد، به دو دلیل اصلی برای قاچاق انسان( که نام دیگر برده داری و برده فروشی است) به این قاره چنین اشاره شده است: تن‌فروشی و کار اجباری. به عبارتی دیگر برده‌داری، که درست مانند سده‌های پیشین با آوردن شهروندانی عمدتا از کشورهای فقیر یا در حال توسعه و خرید و فروش آنها در اروپا و آمریکا همراه است. فرایندی که به گفته سازمان ملل سالیانه ۲.۵ میلیارد یورو سود، نصیب «تاجران انسان» می‌کند و هر سال هم در حال افزایش است.
سالیانه ۵۰ درصد به قربانیان قاچاق انسان در اروپا افزوده می‌شود و با در نظر گرفتن سود سرشار و افزایش هر ساله‌اش، به پر منفعت‌ترین عمل تبه‌کارانه در اروپا تبدیل شده است.
در اروپا بیش از ۱۴۰ هزار نفر از کودکان و زنان برای تن‌فروشی و مردان برای کار اجباری، گاه، در اردوگاه‌های مخفی کار استفاده می‌شوند. که البته آمارهای غیر رسمی که واقعی تر به نظر می رسند، این تعداد را ٤میلیون نفر نیز ذکر کرده اند.
عمده این افراد در مکان‌های بسته -مثلا در سالن‌های ماساژ- به کار گمارده می‌شوند و کم‌تر در خیابان‌های اثری از آنها دیده می‌شود.

رئیس اسبق موساد گفت که خطر یهودیان افراطی برای اسرائیل بیشتر از ایران است.

به گزارش عصر ایران به نقل از شبکه الجزیره،"افرایم هلفی" رئیس اسبق سازمان جاسوسی خارجی اسرائیل (موساد) گفت: خطری که موجودیت اسرائیل را تهدید می کند افزایش یهودیان افراطی (یهودیان افراطی در التزام به مبانی دینی) است و نه برنامه هسته ای ایران.

هلفی که در مرکز عالی آموزشی نظامی اسرائیل سخن می گفت افزود: خطر واقعی علیه موجودیت اسرائیل از داخل است ، از طرف یهودیان افراطی (حریدی ها) و افزایش شمار.

حریدی در زبان عبری به معنی افراد کاملا ملتزم و متدین به آداب دین یهودی است که معمولا لباس مخصوص این دین را بر تن می کنند و از دیگر افراد متمایز می شود.

رئیس اسبق موساد افزود: افزایش تعداد یهودیان افراطی بیشتر از محمود احمدی نژاد رئیس جمهور ایران برای موجودیت اسراییل خطرناک است. 

وی اضافه کرد: باید از ایران هسته ای نگران بود ولی از ایران هسته ای تا خطر علیه موجودیت اسرائیل، فاصله بسیاری وجود دارد.

به طور معمول در اسرائیل، حریدی ها به خدمت سربازی نمی روند. دولت اسرائیل هم با وجود بحث و جدل های داخلی با این موضوع موافقت کرده ولی به عنوان راه حل وسط، گردان ویژه ایی را برای این گونه افراد ایجاد کرده است تا نیازهای ویژه این افراد هم نادیده گرفته نشود.

از مهمترین افراد پیرو این افراد می توان به "ییگال عمیر" قاتل اسحاق رابین نخست وزیر اسبق اسرائیل اشاره کرد.

پادشاه بحرین روز گذشته از حسنی مبارک، رئیس جمهور مخلوع مصر در بیمارستان المرکز العالمی قاهره عیادت کرد.

به گزارش فارس به نقل از پایگاه خبری الفجر، پایگاه‌های خبری بحرین فاش کردند که روز گذشته شیخ حمد بن عیسی آل‌خلیفه به عیادت حسنی مبارک،‌ دیکتاتور مخلوع مصر در بیمارستان مرکز العالمی در قاهره رفته است.
گفته می‌شود، شیخ حمد از المشیر طنطاوی رئیس شورای عالی نظامی مصر خواسته به دور از جنجال رسانه‌های اجازه دهد وی از مبارک در بیمارستان عیادت کند که این دیدار با حضور سوزان مبارک، همسر رئیس جمهور مخلوع مصر انجام شد.
پادشاه بحرین در این دیدار دو ساعته از رئیس شورای عالی نظامی مصر خواسته با توجه به شرایط نامساعد جسمی مبارک، دولت مصر محاکمه وی را متوقف کند.
این درحالی است که چند روز پیش حسنی مبارک تلفنی تولد محمد حسین المشیر طنطاوی را به وی تبریک گفته و این موضوع جار و جنجال بسیاری در رسانه‌های مصر به راه انداخته است.
رسانه‌های مصری تاکید می‌کنند که رئیس شورای عالی نظامی مصر با مبارک در تماس بوده و به هیچ وجه اجازه نخواهد داد، عدالت در حق وی اجرا شود.

به گزارش فارس به نقل از روزنامه انگلیسی گاردین، آخرین خبرها از اعتراضات عمومی مردم شهر اوکلند در حمایت از جنبش ضدسرمایه‌داری وال‌استریت حاکی است که نیمه شب گذشته نیروهای پلیس این شهر با معترضین درگیر شده‌اند.

بنابراین گزارش، در حالی که تظاهرکنندگان شعار می‌دادند "اعتراض مسالمت‌آمیز"، پلیس با گاز اشک‌آور به سوی مردم معترض اوکلند حمله‌ور شد.

"آدام گابات"، خبرنگار گاردین که خود در صحنه درگیری حضور داشته می‌گوید که صحنه درگیری بسیار وحشتناک بوده است و افرادی که فاقد ماسک هستند در این درگیری دچار مشکلات جدی شده‌اند.

بنابر گزارش گابات، شهروندان اوکلندی با برافروختن آتش در برابر نیروهای پلیس سدی ایجاد کرده و به مقابله با آنان پرداختند. پلیس مدام به تظاهرکنندگان هشدار می دهد که یا محل اعتراضات را ترک کنند و یا ممکن است دستگیر شوند.

وی همچنین ساعت 8:20 بامداد امروز به وقت لندن گزارش می‌دهد: معترضین ساختمانی را در نزدیکی محل اجتماع خود در "فرانک ایچ اوگاوا" به اشغال خود درآورده و راه اصلی منتهی به آن را با مانع به روی نیروهای پلیس بسته‌اند. حدود 200 مامور پلیس که در محل حاضر شده بودند به معترضین هشدار دادند تا قبل از مواجه شدن با شلیک گاز اشک‌آور محل را ترک کنند.

بنابراین گزارش، در حالی که عده‌ای از تظاهرکنندگان حاضر به ترک محل نشده بودند، پلیس این بار با گازهای اشک‌آور قوی‌تری به سوی معترضین حمله‌ور شد تا آنجا که خبرنگار گاردین حدود نیم ساعت از استنشاق آنها دچار ناراحتی می‌شود.

همچنین زنی به نام "لارن فریتاس" در گفتگو با گابات تصریح کرده که از ناحیه پا هدف گلوله‌های پلاستیکی پلیس قرار گرفته است. همچنین مرد دیگری که هدف گلوله‌های پلاستیکی پلیس قرار گرفته در حال داد و فریاد است و دیگر معترضین در تلاش‌اند تا به وی کمک کنند. این مرد بنابر گزارش گابات، فردی بی‌خانمان بوده است.

گابات ساعت 9:55 بامداد به وقت لندن گزارش داده است که پس از سه دور استفاده پلیس از گاز اشک‌آور شرایط تا حدودی آرام‌تر شده است. وی همچنین ساعت 10:22 بامداد گزارش داده که نیروهای پلیس یکی از معترضین را در حالی که دست‌هایش را از پشت بسته بودند و صورتش پر از خون بود دستگیر کرده‌اند. از دیروز تاکنون 60 معترض ضد سرمایه‌داری در اوکلند دستگیر شده‌اند.

بنابراین گزارش، پس از آرام‌تر شدن اوضاع، عده‌ای از معترضین علی‌رغم خشونت به کار گرفته شده از سوی پلیس تلاش کردند تا خسارات وارد شده به بخشی از تسهیلات شهری را تعمیر کنند.

مردم اوکلند روز گذشته توانستند بندر این شهر را که سالانه 39 میلیارد دلار گردش کالا دارد، به حالت تعلیق درآورند.

در بین شهرهای به خشونت کشیده شده آمریکا در ریان قیام ضد سرمایه‌داری، اوکلند تقریبا بترین وضعیت را دارد.

العالم نوشت: سایت خبری "نهرین نت" در گزارشی فاش کرد که عربستان سعودی به همراه چند کشور عربی برای تقسیم عراق برنامه ریزی کرده اند.

نهرین نت در گزارش خود نوشت: به دنبال روند گسترده دستگیری بیش از ۶۰۰ نفر از افراد متهم به دست داشتن در پیگیری طرحی برای خدشه دار کردن روند سیاسی عراق و کنترل قدرت در این کشور با حمایت عربستان، قطر و امارات، خودمختاری استان صلاح الدین به عنوان بخشی از این طرح مورد مخالفت شدید قرار گرفته است.

به نوشته این پایگاه عربی ، تصمیم شورای استان صلاح الدین برای تبدیل این استان به یک منطقه خودمختار با نارضایتی و اعتراض عشایر، نمایندگان، سیاستمداران و شخصیت های این استان مواجه شده است.

نهرین نت افزود : در شرایطی که مقام ها و مردم عراق با طرح موضوع خودمختاری صلاح الدین مخالفت کرده اند ، روزنامه نیمه دولتی "الریاض" که نقطه نظرات دولت عربستان را منعکس می کند، روز دوشنبه تصمیم شورای این استان را مبارک دانسته و آن را نتیجه طبیعی احساس شهروندان آن استان مبنی بر در حاشیه ماندن اعلام کرد.

پایگاه اینترنتی نهرین نت ادامه داد : ناظران بر این باورند تصمیم شورای استان صلاح الدین برای تبدیل این استان به یک منطقه خودمختار، در هماهنگی با طرح های عربستان برای ایجاد فتنه مذهبی و تحریک جدال میان اهل سنت و شیعیان در عراق انجام می شود چرا که فتاوای تکفیری و عملیات نسل کشی علیه شهروندان شیعه و منفجر کردن حسینیه ها و بارگاههای مقدس نتوانست به ایجاد این فتنه بینجامد.

نزدیکان اعضای شورای استان صلاح الدین در این باره به شبکه نهرین نت گفتند: "حارث الضاری" رئیس تشکل موسوم به "هیأت علمای مسلمان عراق" که مقر آن در اردن و قاهره است، از تصمیم شورای استان صلاح الدین به علت اعلام خودمختاری این استان فقط در زمینه مالی و اداری و عدم اعلام خودمختاری کامل آن مانند منطقه خودمختار کردستان انتقاد کرده است.

به نوشته نهرین نت، این اقدام شورای استان صلاح الدین باعث شده است تا برخی از ناظران اعضای این شورا را به تلاش برای فرار از فساد اداری و مالی در این استان و حمایت از افراد متهم کنند.

نهرین نت به اعتراضات گسترده مردمی علیه تصمیم شورای استان صلاح الدین پرداخت و افزود : از جمله اعتراضات گسترده مردم این استان با تصمیم شورای استان می توان به اعتراض فرماندار و شیوخ قبایل شهر دجیل در این زمینه و تهدید آنها به جدایی از استان صلاح الدین در صورت اصرار این شورا بر تشکیل و اعلام یک منطقه خودمختار اشاره کرد.

"محمد محمود المجید" رئیس شورای اداری شهرستان "الدجیل" در یک کنفرانس مطبوعاتی اظهار داشت: در صورتی که شورای استان صلاح الدین به اقدامات خود در زمینه اعلام خودمختاری این منطقه ادامه دهد؛ شهرستان الدجیل از این استان جدا خواهد شد.

وی افزود: این شهرستان ارتباط خود را به طور نهایی با شورای استان قطع خواهد کرد و به رایزنی با استان بغداد برای پیوستن به آن به عنوان نزدیک ترین استان خواهد پرداخت.

نهرین نت در ادامه آورده است : در این کنفرانس که از سوی شورای اداری شهرستان الدجیل با همکاری شیوخ و شخصیت های منطقه تشکیل شده بود، بیش از ۲۰۰ نفر از شیوخ عشایر و شخصیت های فرهنگی، سیاسی و رسانه ای حضور داشتند.

شورای استان صلاح الدین روز ۲۷ ماه اکتبر گذشته با دو سوم آرا به اعلام خودمختاری اداری و اقتصادی این استان رأی داده بود.

"علی الصجری" از رهبران ائتلاف وحدت عراق تأکید کرد: نمایندگان استان صلاح الدین در پارلمان عراق اعتراض خود را به اعلام خودمختاری این استان اعلام خواهند کرد و به زودی نشستی میان شورای استان و نمایندگان مردم استان در پارلمان برای صرف نظر کردن از تصمیم اعلام خودمختاری برگزار خواهد شد.

درهمین حال "نوری المالکی" نخست وزیر عراق در دیدار با شیوخ استان صلاح الدین مخالفت خود با خودمختاری این استان ابراز داشته و اعلام کرده بود که کابینه با درخواست شورای استان صلاح الدین در این باره موافقت نخواهد کرد.

شبکه ماهواره ای "الانوار" به نقل از یک منبع امنیتی اعلام کرده بود: اعلام صلاح الدین به عنوان یک منطقه خودمختار گامی در راستای تبدیل این استان به پناهگاهی برای تروریست ها و افرادی است که براساس ماده ۴ مبارزه با تروریسم تحت پیگرد هستند.

 

رجانیوز: پخش فیلم سینمایی "کمپانی" در شب گذشته که به توجیه حضور اطلاعاتی- نظامی امریکا در دیگر کشورها در دهه‌های 60 تا 80 میلادی می‌پردازد، در حالی است که روز 13 آبان روز مبارزه با استکبار جهانی است و سیمای جمهوری اسلامی به‌جای تبیین مداخلات نظامی و جاسوسی امریکا در سایر کشورها در این شب، تریبون را در اختیار سازندگان فیلم‌های در خدمت سیا و ارتش امریکا می‌گذارد.

فیلم کمپانی محصول سال 2007 امریکا، یک سریال کوتاه با ساختار و جذابیت مناسب است که در اوج منازعات افکار عمومی امریکا درباره اشغال عراق و افغانستان از شبکه TNT برای توجیه افکار عمومی مخاطبان شبکه در مورد حضور طولانی مدت نیروهای امریکایی در کشورهای خاورمیانه، به نمایش درآمد.

شبکه TNT (Turner Network Television) همانند شبکه CNN توسط تِد ترنر تأسیس شده است. رِد ترنر از سال‌های جنگ سرد تا کنون به دلیل حمایت و وابستگی عمیقش نسبت به سیاست‌های نئوکان ها در امریکا به یکی از غول‌های رسانه‌ای مشهور در جهان تبدیل شده است. حمایت بنگاه‌های رسانه ای تحت تملک تِرنر از سیاست‌های ضدایرانی کاخ سفید هیچ‌گاه قطع نشده است.

سریال کمپانی که در قالب سه فیلم سینمایی در تأمین برنامه شبکه سوم سیما با مدیریت هاشم ر. خریداری و دوبله شده است، ماجرای قهرمانی امریکایی و یکی از اعضای موثر CIA به نام جک است که مأموریت دارد در مجارستان به انقلابیون این کشور کمک کند.

جک به خوبی مأموریت خود را انجام می‌دهد و از صمیم قلب هر آنچه در توان دارد، برای نجات مجارستان از سلطه شوروی انجام می‌دهد ولی در پایان به دلیل شتاب‌زدگی و اقدامات عجولانه انقلابیون موفق نمی‌شود نیروهای ناتو را برای حمایت از انقلابیون متقاعد به ورود در خاک مجارستان کند.

نظر دولت امریکا این است که انقلاب کمی به تعویق بیافتد، چون تانک‌های روسی پشت درهای بوداپست هستند و ورود عملی امریکا یک جنگ تمام عیار را رقم میزند که نتیجه ای جز نابودی شهر ندارد. ولی انقلابیون به توصیه های دلسوزانه جک و رؤسای آزادی خواه او در کاخ سفید توجه نمی‌کنند و با یک حرکت نابخردانه بسیاری را به کشتن می‌دهند. اما با این حال در تمام شرایط سخت نبرد، جک قهرمان سیا مبارزان راه آزادی را تنها نمی‌گذارد و دست به اسلحه علیه اشغال روس‌ها می‌جنگد.

در مأموریت دوم جک او به گواتمالا می‌رود تا نیروهای کوبایی ضد کاسترو را آموزش دهد. با اینکه جک درخواست می‌کند کاخ سفید برای اعزام هواپیماهای نظامی برای حمایت از چریک‌های کوبایی دستور لازم را صادر کند ولی مقامات امریکایی چون این کار را دخالت مستقیم در امور بیگانه و ورود غیرمجاز به خاک یک کشور می‌دانند، اقدامی نمی‌کنند.

دیالوگ‌های پایانی این بخش از سریال تغییر داده شده است تا کمی از مضمون ملی و وطن پرستانه فیلم کم شود ولی در پایان شاهدیم که جک قهرمان به‌خاطر خدمات شایسته اش در سیا مدال افتخار دریافت می‌کند.

این سریال در کنار فیلم‌های دیگری که شبکه ها و استودیوهای تلویزیونی صهیونیستی تولید کرده اند، در واقع نشان می‎دهد که اگر امریکا جنایتی انجام داده باشد، این است که در بسیاری از موارد از ورود نظامی به دیگر کشورها خودداری کرده است و اجازه داده مردم آزادی خواه قربانی نظام‌های ظالمانه و دیکتاتوری شوند.

این مسأله دقیقا در یکی از دیالوگ‎های فیلم مطرح می‌شود. یکی از مقامات امریکایی به اعضای دیگر جلسه می‌گوید ما برای مجارستانی‎ها رادیو آزادی راه انداختیم، آنها به ما امید بسته اند، ما نباید آنها را تنها بگذاریم، خون هرکس که در آنجا ریخته شود، ما هم در آن مقصریم.

تِد تِرنر یک نئوکان کهنه‎کار است و از شبکه تلویزیونی او جز این انتظار نمی‌رود، ولی آنچه عجیب است بی توجهی مدیران صداوسیما به فعالیت‎های افرادی است که وظیفه تأمین برنامه‌ها را برعهده دارند و بعضاً بیش از 10 سال است که از اعضای اصلی جریان خرید فیلمصداوسیما به شمار می‌آیند و با افکار خاصی، جریان‌های حساب شده رسانه‎ای را در تلویزیون جمهوری اسلامی ایران دنبال می‌کنند.

به‌عنوان نمونه دیگر، می‌توان به راه اندازی "موج کره‌ای" اشاره کرد که با سفرهای مکرر به کره جنوبی و عقد قراردادهای میلیونی با شرکت‎های رسانه ای این کشور، زمینه ورود سریال‌های کره ای و به دنبال آن محصولات و کالاهای کره ای به ایران فراهم و از این راه سود سرشاری عاید این جریان شد.

یک روزنامه صهیونیستی درباره احتمال سقوط دولت اردن و حضور ایران در این کشور هشدار داد.

به گزارش عصر ایران ، روزنامه صهیونیستی یدیعوت آحارونت نوشت: اردن و مصر تنها کشورهای عربی هستند که ضمن امضای قرارداد صلح با اسرائیل، این رژیم را به رسمیت می شناسند و با تل آویو روابط دیپلماتیک دارند.

در این مطلب با عنوان "اردن تنها مانع میان ایرانی ها و اسرائیلی ها"  آمده است:" در آمریکای بسیار دور، باراک اوباما رئیس جمهور این کشور اعلام کرد قصد دارد در مدت زمان کوتاهی تمامی نظامیان خود را از عراق خارج کند. اگر این تصمیم درباره "عراق نزدیک" نبود اهمیت زیادی نداشت اما این تصمیم با زندگی تک تک اسرائیلی ها مرتبط است."

آمریکا قرار است قبل از پایان سال جاری میلادی تمامی نظامیان خود را از عراق خارج کند. هم اکنون کمتر از 50 هزار نظامی آمریکایی در عراق هستند.

مقاله نویس روزنامه یدیعوت آحارونت اضافه می کند: " خروج نیروهای آمریکایی از عراق در حالی که این کشور همچنان درگیر بی ثباتی است باعث می شود ایران هر آن چه را که در دست دارد برای کنترل و نفوذ عراق انجام دهد. امروزه در عراق دهها هزار ایرانی به دنبال نفوذ و کنترل این کشور بی ثبات هستند. تاثیر ایرانی ها در عراق و رهبران این کشور روز به روز بیشتر می شود. با این وضعیت ، کشور اردن تنها فاصله میان ایران و اسرائیل است.

در این وضعیت نابسامان، حساس و خطرناک، اسرائیل وظیفه مستقیم دارد تا از اردن و پادشاه این کشور حمایت کند. اسرائیل باید بر آمریکا اعمال فشار کند تا واشنگتن دوباره از صدها میلیون دلار بدهی اردن چشم پوشی کند.
اسرائیل باید با اردنی ها حرف بزند، باید با پادشاه اردن صحبت کند و روابط گسترده ای را با آنها ایجاد کند همانطور که اسحاق رابین (نخست وزیر پیشین اسرائیل) انجام داد.
باید به همسایگان اردن هم هشدار داد که چماق در دست اسرائیل است. این اقدامی است که اسرائیل باید انجام دهد. البته تعداد کافی از افراد احمق در اسرائیل وجود دارند که به صورت متوالی اعلام می کنند" اردن سرزمین فلسطینی هاست" و با این اقدام خشم پادشاه اردن و هواداران او را برمی انگیزند."

در ادامه این مطلب نوشته شده است: پادشاه اردن معتقد است چنین اظهاراتی بدون موافقت نتانیاهو صورت نمی گیرد زیرا نخست وزیر اسرائیل، در این موارد، سکوت می کند. چنین اظهاراتی باعث می شود کمک های سیاسی اقتصادی اسرائیل به اردن به تاخیر بیفتد. مقامات اردنی هم با سکوت خود پیام یأس را به اسرائیل می فرستند. هم اکنون شخص پادشاه در حداکثر خشم ، عصبانیت و ناامیدی قرار دارد.

نویسنده می افزاید: آیا ما خواهان بهار عربی در اردن هستیم؟ بهار عربی در اردن باعث حضور ایران در این کشور می شود. اگر این اتفاق روی دهد، سپاه پاسداران و ایران به راحتی و آزادانه از مناطق مختلف اردن به کرانه باختری فلسطین می آیند. در این صورت سپاه و ایرانی ها را در کنار خود در اسرائیل خواهیم دید.  آیا این همان چیزی است که ما می خواهیم؟"

اردن همراه با آغاز انقلاب های عربی معروف به بهار عربی که از تونس آغاز و شمار دیگری از کشورهای عربی رسید شاهد اعتراضات گسترده و مطالبه اصلاحات سیاسی مردمی بود.

مردم آمریکا در تظاهرات خود با سردادن شعار "الشعب یرید اسقاط وال استریت" تاکید کردند که سرمایه داران عاملان اصلی بحران مالی کنونی در این کشور هستند.

به گزارش فارس، شبکه الجزیره با پخش برنامه‌ای درباره قیام وال استریت با دعوت کارشناسان به بررسی ابعاد این قیام مردمی در کشور آمریکا پرداخت.

مجری این برنامه در ابتدا تاکید می‌کند که این تصاویر که در اینترنت منتشر شده از قاهره یا صنعا نیست بلکه تصاویری از نیویورک است.

این برنامه در ادامه با برخی کارشناسان درباره این تظاهرات گفت و گو می‌کند و گزارشی از زندگی جوانان ساکن در چادرهای وال استریت پخش می کند.

مهر به نقل از هاآرتض نوشت: سازمانهای حقوق بشری و کمیته مردمی مبارزه علیه شکنجه، پزشکان رژیم صهیونیستی را به بی توجهی به موارد نقض حقوق بشر توسط نیروهای امنیتی و گزارش نکردن اسناد شکنجه اسرای فلسطینی متهم کردند.

این گزارش که قرار است اواخر نوامبر رسما منتشر شود، بر اساس شکایت 200 اسیر فلسطینی از سال 2007 تاکنون است که در آن عملکرد پزشکان رژیم صهیونیستی در قبال وسایل مورد استفاده بازجویان آژانس امنیتی این رژیم علیه افراد بازداشت شده مورد پرسش قرار گرفته شده است.

در این گزارش همچنین آمده که پزشکان رژیم صهیونیستی استفاده از روش های ممنوع بازجویی و شکنجه را برای کسب اطلاعات تایید کرده و این موارد را گزارش نکرده اند.

اسناد مربوط به جراحات وارده علیه اسرای فلسطینی می تواند عاملی مهم برای آغاز تحقیقات در این باره و محاکمه بازجویان اسرائیلی و اجرای عدالت باشد.

این درحالیست که "مارک رگف" سخنگوی کابینه اسرائیل ادعا می کند: بدرفتاری علیه افراد بازداشت شده از جمله اسرای امنیتی در اسرائیل غیرقانونی است.

بر اساس این گزارش افراد بازداشت شده پس از مداوای سطحی زخم های خود دوباره مورد بازجویی قرار می گرفتند که این عمل در تضاد با اصول اخلاقی پزشکی است.

پیش از این شکایت های زیادی درباره شکنجه در زندان دکل به وزارت دادگستری رژیم صهیونیستی ارسال شده که در اغلب این شکایت نامه ها آمده بود: زندانیان را در قفسهای به ابعاد دو متر در دو متر نگهداری می کنند و وضعیت موجود در این قفسها به هیچ وجه مناسب نیست و از لحاظ روحی زندانی را به شدت تحت تاثیر قرار می دهد.

در بخشی از این گزارش آمده که زندانیان را برای تنبیه مدتها به تخت می بندند بطوری که فرد تنبیه شده نه توان حرکت دارد و نه اینکه می تواند غذا بخورد و از همه بدتر آنکه این فرد برای دفع حاجت نیز نمی تواند اقدام کند و همین امر موجب شده تا زندانها وضعیت بهداشتی مناسبی نداشته باشند.

دو کشتی حامل کمکهای انساندوستانه که در آنها فعالان حقوق بشری نیز حضور دارند، پس از گذشت دو روز به 300 کلیومتری سواحل غزه رسیدند.

مهر به نقل از خبرگزاری آلمان نوشت: هدف از حرکت این دو کشتی کمکهای انساندوستانه تلاش برای شکستن محاصره نوار غزه است که همچنان با گذشت بیش از چهار سال از سوی رژیم صهیونیستی دنبال می شود.

بنابر آخرین اخبار دریافتی این دو کشتی هم اکنون به فاصله 300 کیلومتری سواحل شمال غزه رسیده اند. این دو کشتی موسوم به "آزادی" وابسته به فعالان ایرلندی و کانادایی هستند که بعد از ظهر روز چهارشنبه گذشته ترکیه را به مقصد نوار غزه ترک کردند.

پیش بینی می شود این کشتیها که حمل کمکهای پزشکی و برخی از فعالان حقوق بشری است امروز (جمعه) به سواحل غزه برسند. این در حالی است که برخی منابع از احتمال حمله نظامیان صهیونیست به این دو کشتی خبر می دهند.

یکی از فعالان ایرلندی روز گذشته از نزدیک شدن قایقهای جنگی اسرائیل به فاصله 30 مایلی این دو کشتی و گشتی زنی هواپیماها بر فراز آنها خبر داد.

سازمان "امواج آزادی به سوی غزه" نیز اعلام کرد: در این دو کشتی 27 فعال حضور دارند که در مجموع حامل کمکهای پزشکی به ارزش 30 هزار دلار است.

"سامی ابوزهری" سخنگوی حماس نیز در اظهاراتی با تاکید بر لزوم رفع کامل محاصره غزه، خواستار تلاش بین المللی در جهت محکومیت اقدامات رژیم صهیونیستی در ایجاد مانع در برابر حرکت کشتیهای حامل کمک به نوار غزه  شد.

خاطر نشان می شود کشتی مرمره ترکیه در 31 ماه می 2010 و در حالی که حامل 10 هزار تن کمک انساندوستانه برای مردم غزه بود، مورد حمله نظامیان اسرائیلی قرار گرفته و طی آن 9 نفر از سرنشینانش کشته شدند.

مهر به نقل از پایگاه العوامیه نوشت: مقامات آل سعود در حالی با آزادی برخی از زندانیان موافقت کرده اند که برخی فعالان همانند زکریا آل صفوان، فاضل المناسف، علی الدبیسی، سید عقیل الشاخوری و نیز نذیر الماجد مخالفت کرده اند.

مقامات سعودی همچنین مهدی الزنادی، یوسف الربح، علی عباس البدن، محمد الشیخ از جوانان انقلابی عربستان را آزاد نکرده اند، بلکه مصطفی ناصر الربح، عبدالله الفرج و هانی العراجنه را هم دستگیر کرده است.

از سوی دیگر "ندا الصفار" همسر نویسنده و فعال اجتماعی علی الدبیسی گفت: مقامات به من اجازه ملاقات با همسرم که در سلول انفرادی در زندان الدمام است نمی دهند.

وی که مادر دو فرزند است افزود: تاکنون مقامات نتوانسته اند اتهامی به همسرم وارد کنند و حق انتخاب وکیل برای الدبیسی نمی دهند.

الصفار بیان کرد: همسرم هم اکنون در سلول انفرادی است و اجازه ملاقات به ما نمی دهند و درباره علت بازداشتش هم سئوال می کنیم، می گویند که تحقیقات درباره وی در جریان است در حالی که یکماه از دستگیری همسرم می گذرد.

وی تصریح کرد: از مقامات می خواهم که همسرم را آزاد کنند و اجازه دهند وکیلی برایش بگیریم تا از همسرم در صورت وجود اتهام دفاع کنیم.

وی درباره چگونگی بازداشت علی الدبیسی گفت: همسرم را در ایست بازرسی العوامیه و صفوی دستگیر کردند در حالی که اسنادی که در ضدیت با حکومت باشد در اختیار نداشته است.

به گزارش مهر به نقل از پایگاه خبری فلسطین الیوم، مرکز دفاع از اسرای فلسطین گزارش داد که در ماه اکتبر پس از آزادی 477 اسیر فلسطینی، 235 فلسطینی را در مناطق مختلف کرانه باختری، اراضی 48 و قدس ربوده است.

در میان این 235 نفر 23 نوجوان زیر 18 سال و 10 زن به چشم می خورند. کوچکترین فلسطینی که توسط نظامیان صهیونیستی در ماه گذشته میلادی ربوده شده "احمد حسام المعطی" کودک 9 ساله اهل بیت لحم است.

خاطرنشان می شود به موجب توافق جنبش حماس و رژیم صهیونیستی هزار و 27 اسیر فلسطینی در ازای آزادی گلعاد شالیت نظامی صهیونیست آزاد می شوند که در مرحله نخست تبادل اسرا 477 اسیر فلسطینی و شالیت آزاد شدند.

الشوان از جمله معروف‌ترین و برجسته‌ترین جاسوس‌های مصری است که موفق شد، درون رژیم صهیونیستی نفوذ کند، بگونه‌ای که سال‌های سال و تا پایان مدت خدمتش موساد از کشف هویت وی عاجز و ناتوان بود.

به گزارش فارس، امروز مصری‌ها پیکر "احمد الهوان"، معروف به "جمعه الشوان" که قهرمان یکی از معروف‌ترین عملیات‌های اطلاعاتی و جاسوسی مصر داخل رژیم صهیونیستی می‌باشد، را تشییع کردند.

احمد الهوان پس از بیماری طولانی مدت و تحت درمان قرار داشتن در بیمارستان وادی النیل روز گذشته در سن 74 سالگی درگذشت.

وی در یک ژوئیه 1937 در شهر سوئز به دنیا آمد، ‌اما پس از جنگ و بدبختی 1967 و پس از این‌که همسرش در اثر حملات هوایی جنگنده‌های رژیم صهیونیستی بینایی خود را از دست داد، مجبور به ترک محل اقامت خود شد.

الشوان از جمله معروف‌ترین و برجسته‌ترین جاسوس‌های مصری است که موفق شد، درون رژیم صهیونیستی نفوذ کند، بگونه‌ای که سال‌های سال و تا پایان مدت خدمتش موساد از کشف هویت وی عاجز و ناتوان بود.

وی در زمان حسنی مبارک، رئیس جمهور مخلوع مصر با بی‌مهری‌ها و بی‌توجهی‌های بسیاری مواجه شد.

تاکنون گزارش‌های متعددی درباره ترور حداقل 530 دانشمند و استاد دانشگاه در عراق توسط موساد و با همکاری نیروهای اشغالگر آمریکایی منتشر شده است.

به گزارش فارس، از آوریل 2003 یعنی تنها چند روز پس از سقوط بغداد و سرنگونی رژیم بعث جوخه‌های ترور رژیم صهیونیستی علیه دانشمندان عراقی فعال شدند.

* 350 تن از دانشمندان عراقی و بیش از 200 استاد دانشگاه و شخصیت دانشگاهی

در 14 ژوئن 2005 مرکز اطلاع رسانی فلسطین به نقل از گزارش منتشره توسط وزارت خارجه آمریکا که برای رئیس جمهور این کشور تهیه شده بود، اعلام کرد که عوامل رژیم صهیونیستی و موساد حداقل 350 تن از دانشمندان عراقی و بیش از 200 استاد دانشگاه و شخصیت دانشگاهی این کشور را ترور کرده‌اند.

* آغاز فعالیت‌های موساد در عراق با هدف کشتن دانشمندان هسته‌ای و بیولوژیک

این گزارش که به "جورج بوش"، رئیس جمهور وقت آمریکا ارائه شد، تاکید می‌کند: موساد با هدف کشتن دانشمندان هسته‌ای و بیولوژیک و اساتید برجسته دانشگاه‌های عراق، فعالیت خود را در این کشور آغاز کرد.
این گزارش تاکید می‌کند: این ترورها زمانی به اجرا گذاشته می‌شدند که این دانشمندان همکاری خود با آمریکا را رد می‌‌کردند و عوامل موساد برای اجرای ترورهای خود بیش از یک‌سال در عراق فعالیت می‌کردند.

* واداشتن دانشمندان عراقی به ترک کشور

در این میان برخی از دانشمندان عراقی مجبور شدند، برای حفظ جان خود و خانواده‌ شان به آمریکا مهاجرت کرده و در مراکز تحقیقاتی این کشور کار کنند، با این حال  اکثر این دانشمندان از همکاری با آمریکا خودداری کردند و از آمریکا به دیگر کشورها گریختند.

* اتفاق نظر پنتاگون و موساد بر حذف دانشمندان عراقی

در این گزارش آمده است: از آنجا که پنتاگون نیز با دیدگاه موساد مبنی بر بهترین راه خلاصی از دانشمندان عراقی "حذف فیزیکی" آنهاست، زندگینامه آنها و دانشجویان برجسته این کشور را در اختیار عوامل موساد قرار داد تا ترور شوند.

* نتایج بدست آمده از یک تحقیق

هچنین در کنفرانس"بررسی عوامل ترور دانشگاهیان و دانشمندان عراقی" که 24 آوریل 2006 در مادرید اسپانیا برگزار شد، " دکتر اسماعیل الجلیلی" انگلیسی عراقی الاصل برای اولین مرتبه از نتایج تحقیقات گسترده خود درباره این ترورها پرده برداشت.
وی تاکید کرد که در تحقیقات خود به نتایج زیر دست یافته است:
- اکثر ترورهای صورت گرفته علیه اساتید دانشگاهی و دانشمندان عراقی به کشته شدن برخی از اعضای خانواده‌های آنها و یا محافظانشان منجر شده است.
- سیاست موساد بر ادامه روند ترورها در عراق متمرکز بود.
- تهدید اساتید دانشگاهی و دانشمندان عراقی جهت واداشتن آنها به ترک کشور.
- تنها ظرف یک هفته آخر آوریل 2006، شمار زیادی از پزشکان شهر موصل به فرار از عراق و ترک کشور واداشته شدند.
- ترور اساتید دانشگاهی و دانشمندان عراقی پدیده جدیدی است که تا قبل از آوریل 2003 یورش نظامیان آمریکایی به این کشور وجود نداشت.
- نحوه ترورها ثابت می‌کند، ترور اساتید دانشگاهی و دانشمندان عراق بخشی از یک اقدام هماهنگ است که هدف آن جلوگیری از استقلال عراق است.

* از جمله اهداف حمله آمریکا به عراق، ترور دانشمندان و نابودی مراکز تحقیقاتی- علمی بود

از سوی دیگر " دکتر نورالدین الربیعی"، دبیر کل شورای تحقیقات علمی عراق و از دانشمندان برجسته این کشور تاکید کرد که از جمله اهداف پشت پرده حمله آمریکا به عراق، ترور دانشمندان و نابودی مراکز تحقیقاتی- علمی این کشور بوده است.
وی افزود: اکثر این دانشگاهیان و دانشمندان عراقی، استاد و یا استادیار بودند که نیمی از آنها در دانشگاه بغداد، بصره و موصل فعالیت داشتند و 62 درصد آنها دارای مدارک تحصیلی دکترا و یک سوم آنها در رشته‌های علوم پزشکی تخصص داشتند.

* تشکیل ارتش سری

دکتر الربیعی در ادامه گفت: پیشرفت‌های علمی و فنی عراق از جمله دلایل حمله آمریکا به عراق با پافشاری رژیم صهیونیستی بود. آژانس‌های اطلاعاتی رژیم صهیونیستی در واقع ارتش سری متشکل از 150 نفر را برای ترور اساتید دانشگاهی و دانشمندان عراق تشکیل داده بودند.
این دانشمند برجسته عراقی تاکید کرد که این ترورها بخشی از "استراتژی ایجاد فاجعه" در عراق است.

فارس نوشت:

اطلاعات درز کرده از کاخ سفید حاکی است در آخرین جلسه ملک عبدالله پادشاه عربستان و باراک اوباما رئیس جمهور آمریکا ، نگرانی اوباما از وضعیت بحرانی عربستان و رفتارهای حاکمان این کشور منجر به درگیری لفظی بین دو طرف شده است.
بر اساس اخبار محرمانه ای که اخیراً از کاخ سفید درز کرده ، در آخرین ملاقات ملک عبدالله پادشاه حجاز با باراک اوباما رئیس جمهور آمریکا، یک نوع درگیری لفظی بین این دونفر درباره آنچه امروز در سرزمین حجاز رخ می دهد، ایجاد شده که عامل اصلی آن نگرانی اوباما از وضعیت عربستان بوده است.
ماجرا از این قرار است که اوباما خطاب به ملک عبدالله اعلام کرده به هیچ وجه نمی توانم پاسخگوی افکار عمومی درباره عملکرد شما (دولت عربستان سعودی) در جهان و آمریکا باشم.
اوباما در ادامه این نگرانی خود چند دلیل را نیز مطرح کرده که جزئیات آن به شرح ذیل است:
۱- وی گله کرده که عنوان "عربستان سعودی" می تواند انگیزه ای برای برانگیختن احساسات و عواطف اقلیت های موجود در حجاز و زمینه ساز انقلاب جدیدی در منطقه باشد.
این درحالی است که کشور عربستان اقلیت ها و عشایر مختلفی دارد و نمی تواند افکار عمومی را قانع کند، شما یک کشور را بنام خاندان خود نامگذاری کرده اید.
۲- هیچ یک از اصول دموکراسی در کشور عربستان رعایت نمی شود. وضعیت حقوق بشر، وضعیت انتخابات، برخورد خشن با اقلیت ها ، نبود آزادی بیان از جمله مواردی است که اوباما در این دعوای لفظی از آن بعنوان شاهد مثال استفاده کرده است.
۳- عربستان مدام در حال تغذیه گروههای تروریستی در محیط پیرامونی خود است که ما در عراق، افغانستان، پاکستان و یمن شاهد این ماجرا هستیم.
۴- آخرین نکته ای که اوباما درباره آن خطاب به ملک عبدالله اظهار گله مندی کرده، عدم موفقیت نقش بازدارندگی عربستان سعودی و حاکمان حجاز نسبت به نفوذ و قدرت جمهوری اسلامی ایران بوده است. وی گفته است که کشور عربستان نسبت به حاکمان حجاز در مقابل ایران و نفوذ آن در منطقه نیز نقشی بازدارنده نداشته و موفقیتی در این زمینه کسب نکرده است. قدرت و نفوذ جمهوری اسلامی روز به روز در منطقه افزایش می یابد که این مسئله ما را نگران کرده است.
بعد از این اظهارات ملک عبدالله عصبانی شده و خطاب به اوباما اعلام کرده که اگر شما دنبال بهانه هستید، مشکل خود با حاکمان عربستان را واضح تر بگویید، ما روابط خوبی با هم داریم و بهای این را هم پرداخت می کنیم.
با توجه به شرایطی که عربستان در حال گذار از آن است، وضعیت بغرنج این کشور به گونه ای شده که حتی آمریکایی ها نیز که متحد استراتژیک آنها محسوب می شوند، تحمل این وضع را ندارند.
سازمان های حقوق بشری از جمله دیدبان حقوق بشر نیز هر از چندگاهی درباره عدم رعایت حقوق بشر در عربستان بیانیه ای صادر می کنند

«نایف بن عبدالعزیز» که هم زمان مسئولیت وزارت کشور عربستان را بر عهده دارد همچنین در مورد مساله حج ایرانیان گفت که توافقات جدیدی با ایرانیان در این زمینه نداشته ایم چرا که نیازی به آن نبوده است.

ولیعهد جدید عربستان اعلام کرد که با ایران در مورد ادعای ترور سفیر این کشور در آمریکا توسط یک ایرانی مصالحه نخواهد کرد.

به گزارش تابناک، «نایف بن عبدالعزیز » که به تازه گی ولیعهد عربستان شده است در یک کنفرانس خبری در شهر مکه مکرمه اظهار داشت کشورش با ایران در مورد ادعای ترور سفیر این کشور در آمریکا مصالحه نخواهد کرد ؛ وی همچنین ادامه داد که ما منتظر رویارویی با هر سناریویی هستیم و از همه ابزار های خود در این جهت استفاده خواهیم کرد. با این وجود وی به جزئیات بیشتری در این باره اشاره نکرد. این در حالی است که ایران این ادعا را سناریویی آمریکایی برای ایجاد تنش در منطقه و روابط ایران و عربستان می داند و خواستار عذر خواهی آمریکایی ها به خاطر این اتهام شده اند .

پادشاه قطر چندی پیش در دیدار با علی اکبر صالحی وزیر خارجه ایران اعلام کرده بود که ایران و عربستان لازم است که تنش بین خود در مورد طرح ترور را با گفتگوی دو جانبه حل و فصل کنند .

بر اساس این گزارش «نایف بن عبدالعزیز» که هم زمان مسئولیت وزارت کشور عربستان را بر عهده دارد همچنین در مورد مساله حج ایرانیان گفت که توافقات جدیدی با ایرانیان در این زمینه نداشته ایم چرا که نیازی به آن نبوده است .

وی ادامه داد که ایرانیان همیشه نشان داده اند که به مراسم حج احترام می گذارند. با این وجود ما از همه ابزار های خود استفاده می کنیم تا آرامش مراسم حج را برگزار و امنیت همه زائران را تامین کنیم . وی اضافه کرد ما در برخورد با موقعیت های مختلف به صورت مسالمت آمیز برخورد خواهیم کرد . در همین حال مقامات ایرانی و از جمله آقای قاضی عسگر سرپرست حجاج ایرانی هم اظهار امیدواری کرده است که مراسم حج امسال با آرامش برگزار شود.

مشرق: وال استریت (Wall Street)  که یک واژه با ریشه هلندی-آلمانی است؛ نام خیابان بسیار معروفی در محله منهتن کلان‌شهر نیویورک در ایالات متحده آمریکا است که ساختمان اصلی‌ترین بورس‌های فعال در این کشور را در خود جای داده است. به همین دلیل  به مرور زمان واژه "وال استریت" به بازارهای مالی ایالات متحده اطلاق شد.

بزرگ‌ترین مراکز اقتصادی ایالات متحده آمریکا و چند بورس مهم اقتصادی این کشور از جمله بازار بورس نیویورک (NYSE)، بازار بورس نزدک (NASDAQ)، بازار بورس آمریکا (AMEX)، بازار بورس تجاری نیویورک (NYMEX) و میز بازرگانی نیویورک (NYBOT) نیز در این منطقه قرار دارند.

در طول زمان، نام وال‌استریت به عنوان "مکان افراد دارای نفوذ اقتصادی در آمریکا" شهرت گرفته‌است. واژه وال احتمالا از نخستین مهاجران هلندی‌تباری که در این منطقه ساکن شدند، یعنی والون‌ها (Walloon) نشات گرفته است.

البته روایات دیگری نیز در مورد عنوان وال‌استریت دهان به دهان می‌چرخد. در سپتامبر 1653 ساکنان محلی که اکنون نیویورک نامیده می‌شود خود را در معرض تهدید بومیان محلی و تهاجم ارتش اولیور کرامول (Oliver Cromwell) می‌دیدند و به منظور حفاظت از خود یک دیوار (Wall) بزرگ به طول حدود 800 متر در جزیره منهتن احداث کردند. با گذشت زمان و توسعه منهتن خیابانی در امتداد آن دیوار با همان نام کشیده شد (Wall st) و بعدها این نام روی آن باقی ماند.


 

تصویری از دیوارهای چوبی که نام وال‌استریت از آن گرفته شده است.
در آن زمان نیویورک، نیو آمستردام خوانده می شد.



از اواخر قرن 17 میلادی تاجران و معامله‌گران و بورس‌بازان، زیر یک درخت چنار در خیابان وال استریت را پاتوق خود کرده و در آن محل به خرید و فروش می‌پرداختند. در سال 1792 این معامله‌گران با امضای موافقتنامه چنار (Buttonwood Agreement) به فعالیت خود رسمیت بخشیدند، تشکلی که سرمنشا تشکیل بازار سهام نیویورک (New York Stock Exchange) شد.

در سال 1789 جرج واشنگتن، اولین رئیس‌جمهور ایالات متحده آمریکا در عمارت فدرال (Federal Hall) در خیابان وال‌استریت، به عنوان اولین رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا، قسم یاد کرد. در این مکان همچنین واقعه تاریخی تصویب لایحه حقوق ( Bill of Right) رخ داده و در قبرستان کلیسای ترینیتی (Trinity Church) نیز جسد الکساندر همیلتون نخستین وزیر خزانه‌داری و معمار نظام مالی ایالات متحده دفن شده است.کلیسای تاریخی در تقاطع خیابان برادوی و وال‌استریت در دان‌تاون منهتن قرار دارد.


مراسم سوگند جرج واشنگتن در وال‌استریت به عنوان نخستین رئیس‌جمهور آمریکا



از اوایل قرن نوزدهم میلادی به تدریج ساکنان بومی خیابان وال استریت جای خود را به تجار و معامله‌گران دادند. به تدریج وال‌استریت به مرکز پولی آمریکا تبدیل شد؛ مرکزی که منافع فعالان آن به لحاظ تاریخی در تقابل با منافع دولت آمریکا بوده است. جنگ‌های داخلی آمریکا نیز در توسعه شهر نیویورک از لحاظ اقتصادی نقش مهمی داشت که وال‌استریت نیز از این مزیت، بهره‌مند شد. تشکیل شرکت‌های انحصاری جی.پی. مورگان و جان راکفلر در نیویورک در همین دوره رخ داد.
روزنامه مشهور اقتصادی وال استریت ژورنال، نام خود را از "خیابان وال استریت" وام گرفته‌است که در سال 1889 جایگزین بولتن گزارش معاملات سهام گردید که تا آن زمان منتشر می‌شد. وال‌استریت ژورنال از سال 1896 انتشار فهرست قیمت سهام شرکت‌های مهم را آغاز کرد که یک قرن بعد به میانگین قیمت 30 سهام مهم بدل گشت.

نخستین شماره روزنامه وال‌استریت ژورنال به تاریخ 8 جولای 1889


در قرن 20 میلادی که دوره اوج گرفتن وال استریت به حساب می‌آید، ساختمان شماره 23 این خیابان - ساختمان مرکزی بانک جی.پی.مورگان – به مرکز جغرافیایی و استعاری بازارهای مالی آمریکا و حتی جهان تبدیل شد.
با اوج گرفتن وال‌استریت در قرن 20، تقابل‌های آن با دولت آمریکا هم شدت گرفت. اولین نمونه آن در سال 1913 رخ داد که به دنبال مصوبه دولت برای اخذ مالیات 4 دلاری از تبادل سهام، کارگزاران سهام دست به اعتراض زدند. به تدریج از اوایل قرن 20 فرهنگ تجاری وال‌استریت گسترش یافت و ساخت برج‌های بزرگ یکی از نمادهای آن به شمار می‌رفت.

در حالی که وال استریت مقر ثروتمندترین تجار آمریکا به حساب می‌آید، محله همسایه آن یعنی (Bowling Green) که "حیات خلوت وال‌استریت" نامیده شده، منطقه‌ای بسیار فقیرنشین بوده که ساکنان آن بدترین شرایط زندگی را در سطح نیویورک دارند. این تناقض آشکار در همسایگی مقر مالی آمریکا نمادی روشن از بی‌توجهی نظام سرمایه داری به کاهش نابرابری‌های اقتصادی و اجتماعی است.
وال‌استریت در اثر رکود عظیم سال 1929 به شدت دچار رکود شد و به مرداب اقتصادی آمریکا بدل گردید. این وضعیت تا دهه 1940 نیز ادامه داشت و توجه به وال‌استریت و بازار مالی بویژه به علت مقررات سختی که دولت تصویب کرد – همچون ممنوعیت خرید قسطی سهام- به شدت افت پیدا کرد. البته این مقررات سخت به تدریج تا دهه 1960 کاهش پیدا کرده و وال استریت در این دهه تحت تاثیر رونق مناسب اقتصاد آمریکا، دوباره رونق گرفت.
در اوایل دهه 1970 به علت جنگ ویتنام، وال‌استریت یک دوره کوتاه‌مدت رکود را تجربه کرد. از سال 1973 دولت آمریکا اصلاح مقررات بازارهای مالی را کلید زد که حذف کارمزدهای ثابت و رقابتی کردن کارمزدها برای کارگزاران از جمله آنها بود. از سال 1975 امکان مبادلات الکترونیکی سهام مهیا شد که در نتیجه این اصلاحات، قیمت‌های سهام‌ها پایین آمده و این امکان برای اقشار بیشتری از مردم آمریکا فراهم آمد که وارد بازار سهام شوند.

 

مردمی که پس از شوک 1929 در خیابان‌های وال‌استریت و براد تجمع کرده‌اند.




*گاو وحشی وال استریت

مجسمه ای که به گاو وال‌استریت شهرت یافته است، 3200 کیلوگرم وزن داشته و از برنز ساخته شده است.
سازنده آن، هنرمندی به نام آرتور دی‌مودیکا است. این مجسمه در بولینگ گرین‌پارک در نزدیکی وال‌استریت قرار دارد و 11 فوت ارتفاع و 16 فوت طول داشته و با آن عضلات تنومند و آن سر پائین خود که نشانه آمادگی برای حمله است، به ظاهر گفته می شود تمثیل‌ موفقیت و خوش‌بینی در زمینه مالی است. گرچه به اعتقاد بسیاری دیگر از باطن خشن و بی رحم معاملات مالی خبر می دهد. همه‌ساله هزاران توریست از این مجسمه دیدن می‌کنند و نام آن با نیویورک و وال‌استریت گره خورده است.




به اعتقاد بسیاری «گاو وال استریت» از باطن خشن و بی رحم معاملات مالی خبر می دهد.



*یهودیان: پدرخوانده‌های وال‌استریت


در میان حوزه‌های اقتصادی که یهودیان و صهیونیست‌ها در آن به فعالیت جدی مشغول هستند، باید به وال‌استریت اشاره کرد. جائیکه نه تنها دستی در اقتصاد و شبکه‌های اقتصادی پیچیده دارد، بلکه حتی بر هالیوود و رسانه‌های جمعی نیز مسلط می‌باشد.
داستان به سال‌ها پیش بازمی‌گردد؛ از قرن 1800 جمعی از خانواده‌های بانکدار آلمانی- یهودی مهاجر در آمریکا - خانواده‌های سلیگمنز(Seligmans)، لیمانز(Lehmans)، گلدمنز(Goldmans)، ساکس(Sachs)، واربرگز(Warburgs)، شیفز(Schiffs) و لوئبز(Loebs) و غیره – تسلط و نفوذ خود را در حوزه‌های اقتصادی گسترانیده بودند.

نسل جدید این خانواده‌ها نیز راه پیشینیان خود را ادامه داده و همچنان تسلط خود بر اقتصاد آمریکا را حفظ کردند. گفتنی است نسل تازه خانواده‌های مهاجر یهودی، پس از جنگ جهانی دوم، همان نوادگان ایتالیایی، ایرلندی، لهستانی و دیگر اروپائیان یهودی و غیرآنگلوساکسون بودند.

چنین گذشته‌ای نزد یهودیان آمریکایی آنان را بیش از پیش به گسترش نفوذشان در جهان ترغیب نمود. در سال 1999، برای مثال، گلدمن و ساکس حوزه نفوذ خود در جهان را گسترش داده و به بزرگترین و در عین حال تنها سهامدار اصلی بزرگترین بانک کره جنوبی به نام "کوکمین"(Kookmin) تبدیل شدند. مثال‌های اینچنینی بسیارند که در اینجا مجال پرداختن به آنها وجود ندارد. اما نکته‌ حائز اهمیت، نفوذ فوق‌العاده این گروه یهودیان در شریان‌های اصلی اقتصادی آمریکا و‌ جهان همچون وال‌استریت است. این گروه به شدت دارای نفوذ بوده و تعیین‌کننده بسیاری از اتفاقات در جهان هستند.

یهودیانی که در وال‌استریت صاحب نفوذ هستند، بیشمارند. از آن جمله: "سنفورد آی. ویل (Sanford I. Weill)" که یک امپراطوری دلالی به را انداخت و در نهایت نیز رئیس آمریکن اکسپرس گردید؛ "جان گاتفروند(John Gutfreund)" که بعدها رئیس شرکت سولومون – یکی از بزرگترین شرکت‌های فعال در زمینه خرید و فروش اوراق بهادار در غرب – شد؛ "فلیکس روهاتین (Felix Rohatyn)" که ظهورش را باید محصول ادغام‌‌های بسیار متعدد شرکت‌ها در آمریکا – که منجر به شکل‌دهی دوباره به تجارت در این کشور برای دهه‌ها گردید – دانست؛ سنفورد سی. برن‌اشتاین (Sanford C. Bernstein)، که شرکتی به همین نام و به ارزش 3.5 میلیارد دلار، با دارایی 90 میلیارد دلار دارد و یکی از نزدیک‌ترین افراد به مدیران پولی آمریکا می‌باشد. مدیریت 55 میلیارد دلاری موسساتی چون بنیادها و صندوق‌های بازنشستگی مختلف برعهده این شرکت است. این شرکت همچنین مدیریت 35 میلیارد دلار پول افراد ثروتمند را نیز برعهده دارد.














سنفورد آی. ویل
(Sanford I. Weill)




فلیکس روهاتین
(Felix Rohatyn)












جان گاتفروند
(John Gutfreund)






نقش‌آفرینان یهودی بانفوذ در وال‌استریت در نقش‌های دیگری نیز ظاهر می‌شوند؛ همچون کارشناس مالی، وام‌دهنده، قرض‌گیرنده، مشاور، وکیل و غیره.
از جمله این افراد می‌توان به موارد زیر اشاره کرد: آلن گرینبرگ (Alan Greenberg)، آیرا هریس (Ira Harris)، بروس واسراشتاین (Bruce Wasserstein)، جرومه کولبرگ (Jerome Kohlberg)، هنری کراویس (Henry Kravis)، پیتر کوهن (Peter Cohen)، جوزف فلوم (Joseph Flom)، مارتین لیپتون (Martin Lipton)، ویکتور پوسنر (Victor Posner)، نلسون پلتز (Nelson Peltz)، بلزبرگ‌ها (the Belzbergs) و بسیاری دیگر.

آلن گرینبرگ رئیس شرکت سهامی بیراستیرنز (Bear Stearns) بود. استفان شوارزمان موسس گروه بلک‌استون (Blackstone Group) می‌باشد که یک شرکت سرمایه‌گذاری عمده است.
از بانک‌های قدیمی یهودی باید به لیمانز برادرز (Lehman Brothers)، لازارد فررس (Lazard Freres)، گلدمن ساکس (GoldmanSachs)، سالومون برادرز (Salomon Brothers)، شرکت باک (Bache & Co) و کانتور-فیتزجرالد (Cantor/Fitzgerald) اشاره کرد.








آلن گرینبرگ
(Alan Greenberg)
مارتین لیپتون
(Martin Lipton)


















جرومه کولبرگ
(Jerome Kohlberg)
بروس واسراشتاین
(Bruce Wasserstein)










یهودیان در دهه 60 پیشروترین گروه از لحاظ اقتصادی در آمریکا شدند. آنها توانستند با استفاده از تکنیک‌های نوین در زمینه سرمایه‌گذاری‌ و بانکداری به ادغام شرکت‌ها بپردازند. ادغام شرکت‌های یهودی در صنعت بیمه این امکان را فراهم ساخت که در تمام سطوح این صنعت، فرصت‌های شغلی با درآمد بالا ایجاد کنند: تحلیل‌گری بیمه، مدیریت مالی، سهام، اوراق قرضه و واسطه‌گری بازرگانی. به همین دلیل هم‌اینک در وال‌استریت شاهد میلیونرهای یهودی و متنفذ بسیاری هستیم.



*هیولای یهودی به نام KKR



از کتاب‌های مفید چاپ شده دراین حوزه‌ها باید به کتابی تحت عنوان "ماشین پول" (The Money Machine) که درباره ادغام سه شرکت بزرگ یهودی است، اشاره کرد. این شرکت وال‌استریتی هم‌اینک و پس از ادغام، یکی از امپراطوری‌های مالی در جهان می‌باشد.
نام این شرکت "کلبرگ، کراویس و رابرتس" (KKR) بوده و در سال 1976 توسط سه یهودی و تنها با چند میلیون دلار شکل گرفت.

این شرکت تنها پس از گذشت ده سال از تاریخ تاسیس خود، به حکمرانی در جهان پرداخت. تا 1999 شرکت مذکور کنترل 23 شرکت دیگر را در اختیار داشت.

از جمله این شرکت‌ها می‌توان به شرکت آمفنول (Amphenol Corporation)، شرکت بوید (Boyd's Collection Inc.)، شرکت آیدکس (Idex Corporation)، مراکز آموزشی کایندرکر (Kindercare Learning Centers)، شرکت پریمدیا (Primedhia Inc) و ژیلت (Gillette) اشاره کرد. شرکت مادر، در طول 12 سال از فروشگاه‌های زنجیره‌ای غذایی خود که در آمریکا رتبه دوم را دارد، 5.9 میلیارد دلار سود کرد.

تا دهه 1980 این هیولای یهودی قدرت خریدی معادل 45 میلیارد دلار داشت؛ یعنی بالاتر از کل تولید ناخالص داخلی پاکستان یا یونان.




کلبرگ و رابرتس

کتاب «ماشین پول»



*قسم‌خوردگان "آرمان اسرائیل"  در وال‌استریت

یهودیانی که هم‌اینک در وال‌استریت مشغول فعالیت هستند، به شدت نسبت به همبستگی یهودیان و تداوم نفوذ اقتصادی‌شان حساس هستند. این مساله برای آنها فراتر از مساله حتی اسرائیل است و درست به همین دلیل هم هیچ‌گاه اسرائیل را رها نخواهند کرد.
استفان آیزاکس در کتاب خود در سال 1974 چنین می‌نویسد:
"گوستاو لوی یکی از مدیران گلدمن‌ساکس است. بسیاری وی را که یک یهودی است، متنفذترین شخص حال‌حاضر وال‌استریت می‌دانند. وی می‌تواند شرکتی را درهم‌بشکند و یا به اوج برساند. او به تنهایی مدیریت میلیاردها دلار را در دست دارد. او نسبت به مساله یهودیان به شدت حساس است. او در جنگ شش روزه اعراب و اسرائیل، دیوانه‌وار برای اسرائیل پول می‌فرستاد. وی قادر بود به تنهایی هزینه کل جنگ را بپردازد. او در آن زمان می‌گفت "اگر به گلدمن‌ساکس نیاز دارید باید بگویم که من هم امروز به شما نیاز دارم. اگر امروز به من کمک نکنید، من هم فردا به یاری شما نخواهم شتافت. به همین سادگی!"




گوستاو لوی: اگر امروز به من کمک نکنید، من هم فردا به یاری شما نخواهم شتافت. به همین سادگی!



*برنامه «حق تولد»

در سال 1995 یکی از سرمایه‌داران یهودی وال‌استریت به نام مایکل اشتاین‌هارت، شرکت خود با نام شرکای اشتاین‌هارت (Steinhardt Partners) را تعطیل کرد. دلیل این کار این بود که وی می‌خواست باقیمانده عمر خود را عمیقا وقف آرمان خود نماید که همانا اعتلای یهودیان و هویت اسرائیل در جهان می‌باشد.


مایکل اشتاین‌هارت

وی با هزینه شخصی و با مبلغی معادل 400 میلیون دلار عضو یک کنسرسیوم شد. این کنسرسیوم اقدام به خریداری بانک هاپوآلیم (Bank Hapoalim) و بانک ماریتایم (Maritime Bank) نمود. یکی از طرح‌های عظیم او "حق تولد" نام داشت. در این طرح قرار بود کودکان یهودی آمریکایی به طور رایگان به اسرائیل برده شده و با ریشه‌های فرهنگ یهودی و صهیونیستی خود آشنا شوند. وی این کار را در سنینی که شخصیت کودک در حال رشد بود انجام می‌داد. در ادامه، وی ساختمانی هم در منهتن خریداری نمود تا در آنجا به بازسازی هویت یهودیان بپردازد. در آنجا از کمپ‌های یهودی که جوانان را به برنامه‌هایی که در مراکز کمپ ملی هیلل می‌کشاندند، حمایت می‌شد.

تا 1999 پروژه "حق تولد" هزینه‌ای بالغ بر 210 میلیون دلار دربرداشت. هدف انتقال 50000 یهودی در سال به اسرائیل بود تا آنها با اعتقادات و انگاره‌های صهیونیسم آشنا شوند.


*"طمع"؛ بیماری وال‌استریت


اما از نکات دیگری که در مورد وال‌استریت باید بدان توجه کرد مساله "طمع" است. به قول رئیس کمیسیون سهام نیویورک در سال 1986 "طمع هیچ حد و مرزی نمی‌شناسد." ساموئل کلاگزبان، روان‌پزشکی در نیویورک معتقد است کلیه مشاوران و وکلای فعال در وال‌استریت "بیمار" هستند. برای آنها "تجارت نقش خدا را بازی می‌کند." بانک‌های سرمایه‌گذاری، معادن طلای عصر حاضر هستند. ادغام‌های گوناگون و بی‌حدوحصر با استفاده از تاکتیک‌های متنوع، سودهای کلانی را نصیب این وکلا و بانکداران سرمایه‌گذار کرده است. اما همانطور که در اقتصاد همه می‌دانند سودهایی که در بلندمدت تنها نصیب یک سری افراد خاص و محدود بشود، در نهایت به ضرر سیستم اقتصادی کشور خواهد بود.
در سال 1986 دنیس لوین، دلالی که در درکسل بورنهام لمپارت فعالیت می‌کرد و به دلیل سوءاستفاده از اطلاعات محرمانه شرکت‌ها به نفع خود، دستگیر شد منجر به افشای بزرگترین رسوایی تاریخ وال‌استریت گردید. رسوایی‌ای که در بین جامعه یهودی باعث ایجاد نگرانی‌های جدی گردید.
کمی بعد، فردی به نام مارتین سیگل نیز دستگیر شد و هرچه پیش می‌رفت حضور پررنگ و باورنکردنی یهودیان در آن رسوایی بیشتر مشخص می‌شد. جنایت‌کاران ثروتمند این رسوایی، در اکثر موارد یهودی بودند.
یکی از بزرگترین متهمانی که در طول رسیدگی به این رسوایی دستگیر شد، سوپر میلیاردر یهودی، مایکل میلکن (Michael Milken)، "شاه کثیف اوراق قرضه" بود که به اخاذی و فریب‌کاری در زمینه بیمه متهم شده بود. داستان این شخص خود حکایتی جدا می‌طلبد که در این مقال نمی‌گنجد.





 

مایکل میلکن؛ سوپر میلیاردر یهودی ملقب به "شاه کثیف اوراق قرضه"



در دهه 1980 نام یک تاجر یهودی آمریکایی دیگر اهل وال‌استریت نیز بر سر زبان‌ها افتاد.

این فرد مارک ریچ (Marc Rich) نام داشت. البته نام پدری او مارک رایش بود. او سرمایه‌داری ظالم، تاجری کینه‌توز و درعین حال فروشنده‌ای فریبنده بود. از او غالبا تحت عنوان فاسدترین مرد در میان کاپیتالیست‌ها نام برده می‌شد. اما مهم‌ترین ویژگی وی مرموز بودن و داشتن روابطی خاص با سرویس‌های اطلاعاتی بود. ریچ با اسرائیل روابط بسیار عمیقی داشته و در مذاکراتی که برای بازگرداندن سربازان به گروگان گرفته‌شده اسرائیلی صورت می‌گرفت، شرکت داشت. نفوذ این فرد تاحدی بود که بیل کلینتون در سال 2001 و بهنگام ترک کاخ سفید، تمام جرائم ریچ را مورد بخشش قرار داد. این اقدام اعتراض بسیاری را در آن زمان برانگیخت اما برخی از مقامات اسرائیل اقدام کلینتون را ستودند.

 

مارک ریچ: سرمایه‌داری ظالم، تاجری کینه‌توز و درعین حال فروشنده‌ای فریبنده


فارس: پس از پذیرفته شدن فلسطین در یونسکو به عنوان عضوی کامل، آمریکا اعلام کرد که کمک مالی خود به این نهاد سازمان ملل را قطع می کند.

به گزارش خبرگزاری فرانسه، ایالات متحده آمریکا روز دوشنبه اعلام کرد که مشارکت مالی در سازمان‌ تربیتی،‌ علمی ‌و ‌فرهنگی ‌ملل ‌متحد (یونسکو) را متوقف می کند.

این اقدام آمریکا پس از آن صورت گرفت که این نهاد سازمان ملل با عضویت کامل فلسطین موافقت کرد.

"ویکتوریا نولاند" سخنگوی وزارت امور خارجه آمریکا در جمع خبرنگاران اعلام کرد: ما قصد داشتیم که در ماه نوامبر 60 میلیون دلار به یونسکو پرداخت کنیم [اما] این پرداخت را انجام نخواهیم داد.

یونسکو در نشست امروز خود به عضویت تشکیلات خودگردان فلسطین به عنوان عضو کامل این نهاد وابسته به سازمان ملل رای مثبت دادند.

تشکیلات خودگردان فلسطین که در رسیدن به عضویت دائم سازمان ملل در مجمع عمومی و شورای امنیت ناکام ماند برای کسب دستاوردی ولو ظاهری خواهان عضویت در یونسکو به عنوان یک عضو کامل بود.

در این رای‌گیری 107 کشور از 173 کشور حاضر، با پیوستن فلسطین به یونسکو موافقت کرده و ۱۴ کشور از جمله آمریکا، کانادا و آلمان به آن رای منفی و ۵۲ کشور هم رای ممتنع دادند.

اسرائیل با این اقدام به شدت مخالفت کرده و نمایندگی آمریکا نیز این حرکت فلسطینی‌ها را غیرسازنده خوانده بود. ۱۹۳ کشور در این نهاد بین‌المللی عضویت دارند و آمریکا برخلاف شورای امنیت، در یونسکو دارای حق وتو نیست.

قاضی دادگاه رئیس جمهور مخلوع مصر متهم به تبرئه 6 نفر از مدیران بلندپایه وزارت هواپیمایی مصر در یک قضیه بین‌المللی شده که این موضوع نگرانی‌هایی را میان مصری‌ها درباره وضعیت رسیدگی به اتهامات مبارک و دیگر بازماندگان رژیم سابق بوجود آورده است.
خبرگزاری فارس: قاضی دادگاه مبارک 6 مدیر سابق مبارک را تبرئه کرد/بیم از تبرئه مبارک و سران رژیم سابق

به گزارش فارس به نقل از پایگاه خبری الیوم السابع، اخیرا اسناد و مدارکی بدست آمده است که نشان می‌دهد، قاضی احمد فهمی رفعت در سال 2005 سه بار اقدام به صدور حکم تبرئه برای مدیران بلند پایه وزارت هواپیمایی مصر کرده که متهم به دست داشتن در یک قضیه بین المللی بوده‌اند.

این افراد 6 نفر از مدیران بلندپایه وزارت هواپیمایی مصر بوده‌اند که میلیاردها جنیه مصری را اختلاس کرده بودند، اما با حکم قاضی رفعت تبرئه شدند.

نکته مهم بدست آمده در این اسناد این است که برادر قاضی رفعت، در این پرونده دست داشته و یکی از متهمان بوده است.

عامر عبد العزیز، وکیل درخواست پاسخگویی احمد رفعت فاش کرد که عصام رفعت، برادر قاضی دادگاه مبارک، عضو کمیته سیاست‌گذاری‌های جمال مبارک و کمیته قیمت‌گذاری در وزارت هواپیمایی مصر و از دوستان حسین سالم،‌ سرمایه‌دار فراری و از دوستان نزدیک مبارک بوده است.

حال با توجه به این روابط و این سابقه ملت مصر از این بیم دارند که آیا تاریخ بار دیگر تکرار خواهد شد و قاضی احمد فهمی رفعت در قضیه کشتار تظاهرات‌کنندگان مصری و صدور گاز به رژیم صهیونیستی چشم‌پوشی‌هایی در صدور احکام برای متهمان اصلی این پرونده یعنی حسنی مبارک و جمال و علاء مبارک، دو پسرش و حبیب العادلی، وزیر سابق داخلی و 6 نفر از معاونانش خواهد کرد یا خیر .

به گزارش ایرنا، 'ریچارد کارترز' اسقف شهر لندن و 'گریم ناولز' اسقف کلیسای 'سنت پل' به همراه تعداد دیگری از روحانیون مسیحی صبح امروز در جمع معترضان ضدسرمایه داری که از دو هفته پیش در مقابل کلیسای 'سنت پل' چادر زده اند، حضور یافتند و از آنان خواستند که به اعتراضات خیابانی خود پایان دهند.

آنان در سخنان خود بر این نکته تاکید می کردند که پس از گذشت دو هفته پیام اعتراضات به بانکداران و مقامات دولتی منتقل شده است و دیگر حضور خیابانی ضرورتی ندارد.

'معترضان باید از این پس با برگزاری جلسات با مقامات بانک ها و مسئولان دولتی، خواسته های خود را پیگیری کنند.'

ریچارد کارترز اسقف شهر لندن در جمع معترضان گفت: ما همگی باید تلاش کنیم از بروز هرگونه خشونت جلوگیری کنیم و به همین دلیل کلیسا خواستار این است که معترضان بصورت مسالمت آمیز و داوطلبانه محوطه مقابل کلیسای 'سنت پل' را تخلیه کنند.

وی افزود: حضور معترضان در مقابل کلیسای 'سنت پل' و برپایی بیش از 200 چادر در این محل، فعالیت های عادی این کلیسا را تحت تاثیر قرار داده است.

تعدادی از معترضان نیز در این جلسه عمومی با تکرار علت اعتراضات خود که همانا مخالفت با سودجویی و فساد مالی حاکم بر نظام اقتصادی سرمایه داری است، تاکید کردند که اعتراضات آنان کاملا مسالمت آمیز است و هیچ مانعی نیز برای فعالیت های کلیسا ایجاد نکرده است.

نمایندگان معترضان همچنین از مقامات کلیسا به دلیل همکاری با مقامات شهرداری لندن برای اخراج اجباری معترضان انتقاد کردند و این گونه تلاش ها را در تضاد با آموزه های مسیحیت توصیف نمودند که ممکن است باعث بروز خشونت شود.

آنان همچنین اعلام کردند که ضمن حفظ تماس ها و گفت و گوهای خود با مقامات کلیسا، به اعتراضات خود ادامه خواهند داد و حاضر نیستند فعلا این محل را ترک کنند.

بر اساس گزارش منابع خبری، نحوه برخورد با اعتراضات ضدسرمایه داری در مقابل کلیسای 'سنت پل' باعث بروز اختلاف نظرهایی در میان مقامات کلیسای انگلیس شده است.

در حالی که برخی از این مقامات خواستار اخراج اجباری معترضان از مقابل کلیسا هستند، برخی دیگر از روحانیون مسیحی معتقدند که کلیسا نه تنها نباید به نفع دولت و سرمایه داران به مقابله با معترضان بپردازد، بلکه باید تا حد امکان از خواسته های آنان حمایت کند.

این گونه اختلاف نظرها در میان روحانیون مسیحی هفته گذشته نمود عینی یافت و دکتر 'جایلس فریزر' یکی از مدیران ارشد کلیسای 'سنت پل' در حمایت از معترضان ضدسرمایه داری از سمت خود کناره گیری کرد.

وی که از سال 2009 معاونت امور آموزشی و فرهنگی این کلیسای مشهور را برعهده داشت روز پنجشنبه رسما استعفای خود را تسلیم هیات مدیره کلیسا کرد.

آقای فریزر از جمله کشیشانی بود که از ابتدای تجمع معترضان ضدسرمایه داری در مقابل کلیسای 'سنت پل' با آنان ابراز همدردی کرد و با هرگونه استفاده از زور برای اخراج معترضان از مقابل کلیسا مخالفت نمود.

با این حال مقامات شهر لندن روز جمعه اعلام کردند برای اخراج معترضان ضدسرمایه داری از مقابل کلیسای 'سنت پل' دست به اقدام قضایی خواهند زد.

این تصمیم در جلسه کمیته برنامه ریزی و حمل و نقل شهرداری منطقه مالی لندن موسوم به 'سیتی' اتخاذ شد.

'مایکل ولبانک' رییس کمیته برنامه ریزی و حمل و نقل شهرداری منطقه 'سیتی' پس از جلسه این کمیته به خبرنگاران گفت: برگزاری اعتراض مسالمت آمیز یک حق حیاتی در نظام های دموکراتیک است ولی اشغال خیابان باعث نقض حقوق دیگران می شود و ما مصمم هستیم که از طریق دادگاه تخلیه معترضان را پیگیری کنیم.

یک سخنگوی کلیسای 'سنت پل' نیز گفت: متاسفانه اقدام قانونی علیه معترضان ضروری شده است.

تعدادی از معترضان ضدسرمایه داری در جلسه عمومی امروز با روحانیون ارشد کلیسای لندن از آنان درباره اعلام حمایت شان از شکایت قضایی برای اخراج اجباری معترضان سوال کردند که آنان حاضر نشدند پاسخ صریحی در این زمینه بدهند و حتی در دقایقی از سوی حاضران 'هو' شدند.

از سوی دیگر هفته نامه 'آبزرور' چاپ لندن روز یکشنبه گزارش داد که تعدادی از گروه های مسیحی تصمیم گرفته اند که از معترضان مستقر در مقابل کلیسای 'سنت پل' دفاع کنند. آنها تاکید کرده اند اگر هر گونه اقدامی برای تخلیه اجباری معترضان صورت بگیرد، یک حلقه انسانی در حمایت از چادرهای معترضان ایجاد خواهند کرد.

در پی افزایش فشارها علیه معترضان ضدسرمایه داری در شهر لندن برای جمع کردن چادرهای خود، یک سازمان غیردولتی مخالف سیاست های اقتصادی دولت، از روز گذشته اقدام به جمع آوری امضا در حمایت از معترضان کرده است.

سازمان موسوم به 'ائتلاف مقاومت' با انتشار یک تومار 'آن لاین' از همه فعالان مدنی و شخصیت های سیاسی دعوت کرده است آن را امضاء کنند.

در این تومار آمده است: ما از حقوق معترضان برای ادامه اعتراضات خود در مقابل کلیسای 'سنت پل' و میدان 'فینزبری' لندن و اشغال اماکن عمومی به نشانه اعتراض حمایت می کنیم.

این تومار افزوده است: نگرانی درباره بی عدالتی و فساد حاکم بر نظام های سرمایه داری دغدغه مشترک بسیاری از مردم است.

'استفاده از زور و دادگاه برای خاموش کردن اعتراضات مشروع و مسالمت آمیز که مورد حمایت گسترده اقشار مختلف مردم است، قابل پذیرش نیست.'

تاکنون چند نماینده پارلمان انگلیس، تعدادی از رهبران اتحادیه های صنفی و کارگری، فعالان ضدجنگ و استادان دانشگاه این تومار را امضاء کرده اند.

صدها نفر از مخالفان نظام سرمایه داری از حدود دو هفته پیش در مقابل کلیسای بزرگ 'سنت پل' در منطقه اقتصادی و مالی شهر لندن موسوم به 'سیتی' چادر زده اند.

این معترضان قصد داشتند که محوطه بازار بورس لندن را اشغال کنند که پلیس مانع از این کار شد و به همین دلیل محوطه مقابل کلیسای 'سنت پل' به عنوان محل استقرار چادرهای معترضان انتخاب شد.

کلیسای 'سنت پل' همچنین از اوایل هفته گذشته به روی بازدیدکنندگان و عبادت کنندگان بسته شد ولی از روز جمعه مجددا فعالیت های عادی خود را از سر گرفت.

مخالفان نظام سرمایه داری روز شنبه هفته گذشته همچنین میدان 'فینزبری' شهر لندن را که در نزدیکی بانک مرکزی انگلیس قرار دارد، به اشغال خود درآوردند. آنان تاکید کرده اند که فعلا هر دو محل را در اشغال خود نگه خواهند داشت تا صدای اعتراض شان را به گوش مقامات دولتی و بانکداران و سرمایه داران برسانند.

معترضان ضدسرمایه داری برای انتقال پیام خود به مردم دست به ابتکارات جالب توجهی زده اند؛ برگزاری جلسات بحث و گفت و گو، برپایی برنامه های فرهنگی و هنری و دعوت از برخی خوانندگان و گروههای موسیقی و حضور فعال در شبکه های اجتماعی نظیر فیسبوک و توییتر از جمله این ابتکارات است.

این معترضان همچنین اقدام به انتشار یک نشریه ویژه کرده اند که نخستین شماره آن در 12 صفحه و با تیتر 'اینجا می مانیم' در اختیار تجمع کنندگان و دیگر علاقه مندان قرار گرفت.

مشرق:  وزارت خارجه آمریکا دست به برگزاری رقابتی جهانی به نام «با ما برقص: تکاپو در میان فرهنگ‌ها» زد. در این رقابت از مردم کشورهای مختلف جهان به ویژه جوانان خواسته شده است تا با ارسال فیلم و تصاویر مربوط به رقص‌هایی که در اماکن عمومی یا جمع خانوادگی خود به اجرا درآورده‌اند، در این رقابت شرکت کرده و برنده جایزه شوند.

این مسابقه از 13 سپتامبر الی 25 اکتبر 2011 برگزار شد. آثار ارسالی توسط هیئتی متشکل از اعضای وزارت خارجه آمریکا و سازمان‌های هنری آمریکا مورد بررسی قرار می‌گیرد تا به آنها براساس میزان خلاقیت، تاثیرگذاری، و کیفیت تصاویر امتیاز داده می‌شود.

وزارت خارجه آمریکا سال گذشته نیز دومین فصل از جنبش رقص خود را آغاز نمود و در آن چهار موسسه رقص آمریکایی به 14 کشور مختلف واقع در آفریقا، شرق آسیا، آسیای میانه، و آسیای غربی اعزام شدند. آمریکا با علم به اینکه 45 درصد جمعیت جهان را جوانان زیر 25 سال تشکیل می‌دهد دست به انجام چنین فعالیت‌هایی در راستای حیازدایی و ترویج سبک زندگی آمریکایی می‌زند.

لازم به یادآوری است که «آن استاک» معاون امور آموزشی و فرهنگی وزیر خارجه آمریکا، سال گذشته در کنفرانس سالانه انجمن هنرهای نمایشی، سخنانی در راستای دیپلماسی فرهنگی ایراد نمود که طی آن، ضمن تاکید بر اراده آمریکا بر تغییر در روابط مردم جهان، دیپلماسی فرهنگی را کارآمد ترین عامل در قدرت هوشمند دانست

.

وی تصریح کرده بود که «دیپلماسی فرهنگی، عنصر اساسی سیاست خارجی آمریکا است. چیزی که وزیر امور خارجه کلینتون از آن با مفهوم قدرت هوشمند یاد می‌کند. هیچ چیزی در قدرت هوشمند از دیپلماسی فرهنگی کاراتر و هوشمندتر نیست، که با حذف موانع ارتباطی زبانی، راه‌های ارتباطی جدیدی برای ارتباط سریع و پایدار بوجود می‌آورد . »

همچنین وزیر امور خارجه آمریکا، هیلاری کلینتون، پیش‌تر در مصاحبه‌ای با شبکه خبری سی‌بی‌اس ساندی مورنینگ با تاکید بر فعالیت‌های آمریکا در زمینه‌های فرهنگی و دیپلماسی اظهار کرده بود: «گاهی ممکن است که یک قطعه موسیقی بهتر از یک سخنرانی بتواند ارزش‌های آمریکایی را انتقال دهد .»

مشرق: پنتاگون تصمیم دارد شیوه کار ماشین تبلیغاتی خود را تغییر دهد. گزارشی که این هفته در پایگاه اینترنتی"وایرد منتشر شده، افشا می‌کند، محققانی که در "آژانس پروژه‌های پیشرفته دفاعی" (Defense Advanced Research Projects Agency) پنتاگون که مخفف آن "دارپا" است، کار می‌کنند، به تازگی کار خود را بر روی برنامه‌ای به نام "شبکه‌های روایتی" (Narrative Networks) آغاز کرده‌اند.
برای دریافت سند پژوهش جدید دارپا برای شبکه روایتی کلیک کنید.

طبق این طرح، دانشمندان این آژانس که از فناوری‌های پیشرفته بهره می‌برد، به بررسی الگوهای مغزی و سایر عملکردهای بدنی می‌پردازند تا دریابند که اخبار چگونه ذهن مخاطبین را شکل می‌دهد و بدین ترتیب، وزارت دفاع آمریکا می‌تواند هر کسی را که بخواهد تحت تاثیر دستورکار خود قرار دهد.
یکی از محققان نزدیک به این پروژه در دفاعی ناشیانه در این باره به می گوید: "دولت آمریکا هم‌اکنون نیز سعی بر آن دارد که پیامی را که مخاطبین دریافت می‌کنند، کنترل کند؛ پس چرا کاری نکنیم که علم به شیوه سیستماتیک این کار را انجام دهد؟"
قابل ذکر است که آمریکا با بهانه قرار دادن مبارزه با تروریسم به سوى این پروژه اغواگرانه مى شتابد تا مخالفانش را شستشوى مغزى داده و آنها را با اهداف امپریالیستى خود همراه کند.

یک محقق علوم اعصاب (neuroscience) که در این پروژه فعالیت می‌کند، چنین می‌گوید که دانشمندان آژانس بطور ویژه بر روی این مسئله کار می‌کنند که چگونه اخبار ذهن شنوندگان را شکل می‌دهد تا بدین ترتیب دریابند که چه کسانی درمقابل استفاده از تاکتیک‌های تروریستی(!) آسیب‌پذیرتر هستند. در اولین گام، هدف پروژه شبکه‌های روایتی بر این است که "به بررسی عملکرد داستان‌های خبری در فرایند افراط‌گرایی سیاسی برای رسیدن به اهداف سیاسی" بپردازد. این محققان برای رسیدن به این منظور، نقش رسانه‌های اجتماعی بر فرایند فکری مردم را مورد بررسی قرار می‌دهند.
این گزارش می افزاید، محققان در گام بعدی این پروژه به ساخت نرم‌افزارها و سخت‌افزارهایی برای تحلیل شیوه برداشت مردم از داستان‌های خبری روی می‌آورند و در این راستا، حتی به استفاده از سنسورهای غیرقابل ردیابی برای نظارت بر واکنش‌های داخلی و خارجی روی خواهند آورد.
پایگاه خبری "راشا تودی" هفته پیش گزارش داد که وزارت امنیت داخلی آمریکا کار خود را بر روی عملیاتی با عنوان " پروژه فست" (FAST project) آغاز کرده که در آن، محققان معیار‌های روانی جسمانی تنفس، الگوهای چشمی و ریت گفتار اشخاص مورد آزمایش را تحت نظارت قرار می‌دهند، تا بدین ترتیب بتوانند تهدیدهای امنیتی را تنها براساس عملکردهای زیستی بطور دقیق شناسایی کنند.


کمک مالی قذافی به گروهک ضد شیعی پاکستان

به گزارش خبرگزاری اهل بیت (ع) ـ ابنا ـ ویکی لیکس در یکی از گزارش های خود فاش کرده است که قذافی 312 هزار دلار کمک مالی در اختیار گروهک تروریستی ضد شیعی پاکستان "سپاه صحابه" قرار داده بود.

گزارش های منتشره از سوی ویکی لیکس حاکی است  یک عالم سنی معروف منتسب به طایفه دیوبندی ، از شهر فیصل آباد ایالت پنچاب به یکی از دیپلمات های آمریکا، مستقر در سرکنسولگری آمریکا در شهر لاهور، گفته است  که بعد از بازگشت "محمد احمد لُدیانوی" رهبر سپاه صحابه پاکستان از لیبی فعالیت های سپاه صحابه به شدت گسترش یافته است.

هیچ رسانه و یا گروهی در پاکستان تا کنون شهامت سخن گفتن در باره این افشاگری های سایت ویکی لیکس را نداشته است؛ این در حالی است که رسانه های پاکستان در سایرموارد گزارش های ویکی لیکس را با آب و تاب منعکس کرده و با دقت تمام امور مورد اشاره در آن را مورد بررسی قرار می دهند اما در این مورد خاص تا کنون هیچ کس سخنی نگفته و این افشاگری را مورد بررسی قرار نداده است.

ویکی لیکس اخیرا یکی از پیام های سرکنسولگری آمریکا در لاهور که در تاریخ 20 مارس 2009 به وزارت خارجه آمریکا ارسال کرده ، را افشا کرده است. در این پیام "برایان دی هانت" می نویسد: یکی از علمای معروف سنی دیوبندی از شهر فیصل آباد در دیدارش با ما در تاریخ 18 مارس، اظهار داشت که فعالیت های سپاه صحابه در شهر فیصل آباد، بعد از بازگشت محمد احمد لدیانوی، سرکرده این گروهک از لیبی، گسترش و شدت بیشتری یافته است و اینک هواداران گروه های تروریستی دیگری مانند "جیش محمد" و گروه های حامی "جنبش طالبان پاکستانی" را نیز جذب می کند.

این عالم دیوبندی به دیپلمات آمریکایی همچنین گفت که لدیانوی برای اخذ و جمع آوری کمک های مالی به دعوت دولت قذافی به طرابلس، پایتخت لیبی سفر کرده بود و هزینه این سفر نیز بر عهده دولت لیبی بوده است.

‏عالم سنی همچنین به دی هانت گفته است  که دولت قذافی به محمد احمد لدیانوی 312 هزار دلار آمریکائی معادل 25 میلیون روپیه پاکستانی کمک کرده است که این مبلغ به زودی به پاکستان ارسال خواهد شد و باعث تشدید فعالیت های سپاه صحابه خواهد شد۔

برایان دی هانت بدون ذکر نام عالم سنی فیصل آبادی در معرفی وی می نویسد: او از مدت های طولانی با سرکنسولگری ما در ارتباط است و در قالب برنامه بین المللی رهبران بازدید کننده به ایالات متحده نیز سفر کرده است.

به نظر می رسد که مفاد این خبر صحت داشته باشد ؛ چرا که این پیام تا کنون از جانب آمریکا و سپاه صحابه تکذیب نشده است.

گفتنی است  زمانی که یکی از سرکردگان سپاه صحابه به نام "الله نواز بلوچ" از این گروهک منحرف شد ، در مقام توجیه استعفای خود از این گروهک، به رسانه ها گفت که سپاه صحابه از کشور هندوستان کمک مالی دریافت می کند و با استفاده از این کمک اختلافات فرقه ای در پاکستان ترویج می دهد.

ساموئل ام.‌ کاتز در بررسی ریشه‌های تشکیل سازمان جهاد اسلامی فلسطین به تفکرات بنیان‌گذاران این سازمان پرداخته و به تاثیرپذیری شگرف این بنیان‌گذاران از انقلاب اسلامی ایران و رهبری امام خمینی (ره) اشاره کرده است.
خبرگزاری فارس: تاثیرپذیری جهاد اسلامی فلسطین از ایران به روایت محقق اسرائیلی

به گزارش فارس، اخیرا انتشارات "لیونز" (Lyons) کتابی را با نام "شکار مهندس" منتشر کرده است که به بررسی چگونگی ردیابی و شهادت "مهندس یحیی عیاش"، از مبارزان فلسطینی، اختصاص دارد. آنچه در این سلسله گزارش‌ها ملاحظه می‌فرمایید، ترجمه این کتاب با ویرایش خبری است که خبرگزاری فارس برای مخاطبان خود فراهم آورده است. این کتاب توسط "ساموئل ام. کاتز" (Samuel M. Katz) و با دیدگاه آمریکایی – صهیونیستی به نگارش درآمده است.

* چرخش جهاد اسلامی در راستای تشدید مبارزه با اسرائیل

هانی عابد، عضو ترور شده جهاد اسلامی فلسطین، چهره‌ای مهم در آینده دنیای تروریستی اسلامی محسوب می‌شد. وی نه تنها فردی باهوش، شجاع و بی‌رحم بود بلکه از شخصیتی کاریزماتیک نیز برخوردار بود. مردم از او پیروی می‌کردند و مطالبی می‌آموختند. عابد دوره‌هایی را نیز در زمینه تولید و طراحی مدارهای الکترونیکی و بمب نزد یحیی عیاش سپری کرده بود. جهاد اسلامی در آستانه چرخشی در مبارزات خود علیه اسرائیل بود که تا آن زمان دچار محدودیت بود. یحیی عیاش جرقه‌ای را در قلوب و اذهان جهاد ایجاد کرده بود. حماس تنها ظرف یک هفته ثابت کرده بود که احساس امنیت اسرائیلی‌ها را می‌توان همچون جام شیشه‌ای که با پتک بر آن کوفته شود، خرد کرد. برای جهاد اسلامی زمان حمله به اسرائیل، اکنون بود.

* تاثیرپذیری جهاد اسلامی فلسطین از انقلاب اسلامی ایران

جهاد اسلامی فلسطین ریشه در گروه کوچکی از دانشجویان اهل نوار غزه دارد که در دانشگاه‌های مصر تحصیل کرده و به شدت تحت تاثیر رهبران و امامان جماعت منتسب به جماعت اخوان‌المسلمین بودند. اخوان‌المسلمین از زمان استقلال مصر، از دوران ملک فاروق گرفته تا جمال عبدالناصر و انور سادات، با ساختار سیاسی و مذهبی جامعه مصر پیوند خورده بود و بالاخص در میان اقشار فقیر نفوذ گسترده‌ای داشت. انفجار ناشی از انقلاب اسلامی ایران در سال 1979 که در آن بنیادگرایی اسلامی از داشتن یک رهبری کاریزماتیک تبعید شده از وطن برخوردار بود، پدیده‌ای را ایجاد کرد که توانست قدرت‌مندترین رژیم غرب‌گرای منطقه [رژیم شاه] را سرنگون کند و پیروان جدیدی را در بین شبه‌نظامیان مسلمان در مصر و در میان دانشجویان فلسطینی شاغل به تحصیل در قاهره، اسکندریه و دلتای نیل به خود جلب نماید.
دو تن از سرشناس‌ترین شاگردان مکتب مقاومت اسلامی یکی "دکتر فتحی شقاقی"، پزشکی از اهالی روستای رفث در نوار غزه و دیگری "شیخ عبدالعزیز عوده"، یک واعظ مذهبی از اردوگاه آوارگان جبلیه در همین منطقه بودند. شقاقی که از اهالی اردوگاه آوارگان "فهرا" نیز محسوب می‌شد، پس از دریافت مدرک کارشناسی از دانشگاه بیرزیت در کرانه باختری به مطالعه داروسازی در دانشگاه "سیکارزیک" مصر مشغول شد که به عنوان یکی از مهمترین مراکز تفکر اسلام رادیکال در مصر معروف است. شقاقی که عمیقا تحت تاثیر انقلاب اسلامی ایران قرار گرفته بود، در سال 1979 میلادی [سالی که در آن انقلاب اسلامی ایران به پیروزی رسید]، کتابی را تحت عنوان "[امام]خمینی: راه حل و آلترناتیو اسلامی" منتشر کرد که بیانگر حمایت مشتاقانه وی از انقلاب اسلامی ایران بود. وی از انقلاب اسلامی ایران به عنوان "مدلی کارآمد و منحصر به‌فرد در انقلاب‌های انسانی" ستایش می‌کرد.
نمونه ایران، به سنگ بنای جهت‌گیری‌های سیاسی و نظامی جهاد اسلامی فلسطین تبدیل شد. شقاقی پس از تکمیل تحصیلات خود در مصر به اسرائیل بازگشت و در بیمارستان "المطلع" در اورشلیم شرقی به داروسازی مشغول شد و بعدها نیز به نوار غزه بازگشت و در آنجا کسب و کار کوچکی را برای خود به راه انداخت.

* شیخ عبدالعزیز عوده آشکارا به تبلیغ انقلاب اسلامی ایران می‌پرداخت

باورهای بنیاد‌گرایانه فتحی شقاقی وی را بر آن داشت که به دنبال دیگر اهالی غزه و استخدام آن دسته از آنان باشد که همچون خود او، در مصر تحصیل کرده بودند و یا به جهت مشارکت در اقدامات براندازانه از این کشور اخراج شده بودند. یکی از این افراد، شیخ عبدالعزیز عوده بود. وی که یک روحانی مسلمان بود سال‌ها قبل موفق به اخذ مدارک دانشگاهی در رشته‌های ادبیات عرب و مطالعات اسلامی از "دارالعلیم" قاهره و حقوق اسلامی از دانشگاه سیکارزیک شده بود. عوده که در مطالعات اسلامی خویش غرقه بود، به مدافع سرسخت اخوان‌المسلمین و جماعۀ‌الاسلامیه تبدیل و به خاطر خطابه‌های شورانگیزش مشهور شد. در سال 1975، شیخ عوده به خاطر همکاری با اخوان‌المسلمین از مصر اخراج شد و مدتی را در امارات متحده عربی سپری کرد و سرانجام در سال 1981 به اسرائیل بازگشت و در بخش "بیت‌لاحیه" در نوار غزه به عنوان امام جماعت و واعظ مسجد شیخ عزالدین قسام مشغول به فعالیت شد. سخرانی‌های آتشین شیخ عبدالعزیز عوده در مسجد مزبور به منزله حمایت آشکار از آیۀالله خمینی و انقلاب اسلامی ایران بود و مبارزه را نه تنها بر ضد غیرمسلمانان بلکه بر ضد آن دسته از رژیم‌های عربی که از اسلام منحرف شده و به تعقیب اخوان‌المسلمین پرداخته بودند، جهت می‌داد.

هرچند برخی منابع از مخالفت آل سعود با پذیرش قذافی و نزدیکانش خبر داده بودند، اما روزنامه 'الوطن' عربستان امروز از ورود 'ساعدی' فرزند معمر قذافی به عربستان خبر داد.
به گزارش جهان، محافل سیاسی و رسانه ها عنوان "پناهگاه دیکتاتورهای فراری" را از سال گذشته، برای عربستان سعودی بکار بردند. ریاض ابتدا از پادشاه فراری تونس، استقبال کرد و در اوج تظاهرات مردمی تونسی ها بود که مقامات آل سعود "بن علی" را به گرمی در آغوش کشیدند.

چندی بعد که انقلاب مردم مصر خبر اول رسانه های دنیا شد و کاری از دست چماقداران حسنی مبارک هم بر نیامد، دیکتاتورهای آل سعود به مبارک هم پیشنهاد آمدن به ریاض را داد. هرچند فرعون مصر ابتدا این دعوت را نپذیرفت اما اسفندماه سال ۸۹ به بهانه درمان پزشکی هواپیمای خود را در پایگاهی نظامی در منطقه تبوک عربستان به زمین نشاند. اعتراض گسترده مصری ها اما، او را دوباره به قاهره برگرداند تا در دادگاه محاکمه شود.

سومین دیکتاتوری که آل سعود برای او دل سوزاند، دیکتاتور یمن بود. "عبدالله صالح" پس از به خاک و خون کشیدن صدها یمنی در میان استقبال مقامات سعودی وارد این کشور همسایه شد. او هم علت سفر خود را درمان زخم های صورتش بیان کرد و پس از چند ماه به یمن بازگشت. صالح قول داده این روزها قدرت را رسما واگذار کند.

هرچند برخی منابع از مخالفت آل سعود با پذیرش قذافی و نزدیکانش خبر داده بودند، اما روزنامه 'الوطن' عربستان امروز از ورود 'ساعدی' فرزند معمر قذافی به عربستان خبر داد. 



به گزارش نسیم،‌ این روزنامه به نقل از منابع آگاه از ورود ساعدی از نیجر به فرودگاه 'جده' با هواپیمای اختصاصی ترکیه و با میانجی‌گری سلفیان سعودی خبر دادند.

جزئیات بیشتری درباره ورود ساعدی قذافی به عربستان منتشر نشده است.

هفته‌نامه ساندی‌تایمز چاپ انگلیس تیر ماه گزارش داده بود که مذاکرات اروپایی‌ها با مقامات ارشد عربستانی برای راضی کردن آنها به پذیرفتن احتمالی معمر قذافی به بن‌بست خورده است؛ موضوعی که با خبر امروز الوطن صحت آن زیر سوال رفته است.

سخنگوی وزارت امور خارجه آمریکا روز ۲۲ شهریور ادعا کرده بود که "مقامات نیجر ساعدی را بازداشت کرده و در حال انتقال وی به زندان هستند". سایر اعضای خانواده قذافی هم اکنون در الجزایر بسر می برند. 

دولت سعودی عربستان در شرایطی به مامن دیکتاتورهای فراری و نزدیکان آن تبدیل شده که در همراهی با توطئه های آمریکایی-صهیونیستی هم سنگ تمام گذاشته است؛ به طوری که بخشی از فعالان سیاسی داخلی اتهام زنی اخیر آمریکا به ایران را پیشنهاد آل سعود می دانند. کاخ سفید اخیرا ایران را متهم به دست داشتن در طرح ترور سفیر عربستان در واشنگتن کرده است. عربستان هم از آمریکا به خاطر آنچه "کشف توطئه" نامیده تشکر کرده و خواستار رسیدگی شورای امنیت به موضوع شده است.

این ها همه واقعیت هایی است که ضرورت هشیاری دستگاه دیپلماسی کشور را دوچندان کرده است. اما به نظر می رسد مسئولان وزارت خارجه کاری به همدردی رژیم عربستان با دیکتاتورهای فراری و جنایات آل سعود در کشورهای یمن، بحرین، سوریه، لبنان و... ندارند و رابطه "حسنه" با این دولت را مقدم بر همه این مسائل می دانند.

یک رسانه خارجی با اشاره به فساد و اسراف شاهزادگان سعودی آن را عاملی خطرناک برای آینده مبهم آل سعود دانسته است.

به گزارش مهر  پایگاه النخیل در مطلبی با عنوان "خطرناکترین گزارش آسوشیتد پرس" آورده است : حقایق مربوط به آل سعود هر روز روشن تر می شود و رسانه هایی که یهودیان در اروپا و آمریکا بر آن احاطه دارند شروع به رسوا سازی ماهیت این خاندان کرده اند که جدیدترین آن گزارش خبرگزاری آسوشیتد پرس است.
صبح جدیدی بر این کشور صحرایی که آغاز می شود جایی که حاجیان به آن وارد می شوند و نفت دنیا از طریق آن تامین می شود، اما بعد هنگامی که مولود ذکوری در خاندان حاکم بر عربستان متولد می شود چه چیز انتظار وی را می کشد؛ دستمزد رویایی، تلفن همراه، خدمات برق و سفرهای رایگان با بهترین پروازها، برجهای بلند، مکان مناسب در ادارات دولتی و بسیاری از شرکتها و موسسات.
در این گزارش آمده است : کاخهای شاهزادگان در شمال ریاض خودنمایی می کند، اما کسی را جرات نزدیک شدن به این کاخها که گارد پادشاهی به شدت از آنها مراقبت می کند نیست.
باغهای شاهزادگان با آبیاری قطره ای که از فاصله سیصد مایلی از خلیج فارس به آنجا کشیده شده است سرسبز است و خودروهای گران قیمت و آخرین مدل در خیابانهای آرام منطقه حرکت می کنند در فاصله نزدیک به کاخها و باغها، هواپیماهای اختصاصی قرار دارند که آماده پرواز به هر نقطه ای در جهان هستند.
در جده و شهرهای دیگر مراکز تجاری و شرکتها و موسسات در دست شاهزادگان است. همه پستهای اصلی در وزارت دفاع، کشور، اطلاعات و دیگر وزارتخانه های عربستان از آن شاهزادگان است، آنها سیطره کاملی بر ارتش دارند و آل سعود کشور عربستان را ملک خصوصی خود می دانند.
در این گزارش آمده است : یک منبع رسمی عربستانی تعداد شاهزادگان سعودی را ۲۷۰۰ نفر می داند، اما یک نشریه آمریکایی تعداد آنها را ۴۰۰۰ نفر می داند.سعید ابوالریش که پژوهشهای زیادی درباره این خانواده دارد تعداد آنها را ۷۰۰۰ نفر تخمین زده است.
گزارش فوق بیان کرد: پشت دیوارهای کاخ شاهزادگان سعودی شرب خمر و استعمال مواد مخدر موضوعی عادی است موضوعی که اگر یک شهروند عادی خارج از کاخ، مرتکب آن شود، با مرگ یا مجازات شدید روبرو می شود.
شاهزادگان سعودی حشیش مصرف می کنند و عاشق کوکایین هستند هر چه بخواهند از این مواد برای خود تهیه می کنند، زیرا بازرسی از آنها صورت نمی گیرد.
حداقل حقوق یک نوزاد خانواده سلطنتی ۱۰۰۰۰ دلار در ماه است.مطابق تلگراف سری یکی از سفارتخانه های غربی یک سوم دارایی های هرگز در بودجه گنجانده نمی شود و از جیبهای شاهزادگان سر در می آورد اما خاندان سلطنتی همچنان تکثیر می شوند.
این گزارش بیان کرد: شرایط در داخل خاندان سلطنتی به گونه ای پیش می رود که جنگ و درگیری میان آنها حتمی است، زیرا این زندگی مرفه شاهزادگان به شدت احساسات مردمی را برانگیخته است.اینکه شاهزاده ای به جای اینکه چند ساعت منتظر پرواز باشد هواپیمای چند میلیون دلاری اجاره کرده است.
فاضل جلبی مدیر مرکز مطالعات انرژی در لندن معتقد است : شرایط کنونی حاکم بر جامعه عربستان مانند چهل سال قبل نیست و این بریز و بپاشها قابل قبول نیست.این فساد و اسراف به مثابه هیزم جنبشهای مخالف است.
در این گزارش همچنین ذکر شده است که نزاع درونی خاندان سلطنتی از تحرکات مخالفان هم برای موجودیت سیستم حاکم خطرناکتر است.

بغداد (العالم)- عضو فراکسیون ائتلاف دولت قانون به رهبری نوری مالکی نخست وزیر عراق، هراس عربستان از استقرار دموکراسی درعراق، سرایت دموکراسی خواهی به این کشور و تقویت شیعیان منطقه نفت خیز الشرقیه عربستان در مرز با عراق را راز اصرار ریاض برای اخلال در عراق عنوان کرد.

"سعد المطلبی" سیاستمدارعراقی شنبه درگفت وگوبا شبکه خبری العالم اظهار داشت: عربستان تلاش می کند عراق را به مجموعه کشورهای عربی همانند سابق بازگرداند و امت عربی جدیدی تشکیل دهد تا عراق نگهبان مرزهای شرقی عربستان باشد و این نشان دهنده دغدغه و نگرانی عربستان از حضور شیعیان درمنطقه است.

المطلبی افزود: منطقه الشرقیه عربستان واقع در مجاورت عراق دارای ساکنان شیعه است و نفت این کشور نیز در این منطقه متمرکز است بنابر این رژیم عربستان بیم آن دارد که عراق به کشوری با ثبات و با رویکرد مذهب شیعه تبدیل شود و این رویکرد شیعی ممکن است دموکراسی و آزادی را به مناطق شیعه نشین هم مرز با عربستان گسترش دهد.

وی گفت: عربستان مداخله در عراق را اینگونه توجیه می کند که در صدد دفاع از دستاوردهای خود است و آن را یکی از حقوق آل سعود می داند بنابراین عراق را تحت  فشار قرار می دهد تا نتواند به عنوان یک کشورمستقل قد علم کند.

عضو فراکسیون ائتلاف دولت قانون خاطرنشان کرد: عربستان با اینگونه اقدامات می خواهد بگوید اگر عراق بخواهد ثبات داشته باشد باید روش سیاسی دموکراتیک خود را تغییر دهد و تاریخ را به گذشته بازگرداند و نگهبان دورازه های شرقی عربستان باشد.

المطلبی با ابراز تاسف از سردی روابط دیپلماتیک عربستان با عراق افزود: عربستان تاکنون سفیری به عراق نفرستاده و حتی نماینده دیپلماتیک در سطوح پایین نیز ندارد و طی دو سال گذشته فقط با اعزام سفیر عراقی سنی به ریاض موافقت کرده است که این امر بیانگر نوع تفکر رژیم عربستان در برابر عراق است.

وی تاکید کرد: عربستان و هریک از کشورهای منطقه با ایجاد عراق دموکراتیک مخالفند و تا زمانی که این روند ادامه دارد  نمی خواهند این کشور به ساحل ثبات برسد اما اگر عراق به دوران دیکتاتوری ،کودتاها و نظامی گری بازگردد ، مورد استقبال آنها قرار خواهد گرفت.

عضو فراکسیون ائتلاف دولت قانون گفت: برخی کشورها تلاش می کنند ، سازمان القاعده و سازمان های تکفیری را با حزب بعث منحله تجمیع کنند تا با ایجاد ناامنی در عراق ، کودتای نظامی به رهبری حزب بعث به پا کنند و قدرت را به دست بگیرند.

المطلبی یکی از منابع تامین مالی حزب منحله بعث عراق را سرمایه های آن طی 30 سال گذشته از محل اختصاص درآمد نفت عراق به این حزب و سرمایه گذاری آن در خارج در دوران رژیم صدام حسین عنوان کرد.

وی تاکید کرد: بیانیه اخیر عزت الدوری جنایتکار عراقی یا سخنگوی وی ، بیانگر همکاری حزب بعث با گروه های تکفیری به منظور تسلط بر عراق وهم چنین حمایت کشورهای عربی از این طرح است.

المطلبی افزود: بیانیه عزت الدوری همچنین بیانگر ناکامی وعده های پیش از انتخابات فهرست العراقیه به رهبری ایاد علاوی به حزب بعث است.

وی گفت: این فهرست از محقق کردن برخی وعده های خود ناکام ماند و نتوانست اهداف حزب بعث را که با هم توافق کرده بودند؛ اجرا کند.

عضو فراکسیون ائتلاف دولت قانون اظهار داشت: میان تلاش برای ایجاد اختلال در وضعیت امنیتی عراق و دعوت برای تمدید حضور نیروهای آمریکایی در این کشور ارتباط مستقیم جود دارد.

وی تاکید کرد: دولت عراق و اکثر نمایندگان مجلس معتقدند که تمدید حضور نیروهای آمریکایی در عراق و امضای  قرارداد جدید با واشنگتن امکان پذیر نیست.

به گزارش خبرگزاری فارس محمد منظر پور که مدتی از سوی شبکه بی‌‌بی سی فارسی به عنوان خبرنگار در سرزمین‌های اشغالی مستقر بود در محفلی گفته است که مقام‌های سیاسی و امنیتی و رسانه‌های اسرائیلی مرتبا از ما می‌خواستند تا تصویری امن و پیشرفته از اسرائیل مخابره کنیم و برای این کار باید بگردیم فعالیت‌های مثبت اجتماعی، فرهنگی و هنری را پیدا کنیم و به تصویر بکشیم.

وی اضافه کرده است: اسرائیلی‌ها در پی آن هستند که فضای جنگ، خمودی و نارضایتی، مشکلات اقتصادی، بحران مسکن و ناامنی‌های حاکم بر مناطق سرزمین‌های اشغال شده را با استفاده از خبرنگاران و اعمال برخی فشارها، تحت الشعاع قرار دهند.

وی همچنین گفته است که اسرائیلی‌ها عین همین درخواست را از خبرنگاران غیر ایرانی بی‌بی‌سی که قبل از او در اسرائیل مستقر بود داشته‌اند و از طرف دیگر علاوه بر مقامات اسرائیل، خود شبکه بی‌بی سی نیز قبل از اعزام ما به تلاویو همین سیاست را به ما اعلام کرده بود.

اظهارات این خبرنگاران در حالی صورت گرفته است که اخیرا در راستای سفید نمایی چهره اسرائیل فیلم و گزارش‌هایی از سوی بی‌بی‌سی به نمایش گذاشته که در آن صحنه‌های رقص و شادی افرادی که گفته می‌شود ساکن اسرائیل هستند، برای مخاطبان نمایش داده می‌شود.


پنتاگون برای اینکه از نیروی نظامی آمریکا ارتشی افسانه ای بسازد، به صورت غیر مستقیم تهیه­کنندگان هالیوود را وادار می کند تا با تحریف حقایق تاریخی، چهره ای دیگر از آمریکا، به جهان نمایش دهند.

در فیلم "سیزده روز" نماینده پنتاگون در هالیوود، از تهیه کننده فیلم می خواهد که با تغییر فیلمنامه ای که وی بر اساس مستندات تاریخی نوشته است؛ برای نشان دادن چهره ای قابل قبول و افسانه ای از ارتش آمریکا، تاریخ را تحریف کند.

 

در زیر خلاصه ای از کشمکش هالیوود با پنتاگون (که به فصل چهارم کتاب عملیات هالیوود اختصاص دارد) آمده است:

- فیل استراب، نماینده پنتاگون در هالیوود، پیتر آلموند را تحت فشار گذاشت تا وقایع تاریخی فیلمی با عنوان سیزده روز که او با بازی "کوین کاستنر" داشت درباره بحران موشکی کوبا می ساخت تغییر دهد

 

- ناظر پنتاگون در هالیوود، از فیلمنامه متنفر بود و فکر می کرد ستاد مشترک ارتش، به صورت افرادی جنگ طلب به تصویر کشیده شده اند. اما آلموند در این زمینه تحقیق کرده بود و می دانست وقایع تاریخی مطرح شده در فیلمنامه صحت دارند.

- استراب به تهیه کنندگان گفت دغدغه اصلی پنتاگون این است که در فیلم بنظر می رسد اگر کندی رئیس جمهور وقت آمریکا جلوی ژنرالهای کشور ـ خصوصاً ژنرال نیروی هوایی کورتیس لیمی ـ را نگرفته بود جهان به سوی جنگ هسته ای میرفت.

- استراب معتقد بود فیلمنامه این فیلم، تاریخ را بازنویسی (تحریف) کرده است، و پنتاگون از آنها حمایت نخواهد کرد.

- استراب درخواست همکاری تهیه کنندگان را رد کرد و در نامه ای به تاریخ 28 جولای 1998 نوشت که رئیس ستاد مشترک ارتش و دیگر ژنرالها به گونه ای منفی و غیرمتعبر و به صورت افرادی نادان و مشاجره طلب به تصویر کشیده شده اند.

- اما در حقیقت جز چند صحنه خیالی، داستانی که تهیه کنندگان می خواستند درباره اختلاف بین جان کندی و ژنرالهایش بگویند از نظر تاریخی صحت داشت. آلموند مطمئن بود که مطالب درست هستند زیرا کندی بطور محرمانه جلسات خود با اعضای ستاد مشترک را ضبط کرده بود و کتابخانه جان اف.کندی در سال 1996 آنها را در دسترس عموم قرار داد.

- آلموند می گوید «نوارهای موجود از مکالمات آنها ثابت می کرد ما داستان را درست تعریف کرده بودیم. مواضع و نظرات آنها جزو اسناد عمومی محسوب می شود. ژنرالها پیشنهاد حمله هوایی و اشغال (کوبا) را مطرح کرده و سعی داشتند به رئیس جمهور تحمیل کنند.

- اما این حرفها برای پنتاگون، که همیشه اصرار دارد تهیه کنندگان تاریخ را تغییر دهند تا ارتش بهتر از آنچه هست بنظر برسد، قابل قبول نبود.

- پنتاگون حتی از تهیه کنندگان خواست صحنه ای که طی آن یکی از هواپیماهای شناسایی آمریکا در کوبا سقوط می کند و خلبان آن کشته می شود را نیز حذف کنند؛ پنتاگون معتقد بود چنین اتفاقی نیفتاده است.

- اما طبق اسناد تاریخی این اتفاق افتاده است. روز 27 اکتبر سال 1962 هواپیمای سرگرد رودولف اندرسون هنگام عکسبرداری از یک تأسیسات موشکی در کوبا مورد اصابت یک موشک زمین به هوا قرار گرفت،

- آلموند می گوید «بیوه و خانواده سرگرد اندرسون می دانند این اتفاق افتاده است. بنابراین وقتی وارد این مذاکرات و بحثها با ارتش می شوی، و نیاز شدیدی به تجهیزات آنها داری، چه اتفاقی می افتد؟ آنها به شدت سعی می کنند تصویر ارائه شده از وزارت دفاع و ارتش را دگرگون کنند.»

- هنگامی که تهیه کنندگان نامه تسلیت رئیس جمهور کندی به بیوه خلبان را نشان استراب دادند، پنتاگون دیگر پاسخی نداد.

- آلموند طی گفتگویی در دفترش در کمپانی بیکن پیکچر[1] در سانتا مونیکا گفت: "مشکلی که ما گاهاً با این پروژه های بزرگ، که شامل تجهیزات نظامی می شوند داریم این است که برای استفاده نسبتاً ارزان از این تجهیزات برای ساختن داستان به کمک آنها (ارتش) نیاز داریم. بنابراین سعی می کنند ما را وادار به قبول نظراتشان کنند؛ اما ما هیچ قصد نداشتیم تسلیم نظرات آنها شویم."

تلاش پنتاگون برای تغییر دادن تاریخ چیز جدیدی نیست؛ دهه ها است که آنها این کار را در فیلم ها انجام می دهند. برای مثال مسئولین نیروی هوایی اصرار کردند وقایع واقعی در فیلم طوفان کامل[2] ـ فیلم پرهزینه ای با بازی جرج کلونی در نقش کاپیتان یک کشتی ماهیگیری ـ ساخته کمپانی برادران وارنر تغییر کند.

 

متن کامل فصل چهارم کتاب عملیات هالیوود

نسخه پی دی اف فصل چهارم

فصل 4

بازنویسی تاریخ

 

پیتر آلموند پیش از آنکه وارد صنعت فیلمسازی شود کارش را به عنوان تهیه کننده مستندهای تلویزیونی در نیویورک آغاز کرد. آلموند آدم جدی است که علاقه زیادی به تاریخ دارد. بنابراین وقتی در تابستان سال 1998 فیل استراب وی را تحت فشار گذاشت تا وقایع تاریخی فیلمی با عنوان سیزده روز[1]که آلموند داشت با بازی کوین کاستنر درباره بحران موشکی کوبا می ساخت تغییر دهد، شوکه شد.

کوین کاستنر

تابستان سال 1998 آلموند و چندین نفر از اعضای تیم تولید فیلم به واشنگتن رفتند تا با استراب در دفترش در پنتاگون ملاقات کرده، و او را متقاعد کنند که درخواستشان برای دریافت کمک ارتش در ساخت فیلم را بپذیرد.

آلموند می گوید «آن روز نزدیک شش نفر از ما داخل دفتر کوچک او (استراب) چپیده بودیم.»

اما مشکلی وجود داشت؛ استراب از فیلمنامه متنفر بود و فکر می کرد ستاد مشترک ارتش به صورت افرادی جنگ طلب با برخوردی یک جانبه به تصویر کشیده شده اند. اما آلموند در این زمینه تحقیق کرده بود و می دانست وقایع تاریخی مطرح شده در فیلمنامه صحت دارند.

آلموند می گوید «آنها سعی داشتند عملکرد پنتاگون را متفاوت از آنچه واقعاً (طی بحران موشکی) رخ داده بود جلوه دهند. هیچ شکی نیست که تنها چیزی که آنها راضی می کرد تغییر تاریخ بود، اما آنقدر باهوش هستند که چنین چیزی نخواهند. اما نمی خواستند از فیلمی حمایت کنند که نشان می داد رهبرشان مواضعی اختیار کرده است که ممکن بود دنیا را به سوی جنگ هسته ای سوق دهد.»

استراب به تهیه کنندگان گفت دغدغه اصلی پنتاگون این است که در فیلم بنظر می رسد اگر کندی رئیس جمهور وقت آمریکا جلوی ژنرالهای کشور ـ خصوصاً ژنرال نیروی هوایی کورتیس لیمی ـ را نگرفته بود جهان به سوی جنگ هسته ای میرفت.

استراب معتقد بود فیلمنامه تاریخ را بازنویسی کرده است، و پنتاگون از فیلمسازها حمایت نخواهد کرد زیرا ژنرال لیمی و اعضای ستاد مشترک به گونه ای نادرست و منفی در فیلمنامه به تصویر کشیده شده اند.

استراب درخواست همکاری تهیه کنندگان را رد کرد و در نامه ای به تاریخ 28 جولای 1998 نوشت «ژنرال لیمی و مکسول تیلور (رئیس ستاد مشترک ارتش) هردو به گونه ای منفی و غیرمتعبر، و به صورت افرادی نادان و مشاجره طلب به تصویر کشیده شده اند.»

اما در حقیقت جز چند صحنه خیالی که نویسنده برای افزایش بار دراماتیک فیلم به فیلمنامه افزوده بود، داستانی که تهیه کنندگان می خواستند درباره اختلاف بین جان کندی و ژنرالهایش بگویند از نظر تاریخی صحت داشت. آلموند مطمئن بود که مطالب درست هستند زیرا کندی بطور محرمانه جلسات خود با اعضای ستاد مشترک را ضبط کرده بود و کتابخانه جان اف.کندی در سال 1996 آنها را در دسترس عموم قرار داد. طبق این نوارها، در 19 اکتبر 1968 که کندی تصمیم داشت کوبا را از سمت دریا محاصره کند، لیمی به شدت بر حمله به این کشور اصرار داشت.

ژنرال کج خلق با عصبانیت درباره پیشنهاد کندی گفت «این تقریباً به بدی معاهده مونیخ است. من هیچ راه حل دیگه ای جز مداخله نظامی مستقیم نمی بینم.»

اما با وجود نوارها، استراب و پنتاگون روایت دیگری از تاریخ داشتند و نمی خواستند به فیلمی کمک کنند تا ماجرا را طور دیگری تعریف کند.

اما تهیه کنندگان از تغییر داستان امتناع کردند.

آلموند می گوید «نوارهای موجود از مکالمات آنها ثابت می کرد ما داستان را درست تعریف کرده بودیم. مواضع و نظرات آنها جزو اسناد عمومی محسوب می شود. ژنرالها پیشنهاد حمله هوایی و اشغال (کوبا) را مطرح کرده و سعی داشتند به رئیس جمهور تحمیل کنند. گرچه با احتیاط این کار را کردند، اما طبق نوارها می دانیم که وقتی فکر می کردند کسی حرفهایشان را نمی شنود برخورد تحقیرآمیزی داشتند. لیمی خشن و از خود راضی بود و همه مدارک این مسئله را تأیید می کنند. ما می توانیم اسنادی در حمایت هر دو مورد ارائه دهیم؛ ژنرالها موافق حمله بودند و لیمی هم خوکی بیشتر نبود! ما این مسئله را در مصاحبه ها شنیده ایم و در گزارش ها خوانده ایم و می توانیم مراجع آن را ارائه دهیم.»

اما این حرفها برای پنتاگون، که همیشه اصرار دارد تهیه کنندگان تاریخ را تغییر دهند تا ارتش بهتر از آنچه هست بنظر برسد، قابل قبول نبود.

پنتاگون حتی از تهیه کنندگان خواست صحنه ای که طی آن یکی از هواپیماهای شناسایی آمریکا در کوبا سقوط می کند و خلبان آن کشته می شود را نیز حذف کنند؛ پنتاگون معتقد بود چنین اتفاقی نیفتاده است.

اما طبق اسناد تاریخی این اتفاق افتاده است. روز 27 اکتبر سال 1962 هواپیمای سرگرد رودولف اندرسون هنگام عکسبرداری از یک تأسیسات موشکی در کوبا مورد اصابت یک موشک زمین به هوا قرار گرفت، و اندرسون بخاطر سوراخ شدن لباس مخصوص پروازش توسط یک ترکش و خالی شدن آن در ارتفاع بالا کشته شد. طبق اسناد خود پنتاگون سرگرد اندرسون پس از مرگ بخاطر آخرین پروازش بر فراز کوبا مدال نیروی هوایی دریافت کرد.

آلموند می گوید «بیوه و خانواده سرگرد اندرسون می دانند این اتفاق افتاده است. بنابراین وقتی وارد این مذاکرات و بحثها با ارتش می شوی، و نیاز شدیدی به تجهیزات آنها داری، چه اتفاقی می افتد؟ آنها به شدت سعی می کنند تصویر ارائه شده از وزارت دفاع و ارتش را دگرگون کنند.»

و هنگامی که تهیه کنندگان نامه تسلیت رئیس جمهور کندی به بیوه خلبان را نشان استراب دادند، پنتاگون دیگر پاسخی نداد.

آلموند می گوید «آنها هیچوقت جوابی ندادند.»

پس از حدود یکسال التماس به پنتاگون، تهیه کنندگان سرانجام به سراغ بازیگر سابق و سناتور فعلی فرد تامپسون رفتند که راجر دونالدسون کارگردان فیلم یک بار در فیلم «بدون راه فرار[3]» با بازی کوین کاستنر با وی همکاری کرده بود. پنتاگون از کمک به این فیلم هم خودداری کرده بود. سناتور تامپسون (که آن زمان یکی از اعضای ثابت برنامه نظم و قانون شبکه ان.بی.سی بود) پذیرفت که مشکل تهیه کنندگان را با ویلیام کوهن وزیر دفاع وقت در میان بگذارد. اما حتی کوهن هم نتوانست پنتاگون را برای همکاری با فیلم متقاعد سازد.

آلموند می گوید «او هم با موانع مشابهی مواجه شد.»

تهیه کنندگان مجبور بودند هواپیماهای مورد نیاز را از جای دیگری تأمین کنند. بنابراین به فیلیپین رفتند و جنگنده های خراب متعلق به دهه 1960 را کرایه کرده، آنها را رنگ زده و با کامیون روی زمین کشیدند تا بنظر برسد انگار روی لاین فرودگاه حرکت می کنند. از جلوه های ویژه برای شبیه سازی هواپیمای U2 به هنگام پرواز استفاده کردند. این کار هزینه بیشتری برایشان دربر داشت ولی توانستند فیلمی که می خواستند را بسازند، نه فیلمی که مورد نظر پنتاگون بود. آلموند هنوز هم با آزرده خاطری از شیوه های متکبرانه ای که پنتاگون برای تغییر فیلم استفاده کردند یاد می کند.

آلموند طی گفتگویی در دفترش در کمپانی بیکن پیکچر[4] در سانتا مونیکا گفت «من فکر می کنم آنها حس می کنند با ساخت فیلمهایی که ارتش آمریکا را بصورتی رمانتیک و 100 درصد مقبول ارائه می دهند ـ طوری که از تبلیغات تلویزیونی یا تیزر تبلیغاتی انتظار می رود ـ از منافع محدود خود حمایت می کنند.»

«بنابراین علاقه آنها به مسئولیت هنری سوال برانگیز است. مشکلی که ما گاهاً با این پروژه های بزرگ، که شامل تجهیزات نظامی می شوند داریم این است که برای استفاده نسبتاً ارزان از این تجهیزات برای ساختن داستان به کمک آنها (ارتش) نیاز داریم. بنابراین سعی می کنند ما را وادار به قبول نظراتشان کنند؛ اما ما هیچ قصد نداشتیم تسلیم نظرات آنها شویم.»

توهین نهایی در فوریه 2001 اتفاق افتاد؛ کاستنر که یکی از تهیه کنندگان فیلم هم بود پیشنهاد داد فیلم در پایگاه رامشتاین نیروی هوایی در آلمان پخش شود. او می خواست فیلم را به نیروها نشان دهد و شخصاً با مردان و زنان یونیفورم پوش دیدار کند.

در ابتدا مسئولین پایگاه آمریکایی در آلمان به گرمی از پیشنهاد کاستنر استقبال کردند؛ سفر ستاره های مطرح هالیوود به آن نقطه از جهان چیزی نیست که هرروز اتفاق بیفتد. اما کمی بعد پنتاگون پیشنهاد کاستنر را رد کرد. کلنل جانی ویتاکر معاون روابط عمومی نیروی هوایی به استفن ریورز مدیر روابط عمومی کاستنر توضیح داد که چرا نمایش فیلم در پایگاه اشکال دارد.

ویتاکر در تاریخ 28 فوریه 2001 در ایمیلی با لحنی نسبتا تند به ریورز نوشت «مطمئنم که می دانید در مراحل اولیه تولید وزارت دفاع و نیروهای مسلح از حمایت فیلم امتناع کردند زیرا تهیه کنندگان حاضر نشدند برای تضمین صحت تاریخی فیلمنامه ـ برای جلوگیری از بازنویسی تاریخ در فیلمنامه ـ اصلاحاتی در آن اعمال کنند. و همچنین برای تضمین ارائه تصویری دقیق و مناسب از رهبران نظامی ـ بویژه در مورد ژنرال کورتیس لیمی ـ نیز با وزارت دفاع همکاری نکردند، سایر افسران نیز به صورت آدمهای دروغگویی که از دستورات سرپیچی می کنند به تصویر کشیده شده اند.»

«در نتیجه، با توجه به اینکه از تولید آن حمایت نکردیم اکنون برای ما شایسته نیست که از نسخه کامل شده فیلم ـ حتی بصورت غیرمستقیم با نمایش ویژه آن ـ حمایت کنیم. بنابراین نیروی هوایی با کمال احترام پیشنهاد شما برای نمایش ویژه فیلم در پایگاه رامشتاین یا هر پایگاه دیگر نیروی هوایی آمریکا را رد می کند.»

ریورز خشمگین بود، مخصوصاً با توجه به این مسئله که چند هفته پیش فیلم به عنوان نخستین فیلم در کاخ سفید برای جرج بوش رئیس جمهور جدید آمریکا نمایش داده شده بود.

ریورز در ایمیلی به آلموند درباره امتناع نیروی هوایی از نمایش ویژه فیلم در پایگاه رامشتاین با حضور کاستنر نوشت «این ایده هم که فایده ای نداشت. من فکر می کنم فیلم بقدر کافی برای رئیس جمهور ایالات متحده خوب است ولی برای ارتش نه.»

 

تلاش پنتاگون برای تغییر دادن تاریخ چیز جدیدی نیست؛ دهه ها است که آنها این کار را در فیلم ها انجام می دهند. برای مثال مسئولین نیروی هوایی اصرار کردند وقایع واقعی در فیلم طوفان کامل[5] ـ فیلم پرهزینه ای با بازی جرج کلونی در نقش کاپیتان یک کشتی ماهیگیری ـ ساخته کمپانی برادران وارنر تغییر کند.

در راهبردهای وزارت دفاع برای چگونگی ارائه کمک به فیلم ها و تولیدات تلویزیونی به صراحت آمده است که «تصاویر ارائه شده از افراد، مکانها، عملیاتهای نظامی و وقایع تاریخی در تولیدات باید معتبر باشند»، اما این اتفاق درباره طوفان کامل نیفتاد. در این فیلم گارد ملی نیروی هوایی اعتبار نجات کشتی ماهیگیری در حال غرق شدن را دریافت کرد اما لایق آن نبود.

گارد ساحلی، که نقش بزرگی در عملیات اصلی نجات ایفا کرده بود از کمک به تولید فیلم امتناع کرد زیرا معتقد بودند فیلمنامه دقیق نیست، و نیروی هوایی پیش قدم شد. لیزا راولینز یکی از مدیران اجرایی کمپانی برادران وارنر که برای این پروژه و بسیاری پروژه های دیگر با پنتاگون کار کرد می گوید «تهیه کنندگان تصمیم گرفتند که نیروی هوایی گروه نجات را از مهلکه نجات دهد. اما در واقعیت گارد ساحلی این کار را کرد.»

گارد ساحلی به این تغییر اعتراض کرد، اما فایده ای نداشت. یکی از افرادی که در تولید فیلم همکاری داشت می گوید «آنها خوشحال نبودند. مذاکره با شاخه های مختلف ارتش آنطور که ما می خواستیم پیش نرفت.»

فرمانده جف لوفتوس مدیر دفتر فیلمسازی و برنامه های تلویزیونی گارد ساحلی بویژه آزرده خاطر شده بود «آنها هلیکوپتر گارد ملی نیروی هوایی را در حال انجام عملیات نجات هیجان انگیزی نشان دادند که در واقع توسط گارد ساحلی اجرا شد. مشاجرات زیادی سر این مسئله در گرفت.»

همانطور که دیدیم ارتش برداشت خودش را از تاریخ دارد، و علت واقعی که شاخه های مختلف ارتش می خواهند فیلمسازها این تاریخ را بهتر جلوه دهند آن است که مردم آمریکا دید مثبت تری نسبت به ارتش داشته باشند، به تأمین بودجه آن کمک کنند و همچنان به آن ملحق شوند؛ همه چیز بخاطر بودجه و عضوگیری است.

نامه :

 

 

 

دفتر دستیار وزیر دفاع

واشنگتن دی.سی

28 جولای 1998

 

طبق درخواست شما خلاصه ای از دغدغه های خود درباره تصاویر ارائه شده از ارتش در نسخه 12 دسامبر 1997 فیلمنامه فیلم سیزده روز ارائه می‌شود. بطور کلی ما تجهیزات چندانی که مطابق آن دوره باشد نداریم، و تجهیزاتی که داریم و ممکن است مناسب باشند ـ مانند هواپیماهای U2 ـ احتمالاً برای تولید فیلم در دسترس نخواهند بود. همینطور معتقدیم که پرسنل نظامی بطور مثبت یا از نظر تاریخی صحیحی در فیلمنامه ارائه نشده اند. برای مثال:

· ژنرال لیمی و ژنرال تیلور هردو به گونه ای منفی و غیرمتعبر، و به صورت افرادی نادان و مشاجره طلب به تصویر کشیده شده اند. در شخصیت وزیر دفاع وقت مک نامارا نیز اغراق شده است.

· هیچ مدارکی دال بر اینکه ارتباط مستقیم بین آقای اودانل و پرسنل ارتش در اسکادران وجود داشته ارائه نشده است و این صحنه ها تصویر منفی و غیردقیقی از فرماندهی و کنترل (ارتش آمریکا) ارائه می دهند.

ما متوجه هستیم که این شخصیت پردازی ها هدف دراماتیک مهمی را در فیلم دنبال می کنند. بویژه از طریق ایجاد تنش و قرار دادن این شخصیت ها در مقابل سران مثبت کاخ سفید. بنابراین گمان نمی کنیم دغدغه های ما درباره شخصیت های نظامی را بتوان بدون تغییر بنیادین و سراسری فیلمنامه رفع کرد.

ما آماده ایم مشاوره فنی ارائه دهیم و امکان استفاده از آرشیوها را فراهم بیاوریم. اگر تمایل دارید بیشتر درباره این مسئله صحبت کنیم بدون تعلل با من تماس بگیرید. امیدواریم بتوانیم با شما در پروژه های آتی که به نفع هر دو طرف باشد ـ مانند نیروی هوایی شماره یک[6] ـ همکاری کنیم.

فیل استراب

 


[1] . Beacon Pictures

[2] . The Perfect Storm

[3] . No Way Out

[4] . Beacon Pictures

[5] . The Perfect Storm

[6] . Air Force One

یک گزارش ۶ ماهه شرکت گوگل فاش کرد که این شرکت اطلاعات ده‌ها کاربر خود را در اختیار مسئولان رژیم صهیونیستی قرار داده است.
فارس به نقل از شبکه خبری"فلسطین الیوم" نوشت: شرکت گوگل در گزارش شفاهی خود فاش کرده است که این شرکت بنا به درخواست رژیم صهیونیستی اطلاعات ده‌ها کاربر اسرائیلی را در اختیار مسئولان این رژیم قرار داده است.

گوگل به ماهیت اطلاعات ارائه شده و شرایط آن و اینکه آیا این اطلاعات بنا به درخواست دادگاه و یا پلیس رژیم صهیونیستی در اختیار مسئولان قرار گرفته است یا خیر؟ اشاره‌ای نکرد و تنها اعلام کرد که تعداد درخواست‌هایی از این قبیل هر سال بیشتر می‌شود و گوگل در صورت دریافت درخواست قانونی اطلاعات را ارائه خواهد کرد.

بنابر این گزارش، مسئولان رژیم صهیونیستی اخیرا حدود ۱۰ درخواست به گوگل ارائه و طی آن حذف برخی اطلاعات را خواستار شده‌اند و این شرکت نیز به یک چهارم درخواست آنها پاسخ داده که البته ماهیت اطلاعات حذف شده را فاش نکرد.

ارتش آمریکا استفاده از فیس بوک را برای سربازانش ممنوع کرده است.

به گزارش فارس، دومین جلسه ازسلسله جلسات دانشجوی امروز و پرسش های امروزی با موضوع آسیب شناسی فیس‌بوک و شبکه‌های مجازی در دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی برگزار شد.
در این برنامه بابازده از اساتید جامعه شناسی و علوم ارتباطات مسائل امنیتی و اطلاعاتی فیس بوک را مورد نقد و بررسی قرار داده و عنوان کرد که این شبکه بزرگترین شبکه خود گردان اجتماعی است که به برخی دولت‌های غربی کمک‌های ویژه‌ای می‌کند.
بابایی ادامه داد: در این شبکه اجتماعی افراد با پاسخ به سؤالات به طور دائم در حال خود افشایی هستند، و اطلاعات هر فرد در این شبکه می‌تواند اهرم فشاری برای او در آینده باشد.
کارشناس مسائل علوم ارتباطات اظهار داشت که ارتش آمریکا استفاده از فیس بوک را برای سربازانش ممنوع کرده است.
در ادامه این برنامه دانشجویی حجت السلام قائمی به بررسی آسیب‌های اجتماعی این شبکه مجازی پرداختند و علل روانشناسی جامعه‌شناختی و کشش افراد به آن ‌را مطرح کرد.
قائمی در تشریح مأموریت‌ها و آسیب‌های این شبکه اجتماعی به ۲ نکته اشاره کرده و افزود: فیس بوک در عوض کردن فرهنگ و گسستن پیوند خانواده بسیار تاثیر گذار است و کنار گذاشته شدن فرهنگ حیا و عفت از آسیب‌های اساسی این قبیل شبکه‌ها و ارتباطات است.
قائمی گفت:تحقیقات نشان می‌دهد یک پنجم طلاق‌ها در انگلیس به طور مستقیم و ۹۰ درصد به طور غیر مستقیم با فیس بوک در ارتباط است.
در پایان این جلسه تعدادی از دانشجویان دانشگاه از طریق تریبون آزاد نظرات خود درباره شبکه‌های اجتماعی را مطرح کردند.

به گزارش مشرق به نقل از پایگاه اطلاع رسانی "لابی صهیونیستی"،‌ مرگ سرهنگ قذافی ظرف هفته گذشته در صدر اخبار رسانه‌های بین المللی قرار داشت، آنچه کمتر در این خبرها مورد توجه قرار گرفت،‌ پیشینه یهودی قذافی بود که اصلا به آن پرداخته نشد.

پیش از این در خبرها داشتیم که قذافی از مادری یهودی زاده شده بود که بر اساس آیین یهودیت وی فردی یهودی بشمار می‌آید، همچنین نگاهی به سیاست‌های قذافی در طول دوران 42 ساله زمامداریش نشان می‌دهد که وی بطور مستقیم و غیر مستقیم در برخی موارد حامی برنامه‌ها و طرح‌های لابی یهودی در سراسر جهان بود و یهود تا پیش از سرنگونی قذافی و تا زمانی که می‌دانستند قذافی از آنها و لابی‌هایشان در سراسر جهان حمایت می‌کند، همواره در کنار او بودند و از ثروت‌‌های لیبی بهره می‌بردند، اما به محض آشکار شدن نشانه‌های زوال و فروپاشی این دیکتاتوری از آن روی گردان شدند، بنابراین در تداوم حکومت قذافی نمی‌توان نقش یهود و بویژه یهودیان لیبی را نادیده گرفت.

از سوی دیگر اگر بخواهیم به یکی از مهمترین عوامل تداوم زمامداری چهار دهه‌ای قذافی در لیبی اشاره کنیم،‌ باید از حمایت قبیله مصراته از قذافی نام ببریم ‌که در تابستان 2011 از وی قطع شد تا به نوعی موجبات سرنگونی رژیم وی را فراهم آورد.

قبیله مصراته در ابتدای حوادث انقلاب از قذافی جانبداری کرد تا بعدها موضع بیطرفی و سرانجام موضع حمایت از انقلابیون را به خود بگیرد، موضعی که در ابتدا منجر به سقوط مصراته و افتادن آن بدست انقلابیون و سپس به عاملی تعیین کننده در معادلات استراتژیک انقلابیون تبدیل شد.

پس از آن گرایش این قبیله به انقلابیون بیش از پیش افزایش یافت، بگونه‌ای که موجب شد، برخی از افراد این قبیله داوطلب و خواستار کشتن شخص قذافی و پسرش المعتصم شوند و پس از کشته شدن قذافی هم مسئولیت به عرضه گذاشتن جسد او را در مصراته برعهده گرفت.

اما در میان نکاتی از نظر دور مانده که باید به آن توجه ویژه داشت، از جمله این‌که سرهنگ قذافی در ژوئیه گذشته و به دنبال انقلاب این عشیره علیه خود آنها را لعن کرد و در آن زمان از آنها خواست، به استانبول یا تل‌آویو بازگردند.

این سخن در آن زمان تعجب بسیاری را در لیبی و خارج از آن برانگیخت، اما باید توجه کرد که انتخاب این دو شهر توسط قذافی اتفاقی یا تصادفی صورت نگرفته بود، واقعیت امر این است که افراد قبیله مصراته یهودی الاصل هستند که در زمان عثمانی‌ها از ترکیه پای به لیبی گذاشتند.

به عبارت دیگر باید گفت، قبیله مصراته در لیبی نقش "یهودیان دونمه" در ترکیه را ایفا کرد که در ظاهر خود را مسلمان نشان ‌دادند، اما در خفا در خدمت اهداف و اغراض لابی یهودی بین المللی بودند.

مشرق: آژانس دارپا طی پروژه ای جدید در پنتاگون، با مورد تحقیق قرار دادن داستان های خبری، به دنبال راهی سیستماتیک برای رسیدن به نهایت پروپاگاندا، فریب، شستشوی مغزی، نفوذ و تاثیر گذاری است.

کنترل ایمیلها، حسابهای بانکى، همه فعالیتهای کامپیوتری و اینترنتی توسط نرم افزارهای جاسوسی، ردیابى مسیرهای حرکتی شما توسط گوشی موبایل و جی پى اس ها، ضبط مکالمات تلفنیتان، ثبت اثرانگشت و قرنیه و دیکر ویژگیهای فیزیکى در فرودگاه ها و حتی از طریق لپتاپ های شخصی، کنترل از طریق ماهواره های جاسوسی، دوربینهای خیابانها و دستگاههای TSA, دسترسی به فایل های شخصی درون کامپیوترهایتان، کنترل ذهن با دستگاه های دروغ سنج؛ آیا چیزى براى پنهان کردن از آمریکا دارید و آیا زندگی خصوصی برایتان باز هم معنا دارد؟

اما خبرها حاکی از آن است که آژانس پروژه‌های پیشرفته تحقیقاتی پنتاگون،"دارپا" (DARPA) به همین ها بسنده نکرده و به دنبال رسیدن به نهایت علم تبلیغات، فریب، شستشوی مغزی، نفوذ و تاثیر گذاری است.
برای ملاحظه و دریافت سند پژوهش جدید دارپا برای شبکه روایتی کلیک نمائید.
سایت وایرد (wired) دراین خصوص می نویسد:
"آژانس پروژه‌های پیشرفته دفاعی" (Defense Advanced Research Projects Agency) از دانشمندان خود می‌خواهد "با مورد بررسی قرار دادن داستان‌های خبری، آنها را ازنظر کمی به صورت دقیق و قابل تکرار، تحلیل‌پذیر کنند". پنتاگون مدعی است، هدف از این کار، شناسایی تروریست‌هایی است که تحت تاثیر تبلیغات قرار گرفته‌اند تا پنتاگون بتواند با پیام خود و به صورت نرم با این گونه افراد برخورد کند.
این برنامه، "شبکه‌های روایی" (Narrative Networks) نام دارد. یکی از محققان علم اعصاب فعال در این پروژه می گویدکه پنتاگون امیدوار است بتواند با درک نحوه شکل‌دهی ماجراها به ذهن مخاطبین، کسانی را که طعمه ایده‌های خطرناک(ضدآمریکایی) شده‌اند، شناسایی کند. ارتش آمریکا مدعی است با این دانش می‌تواند گروه‌هایی را که در معرض جذب شدن به سمت تاکتیک‌های تروریست‌ها قرار دارند، با پیام مقابله‌ای خود هدف قرار دهد.
این آژانس در درخواست این تحقیق اعلام کرد: "داستان‌ها در زمینه‌های امنیتی از اهمیت بسیاری برخوردارند. داستان‌های خبری مسیر شورش را تغییر می‌دهند، به مذاکرات شکل می‌دهند، در افراط‌گرایی سیاسی نقش ایفا می‌کنند و بر روش‌ها و اهداف جنبش‌های اجتماعی خشونت‌آمیز تاثیر می‌گذارند". تمایل به مطالعه این روایت‌ها مدت‌هاست که در وزارت دفاع آمریکا نهفته بوده است. کارگروه این آژانس که در ماه آوریل برای بحث و بررسی "نوروبیولوژی داستان‌های خبری" (neurobiology of narratives) برگزار شد، گامی بلند در پیشبرد اجرای این پروژه برداشت.
پنتاگون از محققین خود می‌خواهد در آغاز برنامه این مسئله را مورد مطالعه قرار دهند که چگونه داستان‌های خبری در رسانه‌های اجتماعی نفوذ می‌یابند و جریان ذهنی ما را تغییر می‌هند. یکی از اهداف تصریح شده این تحقیق، "بررسی عملکرد داستان‌های خبری در فرایند اقدامات سیاسی و نحوه تاثیرگذاری آن بر انتخاب ابزار فرد یا گروه برای رسیدن به اهداف سیاسی" است.
هنگامی که دانشمندان به این دانش دست یابند که چگونه داستان‌های خبری بر واکنش‌های شیمیایی اعصاب ما (neurochemistry) تاثیر می‌گذارند، ابزارهایی را برای شناسایی تاثیر این داستان‌ها اختراع خواهند کرد که امکان "پیشگیری از نتایج رفتاری منفی... و تولید نتایج رفتاری مثبت، مانند جلب اعتماد" را به وزارت دفاع آمریکا می‌دهند. به بیان دیگر، از این ابزارها برای شناسایی این امر استفاده خواهد شد که چه کسی تحت کنترل ایدئولوژی‌های ضدآمریکایی قرار گرفته است؛ این امر به ارتش این امکان را می‌دهد پیام ضدآمریکایی را حذف کرده و مردم را به سمت خود جذب کند.
یکی از محققین آشنا با این پروژه با حالتی حق به جانب می‌گوید: " دولت آمریکا هم‌اکنون نیز سعی بر آن دارد که پیامی را که مخاطبین دریافت می‌کنند، کنترل کند؛ پس چرا کاری نکنیم که علم به شیوه سیستماتیک این کار را انجام دهد؟"
هنگامی که این پروژه وارد دوره 18 ماهه دوم خود شد، از تحقیق‌های صورت گرفته برای ساخت "فناوری‌های نمونه‌ای بهینه‌سازی شده به صورت سند، نرم‌افزار، سخت‌افزار و دستگاه‌های مختلف" استفاده خواهد کرد. این به چه معناست؟ فناوری‌های کنونی می‌توانند تحلیلی از ویژگی‌های صورت اجرا کنند و انبساط رگ‌های خونی و مردمک چشم را اندازه‌گیری کنند.
درواقع، این آژانس به دنبال ساخت دستگاه‌هایی است که تاثیر داستان‌های مختلف را به شیوه‌های بی‌سابقه‌ای شناسایی کنند.
دروغ‌سنج‌ها را فراموش کنید؛ ردیاب‌های تبلیغاتی نامرئی در آینده نزدیک در راهند.

یکی از اعضای ائتلاف دولت قانون، عربستان را به حمایت مالی از تشکیلاتی متهم کرد که قصد براندازی دولت عراق را دارد.
ایسنا به نقل از خبرگزاری براثای عراق نوشت: عدنان السراج، عضو ائتلاف دولت قانون عنوان داشت: عربستان از تشکیلاتی که اخیرا توسط نیروهای امنیتی عراق متلاشی شد، حمایت مالی می‌کرد.
وی در ادامه افزود: این تشکیلات که به دنبال اعمال سیاست‌های حزب منحل شده بعث در عراق و روند سیاسی این کشور بود، قصد داشت برای براندازی دولت عراق بعد از خروج نیروهای آمریکایی از خاک کشور تلاش کند.
السراج همچنین عنوان داشت: شناسایی و دستگیری اعضای این تشکیلات یکی از دستاوردهای بزرگ نیروهای امنیتی عراق به شمار می‌آید.
وی در ادامه افزود: حزب بعث به شدت تلاش کرده تا نشان دهد، در میان مخالفان عراق نقش برجسته‌ای ایفا می‌کند و این نقش در عرصه‌های تبلیغاتی و امنیتی و همکاری با کشورهای حوزه خلیج‌ فارس به ویژه عربستان نمود پیدا کرده است.
السراج همچنین عنوان داشت: براساس اسناد و مدارک موجود، مشخص شده که این تشکیلات برای انجام عملیات خود از حمایت مالی هنگفتی برخوردار بوده است.
وی در ادامه افزود: اعضای این تشکیلات منتظر بودند تا آمریکایی‌ها از خاک عراق خارج شوند و بهترین دلیل برای اثبات این مساله، نشست‌های اخیر این گروه با اعضای کنگره آمریکا در استانبول است.
السراج همچنین عنوان داشت: رهبران این گروه به اقدامات خود اعتراف کرده‌اند و بعد از پایان یافتن این روند، جزئیات اقدامات گروه مذکور به اطلاع ملت عراق خواهد رسید.
وی در ادامه افزود: نیروهای اطلاعاتی توانستند بزرگ‌ترین شبکه‌ای را که قصد برهم‌زدن ثبات عراق را داشت، متلاشی کنند.
السراج از واکنش برخی گروه‌های سیاسی در این زمینه به ویژه فهرست العراقیه انتقاد کرده و عنوان داشت: برخی از سیاستمداران از بعثی‌ها حمایت سیاسی می‌کردند. امنیت عراق خط قرمز ماست و هیچ گروهی حق ندارد آن را زیر پا بگذارد.
از سوی دیگر، عدی عواد، نماینده پارلمانی فراکسیون الاحرار وابسته به جریان صدر عنوان داشت: علت عدم مشارکت نوری المالکی، نخست‌وزیر عراق در مراسم عزاداری ولیعهد عربستان به مواضع منفی دولت عربستان در قبال نظام سیاسی عراق بازمی‌گردد.
وی در ادامه افزود: عربستان سعی نکرده تا روابط خود را با دولت عراق بهبود بخشد و هیچ مسئول عربستانی به بغداد سفر نکرده است، عرچند که هیاتی بلندپایه به ریاست جلال طالبانی، رئیس‌جمهوری عراق در مراسم عزای ولیعهد عربستان حضور داشت.

واتیکان با حمایت از اعتراضات جهانی علیه بی‌عدالتی اقتصادی که تحت عنوان جنبش " وال استریت را تسخیرکنید" در بسیاری از نقاط جهان در جریان است خواستار اصلاح قوانین اقتصادی جهان شد.

مهر به نقل از آیریش تایمز نوشت: کاردینال پیتر کودو آپیا تورکسون شورای پاپی صلح و عدالت اظهار داشت: آیا مردم حق دارند در یک زمان مشخص بگویند: تجارت را به شکلی متفاوت انجام دهید، شکل کنونی پرداخت به تجارت به رفاه و خیر ما منتهی نمی شود.

وی افزود: آیا مردم می توانند این موضوع را از افراد خیابان وال استریت بخواهند. من فکر می کنم مردم هم می توانند و هم باید چنین کاری را انجام دهند.

کاردینال تورکسان اظهار داشت: مردم خیابان وال استریت باید به بررسی این امر بپردازند که آیا شیوه پرداختن آنها به اقتصاد به واقع به نفع منافع بشریت و خیر مشترک است؟

وی افزود: ما از تمام این سازمانها می خواهیم سیاستهای خود را بازنگری کنند.

سازمانها و گروه های اسلامی آمریکا نیز پیش از این با فعالیتهایی، حمایت خود را از این جنبش ضد کاپیتالیسم نشان داده اند.

هزاران نفر از آمریکایی ها در هفته های اخیر علیه سیاستهای اقتصادی و قدرت نهادهای اقتصادی آمریکا به خیابان ها ریختند، آنها با استفاده از وب سایتهای رسانه های اجتماعی این حرکت اعتراضی را در سراسر آمریکا توسعه دادند.

این اعتراضها نشان دهنده خشم درحال افزایش آمریکاییها از سیاستهای اقتصادی است که به افزایش نرخ فقر در این کشور منتهی شده است.

"نایف بن عبدالعزیز" یکی از 7 عضو باقی مانده خانواده "سدیری" است که همه آنان از فرزندان "ملک عبدالعزیز بن سعود" هستند و مادرشان "حصه بنت احمد السدیری" پنجمین و محبوب‌ترین همسر نزد ملک عبدالعزیز در میان ۲۲ زن دیگر عبد العزیز بود.
خبرگزاری فارس: ولیعهد جدید عربستان کیست؟

به گزارش فارس، "نایف بن عبدالعزیز" در سال 1933 در شهر طایف به دنیا آمد و پست‌های زیر را تاکنون احراز کرده است:
- استاندار ریاض از 1953 تا 1954،
- معاون وزیر کشور در سال 1970،
- رئیس شورای عالی اطلاعات در سال 1970
- وزیر کشور از سال 1975 تاکنون.

نایف در طول این سال‌ها در مقایسه با برادرانش کارکرد بهتری در اداره امور داخلی کشور بخصوص در برخورد و سرکوب القاعده از خود نشان داده، ولی در عین حال به برادران خود نیز وفادار بوده است.

در این میان هیچ‌گاه نباید حمایت‌های ملک "فهد بن عبدالعزیز"، برادر تنی نایف طی سال‌های گذشته تا پیش از مرگ فهد را از نظر دور داشت که به شدت موجب افزایش نفوذ و قدرت وی منجر شد.

نایف در ایجاد توازن در خانواده به ویژه هنگام درگیر‌ی‌ها و اختلافات شدید میان فهد و شاهزاده سلطان (ولی‌عهد متوفی) و خنثی کردن اقدامات و فعالیت‌های مخفیانه سلطان علیه فهد نقش فعالی ایفا کرد و سکته قلبی فهد در سال 1995 و مرگ وی در سال 2005 تضعیف شدید قدرت نایف داخل خاندان آل سعود را درپی‌داشت.

بعد از مرگ فهد در آگوست 2005 و به قدرت رسیدن ملک عبدالله، نایف سومین شخصیت قدرتمند عربستان بشمار آمد، اما در خصوص جانشینی او پنجمین گزینه محسوب شد.

نایف در مقایسه با سلطان بن عبد العزیز، ولی‌عهد متوفی و برادر بیمار و مریض خود نقش فعال‌تری در اداره امور پادشاهی عربستان داشت، با این‌که بسیاری از مسئولیت‌های وزارت کشور را به "احمد بن عبدالعزیز"، برادر و معاونش و "محمد بن نایف" پسرش سپرده است.

سلطان بن عبدالعزیز، ولی‌عهد متوفی و ناکام عربستان اعتقاد داشت، "فقط مرگ می‌تواند او را از رسیدن به قدرت و پادشاهی بازدارد"،‌ به همین دلیل 7 عضو باقی مانده از خاندان سدیری پس از رایزنی نایف به عنوان ولیعهد دوم معرفی کردند، به همین دلیل پیش‌بینی‌ها حکایت از آن داشت که با مرگ سلطان او به ولی‌عهدی عربستان برسد.

نایف علاوه بر این‌که سمت وزیری کشور عربستان را برعهده دارد، حدود 20 منصب رسمی و افتخاری دیگر را نیز یدک می‌کشد که مهمترین آنها ریاست افتخاری شورای وزیران، ریاست کمیته عالی حج، ریاست کمیته مبارزه با مواد مخدر، ریاست شورای عالی مقابله با بحران، ریاست شورای عالی امور اسلامی و عضویت در شورای بیعت است.

نایف بن عبدالعزیز بر خلاف دیگر شاهزادگان سعودی از جمله ولی‌عهد متوفی که 17 همسر داشت، سه بار ازدواج کرده، یکی از همسران خود را طلاق داده و دارای 5 پسر و 5 دختر است.

مشرق: کمیته «صحت گزارشات خاورمیانه در آمریکا» (CAMERA) نام یک گروه فشار صهیونیستی است که رصد کلیه اخبار مرتبط با این رژیم و خاورمیانه را برعهده داشته و در صورت وجود هر گونه انتقاد و خبری مغایر با منافع خود، اخبار مرتبط را رصد و ثبت کرده و پس از آن با اعمال فشار بر نویسندگان و ناشران، سعی در تغییر رویکرد آنها می‌کند.

این کمیته که در سال 1982 تاسیس شد یک سازمان رصد رسانه‌ای، تحقیقاتی، و دارای اعضای مختلف معرفی شده است که بنا به ادعای خود این کمیته به ترویج پوشش به اصطلاح «دقیق و متعادل اخبار مربوط به اسرائیل و خاورمیانه» می‌پردازد. در سایت این کمیته آمده است: «از آنجا که عقاید عمومی در نهایت سیاست عمومی را شکل می‌دهد، پوشش اخبار تحریف‌شده که سبب گمراهی عموم مردم می‌شود، می‌تواند در روند سیاستگذاری تعیین‌کننده باشد.»

این کمیته خود را «یک سازمان غیر حزبی و بی‌طرف» معرفی کرده و مدعی است که در قبال مسائل سیاسی آمریکا یا رژیم صهیونیستی و یا راه‌حل‌های نهایی مربوط به مسئله منازعات اعراب و اسرائیل هیچ‌گونه موضع‌گیری نمی‌کند.


این کمیته برای اینکه بتواند چهره‌ای مظلوم و ستمدیده از رژیم صهیونیستی به نمایش درآورد، ادعا می‌کند: «میزان رویدادهای تحریف‌شده و نادرست در مورد اسرائیل و خاورمیانه در همه جا یافت می‌شود، از ایستگاه‌های رادیویی گرفته تا شبکه‌های تلویزیونی، از روزنامه‌های محلی گرفته تا مجله‌های ملی، و صد البته در اینترنت. در سال‌های اخیر، اطلاعات نادرست خاورمیانه نیز در غالب مجلات، نشریه‌های معماری، دایره المعارف‌ها، آثار ارجاعی حرفه‌ای، کتابچه‌های جغرافیایی، راهنماهای مسافرتی، و حتی فرهنگ‌لغت‌ها رخنه کرده است. ویژگی‌های نادرست و تحریفی که به طور مکرر در مورد اسرائیل و حوادث موجود در خاورمیانه روی می‌دهد می‌تواند هیزمی برای برافراختن آتش تعصب ضد اسرائیلی و ضد یهودی باشد.»

نحوه کار این کمیته بدین شکل است که به طور نظام‌مند دست به رصد،‌ مستندسازی، بررسی، و بایگانی خبرهای خاورمیانه،‌ به ویژه اخبار مغایر با منافع رژیم صهیونیستی، می‌زند. سپس، کارکنان این سازمان به طور مستقیم با گزارشگران، سردبیران، تهیه‌کنندگان، و ناشرانی که به ادعای این کمیته «دست به انتشار اخبار تحریف‌شده و نادرست» زده‌اند تماس گرفته و «در اثبات اشتباهاتشان اطلاعات واقعی را به آنها ارائه می‌دهند.» همچنین، اخبار و مطالب بدست‌آمده توسط این کمیته اغلب در روزنامه‌های یهودی بازتاب داده می‌شود.

این کمیته در دانشگاه‌های مختلف آمریکا نیز فعالیت دارد. وظیفه این کمیته در دانشگاه‌های آمریکا این است که از برگزاری گفتمان‌های ضد اسرائیلی و ارائه هرگونه نظر علیه این رژیم ممانعت به عمل آورد.

به گزارش مشرق به نقل از خبر، در حالی که دولت عربستان هر سال میزبان حداقل 2 میلیون مسلمان از سراسر جهان برای انجام فریضه حج است اما در چند روز اخیر برخی مسئولان این کشور سخنان تهدید آمیزی به زبان می آوردند که با آداب اسلامی در تضاد است. سخنانی که جزو وظایف خادمین حرمین شریفین به حساب نمی آید.
معاون امنیت حج عربستان سعودی گفت: اگر ایران بخواهد حج را به صحنه‌ای برای اجرای طرح‌های خود در پاسخ به دخالت نیروهای عربستان در بحرین تبدیل کند، پاسخی محکم دریافت خواهد کرد.
ژنرال سعد الخلیوی افزود:‌ «ما تمامی نیروها و قوای خود را برای مقابله با این امر آماده ساخته‌ایم.»

مشرق: به رغم اینکه جنگ افغانستان تا کنون برای آمریکا هزینه‌های مالی و جانی زیادی در بر داشته است، اما سیاستمداران این کشور هنوز بر آنند تا در افغانستان حضور داشته و به اشغال‌گری خود ادامه دهند. در این بین طبیعتاً سیاست‌گذاران آمریکایی باید تدابیری بیندیشند تا بلکه بتوانند اذهان عمومی آمریکا و حتی جهان را نیز با خود همراه سازند و از طرفی برای حضور در میادین جنگی به جذب نیرو بپردازند، نیروهایی که مسلماً باید از میان قشر جوان انتخاب شوند.

با توجه به پیشرفت‌های شگرفی که در یک دهه اخیر در صنعت بازی‌سازی رخ داده و با توجه به استقبال بسیار زیاد جوانان و حتی بزرگ‌سالان از این صنعت، بی‌شک این صنعت می‌تواند در پیشبرد اهداف آمریکا در سیاست‌های جنگ‌طلبانه‌اش بسیار مثمرثمر واقع شود. مقامات آمریکایی نیز از پتانسیل موجود در این حوزه غافل نبوده و از آن به بهترین نحو ممکن استفاده نموده‌اند.

تاکنون بازی‌های جنگی مختلف برای کنسول‌های مختلف ساخته شده است که در آنها کشور افغانستان تبدیل به میدان نبردی بین نیرو‌های آمریکایی ــ که نقش نیروهای خوب و خیرخواه بشر را بازی می‌کنند ــ و نیروهای تروریست مستقر در افغانستان ــ که مسلماً جزو نیروهای شر و ضد بشری به حساب می‌آیند ــ تبدیل شده است.

اگر به فهرست بازی‌هایی که تا کنون در این یک دهه در مورد جنگ افغانستان نگاهی بیندازید می‌توان به عملکرد مسئولین نظامی و ارتشی آمریکا به استفاده از این حوزه پی برد.

برای اینکه خواننده محترم در جریان بهتر این موضوع قرار گیرد، در زیر به بررسی و معرفی مختصر مهم‌ترین بازی‌های ساخته‌شده در این زمینه پرداخته می‌شود.

می‌توان مهم‌ترین این بازی‌ها را در جدول زیر ارائه کرد.


نام انگلیسی

نام فارسی

تاریخ عرضه

کنسول

شرکت سازنده

1

Heavy Fire: Afghanistan

آتش سنگین: افغانستان

Q4 2011

PC/X360/PS3/Wii

Teyon

2

Medal of Honor: Operation Anaconda

مدال افتخار: عملیات آناکوندا

October, 2010

PC/X360/PS3


EA Digital Illusions CE

3

Call of Duty: Modern Warfare 2

ندای وظیفه: جنگ مدرن 2

November, 2009

PC/X360/PS3

Infinity Ward

4

Army of Two

ارتش دونفره

March, 2008

X360/PS3

EA Montreal

5

America's Army: Rise of a Soldier

ارتش آمریکا: طلوع یک سرباز

November, 2005

Xbox/PS2

Secret Level
U.S. Army
Ubisoft

 

 



آتش سنگین:‌ افغانستان

یک بازی تیراندازی اول شخص است که در آن شما در نقش نیروهای آمریکایی در افغانستان دست به عملیات نظامی می‌زنید. در سایت این بازی هدف شما به عنوان سربازی که در این جنگ شرکت کرده‌اید این چنین بیان شده است: «هدف از مأموریت شما ساده است: بزرگ‌ترین تفنگی را که می‌توانید پیدا کنید بردارید و سپس با انجام آتشی سنگین دشمن خود را از پای در بیاورید.»

 

این بازی دارای 24 مأموریت است که در آنها شما به صورت پیاده، سوار بر خودرو، هواپیما، و هلیکوپتر دست به عملیات می‌زنید. در برخی از مراحل این بازی وظیفه شما آزادسازی گروگان‌هایی است که به اسارت دشمن درآمده‌اند. قرار است این بازی در اواخر سال 2011 برای کنسول‌های xbox 360 و PS3 به بازار عرضه شود.

 

 




مدال افتخار

در این بازی تیراندازی اول شخص، چهار تفنگدار آمریکایی به افغانستان فرستاده می‌شوند تا با یک خبرچین افغانی به نام طارق ملاقات کرده و اطلاعات مورد نظر سیا را از وی کسب کنند. در طول بازی شما مجبور می‌شوید تا در برخی مناطق با شورشیان وارد جنگ شده و راه خود را برای انجام ماموریت‌تان هموار سازید.

ویژگی بازی آنلاین این بازی انتقادات زیادی در پی داشت. در نسخه آنلاین این بازی بازی‌بازها می‌توانستند در نقش نیروهای طالبان نیز ایفای نقش کرده و دست به مبارزه بزنند. وزیر دفاع سابق انگلیس، لیام فاکس که به تازگی مجبور به استعفا از سمت خود شده است، در انتقاد از این بازی گفته بود: «شوکه‌کننده است اگر فکر کنید که می‌توان دست به بازسازی اقدامات طالبان علیه سربازان انگلیسی زد.» وزیر دفاع کانادا، پیتر مک کی، نیز در انتقاد از این بازی گفته است: «اینکه کسی، به ویژه کودکان، بخواهد نقش طالبان را بازی کند کار اشتباهی است».


 

به دلیل فشارهای وارده بر شرکت سازنده، کلمه طالبان از روی بخش چندبازیکن آنلاین بازی برداشته شد و به جای آن عبارت «نیروهای مخالف» بکار گرفته شد.

این نمونه خود نشان‌دهنده میزان تاثیری‌گذاری این دسته از این بازی‌هاست که سبب شده است تا حتی مقامات سیاسی عالی‌رتبه کشورهای مختلف نیز به آن واکنش نشان دهند.

 

 

 


 

 


ندای وظیفه: جنگ مدرن 2

این بازی نیز یک بازی تیراندازی اول شخص است که در آن باز هم نیروهای آمریکایی با نیروهای مختلفی ازجمله نیروهای افغان، روسی، و قزاق وارد جنگ می‌شوند. در این بازی نیز نیروهای آمریکایی یا برای دفاع از خود دست به اسلحه می‌برند یا به منظور نابودسازی نیروهای تروریستی. این بازی در افغانستان شروع می‌شود که مامن و پناهگاه تروریست‌ها معرفی شده و لذا حضور نیروهای آمریکایی را در آن الزامی ‌می‌سازد. برخی از مراحل این بازی در افغانستان و برای بازپس‌گیری شهر از دست شورشیان روی می‌دهد.

 

 

 

قابل ذکر است که یکی از صحنه‌های بحث‌برانگیز در این بازی کشتار مردم عادی و غیرمسلح در یکی از فرودگاه‌های روسیه بود، که در آن سعی شده بود تا در آن بازی‌باز به همراه یک تیم روسی به فرودگاه حمله کرده و مردم بی‌دفاع را به رگبار گلوله می‌بندد. البته به علت خشونت و قساوت بیش از حد این مرحله، سازندگان این امکان را به بازی‌بازها داده‌اند تا بتوانند با نادیده گرفتن و بازی نکردن آن به مرحله بعدی بروند.

 

 

 


 

 


ارتش دونفره

این بازی که یک بازی تیراندازی سوم شخص است برای کنسول‌های ایکس باکس 360 و پلی‌استیشن 3 ساخته شده است. مراحل این بازی در کشورهای مختلفی چون سومالی، افغانستان، عراق، چین، و آمریکا روی می‌دهد. در یکی از مراحل این بازی که مربوط به افغانستان است، دو شخصیت اصلی بازی یعنی سلم و ریوس برای «شرکت امنیت و استراتژی» کار می‌کنند.

 

 

پس از حملات 11 سپتامبر آنها به افغانستان فرستاده می‌شوند تا یک تروریست القاعده‌ای به نام محمد الحبیب را که یک تسهیلات موشکی حاوی موشک‌های M-11 شوروی را به تصرف خود در آورده است ترور کنند. آنها همچنین باید پس از نابودی موشک‌ها، فردی به نام بریان هیکس را که یکی دیگر از پیمانکاران شرکت مذکور است پیدا کرده و نجات دهند.

 

 

گفتنی است شرکت فیلم‌ساز یونیورسال پیکچرز در نظر داشت با الهام از این بازی دست به ساخت فیلمی مرتبط با آن بزند که البته تا کنون محقق نشده است.

 

 


 


 

 


ارتش آمریکا: طلوع یک سرباز

جزو سری بازی‌های «ارتش آمریکا»‌ می‌باشد که ارتش آمریکا آنها را به طور اختصاصی برای تربیت نیروهای خود می‌سازد. حالت تک‌نفره بازی «ارتش آمریکا: طلوع یک سرباز» بر اساس تجربیات یکی از سرگردان ارتش آمریکا به نام جیسان آمرین در افغانستان در سال 2001 می‌باشد. این بازی در سال 2005 برای کنسول Xbox به بازار عرضه شد و قرار بود برای کنسول PS2 نیز به بازار عرضه شود که بعداً لغو شد.

در این بازی، بازی‌باز نقش نیروی تازه به خدمتی را ایفا می‌کند که تحت آموزش‌های جنگی قرار می‌گیرد. در طول بازی بازی‌باز به مأموریت‌های مختلفی فرستاده می‌شود که پس از انجام موفقیت‌آمیز آنها ارتقاء درجه یافته و رتبه‌اش افزایش می‌یابد.

 

 

از آنجا که سری بازی‌های «ارتش آمریکا»‌ برای آموزش نیروهای نظامی بکار برده می‌شود، سعی شده است تا حد امکان شرایط بازی در آن نیز واقعی به نظر آید. به عنوان مثال برخلاف دیگر بازی‌ها در این بازی اگر که بازی‌باز زخمی شود، تا هنگامی که تحت درمان و مداوا قرار نگیرد نمی‌تواند به ادامه مأموریت‌های خود بپردازد.

به گزارش گروه جهاد و مقاومت مشرق ، سلطان بن عبدالعزیز آل سعود ، ولیعهد رژیم پادشاهی عربستان سعودی ٰ، در سن 80 سالگی مرد. او پانزدهمین فرزند بنیانگذار پادشاهی سعودی بود و از سال 1362 ، وزارت دفاع و هوانوردی عربستان را بر عهده داشت. وی پس از مرگ «ملک فهد» پادشاه پیشین عربستان ، با حفظ سمت ، به عنوان ولیعهد پادشاه فعلی عربستان معرفی شد و سرانجام در حسرت پادشاهی به اجدادش پیوست.

در راستای تنویر افکار عمومی نسبت به خدمات آن فقید سعید به اسلام و مسلمین و خصوصا ملت ایران اسلامی ،  یکی از آثار هنری آن مرحوم مغفور ، به ملت عزیز ایران تقدیم می گردد. این اثر هنری در 9 مرداد ماه سال 1366 هجری و زمانی که سلطان بن عبدالعزیز ٰ وزیر دفاع عربستان و فرمانده نیروهای مسلح عربستان بودند خلق گردید. در این روز ، 400 حاجی ایرانی در حرم امن الهی ، با گلوله نیروهای مسلح عربستان سعودی به شهادت رسیدند. جرم این حاجیان ، سردادن شعار مرگ بر آمریکا و مرگ بر شوروی در خیابان های مکه مکرمه بود.
تصویر زیر ٰ تنها برشی کوچک از هنرنمایی «آل سعود» و وزیر دفاع مغفور سعودی در تابستان سال 1366 است. در این تصویر ، پیکر پاک گروهی از شهدای روز جمعه سیاه مکه دیده می شوند که توسط حجاج ایرانی جمع آوری و به بعثه امام خمینی تحویل داده شده اند. این عکس توسط هنرمند عزیز ، علی فریدونی در تاریخ ثبت شده است تا سندی باشد بر خدمات آل سعود به حرمین شریفین.
تنها ربع قرن از خلق آن اثر هنری هولناک گذشته است.
حال ، شما بفرمایید :
شادی روح آن مرحوم مغفور و فقید سعید ...

سلطان بن عبدالعزیز، فرمانده ارشد عملیات کشتار حجاج بیت الله الحرام در سال 1366

وزارت امور زیربنایی اسرائیل ادعا کرد که مصر صدور مجدد گاز خود به این رژیم را آغاز کرده است.

فارس به نقل از خبرگزاری رویترز نوشت: "اوزی لاندنی" اعلام کرد که پس از بمب‌گذاری افراد ناشناس در لوله‌های انتقال گاز مصر به اسرائیل که ماه گذشته روی داد، صدور گاز مصر به اسرائیل دوباره از سرگرفته شده است.

وزارت امور زیربنایی اسرائیل با انتشار بیانیه‌ای اعلام کرد که صدور مجدد گاز به طور آزمایشی از هفته گذشته آغاز و از امروز (یکشنبه) صدور کامل گاز آغاز شده است.

از زمان انقلاب مصر در 25 ژانویه تاکنون خطوط لوله انتقال گاز مصر به اسرائیل پنج بار توسط افراد ناشناس در معرض انفجار قرار گرفته است.

'نزار' و 'احلام' دو جوان فلسطینی از دو جریان مختلف سیاسی هستند که به رغم زندانی بودن در بند رژیم صهیونیستی، در خلال ایام اسارت به عقد یکدیگر درآمدند.

به گزارش ایرنا، نزار از اعضای جنبش فتح و متولد روستای نبی صالح در کرانه رود باختری است که مقامات رژیم صهیونیستی وی را به خاطر همکاری در عملیات کشتن یک شهروند اسرائیلی در دهه 90 به حبس ابد محکوم کرده بودند. احلام نیز از جنبش اسلامی حماس است که به خاطر همکاری با یک فلسطینی در اجرای عملیات شهادت طلبانه در یکی از رستوران های رژیم صهیونیستی در سال 2001 میلادی به 16 سال حبس محکوم شده بود.

نزار (38ساله) و احلام (31ساله) از خانواده تمیمی در انتظار آزادی از زندان های رژیم صهیونیستی هستند تا زندگی مشترک خود را ادامه دهند ولی رژیم صهیونیستی احلام را برای آزادی به اردن فرستاد؛ در نتیجه خانواده آنها در اردن و کرانه رود غربی برای استقبال از آنها پراکنده شدند.

'محمود تمیمی' برادر نزار می گوید که من قبل از اینکه احلام زندانی شود وی را در اردن دیده بودم و او از من در سال 1998میلادی خواست تا برای وی از دانشگاه 'بیرزیت' نابلس واقع در کرانه غربی رود اردن پذیرش بگیرم؛ من نیز این کار را انجام دادم و احلام برای ادامه تحصیل وارد اراضی فلسطین شد. در همان سالها محمود دستگیر و به 4 سال زندانی محکوم شد و احلام نیز در سال سوم دانشگاه بازداشت شد که او نیز به 16سال زندان محکوم شد.

محمود در زندان برادرش نزار را می بیند و از خوبی ها و روحیه مقاوم احلام سخن می گوید؛ نزار نیز از طریق صلیب سرخ نامه هایی درخصوص شرایط خود برای احلام می فرستد و پس از یک جلسه دیدار مشترک، نهایتا نزار با ارسال نامه ای از خانواده خود خواست تا از خانواده احلام خواستگاری کنند؛ در حالی که هر دوی آنها در زندان به سر می بردند ولی هرگز برای رسیدن به یکدیگر ناامید نشدند.

5 سال پیش خانواده نزار از خانواده احلام خواستگاری کرد ولی طبق گفته ' افتخار عارف' برادر احلام امیدواری برای آزادی آنها نبود ولی در حال حاضر شاهدیم که اسامی آنها در لیست آزادی اسیران قرار دارد و ما نیز تصمیم گرفتیم در اردن و منطقه نبی صالح برای آنها مراسم عقد برگزار کنیم و بعد از آن نیز مراسم ازدواج آنها را برگزار خواهیم کرد.

خانواده احلام توانستند کارت شناسایی فلسطینی برای وی ترتیب دهند تا احلام که قبل از آن کارت فلسطینی نداشت به راحتی بتواند بعد از آزادی در اردن به فلسطین برگردد.

'حلمی تمیمی' خواهر زاده احلام نیز که در کمیته مبارزه با شهرک سازی در روستای نبی صالح کار می کند، می گوید که نزار هم بدون درنظر گرفتن اقدامات امنیتی می تواند به اردن برود تا بتواند در آنجا احلام و خانواده اش را ببیند.

هرچند چنین مواردی از پایان خوش و شادمانی این اسیران وجود دارد ولی اندوه برخی از خانواده های فلسطین به رغم دیدن اسیران آزاد شده آنها پایانی ندارد؛ از جمله آنها می توان به وضعیت خانواده فخری برغوثی اشاره نمود که پدر از زندان آزاد شده ولی فرزند وی که به 27 سال زندان محکوم شده همچنان در زندان بسر می برد.

'فخری برغوثی' بعد از 33 سال زندان در حالی که بیشتر افراد خانواده وی درگذشتند به آغوش خانواده اش برمی گردد و 'هادی' فرزند دومش که در زمان زندانی شدن وی هنوز به دنیا نیامده بود به گرمی از پدرش استقبال می کند.

شبکه تلویزیونی نشنال جئوگرافی آمریکا برای جذب مخاطبان ایرانی کانال فارسی این شبکه را راه‌اندازی کرد.

به گزارش مشرق، شبکه نشنال جئوگرافی آمریکا نسخه فارسی زبان شبکه خود را راه‌اندازی کرده است که به ادعای مدیران این شبکه قرار است 15 میلیون بیننده در سراسر خاورمیانه به آن دسترسی داشته باشند. هرچند هنوز این شرکت مستقر در آمریکا مقر پخش برنامه‌های فارسی‌زبان خود را مشخص نکرده است اما به نظر می‌رسد که این برنامه‌ها از شهر ابوظبی امارات متحده پخش خواهد شد. این شبکه فارسی‌زبان همانند نسخه انگلیسی خود به پخش برنامه‌هایی در مورد طبیعت، علم، فرهنگ، تاریخ و باستان‌شناسی می‌پردازد.

سخنگوی این شبکه در خصوص راه‌اندازی آن اظهار کرده است: «هفته گذشته شبکه نشنال جئوگرافی، سرویس فارسی‌زبان خود را راه‌اندازی کرد. این شبکه پتانسیل این را دارد تا 15 میلیون بیننده در سراسر خاورمیانه را پوشش دهد. با راه‌اندازی آن، شبکه‌های نشنال جئوگرافی برای 165 کشور مختلف جهان و به 38 زبان مختلف در دسترس خواهد بود.»

لازم به ذکر است که شبکه نشنال جئوگرافی در سال 2001 پخش برنامه‌های خود را آغاز نمود. نیمی از سهام این شبکه در انحصار شرکت نیوز کورپریشن است که مدیر اجرایی آن روپرت مرداک می‌باشد و چندی پیش رسانه‌های تحت مالکیت مرداک در انگلیس متهم به شنود غیرقانونی مکالمات شهروندان شدند.

به گزارش مشرق به نقل از پرس تی وی، مسلمانان امریکایی که قربانی اسلام هراسی در این کشور هستند در تظاهرات جنبش موسوم به تسخیر وال استریت حضور دارند.

مسلمانان امریکایی روز گذشته برای اعلام همبستگی با این جنبش در پارک زوکاتی در نیویورک یعنی محل تجمع معترضان جنبش تسخیر وال استریت تجمع کردند. انها در این مکان، مراسم نماز و دعا بجای اوردند.

مسلمانان امریکایی با تعداد زیاد در این مکان حاضر شدند تا نشان بدهند انها نیز امریکایی هستند و با دغدغه های دیگر امریکایی های معترض همراهی می کنند. یک مسلمان امریکایی در این مراسم گفت: مسلمانان امریکا از روز نخست حرکت جنبش موسوم به تسخیر وال استریت با ان همراه بوده اند.

اما امروز در اینجا جمع شده ایم تا به صورت اشکار و مشهود، همبستگی خود را با این جنبش با برپایی نماز اعلام کنیم.

یک شهروند دیگر امریکایی نیز گفت: هیچ دولتی بدون ملتش نمی تواند حیات داشته باشد.

تظاهرات اخیر در امریکا نشان از زنگ بیدارباش است. تظاهراتی که در حال حاضر در قالب این جنبش به راه افتاده نقطه اوج خیزشی است که در سالهای اخیر شکل گرفته است.

بسیاری از شرکت کنندگان مسلمان در تظاهرات دیروز نیویورک تاکید داشتند جنگ عراق و افغانستان علت اصلی هدر رفتن منابع مالی امریکا است.

این درحالی است که باراک اوباما،رئیس جمهور امریکا اعلام کرده است نیروهای نظامی امریکایی تا پایان سال جاری از عراق خارج خواهند شد. یک جوان مسلمان در این خصوص گفت: باید دید چه مقدار پول از منابع مالی امریکا برای جنگهای دولت امریکا در خارج از کشور هزینه می شود. این مبالغ بسیار کلان است.

مسلمانان امریکایی با تظاهرات روز گذشته خود نشان دادند با این جنبش همراه هستند و این جنبش تنوع زیادی دارد بطوریکه همه مردم امریکا را با خاستگاههای مختلف در اعتراض به مطالبات واحدی در کنار یکدیگر قرار داده است.

به تازگی اطلاعاتی از جلسه انتخاب ولیعهد عربستان منتشر شده که بیانگر درگیری مسلحانه و اسلحه کشی یکی از شاهزاده های معترض به ولیعهدی نایف بن عبدالعزیز به سمت ملک عبدالله پادشاه این کشور است.

به گزارش فارس، در پی مرگ سلطان بن عبدالعزیز ولیعهد پیشین عربستان سعودی به تازگی اخباری از کاخ پادشاهی این کشور در محافل خصوصی منتشر شده که حکایت از درگیری مسلحانه خادندان آل سعود در جریان انتخاب ولیعهد جدید دارد.

در این ماجرا یکی از شاهزاده های معترض به انتخاب نایف بن عبدالعزیز ولیعهد فعلی، در واکنش به این انتخاب به سمت ملک عبدالله پادشاه این کشور اسلحه کشیده که منجر به نزاع و درگیری بین شاهزاده ها شده است.

این شاهزاده اعتزاض کرده بود که چرا وزیر کشور بعنوان ولیعهد انتخاب شده است. هرچند خاندان حاکم تلاش داشته اند که این خبر به بیرون از کاخ پادشاهی درز نکند، اما بعد از مرگ ولیعهد و بالاگرفتن اختلافات بین شاهزاده ها این خبر بصورت محرمانه توسط یک مقام مسئول در کاخ پادشاهی به دست خبرنگار فارس در ریاض رسید.

به دلیل دودستگی بین خاندان سعودی درباره جانشینی ولیعهد، اختلافات به قدری شدید شده بود که حتی تلویزیون العربیه و مجموعه شبکه های "ام بی سی" خبر مرگ ولیعهد را در رده سوم و چهارم اخبار خود منتشر کردند، بعنوان مثال شبکه العربیه وابسته به خاندان آل سعود با توجه به خصومتی که با دولت سوریه دارد، خبر سوریه را در راس اخبار خود قرار داد و این درحالی است که خبر مرگ ولیعهد و تعیین جانشین وی مهمترین خبر این روزها در عربستان سعودی است.

این نشان می دهد که جنگ قدرت در عربستان بسیار جدی است و نگرانی های جدی در خاندان سلطنتی عربستان دیده می شود. برخی شاهزاده ها تمایل به غرب و کشورهایی مانند انگلیس و فرانسه دارند، برخی دیگر متمایل به آمریکا هستند و برخی هم استقلال نسبی دارند و بین این سه گروه اختلافات شدیدی وجود دارد ضمن اینکه از نظر اعتقادی نیز بین این شاهزاده ها اخلافات زیادی به چشم می خورد.

با توجه به وضعیت جسمانی نامساعد پادشاه عربستان مسئوله انتخاب ولیعهد تبدیل به یکی از دغدغه های جدی خاندان آل سعود شده است.

دامنه این اختلافات به خانه های شاهزاده های عربستان نیز کشیده شده و همسران آنان به مدت سه سال است که با این مسئله درگیر هستند، زیرا مسئله انتخاب ولیعهد در عربستان به چالشی جدی برای خاندان حاکم تبدیل شده است.

به توجه به اعتزاضات اخیر و درگیری مسلحانه بین شاهزاده ها به نظر می رسد پایه های حکومت آل سعود سست شده و این امر بعنوان یک بحران جدی، آینده این کشور را در هاله ای از ابهام قرارداده است و هرگونه احتمال جنگ داخلی در این کشور محتمل است.

فارس: سند الصادق العریبی درباره چگونگی کشتن قذافی گفت: گردان مصراته‌ که‌ تعداد آنها بسیار زیادتر بود، می خواستند قذافی را به‌ مصراته‌ ببرند، من گفتم که‌ خودم او را دستگیر کردم و باید با من به‌ بنغازی بیایید، اما آنها قبول نکردند من هم از شدت خشم کلت کمری خودم را بیرون آوردم و او را کشتم.

سند الصادق العریبی جوانی بود که به سمت قذافی شلیک و او را کشته است. او هم اینک لباسها و انگشترهای قذافی را بعنوان سند کشتن دیکتاتور لیبی در اختیار دارد که ثابت می کند قاتل قذافی اوست.

*قذافی آبروی ملت لیبی را برده بود

خودت را به‌ طور کامل معرفی کن؟

سند الصادق العریبی ، متولد 1989 در شهر بنغازی و در محله‌ "حی الماجوری"؛ هم اکنون نیز ساکن این شهر هستم. تا کلاس سوم راهنمایی درس خواندم ، بعد از آن به‌ خاطر کهولت سن پدرم و فقیری خانواده‌ مجبور به‌ کار شدم و مدرسه‌ را ترک کردم.

از چه زمانی به‌ حرکت انقلابی مردم لیبی پیوستی و انگیزه‌ات از آن چه بود؟

من در شهر بن غازی زندگی میکنم و خودتان می دانید اولین جرقه‌ انقلاب از این شهر زده شد. به‌ همین دلیل من هم به‌ خاطر نفرت بیش از حدی که‌ از قذافی و خاندانش داشتم در همان روزهای اول به‌ عنوان یک جوان انقلابی اسلحه بر دوش گرفته‌ و با قذافی مبارزه‌ کردم.

دلیل نفرتت از قذافی و خاندانش چه بود؟

شما باید لیبیایی باشید تا دلیل این نفرت را درک کنید، او 42 سال است بر این مملکت حکم می کند و بدترین فشارهای سیاسی و دینی را به‌ مردم وارد کرده‌ است. لیبیایی ها در زمان حکومت وی مضحکه‌ مردم جهان شده‌ بودند. زیرا وی دیوانه‌ بود و آبروی ملت را با کارها و حرفهای نسنجیده‌ خود برده‌ بود. او یک دیکتاتور به‌ تمام معنا که‌ در این 42 سال، هزاران نفر از شهروندان خودش را قتل و عام کرد.

* سیف الاسلام برای یک شب به‌ یک خواننده‌ آمریکایی 5 میلیون دلار داده‌ بود

خوب این دلیل نفرت از خود قذافی بود ، شما گفتی که‌ از خاندانش هم نفرت داری، چرا؟

خاندان قذافی و پسران وی بدتر از خود قذافی بودند ، آنها از هر کس که‌ خوششان نمی آمد وی را می کشتند میلیونها دلار از پول این ملت بدبخت و بی چاره‌ را صرف عیاشی های خود در کاباره‌های اروپا کردند. سیف الاسلام برای یک شب خوانند‌گی در یکی از جزائر سوئیس ، به‌ یک خواننده‌ آمریکایی 5 میلیون دلار داده‌ بود. آیا چنین افرادی شایسته‌ نفرت نیستند؟

در لیبی اکنون شما را به‌ عنوان قهرمان می بینند، چرا؟

چون من قذافی را کشتم.

*شرح کامل ماجرای قتل قذافی از زبان العریبی

می توانید شرح کامل ماجرا را برای ما بازگو کنید؟

شهر سرت‌ سقوط کرده‌ بود. من جزو گردان بن غازی بودم. به‌ همراه‌ چند دوست خودم از گردان جدا شده‌ و گفتم با هم برویم تا هواداران قذافی در خانه‌های سرت پیدا کنیم. چیزی در شهر پیدا نکردیم و من به‌ دوستانم گفتم به‌ سمت محله‌ "الخضرا" برویم. وقتی‌ به‌ آنجا رفتم قذافی را دیدم. او را از پشت سر موهای ژولیده‌ اش را شناختم که‌ همراه‌ چند نفر در حال فرار بود. من فورا به‌ سمت وی دویدم. همراهان معمر تا دوستان من را دیدند فرار کردند و قذافی را تنها گذاشتند. من موهای قذافی را از پشت کشیدم و سیلی محکمی به‌ صورتش زدم.

او به تو چه گفت؟

قذافی گفت تو پسر من هستی. من سیلی دیگری به‌ صورتش زدم. باز هم معمر گفت من مثل پدر تو هستم چرا مرا می زنی. من در آن لحظه‌ باور نکردنی آنقدر دستپاچه شده‌ بودم که‌ اصلا نمی توانستم حرف بزنم. برای همین وی را به‌ روی زمین خواباندم و‌ دست های وی را بستم و به‌ داخل ماشین بردم ، می خواستم او را به‌ شهر بن غازی ببرم.

یعنی شما قذافی را زنده‌ دستگیر کردید؟

بله زنده‌ بود.

شما قبل از دستگیری به‌ وی شلیک کردی؟

خیر، اصلا من تنها چند تیر هوایی شلیک کردم و بعد همانطور که‌ گفتم از پشت سر موهایش را گرفتم.

*چون نگذاشتند او را به شهر خودمان ببرم قذافی را کشتم

خوب بعد از اینکه‌ وی را زنده‌ سوار ماشین کردید چه شد؟

من و دوستانم می‌خواستیم او را به‌ شهر خودمان ببریم ، قذافی روی کاپوت ماشین ما بود اما دوستانم فریاد می زدند که‌ قذافی را دستگیر کردیم، قذافی را دستگیر کردیم. به‌ همین دلیل همه‌ متوجه‌ شدند که‌ ماشین ما حامل قذافی است، دیگر گردان های انقلابیون ماشین ما را متوقف کردند و قذافی را پائین آوردند و کتک زدند. در آن لحظه‌ هر کسی سعی داشت قذافی را به‌ شهر خودش ببرد، من به‌ آنها گفتم که‌ خودم او را دستگیر کردم و باید او را به‌ بن غازی ببرم اما گردانهای دیگر قبول نکردند. تا در پایان گردان مصراته‌ که‌ تعداد آنها بسیار زیادتر بود، می خواستند قذافی را به‌ مصراته‌ ببرند، من گفتم که‌ خودم او را دستگیر کردم و باید با من به‌ بن غازی بیایید، اما آنها قبول نکردند من هم از شدت خشم کلت کمری خودم را بیرون آوردم و او را کشتم.

چطور او را کشتید؟

با کلت خودم ، دو گلوله‌ به‌ شکم و سینه‌اش زدم و گفتم یا همینجا می میرد یا با من به‌ بن غازی می آید.

همان لحظه‌ جان داد؟

نه ، بعد او را وارد آمبولانس کردیم، اما در راه‌ بیمارستان جان داد.

*قذافی در حفره پنهان نشده بود

در عکس ها دیدیم که‌ قذافی در داخل یک حفره‌ پنهان شده‌ و در آنجا کشته‌ شده‌؟

خیر این درست نیست ، قذافی در داخل آن حفره‌ نبود ، ولی قبلا از آن حفره‌ برای پناه‌ دادن به‌ خودش استفاده‌ کرده‌ بود ، هر چند آن منطقه‌ای که‌ من قذافی را دستگیر کردم تنها چند متر با این حفره‌ فاصله‌ داشت اما وی داخل حفره‌ نبود.

*وسایل همراه قذافی

قذافی چه‌ لباسی بر تن و چه چیزی همراه‌ داشت؟

وقتی که‌ وی را دستگیر کردم یک لباس نظامی رنگ کاکائویی بر تن داشت و یک کلت طلایی هم با خودش داشت که‌ بعدا گردان مصراته‌ این کلت را با خودش برد. همچنین 2 انگشتر طلایی که‌ اسم همسر خودش روی آنها حک شده‌ بود. هم اکنون من لباس های قذافی و این انگشتر ها را همراه‌ خود دارم و انشاالله چند روز دیگر آن را به‌ موزه‌ طرابلس تحویل خواهم داد.

فکر می کردی روزی قذافی به‌ دست تو کشته‌ شود؟

من ایمان داشتم که‌ قذافی کشته‌ می شود و ما پیروز می شویم ، اما خیر هرگز فکر نمی کردم من بتوانم قذافی را بکشم.

*محاکمه قذافی به جای کشتن وی از جهاتی بهتر بود

اگر به جای کشتن قذافی او محاکمه می شد بهتر نبود؟

محاکمه وی از برخی جهات بهتر بود اما در هر صورت من او را کشتم، شاید این طور به‌ نفع مردم لیبی باشد.

چرا فکر می کنی کشتن قذافی به‌ نفع مردم لیبی است؟

چون اگر دستگیر و زندانی می شد هنوز هواداران وی به‌ امید آزادی قذافی با ما می‌جنگیدند و کشور را نا امن می کردند ، اما الان که‌ وی کشته‌ شده‌، دیگر امیدی برای آنها باقی نمانده‌ است.

*نمی دانم خواست غربی ها کشتن قذافی بود یا نه ولی من او را اتفاقی کشتم

برخی می گویند این خواست غربی ها بود که او کشته شود و به جلسه محاکمه کشیده نشود نظرت چیست؟

نمی دانم این خواست آنها بود یا نه‌ اما من کاملا وی را اتفاقی کشتم ، همانطور که‌ گفتم می خواستم او را به‌ بنغازی ببرم چون جلوی من را گرفتند من هم همانجا او را کشتم.

اگر دوباره قذافی را ببینی باز او را می کشی؟

صد در صد اما شاید این بار تنها یک گلوله‌ حرامش کنیم. تنها یک گلوله‌؛ آن هم به‌ فرق سرش.

ناتو عنوان کرده که بر اثر بمباران ناتو قذافی کشته شده یعنی ناتو او را کشته نه تو نظرت چیست؟

کاملا دروغ است.

*قذافی یکی از عموهای مرا اعدام کرده بود

وقتی به او شلیک کردی چه چیزی در خاطرت از کارهای قذافی بود؟

همه‌ آن ظلم و ستم قذافی در مدت این 42 سال برای من تداعی شد. قذافی یکی از عموهای من را به‌ هیچ دلیلی اعدام کرده‌. وقتی که‌ شلیک کردم در آن لحظه‌ احساس کردم عمویم دارد مقابلم لبخند میزند‌.

اگر مبارک یا دیکتاتورهای دیگر را هم ببینی آنها را هم می کشی؟

خیر، چون معتقدم همه‌ دیکتاتورها باید به‌ دست مردمان خودشان کشته‌ شوند. من دوست دارم مبارک به‌ دست مردم مصر کشته‌ شود. علی عبدالله‌ صالح به‌ دست مردم یمن. این آرزوی من است.

آیا نگران نیستی ناتو به جای قذافی در کشور شما حکومت کند؟

من به‌ اراده‌ آقای عبدالجلیل اطمینان دارم. می دانم که‌ وی حکومت دست نشانده‌ را قبول نخواهد کرد.

*پیروزی انقلاب لیبی مدیون مردمان خودش است نه ناتو

آیا پیروزی انقلابیون در لیبی مدیون ناتو است؟

بخشی از عملیات علیه‌ حکومت قذافی به‌عهده‌ آنها بود، اما لیبی انقلابش را مدیون مردمان خودش است.

به‌تازگی اسنادی منتشر شده که یک شرکت انگلیسی یک قرارداد بزرگ برای استخراج نفت لیبی بسته است. آیا این خبر برای شما نگران کننده نیست؟

همانطور که‌ گفتم من به‌ اراده‌ آقای عبدالجلیل اطمینان دارم و مطمئن هستم که‌ وی خیانت به‌ لیبی را قبول نخواهد کرد.

آرزوی تو به‌عنوان یک انقلابی چیست؟

کشوری آزاد و دمکرات داشته‌ باشم که‌ حقوق همه‌ رعایت شود و به‌ مردم ظلم نشود.

پیش از این آقای عبدالجلیل اعلام کرد ، شورای انتقالی به‌ قاتل قذافی میلیونها دلار جایزه‌ می دهد. آیا این جایزه‌ را دریافت کرده‌ای؟

هنوز نه‌، اگر هم دریافت کنم آن را به‌ دولت باز می گردانم.

رئیس نمایندگی کمیته صلیب سرخ بین‌المللی در ایران از پیگیری ویژه صلیب سرخ در مورد پرونده امام موسی صدر بعد از کشته شدن قذافی خبر داد.

به گزارش مشرق، پیر ریتر در گفت‌وگو با فارس، در پاسخ به این پرسش که کمیته بین‌المللی صلیب سرخ پس از کشته شدن قذافی پرونده امام موسی صدر را آیا پیگیری می‌کند، اظهار داشت: بله، کمیته صلیب سرخ پرونده امام موسی صدر را پیگیری خواهد کرد تا مشخص شود وضعیت وی به چه صورت است.

وی در پاسخ به این پرسش که کمیته بین‌المللی صلیب سرخ دقیقاً به چه صورتی پرونده امام موسی صدر را پیگیری می‌کند، افزود: کمیته صلیب سرخ در وهله نخست به دولت انتقالی لیبی توصیه می‌کند که وضعیت مفقودان این کشور را که از سال ۱۹۶۹ یعنی از زمان سر کار آمدن قذافی تاکنون که این تعداد که هزاران نفر هستند مفقود شده‌اند را پیگیری کند به خصوص در مورد این موضوع خاص. (پرونده امام موسی صدر)

ریتر بیان داشت: در حال حاضر هزاران مفقود در لیبی وجود دارد و تعداد مفقودان بسیار است ولی مسلماً مورد امام موسی صدر یک موضوع ویژه است و ما (کمیته بین‌المللی صلیب سرخ) هم به صورت خاص این پرونده را پیگیری خواهد کرد.

رئیس نمایندگی کمیته بین المللی صلیب سرخ در ایران در پاسخ به این پرسش که در حال حاضر چه اطلاعات جدیدی از پرونده امام موسی صدر دارید، خاطر نشان کرد: شخصأ در حال حاضر هیچ اطلاعاتی ندارم.