بيوتروريسم چيست؟

بيوتروريسم چيست؟

جمعه ۰۹ خرداد ۱۳۹۹ ساعت ۰۵:۳۳
امتیاز این گزینه
(1 رای)

در بين جنگ افزارهاى نوين، سلاح و فناورى ميكروبى بيشتر از سايرين، مورد توجّه تشكّل هاى تروريستى و تروريست دولتى ابرقدرت ها قرار گرفته است.
شايد بتوان به جرئت گفت كه سلاح هاى هسته اى ديگر يك خطر بالفعل نيستند و تنها يك قدرت بازدارنده بالقوّه محسوب مى شوند. كشورهاى صاحب اين سلاح ها، هرگز نخواهند توانست به راحتى از آنها عليه دشمنان خود استفاده نمايند؛ زيرا تبعات به كارگيرى چنين سلاح هايى آن چنان گسترده است كه قسمت بزرگى از جهان را در بر خواهد گرفت.

 


اشعه هاى راديواكتيو، گرد و غبار اتمى، طوفان اتمى و اشعه هاى يونيزان در قالب مرزهاى جغرافيايى نخواهند گنجيد و حوزه وسيعى را آلوده خواهند كرد. طبعاً در اين زمان، كشور به كاربرنده اين سلاح ها بايد پاسخگوى كشورهاى همسايه نيز باشد؛ مثلًا اگر «هند»، عليه «پاكستان» از بمب اتم استفاده نمايد، بسته به محلّ انفجار اتمى، بايد پاسخگوى بخش وسيعى از «خاورميانه» نيز باشد؛ لذا شايد همين ملاحظه بوده است كه در جنگ جهانى دوم، «ژاپن» براى امتحان بمب هاى اتمى آمريكا انتخاب شد. كشورى دور دست در دريا كه همسايه اى نزديك هم ندارد؛ در حالى كه به نظر مى رسد اگر بنا بود جنگ را به نوعى خاتمه دهند، مى بايست اين بمب ها بر سر «برلين» تخليه مى شد كه مبداء جنگ بود.


از سوى ديگر، سلاح هاى شيميايى نيز چندان گزينه مناسبى براى فعّاليت هاى تروريستى نيستند. مشكلات حمل و نقل، نگهدارى و به كارگيرى، عمر كوتاه، خطر نشت، تأثير محدود و قابليت رديابى عامل ترور كننده، سبب شده اند كه اين گزينه چندان مورد اقبال نباشد؛ اگرچه در ميدان جنگ گزينه موفّقى بوده است، ولى از آنجا كه از سال 1935 م. كنوانسيون ممنوعيت به كارگيرى آنها در «ژنو»، به امضاى اكثر كشورهاى جهان رسيده است، كشورهاى متخاصم با احتياط زيادى اقدام به استفاده از آن مى كنند كه البتّه آن نيز به اشاره ابرقدرت ها خواهد بود؛ ولى باز هم از سوى افكار عمومى جهان تحت فشار شديد قرار خواهد گرفت.


از اين رو، سلاح هاى ميكروبى چه در عرصه جنگى و چه در عرصه تروريستى، وسيله اى بسيار مطلوب براى دشمنان شده است. توان توليد بالا، نگهدارى راحت، قابليت انتشار، قابليت مصون سازى نيروى خودى، قابليت تكثير براى عوامل ميكروبى زنده، دشوارى بسيار در رديابى فرد يا افراد متخاصم، گستردگى عملكرد از انسان تا دام و محصولات كشاورزى و محسّنات بسيار ديگر، موجب شده اند كه تشكّل هاى تروريستى به اين فناورى جديد به شدّت كشش يابند، بدون آنكه بتوان گناهى را متوجّه آنها نمود.


سلاح هاى ميكروبى، به خصوص در عرصه تروريسم دولتى و عليه ساختارهاى صنعت كشاورزى در ساليان اخير، بسيار به كار رفته است. اگرچه كشور هدف، هرگز نتوانسته است ادّعاى خود را عليه دشمنش به اثبات برساند.


اروپا شيوع جنون گاوى را متوجّه سازمان هاى جاسوسى «آمريكا» و «استراليا» مى داند كه با هدف ضربه اقتصادى به صادرات گوشت اروپا انجام شده است.
«چين» در شيوع سارس، آمريكا را مقصّر مى داند كه باعث شد چين در آستانه شكوفايى اقتصادى، سال ها از گردونه رقابت توليد ارزان قيمت به واسطه تعطيلى كارخانه هايش عقب بيفتد. «كره شمالى»،


شيوع وبا در «پيونگ يانگ» را در اواخر دهه هشتاد ميلادى، نتيجه فعّاليت جاسوس هاى آمريكايى مى داند كه با هدف مجبور كردن اين كشور به پذيرش شرايط دول اروپايى، آمريكايى براى قطع آزمايش هاى هسته اى انجام شده است. تمامى اين اتّهامات در حدّ اتّهام باقى مى ماند؛ ولى مسلّماً هر روز، بسيارى از مناطق جهان، در معرض خطر يك حمله بيوتروريستى هستند. بديهى است كه نيروهاى نظامى، تنها جمعيت در معرض خطر براى حملات بيولوژيك نيستند؛ بلكه اقشار مختلف در معرض خطر بوده و به منظور دفاع در مقابل آثار ناتوان كننده بالقوّه يك حمله، نيازمند كسب آگاهى نسبت به اصول اساسى همه گيرشناسى عوامل مورد استفاده در جنگ بيولوژيك مى باشند. طبق نظر كارشناسان سازمان بهداشت جهانى (.W .H .O) در حال حاضر، 17 كشور جهان قابليت توليد چنين موادّى را دارند.


توليد موادّ بيولوژيك بالنّسبه ارزان بوده؛ به طورى كه به عنوان بمب اتمى فقراThe Poor Mans Atom Bomb ياPMAB ناميده شده است. توليد، استفاده و انتشار يك سلاح بيولوژيكى، بسيار ارزان تر از بمب اتم بوده و كمتر احساسات جهانيان را برمى انگيزد و البتّه استفاده از اين سلاح ها تا حدودى براى تروريست ها بى خطر مى باشد.


معمولًا مشاهده پاتوژن ها و مقابله عليه آنها مشكل است؛ به عنوان مثال در صورت انتشار عامل اسهال در آب يك منطقه تا دوره كمون سپرى و علائم بيمارى ظاهر شود، چند روز طول مى كشد كه فرصت مناسبى براى تروريست هاست تا به اهداف خود برسند. انتقال عوامل هم از كشورى به كشور ديگر به وسيله مسافرهاى معمولى آسان به نظر مى رسد؛ به عنوان مثال، قرار دادن پودر ميكروب سياه زخم داخل كپسول، به عنوان دارو و حمل آن به مناطق موردنظر.


اين عوامل بيمارى زا از راه هاى مختلفى در جوامع هدف، مورد استفاده قرار مى گيرند. انتشار عوامل بيمارى زا در هوا، آب، موادّ غذايى، انواع موادّ كنسرو شده، اسباب بازى، پاكت نامه، هداياى پستى، حشرات ناقل، خون و ... سابقه داشته است. استفاده از عامل بيوتروريسم بر اساس اهداف تروريست ها تعيين مى گردد. در صورتى كه تروريسم قصد گسترش وسيع بيمارى را داشته باشد از عواملى، نظير آبله انسانى استفاده مى كند كه به راحتى از فردى به فرد ديگر منتقل و باعث آلودگى وسيع مى شود و در صورتى كه قصد آن مورد هدف قرار دادن شخص خاصّى باشد، از عواملى نظير انتراكس (عامل سياه زخم) استفاده مى كند.

تعاریف

براى ترور و تروريسم، تعاريف مختلفى ارائه شده كه با گذشت زمان توسعه داده شده اند. در ابتداى بحث به چند تعريف و تعاريف مرتبط با آن اشاره مى گردد.


ترور چيست؟

ترور در كلمه، به معنى ترساندن است و در فرهنگ سياسى جهان عبارت است از هرگونه اقدام خصمانه و مخفيانه عليه فرد يا افرادى در حوزه اى محدود يا گسترده اقتصادى، كشاورزى و صنعتى، با هدف ايجاد ارعاب يا باج خواهى.

در فرهنگ سياسى، ترور از ريشه لاتين terror به معناى ترس و وحشت گرفته شده است و به رفتار و اعمال فرد يا گروهى اطلاق مى شود كه از راه ايجاد ترس، وحشت و استفاده از زور مى خواهند به  هدف سياسى خود برسند. در زبان فارسى هم ترور به معناى ترس زياد، بيم و هراس و خوف و وحشت است و تروريست به عامل ترور، طرفدار ترور، آدم كُش يا كسى كه براى رسيدن به هدف خود، كسى را به طور غافلگيرانه بكشد يا ايجاد وحشت و هراس كند، گفته مى شود.
در «لغت نامه روابط بين الملل» ذيل كلمه terrorism آمده است: ترور و تروريسم به فعّاليت هاى بازيگران دولتى و غيردولتى اطلاق مى شود كه شيوه و تمهيدات خشن را در اعمال خود براى رسيدن به اهداف سياسى به كار مى برند.

بيوتروريسم چيست؟

بر اساس تعريف پليس بين الملل درسال 2007 م. بيوتروريسم عبارت است از منتشر كردن عوامل بيولوژيكى يا سمّى با هدف كشتن يا آسيب رساندن به انسان ها، حيوانات و گياهان با قصد و نيت قبلى و به منظور وحشت آفرينى، تهديد و وادار ساختن يك دولت يا گروهى از مردم به انجام عملى يا برآورده كردن خواسته اى سياسى يا اجتماعى.

حمله بيوتروريستى چيست؟

حمله بيوتروريستى عبارت است از پخش كردن ويروس، باكترى، ميكروب يا ديگر عوامل بيمارى زا و سمّى كه موجب بروز بيمارى و مرگ در ميان انسان ها، حيوانات و گياهان مى شود.

كشف و شناسايى يك حمله بيولوژيكى، سخت و دشوار به نظر مى آيد. تأثيرات يك حمله بيولوژيكى به چهار دسته تقسيم مى شوند.
1. فيزيكى: بروز بيمارى؛
2. روانى: بروز ترس و وحشت؛
3. اقتصادى: محدوديت سفر و جابه جايى، متوقّف شدن فعّاليت هاى اقتصادى و كسب و كار؛
4. زيست محيطى: آسيب ديدن انسان ها، حيوانات، گياهان، آلوده شدن منابع طبيعى، مثل منابع آب و غيره.

بيوتروريسم ها چه كسانى هستند؟

معمولًا گروه ها و جنبش هاى سياسى و فرقه هاى مذهبى يا اشخاصى هستند كه توانايى توليد و به كارگيرى سلاح هاى بيولوژيك را دارند؛ به طور مثال «جنبش استقلال طلب قبيله مائومائو» در «كنيا» كه از سم براى كشتن مأموران حكومت استعمارى «بريتانيا» استفاده كردند:

«فرقه مذهبى راجنيشى» در سال 1984 م. با آلوده كردن ظروف سالاد يازده رستوران در آمريكا، با باكترى تايفيموريوم سالامونا، موجب مسموميت 750 نفر شدند؛
در سال 1993 م. فرقه مذهبى آئوشينريكوى، باسيل سياه زخم را در ناحيه «كاميرو» در متروى «توكيو» منتشر كرد.

جنگ هاى ميكروبى (بيولوژيك)

تاريخچه
استفاده كردن از موادّ توليد شده توسط جانوران، گياهان، باكترى ها، قارچ ها و ويروس ها، عليه نيروهاى انسانى و منابع غذايى، سابقه اى هزاران ساله دارد. استفاده از سموم جانورى يا گياهى براى سمّى كردن سر تيرهاى جنگى، استفاده از لاشه حيوانات مُرده از طاعون براى شكستن مقاومت داخل قلعه ها، مسموم سازى فضاى داخلى مقابر فرعون ها با هاگِ قارچى كشنده و آلوده كردن منابع آبى شهرها، از نمونه هاى باستانى به كارگيرى سلاح هاى نامتعارف بيولوژيك است. در جهان متمدّن نيز اين رويه ادامه يافت و البتّه پيچيده تر شد؛ آن گونه كه ساخت و به كارگيرى اين سلاح ها طى كنوانسيون هاى بين المللى به شدّت ممنوع شد. با اين حال، قدرت هاى استكبارى همواره در انديشه ساخت سلاح هاى بيولوژيك و زيستى هستند تا با وارد ساختن كم ترين زيان اقتصادى به صنايع و با بيشترين كشتار، بتوانند به منابع حريف دست يابند. كشتار فراوان، وحشت گسترده، ايجاد هراس در عقب جبهه، فلج ساختن خطّ مقدّم، بردن جنگ به داخل خانه هاى مردم غيرنظامى و درگير نمودن شهرها، عدم امكان اثبات دقيق در به كارگيرى آنها و نهايتاً تخريب اندك، از محسنّات خاصّ سلاح هاى ميكروبى هستند. محسنّاتى كه از نگاه نظريه پردازان جنگى، به هيچ وجه قابل چشم پوشى نيستند.

جنگ هاى بيولوژيك را مى توان به 3 دوره تقسيم كرد:
1) دوران اوّليه: 200 سال قبل از ميلاد مسيح (ع) تا آغاز قرن بيستم؛
2) دوران نوين؛
3) دوران كنونى.


دوران اوليه

اوّلين اسناد ثبت شده از كاربرد ميكرو ارگانيسم ها، به عنوان يك سلاح بيولوژيكى به «روميان» مربوط مى شود كه از اجساد حيوانات مرده براى آلوده كردن چاه ها و منابع آب دشمنان استفاده مى كردند.

در متون قديمى آمده است كه هانيبال، كوزه هاى پر از مار و عقرب را با منجنيق به سوى كشتى دشمنان پرتاب مى كرد، كه با شكسته شدن كوزه ها، اين جانوران در كشتى پخش و باعث به هم ريختگى اوضاع مى شدند و پس از آن، طى يك حمله برق آسا كشتى تسخير مى شد.

در كتاب «ذخيره خوارزمشاهى» كه اوّلين دائرةالمعارف پزشكى به زبان فارسى محسوب مى شود و توسط دانشمند ايرانى، سيداسماعيل جرجانى در قرن ششم هجرى شمسى، تأليف گرديده، آمده است كه: بعضى از ملوك، كنيزكان را به زهر بپرورند؛ چنان كه خوردن آن ايشان را عادت شود و زيان ندارد. اين از بهر آن كنند تا آن كنيزك را به  تحفه (هديه) يا به حيله ديگر به خصمى كه ايشان را بُوَد، برسانند تا به مباشرت آن كنيزك، هلاك شوند.

ابن سينا نيز در اوايل هزاره دوم ميلادى در دائرةالمعارف «قانون در طب» همين مطلب را بيان نموده، دكتر الگود در كتاب «تاريخ پزشكى ايران و سرزمين هاى خلافت شرقى»، سمّ مزبور را هند گياه البيش ناميده كه نوعى سمّ بيولوژيك به حساب مى آيد.

جرجانى در كتاب «ذخيره خوارزمشاهى» و «خُفِ عَلائى»، رهنمودهاى جالب توجّهى را در مورد پيش گيرى از بيوتروريسم گوارشى كه در آن زمان، رايج ترين راه ارعاب و هلاكت مخفيانه شخصيت ها و رقبا بوده، ارائه داده است و متذكّر مى شود: كسانى را كه از اين كار، انديشه باشد، احتياط آن است كه طعامى كه طعم آن قوى باشد، نخورند؛ مثلًا طعامى كه سخت ترش يا سخت شيرين يا سخت شور يا سخت تيز (تند) باشد، نخورند؛ از بهر آنكه كسانى كه خواهند كسى را چيزهاى زيان كار دهند، به چنين طعام هايى مزه آن بپوشند؛ لذا آنجا كه تهمت اين كار باشد، هيچ نبايد خورد و اگر ضرورت افتاد، چنان جاى گرسنه و تشنه حاضر نبايد شد.

مهم ترين حادثه اى كه در تاريخ، از اين نوع به وقوع پيوسته است، مربوط مى شود به قوم تاتار كه در سال 1346 م. در شهر «كافا»، كه هم اينك Feodissia نام دارد، با پرتاب كردن اجساد مردگان ناشى از طاعون، توانستند مقاومت شهر را از بين ببرند. برخى از مورّخان، علّت پيدايش اپيدمى مشهور طاعون در اروپا را كه حدود 25 تا 40 ميليون كشته به جاى گذاشت، همين اقدام قوم تاتار مى دانند.

در سال 1710 م. نيز روس ها از همين روش (روش قوم تاتار) در حمله به «سوئد» استفاده كردند.

در سال 1767 م. در مبارزات بين نيروهاى فرانسوى و بوميان آمريكا (سرخپوستان)، نيروهاى انگليسى به فرماندهى جفرى امرست با فريب دادن سرخپوستان آمريكايى به عنوان اقدام هاى صلح جويانه و مسالمت آميز، با دستان خود، پتو و البسه و ساير ضروريات زندگى را به آنها هديه دادند؛ امّا در حقيقت آن پتوها و وسايل از بيمارستانى كه از مبتلايان به آبله نگهدارى مى كرد، ارسال شده بود و در نهايت باعث ايجاد اپيدمى آبله در بين سرخپوستان گرديد كه نسبت به آن حسّاس بودند و سرانجام، بيش از 90% آنها كشته شدند و نيروهاى فرانسوى كه در حقيقت از طرف اروپا به اين جنگ فرستاده شده بودند، بر سرخپوستان آمريكايى غلبه يافتند. نكته مهم در اين طرح اين بود كه نيروهاى انگليسى از مصون بودن خود نسبت به اين بيمارى مهلك، به علّت مايه كوبى نيروهاى اروپا و حسّاس بودن سرخپوستان به آن، نهايت استفاده را كردند.

دوران نوين

اين دوران از سال 1918 م. آغاز مى شود. از اوّلين اقدام هايى كه در دوران نوين كاربرد اين سلاح ها انجام شد، تشكيل واحد 731 در ارتش «ژاپن»، به عنوان متولّى امر تحقيق در مورد اين سلاح ها و يافتن نمونه قدرتمند آن بود. در سال 1931 م.، ژاپن برنامه هاى بيولوژيكى خود را گسترش بيشترى داد. به همين منظور، واحد 731 در «منچورى»، يك پايگاه مخفى براى آزمايش مستقيم بر روى انسان (اسيران جنگى) تشكيل داد كه فقط برخى از آزمايش هاى بيولوژيكى اين گروه يا در واقع جنايت هاى آنها در تاريخ ثبت شده است. حدّاقل 10000 زندانى در نتيجه اين آزمايش ها جان سپردند.

در شروع جنگ جهانى دوم، در سال 1941 م. هواپيماهاى ژاپنى، كك هاى آلوده به طاعون را در قسمت هايى از «چين» پراكنده ساختند. هواپيماهاى ژاپنى در هر مرحله، 15 ميليون كك را بر روى 11 شهر چين اسپرى نموده و به اين ترتيب اپيدمى طاعون بين سال هاى 1937 م. و 1947 م. با بيش از 2000 حمله و مرگ 94000 نفر به وقوع پيوست.

 

بر اساس شواهد تاريخى، واحد 731 ارتش ژاپن حدود 400 كيلوگرم عامل آنتراكس (سياه زخم) را به صورت بمب هاى ويژه، آماده استفاده داشت.
دولت آمريكا در پايان جنگ جهانى دوم و در جنگى كاملًا تبليغاتى، به افشاگرى اعمال اين گروه و محكوم كردن دولت ژاپن پرداخت؛ ولى در مقابل، طى يك محاكمه نمادين، علاوه بر بخشش و عفو دانشمندان اين گروه، حاضر به فراهم كردن امنيت آنها شد؛ به اين شرط كه تمامى اطّلاعات و تجربيات به دست آمده توسط اين گروه، در خدمت برنامه هاى بيولوژيكى دولت آمريكا قرار گيرد.

دوران كنونى

پس از جنگ جهانى دوم، دنيا وارد مرحله جديدى، به نام جنگ سرد شد. در اين مرحله، انگلستان نيز با جدّيت، سرگرم اجراى پروژه هاى متعدّدى در زمينه سلاح هاى بيولوژيك بود. آنها به خصوص بر روى اسپورهاى آنتراكس (سياه زخم) و ميزان تخريب و گسترش آن به وسيله بمب هاى انفجارى كار مى كردند.

واقعه اى كه توجّه جهانيان را به اين فعّاليت ها بيش از پيش جلب نمود، اجراى آزمايش پخش اسپور آنتراكس به وسيله بمب هاى انفجارى در جزيره غيرمسكونى «گرينارد» در غرب «اسكاتلند» بودو تا سال 2000 م. در خاك اين جزيره، اسپورهاى آنتراكس پيدا مى شد. برنامه هاى بيولوژيك آمريكا نيز از سال 1941 م. شتاب گرفت. در سال 1943 م. در پى برنامه هاى آلمان ها و ژاپنى ها، سردمداران دولت آمريكا با شدّت بيشترى به پيگيرى اين تحقيقات پرداختند. اين كشور برنامه هاى خود را در «كمپ دتريك» كه امروزه «فورت دتريك» ناميده مى شود، متمركز كرد. آمريكا آزمايش هاى مخفيانه اى بر روى مناطق پرجمعيت، با عوامل كم خطر يا بى خطر، مثل «باسيلوس گلوبيجى»، «سراشيا مارسنس» و «ذرّات خنثى» انجام مى داد.

 

يكى از بزرگ ترين آزمايش هاى مخفيانه ارتش آمريكا، پخش «سراشيا مارسنس» در شهر «سانفرانسيسكو» به صورت 5000 ذرّه در دقيقه بود كه در نتيجه آن، يك نفر فوت نمود و 10 نفر ديگر در بيمارستان بسترى شدند.
در سال 1966 م. در ادامه اين تحقيقات، در سيستم متروى شهر نيويورك، «اسپورهاى باسيلوس سابتيليس» پخش شد تا سيستم مترو از نظر امنيت ارزيابى شود. نتايج نشان داد كه تمامى تونل هاى مترو تنها با آلوده كردن يك ايستگاه مى تواند آلوده بشود.

در سال 1979 م.، ساكنان شهر «سوردلوسك» در «شوروى» سابق، شاهد يك انفجار بزرگ در تأسيسات نظامى شماره 19 ارتش شوروى بودند. چندين روز بعد در بين مردم اين شهر، تب و مشكلات تنفسى منتشر گرديد تا اينكه تعداد مرگ و مير افراد به حدود 40 نفر رسيد. دولت شوروى علّت مرگ ساكنان شهر را مصرف گوشت آلوده گاو اعلام كرد. در نهايت، تعداد كلّ تلفات به يك هزار نفر رسيد. در سال 1992 م. رئيس جمهور وقت «روسيه»، بوريس يلتسين، در يك كنفرانس مطبوعاتى، اعتراف كرد كه ارتش سرخ در آن واحد نظامى، به صورت مخفيانه يك برنامه گسترده بيولوژيكى انجام مى داده است.

در بين سال هاى 1980 تا 1990 م. كاربرد سلاح هاى بيوتروريستى به صورت پراكنده بود كه از آنها مى توان به استفاده شوروى از سمّ مهلك «ترايكوتسن تى دو» (باران زرد) عليه مجاهدان افغانى، استفاده آمريكا از عامل ميكروبى «تب خوك» عليه انقلابيون «كوبا»، استفاده رژيم اشغالگر قدس از عامل بيولوژيكى عليه دختران خردسال فلسطينى، در سال 1982 م. نام برد.

مهم ترين رويداد بيوتروريسم در هزاره جديد، پخش نامه هاى حاوى «اسپور آنتراكس» (عامل مولّد سياه زخم) در آمريكا بود: در روز 18 سپتامبر سال 2001 م. اوّلين نمونه آنتراكس پوستى به علّت دريافت نامه پستى حاوى «اسپور آنتراكس» مشاهده شد كه بيمار با مصرف آنتى بيوتيك بهبود يافت. از اين زمان، تعداد مبتلايان به آنتراكس پوستى افزايش يافت تا اينكه در دوم اكتبر، دو مورد آنتراكس تنفسى، به عنوان اوّلين نمونه هاى آنتراكس تنفسى سال هاى اخير آمريكا گزارش شد و در پى آن، روبرت استيونس نتوانست در مقابل اين بيمارى مهلك دوام بياورد و اوّلين قربانى بيوتروريسم در هزاره جديد نام گرفت.

 

از اين تاريخ به بعد، تعداد نامه هاى ارسالى آلوده به قسمت هاى مختلف آمريكا، از جمله به مجلس سناى آن كشور نيز افزايش يافت و تعداد قربانيان نيز رو به افزايش گذاشت. در اواسط ماه اكتبر، باز هم دو كارمند اداره پست به علّت آنتراكس تنفسى جان باختند و تقريباً بسيارى از اداره هاى فدرال براى مدّت نامعلومى تعطيل شدند. وزارت بهداشت آمريكا در اواخر ماه اكتبر، شروع به تجويز آنتى بيوتيك «سيپرو فلوكسوساسين» در يك دوره 10 روزه براى بيش از 2200 نفر از كارمندان پست كرد و از طرفى، در بين ارتش و نيروهاى نظامى نيز تجويز واكسن آغاز شد.

اين وحشت و فاجعه در بين كاركنان اداره پست و ساير شهروندان عادى به حدّى بالا گرفت كه شركت سازنده داروى «سيپروفلكسوساسين» حاضر شد 100 ميليون قرص را تقريباً به نصف قيمت اوّليه در اختيار دولت قرار دهد؛ يعنى چيزى معادل 100 ميليون دلار تنها براى پيش گيرى دارويى در مقابل اين حمله بيوتروريستى!

پس از پيش آمدن اين برنامه طرّاحى شده، دولت نومحافظه كاران با بهانه قرار دادن اين اتّفاق، سيلى از بودجه هاى دولتى را براى مقابله با تهديدات بيولوژيك گروه هاى تروريستى، همچون القاعده به مراكز تحقيقاتى مختلف گسل داشت تا به ظاهر، راهكارهايى براى مقابله با اين حملات فراهم كنند. براى برخوردارى از اين سيل پولى، بسيارى از سازمان هايى كه بر روى بيمارى هاى واگيردار و عفونى كار مى كردند، كار خود را به نوعى با بيوتروريسم ارتباط داده و دست به انجام تحقيقات و آزمايش هاى گسترده اى زدند كه يقيناً در آينده اى نه چندان دور، نتايج آن همچون نتايج پژوهش هاى دهه هاى قبل، بر همگان ظاهر خواهد شد.

در سيستم درجه بندى امنيت بيولوژيك آمريكا، درجه 4 به خطرناك ترين آزمايش ها و آزمايشگاه ها داده مى شود. پيش از يازده سپتامبر، تنها پنج آزمايشگاه وجود داشت كه در بالاترين درجه امنيت بيولوژيك، يعنى درجه 4، قرار داشتند و به طور فعّال در زمينه مطالعه عوامل بيولوژيك مرگ زا كار مى كردند؛ در حالى كه در سال 2009 م. اين تعداد به پانزده مورد رسيد و روند افزايشى همچنان ادامه داشته و تعدادى نيز در حال ساخت هستند.

در مجموع، هم اكنون بيش از 400 مركز تحقيقاتى در درجات امنيت بيولوژيك 3 و 4 در آمريكا فعّال هستند كه توانايى توليد عواملى، همچون باكترى سياه زخم و فرآورده هاى آن را دارند و بيش از چهارده هزار نفر بر روى توليد چنين عوامل خطرناكى كار مى كنند كه اكثر آنها مربوط به بخش غيردولتى بوده و براى كسب بودجه، مجبورند پروژه هاى مدّ نظر سياست مداران را هرچه كه باشد، بپذيرند.

 

ويژگى هاى عوامل ميكروبى

1. توانايى ايجاد تلفات زياد؛ در بين انواع سلاح هاى نوين، ميكروب ها و فرآورده هاى ميكروبى، رقمى بهت آور از مرگ و مير را در پى خواهند داشت؛ مثلًا 15 گرم از سمّ توليد شده توسط «باكترى كلستريديوم بوتولينوم» مى تواند تمام مردم جهان را به كام مرگ بكشد! يا به طور مثال، اگر در شهرى 12 ميليون نفرى يك «موشك اسكاد» با كلاهك محتوى 300 كيلوگرم «گاز اعصاب سارين» منفجر شود، بين 60 تا 100 هزار نفر را خواهد كشت. اگر همين كلاهك حاوى يك بمب 12 كيلوتنى هسته اى باشد، 23 تا 80 هزار نفر را از بين مى برد؛ امّا اگر چنين كلاهكى با تنها 100 كيلو «اسپور سياه زخم» بار شود- بسته به شرايط جوّى- بين 42 هزار نفر تا 3 ميليون نفر را خواهد كشت؛

2. توانايى در ايجاد بيمارى و عوارض طولانى مدّت و نياز به مراقبت هاى گسترده؛

3. توانايى برخى عوامل در انتشار از طريق ناقل يا فرد آلوده؛ اين امر باعث مى شود تا آلودگى از فردى به فرد ديگر منتقل شود و همين امر كمك مى كند تا با حجم اندكى از ميكروب، بتوان شهرى را از پاى درآورد؛

4. عدم وجود فناورى كافى و سيستم هاى شناسايى كارآمد؛ تقريباً اكثر كشورهاى جهان كه مورد اين تهديدات هستند، از فناورى نوين تشخيص بى بهره اند. گذشته از سطح پايين علمى اين كشورها، عدم فروش تجهيزات پيشرفته از سوى كشورهاى توسعه يافته سبب شده است كه تشخيص سريع يك حمله بيوتروريستى با تأخير صورت پذيرد؛

5. كاهش نقش خودامدادى و دگر امدادى و افزايش حسّ نااميدى در مردم؛

6. وجود يك دوره نهفته بيمارى كه باعث مى شود درمان و پيش گيرى از انتقال بيمارى با تأخير انجام شود؛ معمولًا در خوش بينانه ترين حالت، وقتى كادر دفاعى از بروز يك تهاجم ميكروبى آگاه مى شوند كه يك اپيدمى رخ داده است. طبعاً در اين حالت، كمك رسانى و مهار بيمارى بسيار دشوار و با بروز استرس هاى اجتماعى همراه است؛

7. توانايى در ايجاد علائم عمومى و غيراختصاصى و اصولًا مشكل بودن تشخيص؛ تقريباً تمام بيمارى هاى عفونى در شروع، علائم بالينى يكسانى نشان مى دهند؛ مثلًا سياه زخم در آغاز، علائمى همچون يك زكام عادى را بروز مى دهد. بعد از يك دوره يكى دو روزه كه فرد احساس بهبودى مى كند، ناگهان با شتابى فراوان، تمام بدن را دربر مى گيرد و فرد را مى كشد. در اينجا، مهارت كادر درمانى در تشخيص افتراقى بيمارى ها، بسيار تعيين كننده خواهد بود؛

8. امكان توليد ميكروب هاى نوپديد يا انتشار عوامل بازپديد؛ ميكروب هاى نوپديد به ميكروار گانيسم هايى گفته مى شود كه در آزمايشگاه هاى بيوتكنولوژيك، از تغيير گونه هاى وحشى به دست مى آيند. با كمك مهندسى ژنتيك مى توان باكترى يا ويروسى را توليد نمود كه در حكم يك گونه يا زيرگونه جديد باشد. «ايدز»، «سارس»، «ابولا» و ... از اين دسته اند. امّا ميكروب هاى بازپديد به آن گروهى گفته مى شود كه ريشه كن شده يا تقريباً به طور كامل مهار شده اند؛ ولى توسط گروه هايى كه به بانك هاى ميكروبى جهان دسترسى دارند، دوباره منتشر مى شوند؛ مثلًا «آبله» در جهان ريشه كن شده است؛ امّا با اين حال چند كشور، از جمله ايالات متّحده هنوز مقدارى از اين ويروس را در بانك ميكروبى خود نگهدارى مى كنند. نشت يا انتشار عمدى آن در جهانى كه نزديك به 40 سال است واكسن آبله را دريافت نكرده، فاجعه بار خواهد بود؛

9. موجب تخريت صنايع و تجهيزات نمى شوند.

پيچيدگى هاى برخورد با عوامل ميكروبى
1. مقادير اوّليه عامل، اندك است و در نتيجه در لحظات اوّليه، هجوم قابل رديابى نيست؛ امّا در مدّت كوتاهى، اگر ميكروب زنده باشد، تكثير مى شود و حوزه گسترده اى را خواهد پوشاند؛

2. آثارشان دير ظاهر مى شود. معمولًا بيمارى يك دوره نهفته دارد كه از لحظه آلوده شدن تا بروز علائم را شامل مى گردد و همين موضوع، زمان تشخيص را به تأخير انداخته و در عين حال، باعث انتشار بيمارى خواهد شد. طبعاً هر چه زمان كمون (زمان نهفتگى) بيمارى بيشتر باشد، خطر بروز همه گيرى بيشتر خواهد بود؛

3. مهار آن مشكل است. افراد آلوده به صورت بيمار يا ناقل، بدون آنكه بتوان ايشان را تحت كنترل قرار داد، در منطقه جابه جا مى شوند يا به عقب خط باز مى گردند و با اين كار، سبب گسترش شديد عامل مى شوند؛

4. عموماً قابل انتقال و سرايت از يك فرد به فرد ديگر هستند؛

5. غيرقابل تشخيص با حواسّ پنجگانه هستند. يعنى رنگ و بو ندارند.

راه هاى انتشار عوامل بيولوژيك در يك حمله تروريسى

اين عوامل از طريق جنگ افزارهاى گوناگون منتشر مى شوند؛ از جمله بسته هاى مراسلاتى، هواپيماهاى سبك سمپاش يا بدون سرنشين مخزن دار، اشيا و وسايل مصرفى، بهداشتى و آرايشى، آفات نباتى، حشرات و جوندگان ناقل و تنقّلات، مانند شكلات ها.

اصولًا جاسوسان و عوامل خود فروخته داخلى مى توانند با هر وسيله اى به انتشار ميكروب ها يا فرآورده هاى كشنده آنها مبادرت نمايند. از اين بين، مراسلات پستى، لوازم آرايشى، البسه هاى دست دوم، بسته بندى هاى صادراتى، سيگار و تنقّلات، گزينه هاى مورد توجّه هستند. مى توان حجم معينى از اسپور باكترى اى، مانند «باسيلوس آنتراسيس» را در پاكت نامه اى ريخت و به مقصد هدف پست كرد يا در تركيب موادّ سازنده شكلات ها و تنقّلات، موادّ مضر با تأثير دراز مدّت را قرار داد يا به همراه علوفه دامى، حشرات ناقل بيمارى هاى دام و طيور را به كشورى فرستاد تا صنايع آن كشور را فلج نمايند.

نشانه هاى يك تهاجم بيولوژيك

گفته شده است كه امكان تشخيص سريع عوامل ميكروبى، بسيار محدود و در صورت وجود نيز كار با آنها بسيار پيچيده و دقيق است؛ لذا مشاهدات كادر پزشكى و نيروهاى بهداشتى، درمانى بسيار كمك كننده خواهد بود. نشانه هاى زير مى تواند دليل بر يك تهاجم بيوتروريستى باشد:
1. ازدياد حشرات به طور غيرعادى در يك منطقه، به خصوص حشراتى كه قبلًا در منطقه ديده نشده اند؛
2. وجود اجساد حيوانات مرده به صورت غيرعادى در منطقه يا حيوانات غيربومى مرده و زنده در اطراف مراكز مسكونى و پادگانى؛
3. احساس تغيير طعم و مزه آب و موادّ غذايى؛
4. خشك شدن ناگهانى گياهان؛
5. مردن احشام و دام ها در منطقه؛
6. بيمار شدن ناگهانى افراد؛
7. مشاهده افراد مبتلا به بيمارى با علائم مشترك و به تعداد زياد.

مديريت بحران و اصول مبارزه با بيوتروريسم

مديران نظامى و انتظامى كشور، بايستى در قبال تهديدات بيوتروريستى، به چهار پرسش اصلى پاسخ دهند: چه كسى، چه وقت، چطور و كجا اقدام به چنين حمله اى مى كند؟ دانستن پاسخ اين چهار پرسش، كادر دفاعى را پيشاپيش در برابر تهديدات آماده مى سازد و كمك مى كند تا منافذ نفوذ بسته شوند. در اينجا، اصول پنجگانه اى را مى توان براى چنين مبارزه اى تعريف نمود:

1. آگاهى: دانش و آگاهى از روند پديده بيوتروريسم، شناخت تهديدات، منافذ خطر و كلّاً يافتن پاسخ چهار سؤال كليدى فوق، گام نخست چنين مبارزه اى است؛
2. آمادگى: رسيدن به سطح مطلوبى از توانايى دفاعى با تمرينات و رزمايش ها، دست يابى به علوم جديد، دست يابى به فناورى نوين تشخيص و دفاع و درمان، تهيه لوازم و ملزومات چنين جنگ مخفى و ساكتى، دومين گام مبارزه و دفاع خواهد بود؛
3. مهارت: اعتماد به نفس، غلبه بر ترس و مهارت در هدايت بحران به سمت عادى سازى شرايط، سومين و مهم ترين گام چنين مبارزه اى است؛
4. شك: متولّيان دفاعى كشورى كه همواره در پنهان و آشكار، مورد تهديدات اجانب است، بايستى به هر پديده اى، حتّى پديده اى كه در نگاه اوّل، طبيعى جلوه مى كند با نگاه شك بنگرند. چنين نگاه شك آلودى باعث مى شود بسيارى از منافذ ورود دشمن باز شناخته شود و اصول ايمنى هرچه بيشتر رعايت گردد. ديگر نبايد از كنار هر اپيدمى كوچك و بزرگى، به سهولت گذشت؛
5. كتمان و رازدارى: وقتى نخستين هدف دشمن از حمله تروريستى، ايجاد ترس در مردم عادى است، مهم ترين عمل كادر دفاعى آن خواهد بود كه از انتشار خبر حمله و شايعه سازى درباره آن خوددارى نمايند؛ به خصوص كادر درمانى كه با مصدومان چنين حمله اى روبرو هستند؛ از انتشار خبر حمله، بيان تعداد مصدومان، نوع بيمارى، بزرگ نمايى واقعه نزد مردم عادى و بيان تشخيص ها و علائم بالينى و درمان ها در جرايد- در بيشتر موارد، دشمن از طريق جرايد نتايج حمله خود را ارزيابى مى كند؛ به خصوص كه خواسته باشد تأثير سلاحى جديد را بر مردم بيازمايد- جدّاً بايد پرهيز نمود.

بيوتروريسم با اهداف اقتصادى

در اين نوع از بيوتروريسم، هدف نابود كردن پايه هاى اقتصادى كشور يا منطقه اى مى باشد. در بعضى از كشورهاى در حال توسعه كه غذاى اصلى مردم را محصولات كشاورزى، نظير برنج تشكيل مى دهد، ممكن است با ايده هاى تروريستى، به آسيب بيولوژيك غلّات و از بين بردن آنها بپردازند و مسبّب قحطى، سوءتغذيه، كاهش ايمنى و عفونت هاى مكرّر گردند. در كشورى، مانند ايران، مزارع گندم و برنج، به عنوان اساس تغذيه مردم مى تواند مورد حملات بيوتروريستى قرار گيرد. بيمارى تب برفكى در جمعيت حسّاس كشورى كه اين بيمارى را ندارد، سبب ضربه سنگين اقتصادى مى شود؛ چنان كه در سال هاى 2000 الى 2007 م. انگلستان مورد حمله قرار گرفت و ميلياردها دلار خسارت مالى ديد. در اين سال ها، «انگلستان» براى جلوگيرى از انتشار بيمارى، مجبور شد بيش از يك ميليون رأس گاو را معدوم نمايد.

سرويس هاى اطّلاعاتى غرب، متّهم اصلى بيوتروريسم

به رغم اينكه كشورهاى غربى، به ويژه آمريكا، از هر استدلالى براى اتّهام زنى به گروه هاى به اصطلاح تندرو استفاده مى كنند، امّا يكى از جالب ترين نكات اين است كه بزرگ ترين استفاده كنندگان از موادّ شيميايى ميكروارگانيسم ها و تروريسم بيولوژيكى عليه جان انسان ها، سازمان هاى اطّلاعاتى كشورهاى قدرتمند غربى و رژيم صهيونيستى هستند كه از اين راه، براى حذف بى سر وصدا و بدون ردّپاى رقبا و مخالفانشان بهره مى برند.

 

مرگ مرموز مامور سابق ك. گ. ب. در لندن

مرگ الكساندر ليتويننكو(Alexander Litvinenko) جاسوس سابق «اداره امنيت فدرال روسيه» در انگليس، در سال 2007 م. يكى از پر سروصداترين جريان هاى خبرى به شمار مى رود. الكساندر والتروويچ ليتويننكو، جاسوس سابق اداره امنيت روسيه بود كه پس از 23 روز جدال با مسموميتى كه ناشى از «پلوتونيوم 210» گزارش شد، در گذشت. از آنجا كه ليتويننكو جاسوس سابق روسيه، از منتقدان صريح دولت روسيه بود، رسانه هاى غربى انگشت اتّهام را به سوى مقامات روسى نشانه گرفتند؛ گرچه دولت روسيه هيچ گاه اين موضوع را نپذيرفت و به شدّت آن را رد كرد.

به گزارش «آسوشيتدپرس»، تيم پزشكى الكساندر در توجيه علّت وخامت اوضاع جسمانى وى اعلام كردند كه ليتويننكوى 43 ساله با حمله قلبى روبه رو شده و پليس «لندن» نيز اعلام كرد علّت مرگ ليتويننكو نامعلوم است. بر اساس اين گزارش، اين جاسوس سابق شوروى اعلام كرده بود كه در تاريخ اوّل نوامبر، حين انجام تحقيقات در خصوص مرگ آنا پوليتكوفسكايا روزنامه نگار فقيد روس و از ديگر منتقدان «كرملين» مسموم شده است. به گفته وى پس از اين اتّفاق، موهاى سر و بدنش به تدريج شروع به ريختن كرد، گلويش متورّم و سيستم اعصاب و روانش به شدّت آسيب ديد. وى همچنين در گفت وگو با «مجلّه تايمز» گفت كه كرملين مستقيماً در مسموميتش دست داشته است. پس از اين حادثه، سرويس اطّلاعات خارجى روسيه(SVR) طى بيانيه اى، هرگونه دست داشتن در مرگ مخالفانش را رد كرد.

 

شكست هاى پى در پى سى. آى. اى. در ترور كاسترو

«كوبا» يكى از كشورهاى قارّه آمريكاست كه به علّت نوع ديدگاه سياسى  و نزديكى جغرافيايى با آمريكا و به ويژه روابط نزديك با شوروى در دوران جنگ سرد، جايگاه ويژه اى پيدا كرد. ايالات متّحده آمريكا نيز تمام تلاش خود را براى ساقط كردن دولت مستقلّ اين كشور و ترور يا سرنگونى رهبران ضدّآمريكايى كوبا به كار برد تا جايى كه اين تقابل و ايستادگى در برابر زورگويى هاى آمريكا در دهه 1960 م. جهان را تا مرز يك جنگ هسته اى و تقابل دو قطب شرق و غرب، يعنى آمريكا و شوروى پيش برد. يكى از عمده ترين دلايل تقابل دو كشور كوبا و آمريكا را بايد در رويكرد منحصر به فرد و استعمارستيز فيدل كاسترو، بنيان گذار انقلاب كوبا جست وجو كرد. فيدل كاسترو متولّد سال 1926 م. بوده و در سال 2008 م. رسماً خود را بازنشسته كرد و از نظر طول مدّت زمامدارى، داراى جايگاه سوم در بين رهبران و مقامات كشورهاى جهان است. مدّتى قبل، اخبارى جالب منتشر شد كه در آن عنوان شد: فيدل كاسترو تاكنون 638 بار مورد حمله تروريستى قرار گرفته و از آن، جان سالم به در برده است كه البتّه عمده آنها به وسيله سرويس اطّلاعاتى آمريكا برنامه ريزى شده اند. در ميان روش هاى اتّخاذ شده براى ترور كاسترو؛ سمّى كردن سيگار، اعطاى سيگار و هداياى قابل انفجار، آلوده كردن لباس هاى شنا و جاسازى موادّ منفجره در كفش و توپ بيس بال و انداختن قرص بوتولينوم در نوشيدنى وى ... ديده مى شود.

«رويترز» نوشت: حتّى در يكى از اين اقدامات تروريستى، تلاش شد تا با استفاده از يك پودر سمّى، ريش هاى بلند كاسترو را آلوده كنند تا با ريزش ريش هاى وى، از مجبوبيت كاسترو در كوبا و ديگر كشورهاى جهان كاسته شود. سايت خبرى رسمى كوبا، «آنسا» نيز گزارش داد كه رهبر انقلابى 85 ساله كوبا در زندگى سياسى خود، يعنى از سال 1959 م. تا سال 2006 م. در مجموع از 638 سوءقصد جان سالم به در برده است و به نقل از روزنامه «ديلى تلگراف»، بخشى از اين اقدامات تروريستى در قالب يك سريال هشت قسمتى با عنوان «او كه بايد زندگى كند»-He Who Must Live - ساخته شده است.

موساد، ترورهاى بيولوژيك و مرگ هاى آرام رهبران فلسطينى

منابع خبرى اعتقاد دارند كه استفاده از سموم مرگ آور و خطرناك كه با تأثير منفى بر روى ارگان هاى مختلف بدن كه مرگى تدريجى و بى سر وصدا را به همراه دارد، در موساد و شبكه هاى اطّلاعاتى و امنيتى رژيم صهيونيستى رواج دارد. مرگ مشكوك وديع حدّاد، بنيان گذار جنبش ملّى گرايان عرب و از مهم ترين مبارزان فلسطينى در دهه هاى 70 و 80 م.، خالد مشعل از فرماندهان حماس و رئيس دفتر سياسى اين حزب كه ناكام ماند و محمود المبحوح از رهبران حماس، از جمله افرادى هستند كه گفته مى شود همگى قربانى ترورهاى خاموش سازمان هاى اطّلاعاتى رژيم صهيونيستى شده اند. ياسر عرفات، رهبر جنبش آزادى بخش فلسطين نيز ازجمله كسانى است كه گمان مى رود موساد در ماجراى مرگ وى نقش داشته است.

منبع: سايت وزارت اطّلاعات 


نوشتن نظر