فنگ شویی؛ بت پرستی مدرن یا استفاده از انرژی محیط؟!
موقعیت شما: موعود»مهدویت و آخرالزمان»مقالات مهدویت و آخرالزمان»امام مهدی (ع)»سیره و سنّت»خانواده مهدوی»سبک زندگی»فنگ شویی؛ بت پرستی مدرن یا استفاده از انرژی محیط؟!

فنگ شویی؛ بت پرستی مدرن یا استفاده از انرژی محیط؟!

شنبه ۰۸ شهریور ۱۳۹۳ ساعت ۱۶:۰۱
امتیاز این گزینه
(0 آرا)

اسلام امید بستن را تنها مختص به خدا می داند و مجاز، چرا که او سبب ساز است و همه امور تجلی و نمایش او است پس اگر به او توجه نکنیم یعنی به اصل و اساس هستی بی توجه هستیم.

 

 

"عرفان اسلامی منکر انرژی در طبیعت نیست اما مخالف امید بستن به مثلا نوع چیدمان اثاثیه در فنگ شویی برای خوشبختی است. در واقع آنچه که اسلام مخالف است امید بستن به هر چیز یا هر کس غیر خداست. اسلام امید بستن را تنها مختص به خدا می داند و مجاز، چرا که او سبب ساز است و همه امور تجلی و نمایش اوست پس اگر به او توجه نکنیم یعنی به اصل و اساس بی توجه هستیم. در همین داشتن انرژی، اراده خدا وجود دارد. خدا می خواهد که چیدمان صحیح راهی برای دریافت انرژی های مثبت باشد حال اگر کسی از این اراده و مبدا غفلت کند، سعادتمند نمی شود هر چند از انرژی طبیعت در جهان منتفع شود." این جملات بخشی از سخنان حجت الاسلام بهمن شریف زاده، کارشناس فلسفه عرفان و فقه و استاد حوزه و دانشگاه در خصوص فنگ شویی و آثار آن بر زندگی است؛ مشروح گفتگوی ما را با مولف کتاب های "عرفان دینی؛ معنویت گرایی نوپدید"، "رسم سلوک"، "کلیاتی در باب هنر دینی و هنر سکولار "، عرض ذاتی و جایگاه موضوع در علوم" و "اخلاق الهی" می خوانید:

فنگ شویی به چه معنا است، ریشه آن از کجاست و چگونه انجام می شود؟
کلمه فنگ شویی در حقیقت یک واژه چینی مرکب از دو کلمه فنگ به معنی باد، و شویی به معنای آب است اما در اصطلاح فنگ شویی عبارت از یک نوع هنر، دانش و فلسفه زندگی است هنر و دانش زندگی متعادل و هماهنگ بین انسان و طبیعتی که پیرامون اوست و از سوی دیگر دانشی است برای قرار دادن هر چیز در جای صحیح خود. از این رو تکیه این دانش بر نظم و انضباطی است هماهنگ با نظم طبیعت.
ریشه فنگ شویی در حقیقت تفکر دائویزم یا تائویزم در حقیقت عرفان یا معنویت طبیعت گرا است.
تائویزم را می توان معنویت طبیعت گرا بدانیم فنگ شویی هم در حقیقت در ارتباط با هماهنگی با طبیعت است. در تفکر تائویزم طبیعت واجد انرژی است البته این نگاه ریشه تائویزم نیست. وقتی گفته می شود در تفکر تائویزم طبیعت واجد انرژی است در واقع تفکر تشریح می شود. طبیعت از انرژی فعال به دست آمده لذا دائویزم یا تائویزم که همان انرژی موجود در طبیعت است قابل دسترسی بوده یعنی انسان می تواند به آن انرژی دست یابد البته مشروط به اموری.

چگونه می توان به این انرژی دست یافت؟
انرژی مثبت در صورتی نصیب انسان از طبیعت می شود که او هماهنگ با نظم طبیعت برخورد کند.
امروز از فنگ شویی در دکوراسیون منازل استفاده می کنند. پیروان این باور معتقدند در این راستا اشیا را به گونه ای باید چینش کرد که با نظم طبیعت هماهنگ باشد که اگر این اتفاق افتد، از انرژی مثبت برخوردار می شویم اما اگر ناهماهنگ با نظم طبیعت خانه را چینش کنیم، در این صورت از این انرژی مثبت محروم شده و انرژی منفی به دست می آوریم.
اما فنگ شویی را می توان هم هنر نامید و هم فلسفه و هم دانش. فنگ شویی از این جهت که به نظم و چینش نظر دارد، هنر می توان دانست، و از آنجا که ریشه در تائویزم دارد، فلسفه و عرفان و از جهت دارا بودن انضباط، دانش شمرده می شود همچنین از آن جا که مبتنی بر طبیعت و انرژی موجود در آن است و اساس و پایه آن بر همین موضوع است، از شاخه های معنویت طبیعت گرا می تاون به حساب آورد.

عرفان اسلامی چه قضاوتی در خصوص فنگ شویی دارد؟ به عبارت دیگر آیا عرفان اسلامی فنگ شویی را رد می کند و در تقابل با آن است یا مقبول و پذیرفته شده است؟

از نگاه عرفان اسلامی، جهان طبیعت که مرتبه ای از هستی است تجلی اسماء و صفات خداوندی است، از این رو، طبیعت واجد انرژی و نیرو است و حال برخی از این نیروهای موجود در آن آشکار است و برخی نهان، برخی بالفعل است و می توان دید مانند انرژی خورشید، و برخی انرژی های نهان و بالقوه که انسان می تواند به فعلیت برساند، لذا از این حیث ما هم طبیعت را جزو انرژی های گوناگون می دانیم همان طور که تائویزم معتقد به انرژی است.
از سوی وجود نظم در جهان غیرقابل انکار است چرا که ما جهان را تجلی اسماء الهی می دانیم و یکی از اسما خدا، حکیم است لذا تجلی خدا را تجلی حکیمانه می دانیم و این تجلی به گونه ای است که نظم در آن است حتی در ریزترین جز آن وجود دارد هر چند ما این را درک نکنیم.
قرار دادن خود و اشیای پیرامون خود در هماهنگی با این انضباط (انضباطی که در طبیعت است) می تواند زمینه ساز دریافت انرژی های طبیعت باشد. اگر انسان ها بکوشند با نظم هستی منطبق شوند طبیعی است زمینه را برای دریافت انرژی های آشکار و نهان طبیعت فراهم می کند و هر چه قدر هماهنگ تر باشند میزان دریافت بیشتر دارند و برعکس.
اما عرفان اسلامی منکر این قضایا نیست این انرژی ها هم در جسم ما موثر است هم در روح. یعنی همان طور که معتقدان فنگ شویی بر این باورند که اگر چینش اثاثیه خانه مناسب باشد، آثار خوب دارد ما نیز منکر این موضوع نیستیم و هر چه قدرهم هماهنگ باشیم، طبیعی است انرژی بیشتری دریافت می کنیم. اما این نکته مهم است که آیا صرف هماهنگی با نظم طبیعت مستلزم سعادت بشر می شود؟ اینجاست که شاید بتوان تفاوتی با عرفان های طبیعت گرا و اسلامی قائل شد. عرفان اسلامی منکر انرژی در طبیعت و نظم نیست اما سعادت بشر وقتی تامین می شود که این مسیر به مبدا متصل شده و در ارتباط با او دیده و دانسته شود.
طبیعت و جهان که مرتبه ای از هستی است تجلی از خداست لذا سرنخ همه انرژی ها به مبدا لایزال می رسد. مبدا این تجلی و انرژی ذات خداست. حال اگر کسی بدون توجه به مبدا صرفا بخواهد به انرژی دست یابد درست مانند کسی است که از انرژی های آشکار دنیا بخواهد استفاده کند اما به دلیل ندیدن مبدا این دیدگاه متفاوت می شود لذا به سعادت نمی رسد هر چند بهره هایی از این انرژی در طبیعت ببرد.
بنابراین عرفان اسلامی منکر انرژی در طبیعت نیست اما مخالف امید بستن به مثلا نوع چیدمان اثاثیه در فنگ شویی برای خوشبختی است. در واقع آنچه که اسلام مخالف است امید بستن به هر چیز یا هر کس غیر خداست. اسلام امید بستن را تنها مختص به خدا می داند و مجاز، چرا که او سبب ساز است و همه امور تجلی و نمایش اوست پس اگر به او توجه نکنیم یعنی به اصل و اساس بی توجه هستیم. در همین داشتن انرژی، اراده خدا وجود دارد. خدا می خواهد که چیدمان صحیح راهی برای دریافت انرژی های مثبت باشد حال اگر کسی از این اراده و مبدا غفلت کند، سعادتمند نمی شود هر چند از انرژی طبیعت در جهان منتفع شود.
در واقع توجه به این انرژی بدون التفات به مبدا آن، نوعی شرک از دید عرفان اسلامی است. به طور مثال انسان به سنگ عقیقی که در انگشت دارد دل ببندد و وجود آن را مایه موفقیت خود بداند بدون توجه به مبدا این انرژی که خداست در واقع این نوعی بت پرستی است و با آن تفاوتی ندارد. لذا فنگ شویی نباید ما را به شرک و بت پرستی بکشاند.
غرق شدن در این قبیل مسائل و تمرکز مطلق بر فنگ شویی چه بازخورد و اثری بر سبک زندگی افراد می تواند داشته باشد؟
هر چقدر انسان بتواند نظم طبیعت کشف کرده و منطبق با او شود طبیعی است درگیری او با طبیعت کمتر می شود وقتی درگیر شد، موجب فرسایش فیزیک و روح او می شود چرا که رفتار او اعم از حرف زدن، کار کردن، پوشیدن و ... در معارضه با طبیعت است. هر چقدر بی نظم باشیم در هر رفتاری این بی نظمی موجب فرسایش می شود و هماهنگی با انضباطی که خدا در طبیعت گذاشته موجب رشد می شود.

______

شبستان

نوشتن نظر