بيوتروريسم و تهديدهاى نوين عليه مسلمانان‏
موقعیت شما: موعود»مطالعات فرهنگی»مقالات مطالعات فرهنگی»بیوتروریسم»بيوتروريسم و تهديدهاى نوين عليه مسلمانان‏

بيوتروريسم و تهديدهاى نوين عليه مسلمانان‏

دوشنبه ۲۶ خرداد ۱۳۹۹ ساعت ۱۷:۱۶
امتیاز این گزینه
(1 رای)

پروفسور دكتر على كرمى استاد تمام دانشگاه علوم پزشكى بقيةالله (عج) داراى تخصّص زيست فناورى (بيوتكنولوژى) پزشكى و فوق تخصّص مهندسى ژنتيك و بيولوژى مولكولى حدود 30 سال است كه در كنار تحقيقات و تدريس در حوزه هاى تخصّصى دانشگاهى خود در عرصه دفاع بيولوژيك، بيوتروريسم و تهديدهاى نوين فعّاليت مى كند. وى كه مسئول پدافند غيرعامل دانشگاه بقيةالله (عج) است، در گفت وگويى صميمى و دلسوزانه درباره تهديدهايى صحبت كرد كه دشمنان عليه تشيع و حتّى بشريت به كار مى گيرند. اميد كه اين گفت وگو سرآغاز فعّاليت هاى بعدى باشد و مقبول طبع شريف امام عصر (عج) قرار گيرد.

 

 

لطفاً، ابتدا بفرماييد معناى بيوتروريسم چيست؟

با تشكّر از شما؛ لازم است در آغاز اين را عرض كنم كه سلاح هاى كشتار جمعى، چهار دسته است: هسته اى، بيولوژيك، شيميايى و راديولوژيك.
از زمان دفاع مقدّس كه به دانشگاه وارد شدم، متوجّه شدم كه دشمن علاوه بر تسليحات عادى، امكان استفاده از يك سرى سلاح ها را كه به سلاح هاى كشتار جمعى معروف هستند، دارد. متأسّفانه طى سال هاى بعد از آن هم ديديم كه صدّام در جنگ، از سلاح هاى شيميايى به نحو گسترده اى عليه نيروهاى نظامى و غيرنظامى استفاده كرد. معلوم شد اين سلاح ها كار جمعى دشمنان بين المللى ماست و صدّام فقط عامل اجرايى آنها بوده است. ما از حدود سال 63 مى دانستيم احتمال دارد كه صدّام از سلاح هاى بيولوژيك يا ميكروبى هم استفاده كند. خبر داشتيم كه غربى ها سلاح هاى ميكروبى در اختيار صدّام گذاشته اند كه خدا را شكر جنگ تمام شد و او نتوانست از اينها غير از چند مورد محدود استفاده كند. مثلًا در شهر «سليمانيه» كه كردهاى عراق تظاهرات كرده بودند، آب شهر را با ميكروب عامل اسهال و استفراغ آلوده كرده بودند و به اين ترتيب، شورش مهار شد يا در چند مورد، عليه رزمندگان ما اين سلاح ها را تست كرد كه سبب عفونت و مسموميت رزمندگان شد.

بعد از پايان جنگ، عنوان و شكل ماجرا عوض شد و به جاى جنگ، موضوع تهديدات بيولوژيك در دستور كار قرار گرفت. اين مقوله خودش چند نوع است و يك نوع از انواع آن، بيوتروريسم است.
واژه بيوتروريسم از دو بخش تشكيل شده است: بيو و تروريسم؛
بيو به معناى حيات و زندگى است و تروريسم به معنى تهديد و ارعاب و كشتن افراد.
در كشور ما، مقوله تروريسم موضوع كاملًا شناخته شده اى است و در طول بيش از سى سال بعد از انقلاب، حقيقتاً كشور ما قربانى ترور بوده است. ترور، تهديد و ارعابى است كه به حذف فيزيكى فرد منجر شود. ترور عادى با بمب و تفنگ و اسلحه و موادّ منفجره و مانند آن اتّفاق مى افتد؛ امّا در كنار آن، چون استفاده از سلاح در كشورها، روز به روز سخت تر مى شود، بعضى ها فكر كرده اند راه هاى ساده ترى هم براى ترور هست كه سيستم هاى اطّلاعاتى و امنيتى هم متوجّه اين روش ها نشوند. اين روش ها با استفاده از عوامل بيولوژيك، شيميايى و راديولوژيك است كه به اوّلى «بيوتروريسم»، دومى «كيموتروريسم» و سومى «راديوتروريسم» گفته مى شود.

تعريف ساده بيوتروريسم با اين مقدّمه، چهره زشتى از ترور با استفاده از عوامل و سموم بيمارى زاى بيولوژيك، يعنى با منشأ زيستى (نه شيميايى كه سلاح شيمايى را به وجود مى آورد)، طبيعت و موجودات زنده در عرصه هاى انسان، دام، محصولات كشاورزى و هر چيزى كه با انسان ارتباط پيدا مى كند براى ترور، ارعاب، صدمه زدن به يك جامعه است؛ يعنى به جاى گلوله و تفنگ كه استفاده از آنها سخت، خطرناك و قابل رصد است، مى آيند از اين موارد استفاده مى كنند.

روش هاى بيوتروريستى از استفاده از سلاح به مراتب خطرناكترند؛ چون يك سلاح مى تواند يك يا نهايتاً چند نفر يا يك بمب مثلًا 50 يا 100 نفر را بكشد؛ امّا اگر خداى ناكرده آب، هوا، سبزى و داروى يك شهر آلوده گردد، به يك جمعيت گسترده ده ها هزار يا در يك كشور، ميليون نفرى آسيب رسانده مى شود. مثلًا الآن كه در حال ضبط اين گزارش هستيم، در شهر «سپيدان» استان «فارس» به دليل برخى سهل انگارى ها، با آلوده شدن منابع آب شهر، حدود 2000 نفر بيمارى گوارشى و اسهال و استفراغ گرفته اند. اينقدر خطرناك است.

دشمنان و به خصوص تروريست ها وقتى ميزان تأثيرگذارى اين سلاح را مشاهده كردند، با كمال تأسّف به آن بيشتر علاقه مند شدند.

ببينيد الآن در كشور ما، به واسطه اشراف اطّلاعاتى قوى نيروهاى اطّلاعاتى و امنيتى ما، ترورها تا حدّ زيادى قطع شده است. سربازان گمنام امام زمان (ع) برنامه هاى ترور را تا آن سوى مرزها روى هوا شكار مى كنند؛ امّا وقتى فقط يك خبر درباره آلوده بودن يك مادّه غذايى، مانند ماجراى روغن پالم پخش مى شود، كلّ كشور ملتهب مى گردد. عوامل بيولوژيك اصلًا قابل شناسايى و رصد نيستند و شما به راحتى از همه دستگاه هاى بازرسى مى توانيد مثلًا يك بسته خرماى آلوده شده را رد كنيد. در حالى كه اين دستگاه ها يك ناخن گير كوچك را مى توانند رصد نمايند، امّا به راحتى ميكروب ها را رد كرده و وارد كشور مى كنند. الآن ما در شرق كشور، معضلى به نام دام هاى آلوده و سرگردان داريم كه دام ها را آلوده مى كنند و آنها را در مرزهاى ما رها مى كنند. اين دام ها، آلوده به ويروس هايى هستند و وارد گلّه هاى ما مى شوند. سخت است شما بتوانيد بفهميد اين گاوى كه الآن دارد به گلّه شما اضافه مى شود، صاحب دارد يا نه؟ سالم است يا بيمار؟ اخبارى كه درباره بيمارى هاى فراگير دام ها در شهرهاى مختلف اين روزها مى شنويد، ناشى از اين جريانات است. قاچاق دام از كجا معلوم است با هدف آلوده كردن و بيوتروريسم نباشد، پس بيوتروريسم روشى است بسيار مخفى و متنوّع.

عوامل بيولوژيك مورد استفاده در اين سلاح ها و تهديدها هم عبارتند از: ويروس ها، باكترى ها، ميكروب ها، قارچ ها، انگل ها، سموم گياهى و حيوانى، سموم موجود در ميكروب ها، مانند بوتوليسم.

تصوّر كنيد يك نفر اين سمّ خطرناك بوتوليسم يا هر سمّ ديگرى را وارد آب يك شهر بكند يا در جايى كه جمعيت زيادى تجمّع كرده اند، از طريق گلاب هايى كه روى سر مردم مى پاشند، آن را به مردم منتقل كند. مردم هم هيجان زده، خيال مى كنند اين طرف دارد كار خير انجام مى دهد. راه هاى انجام اين تهديدات به قدرى ساده است كه حتّى نيروهاى امنيتى هم نمى توانند اين اقدامات را متوجّه شوند.

اين عوامل تهديدزا با چه روش هايى به كار گرفته مى شوند؟

روش هاى به كارگيرى اين عوامل بسيار گسترده است. در ميان چهار روش كشتار جمعى كه اشاره كردم، فقط اين يكى زنده است، بقيه مرده اند؛ يعنى شيميايى، راديولوژيك و هسته اى موادّ مرده هستند؛ ولى عوامل بيولوژيك- البتّه غير از سم كه محصول عامل بيولوژيك است- زنده اند و تكثير مى شوند. به همين علّت هم هست كه اين روزها اخبار بيوتروريسم بيشتر شده و با آن جدّى تر از قبل مواجهيم. چون زنده است، مى تواند تكثير شود. ما بستر تكثير را هم متأسّفانه فراهم كرده ايم. ببينيد موضوع زباله در شهرهاى ما، اصلًا مقوله كنترل شده اى نيست. مردم رعايت نمى كنند، جوى هاى آب آلوده به موادّ غذايى مى شود و اين زباله هاى غذايى بستر رشد ميكروب ها مى شود. بوى گند زباله يعنى رشد ميكروب. موش و بقيه حيوانات هم منتقل كننده و دامن زننده به اين بيمارى ها هستند.

دارو هم يكى از روش هاى بيوتروريسم است. نمونه اش همين ماجراى فاكتور 8 كه از طريق داروهاى آلوده فرانسوى، صدها نفر را به هموفيلى و ايدز مبتلا كردند. برخى از شركت هاى دارويى هم هستند كه از طريق قاچاق، الآن دارند داروهاى آلوده را به كشور وارد مى كنند.

جوانان ما بستر تهديدهاى بيولوژيك هستند؛ چون در سنّ بارورى و تصدّى مديريت ها و ... هستند. الآن سالن هاى ورزشى مورد تهديدات بيولوژيك شده اند. سند داريم كه اين مكمل هايى كه براى بدنسازى استفاده مى شوند، عقيم كننده اند، داروهاى كنترل باردارى ممكن است در نهايت، منجر به عوارض جبران ناپذيرى بشوند.

از موارد بسيار مهمّ بيوتروريسم، غذا است. سازمان بهداشت جهانى سال 2015 م. را با شعار امنيت غذايى از مزرعه تا سفره قرار داد. چرا؟ چون غذا به عنوان يك ضرورت غيرقابل اجتناب، مورد مصرف روزانه بشر از تولّد تا مرگ است. اخيراً موضوع ايمنى و امنيت غذا به شدّت مورد توجّه قرار گرفته است؛ زيرا بسيارى از بيمارى ها از طريق آب و غذا منتقل مى شوند چه به شكل بيمارى هاى حادّ چه مزمن كه پس از سال ها بروز پيدا مى كنند.

آلودگى موادّ غذايى به انواع موادّ شيميايى، سموم و ميكرب ها، مى تواند به شدّت مشكل ساز شود. دشمن مى تواند با آلوده كردن موادّ غذايى چه وارداتى چه داخلى، كشور را دچار مشكل كند. بروز انواع آفات در محصولات كشاورزى و دامى مى تواند عمدى باشد. پس بايد خيلى مراقب بود.

حال موضوع جديد ترى هم در 20 سال گذشته مطرح شده است و آن هم ورود محصولات غذايى دستكارى شده ژنتيكى يا تراريخته به بازار جهانى است كه به GMO معروف است. شكّى در اين نيست كه از فناورى هاى نوين زيستى بايد براى ارتقاى كيفيت و كمّيت موادّ غذايى استفاده شود؛ ولى حرف ما اين است، ابهاماتى در مورد سلامتى محصولات تراريخته، مثل برنج، ذرّت، سويا، و .... براى انسان و طبيعت وجود دارد. اين محصولات قبل از ورود به مزرعه بايد آزمايش هاى مختلف ايمنى را طى كنند و از طرف مسئولان مربوط مجوّز دريافت كنند. حال با كمال تأسّف مى شنويم هزاران تن از اين محصولات، به عنوان خوراك دام يا روغن يا حتّى محصول قابل مصرف، مثل برنج و ذرّت وارد مى شوند؛ در حالى كه مردم اطّلاع ندارند كه تراريخته است؟

يا بذرهاى تراريخته وارد مزارع كشور شده است آيا نظارتى بر اينها هست، كه كنترل شده باشد؟ آيا آزمايش هاى لازم براى ايمنى آن براى مردم و طبيعت انجام شده است؟ آيا مجوّز اخذ شده است؟

مسئولان مربوط بايستى در اين مورد، بسيار دقّت كنند. سلامت مردم و طبيعت كشور اولويت اوّل امنيت ملّى است.

هدف بعدى بيوتروريسم غذاى شماست!

باز از نمونه روش هاى استفاده شده، مى توان به پاكت نامه اشاره كرد كه افراد براى ابراز دشمنى، مادّه آلوده بيولوژيك را با سمّى روى مثلًا شكلات ريخته و براى خانواده اى پست مى كنند. هواپيماهاى سمپاشى يا همين پهبادهاى دشمن يكى از ابزارهاى مورد استفاده براى انتقال اين عوامل هستند كه ممكن است، شبانه، بى سروصدا بيايند و يك  شهر را آلوده كنند. البتّه به همين علّت، سيستم پدافند هوايى ما فوق العادّه تقويت شده است. يا موادّ غذايى و محصولات كشاورزى را آلوده و مسموم كنند، موادّ غذايى كه قوت روزانه مردم است، بستر مناسبى مى باشد كه دشمن مى تواند مردم را آلوده كند.

به علّت اين تنوّع گسترده و عجيب راه هاى تهديد بيولوژيك، بايد در خريد موادّغذايى خيلى دقّت كرد. البتّه وظيفه مسئولان نظام اين است كه نگذارند اين مواد به دست مردم برسد؛ ولى بد نيست خود مردم هم در خريدها دقّت كنند.

در دنياى كنونى، حملات بيوتروريستى از ناحيه كدام كشورها و گروه ها بيشتر مورد استفاده قرار مى گيرد؟

براى پاسخ به اين سؤال، ابتدا بايد ببينيم كشور مورد مطالعه ما چقدر تهديدپذير است؟ مثلًا كشورهاى «سوييس» و «سوئد» از نظر ما نسبتاً كشورهاى امنى به شمار مى آيند؛ امّا كشورى كه به دنبال استقلال باشد يا دشمنانى داشته باشد، اين كشورها قطعاً تهديدپذيرترند. ريشه اصلى اين تهديدها، رژيم صهيونيستى و بعد از آن، آمريكاست. يكى از بزرگترين اماكن توليد عوامل بيولوژيك در رژيم صهيونيستى است. مركز تحقيقات بيولوژيك آنها 300 دانشمندPHD دارد كه كار آنها فقط توليد عوامل بيولوژيك براى اهداف خاص و ترور آدم هاست. كار اين مجموعه، به دست آوردن راهاى رسيدن به اين اهداف است.

ببينيد طى سال هاى گذشته، همه رؤساى جمهور «آمريكاى لاتين» سرطان گرفتند. هوگو چاوز را در عرض 2 سال با سرطان حاد، بى شك عمدى، حذف كردند. محقّقان را هم از خودشان مى فرستند و نمى گذارند اخبار و اطّلاعات مربوط به آن گفته شود. الآن به همين علّت، پرشكى و درمان سرطان در «كوبا» فوق العادّه پيشرفت كرده و رؤساى جمهور كشورهاى همسايه كوبا براى درمان به آنجا مى روند. ياسر عرفات را كه با آنها دست داده بود، او را هم قطعاً عمدى حذف كردند. اسنادى داريم كه خيلى ها را از اين طريق حذف كرده اند. تروريسم بيولوژيك متأسّفانه در حال تبديل شدن به يك تهديد جدّى عليه كشورهاى مختلف، از جمله ايران است.

متأسّفانه بعد از اينكه شناسايى تروريست هاى انتحارى راحت تر شده است، الآن ما انتحارى هاى بيوتروريستى را مى بينيم كه به وجود آمده اند. به فرد يك ليوان آب آلوده مى نوشانند. يك هفته زمان لازم است تا علائم بيمارى نمايان شود. وى به راحتى بدون آنكه چيزى مشخّص شود از مرز رد مى شود. بعد از چهار روز علائم بيمارى نمايان مى شود و او سراغ آب شهر و اماكن شلوغ مى رود و ... به اين ترتيب، الآن دارد چهره تروريسم عوض مى شود و بايد به بيوتروريسم جدّى تر از قبل توجّه شود؛ مثلًا مى توانند در مترو آدامس هايى فوق العادّه ارزان توزيع بشود و هزاران نفر را آلوده كنند يا در مهدكودك ها و ... خيلى روش ها دارد كه رصد آن را مشكل مى كند.

متأسّفانه اخبارى در دست داريم كه گروه هاى تروريستى، منطقه را دارند به سلاح هاى جنگ نوين مسلّح مى كنند. اسنادى را در يكى از جلسات نشان دادم، داعش به شدّت دارد به سمت جنگ بيولوژيك پيش مى رود. چون مى تواند به شدّت ارعاب به وجود بياورد.

همچنين اخبارى هست كه منافقان دوره هاى آموزشى استفاده از سلاح هاى بيولوژيك را در «اردن» ديده اند كه چطور به مسئولان نزديك شوند و در لحظه اى كه حواسشان پرت شد، او را آلوده كنند. البتّه ما هم آموزش هاى متقابل را به محافظان شخصيت ها داده ايم.

با همه تلاش و زحماتى كه در اين روزها، در اين عرصه كشيده مى شود و اشراف اطّلاعاتى خوبى كه داريم، متأسّفانه اخبار بدى هم هر از چندگاهى، به گوشمان مى خورد؛ مثلًا 70% زيتون ايران آلوده شده است. سندى داريم كه رژيم صهيونيستى ويروس خاصّى را فقط براى زعفران ايران دارد طرّاحى مى كند. 8 سال است براى آلوده كردن دارند تلاش مى كنند و ما جلويش را گرفته ايم. احتمالًا يكى از علل «جنگل هاى زاگرس» كه اين روزها ظاهراً بى دليل دارند مى سوزند، همين عوامل بيولوژيك باشند. البتّه جنبه تلخ ماجرا هم اينجاست كه برخى مسئولان اين تهديدها را جدّى نمى گيرند و تا وقتى دچار آسيب ها نشويم، هوشيار نمى شوند؛ مثلًا همين سيلى كه اين روزها آمد و آمادگى كافى برايش وجود نداشت. من هميشه در سخنرانى هاى سى ساله خودم بارها گفته و اخطار داده ام كه آمادگى پيش از بحران، نه پس از آن. سيستم هاى هشدار سريع لازم است قبل از وقوع فاجعه، نه سرو صدا پس از آن. در اين سيل اخير، كلّ خسارات، در عرض 15 دقيقه اتّفاق افتاده بود. سيل رودخانه «قم» هم همين طور بود. اين در حالى است كه در سونامى هاى عظيم آمريكا، مثل «كاترينا» فقط 30- 40 نفر مردند، چون قبل از وقوع حادثه، اخطار كافى داده بودند و از ده روز قبل، شهر تخليه شده بود.

رشته هاى نوينى مثل مهندسى ژنتيك و سنتز بيولوژيك آمده كه با آنها، ويروس سنتز مى شود و دانشمندان مراكز تحقيقاتى نظامى آمريكا و اسرائيل هر طور دلشانبخواهد، ويروس جديد را سنتز مى كنند؛ يعنى ويژگى هاى چند ويروس را انتخاب و با هم تركيب كرده و يك ويروس جديد مى سازند. به همين دليل، به اينها تهديدات نوين و جنگ نوين گفته مى شود.

برخى مقالات انتشار يافته در منابع معتبر، نشان دهنده استفاده از روش هاى نوين مهندسى ژنتيك جهت توليد عوامل بيولوژيك نوين، موسوم به كايمرا يا تركيبى است كه بسيار خطرناك تر از ويروس هاى طبيعى هستند.

آيا مى توان سلاح هاى بيولوژيك را تقسيم بندى كرد؟

همان طور كه سلاح هاى نظامى را به دوربرد و نزديك برد دسته بندى كرده اند، اين سلاح ها را به سه دسته الف، ب و ج تقسيم كرده اند. از يك منظر ديگر هم به پنج دسته ويروس، باكترى، قارچ، ميكروب و سمّ تقسيم مى شوند. از منظر ديگر هم انسانى، گياهى، دامى و حتّى اهداف صنعتى. طبقه بندى عوامل بيولوژيك بر اساس ميزان شدّت و حاد بودن آن كه به گروه الف و ب و ج تقسيم بندى مى شود، مهم است. بعضى از اين ويروس ها و باكترى ها و سموم كه خيلى خطرناكند، اينها را در دسته الف جا مى دهند. دسته الف به عوامل كشنده و با قدرت واگير خيلى زياد گفته مى شود. مثل ويروس آبله انسانى كه هميشه در صدر فهرست الف است؛ هرچند ريشه كن شده؛ امّا ويروس آن وجود دارد و خبر داريم كه دشمنان ما آن را توليد هم كرده اند. خبرهاى بيمارى ابولا را شنيده ايد كه چه كرد؟ نزديك به 18000 نفر را در كشورهاى آفريقايى در سال گذشته، كشت. كسى كه به اين ويروس مبتلا بشود، درمانى ندارد و تقريباً 90% مى ميرد.CCHF يا همان تب كريمه «كنگو» از جمله تب هاى هموراژيك (خونريزى دهنده) است كه خون شُل مى شود و از همه مجارى انسان (گوش، بينى، چشم، ...) بيرون مى زند. هارى، آنفولانزاى خوكى و ... اينها همه ويروس هاى بيولوژيك خطرناك هستند. در ميان باكترى ها هم سياه زخم، باكترى فوق العادّه خطرناك و كشنده اى در دام هاست و انسان به سه شكل گوارشى، پوستى و خونى، ريوى و تنفّسى آن را مى گيرد. نوع ريوى آن، از بقيه خطرناكتر است و حتماً مى كشد. همين طور ميكروب طاعون كه بسيار كشنده بوده و در تاريخ، داستان هاى مرگ گسترده آن، به اسم طاعون سياه معروف است.

ويروس هايى را كه كمى ضعيفترند، آنها را به دسته ب مى برند. اينها ناتوان كننده اند؛ نه كشنده. مثلًا «نوروويروس» يك ويروس است كه چنان شما را دچار ضعف مى كند كه تا چند روز، رمق هيچ كار و حركتى را نداريد. در اينها، بايد آب بدن را كنترل كرد. چون مرتّب از بدن آب دفع مى شود؛ امّا همين عامل ناتوان كننده را تصوّر كنيد كه به يك پادگان يا لشكر منتقل كنند. نمى كشد امّا به راحتى يك نيرو را مى تواند زمين گير كند و زمينه شكست خوردن آنها را فراهم كند. ما در جبهه داشتيم مواردى كه گاهى يك گردان ما به همين علّت از خط جدا مى شدند؛ چون اين قدر درد داشتند كه حتّى يك اسلحه را نمى توانستند از جايش بلند كنند. در جنگ بيولوژيك وقتى دشمن بخواهد يك منطقه را تصرّف كند، سه روز قبل از حمله نظامى، يك  ويروس را در منطقه پراكنده مى كند. بعد از سه روز علائم بيمارى كه نمايان شد، حمله نظامى اش را آغاز مى كند.

سموم بيولوژيك الآن در بيوتروريسم خيلى بيشتر مورد توجّه قرار گرفته است. ما انواع سموم را در طبيعت داريم و در تاريخ هم از آنها استفاده مى شده است. براى نمونه، يكى از سموم، دانه كرچك است كه سمّى به نام ريسين توليد مى كند. 7 تا 10 دانه كرچك تازه را اگر حواستان نباشد و به جاى لوبيا بجويد دچار اسهال و استفراغ شديد مى شويد كه اگر شما را بسترى نكنند، كشنده است. پوست اين گياه، سمّى دارد به نام ريسين كه در بيوتروريسم مورد استفاده صهيونيست ها قرار مى گيرد. آن را استخراج مى كنند و درون كپسول هايى مى گذارند. در اوّلين فرصت، درون آب يا قهوه شخصى مى ريزند و فرد 48 ساعت بعد مى ميرد. سقراط را هم با يك سمّ طبيعى به نام شوكران كشتند. ائمّه ما عليهم السلام همه با سم كشته شده اند. ابن ملجم مى گويد، من هزار درهم دادم تا شمشيرم را به سمّى آغشته كنم كه مى تواند شهرى را بميراند. آن موقع در استفاده از سمومى كه از خاك، حيوانات و گياهان مى گرفته اند، خيلى پيشرفته بوده اند. الآن هم آفريقايى هاى بومى، به اشكال مختلف از سموم گوناگون، استفاده مى كنند؛ مثلًا «سمّ كورار» از يك گياه است كه به سر نيزه هايشان مى زنند يا گياهى را به آب مى زنند، ماهى ها بى حال مى شوند و به راحتى آنها را صيد مى كنند. سمّ هاى جانورى هم مثل مار، عقرب يا انواع قورباغه ها و ... جالب است اين قورباغه را من ديده ام. بسيار كوچك است و حدود يك گرم وزن دارد؛ ولى پوستش مى تواند ده نفر را بكشد. ديده ام مارمولك آن را مى خواهد بخورد؛ ولى تا مى فهمد سمّى است، آن را تف مى كند. امّا فرد چون نمى فهمد و مى بيند زيبا و ناز است، شروع مى كند به بازى و حواسش نيست و از طريق پوست مسموم مى شود. البتّه اين قورباغه ها در جنگل هاى مناطق حارّه است. جالب اينكه همه سموم  طبيعى، مانند مار و عقرب و زنبور و ... همه كاربرد دارويى هم دارند؛ ولى متأسّفانه افرادى با افكار خطرناك از اين نعمت هاى طبيعى، براى بيوتروريسم، سوء استفاده مى كنند.

در ميان همه اين سمّ ها، از همه خطرناكتر و بى نظيرتر، يك باسيل، به نام «بوتوليسم» است كه از باكترى اسپور دار كه در خاك هم هست، ترشّح مى شود. اينكه تا يك نفر زمين مى خورد براى جلوگيرى از مسموميت، او را بسترى مى كنند و واكسن مى زنند، به دليل همين عوامل خطرناك در خاك است؛ مثل باكترى كزاز و بوتوليسم. متأسّفانه ميكرو بيولوژيست هاى ديوانه ارتش هاى مختلف، آن را توليد كرده اند و در ظرف هايى ريخته اند تا در مواقع نياز، به عنوان سلاح استفاده كنند. جالب است بدانيد اين سم، كاربردهاى پزشكى فراوانى دارد. بوتوكس كه در زيبايى و از بين بردن چروك ها استفاده مى شود يك ميليونيوم رقيق شده اين سمّ است. يعنى با يك قطره از يك بشكه آب آلوده به يك قطره از آن، به راحتى مى توان يك نفر را كشت.

آيا نمونه هاى تاريخى هم در بيوتروريسم بوده يا از ويژگى هاى دوره جديد است؟

اين مطلب را بشر از قديم مى دانست؛ مثلًا مى بينيد ابوعلى سينا در كتابش آن را آورده است. اوّلين كتاب پزشكى دنيا را هشتصد سال قبل، يكى از نابغه هاى ما، به نام جرجانى نوشته است. ده سال پيش از اين، كتاب را رفتند در كتابخانه دانشگاه تهران پيدا و مطالعه كردند. اين كتاب فقط يك فصل درباره سموم بيولوژيك دارد و داراى ادبيات خيلى ثقيلى است. در آنجا، جمله جالبى دارد و مى گويد: اميران كنيزكان را به سم بپرورند و آن را به حيله به دشمنان و رقيبان خود هديه دهند. شايد خوانده باشيد كه در قديم، يك نفر از بچّگى گوساله اى را روى شانه اش مى گذاشتند تا هر روز آن را از پلّه ها بالا ببرد.

اين گوساله هر روز بزرگتر مى شد و كار اين فرد هم روزانه تكرار مى شد. گوساله گاو شد؛ امّا چون اين فرد آرام آرام متناسب با رشدش آن را جابه جا كرده بود، الآن هم كه گاو بزرگ و كاملى شده بود، آن را از پلّه ها بالا مى برد. حال در روش بيوتروريسم، براى هلاكت يك امير رقيب سلطان، كنيزى را از سنّ مثلًا 11 سالگى به طبيب مى سپردند تا او را با سمّ رقيق و ضعيف شده، بپروراند و تمرين بدهد. روزانه اين سمّ آرام آرام تقويت مى شد تا بعد از چند سال، بدنش نسبت به اين سم، كاملًا مقاوم مى شد؛ همان روشى كه براى توليد واكسن عليه سموم مار و عقرب در مراكز واكسن سازى استفاده مى شود. سر موعد، آن را به همراه غذايى مسموم به رقيب و دشمنش هديه مى داد. رقيب براى اطمينان از سالم بودن غذا، آن را به خورد اين كنيز مى داد. كنيز آن را مى خورد و چون بدنش مقاوم شده بود، اتّفاقى نمى افتد؛ ولى مثلًا پادشاه تا آن غذا را مى خورد، به واسطه سمّ موجود در آن، مسموم مى شد. اين سم را «هندگياه البيش» نام گذارى كرده اند.

قديم براى انجام اين دست حملات، گاهى مثلًا شكمبه گوسفند يا سمّى را داخل چاهى كه دشمن از آن استفاده مى كرد، مى ريختند تا آنها را بيمار و دچار عفونت كنند. باز در نمونه هاى تاريخى، يك ماجراى جالبى در شهر «كافا» اتّفاق افتاده است. درباره اين اتّفاق كتاب نوشته شده است. در سال 1346 م. به «روسيه»، مغول ها حمله مى كنند، لشكر قوم تاتار در طول مسير، دچار طاعون مى شوند. قلعه كافا هم به شدّت مقاومت مى كرده اند. فرمانده دستور مى دهد سربازان مرده سپاه خودشان را به داخل قلعه پرتاب كنند و آنها را با اين روش شكست مى دهند. مى دانيد طاعون از طريق كك منتقل مى شود. آن زمان هم كه كك فراوان بوده است. در كردستان، خودمان جايى داريم كه به كانون طاعون ايران معروف است. با اين تاكتيك يك هفته نشده قلعه باز شده و تاتارها پيروز مى شوند.

از اين اتّفاقات در تاريخ زياد داريم. آمريكايى ها در «ويتنام» با ابزار بيوتروريسم جلو رفتند، انگليسى ها به آفريقايى ها پتوهاى آلوده دادند و ... ژاپنى ها و آلمانى ها تاريخ طولانى در جنگ بيولوژيك دارند.

جورج ماركوف (1976 م.) جاسوس «رومانى» و ساكن «لندن» بود. اطّلاعات را به دست مى آورد و آن را به بلوك شرق مى فرستاد. سيستم اطّلاعاتى انگليس او را مى خرد و او جاسوس دوجانبه مى شود. كا. گ. ب متوجّه مى شود و دستور مى دهد او را به روش آرام ترور كنند. ما در دنيا، مرگ هاى فراوانى داريم كه از آنها با تعبير مرگ هاى مرموز ياد مى كنيم كه علّتشان مشخّص نيست. عموم اينها، مرگ هاى بيوتروريستى هستند. ويژگى مرگ هاى بيوتروريستى اين است كه كشف آن سخت است. ماركوف را با سمّ «ريستين/ ليستين» در چترى مى كشند. سه گلوله ريز مسموم را روى نوك اين چتر ظاهراً عادى مى گذارند. 17 سال بعد كا. گ. ب اسناد اين ترور را منتشر كرد تا مشخّص شود اينها بخش هايى دارند كه روى اين موضوعات كار علمى مى كنند.

باز از جمله ترورهاى تاريخى كه به ترور شكلاتى معروف شده، ماجراى وحيد حدّاد، پزشك فلسطينى است كه در آلمان، با زجر از دنيا رفت.

رهبر «اوكراين» يوشچنكو را كه فردى خوش تيپ بود، با سمّ «ديوكسين» ترور كردند. چهره جوان او بعد از بيمارى، دچار خوردگى شد و مثل يك فرد پير آبله رو شد. مصداق هاى از اين دست، خيلى فراوان است.

يكى از جريان هاى سياسى آمريكا وقتى ديد در انتخابات رأى نمى آورد، براى ضربه زدن به رقيب، بيش از 40 ايالت آمريكا را با سالاد دچار «ويروس سالمونلا»، مسموم كردند. اين ويروس فرد را دچار اسهال شديد مى كند.

در دنيا بحثى به نام توازن مطرح است. تا مثلًا «هند» بمب اتمى به دست مى آورد، پاكستان هم براى ايجاد توازن، فورى به آن دست پيدا مى كند.

كتابى را «مؤسّسه پژوهش هاى سوئد» درباره سلاح هاى كشتار جمعى اسرائيل منتشر كرده است. يك بخش آن درباره سلاح هاى بيولوژيك است. الآن علاوه بر حدّاقل 80 كلاهك هسته اى، بزرگترين ذخاير سلاح هاى بيولوژيك دنيا را اسرائيل دارد. ببينيد اين را من نمى گويم؛ سوئدى ها گفته اند. وقتى ما دشمن اصلى و رودرروى آنها هستيم، قطعاً همين الآن دارند براى شخصيت هاى خاصّ ما برنامه ريزى مى كنند. شك نكنيد. چرا بخواهد خود را به زحمت بيندازد.

چگونه مى توان با حملات بيوتروريستى مقابله كرد؟

در دوره جنگ، ما بيشتر دنبال حفظ نيروهاى نظامى بوديم؛ لذا نام اقدامات و فعّاليت هاى ما، دفاع بيولوژيك بود. ما در آنجا، چهار مرحله مديريت بحران را داشتيم. مرحله اوّل آمادگى است. گام اوّل مرحله آمادگى، آموزش است. آنچه كه بايد فرمانده و نيرو و همه بدانند. الآن مخاطبان ما اصلًا نمى دانند تهديد بيولوژيك چيست. همه مى دانند ميكروب و بيمارى چيست. امّا گاهى استادان دانشگاه ما هم تهديد بيولوژيك را نمى دانند، چيست؟ بايد به مردم آموزش بدهيم و راست را بگوييم نه اينكه آنها را بترسانيم. مردم ما زيرك و بصيرند. بايد به آنها آموزش كافى را بدهيم. اين تهديد بالقوّه است كه در برخى موارد بالفعل شده است. اگر به مردم گفته شده بود در فلان مسير قرار است يا حدّاقل احتمال جدّى وجود دارد، سيل بيايد كه مردم نمى رفتند آنجا بنشينند تا خودشان و زندگيشان را سيل ببرد.

در مرحله دوم، پيشگيرى است. بايد اقداماتى را انجام بدهيم كه تهديدها كاهش يابند؛ مثل واكسيناسيون. بيست سال قبل، يكى از تهديدهاى جامعه ما هپاتيت B بود. در ماجراى فاكتور 8، داروى آلوده به هپاتيت و ايدز، به بيماران هموفيلى تزريق شد. براى مقابله با آن، واكسن هپاتيت ساخته شد. دو نوع ايمنى داريم با واكسن و آنتى بيوتيك. خيلى از عواملى كه گفتم، باكترى هستند و با آنتى بيوتيك از بين مى روند.

ما درطول دفاع مقدّس، قبل از عمليات ها به نيروهاى خاصّمان آنتى بيوتيك مى داديم تا دچار بيمارى نشوند. به اين، ايمنى سازى دارويى مى گويند و تا وقتى آنتى بيوتيك در بدن فرد باشد، او بيمار نمى شود.

ما بايد از كاهش تهديد شروع كنيم. ما اگر بتوانيم تعداد دشمنان را كم كنيم، خودبه خود از سطح و ميزان تهديدها كاسته مى شود. مثلًا الآن درباره مذاكرات گفته مى شود كه باعث كاهش تهديدها شده است. در مرحله بعد، بايد زيرساخت ها را ايمن كنيم. اگر زيرساخت بهداشتى، آب، غذا و گوشت سالم باشد و مردم در سلامت باشند، ميزان تأثيرگذارى عوامل بيولوژيك كم مى شود. نظارت ها بايد آن قدر قوى باشد كه هيچ مادّه غذايى و داروى قاچاق وارد كشور نشود.

الآن در كشور، مقابله با تهديدهاى نرم را پدافند غيرعامل نام گذارى كرده اند؛ در مقابل پدافند عامل كه با سلاح و تفنگ و امثال آن است. براى اينها چون فاعل و به وجود آورنده تهديد مجهول است، عملًا با خود او نمى شود مقابله كرد. مشكل ديگر اين است كه بعد از رفتن عامل، تازه اثرگذارى ها اتّفاق مى افتد. ذيل پدافند غيرعامل، پدافند زيستى است كه به تهديدهاى بيولوژيك مى پردازد.

در پدافند زيستى، اوّلين گام ما رصد است. حتّى در شرايط صلح، ما مواظبيم دشمنى، آب ما را آلوده نكند. سازمان آب و فاضلاب بايد منابع را غيرقابل دسترسى كند، هيچ لوله اى روى زمين نباشد، در هيچ تانكرى باز نباشد. اين اقدامات براى پيشگيرى و حفاظت از استحكامات است. تمام منابع آب ما بايد سيستم هشدار داشته باشد، دوربين داشته باشد، نگهبان داشته باشد و در دسترس نباشد، حصار داشته باشد كه كسى نتواند وارد شود و آب را الوده كند. در همين همه گيرى اخير (مرداد 94) شهر «سپيدان» منبع شهر سيستم هشدار خرابى پمپ كلر نداشته و نگهبان دائمى نداشته است. خب اگر برق قطع شود يا پمپ كلر خراب شود، فاجعه پيش مى آيد. اينها خيلى مهم است هيچ منبع آبى در شهرها نبايد فاقد سيستم هشدار و دوربين و نگهبان و ثبت دائمى اتّفاقات باشد تا يك تروريست با دسترسى به منبع اصلى آب، فاجعه نيافريند. من اين هشدار را مى دهم كه قبل از فاجعه بايد اقدام كنيم نه پس از آن. علاج واقعه قبل از وقوع بايد كرد در زمان آرامش كه الآن هست. مديران ما بايد هميشه هوشيار و جدّى باشند و پيشگيرى كنند. مانند همين مطلب براى بقيه عرصه هاى زيستى بايد لحاظ شود؛ مثل غذا، مثل كشاورزى، دامپرورى شيلات و غيره. متولّى رصد و پايش اطّلاعات وزارت اطّلاعات است؛ چون همه اطّلاعات و اخبار دست آنهاست و در حوزه هاى تخصّصى خود آن سازمان، مثلًا دامپزشكى، كشاورزى، آفات، بهداشت، موادّ غذايى و دارو. همه متولّى خودش را دارد. اينها بايد نسبت به تهديدات نوين بيوتروريستى هوشيار باشند.

مرحله دوم مديريت بحران در حين بحران است. تمام آنچه گفتيم درباره پيش از بحران بود. وقتى دشمن توانست جايى را آلوده كند، بايد سيستم مديريتى ما جورى آماده باشد كه بتواند سريع واكنش نشان بدهد نه اينكه بعد از اتمام فاجعه، تازه به ميدان بيايند. انتقادى كه ما به سيستم موجود مديريت بحران كشور داريم، همين است كه هميشه بعد از بحران، تازه درگير مى شوند. ببينيد ما به اورژانس و آتش نشانى زنگ مى زنيم، چند دقيقه بعد، خودشان را فورى مى رسانند. اگر خداى ناكرده در جايى اپيدمى و آلودگى رخ داد، آيا سيستمى داريم كه حدّاقل ما مثل اورژانس به آن زنگ بزنيم؟ اصلًا چنين چيزى تعريف نشده و حتّى خود بنده هم نمى دانم بايد در چنين شرايطى، بگويم افراد به كجا مى توانند زنگ بزنند! چنين شماره اى را الآن اصلًا نداريم. حدّاقل يكى از مراكز 110 يا 115 يا 125 متولّى اين امر بشوند تا مردم با اينها تماس بگيرند و آنها هم بقيه نهادهاى مرتبط را مطّلع كنند. در دنيا اين هماهنگى ها را كرده اند. مردم پليس را مسئول امنيت مى دانند يا آتش نشانى يا اورژانس يا هلال احمر را. الآن خوشبختانه سازمان پدافند غيرعامل قرارگاه هاى زيستى را در سراسر كشور درست كرده است. سند ملّى برنامه پدافند زيستى را آماده كرده ايم. مديريت حوادث كشور به دو دسته تقسيم مى شوند: طبيعت ساز و انسان ساز. اوّلى را سازمان مديريت بحران به عهده دارد و دومى را سازمان پدافند غيرعامل. البتّه توقّع ما اين است كه اين دو يا با هم ادغام شوند يا يك وزارتخانه يا معاونت رياست جمهورى كه قدرت اجرايى بالا داشته باشد؛ بشوند. در كشورهاى بحران خيز، معاون رئيس جمهور، متولّى اين امر است. الآن سازمان مديريت بحران زير مجموعه وزارت كشور است

و چندان عملكرد مطلوبى ندارد. در سيل اخير ديديد كه منفعل عمل كرد. در سازمان پدافند غيرعامل، ساختار به نحوى تعريف شده است كه دانشگاه هاى علوم پزشكى، وزارتخانه هاى مختلف و ... در مجموع در سطح كشور، شبكه وسيع، قوى و منسجمى تشكيل دهند كه اخبار كلّ كشور از طريق اين شبكه، به سرعت و با دقّت به قرارگاه مركزى در تهران منتقل شود. ما از اين طريق، ساختار و سازمان مناسب را درست كرده ايم؛ مثلًا در بخش سلامت، ما 19000 خانه بهداشت داريم، پراكنده در تمام روستاها و شهرها كه يكى از بهترين اقدامات براى رصد بيمارى هاست، ما الگوى جهان هستيم در اين شبكه بهداشتى. ولى آموزش و فرهنگسازى كافى انجام نشده است. الآن اين مصاحبه يكى از مصاديق ايجاد آمادگى و آماده سازى است.

تجهيزات تشخيصى كافى ما در عرصه پدافند غيرعامل به ميزان كافى نيست. آزمايشگاه هاى مرجع هنوز ايجاد نشده است. وقتى بخواهيم نمونه اى را براى آزمايش بفرستيم، به طور پراكنده براى آزمايشگاه هاى مختلف و صرفاً در تهران مى آيد.

طى سال هاى اخير، شاهد انتقال داروها و موادّ غذايى اهدايى دولت هاى غربى به كشورهاى جنگ زده، مانند «عراق»، «يمن» و «ايران» و «افغانستان» و ... بوده ايم؛ داروهايى كه گاه گفته مى شود حامل موادّ عقيم كننده يا بيمارى زا بوده اند. اوّلًا آيا اين گونه اخبار درست و قابل اعتمادند؟ ثانياً اگر بله، آيا مى توانيم آنها را در زمره جنگ هاى بيولوژيك به شمار بياوريم؟

در اين گونه مسائل لازم است ما علمى و مستند صحبت كنيم. در اين عرصه، شايعات براى ما معضلى شده است. روزانه درباره اعتبار و صحّت شايعات مختلف از من نظر مى خواهند. احتمالًا اين روزها، شايعه درباره نحوه ورود چاى به ايران و مطالب بى اساس آن شنيده باشيد. يا شايعه درباره سرقت ژن ايرانى ها از طريق گرفتن بزاق كه براى به حاشيه كشاندن خبر واقعى، آن را در جامعه پخش كردند. يك گروه تحقيقاتى به سرپرستى يك استاد امريكايى و چند پزشك ايرانى در دانشگاه «استنفورد آمريكا» يكى دوسال قبل با پشتوانه يك انجمن صهيونيستى پروژه ژنوم ايرانيان را انجام دادند. الآن كلّ ژنوم ايرانى ها نزد امريكايى ها و صهيونيستهاست. عرصه بيولوژيك هم همين قدر شايعه خيز است.

اين مطلب را بالقوّه قبول دارم و احساس ناشى از سى سال كار و پيگيرى و رصد اخبار در اين عرصه، مرا به جايى رسانده است كه با قاطعيت مى گويم اين اتّفاقات قطعاً رخ مى دهند؛ امّا همه اخبارى كه گفته مى شود، مستند نيست؛ از جمله آخرين اخبار معتبر در اين باره، اين بود كه اعلام كردند اخيراً داعش محموله اى كفش به آوارگان سورى در مرز «تركيه» اهدا كرده است. هركس اين كفش ها را مى پوشيد، دچار يك بيمارى پوستى شديد مى شد.

استفاده داعش از كفش هاى مرگ آلوده به موادّ سمّى كه بين پناهندگان سورى در مرز تركيه به عنوان كمك هاى بشردوستانه توزيع شده ولى چنين زخم هايى را ايجاد كرده است.

انواع كارهايى را كه الآن دشمنان ما به بهانه كمك هاى بشردوستانه مى كنند، مى توانم اينطور فهرست كنم: عقيم كردن، ايجاد سرطان، ايجاد بيمارى در سال هاى آينده، ريشه كن كردن فلسطينى ها. حتّى بالاتر از اين موارد الآن جنگ به عرصه مولكول ها و ژنتيك وارد شده است. رژيم اسرائيل 15 سال است كه روى ژن شيعيان و فلسطينى ها كار مى كند. همچنين پروژه عظيمى را «پنتاگون»، چهار سال است كه در دستور كار خود وارد كرده است. اين را حتماً اطّلاع رسانى كنيد:

پروژه Fun Vax . در اينترنت بخش هايى از اين پروژه محرمانه را مى توانيد پيدا كنيد. قرار است عامل بيولوژيكى اى ساخته شود كه روى دين و ايمان مردم اثر بگذارد و به تعبيرى حسّ بنيادگرايى را از آنها بگيرد؛ به عبارتى افراد نسبت به ايمان و روحيه انقلابى واكسينه شوند. آنها مى خواهند بنيادگرايى را از ريشه، از بين ببرند. از نظر نورولوژيست ها مى شود. اين ويروس از طريق هوا وارد بدن و سپس وارد مغز شده و سيستم دوپامينى مغز را به هم مى ريزد. مى گويند ما نبايد با ايران وارد جنگ بشويم، بايد خود ملّت را عليه نظام برانگيزيم. آنها معتقدند حدّاقل 40% مردم را مى توان از اين طريق تغيير داد.

بنده حاصل نتايج تجربياتم را در كتابى منتشر كرده ام كه علاقه مندان مى توانند با مطالعه آن، درك بهترى از چهره اين تهديد داشته باشند.

پروژه فان وكس يا واكسن ضدّ بنيادگرايى كه به نظر برخى طرح وزارت دفاع آمريكاست كه از سال 2005 م. شروع شده و هدف آن توليد ويروسى سنتز شده است كه از طريق سيستم تنفّسى وارد شده و با تكثير در بدن افراد مسلمان بنيادگرا و ايجاد تغييراتى در هورمون هاى مغزى و رفتار و كنش فرد، سبب كاهش نياز به گرايش هاى دينى شده و در نهايت، فرد را به بى دينى و سستى ايمان مبتلا مى كند؛ البتّه ترديدهايى در مورد كارايى چنين روش بيولوژيكى وجود دارد؛ زيرا اينكه رفتار يك انسان چقدر تحت تأثير وراثت است، بحثى چالشى و ادامه دار است و از بين اين رفتارها، ايمان مذهبى كه فرآيندى بسيار پيچيده است، چقدر تحت تأثير ژن ها و بيولوژى انسان است، مورد بحث مى باشد؛ ولى به اعتقاد دانشمندان ديگر، نقش بيولوژى در رفتار و ايمان وجود دارد و اين طرح در صورت رفع مشكلات و معايب مى تواند كارآيى داشته باشد. به هر حال لازم است اين موضوع در كشور ما توسط دانشمندان علوم تجربى، متخصّصان مغز و اعصاب، روانشناسان و دانشمندان حوزه علوم انسانى، به دقّت مورد بررسى قرار گيرد؛ زيرا از نوع تهديدات فرضى نسل نوين قلمداد مى شود.

آمريكايى ها دو جلد كتاب جالب منتشر كرده اند كه كاش حوزه علميه ما روى اينها كار مى كرد. بالأخره بايد موضعى رسمى و معتبر درباره اين دست مطالب داشته باشيم: «زبان خدا» كه درباره بيولوژى مولكولى است، نويسنده كتاب فرانسيس كالين براى خودش غولى در ژنتيك به شمار مى آيد. او در اين كتاب مدّعى است كه ايمان و معنويت به ژنتيك افراد بستگى دارد.

كتاب زبان خدا نوشته فرانسيس كالين از دانشمندان بزرگ پروژه ژنوم جهانى كه در مورد فطرى بودن دين و نقش ژنتيك در آن مى باشد.
كتاب بعدى كه صداى نژادپرست ها را در آمريكا درآورده كه بحث هايى مانند فطرى بودن ايمان با اين كتاب ثابت شده است: كتاب «ژن خدا،
چگونه ايمان به ژن ها پيوند داده مى شود؟» اثر دن. اچ. هامر مى باشد. اين كتاب براساس تجزيه و تحليل ژن مسيحيان و كافران نوشته شده است.
كتاب ژن خدا نوشته دن هامر استاد دانشگاه و متخصّص ژنتيك مولكولى در آمريكا مى باشد. او معتقد است كه اعتقادات دينى منشأ بيولوژيك هم دارد، مطالعه اين كتاب را به محقّقان حوزه هاى علوم انسانى توصيه مى كنم.




سایر مطالب این مجموعه: « بيوتروريسم چيست؟

نوشتن نظر