موعود :: مطالعات فرهنگی
موقعیت شما: موعود»اخبار»اخبار سیاسی

سخنگوی رسمی کمیته انقلابی جوانان یمن فاش کرد که عربستان سعودی برای کمک به سرکوب مردم انقلابی یمن سلاح های تک تیرانداز را به این کشور اعزام کرده است.

به گزارش مشرق به نقل از العالم، "فخر العزب" در سخنانی تاکید کرد: عربستان سعودی سلاح های تک تیرانداز برای رژیم "عبدالله صالح" دیکتاتور یمن به منظور حمایت از سرکوب مردم این کشور ارسال کرده است.

وی افزود: عربستان سعودی همچنین چتری حمایتی در سطح بین الملل برای رژیم عبدالله صالح به منظور سرکوب انقلاب مردم یمن ایجاد کرده است.

تظاهرکنندگان آمریکایی دیروز پرچم رژیم اشغالگر را به آتش کشیدند.
به گزارش رجانیوز به نقل از شبکه العالم، گروهی از یهودیان آمریکا دیروز در حاشیه تظاهرات دیروز که در اعتراض به نظام سرمایه داری در شهرهای مختلف آمریکا برگزار شد، پرچم رژیم اشغالگر را به آتش کشیدند.


در جریان تظاهرات دیروز در نیویورک پلیس برای متفرق کردن تظاهرکنندگان در میدان تایمز، 71 تن را بازداشت کرد. در این درگیری ها یک زن از ناحیه سر مجروح شد.

در این تظاهرات اعضای اتحادیه ها، دانشجویان، و شهروندان عادی شرکت داشتند.

این تظاهرات که از صبح دیروز از "وال استریت" آغاز شده بود، پس از ساعتها و با حمله نیروهای پلیس در میدان تایمز متوقف شد.

آمریکایی ها که از چند ماه قبل با شعار "اشغال وال استریت" برای اعتراض به نظام سرمایه داری و فساد اقتصادی در این خیابان تحصن کرده اند، تا کنون چندین بار مورد حمله نیروهای امنیتی و پلیس قرار گرفته اند.

در واشنگتن نیز دیروز هزاران آمریکایی خشمگین، مقابل کاخ سفید و وزارت خزانه داری تظاهرات کردند و شعارهایی ضد "مافیای اقتصادی" سر دادند.

شرکت کنندگان در این تظاهرات با سردادن شعارهای "اشغال وال استریت" و "اشغال واشنگتن" خواستار بازگرداندن کشور به مردم شدند.

دیروز همچنین تظاهرات مشابهی با جمعیتی بالغ بر 5 هزار نفر در لس آنجلس برگزار شد.

به گزارش مشرق: پنتاگون در نظر دارد تا پایان امسال یک تلویزیون دولتی در خصوص دادگاه‌های مربوط به زندانیان گوانتانامو راه‌اندازی کند. فقط مسئله اینجاست که هر کسی امکان دیدن آن را ندارد.

در حال حاضر، تنها راه ممکن برای اینکه بتوان شاهد یک کمیسیون به اصطلاح نظامی در مورد شخصی که متهم به انجام اقدامات تروریستی است بود این است که از پنتاگون بخواهید تا به شما اجازه سفر به خلیج گوانتانامو را بدهد. با این حال، فقط روزنامه‌نگاران و نمایندگان گروه‌های حقوق بشر اجازه ورود به آنجا را دارند؛ و آن اندک افراد خوش‌شانسی نیز که اجازه ورود به این جزیره را بدست می‌آورند باید چند هزار دلار بپردازند تا بتوانند تحت مراقبت دائمی در اطراف این پایگاه نظامی پرسه بزنند.

علاوه بر این، کسانی که می‌توانند اجازه ورود به این جزیره را بدست آورند، باید فهرست بلندبالایی از قوانین را به امضا برسانند که به ارتش آمریکا این اجازه را می‌دهد تا تمامی تصاویر و فیلم‌های بدست‌آمده از خلیج گوانتانامو را در صورت لزوم سانسور کند، و در صورتی که مقامات احساس کنند گزارشگری هر یک از این قوانین را زیر پا گذاشته است، وی باید با آینده کاری خود خداحافظی کند.

گویا قرار است این روند تغییر یابد. رییس جدید کمیسیون نظامی پنتاگون، ژنرال مارک مارتینز، در حال پیاده‌سازی طرحی است تا از طریق آن بتوان از وقایع داخل خلیج گوانتانامو اطلاعات بیشتری بدست آورد. در این طرح، پنتاگون تلویزیون مداربسته‌ای را راه‌اندازی خواهد کرد که به پخش دادگاه‌های زندانیان گوانتانامو می‌پردازد. البته پخش این برنامه‌ها با حدود یک دقیقه تأخیر انجام خواهد گرفت و پنتاگون علت این کار را حفاظت از اطلاعات طبقه‌بندی‌شده اعلام کرده است.

با این حال، باز هم اکثر مردم آمریکا نخواهند توانست هیچ یک از دادگاه‌های گوانتانامو را ببینند. و از آنجا که هیچ گونه عکس‌برداری از جلسات دادگاه‌های این زندان مجاز نیست، نمی‌توان انتظار هر گونه فیلم آرشیوی برای به نمایش گذاشتن در شبکه‌های مختلف تلویزیونی را داشت.

همچنین مشخص نیست که مرکز پخش این فیلم‌های مداربسته دقیقاً در کجا قرار خواهد گرفت. آنچه تا کنون مقامات پنتاگون تعیین کرده‌اند این است که مقر آن در یک ساختمان نظامی در اطراف واشنگتن دی‌سی خواهد بود. برنامه‌های این تلویزیون نیز تنها در یک جا قابل دریافت خواهد بود. به گفته وایرد، هر روزنامه‌نگار، فعال حقوق بشر، یا اقوام زندانیان که می‌خواهد به این تصاویر دسترسی داشته باشد، لازم است تا برای دریافت بلیط فرودگاه‌های بالتی‌مور واشنگتن، دیولس، یا ریگان نشنال اقدام کند.

کارول روزنبرگ که از سال 2002 تا کنون به طور دائم اخبار مربوط به این بازداشتگاه را تهیه می‌کند، در مورد گزارشات مربوط به گوانتانامو می‌گوید: «این گزارشات از محدودیت‌های زیادی برخوردارند و این محدودیت‌ها و هزینه‌های آن سبب می‌شد تا تعداد سازمان‌های خبری که می‌توانند به ارائه آنها بپردازند تاحد زیادی کاهش یابند».

حتی پس تأییدیه پنتاگون برای شروع به کار این شبکه تلویزیونی، روزنامه‌نگاران باز هم از روش مستقلی برای رصد چگونگی برخورد با بازداشت‌شدگان گوانتانامو برخوردار نخواهند بود ــ جاییکه اسناد مختلفی در مورد شکنجه زندانیان آن وجود دارد. هنوز هم روزنامه‌نگاران مجبور خواهند بود تا برای مشاهده وضعیت زندانیان به گوانتانامو سفر کنند، و تحت نظارت شدید نظامی آنها تنها می‌توانند از مراکز بازداشتی‌ای بازدید کنند که ارتش آمریکا اجازه دیدن آنها را فراهم می‌آورد.

 

در آستانه آزادی نخستین گروه از آزادی اسرای فلسطینی توسط رژیم صهیونیستی جزئیات اتهامات و هویت مهمترین این اسرا فاش شد.

به گزارش خبرگزاری مهر، با میانجیگری مصر، هفته گذشته پس از گذشت پنج سال از اسارت گلعاد شالیت نظامی صهیونیست توسط گروه های مقاومت فلسطین در 25 ژوئن 2006 ، توافقی میان تل آویو و حماس برای مبادله هزار و 27 اسیر فلسطینی در ازای آزادی شالیت  و اسرای فلسطینی به دست آمد.

رژیم صهیونیستی صبح امروز اسامی 477 نفر از این افراد را که قرار است در مرحله نخست تبادل اسرا آزاد شوند، منتشر کرد. 450 نفر از این اسرا مرد و 27 نفر دیگر زن هستند که در لینک زیر اسامی تمام این افراد قید شده است :

http://www.hamasinfo.net/ar/DataFiles/Contents/Files/asra.pdf

اما مهمترین این افراد عبارتند از:

"ناصر نزال" از شهر طولکرم در کرانه باختری: وی به دلیل برنامه ریزی برای عملیات استشهادی در سال 2002 در یک هتل اسرائیلی در نتانیا به 29 سال زندان محکوم شد. در این انفجار بیش از 30 نفر کشته و 140 نفر دیگر زخمی شدند.

"یحیی السنوار" از خانیونس در نوارغزه: وی از موسسان گردانهای نظامی جنبش حماس در غزه است که به اتهام به اسارت گرفتن و به هلاکت رساندن "نحشون واکسمن" نظامی اسرائیلی در سال 1994 به پنج بار حبس ابد محکوم شد.

"فادی الجعبه" از الخلیل: وی به دلیل برنامه ریزی برای عملیات استشهادی در سال 2003 که یک دستگاه اتوبوس را در شهر ساحلی حیفا هدف قرار داده بود و سبب کشته شدن 18 نفر شد به 18 سال زندان محکوم شده بود.

"جهاد یغمور" از قدس : وی در عملیات به اسارت گرفتن و به هلاکت رساندن واکسمن صهیونیست در سال 1994 مشارکت داشت و به همین دلیل به زندان محکوم شد.

"عبدالهادی غنیم": از اردوگاه آوارگان النصیرات در مرکز نوارغزه: وی به دلیل ربودن یک دستگاه اتوبوس اسرائیلی در سال 1989 و سقوط آن به دره و کشته شدن 16 نفر به 16 سال زندان محکوم شد.

"محمد حمات": وی در سال 1997 به اتهام برنامه ریزی برای حمله موشکی به قدس به 33 سال زندان محکوم شد.

"نائل البرغوثی": وی قدیمی ترین زندانی فلسطینی است که از سال 1978 در زندان اشغالگران قدس به سر می برد.

"سامی یونس": وی با 78 سال، مسن ترین زندانی فلسطینی به شمار می رود که از سال 1983 تاکنون در زندان به سر می برد.

"محمد دغلس": وی در سال 2001 به دلیل عملیات استشهادی در رستورانی در قدس که منجر به هلاکت 16 صهیونیست شد به حبس ابد محکوم شد.

در میان اسرائیلی هایی که قرار است آزاد شوند 27 اسیر زن نیز وجود دارد که مهمترین آنها عبارتند از:

"احلام التمیمی": وی نخستین زنی است که به جنبش حماس پیوست و به دلیل مشارکت در انفجار رستوران در سال 2001 در قدس به 16 سال زندان محکوم شد.

"آمنه منی": وی به دلیل ارتباط اینترنتی با یک نوجوان اسرائیلی و قرار ملاقات با وی در کرانه باختری به حبس ابد محکوم شد، البته این ترفندی از سوی آمنه منی برای کشتن این صهیونیست برای گرفتن انتقام خون کودکان و نوجوانان بیگناه فلسطینی از صهیونیستها بود.

"قاهره السعدی" از رام الله: وی به اتهام قاچاق سلاح، تجهیز مبارزان فلسطینی و منتقل کردن عاملان استشهادی به محل مورد نظر به حبس ابد محکوم شد.

از سوی دیگر مردم نوارغزه که قریب به 30 سال برای آزادی اسرای خود انتظار کشیده اند این روزها با تزیین اماکن، کوچه ها و خیابانها خود را برای استقبال از اسیران آماده می کنند.

این اسرا قرار است روز سه شنبه آزاد شوند. یک مقام برجسته جنبش حماس در این رابطه اظهار داشت : گلعاد شالیت به مصر تحویل داده خواهد شد نه صلیب سرخ و قرارداد تبادل اسرا در حد فاصل نوارغزه و شبه جزیره سینا اجرا خواهد شد.

شالیت پس از آزادی 477 اسیر فلسطینی و بازگشت آنها به نقطه تبادل صورت خواهد گرفت. اسرای فلسطینی امروز به زندان های کتسیعوت در جنوب و زندان شارون در مرکز فلسطین اشغالی منتقل خواهند شد تا از هویت و سلامتی آنها اطمینان حاصل شود.

شماری از این اسرای فلسطینی به نوارغزه منتقل خواهند شد و برخی نیز به اراضی مصر تبعید خواهند شد. 96 اسیر به کرانه باختری، 14 اسیر به قدس، پنج نفر به مناطق اشغالی 48 و یک اسیر نیز به بلندیهای جولان منتقل خواهند شد.

بنا بر اعلام کارشناسان و تحلیلگران سیاسی، رژیم صهیونیستی پس از آزادی نخستین گروه از اسرای فلسطینی و آزادی گلعاد شالیت از آزاد کردن دومین گروه از اسرای فلسطینی که حدود 500 نفر هستند، طفره خواهد رفت و علاوه براین اسرایی که آزاد می شوند نیز از امنیت جانی برخوردار نخواهند بود.

"یورام کوهن" رئیس شین بت (سرویس امنیت داخلی رژیم صهیونیستی) در این رابطه صراحتا تاکید کرد که هیچ تضمینی برای ترور مبارزان فلسطینی پس از آزادی از اسارت وجود ندارد.

در پس سردی و سپس قطع روابط عربستان سعودی ـ سوریه و پس از آن آشتی یکباره و غافلگیرکننده ریاض ـ دمشق در یک چشم برهم زدن رازی بزرگ نهفته است.

در 12 فوریه 2008 میلادی یا سه سال پس از ترور "رفیق حریری"، نخست‌وزیر لبنان نوبت به ترور "عماد مغنیه"،‌ یکی از فرمانده‌هان بزرگ و برجسته حزب الله بود تا بار دیگر منطقه شاهد بحرانی جدید باشد و برخی از تحلیلگران پیش‌بینی کردند، این ترور ممکن است بر روابط سوریه و حزب الله تأثیر بگذارد.

تنها چند روز پس از ترور عماد مغنیه اظهاراتی بیان شد که تأکید می‌کرد، تحقیق‌های صورت گرفته در ترور شهید مغنیه پرده از حقایقی برمی‌دارد که در صورت انتشار زلزله‌ای بزرگ در منطقه ایجاد می‌کند، چون برپایه این تحقیقات آشکار شده بود که برخی از سرویس‌های امنیتی و اطلاعاتی منطقه و از جمله سرویس‌های امنیتی عربی در این ترور دست داشتند، اما روزها گذشت بی‌آن که این اطلاعات برملا شوند. چرا؟

تماس‌های سرّی و سریعی میان کشورهای اروپایی با سوریه صورت گرفت تا دمشق نتایج تحقیقات صورت گرفته در ترور شهید مغنیه را برملا نکند و در مقابل آمریکا و متحدانش از بحران متهم کردن سوریه به ترور حریری بکاهند و با اینکه دمشق در این ارتباط هیچ قولی به طرف‌های تماس گیرنده نداد، با این حال اروپا و آمریکا یک جانبه از بحران اتهام سوریه به ترور حریری کاستند.

غرب بخوبی دریافته بود، درصورتی که سوریه نتایج تحقیقات صورت گرفته در ترور مغنیه را برملا سازد، نه تنها خشم و غضب طرفداران وی را برمی‌انگیزد و به تبع آن از انتقام آنها در امان نمی‌ماند،‌ بلکه می‌دانست افشای این نتایج، دستاوردهای سیاسی بسیاری برای دمشق به همراه می‌آورد که غرب، اصلاً خواهان آن نبود.

اما حادثه دیگری که اوضاع را بطورکلی تغییر داد، بازداشت "بندر بن سلطان"، رئیس شورای امنیت ملی عربستان و سفیر سابق این کشور در واشنگتن در فرودگاه دمشق بود.

به نوشته المنار، ماجرا از این قرار بود که چند هفته پس از این حادثه، چند نفر وارد فرودگاه دمشق می‌شوند که نیروی‌ امنیتی فرودگاه به آنها شک کرده و یکی از آنها را برای بازجویی به دفتر فرودگاه فرامی‌خواند و در آنجا با غافلگیری بزرگی مواجه می‌شود. فردی که نیروی امنیتی فرودگاه دمشق می‌خواست از وی بازجویی کند و بسیار مضطرب و نگران به نظر می‌رسید، کسی جز شاهزاده بندر بن سلطان نبود که تلاش داشت بطور ناشناس وارد سوریه شود.

شاهزاده با همراهان که همگی دارای گذرنامه‌های جعلی بودند، بسرعت بازداشت می‌شوند و موضوع سریعاً به رؤسای سرویس‌های امنیتی و اطلاعاتی سوریه اطلاع داده می‌شود.

بندر بن سلطان در مکانی که مناسب جایگاه و شخصیتش باشد، تحت اقامت اجباری در دمشق قرار می‌گیرد، بی آن‌که موضوع به رسانه‌ها درز پیدا کند، اما دمشق، ریاض را از قضیه آگاه می‌کند تا به این ترتیب عربستان در تنگنای سیاسی و دیپلماتیک شدیدی قرار گیرد و نداند چه برخوردی با قضیه داشته باشد، بویژه آنکه روابط دو کشور در نهایت سردی قرار داشت، بحدی که ریاض تصمیم گرفته به براندازی نظام بشار اسد گرفته بود.

از شاهزاده و همراهانش در دمشق بازجویی به عمل می‌آید و نتایج تحقیق پرده از حقایقی برمی‌داشت که درز آن به رسانه‌ها زلزله‌ای بزرگ در منطقه بوجود می‌آورد و برای اینکه بعدها امکان نفی اعترافات وجود نداشته باشد، بشکل صوتی و تصویری اعترافات ضبط می‌شود.
اعترافات پرده از اسرار روابط آمریکا و عربستان درباره لبنان و دادگاه بین المللی و ترور حریری به صورت مشروح و به همراه نام‌ها و تاریخ‌ها بود.

پس از بحث و مناقشه‌های بسیار در دوایر تصمیم‌گیری سیاسی و امنیتی سعودی و رایزنی با کاخ سفید قرار بر این شد که شاهزاده "سعود الفیصل" مخفیانه راهی دمشق شود و شخصاً با بشار اسد دیدار کند.

در این دیدار، سعود الفیصل از بشار اسد می‌خواهد، موضوع را کاملاً نادیده بگیرد اما چون بشار اسد، نماینده عربستان را از بخشی از اعترافات بندر بن سلطان آگاه ساخت، سعود الفیصل دریافت که قضیه چیزی نیست که با ریش گرو گذاشتن حل شود اما درعین حال اگر این اعترافات به جایی درز کند، بسیاری از منافع ملی و منطقه‌ای عربستان به خطر می‌افتد.

سعود الفیصل، از رئیس جمهور سوریه اجازه می‌گیرد که به کشورش بازگردد و پس از رایزنی با مسئولان سعودی دوباره نزد وی بازگردد. اسد این درخواست را با این شرط می‌پذیرد که دیدار بعدی سعود علنی باشد.

پس از مطلع شدن ریاض از ما وقع و اعترافات بندر بن سلطان، به رسانه‌های سعودی دستور داده می‌شود تا از لحن تند خود نسبت به سوریه و کوبیدن دمشق بکاهند، بلکه بر نقش سوریه و لزوم به توافق رسیدن طرف‌های لبنانی جهت تشکیل دولت ملی تأکید شود.
پس از آن موضوع به اطلاع کاخ سفید و قاهره می‌رسد تا رهبرد جدیدی در تعامل با سوریه و حزب الله و لبنان وضع کنند و در اینجا می‌توان به اقدام انگلیسی‌ها در تغییر موضع خود در برابر حزب الله و اعزام هیئتی پارلمانی برای دیدار با برخی از رهبران حزب الله اشاره کرد؛ همچنین رهبران 14 مارس لبنان لهجه تند خود در قبال سوریه را نرم نموده و شروع به سخن گفتن از دادگاه بین المللی کردند تا همه چیز به بوته فراموشی سپرده شود.

پس از رایزنی با ریاض، سعود الفیصل به دمشق بازمی‌گردد و این‌بار سفر وی در رسانه‌های سعودی و سوری درج شده و مورد استقبال رئیس جمهور سوریه قرار می‌گیرد؛ سخنان دو طرف این‌بار آرام‌تر و نرم‌تر از قبل بود و بر منافع عربستان تمرکز شده بود.
سوریه از دمشق خواست که بازجویی از بندر بن سلطان و اعترافات وی منتشر و اشاره‌ای به عربستان و متحدانش در قضیه ترور عماد مغنیه و دیگر موارد نشود.

درحالی‌که بندر بن سلطان در اعترافات خود به موارد بسیاری درباره ترور رفیق حریری و اینکه چه کسانی و چه سرویس‌ها و سازمان‌هایی در پس از این حادثه قرار داشتند و توافقنامه‌های امنیتی میان چهار سرویس اطلاعاتی و امنیتی و سیا درباره براندازی نظام اسد و دستیابی به توافق با معارضان سوری و فراتر از آن تجیهز معارضان سوری و انواع سلاح‌ها و ایجاد آشوب و بلوا و فتنه و کشتن غیرنظامیان سوری و کمک مالی و تسلیحاتی آمریکایی‌ها و برخی از سرویس‌های امنیتی به معارضان اشاره کرده بود.

اما بندر بن سلطان در برابر این اعترافات از سوری‌ها خواسته بود، از قضیه بازداشت وی سخنی به میان نیاورند و ریاض نیز در مقابل متعهد می‌شد، انگشت اتهام به سوی دمشق برداشته و عرصه لبنان به دمشق سپرده شود تا سوریه هرگونه صلاح بداند با آن برخورد کند و زمینه را بر‌ای تشکیل دولت وحدت ملی لبنان با شرایط مورد نظر حزب الله فراهم کند.

برای اثبات این مدعا کافی است به آزادی چهار افسر لبنانی با شرایط مورد نظر حزب الله و تشکیل دولت لبنان به ریاست سعد حریری آن هم بنا به خواست حزب الله و عدم گرفتن سلاح از حزب و بازگشت جنبلاط به دامان سوریه پس از عذرخواهی شرم آور و دیدار سعد حریری از سوریه بنا به خواست دمشق و عدم سخن مجدد به میان آمدن از دادگاه بین المللی و اعزام سفیر امریکا به دمشق اشاره کرد.
اما به ادامه ماجرا بازگردیم؛ سعود الفیصل پس از دیدار با اسد به کشور خود بازمی‌گردد تا پس از وی بندر بن سلطان هم به ریاض برگردد. چند هفته نگذشت که پادشاه عربستان در سفری دو روزه و رسمی به دمشق می‌رود و درپی آن دولت لبنان تشکیل شده و روابط سوریه و لبنان به حالت عادی بازمی‌گردد.

شاید بتوان گفت، این موضوع تاحدی به زیان اسرائیل هم تمام نشد، چون آمریکا به تل‌آویو توصیه کرد که از لحن تند خود نسبت به حزب الله و تهدید آن به جنگ بکاهد و از آنجا که اسرائیل طعم تلخ شکست از حزب الله را کشیده بود و هیچ‌گاه نمی خواست بار دیگر عظمت و شکوه ارتش شکست‌ناپذیرش توسط حزب الله در هم شکسته شود، بنابراین این توصیه آمریکا را با جان دل پذیرا شد.

اکنون باید پرسید آیا آل سعود قصد دارد با تشدید فشارها بر جمهوری اسلامی ایران در عرصه بین المللی و آن گونه که روزنامه سعودی عکاظ امروز به نقل از منابع خود نوشته، انتقال موضوع سناریوی هالیوودی خود به شورای امنیت سازمان ملل، زمینه پخش فیلم اعترافات بندر بن سلطان از تلویزیون های ایران یا سوریه یا لبنان را فراهم آورد و با پیگیری این سناریو چه هدفی را دنبال می کند. این پرسشی است که بزودی به آن پاسخ داده خواهد شد.


منتظر انتشار بخش دوم این مطلب در مشرق باشید.

به گزارش واحد مرکزی خبر، روزنامه عراقی الرأی العام در نسخه اینترنتی خود نوشت: شاهزاده عبدالعزیر بن ماجد امیر منطقه مدینه منوره گفته است: برای رفاه حال حجاج در این شهر دوربین های پیشرفته ای نصب خواهد شد.

روزنامه الرأی العام در ادامه به نقل از بن ماجد افزود: تصاویر و فیلم های به دست آمده از این دوربین ها به مقر فرماندهی ارسال شده و اطلاعات حجاج که خارج و یا وارد می شوند ثبت خواهد شد.

این روزنامه عراقی در ادامه افزود: علاوه بر نصب دوربین، همه هتل ها، بیمارستان ها، دفاتر هواپیمایی و حتی اتوبوس های که مورد استفاده حجاج قرار می گیرد تحت نظر گرفته خواهد شد.

روزنامه الرأی العام با بیان اینکه عربستان نگران استفاده جنبشهای بیداری از موسم حج است خاطرنشان کرد: شیخ عبدالعزیز بن عبدالله معاون مسجد نبوی شریف گفت :هزار و صد نفر برای برقراری نظم در این مسجد به محافظان این مسجد اضافه شده است.

کارگاه گرافیتی در حاشیه بوستان آزادگان
"خالد تنتوش" معروف به مفتی قذافی یکی از مفتی های درباری و از نزدیکترین افراد به معمرقذافی رهبر مخلوع لیبی ‘ روز گذشته با هیبت زنانه در شهر مصراته در غرب طرابلس در حال فرار دستگیر شد.

به گزارش «باشگاه خبرنگاران» وی که به " مفتی قذافی " مشهور است با تراشیدن ریش خود، درمیان جمعی از زنان مخفی شده بود تا بدین وسیله از چنگ انقلابیون فرار کند. تنتوش با فتواهای قذافی پسند وعجیب وغریب خود در بین لیبی ها معروف است.

او در اولین روزهای اعتراضات بر تلویزیون رسمی دولتی ظاهر شد و بر "حرام بودن" و"خلاف شرع اسلام" خواندن تظاهرات فتوا داد .

تنتوش در فتوای خود اظهار داشته است که هرکس در تظاهرات شرکت کند روز قیامت به جهنم خواهد رفت و بهشت بر او حرام می گردد.

" مفتی قذافی" در یکی از برنامه های تلویزیونی در روز های اول اعتراضات لیبی گفته بود : هیچ تظاهراتی علیه رهبر لیبی وجود ندارد آنچه را که می بینید یک سوء تفاهم است که منجر به در گیری بین تجار وبرخی مشتریان شهر البیضاء شده است .

تنتوش خیلی سخت از قذافی دفاع می کرد و چندین بار در برنامه های تلویزیونی انقلابیون را خائن و دست نشانده و پول پرست توصیف کرده بود.

وی تا اخرین روزهای در گیری در شهر سرت به همراه نیروهای وفادار قذافی باقی ماند . او در یک نوار ویدئویی در سرت گفته بود خائنان و دست نشاندگان نمی توانند شهر سرت را تصرف کنند اما وقتی حلقه محاصره سرت تنگ تر شد ‘ وی ریش تراشیده بالباس زنانه از این شهر فرار کرد.

گفتنی است، تنتوش پس از بازداشت توسط انقلابیون گفت : من هیچ علاقه ای به قذافی نداشته و ندارم و هیچ نقشی در جنگ او علیه مردم یا انقلابیون نداشتم!

روپرت مرداک راه ایجاد امپراتوری​اش در دنیای رسانه را ازسال 1953 و با مدیر عاملی روزنامه «نیوز لیمیتد» استرالیا آغاز کرد. او در این روزنامه به جای پدرش بر صندلی ریاست نشست.

به گزارش خبرآنلاین، مرداک در سال 1931 در شهر ملبورن استرالیا به دنیا آمد و در دانشگاه آکسفورد انگلستان به تحصیل پرداخت. پدر مرداک فردی رسانه​ای بود و از همان دوران کودکی او هم با دنیای مطبوعات و روزنامه​نگاری آشنا شد.  او پس از مرگ پدر، از انگلیس به استرالیا بازگشت تا مدیریت روزنامه پدرش را بر عهده بگیرد. پس از آن بود که او شروع به توسعه دارایی های رسانه​​ای اش کرد و چند دهه بعد به یکی از غول​های رسانه​ای جهان تبدیل شد.

(برای دیدن تصویر در ابعاد واقعی اینجا را کلیک کنید)

روپرت مرداک س

کاراته‌کار زیر 21 سال ایران گفت:‌ مدال برنزم را به 50 ورزشکار بحرینی که در زندان‌های این کشور زندانی هستند تقدیم می‌ کنم.

مهران قربانعلی‌پور در گفت‌وگو با فارس به مالزی پس از کسب اولین مدال برنز کاروان کاراته تیم ملی ایران در بخش کاتا اظهار داشت: تمام تلاشم را برای کسب مدال انجام دادم. مسابقات جهانی در سطح بالایی قرار دارد و در رده زیر 21 سال همسطح بزرگسالان است. پنج شش ماه در اردو بودم و با تجربه‌ای که از مسابقه جهانی گذشته داشتم توانستم در رقابت‌های مالزی نیز به مدال برنز برسم.
وی افزود: بعد از مسابقات آسیایی تمام فکر و ذکرم به مسابقات جهانی بود. پس از اینکه مشخص شد رده زیر 21 سال در مسابقات جهانی برگزار می‌شود، 9 ماه به طور اختصاصی تمرین کردم و با وجود مصدومیتی که در این مدت گریبانم را گرفت اما آمده بودم تا در مالزی مدال جهانی کسب کنم.
قربانعلی‌پور درباره اینکه فاصله چندانی با مدال طلا نداشتی و چرا از کسب سکوی اول جهان باز ماندی، گفت: ناراحت هستم که فینال نرفتم اما خدا را شکر می‌کنم که برای اولین بار نماینده‌ای از ایران در رده سنی زیر 21 سال موفق به کسب مدال شد.
وی خاطرنشان کرد: از استادم علی‌نژاد تشکر می‌کنم و خانواده‌ام که در زمان اردو با سختی‌های فراوان به من کمک کرده‌اند. در این دوره فدراسیون با تدارک مناسب و یک هفته قبل از مسابقات برای حضور ما در مالزی انجام داد و این در روند کاری من مؤثر بود.
قربانعلی‌‌پور عنوان کرد: با توجه به اینکه اولین بار است که کسب این مدال در رده زیر 21 سال اتفاق می‌افتد و با صحبت‌های مقام معظم رهبری و جنبش بیداری در کشورهای اسلامی، مدالم را به 50 زندانی ورزشکار بحرینی که در زندان‌های این کشور حضور دارند تقدیم می‌‌کنم.

خبرگزاری رسمی عربستان سعودی پس از گذشت یک روز از سناریوی جدید آمریکا علیه ایران، ضمن همراهی با این سناریو به اعلام موضع درباره آن پرداخت.

به گزارش فارس، خبرگزاری رسمی عربستان سعودی به نقل از یک مقام این کشور که نام وی را ذکر نکرد اعلام کرد که عربستان سعودی به شدت تلاش "خطاکارانه و زشت" برای ترور سفیر این کشور در واشنگتن را محکوم می‌کند.
واکنش عربستان سعودی، یک روز پس از جوسازی جدید آمریکا علیه ایران صورت می‌گیرد.
خبرگزاری های غربی روز گذشته اعلام کردند که دو ایرانی به اتهام دست داشتن در توطئه بمب‌گذاری در آمریکا بازداشت شده اند.
بر اساس این گزارشها، وزیر دادگستری آمریکا و رئیس اف‌بی‌آی این کشور اعلام کرده اند که ‌این دو ایرانی دستگیر شده "غلام شکوری" و "منصور ارباب سیار" نام داشته و تلاش داشتند،‌ سفیر عربستان در  آمریکا ترور کنند.
همچنین گفته می شود که این دو نفر قصد داشتند که پس از ترور سفیر عربستان دو سفارت اسرائیل و عربستان را با استفاده از ماشین‌های بمبگذاری شده منفجر کنند.
خبرگزاری عربستان سعودی در ادامه خبر خود به نقل از این مقام سعودی نوشت: دولت پادشاهی [عربستان] از تلاش‌هایی که مقامات آمریکا در فاش کردن این طرح انجام داده تقدیر می‌کند.
سناریوی جدید آمریکا علیه ایران در حالی صورت می‌گیرد که  که شهرهای مختلف آمریکا این روزها در تب تظاهرات های مردمی علیه سیاستهای اقتصادی مسئولان این کشور به سر می برند و از طرفی دیگرنامزدهای دو حزب جمهوریخواه و دموکرات اسبهای خود را برای رقابت های انتخابات ریاست جمهوری زین کرده‌اند.

نویسنده و پژوهشگر سیاسی بحرینی، ساختار قبیله ای رژیم آل‌خلیفه را مشکل اصلی این رژیم دانست و تاکید کرد، تنها پایانی که می توان برای آل‌خلیفه در نظر گرفت، سرنگونی است.

به گزارش العالم، "یوسف مکی" در مقاله ای که امروز در روزنامه القدس العربی منتشر شد، نوشت: هشت ماه از آغاز انقلاب بحرین گذشته است، ولی این انقلاب هنوز در ابتدای مسیر خود قرار دارد؛ در همین راستا رژیم آل خلیفه به تلاشهای بیفایده خود برای سرکوب کامل انقلاب مردم ادامه می دهد، و بدین منظور دو سیاست را برای رهایی از بحران سیاسی شدید درپیش گرفته است.

وی تلاش برای سرپوش گذاشتن بر جنایتها در بحرین را نخستین سیاست آل خلیفه دانست و تاکید کرد: رژیم آل خلیفه اموال هنگفتی را در این زمینه هزینه می کند، به این نحو که تلاش می کند وجهه خود را نزد محافل خارجی از جمله کشورها ، سیاستمداران ، سازمان های حقوقی و سیاسی و حتی نهادهای ورزشی خوب جلوه بدهد، و چنین وانمود کند که اصلاحات و مذاکره با مخالفان را آغاز کرده است؛ وضعیت بحرین آرام است و این رژیم مدافع حقوق بشر و حافظ امنیت و مخالف سرکوب گروه های معارض است؛ در حالی که واقعیتها و تحولات بحرین جهانیان را شوکه کرده است، و تبلیغات رژیم برای سرپوش گذاشتن بر این واقعیت ها سودی نخواهد داشت.

وی افزود: سیاست دوم که از ابتدای روی کار آمدن رژیم آل خلیفه بخشی از ساختار حکومتی این رژیم بوده است، سرکوب مخالفان و افراد مظنون به عدم وفادای به رژیم است. گویا سیاست سرکوب در نظر رژیم آل خلیفه بهترین نسخه برای هر بحران سیاسی در هر زمان است؛ ولی وقایع بحرین ناکارآمدی این سیاست را ثابت کرد. نسخه سرکوب نتوانست بحران سیاسی بحرین را درمان کند، پس چگونه می تواند بحران چند دهه این کشور را حل کند.

یوسف مکی خاطرنشان کرد: سرکوب و قتل تظاهرکنندگان اگر در گذشته کارایی داشت ، در این زمان ناکارآمده شده است، و حتی بحران را در این کشور تشدید کرده، و بیماری سیاسی کشور را وخیم تر می کند، و آینده آن را به خطر می اندازد.

یوسف مکی اظهار داشت: رژیم آل خلیفه با وجود فریبکاری ماهرانه اش هنوز نتوانسته است جنایات و قانون شکنی های خود را که از آغاز انقلاب 14 فوریه مرتکب شده است ، بپوشاند .  رژیم آل خلیفه مدعی ایجاد اصلاحات در گذشته و حال است؛ ولی وقایع بحرین ادعاهای وی را رد می کند زیرا سیاست سرکوب همچنان سیاست برتر رژیم است و هوشیاری سیاسی جایی در سیاست های این رژیم ندارد، و همه تصمیمات بحرین در خانواده سلطنتی اتخاذ می شود.

وی تاکید کرد: رژیم آل‌خلیفه دشمن هرگونه اصلاحات و راه حل سیاسی است و تاکنون طرحی مهم را پیشنهاد نکرده است، و این در حالی است که مردم همچنان سرنگونی رژیم را خواستارند.

یوسف مکی اظهار داشت: به عبارت دیگرعوامل سرنگونی رژیم در ساختار خود این رژیم ، اقدامات سرکوبگرانه آل خلیفه، مخالفت این رژیم با هر گونه اصلاحات واقعی و نپذیرفتن مقتضیات زمانی نهفته است؛ مهمترین عامل سرنگونی رژیم در ساختار قبیله ای و تغییر ناپذیر این رژیم نهفته است. ساختاری که تنها سرانجام آن سرنگونی رژیم آل خلیفه خواهد بود.

من معتقدم که انقلابیون خیلی زود به این نتیجه رسیدند، و سرنگونی رژیم را بهترین گزینه اعلام کردند در حالی که گروه های سیاسی مخالف در این موضوع با انقلابیون مخالفت کردند. رژیم پس از گذشت هشت ماه از آغاز انقلاب اقدامی که لااقل مانع بی اعتباری گروه های حامی اصلاح ساختار حکومتی شود، انجام نداد.

این نویسنده بحرینی خاطرنشان کرد: بر خلاف تصور گروه های سیاسی مخالف ، مشکل بحرین مسائل حوزه های انتخاباتی، دولت منتخب ، اعطای ملیت بحرینی به اتباع خارجی و تبعیض فرقه ای نیست؛ مسأله اصلی سرنگونی رژیم است که انقلابیون بر آن تأکید می کنند.

یکی از نمایندگان حضرت آیت الله سیستانی، شب گذشته در شهر مقدس کربلا ترور و به شهادت رسید.

به گزارش خبرگزار ی رسا، حجت الاسلام شیخ مهند المعمار از نمایندگان حضرت آیت الله سیستانی در شهر مقدس کربلا، شب گذشته از سوی افراد مسلح ترور شد.
وی پس از اقامه نماز مغرب و عشاء در مسجد منطقه سیف سعد کربلا و در هنگام بازگشت به منزل بوسیله افراد با سلاح صداخفه کن مورد اصابت قرار گرفت و در دم جان باخت.
شاهدان عینی تاکید کردند که تعدادی از افراد مجهول که سوار خودرویی شده بودند پس از خروج شیخ مهند المعمار به سوی وی و یکی از همراهانش تیراندازی کردند که هر دو در این حادثه جان خود را از دست داده و به شهادت رسیدند.
تروریست ها در حالی موفق به ترور نماینده آیت الله سیستانی و فرار از آن منطقه شدند که ازدحام فراوانی در آن ساعت از شب در منطقه سیف سعد دیده می شد.
نیروهای امنیتی شهر کربلا بلافاصله منطقه را محاصره کرده و به تحقیقات خود درباره این جنایت ادامه می دهند.
گفتنی است خطبای جمعه شهرهای مقدس نجف و کربلا بارها در خطبه های نماز جمعه نسبت به گسترش استفاده از سلاح های صداخفه کن از سوی گروه های تروریستی هشدار داده بودند.
اعتراضات ضد نظام سرمایه‌داری که از مرکز مالی نیویورک با عنوان "وال استریت را تصرف کنید" آغاز شد، اکنون به ۱۳۰۶ شهر آمریکا گسترش یافته و توطئه جدید کاخ سفید علیه ایران هم مانع این تحرکات مردمی نشده است.

به گزارش خبرگزاری مهر، تارنمای یک گروه پشتیبان جنبش ملی در آمریکا موسوم به "با هم تصرف کنیم" از گسترش اعتراضات مردمی به ۱۳۰۶ شهر این کشور خبر داد.

نیروهای پلیس محلی در چند شهر آمریکا که با تظاهرات مردمی مواجه شده­اند، به مخالفان حمله و شماری را بازداشت کرده‌اند.

خشونتهای روز سه‌شنبه در شهرهای دالاس، آتلانتا، سیاتل و بوستون در حالی روی داد که پلیس سعی داشت با استفاده از زور تظاهرکنندگان را پراکنده کند.

این در حالی است که ۲۰۰ نفر از معترضان در شهر بوستون بازداشت شدند.

افزون بر آن، پلیس ۲۷ فعال سیاسی را در شهر شیکاگو بازداشت کرده است. سه هزار نفر در تظاهرات این شهر که از سوی ائتلاف "شیکاگو برخیز" سازمان یافته بود شرکت کردند.

پیشتر، تظاهرکنندگان در شهر واشنگتن، پایتخت آمریکا اعلام کردند چهار ماه دیگر نیز به اعتراضات خود در میدان آزادی این شهر در برابر کاخ سفید ادامه خواهند داد.

تظاهرات مردم آمریکا موسوم به "وال استریت را تصرف کنید" از ۲۶ شهریور (۱۷ دسامبر) در نیویورک در اعتراض به گسترش فساد در سطوح بالا، فقر و نابرابری اجتماعی در این کشور آغاز شد .

این جنبش، وال استریت را مسئول مشکلات اقتصادی بسیاری از مردم آمریکا می ‌داند و همواره پایان جنگ در افغانستان و عراق را خواستار شده است.

بر پایه گزارشی که به تازگی از سوی روزنامه نیویورک تایمز منتشر شده است، میانگین درآمد خانواده­های آمریکایی پس از رکود، از درآمد آنها در هنگام رکود اقتصادی کمتر شده است.

در این گزارش کاهش درآمد خانوارهای آمریکایی به عنوان "کاهش قابل توجه استاندارد زندگی در آمریکا" تفسیر شده است.

در گزارش روزنامه نیویورک تایمز آمده است، یافته‌های جدید می ‌تواند به آگاهی از دلایل افزایش بی ‌اعتمادی موجود در میان شهروندان آمریکایی نسبت به نظام سیاسی و سیاست‌های اقتصادی مقامات این کشور کمک کند.

گسترش موج اعتراضات مردم آمریکا به سیاستهای کاخ سفید در حالی است که دولت این کشور سناریو ساختگی و مضحکی با عنوان توطئه موهوم تلاش برای ترور سفیر عربستان در واشنگتن از سوی ایران! را با هدف منحرف کردن افکار عمومی از این اعتراضات و تلاش برای ایجاد فضای ارعاب و وحشت در آمریکا با این حربه کلید زده است.

معتصم قذافی پسر معمر قذافی به هنگام فرار با خانواده‌اش از شهر سرت بازداشت شد.
خبرگزاری واحد مرکزی خبر : شبکه تلویزیونی یورونیوز در خبری فوری اعلام کرد: معتصم قذافی پسر معمر قذافی به هنگام فرار با خانواده‌اش از شهر سرت بازداشت شد.

معتصم و خانواده‌اش تلاش می‌کرده‌اند با خودرو از سرت فرار کنند.

یورونیوز این خبر را به نقل از سه نماینده رسمی شورای ملی انتقالی لیبی گزارش داد.

رژیم صهیونیستی سرانجام تسلیم اراده مردم انقلابی مصر شد و به دلیل کشته شدن چند پلیس مصری که در ماه اوت روی داد، از مردم و دولت این کشور عذرخواهی کرد.

به گزارش ایرنا به نقل از خبرگزاری فرانسه، وزارت جنگ اسراییل اعلام کرد که تل آویو درباره تیراندازی مرزبانان این رژیم در ماه اوت (مرداد) که به کشته شدن چند پلیس مصری منجر شد، از دولت این کشور عذرخواهی کرد.

ایهود باراک وزیر جنگ رژیم صهیونیستی در این باره گفت، اسرائیل مراتب عذرخواهی و تاسف عمیق خود را به خاطر وقابع مرزی ماه اوت را به مقامات مصر تسلیم کرد و به خانواده های قربانیان این ماجرا تسلیت می گوید.

باراک ادامه داد، این حادثه یک تراژدی غم انگیز برای تل آویو و قاهره به شمار می رود و اسراییل خواستار برقراری صلح و امنیت با مصر است.

تنش در مرزهای مصر و فلسطین اشغالی نخستین بحران جدی سیاسی پس از سقوط حسنی مبارک دیکتاتور مخلوع مصر بود که نگرانی های زیادی به همراه داشته است.

به دنبال کشته شدن پنج پلیس مصری در رویارویی با نیروهای رژیم صهیونیستی، قاهره تصمیم گرفت سفیر خود را از تل آویو فرابخواند.

پس از این ماجرا هزاران مصری خشمگین با برگزاری تظاهراتی در قاهره خواستار اخراج 'اسحاق لوانون' سفیر کنونی رژیم صهیونیستی شدند تا جایی که وی همراه با کارکنان این سفارتخانه مجبور شد شبانه قاهره را به مقصد تل آویو ترک کند.

مصر نخستین کشور عربی بود که در سال 1979 میلادی با رژیم صهیونیستی پیمان صلح برقرار کرد.

پس از سقوط حسنی مبارک در یازدهم فوریه امسال ‌(22 بهمن سال 89)، مسوولان رژیم صهیونیستی همواره نگران آینده روابط سیاسی تل آویو و قاهره بوده اند.

دفتر پادشاهی سعودی در عربستان اعلام کرد که عبدالله بن عبدالعزیز برای درمان درد کمر خود، باز هم تحت عمل جراحی قرار می‌گیرد.
خبرگزاری فارس: شاه 86 ساله سعودی باز هم زیرتیغ می‌رود

به گزارش فارس، همزمان با تشدید انتقادات جریان وهابی در عربستان از شاه سعودی به دلیل تصمیم وی برای اعطای حق مشارکت زنان در انتخابات، رسانه‌های این کشور اعلام کردند که عبدالله بن عبدالعزیز تا چند روز دیگر به دلیل مشکلی که در کمر خود دارد، باز هم زیر تیغ جراحی خواهد رفت.

پیش از این تاکنون چندین بار شاه سعودی فرتوت و 86 ساله در آمریکا تحت عمل جراحی قرار گرفته است.

دفتر پادشاهی سعودی در بیانیه‌ای اعلام کرد که «در ادامه معاینات پزشکی مداومی که... ملک عبدالله بن عبدالعزیز آل سعود انجام می‌دهد... وی در دوره اخیر در ناحیه پایین کمر دردهایی حس میکند که معاینات لازم انجام شد... و تیم پزشکی تصمیمی گرفت که اجرای عمل جراحی برای ایشان ضروری است...».

در حالی که ولی‌عهد سعودی حال مناسبت‌تری از شاه این کشور ندارد، در این بیانیه آمده است که شاه سعودی تا چند روز آینده در ریاض تحت عمل جراحی قرار می‌گیرد.

به گزارش فردا، سه شنبه شب تیم ملی فوتبال کشورمان در حالی حساس ترین بازی مرحله مقدماتی مسابقات جام جهانی 2014 برزیل را برابر بحرین برگزار می کند که حساسیت های ویژه این دیدار از چند حیث قابل اهمیت است.

از یک سو بازیکنان و هوداران فوتبال کشورمان یاد و خاطره رویارویی  ایران و بحرین در سال‌های اخیر به خصوص حذف ناباورانه در مرحله مقدماتی جام جهانی 2006 را فراموش نکرده اند و از سوی دیگر مسائل سیاسی به وجود آمده در بحرین و کشتار جمعی از شیعیان قیام کرده این کشور علیه رژیم آل خلیفه که موجب به جوش آمدن خون شیعیان ایرانی شده، بر حساسیت های این بازی افزوده است.

البته در ماه های اخیر و در رقابت های لیگ قهرمانان آسیا همواره برخی از تماشاگران ایرانی با نصب پلاکاردهایی در استادیوم های ورزشی از قیام شیعیان بحرین دفاع کرده و علیه رژیم آل خلیفه و آل سعود به پا خواسته اند. اما این بازی از یک بعد دیگر نیز حساس است و آن حضور نماینده امنیتی فیفا و همراهی وی با بحرینی هاست.

اگر تا دیروز همه فوتبالدوستان، بحرینی ها را بازیکنانی وقت کش و ضد فوتبال می دانستند امروز این را می دانند که بحرینی ها از هر فرصتی برای موفقیت خود سوء استفاده کرده و از شعارهای سیاسی به سود خود استفاده خواهند کرد.

در این بین نکته قابل توجه دیگر اینجاست که برخی از هواداران بحرینی بنا دارند در شعارهای خود از بازیکنان شیعه بحرینی که در بازداشت رژیم آل خلیفه بوده اند حمایت کرده و تصاویر آنها را در استادیوم نصب کنند.

این در حالی است که در پی سرکوب شدید اعتراضات شیعیان بحرین، نیروهای آل خلیفه به ستارگان ورزشی این کشور نیز رحم نکرده و تعدادی از بازیکنان فوتبال و بسکتبال را بازداشت و شکنجه نموده اند. علی السعید دروازه بان، علاهبیل مهاجم نامدار و برادرش محمد هبیل و جعفر ابراهیم از قربانیان این بازداشت ها بودند. البته هر چند پس از فشار فیفا رژیم حاکم بحرین مجبور شد این فوتبالیست ها از زندان آزاد کند، اما این سوال اینجاست که مگر بازداشت بازیکنان فوتبال یک کشور به خاطر سرکوب یک رژیم غاصب اقدامی سیاسی نیست که فیفا از آن استفاده کرده و فوتبال بحرین را محروم کند؟

علی سعید دروازه بان سابق باشگاه المحرق بحرین این اواخر در تیم الاهلی درخشید اما مشارکت در تظاهرات میدان الولو جای ثابت او را گرفت. او هم به همراه علا هبیل هنگام تمرین روزانه الاهلی بازداشت و به زندان منتقل شد. وضعیت سعید بسیار مبهم است و کسی او را طی چند ماه اخیر ندیده است.

محمد عدنان، شیعه 28 ساله در سال 2009 بهترین بازیکن سال آسیا شناخته شد. او تاکنون در 79 بازی برای تیم ملی بحرین حضور یافته و در این مدت 13 گل به ثمر رسانده است. عدنان چندی پیش پس از فرار از منامه به استرالیا گریخت و با قراردادی یکساله به باشگاه بریسبین رور پیوست.

علاهبیل آقای گل مشترک آسیا در جام ملت های آسیا 2004 به همراه علی کریمی خودمان سابقه بازی در الاهلی بحرین، الکویت کویت، الغرافه و ام صلال قطر و الوحده امارات را دارد. بهترین بازیکن تاریخ بحرین ماه مارس هنگام ترمین روزانه در باشگاه الاهلی بازداشت شد و می گویند حکم حبس دو ساله اش قطعی شده است.

محمد هبیل با 52 بازی ملی در پست هافبک مرکزی که سابقه بازی در تیم های المنامه، الغرافه، الاهلی، العربی، القادسیه و الاهلی بحرین را دارد، عضو رسمی حزب وفاق بزرگترین گروه مخالف بحرینی است و در تظاهرات میدان الولو حضور علنی داشته است.

به غیر این چهار بازیکن فوتبال، از زمان اجرای حکومت نظامی در بحرین برای سرکوب اعتراضات گسترده شیعیان بحرین بیش از 150 ورزشکار، داور و مربی دستگیر و محروم شدند و رژیم آل خلیفه باید در این باره پاسخگو باشد.

بنابراین گزارش دیدار امشب تیم های ملی ایران و بحرین در شرایطی برگزار خواهد شد که برخی سایت های خبری از احتمال پناهندگی چند نفر از بازیکنان تیم ملی فوتبال بحرین به ایران خبر داده اند. در همین خصوص رژیم آل خلیفه با احتمال پناهندگی برخی بازیکنان تیم بحرین ، با دستور مستقیم شاه بحرین بیش از ۳۰ نیروی زبده امنیتی این کشور با اختیار تام برای جلوگیری از این امر راهی تهران شده اند ورفت و آمد هر بازیکن بحرینی به همراه دو نیروی امنیتی انجام می گیرد.

حماس و اسرائیل بر سر مبادله نظامی اسرائیلی بازداشتی با بیش از یک هزار اسیر فلسطینی توافق کردند.

به گزارش عصر ایران به نقل از رویترز، در این توافق که با میانجیگری مصر انجام شد؛ جنبش مقاومت اسلامی فلسطین (حماس) گیلعاد شالیت نظامی اسرائیلی در بند خود را آزاد می کند و در مقابل رژیم صهیونیستی نیز یک هزار اسیر فلسطینی از جمله 27 اسیر زن فلسطینی را آزاد خواهد کرد.

در این توافق، قرار است تمامی زنان فلسطینی زندانی در اسرائیل آزاد شوند.

احمد سعدات دبیر کل جنبش خلق برای آزادی فلسطین و مروان برغوثی از رهبران ارشد فتح ، جزو آزاد شدگان فلسطینی خواهند بود گرچه یک مقام اسرائیلی گفت که این توافق شامل برغوثی نمی شود.

قرار است بخشی از اسیران فلسطینی آزاده شده از مناطق فلسطینی تبعید شوند.

نظامی اسرائیلی گیلعاد شالیت در سال 2006 توسط نیروهای حماس در نوار غزه، دستگیر شد و تاکنون در اختیار حماس است.

عربستان سعودی قصد دارد برای به روزسازی بخش های پدافند هوایی و نیروی دریایی خود از آمریکا سلاح بخرد.

به گزارش عصر ایران به نقل از سایت خبری ایلاف، عربستان سعودی قصد دارد در قراردادی به ارزش 186 میلیون دلار تسلیحات جدیدی را در بخش پدافند هوایی از آمریکا خریداری کند.

یک منبع آگاه در عربستان سعودی گفت: ریاض ماه گذشته میلادی درخواست رسمی را برای خرید این تسلیحات به دولت آمریکا ارائه کرد و دو طرف درباره جزئیات این معامله نیز توافق کرده اند.

این قرارداد شامل خرید 36 دستگاه ضدهوایی پیشرفته از نوع "هوتیزر 155 میلی متری "، 54 دستگاه ضدهوایی از نوع هوتیزر 105 میلی متری ، خودروها، سیستم ها و گلوله های ویژه تسلیحات پدافندی است.

هم اکنون نیروی زمینی عربستان سعودی بخشی از این تسلیحات را در اختیار دارد و همین موضوع ، اجرای این قرارداد را آسان تر می کند.

پیش از این نیز نیروی دریایی آمریکا در فروردین 90 اعلام کرده بود که عربستان سعودی خواستار اطلاع از قیمت های کشتی های جنگی مجهز به سیستم های ضدهوایی و موشکی، بالگردهای نظامی ، قایق های نظامی گشتی  و تجهیزات زیرساختی ساحلی شده است.

البته هنوز مشخص نشده است که طرف آمریکایی قیمت این تسلیحات را به طرف سعودی ارائه داده است یا خیر.

عربستان سعودی بزرگترین خریدار سلاح های ساخت آمریکاست و پیش بینی می شود با ادامه ناآرامی ها در خاورمیانه این وضعیت همچنان ادامه یابد.

مقامات شرکت لاکهید مارتین ، مهمترین و بزرگترین کارخانه تولید تسلیحات و ابزارالات جنگی در آمریکا گفته بودند در مرحله نخست در برنامه ای به نام " به روزسازی نیروی دریایی عربستان سعودی -2 "، مبلغ 20 میلیون دلار هزینه خواهد شد.

قبل از این، باراک اوباما رئیس جمهور آمریکا به کنگره اطلاع داده بود که واشنگتن قصد دارد قرارداد فروش تسلیحات نظامی به عربستان سعودی به ارزش 60 میلیارد دلار را در بازه زمانی 15 تا 20 سال اجرا کند.

این بزرگترین قرارداد تسلیحاتی ثبت شده در آمریکاست.
عربستان سعودی تنها کشور منطقه است که همزمان به دو دریای مهم خلیج فارس و دریای سرخ، دسترسی دارد.

نیروی پدافند هوایی ، یکی از نیروهای چهارگانه ارتش عربستان سعودی است.

نیروی دریایی عربستان سعودی به دو بخش ناوگان شرقی مستقر در خلیج فارس و ناوگان غربی مستقر در دریای سرخ تقسیم می شود.
براساس آمارهای سال 2001 ، نیروی دریایی عربستان سعودی شامل 12 هزار و 500 نفر ملوان و 3 هزار نفر تفنگدار دریایی است.

در گذشته پاکستان و مصر و در سال های اخیر آمریکا و فرانسه محل آموزش کارکنان نیروی دریایی عربستان سعودی است.
بیشتر شناورهای نیروی دریایی عربستان سعودی ساخت آلمان، فرانسه، انگلیس و آمریکاست.
بنادر الجبیل در ساحل خلیج فارس و جده در ساحل دریای سرخ محل استقرار مراکز فرماندهی ناوگان شرقی و غربی نیروی دریایی عربستان سعودی هستند.

شبکه «پرس تی وی» در خبری فوری اعلام کرد: لحظاتی پیش نظامیان صهیونیست به یک مدرسه دخترانه یورش بردند.

به گزارش تابناک، حمله نظامیان رژیم صهیونیستی به این مدرسه دخترانه فلسطینی در شهر «الخلیل»، واقع در کرانه باختری رود اردن، تاکنون 10 زخمی بر جای گذاشته است.

«سید هاشم میرلوحی» نویسنده کتاب «یوسرائیل و صهیوناکراسی» تجربه ۲۰ سال زندگی در مریکا را دارد، میرلوحی به ریشه های جنبش وال استریت و اساسا جنبش‌های اعتراضی در آمریکا پرداخته است.

به گزارش فارس خبرگزاری فارس نشستی را با عنوان جنبش وال‌‌استریت و نقش آن آینده امریکا و سرمایه‌داری،‌ با حضور «سید هاشم میرلوحی» برگزار کرد که در این نشست مسائلی مانند نقش لابی صهیونستی در تعیین ساست‌گذاری کلان امریکا و جریان فکری رایج درامریکا چه نقشی در رازگشاییی صهیونیست های تاثیر‌گذار در قدرت و تعیین خط و مشی بر عهده دارند، بررسی شد.
میرلوحی که مدت 20سال در آمریکا زندگی کرده است و نویسنده کتاب‌های به نام «یوسرائیل و صهیوناکراسی» و «آمریکا بدون نقاب» است و در این نشست گفت: اکثریت رسانه‌های آمریکا در دست صهیونیست‌ها است و این باعث می‌شود که مردم آمریکا از بسیاری از حقایق غافل بماند ولی افراد فرهیخته‌ای هم هستند که از طریقی دیگر به حقایق دست می‌یابند.
صهیونیست‌ها بیش از ۴۵ سال است که جان‌اف‌کندی رئیس جمهور آمریکا را کشته‌اند ولی هالیوود در فیلم‌های خود با روایت‌های متفاوت موارد کذبی را برای انحراف افکار عمومی مطرح می‌کنند.
وی خاطرنشان کرد: برخی مواقع که از خیابان انقلاب عبور می‌کنم می‌بینم که کتاب مقدس را با قیمت ۳۰۰ تومان می‌فروشند در حالی که پیشینه این کتاب کاملاً نامعلوم است. در برخی سایت‌ها می‌بینم که افرادی ادعا می‌کنند که مسلمان بوده و هم‌اکنون مسیحی شده‌اند و هر شب با حضرت عیسی صحبت می‌کنند، اینها اگر اسلامی داشتند مورثی بوده است و هم‌اکنون در دین مسیحیت از کتاب‌هایی پیروی می‌کنند که در خود غرب می‌گویند ما نمی‌دانیم این کتب توسط چه کسانی نوشته شده است و این کتب تحریف شده است.
میرلوحی ادامه داد: جنبش وال استریت جنبش تازه‌ای در امریکا نیست امریکاییانی فقیر سالها خواستند روندی که در امریکا برقرار است را تغییر دهند اما لابی صهیونیسیت با راهکاریی که ایجاد کردند امکان وقوع آن ر به صفر کاهش دادند و مردم امریکا دیگر نمی‌خواهند قربانی سیاست‌های امریکا شوند.
وی گفت:‌ چنان جهودان در لایه‌های تصمیم‌گیری امریکا نفوذ کردند که به طور مثال از ۶ بانک معروف 5 بانک آنان در دست یهودیان است و یک بانک دیگر دردست جهود پنهان است در آمریکا اگر فردی مورد تأیید صهیونیست‌ها نباشد اصلاً اجازه داده نمی‌شود که در رقابت انتخباتی حضور یابد.
میرلوحی ادامه داد: برخی از مردم بیدار شدند که یکسری مسائلی که در امریکا توسط رسانه‌ها مطرح می‌شود بازی است در جنگ‌های خلیج فارس سربازان که از جنگ برمی‌گشتند با استقبال مردم مواجه نشدند.
اخبار تکمیلی نشست به زودی در خبرگزاری فارس منتشر می‌شود.

به گزارش شبستان، "حلال فود" که توسط کشورهای اسلامی راه اندازی شده، شتاب فراگیر شدن آن به مراتب بیشتر و دامنه آن گسترده تر و پیشروتر از سایر اقدامات کشورهایی است که سالها در دیپلماسی غذایی شروع به فعالیت کرده اند. البته اگر بتوان با مسامحه حلال فود یا همان محصولات غذایی حلال را با قواعد گسترودیپلماسی (gastro diplomacy) در دیپلماسی عمومی سنجید.
گسترو دیپلماسی یا همان دیپلماسی غذا نوعی از دیپلماسی عمومی است که در آن، کشوری برای دستیابی به چهره ای موجه در بین مردم جهان، غذاهای کشور خود را به رخ آنها می کشد و ضمن نفوذ در ذهن(به صورت اقناعی_به واسطه مباحثی مانند مُغذی بودن) و قلب(به صورت ارضایی_به واسطه طبخ عالی) مردم جهان، آنان را به سمت فرهنگ خود جذب می‌کنند.
دیپلماسی غذا به بیان دیگر‌، تصرف ذهن و قلب مردم از طریق اشتها و علاقه آن‌ها به غذا است. یک مثل قدیمی در دیپلماسی عمومی آمریکا می‌گوید با شناختن ما، ما را دوست خواهید داشت. اما دیپلماسی غذا شعار دیگری دارد: با چشیدن ما، ما را دوست خواهید داشت.
تفاوت مبنایی دیپلماسی غذا در مدل غربی و مدل دینی یا همان حلال فود، در انتخاب مشتری است. در مدل غربی، انسان مشتری است و به تبع آن اشتها و تنوع طلبی و ذائقه انسانی و نفسانی انسان محور تصمیم گیری ها برای انتخاب غذا است و کشوری که راه دیپلماسی غذا را در دیپلماسی عمومی خود برمی گزیند، صرفا برای وجاهت چهره خود در میان سایر ملت ها تلاش می کند؛ در حالی که در حلال فود، مبتنی بر آیه شریفه "ان الله اشتری" خداوند مشتری است و انتخاب غذا بر اساس شریعت استوار است و البته ذائقه انسانها نیز در مرتبه دوم حایز اهمیت است. در این مسیر مسلمانان در تلاشند که نه صرفا برای دیپلماسی عمومی بلکه برای ترمیم وجهه و افزایش اعتبار خود نزد خداوند و معرفی ظرفیتهای مکتب اسلام به بشریت، از غذای حلال بهره ببرند.
اگرچه غذای حلال عموما به محصولات غذایی که از طریق قوانین شرعی (مثلا ذبح حلال یا گوشت حیوانات حلال گوشت یا نوشیدنی های غیر الکلی) گفته می شود اما از آنجا که حلال ذاتا امری دینی است تنها شامل فرایند تولید محصولات غذایی نمی شود بلکه به دست آوردن آن محصول از مال حلال نیز مقوله ای است که دنیای امروز هنوز ظرفیت درک و سازمان یافته کردن آن را ندارد.
گذشته از تفاوت ذاتی گسترو دیپلماسی و حلال فود؛ برتری دیگر محصولات غذایی حلال در آنجاست که:
اولا اینکه، حلال فود به یک امت چند میلیارد نفری اختصاص دارد نه به یک کشور خاص.
ثانیا، به دلیل پاکیزگی و خوش طعمیِ محصولاتی که عنوان حلال بر آن درج شده، غیر مسلمانان نیز به سمت این محصولات ترغیب شده اند؛ به طوری که مشتریان غیرمسلمان حلال فود بخش کمی نیستند.
سوم اینکه به کمک افزایش تولید سرمایه اقتصادی بسیار بالایی که این برند ایجاد کرده و استقبال روز افزون مصرف کنندگان آن، تولید کنندگان غیرمسلمان نیز به طمع سود بیشتر به تولید محصولات براساس موازین اسلام ترغیب شده اند و خود را موظف به رعایت استانداردهای دینی محصولات حلال می دانند. این امر تا جایی توسعه یافته که شرکت صهیونیستی نستله نیز به تولید کنندگان حلال فود پیوسته است.
لذا علاوه بر جنبه دیپلماسی گونه آن و همچنین ترویج هرچه بیشتر فرهنگ اسلامی، بازار جهانی چند میلیارد دلاری محصولات حلال، محرکی مناسب برای ترویج این گزاره اسلامی و معرفی آن به جهان شده است.
اما نکته واجد اهمیت دیگر این که با وجود اختلافات فقهی در میان مذاهب اسلامی، اختلاف فقهی بسیار اندکی در بحث های مربوط به غذا وجود دارد و در مقوله حلال فود اتفاق نظر و اتحاد خاصی وجود دارد.در مورد محصولات غذایی حلال
محصولات غذایی حلال اولین بار در کشور مالزی بوجود آمد و در چند سال اخیر این علامت تجاری غذایی بصورت یک علامت جهانی از طرف کشورهای اسلامی به دنیا معرفی شد.
شاید این توقع وجود داشته باشد که کشور ایران به عنوان ام القرای اسلام در تکوین و جهانی شدن این پدیده اسلامی می بایست پیش قدم می شد؛ اما باتوجه به اینکه در ایران مسلمانان تولیدکننده محصولات غذایی هستند، اصل بر حلال بودن آن محصولات می باشد و اعطای نشان حلال برای محصولات صادراتی است که در بازارهای مقصد، به علت وجود تنوع محصولات حلال و غیرحلال، لزوم جداسازی آن محصولات احساس می شود. البته این ابتکار عمل صرفا برای صادرات محصولات می توانست امری بدیع و پسندیده از جانب ایران باشد.
گفتنی است که پس از مطرح شدن این طرح، کشور ایران تلاشهای گسترده ای را در تدوین استانداردها، جامعیت و فراگیری جهانی این محصول به انجام رسانده که این اقدامات، مورد تحسین برخی از علما و مراجع تقلید نیز قرار گرفت.حوزه های محصولات غذایی حلال
بانک توسعه اسلامی و مرکز تحقیقات و اطلاع رسانی اتاق اسلامی و دیگر موسسات سازمان کنفرانس اسلامی با عزمی جدی مترصد پاسخ به تقاضای بازار جهانی تجارت محصولات حلال، در حوزه هایغذای حلال، داروی حلال، مواد بهداشتی حلال، مواد آرایشی حلال و خدمات حلال از قبیل، بانکداری(بدون ربا)، توریسم و... شده اند.
سایر کالاها و خدمات نیز می توانند زیر مفهوم حلال قرار گیرند، که شامل البسه، لوازم آرایشی، داروها و خدمات مالی هستند. که به نظر می رسد بانکداری اسلامی ضروری ترین حوزه آن باشد.ورود کشورهای غیر مسلمان به غذای حلال
کشورهای غیرمسلمان نیز علاقه مندی خود را در ورود به تجارت در این محصولات غذایی در حال توسعه نشان داده اند؛ به طوری که در بازارهای اروپا محصولات حلال 15 تا 30 درصد گران تر از سایر محصولات مشابه به فروش می‌رسند؛ اما با توجه به جاذبه این محصولات هرگز از مشتریان حلال فود کاسته نشده است.
بازار محصولات غذایی حلال در اروپا دارای ارزشی معادل با 100 میلیارد دلار تخمین زده شده است که این میزان با حجم بازار جهانی با ارزشی نزدیک به 640 میلیارد دلار هنوز فاصله دارد.
در حال حاضر کشورهایی مانند تایلند، انگلیس و امریکا نیز که دین رسمی آنها اسلام نیست، برای کسب بازار و درآمد به بازار شناسی کشورهای اسلامی و محصولات حلال توجه جدی پیدا کرده اند.
به طوری شرکت صهیونیستی نستله نیز اخیراً فروش فراورده های گوشتی حلال را در فرانسه و برخی کشورهای دیگر شروع کرده است. این شرکت تلاش بیشتر برای تامین نیاز مسلمانان مطابق با انتظارات دینی شان را به عنوان یکی از استراتژی های اقتصادی خود در نظر گرفته است.
همچنین کشورهای فرانسه، بریتانیا و آلمان از بازارهای کلیدی غذاهای حلال در اروپا به شمار می آیند.
نکته پایانی اینکه با توجه به سازگاری قواعد و ادبیات اسلامی با فطرت انسان، پیش بینی می شود که با ورود کشورهای اسلامی به سرمایه گزاری در حوزه ی خدمات حلال و به خصوص بانکداری اسلامی و با زدودن نظام بانکداری موجود مبتنی بر ربا که بر اقتصاد اسلامی سایه سنگینی افکنده، بتوانند همچون غذای حلال تمام عمق تمدن غربی شده ی امروز را درنوردند و شرایط را برای استقرار کامل احکام جهانشمول اسلام مُهیا کند.

از چند دهه پیش و به طور خاص از جنگ 1967 اعراب و اسراییل، رابطه با اسراییل به مساله اساسی ایالات متحده در خاور میانه تبدیل شده و تاثیر بسزایی بر امنیت آن داشته است. تا به امروز لابی صهیونیست، چنان تأثیری بر سیاست خارجی ایالات متحده گذاشته است که هیچ لابی دیگری توان رقابت با آن را ندارد.

لابی معروف آیپک با تسلط کامل بر رسانه های بزرگ و دستگاه قانونگذاری آمریکا، منابع مردم این کشور را فدای اهداف رژیم اسراییل کرده است.
از چند دهه پیش و به طور خاص از جنگ 1967 اعراب و اسراییل، رابطه با اسراییل به مساله اساسی ایالات متحده در خاور میانه تبدیل شده و تاثیر بسزایی بر امنیت آن داشته است. تا به امروز لابی صهیونیست، چنان تأثیری بر سیاست خارجی ایالات متحده گذاشته است که هیچ لابی دیگری توان رقابت با آن را ندارد.
منظور از لابی صهیوینیستی مجموعه گروه ها، افراد و سازمان هایی هستند که فعالانه به طور مستقیم و غیرمستقیم سیاست های ایالات متحده را به نفع رژیم صهیونیستی جهت دهی می کنند. به طور مثال مهم ترین گروه همان آیپک است که به طور رسمی سیاست های دو طرف را سازماندهی می کند.
سازمان آیپک، قدرتمندترین و پر آوازه ترین سازمان های صهیونیستی است. مجله فورچن در سال 1997، نظرسجی ای را میان اعضای کنگره و کارمندان آن، درباره تأثیر گذارترین سازمان ها انجام داد. نتیجه نشان می داد که آیپاک در سطح ایالات متحده، دومین سازمان تأثیر گذار است. در سال 2005 نیز همین نتیجه تکرار شد.
تا به امروز لابی صهیونیستی توانسته است سیاستمداران این کشور را به این نکته اقناع کند که منافع هر دو یکی است. کمک های مالی آمریکا به رژیم اسراییل، از سال 1973 تاکنون فراتر از حجم تمام کمک مالی خارجی این کشور به همه کشورهای دیگر بوده است. همچنین تأثیر گروه فشار بر کنگره به اندازه ای است که اجازه هیچ گونه انتقادی را نسبت به سیاست اسراییل نمی دهد؛ حتی متن بسیاری نطق های اعضای کنگره را اعضای آیپاک می نویسند و به تدوین قوانین کمک می کنند.
بعد دیگر تأثیر این گروه، آرا و کمک های یهودیان است. با اینکه یهودیان یک درصد ساکنان ایالات متحده را تشکیل می دهند، کمک های مالی هنگفتی به نامزدهای حزبی می کنند. علاوه بر چنین کمک هایی، آمریکا سالانه به هر یک از ساکنان صهیونیست سرزمین های اشغالی پانصد دلار می پردازد که رژیم صهیونیستی آن را در جهتی مخالف با منافع ایالات متحده به کار می گیرد.
از راهبردهای اساسی لابی آیپک این است که به هیچ عنوان به مخالفان و منتقدان خود اجازه تصدی مناصب مهم در مؤسسات تصمیم سازی در زمینه روابط خارجی را نمی دهند. در دولت کلینتون کسانی که سیاست ایالات متحده را در خاور میانه تدوین می کردند، از حامیان اسراییل بودند؛ مانند مارتین اندیک که پیش تر نایب رییس آیپاک بود، یا دنیس راس (فرستاده آمریکا به خاور میانه) یا هارون میلر که دوره ای در فلسطین اشغالی زندگی می کرد؛ این افراد از نزدیک ترین مشاوران کلینتون در کمپ دیوید بوده اند.
همواره لابی صهیونیستی در تلاش است تا سیطره خود بر رسانه ها را بگستراند. اریک الترمان، روزنامه نگار آمریکایی، در اظهار نظری گفته است: 'حدود شصت روزنامه نگار و تحلیل گر برجسته را می شناسد که در حمایت از اسراییل، هیچ تردیدی به خود راه نمی دهند و تنها پنج روزنامه نگار هستند که جرأت انتقاد از اسراییل را دارند.'
شایان ذکر است که لابی صهیونیست، به یهودیان محدود نمی شود و از مسیحیان صهیونیست و نو محافظه کاران نیز عضوگیری کرده است. این لابی همانند هر لابی دیگری است؛ با این تفاوت که دو راهبرد متمایز دارد: اول اینکه فشاری مؤثر و فوق العاده بر مسئولان اجرایی دولت و کنگره وارد می آورد و دوم اینکه تلاش های طاقت فرسایی را برای مثبت نشان دادن چهره رژیم اسراییل در افکار عمومی از خود نشان می دهد.
به گزارش پرس تی وی، فیلیپ جرالدی مدیر اجرایی شورای صندوق منافع ملی آمریکا چندی پیش در اظهار نظری تاکید کرده است که 'لابی‌های اسراییلی مبالغ سنگینی را در انتخابات‌های آمریکا سرمایه‌گذاری می‌کنند تا افراد مدنظر این رژیم بر سر کار آیند.'
وی افزوده که 'اعضای این شورا همچنین بر این باورند که بسیاری از نمایندگان کنگره آمریکا نگرانند که در صورت جانبداری‌نکردن از رژیم اسراییل، به هنگام مبارزات انتخاباتی خود برای راه‌یافتن مجدد به کنگره، با اقدامات تلافی‌جویانه لابی اسراییل روبه‌رو شوند.'
جرالدی که از اعضای سابق سازمان جاسوسی آمریکا سیا در واحد مبارزه با تروریسم بوده است، اکنون این سوال را مطرح کرده که 'چرا سران واشنگتن باید به اسراییل کمک نقدی ارایه دهند در صورتی که تل‌آویو بیش از هر متحد دیگر امریکا علیه این کشور اقدامات جاسوسی انجام می‌دهد؟'
کارن کتسکی سرهنگ بازنشسته وزارت دفاع آمریکا، پنتاگون، گفته است: 'اسراییل براساس انگیزه‌های سیاسی امتیازات و کمک‌های ویژه‌ای را از آمریکا دریافت می‌کند. کتسکی تاکید کرده که 'مردم آمریکا می‌خواهند بدانند که پول مالیات آنان به کجا سرازیر می‌شود و علت این امر چیست؟'
به اعتقاد این سرهنگ بازنشسته آمریکایی، با توجه با بحران اقتصادی گسترده در آمریکا، سران این کشور با اتخاذ سیاست خارجی فعلی خود در خاورمیانه، بیش از هر زمان دیگری از منابع این منطقه سواستفاده می‌کنند.
بنیامین، از بنیانگذاران 'سازمان بین المللی حقوق بشر مبادلات جهانی' در مصاحبه با پرس تی وی گفت: 'آیپک با سازمان‌هایی در ارتباط است که به نمایندگان کنگره پول می‌دهند.' وی در ادامه افزود: 'بنابراین ما شاهد هستیم که کنگره از سیاست‌هایی حمایت می‌کند که در راستای منافع اسراییل هستند؛ نه منافع آمریکا.'
همچنین مارک دانکوف، سناتور سابق آمریکایی، اظهار داشت: 'قدرت لابی یهودی در آمریکا به قدری است که دولت آمریکا در دستان این لابی است.' وی معتقد است که 'جایگاه و تصویر آمریکا در جهان در حال حاضر جایگاهی بد است و قصور دولت آمریکا در انجام کار درست برای مردم فلسطین بعد از چندین دهه تراژدی، دلالت بر این خواهد داشت که جایگاه این کشور در جهان همچنان سقوط خواهد کرد.'
سناتور سابق آمریکایی در ادامه خاطر نشان کرده 'سیاست‌های آمریکا در خاورمیانه که از جانب رژیم اسراییل هدایت می‌شوند، از هر نظر در حال آسیب رساندن به آمریکا است.'
وی تصریح کرده 'آرتش امریکا بیش از اندازه گسترش پیدا کرده است و دلیل این امر این است که رژیم اسراییل سیاست‌های این کشور را هدایت می‌کند. '
مسلما هر تصمیمی که در آمریکا به خصوص در سیاست خارجی گرفته می شود باید به تایید لابی صهیونیستی برسد. به واقع به دلیل حضور و تاثیر گسترده این گروه در آمریکا حیات گروه ها، احزاب و شخصیت های سیاسی منوط به همراهی سیاست های ایشان با آیپک است.
موضع دولتمردان آمریکایی در مقابل پیشنهاد دولت فلسطین از طرف تشکیلات خود گردان فلسطین دومین آزمون حیاتی سیاسیون آمریکا بعد از بیداری اسلامی در سال جدید است. این پیشنهاد که به شدت وضعیت نابسامان رژیم اسراییل در منطقه را آشفته تر می کند، اتفاق مهم و تعیین کننده در سرنوشت رژیم اشغال گر این رژیم است. هر چند که بسیاری از کشورها با اعلام موضع مثبت، موافقت خود را با این طرح نشان داده اند، مقامات آمریکایی در موضعی موافق با سیاست های اسراییل، اعلام کرده اند که این طرح را وتو خواهند کرد. لذا وتوی احتمالی آمریکا خود نشانه دیگری از حمایت آشکار و بدون چون و چرای آمریکا از اسراییل خواهد بود.

منبع:
رسانه ها،لابی صهیونیست / دست پنهان سیاست خارجی آمریکا، جعفر هادی، 12 خرداد 1386، شماره 208

به گزارش مشرق به نقل از مهر، مصر شب گذشته یکی از خونین ترین شبهای خود طی 9 ماه گذشته پس از سقوط رژیم دیکتاتوری حسنی مبارک را پشت سر گذاشت.

منطقه ماسپیرو در مقابل ساختمان رادیو و تلویزیون مصر در قاهره کانون درگیری میان مسیحیان قبطی و نیروهای پلیس بود. این درگیری با تظاهرات قبطی ها در مقابل این مکان آغاز شد و با ساعات اولیه صبح به دیگر مناطق پایتخت کشیده شد.

در جریان این درگیری دست کم 24 نفر کشته و 224 تن دیگر زخمی شده اند و حال برخی از مجروحان وخیم گزارش داده شده است.

علت تظاهرات قبطی ها، اعتراض آنها به جلوگیری از فعالیت کلیسایی در استان اسوان مصر اعلام شده است، این کلیسا پیشتر نیز در پی تظاهرات مسلمانان در اعتراض به تبدیل بدون مجوز یک باشگاه به کلیسا تعطیل شده بود.

شورای نظامی حاکم بر مصر برای آرام کردن اوضاع از ساعت 2 بامداد تا 7 صبح منع آمد و شد اعلام کرد.

این حادثه خونین واکنشهای متعددی را در پی داشت گروه های سیاسی قبطی در این باره اعلام کرده اند این موضوع را به سازمان ملل متحد خواهد کشاند چرا که ارتش علیه هیچ تظاهراتی جز اعتراضات مسیحیان به خشونت روی آورده است.

"جمال اسعد" نماینده سابق قبطی ها نیز در این باره ضمن ابراز تاسف از وقایع شب گذشته اظهار داشت : درگیری های شب گذشته پیامدهای خطرناکی برای آینده روابط مسلمانان و قبطی ها دارد.

"عبدالله الاشعل" معاون اسبق وزیر امور خارجه و نامزد احتمالی ریاست جمهوری مصر نیز تصریح کرد: حادثه ماسپیرو تلاش برای بازگرداندن عناصر سابق رژیم مبارک است.

وی افزود: برانگیختن آتش فتنه میان شهروندان مسیحی و مسلمان مصر از مهمترین ابزارهای رژیم سابق مصر است که با همکاری اسرائیل انجام می شود. همکاری که در گذشته موساد سرویس جاسوسی رژیم اسرائیل به آنها اعتراف کرده است و حادثه کلیسای اسکندریه مهمترین این موارد به شمار می رود.

اشعل در ادامه گفت : اسرائیل به دنبال ضربه زدن به مصر از داخل است به ویژه در شرایط فعلی که نیروهای مرزی مصر قوی نیست.

اشعل درباره وقوع جنگ داخلی هشدار داد و ضعف دستگاه های امنیتی و تمایل نداشتن آنها به جمع آوری سلاح از مناطق مختلف کشور پس از گذشت 9 ماه از انقلاب 25 ژانویه را محکوم کرد.

حادثه ماسپیرو آن هم چند هفته پس از حمله انقلابیون مصری به سفارت رژیم صهیونیستی در قاهره و تشدید احساسات ضد اسرائیلی مردم مصر فرضیه دست داشتن این رژیم در وقوع چنین حوادثی را ثابت می کند چرا که اسرائیل و هم پیمانان غربی آن به ویژه آمریکا بیشترین آسیب را از انقلاب 25 ژانویه دیده اند و سقوط رژیم مبارک به عنوان اصلی ترین هم پیمان عرب اسرائیل و آمریکا بیشترین ضربه را به آنها زده است.

با نگاهی به عراق پس از سال 2003 و سقوط رژیم دیکتاتوری صدام می توان گفت برانگیختن اختلافات طایفه ای و در نهایت شعله ور کردن آتش جنگ داخلی بهترین وسیله برای دخالت و نفوذ غرب در کشورهای عربی دیکتاتور خیز است.

تشدید دامنه اختلافات طایفه ای در مصر و هرج و مرج و ناامنی در کشور علاوه بر اینکه اتحاد ملی را از بین می برد (اتحادی که در نبود آن رژیم مبارک هرگز سقوط نمی کرد) زمینه اجرای سناریوهای غربی در مصر از جمله تجزیه این کشور فراهم خواهد کرد سناریویی که چندی پیش در سودان به اجرا درآمد و منجر به تشکیل کشور مستقل برای مسیحیان در جنوب شد.

یک منتقد سینما گفت: چادر به عنوان نماد حجاب در فیلم‌های مختلف مورد استفاده طبقات پایین جامعه و پایین‌شهری‌ها نمایش داده می‌شود، به‌گونه‌ای که این پوشش شاخصه شناسایی زنان طبقات محروم جامعه شده و آرایش و پوشش نامناسب نیز شاخصه شناسایی افراد متمدن در فیلم‌هاست.

جبار آذین در گفت‌و‌گو با فارس اظهار داشت: هم‌اکنون در عرصه تولید فیلم شاهد فعالیت جریان‌هایی هستیم که در دوران قبل از انقلاب با عنوان فیلم‌فارسی شناخته می‌‌شدند و تلاش دارند تا طرز نگاه سینمای قبل از انقلاب را در سینمای کنونی لحاظ کنند.
وی افزود: در سال‌های پس از پیروزی انقلاب، به افرادی که قبل از انقلاب در سینما فعالیت داشتند، اجازه داده نشد همانند گذشته با نگاه ابزاری به زنان مشغول تولید فیلم شوند؛ از این رو آنها تلاش می‌کنند با تغییراتی در ظاهر زنان بازیگر و تغییر دیالوگ‌ها حال و هوای گذشته را احیا کرده و فرهنگ بی‌فرهنگی را در جامعه رواج دهند.
این منتقد سینما با بیان اینکه فرهنگ حاکم بر سینما، ارزشی نبوده و با معیارهای اخلاقی و دینی ایرانیان همخوانی ندارد، گفت: طی 30 سال اخیر مدیریت‌های مختلف با سیاست‌ها و برنامه‌های متفاوت کرسی سینما را بر عهده گرفتند و هر کدام با سلایق خود در این عرصه فعالیت کرده‌اند؛ به همین دلیل در زمینه چگونگی حضور زنان در عرصه سینما همچنین حجاب و آرایش آنها هیچ دستورالعمل، قانون و برنامه مشخصی نداریم.

نگاه تجاری به سینما زنان را وسیله‌ای برای سودآوری کرده است
------------------------------------------------------------------------------
آذین بیان کرد: معاونت سینمایی وزارت ارشاد متولی رسمی سینمای کشور است البته تشکل‌های قدرتمند دیگری در زمینه فیلمسازی فعالیت می‌کنند که بی‌توجه به سیاست‌های وزارت ارشاد راه خود را می‌روند؛ وزارت ارشاد، حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی و صدا و سیما سه قطب فیلمسازی کشور هستند.

وی با اشاره به اینکه اکثر افرادی که در زمینه سینما مشغول تولید فیلم هستند، نگاه تجاری به این موضوع داشته و ملاکشان سودآوری است، افزود: به همین دلیل فیلم‌هایی را در پرده سینما مشاهده می‌کنیم که به بدترین شکل به زنان و خانواده توهین می‌کنند و آنها را وسیله‌ای برای سودآوری کرده‌اند.

این منتقد سینما عنوان کرد: در تعداد معدودی از آثار سینماگران ارزشی می‌توان کاربرد درست حجاب را یافت و با وجود شعارهای متفاوت هنوز در سینما و تلویزیون کشور نگاه ارزشی و تثبیت شده به زن وجود ندارد.

آذین گفت: چادر به عنوان نماد حجاب در فیلم‌های مختلف مورد استفاده طبقات پایین جامعه نمایش داده می‌شود، به‌گونه‌ای که این پوشش شاخصه شناسایی زنان پایین شهری و طبقات محروم جامعه شده و آرایش و پوشش نامناسب نیز شاخصه شناسایی افراد متمدن در فیلم‌هاست.

وی در ادامه بیان کرد: نگاه درست به حجاب و چادر که نماد رسمی حجاب است، باید به صورت قانونی و هدفمند تعریف و اجرا شود.

مشرق: روز 19 بهمن ماه سال 1389 ، در حالی که چشم های تمامی جهان ، آخرین روزهای فرعون نامبارک مصر را به تماشا نشسته و آتش بیداری اسلامی مردم مصر ، نفس های ابرقدرت های غربی را در سینه حبس کرده بود ، خبری کوتاه ، در صدر اخبار رسانه های خاورمیانه نشست:
« قدریه اسلامبولی مادر 83 ساله شهید خالد اسلامبولی با حضور در جمع معترضین مصری در میدان التحریر قاهره، ضمن حمایت از تظاهرات گسترده مردم علیه رژیم حسنی مبارک، با بیان اینکه انقلاب ما، انقلاب دختران و پسران جوان است، خطاب به جمعیت حاضر در میدان التحریر گفت: برای رهایی مصر از چنگال امپریالیسم و یوغ استکبار دعا می‌کنم.»
نام خالد اسلامبولی برای بسیاری از جوانان مصری ، غریب بود و چیزی را تداعی نمی کرد اما کسانی که سال های عمرشان از 40 و 50 می گذشت ، به خوبی او را به یاد می آوردند.
خالد اسلامبولی ، به تاریخ 14 مهر 1360 شمسی(6 اکتبر 1981 میلادی) دوشادوش 3 همرزمش ، انور سادات ، فرعون پیشین مصر و منعقد کننده اولین قرارداد صلح یک کشور اسلامی با رژیم صهیونیستی را به گلوله بست و با پاک کردن این لکه ننگ از دامان مصر ، نام خود را به عنوان اولین قاتل یک فرعون مصری در تاریخ این کشور به ثبت رساند.
خالد و یارانش در سحرگاه روز پنجشنبه 28 فروردین 1361 اعدام شدند و جمهوری اسلامی ایران نیز به پاسداشت این عمل شهادت طلبانه مجاهدان مصری، یکی از مهمترین خیابان های پایتخت خود را به «شهید خالد اسلامبولی » نام  داد.
متن زیر گفتگویی است با «قدریه اسلامبولی» مادر شهید خالد اسلامبولی که چند سال پس از شهادت فرزندش  صورت گرفته است:


* نظرتان راجع به ترور انورسادات به دست پسرتان، ستوان یکم خالد اسلامبولی چیست؟
*قدریه اسلامبولی: سال‌ها از آن حادثه می‌گذرد و این مایه افتخار من است که پسر من دست به چنین کاری در دفاع از حریم الهی زد. او در راه خدا به شهادت رسید و ما از خدا می‌خواهیم که این قربانی را از ما بپذیرد.

* اما نتیجه این کار، اعدام بود، چرا بجای «گلوله»، «دعوت به کارنیک» نباشد؟
*قدریه اسلامبولی: واضح است که گروهی از مسلمانان برای دین قیام کردند و از مسئولین خواستند تا شریعت خدا را پیاده کنند ولی جواب این درخواست، زندان، شکنجه، اعدام و مرگ توسط جلادان حکومت بود. کدام گفتگو و دعوت به کار نیک منظورتان است؟
اینها باب گفتگو را از همان اول بسته‌اند. این جنگ، جنگ میان حق و باطل است که هنوز ادامه دارد و بدون شک نصرت خدا در پیش است.
اهل باطل می‌خواهند نور خدا را با دهان هایشان خاموش کنند ولی خداوند حافظ نور خدا است هر چند این برای کافران خوشایند نباشد.
این جنگ برپاست و مردانی را می‌طلبد که دین خدا را یاری می‌کنند.
«ان تنصروالله ینصرکم و یثبت اقدامکم» ولی اگر مردم از دین خدا اعراض کنند، او با کسانی غیر از ما دین خود را یاری خواهد کرد و راست گفت خداوند که فرمود: «و ان تتولوا یستبدل قوما غیرکم» و البته فقط این نیست بلکه خدا می فرماید: «ثم لایکونوا امثالکم» چه یاری دین خدا به دست ما باشد و چه دیگران.

* وقتی خبر ترور سادات را شنیدید چه احساسی داشتید؟
*قدریه اسلامبولی: من و حاج احمد (پدرخالد) در منزل یکی از نزدیکان برای ناهار میهمان بودیم که دخترشان تلویزیون را روشن کرد. مراسم رژه در حال برگزاری بود و توپ‌ها و تجهیزات از مقابل جایگاه عبور می‌کردند. بلند‌گوی مراسم در حال گفتن این آیه بود: «انهم فتیۀ آمنوا بربهم» در همین حین دیدیم که افسری از ماشین حامل توپ پایین پریده و به سمت جایگاه می‌دود. این صحنه مرا نگران کرد به طوری که احساس کردم قلبم ایستاد. از اعماق وجودم فریاد زدم: «خالد، پسرم!» و با دست قلبم را گرفتم. همسرم من را آرام کرد و گفت: تو می‌دانی که خالد در مراسم رژه شرکت نکرده است.
به خانه‌مان در «ملوی» در استان «المنیا» برگشتیم در حالی که حتی یک کلمه هم صحبت نکردیم و پرنده‌ها در بالای سرمان پرواز می‌کردند.
دو روز به همین منوال گذشت تا اینکه از رادیو شنیدیم عامل ترور سادات. ستوان یکم خالد‌اسلامبولی است.
هنوز یک ساعت از اعلام این خبر نگذشته بود که تلفن خانه زنگ خورد. پدر خالد گوشی را برداشت اما کسی صحبت نکرد. دقایقی بعد منزل ما تبدیل شد به یک پادگان نظامی و پدر خالد را دستگیر کردند.
قبل از آنکه او را ببرند به من گفت: «صبور باش. بدان که پسرمان نزد خدا شهید است.» خودم را با قدرت و شجاعت و صبر تسکین دادم و در همان حال گفتم: «خدایا من نمی‌خواهم این فضا را از من برگردانی، بلکه از تو می‌‌خواهم الطافت را در آن نمایان سازی.»

* به عنوان یک مادر آیا با شنیدن آن خبر متأثر نشدید؟ خصوصا اینکه قوانین جاری کشور این کار را یک جنایت می‌داند؟
*قدریه اسلامبولی: آزمایش من در مورد پسرم یعنی جگر گوشه‌ام، آزمایشی بود که بر دلم سنگینی می‌کرد. من از خداوند خواستم که به من صبر و استقامت بدهد و این بود که خیلی زود خداوند عزوجل، قلبم را آرام کرد و تمام اعضاء و جوارح بدنم سکون و آرامش یافت و من این گفته خداوند قدیر را به زبان آوردم که «ان‌الله اشتری من‌المومنین انفسهم و اموالهم بان لهم الجنه یقاتلون فی‌سبیل‌الله فیقتلون و یقتلون وعداً علیه حقا فی‌التوراۀ و الانجیل و القرآن و من اوفی بعهده من‌الله فاستبشروا ببیعکم الذی بایعتم به و ذلک هوالفوز العظیم.»

* به نظر شما انگیزه اصلی خالد از ترور سادات چه بوده است؟
*قدریه اسلامبولی: به نظر من دلایل آن برای همه مردم و تمام جهان آشکار و معلوم است. صحبت‌هایی که سادات در روزنامه‌ها و رادیو می‌کرد، مردم و مخصوصا مسلمانان را بر می‌آشفت. او اسلام را به سخره گرفت و علماء اسلام را تحقیر کرد. از جمله شیخ احمد المحلاوی، که او را به سگ تشبیه کرد. او هزاران جوان مسلمان را بازداشت و حجاب با به سخره گرفت.
سادات توافقنامه کمپ دیوید را امضا کرد و در برابر صهیونیست‌ها کوتاه آمد. صهیونیست‌ها کسانی هستند که خالد با انگیزه نبرد با آنان وارد دانشکده جنگ شد.
خالد وقتی کوچک بود به من می‌گفت: افسری خواهم شد و با صهیونیست‌ها خواهم جنگید و فلسطین را آزاد خواهم کرد.
او از کودکی روحیه اسلامی و ملی را در ما تقویت و ما را با نور جهاد و فداکاری منور کرد.
او دین خدا را می‌دید که هتک حرمت شده و سخره زبان‌هاست. صهیونیست‌ها را می‌دید که در خیابان‌های پاک مصر می‌گردند و از اهل آن تجسس کرده و ناموسش را بی‌حرمت می‌کنند.
او می‌دید که آنها در مناطق و محلات مصر اشاعه فساد می‌کنند و ارزش و وقار کشورش را به نابودی می‌کشانند.

* آیا خالد در زمینه کار نظامی‌اش آرزویی داشت؟
*قدریه اسلامبولی: تنها آرزوی او این بود که ارتش اسلامی و قدرتمند شکل بگیرد و به اسلام و مسلمانان برای آزادی فلسطین اشغالی و مسجد‌الاقصی و اعتلای کلمه الله بر روی زمین، عزت ببخشد.

* آیا به شما اطلاع نداد که قصد کشتن سادات را دارد؟
*قدریه اسلامبولی: طبیعتا خیر.

* خالد در آخرین دیداری که قبل از اعدام با شما در زندان داشت، چه گفت؟
*قدریه اسلامبولی: آخرین باری که او را دیدم، یک هفته قبل از اجرای حکم اعدام بود. وقتی او را در لباس اعدام دیدم، قلبم گرفت. او در حالی که دستش را به سویم دراز کرده بود، گفت: «مادر چرا اینگونه هستی؟ من در شما قدرت صبر و ایمان سراغ داشتم.» و شروع کرد به بوسیدن دستهایم و چسباندن سرم به سینه‌اش. در همین حین خواهرش وقتی او را دید، با صدای بلند و در مقابل افسر بازداشتگاه نظامی گفت: «فزت و رب‌الکعبه، پوشش تازه بر تن کردی. شهادت گونه از دنیا رفتی و حور‌العین را به همسری گرفتی.»
خالد از این گفته خنده‌اش گرفت و نگاهی به من کرد و وقتی من را مضطرب دید، گفت: «مادر چه شده است؟ آیا از این حکام طاغوت انتظار کار خیر داری؟» به او گفتم: «نه پسرم! من هم جز به ایستادن تو در پیشگاه خدای عز وجل و عظمت و جلال این جایگاه نمی‌اندیشم.»
هنوز حرفم تمام نشده بود که دیدم چشمانش می‌درخشد در همین حال به من گفت: «مادر! من مشتاق دیدن علی‌بن ابیطالب و اصحاب رسول خدا هستم.» طوری سخن می‌گفت که گویی چیزی تا پایان راه نمانده است فرزندم را هرگز در آن حال ندیده بودم. گفت: «مادر! صبور باش که صبر در هنگام بلا، بالاتر است.»
به من و خواهرش گفت: «آل یاسر! صبر کنید که قرار ما در بهشت خواهد بود.»
در آن دیدار چهار تن از یارانش به نام‌های عبدالحمید، محمد عبدالسلام فرج، عطا طایل و حسین عباس نیز با او بودند.
او به من گفت که می‌خواهد پدر و برادرش، محمد و همسران خواهرانش، رشوان و " ممدوح را که در زندان موقت بودند، ببیند اما خواسته‌اش رد شد. او گفت: این تنها خواسته من قبل از اعدام است.
خواسته او انجام شد و ما از پیشش رفتیم.
خالد از روز حادثه، روزه می‌گرفت و از من خواست در ملاقات بعد، چند بسته آبمیوه برایش ببرم. من تصور نمی‌کردم حکم با این سرعت یعنی روز 14 آوریل 1982 اجرا شود.

* آیا از مسئولین خواستید که جسدش را به شما تحویل دهند؟
*قدریه اسلامبولی: وقتی خالد اعدام شد ما خبر نداشتیم. برایش چیزهایی برده بودم که ماموران زندان لباس‌هایش را تحویلم دادند. خیلی سریع به ساختمان مدعی‌العموم نظامی رفتم و از آن ها خواستم جسد پسرم خالد را تحویلم دهند. اما یک افسر آمد و به من گفت: برو! جسد پسرت را حتی پشت خورشید هم نخواهی یافت.
در دستم آبمیوه‌هایی بود که قرار بود به خالد بدهم. آن ها را بین افسران و نظامی‌ها و منشی‌های ساختمان تقسیم کردم و به آن ها گفتم : این ها برای پسرم خالد است که الان نزد حورالعین است.
آن جا را در حالی ترک کردم که همه‌شان گریه می‌کردند.

* وصیت‌نامه آخر خالد چه بود؟ آیا آن را انجام داده‌اید؟
*قدریه اسلامبولی: وصیتش این بود که به هر آن چه خداوند مالک آن است باور داشته باشیم و پدرش برای او صدقه جاریه بدهد و محمد از طرف او به حج برود و مرا هم به تربیت کودکان و تعلیمات اسلامی توصیه کرد که بحمد‌الله ما هم توانستیم برخی از آن ها را انجام دهیم.

* پیام مادر خالد برای مسئولین چیست؟
*قدریه اسلامبولی: پیام من این است که به امر خداوند تبارک و تعالی باور داشته و تسلیم آن شوند و شریعت و احکام اسلام را پیاده کنند. «انما کان قول المومنین اذا دعوا الی‌الله و رسوله لیحکم بینهم ان یقولوا سمعنا و اطعنا و اولئک هم المفلحون»
ولی اگر از آن اعراض کنند، لعنت‌ها به دنبال سرشان خواهد بود. «و یقولون امنا بالله و بالرسول و اطعنا ثم یتولی فریق منهم من بعد ذلک و ما اولئک بالمومنین و اذا دعو الی‌الله و رسوله لیحکم بینهم اذا فریق منهم معرضون افی قلوبهم مرض ام ارتابوا ام یخافون ان یحیق الله علیهم و رسوله بل اولئک هم الظالمون»

* چه صحبتی با علماء الازهر و مسلمانان دارید؟
*قدریه اسلامبولی: این که تقوا پیشه کنند و از سرزنش سرزنش‌گران نهراسند و از هیچ سلطنت و سلطانی ترسی به دل راه ندهند که این حکومت خداوند است که باقی خواهد ماند و نیز چیزی را که نمی‌دانند انکار نکنند که خداوند عظیم، آگاه‌تر است. «اتخشونهم فالله احق ان تخشوه ان کنتم مومنین.»

* آیا مایلید به عنوان یک مادر مسمان، صحبتی هم با جوانان امروز داشته باشید؟
*قدریه اسلامبولی: به آنان می‌گویم گفته پیامبر خدا محمد (ص) را به یاد داشته باشید که «زمانی می‌رسد که حفظ دین بر ایشان چونان نگه داشتن زغال سرخ شده ایست بر دست» صبر و مقاومت در برابر بلایا پیشه کنند و به رسالتی که جانهایتان را برای آن مبذول می‌دارید توجه داشته باشید و دنیا شما را نفریبد. ای فرزندانم وحدت داشته باشید که گرگ‌ها، گوسفندان جدا افتاده را می‌خورند. تفرقه عذاب است، پس وحدت پیشه کنید و از خدا استعانت بجویید و صبر داشته باشید که زمین از آن خداست و او هر آن کسی از بندگانش را که بخواهد وارث آن خواهد کرد و سرانجام از آن متقین است.

در حالی که تاخیر در اعطای کمک مالی اروپا به یونان این کشور را در آستانه ورشکستگی قرار داده، گزارشها از خرید 400 تانک آمریکایی توسط آتن حکایت دارد.

به گزارش مهر به نقل از تاگس سایتونگ، رسانه های یونان از برنامه دولت برای تقویت قدرت نظامی این کشور خبر دادند. بر این اساس یونان قصد دارد 400 فروند تانک آمریکایی مدل M1-A1-Abrams بخرد.
هر چند این گزارش هنوز توسط مقامات دولتی یونان تایید نشده، اما منابع آگاه از اعلام قریب الوقوع این تصمیم آتن خبر می دهند. این تانکها قرار است جایگزین تانکهای لئوپارد مدل M48 و M60 ساخت آلمان شود که گفته می شود از رده خارج شده اند.

این در حالی است که کشورهای اروپایی شرط کمک مالی به یونان را اجرای برنامه های ریاضت طلبانه اعلام کرده اند که فشار آن پیش از همه بر اقشار فرودست جامعه وارد می شود و این امر سبب بروز اعتراضات گسترده در این کشور شده است.

از سوی دیگر انتشار این خبر انتقاد دولتهای اروپایی را برانگیخته است. در همین حال آلمان از دولت یونان خواسته است در مورد صحت این موضوع توضیح داده و در این مورد شفاف سازی کند.

تماشاگران حاضر در سالن آره نا - آنکارا در مراسم افتتاح مسابقات ووشو قهرمانی مردان و زنان جهان، ورزشکاران رژیم صهیونیستی را هو کردند.

به گزار ایرنا، حاضران در سالن، زمانی که نوبت به رژه ووشوکاران رژیم صهیونیستی از مقابل جایگاه رسید، یکصدا آنان را هو کرده و انزجار خود را از این رژیم ابراز داشتند.
این در حالی بود که تماشاگرانی که برای شرکت در مراسم افتتاح پیکارهای فوق به سالن آمده بودند به هنگام رژه تیم های ایران، فلسطین، سومالی، کشورهای آسیای میانه و ترکیه با کف زدن و فریادهایشان علاقه خود را به این کشورها نشان دادند.

مراسم افتتاح مسابقات ووشو قهرمانی مردان و زنان جهان با حضور ورزشکاران 87 کشور جهان در سالن آره نا آنکارا برگزار شد.
تیم ملی ووشو ایران با 19 ورزشکار زن و مرد در دو رشته تالو و ساندا شرکت کرده است.

به گزارش مشرق، طی خبری که "پتز هاینس(Pete Hines)" مدیر روابط عمومی استودیو بتسدا(Bethesda) آن را اعلام کرد، در بازی طومار پیشینیان: اسکایریم بازی‌باز آزادی ازدواج با هرکسی را خواهد داشت.
وی در این مورد اذعان کرد مهم نیست با چه شخصیتی بازی می کنید(منظور مرد است یا زن) بر فرض اگر با زن بازی می‌کنید می‌توانید با یک زن در بازی ازدواج کنید یا بلعکس. پیش از این در بازیِ افسانه 3(Fable 3) نیز بازی‌باز می‌توانست با همجنس خود ازدواج کند و آقای پیتر مولینو کارگردان بازی نیز در این مورد بیان کرده بود که این یک آزادی است که در بازی به بازی‌بازها داده شده است.

اگرچه بازی "طومار پیشینیان: اسکایریم" دارای سناریویی مشخص است ولی این به آن معنا نیست که بازی‌باز آزادی عمل در بازی نداشته باشد؛ کار کردن در بازی و درآوردن پول و همچنین رفتن به مراحل فرعی در بازی برای افراد گوناگون نیز یکی از چند ویژگی های منحصر به فرد این بازی است.

تبلیغِ هم‌جنس‌گرایی، و فراهم شدنِ امکانِ هم‌جنس‌گرایی در فضای مجازی و همچنین قانون‌مندی ازدواجِ‌ هم‌جنسان در بعضی از نقاطِ جهان، پدیده‌ای است که بر آمده از فضای ولنگارِ جنسی غرب است. در حالی که نهادِ خانواده روز به روز در غرب بیشتر رو به نابودی می‌گذارد و کمبود جمعیت و رشد صفر یا منفیِ آن به مشکلی استراتژیک برای حاکمانِ غربی بدل شده، باز با این همه، هم‌جنس‌گرایی با افقی مشابه قومِ لوت در قرآن در انواعِ بازی‌ها و سرگرمی‌های دیجیتال تبلیغ شده و امکان آن فراهم می‌گردد.

مشرق: این سنگ که گاهی "سنگ دایره آمریکایی" نیز خوانده می شود "رهنما سنگ" نام دارد و یک یادبود گرانیتی در منطقه "البرت کانتی" در ایالت جورجیای آمریکاست که ارتفاع آن با احتساب سنگ بناهای فرو رفته در در خاک به 20 پا (6.1 متر) و بدون آنها به 18 فوت (5.5 متر) می رسد. این بنا از شش قطعه گرانیت به ارزش وزنی 240 هزار پوند (معادل یکصد و 10 هزار کیلوگرم) تشکیل شده است. یک قطعه در وسط و چهار قطعه در اطراف آن قرار دارند. یک سنگ هم بر روی همه پنج قطعه قرار دارد که از نظر ستاره شناسی در یک ردیف قرار دارند. لوحی در سمت غربی سنگ جورجیا در زمین فرو رفته که تاریخ و هدف آن را بیان می کند.
در ژوئن 1979 میلادی، شخصی با نام مستعار "آر. سی. کریستین"، شرکت گرانیت "البرتون" را برای ساخت این بنا اجاره کرد. یک فرضیه معروف می گوید که انتخاب این اسم مستعار به نشانه احترام به "کریستین روزنکروز"، نظریه پرداز مذهبی قرن 17 میلادی صورت گرفته است.

نوشته ها
پیامی که یک مجموعه 10 اصلی به هشت زبان را شامل می شود بر روی سنگ جورجیا حک شده است. بر روی هر طرف هر کدام از چهار سنگ بزرگ یک اصل نوشته شده است. اگر از طرف شمال در جهت عقربه های ساعت حرکت کنید، زبان ها بدین ترتیب خواهند بود: عبری، انگلیسی، اسپانیولی، سواحیلی، هندی، چینی، عربی و روسی:

1.جمعیت بشر را در توازن با طبیعت، به 500 هزار نفر کاهش دهید.

2. بازتولید را بصورت منطقی پیش ببرید و مهارت و تنوع را افزایش دهید.

3. برای بشریت یک زبان واحد زنده تعیین شود.

4. هر چیزی را با ادله اعتدالگرایانه عشق، اعتقاد و عُرف، حاکم کنید.

5. با تکیه بر قوانین و دادگاه های عادلانه از مردم و ملل دفاع کنید.

6. همه کشورها باید بتوانند مناقشه های خارجی خود را در یک دادگاه جهانی حل کنند.

7. از قوانین فرعی و قانونگذاران ناکارآمد دوری شود.

8. بین حقوق فردی و وظایف اجتماعی تعادل برقرار گردد.

9. در راستای جست وجوی ابدیت به حقیقت، زیبایی و عشق احترام گذاشته شود.

10. غده سرطانی روی زمین نباشید و درها را به روی طبیعت باز کنید.
رهنماسنگ
یکی دو متر دورتر به سمت غرب "رهنماسنگ"، سنگی گرانیتی قرار دارد که بر روی این لوح، اطلاعاتی در مورد رهنماسنگ و زبان های موجود نوشته شده است. اطلاعاتی در مورد اندازه، وزن و مشخصات نجومی سنگ ها، تاریخ نصب و سرمایه گذاران پروژه. همچنین اطلاعاتی در مورد محفظه محتوای آثار تاریخی زیر این لوح، موجود است اما حوادث موجب شده که اطلاعاتی که در مورد تاریخ قرار دادن محفظه وجود دارد از روی لوح پاک شود.
بر روی نام مستعار روی لوح، ترک ایجاد شده است بگونه ای که در ظاهر "نام مستعار" دچار غلط املائی شده است. در مرکز هر گوشه لوح، یک دایره وجود دارد. که چهار جهت جغرافیایی را نشان می دهد. در دایره فوقانی لوح نوشته شده است: "سنگ رهنمای جورجیا: بنا شده در 22 می 1980 میلادی". زیر این عبارت نوشته شده: "رهنمای عصر خرد".  در چهار حاشیه  دایره بزرگ نام چهار زبان باستانی نوشته شده است: بابلی (به خط میخی)، یونانی باستان، سانسکریت و مصری باستان (به خط هیروگلیف).
در سمت چپ لوح، در دو ستون اینچنین نگاشته شده است:
مشخصات نجومی:
کانال رد شده از سنگ، یعنی قطب نجومی
شیار افقی یعنی سفر سالیانه خورشید
پرتو آفتاب بخش فوقانی سنگ به نیمروز سالیانه اشاره دارد.
نویسنده: آر. سی. کریستین (نام مستعار)
اسپانسرها(حامیان): گروهی کوچکی از آمریکایی ها که در پی "عصر خِرد" هستند.
محفظه آثار تاریخی: حدود دو متر زیر سنگ دارای دریچه است.

زبان ها
زیر دو ستون مذکور اینچنین نوشته شده است: "زبان های رهنما سنگ". این هشت زبان جدید در گوشه های یک چند ضلعی نوشته شده اند  یعنی هر کدام بر سر یک ضلع بصورت موافق عقربه های ساعت: انگلیسی، اسپانیایی، سواحلی، هندی، عبری، عربی، چینی، و روسی.
در دایره زیرین سنگ نیز اینچنین نوشته شده است:
"برای اطلاعات بیشتر به موزه و نمایشگاه گرانیت البرتون مراجعه شود."
جورجیا، البرتون، خیابان دانشگاه

مشخصات نجومی
چهار سنگ بیرونی محدوده انحراف زاویه قمری سال را نشان می دهند. در ستون مرکزی، می توان یک سوراخ را دید که "ستاره شمالی خارج از محدوده" زمان در آن قابل مشاهده است و شیاری که در آن محل قرار دارد انقلابین و اعتدالین خورشید را نشان می دهد. روزنه موجود در بخش فوقانی سنگ، اجازه می دهد که اشعه خورشید هر روز ظهر از آن عبور کرده و بدین ترتیب پرتویی از مرکز سنگ بیرون زده تا نویدبخش روز باشد.

نشانی
رهنماسنگ جورجیا بر فراز تپه های البرت کانتی در جورجیا در 140 کیلومتری شرق آتلانتا قرار دارد. این سنگ در شرق بزرگراه "هارت ول" جورجیاست که براحتی از داخل بزرگراه قابل مشاهده است. در کنار بزرگراه می توانید تابلوی "بطرف جاده رهنماسنگ" را مشاهده کنید. این رهنماسنگ در پست ترین نقطه "البرت کانتی" قرار گرفته است.

مالکیت
"البرت کانتی" نام صاحب زمین های این سنگ بزرگ است. "آر. سی. کریستین" این زمین ها را که پنج جریب بود از "وین مولریکس" خریده و با سند به البرت کانتی تقدیم کرده است.
طبق یک روایت، در مارس 1980 میلادی در حضور 100 نفر، از این اثر پرده برداری می شود اما روایت دیگر می گوید که در 22 مارس 1980 میلادی در حضور 400 نفر از این اثر پرده برداری شده است.

پشت پرده اصل اول سنگ جورجیا


هدف نهایی: کاهش جمعیت جهان تا 500 میلیون نفر
بخش اول: واکسن ها
آخرین گزارش ها حاکی از آن هستند که "بنیاد بیل و ملینا گیتس" بتازگی 131 کودک اهل مالاوی را مورد تزریق واکسن قرار داده است.
خوب توجه کنید؛ این جمله از بیل گیتس، از برجسته ترین فراماسونرهای جهان و عضو محفل ماسونی بیلدربرگ است: «جمعیت امروز جهان 6.8 میلیارد نفر است که بزودی به 9 میلیارد می رسد. اگر ما بتوانیم پروژه عظیم «واکسن مراقبت سلامت» را پیش ببریم، احتمالاً موفق خواهیم شد 10 الی 15 درصد از جمعیت جهان را کاهش دهیم.»
البته با در نظر گرفتن توازن معادله زیر، مردم دنیا نیاز مبرم به واکسن پیدا خواهند کرد:
CO2 = PxSxExC  که در این فرمول، P همان "مردم" است.

"برتراند راسل" در کتاب "برخورد علم و جامعه" خود می نویسد: «رژیم غذایی، تزریقات و بازداشت ها با هم در خواهد  آمیخت چنانکه شخصیتی کلی شکل می گیرد و شاهد باورهای جدید خواهیم بود درست همانی که "دست های پنهان" می خواهند و هر گونه انتقاد جدی از قدرت ها از نظر روانشناختی غیرممکن می شود.»
واکسن ها توانایی عقیم سازی نیز دارند. بدین ترتیب شاهد نازایی و درنتیجه توقف تولد خواهیم بود که این با برنامه کاهش جمعیت جهان، کاملا تطبیق دارد. نمونه شفاف و مستند آن کشف عامل عقیم سازی زنان در واکسن های کزازی بود که سازمان بهداشت جهانی برای فیلیپین فرستاده بود و انجمن پزشکی فیلیپین پس از تحقیق و آزمایش به این موضوع پی برده بود. نمونه جدید دیگر هم واکسن های فلج اطفال بود که از سوی یونیسف به کشور اسلامی نیجریه ارسال شد و حاوی عامل عقیم ساز بود.
این واکسن ها شامل این عوامل هستند:
هورمون انسانی HCG (که وظیفه آن ضربه زدن به دستگاه جنسی فرد است)
فلز جیوه (از طریق دندانپزشکی و واکسن ها وارد شده و به ذهن و مغز ضربه می زند.)
هیدروکربن روغنی
فلز آلومینیوم (موجب جنون می شود.)
ماده شیمیایی فرمالدئید
ویروس های زنده
سلول های سرطانی
"پاس" یا همان چرک گلبول های سفید
عناصر تخم مرغ فاسد
سلول های کبد شمپانزه
ویروس H5N1 (از نسل آنفلونزاهای نوین)
فلوراید (سم موش)
پروزاک (داروی ضد افسردگی)
تنباکو
آسپارتام (محتوی کالری کم که از ترکیب اسید آسپارتیک و فنیلالانین به دست آمده که این ماده خطرناک، هدیه دونالد رامسفلد، وزیر جنگ اسبق آمریکا به بشریت است.)
بگذارید واضح تر بگوییم: "دست های پنهان" از مردم جهان نفرت دارند. وظیفه این واکسن ها این است که عمر شما را در کنترل خود بگیرند و بتدریج به زندگی انسانها پایان دهند. باید به هر طریقی شده کنترل کامل انسان ها و جهان صورت بگیرد و لازمه این عمر، مرگ سریع و بیدرنگ اکثر جمعیت جهان است.
تصویر ذیل بیانگر تصویر دانشمندان و میکروب شناسان بزرگی است که قربانی "دست های پنهان" شده اند. تا سال 2005 میلادی، 40 دانشمند کشته شدند. این رقم تا به امروز به 100 نفر رسیده که مرگ آنها بسیار مشکوک است. اکنون فاش شده که بسیاری از این دانشمندان در پروژه های بسیار حساس تحقیقاتی و دولتی مربوط به سلاح های شیمیایی و ویروس های فراگیر فعالیت داشته اند.
در این پوستر آمده است: "آیا اینان، خاموش شدگان آگاه از اسرار پشت پرده هستند؟"
"چرا رسانه ها گزارشی از واقعه مرگ مشکوک آنها تهیه نمی کنند؟"
معرفی بانک بذر "روز مبادا" و پروژه انقلاب سبز
بیل گیتس، راکفلر و دیگر غول های ثروت و قدرت، چیزی می دانند که ما نمی دانیم
اکثر ما آنچه را درباره بیل گیتس لازم است، می دانیم. مثلاً می دانیم که رئیس سابق مایکروسافت و صاحب کنونی بنیاد عظیم "بیل و ملیندا گیتس" در 14 سالگی برنامه نویس شده و در 20 سالگی مایکروسافت را تأسیس می کند؛ در سال 1995 میلادی، مجله فوربس او را ثروتمندترین مرد جهان خطاب معرفی می نماید و نهایتاً تا زمانی که در مایکروسافت است بر بام نرم افزار جهان می ایستد. به هیچ عنوان نمی توان او را شخص تنبلی دانست.
حتی شاید بدانیم که در سال 2006 میلادی وقتی هر کسی جای او بود ترجیح می داد که پس از بازنشستگی به یکی از جزایر خوش آب و هوا رفته و استراحت کند، اقدام به تأسیس بنیاد خود کرد. بنیاد و مؤسسه ای که وی آن را بزرگترین بنیاد خصوصی خیرخواهانه جهان با 34.6 میلیارد دلار وقف، و بودجه 1.5 میلیارد دلار در سال می داند.
بیل گیتس در کنار دوست ابرسرمایه دارش، وارِن بافیت
دوست صمیمی و شریک تجاری او یعنی وارن بافیت، در سال 2006 میلادی فقط به عنوان هدیه، 30 میلیارد دلار به بنیاد تازه تأسیس گیتس هدیه داد یعنی رقمی معادل بودجه سالیانه "سازمان بهداشت جهانی"ملل متحد.
اما آنچه نمی دانیم...
اما به هیچ عنوان نمی دانیم که جذاب ترین سرمایه گذاری ممکن برای گیتس، سرمایه گذاری در بانک بذر "روز رستاخیز" (یا روز مبادا) است. بیل گیتس میلیون ها دلار هزینه پرورش و نگهداری سه میلیون نوع بذر مختلفی می کند که در این انبار نگهداری می شوند.
از سرتاسر جهان سه میلیون نوع بذر جمع آوری شده تا در "روز مبادا" به کار آیند. این انبار در نروژ در جزیره "اسپیتزبرگن" واقع در دریای وارنتس در نزدیکی اقیانوس اطلس شمالی قرار دارد. شرکای گیتس در این پروژه عظیم "بنیاد راکفلر"، "شرکت "مونساتو"، بنیاد "سینگنتا" و دولت پادشاهی نروژ که پادشاه آن، خود از سران فراماسونری جهانی و عضو بیلدربرگ است، هستند. این "بانک بذر" یا انبار عظیم یک هزار و 100 کیلومتر از قطب شمال فاصله دارد؛ البته این بانک، یک نام رسمی دارد: "تالار جهانی بذر اسوالبارد". اسوالبارد به منطقه خشک و لم یزرعی اطلاق می شود که این انبار عظیم بذر در آن واقع شده است.
این منطقه در داخل کوهستان، نزدیک روستای "لانگ یر باین" وجود دارد. این "بانک" شامل درهای دو جداره و حسگرهای حرکتی بسیار قدرتمند، دو محوطه خلأ (خالی از هوا)، و دیوارهای بتنی و فولادی با ضخامت یک متر است. به گفته دولت نروژ، این بذرها برای "روز مبادا" نگهداری می شوند. در مراقبت این بذرهای غذایی، همین بس که در پیشرفته ترین سامانه های حفاظتی بدون خلل و حتی ذره ای رطوبت نگهداری می شوند. "روز مبادا" از نگاه صاحبان این "بانک عظیم" یعنی روزی که آذوقه مردم جهان تمام می شود.
بگذارید حامیان مالی این طرح را بهتر بشناسیم: بیل گیتس با "بنیاد بیل و ملیندا گیتس" که معرف حضور همه هست؛ شرکت DuPont/Pioneer Hi-Bred که یکی از غول های صنعت کشاورزی در آمریکا در زمینه شناخت بذرهای ژنتیک (GMO) است؛ بنیاد "سینگنتا" که در عرصه GMO در سوئیس فعال است؛ بنیاد و گروه خصوصی ماسونی راکفلر که از دهه 1970 میلادی با سرمایه بذر 100 میلیون دلار در زمینه "انقلاب ژن ها" فعال است؛ شبکه جهانی CGIAR که توسط راکفلر راه اندازی شده و در زمینه نیل به سقف کیفیت ژنتیک به بنیاد او کمک می کند. راکفلرها از اعضای برجسته محفل ماسونی بیلدربرگ هستند.

CGIAR
در سال 1960 میلادی، "بنیاد راکفلر"، "شورای توسعه کشاورزی" جان. دی راکفلر سوم، و شرکت آمریکایی "فورد" تصمیم به تأسیس "مؤسسه پژوهشی بین المللی برنج" در لاس بانوس فیلیپین گرفتند.
بتدریج این مؤسسه با مؤسسه بین المللی "توسعه گندم" و مؤسسه بین المللی "توسعه ذرت" ادغام شده و گروه مشاوره ای متخصص پژوهش های جهانی کشاورزی (CGIAR) به وجود آمد.
این گروه، جلساتی مخفی و بسیار محرمانه را در مرکز کنفرانس های بنیاد راکفلر در بلاجیو ایتالیا برگزار کرد. شرکت کنندگان اصلی در کنفرانس ها "جورج هارار" از بنیاد راکفلر، "فارست هیل" از شرکت فورد، "رابرت مک نامارا" از بانک جهانی، و "موریس استرانگ" هماهنگ کننده برنامه های بین المللی خانواده راکفلر بودند. استرانگ همان کسی است که در سال 1972 میلادی، نشست "کره زمین" را با هماهنگی سازمان ملل در استکهلم برگزار کرد. این نشست تنها بخشی از دهه ها تلاش بنیاد راکفلر در راستای استفاد از علم برای تولید نژاد برتر انسان ژنتیکی تحت عنوان "پروژه" بود.

مهندسی ژنتیکی نژاد برتر
پشت پرده "بانک اسوالبارد" یا همان "تالار جهانی بذر اسوالبارد" دست های پنهان راکفلر حاکم است. بنیاد راکفلر و شرکای آن، از دهه 1920 میلادی، پروژه خود را آغاز کردند. پروژه اصلاح نژاد انسان. نژادی که هیتلر و نازی ها آن را "نژاد برتر آریایی" می دانستند و بنیاد راکفلر آن را "نژاد برتر مهندسی شده ژنتیکی".
بنیاد راکفلر از دهه 1970 میلادی نفوذ قدرتمند خود در سازمان ملل و بانک جهانی را آغاز کرد و امروزه شاهدیم که مبالغ بسیاری را در بانک جهانی و برنامه توسعه و تغذیه سازمان ملل سرمایه گذاری کرده است تا بدین وسیله به هدف شوم خود دست یابد.
سیاست بنیاد راکفلر و بنیاد فورد این بود که متخصصان علم کشاورزی را از کشورهای جهان سوم جذب آمریکا کرده و پس از دوره آموزشی دوباره آنها را به کشورهای خود بازمی گرداندند تا با در خدمت قراردادن علم خود در مسیر اهداف آمریکا بدین وسیله اقتصاد آمریکا و بخصوص "انقلاب ژنها" پیشرفت کند.
بنیاد راکفلر تمامی توجه خود را بر روی محدود کردن عمر انسان به "نظم توالی ژن ها" متمرکز کرده تا بدین ترتیب بتواند نسل منتخب، نژاده و برتر خود را با نهادینه کردن ویژگی های دلخواه خود در انسانها به دست آورد. پس از جنگ جهانی دوم، "نسل سازان" نازی هیتلر از آلمان به آمریکا آورده شدند تا در خدمت خواسته های آمریکا و راکفلر "انقلاب ژنها" را پایه ریزی کنند.
در سال 1946 میلادی، "نلسون راکفلر" به همراه "هنری والاس" رئیس شرکت Pioneer Hi-Bred در سفر به مکزیک، "انقلاب سبز" را کلید زدند. آنها در ابتدا مدعی بودند که می خواهند نظام غذایی کشورهای ضعیف و جهان سوم را تحت حمایت و پوشش قرار دهند اما بعدها مشخص شد که همانند انحصاز نفت، بنیاد راکفلر برای صنعت کشاورزی هم نقشه کشیده است. همان طور که هنری کیسینجر در دهه 1970 میلادی گفت: "اگر شما نفت را کنترل کنید کشور را در دست خواهید گرفت و اگر غذا را کنترل کنید، مردم را".
بنیاد راکفلر قدم به قدم با "انقلاب سبز" خود بر روی ژن گیاهان و حیوانات پژوهش و آنها را مهندسی کرد.
"جان.اچ دیویس" که معاون وزیر کشاورزی دوره دوایت آیزنهاور بود یک بار در سال 1956 میلادی در مقاله ای در دانشکده تجارت و بازرگانی دانشگاه هاروارد نوشت که آمریکا باید از برنامه های دولتی به هدف دست برداشته و از کشاورزی به تجارت کشاورزی روی بیاورد. او خوب می دانست چه در سر دارد و چه می گوید. انقلاب و تحول در صنعت کشاورزی موجب کنترل خوراک و غذا گردید.
سیاست "انقلاب سبز"  بر پایه تکثیر بذرهای دو تخمکی در بازارهای رو به توسعه بود. مشکل این بذرها این بود که ظرفیت بازآفرینی نداشتند. بتدریج کشاورزان مجبور به خرید بذرسالیانه از شرکت های تحت نظر راکفلر و شرکا شدند و بدین ترتیب تحت سیطره "دست های پنهان" بازار تجارت کشاورزان کنترل شد و هدف نیاز کشاورزان و صنعت کشاورزی به "دست های پنهان" محقق شد.
معرفی فناوری کشاورزی مدرن آمریکا، کودهای شیمیایی، و بذرهای دوتخمکی تجاری همه کشاورزان کشورهای پیشرفته را به شرکت های ذیربط در امر تجارت محصولات کشاورزی وابسته کرد. این امر نتیجه یک دهه فرایند برنامه ریزی شده بود. آمریکا با ایجاد "کشاورزی بازارنهاد" که در اصل، "کشاورزی کنترل شده تجارتی" است، ریشه صادرکنندگان عمده محصولات کشاورزی را خشکاند. بنیاد راکفلر و فورد، دست به دست یکدیگر دادند تا به اهداف سیا (CIA) خدمت کنند.

"انقلاب سبز" زمینه جهانی سازی
کار، طبق نقشه بزرگ "دست های پنهان" پیش می رفت. رعیت های حومه شهرها بناچار به شهرها پناه برده و به دنبال کار می گشتند؛ بدین طریق به خدمت کارخانه ها در آمده و به خواسته صاحبان این اندیشه کمک می کردند و نهایتاً "جهانی سازی" شکل گرفت.
انقلاب سبز با شکل گرفتن زنجیره ای از عوامل قوت یافت. بانک جهانی از هیچ کمکی برای آمایش سرزمین ها، تحقق پروژه های آبرسانی، تأمین کود، تقویت خاک حذر نکرد و "هفت خواهر نفتی" جهان تمامی نیترات، نفت خام و دیگر مایحتاج انقلاب سبز را تأمین کردند.
دولت آمریکا در آغاز راه "انقلاب سبز"، با زیرکی تمام، برای خرید کود و بذر، به کشاورزان وام داد. کشاورزانی که فادر به شرکت در این طرح نبودند، از بخش خصوصی وام گرفتند و به دلیل نرخ بهره بالا قادر هیچ سودی برای آنها باقی نماند. پس از برداشت محصول، مجبور به فروش همه محصولات خود برای پرداخت قسط وام و بهره آن بودند. بتدریج به وام دهندگان و تجار وابسته شده و حتی زمین های خود را از دست دادند.
بنیاد راکفلر با رساندن پروژه "انقلاب سبز" به سر منزل مقصود، پروژه دیگری به نام "انقلاب ژن ها" را کلید زد که نام خود را از رئیس بنیاد یعنی "کانراد کانوی" گرفت که "انقلاب ژن ها" خود داستانی جدا دارد که باید به آن جداگانه پرداخته شود.

یک معترض نظام سرمایه داری آمریکا با اشاره به گستردگی نابرابری در این کشور گفت ۴۰۰ نفر در آمریکا معادل ۱۵۰ میلیون نفر یعنی نصف جمعیت آمریکا ثروت دارند.

به گزارش مشرق به نقل از رویترز، متحدان دموکرات باراک اوباما با تلاش برای افزایش مالیات میلیونرهای آمریکا می خواهند تعریف قشر ثروتمند را تغییر دهند.

هری رید رهبر اکثریت دموکرات مجلس سنای آمریکا تاکید کرد زمان آن فرا رسیده که میلیونرها و میلیاردرها سهم منصفانه خود را برای کمک به رونق اقتصادی این کشور بپردازند.

طرح وی برای وضع مالیات اضافی 5.6 درصدی بر اشخاص با درآمد سالانه بیش از یک میلیون دلار با هدف تامین ۴۵۰ میلیارد دلار برای طرح کلان کاهش بیکاری مورد نظر باراک اوباما ارائه شده است.

این در حالی است که رئیس جمهور آمریکا پیش از این می خواست با دریافت مالیات بیشتر از افراد با درآمد سالانه بیش از ۲۵۰ هزار دلار هزینه های برنامه مذکور را تامین کند. اوباما این روزها در سخنرانی های خود شرکت های بزرگ و میلیونرها را هدف گرفته و با مردمی که سه هفته است در وال استریت نیویورک قلب اقتصادی آمریکا دست به اعتراض زده اند همدردی می کند.
اوباما در این باره گفت اقدام این افراد نارضایتی عمومی از ساختار مالی آمریکا را منعکس می کند. نارضایتی ای که دامنه آن در مقیاس محدود به چند شهر دیگر از جمله واشنگتن نیز گسترش پیدا کرده است.

محوطه میدان آزادی شهر واشنگتن روز پنجشنبه شاهد تجمع فعالانی بود که توجه به خواسته های سنتی جناح چپ به ویژه پایان جنگ افغانستان، افزایش مالیات ثروتمندان و حمایت از حقوق کارگران را خواستار شدند.

جرالد شوئین ساکن واشنگتن می گوید این احساس کلی ایجاد شده که عوامل قدرتمندی مانند کمپانی های بزرگ و پول های کلان جناح محافظه کار حزب جمهوری خواه مسیر جامعه را تعیین می کنند. وی افزود ۴۰۰ نفر در آمریکا سرمایه ای بیش از ثروت 150 میلیون نفر دیگر یعنی نصف جمعیت کشور دارند. فکر نمی کنم که برای درک عمق ماجرا باید بیشتر از این بدانیم. بیش از دو سال از پایان رکود در بزرگ ترین اقتصاد جهان می گذرد اما هنوز بیش از ۱۴ میلیون نفر در ایالات متحده بیکارند. با این وجود تعداد آمریکایی هایی که سالانه بیشتر از یک میلیون دلار درآمد دارند برای دو سال متوالی افزایش یافته است.

بنا بر آمار موجود سال گذشته  حدود هشت میلیون و ۴۰۰ هزار خانوار در آمریکا درآمدی بیش از یک میلیون دلار داشته اند.

یک استاد اقتصاد در آمریکا معتقد است افزایش مالیات ثروتمندان وضع شکننده اقتصاد آمریکا را بدتر خواهد کرد. وی افزود آنچه که باید ایجاد شود این است که افراد به سرمایه گذاری تشویق شوند. با مالیات گرفتن یا تهدید به مالیات گرفتن طبیعتا این سرمایه گذاری ها انجام نخواهد شد.

با پیروزی انقلاب اسلامی و مواضع شفاف انقلاب در خصوص استعمارگران و مستکبران جهان، تحریم کالاهای صهیونیستی در دستور کار نظام مقدس جمهوری اسلامی قرار گرفت. در ادامه تدریجاً شرکت های مختلف صهیونیستی و آمریکایی در پوشش کمپانی ها و نام های گوناگون با انعقاد قرار دادهای واسطه ای به بازار داخلی ایران نفوذ کرده که از ابتدای ورود این شرکت ها تا کنون نیز با انتقادهای فراوانی مواجه بوده است.

به گزارش مشرق به نقل از 598، با نگاهی بر تاریخ و نحوه راه یابی شرکت های صهیونیستی به بازار جمهوری اسلامی ایران خواهیم یافت که قرارداد با شرکت هایی چون نستله و کوکاکولا در قالب سرمایه گذاری های مستقیم خارجی در سالهای 70 تا 72 در دوره اول دولت آقای هاشمی رفسنجانی منعقد شده است.

نشریه بین المللی MEED در ژوییه 1994(1373) مطلبی را در خصوص نحوه ورود کمپانی های صهیونیستی به ایران منتشر می نماید که به شرح ذیل می باشد:

" قرار است کمپانی «نستله» برای تولید شیر خشک و غذای کودک در ایران سرمایه گذاری نمایند. این سرمایه گذاری مشترک شاید بزرگترین سرمایه گذاری مستقیم خارجی پس از انقلاب 1979 ایران باشد.

ورود «نستله» به ایران، با ورود چند کمپانی چند ملیتی دیگر، همچون کوکاکولا و پپسی کولا، همزمان گردیده است. چند شرکت بزرگ دیگر نظیر شرکت انگلیسی «اونی لیور» (Unilever) در حال حاظر سرگرم مذاکره با دولت ایران می باشند.

دولت ایران قصد دارد در قانون مربوط به سرمایه گذاری های خارجی تجدید نظر کرده و بسیاری از موانع موجود را از سر راه سرمایه گذاری های کمپانی های خارجی بردارد. پیش نویس قانون جدید سرمایه گذاری خارجی در هیات دولت تصویب شده و به زودی تقدیم پارلمان خواهد شد. قانون قبلی در دهه 1950 به تصویب رسیده و در اواخر دهه  1980، با اصلاحاتی مجددا مورد تایید دولت وقت قرار گرفته است.

مسئله سرمایه گذاری «نستله» در ایران، نخستین بار توسط یکی از مقامات وزارت صنایع فاش گردید. وی اعلام کرد که طرفین برای اجرای این پروژه به توافق رسیده اند، اما یک مقام «نستله» در سویس، ضمن تایید این خبر، اعلام کرد که شرکت متبوعش منتظر تصویب رسمی پیشنهادهایش توسط دولت ایران می باشد.

کارشناسان صنعتی معتقدند که طرح مزبور (که قرار است در نزدیکی تهران به مورد اجرا گذاشته شود) حدود 50 تا 100میلیون دلار هزینه در بر دارد. به گفته مقامات وزارت صنایع: «قرار است ایران سرمایه گذاری اولیه (زمین،ساختمان،تاسیسات و...) را انجام دهد و بقیه سرمایی گذاری بر عهده نستله می باشد.» ضمنا قرار است نیمی از تولیدات این پروژه به خارج صادر شود. گفته میشد که در سرمایه گذاری بر روی این پروژه، بخش خصوصی ایران نیز مشارکت دارد.در ابتدا نستله خواستار هشتاد درصد سهام این شرکت بود، اما در اثر مخالفت ایران سر انجام کمتری رضایت داده است.در عین حال، مقامات «نستله» میگویند که تا این توافق به مرحله نهایی نرسد، از ذکر جزییات آن معذورند.

در اوایل سال1993، شرکت کوکاکولا ضمن انعقاد قراردادی با شرکت «خوشگوار» خراسان، فعالیت خود را در ایران آغاز کرد و از آن زمان تاکنون توانسته است بخش بزرگی از بازار ایران را به خود اختصاص دهد. مجتمع دیگری نیز قرار است توسط شرکت«ملیکا» (Melica) در تهران احداث شود، اما به علت برخی اختلافات جزئی هنوز آغاز نشده است. گزارش هایی نیز از اجرای یک پروژه بزرگ دیگر توسط این کمپانی در یزد در دست است.پپسی کولا نیز بدون سروصدا و بدون انتشار هرگونه اعلامیه رسمی،از اوایل ماه ژوئن فعالیت خود را درمشهد آغاز کرده است.گفته میشود شرکتی که به نمایندگی از سوی پپسی کولا عمل می کند، شرکت «نیسان شرق» نام دارد.

ورود کوکاکولا به بازار ایران مناقشات فراوانی را به دنبال داشت. علت این مناقشات نیز وابستگی شرکت مزبور به آمریکاست. رادیکالها و بنیاد مستضعفان، هر یک از دیدگاه خاص خود تلاش گسترده ای را برای ممانعت از فعالیت این شرکت در ایران آغاز کردند. بنیاد مستضعفان مالکیت چندید کارخانه تولید نوشابه وطنی را در اختیار دارد به همین دلیل به دولت فشار می آورد که مانع فعالیت شرکت های کوکاکولا و پپسی کولا شود،اما این تلاشها تا کنون بی نتیجه مانده است.

پپسی کولا نیز علاوه بر پیوند هایی که با انگلیس دارد، به دلیل خاطره ای که مردم از دوران تصدی یک فرد بهایی بر این شرکت دارد، با دشواری روبرو می باشد. محصولات این شرکت دردوران شاه، به همین دلیل از جانب ایرانیان مذهبی تحریم شده بود.اما اکنون به نظر می رسد تا حدودی این مشکل حل شده است."

لازم به ذکر است که شرکت نستله که بزرگترین تولیدکننده‌ی مواد غذایی دنیا محسوب می‌شود، به پاس خدماتش به رژیم اشغال‌گر قدس، جایزه‌ی جوبیلی را از نتانیاهو (نخست‌وزیر وقت اسراییل) گرفته است. این شرکت بیش از دویست‌میلیارد تومان در اسراییل سرمایه‌گذاری کرده و در مقابل این خوش‌خدمتی، سالانه حدود بیست و چهارمیلیارد تومان کمک مالی از ایالات متحده دریافت می‌کند.

همچنین مطالبات مردم و گروه ها و تشکل های گوناگون در کشور در خصوص تحریم کامل کالاهای صهیونیستی همچنان ادامه دارد و دولت محمود احمدی نژاد نیز قول هایی را در خصوص خروج شرکت های مذکور داده است که هنوز عملی نشده است.

شهروندان آمریکایی در شهر واشنگتن روز گذشته در جریان تظاهرات علیه نظام اقتصادی این کشور پلاکارد‌های در دست داشتند که بر روی آن نوشته شده بود: "اینجا میدان التحریر آمریکا است".

به گزارش فارس صدها تن از معترضین آمریکایی در اعتراض به سیاست‌های اقتصادی آمریکا با اشغال "میدان آزادی" واقع در مرکز شهر واشنگتن خواستار اصلاحات اقتصادی شده و به سوی کاخ سفید راهپیمایی کردند.

معترضین آمریکایی با الهام گرفتن از موج بیداری اسلامی و تظاهرات مردم مصر، پلاکارد‌هایی بر دست داشتند که بر روی آن نوشته شده بود: "اینجا میدان التحریر آمریکا است".


همچنین شهروندان آمریکایی که در خیابان منتهی به ساختمان کنگره تجمع کرده بودند شعار می‌دادند: "هم‌اکنون واشنگتن دی‌سی را اشغال کنید".

تظاهرات "ماشین سرمایه‌داری را متوقف کنید" که توسط گروهی به نام "اکتبر ۲۰۱۱" سازماندهی شده است، خواسته جنبش "وال استریت" را اشغال کنید" در نیویورک که در اعتراض به نظام سرمایه‌داری تظاهراتی ۵ هزار نفری برگزار کرده بودند و اتحادیه‌های کارگری زیادی در آن مشارکت داشتند، را منعکس می‌کند.

"باراک اوباما" رئیس جمهور آمریکا روز گذشته در واکنش به اعتراض‌ها علیه نظام سرمایه‌داری اعلام کرد اعتراضات وال‌استریت نشانگر ناامیدی مردم از نظام اقتصادی آمریکا است

قیام مردمی منطقه العوامیه عربستان همانند کابوسی است که خواب شیرین آل سعود را بر هم زده و نگرانی اربابان غربی آنها را به دنبال داشته است.

العوامیه که ظرف روزهای اخیر به کابوسی برای خاندان آل سعود تبدیل شده شهری است که درمنطقه قطیف در استان شرقی عربستان سعودی واقع شده است.این روستا فاصله نزدیکی با بحرین دارد و اقتصاد آن بر نفت خام و کشاورزی استوار است.العوامیه دروازه ورود بهار عربی به عربستان و نماد ظلم ستیزی است.

جرقه قیام
جرقه اعتراضات مردمی در این شهر زمانی زده شد که نیروهای آل سعود دو فرد مسن را به عنوان گروگان بازداشت کردند تا فرزندان آنها که به اتهام مشارکت در تظاهرات اخیر تحت تعقیب بودند، خود را تسلیم کنند.

نیروهای رژیم به شدت با همه ابزار تظاهرات را سرکوب کردند و از بیم گسترش دامنه اعتراضات تدابیر شدیدی به عمل آورند که طی آن شماری زخمی شدند.

بازداشتهای گسترده رژیم
پس از این تحولات بازداشتهای گسترده ای به عمل آمده است به طوری که "رضا عبدالله فربریص"،"حسن علی حسن العوامی"،"علی الربح"،"مصطفی و حسین آل درویش" دو بردار عربستانی که اغل این افراد جوان هستند طی روزهای گذشته بازداشت شده اند.

حمایت از قیام مردم العوامیه
این در حالی است که درحمایت از مردم العوامیه تظاهرات مسالمت آمیزی در "قطیف" و "القدیح" برگزار شد و تظاهرات کنندگان از مقامات سعودی خواستند که محاصره را بشکنند.

در جزیره "تاروت" تظاهرات مسالمت آمیزی به عمل آمد که این اقدام نیروهای امنیتی را واداشت تا با قرار دادن موانع ایست بازرسی رفت وآمدها را کنترل کنند که این موضوع سبب شد ترافیک شدیدی در مبادی ورودی "پل الائمه" تا مسافت ۱۶۰۰ کیلومتری به وجود آید.

از سوی دیگر تظاهرات همبستگی با مردم العوامیه در مناطق مختلف بحرین برگزار شد.

شیخ "نمر باقر النمر" از مراجع شیعی عربستانی هم گفت: ارده فولادی مردم عربستان برخورد آهنین را در هم می شکند اگر حکومت خود را حافظ امنیت کشور معرفی می کند چرا نقاط ایست بازرسی متعدد به وجود آورده است و مردم را می ترساند؟

حضور خودروهای زرهی و سلاح موجود نشانه این است که قصد دارند کشتار راه بیندازند. مردم حق دارند که با ملت بحرین همدردی کنند. نیروهای امنیتی که مردم را تعقیب می کنند فتنه افکن هستند نه مردم.

اعتراضها گسترش می یابد
از سوی دیگر "حمزه الحسن" مخالف رژیم آل سعود گفت: اعتراضات مردم العوامیه هنگامی شروع شد که دو مرد که به بیماری قلبی مبتلا بودند دستگیر شدند و هنگامی که مردم العوامیه به مرکز پلیس رفتند تا با مسئولان صحبت کنند نیروهای امنیتی به سوی آنها آتش گشودند و و تظاهرات کنندگان اقدام به سنگباران مرکز کردند.

وی افزود: به سبب ظلمی که در حق ساکنان مناطق شرقی عربستان روا داشته می شود اعتراض ها گسترش پیدا می کند و این با توجه به افق سیاسی بسته کنونی تشدید می شود.

نگرانی غرب از قیام مردم العوامیه
این درحالی است که برخی منابع خبری با اشاره به هشدار مقامات آمریکا، انگلیس و استرالیا به اتباع خود برای عدم سفر به العوامیه از نگرانی کاخ سفید نسبت به سرایت انتقال به کل عربستان پرده برداشتند.

فرافکنی ممنوع
از سوی دیگر "توفیق السیف" متفکر شیعی سعودی گفت: قدرت خارجی که حکومت سعی دارد تقصیر را بر گردن آن بیندازد ایران است، اما به نظر من ایران ارتباطی با اعتراضها ندارد.

وی افزود: تنها راه ممانعت از گسترش بحران اعطای حقوق کامل سیاسی و مدنی شیعیان است، زیرا سیاست کنونی علیه شیعیان تبعیض آمیز است و حکومت امکان هر گفتگویی را از بین برده است.

صدها دانشجو در نیویورک روز گذشته برای نشان دادن همبستگی خود با جنبش وال‌استریت کلاس‌های خود را ترک کردند. برنامه اعتراضات در دانشگاه‌های ایالتی نیویورک در "آلبانی"، "بوفالو"، "بینهامپتون" ، "نیوپالتز" و "پرچیس" چیده شده شده بود.

به گزارش خبرگزاری فارس به نقل از آسوشیتدپرس، دانشجویان آمریکایی نیز در کنار اتحادیه‌ها به بازوی جدید اعتراضات وال‌استریت که در حال تسری به سراسر آمریکاست بدل شده‌اند.
به نوشته این خبرگزاری آمریکایی، تعداد زیادی از معترضان دانشجویان هستند. صدها دانشجو در نیویورک روز گذشته برای نشان دادن همبستگی خود با جنبش وال‌استریت کلاس‌های خود را ترک کردند. برنامه اعتراضات در دانشگاه‌های ایالتی نیویورک در "آلبانی"، "بوفالو"، "بینهامپتون" ، "نیوپالتز" و "پرچیس" چیده شده شده بود.
"دانیل گینگسبری" دانشجوی 21 ساله از"نیوپالتز" در این خصوص می‌گوید که وی به دلیل نشان دادن حمایت خود از تعدادی از اساتیدش که به نظر وی به دلیل کاهش بودجه، وظایفشان سنگین‌تر شده است، کلاس خود را ترک گفته است.
"گینگسبری" که قصد تدریس هم دارد اضافه کرد که "وضعیت آموزش در کشور ما مضحک است و دولت به آن توجه نمی‌کند، لذا ما باید برای آن مبارزه کنیم."
این گزارش می‌افزاید: اتحادیه‌ها نیز  با محلق کردن اعضایشان در روز چهارشنبه به یک راهپیمایی نسبتا کوچک هزاران نفری در منهتن سعی کردند تا تظاهرات علیه وال‌استریت و نابرابری اقتصادی باشکوه شود و اعتراضات کوچکتر در سرتاسر کشور رونق پیدا کند.
معترضان که کت و شلوار و تی شرت بر تن داشتند با شعار اتحاد محل کار خود را ترک کردند تا به همراه سایر معترضانی که از دو روز قبل در پارک "زوکوتی" تحصن کرده بودند راهپیمایی اعتراضی بر پا کنند. بعضی از معترضین فرزندان خود را نیز آورده بودند و درحالی‌که آنها بر دوشهای خود گذاشته بودند در "براد وی" راهپیمایی می‌کردند.

مشرق: شرکت الکترونیک آرتس به منظور تبلیغ و ترویج هر چه بیشتر بازی «میدان نبرد 3» دست به ساخت یک سری فیلم می‌زند که در آن از بازیکنان معروف فوتبال آمریکایی استفاده شده است. این اشخاص عبارتند از: درو بریس، جارد آلن، لاری فیتزگرالد، و کلی متیوس.

به دلیل مضامین سیاسی موجود در این بازی و نیز به خاطر رقابت تجاری بسیار شدیدی که الکترونیک آرتس با شرکت اکتیویژن و بازی معروف آن یعنی «ندای وظیفه: جنگ مدرن 3»‌ دارد، این شرکت بر آن شده است تا دست به ساخت چنین فیلم‌هایی زده و به تبلیغات بیشتر بازی بپردازد. نام نخستین سری از این فیلم‌ها «عملیات زمین فوتبال: تماس»‌ گذاشته شده است.

لازم به ذکر است که درگیری‌ها و حملات نظامی این بازی در شهرهای نیویورک، پاریس، سلیمانیه، و تهران رخ می‌دهد و نیروهای آمریکایی طی عملیاتی موسوم به «عملیات گیوتین»‌ به تهران حمله می‌کنند.

نکته دیگری که می‌توان در این فیلم تبلیغاتی مشاهده کرد صدایی است که در اول آن پخش می‌شود و آن به گونه‌ای ایست که گویا فردی در حال اذان گفتن است، که این خود به نوعی تداعی‌گر فضا و جو کشوری است که قرار است به آن حمله شود. می‌توان گفت این بازی جنگ مجازی بین ایران و آمریکا است، امری که رسانه‌های آمریکا چند وقتی است بر روی آن بسیار متمرکز شده‌اند.

«میدان نبرد 3» در تاریخ 25 اکتبر (3 آبان) برای کنسول‌های PS3، Xbox 360، و رایانه‌های شخصی عرضه خواهد شد.

مهر به نقل از پایگاه نهرین نت نوشت: منابع وابسته به مخالفان آل سعود تاکید کردند: اقدام نظام در به کار گیری وسیع گلوله جنگی علیه تظاهرات کنندگان مسالمت آمیز نشانه ترس نظام آل سعود از سرایت بهار انقلابهای عربی و بیداری اسلامی به شهرهای عربستان است.

منابع فوق افزودند: این که سخنگوی نظام از زخمی شدن نیروهای پلیس با گلوله هنگام تظاهرات سخن گفته کذب محض است و همه تظاهرات کنندگان شاهد بودند که نیروهای پلیس گلوله جنگی علیه تظاهرات کنندگان به کار گرفتند.

این منابع بیان کردند: اظهارات مقامات نظام آل سعود توجیهی برای پوشاندن به کارگیری سلاح جنگی علیه تظاهرات مسالمت آمیز است.

منابع مذکور  ضمن درخواست از مجامع جهانی برای محکومیت جنایات نظام آل سعود ، دستگاههای امنیتی آن و شبه نظامیان موسوم به هیات امر به معروف و نهی از منکر، درباره سرکوب شدید مردم شهر العوامیه و اعمال مجازات جمعی علیه ساکنان آن هشدار دادند.

شایان ذکر است که شهر العوامیه در شرق عربستان ظرف روزهای اخیر شاهد قیام مردمی علیه نظام آل سعود بوده است.

محقق فرانسوی فیلمی از تحقیقات خود در خصوص جعلی بودن اتاق های گاز نازی ها و ادعای کشتار یهودیان توسط نازی ها را منتشر کرده است.

به گزارش ایرنا، محقق فرانسوی فیلمی از تحقیقات خود در خصوص جعلی بودن اتاق های گاز نازی ها و ادعای کشتار یهودیان توسط نازی ها را منتشر کرده است.

سایت www.medialibre.eu فیلمی را منتشر کرده است که در آن محقق فرانسوی معروف آنان Faurisson به مدت یک ساعت و نیم نتایج تحقیقات خود در خصوص جعلی بودن ادعای وجود اتاق های گاز نازی ها و کشتار یهودیان را تشریح کرده است.

این فیلم توسط Blaurue تهیه شده و محقق در این فیلم نشان می‌دهد که آمریکا و روسیه با هدف نابودی دشمن خود دروغ بزرگی را به نام اتاق های گاز ترویج کردند و به دلایل فنی که نامبرده تشریح می‌کند اتاق گاز وجود نداشته است.

مشرق: سالهاست که هالیوود برای اعتباربخشی بیشتر به فیلم‌های خود با سازمان‌های دولتی آمریکا همکاری می‌کند. برای مثال، شرکت‌های جری بروک‌هیمر و پارامانت پیکچرز در ساخت فیلم «تاپ گان» همکاری بسیار نزدیکی با پنتاگون داشتند. اما اخیراً مسائل جدیدی مطرح شده است که نگرانی برخی مسئولان آمریکایی را در بر داشته است.

دولت آمریکا در نظر دارد تا به شرکت سونی پیکچرز هر گونه امکاناتی را که می‌خواهد ارائه کند تا این شرکت بتواند از آنها در ساخت فیلمی در مورد کشتن اسامه بن لادن استفاده کند. این مسئله سبب شده است تا برخی افراد در رسانه‌ها و کنگره آمریکا نارضایتی خود را از این مسئله اعلام کنند.

یکی از نمایندگان کنگره آمریکا به نام پیتر کینگ در نامه اخیر خود به وزارت دفاع آمریکا و سیا، انزجار و خشم خود را از رابطه پنتاگون با کارگردان این فیلم، کاترین بیگلو،‌ اعلان داشت. کینگ اظهار کرده است که این کارگردان تاکنون اطلاعات محرمانه و حساسی را بر ملا کرده است که می‌تواند جان آمریکاییان را به مخاطره بیندازد.

مدیر رسانه‌های کاخ سفید، جی کارنی، به رسانه‌های آمریکا این اطمینان را داده است که پنتاگون اطلاعات محرمانه را در میان نگذاشته و اظهار کرد که کینگ می‌تواند «به بحث‌های مهم‌تری از فیلم» بپردازد.

وینس اوگیلوی، معاون رییس دفتر ارتباطات و سرگرمی وزارت دفاع آمریکا، در این مورد تصریح کرده است که تا هنگامی که پنتاگون فیلم‌نامه کامل‌شده را نبیند تصمیمی در خصوص ارائه کمک به بیگلو برای ساخت این فیلم نخواهد گرفت.

طبق روال موجود در هالیوود، ابتدا فیلم‌نامه بررسی می‌شود، سپس نکاتی که باید مطابق میل وزارت دفاع آمریکا تغییر یابد اصلاح می‌شود، و در نهایت فیلم‌نامه به تهیه‌کننده بازگردانده می‌شود. در صورت ایجاد تغییرات است که ارتش آمریکا هر نوع کمکی را که بتواند ــ مانند اطلاعات طبقه‌بندی‌نشده، تجهیزات، نیروی انسانی و غیره ــ فراهم می‌آورد. در صورت عدم حصول توافق، این پروژه یا کنار گذاشته می‌شود یا اینکه بدون کمک پنتاگون ساخته می‌شود.

اوگیلوی می‌گوید: «ما سعی می‌کنیم تا حد وسطی را بدست آوریم. می‌خواهیم تصویر ارتش به صورت حرفه‌ای، منسجم، یکپارچه و مصمم به نمایش درآید.» به عبارت دیگر دولت آمریکا می‌خواهد تا به مخاطبان القا شود که ارتش آمریکا متشکل از افراد رذل و خودخواه نبوده و دارای قدرت و انسجام خاصی می‌باشد.

اوگیلوی افزود: «ما می‌خواهیم این فیلم‌ها به ما در چهارچوب جذب نیرو و حفظ و نگهداری ارتش کمک کنند».

گفتنی است که وزارت دفاع آمریکا در ساخت فیلم‌هایی چون «ایکس من» و نیز سه‌گانه «تبدیل‌شوندگان» نیز نقش داشته است. در سومین قسمت فیلم تبدیل‌شوندگان، آتوبات‌ها به جنگ یک کشور هسته‌ای یعنی ایران می‌آیند تا از وقوع یک فاجعه اتمی جلوگیری کنند.

دوید سیروتا از واشنگتن پست این نوع فیلم‌ها را سرگرمی‌هایی می‌داند که «پروپاگاندای تحت حمایت دولت» می‌باشند.

دادگاه بحرین ۲۷ شهروند دیگر را به دلیل مشارکت در تظاهرات علیه رژیم آل‌خلیفه به ۵ تا ۱۵ سال زندان محکوم کرد.
به گزارش فارس به نقل از خبرگزاری آلمان، دادگاه بحرین روز سه‌شنبه ۲۷ نفر دیگر از انقلابیون این کشور را به دلیل شرکت در تظاهرات علیه خاندان حاکم بر این کشور به زندان محکوم کرد.

دادگاه نظامی بحرین برای این افراد مدت بازداشت ۵ تا ۱۵ سال صادر کرد. برخی از این افراد فقط به دلیل ارسال عکس و فیلم به برخی از شبکه‌های ماهواره‌ای به ۵ تا ۱۰ سال زندان محکوم شدند.

طی چند روز گذشته، رژیم آل‌خلیفه ۶۳ نفر از تظاهرات‌کنندگان را محاکمه کرده و برای آنها احکام بازداشت مختلف صادر کرده است.
تظاهرات‌کنندگان بحرینی که از اواسط فوریه گذشته انقلاب خود در این کشور را آغاز کردند در تظاهرات مسالمت‌آمیز خود فقط خواستار افزایش مشارکت سیاسی و تعیین سرنوشت خود بودند.
یک ژنرال ذخیره اسرائیلی که هم اکنون متخصص امور امنیت ملی است، از عدم آمادگی مطلق جبهه داخلی اسرائیل برای ورود به هرگونه جنگ جدید خبر داد.

به گزارش مشرق به نقل از کیهان، گیورا آیلند (Giora Eiland) که 9 شهریور امسال در دانشگاه تل آویو سخن می گفت، این امر را محصول 3 عامل دانست:
1- روحیه به شدت ضعیف و شکننده ساکنان سرزمین های اشغالی که تحمل درگیری نظامی جدید را ندارند.
2- زیرساخت های به شدت معیوب و آسیب پذیر اسرائیل.
3- دولتی ناکارآمد که توان مدیریت بحران های بزرگ را ندارد.
وی در تشریح ناتوانی های زیرساختی اسرائیل به یک مورد ویژه اشاره کرده و گفت: «اگر یک موشک به نیروگاه برق خضیره در نزدیکی تل آویو اصابت کند موجب قطع برق برای 6 ماه خواهد شد که این امر برای اسرائیل غیرقابل تحمل خواهد بود.»
خضیره نیروگاهی در نزدیکی تل آویو است که حزب الله لبنان در جنگ 33 روزه سال 2006، چند موشک خیبر به سمت آن شلیک کرد ولی این نیروگاه در اثر آن حملات از کار نیفتاد.
ژنرال «ایال آینزبرگ» فرمانده جبهه داخلی اسرائیل در جریان مانور «نقطه تحول 5» که در ژوئن2011 برگزار شد، گفته بود که اگر نیروگاه برق خضیره از کار بیفتد، این امر موجب ایجاد اختلال گسترده در شبکه تولید برق رژیم صهیونیستی و رسیدن آن به مرز تولید 40درصد خواهد شد.
گیورا آیلند که هم اکنون محقق ارشد مؤسسه امنیت ملی اسرائیل است، ادامه داده است: «جبهه داخلی اسرائیل، آمادگی جنگ جدیدی را ندارد. جنگ آینده باید بسیار کوتاه باشد و در صورت امکان باید از وقوع آن جلوگیری شود زیرا جنگ طولانی مانند جنگ 33 روزه سال 2006 برای اسرائیل پیامدهای وخیم و غیرقابل جبران خواهد داشت.»
کارشناسان می گویند انقلاب های منطقه و به ویژه اختلال های پی درپی در دریافت گاز از مصر که بخش عمده نیروگاه های تولید برق اسرائیل مصرف کننده آن هستند، این ریسک را تا مرتبه جدی تری تشدید کرده است.

مشرق: دورانی فرا رسیده که بسیاری از جدایی ورزش و به خصوص فوتبال از سیاست می گویند. موضوعی که فدراسیون بین المللی (فیفا) مدعی ترویج آن در اقصی نقطه جهان است؛ اما همواره در این باره پرسش ها و ابهامات مهمی مطرح بوده است.
البته، گذشت زمان و عیان شدن نادیده ها درباره تصمیمات کلان فوتبال جهان و قاره ها که حکایت از حضور موثر سیاسیون داشت، موجب شد تا خدشه هایی اساسی به این ادعا وارد شود. در این بین، بررسی مورد امریکا می تواند در روشن شدن اذهان عمومی نقش موثری داشته باشد.

* صهیونیست و استراتژیست کهنه کار در هیئت رئیسه
وقتی نگاهی به اعضای هیئت رئیسه فدراسیون فوتبال ایالات متحده امریکا بیندازید، نامی را می بینید که انتظارش را ندارید. این نام، یک اقتصاددان یا بازیکن یا مربی یا ...، نیست؛ بلکه بزرگ ترین تحلیلگر سیاست خارجی این کشور است؛ هنری آلفرد کیسینجر.
بله، نام این مرد که تمام زندگی اش آغشته با سیاست است، در فدراسیون فوتبال این کشور که خود را مهد دموکراسی می داند، قرار دارد. البته، تا به امروز نه تنها فیفا به آن اعتراضی نداشته که شاهد حضور وی در کمیته ای از این تشکیلات هستیم که حکم اعضای آن با امضای سپ بلاتر بوده است! این یعنی ورود سیاسیون به فوتبال، اکیدا ممنوع؛ غیر از شما، دوست عزیز!
* از همراهی در کودتاها تا مردی صلح طلب!
درباره جنایت ها و کشتارهایی که مستقیم یا غیر مستقیم از سوی وی صورت گرفته، همین را می توان گفت که در سال 2001 پرونده ای درباره وی باز شد که تا کنون بی نتیجه مانده است. این پرونده با شکایت شماری از قربانبان کودتای شیلی به راه افتاد که براساس مدارک تاریخی، این امریکایی نقشی ویژه در وقوع آن و سرنگونی سالوادور آلنده داشته است.
وی متولد خانواده ای یهودی الاصل در آلمان است که بعدها به ایالات متحده و نیویورک مهاجرت کردند. وی ارتباط نزدیکی با تمامی دیکتاتورهای امریکایی جنوبی داشته و هر کس علیه مارکسیسم و کمونیسم فعالیت می کرده، او را کنار خود می دیده است.
وی که صهیونیست بوده و در چنین فضای ذهنی رشد کرده، ارتباط نزدیکی با رژیم اشغالگر قدس دارد. کیسینجر که مشاور همیشگی امنیت ملی امریکاست، از اعضای بلندمرتبه تشکل فراماسونی "بیلدربرگ" به شمار می رود. برخی وی را از تصمیم سازان مهم این تشکیلات می دانند که چندی پیش نیز نشستی در اروپا داشتند.
وی در حالی جایزه صلح نوبل را از آن خود کرد که کریستوفر هیچنس در خصوص جنایات کیسینجر کتابی با همین عنوان نوشت که در بخشی از آن عنوان شده است: "کیسینجر آگاهانه جنگ ویتنام را تداوم بخشید، سایه مصیبت و غم را بر کامبوج گسترانید، کشتارهای هولناکی را در اندونزی به راه انداخت، عوامل سرنگونی و قتل سالوادور آلنده رئیس جمهوری قانونی که کشور صلح جو و مردم سالار را فراهم آورد و سبب بروز جنگ در قبرس و تجزیه خونبار و در عین حال بی معنای این جزیره شد ..." و این، گوشه ای از جنایت های مردی است که مستحق جایزه صلح نوبل شد!
* همه راه های فوتبال امریکا به او می رسد
در چنین شرایطی، وی عضو هیئت رئیسه فدراسیون فوتبال ایالات متحده امریکاست. اما این تمام ماجرا نیست. کیسینجر، طراح و مغز متفکر برنامه های این فدراسیون است که نقش ویژه ای در تصمیم های این مجموعه دارد.
بی تردید، تیم مذاکره کننده این صهیونیست بود که موجب شد تا میزبانی جام جهانی 1994 به این کشور برسد که مردمش کوچکترین علاقه ای به این رشته نداشتند. او دارای اختیارات ویژه ای از سوی حاکمان امریکا بود تا بتواند این میزبانی را برای این کشور دریافت کند که البته، موفق نیز شد. از پیش از این سال بود که فوتبال امریکا، عملا با حضور وی اداره می شد.
گذر زمان اما روز شکست کیسینجر پیر را هم نشان داد. او این بار در رقابت با قطر راه به جایی نبرد تا شاهد شکست بزرگی در کارنامه کاری اش باشد. او که با حمایت باراک اوباما، تمام اختیارات برای کرفتن این میزبانی را داشت، باور نمی کرد در مبارزه با شیخ های قطری شکست را پذیرا باشد. برای این استراتژیست، قبول شکست چندان ساده نبود؛ اما خلیج نشین ها توانستند کاری کنند که کیسینجر باور نداشت.

* ائتلاف پیرمرد یهودی و بلاتر
در شرایطی که اتفاقات اخیر نشان می دهد دیگر توان سابق را ندارد، سپ بلاتر که از افشای موضوع رشوه در فیفا مستاصل شده بود، او را در کمیته ای قرار داد تا چهره مخدوش این نهاد را میان مردم بهبود بخشند. اتفاقی که برخی معنای آن را مقابله و محدودسازی فضا برای کشورهای اسلامی می دانستند که کیسینجر باید آن را به نتیجه برساند. حذف تیم محجبه بانوان ایران از رقابت های بین المللی نیز در همین قالب تحلیل شد.
و شاید، این آخرین فعالیت جدی صهیونیست پیر باشد که پس از سازماندهی فوتبال ایالات متحده، اکنون به فیفا آمده است. البته، کسی در تمام این سال ها از خود نپرسید که این جنایتکار در فوتبال چه می کند! این، ترجمان جهانی فوتبال بدون سیاستی است که فیفا منادی آن است. گاهی، دروغ را باید چنان گفت که خودت هم باور کنی!

علیرغم ادعاهای واهی عربستان و شورای همکاری خلیج فارس درباره جزایر سه گانه ایران، دو جزیره "تیران" و "صنافیر" این کشور سال‌هاست در اشغال رژیم صهیونیستی قرار دارد و هیچ یک از مجامع عربی و جهانی از آن سخنی به میان نمی آورند.

به گزارش فارس، اکنون سال‌هاست که رژیم صهیونیستی بخشی از خاک عربستان سعودی را به تصرف خود درآورده، بی‌آن‌که حتی مردم این کشور از این موضوع مطلع باشند. این درحالی‌است که آل‌سعود نیز هیچ اقدامی برای باز پس گرفتن آن از خود نشان نمی‌دهد.

*جزایر تحت اشغال کدامند


"جزیره تیران" به طور رسمی تابع کشور عربستان سعودی است و در ورودی تنگه تیران قرار دارد و خلیج عقبه را از دریای سرخ جدا می‌کند.

مساحت جزیره تیران بالغ بر 80 کیلومتر مربع است. این جزیره به همراه "جزیره صنافیر" که مساحت آن به حدود 33 کیلومتر مربع بالغ می‌شود، قبل از جنگ شش روزه در سال 1967 از سوی "ملک فیصل" در اختیار جمال عبدالناصر،‌ رئیس جمهور وقت مصر قرار گرفت تا مصر از این جزایر در جنگ علیه رژیم صهیونیستی استفاده کند.

 

*نحوه اشغال دو جزیره تیران و صنافیر


اما شکست مصر موجب شد تا این جزایر به تصرف ارتش رژیم صهیونیستی درآمد. در 1968 و 11 ماه پس از تصرف این جزایر توسط ارتش رژیم صهیونیستی، فیصل که در آن زمان سفیر عربستان در آمریکا بود، از اشغال خاک کشورش آگاه می‌شود و در نامه‌ای به وزارت خارجه آمریکا نسبت به اشغال تیران و صنافیر اعتراض می‌کند.

*دیدگاه رابین نسبت به جزایر سعودی


"اسحاق رابین"، سفیر وقت رژیم صهیونیستی در آمریکا به فیصل پاسخ می‌دهد که فقط سه نفر از نیروهای جنبش فتح می‌توانند تنگه تیران را ببندند، از این رو این جزایر از اهمیت فوق‌العاده‌ای برای اسرائیل برخوردار است و به همین دلیل تکلیف جزایر فوق باید طی توافقنامه‌ای امنیتی میان عربستان و اسرائیل تعیین شود.

*پیمان کمپ‌دیوید و تصرف مجدد جزایر


به این ترتیب دو جزیره تیران و صنافیر به تصرف ارتش رژیم صهیونیستی درمی‌آید تا نوبت به امضای پیمان صلح کمپ دیوید میان مصر و اسرائیل در سال 1979 می‌رسد.

براساس این پیمان رژیم صهیونیستی می‌بایست از این دو جزیره خارج می‌شد و آن را در اختیار نیروهای ناظر بین المللی وابسته به سازمان ملل متحد قرار می‌داد تا بدین وسیله مناقشه مصر و رژیم صهیونیستی پایان یابد. در واقع عربستان جزایر خود را به نفع رژیم صهیونیستی در اختیار نیروهای بین‌المللی قرار داد و عملا از آنها چشم پوشید. 

این درحالی است که نباید این واقعیت را نادیده گرفت که طی مذاکرات نیز مصر تلاشی جدی برای بازپس گرفتن جزایر تلاش انجام نداد. "انور سادات"، رئیس جمهور معدوم مصر اعتقاد داشت، تیران و صنافیر تابع مصر نیست، بلکه جزئی از سرزمین حجاز به شمار می‌روند، به همین دلیل سعودی‌ها باید برای باز پس گیری آن اقدام کنند.

 

*محل دقیق جزایر اشغالی


اگر بخواهیم از محل دقیق جزایر تیران و صنافیر سخن بگوییم، باید گفت این دو جزیره در دهانه ورودی خلیج عقبه، یعنی تنگه تیران در شمال دریای سرخ قرار دارند. عربستان سعودی، اردن، رژیم صهیونیستی و مصر کشورهای حوزه خلیج عقبه را تشکیل می‌دهند. کشورهای عربستان و مصر در دو طرف تنگه تیران قرار دارند.

خلیج عقبه تنها راه دسترسی مستقیم رژیم صهیونیستی به دریای سرخ است، هم اکنون این رژیم نه تنها کنترل دو جزیره صنافیر و تیران را در دست دارد بلکه عملا کنترل تنگه تیران نیز در اختیار رژیم صهیونیستی است.

*بی‌تفاوتی آل‌سعود در برابر اشغال خاک خود


در مقابل نیز عملا مشاهده شد که آل‌سعود هیچ اقدام یا تلاشی برای بازگرداندن این دو جزیره که بخشی از خاک عربستان به شمار می‌آید، بعمل نیاورد. برخی معتقدند، این جزایر مرجانی که هیچ آب و نفتی در آنها یافت نمی‌شود، ارزش زیادی برای ریاض ندارد، اما این استدلالی نیست که بتوان به آن استناد جست، چون اگرچه این جزایر دارای هیچ منبع نفتی یا آبی نیست اما از موقعیت استراتژیکی برخوردار هستند، بگونه‌ای که باید آن‌ دو را دروازه ورود به خلیج عقبه بر شمرد.

 

*سکوت از ترس رسوایی


در واقع باید گفت، این استدلال بیش‌تر به حقیقت نزدیک است که دلیل سکوت عربستان سعودی نگرانی مقامات این کشور از این بود که دنیا و بخصوص جهان عرب متوجه این رسوایی و افتضاح تاریخی عربستان شود که خاندان حاکم بر این کشور بخشی از سرزمین حجاز را اول به رژیم صهیونیستی و سپس به سازمان ملل باخته و البته حضور نیروهای وابسته به سازمان ملل در این دو جزیره به معنای حضور رژیم صهیونیستی در آنهاست، چون به اعتقاد مسلمانان و اعراب سرزمین حجاز دارای قداست خاصی است و رسانه‌ای شدن این واقعیت موجب سرافکندگی خاندانی خواهد شد که ادعای رهبری جهان عرب و اسلام را دارد.

*دیگر نکات مبهم اشغال جزایر تیران و صنافیر


اما به نظر می‌رسد، این استدلال نیز بیانگر همه حقیقت نباشد، چون نکات مبهم زیاد دیگری درباره تیران و صنافیر وجود دارد که کمتر به آن توجه شده است، از جمله اینکه:

چرا نیروهای مرزبانی سعودی به هیچ‌یک از شهروندان سعودی و عربی اجازه نزدیک شدن به این جزایر را نمی‌دهد؟ بگونه‌ای که حتی صیادان نیز اجازه ندارند، در فاصله مابین شهر کوچک "حقل" عربستان و جزایر تیران و صنافیر ماهیگیری کنند؟ آیا نباید گفت، خاندان سعودی حافظ امنیت رژیم صهیونیستی در تنگه تیران است؟

آیا همان‌گونه که رابین می‌خواست یک توافقنامه امنیتی میان عربستان و اسرائیل منعقد شود، این توافق حاصل نشده یا اینکه سعودی‌ها با صهیونیست‌ها توافق کرده‌اند، از طریق تنگه تیران مخازن نفت رژیم صهیونیستی در بندر ایلات را پر کنند؟

*آیا نباید از توافق پنهان عربستان و رژیم صهیونیستی سخن گفت


سکوت عربستان در پیگیری مسئله جزایر ممکن است، نشان از توافقی پنهان میان این کشور با رژیم صهیونیستی باشد، زیرا یک سال و نیم قبل از حوادث غزه، آل‌سعود از احداث پلی میان منطقه "راس الشیخ حمید" در عربستان و "شرم الشیخ" در مصر خبر داده بود که با واکنش شدید رژیم صهیونیستی مواجه شد تا جایی که پایگاه اطلاع رسانی امنیتی‌-‌‌نظامی "دبکا" وابسته به سرویس‌های اطلاعاتی رژیم صهیونیستی تاکید کرد که "ساخت این پل می‌تواند زمینه یک نزاع بزرگ مسلحانه در خاورمیانه را فراهم کند".

*اظهارات یک پایگاه صهیونیستی در موضوع جزایر


پایگاه اطلاع رسانی دبکا در ادامه برای خطرناک نشان دادن این اقدام عربستان سعودی دلایل آغاز جنگ 1967 میان اعراب‌-‌اسرائیل را به مقامات سعودی گوشزد کرده و در ادامه می‌نویسد: "جنگ 1967 زمانی درگرفت که به دستور جمال عبدالناصر رهبر مصر تنگه تیران به روی کشتی‌های اسرائیلی بسته اعلام شد".

*پلی که هیچ‌گاه ساخته نشد


این پل 50 کیلومتری که برای احداث آن هزینه‌ای بالغ بر سه ملیارد دلار در نظر گرفته شده بود، قرار بود ظرف سه سال به بهره‌برداری برسد اما با وجود گذشت چندین سال از مراسم کلنگ زنی آن، تاکنون هیچ اطلاعاتی از پیشرفت این پروژه در دست نیست.

*سکوت عربستان در برابر حمله به نوار غزه


غیر از آن جنگ رژیم صهیونیستی علیه نوار غزه و سکوت معنادار عربستان سعودی در برابر جنایات این رژیم این پرسش را به اذهان عمومی مردم منطقه متبادر ساخته که آیا جنگ غزه و سکوت آل‌سعود بخشی از توافق پنهانی عربستان با رژیم صهیونیستی برای پی‌گیری پروژه ساخت پل توسط آل‌سعود در منطقه تیران نیست؟ حوادث آینده پشت صحنه توافقات احتمالی آل‌سعود و جریان اسلام آمریکایی را با صهیونیسم جنایتکار آشکار خواهد ساخت.

*عربستان و ادعا در برابر جزایر سه‌گانه ایران


عربستان سعودی همواره با تاکید بسیار بر حراست و نگهبانی از سرزمین‌های عربی در ماجرای جزایر سه‌گانه، ایران را متهم به اشغال جزایر تنب کوچک، تنب بزرگ و ابوموسی می‌کند و این درحالی است که جزایر خودشان سال‌هاست در اشغال رژیم صهیونیستی است و سران سعودی جرات اعتراض به اشغالگران را ندارند.

خبرگزاری های غربی امروز سه شنبه از ادامه اعتراضات مردم آمریکا به فساد اقتصادی موجود در این کشور در ایالتها و شهرهای مختلف آمریکا خبر می دهند.

به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از آسوشیتدپرس، معترضین امریکایی امروز سه شنبه برای هیجدهمین روز متوالی در اعتراض به فساد موجود در نهادهای مختلف دولت آمریکا و همچنین سیاست های اقتصادی باراک اوباما به خیابان ها آمده و دست به تظاهرات زدند.
تظاهرات امروز فقط مربوط به شهر نیویورک و مقابل ساختمان وال استریت نبوده بلکه مردم شهرهای لس آنجلس، منهتن، شیکاگو، پورتلند و ایالت مین نیز امروز در حمایت از مردم نیویورک دست به تظاهرات زدند.
این معترضین نام حرکت خود را جنبش تسخیر وال استریت گذاشته اند و از سه هفته قبل با تجمع در مقابل ساختمال مهمترین مرکز تجاری جهان (وال استریت) اعتراض خود را آغا کردند.
آسوشیتدپرس در ادامه گزارش خود می نویسد : معترضین در نظر دارند اعتراض خود را در روزهای آینده نیز ادامه بدهند و از همین رو در سایتهای مختلف نسبت به این امر اطلاع رسانی می کنند.
در منتهن هزاران تن از معترضین در حالی که صورت های خود را با رنگ سفید پوشانده بودند به سوی ساختمان بورس نیویورک حرکت کردند.
در شهر شیکاگو نیز معترضین با در دست داشتن طبل و کوبیدن بر آنها اعتراض خود را به وضعیت اقتصادی آمریکا نشان دادند.
در شهرهای لوئیزیانا، بوستون، کانزاس سیتی و لس آنجلس نیز حضور معترضین به حدی است که موجب بوجود آمدن ترافیک سنگین در خیابانها شده است.
در این میان برخی از معترضین آمریکایی، جنبش خود را به بهار عربی در خاورمیانه تشبیح می کنند و در روزهای گذشته نیز تعدای از آنها نام وال استریت را به میدان تحریر تغییر داده بودند.
معترضین شعارهایی را علیه دولت اوباما سر می دهند و در این میان برخی شعارها حکایت از آن دارد که اعتراض مردم آمریکا همچنان ادامه خواهد داشت.
البته پلیس آمریکا برای متفرق کردن این افراد متوسل به خشونت شده و در همین رابطه روز گذشته اعلام شد که انتقادها از پلیس ایالات متحده به دلیل نحوه برخورد با معترضین افزایش یافته است.
آمریکا در حال حاضر از لحاظ اقتصادی یکی از بدترین دوران خود را سپری می کند به طوری که بدهی دولت این کشور به بالاترین سطح خود در سالهای اخیر رسیده و دولت اوباما برای فائق آمدن بر این مشکلات، بودجه دستگاه های مختلف را کاهش داده که همین امر نارضایتی مردم را در بر داشته است.

تعداد زیادی از گروههای حقوق بشر در آمریکا و جهان و همچنین گروههای کنترل تسلیحات از کنگره آمریکا خواستند تا مانع از طرح فروش حدود 53 میلیون دلار تسلیحات از سوی پنتاگون به رژیم بحرین شود مگر اینکه رژیم بحرین به سرکوب مخالفان در این کشور پایان دهد و روند اصلاحات در این کشور را تصویب کند.

به گزارش الف به نقل از آی.پی. اس، این گروهها در نامه‌ای به کنگره آمریکا اعلام کردند که اگر طرح فروش تسلیحات آمریکا به بحرین اجرا شود، واشنگتن با خطر از دست دادن بیشتر اعتبار خود به ویژه در میان جهان عرب مواجه خواهد شد.

در این نامه آمده است: ترجیح دادن واشنگتن به منافع امنیتی‌اش در قبال بحرین به جای فشار آوردن برای اعمال اصلاحات در این کشور مغایر با اعلان حمایت رئیس جمهوری امریکا از معترضانی که در منطقه برای آزادی اعتراض می کنند، است.

انتشار این نامه از سوی گروههای حقوق بشر در حالی انجام شده است که دادگاه ویژه رژیم آل خلیفه 20 پزشک و پرستار را که معترضان ضد رژیم در این کشور را مداوا کرده بودند، به زندان محکوم کرد. این پزشکان و پرستاران به پنج تا 15 سال زندان محکوم شدند.

براساس قانون لیهی (Leahy Law) که در آمریکا تصویب شده است، انتقال هر گونه کمک و تسلیحات و یگان نظامی به افراد و کشورهایی که گزارش‌های معتبری در مورد نقض حقوق بشر توسط آنها وجود دارد، ممنوع است.

محکومیت‌های اخیر فعالان مخالف و پزشکان و پرستاران در بحرین با واکنش تند گروهها حقوق بشر مواجه شده است. سازمان عفو بین‌الملل و پزشکان حقوق بشر ضمن مضحک خواندن این احکام خواستار لغو این محکومیت‌ها شدند.

اگرچه دولت اوباما در ماه فوریه سرکوب مخالفان در بحرین را محکوم کرد اما از اواسط ماه دسامبر در مورد سرکوب معترضان سکوت پیشه کرد. به گفته کارشناسان این سکوت واشنگتن در مورد سرکوب معترضان در بحرین به دلیل منافع واشنگتن در بحرین بوده است. سکوت واشنگتن به دلیل قصد امریکا برای گسترش پایگاه دریایی خود در بحرین و عدم بروز تنش در روابط میان واشنگتن- ریاض بوده است. عربستان پیشتر از آمریکا به دلیل حمایتها از اصلاحات دموکراتیک در جهان عرب خشمگین شده بود.

دولت آمریکا اخیرا کنگره این کشور را در جریان این موضوع گذاشت که قصد دارد تجهیزات نظامی به ارزش 53 میلیون دلار به بحرین بفروشد. این در حالی است که این تجهیزات می توانند در سرکوب معترضان در بحرین توسط رژیم آل خلیفه مورد استفاده قرار بگیرد. پنتاگون اعلام کرده است که فروش این تسلیحات در راستای سیاست خارجی و امنیت ملی است.

به گزارش مشرق به نقل از العالم، بر اساس تحقیقات همسر یکی از سربازان گشت دریایی رژیم اشغالگر، نزدیک به 60 درصد از سربازان گشت دریایی و غواصان نیروی دریایی این رژیم به بیماری های صعب العلاج مبتلا هستند.

پایگاه اینترنتی معاریو دراینباره نوشت: این سربازان بیمار 20 تا 30 سال سن دارند. قرار است "یوان حامون" عضو کنیست بزودی نتایج تحقیقات صورت گرفته در این زمینه را به کمیسیون خارجی و امنیتی کنیست ارایه کند.

جهان-مسعود یارضوی: "امروز مردم توى صحنه‌اند؛ در مصر، در تونس و در بعضى از نقاط دیگر؛ این باید هدایت شود.

دشمنان سعى میکنند این حرکت را غیر اسلامى نشان دهند؛ این خطاست؛ قطعاً اسلامى است؛ گذشته‌ مصر این را نشان میدهد؛ حرکت امروز مصر هم این را نشان میدهد؛ شعارهاى مردم، حضورشان در نمازجمعه، اینها را نشان میدهد. بنابراین قطعاً اسلامى است؛ اگرچه دشمنان سعى میکنند نگذارند که این اسلامى بودن در مصر یا در جاهاى دیگر تثبیت شود."

این سخنان بخش هایی از بیانات مقام معظم رهبری است که در باب روند بیداری اسلامی رخ داده در منطقه مطرح فرموده اند.

معظم له همچنین در اوان تمام این رخدادها نیز هشدار داده بودند که غرب در قبال این حرکت ها غافلگیر شده است. ایشان حتی در دیدار با رئیس جمهور یکی از کشورهای منطقه نیز به مصر اشاره و تأکید فرمودند که آمریکایی ها به دنبال مصادره حرکت عظیم مردم مصر هستند.

و البته این اشارات و تبیین های رهبر فرزانه انقلاب اسلامی بعدها در فضایی ملموس تر و در مقابل دیدگان ما به وقوع پیوست و نشان داد که آنچه "ولی" در خشت خام می دید عده ای حتی هم اکنون و در آینه هم نمی بینند.

آمریکا و غرب بلافاصله پس از وقوع بیداری اسلامی در تونس و مصر و سرایت آن به سایر کشورها، شروع به پیاده سازی نسخه های امتحان شده ای کردند تا روند این انقلاب ها مصادره به مطلوب آنها شود. نکته ای که البته در سبد تحلیلی عده ای در ایران ما به اشتباه اینطور عنوان شد که این انقلاب ها از اساس با نقشه آمریکا و غرب صورت گرفته است.

برای مثال، آمریکا در مصر و لیبی به پر رنگ سازی شبکه های اجتماعی اینترنتی و نقش خود در راهبری اعتراضات مردمی پرداخت. آنها حتی با وقاحت تمام، انقلاب مردم مصر را "انقلاب فیس بوکی" نامیدند و یا در رسانه ای مثل الجزیره به انقلاب لیبی نیز لقب "انقلاب لپ تاپ ها" را اعطا! کردند.

و البته استکبار در کشورهایی مثل بحرین نیز نقشه سرکوب مردم و ماندن در کنار دیکتاتوری آل خلیفه را ترجیح داد و در یمن نیز چشم به وقوع درگیری داخلی دوخته و سکوت کرده است.

آمریکا حتی سعی کرد در کشوری مثل سوریه نیز خیزش هایی صوری را شکل دهد تا بتواند از آب گل آلود علیه یکی از محورهای مبارزه با رژیم صهیونیستی ماهی بگیرد و جالب آنکه تمام آنچه که استکبار از چنته خود برای ناآرام سازی سوریه رو کرد همان هایی بود که در ایران اسلامی ما و در ماجرای فتنه رو کرده بود اما شکست خورد.

آمریکا در یکی از ابعاد حرکات نرم خود برای مصادره انقلاب های رخ داده در کشورهای اسلامی، از راهروی دیپلماسی عمومی اقدام به فرستادن بازیگران هالیوودی به این کشورها کرده است. اتفاقی که نفر اول پروژه آن، آنجلینا جولی بود که در تونس و لیبی حضور یافت و نفر بعدی نیز شون پن است که اخیراً در جمع معترضان مصری در میدان التحریر حضور یافت و جالب آنکه بلافاصله تصویر این حضور او در عمده رسانه های جهان منعکس شد.

تصویری که فقط یک معنا را به ذهن هر بیننده متبادر می کرد و آن معنا نیز همان چیزی بود که آمریکا می خواست.

پر واضح است که دولت ایالات متحده قصد دلسوزی به حال هیچکسی را ندارد و این منافع اوست که هم اکنون ایجاب می کند تا آمریکا در نقاب طرفداری از مردم مصر و انقلاب رخ داده در این کشور از در وارد شود. آمریکا هم اکنون در حالی نمادهای تمدنی خود را به میان جوانان انقلابی مصر صادر و از سیاست "تاثیر گذاری یک شهر پر نور بر فراز یک تپه" استفاده می کند که سال های سال پدران انقلابی همین جوانان را با دست حسنی مبارک به زندان فرستاده و یا اعدام کرده بود. و باز هم برای مثال، مگر نه اینکه یکی از عوامل اصلی اعتراض انقلابیون مصری اسرائیل است و آمریکا نیز حامی شماره یک رژیم صهیونیستی در تمام جهان به شمار می رود...؟!

البته آمریکا در زمینه استفاده از نمادهای تمدنی اش و تمسک به آنچه که در تئوری قدرت نرم، "حمله متقابل" نام می گیرد، ید بسیار طولایی دارد.

آنها قبل از این نیز توانسته بودند با همین حربه، در کشور سودان دست به شیطنت بزنند و روند تجزیه سودان را آغاز کنند.

شاید این مسئله در گام اول غیر قابل باور به نظر برسد اما حقیقت آن است که آمریکا به مدت چند سال، از حضور جرج کلونی، ستاره هالیوودی در سودان بهره برد و این بازیگر در حالی که حتی قیافه خود را نیز تغییر داده و به سبک سودانی ها آرایش کرده بود، سرانجام توانست بر طبق آنچه خود اندیشکده های دیپلماسی عمومی آمریکا و مقامات دولت ایالات متحده نیز تصریح دارند، به عنوان یکی از عوامل!، نقشه آمریکایی تجزیه سودان را عملی کند. و به این ترتیب منابع بزرگ نفت سودان برای همیشه در سیطره ایالات متحده قرار گرفت.

آمریکا و غرب نشان داده اند که برای مصادره انقلاب های رخ داده در کشورهای اسلامی از هیچ کنشی فروگذار نمی کنند.

برای مثال آنها از مدت ها قبل از آنکه نیروهای انقلابی در لیبی حتی به پایتخت این کشور برسند، اقدام به درآغوش گیری برخی سران این انقلاب و دولت انتقالی کردند و نتیجه آن شد که هم اکنون سران کشورهای انگلیس و فرانسه به طرابلس می روند و در کنار رئیس شورای انتقالی این کشور از زخمی های انقلاب لیبی دیدن می کنند. و البته رسانه های استکباری نیز وظیفه خود را به نحو احسن انجام داده و در انتشار اخبار و تصاویر مربوط به دید و بازدیدها سنگ تمام می گذارند.

دید و بازدیدهایی که البته بعدها به تأکید شبکه خبری یو اس ای تودی آمریکا منجر می شود که تأکید می کند: "صادرات نفت لیبی باید از سر گرفته شود و آمریکا مایل است در این زمینه به دولت انتقالی کمک کند.!"

و یا ماجرای شوم پرونده ای که اخیرا! افشا شد و از توافقات نظامی برخی سران دولت انتقالی لیبی با رژیم صهیونیستی رونمایی کرد.

باید دانست که رخداد این اتفاقات به هیچ وجه تصادفی نیست و اندیشکده های استعماری غرب و دست های چدنی فرو رفته در دستکش های ابریشمی استکبار، روز و شب برای فراهم شدن تمام تکه های پازل استعمار فرانو تلاش می کنند.

استعماری نوین که برای کشورهای هدف ارمغان تاراج منابع و بر باد رفتن فرهنگ و تمدن را با خود خواهد برد.

آنها که خود را به خواب زده اند بایستی بیدار شوند. استکبار جهانی برای مصادره انقلاب هایی که در آنها غافلگیر شده است و در ادامه هجمه های نرم خود علیه کشورهای مسلمان و از جمله ایران ما، از هیچ اقدامی حتی گذاشتن چادر بر سر آنجلینا جولی، آرایش جرج کلونی با محاسن و انقلابی نشان دادن شون پن، فروگذار نمی کند.

مشرق: پایگاه اطلاع رسانی دبکا که از جمله سایت‌های نزدیک به سرویس‌های اطلاعاتی و نظامی رژیم صهیونیستی است، اعلام کرد که در حال حاضر مناقشه‌های بسیاری درباره حمله نظامی گسترده اسرائیل علیه شبه جزیره سینا در مصر در جریان است.
"عوزی دایان" سرتیپ ذخیره و رئیس سابق شورای قومی رژیم صهیونیستی به بهانه اینکه هم اکنون وقت آن فرارسیده تا ارتش اسرائیل قدرت گذشته خود را بازیابد، خواستار حمله به شبه جزیره سینا شد.
دبکا افزود: در نشستی که به دستور بینی گانتس، فرمانده ارتش رژیم صهیونیستی با فرمانده‌هان ارتش این رژیم برای بررسی اوضاع جنوب اسرائیل و مناطق هم‌مرز با مصر منعقد کرد مشخص شد، درحالی که برخی از حاضران بر حفظ موافقتنامه کمپ‌دیوید و امنیت اسرائیل تأکید داشتند، برخی بر حمله به سینا پافشاری کردند.
در این راستا ایهود باراک، وزیر جنگ رژیم صهیونیستی تأکید کرد که نمی‌توان از دولت آینده جدید مصر بسان گذشته از اسرائیل حمایت کند و سینا به منطقه‌ای تبدیل می‌شود که نباید در انتظار اعمال حاکمیت امنیتی بر آن بود، اما وی به لزوم گشودن جبهه‌ای جدید در مصر اشاره نکرد، چون معاهده صلح با مصر همچنان میان تل‌آویو و قاهره برقرار است.

به گزارش مشرق، راشا تودی نوشت: نوام چامسکی، سیاستمدار، محقق، زبانشناس، نویسنده و استاد دانشگاه ام آی تی آمریکا در گفتگو با این شبکه در واکنش به اعتراضات اخیر در نیویورک علیه وال استریت، گفت :اعتراضات علیه وال استریت در اصل اعتراضاتی است علیه موسسات مالی؛ بانک ها بزرگتر شده اند،سود موسسات اقتصادی بیشتر شده است و از سوی دیگر نرخ بیکاری در حد رکود اقتصادی رسیده است؛ اعتراض این افراد به سیاست های مالی مثل مالیات و قواعد اداره شرکت هاست که با ایجاد و تداوم یک دور باطل در امور باعث بدتر شدن اوضاع شده است.
وی افزود: فقر جدی مردم و از سوی دیگر رفاه و ثروت به صورت پدیده ای برای برخی از مردم باعث شده است تا این چرخه باطل بیشتر و بیشتر ادامه یابد و در چرخه ای باطل ازموضوعات اجتماعی زمان اعتراضات فرا رسیده است. وی در تشریح انتقادات از اینکه پیش بینی شده است هزینه انتخاباتی برای انتخابات سال دو هزار و دوازه آمریکا برای هر نامزد از یک میلیارد دلار فرار تر خواهد رفت، گفت : این پول از کجا می اید، بسیاری از این پول از سوی موسسات مالی تامین می شود.

این زبان شناس برجسته آمریکایی گفت: در سال دو هزار و هشت میلادی پولی که باعث پیروزی باراک اوباما در انتخابات ریاست جمهوری شد بیشتر از سوی موسسات مالی تامین شد.انتظار می رود که این پول باز گردد و بازخواهد گشت.

وی در بخش دیگری از سخنانش، گفت : از سال ها پیش موقعیت ها در سیستم پارلمانی از قبل خریداری می شد و بابت ان پول پرداخت می شود.
چامسکی افزود : اگر شما بخواهید رئیس کمیته ای در پارلمان یا کنگره و سنا شوید، باید پول پرداخت کنید، شما این پول را از کجا به دست می آورید و پرداخت می کنید؛ از یک جیب (همان موسسات مالی) بنابراین، این روش باعث افزایش نفوذ موسسات مالی شده است، در حالیکه این نفوذ در حال حاضر فراگیر شده است.در حال حاضر بسیار سخت شده تا بین مقامات انتخاب شده و تمرکز سازمان اقتصادی بر قدرت تمایز قائل شد.

نوام چامسکی در پاسخ به این که اگر این موضوع به موضوعی مرسوم در کشور امریکا بدل شده است پس ساختار دموکراتیک آمریکا به کجا رفته است، پاسخ داد : جامعه امریکایی تشخیص داده است که سیستم دموکراتیک این کشور به کار نمی اید.

وی گفت: اگر به نتایح نظر سنجی نگاه کنید پاسخ خود را دریافت خواهید کرد، بیش از دو سوم از مردم آمریکا از عملکرد کنگره ناراضی هستند،این نشان می دهد که سیستم درست عمل نمی کند.احساس بسیار گسترده ای شایع شده است که همه چیز اعم از کنگره، رئیس جمهور و دیگر سازمان های مالی و اقتصادی همه به صورت اشتباه و نادرست عمل می کنند. این در حالی است که نتیجه انتخابات از بودجه ای که برای انتخابات صرف می شود به دست می آید. چامسکی در بخش دیگری از سخنانش از شیوه کشتن بن لادن به دست نظامیان آمریکایی انتقاد کرد و گفت : شیوه کشتن بن لادن پاکستانی ها را به خشم آورده است.

این استاد دانشگاه ام آی تی آمریکا گفت: سیاست بوش ربایش افراد مظنون، بازداشت انها در گوانتانامو و به دست اوردن اطلاعات از انها با شکنجه بود، اما سیاست اوباما تنها کشتن آنها ست.

وی با انتقاد از سیاست های امریکا که به عنوان یک الگوی نادرست از عدالت غربی نمایان شده است و اقداماتی که به عنوان جنگ علیه تروریسم باعث کشته شدن بی گناهان می شود، افزود : این گونه سیاست های آمریکا در جهان اسلام باعث افزایش خشم و نفرت از آمریکا شده است.

چامسکی درباره مخالفت آمریکا با درخواست استقلال فلسطین در سازمان ملل گفت : ابتدا باید گفت آمریکا و همپیمانان غربی اش از انقلاب ها در تونس ، مصر ، لیبی و غیره حمایت نکرده و مخالفت کرده اند.

وی در ادامه تصریح کرد: انها در این کشورها از دیکتاتورها تا اخرین لحظه حمایت کردند، اما وقتی دیگر حمایتی در داخل از آنها وجود نداشت موضع خود را تغییر دادند. اما در مورد فلسطین امریکا و اسرائیل در سال های اخیر با راه حل سیاسی که مورد حمایت تمام جهان بوده است، مخالفت کرده اند با پیشنهاد های اتحادیه عرب ، سازمان کنفرانس اسلامی که ایران و حماس هم از مواضع این سازمان حمایت می کنند،مخالف بوده اند.

چامسکی تغییر روابط ترکیه و مصر با اسرائیل را از تاثیرات بهار عربی دانست و افزود اسرائیل در حال حاضر به سوی انزوایی شبیه انزوای آفریقای جنوبی در سال های قبل پیش می رود. چامسکی استقلال فلسطین را به موضوع توسعه و امنیت در اسرائیل مرتبط دانست و گفت اگر اسرائیل مشکلات خود را با فلسطین حل و فصل کند به امنیت دست می یابد اما دیگر نمی تواند قلمرو خود را افزایش دهد.

این محقق امریکایی در بخش دیگری از سخنانش با انتقاد از سیاست های اتحادیه اروپا گفت، اتحادیه اروپا به صورت قابل توجهی موضع بزدلانه ای در توانایی مخالفت با مواضع آمریکا اتخاد کرده است، تونی بلر استخدام شده است تا پیام آمریکا را به این گوشه و آن گوشه جهان ارسال کند.

مهر به نقل از روزنامه الانتباهه نوشت: "محمد مرکزو کوکو" رئیس کمیته امنیت و دفاع پارلمان سودان گفت : پارلمان سودان نگران تلاش موساد اسرائیل برای تاسیس پایگاه در جوبا مرکز سودان جنوبی است.

وی بیان کرد: تاسیس این پایگاه تهدیدی امنیتی و خطرناک است و پارلمان سودان این موضوع را به همراهی دستگاه امنیت و سرویس اطلاعات بررسی خواهد کرد و اقدامات پیشگیرانه ای در این راستا اتخاذ خواهد کرد.

محمد کوکو تصریح کرد: خارطوم از روابط قوی اسرائیل با جنوب سودان آگاهی کامل دارد و تلاش برای تاسیس پایگاه موساد در جنوب را تهدیدی امنیتی و خطرناک می داند که ضرورت اقدامات پیشگیرانه مرزی را لازم می داند، زیرا تهدیدی مستقیم به شمار می رود.

شایان ذکر است که رژیم صهیونیستی پس از تجزیه جنوب سودان روابط قوی با آن برقرار کرده است.

بنیاد ملی بازی‌های رایانه‌ای وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی حامی برگزاری مسابقات بازیهای رایانه‌ایی شده است که در آن تبلیغ اسلام‌هراسی و طرفداری از صهیونیست‌ها می‌شود.

به گزارش فارس، جای تعجبی از تهاجم فرهنگی غربی‌ها وجود ندارد چرا که آنها سال‌هاست با ساخت فیلم‌های سینمایی و بازی‌های رایانه ای به تخریب چهره اسلام و گسترش اسلام‌هراسی مشغول هستند، اما وقتی مجوز وزارت ارشاد و هولوگرام بنیاد ملی بازی‌های رایانه ای را پشت بسته این بازی‌ها مشاهده می‌شود، جای بسی تاسف دارد.
* ارائه مجوز به بازی‌های ضد اسلامی و ضد ایرانی
ارائه مجوز به بازی‌هایی با مضامین حمله به کشورهای اسلامی مانند ایران، افغانستان، عراق و سومالی گوشه ای از این اقدامات است. در یکی از بازی‌ها کاربر باید به خلیج فارس حمله کرده و مراکز نظامی و مساجد را از بین ببرد در مرحله آخر این بازی کاربر به مسجد بزرگ شهر حمله کرده و با منهدم کردن آن بازی را به پایان می‌برد. این بازی با توهین به اسلام، گنبد مسجد را به تیربار و مناره های آن را به موشک‌هایی تشبیه کرده که در صورت لزوم پرتاب می‌شوند. نکته جالب اینجاست که در گوشه ای از صحنه بازی پرچم ایران به چشم می‌خورد.
* ترویج اسلام هراسی در بازی های ویدئویی
در صحنه‌ای از یک بازی رایانه‌ای تصویری از یک مسجد به همراه صدای قاری که سوره القارعه را تلاوت می‌کند نمایش داده می‌شود. بمبی به زمین برخورد می‌کند و همه چیز محو  و سپس جنگ آخرالزمان آغاز می‌شود. صدای تلاوت قرآن کریم و بعد شروع فتنه‌ها و جنگ‌ها به عنوان نمادی از اسلام ستیزی و اسلام هراسی در برخی از فیلم‌های غربی به چشم می‌خورد اما این بار این تصویر در یک بازی رایانه‌ای منعکس شده است.
* کانتر استرایک بازی‌ای که در آن از اسرائیل حمایت می‌شود و اسلام هراسی تبلیغ می‌شود
ارائه مجوز به بازی‌های ضداسلامی به همینجا ختم نمی‌شود. بنیاد ملی بازی‌های رایانه ای به بازی کانتر استرایک با محتوای حمله به کشورهای اسلامی مجوز انتشار داده است.
در این بازی کاربر می‌تواند یکی از اعضای تروریست یا کانتر باشد و با توجه به ماموریت وظیفه خود را انجام دهد. کار تروریست‌ها حمله و بمب گذاری و کار کانترها مقابله است. برای هر کدام از تیم‌های کانتر یا تروریست، بازی به کاربر 4 شخصیت را معرفی می‌کند.
از چهار نماینده تروریست معرفی شده در این بازی دو تروریست از خاورمیانه هستند که یکی از آنها فردی با سربند قرمز و محاسن است که به عنوان نماینده تروریست‌های خاورمیانه که در آمریکا بمب گذاری می‌کنند شناخته می‌شود. گروه‌هایی که به زعم سازندگان این بازی ضد ترور محسوب می‌شوند نیز جالب است. یکی از چهار نماینده ضدترور گروه GSG-9 است که در این بازی این گروه به این صورت معرفی می‌شود : «گروه GSG-9 پس از رخداد غم انگیزی! که منجر به کشته شدن تعدادی ورزشکار اسرائیلی در جریان المپیک 1972 مونیخ آلمان شد تشکیل شد. »این بازی، به طور مستقیم کشته شدن چند صهیونیست را غم انگیز می‌داند و به صورت غیرمستقیم مقاومت دلیرانه مبارزان فلسطینی را حرکتی تروریستی قلمداد می‌کند! لازم به ذکر است بزرگ‌ترین و مؤثرترین عملیات ضداسراییلی در خارج از فلسطین اشغالی توسط «سازمان سپتامبر سیاه» در جریان مسابقات «المپیک 1972» انجام گرفت. این عملیات که در تاریخ «منازعات اعراب و رژیم صهیونیستی» به «عملیات مونیخ» شهرت پیدا کرد، نقطه اوج نبرد میان «سپتامبر سیاه» و «رژیم صهیونیستی» بود.
* حمایت از مسابقات بزرگ کانتر استرایک
«رقابت‌های بزرگ بازی‌های رایانه‌ای ماتریکس» در رشته کانتر در شهریور ماه برگزار شد. حتی نسخه ای از بازی کانتری که در این مسابقات ارائه می‌شود نسخه 1.6 است که مجوز انتشار ندارد. حال جای تعجب است که چرا بنیاد ملی بازی‌های رایانه ای وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی حامی برگزاری چنین مسابقه ای شده است. البته با توجه به اینکه این بنیاد قبلا به یک نسخه دیگر از این بازی که دارای محتوای ضددینی و حمله به کشور های اسلامی است مجوز انتشار داده است جای تعجب نیست که حامی برگزاری این مسابقات باشد!
به گزارش مشرق، شیعه ستیزی مفتی های وهابی موجب خوشحالی استکبار جهانی و استعمارگران سرزمین های اسلامی است علاوه براین هدف قرار دادن احکام اسلامی و قوانین الهی با فتواهای غیرمعقول دستاویزی برای اسلام ستیزی غرب فراهم میکند و این مهمترین دستاورد حضور چهره های خشک وبی ریشه ایست که طی سده اخیر به پیکره جهان اسلام تحمیل شده است.
اگرچه چنین تفکراتی درگذشته زمان درجهت مخالفت با ائمه طاهرین (ع)نیزدیده شده ولی سیطره استعماری آن چهره جدیدی است که لباس خودپسندی را به دیگرپسندی ترجیح داده است.
درحالیکه فتاوای علمای شیعه همیشه ودرهمه حال مورد غضب ودشمنی سرسختانه کشورهایی همچون انگلیس بوده، هیچ موردی را نمی توان یافت که سران این کشورها برعلیه مفتی های وهابی جبهه گیری کرده باشند.
که یکی از اهداف ابرقدرت های غرب برای تضعیف دین اسلام تخریب جایگاه مرجعیت در افکار عمومی است که برای رسیدن به این هدف از مفتیان ساده لوح وهابیان استفاده می کنند.
در تازه ترین نمونه این رفتارها، شیخ شمس الدین صحه مفتی الجزایری فتوای عجیبی در مورد دو باشگاه رئال و بارسلونا صادر کرد: این مفتی اعلان کرده است که هر کسی روی لباسش آرم باشگاه های بارسلونا و رئال مادرید باشد موجب بطلان نمازش می شود.»
نکته جالب توجه اینجاست که این مفتی علت صدور فتوای خود را به دلیل وجود صلیب در آرم باشگاه های یاد شده دانست.
چندی پیش نیز " عبدالله نجدی" یکی دیگر از مفتی های ساده لوح وهابی با طرح شروط 14 گانه برای فوتبال، نمایش مضحکی را به راه انداخت بود.
متن استفتاء و پاسخ شیخ وهابی:
سؤال: … جوانانی که چیزی از تقوا نمی دانند و به وقتشان اهمیتی نمی دهند و می گویند می خواهیم فوتبال بازی کنیم، می پرسند شروط و ضوابط بازی فوتبال چیست تا ما در ورطه تشبّه به کفار و طاغوتیان و دشمنان دین مثل آمریکا و روسیه و ... نیفتیم.
جواب: به آنها می گوییم اگر اصرار دارید بازی کنید و وقت خود را بگذرانید، باید شروط و ضوابط ذیل را رعایت کنید:
اول: خطوطی چهار طرف دور زمین نباشد؛ زیرا این خطوط ساخته کفار و قانون بین المللی فوتبال است!
دوم: کلماتی که کفار و مشرکان به عنوان قانون بین المللی فوتبال وضع کرده اند، مانند گل ، اوت ، پنالتی ، کرنر و …، گفته نشود زیرا گفتن این کلمات حرام است و هر کس که اینها را بگوید تنبیه و باید از بازی اخراج شود و باید به او گفته شود که به کفار و مشرکین شبیه شده ای.
سوم: هر کس از شما که در اثناء بازی افتاد و دست یا پایش شکست، یا دستش به توپ خورد بازی به خاطر او نباید متوقف شود و به کسی که او را انداخته کارت زرد یا قرمز داده نشود، بلکه به هنگام شکسته شدن یا ضربه دیدن باید به قاضی شرع مراجعه شود تا آن بازیکن حق شرعی خود را همانطور که در قرآن است بگیرد و شما باید شهادت دهید که فلانی عمداً دست یا پای او را شکست.
چهارم: نباید در تعداد بازیکنان از روش کفار و یهود و نصارا و خصوصاً آمریکای خبیث تبعیت کنید، به این معنا که نباید با یازده نفر بازی کنید، بلکه باید بر این تعداد اضافه یا کم کنید.
پنجم: باید با لباس خواب یا غیره خودتان و بدون شورت ها و پیراهن های رنگارنگ و شماره دار بازی کنید ؛ زیرا این لباسها لباس اسلامی نیست، بلکه لباس کفار و غرب است.
ششم: هر کدام از شما که این شروط و ضوابط را رعایت کرد باید قصدش از بازی فوتبال تقویت بدنی برای جهاد فی سبیل الله و آمادگی برای زمانی باشد که به جهاد فراخوانده شود، نه گذراندن وقت و عمر و شادی از پیروزی ظنّ.
هفتم: نباید زمان بازی را ۴۵ دقیقه قرار دهید، شما باید با کفار و فاسقان مخالفت کنید و در هیچ چیز مشابه آنان نباشید.
هشتم: نباید در دو نیمه ۴۵ دقیقه ای بازی کنید، بلکه در یک یا سه نیمه بازی کنید تا مخالفت شما با کفار محقق شود.
نهم: هنگامی که یکی از دو تیم بر دیگری غلبه نکرد (تساوی بازی) و آنطور که شما می گویید توپ به دروازه ای وارد نشد، نباید برای بازی وقت اضافی یا پنالتی در نظر بگیرید (تا یکی پیروز شود)، بلکه بلافاصله بازی را تمام کنید، زیرا بازی به این طریق عین اجرای قوانین بین المللی فوتبال است!
دهم: در بازی فوتبال شخصی را به عنوان داور انتخاب نکنید، زیرا بعد از لغو قوانین بین المللی همچون گل و اوت و پنالتی و کرنر و… وجود او دلیلی ندارد! بلکه بودن او تشبّه به کفار و یهود و نصار و اطاعت از قوانین بین المللی است.
یازدهم: نباید در اثناء بازی، گروهی از جوانان جمع شوند و شما را تماشا کنند، چون قصد شما ورزش و تقویت بدنی است پس دلیلی ندارد آنها شما را نگاه کنند! هر چند که بگویید آنها باعث تشویق شما در تقویت بدنی و آمادگی برای جهاد هستند، به آنها بگویید بروید دنبال منکرات خودتان در بازارها و روزنامه ها و بگذارید ما بدنمان را قوی کنیم!!!
دوازدهم: هر کسی که گل بزند و سپس بدود تا بقیه او را دنبال کنند و بغل نمایند، (همانطور که در آمریکا و فرانسه بازیکنان انجام می دهند) باید به صورتش تف انداخت و تنبیه کرد!!! زیرا ورزش بدنی شما چه ارتباطی به شادی و بغل کردن و بوسیدن دارد!
سیزدهم: دروازه باید به جای دو تیرک، سه تیرک داشته باشد، تا مشابه کفار نباشد تا مخالفت شما با قانون بین المللی طاغوتی سازمان فوتبال محقق شود.
چهاردهم: هنگامی که بازیکنی مصدوم شد، نباید بازیکن دیگری را جایگزین او کرد، زیرا این روش، ساخته کفار و مشرکین در آمریکا و … است.
اینها بعضی از شروط و ضوابطی است که مانع تشبّه به کفّار و مشرکین در بازی فوتبال می گردد… من به اجرای این شروط و ضوابط و سپس پرداختن به فوتبال دعوت نمی کنم، بلکه اینها در واقع برای کسی است که توان انجام ورزش های شرعی را ندارد و برای مؤمن صادق، ادلّه نقلی و عقلی مبنی بر تشبّه فوتبال به کفّار کافی است، زیرا انجام بازی فوتبال بغض انسان را نسبت به کفّار متزلزل می سازد، ولی جوانان این امر را شادی و بازی می پندارند (و تحسبونه هیناً و هو عند الله عظیم…).
در پایان امیدوارم که این پیام برای جوانان و دیگران مؤثر و مفید باشد. اللّهم آمین.
عبد الله النجدی ـ ریاض
در ذیل به برخی دیگر از فتوای های وهابیت در مورد ورزش اشاره می شود:
زن و مرد مسلمان شایسته نیست که خود را با مشاهده مسابقات فوتبال مشغول بدارد.
مشاهده مسابقات فوتبال جام جهانی برای مسلمانان جایز نیست.
مشاهده مسابقات فوتبال برای زنان به جهت نداشتن لباس مناسب مردان جایز نیست.
نخست وزیر رژیم صهیونیستی با واکنش نسبت به سخنان صبح روز شنبه مقام معظم رهبری، ناراحتی و خشم خود نسبت به این سخنان را ابراز داشت.

فارس به نقل از روزنامه صهیونیستی "جروزالم پست" نوشت، "بنیامین نتانیاهو" نخست وزیر اسرائیل روز شنبه به اظهارات رهبر ایران درباره اسرائیل و فلسطین واکنش نشان داد.

نخست وزیر رژیم صهیونیستی گفت: مقاصد آنها برای نابودی اسرائیل، بر اصرار کابینه بر نیازهای امنیتی اسرائیل و خواسته ما که اسرائیل به عنوان کشور یهودی برسمیت شناخته شود،‌صحه می‌گذارد.

وی افزود: اسرائیل به تلاش خود برای صلح ادامه می‌دهد که این تلاش با شرایطی خواهد بود که آینده‌ای ایمن برای شهروندان اسرائیلی و نسلی که می‌آیند را تضمین کند.

روزنامه جروزالم پست نوشت: آیت‌الله علی خامنه‌ای،‌ رهبر معظم ایران روز شنبه با رد طرح کشور فلسطینی در سازمان ملل، گفت که هرگونه طرحی که وجود اسرائیل را بپذیرد، غده سرطانی را در منطقه ترک خواهد کرد که برای همیشه امنیت خاورمیانه را تهدید می‌کند.

یک روزنامه صهیونیستی از طرح ابتکاری چپ‌گراهای ایتالیا برای نشان دادن مواضع مخالف خود با رژیم صهیونیستی و رئیس آن خبر داد.
به گزارش فارس به نقل از روزنامه صهیونیستی"معاریو"، فعالان چپ‌گرای ایتالیا آدمک "شیمون پرز" را در میدان عمومی قرار داده و در کنار آن نیز کفشی را قرار داده‌اند و هر کس که تمایل دارد به سمت پرز کفش پرتاب کند یک یورو پرداخت و این کار را انجام می‌دهد.

به نوشته این روزنامه یک چهارم درآمد حاصله از این کار به سازمان‌های انساندوستانه فلسطینی تحویل داده می‌شود.

این در حالی است که پرز چند روز پیش با تعریف و تمجید فراوان از رئیس تشکیلات خودگردان فلسطین وی را دوست خود و بهترین رئیس ملت فلسطین برای این رژیم برشمرد.

پرز همچنین تاکید کرد که عباس برای اسرائیل بهترین رئیسی است که ملت فلسطین انتخاب کرده است

به گزارش برنا دو شب پیش در یکی از تبلیغات تلویزیونی وعده سفری به برندگان قرعه کشی یک محصول داده شد که جای بسی تامل داشت و خبر از عدم نظارت مسوولان بر روی محتوای پیام‌های بازرگانی می داد.

در این تبلیغ که مربوط به یکی از پرفروش‌ترین محصولات غذایی است وعده داده می‌شود هر ماه دو خانواده 4 نفره ایرانی در صورت برنده شدن در این مسابقه نوروز 91 را در سرزمین زیبا و رویایی دیزنی‌لند پاریس! سپری خواهند کرد.

نکته قابل تامل این تبلیغ این است که یکی از شخصیت‌های کارتونی مربوط به شرکت والت دیزنی‌ نیز با در دست داشتن محصول، مخاطبان را به خرید محصول و افزایش شانس سفر رویایی به دیزنی‌لند ترغیب می‌کند این تبلیغ در حالی در صدا و سیما بصورت آشکار و واضح بیان می‌شود که کمپانی والت دیزنی شرکتی صهیونیستی است و در راستای اهداف صهیونیست‌ها فعالیت می‌کند.

نمادشناسی این کمپانی نشان می‌دهد این کمپانی در سال ۱۹۳۰ به کمک شرکت کلمبیا پیکچرز موفق به عرضه تلویزیونی کارتون میکی موس شد که در نوع خود کاری بسیار جدید و عوام پسند بود. این کارتون پر سروصدا که خیلی معمولی به نظر می‌رسید، پس از گذشت یک دهه منادی تفکر ماسونی برای مردم دنیا به شکل نا محسوس بود . استفاده از چند نماد از قبیل لباس لوژها که بر تن شخصیت اصلی داستان بود و همینطور دستکش سفید که نمادی دیگر به شمار می‌آمد.

براساس تحقیقات صورت گرفته در یک موسسه پژوهش خانواده در آمریکا اعلام شده است : بسیاری از خانواده های معتقد به اخلاق آمریکایی در طول سالهای گذشته شبکه دیزنی را از تلویزیون کابلی خود حذف کرده‌اند ، این خانواده‌ها اعلام کرده‌اند که معتقدند شرکت دیزنی با استفاده از شیوه‌های حرکت از سنت به مدرنیته ، ارزش‌های خانوادگی را از بین برده و این شرکت صهیونیستی مروج ایدئولوژیهای غیر اخلاقی است ...

حال جای سوال است که چطور سفر به مکانی تفریحی که تمام پایه و اساسش برمبنای تفکر کمپانی والت دیزنی طراحی شده است در صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایرانی با چنین آب و تابی از آن تعریف و تمجید می شود و از مخاطبان ایرانی و بخصوص از کودکان می‌خواهند که حتما برای سفر به این مکان تفریحی در قرعه کشی شرکت کنند تا شاید برنده خوش شانس سفر به دیزلی‌لند باشند؟!

واحد مرکزی خبر: گروهی از پزشکان بحرینی که به جرم مداوای تظاهرکنندگان ضد دولتی این کشور به حبس محکوم شده اند، روز شنبه از دبیر کل سازمان ملل متحد رسیدگی به موارد شکنجه و نقض حقوق قضائی خود را خواستار شدند.

دفتر حقوق بشر سازمان ملل متحد و وزارت امور خارجه آمریکا نیز روز گذشته از اقدام دادگاه نظامی بحرین به محکوم کردن بیست پزشک و پرستار شیعه بحرینی به زندان، انتقاد کردند.

دادگاه نظامی بحرین روز پنجشنبه این گروه از پزشکان بحرینی را به پنج تا پانزده سال زندان محکوم کرد.

این پزشکان بحرینی به تلاش برای براندازی دولت و نیز پخش شایعات متهم شده اند.

پزشکان بحرینی اعلام کرده اند تنها علت محکومیت آنها، انتقاد از سرکوب شدید تظاهرکنندگان آزادیخواه به دست نیروهای رژیم آل خلیفه است.

به گزارش اسوشیتدپرس از منامه، دبیر کل سازمان ملل متحد نیز روز گذشته با انتقاد شدید از احکام صادر شده علیه پزشکان بحرینی، درباره رویدادهای اخیر در این کشور ابراز نگرانی کرد.

مشرق:

بازی «جنگ‌آماد 2» (Arma II) یک بازی تیراندازی اول شخص است که در آن شما می‌توانید نقش‌های مختلفی را بر عهده بگیرد، از سرباز ساده گرفته تا فرمانده تانک یا خلبان یک بالگرد جنگی. همچنین در برخی از سناریوهای این بازی بازی‌باز می‌تواند به نیروهای تحت فرمان خود دستورات جنگی لازم را صادر کند.

نسخه اصلی این بازی در سال 2009 و نسخه‌های تکمیلی آن در سال‌های 2010 و 2011 به بازار عرضه شدند. این بازی ادامه داستان شماره قبلی خود می‌باشد. در این بازی حوادث در کشوری ساختگی واقع در شمال ایران به نام «تاکستان» روی می‌دهد که به دلیل جنگ‌های داخلی دست‌خوش بی‌ثباتی و تجزیه شده است. از نام «تاکستان» مشخص است که نام این کشور به نوعی برگرفته از نام کشورهای آسیای مرکزی می‌باشد و به طور تلویحی اشاره به حمله به این کشورها دارد.

در «جنگ‌آماد 2» طبق روال معمول، نیروهای آمریکایی به تاکستان فرستاده شده‌اند تا کنترل امور را از دست دولت دیکتاتوری حاکم بر این کشور خارج کرده و برای ترویج حقوق بشر در آنجا خود زمام امور را بدست گیرند.

 


بازی‌بازها می‌توانند در طول بازی دست به کارها و عملیات‌های اختیاری بزنند که سبب تغییر یافتن پایان بازی می‌شود. در نسخه تکمیلی این بازی، که بسته قابل دانلود آن سال گذشته و با نام «تجدید قوا» (Reinforcements) به بازار عرضه شد، بازی‌بازها قادرند هدایت نیروهای جنگی انگلیس را نیز بر عهده بگیرند.


در این بازی نیروهای نظامی انگلیسی، آمریکایی، تاکستانی، ناتو، سازمان ملل، و گروه‌های مردمی تاکستان حضور دارند. طبیعتاً برای این که این یورش و استعمارگری در ذهن بازی‌باز رنگ و لعابی مدرن و بشردوستانه به خود بگیرد،‌ نیروهای بین‌المللی از جمله سازمان ملل و ناتو نیز در آن جای داده شده‌اند.

این بازی که ساخت شرکت «بوهیمیا اینتراکتیو استودیو» می‌باشد، برای رایانه‌های شخصی و اشخاص 18 سال به بالا در نظر گرفته شده است. همچنین قرار است این بازی در آینده برای کنسول Xbox 360 نیز وارد بازار شود.

یک کنفرانس امنیتی در اسرائیل اخیرا عوامل وحشت این رژیم از خیزش‌های اسلامی در منطقه و راههای مقابله با آن را بررسی کرده است.
به گزارش فارس، مرکز مطالعات "هرتسلیا" اخیرا و در افتتاحیه کنفرانس بین‌المللی خود که در سالروز انفجار برج‌های دو قلو در ۱۱ سپتامبر برگزار کرد، آخرین تحولات خاورمیانه و بهار عربی در کشورهای منطقه را مورد بررسی قرار داد.

کنفرانس امنیتی اسرائیل برای بررسی تحولات منطقه

این کنفرانس سه محور اساسی را دنبال می‌کرد که عبارت بودند از: بهار عربی و پیامدهای آن بر منطقه، اعلام دولت مستقل فلسطینی و تاثیر آن بر درگیری فلسطین و اسرائیل، چالش‌های مبارزه با تروریسم با وجود گذشت بیش از یک دهه از حوادث ۱۱ سپتامبر.
علاوه بر این واقعیت‌های جدید میدانی در مناطق جنوبی سرزمینهای اشغالی در پی حملات شهادت طلبانه اخیر و بررسی پیامدهای سقوط حسنی مبارک و عدم قدرت اسرائیل در ممانعت از ورود عوامل شهادت طلب به سرزمین‌های اشغالی از طریق صحرای سینا و همچنین تسلط سازمانهای اسلامگرا بر سینا و نوار غزه و مرزهای اسرائیل از دیگر مسایلی بود که در این کنفراس امنیتی مورد بحث و تبادل نظر قرار گرفت.

اسرائیل نباید خود را وارد درگیریهای بهار عربی کند

آهارون زئیفی فرکش ژنرال نیروهای احتیاط در ارتش اسرائیل که ریاست سابق سازمان اطلاعات نظامی ارتش را نیز بر عهده داشته، در افتتاحیه این کنفرانس با اشاره به بهار عربی در منطقه گفت که باید توجه داشت که کشورهای عربی در یک رویکرد بزرگ زندگی می‌کنند که همان انقلاب‌های عربی، بحران اقتصادی جهانی، ضعف آمریکا و جنگ میان شیعه و سنی است.
وی در عین حال مدعی شد که انقلابهای عربی فرصتی است که کشورهای عربی از آن می توانند در راستای مقابله با اسلامی که وی آن را افراطی نامیده است، به کار گیرند، البته او اعتراف کرد که این اقدام هنوز صورت نگرفته است، او گفت که اسرائیل نباید خود را وارد این معرکه کند تا آتش را به روی خود بگشاید.

باید با اختلاف بین سران کشور جلوی پیشرفت ایران را گرفت

فرکش وجود تهدید نظامی علیه اسرائیل در وضع کنونی را رد کرده و مدعی شد که ارتش سوریه در حال حاضر به دفاع از رژیم بشار اسد در این کشور مشغول است و به دنبال حمله به اسرائیل نیست، خطر اساسی در اوضاع کنونی همان ایران است که با وجود بهار عربی آسوده است و بویژه در سایه سیاست‌های آمریکا تلاش‌های خود را بر ای به دست ‌آوردن سلاح هسته‌‌ای ادامه می‌دهد. او گفت که آن چیزی که می‌تواند ایران را در ادامه فعالیت‌هایش متوقف کند، اختلاف میان سران ایران از جمله در میان سران این کشور است .
فرکش در ادامه به سازمانهایی نظیر القاعده اشاره کرده و گفت که از طریق نبردهای متمرکز نمی‌توان این گروه را شکست داد، البته آنها به علت عملیات آمریکا ضربات سختی را دریافت کرده‌اند، اما امروز این سازمان در منطقه قوی است.

تلاش اسرائیل برای تجزیه کشورهای اسلامی

فرکش ضمن تلاش برای اعمال سیاست همیشگی صهیونیست‌ها در تجزیه کشورهای اسلامی پیش‌بینی کرد که در منطقه تغییرات بلند مدتی انجام شود و تعداد کشورهای آن به علت شکاف و تجزیه کشورهای کنونی بیشتر شود،‌این اتفاق الان در سودان و تشکیلات خودگردان (کرانه باختری و غزه) روی داده و کردها نیز تمایل دارند تا خودمختار شوند.
از دیدگاه فرکش درگیری‌های عربی و اسرائیلی و فلسطین و اسرائیل به علت بهار عربی در منطقه کم‌رنگ شده است، سالها بود که اسرائیل از سوی آمریکا و اروپا محکوم می‌شد که اگر مسأله فلسطین حل شود، سازش در تمام منطقه استقرار خواهد یافت، اما الان دیدیم که اوضاع اینگونه نیست، چرا که انقلابهای عربی از سوی مردم کشورها و علیه حاکمانشان صورت می‌گیرد و ربطی به آرمان فلسطین ندارد.

تلاش اسرائیل برای تسلط بر پایگاه‌های اجتماعی اینترنت

یواف مردخای سخنگوی ارتش اسرائیل نیز در سخنانی در این کنفرانس مفهوم ارتش در تعامل با رویکرد هوشیاری ضد اسرائیلی را مورد توجه قرار داده و از آمادگی های ارتش برای مقابله با سپتامبر و هماهنگی و انسجام آن با پلیس اسرائیل، وزرات خارجه و دیگران سخن گفت.
وی همچنین بر افزایش تعداد عکاسان در گردان های اسرائیل برای تصویر برداشتن از اتفاقات مختلف و قرار دادن آنها در شبکه‌های اجتماعی نظیر تویتر و فیس بوک خبر داده و گفت که ارتش شفافیت گسترده‌ای در عرصه بین‌المللی برای مقابله با اتفاقات احتمالی سپتامبر تدارک دیده است.

حوادث منطقه به ضرر اسرائیل و کشورهای "میانه‌رو" است

دانی یاتوم ژنرال دیگر نیروهای احتیاط ارتش و رئیس سابق موساد البته چهره واقع‌بینانه‌تری نسبت به حوادث خاورمیانه از خود ارائه کرده و گفت که درست است که اوضاع در خاورمیانه خوب است، اما این روند برای ما بد خواهد بود.
وی بی‌ثباتی در منطقه را در راستای منافع گروه‌هایی دانست که آنها را افراط‌گرا نام گذاشته بود، یاتوم گفت که در این میان اعتدال گرایان نیز ضرر می‌کنند، آمریکا نیز در این میان کاری از پیش نمی‌برد.

علل نگرانی اسرائیل از اوضاع منطقه

یاتوم عوامل نگرانی‌های اسرائیل از اوضاع منطقه را برشمرده و گفت: به همین علت نگرانیهای زیادی برای اسرائیل از اوضاع کنونی منطقه ایجاد شده که عبارتند از:
۱- سقوط مبارک
۲- کاهش جایگاه آمریکا در خاورمیانه به علت سیاست‌های این کشور در دولت‌هایی که در آنها انقلاب صورت گرفته است.
۳- فقدان دموکراسی در کشورهای عربی و پیامدهای سخت اجرای این دموکراسی مانند اختلاف میان تشکیلات خودگردان و بالا رفتن جایگاه سیاسی حماس.
۴- به خطر افتادن سازش اسرائیل با مصر.
۵- انحراف افکار عمومی از خطر اساسی اسرائیل که همان ایران است، به این ترتیب ایران از وضعیت کنونی برای افزایش قدرت خود استفاده می‌کند.
۶- اردوگاه مقاومت از فروپاشی رژیم‌های اعتدال گرا برای خود حمایت جلب می‌کند، مثلا فلسطینی‌ها که طرح خود در زمینه تشکیل دولت مستقل را مطرح کرده‌اند، شریک مصری خود را از دست داده‌اند و در مقابل حماس از این خلأ استفاده کرده است.
۷- از بین رفتن امنیت در سینا
۸- انزوای جهانی اسرائیل و بحران در روابط آن با اروپا و آمریکا یاتوم ابراز اشت که بهار عربی به ایجاد ناامنی و هرج و مرج در منطقه منجر خواهد شد و چالش‌های امنیتی زیادی فراروی اسرائیل ایجاد خواهد کرد و به همان اندازه که این اوضاع برای خاورمیانه خوب است، برای اسرائیل بد خواهد بود.

راهکارهای مقابله اسرائیل با خیزش‌های اسلامی

وی برای مقابله با اوضاع کنونی راهکارهایی نیز ارائه می‌دهد که به صورت زیر است:
۱- استفاده از تمام ابزارهای ممکن برای حفاظت از سازش با ترکیه و اردن
۲- محافظت از سطح روابط با باراک اوباما. ( البته مسایلی وجود دارد که مهم‌تر از حفظ رابطه با اوباما است که شهرک‌سازی اسرائیلی و مسأله مرزها جزو آنهاست.)
۳- تلاش رسانه‌ای و دیپلماتیک برای مبارزه با منع ورود دموکراسی به خاورمیانه، به همین علت باید اسرائیل را یاری کرد و مانع از سیطره جریان‌های افراطی بر کشورهای خاورمیانه شد.
۴- ارائه طرح‌های سیاسی که بتواند تشکیلات خودگردان را به جای به رسمیت شناخته شدن در سازمان ملل، به پای میز مذاکره با اسرائیل بکشاند.
۵- چالش در مناسبات ما با ترکیه غیر ضروری است، علاوه بر ترکیه ما نیز در تیرگی این روابط سهم داشته‌ایم، من پیشنهاد می‌کنم که گروه‌های سیاسی اسرائیل عذر خواهی مورد نظر ترکیه را انجام دهند.
در روزهای اخیر برخی تحولات در بحرین نشان از جنگ قدرت و تشدید اختلاف‌ها در خاندان سلطنتی حاکم دارد.
ایسنا: روزنامه ایندپندنت در گزارشی درباره نشانه‌های عمیق شدن اختلاف‌ها در خاندان سلطنتی حاکم بر بحرین می‌نویسد:

«افسران بلندپایه پلیس بحرین که به خاطر شکنجه بازداشتی‌ها به حال تعلیق درآمده بودند، سریعا دوباره به سر کار خود بازگشتند که این نشان از افزایش نزاع قدرت خاندان سلطنتی آل خلیفه بر سر میزان سرکوب علیه معترضان دموکراسی‌خواه این کشور دارد.

همچنین منابع خبری مخالف حکومت بحرین گفته‌اند علاوه بر آن، ۹۰ افسر پلیس اردنی که در نیروی پلیس بحرین خدمت می‌کردند و متهم به بدرفتاری با زندانیان شده بودند، با فسخ قراردادهایشان مواجه شدند و در حال بازگردانده شدن به اردن هستند. آن‌ها تاکید می‌کنند که مشخص نیست این اقدام آیا برای پاکسازی نیروهای امنیتی از متخلفان است یا برای خلاص شدن از دست شاهدان استفاده گسترده دولت بحرین از شکنجه علیه معترضان.

بیانیه‌های سلطان حمد بن عیسی آل خلیفه، پادشاه بحرین برای فرونشاندن اعتراض‌ها هرگز عملی نمی‌شود که خود اختلافات فزاینده درون خاندان سلطنتی را آشکارتر می‌سازد.

اگرچه پادشاه بحرین به شرکت‌های خصوصی و دولتی این کشور گفته بود که ۲۵۰۰ کارمندی را که به خاطر شرکت در اعتراضات دموکراسی‌خواهانه اخراج شده بودند، بازگردانند، بسیاری هنوز نتوانسته‌اند به سر کار بازگردند.

خلیفه بن احمد، فرمانده ارتش بحرین و برادرش شیخ خالد بن احمد، رئیس دادگاه سلطنتی این کشور رهبران تندروها در خاندان سلطنتی بحرین هستند. آن‌ها زمانی با شیخ خلیفه بن سلمان، نخست وزیر بحرین که از ۴۰ سال پیش و از سال ۱۹۷۱ همزمان با خروج انگلیسی‌ها از این کشور در این سمت قرار دارد، دچار اختلاف بودند، اما هنگامی که بیداری عربی در بحرین در ماه فوریه با الهام از قیام‌های مردمی مصر و تونس آغاز شد، آن‌ها فاصله‌های میان خود را کم کردند.

تظاهرات‌های مسالمت‌آمیز بحرینی‌ها در میدان لؤلؤ در منامه متمرکز بود اما دولت این کشور به گونه‌ای برخورد کرد که گویی با شورشی مسلحانه روبه‌رو است. پس از آن نیروهای نظامی عربستانی در اواسط ماه مارس به بحرین آمدند و سرکوب بی‌رحمانه‌ای با شکنجه‌ها و دستگیری‌های گسترده آغاز شد. کارشناسان بین‌المللی که توسط کمیسیونی تحقیقاتی به بحرین رفتند، گفتند که ۶۳ بازداشتی هنوز پس از گذشت سه یا چهار ماه هنوز نشانه‌های شکنجه را بر بدن دارند.

محمد صدیق، عضو جنبش عدالت برای بحرین، می‌گوید میان کسانی که اخراج شده و به سر کار بازنگشته‌اند، ۲۴ خبرنگار شیعه وجود دارند که برای روزنامه الایام کار می‌کرده‌اند و در ۱۶ مارس اخراج شده بودند. تعداد ۴۰۲ کارگر کارخانه آلومینیوم بحرین که تقریبا همگی شیعه بودند نیز اخراج شدند و تنها ۵۰ نفر از آن‌ها استخدام مجدد شدند در حالی که مجبور شدند قراردادهای استخدامی جدیدی را امضا کنند که در آن همه مزایای مرخصی و استعلاجی سالانه را از دست داده بودند.

به هر حال سرکوب‌ها هنوز ثبات را به بحرین بازنگردانده و به نظر نمی‌رسد که دولت در این راستا به این شیوه موفق شود و چاره‌ای جز رفتن به همان راهی که دیگر کشورهای شاهد بهار عربی پیمودند، ندارد.»
رهبر جریان صدر بر آمادگی خود برای اعزام داوطلب از عراق به فلسطین برای دفاع از این سرزمین و مبارزه برای اخراج اشغالگران قدس تاکید کرد.
به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از العالم، مقتدی صدر خاطر نشان کرد در صورت درخواست مقاومت فلسطین، آماده است برای دفاع از فلسطین به این سرزمین که در اشغال صهیونیستهاست، نیروی داوطلب اعزام کند.

صدر افزود: یاری مقاومت در فلسطین، مبارزه در راه خدا و جایز است.

مقتدی صدر تاکید کرد: در صورتی که مقاومت فلسطین بخواهد، ما آماده ایم از کشور عراق داوطلبانی را برای شهادت در فلسطین اعزام کنیم، تا تحت فرماندهی مبارز و صالحی باشند؛ زیرا جانفشانی در مال و جان در راه فلسطین، نهایت عزت و افتخار است.
دبیرکل شورای ملی مصر با متهم کردن سعودی ها به فتنه انگیزی علیه انقلاب مصر به آل سعود درباره پاسخ قاطع مردم این کشور به این دخالتها هشدار داد.
به گزارش خبرگزاری مهر، ممدودح حمزه در گفتگو با العالم خاطر نشان کرد : از آغاز انقلاب ۲۵ ژانویه در مصر، رژیم سعودی رویکردی ضد انقلاب مصر اتخاذ کرد، و تلاشهایی جدی برای نجات مبارک و سرکوب انقلاب را دردستورکار قرار داد.

وی افزود: رژیم آل سعود از همان آغاز به مبارک پیشنهاد داد کشور را ترک و به ریاض پایتخت عربستان سفر کند، علاوه برآن پیشنهاد داد اموال فراوانی برای سرمایه گذاری دراختیار وی قرار دهد و پیشنهاد دیگری نیز مطرح شد.

ممدوح حمزه خاطرنشان کرد: علت تظاهرات مردم مصر مقابل سفارت عربستان در قاهره این بود که افکارعمومی مصر احساس کرد که رژیم آل سعود هوادار رژیم سرنگون شده مبارک است نه ملت مصر که اینک خواسته ها و چشم اندازهای این ملت بر کشور حاکم شده است.

ممدوح حمزه تاکید کرد: حمایتهای مالی آل سعود از جنبشهای وهابی در مصر که علیه انقلاب ۲۵ ژانویه فعالیت می کردند ، نشان داد که رژیم آل سعود ضد انقلاب مصر است.

وی خاطر نشان کرد : ملت مصر با هرگونه دخالت در امور داخلی کشورشان چه ازطرف عربستان، رژیم صهیونیستی یا آمریکا به شدت مخالف هستند.

خاطر نشان می شود مردم مسلمان مصر امروز با برگزاری تظاهرات گسترده در قاهره و دیگر شهرها با تاکید بر پیگیری مطالبات و خواسته های انقلاب ۲۵ ژانویه به آمریکا و دیگر طرفهای خارجی درباره ادامه دخالتها در امور کشورشان و مانع تراشی آنها در برابر تحقق اهداف انقلاب هشدار دادند.

حجت‌الاسلام علی جعفری: نماز برترین عبادت الهی و کانون ارتباطات انسان با خداوند است. این عبادت اصلی در اوج معنویت و عرفان از احکام و آداب شرعی بسیاری برخوردار است که مختصات بیرونی و عینی آن را تشکیل می‌دهند. اهمیت نماز چه از حیث ترویج و تبلیغی رابطه با خداوند چه از لحاظ غنای معنایی و کاربرد در ارتقای قابلیت‌های تبیینی و معنابخشی سازه‌های هنری و چه از جهت حضور به عنوان عنصری ثابت و طبیعی در فرهنگ و منش ایرانی از سال‌های دور بخش قابل توجهی از تلاش‌های برنامه‌سازان تلویزیونی را به خود اختصاص داده است.

پخش برنامه‌های رایج مربوط به قبل و بعد از اذان‌های سه‌گانه‌ی صبح و ظهر و مغرب از سال‌های دور با پخش نمازهای جماعت مناطق مختلف ایران در چند سال اخیر به اوج خود رسیده است. این حجم از توجه به نماز به نسبت دیگر برنامه‌های تلویزیونی، مدت زمانی تامل‌برانگیز از آنتن‌ شبکه‌های مختلف تلویزیونی را در اختیار گرفته است.

به جرأت می‌توان گفت ثابت‌ترین برنامه‌ی تلویزیون ایران در طول دست‌کم 30 سال پس از انقلاب همان برنامه‌هایی است که قبل، بعد و در حین اذان پخش می‌شوند. ولی با وجود این ثبات کنداکتوری که برنامه‌ریزی برای آینده را قطعی و جدی می‌گرداند، شاید کم‌ترین ابتکار، خلاقیت و پرداخت هنرمندانه در تلویزیون ایران مربوط به اوقات شرعی باشد.

به احتمال زیاد این بی‌توجهی و بی‌تفاوتی ریشه‌های عمیقی در سیاستگذاری مناسبتی رسانه دارد که از میان برنامه‌های مناسبت‌محور نیز مناسبت روزانه‌ی اذان کم‌ترین اقبال را در جلب نظر سیاستگذاران جهت ارتقا و برنامه‌ریزی داشته است.

به هر حال، این بخش از کنداکتور که دست‌کم روزانه نیم‌ساعت تا یک ساعتِ برنامه‌های هر شبکه را تا زمان‌های دور و چه بسا تا ابد شامل می‌شود، لازم می‌آوَرَد که حداقل یک بخش ثابت از برنامه‌سازی تخصصی تلویزیون ایران فقط با دغدغه‌ی تأمین قالب‌ها و محتواهای متناسب و البته نو، مسؤولیت سیاست‌گذاری، برنامه‌ریزی و تولید بسته‌های فرهنگی و رسانه‌ای مناسبت روزانه‌ی اذان و نماز را بر عهده بگیرند؛ نیازی که هنوز به طور جدی و ساختاری پاسخ درخوری از مجموعه‌مدیران و سیاستگذاران صدا و سیمای جمهوری اسلامی دریافت نکرده است.

نوشتار پیش رو ضمن دعوت از همه‌ی اندیشمندان و دغدغه‌مندان حرفه‌ای رادیو و تلویزیون برای تأمل و تکاپو در این باره، پیشنهاد تشکیل یک گروه برنامه‌ساز فعالیت‌های روزانه‌ی‌ اذان و نماز را به هر یک از شبکه‌های تلویزیونی می‌دهد. تمرکز گروه‌های مطالعاتی و عملیاتی مذکور بر این مسئله به صورت کاملاً تخصصی و بهره‌گیری از تجارب گذشته، ایده‌های نو و همفکری مجموعه‌هنرمندان تلویزیون، قطعاً ثمرات محسوس و چشمگیری دربرخواهد داشت.

در غیر این صورت یا روند غیرقابل قبول و تکراری برنامه‌های کنونی ادامه خواهد یافت (که البته یک نظرسنجی جامع می‌تواند میزان مخاطبان و نظر ایشان را در این باره نشان دهد) و یا برخی تصمیمات بدون مطالعه و خلق‌الساعه بر پیچیدگی بیش از پیش مسأله و افزودن ابعاد غیرقابل پیش‌بینی جدید خواهد افزود؛ چنان‌چه در ادامه‌ی نوشتار پیش‌رو از منظر انتقادی و آسیب‌شناسانه برخی از وجوه نه چندان مطلوب پخش این چنین نمازهای جماعت را از شبکه‌های مختلف سیما برخواهیم شمرد.

البته نمایش نماز در تلویزیون ایران فقط مختص فعالیت‌های روزانه‌ی اذان نیست بلکه از گذشته‌های دور در برخی سریال‌های تلویزیونی صحنه‌هایی از نماز به چشم می‌خورد. جالب این‌که مشابه برنامه‌های مختص اوقات شرعی، سیاستگذاری و برنامه‌سازی در حوزه‌ی سریال‌ها نیز به همان میزان یکنواخت و تقریباً بدون تغییر است. کارگردانان ایرانی عموماً به کلیشه‌های ثابتی از نماز در نمایش تلویزیونی دست یافته و بر روی آن اجماعی ادراکی کرده‌اند. به نظر می‌رسد مخاطبان هم‌ به چنین قالب‌های آشنایی از نماز تلویزیونی خو گرفته‌اند. در کل انگاره‌ی تلویزیونی نماز بین نسل‌های مختلف مخاطبان صدا و سیمای ایران هم‌چنان یکسان و دست نخورده باقیمانده است.

این جمود و سکون در قالب‌ها و زبان تلویزیونی وقتی با رویکرد حداقلی در اختصاص صحنه‌های سریال به نماز همراه می‌گردد، بیش‌تر غیبت نماز از تولیدات نمایشی تلویزیون را القاء می‌کند تا حضور جدی نماز. به عبارت دیگر به دلیل تکراری شدن کلیشه‌های نمایش نماز در سریال‌های تلویزیونی، توزیع قطره‌چکانی آن در صحنه‌های سریال نه تنها باعث جلب نظر و تمنای مخاطب نمی‌گردد بلکه بسان سیاهی لشکری نه چندان تأثیرگذار و جدی از زاویه‌ی نگاه او به سرعت دور می‌گردد.

به نظر نگارنده نماز از جمله استثنائاتی است که به دلیل حضور هماره و مستمر روزانه‌اش در زندگی طبیعی مسلمین در پرداخت رسانه‌ای نیز باید نشانه‌ای پیوسته و مکرر اما با تغییرات وسیع و گونه‌گون در نحوه‌ی ارائه داشته باشد؛ در حالی که برنامه‌سازان به دلیل ضعف در خلاقیت تصویری برای نمایش نماز و تهی‌دستی هنری در نحوۀ ارائه آن ظاهراً چارۀ کار را در تقلیل حداکثری صحنه‌های نماز جست‌وجو می‌کنند تا شاید آن کلیشه‌های ثابت به دلیل تکرار بسیار کم همواره تأثیر متناسب و مورد نظر را در ذهن مخاطب بر جای ‌گذارد.

کلیشه‌های آشنا

برخی مؤلفه‌های کلیشه‌ای نسبتاً آشنای نماز در سریال‌های تلویزیونی چنین است:‌

1. تکبیر، قیام و قنوت، رکوع و ایستادن بعد از سجده در سریالها غایب و نادیدنی است. بازیگران اغلب در حین برخاستن از سجده‌ی آخر نماز و یا گفتن تشهد و سلام آخر و سپس سه الله اکبر پایانی نمایش داده می‌شوند.

2. بیش‌تر نمازخوان‌ها را شخصیت‌های میان‌سال و پیر تشکیل می‌دهند که آن‌ها نیز فقط در برخی گرفتاری‌ها و برای حل مشکلات و به جهت دعا وارد نماز شده‌اند وگرنه نماز خواندن در حالات غیراضطراری و عادی کاری معمول و رایج نیست. در این میان نوجوانان و کودکان چه در شرایط عادی و چه اضطراری غایبان اصلی صحنه‌های نمازند.

3. نمازها معمولاً به صورت تک‌نفره یا در فضای ساکت، در جانمازی مهیا و آرامشی وصف‌ناپذیر اقامه می‌گردند. کمتر مشاهده شده است که نمازگزار فقط با گذاردن مهری ساده، بدون هیچ نوع حالت عرفانی و در وضعیتی معمول به اقامه‌ی نماز مشغول شود و یا در محل عبادت وی دیگران نیز حضور داشته باشند.

4. نماز خانم‌ها اغلب در هاله‌ای از نورانیت چادر و مقنعه‌ی سفید و به دست‌گیری تسبیحی خوشرنگ و چشم‌نواز به تصویر درآمده است. نماز با چادرهای مشکی و رنگی و به ویژه در غیاب سجاده‌های پر زرق و برق و تسبیحی درخشان تقریباً مشاهده نشده است. خانم‌ها یا بی‌نمازند و یا نماز عرفا را می‌خوانند.

5. در نمایش اغلب نمازها معلوم نمی‌شود نمازگزار در صحنه، در حال اقامه‌ی نماز واجب است یا مستحب و یا در حال اداء صلوه ظهر، عصر، مغرب و یا عشاء است. مشخص نشدن ماهیت وجوب و یا استحباب هنگامی که با اقامه‌ی نماز انحصاراً در حین مشکلات و برای کمک گرفتن از خداوند جهت حل معضلات زندگی همراه می‌گردد، به تصور اقامه‌ی نماز مستحبی دامن می‌زند. گویا افراد برنامه‌ی روزمره نماز ندارند و فقط وقتی نماز می‌خوانند که از خداوند کمک می‌خواهند.

6. شخصیت‌های نمازخوان سریال‌ها اغلب ستاره‌ها و قهرمانان داستانند. آدم متوسط‌ها و حتی آدم‌بدها هرگز نماز نمی‌خوانند. بدین ترتیب صفت نمازخوانی با وضعیت بهترین بودن در ابعاد گوناگون زندگی هم‌نشین می‌شود. در این صورت شاید این چنین القا شود که نمی‌شود انسان متوسط و یا دارای عیوب رفتاری و شخصیتی بود و نماز هم خواند بلکه نماز وقتی خوانده می‌شود که انسان منزه و مقدس و موفق باشد.

7. در سریال‌های تلویزیونی از مقدمات واجب نماز مثل اذان، اقامه و وضو و حتی غسل خبری نیست. هیچ‌گاه از احکام نماز سخنی گفته نمی‌شود. تمام افراد به آداب و شرایط نماز آگاهند و اصلاً سؤالی ندارند. مسایل طهارت و نجاسات، شکیات، قرائت صحیح، نحوۀ صحیح وضو، شرایط لباس نمازگزار و مواردی بسیار از این‌دست مسأله‌ی نویسندگان و کارگردانهای ما نبوده است.

8. نمازهای خاص مانند نماز میت، نماز آیات، نماز عید فطر، نماز عید قربان، نماز عید غدیر، نماز شب، نماز جمعه، نماز پس از زیارت عاشورا، در هیچ سریال تلویزیونی تصویر نشده است. حتی نمازهای جماعت نیز در کلیشه‌هایی رایج، به صورت انفرادی تصویربرداری می‌شوند. جالب این‌که نماز جماعت هماره در مساجد برگزار می‌گردد.

گویا نمی‌توان در خارج از مسجد نماز جماعت داشت. صحنه‌های مربوط به زیارت امام‌زاده‌ها به کلی عاری از نماز است و این در حالی است که نماز زیارت جزو برنامه‌ها و آداب اصلی و اولیه‌ی یک زیارت کامل به شمار می‌رود. زیارت در سریال‌های تلویزیونی عبارت است از حضور در امام‌زاده‌های خلوت، قفل کردن دست‌ها به ضریح و یا حرکت به دور آن و گفت‌وگوی فارسی بلند با امام‌زاده.

9. نماز در حین مسافرت، نماز در هواپیما، نماز بیمارها در بستر، نماز جانبازان با عصا و یا در ویلچیر و مواردی از این‌دست که برای مخاطب تلویزیونی جذاب، جالب و آموزنده است، مورد غفلت جدی دست‌اندرکاران تولید است.

10. در موارد متعدد و بی‌شماری از صحنه‌های سریال‌ها که به نظر می‌رسد نشان از یک عادت حرفه‌ای غیرفرهنگی است، مشاهده می‌شود که صاحبان نقش‌ها پس از طلوع آفتاب از خواب شبانه بیدار می‌شوند. این در حالی است که در بیان سریال نشانه‌ای دال بر خوانده شدن نماز صبح مشاهده نمی‌شود و به ویژه خواب سنگین و سخت‌بیدار شدن شخصیت بر چنین برداشتی صحت می‌گذارد. این صحنه‌ها در خصوص انواع شخصیت‌های مثبت و منفی به کرات تکرار شده است.

آسیب‌ها، چالش‌ها و فرصت‌ها

موارد پیش‌گفته شده نکاتی در باب انگاره‌ی نماز در سریال‌های تلویزیونی بود ولی چنان‌چه آمد یکی از کانون‌های اصلی نمایش نماز، برنامه‌های مناسبتی مخصوص اذان و اوقات شرعی است که نکات جدی و قابل تأملی نیز در خصوص نحوه‌ی پرداخت رسانه‌ای به این مناسبت‌های روزانه و خصوصاً بازنمایی نماز در آن‌ها قابل بیان است که به برخی اشاره می‌شود:‌

1. اولین نکته‌ای که در این خصوص جداً قابل تأمل است، تناقض معنایی در هم‌زمانی پخش نماز و دعوت به نماز است. بدین معنی که اگر هدف از پخش نماز جماعت دعوت بینندگان تلویزیونی به اقامه‌ی نماز است آیا دعوت ضمنی مخاطبان به تماشای نماز تلویزیونی مانع تحقق هدف پیش گفته نیست؟

وقتی سیاست رسانه بر این منوال است که افراد بی‌درنگ پس از رسیدن وقت اذان، آماده‌ی نماز شوند و به اقامه‌ی آن بایستند و دقیقاً به همین علت است که روند طبیعی برنامه‌ها برای قرائت اذان قطع می‌شود، بنابراین، تلویزیون نباید به دنبال بیننده باشد ولی پخش نمازهای پس از اذان معنای مرا ببینید را به ذهن متبادر می‌کند.

بنابراین هر چقدر که در جذابیت و نوآوری ضبط، پرداخت و پخش نمازهای پس از اذان خلاقیت به خرج دهیم بیش از پیش به مخاطب کمک کرده‌ایم که وقت بعد از اذان را به تماشای تلویزیون بنشینید. بدین ترتیب هر نوع توقع آموزشی از پخش نمازها، مانند ارائه‌ی قرائت‌های صحیح و قابل تبعیت و دعوت بینندگان به عبادت الهی و به تصویرکشیدن معنویت نمازهای جماعت، تحت الشعاع کارکرد اطلاع‌رسانی، به معنی رسیدن وقت نماز و لزوم ترک محضر تلویزیون و شتافتن به سوی نماز، قرار می‌گیرد.

به نظر می‌رسد بهترین تصمیم‌گیری قطع برنامه‌ها و حک کردن یک جمله‌ی ساده با مضامین شبیه این عنوان است که: ‌

به دلیل مشغول شدن دست‌اندرکاران برنامه .... به نماز، تلویزیون به مدت ... دقیقه تعطیل است.

بدیهی است که چنین اقدامی از استثنائات برنامه‌ریزی تلویزیونی در جهان تلویزیون است؛ زیرا طبق یک عرف جا افتاده بسیار سنتی هر نوع قطع برنامه‌های رادیو و تلویزیونی اقدامی غیرحرفه‌ای و کاهنده‌ی مخاطب ارزیابی شده است.

در این عرف هیچ چیزی مهم‌تر از حفظ ارتباط مخاطب با رسانه نیست چون همه‌ی منافع از دل این ارتباط بیرون می‌آید در حالی که در مکتب ارتباطی اسلام، ارتباط با خداوند تقدم رتبتی و زمانی بر همه‌ی انواع ارتباطات انسانی دارد پس در چهارچوب اسلامی، قطع برنامه‌های تلویزیونی برای نماز نه تنها غیرمعقول نیست بلکه ابتناء کاملی به عقلانیت اسلامی دارد. در غیر این صورت هر اقدام دیگری نهایتاً به نقض غرض فرهنگی رسانه خواهد انجامید.

2. نحوۀ ورود تلویزیون به اذان و خروج از آن تقریباً بدون مدیریت و پیش‌بینی‌های لازم فرهنگی ارتباطی است. مصداق بارز این بی‌تدبیری تلاقی برنامه‌ای جذاب و مورد پسند مخاطبان با اوقات شرعی و قطع یکباره‌ی آن‌هاست. چنین انقطاع‌های آسیب‌زا که به راحتی با مدیریت پخش پیام در کنداکتور شبکه‌های تلویزیونی قابل حل و دغدغه‌مندی در خصوص آن امری ضروری و سهل‌الفهم است متأسفانه هم‌چنان در سامانه‌ی پخش تلویزیون به چشم می‌خورد، بدین ترتیب و دقیقاً پس از پخش اذان و نماز، مجری شبکه که از قراین موجود در سواد رسانه‌ای مخاطب، خود به نماز اول وقت بی‌اهمیت بوده است، سراسیمه در صحنه‌ی تلویزیون حاضر می‌شود و ضمن آرزوی قبولی طاعات و عبادات بینندگان، آن‌ها را به مشاهده‌ی ادامه‌ی برنامه دعوت می‌کند. البته در شرایط کنونی که پس از اذان مدتی از زمان پخش به نماز می‌گذرد جملات کلیشه‌ای مجری‌ها معقول‌تر است و گرنه در زمان هایی نه‌چندان دور که هنوز تلویزیون سیاست پخش نماز را در پیش نگرفته بود واقعاً مجری آرزوی قبولی اعمالی را داشت که هنوز محقق نشده بود و با مخاطبین صحبت می‌کرد که اصلاً فرصت برخاستن به نماز را نداشته‌اند!

آسیب‌های این تلاقی‌های ناشیانه و از روی بی‌تفاوتی وقتی به اوج می‌رسد که برنامه‌های کودک و نوجوان به وقت اذان بخورد و طبق رسم همیشگی، ناگهان با قطع برنامه بچه‌هایی که هنوز به سن بلوغ نرسیده‌اند از آن‌ها خواسته شود که اجباراً به اذان و نمازِ پس از آن توجه کنند. به راستی چه امری می‌توانست بهتر از این به اشمئزاز کودکان از نماز و دیانت بینجامد. البته در شرایط کنونی تلویزیون ایران به نظر می‌رسد که این آسیب بزرگ در خصوص برنامه‌های کودکان برطرف شده است ولی در دیگر برنامه‌ها بعضاً و هم‌چنان به چشم می‌خورد.

از طرف دیگر پخش قرائت قرآنِ ضبط‌شده در فضای بی‌روح و مصنوعی استودیوها نه تنها از پرداخت‌های هنری حداقلی بی‌بهره مانده است بلکه در مجموعه‌آداب و مستحبات نمازهای واجب ظهر و عصر و مغرب و عشاء دستور یا توصیه‌ای مبنی بر استحباب قرائت قرآن پیش از نماز ملاحظه نشده است. معلوم نیست این سنت تلویزیونی چرا به وجود آمده است؟ به نظر می‌رسد نوعی بازنگری در کل این ساختار رسانه‌ای لازم است.

3. چنان‌چه آمد قطع بی‌پروای برنامه‌های تلویزیون و پخش آمرانه‌ی مواردی خارجی و بی‌ارتباط به آن‌چه در حال پخش است یک اقدام نادر و استثنایی است که مگر در شرایط اضطراری و بنا به برخی اقتضائات خصوصاً امنیتی به وقوع نمی‌پیوندد ولی در فرهنگ اسلامی به دلیل اهمیت و اولویت ارتباط با خداوند بر دیگر امور تلویزیون باید از پررنگ‌ترین خطوط قرمز حرفه‌ای خود نیز عبور کند ولی وقتی این خرق عادت بزرگ و شبیه به معجزه در فرهنگ و عرف تلویزیونی ایران و برخی کشورهای اسلامی با بی‌تفاوتی و بی‌اعتنایی خودِ اهالی تلویزیون و به ویژه مجریان و کارشناسان برنامه در حالِ پخش روبه‌رو می‌گردد واقعاً چه توقعی از مخاطبین می‌توان داشت!

در حالی که تلویزیون از یک طرف هزینه‌ی سنگین گسست ارتباطی را فقط به‌ واسطه‌ی اهمیت نماز به جان می‌خرد ولی از طرف دیگر ظهور پررنگ نماز نخواندن حاضرین در برنامه (اعم از مجری، کارشناس، هنرمندان و ...) منجر می‌شود که عایدی فرهنگی تلویزیون در ازای این هزینه‌های بزرگ تقریباً نزدیک به صفر گردد. مدیریت تلویزیون ایران قطعاً باید برای حل این مشکل تدبیرات جدی بیندیشد.

4. نماز جماعت تلویزیون انگاره‌ای مردانه از نماز جماعت مساجد و مکان‌های مقدس را القاء می‌کند؛ گویا خانم‌ها در هیچ کجای ایران در نمازهای جماعت حاضر نمی‌شوند در هر شهری که بروی فقط مردان را می‌بینی.

5. گسترۀ نمازهای جماعت شهرهای مختلف ایران بنا به هر دلیلی از صحنه‌ی تلویزیون ایران غایب است. نباید نماز را تهرانی، قمی، شیرازی و یا مشهدی معرفی کرد.

6. در نمازهای جماعت ما اثری از کودکان و نوجوانان نیست. غیر از پخش یک نماز جماعت مقام معظم رهبری با دختران نوجوان تازه‌مکلف که در سال‌هایی دورتر پخش می‌شد، تقریباً نماز دیگری از نوجوانان و کودکان پخش نشده است و نمی‌شود.

7. اگر قرار است که تماشاگران تلویزیون به اقامه‌ی نماز واجب خود در اول وقت بپردازند، پس چرا فقط نماز مغرب بدون عشاء و ظهر بدون عصر پخش می‌شود. آیا معنی این تک‌نمازها این است که برای اقامه‌ی نماز دوم بعداً وقت هست و فعلاً به ادامه‌ی برنامه‌ها توجه کنید یا منظور این است که آن‌ها را هم در وقت فضیلت خود بخوانید که در این صورت باید در وقت فضیلت آن‌ها نیز به پخش نماز پرداخت و یا این‌که نمازهای جماعت پخش‌شده به صورت تک‌نمازی اقامه شده‌اند!؟ به نظر می‌رسد وقتی تلویزیون برای ترویج فرهنگ اقامه‌ی نماز اول وقت هزینه‌ی بالای قطع روند برنامه‌ها را پذیرفته است دیگر اجرای ناقص مناسک نماز جماعت و عقیم گذاشتن آن وجهی نداشته باشد در حالی که چه بسا پخش ناقص، آسیب‌های دیگری را در آینده دامن بزند.

8. تکرار مدام برخی نمازهای تاریخی مانند نماز جماعت امام امت قطعاً به تقلیل جذابیت و اهمیت تلویزیونی آن می‌انجامد. بعضاً ملاحظه شده است که دو شبکه هم‌زمان یک نماز را پخش می‌کنند و طرفه این‌که در ماه رمضان امسال(1387) ملاحظه شد گاهی روزها هنگام پخش نماز یکی از مراجع تقلید از یک شبکه ایشان در شبکه‌ی دیگر در حال سخنرانی پس از افطار تلویزیونی بوده‌اند!! ناهماهنگی‌هایی این چنین به هیچ وجه قابل قبول نیست.

9. در پخش نمازهای جماعت شهرها و استان‌های مختلف باید سعی داشت نشانه‌ها و عناصری از فرهنگ بومی ایشان مانند نوع لباس، نوع مسجد، لهجه قرائت و ... لحاظ شود تا نماز واقعاً نماینده‌ی فرهنگ دینی آن منطقه باشد.

10. بعضاً ملاحظه می‌شود نمازهایی که در فصول سرد سال ضبط شده‌اند در فصول گرم پخش می‌شوند که ناهماهنگی پوشش نمازگزاران (برای نمونه استفاده از لباس‌های گرم در موقعیت فصلی تابستان) با فضای امروزین به دلزدگی و احساس تصنع مخاطب می‌انجامد.

11. به نظر می‌رسد سیاست‌های اولویت‌دهی به ضبط و پخش نمازهای جماعت بیشتر ناظر به وضعیت، فیزیک، قرائت و ... امام جماعت است. هر چند که این جدیت لازم و حتمی است ولی نباید در عین حال از وضعیت مأمومین به ویژه صف اول ایشان غافل بود. وجود صحنه‌های ناهنجار و بعضاً مشمئزکننده، اکثریت افراد مسن و مواردی از این دست عموماً مورد غفلت دست‌اندرکاران ضبط و پخش بوده است.

12. پخش نمازهای جماعت شیعیان از سراسر جهان نیز می‌تواند به عنوان یک پخش جدید مورد مطالعه و بررسی قرار گیرد. برای نمونه پخش نماز جماعت حجت الاسلام و المسلمین سید حسن نصرالله به همراه براداران و خواهران حزب الله لبنان اقدامی جدید و جالب خواهد بود.

13. پخش نماز صنوف مختلف چنان‌چه در خصوص نمازهای دانشجویی در دانشگاه‌ها یا پاسداران و هیأت دولت با مقام معظم رهبری اتفاق افتاده است، ظرفیت بصری عظیمی را ایجاد می‌کند.

14. قرار دادن دوربین اصلی در جلوی امام جماعت به وجه تماشاگرانه‌ی نماز جماعت دامن می‌زند. امری که قطعاً هدف اصلی از پخش نماز نیست بلکه نیت اولیه دعوت تماشاگران به نماز است. جالب این‌که دیدن نماز جماعت از روبه‌رو برای اولین بار از تلویزیون ایران توسعه و ترویج داده شد وگرنه در سابقه‌ی ذهنی و تجربه‌ی مذهبی مخاطبان، نماز جماعت به طور معمول همیشه از پشت صف‌ها و یا پشت امام جماعت قابل مشاهده بوده است. به نظر می‌رسد قرار دادن دوربین‌هایی در پشت صف‌ها و ریختن بار اصلی تصویر به دوربینِ پشت با اهداف پخش نماز و تجربه‌ی فرهنگی مخاطبان تلویزیون هم‌خوان‌‌تر باشد. به ویژه که این اقدام در خصوص تصویربرداری نماز بانوان مرجح است.

قطعاً در خصوص پرداخت به انگاره‌ی نماز در تلویزیون ایران مطالعات و مباحثات بسیار بیش‌تری لازم است. شاید نوشتار پیش رو توانسته باشد بستر مناسبی را جهت دامن زدن به گفت‌وگوهای تخصصی در این باره به وجود آورد.

در هر حال، پیشنهاد می‌شود که در مراکز تحقیقاتی صدا و سیما، پژوهش‌هایی گوناگون و از ابعاد مختلف نظری در این باره پیگیری و اجرا گردد. ضرورت این اقدامات با بیانات مقام معظم رهبری در دیدار سالهای اخیر ایشان با شرکت‌کنندگان همایش ملی اقامه‌ی نماز و تأکیدات مکرر معظم له بر ظهور و بروز نشانه‌های اسلامی به ویژه نماز در جامعه‌ی اسلامی دو چندان شده است.

بدیهی است صدا و سیما به عنوان جدی‌ترین و چشم‌گیرترین عرصه‌ی حیات مجازی نظام جمهوری اسلامی و ملت مسلمان ایران، بیش از دیگر عرصه‌های مجازی و تصویری در معرض مطالبه‌ی رهبری معظم انقلاب است. به نظر می‌رسد با اجرای برخی تدبیرهای ساده ولی مؤثر در فاصله‌ی زمانی تا اولین همایش ملی نماز بتوان قدم‌های بزرگ و رضایت‌بخشی در این راستا برداشت.

10 سال پس از 11 سپتامبر و 2 سال و نیم پس از آغاز به کار باراک اوباما، زندان گوانتانامو علی‌رغم تمام قول و وعیدها همچنان تعطیل نشده و دولت اوباما نیز با به دست گرفتن قوه مقننه این کشور، از آزادی زندانیانی که واجد شرایط آزادی از آن زندان هستند، ممانعت به عمل می‌آورد.

به گزارش فارس، بنیاد "اپن سوسایتی" در گزارشی به انتقاد از وعده‌های بر باد رفته "اوباما" برای تعطیلی زندان گوانتانومو پرداخت.
کمپین حقوق بشر و امنیت ملی و فعالیت برای اعتلای حقوق انسانی
«کمپین حقوق بشر و امنیت ملی» مستقر در «بنیاد جامعه باز»، از سازمان‌هایی که مدافع حقوق مدنی شهروندان در آمریکای پس از 11 سپتامبر هستند، حمایت می‌کند. این کمپین به دنبال ترویج سیاست‌های امنیت ملی به منظور اعتلای حقوق بشر است.
عدم عمل به وعده‌های داده شده
علی‌رغم قول‌هایی که هر دو کاندیدا – هم اوباما و هم مک‌کین – در زمان برگزاری انتخابات مبنی بر تعطیلی زندان گوانتانامو دادند، این زندان همچنان به حیات خودش ادامه می‌دهد. اوباما در دومین روز تصدی ریاست‌جمهوری، دستور داد زندان گوانتانامو نهایتا تا یک سال تعطیل شود. اما امروز، پس از گذشت دو سال و نیم از آن دستور، اگر بگوییم هیچ پیشرفتی در تعلیق فعالیت این زندان حاصل نشده است، اغراق نکرده‌ایم. در هشت ماه گذشته حتی شاهد یک مورد آزادی هم نبودیم - که در تاریخ 10 ‌ساله این زندان سابقه نداشته است. این در حالیست که 89 نفر از 171 زندانی گوانتانامو، باید آزاد می‌شدند.
ادامه روند گذشته توسط اوباما
چرا به این وضع دچار شدیم؟ زمانی که اوباما دستور تعطیلی زندان گوانتانامو را در سال 2009 صادر کرد، «مرکز حقوق قانون اساسی» (Center for Constitutional Rights) از معدود گروه‌هایی بود که اعلام کرد مدت زمان تعیین شده، بسیار طولانی است. دولت لازم بود طی چند هفته، چند نفری را که از لحاظ جنایی می‌بایست متهم شوند، انتخاب نموده و با رعایت اصولی که بازجویان معمولا به کار می‌برند، به بررسی اتهامات آنها پردازد. به جای آن، اوباما پیش از می 2009، طی یک سخنرانی اعلام کرد که تمام گزینه‌هایی که دولت پیشین (بوش) به کار می‌برده – شامل برگزاری دادگاه از سوی کمیسیون نظامی و بازداشت برخی از افراد بدون ایراد اتهام و یا تشکیل دادگاه برای‌شان – همچنان روی میز خواهد بود.
نمایش ضعیف حزب دموکرات
دستور صادر شده از سوی رئیس‌جمهور منجر به تشکیل کارگروهی - متشکل از دستگاه‌های مرتبط با مساله - برای دسته‌بندی پرونده‌های افراد گردید. این کارگروه، سرانجام بسیاری از زندانیان را واجد شرایط آزادی اعلام کرد. این کار گروه برای انجام وظیفه‌اش آماده بود. اما ماه‌ها، همین طور سپری می‌شدند [و این کار گروه همچنان منتظر آغاز فعالیت خود بود] – هزینه قابل پیش‌بینی تنفیذ مسوولیت تصمیم‌گیری به یک کمیته بی‌طرف متشکل از بوروکرات‌ها. در آن دوره زمانی، وزارت دفاع شروع به تغذیه رسانه‌ها با این ادعاها (تقریبا هیچ‌گاه نه سندی، نه اسمی برای اثباتشان ارائه نشد) کرد که شمار قابل‌توجهی از زندانیانی که در زمان دولت پیشین آزاد شدند، پس از آزادی، مرتکب اعمال تروریستی شده‌اند. حزب دموکرات، نمایش ضعیفی از خود ارائه کرد و مخالفان رئیس‌جمهور در کنگره، توانستند محدودیت‌هایی برای آزادسازی [زندانیان] از گوانتانامو وضع کنند؛ حرکتی از سوی رئیس‌جمهور برای مقابله با این طرح انجام نشد و متحدان وی نیز بدون هیچ مخالفتی طرح مذکور را پذیرفتند. همچون وکلای پرونده‌های تجدیدنظر، ما نیز شاهدیم دو قوه – یعنی دولت و کنگره – به صورت جدی با ما مخالفند.
پایان نقش دادگاه‌ها در دفاع از افراد
معمولا نقش قانونی دادگاه‌ها، از بین بردن چنین بن‌بست‌ها و دفاع از حقوق افراد است. اما نامزدی یکی از نزدیکان دولت اوباما، "النا کاگان"، برای دادگاه عالی، به نقش دادگاه‌ها در این زمینه کاملا پایان داد. وی به هنگام رسیدگی به بسیاری از پروندگان متهمین، از خود رفع صلاحیت کرده است و احتمالا تا آینده‌ای نامعلوم به این کار خود ادامه خواهد داد. با توجه به ترکیب اعضای دادگاه و نیز عدم تاثیرگذاری رای پنجم وی، آخرین تصمیم در مورد این پرونده‌ها از سوی دادگاه استیناف حوزه کلمبیا گرفته خواهد شد – همان دادگاهی که وقتی دادگاه عالی در سال‌های 2004، 2006 و 2008 میلادی 3 ‌بار به نفع زندانیان رای داد، رای صادره را رد کرد.
پرونده پناهندگان چینی
پس از پیروزی در برابر دادگاه عالی در سال 2008، پرونده دیگری که به دادگاه استیناف حوزه کلمبیا رفت، پرونده گروهی بود که همه در نادرست بودن بازداشت آنها متفق‌القول بودند. اینان چینی‌هایی بودند که نیاز به پناهندگی سیاسی داشتند، چرا که در صورت بازگشت به کشور خود در معرض آزار، شکنجه و اعدام قرار می‌گرفتند. دادگاه استیناف مذکور حکم داد اگرچه به هیچ کشور دیگری تحویل داده نخواهند شد، اما با این‌ حال در آمریکا نیز نمی‌توانند آزاد باشند. قضات دادگاه حوزه کلمبیا که ملزم به پیروی و پذیرش احکام این دادگاه هستند، این حکم را این طور تفسیر کرده‌اند که با این حکم، آنها دیگر هیچ‌گاه نتوانند دستور آزادی آنان را صادر کنند. در نتیجه، این قضات پائین‌رتبه، اجازه نمی‌دهند پرونده آن دسته از متهمانی که باید آزاد شوند، در مسیر خود پیش برود. پس از آن هم که دولت می‌گوید می‌خواهد آنها را محاکمه و آزاد کند، اگر این دادگاه‌ها قدرت صدور حکم آزادی نداشته باشند، به جز تشویق و هلهله چه کار دیگری می‌توانند بکنند؟ ما نیز به عنوان وکلای این زندانیان، دیگر هیچ‌گاه نمی‌توانیم بر قوه مجریه فشار وارد کنیم.
غیرممکن کردن پیروزی در پرونده‌ها
در ضمن دادگاه استیناف نیز از آن پس، تقریبا حکم همه پرونده‌های چالش‌برانگیزی را که دولت در آنها می‌باخت و به این دادگاه فرستاده می‌شد، را برمی‌گرداند و تغییر می‌داد. استانداردهای حقوقی‌ای که در احکام صادره از دادگاه‌های استیناف [که در آنها رای دادگاه قبلی برگردانده می‌شد] به کار گرفته می‌شود، تقریبا پیروزی در پرونده را غیرممکن می‌سازد – واقعیتی که با صدور یک رای موافق از سوی یک قاضی دادگاه استیناف تایید شد. وی به وضوح اعلام کرد تنها کافیست دولت «تعدادی سند (مهم نیست که این اسناد چقدر مشکوک باشند)» علیه زندانیان به دادگاه ارائه کند، در آن صورت هیچ‌کدام از همکارانش رایی به نفع زندانیان صادر نخواهند کرد.
بازگویی ماجرا، تنها چاره پیش رو
با سکوتی که دادگاه عالی اختیار کرده، کار اندکی از دست ما - حامیان این زندانیان در گوانتانامو - ساخته است. اما حداقل می‌توانیم به بازگویی ماجرای آنها بپردازیم. اقدامی که در دهه گذشته انجام شد و گاها در آنجا که روند دادرسی ناامیدکننده بود، تاثیرات مثبتی بر آن گذاشت.
شاید آنچه که بوش، مک‌کین و اوباما را در سال 2008 تحریک کرد ادعا کنند در نظر دارند درب این زندان را ببندند، تنها نکته‌ای است که باعث می‌شود بتوانیم کمی مثبت بیندیشیم. البته تصمیم به خاطر دل‌مشغولی‌های انسان دوستانه در مورد زندانیانی که به ناحق در حبسند نیست بلکه ترس از تخریب وجهه بین‌المللی کلیت نظام آمریکا است؛ نظامی که از حبس‌هایی (که گوانتانامو صرفا اصلی‌ترین سمبل آنست) که تحت عنوان «جنگ علیه تروریسم» انجام می‌شد، سرشار شده است. مهم‌ترین انقلاب سیاسی در جهان اسلام – بهار عربی – هم‌اینک در جریان است آن هم بدون پذیرش کم‌ترین تاثیر از دولتی که اعتبارش نزد جنبش‌های دموکراتیک بسیار کاهش یافته است. در غیاب دلیل خاصی برای پرداختن به این زندانیان، شاید این انقلاب‌ها باعث شود یک ابرقدرت به سرنوشت این 171 نفر زندانی اهمیت دهد.

به گزارش فارس، "فردریک توبن" اندیشمند و محقق آلمانی که تاکنون به خاطر پژوهش و انتقاد از هولوکاست چندین بار در کشورهای مختلف به زندان افتاده است با حضور در خبرگزاری فارس با سید نظام‌الدین موسوی مدیرعامل خبرگزاری دیدار و گفت‌وگو کرد.

* 5 بار حبس به دلیل بیان نظرات علمی درباره هولوکاست

فردریک توبن آلمانی که در حال حاضر در استرالیا زندگی می‌کند یکی از شاخص‌ترین چهره‌های منتقد هولوکاست در جهان به شمار می‌رود. وی تا کنون 5 جلد کتاب در همین خصوص به رشته تحریر در آورده است. وی طبق اظهاراتش هر بار که زندانی شده است اقدام به تألیف یک کتاب با موضوع نقد و انکار هولوکاست کرده است. توبن به دلیل مخالفت‌ها و انتقادهای آشکار خود با صنعت هولوکاست 5 بار در آلمان، انگلیس و استرالیا حبس شده است. دولت‌های غربی به منظور جلوگیری از فعالیت‌هایش، از روش‌های مختلفی همچون توقیف کردن آثار، محکوم به زندان کردن و ورشکسته کردن، همواره وی را تحت فشار قرار داده‌اند.

*در غرب تنها «آزادی خرید» وجود دارد

این منتقد و استاد آلمانی با اشاره به خفقانی که غرب و صهیونیسم در خصوص هولوکاست ایجاد کرده‌اند اظهار داشت: در غرب تنها «آزادی خرید» وجود دارد و ایران تنها کشوریست که شجاعت صحبت و حتی انکار هولوکاست را دارد و سخنان هفته گذشته احمدی نژاد در سازمان ملل و زیر سؤال بردن مجدد هولوکاست و 11 سپتامبر مرا بسیار خوشحال کرد. به نظر وی بحث هولوکاست و 11 سپتامبر با یکدیگر ارتباط نزدیکی دارند و بر اساس سناریوی غرب و صهیونیسم پایه ریزی شده‌اند.

* مواردی که بخاطر آن زندانی شدم

توبن در ادامه سخنان خود افزود: صهیونیسم و غرب هر فردی را که حتی در خصوص هولوکاست سؤالی بپرسد محکوم و کاری می‌کنند که آن شخص برای همیشه از کار خود پشیمان شود.
وی در خصوص نحوه زندانی شدن و دلیل محکوم شدن خود صحبت کرد و گفت که  در استرالیا به 4 دلیل محکوم به زندان شدم: 1- اینکه گفتم تعداد کشته شدگان 6 میلیون یهودی نبود. 2- اینکه اتاق‌های گاز در آشویتز لهستان را زیر سؤال بردم. 3- گفتم که هولوکاست یک صنعت است.
وی افزود: محکومیت های من تحت عنوان قانون تبعیض نژادی صورت گرفته و من به همین خاطر محکوم به تبعیض نژادی شدم. بر اساس قانون تبعیض نژادی هر اقدامی که احتمال داشته باشد به یک نژاد توهین و حمله کند مشمول محاکمه و مجازات خواهد شد. در انگلیس نیز به جرم جرایم سایبری، نژادپرستی، بیگانه هراسی به مدت 2 ماه زندانی شدم.
توبن ادامه داد: یهودی ها خود را یک نژاد می‌دانند و می‌گویند مسلمان و مسیحی یک مذهب است و ما از آنها برتریم. کار یکه ما در استرالیا در حال انجام آن هستیم این که بگوییم اگر یهودی یک نژاد است پس مسلمان و مسیحی هم یک نژاد است.

* قاضی من در دادگاه هولوکاست رئیس کمیته حقوق بشر استرالیا شد

برخورد غرب با هولوکاست سرشار از نقض حقوق بشر است. من در دادگاه حق صحبت کردن، دفاع کردن یا ارائه مدارک و شواهد و مستندات نداشتم و این خود نقض کامل حقوق بشر است. یکی از قاضی‌هایی که به پرونده من رسیدگی می‌کرد به من حکم و دستور داد که در رابطه با هولوکاست سکوت کنم و حرفی نزنم. همان شخص که نقض کننده حقوق بشر بود چند سال بعد رئیس کمیته حقوق بشر استرالیا شد و من به صورت اتفاقی دوباره با وی ملاقات کردم و همانجا از او پرسیدم: حقیقت حقوق بشر شما کجاست؟ او هیچ پاسخی نداد چون جوابی برای سوال من نداشت.

* ترک کردن کشورهای غربی هنگام سخنرانی احمدی نژاد در سازمان ملل نشان‌دهنده شکست آنان است

توبن در خصوص روش‌های مقابله با گفتمان موجود در غرب و رفتارهای دوگانه آنان با موضوع حقوق بشر و تبعیض نژادی گفت: تنها راه شکست استیلای رسانه‌ای غرب و صهیونیست و برخورد ناعادلانه و دوگانه آنان با موضوعاتی نظیر حقوق بشر و تبعیض نژادی، برملا کردن مکانیسم و دروغ‌های آنان و ارائه شواهد و مدارک معتیر و موثق است.
وی افزود: برای آشکار ساختن پوچ بودن تمامی ادعاهای آنان باید از آنها پرسید که تعریف آنها از نژاد پرستی، حقوق بشر و دیگر مسائل چیست. مطمئنا آنان پاسخ واضح و روشنی ندارند و مثل احمدی نژاد که در سازمان ملل هولوکاست و 11 سپتامبر را زیر سوال می‌برد آنها شروع به ترک کردن جلسه می‌کنند. پاسخ آنها همین است چون هیچ دلیلی ندارند. همین نشان دهنده ضعف و بی اساس بودن ادعاهای آنها خواهد بود و این یعنی شکست. آنها مردم را فقط فریب می‌دهند.

* 11 سپتامبر هم مانند هولوکاست به موضوعات ممنوعه در غرب تبدیل شده است

سید نظام‌الدین موسوی نیز در این دیدار ضمن نام بردن از افسانه هولوکاست و 11 سپتامبر به عنوان یک صنعت در جهان خاطر نشان کرد: هر کس که علیه صنعت هولوکاست لب به سخن بگشاید مورد هجمه صهیونیسم و غرب قرار می‌گیرد و هرگونه فعالیت و یا حتی تحقیق و پژوهش در خصوص هولوکاست را به صورت کاملا ناعادلانه و یک‌طرفه محکوم و مجازات می‌کنند که این خود مصداق بارز نقض حقوق بشر توسط غرب است.

موسوی در ادامه سخنان عنوان کرد: از آنجایی که غرب و صهیونیسم هیچ مدرکی برای اثبات افسانه هولوکاست ندارند همواره در تلاشند با ایجاد فضای خفقان در کشورهای خود و جهان از این حقیقت طفره بروند و با زدن برچسب‌هایی نظیر نژادپرست، یهودستیز، نازی و ... منتقدان و حقیقت جویان را مورد محاکمه قرار می‌دهند.

مدیر عامل خبرگزاری فارس در ادامه سخنان خود اظهار داشت: 11 سپتامبر نیز همانند هولوکاست تبدیل به یک صنعت شده که همانند افسانه هولوکاست هیچ فردی اجازه تحقیق و زیر سؤال بردن ماهیت و حقیقت آن ندارد و هر فردی که بر خلاف آن عمل کند سریعاً برچسب نژادپرست به وی زده خواهد شد.

*راه عمومی کردن دورغ پردازی های غرب، روش‌های نرم و ملموس برای عامه است

موسوی همچنین به مساله حقوق بشر در غرب  اشاره و بیان داشت: یکی دیگر از مسائل مهمی که بعد از هولوکاست برای ایران اهمیت دارد، برخورد دوگانه غرب با حقوق بشر است که البته عدم امکان تحقیق و پرسش در خصوص هولوکاست و محکوم کردن منتقدان و اندیشمندان این حوزه نیز خود مصداق نقض حقوق بشر است.
وی افزود: مساله ما این نیست که بخواهیم انکار کنیم که مثلا یهودیان را کشته‌اند یا خیر بلکه مساله مهم این است که چرا در مورد این موضوعات دوگانه برخورد می‌کنند؟! یعنی حتی اگر به فرض مثال هولوکاستی هم وجود داشته باشد، صنعت هولوکاست نباید بهانه‌ای برای این بشود که فلسطینیان مورد ظلم قرار بگیرند. اگر واقعا برخوردی که با هولوکاست می شود و آنرا به نژاد پرستی ارتباط می‌دهند، پس آیا اتفاقات اخیری که در انگلیس رخ داد و برخوردی که با گروه‌های نژادی شد نیز شامل همین قانون و نوعی نژادپرستی محسوب می‌شود یا خیر؟!

مدیرعامل خبرگزاری فارس اظهار کرد: باید مردم دنیا را که تحت سیطره هژمونی صهیونیست‌ها قرار دارند با این حقایق و مدارک آشنا ساخت. کتاب ها و مقالات تخصصی فقط طیف خاصی از مردم را در بر می‌گیرد. اما این موضوعات باید همگانی شوند و اندیشمندان و محققان باید با ارائه کارهای عامه پسند و غیرپیچیده و تخصصی اذهان عمومی را با ابعاد مختلف افسانه هولوکاست و فریب بزرگ 11 سپتامبر آشنا و سناریوی دروغین صهیونیسم را برملا کنند. راه عمومی کردن این موضوعات نیز استفاده از روش‌های نرم و ملموس برای عامه خواهد بود. یک تصویر یا مدرک یا حکم گاهی اوقات می‌تواند بیشتر از چند کتاب بر اذهان مردم  تاثیر بگذارد و ذهن مردم را از فریب و نیرنگ غرب و صهیونیست آزاد و آگاه کرد.

به گزارش مشرق ببه نقل از مهر، رسانه های عربستان سعودی به دیدار پادشاه این کشور و دیکتاتور بحرین در ریاض اشاره کردند.

بر اساس این گزارش، در دیدار عبدالله بن عبدالعزیز و حمد بن عیسی آل خلیفه، تحولات منطقه ای و بین المللی بررسی شد.

الوطن در این باره نوشت : ملک عبدالله و ملک حمد دورنمای همکاری میان دو کشور و راههای تقویت آن در تمام زمینه ها که به نفع دو دولت و دو ملت برادر است، بررسی کردند، آنها همچنین به بررسی آخرین تحولات منطقه ای و بین المللی و مواضع دو کشور برادر در این زمینه پرداختند.

دیکتاتور بحرین  روز گذشته به هنگام ورود به ریاض، از سفر به عربستان و دیدار با عبدالله بن عبدالعزیز که او را برادر نامید، ابراز خرسندی و خوشبختی کرد.

شیخ حمد گفت : از اینکه برای دیدار با برادرم خادم الحرمین الشریفین! وارد کشور برادر و دوست عربستان سعودی می شوم، خیلی خوشبخت هستم، دیدارم در چارچوب تمایل مشترک برای ادامه ارتباط و رایزنی با هدف تقویت روابط برادرانه میان دو کشور و دو ملت برادر در زمینه های مختلف انجام می شود.

دیکتاتور بحرین بار دیگر به تمجید از حمایتهای مستمر آل سعود از رژیم سرکوبگر وی پرداخت و اظهار داشت : از این فرصت استفاده می کنم تا از سخنرانی اخیر خادم الحرمین و مواضع ثابت وی در حمایت از بحرین تشکر کنم.

شیخ حمد با قدردانی از دیگر حامیان خود در شورای همکاری خلیج فارس گفت : ما احترام و ارزش و دوستی خاصی برای پادشاهی عربستان قائل هستیم.

وی افزود : این دیدار در چارچوب ادامه نشستهای پیاپی میان دو طرف و با هدف حفظ منافعمان انجام می شود.

شیخ حمد که اقدامات سرکوبگرانه خود برای جلوگیری از پیروزی انقلاب مردم مسلمان بحرین را با چراغ سبز رژیم آل سعود و آمریکا تشدید کرده است، گفت : تحولات منطقه ای و عربی و بین المللی بر کشورهای ما تاثیر می گذارد، به همین سبب مشورت و رایزنی در تمام این تحولات و مسائل سیاسی و اقتصادی و مسائل مربوط به پرونده امنیتی و ثبات منطقه ای، ایجاب می کند تا مواضعی را که از منافع ما دفاع می کند، اتخاذ کنیم.

وی با مستحکم خواندن روابط رژیم آل خلیفه و آل سعود افزود : روابط بحرین و سعودی را نمی توان در چند کلمه خلاصه کرد، این روابط مستحکم، قوی و در حال رشد است و روابط برادرانه و سرنوشت مشترک، ما را به هم وصل کرده است.

دیکتاتور بحرین گفت : بار دیگر از خادم الحرمین به خاطر حمایتهایش از بحرین و نقش مهم سعودی در حمایت از تلاشهای بحرین در تمام زمینه ها تشکر می کنم.

سفر شیخ حمد به ریاض در حالی انجام می شود که اقدامات سرکوبگرانه رژیم وی در مناطق مختلف بحرین تشدید شده است و البته انتخابات فرمایشی اخیر هم که با تحریم کامل از سوی قشرهای مختلف مردم و گروههای سیاسی مخالف روبرو شد، نشان داد مردم بحرین عزم خود را برای پیگیری خواسته های مشروع خود و پیروزی انقلاب جزم کرده اند، از سوی دیگر عربستان سعودی که با آغاز قیام مردم بحرین، نیروهای سرکوبگر خود را به این جزیره کوچک برای سرکوب قیام اعزام کرد، همچنان خود را به حمایت از رژیم آل خلیفه متعهد می داند تا از کشیده شدن دامنه اعتراضات مردم بحرین به عربستان جلوگیری و از فروپاشی پایه های لرزان حکومت خود جلوگیری کنند.

در جدیدترین تصاویری که از سرکوب وحشیانه معترضان در بحرین منتشر شده است ، نیروهای وابسته به رژیم آل خلیفه ساختمانی را که تظاهرکنندگان و مخالفان در آن پناه گرفته بودند آتش زدند.

به گزارش مشرق به نقل از گزارش شبکه تلویزیونی پرس تی وی، عکسهایی که از بدنهای سوخته معترضان در داخل این ساختمان منتشر شد بسیار تکان دهنده است . نیروهای امنیتی رژیم همچنین به بازداشت گسترده معترضان ادامه می دهند.

مخالفان در بحرین، رژیم آل خلیفه را به بازداشت بیش از چهل تظاهرکننده زن در روز جمعه هنگام اعتراض به انتخابات میاندوره ای در داخل یک مرکز خرید در منامه پایتخت بحرین متهم می کنند.

شاهدان عینی می گویند در جریان این بازداشتها نیروهای امنیتی عده ای از تظاهرکنندگان را که در میان انها چند کودک هم بود به شدت کتک زدند. جنبش مخالف الوفاق بحرین خواستار آزادی فوری بازداشتی ها شد.

علی الاحمد تحلیلگر عرب در واشنگتن گفت : پادشاهی بحرین نشان داد که می تواند هر گونه جنایتی و وحشیگری را علیه مردم کشورش مرتکب شود. آنها هیچ احترامی برای زنان یا کودکان یا هر فرد دیگری قائل نیستند.

انقلاب بحرین اواسط فوریه گذشته و در پی قیامهای مردمی در کشورهای خاورمیانه و شمال آفریقا شروع شد. تا کنون نیروهای بحرین با حمایت عربستان سعودی دهها نفر را کشته و صدها نفر دیگر را بازداشت و زندانی کرده اند. بسیاری از زندانیان شکنجه شده و برخی از آنها زیر شکنجه جان خود را از دست داده اند. سرکوب مردم در بحرین که با مداخله نظامی عربستان سعودی تشدید شده ، نتوانسته است قیام مردمی را در این کشور خاموش کند. کشورهای غربی از اینکه چشم خود را به اوضاع نگران کننده بحرین بسته اند هدف انتقادات تند گروههای طرفدار حقوق بشر هستند.

در همین حال معاون دبیرکل جمعیت وعد بحرین گفت : راه حل امنیتی رژیم آل خلیفه برای سرکوب تظاهرات مردم به شکست انجامیده است.

رضا الموسوی درباره اوضاع سیاسی بحرین پس از برگزاری انتخابات میان دوره ای پارلمانی در این کشور گفت : هیچ یک از گروه های مخالف رژیم در این انتخابات شرکت نکردند. این انتخابات کشور را به سوی تنش های بیشتر طایفه ای و سیاسی سوق خواهد داد. این که رژیم مدعی است گروه های مخالف به دنبال تنش های طایفه ای هستند باید به شعارهای گروه های مخالف توجه کرد.

وی افزود : گروه های مخالف خواهان حقوق برابر میان همه شهروندان یک کشور هستند. باید یک پارلمان منتخب دارای اختیارات کامل تشکیل شود و یک شورای مشورتی منصوب از سوی مقامات عالی این رژیم علیه این پارلمان فعالیت نکند. گروه های مخالف خواهان آن هستند که دولت بر اساس اراده مردم تشکیل شود. باید با فساد مالی و اداری مقابله کرد. آیا این خواسته ها طایفه ای هستند؟

موسوی ادامه داد ، باید با فساد، پارتی بازی و استخدام طایفه ای نیرو در وزارت کشور و وزارت دفاع مقابله کرد چرا که این وضع کشور را به سوی ویرانی سوق می دهد. ما خواهان ایجاد رژیم پادشاهی مشروطه در کشور هستیم ولی رژیم با این درخواست مخالفت می کند.

وی افزود : در حال حاضر بحرین با یک فضای متشنج امنیتی روبرو است، بسیاری از مناطق این کشور در محاصره است و تنها هفت درصد در انتخابات دو روز پیش شرکت کردند. باید بحران در کشور به صورت حقوقی و سیاسی و نه امنیتی حل و فصل شود. راه حلهای امنیتی در قرن و هزاره جدید شکست خورده است.

انگلیسی ها و تعدادی از گروه های حامی ملت فلسطین با برپایی یک ایستگاه در خیابان آکسفورد لندن خواستار تحریم محصولات تولیدی رژیم صهیونیستی شدند.
به گزارش جهان جمعی از گروه های حامی ملت فلسطین به همراه مردم انگلیس با برپایی ایستگاه اطلاع رسانی در مقابل فروشگاه مارک اند اسپنسر واقع در خیابان آکسفورد لندن ضمن اطلاع رسانی جنایات رژیم صهیونیستی در فلسطین خواستار تحریم محصولات تولید شده توسط اسرائیل شدند.

شرکت مارک اند اسپنسر در لیست شرکت های حامی رژیم صهیونیستی می باشد.











منبع: قدسنا
ملک عبدالله سرانجام با رای دادن زنان و نامزد شدن در انتخابات شوراهای محلی و مجلس مشورتی موافقت کرد.

به گزارش مشرق به نقل از العالم، پس از سالها مبارزه فعالان در عربستان برای حمایت از زنان این کشور که از ساده ترین حقوق خود مانند رانندگی، مشارکت در امور اجتماعی و حتی انجام کارهای عادی روزمره در سطح جامعه محرومند؛ ملک عبدالله سرانجام با رای دادن زنان و نامزد شدن در انتخابات شوراهای محلی و مجلس مشورتی موافقت کرد.

"عبدالله بن عبدالعزیز" امروز در سخنرانی سالانه خود در مجلس مشورتی در ریاض گفت: با عضویت زنان در مجلس شورا از دوره بعد، طبق اصول شرعی موافقت می کنم.

مجلس مشورتی عربستان سعودی، 150 عضو دارد که توسط پادشاه تعیین می شوند.
ملک عبدالله اظهار داشت: زنان حق دارند از دوره بعد، برای عضویت در شوراهای محلی، و رای دادن به نامزدها، طبق اصول شرعی مشارکت کنند.

مجلس مشورتی در ژوئن گذشته، با مشارکت زنان در انتخابات آینده شوراهای محلی طبق اصول شرعی موافقت کرد. البته این موافقت شامل انتخاباتی که قرار است پنجشنبه آینده برگزار شود، نخواهد شد. این انتخابات هر 4 سال یکبار برگزار می شود.

نیمی از اعضای این شوراها در انتخابات، و بقیه آنها توسط مسئولان سعودی تعیین می شوند.

پادشاه عربستان گفت: این تصمیم پس از مشورت با بسیاری از علما در هیأت علمای ارشد و دیگران در خارج از این هیأت، برای این اتخاذ شده است که ما نمی پذیریم زنان در جامعه سعودی به حاشیه رانده شوند.

تاکید پادشاه عربستان بر ضرورت حمایت از حقوق زنان درحالی مطرح می شود که زنان دراین کشور از کمترین حقوق خود محرومند؛ و حتی برای انجام ساده ترین امور در جامعه مانند رفتن به بسیاری از اماکن عمومی و یا داد و ستد و ... باید قیم خود را همراه داشته باشند.

مشرق: یکی از روزنامه های عامه پسند صبح، تصویری از کتایون ریاحی بازیگر سینما وتلویزیون ایران به منتشر کرده است که در میان کودکان مسلمان و قحطی زده سومالیایی نشسته است و عکس یادگاری گرفته؛ این روزنامه در تیتر خودش ریاحی و سفر و عکس یادگاری اش را با آنجلینا جولی مقایسه می‌کند.


آنجلینا جولی، جرج کلونی و بسیاری دیگر از بازیگران سینمای آمریکا سال ها است که در خدمت دیپلماسی عمومی و تبلیغاتی آمریکا هستند و در نقاط مختلف جهان از شهرت جهانی شان که خود ساخته و پرداخته دستگاه عظیم تبلیغاتی هالیوود است استفاده می‌کنند. این یعنی همان کاری که آژانس اطلاعات آمریکا در دهه 80 میلادی جهت روایت داستان آمریکا برای مردم جهان پیش می گرفت. داستان آمریکا یعنی قصه نوعدوستی و نگهبانی آمریکا از جهان، قصه ای که توسط نشانه های شهرت آمریکا در جهان تعریف می‌شود و در کجای جهان آمریکا را با فیلمهای هالیوودی اش نمی‌شناسند.
از این ها گذشته عکس های یادگاری هنرپیشه های آمریکایی با مردم سودان، سومالی و دیگر نقاط آفریقا و آسیای شرقی و ... اساسا مصرفش برای آن دست از کشور های در حال توسعه و توسعه یافته ای است که مصرف کننده اصلی تولیدات ماشین تبلیغاتی هالیوود است.
اما اینکه چنین حرکتی توسط یک بازیگر ایرانی صورت بگیرد دارای چند نکته است که تامل بر آنها خالی از لطف نیست:
نکته اول اینکه نفس چنین سفری برای بازیگرانی که معمولا غیر از محلات شمال تهران و شاید نقاط تفریحی دیگر کشورها جای دیگری را نشناسد، بسیار مفید خواهد بود که سری نیز به گرسنگان سومالی بزند، البته این مساله تنها در بعد شخصی است، اما زمانی که به بعد تبلیغاتی ماجرا می رسیم ماجرا کاملا متفاوت می شود، به عبارت بهتر چنین سفری تا به چه اندازه می تواند بر زندگی مردم سومالی کمک کند؛ آیا جز این است که بیش از اینکه عکس های یادگاری و سفرهای این گونه بیش از هر چیزی رپرتاژ آگهی هایی است که برای هنرپیشه نقش اول بیشترین عایدی را دارد.
نکته دوم؛ آیا ستاره های سینمایی ما می توانند نماینده و سفیر خوبی برای ایران باشند؟ اگر یک هنرپیشه هالیوودی نماینده فرهنگ ینگه دنیایی می شود، به واسطه دستگاه منظم تولید سبک زندگی ستاره های فرهنگی آمریکایی نماینده فرهنگ آمریکا هستند؛ اما آیا همین حکم درباره ستاره های سینمای ایران هم صادق است. آیا ستاره های سینمای ایران سمبلهایی قابل قبول برای فرهنگ ایرانی هستند، بعید به نظر می آید که ناظری منصف چنین نظری را تایید کند با این حال در صورتی که تایید کننده ای نیز وجود داشته باشد باید از او خواست تا نگاهی به آنچه از زندگی این ستاره ها درباره زندگی خصوصیشان منتشر می شود بیندازند.


و اما نکته سوم؛ برد دیپلماسی هنرپیشه‌های آمریکایی در جهانی بودن آنها است که غیر از دستگاه بزرگ تولید، تبلیغ و انتشار جهانی متکی به جاذبه های جنسی و خشونت فوق العاده سینمای هالیوود است؛ اما از دیدی منطقی تا چه حد بازیگران سینمای ایران در میان مردم جهان شناخته شده اند که با طرح سفر آنها به آفریقا یا هر نقطه بحران خیز جهان موجی از احساسات مردمی برخیزد و الخ. حداکثر برد سینمای ایران به درون مرزهای ایران خلاصه می‌شود؛ البته اگر بگوییم سریال حضرت یوسف علیه السلام را برخی از کشورهای مسلمان نیز دیده اند شاید برخی بازیگر نقش زلیخا را به خاطر بیاورند اما باز هم این در قاعده حکم کلی تغییر ایجاد نخواهد کرد.
و نکته آخر اینکه چرا مسوولان سیاست خارجی و فرهنگی ما نتوانسته اند آن بخش از سمبل های انقلاب اسلامی را که در گذشته نیز در میان ملت های مستضعف به خوبی شناخته شده بودند دوباره به کار بگیرند و کار به استفاده از هنرپیشه های سینما و تلویزیون به سبک آمریکایی کشیده است.

وزارت خارجه آمریکا دفتر کاملاً جدیدی برای مدیریت سیاست‌های آمریکا در قبال کشورهایی که به دنبال تحولات دموکراتیک در خاورمیانه هستند، افتتاح کرد.

به گزارش مشرق، مجله فارین پالسی در گزارشی بیان داشت که ویلیام تیلور معاون ارشد رئیس انجمن صلح آمریکا در امور مدیریت مناقشه، به منطقه فاگی باتوم در واشنگتن نقل مکان کرد تا ریاست این دفتر را ــ که دفتر تحولات خاورمیانه نام دارد و کار خود را از این هفته آغاز می‌کند ــ به عهده گیرد. تامارا کافمن ویتس معاونت وی را به عهده دارد و بدین ترتیب، هم‌زمان به شغل دیگر خود، یعنی معاون دستیار وزیر امور خارجه در امور خاور نزدیک ادامه خواهد داد. رئیس ستاد تیلور، کارن وولکر است که تا ماه آگوست، مدیر «طرح همکاری خاورمیانه» بود و اکنون تام واژا مدیریت آن را به عهده دارد. این طرح نیز اکنون جزء پروژه‌های مربوط به ویتس قرار می‌گیرد. تیلور به بیل برنز معاون وزیر امور خارجه و جفری فلتمن دستیار وزیر خارجه در امور خاور نزدیک پاسخگو خواهد بود.

تیلور در مصاحبه روز دوشنبه خود با نشریه کیبل گفت که دفتر وی کار خود را با هماهنگ کردن امور وزارت امور خارجه درباره سیاست‌های آمریکا در قبال مصر، تونس و لیبی، یعنی سه کشوری که در خاورمیانه سعی بر تحول نظام خود از دیکتاتوری به دموکراسی دارند، آغاز خواهد کرد.

وی گفت: «ایده کاری ما بر این است که توجه و انرژی خود را بر چگونگی حمایت از این سه کشور در حال تحول متمرکز کنیم. می‌خواهیم اطمینان حاصل کنیم که در وزارت خارجه بر مسائل این سه کشور توجه کافی سطح بالا پرداخته می‌شود».

در دفتر تیلور ده الی دوازده نفر شاغل خواهند بود و وی می‌گوید که امیدوار است یک مشاور ارشد ثابت از پنتاگون و «سازمان توسعه بین‌الملل آمریکا» به گروه خود اضافه کند. قرار است این دفتر به صورت دائمی برقرار باشد و عملیات خود را به گونه‌ای گسترش خواهد داد تا کشورهایی مانند سوریه و یمن را، در صورتی که آنها هم به دنبال تحول به سمت دموکراسی باشند، در برگیرد.

اولین کار تیلور تلاش برای گسترش استراتژی‌های حمایتی از مصر، لیبی و تونس خواهد بود. سپس، دفتر وی اجرای این استراتژی‌ها را از طریق همکاری با وزارت امور خارجه آمریکا به وسیله فرایندهای بین سازمانی و سپس از طریق همکاری با موسسه‌های مالی بین‌المللی، سازمان‌های غیردولتی و اشخاص یا گروه‌های متمایل دنبال خواهد کرد. تیلور گفت که وی در جلسات شورای امنیت ملی آمریکا درباره امور مرتبط به کار وی شرکت خواهد کرد.

اوباما در سخنرانی خود در نوزدهم ماه می درباره خاورمیانه وعده داد که برای تاسیس صندوق‌های سرمایه‌گذاری برای تونس و مصر تلاش خواهد کرد. آمریکا چنین صندوق‌هایی را با هدف حمایت از برنامه‌ها و فعالیت‌های نوظهور در خارج از کشور تاسیس می‌کند. وی همچنین گفت که حمایت آمریکا از دموکراسی «بر اساس تضمین ثبات مالی، ارتقاء اصلاحات و یکپارچه‌سازی بازارهای رقابتی با یکدیگر و همچنین با اقتصاد جهانی» قرار دارد و آمریکا این کار را با تونس و مصر آغاز خواهد کرد.

تیلور گفت که دولت آمریکا هنوز برای تاسیس صندوق‌های سرمایه‌گذاری برای این کشورها مشتاق است، ولی برای اجرای این کار به تصویب قانونی که به آن رسمیت ببخشد، نیاز است.

وی در این باره گفت: «ما امکان تاسیس صندوق‌های سرمایه‌گذاری برای این کشورهای در حال تحول را دنبال می‌کنیم، ولی برای این کار به حمایت شدید کنگره نیاز داریم». وی اضافه کرد که وزارت امور خارجه آمریکا از کنگره خواهد خواست مجوز و بودجه لازم برای حمایت از طرح‌های تحولاتی در این وزارتخانه را بدهد. دریافت بودجه‌‌های جدید برای طرح‌های دیپلماتیک در این شرایط سخت مالی دشوار است؛ با این حال، تخصیص بودجه برای تحول هم در حزب جمهوری‌خواه و هم دموکرات کنگره طرفدارانی دارد.

تیلور تا حدودی بدین دلیل برای این شغل انتخاب شد که وی در تلاش‌های دیپلماتیک مشابهی که پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی صورت گرفت، نقش بسزایی داشت. وزارت خارجه آمریکا در سال 1991 «دفتر قانون حمایت از آزادی» را دایر کرد که روابط آمریکا با اعضای سابق بلوک شوروی را مدیریت می‌کرد.

ریچارد آرمیتاژ سفیر آمریکا ریاست آن دفتر را به عهده داشت و گزارش‌های خود را به لارنس ایگلبرگر معاون وزیر امور خارجه تقدیم می‌کرد. تیلور در آن دفتر برای آرمیتاژ کار می‌کرد و سرانجام مدیر آن دفتر شد و این سمت را تا سال 2001 حفظ کرد. دفتر قانون حمایت از آزادی با «دفتر حمایت از دموکراسی در اروپای شرقی» ترکیب شد و تا به امروز به کار خود ادامه می‌دهد.

تیلور از سال 2006 تا 2009 سفیر آمریکا در اکراین بود و پیش از آن نیز به عنوان فرستاده واشنگتن به «گروه چهارگانه خاورمیانه»، شامل آمریکا، سازمان ملل، اتحادیه اروپا و روسیه که به فرایند صلح در مناقشه فلسطین و اسرائیل می‌پردازند، خدمت می‌کرد. وی در سال‌‌های 2004 و 2005 «دفتر مدیریت بازسازی عراق» را در بغداد اداره می‌کرد و از 2002 تا 2003 در کابل به عنوان هماهنگ‌کننده دولت آمریکا و همکاری بین‌الملل در افغانستان خدمت کرده است.

مشرق: پنتاگون که با استفاده از هالیوود موفق شده است تصویری از تفنگداران دریایی خود بسازد و نمی‌خواهد کسی این تصویر را خراب کند؛ با تیغ سانسوری که بر فیلم اقدامات متقابل (Countermeasures ) اعمال کرد، اجازه نداد که عوامل این فیلم، تجاوز و آزار جنسی زنان نیروی دریایی آمریکا را به تصویر بکشند و مردم از این موضوع مطلع شوند.

در سال 1993، بازیگر زن هالیوودی، جینا دیویس، برای بازی در فیلم Countermeasures انتخاب شد؛ دیویس در این فیلم قرار بود نقش روانپزشک نیروی دریایی را ایفا کند که طی جنگ خلیج هویت یک گروه جنایتکار را روی عرشه یک ناوهواپیمابر هسته‌ای آشکار می‌سازد.

اما مشکلی وجود داشت؛ ناظر پنتاگون در هالیوود اجازه ساخت آن را نمی داد؛ زیرا نیروی دریایی را بطور مناسبی از نظر آنان به تصویر نمی‌کشید.

شخصیت جینا دیویس (سی.سی) که به مدت چندین ماه تنها زن روی عرشه رزم­ناو نیروی دریایی ارتش آمریکا است، دائماً از سوی خدمه ناو، بویژه سروان لندرز از بخش تحقیقات نیروی دریایی، در معرض آزارهای جنسی قرار می‌گیرد.

این فیلم در بخش دیگری به اجازه فروش قطعات یدکی هواپیما به ایران توسط کاخ سفید می پردازد که به رسوایی ایران کونترا معروف شد و نزدیک بود در سال 1986 باعث سقوط دولت ریگان شود. که با فشار پنتاگون حذف می شود،

ناظر پنتاگون در هالیوود در این خصوص می‌نویسد:

«انتخاب یک مأمور NIS به عنوان شخصیت منفی فیلم تصویری منفی از سرویس ارائه داده، وجهه منفی به سایر مأمورین بخشیده و اتهام فقدان حرفه‌ای بودن را که طی چند سال گذشته بطور گسترده توسط رسانه‌ها گزارش شده است تقویت می‌کند.

همچنین مسئله اشاره فیلمنامه به همدستی کاخ سفید در عملیات سری فروش قطعات هواپیما به ایران نیز در بین بود. استراب نوشت «دلیلی ندارد که کاخ سفید را بدنام کنیم یا ماجرای ایران کونترا را به یاد مردم بیاوریم.

نتیجه بحث، که در واقع خلاصه ای از بحثهای صورت گرفته بین تهیه کننده و کمپانی دیسنی پس از دریافت نامه شما بود، تمایل به ایجاد تغییرات و اصلاحات در فیلمنامه است که به وزارت دفاع و نیروی دریایی اجازه خواهد داد از ساخت فیلم حمایت کنند. آنها از میزان صحنه های آزار جنسی کاسته و تنها صحنه هایی را نگه خواهند داشت که برای داستان فیلم ضروری هستند. همچنین بر ارائه تصویر واقع گرایانه از خدمه و عملیاتهای ناو که برای Desert Storm[1] آماده می شد تأکید می شود. همچنین درباره اینکه شخصیت منفی فیلم یعنی لندرز از بازرس NIS به افسر فنی یکی از پیمانکارهای وزارت دفاع تبدیل شود بحث شد.»



یکی از عوامل فیلم می گوید:«ما واقعاً به همکاری نیروی دریایی نیاز داشتیم، و آنها هم از ابتدا می‌دانستند از فیلمی که در آن قتلی روی یک ناو هواپیمابر اتفاق می‌افتد حمایت نخواهند کرد. در نتیجه فیلم ساخته نشد. موضوع فیلم آن را نابود کرد.»

تصویر جینا دیویس، بازیگر هالیوود


نسخه کامل کامل پی دی اف کتاب عملیات هالیوود

نسخه پی دی اف فصل سوم کتاب عملیات هالیوود


متن کامل فصل سوم از کتاب عملیات هالیوود که به طور کامل تقدیم خوانندگان مشرق می شود:


فصل سوم

تبعیض علیه گفتار بخاطر پیام آن، نقض قانون اساسی است.

روی میز فیل استراب در پنتاگون پر از فیلمنامه فیلم و مجموعه‌های تلویزیونی است، پوستر فیلم دیوارها را پوشانده و قفسه‌ای پر از ویدئوی فیلم‌ها و برنامه‌های تلویزیونی در اتاق قرار دارد. استراب پنجاه و شش ساله، قد کوتاهی دارد و موهایش ریخته اند، اما وضعیت جسمانی مناسبی دارد. در حقیقت شبیه حسابداری بنظر می‌رسد که بدنسازی انجام می‌دهد. اما استراب حسابدار نیست؛ رابط اصلی پنتاگون با صنعت فیلمسازی و تلویزیون است که باعث شده یکی از قدرتمندترین افراد در عرصه نمایش باشد.

استراب نفوذ زیادی دارد؛ فیلمسازهای برجسته مرتباً برای جلب همکاری ارتش به دفتر وی در پنتاگون می‌آیند. اگر فیلمنامه‌ای را دوست داشته باشد می‌تواند توصیه کند که پنتاگون تجهیزات نظامی زیادی – شامل زیردریایی‌های هسته‌ای، هواپیما، تانک و بمب افکن‌های جت – به ارزش میلیون‌ها دلار را برای تولید فیلم در اختیار آنان بگذارد.

و اگر از فیلمنامه‌ای خوشش نیاید تهیه‌کنندگان مجبور هستند فیلمنامه خود را عوض کنند، یا کشتی و هواپیماهای جنگنده که برای ساخت فیلم به آنها نیاز دارند را از جای دیگری پیدا کنند و یا اینکه کلاً از خیر ساختن فیلم بگذرند.

چیس براندون[2] ، رابط سازمان سیا با صنعت فیلمسازی، می‌گوید «فیل استراب می‌تواند بگوید "من می‌خواهم صفحه 6 و 7 کاملاً حذف شوند وگرنه نمی‌توانید از ناوهای هواپیمابر ما استفاده کنید." »

ممکن است تهیه‌کنندگان هالیوودی وقتی استراب دست رد به سینه آنها می‌زند در خفا ـ و برخی حتی بطور آشکار ـ غرولند کنند، اما بطور کلی هالیوود فیل استراب را دوست دارد. در حقیقت وقتی در سال 1998 پنتاگون اعلام کرد ممکن است شغل استراب بخاطر تعدیل نیروی کلی در وزارت دفاع حذف شود، رئیس انجمن فیلمسازی آمریکا جک والنتی شخصاً از ویلیام کوهن وزیر دفاع وقت آمریکا خواست تجدید نظر کند. تعداد زیادی از فیلمسازان برجسته نیز نامه‌هایی در این زمینه نوشتند و در نهایت وزارت دفاع تصمیم گرفت استراب را نگه دارد.

استراب از سال 1989 مسئولیت دفتر ارتباطات فیلمسازی پنتاگون را برعهده داشته است، یعنی زمانی که مسئول قبلی دفتر، دان باروش ، پس از چهل سال بازنشسته شد. مافوق کنونی وی، سخنگوی پنتاگون لاورنس دی‌ریتا، دستیار ویژه سابق دونالد رامسفلد، وزیر دفاع و محقق سابق بنیاد هریتیج[3] است.

استراب در زمان جوانی تصمیم داشت فیلمساز بشود. وی پس از فارغ‌التحصیل شدن از دانشگاه سنت لوئیس در سال 1968 سه سال به عنوان افسر روابط عمومی نیروی دریایی خدمت کرد و سپس به مدرسه فیلمسازی دانشگاه کالیفرنیای جنوبی رفت. استراب پس از دریافت مدرک فوق لیسانسش در سال 1974 فعالیت خود در عرصه نمایش را با ساختن تبلیغات تجاری رادیویی و تلویزیونی برای آژانس تبلیغاتی Young&Rubicam ، و کار کردن روی کمپین‌های تبلیغاتی Holiday Inn ، General Foods ، Execdrin و Eastern Airlines آغاز کرد.

استراب که خود را «فیلمنامه‌نویس زبردستی» می‌داند سالها در حاشیه صنعت نمایش پلکید، فیلم‌های مستند و آموزشی برای مرکز پزشکی دانشگاه نیویورک در سیراکوس، و سپس برای موسسه تحقیقاتی والتر رید وابسته به ارتش ساخت. در سال 1980 تهیه‌کننده/نویسنده اصلی شبکه اخبار نیروی دریایی آمریکا شد و در سال 1984 شغلی به عنوان کارگردان برنامه صوتی‌ تصویری در Naval Health Sciences and Training Command در مریلند به دست آورد و همزمان به مقام فرماندهی در نیروهای ذخیره نیروی دریایی رسید.

5 سال بعد در سال 1989 استراب برای ریاست دفتر فیلم پنتاگون استخدام شد. او هیچ‌گاه نمی‌توانست به رویایش که ساختن فیلم بود برسد، اما اکنون می‌توانست به فیلمسازهای واقعی بگوید چطور فیلم‌های خود را بسازند.

در سال 1993، یعنی همان سالی که استراب تهیه‌کنندگان Clear and Present Danger را در منگنه قرار داده بود تا درخواست‌هایش را برآورده کنند، جینا دیویس برای بازی در فیلم Countermeasures انتخاب شد؛ دیویس در این فیلم قرار بود نقش روانپزشک نیروی دریایی را ایفا کند که طی جنگ خلیج هویت یک گروه جنایتکار را روی عرشه یک ناوهواپیمابر هسته‌ای آشکار می‌سازد. دیویس، یکی از ستاره‌های در حال پیشرفت هالیوود، آن زمان در اوج خود قرار داشت. دو فیلمش، A league of their own و Hero (قهرمان)، سال گذشته روی پرده رفته بودند و Countermeasures هم فیلم پرهزینه‌ای بود که Touchstone Pictures دیسنی تصمیم به ساخت آن داشت.

اما مشکلی وجود داشت؛ استراب از فیلمنامه خوشش نمی‌آمد زیرا نیروی دریایی را بطور مناسبی به تصویر نمی‌کشید.

در تاریخ 8 ژوئن 1993 استراب در نامه‌ای به مدیر ارشد والت دیسنی، بروس هنریکس، نوشت «فیلمنامه تصویری نادرست و ناخوشایند از شیوه زندگی در نیروی دریایی ارائه می‌دهد، بویژه برای زنان... تقریبا هیچ یک از خدمه احترامی برای شغل خود، خودشان و همکارانشان قائل نیستند. بنظر می‌رسد تنها بازنویسی عمده فیلمنامه این تصویر را تصحیح خواهد نمود و گمان می‌کنیم شما قادر نباشید چنین تغییر اساسی را اعمال کنید.»

در فیلمنامه اصلی که توسط رمان‌ و فیلمنامه نویس مشهور داریل پونیکسان[4] نوشته شده بود، داستان با سقوط یک هواپیمای جنگنده با عرشه ناوهواپیمابری در خلیج فارس آغاز می‌شود. خلبان کشته می‌شود اما افسر رادیویی وی یعنی سراون رودیک، که به سختی مجروح و دچار فراموشی شده است، زنده می‌ماند. شخصیت جینا دیویس (سی.سی) که برای درمان رودیک از پایگاه آمریکا در ترکیه به ناو منتقل می‌شود؛ تنها زن روی عرشه است و دائماً از سوی خدمه، بویژه سروان لندرز، در معرض آزارهای جنسی قرار می‌گیرد. سروان لندرز بازرس Naval Investigative Service (بخش تحقیقات نیروی دریایی) است که به مدت چندین ماه روی کشتی بوده و اکنون مسئولیت تحقیق درباره سقوط را به عهده دارد.

وقتی که سی.سی به تدریج حافظه رودیک را باز می‌گرداند درمی‌یابد که سقوط جنگنده تصادفی نبوده و بخاطر خرابکاری اتفاق افتاده است. همچنین متوجه می‌شود که بیمارش بخشی از یک عملیات محرمانه تحت نظر کاخ سفید بوده است که قطعات هواپیما به ایران منتقل می‌کردند، و لندرز هم جزو همان عملیات سری است.

سی.سی از لندرز می‌پرسد «چه کسی همچین دستوری می‌دهد؟» و لندرز پاسخ می‌دهد «هوم. یک کلنل نیروی دریایی جایی در یک دفتر زیرزمینی»، که اشاره آشکاری به نقش کلنل الیور نورث[5] در عملیات اسلحه در ازای گروگان‌‌ها داشت که کلنل نورث از زیرزمین کاخ سفید آن را اداره می‌کرد؛ عملیات محرمانه‌ای که بعدها به عنوان رسوایی ایران کونترا معروف شد و نزدیک بود در سال 1986 باعث سقوط دولت ریگان شود.

در فیلمنامه پونیکسان کاخ سفید اجازه فروش قطعات یدکی هواپیما را به ایران می‌داد. زیرا پس از جنگ هشت ساله ایران با عراق، که در سال 1988 با مرگ صدها هزار نفر از نیروها و مردم عادی به آتش‌بس انجامید، ناوگان هوایی ایران که ایالات متحده طی سلطنت شاه به این کشور فروخته بود دیگر هیچ قطعات یدکی نداشت.

پس از تحقیقات بیشتر سی.سی جریانی ناخوشایندتر در عرشه کشتی را کشف می‌کند؛ کسی در بین خدمه از عملیات محرمانه فروش قطعات هواپیما به ایران برای سرپوش گذاشتن روی عملیاتی کثیف‌تر استفاده می‌کند؛ یعنی فروش اجزای سیستم هدایت موشک برای موشک‌های اسکاد به عراق که علیه نیروهای آمریکایی در جنگ خلیج بکار گرفته می‌شدند.

هنگامی که رودیک حافظه‌اش را باز می‌یابد، سی.سی متوجه می‌شود او هم بخشی از توطئه بوده است اما چون خلبان در آخرین لحظات دچار شک و تردید می‌شود نقشه‌اش شکست می‌خورد. سی.سی همچنین کشف می‌کند که مجرم اصلی، کسی که نقشه رودیک را بر هم می‌زند و مسئول اصلی عملیات فروش قطعات موشک به عراق، کسی جز افسر NIS و مسئول بررسی سقوط جنگنده یعنی لندرز نیست.

در پایان فیلم لندرز رودیک را می‌کشد و سعی می‌کند سی.سی را نیز به قتل برساند، اما دکتر در دفاع از خود او را می‌کشد.

فیل استراب نظراتش را روی فیلمنامه نوشت، که وزارت دفاع سه معیار اصلی برای حمایت از فیلم‌ها دارد؛ تصویر ارائه شده از زندگی نظامی باید «مناسب و معتبر» باشند؛ فیلم باید «اطلاعاتی درباره ارتش به جامعه بدهد»؛ و فیلم باید «به ارتش در جذب و حفظ نیروهایش کمک کند».

استراب در ادامه می‌نویسد «بخش‌های بنیادینی از نسخه 12 آوریل 1993 فیلمنامه مطابق معیارها نیست.» و توضیح می‌دهد که یکی از مشکلات فیلمنامه تصویری است که از Naval Investigative Service ارائه شده است. دو سال پیش NIS بخاطر تحقیقات سطحی و ناکافی‌اش درباره رسوایی [6]Tailhook مورد انتقاد شدید قرار گرفته بود. استدلال استراب این بود که ساختن چنین فیلمی در فاصله کوتاهی پس از آن جریان برای NIS یا نیروی دریایی مفید نخواهد بود.

«انتخاب یک مأمور NIS به عنوان شخصیت منفی فیلم تصویری منفی از سرویس ارائه داده، وجهه منفی به سایر مأمورین بخشیده و اتهام فقدان حرفه‌ای بودن را که طی چند سال گذشته بطور گسترده توسط رسانه‌ها گزارش شده است تقویت می‌کند.»

همچنین مسئله اشاره فیلمنامه به همدستی کاخ سفید در عملیات سری فروش قطعات هواپیما به ایران نیز در بین بود. استراب نوشت «دلیلی ندارد که کاخ سفید را بدنام کنیم یا ماجرای ایران کونترا را به یاد مردم بیاوریم.»

مدیران اجرایی دیسنی که مشتاق بودند همکاری پنتاگون را جلب کنند جان هورتون افسانه ای را استخدام کردند تا به جلب رضایت استراب کمک کند. هورتون، سرگرد ارتش در دوران جنگ جهانی دوم، به عنوان مدیر لوکیشن در کمپانی برادران وارنر کار می کرد. در سال 1948 به خدمت فراخوانده شد تا به عنوان یک کلنل در سمت رئیس دپارتمان فیلمسازی ارتش فعالیت کند. وی در سال 1949 به تدوین سیاست اولیه وزارت دفاع در زمینه شرایط همکاری با فیلمسازهای تبلیغاتی کمک کرد. هورتون سال بعد ارتش را ترک کرد، به دنیای فیلمسازی بازگشت؛ ابتدا به عنوان نماینده Universal Pictures در واشنگتن و سپس به عنوان تهیه کننده در Universal و Paramount Pictures فعالیت کرد. در سال 1959 موسسه مشاوره خود را در زمینه هماهنگ کردن همکاری ها بین هالیوود و ارتش تأسیس نمود. طی چهل سال بعد به صدها تهیه کننده کمک کرد از هزارتوی قوانین پنتاگون ـ که به تدوین آنها کمک کرده بود ـ بگذرند تا بتوانند حمایتی را که برای ساخت فیلم و نمایشهای تلویزیونی خود نیاز داشتند از پنتاگون دریافت کنند.

هورتون در نامه ای به تاریخ 16 ژوئن 1993 به استراب نوشت: «من در تاریخ 14 ژوئن ملاقاتی با مدیران Pacific Western Production، تهیه کنندگان Countermeasures در دیسنی تاچستون، و بروس هندریکس، تاد گارنر و جین گلدن رینگ، داشتم تا فیلم را بررسی کنیم. من بر دغدغه های وزارت دفاع و نیروی دریایی که شما در نامه خود در تاریخ 8 ژوئن 1993 بطور کلی به آنها اشاره کرده بودید تأکید کردم. ما طی یک جلسه یک ساعت و نیمی بسیار مفیدی جنبه های بنیادین و مهم فیلمنامه را که باعث می شود فیلم ارزیابی مطلوبی در راستای جلب حمایت وزارت دفاع دریافت نکند بررسی کردیم.»

«نتیجه بحث، که در واقع خلاصه ای از بحثهای صورت گرفته بین تهیه کننده و کمپانی دیسنی پس از دریافت نامه شما بود، تمایل به ایجاد تغییرات و اصلاحات در فیلمنامه است که به وزارت دفاع و نیروی دریایی اجازه خواهد داد از ساخت فیلم حمایت کنند. آنها از میزان صحنه های آزار جنسی کاسته و تنها صحنه هایی را نگه خواهند داشت که برای داستان فیلم ضروری هستند. همچنین بر ارائه تصویر واقع گرایانه از خدمه و عملیاتهای ناو که برای Desert Storm[7] آماده می شد تأکید می شود. همچنین درباره اینکه شخصیت منفی فیلم یعنی لندرز از بازرس NIS به افسر فنی یکی از پیمانکارهای وزارت دفاع تبدیل شود بحث شد.»

تهیه‌کنندگان حاضر بودند شخصیت منفی فیلم را از افسر نیروی دریایی به شخصی غیرنظامی تبدیل کرده، و میزان‌ آزار جنسی که سی.سی در معرض آن قرار می‌گرفت کاهش دهند اما این مسئله که فیلم درباره جنایت و قتل روی عرشه یک ناوهواپیمابر نیروی دریایی بود را نمی‌شد تغییر داد.

استراب دوباره مخالفت کرد و در نهایت تهیه‌کنندگان نتوانستند حمایت پنتاگون را به دست بیاورند. در نتیجه تلاش کردند یکی از کشتی‌های نیروی دریایی اسپانیا را بگیرند، اما وقتی اسپانیایی‌ها متوجه شدند نیروی دریایی آمریکا فیلمنامه را رد کرده است آنها هم از کمک به فیلم امتناع کردند.

پونیکسان می‌گوید: «فیلم خیلی خوبی بود. اما نمی‌شد آن را بدون یک ناو هواپیمابر ساخت. ما سعی داشتیم کشتی دیگری از نیروی دریایی اسپانیا بگیریم اما فایده نداشت، زیرا آنها نمی‌خواستند کاری را که نیروی دریایی آمریکا آن را رد کرده بود انجام دهند.» در نهایت تهیه‌کنندگان از ساخت فیلم منصرف شدند.

پونیکسان ادامه می‌دهد که «ما واقعاً به همکاری نیروی دریایی نیاز داشتیم، و آنها هم از ابتدا می‌دانستند از فیلمی که در آن قتلی روی یک ناو هواپیمابر اتفاق می‌افتد حمایت نخواهند کرد. در نتیجه فیلم ساخته نشد. موضوع فیلم آن را نابود کرد.»

پونیکسان که در سال 1962 در نیروی دریایی ثبت نام کرد بود از قدرت فیلم به عنوان ابزار جذب نیرو آگاه است؛ «یکی از دلایل من برای ثبت نام در نیروی دریایی فیلم از اینجا تا ابدیت[8] بود.» اما همچنان معتقد است پنتاگون در اینکه فیلمسازها را مجبور کند تصویر پاک و پاکیزه‌ای از ارتش ارائه دهند زیاده‌روی می‌کند.

«آنها معتقدند ـ از نظر من به اشتباه ـ که فقط تصاویر بسیار مثبت از ارتش به جذب نیرو و تقویت روحیه نیروها کمک می‌کند. اما از نظر من اینطور نیست. من فکر می‌کنم فیلمهایی که به مسائل و مشکلات ارتش می‌پردازند آن را جالب‌تر می‌کنند.»

پونیکسان پیش از این هم سر دو فیلم که در دهه 1970 نوشته بود با نیروی دریایی مشکل پیدا کرد؛ Cinderella Liberty با بازی جیمز کان در نقش یک دریانورد که با یک فاحشه و پسر نامشروعش دوست می‌شود، و The Last Detail با بازی جیمز نیکلسون در نقش افسر نیروی دریایی که موظف است دریانوردی را تا زندان اسکورت کند. پنتاگون از هیچ‌یک از این فیلم‌ها بخاطر موضوعشان حمایت نکرد.

پونیکسان می‌گوید «ما سعی کردیم در فیلم Cinderella Liberty و The Last Detail با آنها همکاری کنیم. اما هرچه بیشتر با آنها راه بیایی انتظاراتشان بیشتر می‌شود، تا جایی که یکپارچگی فیلم به خطر می‌افتد. سروکله زدن با نیروی دریایی بر سر فیلم Cinderella Liberty اعصاب خرد کن بود. آنها می‌گفتند اشکال ندارد اگر یکی از خدمه در حال مستی یا ناسزا گفتن نشان داده شود، اما افسر نیروی دریایی نه. آنها تصویری از یک دریانورد آمریکایی دارند و نمی‌خواهند کسی خرابش کند. کنار آمدن با نیروی دریایی خیلی دشوار است. تنها مشکل من با آنها این است که باید بگذارند نویسنده آنطور که صلاح می‌داند ارتش را به تصویر بکشد. تلاش برای کنترل نتایج اشتباهی تمام عیار است، نه به آنها کمک می‌کند و نه به فیلم. از نظر من همکاری با فیلم‌هایی که ارتش را بصورتی نادرست به تصویر می‌کشند اشتباه است. آنها نباید صرفاً به خاطر اینکه از محتوای فیلم خوششان نمی‌آید حداقل همکاری را از فیلم‌هایی که تهدیدی برای اسرار نظامی یا مسائل این چنینی نیستند دریغ کنند. این مطابق اصول دموکراسی نیست. اگر شما به همکاری ارتش نیاز داشته باشید و آنها بخاطر محتوای فیلم از همکاری امتناع کنند این کار واضحاً نوعی سانسور است.»

کارشناسان حقوقی بسیاری، از جمله فلوید آبرامز کارشناس مشهور متمم اول[9] قانون اساسی آمریکا و پروفسور برجسته قانون اساسی ایروین کمیرینسکی معتقدند این نوع سانسور نقض آشکار متمم اول است.

آبرامز، که پیش از این در دادگاه های بسیاری در دیوان عالی آمریکا حضور یافته و اکنون مشاور نیویورک تایمز در زمینه موارد مربوط به پنتاگون است می گوید «این نوع تبعیض بر اساس دیدگاه توسط دولت، که شکل خاصی از بیان را بر اشکال دیگر ترجیح می دهد، نقض آشکار متمم اول است. دولت دو نوع محدودیت بر بیان اعمال می کند که مورد ظن هستند؛ نخستین مورد شامل محدودیت بر اساس موضوع مورد بحث است. برای مثال اگر ارتش بگوید "ما نمی خواهیم هیچ فیلمی درباره ارتش ساخته شود، بنابراین به هیچکس که فیلمی درباره ارتش می سازد کمک نمی کنیم این کار اعمال محدودیت بر موضوع محسوب می شود و خلاف قانون اساسی است. اما دومین نوع محدودیت بیان از منظر متمم اول نگران کننده تر نیز هست؛ یعنی محدودیت بر بیان بر اساس دیدگاه گوینده. بنابراین اگر ارتش بگوید "ما با بعضی فیلمسازها همکاری می کنیم اما فقط آنهایی موضعشان درباره نیروهای مسلح رضایت ما را جلب کند" حتی بیشتر از مورد اول قانون اساسی را نقض می کند.»

کمرینسکی که در دانشگاه کالیفرنیای جنوبی قانون اساسی تدریس می کند با نظرات آبرامز موافق است: «دیوان عالی گفته است که طبق متمم اول، دولت نمی تواند در هیچگونه تبعیض علیه گفتار بر اساس نقطه نظر مشارکت کند. دولت نمی تواند نوع خاصی از بیان را بخاطر نقطه نظر آن ترجیح داده و یا انواع دیگر را رد کند. دیوان گفته است که دولت نمی تواند بر اساس دیدگاه بیان شده درباره چگونگی تخصیص کمکهای مالی تصمیم بگیرد.»

کمرینسکی در راستای حمایت از استدلالش به پرونده روزنبرگر علیه دانشگاه ویرجینیا در سال 1995 در دیوان عالی اشاره می کند. در این پرونده دیوان عالی اعلام کرد نهادهای دانشجویی در کالجهای دولتی را نمی توان بخاطر ماهیت مذهبی فعالیت هایشان از کمکهای مالی که سایر گروههای دانشجویی از آن برخوردارند محروم کرد.

آنتونی کندی قاضی دیوان عالی، که حکم دیوان درباره پرونده روزنبرگر را قرائت کرد می نویسد «بدیهی است که دولت نباید بیان را بر اساس محتوا یا پیامی که منتقل می کند کنترل کند. در عرصه بیان یا گفتار خصوصی، قوانین دولت نباید یک گوینده را بر دیگری ارجحیت بدهند.»

«تبعیض علیه بیان بخاطر پیام آن نقض قانون اساسی است. بر اساس این قوانین به نتیجه رسیدیم که دولت هنگامی که دشواری‌های مالی بر گوینده‌های خاصی بخاطر محتوای پیامشان تحمیل می‌کند متمم اول را نقض کرده است. زمانی که دولت نه صرفاً موضوع، بلکه دیدگاه‌های خاص افراد درباره موضوعی خاص را هدف قرار می‌دهد متمم اول را بصورت آشکارتر و بارزتری نقض می‌کند. بنابراین تبعیض بر اساس دیدگاه نوع فاحش تبعیض بر اساس محتوا است. دولت باید از کنترل بیان، هنگامی که ایدئولوژی انگیزه‌بخش یا عقیده یا دیدگاه گوینده بنیانی برای محدودیت است، بپرهیزد.»

پروفسور کمرینسکی در پاسخ به این سوال که چرا پنتاگون تا کنون بخاطر این فعالیت مخالف قانون اساسی مورد بازخواست قرار نگرفته است می‌گوید «چون کسی تا بحال شکایت نکرده است.»

آبرامز هم با نظر وی موافق است: «تا بحال به کارشان ادامه داده‌اند زیرا می‌توانستند. از فعالیت‌هایشان در دادگاه شکایت نشده است.»

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نامه فیل استراب درباره فیلم Countermeasures در تاریخ 8 ژوئن 1993

دفتر معاون وزیر دفاع

واشنگتن دی.سی

 

آقای بروس هندریکس

مدیر ارشد

Motion Picture Production

کمپانی والت دیسنی

پلاک 500. خیابان بوئنا ویستای جنوبی

بربنک، 90521-5622

آقای هندریکس عزیز

همانطور که می‌دانید ما نسخه 12 آوریل 1993 از فیلمنامه countermeasures را بررسی کرده‌ایم. مسائل مورد بحث اساسی و گسترده هستند. فیلمنامه تصویری نادرست و ناخوشایند از شیوه زندگی در نیروی دریایی ارائه می‌دهد، بویژه برای زنان... تقریبا هیچ یک از خدمه احترامی برای شغل خود، خودشان و همکارانشان قائل نیستند. بنظر می‌رسد تنها بازنویسی عمده فیلمنامه این تصویر را تصحیح خواهد و گمان می‌کنیم شما قادر نباشید چنین تغییر اساسی را اعمال کنید. در نتیجه ما دغدغه‌هایمان را صرفاً بطور کلی بیان کردیم.

اگر شما معتقدید که می‌توانید این مسائل را حل کنید، ما اطلاعات بیشتری در اختیارتان خواهیم گذاشت، با شما و همکارانتان ملاقات کرده و در هر زمینه دیگری با شما همکاری می‌کنیم تا توافق حاصل شود. اگر چنین کاری امکان پذیر نیست امیدواریم بتوانیم در پروژه‌های آتی که به نفع هردو طرف باشد با یکدیگر همکاری کنیم.

 

احتراماً

فیل استراب

 

نظرات درباره Countermeasures

معیارهای وزارت دفاع برای ارائه حمایت:

· جنبه های به تصویر کشیده شده از ارتش محتمل و معتبر باشند

· به مردم درباره ارتش اطلاعات بدهد

· به جذب و حفظ نیرو توسط ارتش کمک کند

 

تعدادی از جنبه های بنیادین فیلمنامه مورخ 12 آوریل 1993 هستند که باعث می شوند فیلمنامه طبق معیار ارتش نباشد

1. شخصیت پردازی افراد نیروی دریایی: اکثریت غالب پرسنل نیروی دریایی کاملاً غیرواقعی و منفی هستند. غیرحرفه ای بوده، آشکارا بر اهداف فردی تمرکز داشته و اگر هم آزار یا تجاوز جنسی انجام ندهند جنسیت گرا هستند. مهمتر از همه، این رفتار محدود به شخصیت های منفی نشده و تقریبا در تمام دیالوگ ها و صحنه ها وجود دارد.

- حتی شخصیت سی.سی هم در ابتدا کاملاً تحت تأثیر منافع شخصی قرار دارد. زمانی که مأموریت را قبول می کند می گوید «این رو تو سابقه ام ذکر کن بابی. اینا افتخار نظامیه. افتخار!»

- وجود کلیشه های نژادپرستانه: دریانورد الیس آفریقایی آمریکایی مانند خدمتکار کاپیتان است، ساده لوح و بسیار وفادار. و یک فیلیپینی به کاپیتان خدمت می کند.

 

2. زنها بر عرشه ناو: واکنش شگفت زده خدمه به حضور یک زن روی عرشه کشتی کاملا غیرواقعی است. چندین سال است که زنان برای ماموریت های موقتی به ناوهای هواپیمابر اعزام می شوند. تا زمانی که فیلم پخش شود حضور آنها حتی عادی تر هم خواهد بود. تا آن زمان حتی ممکن است زنان خلبان – تحت پوشش گسترده رسانه های ملی - به اسکادران ناوهای هواپیمابر ملحق شوند. مخاطبین احتمالاً از دیدن واکنش حیرت زده دریانوردان ـ آنطور که اکنون به تصویر کشیده شده اند ـ سرگرم یا حتی متحیر خواهند شد.

3. شخصیت مأمور NIS: انتخاب یک مأمور NIS به عنوان شخصیت منفی اصلی فیلم تصویری نامناسب از NIS ارائه داده، وجهه منفی به سایر مأمورین بخشیده و اتهام فقدان حرفه‌ای بودن را که طی چند سال گذشته بطور گسترده توسط رسانه‌ها گزارش شده است تقویت می‌کند.

4. همدستی کاخ سفید در توطئه: دلیلی ندارد که کاخ سفید را بدنام کنیم یا ماجرای ایران کونترا را به یاد مردم بیاوریم.

5. اشتباهات فنی: علاوه بر موارد فوق، تعدادی اشتباهات فنی، مانند کل سیستم نصب هدایت Tomahawk در فیلمنامه وجود دارد.

 


 


[1] . عملیات طوفان صحرا در جنگ خلیج

[2] . Chanse Brandon

[3] . Heritage Foundation

[4] . Darryl Ponicsan

[5] . Oliver North

[6] . Tailhook Scandal: به رویدادهایی اشاره دارد که طی آن بیش از 100 افسر نیروی دریایی و تفنگدار دریایی ارتش آمریکا به آزار جنسی بیش از 87 زن یا رفتار نامناسب و شرم آور در لاس وگاس هیلتون متهم شدند. این اتفاق طی سمپوزیوم انجمن تیل‌هوک در سال 1991 افتاد.

[7] . عملیات طوفان صحرا در جنگ خلیج

[8] . From Here to Eternity

[9] . First Amendment

یک هنرپیشه مشهور آمریکایی به خطر آنکه در مراسم تقدیر از رابرت گیتس، وزیر دفاع سابق آمریکا از جنگ و تبعات آن انتقاد کرده بود، از محل مراسم اخراج شد.
به گزارش خبرگزاری فارس به نقل از روزنامه انگلیسی دیلی‌میل، یک هنرپیشه معروف آمریکایی و ستاره فیلم "همسران ارتش"، به خاطر سخنان تندی که در جلسه تقدیر از "رابرت گیتس"، وزیر دفاع سابق آمریکا ایراد کرد، از محل سخنرانی اخراج شد. 



بنابراین گزارش، "کیم دلانی"، هنرپیشه زن آمریکایی که در مرکز ملی قانون اساسی آمریکا در فیلادلفیا سخن می‌گفت، در حالی که دست‌های خود را به شدت تکان می‌داد سخنانی را ابراز کرد که به مذاق حاضران و برگزارکنندگان مراسم خوش نیامد. وی تصریح کرد که پنج سال در خانواده‌ای زندگی کرده است که به طور فعال در جنگ حضور داشته‌اند.

وی در حالی که انتظار می‌رفت از رابرت گیتس که در این مراسم مدال به او داده بودند تقدیر و تمجید به عمل آورد، اظهار داشت: "من سربازانی را دیده‌ام که با دردهایی که در دوران خدمت متحمل آنها شده‌اند به خانه باز می‌گردند. من در موارد متعددی در مراسم تشییع جنازه سربازان شرکت کرده‌ام که یکی از آنها پسر یکی از دوستان نزدیک من بود. در بسیاری از این موارد قلب من شکست!"

این هنرپیشه آمریکایی سپس با یک مکث کوتاه افزود: "آنگاه که برای آرامش بخشیدن به زنان، شوهران، اعضای خانواده، پدران و مادران این سربازان از دست رفته تلاش می‌کردم به این واقعیت رسیدم که هیچ چیز نمی‌تواند جای آنچه را از دست داده‌اند برای آنان بگیرد."

وی در ادامه اذعان کرد که وی به خاطر شغلی که دارد مجبور است در نمایش‌های تلویزیونی واقعیات را به گونه‌ای دیگر جلوه دهد و البته این شغل اوست و وی نیز واقعیت شغل خود را پذیرفته است تصاویر ضبط شده از این مراسم نشان‌گر آن است که با ادامه سخنان دلانی جمعیت حاضر در مراسم که با هدف تقدیر از وزیر دفاع سابق گرد هم آمده بودند، به مرور نسبت به سخنان وی احساس ناراحتی کردند.‌

دیلی‌میل در پایان سعی کرده است اندکی از اعمال خلاف قانون دلانی را مورد اشاره قرار دهد که یکی از آنها دستگیری به هنگام رانندگی در حالت مستی بوده است! البته طبعا اگر هنرپیشه مزبور به وظیفه خود در تقدیر از گیتس عمل می‌کرد اشاره‌ای به جرایم وی نیز نمی‌شد.

گفتنی است، رابرت گیتس از جمله شخصیت‌های نظامی آمریکاست که هم در دوره بوش پسر و هم در دوره ریاست جمهوری باراک اوباما وزیر دفاع بود.

یکی از اعضای "گروه کشتار"ارتش آمریکا که به کشتار غیرنظامیان افغان برای تفریح و سرگرمی متهم هستند، به دلیل کشتن یک نوجوان 15 ساله در جنوب افغانستان به هفت سال حبس محکوم شد.

به گزارش ایسنا، سرهنگ "کواسی هاوکز"، مسئول این پرونده در پایگاه مشترک ایالت واشنگتن، در جلسه دادگاهی "اندرو هولمز" 21 ساله گفت: شما یک اسلحه خودکار پر را به سمت یک کودک که در چهارمتری شما قرار داشت گرفته و شلیک کردید.

پنج تن از اعضای سابق یگان پنجم "استرایکر" به اتهام قتل روستاییان افغان محکوم شده‌اند.

در این حملات، سربازان آمریکایی‌ با تفنگ‌های پر و نارنجک مردم بیگناه افغان را هدف قرار داده و سپس طوری صحنه سازی می‌کردند که گویا غیرنظامیان ابتدا حمله را آغاز کرده بودند.

در این دادگاه عکسی از هولمز که در کنار جسد نوجوان افغان ایستاده به نمایش گذاشته شد.

به گزارش روزنامه "سیاتل تایمز"، خانواه و دوستان این نظامی 21 ساله که در سن 18 سالگی به افغانستان اعزام شده می‌گویند که وی نتونسته خود را با چالش‌ها هماهنگ ساخته و یا اقدامات مافوقش را گزارش کند.

مافوق هولمز اوایل امسال به دلیل دست داشتن در سه قتل گناهکار شناخته شد و 24 سال حبس محکوم شد.

هولمز 21 ساله، به دلیل قتل غیرعمد، برداشتن استخوان انگشت یکی از اجساد افغان‌های کشته شده و استفاده از مواد مخدر گناهکار شناخته شد.

رهبر حوثی های یمن در پی تظاهرات ده ها هزار نفری مردم صعده با صدور بیانیه‌ای تاکید کرد که انقلاب مردمی یمن چهره واقعی منادیان حقوق بشر و تمام معیارهای دوگانه آنها را برملا کرد.
به گزارش فارس، از بامداد امروز جمعه ده ها هزار یمنی در استان "صعدۀ" برای برپایی تظاهراتی گسترده علیه رژیم حاکم در خیابان های صعده حاضر شدند.   

بر اساس این گزارش، از جمله شعارهای شرکت کنندگان در این تظاهرات عبارت بود از؛ « انقلابیون ای آزادگان، آمریکا در پشت پرده است»، « به کسانی که ساکتند یا خواب مانده اند بگو: در جنایت علیه ملت یمن شریکید»، «هرچه قدر خون بریزید یا بکشید، هیچ طرح ابتکاری را نخواهیم پذیرفت»، «گام به گام تا تغییر، خداوند یاری گر ماست»، «تبریک به روح شهید، درود بر زندگی جدید شما».

بر اساس این گزارش، تظاهرات کنندگان در مسیر راهپیمایی خود علاوه بر سر دادن شعار، شعرخوانی نیز می کردند و در بیانیه "عبدالملک الحوثی" رهبر حوثی های یمن آمده است که انقلابیون یمنی هرگونه جنایت رژیم حاکم را که از سوی برخی طرفهای خارجی حمایت می شود را محکوم می کنند.

در این بیانیه آمده است: انقلاب مبارک مردم یمن نقاب از چهره دولتهایی که منادی آزادی و حقوق بشر هستند برداشت و معیارهای دوگانه آنها را برای همه روشن ساخت و تبیین کرد که منافع راهبردی آنها هدف اصلی تمامی تحرکات و مواضع سیاسی شان است.

در این بیانیه آمده است، کسی که با رژیم صالح تعامل می کند شریک جرم و جنایت آن است و کسی که در مقابل توحش رژیم حاکم و سرکوبهای آن از خود دفاع می کند از کرامت و حریت خود دفاع کرده است.

در ادامه این بیانیه از تمامی نیروهای ملی خواسته شده است که با چالشهای فرارو مقابله کنند و به هیچ طرح و راهکار خارجی اعتماد نکنند زیرا تمام این مداخله های خارجی انقلاب ملت یمن را هدف قرار داده اند.
محمود عباس، رئیس تشکیلات خودگردان فلسطینی در بخشی از سخنرانی خود در مجمع عمومی سازمان ملل شعری از محمود درویش شاعر بلند آوازه فلسطین را خواند.

به گزارش مشرق به نقل از خبر، پس از قرائت این شعر توسط عباس حضار به شدت ابراز احساسات کرده و زمان قابل توجهی کف زدند. شعر معروفی که عباس از محمود درویش خواند این بود:

اقفون هنا،
قاعدون هنا
دائمون هنا
خالدون هنا
ولنا هدف واحد.. واحد.. واحد..
أن نکون.. وسنکون

اینجا می ایستیم
اینجا می نشینیم
اینجا دائمی هستیم
اینجا ابدی هستیم
و همه ما یک ، یک و فقط یک هدف داریم
اینکه هستیم و خواهیم بود

رئیس تشکیلات خودگردان فلسطین درخواست عضویت فلسطین در سازمان ملل را تقدیم دبیر کل سازمان ملل کرد.

به گزارش فارس به نقل از خبرگزاری آلمان، "محمود عباس" رئیس تشکیلات خودگردان فلسطین امروز جمعه، درخواست فلسطین برای عضویت در سازمان ملل را تقدیم "بان‌کی‌مون" دبیر کل سازمان ملل کرد.

این در حالی است که پیش از این،‌ عباس درخواست "باراک اوباما" رئیس جمهور آمریکا مبنی بر انصراف از ارائه درخواست به سازمان ملل و در مقابل ازسرگیری مذاکرات مستقیم با اسرائیل را رد کرده است.

اوباما دیروز نشست جداگانه‌ای را با عباس و "بنیامین نتانیاهو" نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی برگزار کرد اما به هیچ نتیجه‌ای در خصوص قضیه فلسطین نرسید.

تلویزیون دولتی یمن اعلام کرد که علی عبدالله صالح رئیس جمهور یمن پس از 3 ماه درمان در عربستان سعودی، صبح امروز جمعه به کشورش بازگشت.

به گزارش عصر ایران، صالح در حمله مسلحانه ژوئن گذشته به کاخ ریاست جمهوری یمن، به همراه شمار دیگری از مقامات ارشد یمنی از جمله نخست وزیر و رئیس پارلمان، به شدت زخمی و برای درمان به ریاض منتقل شد.
رئیس جمهور یمن که از 33 سال پیش تاکنون قدرت را در دست دارد، در این حمله به شدت از ناحیه سر، صورت، دست ها و سینه ، دچار سوختگی شده بود.

شبکه العربیه نیز گزارش داد که صالح 69 ساله امروز جمعه نشستی را با اعضای دفتر سیاسی حزب تحت رهبری خود (حزب حاکم) برگزار می کند.
خبرنگار العربیه در صنعا نیز گفت برخی خبرهای غیر رسمی حکایت از آن دارد که احتمالا صالح امروز جمعه در سخنرانی، کناره گیری خود را از قدرت اعلام خواهد کرد.

در هنگام سفر صالح به عربستان، بسیاری این اقدام را به عنوان مقدمه کناره گیری او از قدرت می دانستند.

رئیس جمهور یمن در حالی به کشورش باز می گردد که یمن شاهد موجی از خشونت های مسلحانه گسترده میان نظامیان حامی دولت و نظامیان حامی معترضین است.

معترضین در یمن خواهان کناره گیری صالح از قدرت هستند. بخشی از ارتش یمن به رهبری برادر ناتنی صالح، با اعلام حمایت از خواسته معترضین، از چند روز پیش تاکنون با نظامیان وفادار به صالح به درگیری و تبادل آتش می پردازند که در آخرین درگیری ها، 17 نفر کشته شدند.

صالح با وجود 8 ماه اعتراضات مستمر مردمی همچنان بر حضور در قدرت پافشاری می کند.
علی عبدالله صالح از 33 سال پیش تاکنون در راس قدرت حاکم بر یمن است.

یک شاهد عینی نیز به رویترز گفت که مسیر منتهی به فرودگاه نظامی صنعا صبح امروز جمعه، توسط نیروهای امنیتی بسته شده بود.

همراه با آغاز موج انقلاب های عربی از کشور تونس، یمن نیز شاهد اعتراضات خیابانی گسترده ای برای کناره گیری صالح از قدرت بود که این اعتراضات همچنان ادامه دارد.

پیش بینی می شود با بازگشت صالح به یمن، اعتراضات خیابانی در این کشور شدت بگیرد.



علی عبدالله صالح کیست؟

علی عبدالله صالح (متولد ۲۱ مارس ۱۹۴۲) رییس‌جمهور یمن از سال ۱۹۹۰ تاکنون است.
وی در سال‌های ۱۹۷۸ تا ۱۹۹۰ رئیس‌جمهور یمن شمالی بود.

صالح در سال ۱۹۵۸ به ارتش یمن پیوست و در سال ۱۹۶۲ در طراحی و اجرای کودتا علیه شاه وقت یمن دست داشت.
عبدالله صالح تا قبل از ریاست جمهوری در پست‌هایی مثل؛ معاون فرمانده و رئیس ستاد کل پس از ترور رئیس جمهور یمن در سال ۱۹۷۸، دبیر کلی حزب "کنگره مردم" در سال ۱۹۸۲، ریاست جمهوری کشور یمن شمالی از سال ۱۹۷۸ تا ۱۹۹۰.

بنیامین نتانیاهو سودانی‌الاصل بوده و نام اصلی وی عبدالرحمن شائول است.

به گزارش ایسنا به نقل از سایت اینترنتی فلسطین الیوم، شبکه دو تلویزیون رژیم صهیونیستی در خبری اعلام کرد که بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر این رژیم در سال 1949 در شهر حالوف واقع در شمال سودان به دنیا آمده است.

اسم واقعی نتانیاهو، « عبدالرحمن شائول» است و شناسنامه سودانی دارد. بر اساس این گزارش، نزدیکان نتانیاهو پوستی تیره همانند آفریقایی‌ها دارند و خانواده وی از خانواده‌های متمول و ثروتمند سودان بودند که اراضی زیادی در سودان دارند.

خانواده نتانیاهو در زمینه تجارت، واردات و صادرات شهرت زیادی دارند. زمانی که جعفر المنیری، رئیس‌جمهوری سودان شد، خانواده نتانیاهو مجبور به مهاجرت به اراضی اشغالی شدند چرا که المنیری خرید و فروش الکل و مشروبات را منع کرد.

برخی از افراد خانواده وی نیز تصمیم گرفتند به آمریکا بروند. نتانیاهو در زمان نوجوانی و در سن 15 سالگی به اراضی اشغالی مهاجرت کرده و نام خود را تغییر داد و در زمانی که جذب ارتش شد، زبان عربی را به خوبی فرا گرفت.

یک منبع آگاه خبر داد سفارت عربستان سعودی که روز شنبه یعنی سه روز قبل از ترور ربانی تخلیه شده بود، نقش هماهنگ کننده را در طراحی این ترور به همراه سفیران امریکا و انگلیس برعهده داشته است و از ترس تبعات این جنایت، اقدام به تخلیه قبل از عملیات کرده بود.

به گزارش رجانیوز، این منبع آگاه در کابل پایتخت افغانستان به خبرنگار ما گفت: دلیل تعطیلی سفارت عربستان سعودی و آتش زدن کلیه اسناد، چند روز قبل از ترور برهان الدین ربانی، اطلاع و هماهنگی مقام‌های امنیتی و دیپلماتیک سعودی با عاملین ترور و ترس از تبعات آن و حمله هواداران و مجاهدین به سفارت‌های عربستان، امریکا و انگلیس بوده است.

یک روز پس از تخلیه سفارت عربستان و فرار دیپلمات‌های سعودی، یک روزنامه چاپ کابل از ارتباط عربستان با گروه طالبان خبر داد.

روزنامه "آرمان ملی" که به جریان ربانی نزدیک است، در شماره روز دوشنبه خود با استناد به اظهارات آگاهان سیاسی نوشت اسنادی را که کارمندان سفارت عربستان آتش زده اند، احتمالا اسنادی بوده که رابطه حاکمان عربستان را با طالبان نشان می داده است. عربستان از جمله کشورهایی است که درگذشته حکومت طالبان را به رسمیت شناخته بود و به آنها کمک مالی می کرد.

رجانیوز روز چهارشنبه به نقل از یک منبع آگاه دیگر نیز خبر داد که بر خلاف برخی از اخبار مبنی بر اینکه ربانی از تهران به کابل رفته و مورد حمله تروریستی قرار گرفته بود، وی پس از همایش بین‌المللی بیداری اسلامی به شارجه امارات رفت تا با خانواده‌اش دیدار کند اما به‌دلیل تماس یک مقام افغان و تأکید او بر اینکه سفیران امریکا و اسرائیل اصرار دارند که ربانی رئیس شورای عالی صلح به کابل بازگردد، وی به‌طور فوری عازم پایتخت افعانستان شد.

نکته جالب اینکه شاهدان عینی می‌گویند که چند دقیقه پیش از انفجار عامل انتحاری، آژیر خطر سفارت امریکا در نزدیکی منزل ربانی به صدا در آمده که این موضوع مشخص می کند امریکایی‎ها از وقوع انفجار کاملا آگاه بودند و با فرا خواندن همکاران‌شان به منطقه امن، قصد نجات جان خود را داشتند. همچنین در صحنه انفجار دو تن بازداشت شدند که یکی از آن‌ها تبعه امریکا بوده است.

در عین حال، این سؤال جدی وجود دارد که عامل انتحاری که از نمایندگان طالبان بود و در زمان احوال‌پرسی با ربانی خود را منفجر کرد، چگونه از دو پوسته امنیتی جلوی در خانه وی گذشته، بدون اینکه کسی وی را مورد تفتیش بدنی قرار دهد؟

هفته گذشته ربانی با طرح صلح امریکا مخالفت کرد و طالبان را تروریست‌های پرورش یافته پاکستان و غرب معرفی کرد.

برهان الدین ربانی به یکی از مهمانان همایش بیداری اسلامی گفته بود که پیش از سفر به تهران از عربستان با وی تماس گرفته شده و او را تهدید کرده‌اند که حضور در این همایش به نفع وی نخواهد بود.

به گزارش مهر، در ادامه شصت و ششمین مجمع سالیانه سازمان ملل متحد در نیویورک دقایقی پیش "نیکلا سارکوزی" رئیس جمهوری فرانسه به ایراد سخنرانی پرداخت.

وی در ابتدای سخنان خود با اشاره به تحولات سریع چند ماه گذشته در خاورمیانه ادعا کرد یکی از عوامل موفقیت این جنبشهای مردمی، کمکهای اروپا بوده است.

سارکوزی یکی از مهمترین موضوعات کنونی خاورمیانه را ایجاد سازش بین رژیم صهیونیستی و تشکیلات خودگردان عنوان کرد و افزود: صلح باید توسط اسرائیل و فلسطین ساخته شود و ما باید به دستیابی به صلح در منطقه کمک کنیم.

وی با ارائه طرحی زمان بندی شده برای انجام مذاکرات سازش خاورمیانه اظهار داشت: نقشه راه ارائه شده از سوی دولت آمریکا آغازگر این راه بود و بسیاری از مسائل را روشن کرده است. سارکوزی با این ادعا که راههای رسیدن به این صلح مشخص است از طرفین درگیر خاورمیانه خواست برای حل مشکل خود مذاکره را شروع کنند.

به گفته رئیس جمهوری فرانسه برای رسیدن به یک توافق صلح تنها یک سال وقت لازم است، از این رو برای رسیدن به این هدف طرفین به صورت باید گام به گام اقدام کنند.

وی دستیابی به یک توافق جمعی و همکاری صلح آمیز میان تشکیلات خودگردان و صهیونیستها را ضروری خواند و یادآور شد: فلسطین دموکراتیک و امن بهترین گزینه برای حفظ امنیت اسرائیل است.

سارکوزی در بخش دیگری از سخنرانی خود مدعی شد : تحولات خاورمیانه بدون کمک اروپا نمی توانست به این موفقیت برسد و اکنون نیز مذاکرات صلح خاورمیانه بدون مداخله و مشارکت اروپا موفق نمی شود.

رئیس جمهوری فرانسه آب پاکی را بر دست ابومازن که برای عضویت فلسطین در سازمان ملل تلاش می کند، ریخت و اظهار داشت : فلسطین باید به عنوان ناظر و نه عضو در سازمان ملل متحد پذیرفته شود

شبکه الجزیره قطر که شامل 25 شبکه و مجموعه مختلف است، امروز شاهد راه‌اندازی شبکه جدید خود به نام الجزیره یهودی است که در تل‌آویو، بروکسل و کیف، واشنگتن، پاریس و لندن دفاتر خود را دایر کرده است.

به گزارش فارس، یهودیان از امروز شاهد افتتاح و آغاز به کار شبکه «الجزیره یهودی» خواهند بود که اخبار یهودیان را در سراسر جهان پوشش خواهد داد.

به گزارش پایگاه خبری محیط، مناطق پخش این شبکه جدید، مناطق اروپایی، شمال آمریکا، خاورمیانه و فلسطین اشغالی خواهد بود.

خبرگزاری النخیل عراق نیز با اعلام این خبر تصریح کرد که نام این شبکه جدید «اخیار یهود 1» است که برنامه‌های آن 24 ساعته پخش خواهد شد و استودیوهای آن در اسرائیل، بروکسل، کیف، واشنگتن، پاریس و لندن تاسیس شده است.

این شبکه در ابتدا 12 خبرنگار دارد که همه غیرقطری و در شش کشور مستقر هستند. یک تیم خبری نیز در رژیم صهیونیستی مستقر است و در آینده نزدیک کار تاسیس دفاتر دیگری در اروپا و روسیه ادامه خواهد یافت.

برنامه‌های این شبکه به زبان انگلیسی ارائه می‌شود ولی مدیران شبکه در نظر دارند در آینده نزدیک پخش این شبکه با هفت زبان از جمله عبری، فرانسوی، ایتالیایی، روسی و آلمانی ادامه ‌یابد.

الکساندر زانزیر سردبیر شبکه در بروکسل اعلام کرد که این شبکه هر آنچه شایسته پخش باشد در کنار اخبار روزانه پخش می‌کند و در کنار این مطالب، مطالب اقتصادی، فرهنگی و برنامه‌های آموزشی نیز پخش خواهد کرد.

گفته می‌شود، صاحبان این شبکه همه تاجران اروپایی از جمله ایگور کولوموسکی و فادیم رابینوویچ رئیس و نایب رئیس اتحادیه یهودیان اروپا هستند که 5 میلیون دلار برای تاسیس آن سرمایه‌گذاری کرده‌اند.

این خبر همزمان با استعفای «وضاح خنفر» مدیر شبکه الجزیره منتشر شد؛ فردی که پس از هشت سال فعالیت روز گذشته استعفای خود را اعلام کرد و برخی منابع اعلام کردند که یکی از دلایل استعفای وی شاید افشاگری اخیر ویکلیکس باشد مبنی بر اینکه وی با سازمان اطلاعان نظامی آمریکا در ارتباط بوده است و برخی اخبار این شبکه طبق سیاست آمریکا منتشر می‌شده است.

پیش از این نیز، در چند ماه گذشته غسان بن جدو مدیر الجزیره در لبنان به دلیل تناقض سیاست خبری الجزیره در قبال انقلاب‌های منطقه از جمله سوریه استعفا کرده بود.

وزیر دارایی عربستان سعودی از کمک 200 میلیون دلاری عربستان سعودی به تشکیلات خودگردان فلسطین خبر داد.
به گزارش مهر به نقل از پایگاه خبری فلسطین الیوم، "ابراهیم العساف" شب گذشته پس از پایان نشست کشورهای کمک کننده به تشکیلات خودگردان فلسطین در گفتگوی تلفنی با سلام فیاض نخست وزیر دولت انتصابی ابومازن اظهار داشت که عربستان سعودی 200 میلیون دلار به تشکیلات خودگردان فلسطین کمک می کند.
وی افزود: این مبلغ به دستور عبدالله بن عبدالعزیز پادشاه عربستان سعودی و برای حمایت از قضیه فلسطین در اختیار تشکیلات خودگردان قرار می گیرد.

روزنامه "هاآرتص" چاپ رژیم صهیونیستی، از اقدام مصر در توقف صادرات شاخه نخل به اراضی اشغالی در آستانه یکی از اعیاد یهودیان خبر داد.

به گزارش العالم، هاآرتص در خبری اعلام کرد: درپی توقف صادرات شاخه نخل به اسرائیل در آستانه عید موسوم به "سوکوت"، وزارت کشاورزی مجبور شده است، شاخه نخل مورد نیاز برای این عید را از اسپانیا و اردن وارد کند.

بر اساس این گزارش، وزارت کشاورزی مصر، تا پایان سال جاری میلادی، صادرات شاخه نخل به اراضی اشغالی را ممنوع کرده است.

تا پیش از این رژیم اشغالگر 40 درصد از نیاز خود به شاخه نخل را از مصر تامین می کرد.

وزیر امورخارجه ترکیه با بیان اینکه کشورش بدنبال ائتلاف با مصر جهت تشکیل "محور دمکراسی" در منطقه است، تاکید کرد این محور ضد رژیم اسرائیل نخواهد بود.

به گزارش العالم، "احمد داود اوغلو" در مصاحبه با روزنامه نیویورک تایمز تاکید کرد: "ترکیه با مصر جدید جهت تشکیل محور دمکراسی در خاورمیانه، ائتلاف می کند".

وی مدعی شد: "این محور ضد اسرائیل و ایران تشکیل نمی شود؛ بلکه این محوری برای دمکراسی واقعی خواهد بود".

اوغلو اظهار داشت: "این محور دمکراسی بین دو کشور بزرگ منطقه ما است".

وزیر امورخارجه ترکیه با پیش بینی افزایش سرمایه گذاری ها و مبادلات اقتصادی با مصر، تاکید کرد: "برای دمکراسی، نیازمند اقتصادی قوی هستیم".

 

«بن افلک» ساخت فیلم ضد ایرانی «سفینه» را در لس‌آنجلس آغاز کرد.

خبرگزاری فارس: بن افلک فیلم ضد ایرانی «سفینه» را در لس‌آنجلس کلید زد

به گزارش خبرگزاری فارس به نقل از خبرگزاری رویترز، کمپانی صهیونیستی «برادران وارنر»، از شروع ساخت فیلم ضد ایرانی «سفینه» خبر داد.
این فیلم به کارگردانی و بازی «بن افلک» هم‌اکنون چند روزی است که در لس‌آنجلس جلوی ذوربین رفته است.
به گزارش رویترز، ادامه این پروژه سینمایی در شهرهای واشنگتن و استانبول ساخته خواهد شد.
«افلک» در این فیلم در کنار بازیگرانی چون «آلن آرکین» و «جان گودمن» نقش «تونی مندز»، مامور سابق سازمان سیا و استاد تغییر چهره را بازی می‌کند.
«تونی مندز» در جریان گروگانگیری (تسخیر لانه جاسوسی) مأموریت پیدا می‌کند شش آمریکایی را که در مخفیگاهی در تهران پنهان شده بودند از کشور خارج کند.
«سفینه» داستان تسخیر لانه جاسوسی آمریکا توسط دانشجویان ایرانی، البته به روایت هالیوود است.
صنعت سینمای هالیوود طی ده‌ها سال با ساخت فیلم‌های ضدایرانی و ادعاهای عجیب و غریب درباره مردم و سیاستمداران جمهوری اسلامی ایران،‌ این بار نیز سعی دارد با تحریف یک حقیقت تاریخی، آن را به نفع خود مصادره کند.
فیلم سینمایی «سفینه» براساس مقاله‌ای منتشر شده در مجله وایرد و به تهیه‌کنندگی «جورج کلونی» و «گرانت هسلوو» ساخته خواهد شد.
کمپانی صهیونیستی «برادران وارنر» در این فیلم مدعی می‌شود که سازمان سیا با عملیات شجاعانه و هوشمندانه خود جان شش دیپلمات آمریکایی را که در جریان وقوع انقلاب اسلامی ایران دستگیر شده‌اند نجات می‌دهد، این در حالی است که آمریکایی‌ها به طرز بسیار مفتضحانه‌ای در عملیات طبس شکست خوردند.
این پروژه سینمایی، قرار است در تاریخ نامشخص در سال 2012 به نمایش درآید.

به گزارش خبرگزاری ها، هزاران نفر از مردم آمریکا روز شنبه با تجمع مقابل منطقه اقتصادی «وال استریت» واقع در نیویورک علیه «فساد، کسری بودجه و مشکلات اقتصادی» حاکم بر این کشور تظاهرات کردند.
خبرگزاری فرانسه در این باره نوشت: تظاهرکنندگان در «روز خشم» قصد داشتند منطقه «منهتن» را به «میدان التحریر آمریکا» تبدیل و به تقلید از قیام های کشورهای عربی مثل مصر در این منطقه تظاهرات چند روزه بر پا کنند، اما حضور انبوه نیروهای امنیتی مانع از این کار شد.
این خبرگزاری همچنین نوشت: معترضان که از چند روز پپش برپایی این تجمعات را وعده داده بودند، قصد ورود به ساختمان وال استریت (محل بورس آمریکا) و تسخیر آن را داشتند که پلیس با مسدود کردن راه آنها، مانع از این کار شد.
در بیانیه ای که از سوی تظاهرکنندگان صادر شد آمده: «موضوع مشترک این است که ما 99 درصدی هستیم که تحمل فساد یک درصد دیگر را نداریم. ما اینجا هستیم که اعلام کنیم دیگر توانایی تحمل این اوضاع را نداریم.»
برخی گزارش ها نیز حاکی است، صدها نفر از این معترضان آمریکایی با خود کوله پشتی و چادر آورده بودند تا با استقرار در این منطقه برای مدت ها تحصن کنند.
گفتنی است برپاکنندگان این راهپیمایی پیش از برگزاری از طریق شبکه های اجتماعی فراخوان داده و اعلام کرده بودند به شدت مخالف فرایند دموکراتیک فاسد حاکم بر آمریکا و همچنین استفاده از پول شرکت ها در انتخابات هستند.
به گزارش ایسنا معترضان خواستار برگزاری انتخاباتی آزاد و عادلانه هستند. آنها معتقدند با تصمیم های جدید دیوان عالی آمریکا که سرازیر شدن بودجه های دولتی شرکت ها را به کمپین های انتخاباتی آزاد می کند، دیگر هرگز شاهد انتخاباتی عادلانه نخواهند بود.
این معترضان همچنین اعلام کردند، با توجه به اوضاع فعلی، شهروندانی که حق رای دارند نمی توانند نظرات خود را بیان کنند و باید ساکت باشند.
آینده ما را تباه نکنید، آینده مردم را معامله نکنید، فساد بس است، کاهش بودجه ممنوع، بیائید وال استریت را مجبور به پرداخت مالیات بکنیم نه مردم را، سود مهمتر از انسان ها شده است، وال استریت، مالیات ها را پس بده، حقوق و دستمزد عادلانه می خواهیم و به جای جنگ افروزی ایجاد شغل کنید» اینها شعارهایی بود که روی پلاکارد معترضان آمریکایی نوشته شده بود.
مردم آمریکا در این تظاهرات خشم خود را از سیاست های اقتصادی اوباما نشان داده و بر ادامه دار بودن این اعتراض ها تاکید کردند.
نکته جالب توجه این که معترضان آمریکایی به جای ستاره های موجود در پرچم کشورشان علائم و لوگوهای برخی شرکت های بزرگ آمریکایی را هک کرده و نسبت به تبعیض گسترده در کشورشان شعار دادند.

تعدادی از متخصصین و مهندسین نیروی دریایی جمهوری آذربایجان برای شرکت در دوره های آموزشی مشترک نظامی به آمریکا عزیمت کردند.
به گزارش ایرنا، وزارت دفاع جمهوری آذربایجان اعلام کرد، دوره آموزش مشترک نظامیان نیروی دریایی جمهوری آذربایجان از روز 28شهریور ماه در دو ایالت بوستون و ماساچوست آمریکا آغاز می شود و به مدت پنج روز ادامه خواهد داشت.دراین مرحله تعدادی از نیروهای دریایی جمهوری آذربایجان دوره آموزشی ویژه خود را با نظامیان آمریکایی برگزار خواهند کرد.
گفتنی است به دنبال انتقاد شدید مقامات آمریکایی از وضعیت سیاسی و حقوق بشری درجمهوری آذربایجان، این کشور از اردیبهشت ماه سال جاری برگزاری هرگونه دوره های آموزشی و مانورهای مشترک با نظامیان آمریکایی را به تعویق انداخته بود.

دیپلمات‌های عرب در خلیج فارس فاش کردند که نخست‌وزیر قطر در سفری محرمانه به فلسطین اشغالی تلاش کرده است سران صهیونیست را متقاعد کند که آتش حمله به سوریه دامن این رژیم را نمیگیرد.
به گزارش مشرق، پایگاه خبری میدل‌ایست آنلاین به نقل از دیپلمات‌های عرب خلیج فارس اعلام کرد که «اخباری منتشر شده است که حمد بن جاسم آل بن جبر آل ثانی نخست وزیر و وزیر خارجه قطر اخیرا در سفر محرمانه به اسرائیل، از آنان خواسته است تا لابی اسرائیل در کنگره آمریکا را متقاعد کنند که ملاحظات خود درباره دخالت بین‌المللی در سوریه را بردارند».

خبرگزاری النخیل عراق نیز با اشاره به این خبر به نقل از ناظران بین‌المللی نوشت: ملاحظه داشتن لابی اسرائیل و سران تل‌آویو درباره حمله یا عدم حمله به سوریه، نه به این دلیل است که آنان خواهان این نظام هستند، بلکه به این دلیل است که بشدت نگرانند آتش حمله به سوریه همه منطقه و دامان اسرائیل را نیز بگیرد.

سوریه از ماه مارس گذشته شاهد فعالیت گروهک‌های مسلحی است که تلاش کردند با فعالیت در شهرهای مرزی، مردم این کشور را علیه دولت سوریه تحریک کنند که نتیجه این فعالیت تاکنون کشته شدن صدها شهروند و صدها نیروی امنیتی سوریه بوده است که آمریکا و اروپا با حمایت از این گروهک‌ها تاکنون تلاش زیادی برای تضعیف یا سرنگونی دولت بشار اسد انجام داده‌اند.

میدل‌ایست آنلاین افزود: از طرف دیگر مذاکرات این مسئول قطری در اسرائیل برای قانع کردن سران تل‌آویو برای پذیرفتن کشور فلسطینی و ورود به مذاکرات جدی صلح برای پایان دادن به منازعه عربی اسرائیلی نیز بوده است.

در این خبر به زمان سفر وزیر خارجه قطر به رژیم صهیونیستی اشاره‌ای نشده است ولی در خصوص مناسبات قطر و این رژیم آمده است که امیر قطر اخیرا در مصاحبه با شبکه الجزیره اعلام کرد که تماس‌های قطر و اسرائیل همچنان ادامه دارد هر چند که اسرائیل قطر را دشمن خود می‌داند نه دوست خود.

جهان – چندی است که رجب طیب اردوغان که روزگاری پیروزی وی در انتخابات ترکیه جشن گرفته می‌شد و به نماد اسلام‌گرایی در برابر لائیسیته بدل شده بود، کاملا نزد دستگاه دیپلماسی کشورمان و به تبع آن رسانه‌های داخلی تغییر چهره داده و به یک غرب‌گرای تمام‌عیار تبدیل شده است که حتی درگیری و اختلاف وی با رژیم صهیونیستی نیز نمایشی بیش نیست!

اصلی در دیپلماسی وجود دارد که بنابر آن از پی هر کندروی تندروی است و از پی هر تندروی، کندروی. مساله اصلی و سوال واقعی این است که از ابتدا چه کسی با خروج از جاده اعتدال، به این باور رسید که اردوغان یک اسلام‌گرا است که اکنون لازم باشد با حملات تند تبلیغاتی، این باور به وجود آمده در جامعه را پالایش کرد؟ بدیهی است این تحلیل اشتباه، تحلیل دستگاه دیپلماسی کشور بود و جالب اینجاست که این دستگاه اکنون بزرگ‌ترین مدعی مخالفت با اردوغان و سیاست‌های او در خصوص سپر دفاع موشکی ناتو و حمایت از اپوزیسیون سوریه است! کسی هم این سوال را مطرح نمی‌کند که چرا تحلیل‌های غلط گذشته مورد مداقه قرار نگرفت و به اندازه کافی پالایش نشد تا به واقع‌گرایی نزدیک‌تر شود؟

واقعیت آن است که اردوغان و حزب عدالت و توسعه ترکیه از ابتدا در چارچوب قانون اساسی سکولار این کشور پا به عرصه رقابت سیاسی گذاشتند و هر چند مسلمان بودند اما اسلام آنان، اسلام سکولار و عرفی بود. اسلامی که از یکسو به عبادات توجه دارد و از سوی دیگر با رواج انواع فساد در جامعه نیز مشکلی ندارد. در همین دوران حکومت اردوغان، آزادی‌های غربی در جامعه ترکیه رواج داشت و با هیچ منعی نیز مواجه نشد.

نکته دیگری که باید تحلیل‌گران دستگاه دیپلماسی را از مدت‌ها پیش به فکر وامی‌داشت این بود که چرا ترکیه از ناتو خارج نمی‌شود؟ اگر دولت ترکیه واقعا اسلام‌گرا است، چرا به پیوند نامیمون خود با ناتو ادامه می‌دهد؟

از سوی دیگر، اردوغان کجا ادعای اسلام‌گرایی کرده بود که دستگاه دیپلماسی ایران سعی داشت به هر ترتیب ممکن اسلام‌گرایی را به وی نسبت دهد؟ دولت ترکیه تنها یک‌سری آزادی مذهبی بیشتر در داخل این کشور قائل شد و دست به بهبود روابط با کشورهای منطقه زد که هیچکدام جز ایران حکومتی اسلامی ندارند. دفاع وی از مردم غزه را نیز باید در چارچوب منافع ملی ترکیه و منافع حزب عدالت و توسعه ارزیابی کرد. اولا مسئله کشتار جنگ ۲۲ روزه و محاصره نوار غزه توسط رژیم اسرائیل به حدی رسوا بود که موضع نگرفتن در برابر آن هزینه‌ای بسیار بالا داشت و از دیگر سو، کشوری که قصد داشت در منطقه مشروعیت داشته باشد، چاره‌ای جز موضع‌گیری در برابر آن نداشت. ترکیه در شرایط ناگواری بود که اتحادیه اروپا با نپذیرفتن عضویت آن به وجود آورده بود، لذا قصد داشت آبروی از دست رفته در اروپا را با کسب مشروعیت در ایران منطقه جبران کند.

انصافا باید اذعان کرد که اردوغان در برخورد با شیمون پرز در اجلاس داووس هنرمندانه عمل کرد. تندی کلام وی از یکسو و نوع ترک اجلاس داووس از سوی دیگر و سپس مراسم استقبالی که در ترکیه از وی برگزار شد، توانست برای او اعتبار زیادی کسب کند. این اعتبار با حمایت از اعزام کاروان آزادی و شهادت ۹ فعال ترک در این کشتی افزایش نیز یافت. موضع‌گیری‌های تند ترکیه پس از این واقعه و محکومیت جنایت اسرائیل در کاروان آزادی از سوی افکار عمومی جهان، امتیاز بزرگی برای ترکیه محسوب می‌شد.

بدیهی است که این وقایع، وقایع کوچکی نبودند و از نظر سیاسی و بعد تبلیغاتی نیز از اهمیتی به سزا برخوردار بودند. اما مسئله تحلیل ریشه‌ای این وقایع بود که هرگز انجام نشد. ترکیه به عنوان کشوری که می‌خواست در منطقه به آبرویی دست پیدا کند – که پیدا کرد- و سال‌ها خاطره آتاتورکیسم را از اذهان بزداید، فرصت جنگ غزه را بهترین فرصت می‌دید. صد البته در مواجهه بین ترکیه و رژیم صهیونیستی، چه آن زمان و چه امروز، سیاست اصولی کشورمان حکم می‌کند که ما در صف مخالف رژیم صهیونیستی قرار بگیریم اما اینکه این اختلافات را عمیق تر از آنچه هست تصور کنیم، به واقع جز ساده‌انگاری چیزی نیست.

اما به هر حال، با گذشت زمان و بخصوص پس از وقایع سوریه، سیاست لائیک دولت اردوغان از پرده بیرون افتاد. اردوغان در جریان سوریه به مخالفت با دولتی برخاست که اولا خود عزم اصلاحات داشت و ثانیا از اعضای اصلی جبهه مقاومت در برابر صهیونیسم بود. اردوغان می‌توانست در میدان سوریه ضمن حمایت از اصلاحات، در آرام کردن اوضاع تلاش کند اما این کار را نکرد چرا که احساس می‌کرد باید اغتشاشات سوریه را با تحلیلی غربگرایانه جزئی از بهار عربی بینگارد و از فرصت به دست آمده برای کسب حمایت افکار عمومی به نفع خود بهره بیشتر ببرد.

از سوی دیگر، اردوغان که روزی خود را حامی حقوق هسته‌ای ملت ایران نشان می‌داد، این بار پذیرای سیستمی موشکی شد که بانیان آن رسما آن را بر ضد ایران می‌دانند! این سیستم موشکی در ادامه همان سیاست بقای در ناتو در ترکیه جای گرفت که هرگز به درستی تحلیل نشد.

این سیاست‌های جدید دولت اردوغان کار را به آنجا رساند که حتی اخراج سفیر رژیم صهیونیستی از خاک ترکیه و کاهش سطح روابط ترکیه با این رژیم را نیز دیگر بی‌اهمیت جلوه داد. بدیهی است که اگر چند ماه پیش این اتفاق می‌افتاد، دستگاه دیپلماسی ایران به‌به و چه‌چه بسیاری برای آن به راه می‌انداخت. امروز هم در خصوص اخراج سفیر رژیم صهیونیستی نه باید تندروی کرد و نه کندروی. این اخراج ناشی از عدم عذرخواهی اسرائیل بوده و اگر فردا کابینه نتانیاهو تحت فشار احزاب مخالف از ترکیه عذرخواهی کند، همه چیز تمام می‌شود. اختلاف بین ترکیه و اسرائیل وجود دارد و صوری هم نیست و می‌توان از آن بهره‌برداری تبلیغاتی و دیپلماتیک هم کرد، اما در همین حد است و نه بیشتر.

از دستگاه دیپلماسی انتظار می‌رود که واقع‌گرا باشد و در حقیقت آن‌قدر که این انتظار از دستگاه مزبور وجود دارد، از هیچ دستگاهی وجود ندارد. کار دستگاه دیپلماسی ایران در قبال ترکیه طی سال‌های اخیر جز تندروی یا کندروی نبوده است، یک روز شخصی علیه ترکیه سخنرانی می‌کند و آن را متهم به ژینوساید می‌کند و روز دیگر اردوغان نماد اسلام‌گرایی ملت ترکیه جلوه داده می‌شود.

البته اشاره به این واقعیت نیز ضروری است که اکثریت ملت ترکیه ملتی عمیقا اسلام‌خواه است و اقبال آن به حزب عدالت و توسعه نیز تنها به خاطر آزادی‌های مذهبی است که این حزب به آن داده و اصلاحاتی است که به رغم خواست نظامیان لائیک در قانون اساسی این کشور اعمال کرده است و البته در کنار این دو موفقیت‌های اقتصادی حزب عدالت و توسعه نیز مدنظر است.

در تحلیل احزاب و جریانات سیاسی و بین‌المللی نباید سطحی‌نگر بود. امید است در ادامه شاهد چنین برآوردهای سطحی‌نگرانه‌ای نباشیم و هرچیزی را در جای خود و در حد خود تحلیل کنیم، نه از کاه کوه بسازیم و نه از کوه، کاه! می‌توان از برخی سیاست‌های ضدصهیونیستی اردوغان استقبال کرد اما باید به برخی سیاست‌های وی نیز انتقاد داشت. این همان واقع‌گرایی است که باید در دستور کار دستگاه دیپلماسی ایران قرار گیرد.

یک کارشناس فاش کرد مردم یمن اخیرا با سلاح‌های دوزمانه‌ای کشته شده‌اند که ساخت رژیم صهیونیستی است و عربستان پس از خریداری، آن را در اختیار رژیم یمن قرار داده است.
خبرگزاری فارس: کشتار مردم یمن با سلاح‌های دوزمانه اسرائیلی

به گزارش فارس، در پی کشتار وحشیانه مردم یمن، یک کارشناس سلاح و مهمات باتوجه به نوع جراحت وارده به مردم یمن در حوادث روز دوشنبه در گفت‌وگو با خبرگزاری فارس اعلام کرد: نوع جراحت‌های ایجاد شده حاکی از آن است که سلا‌ح‌های به کار گرفته شده در سرکوب تظاهرات مردم انقلابی یمن از نوع سلاح‌های انفجاری، دوزمانه ساخت رژیم صهیونیستی است که اخیرا توسط رژیم سعودی خریداری و در اختیار گارد ریاست جمهوری یمن قرار گرفته است.

سرهنگ بازنشسته عبدالفتاح بن جبیر با اظهار این نکته که این نوع سلاح پیشرفته حاوی گلوله گازی، انفجاری موسوم به دمدم است که پس از ورود به بدن با انفجار ثاویه محل جراحت را منفجر و موجب شکاف در عمق بدن می‌شود آن را سلاحی غیرمتعارف و ضد انسانی توصیف کرد.

وی تاکید کرد: چنانچه در آینده این سلاح به دست مردم انقلابی بیفتد قطعا تبعات ناگواری را برای رژیم فعلی اعم از نظامیان و دولتمردان یمنی به دنبال خواهد داشت.

سرهنگ عبدالفتاح بن جبیر با اظهار نگرانی از روند رو به رو رشد این ناآرامی‌ها آینده‌ای شبیه به آنچه در مورد سفارت رژیم صهیونیستی در مصر رخ داد برای سفارت عربستان در یمن نیز پیش‌بینی کرد.

چندی پیش پایگاه خبری حرمین فاش کرد که عربستان سعودی در هفته گذشته شماری امکانات و ابزار نظامی و زرهی در بندر عدن یمن برای کمک به رژیم حاکم در این کشور تخلیه کرده است.

روز گذشته نیروهای یمنی در حمله به تظاهرات‌کنندگان 26 نفر را کشتند و صدها نفر را که برخی منابع شمار آن را بیش از 500 نفر اعلام کردند، مجروح کردند.

جاستین لین فیلم‌ساز جوان سینما که با هدف احیای ترمیناتور و کارگردانی پنجمین قسمت این مجموعه فیلم علمی – تخیلی و اکشن دعوت شده، به دیدار آرنولد شوارتزنگر و جیمز کامرون بازیگر و کارگردان اصلی این مجموعه فیلم رفت.
به گزارش فارس، هدف از این دیدار بحث درباره قسمت بعدی «ترمیناتور» بود و لین با دیدگاه‌ها و نظرات این دو در زمینه قصه قسمت پنجم آگاه شد.
به گفته جاستین لین: «می‌خواستم نظر جیمز کامرون را در ارتباط با این پروژه بدانم و برایم خیلی مهم است که می‌دیدم چه طرح‌هایی در این رابطه دارد.»
این فیلم‌ساز که از دوستداران مجموعه فیلم «ترمیناتور» است، فاش کرد که قبل از این چند بار تلفنی با کامرون و آرنولد صحبت کرده است.
لین می‌گوید: «با آن که جیمز کامرون بخشی از پروژه‌ «ترمیناتور5» نیست، ولی بسیار مایل است که با من همکاری و هم‌فکری کند. او نه فقط کارگردان فیلم نیست، بلکه در امر تولید آن هم نقشی ندارد و یکی از تهیه‌کنندگان آن نیست. ولی به عنوان یک فیلم‌ساز همکاری بسیار خوبی با یک همکار خود دارد و نکات خیلی خوبی را در رابطه با کارگردانی این فیلم به من گفته است.»
هنوز زمان دقیقی برای شروع کار تولید قسمت پنجم «ترمیناتور» اعلام نشده و معلوم نیست که آرنولد شوارتزنگر با این پروژه همکار می‌کند یا خیر.
احتمال زیادی وجود دارد وین‌دیزل دوست لین (که از او به عنوان رقیب آرنولد اسم می‌برند) نقش اصلی قسمت جدید فیلم را بازی کند.
دیزل و لین طی دو سال اخیر در دو قسمت جدید مجموعه فیلم «سریع و آتشی» با یکدیگر کار کرده‌اند. این فیلم‌ها فروش خوبی در جدول گیشه نمایش داشته‌اند.
جاستین لین گفته قصد دارد «ترمیناتور» را نیز مثل مجموعه فیلم «سریع و آتشی» احیا و دوباره‌سازی کند.
چهارمین قسمت «ترمیناتور» که دو سال قبل اکران عمومی شد، شکست تجاری خورد و منتقدان سینمایی هم نقدهایی منفی بر روی آن نوشتند.
عدم موفقیت مالی و انتقادی فیلم باعث شد تا تهیه کنندگان آن تصمیم بگیرند فکری اساسی درباره این پروژه کنند.

همزمان با بسیج وکلای حقوقی برخی کشورهای عربی با حمایت‌های مالی آمریکا و عربستان سعودی برای تبرئه دیکتاتور مصر از جنایت‌هایش، 13 وکیل حقوقی اسرائیلی نیز برای دفاع از وی داوطلب شدند.

به گزارش فارس به نقل از رسانه‌‌های مصر، "اوری گای رون" وکیل اسرائیلی اعلام کرد که سندیکای وکلای اسرائیل در حال بررسی اعزام وکلای مدافع اسرائیلی برای دفاع از "حسنی مبارک" است.

وی افزود که در حال حاضر 13 وکیل مدافع حقوقی برای دفاع از مبارک و حضور در جلسه محاکمه مجدد وی که قرار است 24 سپتامبر (2 مهر) برگزار شود، داوطلب شده‌اند.

اوایل ماه جاری نیز یک هیئت از وکلای کویتی برای حضور در سومین جلسه دادگاه مبارک به مصر آمدند که این مسئله خشم انقلابیون مصر را برانگیخت.

از سوی دیگر یک منبع نزدیک به خانواده مبارک فاش کرد که "سوزان مبارک" همسر مبارک چند روز پیش با حضور در سفارت انگلیس گذرنامه‌های انگلیسی خانواده را بدون هیچ مشکلی تمدید کرده است و در حال آماده‌سازی مقدمات سفر تمامی اعضای خانواده پس از پایان دادگاه است.

به گفته این منبع یک وکیل مجرب انگلیسی که به مسائل حقوقی مصر نیز آشنایی کامل دارد، بنا به درخواست یک کشور بزرگ عربی به مصر آمده است و یک هیئت سری مربوط به این کشور عربی حمایت‌های مالی از عملیات رهایی متهمان از محاکمه را دنبال می‌کند.

بنابر این گزارش این وکیل انگلیسی از هیئت سری عربی مبلغ 3 میلیون دلار دریافت کرده و حتی با وی به طور رسمی قرارداد امضا کرده‌ است تا 12 ماه یعنی تا پایان محاکمه مبارک در قاهره باقی بماند و راهنمایی‌های حقوقی لازم در این باره را ارائه کند.

بنیاد ملی بازی های رایانه ای، بازی رایانه ای quotation mark مختارنامه quotation mark را تولید می کند.

رییس این بنیاد در مصاحبه با واحدمرکزی خبر، با اعلام این خبر گفت: تولید بازی های رایانه ای براساس فیلم ها و سریال های موفق،‌ یکی از جذاب ترین بخش های تولید بازی های رایانه ای در جهان محسوب می شود.

مینایی اضافه کرد: با توجه به موفقیت و تاثیرگذاری سریال تلویزیونی مختارنامه، تولید بازی رایانه ای براساس این سریال در دستور کار بنیاد ملی بازی های رایانه ای کشور قرار گرفت.

وی افزود: جلسات متعددی با تولید کنندگان سریال مختارنامه انجام شده و فیلم نامه این سریال نیز در اختیار ما قرار گرفته است.

رییس بنیاد ملی بازی های رایانه ای گفت: هم اکنون عوامل تولید با حضور در شهرک فیلمبرداری مختارنامه، عکاسی اولیه از محل به طور کامل انجام شده است.

وی افزود: با شرکت تولید کننده فنی این بازی رایانه ای نیز به توافق رسیده ایم و به زودی قرارداد نهایی امضا می شود. آقای مینایی گفت: quotation mark ملک سلیمان quotation mark و quotation mark ‌راه آبی ابریشم quotation mark از دیگر آثار سینمایی است که در حال بحث و بررسی درباره تولید بازی رایانه ای آن هستیم.

وی افزود: هم اکنون بازی های رایانه ای ذوالقرنین، ‌تهران1500و قلب سیمرغ در بنیاد ملی بازی های رایانه ای در حال تولید است. صدا و تصویر دارد

یک پایگاه عرب زبان با اشاره به نقش منفی ریاض در عراق از تمایل عربستان برای ادامه حضور نظامیان آمریکایی در این کشور خبر داده است.

به گزارش مهر، خبرگزاری النخیل در مطلبی به نقل از "می یمانی" نویسنده سعودی آورده است: از زمان سرنگونی صدام حسین، آمریکا عربستان را تشویق به حضور سیاسی و سرمایه گذاری در بخشهای اقتصادی این کشور کرده، اما رویکرد سعودی ها مثبت نبوده است.
عربستان مانع فتواهای تکفیری علیه شیعیان نشده و حکومتهای سنی عربستان، اردن و کشورهای حوزه خلیج فارس تقریبا نفوذی در عراق ندارند زیرا نقش منفی در این کشور ایفا کرده اند و از تروریسم حمایت مستقیمی داشته اند.
یمانی می نویسد: عربستان نگران است که عراق بتواند همانند قبل نقش قوی در منطقه ایفا کند و سلطه ریاض بر کشورهای حوزه خیلج فارس را از بین ببرد و به همین دلیل است که سفارت خود را درعراق تاکنون بازگشایی نکرده است.
وی نوشت: عربستان نگران است که با افزایش قیمت نفت در بازارهای جهانی اقتصاد عراق و ایران قوی شود و به تبع آن نفوذ آنها گسترده تر شود و تلاش می کند که اقتصادهای رقیب را تضعیف کند.
حاکمان سعودی و کشورهای حوزه خیلج فارس مایل به ادامه حضور آمریکا در عراق با هدف کنترل بغداد هستند به ویژه که کویت علاوه بر نبخشیدن بدهی های عراق که مربوط به دوره صدام است سعی می کند که بندری تاسیس کند که دسترسی عراق به خلیج فارس را محدود کند.
این نویسنده سعودی می نویسد: اکثریت عراقی ها از عملکرد عربستان سعودی ناخرسند هستند.ریاض علاوه بر دخالت در کشتار صدها هزار عراقی پس از جنگ سال 2003 ، ملیاردها دلار برای ساخت دیوار امنیتی حائل در مرز با عراق خرج کرده است تا مانع سرایت خشونت موجود در عراق به این کشور شود.
عربستان خیلی دوست دارد که چرخ زمان به عقب بازگردد و اقلیت سنی عراق دوباره حاکم شوند این کشورها به همراه همپیمانانش در منطقه در حق عراق جفا کرده و مانع ایفای نقش سیاسی  آن در جهان عرب شده است زیرا جدای از بهارعربی یکی از دلایلی که مانع برگزاری نشست سران عرب در بغداد است مخالفت کشورهای حوزه خلیج فارس و عربستان است.

عصر ایران:

همیشه در لابه لای وقایع تاریخی حقایق پنهانی وجود دارند که سالها بعد پیدا می شوند و خواننده را شگفت زده می کنند.جمعه گذشته  بیست و نهمین سالگرد کشتار صبرا و شتیلا بود ؛ فاجعه ای که در آن صدها تن از آوارگان ساکن اردوگاه های صبرا و شتیلا به دست شبه نظامیان مسیحی تحت حمایت ارتش اسراییل به خاک و خون کشیده شدند.

از تعداد کشته شدگان این فاجعه آمار دقیقی در دسترس نیست چرا که به ادعای بازماندگان معدود فاجعه به غیر از گور دستجمعی که در محل کشتار در منطقه الغبیری بیروت جنوبی برای قربانیان حفر شده ، تعداد زیادی در اماکن دیگر مانند "ملعب الریاضی" مدفون شده اند.
کشف این گورهای دسته جمعی چندان دشوار نیست،کافی است روزی دولت تصمیم بگیرد که طرح مترو بیروت را اجرا کند آنگاه است که ابعاد هولوکاست معاصر فلسطینی آشکار می شود.

اما در میان قربانیان حادثه 16 سپتامبر 1982 در اردوگاه های صبرا و شتیلا تعداد زیادی غیر فلسطینی نیز وجود دارند که روزنامه السفیر چاپ بیروت پس از گذشت سه دهه از آن پرده برداشت و خبر دردناک برای ما ایرانی ها این است که در میان شهداء این فاجعه هولناک 21 ایرانی نیز وجود داشتند که در همه این سال ها هیچ سخنی از آنها در هیچ جا گفته نشده است!

منبع خبر روزنامه السفیر گزارش رسمی قاضی دادگاه نظامی وقت اسعد جرمانوس است که هیچ گاه منتشر نشده است.

اینکه چرا در آن زمان این گزارش ناپدید شد کاملا روشن است.دادگاه نظامی لبنان زیر نظر رئیس جمهور این کشور فعالیت می کند که بر مبنای قانون اساسی این کشور باید از میان مسیحیان مارونی انتخاب شود ؛ رئیس جمهور آن زمان لبنان کسی نبود جز امین جمیل،رهبر کنونی حزب کتائب که نظامیان تحت فرماندهی پدرش پیر جمیل(رهبر وقت حزب) به همراه یگان هایی از شبه نظامیان قوات لبنانی به فرماندهی سمیر جعجع و حزب مسیحی ملی گرایان آزاد به رهبری کمیل شمعون و شبه نظامیان وابسته به سعد حداد مرتکب آن جنایت هولناک شدند و طبیعی است که امین جمیل مانع از انتشار گزارشی شود که پدر و حزب متبوعش محکوم شوند.
بنابراین باید افرادی مانند ایلی حقیبه ترور می شدند تا متهمین اصلی در پشت خط قرمز عدالت آسوده باشد.

جالب است بدانید که امروز این احزاب مسلح و جنایتکار طرفدار حقیقت شده اند و به صف حامیان دادگاه بین المللی ترور نخست وزیر سابق لبنان رفیق حریری پیوسته اند که حزب الله را محکوم به ترور کرده است! بالاخره اینجا لبنان است جایی که گرگ لباس گوسفند می پوشد و روباه رفیق چوپان می شود!

اگر خبر روزنامه السفیر صحیح باشد که معمولا اینچنین است،شکی نیست این 21 مبارز ایرانی در شب تاریک 16 سپتامبرحومه جنوبی بیروت برای دفاع از اردوگاه و جلوگیری از قتل عام زنان و کودکان بی دفاع وارد اردوگاه فلسطینیان شده بودند.

قطعا آنها می دانستند که بواسطه حمایت مستقیم نظامیان اسراییلی از عملیات شبه نظامیان مسیحی، پا در عرصه خطرناکی گذاشته اند و تاریخ هیچ گاه از آنها نخواهد نوشت اما آنها رفتند تا بی ادعا از مظلوم دفاع کنند.

اینکه این جوانان ایرانی در آن سالها در لبنان چه می کردند تاریخ نانوشته ای نیست و با رجوع به تاریخ سالهای آغازین دهه شصت خودمان می توان به چرایی آن پی برد.

السفیر از اسامی این شهدای ایرانی و محل دفن آنها هیچ اطلاعاتی منتشر نکرده است ،‌اما آیا در ایران نیز کسی از این مردان ایرانی ،‌ نام و نشانی در دست ندارد؟

نیروهای آل خلیفه برای سرکوب تظاهرکنندگان از بالگرد استفاده کردند.

به گزارش واحد مرکزی خبر به نقل از روز جمعه پایگاه اطلاع رسانی شبکه العالم، صدها بحرینی امروز برای درخواست سرنگونی رژیم آل خلیفه در شهر بنی جمره تظاهرات کردند.

تظاهرکنندگان با سردادن شعارهایی حضور اشغالگران سعودی در کشورشان را محکوم کرده و خواستار اخراج سریع آنها شدند.

شرکت کنندگان در این تظاهرات همچنین از کشورهای دنیا خواستند برای توقف خون ریزی های رژیم آل خلیفه در بحرین وارد عمل شوند.

نیروهای آل خلیفه امروز برای تعقیب و متفرق کردن تظاهرکنندگان در بیشتر روستاها و مناطق این کشور، از بالگرد استفاده کردند.

براساس تصاویری که شبکه العالم به دست آورده است، بالگردهای رژیم آل خلیفه با پرواز بر فراز مناطقی که مردم درحال تظاهرات هستند، اطلاعات لازم را در اختیار نیروهای این رژیم که از سوی سعودی ها حمایت می شوند، قرار می دهند.

از سوی دیگر، نیروهای رژیم آل خلیفه امروز پیکر شهید "جواد احمد هاشم مرهون" را به خانواده اش تحویل دادند.

مرهون در جریان حملات نیروهای آل خلیفه بر اثر شلیک گاز اشک آور داخل منزلش در شهر ستره، به شهادت رسید.

خانواده این شهید تاکید کرده است که قصد دارد به دلیل شهادت شمار بسیاری از تظاهرکنندگان با گازهای سمی، ضد رژیم آل خلیفه و نیروهای سعودی در دادگاه لاهه شکایت کند.  

به گزارش مشرق به نقل از سایت شبکه فلسطین الیوم، در پی حمله اخیر مصری‌ها به سفارت رژیم صهیونیستی در قاهره، یک کارشناس مسائل امنیتی اعلام کرد که موساد عملیات کنترل و جاسوسی درخصوص پایگاه‌های اینترنتی وابسته به انقلاب‌های اعراب را آغاز کرده است.

وی افزود: گزارش‌های امنیتی حاکی از آن است که موساد عملیات کنترل صفحات اینترنت و فیس‌بوک را به منظور شناسایی عاملان حمله اخیر به سفارت اسرائیل در قاهره آغاز کرده است.

این کارشناس امنیتی در ادامه گفت: موساد می‌کوشد با استفاده از شیوه‌های گوناگون و جمع‌آوری اطلاعات، تصویر کاملی از کشورهای همسایه اسرائیل و به ویژه تغییراتی که در پی انقلا‌ب‌های عربی در منطقه ایجاد شده است، به دست آورد.

وی همچنین با بیان این مطلب که رژیم صهیونیستی تلاش می‌کند با جمع‌آوری اطلاعات، از وقوع هرگونه پیشامد ناگهانی در آینده ممانعت کند، نسبت به انتشار اطلاعاتی علیه مقاومت و انقلاب‌های عربی که این رژیم از این اطلاعات به ضرر آن‌ها استفاده خواهد کرد، هشدار داد.

مقامات رژیم صهیونیستی از ترس برگزاری تظاهراتی گسترده علیه این رژیم در اردن مانند آنچه در مصر رخ داد، به سفیر و دیپلمات های خود در اردن دستور دادند تا با فوریت خاک این کشور را ترک کنند.
به گزارش مشرق به نقل از العالم، رادیو رژیم صهیونیستی شامگاه چهارشنبه، دستور فرار دیپلمات های این رژیم از اردن به دلیل ترس از برگزاری تظاهراتی گسترده ضداسراییلی در امان و دیگر شهرهای اردن را اعلام کرد.
رسانه های رژیم صهیونیستی نیز اعلام کرده اند که سفارت این رژیم در امان پایتخت اردن تعطیل شده است.
سفارت رژیم صهیونیستی در امان معمولا روزهای پنجشنبه و جمعه تعطیل بود اما از دیروز این سفارتخانه تعطیل شده است.
روزنامه صهیونیستی (هاآرتص) نوشت که این دستور را " بنیامین نتانیاهو" نخست وزیر و " آویگدور لیبرمن" وزیر خارجه رژیم صهیونیستی صادر کرده اند.
هاآرتص همچنین نوشت که دیروز تظاهراتی در پایتخت اردن در مقابل سفارت آمریکا برگزار شد و تظاهر کنندگان پرچم های آمریکا و اسراییل را به آتش کشیدند.
روز جمعه گذشته نیز تظاهرکنندگان خشمگین مصری در مقابل سفارت رژیم صهیونیستی در قاهره تظاهرات کردند و پرچم این رژیم را به زیر کشیدند.
بعداز این تظاهرات سفیر و دیپلمات های رژیم صهیونیستی مجبور شدند با حمایت یگانی ازارتش مصر و با یک فروند بالگرد از مصر فرار کنند.
سفر به سه کشور کوزوو، بوسنی و هرزگوین و رومانی در چند هفته گذشته جنبه متفاوتی از سیاست خارجی فعال ترکیه که توسط وزیر خارجه احمد داوود اوغلو هدایت می‌شود را به نمایش گذاشت.

به گزارش مشرق، داوود اوغلو در شهر‌های پریشتینا و پریزرن در کوزوو و همچنین شهر موستار در بوسنی و هرزگوین، نماز تراویح را به جای آورد. بعلاوه، وی نماز عید فطر را در مسجد غازی خسرو بیگ شهر سارایوو خواند. در شهر کونستانس واقع در کشور رومانی، وی در مسجد تاریخی هانکار نماز ظهرش را اقامه کرد و در آنجا در دیدار با ساکنان محلی شهر عید فطر را تبریک گفت.

روش و شیوه داوود اوغلو در برقراری روابط با بخش‌های مختلف مردم در کشورهایی که از آنها بازدید نموده است تفاوت اساسی با وزرای خارجه ترکیه قبل از روی کار آمدن حزب عدالت و توسعه در سال 2002 دارد. قبل از 2002، وزرای خارجه ترکیه تنها با اجتماعات ترک دیدار می‌کردند. داوود اوغلو از طریق تماس با ساکنین محلی در مساجد قادر است تا روابط نزدیکی با مردم برقرار کند. این مردم با فرهنگ ترکیه از مجرای میراث امپراتوری عثمانی در منطقه آشنا هستند.

سفر داوود اوغلو به منطقه مصادف با زمانی شد که رسانه‌های منطقه فرضیاتی را مطرح کردند مبنی بر اینکه دولت ترکیه از یک سیاست خارجی «نئو عثمانی» در خاورمیانه و بالکان، یعنی سرزمین‌های متعلق به امپراتوری عثمانی تا قرن بیستم، پیروی می‌کند. این واقعیت که سفر داوود اوغلو به منطقه با سفر جداگانه دو تن از معاونان وزرا و دو وزیر دنبال شد، بیش از پیش این فرضیه را قوت می‌بخشد.

با این وجود، جو گرم دیدار و گفتگوی داوود اوغلو با مردم در مسجد سلطان فاتح در پریشتینا و مسجد سنان پاشا در پریزرن تحت‌الشعاع مباحث ملی‌گرایانه از سوی مردم منطقه یا دولت‌های محلی قرار نگرفت.

مساجد به مکان‌هایی برای ارتباط مردم منطقه با ترکیه علی رغم تعصبات علیه ترک‌ها تبدیل شده‌اند. این تعصبات به نظر، بازمانده دوران کمونیست در منطقه است. در آن دوران تبلیغات ضد عثمانی به شدت رواج داشت. به تدریج مذهب خود را به عنوان یکی از مهم‌ترین مشخصه‌های مشترک بین این مناطق و ترکیه نشان می‌دهد.

داوود اوغلو در گفتگو با مردم یا ایراد سخنرانی‌ها برای ساکنین بعد از اقامه نماز در مساجد این مناطق، تلاش کرد تا از زبان مثبتی برای تاکید بر اهمیت اتحاد و یکپارچگی تحت نام اتحادیه اروپا استفاده کند. داوود اوغلو مکرراً در سخنرانی‌های خود تاکید کرد که فرایند عضویت در اتحادیه اروپا منطقه را تبدیل به یک منطقه صلح و با ثبات خواهد کرد. وی گفت که این منطقه می‌تواند آینده مشترک خود را بر اساس میراث و تاریخ مشترک خود بنا کند.

در پریشتینا داوود اوغلو گفت که وی معتقد است برچسب جدید «نئو عثمانی» برای تلاش‌های ترکیه در بالکان ریشه در عدم راحتی برخی نسبت به نفوذ ترکیه در منطقه دارد و این برچسب به عنوان ابزاری برای گسترش ترس درباره انگیزه‌های ترکیه در این کشور به کار می‌رود.

داوود اوغلو اشاره کرد که نقش فزاینده ترکیه در منطقه به عنوان میانجی و همچنین یک کشور سیاست‌ساز منجر به برانگیختن عکس‌العمل‌هایی از سوی برخی شده که همین مسئله سبب شده تا آنها این تلاش‌های ترکیه را حرکات نئو عثمانی بنامند. وزیر خارجه ترکیه گفت که به اعتقاد وی این تلاش‌های ترکیه «طبیعی» بوده و بیانگر پدیداری روزافزون ترکیه در مناطق بالکان است.

داوود اوغلو در حالی که به وضوح بیان کرد که با ادعاها مبنی بر طرز فکر نئو عثمانی به شدت مخالفت است، گفت: «عکس‌العمل‌های در هم آمیخته‌ای می‌بینم، هم خوب و هم بد.»

وی این‌طور استدلال کرد: «برخی از این تعابیر استفاده می‌کنند تا ترس و احساس «انتقام»‌ را برانگیخته تا از نفوذ فزاینده ما در بالکان بکاهند»، و تشریح کرد که منبع این ناراحتی‌ها در نقش ترکیه در ایجاد روابط بین کشورها در منطقه شامل روابط بین صربستان، بوسنی و ترکیه نهفته است.

همچنین داوود اوغلو با اشاره به دیدارهای مکرر خود از منطقه در طول دو سال گذشته گفت: «چنین فعالیتی (بازدیدهای مکرر) در گذشته دیده نشده است»، و این گفتگوهای صریح و سریع بهانه‌ای برای اظهارنظرهایی برای انگیزه‌های نئو عثمانی از سوی ترکیه به وجود آورد اما مردم در این مناطق از نقش ترکیه در منطقه خود استقبال کردند.

ترمیم و اعاده مساجد که توسط «بنیاد مدیریت امور مذهبی ترکیه» و «آژانس توسعه و همکاری ترکیه» صورت گرفت، تشکیل‌دهنده زمینه مستحکمی از دیپلماسی عمومی داوود اوغلو در منطقه است.

مسجد فاتح سلطان در پریشتینا، مسجد سنان پاشا در پریزرن و مسجد هانکار در کونستانس جملگی مساجدی از عهد عثمانی هستند که توسط ترکیه ترمیم و تجدید بنا شدند.

مردم این منطقه از اینکه وزیر خارجه ترکیه به همراه آنان در یک صف در مساجد می‌ایستد و نماز می‌گذارد استقبال می‌کنند. زمان‌بندی آخرین دور سفر داوود اوغلو به بالکان که مصادف با ماه رمضان و عید فطر بود فرصت مناسبی برای پیگیری «دیپلماسی مسجد»  بود.

علاوه بر مدارس ترکی در منطقه، پنج شعبه از مرکز فرهنگی یونس امره در منطقه وجود دارد که دو تای آنها شخصاً توسط داوود اوغلو در پریشتینا و پریزرن در آخرین سفر وی افتتاح شد. با شمار بیشتری از مدارس و مراکز فرهنگی ترکیه در منطقه، تعداد ترک‌زبانان در منطقه افزایش خواهد یافت که این امر باعث ایجاد زمینه‌ای مهم برای بهبود ارتباطات ترکیه با مردم منطقه خواهد شد.